جستجو در انجمن

مشاهده نتایج برای برچسب های 'روسیه'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بوسیله برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


انجمن ها

  • بخش داخلی
    • اخبار و قوانین
    • ماهنامه میلیتاری
    • گالري عكس و فيلم
    • کتابخانه میلیتاری
    • مقالات برتر
  • War and History - بخش جنگ و تاریخ
    • مباحث جامع نظامی
    • پیمان ها - قراردادها و معاملات تسلیحاتی
    • دکترین و استراتژی
    • عملیات های نظامی
    • جنگ تحمیلی
    • تحولات روز امنیتی نظامی بین الملل
    • General Military Discussions
  • Air force Forum - بخش نیروی هوایی
    • هواپیماهای نظامی
    • بالگردهای نظامی
    • تسلیحات هوایی
    • متفرقه در مورد نیروی هوایی
    • سایر بخشهای نیروی هوایی
    • Airforce - English
  • Army Forum - بخش نیروی زمینی
    • ادوات و تسلیحات زمینی
    • خودروهای نظامی و زره پوش ها
    • مباحث جامع زرهی
    • توپخانه زمینی
    • موشک های زمین پایه
    • الکترونیک زمینی
    • تجهیزات و تسلیحات انفرادی
    • متفرقه نیروی زمینی
    • سایر بخشهای زمینی
    • Ground forces - English
  • Navy Forum - بخش نیروی دریایی
    • شناورهای سطحی
    • شناور های زیرسطحی
    • هوا دریا
    • تسلیحات دریایی
    • سایر بخش های نیروی دریایی
    • علوم و فنون دریایی
    • راهبردها و راهکنش های دریایی
    • تاریخ نیروی دریایی
    • اخبار نیروی دریایی
    • Navy - English
  • News Section - بخش خبر
    • اخبار روز ایران و جهان
    • اخبار صفحه اول
    • رایانه و شبکه
    • English News
  • Non-Military Forums - سایر بخشها
    • دیگر موضوعات و مطالب

پیدا کردن نتایج در ...

یافتن نتایج که ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروز رسانی

  • شروع

    پایان


Filter by number of...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


Website URL


Yahoo


Skype


Location


Interests

پیدا کردن 48 results

  1. در ابتدا توضيح بدم كه تحت عنوان T.50 دو پروژه وجود دارد يكي مربوط به طرح جت آموزشي پيشرفته كره جنوبي و ديگري طرح سخوي براي جنگنده ي نسل پنجم روسيه (البته اين طرح براي مقابله با رپتور ها كاملتر شده و زودتر وارد خدمت خواهد شد) مدتهاست كه طرح جنگنده ي نسل پنجم روسيه(LFI كه مخفف logkiy frontovoi istrebitel) مطرح است و با مشكلات بسياري همراه بود تا كنون طرح هاي بسياري براي آن مطرح گرديده كه حتي تا نمونه سازي هم پيش رفته ولي نبود بوجه و پشتيباني موجب كنسل شدن آنها گرديده طرح هايي همچون mig.144 كه شركت ميگ اميد بسياري به آن داشت ولي پيشنمونه ي آن حتي پرواز هم نكرد يا طرح su.47 بركوت كه درواقع يك طرح آزمايشيست با وجود بسيار كارا بودن اين طرح و حتي جنبه هاي برتر آن نسبت به رپتور هاي آمريكايي اميد كمي به توليد آن وجود دارد(رقيب اين طرح طرح x.29 نبود طرح فوق محرمانه ي F.25 بود كه كنسل گرديد) اگر هم توليد شود در تعداد پايين و آهنگ كند خواهد بود I.2000 هم كه تنها روي كاغذ نقش بست و هيچگاه فراتر نرفت.(البته اين طرح را بايد مشتقي I.2000 دانست) اما با رشد اقتصادي روسيه تصميم گرفته شده تا بوجه مورد نياز را تامين كنند پروژه اي جاه طلبانه كه اميد بسياري به آن مي رود اين طرح از سوي سخوي پيشنهاد شده و اولين طرحيست كه از اين شيوه ي پنهانكاري در شرق استفاده مي كند به تقليد از آمريكا طرح T.50 بسيار شبيه به f.22 از كار در آمده البته دماق و قسمت دم تفاوت دارند اما در نهايت شباهت در انتخاب شيوه ي آيرو ديناميكي بسيار بچشم مي آيد البته از محفظه هاي سلاح خبري نيست(چيزي كه حتي در بركوت هم بود) اين جنگنده به نام PAK FA خوانده مي شود كه مخفف Perspektivnyi Aviatsionnyi Kompleks Frontovoi Aviatsyi - Future Air Complex for Tactical Air Forces است اما ويزگي ها قرار است اين جنگند از قدرت پرواز سوپر كروز همانند رپتور برخوردار باشد همچنين بيشينه وزن برخواستن آن(20 تن) است كهاين ميزان براي F.22 رپتور (24 تن) و براي F.35 هم 17.2 تن مي باشد كه اين يعني وزن كمتر و چابكي بيشتر نسبت به رپتور براي افزايش پنهانكاري از جنبه هايي از روشهاي بكار رفته از بركوت استفاده شده جنگنده ي T.50 از دو موتور AL-41F استفاده مي كند در مورد رادار T.50 قرار است از يك رادار چند حالته ي جديد با توان آشكار سازي بالا وبرد بيشينه ي زياد توسط فازاترن (Fazatron-NIIR) در حال تكميل است استفاده كند قرار است اولين پيشنمونه هاي T.50 يا همان PAK FA بين سالهاي2006 تا 2010 انجام گردد و تا سال 2011 يا 2012 وارد خدمت گردد(البته بعيد است به اين سرعت آزمايشات آن تمام شود چون بطور مثال رپتور مدتها در انتظار ورود به خدمت بود) گفته مي شود ممكن است اين طرح بيش از 1.5 بيليون دلا هزينه ي كلي داشته باشد(واقعا نجوميه)گفته مي شود حد اقل به 800 ميليون دلار تنها براي تكميل ايونيك آن مورد نياز است اينكه آيا اين جنگنده با اين ارقام نجومي در سال 2010 وارد خدمت مي شود يا نه يك معماست؟ Military.blogfa.com
  2. معاون نخست‌وزیر روسیه گفت: تانک جدید روسیه با نام "آرماتا" به عنوان مدل پایه‌ای برای ساخت سه نمونه جدید خودروي جنگی در این کشور انتخاب شده است. به گزارش مشرق به نقل از ایسنا، ديمیتری روگوزین معاون نخست‌وزیر روسیه افزود: تولید انبوه این خودرو جنگی از سال 2015 میلادی انجام خواهد شد. به گفته معاون نخست وزیر روسیه، ساخت نفربر و خودروي محافظت شده برای عملیات نجات در میادین نبرد از جمله برنامه‌های جانبی براساس طرح اوليه تانک جدید روسیه خواهد بود. مرکز تحلیل تجارت جهانی اسلحه نیز پیشتر اعلام کرده بود، میزان صادرات تانک روسیه از سال 2010 میلادی تا 2013 میلادی به بیش از 860 فروند خواهد رسید که درآمد دو میلیارد و 750 میلیون دلاری را برای این کشور خواهد داشت. [color=blue][url=http://www.mashreghnews.ir/fa/news/117233/%D8%B1%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%A7%D9%86%DA%A9-%D8%A2%D8%B1%D9%85%D8%A7%D8%AA%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D8%AF]منبع[/url][/color]
  3. سلام خدمت دوستان میلیتاری ! با توجه به اینکه سامانه باک توسط آقا سینا معرفی شده ولی من مطلبی در مورد محافظ رادارهای سیستم باک چیزی ندیدم تصمیم گرفتم که نحوه محافظت سیستم باک توسط روسیه رو برای دوستان شرح بدم . سعی می کنم خلاصه و مفید بنویسم . همیشه سامانه های راداری فعال در معرض هدف قرار گرفتن موشک های ضد راداری نظیر KH-58 و AGM-88 HARM قرار داشته اند ، بدین منظور شرکت Almaz-Antey روسیه به این فکر افتاد تا برای حفاظت از سیستم های راداری سامانه های پدافند هوایی خود نظیر BUK سامانه ای را طراحی کند تا قابلیت انهدام موشک های ضد رادار را درست در لحظه ی قبل از برخورد دارا باشد . بدین منظور این شرکت سامانه ی Gazetchik را طراحی کرد . این سیستم متشکل از 4 قسمت اصلی می باشد . قسمت اول یک آشکار ساز مستقل از رادار می باشد که وظیفه کشف موشک های ARM را دارد. قسمت دوم دیکوی های فرکانس رادیویی فعال هستند . قسمت سوم قسمت نیز بخش اقدامات پسیو سامانه به وسیله ی chaff ها و aerosols است .(معمولا 3-4 عدد پرتابگر وجود دارد که تا زاویه 90 درجه از جلو و با دید 360 درجه چف ها قابل پرتاب هستند) آخرین قسمت این سامانه هم قسمت ارتباطی با رادارهای محفاظت شده و یا مرکز فرماندهی می باشد . نحوه ی کار: زمانی که یک ARM به رادار نزدیک میشود ، آشکارساز سامانه شروع به هشدار دادن به مرکز کنترل می کند . سپس مرکز فرماندهی دیکوی های راداری را برای منحرف سازی موشک ایجاد می کند و درست چند ثانیه قبل از برخورد موشک به رادار chaff ها و aerosols از طریق محفظه های به سمت موشک شلیک میشوند و درست روبروی موشک منفجر میشوند و باعث انحراف موشک به پایین میشوند و اینگونه رادارها جان سالم به در می برند ، البته اگر حتی 1-2 ثانیه چف ها دیر شلیک شوند امکان نابودی خود سامانه ضد ARM نیز وجود دارد چون در فاصله بسیار نزدیک به سامانه قرار می گیرند . این هم چند عکس از نحوه ی نابودی ARM . (داخل کلیپ این موشک از یک عدد اف 22 شلیک میشود و بعد از اینکه موشک نابود می شود سامانه باک 8 عدد موشک به سمت اف 22 ها شلیک می کنند و هر 3 آن ها رو به درک واصل می کند ) روی تصویر کلیک کنید تا با بزرنگمایی بیشتری نحوه مقابله رو ببینید... فقط برای میلیتاری ترجمه : hamedof استفاده از مطلب با ذکر نام مترجم و سایت میلیتاری بلامانع است منابع: http://militaryforce...n-6-98-669.html http://pvo.guns.ru/rtv/gazetchik.htm http://articles.jane...Federation.html ************************* با تشکر از شما.منتقل شد. OPS
  4. به نام خدا و با سلام خدمت دوستان گرامی در این تاپیک می خواهیم درباره نبردی صحبت کنیم که در جهان کمتر مطرح شده است ولی در عین حال یکی از اثر گذار ترین جنگ های جهان به شمار می رود که توانست چهره جهان را تغییر دهد. جنگ شوروی و مغولستان از یک سو و امپراتوری ژاپن از سویی دیگر در کنار رودخانه KHALKHIN GOL و شکست امپراتوری ژاپن در این جنگ که تنها چند هفته پیش از آغاز جنگ جهانی دوم اتفاق افتاد ، باعث شد که سرنوشت جنگ جهانی دوم تغییر کند. تا پیش از قرن بیستم میلادی ، کشور ژاپن در شمار عقب مانده ترین و بدبخت ترین کشورهای جهان به شمار می رفت. این کشور که فاقد هر گونه منابع قابل توجه بود از دیرباز طمع هیچ یک از کشورهای استعمارگر ، جهت تسخیر و استعمار این کشور را بر نمی انگیخت. از این رو در طول تاریخ ، کشورهای استعمار گر کوچکترین توجهی به ژاپن نداشتند. مردم ژاپن در این دوره مردمی بودند که به شدت دچار سستی و رخوت شده بودند. با آغاز قرن بیستم مردم ژاپن نیز به مرور نسبت به وضع نابسامان کشور خود اظهار نارضایتی می کردند. مردم ژاپن معتقد بودند که علت اصلی گرفتاریها و بدبختی های مردم ژاپن ناشی از روش حکومت امپراتوری این کشور است. کم کم اعتراضات مردمی بالا گرفت و مردم از امپراتور این کشور خواستند مجلسی متشکل از نمایندگان مردم را تشکیل دهد که کار اداره امور کشور را بر عهده داشته باشد. 124 امین امپراتور ژاپن (امپراتور میی جی تنو) به ناچار با درخواست مردم موافقت کرد و مجلس نمایندگان را تشکیل داد. از زمان تشکیل این مجلس و تبدیل حکومت ژاپن به سلطنتی مشروطه ، ارتش این کشور (به موازات سیاست های توسعه طلبانه سران ژاپن) رشد صعودی را به خود گرفت و به سرعت تبدیل به یکی از ارتش های بزرگ جهان گردید. ژاپن که از نظر اراضی و منابع طبیعی ، کشوری کوچک و فقیر به حساب می آمد ، چشم طمع به اراضی و منابع مناطق غربی ژاپن دوخته بود. در سال 1902 ارتش ژاپن بسیار نیرومند گردیده بود. به طوریکه اکثر دول قدرتمند آن زمان مثل اسپانیا ، انگلستان ، شوروی و فرانسه ناگهان از بروز این قدرت جدید و جوان که آماده بلعیدن اراضی و منابع شرق آسیا بود به وحشت افتاند. در 7 فوریه سال 1904 ارتش ژاپن به بندر بسیار مهم و استراتژیک پورت آرتور که در شمال شرق چین واقع شده بود حمله کرد. این بندر که متعلق به روسها بود ، به عنوان پایگاهی برای حفظ منافع روسیه در اقیانوس آرام به شمار می رفت و در واقع مرکز فرماندهی دریایی روسیه تزاری در اقیانوس آرام به شمار می رفت. این بندر مهم و استراتژیک به سرعت به تصرف ارتش ژاپن درآمد و ناوگان روسیه در شرق این کشور در برابر ناوگان دریایی ژاپن به سختی شکست خوردند و این شکست به شدت باعث تحقیر روسیه در مجامع بین المللی شد. در 27 می 1905 ناوگان دریایی امپراتوری ژاپن با ناوگان روسیه در تنگه معروف تسوشیما درگیر شد و ناوگان روس ها را تارومار کرد. شکست های پی در پی شوروی در این سالها از ژاپن باعث شد که این شکست ها به صورت عقده ای برای افکار عمومی مردم روسیه در بیاید. تا سال 1912 ارتش دو کشور درگیری های پراکنده ای با یکدیگر داشتند که بیشتر این درگیری ها به نفع ژاپن به پایان می رسید. مدتی نیز با وساطت انگلستان بین این دو کشور صلح و آتش بس برقرار می شد ولی چندان دوام نمی آورد و به سرعت درگیریهای بین این دو کشور ادامه پیدا می کرد. پس از پیروزی بلشویک ها در روسیه و سرنگون کردن حکومت تزار ها و تاسیس اتحاد جماهیر شوروی و حزب کمونیسم به رهبری لنین ، ورق بخت ژاپنی ها بازگشت. ژاپنی ها که به مدت 15 سال به طور مداوم و مستمر سواحل و متعلقات روسیه را در شرق این کشور مورد ترکتازی خود قرار می دادند ناگهان با ارتشی منظم و قدرتمند مواجه شدند. با سرنگون شدن حکومت تزارها و روی کار آمدن بلشویک ها ، ارتش روسیه (شوروی) دچار تحولات اساسی شد و شروع به بازسازی مجدد خود کرد. امپراتور میی جی تنو امپراتور هیروهیتو [/color]
  5. آفتاب: فرمانده واحد پدافند موشکی نیروی هوایی روسیه گفته‌است که جدیدترین سیستم پدافندی این کشور موسوم به S-400 از هفته آینده در اطراف مسکو مستقر شده و تا پایان سال 2015 حراست از اتمام مراکز مهم اقتصادی و سیاسی روسیه را بر عهده‌دار شده و شانس وقوع هرگونه حمله پیش دستانه خارجی را به حداقل خواهد رساند . به گزارش خبرگزاری ریانووستی، سرتیپ الکساندر گورکوف روز پنج‌شنبه با اعلام این خبر گفت: «اولویت اول، حراست از حریم هوایی مسکو است و به همین منظور این سیستم از هفته آینده در مراکز مهم اطراف مسکو مستقر خواهد شد. بعد از آن S-400 در دیگر مناطق کشور نیز مستقر خواهد شد». وی افزود که این سیستم جدید طی دو مرحله در اختیار نیروی هوایی روسیه قرار خواهد گرفت، به گونه‌ای که تا آغاز سال 2010 شهرهای بزرگ و مناطق اطراف آنها را شامل می‌شود و در مرحله دوم یعنی تا سال 2015 پوشش هوایی بقیه مناطق کشور را نیز در بر خواهد گرفت. به گفته گورکوف به غیر از S-400، نمونه‌های مدرنیزه شده بقیه محصولات صنایع نظامی روسیه نیز به‌زودی در اختیار واحد پدافند ضدموشکی قرار خواهد گرفت. وی گفت که این تسلیحات شامل سیستم‌های پدافندی با برد کوتاه، متوسط و دور می‌شود. به ادعای تحلیلگران نظامی روسیه سیستم پدافند موشکی S-400 قابلیت انهدام همه اجسام پرنده از جمله هواپیما، هواپیماهای بدون سرنشین و موشک‌های بالستیک با هر سرعتی را دارا است . حداکثر برد این موشک‌ها از نظر مسافت 400 کیلومتر و از لحاظ ارتفاع 30 کیلومتر است. تفاوت عمده S-400 نسبت سیستم‌های مشابه آن است که کلاهک‌ موشک‌های این سیستم به ابزارهای نشانه‌روی خودکار در آسمان مجهز شده‌اند. گفتنی است موضوع استقرار سپر دفاع موشکی آمریکا در اروپای شرقی باعث تکاپوی شدید فرماندهان ارتش روسیه شده‌است. روس‌ها می‌گویند که استقرار این سیستم موازنه استراتژیک کنونی در قاره اروپا را از بین برده و قابلیت پیش‌دستی آمریکا در هر برخورد نظامی احتمالی را افزایش می‌دهد.
  6. تاكيد وزير امور خارجه بر تسریع روند پروژه های ایرانی - روسی [align=center][/align] رایزنی های معاونان وزرای امورخارجه ایران و روسیه به ریاست مهدی صفری معاون آسیا، اقیانوسیه و مشترک المنافع و الکساندرلوسیاکف معاون آسیا وزارت امور خارجه روسیه امروز در تهران برگزار شد. در این مذکرات، طیف وسیعی از موضوعات دوجانبه، منطقه ای و بین المللی مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت و طرفین تاکید کردند که در خصوص بسیاری از موضوعات یاد شده اشتراک نظر بالایی بین مواضع دو کشور وجود دارد و به همین خاطر ضروری است که تماس های مسئولین دو کشور بیش از پیش گسترش یابد. معاون وزیر امورخارجه روسیه در این دیدار با تاکید بر اهمیت و جایگاه جمهوری اسلامی ایران در سیاست خارجی روسیه یادآور شد که این موقعیت در نوع خود بی نظیر است و به همین خاطر کشورش احترام ویژه ای به روابط خود با تهران قائل است. لوسیاکف اهمیت موضوعات اقتصادی در تحکیم هر چه بیشتر مناسبات را مورد تاکید قرار داده و یادآور شد باید تلاش گردد که پروژه های در دست اجرای دو کشور نظیر: فروش هواپیما، ماهواره زهره و نیروگاه ذغال سنگ طبس هر چه سریعتر عملی گردد. معاون وزیر امورخارجه روسیه، اهمیت ساخت و راه اندازی نیروگاه بوشهر را یادآور شد و تاکید نمود مسکو در راه اندازی این نیروگاه جدی است و تلاش به عمل خواهد آمد که موانع تحقق این امر، هر چه سریعتر مرتفع گردد. صفری معاون وزیر امورخارجه جمهوری اسلامی ایران نیز در این مذاکرات، اهمیت روابط دو کشور را مورد تاکید قرار داده و تاکید نمود که اقدامات عملی و از جمله عملی شدن توافقات از سوی طرف روس و بویژه راه اندازی نیروگاه بوشهر نقش بسزایی در پیشبرد همکار های دو کشور خواهد داشت. منبع : www.avia.ir
  7. http://www.milavia.net/aircraft/su-34/gallery/su-34_15.jpg SU-32/34 در واقع حاصل تغییر SU-27 به یک جنگنده - بمب افکن دو سزنشینه می باشد.تاکنون حدود هفت پیش نمنه از این جنگنده , جهت ارزیابی آن به عنوان جایگزینی برای بمب افکنهای تاکتیکی سبک SU-24 فنسر و همچنین در نقش یک هواپیما تهاجمی دوربرد دریاپایه ساخته شده اند.نیروی هوایی روسیه تا مدتها این هواپیما را با نام SU-27IB و جایگزین فنسرهای خود می شناخت , در حالی که سوخوی نام SU-32FN را بریا نمونه اصلی , SU-32FM را برای نمونه تهاجمی دریاپایه و SU-34 را برای بازار صادرات برگزیده بود.برنامه تکمیل این جنگنده تاکنون صدمات زیادی از کمبود بودجه دیده است. نیروی هوایی روسیه در ابتدا سال 2004 را برای ورود به خدمت SU-27IB برگیزده بود , ولی سپس این تاریخ دست کم تا سال 2010 به تعویق افتاد.در جریان آزمایشها , مشکلاتی در زمینه رایانه های داخلی و میزان توانایی در زمینه بازار رزمی بروز کرد که به گفته منابع دست اندار کار , قابل حل هستند.گفته می شود این هواپیما از بازار صادرات آن نیز به میزان زیادی به فروش داخلی اش بستگی دارد.بدنه SU-32/34 به گونه ای طراحی شده که علاوه بر دو نقش یاد شده امکان استفاده از آن به عنوان یک جنگنده شناسایی برای جایگزینی SU-24MR فنسر E و احتمالا جایگزینی SU-24MP فنسر F نیز وجود دارد.استفاده از SU-32/34 در جنگهای ضد یزر دریایی و جایگزین نمودن آن به جای IL-38 نیز از دیگر موارد مورد نظر سوخوی می باشد. اما SU-32/34 تنهخا نمونه فلانکر با صندلیهای کنار هم نیست , بلکه نمونه آزمایشی دریاپایه SU-27KUB (SU-33KUB نیز دارای این ویژِگی می باشد. سرمنشا پیدایش SU-32/34 با وجود دماغه بزرگتر آن که همانند نوک پیلاتیپوس (نوعی جانور آبزی و تخمگذار در نواحی استرالیا) است , کاملا مشخص می باشد.ترکیب صندلیهای کنار هم برای خلبان و افسر جنگ افزار , میزان راحتی خدمه را برای یک هواپیما رزمی تا سطح بالایی افزایش می دهد و به آنان امکان تغییر موقعیت و رفع خستگی ناشی از ماموریت طولانی را فراهم می کند.صندلیهای پرتاپ شونده زوزد K-36DMI به گونه ای طراحی شده اند که بدن در بهترین وضعیت ممکن قرار بگیرد.دستیابی به کابین مجهز به صفحات تیتانیومی نیز از رطیق یک نردبان یکپارچه با بدنه که به داخل محفظه چرخ جمع می شود , انجام می گیرد.خو.د کابین نیز به دستشویی و یک آشپزخانه کوچک مجهز است. http://www.milavia.net/aircraft/su-34/gallery/su-34_12.jpg پانل گسترده تجهیزات در بردارنده حدود پنج صفحه نمایش چند کاره و یک صفحه نمایش سر بالا برای خلبان است و دید به جلو از طریق کابین خلبان , عالی است.پیش نمونه به یک رادار آرایه فازی چند کاره ساخت لنینتس مجهز است که آنتن آن در عقب گنبد دماغه جای می گیرد تا بیشترین ابعاد ممکن برای آرایه فراهم شود.یک رادار عقب نگر نیز در طول دم و بین خروجیها موتور قرار می گیرد که میزان هشداردهی در مورد اهداف در نیمکره عقبی و پرتاپ موشک به سمت آنها را تا حد زیادی افزایش می دهد. همچون SU-35 , جنگ افزارهای پرتاپ شونده به سمت عقب حتماا از نوع بر گرفته از AA-11 آرچر با نام R-74 خواهد بود و گفته می شود که روسیه تنها کشوری که بر روی به کارگیری این نوع موشکها کار می کند.این هواپیما که برای ایفای نقش حملات هوا به زمین در نظر گرفته شده است , با به کارگیری مجموعه گسترده موشکهای هوا به هوای خود , از توانایی هوا به هوای قابل توجهی نیز برخوردار است.مجموعه جنگ افزارهای هوا به سطح آن نیز شامل تمامی موشک های مورد استفاده اعضای مختلف خانواده فلانکر می شود.SU-32/34 دارای توانایی سوختگیری در پرواز , مخازن سوخت اضافی در قسمت دم و امکان حمل سه مخزن سوخت اضافی می باشد.نمونه های تولیدی از یک جفت موتور توربوفن لیولکا - ساترن AL-41F , هر یک بار رانش با پس سوز 39240 پاوند نیز خواهند گرفت.
  8. تیپ های دفاع هوایی-فضایی روسیه به S-400 و S-500 مجهز میشوند مسکو، 20 مرداد، خبرگزاری «ریا نووستی»/ ژنرال "الکساندر زلین" فرمانده کل نیروی هوایی روسیه روز سه شنبه اطلاع داد که تیپ های نیروی دفاع هوایی-فضایی نیروهای مسلح فدراسیون روسیه به سیستم های اس-400 و اس-500 مجهز خواهند شد. زلین گفت: "با احتساب ایجاد طرح دفاع هوایی- فضایی ما تیپ هایی ایجاد کرده ایم که اکنون به مجموعه های اس-400 و اس-500 مسلح می شوند و خواهند شد". وی توضیح داد که مجموعه های اس-500 در نتیجه تکامل بخشیدن به تسلیحات دفاع ضدهوایی با قابلیت انجام ماموریت های جدید نظامی ساخته شده اند. فرمانده کل نیروی هوایی روسیه گفت: "اس-500 بر اساس اس-400 ساخته نمی شود، این شکل تکامل بخشیده شده تسلیحات است که توان انهدام اهداف هیبرسونیک و بالستیک را دارد".
  9. آخرین محصول از سری تانکهای روسی با عنوان T- می باشد که در آن شاهد ارتقا قدرت آتش، حرکت و انتقال و زره می باشیم. این تانک توسط شرکت نیژنی تاجیل روسیه ساخته می شود. در حال حاضر T-90 در نیروی زمینی روسیه و هند به خدمت گرفته شده است. در فوریه 2001 هند قراردادی برای خرید 301 فروند از این تانک را امضا کرد که از این تعداد 124 تانک در روسیه ساخته و بقیه در هند مونتاژ شد. اولین تانک در سال 2004 به هند تحویل داده شد. همچنین T-90 های مونتاژ شده در هند نیز با نام بهیشما شناخته می شوند. این تانک توسط سیستمهای خود محافظتی و نمایشگرهای فروسرخ ساخته شده در فرانسه و بلاروس (روسیه سفید) تجهیز شده است. در ژانویه 2005 اعلام شد که 91، T-90 دیگر نیز در نیروی زمینی روسیه به خدمت گرفته خواهد شد. -------------------------------------------------------------------------------- http://hostedpictures.com/images/realehsan/t901.jpg http://hostedpictures.com/images/realehsan/t902.jpg http://hostedpictures.com/images/realehsan/t904.jpg تسلیحات تسلیحات T-90 شامل توپ 125 میلیمتری 2A46M بدون خان می باشد که قادر به شلیک انواع تسلیحات مانند توپ های HEAT (توپ انفجاری بسیار قوی زد تانک)، APDC (توپ زد زره)، HE-FRAG خرده های انفجاری قوی بعلاوه ی گلوله های انفجاری با فیوزهای زمانی می باشد. . این توپ دارای سیستم پر کن خودکار است و آن را بدون پیاده کردن برجک تانک براحتی می توان پیاده کرد. علاوه بر توپ 125 میلیمتری T-90 می تواند موشک هدایت شونده زد تانک 9M119 رفلکس ( کد ناتو AT-11 اسنایپر) را شلیک کند. برد این موشک 100 تا 4000 متر بوده که در عرض 11.7 ثانیه می تواند به دورترین فاصله مجاز خود برسد. از این سیستم موشکی برای مقابله با زره های واکنشی و حتی اهداف هوایی کم ارتفاع مانند هلیکوپتر تا برد 5 کیلومتر استفاده کرد. این سیستم موشکهای 9M119 یا 9M119M که دارای هدایت نیمه فعال لیزری است شلیک می کند. وزن این موشکها 23.4 کیلوگرم است. همچنین T-90 با مسلسلهای 7.62 میلیمتری و 12.7 میلیمتری زد هوایی تجهیز شده است. یک قبضه مسلسل کلاشنیکف AKS-74 نیز در قسمت انبار تانک نگهداری می شود. زره T-90 با زره های معمولی و زره های انفجاری واکنشی (ERA) محافظت می شود. سیستم کمک رسانی دفاعی Shtora-1 ساخت روسیه نیز به پایداری تانک کمک می کند. این سیستم شامل پارازیت اندازهای گرمایی، سیستم هشدار دهنده لیزری با چهار دریافت کننده لیزری، سیستم نارنجک انداز دودی برای استتار تانک بعلاوه سیستم کنترل کامپیوتری می باشد. همچنین در T-90 از تجهیزات حفاظتی ش.م.ر(شیمیایی،میکروبی،رادیواکتیو) استفاده شده است. کنترل آتش T-90 دارای سیستم کنترل آتش اتوماتیک 1A4GT می باشد که شامل سیستم کنترل آتش روز 1A43 توپچی، آلت نشانه روی گرمایی TO1-KO1 توپچی دارای برد 1.2 تا 1.5 کیلومتری تشخیص هدف و نمایشگر PNK-S فرمانده است. خود سیستم 1A43 نیز شامل آلت نشانه روی/ فاصله یاب با کانال هدایت موشک، اندازه گیر باد، کامپیوتر 1V528 و تثبیت کننده تسلیحات 2E42-4 می باشد. آلت نشانه روی PNK-4S فرمانده شامل آلت نشانه روی روز/شب با برد تشخیص هدف 800 متر در روز و 700 متر در شب می باشد. راننده نیز با نمایشگر فروسرخ دید در شب TVN-5 مجهز می شود. رانش T-90 از موتور V-84MS با قدرت 840 اسب بخار پیستونی چهار زمانه نیرو می گیرد. این موتور از انواع سوخت مانند کروسین (نفت سفید) و بنزین بعلاوه دیزل می تواند استفاده کند. در مجموع 1600 لیتر سوخت را این تانک می تواند حمل کند که منابع آنها با زره های مناسب محافظت می شوند. http://www.warlib.ru/articles/000107/T90.jpg jangafzar.ir
  10. تانک تی – 34 پدر تمام تانکهای مدرن دنیا تانک (تی – 34 ) یک تانک متوسط ساخت روسیه ی شوروی بود که در جنگ جهانی دوم به موقعیتی افسانه ای دست یافت . همچنین این تانک در ابر نبرد (کرسک) نقش فوق العاده حیاطی را ایفا کرد . طراحی و ساخت این تانک برگرفته از دست آوردها ودانشی بود که روسها از ساخت مدل های گزشته ی این تانک به دست آورده بودند مانند : (بی تی – آی اس) , (ای-20) , (ای -30) و تانک (تی - 32) . تانک (تی – 34 ) در تنگ کردن حلقه حملات بر علیه نیروهای رایش سوم در روسیه بسیار موثر بود . این تانک از نظر تعداد ساخت دومین تانک در جهان است (رتبه ی اول را تانک تی – 55/54 که جانشین این تانک به حساب می آید دارد.) . تانک (تی – 34 ) تا سال 1958 مورد بهره برداری قرار گرفت و حتی در جنگ کره ی شمالی و کره ی جنوبی هم مورد استفاده بود و سرانجام باید گفت این تانک به چندین و چند کشور جهان صادر شد . طراحی (تی – 34 ) مختصری از طراحی تانک قبلی خود (تی – 32) برداشت شده بود که خود این تانک هم از نمونه ی قبلی برداشت شده بود . در ابتدا قرار نبود (تی – 34 ) به این نام ساخته شود و قرار بود تنها مدل پیشرفته تری از (تی – 32) ولی اعظای تیم طراحی این تانک بر آن شدند تا با تغییرات زیادی که در زره تانک ( از جمله قرار دادن تعدادی صفحه ی محافظ قابل تعویض در زره های کناری و جلوی تانک) ایجاد شده بود , این تانک را مدل جدیدی بنامند . این تانک در سال 1940 به تولید انبوه رسید . ورود این تانک به میدان های نبرد در شوروی , برای نیروهای مهاجم آلمان نازی یک غافلگیری بزرگ بود. طراحی بسیار خوب و زره چد لایه یکی از مزایای این تانک بود که به قاتل نیروهای زمینی آلمان تبدیل شده بود . نیروهای آلمانی به زودی سلاح های ضد زره خود را در مقابل بده ی این تانک بی اثر یافتند . همچنین تغییراتی نیز در سلاح اصلی تانک صورت گرفت و همین مجموعه تغییرات باعث شد که این تانک به زودی به سرسخت ترین رقیب تانکهای آلمانی تبدیل شود و در آن سالها بهترین تانکهای آلمان هم توان رویارویی با این تانک را نداشتند . تانک (تی – 34 ) تقریبا در تمامی نبردها شرکت داشت و هر وظیفه ای را که قابل تصور باشد بر عهده می گرفت . ساخت و ساز تانک به شدت فشرده و سریع بود . به قدری تانک ساخته می شد که برای رنگ کردن آنها نفرات به اندازه ی کافی نبود و وقت کم می آمد و بسیاری از تانکها رنگ نشده مانده بودند . متد های ساخت انبوه به این گونه بود که باید بیشترین تعداد تانک ممکن را در کمترین زمان ممکن تولید کرد . تعداد خدمه ی تانک چهر نفر بود و تشکیلات و طراحی داخل تانک , به شدت تو در تو , تنگ و پر سروصدا بود. سیستم های تهویه ی هوا وجود نداشت لزا هوای درون تانک همیشه بد بو بود و افراد با کمبود اکسیژن رو به رو بودند . این تانک که در حد یک تانک متوسط طبقه بندی شده بود دارای یک توپ 76.6 میلیمتری بود .این توپ بعدها در مدل پیشرفته تر یعنی (تی – 85/34) با یک توپ فوق العاده قوی تر 85 میلینتری جایگزین شد . همچنین برجک تانک دارای دو مسلسل 7.52 میلیمتری نیز بود . 99% تانکهایی که از این مدل ساخته شده بود با سرعت ساخته شده بودند و عملیات رفع عیب در بیشتر آنها انجام نمی شد ولی همگی به خوبی کار می کردند . این تانک ها مقرون به صرفه , سازگار با شرایط سخت آب و هوایی روسیه , قابل اطمینان وفوق العاده با دوام بودند . این تانک در جنگهای سخت شرکت کرد و قدرت و کارایی بالای خود را ثابت نمود و توانست قوی ترین نیروی زمینی جهان را که تا کنون وارد خاک روسیه شده بود از آن بیرون راند . مشخصات عمومی : نام : تی – 34 پیمانکار : دولت روسیه ی شوروی کشور مبداء : روسیه ی شوروی سال ورود به خدمت : 1941 نوع : ام - بی- تی (تانک اصلی – قوی ترین تانک رزمی) خدمه : 4 نفر ابعاد : طول : 5.92 متر عرض : 3 متر ارتفاع : 2.44 متر وزن : 28 تن بازده عملی : موتور : (وی – 2 – 34 – وی – 12) دیزل با توان 500 اسب بخار بیشترین سرعت : 51.5 کیلومتر بر ساعت برد نهایی : 302 کیلومتر (در وضعیت آب و هوایی و ناهمواری عادی) تسلیحات : سلاح اصلی : یک غبظه توپ 76.2 میلیمتری سلاح ثانویه : دو غبظه مسلسل سبک 7.62 میلیمتری مهمات : 77 * 76.2 میلیمتری گلوله ی توپ 2.394 * 7.62 میلیمتری فشنگ مسلسل سبک سیستم های پشتیبانی : سیستم (ان – بی - سی) : خیر سیستم دید در شب : خیر
  11. پوتین و تسلیحات تغییر دهنده جریان بازی فرضیه : جنگ افزارهای هایپرسونیک سُرشی باسرعت بیش از 20 ماخ مسلح به سرجنگی حرارتی / هسته ای جدید روسی ، به تقریب هیچ سد دفاعی را در برابر خود نخواهند داشت . در ابتدای ماه مارس 2018 ، ولادیمیر پوتین بر خلاف رویه معمول معرفی تسلیحات جدید در روسیه ، شخصا" در مراسم معرفی یک جنگ افزار جدید هایپرسونیک سُرشی شرکت نمود و به گفته وی ، ورود این سلاح به سازمان رزمی ارتش روسیه ، انقلابی را در قابلیتهای رزمی این کشور ، در دوسطح تاکتیکی و راهبردی ، ایجاد خواهد نمود . این سلاح جدید که "آوانگارد" (پیشرو) نامیده شده بود ، از ابتدا در قالب یک سامانه تسلیحاتی راهبردی طراحی گردید که می بایست کلاهک جنگی حرارتی / هسته ای خود را با سرعتی فراصوت ، به هر نقطه از کره زمین ، حمل نماید . این کلاهک فراصوت که بر روی یک حامل با شناسه UR-100 قابل استفاده است ، پس از خروج از اتمسفر، قابلیت هدایت به سوی هدف با سرعتی نزدیک به 20 ماخ را خواهد داشت که ضمن اینکه رهگیری و انهدام آن را به تقریب به یک امر غیر ممکن تبدیل خواهد کرد ، پتانسیل استفاده از انرژی جنبشی در لحظه برخورد به هدف را بدان خواهد داد که صرفا" استفاده از این قابلیت ، میتواند حداقل موجبات انهدام چند بلوک شهری را فراهم کند . علاوه براین ، وجود ویژگی "سُرش " (glide) در این کلاهک ، ضمن آنکه مانورپذیری و طبعا" بقاء آن را افزایش میدهد ، برد افزون تری را بدان خواهد داده و این برای چندمگاتن سرجنگی حرارتی / هسته ای آوانگارد ، فرصتی را فراهم خواهد نمود تا هدف را بخوبی در تیررس خود قرار داده و منهدم نماید . رییس جمهوری روسیه ، در زمان رونمایی از این دستاورد نظامی جدید ، اعلام نمود که آوانگارد ، بدلیل دقت بسیار بالا ، به مانند یک شهاب سنگ و گلوله آتشین دقیق میتواند هر هدفی را در هر نقطه از جهان در بردی فرای تصورات موجود ، زیرآتش خود قرار دهد . درفوریه 2019 نیز ، پوتین مجددا" قابلیتهای این سلاح جدید را مورد تمجید قرارداد و ادعا نمود که آوانگارد ، یه یک سلاح تغییر دهنده جریان بازی تبدیل خواهد شد . درجریان مصاحبه ولادیمیر سونگورکین با رییس جمهور روسیه ، وی از پوتین سئوال نمود که " آقای رییس جمهور ، شما ،آوانگارد را با اولین ماهواره ارسال شده به فضا توسط انسان ، مقایسه کردید " آیا به نظر نمی رسد که این مقایسه ، بیش از حد مورد نیاز ، مبالغه آمیز است ؟؟ چرا که این دو تفاوت بسیاری با هم دارند ، به چه علت از این تحلیل استفاده کردید ؟؟ پویتن در پاسخ چنین گفت که :" این سیستم ، بدلیل تطبیق شرایط فعلی روسیه با وضعیت اتحاد شوروی در زمان ارسال اولین ماهواره ساخته دست بشر به فضا ، به منظور تلاشی برای حفظ امنیت ملی ، کاملا قابل مقایسه است . ارسال اولین ماهواره اتحاد شوروی به فضا ، در آن زمان ، معرف توانایی شوروی در تولید موشکهای بالستیک قاره پیما مسلح به کلاهکهای هسته ای و ارسال سیگنال به دشمن در وجود قابلیت انهدام اهداف مشخص در قلمرو وی ، محسوب میشد . درواقع ، این شلیک ، مقدمه برنامه تولید انبوه موشکهای بالستیک قاره پیما بود ، هرچند صنعت موشکی شوروی ، پیش ازاین ، مراحل توسعه خود را می گذراند ، اما جرقه اصلی این روند ، از همین رویداد زده شد و این به معنای تولد شاخه موشکهای بالستیک در ارتش سرخ بود . اما دوستان آمریکایی ما ، برای مقابله با این قابلیت ، توسعه سامانه های دفاع ضد بالستیک خود را در پیش گرفتند ، در نتیجه ، ما مجبور بودیم تا یک پاسخ نامتقارن ، کافی و جدی را ارائه کنیم ، اما این پاسخ دقیقا چه ماهیتی داشت ؟ بطور طبیعی ، طراحی مفهومی و سپس تولید سامانه آوانگارد ، پاسخ روسیه به سامانه دفاع ضد بالستیک بلوک غرب بود . حامل سُرشی با سرعت 20 ماخ در داخل لایه های جو به بسوی هدف حرکت میکند که تصور این فرآیند در گذشته بسیار مشکل بود . در نتیجه ، بلحاظ ایجاد پتانسیل دفاعی ، معرفی آوانگارد ، بطور دقیق معادل ارسال نخستین ماهواره به فضا و به برجستگی آن خواهد بود . به همین دلیل است که ما امروز درباره یک سلاح راهبردی بالستیک صحبت می کنیم . حال سئوال اینجاست که حامل کلاهک ، یک حامل جدید است ؟؟ پاسخ بطور قطع مثبت خواهد بود ، چرا که حامل مورد نظر ، یک پیشرفت مطلق در حوزه های فناوری و مواد بحساب می آید . براساس اطلاعات موجود ، بخش های قابل توجهی ازاین موشک در زمان شلیک بسوی هدف ، تا 3000 درجه سانتی گراد ، گرم خواهد شد ،آیا پیش ازاین ، چنین فناوری برای موشکهای بالستیک ، قابل تصور بود ؟ در مقایسه، سطح خورشید ، تا 6000 درجه حرارت تولید میکند و وقتی ما از حرارت 3000 درجه ای صحبت می کنیم ، قطعا" موشک مد نظر ، پوششی نظیر لایه محافظ بستنی شکلاتی دربر ندارد . فناوری روسی ، بدنه موشک با لایه ای از پلاسما قابل پوشش داده ، بطوری که در زمان شلیک ، حرارت بخش بیرونی به 1900 تا2000درجه می رسد و در همان زمان، قابلیت کنترل موشک برای اپراتور وجود دارد . در آخرین تست این موشک ، کاربر از عبارت " پیام تایید شد" استفاده کرد که به معنای اصابت دقیق کلاهک به نقطه از قبل تعیین شده بود . در حال حاضر ، مدرسه مهندسی و علوم روسیه ، موفقیتهای قابل توجهی را در بخش دفاعی کسب کرده اند واین کاملا فوق العاده است . بنابراین ، مقایسه آن با پرتاب اسپوتنیک ، کاملا به جا و مناسب به نظر می رسد . پی نوشت : 1- متن یک سیگنال مشخص را در اختیار خواننده می گذارد ، کشوری که رشد و توسعه متوازن نظامی را در دستور کار خود قرار دهد ، می تواند در حوزه تبلیغات و جنگ روانی ، به اصطلاح نظامی ، "دور تک" را مرتب حفظ کرده و استمرار دهد ، و این جدا از جنبه سخت افزاری قضیه بشمارمی رود و این درس عبرت بزرگی برای ما است ، چرا که روسها صرف نظراز قابلیت نامتعارف آوانکارد ، حساب ویژه ای بر روی اینسلاح برای استفاده در صحنه های رزمی متعارف باز کردند . بن پایه صرفاً برای میلیتاری / مترجم MR9
  12. مسکو، 4 بهمن، خبرگزاری «نووستی»/مانور مشترک دریای روسیه و فرانسه تحت عنوان "پاسکس" در نواحی شمال شرقی اقیانوس اطلس آغاز شد. ناخدا یکم "ایگور دیگالو" دستیار فرمانده نیروی دریایی روسیه به «نووستی» اطلاع داد: این مانور روز پنجشنبه ساعت 10 صبح به وقت مسکو آغاز شد. از سوی روسیه در این مانور کشتی ضد زیر دریایی "آدمیرال چاباننکو" از ترکیب گروه تهاجمی کشتی های فعال روسیه در اقیانوس اطلس و از سوی فرانسه کشتی "تورویل" شرکت می کنند. به گفته وی در جریان این مانور تمرینات نظامی و مانور دهی، تبادل هلی کوپتر، انتقال محموله های جامد در حین حرکت و تبادل افسران ارتباطات انجام خواهد شد. وی تاکید کرد: همکاری کشتی های دو کشور به طور محسوسی سطح همکاری و اعتماد در جریان اجرای وظایف مشترک امنیتی در دریا را افزایش خواهد داد.
  13. هواپیمای بلک جک، که اغلب با کد Tu-160 شناخته می شود، بمب افکن سنگین وزن مافوق صوتی است که در طی دوران جنگ سرد به منظور شلیک موشک های ALCM یا موشک کروز شلیکی از هوا به مرحله طراحی و تولید رسید. این هواپیما ساخت شرکت توپولف بوده و با لقب بلک جک یا شلاق چرمی شناخته می شود. بلک جک امروزه سنگین وزن ترین و می توان گفت تا حدودی قدرتمند ترین بمب افکن حال حاضر دنیاست. این هواپیما قادر است با ماکزیمم سرعتی معادل 2.200 کیلومتر بر ساعت پرواز کرده و فاصله ای برابر با 13.950 کیلومتر را بپیماید. این هواپیما، به دلیل پرواز در سرعت های مافوق صوت، دارای سیستم بال متغیر است که بنابر سرعت موجود میزان به عقب رفتگی بال را توسط کامپیوتر تنظیم می نماید. این هواپیما برای تامین قدرت خود از چهار موتور قدرتمند NK-32 توربوفن مجهز به پس سوز بهره می جوید که هر جفت در یک طرف بدنه آرایش یافته و حتی دارای ورودی های هوای متغیر هستند. ارابه فرود این هواپیما شامل یک ارابه دو چرخی در دماغه یا جلوی هواپیما و دو ارابه شش چرخی در دو جفت، در میان موتورها می باشد. همچنین در امتداد جلو و عقب این چرخ ها محفظه های حمل تسلیحات در خط میانی وسط هواپیما تعبیه شده است. در دماغه این هواپیما، سیستم رادارای آبزور K قرار گرفته است که از آن هم برای اسکن آسمان و همینطور برای بررسی و مطالعه اهداف زمینی استفاده می شود. همچنین در دماغه رادار سپوکا نیز برای بررسی سطح زمین هنگام پرواز سینه مال یا بسیار نزدیک به زمین و در ارتفاعات پایین نیز تدارک دیده شده است. برای انجام عملیات سوخت گیری هوا به هوا با دقت بیشتر، لوله سوخت گیری در جلوی شیشه خلبانان قرار گرفته که عمل سوخت گیری را به مراتب ساده تر می سازد. در کابین تحت فشار این هواپیما، حداکثر چهار خدمه سوار بر صندلی های نجات موشکی می توانند به عملیات بپردازند که این افراد را خلبان، کمک خلبان، مهندس پرواز یا ناوبر و مسئول تسلیحات نظامی تشکیل می دهند. تسلیحات یا همان موشک های کروز Kh-55SM در این بمب افکن در شش محفظه حمل می شوند. برای هدایت موشک ها، از سیستم پیشرفته راداری ناوبری/حمله اختاپوس که هم برای هدایت هواپیما و هم به منظور هدایت سلاح ها به کار برده می شود، استفاده می شود. این سیستم اطلاعات و مختصات محوری لازم را برای موشک های کروز شلیک شده به خوبی فراهم می آورد. همچنین این سیستم نقشه ای دیجیتالی را از سطح زمین قبل از پرتاب موشک به آن تحویل می دهد که عمل هدایت را دقیق تر می کند. همچنین این هواپیما می تواند با موشک های کوتاه برد کروز و یا حتی موشک های ضد تشعشع نیز تجهیز شود. بال های متغیر این هواپیما کلاً می تواند در سه حالت 20 درجه برای فرود، 35 درجه برای کروز یا گشت زنی عادی در آسمان و 65 درجه برای پرواز در سرعت های بالا قرار گیرد. در حالتی که بال ها کاملاً به عقب برگشته اند، از سطح داخلی بال ها فلپ هایی به صورت عمودی روی هر بال بلند می شوند که نقش ایجاد ثبات را در سرعت های بالا ایفا می کنند. این هواپیما برای دفاع از خود از انواع موشک های حرارتی مادون قرمز، مغشوش کننده رادار و پرتاب کننده فلر یا همان گوی های آتشین گمراه کننده موشک حرارتی برخوردار است. در انتهای مخروطی دم هواپیما، چترهای فرود آن قرار داده شده اند که به کاهش سرعت در هنگام فرود کمک می کنند. با انجام عملیات ارتقاء بر روی این هواپیما، انتظار می رود که تا سال 2020 تا 2025 در خدمت باقی مانده و پرواز نمایند. وبلاگ هوانوردي اير
  14. تحلیلگران درباره دلایل نزديک شدن روسيه به ايران سه سناريو متحمل را ارایه می کنند. نخستين سناريو احتمالی به اين گزينه متکی است که روسيه خواهان ايرانی قدرتمند به عنوان متحدی است که می خواهد دربرابر آنچه سياستمداران روسی رويکرد يکجانبه گرايانه آمريکا می خوانند، قرار گيرد. سناريو دوم می گويد هيچ حکمرانی در تاريخ سياسی روسيه خواهان ايرانی قدرتمند در کنار مرزهايش نبوده و امروز نيز قادر نيست خود خطر را از ميان بردارد در نتيجه منتظر است تا يک قدرت احتمالی، یعنی آمریکا، اين کار را يرای آنها بدون دردسرانجام دهد. سناريو سوم براین باور تاکید دارد که روسیه می کوشد تا ایران را از یک سو به عنوان یک خطر بالقوه نشان دهد و از این طریق در عرصه بین المللی و به ويژه در رويارويی با آمريکا، امکان چانه زنی خود را بالا ببرد و از سوی دیگر، ایران را در عمل، در موقعیت ضعف قرار داده، امکان گرفتن امیتاز از این کشور را برای خود میسر کند. «آیا روسيه تمايل دارد ايران نابود شود؟» مايکل لدين، يکی از چهره های نئومحافظه کار يا نئوکنسرواتيو و عضو موسسه آمريکن اينترپرايز اينسيتو از کسانی است که به سناریوی دوم معتقد است. او در زمينه روابط روسيه و ايران قرضيه ای را مطرح می کند که براساس آن مسکو تمايل دارد تا تحريم ها عليه ايران به بن بست برسند. مايکل لدين در گفت وگو با راديو فردا می گويد:«اين چيزی که من مطرح می کنم يک فرضيه و گمانه زنی من در اين باره است. من در درون سيستم دولتی روسيه نيستم تا از آن خبر بدهم، بلکه شواهدی را در کنار يکديگر قرار می دهم و از آنها به اين نتيجه ای که می گويم می رسم.» آقای لدين می گويد:«اگر من به جای ولاديمير پوتين بودم، به دليل مشکلات ديرينه روسيه با مسلمانان، چه در افغانستان و چه در چچن و از سوی ديگر تلاش ايران برای گسترش قدرت خود در مناطق تحت تسلط مسکو، تمايل داشتم اين رژيم نابود شود.» به گفته آقای لدين وجود يک ایران مسلمان، جزم اندیش، زیاده خواه، مسلح به موشک های هسته ای و با حکمرانی که خود را منجی بشریت می پندارند، در کنار مرزهای روسيه، آخرين چيزی است که آقای پوتين و يا هر حکمران روسی ممکن است آرزو کند. مايکل لدين تصريح می کند:«اگر من پوتين بودم سعی می کردم که در تحريم ها اخلال ايجاد کنم تا نتيجه ندهند، اگر تحريم ها مثمرثمر شوند، آمريکايی ها به نتيجه دادن تلاش های ديپلماتيک اميدوار می شوند و ديگر به دنبال استفاده از گزينه نظامی نخواهند بود.» آقای لدين می افزايد:«اگر من پوتين بودم، آرزو می کردم که آمريکا به ايران حمله کند.» اين چهره سرشناس نئوکان ها( محافظه کاران جديد) با اشاره به سفر ولاديمير پوتين و سرگئی لاوروف، وزير امورخارجه روسيه به ايران، می گويد:«مقام های روسی به ايران گوشزد خواهند کرد که نگران آمريکا نباشيد، آمريکايی ها اکنون ضعيفند و دچار چند دستگی شده اند و به شما حمله نخواهند کرد.» به باور آقای لدين روسيه خواهد کوشيد تا تنش ميان ايران و روسيه هرچه بيشتر تشديد شود تا آمريکايی به اين نتيجه برسند تنها چاره کار استفاده از گزينه نظامی است. آقای لدين يکی از شواهد خود را در اين زمينه اين گونه بيان می کند:«سيستم موشکی که روسيه به ايران فروخته يکی از شواهدی است که نشان می دهد روسيه تمايل دارد ايران مورد حمله قرار بگيرد.» او می افزايد:«اين سيستم های موشکی کارايی ندارند و در جريان حمله هواپيما های اسراييلی به هر انچه که در سوريه بود نشان داد قادر نيستند که درست عمل کنند و هواپيماهای اسراييلی توانستند با زدن هدف های خود بدون هيچ مشکلی عملياتشان را موفقيت اميز انجام دهند.» به نظر می رسد که می تواند این چنین از اطهارات آقای لدین استنباط کرد که اگر روسیه خواهان صدمه ندیدن این کشورها می بود می بایست سلاح هایی در اختیارشان قرار می داد که بتوانند با آنها از خود دفاع کنند. آقای لدين با اشاره به اين که روسيه خواهان قدرت گرفتن يک ايران جزم اندیش، زیاده خواه و مسلح به سلاح هسته ای نيست ، می گويد:«اگر من پوتين بودم، از آنجا که روسيه قادر نيست خود اين مانع را از ميان ببرد، می کوشيدم يک کشور ديگر که احتمالا امريکا خواهد بود با کمترين هزينه برايم اين مشکل را حل کند.»
  15. به نام خدا توصیه میکنم اول این فیلم رو تماشا بفرمایید، بعد تاپیک رو مطالعه کنید 2B9 Vasilek معروف به گل گندم(Cornflower) يک تفنگ_خمپاره انداز(gun-mortar) اتوماتيک 82mm توسعه يافته در 1967 اتحاد شوروي جهت آتش پشتیبانی نزدیک در یگان های پیاده نظام است. نمونه اوليه در 1970 پس از گذراندن تست هاي ميداني به ارتش شوروي تحويل داده شد. البته برنامه ارتش روسيه به يک خمپاره انداز اتوماتيک به خيلي قبلتر از اين زمان بر ميگردد که در سال 1955 مطرح و تصويب شده بود در نتيجه تلاش مهندسين روس نمونه اوليه آن با نام F-82 ساخته شد و آزمون ها و تست هاي مورد نظر را با موفقيت گذرانده و حتي پيشنهاد ساخت دسته از آنها داده شد اما با وجود نکات مثبت و قابل توجه مجوز توليد را نگرفت و پروژه ساخت خمپاره انداز خودکار به مدت هشت سال متوقف شد. بار ديگر در سال 1967 مهندسين روس به توسعه اين نوع از خمپاره انداز اميدوار شده و دست به کار شده و با سختي فراوان توانستند پس از سه سال مدل نهايي را تکميل کرده و به ارتش روسيه تحويل دهند. پس از آغاز خدمت در ارتش، تصميم گرفته شد براي رسيدن به يک استاندارد بهتر در جهت بهبود و توسعه آن سيستم خنک کننده خمپاره انداز که بر پايه آب بود در مدل هاي جديدتر از هوا به عنوان خنک کننده استفاده کند که 2B9M نام گرفت. در مدل جديد "2 2B9M "cornflower سيستم يدک کش متفاوت از مدل قبلي خود، حضور يک ديواره ضخيم تر در بدنه و نصب باله هاي خنک کننده واقع در مرکز آن بود. پس از گذرندان موفق آزمايشات نمونه ارتقا يافته در سال 1983 توليد انبوه خمپاره انداز، تصويب شد. 2B9M برخلاف مرسوم خمپاره انداز 2B9 مي تواند در دو حالت تک تير و چهار تير اتوماتيک تنظيم و شليک نمايد که هر خشاب آن 4 تير گلوله در آن قرار مي گيرد. اين خمپاره انداز طبق طراحي مناسبي که در ساخت آن صورت گرفته است مي تواند تا 170 گلوله را در دقيقه را هم شليک کند اما نرخ عملي آن بيش از 100 گلوله در هر دقيقه مي باشد.بر اساس اين شاخص، در آن زمان اين خمپاره انداز جلوتر از همه همتايان غربي شناخته شده است. اگر قرار باشد 30 دقيقه آتش مداوم داشته باشد در هر دقيقه بين 20 تا 30 گلوله را مي تواند شليک کند. مکانيزم بارگذاري خودکار آن در نتيجه انرژي برگشتي شليک مي باشد و زمان راه اندازي و جمع آوري آن حدود 90 ثانيه مي شود و سه نفر کاربر برای عملیاتی کردن آن لازم است. زاويه هاي عمودي شليک از -1 درجه تا +85 درجه مي تواند شليک داشته باشد و زاويه غير عمودي(سمت چپ و راست) آن تا 60 درجه جاي تغيير دارد که براي تغيير زاويه غير عمودي بايد مقداري زمين را کنده اي و جک آن در چاله قرار گيرد. در حالت رزمي خمپاره انداز بر روي يک جک و دو پايه گاوآهني شکل قرار گرفته و چرخ هاي آن از زمين جدا مي شود. گلوله های آن از سمت راست وارد شده و خشاب خالی آن از سمت چپ خارج میشود 2B9 vasilek در جنگ افغانستان واحدهاي هوابرد و يگان پياده نظام روسي از آن بهره می بردند. در اين جنگ 2B9 سلاحي بسيار مفيد و همه کاره تلقي ميشد. نصب آن بر روی کشنده های مختلف 2B9 مي تواند انوغ پرتابه هاي شديد الانفجارHE، منور، armor -piercing ، دودزا ، ضد زره (که گلوله آن 3.1 کيلوگرم وزن دارد، 75 گرم آن سر جنگي است و مي تواند در 100 ميلي متر زره نفوذ کند) را شليک کند و در صورت انفجار گلوله آن، 400 تا 600 تکه توليد مي کند. مشخصات 2B9M وزن 632 کيلوگرم وزن گلوله 3.23 کيلوگرم کاليبر 82 ميلي متر زاويه عمودي -1° تا 85° زاويه چرخشي تا 60° نرخ آتش 100- 120 گلوله در دقيقه حداکثر برد 4270 متر از اين سلاح در درگيري هاي اکراين استفاده شده که فيلم هاي از آن در فضاي مجازي وجود دارد. https://www.youtube.com/watch?v=HbpI-b3sWoo سوریه در جنگ سوريه يک قبضه از اين خمپاره انداز توسط گروه انصار الشام از گروه هاي وابسته به جبهه اسلامي در شمال کسب مورد استفاده قرار گرفت. دقيقا مشخص نيست که اين سلاح چگونه به دست اين گروه افتاده است، ارتباط نظامي ارتش سوريه و روسيه در اين زمينه شفاف نبوده است و حتي مي تواند يک کپي چيني ازسلاح باشد که در ظاهر تفاوت خاصي ندارد که به W99 شناخته مي شود است. شايد هم ازطريق کشورهاي حوزه بلوک شرق که از کاربران آن بودند ازجمله کرواسي مبدا قاچاق سلاح به سوريه است به دست اين گروه افتاده باشد. تصاویری از نمونه چینی به نام W99 نصب خمپاره انداز 2B9M روي BMP-1 در نمايشگاه KADEX 2014 آستانه، قزاقستان صرفا برای میلیتاری منابع http://survincity.com/2013/01/mortar-2b9m-cornflower/ https://en.wikipedia.org/wiki/2B9_Vasilek http://www.armamentresearch.com/2b9m-vasilek-automatic-mortar-in-service-with-ansar-al-sham-in-syria/
  16. این تانک به نام t 80 هست که در رده بندی تانک هایی قرار می گیره که بیشتر به خاطر سرعت بالا مورد استفاده قرار می گیرند . این تانک رو به نام AT-11 در ناتو م ی شناسند . ای تانک قابلیت پرتاب راکت 9M117 رو داراست . در این تانک وسایل و تجهیزاتی با استاندار های بالا و متناصب با NBC system ، night vision ، snorkel and fire suppression هست که به معنی فارسی همون وسایل دید در شب و زیر آب رفتن و شلیک در زیر آب رو داره . این تانک در خدمت کشور هایی مثل روسیه و پاکستان ... هست که در سال 1978 ساخته شده و هم اکنون پاسکتان به 6 هزار تانک از این نوع مجهز هست . جنگ افزار : 1 - 125mm 2A46M ،،، کابل 1 - 7.62mm MG ، 1-12.7mm NSVT AA MG موتور : GTD-1250, gas turbine سرعت : 43 mph برد : 208 مایل خدمه : 3 نفر وزن : 46 تن البته ما در این مدل تانک ما دو مدل داریم که یکی T-80U و دیگری T-80B . که ما اطلاعات مربوط به T-80B رو در انیجا نقل کردیم و اما مدل اول یا همون T-80U . این تانک یک تانک روسی هست که در سال 1989 توسط شرکت Soviet Medium Tank ساخته شد . وزن : 50 تن سنگینی بر زمین : 13.1 psi طول : 23 ft عرض : 11.81 ft موتور : multi-fuel gas turbine برد : 500 km ولی این تانک بر خلاف تانک T-80B توانایی عبور به نحو کاربردی رو از رود خانه ها نداره . این تانک به یک لوله 125mm 2A46M تجهیز هست . سیستم هدایت اون هم FCS 1A42 هست . موفق باشی
  17. سوخو اس یو 47 بركوت، با نام روسی Cy-47 Беркут (بركوت به معنی عقاب طلایی) كه در ابتدای طراحی، با نام‏های S-32 و S-37 نیز شناخته می‏‎شد، یك جنگنده مافوق صوت آزمایشی، طراحی شده توسط شركت هواپیماسازی سوخوی می‏باشد.ویژگی ظاهری و چشم‏گیر این هواپیما، بالهای رو به جلوی آن می‏باشند كه این جنگنده را بسیار به جنگندهء آزمایشی - مفهومی آمریكایی X-29 Firkin ساخت گرومن، شبیه می‏نماید. تنها نمونه هواپیمای سوخو 47 تولید شده، به عنوان اثباتگر تكنولوژی‏های پیشرفته انجام وظیفه می‏نماید و ساخت دومین نمونه آزمایشی این هواپیما نیز كنار گذاشته شده است. طرح اولیه سوخو 47، ابتدا به نام S-37 شناخته می‏شد و شركت سوخو، مدتی بعد و در سال 2002، هواپیما آزمایشگر تكنولوژی‏های پیشرفته‏اش را به Su-47 نام‏گذاری مجدد نمود؛ ضمن اینكه با نام مستعار Berkut به معنی عقاب طلایی نیز شناخته می‏شود. سوخو 47 در اصل به عنوان بستری جهت انجام آزمایشات مهم روسها در زمینه مواد كامپوزیت و سیستم‏های پیچیده دیجیتال كنترل پرواز (FBW) ساخته شد. سوخو 47 با بهره‏گیری از بالهای رو به جلو، توانمندی انجام مانورهای بسیار عالی را دارد و قادر است در زاویه‏‎های حمله‏ای به اندازه 45 و بیشتر نیز اقدام به عملیات نماید. ایكس29 ساخت گرومن، اوّلین هواپیمای آمریكایی با طرح بالهای رو به جلو مؤسسه مطالعات هوایی تساگی (TsAGI) مدتها بود كه از مزیت‏های فراوان بالهای رو به جلو اطلاع یافته بود. عمدهء این دانش به واسطه به غنیمت گرفته شدن یك فروند بمب‏افكن جت یونكرس287 ساخت آلمان نازی بدست آمده بود. بالهای رو به جلو، نسبت به اغلب طرح بالهای سنتی، باعث كسب بیشترین میزان نیروی كشش شده، لحظات خمیدگی بالها را كم كرده و زمان وقوع واماندگی یا استال را به تأخیر می‏اندازند. در زاویه‏های حملهء بالا، نوك بالها در وضعیت غیر واماندگی باقی می‏مانند و بدین جهت هواپیما قادر می‎‏شود كنترل خود را با استفاده از سطوح متحرك حفظ نماید. بدبختانه بالهای رو به جلو، نیروی زیادی جهت از هم گسیختن (واگرایی) بالهایی كه از مواد معمولی ساخته شده‏اند تولید می‏كنند. به تازگی كه استفاده از مواد كامپوزیت در ساخت بدنه هواپیما رواج یافته است، امكان طراحی هواپیمایی با بالهای رو به جلو را میسر می‏‎سازد. همانند همتای غربی خود، یعنی جت ایكس-29 ساخت گرومن، سوخو 47 نیز یك طرح مفهومی اثباتگر تكنولوژی می‏باشد و قرار است به عنوان بستری جهت پایه‏گذاری نسل آیندهء جنگنده‏های روسی به كار گرفته شود. چنین هواپیمایی نه تنها باید همانند اف22 پیشرفته باشد، بلكه باید به عنوان بستری جهت استفاده از تكنولوژی‏های نوین در جنگنده‏ای چون میگ 1.44 باشد. با تمام این اوضاع، كمپانی سوخوی اكنون تلاش دارد تا سوخو 47 را به نیروی هوایی روسیه و سایر مشتریان خارجی به صورت جنگنده‏ای مطابق نیازشان، بفروشد. طراحی سوخو 47 از نظر اندازه‎ها، بسیار به طرح جنگنده‏های بزرگ ساخت سوخو نظیر سوخو 35 شباهت دارد. به منظور كاهش هزینه‏های طراحی، قسمت جلویی بدنه، دم و ارابه‏های فرود سوخو 47، از جنگنده‏های خانوادهء سوخو 27 بدست آمده است. با این حال، در طراحی هواپیما، به كاهش اثر ایجاد شده روی صفحهء رادار توجه شده است. برای رسیدن به این هدف، از مواد جذب كنندهء اشعهء رادار، محفظهء درونی نصب جنگ‏افزار و فضایی جداگانه ویژهء نصب یك رادار پیشرفته استفاده شده است. با وجود آنكه طرح هواپیمای ایكس-29 آمریكایی، یك جنگندهء مفهومی و تحقیقاتی در دهه 1980 به شمار می‏رفت، سوخو 47 با اندازه‏ای برابر دو برابر ایكس-29، در قیاس با رقیب آمریكایی خود، بسیار به یك جنگندهء رزمی و عملیاتی شباهت نزدیك پیدا می‎كند. به منظور رفع مشكل پیچش حول محور افقی در بالهای رو به جلو (wing-twisting)، در ساخت بالهای سوخو 47، به طور گسترده و با دقت فراوان از مواد كامپوزیت استفاده شده است تا به هنگام انجام مانورهای سنگین یا پرواز در زاویه‎‏های بالا، ساختمان بال به هنگام پیچش، مقاومت كافی از خود نشان دهد و الگوی آیرودینامیكی را خود حفظ نماید. با توجه به مساحت زیاد بالها در سوخو 47، در این هواپیما می‏توان سیستم تا شدن برای بالها تعبیه نمود تا هواپیما درون آشیانه‏های نیروی هوایی روسیه قابل جای‏گیری باشد. همانند نمونه پیشین یعنی سوخو 37، سوخو 47 به دلیل بهره‏مندی از یك جفت كانارد، در طبقه‏بندی هواپیماهای سه باله (triplane) قرار می‏گیرد. موضوع جالبتر اینكه در قسمت دوم سوخو 47، دو زائده تیرك‏مانند غیرهم‏اندازه تعبیه شده است كه در یكی رادار عقب‏نگر و در دیگری چتر ترمز تعبیه می‎شود. مانورپذیری سوخو 47 به طور گسترده و چشمگیری در انجام مانور در سرعتهای زیرصوت بسیار توانمند است؛ سوخو 47، ضمن حفظ توانایی مانورپذیری خود در سرعتهای زیرصوت، به راحتی و با سرعتی باورنكردنی، قادر است زاویه حمله و مسیر پروازی خود را تغییر دهد. این هواپیما دارای حداكثر سرعتی برابر 1.6 ماخ در ارتفاع بالا و حد تحمل فشار گرانشی در حدود 9 برابر می‏باشد. میزان تندی گردش هواپیما، بیشینه و كمینه سرعت جهت رهاسازی جنگ‏افزارها، از ویژگیهای حیاتی و بسیار مهمی جهت كسب برتری در رزم قلمداد می‎شوند. سوخو 47 ضمن دارا بودن شاخص‏های بسیار قوی مانورپذیری، قادر است به راحتی استواری پروازی خود را حفظ نماید و در زاویهء حملهء بالا، كنترل‏پذیر باشد. میزان تندی گردش به هنگام نبردهای نزدیك هوایی و همچنین نبردهای متوسط و دور، شاخص بسیار مهمی به شمار می‏آید، زیرا امكان دارد حین انجام یك ماموریت رزمی، هواپیما ناچار شود با اهداف متعدد و پراكنده شده در قسمتهای مختلف آسمان درگیر شود. میزان تندی بالای گردش در سوخو 47، به خلبان این امكان را می‏دهد تا هواپیمایش را به سرعت به سمت هدف بعدی بچرخاند تا فرصت شلیك اول را حفظ نماید. مقایسهء هواپیمایی مجهز به بالهای رو به جلو، با هواپیمایی دارای بالهای رو به عقب در همان اندازه، برتری‏های به شرح زیر برای مدل رو به جلو را آشكار می‎سازد: * نسبت بیشتر عدد برا به پسا * ظرفیت و توانمندی بالاتر به هنگام انجام مانور در نبردهای داگ فایت (نزدیك) * برد پروازی بیشتر در سرعتهای زیر صوت * بهبود شاخص واماندگی (Stall) و ضدچرخش به دور خود (anti-spin) * بقاپذیری بیشتر در زاویهء حملهء بالا * امكان پرواز در سرعتهای كمتر از كمینهء موجود برای مدل بال به عقب * فاصلهء كمتر جهت برخاست و فرود بدنه از نمای كنار، بدنهء سوخو 47 تخم‏مرغی شكل است و با استفاده از آلیاژهای آلومینیم و تیتانیوم ساخته شده است؛ ضمن اینكه 13 درصد از وزن بدنه با استفاده از مواد كامپوزیتی شكل گرفته است. پوشش روی دماغه در قسمت جلو، تا حدی مسطح است و دارای یك لبهء افقی می‏باشد تا شاخص ضدچرخشی هواپیما بهبود پیدا كند. بالها بالهای وسط بدنه نصب شده و رو به جلو، نمای غیرمتعارف و ناآشنای سوخو 47 را تشكیل می‎دهند. قسمت قابل توجهی از نیروی برا، به واسطهء بالهای رو به جلو و در قسمت میانی بالها فراهم می‎گردد. این نیروی كشش هیچگاه به واسطهء واماندگی نقاط نوك بالها از دست نمی‎‏رود. شهپرها (سطوح كنترلی بالها)، همچنان در زوایه‎های حملهء بالا موثر باقی می‏مانند و كنترل ‏‏پذیری هواپیما را به هنگام عبور جریان هوا از قسمتهای متحرك روی بالها حفظ می‏نمایند. بیش از 90 درصد سازه پوششی روی بالها را مواد كامپوزیتی تشكیل می‏دهند. بالهای رو به جلو، بیشترین مقدار سطح ظاهری یا Aspect Ratio را فراهم می‏آورند كه این امر، باعث افزایش مداومت پروازی هواپیما می‏‎گردد. زائده‏های متحرك كنترلی جلوی بالها (LEX) به نرمی با سطح بالها همسان می‎شوند. این زائده‏ها (LEX) با سطوح فلپها، شهپرها و لبه‏های متحرك انتهای هواپیما هماهنگ ساخته شده‏اند. تمامی سطوح متحرك و كاناردهای مثلثی شكل به زائده‏های توسعه‏یافته (LEX) متصل هستند. قسمت داخلی چنین بالی می‏بایست از مواد بسیار قوی ساخته شود تا در برابر نیروهای پیچشی كه سعی در چرخاندن و شكستن بالها را دارند، به ویژه در سرعتهای بالا، مقاومت نماید. ناگزیری نیروهای پیچشی، باعث شده است تا به منظور افزایش استحكام بال، در ساخت آن، به میزان قابل توجهی از مواد كامپوزیتی استفاده گردد. به همین دلیل، حداكثر سرعت قابل دست‏یابی به 1.6 ماخ محدود می‏شود، به همین دلیل مهندسین سعی دارند با انجام تغییراتی، از این سقف سرعت فراتر روند، اما تاكنون سقف سرعت جدید مشخص نشده است. تغییر بردار رانش اگرچه استفاده از سیستم تغییر بردار رانش یا خروجی‏های متحرك اگزوز هواپیما، موضوعی جدید و انقلابی محسوب نمی‎‏شود، اما قدرت تغییر بردار رانش به میزان 20 + تا 20 – در زاویهء حملهء 30 درجه بر ثانیه، به هنگام چرخش حول محور عمودی یا عرضی و گردش به اطراف، به میزان بسیار زیادی، چالاكی حاصل از بالهای رو به جلو را افزایش می‏دهد. كابین طراحی كابین، به طور عمده حول ایجاد حداكثر آسایش و راحتی خلبان قرار گرفته است، ضمن اینكه چیدمان كابین به نحوی است كه خلبان قادر باشد به هنگام انجام مانورهای سنگین و وارد آمدن فشار گرانشی سنگین، بتواند هواپیما را كنترل نماید. سوخو 47 به یك مجموعه صندلی پرتاب شوندهء جدید و «سیستم پشتیبانی زندگی» (life support system) مجهز شده است. شكل هندسی متغیر صندلی پرتاب شوند، این امكان را می‏دهد تا در زاویه‏ای به میزان 60 درجه، میزان فشار گرانشی ناشی از جاذبهء زمین، كاهش یابد و فشار كمتری به خلبان وارد آید. شكل صندلی خلبان، امكان درگیر شدن در داگ فایت و انجام مانورهای فرار از موشكها را حتا به هنگام وارد آمدن فشارهای گرانشی سنگین به راحتی فراهم می‎سازد. در سوخوی47، اهرم هدایت اصلی هواپیما در قسمت كنار تعبیه شده و دارای حساسیت بالا می‏باشد؛ ضمن اینكه بر اساس استاندارد متریك تنظیم گشته است. استفاده از صندلی متمایل به عقب، برای اوّلین بار در جنگنده اف-16 به كار گرفته شد، اما به دلیل دارا بودن فایده‏های اندك، در هیچ هواپیمای آمریكایی دیگری مورد استفاده قرار نگرفت. سوخو 47: آزمایشگاه پرنده در اوایل سال 2003، شرکت «سوخوی»، برندهء مناقصهء ساخت جنگندهء شكاری نسل پنجم شد. زمان اولین پرواز سال 2006 می‏باشد. اما هواپیمای «سوخو 47» یا به عبارت دیگر «برکوت»، که الگوی جنگنده‏های شكاری جدید محسوب می‎شد و دارای بالهای با جهت مخالف بود (متمایل به جلو) هواپیمای نسل پنجم نیست. در دفتر طراحی و تجربی «سوخو »، مهندسین معتقدند که این هواپیما بیشتر یک آزمایشگاه پرنده است که بر مبنای آن، تكنولوژی‏ها و مواد جدید مورد آزمایش قرار می‏گیرند. ولی نهایتن جنگنده نسل پنجم چه شکلی خواهد بود؟ ظاهر آن هنوز در حال شکل‎گیری است (طبق اطلاعات موجود در دفتر طراحی - تجربی «سوخو »، 5 نمونه وجود دارد که در حال گذارندن مراحل آزمایشی خود از لحاظ قابلیت آئرودینامیکی می‎باشند). مشکل اینجاست که طراحان و نظامیان، هنوز بر سر نوع جنگندهء جدید بحث می کنند كه این هواپیما چه مشخصه‎هایی باید داشته باشد؟ آیا باید شبیه هواپیمای نامرئی اما در عین حال دارای قابلیت مانور کم همانند F-117 بوده که قادر باشد به مقصد برسد و پس از شلیک تمام موشکها و بمبهای خود، به پایگاه برگردد؟ آیا باید یک جنگندهء نامرئی همانند F-22 باشد که نه تنها قادر به بمباران دقیق بوده بلکه بتواند در جنگهای نزدیک و رودرو نیز فعالیت کند؟ از سوی دیگر، طراحان می‎گویند که در مرحلهء اول باید مشکلات موجود به ویژه در زمینهء فنی را حل نمود. برای مثال میدان حرارتی هواپیما را باید کاهش داد. باید بر روی دریچه‎های هوایی و موتور سرپوشهای نصب شود که در صورت شناسایی هواپیما از طریق رادارهای دشمن و یا اگر به سمت آن موشکی با كلاهك حساس به حرارت شلیک شود، این سرپوشها بسته شود. یا این مشکل را باید از طریق پراکندن هوا حل نمود. ویژگی های «سوخوی47 بركوت» ویژگیهای عمومی كشور سازنده: روسیه كمپانی:سوخوی خدمه: یك نفر طول: 22.6 متر = 74 فوت و 2 اینچ گستردگی: 15.16 متر = 49 فوت و 9 اینچ تا 54 فوت و 9 اینچ ارتفاع: 6.3 متر = 20 فوت و 8 اینچ سطح بالها: 666 فوت مربع = 61.87 متر مربع وزن خالی: 36100 پوند = 16375 كیلوگرم وزن بارگذاری شده: 55115 پوند = 25000 كیلوگرم حداكثر وزن قابل برخاست: 77162 پوند = 35000 كیلوگرم پیشرانه دو دستگاه موتور توربوفن AL-37FU ساخت لیولكا (Lyulka) در نمونهء آزمایشی دارای پس‏سوز مشتق شده از موتور D-30F6 مجهز به سیستم تغییر بردار رانش (در مدل تغییر یافتهء FPU)، مجهز به كنترل دیجیتال كشش خشك: 83.4 كیلونیوتن = 18700 پاوند فیت برای هر موتور كشش با پس‏‎سوز: 142.2 كیلونیوتن = 32000 پاوند فیت برای هر موتور تغییر بردار رانش: 20 + تا 20- در زاویهء 30 درجه در هر ثانیه قابلیت ها حداكثر سرعت: 1.6 ماخ = 1600 كیلومتر بر ساعت = 1056 مایل بر ساعت حداكثر سرعت در سطح دریا = 1.34 ماخ = 1400 كیلومتر بر ساعت = 870 مایل بر ساعت برد: 3300 كیلومتر سقف پرواز خدمتی: 18000 متر = 59050 فوت نرخ اوج‏گیری: 230 متر بر ثانیه = 45300 فوت در دقیقه میزان بارگذاری بالها: 79.4 پوند بر فوت مربع = 360 كیلوگرم بر متر مربع جنگ افزار ها یك دستگاه مسلسل 30 م م از نوع GSh-30-1 با 150 تیر فشنگ 14 جایگاه سخت: 2 در نوك بالها، 6 تا 8 در زیر بدنه، 4 تا 6 به صورت تطبیق با بدنه در زیر بدنهء اصلی جهت: هوا به هوا: موشكهای R-77 و R-73 هوا به زمین: X-29T، X-29L، X-59M، X-31P، X-31A، KAB-500 و KAB-1500
  18. میگ-31 نوع ارتقا یافته و جایگزین میگ-25 میباشد که در زمان خود بی رقیب بود و اکنون جای خود را به پسرش داده است. بی شک میگ-31 پرقدرتمندترین رهگیر روسیه و در کل جهان میباشد که توانایی رهگیری همزمان چندین جنگنده مهاجم را دارا میباشد و نیز اولین جنگنده عملیاتی شوروی با توانایی نگاه به پایین و شلیک به پایین میباشد. این جنگنده از راداری بسیار قوی با نام Zaslon بهره میبرد که به فاکس هوند این امکان را میدهد تا همزمان به 4 (در مدلهای اولیه) هدف حمله کند و نیز دیگر جنگنده های دشمن را تحت کنترل داشته باشد! طبق نظر بعضی کارشناسان این رادار قویترین و بهترین رادار جهان میباشد که حتی میتواند استیلت را هم شناسایی کند! از نظر سیستم رانش نیز میگ-31 از دو موتور توربوجت با پس سوز D-30F6 بهره میبرد که هر کدام تراستی برابر 93KN تولید مینمایند و با آنها فاکس هوند سرعتی برابر با 3 برابر صوت پیدا میکند! طراحی و شکل ظاهری میگ-31 بسیار شبیه به میگ-25 میباشد و دقیقا مانند آن دارای 2 جایگاه تسلیحات در زیر هر بال و یکی در انتهای بال به اضافه 4 جایگاه در زیر بدنه هواپیما میباشد. در دهه 1990 با توجه به قدرتمندتر شدن جنگنده های غربی روسیه فاکس هوند های خود را ارتقا داد که تواناییهای میگ-31 بسیار بهتر و بیشتر از قبل شد که امروزه این مدل با نام MiG-31BM شناخته میشود. MiG-31BM دارای آیونیکی بسیار قویتر از نسلهای قبلی خود میباشد و میتواند به راحتی با اهداف هوایی یا زمینی درگیر شود. و نیز به واسطه رادار پرقدرت خود میتواند همزمان 24 جنگنده دشمن را شناسایی کرده و با 6 تا از آنها درگیر شود! این رادار جدید همچنین میتواند به نحو احسن اهداف زمینی را نیز شناسایی کند. در ادامه با مشخصات MiG-31A آشنا میشوید : MiG-31A کشور سازنده : شوروی سابق هواپیماهای مشابه : MiG-25 , F-14 , F15 تعداد سرنشین : 2 نفر ماموریت اصلی : رهگیر تمام آب و هوایی + ایجاد امنیت هوایی طول : 21.5 متر طول بال : 14 متر ارتفاع : 6.6 متر حداکثر سرعت : 3 ماخ وزن خالی : 22 تن وزن استاندارد : 37 تن حداکثر وزن : 47 تن نوع و قدرت موتور : دو موتور توربوجت با پس سوز D-30F6 هر کدام با تراست 93 کیلو نیوتن حداکثر تحمل G : در سرعتهای فراصوت +5 جی حداکثر برد : 3300 کیلومتر شعاع عملیاتی : 720 کیلومتر ارتفاع پرواز : 25 کیلومتر ارتفاع پرواز از سطح دریا : ؟ مدت زمان برای رسیدن به ارتفاع 20 کیلومتری : 8 دقیقه و 54 ثانیه قابلیت سوختگیری هوایی : ندارد حسگرها : LD/SD TWS radar, possible IRST, RWR (رادار Zaslon S-800 با برد 200 کیلومتر) نوع تسلیحات : یک قبضه توپ 23 میلی متری GSh-6-23 + موشکهای هوا به هوای R-33 , R-40 , R-60 , R-73 MiG-31BM این مدل در بسیاری جهات شبیه مدلهای قبلی است و در اینجا فقط نکات مهم را بیان میکنم. نوع رادار : Zaslon-M با برد 400 کیلومتر و توانایی شناسایی استیلت ، همزمان 24 هدف را شناسایی و به 6 تا از آنها حمله میکند و بقیه را نیز تحت نظر دارد. توانایی جنگ الکترونیک : دارای سیستم مدرن ECM و ضد ECM آیونیک این مدل بسیار پیشرفته تر از مدلهای قبلی است. نوع تسلیحات : یک قبضه توپ 23 میلی متری GSh-6-23 موشکهای هوا به هوای R-27 , R-33 , R-37 , R-40 , R-60 , R-73 , R-77 موشکهای هوا به زمین Kh-31P , Kh-58 قیمت میگ-31 بی ام : 40 میلیون دلار توضیحاتی چند در مورد موشکهای هوا به هوای قابل حمل توسط میگ-31 : R-27 با برد 70 الی 170 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : 3600 Km/h R-33 با برد 160 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : 3700 Km/h R-37 با برد 300 ، حداکثر سرعت هدف : ؟ R-40 با برد 50 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : ؟ R-60 با برد 10 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : ؟ R-73 با برد 40 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : 2500 Km/h R-77 با برد 90 الی 160 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : 3700 Km/h R-172 با برد 400 کیلومتر, حداکثر سرعت هدف؟ چگونگی ظرفیت حمل موشکهای هوا به هوا در MiG-31BM : A) 8 R-33 & 2 R-60 or R-73 6 R-33 & 2 R-40 & 2 R-60 or R-73 C) 4 R-33 & 4 R-40 & 2 R-60 or R-73 D) 4 R-33 & 4 R-73 & 2 R-40 & 2 R-60 or R-73 منبع : وبلاگ میلیتاری
  19. http://www.unidadepopular.org/ak-47.JPG کلاشينکف واقعا يک سلاح افسانه اي بوده که سادگي کاربري تعمير و نگهداري و قابليت اطمينان بي نظير حتي در دشوارترين شرايط محيطي از دلايل شهرت آن است.ناگفته نماند که با توجه به فلسفه ي ساخت آن که مربوط به تفکرات کمونيستي شوروي سابق بوده قابليت هاي زکر شده در بالا به همراه قابليت توليد به تعداد زياد قبل از ارگونومي و دقت شليک منظور شده است.اين سلاح ترکيبي موثر از ويژگيها و راه حل هايي است که در طول دو جنگ جهاني کارشناسان تسليحات با دشوارترين روش ممکن و متحمل شدن سنگين ترين تلفات به انها دست يافته اند. http://www.bmlv.gv.at/archiv/a2006/longbow_lancer/galerie/vollbild/galerie-80-007.jpg افسانه ي کلاشينکف از زماني آغاز شد که گروهبان ميخاييل کالاشينکف در جنگ دوم جهاني مجروح ومجبور شد تا مدتي در بيمارستان بستري گردد.او در اين زمان شروع به طراحي سلاح هايي کوچک کرد.در سال1944 او به کارخانهي ماشينسازيIzhevskپيوست اولين طرح او نيز يک کاربين نيمه اتوماتيک عمل کننده با گاز بود.در طول سال هاي 45و 46ميلادي او تفنگ تهاجمي خود را ساخت که در سال1946 جهت آزمايشات اوليه به ارتش شوروي سابق تحويل داده شد. بعد از رفع اشکالات نهايي نمونه دوم در سال 1947 جهت دومين دورهي آزمايشات به ارتش تحويل داده شد که طرح وي رقيب خود را به سادگي پشت سر گذاشت و با نام رسميAK-47در سال 1949 به خدمت گرفته شد.به همراه نمونهي پايه گونه ي با فنداق تاشونده براي يگانهاي چترباز با نامAKS نيز ساخته شد.در سال 1959 AK به طور گسترده اي مورد بهسازي قرار گرفت که بعد از آن اين سلاح با نام AKM(حرف M براي Modernizirovwnnyj)شناخته شد.کاليبر اين سلاح7.62*39ميليمتر بوده با فشار گاز عمل کرده و نوع قفل گکنگدن آن چرخشي است.طول کلي آن870وطول لوله ي آن 415 ميليمتر است.وزن اين سلاح در مدل3/4 AKو در مدل 3/14 AKM کيلوگرم است.سرعت علمي تيراندازي 600تير در دقيقه و برد مفيد آن نيز حدود 400متر است. http://www.arniesairsoft.co.uk/reviews/guarder_aks-74u/DSC00030.jpg کلاشينکف AK-74.AKS 74.AK74M با پيشرفت تکنولوژي استفاده از کاليبر هاي کوچک با سرعت بالا و نيروي پس زني کم مورد توجه طراحان قرار گرفت و با ورودM16 به خدمت در ارتش ايالات متحده روسها نيز به فکر استفاده از کاليبر مشابه افتادند.فشنگ روسي با کاليبر اسمي5.45ميليمترو با قطر واقعي5.62ميليمتر ترکيبي ار هستهي فولادي و سربي با نوک توخالي بود که در صورت شليک از لوله به طول 415ميليمتر به سرعت دهانه ي حدود900 متر بر ثانيه مي رسيد.نوع ساخته شده براي سربازان نيروي هوايي با فنداق تا شونده به AKS-74معروف شد و همچنينAK-74Mيکي از جديدترين انواع اين سلاح ميباشد که در سال 1991 ساخته شد.AL-74Mنيز مانند اسلاف خود از نظر ارنوميکي داراي مشکل ميباشد.بيشتر اين سلاح هل بهد از پيمان ورشو به مهمات استانداردناتو مجهز شدند. کلاشينکفAK-101 اينگونه بهسازي شده براي بازارهاي جهاني در نظر گرفته شده و از کاليبر استاندارد ناتو5.56استفاده ميکند.برد مفيد نيز تا 1000متر افزايش يافته است. کالاشينکفAK-103 اين سلاح با کاليبر بزرگتر7.62*39ميليمتر و برد مفيد1000متر قدرت آتش بالايي نسبت به اسلاف خود دارد. ناگفته نماند که AK در اين سلاح از دو کلمه Alexanderov Kalashinikov برگرفته شده است. http://www.cetin.net.cn/storage/cetin2/report/s-weapon/gun/bq/AK-74-1.jpg ماهنامه نوآور
  20. یک اندیشکده آمریکایی به بررسی تأثیر سه سال جنگ در سوریه برنیروی پدافند هوایی این کشور و اینکه حکومت اسد دارای چه میزانی از توانمندی در شرایط فعلی است پرداخت. اندیشکده «واشنگتن» در مقاله‌ای به قلم سرگرد «چندلر اتوود»، از نیروی هوایی آمریکا و همکار نظامی این مؤسسه و «جفری وایت» همکار دفاعی اندیشکده واشنگتن و افسر ارشد اطلاعات دفاعی سابق آمریکا نوشت: ضد هوایی‌های حکومت سوریه براثر جنگ ضعیف شده‌اند، مسئله‌ای که فضا را برای عملیات هوایی با ریسکی پایین مهیا کرده است؛ عملیاتی که بتواند درعین‌حال به اهداف مهم نظامی و انسانی، با صرف معقول منابع، دست یابد. حکومت در ۱۷ مه، سپهبد «حسین ایوب اسحاق»، فرمانده پدافند هوایی خود و یکی از برجسته‌ترین مقامات نظامی که از زمان شروع جنگ در سال ۲۰۱۱ کشته‌شده‌اند را از دست داد. هرچند مشخص نیست مرگ این ژنرال چه تأثیری بر جنگ خواهد داشت، بااین‌حال مرگ وی آسیبی روان‌شناختی خواهد داشت که روحیه نیروهای پدافند هوایی سوریه را کاهش خواهد داد. با توجه به این امر و تأثیر سه سال جنگ، این سؤال مطرح است که نیروی پدافند هوایی حکومت دارای چه میزانی از توانمندی در شرایط فعلی است؟ ■عوامل تضعیف نیروی ضد هوایی حکومت سوریه■ یکی از ریسک‌هایی که اغلب در مورد حمله احتمالی آمریکا یا یکی از هم‌پیمانانش به سوریه مطرح می‌شود، توانمندی پدافند هوایی این کشور است. به نظر می‌رسد سیستم پدافند هوایی «بشار اسد» که توسط روسیه برای مقابله با نیروی هوایی اسرائیل راه‌اندازی و نگهداری شده بود، پیش از جنگ داخلی، نیرویی قوی- حداقل روی کاغذ- بود. از آن زمان توانمندی‌های زمین پایه این سیستم، شامل موشک‌های سطح به هوا و سلاح‌های پدافند هوایی به دلیل چند فاکتور تنزل یافته‌اند: استهلاک تجهیزات نیروها و مدیریتی؛ اختلال در آموزش و نگهداری منظم؛ غفلت احتمالی؛ تقسیم پرسنل و تجهیزات برای تقویت عملیات علیه شورشیان؛ و تصرف مناطق کلیدی در شمال و جنوب سوریه توسط شورشیان. ■ نیروی هوایی سوریه زمانی بزرگ‌ترین نیروی هوایی در خاورمیانه بود ■ تا آنجا که به توانمندی‌های هوا پایه نیروی هوایی سوریه- که زمانی بزرگ‌ترین نیروی هوایی در خاورمیانه بود- مربوط است، به نظر نمی‌رسد این نیرو تهدیدی جدی برای عملیات هوایی باشد. در طی سه سال گذشته، این نیرو با ترک خدمت یا کشته شدن خلبانان، نگهداری ضعیف جنگنده‌ها و فقدان آموزش‌های تخصصی خلبان‌ها که برای انجام حمله‌های پیشرفته موردنیاز است، مواجه بوده است. جنگنده‌های قدیمی سوری ساخت شوروی، نیازمند نگهداری و قطعات یدکی گسترده‌ای هستند تا همچنان عملیاتی باقی بمانند؛ فرایندی که در خلال جنگ به فراموشی سپرده شد. حکومت بیشتر توانمندی باقی‌مانده هوایی خود را به بمباران ابتدایی – ولی درعین‌حال مرگبار- و تقویت دوباره عملیات پدافند شورشی خود اختصاص داد. ■تمرکز بیشتر قابلیت‌های ضد هوایی سوریه در دمشق ■ بااین‌حال ضد هوایی‌های حکومت همچنان دارای توانمندی‌هایی هستند، این توانمندی‌ها به‌خصوص در دمشق، مستقر هستند، توانمندی‌هایی که شامل پدافندهای زمین پایه برای دفاع از مواضع مدیریتی کلیدی و تجهیزات نظامی متراکم در این منطقه و سیستم‌های SAM مدرن‌تر یا به‌روز شده تری هستند. عملیات هوایی آمریکا یا هم‌پیمانانش در این منطقه نیازمند برنامه‌ریزی، پشتیبانی و تجهیزات هوایی (برای حمله، نظارت، شناسایی و پشتیبانی) است. در نقطه مقابل عملیات هوایی در مناطق شمال و جنوب سوریه نیازمند عملیاتی گسترده برای از بین بردن توان باقیمانده پدافند هوایی حکومت در این منطقه نیست. با ریسک نسبتاً پایین، با ایجاد شرایطی برای کمک بشردوستانه بین‌المللی یا تلاش برای یافتن راه‌حلی دیپلماتیک برای نبرد، نیز می‌توان به هدف دست‌یافت. ■ نیروی ضد هوایی سوریه در حال حاضر نیز تجهیزات خوبی در اختیار دارد■ قابلیت‌های فعلی ضد هوایی‌های حکومت سوریه قبل از جنگ شامل ۲۲ سایت هشدار،۱۳۰ سایت فعال SAM، در حدود چهار هزار اسلحه پدافند هوایی و چند هزار سیستم پدافند هوایی قابل‌حمل به‌وسیله نفر، بود. این تجهیزات اجازه پوشش سایت‌های عمده و مراکز اقتصادی نزدیک به اسرائیل، به‌خصوص نوار ساحلی، سوریه غربی- مرکزی (حماء، حمص)، منطقه دمشق و جنوب را به حکومت سوریه می‌داد. سوریه شمالی و به‌خصوص شرقی که ازلحاظ جمعیتی تراکم کمتری دارند، دارای تجهیزات تدافعی کمتری نیز هستند. نیروی ضد هوایی سوریه در حال حاضر نیز تجهیزات خوبی در اختیار دارد، اما پسرفت قابل‌ملاحظه‌ای نیز داشته است. احتمالاً بسیاری از سیستم‌ها به‌خوبی نگهداری نشده‌اند و کاربران این سیستم‌ها نیز احتمالاً به دلیل جنگ پراکنده‌شده و از آموزش و تمرین خوبی برخوردار نبوده‌اند. ■ شکاف در پوشش پدافند هوایی سوریه به دلیل حملات شورشی‌ها به تأسیسات ضد هوایی سوریه■ هرچند بحران سلاح‌های شیمیایی ماه اکتبر-دسامبر ۲۰۱۳ و تهدید حمله هوایی آمریکا ممکن است حکومت را وادار به تقویت آمادگی خود کرده باشد، به نظر نمی‌رسد تمرین‌های پدافند هوایی مناسبی در این بازه زمانی صورت گرفته باشد. تجهیزات و پرسنل در طول جنگ سوریه از بین رفته یا برای نبرد با شورشیان پراکنده‌شده‌اند و تعدادی از رادارهای هشدار و سایت‌های پدافند هوایی در شمال، دمشق و نزدیکی بلندی‌های جولان توسط گروه‌های شورشی مورد حمله واقع‌شده است که به ایجاد شکاف در پوشش پدافند هوایی یا تضعیف آن منجر شده است. علاوه بر این ضد هوایی‌های حکومت از انسجام کافی برخوردار نیستند تا فرماندهی، کنترل و ارتباطات را در قبال انواع تهدیدات تضمین کند. سیستم قادر است تا به نحوی موفقیت‌آمیز در مقابل اهداف پیش‌بینی پذیر عمل کند، اما به حد کافی برای مواجهه با حمله‌ای ناگهانی و هماهنگ چابک نیست. ■ ساقط کردن جت شناسایی RF-4E ترکیه نشان‌دهنده عملکرد مثبت ضد هوایی‌های سوریه است■ برای نمونه ساقط کردن جت شناسایی RF-4E ترکیه نشان داده است که ضد هوایی‌های سوریه همچنان می‌توانند به اهداف معین اصابت کند؛ اما این حادثه‌ای منحصربه‌فرد بود که تحت شرایطی ایدئال علیه یک هدف معین و در دسترس به وقوع پیوست. نیروهای حکومت وقتی با عملیات منظم هوایی روبرو شوند، احتمالاً بی‌کفایتی خود را با تأخیر در شناسایی و هماهنگی مسئولیت‌ها در سطح واحد، نشان خواهند داد. توانایی آن‌ها برای عملیات پدافند هوایی مناسب نیز احتمالاً با اماواگر همراه خواهد بود. بسیاری از تجهیزات پشتیبانی موشکی نیز در طول جنگ آسیب‌دیده یا از میان رفته است و خطوط ارتباطی که عملیات به‌کارگیری و تقویت مجدد از طریق آن‌ها میسر است نیز مورد تهدید مداوم نیروهای شورشی است. حکومت همچنین تعداد محدود سیستم‌های پیشرفته که به لحاظ فنی قابلیت تعقیب همزمان اهداف متعدد، شامل موشک‌های کروز و جنگنده‌های باقابلیت مانور بالا را حفظ نکرده است. ■ سرمایه‌گذاری وسیع سوریه پس از حمله اسرائیل به «الکبار»■ پس از حمله هوایی بازدارنده اسرائیل به رآکتور «الکبار» در سال ۲۰۰۷، سوریه سرمایه‌گذاری وسیعی برای تقویت شبکه پدافند هوایی خود کرده است. تمرکز بر روزآمد کردن ستون فقرات شبکه بود که ترکیبی از SAM های ساخت شوروی در دهه ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰، شامل SA-2 ها و SA-5 ها و SA-6 ها است. گام‌های جدی دیگری نیز برای روزآمد کردن SA-3 ها مثل سیستم‌های دیجیتال و قابل‌حمل، برداشته‌شده است. علاوه بر این، دمشق SAM های تاکتیکی پیشرفته‌تری نیز مثل سه آتش‌بار قدرتمند SA-17 و ۳۰ سیستم برد نزدیک SA-22 که بنا بر گزارشات جت ترکیه را در سال ۲۰۱۲ ساقط کرد، به‌کاررفته است. ■ پاشنه آشیل حکومت در دفاع هوایی■ عملیات جنگی ضد هوایی‌های سوریه احتمالاً برای مقابله با حملات محدودی که از فقدان انسجام سیستم‌های سوری بهره ببرد، کارآمد نیستند. پاشنه آشیل حکومت سیستم‌های کهنه و شبه اتوماتیک فرماندهی، کنترل و ارتباطات، اتکای بیش‌ازحد بر شبکه‌های ارتباطی آسیب‌پذیر و ساختار متمرکز نبرد هوایی آن است. با توجه به این مسائل، بین شناسایی اولیه هواپیماهای متجاوز توسط رادارها و صدور دستورات لازم به بخش‌های دفاعی و پایگاه‌های هوایی فاصله زمانی قابل‌توجهی وجود خواهد داشت. علاوه بر این رادارهای هشدار قدیمی و ضعف شبکه‌های فرماندهی، کنترل و ارتباطات در برابر جنگ الکترونیکی حتی می‌تواند این تأخیر را بیشتر هم بکند که منجر به واکنش فردی و خودسرانه واحدها و عناصر پدافند هوایی می‌شود که این نیز آسیب‌پذیری آن‌ها را در مقابل حمله و پارازیت بیشتر می‌کند. این آسیب‌پذیری‌ها، حملات نیروی هوایی اسرائیل در سال ۲۰۰۷ را تسهیل کردند و از سال ۲۰۱۳ نیز رو به افزایش هستند. ■اسرائیل در طی جنگ فعلی در حدود نیم دوجین حمله به اهداف نظامی در سوریه انجام داده است■ حمله «الکبار» در عمق عرصه هوایی سوریه، هرچند در شمال که نیروی پدافند هوایی سوریه ضعیف‌تر است، انجام گرفت. گفته می‌شود که جت‌های جنگنده اسرائیلی با قابلیت‌های پیشرفته فریب الکترونیکی، از سایت‌های پدافند هوایی نزدیک مرز سوریه – ترکیه و نوار ساحلی گریختند و برای خود مسیری از دریای مدیترانه تا سایت هسته‌ای درون سوریه باز کردند. همچنین بنا به گزارشات، اسرائیل در طی جنگ فعلی چیزی در حدود نیم دوجین حمله به اهداف نظامی، شامل حمله به اهدافی در پایتخت، انجام داده است. این حملات محدود سوری‌ها را غافلگیر کرد و دفاع مؤثری در برابر آن‌ها صورت نگرفت. بر اساس گزارش‌های رسانه‌های آمریکایی، حملات سال گذشته به انبار تسلیحاتی منطقه دمشق با هواپیمای جنگنده‌ای که از تسلیحات استند آف استفاده می‌کرد، صورت پذیرفت؛ حمله‌ای که بدون ورود به محدوده هوایی سوریه یا نبرد علیه ضد هوایی‌هایی که از پایتخت حفاظت می‌کنند، نیز قابل‌اجراست. چنین تسلیحاتی احتمالاً برای پرهیز از ریسک عملیات در محدوده این ضد هوایی‌ها به کار بسته شدند. ■ برسی توان ضد هوایی‌های سوریه برای مقابله با حملات هوایی آمریکا و هم‌پیمانانش■ نتایج اگر آمریکا و هم‌پیمانانش تصمیم بگیرند که عملیات هوایی علیه سوریه انجام دهند، آن‌ها با شرایطی متفاوت، حسب هدف و نیت عملیات، مواجه خواهند بود. ضد هوایی‌های حکومت توان مقابله با حملات غافلگیرکننده با استفاده از مهمات استندآف را نخواهند داشت. این حملات با حملات اسرائیل علیه اهداف معین و خاص در سوریه قابل‌مقایسه است. عملیات هوای در مناطق شمالی و جنوبی سوریه که درگیر جنگ شدید هستند، مثل حلب، ادلب و جبهه جنوبی نیازمند عملیاتی گسترده برای دست‌یابی به برتری هوایی نیست. عملیات یکپارچه برای نابود کردن ضد هوایی‌های باقیمانده در این مناطق می‌تواند با ریسک کمتری صورت پذیرد و درعین‌حال منافع زیادی مثل تضعیف توان نظامی حکومت، پشتیبانی از کمک‌های بشردوستانه، تغییر موازنه میان گروه‌های شورشی افراطی و میانه‌رو زمینه‌سازی برای عملیات با هواپیماهای بدون سرنشین برای دست‌یابی به اطلاعات و اهداف آفندی باارزش، داشته باشد. ■پدافند هوایی پایتخت سوریه همچنان خطری پابرجا برای عملیات هوایی نیروهای خارجی خواهد بود■ بخش پدافند هوایی پایتخت همچنان خطری پابرجا برای عملیات هوایی خواهد بود. جایی که ضد هوایی‌ها به‌شدت متراکم هستند و پیشرفته‌ترین SAM های متحرک (به‌طور مثال SA-6 ها و SA-3 ها یا SA-17 ها و SA-22 های مدرن‌تر) در آنجا قرار دارند، سطح تهدید افزایش می‌یابد و چالشی قابل‌توجه در مراحل آغازین عملیات ایجاد می‌کند. در موارد پیچیده‌تر، این نیروها ممکن است در بدو حمله پراکنده شوند، در طی عملیات اولیه پنهان شوند و پس‌ازآن در منطقه‌ای جدید برای به دام انداختن جنگنده‌های ناآگاه دوباره ظاهر شوند. برای از کار انداختن سیستم پدافند هوایی یکپارچه دمشق و زمینه‌سازی برای عملیات بعدی، نیروهای هم‌پیمان لازم است عملیاتی هوایی همراه با قابلیت‌های جنگ الکترونیک، جنگ سایبری و توانمندی‌های شناسایی، نظارت و اطلاعات انجام دهند؛ و تسلیحات استند آف برای استفاده علیه قابلیت‌های فرماندهی، کنترل و ارتباطات، SAM های ثابت و سایت‌های هشدار و محتمل‌تر از همه هواپیماهای پنهان شونده برای انجام حملاتی علیه SAM های پیشرفته اطراف دمشق را به‌کارگیرند. ■ عملیات هوایی آمریکا در سوریه الزاماً موفقیت‌آمیز یا همراه با شکست نخواهد بود.■ با توجه به اینکه نیروهای آمریکایی با موفقیت عملیات علیه سیستم‌های پدافند هوایی بسیار مشابهی (و به همین نحو پراکنده و کم قدرت) انجام داده است، احتمالاً می‌تواند در عرض یک تا دو هفته بدون تلفات یا با کمترین تلفات به برتری وایی دست یابد. عملیات هوایی آمریکا و هم‌پیمانانش در سوریه باید در مقابل چند سناریوی عملیاتی، با استفاده از یک ارزیابی میدانی و روزآمد از توانمندی‌های حکومت در این سناریوها، سنجیده شود. زود است که بگوییم که شبکه پدافند هوایی سوریه تهدیدی بزرگ است یا اصلاً تهدیدی نیست. برخی عملیات با اهداف مهم بالقوه، مثل کاهش توانمندی‌های نظامی حکومت و حمایت از مأموریت‌های بشردوستانه را می‌توان با ریسک نسبتاً کم و صرف معقولانه منابع انجام داد. به‌طور خلاصه عملیات هوایی آمریکا در سوریه الزاماً موفقیت‌آمیز یا همراه با شکست نخواهد بود. منبع : http://www.eshraf.ir/1731 دوست خوب خواهش میکنم. تمنا دارم. پلیز. سیلوو پله. اتمنا منکم.... دیگه زبونی بلد نیستم عکس ها یا لینک باشد یا از گالری سایت... آنتی وار
  21. بدون شک میتوان گفت رژه 9 مه 2015 ارتش فدراسیون روسیه علاوه بر شکوه و تمتراقی در خور 70 امین سالگرد پایان خونین ترین جنگ قاره اروپا طی یک قرن گذشته ، این تاریخ را بعنوان شروع انقلابی نو در ساختار نیروهای مسلح روسیه با رونمایی لشگری از خودروهای زرهی ، تانکها و توپخانه های مدرن ثبت کرد. جنگ افزارهای رونمایی شده در این رژه آنچنان گسترده و دارای جزییات ظریف مخصوص به خود هستند که در یک تاپیک مجال بازگو کردن تمام آنها وجود ندارد، لذا در این تاپیک با توجه به اهمییت ، به مهمترین و هیجان انگیز ترین آنها میپردازیم. آرماتا نام پلتفرم رزمی جدید ساخت روسیه است که بر مبنای اصول ساخت ماژولار و با هدف ایجاد بستر یکپارچه جهت تولید نسل جدید تانک ها و زره پوش های ارتش این کشور توسعه یافته است. دو زیرشاخه معرفی شده این پلتفرم ، تانک T-14 که توسط رسانه ها اولین تانک روسی با طراحی کاملا جدید و مستقل از زمان توسعه تانک معروف T-72 لقب گرفته است و خودروی نبرد پیاده نظام سنگین T-15 میباشد. طراحی و فناوری های بکار رفته در هر دوی این جنگ افزارها تغییرات اساسی نسبت به جنگ افزارهای زرهی شوروی و روسیه تاکنون داشته است که در ادامه این تاپیک ، دو جنگ افزار فوق را بررسی خواهیم نمود اختصاصی میلیتاری
  22. بسمه تعالی جنگ هسته‌اي از نگاه روسيه این روزها در پرتو تشديد بحران اوكراين در رسانه های غربی موضوع جنگ هسته ای كم و بيش مطرح مي شود و پنج دهه پس از بحران موشكي كوبا بار ديگر كابوس جنگ هسته اي مورد توجه جهانيان قرار گرفته است. زاچاري كيسك در گزارشي در سايت ديپلمات با توجه به خبر رزمايش آمادگي موشكي سربازان روسيه به شرائط جديد و احتمال جنگ هسته اي پرداخته است. همچنين پيتر وبر در مطلبي در سايت ويك به وضعيت هسته اي روسيه و ناتو در آستانه جنگ در اوكراين اشاره كرده و آسيب پذيريهاي روسيه را بيان كرده است. لیندون لاروش نیز در گفتگو با پرس تي وي معتقد است که جنگ آمریکا با روسیه به معنای جنگ هسته ای است و اين موضوعي است كه امريكا توان آن را ندارد. اما نشریه آمریکایی فوربس در گزارشی چهار گزینه ممکن برای تبدیل بحران اوکراین به یک جنگ هسته ای را مطرح نموده‌است. در این میان، به ویژه سناریوی احتمالي شكست جدي‌تر است كه در صورت بروز جنگ میان ناتو و روسیه، قاعدتا یک طرف در نهایت در این درگیری شکست می خورد و ممکن است يكي از طرفها هر زمان احساس کند شکست خورده است، از تاکتیک سلاح های هسته ای استفاده کند. اما نكته اصلي آنست كه اساسا جنگ هسته اي چه جايگاهي در نظام سياسي و دفاعي روسيه و نزد مقامات بلند پايه اين كشور دارد و در اسناد راهبردي روسيه چه تعريف و كاربردي براي اين جنگ افزار مطرح شده است؟ به بيان روشن تر آستانه به كارگيري سلاح هسته اي در ذهنيت و نگرش دولتمردان روسي در كجاست؟ در اين نوشته من كوشيده ام تا به بررسي اين موضوع بر اساس تحول رهنامه نظامي روسيه و دكترين هسته اي آن كشور بپردازم. از پايان جنگ جهاني دوم تا فروپاشي اتحاد شوروي، نيروي زميني قدرتمند و يگانهاي تانك و مكانيزه، همچنان سنگ بناي قدرت نظامي مسكو بوده‌اند. حتي در اوج همپايگي راهبردي ميان مسكو و واشنگتن از نيمه دوم دهه 1960 و تا اواخر دهه 1980، روسها همواره به نيروي زميني مستقر در شرق اروپا به عنوان قدرت اصلي خود نگاه مي‌كردند. استراتژي هسته‌اي پيمان ناتو نيز در واكنش به اين وضعيت طراحي ‌شده بود. راهبرد انتقام گسترده تا سالهاي مياني دهه 1960، و سپس واكنش انعطاف‌پذير كه حتي با وجود اين استراتژي، ناتو همواره گزينه ضربه نخست را براي نيروهاي هسته‌اي تاكتيكي مستقر در خط مقدم دفاع از اروپاي غربي براي خود حفظ مي‌كرد بخوبي نشان‌دهنده اهميت اين وضعيت براي روسيه بود. از اين رو، مادامي كه جنگ به سطح هسته‌اي تصاعد نيافته بود، مسكو برگ برنده را در هر جنگي با غرب در دست داشت و اروپا را به‌راحتي تسخير مي‌كرد. اين مسئله باعث شد تا در تعاملات روسيه و غرب، عامل هسته‌اي براي مسكو نسبت به غرب، كمتر در مركز دكترين نظامي قرار گيرد. گورباچف دكترين نظامي كرملين را به گونه اي جدي تر دگرگون نمود و بدين‌ترتيب، نفي كامل جنگ و از جمله جنگ هسته‌اي به عنوان يك اصل اساسي در دكترين امنيتي شوروي مطرح شد. اما پس از فروپاشي شوري بار ديگر تغييراتي گسترده در نگاه به سلاح هسته اي و جايگاه آن در دكترين نظامي اين كشور روي داد. در روسيه جديد، اهميت جنگ‌افزارهاي هسته‌اي به‌طور اساسي در دكترين نظامي روسيه افزايش يافت. از يك سو، ارتش روسيه از شرق اروپا عقب‌نشيني نمود و روسيه جديد و فاقد متحد، در محاصره كشورهاي دارنده جنگ‌افزارهاي هسته‌اي قرار داشت، و از سوي ديگر، دولت روسيه و ارتش آن، بمراتب ضعيف‌تر از دوره شوروي بوده و به خاطر مشكلات اقتصادي، امكان دستيابي به برابري در تكنولوژيهاي جديد مورد استفاده ارتش آمريكا و كشورهاي غربي در جنگ عراق(1991-1990) و جنگهاي پس از آن، وجود نداشت. در اين سالها امريكا نيز در جستجوي برتري هسته اي خود درصدد ايجاد شبكه اي بزرگ و موثر از موشك ها براي وارد كردن ضربه نخست، در سال 2002 از پيمان اي.بي.ام خارج شد و بحث استقرار ده سامانه دفاع موشكي در لهستان و يك سامانه راداري در چك تا سال 2013، و سپس استقرار در روماني و تركيه موضوع جدي تري شد. از نگاه مسكو، نصب اين سامانه ها، با بي ارزش كردن قدرت هسته اي و موشكي روسيه، قابليت ضربه هسته اي نخست و دوم را از اين كشور خواهد گرفت و اروپا را از تيررس روسيه خارج مي كند و البته اين بيشتر به لحاظ رواني اهميت دارد تا عملياتي. در واقع، با بهم خوردن برتري روسيه نسبت به اروپا ( 1991)، وضعيت تعادل سالهاي 1991 تا 2000 نيز كم كم دارد به هم مي خورد و معلوم نيست اين روند در كجا متوقف شود. در همه اين سالها در امريكا علاوه بر موج تبليغات در مورد هژموني اين كشور، بر برتري هسته اي اين كشور و پايان وضعيت تعادل هسته اي چهار دهه گذشته كه مبتني بر " نابودي مطمئن متقابل" بود، تاكيد زيادي مي شود، بطوري كه ادعا مي شود " عصر MDA پايان يافته و براي نخستين بار در دهه هاي اخير، زرادخانه هسته اي روسيه با يك ضربه هسته اي نخست خلع سلاح خواهند شد. مجموعه اين مسائل به تجديد نظر اساسي در دكترين هسته‌اي مبتني بر ”عدم استفاده از ضربه هسته‌اي نخست" انجاميدو آستانه به‌كارگيري جنگ افزارهاي هسته‌اي به «هر حمله‌اي به تأسيسات هسته‌اي و پايگاههاي حساس روسيه» كاهش يافت و لذا تأكيد بر ضربه هسته‌اي نخست، امري واقع‌بينانه‌تر پنداشته شد و در بيست و پنج سال اخير، رويكرد غالب در روسيه كنوني نسبت به جنگ‌افزارهاي هسته‌اي بر بنيان گزاره هاي زير قرار گرفت: الف. جنگ‌افزارهاي هسته‌اي، پايه و بنياد امنيت ملي هستند، چون از جنگ ميان قدرتهاي بزرگ جلوگيري مي‌كنند. ب. اين سلاحها، تأثير مستقيمي بر وضعيت سياسي جهان ندارند. كمااينكه نتوانسته‌اند مانع از گسترش پيمان ناتو شوند. ج. از طريق تهديد به وارد آوردن خسارت غيرقابل قبول به دشمن، امنيت روسيه را تضمين مي‌كنند. د. بايستي يك قابليت انتقامي، به هر هزينه‌اي، حفظ شود و اين جنگ‌افزارها به عنوان يك ابزار تهديد و ارعاب سياسي كارايي داشته باشند. ه. موازنه استراتژيك، پديده جامعي است كه علاوه بر جنگ‌افزارهاي هسته‌اي، ساير تسليحات و تجهيزات متعارف را نيز دربرمي‌گيرد. و. موازنه استراتژيك اصلي ميان سه كشور آمريكا، روسيه و چين است. ز. تعادل هسته‌اي بايستي محدود به پنج دولت داراي سلاح هسته‌اي كه منافع و رفتارهاي آنها به نسبت با ثبات است، الگوهاي ائتلاف آنها شناخته شده و رفتار آنها به‌طور منطقي قابل پيش‌بيني است، محدود بماند. ح. با توجه به ضعف روسيه در جنگ‌افزارهاي متعارف نوين، ضربه انتقامي عليه حمله متعارف، مستلزم استفاده از سلاح هسته‌اي است و از اين رو، مسكو در شرائط جديد و بر خلاف گذشته بر استراتژي "ضربه نخست هسته اي" تأكيد دارد. منطق به‌كارگيري ضربه هسته‌اي نخست به عنوان عاملي براي جبران ناكافي بودن بازدارندگي متعارف در روسيه امروز، نشان مي‌دهد كه بايستي دشمن يا دشمناني وجود داشته باشند كه در قابليتهاي متعارف برتر بوده و بتوانند منافع كشور را با انجام عمليات هجومي متعارف و موفقيت‌آميز به خطر افكنند. از سوي ديگر، به‌كارگيري نيروي هسته‌اي بايد به عنوان يك عامل تهديد معتبر باشد. به اين معنا كه منافع ذهني بايستي در عمل براي توجيه جنگ هسته‌اي اهميت حياتي داشته باشند، و اين عمل بايستي امتيازات روشني در قابليتهاي هسته‌اي به منظور دستيابي به اهداف نظامي، منع تصاعد جنگ، و جلوگيري از اقدام ضدهسته‌اي از سوي دشمنان، كه ممكن است اين دستاوردها را انكار كرده يا خسارات گسترده‌اي بر كشور وارد كنند، دربر داشته باشد. به هر حال واقعيتهاي موجود و ديدگاههاي رسمي منتشر شده در روسيه نشان مي دهند كه در نخستين دهه هاي عصر هسته اي، مسكو بر ”جنگ هسته‌اي محدود" تأكيد داشت، اما در دوره همپايگي راهبردي در دكترين نظامي مسكو و پيمان ورشو آمده بود كه «شوروي نخستين كشوري نخواهد بود كه از جنگ‌افزارهاي هسته‌اي استفاده مي‌كند». اما با فروپاشي شوروي و تغيير موازنه نيروها در اروپا و جهان، اين موضوع دچار يك تحول اساسي شد. در دكترين نظامي سال 1993 روسيه اعلام شد كه «روسيه در مقابله با حمله به مراكز هسته‌اي و موشكي‌اش از سلاحهاي هسته‌اي استفاده خواهد كرد». در برنامه امنيت ملي سال 1997 اين وضعيت به ”در مخاطره قرار گرفتن موجوديت روسيه" كاهش يافت. و سرانجام در دكترين نظامي سال 2000 و 2003، آستانه به‌كارگيري سلاحهاي هسته‌اي بار ديگر تقليل يافته و به ”هرگونه تجاوز نظامي" به روسيه و از همه تند تر به وضعيت ”پيشدستي روسيه در ضربه هسته‌اي" و عمليات پيشدستانه هسته اي رسيد. در حقيقت، مي‌بينيم كه پا به پاي كاهش قدرت نظامي روسيه، از آستانه به‌كارگيري جنگ‌افزار هسته‌اي نيز كاسته شده و روسيه براي استفاده از جنگ افزار هسته اي آمادگي بيشتري پيدا كرده است. در چنين وضعيت ذهني و مفهومي و عملياتي جديدي ست كه مي توان گزينه كاربرد جنگ افزار هسته اي را در ذهن دولتمردان روسي و در سناريوهاي عملياتي اين كشور به ويژه در فضاي مبهم و پيچيده آينده بحران اوكراين نه به عنوان صرف يك تهديد بلكه ابزاري براي امنيت ملي در شرائط وخيم مورد توجه قرار داد و اين موضوعي است كه نگراني هاي موجود در غرب را براي تصاعد بحران در اوكراين توجيه مي كند. كمتر كسي باور مي كند كه امروز مانند سالهاي 1854 تا 1856 است كه ارتش و تزار روسيه كريمه را رها كرده و با دست خالي به مسكو برگردند و از اين نگاه شكست نظامي روسيه در اوكراين نيز موضوعي نيست كه فقط در مرزهاي اوكراين به پايان برسد. منبع http://www.tabnak.ir...ي-از-نگاه-روسيه
  23. دفتر مطبوعاتی وزارت دفاع هند گزارش می دهد که شورای خرید تجهیزات دفاعی این کشور روز جمعه مسئله خرید 126 فروند جنگنده چند منظوره را تایید کرد. در این گزارش آمده است: با توجه به حجم خرید و اهمیت آن معیارهای انتخاب جنگنده های چند منظوره در میان بهترین تولید کنندگان آمریکا، روسی و اروپایی مورد تایید قرار گرفت. در خواست مدعیان برای شرکت دراین مناقصه در آینده نزدیک ارسال خواهد شد. بر اساس شرایط سفارش این هواپیماها بیش از 40 سال باید در حالت آماده باش نظامی باشند که طی این مدت صادر کننده موظف است خدمات و تجهیزات مورد نیاز آن را تامین نماید. همچنین در نظر گفته شده که مجوز و فناوری تولید این هواپیماها نیز باید در اختیار هند قرار داده شود. بر اساس تصمیم کمیسیون بخش اعظم این 126فروند باید در خاک هند تولید گردد. در ادامه این گزارش آمده است: انتقال فناوری و مجوز قراردادی انگیزه مهمی از جهت فناوری به صنایع دفاعی هند خواهد داد. کارشناسان میگ-35 روسیه را یکی از مدعیان اول این مناقصه می نامند که در راه کسب این قرارداد باید به مصاف F-16 و F/A 18سوپر هورنت آمریکا، رافال فرانسه، گریپن سوئد و یوروفایتر اروپا رود. بر اساس گزارشات مختلف ارزش این قرارداد در حدود 7 میلیارد دلار خواهد بود. این قرارداد جهت نوسازی هواپیماهای جنگنده هند که از میگهای 21 قدیمی تشکیل شده اند انجام می شود. اويا
  24. بعد از ظهور جنگنده رهگیر Su-27 و آشکار شدن تواناییهای بالقوه آن( بخصوص در برابر نمونه غربی یعنی F-15 Eagle) روسیه در پی تغییر و بهبود این جنگنده متناسب با نیازها و خواستهای مشتریان شد. در نتیجه مدلهای مختلفی از این هواپیما طراحی و عرضه شد که یک گروه از آنها جنگنده سوخوی Su-30 بود که به کشورهای هند، چین، اندونزی، ویتنام و مالزی صادر شد. در ادامه به معرفی انواع مختلف Su-30 می پردازیم. Su-30 : جنگنده رهگیر دو سرنشینه این مدل که در واقع Su-27PU می باشد - بعدها Su-30 خوانده شد – در اواخر دهه 80 میلادی به عنوان جنگنده رهگیر دور برد و پست فرماندهی هوایی توسعه و ظهور یافت.در شروع پروژه Su-27UB هواپیمای آموزشی رزمی به عنوان پایه این مدل انتخاب شد. زیرا این مدل هم مزیت های رزمی Su-27 و هم دو سرنشینه بودن را داشت. برای برآورده کردن برد زیاد امکان سوختگیری هوایی به Su-27UB داده شد. سیستمهای اویونیک( الکترونیک پروازی) آن بهبود یافت. سیستمهای ویژه ارتباطی و هدایتی برای فرماندهی پروازهای جمعی با جنگنده های تک سرنشینه Su-27 نیز بر روی این هواپیما قرار داده شد. در کاکپیت عقب یک نمایشگر بزرگ CRT ( نمایشگرهایی مانند تلویزیون) قرار داده شد که به لیدر آرایش، اطلاعات تاکتیکی مانند هدف ها و رهگیر ها را نشان می دهد. سیستمهای ناوبری و پرواز با سیم نیز ارتقا یافته اند. فقط تعدادی از این هواپیما در نیروی هوایی روسیه وارد خدمت شدند. Su-30MK : جنگنده چند منظوره دو سرنشینه در سال 1993 سوخوی نمونه های نخستین Su-30 را به نمونه اثباتگر برای به فروش رساندن مدل های چند منظوره که Su-30MK خوانده می شدند، تبدیل کرد. MK که در آن M به جای Modified و K به جای Commercial (در زبان روسی) است نشان می دهد که این نمونه برای بازار صادراتی توسعه یافته است. در هسته این مدل سیستم کتنرل آتش چند منظوره ارتقا یافته با توجه به درخواست مشتریان قرار داده می شود. توانایی هوا به زمین هواپیما به طور قابل ملاحظه ای ارتقا داده شده است و موشکها و بمب های متنوعی نیز برای انتخاب تسلیحات آن افزوده شده است. برای نقشهای هوا به هوا موشک میان برد RVV-AE ( R-77 اَدر یا آمرامسکی) با سیستم هدایت راداری فعال قابلیت نصب پیدا کرده است. Su-30K و Su-30MKI: فلانکر های دو سرنشینه هند هند اولین خریدار جنگنده Su-30MK بود. برای برآورده کردن نیازهای هند، Su-30MKI توسعه یافت. Su-30MKI تفاوت قابل توجهی با Su-30MK دارد. بطوریکه در آن کانارد(پیش بال) و دو موتور AL-31 جدیدتر با توانایی تغییر بردار رانش قرار داده شده است که مانور پذیری هواپیما را بسیار بالا برده است. این موتور ها با تراست 130 کیلو نیوتون هواپیما را به حداکثر سرعت 2125 کیلومتر در ساعت (2 ماخ ) می رساند. دریچه موتورها قابلیت چرخش تا 15 درجه افقی و عمودی را دارد. البته موتور های نمونه Su-30K دارای سیستم تغییر بردار رانش نمی باشند. رادار Su-30MKI ، NIIP N011M بوده که همان رادار استفاده شده در جنگنده Su-35 و Su-37 می باشد و سازگار با انواع موشکهای هوا به زمین و هوا یه هوا از جمله R-60 آفید، R-73 آرچر، R-27 آلامو و R-77 اَدر را می باشد. سیستمهای ناوبری و نمایشگر های سربالا نیز با سیستمهای ساخت سکستانت اویونیک فرانسه جایگزین شده اند. Su-30MKK : جنگنده چند منظوره دوسرنشینه چین Su-30MKK چندمنظوره، دوسرنشینه و برای چین توسعه یافته است.این مدل نیز مانند Su-30MKI دارای کاکپیت دو سرنشینه بوده که از نمایشگرهای چند منظوره در آن استفاده شده است. بعلاوه این مدل دارای توانایی سوختگیری هوایی می باشد. در این مدل از بالهای بزرگتر Su-35 برای جای دادن سوخت بیشتر استفاده شده است. Su-30MKK فاقد کانارد بوده و موتور آن مانند دیگر مدلها توربو فن Al-31F بدون سیستم تغییر بردار رانش می باشد که البته از نمونه MKI تراست کمتری تولید می کند (122.58 کیلو نیوتون) که هواپیما را به حداکثر سرعت 2125 کیلومتر در ساعت(2 ماخ ) می رساند. رادار Su-30MKK، N001VE بوده که سازگار با موشک R-77 اَدر می باشد. این هواپیما مانند دیگر هم خانواده های خود قادر به حمل طیف وسیعی از موشکهای هوا به زمین و هوا به هوا می باشد که در 12 جایگاه تعبیه شده قرار می گیرند. از دیگر سلاحهای قابل حمل این مدل می توان به R-60، R-73 آرچر و R-27 آلامو به همراه یک توپ 30 میلیمتری با 150 توپ اشاره کرد. همچنین حداکثر وزن برخاست با تقویت ارابه فرود و بدنه به 38000 کیلوگرم افزایش یافته است. در سال 1999 سوخوی، T10PU-5 ( نمونه اولیه Su-30) را به مدل MKK تغییر داد و اولین پرواز آن در 9 می 1999 انجام شد. در ادامه در 19 می همان سال تولید Su-30MKK با شماره سریال 501 آغاز شد.