جستجو در انجمن

مشاهده نتایج برای برچسب های 'روسیه'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بوسیله برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


انجمن ها

  • بخش داخلی
    • اخبار و قوانین
    • ماهنامه میلیتاری
    • گالري عكس و فيلم
    • کتابخانه میلیتاری
    • مقالات برتر
  • War and History - بخش جنگ و تاریخ
    • مباحث جامع نظامی
    • پیمان ها - قراردادها و معاملات تسلیحاتی
    • دکترین و استراتژی
    • عملیات های نظامی
    • جنگ تحمیلی
    • تحولات روز امنیتی نظامی بین الملل
    • General Military Discussions
  • Air force Forum - بخش نیروی هوایی
    • هواپیماهای نظامی
    • بالگردهای نظامی
    • تسلیحات هوایی
    • متفرقه در مورد نیروی هوایی
    • سایر بخشهای نیروی هوایی
    • Airforce - English
  • Army Forum - بخش نیروی زمینی
    • ادوات و تسلیحات زمینی
    • خودروهای نظامی و زره پوش ها
    • مباحث جامع زرهی
    • توپخانه زمینی
    • موشک های زمین پایه
    • الکترونیک زمینی
    • تجهیزات و تسلیحات انفرادی
    • متفرقه نیروی زمینی
    • سایر بخشهای زمینی
    • Ground forces - English
  • Navy Forum - بخش نیروی دریایی
    • شناورهای سطحی
    • شناور های زیرسطحی
    • هوا دریا
    • تسلیحات دریایی
    • سایر بخش های نیروی دریایی
    • علوم و فنون دریایی
    • راهبردها و راهکنش های دریایی
    • تاریخ نیروی دریایی
    • اخبار نیروی دریایی
    • Navy - English
  • News Section - بخش خبر
    • اخبار روز ایران و جهان
    • اخبار صفحه اول
    • رایانه و شبکه
    • English News
    • Send news
  • Non-Military Forums - سایر بخشها
    • دیگر موضوعات و مطالب

پیدا کردن نتایج در ...

یافتن نتایج که ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروز رسانی

  • شروع

    پایان


Filter by number of...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


Website URL


Yahoo


Skype


Location


Interests

پیدا کردن 22 results

  1. تاكيد وزير امور خارجه بر تسریع روند پروژه های ایرانی - روسی [align=center][/align] رایزنی های معاونان وزرای امورخارجه ایران و روسیه به ریاست مهدی صفری معاون آسیا، اقیانوسیه و مشترک المنافع و الکساندرلوسیاکف معاون آسیا وزارت امور خارجه روسیه امروز در تهران برگزار شد. در این مذکرات، طیف وسیعی از موضوعات دوجانبه، منطقه ای و بین المللی مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت و طرفین تاکید کردند که در خصوص بسیاری از موضوعات یاد شده اشتراک نظر بالایی بین مواضع دو کشور وجود دارد و به همین خاطر ضروری است که تماس های مسئولین دو کشور بیش از پیش گسترش یابد. معاون وزیر امورخارجه روسیه در این دیدار با تاکید بر اهمیت و جایگاه جمهوری اسلامی ایران در سیاست خارجی روسیه یادآور شد که این موقعیت در نوع خود بی نظیر است و به همین خاطر کشورش احترام ویژه ای به روابط خود با تهران قائل است. لوسیاکف اهمیت موضوعات اقتصادی در تحکیم هر چه بیشتر مناسبات را مورد تاکید قرار داده و یادآور شد باید تلاش گردد که پروژه های در دست اجرای دو کشور نظیر: فروش هواپیما، ماهواره زهره و نیروگاه ذغال سنگ طبس هر چه سریعتر عملی گردد. معاون وزیر امورخارجه روسیه، اهمیت ساخت و راه اندازی نیروگاه بوشهر را یادآور شد و تاکید نمود مسکو در راه اندازی این نیروگاه جدی است و تلاش به عمل خواهد آمد که موانع تحقق این امر، هر چه سریعتر مرتفع گردد. صفری معاون وزیر امورخارجه جمهوری اسلامی ایران نیز در این مذاکرات، اهمیت روابط دو کشور را مورد تاکید قرار داده و تاکید نمود که اقدامات عملی و از جمله عملی شدن توافقات از سوی طرف روس و بویژه راه اندازی نیروگاه بوشهر نقش بسزایی در پیشبرد همکار های دو کشور خواهد داشت. منبع : www.avia.ir
  2. http://www.uploadax.com/images/84397151489941444037.jpg یک اندیشکده آمریکایی به بررسی تأثیر سه سال جنگ در سوریه برنیروی پدافند هوایی این کشور و اینکه حکومت اسد دارای چه میزانی از توانمندی در شرایط فعلی است پرداخت. اندیشکده «واشنگتن» در مقاله‌ای به قلم سرگرد «چندلر اتوود»، از نیروی هوایی آمریکا و همکار نظامی این مؤسسه و «جفری وایت» همکار دفاعی اندیشکده واشنگتن و افسر ارشد اطلاعات دفاعی سابق آمریکا نوشت: ضد هوایی‌های حکومت سوریه براثر جنگ ضعیف شده‌اند، مسئله‌ای که فضا را برای عملیات هوایی با ریسکی پایین مهیا کرده است؛ عملیاتی که بتواند درعین‌حال به اهداف مهم نظامی و انسانی، با صرف معقول منابع، دست یابد. حکومت در ۱۷ مه، سپهبد «حسین ایوب اسحاق»، فرمانده پدافند هوایی خود و یکی از برجسته‌ترین مقامات نظامی که از زمان شروع جنگ در سال ۲۰۱۱ کشته‌شده‌اند را از دست داد. هرچند مشخص نیست مرگ این ژنرال چه تأثیری بر جنگ خواهد داشت، بااین‌حال مرگ وی آسیبی روان‌شناختی خواهد داشت که روحیه نیروهای پدافند هوایی سوریه را کاهش خواهد داد. با توجه به این امر و تأثیر سه سال جنگ، این سؤال مطرح است که نیروی پدافند هوایی حکومت دارای چه میزانی از توانمندی در شرایط فعلی است؟ ■عوامل تضعیف نیروی ضد هوایی حکومت سوریه■ یکی از ریسک‌هایی که اغلب در مورد حمله احتمالی آمریکا یا یکی از هم‌پیمانانش به سوریه مطرح می‌شود، توانمندی پدافند هوایی این کشور است. به نظر می‌رسد سیستم پدافند هوایی «بشار اسد» که توسط روسیه برای مقابله با نیروی هوایی اسرائیل راه‌اندازی و نگهداری شده بود، پیش از جنگ داخلی، نیرویی قوی- حداقل روی کاغذ- بود. از آن زمان توانمندی‌های زمین پایه این سیستم، شامل موشک‌های سطح به هوا و سلاح‌های پدافند هوایی به دلیل چند فاکتور تنزل یافته‌اند: استهلاک تجهیزات نیروها و مدیریتی؛ اختلال در آموزش و نگهداری منظم؛ غفلت احتمالی؛ تقسیم پرسنل و تجهیزات برای تقویت عملیات علیه شورشیان؛ و تصرف مناطق کلیدی در شمال و جنوب سوریه توسط شورشیان. ■ نیروی هوایی سوریه زمانی بزرگ‌ترین نیروی هوایی در خاورمیانه بود ■ تا آنجا که به توانمندی‌های هوا پایه نیروی هوایی سوریه- که زمانی بزرگ‌ترین نیروی هوایی در خاورمیانه بود- مربوط است، به نظر نمی‌رسد این نیرو تهدیدی جدی برای عملیات هوایی باشد. در طی سه سال گذشته، این نیرو با ترک خدمت یا کشته شدن خلبانان، نگهداری ضعیف جنگنده‌ها و فقدان آموزش‌های تخصصی خلبان‌ها که برای انجام حمله‌های پیشرفته موردنیاز است، مواجه بوده است. جنگنده‌های قدیمی سوری ساخت شوروی، نیازمند نگهداری و قطعات یدکی گسترده‌ای هستند تا همچنان عملیاتی باقی بمانند؛ فرایندی که در خلال جنگ به فراموشی سپرده شد. حکومت بیشتر توانمندی باقی‌مانده هوایی خود را به بمباران ابتدایی – ولی درعین‌حال مرگبار- و تقویت دوباره عملیات پدافند شورشی خود اختصاص داد. ■تمرکز بیشتر قابلیت‌های ضد هوایی سوریه در دمشق ■ بااین‌حال ضد هوایی‌های حکومت همچنان دارای توانمندی‌هایی هستند، این توانمندی‌ها به‌خصوص در دمشق، مستقر هستند، توانمندی‌هایی که شامل پدافندهای زمین پایه برای دفاع از مواضع مدیریتی کلیدی و تجهیزات نظامی متراکم در این منطقه و سیستم‌های SAM مدرن‌تر یا به‌روز شده تری هستند. عملیات هوایی آمریکا یا هم‌پیمانانش در این منطقه نیازمند برنامه‌ریزی، پشتیبانی و تجهیزات هوایی (برای حمله، نظارت، شناسایی و پشتیبانی) است. در نقطه مقابل عملیات هوایی در مناطق شمال و جنوب سوریه نیازمند عملیاتی گسترده برای از بین بردن توان باقیمانده پدافند هوایی حکومت در این منطقه نیست. با ریسک نسبتاً پایین، با ایجاد شرایطی برای کمک بشردوستانه بین‌المللی یا تلاش برای یافتن راه‌حلی دیپلماتیک برای نبرد، نیز می‌توان به هدف دست‌یافت. ■ نیروی ضد هوایی سوریه در حال حاضر نیز تجهیزات خوبی در اختیار دارد■ قابلیت‌های فعلی ضد هوایی‌های حکومت سوریه قبل از جنگ شامل ۲۲ سایت هشدار،۱۳۰ سایت فعال SAM، در حدود چهار هزار اسلحه پدافند هوایی و چند هزار سیستم پدافند هوایی قابل‌حمل به‌وسیله نفر، بود. این تجهیزات اجازه پوشش سایت‌های عمده و مراکز اقتصادی نزدیک به اسرائیل، به‌خصوص نوار ساحلی، سوریه غربی- مرکزی (حماء، حمص)، منطقه دمشق و جنوب را به حکومت سوریه می‌داد. سوریه شمالی و به‌خصوص شرقی که ازلحاظ جمعیتی تراکم کمتری دارند، دارای تجهیزات تدافعی کمتری نیز هستند. نیروی ضد هوایی سوریه در حال حاضر نیز تجهیزات خوبی در اختیار دارد، اما پسرفت قابل‌ملاحظه‌ای نیز داشته است. احتمالاً بسیاری از سیستم‌ها به‌خوبی نگهداری نشده‌اند و کاربران این سیستم‌ها نیز احتمالاً به دلیل جنگ پراکنده‌شده و از آموزش و تمرین خوبی برخوردار نبوده‌اند. ■ شکاف در پوشش پدافند هوایی سوریه به دلیل حملات شورشی‌ها به تأسیسات ضد هوایی سوریه■ هرچند بحران سلاح‌های شیمیایی ماه اکتبر-دسامبر ۲۰۱۳ و تهدید حمله هوایی آمریکا ممکن است حکومت را وادار به تقویت آمادگی خود کرده باشد، به نظر نمی‌رسد تمرین‌های پدافند هوایی مناسبی در این بازه زمانی صورت گرفته باشد. تجهیزات و پرسنل در طول جنگ سوریه از بین رفته یا برای نبرد با شورشیان پراکنده‌شده‌اند و تعدادی از رادارهای هشدار و سایت‌های پدافند هوایی در شمال، دمشق و نزدیکی بلندی‌های جولان توسط گروه‌های شورشی مورد حمله واقع‌شده است که به ایجاد شکاف در پوشش پدافند هوایی یا تضعیف آن منجر شده است. علاوه بر این ضد هوایی‌های حکومت از انسجام کافی برخوردار نیستند تا فرماندهی، کنترل و ارتباطات را در قبال انواع تهدیدات تضمین کند. سیستم قادر است تا به نحوی موفقیت‌آمیز در مقابل اهداف پیش‌بینی پذیر عمل کند، اما به حد کافی برای مواجهه با حمله‌ای ناگهانی و هماهنگ چابک نیست. ■ ساقط کردن جت شناسایی RF-4E ترکیه نشان‌دهنده عملکرد مثبت ضد هوایی‌های سوریه است■ برای نمونه ساقط کردن جت شناسایی RF-4E ترکیه نشان داده است که ضد هوایی‌های سوریه همچنان می‌توانند به اهداف معین اصابت کند؛ اما این حادثه‌ای منحصربه‌فرد بود که تحت شرایطی ایدئال علیه یک هدف معین و در دسترس به وقوع پیوست. نیروهای حکومت وقتی با عملیات منظم هوایی روبرو شوند، احتمالاً بی‌کفایتی خود را با تأخیر در شناسایی و هماهنگی مسئولیت‌ها در سطح واحد، نشان خواهند داد. توانایی آن‌ها برای عملیات پدافند هوایی مناسب نیز احتمالاً با اماواگر همراه خواهد بود. بسیاری از تجهیزات پشتیبانی موشکی نیز در طول جنگ آسیب‌دیده یا از میان رفته است و خطوط ارتباطی که عملیات به‌کارگیری و تقویت مجدد از طریق آن‌ها میسر است نیز مورد تهدید مداوم نیروهای شورشی است. حکومت همچنین تعداد محدود سیستم‌های پیشرفته که به لحاظ فنی قابلیت تعقیب همزمان اهداف متعدد، شامل موشک‌های کروز و جنگنده‌های باقابلیت مانور بالا را حفظ نکرده است. ■ سرمایه‌گذاری وسیع سوریه پس از حمله اسرائیل به «الکبار»■ پس از حمله هوایی بازدارنده اسرائیل به رآکتور «الکبار» در سال ۲۰۰۷، سوریه سرمایه‌گذاری وسیعی برای تقویت شبکه پدافند هوایی خود کرده است. تمرکز بر روزآمد کردن ستون فقرات شبکه بود که ترکیبی از SAM های ساخت شوروی در دهه ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰، شامل SA-2 ها و SA-5 ها و SA-6 ها است. گام‌های جدی دیگری نیز برای روزآمد کردن SA-3 ها مثل سیستم‌های دیجیتال و قابل‌حمل، برداشته‌شده است. علاوه بر این، دمشق SAM های تاکتیکی پیشرفته‌تری نیز مثل سه آتش‌بار قدرتمند SA-17 و ۳۰ سیستم برد نزدیک SA-22 که بنا بر گزارشات جت ترکیه را در سال ۲۰۱۲ ساقط کرد، به‌کاررفته است. ■ پاشنه آشیل حکومت در دفاع هوایی■ عملیات جنگی ضد هوایی‌های سوریه احتمالاً برای مقابله با حملات محدودی که از فقدان انسجام سیستم‌های سوری بهره ببرد، کارآمد نیستند. پاشنه آشیل حکومت سیستم‌های کهنه و شبه اتوماتیک فرماندهی، کنترل و ارتباطات، اتکای بیش‌ازحد بر شبکه‌های ارتباطی آسیب‌پذیر و ساختار متمرکز نبرد هوایی آن است. با توجه به این مسائل، بین شناسایی اولیه هواپیماهای متجاوز توسط رادارها و صدور دستورات لازم به بخش‌های دفاعی و پایگاه‌های هوایی فاصله زمانی قابل‌توجهی وجود خواهد داشت. علاوه بر این رادارهای هشدار قدیمی و ضعف شبکه‌های فرماندهی، کنترل و ارتباطات در برابر جنگ الکترونیکی حتی می‌تواند این تأخیر را بیشتر هم بکند که منجر به واکنش فردی و خودسرانه واحدها و عناصر پدافند هوایی می‌شود که این نیز آسیب‌پذیری آن‌ها را در مقابل حمله و پارازیت بیشتر می‌کند. این آسیب‌پذیری‌ها، حملات نیروی هوایی اسرائیل در سال ۲۰۰۷ را تسهیل کردند و از سال ۲۰۱۳ نیز رو به افزایش هستند. ■اسرائیل در طی جنگ فعلی در حدود نیم دوجین حمله به اهداف نظامی در سوریه انجام داده است■ حمله «الکبار» در عمق عرصه هوایی سوریه، هرچند در شمال که نیروی پدافند هوایی سوریه ضعیف‌تر است، انجام گرفت. گفته می‌شود که جت‌های جنگنده اسرائیلی با قابلیت‌های پیشرفته فریب الکترونیکی، از سایت‌های پدافند هوایی نزدیک مرز سوریه – ترکیه و نوار ساحلی گریختند و برای خود مسیری از دریای مدیترانه تا سایت هسته‌ای درون سوریه باز کردند. همچنین بنا به گزارشات، اسرائیل در طی جنگ فعلی چیزی در حدود نیم دوجین حمله به اهداف نظامی، شامل حمله به اهدافی در پایتخت، انجام داده است. این حملات محدود سوری‌ها را غافلگیر کرد و دفاع مؤثری در برابر آن‌ها صورت نگرفت. بر اساس گزارش‌های رسانه‌های آمریکایی، حملات سال گذشته به انبار تسلیحاتی منطقه دمشق با هواپیمای جنگنده‌ای که از تسلیحات استند آف استفاده می‌کرد، صورت پذیرفت؛ حمله‌ای که بدون ورود به محدوده هوایی سوریه یا نبرد علیه ضد هوایی‌هایی که از پایتخت حفاظت می‌کنند، نیز قابل‌اجراست. چنین تسلیحاتی احتمالاً برای پرهیز از ریسک عملیات در محدوده این ضد هوایی‌ها به کار بسته شدند. ■ برسی توان ضد هوایی‌های سوریه برای مقابله با حملات هوایی آمریکا و هم‌پیمانانش■ نتایج اگر آمریکا و هم‌پیمانانش تصمیم بگیرند که عملیات هوایی علیه سوریه انجام دهند، آن‌ها با شرایطی متفاوت، حسب هدف و نیت عملیات، مواجه خواهند بود. ضد هوایی‌های حکومت توان مقابله با حملات غافلگیرکننده با استفاده از مهمات استندآف را نخواهند داشت. این حملات با حملات اسرائیل علیه اهداف معین و خاص در سوریه قابل‌مقایسه است. عملیات هوای در مناطق شمالی و جنوبی سوریه که درگیر جنگ شدید هستند، مثل حلب، ادلب و جبهه جنوبی نیازمند عملیاتی گسترده برای دست‌یابی به برتری هوایی نیست. عملیات یکپارچه برای نابود کردن ضد هوایی‌های باقیمانده در این مناطق می‌تواند با ریسک کمتری صورت پذیرد و درعین‌حال منافع زیادی مثل تضعیف توان نظامی حکومت، پشتیبانی از کمک‌های بشردوستانه، تغییر موازنه میان گروه‌های شورشی افراطی و میانه‌رو زمینه‌سازی برای عملیات با هواپیماهای بدون سرنشین برای دست‌یابی به اطلاعات و اهداف آفندی باارزش، داشته باشد. ■پدافند هوایی پایتخت سوریه همچنان خطری پابرجا برای عملیات هوایی نیروهای خارجی خواهد بود■ بخش پدافند هوایی پایتخت همچنان خطری پابرجا برای عملیات هوایی خواهد بود. جایی که ضد هوایی‌ها به‌شدت متراکم هستند و پیشرفته‌ترین SAM های متحرک (به‌طور مثال SA-6 ها و SA-3 ها یا SA-17 ها و SA-22 های مدرن‌تر) در آنجا قرار دارند، سطح تهدید افزایش می‌یابد و چالشی قابل‌توجه در مراحل آغازین عملیات ایجاد می‌کند. در موارد پیچیده‌تر، این نیروها ممکن است در بدو حمله پراکنده شوند، در طی عملیات اولیه پنهان شوند و پس‌ازآن در منطقه‌ای جدید برای به دام انداختن جنگنده‌های ناآگاه دوباره ظاهر شوند. برای از کار انداختن سیستم پدافند هوایی یکپارچه دمشق و زمینه‌سازی برای عملیات بعدی، نیروهای هم‌پیمان لازم است عملیاتی هوایی همراه با قابلیت‌های جنگ الکترونیک، جنگ سایبری و توانمندی‌های شناسایی، نظارت و اطلاعات انجام دهند؛ و تسلیحات استند آف برای استفاده علیه قابلیت‌های فرماندهی، کنترل و ارتباطات، SAM های ثابت و سایت‌های هشدار و محتمل‌تر از همه هواپیماهای پنهان شونده برای انجام حملاتی علیه SAM های پیشرفته اطراف دمشق را به‌کارگیرند. ■ عملیات هوایی آمریکا در سوریه الزاماً موفقیت‌آمیز یا همراه با شکست نخواهد بود.■ با توجه به اینکه نیروهای آمریکایی با موفقیت عملیات علیه سیستم‌های پدافند هوایی بسیار مشابهی (و به همین نحو پراکنده و کم قدرت) انجام داده است، احتمالاً می‌تواند در عرض یک تا دو هفته بدون تلفات یا با کمترین تلفات به برتری وایی دست یابد. عملیات هوایی آمریکا و هم‌پیمانانش در سوریه باید در مقابل چند سناریوی عملیاتی، با استفاده از یک ارزیابی میدانی و روزآمد از توانمندی‌های حکومت در این سناریوها، سنجیده شود. زود است که بگوییم که شبکه پدافند هوایی سوریه تهدیدی بزرگ است یا اصلاً تهدیدی نیست. برخی عملیات با اهداف مهم بالقوه، مثل کاهش توانمندی‌های نظامی حکومت و حمایت از مأموریت‌های بشردوستانه را می‌توان با ریسک نسبتاً کم و صرف معقولانه منابع انجام داد. به‌طور خلاصه عملیات هوایی آمریکا در سوریه الزاماً موفقیت‌آمیز یا همراه با شکست نخواهد بود. منبع : http://www.eshraf.ir/1731 دوست خوب خواهش میکنم. تمنا دارم. پلیز. سیلوو پله. اتمنا منکم.... دیگه زبونی بلد نیستم عکس ها یا لینک باشد یا از گالری سایت... آنتی وار
  3. میگ-31 نوع ارتقا یافته و جایگزین میگ-25 میباشد که در زمان خود بی رقیب بود و اکنون جای خود را به پسرش داده است. بی شک میگ-31 پرقدرتمندترین رهگیر روسیه و در کل جهان میباشد که توانایی رهگیری همزمان چندین جنگنده مهاجم را دارا میباشد و نیز اولین جنگنده عملیاتی شوروی با توانایی نگاه به پایین و شلیک به پایین میباشد. این جنگنده از راداری بسیار قوی با نام Zaslon بهره میبرد که به فاکس هوند این امکان را میدهد تا همزمان به 4 (در مدلهای اولیه) هدف حمله کند و نیز دیگر جنگنده های دشمن را تحت کنترل داشته باشد! طبق نظر بعضی کارشناسان این رادار قویترین و بهترین رادار جهان میباشد که حتی میتواند استیلت را هم شناسایی کند! از نظر سیستم رانش نیز میگ-31 از دو موتور توربوجت با پس سوز D-30F6 بهره میبرد که هر کدام تراستی برابر 93KN تولید مینمایند و با آنها فاکس هوند سرعتی برابر با 3 برابر صوت پیدا میکند! طراحی و شکل ظاهری میگ-31 بسیار شبیه به میگ-25 میباشد و دقیقا مانند آن دارای 2 جایگاه تسلیحات در زیر هر بال و یکی در انتهای بال به اضافه 4 جایگاه در زیر بدنه هواپیما میباشد. در دهه 1990 با توجه به قدرتمندتر شدن جنگنده های غربی روسیه فاکس هوند های خود را ارتقا داد که تواناییهای میگ-31 بسیار بهتر و بیشتر از قبل شد که امروزه این مدل با نام MiG-31BM شناخته میشود. MiG-31BM دارای آیونیکی بسیار قویتر از نسلهای قبلی خود میباشد و میتواند به راحتی با اهداف هوایی یا زمینی درگیر شود. و نیز به واسطه رادار پرقدرت خود میتواند همزمان 24 جنگنده دشمن را شناسایی کرده و با 6 تا از آنها درگیر شود! این رادار جدید همچنین میتواند به نحو احسن اهداف زمینی را نیز شناسایی کند. در ادامه با مشخصات MiG-31A آشنا میشوید : MiG-31A کشور سازنده : شوروی سابق هواپیماهای مشابه : MiG-25 , F-14 , F15 تعداد سرنشین : 2 نفر ماموریت اصلی : رهگیر تمام آب و هوایی + ایجاد امنیت هوایی طول : 21.5 متر طول بال : 14 متر ارتفاع : 6.6 متر حداکثر سرعت : 3 ماخ وزن خالی : 22 تن وزن استاندارد : 37 تن حداکثر وزن : 47 تن نوع و قدرت موتور : دو موتور توربوجت با پس سوز D-30F6 هر کدام با تراست 93 کیلو نیوتن حداکثر تحمل G : در سرعتهای فراصوت +5 جی حداکثر برد : 3300 کیلومتر شعاع عملیاتی : 720 کیلومتر ارتفاع پرواز : 25 کیلومتر ارتفاع پرواز از سطح دریا : ؟ مدت زمان برای رسیدن به ارتفاع 20 کیلومتری : 8 دقیقه و 54 ثانیه قابلیت سوختگیری هوایی : ندارد حسگرها : LD/SD TWS radar, possible IRST, RWR (رادار Zaslon S-800 با برد 200 کیلومتر) نوع تسلیحات : یک قبضه توپ 23 میلی متری GSh-6-23 + موشکهای هوا به هوای R-33 , R-40 , R-60 , R-73 MiG-31BM این مدل در بسیاری جهات شبیه مدلهای قبلی است و در اینجا فقط نکات مهم را بیان میکنم. نوع رادار : Zaslon-M با برد 400 کیلومتر و توانایی شناسایی استیلت ، همزمان 24 هدف را شناسایی و به 6 تا از آنها حمله میکند و بقیه را نیز تحت نظر دارد. توانایی جنگ الکترونیک : دارای سیستم مدرن ECM و ضد ECM آیونیک این مدل بسیار پیشرفته تر از مدلهای قبلی است. نوع تسلیحات : یک قبضه توپ 23 میلی متری GSh-6-23 موشکهای هوا به هوای R-27 , R-33 , R-37 , R-40 , R-60 , R-73 , R-77 موشکهای هوا به زمین Kh-31P , Kh-58 قیمت میگ-31 بی ام : 40 میلیون دلار توضیحاتی چند در مورد موشکهای هوا به هوای قابل حمل توسط میگ-31 : R-27 با برد 70 الی 170 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : 3600 Km/h R-33 با برد 160 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : 3700 Km/h R-37 با برد 300 ، حداکثر سرعت هدف : ؟ R-40 با برد 50 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : ؟ R-60 با برد 10 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : ؟ R-73 با برد 40 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : 2500 Km/h R-77 با برد 90 الی 160 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : 3700 Km/h R-172 با برد 400 کیلومتر, حداکثر سرعت هدف؟ چگونگی ظرفیت حمل موشکهای هوا به هوا در MiG-31BM : A) 8 R-33 & 2 R-60 or R-73 6 R-33 & 2 R-40 & 2 R-60 or R-73 C) 4 R-33 & 4 R-40 & 2 R-60 or R-73 D) 4 R-33 & 4 R-73 & 2 R-40 & 2 R-60 or R-73 منبع : وبلاگ میلیتاری
  4. بسمه تعالی جنگ هسته‌اي از نگاه روسيه این روزها در پرتو تشديد بحران اوكراين در رسانه های غربی موضوع جنگ هسته ای كم و بيش مطرح مي شود و پنج دهه پس از بحران موشكي كوبا بار ديگر كابوس جنگ هسته اي مورد توجه جهانيان قرار گرفته است. زاچاري كيسك در گزارشي در سايت ديپلمات با توجه به خبر رزمايش آمادگي موشكي سربازان روسيه به شرائط جديد و احتمال جنگ هسته اي پرداخته است. همچنين پيتر وبر در مطلبي در سايت ويك به وضعيت هسته اي روسيه و ناتو در آستانه جنگ در اوكراين اشاره كرده و آسيب پذيريهاي روسيه را بيان كرده است. لیندون لاروش نیز در گفتگو با پرس تي وي معتقد است که جنگ آمریکا با روسیه به معنای جنگ هسته ای است و اين موضوعي است كه امريكا توان آن را ندارد. اما نشریه آمریکایی فوربس در گزارشی چهار گزینه ممکن برای تبدیل بحران اوکراین به یک جنگ هسته ای را مطرح نموده‌است. در این میان، به ویژه سناریوی احتمالي شكست جدي‌تر است كه در صورت بروز جنگ میان ناتو و روسیه، قاعدتا یک طرف در نهایت در این درگیری شکست می خورد و ممکن است يكي از طرفها هر زمان احساس کند شکست خورده است، از تاکتیک سلاح های هسته ای استفاده کند. اما نكته اصلي آنست كه اساسا جنگ هسته اي چه جايگاهي در نظام سياسي و دفاعي روسيه و نزد مقامات بلند پايه اين كشور دارد و در اسناد راهبردي روسيه چه تعريف و كاربردي براي اين جنگ افزار مطرح شده است؟ به بيان روشن تر آستانه به كارگيري سلاح هسته اي در ذهنيت و نگرش دولتمردان روسي در كجاست؟ در اين نوشته من كوشيده ام تا به بررسي اين موضوع بر اساس تحول رهنامه نظامي روسيه و دكترين هسته اي آن كشور بپردازم. از پايان جنگ جهاني دوم تا فروپاشي اتحاد شوروي، نيروي زميني قدرتمند و يگانهاي تانك و مكانيزه، همچنان سنگ بناي قدرت نظامي مسكو بوده‌اند. حتي در اوج همپايگي راهبردي ميان مسكو و واشنگتن از نيمه دوم دهه 1960 و تا اواخر دهه 1980، روسها همواره به نيروي زميني مستقر در شرق اروپا به عنوان قدرت اصلي خود نگاه مي‌كردند. استراتژي هسته‌اي پيمان ناتو نيز در واكنش به اين وضعيت طراحي ‌شده بود. راهبرد انتقام گسترده تا سالهاي مياني دهه 1960، و سپس واكنش انعطاف‌پذير كه حتي با وجود اين استراتژي، ناتو همواره گزينه ضربه نخست را براي نيروهاي هسته‌اي تاكتيكي مستقر در خط مقدم دفاع از اروپاي غربي براي خود حفظ مي‌كرد بخوبي نشان‌دهنده اهميت اين وضعيت براي روسيه بود. از اين رو، مادامي كه جنگ به سطح هسته‌اي تصاعد نيافته بود، مسكو برگ برنده را در هر جنگي با غرب در دست داشت و اروپا را به‌راحتي تسخير مي‌كرد. اين مسئله باعث شد تا در تعاملات روسيه و غرب، عامل هسته‌اي براي مسكو نسبت به غرب، كمتر در مركز دكترين نظامي قرار گيرد. گورباچف دكترين نظامي كرملين را به گونه اي جدي تر دگرگون نمود و بدين‌ترتيب، نفي كامل جنگ و از جمله جنگ هسته‌اي به عنوان يك اصل اساسي در دكترين امنيتي شوروي مطرح شد. اما پس از فروپاشي شوري بار ديگر تغييراتي گسترده در نگاه به سلاح هسته اي و جايگاه آن در دكترين نظامي اين كشور روي داد. در روسيه جديد، اهميت جنگ‌افزارهاي هسته‌اي به‌طور اساسي در دكترين نظامي روسيه افزايش يافت. از يك سو، ارتش روسيه از شرق اروپا عقب‌نشيني نمود و روسيه جديد و فاقد متحد، در محاصره كشورهاي دارنده جنگ‌افزارهاي هسته‌اي قرار داشت، و از سوي ديگر، دولت روسيه و ارتش آن، بمراتب ضعيف‌تر از دوره شوروي بوده و به خاطر مشكلات اقتصادي، امكان دستيابي به برابري در تكنولوژيهاي جديد مورد استفاده ارتش آمريكا و كشورهاي غربي در جنگ عراق(1991-1990) و جنگهاي پس از آن، وجود نداشت. در اين سالها امريكا نيز در جستجوي برتري هسته اي خود درصدد ايجاد شبكه اي بزرگ و موثر از موشك ها براي وارد كردن ضربه نخست، در سال 2002 از پيمان اي.بي.ام خارج شد و بحث استقرار ده سامانه دفاع موشكي در لهستان و يك سامانه راداري در چك تا سال 2013، و سپس استقرار در روماني و تركيه موضوع جدي تري شد. از نگاه مسكو، نصب اين سامانه ها، با بي ارزش كردن قدرت هسته اي و موشكي روسيه، قابليت ضربه هسته اي نخست و دوم را از اين كشور خواهد گرفت و اروپا را از تيررس روسيه خارج مي كند و البته اين بيشتر به لحاظ رواني اهميت دارد تا عملياتي. در واقع، با بهم خوردن برتري روسيه نسبت به اروپا ( 1991)، وضعيت تعادل سالهاي 1991 تا 2000 نيز كم كم دارد به هم مي خورد و معلوم نيست اين روند در كجا متوقف شود. در همه اين سالها در امريكا علاوه بر موج تبليغات در مورد هژموني اين كشور، بر برتري هسته اي اين كشور و پايان وضعيت تعادل هسته اي چهار دهه گذشته كه مبتني بر " نابودي مطمئن متقابل" بود، تاكيد زيادي مي شود، بطوري كه ادعا مي شود " عصر MDA پايان يافته و براي نخستين بار در دهه هاي اخير، زرادخانه هسته اي روسيه با يك ضربه هسته اي نخست خلع سلاح خواهند شد. مجموعه اين مسائل به تجديد نظر اساسي در دكترين هسته‌اي مبتني بر ”عدم استفاده از ضربه هسته‌اي نخست" انجاميدو آستانه به‌كارگيري جنگ افزارهاي هسته‌اي به «هر حمله‌اي به تأسيسات هسته‌اي و پايگاههاي حساس روسيه» كاهش يافت و لذا تأكيد بر ضربه هسته‌اي نخست، امري واقع‌بينانه‌تر پنداشته شد و در بيست و پنج سال اخير، رويكرد غالب در روسيه كنوني نسبت به جنگ‌افزارهاي هسته‌اي بر بنيان گزاره هاي زير قرار گرفت: الف. جنگ‌افزارهاي هسته‌اي، پايه و بنياد امنيت ملي هستند، چون از جنگ ميان قدرتهاي بزرگ جلوگيري مي‌كنند. ب. اين سلاحها، تأثير مستقيمي بر وضعيت سياسي جهان ندارند. كمااينكه نتوانسته‌اند مانع از گسترش پيمان ناتو شوند. ج. از طريق تهديد به وارد آوردن خسارت غيرقابل قبول به دشمن، امنيت روسيه را تضمين مي‌كنند. د. بايستي يك قابليت انتقامي، به هر هزينه‌اي، حفظ شود و اين جنگ‌افزارها به عنوان يك ابزار تهديد و ارعاب سياسي كارايي داشته باشند. ه. موازنه استراتژيك، پديده جامعي است كه علاوه بر جنگ‌افزارهاي هسته‌اي، ساير تسليحات و تجهيزات متعارف را نيز دربرمي‌گيرد. و. موازنه استراتژيك اصلي ميان سه كشور آمريكا، روسيه و چين است. ز. تعادل هسته‌اي بايستي محدود به پنج دولت داراي سلاح هسته‌اي كه منافع و رفتارهاي آنها به نسبت با ثبات است، الگوهاي ائتلاف آنها شناخته شده و رفتار آنها به‌طور منطقي قابل پيش‌بيني است، محدود بماند. ح. با توجه به ضعف روسيه در جنگ‌افزارهاي متعارف نوين، ضربه انتقامي عليه حمله متعارف، مستلزم استفاده از سلاح هسته‌اي است و از اين رو، مسكو در شرائط جديد و بر خلاف گذشته بر استراتژي "ضربه نخست هسته اي" تأكيد دارد. منطق به‌كارگيري ضربه هسته‌اي نخست به عنوان عاملي براي جبران ناكافي بودن بازدارندگي متعارف در روسيه امروز، نشان مي‌دهد كه بايستي دشمن يا دشمناني وجود داشته باشند كه در قابليتهاي متعارف برتر بوده و بتوانند منافع كشور را با انجام عمليات هجومي متعارف و موفقيت‌آميز به خطر افكنند. از سوي ديگر، به‌كارگيري نيروي هسته‌اي بايد به عنوان يك عامل تهديد معتبر باشد. به اين معنا كه منافع ذهني بايستي در عمل براي توجيه جنگ هسته‌اي اهميت حياتي داشته باشند، و اين عمل بايستي امتيازات روشني در قابليتهاي هسته‌اي به منظور دستيابي به اهداف نظامي، منع تصاعد جنگ، و جلوگيري از اقدام ضدهسته‌اي از سوي دشمنان، كه ممكن است اين دستاوردها را انكار كرده يا خسارات گسترده‌اي بر كشور وارد كنند، دربر داشته باشد. به هر حال واقعيتهاي موجود و ديدگاههاي رسمي منتشر شده در روسيه نشان مي دهند كه در نخستين دهه هاي عصر هسته اي، مسكو بر ”جنگ هسته‌اي محدود" تأكيد داشت، اما در دوره همپايگي راهبردي در دكترين نظامي مسكو و پيمان ورشو آمده بود كه «شوروي نخستين كشوري نخواهد بود كه از جنگ‌افزارهاي هسته‌اي استفاده مي‌كند». اما با فروپاشي شوروي و تغيير موازنه نيروها در اروپا و جهان، اين موضوع دچار يك تحول اساسي شد. در دكترين نظامي سال 1993 روسيه اعلام شد كه «روسيه در مقابله با حمله به مراكز هسته‌اي و موشكي‌اش از سلاحهاي هسته‌اي استفاده خواهد كرد». در برنامه امنيت ملي سال 1997 اين وضعيت به ”در مخاطره قرار گرفتن موجوديت روسيه" كاهش يافت. و سرانجام در دكترين نظامي سال 2000 و 2003، آستانه به‌كارگيري سلاحهاي هسته‌اي بار ديگر تقليل يافته و به ”هرگونه تجاوز نظامي" به روسيه و از همه تند تر به وضعيت ”پيشدستي روسيه در ضربه هسته‌اي" و عمليات پيشدستانه هسته اي رسيد. در حقيقت، مي‌بينيم كه پا به پاي كاهش قدرت نظامي روسيه، از آستانه به‌كارگيري جنگ‌افزار هسته‌اي نيز كاسته شده و روسيه براي استفاده از جنگ افزار هسته اي آمادگي بيشتري پيدا كرده است. در چنين وضعيت ذهني و مفهومي و عملياتي جديدي ست كه مي توان گزينه كاربرد جنگ افزار هسته اي را در ذهن دولتمردان روسي و در سناريوهاي عملياتي اين كشور به ويژه در فضاي مبهم و پيچيده آينده بحران اوكراين نه به عنوان صرف يك تهديد بلكه ابزاري براي امنيت ملي در شرائط وخيم مورد توجه قرار داد و اين موضوعي است كه نگراني هاي موجود در غرب را براي تصاعد بحران در اوكراين توجيه مي كند. كمتر كسي باور مي كند كه امروز مانند سالهاي 1854 تا 1856 است كه ارتش و تزار روسيه كريمه را رها كرده و با دست خالي به مسكو برگردند و از اين نگاه شكست نظامي روسيه در اوكراين نيز موضوعي نيست كه فقط در مرزهاي اوكراين به پايان برسد. منبع http://www.tabnak.ir...ي-از-نگاه-روسيه
  5. دفتر مطبوعاتی وزارت دفاع هند گزارش می دهد که شورای خرید تجهیزات دفاعی این کشور روز جمعه مسئله خرید 126 فروند جنگنده چند منظوره را تایید کرد. در این گزارش آمده است: با توجه به حجم خرید و اهمیت آن معیارهای انتخاب جنگنده های چند منظوره در میان بهترین تولید کنندگان آمریکا، روسی و اروپایی مورد تایید قرار گرفت. در خواست مدعیان برای شرکت دراین مناقصه در آینده نزدیک ارسال خواهد شد. بر اساس شرایط سفارش این هواپیماها بیش از 40 سال باید در حالت آماده باش نظامی باشند که طی این مدت صادر کننده موظف است خدمات و تجهیزات مورد نیاز آن را تامین نماید. همچنین در نظر گفته شده که مجوز و فناوری تولید این هواپیماها نیز باید در اختیار هند قرار داده شود. بر اساس تصمیم کمیسیون بخش اعظم این 126فروند باید در خاک هند تولید گردد. در ادامه این گزارش آمده است: انتقال فناوری و مجوز قراردادی انگیزه مهمی از جهت فناوری به صنایع دفاعی هند خواهد داد. کارشناسان میگ-35 روسیه را یکی از مدعیان اول این مناقصه می نامند که در راه کسب این قرارداد باید به مصاف F-16 و F/A 18سوپر هورنت آمریکا، رافال فرانسه، گریپن سوئد و یوروفایتر اروپا رود. بر اساس گزارشات مختلف ارزش این قرارداد در حدود 7 میلیارد دلار خواهد بود. این قرارداد جهت نوسازی هواپیماهای جنگنده هند که از میگهای 21 قدیمی تشکیل شده اند انجام می شود. اويا
  6. بعد از ظهور جنگنده رهگیر Su-27 و آشکار شدن تواناییهای بالقوه آن( بخصوص در برابر نمونه غربی یعنی F-15 Eagle) روسیه در پی تغییر و بهبود این جنگنده متناسب با نیازها و خواستهای مشتریان شد. در نتیجه مدلهای مختلفی از این هواپیما طراحی و عرضه شد که یک گروه از آنها جنگنده سوخوی Su-30 بود که به کشورهای هند، چین، اندونزی، ویتنام و مالزی صادر شد. در ادامه به معرفی انواع مختلف Su-30 می پردازیم. Su-30 : جنگنده رهگیر دو سرنشینه این مدل که در واقع Su-27PU می باشد - بعدها Su-30 خوانده شد – در اواخر دهه 80 میلادی به عنوان جنگنده رهگیر دور برد و پست فرماندهی هوایی توسعه و ظهور یافت.در شروع پروژه Su-27UB هواپیمای آموزشی رزمی به عنوان پایه این مدل انتخاب شد. زیرا این مدل هم مزیت های رزمی Su-27 و هم دو سرنشینه بودن را داشت. برای برآورده کردن برد زیاد امکان سوختگیری هوایی به Su-27UB داده شد. سیستمهای اویونیک( الکترونیک پروازی) آن بهبود یافت. سیستمهای ویژه ارتباطی و هدایتی برای فرماندهی پروازهای جمعی با جنگنده های تک سرنشینه Su-27 نیز بر روی این هواپیما قرار داده شد. در کاکپیت عقب یک نمایشگر بزرگ CRT ( نمایشگرهایی مانند تلویزیون) قرار داده شد که به لیدر آرایش، اطلاعات تاکتیکی مانند هدف ها و رهگیر ها را نشان می دهد. سیستمهای ناوبری و پرواز با سیم نیز ارتقا یافته اند. فقط تعدادی از این هواپیما در نیروی هوایی روسیه وارد خدمت شدند. Su-30MK : جنگنده چند منظوره دو سرنشینه در سال 1993 سوخوی نمونه های نخستین Su-30 را به نمونه اثباتگر برای به فروش رساندن مدل های چند منظوره که Su-30MK خوانده می شدند، تبدیل کرد. MK که در آن M به جای Modified و K به جای Commercial (در زبان روسی) است نشان می دهد که این نمونه برای بازار صادراتی توسعه یافته است. در هسته این مدل سیستم کتنرل آتش چند منظوره ارتقا یافته با توجه به درخواست مشتریان قرار داده می شود. توانایی هوا به زمین هواپیما به طور قابل ملاحظه ای ارتقا داده شده است و موشکها و بمب های متنوعی نیز برای انتخاب تسلیحات آن افزوده شده است. برای نقشهای هوا به هوا موشک میان برد RVV-AE ( R-77 اَدر یا آمرامسکی) با سیستم هدایت راداری فعال قابلیت نصب پیدا کرده است. Su-30K و Su-30MKI: فلانکر های دو سرنشینه هند هند اولین خریدار جنگنده Su-30MK بود. برای برآورده کردن نیازهای هند، Su-30MKI توسعه یافت. Su-30MKI تفاوت قابل توجهی با Su-30MK دارد. بطوریکه در آن کانارد(پیش بال) و دو موتور AL-31 جدیدتر با توانایی تغییر بردار رانش قرار داده شده است که مانور پذیری هواپیما را بسیار بالا برده است. این موتور ها با تراست 130 کیلو نیوتون هواپیما را به حداکثر سرعت 2125 کیلومتر در ساعت (2 ماخ ) می رساند. دریچه موتورها قابلیت چرخش تا 15 درجه افقی و عمودی را دارد. البته موتور های نمونه Su-30K دارای سیستم تغییر بردار رانش نمی باشند. رادار Su-30MKI ، NIIP N011M بوده که همان رادار استفاده شده در جنگنده Su-35 و Su-37 می باشد و سازگار با انواع موشکهای هوا به زمین و هوا یه هوا از جمله R-60 آفید، R-73 آرچر، R-27 آلامو و R-77 اَدر را می باشد. سیستمهای ناوبری و نمایشگر های سربالا نیز با سیستمهای ساخت سکستانت اویونیک فرانسه جایگزین شده اند. Su-30MKK : جنگنده چند منظوره دوسرنشینه چین Su-30MKK چندمنظوره، دوسرنشینه و برای چین توسعه یافته است.این مدل نیز مانند Su-30MKI دارای کاکپیت دو سرنشینه بوده که از نمایشگرهای چند منظوره در آن استفاده شده است. بعلاوه این مدل دارای توانایی سوختگیری هوایی می باشد. در این مدل از بالهای بزرگتر Su-35 برای جای دادن سوخت بیشتر استفاده شده است. Su-30MKK فاقد کانارد بوده و موتور آن مانند دیگر مدلها توربو فن Al-31F بدون سیستم تغییر بردار رانش می باشد که البته از نمونه MKI تراست کمتری تولید می کند (122.58 کیلو نیوتون) که هواپیما را به حداکثر سرعت 2125 کیلومتر در ساعت(2 ماخ ) می رساند. رادار Su-30MKK، N001VE بوده که سازگار با موشک R-77 اَدر می باشد. این هواپیما مانند دیگر هم خانواده های خود قادر به حمل طیف وسیعی از موشکهای هوا به زمین و هوا به هوا می باشد که در 12 جایگاه تعبیه شده قرار می گیرند. از دیگر سلاحهای قابل حمل این مدل می توان به R-60، R-73 آرچر و R-27 آلامو به همراه یک توپ 30 میلیمتری با 150 توپ اشاره کرد. همچنین حداکثر وزن برخاست با تقویت ارابه فرود و بدنه به 38000 کیلوگرم افزایش یافته است. در سال 1999 سوخوی، T10PU-5 ( نمونه اولیه Su-30) را به مدل MKK تغییر داد و اولین پرواز آن در 9 می 1999 انجام شد. در ادامه در 19 می همان سال تولید Su-30MKK با شماره سریال 501 آغاز شد.
  7. بسمه تعالی موفقترین بمب افکن شوروی سابق و البته نیروی هوایی روسیه ... طولانی ترین مدت در سرویس ... توپولوف 95... بمب افکن استراتژیک نیروی هوایی شوروی سابق که قابلیت حمل و پرتاب موشکهای اتمی را نیز دارد. در واقع این بمب افکن به منظور اعاده حیثیت صنایع هوایی شوروی در مقابل غرب طراحی و ساخته شد. در ان زمان امریکایی ها ب 52 را در اختیار داشتند و روسها نیز توپولوفهای 4 و البته 16 را در اختیار داشتند. این هواپیما توسط ناتوخرس یا تایپ 40 نامیده شد. نکته اینجاست که این بمب افکن هنوز در حال سرویس دهی است و انتظار میرود تا سال 2040 در سرویس باقی بماند!!!!!!!!!!! هواپیما از چهار موتور ان کی 12 توربو پراپ محصول کوزینتسف استفاده میکند. نکته اینجاست که توپولوف 95 سریع ترین توربو پراپ در خدمت در حال حاضر در جهان است .زاویه بالها 35 درجه است .دو بال بسیار بزرگ این هواپیما، چهار موتور توربوپراپ NK-12 یعنی موتورهایی که به وسیله نیروی جت پروانه هایی را به حرکت می آورند را حمل می نماید. فلپ های فاولر بزرگ و شهپر های معمولی نیز وظیفه سطوح افزایش برا و همچنین سطوح کنترلی را ایفا می نمایند. ضخامت زیاد بال ها و مساحتشان امکان حمل مقادیر زیادی سوخت را در این بال ها فراهم می کند. جالب است که بال های فرو افتاده توپولف Tu-95 در هنگام پرواز به دلیل نیروی برا کاملاً در یک خط راست قرار می گیرند. در زمان حال حاضر تنها بمب افکن توربوپراپ استراتژیک جهان است که در خدمت باقی مانده است و البته براساس این بمب افکن گونه دریایی توپولوف 142 طراحی و ساخته شد. درواقع شورشی صنعت هوایی شوروی که 10 سال در زندان به سر برد یعنی رهبر دفتر طراحی توپولوف ، اسطوره طراحی هواپیمای جهان آندری توپولوف در 1949 نخستین بمب افکن قاره پیما شوروی یعنی توپولوف 85 را که مدل ارتقا یافته ایی از توپولوف 4 بود را طراحی کرد . در مورد توپولوف 4 خالی از لطف نیست که این داستان ذکر شود. شوروی ها که شیفته بمب افکن بی 29 شده بودند بارها از امریکایی ها تقاضای دریافت این بمب افکن را داشتند ولی امریکایی ها از واگذاری این هواپیما خودداری میکردند. سپس زمانی که سه فروند از این نوع بمب افکن امریکایی که تنها بمب افکن جنگ دوم بود که قابلیت رهگیری ان توسط جنگنده های رقیب وجود نداشت ، بدلیل اسیب دیدگی توسط اتش پدافند نیروی دفاع هوایی ژاپن در شوروی فرود اجباری داشتند ، شانس به سرخها رو کرد . یکی از این بمب افکنها توسط اندری توپولف کاملا باز شد و از روی حتی کوچکترین قطعات ان نیز کپی برداری شد و ساخته شد. به همین دلیل بدنه Tu-95 از بسیاری جهات به همان B-29 قدیمی آمریکایی شباهت دارد، استفاده از سطح مقطع دایره ای شکل برای بدنه و موارد دیگر همه و همه اشاره به تقلید روس ها از آمریکایی ها دارد. قسمت دم هواپیما مقداری بالا کشیده شده است و بر خلاف B-29 که مسلسل چی های آن درست در پشت بال ها قرار داشتند، در Tu-95 محفظه های نگهداری مسلسل چی ها و توپ های اینبار روسی آنان به قسمت عقب هواپیما و زیر دم منتقل شده است. دماغه این هواپیما به شکلی ورم کرده طراحی شده تا بتواند مقرهای ناوبری را در خود جای دهد. درست در پشت این دماغه کابین پرواز قرار گرفته است. این کابین پرواز از نظر داشتن دو کنترل برای خلبان و کمک خلبان بسیار به کابین های امروز شباهت دارد، جز این که ظاهراً بسیار تنگ و دارای دید کم و البته کمی قدیمی است. محفظه نگهداری تسلیحات در قسمت عقب و زیر بال ها قرار گرفته است که به خوبی می تواند بمب های اتمی را تا رسیدن به مقصد در خود جای دهد. بر خلاف بیشتر بخش های این هواپیما که بیشتر تقلیدی خوانده می شدند. همانطور که گفته شد توپولوف 10 سال در زندان به سر برد و بعد از ازادی در مقابل درخواست نیروی هوایی شوروی برای یک بمب افکن استراتژیک قاره پیما اقدام به طراحی این هواپیما کرد . او دوست نزدیک خروشچف بود و خروشچف نیز برای اعاده حیثیت از او از طرح او در مقابل سایر رقبا دفاع کرد و سرانجام نیز این طرح پذبرفته شد. در بررسی های به عمل امده مشخص شد که تی یو 85 در مقابل رهگیر های امریکایی از توانایی هایی کافی برخوردار نیست. همزمان یک تقاضا برای دفاتر طراحی توپولوف و میاسیشچف تنظیم و ارسال شد.بمب افکن حداقل باید ویژگی برد پروازی در حدود 8000 کیلومتر بدون سوخت گیری برای هدف قرار دادن اهداف کلیدی استراتژیک در امریکا را میداشت. همچنین توانایی حمل حداقل 11 تن بمب بر فراز هدف نیز از دیگر ویژگی های بود که باید بمب افکن میداشت. بزرگترین مسئله برای توپولوف که پروژه را با کمک خروشچف به دست اورده بود مسئله تامین منبع مناسب پیشرانه بود. مسئله موتور های جت مصرف بالای سوخت ان بود رقیب درکنار رقیب: نمونه اولیه موتورهای NK-12 در حقیقت موتورهای توربوپراپ دارای مصرف سوخت اقتصادی تر بود. بصورت همزمان بویینگ نیز در حال طراحی و ساخت یک گونه بمب افکن قاره پیمای توربوپراپ بود اما پیشرفتهای موتورجت جی 57 ، ب 52 را قادر ساخت تا تبدیل به یک بمب افکن استراتژیک مجهز به پیشرانه جت گردید. گروه رقیب یعنی میاسیشچف با نگاه به بمب افکن ب 52 تصمیم به استفاده از موتور های اولیه جت گرفت ولی توپولوف تصمیم گرفت تا مسئله را با کار بروی موتورهای توربوپراپ انهم از نوع سریعترین نوع ان حل کند. موتوری که توپولوف در نظر داشت از ان استفاده کند ان کی 12 کوزینتسف بود که دارای 8 تیغه بود که در جهت عکس میچرخیدند و حداقل که نزدیک به 9000 Kw نیرو تولید میکرد. هرچند موتور بسیار نسبت به زمان خود پیشرفته محسوب میشد ولی بدنه هواپیما کاملا متعارف طراحی شد. فن های موتور از دو طبقه فن چهار تیغه ای AV-60 تشکیل شده است که مخالف جهت یکدیگر گردش می کنند. چنین طراحی، یعنی بهره بردن از قدرت موتورهای توربوپراپ برای گرداندن فن هایی آن هم در جهت مخالف موجب افزایش کارائی و همچنین کاهش قابل ملاحظه مصرف سوخت و در نتیجه افزایش برد این هواپیما به مقدار زیاد شده بود. با وجود چنین طراحی است که Tu-95 می توانست با سرعت نزدیک به 0.9 ماخ یعنی چیزی در حدود 950 کیلومتر بر ساعت کروز کند که در آن زمان حتی جنگنده های آمریکایی هم به زحمت به چنین سرعت هایی می رسیدند. در کنار این همه امتیاز برای طراحی خاص فن های موتور های Tu-95 یک نقص بسیار بزرگ وجود دارد: تولید صدای وحشتناک حتی در دورهای بسیار پایین، مثلاً 750 دور بر دقیقه. سر و صدای این موتورها به قدری زیاد بود که حتی خلبان های جنگنده های آمریکایی که این بمب افکن ها را اسکورت می کردند نیز از ادامه دادن تعقیب این بمب افکن ها امتناع می ورزیدند، حتی با وجود این که این خلبانان در کابین های تحت فشار و همچنین ماسک های ضد صدا قرار داشتند. بمب افکن بال پایین و با سی پنج درجه سویپ بود. سرانجام این بمب افکن که دارای ارابه فرود جمع شدنی سه چرخه بود در 11 نوامبر 1952 با خلبان آزمایش گر الکسی پرلت نخستین پرواز خود را انجام داد. برای مدت طولانی سازمانهای نظامی و اطلاعاتی غربی این هواپیما را با عنوان توپولوف 20 میشناختند. با اینحال خود روسها نیز این هواپیما را با این نام میشناختند ولی از زمان تحویل، در واحدهای به کار گیرنده با نام تی یو 95 شناخته میشد و البته به سرعت در خود شوروی این نام یعنی تی یو 20 به سرعت تغییر یافت و در مدارک نیز از نام مصطلح مورد استفاده توسط دفتر توپولوف یعنی تی یو 95 استفاده میشد و کسی ازتی یو 20 استفاده نمیکرد. با این حال برای مدتهای زیادی در غرب و در سازمانهای اطلاعاتی غربی حتی در مدارکشان از نام تی یو 20 برای این هواپیما استفاده میشد. مانند همتای امریکاییش بی 52 استراتوفورترس ، تی یو 95 به فعالیت خود در نیروی هوایی شوروی ادامه میداد در حالی که بمب افکنهای مشابه ایی میامدند و میرفتند زیرا به دلایل مختلف نیازهای نیروی هوایی شوروی را در دوران جنگ سرد براورده نمیکردند ولی این بمب افکن شوروی کماکان به حضور موثر خود در این نیرو و در واحدهای عملیاتی ادامه میداد. بخشی از مسئله به انعطاف فوق العاده این پرنده بازمیگشت که مسئولین را قادر میشاخت تا از این هواپیما در ماموریتهای مختلف استفاده کنند .با درنظر گرفتن این حقیقت که این بمب افکن برای پرتاب تسلیحات هسته ایی طراحی و ساخته شده بود، در ادامه برای ایفای نقشهای مختلف برای ماموریتهای کاملا متفاوت دچار تغییرات زیادی شد. مثلا برای ماموریتهای دریایی و اکتشاف دریایی تی یو 142 براساس همین هواپیما ساخته شد یا برای استفاده از ان در ایرلاین های مسافری تی یو 114 و البته برای پرتاب موشکهای کروز سایر زمینه هایی بود که تی یو 95 وارد ان عرصه ها شد و اتفاقا موثر نیز واقع گشت. حتی نوع اواکس روسی نیز بر اساس این هواپیما ساخته شد که تی یو 126 نام گرفت که براساس پلات فرم تی یو 95 و تی یو 114 ساخته شده بود. اما چه در زمان جنگ سرد و چه بعد از ان سودمندی و توانایی های خاص این پرنده تحت الشاع مسائل سیاسی قرار گرفت زیرا از دیدگاه بسیاری این بمب افکن فقط یک نماد سیاسی برای رقابتهای رایج شرق و غرب بود. توسعه موتورهای توربوپراپ این هواپیما بعنوان یک بمب افکن قاره پیما از دهه 50 آغاز شد زیرا موتورهای پیستونی تی یو 4 در عمل توانایی لازم برای فراهم کردن توان لازم برای یک بمب افکا قاره پیما را نداشتند و البته موتورهای جت AM-3 نیز در عمل نتوانستند نیروی و توان لازم را برای بمب افکنی با مشخصات و خواسته های نیروی هوایی شوروی را تامین نمایند. با تایید توسعه برنامه تولید تی یو 95 در 11 جولای 1950 که رسما توسط دولت صورت پذیرفت نخستین نمونه ازمایشی این هواپیما با شماره سریال 1/95 در 12 نوامبر 1952 پرواز کرد. بعد از چهار سال کار مدوام توسط کارشناسان و طراحان شوروی در سال 1956 تولید این هواپیما به صورت سری آغاز شد. در اغاز این هواپیما ازسوی دپارتمان دفاع ایالات متحده جدی گرفته نشد زیرا چه کسی حاضر بود وقت خود را برروی بمب افکن توربوپراب با حداکثر سرعت 700 کیلومتر و برد 12هزار کیلومتر هدر دهد؟ گونه TU-95 RT در واقع نماد اصلی دوران جنگ سرد بود زیرا دارای توانایی اجرای ماموریتهای حیاتی گشت و شناسایی دریایی بود که میتوانست ماموریت شناسایی اهداف را واحدهای زیر سطحی دریایی ، کشتی ها و سایر هواپیماها را اجرا میکرد. این هواپیما با توجه به یک برامدگی بروی دماغه به راحتی قابل شناسایی بود. در این برامدگی زیر دماغه هواپیما انتن رادار جستجوگر تعبیه شده بود که برای جستجوی اهداف دریایی به کار گرفته میشد. نیروی دریایی آمریکا بالاترین اولویت رهگیری این هواپیما را برای هواپیماهای خود درنظر گرفته بود. در صورتی که این هواپیما به دویست مایلی ناوهای هواپیمابر امریکایی نزدیک میشد این وظیفه رهگیرهای امریکایی بخصوص در اینده با اف 14 ها این هواپیما را رهگیری کرده ، اسکورت نموده و از منطقه خارج نماید. دریکی از این موارد تامکتها در فاصله هزار مایلی یک فروند TU-95RTرا رهگیری کردند. در دوران اوج جنگ سرد بصورت هفتگی دو فروند از این هواپیماها از کولا پنین سولا به کوبا پرواز میکرد و در مسیر پرواز خود از ساحل شرقی امریکا عبور میکرد که البته در طول مسیر این پروازها با اسکورت همراه بود. این هواپیما بمب تزاررا پرتاب کرد. معمولا جنگنده های غربی برای رهگیری این هواپیما در زمان جنگ سرد در زمانی که این هواپیما وارد حریم هوایی ناتو میشدند ، فرستاده میشدند و البته هنوز این رل را ایفا میکنند که اغلب نیز ابن برخوردها از فاصله ایی بسیار نزدیک صورت میگیرد. خلبانان جنگنده ها اغلب گزارش میکردند که این هواپیما قادر است در مسافتهای کوتاه ناگهان برای مسافتی از تیررسشان خارج شود که البته باتوجه به ابعاد و موتورهای توربوپراپ این یک ویژگی قابل توجه به شمار میرود. همچنین داستانهای زیادی از خلبانان جنگنده ها در مورد توانایی هایی خلبانان روس در جاگذاشتن اسکورتهای غربی شان روایت میشد که با منحرف شدن های ناگهانی با کاستن از سرعت از مانورها را اجرا میکردند. در سال 1980 یک فروند اف 16 نیروی هوایی نروژ با یک فروند تی یو 95 برخورد کرد که این تصادم در خارج از حریم هوایی نروژ رخ داد. ظاهرا اف 16 از کنار کاملا به توپولوف مزدیک میشود و در نتیجه شهپر هواپیما اسیب دید ولی هردو هواپیما به خوبی به زمین نشستند. در اواخر 1990 توپولوف های روسی معمولا در ارایشهای دوتایی از مسیر ایسلند و گریلند از طریق شمال اتلانتیک ، آلاسکا و دریای برینگ در یک فاصله قابل توجهی پرواز میکردند.در ژوئن 1999 یک فروند تی یو 95 بهمراه دو فروند تی یو 160 بعد از رهگیری شدن توسط جنگنده های امریکایی در این مسیر بازگردانده شدند و البته در سپتامبر نیز حادثه مشابه ایی برای تی یو 95 ها رخ داد که بدون هیچ گونه برخورد یا تماس جدی بعد از رهگیری مجبور به بازگشت شدند. عمده رهگیری شدنهای این پرنده در سالهای اخیر عبارتند از اوریل سال 2002 دو فروند تی یو 95 H توسط اف 15 های امریکایی در 35 مایلی الاسکا رهگیری شدند ژانویه 2004 در یک عمل بسیار عجیب و تحریک امیز یک فروند تی یو 95در حال پرواز برفراز ناو یو اس اس کیتی هاوک در دریای ژاپن رهگیری شد. 29 سپتامبر سال 2006 هورنتهای کانادایی پایگاه هوایی البرتا و البته ایگلهای امریکایی پایگاه هوایی الاسکا تی یو 95 های روسی را در جریان یک تمرین سالیانه نیروی هوایی روسیه در نزدیکی سواحل کانادا و امریکا رهگیری نمودند. در ماه مه 2007 دو فروند تی یو 95 در حال عکس برداری از تمرین سالیانه نیروی دریایی سلطنتی انگلستان توسط تورنادوهای نیروی هوایی این کشور مستقر در اسکاتلند رهگیری شدند. 17 جولای 2007 دو فروند اف 16 نیروی هوایی نروژ در همراهی دوفروند تورنادو انگلیسی دو فروند تی یو 95 را در حال تجاوز به حریم هوایی نروژ رهگیری نمودند این پرنده ها از مسیر اسکاتلند وارد اسمان نروژ شدند. اگوست 2007 دو فروند تی یو 95 به طرف پایگاه امریکایی دیگوگارسیا گوام پرواز میکنند و بلافاصله توسط جنگنده های امریکایی رهگیری شد. پنتاگون این مسئله را انکار کرد. پنتاگون اعلام کرد این هواپیما در حدی نزدیک نشده بودند که نیاز به اعزام رهگیرها احساس شود ولی یکی از افسران ارشد نیروی هوایی روسیه یعنی پاول اندرسوف در مصاحبه ایی مطبوعاتی اعلام کرد : ما رسوم و سنتهای قدیمی هوایی در هنگام رهگیری را در گوام تغییر دادیم و این به وسیله خلبانان جوان ما صورت گرفت. ما با همراهان امریکایی مان لبخندی رد و بدل کردیم و سپس به خانه برگشتیم . 17 اگوست 2007 دو فروند تی یو 95 که به سمت اسمان بریتانیا تغییر جهت داده بودند توسط تایفون های نیروی هوایی بریتانیا رهگیری شدند. 5 سپتامبر شش فروند خرس روس توسط شش فروند ایگل امریکایی در نزدیکی ساحل الاسکا رهگیری شدند و یک روز بعد ابتدا در اسمان نروژ اف 16 های این کشور هشت فروند از 95 های روسی را رهگیری کرده انها را از اسمان این کشور خارج کردند و در ادامه مسیر این هواپیماهای روسی به سمت بریتانیا پرواز کردند که در انجا نیز یک دسته شامل چهار فروند تورنادوی این کشور انها را از اسمان بریتانیا خارج نمودند در مایلها در ان سوی کره ابی رنگ زمین هورنتهای کانادایی در زمانی که تی یو 95 های روسی در حال نزدیک شدن به اسمان کانادا بودند را رهگیری نمودند . 22 نوامبر2007 یکی از روزهایی است که در تاریخ هوانوردی جهان ثبت شده است زیرا اف 22 های رپتور امریکایی نخستین رهگیری تاریخ خود را انجام دادند و ان جایی بود که دو فروند تی یو 95 ام اس را که به حریم هوایی اسمان الاسکا تجاوز کردند. 9 فوریه 2008 ، تی یو 95 میرفت که آغاز گر یک جنجال بزرگ بین المللی شوند . بعد از تجاوز سه دقیقه ایی تی یو 95 ها به اسمان این کشور 24 فروند هواپیمای نیروی هوایی این کشور شامل اف 15 ها و البته یک فروند اواکس در یک پرواز جمعی اخطاری شدید به متجاوزان دادند و سپس دولت ژاپن اعتراضی رسمی و شدیدالحن را منتشر کرد. این اعتراض به سفارت روسیه در توکیو تسلیم شد و البته روسیه ضمن تایید تمرینهای این هواپیماها هرگونه تهاجم به اسمان این کشور را رد کرد. در همین روز یک فروند دیگر از همین بمب افکن اقدام به پروازی در ارتفاع بسیار کم برفراز ناوهواپیمابر نیمتز نمود و زمانی که یک فروند دیگر به فاصله 50 مایلی این ناو رسید و البته هواپیمای اول پرواز برفراز ناو را مجددا تکرار کرد چهار فروند هورنت برخاستند و اقدام به رهگیری و بازگرداندن هواپیماهای متجاوز نمودند. 5 مارس 2008 در نزدیکی سواحل کره جنوبی زمانی که یک فروند تی یو 95 اقدام به پرواز در ارتفاع 2000 فوتی ناو نیمتز در فاصله 3.5 مایلی این ناو اقدام به پرواز نمود که بلافاصله توسط هورنتهای این ناو رهگیری شدند و البته چهارفروند اف 15 کره ایی نیز برخاستند تا این رهگیری کامل شود. هم اکنون نیروی هوایی روسیه از مدل TU-95MS که در سالهای 1980 و 90 ساخته شده اند استفاده میکند. در سال 2007 پوتین اعلام کرد که فعالیت توپولوفهای 95 گشتی این کشوربعد از 15 سال توقف از سر گرفته خواهد شد. tu-95 بمب افکنی که توسط اکثر جنگنده های غربی اسکورت شده است: یکی از ویژگی ها این هواپیما استفاده از دو توپ کانن 23 میلمتری در دم است . این هواپیما در هرپرواز از 7 خدمه استفاده میکند. طول هواپیما در حدود 50 متر است و طول بالها در حدود 51 متر. ارتفاع هواپیما از زمین در حدود 12 متر است . وزن خالی در حدود 91 تن و وزن پر هواپیما در حدود 171 تن میباشد. حداکثر وزن در هنگام برخاستن در حدود 188 تن است . علاوه بر دو توپ کانن 23 میلیمتری این هواپیما میتواند در حدود 11 تن موشک از انواع مختلف شامل موشکهای هوا به زمین KH-55 موشکهای Kh-20, Kh-22, Kh-26 را حمل نماید. موشک kh-55: منبع: aerospacetalk.ir نویسنده : kingofmasada جمع آوری تصاویر: خودم
  8. بمب افکن Tu-22M، آتشی زیر خاکستر جنگ سرد در دوران جنگ جهانی دوم، همیشه بمباران کشورهای دور از دسترس مسئله ای مشکل ساز برای نیروی هوایی کشورهای درگیر در جنگ بود. چرا که خطرات زیادی یک بمب افکن را در حین پرواز دوربرد به کشور دشمن تهدید می کرد. رهگیری شدن به وسیله جنگنده های دشمن، اتمام سوخت، خرابی موتورها و نقص فنی، همه و همه از عواملی بودند که مانع از موفقیت در بمباران های استراتژیک دوربرد می شدند. پس از جنگ جهانی دوم، کم کم این ایده توسعه زیادی پیدا کرد و نتیجه همین پیشرفت، رقابت شدید شوروی و آمریکا، یعنی دو طرف جنگ سرد در ساخت بمب افکن های سنگین دوربرد شد. یکی از مهم ترین و پیشرفته ترین بمب افکن های ساخت شوروی که همواره موجب وحشت غرب بود، بمب افکن مافوق صوت سنگین Tu-22M، یعنی نمونه اصلاح شده همان بلایندر قدیمی بود. در مقاله زیر، به تفصیل به تشریح توانایی های این بمب افکن فراموش شده البته قدرتمند و مقتدر خواهیم پرداخت: توانایی لحظه به لحظه بمباران طرف مقابل در جنگ سرد، برای شوروی و آمریکا حکم یکی از بزرگترین آرزو هایشان را داشت. ظاهراً هنوز قدرت بمباران های سنگین دو طرف به حدی نرسیده بود که آمریکا و شوروی بتوانند با هم درگیر نبرد های این چنینی شوند. بنابراین، هر دو کشور شروع به توسعه موشک های قاره پیمای خود کردند و هر روز با دست یافتن به فناوری پیشرفته تری، هر یک از طرفین قدرت خود را به رخ طرف مقابل می کشیدند. موشک های دوربرد تا اواخر جنگ سرد همچنان یکی از موضوع های داغ بحث های نظامی بین آمریکا و شوروی بود، اما انگار این دو کشور هم به این نتیجه رسیده بودند که هرگز بمباران موشکی نخواهد توانست جای عملیات انسانی را به طور کامل بگیرد، یعنی کاملاً جایگزین آن شود. در نتیجه آمریکا و شوری هیچ گاه از گسترش نیروی بمباران استراتژیکی که به وسیله هواپیماهای سنگین و دوربرد انجام می شد غافل نشدند. توپولف Tu-22M و تاریخچه Tu-22 بلایندر، جد بزرگ بک فایر Tu-22 از هواپیماهایی بود که هنوز تاریخ نخستین پرواز آن معلوم نیست. این هواپیما احتمالاً در اوایل دهه 60 نخستین پروازهای خود را انجام داد و در خدمت نیروی هوایی و نیروی دریایی شوروی قرار گرفت. ناتو که با بررسی عکس های هوایی به وجود این هواپیما پی برده بود، آن را بلایندر نام نهاد. با بررسی شکل بال های- پسگرای این هواپیما و ابعاد آن، سرعت آن حداکثر دو ماخ پیش بینی گشت که بعدها معلوم شد سرعت بلایندر هیچ گاه از 1.4 ماخ فراتر نرفته است. این هواپیما بمب افکنی با حداکثر وزن برخاست حدود هشتاد تن بود و موتورهای آن با یک پیکربندی نا متعارف در عقب بدنه و درست در زیر سکان عمودی قرار داشتند. مشهورترین مدل بلایندر، مدل بلایندر C است که به تجهیزات گسترده ECM یا دفاع الکترونیکی مجهز بود و در خدمت نیروی دریایی شوروی سابق قرار گرفت. عراق به عنوان هم پیمان نزدیک شوروی در آن سال ها، یکی از مشتریان Tu-22 بود و در زمان جنگ ایران-عراق هم این کشور، استفاده نسبتاً گسترده ای از این بمب افکن علیه ایران به عمل آورد. هواپیمای Tu-22M، یعنی بمب افکن مورد بحث این مقاله، از نظر ساختار کلی و البته نام شاید به Tu-22 شباهت هایی داشته باشد، اما توپلوف 22 مدل ام که به بک فایر مشهور است، اساساً هواپیمای دیگریست. توپولف Tu-22M چگونه به وجود آمد پس از طراحی بمب افکن Tu-22 هیئت طراحی توپولف کار را بر روی طرح بمب افکنی بر پایه ی بلایندر آغاز کرد. توپولف از ابتدا می خواست با تغییر زاویه پسگرایی بال ها و نصب موتورهای جدید با قدرت افزون تر نمونه ای اصلاح شده از Tu-22 را ارائه دهد. این طرح، طرح شماره 106 نام گرفت اما چندان که باید و شاید موفق نبود. شرکت توپولف طرح شماره 125 که بمب افکنی با بردی بیش از 4.800 کیلومتر و سرعتی بالغ بر 2.500 کیلومتر بر ساعت بود را نیز در سال 1962 به دولت آن زمان شوروی ارائه کرد. پس از تحلیل های فراوان، طرح 125 شرکت توپولف رد و طرح T-4 شرکت سوخو مورد قبول واقع گردید. با این که امیدها برای شرکت توپولف داشت به تدریج از بین می رفت، اما این شرکت دوباره دست به طراحی جدیدی با کد 145 زد. طرح 145 هواپیمایی اصلاح شده بر پایه ی Tu-22 بود که توانایی انجام ماموریت ها را چه در سرعت های زیر صوت و چه در سرعت های بالای صوت داشت. برای آن که حداقل نیاز های این هواپیما برای برد آن مرتفع شود، نیاز به استفاده از بال های متغیر بود تا طرح 145را تبدیل به بمب افکنی با انعطاف پذیری بالا و قابلیت پرواز در هر شرایط سرعت پروازی بنماید. بر اساس پیش بینی ها، هواپیمای جدید سرعتی بالغ بر 2.300 کیلومتر بر ساعت و بردی بین شش تا هفت هزار کیلومتر داشت. پس از آن که طرح T-4 شرکت سوخوی ناکام ماند، در سال 1967 توپولف رسماً مامور توسعه طرح 145 شد. نام هواپیمای جدید، همان Tu-22M بود. بیشتر گام هایی که در راه ساخت Tu-22M برداشته شد، نسبت به زمان خود بی نظیر بود. به خصوص که توجه ویژه ای هم به سیستم بال های متغیر که البته اساس همین طرح بود هم شده بود. بال های Tu-22M که در وسط بدنه قرار گرفته بودند، می توانستند زاویه خود را نسبت به خط عرضی هواپیما برای مطابقت با شرایط پروازی گوناگون تغییر دهند. نوک بال ها حالتی انحنایی و البته باریک و ریشه بال ها هم شکلی عریض و پهن داشت. توپولف Tu-22M چگونه بمب افکنی بود با معرفی بمب افکن سوپر سونیک بک فایر، آرزوهای نیروی هوایی شوروی برای داشتن بمب افکنی مدرن و در حد و اندازه های بمب افکن B-1B آمریکایی به بار نشست. بک فایر برای نخستین بار در سال 1969 در کازان مشاهده شد. برای نخستین بار در سال 1971 در آسمان رامنسکوی، در شرق مسکو بک فایر اقدام به انجام سوختگیری هوا به هوا کرد. این مسئله اگر شاید در وهله ی اول چندان هم مهم نباشد، اما همین عمل سوختگیری هوایی به منزله تهدیدی جدی برای آمریکا بود. توپولف برد این هواپیما را 2.200 کیلومتر اعلام کرده بود، در حالی که CIA معتقد بود برد این هواپیما می بایست از چهار هزار کیلومتر بیشتر باشد. DIA هم برد هواپیما را بدون سوختگیری AA، در حدود پنج هزار کیلومتر اعلام کرده بود. اگر به این برد زیاد، سوخت گیری هوا به هوا هم اضافه می شد، بک فایر به یک بمب افکن میان قاره ای به خصوص با توان حمله به کشوری چون آمریکا تبدیل می شد. بک فایر از موضوعات مورد بحث سران دو کشور شوروی و آمریکا در مذاکرات سالت 2 بود؛ هر چند که شوروی در این مذاکرات پذیرفت تا به جهت اطمینان از عدم حمله اتمی به کشور آمریکا، لوله ی سوختگیری هوایی Tu-22M را حذف نماید، اما روس ها چندی بعد این لوله ها را دوباره نصب کردند. Tu-22M0- Backfire A- نخستین مدل بمب افکن بک فایر که به دلیل کارائی پایین تنها دو فروند از آن تولید شد. این دو فروند برای مقاصد آموزشی در سال 1973 به مرکز تمرینات هوایی منتقل شدند. Tu-22M- Backfire A- اولین فروند از بمب افکن بک فایر که که کارائی و عملکرد آن مثبت تشخیص داده شده و ورود نمونه های بعدی آن به خدمت صحیح و به جا ارزیابی گردید. Tu-22M2- Backfire B- مدل B بمب افکن بک فایر، اولین مدل از این بمب افکن سنگین بود که دستخوش اصلاحاتی در مقیاس بزرگ شد. این مدل به موتورهای نیرومند تر NK-22 مجهز گردید و برد آن به صورت رسمی تا پنج هزار و صد کیلومتر و بالاترین سرعت آن تا 1.800 کیلومتر بر ساعت افزایش یافت. این نمونه برای نخستین بار می توانست تا سه فروند موشک هوا به سطح Kh-22 را در زیر بدنه خود حمل نماید. اگر چه این مدل سیستم تعقیب اتوماتیک عوارض زمین را نداشت، اما مع الوصف قادر بود به خوبی از پس پرواز در ارتفاع پایین هم برآید. تعداد 211 فروند از این مدل در فاصله ده سال، یعنی بین سال های 1973و 1983 تولید شد. در همان ابتدای تولید، موتورهای جدیدتر NK-23 هم معرفی گردیدند که اصولاً نمونه های تقویت شده موتورهای قبلی بودند، اما این نمونه از موتورهای جدید به هدف های مورد انتظار دست نیافتند. گفتنی است که نخستین پروازهای آزمایشی این مدل از Tu-22M از سال 1973 شروع شد. Tu-22M2Ye- Backfire B- مدل Ye بک فایر نمونه ای از بک فایر بی بود که مجهز به موتورهای جدید NK-25 و سیستم پیچیده کنترل پرواز شده بود. اما باز هم این تغییرات انتظارات را برآورده نکرد و این طرح هم همچنان مسکوت ماند. Tu-22M3- Backfire C- به جرات می توان گفت که این مدل، پیشرفته ترین مدل بک فایر بود که نخستین پروازهای آزمایشی خود را در سال 1977 به انجام رساند. در پی انجام تغییراتی، دماغه هواپیما برای جا دادن برخی از سامانه های جدید دراز تر شد و حداکثر زاویه برگشت بال های بک فایر تا 65 درجه افزایش یافت. همچنین با نصب موتورهای جدید، این نمونه از بک فایر یکی از نقص های اجداد خود که عدم توانایی پرواز سوپر سونیک در ارتفاع دریا بود را نیز مرتفع نمود. حداکثر سرعت در مدل M3 به بیش از 2.300 کیلومتر بر ساعت و برد آن به بیش از 6.800 کیلومتر افزایش یافت. همچنین با افزایش باورنکردنی تسلیحات قابل حمل، M3 می توانست دوبرابر آن چه M2 حمل می کرد، اسلحه های مختلف را حمل نماید. در سال 1985 تست های مختلفی از پرواز در ارتفاع پایین انجام شد که همگی حاکی از موفقیت عملکرد هواپیما در ارتفاع پایین بودند. Tu-22MR- اگرچه با ورود ماهواره های فضایی به عرصه ماموریت های جاسوسی هواپیماهای شناسایی تقریباً از رده خارج شدند، اما نمونه های انگشت شماری از Tu-22M3 ها برای انجام ماموریت های شناسایی بهینه سازی شدند. در Tu-22MR محفظه های نگهداری بمب جای خود را به سنسورها و حسگرهای مفصل هوایی داده اند. با تمام این اوصاف، در توانایی اخلال گری سیستم های الکترونیکی دشمن یا ECM نه مدل M2 و نه مدل M3 یا MR چندان موفق نبوده اند و همیشه برای تکمیل این نقش، هواپیماهای اسکورت دیگری که باید به عنوان مکمل به عملیات اضافه شوند، الزامی بوده اند. به احتمال فراوان ساخت بمب افکن قدرتمند B-1B لنسر آمریکایی، واکنشی نسبت به ساخت بک فایر بوده است. بک فایر درست مخالف بسیاری از بمب افکن های رده خود، دارای پیکربندی ویژه ای است، چنان که موتورهای توربوفن آن در داخل و قسمت های کناری بدنه واقع شده اند. این ترکیب، بک فایر را بیشتر به یک جنگنده عظیم الجثه مشابه می سازد تا یک بمب افکن استراتژیک. بک فایر چهار خدمه دارد، یک خلبان در قسمت جلو سمت چپ، کمک خلبان در قسمت جلو سمت راست، افسر ارتباطات در قسمت عقب سمت چپ و یک افسر ناو بر در قسمت عقب سمت راست که البته افسران قسمت عقب کابین هیچ دیدی نسبت به جلوی هواپیما ندارند، اگر چه پنجره های کناری وسیع و بزرگی برای آنان در نظر گرفته شده است. تا کنون هیچ بک فایری به کشورهای خارجی صادر نشده است، اگر چه کشورهایی مثل ایران و چین در سال های 1990 علاقه فراوان خود را به داشتن این بمب افکن در خدمت نشان داده اند. هر چند گزارش هایی هم مبنی بر پیشنهاد این بمب افکن به کشور هند، مجهز به موشک های نزدیک برد Kh-15S وجود دارد. با تمام اوصاف، روسیه هنوز هم بزرگترین پرواز دهنده بمب افکن مشهور دوران جنگ سرد یعنی بک فایر است و این هواپیما به دلیل لغو پروژه T-60S به دلیل هزینه های زیاد تا آینده نامعلوم به عنوان بمب افکن اول استراتژیک روسیه در خدمت باقی خواهد ماند. دوستان اگر کسی اطلاعات بیشتری از این هواپیما و نسلهای قبلی اون به ویژه اونایی که عراق داشت بعد به ایران هم پناهنده شدند داره دریغ نکنه ممنون. Air.blogfa.com
  9. در ابتدا توضيح بدم كه تحت عنوان T.50 دو پروژه وجود دارد يكي مربوط به طرح جت آموزشي پيشرفته كره جنوبي و ديگري طرح سخوي براي جنگنده ي نسل پنجم روسيه (البته اين طرح براي مقابله با رپتور ها كاملتر شده و زودتر وارد خدمت خواهد شد) مدتهاست كه طرح جنگنده ي نسل پنجم روسيه(LFI كه مخفف logkiy frontovoi istrebitel) مطرح است و با مشكلات بسياري همراه بود تا كنون طرح هاي بسياري براي آن مطرح گرديده كه حتي تا نمونه سازي هم پيش رفته ولي نبود بوجه و پشتيباني موجب كنسل شدن آنها گرديده طرح هايي همچون mig.144 كه شركت ميگ اميد بسياري به آن داشت ولي پيشنمونه ي آن حتي پرواز هم نكرد يا طرح su.47 بركوت كه درواقع يك طرح آزمايشيست با وجود بسيار كارا بودن اين طرح و حتي جنبه هاي برتر آن نسبت به رپتور هاي آمريكايي اميد كمي به توليد آن وجود دارد(رقيب اين طرح طرح x.29 نبود طرح فوق محرمانه ي F.25 بود كه كنسل گرديد) اگر هم توليد شود در تعداد پايين و آهنگ كند خواهد بود I.2000 هم كه تنها روي كاغذ نقش بست و هيچگاه فراتر نرفت.(البته اين طرح را بايد مشتقي I.2000 دانست) اما با رشد اقتصادي روسيه تصميم گرفته شده تا بوجه مورد نياز را تامين كنند پروژه اي جاه طلبانه كه اميد بسياري به آن مي رود اين طرح از سوي سخوي پيشنهاد شده و اولين طرحيست كه از اين شيوه ي پنهانكاري در شرق استفاده مي كند به تقليد از آمريكا طرح T.50 بسيار شبيه به f.22 از كار در آمده البته دماق و قسمت دم تفاوت دارند اما در نهايت شباهت در انتخاب شيوه ي آيرو ديناميكي بسيار بچشم مي آيد البته از محفظه هاي سلاح خبري نيست(چيزي كه حتي در بركوت هم بود) اين جنگنده به نام PAK FA خوانده مي شود كه مخفف Perspektivnyi Aviatsionnyi Kompleks Frontovoi Aviatsyi - Future Air Complex for Tactical Air Forces است اما ويزگي ها قرار است اين جنگند از قدرت پرواز سوپر كروز همانند رپتور برخوردار باشد همچنين بيشينه وزن برخواستن آن(20 تن) است كهاين ميزان براي F.22 رپتور (24 تن) و براي F.35 هم 17.2 تن مي باشد كه اين يعني وزن كمتر و چابكي بيشتر نسبت به رپتور براي افزايش پنهانكاري از جنبه هايي از روشهاي بكار رفته از بركوت استفاده شده جنگنده ي T.50 از دو موتور AL-41F استفاده مي كند در مورد رادار T.50 قرار است از يك رادار چند حالته ي جديد با توان آشكار سازي بالا وبرد بيشينه ي زياد توسط فازاترن (Fazatron-NIIR) در حال تكميل است استفاده كند قرار است اولين پيشنمونه هاي T.50 يا همان PAK FA بين سالهاي2006 تا 2010 انجام گردد و تا سال 2011 يا 2012 وارد خدمت گردد(البته بعيد است به اين سرعت آزمايشات آن تمام شود چون بطور مثال رپتور مدتها در انتظار ورود به خدمت بود) گفته مي شود ممكن است اين طرح بيش از 1.5 بيليون دلا هزينه ي كلي داشته باشد(واقعا نجوميه)گفته مي شود حد اقل به 800 ميليون دلار تنها براي تكميل ايونيك آن مورد نياز است اينكه آيا اين جنگنده با اين ارقام نجومي در سال 2010 وارد خدمت مي شود يا نه يك معماست؟ Military.blogfa.com
  10. به نام خدا   با سلام       SOSNA سامانه پدافندی موشکی برد کوتاه از جدیدترین محصولات صنایع Kbtochmash روسیه است. این سامانه جهت مقابله با انواع اهداف هوایی از جمله تسلیحات هدایت شونده و دورایستای نقطه زن ، جنگنده ها ، موشک های کروز ، بالگرد ها و پهپاد ها در بیشینه برد 10 کیلومتر و ارتفاع 5 کیلومتر طراحی و ساخته شده.   ویژگی های ساختاری ماژول رزمی یکپارچه و منسجم شامل اجزا و بخش های مختلف از جمله مجموعه جستجو ، کشف و رهگیری الکترواپتیک ، مجموعه  مدیریت و کنترل آتش ،  دو مجموعه حاوی تیوب های پرتابگر موشک و ....... مجموعه 12 فروندی  از موشک های SOSNA-R با سرعت ، مانور پذیری و دقت بالا و بدون نیاز به تعمیرات و نگهداری (maintenance-free). این موشک ها به جهت پایین بودن وزن امکان بارگذاری به صورت دستی و توسط خدمه را دارند که این مسئله نیاز به خودروی بارگذار را مرتفع میسازد. لازم به ذکر است که موشک های مورد اشاره از جهت طراحی و برخی قابلیت ها از جمله مانورپذیری بالا به موشک های مورد استفاده در سامانه پنتسیر شباهت دارند. طراحی و پیکربندی بهینه موشک های سطح به هوا که ضمن حفظ قابلیت های بالای آیرودینامیکی و مانور پذیری موشک با افزایش وزن کلاهک و استفاده از فیوزهای لیزری (از نوع فعال شونده با اصابت یا بدون اصابت با قابلیت انفجار در محدوده هدف)، اثر بخشی موشک در مقابله با اهداف را بالا برده است. سیستم جستجو و رهگیری الکترواپتیکال از نوع چند کاناله خودکار با دقت بالا و قابلیت کار در تمامی شرایط آب و هوایی و در طول روز و شب سیستم ترکیبی در هدایت موشک ها شامل سیستم فرمان رادیویی در ابتدای شلیک و سامانه هدایت لیزری جهت هدایت موشک تا هدف به صورت در خط دید (LOS) سامانه مدیریت و کنترل رزمی یکپارچه با سامانه الکترواپتیکال با قابلیت پویش بخش به بخش (sector scan) محدوده هوایی تحت کنترل و با قابلیت تشخیص ، کشف و رهگیری خودکار اهداف     ویژگی های عملکردی اثربخشی بالا در عملکرد رزمی از جمله در مقابله با اهداف مانور پذیر ، پر سرعت و در حال پرواز در ارتفاع پست از جمله بالگرد های در حال مانور خودکار سازی فرایند های رزمی در سطوح بالا و نیاز پایین به کاربری و کنترل انسانی قابلیت مقابله با اهداف در تمامی شرایط آب و هوایی (مساعد یا نامساعد) و در طول شب و روز تحرک و بقاپذیری بالا ارتفاع درگیری نامحدود برای مقابله با اهداف تجهیزات اپتیکی و ارتباطی مقاوم به اخلال قابلیت شلیک در حال حرکت به گفته منابع خبری ، آزمایشات این سامانه پدافندی از اوایل سال 2016 آغاز خواهد شد و در اواسط همان سال امکان ارائه آن به مشتری فراهم خواهد بود. هند از جمله کشورهایی است که جهت خرید این سامانه ابراز تمایل کرده است.     مترجم : سینا نوریخانی   هرگونه برداشت از این مطلب صرفا با ذکر نام وبسایت میلیتاری مجاز است
  11. http://www.milavia.net/aircraft/su-34/gallery/su-34_15.jpg SU-32/34 در واقع حاصل تغییر SU-27 به یک جنگنده - بمب افکن دو سزنشینه می باشد.تاکنون حدود هفت پیش نمنه از این جنگنده , جهت ارزیابی آن به عنوان جایگزینی برای بمب افکنهای تاکتیکی سبک SU-24 فنسر و همچنین در نقش یک هواپیما تهاجمی دوربرد دریاپایه ساخته شده اند.نیروی هوایی روسیه تا مدتها این هواپیما را با نام SU-27IB و جایگزین فنسرهای خود می شناخت , در حالی که سوخوی نام SU-32FN را بریا نمونه اصلی , SU-32FM را برای نمونه تهاجمی دریاپایه و SU-34 را برای بازار صادرات برگزیده بود.برنامه تکمیل این جنگنده تاکنون صدمات زیادی از کمبود بودجه دیده است. نیروی هوایی روسیه در ابتدا سال 2004 را برای ورود به خدمت SU-27IB برگیزده بود , ولی سپس این تاریخ دست کم تا سال 2010 به تعویق افتاد.در جریان آزمایشها , مشکلاتی در زمینه رایانه های داخلی و میزان توانایی در زمینه بازار رزمی بروز کرد که به گفته منابع دست اندار کار , قابل حل هستند.گفته می شود این هواپیما از بازار صادرات آن نیز به میزان زیادی به فروش داخلی اش بستگی دارد.بدنه SU-32/34 به گونه ای طراحی شده که علاوه بر دو نقش یاد شده امکان استفاده از آن به عنوان یک جنگنده شناسایی برای جایگزینی SU-24MR فنسر E و احتمالا جایگزینی SU-24MP فنسر F نیز وجود دارد.استفاده از SU-32/34 در جنگهای ضد یزر دریایی و جایگزین نمودن آن به جای IL-38 نیز از دیگر موارد مورد نظر سوخوی می باشد. اما SU-32/34 تنهخا نمونه فلانکر با صندلیهای کنار هم نیست , بلکه نمونه آزمایشی دریاپایه SU-27KUB (SU-33KUB نیز دارای این ویژِگی می باشد. سرمنشا پیدایش SU-32/34 با وجود دماغه بزرگتر آن که همانند نوک پیلاتیپوس (نوعی جانور آبزی و تخمگذار در نواحی استرالیا) است , کاملا مشخص می باشد.ترکیب صندلیهای کنار هم برای خلبان و افسر جنگ افزار , میزان راحتی خدمه را برای یک هواپیما رزمی تا سطح بالایی افزایش می دهد و به آنان امکان تغییر موقعیت و رفع خستگی ناشی از ماموریت طولانی را فراهم می کند.صندلیهای پرتاپ شونده زوزد K-36DMI به گونه ای طراحی شده اند که بدن در بهترین وضعیت ممکن قرار بگیرد.دستیابی به کابین مجهز به صفحات تیتانیومی نیز از رطیق یک نردبان یکپارچه با بدنه که به داخل محفظه چرخ جمع می شود , انجام می گیرد.خو.د کابین نیز به دستشویی و یک آشپزخانه کوچک مجهز است. http://www.milavia.net/aircraft/su-34/gallery/su-34_12.jpg پانل گسترده تجهیزات در بردارنده حدود پنج صفحه نمایش چند کاره و یک صفحه نمایش سر بالا برای خلبان است و دید به جلو از طریق کابین خلبان , عالی است.پیش نمونه به یک رادار آرایه فازی چند کاره ساخت لنینتس مجهز است که آنتن آن در عقب گنبد دماغه جای می گیرد تا بیشترین ابعاد ممکن برای آرایه فراهم شود.یک رادار عقب نگر نیز در طول دم و بین خروجیها موتور قرار می گیرد که میزان هشداردهی در مورد اهداف در نیمکره عقبی و پرتاپ موشک به سمت آنها را تا حد زیادی افزایش می دهد. همچون SU-35 , جنگ افزارهای پرتاپ شونده به سمت عقب حتماا از نوع بر گرفته از AA-11 آرچر با نام R-74 خواهد بود و گفته می شود که روسیه تنها کشوری که بر روی به کارگیری این نوع موشکها کار می کند.این هواپیما که برای ایفای نقش حملات هوا به زمین در نظر گرفته شده است , با به کارگیری مجموعه گسترده موشکهای هوا به هوای خود , از توانایی هوا به هوای قابل توجهی نیز برخوردار است.مجموعه جنگ افزارهای هوا به سطح آن نیز شامل تمامی موشک های مورد استفاده اعضای مختلف خانواده فلانکر می شود.SU-32/34 دارای توانایی سوختگیری در پرواز , مخازن سوخت اضافی در قسمت دم و امکان حمل سه مخزن سوخت اضافی می باشد.نمونه های تولیدی از یک جفت موتور توربوفن لیولکا - ساترن AL-41F , هر یک بار رانش با پس سوز 39240 پاوند نیز خواهند گرفت.
  12. شاید طرح تیتر برای شما کمی عجیب باشه که چرا سام-8 رو در کنار اس-300 قرار دادم به مرور و با ادامه خوانش پست به این نتیجه میرسیم دهه 70 ... بحث داغی بین سازمان های اجرایی شوروی مبنی بر multi layer صورت گرفت بعد از ساخت سام-4 و سام6 ... جای خالیِ یک سامانه کوتاه برد راداری برای پوشش سام- 6 احساس شد اولین نمونه از این سیستم الیپس elips نام گرفت  و در جولای 1967 رو نمایی شد اما انتظارات بالاتر از این سیستم بود و پروژه ELIPS رد شد چندی بعد سرپرست طراحان (افرموو)efremov طرحی مبنی بر سامانه ایی دیگر  اراعه داد و در اکتبر 1971  نتیجه آن چیزی جز 9K33 OSA SA-8A Gecko نبود سامانه خود کششی تک واحده که از وسیله نقلیه BAZ-5937 استفاده میکرد توان حمل 4 موشک  که قادر بود در 50 متری از سطح زمین با اهداف پروازی تا سرعت 1 ماخ درگیر شود همچنین با اهداف پروازی بالای 200 متر با سرعت 1.4 ماخ تا برد 9 کیلومتری چندی بعد در سال 1975 سامانه OSA-A معرفی شد که ارتقا یافته نوع اولیه 9کی33 بود با قابلیت انهدام اهداف با سرعت 1.6 ماخ و همچنین چرخشی معادل 25 برابر نیروی G مابین سال های 75 و 80 تغییراتی در این سیستم داده شد +اضافه شدن 2 موشک دیگر که تعداد موشک های یک واحد سام8 را به شش موشک میرساند همچنین طراحی بالچه های تا شونده که داخل کانتینر حمل موشک قرار میگرفت  و در نهایت سامانه سام-8 OSA-AK خلق شد   این سیستم حالا قدرت درگیری با اهداف زیر 25 متری از سطح زمین را به استفاده کننده هایش هدیه داد و برد درگیری را به 10 کیلومتر رساند +در سال 1980 این سیستم جایگزین پرهزینه ترین سامانه یعنی  سام-6 گین فول شد و کشور هایی همچو المان / مجارستان / هلند / بلغارستان/ چکسلاواکی/ رمانی/ یوگوسلاوی از این سیستم بهرمند شدن + در مدت زمان کمی سامانه OSA-AKM رو نمایی شد و تنها اختلاف یا شاید والا ترین اختلاف این سامانه با نوع AK قابلیت انهداف اهداف پروازی در "صفر" متریِ زمین بود ! در زبانی ساده تر... هیچ خبری از حداقلی از ارتفااع درگیری نبود !   نمایی از داخل سامانه sa-8 OSA-AK                    محل استقرار افسر کنترل اتش                                     " " افسر محیطی                                                       " " افسر فاصله یاب     9A33BM2 Land Roll رادار رهگیر این سامانه به نام land roll  یکی از پیچیده ترین زوایای طراحی جماهیر شوروی مابین ارتباط موشک و هدف در این رادار  به ارمقان اورده شده +ارتباط  هدایت موشک تا هدف در این سامانه شباهت بسیاری به اس-300 پی اس دارد و میتوان گفت تنها فرق قدرت رادار رهگیر این سامانه با اس-300 .. نبود امکان قفل گذاری خودکار برروی موشک های ضد رادار است این رادار قابلیت قفل گذاری از فاصله 28 کیلومتری دارد همچنین رادار مذکور  معمولا با نام SSC خطاب میکنند رادار پیش اخطار که از قضا قالیت Acquisition Radar هم بهش اضافه شده    این رادار قابلیت کشف اهداف رو از 45 کیلومتری داراست   همچنین راداری 3 پرتونگر اختصاصی برای ارتفاع های کم .. میانه و های آلت است نحوه رهگیری اهداف پروازی بهینه سازی شده و دکمه ایی به نام رهگیری اتوماتیک در این سامانه وجود دارد که شما با فشردن ان   رادار SCC را به صورت عمودی تا 70 درجه به صورت کاملا یک نواخت به حرکت در میاورید و سیستم بلافاصله بعد از رویت هدف میتواند روی ان اتوماتیک قفل کند +در سامانه های قدیمی .. یافتن ارتفاع هدف دستی انجام میشد 9Sh38-2 TOV دوربین رهگیر اپتیکی سامانه که با آن میتوان با رادار خاموش اهدف رو رهگیری و منهدم کرد معرفی موشک این سامانه 9m33m2 نام دارد دارای ماکسیزمم سرعت 2 ماخ و پس سوز سوخت جامد دو مرحله ایی  قابلیت چرخش تا 25 جی قابلیت انهدام اهداف پروازی تا 20 متر از سطح زمین نهایت برد 10 کیلومتر  و کلاهک انفجاری 14.27 کیلوگرمی شامل 1580 ترکش 3.86 گرمی طول 3 متر و 15 سانت قطر 20 سانت نویسنده : فرخ سیف سیزده فروردین 94 منبع https://sites.google.com/site/samsimulator1972/home  
  13. بسم الله في الاول و الاخر نویسنده: آجای گویال، مدیر انتشارات نوراسكی ، عضو هیئت تحریریه مجله روسیه در طول بیش از دو دهه اخیر جهان شاهد ظهور دو قدرت بزرگ در صحنه بازار تكنولوژی جهان یعنی چین و هند بود. این دو ملت از وضعیت كاملاً عقب افتاده در تكنولوژی شروع كردند ولی این راه و مسیر طولانی را پس از اتخاذ تدابیر مناسب طی كردند.آنها با وجود نبود زیرساخت‌های لازم در كشورهایشان توانسته‌اندبه این موفقیت دست یابند. در دانشكده‌های مهندسی هند، برق جیره‌بندی شده بود و خیلی‌ها تا سال ۸۰ حتی كامپیوتر ندیده بودند اما با وجود موانع زیاد، هندی‌ها یكایك شركت‌های Silicon Valley را تصرف كردند و بوی زردچوبه هندی در اتاق‌های كامپیوتر آنها بیش از بوی سرخ كردنی‌ها و برگرهای آمریكایی به مشام می‌رسد. چینی‌ها جهت بازدید از نمایشگاه كامپیوتر به صف ایستاده‌اند. چین در دنیای تكنولوژیهای پیشرفته از روسیه جلو افتاده است. از طرف دیگر روسیه علیرغم زیرساخت‌های قوی و سیستم آموزشی توسعه یافته، كه بهترین مهندسان و دانشمندان جهان را تربیت می‌كنند، در معرفی خود به عنوان یك بازیگر اصلی در بازارهای جهانی تكنولوژی ناموفق بوده است. متخصصین نرم‌افزار و برنامه‌نویسان روسیه به جهت كارهای برجسته در روسیه معروف هستند ولی در صنعت نرم‌افزار دنیا عملاً ناشناخته مانده‌اند. برای تكنولوژی‌های جدید روسیه در فرآیندهای مدیریتی و تولیدی ، كاربردی وجود ندارد در حالیكه بازارهای روسیه برای كالاهای جدید كه با همین اختراعات ساخته شده‌اند باز مانده است. این كشور پیشرفته تكنولوژیكی دنیا، قادر نبوده تا علم خود را به مزیتی برای خود تبدیل نماید و به یك بازار دمپینگ برای كالاهای مصرفی دنیا تبدیل شده است. هند و چین به نقطه عطف توسعه خود رسیده‌اند و چون فاصله آنها و بازارهای غربی در اثر انقلاب تكنولوژی اطلاعات پر شده است، می‌توانند گام‌های بزرگی به جلو بردارند. از آنجائیكه آنها بیش از ۳۰ تا ۵۰ سال در قرن گذشته از بقیه عقب مانده‌اند مصمم هستند تا این فاصله و عقب‌افتادگی را در استانداردهای تكنولوژیكی كم كنند. توسعه و همه‌گیر شدن آموزش‌های فنی در بخش خصوصی و نبود مشكل زبانی (انگلیسی، زبان رسمی هند و زبان آموزش فنی این كشور می‌باشد) نقش عمده‌ای در ظهور هند در بازار تكنولوژی دنیا بازی می‌كند. درضمن چینی‌ها نیز از قدرت خرید عظیم و پراكندگی ملتشان در كشورهای دیگر نهایت استفاده را می‌كنند. تأكید و اصرار دائمی چینی‌ها، بر تولید محصول آماده و تشویق تولیدكنندگان برای مونتاژ و تولید در داخل كشور می‌باشد. هر كسی كه با معجزه رخ داده در چین و هند آشنا باشد متوجه می‌شود كه دولت روسیه از اتخاذ تدابیر لازم در این زمینه امتناع كرده است. در حالیكه بحث‌های نامحدودی درخصوص مدل‌های اقتصاد كلان در روسیه ادامه دارد، بعید به نظر می‌رسد كه با سیستم موجود بتوان حتی كوچكترین تغییراتی در روسیه ایجاد كرد. البته اشتباهات بزرگی در چین و هند صورت گرفته و اقدامات لازم در دو دهه گذشته به نرسیده است، و توسط بوركرات‌ها مورد بحث‌های زیادی نیز قرار ‌گرفته است كه در نهایت فرآیند توسعه تكنولوژی ساده‌تر شده و كوشش‌ها و قدم‌هایی در جهت تولید و توسعه مستقیم و غیر مستقیم برداشته شده است. این قدم‌ها در روسیه، به عنوان یك كشور رقیب در بازارهای جهانی، در حال برداشتن می‌باشد و نشانگر مشكلات اقتصادی و اجتماعی زیادی است كه دولت روسیه در ۱۰ سال اخیر گریبان آن بوده است از جمله: ایجاد پارك‌های تكنولوژی در بین مردم، شهرها و پایتخت. دولت فدرال باید روی ایجاد این مناطق متمركز شود تا آنها موتور توسعه روسیه شوند. نگرش به پارك تكنولوژی در روسیه به طور متعارف با توسعه املاك تجاری، دفتر یا كارخانه مرتبط می‌باشد. اما در واقعیت یك پارك تكنولوژی می‌تواند در یك دانشگاه، مؤسسه و یا مركز اجتماعی و حتی در یك كارخانه ورشكسته بی‌استفاده ایجاد شود. اجزاء و عناصر لازم یك پارك تكنولوژی به شرح زیر می‌باشد: كار آفرینان یا شركت‌هایی كه كار را در پارك‌های تكنولوژی شروع می‌كنند باید با سازمان‌های محلی گمرك، مالیاتی و دولتی از طریق یك دفتر معرفیِ شده ارتباط داشته باشند. لازم است شركت‌ها و كارآفرینانانی كه در حرفه‌های مرتبط با تكنولوژی مشغول هستند، وقت خود را برای كارهای بوركراسی اداری و دفترداری و غیره تلف نكنند. آزاد كردن شركت‌ها از بوركراسی جزء اولویت اول محسوب می‌شود. یك روش حل این مسئله این است كه پارك‌های تكنولوژی به عنوان شركت‌های خصوصی ثبت شوند كه بعداً بتوانند سهام خود را به مستأجرین بفروشند و همه كارهای اداری و مالیاتی و حسابداری را سرمایه‌گذار و صاحب پارك‌ها كه مجوز بهره‌برداری پارك را دارد انجام ‌دهد. مانع بعدی برای ایجاد یك تجارت موفق، نبود مشاوره، اطلاعات و آموزش عملی مطمئن و سازنده می‌باشد. مدل‌های حرفه‌ای و تجاری می‌توانند در زمان كوتاهی از طریق همكاری با سازمان‌های و شركت‌های بین‌المللی توسعه یابند. یك بازدید كننده پارك تكنولوژی در صورتی كه برنامه مناسب حرفه‌ای و تجاری داشته باشد می‌تواند كار خود را در طول هفت روز شروع كند. لازم است سرمایه‌گذاری كلان محلی دولتی یا خصوصی در این پارك‌ها جهت فراهم شدن ارتباطات انجام شود. توسعه اینترنت این كار را ساده‌تر و ارزانتر از قبل كرده است. ارتباط منجر به مشاوره، توان رقابت، آموزش از راه دور، همكاری و ایجاد موقعیت را سریعتر می‌كند. این موضوع باید جزء سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های لازم برای پارك تكنولوژی باشد. دولت باید در مالیات‌ها تخفیف دهد تا بانك‌ها و مؤسسات مالی تشویق شوند سرمایه‌گذاری و ارائه خدمات مالی و وام‌های خود را به حرفه‌های پارك‌های تكنولوژی توسعه دهند. به زودی این كارها قسمتی از شبكه تجارت تكنولوژی خواهند شد. این كارها، شغل‌های با حقوق بالا، قراردادهای توسعه Offshore ، شركت‌های مشترك بزرگ، كارهای آزاد و فروش محصولات را ایجاد خواهند كرد. به عبارت دیگر، پروفسورهای با مهارت بالا، مهندسین، افسران ارتش و حتی تازه‌ فازغ‌التحصیلان می‌توانند برای این وام‌ها معرفی شوند. روسیه می‌تواند شركت‌های باكلاس كاملاً جدید و به لحاظ تكنولوژی غنی را یك شبه ایجاد كند. همانطور كه میلیونها بازرگان هنگام باز شدن بازار روسیه ظهور كردند. یكی از اجزاء لازم جهت توسعه تجارت معافیت سه تا پنج ساله مالیاتی برای شركت‌های پارك تكنولوژی است كه شامل عوارض و مالیات‌های محلی و دولتی می‌باشد. واردات كالاهی لازم جهت زیرساخت‌های پارك‌های تكنولوژی باید معاف از همه نوع عوارض گمركی باشد مگر اینكه خارج از ناحیه معرفی شده معامله یا فروخته شود. ۱) به موازات باید كوشش‌‌هایی در جهت جذب شركت‌های تكنولوژیكی بین‌المللی به داخل بازار روسیه انجام شود. تولید انبوه محصولات با تكنولوژی بالا و تحقیق و توسعه در زمینه‌های مرتبط به آنها، در صورتی كه روسیه تمایل نداشته باشد تا مزایای خود را نسبت به كشورهای پیشرفته از دست بدهد، حیاتی خواهند بود. این موضوع باعث می‌شود تا شرایط لازم برای حضور شركت‌های چند ملیتی برای توسعه Onshore و تولید در روسیه برای بازارهای داخل و خارج مهیا شود. ایجاد یك كانال واحد رفع موانع و سیستم ارتباطی، باید جزء اول و ضروری این برنامه باشد. تمامی درخواست‌های سرمایه‌گذاری در تكنولوژی‌های بالا باید در طول ۳۰ روز توسط یك كمیسیون دولتی شامل افراد سازمانهای دولتی، محلی و ریاست جمهوری روشن شود. تمامی سرمایه‌گذاریهای كه بیش از ۱۰ شغل برای شهروندان روسی ایجاد می‌كنند باید شامل ۲ سال معاف از مالیات و پنج سال تخفیف مالیاتی شوند. این كمیسیون باید اطلاعات بازار و تجارت را در خصوص مراكز با پتانسیل بالا برای حرفه‌های مرتبط با تكنولوژی جمع‌آوری كرده و بسط دهد. مناطق ویژه تجارت تكنولوژی باید در هر شهری و منطقه‌ای توسط دولت مشخص شده و ایجاد شود. نقطه شروع این كار باید از صفر باشد. یعنی اینكه شركت‌های خارجی باید قادر باشند تا تجهیزات خود را وارد كرده و در طول ۳۰ روز كار خود را شروع كنند. ۲) دولت باید توسعه و رشد مدرسه‌ها و مؤسسات خصوصی و كوچك تكنولوژی را تشویق كند. امكانات آموزش از راه دور در این مدارس و مؤسسات این خلاء را پر می‌كند. این مؤسسات باید روی مهارت‌های برنامه‌نویسی تجاری و آموزش فنی متمركز شوند. ۳) خلاء دانش تجارت و بازرگانی مانع دیگری بر سر راه توسعه می‌باشد. دولت باید توسعه بانك‌های اطلاعاتی تجاری و تكنولوژی Online را برای همه شهروندان روسیه تشویق كند. پروژهٔ Country gateways توسط بانك جهانی پیشنهاد شده و راه ایده‌آلی برای این كار می‌باشد. یك بانك اطلاعاتی، جای خالی علم و تجربه را برای سالها و ماهها پر می‌كنند. سودهای مستقیم و غیر مستقیم این اقدامات قابل بحث نیستند. این اقدامات عملاً سود خود را به میلیون‌ها نفر رسانده‌اند. در حالیكه سایر دولت‌ها این نتیجه‌گیری‌ها را پس از سالها تجربه و تحقیق دریافته‌اند، روسیه نمی‌تواند سستی‌ یا اهمال كاری به خرج دهد. قانون اولیه ایجاد پارك تكنولوژی و جذب سرمایه‌های خارجی در روسیه باید سریعاً تهیه شده و پس از تصویب باید به بخش خصوصی اجازه داد تا این پارك‌ها را توسعه دهند. با ایستادن در خارج گود و كمك به ایجاد مشاغل از طریق حداقل كنترل، دو لت وظیفه اصلی خود را انجام داده است. روسیه با داشتن پتانسیل‌های خوب، با تغییراتی در اقتصاد خود، می‌تواند نتایج بسیار خوبی به دست آورد. www.ayandeh.com ____________ خدا را شکر مولايم علي شد صل الله عليه
  14. کارشناسان نظامی آمریکایی در کنفرانسی در واشنگتن به این نتیجه رسیدند که هیچ احیایی در خصوص توان نظامی روسیه روی نداده و امکان اینکه روسیه تا سال 2020 دارای ارتشی مدرن و کارآمد شود، صفر است. به گزارش فارس به نقل از روزنامه «کامرسانت»، روز گذشته در موسسه معتبر «هری تیج» (Heritage) در واشنگتن کنفرانسی در خصوص توان نظامی روسیه برگزار شد. کارشناسان شرکت کننده در این نشست، بعد از دو ساعت بررسی متفقا به این نتیجه رسیدند که برخلاف ادعای مقامات روسی، هیچ احیایی در خصوص توان نظامی این کشور روی نداده است و امکان اینکه روسیه تا سال 2020 دارای ارتشی مدرن و کارآمد شود، تقریبا صفر است! این کنفرانس با سخنرانی کیم هولمز، نائب رئیس این موسسه ( که تا سال 2005 مشاور کالین پاول، وزیر خارجه وقت آمریکا در امور مربوط به سازمانهای بین المللی بود) در خصوص تهدیدات نظامی روسیه آغاز شد. وی با ابراز اطمینان از اینکه روسیه هرگز نمی تواند شریک ایالات متحده باشد، از دولت جورج بوش بخاطر برخورد احساسی با روسیه انتقاد کرد. هولمز معتقد است، «روسیه بیشتر از آنچه اعلام می کند صرف هزینه های نظامی خود می کند و در عین حال از اصلاحات دموکراتیک در داخل کشور سرباز می زند.» به نوشته این روزنامه، علی رغم اینکه کارشناسان آمریکایی در مورد افسانه بودن اصلاحات در نیروهای مسلح روسیه متفق القول بودند، همگی قبول داشتند که وضعیت ارتش روسیه نسبت به سالهای 1990 به مراتب بهبود یافته است. البته با وجود نظر منفی نسبت به وضعیت ارتش روسیه، در رابطه با فروش تسلیحات نظامی در بازارهای خارجی به عقیده این کارشناسان، در اصل روسیه در کشورهایی قابلیت رقابت دارد که قابل دسترس غرب نیستند. به گفته آنان روسیه در حال از دست دادن بازار تسلیحات هند، به عنوان خریدار مرسوم سلاحهای روسیه است. شرکت کنندگان در این کنفرنس از دکترین نظامی روسیه نیز انتقاد کردند. به عقیده آنان، این احساس بوجود می آید که روسیه در میان دشمنانش محصور شده است. مخالفت مسکو با همگرایی کشورهای جامعه مشترک المنافع در اتحادیه اروپا نشانگر سیاستهای غیر واقع گرایانه روسیه در قبال همسایگانش است. در این کنفرانس یکی از مقامات بلند پایه سابق سازمان سیا نیز حضور داشت که در اظهاراتی خاطر نشان ساخت، «در آینده نزدیک روسیه نیازمند به ارتشی مدرن و قدرتمند خواهد بود، چرا که اوضاع در روابط دوستانه این کشور با چین و نیز ضعف کشورهای آسیای مرکزی بزودی ممکن است دچار تغییراتی شود.» به گفته وی، روسها تا زمانی که دولتی کارآمد نداشته باشند، قادر به ایجاد ارتشی قدرتمند و کارآمد نیستند. منبع : مجله هوايي
  15. [align=center]آينده پوتين در كرملين اكثر مردم روسيه پوتين را رييس جمهورى مقتدر، با كفايت و توانا مى دانند كه اين كشور را از وضعيت فلاكت بار زمان يلتسين، خصوصا در وهله اول از منظر بين المللى و در وهله دوم از جهت داخلى، به كشورى با نفوذ در عرصه جهانى (به عنوان جايگزين شوروى) تبديل كرده است. [/align] پوتين كه بوده است (زندگينامه ولاديمير پوتين): ولاديمير اسپيردونويچ پوتين هفتم اكتبر 1952 در لنينگراد (سن‌پترزبورگ امروزي، كه تاريخى‌ترين و دومين شهر بزرگ روسيه و به اصطلاح پايتخت اروپايى اين كشور است) به دنيا آمد. پدربزرگش اسپيريدون آشپز شخصي لنين و استالين و پدر و مادرش كارگران يك كارخانه بودند. پوتين در كتاب خاطراتي كه در سال 2000 به عنوان بخشي از مبارزات تبليغاتي خود در انتخابات رياست جمهور منتشر كرد درباره كودكي‌اش نوشت كه در خانواده‌اي كم‌درآمد به دنيا آمده است. پدر پوتين ابتدا در خدمت نيروي دريايي شوروي بوده و بعدها مانند مادرش به شغل كارگري در كارخانه مشغول مي‌شود. بزرگ‌ترين افتخار خانوادگي پوتين‌ها در دوران كودكي رييس جمهور اين بود كه پدربزرگ اش زماني آشپز مخصوص لنين و استالين بوده است. پوتين دو برادر بزرگ‌تر از خود داشت كه يكي در كودكي از بين رفت و ديگري در جواني به بيماري تيفوئيد مبتلا شد و درگذشت. پدر پوتين يك كمونيست واقعي بود و مادر او يك مسيحي ارتودوكس، اگرچه جرات نداشت در خانه هيچ نشانه يا علامتي از دين و آئين خود بروز دهد. مادر پوتين مطمئن بود كه فرزندش يك مسيحي ارتدوكس خواهد شد و به همين خاطر وي را در معرض آموزه‌هاي مسيحي قرار مي‌داد. پدر ولاديمير متوجه اين مسئله شده بود اما اين زماني بود كه نابينايي به سراغ وي آمد. پوتين در جواني شيفته شخصيت افسرهاي اطلاعاتي و امنيتي شوروي بود. در دوران سربازي، به نيروي دريايي شوروي پيوست و به يك زيردريايي فرستاده شد. وى در سال 1975 از دانشگاه حقوق دانشگاه دولتى لنينگراد فارغ التحصيل شد و در "كا. گ. ب" شروع بكار كرد.وي به خاطر علايق خود به مسائل اطلاعاتي و امنيتي، وارد كا.گ.‌ب، سرويس جاسوسي و اطلاعات و امنيت اتحاد شوروي سابق شد. در 24 سالگي دوره آموزشي كاگ‌ب را تمام كرد. و در 32 سالگي به سمت يكي از اعضاي ارشد كا‌گ‌ب ارتقاء مسئوليت يافت و يك سال بعد يعني در سال 1985، سازمان اطلاعات و امنيت شوروي، وي را بعنوان رئيس دفتر خود به آلمان شرقي فرستاد. اما با شكست كمونيسم در آلمان شرقي و اتحاد دو آلمان، وي در سال 1990، به لنينگراد بازگشت. در 31 سالگي ازدواج نمود و 2 سال بعد صاحب دو دختر بنامهاي ماريا و يكاترينا متولد سالهاى ييييو يييي شد ، كه هر دوي آن‌ها در درسدن آلمان به دنيا آمده‌اند و پس از بازگشت به روسيه نيز به مدرسه آلماني‌ها در لنينگراد فرستاده شدند (تا پيش از نخست‌وزيري پوتين). گفته مي‌شود كه خانواده پوتين در خانه نيز به زبان آلماني با يكديگر صحبت مي‌كنند. به اعتقاد بسياري پوتين يك ژرمانوفيل تمام عيار است. او آلماني را تقريباً به خوبي يك آلماني زبان صحبت مي‌كند اما به رغم آشنايي و توان مكالمه به زبان انگليسي ترجيح مي‌دهد با انگليسي زبان‌ها از طريق مترجم گفتگو كند. در همان زمان تحصيل نيز عضو "گروه كمونيستي اتحاد جماهير شوروي" بود و تاكنون نيز به صورت رسمي كناره‌گيري خود را از اين گروه اعلام نكرده است. از ديگر جنبه‌هاي جالب توجه شخصيت پوتين اين است كه اين مامور برجسته اطلاعاتي سيستم كمونيستي روسيه و عضو رسمي حزب كمونيست اتحاد جماهير شوروي كه هرگز از اين حزب استعفا نداده است (حزب در دسامبر 1991 منحل شد با اين حال پوتين هرگز حتي به صورت نمادين از آن استعفا نداد) از معتقدان كليساي ارتدوكس روسيه به شمار مي‌رود. در سال 1991( سال فروپاشي اتحاد جماهير شوروي)، هنگامي كه كا.‌گ.‌ب فعاليت‌هايي را عليه ميخائيل گورباچف كه قصد آمادگي شوروي براي فروپاشي را داشت شروع كرده بود، از نهادهاي امنيتي كناره‌گيري كرد. پوتين تا سال يييي (يييي) مسئوليتهايى در دانشگاه، سازمان امنيت فدرال و شهردارى سنت پترزبورگ داشت و از سال ييييمعاون دفتر رياست جمهورى روسيه شد. دو سال بعد در سال ييييرييس سرويس امنيت فدرال روسيه "اف. اس. ب" و از سال ييييهمزمان پست دبيرى شوراى امنيت اين كشور را بر عهده گرفت. وى از اوت همين سال توسط "بوريس يلتسين" در آخرين ماههاى قدرت به مقام نخست وزيرى روسيه رسيد و چند ماه (آخر دسامبر يييي) و پس از استعفاى يلتسين، كفيل مقام رياست جمهورى شد. پوتين در سال ييييرسما در انتخابات رياست جمهورى روسيه به پيروزى رسيد و كار خود را به عنوان رييس جمهورى آغاز كرد. 9 اوت 1999 در تقويم شخصي پوتين تاريخي بسيار مهم است، شايد حتي مهم‌تر از تاريخ تولدش. اما 9 اوت 1999 تاريخ تولد ولاديمير پوتين در مسكو است، تولدي دوباره به عنوان سياستمداري قدرتمند در عرصه سياسي روسيه. در اين روز سرنوشت ساز، پوتين، رييس وقت اداره اطلاعات "اف.‌اس.‌ب" (از جانشينهاي سرويس كا‌.گ.‌ب) و رييس شوراي امنيت فدراتيو روسيه، صبح به عنوان يكي از سه معاون سرگيي استپاشين، نخست وزير وقت روسيه برگزيده شد، اما تنها ساعاتي بعد با سقوط دولت استپاشين، به مقام كفالت نخست وزيري رسيد و عصر همان روز بوريس يلتسين، رييس جمهور وقت روسيه كه اوضاع مزاجي‌اش رو به وخامت بود، او را به عنوان جانشين خود به مردم روسيه توصيه كرد. پيرو حوادث اين روز، كمتر از يك هفته بعد، پوتين از پارلمان روسيه به عنوان نخست وزير راي اعتماد گرفت، در آخرين روز اين سال، 31 دسامبر 1999 رسماً كفيل رياست جمهوري شد، پستي كه به او كمك كرد در انتخابات ماه مه 2000 بر رقباي سرشناسي مانند يوگني پريماكوف و يوري لوژكوف پيروز شود. به اين ترتيب پوتين كه شايد تا قبل از 9 اوت 1999 چه در روسيه و چه خارج از آن شخصيت شناخته شده‌اي نبود ظرف چند ماه به فرد شماره يك روسيه تبديل شد، مقامي كه نه تنها هنوز آن را حفظ كرده بلكه گمان مي‌رود پس از پايان دوران رياست جمهوري نيز همچنان تا مدتي آن را در اختيار داشته باشد. پوتين بي آن كه به هيچ حزبي وابستگي داشته باشد به راس قدرت رسيد و زماني كه در اوج بود (دوران نخست وزيري) حزب‌اش را با نام "حزب اتحاد" تاسيس كرد كه بلافاصله در انتخابات دوما در سال 1999 پيروز شد و تا امروز اكثريت را در دوما در اختيار دارد. اين حزب در حقيقت پيروزي‌اش را مرهون پوتين است و اركان اين حزب كه در آينده نيز احتمالاً هدايت روسيه را به عهده خواهد داشت بي‌وجود پوتين معنايي ندارد. ولاديمير پوتين" رييس جمهورى روسيه براى رسيدن به كاخ كرملين مسير پر فراز و نشيبى را طى كرده است. وى با كوله باري تجربه كار در سازمان امنيتى شوروى سابق (كا. گ. ب) اكنون به رييس جمهورى مقتدر در كشورش تبديل شده كه سعى در زنده كردن جايگاه امپراتورى شوروى در جهان را دارد. جايگاه پوتين در روسيه، موافقان و مخالفان: اكثر مردم روسيه پوتين را رييس جمهورى مقتدر، با كفايت و توانا مى دانند كه اين كشور را از وضعيت فلاكت بار زمان يلتسين، خصوصا در وهله اول از منظر بين المللى و در وهله دوم از جهت داخلى، به كشورى با نفوذ در عرصه جهانى (به عنوان جايگزين شوروى) تبديل كرده است. بسياري از كارشناسان روس عقيده دارند، اجراى سياست‌هاى پوتين، اوضاع سياسى داخلى را نيز بهبود بخشيده و از نزاعهاى سياسى اوايل فروپاشى و نيز زمان يلتسين رهايى داده است. همچنين وضع وخيم اقتصادى روسيه و مردم آن در سالهاى پس از فروپاشى شوروى و حاكميت دولت بوريس يلتسين به اعتقاد همه كارشناسان، تغيير محسوسى كرده و با وجود برخى مشكلات، در كل موجب رضايت شهروندان است. با اين وجود حكومت پوتين ناراضيان شناسنامه دارى نيز دارد كه برخى از آنها برغم حمايت سازمانهاى بين المللى و كشورهاى غربى، مورد تحمل حكومت مركزى هستند و حتى تلاش مى شود در ظاهر نيز آنها حفظ شوند. ناراضيان روسيه بيشتر مدافع آزادي‌هاى سياسى، حقوق بشر، انتخابات آزاد و مخالف با حاكميت فردى بر كشور بوده و در زمينه اقتصادى نيز معتقدند، سياست‌هاى پوتين باعث گسترش فساد در دستگاه‌هاى دولتى و انباشته شدن سرمايه نزد صاحبان قدرت و در مقابل آن گسترش فقر در روسيه شده است. ناراضيان از گروه‌هاى چپ نيز معتقدند، حكومت پوتين باعث حاكميت نظام سرمايه‌دارى و گسترش فاصله فقير و غنى شده است. احزاب و گروه‌هاى كمونيستى كه در دوما و شوراى فدراسيون نيز نمايندگانى دارند از اين دسته هستند. اقتدار گرايي رهبران سياسي در روسيه: انتقال قدرت از يلتسين به پوتين شاهدي بر اين مدعا بود كه ساختار حكومت در روسيه بيش از آن‌كه مبتني بر دموكراسي غربي باشد، بر اقتدارگرايي رهبران مبتني است و رهبران روسيه زماني كه مصلحت كشورشان را در برخوردهاي غيردموكراتيك ببينند، حتماً از اين برخوردها بهره خواهند برد. گلوله‌باران پارلمان روسيه در مسكو توسط ارتش روسيه در حمايت از بوريس يلتسين رييس‌جمهور، در مناقشه‌اي كه بين او و رييس پارلمان در مورد نحوه توزيع قدرت رخ داد شاهدي بر اين مدعاست. يلتسين فردي را به عنوان جانشين خود برگزيد كه سابقه طولاني در دستگاه امنيتي شوروي داشت. پوتين در پرتو حمايت يلتسين هويت يافت و خاندان‌هاي مهم اقتصادي و سياسي نيز در روي كار آمدن او نقش موثري ايفا كردند. البته، اگرچه در توافق يلتسين براي به قدرت رساندن پوتين، عدم تعرض به خانواده‌ها (كه تشكيل دهنده لايه هايي از مافياي اقتصادي و سياسي در روسيه هستند) مورد تعهد قرار گرفت، اما پوتين به آن پايبند نماند. پوتين با ارزيابي اوضاع روسيه، متوجه اين مسئله شده بود كه مهمترين عامل نابساماني‌ روسيه همين خانواده‌ها (بعنوان بازيگران مافيايي در پشت صحنه سياسي و اقتصادي ) هستند به همين خاطر برخورد گزينشي با خانواده‌ها و صاحبان قدرت سياسي ـ اقتصادي در روسيه را آغاز كرد. مردم روسيه در دوران پس از فروپاشي اتحاد شوروي، با گسترش امواج جدايي‌طلبي، جنگ در چچن و اقدامات گوناگون تروريستي مواجه شدند. آن‌ها در جريان گروگانگيري‌هاي خونبار در مسكو، بسلان، داغستان و... هر روز با اخبار هولناكي كه امكان فروپاشي فدراسيون روسيه را برجسته مي‌ساخت، روبه‌رو بودند. انتخاب ولاديمير پوتين پاياني بر اين نگراني‌ها بود. او توانست امنيت را تا حد قابل ملاحظه‌اي در سراسر فدراسيون برقرار كند و اين امتياز بزرگي بود كه پوتين موفق به كسب آن شد. انتخاب پوتين به جانشيني يلتسين، رهبران كشورهاي غربي را نيز شگفت‌زده كرد چرا كه فكر مي‌كردند روسيه بعد از فروپاشي شوروي گام به گام در جهت دموكراسي ترويجي آن‌ها پيش رفته و آرام آرام و به صورت كامل تحت سيطره آنها قرار خواهد گرفت. ترجيح دادن برخورد قاطع به گرفتن ژست دمكراتيك توسط پوتين: پوتين خود را فردي زيرك و توانا و كاملاً پايبند به موازين منافع ملي روسيه نشان داد و مردم روسيه او را رهبري متفاوت با يلتسين برآورد كردند. او خود را متعهد به مبارزه با جدايي‌طلبي معرفي كرد كه نمونه بارز آن در چچن رخ داده بود. او به عنوان رهبري طرفدار وحدت ملي، تحكيم دولت و فدراسيون، طرفدار احياي قدرت داخلي و خارجي روسيه شناخته شد. در حالي كه يلتسين فردي ضعيف و ناتوان شناخته شده بود. او به عنوان يك رهبر قدرتمند و قابل اعتماد كه مي‌تواند نظم و امنيت را به روسيه برگرداند، مورد توجه قرار گرفت. او به نسلي از سياستمداران روسيه تعلق داشت كه از زمان شوروي شكل گرفته بود. به اين ترتيب هرچند پوتين با حمايت يلتسين به قدرت رسيد، ولي توانست با بهره‌گيري از توانايي شخصي خود به زودي به يك رئيس‌جمهوري محبوب در روسيه تبديل شود. يلتسين هنگامي پوتين را به عنوان وارث سياسي خود برگزيد كه در داغستان شرايط دشوار و خطرناكي ايجاد شده بود. عمليات نظامي در داغستان قرار بود به چچن نيز انتقال پيدا كند. بار سنگين ناكامي در عمليات نظامي اول روسيه در چچن بر دوش يلتسين قرار داشت و حل‌وفصل اين مساله مي‌توانست در معادلات سياسي روسيه بسيار تاثيرگذار باشد. موفقيت‌هاي پوتين در جنگ دوم چچن و ارائه تصوير يك رهبر ناجي از رسانه‌هاي روسي كه تحت كنترل خانواده‌هاي پرطمطراق روس قرار داشتند، در چارچوب توافق‌هاي او و يلتسين شرايط را براي قرار گرفتن روسيه در مسير نظم و امنيت قرار داد. او به شدت به برنامه‌هاي ليبراليستي حمله كرد ولي مفهوم آزادسازي را هم رد ننمود. اصلي‌ترين اولويت پوتين اقتصاد بود و در اين راستا از الگوي تمركز و اقتدار دولتي در عرصه اقتصادي استفاده نمود. وي در ديگر عرصه‌ها نيز بر تقويت تمركزگرايي و نه توزيع قدرت در روسيه، تاكيد ورزيد. پوتين در برنامه خود به مبارزه با فساد مالي جايگاه ويژه‌اي بخشيد و به رفع فقر در جامعه روسي توجه نمود. برنامه‌هاي پوتين براي هواداران تعميق و گسترش دموكراسي در روسيه پيام‌هاي خوشايندي در برنداشت به همين خاطر عليه وي وارد فعاليت‌هاي تبليغاتي شدند. اما او از مردم روسيه خواسته بود براي حركت در مسيري طولاني و دشوار آماده شوند. رهبران غربي: پوتين دوست است، رقيب يا دشمن؟ يكي از مهمترين مشكلات روسيه پوتيني با كشورهاي غربي اين است كه مدل حكمراني رئيس‌جمهور فعلي مورد حمايت كشورهاي مدعي دموكراسي قرار نمي‌گيرد و پوتين و دولتش هر از چند گاهي به نقض حقوق بشر متهم مي‌شوند. مجله آمريكايي "پرادا" كه هر ساله فهرستي از ديكتاتورهاي جهان را معرفي مي‌‏كند، در گزارش سال 2007 ميلادي خود نام "ولاديمير پوتين" رئيس‌‏جمهوري روسيه را نيز به عنوان يكي از ديكتاتورهاي جهان و در رتبه شماره بيستم اين فهرست گنجانده است. اين مجله آمريكايي در گزارش خود يادآور شده كه طبق گزارش مقامات وزارت امورخارجه آمريكا، روسيه 17 مورد از موارد حقوق بشر را در سال 2007 ميلادي نقض كرده و طبق آمارهاي اعلام شده، بيش از دو هزار زنداني طي همين سال در زندان‌‏هاي روسيه جان سپرده‌‏اند. روزنامه‌هاي آمريكايي معتقدند اگر چه دوران رياست‌‏جمهوري پوتين در سال 2008 ميلادي پايان مي‌‏يابد، اما هم‌‏اكنون بسياري از شاخه‌‏هاي اجرايي اين كشور تحت نفوذ پوتين است و تقريباً تمام افراد در سمت‌‏هاي كليدي و اصلي دولت روسيه، توسط پوتين به كار گمارده مي‌‏شوند. به همين خاطر پيش‌بيني مي‌شود وي تصميماتي براي دور سوم رياست جمهوري خود نيز بگيرد. پوتين بيش از آن‌كه به فكر ژست گرفتن‌هاي مختص به رهبران همسايگان اروپايي و رقيب آمريكايي باشد، ترجيه مي‌دهد مدام بر روي استقلال در تصميم‌گيري كشور روسيه در برابر غرب تاكيد كند و در صورتي به رقبا لبخند محبت‌آميز بزند كه اهداف را هم‌جهت ببيند. به همين خاطر، كشورهاي غربي و به خصوص آمريكا كه بعد از تلاش‌هاي چنددهه‌اي براي فروپاشي اتحاد جماهير شوروي اهداف خود در جمهوري فدراسيون روسيه را محقق نمي‌بينند، مي‌كوشند هر از چند گاهي با ابزار مختلف روسيه را با برخوردهاي قهري بازدارند. يكي از اين ابزارها، فشار رسانه‌اي بر رئيس‌جمهور روسيه مبني بر اقتدارگرايي و غيردموكراتيك بودن پوتين است. ابزار دوم استقرار سيستم دفاع موشكي در لهستان و چك مي‌باشد تا به رئيس‌جمهور روسيه تاكيد كنند، روزي نخواهد رسيد كه روسيه بخواهد با تكيه بر توان نظامي خود، برگ برنده‌اي در برابر آمريكا و كشورهاي اروپايي داشته باشد. اين‌طور كه شواهد نشان مي‌دهد، دو ابزار فوق به ميزان زيادي توانسته واكنش خشمانه روسيه را برانگيزاند چرا كه رئيس‌جمهور به خوبي با معنا و ابعاد چنين تهديداتي آشنايي دارد. گزينه هاي مطرح در خصوص آينده سياسي پوتين در روسيه: هم اكنون شش گزينه غالب در مورد آينده سياسي پوتين در روسيه مطرح مي باشد كه عبارتند از: 1 - عده اي معتقدند كه پوتين پس از تثبيت جايگاه حزب اش در مجلس دوما و شوراي فدراسيون روسيه (كه حكم مجلس سنا براي اين كشور را دارد) با اصلاح قوانين موجود و در تداوم حاكميت فعلي اش، جهت دور سوم رياست جمهوري نيز كانديدا خواهد شد. مطابق قانون اساسي روسيه، ولاديمير پوتين تا سال 2012 نمي‌تواند به عنوان رييس‌جمهور روسيه انتخاب شود، چون به مدت دو دوره رييس‌جمهور بوده است. 2 - از ديدگاه برخي صاحبنظران ديگر اين امكان وجود دارد كه پوتين براي تغيير قانون اساسي تلاش‌هايي انجام دهد و در اين راستا با انجام تمهيدات لازم امكان به قدرت رسيدن فردي را فراهم نمايد كه امانت‌داري مناسب براي وي در دوره‌اي باشد كه پوتين قانوناً نمي‌تواند رئيس‌جمهور باشد، براي يك دوره كوتاه مدت( يك تا چهار ساله). و در اين مسير ويكتور زوبكوف، فردي كه مدتي است از سوي پوتين بعنوان نخست وزير انتخاب شده، مي‌تواند گزينه‌اي مناسب براي اين امانت باشد.لذا پوتين با هدف و نيت معيني زوبكوف را براي اين سمت انتخاب نموده است. 3 - قرار گرفتن نام پوتين در صدر ليست انتخاباتي حزب روسيه واحد به اين شايعات نيز در سطح وسيعي دامن زد كه پوتين قصد دارد با اين اقدام در پست نخست وزيري در دوره بعدي به ايفاي نقش بپردازد. و البته اين مرتبه بعنوان رهبر يك حزب، كه اكثريت را در دوما و شوراي فدراسيون در دست خواهد داشت اداره گر امور سياسي در كشورش باشد (همانند الگويي كه رجب طيب اردوغان در تركيه پياده و اقدام نموده است). 4 - ضمن اينكه با ورود پوتين به جرگه نمايندگان حزب حاكم و اكثريت در مجلس دوما، برخي معتقدند كه وي پس از اتمام دوره رياست جمهوري اش با حفظ جايگاه نمايندگي اش در دوما، عهده دار رياست مجلس دوما خواهد شد. 5- گزينه انتخاب پوتين بعنوان رهبر ملي روسيه، در اين زمينه رئيس پارلمان روسيه اظهار داشته كه: ولاديمير پوتين حتي پس از كناره گيري از قدرت پس از انتخابات رياست جمهوري مارس 2008، همچنان رهبر ملي روسيه خواهد بود. بوريس گريزلوف، رئيس پارلمان و حزب حاكم روسيه متحد در مقاله اي در روزنامه روسيسكايا گازتا نوشته كه: بدون توجه به پستي كه ولاديمير پوتين، رئيس جمهور فعلي روسيه در آينده برعهده خواهد گرفت، وي رهبر ملي روسيه باقي خواهد ماند. - از اين گزينه مي توان نتيجه گرفت كه، در حقيقت پوتين با قرار گرفتن در اين سمت جديدالتاسيس (يعني رهبري ملي روسيه) همچنان بعنوان نفر اول در اين كشور مطرح خواهد بود، كه در اين صورت رئيس جمهوري روسيه نيز شخصي خواهد بود كه از ميان معتمدين و افراد نزديك به پوتين محسوب مي گردد، نظير: سرگئي ايوانف، مدودوف، زوبكوف و امثالهم. 6 - گزينه بعدي اينكه، با توجه به اينكه در ساختار حاكميتي روسيه ، مسائل سياسي و اقتصادي با هم پيوند بسيار نزديكي را دارند و بسياري از بازيگران صحنه اقتصاد در روسيه همان بازيگران سياسي هستند، لذا عده اي نيز بر اين باورند كه پوتين پس از دور دوم و فعلي رياست جمهوري اش، رياست تشكيلات عظيم اقتصادي گازپروم را در روسيه (كه در بسياري از معادلات داخلي و خارجي در روسيه مشاركت داشته و يكي از وزنه هاي بسيار مهم سياسي و اقتصادي محسوب مي گردد) در اختيار گرفته و از اين طريق به ايفاي نقش در كرملين خواهد پرداخت. نويسنده: داريوش صفرنژاد منبع: سايت ايراس
  16. تحلیلگران درباره دلایل نزديک شدن روسيه به ايران سه سناريو متحمل را ارایه می کنند. نخستين سناريو احتمالی به اين گزينه متکی است که روسيه خواهان ايرانی قدرتمند به عنوان متحدی است که می خواهد دربرابر آنچه سياستمداران روسی رويکرد يکجانبه گرايانه آمريکا می خوانند، قرار گيرد. سناريو دوم می گويد هيچ حکمرانی در تاريخ سياسی روسيه خواهان ايرانی قدرتمند در کنار مرزهايش نبوده و امروز نيز قادر نيست خود خطر را از ميان بردارد در نتيجه منتظر است تا يک قدرت احتمالی، یعنی آمریکا، اين کار را يرای آنها بدون دردسرانجام دهد. سناريو سوم براین باور تاکید دارد که روسیه می کوشد تا ایران را از یک سو به عنوان یک خطر بالقوه نشان دهد و از این طریق در عرصه بین المللی و به ويژه در رويارويی با آمريکا، امکان چانه زنی خود را بالا ببرد و از سوی دیگر، ایران را در عمل، در موقعیت ضعف قرار داده، امکان گرفتن امیتاز از این کشور را برای خود میسر کند. «آیا روسيه تمايل دارد ايران نابود شود؟» مايکل لدين، يکی از چهره های نئومحافظه کار يا نئوکنسرواتيو و عضو موسسه آمريکن اينترپرايز اينسيتو از کسانی است که به سناریوی دوم معتقد است. او در زمينه روابط روسيه و ايران قرضيه ای را مطرح می کند که براساس آن مسکو تمايل دارد تا تحريم ها عليه ايران به بن بست برسند. مايکل لدين در گفت وگو با راديو فردا می گويد:«اين چيزی که من مطرح می کنم يک فرضيه و گمانه زنی من در اين باره است. من در درون سيستم دولتی روسيه نيستم تا از آن خبر بدهم، بلکه شواهدی را در کنار يکديگر قرار می دهم و از آنها به اين نتيجه ای که می گويم می رسم.» آقای لدين می گويد:«اگر من به جای ولاديمير پوتين بودم، به دليل مشکلات ديرينه روسيه با مسلمانان، چه در افغانستان و چه در چچن و از سوی ديگر تلاش ايران برای گسترش قدرت خود در مناطق تحت تسلط مسکو، تمايل داشتم اين رژيم نابود شود.» به گفته آقای لدين وجود يک ایران مسلمان، جزم اندیش، زیاده خواه، مسلح به موشک های هسته ای و با حکمرانی که خود را منجی بشریت می پندارند، در کنار مرزهای روسيه، آخرين چيزی است که آقای پوتين و يا هر حکمران روسی ممکن است آرزو کند. مايکل لدين تصريح می کند:«اگر من پوتين بودم سعی می کردم که در تحريم ها اخلال ايجاد کنم تا نتيجه ندهند، اگر تحريم ها مثمرثمر شوند، آمريکايی ها به نتيجه دادن تلاش های ديپلماتيک اميدوار می شوند و ديگر به دنبال استفاده از گزينه نظامی نخواهند بود.» آقای لدين می افزايد:«اگر من پوتين بودم، آرزو می کردم که آمريکا به ايران حمله کند.» اين چهره سرشناس نئوکان ها( محافظه کاران جديد) با اشاره به سفر ولاديمير پوتين و سرگئی لاوروف، وزير امورخارجه روسيه به ايران، می گويد:«مقام های روسی به ايران گوشزد خواهند کرد که نگران آمريکا نباشيد، آمريکايی ها اکنون ضعيفند و دچار چند دستگی شده اند و به شما حمله نخواهند کرد.» به باور آقای لدين روسيه خواهد کوشيد تا تنش ميان ايران و روسيه هرچه بيشتر تشديد شود تا آمريکايی به اين نتيجه برسند تنها چاره کار استفاده از گزينه نظامی است. آقای لدين يکی از شواهد خود را در اين زمينه اين گونه بيان می کند:«سيستم موشکی که روسيه به ايران فروخته يکی از شواهدی است که نشان می دهد روسيه تمايل دارد ايران مورد حمله قرار بگيرد.» او می افزايد:«اين سيستم های موشکی کارايی ندارند و در جريان حمله هواپيما های اسراييلی به هر انچه که در سوريه بود نشان داد قادر نيستند که درست عمل کنند و هواپيماهای اسراييلی توانستند با زدن هدف های خود بدون هيچ مشکلی عملياتشان را موفقيت اميز انجام دهند.» به نظر می رسد که می تواند این چنین از اطهارات آقای لدین استنباط کرد که اگر روسیه خواهان صدمه ندیدن این کشورها می بود می بایست سلاح هایی در اختیارشان قرار می داد که بتوانند با آنها از خود دفاع کنند. آقای لدين با اشاره به اين که روسيه خواهان قدرت گرفتن يک ايران جزم اندیش، زیاده خواه و مسلح به سلاح هسته ای نيست ، می گويد:«اگر من پوتين بودم، از آنجا که روسيه قادر نيست خود اين مانع را از ميان ببرد، می کوشيدم يک کشور ديگر که احتمالا امريکا خواهد بود با کمترين هزينه برايم اين مشکل را حل کند.»
  17. Angara آنگارا - بریدن از شوروی سابق در سال 1992 میلادی، زمانی که هنوز پس‌لرزه‌های فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی فرو ننشسته بود، دولت جمهوری روسیه فراخوانی برای طراحی و ساخت نسل جدیدی از پرتابگرهای فضایی منتشر کرد. ویژگی مهم این پرتابگرها طی کردن تمام مراحل ساخت تا پرتاب در داخل خاک روسیه بود. بدین ترتیب وابستگی روسیه در این حوزه به کشورهای تازه استقلال یافته‌ای نظیر قزاقستان (در زمینه پایگاه پرتاب) و اوکراین (در زمینه صنعت و فن‌آوری) به اتمام می‌رسید. در پاسخ به این درخواست، دو مجتمع مشهور و معتبر «خرونیچف» و «اِنرگیا» پیشنهادهای خود را ارائه کردند که در نهایت با پیروزی خرونیچف به توسعه خانواده پرتابگرهای «آنگارا» منجر شد؛ خانواده‌ای که اگرچه امروز پس از گذشت 20 سال هنوز عملیاتی نشده است، اما روسیه مدعی است که می‌تواند جایگزینی قابل اطمینان برای طیف وسیعی از پرتابگرها، بویژه پرتابگر پرکار پروتون باشد. این خانواده، توان حمل محموله‌هایی در محدوده 2000 تا 40500 کیلوگرم را به مدار پایینی دارد که البته در چهار رده و با چهار پیکربندی مختلف عرضه می‌شود. در حال حاضر، بر اساس آخرین پیشبینی‌های خرونیچف زمان اولین پرتاب آنگارا سال 2013 خواهد بود. باید منتظر ماند و دید که این پروژه عظیم بعد از این همه تاخیر بالاخره پرواز خواهد کرد و آیا قادر است موفقیت‌های پدر افسانه‌ای خود، پروتون، را تکرار کند یا خیر؟ تاریخچه و روند توسعه همان‌گونه که اشاره شد، هدف دولت روسیه از مطرح کردن درخواست برای توسعه یک پرتابگر جدید، تضمین دستیابی مطمئن و مستقل به فضا در همه زمان‌ها بود. در پاسخ به این درخواست دو طرح مهم از سوی خرونیچف و انرگیا ارائه شدند. این طرح‌ها شرایط کاملا متفاوتی داشتند. طرح خرونیچف از مخازن سوخت خارجی چندگانه بهره می‌گرفت. این طرح تا حدود زیادی به پرتابگر موفق پروتون شباهت داشت. برای مرحله اول نیز یکی از پیشرفته‌ترین موتورهای توسعه یافته روسی یعنی آردی-170 در نظر گرفته شده بود این موتور سوخت مایع از کروسین و اکسیژن استفاده می‌کرد و از آن در آخرین راکت شوروی یعنی (زنیت) استفاده شده بود. برای مرحله دوم نیز موتور هیدروژن-اکسیژن راکت سنگین وزن انرگیا در نظر گرفته شده بود. از سوی دیگر، پیکربندی پیشنهاد شده توسط انرگیا بر اساس پرتابگر اِنرگیا-اِم بنا شده بود. این طرح با لغو برنامه شوروی برای توسعه شاتل فضایی بوران و پس از آن، لغو برنامه پرتاب محموله‌های سنگین به مدار زمین‌آهنگ، مطرح شده بود. زمانی که مجتمع انرگیا، طرح آنگارا-2 را پیشنهاد داد، انرگیا-ام هنوز در دست توسعه بود. این پرتابگر، از دو بوستر در طرفین مرحله اول راکت استفاده می‌کرد. این بوسترها از موتور آردی-170 بهره می‌گرفتند و در مرحله اول نیز از یک موتور آردی-120 استفاده می‌شد. این پرتابگر برای حمل محموله‌هایی تا 35 تن به مدار پایینی طراحی شده بود. همچنین با افزودن مراحل بالاتر به این پرتابگر، امکان حمل محموله‌هایی به وزن 3 تا 7 تن به مدار زمین‌آهنگ نیز ایجاد می‌شد. درواقع این پرتابگر از ساختاری پودمانی (ماژولار) بهره می‌گرفت که با اضافه کردن تعداد مشخصی بوستر امکان دسترسی به مجموعه متنوعی از پرتابگر‌ها را مهیا می‌کرد. رقابت بین دو طرح فوق در تمام سال 1993 و بخشی از سال 1994 ادامه داشت. تا اینکه در سپتامبر سال 1994، وزارت دفاع و سازمان فضایی روسیه، خرونیچف را به عنوان پیمانکار اصلی طرح انتخاب کردند. دلیل رسمی که برای این انتخاب اعلام شد، این بود که طرح خرونیچف از موتور موجود زنیت استفاده می‌کرد، در حالی که طرح انرگیا مستلزم «نصف» کردن موتور مذکور بود، به گونه‌ای که چهار محفظه احتراق موتور زنیت به دو محفظه احتراق تبدیل می‌شد. اما آنچه «امروز» از سوی خرونیچف به عنوان طرح آنگارا مطرح می‌شود، شباهت بیشتری به ساختار طرح اِنرگیا دارد. جالب آنکه در نهایت خرونیچف نیز مجبور به کاهش تعداد محفظه‌های احتراق موتور زنیت تا یک محفظه شد! چند سال بعد، انرگوماش (کارخانه سازنده موتور زنیت) اقدام به توسعه نمونه‌ای از این موتور برای استفاده در پرتابگر اطلس آمریکایی نمود. یعنی اگر انرگیا در این رقابت پیروز شده بود، می توانست موتور مورد نظر خود را بدون هیچ مشکل فنی و حتی با سرمایه‌ای آمریکایی در اختیار داشته باشد! به هر حال، خرونیچف نیز بخشی از سرمایه مورد نیاز خود را (حدود 68 میلیون دلار) از طریق لاکهیدمارتین تهیه کرد و البته با عرضه موتور (خود موتور نه فناوری آن) به کره جنوبی توانست سرمایه خوبی برای ادامه پروژه بدست آورد. سرانجام با گذشت پنج سال از امضای قرارداد ، خرونیچف یک نمونه غیر عملیاتی (ماک‌آپ) از طرح خود را در سال 1999 در نمایشگاه دوسالانه هوافضای لبورژه پاریس به نمایش گذاشت و دو سال بعد نیز اولین آزمایش بر روی موتور آردی-191 آنگارا به انجام رسید. در آن زمان، هنوز پیش‌بینی می‌شد که امکان پرتاب آزمایشی آنگارا تا سال 2005 وجود داشته باشد. اما این پرتاب در موعد مقرر با انجام نرسید و در سال 2006 اعلام شد که اولین پرتاب آنگارا در سال‌های 2010 یا 2011 خواهد بود. در آن سال هنوز آزمایش‌های موتور، تجهیز سکوی پرتاب و دیگر مسائل فنی آنگارا به سرانجام مشخصی نرسیده بود. سال 2009، برای اولین‌بار موتور بوستر مرحله اول آنگارا مورد آزمایش قرار گرفت. این موتور در اواخر همان سال پرتابگر کره‌ای نارو-1 را در اولین ماموریت خود همراهی کرد. اگرچه این ماموریت با موفقیت به انجام نرسید، اما موتور مرحله اول وظایف خود را به خوبی به انجام رساند. چند ماه بعد، موتور مرحله دوم نیز مورد آزمایش قرار گرفت. در ژوئن سال 2010، پرتابگر دوم کره‌ای ها، در ثانیه 136 پرتاب از کنترل خارج شد و به علت از دست رفتن ارتباط دورسنجی هنوز هم مشخص نیست که علت سانحه، موتور روسی بوده است یا خیر. برخی معتقدند علت تاخیر طولانی به وجود آمده در پرتاب آنگارا همین موضوع بوده است. به هر حال در ابتدای سال 2010، مدیر عامل خرونیچف وعده انجام اولین پرواز آنگارا در سال 2013 میلادی را داده بود، وعده‌ای که هنوز در خصوص امکان‌پذیری آن قضاوتی نمی‌توان کرد. ویژگی‌های فنی و عملیاتی بر اساس آخرین طرح‌های اعلام شده، خانواده آنگارا متشکل از چهار رده از پرتابگرها در رده‌های وزنی مختلف است. سبک‌ترین اعضای این خانواده، یعنی آنگارا-1/1 و آنگارا-1/2 قرار است جایگزین پرتابگر‌های کازموس-3اِم، سایکلون و روکوت شوند. آنگارا-1/2 می‌تواند محموله‌ای تا وزن 3/7 تن را به مدار پایینی حمل کند. در حالی که دیگر عضو این خانواده با نام آنگارا-3 قادر است تا 14/6 تن محموله را به همان مدار حمل نماید. این پرتابگر برای جایگزینی پرتابگر اوکراینی زنیت در نظر گرفته شده است. پیشبینی می‌شود پر تقاضاترین عضو این خانواده آنگارا-5 باشد که قادر است محموله‌هایی تا 24/5 تن را نیز حمل کند. این گونه جایگزین پرتابگر پرکار پروتون خواهد شد. علاوه بر همه این‌ها، خرونیچف یک گونه فوق سنگین از این خانواده را نیز در دست توسعه دارد که در نهایت قادر خواهد بود محموله‌هایی به وزن 45 یا 75 تن را به مدار پایینی و یا 9 تن را به مدار زمین‌آهنگ حمل نماید. این گونه هیچ معادلی در ناوگان فعلی روسیه ندارد و به همین دلیل دولت روسیه در روند توسعه آن سرمایه‌گذاری نکرده است. ویژگی مهم این خانواده، استفاده همه آنها از پودمان (ماژول) مشترکی با نام «پودمان راکتی سراسری» است که در مرحله اول این پرتابگرها استفاده می‌شود. به فراخور پیکربندی ممکن است یک، سه، پنج یا هفت پودمان در مرحله اول استفاده شود. به این‌ترتیب در آنگارا از بوسترهای سوخت جامد استفاده نمی‌شود. پودمان یو‌آر‌اِم از یک مخزن اکسید کننده، یک مخزن سوخت و یک محفظه موتور تشکیل شده است. هر پودمان محتوی یک موتور آردی-191 (با یک محفظه احتراق) است که این موتور از اکسیژن مایع و آرپی-1 برای تولید نیروی رانش استفاده می‌کند. موتور آردی-191 بر مبنای موتور آردی-170 پرتابگر‌های انرگیا و زنیت طراحی شده، با این تفاوت که چهار محفظه احتراق آردی-170 به یک محفظه کاهش داده شده است. استفاده از پودمان مشترک در خانواده آنگارا، نقش قابل توجهی در کاهش هزینه‌های تولید، عملیات، حمل و نقل و توسعه زیرساخت‌های پرتاب داشته است. ایده مشابهی در پرتابگرهای آمریکایی دلتا-4 و اطلس-5 نیز مورد استفاده قرار گرفته است. آردی-191 آردی-0124 مرحله دوم اعضای خانواده آنگارا تا حدود زیادی با یکدیگر متفاوتند. در مرحله دوم آنگارا-1/1، پودمان بریز-کِی‌اِم مورد استفاده قرازر خواهد گرفت. بریز-کِی‌اِم همان سامانه جدیدی است که بر روی پرتابگرهای روکوت نیز نصب شده و در عملیات به کار رفته است. این پودمان توسط خرونیچف تولید شده و اولین پرواز آزمایشی خود را در سال 2000 به پایان رسانده است. بریز-کِی‌ِام با ابعاد کوچک سامانه‌های خود، فضای قابل ملاحظه‌ای را در اختیار محموله قرار داده و علاوه بر آن، امکان حمل ماهواره‌ها در ترکیبات و پیکربندی‌های مختلف را نیز فراهم می‌سازد. مرحله دوم آنگارا-1/2 یا همان بلوک-1، از یک موتور آردی-124-اِی ساخت خیماوتوماتیکا بهره می‌گیرد. این موتور که از پیشرانه اکسیژن مایع و کروسین استفاده می‌کند، قادر است 294/3 کیلونیوتن نیروی رانش با ضربه ویژه 359 ثانیه ایجاد کند. این موتور 1/58 متر طول و 2/4 متر قطر داشته و وزن خشکی معادل 480 کیلوگرم دارد. مراحل اول و دوم به طور کلی با سوخت‌های مایع متعارف و سنتی کار می‌کنند. اما برای مراحل بالاتر که در آنگارا-5 و آنگارا-7 استفاده خواهند شد، خرونیچف متعهد به استفاده از موتورهای پیشرانه کرایوژنیک شده است. برای دستیابی به این هدف خرونیچف در سال 2009 پروژه‌ای را با هدف توسعه یک موتور کرایوژنیک پیشرفته آغاز نمود که این روزها مراحل نهایی خود را طی می‌کند. محصول این پروژه موتور آردی 146-دی است که علاوه بر آنگارا قرار بود در برنامه متوقف شده پرتابگر سرنشین‌دار نسل آتی روسیه به نام روس‌-اِم نیز به کار گرفته شود. منظور از موتورهای کرایوژنیک، موتورهایی است که از سوخت و اکسیدکننده‌های بسیار دما پایین مانند اکسیژن و هیدروژن استفاده می‌کنند. به دلیل استفده از هیدروژن که سبک‌ترین عنصر طبیعت است، این موتورها از کارایی بسیار بالایی برخوردارند. با این وجود به دلیل ناپایداری و فرار بودن هیدروژن خطراتی که این سوخت ایجاد می‌کند و همچنین مشکلات کار کردن موتور در دماهای بسیار پایین، تولید موتورهای کرایوژنیک نیازمند فناوری بسیار پیشرفته‌ای است. روس‌ها یک‌بار در دهه 60 میلادی و در زمان مسابقه دستیابی به ماه، تلاش کردند تا چنین موتوری را عملیاتی کنند. اما در آن زمان به دلیل لغو برنامه توسط دولت، طرح پیشنهادی توسط دفتر طراحی «الکسی عیسایف» ناکام ماند. این دفتر طراحی بعدها «کِی‌بی‌کِی‌اِچ‌آ» نامیده شد و باز هم تلاش کرد تا موتورهای مشابهی را توسعه بدهد. تلاش بعدی در دهه 1970 و طی روند توسعه موتور آردی-120 صورت گرفت که بنا بود در پرتابگر غولپیکر انرگیا مورد استفاده قرار گیرد. این موتور قادر به تولید 200 تن نیروی رانش بود. یک خوشه چهارتایی از این موتورها در سال‌های 1987 و 1988 به صورت عملیاتی بر روی راکت انرگیا آزمایش شدند. اما این برنامه نیز به دلیل مشکلات اقتصادی پیش‌آمده در پی فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی لغو شد. در عوض، روس‌ها تلاش کردند با عقد قراردادی با هند، موتور آردی-56 را برای پرتابگر جی‌اس‌ال‌وی توسعه دهند. اما این تلاش نیز با وجود یک آزمایش موفق، به دلیل فشارهای سیاسی آمریکا متوقف ماند و هندی‌ها به صورت مستقل پروژه خود را دنبال می‌کنند. در سال 1988 نیز مجتمع انرگیا برای شاتل بوران خود، سفارش یک موتور کرایوژنیک پیشرفته را به کِی‌بی‌کِی‌اِچ‌آ داد، اما با لغو پروژه بوران، توسعه این موتور نیز ناتمام ماند. موتور یاد شده، توان کنترل رانش در دو صفحه مختلف را داشته و اولین موتور روسی بدون مولد گاز است. در این موتور برای اولین بار از دو توربوپمپ مجزا برای سوخت و اکسیدکننده استفاده می‌شود که منجر به بهبود کارایی موتور شده است. توربوپمپ سوخت با سرعت گردش 123000 دور در دقیقه در نوع خود یک رکورد است. این سرعت بالا به کاهش ابعاد و جرم موتور کمک قابل‌ملاحظه‌ای کرده است. نکته جالب دیگر در این موتور، استفاده از مواد مرکب کربن-کربن مقاوم در برابر حرارت در شیپوره (نازل) آن است. اگرچه در بقیه قسمت‌های موتور بیشتر از آلیاژهای تیتانیوم و آلومینیوم استفاده شده است. در حال حاضر، این موتور ساخته شده و تقریبا تمامی قطعات آن آزمایش‌های خود را پشت‌سر گذاشته‌اند. در نوامبر سال 2011 نیز یک آزمایش کامل با طول مدت بالا (حدود 300 ثانیه) بر روی موتور با موفقیت به انجام رسید.   پایگاه پرتاب همان‌گونه که اشاره شد یکی از اهداف اصلی از توسعه آنگارا، استقلال روسیه در پرتاب‌های فضایی بوده است. به همین دلیل، پرتاب خانواده آنگارا (به جز راکت غول‌پیکر آنگارا-7) از مجتمع فضایی پلستسک که در خاک روسیه واقع شده انجام می‌گیرد. البته مجموعه در حال توسعه ووستوچنی نیز بدین منظور در نظر گرفته شده است. همچنین، پرتاب‌های تجاری آنگارا-5، از پایگاه فضایی بایکانور در قزاقستان نیز قابل انجام خواهد بود. پایگاه پرتاب در نظر گرفته شده در پلستسک، در واقع همان پایگاه پرتابی است که برای موشک زنیت طراحی شده بود. ساخت این پایگاه در نیمه دهه 1990 متوقف و ایده انتقال زنیت به آن منتفی شد. در حال حاضر نیز مشکلات بودجه ای و مالی در مسیر توسعه پایگاه پرتاب، یکی از دلایل تاخیر آنگارا اعلام شده است. نارو-1   پروژه‌های جنبی یکی از نکات جالب در مورد آنگارا، استفاده از اجزا و فناوری‌های آن در پروژه‌های مختلف است که برخی از آنها از پروژه آنگارا جلوتر نیز حرکت کرده‌اند. از جمله این پروژه‌ها می‌توان به پرتابگر نارو-1 کره‌جنوبی اشاره کرد که از موتور مرحله اول آنگارا استفاده می‌کند. همچنین، در پروژه جی‌‌اس‌ال‌وی هندودستان نیز از فناوری‌های توسعه یافته برای موتور کرایوژنیک آنگارا استفاده شده است. اما جالب‌تر از همه این پروژه‌ها، طرح توسعه یک پرتابگر قابل برگشت به زمین به نام بایکال است. در این پروژه که به صورت مشترک توسط خرونیچف و سالیوت (توسعه دهنده شاتل بوران) به انجام می‌رسد، از پودمان مشترک آنگارا (یو‌آر‌اِم) در مرحله اول استفاده شده است.این بال‌ها بعد از جدایش مرحله دوم موشک در ارتفاع 75 کیلومتری، باز شده و پرتابگر را به زمین باز می‌گردانند. در این پرتابگر یک موتور جت نیز در دماغه راکت تعبیه شده تا به فرود کمک کند. سوخت این موتور جت از کروسین داخل مخازن سوخت راکت تامین خواهد شد. از بایکال تا سال 2010 نمونه‌های غیر عملیاتی مختلفی ساخته شد که در مجتمع ساگی آزمایش‌های تونل باد خود را در محدوده سرعت‌های 0/5 تا 10 ماخ به انجام رساندند. این پروژه، سرمایه‌گذار دولتی نداشته و خرونیچف به دنبال سرمایه‌گذار و شریک مناسبی برای آن می‌گردد. در حال حاضر، با وجود عدم دسترسی به سرمایه‌گذار مناسب، خرونیچف همچنان امکان توسعه این نمونه را حفظ کرده است. در مجموع به نظر می‌رسد آنگارا به گونه‌ای طراحی شده است که انعطاف‌پذیری فراوانی به محصول نهایی می‌دهد. این مزیت به همراه فناوری‌های پیشرفته به کار رفته در آنگارا و سابقه درخشان روس‌ها در عرصه فضا، آینده درخشانی را برای آنگارا نوید می‌دهد؛ البته به شرط اینکه مشکلات مالی و سرمایه‌گذاری پروژه حل شده و بازاریابی مناسب برای این پرتابگر عصر آینده صورت پذیرد. گردآوری و تالیف: علیرضا کاظمی ماهنامه صنایع هوافضا - شماره 74/75 - فروردین و اردیبهشت 91 -صفحات 14 الی 19           [hr]لازم به ذکر است که مدل آنگارا-1.1 که به لحاظ محموله قابل حمل، ضعیف‌ترین عضو این مجموعه نیز محسوب می‌شود، منتفی اعلام شده است. http://www.space.com...ara-rocket.html
  18. ****************************************************************************************************************** [align=center]Kamov Ka-52 Hokum-B[/align] [align=center] [/align] [align=center][/align] [align=center]هيليكوپتر كاموف يا تمساح (نامي كه ناتو براي آن در نظر گرفته است) گونه دوسرنشينه کا-50 ميباشد. اين هليكوپتره تهاجمي چند منظوره قادر است در تمامي شرايط جوي به ماموريت خود ادامه داده و آن را يه پايان برساند. توانايي انجام عمليات هاي تهاجمي در روز و شب با استفاده از تجهيزات موجود براي اين پرنده به خوبي در نظر گرفته شده است. نقطه آغاز اين پروژه در سال 1994 بود و اولين پروازش هم مربوط به سال 1997 مي باشد.يه دليل مشكلات مالي كه تقريبا هميشه گريبان روسيه را ميفشارد تا سال 2012 تنها 30 فروند از اين پرنده تحويل داده شده است كه البته براي صادرات و مشتريان خارجي ميباشد.[/align] [align=center][/align] [align=center]با توجه به تفاوت دماغه كا-52 با كا-50 و همچنين دوسرنشينه بودن اين مدل به راحتي ميتوان تفاوت ميان اين دو مدل را حس كرد.صندلي هاي كنار هم باعث شده كه كارشناسان نظامي به اين پرنده جهت آموزش نيروها علاقمند شوند.با توجه به اينكه هر دو خلبان توانايي كنترل كامل پرنده را دارا ميباشند انجام ماموريت هاي نظامي در آن با خيال راحت تري انجام خواهد شد.نكته جالب اينجاست كه اين مدل 85٪ تجهيزات و سازه خود را ميتواند با مدل 50 تعويض كند كه از جهت مالي بسيار به صرفه است البته براي كشورهايي كه گونه 50 را هم در اختيار دارند.[/align] [align=center][/align] ا[align=center]ين پرنده از موتوره قدرتمند TV3-117VMA توربوشفت(توربين گاز براى دادن قدرت به شفت) استفاده ميكند. قابليت مانور اين پرنده به دليل استفاده از فناوري contra-rotating (دو يا چند ملخ يا شفت که درخلاف جهت هم روى محور مشترکى ميچرخند و بدين ترتيب مانع اثر نيروهاى پيچشى ميشوند)فوق العاده مي باشد.اين فناوري هليكوپتر كا-52 را در زمره مانورپذير ترين هليكوپتر هاي دنيا قرار داده است.بدنه اين پرنده قادر است در مقابله گلوله هاي كاليبر 23 ميليمتري مقاومت كند .همچنين اين پرنده ميتواند در صورتي كه در درگيري يكي از موتورهايش از كار افتاد با تنها موتوره باقيمانده به صورت دائم پرواز كند.[/align] [align=center][/align] [align=center]توانايي هاي اين تمساح روسي به همين جا ختم نشده و بايد به اين نكته توجه كنيم كه اين پرنده براي نبردهاي امروزي هم حرفهاي زيادي براي گفتن دارد.سيستم مديريت ميدان نبرد يكي ديگر از توانايي هاي اين پرنده مي باشد.اين سيستم ميتواند داده ها را در ميدان نبرد با ديگر 52 ها با گونه هاي ديگري از هليكوپترها مبادله كند همچنين انجام مبادلات اطلاعاتي با شخص ثالث هم براي اين سيستم فراهم شده است.همچنين اين پرنده ميتواند به عنوان پست فرماندهي هدفها را رهگيري كرده و با دادن موقعيت آنها به بقيه پرنده ها مقدمات حمله را فراهم كند.[/align] [align=center][/align] [align=center]در مورده تسليحات بايد گفت اين پرنده چيزي از گونه 50 كم ندارد.يك توپ هوايي 30 ميليمتري و شش محل خارجي براي نصب تجهيزات كه شامل موشك ضده تانك Vikhr, Vikhr-M و موشك هوا به هواي Igla-V و همچنين محل راكت پاد ها مي باشد.براي ماموريت هاي ضده تانك اين پرنده ميتواند 12 عدد موشك Vikhr را با خود حمل كند.اين موشك توانايي نفوذ در عمق 950 ميليمتري زره را داراست و بردي معادل 8 كيلومتر دارد.[/align] [align=center]9K121 Vikhr[/align] [align=center][/align] [align=center]Igla-V air-to-air[/align][align=center][/align] تهيه و ترجمه:OPS منتظره نظره دوستان هستيم....
  19. سلام خدمت دوستان میلیتاری ! با توجه به اینکه سامانه باک توسط آقا سینا معرفی شده ولی من مطلبی در مورد محافظ رادارهای سیستم باک چیزی ندیدم تصمیم گرفتم که نحوه محافظت سیستم باک توسط روسیه رو برای دوستان شرح بدم . سعی می کنم خلاصه و مفید بنویسم . همیشه سامانه های راداری فعال در معرض هدف قرار گرفتن موشک های ضد راداری نظیر KH-58 و AGM-88 HARM قرار داشته اند ، بدین منظور شرکت Almaz-Antey روسیه به این فکر افتاد تا برای حفاظت از سیستم های راداری سامانه های پدافند هوایی خود نظیر BUK سامانه ای را طراحی کند تا قابلیت انهدام موشک های ضد رادار را درست در لحظه ی قبل از برخورد دارا باشد . بدین منظور این شرکت سامانه ی Gazetchik را طراحی کرد . این سیستم متشکل از 4 قسمت اصلی می باشد . قسمت اول یک آشکار ساز مستقل از رادار می باشد که وظیفه کشف موشک های ARM را دارد. قسمت دوم دیکوی های فرکانس رادیویی فعال هستند . قسمت سوم قسمت نیز بخش اقدامات پسیو سامانه به وسیله ی chaff ها و aerosols است .(معمولا 3-4 عدد پرتابگر وجود دارد که تا زاویه 90 درجه از جلو و با دید 360 درجه چف ها قابل پرتاب هستند) آخرین قسمت این سامانه هم قسمت ارتباطی با رادارهای محفاظت شده و یا مرکز فرماندهی می باشد . نحوه ی کار: زمانی که یک ARM به رادار نزدیک میشود ، آشکارساز سامانه شروع به هشدار دادن به مرکز کنترل می کند . سپس مرکز فرماندهی دیکوی های راداری را برای منحرف سازی موشک ایجاد می کند و درست چند ثانیه قبل از برخورد موشک به رادار chaff ها و aerosols از طریق محفظه های به سمت موشک شلیک میشوند و درست روبروی موشک منفجر میشوند و باعث انحراف موشک به پایین میشوند و اینگونه رادارها جان سالم به در می برند ، البته اگر حتی 1-2 ثانیه چف ها دیر شلیک شوند امکان نابودی خود سامانه ضد ARM نیز وجود دارد چون در فاصله بسیار نزدیک به سامانه قرار می گیرند . این هم چند عکس از نحوه ی نابودی ARM . (داخل کلیپ این موشک از یک عدد اف 22 شلیک میشود و بعد از اینکه موشک نابود می شود سامانه باک 8 عدد موشک به سمت اف 22 ها شلیک می کنند و هر 3 آن ها رو به درک واصل می کند ) روی تصویر کلیک کنید تا با بزرنگمایی بیشتری نحوه مقابله رو ببینید... فقط برای میلیتاری ترجمه : hamedof استفاده از مطلب با ذکر نام مترجم و سایت میلیتاری بلامانع است منابع: http://militaryforce...n-6-98-669.html http://pvo.guns.ru/rtv/gazetchik.htm http://articles.jane...Federation.html ************************* با تشکر از شما.منتقل شد. OPS
  20. نگاهی اجمالی بر انواع موشک های سام قسمت 1 سام2{گاید لاین} اس-۷۵ دوینا (С-75) که با نام ناتو سام-۲ (SA-2 Guideline) نیز شناخته می‌شود، یک سیستم موشکی سطح به هوا برای پدافند هوایی ارتفاع بالای ساخت شوروی است. این سامانه در سال ۱۹۵۷ وارد ارتش شوروی شد و از آن زمان تاکنون بیش از هر سیستم دفاع موشکی دیگری در نقاط مختلف دنیا مستقر شده‌است. سام-۲ نخستین موشک سطح‌به‌هوای تاریخ است که موفق به انهدام یک هواپیمای دشمن شده‌است. این واقعه در اکتبر ۱۹۵۹ با شلیک سه موشک وی-۷۵۰ به سوی یک هواپیمای آربی-۵۷ دی کانبرای ارتش تایوان در ارتفاع ۲۰ کیلومتری صورت گرفت. در آن زمان مقامات چینی برای سری نگهداشتن این موشک آن را به جنگنده‌های خود نسبت دادند. یک سال بعد این موشک با سرنگونی یک فروند هواپیمای شناسایی آمریکایی یو-2 بر فراز شوروی به شهرت رسید. در سال ۱۹۶۲ نیز استقرار این سیستم موشکی در کوبا به آغاز بحران موشکی کوبا انجامید که دنیا را در آستانه یک جنگ اتمی قرار داد. نیروهای ویتنام شمالی در ویتنام شمالی از آتش‌بارهای سام-۲ به طور گسترده برای دفاع از هانوی و هایفونگ استفاده کردند. این موشک در چین نیز با نام‌های اچ‌کیو-۱ و اچ‌کیو-۲ تولید شده و کشورهای دیگری نیز به تولید انواع مختلف آن مبادرت کرده‌اند. این سیستم موشکی در اصل برای مقابله با بمب افکن های دوربرد آمریکا مانند بی-47 وبی-52 طراحی شده بود و در ارتش شوروی جایگزین توپ خانه های ضد هوایی دوربرد مانند کا اس-۱۹ ۱۰۰ میلی‌متری و کا اس-۳۰ ۱۳۰ میلی‌متری شد. از دهه ۱۹۸۰ در شوروی این سیستم به تدریج با سامانه موشکی اس-300 (سام-۱۰ و سام-۱۲) جایگزین شد اما هنوز تعدادی از این موشک‌ها و مدل چینی ارتقاء یافته آن با نام اچ‌کیو-۲ در کشورهای دیگر مورد استفاده است. سام3 {پاچورا} این سامانه یک سامانه کوتاه برد هست که برای مقابله با اهداف با سطح پروازی زیر 20 متر و باسرعت حدودا 2 ماخ طراحی شده قدرت مانور این سامانه 2 برابر از سام -2 بیشتر است ... حدود 14 جی , سامانه سام 3 دارای فیوز مجاورتی دقیق تا ارتفاع 20 متر است, همچنین موشکی که از سامانه سام 3شلیک میشود 4 متر کوچک تر از موشک سامانه سام 2 است. سامانه سام 3 یکی از پر کاربرد ترین سامانه های دفاع هوایی بوده, در دهه 80 تا 90 بیشترین مورد استفاده رو داشت! طراحی این سامانه در سال 1960 شروع و در تاریخ 1974 پایان یافت . نحوه قرار گیری سامانه سام 3 به صورت ستاره ایی است . در مرکز رادار پیش اخطار پی 15 صورت تخت قرار دارد و کنار آن رادار رهگیر SNR 125 low below engagement و در هر سمت جغرافیایی یک لانچر ثابت 4تایی وجود دارد. یعنی در سمت شمال یک چهارتایی و در سمت شرق یک چهارتایی و در سمت غرب یک چهارتایی و در جنوب هم یک چهارتایی دیگر که سامانه ایی 4 لانچر با 4 موشک را تشکیل میدهد که جمعا میشود 16 موشک است. سام4 {کروگ} سامانه 2K11-krug با نام ناتو سام 4 این سامانه در دهه 60 تا 70 میلادی طراحی شد. از دهه 80 در کشور های عضو شوروی سابق کار گذاشته شد هدف از ساخت این سامانه انهدام موشک های زد رادار همانند standard arm , harm و همچنین موشک های بالستیک بوده است . مکانیزم تشخیص و هدف گیری این سامانه بسیار پیشرفته تر از سامانه های سام 2 و سام 3 و سام 5 است دلیل ناشناخته موندن این سامانه ندادن این سرویس به کشور های دیگر بود. اخرین سرویس این سامانه در کشور مجارستان تا سال 2000فعال بود که بعد از روی کار امدن سامانه های جدید این سامانه تعطیل شد این سامانه از 2 رادار تشکیل شده است. سام5{گامون} اس-200سامانه ای است که در طی جنگ سرد خوش درخشید و بدون شک اس-200عاملی بازدارنده در برابر بمب افکن ها و هواپیما های آواکس دشمن،خواهد بود.این سامانه بعد ها در اختیار الجزایر،هند،ترکمنستان،اوکراین،ازبکستان،سوریه،قزاقستان،کره شمالی و کشور عزیزمان ایرن قرار گرفت.کارشناسان نظامی ایران توانسته اند این سامانه را طوری بروز رسانی کنند که طراحان روسی متعجب شوند. تاریخچه سامانه اس-200 که ناتو آن را با نام سام5(SAM-5)می شناسد،یک موشک سطح به هوای برد بلند و متوسط است که در دهه60میلادی به منظور محافظت از محدوده وسیعی در برابر حملات هوپیما های بمب افکن یا هواپیماهای استراتژیک دیگر ساخته شده است.هر گردان نظامی شش سکوی پرتاب از این موشک همراه با یک رادار کنترل آتش را دارا است و جالب است بدانید که طول این موشک غول پیکر تقریبا به11متر برابر با 35فوت می رسد،سامانه کنترل آتش این موشک نیز قابلیت لینک شدن به رادار های دور بردتر را نیز دارد. سوخت؛هر موشک از قدرت چهار راکت کوچک که حاوی سوخت جامد هستند و متصل به خود موشک هستند بهره می برد.3الی5ثانیه پس از شلیک موشک،چهار راکت فرعی متصل به موشک پس از سوختن مواد درونشان از موشک اصلی جدا شده و سپس موتور تکمیلی موشک که 67D5نام دارد،به مدت51الی150ثانیه فعال می شود.این موتور از نوعی سوخت مایع به نام 02-TGاستفاده می کند که از فرمول شیمیایی خاصی ساخته شده است.این سوخت ترکیبی از گاز نیتریک اسید است که با نیتروژن اکسید و فسفرید اسید و هیدروکلرید اسید غنی شده است. سام6 {گینفول} پروژه ساخت این موشک در دهه ۱۹۵۰ آغاز شد. اولین تست آن در سال ۱۹۶۱ انجام گرفت که مشکلاتی از جمله نقص موتور آن آزمایش را ناموفق کرد. ولی سرانجام پس از رفع نواقص در سال ۱۹۶۶ با موفقیت آزمایش شده و سپس به تولید انبوه رسید. در سال ۱۹۷۷ هم نوع ارتقا یافته این موشک با موفقیت آزمایش شد که تواناییهای بیشتری نسبت به نوع قبلی دارا بود. در ضمن نوع مخصوص نیروی دریایی این موشک با کد سام-ان-۳ شناخته می شود. به هر حال این موشک هم اکنون نیز جزو خطرناکترین سیستمهای پدافند ضد هوایی محسوب می شود که در صورت استفاده صحیح دقت آن تقریبا ۸۰ – ۹۵ ٪ است. لازم به ذکر است که در جنگ ۱۹۷۳ بین اعراب و اسراییل ، مصر با استفاده تقریبا حرفه ای از این موشک ۶۴ فروند جنگنده اسراییل را تنها با شلیک ۹۵ موشک سرنگون ساخت! سام20 اس-۳۰۰ (به:روسی С-300) یک سامانه موشکی سطح‌به‌هوای دوربرد و خودکششی با قابلیت استفاده در تمامی ارتفاع‌هاست و در واقع نوع تکمیلی سامانه پدافندی ارتفاع بالای اس-200 به شمار می‌رود که در اواخر دهه ۱۹۷۰ توسط شرکت همکاری‌های صنعتی آلماز برای نیروی دفاع هوایی شوروی ساخته شد. مدل‌های مختلف این موشک در سازمان ناتو با نام‌های سام ۱۰، سام ۱۲ و سام ۲۰ شناخته می‌شوند. اولین مدل این موشک با نام اس-۳۰۰ پی برای نخستین بار در سال ۱۹۷۹ در شوروی عملیاتی شد، هرچند تکامل آن از سال ۱۹۶۹ به منظور ساخت موشک سطح به هوایی با برد ۷۵ کیلومتر که هم در نیروی زمینی و هم در نیروی دریایی استفاده شود، آغاز شده بود. این موشک در ابتدا برای رهگیری هواپیماها و موشک های کروز ساخته شده و بعدها توانایی رهگیری موشک های بالستیک نیز به آن افزوده شد. اس-۳۰۰ پی‌ام‌یو (S-300PMU) یکی از مرگبارترین موشک های زمین به هوای قابل استفاده در تمامی ارتفاع‌ها به شمار می‌رود که توانایی پیگیری همزمان ۱۰۰ هدف و درگیری با ۱۲ هدف را دارد. زمان آماده‌سازی آن حدود ۵ دقیقه است و موشک های آن از نوع انبارشونده است که مانند مهمات معمولی نیاز به هیچگونه نگهداری در مدت عمر مفید خود ندارند. اس-۳۰۰ شباهت زیادی با سامانه پدافندی آمریکایی ام ای ام- 104 پاتریوت دارد. مدل‌های پیشرفته‌تر اس-۳۰۰ توانایی اجرای تاکتیک «بزن دررو» را دارند که بقاپذیری آن‌ها را در شرایط جنگی افزایش می‌دهد و در شرایط ویژه می‌توانند به عنوان یک سلاح تهاجمی عمل کنند؛ برای مثال موشک‌های اس-۳۰۰ چینی مستقر در تنگه تایوان توانایی حمله به فضای هوایی تایوان را دارند و تهدیدی برای تمامی هواپیماهای آمریکایی به شمار می‌روند که ممکن است در درگیری احتمالی به کمک این کشور بیایند؛ به جز هواپیماهای فوق‌العاده رادارگریز بی-2 و جنگنده اف-22 راپتور . به همین جهت پیش‌بینی می‌شود که مأموریت حمله وسیع به سیستم‌های اس-۳۰۰ به جنگنده‌های اف-۲۲ واگذار شود. اس-400 با نام ناتو سام-۲۰ سیستم موشکی تکامل‌یافته اس-۳۰۰ است که در سال ۱۹۹۹ معرفی و از سال ۲۰۰۶ وارد فعالیت در ارتش روسیه شده‌است. سام-21 سامانه زمین به هوای اس-۴۰۰ "پیروزی" - (Triumf) ( روسی : C-400 «Триумф») نسل جدید سیستم پدافند هوایی روسیه است که توسط "مرکز طراحی روسیه" (Almaz Central Design) طراحی شده و به عنوان یک بهبود از خانواده پدافند هوایی اس-300 بشمار میرود. اس - ۴۰۰ در نام گذاری ناتو با نام اس آ-۲۱ (SA-21) شناخته میشود، این سیستم قبلاً با نام اس-۳۰۰ پ م او-۳ (S-300PMU-3) شناخته می‌شد.این سامانه زمین به هوا قابلیت‌های سیستم‌های دیگر از سری اس-300 را به چالش میکشد و برد آن حداقل دو بار بیشتر از برد ام ای ام-104 پاتریوت (MIM-104 Patriot) است. به گفته منابع روسی و دیگر کشورها ، اس-۴۰۰ قادر به تشخیص ۱۰۰ هدف به طور همزمان و درگیر شدن با ۱۲ هدف به طور همزمان از محدودهٔ ۴۰۰ کیلومتری است، این هدفها میتوانند از جمله هواپیما، موشک‌های کروز و موشک‌های بالستیک باشند . اس-۴۰۰ با داشتن قابلیت ۳ موشک مختلف، بسیار دوربرد ۴۰ان۶ (40N6)، دوربرد ۴۸ان۶ (48N6)، و موشک های با برد متوسط ۹ام۹۶ (9M96) قادر به پوشش کل عملکرد مورد نیاز است. هر یک از این موشکها دارای قابلیت های متفاوت است. تهیه کننده :نوید میرباقری
  21. به نام خدا و با سلام خدمت دوستان گرامی در این تاپیک می خواهیم درباره نبردی صحبت کنیم که در جهان کمتر مطرح شده است ولی در عین حال یکی از اثر گذار ترین جنگ های جهان به شمار می رود که توانست چهره جهان را تغییر دهد. جنگ شوروی و مغولستان از یک سو و امپراتوری ژاپن از سویی دیگر در کنار رودخانه KHALKHIN GOL و شکست امپراتوری ژاپن در این جنگ که تنها چند هفته پیش از آغاز جنگ جهانی دوم اتفاق افتاد ، باعث شد که سرنوشت جنگ جهانی دوم تغییر کند. تا پیش از قرن بیستم میلادی ، کشور ژاپن در شمار عقب مانده ترین و بدبخت ترین کشورهای جهان به شمار می رفت. این کشور که فاقد هر گونه منابع قابل توجه بود از دیرباز طمع هیچ یک از کشورهای استعمارگر ، جهت تسخیر و استعمار این کشور را بر نمی انگیخت. از این رو در طول تاریخ ، کشورهای استعمار گر کوچکترین توجهی به ژاپن نداشتند. مردم ژاپن در این دوره مردمی بودند که به شدت دچار سستی و رخوت شده بودند. با آغاز قرن بیستم مردم ژاپن نیز به مرور نسبت به وضع نابسامان کشور خود اظهار نارضایتی می کردند. مردم ژاپن معتقد بودند که علت اصلی گرفتاریها و بدبختی های مردم ژاپن ناشی از روش حکومت امپراتوری این کشور است. کم کم اعتراضات مردمی بالا گرفت و مردم از امپراتور این کشور خواستند مجلسی متشکل از نمایندگان مردم را تشکیل دهد که کار اداره امور کشور را بر عهده داشته باشد. 124 امین امپراتور ژاپن (امپراتور میی جی تنو) به ناچار با درخواست مردم موافقت کرد و مجلس نمایندگان را تشکیل داد. از زمان تشکیل این مجلس و تبدیل حکومت ژاپن به سلطنتی مشروطه ، ارتش این کشور (به موازات سیاست های توسعه طلبانه سران ژاپن) رشد صعودی را به خود گرفت و به سرعت تبدیل به یکی از ارتش های بزرگ جهان گردید. ژاپن که از نظر اراضی و منابع طبیعی ، کشوری کوچک و فقیر به حساب می آمد ، چشم طمع به اراضی و منابع مناطق غربی ژاپن دوخته بود. در سال 1902 ارتش ژاپن بسیار نیرومند گردیده بود. به طوریکه اکثر دول قدرتمند آن زمان مثل اسپانیا ، انگلستان ، شوروی و فرانسه ناگهان از بروز این قدرت جدید و جوان که آماده بلعیدن اراضی و منابع شرق آسیا بود به وحشت افتاند. در 7 فوریه سال 1904 ارتش ژاپن به بندر بسیار مهم و استراتژیک پورت آرتور که در شمال شرق چین واقع شده بود حمله کرد. این بندر که متعلق به روسها بود ، به عنوان پایگاهی برای حفظ منافع روسیه در اقیانوس آرام به شمار می رفت و در واقع مرکز فرماندهی دریایی روسیه تزاری در اقیانوس آرام به شمار می رفت. این بندر مهم و استراتژیک به سرعت به تصرف ارتش ژاپن درآمد و ناوگان روسیه در شرق این کشور در برابر ناوگان دریایی ژاپن به سختی شکست خوردند و این شکست به شدت باعث تحقیر روسیه در مجامع بین المللی شد. در 27 می 1905 ناوگان دریایی امپراتوری ژاپن با ناوگان روسیه در تنگه معروف تسوشیما درگیر شد و ناوگان روس ها را تارومار کرد. شکست های پی در پی شوروی در این سالها از ژاپن باعث شد که این شکست ها به صورت عقده ای برای افکار عمومی مردم روسیه در بیاید. تا سال 1912 ارتش دو کشور درگیری های پراکنده ای با یکدیگر داشتند که بیشتر این درگیری ها به نفع ژاپن به پایان می رسید. مدتی نیز با وساطت انگلستان بین این دو کشور صلح و آتش بس برقرار می شد ولی چندان دوام نمی آورد و به سرعت درگیریهای بین این دو کشور ادامه پیدا می کرد. پس از پیروزی بلشویک ها در روسیه و سرنگون کردن حکومت تزار ها و تاسیس اتحاد جماهیر شوروی و حزب کمونیسم به رهبری لنین ، ورق بخت ژاپنی ها بازگشت. ژاپنی ها که به مدت 15 سال به طور مداوم و مستمر سواحل و متعلقات روسیه را در شرق این کشور مورد ترکتازی خود قرار می دادند ناگهان با ارتشی منظم و قدرتمند مواجه شدند. با سرنگون شدن حکومت تزارها و روی کار آمدن بلشویک ها ، ارتش روسیه (شوروی) دچار تحولات اساسی شد و شروع به بازسازی مجدد خود کرد. امپراتور میی جی تنو امپراتور هیروهیتو [/color]
  22. [align=center]معرفی و بررسی کامل رادارهای قدرتمند Zhuk روسی Жук Радары قسمت اول [/align] تعریف یک سری از رادارهای روسی تمام آب و هوایی هواپایه است که توسط کمپانی NIIR Phazotron برای جنگنده های چند منظوره ای مانند MiG-29 و Su-27 طراحی و ساخته شده است. معرفی رادارهای باند X پالس داپلر سری N010 ژوک امکان و نوع استفاده را برای جنگنده فراهم میکند، هوا به هوا و هوا به سطح. رادار N010 در حالت هوا به هوا قادر به شناسایی اهداف هوایی و جمع آوری اطلاعاتی درباره آنها مانند مختصات، فاصله و سرعت است. رادار دارای قابلیت نگاه به پائین / شلیک به پائین در برابر اهداف هوایی بوده (حتی هدفهایی که در سطح آب پرواز میکنند) و انواع مختلفی از جستجو را مهیا میکند. این رادار میتواند اهداف را بصورت تک تک یا چند تایی در یک مرحله شناسایی و رهگیری کند در حالیکه مشغول جستجو برای شناسایی اهداف جدید است. رادار ژوک میتواند اهداف را بر اساس کلاس و درجه اهمیت برای منهدم کردن شناسایی کند. یک نوع حالت اسکن در نبرد نزدیک با امکان جستجوی عمودی، زاویه دید HUD و لوله توپ با کیفیت بسیار زیاد برای تعقیب هدف در فاصله دید بصری در این رادار پیش بینی شده است. همچنین رادار N010 توانایی قفل کردن بر روی بالگردهایی را که نزدیک سطح زمین پرواز میکنند و انهدام آنها را دارد. رادار N010 ژوک توانایی سازگاری با انواع مختلفی از تسلیحات هوا به هوا از جمله موشکهای هدایت راداری R-77 و R-27 برای هدفگیری، نشانه گذاری و ارتباط رادیویی را دارد و میتواند موشکهای هدایت مادون قرمز R-73 را نیز برای شلیک آماده (یعنی جستجوگر مادون قرمز موشک را بر روی هدف قفل کند) و امکان استفاده از توپ هواپیما را نیز فراهم میکند (یعنی هدفگیری با توپ بوسیله قفل شدن رادار بروی هدف و مشاهده مشخصات در HUD). در حالت هوا به زمین رادار N010 توانایی نقشه برداری از عوارض زمین با امکان تهیه نقشه مصنوعی از هدف ، نقشه برداری با امواج ثابت یا متغیر و دقتی تا 3 در 3 متر و زوم دقیق و عکسبرداری دارد. رادار میتواند اهداف را شناسایی و سرعت و فاصله آنها را تشخیص دهد (هم دریایی و هم زمینی). رادار ژوک میتواند عوارض زمینی را در ارتفاع پائین تعقیب کرده و همچنین مناطق آب و هوایی خطرناک را در حین پرواز شناسایی کند. رادار تسلیحات هوا به زمین متنوعی شامل موشکهای هوا به سطح Kh-29 و ضد رادار Kh-31 دارد. رادار N010 طراحی انعطاف پذیری داشته و مدلهای قبلی آن مانند Zhuk-M و Zhuk-MS امکان ارتقا به سطح رادار پیشرفته Zhuk-A را دارند. قابلیت های رادارهای چند منظوره ژوک: حالت عملیاتی هوا به هوا: امکان نگاه به بالا/پائین و شلیک به بالا/پائین شناسایی اهداف هوایی و اندازه گیری فاصله ، سرعت مختصات زاویه ای رهگیری اهداف تنها یا در کنار هم رهگیری اهداف در کنار هم و حمله به خطرناکترین آنها رهگیری و قفل اهداف بصری در داگفایت شناسایی و رهگیری بالگردها و بالگردهای نزدیک سطح زمین تعیین نوع و کلاس هدف مورد نظر تشخیص اهداف نزدیک هم و تعیین ترکیب رزمی آنها شناسایی پدیده های خطرناک جوی قفل بر روی چندین هدف مجزا با یا بدون اسکن هوایی شناسایی و تعقیب اهداف مهم هوایی شناسایی و تعقیب و قفل بر روی یک هدف قفل بر روی چندین هدف مجزا با یا بدون اسکن هوایی کاربرد در نبردهای نزدیک هوایی با اسکن افقی و نمایش در شیشه کاکپیت هدفگیری و نشانه گذاری با استفاده از سیستم هلمت نصب شده در کلاه خلبان جستجوی ماورای دید خلبان تخمین حجم و قدرت هدف های ترکیبی حالت عملیاتی هوا به زمین: نقشه برداری زمینی با دقت 3 در 3 متر توانایی زوم و ثابت نگاه داشتن دوربین بر روی هدف رهگیری همزمان چندین هدف زمینی و سطحی شناسایی و رهگیری هدفهای متحرک زمینی و سطحی اندازه گیری زاویه نسبت به هدفهای بصری زمینی و سطحی پشتیبانی از پرواز در ارتفاع پائین و اطلاع دادن به خلبان نقشه برداری از عوارض زمین با استفاده از امواج راداری ، استفاده از امواج باریک با اثر دوپلر ، متمرکز کردن همزمان امواج ، بزرگ کردن مقیاس نقشه و تهیه نقشه نهایی. مسافت یابی سطحی نظارت دریایی و سطحی هشدار دهنده نزدیکی به سطح زمین اندازه گیری سرعت ناوهای هواپیمابر آشنایی با رادارهای مختلف ژوک رادار Zhuk نسل اول رادارهای ژوک با کد N010 است که برای استفاده در جنگنده MiG-29M و مدل ارتقا یافته MiG-23 طراحی شد. این رادار مخصوص نبردهای هوا به هوا ساخته شده و با لغو شدن طرح MiG-29M امکان استفاده از آن وجود نخواهد داشت. مشخصات: وزن: 220 کیلوگرم قطر آنتن: 680 میلیمتر توان خروجی: 5 کیلووات زاویه جستجو: 90± افقی و 55+/40- عمودی قدرت درگیری: شناسایی همزمان 10 هدف و حمله به 4 تای آنها برد هوا به هوا: (RCS=5m²) 90 کیلومتر (RCS=3m²) 65 کیلومتر رادار Zhuk-8-ll مدل صادراتی رادار پایه ژوک بوده و برای استفاده در جنگنده چینی F-8-llM ساخته شده است. بجز چند مورد داونگرید در سایر موارد مشابه رادار اصلی است. مشخصات: وزن: 240 کیلوگرم قطر آنتن: 680 میلیمتر توان خروجی: 5 کیلووات زاویه جستجو: 85± افقی و 55+/40- عمودی قدرت درگیری: شناسایی همزمان 10 هدف و حمله به 2 تای آنها برد هوا به هوا: (RCS=5m²) 90 کیلومتر (RCS=3m²) 65 کیلومتر لازم به ذکر است که چینی ها یک رادار پالس داپلر بومی (البته با کمک اسرائیل) طراحی و ساخته اند به نام KLJ-1 که برد آن در برابر سطح مقطع راداری 3 متر مربع 75 کیلومتر است. با توجه به اینکه رادار ژوک روسی به علت داونگرید توان رزمی کمتری نسبت به رادار چینی دارد ، احتمالا رادار مذکور در جنگنده های جدید اف8 بجای رادار روسی استفاده خواهد شد. رادار Zhuk-27 این رادار برای استفاده در جنگنده سوخو27 طراحی شده و از سیستم شناسایی و هدفگیری مشابه رادار ژوک استفاده میکند ولی توان رزمی آن به مراتب بیشتر از مدل پایه است. مشخصات: وزن: 300 کیلوگرم قطر آنتن: ؟ توان خروجی: ؟ زاویه جستجو: 90± افقی و 55+/40- عمودی قدرت درگیری: شناسایی همزمان 10 هدف هوایی و حمله به 2 الی 4 تای آنها برد هوا به هوا: 200 کیلومتر (RCS=16m²) 130 کیلومتر (RCS=5m²) 100 کیلومتر (RCS=3m²) برد در حالت نگاه و شلیک به پائین: 200 کیلومتر (RCS=5m²) 150 کیلومتر (RCS=3m²) حداکثر برد برد این رادار 240 کیلومتر بوده و نکته جالب درباره آن توانایی رهگیری تمامی 10 هدف از فاصله 185 کیلومتری است! به عبارت دیگر برد رهگیری این رادار 77% برد شناسایی آن میباشد که نسبت فوق العاده ای است. [align=center][/align] رادار Zhuk-M مدل پیشرفته رادار ژوک با کد N010M میباشد که به آن امکان نقشه برداری و تعقیب عوارض زمین اضافه شده است. این رادار یکی از بخشهای ارتقا یافته جنگنده MiG-29SMT میباشد و تضمینی است برای صادرات میگ29 به کشورهای مختلف مانند هند. کیفیت این رادار با بهبود پردازش سیگنالهای دریافتی افزایش یافته است و برد آن با وجود کوچک و سبکتر بودن از رادار ژوک بیشتر است! Zhuk-M از سیستم پردازشی الکترونیکی استفاده میکند. نکته توجه درباره این رادار دقت بسیار زیاد و برد رهگیری 83 الی 85 درصدی برد شناسایی است! مشخصات: وزن: 180 کیلوگرم قطر آنتن: 624 میلیمتر توان خروجی: ؟ زاویه جستجو: 85± افقی و 56+/40- عمودی قدرت درگیری: شناسایی همزمان 10 هدف هوایی و حمله به 4 تای آنها شناسایی چندین هدف زمینی و حمله به 2 تای آنها برد هوا به هوا (RCS=5m²): در مدل پایه: 120 الی 150 کیلومتر به جلو و 45 الی 50 کیلومتر به عقب در مدل نهایی: تا 200 کیلومتر به جلو و بیش از 50 کیلومتر به عقب برد هوا به زمین: گروه تانک: 25 کیلومتر پل ریلی: 120 کیلومتر قایق موتوری: 150 کیلومتر ناوشکن: 300 کیلومتر [align=center][/align] رادار Zhuk-MS این رادار پیشرفته برای استفاده در جنگنده سوخو27 و مدلهای مشتق شده از آن طراحی شده و نوع صادراتی آن به نیروی هوایی چین برای نصب در جنگنده های Su-30MKK پیشنهاد شده است. آنتن این رادار اسکن الکترونیکی آرایه ای شیاردار برنامه ریزی شده است. توان شناسایی این رادار نسبت به مدل M افزایش یافته و در برابر هدفهای زمینی کارایی بهتری دارد. (برد آن در برابر تانک 5 کیلومتر بیشتر شده است.) مشخصات: وزن: 255 کیلوگرم قطر آنتن: 960 میلیمتر توان خروجی: 6 کیلووات زاویه جستجو: 85± افقی و 56+/40- عمودی قدرت درگیری: شناسایی همزمان 10 هدف هوایی و حمله به 4 تای آنها شناسایی چندین هدف زمینی و حمله به 2 تای آنها برد هوا به هوا: 190 کیلومتر (RCS=5m²) 150~ کیلومتر (RCS=3m²) برد در حالت نگاه و شلیک به پائین: تا 250 کیلومتر (RCS=5m²) [align=center][/align] رادار Zhuk-F بر پایه رادار اصلی ژوک و بصورت آرایه اسکن الکترونیکی غیرفعال (PESA) ساخته شده است. برای جنگنده سوخو27 طراحی شده و توان فوق العاده ای در نبردهایی هوایی دارد. این رادار به علت غیرفعال بودن توانایی شناسایی اهداف پنهانکار را داشته و فاصله شناسایی سوخو27 توسط رادارهای دشمن را بیشتر کرده است. مشخصات: وزن: 300 کیلوگرم قطر آنتن: ؟ توان خروجی: ؟ زاویه جستجو: 70± افقی و 70+/40- عمودی قدرت درگیری: شناسایی همزمان 24 هدف و حمله به 8 تای آنها برد هوا به هوا (RCS=5m²): 130 الی 200 کیلومتر برد نهایی این رادار اعلام نشده است ولی با توجه به برد آن در برابر هدف مذکور احتمالا برد نهایی این رادار 300 کیلومتر برسد. رادار Zhuk-MF نسخه ارتقا یافته مدل M با آنتن بزرگتر و غیرفعال PESA است. در حالت هوا به زمین کارایی مشابهی با رادار قبلی دارد. مشخصات: وزن: 285 کیلوگرم قطر آنتن: 700 میلیمتر توان خروجی: ؟ زاویه جستجو: 70± افقی و 70± عمودی قدرت درگیری: شناسایی همزمان 20 هدف هوایی و حمله به 4 تای آنها شناسایی چندین هدف زمینی و حمله به 2 تای آنها برد هوا به هوا (RCS=5m²): 110 کیلومتر به جلو و 50 کیلومتر به عقب برد هوا به زمین: گروه تانک: 25 کیلومتر پل ریلی: 120 کیلومتر قایق موتوری: 150 کیلومتر ناوشکن: 300 کیلومتر [align=center][/align] رادار Zhuk-MSF جدیدترین نسخه ارتقا یافته مدل M بوده و برد شناسایی آن تقریبا 50% بیشتر از مدل پایه است. توانائیهای هوا به زمین آن مشابه مدل MS بوده و برد شناسایی تانکها 5 کیلومتر افزایش و به 30 رسیده است. از یک آتن غیرفعال PESA با قطر و توان خروجی بیشتر و 16 فرکانس مختلف استفاده میکند. این رادار قابلیت نصب و استفاده در رهگیر میگ31 را دارد و از این بابت رقیبی است برای رادار مشهور زاسلون. مشخصات: وزن: 305 کیلوگرم قطر آنتن: 980 میلیمتر توان خروجی: 8 کیلووات زاویه جستجو: 70± افقی و 70± عمودی قدرت درگیری: شناسایی همزمان 30 هدف هوایی و حمله به 6 تای آنها شناسایی چندین هدف زمینی و حمله به 4 تای آنها برد هوا به هوا (RCS=5m²): 180 کیلومتر به جلو و 60 کیلومتر به عقب برد هوا به زمین: گروه تانک: 30 کیلومتر پل ریلی: 130 کیلومتر قایق موتوری: 150 کیلومتر ناوشکن: 300 کیلومتر توان درگیری این رادار با هدفهای زمینی تا 2 برابر سایر مدلها میباشد. [align=center][/align] در قسمت بعدی مقاله به بررسی کارایی رادارهای فوق در جنگهای قرن 21 و معرفی چند مدل دیگر از رادارهای ژوک خواهیم پرداخت. ادامه دارد ... نویسنده: سعید ، سایت میلیتاری هرگونه استفاده بدون ذکر نام سایت میلیتاری مجاز نیست.