جستجو در انجمن

مشاهده نتایج برای برچسب های 'شوروی'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بوسیله برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


انجمن ها

  • بخش داخلی
    • اخبار و قوانین
    • ماهنامه میلیتاری
    • گالري عكس و فيلم
    • کتابخانه میلیتاری
    • مقالات برتر
  • War and History - بخش جنگ و تاریخ
    • مباحث جامع نظامی
    • پیمان ها - قراردادها و معاملات تسلیحاتی
    • دکترین و استراتژی
    • عملیات های نظامی
    • جنگ تحمیلی
    • تحولات روز امنیتی نظامی بین الملل
    • General Military Discussions
  • Air force Forum - بخش نیروی هوایی
    • هواپیماهای نظامی
    • بالگردهای نظامی
    • تسلیحات هوایی
    • متفرقه در مورد نیروی هوایی
    • سایر بخشهای نیروی هوایی
    • Airforce - English
  • Army Forum - بخش نیروی زمینی
    • ادوات و تسلیحات زمینی
    • خودروهای نظامی و زره پوش ها
    • مباحث جامع زرهی
    • توپخانه زمینی
    • موشک های زمین پایه
    • الکترونیک زمینی
    • تجهیزات و تسلیحات انفرادی
    • متفرقه نیروی زمینی
    • سایر بخشهای زمینی
    • Ground forces - English
  • Navy Forum - بخش نیروی دریایی
    • شناورهای سطحی
    • شناور های زیرسطحی
    • هوا دریا
    • تسلیحات دریایی
    • سایر بخش های نیروی دریایی
    • علوم و فنون دریایی
    • راهبردها و راهکنش های دریایی
    • تاریخ نیروی دریایی
    • اخبار نیروی دریایی
    • Navy - English
  • News Section - بخش خبر
    • اخبار روز ایران و جهان
    • اخبار صفحه اول
    • رایانه و شبکه
    • English News
    • Send news
  • Non-Military Forums - سایر بخشها
    • دیگر موضوعات و مطالب

پیدا کردن نتایج در ...

یافتن نتایج که ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروز رسانی

  • شروع

    پایان


Filter by number of...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


Website URL


Yahoo


Skype


Location


Interests

پیدا کردن 6 results

  1. تیپ های دفاع هوایی-فضایی روسیه به S-400 و S-500 مجهز میشوند مسکو، 20 مرداد، خبرگزاری «ریا نووستی»/ ژنرال "الکساندر زلین" فرمانده کل نیروی هوایی روسیه روز سه شنبه اطلاع داد که تیپ های نیروی دفاع هوایی-فضایی نیروهای مسلح فدراسیون روسیه به سیستم های اس-400 و اس-500 مجهز خواهند شد. زلین گفت: "با احتساب ایجاد طرح دفاع هوایی- فضایی ما تیپ هایی ایجاد کرده ایم که اکنون به مجموعه های اس-400 و اس-500 مسلح می شوند و خواهند شد". وی توضیح داد که مجموعه های اس-500 در نتیجه تکامل بخشیدن به تسلیحات دفاع ضدهوایی با قابلیت انجام ماموریت های جدید نظامی ساخته شده اند. فرمانده کل نیروی هوایی روسیه گفت: "اس-500 بر اساس اس-400 ساخته نمی شود، این شکل تکامل بخشیده شده تسلیحات است که توان انهدام اهداف هیبرسونیک و بالستیک را دارد".
  2. Angara آنگارا - بریدن از شوروی سابق در سال 1992 میلادی، زمانی که هنوز پس‌لرزه‌های فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی فرو ننشسته بود، دولت جمهوری روسیه فراخوانی برای طراحی و ساخت نسل جدیدی از پرتابگرهای فضایی منتشر کرد. ویژگی مهم این پرتابگرها طی کردن تمام مراحل ساخت تا پرتاب در داخل خاک روسیه بود. بدین ترتیب وابستگی روسیه در این حوزه به کشورهای تازه استقلال یافته‌ای نظیر قزاقستان (در زمینه پایگاه پرتاب) و اوکراین (در زمینه صنعت و فن‌آوری) به اتمام می‌رسید. در پاسخ به این درخواست، دو مجتمع مشهور و معتبر «خرونیچف» و «اِنرگیا» پیشنهادهای خود را ارائه کردند که در نهایت با پیروزی خرونیچف به توسعه خانواده پرتابگرهای «آنگارا» منجر شد؛ خانواده‌ای که اگرچه امروز پس از گذشت 20 سال هنوز عملیاتی نشده است، اما روسیه مدعی است که می‌تواند جایگزینی قابل اطمینان برای طیف وسیعی از پرتابگرها، بویژه پرتابگر پرکار پروتون باشد. این خانواده، توان حمل محموله‌هایی در محدوده 2000 تا 40500 کیلوگرم را به مدار پایینی دارد که البته در چهار رده و با چهار پیکربندی مختلف عرضه می‌شود. در حال حاضر، بر اساس آخرین پیشبینی‌های خرونیچف زمان اولین پرتاب آنگارا سال 2013 خواهد بود. باید منتظر ماند و دید که این پروژه عظیم بعد از این همه تاخیر بالاخره پرواز خواهد کرد و آیا قادر است موفقیت‌های پدر افسانه‌ای خود، پروتون، را تکرار کند یا خیر؟ تاریخچه و روند توسعه همان‌گونه که اشاره شد، هدف دولت روسیه از مطرح کردن درخواست برای توسعه یک پرتابگر جدید، تضمین دستیابی مطمئن و مستقل به فضا در همه زمان‌ها بود. در پاسخ به این درخواست دو طرح مهم از سوی خرونیچف و انرگیا ارائه شدند. این طرح‌ها شرایط کاملا متفاوتی داشتند. طرح خرونیچف از مخازن سوخت خارجی چندگانه بهره می‌گرفت. این طرح تا حدود زیادی به پرتابگر موفق پروتون شباهت داشت. برای مرحله اول نیز یکی از پیشرفته‌ترین موتورهای توسعه یافته روسی یعنی آردی-170 در نظر گرفته شده بود این موتور سوخت مایع از کروسین و اکسیژن استفاده می‌کرد و از آن در آخرین راکت شوروی یعنی (زنیت) استفاده شده بود. برای مرحله دوم نیز موتور هیدروژن-اکسیژن راکت سنگین وزن انرگیا در نظر گرفته شده بود. از سوی دیگر، پیکربندی پیشنهاد شده توسط انرگیا بر اساس پرتابگر اِنرگیا-اِم بنا شده بود. این طرح با لغو برنامه شوروی برای توسعه شاتل فضایی بوران و پس از آن، لغو برنامه پرتاب محموله‌های سنگین به مدار زمین‌آهنگ، مطرح شده بود. زمانی که مجتمع انرگیا، طرح آنگارا-2 را پیشنهاد داد، انرگیا-ام هنوز در دست توسعه بود. این پرتابگر، از دو بوستر در طرفین مرحله اول راکت استفاده می‌کرد. این بوسترها از موتور آردی-170 بهره می‌گرفتند و در مرحله اول نیز از یک موتور آردی-120 استفاده می‌شد. این پرتابگر برای حمل محموله‌هایی تا 35 تن به مدار پایینی طراحی شده بود. همچنین با افزودن مراحل بالاتر به این پرتابگر، امکان حمل محموله‌هایی به وزن 3 تا 7 تن به مدار زمین‌آهنگ نیز ایجاد می‌شد. درواقع این پرتابگر از ساختاری پودمانی (ماژولار) بهره می‌گرفت که با اضافه کردن تعداد مشخصی بوستر امکان دسترسی به مجموعه متنوعی از پرتابگر‌ها را مهیا می‌کرد. رقابت بین دو طرح فوق در تمام سال 1993 و بخشی از سال 1994 ادامه داشت. تا اینکه در سپتامبر سال 1994، وزارت دفاع و سازمان فضایی روسیه، خرونیچف را به عنوان پیمانکار اصلی طرح انتخاب کردند. دلیل رسمی که برای این انتخاب اعلام شد، این بود که طرح خرونیچف از موتور موجود زنیت استفاده می‌کرد، در حالی که طرح انرگیا مستلزم «نصف» کردن موتور مذکور بود، به گونه‌ای که چهار محفظه احتراق موتور زنیت به دو محفظه احتراق تبدیل می‌شد. اما آنچه «امروز» از سوی خرونیچف به عنوان طرح آنگارا مطرح می‌شود، شباهت بیشتری به ساختار طرح اِنرگیا دارد. جالب آنکه در نهایت خرونیچف نیز مجبور به کاهش تعداد محفظه‌های احتراق موتور زنیت تا یک محفظه شد! چند سال بعد، انرگوماش (کارخانه سازنده موتور زنیت) اقدام به توسعه نمونه‌ای از این موتور برای استفاده در پرتابگر اطلس آمریکایی نمود. یعنی اگر انرگیا در این رقابت پیروز شده بود، می توانست موتور مورد نظر خود را بدون هیچ مشکل فنی و حتی با سرمایه‌ای آمریکایی در اختیار داشته باشد! به هر حال، خرونیچف نیز بخشی از سرمایه مورد نیاز خود را (حدود 68 میلیون دلار) از طریق لاکهیدمارتین تهیه کرد و البته با عرضه موتور (خود موتور نه فناوری آن) به کره جنوبی توانست سرمایه خوبی برای ادامه پروژه بدست آورد. سرانجام با گذشت پنج سال از امضای قرارداد ، خرونیچف یک نمونه غیر عملیاتی (ماک‌آپ) از طرح خود را در سال 1999 در نمایشگاه دوسالانه هوافضای لبورژه پاریس به نمایش گذاشت و دو سال بعد نیز اولین آزمایش بر روی موتور آردی-191 آنگارا به انجام رسید. در آن زمان، هنوز پیش‌بینی می‌شد که امکان پرتاب آزمایشی آنگارا تا سال 2005 وجود داشته باشد. اما این پرتاب در موعد مقرر با انجام نرسید و در سال 2006 اعلام شد که اولین پرتاب آنگارا در سال‌های 2010 یا 2011 خواهد بود. در آن سال هنوز آزمایش‌های موتور، تجهیز سکوی پرتاب و دیگر مسائل فنی آنگارا به سرانجام مشخصی نرسیده بود. سال 2009، برای اولین‌بار موتور بوستر مرحله اول آنگارا مورد آزمایش قرار گرفت. این موتور در اواخر همان سال پرتابگر کره‌ای نارو-1 را در اولین ماموریت خود همراهی کرد. اگرچه این ماموریت با موفقیت به انجام نرسید، اما موتور مرحله اول وظایف خود را به خوبی به انجام رساند. چند ماه بعد، موتور مرحله دوم نیز مورد آزمایش قرار گرفت. در ژوئن سال 2010، پرتابگر دوم کره‌ای ها، در ثانیه 136 پرتاب از کنترل خارج شد و به علت از دست رفتن ارتباط دورسنجی هنوز هم مشخص نیست که علت سانحه، موتور روسی بوده است یا خیر. برخی معتقدند علت تاخیر طولانی به وجود آمده در پرتاب آنگارا همین موضوع بوده است. به هر حال در ابتدای سال 2010، مدیر عامل خرونیچف وعده انجام اولین پرواز آنگارا در سال 2013 میلادی را داده بود، وعده‌ای که هنوز در خصوص امکان‌پذیری آن قضاوتی نمی‌توان کرد. ویژگی‌های فنی و عملیاتی بر اساس آخرین طرح‌های اعلام شده، خانواده آنگارا متشکل از چهار رده از پرتابگرها در رده‌های وزنی مختلف است. سبک‌ترین اعضای این خانواده، یعنی آنگارا-1/1 و آنگارا-1/2 قرار است جایگزین پرتابگر‌های کازموس-3اِم، سایکلون و روکوت شوند. آنگارا-1/2 می‌تواند محموله‌ای تا وزن 3/7 تن را به مدار پایینی حمل کند. در حالی که دیگر عضو این خانواده با نام آنگارا-3 قادر است تا 14/6 تن محموله را به همان مدار حمل نماید. این پرتابگر برای جایگزینی پرتابگر اوکراینی زنیت در نظر گرفته شده است. پیشبینی می‌شود پر تقاضاترین عضو این خانواده آنگارا-5 باشد که قادر است محموله‌هایی تا 24/5 تن را نیز حمل کند. این گونه جایگزین پرتابگر پرکار پروتون خواهد شد. علاوه بر همه این‌ها، خرونیچف یک گونه فوق سنگین از این خانواده را نیز در دست توسعه دارد که در نهایت قادر خواهد بود محموله‌هایی به وزن 45 یا 75 تن را به مدار پایینی و یا 9 تن را به مدار زمین‌آهنگ حمل نماید. این گونه هیچ معادلی در ناوگان فعلی روسیه ندارد و به همین دلیل دولت روسیه در روند توسعه آن سرمایه‌گذاری نکرده است. ویژگی مهم این خانواده، استفاده همه آنها از پودمان (ماژول) مشترکی با نام «پودمان راکتی سراسری» است که در مرحله اول این پرتابگرها استفاده می‌شود. به فراخور پیکربندی ممکن است یک، سه، پنج یا هفت پودمان در مرحله اول استفاده شود. به این‌ترتیب در آنگارا از بوسترهای سوخت جامد استفاده نمی‌شود. پودمان یو‌آر‌اِم از یک مخزن اکسید کننده، یک مخزن سوخت و یک محفظه موتور تشکیل شده است. هر پودمان محتوی یک موتور آردی-191 (با یک محفظه احتراق) است که این موتور از اکسیژن مایع و آرپی-1 برای تولید نیروی رانش استفاده می‌کند. موتور آردی-191 بر مبنای موتور آردی-170 پرتابگر‌های انرگیا و زنیت طراحی شده، با این تفاوت که چهار محفظه احتراق آردی-170 به یک محفظه کاهش داده شده است. استفاده از پودمان مشترک در خانواده آنگارا، نقش قابل توجهی در کاهش هزینه‌های تولید، عملیات، حمل و نقل و توسعه زیرساخت‌های پرتاب داشته است. ایده مشابهی در پرتابگرهای آمریکایی دلتا-4 و اطلس-5 نیز مورد استفاده قرار گرفته است. آردی-191 آردی-0124 مرحله دوم اعضای خانواده آنگارا تا حدود زیادی با یکدیگر متفاوتند. در مرحله دوم آنگارا-1/1، پودمان بریز-کِی‌اِم مورد استفاده قرازر خواهد گرفت. بریز-کِی‌اِم همان سامانه جدیدی است که بر روی پرتابگرهای روکوت نیز نصب شده و در عملیات به کار رفته است. این پودمان توسط خرونیچف تولید شده و اولین پرواز آزمایشی خود را در سال 2000 به پایان رسانده است. بریز-کِی‌ِام با ابعاد کوچک سامانه‌های خود، فضای قابل ملاحظه‌ای را در اختیار محموله قرار داده و علاوه بر آن، امکان حمل ماهواره‌ها در ترکیبات و پیکربندی‌های مختلف را نیز فراهم می‌سازد. مرحله دوم آنگارا-1/2 یا همان بلوک-1، از یک موتور آردی-124-اِی ساخت خیماوتوماتیکا بهره می‌گیرد. این موتور که از پیشرانه اکسیژن مایع و کروسین استفاده می‌کند، قادر است 294/3 کیلونیوتن نیروی رانش با ضربه ویژه 359 ثانیه ایجاد کند. این موتور 1/58 متر طول و 2/4 متر قطر داشته و وزن خشکی معادل 480 کیلوگرم دارد. مراحل اول و دوم به طور کلی با سوخت‌های مایع متعارف و سنتی کار می‌کنند. اما برای مراحل بالاتر که در آنگارا-5 و آنگارا-7 استفاده خواهند شد، خرونیچف متعهد به استفاده از موتورهای پیشرانه کرایوژنیک شده است. برای دستیابی به این هدف خرونیچف در سال 2009 پروژه‌ای را با هدف توسعه یک موتور کرایوژنیک پیشرفته آغاز نمود که این روزها مراحل نهایی خود را طی می‌کند. محصول این پروژه موتور آردی 146-دی است که علاوه بر آنگارا قرار بود در برنامه متوقف شده پرتابگر سرنشین‌دار نسل آتی روسیه به نام روس‌-اِم نیز به کار گرفته شود. منظور از موتورهای کرایوژنیک، موتورهایی است که از سوخت و اکسیدکننده‌های بسیار دما پایین مانند اکسیژن و هیدروژن استفاده می‌کنند. به دلیل استفده از هیدروژن که سبک‌ترین عنصر طبیعت است، این موتورها از کارایی بسیار بالایی برخوردارند. با این وجود به دلیل ناپایداری و فرار بودن هیدروژن خطراتی که این سوخت ایجاد می‌کند و همچنین مشکلات کار کردن موتور در دماهای بسیار پایین، تولید موتورهای کرایوژنیک نیازمند فناوری بسیار پیشرفته‌ای است. روس‌ها یک‌بار در دهه 60 میلادی و در زمان مسابقه دستیابی به ماه، تلاش کردند تا چنین موتوری را عملیاتی کنند. اما در آن زمان به دلیل لغو برنامه توسط دولت، طرح پیشنهادی توسط دفتر طراحی «الکسی عیسایف» ناکام ماند. این دفتر طراحی بعدها «کِی‌بی‌کِی‌اِچ‌آ» نامیده شد و باز هم تلاش کرد تا موتورهای مشابهی را توسعه بدهد. تلاش بعدی در دهه 1970 و طی روند توسعه موتور آردی-120 صورت گرفت که بنا بود در پرتابگر غولپیکر انرگیا مورد استفاده قرار گیرد. این موتور قادر به تولید 200 تن نیروی رانش بود. یک خوشه چهارتایی از این موتورها در سال‌های 1987 و 1988 به صورت عملیاتی بر روی راکت انرگیا آزمایش شدند. اما این برنامه نیز به دلیل مشکلات اقتصادی پیش‌آمده در پی فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی لغو شد. در عوض، روس‌ها تلاش کردند با عقد قراردادی با هند، موتور آردی-56 را برای پرتابگر جی‌اس‌ال‌وی توسعه دهند. اما این تلاش نیز با وجود یک آزمایش موفق، به دلیل فشارهای سیاسی آمریکا متوقف ماند و هندی‌ها به صورت مستقل پروژه خود را دنبال می‌کنند. در سال 1988 نیز مجتمع انرگیا برای شاتل بوران خود، سفارش یک موتور کرایوژنیک پیشرفته را به کِی‌بی‌کِی‌اِچ‌آ داد، اما با لغو پروژه بوران، توسعه این موتور نیز ناتمام ماند. موتور یاد شده، توان کنترل رانش در دو صفحه مختلف را داشته و اولین موتور روسی بدون مولد گاز است. در این موتور برای اولین بار از دو توربوپمپ مجزا برای سوخت و اکسیدکننده استفاده می‌شود که منجر به بهبود کارایی موتور شده است. توربوپمپ سوخت با سرعت گردش 123000 دور در دقیقه در نوع خود یک رکورد است. این سرعت بالا به کاهش ابعاد و جرم موتور کمک قابل‌ملاحظه‌ای کرده است. نکته جالب دیگر در این موتور، استفاده از مواد مرکب کربن-کربن مقاوم در برابر حرارت در شیپوره (نازل) آن است. اگرچه در بقیه قسمت‌های موتور بیشتر از آلیاژهای تیتانیوم و آلومینیوم استفاده شده است. در حال حاضر، این موتور ساخته شده و تقریبا تمامی قطعات آن آزمایش‌های خود را پشت‌سر گذاشته‌اند. در نوامبر سال 2011 نیز یک آزمایش کامل با طول مدت بالا (حدود 300 ثانیه) بر روی موتور با موفقیت به انجام رسید.   پایگاه پرتاب همان‌گونه که اشاره شد یکی از اهداف اصلی از توسعه آنگارا، استقلال روسیه در پرتاب‌های فضایی بوده است. به همین دلیل، پرتاب خانواده آنگارا (به جز راکت غول‌پیکر آنگارا-7) از مجتمع فضایی پلستسک که در خاک روسیه واقع شده انجام می‌گیرد. البته مجموعه در حال توسعه ووستوچنی نیز بدین منظور در نظر گرفته شده است. همچنین، پرتاب‌های تجاری آنگارا-5، از پایگاه فضایی بایکانور در قزاقستان نیز قابل انجام خواهد بود. پایگاه پرتاب در نظر گرفته شده در پلستسک، در واقع همان پایگاه پرتابی است که برای موشک زنیت طراحی شده بود. ساخت این پایگاه در نیمه دهه 1990 متوقف و ایده انتقال زنیت به آن منتفی شد. در حال حاضر نیز مشکلات بودجه ای و مالی در مسیر توسعه پایگاه پرتاب، یکی از دلایل تاخیر آنگارا اعلام شده است. نارو-1   پروژه‌های جنبی یکی از نکات جالب در مورد آنگارا، استفاده از اجزا و فناوری‌های آن در پروژه‌های مختلف است که برخی از آنها از پروژه آنگارا جلوتر نیز حرکت کرده‌اند. از جمله این پروژه‌ها می‌توان به پرتابگر نارو-1 کره‌جنوبی اشاره کرد که از موتور مرحله اول آنگارا استفاده می‌کند. همچنین، در پروژه جی‌‌اس‌ال‌وی هندودستان نیز از فناوری‌های توسعه یافته برای موتور کرایوژنیک آنگارا استفاده شده است. اما جالب‌تر از همه این پروژه‌ها، طرح توسعه یک پرتابگر قابل برگشت به زمین به نام بایکال است. در این پروژه که به صورت مشترک توسط خرونیچف و سالیوت (توسعه دهنده شاتل بوران) به انجام می‌رسد، از پودمان مشترک آنگارا (یو‌آر‌اِم) در مرحله اول استفاده شده است.این بال‌ها بعد از جدایش مرحله دوم موشک در ارتفاع 75 کیلومتری، باز شده و پرتابگر را به زمین باز می‌گردانند. در این پرتابگر یک موتور جت نیز در دماغه راکت تعبیه شده تا به فرود کمک کند. سوخت این موتور جت از کروسین داخل مخازن سوخت راکت تامین خواهد شد. از بایکال تا سال 2010 نمونه‌های غیر عملیاتی مختلفی ساخته شد که در مجتمع ساگی آزمایش‌های تونل باد خود را در محدوده سرعت‌های 0/5 تا 10 ماخ به انجام رساندند. این پروژه، سرمایه‌گذار دولتی نداشته و خرونیچف به دنبال سرمایه‌گذار و شریک مناسبی برای آن می‌گردد. در حال حاضر، با وجود عدم دسترسی به سرمایه‌گذار مناسب، خرونیچف همچنان امکان توسعه این نمونه را حفظ کرده است. در مجموع به نظر می‌رسد آنگارا به گونه‌ای طراحی شده است که انعطاف‌پذیری فراوانی به محصول نهایی می‌دهد. این مزیت به همراه فناوری‌های پیشرفته به کار رفته در آنگارا و سابقه درخشان روس‌ها در عرصه فضا، آینده درخشانی را برای آنگارا نوید می‌دهد؛ البته به شرط اینکه مشکلات مالی و سرمایه‌گذاری پروژه حل شده و بازاریابی مناسب برای این پرتابگر عصر آینده صورت پذیرد. گردآوری و تالیف: علیرضا کاظمی ماهنامه صنایع هوافضا - شماره 74/75 - فروردین و اردیبهشت 91 -صفحات 14 الی 19           [hr]لازم به ذکر است که مدل آنگارا-1.1 که به لحاظ محموله قابل حمل، ضعیف‌ترین عضو این مجموعه نیز محسوب می‌شود، منتفی اعلام شده است. http://www.space.com...ara-rocket.html
  3. بسم الله الرحمن الرحیم   Upravlyaemy Sputnik Aktivnyj یا US-A که در غرب به نام ماهواره با رادار شناسایی اقیانوسی (Radar Ocean Reconnaissance Satellite) یا به اختصار RORSAT نامیده می شود یک سری از ماهواره های شناسایی اتحاد جماهیر شوروی بودند که در بین سال های 1967 تا 1988 برای بررسی کشتی های ناتو و متحدانش و کشتی های تجاری با استفاده از یک رادار فعال به مدار پرتاب شده بودند و از راکتورهای هسته ای  برای تغذیه استفاده می کردند.   ماهواره US-A  از سری Kosmos954 قبل از پرتاب   به دلیل اینکه یک سیگنال بازگشتی از یک هدف معمولی که توسط رادار ردیابی می شود با رابطه عکس توان چهارم فاصله کاهش می یاید برای افزایش بازده کاری رادار ماهواره های US-A باید در مدار های پایین جو زمین قرار می گرفتند. اگر برای توان از صفحه های خورشید بزرگ استفاده می شد آنها به سرعت به علت نیروی کشش اتمسفر بالا دچار پوسیدگی می شدند و علاوه بر آن ماهواره در سایه زمین بی استفاده بود. به همین دلیل اکثریت ماهواره ها از راکتورهای هسته ای BES-5 که سوخت آن از اورانیوم 235 بود استفاده می کردند. در حالت عادی در پایان مامویت ها هسته های راکتور به مدارهای خارجی تر(به نام مدارهای دافعه) می رفتند ولی چندین حادثه سقوط رخ داد که در برخی از آنها مواد رادیو اکتیو به داخل اتمسفر زمین برگشتند.   نمای شماتیک از ماهواره و سیستم خروج هسته راکتور آن     برنامه US-A در حدود 33 راکتور هسته ای را به مدار فرستاد که 31 مورد از آنها از نوع BES-5 با قابلیت تولید 2 کیلووات توان برای رادار بودند. به علاوه در 1987 اتحاد جماهیر شوروی 2 راکتور هسته ای بزرگتر TOPAZ با توان 6 کیلووات را در ماهواره های Kosmos1818  و Kosmos1867 به فضا فرستاد که هر کدام قادر به 6 ماه اجرای ماموریت بودند.   نمای شماتیک از راکتور BES-5 در ماهواره های US-A   آخرین ماهواره US-A در 14 مارس 1988 به فضا پرتاب شد. اشکالات بسیاری در برنامه وجود داشت و در نهایت مشکلات اقتصادی در اتحاد جماهیر شوروی باعث کنسل شدن برنامه توسط میخاییل گورباچف شد. حوادث پیش آمده حوادث زیادی در پرتاب این ماهواره ها به وقوع پیوست که برخی از آنها به شرح زیر است: Kosmos367 در 3 اکتبر 1970  بعد از 110 ساعت از زمان پرتاب به مدار بالاتری حرکت کرد. Kosmos954 ماهواره برای قرارگیری در مدار مطمئن برای رانش هسته ای، به آن صورت که برنامه ریزی شده بود دچار مشکل شد. مواد هسته ای در 24 ژانویه 1978 دوباره به زمین بازگشت و آلودگی رادیو اکتیو 124 هزار کیلومتر مربع از اراضی شمال کانادا را فرا گرفت. Kosmos1402 در سال 1982 دوباره به همین مشکل دچار شد. هسته راکتور از بقیه جدا شد و به عنوان آخرین قطعه در 7 فوریه 1983 در اقیانوس اطلس سقوط کرد. Kosmos1900 سیستم اولیه برای خارج کردن هسته راکتور به مدار ذخیره سازی دچار شکست شد ولی سیستم پشتیبان آن را به مداری در 80 کیلومتر پایین تر از مدار مورد نظر هدایت کرد. برنامه Kosmos954 و بازیابی مواد رادیواکتیو آن در عملیات روشنایی صبح این ماهواره در سال 1977 به فضا پرتاب شد. یک اخلال در سیستم جدایش راکتور آن اتفاق افتاد. هنگام بازگشت به اتمسفر زمین ذرات کوچک رادیو اکتیو منطقه شمالی کانادا را آلوده کرد. تلاش برای بازیابی مواد رادیواکتیو  تحت عملیات روشنایی صبح (Morning Light) اتفاق افتاد.   سقوط Kosmos954 و آلودگی مناطقی از کانادا   یک تیم مشترک از کانادا و آمریکا منطقه و هوا را در فازهای اول و دوم عملیات از 24 ژانویه 1978 تا 20 آوریل  همان سال پاکسازی کردند. آنها در نهایت توانستند 12 قطعه بزرگتر از ماهواره را پیدا کنند.   تیم شناسایی مشترک کانادا و آمریکا مجهز به شمایشگر گایگر-مولر برای شناسایی مواد رادیواکتیو   یکی از قطعه ها در حدود 500 رونتگن بر ساعت تابش داشت که 100 برابر بیش از مقدار مجاز برای انسان بود. دولت کانادا شوروی را به پرداخت 6 میلیون دلار آمریکا جریمه کرد که شوروی تنها 3 میلیون دلار آن را پرداخت کرد.   یکی از قطعات کشف شده از ماهواره Kosmos954   سایر نگرانی ها اگرچه بیشتر هسته های راکتور به طور موفقیت آمیزی به مدارهای بالاتر انتقال پیدا کردند ولی مدار آنها به طور اتفاقی هنوز تنزل پیدا می کنند.   نمای شماتیک سیستم خنک کننده راکتور و آلیاژ NaK موجود در آن   ماهواره های US-A منبع اصلی زباله های فضایی در مدارهای پایین زمین هستند  و در حدود 128 کیلوگرم از NaK-78(یک آلیاژ یوتکتیک قابل سوختن از 22 درصد سدیم و 78 درصد پتاسیم) از سیستم خنک کننده BUK آزاد شده اند. ذرات کوچک تر هم اکنون یا وارد جو شده اند یا تنزل مدار داده اند ولی ذرات بزرگتر از 5 سانتی متر هنوز در مدار هستند. از آنجا که خنک کننده فلزی در معرض آلودگی نوترونی قرار گرفته است در آن ماده رادیواکتیو argon-39 با نیمه عمری برابر با 269 سال تشکیل شده است. خطر آلودگی سطحی برای این مواد به علت سوختن سطحی هنگام ورود به اتمسفر و خنثی بودن گاز آرگون پایین است و خطر اصلی برخورد آن با ماهواره های عملیاتی است.   منابع   http://en.wikipedia.org/wiki/US-A http://en.wikipedia.org/wiki/Kosmos_954 http://www.svengrahn.pp.se/trackind/RORSAT/RORSAT.html http://fly.historicwings.com/2013/01/the-nuclear-disaster-of-kosmos-954/   همه حقوق متعلق به گرآورنده و www.military.ir است
  4. به نام حق موفقیت ها و مشکلات (سیاست مهار) در اواخر سال 1945 سیاستگذاران آمریکایی در برهه ای از سردرگمی به سر میبردند . پوستدام و کنفرانس های بعدی وزرای امور خارجه بی حاصل مانده بود . به نظر میرسید استالین بدون در نظر گرفتن پایبندی آمریکا در مورد دمکراسی ، خواسته های خود را بر اروپای شرقی تحمیل میکرد . دیپلمات های آمریکایی در لهستان ، بلغارستان و رومانی پیوسته با ناسازگاری های شوروی روبرو میشدند . مسکو ظاهرا با مشاهده یک آلمان و ایتالیای شکست خورده مفهوم واژه " مشارکت" را فراموش کرده بود . عکس العمل سیاست مداران آمریکایی در مقابل همه این قضایا چه بود ؟ دربهار سال 1946 ترومن هنگامی که با درخواست موفقیت آمیز خود مبنی بر تخلیه آذربایجان از نیروهای شوروی سیاست " سختگیری " را در پیش گرفت ، در واقع پاسخ به این سوال را آغاز کرد . او این سیاست را در قالب ویلسونی آن بکار برد . ترومن مانند روزولت موازنه قوا را رد کرده ، توجیه اقدامات آمریکا تحت عنوان امنیت را مورد نکوهش قرار داد ؛ در ضمن سعی کرد تا آنجا که ممکن است آنها را به اصول کلی قابل اجرا برای آحاد بشر نسبت داده و موافق با منشور جدید سازمان ملل جلوه دهد . وی بروز درگیری بین ایالات متحده و شوروی را ستیزی بین حق و باطل ( نه آنگونه که در قلمروهای نفوذ سیاسی شاهد آن بودیم) تصور میکرد . به هر حال در حقیقت حوزه های نفوذ ، بدون توجه به آنچه دولتمردان آمریکایی آنها را مینامیدند ، در حال اشکیل بوده و تا چهار دهه بعد یعنی فروپاشی کمونیسم باقی ماند. در حالی که اتحاد شوروی کشورهای اروپای شرقی را ضمیمه خاک خود میکرد ، آلمان مناطق غربی متصرفه اش را تحت رهبری ایالات متحده تحکیم بخشید . دول محور سابق ، یعنی ایتالیا ، ژاپن و بعد از سال 1949 جمهوری فدرال آلمان ، بتدریج به سوی ایالات متحده پیش رفتند . اگر چه اتحاد شوروی بواسطه پیمان ورشو سلطه خود را بر اروپای شرقی مستحکم ساخت اما این اتحاد صوری نیز مشخصا با توسل به زور در حال تشکیل بود . در همین حال کرملین با تقویت یک جنگ چریکی در یونان و با ترغیب برپایی تظاهرات گسترده توسط احزاب کمونیست military.ir اروپای غربی خصوصا در فرانسه و ایتالیا ، نهایت سعی خود را در جهت ایجاد وقفه در روند اتحاد غربی بکار برد . رهبران آمریکا میدانستند که باید در مقابل گسترش بیشتر شوروی از خود مقاومت نشان دهند . اما سنت ملی ، آنها را بر آن داشت تا در پی توجیه این مقاومت ، تقریبا بر هر اساسی جز توسل به موازنه قدرت قدیمی باشند ، و در انجام این امر نباید ریاکارانه عمل میکردند ، و وقتی نهایتا دریافتند که تصور روزولت از سیاست " چهار مامور پلیس " نمیتواند تحقق یابد ترجیح دادند این تحول را به عنوان یک عقب نشینی موفق در مسیر یک نظم ضرورتا هماهنگ جهانی تفسیر کنند . در اینجا با یک چالش فلسفی روبرو شدند . آیا سرسختی و ناسازگاری شوروی میتوانست صرفا روندی زود گذر باشد ؟ آیا امریکایی ها همانگونه که معاون رییس جمهور ، هنری والاس ، و پیروانش تصور میکردند ، به خاطر عدم برقراری ارتباط کافی با استالین در رابطه با مقاصد صلح جویانه شان ، به طور غیر عمد باعث میشدند در شوروی ها احساسا سوء ظن شدیدی ایجاد شود ؟ آیا استالین ئاقعا همکاری بعد از جنگ با قویترین کشور جهان را رد میکرد ؟ و آیا او تمایلی به برقراری روابط دوستانه با آمریکا نداشت ؟ در حالی که بزرگترین چرخه سیاستگذاری واشنگتن این سوالات را مورد بررسی قرار میدادند ، گزارش یک کارشناس از روسیه بدستشان رسید ؛ او ، جرج کنان ، یک دیپلمات نسبتا تازه کار سفارت آمریکا در مسکو بود که سعی دشات در گزارشش چهارچوبی فلسفی و مفهومی برای تفسیر سیاست خارجی استالین ارایه دهد . این یادداشت ، یا بعبارتی یکی از گزارش های نادر سفارتخانه ای ، که نظر واشنگتن را نسبت به جهان تغییر داد به عنوان " تلگرام طولانی " معروف شد . کنان عقیده داشت ایالات متحده باید دست از سرزنش خود بخاطر ناسازگاری های شوروی بردارد ، زیرا ریشه سیاست خارجی شوروی ترکیبی از تعصب عقیدتی کمونیستی و توسعه طلبی قدیمی تزاریست است . طبق نظر کنان ، ایدولوژی کمونیست قلب دیدگاه استالین را در مورد جهان تشکیل میداد . استالین قدرتهای کاپیتالیستی غربی را دشمن قطعی میدانست . بنابراین تنش های بین اتحاد شوروی و آمریکا نتیجه سوء تفاهم یا ارتباط ناقص بین واشنگتن و مسکو نبود ، بلکه در درک اتحاد شوروی از جهان خارج ریشه داشت ؛ " آنها در این عقاید {کمونیستی} (با هداف بشردوستانه) به دنبال توجیه هراس غریزی خود از جهان خارج ، دیکتاتوری خود ، که بدون آن نمیتوانستند به حکومتشان ادامه دهند ، ظلمی که راهی به جز تحمیل آن نداشتند و فداکاری هایی که خود را نیازمند آن میدیدند ، بودند . آنها به نام مارکسیسم هرگونه ارزش اخلاقی را فدای روشها و تاکتیک هایشان میکردند و اکنون نمیتوانستند دست از این ایدولوژی بردارند ، زیرا احترام اخلاقی و فکری آنها را تشکیل میدهد . آنها بدون کمونیسم تنها بعنوان آخرین جانشین حاکمان ستمکار و افراط کار روسی که بیرحمانه کشورشان را به سوی قله های حدید قدرت نظامی پیش برده اند تا امینت خارجی رژیمهای از داخل ضعیف خود را تضمین کنند ، در مقابل تاریخ قرار خواهند گرفت .... " کنان معتقد بود از زمانهای بسیار قدیم تزار ها در پی military.ir گسترش اراضی خود بودند . آنها سعی داشتند لهستان را مقهور ساخته و تبدیل به کشوری وابسته سازند ؛ بلغارستان در درون حوزه نفوذ روسیه قلمداد کرده و با برعهده گرفتن کنترل تنگه های دریای سیاه در پی دست یافتن به بندری در مدیترانه بودند . " ریشه دید نگران کرملین از امور جهان احساس ناامنی قدیمی و غریزی روسیه میباشد . در ابتدا این نا امنی مخصوص مردم آرام و کشاورز بود که سعی داشتند در دشتی گسترده و در همسایگی مردمی حریص و چادر نشین زندگی کنند. در حالی که روسیه از نظر اقتصادی با غرب پیشرفته ارتباط بر قرار میکرد ، هراس از جوامع شایسته تر ، قدرتمند تر و دارای سازماندهی بهتر در این منطقه به آن افزوده گشت . اما این نوع دوم ناامنی چیزی بود که حاکمان روس را بیش از مردم عادی این کشور را پریشان ساخت ؛ زیرا حاکمان روس همواره احساس میکردند حکومتشان دارای شکلی نسبتا قدیمی بوده ، پایه و اساس روانی آن سست و ساختگی است و نمیتوانند در مقابل یا در تماس با نظامهای سیاسی کشورهای غربی ایستادگی کند ، و به همین دلیل همواره از نفوذ خارجی و تماس مستقیم بین جهان خارج و داخل کشورشان و آنچه در صورت درک واقعیت در مورد جهان خارج توسط روسها یا درک حقایق جهان داخل شوروی توسط خارجیان اتفاق افتاد هراسان بوده اند . آنها آموختند امنیت را نه با پیمان و مصالحه ، بلکه تنها در مبارزه مهلک برای نابودی کلی قدرت رقیب جستجو کنند . " کنان به استدلالش چنین ادامه داد که اهداف شوروی از این قرار بود که چاپلوسی های آمریکا نمیتوانست انها را تغییر دهد . آمریکا میبایست برای مبارزه ای طولانی آماده میشد ؛ زیر اهداف و فلسفه های ایالات متحده و شوروی غیر قابل تطبیق بودند . اولین ارائه نظریه نظام مند این رهیافت جدید در یکی از یادداشت های وزارت خارجه که در اول آوریل 1946 به کمیته چند سازمانی تسلیم شد ، نمایان گشت . این رهیافت که یک مقام رسمی وزارت خارجه ، به نام اچ . فریمن ماتیوز آن را طرح کرد سعی داشت تا مشاهدات ضرورتا فلسفی کنان را به سیاست خارجی عملی تبدیل کند . برای اولین بار یک گزارش سیاسی آمریکا درگیری با اتحاد شوروی را به عنوان یک خصیصه بومی نظام شوروی مورد بررسی قرار داد . مسکو می بایست " در وهله اول از طریق ابزار دیپلماتیک و در تحلیل آخر ، در صورت لزوم ، از طریق نیروی نظامی متقاعد میشد که مسیر فعلی سیاست خارجی اش تنها میتوانست به مصیبتی برای اتحاد شوروی منجر شود " آیا این کلمات جسورانه که کمتر از یکسال بعد از پایان جنگ جهانی دوم پیشنهاد شد به این مفهوم است که ایالات متحده از هر منطقه تهدید شده در اطراف حدود گستره شوروی حمایت خواهد کرد ؟ منبع ... ؛ دیپلماسی ، هنری کسینجر ، ترجمه فاطمه سلطانی یکتا و رضا امینی ، انتشارات اطلاعات 1378 تاریخ انتشار کتاب اصلی به همین عنوان 1994 - جلد دوم فصل هجدهم ص43 به بعد ! کپی از مطالب تنها با درج لینک سایت www.military.ir مجاز است . پایان بخش اول بخش دوم http://www.military....-هنری-کسینجر-2/ بخش سوم http://www.military....-هنری-کسینجر-3/ بخش چهارم http://www.military.ir/forums/topic/26960-سیاست-مهار-شوروی-سابق-به-روایت-هنری-کسینجر-4/
  5. به نام خدا و با سلام خدمت دوستان گرامی در این تاپیک می خواهیم درباره نبردی صحبت کنیم که در جهان کمتر مطرح شده است ولی در عین حال یکی از اثر گذار ترین جنگ های جهان به شمار می رود که توانست چهره جهان را تغییر دهد. جنگ شوروی و مغولستان از یک سو و امپراتوری ژاپن از سویی دیگر در کنار رودخانه KHALKHIN GOL و شکست امپراتوری ژاپن در این جنگ که تنها چند هفته پیش از آغاز جنگ جهانی دوم اتفاق افتاد ، باعث شد که سرنوشت جنگ جهانی دوم تغییر کند. تا پیش از قرن بیستم میلادی ، کشور ژاپن در شمار عقب مانده ترین و بدبخت ترین کشورهای جهان به شمار می رفت. این کشور که فاقد هر گونه منابع قابل توجه بود از دیرباز طمع هیچ یک از کشورهای استعمارگر ، جهت تسخیر و استعمار این کشور را بر نمی انگیخت. از این رو در طول تاریخ ، کشورهای استعمار گر کوچکترین توجهی به ژاپن نداشتند. مردم ژاپن در این دوره مردمی بودند که به شدت دچار سستی و رخوت شده بودند. با آغاز قرن بیستم مردم ژاپن نیز به مرور نسبت به وضع نابسامان کشور خود اظهار نارضایتی می کردند. مردم ژاپن معتقد بودند که علت اصلی گرفتاریها و بدبختی های مردم ژاپن ناشی از روش حکومت امپراتوری این کشور است. کم کم اعتراضات مردمی بالا گرفت و مردم از امپراتور این کشور خواستند مجلسی متشکل از نمایندگان مردم را تشکیل دهد که کار اداره امور کشور را بر عهده داشته باشد. 124 امین امپراتور ژاپن (امپراتور میی جی تنو) به ناچار با درخواست مردم موافقت کرد و مجلس نمایندگان را تشکیل داد. از زمان تشکیل این مجلس و تبدیل حکومت ژاپن به سلطنتی مشروطه ، ارتش این کشور (به موازات سیاست های توسعه طلبانه سران ژاپن) رشد صعودی را به خود گرفت و به سرعت تبدیل به یکی از ارتش های بزرگ جهان گردید. ژاپن که از نظر اراضی و منابع طبیعی ، کشوری کوچک و فقیر به حساب می آمد ، چشم طمع به اراضی و منابع مناطق غربی ژاپن دوخته بود. در سال 1902 ارتش ژاپن بسیار نیرومند گردیده بود. به طوریکه اکثر دول قدرتمند آن زمان مثل اسپانیا ، انگلستان ، شوروی و فرانسه ناگهان از بروز این قدرت جدید و جوان که آماده بلعیدن اراضی و منابع شرق آسیا بود به وحشت افتاند. در 7 فوریه سال 1904 ارتش ژاپن به بندر بسیار مهم و استراتژیک پورت آرتور که در شمال شرق چین واقع شده بود حمله کرد. این بندر که متعلق به روسها بود ، به عنوان پایگاهی برای حفظ منافع روسیه در اقیانوس آرام به شمار می رفت و در واقع مرکز فرماندهی دریایی روسیه تزاری در اقیانوس آرام به شمار می رفت. این بندر مهم و استراتژیک به سرعت به تصرف ارتش ژاپن درآمد و ناوگان روسیه در شرق این کشور در برابر ناوگان دریایی ژاپن به سختی شکست خوردند و این شکست به شدت باعث تحقیر روسیه در مجامع بین المللی شد. در 27 می 1905 ناوگان دریایی امپراتوری ژاپن با ناوگان روسیه در تنگه معروف تسوشیما درگیر شد و ناوگان روس ها را تارومار کرد. شکست های پی در پی شوروی در این سالها از ژاپن باعث شد که این شکست ها به صورت عقده ای برای افکار عمومی مردم روسیه در بیاید. تا سال 1912 ارتش دو کشور درگیری های پراکنده ای با یکدیگر داشتند که بیشتر این درگیری ها به نفع ژاپن به پایان می رسید. مدتی نیز با وساطت انگلستان بین این دو کشور صلح و آتش بس برقرار می شد ولی چندان دوام نمی آورد و به سرعت درگیریهای بین این دو کشور ادامه پیدا می کرد. پس از پیروزی بلشویک ها در روسیه و سرنگون کردن حکومت تزار ها و تاسیس اتحاد جماهیر شوروی و حزب کمونیسم به رهبری لنین ، ورق بخت ژاپنی ها بازگشت. ژاپنی ها که به مدت 15 سال به طور مداوم و مستمر سواحل و متعلقات روسیه را در شرق این کشور مورد ترکتازی خود قرار می دادند ناگهان با ارتشی منظم و قدرتمند مواجه شدند. با سرنگون شدن حکومت تزارها و روی کار آمدن بلشویک ها ، ارتش روسیه (شوروی) دچار تحولات اساسی شد و شروع به بازسازی مجدد خود کرد. امپراتور میی جی تنو امپراتور هیروهیتو [/color]
  6. با سلام T-10 T-10 نام یکی دیگر از تانک های سنگین شوروی بود که وزنی حدود 52 تن داشت . این تانک یکی از قدرتمند ترین تانک های شوروی بود که در اواسط سال 1950 میلادی ساخته شد که همین امر سبب شد تا انگلستان در طول جنگ سرد در مقابل این تانک T-10 تانک ‏Centurion‏ را تولید کند . بزرگترین تفاوت های این تانک بین تانک IS-3 که یکی دیگر از تانک های سنگین شوروی بود در بزرگ تر بودن اتاقک هدایت ، دارا بودن برجکی کوچک تر که باعث نصب سلاح های جدید می شد ، بهینه شدن موتور ، و سلاح های و جنگ افزار های قوی تر و جدید تر که شایان ذکر است تانک تی 10 مهمات بیشتری نصبت به تانک سنگین IS-3 داشت . همین امر سبب شد تا تانک تی 10 جایگزین تانک IS-3 شود که البته باید گفت که تانک تی 10 یا IS-10 آخرین نمونه از تانک های IS بود . تانک هایی که با نامIS هستند در واقع همان تانک های Iosif Stalin در روسی و در فارسی ژوزف استالین هستند که بعد از مرگ استالین نام این تانک به تی 10 تغییر کرد . نمونه های اول تانک تی 10 در بین سال های 1954 تا 1957 طراحی و ساخته شد نمونه های 2 و 3 این تانک هم در بین سال های 1957 تا 1966 ساخته شدند که در اصل برای حرکت در آب تجهیز شده بودند.این تانک به منظور شکستن خطوط دشمن و در واقع ضربه زدن به پیاده نظام ساخته شد . این تانک از سرعت آتش آرامی برخوردار دار بود به طوریکه در دقیقه فقط می توانست 3 تا 4 بار شلیک کند چراکه گلوله توپ از هم جدا بودند و حتما باید قبل از شلیک آن را آنها را در کنار یک می گذاشتند و این کار وقت زیادی را می گرفت . در هنگام سراشیبی توپ این تانک بی حرکت بود و این یکی از مشکلات دیگر این تانک سنگین بود . تا سال 1980 بهترین تانک های شوروی تا 10 ها بودند چراکه گلوله های آنها می توانست تا 45 میلیمتر و با برد 2 کیلومتر در بدنه تانک ها و بقیه تجهیزات زمینی نفوذ کند . این تانک به چهار نمونه مختلف تقسیم می شد که عبارت بودند از : T-10 ( نمونه بهینه سازی شده ی IS-3 ، T-10A ( تولید در سال 1956 به تعداد 400 دستگاه ) ، T-10B ( تولید در سال 1958 ، تجهیز شده به توپ بزرگ تر و سرعتی بیشتر ، میزان تولیدات 600 دستگاه ) ، T-10M ( نمونه برتر و آخر این دسته تانک ها . نمونه پیشرفته شده در زمینه سلاح های M-62-T2 L/43 . تجهیز شده به توپ muzzle brake . سیستم های دید در شب ، سیستم حفاظت NBC ، و بیشتر از 10.29 متر طول . * ) سال ورود به خدمت در نمونه اول : 1956 کشور سازنده : شوروی طول در نمونه اول : 9.87 m عرض : 3.56 m وزن : 52 تن ارتفاع : 2.43 m سرنشینان : 4 نفر سلاح : 250 mm 122 mm 12.7 mm DShKM اسب بخار : 12-cyl ، موتور مدل l V-2 ، و در آخر 700 hp سنگینی/وزن : 13 hp برد : 250 کیلومتر بدون توقف سرعت : 42 کیلومتر در ساعت