جستجو در انجمن

مشاهده نتایج برای برچسب های 'زرهی'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بوسیله برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


انجمن ها

  • بخش داخلی
    • اخبار و قوانین
    • ماهنامه میلیتاری
    • گالري عكس و فيلم
    • کتابخانه میلیتاری
    • مقالات برتر
  • War and History - بخش جنگ و تاریخ
    • مباحث جامع نظامی
    • پیمان ها - قراردادها و معاملات تسلیحاتی
    • دکترین و استراتژی
    • عملیات های نظامی
    • جنگ تحمیلی
    • تحولات روز امنیتی نظامی بین الملل
    • General Military Discussions
  • Air force Forum - بخش نیروی هوایی
    • هواپیماهای نظامی
    • بالگردهای نظامی
    • تسلیحات هوایی
    • متفرقه در مورد نیروی هوایی
    • سایر بخشهای نیروی هوایی
    • Airforce - English
  • Army Forum - بخش نیروی زمینی
    • ادوات و تسلیحات زمینی
    • خودروهای نظامی و زره پوش ها
    • مباحث جامع زرهی
    • توپخانه زمینی
    • موشک های زمین پایه
    • الکترونیک زمینی
    • تجهیزات و تسلیحات انفرادی
    • متفرقه نیروی زمینی
    • سایر بخشهای زمینی
    • Ground forces - English
  • Navy Forum - بخش نیروی دریایی
    • شناورهای سطحی
    • شناور های زیرسطحی
    • هوا دریا
    • تسلیحات دریایی
    • سایر بخش های نیروی دریایی
    • علوم و فنون دریایی
    • راهبردها و راهکنش های دریایی
    • تاریخ نیروی دریایی
    • اخبار نیروی دریایی
    • Navy - English
  • News Section - بخش خبر
    • اخبار روز ایران و جهان
    • اخبار صفحه اول
    • رایانه و شبکه
    • English News
  • Non-Military Forums - سایر بخشها
    • دیگر موضوعات و مطالب

پیدا کردن نتایج در ...

یافتن نتایج که ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروز رسانی

  • شروع

    پایان


Filter by number of...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


Website URL


Yahoo


Skype


Location


Interests

پیدا کردن 53 results

  1. لکلرک(Leclerc) نام تانک رزمی پیشرفته ای است که توسط کارنجات جیات(Giat) فرانسه ساخته شده و توسعه یافته است. این تانک درارتش کشورهای و امارات متحده عربی عملیاتی گردیده است . لکلرک فقط یک تانک به معنای کلاسیک آن نیست بلکه یک سیستم جنگ افزاری پیشرفته می باشد که به جدیدترین سلاح های عصر خود مجهز شده است . جدیدترین فناوری های نظامی بکار رفته در این تانک موجب شده است که فاکتورهای برتری رزمی همچون قدرت تحرک ، مانور پذیری ، قدرت آتش و ضریب ایمنی حفاظتی این تانک به بالا ترین حد ممکن برسد . تانک لکلرک از سال 1990 میلادی واری خط تولید گردید و در سال 1992 در ارتش فرانسه و به دنبال آن در سال 1995 در ارتش امارات متحده عربی عملیاتی گردیده است . لازم به ذکر است که تانک بهینه سازی شده لکلرک باکد(MK2) نیز در سال 1998 وارد خط تولید گردید . این تانک به احترام ژنرال ژاک فیلیپ لکلرک ، فرمانده لشکر دوم زرهی فرانسه آزاد در جنگ دوم ، لکلرک نامیده شد . ژنرال لکلرک کسی بود که در سواحل نرماندی پیاده شد و پیشروی نیروهای فرانسه را فتح پاریس رهبری کرد . تانک لکلرک جایگزین تانک معروف AMX-30 گردیده است که سال ها به عنوان ماشین زرهی اصلی فرانسه مشغول خدمت بوده است . در آغاز دهه هفتاد میلادی ارتش فرانسه به این نتیجه رسید که تانک AMX-30 آن کشور فرسوده شده وباید برای جایگزینی آن با یک تانک پیشرفته دیگر فکری نمود. در سال 1977 ارتش فرانسه نیاز خود را مبنی بر ساخت یک تانک رزمی جدید را مطرح نمود . امکان خرید تانک های خارجی همچون آبرامزایالات متحده، لئوپارد2 آلمان غربی و مرکاوای اسرائیل که جزو بهترین تاکهای رزمی جهان مه حساب می آمدند نیز توسط مقامات فرانسوی مطالعه گردید ورد شد.مقامات فرانسوی از تانک لئوپارد2 آلمان ها خوششان آمده بود دست همکاری را به سوی آلمان ها دراز کردند اما برنامه مشترک ساخت تانک جدید بر پایه تانک لئو پاردآلمان هابه نتیجه نرسید . سرانجام در سال 1979 میلادی دولت فرانسه تصمیم گرفت که ساخت این تانک را بعنوان یک پروژه ملی در داخل کشور آغاز کند . برخلاف اکثر تانک های غربی که از سیستم حفاظتی غیر فعال استفاده می کردند ، برای تانک لکلرک سیستم حفاظتی فعال در نظر گرفته شد . سیستم حفاظتی فعال که به سیستم سیستم حفاظتی عامل نیز معروف است بیشتر توسط نمونه تانکهای شرقی (بلوک شرق) مورد استفاده قرار می گرفت . مقامات ارتش فرانسه علت در نظر گرفتن سیستم حفاظت فعال برای تانک را پایین آوردن جرم کلی و بالا بردن قابلیت تحرک تانک اعلام کردند . در نتیجه پایین آمدن جرم تانک قدرت مانورپذیری آن افزایش می یابد و درصورت آتش مستقیم یا شلیک جنگ افزارهای هدایت شونده دشمن خدمه می توانند با یک اقدام به موقع از اصابت جنگ افزارهای دشمن به تانک جلوگیری کنند . به علت هزینه های هنگفت ساخت تانک ، دولت فرانسه در صدد شراکت با یک کشور دیگر بود تا بتواند قسمتی از هزینه ها را جبران کند . سرانجام مقامات اماراتی به فرانسوی ها پیشنهاد همکاری دادند و بدین ترتیب امارات متحده عربی نیز وارد این پروژه گردید و قرار شد که علاوه بر420 دستگاه تانک در نظر گرفته شده برای ارتش فرانسه 390 دستگاه دیگر نیز برای امارات ساخته شود . در سال 1986 میلادی پروژه ساخت تانک تحت عنوان لکلرک آغاز شد و به سرعت شش نمونه اولیه ساخت شدند . تولید انبوه تانک نیز در سال 1990 آغاز گردید . تانک لکلرک به یک توپ بدون خان 120 میلیمتری مجهز است که توسط شرکت(GIAT) ساخته شده است . سری کاملی از گلوله های مختلف برای این توپ ساخته شده است از جمله گلوله های ضد زره APFSDSو گلوله های انفجاری شدید ضد تانک HEAT البته تانک لکلرک از مهمات تانک لئوپارد2و سری تانک های ابرامز ایالات متحده نیز می تواند استفاده نماید . این توپ به یک روکش حرارتی و یک سیستم هوای فشرده اتوماتیک مجهز است . این تانک از سیستم هوای فشرده برای خارج کردن دود ناشی از شلیک استفاده می کند و بر خلاف بسیاری از تانک های دیگر از سیلندر تخلیه کننده استفاده نمی نماید . تانک لکلرک از یک سیستم گلوله گذاری اتوماتیک منحصر به فرد بهره می برد . این سیستم خدمه تانک را از چهار نفر به سه نفر کاهش داده است زیرا دیگر نیازی به فرد گلوله گذار نیست . این سیستم گلوله گذار خودکار نواخت تیر 12 گلوله توپ در دقیقه را برای تانک امکانپذیر نموده است . همچنین این سیستم تونایی شلیک حین حرکت و مناطق ناهموار و علیه اهداف متحرک را برای تانک میسر ساخته است . این سیستم 22 گلوله را بصورت آماده برای حمل می کند 18 گلوله دیگر نیز در انبارک ویژه تانک ذخیره می شوند . تانک لکلرک میتواند حین حرکت با سرعت 40 کیلومتر بر ساعت به سمت هدفی در فاصله 400 متری خود شلیک نماید . همچنین این تانک می تواندحین حرکت با سرعت 60 کیلومتر بر ساعت نیز شلیک نماید . این در حالی است که اغلب تانک های پیشرفته امروزی درصورتی می توانند شلیک دقیقی انجام دهند که با سرعتی در حدود 15 کیلومتر بر ساعت اقدام نمایند . تانک علاوه بر توپ اصلی به یک قبضه مسلسل 12.7 میلیمتری موازی با توپ ویک قبضه مسلسل 7.62 میلیمتری مستقر برروی برجک مجهز شده است . مسلسل مستقر برروی برجک درون یک محفظه تقویت شده قرار گرفته است . تانک لکلرک از سیستم حفاظتی گالیکس(Galix) استفاده می کند این سیستم حفاظتی که شرکت جیات آن راطراحی کرده است انواع گوناگونی از نارنجک های دود زا و گلوله های پنهان کننده از مادون قرمز را شلیک می نماید . بدنه و برجک تانک از قطعات زره فولادی و زایه دار ساخته شده است و در صورت آسیب دیدن این قطعات می توان براحتی آنها راتعویض نمود . تانک لکلرک به یک سیستم مدیریت نبرد بنام FINDERS و یک دستگاه ارتباطی دیجیتالی ازنوع سیستم پایانه ای اطلاعات(TIS) بنام ICONES مجهز شده است . این سیستم ها برای جمع آوری اطلاعات از دیگر تانک ها و گرفتن دستورات لازم از ستاد فرماندهی مرکزی بکار می روند . FINDERS شامل یک نقشه تمام رنگی کامپیوتری است که موقعیت تانک ها و نیروهای خودی و نیروهای دشمن رانمایش میدهد . سیستم کنترل آتش دیجیتالی تانک لکلرک میتواند مستقلا توسط توپچی یا فرمانده تانک بکار گرفته شود . تانک به حسگرها و هدف یاب های متفاوتی مجهز است از جمله هدف یاب ثابت توپچی بانام SAVAN-20 ساخت شرکت ساژم (SAGEM) و سیستم دیدروزانه – شبانه راننده به نام OB-60 که شرکت تیلز اپتروسیس (Thales Optrosys) سازنده آن است . سیستم کنترل آتش تانک قادر است تاشش هدف متفاوت را بصورت یکجا رد یابی کند این سیستم مشابه تانک چلنجر 2(Challenger2) ارتش انگلستان می باشد . http://www.giat-industries.fr/images/fonds/fondleclerc_1_800.jpg موتور تانک لکلرک یک موتور دیزلی هشت سیلندر بنام SACM می باشد . این موتور قادر است توانی معادل 1500 اسب بخار ایجاد کند . همچنین تانک لکلرک به یک سیستم تعویض دنده اتوماتیک به نام SESM ESM 500 مجهز است . که پنج دنده جلو و دو دنده عقب دارد . حداکثرسرعت جاده ای تانک 70 کیلومتر بر ساعت و حداکثر سرعت آن در مناطق ناهموار50 کیلومتر برساعت است . برد عملیاتی تانک نیز 550 کیلومتر درحالت معمول و 650 کیلومتر با کمک مخازن سوخت اضافی است . تانک به یک توربین گازی بنام TM307B مجهز شده واین توربین توان کمکی مورد نیاز تمامی سیستم های تانک را در صورت از کار افتادن موتور اصلی تامین خواهد کرد . تانک لکلرک بسیار پر قدرت است و نسبت توان به جرم آن 21 وات بر هر کیلو گرم می باشد . این ویژگی موجب آن گردیده که این تانک به یکی از سریع ترین تانکهای رزمی جهان تبدیل شود . این تانک می تواند درمدت ۴ ثانیه به سرعت 32 کیلومتر برساعت برسد . باوزنی درحدود56 تن ، تانک لکلرک یکی از سبک ترین تانک های رزمی جهان به حساب می آید . جعبه دنده تانک به یک سیستم کند کننده هیدروکنیتیک مجهز شده است تا شتاب تانک را به میزان 7 متر بر مجذور ثانیه کاهش دهد . این ویژگی در آخرین لحظات یعنی قبل از اصابت گلوله دشمن بسیار مفید خواهد بود زیرا تانک با یک کاهش سرعت ناگهانی میتواند از اصابت گلوله دشمن بگریزد . تانک لکلرک در سال 1990 وارد خط تولید گردید و خیلی دیر وارد ارتش فرانسه شد در نتیجه نیروهای فرانسوی نتوانستند از این تانک در جنگ خلیج فارس استفاده کنند . طی درگیریهای کوزوو این تانک وارد عرصه نبرد گردید و 15 دستگاه از این تانک در راستای ماموریت صلح بانی نیروهای فرانسوی در کوزوو مستقر شد است. بطور خلاصه میتوان لکلرک را آمیزه هایی از تکنولوژی ، قدرت و سرعت نامید . مشخصات: خدمه: 3نفر وزن تانک: 56 تن طول بدنه تانک:6.9 متر عرض تانک : 3.71 متر ارتفاع تانک از سطح زمین : 2.53 متر جنگ افزارهای موجود روی تانک : یک توپ 120 میلیمتری بدون خان + یک مسلسل 12.7 میلیمتری موازی با توپ+ یک مسلسل با کالیبر7.62 نصب شده روی برجک ظرفیت گلوله : آماده شلیک 32 گلوله ذخیره شده :18 گلوله نواخت گلوله توپ در دقیقه : 12 گلوله دردقیقه. مادون قرمز : دارد قابلیت شلیک در حرکت : دارد موتور : SACM V8X دیزلی با 1500 اسب بخار قدرت. حداکثر سرعت جاده ای :70 کیلومتر بر ساعت. حداکثر سرعت غیرجاده ای :50 کیلومتر بر ساعت. حداکثر برد عملیاتی :550الی 650 کیلومتر عمق شناوری پایاب : بالوله هواکش 4 متر - بدون لوله هواکش : 1 متر ........................................ منبع: ماهنامه جنگ افزار شماره 16 گرفته شده از وبلاگ مجله نيروي زميني
  2. مقدمه : هانس گودریان ( 1954- 1888 ) ، ملقب به هانس سریع ( Schneller Heinz ) یکی از مشهورترین ژنرال های ورماخت بشمار می آید که نامش در تاریخ نظامی عصر مدرن ، با استخوان بندی یگان های نیروی زمینی ( واحدهای زرهی ) به شکل عجیبی عجین شده تا جایی که یکی از جوان ترین ، مشهورترین و در عین حال از اخرین فرماندهان واحدهای پانزر در جنگ دوم جهانی ، ژنرال ژنرال اتو فون مانتوفیل روایت جالبی از فرمانده ارشدش ، دارد: """"" او گودریان بود ، در آغاز یکّه و تنها ، اما او بود که تانک و کاربردش را بعنوان یک سلاح ارزشمند رزمی به ارتش شناساند . این کار ، مطمئناً از ستاد کل ارتش برنمی آمد ، باید گفت ، نام و مُهر شخصیت وی به مفهوم واقعی کلمه بر بدنه این سلاح حک شده است و حقیقتاً ، این جنگ افزار ، موفقیت عملیاتی خود را به او مدیون است .""""" راست : اتو فون مانتوفل چپ : هانس گودریان شروع طوفان : در میانه جنگ دوم جهانی ، کمیسیون تولید تانک به سرپرستی ژنرال هانس گودریان به منظور پر کردن شکاف ایجاد شده حاصل از روند طولانی طراحی ، تولید انبوه و تحویل سوپرتانک 1944 ((پانتر )) به ارتش توصیه کرد تا بر روی آنچه که درآن زمان ، توپهای تهاجمی ( assault guns ) نامیده می شد متمرکز شده و طرح های موجود را به نمونه های ارتقاء یافته ، تبدیل کند. برای نیل به این هدف ، چیزی در حدود 120 دستگاه پانزر-3 از گونه F با مسلح شدن به یک قبضه توپ 75 م.م L/43 به سال 1942 وارد خدمت شد ، به همین دلیل برخی مورخان براین عقیده اند که ارتش در آن زمان ، تمایل بیشتری برای توسعه یک توپ تهاجمی در قالب خودروی ویژه پشتیبانی از پیاده نظام در مقایسه با یک زره کوب نشان می داد . زره کوب اشتوگ-3 سری جی راست : نمای روبرو چپ : بخش نگهداری مهمات با توجه به این مساله ،براساس یک قاعده نانوشته ، هر اندازه درازای لوله توپ بیشتر می بود ، تاثیر کاربرد مهمات شدید الانفجار کاهش می یافت ولی از دید افسران واحدهای پیاده ، این معامله به نسبت قابل قبول می آمد ، به همین دلیل گونه Sturmgeschütz IIIG پس از مسلح شدن به یک قبضه توپ 75 م.م L-48 بصورت غیر قابل باوری از سوی این واحدها مورد استقبال قرار گرفت . برد موثر توپ فوق الذکر ( PAK-43) به بیشتر از 7000 فوت می رسید که دراین فاصله قابلیت نفوذ به درون زرهی به ضخامت 100 م.م با شیب 30درجه را در اختیار کاربر می گذاشت . در واقع ، زره کوب اشتوگ-3 با نیم رخ بسیار کوتاه و بهبود ضخامت زره های بخش جلویی با اضافه شدن زره هایی به ضخامت 80 م.م و همچنین با قرار گرفتن در کلاس وزنی کمتر از 25 تن ، انقلابی اساسی را در واحدهای زرهی و پیاده ارتش آلمان در جنگ دوم ایجاد نمود . این طرح چنان برای ورماخت جذاب شد که بعدها با اضافه شدن یک قبضه توپ کالیبر 105 م.م به شاسی فوق الذکر ، یک توپ خودکششی ابداع گردید که بنا بر برخی ملاحضات ، به هر گردان سه قبضه این توپها تعلق گرفت تا پوشش آتش کافی برای پشتیبانی از پیاده نظام فراهم گردد . اشتوگ-3 جی . ایتالیا - 1943 بدین سان ، فرزند ناتنی واحدهای زرهی ارتش ، اکنون درست در پیشانی یگانهای رزمی قرار گرفته بود و تا ماه مه 1941 ، نزدیک به 19 گردان مستقل از این توپهای تهاجمی (زره کوب) تشکیل شد . دوسال بعد ، یعنی در سال 1943 این تعداد به دو برابر یعنی حدود 38 گردان مستقل رسید و برای پشتیبانی از عملیات پیاده نظام در قالب یگانهای کوچک بطور مداوم جابه جا میشد . اهمیت این جنگ افزار به نسبت انقلابی در میان واحدهای نیروی زمینی چنان افزایش یافت که پس از کسب تجارت ذیقیمت در نبردهای گسترده ، افسران پیاده نظام برای انهدام توان زرهی دشمن و همچنین اجرای ضد حملات ، به شکل خاص بر روی این واحدها حساب جداگانه ای باز می کردند . از سویی دیگر ، توپهای تهاجمی جدید ، در مقایسه با تانکهای متعارف ، از هزینه طراحی وتولید کمتری برخوردار بودند ، چرا که مکانیزم پیچیده وگران قیمت برجک گردان در آنها وجود نداشت ، تولید انبوه آن به نسبت ساده تر بود واین برای صنایع زمان جنگ آلمان که نیروی انسانی با مهارت کمتر شامل کارگران خارجی ، اسرای جنگی را در برمی گرفت ، یک گزینه جذاب بشمارمی رفت . پانزر-4 علیرغم معرفی طرح های گوناگون و متنوع زرهی ، اسب کاری و استخوان بندی واحدهای زرهی ورماخت تا پایان جنگ دوم جهانی بشمار می رفت همزمان با افزایش جذابیت توپهای تهاجمی برای ارتش ، روند تولید تانک بتدریج دچار رکود میشد . بعنوان مثال ، از رده خارج بودن تانکهای پانزر-3 آنقدر واضح شده بود که خط تولید آن بعنوان یک خودروی رزمی سرعت به تکمیل یک شاسی برای نصب توپ تبدیل گردید . از سویی دیگر ، در اکتبر سال 1942 تولید پانزر-4 به 100 دستگاه در ماه کاهش پیدا کرد به همین دلیل در همان زمان ، ستاد کل ارتش پیشنهاد داد تا برنامه تولید انبوه پانزر-4 بعنون اسب کاری واحدهای زرهی متوقف و در عوض همه منابع برای تولید سریعتر پانترها و تایگر ها متمرکز گردد . اما در کمال تعجب ، شرکتهای قدیمی تری نظیر پورشه و پیمانکاران فرعی تولید تانک از همان ابتدای امر با این تصمیم به مشکل برخوردند . دلیل این امر را نیز می توان به محافظه کاری بیش از حد صنعت خودروسازی آلمان مرتبط نمود . موقعیت قرارگیری مهمات پانزر-3 سری اف از طرفی دیگر ، طراحان غیر نظامی خودروهای زرهی سنگین ،به شکل نامتناسبی ، شیفته یافتن راه حل برای چالشهای مربوط به مدلهای جدید ارتش نظیر تایگر و پانتر شده بودند و از دید آنها ، حل مشکلات فنی این سخت افزارها می بایست به گونه ای جلو می رفت که حتی در شرایط سخت نیز امکان تعمیرات صحرایی برای ارتش فراهم گردد . راست : نمای گرافیکی تانک پانزر3 سری اف چپ : پانزر3 سری اف .. جمعی هنگ پانزدهم زرهی ، لشکر 11 پانزر .. روسیه با توجه به این پیچیدگی بیش از حد روند طراحی و تولید تانک درآلمان ، تا سال 1942 یک هم افزایی با رویه منفی میان دوصنعت هم خانواده تولید خودرو و تانک ایجاد گردید و هر کدام ازاین دو در تلاش بود تا به شیوه مخصوص به خود که تصویرگر پیشگام بودن را در اختیار مشتری قرار میداد ، فرآیند تولید را به پیش ببرد . درواقع ، پیش از جریانات فوق الذکر ، دخالت سرفرماندهی ارتش در روند اعلام نیازمندی و طراحی خودروهای زرهی بسیار محدود بود و بیشتر بصورت یکسری توصیه ها و پیشنهادات عمدتا" منطق صورت می پذیرفت . بعنوان مثال ، براساس درخواست شخص هیتلر ، یکی از شرکتهای پیمانکاری موفق شد تا از ترکیب شاسی تانک پانزر-3 با توپ L-71 کالیبر 88 م.م که عمدتا" برای تانک تایگر توسعه یافته بود ، توپ خودکشی هامل را به نیروی زمینی تحویل دهد . راست : فوریه 1943 ... نمونه پروتوتایپ توپ خودکششی هامل در جریان یک بازدید به هیتلر نشان داده می شود . نمونه های اولیه این توپ به فشار شکن دهانه مجهز بودند ولی در نمونه های بعدی تصمیم گرفته شده تا این قطعه حذف گردد . در این زمینه ، گرچه شاسی مورد استفاده ، به گونه ای بود که آسیب پذیری قابل توجهی را در برابر آتش تانکهای پیاده نظام یا توپهای تهاجمی دشمن نشان میداد ، اما توپ قدرتمند و دوربرد 88 م.م با سرعت دهانه بالا پتانسیل بالایی به اندازه 50 درصد سازمان رزمی یک گردان ضد زره را به کاربر ارائه می داد و با تصویب تولید حداقل 500 دستگاه از این توپ ، قدرت تهاجمی و تدافعی ورماخت تا حد قابل قبولی افزایش پیدا می نمود . توپ تهاجمی فردیناند که بعدها با لقب "فیل" ( الفانت ) وارد خدمت شد ، در واقع پاسخی ناخواسته / خواسته به بدنه و سامانه رانشی پورشه به منظور تولید یک زره کوب سنگین مسلح به توپ 88 م.م بود و بدلیل شرایط جنگ ، بسرعت نزدیک به 90 دستگاه ازاین زره کوب تولید و در بهار سال 1943 در یک هنگ مستقل زرهی سازماندهی شدند . این خودروی زرهی ، بدون برجگ گردان ، در بهترین حالت ، یک تانک تایگر ناقص بشمارمی رفت که همان مشکلات فنی و بدون هیچ مزیت قابل توجه را ارائه میداد ، ضمن اینکه با وزنی در حدود 65 تن ، بلحاظ ابعاد تفاوتی با تایگر نداشت . علاوه براین ، حذف غیرضروری تیربار که برای دفاع از خود درمیدان نبرد بسیار اهمیت داشت ، موجب گردید که روسها در جبهه شرقی ، با هرنوع سلاح ضد زرهی که درسازمان رزمی آنها وجود داشت ( بخصوص در عملیات کورسک ) به تهدید قابل توجهی برای این هیولاهای فلزی تبدیل شوند . راست : نمای گرافیکی زره کوب 65 تنی ورماخت چپ : نمای درونی موقعیت قرار گیری مهمات زره کوب فردیناند اگرچه براساس تحلیل فوق الذکر ، این سخت افزارهای زرهی بیلان قابل توجهی را از خود برجای نگذاشتند ، اما ترکیب توپ88 م.م و شاسی تانک های متعارف ، تنها پیش مقدمه ای برای معرفی طرح های آینده بشمارمی رفت . ،به همین دلیل ، وی در ژوئن 1942 ، به فردیناند پورشه اجازه داد تا طراحی یک تانک فوق سنگین را کلید بزند که در نهایت با شناسه کنایه آمیز موش ( Mouse) در تاریخ خودروهای زرهی شناخته می شود . ماوس . فیل سفید هیتلر در جنگ ، گرچه روی کاغذ به تقریب رقیبی نداشت ، اما بدلایل مختلف ، سرنوشت محتومی در انتظارش بود !! موقعیت نگهداری مهمات مورد استفاده در پانزر-8 ماوس بر اساس اطلاعات موجود ، زره بخش جلویی این ابرتانک ، به 10 اینچ ( 25 سانتی متر ) می رسید و در حالی به یک توپ 6 اینچی (150 م.م ) مسلح شده بود که وزن هرپرتابه آن به 150 پاوند می رسید و در طرح نهایی ، وزن عملیاتی آن 188 تن ثبت شده بود که می بایست با سرعت جاده ای 12.5 مایل در ساعت وارد صحنه رزمی شود .صرف نظر از هزینه و پیچیدگی های طراحی ، تکمیل دو نمونه نخست این ابرتانک بیشتر از یکسال بطول انجامید . با این حال ، در عدم تاثیر رزمی این ابرتانک آلمانی بعنوان یک جنگ افزار زرهی بر روی روند جنگ و همچنین اتلاف منابع مادی و مهارت مهندسی اختصاص داده شده به این پروژه به تقریب هیچ شکی وجود ندارد ، با این وجود ، ابرتانک ماوس ، نشانه ای فراموش ناشدنی از نیروی زرهی ورماخت در جنگ دوم جهانی بشمار میرفت . بدین معنی که صرف نظر از حمایت مستقیم هیتلر ، ماوس درواقع نشان دهنده مسابقه ای میان برتری فنی و نیازهای رزمی میدان نبرد بشمار می رفت . پانزر4-سری اچ روسیه .. زمستان سال 1943 مضاف براین ، افزایش اندازه تانک بصورت خودکار ، تاثیر قابل توجی را بر روی میزان تحرک و قابلیت اطمینان رزمی این خودرو برجای گذاشت که این خود نیز بخوبی نشاندهنده فلسفه طراحی خودروهای زرهی و سلاح در آن زمان بود . اما با ورود جنگ به سال 1943 و سخت تر شدن شرایط نبرد در جبهه شرقی ، تکنیسن های آلمانی با تغییر رویکرد از حوزه مهندسی به علم مواد درصدد بودند تا راه حل مناسبی را برای غلبه بر مشکلات کاربرد واحدهای زرهی در جنگ پیدا نمایند . با تمامی این تفاسیر ، داستان طراحی وتولید ماوس ، در زمان خود ، روندی طولانی و نفس گیر محسوب میشد که در آن ترکیبی از تنش های میان نهادی ، پیچیدگی های فنی مربوط به ایجاد خط تولید و درنهایت کاهش توان رزمی ورماخت باعث گردید تا برخی کارشناسان (نظامیان ) نزدیک به سرفرماندهی عالی ارتش خواستار تعیین یک داور ( نظیر هانس گودریان ) برای رفع مشکلات پیش آمده شدند . در این خصوص ، گودریان ، ماوقع یک ملاقات خصوصی با هیتلر در 20 فوریه 1943 با محوریت برطرف کردن سوء تفاهامات متعدد در این خصوص را شرح می دهد که با تعیین یکسری شروط ، موجبات وسوسه سرفرماندهی عالی ارتش را فراهم نمود . براساس انچه که در تاریخ نظامی ورماخت به ثبت رسیده ، پی نوشت : 1- ادامه دارد ................. 2- برای اینکه بدونید چرا ورماخت در طول جنگ دوم جهانی علیرغم ارائه طرح های فوق العاده زرهی ، همیشه دچار مشکل بود ، این تاپیک را دنبال کنید ................. 2- استفاده از مطالب برگردان شده به پارسی در انجمن میلیتاری ، براساس قاعده " رعایت اخلاق علمی " منوط به ذکر دقیق منبع است . امیدواریم مدعیان رعایت اخلاق ( بخصوص رسانه های مدعی ارزشمداری ) بدون احساس شرمندگی از رفرنس قرار گرفتن بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران ، از مطالب استفاده نمایند . برگردان به پارسی ، اختصاصی برای بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران ( MILITARY.IR) مترجم : MR9
  3. بد نديدم حالا كه اينقدر جريان اين خودروي زرهي گرونقيمت داغه در موردش تاپيك بنويسم .پروژه جدید استریکر ارتش ایالات متحده تلاشی برای یافتن تعادلی کارامد بین قدرت و توانایی جابجبایی است و خودرویی است که به اندازه یک تانک مهلک و همانند یک هامر پر سرعت است و میتواند در کمتر از 96 ساعت در هر کجای دنیا اماده سرویس دهی باشد استریکر توسط کنسرسیومی از کمپانیهای جنرال داینامیک لند سیستمز و جنرال موتورز دیفنس رهبری میشد این خودرو یک طراحی دوباره از پروژه lan است این کنسرسیوم ترکیب و اشکال مذکور را برای استریکر در ساخته است و یادر دست ساخت دارد MGS سیستم تسلیحاتی متحرک ICV نفر بر استریکر MC مخصوص حمل خمپاره CV خودروی فرماندهی FSV پشتیبان اتش ESV خودروی دسته مهندسین MEV امبولانس نظامی ATGM خودروی موشک انداز موشکهای هدایت شونده ضد تانک NBCRV خودروی شناسایی ادامه دارد...
  4. به نام خدا تانک فوق پیشرفته K2 در جهان تانک های امروزی گاهی اوقات به تانک هایی بر می خوریم که به معنای واقعی کلمه پیشرفته اند. به طوریکه این پیشرفتگی آنها هم حالت نسبی و هم حالت مطلق دارد. تانک کی 2 ساخت کره جنوبی یکی از این تانک ها است. چرا که این تانک قدرتمند هم به نسبت تانک های همسایه شمالی خود دارای پیشرفتگی فوق العاده ای است و هم در مجموع از آخرین پیشرفت های تکنولوژی در ساختار خود استفاده می کند و تانکی پیشرفته و فوق مدرن به حساب می آید. کره جنوبی که در زمینه صنعت و تکنولوژی بسیار بسیار جلوتر از همسایه شمالی خود بوده و همچنین جزء کشورهای پیشگام و پیشرو در سطح جهانی نیز به شمار می رود ، تانک کی 2 را طراحی کرده است که از هر نظر از آخرین تکنولوژی های موجود استفاده می کند. ارتش کره جنوبی پس از جنگ کره توسط آمریکایی ها تقویت شد. به مرور تانک های ام 48 پاتن تحویل ارتش کره جنوبی گردید و این ارتش شروع به بازسازی خود و تقویت قوای زرهی خود در برابر همسایه شمالی خود و مقابله با خطر حمله مجدد همسایه شمالی خود کرد. از اوایل دهه 1980 نیز با افزایش قدرت زرهی جبهه شوروی و همچنین قدرتمند شدن هرچه بیشتر تانک های کشورهای مختلف ، ارتش کره جنوبی دست به طراحی و ساخت تانک جدیدی کرد تا بتواند موازنه قدرت خود را در برابر همسایه شمالی خود حفظ کند. به همین منظور تانک K1 طراحی گردید. این تانک در زمان خود تانک بسیار پیشرفته ای بود. این تانک از سال 1986 به تولید انبوه رسید و حدود 1000 دستگاه از آن ساخته و تحویل ارتش کره جنوبی گردید. در سال 1992 نیز با توجه به گسترش کالیبر توپها در کشورهای مختلف ، ارتش کره جنوبی دست به ساخت نمونه جدیدی از تانک K1 زد که از توپ 120 میلیمتری استفاده می کرد. تانک جدید ارتش کره جنوبی K1A1 نامگذاری شد و حدود 480 دستگاه از آن ساخته و تحویل ارتش کره جنوبی گردید. هم اکنون نیز ارتش کره جنوبی حدود 2500 دستگاه تانک در اختیار دارد که 900 دستگاه از آن را تانک های ام 48 پاتون ، که همگی به استاندارد A5K ارتقا یافته اند ، 1000 دستگاه تانک K1 و حدود 480 دستگاه آنرا تانک K1A1 تشکیل می دهد. به اعتقاد اکثر کارشناسان نظامی جهان توان زرهی کنونی ارتش کره جنوبی برای مقابله با توان زرهی همسایه شمالی خود که در حال حاضر تنها تهدید بالقوه این کشور به شمار می رود ، کاملا کافی است. تانک های K1 و همچنین K1A1 ارتش کره جنوبی دارای قابلیت های رزمی و تکنولوژیکی بسیار بالاتری نسبت به تانک های کره شمالی می باشند. حتی تانک های به روز شده ام 48 پاتون نیز از خیلی جهات برتر از تانک های قدیمی به روز شده ساخت شوروی می باشند که در اختیار کره شمالی قرار دارد. تانک های ارتش کره شمالی عمدتا شامل تانک های تی 55 ، تایپ 59 و تی 62 می باشد. اما کره جنوبی به چند دلیل مایل بود تانک جدیدی را طراحی کند. اول اینکه تانک های K1 و K1A1 هر چند تانک هایی بودند که در زمان خود بسیار پیشرفته بودند (تانک K1A1 هنوز هم جزء تانک های مطرح جهان به شمار می رود) اما هر دوی این تانک ها با استفاده از تکنولوژی وارداتی کشورهای غربی مثل آمریکا و آلمان ساخته شده بودند. حتی در طراحی این تانک ها نیز تا بخش زیادی از آنها به وسیله همکاری فنی و اطلاعاتی آمریکا صورت گرفته بود. شباهت فوق العاده این تانک ها با آبرامز خود موید این مطلب است. این مورد برای کشوری با سطح تکنولوژیکی بالا مثل کره جنوبی چندان جالب به نظر نمی رسید. از این رو کره ای ها تانک جدیدی را طراحی کردند که بخش عمده ای از آن از تکنولوژی بومی استفاده می کرد. دلیل دوم نوسازی ناوگان زرهی این کشور بود. تانک های ام 48 این کشور علی رغم بهینه سازی و آپگرید شدن بسیار خوب خود ، دارای عمری حدود 40 الی 50 سال بودند که می بایست کنار گذاشته می شدند. حتی تانک های K1 نیز علیرغم برتری بودن بر تانک های کره شمالی می بایست از خدمت کنار گذاشته شوند. دلیل دیگر افزایش سهم کره جنوبی در صادرات تسلیحات مدرن به کشورهای دیگر است. از این رو در سال 1995 کار طراحی و تولید تانک جدید کره جنوبی آغاز گردید. پروژه تولید این تانک با نام XK2 شناخته می شد. در روز جمعه 2 مارس 2007 برای اولین بار از این تانک در شهر سئول پرده برداری شد. طراحی این تانک 12 سال به طول انجامید و تنها 230 میلیون دلار هزینه صرف تحقیقات و طراحی اولیه این تانک گردید. کارخانجات متعددی مثل هیوندای ، کیا ، سامسونگ ، دوو و کارخانجات فولاد ملی کره جنوبی در طراحی و ساخت این تانک همکاری کردند و این تانک از هر نظر با استفاده از تکنولوژی و فن آوری بومی کره جنوبی ساخته شده است. همه این شرکت ها زیرمجموعه هایی بودند که هر یک بخشی از طراحی و تولید این تانک را بر عهده داشتند. پیمانکار اصلی این پروژه شرکت ROTEM بود و همه زیر مجموعه ها تحت رهبری این شرکت فعالیت میکردند. کی 2 تنها یک تانک ساده نیست. بلکه یک تانک تمام دیجیتال برای نبردهای دیجیتال آینده است که میدان نبرد را مدیریت می کنند. هنوز هم شرکت ROTEM در حال گسترش و بهبود برخی زیر مجموعه ها و سیستم های فرعی این تانک است. تانک M48A5K بهینه سازی تانک های M48 پاتن که قرار است با ورود کی 2 از سرویس این کشور کنار گذاشته شوند. تانک K1/88 تانک K1A1 تسلیحات و مهمات در مراحل طراحی این تانک دو برجک برای این تانک طراحی گردید. یک برجک بدون سرنشین بود که هیچ پرسنلی در آن قرار نمی گرفت که البته طرح این برجک در همان مرحله طراحی به دلیل مشکلات فنی بسیار کنسل شد. دیگری یک برجک دو سرنشینه بود که البته این برجک برای تانک جدید در نظر گرفته شد. برجک این تانک به وسیله نیروی الکتریکی گردش می کند و دارای سرعت گردش بالاتری نسبت به تانک های همرده خود می باشد. در ابتدا یک توپ 140 میلیمتری ساخت راین متال برای این تانک در نظر گرفته شده بود که البته در ادامه همان توپ 120 میلیمتری برای تولید انبوه مناسب دیده شد. البته این تانک این قابلیت را دارد که با اندکی تغییرات از توپ 140 میلیمتری هم استفاده کند. به عبارتی طراحان این تانک به این نکته توجه کرده اند که شاید در آینده نیاز به استفاده از یک توپ سنگین تر و قویتر در تانک خود باشد و به همین دلیل برجک تانک را به گونه ای طراحی کردند که می توان با اندکی تغییر یک توپ 140 میلیمتری را بر روی آن نصب کرد. در هر صورت یک توپ 120 میلیمتری ال 55 (با طول 6600 میلیمتر) بدون خان به عنوان توپ اصلی این تانک در نظر گرفته شد. این توپ آلمانی هم اینک در کارخانجات کیا کره جنوبی تحت لیسانس آلمان در حال ساخت می باشد. این توپ دارای سرعت دهانه بیشتری نسبت به توپ ال 44 که بر روی تانک K1A1 نصب شده است ، می باشد. البته تانک می تواند از توپ ال 44 نیز استفاده کند و به سادگی می توان برای ماموریت های سبکتر از توپ ال 44 (با طول 5280 میلیمتر) استفاده کرد. زمانی که در سال 2003 برای اولین بار ویدئویی توسط تلویزیون دولتی کره جنوبی از مراحل طراحی این تانک پخش شد ، خیلی ها اشتباها تصور می کردند که این تانک از توپ 52 کالیبر (با طول 6240 میلیمتر) مشابه توپ لکلرک استفاده می کند. اما پس از رونمایی نخستین سه نمونه ساخته این تانک مشخص شد که این تانک از توپ ال 55 راینمتال استفاده می کند. این توپ 120 میلیمتری به یک اتولودر فوق العاده پیشرفته و پر سرعت از نوع زنجیری مجهز شده است. این اتولودر مشابه همه اتولودرهای زنجیری تانک های غربی در قسمت پشت برجک قرار می گیرد. شرکت جیات فرانسه نیز اعلام کرد که اتولودر این تانک با استفاده از طرح اتولودر تانک لکلرک طراحی شده است. اما به هر حال خود این اتولودرها و قطعات آنها در این دو تانک قابل تعویض نیستند. اتولودر کی 2 قادر است که توپ این تانک را در هر زاویه ای لود کند. نه مثل تانک های شرقی که می بایست توپ برای لود شدن در زاویه 0 درجه قرار گیرد. این تانک در مجموع 40 گلوله 120 میلیمتری برای توپ اصلی خود حمل می کند که یک گلوله در داخل توپ و 16 گلوله در اتولودر و مابقی 23 گلوله نیز در محفظه حفاظت شده ای در قسمت جلوی شاسی تانک نگهداری می شود. توپ اصلی تانک به وسیله این اتولودر پیشرفته دارای ریتم آتش 15 گلوله در دقیقه است و می تواند هر 4 ثانیه یک گلوله شلیک کند. برای مقایسه بد نیست بدانید لکلرک دارای ریتم آتش 12 گلوله در دقیقه و تی 90 دارای ریتم آتش 6 الی 8 گلوله در دقیقه می باشد. کی 2 می تواند از همه مهمات 120 میلیمتری استاندارد ناتو استفاده کند. به جز این مهمات ، یک مهمات جدید با نام KSTAM و یا همان (Korean Smart Top-Attack Munition) نیز برای این تانک طراحی شده است. این مهمات تاپ اتک است و قابلیت حمله از بالا به تانک های دشمن را دارا می باشد. این مهمات از توپ اصلی به صورت مستقیم شلیک می شود اما در نهایت همانند خمپاره و آتش توپخانه به صورت منحنی و بالستیک بر روی هدف فرود می آید. این مهمات را نباید با موشک های ضد تانک مثل جاولین اشتباه کرد. این مهمات فاقد هرگونه موتور و یا پیشران راکتی است. شارژ پروپلنت که در لحظه انفجار و پرتاب در لوله توپ قرار می گیرد ، نیروی لازم برای طی مسیر این گلوله را فراهم می کند. برد این گلوله بین 2 تا 8 کیلومتر است. این مهمات خود دارای یک رادار فعال کوچک موج میلیمتری و یک سنسور اینفرارد است که به صورتی کاملا مقاوم طراحی شده است و همانند موشک هایی مثل هلفایر می تواند از موانع نیز عبور کند و اهداف سنگر گرفته در پشت موانع را نیز هدف قرار دهد. پس از شلیک گلوله ، چهار فین استابلایزر در پشت مهمات باز می شوند و کار هدایت و استابلایز کردن گلوله را تا نزدیکی هدف بر عهده می گیرند. زمانی که گلوله به بالای هدف رسید به وسیله چتر مخصوص خود با سرعتی کم بر روی هدف فرود می آید و در موقعیتی مناسب اقدام به انهدام هدف خود می کند. همچنین این مهمات قابلیت فایر اند فورگت را دارند و به صورت کاملا مستقل و مجزا از تانک ، هدف خود را نابود کنند. البته می توان این گلوله ها را به صورت نیمه خودکار توسط تانک نیز هدایت کرد. تسلیحات دوم تانک کی 2 نیز شامل یک تیربار کالیبر 7.62x51 میلیمتر می باشد که به صورت کواکسیال با توپ اصلی قرار می گیرد. این تیربار مجموعا با 12000 گلوله بارگذاری می شود. یک تیربار کالیبر 12.7x99 میلیمتر از نوع K6 نیز بر روی برجک بالای سر فرمانده تانک قرار میگیرد. این تیربار با 3200 گلوله بارگذاری می شود. این تیربار کالیبر 12.7 را می توان هم از داخل تانک به صورت ریموت کنترل و هم از خارج تانک استفاده کرد. این تیربار همچنین قابلیت تشخیص دوست و دشمن را نیز دارا می باشد. همانطورکه می بینید ظرفیت حمل مهمات تیربار این تانک نیز فوق العاده است. برای مقایسه بد نیست بدانید آبرامز مجموعا 4500 گلوله 7.62 میلیمتری و 1000 گلوله 12.7 میلیمتری با خود حمل می کند. تانک های شرقی نیز به طور متوسط 2000 گلوله 7.62 میلیمتری و 500 گلوله 12.7 میلیمتری با خود حمل می کنند. که در مقایسه با تانک های هم رده خود کی 2 دارای برتری فوق العاده ای است و تقریبا بیش از سه برابر تانک های غربی و بیش از چهار برابر تانک های شرقی مهمات تیربار با خود حمل می کند. توپ ال 55 کی 2 در حال شلیک توپ موتور و پیشران این تانک از یک موتور دیزلی با قدرت 1500 اسب بخار استفاده می کند. موتور اصلی این تانک که قرار است در تولید انبوه این تانک از آن استفاده شود یک موتور دیزلی طراحی کره جنوبی است. اما از آنجایی که در تاریخ رونمایی از تانک در سال 2007 هنوز طراحی موتور این تانک تکمیل نشده بود ، به طور موقت از یک موتور دیزلی ساخت MTU آلمان استفاده شد. موتور اصلی این تانک مشترکا توسط کارخانجات دوسان و STX کره جنوبی طراحی شده است. این موتور از نظر اندازه و جثه دارای کوچکترین اندازه در بین موتورهای با قدرت 1500 اسب بخار می باشد. به جز موتور اصلی ، یک واحد قدرت کوچک برای تانک در نظر گرفته شده است که شامل یک موتور توربینی کوچک با قدرت 100 اسب بخار است. زمانی که قرار است از تانک در نقش های ثابت و بدون تحرک استفاده شود ، موتور اصلی 1500 اسب بخار خاموش می شود و این موتور کوچک روشن می شود برق لازم برای تحرک برجک و سایر سیستم های الکتریکی را فراهم می کند. این کار سبب کاهش مصرف سوخت و همچنین کاهش سر و صدای ناشی از فعالیت موتور اصلی تانک می شود. کی 2 به وسیله این موتور پرقدرت و پرتوان خود قادر است در جاده های هموار و صاف تا 70 کیلومتر بر ساعت سرعت بگیرد و در جاده های ناهموار نیز با سرعت 50 کیلومتر بر ساعت طی طریق کند. همچنین این تانک ظرف مدت تنها 7 ثانیه می تواند از سرعت 0 به سرعت 32 کیلومتر بر ساعت برسد که در نوع خود بسیار عالی است. وزن این تانک نیز 55 تن می باشد و نسبت قدرت موتور به وزن تانک نیز معادل 27 است که رقمی بسیار عالی و نشانگر تحرک فوق العاده بالای این تانک است. یک سیستم اسنورکل یا همان عمق روی مدرن برای این تانک در نظر گرفته شده است که به وسیله آن می توان در رودخانه های با عمق 4.1 متر عبور کرد. این تانک بلافاصله پس از خروج از آب آماده نبرد است. این تانک مجهز به سیستم تعلیق نیمه فعال از نوع هیدرو پنوماتیک است. این تانک قادر است به جلو زانو زده و یا به عقب خم شود. می تواند ارتفاع خود را در هر یک از طرفین کم یا زیاد کند. می تواند ارتفاع تانک را افزایش و کاهش دهد. این ویژگی ای است که در تانک فوق مدرن تایپ 10 نیز به خوبی دیده می شود. سیستم کنترل آتش ترکیب اجزای سیستم کنترل آتش این تانک به طور کامل اعلام نشده است. اما سیستم کنترل آتش این تانک شامل یک رادار موج میلیمتری است که در نوع خود بی نظیر است و می تواند همه نوع اهداف زمینی و هواگردهای ارتفاع پست را تا مسافت 10 کیلومتری زیر نظر داشته باشد. یک مسافت یاب لیزری بسیار دقیق نیز بر روی کی 2 نصب شده است. این مسافت یاب لیزری توسط کره جنوبی طراحی شده است و در طراحی آن از آخرین فناوری های موجود استفاده شده است. به طوریکه این مسافت یاب لیزری دارای دقت فوق العاده بالایی می باشد و می تواند تا مسافت 10 کیلومتر را با دقت بسیار بالا مسافت یابی کند. در قسمت پشت برجک نیز یک سنسور تعیین جهت وزش باد و یک سنسور مخصوص تعیین فشار هوا و میزان دمای هوا تعبیه شده است. اطلاعات این سنسورها به صورت آنی و لحظه ای برای کامپیوتر ارسال می شود و در واقع کامپیوتر مرکزی با این سنسورها در ارتباط دائم است و در هر لحظه اطلاعات این سنسورها در نمایشگر کامپیوتر تانک نشان داده می شوند. بر روی دهانه توپ نیز یک سنسور رفرنس لیزری نصب شده است. یک بیم لیزری نیز در کنار توپ و بر روی بلوک استابلایزر توپ نصب شده است. این بیم لیزر با سنسور رفرنس توپ در ارتباط دائم است و کار تصحیح لحظه به لحظه مکان توپ را برای سیستم کنترل آتش انجام می دهد و به این ترتیب دقت توپ را به میزان زیادی بالا می برد. همچنین این بیم لیزری قابلیت ماشه تاخیری را برای تانک فراهم می آورد. به این گونه که در تکان های شدید که خارج از حوزه تحرک استابلایزر توپ است ، زمانی که هدفگیری انجام شد و ماشه شلیک فشار داده شد ، سیستم به طور خودکار بر روی هدف قفل می کند و به محض اینکه توپ به موقعیت مناسب برای شلیک رسید و هدف در راستای توپ قرار گرفت ، گلوله به طور خودکار به سمت هدف شلیک می شود. این کار به وسیله ترکیب بیم لیزر که در بالای بلوک استابلایزر نصب شده است به همراه سنسور رفرنس توپ انجام می گیرد. تقریبا همه تانک های غربی از سنسور رفرنس توپ مشابه کی 2 (البته مال کی 2 بسیار دقیقتر و پیشرفته تر است) استفاده می کنند. روسیه در تی 90 های عملیاتی خود از این سنسور استفاده نمی کند. البته در جدیدترین مدلهای تی 90 نیز این سنسور بر روی دهانه توپ آنها نصب شده است. اما به هر حال روسیه به صورت عملیاتی از این سنسورها استفاده نمی کند. ضمن اینکه دیگر تانک ها از سنسور رفرنس دهانه خود تنها به عنوان تصحیح کننده مکان توپ استفاده می کنند و هیچ یک قابلیت اجرای ماشه تاخیری را ندارند. همچنین تانک کی 2 قادر است از پروتکل های ارتباطی C4I ناتو استفاده کند که در حال حاضر به جز کی 2 هیچ تانک دیگری قادر به این ویژگی نیست. نزدیکترین رقیب کی 2 در این زمینه آبرامز است که با سیستم FBCB2 خود می تواند با واحدهای زمینی لینک شود. سیستم کنترل آتش کی 2 همچنین قادر به شناسایی و ردیابی خودکار اهداف تعریف شده می باشد که شامل تانک ها ، هواگردهای کم سرعت و ارتفاع پایین ، انواع خودروها و نفرات دشمن است. کی 2 این کار را می تواند به وسیله انواع کانالهای موجود خود انجام دهد. شناساگرهای راداری ، شناساگرهای لیزری ، شناساگرهای اینفرارد حرارتی می توانند اهداف مختلف را در کانالهای مختلف ردیابی کرده و آنها را زیر نظر داشته باشد. کی 2 از یک سامانه GPS برای موقعیت یابی خود استفاده می کند. همچنین کی 2 مجهز به سیستم IFF و همچنین SIF می باشد که همان سیستم شناسایی دوست از دشمن است. به این ترتیب بیم لیزر یک رشته لیزر با توان 38 گیگا هرتز را بر روی اهداف می تاباند و انعکاس آن را که بر روی اخلالگر تانک منعکس می شود را می سنجد. اگر مشخصات رشته لیزری منطبق با استانداردهای خودی باشد ، سیستم کنترل آتش کی 2 آنرا به عنوان خودروی دوست تشخیص می دهد و در غیر این صورت آنرا خودروی دشمن تلقی خواهد کرد. سیستم های حفاظتی تانک تانک کی 2 از زره کامپوزیتی به عنوان زره اصلی خود استفاده می کند. ترکیب زره کامپوزیتی این تانک جزء موارد طبقه بندی شده است و هنوز رسما اعلام نشده است. به منظور افزایش مقاومت زرهی ، لایه های زره های واکنشگر غیر انفجاری نیز قابلیت نصب بر روی زره اصلی کامپوزیتی را دارا می باشد. یک سیستم دفاع فعال بر روی این تانک نصب شده است که هم قابلیت Soft Kill و هم قابلیت Hard Kill را به خوبی دارا می باشد. یک سیستم هشدار قفل رادار و سیستم اخلالگر راداری نیز بر روی این تانک نصب شده است که به وسیله آن می تواند موشک های راداری را که به سمت تانک شلیک می شوند را مختل کرده و یا به وسیله سیستم دفاع فعال خود نابود سازند. به هر حال کی 2 اولین تانکی است که به صورت کامل و بهینه قادر به مقابله با موشک های هدایت راداری مثل هلفایر و AT 15 و AT 16 و بریمستون و ... می باشد. اخلالگر این تانک قادر به مختل کردن سیستم هدایت این گونه موشک ها می باشد. همچنین یک اخلالگر لیزری نیز بر روی این تانک نصب شده است که قادر است کلیه تجهیزات لیزری دشمن را کور کند. یک خودروی بدون سرنشین کوچک با نام XAV نیز برای سیستم تانک طراحی شده است که تانک می تواند از آن برای شناسایی منطقه استفاده کند بدون اینکه خود وارد منطقه شود. کنسرسیوم ساخت این تانک در حال حاضر بر روی ساخت سیستم پیشرانه تانک متمرکز شده اند. همانطور که گفتیم به علت تکمیل نبودن طراحی موتور این تانک ، به طور موقتی از یک موتور ساخت ام تی یو آلمان در نمونه های اولیه این تانک استفاده شده است. اما به محض اینکه موتور کره ای این تانک آماده شود ، تولید انبوه این تانک نیز آغاز خواهد شد. در هر صورت تانک کی 2 را می توان پیشرفته ترین تانک حال حاضر جهان دانست. تانکی که از هر نظر از تانک های هم کلاس خود جلوتر است. این تانک قیمتی در حدود 8.5 الی 8.8 میلیون دلار دارد که به این ترتیب گرانترین تانک جهان نیز به شمار می رود. آژانس دفاعی کره جنوبی در نظر دارد تعداد 390 دستگاه از این تانک پیشرفته را برای ارتش این کشور به تولید برساند و آنها را جایگزین تانک های قدیمی ام 48 و کی 1 / 88 کند. . نویسنده : علی محمدی استفاده از مقاله با ذکر نام نویسنده و درج منبع بلامانع است.
  5. با سلام CV90 یک نفربر سوئدی است که توسط کمپانی BAE Systems Hägglunds طراحی و ساخته شده است نام دیگر این نفربر Stridsfordon 90 است که بیشتر به همان نام CV90 شناخته می شود . تولید نفربر CV 90 از سال 1993 آغاز شد و هم اکنون هم در حال خدمت است . این نفربر هم یک نفربر عملیاتی هست و هم یک نفربر حمل نیرو چراکه این نفربر قادر است به توپ های 40 م م و 30 م م تجهیز شود . یکی دیگر از سلاح های اصلی این نفربر این است که به یک کالیبر 7.62 mm و موشک های ضد تانک و نفربر قابل تجهیز است . این نفربر علاوه بر اینکه قادر است به سلاح هایی گوناگونی تجهیز شود می تواند بیش از 11 نفر را حمل کند . حدود 17 کشور از این نفربر نیز استفاده می کنند . اين نفربر وبيشرفته به بيش از 13 دستگاه مخابراتي و ارتباطي مجهيز هست كه مي توان از جمله اين دستگاه ها را سيستم ويشرفته و مخابراتي ANTIM LIKETEN نام برد . يكي ديگر از ويژگي هاي اين نفربر سيستم ضد هوايي آن هست . اين نفربر با بهره گيري از سيستم ضد هوايي larekn مي تواند جنگنده ها و هواويما ها را تا برد 5 كيلومتر رهگيري كند . سيستم light snow اين نفربر يك وسيله ديگر شناساپي هست كه قادر است تا ده كيلومتر را مورد بررسي و جست و جو قرار دهد . 5700دستگاه از اين نفربر هم اكنون در جهان كاربرد دارد كه بيش از 500 نمونه از آن براي شناساپي استفاده مي شود و بقيه آن براي حمل نفر . اين نفربر در كشور هاي ژاپن و ايالات متحده بيشتر كاربرد براي پليس دارد تا نيروي نظامي و البته اشايان ذكر است كه بيش از دو سوم نيروي نفربر هاي زميني هلند را اين نفربر قدرتمند تشكيل مي دهد . نمونه اخر اين نفربر كه به تازگي در نيروي زميني سوپيس به خدمت در امده اند نفربر هاي دو منظوره آبي خاكي هستند كع قادر هستند با بهره گيري از برجك جديد و با بهره گيري از سيستم HGFT-32 ‌‌‌ در آب با سرعتي معادل 10 كيلومتر در ساعت حركت كنند . اين نفربر همانطور كه گفته شد به برجك جديد تجهيز شده است كه قادر است با استفاده از اين برجك بيش از 2 راكت زمين به هوا و 4 راكت ضد تانك و نفربر بر روي آن نصب كرد . و همينطور قادر خواهد بود كه برد رهگيري جنگنده و هواپيما ها را تا برد 1 كيلومتر افزايش دهد . البته از اين سيستم رهگيري ضد هوايي زياد در نفربر ها مورد استفاده قرار نمي گيرد چراكه كاربرد زيادي در نيروي زميني ندارد و در حال قيمت بالايي براي نيروي زميني خواهد داشت . بيش از این نفربر به 12 نمونه مختلف تقسیم می شود که انها را بیشتر به نام های : CV9040 CV9030 CV9035 CV90105 CV90120 CV9040 CV90 CV90B CV90C CV90D CV9040B CV9040C CV9056 کشور سازنده : سوئد سال ساخت : 1993 وزن : 26 تن طول : 6.471 m عرض : 3.01 m ارتفاع : 2.5 م سرنشینان : 10 نفر سلاح ها : توپ 40 م م توپ 30 م م موشک ضد تانک و نفربر کالیبر 7.62 اسب بخار : 550 hp نیروی حرکت : 320 km بدون سوختگیری سرعت : 70 کیلومتر در ساعت کشور های استفاده کننده از این نفربر : دانمارک فنلاند هلند نروژ لهستان سوئیس سوئد اتریش اسپانیا انگلستان آلمان ایتالیا ژاپن روسیه اکراین سنگاپور ایالات متحده آمریکا در فیلم زیر شما با کاربرد های این نفربر بیشتر آشنا می شوید . http://video.google.ca/videoplay?docid=-2183503996258860586 عیدتون هم مبارک rose
  6. تانك K1 88-Tank یکی از تانک های میدان نبرد اصلی کره جنوبی است.این تانک به وسیله شرکتGeneral Dynamics ایالات متحده طراحی شد و در جریان کار،پروژه به شرکت داخلی Hyundai واگذار شد. نام K1 88-tank گاهی بوسیله خارجی ها به اشتباه Type-88 K1 نامیده می شود.(در بعضی از منابع مثلfas نام این تانک Type-88 K1 ذکر شده است.) نام این تانک هم در کره جنوبی بصورت هشت-هشت-تانک خوانده می شود،و کمتر به نام هشتادوهشت-تانک معروف است. هرچند این تانک در سال 1987 در نیروی زمینی و سپاه تفنگداران دریایی وارد خدمت شد،اما به علت برگزاری بازی های المپیک1988 در سئول،این تانک K1 88-tank نام گرفت. مشخصات تانک K1 تانکK1 ،با سلاح خود در حدود 52 تن وزن دارد و با یک توپ 105 میلیمتری خان دار مسلح می شود. زره این تانک نیز، نوعی زره کمپوزیتی می باشد. این تانک به دلیل شباهت های ظاهری آن با آبرامز آمریکایی به وسیله سربازان آمریکایی ساکن کره جنوبی ،فرزند آبرامز خطاب می شود. این تانک به جز شباهت های ظاهری و اندازه،تفاوت های فراوانی با همتای آمریکایی خود دارد،مثلاسیستم کنترل آتش این تانک بیشتر به لئوپارد آلمانی شباهت دارد،موتور این تانک نیز،یک موتور دیزلی آلمانی است که تحت لیسانس در کره جنوبی تولید می شود،همچنین خبری از اورانیوم ضعیف شده زره آبرامز در تانک K1 نیست. پناهندگان کره شمالی نیز در آن دوران اعلام کردند که K1 کاملا نسبت به تانک های کره شمالی برتری دارد،که این امر باعث شد تا کره شمالی نیز به امید مغلوب کردن این تانک تصمیم به ارتقای تانک های T-62 خود بگیرد، با وجود این تلاش ،تانک های کره شمالی باز هم به سطح مطلوبی برای مقابله با K1نرسیدند و حتی کره ای ها در آن زمان به این تانک لقب تانک هیولا دادند. ویژگی های K1A1 اولین تانک از این نوع در سوم آوریل 1996 تولید شد و در 13 اکتبر 2001 رسما وارد خدمت گردید.این تانک به طور کلی همانند پدر خود K1 می باشد،و تفاوت های ملموس شامل:توپ 120 میلیمتری بدون خان که قدرت نفوذ آن بهبود داده شده،سیستم کنترل آتش ارتقاء یافته و دارای سیستم عکس برداری حرارتی KGPS یا (Korean Gunner's Primary Sight) و سیستم KCPS یا(Korean Commander's Panoramic Sight) می باشد. قدرت مقاومت موتور نیز در برابر برخی عوامل افزایش داده شده استFCS این تانک نیز شانس برخورد به هدف را در حالت حرکت تا 90 درصد و بالاتر از آن افزایش داده است.بالاترین احتمال برخورد نیز 98 درصد ثبت شده. زره این مدل نیز به استثنای فقدان اورانیوم ضعیف شده، تقریبا مشابه زره آبرامز است.مسافت یاب لیزری تانک هم بر پایه CO2 می باشد. مدل K1A1 می تواند به راحتی به وسیله شکل توپ،مکان تیربار هم محور و برجک گوشه دار آن(به علت اینکه برجک K1A1 بیش از K1 انحنا دارد.) از تانک K1 تشخیص داده شود. تیربار هم محور تانک K1A1 نیز در محل بلندتری نسبت به K1 نصب شده است. مدل ها K1ARV:خودروی زره پوش شده ای که بر پایه K1 ساخته شده و چرثقیل بر روی این خودرو نصب می شود. K1AVLB:خودروی زرهی پل گذار که بین سال های 1988 تا 1992 با کمک Vickers Defense Systems توسعه داده شد. K1M:طرح پیشنهادی به مالزی برای صادرات بود،این طرح شامل تغییراتی مانند سیستم تهویه هوا و كاهش وزن تانک به 7/49 تن بود. دو کشور مالزی و کره هرگز بر سر این طرح به توافق نرسیدند. K1A1:رجوع به بالا. ................... ویژگی های اصلی: این تانک می تواند با اتکا به سیستم تعلیق گسترده خود،عمل نشستن و ایستادن را به خوبی انجام دهد،که با توجه به محیط تنظیم میشود. عمل نشستن باعث کوتاه شدن نیمرخ تانک و ایستادن باعث افزایش قدرت حرکت و مانور تانک در مناطق ناهموار می شود. قابلیت Kneeling تانک باعث شده تا تانک بتواند در سراشیبی به خوبی از سلاح خود استفاده کند.قدرت تحرک این تانک نیز به آن توانایی بالا رفتن از سربالایی هایی تا 60 درجه را می دهد. هر دو تانک K1 وK1A1 از دو تیربار M60 استفاده میکنند.شامل یک قبضه M60D که به صورت لولایی نصب می شود و یک قبضه M60E2 هم محور.همچنین از تیربار سنگینK6 نیز می توان استفاده کرد. تعداد تا سال 2010،احتمالا 1500 دستگاه تولید خواهد شد. آینده تانک K1 برای جایگزینی با تانک های قدیمی M-48 پاتن تولید شد.در آینده نیز با توجه به تولید تانک پیشرفته K2 Black Panther ،به نظر می رسد تانک های سری K1 باید به عنوان ذخیره استفاده شوند. مشخصات کلی نوع:MBT کشور سازنده:کره جنوبی(!؟) ورود به خدمت:1987-حال شرکت طراح:General Dynamics شرکت سازنده:Hyundai خدمه:4 نفر زره:کمپوزیت توان موتور:1200 اسب بخار برد عملیاتی:500 کیلومتر سرعت:65 کیلومتر بر ساعت انتقال:4 دنده جلو،2 دنده عقب ارتفاع:25/2 متر طول:67/9 (K1) عرض:60/3 سلاح اصلی:K1:توپ 105 میلیمتری KM68A1 K1A1:توپ 120 میلیمتری KM256 .......................................................... منابع:en.wikipedia.org army-technology.com مترجم:Ali_64 استفاده از این مطلب تنها با ذکر نام سایت میلیتاری و مترجم مجاز است.
  7. مقدمه : با اولین شلیک موشک وی-2 به قلب فضا در اکتبر 1942 ، عرصه جدیدی به صحنه نبرد اضافه شد ، با این حال توسعه فناوری نظامی در فضا را میتوان عاملی موثر در ایجاد تغییرات شگرف در ماهیت رزم مانوری بحساب آورد . تغییر صحنه عملیات نظامی در فضا ، همزمان با کاهش قابل توجه و ناگهانی درهزینه های مربوط به دسترسی به مدارهای ماوراء جو و همچنین توسعه سریع ماهواره های کوچکتر و ارزان تر برای ایجاد مجموعه حسگرهای پایش عملیات نظامی ، قابلیتی فراتر از ماهواره های بزرگتر و گران قیمت تر را در اختیار ارتش ها ، نسبت به گذشته ، قرار خواهد داد . سرعت شگرف این تحولات و پیامدهای قطعی آن بر عملیات رزمی در آینده موضوعی است که جامعه کارشناسان رو به گسترش فضایی در سازمان های نظامی تلاش می کند تا قبل از ایجاد تهدید ، فرآیند توسعه این قابلیتهای جدید در حوزه فضایی را درک کرده و تغیرات سازمانی ناشی از این امر را بخصوص در حوزه جنگ مانوری مورد بررسی عمیق قرار دهد . با توجه به این موضوع پراهمیت ، قابلیتهای فضا پایه موجود تاثیر قابل توجهی را بر تاکتیکهای رزم زرهی مدرن در دو سطح تاکتیکی و عملیاتی برجای گذاشته است. از یکسو ، ارتباطات راه دور ، دسترسی به شبکه های مخابرات نظامی ، استفاده گسترده از سامانه موقعیت یابی جهانی (GPS) و درنهایت مخابرات رمز گذاری شده ، سرفصل های مهم این حوزه بشمار آمده و از سویی دیگر نیز کاربرد این پتانسیل در حوزه هایی با اهمیت کمتر نظیر عملیات ضد شورش نیز امکان پذیر گردیده است ،اما پرکاربردترین ماموریت محوله به حسگرهای فضاپایه را می توان در جنگ سرد و ماهواره های مجهز به حسگرهای مادن قرمز برای تشخیص زمان شلیک موشکهای بالستیک و همچنین رهگیری گونه های بالستیک تاکتیکی بر علیه واحدهای زمینی جستجو کرد . در مجموع ، برای یک آینده قابل پیش بینی ، قابلیتهای فوق الذکر ، البته در پهنای باند بیشتر و دقت افزون تر همچنان به پشتیبانی از عملیات رزمی ادامه خواهند داد . با این وصف ، یکی از مهمترین پیشرفتهایی که فناوری فضایی برای افزایش عملکرد مطلوب واحدهای زرهی پدید آورده ، قابلیت استفاده از تصاویر ماهواره ای در زمان واقعی (near-real-time satellite imagery) بخصوص بر علیه دشمنی است که از این پتانسیل محروم است . غافلگیری با ضربه به جناحین : از یک نظر ، نقطه شروع استفاده از حسگرهای فضاپایه را می توان با آغاز جنگ نخست خلیج پارس که در جریان آن ، واحدهای ارتش ایالات متحده با ایراد یک ضربه شدید به جناحین یگانهای عراقی ، مدافعان را غافلگیر نموده و بسرعت بر آنها غلبه نمودند، همزمان دانست . ارتش عراق که تحت حملات شدید هوایی قرار داشت ، ناگهان با ضربه غافلگیرکننده واحدهای زرهی ائتلاف در جناحین خود روبرو شد که این موجبات یک فاجعه نظامی را برای سرفرماندهی ارتش بعث فراهم آورد . اما نکته اصلی در این مساله نهفته بود که موفقیت این مانور ، مدیون چند عامل مهم ، از جمله فناوری های جدید بخدمت گرفته شده ، بود . از یکسو ، سامانه مکان یاب جهانی (GPS) تازه به دنیای فناوری نظامی وارد شده بود و به یگان های رزمی اجازه میداد تا در صحنه عملیاتی باز ( صحرا ) با دقت بیشتری دست به عمل زنند و از سویی دیگر به فرماندهان ائتلاف ، بخصوص رسته آماد و پشتیبانی ( لجستیک ) امکان می داد تا بدون نگرانی از آتش دشمن ، ذخیره سوخت و سایر سامانه های لجستیکی را بدون آنکه نیازی به هزینه کرد بیش از اندازه منابع داشته باشند ، موقعیت یابی و مستقر سازند . با این وجود ، شاید مهمترین عامل موفقیت در افزایش و تاثیر گذاری واحدهای ائتلاف در این جنگ را می توان در پتانسیل این نیرو در محرمانه نگاه داشتن نقل و انتقالات و به معنای تخصصی ، "تحرک" این یگان ها از دید نیروهای عراقی دانست . فرماندهان ائتلاف با ایجاد پایش شدید هوایی ، مسیر هرگونه اجرای عملیات شناسایی هوایی از سوی ارتش عراق را مسدود نمودند ، چرا که حتی اجرای یک سورتی ( پرانه ) پرواز شناسایی از سوی نیروی هوایی عراق در ارتفاع ، برد و گستره مشخص می توانست نیات ارتش ائتلاف را در حوزه محورهای عملیات آفندی ، افشاء کرده و متقابلا" ارتش عراق قادر می ساخت تا با تغییر سازمان رزم واحدهای خط مقدم خود ، تدابیر مناسبی برای حفظ جناحین خود از ضربه زرهی مهاجمان ، بیاندیشد. در این میان ، برخی تحلیلگران براین اعتقاد قرار دارند که حتی در صورت اطلاع ارتش عراق از محورهای عملیاتی ائتلاف ، بسیار بعید بود که توان رزمی کافی برای جلوگیری از موفقیت نزد مدافعان ، موجود بوده باشد ، اما یقینا" دستیابی به اطلاعات ، هر چند محدود و مختصر ، می توانست هزینه پیروزی را برای مهاجمان ، افزایش دهد . در واقع ، بسیار بعید به نظر می رسد که ضربه کاری و موفقیت خیره کننده ارتش ائتلاف ، که بر قابلیتهای فضاپایه ، قرار داشت و صورتبندی بسیار بزرگتر مدافع را فریب داد ، بدون این ستون اصلی ، قابل تکرار باشد . شیوه اجرای مانور توسط واحدهای رزمی درمقیاس گروهان و گردان که به هردلیلی ممکن بود از صورتبندی اصلی جدا شوند را می توان با تدبیر درست ، جبران نمود ، اما بدون وجود نظارت دائم بر صورتبندی اصلی ، دستیابی به موفقیت در چنین صحنه های از منازعه ، تقریبا" امکان پذیر نبود . از سویی دیگر، نیروی هوایی ایالات متحده بدلیل ماهیت ماموریت خود ، گرچه پتانسیل زیادی برای ایجاد برتری هوایی محلی و جلوگیری از اجرای عملیات شناسایی توسط هواگردهای سرنشین دار یا بدون سرنشین در اختیار داشت ، اما واضح بود که فاقد توانایی جلوگیری از عبور ماهواره های دشمن از فراز منطقه نبرد بوده و این به معنای یک شکاف عمیق دربکارگیری اصل غافلگیری توسط فرماندهان محسوب می گردید . به معنای روشن تر ، درصورت برخورداری عراق از قابلیتهای فضاپایه ، بطور قطع ، ضربه قاطع طوفان صحرا ، هرگز قابلیت اجرایی شدن پیدا نمی نمود . به همین دلیل ، تکثیر گسترده ماهواره های سنجش از دور که می بایست بستر لازم برای تولید تصاویر دقیق ماهواره ای در اندازه ها و کیفیتهای متفاوتی را پدید آورد ، پارادایم " پشتیبانی فضایی " و به تبع آن ، تاثیر حسگرهای فضا پایه بر ماهیت رزم مانوری را به صورت چشمگیری دچار دگرگونی عمیقی نموده است . سامانه مکان یاب جهانی راست : 1990 چپ : آزمون های اولیه 1978 با این وصف ، ارتش ایالات متحده تا همین اواخر ، به استفاده از تصاویر ماهواره ای در عملیات رزمی چندان تمایلی نداشت ، چرا که تاثیر آن را در سطوح تاکتیکی و عملیاتی ، ناکافی ارزیابی می نمود ، به همین دلیل صرفا" تعداد مشخص و محدودی از ماهواره های تصویر برداری مستقر در مدار لئو (LEO) که قابلیت تصویر برداری از بخش های محدودی از کره زمین را ارائه می کردند ، در اختیار این نیروها قرار داشت ، در حالی که برخلاف ماهواره های مستقر در مدار ژئوسنکرون (GEO) که نسبت به زمین در نقطه ثابتی قرار دارند ، ماهواره های مدار لئو (LEO) در ارتفاعی میان 250 تا 400 مایلی مستقر هستند که هر 90 تا 120 دقیقه ، یکبار به دور زمین چرخیده و به همین دلیل انعطاف پذیری بیشتری به ماهواره های موجود در ارتفاع 22300 مایلی که تقریبا" سرعت چرخشی مشابه با سرعت چرخش سیاره داشته و با کمی اغراق ، نسبت به خط استوا ، روی نقطه ثابتی قرار دارند ، به کاربر ارائه می کنند . با این وصف ، علیرغم مزیتهای بی شمار ، ماهواره های مستقر در مدار GEO برای اجرای عملیات تصویر برداری تاکتیکی غیر مفیدترین ابزار بشمار می آید ، به همین دلیل ماهواره هایی که برای نظارت بر صحنه عملیات رزمی به فضا ارسال میشوند ، عمدتا" در مدارهای پایین تر قرار داده می شوند و به همین دلیل نیز در هر زمان ، صرفا" می توانند بخشی از سطح زمین را مورد شناسایی قرار دهند . بطور طبیعی ، جایگیری در ارتفاع مداری پایین در کنار هزینه های مرتبط با تولید و اعزام این سخت افزارها به فضا ، سودمندی تاکتیکی محدودی را فراهم می کند ، چرا که صرفا" امکان تصویر برداری یک محدوده کوچک را در روز فراهم می نماید . پی نوشت : 1- ادامه دارد ................. 2- استفاده از مطالب برگردان شده به پارسی در انجمن میلیتاری ، براساس قاعده " رعایت اخلاق علمی " منوط به ذکر دقیق منبع است . امیدواریم مدعیان رعایت اخلاق ( بخصوص رسانه های مدعی ارزشمداری ) بدون احساس شرمندگی از رفرنس قرار گرفتن بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران ، از مطالب استفاده نمایند . برگردان به پارسی ، اختصاصی برای بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران ( MILITARY.IR) مترجم : MR9
  8. آخرین محصول از سری تانکهای روسی با عنوان T- می باشد که در آن شاهد ارتقا قدرت آتش، حرکت و انتقال و زره می باشیم. این تانک توسط شرکت نیژنی تاجیل روسیه ساخته می شود. در حال حاضر T-90 در نیروی زمینی روسیه و هند به خدمت گرفته شده است. در فوریه 2001 هند قراردادی برای خرید 301 فروند از این تانک را امضا کرد که از این تعداد 124 تانک در روسیه ساخته و بقیه در هند مونتاژ شد. اولین تانک در سال 2004 به هند تحویل داده شد. همچنین T-90 های مونتاژ شده در هند نیز با نام بهیشما شناخته می شوند. این تانک توسط سیستمهای خود محافظتی و نمایشگرهای فروسرخ ساخته شده در فرانسه و بلاروس (روسیه سفید) تجهیز شده است. در ژانویه 2005 اعلام شد که 91، T-90 دیگر نیز در نیروی زمینی روسیه به خدمت گرفته خواهد شد. -------------------------------------------------------------------------------- http://hostedpictures.com/images/realehsan/t901.jpg http://hostedpictures.com/images/realehsan/t902.jpg http://hostedpictures.com/images/realehsan/t904.jpg تسلیحات تسلیحات T-90 شامل توپ 125 میلیمتری 2A46M بدون خان می باشد که قادر به شلیک انواع تسلیحات مانند توپ های HEAT (توپ انفجاری بسیار قوی زد تانک)، APDC (توپ زد زره)، HE-FRAG خرده های انفجاری قوی بعلاوه ی گلوله های انفجاری با فیوزهای زمانی می باشد. . این توپ دارای سیستم پر کن خودکار است و آن را بدون پیاده کردن برجک تانک براحتی می توان پیاده کرد. علاوه بر توپ 125 میلیمتری T-90 می تواند موشک هدایت شونده زد تانک 9M119 رفلکس ( کد ناتو AT-11 اسنایپر) را شلیک کند. برد این موشک 100 تا 4000 متر بوده که در عرض 11.7 ثانیه می تواند به دورترین فاصله مجاز خود برسد. از این سیستم موشکی برای مقابله با زره های واکنشی و حتی اهداف هوایی کم ارتفاع مانند هلیکوپتر تا برد 5 کیلومتر استفاده کرد. این سیستم موشکهای 9M119 یا 9M119M که دارای هدایت نیمه فعال لیزری است شلیک می کند. وزن این موشکها 23.4 کیلوگرم است. همچنین T-90 با مسلسلهای 7.62 میلیمتری و 12.7 میلیمتری زد هوایی تجهیز شده است. یک قبضه مسلسل کلاشنیکف AKS-74 نیز در قسمت انبار تانک نگهداری می شود. زره T-90 با زره های معمولی و زره های انفجاری واکنشی (ERA) محافظت می شود. سیستم کمک رسانی دفاعی Shtora-1 ساخت روسیه نیز به پایداری تانک کمک می کند. این سیستم شامل پارازیت اندازهای گرمایی، سیستم هشدار دهنده لیزری با چهار دریافت کننده لیزری، سیستم نارنجک انداز دودی برای استتار تانک بعلاوه سیستم کنترل کامپیوتری می باشد. همچنین در T-90 از تجهیزات حفاظتی ش.م.ر(شیمیایی،میکروبی،رادیواکتیو) استفاده شده است. کنترل آتش T-90 دارای سیستم کنترل آتش اتوماتیک 1A4GT می باشد که شامل سیستم کنترل آتش روز 1A43 توپچی، آلت نشانه روی گرمایی TO1-KO1 توپچی دارای برد 1.2 تا 1.5 کیلومتری تشخیص هدف و نمایشگر PNK-S فرمانده است. خود سیستم 1A43 نیز شامل آلت نشانه روی/ فاصله یاب با کانال هدایت موشک، اندازه گیر باد، کامپیوتر 1V528 و تثبیت کننده تسلیحات 2E42-4 می باشد. آلت نشانه روی PNK-4S فرمانده شامل آلت نشانه روی روز/شب با برد تشخیص هدف 800 متر در روز و 700 متر در شب می باشد. راننده نیز با نمایشگر فروسرخ دید در شب TVN-5 مجهز می شود. رانش T-90 از موتور V-84MS با قدرت 840 اسب بخار پیستونی چهار زمانه نیرو می گیرد. این موتور از انواع سوخت مانند کروسین (نفت سفید) و بنزین بعلاوه دیزل می تواند استفاده کند. در مجموع 1600 لیتر سوخت را این تانک می تواند حمل کند که منابع آنها با زره های مناسب محافظت می شوند. http://www.warlib.ru/articles/000107/T90.jpg jangafzar.ir
  9. تانک تی – 34 پدر تمام تانکهای مدرن دنیا تانک (تی – 34 ) یک تانک متوسط ساخت روسیه ی شوروی بود که در جنگ جهانی دوم به موقعیتی افسانه ای دست یافت . همچنین این تانک در ابر نبرد (کرسک) نقش فوق العاده حیاطی را ایفا کرد . طراحی و ساخت این تانک برگرفته از دست آوردها ودانشی بود که روسها از ساخت مدل های گزشته ی این تانک به دست آورده بودند مانند : (بی تی – آی اس) , (ای-20) , (ای -30) و تانک (تی - 32) . تانک (تی – 34 ) در تنگ کردن حلقه حملات بر علیه نیروهای رایش سوم در روسیه بسیار موثر بود . این تانک از نظر تعداد ساخت دومین تانک در جهان است (رتبه ی اول را تانک تی – 55/54 که جانشین این تانک به حساب می آید دارد.) . تانک (تی – 34 ) تا سال 1958 مورد بهره برداری قرار گرفت و حتی در جنگ کره ی شمالی و کره ی جنوبی هم مورد استفاده بود و سرانجام باید گفت این تانک به چندین و چند کشور جهان صادر شد . طراحی (تی – 34 ) مختصری از طراحی تانک قبلی خود (تی – 32) برداشت شده بود که خود این تانک هم از نمونه ی قبلی برداشت شده بود . در ابتدا قرار نبود (تی – 34 ) به این نام ساخته شود و قرار بود تنها مدل پیشرفته تری از (تی – 32) ولی اعظای تیم طراحی این تانک بر آن شدند تا با تغییرات زیادی که در زره تانک ( از جمله قرار دادن تعدادی صفحه ی محافظ قابل تعویض در زره های کناری و جلوی تانک) ایجاد شده بود , این تانک را مدل جدیدی بنامند . این تانک در سال 1940 به تولید انبوه رسید . ورود این تانک به میدان های نبرد در شوروی , برای نیروهای مهاجم آلمان نازی یک غافلگیری بزرگ بود. طراحی بسیار خوب و زره چد لایه یکی از مزایای این تانک بود که به قاتل نیروهای زمینی آلمان تبدیل شده بود . نیروهای آلمانی به زودی سلاح های ضد زره خود را در مقابل بده ی این تانک بی اثر یافتند . همچنین تغییراتی نیز در سلاح اصلی تانک صورت گرفت و همین مجموعه تغییرات باعث شد که این تانک به زودی به سرسخت ترین رقیب تانکهای آلمانی تبدیل شود و در آن سالها بهترین تانکهای آلمان هم توان رویارویی با این تانک را نداشتند . تانک (تی – 34 ) تقریبا در تمامی نبردها شرکت داشت و هر وظیفه ای را که قابل تصور باشد بر عهده می گرفت . ساخت و ساز تانک به شدت فشرده و سریع بود . به قدری تانک ساخته می شد که برای رنگ کردن آنها نفرات به اندازه ی کافی نبود و وقت کم می آمد و بسیاری از تانکها رنگ نشده مانده بودند . متد های ساخت انبوه به این گونه بود که باید بیشترین تعداد تانک ممکن را در کمترین زمان ممکن تولید کرد . تعداد خدمه ی تانک چهر نفر بود و تشکیلات و طراحی داخل تانک , به شدت تو در تو , تنگ و پر سروصدا بود. سیستم های تهویه ی هوا وجود نداشت لزا هوای درون تانک همیشه بد بو بود و افراد با کمبود اکسیژن رو به رو بودند . این تانک که در حد یک تانک متوسط طبقه بندی شده بود دارای یک توپ 76.6 میلیمتری بود .این توپ بعدها در مدل پیشرفته تر یعنی (تی – 85/34) با یک توپ فوق العاده قوی تر 85 میلینتری جایگزین شد . همچنین برجک تانک دارای دو مسلسل 7.52 میلیمتری نیز بود . 99% تانکهایی که از این مدل ساخته شده بود با سرعت ساخته شده بودند و عملیات رفع عیب در بیشتر آنها انجام نمی شد ولی همگی به خوبی کار می کردند . این تانک ها مقرون به صرفه , سازگار با شرایط سخت آب و هوایی روسیه , قابل اطمینان وفوق العاده با دوام بودند . این تانک در جنگهای سخت شرکت کرد و قدرت و کارایی بالای خود را ثابت نمود و توانست قوی ترین نیروی زمینی جهان را که تا کنون وارد خاک روسیه شده بود از آن بیرون راند . مشخصات عمومی : نام : تی – 34 پیمانکار : دولت روسیه ی شوروی کشور مبداء : روسیه ی شوروی سال ورود به خدمت : 1941 نوع : ام - بی- تی (تانک اصلی – قوی ترین تانک رزمی) خدمه : 4 نفر ابعاد : طول : 5.92 متر عرض : 3 متر ارتفاع : 2.44 متر وزن : 28 تن بازده عملی : موتور : (وی – 2 – 34 – وی – 12) دیزل با توان 500 اسب بخار بیشترین سرعت : 51.5 کیلومتر بر ساعت برد نهایی : 302 کیلومتر (در وضعیت آب و هوایی و ناهمواری عادی) تسلیحات : سلاح اصلی : یک غبظه توپ 76.2 میلیمتری سلاح ثانویه : دو غبظه مسلسل سبک 7.62 میلیمتری مهمات : 77 * 76.2 میلیمتری گلوله ی توپ 2.394 * 7.62 میلیمتری فشنگ مسلسل سبک سیستم های پشتیبانی : سیستم (ان – بی - سی) : خیر سیستم دید در شب : خیر
  10. بسمه تعالی دفاع آخر، داستان واقعی اما باورنکردنی حمله تنها تانک بجا مانده از شوروی در مینسک تحت اشغال نازی خبرنگار نظامی ،آلکساندر خارولنکو، به گذشته می نگرد، زمانی که یک تانک متوسط تی-28 روسی به تنهایی تصمیم گرفت که جلوی پیشروی نازی ها را در مینسک بگیرد. روز ملی تانک سوارها در سال 1946 توسط ارش سرخ مسکو به عنوان قدردانی از نیروهای زرهی و مکانیزه در نبرد میهنی تعطیل رسمی شد. در سالگرد این روز خارولنکو مقاله ای درباره ی یکی از قهرمانهای زرهی در طی جنگ نوشت، کسی که یک تنه در برابر حمله ی سراسری تانکهای نازی در مینسک در جولای 1941 ایستادگی کرد. امروز روز دوازدهم از آغاز جنگ است. در ابتدای جولای 1941 یک دستگاه تانک تی-28 به فرماندهی سرگروهبان دمیتری مالکو در حال عقب نشینی با یک ستون مکانیزه در نزدیک برزینو (90 کیلومتری شرق مینسک که پس از جنگ به اشغال درآمد) بود که مورد حمله ی هواپیماهای نازی قرار می گیرد. موتور تانک آسیب می بیند. مالکو خودش از مکانیکی سررشته داشت و دست به کار می شود تا موتور را تعمیر کند اما از ستون خود عقب می افتد. مالکو و خدمه اش به جای اینکه به دنبال ستون خود بگردند تصمیم می گیرند تا به سمت غرب چرخش کنند و با آلمانها در مینسک روبرو شوند. آنها از یک انبار متروکه مهمات برمی دارند و به سمت پایتخت بلوروس به ر اه می افتند. نیروهای زرهی گودریان قبلا به شرق مینسک نفوذ کرده بودند و حرکت تی-28 تنها به سمت مینسک توجه آنها را به خود جلب نکرد. تی-28 یکی از اولین تانکهای متوسط تاریخ که در سال 1932 ساخته شد. صف شکنی آتشین مالکو و همراهانش در حالیکه به سمت غرب می رفتند در 40 کیلومتری مینسک و در کنار پل رودخانه سویسلاخ به یک ستون از موتور سیکلتهای نظامی آلمانی برخورد کردند. آنها به میان ستون زدند و شروع کردند تا با توپ و 4 قبضه مسلسل تانک به نیروهای دشمن شلیک کنند. پس از آن، آنها دو دستگاه کامیون، یک دستگاه نفربر زرهی نیم شنی و یک دوجین از سربازان آلمانی را در برابر یک کارخانه ی مشروب سازی از بین بردند. آنها به سمت شهر پیشروی کردند و در خیابان های شهر هرجا که به سربازی برخورد می کردند وی را به گلوله می بستند. آنها در طی حمله ی خود به مینسک در حدود 10 دستگاه تانک یا خودروی زرهی، 14 دستگاه کامیون و 3 قبضه توپ را نابود کردند. تلفات آلمانی ها به 360 نفر سرباز و افسر می رسید. قبل از اینکه فرماندهان آلمانی بفهمند که چه اتفاقی افتاده است، خدمه ی تی-28 به سمت مرکز شهر حرکت کردند و به تیراندازی خود ادامه دادند تا مهماتشان تمام شد. یک قبضه توپ ضد تانک آلمانی به تانک روسی شلیک کرد اما زره جلویی تانک ضربه ی گلوله را گرفت و با توپ آلمانی با آتش متقابل منهدم شد. تی-28 به سمت بیرون شهر حرکت کرد اما با شلیک توپهای دشمن از پهلو آسیب دید و آتش گرفت. خدمه ی آن سعی کردند تا از تانک در حال سوختن فرار کنند. سرنوشت خدمه راننده ی تانک سرگرد واسچکین از دهلیز فرمانده فرار کرد و قبل از اینکه توسط نازی ها مورد اصابت قرار بگیرد سعی کرد تا با هفتیر خود به آنها شلیک کند. دو خدمه ی دیگر نیز در تبادل آتش با دشمن کشته شدند. نیکولای پادن اسیر شد و 4 سال در اردوگاه اسارت ماند. او پس از جنگ آزاد شد و به ارتش پیوست اما در سال 1946 از خدمت معاف شد. فئودور نائوموف سعی کرد پنهان شود. او به پارتیزانهای بلوروس پیوست و در سال 1943 زخمی شد. مالکو سعی کرد تا به مینسک فرار کند و خود را به نیروهای روس برساند. او به عنوان فرمانده ی تانک تا آخر جنگ به نبرد خود ادامه داد و 16 بار تانکش مورد اصابت قرار گرفت. زمانی که جنگ تمام شد مالکو به فرماندهی یک گروهان تانک رسیده بود. او در آزادی مینسک شرکت داشت و وقتی که وارد شهر شد توانست لاشه ی سوخته ی تانکش را در خیابانهای شهر شناسایی کند. در بهار 1945 نیروهای ضداطلاعات آمریکایی سرگرد رودولف هال را در اطارف روهر دستگیر کردند. او به آمریکایی ها گفت که در تابستان 1941 تقریبا تمامی گروهانش را در حمله ی غافلگیرکننده ی یک دستگاه تی-28 روسی در مینسک از دست داده است. آمریکایی ها بازجویی های او را به روسها دادند اما هیچ کس داستان مالکو و سرگرد هال را باور نمی کرد. تنها در سال 1966 نیکولای پادن این داستان را تأیید کرد و در نتیجه مالکو به مدال درجه ی جنگ میهنی دست یافت. مالکو تی-28 یکی از بهترین تانکهای روسی در مراحل ابتدایی جنگ بود. زره آن از روبرو به 80 میلیمتر و از پهلو و کنار به 40 میلیمتر می رسید. پیکربندی غیرعادی چند برجک یک قبضه توپ 76 میلیمتری و 4 قبضه مسلسل 7.62 میلیمتری را شامل می شد. توپ اصلی می توانست در فاصله ی هزار متری به زرهی به قطر 50 میلیمتر نفوذ کند. موتور آن با توان 500 اسب بخار می توانست به تانک سرعتی برابر با 40 کیلومتر بر ساعت بدهد. تی-28 می توانست به سادگی از خندقها، خاکریزها و دیگر موانع عبور کند. بیسیم تی-28 اجازه می داد تا شعاع 60 کیلومتر ارتباط تانک با نیروهای خودی برقرار بماند. خدمه ی تانک تی-28 به صورت استاندارد 6 نفر بودند. زمانی که جنگ آغاز شد ارتش سرخ در حدود 250 دستگاه تی-28 عملیاتی در اختیار داشت. آخرین نبردی که تی-28 ها در آن شرکت کردند در سال 1944 اتفاق افتاد. رژه ی تانکهای تی-28 در میدان سرخ مسکو در هفتم نوامبر 1939 ترجمه و تلخیص رضا کیانی موحد منبع http://wars-and-history.mihanblog.com/post/1783
  11. این تانک به نام t 80 هست که در رده بندی تانک هایی قرار می گیره که بیشتر به خاطر سرعت بالا مورد استفاده قرار می گیرند . این تانک رو به نام AT-11 در ناتو م ی شناسند . ای تانک قابلیت پرتاب راکت 9M117 رو داراست . در این تانک وسایل و تجهیزاتی با استاندار های بالا و متناصب با NBC system ، night vision ، snorkel and fire suppression هست که به معنی فارسی همون وسایل دید در شب و زیر آب رفتن و شلیک در زیر آب رو داره . این تانک در خدمت کشور هایی مثل روسیه و پاکستان ... هست که در سال 1978 ساخته شده و هم اکنون پاسکتان به 6 هزار تانک از این نوع مجهز هست . جنگ افزار : 1 - 125mm 2A46M ،،، کابل 1 - 7.62mm MG ، 1-12.7mm NSVT AA MG موتور : GTD-1250, gas turbine سرعت : 43 mph برد : 208 مایل خدمه : 3 نفر وزن : 46 تن البته ما در این مدل تانک ما دو مدل داریم که یکی T-80U و دیگری T-80B . که ما اطلاعات مربوط به T-80B رو در انیجا نقل کردیم و اما مدل اول یا همون T-80U . این تانک یک تانک روسی هست که در سال 1989 توسط شرکت Soviet Medium Tank ساخته شد . وزن : 50 تن سنگینی بر زمین : 13.1 psi طول : 23 ft عرض : 11.81 ft موتور : multi-fuel gas turbine برد : 500 km ولی این تانک بر خلاف تانک T-80B توانایی عبور به نحو کاربردی رو از رود خانه ها نداره . این تانک به یک لوله 125mm 2A46M تجهیز هست . سیستم هدایت اون هم FCS 1A42 هست . موفق باشی
  12. به نام خدا باسلام به دوستان عزیز Oshkosh L-ATV L-ATV و یا خودروی زرهی تاکتیکی سبک ، توسط شرکت Oshkosh با یک سرمایه گذاری خصوصی به منظور رقابت برای ساخت خودروی زرهی تاکتیکی سبک برای تامین نیاز ارتش ایالات متحده (JLTV) توسعه داده شد. این برنامه جدید که با هدف جایگزین کردن بخشی از ناوگان خودروهای زرهی سبک قدیمی HMMWV در خدمت ارتش ایالات متحده و سپاه تفنگداران نیروی دریایی ایالات متحده است. توسعه Oshkosh L-ATV در سال 2006 شروع شد و در سال 2011 این شرکت طی قراردادی 22 نمونه L - ATV را برای تست و ارزیابی تحویل داد . L-ATV برای ماموریت های گشت زنی و شناسایی طراحی شده و درعین سبک بودن دارای سطح مناسبی از حفاظت در برابر انفجارهای کوچک است. در حال حاضر دو نوع از این خودرو که یکی با دو صندلی برای حمل بار و نوع دیگر با چهار صندلی برای حمل نیرو ساخته شده است . این خودرو می تواند به مسلسل های 12.7 یا 7.62 میلی متری یا نارنجک انداز 40 میلی متری نیز مجهز شود. این خودروی زرهی سبک دارای موتور دیزلی توربوشارژ است اما می توان موتور دیزل الکتریک هیبریدی را روی آن نصب کرد. Oshkosh L-ATV را می توان با هلیکوپتر شینوک یا هواپیمای باری هرکولس c130 حمل کرد . مشخصات : کشور سازنده : ایالات متحده آمریکا صندلی : 4 تا 6 نفر ، ظرفیت : حمل بار 1.6 ~ 2.3 تن ، بیشترین سرعت : 120km/h ، برد : 640km مانور : شیب 60٪ ، شیب های جانبی 40٪ ، گام عمودی ~ 0.5 متر ، عبور ازگودال ~ 0.5 متر، عبور از آب تا 1 متر منبع : http://www.military-...shkosh_latv.htm
  13. با سلام به در خواست محمد تامکت عزیز در این تاپیک شما با تانک سنگین ایالات متحده آمریکا به نام M26 Pershing آشنا خواهید شد . در طی جنگ جهانی دوم ابتکارات زیادی در زمینه های هوایی ، زمینی و دریایی از کشور های حاضر در جنگ جهانی دوم سر زد . یکی از دیگر ابتکارات ساخت تانکی برای پشتیبانی از نیروی پیاده نظام بود که در همین راستا کشور های فرانسه ، آلمان ، انگلستان و ایالات متحده گام های بلندی رو برداشتند .M26 Pershing نام یکی از تانک های سنگین ایالات متحده آمریکا در طی جنگ جهانی دوم و جنگ کره است . اسم این تانک از روی فرمانده گروه آمریکایی American Expeditionary Force که یک گروه حاضر در جنگ جهانی اول بودند گذاشته شده بود . مثل همه کشور ها در آن زمان آمریکا قصد تولید تانکی دو منظوره را داشت که هم قدرت پشتیبانی از پیاده نظام را داشته باشد و هم قدرت در هم شکستن خطوط دشمن . از سال 1942 تا پایان جنگ جهانی دوم تانک ام4 شرمن این دو وظیفه را به تقریبا به خوبی انجام می داد ولی از بعدی دیگر تانک شرمن یک ضعف عمده داشت و آن پائین بودن سرعت بود . و همین امر باعث شد در طی دو سال بعد آمریکا دست به ساخت تانک هایی مانند T22 ، T23 ، T25 و T26 بزنه . در این نمونه تانک ها برد ، سرعت ، جنگ افزار ، نیرو موتور و برجک متفاوت بودند . اگرچه این تانک ها بسیار خوب عمل می کردند ولی آمریکا هنوز در پی ساخت تانکی با فن آوری و تکنولوژی بهتری بود . در همین راستا بود که دکتر جان دیویسن در سال 1944 دست به تحقیق در مورد ساخت چنین تانکی زد و بالاخره در سال 1945 چنین پروژه ای را تکمیل نمود و اولین تانک M26 را به مرحله تولید رسانید . باید خاطرنشان کرد که تانک ام-26 بسیار دیر به جنگ رسید و خیلی زود هم بازنشسته شد . در حقیقت می توان گفت که در سال 1945 این تانک رسما به نیروی زمینی ایالات متحده آمریکا وارد شد و در سال 1950 پس از به سر انجام رساندن دو جنگ یعنی جنگ جهانی دوم و جنگ کره بازنشسته شد . جنگ ها همانطور که گفته شد این تانک سنگین در سال 1945 وارد به نیروی زمینی آمریکا شد . اما در حقیقت نمی توان گفت که ام26 به طور وسیع در اروپا در طی جنگ جهانی دوم به انجام عملیات پرداخته باشد چراکه نمونه های بسیار کمی از آن به اروپا آورده شدند و بنابر سنگین بودن تانک حمل و نقل آن هم بسیار کند بود . در 23 فوریه سال 1945 این تانک ها به تعداد 30 دستگاه رسما وارد خاک اروپا شدند . اولین عملیات برای این تانک 5 روز بعد از ورود آن بود یعنی در تاریخ 28 فوریه که در طی آن عملیات با یک تانک چند دستگاه تانک تایگر درگیر شدند که در آن عملیات حدود 7 ام26 و 4 تایگر حضور داشتند که در آخر هر چهار تایگر نابود شدند ول یدر عوض 6 دستگاه از ام26 نابود شد و فقط یک تانک جان سالم بدرد برد که ان هم به شدت ضربه خرده بود و شایان ذکر است که از 5 نفر حاضر در تانک ام26 3 نفر آن ها زخمی شده بودند . در همین عملیات بود که افراد و محققان در این امر با بررسی بر روی زره تانک ام26 فهمیدند که زره به هیچ وجه قدرت کافی ندارد و به همین دلیل بود که یک بدنه باسبیت برای ام26 طراحی کردند . زره باسبیت زره بسیار قدرتمند و مقاومی بود ولی به شدت بر روی وزن و سنگین و همچنین موتور تاثیر می گذاشت بنابراین تصمیم گرفته شد که موتور را ازنوع LM66 بکنند . این امر باعث شد که از لحاظ سرعت و مقاومت این انک مجهز تر شود . این نمونه تانک با موتور LM66 و با زره باسبیت به تانک M26A1 معروف شد که در واقع نمونه دوم تانک ام26 بود . در کل این نمونه تانک توانست در 15 عملیات به طور وسیع شرکت کند و توانست بسیار خوب و همانطور که پیشبینی شده بود عمل کند . بعد از جنگ جهانی دوم محققان یک بار دیگر طرز کار این تانک رو مورد بررسی قرار دادند و دست به ابتکارات دیگری زدند و بنابر عملکرد خوب این تانک تصمیم به ساخت انواع دیگر این تانک با استفاده و الگو برداری از این نمونه گرفتند . در طی همین تصمیم 6 نمونه تانک ساخته شد که هم جزو خانواده پرشینگ قرار می گیرند . ام26 یک بار دیگر در جبهه های نبرد شرکت کرد و این بار در جنگ کره . در همین راستا تانک M46 با موتوری بهبود یافته و قدرتمند وارد جبهه جنگ با کره شد در واقع این تانک نمونه دیگری از همین خانواده است که با نام M26E2 هم شناخته می شود . بنابر کارکرد خوب M46 در جبه جنگ تعداد کمی از تانک ام26 به جبهه ی نبرد فرستاده شد . یکی از دلایل وجود وسیع تانک M46 در جبهه های نبرد کره وجود تانک قدرتمند و تقریبا بی رقیب تی-34 کره بود . کشور های استفاده کننده و نمونه های مختلف ام26 در سال 1952 نیروی زمینی بلژیک بیش از 423 دستگاه تانک M26 و M26A1 پرشینگ از طرف آمریکا دریافت کرد البته به عنوان اجاره . در سال 1952 آمریکا در پی قدرتمند کردن متحدان خود بود و به همین دلیل 423 تانک از این نمونه به بلژیک داد و پس از مدت یک سال و هفت ماه آن ها را رسما به بلژیک فروخت . در واقع فرمانده ارشد نیروی زمینی بلژیک ، آکسارت منسوبی بعد از دیدن عملکرد خوب این تانک ها پیشنهاد خرید همه 423 تانک را به آمریکا داد و آمریکا هم با این طرح موفقت کرد . البته این تانک ها در سال 1969 از نیروی زمینی بلژیک بازنشسته شدند و عملا از آن سال استفاده ای از آن ها نشد . همانطور که گفته شد 6 نمونه از این تانک تولید شدند که از آن ها می توان M26 با توپ muzzle brake و همچنین M26A1 با توپ Bore evacuator 80 میلیمتری و همچنین M26A1E2 که التبه این نمونه یک طرح آزمایشی با توپ T15E1/E2بود و همچنین M26E1 با توپ 90 میلیمتری و همچنین M26E2 با موتور بهینه سازی شده M3A1 که در واقع همان M46 است . T26E2 با توپ 105 میلیمتری و در آخر T26E5با توپ 279 میلیمتری . در اینجا باید اضافه کنم که تانک M26E2 همان تانک M46 پایتن است که در واقع یکی از قدرتمند ترین تانک ها در جریان جنگ سرد بود که از یک برجك T42 و يك توپ 90 ميليمتري استفاده می کرد . در کل کشور های استفاده کننده از این سلسله تانک ها کشور های بلژیک و ایالات متحده آمریکا بودند که آمریکا بزرگ ترین استفاده کننده از آن بود . سیستم ها ، موتور ، جنگ افزار و توضیحات کلی تانک ام26 پرشینگ یکی از تانک های قدرتمند جنگ جهانی دوم به شمار می یاد و این تانک به دلیل داشتن وزن 41 تن جزو تانک های سنگین حساب می شه . نمونه های مختلف این تانک سبب شده تا تنوعی در تجهیزات اون باشه برای مثال اگر ما نگاه به مدل نخست این رشته تانک ها بندازیم از بعد جنگ افزار در اون توپ 25 میلیمتری هم پیدا می کنیم ولی اگر به آخرین نمونه اون نگاه کنیم با یک توپ 279 میلیمتری طرف هستیم . تانک نخست یعنی ام26 از سیستم گاز سیستون فابریک برای حرکت و در مناطق صعب العبور استفاده می کرد و برای داشتن سرعت بالا تر از ناستریک حرارتی ولی به دلیل وزن و زره بسیار سنگینی که داشت مجبور بودند از دو سیستم مجزای LINDASTRIAL و همچنین LKJNE3 استفاده کنند تا وزن وارده بر موتور و سیتسم های حرکتی آسیبی وارد نکنه . از بعد رادیویی و ارتباطی این تانک به سیتسم های ارتباطی مولتیماشن مجهز بود که البته امروزه از اون استفاده نمی کنند . از بعد رادیویی و ارتباطی 3 سیستم در اینجا وجود دارد . نمونه اول مولتیماشن است و نمونه های دوم و سوم به ترتیب تاستنین94 و دابریک 12 است . این سه سیستم کل سیتمس های رادیویی و ارتباطی این تانک ها رو در بر می گیرند . در بقیه بقیه نمونه ها هم این سیستم های رادیویی خودنمایی می کنند اگرچه بهینه سازی شده هستند به صورتیکه در تانک T26E2 از نمونه RG25 استفاده می کنند . از بعد جنگ افزاری باید گفت که در نمونه نخست سلاح اصلی این تانک یک قبضه توپ 70 میلیمتری بود که در نمونه های بعدی میزان این توپ ها افزایش پیدا کرد . برجک ام26 از نوع T-13 است که قادر است در 10 ثانیه یک چرخش کامل بکند . در کل نمونه نخست این تانک یعنی ام-26 فقط به تعداد 40 فروند ساخته شد که تعدادی در جنگ جهانی دوم منهدم شدند و به دلیل وجود خرابی در قسمت موتور دیگر تولید نشدند . یکی از اشکالات اساسی این تانک وجود موتور بود . بیشتر موتور هایی که بر روی این تانک نصب می شد با خرابی و اشکال روبرو می شدند و همین باعث شد تا به محض ورود تانک ام46 پاتن این سلسله تانک ها بازنشسته شوند . یکی از اشکالات اساسی که تانک ام-26 داشت در این بود که به دلیل سرعت پائین به طور خیلی سریع شکار می شد و حتی در بعضی از مواقع توسط پیاده نظام منهدم می شد . نام : M26 Pershing نمونه : تانک سنگین کشور سازنده : ایالات متحده آمریکا سال های خدمت : 1945 تا 1950 در آمریکا سال های خدمت در بلژیک : 1952 تا 1969 جنگ ها : جنگ جهانی دوم و جنگ کره وزن : 41.9 تن طول : 8.65 m عرض : 3.51 m ارتقاع : 2.78 m سرنشنیان : 5 نفر ( فرمانده ، راننده ، کمک راننده توپ چی و پر کننده توپ ) سلاح اصلی : توپ 80 میلیمتری ماشین بخار : 8 سیلندر / گازوئیل / 500/450 hp قدرت/سنگینی : 11.9/10.6 hp برد : 161 کیلومتر سرعت : 40 کیلومتر موفق باشید /
  14. تلاش برای معرفی گونه اولیه نسلی جدید از خودروهای رزمی به گفته مدیر پروژه مهندسی مرکز تحقیقات خودروهای رزمی ارتش ایالات متحده این مرکز در تلاش است تا قابلیتهای متفاوتی از گونه اولیه نسل آینده خودروهای رزمی که هم اکنون طرح اولیه آن در جریان یک تلاش مشترک میان صنایع نظامی و بکارگیرندگان آن در حال شکل گیری است را به نمایش گذارد . ژنرال تد توماس ژنرال تد توماس ، میان شرکتهای تسلیحاتی و ارتش ایالات متحده ، تلاش مشترکی در جریان است که یک مسیر استاندارد برای نمونه سازی اولیه خودروی رزمی آینده تعیین گردد . طبق برنامه های تدوین شده ، این نمونه پس از اصلاحات لازم در سال 2022 رونمایی شده و بدنبال ارزیابی های عملیاتی در سال 2023 به سازمان یگانهای عملیاتی اضافه خواهد شد . به گفته وی ، این تلاش مشترک ، مجموعه ای بهترین قابلیتها را برای آنچه که وی پروژه NGCV می خواند ، فراهم خواهد آورد . به گفته این افسر ارشد ارتش ، مرکز تحقیق ، توسعه و مهندسی زرهی ارتش (TARDEC ) پس از بررسی طرح های اولیه ، بهترین گزینه را در سپتامبر 2017 انتخاب و قرار داد را با شرکت برنده منعقد خواهد نمود . پس از انعقاد قرار داد ، دو طرف ( TARDEC و شرکت برنده قرارداد ) ، با همکاری هم نمونه نخست را در یک بازه زمانی 7 ساله تولید خواهند نمود . این قرارداد، گستره وسیعی از فناوری ها را پوشش خواهد داد و این نیاز ارتش را در آینده تامین خواهد نمود . هر اندازه دو طرف درگیر این پروژه ، بیشتر همکاری نمایند ، خودروی رزمی آینده ارتش ایالات متحده ، با قابلیتها بیشتری در خط تولید قرار خواهد گرفت . سرهنگ ویلیام ناکولس ، مدیر بخش تعیین نیازمندی های نیروی زمینی مستقر در مرکز ارزیابی های مانوری ارتش ( فورت بنینگ / جورجیا) سرهنگ ویلیام ناکولس ، مدیر بخش تعیین نیازمندی های نیروی زمینی مستقر در مرکز ارزیابی های مانوری ارتش ( فورت بنینگ / جورجیا) ، در این زمینه می گوید : " در اواخر سال گذشته میلادی ، این مرکز نیازمندی های ارتش را مورد بررسی قرار داد و در نهایت این مساله مورد بررسی قرار گرفت که نسل بعدی خودروی رزمی ارتش صرفاً یک خودروی رزمی است یا می بایست بعنوان یک خودوری رزمی پیاده نظام تعریف گردد که در یک بازه زمانی مشخص ، باید جایگزین تانک اصلی میدان نبرد آبرامز ، نفربرهای برادلی و همچنین پلت فرم هایی نظیر نفربر استرایکر ( مجموعه ای از قدرت آتش و تحرک) شود . ژنرال توماس در این زمینه معتقد است : " طراحی این خودرو در مرحله نخست براساس مفهوم سنتی خودروی رزمی پیاده نظام (IFV) صورت پذیرفته که می بایست حداقل دو خدمه و شش سرباز را با تمام تجهیزات محمول ، در پیچیده ترین شرایط رزمی حمل نماید " با تمام این تفاسیر ، هدف ارتش ، بکارگیری عملیاتی NCGV ، تا سال مالی 2035 است و در این مسیر ، سال مالی 2022 یک نقطه عطف در این برنامه بشمار می رود که آیا رکود فعلی دامنگیر این پروژه خواهد شد یا اینکه سرمایه لازم برای ادامه آن جهت ارتقاء یا جایگزینی همه ناوگان فعلی ، فراهم خواهد گردید !!!! پی نوشت : این تاپیک از تجمیع اخبار مرتبط در تاریخ 20مهرماه سال 1399 خورشیدی ایجاد گردید صرفاً برای میلیتاری / مترجم : MR9
  15. به نام حق بحرین ؛ وزیرکشور یا وزارت امور داخلی بحرین در سال جاری میلادی (2014) به دنبال برنامه ای برای تجهیز نیروهای امنیتی این کشور به خودرو های محافظت شده (امرپ) با پیکربندی 4×4 است . امرپ های Aravis و Eagle V گزینه های مطرح بوده اند .نیروهای نظامی و امنیتی بحرین در حال حاضر به خودرو های زرهی کبرا (ساخت ترکیه) و Nimer-1 (ساخت عمان) نیز مجهز هستند. Aravis Eagle V NIMER I http://www.military....-نمر،ساخت-عمان/ خودروی کبرای بحرین (ساخت اتوکار ترکیه) http://www.military....9-کبرای-زهردار/ مصر ؛ نیرو مخصوص و نیروهای امنیتی ، پلیس ضد شورش و ... مصر به تازگی در دسته دارندگان خودروهای محافظت شده Renault Sherpa 2 و Reva V LWB (ساخت آفریقای جنوبی) وارد شده اند علاوه بر این یکصد و هشتاد دستگاه RG-32M و تعداد نامشخصی Casspir Mk3 هستند ، در ضمن این کشور سازنده نوع خاصی از نفربر در کلاس نزدیک به امرپ ها با عنوان فهد 240/280 نیز میباشد. Renault Sherpa 2 http://www.military....nault-sherpa-2/ Reva V LWB http://gallery.military.ir/albums/userpics/10206/aravis~1.jpg http://gallery.military.ir/albums/userpics/10206/thumb_aravis~1.jpg RG-32M http://gallery.military.ir/albums/userpics/10206/1-rg32m.jpg http://gallery.military.ir/albums/userpics/10206/thumb_1-rg32m.jpg http://gallery.military.ir/albums/userpics/10206/2-rg32m.jpg http://gallery.military.ir/albums/userpics/10206/thumb_2-rg32m.jpg ] فهد 240 http://www.military....دروی-زرهی-fahd/ عراق ؛ شاید بیشترین بکارگیرنده خودروهای امرپ در منطقه عراق باشد ؛ RG-31 و رقمی بالغ بر 1240 دستگاه Cougar ، همچنین 573 خودروی زرهی اوتوکار عقرب و تعداد نامشخصی Casspir Mk3 و Dzik3 (ساخت لهستان ) ، barrakuda (ساخت شرکت Doosan کره جنوبی ) و mohafiz (ساخت Heavy Industry Taxila HIT پاکستان) RG-31 COUGAR http://www.military....ین-mrap-cougar/ Casspir Mk3 Dzik3 barrakuda mohafiz اردن ؛ 100 دستگاه مکس پرو ، 149 دستگاه کوگر ، 39 دستگاه RG-33L و 50 دستگاه 149 ماتادور . COUGAR http://www.military....ین-mrap-cougar/ International MaxxPro MPV http://www.military....pv-ساخت-آمریکا/ RG-33L http://www.military....33-ساخت-آمریکا/ Matador http://www.military....-آفریقای-جنوبی/ عمان ؛ این کشور کوچک منطقه خاورمیانه ، 132 دستگاه پنهارد VBL و همچنین 22 دستگاه خودروی شبه امرپ Saxon و رقمی در حدود 100 دستگاه نفربر فهد ساخت مصر بهره میجوید . علاوه بر این از خودروی NIMER I و NIMER II ساخت خود نیز بهره مند است. NIMER I ساخت عمان ( و هم چنین صادر شده به بحرین ) http://www.military....-نمر،ساخت-عمان/ NIMER II ساخت عمان Saxon ساخت انگلیس قطر ؛ 27 دستگاه Renault Sherpa 2 و 16 دستگاه پنهارد VBL و تعداد نامشخصی Higuard Renault Sherpa 2 http://www.military....nault-sherpa-2/ PANHARD VBL Higuard (رنو فرانسه ) عربستان ؛ از تلاش برای خرید 200 دستگاه Nexter Aravis که بگذریم؛ صنایع دفاعی عربستان در همکاری با شرکت های خارجی تولید کننده : 100 دستگاه الفهد خودروی زرهی المنصور خودروی زرهی النایف خودروی زرهی الکاسر (همان خودروی زرهی معروف در جریان اشغال بحرین) امرپ تمام عیار Nyoka mk2 ساخت آفریقای جنوبی تحت عنوان Al-Masmak http://www.military....k-ساخت-عربستان/ و همچنین تعداد نا مشخصی زرهپوش های الفیصل الشبل 1 الشبل 2 الشبل 3 (در نمایشگاه IDEX ماکتش رونمایی شد ) Twaiq ترکیه ؛ سازنده و دارنده 1200 خودروی زرهی اوتوکار کبری ، 970 اوتوکار عقرب و همچنین 468 دستگاه از امرپ های BMC ساخت این کشور تحت عنوان BMC-KRIPI 350 و خودروی زرهی KAYA OTOKAR COBRA http://www.military....9-کبرای-زهردار/ OTOKAR AKREP BMC-KRIPI 350 KAYA http://www.military....ده-ای-از-ترکیه/ امارات متحده عربی ؛ 750 دستگاه Oshkosh M-ATV و 76 دستگاه RG-31 Mk5 در کنار خودروی زرهی Nimr یا النمر I , II به تعداد نا مشخص ؛ M-ATV http://www.military....ت-متحده-آمریکا/ RG-31 Mk5 MARKSMAN ASV Panthera (ساخت کمپانی اماراتی Ares Security Vehicles LLC - ASV ) نمر انواع نمر خودروی گشتی 6×6 نفربر 6×6 خودروی فرماندهی زرهی وانت دوکابین زرهی KRAZ-ASV Panthera ( محصول مشترک کمپانی اماراتی Ares Security Vehicles LLC - ASV و کمپانی اوکراینی KRAZ) کویت : ارتش و نیروهای امنیتی این کشور تعدادی خودروی Panhard VBL و Shorland S600 در اختیار دارند Panhard VBL ساخت فرانسه Shorland S600 آذربایجان ؛ تعداد نا مشخصی - SHERPA 2 RENAULT ،350 OTOKAR COBRA - 200 AKREP ZPT ، 110 MARAUDER , 110 MATADOR و همچنین امرپ آمریکایی COUGAR به تعداد محدود 4 دستگاه برای نیروهای حافظ صلح MATADOR http://www.military....-آفریقای-جنوبی/ MARAUDER http://www.military....amount-maraude/ AKREP ZPT COBRA http://www.military....9-کبرای-زهردار/ SHERPA 2 http://www.military....nault-sherpa-2/ COUGAR http://www.military....ین-mrap-cougar/ لازم به ذکر است که کشورهای عربی نامبرده به جز خودروهای ذکر شده هزاران دستگاه خودروی هاموی در مدل های مختلف را در اختیار دارند که شماری از این مدل ها زره پوش هستند. برخی کشورهای دیگر مثل پاکستان ، گرجستان و قزاقستان هم از انواع مختلف دیگری از امرپ ها بهره میگیرند ، اما ایران ؟!! ،... ..................... <
  16. با سلام ليست برخي از ادوات زرهي ايران T-90 Tank (به تعداد اندك) T-72 Tank M113 Apc Zulfiqar-1 Tank Zulfiqar-2 Tank Zulfiqar-3 Tank M47 Patton T-62 Tank Scorpion Light Tank Cascavel APC T-54/T-55 Tank T-59s Tank Chieftain Tank M-60 Tank Raad-2 / Thunder 2 Artillery T-72Z Safir-74 Boragh HOWITZER 155 mm HM 41 HOWITZER 122 mm HM 40 Taftan Mine Cleaner 1/4ton Tactical Jeep 3/4ton Tactical Vehicle Infantry Combat Vehicle Bmp-2 Rakhsh 4x4 Wheeled Apc Thunder 1 Artillery Cobra BMT-2 APC Tosan Tank Urutu APC برخي از كارشناسان معتقد هستند با توجه به اينكه طرح تانك ذوالفقار-3 از تانك ابرامز اقتباس شده است پس ايران تانك ابرامز نيز هرچند به تعداد كم در اختيار دارد. (با توجه به اينكه دوستان همه در ضمينه هاي نظامي تخصص دارند و با اصطلاحات نظامي آشنايي دارند من ديگه واژه ها رو ترجمه نكردم كه مثلا Artillery ميشه توپخانه ! اگه احتياج بود بگيد فارسي بنويسم !)
  17. خلاصه TAM (به معناي تانك متوسط آرژانتيني در زبان اسپانيايي) تانكي است كه هم اكنون در خدمت نيروي زميني آرژانتين مي باشد. به علت فقدان تجربه و تكنولوژي كافي وزارت دفاع آرژانتين قراردادي را با كمپاني آلماني Thyssen-Henschel به منظور انتقال تكنولوژي لازم منعقد كرد.تانك به وسيله يك گروه از مهندسان آلماني و آرژانتيني بر پايه شاسي IFV)Marder)آلماني توسعه داده شد.اين طرح نياز نيروي زميني آرژانتين را به يك تانك مدرن،با سرعت بالا و نیمرخ کوتاه و وزن کم تامین کرد.توسعه تانک در سال 1974 آغاز و پیش نمونه های آن در سال 1977 کامل شد و تولید اصلی نیز در سال1979 آغاز شد. در اثر مشکلات اقتصادی،آرژانتین مجبور به بستن خط تولید در سال 1983 شد.سرانجام دوباره در سال 1994 تولید تانک از نو آغاز، و تا زمانی که نیاز نیروی زمینی به 200 تانک تامین شد،ادامه یافت.بر پایه شاسی این تانک نیز 7 نوع متفاوت خودرو نظامی دیگر مانند هویتزر 155 میلیمتری خودکششی و خودروی خمپاره انداز ساخته شد.سوار کردن قطعات نیز در تاسیسات محلیTAMSE در فضایی با مساحت 9600 مترمربع انجام شد.به جز خودروهای ساخته شده برای نیروی زمینی آرژانتین،تعدادی خودرو نیز برای نیروی زمینی پرو ساخته شد،که این خودروها نیز به علت لغو شدن قرارداد،دوباره به نیروی زمینی آرژانتین بازگشت.همچنین 17 دستگاه از نفربرهای ساخته شده بر پایه شاسی این تانک در یوگسلاوی سابق،برای ماموریت حفظ صلح سازمان ملل به کار گرفته شد. توسعه: (تاریخچه،تحرک،تسلیحات،دید و ..) در جریان دهه 60،آرژانتین به دنبال جایگزین کردن خودروهای جدیدی به جای تانک قدیمی انگلیسی Sherman Firefly ،خودروی زرهی آمریکایی M8 Greyhounds و خودروی نیمه شنی M3A1 که بعد از جنگ جهانی دوم دریافت کرده،بود. با وجود تلاش هایی که برای تامین تجهیزات از ایالات متحده کرد،آرژانتین تنها توانست خرید 50 دستگاه M41 Walker Bulldogs و 250 دستگاه نفربر زرهی M113 را تضمین کند و این باعث شد که آرژانتین به طرف اروپا روی بیاورد.آرژانتینی ها امیدوار بودند که بتوانند با استفاده از تکنولوژی اروپایی ها،دیگر خودشان در داخل و به صورت بومی،تسلیحات مورد نیازشان را تولید کنند. سرانجام آرژانتین 80 دستگاه تانک سبک AMX-13 ،به علاوه 180 دستگاهAMX-VCI و 24 عراده هویتزر AMX-155 F3 را از دولت فرانسه دریافت کرد و نیز توانست حدود 40 دستگاه AMX-13 و 60 دستگاه AMX-VCI را در داخل بسازد،همچنین آرژانتینی ها تانک آلمانی لئوپارد 1 و تانک فرانسوی AMX-30 را برای جایگزینی با تانک های شرمن،آزمایش کردند.در سال 1973 وزارت دفاع آرژانتین،یک سری از مشخصات و نیازهای تانکی را که باید از دهه 80 وارد خدمت می شد،ارائه داد. این مشخصات شامل یک توپ مدرن 105 میلیمتری،دو قبضه تیربار،نارنجک انداز،برد جاده ای حداقل 500 کیلومتر،حداکثر سرعت 70 کیلومتر بر ساعت و وزنی که نباید بیش از 30 تن باشد،بود.همچنین باید در طراحی ملاحظه زیرساخت های موجود آرژانتین شامل توانایی خطوط راه آهن،پل ها و جاده ها می شد.در اواخر سال 1973، MATP (پروژه تانک متوسط آرژآنتینی) با هدف کلی مطالعه،طراحی و توسعه یک تانک برای آینده آرژانتین،آغاز شد. کمبود تجربه و تکنولوژی لازم،دولت آرژانتین را مجبور کرد که به دنبال یک کمپانی خارجی برای تهیه تکنولوژی لازم،بگردد.سرانجام قراردادی با کمپانی آلمانی Thyssen-Henschel منعقد شد،در جریان این قرارداد بر سر انتقال تکنولوژی لازم توافق شد،که در نتیجه برنامه ای برای توسعه یک تانک با مشخصات مذکور دولت آرژانتین،تحت نظر یک تیم فنی متشکل از مهندسان آلمانی و آرژانتینی آغاز شد.سرانجام تصمیم بر این شد تا از بدنه نفربر آلمانی Marder استفاده شود و همچنین شاسی برای حمایت بیشتر از وزن تانک،تقویت شد.دو پیش نمونه در اواخر 1976 و اوایل 1977 ساخته شد که بلافاصله برای مدت دو سال تحت تست های گوناگون و زیادی قرار گرفت و درجریان این آزمایشات،تانک بیش از 10000 کیلومتر را طی کرد.همزمان با این اقدامات،دو پیش نمونه دیگر هم برای پیشبرد رسیدگی و مطالعه در مورد طرح خودروهای جدید نظامی،ساخته شد. قدرت آتش تانک جدید،با نصب یک توپ 105 میلیمتری L7A1 تامین شد،ولی سرانجام این توپ با مدل اصلاح شدهL7A2 تعویض شد.اما دوباره این توپ نیز با توپ 105 میلیمتری Rh-105-30 رین متال عوض شد.این توپ آلمانی در آرژانتین با نام FM K.4 Modelo 1L تولید می شود.مزیت و نکات مثبت توپ Rh-105-30 شامل،وزن کم(به منظور کاهش وزن تانک که مورد توجه دولت بود.)،اندازه جمع و جور و مهلک بودن آن بود،این توپ بر روی تانک TAM از شعله پوش استفاده نمی کند و می تواند تا 18 درجه بالا و تا 7- درجه پایین بیاید.این توپ می تواند مهمات انرژی جنبشی M735A1 را به راحتی شلیک کند. M735A1 نیز می تواند در 370 میلیمتر زرهی که در فاصله 1000 متری قرار دارد،نفوذ کند.همچنین این توپ می توان مهمات HEAT و HESH را نیز شلیک کند. سلاح فرعی این تانک نیز شامل یک GPMG م.م 62/7 هم محور به نام FN MAG 60-40 و یک FN MAG 60-20 که برای مقابله با تهدیدات هوایی بر روی برجک نصب می شود. لازمه انتخاب موتور برای این تانک،وزن کم،متراکم بودن و سرعت و شتاب بالا بود،به این منظور موتور دیزلی 6 سیلندر MB-833 Ka 500 از MTU فردریش شافن با توان 720 اسب بخار انتخاب شد،در نتیجه نسبت نیرو به وزن تانک به 24 اسب بخار برای هر تن رسید. سرعت تانک نیز در جاده 75 کیلومتر بر ساعت و در خارج از جاده 40 کیلومتر بر ساعت می باشد.برد تانک تنها با استفاده از مخازن سوخت داخلی با ظرفیت 680 لیتر،590-500 کیلومتر می باشد و در صورت اضافه کردن دو مخزن سوخت 200 لیتری خارجی،برد تانک تا 800 کیلومتر افزایش می یابد. سیستم انتقال قدرت تانک نیز از نوع Renk HSWL-204 اتوماتیک به همراه یک تبدیل کننده هیدرودینامیکی می باشد.برای ترمز نیز از دیسک های ترمز هیدرولیکی استفاده می شود. حفاظت این تانک نیز بر پایه نیمرخ کوتاه برجک(طراحی شده بر اساس Leopard 1A4 می باشد.)،سطح شیب دار بدنه (32 درجه در پهلو ها) و زره می باشد. جلوی برجک نیز با 50 میلیمتر زره فولادی حفاظت می شود.وزن کم و زره نسبتا سبک تانک باعث تحرک بالای تانک در ناهمواری ها می شود. به جز پریسکوپ های فرمانده،یک پریسکوپ PERI R12 که برای تانک Leopard 1A4 طراحی شده،برای خدمه تعبیه شده است. توپچی و لودر نیز دارای یک پریسکوپ برای دید در روز هستند.برای شلیک در شب یک دوربین LLLTV نصب شده که همراه با حرکت لوله توپ اصلی،حرکت می کند.همچنین برنامه ای برای ضخیم و تقویت زره و افزایش حفاظت تانک انجام شد. مدل ها تعدادی خودرو از روی شاسی این تانک ساخته شده.همچنین برنامه ای برای ساختن یک IFV در سال 1977 پایان یافت و در نتیجه مدل VCTP ساخته شد. این خودرو می تواند یک گروه 12 نفری را جا به جا کند،فرمانده همراه یک تفنگدار در برجک قرار می گیرد،بقیه نیز در پایین قرار می گیرند.یک نفر نیز از تیربار بدنه استفاده می کند. عکس:یک دستگاه VCTP سلاح اصلی VCTP،یک autocannon م.م 20 ، Rh-202 رین متال است که می تواند از مهمات DM63 استفاده کند.همچنین یک قبضه تیربار 62/7 میلیمتری بر روی برجک قرار گرفته.افراد نیز می توانند از دری که پشت بدنه تعبیه شده،پیاده شوند.مدل های دیگر شامل:هویتزر 155 میلیمتری VCA 155،خودروی خمپاره انداز VCTM(دارای خمپاره انداز 120 میلیمتری AM-50)،خودروی رزمی VCPC،راکت انداز VCLC،آمبولانس VCAو VCA (ARV)می باشد،که توضیح مشخصات هرکدام نیاز به بحث جداگانه ای دارد و دوستان برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد ویژگی های این خودروها می توانند یه منبع مراجعه کنند. تولید ساخت تانک TAM در سال 1979 با هدف تولید 200 تانک و 312 دستگاه VCTP آغاز شد،اما زمانی که در سال 1983 تولید موقتا پایان یافت،تنها 150 دستگاه تانک TAM و 100 دستگاه VCTPتولید شد.70 درصد تانک ها در آن زمان در کارخانه داخلی TAMSEو 30 درصد در آلمان ساخته شد.کارخانه داخلی TAMSE دارای فضای 9600متر مربع و کاملا سرپوشیده است و دارای 2 انبار اصلی برای ذخیره مصنوعات می باشد،همچنین دارای یک لابراتوار کنترل کیفیت ،یک اتاق تست موتور وشلیک و یک دفتر پروژه می باشد. صادرات اگرچه TAM هرگز به کشوری صادر نشد،ولی تعدادی از کشورها نسبت به این تانک علاقه نشان دادند.مالزی در سال 1981 قراردادی را برای خرید 102 دستگاه خودرو از خانواده TAM،شامل تانک،VCTPو VCRT(با تغییر به نام های شیر،ببر و فیل) امضاء کرد.اما در نهایت این قرارداد لغو و مالزی تانک لهستانی PT-91 را انتخاب کرد.قرار داد پرو نیز همانطور که گفته شد،به دلیل عدم تامین بودجه لازم لغو گردید.قرارداد مشابه ای نیز با پاناما بسته شد،ولی بعدا به دلایل نامعلومی کنسل شد.همین مسائل برای چند کشور دیگر هم تکرار شد. در خاورمیانه نیز ایران و عربستان سعودی نسبت به این تانک علاقه نشان دادند،اما معامله با ایران به علت درخواست عربستان و عراق از آلمان به نتیجه نرسید.(تنها نقل قول از منبع،صحت مطلب تایید نشده است). همچنین معامله با عربستان نیز به علت درخواست رژیم اشغالگر قدس از آلمان به جایی نرسید. تاریخچه جنگی اگرچه تانک TAM سابقه حضور در هیچ جنگی را نداشته،اما 17 دستگاه VCTP در یوگسلاوی به وسیله یک گردان آرژانتینی در ماموریت حفظ صلح سازمان ملل،به کار گرفته شده. عکس:راکت انداز VCLC مشخصات کلی نوع:Medium Tank(?) کشور سازنده:آلمان و آرژانتین استفاده کننده:آرژانتین وزن:5/30 تن طول:75/6 متر عرض:25/3 متر ارتفاع:42/2 متر خدمه:4 نفر سلاح اصلی:یک قبضه توپ 105 م.م FM K.4 Modelo 1L سلاح فرعی:2 قبضه تیربار 62/7 م.م موتور:MTU-MB833 Ka-500 توان موتور:720 اسب بخار(537 کیلو وات) برد:بدون مخزن خارجی،حداکثر 590 کیلومتر(؟) سرعت:75 کیلومتر بر ساعت ............................................ اطلاعات بیشتر: (http://en.wikipedia.org/wiki/TAM_(tank مترجم:Ali_64 استفاده از این مطلب تنها با ذکر نام مترجم و وب سایت میلیتاری مجاز است.
  18. به نام خدا با سلام قسمت اول
  19. تانک تی62 نخستین بار در سال 1961 از سوی ناظران غربی مشاهده گردید. این تانک سال 1965 در شوروی سابق وارد تولید انبوه شده و به تدریج جایگزین مدل های فرسوده تی10 و تی45 گردید. تولید این جنگ افزار در سال 1975 در شوروی متوقف شد. انواع مدل تی62 عبارتند از مدل A که نوع و اولیه و گسترده ترین نوع این تانک است. مدل B مسلح شده به یک تیربار ضد هوایی 12.7 م م بر بروی دریچه تیرانداز. مدل K که نوع بهسازی شده است و مجهز به یک سیستم موازنه دید بوده و قسمتی از آن دارای سیستم کنترل آتش لیزری است. و در نهایت مدل سال 1977 که که برخی از مکانیزم های محرک آن از قبیل شنی& غلتک و چرخ دنده ها& با تانک تی72 تعویض شد. قابلیت های فنی: تی62 دارای وزن رزمی 37 تن است و نیروی محرکه اش از طریق یک موتور V شکل 12 سیلندر دیزل چهارزمانه، به حجم 38880 سی سی تامین می شود که 580 اسب بخار قدرت تولید می کند. حداکثر سرعت جاده ای آن 50 کیلومتر در ساعت است. مقاومت زیاد پیچشی زنجیر های رابط شنی تانک، و تحرک محدود غلتک ها (100 م م یعنی حدود نصف تانک های غربی) سرعت تانک را در مناطق متغیر، تا 25 کیلومتر در ساعت پایین می آورد. تی62 مجهز به سیستم انتقال قدرت اتوماتیک یا نیمه اتوماتیک نیست و راننده ملزم است که پنج دنده جلو و عقب را به صورت مکانیکی و توسط یک اهرم دستی جا بزند. برای این کار راننده باید به حد کافی قدرتمند باشد. این نکته آخر به اضافه موقعیت ناراحت و فضای محدود در اختیار راننده، سبب خستگی بیش از حد و عدم تمرکز وی می شود. کلاچ تی62 یکی دیگر از ضعیف ترین اجزای آن است که در حدود 40 درصد از نقایص فنی موجود در تانک را پدید می آورد. گردش تانک به چپ و راست، توسط دو اهرم جانبی انجام می پذیرد که این عمل سبب صرف کوشش اضافی از سوی راننده است. برد دید راننده به دو دستگاه محدود می شود و در سمت راست او یک نقطه کور وجود دارد. تی62 مقدار 960 لیتر سوخت مصرف می کند و دارای بردی معادل 400 کیلومتر است. این برد را می توان با دو مخزن اضافی تا 600 کیلومتر افزایش داد. دستگاه اطفاء حریق کارامدی در این تانک وجود دارد، اما ترکیب شیمیایی آن، گازی تولید می کند که دارای نتایج مرگباری است. در این تانک هیچ حایلی میان خدمه و موتور تانک وجود ندارد و این امر مشکلات زیاد خدمه ( تحمل صدای موتور و بخارات سوخت) را پیچیده تر می کند. به هنگام روشن بودن موتور مقدار زیادی حرارت تولید می شود که در مناطق بیابانی برای خدمه ناخوشایند است. بنابراین این تانک دیگر سیستم گرم کننده ندارد. این تانک از رودخانه هایی به عمق 5 متر می تواند عبور کند. اما 50 دقیقه وقت لازم است تا خدمه مطمئن شوند وسیله آن ها در برابر آب نفوذ ناپذیر است. و هنگامی که تانک به کرانه دیگر رود می رسد دیگر برای رزم آمادگی ندارد، و باید یکی از خدمه بیرون آمده و صفحه خارجی را که پریسکوپ تیرانداز را حفظ می کند بلند کند. قابلیت تی62 در مناطق برفی و گل آلود خوب است. در مناطق ناهموار در خطر از دست دادن یک زنجیر نیست و می تواند با سرعت گردش کند. با در نظر گرفتن استانداردهای فنی تانک های امروزی، قابلیت تحرک تی62 از حد متوسط پایین تر است. این تانک می تواند از مانعی به ارتفاع 80 سانتی متر، شیب 32 درجه و گودالی با حداکثر عمق 2.85 متر عبور کند. حفاظت: استاندارد حفاظت زرهی تی62 بالا بوده و این به دلیل وزن کنم و زوایای خمش سنگین تانک است. در قسمت های ضروری بدنه ضخامت زره بین 10 تا 23 م م متغیر است. اما صفحه های زرهی در قسمت های دیگر ضعیف تر هستند. قدرت آتش: تی62 دارای یک توپ 115 م م بدون خان است. حد اکثر تحرک لوله رو به بالا 18 و رو به پایین 5 درجه است. برای گردش برجک به صورت دستی یا الکترکی باید موتور تانک روشن باشد. اگر هدف گیری در سکوت لازم باشد (مثلا در یک موقعیت دفاعی هنگام شب) تیرانداز باید کنترل دستی را به کار بگیرد. پس از هر شلیک توپ به صورت خودکار به زاویه فشنگ گذاری باز می گردد. در این حالت، نیروی الکتریکی برای گردش و حرکت قطع می شود. سیستم کماکان بدون نیروی الکتریکی باقی می ماند تا زمانی که پوکه، از در باز شده پوکه پران در قسمت عقب برجک به بیرون بپرد. در این زمان ثانیه های پر ارزشی برای شلیک دیگر از بین می رود. فقدان نیروی برق در این عملیات، به طور چشمگیری کارایی تانک را کاهش می دهد. گردش و حرکت دستی برجک، برای ردگیری یک هدف متحرک، نسبتا آهسته و غیر موثر است. تانک های منهدم شده عراقی به هنگام حرکت در مناطق ناهموار، ردگیری هدف به طور صحیح تقریبا غیر ممکن است. اگر یکی از خدمه قدرت کار را به هر دلیلی از دست دهد، محل فرمانده باید عوض شود.، که این امر یافتن هدف را به شدت محدود می کند. برای تغییر موقعیت و جا به جایی یکی از اعضای مجروح خدمه، فضای کمی در تانک وجود دارد. این تانک تنها یک تلسکوپ دارد که قسمتی از آن که در بیرون برجک بوده و به زمین خیلی نزدیک است. گل و کثافت خیلی زود دید راننده را تیره و تار می کند و لنز پاک کن دستی نیز چندان موثر نیست. تی62 می تواند 40 تیر فشنگ برای توپ اصلی حمل می کند. قفسه آماد در برجک فقط دارای سه تیر فشنگ است. تمامی دیگر فشنگ ها در دیواره بدنه جای دارند و بسته به موقعیت برجک، در تمام اوقات قابل دسترسی نیستند. در این تانک گلوله گذار باید با دست چپ خود عمل کند که این امر مشکلاتی را در بر دارد. علاوه بر این تی62 تعداد 2500 تیر فشنگ مسلسل حمل می کند. توپ اصلی تی62 می تواند چهار نوع گلوله شلیک کند که مهمترین آنها (BR6) است. این گلوله 40 سانتی متر طول و 4 سانتی متر قطر دارد و دارای سرعت اولیه 1615 متر بر ثانیه است. *** در کل این تانک شرقی مجموعه ای از نقاط ضعف است و این امر در تلفات چشمگیر این تانک ها در جنگ سال 1991 بی تاثیر نیست. منبع: ماهنامه نوآور اردیبهشت 85
  20. بسم الله الرحمن الرحیم Type 90 یا تایپ 90، تانک اصلی میدان نبرد متعلق به نیرو های زمینی دفاعی ژاپن (JGSDF ) است. این تانک توسط صنایع سنگین میتسوبیشی برای جایگزینی با تانک های Type 61 و Type 74 طراحی شد. تحقیقات و توسعه این تانک در سال 1976 آغاز و در سال 1990 وارد خدمت شد. قرار است تانک Type 10 جایگزین این تانک شود. تاریخچه پس از تصویب ساخت تانک Type 74 فرماندهان ژاپنی بدنبال نمونه بهتری از این تانک بودند تا بتواند رقیب قدرتمند و همینطور در عین حال شکست ناپذیری علیه تانک تی 72 شوروی باشد. در نتیجه توسعه یک نمونه اولیه با نام TK-X MBT بین سال های 1976 تا 1977 آغاز شد. توسعه مشترک توسط صنایع سنگین میتسوبیشی و به رهبری موسسه توسعه و تحقیقات فناوری آژانس دفاعی ژاپن (TRDI) انجام شد. از دیگر پیمانکاران این پروژه نیز میتوان به شرکت های Japan Steel Works, Daikin Industries, Mitsubishi Electric, Fujitsu and NEC نامبرد. دو نمونه اولیه تایپ 90 در 1980 تکمیل شد که هر دو به توپ 120 mm ساخت شرکت Japan Steel Works Limited مجهز بودند که البته مهمات آن نیز ژاپنی و ساخت شرکت Daikin Industries Limited بودند. این دو نمونه تا سال 1984 کامل شدند و تست ها و آزمایشات مختلفی روی آنها صورت گرفت. تا اینکه پس از یک بازبینی روی آنها در سال 1986، برجک و همینطور زره سرامیکی تانک ارتقاء و مورد اصلاح واقع شدند. در سری دوم نمونه های آزمایشی، چهار تانک به عنوان نمونه ی اولیه جدید بین سالهای 1986 تا 1988 ساخته شد که نتایج آزمایشات دو نمونه قبلی در این نمونه ها گنجانده شده بود. این نمونه ها مجهز به توپ Rheinmetall 120 mm gun بدون خان است که در علاوه بر تانک Leopard 2، در تانک آبرامز نیز مورد استفاده قرار گرفت. این نمونه ها برای آزمایشات مختلف جهت شناسایی و همینطور کشف نقاط ضعف و قوت تانک ساخته شدند. پس از انجام این امور، کشور ژاپن رسما در سال 1989 تانک جدید و همینطور بومی کشورش را در رسانه های جهان معرفی کرد و از آن به بعد به تانک معروف کشور ژاپن بعد از تایپ 10 تبدیل شد. به غیر از توپ 120 م م بدون خان که تحت لیسانس شرکت Rheinmetall آلمان در ژاپن ساخته شده بود تمام زیرمجموعه های این تانک بومی بودند که این باعث بیشتر شدن هزینه هر واحد آن نسبت به تانک های ساخته شده برای اعضای ناتو همچون آبرامز و چلنجر2 بود. تانک تایپ 90 برای ارتقا با دو مشکل روبه رو بود. 1- بودجه کم و در نتیجه کمبود تدارکات 2- متمرکز شدن بودجه ها به پروژه تایپ 10 با توجه به اینکه ژاپنی ها به خوبی میدانند که تایپ 90 برای نبرددر مناطق محدود شهری نامناسب است به همین دلیل این تانک ها را به تیپ JGSDF Fuji School و واحد هفتم زرهی مستقر در هوکایدو که فضای کافی برای مانور و تمرینات مختلف را دارا می باشد، فرستادند. به غیر از تمرینات سالانه Combined Live Fire که در مرکز تمرین یاکیما در ایالت واشنگتن به میزبانی ارتش ایالات متحده برگزار میشود تایپ 90 هیچگاه از کشور ژاپن خارج نشده است و در هیچ نبرد واقعی نیز حضور نداشته است. جنگ افزار همان طور که قبلا اشاره شد این تانک از توپ 120 م م بدون خان آلمانی Rheinmetall استفاده میکند که در آبرامز، لئوپارد 2 و K1A1 کره جنوبی استفاده شده است. البته پیش از انتخاب توپ Rheinmetall ژاپنی ها موفق شدند توپ 120 بی خان را تولید کنند اما هزینه کمتر نمونه آلمانی باعث شد تا از نمونه بومی صرف نظر شود. از زمان معرفی تانک چندین ارتقا بر روی سیستم کنترل آتش انجام شده است که از جمله ی آنها افزودن فاصله یاب لیزری ایتریوم-آلومینیوم-گارنت با برد 300 تا 5000 متر به تانک است. کامپیوتر 32 بیتی تجزیه و تحلیل پرتابه و سیستم های تصویر برداری حرارتی بهبود یافته و سیستم های اتوماتیک ردیابی که قادر به درگیری با اهداف متحرک یا ثابت در روز و شب هستند از جمله ویژگی های مدرن این تانک ژاپنی محسوب می گردد. سیستم ردیابی هدف از یک نمایشگر تصاویر حرارتی استفاده میکند که میتواند توسط توپچی و یا فرمانده کنترل شود. همچنین این سیستم قادر به ردیابی سربازان و وسایل نقلیه و هلیکوپتر می باشد. (شلیک توپ اصلی 120 م م) توان دید فرمانده با دوربین، 3 الی 10 برابر در روز است. همچنین دید عمودی نیز از -29 تا +29 درجه و دید افقی هم 180 درجه است. ضمنا توپچی نیز قادر است تا با دید 10 درجه روی اجسام و محیط زوم کند. توپ اصلی تانک مجهز به سیستم بارگزار خودکار (Auto Loader) مکانیکی است که توسط میتسوبیشی طراحی شده است. بارگزاری خودکار میتواند ظرف دو ثانیه توپ را بارگزاری کند که درنهایت یک چرخه برای شلیک به یک هدف حدود 4تا 6 ثانیه زمان میبرد. 2 سلاح ثانویه روی این تانک نصب می شود، یک عدد مقابل دریچه توپچی بر روی برجک و آن مسلسل Browning M2 است که تحت لیسانس صنایع سنگین سومیتومو در ژاپن تولید می شود. علاوه بر این یک مسلسل 7.62 م م ساخت ژاپن نیز در سمت چپ مسلسل اصلی قرار گرفته است. تایپ 90 شبیه لئوپارد2 آلمانی است اما برخلاف آن از یک زره کامپوزیت سرامیک و فولاد پودمان بندی شده استفاده میکند که این طراحی مشابه طراحی تانک های پس از دهه 90 است. طرح این زره برای تسهیل ارتقا تصویب شد. زره جلویی در مقابل گلوله های JM-33 120 م م توپ L44 آزمایش شده است. این در حالیست که زره برجک توانایی دفاع در برابر پرتابه های تا 35 م م را دارد. مشخصات تایپ 90 از بسیاری از تانک های اصلی نبرد کوتاه تر است. این تانک دارای ارتفاعی حدود 2.33 متر و عرض 3.33 متر و وزنی حدود 50.2 تن است. در مقام مقایسه تانک لئوپارد 2 دارای ابعادی معادل 2.48 متر ارتفاع و 3.70 متر عرض و 55 تن وزن است. قلب تپنده این تانک یک موتور دیزلی 10ZG32WT میتسوبیشی 10 سیلندر دوزمانه است که 1500 اسب بخار قدرت برای این تانک فراهم می کند. این تانک از یک سیستم انتقال قدرت اتوماتیک Mitsubishi MT1500 استفاده می کند که دارای 4 دنده به جلو و دو دنده به عقب است. توسعه نمونه اولیه این موتور در سال 1972 و ده سال بعد در سال 1982 به پایان رسید. سیستم تعلیق نیز درعقب و جلو تانک نصب شده است که در هنگام پرش تانک برای مقابله با زمین های ناهموار تنظیم میشود که این خود نیازی برای هر تانکی در ره های خشن و کوهستانی ژاپن است. با توجه به گزارش های رسمی وزارت دفاع ژاپن شتاب این تانک 0-200 در 20 ثانیه است. (تانک از چهار جهت) مشخصات کلی نام: Type 90 نوع: تانک اصلی میدان نبرد کشور: ژاپن مالک: نیرو های دفاعی زمینی ژاپن طراح: صنایع سنگین میتسوبیشی - موسسه تحقیقات و توسعه فناوری وزارت دفاع ژاپن تولید کننده: صنایع سنگین میتسوبیشی بازه زمانی تولید: 1989-2009 تعداد ساخته شده:341 (2014) برد عملیاتی: 400 کیلومتر سرعت: 70 کیلومتر بر ساعت وزن: 50.2 تن طول: 9.76 متر عرض: 3.43 متر ارتفاع: 2.34 متر خدمه: 3 نفر زره: زره مرکب سرامیک/فولاد پودمان بندی شده جنگ افزار اصلی: Rheinmetall 120 mm بدون خان همراه با بارگزار خودکار (automatic loader) جنگ افزار جانبی: مسلسل M2HB 12.7 mm و مسلسل Type 74 7.62 mm موتور: Mitsubishi 10ZG32WT 10 سیلندر دو زمانه 1500 اسب بخار / 2400 دور بر دقیقه استفاده از این مطالب تنها با ذکر نام وبسایت www. military.ir مجاز می باشد ترجمه و گردآوری توسط بنده حقیر Moghaddam منبع http://en.wikipedia.org/wiki/Type_90_Ky%C5%AB-maru برای مطالعه: http://www.military-today.com/tanks/type_90.htm پوستر: http://gallery.military.ir/albums/userpics/10307/japanese-type-90-222.jpg
  21. به نام خدا در این ویدئو تانک تایپ 74 ارتش ژاپن را می بینید. تصویر برداری از بالای برجک تانک صورت گرفته است و وقتی که به ویدئو نگاه می کنید ، گویا خودتون سوار بر این تانک هستید. حجم ویدئو : 8.8 مگ لینک دانلود به صدای غرش موتور تانک توجه کنید ویدئوی زیر هم همان ویدئوی بالایی است که از زاویه دیگر فیلمبرداری شده است. حجم : 5 مگ لینک دانلود دوستان یک نکته : این تانک اولین تانک عملیاتی جهان است که برای محاسبات شلیک خود به یک کامپیوتر بالستیک مجهز شده بود. فقط برای میلیتاری استفاده از لینکها با ذکر منبع بلامانع است.
  22. به نام خدا در این تاپیک به معرفی یکی دیگر از تانک های قدیمی شوروی که توسط اوکراین بهسازی شده است ، می پردازیم . تانک BULAT که به روز رسانی تانک های قدیمی T64 شوروی سابق می باشد . در مجموع ارتش شوروی تسلیحات زیادی ساخته بود که برخی از آنها جزء تسلیحات سری شوروی به حساب می آمدند . یکی از این تسلیحات ، تانک T64 بود . این تانک در زمان خود تانک سری شوروی بود . شوروی به هیچ یک از هم پیمانان خود این تانک را نداده بود و وانمود می کرد که این تانک ، یک تانک فوق العاده پیشرفته و مخوف است . البته این جو سازیها در زمان خود بسیار موثر واقع می شد و غربی ها را به فکر تجدید نظر در استراتژی های مقابله با تانک های شوروی انداخت و باعث شد که تانک ها و تسلیحات ضد تانک غربی برای مقابله با این خطر بالقوه بهسازی شوند . شاید امروزه شما دوستان با شنیدن این حرف خنده تان بگیرد ، اما این واقعیتی است که تانک T64 در زمان خود ، اگرچه به آن اندازه ای که سران شوروی برای آن جو سازی می کردند قوی نبود ، اما در هر حال به نسبت تانک های چیفتن و M60 غربی بسیار سرتر بود . از آنجایی که در جریان جنگ سرد کشور اوکراین نزدیک ترین جبهه به کشورهای غربی بود ، شوروی بیشتر تمرکز قوای خود را بر این کشور گذاشته بود . کارخانجات متعدد تولید انواع خودروهای زرهی و انواع تسلیحات خود را در این کشور بنا کرده بود . هزاران تانک ، که اکثر آنها از نوع T55 و T62 بودند ، در این کشور ساخته و مستقر شدند و خود را برای حمله موهوم آماده می کردند . به هر حال تا تاریخ 26 دسامبر سال 1991 این حجم عظیم تانک های ساخته شده توسط شوروی استفاده نشدند . در این تاریخ پس از فروپاشی اتحاد شوروی جمهوری های استقلال یافته دست به سامان دادن امور خود شدند . از جمله این کشورها اوکراین بود . اوکراین پس از فروپاشی شوروی سابق با حجم عظیمی از تسلیحات بازمانده از جنگ موهوم سرد مواجه شد . از آنجایی که این حجم عظیم تسلیحات بر جای مانده چندین برابر نیاز این کشور بود ، لذا از سال 1992 به این تسلیحات بازمانده از شوروی چوب حراج زد و اکثر تسلیحات را به قیمت نازل در حد یک سوم قیمت اصلی آن می فروخت . اما اتحاد شوروی به قدری در اوکراین تسلیحات ساخته و انبار کرده بود که به این زودی ها تمام نمی شد و حتی با فروش به یک سوم قیمت نیز تمام نمی شدند . پس از آنکه اوکراین از کار حراج تسلیحات مازاد فارغ شد ، شروع به بهسازی برخی دیگر از تجهیزات نظامی کرد . از جمله این تجهیزات نظامی تانک های T64 بود . از این تانک به تعداد تقریبی 4000 دستگاه در اوکراین موجود بود . از این تعداد تانک تقریبا تعداد 2200 دستگاه آن از هر نظر سالم بودند . مابقی تانک ها که قابل استفاده به عنوان تانک نبودند ، همگی تبدیل به نفربر BMPV64 شدند و یا اسقاط شدند . تانک های T64 باقی مانده نیز به مرور توسط اوکراین به تانک های امروزی تبدیل خواهند شد . در ادامه به برنامه بهسازی این تانک اشاره می کنیم . در سال 1998 نخستین نمونه های تانک های به روز شده T64 توسط اوکراین عرضه شد . این نمونه از تانک های به روز شده با مدل M1 شناخته می شدند . T64M1 . در این نمونه اصلاحات زیادی بر روی تانک صورت نگرفته بود و مجموعه سیستم کنترل آتش تانک همچنان ضعیف و نامناسب برای جنگ های امروزی بود . این شد که در همان سال پروژه بهسازی مجدد این تانک ها مجددا آغاز شد . ابتدا با اضافه کردن یک لایه جدید زره کمپوزیتی بر روی زره قبلی به مقاومت زرهی این تانک افزوده شد . این زره کمپوزیتی در قسمت های جلو و عقب و برجک تانک کشیده شده است . همچنین این تانک مجهز به بسته های انفجاری از نوع جدید NOZH گردید و به این ترتیب مقاومت زره این تانک به نسبت نمونه اولیه افزایش زیادی یافت . این افزایش زره را می توان در وزن تانک مشاهده کرد . نمونه های اولیه T64 دارای وزن 38 تن بودند ولی در نمونه جدید با افزایش میزان زره ، وزن کلی تانک به 45 تن افزایش یافته است . همچنین با بهسازی لایه اصلی و درونی بدنه و شاسی تانک ، آنرا در برابر عوامل NBC مقاوم کرده است و همچنین سیستم های مهار آتش نیز در درون و بیرون تانک نصب شده اند و در صورت وقوع اتش سوزی در هر قسمت از تانک بلافاصله به صورت خودکار آتش را خاموش می کنند . توپ مدلهای اولیه T64 ساخت شوروی همگی مدل D18T با کالیبر 125 میلیمتر بودند . این توپ دارای کیفیت بسیار خوبی است و از این رو در بهسازی تانک لوله آن تعویض نشده است و فقط لوله آنرا به یک استابلایزر دو پهلو مجهز شده است . این توپ می تواند علاوه بر شلیک گلوله های استاندارد 125 میلیمتری ، موشک ضد تانک 9K119 را نیز شلیک کند ( با نام ناتو AT11 – SNIPER ) . این موشک 5000 متر برد دارد . سیستم کنترل آتش تانک نیز شامل تجهیزات لیزری برای یافتن مسافت تا هدف و هدفگیری می باشد . همچنین تجهیزات جدید کنترل محیط ، مثل پریسکوپ های جدید بر روی این تانک نصب شده است . موتور این تانک در نمونه اصلی T64 یک موتور دیزل مدل 5TDF بود که دارای 700 اسب بخار قدرت بود . این موتور از نظر کیفیت ، موتور مناسبی نبود . از این رو با توجه به اینکه وزن کلی تانک سنگین تر از قبل شده بود و هم اینکه موتور قدیمی کیفیت و عملکرد مناسبی نداشت ، از این رو موتور این تانک نیز تعویض شد و یک موتور 5TDFM بر روی آن نصب شد . این موتور در دو مدل تولید شد . مدل M1 با 850 اسب بخار قدرت که بر روی این تانک نصب شد . مدل M2 با 1000 اسب بخار قدرت که بر روی تانک های دیگر اوکراین نصب شد . این تانک مجهز به لودر خودکار است و از این رو به سه خدمه نیاز دارد . راننده ، فرمانده و گانر . این تانک به یک تیربار 30 مجهز شده است که به صورت موازی لوله توپ قرار دارد و از داخل تانک کنترل می شود . یک تیربار 50 نیز بر روی برجک تانک نصب شده است . این تانک می تواند 40 گلوله با خود حمل کند و همچنین در جاده های هموار دارای 65 کیلومتر سرعت می باشد . نمونه هایی از این تانک که در مرحله دوم بهسازی شدند ، در ارتش اوکراین با نام BULAT معروف هستند . نخستین نمونه های BULAT در سال 2005 وارد ارتش اوکراین شدند . در مجموع این تانک ، تانکی با قابلیت رزمی مناسب می باشد و تانکی کارآمد و سبک و ارزان به شمار می رود . تانک T64 اورجینال ساخت شوروی تصاویر مختلف از تانک BULAT تهیه و ترجمه / علی محمدی استفاده از این مقاله تنها با ذکر نام سایت میلیتاری به عنوان منبع و درج نام تهیه کننده مجاز و مشروع می باشد .
  23. به نام خدا ارتش رژیم صهیونیستی یکی از بزرگترین کاربران تانک های خانواده شرمن در جهان به شمار می رفت. صدها دستگاه شرمن تانک در ارتش رژیم صهیونیستی در حال خدمت بودند. رژیم صهیونیستی آن چنان این تانک ها را به روز می کرد که در جریان جنگ شش روزه شرمن های بهینه شده با تی 54 ها و تی 44 های ارتش مصر رو در رو می شدند. از سال 1965 کم کم مدلهای قدیمی این تانک در ارتش رژیم صهیونیستی تبدیل به خودروهایی با کاربری های مختلف می شد. پس از جنگ یوم کیپور در سال 1973 و با ورود نسل جدید تانک های پاتون به ارتش رژیم صهیونیستی ، کم کم تانک های شرمن از ارتش این رژیم جمع آوری شدند. این رژیم به منظور استفاده بهینه از این تانک های خارج از سرویس خود ، آنها را به خودروهایی با کاربری های گوناگون تبدیل می کرد که در این تاپیک به معرفی نمونه های شرمن در ارتش رژیم صهیونیستی می پردازیم. تانک شرمن . . . . . شرمن تانک ، متعلق به ارتش صهیونیستی که در جریان جنگ شش روزه حضور داشته است. این تانک امروزه در موزه جنگ این رژیم در تل آویو قرار دارد. شرمن تانک متعلق به ارتش پاکستان که در درگیری با هند منهدم شده است. =============================================================== حالا به معرفی نمونه های شرمن با کاربری های مختلف در این رژیم می پردازیم. MAR 240 ، با قابلیت شلیک راکت های 240 میلیمتری MAR 290 با قابلیت شلیک راکت های 290 میلیمتری شرمن در نقش آمبولانس نظامی در نقش تانک خط شکن ، مجهز به بولدوزر برای نفوذ در تاسیسات و استحکامات از این خودرو برای آموزش خدمه تانک ها استفاده می شود از این خودرو برای صعود به ارتفاع 27 متری استفاده می شود. این خودرو در درگیریهای کوهستانی توسط یگان های فنی مهندسی استفاده می شود. KILSHON شرمن در نقش لانچر شلیک موشک ضد رادار شرمن مجهز به توپ 155 میلیمتری ، در نقش یک هویتزر لاترون ، ام 50 سوپر شرمن ام 51 ، سوپر شرمن ام 32 ، تانک شرمن در نقش خودروی فنی مهندسی ام 50 لاترون ، مجهز به توپ 155 میلیمتری جیات ، در نقش هویتزر MAKMAT ، شرمن مجهز به یک خمپاره انداز 160 میلیمتری شرمن در نقش مین کوب شرمن با نفشی ناشناخته رژیم صهیونیستی ( و روسیه ) در بهینه سازی تجهیزات قدیمی حرف اول را در جهان می زند. همانطور که می بینید از تانکی که بیش از 30 سال از عمر آن می گذرد و تاکنون در جنگ های متعددی هم شرکت کرده است ، چگونه بهره برداری موثر به عمل آورده اند. شرمن های رژیم صهیونیستی تا دهه 90 همچنان در ارتش این رژیم فعال بودند. فقط برای میلیتاری
  24. بسم الله الرحمن الرحیم تانک M48 Patton یکی از اولین تانک های اصلی میدان نبرد ایالات متحده است که در همین کشور نیز طراحی شده است. بعد از جنگ جهانی دوم تصمیم بر این گرفته شد تا از ساختن انواع مختلف تانک خودداری شود و در عوض یک تانک وظیفه ی تانک های سبک، متوسط و سنگین را انجام دهد. به همین دلیل به آنها تانکهای اصلی میدان نبرد (MBT) گرفته می شود. این تانک جزء سه تانکی است که نام ژنرال آمریکایی، جورج اس پاتون را یدک می کشد که یکی از فرماندهان آمریکا در طی جنگ جهانی دوم بود و همینطور جزء اولین کسانی در آمریکا بود که به صورت همه جانبه موافق حضور تانک در میدان نبرد بود. تانک M48 یکی از نسخه های ارتقاء یافته ی تانک M47 Patton بود. این تانک تا زمانی که تانک مشهور M60 به میدان نیامده بود، یکه تاز زرهی آمریکا به شمار می رفت. اما وقتی که تانک M60 ساخته شد، با M48 ها جایگزین شدند و در جنگ ویتنام نیز به صورت رزرو برای تفنگداران نیروی دریایی قرار گرفته شد. این تانک در مقیاس گسترده توسط آمریکا و متحدانش در NATO در طی جنگ سرد مورد استفاده قرار گرفت و این تانک و همینطور M60 از نماد های جنگ سرد آمریکا در زمینه ی زرهی به شمار می روند. تانک M48 در حال بارگیری در سال 1959 زمانی که ایالات متحده، از M47 ها و M4 Sherman استفاده می کرد، تانک M48 به این منظور ساخته شد تا جایگزین این دو نسخه باشد. روی هم رفته، کارشناسان و طراحان برای ساخت M48، تانک M47 مورد بازبینی اساسی قرار دادند تا نسخه ی جدید تر، قوی تر و بهتر ساخته شود و می توان گفت که M48 را از نو طراحی کردند. تانکهای M48A5 تا دهه ی 80 میلادی در آمریکا به صورت رزرو باقی ماندند و در برخی دیگر از کشور ها از این تانک به صورت عملیاتی در ارتش هایشان استفاده می کردند، اما در آن زمان آمریکا روی تانکهای M48 توپ مدرن 90 میلیمتری را نصب می کرد که یکی از جدید ترین توپ های آن زمان به شمار می رفت. تانک M48A5 که بروز رسانی های زیادی روی آن نصب شده بود، به نسخه ی استاندارد توپ 105 میلیمتری تانک M60 مجهز شد که به همین خاطر آمریکا آن را تا چندین سال به صورت رزرو نگهداری کرد. ارتش ترکیه یکی از کشور هایی است که بیشترین تعداد دستگاه M48 Patton را نگهداری می کند. ارتش ترکیه با دارا بودن بیش از 1400 دستگاه تانک M48 بهینه سازی شده، یکی از بزرگترین دارندگان این تانک است که 1000 دستگاه از آن را مرحله به مرحله از دور خارج کرد و به صورت ذخیره آن ها را نگهداری کرد و مابقی آنها را به خودرو های بازیابی زرهی تبدیل کرد. M48 در یک نگاه تانک M48 در بیشتری نقطه ی تانک دارای 120 میلیمتر زره می باشد که حفاظت نسبتا مناسبی را برای تانک فراهم می کند. البته در نسخه های بروز شده حفاظت زرهی تانک تا حدود زیادی بیشتر شد. توپ اصلی یک T54 90 میلیمتری است که برای M48A3 T41 و برای M48A5 نسخه ی جدید تر M68 105 میلیمتری مورد استفاده قرار گرفت. البته اینها به عنوان توپ اصلی روی تانک نصب می شدند و سلاح های ثانویه نیز یک کالیبر 50 برونینگ M2 به عنوان سلاح فرمانده و یک کالیبر 30 میلیمتری M73 نیز به صورت هم محور با توپ نصب می شد. موتور Continental AVSI-1790-6 V12 که با هوا خنک می شد و Twin Turbo گازروغن بود که قادر به تولید 810 اسب می باشد. البته این موتور نسبت به نسخه ی قدیمی قدرتمند تر است و نسخه ی قدیمی Continental AVDS-1790-2 V12 است که می تواند 710 اسب بخار قدرت تولید کند. یک سیستم انتقال قدرت CD-850-4A or -4B با دو دنده به جلو و یک دنده به عقب این تانک را هدایت می کند. سیستم تعلیق Torsion Bar شاسی و سایر متعلقات را روی خود نگهداری می کند. باک تانک نیز 200 گالن آمریکا است که موجب می گردد تانک M48 به 462 کیلومتر برد عملیاتی دست یابد. تانک M48A5 قادر است تا به نهایت سرعت 48 کیلومتر دست یابد. تانک M-48A5 تاریخچه در 27 فوریه سال 1951، OTCM پروژه ی #33791 (کد پروژه) ساخت تانک جدیدی را آغاز کرد که دارای توپ جدید و قوی تری همچون توپ 90 میلیمتری T-48 بود(پیشوند T با X جایگزین شد، به خاطر اینکه بعد ها سری تانک M60 آن را انتخاب کرد). به علت مهم بودن کار و همینطور جدید تر بودن نسبت به M46 و M47، تانک M48 می بایست حساسیت های فرآوانی روی آن صورت می گرفت. به همین دلیل برجک تانک خالت نیم کره ی خاصی داشت و از دو تانک سلف خود متمایز بود. طراحی جدید بدنه و همینطور بهینه سازی سیستم تعلیق از دیگر تغییرات این نسخه به شمار می رفت. در بدنه ی تانک، بخش مسلسلچی حذف شده بود و خدمه به 4 نفر کاهش یافت. این تغییرات موجب می شد تا خود به خود جزء لیست نسل اولین تانکهای اصلی میدان نبرد فرار بگیرد. در دوم آوریل 1953، کمیته ی تجهیزات تاکتیکی و تکنیکی آمریکا استاندارد #34765 را که از آخرین ارتقاء های تانک M48 به شمار می رفت، سفارش داد. از سال 1952 الی 1959، یعنی حدود 7 سال، آمریکا قریب به 12 هزار نسخه از این تانک را ساخت. بعد از آن، تانک M48A2C ساخته شد که با یک موتور قدرتمند گازروغن 12 سیلندر در کنار موتور کمکی 8 سیلندر مجهز می شد. (این نسخه را Little Joe نامیدند). موتور گازروغن برد عملیاتی تانک را بسیار محدود و اندک می کرد و همینطور زمانی که تانک مورد هدف قرار می گرفت، مستعد انفجار مهیب می شد. در نتیجه این نسخه غیرقابل اعتماد نامیده شد و برخی از نسخه های ساخته شده به جنگ اسرائیل با اعراب ارسال شدند. این نسخه اشکالات بسیار زیادی داشت. از جمله اینکه برجک وضعیت مناسبی نداشت، یعنی با اولین نفوذ منفجر می شد و خدمه را از بین می برد. همینطور خطوط هیدرولیکی نیز اوضاع خوبی نداشتند و با نشتی همراه می شدند. این تانک به علت اینکه از استاندارد های مناسبی بهره نمی برد، خدمه اش آن را توپ آتشین نامیدند. زیرا ممکن بود در هر شرایط نامناسبی منفجر شود. همین موارد موجب شد تا آمریکا در آغاز 1959، نسخه ی M48A3 را منتشر کند که دارای ویژگی های جدید و بهتری بود. مانند نصب پاور پلنت دیزلی و M48 های دیزلی تا سال 1968 در خدمت آمریکا باقی ماندند و پس از آن به صورت رزرو یا ذخیره در آمدند، اما دیگر کشور ها آن ها را تا 1975 نگهداری کردند، مانند آلمان غربی که به صورت گسترده در لکشر 124 پانزر از آنها استفاده می کرد. M48A3 در فوریه سال 1963ريال ارتش آمریکا پذیرفت که 600 دستگاه تانک M48 Patton به نسخه ی استاندارد سازی شده ی M48A3 تبدیل شوند. در سال بعد، یعنی 1964، سپاه تفنگداران نیروی دریایی 419 دستگاه تانک ارتقاء یافته را دریافت کردند. مدل A3 با موتور دیزل تولید می شد. در این موتور مکانیزم سوخت و ساز بهینه شده بود و مشکل های قبلی همگی برطرف شده بودند. تانکهای ارتقاء یافته را آمریکا برای جنگ ویتنام نیز استفاده کرد. به دلیل اینکه این تانک ها با جدیدترین تجهیزات روز آن زمان تجهیز شده بودند، آمریکا در کنار M60 ها نیز از M48A3 استفاده می کرد، غلطک های تثبیت سازی نیز می توانستند در طرفین در اندازه های 3 یا 5 عدد مورد استفاده قرار گیرند. M48A5 M48A5 در اواسط دهه ی 70 میلادی، نسخه ی M48A5 از سوی ارتش آمریکا پذیرفته شد و قرار شد تا در این توسعه از توپ سنگین 105 میلیمتری استفاده گردد. برخی از مولفه های این تانک ها بهینه سازی شدند و در عمل می توانستند به سرعت تانک M60 نیز دستیابند. ویژگی های لجتستیکی تانک M48A5 نیز بهبود یافت تا در میدان نبرد پشتیبانی از آنها آسان تر شود. اغلب تانک های M48 ایالات متحده بروزرسانی A5 را دریافت کردند و همگی به این نسخه تبدیل شدند. در اواسط دهه ی 90 میلادی، همه ی مدل های تانک M48 Patton از خدمت ایالات متحده ی آمریکا خارج و با تانک های جدید جایگزین شدند. البته هنوز نیز خبری هایی مبتنی بر استفاده ی برخی کشور ها از مدل های مختلف تانک M48 به گوش می رسد که یا از آنها استفاده می کنند و یا آنها را به صورت ذخیره در اختیار دارند. تاریخچه ی نبرد یک دستگاه تانک Zippo در ویتنام ،سال 1968 ----M67A1 جنگ ویتنام از تانک M48 به صورت گسترده ای در جنگ ویتنام استفاده شد. تقریبا حدود 600 دستگاه تانک M48 در این نبرد برای ارتش آمریکا خدمت کرد. نسخه های ابتدایی این تانک تا سال 1965 در استفاده ی گردان اول و سوم تانک تفنگداران ایالات متحده بودند. گردان پنجم تانک نیز بعد ها به این تانک ها مجهز شدند. مابقی تانک ها به سه بخش تقسیم شده و به ارتش ویتنام جنوبی در اختیار آمریکا که به گردان 1-77 زرهی در DMZ، گردان 1-69 زرهی در مرکز Highlands و گردان 2-34 زرهی در دلتای می کنگ تحول داده شد. تقریبا به هر گردان 77 دستگاه تانک تعلق گرفت. همچنین تانک های M48 نیز در اختیار اسکادران سواره نظام زرهی در ویتنام قرار گرفتند تا آنها را با M551 Sheridan که برای اهداف زرهی، تهاجمی و شناسایی مورد استفاده قرار می گرفت، جایگزین شوند. تانکهای M48A3 به صورت گسترده در اختیار یگان سواره نظام زرهی قرار گرفتند، البته M67A1 آتشزا (با اسم مستعار Zippo) همین M48 های مورد استفاده در ویتنام بودند. تانک M48 Patton تنها یک تانک نبود که صرفا برای تخریب از آن استفاده شود، بلکه جنگ افزاری بود که در طئوری جنگ نقش تانک ها را کاملا عوض کرد و فصل نوینی را در تعریف تانک آغاز کرد. زمانی که آمریکا نبردش را در ویتنام به پایان رساند و تصمیم گرفت تا نیرو هایش را از این کشور خارج کند، تصمیم گرفت تا وظیفه ی هدایت کشور را به دست نیرو های ویتنام جنوبی بسپارد، به همین منظور تانکهای M48A3 را به خدمت ارتش ویتنام درآورد که اختصارا (ARVN) نامیده می شوند و یگان بیستم تانک این کشور به تانکهای جدید M48A3 مجهز شده بودند. در آن زمان ارتش جمهوری ویتنام از تانکهای M41 Walker Bulldog استفاده می کرد. پس از آن، ویتنام شمالی (NVA) به تانکهای T-54 و PT-76 شوروی مجهز شد، در حالی که ویتنام جنوبی از M41 و M48 استفاده می کرد. در 23 آوریل سال 1972، نیرو های یگان بیستم تانک ویتنام جنوبی به وسیله ی تیم توپخانه ی ارتش ویتنام شمالی مورد حمله قرار گرفت، نیرو های ویتنام شمالی به سلاح موشک انداز مالیوتکا که ناتو آن را Sagger نامید، در طی آن نبرد یک دستگاه M48A3 و یک نفربر M113 ارتش ویتنام جنوبی نابود شد. این اولین باری بود که از این موشک های ضد تانک استفاده می کرد. درست یک سال بعد، در طی نبرد یوم کیپور از این موشک به صورت گسترده استفاده شد. تانک M-48 Patton متعلق به تفنگداران نیروی دریایی آمریکا در جنگ ویتنام تانکهای M48 Patton به صورت تخصصی در زمینه های توپخانه نیز مورد استفاده قرار می گرفتند. یکی از همین موارد، نقش پشتیبانی توپخانه ای در نبرد ویتنام بود. با این وجود تعداد کمی از این تانک ها در میدان نبرد توانستند آنگونه که باید به نقش خود بپردازند. یکی از آنها در گردان 1-69 زرهی آمریکا یک تانک PT-76 سبک را که در لشگر سواره نظام زرهی 202 ویتنام شمالی بود را در Ben Het Camp در مارس 1969 نابود کرد. تانکهای M48 از لحاظ حفاظتی در وظعیت مناسبی به سر می بردند. زره آنها می توانست در برابر گلوله ی سلاح های کوچک، مین ها و راکت های RPG مقاومت کند. تانکهای M48 و M41 ویتنام جنوبی عملکرد مناسبی را از خود به نمایش گذاشتند. این تانکها در نبرد های مختلفی شرکن کردند، تانکهای زیادی از جمله T-54 و T-34 را نابود کردند که از افتخارات تاریخ عملیاتی این تانک محسوب می گردد. با وجود این مسائل، کنگره ی آمریکا از ارسال سوخت و مهمات برای تانکهای ویتنام جنوبی خودداری کرد کرد و ارتش ویتنام جنوبی نیز پس از پایان جنگ در سال 1975 آنها را به حال خود رها کردند. نبرد های هند و پاکستان تانکهای M47 و M48 توسط پاکستانی ها در نبرد هایی که با هند داشتند، علیه تانک های سنتوریون و M4 هندی مورد استفاده قرار گرفتند. در طی نبرد هند و پاکستان در سال 1965 نتایج خوبی برای تانکهای پاکستانی گزاش شد. در Rann of Kutch تانکهای پاکستانی توانستند با یک استراتژی مناسب حمله ی سنگینی علیه نیرو های هندی داشته باشند و آنها را به عقب نشینی وادار کنند. در کشمیر و پنجاب نیز تانک ها به صورت واقعی تست و آزمایش شدند و قابلیت هایشان شناسایی شد. در طی نبرد Grand Slam، تانکهای پاکستانی تواسنتد با حمله ی برق آسا خطوط تانکهای هندی را بشکنند و آنها را از هم جدا کنند. تانکهای پاکستانی همگی Patton نبودند، بلکه بدنه را پاتون ها تشکیل می دادند که با پشتیبانی تانک های دیگر آنها نیز عملیات اصلی را انجام می دادند. در طی یک نبرد در ASAL Uttar حدود 97 دستگاه تانک پاکستانی از بین رفت که تعداد زیادی از آنها پاتون بودند. بعد از آن نیز پاکستان در یک نبرد با نام Chawinda توانست از تانک های پاتون به خوبی استفاده کند که نتیجه ی آن جنگ نیز رضایت بخش گزارش شد. البته همگی این نبرد ها با همراهی تانک های پاتون صورت گرفته، چه بسا در صورت استفاده از تانک های شوروی که در آن زمان پاکستان به T-54 ها مجهز بود اینقدر در پیروزی هایشان تاثیر گذار نبود. در نبرد سال 1971 میان هند و پاکستان درگیری سهمگینی رخ داد که برای تانک های پاتون عملکرد خوبی ثبت شد. در سال 1965، یک دسته تانک به رهبری تانکهای پاتون از Chamb عبور کردند بدون اینکه هیچ تلفاتی گزارش شود. در یک نبرد دیگر، یک ستون از تانکها با موفقیت توانستند خطوط تانکهای پیشرفته ی هندی را در هم شکافند. با تحلیل عملکرد های این تانکها، ارتش پاکستان تانکهای پاتون را به صورت گسترده توسط ارتش اش مورد استفاده قرار داد. اما در نبرد Asal Uttar عملکرد آنها افتضاح گزارش شد و رهبران پاکستان مدام آن را نکوهش می کردند. البته ایالات متحده نیز تحقیقاتی در رابطه با این تانکها یعنی M48 Patton در آسیا انجام داد که نتیجه ی آن این بود که تانکهای M48 می توانند در برابر توپ 20 Pounder سنتوریون حرفی برای گفتن داشته باشند و به نوعی نسبت به آنها برتری داشته باشند تانکهای M48 در جنگ 6 روزه ی اعراب علیه اسرائیل نیز به کار گرفته شدند که نتایج جالبی را در بر داشتند. در بخشی از صحرای سینا، تانکهای M48 اسرائیل با توپ های L7 105 میلیمتری مجهز شدند که توانستند علیه T-34 ها و SU-100 های ارتش مصر به صورت خارق العاده ای تاثیر گذار باشند. این تانکها در دومین نبرد Abu- Ageila مورد استفاده قرار گرفتند، اما آنگونه که نتایج نشان میدهد تانکهای M48 چندان موفق نبودند. زیرا تعدادی از پاتون های اردن توسط M4 شرمن اسرائیل مورد هدف قرار گرفتند. در بررسی های فنی صورت گرفته توسط کارشناسان و طراحان آمریکایی، تانکهای M48 نسبت به M4 برتری بسیار بیشتری دارند، یعنی تانکهای M48 می توانند 1 کیلومتر بیشتر از M4 های شرمن برد داشته باشند، زره تانکهای M48 نیز بسیار قوی تر هستند، اما توپ های 105 میلیمتری تانکهای M4 شرمن اسرائیل که گلوله های HEAT را شلیک می کرد، حتی می توانست در برابر T-62 ها نیز خطرناک باشد. همین خطرناک بودن موجب شد تا شوروی در پاسخ به موفق بودن تانکهای M48، تانکهای T-62 را بسازد، امریکا نیز M60 ساخت. اردن نتوانست آنگونه که باید از تانکهای پاتون استفاده کند، اسرائیل حدود 100 دستگاه تانک M48A1 اردن را به غنیمت گرفت که تا بعد از جنگ نیز از آنها استفاده می کرد. تانک غنیمتی m48 در موزه ای در اسرائیل البته نبرد های دگیری نیز در خاور میانه رخ داد که M48 به رویارویی با تانک های ساخت شوروی و دیگر کشور ها پرداخته و عملکرد موفق آنها موجب شد تا آمریکا M60 را بسازد. البته هرچقدر که این تانک ها نیز موفق باشند، باز هم نقاظ ضعف آنها توسط دشمن شناسایی می شوند و علیه به کار گیرنده آن نقاط ضعف را مورد استفاده قرار می دهند. همینطور تانکها به خودی خود قدرتمند نخواهند بود. بلکه استراتژی که رهبران و فرماندهان برای جنگ اتخاذ می کنند نیز تاثیر گذار است و در عوض کردن نتیجه ی جنگ بسیار می تواند مولفه ی کلیدی به شمار رود. تانک M48 منهدم شده توسط نیروی هوایی آمریکا در جهت آزمایش موشک ماوریک January 1978، با تشکر از Commandant تانک پل گذار ارتش آلمان با شاسی M48 تانک مین روب با شاسی M48پ استفاده کنندگان این تانک در دنیا با رنگ آبی پررنگ و استفاده کنندگان سابق با رنگ آبی فیروزه ای منبع http://en.wikipedia.org/wiki/M48_Patton نویسنده و ترجمه: سیاوش سلطان ویس Military.IR Copyright تمامی حقوق برای انجمن میلیتاری محفوظ است