جستجو در انجمن

مشاهده نتایج برای برچسب های 'زرهی'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بوسیله برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


انجمن ها

  • بخش داخلی
    • اخبار و قوانین
    • ماهنامه میلیتاری
    • گالري عكس و فيلم
    • کتابخانه میلیتاری
    • مقالات برتر
  • War and History - بخش جنگ و تاریخ
    • مباحث جامع نظامی
    • پیمان ها - قراردادها و معاملات تسلیحاتی
    • دکترین و استراتژی
    • عملیات های نظامی
    • جنگ تحمیلی
    • تحولات روز امنیتی نظامی بین الملل
    • General Military Discussions
  • Air force Forum - بخش نیروی هوایی
    • هواپیماهای نظامی
    • بالگردهای نظامی
    • تسلیحات هوایی
    • متفرقه در مورد نیروی هوایی
    • سایر بخشهای نیروی هوایی
    • Airforce - English
  • Army Forum - بخش نیروی زمینی
    • ادوات و تسلیحات زمینی
    • خودروهای نظامی و زره پوش ها
    • مباحث جامع زرهی
    • توپخانه زمینی
    • موشک های زمین پایه
    • الکترونیک زمینی
    • تجهیزات و تسلیحات انفرادی
    • متفرقه نیروی زمینی
    • سایر بخشهای زمینی
    • Ground forces - English
  • Navy Forum - بخش نیروی دریایی
    • شناورهای سطحی
    • شناور های زیرسطحی
    • هوا دریا
    • تسلیحات دریایی
    • سایر بخش های نیروی دریایی
    • علوم و فنون دریایی
    • راهبردها و راهکنش های دریایی
    • تاریخ نیروی دریایی
    • اخبار نیروی دریایی
    • Navy - English
  • News Section - بخش خبر
    • اخبار روز ایران و جهان
    • اخبار صفحه اول
    • رایانه و شبکه
    • English News
  • Non-Military Forums - سایر بخشها
    • دیگر موضوعات و مطالب

پیدا کردن نتایج در ...

یافتن نتایج که ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروز رسانی

  • شروع

    پایان


Filter by number of...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


Website URL


Yahoo


Skype


Location


Interests

پیدا کردن 62 results

  1. مقدمه : هانس گودریان ( 1954- 1888 ) ، ملقب به هانس سریع ( Schneller Heinz ) یکی از مشهورترین ژنرال های ورماخت بشمار می آید که نامش در تاریخ نظامی عصر مدرن ، با استخوان بندی یگان های نیروی زمینی ( واحدهای زرهی ) به شکل عجیبی عجین شده تا جایی که یکی از جوان ترین ، مشهورترین و در عین حال از اخرین فرماندهان واحدهای پانزر در جنگ دوم جهانی ، ژنرال ژنرال اتو فون مانتوفیل روایت جالبی از فرمانده ارشدش ، دارد: """"" او گودریان بود ، در آغاز یکّه و تنها ، اما او بود که تانک و کاربردش را بعنوان یک سلاح ارزشمند رزمی به ارتش شناساند . این کار ، مطمئناً از ستاد کل ارتش برنمی آمد ، باید گفت ، نام و مُهر شخصیت وی به مفهوم واقعی کلمه بر بدنه این سلاح حک شده است و حقیقتاً ، این جنگ افزار ، موفقیت عملیاتی خود را به او مدیون است .""""" راست : اتو فون مانتوفل چپ : هانس گودریان شروع طوفان : در میانه جنگ دوم جهانی ، کمیسیون تولید تانک به سرپرستی ژنرال هانس گودریان به منظور پر کردن شکاف ایجاد شده حاصل از روند طولانی طراحی ، تولید انبوه و تحویل سوپرتانک 1944 ((پانتر )) به ارتش توصیه کرد تا بر روی آنچه که درآن زمان ، توپهای تهاجمی ( assault guns ) نامیده می شد متمرکز شده و طرح های موجود را به نمونه های ارتقاء یافته ، تبدیل کند. برای نیل به این هدف ، چیزی در حدود 120 دستگاه پانزر-3 از گونه F با مسلح شدن به یک قبضه توپ 75 م.م L/43 به سال 1942 وارد خدمت شد ، به همین دلیل برخی مورخان براین عقیده اند که ارتش در آن زمان ، تمایل بیشتری برای توسعه یک توپ تهاجمی در قالب خودروی ویژه پشتیبانی از پیاده نظام در مقایسه با یک زره کوب نشان می داد . زره کوب اشتوگ-3 سری جی راست : نمای روبرو چپ : بخش نگهداری مهمات با توجه به این مساله ،براساس یک قاعده نانوشته ، هر اندازه درازای لوله توپ بیشتر می بود ، تاثیر کاربرد مهمات شدید الانفجار کاهش می یافت ولی از دید افسران واحدهای پیاده ، این معامله به نسبت قابل قبول می آمد ، به همین دلیل گونه Sturmgeschütz IIIG پس از مسلح شدن به یک قبضه توپ 75 م.م L-48 بصورت غیر قابل باوری از سوی این واحدها مورد استقبال قرار گرفت . برد موثر توپ فوق الذکر ( PAK-43) به بیشتر از 7000 فوت می رسید که دراین فاصله قابلیت نفوذ به درون زرهی به ضخامت 100 م.م با شیب 30درجه را در اختیار کاربر می گذاشت . در واقع ، زره کوب اشتوگ-3 با نیم رخ بسیار کوتاه و بهبود ضخامت زره های بخش جلویی با اضافه شدن زره هایی به ضخامت 80 م.م و همچنین با قرار گرفتن در کلاس وزنی کمتر از 25 تن ، انقلابی اساسی را در واحدهای زرهی و پیاده ارتش آلمان در جنگ دوم ایجاد نمود . این طرح چنان برای ورماخت جذاب شد که بعدها با اضافه شدن یک قبضه توپ کالیبر 105 م.م به شاسی فوق الذکر ، یک توپ خودکششی ابداع گردید که بنا بر برخی ملاحضات ، به هر گردان سه قبضه این توپها تعلق گرفت تا پوشش آتش کافی برای پشتیبانی از پیاده نظام فراهم گردد . اشتوگ-3 جی . ایتالیا - 1943 بدین سان ، فرزند ناتنی واحدهای زرهی ارتش ، اکنون درست در پیشانی یگانهای رزمی قرار گرفته بود و تا ماه مه 1941 ، نزدیک به 19 گردان مستقل از این توپهای تهاجمی (زره کوب) تشکیل شد . دوسال بعد ، یعنی در سال 1943 این تعداد به دو برابر یعنی حدود 38 گردان مستقل رسید و برای پشتیبانی از عملیات پیاده نظام در قالب یگانهای کوچک بطور مداوم جابه جا میشد . اهمیت این جنگ افزار به نسبت انقلابی در میان واحدهای نیروی زمینی چنان افزایش یافت که پس از کسب تجارت ذیقیمت در نبردهای گسترده ، افسران پیاده نظام برای انهدام توان زرهی دشمن و همچنین اجرای ضد حملات ، به شکل خاص بر روی این واحدها حساب جداگانه ای باز می کردند . از سویی دیگر ، توپهای تهاجمی جدید ، در مقایسه با تانکهای متعارف ، از هزینه طراحی وتولید کمتری برخوردار بودند ، چرا که مکانیزم پیچیده وگران قیمت برجک گردان در آنها وجود نداشت ، تولید انبوه آن به نسبت ساده تر بود واین برای صنایع زمان جنگ آلمان که نیروی انسانی با مهارت کمتر شامل کارگران خارجی ، اسرای جنگی را در برمی گرفت ، یک گزینه جذاب بشمارمی رفت . پانزر-4 علیرغم معرفی طرح های گوناگون و متنوع زرهی ، اسب کاری و استخوان بندی واحدهای زرهی ورماخت تا پایان جنگ دوم جهانی بشمار می رفت همزمان با افزایش جذابیت توپهای تهاجمی برای ارتش ، روند تولید تانک بتدریج دچار رکود میشد . بعنوان مثال ، از رده خارج بودن تانکهای پانزر-3 آنقدر واضح شده بود که خط تولید آن بعنوان یک خودروی رزمی سرعت به تکمیل یک شاسی برای نصب توپ تبدیل گردید . از سویی دیگر ، در اکتبر سال 1942 تولید پانزر-4 به 100 دستگاه در ماه کاهش پیدا کرد به همین دلیل در همان زمان ، ستاد کل ارتش پیشنهاد داد تا برنامه تولید انبوه پانزر-4 بعنون اسب کاری واحدهای زرهی متوقف و در عوض همه منابع برای تولید سریعتر پانترها و تایگر ها متمرکز گردد . اما در کمال تعجب ، شرکتهای قدیمی تری نظیر پورشه و پیمانکاران فرعی تولید تانک از همان ابتدای امر با این تصمیم به مشکل برخوردند . دلیل این امر را نیز می توان به محافظه کاری بیش از حد صنعت خودروسازی آلمان مرتبط نمود . موقعیت قرارگیری مهمات پانزر-3 سری اف از طرفی دیگر ، طراحان غیر نظامی خودروهای زرهی سنگین ،به شکل نامتناسبی ، شیفته یافتن راه حل برای چالشهای مربوط به مدلهای جدید ارتش نظیر تایگر و پانتر شده بودند و از دید آنها ، حل مشکلات فنی این سخت افزارها می بایست به گونه ای جلو می رفت که حتی در شرایط سخت نیز امکان تعمیرات صحرایی برای ارتش فراهم گردد . راست : نمای گرافیکی تانک پانزر3 سری اف چپ : پانزر3 سری اف .. جمعی هنگ پانزدهم زرهی ، لشکر 11 پانزر .. روسیه با توجه به این پیچیدگی بیش از حد روند طراحی و تولید تانک درآلمان ، تا سال 1942 یک هم افزایی با رویه منفی میان دوصنعت هم خانواده تولید خودرو و تانک ایجاد گردید و هر کدام ازاین دو در تلاش بود تا به شیوه مخصوص به خود که تصویرگر پیشگام بودن را در اختیار مشتری قرار میداد ، فرآیند تولید را به پیش ببرد . درواقع ، پیش از جریانات فوق الذکر ، دخالت سرفرماندهی ارتش در روند اعلام نیازمندی و طراحی خودروهای زرهی بسیار محدود بود و بیشتر بصورت یکسری توصیه ها و پیشنهادات عمدتا" منطق صورت می پذیرفت . بعنوان مثال ، براساس درخواست شخص هیتلر ، یکی از شرکتهای پیمانکاری موفق شد تا از ترکیب شاسی تانک پانزر-3 با توپ L-71 کالیبر 88 م.م که عمدتا" برای تانک تایگر توسعه یافته بود ، توپ خودکشی هامل را به نیروی زمینی تحویل دهد . راست : فوریه 1943 ... نمونه پروتوتایپ توپ خودکششی هامل در جریان یک بازدید به هیتلر نشان داده می شود . نمونه های اولیه این توپ به فشار شکن دهانه مجهز بودند ولی در نمونه های بعدی تصمیم گرفته شده تا این قطعه حذف گردد . در این زمینه ، گرچه شاسی مورد استفاده ، به گونه ای بود که آسیب پذیری قابل توجهی را در برابر آتش تانکهای پیاده نظام یا توپهای تهاجمی دشمن نشان میداد ، اما توپ قدرتمند و دوربرد 88 م.م با سرعت دهانه بالا پتانسیل بالایی به اندازه 50 درصد سازمان رزمی یک گردان ضد زره را به کاربر ارائه می داد و با تصویب تولید حداقل 500 دستگاه از این توپ ، قدرت تهاجمی و تدافعی ورماخت تا حد قابل قبولی افزایش پیدا می نمود . توپ تهاجمی فردیناند که بعدها با لقب "فیل" ( الفانت ) وارد خدمت شد ، در واقع پاسخی ناخواسته / خواسته به بدنه و سامانه رانشی پورشه به منظور تولید یک زره کوب سنگین مسلح به توپ 88 م.م بود و بدلیل شرایط جنگ ، بسرعت نزدیک به 90 دستگاه ازاین زره کوب تولید و در بهار سال 1943 در یک هنگ مستقل زرهی سازماندهی شدند . این خودروی زرهی ، بدون برجگ گردان ، در بهترین حالت ، یک تانک تایگر ناقص بشمارمی رفت که همان مشکلات فنی و بدون هیچ مزیت قابل توجه را ارائه میداد ، ضمن اینکه با وزنی در حدود 65 تن ، بلحاظ ابعاد تفاوتی با تایگر نداشت . علاوه براین ، حذف غیرضروری تیربار که برای دفاع از خود درمیدان نبرد بسیار اهمیت داشت ، موجب گردید که روسها در جبهه شرقی ، با هرنوع سلاح ضد زرهی که درسازمان رزمی آنها وجود داشت ( بخصوص در عملیات کورسک ) به تهدید قابل توجهی برای این هیولاهای فلزی تبدیل شوند . راست : نمای گرافیکی زره کوب 65 تنی ورماخت چپ : نمای درونی موقعیت قرار گیری مهمات زره کوب فردیناند اگرچه براساس تحلیل فوق الذکر ، این سخت افزارهای زرهی بیلان قابل توجهی را از خود برجای نگذاشتند ، اما ترکیب توپ88 م.م و شاسی تانک های متعارف ، تنها پیش مقدمه ای برای معرفی طرح های آینده بشمارمی رفت . ،به همین دلیل ، وی در ژوئن 1942 ، به فردیناند پورشه اجازه داد تا طراحی یک تانک فوق سنگین را کلید بزند که در نهایت با شناسه کنایه آمیز موش ( Mouse) در تاریخ خودروهای زرهی شناخته می شود . ماوس . فیل سفید هیتلر در جنگ ، گرچه روی کاغذ به تقریب رقیبی نداشت ، اما بدلایل مختلف ، سرنوشت محتومی در انتظارش بود !! موقعیت نگهداری مهمات مورد استفاده در پانزر-8 ماوس بر اساس اطلاعات موجود ، زره بخش جلویی این ابرتانک ، به 10 اینچ ( 25 سانتی متر ) می رسید و در حالی به یک توپ 6 اینچی (150 م.م ) مسلح شده بود که وزن هرپرتابه آن به 150 پاوند می رسید و در طرح نهایی ، وزن عملیاتی آن 188 تن ثبت شده بود که می بایست با سرعت جاده ای 12.5 مایل در ساعت وارد صحنه رزمی شود .صرف نظر از هزینه و پیچیدگی های طراحی ، تکمیل دو نمونه نخست این ابرتانک بیشتر از یکسال بطول انجامید . با این حال ، در عدم تاثیر رزمی این ابرتانک آلمانی بعنوان یک جنگ افزار زرهی بر روی روند جنگ و همچنین اتلاف منابع مادی و مهارت مهندسی اختصاص داده شده به این پروژه به تقریب هیچ شکی وجود ندارد ، با این وجود ، ابرتانک ماوس ، نشانه ای فراموش ناشدنی از نیروی زرهی ورماخت در جنگ دوم جهانی بشمار میرفت . بدین معنی که صرف نظر از حمایت مستقیم هیتلر ، ماوس درواقع نشان دهنده مسابقه ای میان برتری فنی و نیازهای رزمی میدان نبرد بشمار می رفت . پانزر4-سری اچ روسیه .. زمستان سال 1943 مضاف براین ، افزایش اندازه تانک بصورت خودکار ، تاثیر قابل توجی را بر روی میزان تحرک و قابلیت اطمینان رزمی این خودرو برجای گذاشت که این خود نیز بخوبی نشاندهنده فلسفه طراحی خودروهای زرهی و سلاح در آن زمان بود . اما با ورود جنگ به سال 1943 و سخت تر شدن شرایط نبرد در جبهه شرقی ، تکنیسن های آلمانی با تغییر رویکرد از حوزه مهندسی به علم مواد درصدد بودند تا راه حل مناسبی را برای غلبه بر مشکلات کاربرد واحدهای زرهی در جنگ پیدا نمایند . با تمامی این تفاسیر ، داستان طراحی وتولید ماوس ، در زمان خود ، روندی طولانی و نفس گیر محسوب میشد که در آن ترکیبی از تنش های میان نهادی ، پیچیدگی های فنی مربوط به ایجاد خط تولید و درنهایت کاهش توان رزمی ورماخت باعث گردید تا برخی کارشناسان (نظامیان ) نزدیک به سرفرماندهی عالی ارتش خواستار تعیین یک داور ( نظیر هانس گودریان ) برای رفع مشکلات پیش آمده شدند . در این خصوص ، گودریان ، ماوقع یک ملاقات خصوصی با هیتلر در 20 فوریه 1943 با محوریت برطرف کردن سوء تفاهامات متعدد در این خصوص را شرح می دهد که با تعیین یکسری شروط ، موجبات وسوسه سرفرماندهی عالی ارتش را فراهم نمود . براساس انچه که در تاریخ نظامی ورماخت به ثبت رسیده ، پی نوشت : 1- ادامه دارد ................. 2- برای اینکه بدونید چرا ورماخت در طول جنگ دوم جهانی علیرغم ارائه طرح های فوق العاده زرهی ، همیشه دچار مشکل بود ، این تاپیک را دنبال کنید ................. 2- استفاده از مطالب برگردان شده به پارسی در انجمن میلیتاری ، براساس قاعده " رعایت اخلاق علمی " منوط به ذکر دقیق منبع است . امیدواریم مدعیان رعایت اخلاق ( بخصوص رسانه های مدعی ارزشمداری ) بدون احساس شرمندگی از رفرنس قرار گرفتن بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران ، از مطالب استفاده نمایند . برگردان به پارسی ، اختصاصی برای بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران ( MILITARY.IR) مترجم : MR9
  2. نبرد زرهی لوبان استالین با مارشل کانف فرمانده جبهه اول اکراین تماس گرفته و پرسید مشکل ارتش سوم تانک چیست ؟؟؟ در 12 ژانویه سال 1945 جبهه ای یکم اکراین وبلاروس که با پیوستن ارتش اول لهستان تقویت شده بودن از سر پل های ایجاد شده در ساحل غربی رود ویستولا حمله گسترده ای را آغاز کردند. آنها در عرض 23 روز 500 کیلومتر به سمت غرب پیشروی کردند ، در 3 فوریه به رودخانه اودر رسیدند و سرپل های جدید بزرگی را در ساحل غربی آن ایجاد کردند.در 8 فوریه ، جبهه اول اوکراین با 980.000 نفر نیرو ، به فرماندهی مارشال کونیف ، با استفاده از دو سر پل ایجاد شده در رود اودر حمله دیگری را در منطقه سیلسیای کوچک آغاز کرد. هدف آنها: محاصره و تصرف شهر برسلاو است. در جناح چپ جبهه یکم اکراین - دو ارتش وسپاه سواره نظام گارد- همراه با جبهه چهارم اوکراین قرار بودبه سمت درسدن پیشروی کنند. منطقه صنعتی سیلسیی به علت دارا بودن معادن زغال سنگ مس روی سرب نقره و کادیوم برای بقای صنعتی نظامی المان بسیار حیاتی بود دفاع از این منطقه بر عهده نیروهای باقیمانده از ارتش مرکزی به فرماندهی ژنرال شرونرواگذارشد. نیروهای ارتش سرخ- پیشروی خود را آغاز کردند.شهرهای Glogau و Breslau هر دو تا 16 فوریه محاصره شدند. به دلیل مقاومت شدید آلمان در حوالی برسلاو ، كونیف به دو سوم ارتش سوم تانك گارد به فرماندهی سرهنگ ریبالكو دستور داد كه به سمت شرق حرکت کرده و مدافعان المانی در این منطقه را سرکوب کند . در آن زمان دو سپاه زرهی ازارتش سوم کارد قبلاً به بونزلاو رسیده بودند ، شهری که مقبره ژنرال کوتوزوف ، فرمانده معروف روس ، در آنجا دفن شده است. حمله سراسری ارتش سرخ در جریان نبرد ویستولا تا اودر عبور نیروهای ارتش سرخ از رودخانه ویستولا تا 16 فوریه ، جبهه اول اوکراین دارای 1289 تانک و زرهکوب بود - در آغاز حمله در 12 ژانویه شمار تانکهای وتوپهای هجومی (زره کوب ) به عدد3648و نیروهای پیاده هم به بیش از 900 هزار نفر رسیده بود. پس از محاصره کامل شهر برسلاو ، تمام نیروهای ارتش سوم تانک گارد برای تصرف بونزلاوبه این منطقه سرازیر شدن. به ریبالکو فرمانده ارتش سوم تانک دستور داده شد تا به رود نیسی برسد و گورلیتز را تصرف کند. سپاه نهم زرهی با لشکر 8 پانزر آلمان درگیر شد. ریبالکو به دو سپاه تانک دیگر تحت فرماندهی خود دستور داد که تمام نیروهای آلمانی را در اطراف گورلیتزدور بزند. طبق دستورات وی ، سپاه 7تانک گارد و ارتش سوم تانک گارداز رودخانه Queis عبور کرده و به Lauban حمله کردن. نیروهای ارتش سرخ در danzig لهستان حمله توسط سپاه تانک 7 گارد در غروب 17 فوریه شروع شد. لاوبان توسط بازماندگان لشکر 6 پیاده مکانیزه به (فرمانده: سرلشکر اتو-هرمان بروکر) که در ابتدا فاقد هرگونه تجهیزات سنگین نظامی بود به همراه تعدادی اندکی از نیروهای مردمی بومی محافظت میشد . در 5 فوریه ، به مدافعین دستور داده شد تا هرگونه حمله زرهی شوروی را ، متوقف کنند به علت نداشتن تجهیزات مناسب نیروهای شوروی به سرعت به قسمتهای شمالی و شرقی شهر نفوذ کردند . با این پیشروی خطوط راه اهن استراتژیک گورلیتز به برلین دردسترس ارتش سرخ قرار میگرفت . روسها با تصرف ایستگاه قطار منطقه- 4 قطار حامل تجهیزات نظامی را به غنیمت گرفته همچنین نزدیک به 300 گارگر اجباری اصالتا اهل شوروی را ازاد کردن البته همچنان دو تیپ زرهی ارتش سرخ با استعاداد تقریبی 60 دستگاه تانک دربخشهای از شهر لوبان مشغول جنگ شهری در خیابانهای باریک بوده مدافعین المانی با استفاده از پانزر فاست 10 تانک ارتش سرخ را منهدم کردن همچنین یک گردان پیاده شوروی هم در این درگیریها منهدم شد بخش دیگری از واحدهای زرهی شوروی به علت موانع بتنی ضد تانک از پیشروی بیشتر باز ایستاده بودن اما این موارد اصلا کافی نبود . تانکهای تی 34/85 منهدم شده در داخل شهر لوبان شهر لاوبان در سال 1939 17.537 نفرسکنه داشت- این شهر دقیقا در بین خطوط دفاعی دو ارتش 4 و 17 المان قرار داشت فاصله ان تا گورلیتز 20 تا بوتزن 50 و تا درسدن 100 کیلومتر بود وسقوط ان سبب ایجاد شکافت و احتمالا خطرمحاصره شدن یگانهای المانی را در پی داشت همچین امید المان برای دریافت زغال سنگ مس سرب وسایر مواد معدنی ناحیه سیلسی را از بین می برد. المان ها به سرعت دست به کار شدن و سه لشگر را به منطقه لوبان ارسال کردن این نیروها موفق شدن پیشروی ارتش سرخ را متوقف کنند سرفرماندهی ورماخت خودرا بر اغاز یک ضد حمله سراسری برای بیرون راندن ارتش سرخ از ناحیه سیلزی و همچنین رسیدن به شهرمحاصره شده برسلو ( استالینگراد هیتلر )ا ماده میکرد اما برای تحقق این امر یک لازم بود حتما شهر لوبان و خطوط راهن استراتژیک منتهی به برلین در این منطقه به طور کامل باز پس گرفته شود المانها همچنین مصم بودن اجازه ندهید شهر های . گورلیتز و درسدن که جناح راست برلین محسوب میشدن به دست شوروی بیفتند به فیلد مارشال شورنر فرمانده مدافعین ارتش مرکزی دستور داده شد حملات ارتش سوم تاک شوروی را در ابتدا دفع و سپس این نیروها از منطقه بیرون براند برای این کار آلمانها 4 لشکر دیگر در منطقه مستقر کردن . فیلد مارشال شورنر مارشال کانف (کونیف) بسیاری از یگانهای المانی نصف استعداد واقعی خود نیرو وتجهیزات هم نداشتن اکثر فرماندهان به تازگی منصوب شده بودن و شناخت کافی از نیروهای خود را نداشته کمبود سوخت دشمن اصلی واحد های زرهی المان بود نکته جالبتر برخی از واحدهای زرهی که به منطقه ارسال شده بودن در ابتدا جنگ جهانی به عنوان واحدهای غیر قابل استفاده در تهاجم شناخته شده بود و حال در اوخر جنگ این وضع هم ادامه داشت نقشه حمله آلمان بسیار ساده بود. در حالی که یگان های زرهی از جناحین حمله می کردند ، بقایای تیپ 103 زرهی و لشکر 6 در خط دفاعی نگهداری می شدند. هدف: بازپس گیری Lauban ،رسیدن بهNaumburg و محاصره ارتش سوم تانک گارد بود . نیرومندترین واحدهای در جناح راست مستقر شده بودن اسم رمز عملیات بازی ها انتخاب شد دو لشکر 17 زرهی و لشکر مکانیزه محافظ از جناح راست یعنی از مناطق Rachenau و Gruna حمله را اغاز میکردن لشکر 8 پانزر هم از جنگلهای اطراف کنزندورف حمله کند. نیروهای آلمان و شوروی هر دو در لاوبان بودند. خط مقدم قبل از حمله یک خط شرق و غرب بودآلمانی ها می خواستند حمله ای غافلگیرانه و سریع به سمت شمال انجام دهند. در مجموع نیروهای المانی شامل سپاه 57 زرهی به فرماندهی سرلشگر والتر نهرینگ (لشکر 8 پانزر ، تیپ 103 زرهی ، لشکر 408 ، لشکر 16 پانزر ،و لشگر پیاده محافظ پیشوا ( به فرماندهی اتو رمر ) وسپاه 39 فردریش کریشنر شامل لشگر 17 زرهی ولشگر مکانیزه پیشوا بوده استعداد زرهی واحد های ورماخت به شرح زیرآمده است سپاه 57 زرهی لشگر 8 زرهی پانزر دارای 14 توپ ضد تانک / 38 دستگاه تانک پانزر چهار / 18 تانک پانتر/9 دستگاه زره کوب جاگد پانزر وهتزر لشگر 16 8 توپ 88 م م ضد تانک / 11 دستگاه زره کوب جاگد پانزر / 25 تانک پانزر 4 /13 تانک پانتر و36 زرهکوب ستوگ StuG لشگر 408 پیاده نظام دارای 6 هنگ پیاده تیپ 103 زرهی شامل 7تانک پانتر و 12 زره کوب ستوگ StuG لشگر محافظ پیشوا 29زره کوب StuG 20 تانک پانتر و 40 تانک پانزر 4 واحدهای از لشگر 21 زرهی پانزرشامل 34 تانک پانتر و 32 تانک پانزر 4 سپاه 39 زرهی لشگر 17 شامل 20 تانک پانتر و 10 تانک پانزر 4 لشگر مکانیزه پیشوا 33 زرهکوب StuG 17 تانک پانتر و 5 تانک پانزر 4 لشگر 6 دارای 12 تانک پانزر 4 / سه توپ 88 م م / 9 دستگاه زرهکوب هتزر Hetzer کل استعداد زرهی نیروهای شرکت کننده 162 تانک پانزر 4 /129 تانک پانتر / 110 دستگاه زره کوب ستوگ و 29 دستگاه زره کوب جاگد پانزر و هتزر بوده البته استعداد واقعی و عملیاتی در حدود 30 تا 40 براورد میشود وما بقی تانک ها و زره کوب ها زمین گیر بوده ونیاز به تعمیرات داشته اند زره کوب جاگدپانزر زره کوب جاگدپانزر 38 ( هتزر Hetzer ) تانک پانتر تانک پانزر 4 زره کوب ستوگ StuG اما در طرف مقابل ارتش سوم تانک گارد دارای حدود 60 هزار سرباز 460 تانک تی 34 ( 350 دستگاه به صورت عملیاتی ) / 18 تانک تی 34/76 با تیغه های مین روب - 21 تانک استالین 2- 59 زر کوب 122 ISU 63زره کوب اس یو SU85) 85 )و 63 زره کوب اس یو 76 41زره کوب SU57 20 توپ 152 م م /20 توپ 100 م م ضد تانک / 222 توپ 76 م م ضد تانک 84 توپ 57 م م ضد تانک / 48 راکت انداز کاتیوشا / 140 خمپاره 120 م م /224 خمپاره 82 م م 79 توپ 37 م م ضد هوایی / 60 خودرو زرهی M 17 حامل تیربار های چهار لول 12.7 و 161 تیربار 12.7 دوشکا البته برخی از واحدهای شوروی هم استعداد عملیاتی کافی در زمان حملات را نداشته به طور مثال سپاه 9 مکانیزه 48 دستگاه تانک و سپاه 7 55 دستگاه تانک عملیاتی داشته زره کوب اس یو 76 زره کوب اس یو 57 زره کوب اس یو 85 زره کوب ISU 122 تانک تی 34 /76 مجهز به خیش مین کوب تانک استالین 2 ارتش سوم تانک گاردشوروی متشکل از واحدهای زیر بود: سپاه6 تانک گارد (تیپ 51 ، 52 و 53 تیپ گارد تانک )، تیپ موتوری 22 گارد ، هنگ توپخانه سبک 1645 ، هنگ توپخانه سنگین 385 گارد ، هنگ توپخانه (خودکششی )1893 ، 1894 (گردان موتوری 3 گارد ، هنگ توپخانه 272 گارد (مسلح به خمپاره) ، هنگ توپخانه 286 گارد ، سپاه7 تانک گارد (تانک گارد 54 ، 55 و 56) تیپ ، تیپ پیاده موتوریزه 23 گارد ، هنگ توپخانه سبک 408 ، هنگ توپخانه سنگین گارد 384 ، هنگ توپخانه 702 و 1419 ، گردان پیاده موتوری 4 گارد ، هنگ توپخانه 467 گارد (خمپاره) ،هنگ توپخانه 287 گاردضد هوایی) ، سپاه9 پیاده موتوری (تیپ 69 ، 70 ، 71 پیاده پیاده موتوری ، تیپ 91 تانک ، هنگ توپخانه سنگین (خودکششی) گارد 383 ، توپخانه 1295 و 1507 هنگ ، گردان 100 پیاده موتوری ، هنگ توپخانه گارد 1719 ، تیپ 16 توپخانه ، هنگ تانک سنگین گارد 57 ، هنگ90 مکانیکی تانک ( هنگ مهندسی ) ، هنگ 50 پیاده موتوری ، گردان 39پیاده موتوری ، تیپ 199نور اافکن هنگ 1381 و 1394 AA توپخانه ، اسکادران 372 پروازی تانک ها ، توپهای کششی اسلحه های تهاجمی (زرهکوبها ) ، پیاده نظام لشگر پباده مکانیزه وتوپها خودکششی(واحدهای حمله زرهی) تقریبا همزمان حمله آلمان را آغاز كردند. روسها انتظار این ضد حمله را نداشته نیروهای زرهی المان در مناطق باز و هموار با مقاومت کمی از سوی ارتش سرخ مواجه شدن بنابراین موفق شدن اوبر-بیلاو را باز پس بگیرند اما در جنگل های واقع در شمال شهر اوبر بلافاصله درگیریها شدیدی به وجود امد. نیروهای لشکر 17 پانزر در کمترین زمان به این جنگل رسیدند. بعد از ظهر سرلشکرمدر (فرمانده لشکر مکانیزه پیشوا") باید تصمیم می گرفت که چه اقدامی انجام دهد طبق برنامه به سمت گونترسدروف پیش روی کند وبا حجم انبوهی از نیروهای زرهی و توپهای ضد تانک ارتش سرخ مواجه شود ویا به سمت شرق تغییر مسیر داده و به سایر نیروهای المانی دست بدهد . حلقه محاصره کوچک تری را تکمیل کند با این کار خسارتهای کمتری متحمل میشد اما نیرهای کمتری از ارتش سرخ هم به دام می افتادند. نقشه کلی از حملات آلمان ها و محورهای آن وی برای کسب تکلیف با فرمانده ارتش مرکزی فیلدمارشال شوورنر تماس گرفت و از نقشه خود حمایت کرد شونز در پاسخ گفت این تصمیم با فرمانده سپاه 57 زرهی سرلشگر زرهی والتر نهرینگ است زیرا او فرمانده نیروهای زرهی تک ور بوده این فرمانده زرهی در پاسخ به مدر وشورنر اعلام کرد که حمله به گونترسدروف حلقه محاصره بزرگتری را ایجاد میکند اما شما بیشتر از نیروهای سپاه 57 پیشروی کرده اید و بنابراین این شماهستید که باید تصمیم بگیرید که چه کاری باید صورت گیرد . این نمونه ای از روش جنگ آلمان بود، كه حاكی از آن بود كه افسران در میدان جنگ در صورت تغییر وضعیت جنگ باید تصمیم نهایی را بگیرند(البته اگر هیتلر واطرافیانش اجازه میدادن) سرلشگر مدر تصمیم خود را گرفت لشکربه سمت شرق چرخیده و به سمت هاگسدورف پیشروی کرد تا به نیروهای اتحاد جماهیر شوروی که چند روز پیش با لشگر 6 پیاده مکانیزه جنگیده بودند حمله کند. لشکر 8 پانزر در همان جهت به سمت لیندن برگ حمله کرد. در شب هنگ 4 و هنگ هنگ 2 این لشگر به رودخانه Queis رسیدند وو یک سرپل در ساحل ان ایجاد کردن که به دلیل ضد حملات ارتش سرخ مجبور به عقب نشینی از ان شدن . با این حال به علت دید خوب المانها با توپها وتانک های خود هر گونه حرکت را برای ارتش سرخ در نزدیکی Naumburg را تهدید میکردن این شهر توسط سپاه 39 المان از سمت غرب مورد مورد حمله قرار گرفت تانکهای لشگرهای 8 و لشگر محافظ پیشوا موفق شدن شهر نولاند را باز پس گرفته و در ادامه با موجود مقاومت شدید شوروی در جنگل های کسلسدورف سرانجام این منطقه را هم تصرف کنند در ادمه نیروهای زرهی لشگر مکانیزه خطوط دفاعی شوروی در نزدیکی شهر نولاند در درهم کوبیده و آلت-نولاند هم پاکسازی شد المانها با جمع اوری نیروهایی خود به جنگلهای شمال غربی این شهر حمله کردن اما اینبار توپهای ضد تانک شوروی حملات المان ها را دفع کردند. اواخر شب شده بود و المانها حملات را متوقف و خط تدافعی تشکیل دادن. نیروهای آلمانی در داخل شهر لوبان/ عموما واحدهای لشگر 6 در 2 مارس یک طوفان برف کوتاه برای مدتی منطقه را در هم نوردید .ارتش سرخ با وارد کردن قوای زرهی خود به میدا نبرد و شروع ضد حملات موفق شد حمله سرلشگر رمر به ناومبورگ Naumburgرا متوقف کند. تو پ ها راکت ها و خمپاره های ارتش سوم گارد شوروی در حال کوبیدن کانزندورف نولاند بودند. یک گردان از لشگر مکانیزه پیشوا حمله جدیدی را به محورLogau صورت داد و موفق شد خود را به خطوط راه اهن واقع در جنوب Naumburg برساند نیروها ارتش سرخ قبلا در انجا موضع گرفته بودن . لشکر 17 پانزر( زیر مجموعه سپاه 39 )، در شمال شرقی گورلیتزGörlitz ، به سمت بونزلاوحملات جدیدی را ترتیب میدهد .. با شروع حملات سنگین هوایی پیشروی سپاه 39 متوقف شده و این حملات خسارتهای را به بارارود . ضد حملات زرهی ارتش سرخ سبب محاصره موقت دو هنگ المانی شد . با وجود ناهمواری زمین نیروهای کمکی ارتش سرخ سریعا به منطقه ارسال شدن . با خارج شدن ارتش سرخ از شوک اولیه حملات آلمان وسرازیر شدن قوای کمکی به منطقه برای فرماندهی المان محرز شدن که باز پس گیری Naumburg ( جهت تکمیل محاصره هزاران سرباز ارتش سرخ ) غیر ممکن بوده . پس سریعا برنامه محاصره ها را در مقیاس کوچکتر برنامه ریزی کرده بدین منظور پیش قراولان لشگر مکانیزه پیشوا سر پل جدید وتقویت شده ایی را در ساحل رود Queis ایجاد کرده تانکهای این لشگر با زیر اتش گرفتن جاده منتهی به Naumburg بسیاری از ستونهای خودرو وکامیونهای ارتش سرخ را منهدم کردن در سوی دیگر شهر Haugsdorf در حملات المان های باز پس گرفته شد لشگر 17 زرهی هم خود را به گونترسدروف رسانده و موفق شد 48 توپ هجومی ( زرهکوب ) وابسته به سپاه 9 موتوریزه ارتش سرخ را به غنیمت بگیرد حالا نوبت لوفت وافه بود که با وجود بدی اب هوا با شروع پراوزهای خود به پشتیبانی از نیروهای خودی را ا اغاز کرد حال تلاش اصلی آلمانها به قطع کردن عقبه شهر لوبان و مناطق پیرامونی ان ومحاصره سربازان روس در این منطقه متمرکز شد نیروهای ارتش سرخ ارتش سرخ که تمام توان خود را بر جلوگیری از سقوط Naumburg ناومبورگ به کار گرفته بودبا تغییر برنامه ورماخت تا حدودی غافلگیر شد برای جلوگیری از محاصره نیروهای خود در لوبان دستور عقب نشینی را صادر کرد لشگر 6 پیاده مکانیزه آلمان که چندهفته پیش بر اثر حملات مجبور به تخلیه بخشی از شهر شد با کمک واحد های زرهی وارد لوبان شده 54 سرباز المانی در جریان درگیریها نسبتا شدید باز پس گیری کالم شهر لوبان کشته شدن شاهدان عینی گزارش دادن 24 تانک تی 34 منهدم شده در کنار هم در میدان نزدیک شهر وجود داشته 10 دستگاه تانک منهدم شده دیگر هم در اطراف شهر پیدا شد در مجموع 81 دستگاه تانک و توپ خودکششی ارتش سرخ در تاریخ 2 مارس در حومه لوبان منهدم شدن . در تاریخ 4 مارس نیروهای زرهی آلمان که از قسمت شرقی شهر را ترک کرده بودن به طور تصادفی با نیروهای زرهی ارتش سرخ مواجه شدن بر اثر درگیری تعدادی از تانکهای آلمانی آسیب دیده ویا منهدم شدن تلفات زرهی آلمان روسها در حال حمله به نولند برای باز پس گیری ان بودن که با قوای آلمان برخورد کرده بودن سپاه 39 زرهی با تقویت نیروهای خود مانع از سقوط شهر شد .در جناح چپ لوبان بخشی دیگر از نیروهای لشگرمکانیزه پیشوا با گسترش سرپل وتصرف مناطق جدیدی درحوالی رود Queis موفق شدن با نیروهای لشگر 8 پانزر ارتباط بر قرار کنند در نتیجه این پیشروی عقبه ارتش سرخ در مناطق با سایرنیروهای خود ی قطع شد و به نوعی یک پاکت ایجاد شد اما این پاکت کمتر از حد انتظار ورماخت بود .در 5 مارس پیشروی های اندکی بدست امده سپاه 57 زرهی المان در جناح راست در نبردهای زرهی موفق به انهدام 30 دستگاه تانک ارتش سرخ در شمال شرقی شهر لوبان شد بدلیل مقاومتهای سرسخاتانه ارتش سرخ این سپاه تنها توانسته بود مناطق کمی را باز پس بگیرد از انجا که لگشر پیاده محافظ پیشوا سخت در جنگ هلهای شمال لوبان گیر افتاده بود نتوانست به موقع به لشگر مکانیزه پیشوا دست داده و حلقه محاصره را تکمیل کند همین موضع فرصت کافی را به روسها داد تا اکثر نیروهای خود را از حلقه محاصره خارج کنند و خطر انهدام کامل ارتش سوم زرهی گارد شوروی از بین برود حملات در تا 6 مارس ادامه داشت اما دیگر آلمانها توان کافی برای پیشروی را نداشتهو عملیات را ارتش سرخ هم این مناطق رااز دست رفته میدید به همین دلیل ضد حملات خود را متوقف کرد تا 8 مارس منطقه ارام شد و عملیات ارتش المان به پایان می رسد . زره کوب ISU 122 و ISU 85منهدم شده در داخل شهر ستون منهدم شده زره کوبهای اس یو 85 . تاریخ نویسان شوروی مطالب اندکی درباره این حمله خطرناک المان نوشته اند دلیل ان هم خرد شدن زرهی ارتش سوم تانک در استانه تصرف برلین بوده است . دو سپاه زرهی تازه تاسیس المانی در یک عملیات گاز ابنری ارتش سوم تانک شوروی را در استانه انهدام کامل قرار دادن در حالی که از لحاظ تجهیزات و نفرات در مضیقه بودن مارشال کینف فرمانده محور اول اکراین که نزدیک به 1 میلیون سرباز را فرماندهی میکرد در کتاب خاطرات خود تنها به لحظاتی بحرانی درباره این حمله اشاره میکند اما این وضعیت بحرانی به حدی بوده است که اعلام میکند که استالین با او تماس گرفته و پرسید مشکل ارتش سوم تانک چیست ؟؟؟ در واقع ضد حملات المان زمانی متوقف میشود که ارتش 52 تانک شوروی به کمک ارتش سوم می اید و این نیروها را از انهدام کامل نجات میدهد . در تاریخ 9 مارس گوبلز وزیر تبلیغات المان نازی شخصا از منطقه دیدن میکند وی در دفتر خاطرات خود می نوسید که یک سپاه تانک شوروی تقریباً به طور کامل منهدم شد بدون آنکه خسارت زیادی به المان وارد شود شوند. در لاوبان ، حجم تخریب بسیار بالا بود . وی همچنین رفتارسربازان آلمانی و شوروی را مصمم و بی رحمانه در طول نبرد توصیف کرد - که دلیل اصلی اسیر شدن فقط 176 سرباز ارتش سرخ در طول عملیات همین رفتار بود!!!!. حجم تلفات زرهی شوروی برای سه روزاصلی نبرد بسیار بالا بود 162 تانک ، 106 وسیله نقلیه ، 159 زرهکوب 74 خمپاره و توپ در این نبرد منهدم شده و ده ها دستگاه تانک زرهکوب وسایل نقلیه هم به غنیمت ارتش المان درامد عملا ارتش سوم تانک به این حجم از خسارت از میدان نبرد کنار کشیده تا دست به بازسازی خود بزند تا دو ماه بعد در نبرد برلین شرکت کند اما تلفات ارتش المان از لحاظ تقریبیا ناچیز بوده طبق گزارشات تنها 11 دستگاه تانک و زرهپوش المان در نبرد لوبان منهدم شدن البته تعدادی هم اسیب دیده گزارش شده (25 دستگاه)که قابلیت تعمیر در کوتاه مدت ومیان مدت راداشتن از لحاظ نفرات هم بیشتر تلفات را لشگر محافط پیشوا و لشگر 6 متحمل شد حضور گوبلز در شهر لوبان دفاع متحرک زرهی !!! نبرد لوبان این تاکتیک المانها را تقویت کرد که حمله دشمن در منطقه ایی که فقط توسط پیاده نظام محافظت میشود تنها با استقرار وجابجایی سریع اوحدهای زرهی ومکانیزه قابل دفع شدن است شهر لوبان در ابتدا تنها توسط لشگر 6 پیاده المان محافظت میشد که با یورش سنگین ارتش سرخ در زمانی کوتاه تقریبا سقوط کرد المانها سریعا با وارد کردن واحدهای زرهی خود به منطقه ارتش سرخ را غافلگیر و انها را منهدم کردن دلیل اصلی پیروزی ارتش المان در این نبردنسبتا کوچک را می تواند انعطاف پذیری و جابجایی سریع و تحرک نیروها دانست . ورماخت سریعا نیروهای زرهی و مکانیزه خود را در منطقه مستقر کرد و با طرح ریزی یک نقشه معقول حملات را شروع واز اصل غافلگیری استفاده کرد و با تصرف سریع مناطق اجازه عکس العمل را از ارتش سرخ سلب کرده واز همه مهمتر با مشاهده عدم توان با ایجاد یک حلقه محاصره (پاکت) بزرگ سریعا نقشه خود را عوض کرده وبه جای تلاش بیهوده طرح پاکت کوچکتر را پیگیری کرد تنها کافی بود المانها به جایی تغییر نقشه به حملات خود به سمت Naumburg اصرار میکردن تا انهدام کامل نیروهای خود را مشاهد کنند شهر لوبان تا پایان جنگ در کنترل المان باقی ماند و یک سد محکم دربرابر ارتش سرخ برای پیشروی به سمت درسدن بود. همچنین با حفظ خطوط راه اهن و بخشی از معادن منطقه میسر انتقال احتمالی مواد اولیه به داخل خاک المان باز بود . نکته جالب اینکه بخشی از واحدهای المانی حاضر در این نبرد در چند ماه بعد هم در نبرد بوتزن موفق شدن نیروهای ارتش سرخ و نیروهای لهستانی را با تاکتیکی تقریبا مشابه شکست بدهند بعد از پیروزی در لوبان ژنرال شوورنر فرمانده نیروهای مرکزی المان در حرکتی جاه طلبانه قصد شکستن محاصره شهر برسلاو را داشت بدین منظور لشگرهای 208 پیاده و31 وافن اس اس به شهرک استریگائو در 70 کیلومتری شرق لوبان اعزام کرده المانها با رعایت اصل غافلگیری خطوط ارتش سرخ در منطقه را از بین برده وبه داخل شهرک نفوذ میکنند سه روز درگیری شهری و جنگ تن به تن شدیدی در این شهرک رخ داده در 12 مارس نیروهای ارتش سرخ به دلیل کمبود تجهیزات و خطر محاصره شدن دستور عقب نشنی را دریافت میکنند اما به علت نفوذ نیروهای المان به خطوط ارتباطی ارتش سرخ بخشی از نیروهای وحشت زده سپاه 5 گارد شوری در تلاش برای عقب نشینی و ماحصره نشدن در دام آلمانها افتاده و قتل عام میشوند . درگیریهای به ارتفاعات اطراف شهرک کشیده شده با شروع کولاک شدید در منطقه نیروهای ارتش سرخ با پشتیبانی تانکهای تی 34 در پناه برف برای باز پسگیری شهرک ضد حمله خود را اغاز کرده که با مقاومت شدید نیروهای اس اس درهم کوبیده میشوند . زنرال کونیف فرمانده محور اول اکراین با جابجایی ارتش چهارم تانک به سمت سیلسیای و شروع حملات اصلی برای فتح منطقه تمام تلاشهای المانهای جهت شکست محاصره برسلاو را خنثی کرده . هر چند خود برسلاو تا زمان تسلیم نهایی آلمان در ماه می مقاومت کرد نبرد لوبان یک درس بزرگ را در پی داشت شوروی دریافت که دست کم گرفتن دشمن اشتباه بزرگی است حتی اگر پیروزی نهایی از قبل تضمین شده باشد منبع MILITARY.IR https://ostfront.forumpro.fr/t1727-la-contre-attaque-de-lauban-2012 https://historyimages.blogspot.com/2011/09/1945-soviet-army-last-stages-ww2.html https://discover.hubpages.com/education/Operation-Gemse-at-Lauban-1945 https://pikabu.ru/story/operation_gemse_ili_istoriya_odnoy_fotografii_6358384 و...............
  3. این تانک به نام t 80 هست که در رده بندی تانک هایی قرار می گیره که بیشتر به خاطر سرعت بالا مورد استفاده قرار می گیرند . این تانک رو به نام AT-11 در ناتو م ی شناسند . ای تانک قابلیت پرتاب راکت 9M117 رو داراست . در این تانک وسایل و تجهیزاتی با استاندار های بالا و متناصب با NBC system ، night vision ، snorkel and fire suppression هست که به معنی فارسی همون وسایل دید در شب و زیر آب رفتن و شلیک در زیر آب رو داره . این تانک در خدمت کشور هایی مثل روسیه و پاکستان ... هست که در سال 1978 ساخته شده و هم اکنون پاسکتان به 6 هزار تانک از این نوع مجهز هست . جنگ افزار : 1 - 125mm 2A46M ،،، کابل 1 - 7.62mm MG ، 1-12.7mm NSVT AA MG موتور : GTD-1250, gas turbine سرعت : 43 mph برد : 208 مایل خدمه : 3 نفر وزن : 46 تن البته ما در این مدل تانک ما دو مدل داریم که یکی T-80U و دیگری T-80B . که ما اطلاعات مربوط به T-80B رو در انیجا نقل کردیم و اما مدل اول یا همون T-80U . این تانک یک تانک روسی هست که در سال 1989 توسط شرکت Soviet Medium Tank ساخته شد . وزن : 50 تن سنگینی بر زمین : 13.1 psi طول : 23 ft عرض : 11.81 ft موتور : multi-fuel gas turbine برد : 500 km ولی این تانک بر خلاف تانک T-80B توانایی عبور به نحو کاربردی رو از رود خانه ها نداره . این تانک به یک لوله 125mm 2A46M تجهیز هست . سیستم هدایت اون هم FCS 1A42 هست . موفق باشی
  4. تلاش برای معرفی گونه اولیه نسلی جدید از خودروهای رزمی به گفته مدیر پروژه مهندسی مرکز تحقیقات خودروهای رزمی ارتش ایالات متحده این مرکز در تلاش است تا قابلیتهای متفاوتی از گونه اولیه نسل آینده خودروهای رزمی که هم اکنون طرح اولیه آن در جریان یک تلاش مشترک میان صنایع نظامی و بکارگیرندگان آن در حال شکل گیری است را به نمایش گذارد . ژنرال تد توماس ژنرال تد توماس ، میان شرکتهای تسلیحاتی و ارتش ایالات متحده ، تلاش مشترکی در جریان است که یک مسیر استاندارد برای نمونه سازی اولیه خودروی رزمی آینده تعیین گردد . طبق برنامه های تدوین شده ، این نمونه پس از اصلاحات لازم در سال 2022 رونمایی شده و بدنبال ارزیابی های عملیاتی در سال 2023 به سازمان یگانهای عملیاتی اضافه خواهد شد . به گفته وی ، این تلاش مشترک ، مجموعه ای بهترین قابلیتها را برای آنچه که وی پروژه NGCV می خواند ، فراهم خواهد آورد . به گفته این افسر ارشد ارتش ، مرکز تحقیق ، توسعه و مهندسی زرهی ارتش (TARDEC ) پس از بررسی طرح های اولیه ، بهترین گزینه را در سپتامبر 2017 انتخاب و قرار داد را با شرکت برنده منعقد خواهد نمود . پس از انعقاد قرار داد ، دو طرف ( TARDEC و شرکت برنده قرارداد ) ، با همکاری هم نمونه نخست را در یک بازه زمانی 7 ساله تولید خواهند نمود . این قرارداد، گستره وسیعی از فناوری ها را پوشش خواهد داد و این نیاز ارتش را در آینده تامین خواهد نمود . هر اندازه دو طرف درگیر این پروژه ، بیشتر همکاری نمایند ، خودروی رزمی آینده ارتش ایالات متحده ، با قابلیتها بیشتری در خط تولید قرار خواهد گرفت . سرهنگ ویلیام ناکولس ، مدیر بخش تعیین نیازمندی های نیروی زمینی مستقر در مرکز ارزیابی های مانوری ارتش ( فورت بنینگ / جورجیا) سرهنگ ویلیام ناکولس ، مدیر بخش تعیین نیازمندی های نیروی زمینی مستقر در مرکز ارزیابی های مانوری ارتش ( فورت بنینگ / جورجیا) ، در این زمینه می گوید : " در اواخر سال گذشته میلادی ، این مرکز نیازمندی های ارتش را مورد بررسی قرار داد و در نهایت این مساله مورد بررسی قرار گرفت که نسل بعدی خودروی رزمی ارتش صرفاً یک خودروی رزمی است یا می بایست بعنوان یک خودوری رزمی پیاده نظام تعریف گردد که در یک بازه زمانی مشخص ، باید جایگزین تانک اصلی میدان نبرد آبرامز ، نفربرهای برادلی و همچنین پلت فرم هایی نظیر نفربر استرایکر ( مجموعه ای از قدرت آتش و تحرک) شود . ژنرال توماس در این زمینه معتقد است : " طراحی این خودرو در مرحله نخست براساس مفهوم سنتی خودروی رزمی پیاده نظام (IFV) صورت پذیرفته که می بایست حداقل دو خدمه و شش سرباز را با تمام تجهیزات محمول ، در پیچیده ترین شرایط رزمی حمل نماید " با تمام این تفاسیر ، هدف ارتش ، بکارگیری عملیاتی NCGV ، تا سال مالی 2035 است و در این مسیر ، سال مالی 2022 یک نقطه عطف در این برنامه بشمار می رود که آیا رکود فعلی دامنگیر این پروژه خواهد شد یا اینکه سرمایه لازم برای ادامه آن جهت ارتقاء یا جایگزینی همه ناوگان فعلی ، فراهم خواهد گردید !!!! پی نوشت : این تاپیک از تجمیع اخبار مرتبط در تاریخ 20مهرماه سال 1399 خورشیدی ایجاد گردید صرفاً برای میلیتاری / مترجم : MR9
  5. مقدمه (قسمت اول) پس از پایان جنگ سرد، ارتش فرانسه اولویت پایین تری به نیروی زمینی داد. تغییر چالش های امنیتی بعد از جنگ سرد مانند فروپاشی شوروی از طرفی و تغییر ماهیت دخالت فرانسه در افریقا و خاورمیانه موجب شده بود اهمیت نیروی زمینی برای فرانسه کم رنگ تر شود به طوری که سهم بودجه دفاعی به بخش های هوایی و دریایی هدایت شد. حضور نظامی فرانسه در سال های بعد از جنگ سرد محدود و سهم نیروی زمینی در این زمان حتی بسیار کم تر بوده است. اما به نظر میرسد معادلات منطقه ای و فرامنطقه ای برای کشورهای اروپایی خصوصا فرانسه در حال تغییر است. از زمان الحاق کریمه به روسیه در سال 2014 و برنامه های نوسازی نظامی این کشور از سال 2017، زنگ هشدار را برای کشورهای اروپایی به صدا در آورده است. قدرت گرفتن شبه نظامیان و گروه های مسلح مسلمان در خاورمیانه و آفریقا، جایی که به شکل سنتی منطقه استعماری فرانسه بوده است، موجب شده است فرانسه دخالت های نظامی خود را در این مناطق افزایش دهد (حضور نظامی در مالی، عراق، افغانستان، لبنان و لیبی). در سال های اخیر نیز دوری ایالات متحده از ناتو اتفاق افتاده است، به طوری که دونالد ترامپ رئیس جمهورآمریکا در دوره ریاست جمهوری خود چندین بار کشورهای عضو ناتو را تهدید به خروج از این پیمان کرده است، بنابراین نیاز به ساختار دفاعی مستقل تر در اروپا آشکار شده است. در پاسخ به این تغییرات در منطقه اروپا و جهان، کشورهای اروپایی تصمیم گرفته اند توانایی های نظامی خود را ارتقا دهند. برنامه Scorpion (عقرب) فرانسه نیز، یک طرح نوسازی نظامی، با هدف ارتقاء ظرفیت رزمی خودروهای ارتش است. اکنون چند سالی است که فرانسه در حال ارتقاء توانایی های موتوری و نظامی خود است. ژنرال پیر دو ویلیرز، رئیس سابق ستاد دفاع، در این باره توضیح می دهد: "برنامه عقرب، تنها یک خودرو رزمی نیست، بلکه یک رویکرد کلی را شامل می شود که شامل تسلیحات مدرن، قطعات پیشرفته، سیستم های اطلاعاتی یکپارچه و آموزش نوین خدمه است. مگر می توانیم به خودمان اجازه دهیم که سربازهایمان را با ادوات رزمی 35 ساله به جنگ بفرستیم، با این میزان فرسودگی و سطح حفاظت؟ من می گویم ، نه". حضور تانک های لکلر ارتش فرانسه در قالب نیروهای حافظ صلح در جنوب لبنان (سمت راست) هویتزرهای خودکششی سزار ارتش فرانسه در عراق (سمت چپ) کمیسیون بین وزارتخانه ای شروع مرحله تحقیق و توسعه برنامه عقرب را در سال 2010 و متعاقباً در سال 2014 تصویب کرد. وزیر دفاع وقت فرانسه، ژان ایو لریان، فاز 1 برنامه عقرب را در راستای قانون برنامه ریزی بودجه دفاعی 2014-2019 موسوم به "LPM" قرار داد. سرانجام، در سال 2016، دولت فرانسه متعهد شد 6/8 میلیارد دلار در طول 11 سال به برنامه Scorpion ارتش اختصاص دهد. برنامه عقرب به عنوان بلند پروازانه ترین برنامه نظامی نیروی زمینی فرانسه در سال های اخیر تلقی می شود. این برنامه شامل نوسازی 6/8 میلیارد دلاری با هدف جایگزینی تمام وسایل نقلیه رزمی فرانسه و با تمرکز بر سیستم عامل بهبود یافته مرتبط با سیستم ارتباطات جدید و یکپارچه و مدیریت میدان جنگ است. مدیریت میدان نبرد توسط مفهوم "نبرد مشارکتی" که به دنبال اتصال جوخه ها، وسایل نقلیه، گروه های رزمی و تیپ ها در یک شبکه واحد است، پشتیبانی می شود. این برنامه برای ارتش فرانسه ضروری است، زیرا به این کشور اجازه می دهد گردان های تاکتیک مشترک خود را مدرنیزه کند. همچنین به ارتش اجازه می دهد اقدامات و تخصص هر شاخه از نیروهای زمینی را تحت فرماندهی یک هنگ مرکزی هماهنگ کند. این گردان های جدید می توانند برای رسیدن به اهداف تاکتیکی تعیین شده در طی یک عملیات نظامی، اقدامات هماهنگی را انجام دهند. گردان های تاکتیکی مشترک به دلیل انعطاف پذیری سازمانی قوی، کارآیی خود را در طول مداخله فرانسه در افغانستان در سال 2001 به اثبات رسانده اند. تکامل خودروهای رزمی ارتش فرانسه اولین قدم برای "نبرد مشارکتی " ردیابی نیروی خودی در تمام واحدهای خودی و امکان تبادل سریع گزارشات و وضعیت میدان نبرد است. در نهایت هدف از "نبرد مشارکتی " تسریع در روند عملیات از طریق کاهش زمان بین تشخیص تهدید و نابودی آن است. به زبان ساده اولیت ارتش فرانسه در برنامه عقرب کاهش زمان واکنش نیروهای زمینی به تهدیدات است. یعنی کل سیستم رزمی تقریباً بلافاصله به تهدید واکنش نشان دهند. بنابراین، کل نیروی های زمینی مانند یک سیستم واحد عمل می کند، گویی که "نبرد مشارکتی" یک موجود زنده واحد است که هر وسیله نقلیه در آن نقش اندام حسی و حرکتی را بازی می کند. این برنامه گامی فراتر از کاری است که در حال حاضر نیروی زمینی فرانسه انجام می دهد. به این دلیل که همه خودروهای رزمی جدید برنامه عقرب به یک شبکه بلادرنگ (real time) مجهزند، تمام اطلاعات دیجیتالی و تصمیم گیری ها بسیار سریع تر انجام می شوند. فرانسه برای یکپارچه کردن واحدهای نیروی زمینی از سیستم مدیریت میدان نبرد بومی خود با نام SICS (سیستم اطلاعات نبرد عقرب) استفاده خواهد کرد. سیستم مدیریت میدان نبرد SICS از طریق انتقال، به اشتراک گذاری فوری اطلاعات و شبکه کردن سیستم های ارتباطی، موجب یکپارچگی نیروها و سیستم های تسلیحاتی می شود. از سوی دیگر فرانسه با همکاری آلمان در حال کار بر روی پروژه MGCS (سیستم اصلی مبارزه زمینی) و به کارگیری آن در سال 2035 هستند. با توجه به حضور شرکت فرانسوی نکستر (Nexter) در این پروژه به نظر می رسد خودروهای زرهی MGCS با معماری سیستم مدیریت میدان نبرد Scorpion نیز هماهنگ باشند. به طور کلی ، اهداف برنامه عقرب شامل به کارگیری خودروهای زرهی زیر است: 1872 دستگاه خودروی زرهی چند منظوره Griffon 978 دستگاه خودروی زرهی SERVAL 300 دستگاه خودروی شناسایی رزمی JAGUAR 200 دستگاه نسخه بروز رسانی شده تانک لکلر XLR 625 دستگاه خودروی رزمی پیاده نظام VBCI جدید معماری نیروی زمینی ارتش فرانسه در سال 2025 ایجاد شبکه ای یکپارچه از سیستم های مختلف دارای یک اثر نظامی تاکتیکی در میدان نبرد هستند. در حقیقت برنامه عقرب با همکاری صنایع داخلی فرانسه توسعه پیدا می کند که می تواند باعث رشد و ارتقا صنایع دفاعی این کشور نیز شود. خودروهای زرهی چند منظوره و خودروهای رزمی/شناسایی جدید ارتش فرانسه با مشارکت صنایع نکستر (Nexter)، تالس (Thales) و بخش دفاعی رنو (Renault) طراحی و تولید می شوند. از طرف دیگر برنامه عقرب می تواند ابزاری اساسی برای ساخت ارتش اروپایی باشد. در سال 2018، امانوئل مکرون رئیس جمهور فرانسه ایده ایجاد ارتش اروپایی را در سایه هراس از خروج ایالات متحده از ناتو مطرح کرد. تکیه بر ارتش اروپایی می تواند فرانسه را تبدیل به رهبر جدید اروپای متحد کند. رهبری که نه تنها می تواند کشورهای اروپایی را در دفاع از قاره سبز یکپارچه سازد، بلکه با استفاده از ظرفیت کشورهای اروپایی برای اثر گذاری در بیرون از مرزهای قاره ای وارد عمل شوند. در واقع برنامه عقرب، می تواند ارتش فرانسه را به الگویی برای کشورهای دیگر اروپایی تبدیل نماید، زیرا برخی از کشورهای اروپایی مشتاق اجرای آن هستند. در سال 2017، وزیر دفاع بلژیک، استیون واندپوت، و همتای فرانسوی وی، فلورانس پارلی، در مورد همکاری بین دو کشور در زمینه نیروی زمینی به توافق رسیدند. به همین منظور بلژیک 60 دستگاه خودروی رزمی/شناسایی JAGUAR را به ارزش 1/6 میلیارد یورو و 382 دستگاه خودروی زرهی چند منظوره Griffon را سفارش داد. این کشور همچنین مایل به همکاری در زمینه پشتیبانی (آموزش، پشتیبانی لجستیکی و تعمیر و نگهداری) و ارتقاءهای مشترک با فرانسه می باشد. این همکاری نشان می دهد که بلژیک مایل است همان نظریه فرانسه را در زمینه نبرد زمینی اجرا نماید. این همکاری دو جانبه مسیر احتمالی به سمت دفاع و همکاری های بیشتر کشورهای اروپایی با یکدیگر را نشان می دهد. به عنوان مثال، بلژیک با پیوستن به برنامه عقرب، مفهوم "نبرد مشارکتی" مد نظر فرانسه را نیز می پذیرد. بنابراین نزدیکی استراتژیک و عملیاتی عمیق بین دو کشور برای انجام عملیات های نظامی شکل خواهد گرفت. علاوه بر این، به صنایع بلژیک و فرانسه این امکان را می دهد تا به منظور تقویت توانایی های دفاعی و صنعتی اروپا همکاری کنند. سناریو فرضی از عملکرد "نبرد مشترک": 1- خودروی زرهی چند منظوره Griffon دشمن را رویت می کند و حسگرهای صوتی به خدمه اخطار می دهند و پرده ای از دود برای مخفی شدن ایجاد می شود. 2- هم زمان، این ردیابی در سایر سیستم حاضر در میدان نبرد به اشتراک گذاشته می شود. واحدهایی که در نزدیکی دشمن هستند هشدار تهدید دریافت می کنند. اجرای آتش به سمت هدف به شکل مشترک انجام می شود. 3- تصویر مناسب از وضعیت پیشروی بین واحدها امکان تصمیم گیری بهتر و سریعتر را فراهم می کند و زمان پاسخ دهی را کاهش می دهد. 4- یک الگوریتم، بهترین محل برای موضع گیری برای درگیری دشمن را مشخص می کند و به وسیله سیستم ارتباطی یکپارچه، سلاح ها و حسگرهای این خودرو به طور خودکار به سمت هدف نشانه می روند. انسان برای تصمیم نهایی شلیک در حلقه آخر باقی می ماند. طرح مفهومی از برد حسگرها و سلاح های برنامه عقرب ( آبی حسگرها، قرمز تسلیحات زمین به زمین و سبز تسلیحات زمین به هوا) این تصویر میتواند درک بهتری از چکونگی همپوشانی و هماهنگی واحدهای رزمی در نبرد مشترک را نمایش دهد. scorpion.pdf تصویر با کیفیت تر از این تصویر با این حال، برخی از مسائل هنوز هم در مورد برنامه عقرب و زمینه سازی ارتش اروپایی حل نشده باقی مانده است. با وجود همکاری عمیق دفاعی فرانسه و بلژیک، آنها و دیگر کشورهای اروپایی هنوز در زمینه هوا وفضا وابسته به شرکای آمریکایی هستند. زیرا بزرگترین شرکت های موجود در این زمینه هنوز اکثراً آمریکایی می باشند (به عنوان مثال جنگنده F-35 توسط لاکهید مارتین، جنگنده F-16 توسط بوئینگ و ...). این نشان می دهد که صنعت دفاعی اروپا در برخی زمینه ها نسبت به همتایان آمریکای خود هنوز عقب مانده هستند، که می تواند مانعی برای همکاری بیشتر کشورهای اروپایی با بکدیگر باشد. جدا شدن انگلیس از اتحادیه اروپا با اجرای برگزیت نیز یک چالش اساسی برای کشورهای اروپایی در زمینه دفاعی است. دفاع اروپایی بر سه ستون انگلیس، فرانسه و آلمان استوار بود و حذف انگلیس از آن می تواند ضربه بدی به دفاع اروپایی بزند. علاوه بر این بسیاری از کارشناسان و تحلیل گران نظامی فرانسوی زمان بندی پیش بینی شده برای پروژه عقرب را بلند پروازانه و دور از دسترس می دانند. هرچند مطالعات تحقیقاتی اولیه پروژه عقرب از سال 2010 آغاز شده اند اما زمان ساخت نمونه اولیه تا تحویل نمونه های سفارش داده شده طی 4 تا 6 سال در نظر گرفته شده است که زمان بسیار محدودی است و می تواند پیمانکاران فرانسوی را تحت فشار قرار دهد. مشکل بعدی که می تواند برنامه عقرب را به بن بست بکشاند، بودجه اختصاص داده شده توسط دولت است. تأمین بودجه 6 میلیارد دلاری تا 2033 فقط برای خودروهای رزمی، می تواند یک چالش اساسی برای دولت باشد. همچنین این احتمال نیز وجود دارد که وزارت دفاع فرانسه برای پیش برد برنامه عقرب از دولت بوجه ای بیشتر درخواست کنند که می تواند بحث تامین مالی را پیچیده تر کند. بیان این نکته مهم است که جدول زمانی برنامه های دفاعی، قبل از شیوع ویروس Covid-19 تهیه شده اند. مانند سایر مناطق اروپا، فرانسه اقتصاد خود را تعطیل کرده است و هزینه های دولت در مبارزه با بیماری کرونا به طرز قابل توجه ای افزایش یافته است، در حالی که درآمد حاصل از مالیات کاهش یافته است. اینکه چه مدت طول می کشد تا اقتصاد فرانسه بهبود یابد، تعیین کننده اصلی میزان بودجه ای است که می تواند برای تأمین بودجه برنامه های دفاعی در دسترس باشد. همین مشکل در تامین بوجه نظامی در سال 2017 با کاهش 850 میلیون یورویی بخش دفاعی باعث شد رئیس سابق ستاد دفاع از سمت خود استعفا دهد. انتخابات ریاست جمهوری سال 2022 فرانسه نیز باید به عنوان یک متغییر اصلی و اثرگذار بر هزینه های دفاع در نظر گرفته شود. زیرا رییس جمهوری بعدی فرانسه برای جبران کسری بوجه ممکن است باز هم بوجه دفاعی را کاهش دهد. با وجود تمام چالش های پیش روی برنامه عقرب، تا به امروز دولت فرانسه نشان داده برای عملی کردن این برنامه جدی است و روند این برنامه مثبت ارزیابی می شود. سرمایه گذاری قابل توجه دولت فرانسه، حمایت از صنایع دفاعی و همکاری های دو جانبه می تواند باعث جذب دیگر کشورهای اروپایی شود و موجی از نوسازی نظامی را در اروپا به رهبری فرانسه آغاز نماید. همکاری دفاعی بلژیک و فرانسه میتواند اولین گام برای پیشبرد برنامه عقرب در سطح کشورهای اروپایی باشد رئیس سابق ستاد دفاع، ژنرال پیر دو ویلیرز در سال 2017 به علت کاهش بودجه دفاعی و به خطر افتادن برنامه عقرب از سمت خود استعفا داد ================================================================== ادامه دارد... در قسمت بعدی خودروهای زرهی که در برنامه عقرب حضور دارند معرفی میشوند. منابع قسمت اول: 1 2 3 4 نقل با ذکر نام میلیتاری بلامانع است
  6. با سلام CV90 یک نفربر سوئدی است که توسط کمپانی BAE Systems Hägglunds طراحی و ساخته شده است نام دیگر این نفربر Stridsfordon 90 است که بیشتر به همان نام CV90 شناخته می شود . تولید نفربر CV 90 از سال 1993 آغاز شد و هم اکنون هم در حال خدمت است . این نفربر هم یک نفربر عملیاتی هست و هم یک نفربر حمل نیرو چراکه این نفربر قادر است به توپ های 40 م م و 30 م م تجهیز شود . یکی دیگر از سلاح های اصلی این نفربر این است که به یک کالیبر 7.62 mm و موشک های ضد تانک و نفربر قابل تجهیز است . این نفربر علاوه بر اینکه قادر است به سلاح هایی گوناگونی تجهیز شود می تواند بیش از 11 نفر را حمل کند . حدود 17 کشور از این نفربر نیز استفاده می کنند . اين نفربر وبيشرفته به بيش از 13 دستگاه مخابراتي و ارتباطي مجهيز هست كه مي توان از جمله اين دستگاه ها را سيستم ويشرفته و مخابراتي ANTIM LIKETEN نام برد . يكي ديگر از ويژگي هاي اين نفربر سيستم ضد هوايي آن هست . اين نفربر با بهره گيري از سيستم ضد هوايي larekn مي تواند جنگنده ها و هواويما ها را تا برد 5 كيلومتر رهگيري كند . سيستم light snow اين نفربر يك وسيله ديگر شناساپي هست كه قادر است تا ده كيلومتر را مورد بررسي و جست و جو قرار دهد . 5700دستگاه از اين نفربر هم اكنون در جهان كاربرد دارد كه بيش از 500 نمونه از آن براي شناساپي استفاده مي شود و بقيه آن براي حمل نفر . اين نفربر در كشور هاي ژاپن و ايالات متحده بيشتر كاربرد براي پليس دارد تا نيروي نظامي و البته اشايان ذكر است كه بيش از دو سوم نيروي نفربر هاي زميني هلند را اين نفربر قدرتمند تشكيل مي دهد . نمونه اخر اين نفربر كه به تازگي در نيروي زميني سوپيس به خدمت در امده اند نفربر هاي دو منظوره آبي خاكي هستند كع قادر هستند با بهره گيري از برجك جديد و با بهره گيري از سيستم HGFT-32 ‌‌‌ در آب با سرعتي معادل 10 كيلومتر در ساعت حركت كنند . اين نفربر همانطور كه گفته شد به برجك جديد تجهيز شده است كه قادر است با استفاده از اين برجك بيش از 2 راكت زمين به هوا و 4 راكت ضد تانك و نفربر بر روي آن نصب كرد . و همينطور قادر خواهد بود كه برد رهگيري جنگنده و هواپيما ها را تا برد 1 كيلومتر افزايش دهد . البته از اين سيستم رهگيري ضد هوايي زياد در نفربر ها مورد استفاده قرار نمي گيرد چراكه كاربرد زيادي در نيروي زميني ندارد و در حال قيمت بالايي براي نيروي زميني خواهد داشت . بيش از این نفربر به 12 نمونه مختلف تقسیم می شود که انها را بیشتر به نام های : CV9040 CV9030 CV9035 CV90105 CV90120 CV9040 CV90 CV90B CV90C CV90D CV9040B CV9040C CV9056 کشور سازنده : سوئد سال ساخت : 1993 وزن : 26 تن طول : 6.471 m عرض : 3.01 m ارتفاع : 2.5 م سرنشینان : 10 نفر سلاح ها : توپ 40 م م توپ 30 م م موشک ضد تانک و نفربر کالیبر 7.62 اسب بخار : 550 hp نیروی حرکت : 320 km بدون سوختگیری سرعت : 70 کیلومتر در ساعت کشور های استفاده کننده از این نفربر : دانمارک فنلاند هلند نروژ لهستان سوئیس سوئد اتریش اسپانیا انگلستان آلمان ایتالیا ژاپن روسیه اکراین سنگاپور ایالات متحده آمریکا در فیلم زیر شما با کاربرد های این نفربر بیشتر آشنا می شوید . http://video.google.ca/videoplay?docid=-2183503996258860586 عیدتون هم مبارک rose
  7. با سلام در این تاپیک می خوایم در مورد تانک پیشرفته اسرائیل و ترکیه که یک محصول مشترک هست یک سری اطلاعاتی مختصری بگذاریم . تانک پیشرفته M60T که بیشتر به نام Sabra Mk.III شناخته می شه به دو نمونه مختلف تقسیم می شه که نوع اول این نمونه تانک ها به نام M60 Patton MBT هست که نوع M60T یک نمونه پیشرفته تر و بهینه سازی تر از نمونه اول خود هست که البته این برنامه برای نیروی زمینی ترکیه آماده تولید و طراحی شده بود . مهندسین صنایع نظامی ترکیه با بهره گیری از تانک M60A1 و با بهره گیری از موتور و سلاح ها و توپ بهتر به طراحی این تانک دست پیدا کردند و اون رو برای مرحله تولید به اسرائیل تحویل دادند . این تانک به یک توپ 12.7mm M85 کوچیک و یک توپ 120mm مجهز هست . برنامه ساخت این تانک به وسیله اسرائیل در سال 2006 شروع شد و جالب هست که بدونید این همکاری ها و این تبادل اطلاعات و هزینه های ساخت این نوع تانک هزینه ای به مقدار 688 میلیون دلار رو بر دوش ترکیه گذاشت . البته این تانک به خاطر ویژگی های خاصی که داره و به خاطر اینکه می توان در اون بهینه سازی های بیشتری انجام داد در حال حاضر در اسرائیل به در مراحل آزمایشی هست و به گفته منابع تا سال 2009 این تانک آمده می شه برای خدمت . وزن : 59 تن طول : 6.95 m عرض : 4.05 m ارتفاع : 3.37 m سرنشینان : 3 نفر قابل ذکر هست که این تانک به سلاح های Classified, Steel/Laminate armour و به یک توپ 125 م.م مجهز هست . سلاح های دیگه ای که در این تانک قابل استفاده هستند از قبیل : 7.62 mm M240 Coaxial weapon 7.62 mm MG3A1 Machine gun 12.7 mm M85 Machine gun 60 mm internal mortar هستند . موتور این تانک MTU 881 KA-501 turbo هست . قابل توجه هست که این تانک می تونه 450 کیلومتر رو بدون سوختگیری طی کنه و حداکثر سرعت این تانک 55 کیلومتر در ساعت هست . نوع دوم این که در موردش نوشتیم M60 نام داشت که ساخت کشور آمریکا هست که اطلاعات در مورد این تانک زیاد در دست ندارم و اگر کاربران لطف کنند شاید بشه این مقاله رو کامل کرد . هزاران نوع از این تانک هم اکنون در کشور های مختلفی در حال خدمت هست و گفتنی هست که این تانک به خاطر امکانات فراوان جزو تانک های پیشرفته قرار می ده . این تانک شباهت هایی هم به تان آبرام داره که به خاطر تجهیزات اون هست . این تانک به یک توپ 120 م.م مجهز هست البته در زمینه سلاح اصلی . البته فکر کنم ایران هم از این نمونه تانک داشته باشه . این تانک قابلیت حرکت در آب رو هم داره . وزن : 55.6 تن طول : 9 متر عرض : 3.77 متر ارتفاع : 2.87 متر سرنشینان : 4 نفر سلاح اصلی : یک توپ 120 م.م سلاح ها : x 7.62 (0.3in) MGs and 1 x 12.7mm (0.50in) MG . موتور : GLDS AVDS-1790-9A V-12 diesel 895.5 kW (1200 hp) . این تانک می تونه 430 کیلومتر رو بدون سوختگیر طی کنه که حد اکثر سرعت اون 55 کیلومتر در ساعت هست . این هم دو فیلم از طرز کار این تانک . http://www.youtube.com/watch?v=q0paC4cOgTU http://www.youtube.com/watch?v=5ep5jM9P7lg موفق باشی .
  8. به نام خدا تانک فوق پیشرفته K2 در جهان تانک های امروزی گاهی اوقات به تانک هایی بر می خوریم که به معنای واقعی کلمه پیشرفته اند. به طوریکه این پیشرفتگی آنها هم حالت نسبی و هم حالت مطلق دارد. تانک کی 2 ساخت کره جنوبی یکی از این تانک ها است. چرا که این تانک قدرتمند هم به نسبت تانک های همسایه شمالی خود دارای پیشرفتگی فوق العاده ای است و هم در مجموع از آخرین پیشرفت های تکنولوژی در ساختار خود استفاده می کند و تانکی پیشرفته و فوق مدرن به حساب می آید. کره جنوبی که در زمینه صنعت و تکنولوژی بسیار بسیار جلوتر از همسایه شمالی خود بوده و همچنین جزء کشورهای پیشگام و پیشرو در سطح جهانی نیز به شمار می رود ، تانک کی 2 را طراحی کرده است که از هر نظر از آخرین تکنولوژی های موجود استفاده می کند. ارتش کره جنوبی پس از جنگ کره توسط آمریکایی ها تقویت شد. به مرور تانک های ام 48 پاتن تحویل ارتش کره جنوبی گردید و این ارتش شروع به بازسازی خود و تقویت قوای زرهی خود در برابر همسایه شمالی خود و مقابله با خطر حمله مجدد همسایه شمالی خود کرد. از اوایل دهه 1980 نیز با افزایش قدرت زرهی جبهه شوروی و همچنین قدرتمند شدن هرچه بیشتر تانک های کشورهای مختلف ، ارتش کره جنوبی دست به طراحی و ساخت تانک جدیدی کرد تا بتواند موازنه قدرت خود را در برابر همسایه شمالی خود حفظ کند. به همین منظور تانک K1 طراحی گردید. این تانک در زمان خود تانک بسیار پیشرفته ای بود. این تانک از سال 1986 به تولید انبوه رسید و حدود 1000 دستگاه از آن ساخته و تحویل ارتش کره جنوبی گردید. در سال 1992 نیز با توجه به گسترش کالیبر توپها در کشورهای مختلف ، ارتش کره جنوبی دست به ساخت نمونه جدیدی از تانک K1 زد که از توپ 120 میلیمتری استفاده می کرد. تانک جدید ارتش کره جنوبی K1A1 نامگذاری شد و حدود 480 دستگاه از آن ساخته و تحویل ارتش کره جنوبی گردید. هم اکنون نیز ارتش کره جنوبی حدود 2500 دستگاه تانک در اختیار دارد که 900 دستگاه از آن را تانک های ام 48 پاتون ، که همگی به استاندارد A5K ارتقا یافته اند ، 1000 دستگاه تانک K1 و حدود 480 دستگاه آنرا تانک K1A1 تشکیل می دهد. به اعتقاد اکثر کارشناسان نظامی جهان توان زرهی کنونی ارتش کره جنوبی برای مقابله با توان زرهی همسایه شمالی خود که در حال حاضر تنها تهدید بالقوه این کشور به شمار می رود ، کاملا کافی است. تانک های K1 و همچنین K1A1 ارتش کره جنوبی دارای قابلیت های رزمی و تکنولوژیکی بسیار بالاتری نسبت به تانک های کره شمالی می باشند. حتی تانک های به روز شده ام 48 پاتون نیز از خیلی جهات برتر از تانک های قدیمی به روز شده ساخت شوروی می باشند که در اختیار کره شمالی قرار دارد. تانک های ارتش کره شمالی عمدتا شامل تانک های تی 55 ، تایپ 59 و تی 62 می باشد. اما کره جنوبی به چند دلیل مایل بود تانک جدیدی را طراحی کند. اول اینکه تانک های K1 و K1A1 هر چند تانک هایی بودند که در زمان خود بسیار پیشرفته بودند (تانک K1A1 هنوز هم جزء تانک های مطرح جهان به شمار می رود) اما هر دوی این تانک ها با استفاده از تکنولوژی وارداتی کشورهای غربی مثل آمریکا و آلمان ساخته شده بودند. حتی در طراحی این تانک ها نیز تا بخش زیادی از آنها به وسیله همکاری فنی و اطلاعاتی آمریکا صورت گرفته بود. شباهت فوق العاده این تانک ها با آبرامز خود موید این مطلب است. این مورد برای کشوری با سطح تکنولوژیکی بالا مثل کره جنوبی چندان جالب به نظر نمی رسید. از این رو کره ای ها تانک جدیدی را طراحی کردند که بخش عمده ای از آن از تکنولوژی بومی استفاده می کرد. دلیل دوم نوسازی ناوگان زرهی این کشور بود. تانک های ام 48 این کشور علی رغم بهینه سازی و آپگرید شدن بسیار خوب خود ، دارای عمری حدود 40 الی 50 سال بودند که می بایست کنار گذاشته می شدند. حتی تانک های K1 نیز علیرغم برتری بودن بر تانک های کره شمالی می بایست از خدمت کنار گذاشته شوند. دلیل دیگر افزایش سهم کره جنوبی در صادرات تسلیحات مدرن به کشورهای دیگر است. از این رو در سال 1995 کار طراحی و تولید تانک جدید کره جنوبی آغاز گردید. پروژه تولید این تانک با نام XK2 شناخته می شد. در روز جمعه 2 مارس 2007 برای اولین بار از این تانک در شهر سئول پرده برداری شد. طراحی این تانک 12 سال به طول انجامید و تنها 230 میلیون دلار هزینه صرف تحقیقات و طراحی اولیه این تانک گردید. کارخانجات متعددی مثل هیوندای ، کیا ، سامسونگ ، دوو و کارخانجات فولاد ملی کره جنوبی در طراحی و ساخت این تانک همکاری کردند و این تانک از هر نظر با استفاده از تکنولوژی و فن آوری بومی کره جنوبی ساخته شده است. همه این شرکت ها زیرمجموعه هایی بودند که هر یک بخشی از طراحی و تولید این تانک را بر عهده داشتند. پیمانکار اصلی این پروژه شرکت ROTEM بود و همه زیر مجموعه ها تحت رهبری این شرکت فعالیت میکردند. کی 2 تنها یک تانک ساده نیست. بلکه یک تانک تمام دیجیتال برای نبردهای دیجیتال آینده است که میدان نبرد را مدیریت می کنند. هنوز هم شرکت ROTEM در حال گسترش و بهبود برخی زیر مجموعه ها و سیستم های فرعی این تانک است. تانک M48A5K بهینه سازی تانک های M48 پاتن که قرار است با ورود کی 2 از سرویس این کشور کنار گذاشته شوند. تانک K1/88 تانک K1A1 تسلیحات و مهمات در مراحل طراحی این تانک دو برجک برای این تانک طراحی گردید. یک برجک بدون سرنشین بود که هیچ پرسنلی در آن قرار نمی گرفت که البته طرح این برجک در همان مرحله طراحی به دلیل مشکلات فنی بسیار کنسل شد. دیگری یک برجک دو سرنشینه بود که البته این برجک برای تانک جدید در نظر گرفته شد. برجک این تانک به وسیله نیروی الکتریکی گردش می کند و دارای سرعت گردش بالاتری نسبت به تانک های همرده خود می باشد. در ابتدا یک توپ 140 میلیمتری ساخت راین متال برای این تانک در نظر گرفته شده بود که البته در ادامه همان توپ 120 میلیمتری برای تولید انبوه مناسب دیده شد. البته این تانک این قابلیت را دارد که با اندکی تغییرات از توپ 140 میلیمتری هم استفاده کند. به عبارتی طراحان این تانک به این نکته توجه کرده اند که شاید در آینده نیاز به استفاده از یک توپ سنگین تر و قویتر در تانک خود باشد و به همین دلیل برجک تانک را به گونه ای طراحی کردند که می توان با اندکی تغییر یک توپ 140 میلیمتری را بر روی آن نصب کرد. در هر صورت یک توپ 120 میلیمتری ال 55 (با طول 6600 میلیمتر) بدون خان به عنوان توپ اصلی این تانک در نظر گرفته شد. این توپ آلمانی هم اینک در کارخانجات کیا کره جنوبی تحت لیسانس آلمان در حال ساخت می باشد. این توپ دارای سرعت دهانه بیشتری نسبت به توپ ال 44 که بر روی تانک K1A1 نصب شده است ، می باشد. البته تانک می تواند از توپ ال 44 نیز استفاده کند و به سادگی می توان برای ماموریت های سبکتر از توپ ال 44 (با طول 5280 میلیمتر) استفاده کرد. زمانی که در سال 2003 برای اولین بار ویدئویی توسط تلویزیون دولتی کره جنوبی از مراحل طراحی این تانک پخش شد ، خیلی ها اشتباها تصور می کردند که این تانک از توپ 52 کالیبر (با طول 6240 میلیمتر) مشابه توپ لکلرک استفاده می کند. اما پس از رونمایی نخستین سه نمونه ساخته این تانک مشخص شد که این تانک از توپ ال 55 راینمتال استفاده می کند. این توپ 120 میلیمتری به یک اتولودر فوق العاده پیشرفته و پر سرعت از نوع زنجیری مجهز شده است. این اتولودر مشابه همه اتولودرهای زنجیری تانک های غربی در قسمت پشت برجک قرار می گیرد. شرکت جیات فرانسه نیز اعلام کرد که اتولودر این تانک با استفاده از طرح اتولودر تانک لکلرک طراحی شده است. اما به هر حال خود این اتولودرها و قطعات آنها در این دو تانک قابل تعویض نیستند. اتولودر کی 2 قادر است که توپ این تانک را در هر زاویه ای لود کند. نه مثل تانک های شرقی که می بایست توپ برای لود شدن در زاویه 0 درجه قرار گیرد. این تانک در مجموع 40 گلوله 120 میلیمتری برای توپ اصلی خود حمل می کند که یک گلوله در داخل توپ و 16 گلوله در اتولودر و مابقی 23 گلوله نیز در محفظه حفاظت شده ای در قسمت جلوی شاسی تانک نگهداری می شود. توپ اصلی تانک به وسیله این اتولودر پیشرفته دارای ریتم آتش 15 گلوله در دقیقه است و می تواند هر 4 ثانیه یک گلوله شلیک کند. برای مقایسه بد نیست بدانید لکلرک دارای ریتم آتش 12 گلوله در دقیقه و تی 90 دارای ریتم آتش 6 الی 8 گلوله در دقیقه می باشد. کی 2 می تواند از همه مهمات 120 میلیمتری استاندارد ناتو استفاده کند. به جز این مهمات ، یک مهمات جدید با نام KSTAM و یا همان (Korean Smart Top-Attack Munition) نیز برای این تانک طراحی شده است. این مهمات تاپ اتک است و قابلیت حمله از بالا به تانک های دشمن را دارا می باشد. این مهمات از توپ اصلی به صورت مستقیم شلیک می شود اما در نهایت همانند خمپاره و آتش توپخانه به صورت منحنی و بالستیک بر روی هدف فرود می آید. این مهمات را نباید با موشک های ضد تانک مثل جاولین اشتباه کرد. این مهمات فاقد هرگونه موتور و یا پیشران راکتی است. شارژ پروپلنت که در لحظه انفجار و پرتاب در لوله توپ قرار می گیرد ، نیروی لازم برای طی مسیر این گلوله را فراهم می کند. برد این گلوله بین 2 تا 8 کیلومتر است. این مهمات خود دارای یک رادار فعال کوچک موج میلیمتری و یک سنسور اینفرارد است که به صورتی کاملا مقاوم طراحی شده است و همانند موشک هایی مثل هلفایر می تواند از موانع نیز عبور کند و اهداف سنگر گرفته در پشت موانع را نیز هدف قرار دهد. پس از شلیک گلوله ، چهار فین استابلایزر در پشت مهمات باز می شوند و کار هدایت و استابلایز کردن گلوله را تا نزدیکی هدف بر عهده می گیرند. زمانی که گلوله به بالای هدف رسید به وسیله چتر مخصوص خود با سرعتی کم بر روی هدف فرود می آید و در موقعیتی مناسب اقدام به انهدام هدف خود می کند. همچنین این مهمات قابلیت فایر اند فورگت را دارند و به صورت کاملا مستقل و مجزا از تانک ، هدف خود را نابود کنند. البته می توان این گلوله ها را به صورت نیمه خودکار توسط تانک نیز هدایت کرد. تسلیحات دوم تانک کی 2 نیز شامل یک تیربار کالیبر 7.62x51 میلیمتر می باشد که به صورت کواکسیال با توپ اصلی قرار می گیرد. این تیربار مجموعا با 12000 گلوله بارگذاری می شود. یک تیربار کالیبر 12.7x99 میلیمتر از نوع K6 نیز بر روی برجک بالای سر فرمانده تانک قرار میگیرد. این تیربار با 3200 گلوله بارگذاری می شود. این تیربار کالیبر 12.7 را می توان هم از داخل تانک به صورت ریموت کنترل و هم از خارج تانک استفاده کرد. این تیربار همچنین قابلیت تشخیص دوست و دشمن را نیز دارا می باشد. همانطورکه می بینید ظرفیت حمل مهمات تیربار این تانک نیز فوق العاده است. برای مقایسه بد نیست بدانید آبرامز مجموعا 4500 گلوله 7.62 میلیمتری و 1000 گلوله 12.7 میلیمتری با خود حمل می کند. تانک های شرقی نیز به طور متوسط 2000 گلوله 7.62 میلیمتری و 500 گلوله 12.7 میلیمتری با خود حمل می کنند. که در مقایسه با تانک های هم رده خود کی 2 دارای برتری فوق العاده ای است و تقریبا بیش از سه برابر تانک های غربی و بیش از چهار برابر تانک های شرقی مهمات تیربار با خود حمل می کند. توپ ال 55 کی 2 در حال شلیک توپ موتور و پیشران این تانک از یک موتور دیزلی با قدرت 1500 اسب بخار استفاده می کند. موتور اصلی این تانک که قرار است در تولید انبوه این تانک از آن استفاده شود یک موتور دیزلی طراحی کره جنوبی است. اما از آنجایی که در تاریخ رونمایی از تانک در سال 2007 هنوز طراحی موتور این تانک تکمیل نشده بود ، به طور موقت از یک موتور دیزلی ساخت MTU آلمان استفاده شد. موتور اصلی این تانک مشترکا توسط کارخانجات دوسان و STX کره جنوبی طراحی شده است. این موتور از نظر اندازه و جثه دارای کوچکترین اندازه در بین موتورهای با قدرت 1500 اسب بخار می باشد. به جز موتور اصلی ، یک واحد قدرت کوچک برای تانک در نظر گرفته شده است که شامل یک موتور توربینی کوچک با قدرت 100 اسب بخار است. زمانی که قرار است از تانک در نقش های ثابت و بدون تحرک استفاده شود ، موتور اصلی 1500 اسب بخار خاموش می شود و این موتور کوچک روشن می شود برق لازم برای تحرک برجک و سایر سیستم های الکتریکی را فراهم می کند. این کار سبب کاهش مصرف سوخت و همچنین کاهش سر و صدای ناشی از فعالیت موتور اصلی تانک می شود. کی 2 به وسیله این موتور پرقدرت و پرتوان خود قادر است در جاده های هموار و صاف تا 70 کیلومتر بر ساعت سرعت بگیرد و در جاده های ناهموار نیز با سرعت 50 کیلومتر بر ساعت طی طریق کند. همچنین این تانک ظرف مدت تنها 7 ثانیه می تواند از سرعت 0 به سرعت 32 کیلومتر بر ساعت برسد که در نوع خود بسیار عالی است. وزن این تانک نیز 55 تن می باشد و نسبت قدرت موتور به وزن تانک نیز معادل 27 است که رقمی بسیار عالی و نشانگر تحرک فوق العاده بالای این تانک است. یک سیستم اسنورکل یا همان عمق روی مدرن برای این تانک در نظر گرفته شده است که به وسیله آن می توان در رودخانه های با عمق 4.1 متر عبور کرد. این تانک بلافاصله پس از خروج از آب آماده نبرد است. این تانک مجهز به سیستم تعلیق نیمه فعال از نوع هیدرو پنوماتیک است. این تانک قادر است به جلو زانو زده و یا به عقب خم شود. می تواند ارتفاع خود را در هر یک از طرفین کم یا زیاد کند. می تواند ارتفاع تانک را افزایش و کاهش دهد. این ویژگی ای است که در تانک فوق مدرن تایپ 10 نیز به خوبی دیده می شود. سیستم کنترل آتش ترکیب اجزای سیستم کنترل آتش این تانک به طور کامل اعلام نشده است. اما سیستم کنترل آتش این تانک شامل یک رادار موج میلیمتری است که در نوع خود بی نظیر است و می تواند همه نوع اهداف زمینی و هواگردهای ارتفاع پست را تا مسافت 10 کیلومتری زیر نظر داشته باشد. یک مسافت یاب لیزری بسیار دقیق نیز بر روی کی 2 نصب شده است. این مسافت یاب لیزری توسط کره جنوبی طراحی شده است و در طراحی آن از آخرین فناوری های موجود استفاده شده است. به طوریکه این مسافت یاب لیزری دارای دقت فوق العاده بالایی می باشد و می تواند تا مسافت 10 کیلومتر را با دقت بسیار بالا مسافت یابی کند. در قسمت پشت برجک نیز یک سنسور تعیین جهت وزش باد و یک سنسور مخصوص تعیین فشار هوا و میزان دمای هوا تعبیه شده است. اطلاعات این سنسورها به صورت آنی و لحظه ای برای کامپیوتر ارسال می شود و در واقع کامپیوتر مرکزی با این سنسورها در ارتباط دائم است و در هر لحظه اطلاعات این سنسورها در نمایشگر کامپیوتر تانک نشان داده می شوند. بر روی دهانه توپ نیز یک سنسور رفرنس لیزری نصب شده است. یک بیم لیزری نیز در کنار توپ و بر روی بلوک استابلایزر توپ نصب شده است. این بیم لیزر با سنسور رفرنس توپ در ارتباط دائم است و کار تصحیح لحظه به لحظه مکان توپ را برای سیستم کنترل آتش انجام می دهد و به این ترتیب دقت توپ را به میزان زیادی بالا می برد. همچنین این بیم لیزری قابلیت ماشه تاخیری را برای تانک فراهم می آورد. به این گونه که در تکان های شدید که خارج از حوزه تحرک استابلایزر توپ است ، زمانی که هدفگیری انجام شد و ماشه شلیک فشار داده شد ، سیستم به طور خودکار بر روی هدف قفل می کند و به محض اینکه توپ به موقعیت مناسب برای شلیک رسید و هدف در راستای توپ قرار گرفت ، گلوله به طور خودکار به سمت هدف شلیک می شود. این کار به وسیله ترکیب بیم لیزر که در بالای بلوک استابلایزر نصب شده است به همراه سنسور رفرنس توپ انجام می گیرد. تقریبا همه تانک های غربی از سنسور رفرنس توپ مشابه کی 2 (البته مال کی 2 بسیار دقیقتر و پیشرفته تر است) استفاده می کنند. روسیه در تی 90 های عملیاتی خود از این سنسور استفاده نمی کند. البته در جدیدترین مدلهای تی 90 نیز این سنسور بر روی دهانه توپ آنها نصب شده است. اما به هر حال روسیه به صورت عملیاتی از این سنسورها استفاده نمی کند. ضمن اینکه دیگر تانک ها از سنسور رفرنس دهانه خود تنها به عنوان تصحیح کننده مکان توپ استفاده می کنند و هیچ یک قابلیت اجرای ماشه تاخیری را ندارند. همچنین تانک کی 2 قادر است از پروتکل های ارتباطی C4I ناتو استفاده کند که در حال حاضر به جز کی 2 هیچ تانک دیگری قادر به این ویژگی نیست. نزدیکترین رقیب کی 2 در این زمینه آبرامز است که با سیستم FBCB2 خود می تواند با واحدهای زمینی لینک شود. سیستم کنترل آتش کی 2 همچنین قادر به شناسایی و ردیابی خودکار اهداف تعریف شده می باشد که شامل تانک ها ، هواگردهای کم سرعت و ارتفاع پایین ، انواع خودروها و نفرات دشمن است. کی 2 این کار را می تواند به وسیله انواع کانالهای موجود خود انجام دهد. شناساگرهای راداری ، شناساگرهای لیزری ، شناساگرهای اینفرارد حرارتی می توانند اهداف مختلف را در کانالهای مختلف ردیابی کرده و آنها را زیر نظر داشته باشد. کی 2 از یک سامانه GPS برای موقعیت یابی خود استفاده می کند. همچنین کی 2 مجهز به سیستم IFF و همچنین SIF می باشد که همان سیستم شناسایی دوست از دشمن است. به این ترتیب بیم لیزر یک رشته لیزر با توان 38 گیگا هرتز را بر روی اهداف می تاباند و انعکاس آن را که بر روی اخلالگر تانک منعکس می شود را می سنجد. اگر مشخصات رشته لیزری منطبق با استانداردهای خودی باشد ، سیستم کنترل آتش کی 2 آنرا به عنوان خودروی دوست تشخیص می دهد و در غیر این صورت آنرا خودروی دشمن تلقی خواهد کرد. سیستم های حفاظتی تانک تانک کی 2 از زره کامپوزیتی به عنوان زره اصلی خود استفاده می کند. ترکیب زره کامپوزیتی این تانک جزء موارد طبقه بندی شده است و هنوز رسما اعلام نشده است. به منظور افزایش مقاومت زرهی ، لایه های زره های واکنشگر غیر انفجاری نیز قابلیت نصب بر روی زره اصلی کامپوزیتی را دارا می باشد. یک سیستم دفاع فعال بر روی این تانک نصب شده است که هم قابلیت Soft Kill و هم قابلیت Hard Kill را به خوبی دارا می باشد. یک سیستم هشدار قفل رادار و سیستم اخلالگر راداری نیز بر روی این تانک نصب شده است که به وسیله آن می تواند موشک های راداری را که به سمت تانک شلیک می شوند را مختل کرده و یا به وسیله سیستم دفاع فعال خود نابود سازند. به هر حال کی 2 اولین تانکی است که به صورت کامل و بهینه قادر به مقابله با موشک های هدایت راداری مثل هلفایر و AT 15 و AT 16 و بریمستون و ... می باشد. اخلالگر این تانک قادر به مختل کردن سیستم هدایت این گونه موشک ها می باشد. همچنین یک اخلالگر لیزری نیز بر روی این تانک نصب شده است که قادر است کلیه تجهیزات لیزری دشمن را کور کند. یک خودروی بدون سرنشین کوچک با نام XAV نیز برای سیستم تانک طراحی شده است که تانک می تواند از آن برای شناسایی منطقه استفاده کند بدون اینکه خود وارد منطقه شود. کنسرسیوم ساخت این تانک در حال حاضر بر روی ساخت سیستم پیشرانه تانک متمرکز شده اند. همانطور که گفتیم به علت تکمیل نبودن طراحی موتور این تانک ، به طور موقتی از یک موتور ساخت ام تی یو آلمان در نمونه های اولیه این تانک استفاده شده است. اما به محض اینکه موتور کره ای این تانک آماده شود ، تولید انبوه این تانک نیز آغاز خواهد شد. در هر صورت تانک کی 2 را می توان پیشرفته ترین تانک حال حاضر جهان دانست. تانکی که از هر نظر از تانک های هم کلاس خود جلوتر است. این تانک قیمتی در حدود 8.5 الی 8.8 میلیون دلار دارد که به این ترتیب گرانترین تانک جهان نیز به شمار می رود. آژانس دفاعی کره جنوبی در نظر دارد تعداد 390 دستگاه از این تانک پیشرفته را برای ارتش این کشور به تولید برساند و آنها را جایگزین تانک های قدیمی ام 48 و کی 1 / 88 کند. . نویسنده : علی محمدی استفاده از مقاله با ذکر نام نویسنده و درج منبع بلامانع است.
  9. با سلام در این تاپیک به معرفی تانک پشتیبانی BMPT ترمیناتور ساخت روسیه می پردازیم که واقعا در نوع خود بی نظیر است . این خودروی زرهی در روسیه به منظور پشتیبانی از یگان های زرهی و افزایش کارایی آنها طراحی و تولید گردیده است ( این خودرو با نام ترمیناتور شناخته می شود ) و در سال 2005 نمونه های اولیه آن جهت تست های اولیه تحویل نیروهای روسیه گردید . این خودرو می تواند تاکتیک های میدان نبرد را به سرعت تغییر دهد و به همین دلیل می تواند کارایی یگان های زرهی را بسیار افزایش دهد . این خودرو از شاسی استاندارد تانک T 90 استفاده می کند . این خودرو داخل روسیه با استقبال مواجه شده است و به زودی شاهد به کارگیری این تانک پشتیبانی در لشکر های زرهی روسیه خواهیم بود . این خودرو مجهز به انواع تسلیحات متنوع است که هر کدامشان برای کاربرد خاصی مورد استفاده قرار می گیرند . همین امر باعث شده است که این خودرو در میدان نبرد بسیار انعطاف پذیر باشد و می تواند اهداف چند گانه را مورد هدف قرار دهد . فلسفه ساخت این خودرو نیز به جنگ اول چچن بر می گردد که در این جنگ ضربات زیادی بر لشکر های زرهی روسی وارد گردید . روس ها به این نتیجه رسیدند که تانک ها در جنگ های شهری بسیار آسیب پذیرند . به همین دلیل این خودرو این ضعف تانکها را در نبردهای شهری پوشش می دهد . این خودرو با زره های واکنش گر و قابل تعویض ساندویچی از نوع فولاد کمپوزیت محافظت شده است . معمولا در نبردهای شهری از هر دو نمونه زره در ساختمان این خودرو استفاده می شود ، چرا که در نبردهای شهری خطر بیشتری این خودرو را تهدید می کند ، اما در نبردهای خارج شهر معمولا تنها از زره های واکنش گر استفاده می شود . لایه داخلی این خودرو از جنس کولار است و در برابر تهدیدات بسیار عالی عمل می کند . همچنین در برابر عوامل NBC به طور کامل مقامت دارد . سطح امنیتی این خودرو کاملا برابر با سطح امنیتی تانک ها است . این خودرو دارای یک برجک هرمی شکل و سرنشین دار است که این تسلیحات بر روی آن قابل حمل است . 1- دو توپ 30 میلیمتری به عنوان سلاح اصلی خودرو . این توپ ، همان توپ 2A42 می باشد که بر روی هلی کوپتر روسی هاواک نصب شده است ، همچنین IFV های BMP نیز از این توپ استفاده می کنند ( ایران نیز از سازندگان و استفاده کنندگان این توپ به شمار می رود ) . این توپ در مجموع با 900 گلوله لود می شود . 2- یک تیر بار کالیبر 7.62x54 mm R به منظور مقابله با نفرات دشمن و درگیری با استحکامات سبک دشمن . این تیر بار به صورت موازی با توپ های دو لول 30 میلیمتری و دقیقا در بالای آن قرار دارد . این تیر بار با 2000 گلوله لود می شود 3- دو نارنجک انداز اتوماتیک 30 میلیمتری از نوع AGS 17 D و یا AGS 30 که علیه نفرات و استحکامات نیمه سبک دشمن به کار می رود . این نارنجک انداز با 600 گلوله ( ؟ ) لود می شود . 4- تعداد چهار لانچر موشک ضد تانک 130 میلیمتری از نوع 9M121 ATAKA T که دو به دو در طرفین برجک نصب می شود . همان طور که می بینید ، این خودرو با داشتن این تسلیحات متنوع می تواند به سرعت کارایی خود را تغییر دهد و همچنین بهترین تاکتیک رزمی را در میادین نبرد به اجرا گذارد . توپ دو لول 30 میلیمتری خودکار این خودرو دارای حالت DUAL FEEDER است و می تواند با دو نوار فشنگ از سمت راست و چپ تغذیه شود . این خاصیت به این دلیل در این توپ تعبیه شده است که دو نوع فشنگ با کارایی مختلف برای این توپ در نظر گرفته شود ، به عنوان مثال گلوله 30 میلیمتری از نوع AP I در یک سمت به منظور نفوذ در استحکامات دشمن در نظر گرفته می شود و در سمت دیگر از گلوله های APDS به منظور نفوذ در زره ها استفاده می شود . این توپ های بهبود یافته دارای ریتم آتش 600 گلوله در دقیقه می باشند . موشک های ضد تانک که در این خودرو در نظر گرفته شده اند مدل 9M121 ATAKA T هستند . این موشک ها دارای انواع مختلفی از سرجنگی مثل سرجنگی HEAT ، سرجنگی دو مرحله ای ، HE FRAG و سر جنگی های اتش زا می باشد . این موشک ها دارای برد 5 کیلومتر می باشند . این خودرو می تواند به طور همزمان با سه هدف درگیر شود ، هر سه این درگیری ها به صورت جدا از هم صورت می گیرد . سیستم کنترل آتش این خودرو همان سیستم کنترل آتش تانک T 90 است که البته به صورت مجزا برای استفاده همزمان از تسلیحات در نظر گرفته شده است . این سیستم کنترل آتش توان درگیری با اهداف را در شب و روز دارا می باشد . این خودرو دارای 5 خدمه است . این خودرو از موتور دیزل مدل V92S2 با قدرت 1000 اسب بخار استفاده می کند که البته در مدلهای جدید تر از یک موتور تقویت شده که دارای 1200 اسب بخار قدرت است ، استفاده می کند . این موتور دارای قابلیت استفاده از سوخت های مختلف است . سوخت اصلی این موتور گازوئیل است که در صورت نبود آن با بنزین ، نفت سفید ، مازوت ، سوخت جت و حتی الکل هم کار می کند . (( در کل این روسها در ساخت موتور های MULTI FUEL تخصص زیادی دارند ، موتور MNPK – R 195 H که بر روی جنگنده SU 39 نصب شده است نیز دارای این خاصیت می باشد . این موتور در صورت نبود سوخت جت برای پرواز ، می تواند از گازوئیل ، بنزین ، نفت سفید ، الکل ، نفت سیاه و حتی روغن نباتی هم برای پرواز خود استفاده کند . با آنکه آمریکا و روسیه در زمینه ساخت جنگنده با هم رقابت تنگاتنگی دارند ، اما هنوز در امریکا مشابه این هواپیما و موتور ساخته نشده است . )) این خودرو علاوه بر موتور ، دارای واحد نیروی کمکی نیز می باشد که می تواند در مواقعی که موتور اصلی خودرو خاموش است ، سیستم ها را روشن نگه دارد . تیغه های مین یاب نیز برای این خودرو طراحی شده اند که در صورت نیاز بر روی این خودرو قابل نصب می باشند . این خودرو با یک بار سوخت گیری دارای 550 کیلومتر برد می باشد ، که البته با نصب مخازن سوخت جدا شدنی در قسمت پشت این خودرو می تواند تا 800 کیلومتر هم ادامه دهد . حداکثر سرعت جاده ای این خودرو نیز 65 کیلومتر است . این خودرو دارای 47 تن وزن می باشد . تصاویر مختلف از این خودرو موتور این خودرو و همچنین تانک T 90 طیف گلوله های 30 میلیمتری که از توپ دولول این خودرو قابل شلیک می باشند طرح برجک تصویری از درون این خودرو ( به تجهیزات پیچیده الکترونیکی آن به نسبت تانک ها توجه کنید ) توپ دو لول 2A42 . به تیر بار کالیبر 7.62x54 mm در وسط و بالای دو لوله توپ توجه کنید توپ 2A42 بر روی هلی کوپتر هاواک روسی توپ 2A42 تسلیحات برجک نارنجک انداز AGS - 17 D موشک های ضد تانک 9M121 ATAKA - T گردآوری ، تدوین و ترجمه : علی محمدی کلیه حقوق مختص سایت میلیتاری است هر گونه استفاده تنها با ذکر نام نویسنده و قرار دادن لینک سایت میلیتاری امکان پذیر است .
  10. شاید برخی گمان کنند که سیر تکامل ادوات زرهی به انتها رسیده است اما پدیدآمدن جنگهای جدید نیاز به ادوات زرهی جدیدی را آشکار ساخته است. در این میان، روسیه به عنوان میراث دار شوروی سابق هنوز هم در عرصه زرهی از کشورهای پیشتاز جهان به حساب می آید. "بی ام پی-تی" از جدیدترین محصولات زرهی روسها است. این تانک خود تانکی است که برای پشتیبانی از دیگر تانکها طراحی شده است و نظامیان روسی آن را به نام ترمیناتور یا نابودگر می شناسند. پیش زمینه تاریخی پس از فروپاشی شوروی سابق ارتش روسیه دوران خوشی را از سرنگذراند. روسها که به تازگی از باتلاق جنگ افغانستان نجات یافته بودند هنوز به جمع بندی تجربیات جنگ افغانستان نپرداخته بودند که درگیر جنگی با همان ویژگی ها اما اینبار درخاک خود شدند. مسلمانان چچن سالها بر علیه سلطه روسها جنگیده بودند و هیچگاه حکمفرمایی روسها را بر خود قبول نکرده بودند. آنها اینبار هم از فرصت سیاسی بوجود آمده استفاده کردند تا استقلال خود را بازپس گیرند. نتیجه این درگیریها، نبردهای چریکی بود که تا امروز ادامه یافته و گاه به عملیات تروریستی و انتحاری منجر شده اند. در طی جنگ اول چچن نیرویهای روسی تلفات زیادی را در نبردهای خیابانی در برابر ستیزه جویان چچن متحمل شدند. علت این تلفات ضعف تکنولوژیکی روسها نبود بلکه ماهیت نبردهای شهری چنین تلفاتی را اقتضا می کرد. تجربیات جنگهای شهری برای روسها روشن ساخت که در اینگونه درگیریها نیاز به خودروهای زرهی خاصی است که بتواند در هنگام درگیر شدن با تیمهای ضدزرهی حریف به کمک نیروهای اصلی بیایند. روسها در جنگ با شورشیان به صورت موقت از توپهای ضدهوایی خودکششی موجود در زرادخانه خود استفاده کردند. اما این توپهای خودکششی نه دارای حفاظت کافی بودند و نه قدرت جابجایی یک تانک معمولی را داشتند. از این رو، روسها به این فکر افتادند که با استفاده از بدنه یک تانک معمولی یک خودرو زرهی جدید بسازند که مانند یک تانک -و یا حتی بهتر از یک تانک- حفاظت شود و بتواند از پس پیاده نظام مسلح به موشکهای ضدتانک بربیاید. نتیجه این طراحی، تانک جدید بی ام پی-تی بود. در سال 1997 نفربرزرهی سنگین بی تی آر-تی در نمایشگاه نظامی اومسک به نمایش گذاشته شد. این نفربر روی بدنه تانک تی-55 ساخته شده بود. اما اینبار طراحان روسی تصمیم گرفتند خودرو زرهی جدید خود را بر پایه تانک تی-72 بسازند. بی ام پی-تی اولین بار در دومین نمایشگاه تجهیزات نظامی اورال به نمایش گذاشته شد. از چگونگی وضعیت خدمتی بی ام پی-تی اطلاع دقیقی در دست نیست اما احتمال دارد که از سال 2005 به تدریج آنها را وارد نیروهای مسلح روسیه کرده باشند. تاکتیک در نبردهای شهری 2 دستگاه بی ام پی-تی وظیفه حفاظت از 1 دستگاه تانک را برعهده دارند در صورتی که در مناطق روستایی این نسبت برعکس می شود و برای حفاظت از 2 دستگاه تانک از 1 دستگاه بی ام پی-تی استفاده می شود. این نسبت به دلیل پیچیدگی های جنگ شهری و نیاز به جنگ افزارهای ضدنفر با تحرک بالا به دست آمده است. در این درگیریها ممکن است که یک خودرو به صورت همزمان با چندین هدف و در چند ارتفاع مختلف درگیر شود. وجود چنین خودرویی فشار وارد شده بر تانکها در جنگهای شهری را کاهش می دهد و تانکها می توانند بر هدف اصلی -که جنگ با تانکها و دیگر اهداف سخت یا پشتیبانی از پیاده نظام- متمرکز شوند. بکارگیری این تانکهای جدید می تواند باعث تغییراتی در تاکتیکهای زرهی در جنگهای شهری شود و تاثیر واحدهای زرهی را در این نبردها به صورت معنی داری افزایش دهد. بدنه و موتور از مشخصه های بارز تانکهای سری تی-72 و نسلهایی که از تی-72 الگو گرفتند ارتفاع کم تانک بود. ارتفاع کم به معنی قابلیت بقای بیشتر در محیطهای خطرناک جنگی است. این ارتفاع در بی ام پی-تی بازهم کمتر شده و برجک جدید این تانک به قدری کوچک و جمع و جور طراحی شده است که هدف قراردادن آن اگر غیرممکن نباشد بسیار مشکل است. بی ام پی-تی بر روی بدنه تانک معروف تی-72 ساخته شده است. قسمت پشتی جایگاه راننده را کمی بالاتر آورده اند تا فضای داخلی تانک برای نصب برجک جدید و تجهیزات مربوط به آن بیشتر شود. موتور اصلی بی ام پی-تی یک موتور دیزل دوگانه سوز است که می تواند 1000 اسب بخار نیرو برای به حرکت درآوردن تانک تهیه کند. ممکن است در آینده موتورهای جدید وی-99 با قدرت 1200 اسب بخار نیز برای نصب بر روی آن درنظر گرفته شود. تی-72 استاندارد با 44.5 تن وزن دارای موتوری به قدرت 840 اسب بخار بود. وزن بی ام پی-تی تا 47 تن افزایش یافته ولی با توجه به موتور قوی تر از تحرک تانک کاسته نشده است. می توان یک موتور کمکی نیز بر روی بی ام پی-تی نصب کرد تا هنگامی که موتور اصلی آسیب دید و از کارافتاد خدمه برای تهیه برق تجهیزات و تسلیحات داخل تانک از آن استفاده کنند. بی ام پی-تی به یک تیغه برای درست کردن خاکریز مجهز شده و می توان آن را به یک خیش مخصوص ضدمین نیز مجهز کرد. تسلیحات و تجهیزات برجک جدید طراحی شده برای بی ام پی-تی به دو توپ 30 میلیمتری 2آ42 مسلح شده است که می توانند با نواخت 600گلوله در دقیقه شلیک کنند. خزانه این توپها 900 گلوله آماده شلیک را در خود جای داده است. توپهای 2آ42 می توانند طیف وسیعی از انواع گلوله را شلیک کنند. یک قبضه مسلسل 7.62 به صورت هم محور با توپها نصب شده است. علاوه بر توپ اصلی در دو طرف برجک 4 موشک انداز ضدتانک برای شلیک موشکهای هدایت شونده آتکا-تی نصب شده تا حفاظت بی ام پی-تی در برابر ادوات زرهی سنگین تر تامین شود. این موشک توسط پرتوهای لیزری هدایت می شود و از کلاهکهای مختلفی استفاده می کند که بعضی از آنها توانایی نفوذ در انواع زره فعال و غیرفعال را دارند. سیستم هدایت لیزری این موشکها به گونه ای طراحی شده است که مختل کردن آن به سختی امکان پذیر است. برد این موشکها تا 5 کیلومتر می رسد و می تواند هر وسیله زرهی را از نزدیک شدن به بی ام پی-تی پشیمان کند. 2 قبضه نارنجک انداز خودکار 30 میلیمتری آجی اس17 نیز بر روی بدنه بی ام پی-تی نصب شده اند هر کدام از این نارنجک اندازهای دارای یک خدمه جداگانه هستند و برای هر یک قبضه سایت هدفگیری روز و شب و دستگاه نشانه روی الکترواپتیک آگات-ام آر نصب شده است. یک سیستم هدایت آتش کامپیوتری وظیفه کنترل تسلیحات بی ام پی-تی را برعهده دارند. این سیستم که قبلا آزمایش خود را در تانکهای سری تی-90 پس داده است و می تواند برای درگیری با اهداف گوناگون در شب و روز و در حالت ایستاده یا درحال حرکت بکارگرفته شود. فاصله یاب های لیزری، دوربینهای دید در شب و دید درروز و دستگاه های هدفگیری التکرواپتیک از جمله ملزومات نصب شده برای فرمانده و توپچی بی ام پی-تی هستند. فرمانده و توپچی تانک هر دو می توانند سلاح های برجک را شلیک کنند. با توجه به تمهیدات بکارگرفته شده در بی ام پی-تی این تانک می تواند همزمان با 4 هدف مختلف و جداگانه درگیر شود. قدرت آتش این تانک بی نظیر است و سلاح های آن به خدمه اش اجازه می دهند تا به غیر از پیاده نظام با تانکها، زرهپوشها و هلیکوپترهای دشمن نیز درگیر شوند. حفاظت بی ام پی-تی مانند یک تانک واقعی دارای حفاظت واقعی است. این تانک علاوه بر زره معمولی تی-72 به زره های واکنشی در جلو و پهلوی بدنه نیز مجهز شده است. قسمت پشتی تانک توسط یک شبکه توری حفاظت شده است. جایگاه خدمه توسط لایه ای از کولار پوشیده شده است تا جان خدمه را در برابر صدمات ناشی از ترکشها حفظ کند. برای حفاظت خدمه، تجهیزات جنگهای ش.م.ه درنظر گرفته شده و در داخل تانک دو سیستم آتش خاموش کن خودکار نصب شده است. بی ام پی-تی دارای 4 نارنجک انداز دودزای 902آ نیز می باشد که می توانند در هنگام لزوم دود استتار لازم برای تانک را تامین کنند. مشخصات: نيروي محرکه قدرت:1000 اسب بخار موتور: 1موتور دیزل وی-90اس2 نسبت قدرت به وزن: 21.3 اسب بخار/تن حداکثرسرعت در جاده: 65 کیلومتر بر ساعت برد:550 کیلومتر توليد تعداد: ؟ دستگاه سال ورود به خدمت:2005(؟) متفرقه وزن:47000 کيلوگرم طول: 7(؟) متر عرض: 3.7(؟) متر ارتفاع: ؟ متر توانایی عبور از خندق: 2.8متر توانایی عبور از آب: 1.2 متر خدمه:5 نفر(راننده، فرمانده، توپچی، دو نفر نارنجک انداز) تسليحات و زره 2 قبضه توپ 30 ميليمتري به همراه 900 گلوله 1 قبضه مسلسل کاليبر7.62 ميليمتري به همراه 2000 گلوله 4 قبضه موشک انداز ضدتانک آتاکا-تی به همراه 4 تیر موشک 2 قبضه نارنجک انداز 30 میلیمتری به همراه 600 نارنجک حداکثر زره: (؟) ميليمتر منبع مجله جنگ افزار نویسنده رضاکیانی موحد
  11. لکلرک(Leclerc) نام تانک رزمی پیشرفته ای است که توسط کارنجات جیات(Giat) فرانسه ساخته شده و توسعه یافته است. این تانک درارتش کشورهای و امارات متحده عربی عملیاتی گردیده است . لکلرک فقط یک تانک به معنای کلاسیک آن نیست بلکه یک سیستم جنگ افزاری پیشرفته می باشد که به جدیدترین سلاح های عصر خود مجهز شده است . جدیدترین فناوری های نظامی بکار رفته در این تانک موجب شده است که فاکتورهای برتری رزمی همچون قدرت تحرک ، مانور پذیری ، قدرت آتش و ضریب ایمنی حفاظتی این تانک به بالا ترین حد ممکن برسد . تانک لکلرک از سال 1990 میلادی واری خط تولید گردید و در سال 1992 در ارتش فرانسه و به دنبال آن در سال 1995 در ارتش امارات متحده عربی عملیاتی گردیده است . لازم به ذکر است که تانک بهینه سازی شده لکلرک باکد(MK2) نیز در سال 1998 وارد خط تولید گردید . این تانک به احترام ژنرال ژاک فیلیپ لکلرک ، فرمانده لشکر دوم زرهی فرانسه آزاد در جنگ دوم ، لکلرک نامیده شد . ژنرال لکلرک کسی بود که در سواحل نرماندی پیاده شد و پیشروی نیروهای فرانسه را فتح پاریس رهبری کرد . تانک لکلرک جایگزین تانک معروف AMX-30 گردیده است که سال ها به عنوان ماشین زرهی اصلی فرانسه مشغول خدمت بوده است . در آغاز دهه هفتاد میلادی ارتش فرانسه به این نتیجه رسید که تانک AMX-30 آن کشور فرسوده شده وباید برای جایگزینی آن با یک تانک پیشرفته دیگر فکری نمود. در سال 1977 ارتش فرانسه نیاز خود را مبنی بر ساخت یک تانک رزمی جدید را مطرح نمود . امکان خرید تانک های خارجی همچون آبرامزایالات متحده، لئوپارد2 آلمان غربی و مرکاوای اسرائیل که جزو بهترین تاکهای رزمی جهان مه حساب می آمدند نیز توسط مقامات فرانسوی مطالعه گردید ورد شد.مقامات فرانسوی از تانک لئوپارد2 آلمان ها خوششان آمده بود دست همکاری را به سوی آلمان ها دراز کردند اما برنامه مشترک ساخت تانک جدید بر پایه تانک لئو پاردآلمان هابه نتیجه نرسید . سرانجام در سال 1979 میلادی دولت فرانسه تصمیم گرفت که ساخت این تانک را بعنوان یک پروژه ملی در داخل کشور آغاز کند . برخلاف اکثر تانک های غربی که از سیستم حفاظتی غیر فعال استفاده می کردند ، برای تانک لکلرک سیستم حفاظتی فعال در نظر گرفته شد . سیستم حفاظتی فعال که به سیستم سیستم حفاظتی عامل نیز معروف است بیشتر توسط نمونه تانکهای شرقی (بلوک شرق) مورد استفاده قرار می گرفت . مقامات ارتش فرانسه علت در نظر گرفتن سیستم حفاظت فعال برای تانک را پایین آوردن جرم کلی و بالا بردن قابلیت تحرک تانک اعلام کردند . در نتیجه پایین آمدن جرم تانک قدرت مانورپذیری آن افزایش می یابد و درصورت آتش مستقیم یا شلیک جنگ افزارهای هدایت شونده دشمن خدمه می توانند با یک اقدام به موقع از اصابت جنگ افزارهای دشمن به تانک جلوگیری کنند . به علت هزینه های هنگفت ساخت تانک ، دولت فرانسه در صدد شراکت با یک کشور دیگر بود تا بتواند قسمتی از هزینه ها را جبران کند . سرانجام مقامات اماراتی به فرانسوی ها پیشنهاد همکاری دادند و بدین ترتیب امارات متحده عربی نیز وارد این پروژه گردید و قرار شد که علاوه بر420 دستگاه تانک در نظر گرفته شده برای ارتش فرانسه 390 دستگاه دیگر نیز برای امارات ساخته شود . در سال 1986 میلادی پروژه ساخت تانک تحت عنوان لکلرک آغاز شد و به سرعت شش نمونه اولیه ساخت شدند . تولید انبوه تانک نیز در سال 1990 آغاز گردید . تانک لکلرک به یک توپ بدون خان 120 میلیمتری مجهز است که توسط شرکت(GIAT) ساخته شده است . سری کاملی از گلوله های مختلف برای این توپ ساخته شده است از جمله گلوله های ضد زره APFSDSو گلوله های انفجاری شدید ضد تانک HEAT البته تانک لکلرک از مهمات تانک لئوپارد2و سری تانک های ابرامز ایالات متحده نیز می تواند استفاده نماید . این توپ به یک روکش حرارتی و یک سیستم هوای فشرده اتوماتیک مجهز است . این تانک از سیستم هوای فشرده برای خارج کردن دود ناشی از شلیک استفاده می کند و بر خلاف بسیاری از تانک های دیگر از سیلندر تخلیه کننده استفاده نمی نماید . تانک لکلرک از یک سیستم گلوله گذاری اتوماتیک منحصر به فرد بهره می برد . این سیستم خدمه تانک را از چهار نفر به سه نفر کاهش داده است زیرا دیگر نیازی به فرد گلوله گذار نیست . این سیستم گلوله گذار خودکار نواخت تیر 12 گلوله توپ در دقیقه را برای تانک امکانپذیر نموده است . همچنین این سیستم تونایی شلیک حین حرکت و مناطق ناهموار و علیه اهداف متحرک را برای تانک میسر ساخته است . این سیستم 22 گلوله را بصورت آماده برای حمل می کند 18 گلوله دیگر نیز در انبارک ویژه تانک ذخیره می شوند . تانک لکلرک میتواند حین حرکت با سرعت 40 کیلومتر بر ساعت به سمت هدفی در فاصله 400 متری خود شلیک نماید . همچنین این تانک می تواندحین حرکت با سرعت 60 کیلومتر بر ساعت نیز شلیک نماید . این در حالی است که اغلب تانک های پیشرفته امروزی درصورتی می توانند شلیک دقیقی انجام دهند که با سرعتی در حدود 15 کیلومتر بر ساعت اقدام نمایند . تانک علاوه بر توپ اصلی به یک قبضه مسلسل 12.7 میلیمتری موازی با توپ ویک قبضه مسلسل 7.62 میلیمتری مستقر برروی برجک مجهز شده است . مسلسل مستقر برروی برجک درون یک محفظه تقویت شده قرار گرفته است . تانک لکلرک از سیستم حفاظتی گالیکس(Galix) استفاده می کند این سیستم حفاظتی که شرکت جیات آن راطراحی کرده است انواع گوناگونی از نارنجک های دود زا و گلوله های پنهان کننده از مادون قرمز را شلیک می نماید . بدنه و برجک تانک از قطعات زره فولادی و زایه دار ساخته شده است و در صورت آسیب دیدن این قطعات می توان براحتی آنها راتعویض نمود . تانک لکلرک به یک سیستم مدیریت نبرد بنام FINDERS و یک دستگاه ارتباطی دیجیتالی ازنوع سیستم پایانه ای اطلاعات(TIS) بنام ICONES مجهز شده است . این سیستم ها برای جمع آوری اطلاعات از دیگر تانک ها و گرفتن دستورات لازم از ستاد فرماندهی مرکزی بکار می روند . FINDERS شامل یک نقشه تمام رنگی کامپیوتری است که موقعیت تانک ها و نیروهای خودی و نیروهای دشمن رانمایش میدهد . سیستم کنترل آتش دیجیتالی تانک لکلرک میتواند مستقلا توسط توپچی یا فرمانده تانک بکار گرفته شود . تانک به حسگرها و هدف یاب های متفاوتی مجهز است از جمله هدف یاب ثابت توپچی بانام SAVAN-20 ساخت شرکت ساژم (SAGEM) و سیستم دیدروزانه – شبانه راننده به نام OB-60 که شرکت تیلز اپتروسیس (Thales Optrosys) سازنده آن است . سیستم کنترل آتش تانک قادر است تاشش هدف متفاوت را بصورت یکجا رد یابی کند این سیستم مشابه تانک چلنجر 2(Challenger2) ارتش انگلستان می باشد . http://www.giat-industries.fr/images/fonds/fondleclerc_1_800.jpg موتور تانک لکلرک یک موتور دیزلی هشت سیلندر بنام SACM می باشد . این موتور قادر است توانی معادل 1500 اسب بخار ایجاد کند . همچنین تانک لکلرک به یک سیستم تعویض دنده اتوماتیک به نام SESM ESM 500 مجهز است . که پنج دنده جلو و دو دنده عقب دارد . حداکثرسرعت جاده ای تانک 70 کیلومتر بر ساعت و حداکثر سرعت آن در مناطق ناهموار50 کیلومتر برساعت است . برد عملیاتی تانک نیز 550 کیلومتر درحالت معمول و 650 کیلومتر با کمک مخازن سوخت اضافی است . تانک به یک توربین گازی بنام TM307B مجهز شده واین توربین توان کمکی مورد نیاز تمامی سیستم های تانک را در صورت از کار افتادن موتور اصلی تامین خواهد کرد . تانک لکلرک بسیار پر قدرت است و نسبت توان به جرم آن 21 وات بر هر کیلو گرم می باشد . این ویژگی موجب آن گردیده که این تانک به یکی از سریع ترین تانکهای رزمی جهان تبدیل شود . این تانک می تواند درمدت ۴ ثانیه به سرعت 32 کیلومتر برساعت برسد . باوزنی درحدود56 تن ، تانک لکلرک یکی از سبک ترین تانک های رزمی جهان به حساب می آید . جعبه دنده تانک به یک سیستم کند کننده هیدروکنیتیک مجهز شده است تا شتاب تانک را به میزان 7 متر بر مجذور ثانیه کاهش دهد . این ویژگی در آخرین لحظات یعنی قبل از اصابت گلوله دشمن بسیار مفید خواهد بود زیرا تانک با یک کاهش سرعت ناگهانی میتواند از اصابت گلوله دشمن بگریزد . تانک لکلرک در سال 1990 وارد خط تولید گردید و خیلی دیر وارد ارتش فرانسه شد در نتیجه نیروهای فرانسوی نتوانستند از این تانک در جنگ خلیج فارس استفاده کنند . طی درگیریهای کوزوو این تانک وارد عرصه نبرد گردید و 15 دستگاه از این تانک در راستای ماموریت صلح بانی نیروهای فرانسوی در کوزوو مستقر شد است. بطور خلاصه میتوان لکلرک را آمیزه هایی از تکنولوژی ، قدرت و سرعت نامید . مشخصات: خدمه: 3نفر وزن تانک: 56 تن طول بدنه تانک:6.9 متر عرض تانک : 3.71 متر ارتفاع تانک از سطح زمین : 2.53 متر جنگ افزارهای موجود روی تانک : یک توپ 120 میلیمتری بدون خان + یک مسلسل 12.7 میلیمتری موازی با توپ+ یک مسلسل با کالیبر7.62 نصب شده روی برجک ظرفیت گلوله : آماده شلیک 32 گلوله ذخیره شده :18 گلوله نواخت گلوله توپ در دقیقه : 12 گلوله دردقیقه. مادون قرمز : دارد قابلیت شلیک در حرکت : دارد موتور : SACM V8X دیزلی با 1500 اسب بخار قدرت. حداکثر سرعت جاده ای :70 کیلومتر بر ساعت. حداکثر سرعت غیرجاده ای :50 کیلومتر بر ساعت. حداکثر برد عملیاتی :550الی 650 کیلومتر عمق شناوری پایاب : بالوله هواکش 4 متر - بدون لوله هواکش : 1 متر ........................................ منبع: ماهنامه جنگ افزار شماره 16 گرفته شده از وبلاگ مجله نيروي زميني
  12. بد نديدم حالا كه اينقدر جريان اين خودروي زرهي گرونقيمت داغه در موردش تاپيك بنويسم .پروژه جدید استریکر ارتش ایالات متحده تلاشی برای یافتن تعادلی کارامد بین قدرت و توانایی جابجبایی است و خودرویی است که به اندازه یک تانک مهلک و همانند یک هامر پر سرعت است و میتواند در کمتر از 96 ساعت در هر کجای دنیا اماده سرویس دهی باشد استریکر توسط کنسرسیومی از کمپانیهای جنرال داینامیک لند سیستمز و جنرال موتورز دیفنس رهبری میشد این خودرو یک طراحی دوباره از پروژه lan است این کنسرسیوم ترکیب و اشکال مذکور را برای استریکر در ساخته است و یادر دست ساخت دارد MGS سیستم تسلیحاتی متحرک ICV نفر بر استریکر MC مخصوص حمل خمپاره CV خودروی فرماندهی FSV پشتیبان اتش ESV خودروی دسته مهندسین MEV امبولانس نظامی ATGM خودروی موشک انداز موشکهای هدایت شونده ضد تانک NBCRV خودروی شناسایی ادامه دارد...
  13. تانك K1 88-Tank یکی از تانک های میدان نبرد اصلی کره جنوبی است.این تانک به وسیله شرکتGeneral Dynamics ایالات متحده طراحی شد و در جریان کار،پروژه به شرکت داخلی Hyundai واگذار شد. نام K1 88-tank گاهی بوسیله خارجی ها به اشتباه Type-88 K1 نامیده می شود.(در بعضی از منابع مثلfas نام این تانک Type-88 K1 ذکر شده است.) نام این تانک هم در کره جنوبی بصورت هشت-هشت-تانک خوانده می شود،و کمتر به نام هشتادوهشت-تانک معروف است. هرچند این تانک در سال 1987 در نیروی زمینی و سپاه تفنگداران دریایی وارد خدمت شد،اما به علت برگزاری بازی های المپیک1988 در سئول،این تانک K1 88-tank نام گرفت. مشخصات تانک K1 تانکK1 ،با سلاح خود در حدود 52 تن وزن دارد و با یک توپ 105 میلیمتری خان دار مسلح می شود. زره این تانک نیز، نوعی زره کمپوزیتی می باشد. این تانک به دلیل شباهت های ظاهری آن با آبرامز آمریکایی به وسیله سربازان آمریکایی ساکن کره جنوبی ،فرزند آبرامز خطاب می شود. این تانک به جز شباهت های ظاهری و اندازه،تفاوت های فراوانی با همتای آمریکایی خود دارد،مثلاسیستم کنترل آتش این تانک بیشتر به لئوپارد آلمانی شباهت دارد،موتور این تانک نیز،یک موتور دیزلی آلمانی است که تحت لیسانس در کره جنوبی تولید می شود،همچنین خبری از اورانیوم ضعیف شده زره آبرامز در تانک K1 نیست. پناهندگان کره شمالی نیز در آن دوران اعلام کردند که K1 کاملا نسبت به تانک های کره شمالی برتری دارد،که این امر باعث شد تا کره شمالی نیز به امید مغلوب کردن این تانک تصمیم به ارتقای تانک های T-62 خود بگیرد، با وجود این تلاش ،تانک های کره شمالی باز هم به سطح مطلوبی برای مقابله با K1نرسیدند و حتی کره ای ها در آن زمان به این تانک لقب تانک هیولا دادند. ویژگی های K1A1 اولین تانک از این نوع در سوم آوریل 1996 تولید شد و در 13 اکتبر 2001 رسما وارد خدمت گردید.این تانک به طور کلی همانند پدر خود K1 می باشد،و تفاوت های ملموس شامل:توپ 120 میلیمتری بدون خان که قدرت نفوذ آن بهبود داده شده،سیستم کنترل آتش ارتقاء یافته و دارای سیستم عکس برداری حرارتی KGPS یا (Korean Gunner's Primary Sight) و سیستم KCPS یا(Korean Commander's Panoramic Sight) می باشد. قدرت مقاومت موتور نیز در برابر برخی عوامل افزایش داده شده استFCS این تانک نیز شانس برخورد به هدف را در حالت حرکت تا 90 درصد و بالاتر از آن افزایش داده است.بالاترین احتمال برخورد نیز 98 درصد ثبت شده. زره این مدل نیز به استثنای فقدان اورانیوم ضعیف شده، تقریبا مشابه زره آبرامز است.مسافت یاب لیزری تانک هم بر پایه CO2 می باشد. مدل K1A1 می تواند به راحتی به وسیله شکل توپ،مکان تیربار هم محور و برجک گوشه دار آن(به علت اینکه برجک K1A1 بیش از K1 انحنا دارد.) از تانک K1 تشخیص داده شود. تیربار هم محور تانک K1A1 نیز در محل بلندتری نسبت به K1 نصب شده است. مدل ها K1ARV:خودروی زره پوش شده ای که بر پایه K1 ساخته شده و چرثقیل بر روی این خودرو نصب می شود. K1AVLB:خودروی زرهی پل گذار که بین سال های 1988 تا 1992 با کمک Vickers Defense Systems توسعه داده شد. K1M:طرح پیشنهادی به مالزی برای صادرات بود،این طرح شامل تغییراتی مانند سیستم تهویه هوا و كاهش وزن تانک به 7/49 تن بود. دو کشور مالزی و کره هرگز بر سر این طرح به توافق نرسیدند. K1A1:رجوع به بالا. ................... ویژگی های اصلی: این تانک می تواند با اتکا به سیستم تعلیق گسترده خود،عمل نشستن و ایستادن را به خوبی انجام دهد،که با توجه به محیط تنظیم میشود. عمل نشستن باعث کوتاه شدن نیمرخ تانک و ایستادن باعث افزایش قدرت حرکت و مانور تانک در مناطق ناهموار می شود. قابلیت Kneeling تانک باعث شده تا تانک بتواند در سراشیبی به خوبی از سلاح خود استفاده کند.قدرت تحرک این تانک نیز به آن توانایی بالا رفتن از سربالایی هایی تا 60 درجه را می دهد. هر دو تانک K1 وK1A1 از دو تیربار M60 استفاده میکنند.شامل یک قبضه M60D که به صورت لولایی نصب می شود و یک قبضه M60E2 هم محور.همچنین از تیربار سنگینK6 نیز می توان استفاده کرد. تعداد تا سال 2010،احتمالا 1500 دستگاه تولید خواهد شد. آینده تانک K1 برای جایگزینی با تانک های قدیمی M-48 پاتن تولید شد.در آینده نیز با توجه به تولید تانک پیشرفته K2 Black Panther ،به نظر می رسد تانک های سری K1 باید به عنوان ذخیره استفاده شوند. مشخصات کلی نوع:MBT کشور سازنده:کره جنوبی(!؟) ورود به خدمت:1987-حال شرکت طراح:General Dynamics شرکت سازنده:Hyundai خدمه:4 نفر زره:کمپوزیت توان موتور:1200 اسب بخار برد عملیاتی:500 کیلومتر سرعت:65 کیلومتر بر ساعت انتقال:4 دنده جلو،2 دنده عقب ارتفاع:25/2 متر طول:67/9 (K1) عرض:60/3 سلاح اصلی:K1:توپ 105 میلیمتری KM68A1 K1A1:توپ 120 میلیمتری KM256 .......................................................... منابع:en.wikipedia.org army-technology.com مترجم:Ali_64 استفاده از این مطلب تنها با ذکر نام سایت میلیتاری و مترجم مجاز است.
  14. مقدمه : با اولین شلیک موشک وی-2 به قلب فضا در اکتبر 1942 ، عرصه جدیدی به صحنه نبرد اضافه شد ، با این حال توسعه فناوری نظامی در فضا را میتوان عاملی موثر در ایجاد تغییرات شگرف در ماهیت رزم مانوری بحساب آورد . تغییر صحنه عملیات نظامی در فضا ، همزمان با کاهش قابل توجه و ناگهانی درهزینه های مربوط به دسترسی به مدارهای ماوراء جو و همچنین توسعه سریع ماهواره های کوچکتر و ارزان تر برای ایجاد مجموعه حسگرهای پایش عملیات نظامی ، قابلیتی فراتر از ماهواره های بزرگتر و گران قیمت تر را در اختیار ارتش ها ، نسبت به گذشته ، قرار خواهد داد . سرعت شگرف این تحولات و پیامدهای قطعی آن بر عملیات رزمی در آینده موضوعی است که جامعه کارشناسان رو به گسترش فضایی در سازمان های نظامی تلاش می کند تا قبل از ایجاد تهدید ، فرآیند توسعه این قابلیتهای جدید در حوزه فضایی را درک کرده و تغیرات سازمانی ناشی از این امر را بخصوص در حوزه جنگ مانوری مورد بررسی عمیق قرار دهد . با توجه به این موضوع پراهمیت ، قابلیتهای فضا پایه موجود تاثیر قابل توجهی را بر تاکتیکهای رزم زرهی مدرن در دو سطح تاکتیکی و عملیاتی برجای گذاشته است. از یکسو ، ارتباطات راه دور ، دسترسی به شبکه های مخابرات نظامی ، استفاده گسترده از سامانه موقعیت یابی جهانی (GPS) و درنهایت مخابرات رمز گذاری شده ، سرفصل های مهم این حوزه بشمار آمده و از سویی دیگر نیز کاربرد این پتانسیل در حوزه هایی با اهمیت کمتر نظیر عملیات ضد شورش نیز امکان پذیر گردیده است ،اما پرکاربردترین ماموریت محوله به حسگرهای فضاپایه را می توان در جنگ سرد و ماهواره های مجهز به حسگرهای مادن قرمز برای تشخیص زمان شلیک موشکهای بالستیک و همچنین رهگیری گونه های بالستیک تاکتیکی بر علیه واحدهای زمینی جستجو کرد . در مجموع ، برای یک آینده قابل پیش بینی ، قابلیتهای فوق الذکر ، البته در پهنای باند بیشتر و دقت افزون تر همچنان به پشتیبانی از عملیات رزمی ادامه خواهند داد . با این وصف ، یکی از مهمترین پیشرفتهایی که فناوری فضایی برای افزایش عملکرد مطلوب واحدهای زرهی پدید آورده ، قابلیت استفاده از تصاویر ماهواره ای در زمان واقعی (near-real-time satellite imagery) بخصوص بر علیه دشمنی است که از این پتانسیل محروم است . غافلگیری با ضربه به جناحین : از یک نظر ، نقطه شروع استفاده از حسگرهای فضاپایه را می توان با آغاز جنگ نخست خلیج پارس که در جریان آن ، واحدهای ارتش ایالات متحده با ایراد یک ضربه شدید به جناحین یگانهای عراقی ، مدافعان را غافلگیر نموده و بسرعت بر آنها غلبه نمودند، همزمان دانست . ارتش عراق که تحت حملات شدید هوایی قرار داشت ، ناگهان با ضربه غافلگیرکننده واحدهای زرهی ائتلاف در جناحین خود روبرو شد که این موجبات یک فاجعه نظامی را برای سرفرماندهی ارتش بعث فراهم آورد . اما نکته اصلی در این مساله نهفته بود که موفقیت این مانور ، مدیون چند عامل مهم ، از جمله فناوری های جدید بخدمت گرفته شده ، بود . از یکسو ، سامانه مکان یاب جهانی (GPS) تازه به دنیای فناوری نظامی وارد شده بود و به یگان های رزمی اجازه میداد تا در صحنه عملیاتی باز ( صحرا ) با دقت بیشتری دست به عمل زنند و از سویی دیگر به فرماندهان ائتلاف ، بخصوص رسته آماد و پشتیبانی ( لجستیک ) امکان می داد تا بدون نگرانی از آتش دشمن ، ذخیره سوخت و سایر سامانه های لجستیکی را بدون آنکه نیازی به هزینه کرد بیش از اندازه منابع داشته باشند ، موقعیت یابی و مستقر سازند . با این وجود ، شاید مهمترین عامل موفقیت در افزایش و تاثیر گذاری واحدهای ائتلاف در این جنگ را می توان در پتانسیل این نیرو در محرمانه نگاه داشتن نقل و انتقالات و به معنای تخصصی ، "تحرک" این یگان ها از دید نیروهای عراقی دانست . فرماندهان ائتلاف با ایجاد پایش شدید هوایی ، مسیر هرگونه اجرای عملیات شناسایی هوایی از سوی ارتش عراق را مسدود نمودند ، چرا که حتی اجرای یک سورتی ( پرانه ) پرواز شناسایی از سوی نیروی هوایی عراق در ارتفاع ، برد و گستره مشخص می توانست نیات ارتش ائتلاف را در حوزه محورهای عملیات آفندی ، افشاء کرده و متقابلا" ارتش عراق قادر می ساخت تا با تغییر سازمان رزم واحدهای خط مقدم خود ، تدابیر مناسبی برای حفظ جناحین خود از ضربه زرهی مهاجمان ، بیاندیشد. در این میان ، برخی تحلیلگران براین اعتقاد قرار دارند که حتی در صورت اطلاع ارتش عراق از محورهای عملیاتی ائتلاف ، بسیار بعید بود که توان رزمی کافی برای جلوگیری از موفقیت نزد مدافعان ، موجود بوده باشد ، اما یقینا" دستیابی به اطلاعات ، هر چند محدود و مختصر ، می توانست هزینه پیروزی را برای مهاجمان ، افزایش دهد . در واقع ، بسیار بعید به نظر می رسد که ضربه کاری و موفقیت خیره کننده ارتش ائتلاف ، که بر قابلیتهای فضاپایه ، قرار داشت و صورتبندی بسیار بزرگتر مدافع را فریب داد ، بدون این ستون اصلی ، قابل تکرار باشد . شیوه اجرای مانور توسط واحدهای رزمی درمقیاس گروهان و گردان که به هردلیلی ممکن بود از صورتبندی اصلی جدا شوند را می توان با تدبیر درست ، جبران نمود ، اما بدون وجود نظارت دائم بر صورتبندی اصلی ، دستیابی به موفقیت در چنین صحنه های از منازعه ، تقریبا" امکان پذیر نبود . از سویی دیگر، نیروی هوایی ایالات متحده بدلیل ماهیت ماموریت خود ، گرچه پتانسیل زیادی برای ایجاد برتری هوایی محلی و جلوگیری از اجرای عملیات شناسایی توسط هواگردهای سرنشین دار یا بدون سرنشین در اختیار داشت ، اما واضح بود که فاقد توانایی جلوگیری از عبور ماهواره های دشمن از فراز منطقه نبرد بوده و این به معنای یک شکاف عمیق دربکارگیری اصل غافلگیری توسط فرماندهان محسوب می گردید . به معنای روشن تر ، درصورت برخورداری عراق از قابلیتهای فضاپایه ، بطور قطع ، ضربه قاطع طوفان صحرا ، هرگز قابلیت اجرایی شدن پیدا نمی نمود . به همین دلیل ، تکثیر گسترده ماهواره های سنجش از دور که می بایست بستر لازم برای تولید تصاویر دقیق ماهواره ای در اندازه ها و کیفیتهای متفاوتی را پدید آورد ، پارادایم " پشتیبانی فضایی " و به تبع آن ، تاثیر حسگرهای فضا پایه بر ماهیت رزم مانوری را به صورت چشمگیری دچار دگرگونی عمیقی نموده است . سامانه مکان یاب جهانی راست : 1990 چپ : آزمون های اولیه 1978 با این وصف ، ارتش ایالات متحده تا همین اواخر ، به استفاده از تصاویر ماهواره ای در عملیات رزمی چندان تمایلی نداشت ، چرا که تاثیر آن را در سطوح تاکتیکی و عملیاتی ، ناکافی ارزیابی می نمود ، به همین دلیل صرفا" تعداد مشخص و محدودی از ماهواره های تصویر برداری مستقر در مدار لئو (LEO) که قابلیت تصویر برداری از بخش های محدودی از کره زمین را ارائه می کردند ، در اختیار این نیروها قرار داشت ، در حالی که برخلاف ماهواره های مستقر در مدار ژئوسنکرون (GEO) که نسبت به زمین در نقطه ثابتی قرار دارند ، ماهواره های مدار لئو (LEO) در ارتفاعی میان 250 تا 400 مایلی مستقر هستند که هر 90 تا 120 دقیقه ، یکبار به دور زمین چرخیده و به همین دلیل انعطاف پذیری بیشتری به ماهواره های موجود در ارتفاع 22300 مایلی که تقریبا" سرعت چرخشی مشابه با سرعت چرخش سیاره داشته و با کمی اغراق ، نسبت به خط استوا ، روی نقطه ثابتی قرار دارند ، به کاربر ارائه می کنند . با این وصف ، علیرغم مزیتهای بی شمار ، ماهواره های مستقر در مدار GEO برای اجرای عملیات تصویر برداری تاکتیکی غیر مفیدترین ابزار بشمار می آید ، به همین دلیل ماهواره هایی که برای نظارت بر صحنه عملیات رزمی به فضا ارسال میشوند ، عمدتا" در مدارهای پایین تر قرار داده می شوند و به همین دلیل نیز در هر زمان ، صرفا" می توانند بخشی از سطح زمین را مورد شناسایی قرار دهند . بطور طبیعی ، جایگیری در ارتفاع مداری پایین در کنار هزینه های مرتبط با تولید و اعزام این سخت افزارها به فضا ، سودمندی تاکتیکی محدودی را فراهم می کند ، چرا که صرفا" امکان تصویر برداری یک محدوده کوچک را در روز فراهم می نماید . پی نوشت : 1- ادامه دارد ................. 2- استفاده از مطالب برگردان شده به پارسی در انجمن میلیتاری ، براساس قاعده " رعایت اخلاق علمی " منوط به ذکر دقیق منبع است . امیدواریم مدعیان رعایت اخلاق ( بخصوص رسانه های مدعی ارزشمداری ) بدون احساس شرمندگی از رفرنس قرار گرفتن بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران ، از مطالب استفاده نمایند . برگردان به پارسی ، اختصاصی برای بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران ( MILITARY.IR) مترجم : MR9
  15. آخرین محصول از سری تانکهای روسی با عنوان T- می باشد که در آن شاهد ارتقا قدرت آتش، حرکت و انتقال و زره می باشیم. این تانک توسط شرکت نیژنی تاجیل روسیه ساخته می شود. در حال حاضر T-90 در نیروی زمینی روسیه و هند به خدمت گرفته شده است. در فوریه 2001 هند قراردادی برای خرید 301 فروند از این تانک را امضا کرد که از این تعداد 124 تانک در روسیه ساخته و بقیه در هند مونتاژ شد. اولین تانک در سال 2004 به هند تحویل داده شد. همچنین T-90 های مونتاژ شده در هند نیز با نام بهیشما شناخته می شوند. این تانک توسط سیستمهای خود محافظتی و نمایشگرهای فروسرخ ساخته شده در فرانسه و بلاروس (روسیه سفید) تجهیز شده است. در ژانویه 2005 اعلام شد که 91، T-90 دیگر نیز در نیروی زمینی روسیه به خدمت گرفته خواهد شد. -------------------------------------------------------------------------------- http://hostedpictures.com/images/realehsan/t901.jpg http://hostedpictures.com/images/realehsan/t902.jpg http://hostedpictures.com/images/realehsan/t904.jpg تسلیحات تسلیحات T-90 شامل توپ 125 میلیمتری 2A46M بدون خان می باشد که قادر به شلیک انواع تسلیحات مانند توپ های HEAT (توپ انفجاری بسیار قوی زد تانک)، APDC (توپ زد زره)، HE-FRAG خرده های انفجاری قوی بعلاوه ی گلوله های انفجاری با فیوزهای زمانی می باشد. . این توپ دارای سیستم پر کن خودکار است و آن را بدون پیاده کردن برجک تانک براحتی می توان پیاده کرد. علاوه بر توپ 125 میلیمتری T-90 می تواند موشک هدایت شونده زد تانک 9M119 رفلکس ( کد ناتو AT-11 اسنایپر) را شلیک کند. برد این موشک 100 تا 4000 متر بوده که در عرض 11.7 ثانیه می تواند به دورترین فاصله مجاز خود برسد. از این سیستم موشکی برای مقابله با زره های واکنشی و حتی اهداف هوایی کم ارتفاع مانند هلیکوپتر تا برد 5 کیلومتر استفاده کرد. این سیستم موشکهای 9M119 یا 9M119M که دارای هدایت نیمه فعال لیزری است شلیک می کند. وزن این موشکها 23.4 کیلوگرم است. همچنین T-90 با مسلسلهای 7.62 میلیمتری و 12.7 میلیمتری زد هوایی تجهیز شده است. یک قبضه مسلسل کلاشنیکف AKS-74 نیز در قسمت انبار تانک نگهداری می شود. زره T-90 با زره های معمولی و زره های انفجاری واکنشی (ERA) محافظت می شود. سیستم کمک رسانی دفاعی Shtora-1 ساخت روسیه نیز به پایداری تانک کمک می کند. این سیستم شامل پارازیت اندازهای گرمایی، سیستم هشدار دهنده لیزری با چهار دریافت کننده لیزری، سیستم نارنجک انداز دودی برای استتار تانک بعلاوه سیستم کنترل کامپیوتری می باشد. همچنین در T-90 از تجهیزات حفاظتی ش.م.ر(شیمیایی،میکروبی،رادیواکتیو) استفاده شده است. کنترل آتش T-90 دارای سیستم کنترل آتش اتوماتیک 1A4GT می باشد که شامل سیستم کنترل آتش روز 1A43 توپچی، آلت نشانه روی گرمایی TO1-KO1 توپچی دارای برد 1.2 تا 1.5 کیلومتری تشخیص هدف و نمایشگر PNK-S فرمانده است. خود سیستم 1A43 نیز شامل آلت نشانه روی/ فاصله یاب با کانال هدایت موشک، اندازه گیر باد، کامپیوتر 1V528 و تثبیت کننده تسلیحات 2E42-4 می باشد. آلت نشانه روی PNK-4S فرمانده شامل آلت نشانه روی روز/شب با برد تشخیص هدف 800 متر در روز و 700 متر در شب می باشد. راننده نیز با نمایشگر فروسرخ دید در شب TVN-5 مجهز می شود. رانش T-90 از موتور V-84MS با قدرت 840 اسب بخار پیستونی چهار زمانه نیرو می گیرد. این موتور از انواع سوخت مانند کروسین (نفت سفید) و بنزین بعلاوه دیزل می تواند استفاده کند. در مجموع 1600 لیتر سوخت را این تانک می تواند حمل کند که منابع آنها با زره های مناسب محافظت می شوند. http://www.warlib.ru/articles/000107/T90.jpg jangafzar.ir
  16. تانک تی – 34 پدر تمام تانکهای مدرن دنیا تانک (تی – 34 ) یک تانک متوسط ساخت روسیه ی شوروی بود که در جنگ جهانی دوم به موقعیتی افسانه ای دست یافت . همچنین این تانک در ابر نبرد (کرسک) نقش فوق العاده حیاطی را ایفا کرد . طراحی و ساخت این تانک برگرفته از دست آوردها ودانشی بود که روسها از ساخت مدل های گزشته ی این تانک به دست آورده بودند مانند : (بی تی – آی اس) , (ای-20) , (ای -30) و تانک (تی - 32) . تانک (تی – 34 ) در تنگ کردن حلقه حملات بر علیه نیروهای رایش سوم در روسیه بسیار موثر بود . این تانک از نظر تعداد ساخت دومین تانک در جهان است (رتبه ی اول را تانک تی – 55/54 که جانشین این تانک به حساب می آید دارد.) . تانک (تی – 34 ) تا سال 1958 مورد بهره برداری قرار گرفت و حتی در جنگ کره ی شمالی و کره ی جنوبی هم مورد استفاده بود و سرانجام باید گفت این تانک به چندین و چند کشور جهان صادر شد . طراحی (تی – 34 ) مختصری از طراحی تانک قبلی خود (تی – 32) برداشت شده بود که خود این تانک هم از نمونه ی قبلی برداشت شده بود . در ابتدا قرار نبود (تی – 34 ) به این نام ساخته شود و قرار بود تنها مدل پیشرفته تری از (تی – 32) ولی اعظای تیم طراحی این تانک بر آن شدند تا با تغییرات زیادی که در زره تانک ( از جمله قرار دادن تعدادی صفحه ی محافظ قابل تعویض در زره های کناری و جلوی تانک) ایجاد شده بود , این تانک را مدل جدیدی بنامند . این تانک در سال 1940 به تولید انبوه رسید . ورود این تانک به میدان های نبرد در شوروی , برای نیروهای مهاجم آلمان نازی یک غافلگیری بزرگ بود. طراحی بسیار خوب و زره چد لایه یکی از مزایای این تانک بود که به قاتل نیروهای زمینی آلمان تبدیل شده بود . نیروهای آلمانی به زودی سلاح های ضد زره خود را در مقابل بده ی این تانک بی اثر یافتند . همچنین تغییراتی نیز در سلاح اصلی تانک صورت گرفت و همین مجموعه تغییرات باعث شد که این تانک به زودی به سرسخت ترین رقیب تانکهای آلمانی تبدیل شود و در آن سالها بهترین تانکهای آلمان هم توان رویارویی با این تانک را نداشتند . تانک (تی – 34 ) تقریبا در تمامی نبردها شرکت داشت و هر وظیفه ای را که قابل تصور باشد بر عهده می گرفت . ساخت و ساز تانک به شدت فشرده و سریع بود . به قدری تانک ساخته می شد که برای رنگ کردن آنها نفرات به اندازه ی کافی نبود و وقت کم می آمد و بسیاری از تانکها رنگ نشده مانده بودند . متد های ساخت انبوه به این گونه بود که باید بیشترین تعداد تانک ممکن را در کمترین زمان ممکن تولید کرد . تعداد خدمه ی تانک چهر نفر بود و تشکیلات و طراحی داخل تانک , به شدت تو در تو , تنگ و پر سروصدا بود. سیستم های تهویه ی هوا وجود نداشت لزا هوای درون تانک همیشه بد بو بود و افراد با کمبود اکسیژن رو به رو بودند . این تانک که در حد یک تانک متوسط طبقه بندی شده بود دارای یک توپ 76.6 میلیمتری بود .این توپ بعدها در مدل پیشرفته تر یعنی (تی – 85/34) با یک توپ فوق العاده قوی تر 85 میلینتری جایگزین شد . همچنین برجک تانک دارای دو مسلسل 7.52 میلیمتری نیز بود . 99% تانکهایی که از این مدل ساخته شده بود با سرعت ساخته شده بودند و عملیات رفع عیب در بیشتر آنها انجام نمی شد ولی همگی به خوبی کار می کردند . این تانک ها مقرون به صرفه , سازگار با شرایط سخت آب و هوایی روسیه , قابل اطمینان وفوق العاده با دوام بودند . این تانک در جنگهای سخت شرکت کرد و قدرت و کارایی بالای خود را ثابت نمود و توانست قوی ترین نیروی زمینی جهان را که تا کنون وارد خاک روسیه شده بود از آن بیرون راند . مشخصات عمومی : نام : تی – 34 پیمانکار : دولت روسیه ی شوروی کشور مبداء : روسیه ی شوروی سال ورود به خدمت : 1941 نوع : ام - بی- تی (تانک اصلی – قوی ترین تانک رزمی) خدمه : 4 نفر ابعاد : طول : 5.92 متر عرض : 3 متر ارتفاع : 2.44 متر وزن : 28 تن بازده عملی : موتور : (وی – 2 – 34 – وی – 12) دیزل با توان 500 اسب بخار بیشترین سرعت : 51.5 کیلومتر بر ساعت برد نهایی : 302 کیلومتر (در وضعیت آب و هوایی و ناهمواری عادی) تسلیحات : سلاح اصلی : یک غبظه توپ 76.2 میلیمتری سلاح ثانویه : دو غبظه مسلسل سبک 7.62 میلیمتری مهمات : 77 * 76.2 میلیمتری گلوله ی توپ 2.394 * 7.62 میلیمتری فشنگ مسلسل سبک سیستم های پشتیبانی : سیستم (ان – بی - سی) : خیر سیستم دید در شب : خیر
  17. بسم الله.............. 15 فروردین 1399 نشان شکار تانک یک سریاز المانی در کنار شکار خود (تانک تی 34) در حین دریافت نشان تخریب تانک این نشان به پاس قدردانی از شجاعت و دلاوری سربازانی که بصورت مجزا وبا استفاده از سلاح های ضد زره انفرادی تانکها را منهدم میکردن در 9 مارس 1942 (18 اسفند 1320) به پشنهاد آدلف هیتلر توسط ارتش آلمان نازی طراحی شد . با وجود طراحی این جایزه در سال 1942 اما بازه زمانی تهاجم به شوروی در قالب عملیات بارباروسا 22 ژوئن 1941 به بعد شامل دریافت این نشان نیز افتخار میشد. پیش از این نیروهای که اقدام به تخریب ادوات زرهی دشمن به صورت انفرادی میکردن مانند سایر نیروها نشان افتخار عمومی یورش را دریافت میکردن که از 1942 تنها شکارچیان تانکهای دشمن این جایزه ( نشان تخرب تانک ) را دریافت میکردن نشان یورش + یک سرباز آلمانی که بوسیله خرج های ضد زره یک تانک تی 34 را منهدم کرده است این نشان شامل تصویرفلزی یک تانک پانزر چهار مدل دی( PANZER IV Ausf. D) به ابعاد 42 در 18 م م بوده که بروی روبان نقره ایی رنگی به ابعاد 88 در 33 م م متر نقش بسته بود رنگ خود تانک پانزر هم سیاه بوده هر علامت نشان دهنده انهدام یک تانک بوده که برروی بازوی سمت راست شکارچی تانک نصب میشد با گذشت زمان وطول کشیدن درگیریها در جبهه های نبرد وافزایش یافتن شمار دریافت کنندگان وهمچنین تعداد تانک های منهدم شده نشان طلایی تخرب تانک طراحی شد . این نشان در همان ابعاد نشان نقره ایی بوده با این تفاوت که رنگ تانک پانزرهم طلایی بوده هر نشان طلایی نشان دهنده پنچ شکار تایید شده بوده . در اوایل جنگ سلاح های انفرادی ضد زره شامل ادواتی از قبیل نارنجک های و خرج های انفجاری ضد زره کوکتل مولوتف مین های چسبان و مین های انفجاری ضد تانک ونارنجک های تفنگی میشد که از سال 1943 سلاح های ضد زره پرتاب شونده پانزر فاست وپانزر شرک نیز شامل این ادوات میشد . در مجموع 18400 نشان نقره ایی و 400 نشان طلایی انهدام تانک در ورماخت ووافن اس اس اهدا شد هر چند به نقل از ژنرال گودریان عنوان شده است که تا پایان ماه می 1944 10 هزار نشان انهدام تانک و در مجموع 14 هزار نشان تا پایان جنگ به سربازان آلمانی اهدا شده است یک افسر زرهی آلمانی با سه شکار تایید شده !!!!! پیتر کیزگن از شکارچیان تانک در حین اموزش سربازان المانی با پانزر فاوست تکخال ها وینرز گونتر مشهور ترین شکارچ ادوات زرهی درارتش آلمان نازی سروان وینرز گونتر با 21 شکار تایید شده است . که شامل 4 علامت طلایی و 3 علامت نقره ایی بروی بازوی راست خود بوده سروان وینرز بعد از جنگ جهانی دوم هم در خدمت ارتش جدید المان در آمد و تا درجه سرهنگی هم ارتقا پیدا کرد آندینگ فردریش شهرت ستوان فردریش بیشتر به خاطر نبرد شبانه در دهکده آلمانی استدنسناست . در 14 آوریل 1945 واحدهای آلمانی با تیپ 227 ارتش انگلستان را در اطراف تپه های این روستا درگیر میشوند . ستوان فردریش با سایر هم رزمان خود در حال عزیمت به این منطقه بوده که به صورت اتفاقی یک خودرو پر از پانزر فاست را در مسیر مشاهده میکنند با تجهیز شدن به این سلاح به همراه واحدهای زرهی در نبرد مشارکت میکنند فردریش در ان روز موفق شد6 تانک و 5 خودرو زرهی انگلیسی را منهدم کرد نشان های فردریش شامل 3 علامت طلایی و 3 علامت نقره ایی است آدولف پیچل با 11 شکار تایید شده پیچل عضو لشگر دوم زرهی داس رایش در ماه های سپتامبر و نوامبر 1943 حداقل 7 تانک ارتش سرخ را در نبردهای نزدیک منهدم کرده بود تا پایان جنگ امار خود را به 11 شکار تایید شده رساند یوجن والوت با 10 شکار تایید شده یوجین والوت عضو لشگر 33 مکانیزه داوطلبان فرانسوی وافن اس اس بوده . که تبحر خاصی در استفاده از سلاح های ضد زره داشت . بیشتر شهرت والوت مربوط به نبرد برلین است جایی که در کنار 350 نفر دیگری به صورت داوطلبانه در نبرد برلین شرکت کردن . والوت درابتدای نبرد برلین دو تانک و در روز 28 آوریل 6 تانک دیگر ارتش سرخ را با پانزر فاست شکار میکند خود والوت در 2 می 1945 توسط تک تیراندازان ارتش سرخ کشته میشود وال گوستاو با 9 شکار تایید شده در یک روز سروان گستاو همانند آندینگ فردریش در نبد استدنسن در خاک آلمان حضور داشت و در روزهای 14 و 15 آوریل 1945 موفق شد 9 دستگاه تانک انگلیسی را شکار کند سرهنگ دورپمن با 9 شکار تایید شده شهرت سرهنگ دورپمن بیشتر به خاطر شکار 5 دستگاه تانک آمریکایی در 12 جولای 1944 است در این روز دورپمن موفق شدن 5 دستگاه تانک آمریکایی را منهدم کند هر چند خود سرهنگ از ناحیه ران بشدت آسیب دید. در مجموع سرهنگ دورپمن موفق به شکار 9 تانک دشمن شد. ستوتزل نوپموک با 7 شکار تایید شد ه در یک روز سرجوخه نوپموک در روز های 14 و 15 آوریل 1945 در نزدیکی روستای استدنسن به وسیله پانزر فاست 7 تانک انگلیسی و چندین خودرو زرهی وترابری ارتش انگلستان را منهدم کرد ( انگلستان امار شکار ادوات خود را در نبرد استدنسن کمتر از رقم های اعلام شده توسط آلمانی ها می داند .حداقل امار اعلامی 30 تانک چرچیل ودهها خودرو زرهی و ترابری است انگلیسی ها هم مدعی شکار ویا به غنیمت گرفت 10 تا 14 تانک و 7 خودر زرهی آلمانی در این نبرد هستن هر چند المانی ها مدعی شکار تعداد فروانی از ادوات زرهی انگلیسی ها هستن ) فینک ژوزف با 7 شکار تایید شده در یک روز در سپتامبر 1944 در دشت آلزاس فرانسه فیک ژوزف رکورد جالبی را از خود ثبت کرد در این روز موفق شد 7 دستگاه تانک شرمن را در 24 ساعت منهدم کند . به گفته خود وی در ابتدا دو تانک شرمن را یکی در فاصله 6 متری از ناحیه موتور ودیگری را از 15 متری به وسیله پانزر فاست مورد هدف قرار داده وخدمه هر دو تانک کشته شدن چند ساعت بعد در حالی که تنها دو متر با تانک شرمن دیگری فاصله داشت در یک دوئل تمام عیاربعد از عدم اصابت گلوله های تانک به وی با یک پانزر فاست دیگر این تانک را هم کاملا منهدم کرد یک تانک دیگر در حالی که پشت یک سنگ قبر پنهان شده بود را هم شکار کرد وسه تانک دیگر را درحالی که آمریکایی ها با پشتیبانی زرهی قصد تصرف قبرستان را داشتن به لیست شکارهای خود افزود یوهانس ماتیاس با 7 شکار تایید شد هدر یک روز ستوان ماتیاس بر خلاف اکثر شکارچیان تانک نه بوسیله پرتابه های ضد زره بلکه بوسیله مینهای ضد تانک موفق به شکار 7 تانک متفقین در نبرد مونت کاسینو ایتالیا شد بیور هرمان با 6 شکار تایید شده در یک روز سروان هرمان در حالی که فرماندهی یک گردان را بر عهده داشت در نبردی در نزدیکی روستای اوجسی در لهستان در 24 ساعت موفق شد 6 تانک ارتش سرخ را منهدم کند منابع : https://military.wikia.org/wiki/Tank_Destruction_Badge https://www.tracesofwar.com/ https://www.wehrmacht-awards.com/war_badges/heer/single_tank.htm
  18. بسمه تعالی دفاع آخر، داستان واقعی اما باورنکردنی حمله تنها تانک بجا مانده از شوروی در مینسک تحت اشغال نازی خبرنگار نظامی ،آلکساندر خارولنکو، به گذشته می نگرد، زمانی که یک تانک متوسط تی-28 روسی به تنهایی تصمیم گرفت که جلوی پیشروی نازی ها را در مینسک بگیرد. روز ملی تانک سوارها در سال 1946 توسط ارش سرخ مسکو به عنوان قدردانی از نیروهای زرهی و مکانیزه در نبرد میهنی تعطیل رسمی شد. در سالگرد این روز خارولنکو مقاله ای درباره ی یکی از قهرمانهای زرهی در طی جنگ نوشت، کسی که یک تنه در برابر حمله ی سراسری تانکهای نازی در مینسک در جولای 1941 ایستادگی کرد. امروز روز دوازدهم از آغاز جنگ است. در ابتدای جولای 1941 یک دستگاه تانک تی-28 به فرماندهی سرگروهبان دمیتری مالکو در حال عقب نشینی با یک ستون مکانیزه در نزدیک برزینو (90 کیلومتری شرق مینسک که پس از جنگ به اشغال درآمد) بود که مورد حمله ی هواپیماهای نازی قرار می گیرد. موتور تانک آسیب می بیند. مالکو خودش از مکانیکی سررشته داشت و دست به کار می شود تا موتور را تعمیر کند اما از ستون خود عقب می افتد. مالکو و خدمه اش به جای اینکه به دنبال ستون خود بگردند تصمیم می گیرند تا به سمت غرب چرخش کنند و با آلمانها در مینسک روبرو شوند. آنها از یک انبار متروکه مهمات برمی دارند و به سمت پایتخت بلوروس به ر اه می افتند. نیروهای زرهی گودریان قبلا به شرق مینسک نفوذ کرده بودند و حرکت تی-28 تنها به سمت مینسک توجه آنها را به خود جلب نکرد. تی-28 یکی از اولین تانکهای متوسط تاریخ که در سال 1932 ساخته شد. صف شکنی آتشین مالکو و همراهانش در حالیکه به سمت غرب می رفتند در 40 کیلومتری مینسک و در کنار پل رودخانه سویسلاخ به یک ستون از موتور سیکلتهای نظامی آلمانی برخورد کردند. آنها به میان ستون زدند و شروع کردند تا با توپ و 4 قبضه مسلسل تانک به نیروهای دشمن شلیک کنند. پس از آن، آنها دو دستگاه کامیون، یک دستگاه نفربر زرهی نیم شنی و یک دوجین از سربازان آلمانی را در برابر یک کارخانه ی مشروب سازی از بین بردند. آنها به سمت شهر پیشروی کردند و در خیابان های شهر هرجا که به سربازی برخورد می کردند وی را به گلوله می بستند. آنها در طی حمله ی خود به مینسک در حدود 10 دستگاه تانک یا خودروی زرهی، 14 دستگاه کامیون و 3 قبضه توپ را نابود کردند. تلفات آلمانی ها به 360 نفر سرباز و افسر می رسید. قبل از اینکه فرماندهان آلمانی بفهمند که چه اتفاقی افتاده است، خدمه ی تی-28 به سمت مرکز شهر حرکت کردند و به تیراندازی خود ادامه دادند تا مهماتشان تمام شد. یک قبضه توپ ضد تانک آلمانی به تانک روسی شلیک کرد اما زره جلویی تانک ضربه ی گلوله را گرفت و با توپ آلمانی با آتش متقابل منهدم شد. تی-28 به سمت بیرون شهر حرکت کرد اما با شلیک توپهای دشمن از پهلو آسیب دید و آتش گرفت. خدمه ی آن سعی کردند تا از تانک در حال سوختن فرار کنند. سرنوشت خدمه راننده ی تانک سرگرد واسچکین از دهلیز فرمانده فرار کرد و قبل از اینکه توسط نازی ها مورد اصابت قرار بگیرد سعی کرد تا با هفتیر خود به آنها شلیک کند. دو خدمه ی دیگر نیز در تبادل آتش با دشمن کشته شدند. نیکولای پادن اسیر شد و 4 سال در اردوگاه اسارت ماند. او پس از جنگ آزاد شد و به ارتش پیوست اما در سال 1946 از خدمت معاف شد. فئودور نائوموف سعی کرد پنهان شود. او به پارتیزانهای بلوروس پیوست و در سال 1943 زخمی شد. مالکو سعی کرد تا به مینسک فرار کند و خود را به نیروهای روس برساند. او به عنوان فرمانده ی تانک تا آخر جنگ به نبرد خود ادامه داد و 16 بار تانکش مورد اصابت قرار گرفت. زمانی که جنگ تمام شد مالکو به فرماندهی یک گروهان تانک رسیده بود. او در آزادی مینسک شرکت داشت و وقتی که وارد شهر شد توانست لاشه ی سوخته ی تانکش را در خیابانهای شهر شناسایی کند. در بهار 1945 نیروهای ضداطلاعات آمریکایی سرگرد رودولف هال را در اطارف روهر دستگیر کردند. او به آمریکایی ها گفت که در تابستان 1941 تقریبا تمامی گروهانش را در حمله ی غافلگیرکننده ی یک دستگاه تی-28 روسی در مینسک از دست داده است. آمریکایی ها بازجویی های او را به روسها دادند اما هیچ کس داستان مالکو و سرگرد هال را باور نمی کرد. تنها در سال 1966 نیکولای پادن این داستان را تأیید کرد و در نتیجه مالکو به مدال درجه ی جنگ میهنی دست یافت. مالکو تی-28 یکی از بهترین تانکهای روسی در مراحل ابتدایی جنگ بود. زره آن از روبرو به 80 میلیمتر و از پهلو و کنار به 40 میلیمتر می رسید. پیکربندی غیرعادی چند برجک یک قبضه توپ 76 میلیمتری و 4 قبضه مسلسل 7.62 میلیمتری را شامل می شد. توپ اصلی می توانست در فاصله ی هزار متری به زرهی به قطر 50 میلیمتر نفوذ کند. موتور آن با توان 500 اسب بخار می توانست به تانک سرعتی برابر با 40 کیلومتر بر ساعت بدهد. تی-28 می توانست به سادگی از خندقها، خاکریزها و دیگر موانع عبور کند. بیسیم تی-28 اجازه می داد تا شعاع 60 کیلومتر ارتباط تانک با نیروهای خودی برقرار بماند. خدمه ی تانک تی-28 به صورت استاندارد 6 نفر بودند. زمانی که جنگ آغاز شد ارتش سرخ در حدود 250 دستگاه تی-28 عملیاتی در اختیار داشت. آخرین نبردی که تی-28 ها در آن شرکت کردند در سال 1944 اتفاق افتاد. رژه ی تانکهای تی-28 در میدان سرخ مسکو در هفتم نوامبر 1939 ترجمه و تلخیص رضا کیانی موحد منبع http://wars-and-history.mihanblog.com/post/1783
  19. به نام خدا باسلام به دوستان عزیز Oshkosh L-ATV L-ATV و یا خودروی زرهی تاکتیکی سبک ، توسط شرکت Oshkosh با یک سرمایه گذاری خصوصی به منظور رقابت برای ساخت خودروی زرهی تاکتیکی سبک برای تامین نیاز ارتش ایالات متحده (JLTV) توسعه داده شد. این برنامه جدید که با هدف جایگزین کردن بخشی از ناوگان خودروهای زرهی سبک قدیمی HMMWV در خدمت ارتش ایالات متحده و سپاه تفنگداران نیروی دریایی ایالات متحده است. توسعه Oshkosh L-ATV در سال 2006 شروع شد و در سال 2011 این شرکت طی قراردادی 22 نمونه L - ATV را برای تست و ارزیابی تحویل داد . L-ATV برای ماموریت های گشت زنی و شناسایی طراحی شده و درعین سبک بودن دارای سطح مناسبی از حفاظت در برابر انفجارهای کوچک است. در حال حاضر دو نوع از این خودرو که یکی با دو صندلی برای حمل بار و نوع دیگر با چهار صندلی برای حمل نیرو ساخته شده است . این خودرو می تواند به مسلسل های 12.7 یا 7.62 میلی متری یا نارنجک انداز 40 میلی متری نیز مجهز شود. این خودروی زرهی سبک دارای موتور دیزلی توربوشارژ است اما می توان موتور دیزل الکتریک هیبریدی را روی آن نصب کرد. Oshkosh L-ATV را می توان با هلیکوپتر شینوک یا هواپیمای باری هرکولس c130 حمل کرد . مشخصات : کشور سازنده : ایالات متحده آمریکا صندلی : 4 تا 6 نفر ، ظرفیت : حمل بار 1.6 ~ 2.3 تن ، بیشترین سرعت : 120km/h ، برد : 640km مانور : شیب 60٪ ، شیب های جانبی 40٪ ، گام عمودی ~ 0.5 متر ، عبور ازگودال ~ 0.5 متر، عبور از آب تا 1 متر منبع : http://www.military-...shkosh_latv.htm
  20. با سلام به در خواست محمد تامکت عزیز در این تاپیک شما با تانک سنگین ایالات متحده آمریکا به نام M26 Pershing آشنا خواهید شد . در طی جنگ جهانی دوم ابتکارات زیادی در زمینه های هوایی ، زمینی و دریایی از کشور های حاضر در جنگ جهانی دوم سر زد . یکی از دیگر ابتکارات ساخت تانکی برای پشتیبانی از نیروی پیاده نظام بود که در همین راستا کشور های فرانسه ، آلمان ، انگلستان و ایالات متحده گام های بلندی رو برداشتند .M26 Pershing نام یکی از تانک های سنگین ایالات متحده آمریکا در طی جنگ جهانی دوم و جنگ کره است . اسم این تانک از روی فرمانده گروه آمریکایی American Expeditionary Force که یک گروه حاضر در جنگ جهانی اول بودند گذاشته شده بود . مثل همه کشور ها در آن زمان آمریکا قصد تولید تانکی دو منظوره را داشت که هم قدرت پشتیبانی از پیاده نظام را داشته باشد و هم قدرت در هم شکستن خطوط دشمن . از سال 1942 تا پایان جنگ جهانی دوم تانک ام4 شرمن این دو وظیفه را به تقریبا به خوبی انجام می داد ولی از بعدی دیگر تانک شرمن یک ضعف عمده داشت و آن پائین بودن سرعت بود . و همین امر باعث شد در طی دو سال بعد آمریکا دست به ساخت تانک هایی مانند T22 ، T23 ، T25 و T26 بزنه . در این نمونه تانک ها برد ، سرعت ، جنگ افزار ، نیرو موتور و برجک متفاوت بودند . اگرچه این تانک ها بسیار خوب عمل می کردند ولی آمریکا هنوز در پی ساخت تانکی با فن آوری و تکنولوژی بهتری بود . در همین راستا بود که دکتر جان دیویسن در سال 1944 دست به تحقیق در مورد ساخت چنین تانکی زد و بالاخره در سال 1945 چنین پروژه ای را تکمیل نمود و اولین تانک M26 را به مرحله تولید رسانید . باید خاطرنشان کرد که تانک ام-26 بسیار دیر به جنگ رسید و خیلی زود هم بازنشسته شد . در حقیقت می توان گفت که در سال 1945 این تانک رسما به نیروی زمینی ایالات متحده آمریکا وارد شد و در سال 1950 پس از به سر انجام رساندن دو جنگ یعنی جنگ جهانی دوم و جنگ کره بازنشسته شد . جنگ ها همانطور که گفته شد این تانک سنگین در سال 1945 وارد به نیروی زمینی آمریکا شد . اما در حقیقت نمی توان گفت که ام26 به طور وسیع در اروپا در طی جنگ جهانی دوم به انجام عملیات پرداخته باشد چراکه نمونه های بسیار کمی از آن به اروپا آورده شدند و بنابر سنگین بودن تانک حمل و نقل آن هم بسیار کند بود . در 23 فوریه سال 1945 این تانک ها به تعداد 30 دستگاه رسما وارد خاک اروپا شدند . اولین عملیات برای این تانک 5 روز بعد از ورود آن بود یعنی در تاریخ 28 فوریه که در طی آن عملیات با یک تانک چند دستگاه تانک تایگر درگیر شدند که در آن عملیات حدود 7 ام26 و 4 تایگر حضور داشتند که در آخر هر چهار تایگر نابود شدند ول یدر عوض 6 دستگاه از ام26 نابود شد و فقط یک تانک جان سالم بدرد برد که ان هم به شدت ضربه خرده بود و شایان ذکر است که از 5 نفر حاضر در تانک ام26 3 نفر آن ها زخمی شده بودند . در همین عملیات بود که افراد و محققان در این امر با بررسی بر روی زره تانک ام26 فهمیدند که زره به هیچ وجه قدرت کافی ندارد و به همین دلیل بود که یک بدنه باسبیت برای ام26 طراحی کردند . زره باسبیت زره بسیار قدرتمند و مقاومی بود ولی به شدت بر روی وزن و سنگین و همچنین موتور تاثیر می گذاشت بنابراین تصمیم گرفته شد که موتور را ازنوع LM66 بکنند . این امر باعث شد که از لحاظ سرعت و مقاومت این انک مجهز تر شود . این نمونه تانک با موتور LM66 و با زره باسبیت به تانک M26A1 معروف شد که در واقع نمونه دوم تانک ام26 بود . در کل این نمونه تانک توانست در 15 عملیات به طور وسیع شرکت کند و توانست بسیار خوب و همانطور که پیشبینی شده بود عمل کند . بعد از جنگ جهانی دوم محققان یک بار دیگر طرز کار این تانک رو مورد بررسی قرار دادند و دست به ابتکارات دیگری زدند و بنابر عملکرد خوب این تانک تصمیم به ساخت انواع دیگر این تانک با استفاده و الگو برداری از این نمونه گرفتند . در طی همین تصمیم 6 نمونه تانک ساخته شد که هم جزو خانواده پرشینگ قرار می گیرند . ام26 یک بار دیگر در جبهه های نبرد شرکت کرد و این بار در جنگ کره . در همین راستا تانک M46 با موتوری بهبود یافته و قدرتمند وارد جبهه جنگ با کره شد در واقع این تانک نمونه دیگری از همین خانواده است که با نام M26E2 هم شناخته می شود . بنابر کارکرد خوب M46 در جبه جنگ تعداد کمی از تانک ام26 به جبهه ی نبرد فرستاده شد . یکی از دلایل وجود وسیع تانک M46 در جبهه های نبرد کره وجود تانک قدرتمند و تقریبا بی رقیب تی-34 کره بود . کشور های استفاده کننده و نمونه های مختلف ام26 در سال 1952 نیروی زمینی بلژیک بیش از 423 دستگاه تانک M26 و M26A1 پرشینگ از طرف آمریکا دریافت کرد البته به عنوان اجاره . در سال 1952 آمریکا در پی قدرتمند کردن متحدان خود بود و به همین دلیل 423 تانک از این نمونه به بلژیک داد و پس از مدت یک سال و هفت ماه آن ها را رسما به بلژیک فروخت . در واقع فرمانده ارشد نیروی زمینی بلژیک ، آکسارت منسوبی بعد از دیدن عملکرد خوب این تانک ها پیشنهاد خرید همه 423 تانک را به آمریکا داد و آمریکا هم با این طرح موفقت کرد . البته این تانک ها در سال 1969 از نیروی زمینی بلژیک بازنشسته شدند و عملا از آن سال استفاده ای از آن ها نشد . همانطور که گفته شد 6 نمونه از این تانک تولید شدند که از آن ها می توان M26 با توپ muzzle brake و همچنین M26A1 با توپ Bore evacuator 80 میلیمتری و همچنین M26A1E2 که التبه این نمونه یک طرح آزمایشی با توپ T15E1/E2بود و همچنین M26E1 با توپ 90 میلیمتری و همچنین M26E2 با موتور بهینه سازی شده M3A1 که در واقع همان M46 است . T26E2 با توپ 105 میلیمتری و در آخر T26E5با توپ 279 میلیمتری . در اینجا باید اضافه کنم که تانک M26E2 همان تانک M46 پایتن است که در واقع یکی از قدرتمند ترین تانک ها در جریان جنگ سرد بود که از یک برجك T42 و يك توپ 90 ميليمتري استفاده می کرد . در کل کشور های استفاده کننده از این سلسله تانک ها کشور های بلژیک و ایالات متحده آمریکا بودند که آمریکا بزرگ ترین استفاده کننده از آن بود . سیستم ها ، موتور ، جنگ افزار و توضیحات کلی تانک ام26 پرشینگ یکی از تانک های قدرتمند جنگ جهانی دوم به شمار می یاد و این تانک به دلیل داشتن وزن 41 تن جزو تانک های سنگین حساب می شه . نمونه های مختلف این تانک سبب شده تا تنوعی در تجهیزات اون باشه برای مثال اگر ما نگاه به مدل نخست این رشته تانک ها بندازیم از بعد جنگ افزار در اون توپ 25 میلیمتری هم پیدا می کنیم ولی اگر به آخرین نمونه اون نگاه کنیم با یک توپ 279 میلیمتری طرف هستیم . تانک نخست یعنی ام26 از سیستم گاز سیستون فابریک برای حرکت و در مناطق صعب العبور استفاده می کرد و برای داشتن سرعت بالا تر از ناستریک حرارتی ولی به دلیل وزن و زره بسیار سنگینی که داشت مجبور بودند از دو سیستم مجزای LINDASTRIAL و همچنین LKJNE3 استفاده کنند تا وزن وارده بر موتور و سیتسم های حرکتی آسیبی وارد نکنه . از بعد رادیویی و ارتباطی این تانک به سیتسم های ارتباطی مولتیماشن مجهز بود که البته امروزه از اون استفاده نمی کنند . از بعد رادیویی و ارتباطی 3 سیستم در اینجا وجود دارد . نمونه اول مولتیماشن است و نمونه های دوم و سوم به ترتیب تاستنین94 و دابریک 12 است . این سه سیستم کل سیتمس های رادیویی و ارتباطی این تانک ها رو در بر می گیرند . در بقیه بقیه نمونه ها هم این سیستم های رادیویی خودنمایی می کنند اگرچه بهینه سازی شده هستند به صورتیکه در تانک T26E2 از نمونه RG25 استفاده می کنند . از بعد جنگ افزاری باید گفت که در نمونه نخست سلاح اصلی این تانک یک قبضه توپ 70 میلیمتری بود که در نمونه های بعدی میزان این توپ ها افزایش پیدا کرد . برجک ام26 از نوع T-13 است که قادر است در 10 ثانیه یک چرخش کامل بکند . در کل نمونه نخست این تانک یعنی ام-26 فقط به تعداد 40 فروند ساخته شد که تعدادی در جنگ جهانی دوم منهدم شدند و به دلیل وجود خرابی در قسمت موتور دیگر تولید نشدند . یکی از اشکالات اساسی این تانک وجود موتور بود . بیشتر موتور هایی که بر روی این تانک نصب می شد با خرابی و اشکال روبرو می شدند و همین باعث شد تا به محض ورود تانک ام46 پاتن این سلسله تانک ها بازنشسته شوند . یکی از اشکالات اساسی که تانک ام-26 داشت در این بود که به دلیل سرعت پائین به طور خیلی سریع شکار می شد و حتی در بعضی از مواقع توسط پیاده نظام منهدم می شد . نام : M26 Pershing نمونه : تانک سنگین کشور سازنده : ایالات متحده آمریکا سال های خدمت : 1945 تا 1950 در آمریکا سال های خدمت در بلژیک : 1952 تا 1969 جنگ ها : جنگ جهانی دوم و جنگ کره وزن : 41.9 تن طول : 8.65 m عرض : 3.51 m ارتقاع : 2.78 m سرنشنیان : 5 نفر ( فرمانده ، راننده ، کمک راننده توپ چی و پر کننده توپ ) سلاح اصلی : توپ 80 میلیمتری ماشین بخار : 8 سیلندر / گازوئیل / 500/450 hp قدرت/سنگینی : 11.9/10.6 hp برد : 161 کیلومتر سرعت : 40 کیلومتر موفق باشید /
  21. به نام حق بحرین ؛ وزیرکشور یا وزارت امور داخلی بحرین در سال جاری میلادی (2014) به دنبال برنامه ای برای تجهیز نیروهای امنیتی این کشور به خودرو های محافظت شده (امرپ) با پیکربندی 4×4 است . امرپ های Aravis و Eagle V گزینه های مطرح بوده اند .نیروهای نظامی و امنیتی بحرین در حال حاضر به خودرو های زرهی کبرا (ساخت ترکیه) و Nimer-1 (ساخت عمان) نیز مجهز هستند. Aravis Eagle V NIMER I http://www.military....-نمر،ساخت-عمان/ خودروی کبرای بحرین (ساخت اتوکار ترکیه) http://www.military....9-کبرای-زهردار/ مصر ؛ نیرو مخصوص و نیروهای امنیتی ، پلیس ضد شورش و ... مصر به تازگی در دسته دارندگان خودروهای محافظت شده Renault Sherpa 2 و Reva V LWB (ساخت آفریقای جنوبی) وارد شده اند علاوه بر این یکصد و هشتاد دستگاه RG-32M و تعداد نامشخصی Casspir Mk3 هستند ، در ضمن این کشور سازنده نوع خاصی از نفربر در کلاس نزدیک به امرپ ها با عنوان فهد 240/280 نیز میباشد. Renault Sherpa 2 http://www.military....nault-sherpa-2/ Reva V LWB http://gallery.military.ir/albums/userpics/10206/aravis~1.jpg http://gallery.military.ir/albums/userpics/10206/thumb_aravis~1.jpg RG-32M http://gallery.military.ir/albums/userpics/10206/1-rg32m.jpg http://gallery.military.ir/albums/userpics/10206/thumb_1-rg32m.jpg http://gallery.military.ir/albums/userpics/10206/2-rg32m.jpg http://gallery.military.ir/albums/userpics/10206/thumb_2-rg32m.jpg ] فهد 240 http://www.military....دروی-زرهی-fahd/ عراق ؛ شاید بیشترین بکارگیرنده خودروهای امرپ در منطقه عراق باشد ؛ RG-31 و رقمی بالغ بر 1240 دستگاه Cougar ، همچنین 573 خودروی زرهی اوتوکار عقرب و تعداد نامشخصی Casspir Mk3 و Dzik3 (ساخت لهستان ) ، barrakuda (ساخت شرکت Doosan کره جنوبی ) و mohafiz (ساخت Heavy Industry Taxila HIT پاکستان) RG-31 COUGAR http://www.military....ین-mrap-cougar/ Casspir Mk3 Dzik3 barrakuda mohafiz اردن ؛ 100 دستگاه مکس پرو ، 149 دستگاه کوگر ، 39 دستگاه RG-33L و 50 دستگاه 149 ماتادور . COUGAR http://www.military....ین-mrap-cougar/ International MaxxPro MPV http://www.military....pv-ساخت-آمریکا/ RG-33L http://www.military....33-ساخت-آمریکا/ Matador http://www.military....-آفریقای-جنوبی/ عمان ؛ این کشور کوچک منطقه خاورمیانه ، 132 دستگاه پنهارد VBL و همچنین 22 دستگاه خودروی شبه امرپ Saxon و رقمی در حدود 100 دستگاه نفربر فهد ساخت مصر بهره میجوید . علاوه بر این از خودروی NIMER I و NIMER II ساخت خود نیز بهره مند است. NIMER I ساخت عمان ( و هم چنین صادر شده به بحرین ) http://www.military....-نمر،ساخت-عمان/ NIMER II ساخت عمان Saxon ساخت انگلیس قطر ؛ 27 دستگاه Renault Sherpa 2 و 16 دستگاه پنهارد VBL و تعداد نامشخصی Higuard Renault Sherpa 2 http://www.military....nault-sherpa-2/ PANHARD VBL Higuard (رنو فرانسه ) عربستان ؛ از تلاش برای خرید 200 دستگاه Nexter Aravis که بگذریم؛ صنایع دفاعی عربستان در همکاری با شرکت های خارجی تولید کننده : 100 دستگاه الفهد خودروی زرهی المنصور خودروی زرهی النایف خودروی زرهی الکاسر (همان خودروی زرهی معروف در جریان اشغال بحرین) امرپ تمام عیار Nyoka mk2 ساخت آفریقای جنوبی تحت عنوان Al-Masmak http://www.military....k-ساخت-عربستان/ و همچنین تعداد نا مشخصی زرهپوش های الفیصل الشبل 1 الشبل 2 الشبل 3 (در نمایشگاه IDEX ماکتش رونمایی شد ) Twaiq ترکیه ؛ سازنده و دارنده 1200 خودروی زرهی اوتوکار کبری ، 970 اوتوکار عقرب و همچنین 468 دستگاه از امرپ های BMC ساخت این کشور تحت عنوان BMC-KRIPI 350 و خودروی زرهی KAYA OTOKAR COBRA http://www.military....9-کبرای-زهردار/ OTOKAR AKREP BMC-KRIPI 350 KAYA http://www.military....ده-ای-از-ترکیه/ امارات متحده عربی ؛ 750 دستگاه Oshkosh M-ATV و 76 دستگاه RG-31 Mk5 در کنار خودروی زرهی Nimr یا النمر I , II به تعداد نا مشخص ؛ M-ATV http://www.military....ت-متحده-آمریکا/ RG-31 Mk5 MARKSMAN ASV Panthera (ساخت کمپانی اماراتی Ares Security Vehicles LLC - ASV ) نمر انواع نمر خودروی گشتی 6×6 نفربر 6×6 خودروی فرماندهی زرهی وانت دوکابین زرهی KRAZ-ASV Panthera ( محصول مشترک کمپانی اماراتی Ares Security Vehicles LLC - ASV و کمپانی اوکراینی KRAZ) کویت : ارتش و نیروهای امنیتی این کشور تعدادی خودروی Panhard VBL و Shorland S600 در اختیار دارند Panhard VBL ساخت فرانسه Shorland S600 آذربایجان ؛ تعداد نا مشخصی - SHERPA 2 RENAULT ،350 OTOKAR COBRA - 200 AKREP ZPT ، 110 MARAUDER , 110 MATADOR و همچنین امرپ آمریکایی COUGAR به تعداد محدود 4 دستگاه برای نیروهای حافظ صلح MATADOR http://www.military....-آفریقای-جنوبی/ MARAUDER http://www.military....amount-maraude/ AKREP ZPT COBRA http://www.military....9-کبرای-زهردار/ SHERPA 2 http://www.military....nault-sherpa-2/ COUGAR http://www.military....ین-mrap-cougar/ لازم به ذکر است که کشورهای عربی نامبرده به جز خودروهای ذکر شده هزاران دستگاه خودروی هاموی در مدل های مختلف را در اختیار دارند که شماری از این مدل ها زره پوش هستند. برخی کشورهای دیگر مثل پاکستان ، گرجستان و قزاقستان هم از انواع مختلف دیگری از امرپ ها بهره میگیرند ، اما ایران ؟!! ،... ..................... <
  22. با سلام ليست برخي از ادوات زرهي ايران T-90 Tank (به تعداد اندك) T-72 Tank M113 Apc Zulfiqar-1 Tank Zulfiqar-2 Tank Zulfiqar-3 Tank M47 Patton T-62 Tank Scorpion Light Tank Cascavel APC T-54/T-55 Tank T-59s Tank Chieftain Tank M-60 Tank Raad-2 / Thunder 2 Artillery T-72Z Safir-74 Boragh HOWITZER 155 mm HM 41 HOWITZER 122 mm HM 40 Taftan Mine Cleaner 1/4ton Tactical Jeep 3/4ton Tactical Vehicle Infantry Combat Vehicle Bmp-2 Rakhsh 4x4 Wheeled Apc Thunder 1 Artillery Cobra BMT-2 APC Tosan Tank Urutu APC برخي از كارشناسان معتقد هستند با توجه به اينكه طرح تانك ذوالفقار-3 از تانك ابرامز اقتباس شده است پس ايران تانك ابرامز نيز هرچند به تعداد كم در اختيار دارد. (با توجه به اينكه دوستان همه در ضمينه هاي نظامي تخصص دارند و با اصطلاحات نظامي آشنايي دارند من ديگه واژه ها رو ترجمه نكردم كه مثلا Artillery ميشه توپخانه ! اگه احتياج بود بگيد فارسي بنويسم !)
  23. خلاصه TAM (به معناي تانك متوسط آرژانتيني در زبان اسپانيايي) تانكي است كه هم اكنون در خدمت نيروي زميني آرژانتين مي باشد. به علت فقدان تجربه و تكنولوژي كافي وزارت دفاع آرژانتين قراردادي را با كمپاني آلماني Thyssen-Henschel به منظور انتقال تكنولوژي لازم منعقد كرد.تانك به وسيله يك گروه از مهندسان آلماني و آرژانتيني بر پايه شاسي IFV)Marder)آلماني توسعه داده شد.اين طرح نياز نيروي زميني آرژانتين را به يك تانك مدرن،با سرعت بالا و نیمرخ کوتاه و وزن کم تامین کرد.توسعه تانک در سال 1974 آغاز و پیش نمونه های آن در سال 1977 کامل شد و تولید اصلی نیز در سال1979 آغاز شد. در اثر مشکلات اقتصادی،آرژانتین مجبور به بستن خط تولید در سال 1983 شد.سرانجام دوباره در سال 1994 تولید تانک از نو آغاز، و تا زمانی که نیاز نیروی زمینی به 200 تانک تامین شد،ادامه یافت.بر پایه شاسی این تانک نیز 7 نوع متفاوت خودرو نظامی دیگر مانند هویتزر 155 میلیمتری خودکششی و خودروی خمپاره انداز ساخته شد.سوار کردن قطعات نیز در تاسیسات محلیTAMSE در فضایی با مساحت 9600 مترمربع انجام شد.به جز خودروهای ساخته شده برای نیروی زمینی آرژانتین،تعدادی خودرو نیز برای نیروی زمینی پرو ساخته شد،که این خودروها نیز به علت لغو شدن قرارداد،دوباره به نیروی زمینی آرژانتین بازگشت.همچنین 17 دستگاه از نفربرهای ساخته شده بر پایه شاسی این تانک در یوگسلاوی سابق،برای ماموریت حفظ صلح سازمان ملل به کار گرفته شد. توسعه: (تاریخچه،تحرک،تسلیحات،دید و ..) در جریان دهه 60،آرژانتین به دنبال جایگزین کردن خودروهای جدیدی به جای تانک قدیمی انگلیسی Sherman Firefly ،خودروی زرهی آمریکایی M8 Greyhounds و خودروی نیمه شنی M3A1 که بعد از جنگ جهانی دوم دریافت کرده،بود. با وجود تلاش هایی که برای تامین تجهیزات از ایالات متحده کرد،آرژانتین تنها توانست خرید 50 دستگاه M41 Walker Bulldogs و 250 دستگاه نفربر زرهی M113 را تضمین کند و این باعث شد که آرژانتین به طرف اروپا روی بیاورد.آرژانتینی ها امیدوار بودند که بتوانند با استفاده از تکنولوژی اروپایی ها،دیگر خودشان در داخل و به صورت بومی،تسلیحات مورد نیازشان را تولید کنند. سرانجام آرژانتین 80 دستگاه تانک سبک AMX-13 ،به علاوه 180 دستگاهAMX-VCI و 24 عراده هویتزر AMX-155 F3 را از دولت فرانسه دریافت کرد و نیز توانست حدود 40 دستگاه AMX-13 و 60 دستگاه AMX-VCI را در داخل بسازد،همچنین آرژانتینی ها تانک آلمانی لئوپارد 1 و تانک فرانسوی AMX-30 را برای جایگزینی با تانک های شرمن،آزمایش کردند.در سال 1973 وزارت دفاع آرژانتین،یک سری از مشخصات و نیازهای تانکی را که باید از دهه 80 وارد خدمت می شد،ارائه داد. این مشخصات شامل یک توپ مدرن 105 میلیمتری،دو قبضه تیربار،نارنجک انداز،برد جاده ای حداقل 500 کیلومتر،حداکثر سرعت 70 کیلومتر بر ساعت و وزنی که نباید بیش از 30 تن باشد،بود.همچنین باید در طراحی ملاحظه زیرساخت های موجود آرژانتین شامل توانایی خطوط راه آهن،پل ها و جاده ها می شد.در اواخر سال 1973، MATP (پروژه تانک متوسط آرژآنتینی) با هدف کلی مطالعه،طراحی و توسعه یک تانک برای آینده آرژانتین،آغاز شد. کمبود تجربه و تکنولوژی لازم،دولت آرژانتین را مجبور کرد که به دنبال یک کمپانی خارجی برای تهیه تکنولوژی لازم،بگردد.سرانجام قراردادی با کمپانی آلمانی Thyssen-Henschel منعقد شد،در جریان این قرارداد بر سر انتقال تکنولوژی لازم توافق شد،که در نتیجه برنامه ای برای توسعه یک تانک با مشخصات مذکور دولت آرژانتین،تحت نظر یک تیم فنی متشکل از مهندسان آلمانی و آرژانتینی آغاز شد.سرانجام تصمیم بر این شد تا از بدنه نفربر آلمانی Marder استفاده شود و همچنین شاسی برای حمایت بیشتر از وزن تانک،تقویت شد.دو پیش نمونه در اواخر 1976 و اوایل 1977 ساخته شد که بلافاصله برای مدت دو سال تحت تست های گوناگون و زیادی قرار گرفت و درجریان این آزمایشات،تانک بیش از 10000 کیلومتر را طی کرد.همزمان با این اقدامات،دو پیش نمونه دیگر هم برای پیشبرد رسیدگی و مطالعه در مورد طرح خودروهای جدید نظامی،ساخته شد. قدرت آتش تانک جدید،با نصب یک توپ 105 میلیمتری L7A1 تامین شد،ولی سرانجام این توپ با مدل اصلاح شدهL7A2 تعویض شد.اما دوباره این توپ نیز با توپ 105 میلیمتری Rh-105-30 رین متال عوض شد.این توپ آلمانی در آرژانتین با نام FM K.4 Modelo 1L تولید می شود.مزیت و نکات مثبت توپ Rh-105-30 شامل،وزن کم(به منظور کاهش وزن تانک که مورد توجه دولت بود.)،اندازه جمع و جور و مهلک بودن آن بود،این توپ بر روی تانک TAM از شعله پوش استفاده نمی کند و می تواند تا 18 درجه بالا و تا 7- درجه پایین بیاید.این توپ می تواند مهمات انرژی جنبشی M735A1 را به راحتی شلیک کند. M735A1 نیز می تواند در 370 میلیمتر زرهی که در فاصله 1000 متری قرار دارد،نفوذ کند.همچنین این توپ می توان مهمات HEAT و HESH را نیز شلیک کند. سلاح فرعی این تانک نیز شامل یک GPMG م.م 62/7 هم محور به نام FN MAG 60-40 و یک FN MAG 60-20 که برای مقابله با تهدیدات هوایی بر روی برجک نصب می شود. لازمه انتخاب موتور برای این تانک،وزن کم،متراکم بودن و سرعت و شتاب بالا بود،به این منظور موتور دیزلی 6 سیلندر MB-833 Ka 500 از MTU فردریش شافن با توان 720 اسب بخار انتخاب شد،در نتیجه نسبت نیرو به وزن تانک به 24 اسب بخار برای هر تن رسید. سرعت تانک نیز در جاده 75 کیلومتر بر ساعت و در خارج از جاده 40 کیلومتر بر ساعت می باشد.برد تانک تنها با استفاده از مخازن سوخت داخلی با ظرفیت 680 لیتر،590-500 کیلومتر می باشد و در صورت اضافه کردن دو مخزن سوخت 200 لیتری خارجی،برد تانک تا 800 کیلومتر افزایش می یابد. سیستم انتقال قدرت تانک نیز از نوع Renk HSWL-204 اتوماتیک به همراه یک تبدیل کننده هیدرودینامیکی می باشد.برای ترمز نیز از دیسک های ترمز هیدرولیکی استفاده می شود. حفاظت این تانک نیز بر پایه نیمرخ کوتاه برجک(طراحی شده بر اساس Leopard 1A4 می باشد.)،سطح شیب دار بدنه (32 درجه در پهلو ها) و زره می باشد. جلوی برجک نیز با 50 میلیمتر زره فولادی حفاظت می شود.وزن کم و زره نسبتا سبک تانک باعث تحرک بالای تانک در ناهمواری ها می شود. به جز پریسکوپ های فرمانده،یک پریسکوپ PERI R12 که برای تانک Leopard 1A4 طراحی شده،برای خدمه تعبیه شده است. توپچی و لودر نیز دارای یک پریسکوپ برای دید در روز هستند.برای شلیک در شب یک دوربین LLLTV نصب شده که همراه با حرکت لوله توپ اصلی،حرکت می کند.همچنین برنامه ای برای ضخیم و تقویت زره و افزایش حفاظت تانک انجام شد. مدل ها تعدادی خودرو از روی شاسی این تانک ساخته شده.همچنین برنامه ای برای ساختن یک IFV در سال 1977 پایان یافت و در نتیجه مدل VCTP ساخته شد. این خودرو می تواند یک گروه 12 نفری را جا به جا کند،فرمانده همراه یک تفنگدار در برجک قرار می گیرد،بقیه نیز در پایین قرار می گیرند.یک نفر نیز از تیربار بدنه استفاده می کند. عکس:یک دستگاه VCTP سلاح اصلی VCTP،یک autocannon م.م 20 ، Rh-202 رین متال است که می تواند از مهمات DM63 استفاده کند.همچنین یک قبضه تیربار 62/7 میلیمتری بر روی برجک قرار گرفته.افراد نیز می توانند از دری که پشت بدنه تعبیه شده،پیاده شوند.مدل های دیگر شامل:هویتزر 155 میلیمتری VCA 155،خودروی خمپاره انداز VCTM(دارای خمپاره انداز 120 میلیمتری AM-50)،خودروی رزمی VCPC،راکت انداز VCLC،آمبولانس VCAو VCA (ARV)می باشد،که توضیح مشخصات هرکدام نیاز به بحث جداگانه ای دارد و دوستان برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد ویژگی های این خودروها می توانند یه منبع مراجعه کنند. تولید ساخت تانک TAM در سال 1979 با هدف تولید 200 تانک و 312 دستگاه VCTP آغاز شد،اما زمانی که در سال 1983 تولید موقتا پایان یافت،تنها 150 دستگاه تانک TAM و 100 دستگاه VCTPتولید شد.70 درصد تانک ها در آن زمان در کارخانه داخلی TAMSEو 30 درصد در آلمان ساخته شد.کارخانه داخلی TAMSE دارای فضای 9600متر مربع و کاملا سرپوشیده است و دارای 2 انبار اصلی برای ذخیره مصنوعات می باشد،همچنین دارای یک لابراتوار کنترل کیفیت ،یک اتاق تست موتور وشلیک و یک دفتر پروژه می باشد. صادرات اگرچه TAM هرگز به کشوری صادر نشد،ولی تعدادی از کشورها نسبت به این تانک علاقه نشان دادند.مالزی در سال 1981 قراردادی را برای خرید 102 دستگاه خودرو از خانواده TAM،شامل تانک،VCTPو VCRT(با تغییر به نام های شیر،ببر و فیل) امضاء کرد.اما در نهایت این قرارداد لغو و مالزی تانک لهستانی PT-91 را انتخاب کرد.قرار داد پرو نیز همانطور که گفته شد،به دلیل عدم تامین بودجه لازم لغو گردید.قرارداد مشابه ای نیز با پاناما بسته شد،ولی بعدا به دلایل نامعلومی کنسل شد.همین مسائل برای چند کشور دیگر هم تکرار شد. در خاورمیانه نیز ایران و عربستان سعودی نسبت به این تانک علاقه نشان دادند،اما معامله با ایران به علت درخواست عربستان و عراق از آلمان به نتیجه نرسید.(تنها نقل قول از منبع،صحت مطلب تایید نشده است). همچنین معامله با عربستان نیز به علت درخواست رژیم اشغالگر قدس از آلمان به جایی نرسید. تاریخچه جنگی اگرچه تانک TAM سابقه حضور در هیچ جنگی را نداشته،اما 17 دستگاه VCTP در یوگسلاوی به وسیله یک گردان آرژانتینی در ماموریت حفظ صلح سازمان ملل،به کار گرفته شده. عکس:راکت انداز VCLC مشخصات کلی نوع:Medium Tank(?) کشور سازنده:آلمان و آرژانتین استفاده کننده:آرژانتین وزن:5/30 تن طول:75/6 متر عرض:25/3 متر ارتفاع:42/2 متر خدمه:4 نفر سلاح اصلی:یک قبضه توپ 105 م.م FM K.4 Modelo 1L سلاح فرعی:2 قبضه تیربار 62/7 م.م موتور:MTU-MB833 Ka-500 توان موتور:720 اسب بخار(537 کیلو وات) برد:بدون مخزن خارجی،حداکثر 590 کیلومتر(؟) سرعت:75 کیلومتر بر ساعت ............................................ اطلاعات بیشتر: (http://en.wikipedia.org/wiki/TAM_(tank مترجم:Ali_64 استفاده از این مطلب تنها با ذکر نام مترجم و وب سایت میلیتاری مجاز است.
  24. تاریخ: 15 تا 16 دی ماه 1359(5 تا 6 ژانویه 1981). محل: جنوب کرخه کور، غرب اهواز. نتیجه: پیروزی عراق در ضد حمله،سقوط هویزه. متخاصمین: جمهوري اسلامي ايران در برابر عراق فرماندهان: ايران :تیمسار ظهیر نژاد فرمانده نیروی زمینی ارتش تیمسار فلاحی رییس ستاد مشترک ارتش آیت الله خامنه ای نماینده رهبری در شورای عالی دفاع سرهنگ حسینی فرمانده عملیات نیروی زمینی تیمسار لطفی فرمانده لشکر 16 زرهی قزوین تیمسار جمشیدی فرمانده تیپ 1 لشکر 16 زرهی قزوین شهید حسین علم الهدی فرمانده سپاه سوسنگرد جاودان اثر علی هاشمی فرمانده سپاه حمیدیه عراق: ؟ استعداد رزمی ايران :در حدود 15000 نفر تیپ 1و3 از لشکر 16 زرهی قزوین تیپ 2 از لشکر 92 زرهی اهواز 2 گردان از لشکر 77 پیاده 2 گردان از سپاه پاسداران سوسنگرد گروهی از ستاد جنگهای نامنظم (شهید چمران) عراق: در حدود 20000 نفر تیپ 35 و 43 زرهی از لشکر 9 گردان 14 زرهی تیپ 20 مکانیزه از لشکر 5 تیپ 8 مکانیزه از لشکر 8 تیپ 31 نیروی مخصوص تلفات: ايران: 140 تا 250 دستگاه تانک 100 دستگاه خودروی زرهی 1 فروند هواپیما 1 فروند هلیکوپتر عراق: 1000 نفر کشته و مجروح 800 نفر اسیر 50 دستگاه خودرو 55 دستگاه تانک 3 فروند هلیکوپتر 15 دستگاه موشک انداز پیش زمینه با گذشت 3 ماه از آغاز تجاوز عراق به ایران و سقوط خرمشهر فشار بر روی سران سیاسی و نظامی کشور در جهت بیرون راندن متجاوزین از خاک ایران شدت گرفت. ابوالحسن بنی صدر ،رییس جمهور وقت و فرمانده کل قوا، در روز 26 آذر 59 در طی جلسه ای به فرماندهان نظامی عالی رتبه ارتش خطاب می کند:«به هر ترتیبی که هست برای عملیات آفندی طرح ریزی کنید. من دیگر در مقابل نظریات و خواسته های مردم و رهبران مذهبی قدرت مقاومت ندارم، یا باید طرحی را تهیه و اجرا کنید و یا اینکه بروید در رسانه های گروهی صریحا علت عدم امکان اجرای عملیات آفندی را برای مردم توضیح دهید.» در نتیجه این فشارها، نیروی زمینی ارتش دو طرح حمله بزرگ را به منظور بازپس گیری مناطق از دست رفته درجبهه جنوب آماده می کند. طرح اول حمله از سمت غرب اهواز و جنوب هویزه به منظور بیرون کردن دشمن از دشت آزادگان و از بین بردن تهدید عراق نسبت به اهواز، هویزه و سوسنگرد برنامه ریزی می شود. طرح دوم باید به فاصله چند روز پس از طرح اول اجرا می شد و با حمله از سمت ماهشهر و آبادان به صورت گازانبری نیروهای عراق را که از کارون رد شده و آبادان را از سمت شرق محاصره کرده بوند در هم می شکست و در نهایت به آزادی خرمشهر می انجامید. هر یک از دو طرح در چند مرحله اجرا می شدند و در صورت موفقیت در هر مرحله، مرحله بعدی عملیات شروع می شد. ارتش بنابر آموزه های استاندارد خود در هر دو حمله بر تک زرهی و نفوذ عمیق در مواضع دشمن تکیه داشت. در هر دو طرح قرار بود که بار اصلی عملیات بر دوش واحدهای زرهی باشد و نیروهای پیاده در کنار زرهی حرکت کرده و پس از رسیدن به اهداف عملیات مواضع جدید را تثبیت کنند. متأسفانه تمهیدات لازم برای حملاتی با این ابعاد توسط نیروی زمین در نظر گرفته نشده بود و در نتیجه هر دو عملیات با شکست مواجه شدند. عملیات نصر؛ وضعیت عمومی منطقه عملیات منطقه جغرافیایی كه در مرحله اول عملیات مورد نظر بود غرب اهواز و جنوب سوسنگرد را شامل می شد. این منطقه ازطرف شمال به شاخه شرقی-غربی رودخانه كرخه، از شرق به رودخانه كارون بین كوت بدالله تا آبادی فارسیات و ازمغرب جاده هویزه به یزدنو و ازجنوب به پادگان حمید و جفیرمحدود می شود. در جنوب غربی حمیدیه رودخانه كرخه نور از كرخه منشعب می گردد. ابتدا به سمت جنوب و سپس در نزدیكی روستای بنی تمیم به سمت غرب تغییرمسیر داده به موازات كرخه پس ازعبور از هویزه به هورالعظیم می ریزد. به علت لایروبی های سالیانه و ریختن گل و لای این رودخانه در دو طرف آن عارضه مرتفعی ازهویزه تا آبادی اژدك پدید آمد كه در زمینهای هموار و مسطح جنوب دارای ارزش نظامی است. انشعابات كرخه و كرخه كور در مواضع بارندگیهای شدید، سبب آب گرفتگی زمینهای اطراف می شود كه می تواند برای حركت نیروها ، به ویژه تجهیزات زرهی و مکانیزه، محدویت ایجاد كند. زمین منطقه به گونه ای است كه درمواقع خشكی بسیار نرم و درهنگام بارندگیهای شدید و طغیان رودخانه ها با باتلاقی و یا به صورت گل چسبیده ای درمی آید كه حركت افراد و یا خودروها را تنها به جاده محدود می سازد. بعلت فقدان عوارض طبیعی و همواربودن زمین، ایجاد عوارض مصنوعی در هنگام عملیات پدافندی یا آفندی و استفاده از و سایل سنگین مهندسی جهت ایجاد خاكریزیا حفركانال ضرورت می یافت. موقعیت نظامی منطقه عملیات درمرحله اول عملیات، رودخانه كرخه كور درقلب منطقه عملیاتی و اقع شده بود و نیروهای دشمن قسمتی از كرانه شمالی و جنوبی را در اشغال داشتند. پادگان حمید كه هدف نهایی مرحله اول محسوب می شد در جنوب شرقی این منطقه قرار داشت. برای رسیدن به این اهداف و تامین آن، انجام عملیات در امتداد جاده اهواز-خرمشهربه دلیل وجود مواضع مستحكم دشمن، امكان پذیر نبود. یگانهایی از لشكر5 و9 عراق در این مواضع مستقر بودند. دشمن به دوطرف آرایش داشت. در منطقه كرخه كور آرایش دشمن به سمت شمال و درغرب كارون آرایش به سمت شرق بود. در منطقه شمال غربی هویزه و جنوب غربی آن بین نیروهای دشمن الحاق وجود نداشت. به طوری كه هویزه و بخشهایی از هورالعظیم همچنان در اختیار نیروهای خودی بود. عقبه یگانهایی كه در شمال كرخه نور مستقربودند، جنوب آن رودخانه بود و این نقطه آسیب پذیری دشمن به حساب می آمد. طرح مانور عملیات نصر دومین عملیات بزرگ ارتش، با تکیه بر نیروهای زرهی بود و در منطقه هویزه به اجرا درآمد. طرح عملیات نصر توسط ستاد مشترک ارتش تهیه شده بود و یک طرح بلندپروازانه در چهار مرحله بود. قرار بود که در مرحله اول جفیر و پادگان حمید، در مرحله دوم کوشک و طلاییه و در مرحله سوم خرمشهر آزاد شود. در مرحله چهارم نیز قرار بود تا در صورت امکان پیشروی به سوی حومه بصره از محور تنومه انجام شود. قرار شد تا مرحله اول عملیات نصر در چهار محور جداگانه اجرا شود. در شمالی ترین محور قرار بود تا تیپ 1 لشکر 16 زرهی به همراه نیروهای نامنظم وابسته به شهید چمران از هویزه و از میان شکافی که بین تیپ 8 مکانیزه و تیپ 43 زرهی وجود داشت به سمت جنوب شرقی پیشروی کنند و با یک حرکت احاطه ای تیپ 43 زرهی را محاصره کنند. در محور دوم تیپ 3 لشکر 16 زرهی که توسط دو گردان از سپاه تقویت شده بود باید از کرخه کور عبور می کردند و یک تک جبهه ای را بر روی مواضع تیپ 43 زرهی اجرا می کردند. این دو محور قرار بود که در جنوب کرخه کور با یکدیگر الحاق کرده و بعد به سمت جفیر پیشروی کنند و آن را آزاد کنند. در سمت غرب اهواز و بر روی هور نیز دو تک های زرهی از دو محور جداگانه صورت می گرفت. محور اول از فارسیات به سمت عباویه و محور دوم کمی جنوب تر از محور اول و به موازات آن در جهت ایستگاه حمید انجام می شد. این دو محور نیز قرار بود که پس از الحاق با هم پادگان حمید را از دست دشمن خارج کنند. پس از رسیدن به اهداف مرحله اول و تثبیت آنها باید جهت تک زرهی به سمت جنوب غربی و در دو محور موازی به سمت طلاییه و کوشک می چرخید. برای اینکه عملیات با غافلگیری بیشتری همراه شود ساعت رهایی را ساعت 10 صبح روز 15 دی مصادف با 28 صفر انتخاب کردند. عملیات عملیات نصر در ساعت 10 صبح 15 دی ماه 59 آغاز شد. در اولین حرکت تیپ 3 لشکر 16 زرهی و گردانهای سپاه توانستند با موفقیت در محور ابوحمیظه-سوسنگرد از کرخه کور عبور کنند و تا 20 کیلومتری جنوب شرق هویزه در خطوط عراق نفوذ کنند. محور شمالی نیز با موفقیت به سمت جنوب حرکت کرد و با چرخش به سمت شرق با محور دوم الحاق کرد. در نتیجه الحاق تیپ 1 و 3 لشکر 16 زرهی تیپ 43 زرهی عراق کاملا محاصره شد. نیروهای عراقی که عقبه خود را از دست داده بودند به صورت نامنظم شروع به عقب نشینی کردند و با از دست دادن 800 نفر اسیر و مقادیر زیادی تسلیحات گروهی از آنان توانستند عقب نشینی کنند. در محور فارسیات آتش تهیه 20 دقیقه دیرتر از ساعت تصویب شده اجرا شد و نصب پل بر روی کارون و عبور واحدهای زرهی لشکر 92 زرهی با 3 ساعت تأخیر مواجه شد. از سوی دیگر پس از عبور از کارون محور جنوبی با میدان مین برخورد کرده و متوقف شد و محور مرکزی نیز با اندکی پیشروی 300 متر پس از کارون متوقف شد. در نتیجه هیچ کدام از این محورها نتوانستند به جاده خرمشهر-اهواز برسند و آن را قطع کنند. مرحله اولیه عملیات در ساعت 16 روز 15 دی به پایان رسید در حالیکه در محور شمالی عبور از کرخه کور با موفقیت انجام شده بود ولی در محورهای جنوبی نیروهای زرهی تنها توانسته بودند از کارون عبور کنند و سرپلی در ساحل غربی آن به دست آوردند ولی پیشروی قابل ملاحظه ای انجام نداده بودند. در محور شمالی واحدهای پای کار با آنکه با موفقیت خط دشمن را شکسته بودند از اقدامات تأمینی غفلت کردند و نیروها و تجهیزات زرهی در دشت بازقرار گرفتند. از طرفی عدم الحاق با دو محور مرکزی و جنوبی سبب شده بود تا نیروهای محور کرخه کور به دشمن جناح بدهند. مرحله دوم عملیات در ساعت 8 صبح روز بعد با هدف رسیدن به جفیر از محور شمالی شروع شد. جاده جفیر به عنوان محور عملیات انتخاب شد و نیروهای سپاه جلوتر از واحدهای زرهی ،که پشتیبانی از آنها را برعهده داشتند، حرکت به سمت جنوب را آغاز کردند. در شب اول عملیات عراق تعدادی از نیروهای خود را وارد منطقه کرده و آرایش داده بود. همچنین دو گردان تانک عراق در غرب جاده جفیر مستقر بودند. در نتیجه، پس از اندکی پیشروی، نیروهای سپاه با حملات توپخانه و هواپیماهای عراق زمینگیرشدند. با ته کشیدن مهمات و سوخت تانکهای لشکر 16 زرهی، فشار عراق بر روی واحدهای زرهی لشکر 16 قزوین بیشتر شد و سبب شد تا در بعد از ظهر روز 16 دی واحدهای زرهی بدون اطلاع نیروهای سپاه عقب نشینی کنند. تیپ 1 لشکر16 زرهی در حال عقب نشینی زیر آتش شدید عراق واقع شد و بسیاری از تجهیزات و تانکهای خود را از دست داد و تقریبا منهدم شد. با عقب نشینی تانکهای تیپ 1 زرهی نیروهای سپاه و تعدادی از نیروهای داوطب و نامنظم در محاصره یک ستون تانک عراقی افتادند و همگی شهید شدند. از جمله افرادی که در این مرحله از عملیات نصر در محاصره شهید شدند فرمانده سپاه هویزه ،سید حسین علم الهدی، بود. در ساعت 9 صبح روز 17 دی پاتک عراق به سمت جنوب کرخه کور آغازشد و در ساعت 14 آتشباری عراق بر روی مواضع ایران تشدید شد. در نتیجه، دستور تخلیه به پشت کرخه کور به لشکر 16 زرهی ابلاغ شد اما تا فردای آن روز هنوز یگانهایی از تیپ 3 لشکر 16 در مواضع خود در جنوب کرخه کور باقی مانده بودند. در حوالی ساعت 6 بعد از ظهر عقب نشینی باقیمانده تانکهای تیپ 3 به سمت شمال رودخانه کرخه کور آغاز شد در حالیکه نیروهای سپاه که هنوز در جنوب کرخه کور باقی مانده بودند حرکت مؤثری از جانب دشمن مشاهده نکردند. عقب نشینی واحدهای زرهی ایران عراق را در راه رسیدن به کرخه کور مصمم تر کرد و آتش شدید عراق سبب شد تا نیروهای سپاه با عقب نشینی از پل حمودی فردوس پل را منفجر کنند. در اوایل شب نیروهای عراقی به مواضع خود قبل از آغاز عملیات نصر بازگشتند و دوباره در حاشیه کرخه کور موضع گرفتند. پس از نبرد در روز 21 دی هویزه از محور سوسنگرد و جنوب شرقی مورد تهدید قرار گرفت و جاده سوسنگرد-هویزه زیر آتش مستقیم دشمن درآمد. 4 روز بعد هویزه کاملا محاصره شد و در روز 27 دی 59 شهر سقوط کرد. برنامه ریزی غلط بزرگترین عامل شکست ایران در عملیات نصر بود و با وجود پیروزی اولیه سبب شد تا نه تنها ایران تعداد زیادی از تجهیزات و ادوات زرهی خود را ،که جانشینی برای آنها وجود نداشت، از دست بدهد بلکه شهر هویزه نیز که از ابتدای جنگ اشغال نشده بود در محاصره قرارگرفت و سقوط کرد. اولین اشتباه نیروی زمینی ایران عدم شناسایی قدرت دشمن بود. لشکر 16 زرهی به تازگی وارد منطقه شده بود و با زمین عملیات هیچ گونه آشنایی نداشت. با اینکه در تمام محورها تک زرهی بار اصلی حمله را بر دوش می کشید انتخاب بد زمین و زمان عملیات سبب شد تا تک زرهی در محورهای جنوبی به گل بنشیند و تانکها پس از گرفتن سرپل فرصتی برای بازشدن در دشت و انجام تهاجم نداشته باشند. در فصل زمستان منطقه جنوب کرخه کور رملی و پر از گل و لای می شود و در نتیجه تانکهای لشکر 92 زرهی اهواز بدون اینکه فرصت مقابله در یک نبرد زرهی را پیداکنند در گل گیرکردند. عدم پشتیبانی و نبود مهندسی رزمی در منطقه عملیات سبب شد تا جاده کافی پشت سر لشکر 16 زرهی کشیده نشود و در نتیجه انتقال مهمات و سوخت به تانکهای این لشکر با مشکل مواجه شد و درنتیجه بسیاری از تانکهای این لشکر از بین رفتند یا به دست دشمن افتادند. برنامه ریزی غلط سبب شده بود تا مهمات کافی برای تانکها در نظر گرفته نشود. این اشتباه در مرحله دوم عملیات تأثیر مرگبار خود را نشان داد. اشکال دیگر برنامه ریزی های صورت گرفته برای عملیات نصر در نظر گرفتن نیروهایی اندک برای غلبه بر تعداد بیشتر دشمن بود که در مواضع مستحکم دفاعی قرار داشتند. در حالیکه استانداردهای نظامی نسبت 3 به1 را برای یک حمله موفقیت آمیز پیشنهاد می کنند در هیچ کدام از محورها نسبت مهاجمین ایرانی به مدافعین عراقی حتی به نسبت 2 به 1 هم نمی رسید. از سوی دیگر هیچ نیروی ذخیره ای برای عملیات در نظر گرفته نشده بود و با فروکش کردن قدرت نیروی تک کننده نیرویی در پشت جبهه نبود که جای نیروهای تک ور را پر کند. در ضمن برنامه ای برای شکست احتمالی عملیات در نظر گرفته نشده بود. عقب نشینی تیپ های 1و 3 لشکر 16 زرهی بدون پشتیبانی و به صورت نامنظم صورت گرفت و نیرویی نبود تا این عقب نشینی را پوشش دهد. عملکرد نیروی هوایی و هوانیروز در این عملیات قابل توجه نبود و با اینکه هوانیروز در ابتدای جنگ توان بالایی از خود نشان داده بود در عملیات نصر نتوانست پشتیبانی هوایی مؤثری از نیروهای تک ور انجام دهد. اگر هوانیروز می توانست در روز اول عملیات در محورهای جنوبی به کمک تانکهای لشکر 92 زرهی بیاید و راه آنها را بازکند شاید این عملیات با نتیجه ای دیگر خاتمه می گرفت. از دیگر اشکالات این عملیات نبودن تمهیدی برای مقابله با آتش ضدتانک پیاده نظام عراق بود. عراق بر اساس تجربیات مصر در جنگ 1973 اعراب و اسرائیل در عبور از کانال سوئز، نیروهای پیاده خود را به موشکهای هدایت شونده ضد تانک مجهز کرده بود و همین موشکها تلفات زیادی را به تانکهای ایرانی وارد کردند. تیپ های 1 و3 لشکر 16 زرهی که از حمایت دو گردان پیاده سپاه و نیروهای نامنظم شهید چمران برخوردار بودند توانستند آتش ضد تانک پیاده نظام عراق را بهتر خنثی کنند ولی میدانهای مین و موشکهای ضدتانک و آتش توپخانه عراق واحدهای لشکر 92 زرهی را که از کارون گذشتند خیلی زود زمین گیر کردند. به فاصله اندکی پس از شکست تک زرهی نیروی زمینی در جنوب سوسنگرد، حمله زرهی دیگری در جبهه جنوب برای شکستن محاصره آبادان انجام شد که آن هم به شکست دیگری انجامید. درباره آن خواهیم نوشت. نويسنده: رضاکیانی موحد لينك منبع: wars-and-history.com/post/382