جستجو در انجمن

مشاهده نتایج برای برچسب های 'ارتش'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بوسیله برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


انجمن ها

  • بخش داخلی
    • اخبار و قوانین
    • ماهنامه میلیتاری
    • گالري عكس و فيلم
    • کتابخانه میلیتاری
    • مقالات برتر
  • War and History - بخش جنگ و تاریخ
    • مباحث جامع نظامی
    • پیمان ها - قراردادها و معاملات تسلیحاتی
    • دکترین و استراتژی
    • عملیات های نظامی
    • جنگ تحمیلی
    • تحولات روز امنیتی نظامی بین الملل
    • General Military Discussions
  • Air force Forum - بخش نیروی هوایی
    • هواپیماهای نظامی
    • بالگردهای نظامی
    • تسلیحات هوایی
    • متفرقه در مورد نیروی هوایی
    • سایر بخشهای نیروی هوایی
    • Airforce - English
  • Army Forum - بخش نیروی زمینی
    • ادوات و تسلیحات زمینی
    • خودروهای نظامی و زره پوش ها
    • مباحث جامع زرهی
    • توپخانه زمینی
    • موشک های زمین پایه
    • الکترونیک زمینی
    • تجهیزات و تسلیحات انفرادی
    • متفرقه نیروی زمینی
    • سایر بخشهای زمینی
    • Ground forces - English
  • Navy Forum - بخش نیروی دریایی
    • شناورهای سطحی
    • شناور های زیرسطحی
    • هوا دریا
    • تسلیحات دریایی
    • سایر بخش های نیروی دریایی
    • علوم و فنون دریایی
    • راهبردها و راهکنش های دریایی
    • تاریخ نیروی دریایی
    • اخبار نیروی دریایی
    • Navy - English
  • News Section - بخش خبر
    • اخبار روز ایران و جهان
    • اخبار صفحه اول
    • رایانه و شبکه
    • English News
    • Send news
  • Non-Military Forums - سایر بخشها
    • دیگر موضوعات و مطالب

پیدا کردن نتایج در ...

یافتن نتایج که ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروز رسانی

  • شروع

    پایان


Filter by number of...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


Website URL


Yahoo


Skype


Location


Interests

پیدا کردن 7 results

  1. ميتوان به جرات اظهار کرد که ديگر همانند گذشته توانايي ساخت هواپيماهاي جنگنده تنها تحت سلطه کشور بخصوصي مانند ايالات متحده نيست و کشورهاي ديگر نيز همگام با صنعت روز هوانوردي با جديت مشغول به طراحي و توليد هواپيماهاي جنگندهي بومي هستند.اما در اين ميان دو کشور اروپايي يعني انگليس و فرانسه البته تا حدودي نيز آلمان گوي سبقت را از ديگران ربوده و به سرعت در حال توليد جنگنده هايي هستند که به خوبي از پس حريفان امريکايي خود بر آمده و انان را از ميدان نبرد به در ميکنند.کشور فرانسه با سابقه ي زياد در طراحي و ساخت هواپيماهاي مسافربري و نظامي هم اکنون در حال طراحي مدل هاي جديدي از هواپيما هاي جنگنده بوده که نمونه شاخص آن جنگنده رافالRafale با کدM09است در ادامه به بررسي اين هواپيماي مدرن ميپردازيم. اين جنگنده که در حقيقت ادامه دهنده راه اسلاف خود يعني جنگنده هاي مشهور ميراژ جگوار سوپر اتاندارد و... است به منظور جايگزيني جنگنده هاي قديمي توسط نيروي هوايي فرانسه سفارش داده شده. اين جنگنده که ميتوان آن را تا حدودي جنگنده اي جوان وجديد ناميد در سال 2001 و در عمليات جنگ افغانستان عملکرد و برتري آشکار خود را بر شناخته شده ترين هواپيما هاي ناو نشين يعني f-18 و f14 به جهانيان ثابت نمود.رافال هواپيمايي دو موتوره با قابليت حمل بازه گسترده از تسليحات هوا به هوا و هوا به زمين بوده که در عين حال هواپيمايي بي نهايت تغير پذير است و به سرعت ميتواند نقش خود را از برتري هوايي به شناسايي حملات دريايي و يا زميني تغير دهد.در کاکپيت اين جنگنده از سيستم هاي اويونيک يا سيستم هاي الکترونيکي بسيار پيشرفته اي بهره برداري شده است مانند سيستم HUDهولوگرافيک با زاويه ديد بالا ساخت شرکت تالس اويونيک که اطلاعات ماموريت را به وفور در جلوي ديد خلبان حاضر مي نمايد.دوربين هاي CCDو همچنين صفحه نمايش هاي لمسي در طرفين خلبان که اطلاعات تاکتيکي موقعيت حاضر را ارايه کرده و به او امکان تصميم گيري به موقع را ميدهد. در مورد تسليحات اين جنگنده بايد اظهار نمود که اين هواپيما قادر به حمل بيش از 9 هزار کيلوگرم جنگ ابزار هوا به هوا و هوا به زمين از انواع مختلفي چون موشکهاي ميکا ما÷يک سايدوايندر آپاچي اگزوست ماوريک هارپون و بمب هاي هدايت ليزريGBU-12 بسته به نوع ماموريت است.چنانکه پيش بيني نيز ميشود قرار بر اين است که اين جنگنده مدرن از سال 2006 به بمب هاي فوق دقيق هدايت ليزري يا GPSماهواره اي سا÷مAASM نيز براي منهدم کردن هدف هاي دشوار زميني مجهز گردد.اين جنگنده همچنين از دو توپ مسلسل با قدرت آتش 2500گلوله در دقيقه ساختGIAT نيز براي نبرد هاي هوايي نزديک نيز بهره مي جويد. اين جنگنده از نظر جنگ الکترونيک نيزبرتري خود را حفظ کرده است ،چه،با در اختيار داشتن سيستم هاي هشدار تهاجم،گيرنده و آشکار سازي ليزري و سيستم هاي مغشوش کننده رادار هاي دشمن از توانايي قابل قبولي برخوردار است.با مجهز شدن اين هواپيما به سيستم راداريRBE2،اين جنگنده از قابليت هايي چون نگاه به پايين شليک به پايين نيز بهره مند شده قابليت شناسايي همزمان 8 هدف وشناسايي تهديدات هوايي را به نحو احسن را نيز دارا است.طول بال هاي دلتا شکل اين جنگنده حدود 11متر و طول خود هواپيما حدود 10 متر است و در عين حال، از مساحت بالي به ميزان 45 متر مربع بهره ميبرد. اين جنگنده مدرن از دو موتور M88-2ساخت سنکنما،براي فراهم آوردن نيروي پيشران خود استفاده مينمايد ک هالبته هر يک نيروي کشش استاتيکي معادل 75کيلو نيوتون را با پس سوز فراهم مي آورد که در اصل ورودي هاي اين موتور ها ، در زير سکان افقي هواپيما واقع شده است!البته تعجب نکنيد.واقه شدن ورودي هاي هوا زير سکان افقي، به اين دليل است که اين هواپيما از نوع کانارد مي باشد،يعني سکان افقي ان که غلتش حول محور عرضي را کنترل ميکند،به صورت دو بالچه در جلو واقع شده است و در عوض، در قسمت انتهاي هواپيما هيچ گونه سطح کنترلي مشاهده نشده و بال ها تا خروجي هاي موتور ادامه يافته اند. موتور هاي قدرتمند اين جنگنده،رسيدن ان را به سرعتي معادل1/8ماخ و داشتن سقف پروازي برابر با 55 هزار پا را امکان پذير ساخته اند که توانايي هاي بهينه براي جنگنده اي در اين کلاس محسوب مي شود. ناگفته نماند که اين جنکنده در انواع گوناگوني براي ماموريت هاي متواوت عرضه ميشود.اين مدل ها عبارت اند از:مدلBاين جنگنده در اصل براي استفاده نيروي هوايي طراحي گشته و هواپيمايي دو نفره شامل سرخلبان و افسر تسليحات نظامي است.مدلCنيز مانند مدل قبل براي نيروي هوايي توليد شده و در چندي موارد داراي بهبود يافتگي هايي نيز نسبت به مدل قبلي مشاهده ميشود.مدل Mنيز جنگنده تک نفره و مدل ناونشين رافال محسوب ميشود که به منظور انجام ماموريت هاي حفاظتي از ناوهاي هواپيمابر توليد گشته است.قابل توجه است که باز هم سازنده اين هواپيما،يعني شرکت داسالت،سنت شکني نکرده و هواپيماي رافال را نيزهواپيمايي با بال هاي دلتا شکل طراحي نموده است،يعني همان سنتي که در هواپيما هاي پيشين فرانسوي مانند ميراژ4000 رعايت شده است.جنگندهي رافال اولين هواپيماي نظامي جهان است که به منظور انجام ماموريت هاي هوا به هوا و هوا به زمين به صورت همزمان طراحي شده است. به علاوه توانايي هاي اين هواپيما براي انجام عمليات در حالت هاي ماوراي ديد بصري(BVR)و ارتفاع بسيار پايين نسبت به سطح زمين،امکانات گسترده اي را به آن،براي جنگنده اي جند ماموريته بودن و قابليت بقاي فراوان در مقابل دشمن را داده است،و به هر سخن،اين هواپيما قادر است که نه تنها نيروي هوايي فرانسه،بلکه کشور هاي زيادي در جهان را که بعد ها از سفارش دهنده گان اين هواپيما خواهند بود،به سهلوت و با شايستگي هر چه تمامتر مرتفع نمايد. ماهنامه نوآور
  2. http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2006ضربت ذوالفقار بی‌نظیرترین تمرین نظامی ارتش بود/ با منظم ترین برنامه ها به جنگ نامنظم با دشمن رفتیم/ در تجهیزات نظامی خودکفا شده‌ایم طراحی جنگ نا منظم یکی از مهمترین ابعاد رزمایش ضربت ذوالفقار به شمار می آید و ارتش جمهوری اسلامی ایران در این رزمایش توانست با نیروهای نظامی خود در هوا، زمین و دریا با منظم ترین برنامه ها به جنگی نامنظم با دشمن فرضی بپردازد. به گزارش خبرنگار سیاسی "مهر"، رئیس ستاد مشترک و فرماندهان نیروهای سه گانه ارتش جمهوری اسلامی پیش از ظهر امروز در یک نشست خبری دستاوردهای رزمایش بزرگ ضربت ذوالفقار را تشریح کردند. رئیس ستاد مشترک ارتش در ابتدای این نشست خبری، رزمایش ضربت ذوالفقاررا از نظر زمان طولانی ترین و از نظر وسعت وسیع ترین رزمایش جغرافیایی خواند که درنوع خود بی نظیر ترین مانورارتش جمهوری اسلامی در سالهای اخیر به حساب می آید. امیر سرتیپ موسوی گفت: ما در این رزمایش سعی کردیم با یک چهره دگرگون شده از ارتش، پا به میدان بگذاریم که با تلاش و همت طراحان نظامی توانستیم در رزمایش ضربت ذوالفقار، تصویری را طراحی کنیم که همانند یک جنگ واقعی باشد، تا نیروهای ارتشی ما بتوانند دکترین مقابله با تهاجم دشمن در یک جنگ نامنظم را اجرا کنند. وی افزود: ما دراین مانور به دنبال تحلیل شرایط بودیم تا بتوانیم به طوردقیق و مشخص تحلیل و انعکاس اخبار رسانه های داخلی و خارجی وهمچنین تحلیلگران نظامی، غرب را شناسایی کنیم و به نتیجه مطلوبی نیز دست پیدا کردیم . رئیس ستاد مشترک ارتش برجسته ترین ابعاد این رزمایش را سرعت، دقت قابل انعطاف، خود کفایی و کنترل غیر متمرکز فرماندهی خواند و گفت: ما توانستیم دراین مانور با سرعت بالا نیروهای نظامی خود را کمتر از 24 ساعت جابجا کنیم که این امر برای ما از نظر نظامی بسیار با ارزش بود. به گفته موسوی، اجرای غیر متمرکز کنترل و فرماندهی و همچنین کنترل راداری و لیزری از دیگر ابعاد مثبت این مانور به حساب می آید. سرتیپ موسوی همچنین خودکفایی ارتش جمهوری اسلامی را یکی دیگر از بزرگترین دستاوردهای ارتش عنوان کرد و افزود: توانستیم با تلاش متخصصان جوان ارتش به دستاوردهای بزرگی درخصوص ساخت سلاح های نظامی دست پیدا کنیم که این امر ما را از محتاج بودن به کشورهای غربی در خصوص خریداری سلاحهای نظامی بی نیاز می کند. وی همچنین همکاری نزدیک نیروهای مسلح با دانشگاهها را از دیگر ابعاد مهم رزمایش ضربت ذوالفقار برشمرد. رئیس ستاد مشترک ارتش در بخش دیگری از سخنانش، تحقیق درخصوص رزمایش ضربت ذوالفقار را ازدیگر ابعاد این رزمایش خواند و گفت: ما دراین مانور تلاش کردیم تا متخصصان مان به طور کار ویژه ابعاد مختلف رزمایش را مورد بررسی قرار دهند. موسوی همچنین طراحی جنگ نا منظم را از دیگر ابعاد رزمایش ضربت ذوالفقار برشمرد و گفت: ما دراین رزمایش تلاش کردیم تا نیروهای نظامی مان بتوانند به طور منظم به جنگ نامنظم بپردازند. زیرا وقتی جنگ نامنظمی شروع می شود نقش متخصصان نظامی بسیار با اهمیت است، چون جنگ نا منظم باید با منظم ترین برنامه ها به اجرا در آید. به گزارش مهر، رئیس ستاد مشترک ارتش در خصوص دستاوردهای بین المللی این رزمایش نیز گفت: ما توانستیم با آزمایش سلاح های نظامی ساخت کشور به این قدرت دست پیداکنیم که دیگر وابسته به هیچ کشورغربی نباشیم که این امر ما را از نظر نظامی در منطقه از قدرت بالایی برخوردار می کند. وی اظهار داشت: اگر ما می خواستیم در مسائل نظامی، اقتصادی فکر کنیم و تجهیزات جنگی را از دیگر کشورها وارد کنیم، در روز واقعه قطعا دچار مشکل می شدیم، ولی امروزه با همت و تلاش متخصصان جوان در ارتش و نیروهای دانشگاهی توانسته ایم به یک کشور بی نیاز در بخش نظامی تبدیل شویم. موسوی همچنین درخصوص تحلیل و انعکاس اخبار در رسانه های داخلی و خارجی گفت: تحلیل دشمنان ما به دو شکل صورت گرفت، اول ایجاد جنگ روانی که شاید بتوانند بدین طریق شادابی را ازنیروهای نظامی ما بگیرند و در بخش دیگر گول خوردن کارشناسان نظامی غرب بود که در تحلیل هایشان ما دیدیم که در خصوص رزمایش ضربت ذوالفقار بسیار اشتباه کردند. رئیس ستاد مشترک ارتش گفت: ما دراین رزمایش دو چهره داشتیم اول آن چهره ای که می توان در رسانه ها منعکس کرد و دوم مواردی که نمی توانیم اعلام کنیم. موسوی در پاسخ به سئوال خبرنگار مهر در خصوص تاثیر برگزاری رزمایش ضربت ذوالفقار در روابط ایران با دیگر کشورهای منطقه، گفت: دراین رزمایش قصد نداشتیم برای کشورهای همسایه پیام تهدیدی بفرستیم، ما به دنبال آن بودیم که به کشورهایی که فکر تجاوز در سرشان می پرورانند، بگوییم که مراقب باشند تا در محاسباتشان اشتباه نکنند. زیرا اگر بخواهند کوچکترین لغزشی را در قبال جمهوری اسلامی ایران انجام دهند، با قدرت وتوان جمهوری اسلامی ایران مواجه خواهند شد. وی گفت: کشورهای غربی فکر نکنند که جمهوری اسلامی ایران همچون افغانستان و عراق است که می توانند هر کاری که دلشان می خواهند در آن انجام دهند، زیرا در غیر اینصورت ضرری به خود و کشورشان وارد خواهند آورد که جبرانش برای آنان بسیار دشوار خواهد بود. امیر سرتیپ موسوی درادامه اجرای مرحله دوم رزمایش ضربت ذوالفقار را که توسط نیروی دریایی ارتش انجام شد، را اقتدار ارتش جمهوری اسلامی ایران خواند و گفت: نیروی دریایی ارتش یک بار دیگر "آقایی" خود را بر دریایی عمان نشان داد. وی ادامه داد: کشورهای خارجی شک نکنند که جمهوری اسلامی ایران از قدرت بالایی برخوردار است و با تمام قدرت از تمامیت ارضی خود دفاع خواهند کرد والبته باخبرند. به گفته امیر موسوی، دررزمایش ضربت ذوالفقار دهها تن مواد منفجره و هزاران تیر و موشک واقعی مورد استفاده قرار گرفته که خوشبختانه هیچ گونه تلفات جانی به غیر از مصدوم شدن چندین سرباز نداشته است. موسوی در پاسخ به سئوال دیگر خبرنگار "مهر" مبنی بر اینکه آیا با برگزاری موفق رزمایش ضربت ذوالفقار و خودکفایی در ساخت تجهیزات نظامی می توان گفت که ایران قدرت اول نظامی در منطقه شده است، گفت: مجموعه آن چیزی که یک کشور را به قدرت اول تبدیل می کند ، فقط مسائل نظامی نیست، بلکه مجموعه عواملی از جمله عمق استراتژیک، روحیه مردمی، ریشه های تاریخی، اعتقاد مذهبی، غرور ملی و باورهای جوانان است که همراه با قدرت نظامی یک کشور را به قدرت اول منطقه تبدیل می کند که ما بسیاری از عوامل را به طور کامل دراختیار داریم. رئیس ستاد مشترک ارتش در پاسخ به این سئوال که مقامات آمریکایی موشک شلیک شده از زیر دریایی ایران را نمونه ای جعلی و ساخت چین عنوان کرده اند، گفت: این از همان مواردی است که کارشناسان نظامی غرب در خصوص رزمایش ضربت ذوالفقار اشتباه کرده اند و ما خوشحالیم که آنان چنین برداشتی را از این موشک داشته اند. به گزارش مهر، درادامه این نشست خبری، امیر سرتیپ قاسم محمد امینی جانشین فرمانده نیروی هوای ارتش نیز به سئوالات خبرنگاران پاسخ گفت. وی اظهار داشت: نیروی هوایی ارتش امروزه توانسته است به یک خود کفایی کامل دست پیدا کند و از سوی دیگر توانسته مدیران خوبی را آموزش دهد که بحث ساخت هواپیما و انجام آزمایشات مختلف از نمونه این توانایی ها درنیروی هوایی ارتش به شمار می آید. محمد امینی ساخت هواپیمای پرستو، ساخت جنگنده های سبک آموزشی و ساخت جنگنده شکاری صاعقه را از نمونه های بارز تولیدات نیروی هوایی ارتش و متخصصان وزارت دفاع عنوان کرد که در این رزمایش با موفقیت آزمایش شد. وی جنگنده شکاری صاعقه را یکی از مدرن ترین هواپیماهای ساخت نیروی هوایی ارتش و وزارت دفاع خواند و گفت: این هواپیما در 30 ماه پرواز سورتی و انجام عملیاتهای مختلف از جمله جنگ هوایی، بمباران و پرتاب موشک قابلیت های خود را نشان داد که در رزمایش ضربت ذوالفقار ما قابلیت های این جنگنده شکاری را به وضوح دیدیم. جانشین نیروی هوای ارتش جمهوری اسلامی ایران نیز در پاسخ به سئوال خبرنگار "مهر" با رد ادعای مقامات آمریکا مبنی بر شکست پذیری ناوگان هوایی ایران، گفت: ما اکنون کلیه امکانات ناوگان هوایی را در اختیار داریم بطوریکه ناوگان هوایی ارتش از جمله یگانهای پدافندی و آفندی و همچنین تمامی توپ های ضد هوایی مستقر در مرزها، به طور 24 ساعته آماده دفاع همه جانبه هستند. وی ادامه داد: هواپیماهای شکاری ارتش نیز 24 ساعته با تجهیزات کامل از جمله هواپیماهای جنگنده حامل موشک "هاگ" آماده مقابله با تهاجمات دشمن است. محمد امینی همچنین جمع آوری اطلاعات درنیروی هوایی ارتش وکنترل تمامی پروازهای کشورها را از دیگر اقدامات مهم نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران برشمرد. به گزارش مهر، درادامه این نشست امیر دریادار کوچکی فرمانده نیروی دریایی ارتش نیز به تشریح دستاوردها و موفقیت های این نیرو در این رزمایش پرداخت و تدبیر در برنامه ریزی، فرماندهی و انسجام در عمل را از مهمترین عوامل موفقیت این رزمایش برشمرد. دریادار کوچکی، رفتن زیر سطح به سطح زیر دریایی های ارتش و شلیک موشک را از موفقیت های یگان دریایی ارتش در رزمایش ضربت ذوالفقار عنوان کرد. وی افزود: ناوچه موشک انداز پیکان از دیگر نمونه های بارز توان متخصصان ایرانی در ساخت این ناوچه بود. ما در غرب می بینیم قطعات این ناوچه از جمله موشک، موتور و ساخت بدنه را کشورهای مختلف با کمک یکدیگر انجام می دهند ولی ما با تلاش متخصصان جوانمان توانستیم به این قدرت دست پیداکنیم به طوریکه ناوچه موشک انداز پیکان که یک دستاورد بومی است به طور کامل درکشور تولید کنیم. در ادامه این نشست، همچنین امیر حسین دادرس، فرمانده نیروی زمینی ارتش نیز به تشریح دستاوردهای این نیرو در مانور ضربت ذوالفقار پرداخت. به گفته دادرس، برپایی مانور ضربت ذوالفقار به طور کامل کارآمدی و توان نظام جمهوری اسلامی ایران را نشان داد. فرمانده نیروی زمینی ارتش افزود: اگر کشورهای غربی نتوانستند به جمهوری اسلامی ایران حمله کنند، به علت قدرت بالای ایران است، زیرا ما می بینیم که آمریکا خیلی راحت و در مدت زمان کوتاه کشورهای همسایه ایران را تصرف می کند، ولی قدرت وتوان حمله به جمهوری اسلامی ایران را ندارد. دادرس در پایان، نگاه دفع تهدید و طراحی متناسب با تهدیدات دشمن به خاک جمهوری اسلامی ایران را از مهمترین ویژگی های رزمایش ضربت ذوالفقار برشمرد.
  3.     قابلیتهای تهاجمی  ارتش خلق چین  در اجرای حملات هوایی به پایگاه های هوایی شرق آسیا       ارزیابی نسبی  از قابلیتهای تهاجمی ارتش چین 2017-1996:   در طول دو دهه گذشته ، ارتش آزادیبخش خلق چین ، (PLA) بتدریج خود را از یک مجموع بزرگ از رده خارج به یک نیروی مسلح مدرن توانمند تبدیل نموده است . به همین دلیل  موسسه مطالعات استراتژیک RAND ، یک ارزیابی مقدماتی را در خصوص قابلیتهای نسبی متقابل ایالات متحده  و ارتش خلق چین  در حوزه های مختلف عملیاتی و در فواصل مختلف از سرزمین اصلی چین بین سالهای 1996 تا2017 را به انجام رسانده است .   در یک بررسی کلی ، این ارزیابی نشان می  دهد که اگر چه ارتش چین به مانند سه دهه گذشته ، بلحاظ دسترسی به فناوری پیشرفته سخت افزاری و مهارتهای عملیاتی  درست پشت سر ایالات متحده ،  با یک تاخیر قابل ملاحضه ، در حال حرکت است ، اما بتدریج توانایی های خود را در برخی از حوزه های حساس عملیاتی در جنوب و شرق آسیا بهبود می بخشد .   علاوه براین ، این گزارش پژوهشی نشان می دهد که ارتش چین بطور کامل از توانایی های ویژه ای برای به چالش کشیدن  کامل قدرت نظامی ایالات متحده به منظور اجرای عملیات موثر نظامی در نزدیکی سواحل خود برخوردار است .   آنچه که واضح به نظر می رسد ، هدف از این نوشتار ، جلوگیری از بروز یک درگیری نظامی تمام عیار  در شرق آسیا است که برای هر دو کشور یک  فاجعه بشمار خواهد رفت . همچنانکه این پژوهش ، براساس منابع دردسترس  ، تلاش های ایالات متحده  را در ایجاد ساختارهای دفاعی و بازدارندگی  بررسی می کند و زیرساخت مناسبی را برای تحلیل نظامند در آینده فراهم می نماید.             تمرکز بر ماهیت حملات احتمالی ارتش چین به پایگاه های هوایی ارتش ایالات متحده : آنچه که در حال حاضر ، ارتش خلق چین  به شکل قابل ملاحضه ای بر روی آن متمرکز شده است ، ایجاد پتانسیل ها و توانایی های لازم برای ایجاد اختلال و کاهش توان رزمی موثر نیروی هوایی ایالات متحده و متحدانش با اجرای حملات موثر برعلیه زیرساختهای هوایی این کشورهاست .   در سال 1996 ، ارتش چین تنها تعداد انگشت شماری از موشکهای بالستیک کوتاه برد (SRBM) را که قادر بود اهداف ارزشمندی را در تایوان و کره جنوبی مورد اصابت قرار دهد ، در اختیار داشت و به شکل مشخصی ، موشکهای چینی قادر به انهدام  پایگاه ها ی نیروی هوایی آمریکا در ژاپن نبوده و علاوه برآن ، CEP این موشکها آنچنان نبود که سرجنگی متعارف ، بتواند کاری از پیش ببرد .         اما امروز ، ارتش جمهوری خلق چین ، فعالترین برنامه  موشکهای بالستیک جهان را در اختیار دارد و در کنار بیش از 1200 فروند موشکهای بالستیک SRBM ، صدها موشک بالستیک میانبرد و موشکهای کروز زمین پایه آماده هستند تا زیرساختهای نظامی ایالات متحده در ژاپن و سایر کشورها را با دقت حیرت آوری منهدم نمایند .         این تهدید همچنان رو به گسترش به نظر می رسد ، چرا که موشکهای کروز هواپرتاپ چینی (ALCM) ، حداقل برای پایگاه نیروی هوایی در گوام که چیزی در حدود 3000 کیلومتر از ساحل این کشور فاصله دارد ، یک خطر عمده بشمار می روند . با این حال ، در صورتی که چین براساس آنچه که همواره ادعا نموده ، قصد داشته باشد از موشکهای  بالستیک قاره پیمای (ICBM) موجود در سازمان رزم نیروی موشکی اش استفاده کند ، آنگاه میزان آسیب پذیری پایگاه نیروی هوایی در گوام افزایش خواهد یافت . اگر اعداد و ارقام منتشر شده از سوی منابع مختلف  را مبنای تحلیل قرار دهیم ، این ارقام نشان دهنده بهبود چشمگیر دقت موشکهای چینی است که ارتش این کشور را در هدف قرار دادن تاسیسات حیاتی ایالات متحده ، یاری خواهد کرد.   روند تکامل این تهدیدات در نقشه های ارائه شده  ، قابل مشاهده است .    بررسی تاثیر حملات ارتش چین بر روند عملیات هوایی ارتش ایالات متحده :   کارشناسان نظامی ایالات متحده ، مدلهای حملات موشکی ارتش چین به پایگاه مستقر در خطوط مقدم  خود  و همپیانان خود را در فواصل مختلف از سرزمین اصلی چین مورد بررسی قراردادند و پس از یک بررسی بلند مدت ، به دو سناریو اصلی ، یعنی اجرای یک حمله مستقیم به تایوان و یا طرح ریزی برای اشغال مجمع  الجزایر اسپراتلی رسیدند .   براساس این بررسی ها ، اطلاعات برای سناریونویسی شامل موجودی ذخیره موشکهای چینی ، قابلیت اطمینان موشکهای ارتش چین ، دقت دایره ای آنها ، آمادگی یا عدم آمادگی ساختار دفاعی ارتش آمریکا در منطقه ، توانایی ارتش چین در ارزیابی خسارتهای ایجاد شده در منطقه هدف ، حداقل تعداد فرودگاه هایی که پس از حمله از حیز انتفاع ساقط خواهند شد و در آخر ، توانایی ارتش آمریکا در بازسازی سریع خزشراه های مورد استفاده برای انجام حملات مثقابل بود . در هردونوع حملات احتمالی ، در درجه نخست ، چینی ها باند و خزشراه های مورد استفاده و در درجه دوم ، پرنده های رزمی پارک شده در پایگاههای هوایی  را مورد هدف قرار خواهند داد. بنابریان ، در هر دو  حالت حملات ، محدود کردن توان عملیاتی فرودگاه  است که می تواند در درجه اول ، خروجی پایگاه و قدرت عکس العمل آن  و در درجه دوم ، تعداد روزهایی که  این شکل حملات منجربه  بسته بودن پایگاه را فراهم می سازد ، مد نظر است .   با این وصف ، نتایج بدست آمده توسط این پژوهش ، بطور کامل دقیق و منطبق بر واقعیات نخواهد بود . اما با توجه به اطمینان پذیری بالایی که نسبت به روش تحقیق وجود دارد ، نتایج بدست آمده بصورت یک شاخص خوب در یک بازه زمانی مشخص در آمده و می تواند بعنوان یک ایده ، برای بررسی چالشهایی که ایجاد شده و یا بوجود خواهد آمد ، مورد استفاده قرار گیرد . تجزیه و تحلیل ها نشان می دهد ، چینی ها در قدم نخست برای حمله به تایوان ، پایگاه هوایی " کادنا" که تنها پایگاه عمده  نیروی هوایی آمریکا در منطقه بشمار می رود که پرنده های آن بدون سوخت گیری ، سراسر تنگه تایوان را زیر دید و تیر خود دارند ، را مورد تهاجم قرار می دهند .   با استفاده از فرضیات پایه ، تجزیه  و تحلیل ها نشان می دهد، ارتش جمهوری خلق چین در موج نخست تهاجم خود به پایگاه هوایی کادنا ، این توانایی را خواهند داشت که برای 4 تا 10 روز ، عملیات نظامی را در این موقعیت متوقف کنند که این مساله برای  وارد آوردن یک ضربت برای تصرف تایوان کافی به نظر میرسید. اما این  تجزیه و تحلیل با افزایش توان تهاجمی ارتش چین در سال 2017 ، دچار تغییرات گسترده ای خواهد شد . چنانکه در صورت اجرای این تهاجم در 2017 ، عملیات رزمی پایگاه هوایی کادنا برای 16 تا 43 روز متوقف خواهد شد . هرچند رقم دوم (43روز) با در نظر گرفتن یک سناریوی بدبینانه  ارتش آمریکا در تمرکز بیش از حد متعارف چینی ها بر این پایگاه  و یا نگاه داشتن ذخیره موشکها برای سایر اهداف است .   حملات موشکی برعلیه پایگاه های هوایی  ارتش آمریکا مشخصاً تاثیرات قابل توجهی را بر قابلیتهای برتری هوایی ارتش این کشور در شرق آسیا برجای خواهد گذاشت و با توجه به اهمیت قدرت هوایی در سناریوهای  پیش بینی شده در شرق آسیا ، اثرات دومینووار آن در سایر حوزه های یک درگیری احتمالی نیز شایان توجه است . تمرکز حملات ارتش چین روی مساله تایوان می تواند سبب شود تا از علاقه  فرماندهان چینی بر روی سناریوی اشغال مجمع الجزایر اسپراتلی  تا حد قابل قبولی کاهش یابد . با این وصف ، چالش های پیش بینی شده در خصوص عملیات تهاجمی برعلیه زیرساختهای هوایی ایالات متحده  در شرق آسیا بعنوان مقدمه ای برای اشغال جزیره تایوان ، همچنان در حال رشد است .   در سناریوی اشغال مجمع الجزایر اسپراتلی ، پایگاه های نیروی هوایی ایالات متحده در گوام و میندانائو بسیار پر اهمیت تر از پایگاه کادنا محسوب می شوند . این پایگاه ها در فاصله دورتری از چین قرار دارند به همین دلیل ، اهداف بسیار قابل توجهی برای بمب افکن های چینی حامل موشکهای کروز هوا-پرتاب محسوب می شوند . در این نوع حملات ، بخشی از  برد و دقت کم موشکهای کروز هوا-پرتاب چینی بواسطه شلیک  از حامل های هوایی ، قابل جبران خواهد بود . علاوه برآن ، به احتمال قریب به یقین ، IRBM های آینده نیروی موشکی ارتش خلق چین ، توانایی حمله به این پایگاه ها ( البته با غافلگیری و تاثیر تخریبی بیشتر) را بدست خواهند آورد .     گزینه های محدود ارتش ایالات متحده : تکامل تدریجی قدرت موشکی ارتش چین ، یک تهدید جدی روبه رشد برای عملیات هوایی ارتش آمریکا در هردو سناریوی تشریح شده ، محسوب می شود . با این حال ، اجرای یکسری اقدامات  متقابل می تواند این تهدید را تا حد قابل قبولی کاهش دهد . بعنوان مثال ، پراکنده کردن سازمان رزم نیروی هوایی در پایگاه ها که این امر منجر به تقسیم شدن توان موشکی چین برای حمله به این موقعیتها و در نتیجه کاهش قدرت تخریبی برای هر پایگاه هوایی خواهد شد . اجرای اقدامات فریب ، وجود تحرک ، ایجاد توانایی های  ضد اطلاعاتی ، ضد شناسایی و ضد نظارت می تواند کار را برای ارتش چین بسیار سخت نماید . این مساله موجب خواهد شد تا چینی ها مجبور شوند برای نابودی توان رزمی هر پایگاه ، به تک تک پناه گاه های هر پایگاه هوایی حمله کنند که این مساله هزینه ها را برای طرف چینی بشدت بالا خواهد برد . امکان استفاده از فریبنده ها در پایگاه های خط مقدم نیز از گزینه های مورد استفاده بشمار می رود . حتی در صورت وجود سرمایه گذاری لازم ، ایجاد یک طرح دفاع موشکی که چینی ها را مجبور به اختصاص دادن موشکهای بیشتر در هر مرحله از تهاجم کند که این به نوبه خود ، ذخیره موشکی آن را بسرعت کاهش خواهد داد ، از راه های موثر محسوب می گردد . این تغییرات ، به تلاش هماهنگ و زمان برای اجرا نیاز خواهد داشت ، هرچند با شروع یک درگیری تمام عیار ، برای تصمیم گیری ، بسیار دیر خواهد بود .   منبع :RAND       این مجموعه با صرف زمان ترجمه  شده است ، بنابراین ، هر گونه برداشت با ذکر منبع (MILITARY.IR) خواهد بود .  در غیر اینصورت ، برداشت کننده  ، عرفاً و شرعاً ، مسئول خواهد بود .   :rose: مترجم : MR9     :rose:        پی نوشت :   دلایل مهمی که اثبات می کند ،  نیروی موشکی صرفاً مکمل یک نیروی هوایی آماده خواهد بود. در این سطور نهفته است . 
  4. به گزارش مشرق به نقل از اداره كل تبليغات دفاعي وزارت دفاع؛ سردار دهقان در مراسم افتتاح خط توليد اژدر پيشرفته والفجر در جمع خبرنگاران طي سخناني اظهار داشت : يكي از اولویت‌هاي اصلي وزارت دفاع تجهيز نيروهاي دريايي ارتش و سپاه به تجهيزات و سلاح‌هاي پيشرفته و قدرتمند است تا آنان بتوانند به تعبير و تأكيد فرمانده معظم كل قوا بعنوان دستان بلند جمهوري اسلامي ايران ضمن دفاع از حريم دريايي كشور ، تهديد هر خصم متجاوزي را با قاطعيت درهم كوبند.   وزير دفاع گفت : در اجراي اين اولويت راهبردي ، دانشمندان و متخصصان سازمان صنايع دريايي وزارت دفاع با روحيه و تلاش جهادي اقدام به طراحي ، ساخت و فراهم‌سازي توليد انبوه اژدر والفجر نموده و با بهره‌گيري از فناوري‌هاي بسيار پيشرفته موفق شدند اين پروژه مهم را به نتيجه برسانند. سردار دهقان در تشريح اين اژدر بومي اظهار داشت : اژدر پيشرفته والفجر با ويژگي‌هاي هوشمندي ، قابليت  ضد فريب ، سرعت زياد و سرجنگي با قدرت انفجاري و تخریب بسيار بالا  قادر است با غافلگيري ظرف چند ثانيه اهداف و شناورهاي بزرگ دريايي را بطور كامل منهدم و غرق كند. وي افزود: از ويژگي‌هايي كه اژدر والفجر را نسبت به ساير محصولات مشابه در دنيا متمايز كرده ، زمان كوتاه آماده‌سازي در يگان‌هاي پشتيباني كننده و يگان‌هاي شليك‌كننده است كه موجب افزايش فوق‌العاده توان تاكتيكي ، سرعت عمل و واكنش سريع يگان‌هاي رزمي سطحي و زير سطحي نيروي‌هاي دريايي ارتش و سپاه مي‌شود. سرداردهقان تصريح كرد: افتتاح اين خط توليدي نشان از عزم وزارت دفاع و دولت يازدهم در پشتيباني مؤثر و همه  جانبه از نيروهاي مسلح براي تحقق اصل بازدارندگي و اجراي آيه شريفه ترهبون به عدوالله و عدوكم دارد ؛ كه فرمانده معظم كل قوا در ديدار اخير كاركنان نيروهاي دريايي سپاه با معظم له ،  بدان تأكيد وي‍ژه‌اي داشتند.   وزير دفاع با بيان اينكه اين تجهيزات و تسليحات پيشرفته صرفاً جنبه دفاعي دارد گفت : گلوله‌ها ، موشك‌ها  و اژدرهاي نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران فقط به سمت كساني نشانه روي و شليك خواهد شد كه قصد تعرض به اين آب و خاك را داشته باشند. وزیر دفاع تأکید کرد :ما بر مبنای  تهدیدات محتمل پیش روی ملت ایران با تمام توان نسبت به تقویت بنیه دفاعی خود اقدام خواهیم کرد و هیچ قطعنامه ای نمی تواند مانع افزایش توان دفاعی جمهوری اسلامی ایران شود.حتی اگر زمانی تهدیداتی در فراجو را محتمل بدانیم خود را قادر می دانیم تا در این زمینه نیز وارد شده و پیش بینی های لازم دفاعی را بعمل آوریم.آنچه که برای ما مهم است تضمین امنیت پایدار ملی و منطقه ای است.   سردار دهقان با تبريك اين موفقيت و دستاورد بزرگ به ملت رشيد ايران و فرماندهي معظم كل قوا كه همواره در مسير خودكفايي صنعت دفاعي هادي و حامي بوده‌اند ؛ از زحمات و تلاش مديران ، دانشمندان ، متخصصان و كارگران افتخارآفرين سازمان صنايع دريايي وزارت دفاع كه با طراحي و ساخت اين اژدر پيشرفته برگ زرين ديگري به مجموع افتخارات وزارت دفاع و صنعت دفاعي افزودند تشكر و قدرداني نموده و تاكيد كرد: روند تعالي و پيشرفت براي خلق و ابداع فناوري‌هاي جديد با سرعت ادامه داشته و لحظه‌اي دچار توقف نخواهد شد. در ادامه امیر حبیب اله سیاری فرمانده نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران نیز طی سخنانی با تشکر و قدردانی از وزارت دفاع که با پشتیبانی های موثر، نیروی راهبردی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران را به انواع سلاح های پیشرفته مجهز می کند گفت: یکی از سلاح های موثر و ارزشمند در تقویت توان رزم دریایی اژدر است و اژدر پیشرفته والفجر که به دست متخصصان صنایع دریایی وزارت دفاع به تولید انبوه رسیده است نسبت به اژدرهایی که تاکنون مورد استفاده قرار گرفته از برد مناسب تر ، دقت و قدرت انفجار و تخریب بالاتر برخوردار است . وی در ادامه افزود:این سلاح که بیشترین کاربرد را در زیر دریایی ها دارد با استفاده از رادار و سونار قادر است اهداف را شناسایی و به صورت هوشمند مورد تعقیب قرار داده و با قدرت تخریب بسیار زیاد آن را منهدم کند. امیر سیاری در پایان گفت:این موفقیت بزرگ را به همکارانم در سازمان صنایع دریایی وزارت دفاع تبریک عرض می کنم و برای آنها آرزوی موفقیت دارم.   فیلم شلیک و اصابت به هدف   مشرق
  5. نيروي هوايي ارتش خلق كره نيروي هوايي ارتش خلق كره يا ‌KPAF (Korean People's Army Air Force) دومين نيروي بزرگ از لحاظ تعداد پرسنل در ارتش خلق كره شمالي ميباشد.تعداد پرسنل اين نيرو چيزي بالغ بر 110000 نفر براورد ميشود.و تعداد هواپيماهاي اين نيرو نيز در حدود 1600 تا 1700 فروند از انواع گوناگون تخمين زده شده است.كه بيشتر انها هواپيماهاي ساخت اتحاد جماهير شوروي و تعدادي نيز ساخت جمهوري خلق چين ميباشند.وظيفه اصلي ‌KPFA دفاع از حريم هوايي كشور كره شمالي در برار تجاوز و تهديدات دمشن ميباشد. تاريخ تشكيل KPAF بر ميگردد به زمانيكه ارتش خلق كره تشكيل و سپس در تاريخ 20 اگوست سال 1947 KPAF نيز بعنوان شاخه هوايي ارتش خلق كره اعلام موجوديت نمود. کیم ایل سونگ پايگاههاي نيروي هوايي را در شهرهاي پيونگ يانگ،Sinuiju و برخي شهرهاي ديگر به محض ازاد سازي كشور كره ايجاد نمود.و در سال 1945 همه ان پايگاههاي هوايي را تحت عنوان نيروي هوايي با يكديگر ادغام نمود. همچنين كره شمالي در سالهاي 91-1990 چهار پايگاه هوايي جديد را در نزديكي مرز مشترك دو كره ايجاد نموده است. KPAF از همان ابتداي تشكيلش تاكتيكهاي مورد استفاده در نيروي هوايي ارتش اتحاد جماهير شوروي را در نبرد هايش بكار ميبرد بخصوص در زمانيكه درگيري با نيروهاي سازمان ملل را تجربه مينمود. بر اساس تجربياتي كه كره شمالي در خلال جنگ كره و بمبارانهاي شديد مواضعش توسط بمب افكنهاي نيروهاي سازمان ملل كسب نمود امروزه هدف اساسي و تاكتيك اصلي KPAF بر دفاع همه جانبه از حريم هوايي ان كشور با تكيه بر هواپيماهاي جنگنده و موشكهاي سطح به هوا(sam) و توپهاي ضد هوايي (aaa) تعيين گشته است. با توجه به پير و كهنه بودن اكثر هواپيماهاي ساخت اتحاد جماهير شوروي و جمهوري خلق چين متعلق به KPAF و نزديك بودن سن بازنشستگي بسياري از انها هدف اصلي نيروي هوايي در سالهاي اخير تنها به پشتيباني از نيروهاي زميني و همچنين تهديد همسايه جنوبي به حملات به مناطق شهري و حمله به اهداف نظامي تغيير يافته است و بيش از اين نيز انتظاري از ان نميرود. و از اين طريق كره شمالي با استفاده از تهديدات هميشگي به حملات نيروي هوايي اش به مناطق مسكوني و مراكز نظامي همسايه جنوبي اش سعي در حفظ توازان قوا با كره جنوبي مي نمايد همانند همان استفاده اي كه از تهديد بوسيله موشكهاي بالستيكش ميكند و خلا ناشي از وجود تكلونو‍ژي مدرن در ارتشش را با استفاده از اين تهديد ها پر مينمايد. و اين تهديدات با انتقال 120 فروند هواگرد شامل هواپيماهاي جنگنده و بمب افكن و هواپيماي ترابري به منطقه مرزي دو كره در سالهاي اخير شكلي جدي تر يافته اند در حاليكه تا بيش از اين نيز كره شمالي حدود 440 فروند از انواع هواپيماهاي نظامي را در ان منطقه مستقر نموده بود. و با در نظر دكترين نظامي كره شمالي در توليد انبوه و ذخيره مقادير زيادي از سلاحهاي شيميايي و ميكروبي توسط اين كشور و همچنين داشتن سلاح اتمي اين حجم از نقل و انتقال نيرو ميتواند بسيار در خور توجه قرار گيرد. پرسنل و اموزش تعداد پرسنل در حال خدمت در KPAF حدود 110000 نفر تخمين زده شده است كه اين تعداد نيرو از نيروهاي داوطلب،نيروهاي وظيفه و همچنين ساير نظامياني كه از ساير يگانهاي ارتش خلق كره به نيروي هوايي فرستاده شده اند تشكيل شده است. افسران و كارمندان نيروي هوايي ارتش كره شمالي معمولا بين 20 تا 30 سال سن داردند.و حقوق ماهيانه انان بر اساس درجه نظامي و همچنين محل خدمت انان تعيين ميگردد.و حقوق خلبانان نيز بر اساس ساعات پرواز انان و نيز شرايط پروازي انان در هواي نا مساعد و يا پرواز در شب يا روز متفاوت ميباشد.و عليرغم رخ دادن بحران غذا و قحطي در كره شمالي در اوايل دهه نود،خلبانان نيروي هوايي ارتش با وجود اينكه مقرري كامل خود را دريافت نمينمودند اما همچنان بهترين جيره غذايي را در ميان واحدهاي مختلف ارتش كره شمالي دريافت ميكردند. غذاي خلبانان ارتش كره شمالي در سال 2000 شامل 850 واحد كالري در هر روز بوده است و اين مقدار كالري در زمان انجام تمرينات پروازي به 950 واحد در روز افزايش ميابد.همچنين انان در تعطيلات ملي نيز يك جيره غذاي اضافي كه شامل گندم سياه و مقداري گوشت گاو ميباشد دريافت ميكنند.مصرف الكل و سيگار براي خلبانان ممنوع بوده و خاطيان به شدت تنبيه ميگردند.همچنين خلبانان و خانواده شان از مزايي همچون داشتن اتوموبيل شخصي،تلويزيون،يخچال و ساير امكانات رفاهي مناسب برخوردارند. از سال 1978 تا 1995 ژنرال Jo Myong-rok فرماندهي نيروي هوايي ارتش خلق كره يا KPAF بر عهده داشته است كه وي در سال 1995 با ترفيع درجه از اين سمت كنار رفت و بجاي او سرهنگ Oh Gum-chol به فرماندهي ‌KPFA گمارده شد. ساعات پرواز ساليانه خلبانان كره شمالي از مواردي است كه در مقدار ان ابهام زيادي وجود دارد.البته بنظر ميرسد تمرينات خلبانان نيروي هوايي نيز همانند تمرينات ساير يگانهاي ارتش كره شمالي بسيار سخت و شديد باشد اما منابع بسياري نيز در اين مورد موجود هستند كه حاكي از ان هستند كه ساعات پرواز ساليانه براي خلبانان در سالهاي اخير از كم به خيلي كم در حال كاهش است و اين فقط به دليل فرسوده بودن جنگنده هاي انان ميباشد كه از پس تمرينات سخت و دشوار ساليانه بر نمي ايند. ساعات پرواز ساليانه خلبانان هر ارتش معيار بسيار مهمي ميتواند باشد براي تخمين زدن ميزان امادگي و چالاكي نيروي هوايي ان ارتش و همچنين ميزان و توانايي پاسخگويي انان به حملات دشمنان خارجي. اكثر منابع خارجي ساعات پرواز ساليانه خلبانان كره شمالي را تنها بين 7 تا 25 ساعت براي هر خلبان ذكر كرده اند كه اين ميزان ساعت پرواز تقريبا برابر است با ساعات پرواز خلبانان اتحاد جماهير شوروي در سال 1990.قابل ذكر است كه خلبانان جنگنده هاي ناتو هر كدام در طول سال حداقل 150 ساعت پرواز با جنگنده هايشان انجام ميدهند. ليستي از موجودي KPAF گردآوری ، تدوین و ترجمه :hexman مختص سايت ميليتاري
  6. آشنايي با جنگنده ميراژ 3 جنگنده میراژ 3 داسلت میراژ فرانسه زمانی که فرانسوی ها از مشتاق ترین و بهترین خلبانان در جنگ جهانی اول بودند,و این علاقه آنها به هوانوردی باعث شد که در زمان صلح به این صنعت توجه بیشتری کنند.این درحالی بود که آنها در زمان جنگ جهانی دوم کشورشان به عنوان یک کشور اشغال شده بود و دربرابرکشورهای دیگر که در این صنعت پیشرفت هایی کرده بودند. اما پس از جنگ آنها درصدد ساخت یک هواپیمای بال دلتایی بودند. آنها به مقصود خود رسیدند وتوانستند که داسلت میراژ 3 و مشتقهایی که ببرگرفته از او بود را بسازند.در نهایت داسلت میراژ 2000 اساسا یک جنگنده کاملا جدیدی بود که در واقع ترکیب عمومی میراژ 3 را داشت اما از لحاظ فنی با میراژ 3 فرق داشت که این خود جای بحث دارد, را بسازند. این الگو گیری از میراژ 3 تا حدی بود که میراژ IV ( میراژ 5) یک بمب افکن بود مثل میراژ 3 با این تفاوت که از آن بزرگتر و بهتر بود. خانواده میراژ-3 در خارج از دولت فرانسه رشد کرد.در سال 1952 قرار شد که مطالعات در مورد ساخت یک هواپیمای رهگیر و لایق که توانایی اوج گیری 18000 متر در 6 دقیقه را داشته باشد و همچنین توانایی پرواز با سرعت 1.3 ماخ را در سطوح پایین داشته باشد. این خواسته ها در سال 1953 شروع شد. داسلت به مشخصه های"Mystere-Delta 550" جواب داد. به این هواپیما به عنوان یک هواپیمای تفریحی نگاه میشد! نیروی پیشرانه این جت را 2 موتور توربو جت که توانایی پس سوز هم داشتند. موتور ها بنام MD30 R بودند.هرکدام 9.61 کیلو نیوتن قدرت داشتند. توان موتور ها با فراهم شدن سوخت مایع به 14.7 کیلو نیوتن یا 3300 پوند رسید. این هواپیما بالهای دلتایی ترکیب شده با زاویه 60 درجه داشت . تصویری از میراژ I البته بالهایی دلتایی یک سری محدودیت هایی دارند, هواپیماهای بال دلتایی برای تیک اف می باست که یک مسیر طولانی تری رو طی کنند. چون فلپ ها کار نمی کنند,باعث میشود که عملکرد ها سنگین تر باشد,باعث میشود که سرعت فرود بالا برود و همجنین قدرت مانور پایین بیاید. در ارتفاعات پایین به علت سطح زیاد بالها کوبش ضربات زیاد میشود. اما به هرحال دلتا بالها و ساخت آنها ساده است,به آسانی به سرعت های بالا در مسیر های مستقیم دست پیدا میکنند و به اندازه کافی فضایی برای ذخیره سوخت بوجود می آید . اولین مدل میستر دلتا که بدون پس سوز موتور ویا اینکه موتور راکت نداشت, در 25 ژوئن 1955 پرواز کرد. بعد از مقداری طراحی مجدد و تغییراتی در این هواپیما و نیز تغییراتی در موتور ومحل نصب آن این هواپیما به میراژ 1 تغییر نام پیدا کرد. این مدل صنعنی و اولیه توانایی پرواز با سرعت 1.3 ماخ را در ارتفاع پایین بدون داشتن راکت و سرعت 1.6 ماخ با داشتن راکت رسید.به هر حال اندازه کوچک میراژ1 تسلیحاتش را تنها به داشتن موشک های AAM ( هوا به هوا) محدود کرد.البته قبل از این تصمیم گرفته شد که هواپیما بار جنگی نیز حمل کند. پس از این داسلت تصمیم گرفت که یک گونه بزرگتر از میراژ 1 به نام میراژ 2 را تولید کند. میراژ 2 قرار بود که موتور های Turbomeca Gabizo را داشته باشد,اماهیچ یک از این هواپیما ها ساخته نشد. میراژ 2 خیلی بزرگتر از میراژ 1 بود,این هواپیما 30% سنگینتر از میراز 1 بود. پیشرانه جدیدی داشت که قدرتی برابر 43.2 کیلونیوتن که برابر 9700 پوند بود را داشت. این موتور ها توسط اسنکما ساخته شد و همگی قابلیت پس سوز را داشتند. این موتور شفت محور توربو جت از یک هواپیمای آلمانی که در جنگ جهانی دوم بود ساخته شد. موتور آلمانی ساخت BMW بود. این طرح جدید از جنگنده میراژ 3 نامیده شد. میراژ 3 مثل میراژ 1 یک موتور راکت کمکی SEPR را داشت. [/align/] مدل اولیه میراژ 3 در 17 نوامبر 1956 سرعت 1.52 ماخ را در هفتمین پروازش بدست آورد. مدل اولیه در آن زمان بوسیله موتور راکت SEPR متناسب شد. ورودی های موتور میراژ 3 طوری متناسب شد که هرگونه اغتشاشات هوای ورودی را برطرف کند,در نهایت در سپتامبر 1957 میراز 3 به سرعت 1.8 ماخ دست پیدا کرد. موفقیت میراژ 3 باعث شد که 10 فروند از آن به عنوان میراژIII A سفارش داده شود.این مدل تقریبا 2 متر بلند تر بودند.الگوی اولیه میراژ های 3 17.3 % وسعت بال بیشتری را بذستآورده بودند و همچنین وتر باله ها به اندازه 4.5 % کاهش داده شد.قدرت موتور در حالت پس سوز به 13230 پوند یا 58.9 کیلونیوتن رسد. موتور راکت SEPR در میراژ 3 باقی ماند و این جنگنده با آیونیک و رادار رهگیر تامسون CSF تجهیز شد. جنگنده میراژ 3 به یک چتر فرود مجهز شد که باعث شد که مسافت فرود کوتاه تر شود. اولین میراژ 3 در می 1958 پرواز کرد. این جنگنده به سرعت 2.2 ماخ دست پیدا کرد. میراژ 3 به عنوان اولین هواپیمای جمگی اروپا بود که به سرعت بیشتر از 2 ماخ دست پیدا کرده بود. میراژ 3 با داشتن موتور رولز رویس آون به قدرت 71.1 کیلونیوتن دست پیدا کرد.قدرتی برابر با 16000 پوند! این نمونه که به عنوان نمونه آزمایشی به استرالیا داده شده بود با نام میراژ III O شناخته شد. این مدل در فوریه 1961 پرواز کرد اما طرح جاسازی موتور رولز رویس روی این مدل فسخ شد! در فرانسه دو جنگنده میراژ-3 و میراژ-5 هردو با تعداد زیاد تولید شدند و در عین حال در کشور های دیگر نیز زیاد به خدمت گرفته شدند.این دو جنگنده اساسا یکی هستند اما میراژ-5 دارای دماغه بلند تر است.این جنگنده دارای بالهای دلتایی شکل است.دارای یک موتور جت دردرون هواپیما با دو ورودی هوای نیم دایره ایی در کناربالها و یک اگزوز بزرگ در پشت است.بدنه جنگنده باریک و بلند است و کابین خلبان به اضافه یک لوله که نزدیک آن است مثل یک حباب نما میدهد. اولین میراژ3 در سال 1959 پرواز کرد این میراژ به سفارش ارتش فرانسه ساخته شد. میراژ3 چندین مدل داشت اولین مدل که به طور رسمی ساخته شد میراژ 3 مدل (سی) بود که در یکم اکتبر 1960 پرواز کرد مدل های (سی)اکثرا مشابه گونه(آ) بودند فقط کمی بلند تر بودند واز لحاظ عملیاتی قویتر. میراژ-3 (سی)تک نفره بود ویک جنگنده رهگیر با یک موتورجت قطره پاش (منظورش همون پس سوز-آفتر بارنراست)همچنین شکل اگزوزش هم عوض شده بود.میراژ-3 (سی)با دو توپ 30 میلیمتری در زیر هواپیما مسلح شده بود.میراژ-3 سه نقطه داشت برای حمل موشک های هوا به هوا یکی زیر بدنه و دوتا دیگر در کنار بالها. اما در یک دوم بالها نیز محل نصب تسلیحات وجود داشت.لانچر های کناری میتوانستند که سایدویندر را حمل کنند. 95 میراژ-3 عملیاتی درژوییه سال 1961 تحویل ارتش فرانسه شد.یک نوع از میراژهم به سویس صادر شد تا با نظارت فرانسه تولید کند وبفروشد.میراژها به اسراییل وآفریقای جنوبی هم صادر شدند.البته یه سری مشخصات آنها تغییر پیدا کرده بود.مثلا میراژهای ارسالی به سویس از نوع (سی-اس)بودند.برای اسراییل با کد (سی-جیی)و برای آفریقای جنوبی با کد (سی-زد) تعیین شدند. کاکپیت میراژ-3 اسراییلی ها در جنگ های هوایی با میراز برای شکار میگ های 17 سوریه در 20 اوت 1963 اول بودند وتوانستند امتیازاتی بگیرند.همچنین شدت شات داون کردن در درگیری ها با انهدام شدید میگ های 21 هولناک تر شد.اسراییلی ها در جنگ 6 روزه در سال 1967 از میراژهایشان به نحو احسن استفاده کردند.به عنوان نمونه در صبح روز 5 ژوئن سال 1967 نیروی هوایی اسراییل با انجام یک عملیات هوایی سنگین توانست وارد مصر و اردن بشود و بعد وارد آسمان سوریه وهواپیماهایشان را روی زمین نابود کند انها توانستند با بمب های فرانسوی باند فرودگاه دیبر را بمباران کنند. قیمت ارزان وساده و انعطاف پذیر بودن همچنین دارا بودن بالهای دلتا شکل بر افزودن صادرات میراژ-3 به فرانسه کمک کرد. مشخصات میراژ-3 خدمه:یک نفر جنگنده های مشابه:کفیر-میگ 21 فیشبد-آ-4 اسکای هاوک-فانتان آ طول بالها:8.22 متر طول جنگنده:15.03 متر ارتفاع:4.50 متر مساحت باله ها:34.80 متر وزن خالی:5.2 تن ماکزیمم وزن برای تیک-آف:13.7 تن پیشرانه:یک موتور ساخت شرکت اسنکما -توربوجت-پس سوز ماکزیمم قدرت موتور:13223 پوند حداکثر وزن قابل حمل مهمات روی باله ها:393.68 کیلوگرم حداکثر سرعت در ارتفاع بالا :2.1 ماخ ودر ارتفاع پایین 1.14 ماخ تسلیحات: 2 توپ 30 میلیمتری-موشک هوا به هوای ماترا (آر-511) و سایدویندر-موشک های آر-550 آر-530- آس-37 ماترا همچنین بمب های 450 کیلوگرمی (ایی-یو-3) و بمب اتمی (آ ان-52) قابلیت حمل سوخت خارجی:دارد وبه مقدار 2350 کیلوگرم کشور های دارنده: آرژانتین-برزیل-کلمبیا-مصر-فرانسه-لبنان-لیبی-پاکستان-پرو-آفریقای جنوبی-اسراییل- سویس-زئیر منبع: www.faqs.org
  7. ... و جنگ آغاز شد انور سادات ترديد هايش را كنار گذاشت. حافظ اسد بدش نمى آمد كه جولان را از اسرائيل باز پس گيرد. رهبران اعراب گرد هم جمع شدند تا افسانه شكست ناپذيرى اسرائيل را باطل كنند. سربازان مصرى به كانال سوئز حمله كردند. شليك توپخانه هاى سورى جولان را لرزاند و شاه حسين به غرب رود اردن چشم دوخت. جنگ آغاز شد.در روز ششم اكتبر سال ،۱۹۷۳ ارتش مصر جنگى را عليه اسرائيل آغاز كرد كه گرچه با موفقيت كامل به پايان نرسيد، اما تاثيرات شگرفى بر ساختار هاى سياسى، اقتصادى، امنيتى و حتى مذهبى دولت و كشور اسرائيل برجا نهاد.جنگ چهارم اعراب و اسرائيل به جنگ «يوم كيپور» شهرت يافت.يوم كيپور دهمين روز از سال يهودى، روز دهم تشرين، روزى مقدس براى يهوديان است. آنها در اين روز به كفاره گناهانى كه در خلال سال گذشته مرتكب شده اند به عبادت مى پردازند، روزه مى گيرند و توبه مى كنند. ريشه ها در جنگ ژوئن سال ۱۹۶۷ كشور هاى عرب درمدت ۶ روز از اسرائيل شكست خوردند.ناوگان هوايى مصر در ساعات اوليه جنگ و پيش از آنكه حتى يك هواپيماى نظامى از فرودگاه برخيزد، نابود شد.اسرائيل توانست در نوزدهمين سال تولدش بر سراسر سرزمين فلسطين تسلط يابد. صحراى سينا كه با خليج و كانال سوئز از سرزمين اصلى مصر جدا شده است، و همچنين بلندى هاى استراتژيك جولان در سوريه از ديگر نقاطى بودند كه سربازان اسرائيلى توانستند خاك آنها را در زير چكمه هاى خود ببينند.شكست اعراب و از دست دادن نقاط استراتژيك سرزمين فلسطين- غرب رود اردن و باريكه غزه _ و اشغال بخشى از دو كشور عربى توسط اسرائيل آنچنان براى اعراب تحقير آميز بود كه هيچ گاه نتوانستند خاطره تلخ آن را به فراموشى بسپارند.اين چنين بود كه حس انتقام و بازپس گيرى سرزمين هاى از دست رفته در بين اعراب تحريك شد و آنان تصميم گرفتند كه هر چه سريع تر به اين سرشكستگى تاريخى پايان دهند. اما بازسازى لشگر شكست خورده و روحيه از دست رفته سربازان مدت ها زمان لازم داشت.جمال عبدالناصر رئيس جمهور مصر و بزرگ ترين رهبر آن روز دنياى عرب، در ۲۸ سپتامبر سال ۱۹۷۰ بر اثر سكته قلبى درگذشت و معاون اولش محمد انورسادات به جاى او نشست. حالا همگان از سادات انتظار داشتند كارى را كه عبدالناصر موفق به انجامش نشد او به انجام برساند. جنگ اكتبر يكى از شگفتى هاى بزرگ نظامى تاريخ است. جنگى كه در آن بطلان شكست ناپذيرى ارتش اسرائيل ثابت شد. اعراب دراين نبرد آنچه كه از ابتكار و قدرت نظامى در چنته داشتند را وارد كارزار «مرگ و زندگى» كردند. هنوز با گذشت ۳ دهه از اين جنگ، تاكتيكهاى بكارگرفته شده توسط مصريها براى گذر از كانال سوئز و ورود به صحراى سينا تعجب آور و بسيار جسورانه به نظر مى رسد. پس از آنكه ارتش اسرائيل در ژوئن ۱۹۶۷ ظرف ۶ روز توان نظامى اعراب را درهم كوبيد و نوار غزه، صحراى سينا، ارتفاعات جولان، بيت المقدس و غرب اردن را اشغال كرد، اعراب مصمم شدند تا به هرطريقى كه شده انتقام شكست خود را بگيرند. خوددارى اسرائيل از عقب نشينى سبب شد تا در سپتامبر ۱۹۷۳ حافظ اسد و انورسادات به اين نتيجه برسند كه جنگ تنها راه عقب راندن متجاوز است. در تمام طول ماه سپتامبر حداقل ۵ رهبر ديگر عرب نيز در جريان اين عمليات بزرگ قرار گرفتند. فيصل پادشاه عربستان، شاه حسين، معمر قذافى، ياسر عرفات و شاه حسن مراكشى. شكست سال ۱۹۶۷ اعتبار اعراب را در جهان از بين برده بود و لازم بود بويژه براى ملت بزرگ مصر كه اين شكست جبران شود. اعراب تمام تلاش خود را براى مخفى كردن اين عمليات بزرگ به كار بردند و بايد اذعان كرد كه در اين كار موفق بودند. (على رغم ارتباطات گسترده آنها با غرب ) مردى به نام شاذلى ژنرال سعيدالدين شاذلى را شايد بتوان طراح اصلى عبور از كانال سوئز دانست. اسرائيل پس از رسيدن به اهداف دلخواه خود در ،۱۹۶۷ صحراى سينا را مبدل به دژى تسخيرناپذير كرد. بارلو مهندس يهودى در طى ۳ سال خط دفاعى در كانال سوئز و صحراى سينا ايجاد كرد كه معروف به «ديوار دفاعى بارلو» شد. فكر عبور از اين خط دفاعى (در حالى كه ورزيده ترين نيروهاى جهان نيز مدافع آن بودند ) به مخيله هيچ ژنرالى نمى گنجيد. اما ژنرال مصرى براى عبور از اين خط نقشه بزرگى داشت. سعيد الدين شاذلى كه در ۱۹۷۲ از طرف انورسادات به عنوان مأمور اصلى تجديد ساختار ارتش مصر انتخاب شد (وى در ۱۹۷۳ به رياست ستاد ارتش مصر منصوب شد) شاذلى دوره هاى ويژه رنجرى را ديده و در ۱۹۶۷ در قالب يك گروه هوابرد كماندويى در پشت خطوط اسرائيل پياده شده بود و پس از زدن ضربات متعدد به دشمن در اثر فقدان پشتيبانى ساير قوا مجبور شد در حالى كه تمام نيروهاى رسته اش از بين رفته بودند با پاى پياده عرض صحراى سينا را طى كند و با شنا از عرض سوئز بگذرد وى از همه جهات يك نابغه نظامى بود. او برخلاف ساير ژنرالها با سربازان غذا مى خورد و به مانند يك نظامى واقعى تنها به مأموريت مى انديشيد. شاذلى علاوه بر اين ، تجربه عملى از نبردهاى كنگو و يمن داشت و در اواخر دهه ۶۰ در رسته تفنگداران آمريكايى كارآموزى كرده بود. آدميرال گورچكوف فرمانده معروف ستاد شوروى در دوران جنگ سرد روزى به عبدالناصر گفته بود كه اين افسر جوان (شاذلى) نبوغ كامل يك فرمانده كاردان را دارد. سادات در مارس ۱۹۷۳ به شاذلى گفته بود كه ارتش را براى نبرد «مرگ و زندگى » آماده كند چرا كه راههاى ديپلماتيك همه به بن بست رسيده است. از اين تاريخ به بعد بود كه شاذلى طراحى هاى خود را آغاز كرد. او احتياج به حداقل يك گردان نيروى كماندويى از جان گذشته داشت كه در موج اول حمله شركت كنند و با تسخير سرپل هاى مناسب در شرق سوئز راه را براى ورود عمده قوا فراهم كنند. سپس بايد راهى را براى ورود تانكهاى سنگين مصرى (با گذر از كانال ) فراهم مى كرد. سپس بايد با سرعت هرچه تمام تر از دفاع چندلايه بارلو مى گذشت و تازه آنگاه رودرروى ارتش اسرائيل مستقر در صحراى سينا قرار مى گرفت. مسأله مهم بعدى حمله نيروى هوايى اسرائيل بود. موج توفنده اى كه مهار آن به نظر غيرممكن مى آمد در صورتى كه اين نيرو برجاى مى ماند امكان نداشت كه تانكهاى مصرى بتوانند عرض صحراى سينا را رد كنند. بنابراين او تنها بايد به موشكهاى سام روسى اعتماد مى كرد. ۶ اكتبر آريل شارون و موشه داياناسرائيل هرگز باور نمى كرد كشورهايى كه ۶ سال قبل زير ضربات او «له» شده اند جسارت حمله مجدد را به خود بدهند اما در ارتش اسرائيل نيز ۲ نابغه بزرگ نظامى بودند كه از اواخر سپتامبر مى دانستند توفان در راه است. ژنرال موشه دايان طراح حملات جنگ ۶ روزه ( و وزير دفاع گلداماير نخست وزير وقت اسرائيل) و دوم ژنرال زرهى آريل شارون. ناله هاى اين دو نفر در باره نقل و انتقالات مصر در جبهه غرب به جايى نرسيد اما آنها نيز طرحهاى خود را داشتند. شارون باعلامت گذارى صحراى سينا خود را براى روزى آماده كرد كه صحرا به تصرف مصريها درآيد و دايان نيز نيروى هوايى را كاملاً آماده نگه داشت تا هيچ هواپيمايى بر روى زمين غافلگير نشود حال آنكه برنامه مصريها و سوريه چيز ديگرى بود. عيد يوم كيپور يوم كيپور روز بزرگ مذهبى اسرائيل است. در اين زمان ارتش اسرائيل تقريباً در حالت انفعال كامل بود. (حتى راديو تل آويو نيز در حالت سكوت بود). ژنرال مصرى چنين روزى را براى حمله انتخاب كرد و قبل از شروع عمليات به فرماندهانش گفت كه در طلوع آفتاب روز ۶ ژوئن نيز اسرائيلى ها ما را در بى خبرى كامل غافلگير كردند و حالا نوبت ماست. با شروع دستور حمله ، صدها غواص با لباس قورباغه اى از عرض كانال گذشته و ضمن خنثى سازى مينها باديناميت بخشى از ديوار بارلو را منفجر كردند. بلافاصله كماندوهاى زمينى وارد عمل شده و سربازان غافلگير شده اسرائيلى را از سر راه برداشتند. ظرف ۶ ساعت ۲۵ دژ از ۳۳ دژ مستحكم بارلو سقوط كرد. قبل از آنكه اسرائيل بتواند نيروهاى ذخيره خود را به ميدان بفرستد شاذلى با ايجاد ۸ پل بزرگ در شب هزاران سرباز و صدها تانك را در شرق سوئز پياده كرد. دايان كه نيروى هوايى را كاملاً آماده نگاه داشته بود با فرستادن فانتومهاى جديد و ميراژها سعى كرد تا ۶۰هزار سرباز مصرى را در روى همان خط از بين ببرد. با توجه به نزديكى بيش از اندازه نيروهاى مصرى به يكديگر از نظر دايان ۱۰۰ هواپيما براى كوبيدن آنها كافى بود. موشك سام موشك سام در ويتنام قدرت خود را نشان داده بود اما خلبانان اسرائيلى نه خلبان آمريكايى را قبول داشتند و نه تاكتيك آنها را و گمان نمى بردند گرفتار تور دفاع ضد هوايى مصر شوند اما شاذلى با به كارگيرى دقيق سايت هاى سام (البته با كمك هزاران مستشار روس) چنان ضربه اى در روز اول جنگ به نيروى هوايى اسرائيل زد كه دايان را از ادامه فشار به نيروى هوايى منصرف كرد. گفته مى شود ۱۱ هواپيماى اسرائيلى در ساعت اول جنگ از بين رفتند. در بقاياى دژ بارلو ۸ هزار مدافع اسرائيلى با تمام قوا مى جنگيدند اما كماندوهاى مصرى براى جنگهاى تن به تن و سرنيزه آموزش ديده و مدافعان را تار و مار كردند. جنگ رمضانفرماندهان اسرائيلى مرتب تقاضاى رسيدن پشتيبانى هوايى را كرده و هشدار مى دادند سقوط خطوط اوليه اسرائيل نزديك است در نتيجه نيروى هوايى اسرائيل مجدداً با تغيير تاكتيك به ميدان اعزام شدند هواپيماهاى اسكاى هاوك اسرائيل نيز به سرنوشت فانتومها دچار شده و تا روز بعد حداقل ۳۰ فروند از آنها سقوط كرد. نصب ۵۰ سايت موشكى سام ۳ و سام ۶ سبب شد تا در روز سوم نبرد ديگر نيروى هوايى اسرائيل وارد عمل نشود و مصريها تعداد نفرات و تانكهاى خود را به ۷۰ هزار نفر و ۶۰۰ تانك برسانند. اولين اشتباه مصريها در جنگ ۱۹۷۳ نيز مانند اكثر جنگهاى برق آسا، تكليف جنگ در همان ۷۲ ساعت اول مشخص شده بود. ژنرال شاذلى مى دانست كه جبهه اصلى نبرد غرب صحراى سينا و خط بارلو است. جبهه هاى اردن وجولان (در جنوب سوريه) همه جبهه هاى فرعى بودند. بنابراين او به اين معتقد بود كه مصر بايد از اين فرصت طلايى استفاده كرده و خود را به جنوب اسرائيل برساند تا دست بالا را در جنگ داشته باشد. اما در قاهره سادات اصلاً چنين خيالى نداشت. او معتقد بود كه بايد قواى مصرى با نفوذ به عمق ۲۰ كيلومترى صحراى سينا موضع پدافندى اتخاذ كنند. درخواستهاى مكرر ژنرال مصرى براى اجازه فتح ۳ گذرگاه قفقفه، قيدى و متيلا كه شاه كليد فتح كل صحرا بودند مورد بى توجهى قاهره قرار گرفت و ۳ هزار كماندوى مصرى در روز ۸ اكتبر به جاى تصرف مناطق استراتژيك مذكور دستور استراحت گرفتند. بنابراين اكنون زمان ضد حمله اسرائيل بود. در ۹ اكتبر ۲ واحد زرهى اسرائيل حمله به مصريها را آغاز كردند اما تلفات سنگين آنها سبب ناموفق ماندن عمليات شد. اسرائيلى ها در روزهاى بعد نيز در چند نوبت حملات زرهى عظيمى را عليه مصريها سامان دادند. كسى گمان نمى كرد واحدهاى زرهى مصرى از اين نبردها جان به در ببرند چرا كه اسرائيل در اين نبردها از تانكهاى ام ۶۰ و ام ۴۸ آمريكايى بهره مى برد كه جديدترين محصولات زرهى آمريكا بودند. اما موشك هاى آر.پى.جى و ساگر روسى جهنمى واقعى را براى تانكهاى مذكور ايجاد كردند. در مجموع ظرف يك هفته اول جنگ اسرائيل يك سوم تانكهاى خود را از دست داد حال آنكه مصريها در همين زمان تعداد تانكهاى خود در صحرا را به ۱۲۵۰ دستگاه رسانده بودند. در ۱۴ اكتبر بزرگترين جنگ تانكها در تاريخ (پس از نبرد كورسك در جبهه شوروى ۱۹۴۳) در قبل از گذرگاه متيلا بين ۲۵۰۰ تانك و زرهپوش از طرفين آغاز شد. در ۱۴ اكتبر وقتى بالاخره قاهره با درخواست شاذلى براى عبور از گذرگاه هاى استراتژيك متيلا و قفقفه موافقت كرد ۸۰۰ تانك و ۷۰ هزار نيروى مصرى خود را در برابر ۶۰۰ تانك و ۱۵۰ هزار سرباز اسرائيلى ديدند. ژنرال آريل شارون در گذرگاه صعب العبور مذكور منتظر اين اشتباه مصريها بود. در حقيقت مصر ۶ روز حياتى را از دست داده بود و اكنون قواى مصر در منطقه دست پايين را داشت. ظرف چند ساعت ۱۰۰۰ تانك از طرفين به نسبت يك به ۳ به نفع اسرائيل در آتش سوختند و مصريها دريافتند آنها نيز ديگر اگر بخواهند قادر به پيشروى نيستند. طرح شارون آريل شارونآريل شارون (نخست وزير فعلى اسرائيل) مردى بسيار افراطى و قاتل هزاران عرب فلسطينى، لبنانى و مصرى محسوب مى شود اما هيچكدام از اين موارد سبب نخواهد شد تا نقش بزرگ او در عمليات ۱۹۷۳ ناديده گرفته شود. در ۱۵ اكتبر زمانى كه جنگ در جبهه سينا به بن بست رسيد وى در ستاد ارتش اسرائيل با بيرون آوردن نقشه اى علامت گذارى شده اعلام كرد كه مى تواند تنها با ۴ تيپ از بين ۲ سپاه مصرى بگذرد و با عبور از كانال سوئز در جهت عكس ميدان جنگ، خود را به شمال مصر برساند و با تهديد اسكندريه، قاهره را مجبور به قبول آتش بس كند. دايان و ساير فرماندهان اسرائيلى كه در آن زمان در اثر از بين رفتن ۴۵ درصد توان زرهى و ۱۰۰ هواپيما و هزاران نفر از بهترين سربازان اسرائيلى اميدى به حمله متقابل با روشهاى كلاسيك نداشتند ناچاراً با حركت شارون كه نوعى حمله ناپلئونى و در حد خودكشى بود موافقت كردند. امروز كه جنگ اكتبر را مرور مى كنيم درمى يابيم جنگ مذكور نبرد بين ۲ ژنرال بلندپايه مصرى و اسرائيلى (شاذلى و شارون) بود اما متأسفانه مصريها به ژنرال خود اجازه ريسك ندادند حال آنكه سرفرماندهى اسرائيل در آن شرايط سخت اختيار ۱۲ هزار سرباز را به شارون براى «طرحى شبيه به خودكشى» داد. در ساعت ۵ صبح ۱۵ اكتبر سربازان شارون در اختفاى كامل سوار بر تانكهاى روسى به غنيمت گرفته شده از جنگ قبلى شده و حتى در ارتباطات راديويى خود به زبان عربى صحبت كردند و با عبور از سوئز طى ۴۰ ساعت با از بين بردن دهها پايگاه موشكى مصرى از آتش مؤثر فانتومها نيز استفاده كردند. در ۱۸ اكتبر ناگهان مردم مصر متوجه شدند اسرائيلى ها در مصر هستند! حملات متعدد ميگ هاى مصرى نيز براى در هم كوبيدن سرپل هاى اسرائيل در غرب سوئز بى فايده بود و آنها دسته دسته مقهور فانتوم هاى اسرائيل مى شدند چرا كه ديگر از پشتيبانى موشك هاى سام اثرى نبود. در ۲۲ اكتبر تعداد نيروهاى اسرائيل در شمال مصر به ۲۰ هزار سرباز و ۵۰۰ تانك و نفربر زرهى رسيد اين در حالى بود كه عمده قواى مصر در صحرا مشغول بودند. در روز ۲۳ اكتبر اسرائيلى ها با كنترل به محور سوئز - قاهره به ۱۰۱ كيلومترى پايتخت مصر رسيدند. در حالى كه مصرى ها آتش بس را قبول كرده بودند در اسرائيل گوش شنوايى نبود . بنابراين در ۲۴ اكتبر مصر خود را براى فرا خواندن لشگرهاى جديد آماده كرد. اين در حالى بود كه آمريكا و شوروى ديگر موافق ادامه جنگ نبودند. جبهه جولان اگرچه همه جنگ اكتبر را به خاطر نبردهاى صحراى سينا مهم مى دانند اما در جبهه شمال اسرائيل در منطقه جولان نيز جنگ هاى مهمى بين طرفين درگرفت. اعراب كه مى دانستند در اتحاد سوريه - مصر طرف ضعيف سوريه است، نيروهاى به استعداد ۲ تا ۳ لشگر (عراقى، مراكشى، سعودى، كويتى و فلسطينى) را به سوريه اعزام كردند وبا تقويت ۶۰ هزار نيروى سورى با ۹۳۰ تانك مواضع اسرائيل را در جولان (كه از ۱۹۶۷ اشغال شده بود) مورد حمله قرار دادند. نيروهاى سورى در روزهاى اول جنگ با عبور از ميادين مين، ۲۳ كيلومتر داخل خطوط دشمن نفوذ كرده و به پشت دروازه شهر «ال عال» در شمال اردن رسيدند. ۱۵ هزار نيروى اسرائيلى در اين عمليات از هم پاشيدند و امواج حملات هوايى اسرائيل نيز در برابر موشك هاى سام متحمل ۳۵ فروند تلفات شدند. اسرائيلى ها كه در اين جبهه جايى براى عقب نشينى نداشتند چرا كه با اولين عقب نشينى شمال اسرائيل به دست اعراب مى افتاد بلافاصله تمام قواى خود را معطوف به جبهه شمال كردند و حتى ماشين هاى مردم را مصادره كرده و با آنها به انتقال نيرو پرداختند. سربازان اسرائيلى تن به خونين ترين نبردها در جبهه مذكور زده و با وارد كردن صدها تانك نيروهاى پيشروى سورى را در هم كوبيدند. همزمان هواپيماهاى اسرائيل اقدام به بمباران شهرها و مراكز اقتصادى سوريه كردند تا روحيه مردم اين كشور را براى ادامه جنگ بشكنند. سوريه كه نيروى ذخيره چندانى براى ورود به منطقه نداشت در برابر حملات متعدد اسرائيل مجبور به توقف شد و در ۱۸ اكتبر در قنيطره طى يك نبرد ۱۴ ساعته با از دست دادن ۵۰۰ تانك ابتكار عمل را از دست داد. اين مسأله درست همزمان بود با توقف ارتش مصر و مى توان دريافت كه اگر سادات احمقانه دستور توقف را به سادگى در جبهه غرب نداده بود سوريه و اعراب متفق در جولان به آن وضع آشفته گرفتار نمى شدند. در ضدحمله بعدى اسرائيلى ها در ۱۲ اكتبر با نفوذ به داخل سوريه دمشق را در تيررس قرار دادند اگر حمله متقابل مصرى ها در صحراى سينا نبود براى اسرائيل تسخير دمشق كار سختى نبود. در حقيقت نيروهاى عرب در جبهه جولان بسيار ضعيف ظاهر شدند و اصلاً نتوانستند به مانند مصر ضربات قابل توجهى به دشمن وارد كنند. در ۱۳ اكتبر در جبهه جولان تقريباً آرامش برقرار شد. آغاز ديپلماسى تداوم آتش بس در جبهه ها سبب فعال تر شدن نيروهاى ديپلمات شد. بويژه آنكه با آغاز تحريم نفتى غرب در ۲۱ اكتبر از جانب كشورهاى نفت خيز عرب دنيا با مشكل جديدى روبرو شده بود كه ابعاد آن فراتر از جبهه سوئز بود. با ورود كيسينجر به منطقه فشار براى وادار كردن گلداماير و سادات به قبول آتش بس دائمى افزايش يافت. مصرى ها يك سوم صحراى سينا را در اختيار داشتند و ضربات جبران ناپذيرى را به اسرائيل وارد كردند اما در مقابل شارون با ۲۰ هزار سرباز و صدها تانك در شرق قاهره مستقر شده بود. البته ۵ لشگر ذخيره و اصلى مصرى به سرعت به سمت او در حال حركت بودند بنابراين عنصر زمان به زيان اسرائيل بود. از آن طرف سيل كمك هاى آمريكا كمبودهاى اسرائيل را داشت جبران مى كرد. نبايد از ياد برد كه كنگره آمريكا پرداخت ۲‎/۲ ميليارد دلار كمك نظامى به اسرائيل را تصويب كرد. بنابراين آتش بس ادامه يافت. نتايج جنگ اكتبر جنگ اكتبر (يا رمضان) نبردى استثنايى بود. اين جنگ نتايج بسيار زيادى داشت از جمله آنكه مشخص شد در صورت وجود برنامه ريزى و همت، ارتش اسرائيل نيز «شكست پذير است.» دوم آنكه در بين كشورهاى عربى مصر اين قابليت را دارد كه اسرائيل را شكست دهد. امروز مى توان قضاوت كرد كه اگر ترس (و يا خيانت) سادات نبود اسرائيل در اكتبر ۱۹۷۳ شكست مى خورد. مردانى مانند ژنرال شاذلى تنها با ۳ گردان كوماندوى از جان گذشته به همراه چند واحد پدافند سام ستون فقرات ارتش اسرائيل را شكستند. هنگامى كه چندى بعد سادات وى را مجبور كرد تانك هايش را به ساحل غربى سوئز برگرداند اين ژنرال مصرى با چشمانى اشكبار از سادات خواست تا حداقل اين درخواست اسرائيلى ها را نپذيرد اما سادات قبلاً قول اين مسأله را به كيسينجر داده بود. اسرائيل نيز به خوبى دريافت مصر حريفى متفاوت است. بنابراين بايد حتماً از صف مبارزان ديگر خارج شود. انور ساداتبگين در ۱۹۷۷ از سادات در تل آويو به گرمى استقبال كرد و ۲ سال بعد با قبول قرارداد كمپ ديويد خروج كامل از صحرا را پذيرفت. (در كمال ناباورى) نكته سوم آنكه ابداعات ژنرال شاذلى و ژنرال شارون هر دو از نقطه نظر نظامى بسيار ارزشمند و بى بديل بود و يك اصل را ثابت كرد و آن اينكه ترس، دشمن واقعى رزمنده است. نكته چهارم ضعف عملكرد روس ها در اين ۳ هفته بود. در حالى كه آمريكا از تمام اعتبار و توان خود براى سرپا نگاه داشتن اسرائيل استفاده كرد (ايجاد پل هوايى براى كمك رسانى به اسرائيل، استفاده از هواپيماى جاسوسى اس.آر ۷۱ براى راهنمايى شارون و كمك ۲‎/۲ ميليارد دلارى تسليحاتى - به تل آويو) روس ها تنها به رفقاى عرب خود تضمين دادند كه دمشق و قاهره توسط اسرائيل تصرف نمى شود (!) در نتيجه مصر را ظرف ۷ سال كاملاً به دامن غرب غلطاندند و ظرف ۱۵ سال كاملاً بازى را در خاورميانه عربى واگذار كردند. آخرين جنگ گسترده اعراب و اسرائيل گرچه با موفقيت صددرصدى اعراب به پايان نرسيد، ولى بسيارى از نقاط ضعف اسرائيل را نمايان ساخت. اندكى پس از پايان جنگ يوم كيپور انورسادات رئيس جمهور وقت مصر پيمان آتش بس با اسرائيل را امضا كرد و سفرى نيز به سرزمين هاى اشغالى كرد. پيمان صلح كمپ ديويد كه توسط سادات و بگين، با نظارت كارتر، امضا شد از اثرات اين جنگ بود. پيمانى كه بر طبق آن اسرائيل تا سال ۱۹۸۲ از تمامى صحراى سينا عقب نشينى كرد و در مقابل مصر، اسرائيل را به رسميت شناخت. دو كشور براى هميشه ترك مخاصمه كردند. هرچند سادات نتوانست روزى را كه سرزمين مصر خالى از سربازان اسرائيلى باشد، ببيند. او در ششم اكتبر ،۱۹۸۱ در مراسم رژه اى كه به مناسبت پيروزى در جنگ رمضان ۱۹۷۳ ترتيب داده شده بود، به دست سروان احمد شوقى خالد اسلامبولى ترور شد و معاونش حسنى مبارك به جاى او نشست. www.persianblog.com