SAEID

VIP
  • تعداد محتوا

    9,434
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

  • Days Won

    5

SAEID آخرین امتیاز شما در روز 12 بهمن 1398

SAEID شما بیشتری مطالب مورد علاقه کاربران را دارید!

اعتبار در انجمن

2,061 نشان شجاعت

درباره SAEID

  • رتبه حساب کاربری
    ???? ????????

Profile Information

  • Gender
    Male
  • Location
    ایران
  • Interests
    ایران - ایران - ایران

آخرین بازدید کنندگان پروفایل

6,268 نمایش های پروفایل
  1. سلام تشکر از نکات مفیدی که بیان کردید. متاسفانه دیروز بخاطر یک اشتباه ( کنترل + r برای راست چین ، صفحه رو ریفرش کرد! ) پست پاسخ قبل از ارسال پاک شد و پاسخ کامل رو ان شاء الله دوباره نوشته و ارسال می کنم. فقط در اون مانور مورد اشاره ، در حالت کلی فانتوم زاویه گردش بیشتری نسبت به تامکت دارد و امکان قرار گرفتن در ساعت شش تامکت به سادگی میسر نیست ، بستگی به تجربه خلبان تامکت دارد ، شاید اگر خلبان فانتوم با کاهش و افزایش ترکیبی سرعت و استفاده از فلپ در همان جهت مانور لوپ با چرخش 90 درجه اجرا کند ، بتواند همچنان در ساعت شش تامکت قرار داشته باشد. تعداد بالای خرید کار اشتباهی است ، اگر بخواهیم نیروی هوایی رو به سطح گذشته برسانیم در حدود 200 الی 300 فروند سوخو30 به عنوان جایگزین فانتوم و فنسر و ... احتیاج است. طرح بنده است ، در گذشته تو یکی از مباحث مطرح کرده بودم. طراحی و ساخت یک جنگنده با 70 درصد اشتراک سازه و قطعات با اف14 و بدون بال متحرک و با محفظه داخلی حمل سلاح به عنوان رهگیر برتری هوایی. برای جنگنده ها معمولا 18 فروند رو در نظر می گیرند و حداقل 12 و حداکثر 27 فروند ، برای هواپیماهای سنگین مثل ترابری و بمب افکن 9 فروند متوسط ، حداقل 6 و حداکثر 12 ، برای هواپیماهای خاص مانند آواکس هم اسکادران تشکیل نمیدن و بصورت تک فروند یا گروه استفاده میشه. در کل بستگی به شرایط کشور مورد نظر داره. درسته و یکی از دلایل مخالفتم با خرید سوخو35 همین بحث تامین قطعات و هزینه اضافی می باشد. روسها در تامین قطعات و حتی نقشه های فنی میگ29 کلی مشکل ایجاد کردند و مختصصان نیروی هوایی با کلی زحمت اونها رو سرپا نگه داشتن و با پیچیده شدن محصول ، عملا باعث زمینگیر شدن هواپیماهای خریداری شده می شود. درباره سوخو30 هم چندان موافق نیستم مگر در حالت خرید امتیاز و تولید داخل که هزینه تمام شده هر فروند در حدود 30 الی 35 میلیون دلار باشد و بتوان اینو جایگزین اکثرا بمبرهای نیروی هوایی کرد که در اینصورت قابلیت دوربرد بسیار عالی بوجود میاره و کافی هست با تعداد کمتری رهگیر برتری هوایی اسکورت بشوند تا سطح هوایی به گذشته و برتری ایران تغییر یابد. با جی10 هم موافق هستم و هم مخالف و این هم بستگی به شرایط دارد ، اگر چین در ازای خرید نفت به ما جنگنده بفروشد کار سیاسی اقتصادی موفقی میشه ولی در غیر اینصورت به صرفه نیست و باید روی طرح داخلی مانند کوثر و ارتقای سنگین اون متمرکز شد. برای خرید سوخو57 هم کلا از ذهن بیرون کنید ، روسها به ایران نخواهند فروخت ، اگر هم فروختند امکان استفاده در زمان جنگ نخواهیم داشت. همین طرح دوباره سازی و ارتقای تامکت با خرید موتور از روسیه بهترین کار ممکن است. بیشتر مشکلات اقتصادی دارند ، روسها قرار بود تا سال 2020 تعداد 400 فروند سوخو34 به خدمت بگیرند ولی کنسل شد. روسیه هم مانند ایران با بروز مشکل اقتصادی تمرکزش رو بر سیستم های پدافندی و آفندی موشکی قرار داده و تقریبا طبق برنامه اس400ها و موشکهای توپول ام و ... رو تولید کردند ، اما در مورد جنگنده و بمب افکن توپولف160 برنامه رو کاهش تعداد دادند. خوش بین و خوش فکر باشید ، تنها وسیله در دسترس است برای آینده ای بهتر.
  2. با این جمله "تمام کار ما باید متناسب با تهدید باشد" موافق هستم و در همین راستا مساله زمانبر بودن دستیابی به توازن قوای هوایی را مطرح کردم. برای رسیدن به توازن قوا باید به مساله از دو بعد کلان و خرد نگاه کنیم ، در سطح کلان تمام مولفه های قدرت را در نظر گرفته و با فرض استفاده مناسب و هماهنگ از آنها ، برآیند حاصل ما را به توازن قوا می رساند که شامل نیروی هوایی ، زمینی ، دریایی و ... می گردد. اما از نظر خرد مساله را بصورت موضوعی در نظر گرفته و سعی میشود در حوزه برتری حریف ، خود را به آن سطح برسانیم ، مشخص است که در برابر کشوری مثل آمریکا ، ایران منابع کافی جهت دستیابی به توازن قوای خرد و موضوعی را ندارد و باید بر توازن قوای کلان و کلی متمرکز شود. اینکه در مجموع برآینده نیروهای عمل کننده ایرانی ، که شامل طیف وسیعی از تجهیزات و اقدامات از شبکه کشف راداری و پیش اخطار گرفته تا فرماندهی و جنگال و هواگردهای رزمی سرنشین دار و بی سرنشین و یگان های پدافندی زمین به هوا ، از برآیند نیروهای عمل کننده طرف مقابل ، امتیاز بیشتری داشته باشند. این را در نظر بگیریم که هیچ کشوری امکان بکارگیری تمام امکانات خود را صرفا در یک جبهه ندارد و این محدودیت با افزایش هژمونی و حوزه نفوذ کشورها ارتباط مستقیم دارد ، آمریکا هم هرگز امکان انتقال تمام قوای نظامی خود را صرفا برای مبارزه با کشوری چون ایران یا هر کشور دیگری نخواهد داشت ، بخشی از این نیروها را برای تامین امنیت خاک اصلی و آمریکا شمالی ، بخشی برای اروپا ، اقیانوس آرام ، اقیانوس اطلس ، جنوب شرق آسیا و ... در حالت بلوکه قرار دارند. در بهترین حالت و در صورت دستیابی به توافقات ضمنی با روسیه و چین مانند زمانی که با گورباچف رهبر شوروی توافق شد ، می توان انتظار داشت در حدود یک سوم قوای نظامی را به یک منطقه از جهان بتواند اعزام کند. در سال 1991 در حدود 1800 هواپیمای رزمی به منطقه اعزام شد که دو سوم آنها متعلق به آمریکا بود و این در حالی بود که این کشور در آن زمان با توجه به شرایط جنگ سرد در حدود 7 هزار هواپیمای رزمی در اختیار داشت. امروز در حدود 3 هزار هواپیمای رزمی در اختیار داشته و این تعداد را در بین یگان های مختلف در سرتاسر پایگهای نظامی داخلی و خارجی تقسیم نموده است و با توجه به شرایط جهانی و تهدیدات جدید از سوی چین ، روسیه ، کره شمالی و ... در بیشترین حالت امکان اختصاص بیش از هزار فروند را به یک منطقه خاص نخواهد داشت. این هزار فروند را ظرفیت عملیاتی نهایی آمریکا در برابر قدرتهای منطقه ای فرض بگیرید. البته در یک جنگ جهانی و در برابر چین و روسیه ظرفیت کامل را بکار میبرند. ظرفیت رزمی آمریکا در حدود هزار فروند هواپیمای رزمی سرنشین دار ، در مقابل ظرفیت رزمی کشورهای منطقه به چه میزان است؟ هر کدام از کشورهای تهدید کننده ایران شامل عربستان ، اسرائیل ، ترکیه ، پاکستان و ... حداقل 300 فروند هواپیمای عملیاتی در اختیار دارند. اگر هم کشورهای عربی در صورت جنگ با ایران بصورت هماهنگ عمل کرده با توانی بیش از 500 فروند عملیاتی روبرو خواهیم بود. پس در نتیجه تفاوت بین تهدید از جانب آمریکا با تهدیدات منطقه ای در حد 30 الی 50 درصد با یکدیگر تفاوت دارد. این تفاوت به حدی نمی باشد که در صورت دستیابی به توازن قوا در مقابل یکی ، در برابر دیگری بصورت کامل ناتوان باشیم. با دستیابی به توازن کامل منطقه ای ، در برابر آمریکا هم به توازن نسبی 50 درصدی خواهیم رسید. الان مساله اصلی رو مورد بررسی قرار دهیم. زمان و هزینه. دهه هشتاد فرصت طلایی بود که با درآمدهای هنگفت ارزی امکان بازسازی چندین باره نیروی هوایی را داشتیم و استفاده نشد. امروز از نظر منابع مالی در وضعیت مطلوب قرار نداریم. حتی فرض تخصیص سالانه یک میلیارد دلار هم دور از ذهن می باشد. یا باید سراغ روشهای ابتکاری مانند نفت و گاز در برابر خرید نظامی برویم ، یا هم این منابع اندک را صرف افزایش کمی و سپس کیفی اختصاص داد. اگر قرار باشد سراغ خریدهای گران قیمت مانند سوخو35 رفت ، هزینه تمام شده هر فروند با احتساب هزینه های آموزش خلبان و پرسنل زمینی ، مهمات ، قطعات یدکی ، تجهیزات زمینی و تعمیرات و ... بالای 80 میلیون دلار خواهد بود ، فرضا با یک میلیارد دلار در سال ، 12 فروند می توان خریداری نمود. تاثیر خاصی بر توازن قوا نخواهد داشت. اما اگر جنگنده کم هزینه ای مانند کوثر را به تولید انبوه رساند که با تمام امکانات مناسب قیمت تمام شده ای در حدود 20 میلیون دلار داشته باشد ، هر سال 50 فروند یعنی 3 اسکادران رزمی جدید به نیروی هوایی اضافه میشود که توان عملیاتی را به میزان قابل توجهی افزایش می دهد. در کنار آن در صورت ارتقای میگ29ها به استاندارد SMT و خریداری تعدادی میگ35 که بتوان جمعا 3 الی 4 اسکادران عملیاتی مثلا در تهران ، تبریز ، بندرعباس و بوشهر داشت ، توازن قوای نسبی با کشورهای منطقه تا 10 سال تامین میشود. در این فرصت 10 ساله هم امکان به تولید رساندن طرح پی14 وجود دارد. این مصاحبه رو در مجله صنایع هوایی خوانده ام. جالب و مفید است. در مقابل اساتید تامکت که علاوه بر سالها پرواز ، تجربه هشت سال جنگ را در کارنامه دارند ، حرف زیادی برای گفتن نیست. اما تنها این نکته را عرض کنم که شرایط امروز با سی سال قبل بسیار تفاوت کرده است. همین میگ29 قدرت داگفایت به مراتب بیشتری از تامکت دارد ، سالها قبل ، در شبیه ساز پرواز تقریبا تمام هواگردها را که تست کردم به ترتیب از نظر داگفایت این تقسیم بندی بدست آمد : 1- سوخو27 و اف15 در رتبه نخست ، میگ29 و سوخو33 و اف16 و میراژ2000 در رتبه بعدی ، در تست شبیه سازی با یک فروند میگ29 و اف15 توانستم 6 فروند تامکت را سرنگون کنم ، با یک فروند اف15 هم چند فروند میگ29 سرنگون شد و ... در نبردهای فامد نیز اف15 و سوخو27 با توجه به قدرت مانور بالا شانس فرار بیشتری در مقابل موشکهای میانبرد داشتند و این مساله را به عنوان مثال در جنگ یمن و فرار اف15 از چنگ موشک آر27تی مشاهده کردید ، در حالی که تورنادو نتوانست چنین کاری انجام دهد. نبردهای امروزی در صورت برابری تکنولوژیک اجبارا به نبرد نزدیک و داگفایت کشیده می شود ، دلیل آن پنهانکاری و پادهای اخلالگر قوی است که امکان شلیک از دور را از بین برده است. در چنین حالتی در برابر جنگنده ای مثل اف22 که قدرت مانور فوق العاده ای دارد که حتی از اف15 نیز بیشتر است ، باید به سمت جنگنده ای رفت که بتواند در میدان نبرد بقاپذیری بیشتری داشته باشد ، یک بخش مربوط به پنهانکاری است ، بخش دوم جنگ الکترونیک و سنسورهای هشدار دهنده و بخش سوم قدرت مانور و نرخ گردش و اوج گیری سریعتر از رقیب. در نهایت کار به کیفیت موشک و رادار میرسد که در فاصله نزدیک تقریبا تمام آنها بصورت مشابه عمل میکنند و حتی امکان دارد نبرد به داگفایت و استفاده از موشک حرارتی یا توپ نیز بکشد. در جنگ تحمیلی مشکل اصلی اف14 در همین نبرد داگفایت بود و جنگنده های عراقی قدرت مانور به مراتب بهتری داشتند و در مقابل توان مانور کم و ضعف موتور در پرنده ایرانی ، تنها با تخصص و شجاعت خلبانان ایرانی تا حدودی جبران شد ، اما امروز با افزایش قدرت مانور و سنسورهای هدفگیری که امکان شلیک موشکهای حرارتی تا 140 درجه اختلاف زاویه ای را دارند ، کار غیرممکن میشود. باید به سمت گزینه های به روزتری برویم.
  3. این طرح رو سالها قبل در مباحث مربوط گفته بودیم ، حدود سالهای 84 85 86 ! بعد از گذشت این همه سال ، هنوز هم نظرم رو حذف بال ثابت است و برای پرواز از باند نیاز به بال متحرک نداریم. بال ثابت باعث میشود در ناو هواپیمابر فضای نگهداری و مسافت تیک آف کاهش یابد. قدرت مانور اف14 در حالت مسلح چقدر است؟ در حدود 7 جی! اف15 در حدود 9 جی! تفاوت اصلی فقط در سازه نیست ، تفاوت در اختلاف قدرت موتور تی اف30 با اف110 است ، بال متحرک هم باعث میشود زمان طلایی برای واکنش افزایش یابد ، در نبردهای گذشته مهم نبود ، ولی امروز همین زمان میلی ثانیه برای باز و بسته شدن بالها باعث بقا یا فنای جنگنده میشود. یک جفت موتور قوی با تراست مجموع 300 کیلونیوتن روی تامکت بدون بال متحرک سوار کنید تا از مزایای هزمان اف14 و اف15 برخوردار شوید. این راه رو هم باید طی کرد ، کاری به تهدیدات نداشته باشید ، در هر صورت خرید یا تولید باید این را در نظر بگیریم که طی چند سال نمی توان به توازن قوای هوایی دست یافت.
  4. در ابتدا قرار بر بال متحرک بودن اف14 نبود ، نتیجه جاسوسی از میگ23 و اصرار بر ناونشین بودن باعث شد به سراغ این طرح بروند و نیروی هوایی آمریکا راه جداگانه ای طی کرد و به اف15 رسید که در واقع اف14 بدون بال متحرک می باشد. حتی قرار بود موشک فینیکس را روی اف15 سوار کنند ولی چون تنها دو تیر امکان حمل داشت و مشکلات در مورد نصب رادار AWG-9 و هزینه های اضافی باعث شد به همون اسپارو اکتفا کنند. قبل از انقلاب نیروی هوایی ایران هم در نظر داشت تا حداکثر 50 فروند اف15 خریداری کند برای استفاده در عملیاتهایی که از عهده اف4 و اف14 خارج بود. این بال متحرک رو از اف14 حذف کنند ، باعث کاهش هزینه های نگهداری و عملیاتی خواهد شد. از طرفی امکان نصب مهمات بیشتری در زیر بال فراهم میگردد. برای شروع می توان اف14 را ارتقا داد با موتور AL-41 و رادار Irbis و همزمان روی گونه P-14 کار انجام شود.
  5. تنها بحث هزینه عملیاتی مطرح نیست ، روسیه کشور پهناوری است که نیاز آن به هواگردهای دوربرد با قابلیت بقاپذیری و استقلال عملیاتی بیشتر از جنگنده های دفاع نقطه ای و منطقه ای است. میگ35 هم مانند میگ29 یک جنگنده دفاع نقطه ای یا در نهایت دفاع منطقه ای محسوب میشود که با توجه به فاکتورهای رادار و سطح مقطع و سنسورهای هشدار دهنده ، در برابر جنگنده های مدرن بقاپذیری کمتری نسبت به سوخو35 دارد. اگر نیاز نیروی هوایی ایران را مورد بحث قرار دهیم ، خرید میگ35 اشتباه بزرگی است. حتی خرید سوخو35 هم در بلند مدت اشتباه است. نسل ششم جنگنده ها سریعتر از چیزی که به نظر میرسد عملیاتی خواهند شد. رادار سوخو35 قویترین رادار موجود در بین جنگنده های رزمی محسوب میشود ، با توجه به این فرض ، بهترین کار سرمایه گذاری مشترک بر روی ساخت جنگنده ای مشابه اف14 است که از نظر تکنولوژی و قطعات مشابه آن باشد تا تامین یدکی و نگهداری برای نیروی هوایی هزینه کمتری داشته باشد و به علت رهگیر دوربرد بودن و نه ناونشینی ، می توان بال متحرک را حذف و سطح زیرین سازه را یکپارچه طراحی نمود تا دارای محفظه داخلی حمل سلاح گردد ، اگر بتوان سطح مقطع راداری را هم کاهش داد با رادار ایربیس به یک رهگیر تمام عیار تبدیل خواهد شد. این جنگنده جدید را پی-14 یا P-14 یا Persian Cat نامگذاری بکنیم. جنگنده ای که در 70 درصد قطعات و سازه مشابه اف14 باشد تا امکان به تولید انبوه رساندن آن در داخل توسط متخصصین نیروی هوایی میسر باشد. مسلم است که این رهگیر فرضی به یک جنگنده مکمل به عنوان دفاع نقطه ای هم احتیاج دارد. این جنگنده هم باید پنهانکار باشد. البته در کوتاه مدت می توان با تولید انبوه جنگنده کوثر و تجهیز آن به پادهای اخلالگر و پیش اخطار ، نیاز به رهگیر نقطه ای را برطرف نمود ولی این جنگنده بدون حمایت رادارهای زمینی و پی14 امکان عملیات گسترده و بقاپذیری کافی را نخواهد داشت. همزمان می توان با خرید تعدادی میگ35 و ارتقای میگ29های موجود این ناوگان را تکمیل کرد و از سه لایه جنگنده رهگیر برخوردار شد ، لایه اول پی14 ، دوم میگ35 و سوم کوثر به اضافه لایه چهارم پهپادهای رهگیر که امکان استفاده در بین تمام لایه ها را داشته باشند. در بلند مدت باید جنگنده سبکی مانند قاهر که قابلیت بی سرنشین بودن را نیز داشته باشد به تولید انبوه رساند. با این نظر ، خرید سوخو35 بدلیل هزینه زیاد ، وابستگی تکنولوژیک و تامین قطعات اصلا توصیه نمیشود ، خرید میگ35 هم در کل اشتباه است و تنها به تعداد محدود و به عنوان میانبرد جهت تکمیل و ارتقای ناوگان میگ29 برای بازه زمانی 10 ساله می تواند مفید باشد. رادار Irbis-E از نوع پسا هست و برای نسخه اولیه سوخو35 طراحی شده بود ، طبق خبرهای جدید ، امروز از مدل اکتیو یا AESA در سوخو35 استفاده میشود.
  6. سلام بله درست هست و خودتون در ادامه گفتید که نقش اصلی روی رادار و توان شناسایی و الگوریتم و پردازش میباشد و بنده هم شرط لازم رو رادار عنوان کردم. عکس زیر رو ببینید متعلق به وزارت دفاع انگلیس در زمان جنگ سرد میباشد و توانایی سامانه گالوش رو ارزیابی کردن برد سامانه ABM-1 Galosh بین 320 تا 350 کیلومتر عنوان شده بود ولی در محاسبات تا 800 ناتیکال مایل پیش بینی کردن و این برد حداکثر است و موشک اینرسی لازم برای تعقیب هدف و مانور سنگین رو نخواهد داشت اما باعث میشود در همون برد 350 کیلومتری هدف را بزند. اینکه گفتم برد ضد بالستیک تقریبا دو برابر حساب میشه رو همین قضیه استوار است و منظور برد شلیک برای رهگیری هدف بالستیک در حداکثر برد مفید که موشک رهگیر انرژی جنبشی لازم را داشته باشد و همون برد اعلامی برای سامانه باور یا اس300 و ... می باشد. قبلا در یک مقاله خواندم که برد ضد بالستیک S-300PMU2 رو در حدود 400 کیلومتر تخمین زدن در مقابل بالستیک های میانبرد و مشخصه که با افزایش یا کاهش سرعت بالستیک این مقدار کم و زیاد میشه. مساله اینه که مشکل اس300 برای این رهگیری موشک نیست و بلکه رادار هست که برد 400 کیلومتری ندارد! خوب در این حالت هواپیمای مهاجم نمی تونه وارد محدوده پدافندی نشه؟ هواپیما برخلاف بالستیک صرفا هدف نزدیک شونده نیست و امکان تغییر مسیر و حتی برگشت دارد و اگر قرار بر شلیک موشکها از 250 کیلومتری داشته باشید تنها باعث هدف رفت منابع و خالی شدن پرتابگرها میشه. اون بردی که محاسبه کردم برای این هست که هدف وقتی وارد رینگ پدافندی شد حتی با گردش 180 درجه ای امکان فرار نداشته باشد. البته اگر موشک بصورت اینرسیایی تا نزدیکی هدف در ارتفاع بالا پرواز کنه و در فاز نهایی با رادار فعال یا فروسرخ هدف رو کشف و رهگیری کند ، احتمالا بتوان به برد قطعی 200 کیلومتر دست یافت ولی هر روز سنسورهای هشدار دهنده پیشرفت میکنند و با دیتالینکی که هواپیماهای متخاصم دارند از شلیک موشک حتی بدون قفل راداری مطلع شده و واکنش دفاعی خواهند داد. بنده هم امیدوارم برد باور در نهایت به 600 کیلومتر برسه تا کار روی کلیت پدافند تمام بشه و بتوان منابع رو صرف بازسازی نیروی هوایی اختصاص داد. از موشک صیاد3 گفتید و باید بگم همین موشک باید بتونه به برد 150 کیلومتری هم برسه ولی مساله اصلی انرژی جنبشی و سرعت در اون برد هست که شاید نتونه با هواپیماهای مانورپذیر درگیر بشه.
  7. 1- اگر سرعت موشک صیاد4 رو 2800 متر بر ثانیه در نظر بگیریم ، با این حساب این موشک برتری کاملی نسبت به موشکهای 48N6E3 داره و در سطح 9M83ME متعلق به S-300VM میباشد که با سرعت 2.8 تا 3 کیلومتر بر ثانیه در نسل جدید 400 کیلومتر برد دارد و توان درگیری با انواع هواپیما و موشکهای بالستیک تاکتیکی و میانبرد و دوربرد رو تا سرعت 4500 متر بر ثانیه داراست یعنی موشکی مثل سجیل با سرعت 13 الی 14 ماخ رو میتونه بزنه. موشکهای قاره پیما رو هم بعد از مرحله ری اینتری که سرجنگی جدا شد میتونه هدف قرار بده بخصوص در فاز ترمینال که از ارتفاع 18 کیلومتری شروع شده و با کاهش سرعت پرتابه همراه هست. ولی درگیری در ارتفاع پایین خطر انفجار هسته ای EMP را در پی دارد که آسیب آن به زیرساختهای نظامی - غیرنظامی قابل پیش بینی نیست و باید انهدام در ارتفاع بالای 100 کیلومتر باشد. 2- اگر سرعت موشک صیاد4 را 2000 متر بر ثانیه یا همون 6 ماخ در نظر بگیریم ، در این حالت این موشک در کلاس موشکهای سری 48N6E2/E3 قرار دارد و باید بتواند تا برد 250 کیلومتری برای اهداف کند پرواز و تا ارتفاع 70 الی 80 کیلومتری صعود کند. در این حالت توان درگیری با اهداف بالستیک تا سرعت 2800 متر بر ثانیه را باید داشته باشد چون در موشک 48N6E2 چنین است و این را هم در نظر بگیرید که حداکثر سرعت هدف را بیشتر از همه قدرت رادار و توان پردازش کامپیوتر و الگوریتم نرم افزاری تعیین می کند و به عنوان مثال پدافند A-135 مسکو که از موشکهای هسته ای 53T6 با سرعت 7 ماخ استفاده می کند میتواند با اهداف تا سرعت 25 ماخ درگیر شود یعنی بیش از سه برابر سرعت موشک پدافندی ، یک علتش کلاهک هسته ای ولی علت اصلی در وجود رادار کنترل آتش آرایه فازی Don-2N است که دقت بسیار بالایی دارد و در رزمایش موشکی نوامبر 2017 موفق شد بدون کلاهک هسته ای ، هدفی با سرعت 7 کیلومتر بر ثانیه برابر با 23 ماخ را منهدم کند. راستش من با توجه به فیلم شلیک صیاد4 و مقایسه با موشکهای دیگر ساخت ایران مانند صیاد3 و تائر2 که سرعتی در حدود 4.5 تا 5 ماخ دارند ، سرعت 6 ماخ رو تخمین زدم و امیدوار هستم در نسخه بعد به 8 ماخ برسه تا بتوان با یک مرحله افزایش به برد و ارتفاع بالایی دست یافت. با فرض طول 7.5 متری و قطر 53 سانتیمتر صیاد4 باید دو موشک جدید از روی آن ساخته شود : 1- موشک صیاد5 تک مرحله ای با قطر بیشتر در حدود 60 تا 65 سانتیمتر و پیشران قویتر که سوخت بیشتری حمل کنه و به برد 300 تا 400 کیلومتری برسه و سرعت 3 کیلومتر بر ثانیه یعنی 9 ماخ و ارتفاع درگیری 100 کیلومتر ، مشابه موشک 9M83ME برای سامانه ضد بالستیک S-300VM 2- موشک صیاد6 دو مرحله ای که شامل مرحله اول موتور و قطر صیاد5 و مرحله دوم موتور و قطر صیاد4 یا هم هر دو مرحله با قطر برابر صیاد5 که سرعت مرحله اول 6 ماخ و مرحله دوم هم 9 ماخ ، جمعا 15 ماخ که میتونه به ارتفاع بالای 150 تا 300 کیلومتری برسه و ماهواره های لئو رو هدف قرار بده به اضافه موشکهای بالستیک قبل از فاز ری اینتری و جدایش کلاهکها ، این موشک بردش تا 600 کیلومتر میرسه! یک نکته رو اطلاع دارید؟ اینکه برد ضد بالستیک تقریبا دو برابر برد ضد هواپیما حساب میشه؟ یعنی همین باور با برد 200 کیلومتر در برابر بالستیک 400 کیلومتر برد داره! لازمه اون تنها رادار برد بلند هست. روال کار به اینصورت هست که چون موشک بالستیک هدف نزدیک شونده می باشد و مثل هواپیما امکان تغییر مسیر و فرار ندارد میتوان از دو برابر برد به طرفش شلیک کرد تا در حداکثر برد همون 200 کیلومتری هدف قرار بگیره و در واقع برد موشک بیشتر نمیشه بلکه در حداکثر مقدار خودش هدف رو منهدم میکنه. این مساله رو در دهه شصت و هفتاد متوجه شده بودن و پایه و اساس برد اعلامی برای پدافند A-135 مسکو با برد 900 کیلومتر و SM-3 آمریکا با برد 900 کیلومتری فعلی و گسترش اون به 2500 کیلومتر تا سال 2030 در نسل بلاک2آ میباشد. با چنین فرضی می توان با یک سامانه با برد 600 کیلومتری که با رادارهای پیش اخطار 3000 کیلومتری لینک شده باشد تمام آسمان ایران را پوشش ضد بالستیک تامین کرد. محاسبه برد قطعی و غیر قابل فرار برای موشک صیاد4 با فرض سرعت 2800 متر بر ثانیه ، در برابر هواپیمایی با سرعت 800 متر بر ثانیه اگر از 200 کیلومتری شلیک انجام بشه در 155 کیلومتری بهش میرسه ، یعنی هدف میتونه 45 کیلومتر پرواز کنه و احتمال فرارش هست ، اما برد قطعی برای باور میشه 155 کیلومتر که در اینصورت امکان فرار نیست و در 200 کیلومتری زده میشه ، این برای هدفی با سرعت 2.6 ماخ هست و هیچ جنگنده ای سرعت عملیاتی این مقدار ندارد و حتی اف15 سرعتش به 1.73 ماخ محدود شده! برد قطعی باور برای جنگنده های فعلی در حدود 170 کیلومتر میباشد. با فرض سرعت 2000 متر بر ثانیه ، در برابر هواپیمای با سرعت 800 متر بر ثانیه مثل حالت قبلی به ترتیب ، نقطه برخورد 142 کیلومتری با شلیک از 200 کیلومتر و برد قطعی 140 کیلومتر و برای هدفی با سرعت 500 متر بر ثانیه هم میشود 160 کیلومتر. البته از موارد خاص مثل کاهش ارتفاع و پنهان شدن در بین عوارض زمینی و جنگ الکترونیک صرف نظر کردم.
  8. این منطقه استتار صحرایی کویری شده به همین سادگی! با پیشرفت تکنولوژی روشها و ابزارهای استتار هم پیشرفت قابل توجهی کردند و به عنوان مثال چینی ها 10 سال قبل تکنولوژی را معرفی کردند که باعث میشد منطقه استتار شده چندین برابر در تصاویر ماهواره ای کوچکتر دیده بشه! مثلا یک ساختمان به اندازه یک کانکس یا حتی کوچکتر! دوستان برای آشنایی بیشتر به تاپیک زیر مراجعه کنید http://www.military.ir/forums/topic/21624-%25d8%25b4%25d8%25a7%25d9%2587%25da%25a9%25d8%25a7%25d8%25b1-%25d8%25a7%25d8%25b3%25d8%25aa%25d8%25aa%25d8%25a7%25d8%25b1-%25d8%258c-%25da%2586%25da%25af%25d9%2588%25d9%2586%25d9%2587-%25da%25a9%25d8%25b1%25d9%2585%25d9%2584%25db%258c%25d9%2586-%25d8%25a7%25d8%25b2-%25d8%25af%25db%258c%25d8%25af-%25d9%2584%25d9%2588%25d9%2581%25d8%25aa-%25d9%2588%25d8%25a7%25d9%2581%25d9%2587-%25d9%25be%25d9%2586%25d9%2587/ یک تاپیک هم مربوط به استتار پایگاهها و صنایع آمریکا بود که گویا لینکش عوض شده نتونستم پیداش کنم. عکسهای استتار کرملین توسط روسها در جنگ جهانی دوم
  9. * تشکر از مدیریت برای اصلاح دسترسی به تاپیک. مجددا این مصیبت و فاجعه بزرگ رو خدمت خانواده قربانیان و تمام هموطنان تسلیت عرض می کنم. اول این نکته رو بگم که این اتفاق جزو بدترین اتفاقات ممکن بود و متاسفانه دلیل این فاجعه هر چه باشد نباید فراموش کرد باعث کشته شدن انسانهای بیگناه و آسیب شدید روحی به خانواده ایشان و هموطنان گردید. باید کمک حال این عزیزان بود و تنها راه اون مسئولیت پذیری و صداقت و شفافیت است وگرنه با هیچ کاری ، نمی توان این اشتباه را جبران و یا توجیه کرد. تنها می توان به آینده امید داشت و از بروز فجایع مشابه پیشگیری نمود. دومین نکته هم این است که بعد از تمام حرفها و اقدامات لازم و فاصله گرفتن از تئوری های توطئه و انداختن تقصیر گردن دیگران ، باید یک مساله رو بصورت کامل بررسی کرد و آن این که علت این اتفاق چه بود؟ به قول بعضی دوستان خطای انسانی یا سیستمی یا هر چیز دیگر؟ چرا که اگر این مساله به درستی حل نشود متاسفانه باید گفت امکان تکرار چنین اشتباهی وجود دارد. درباره خطای سیستمی که در پست زیر بخوبی توضیح داده شد. مشخصا عامل اول در این مساله عدم درک از شرایط موجود و ناهماهنگی بین بخشهای مختلف کشوری است که باعث شد بجای پرواز ممنوع ، در شرایط جنگی به هواپیماهای مسافری اجازه پرواز داده شود. حال آنکه اگر پرواز ممنوع اعلام میشد با هر فرضی ، منجر به چنین فاجعه ای نمی گردید چرا که هواپیمایی در آسمان نبود. ولی سعی من بیشتر بررسی بر روی عامل این اتفاق (نه اپراتور بلکه خود سامانه تور به عنوان یک سیستم) هست چرا که این اولین اشتباه نبود و قبلا در شرایط مشابه اشتباه مشابهی صورت گرفته است. دلیل تاکید بر روی این سامانه هم این است که برخلاف تصور بعضی دوستان ، تنها سامانه مستقل در شبکه پدافندی کشور نمی باشد. هواپیمای مسافری اکراینی در اون مختصات در پوشش پدافندی تعداد زیادی از سامانه های دیگر از برد متوسط تا بلند قرار داشت که هر کدام از آنها می توانند بصورت مستقل نیز عمل کنند اما می بینیم که تشخیص اشتباهی از طرف آنها رخ نداده. یکپارچه بودن اجزای پدافندی در تور ام1 الزاما به این معنا نیست که مستقل از شبکه پدافندی عمل کند. اگر درباره سامانه تور ام1 کسی اطلاعات کاملی از سیستم مخابراتی و نحوه تشخیص دوست از دشمن داره لطفا ارسال کنه؟ دفعات قبل هم جنگنده های نیروی هوایی زمانی که برای رهگیری هواپیماهای آمریکایی پرواز کردند به اشتباه توسط این سامانه هدف گرفته شدند. احتمال وجود بک دور در سامانه و فروش آن (توسط شرکت سازنده روسی) یا لو رفتن اون (با جاسوسی از شرکت سازنده) و یا یک ضعف شدید امنیتی در سیستمهاش باعث میشه در محیط جنگال نتونه هدفهای خودی رو از غیر خودی تشخیص بده و این بدترین حالت برای یک سامانه پدافندی حساب میشه یعنی کلا داون و از مدار عملیات خارج بشه بهتر هست. در رابطه با سیستم اپتیک هم احتمالا برای وقتی هست که رادار از کار افتاده باشه و یعنی در اون شب با توجه به صفحه رادار تصمیم گیری شده و سراغ دید بصری نرفتند! برای رسیدن به پاسخ فعلا این سوالات به ذهنم میرسه. 1- سامانه تور از چه نوع سیستم IFF یا همان تشخیص دوست از دشمن استفاده می کند؟ سیستم روسی است یا با نمونه داخلی جایگزین شده؟ 2- پروتکل تشخیص دوست از دشمن و نوع و میزان تهدید در این سامانه چگونه است؟ طبق کاتالوگ شرکت روسی یا نسخه تغییر یافته در داخل؟ 3- آیا هماهنگی سیستم IFF این سامانه با سایر سامانه های موجود در کشور و نیز با پرنده های غیرنظامی وجود دارد؟ 4- نرم افزار مورد استفاده نسخه روسی است یا ایرانی؟ چرا که در صورت روسی بودن احتمال وجود بک دور و باگ امنیتی وجود دارد. 5- لینک ارتباطی سامانه با شبکه یکپارچه پدافندی چگونه است؟ بی سیم یا فیبر نوری؟ 6- علت اختلال در لینک ارتباطی با فرماندهی شبکه پدافند چه بود؟ مشکل نرم افزاری است یا مخابراتی یا جنگ الکترونیک؟ اگر فرض کنیم این سامانه دو لینک ارتباطی دارد ، به نظر میرسد لینک اشتراک یک طرفه اطلاعات توسط سامانه های فرماندهی که اعلام شلیک کروز کردن به این سامانه نیز ابلاغ شده و مشکل کارکرد نداشته ولی لینک ارتباطی دو طرفه دارای اشکال بود و اپراتور نتوانسته برای کسب تکلیف با واحد فرماندهی تماس بگیرد. پاورقی 1 : به جای اینکه تقصیر را گردن دیگران بیندازیم یا در ناجوانمردانه ترین حالت فقط بر روی پایین ترین عضو سیستم یعنی اپراتور سامانه ، بهتر است مساله رو از بعد فنی بررسی کنیم و اگر مشکل نرم افزاری و مربوط به پروتکل ها باشد باید گفت اگر فرد دیگری نیز در سامانه حضور داشت احتمالا این تصمیم اشتباه رو می گرفت چون بر اساس داده های نشان داده شده بر روی صفحه رادار و سایر نشانگرهای موجود تصمیم گیری میکند و هدف را بصورت چشمی نمی تواند مشاهده کند. البته این جمله به معنای توجیه تصمیم اشتباه و احساسی نمی باشد و منظور جلوگیری از انداختن اشتباه روی چند نفر و پاک کردن صورت مساله می باشد. پاورقی 2 : در نهایت پیشنهادی باید ارایه بشه که تا اطلاع ثانوی تمام سامانه های تور ام1 در صورت امکان از چرخه عملیات یا خارج شوند و مورد بازبینی نرم افزاری قرار گیرند یا حداقل از مناطق غیرنظامی فاصله گرفته و بدون هماهنگی با مرکز فرماندهی وارد درگیری نشوند. پاورقی 3 : از مسئولان محترم تقاضا می شود ، مساله را با جدیت بررسی و نتایج حاصل و واقعیت را به جامعه اعلام کنند. پنهانکاری در این شرایط بدترین کار ممکن و عامل از بین رفتن اعتماد عمومی است و صداقت و شفافیت باعث التیام و ترمیم نسبی این درد عمیق خواهد شد. با تشکر از دوستان و عزیزانی که به روشن شدن سوالات و دلایل مساله کمک می کنند.
  10. با عرض سلام حادثه تاسف انگیز و هولناک سقوط هواپیمای مسافری رو خدمت خانواده قربانیان و همه هموطنان تسلیت عرض می کنم. و خدا خودش به بازماندگان صبر و تحمل عنایت کند. چند روزی فکر میکردم چی بنویسم و هر بار دستم به قلم نمی رفت! اصلا میشه چیزی گفت؟ کشته شدن هموطنان و انسانهای بیگناه چیزی نیست که بتونیم بسادگی دربارش متنی بنویسیم. جدای از علت اتفاق که توسط عزیزان متخصص و کارشناسان تیم ارزیابی سانحه باید بررسی و اعلام بشه یک نکته رو فقط عرض می کنم. متاسفانه مسئولین هوانوردی و ... با صدور اجازه پرواز به هواپیماهای غیرنظامی اون هم در شرایط جنگی ، اشتباه بزرگی مرتکب شدند. اگر پروازها رو مثلا 12 ساعت کنسل میکردن این اتفاق می افتاد؟ شاید میگفتن نمیشه پروازها رو کنسل کرد! ولی می بینید که نتیجه چطور شد؟ لطفا و خواهشا جان انسان ها رو محترم بشماریم. عزیزان دیگران ، مانند عزیزان خود ما هستند چرا که همگی انسان و فراتر از آن ، از یک کشور و ملت هستیم. ****** امکان ارسال پست در این بخش رو ندارم و اجبارا ویرایش شد. ****** با از دست دادن یک انسان و هموطن نمی توان چیزی نوشت و درباره کشته شدن 176 انسان بیگناه ذهن آدمی توان بیان رو به کل از دست میده. فقط می تونم در حد خودم خدمت تمام هموطنان و خانواده قربانیان سقوط هواپیمای مسافری تسلیت عرض کنم و از خدا برای بازماندگان صبر و شکیبایی آرزو داشته باشم.
  11. أعوذ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ وَ مَنْ یَتَّقِ اللّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَی اللّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللّهُ لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدْرًا صدق الله العلی العظیم
  12. اجرای چنین سناریویی خوب هست ولی احتیاج به منابع ، زمان ، برنامه ریزی و مدیریت داره که به نظر بعید میرسه. این احتمال تقریب قطع به یقیین هست و احتمال دارد حتی یک گروه به ظاهر جدید با عنوانی متفاوت سازماندهی کنند ولی در واقع همان داعش باشد. به نظر میرسه همزمان دو کار رو انجام میدن : 1- آماده سازی اذهان داخلی برای موجه نشان دادن اقدامات تروریستی آمریکا برای مردم آمریکا به منظور آمادگی برای گزینه بعدی 2- اقدام رسانه ای دفاعی با ظاهر تهاجمی تا ایران را از انتقام سخت بازدارند و اگر نشد با گزینه قبلی بتوانند وارد درگیری گسترده شوند. باید در مقابل انتقام طوری باشد که باعث رسوایی ترامپ و کابینه اش شود و در داخل دشمن تفرقه بیفتد. یک پاسخ کم باعث ضعیف دیدن ایران و یک پاسخ سنگین باعث اتحاد دمکراتها و جمهوری خواهان میشه. دوست من ، مردم که همیشه از اول انقلاب پای کشور و نظام بودند و تمام هزینه ها رو چه انسانی (شهدا) و چه اقتصادی و نابرابری و تضاد طبقاتی پرداخت کردند ، اونهایی که بعد از جنگ از خون شهدا برای خود انحصار و رانتی به جیب زدند و باعث ناامیدی و ناراحتی مردم شدند از امروز توبه کنند و به قول حضرت امام آدم بشوند. مسئولان صادق و امین هم با مردم باشند و از مافیای داخلی نترسند و عاملان فساد سیاسی و اقتصادی و فرهنگی ... را پیگیری و مجازات کنند.
  13. حضرت امام فرمودند که به نظر من اولین ناو آمریکایی که وارد منطقه شد بزنید ، بقیه مخالفت کردند ، ایشان در نهایت گفتند من اگر جای شما بودم می زدم. یک عده ای که امام و حرفش را واقعا قبول داشتند رفتند که بزنند و وسط راه دستور رسید نزنید! مثل قضیه تی4 و شهادت سپهبد صیاد شیرازی و الان هم شهادت سپهبد قاسم سلیمانی. خلاصه اینکه اگر مسئولان سیاسی و نظامی می خواهند کاری کنند باید به عنصر زمانی مساله توجه اکید داشته باشند و اگر زمان گذشت دیگر کاری نمیشه انجام داد. حمله به هواپیمای مسافربری هم اقدام سوم و بسیار وقیحانه تر آمریکا بود. قبل اون درگیری با نیروی دریایی و انهدام سکوهای نفتی سلمان و رشادت و ناوچه سهند و جوشن و قبل اون هم گرفتن کشتی ایران اجر و شهادت نیروهای دریایی سپاه. به این دشمن اگر پاسخ ندی وقیح تر میشه و اگر پاسخ اضافه بدی هم خوب نیست ، باید پاسخ هم طراز و عبرت آموز داد که باعث بشه در داخل آمریکا تفرقه بیفته نه اینکه متحد بشن.
  14. خوبه شما مشاور این کوتوله نیستید! چون این کار باعث میشد جامعه ایرانی دو دسته بشه یعنی تفرقه به جای اتحاد! به قول حسن عباسی باید به استراتژی حریف حمله کرد. یعنی اگر پشت این قضیه اسراییل باشه که ایران و آمریکا رو وارد جنگ کند ما باید اینو بهش گوشزد کنیم که هرگز نمی تونه خودش رو کنار بکشه و نظاره گر باشه! نه حیف نیست برادر جان. این یک اقدام از سر ضعف و عقب نشینی از جانب ایران قلمداد میشه و در ادامه که دشمن ضربه بعدی رو با هر بهانه ای بزنه دیگه ایران حتی این نیمچه حمایت مردمی در داخل و منطقه رو نخواهد داشت. نمیدونم! فقط این رو میدونم باید تمام یگان های متحرک تغییر آرایش و موضع بدن. پادگان ها و فرودگاه ها رو نمیشه جابجا کرد ولی واحدهای پدافندی رو میشه. همین اعتراف به اینکه حملات آمریکا بخاطر اون یک راکت بوده از نظر حقوق بین الملل به نفع ایران هست و دست ایران رو باز میگذاره. یعنی ایران هم باید طبق اصل 51 منشور ملل مستعمره شکایت کنه و هم انتقام بگیره و رسما به همین سازمان ابلاغ کنه که طبق همون اصل این کار انجام شده. درسته دنیای جنگل هست و آمریکا کاری به حقوق و ... نداره ولی ما باید برای هر قدم که بر میداریم سندسازی انجام بدیم برای آینده و این اسناد فردا به درد خواهند خورد نه امروز.
  15. بله درست می فرمایید و در این خصوص سالها قبل در سایت بحثهای زیادی صورت گرفته که خارج از حوصله این تاپیک هست. اما موردی که مربوط به این بحث هست شامل این دو نکته میشود : هدف گذاری صحیح در ابعاد استراتژیک و تاکتیکال با توجه به شناخت صحیح از دکترین و استراتژی سیاسی نظامی اقتصادی و اجتماعی دشمن. این یعنی نه تنها سرفرماندهی عراق بلکه حتی مقامات سیاسی این کشور شناخت درستی از الگوی رفتاری آمریکا نداشتند و به اشتباه بر پایه جنگ ویتنام و جنگ با ایران برای جنگ بعدی برنامه ریزی کرده بوند. از نظر هدف گذاری هم که گفتم باید از کویت فراتر می رفتند از قدیم گفتن یا یک کاری رو شروع نکن یا تا آخر برو! مثل آبی که از سد سرازیر بشه و تا آخرین فاصله که بتونه همه رو با خودش میبره. پاورقی : البته در سال 1991 خبری از اینترنت و این حجم از اطلاعات که امروز در دسترس همگان هست نبود و این میتونه تا حدی توجیه شناخت اشتباه عراقی ها باشد.