parsneet

Members
  • تعداد محتوا

    47
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

اعتبار در انجمن

365 نشان افتخار

1 دنبال کننده

درباره parsneet

  • رتبه حساب کاربری
    سرباز یکم

آخرین بازدید کنندگان پروفایل

بلوک آخرین بازدید کننده ها غیر فعال شده است و به دیگر کاربران نشان داده نمیشود.

  1. با سلام و درود بیکران " هر کسی را باید با ادعای خودش سنجید " دو نکته خیلی جالب در مورد رسانه های غربی ( و تقریبا تمام رسانه های فارسی زبان که با بودجه مستقیم خودشان راه اندازی کرده اند ) در مورد اقدامات نظامی ایران هست که بیانشان خالی از لطف نیست : یکی اینکه استانداردهای دوگانه و کاملا" مغرضانه ای دارند . وقتی در مورد گروه های که احتمال می دهند به ایران مرتبط باشند و حتی گروه های مستقلی که با ما همکاری و اشتراکاتی داشته باشند ( و نه اینکه الزاما" نیابتی عمل نمایند ) مواجه می شوند لفظ نیابتی را به آن می چسبانند . وقتی دقت کردم دیدم از مثلا" صد باری که خبر های مرتبط با این گروه ها خوانده می شود 99 بار اینگونه بیان می شوند که : حوثی های شیعه مورد حمایت ایران ( و بعد ادامه خبر را می خوانند ) , حشد الشعبی شیعه مورد حمایت ایران , حزب الله مورد حمایت ایران و .... اما در مقابل موقع بردن نام گروه های ضد ایرانی هرگز نمی گویند : مثلا" جیش الاسلام سنی مورد حمایت عربستان. القاعده وهابی مورد حمایت عربستان . طالبان سنی مورد حمایت آمریکا . اسرائیل یهودی مورد حمایت آمریکا و گروه ..... ( اینکه همه روزه برای بردن نام یک سری از گروه ها مذهب و دینشان و کشوی که با آن فعالیت های نظامی و غیرنظامی مختلفی را دارد باید در کنار نام آنان الزاما " و دستوری و تمام وقت باید ذکر گردد !! ) این ها خودش در غالب جنگ رسانه ای و تبلیغاتی جالب هست و اینکه در دراز مدت در ضمیر ناخود آگاه مخاطبان هم قطعا" اثر منفی خودش را خواهد گذاشت . مورد بعدی تلاش برای غیر انسانی جلوه دادن اقدامات نظامی مشروع این گروه ها هست (البته به قول برادر ام آر 9 ماهیت و ذات هر جنگ غیر انسانی است لذا تقسیم اینکه غربی ها خودشان جنگ هایشان انسانی و مثلا" ما غیر انسانی است اساسا" بی معناست ) در حالی که حمله به آرامکو را حمله به غیر نظامیان می خوانند که هرگز از این عبارت در مورد حمله عراق به جزیره خارک استفاده نکردند و یا حمله عربستان به فرودگاه صنعا و یا حمله به بندر الحدیده و یا حمله به مهمانی ها و عروسی ها . حمله اسرائیل به برج های مسکونی و حمله همین چند روز پیش به بندر لاذقیه ..... این ها و دیگر اقدامات بی شمار آمریکا در خاورمیانه حمله به غیر نظامیان محسوب نمی شود ... غربی ها عادت دارند کارهایی که برای خودشان عادی است را به یک کشور دیگر نسبت می دهند و در کمال بی شرمی خودشان دایعه مبارزه با همان کار را در مواجه با کشور های ظعیف تر بر می دارند ( همین مسئله و مبارزه برای عدم دستیابی کشور ها به سلاح اتمی از همین نمونه هاست ) و در پایان قابل عرض است : خود این رسانه های معارض در زمان تحلیل هایشان با نقد و تقبیح دیکتاتوری و خود کامگی و تقبیح نداشتن تحمل نقد و نداشتن سعه صدر و.... برنامه های مفصل و گزارشهای زیادی را روی آنتن می برند ولی به محض اینکه یک مهمان آن رسانه زبان به نقد از سیاست های برنامه سازی خود ایشان بگشاید هرگز ندیدم که توانسته باشد جمله اش را کامل کند و با این جمله که این موضوع الان مربوط به بحث نیست اجازه بیان انتقاد را نداده اند در حالی که ادعای شفافیت و آزادی بیان شان را به اصطلاح عامه تریلی نمی تواند یدک بکشد . ( اگر تلویزیون عمر البشیر اینگونه عمل می نمود قطعا" نمی توانستیم این توقع را از ایشان داشته باشیم چون اساسا" عمر البشیر دایعه و تبلبغات و ادعا این گونه مسائل را نداشت . بهر حال "هر کسی را باید با ادعا های خودش سنجید ! " ) کشورهای غربی همواره درباره آزادی بیان رفتاری متناقض داشته اند، آنها اهانت به پیامبر اسلام و انتشار کاریکاتورهای شارلی ابدو را مصداق آزادی بیان می دانند اما هنگامی که درباره صهیونیست ها تصویر یا مطلبی منتشر می کنند مورد خطاب و عتاب سیاستمداران قرار می گیرند! چند سال پیش که نیویورک تایمز ، کاریکاتور فوق با تصویر بنیامین نتانیاهو و دونالد ترامپ را منتشر کرده بود فشار شدیدی به مدیران این نشریه وارد و آنها را مجبور به عذر خواهی نمود . این کاریکاتور به ظاهر ساده درباره نتانیاهو و ترامپ (نخست وزیر اسبق اسرائیل و رئیس جمهور اسبق ایالات متحده ) باعث شده تا نشریه آمریکایی نیویورک تایمز مجبور به عذرخواهی شود، نکته جالب توجه اینکه اسرائیلی ها این عذرخواهی را کافی ندانسته و از مسئولان نیویورک تایمز خواسته بودند به طور مستقل و رسمی از بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل عذرخواهی کنند.
  2. با سلام و درود خدمت شما برادر ارجمند @951 و سپاس از پست های خوبتون مخصوصا" در تاپیک برش نقشه ها برادر @archersarash اشاره به سیستم کنترل تمام هیدرولیک آن دارند . که ظاهرا" همین سیستم هیدرولیک در مواجهه با درگ اختلالاتی بروز می داده و در قسمت های از آن افت فشار صورت می پذیرفته است که در نهایت باعث نقص در هدایت صحیح و حادثه می شده است . این نقص ها و سقوط ها آن قدر زیاد می شوند که پرسنل پرواز با مزاح به آن ارابه بیوه ساز می گفتند . 78 حادثه منجر به سقوط را در مدت نه چندان طولانی ثبت می نماید که باعث مرگ 25 خلبان زبده می شود که هرکدام برای این چنین پروازهای آزمایشی مهارتهای لازم را داشته اند ولی شکل آیرودینامیکی بدون دم این جنگنده باعث می شده که در برابر از کار افتادن ابزار های کنترلش بسیار حساس باشد . جالب این است که ظاهرا" طراحی مکانیسم های اولیه آن جزو طرح های نیمه تمام آلمانی بوده که صنایع هوایی ایالات متحده به آن ها در 1946 دست می یابد و تلاش در توسعه و ایده گرفتن از آنها را داشته است . شاید برای این جنگنده بشود عنوان کرد که در بسیاری جهات فراتر از زمان طراحی و ساخت خودش بود و هنوز در آن زمان سیستم های کارآمدی که بتوانند این طرح خلاقانه را تکمیل نمایند در دسترس سازندگانش نبوده است .
  3. با سلام و درود ضمن تشکر از برادر @arminheidari برای انتقال مطالب مطرح شده در بروز رسانی (که پیرامون ارائه راهکارهای مناسب تجاری در صورت حصول توافق سیاسی و بهره مندی از گشایش اقتصادی آن مطرح شد ) فرمایش شما که ما قوانین محدود کننده در این ضمینه داریم صحیح هست ولی نه به این شکل که غیر قانونی است . در واقع یک سری قوانین در رابطه با سرمایه گذاری شرکت های ایرانی در خارج کشور داریم و اینکه این بنگاه ها باید چگونه عواید و سود خودشان را به دولت اعلام و مالیات بپردازند . یک سری دیگر قوانین داریم پیرامون اینکه شرکت های که در صادرات و واردات محصول های مشترک فعالیت دارند عوارض گمرکی این محصولات را باید چگونه بپردازند . هدف این گونه سرمایه گذاری و تولید مشترک ها فقط آوردن محصول به داخل نیست . بلکه پیدا کردن جای پا برای عرضه منطقه ای و بین المللی محصولات است . طبق همین اصل هست که کارخانه بوش در ترکیه خط تولید و مشارکت راه اندازی می کند . همین اکنون یک شرکت در رابطه با تولید ابزار در ایران هست که مشغول همین کار است ( نام تجاری آن را ذکر نمی کنم ) این شرکت زمانی که ایران هیچ گونه تولیدی در رابطه با تجهیزاتی مثل ( دریل و سنگ فرز و کمپرسور و سایر ابزار و تجهیزات صنعتی ) در داخل نداشت و بازار ایران جولانگاه برند های آلمانی و ژاپنی بود آمد و با خرید یک کارخانه در چین شروع به تولید مشترک کرد و با وارد کردن آنها به ایران و مونتاژ آنها یک برند ایرانی را به بازار معرفی کرد . این اقدام موافق و مخالفانی داشت در ابتدا . مخالفان می گفتند نباید با تولید خارج ایران برای کارگر خارجی اشتغال ایجاد کنیم و همچنین بعضی دیگر با مقایسه محصولات با برند های نامدار آلمانی کیفیت آنها را زیر سوال می بردند . ( اگر خاطرتان باشد همان اعتراضی که ترامپ به شرکت های خودشان داشت . ولی اقتصاد بین الملل راه خودش را رفت و می رود ) اما داستان به همین جا ختم نشد . شرکت مذکور به جای نا امیدی و دلسردی سعی در رفع نواقص نمود . تلاش کرد با دیگر تولید کنندگان مطرح و با کیفیت چین سطح مشارکت را توسعه دهد و اینکه در ابتدا خطوط مونتاژ و در ادامه ساخت بعضی قطعات یدکی را نیز به داخل منتقل نماید . وقتی که نیروی انسانی لازم را هم در کادر های مدیریتی و بازرگانی و هم در کادرهای فنی و تولیدی تربیت نمود شروع به مشارکت در تولید با تولیدکنندگان داخلی نیز رفت . و به تازگی شنیدم که بخش زیادی از سهام یک تولید کننده داخلی فلز مس در کرمان را نیز تملک نموده است . ( یکی از بخش های مهم و هزینه بر تجهیزات تولید سیم پیچی مسی و آلومینیومی آن است ) و به طبع برای آن کارخانه های تولید مشترکش در چین هم مواد اولیه و بخشی از قطعات را ارسال و صادر می نماید . اساسا" یکی از نقاط ضعف ما در ایران نه تولید بلکه بازاریابی و مدیریت بازارهای هدف است . همین شرکت همان محصول را با نام دیگری در کشور چین تولید و توزیع می نمود . به طوری که شخصا" در داخل فروشگاه هر دو محصول ( برند ایرانی و برند چینی ) را کنار هم می دیدم بدون اینکه کسی بداند تولید کننده هر دو یکی است . در سالهای ابتدایی مانند دیگر محصولات استقبال از نام ایرانی زیاد نبود ولی در حال حاضر تقاضای مصرف کنندگان معمولی ( و تا حدودی صنعتی سبک ) را این برند از آن خود نموده است . و هرگز در هیچ کدام از دور های تحریم ( دور اول قبل برجام و دور دوم بعد برجام ) نتوانست خدشه ای بر عرضه و ارائه محصولات این شرکت بیاندازد . و مستمر تولید مشترک و صادرات و واردات آن ادامه داشت و دارد . این مثال نمونه ای کوچک از قابلیت های اینگونه استراتژی های اقتصادی و تولیدی هست که نه تنها گزینه ای است برای کاهش آثار تحریم ها بلکه می تواند دریچه ای باشد برای ورود به بازارهای بین المللی .
  4. بعد از جنگ های آمریکا در عراق و افغانستان تقاضا و تمایل به استتار خاکی برای اسلحه های انفرادی زیادتر شد . خصوصا: برای تفنگ های که بیشتر تک تیر انداز ها استفاده می کردند . قبل از تولید این استتارها اسنایپرها با پوشاندن بدنه سلاح توسط پارچه و چرم و ... سعی در استتار آن با محیط می کردند . خصوصا" که در بعضی محیط ها انعکاس نور بر روی فلز اسلحه باعث کاهش استتار آنها می شد . در حال حاضر این گونه سلاح های انفرادی با هدف استتار تمام متریال آنها همرنگ می گردد ( از دوربین گرفته تا خشاب و رنگ قنداق و .. ) و به تناسب استتارهای دیگری نیز در دسترس قرار گرفت . لازم به ذکر است برای نیل به این هدف حتما" نیاز به لوازم و متریال گران قیمت و بعضا" خارجی نیست و با کمی خلاقیت می توان به یک پوشش حداقلی دست یافت ( عکس متعلق به نیروی بسیج هست در رزمایش دفاع از ساحل در شمال کشور )
  5. پاکستان روز پنجشنبه (1400/09/04) از آزمایش موفقیت آمیز یک فروند موشک بالستیک زمین به زمین موسوم به «شاهین یک - A» را انجام داد این آزمایش همزمان با گزارش‌هایی مبنی بر حساسیت آمریکا در رابطه با برنامه موشکی این کشور صورت گرفته است . البته چرایی این حساسیتها را همانطور که دوستان میلیتاری در چند ماهه قبل دنبال کرده اند , به نظر می رسد دو دلیل عمده داشته باشد : یکی اینکه پاکستان برنامه های مشترکی را با چین استارت زده است ( در واقع این ماهیت اصلی آن نیست بلکه همکاری با رقبایی آمریکاست که نگرانی ایشان را چند برابر کرده است ) . دوم یکی از دلایل دیگر این ابراز نگرانی ها نیز افزایش فشار بعد از خروج از افغانستان ارزیابی میشود و یک طورهای می شود گفت که از روند کنترل و قدرت گرفتن پاکستان کمی نگران است و خصوصا" در ادغام با دلیل اول که عرض شد . امروز بعد از آزمایش جدید بالستیکی پاکستان وزارت بازرگانی آمریکا با ابراز نگرانی نسبت به آنچه که برنامه‌های غیرایمنی هسته‌ای و بالستیک پاکستان ، چندین شرکت چینی را به اتهام مشارکت در توسعه برنامه‌های اتمی و موشک‌های بالستیک پاکستان در لیست سیاه خود قرار داد. روابط عمومی ارتش پاکستان ساعاتی پیش از آزمایش موفقیت آمیز یک فروند موشک بالستیک زمین به زمین خبر داد. این موشک از نوع شاهین یک -A معرفی شده است. ( خانواده شاهین بدنه غالب موشکی این کشور را شامل می شود و دستاورد های مهمی در همین راستا توسط آنها داشته است ) ارتش پاکستان توضیحات بیشتری در رابطه با خصوصیات دقیق تر موشک ذکر شده و اینکه "آیا قابلیت‌ حمل کلاهک هسته‌ای دارد یا نه؟" اعلام نکرده است . از سری موشک‌های شاهین-۱ در پاکستان به عنوان موشک بالستیک هدایت شونده و نوع بومی موشک‌های سوپرسونیک (مافوق صوت) با برد کوتاه و متوسط نام برده می‌شود. در پایان لازم به ذکر است بسیاری از کشور های منطقه ( عربستان و امارات در گذشته و اکنون نیز آذربایجان و ترکیه ) سعی نموده اند که از قدرت موشکی و اتمی پاکستان برای ساختن سدی برای تقابل نظامی با ایران استفاده کنند ولی خوشبختانه دید صحیح سیاست گذاران پاکستانی آنان را ناکام گذاشته و حداقل تا کنون بر اساس احترام و توجه به یکسری منافع و نیازهای مشترک ( ایران و پاکستان ) بوده است و این منافع مشترک را فدای امیال توسعه طلبانه و کم خردانه برخی کشورهای منطقه ای نکرده است . و به خوبی این نکته توجه داشته است که این دوکشور چقدر به صورت عمیق می توانند امنیت ملی همدیگر را تقویت و یا تظعیف نمایند ( به هر حال این شمشیر دو لبه بوده و لذا ترجیح داده شده که استفاده نشود !! )
  6. تظاهرات دانشجویان سلیمانیه برای چهارمین روز متوالی در اعتراض به قطع کمک های مالی به دانشجویان از سوی وزارت آموزش اقلیم کردستان عراق ادامه دارد. کشور عراق ناخودآگاه به آوردگاه قدرت های بین المللی و منطقه ای تبدیل شده و هرچند که سیاست مداران این کشور از این موضوع خوشحال نیستند و سعی در خروج از این موقعیت و یا حداقل تعادل نیرو ها در این کشور دارند باید گفت در آینده عراق آنچنان نقاط تاریکی وجود دارد که شاید بشود گفت گذشته آن نزدش یک خواب خوش باشد . اقلیم کردستان عراق که سالهاست در قواره یک کشور مستقل قصد عرض اندام منطقه ای دارد و به دنبال متحد سازی با کشورهای منطقه می گردد . و بابت باز شدن یک در باغ سبزی حاضر است که اقداماتی که دیگر کشور ها آن را پر ریسک می دانند به جان بخرد و به امید داشتن یک پشتوانه برای روزهای آینده ( که در آن سوداهای زیاد و جنجالی را در سر می پروانند ) خود از هیچ اقدامی چشم پوشی نکند . نا گفته هویداست که در این گونه معاملات این اقلیم ها و کشورک ها بازیچه ای بیشتر نخواهند بود برای ابر قدرتهای که برای بدست آوردن نتایج استراتژی هایشان از ویران شدن و با خاک یکسان شدن هیچ سرزمینی ابایی به خود راه نمی دهند . * رجوع شود به حمله داعش به مناطق کرد نشین و چشم پوشی جامعه بین المللی در از دست دادن زمان حیاتی ابتدای بحران . وقتی که ایالات متحده پرنده های A10 خودش در چند کیلومتری نقاط بحرانی مستقر بود و لازم نمی دید که آنها را به کار گیرد بلکه شاید چند روزی فرصت فراهم شود که مردم بی پناه بتوانند از مناطق درگیری خارج شوند و آن گونه زن و بچه های ایزدی در دست دیو صفتان و دست پروده های خودشان به کنیزی نروند . ( البته که استراتژی آن مقطع این گونه بود : بی ثبات سازی عراق , خارج کردن این کشور از حیطه نفوذ ایران , تسلط تروریست ها بر مناطق نفتی و ... ) لذا آمریکا انتظار پیشه گرفت تا بلکه شورشی ها جغرافیای برنامه ریزی شده را رقم بزنند و در هنگامی که دید علی رقم این برنامه ریزی ها و توطئه ها گروه های مقاومت کنترل و روند اوضاع را در دست گرفته اند و کما ممکن است نتیجه برایشان برعکس شده و جغرافیایی پدید آید که برایشان خانمان سوز باشد به بهانه دفاع از مردم ورود کرد تا حداقل بتواند آن آشفته بازار را به سود خود ختم نماید و شرایط امنیتی و ژئوپلتیکی منطقه را مطابق با برنامه های خود چینش کند . آری و اکنون و اینک اعتراضات مردم محور و دانشجویی در اقلیم !!! آنچه که ما از این اعتراضات بعد بهار عربی دیده ایم وقتی خیابان های لبنان به بهانه مالیات بر واتس آپ پر می شود از معترضین هسته های تبلیغاتی و سیاسی و امنیتی آمریکا و اسرائیل فعال می شود و اعتراضات تبدیل می شود به اینکه باید حزب الله خلع سلاح گردد و آتش زدن پرچم ایران و تقاضایی اخراج شبه نظامیان وابسته به ایران از این کشور ... در بغداد اعتراض به فساد اداری به آن وقایع ختم می شود و در سوریه که کشور را متلاشی کردند و از یک کشور تهدید کننده موجودیت اسرائیل تبدیل شد به کشوری تجزیه شده که باید در فکر آذوقه زمستانی اش باشد که کشور های منطقه و یا سازمان ملل به ایشان اهدا کنند ... اینکه مکان اعتراضات سلیمانیه انتخاب می شود و نه اربیل !!! به دفاتر حزب اتحاد میهنی حمله می شود و آنها را به آتش می کشند . همه سناریو های تکراری است . حتما فردا هم بعد از کشته شدن چند دانشجو توسط عوامل نامشخص ایران متهم خواهد شد که تک تیرانداز فرستاده تا با مردم ستم دیده و خواهان دمکراسی مبارزه کند و از دست نشانده هایش ( که همان گروه های مقاومت و گروه های نزدیک و همسو با آن هستند ) حمایت کرده ... ! علی ایحال مرور وقایع دو دهه اخیر کشور های اطراف ما لازم می نماید که هر حرکتی ( ولو عادی و .. ) را رصد کنیم و تلاش کنیم که کشورهای در حال تخاصم با ایران در پیدا کردن جای پا کنار مرز های ما و کم رنگ کردن قدرت نیرو های نیابتی ما توفیق کمتری داشته باشند .
  7. با سلام و درود در رابطه با این حادثه غم انگیز زبان انسان قاصر هست از بیان مطلب . تجربه من خودم به شخصه این هست که در اتفاقی تلخ 12 سال پیش به علت قصور یک آدم بی مبالات سه نفر از اعضای خانواده ام را در یک روز و یک لحظه از دست دادم و شاید کمی ( فقط کمی ) بتوانم با بازماندگان این گونه حوادث احساس همدردی کنم . این حادثه تلخ ( اصابت موشک پدافندی با هواپیمایی مسافربری اوکراین ) متاسفانه دارای جنبه های عمیق اجتماعی , سیاسی , امنیتی , اقتصادی و حتی تبلیغاتی هست . اظهار نظر مستقیم پیرامون این موضوع بدون داشتن و اشرافیت به اطلاعات لازم بسیار سخت هست ولی متاسفانه در این مدت بعد از گذشت این واقعه مشاهده شده که این حادثه محلی شده برای تسویه حسابهای حزبی و داخلی گرفته تا خارجی و ضد حکومتی . حالا بالفرض منه نوعی از بودجه ارگان تابعه ام ناراضی هستم و در دل نقد ها و رشک های دارم به نیروی پدافندی و چه زمانی بهتر از اکنون و بهتر از این موضوع برای تسویه حساب با این نهاد و آدم هایش . بهر حال برگزاری دادگاه کیفری و احضار افراد حقیقی بخش کوچک ماجراست که دارد پر رنگ می شود از هر دو طرف . همانطور که در رسالت ایکائو آمده در بررسی سوانح هوایی مشخص کردن نقص ها برای اصلاح پروتکل ها و قوانین موجود هست تا بتوان از به وجود آمدن حوادث مشابه جلوگیری کرد . لذا از برکات این گونه بررسی ها نجات جان هزاران انسان در آینده خواهد بود و نباید رسالت اینکار را تقلیل دهیم به برخورد کیفری با چند نفر و تسکین دل بازماندگان ( هرچند که این اقدام هم ضروری است ولی نباید اهداف خرد و کلان با هم جابجا شوند ) قوانین و پروتکل ها چگونه است ؟ اول به ذکر نمونه های از سایر کشورها می پردازیم و سپس استانداردهای داخلی را ذکر می کنیم . در اکثر کشور های توسعه یافته برای نیرو های نظامی خود یک سری روال مشخص دارند . ( حتی چنانچه در یک عمل جراحی بیمار فوت نماید یک پروتکل مشخص باید جاری شود . نهاد های نظامی و امنیتی که در جای خود ده ها برابر ضوابط سخت گیرانه تری دارند ) به عنوان مثال پلیس ایالات متحده: وقتی در یک ماموریت یا عملیات نظامی شرایط به گونه ای شود که منجر به درگیری و استفاده از سلاح شود و پرسنل پلیس و یا متهم و یا اشخاص ثالثی مجروح و یا کشته شوند یکسری پروتکل به محض اتمام عملیات جاری می شود . ذکر بعضی از آنها خالی از لطف نیست : 1- آن پرسنلی که در درگیری مشارکت مستقیم دارند به مافوق خود گزارشی از ماوقع را تسلیم می نماید . 2- متناسب با گزارش و نتیجه به وجود آمده برخورد با پرسنل مورد نظر سطح بندی می شود ( قطعاً پلیسی که با متهم گلاویز شده یک سطح برای اش است و پلیسی که شلیک منجر به فوت داشته گونه ای دیگر ) ( به عنوان مثال آن پلیس برای جلب متهم رفته و منجر به درگیری و استفاده از سلاح رسیده و با شلیک پلیس متهم کشته شده ) 3- پرسنل مورد اشاره سلاح خود را باید تا اتمام بررسی اولیه تحویل نمایند . 4- از کار تا بررسی بیشتر و بیرون آمدن گزارش اولیه از کار معلق خواهند شد . ( این یک جزع پروتکل می باشد و معنی آن قصور پلیس و یا ... نیست ) در واقع می شود گفت " مرخصی اجباری " 5- مصاحبه با روان کاو اجباری است و قطعا" گزارش روانکاو نیز در پرونده درج خواهد شد . ( هدف اصلی روانکاو کاستن از شوک حادثه . دادن احساس حمایت به پرسنل مورد نظر . جلوگیری و ورود پرسنل به واکنش احساسی و یا عذاب وجدان بعد حادثه و ... ) بارها مشاهده شده در حالی که پلیس در حالت دفاع از خود بوده دست به اسلحه برده ولی آن فرد خود را سرزنش می کند و منجر به افسردگی و ضایعات بعد حادثه خواهد شد . و مدام با این فکر که آیا می شد کار دیگری در آن روز کرد دچار اختلالات روانی خواهد شد . لذا اینگونه مصاحبه ها ضروری و جزع اصلی پروتکل هاست . تعداد جلسات نیز متناسب با سطح بندی متغیر است . 6- کمیسیون از چند افسر ارشد تر گزارشات را مطالعه و متناسب با شرایط تصمیم می گیرند که آیا آن روز یک عملیات معمولی و با نتایج غیر قابل اجتناب بوده و یا اینکه عملکرد پرسنل را صحیح تشخیص نمی دهند و برای بررسی بیشتر به یک نهادهای مشخصی که در خود نیرو برای این موارد هست ارجاع میدهند . و غالبا" مانند هر پرونده جناحی دیگر دارای بازپرس و کارآگاه خبره خواهد بود و بررسی احتمال قتل عمد نیز در صدر لیست اقداماتشان خواهد بود . 7- پرسنل مورد اشاره در طول مراحل اجرای پروتکل از حقوق و مزایا برخوردار خواهد بود تا زمان اعلام نتیجه نهایی مانند دیگر پرسنل از تکریم و حمایت نهاد مربوطه برخوردار خواهد شد . و . . . قبل از ورود به شرایط کشور خودمان لازم به ذکر است وقتی به عملکرد این کمیسیون های خارجی دقت کنیم موارد زیادی هست که اعمال نفوذ , چشم پوشی از قصور و لابی گری برای لاپوشانی وجود داشته است . قطعا" مثالها بسیار است و از حوصله این مقال خارج . موارد بسیاری هم هست که این کمیسیون ها بدون توجه به نتایج سیاسی و حزبی و اعمال نفوذها با مقصرین و مسببین برخورد مناسب داشته و حتی تهدید فرمانده کل آن نیرو نیز برای جلوگیری از انتشار گزارش راه به جایی نبرده است . حتما" دوستان میلیتاری بارها شنیده اند که سربازان شرکت کننده در جنگ افغانستان و عراق بعد از چند سال محاکمه و زندانی شدند . و تحسین عمومی برای این کمیسیون ها و در نهایت دادگاه ها را به همراه داشته است و همانطور که اشاره شد بسیاری مواقع نیز بالعکس بوده متاسفانه . *** در پایان چون نام ایالات متحده مطرح شد باید ذکر شوند این کشور با فشار همان لابی های نظامی که عرض شد هنوز به کنوانسیونهای بررسی کننده جنایات جنگی نپیوسته است :/ در کشور خودمان شرایط چگونه است ؟ در ایران هم قوانین داخلی بسیاری در رابطه با امکان پیگیری و برخورد با مسببین این گونه قصور ها وجود دارد . نهاد های ویژه ای نیز وجود دارد که سازمان قضایی نیروهای مسلح یکی از آنهاست . به نظر می رسد در نیروهای مختلف نظامی ما پروتکل های وجود دارد ولی اینکه تا چه حد و با چه کیفیتی آنها اجرا و نظارت می شود قطعا" جای بررسی و کنکاش بیشتری هست . در کشور ما وقتی در یک بیمارستان و در اتاق عمل بیمار حین عمل فوت می کند یک پرستار ( آن هم نه دکتر جراح مسئول ) جلوی درب می آید و با بیان اینکه خدا رحمتش کند و ما تمام سعی خود را کردیم به سمت اتاق تعویض لباس می رود و در همین جا کل پروسه خاتمه می یابد . نه بررسی و نه کمیسیونی !!! *** رجوع می کنم به صحبت های سردار حاجی زاده : انصافا" در این شرایط فرمانده کل یک نیرو جلوی دوربین بیایید و بگوید : حاجی زاده تاکید کرد: ارزیابی ها و بررسی های این حادثه توسط ستادهای بالاتر و مجموعه قوه قضائیه ان‌شاءالله انجام می‌شود و اطلاعات کامل می‌شود و همین ابتدا باید بگویم که ما گردن مان را از مو باریکتر است. فرمانده هوافضای سپاه تصریح کرد همه مسئولیت‌های این کار را می پذیریم و هرگونه تصمیمی مسئولان بگیرند ما مطیع اجرای آن هستیم." چیزی بود که حداقل من تا کنون در هیچ حادثه و هیچ نهادی ندیده بودم و اگر مسبوب به سابقه بوده دوستان بیان کنند . وی ادامه داد: تا برسم به تهران دیدم ستاد کل نیروهای مسلح به شکل معمول یک تیم بررسی حادثه تشکیل داده و این تیم و کسانی که در این قضیه دخیل بودند را قرنطینه کردند؛ یعنی ما اجازه نداشتیم چیزی را به کسی بگوییم ما اطلاع رسانی را کرده بودیم، ولی لازم بود این بررسی صورت گیرد، این که خبر چگونه اطلاع رسانی شود برای این نبوده که کسی بخواهد کتمان کند، بلکه روال همین است که ستاد کل این را بررسی کند. حاجی‌زاده خاطرنشان کرد: صبح جمعه همه اطلاعات جمع و مشخص شد که واقعه چه بوده است. چون بالاخره عده‌ای در این قضیه خبط و خطا داشتند و اتفاقاتی افتاده است و بعد از آن بود که خود ستاد کل اقدام به رسانه‌ای کردن کرد. وی اضافه کرد: بنده در اولین ساعتی که مطلع شدم آن را به مقامات اطلاع دادم و آنان به واسطه اینکه باید این مسئله را بررسی می‌کردند، از اینجا به بعد مربوط به ستاد کل است که واقعا سریع این کار را کردند و ظرف ۴۸ ساعت این کار را انجام دادند . " پس در اینکه ما نیز پروتکل های بعد حادثه داریم شکی نیست ولی بهر حال چگونگی اجرای این ضوابط هست نتایج را به سمت دیگری می برد . متاسفانه همیشه در کشور ما قوانین و ضوابط خوب بسیارند و اجرای آنها خود داستانی دیگر است . طبق صحبت های سردار برای رصد و شلیک به مهاجمان به عرصه هوایی کشور پدافند یک سری پروتکل نرم افزاری و سخت افزاری اتفاقا" سخت گیرانه ای دارد ولی چرا نتیجه اینگونه می شود . بر می گردد به همان چگونگی اجرای این ضوابط در عمل و خصوصا" شرایط خاصی مانند شرایط جنگی . "وی در ادامه با تشریح نقطه پرواز جایگاه فرودگاه و محل استقرار سامانه پدافندی بر روی نقشه تاکید کرد: این هواپیما از جایی که بلند می‌شود با توجه به اطلاعاتی که به اپراتور داده می‌شود و گفته می‌شود وضعیت جنگی است و موشک کروز شلیک شده است، این بنده خدا (شلیک کننده)هواپیما را کروز تشخیص می‌دهد و موظف بوده است در چنین شرایطی تماس بگیرد و تاییدیه را بگیرد،‌خبط اپراتور هم همین است اما ظاهرا سیستم ارتباطی‌اش با اختلال روبه‌رو بوده است و نمی‌تواند تماس بگیرد که شاید به دلیل شلوغ بودن شبکه یا سامانه‌های جنبی بوده است که در نهایت او ۱۰ ثانیه فرصت داشته است که تصمیم بگیرد. حاجی‌زاده تصریح کرد: او در این شرایط این تصمیم بد را می‌گیرد و موشک را شلیک می‌کند و هواپیما مورد اصابت قرار می‌گیرد و در نقطه مشخص شده بر زمین سقوط می‌کند." در پایان لازم است ذکر کنم دوستان میلیتاری در این چند ساله بعد این حادثه تلخ تحلیل های فنی خوبی چه در استاتوس و چه در تاپیک ها ارائه کردند . و همانطور که بارها اشاره کردند این حادثه به خودی خود نتایج بسیار منفی را در همه ی حوزه ها برای کشور ما در بر داشته است . انشالله با بررسی دقیق ارگان های مربوطه در نهایت ریخته شدن خون این عزیزان حداقل این یک برکت را داشته باشد که با رفع نواقص موجود جان هزاران انسان در آینده حفظ شود و خانواده های دیگری داغدار و از هم نپاشد . و گرنه اینکه تمام انرژی را بر روی تسویه حسابهای داخلی و خارجی که در فوق عرض شد برود نتیجه ای و خیری برای هیچ کسی نخواهد داشت . و من الله التوفیق
  8. سرتیپ یحیی سریع سخنگوی نیروهای مسلح یمن جزئیات عملیات موشکی و پهپادی اخیر انصارالله علیه مواضع ائتلاف سعودی تحت عنوان “توازن بازدارندگی هشتم” را ارائه کرد : «در این عملیات پایگاه ملک خالد در ریاض با ۴ فروند پهپاد صماد ۳ ، فرودگاه ملک عبدالله و پالایشگاه نفت شرکت آرامکو در جده با چهار فروند پهپاد صماد ۲ ، فرودگاه ابها با یک فروند پهپاد صماد ۳ و اهداف نظامی دیگر در منطقه ابها ، جیزان و نجران با ۵ فروند پهپاد قاصف ۲k هدف حمله قرار گرفته است. در این عملیات ۱۴ فروند پهپاد صماد ۳، صماد ۲ و قاصف ۲k مشارکت داشته‌اند. این عملیات در پاسخ به تشدید تجاوزات و تداوم جنایات و محاصره دشمنان علیه یمن انجام شد و تا پایان تهاجم و رفع محاصره ادامه خواهد داشت.» عملیات توازن بازدارندگی هشتم همزمان با حملات وسیع موشکی و پهپادی انصارالله به مواضع و تجمعات نیروهای طارق صالح در جنوب استان الحدیده و غرب استان تعز و همچنین شهر مارب انجام گرفته است . ( عملیات “توازن بازدارندگی هشتم” در مورخ 1400/08/28 صورت پذیرفت ) از دلایل دیگر این عملیات را می توان فعال نگه داشتن نیروهای ائتلاف در جبهه های مختلف بیان کرد که تمرکز لازم را برای دفاع از مارب را نداشته باشند و همچنین پاسخی هست به دور جدید حملات هوایی سعودی به یمن . تا این لحظه از میزان خسارات و اثر بخشی حمله فوق اطلاعاتی از طرفین ارائه نشده است . اگر مقدور بود که مانند سال گذشته حملات مستمری به آرامکو ترتیب دهند که در شرایط کنونی بازار نفت (که شاهد افزایش تقاضا و قیمت نفت هست به علت از سرگیری فعالیت های صنعتی بعد از فروکش نسبی کرونا ) می توانست تاثیرات مثبتی در تزلزل جبهه ائتلاف خصوصا اراده آمریکا در حمایت از این جنگ ناجوانمردانه را داشته باشد .
  9. آبیاری قطره ای یکی از روش های نوین آبیاری شناخته می شود که روز به روز در حال گسترش و پیشرفت است. در این زمینه تحقیقات گسترده ای انجام می شود و تکنولوژی در بهبود آن نقش پر رنگی دارد. اینکه چگونه و از چه زمانی آبیاری سنتی جای خودش را به آبیاری قطره ای داده است. قبل از شروع بحث بد نیست بدانید با وجود اینکه آبیاری قطره تغییرات چشم گیری را در طول زمان داشته است، اما مفاهیم اساسی و پایه آن تغییر چندانی نکرده اند. اولین جرقه های آبیاری قطره ای اولین جرقه های آبیاری قطره ای مربوط به زمان های بسیار قدیم بوده است. وقتی که کشاورزان، کوزه و گلدان های سفالی را پر از آب میکردند تا در زیر خاک و نزدیک به ریشه گیاه دفن کنند. همچنین در بدنه ی این کوزه ها حفره های ریزی ایجاد می کردند تا آب بصورت اندک اندک و در مدت طولانی به ریشه گیاه برسد. این کار باعث میشد تا با رسیدن یکنواخت ومداوم آب به ریشه گیاه، رشد گیاه بهبود پیدا کند. شاید این روش از آبیاری، اختلاف زیادی با چیزی که امروزه به آن آبیاری قطره ای میگوییم داشته باشد. اما مفهوم آن شباهت زیادی با آبیاری قطره ای امروزی دارد. اولین سیستم های آبیاری قطره ای بعد از آن در سال 1866 محققان افغانستانی با کار گذاشتن لوله های سفالی سوراخ دار تلاش کردند تا طرحی مشابه آبیاری قطره ای امروزی اجرا کنند. جالب است بدانید که این لوله های سفالی علاوه بر انجام عمل آبیاری، گاهی برای زهکشی نیز مورد استفاده واقع می‌شده است. از سال 1920 تا بعد از جنگ جهانی دوم، یعنی سال 1945 صنعت پلاستیک پیشرفت چشم گیری داشت. این اتفاق به پیشرفت تکنولوژی در زمینه های مختلف کمک بسیاری کرد. صنعت کشاورزی هم در کنار سایر صنایع پیشرفت کرد تا اینکه مخترعی استرالیایی به نام “هانیس تیل” ایده ای برای ساخت لوله پلاستیکی را مطرح کرد. لوله پلاستیکی مزیت هایی زیادی هم در زمینه زراعی و هم در زمینه شرب و صنعت داشت. زیرا به این وسیله میشد تا آب را در فواصل بسیار طولانی جا به جا کرد. اولین قطره چکان ها و تحول آبیاری قطره ای این روند تا سال 1959 ادامه داشت تا اینکه دو محقق اسرائیلی اولین قطره چکان را اختراع کردند. قطره چکان ها ( emitter ) مزیت های زیادی نسبت به لوله های سوراخ‌دار داشتند. تا قبل از آن لوله ها در زیر خاک قرار میگرفت و منفذ ها با ذرات خاک پر میشد و عملکرد لوله ها بشدت کاسته می شد. اما قطره چکان ها، منفذ های بزرگتری داشتند و با کنترل سرعت آب باعث می شدند تا آب بصورت یکنواخت و بهتر به گیاه برسد. در کنار توسعه و اختراع قطره چکان، تجهیزات متنوع تری هم به آبیاری اضافه شد. مانند میکرو اسپرینکلر ها که با پاشش آب، عمل آبیاری را انجام می دادند. همچنین از سال 1930 آبپاش های ضربه ای به جهان معرفی شدند. به جرئت می شود گفت که تا به امروز، ارزشمندترین دستاورد تکنولوژی برای کشاورزی، اختراع قطره چکان و اسپرینکلر بوده است. آبیاری قطره ای در حال حاضر امروزه با استفاده از همین سیستم آبیاری قطره ای، محصولات زراعی در آب و هوای کویری قابل کشت هستند. قطعا این اتفاق بدون کمک دانش روز و آبیاری مدرن، غیر ممکن بود. همچنین در بسیاری از مناطق دنیا که حفظ آب یک امر حیاتی بوده، آبیاری قطره ای نقش بسزایی داشته است. دکتر دنیل هیلل را ” پدر مدیریت پایدار آب ” می نامند. هیلل به علت تلاش های فراوان در زمینه ی بهبود کیفیت شرایط غذایی در دنیا، بوسیله ی سیستم آبیاری قطره مشهور است. این داشمند در سال 2012 مفتخر به کسب جایزه جهانی غذا شده است. او در پاکستان، ترکیه، سودان و برخی دیگر از کشور های خاورمیانه کار کرده است تا فناورری آبیاری قطره ای را هر چه بیشتر در خدمت مردم دربیاورد. آبیاری قطره ای امروزه هم در حال پیشرفت است. هوشمند سازی، مکانیزه کردن و استفاده از انواع تکنولوژی به کمک کشاورزان آمده اند تا محصول بهتری را با راندمان بهتری تولید کنند . در پایان ذکر یک خاطره خالی از لطف نیست : دوستی گفت در ایام کودکی در بیرون از روستایمان چند تکه سفال پیدا کردم و آنها را در کمال رعایت جوانب حفاظت اطلاعات ! حمل و به پدر بزرگم نشان دادم که یک جایی پیدا کرده ام که زیر آن پر از گنج است ! پدر بزرگم لبخندی زد و با اشاره به چند سوراخ روی تکه سفال ها گفت اینها برای آب دادن به درختان در زمین های دیم بوده و در قدیم ها مرسوم بوده . ما که از این مشاوره خرسند نبودیم اصرار کردیم حالا که باور نمی کنید گنج را خودم پیدا و با کسی دیگر نیز قسمت نخواهم کرد ! در نهایت بعد از یک روز بیل زدن زیر آفتاب و با دستانی تاول زده و دست خالی به خانه برگشتم و تا چند روز سوژه شوخی های پدر بزرگ بودم . اکنون فارغ از این خاطره طنز دوست گرامی من ، به درستی گذشتگان ما روش های مفید برای صرفه جویی در منابع شان داشته اند و کاملاً با آنها آشنا بوده اند . صرفاً لفظ اینکه " کشاورزی سنتی" مفید نیست شاید دقیق و درست نباشد . قطعاً آنها نیز به اندازه امکانات و مقدوراتشان کوشا بوده اند و اکنون نیز ما با این همه تکنولوژی و ماشین آلات اگر به اندازه یک دهم آن گذشتگان به منابع طبیعی و ارزش آنها اهمیت دهیم و کوشا باشیم برطرف کردن چالش کم آبی در آینده ایران در عین دشواری غیر ممکن نخواهد بود .
  10. با سلام و درود خدمت شما جناب @sasasasa 1- طالبان در کارنامه شان شکست عبرت آموز یکی از ابر قدرت های دنیا را در کارنامه خود دارند . ( البته که باید از این به بعد بگوییم هر دو ابر قدرت دنیا را ... !!!! ) 2- بهتر است محاسبات خود را به تنهایی بر اساس لجستیک فعلی و در لحظه ایشان قرار ندهید . مهمترین امر پیش از هر عملیات نظامی برآورد دقیق "استعداد " طرف مقابل است ! 3- طالبان به شدت با پاکستان ، قطر و عربستان ارتباط تنگاتنگ دارد ( و چه بسا ازین پس با آمریکا ...! ) و هر دوی این کشور ها ید طولانی در دادن تجهیزات مناسب به شبهه نظامیان تحت امرشان را دارند . 4- هر گز خود را با جنگ آمریکا در افغانستان مقایسه نکنید . به محض ورود ایران بسیاری کشور ها که قبل از این اهمیتی به افغانستان نمی دادند سراسیمه پای کار خواهند آمد ( و دو برابر آن صد میلیارد شما را هزینه خواهند کرد برای عدم نتیجه ایران ) و اما در رابطه با نیروی هوایی البته شخصاً به علت تخصص کمتر خودم در این حوزه بهتر میدانم از دیگر برادران در رابطه با این تحلیل کمک بگیریم تا کمی شرایط یک جنگ احتمالی شفاف تر گردد . ولی همین مقدار عرض نمایم شروع یک جنگ مانند شکستن شیشه همسایه نیست که بعد از آن در صورت اوضاع نا مناسب پا به فرار بنهیم ! باید محاسبه کنید چه بسا برای 5 سال و یا یک دهه استقامت لازم را دارید یا نه ؟! ( صدام هم گمان می کرد 48 ساعته کار تمام است ولی ... ! ) به عنوان مثال روسیه فقط و فقط در سه سال اول ورود به درگیری سوریه ( با اینکه یکی از نیرو های هم پیمان بود و تمام فشار هم روی دوش ایشان نبود ) از سال 2015 تا 2018 نزدیک به 40 هزار سورتی پرواز را در سوریه به انجام رساند و حدود 120 هزار پرتابه منجر به انهدام را به ثبت رساند !!! ( بعید می دانم در حالی که ایران از جانب عدم دسترسی مناسب به خدمات پشتیبانی و قطعات یدکی به مدد غیرت نیروی هوایی و ده ها راه و روش غیر معمول دیگر توانسته این چند دهه را سر پا بماند و تحمیل یک درگیری غیر ضروری به ایشان خدا می داند که این باقیمانده ارزشمند از دارایی ها را به چه سرانجامی خواهد رساند )
  11. بافت جمعیتی ، قومی ، مذهبی و جغرافیایی افغانستان بسیار پیچیده است . یک نمونه از این پیچیدگی که ذهن بنده حقیر را در این چند روزه درگیر نموده همین موردی هست که برادر ارجمند @powerman1 با ارائه خاطرات آقای رفسنجانی به آن اشاره کردند . بیاییم بررسی کنیم اگر همین الان ما بجای مسئولین نهادهای مربوطه بودیم چه تاکتیک های واقع بینانه ای را در پیش می گرفتیم ؟ بنا بر این یادداشت سردار سلیمانی در آن موقع تحلیلی از وضعیت جغرافیایی و آرایش نیروها ارائه داده اند . تا جایی که مشخص هست کسی با اصل موضوع حمایت ایران مخالفتی نکرده بوده است . ولی دشواری چگونگی ورود و خروج از معرکه هست که آن زمان و قطعاً این زمان مسئولین را به درنگ وا می دارد . با توجه به وقایع بعدی که در آن دهه اتفاق افتاد مشخص هست که ایران استراتژی نیروهای نیابتی و حمایت مستشاری و تجهیزاتی را برگزید و نیروهای خود را مستقیم در نبرد وارد نکرد . ( از این قبیل روایت ها در مورد لبنان و عراق نیز هست که ایران اول بنای ورود مستقیم داشت ولی با سنجیدن جوانب امر در اکثر مواقع نبرد نیابتی را برگزید و تا حدود زیادی هم با توجه به امکانات و مقدورات عمل نمود و موفق هم بوده است ) اگر به نقشه ذیل که بافت جمعیتی افغانستان را نشان می دهد دقت نمائیم خواهیم دید نیروهای که پتانسیل بالقوه هم پیمانی با ایران را دارند از مرز های شرقی کشورمان فاصله دارند . بافت شیعیان غالباً در مرکز و شمال افغانستان قرار دارند و چنانچه درگیری بین ایشان و طالبان صورت پذیرد پیشتیبانی از آنها را برای ما دشوار خواهد کرد ( به عنوان نمونه توپخانه ترکیه از داخل مرز خود می توانست آتش تهیه مناسبی را برای نیروهای هم راستا با خود در آن سوی مرز سوریه فراهم آورد به شکلی که قبل از اینکه حتی یک دستگاه زرهی وارد معرکه کند با آتش تهیه مناسب و گشت های هوایی و پهپادی در جوار مرز توانست فضای پیشروی را برای ایشان فراهم نماید ) در همین یاداشت و خاطرات فوق اشاره می شود که تحلبل گردیده که چگونه نیروهای ایرانی بعد از تثبیت موقعیت ها باید آنها را تحویل نیرو های بومی داده و خارج گردند . در زمان حال نیز چنانچه موفقیتی در این ضمینه ( عملیات رزمی و زمینی ) کسب گردد باید برنامه ای برای زمان بعد از آن وجود داشته باشد . 1 - سناریو اول ( درگیری با طالبان ) توسط قوایی ایرانی پیشروی از سمت غرب افغانستان به سمت مرکز و شمال صورت پذیرد و پس از تثبیت مواضع پایگاه هایی دایر و شبه نظامیان هم سو و بومی کنترل مناطق مورد نظر را در دست بگیرند . ( این نوع پیشروی زمینی نیاز گسترده ای به حمایت هوایی خواهد داشت و باید توان جایگزینی ادوات زرهی از دست رفته را هم محاسبه نمائید و قطعاً باتوجه به جغرافیای این مناطق تلفات زرهی گسترده در هر صورت جزعی جدایی ناپذیر از آن خواهد بود . که ناگفته هویداست وضع کنونی ما در رابطه با مورد اول و هم مورد دوم چگونه است ! ) ( اینجا دیگر جای هست که آه حسرت را در نهاد همه دلسوزان خصوصاً برادران میلیتاریستی بر می آورد ) 2 - سناریو دوم ( توافق با طالبان ) و مطلوب تر این است کشورمان بتواند با طالبان به یک توافق دست پیدا کند که مناطق مورد نظر بدون درگیری با طالبان حاکمیت ایشان را بر این کشور به رسمیت بشناسند و در ازای کمک های مالی و تسلیحاتی به طالبان مناطق شیعه نشین و همپیمان با ایران توسط خود این شبه نظامیان شیعه اداره گردد ( مشابه نیروی های کرد در شیخ مقصود و تل رفعت در سوریه که ضمن داشتن شبه نظامیان محلی حاکمیت اصلی را نیز پذیرفته اند و با ایشان همکاری می کنند ) و پایگاه های کشورمان نیز نه در داخل کشور افغانستان بلکه در جانب مرز نقش پشتیبانی و هماهنگی را بین طرفین بر عهده بگیرند . وجه مشترک و ضعف هر دوی این سناریو ها همان موقعیت مواضع این نیرو ها و فاصله آنها از مرزهای ایران است . چنانچه ایران و ایضاً خود شیعیان بتوانند با قبایلی که ما بین ایران و مناطق ایشان است به یک هم پیمانی رسیده و خط عقبه خود را به مرز شرقی ایران بسط دهند ( مانند حوثی ها در یمن که با اتحاد با قبایل دیگر توانستند مواضع پراکنده خودشان را یکپارچه نمایند ) در صورت تحقق این یکپارچه سازی خواهند توانست در روند اتفاقات آتی ضمینه را برای منطقه ای که حفاظت از آن امکان پذیرتر باشد را ایجاد نموده و راهی برای تامین مایحتاج ضروری صحنه نبرد را فراهم بنمایند . و حتی به نوعی خودمختاری و حل نهایی مشکلات این اقلیت نیز منجر گردد . بهر حال به نظر می رسد که زمان زیادی باقی نمانده و تعلل و بی عملی بدترین کار خواهد بود . باید هر چه سریعتر از شوک اولیه این سقوط های پی در پی خارج و به بازآرایی نیروهای هم پیمان اقدام نمود . و لازم به ذکر است به امان نامه های طالبان به شیعیان اعتباری نیست و بدون داشتن یک نیروی رزمی آماده ، کشتار این اقلیت توسط طالبان به هیچ عنوان دور از ذهن نیست . در هر صورت به نظر می رسد که اقلیت شیعه باید خودشان را برای روزهای سخت تری از گذشته آماده کنند و در صورت پیچیده تر شدن صحنه درگیری ها حداقل این آمادگی ها این خواهد بود که توان یک مقاومت مقطعی را خواهند داشت تا دیگر نیروها بتوانند به یاری ایشان بشتابند و بلایی که بر سر مردم ایزدی بی پناه و بی سلاح آمد برای آنان تکرار نگردد . خداوند برای شهید سرافراز قاسم سلیمانی و یاران هم رزمش علو درجات را عنایت فرماید . کسی که در مواقع این چنینی پناه مردم مضطرب بود . هنگامی که زنان و کودکان با بقچه های بر دست راهی غار ها و کوه ها شده بودند و از وحشت درنده خوهایی چون داعش هیچ امید و پناهی را نداشتند . در میان اولین نیروی های اعزامی به آن مناطق حضور داشت و اولین اقدام خود را دادن دلگرمی و حفظ روحیه و بازآرایی نیروهای بومی قرار می داد . به یاد همه شهدایی که خارج از وطن جان خود را نثار حمایت از مردم بی پناه کردند صلواتی را هدیه کنیم
  12. همانطور که برادر ارجمند @alala فرمودند به نظر می رسد این تحولات حداقل از 2 سال پیش و جلسات پیاپی آمریکایی ها با طالبان و بدون حضور دولت افغانستان به شکل دقیق برنامه ریزی شده است . آزاد کردند چندین هزار جنگجوی طالبان که حتی وقتی دولت گاهاً مقاومت می کرد در آزاد سازی با دخالت مستقیم نماینده آمریکا اطمینان حاصل کردند که تا نفر آخر ایشان آزاد گردد ( دولت اعلام کرد که یک لیست 700-800 نفره از اینها به شکلی هست که شاکی خصوصی دارند و در تجاوز جنسی ، قتل ، دزدی و ... مشارکت دارند ولی متاسفانه با فشار آمریکا تمام آنها آزاد شدند ) از دشمن جز دشمنی نمی توان توقع داشت بهر حال . نیت آمریکا در افغانستان دهه ها ست عیان و آشکار است . ولی به نظر نمی رسد که ایران نیز بدون توجه در افغانستان فقط به نظاره نشسته باشد . سردار قآنی بهرحال در زمان فرماندهی سردار سلیمانی هماهنگ کننده شرق کشور بودند و آگاهی کاملی در حوزه افغانستان دارند . ایران نشان داده که بارها بازی به نظر باخته را به برد تبدیل کرده و یا حداقل اش این بوده که از شکست سنگین گریخته است و همچنین در جهت دهی تحولات جاری خاورمیانه به سمت دیدگاه های اصلی خود بارها تبهر نشان داده است . انشالله با دقت نظر به مشاوران دلسوز حوزه افغانستان و همچنین مشارکت جویی همپیمانان ایران در این کشور ( که محدود به نیروهای فاطمیون نخواهد بود ) بتوان این سیل ویران گر تحولات را هدایت کرد و در پشت دیواره یک سد از نعمت آن به نفع تمام مردم منطقه بهره مند شد . چه کسی فکرش را می کرد در سالیان گذشته که گروهی اندک بتوانند بازیگری شوند در جنوب لبنان که محاسبات چندین ابر قدرت و عضو ناتو را در هم بریزند و موجب رفع اشغال و مخصوصاً در حوزه نظامی موجب فشار به دشمنان تا دندان مسلح کشور ما شوند . آن روزگار و حتی هم اکنون این گونه نبود که تمام شیعیان جنوب لبنان هم رای و هم نظر باشند ( چه با خودشان و چه با ما ) و همین اتفاق هم مگر در یمن و فلسطین و غیره نیافتاد ؟ مجاهدان حوثی که قبایلی بودند عموماً در مرز شمالی چندین بار به شدت سرکوب شده و یا مجبور به همپیمانی با کسانی شده بودند که هیچ هم راستایی با دیدگاه های خودشان و ما نداشتند ولی صبر و تلاش و فداکاری و برکت ریخته شدن خون عده کثیری از مجاهدان باعث گردید تا تحولات به سمت دیگری چرخش نماید و به بیان دوست و دشمن حداقل از بعد نظامی این گروه ها دستی پر قدرت داشته باشند برای حفظ عزت خود و جامعه شان . در رابطه با پتانسیل برادران فاطمیون به نظر می رسد که اتفاقاً بعد از فروکش کردن نسبی درگیری ها در سوریه چنانچه برنامه و نقشه راه مشخصی نباشد منجر به عدم تحرک و سکون این لشگر پر استعداد خواهد شد . بر خلاف نیروهای لبنانی و فلسطینی و عراقی که همچنان باید در جبهه سوریه و عراق فعال بمانند این لشکر در آینده سوریه باید جابجا گردد و به جبهه های که اشتراکات بیشتری دارند منتقل شوند . چنانچه برای برادران فاطمیون نقشه راهی دیده نشود که بتوان ایشان را در تحولات کشور افغانستان مشارکت داد منجر به کاهش چشم انداز مثبت در آینده این استعداد عظیم خواهد شد . سردار قاآنی فردی کار آزموده هستند و این تحولات هم قطعاً میدانی سخت خواهد بود برای ایشان . انشالله خواهند توانست چون دیگر میدان ها باعث سربلندی و عزت امت اسلامی باشند . مورد دیگر که در این چند روزه پر رنگ شده " واژه بسیج مردمی " هست . لازم است که به مسئولین پر طمطراق افغانستان که از حضور یونیفرم پوشان چشم آبی سرمست غرور شده بودند یاد آور شد اگر شما این کاره بودید الان وضعتان این نبود ... ! تقلیدی کور کورانه ...! نا خودآگاه یاد روزهای آخر صدام می افتم که داشت در باتلاق خود ساخته اش فرو می رفت و چشم اندازی برای برتری نظامی نمی دید و با کلید واژه " بسیج مردمی " شروع به مسلح کردن عشایر بدون نقشه و برنامه مشخصی کرد که نه تنها سودی برایش نداشت بلکه ضمینه ساز درگیری های قومی و مذهبی هم در آینده این کشور شد . هرچند امیدی نیست که امثال اشرف غنی دست نشانده ( که هواپیمای شخصی و چمدان پولش آماده است ) بتوانند دردی از آلام مردم افغانستان بکاهند ولی بهر حال دعا می کنیم که به خاطر مصالح و آینده خود این مردم مظلوم بتواند تا دیر نشده یک همگرایی ملی ایجاد کرده و فارق از مشاوره های دوستان امریکایی اش دست دوستی به تمام اقوام و گروه های فعال در این کشور دهد و کشورش را از این باتلاق بی فرجام برون کشد . خدا خودش دست شر آمریکا را از سر مردم منطقه ( از شیعه و سنی و مسیحی و کلیمی و بودایی و... ) بردارد ... انشاالله
  13. این استند مربوط هست به خودرو suv بایک موتور و مدل +BJ40 که بنا بر کاتالوگ های منتشر شده آن در سال 1399 قرارداد مونتاژ آن توسط دیار خودرو با شرکت گروه خودرو سازی پکن بسته شده و احتمال دارد برای نیمه دوم سال 1400 به بازار ایران روانه گردد . اما چرایی نمایش آن توسط وزارت دفاع بر می گردد به مشارکت و سرمایه گذاری های وزارت دفاع توسط موسسه مالی اعتباری کوثر با این خودرو سازی . و همانطور مسئولین متعددی که در طول سال گذشته و امسال اعلام کردند این وزارت دو هدف عمده در رابطه با ورود به این صنعت را دنبال می کند . یکی تقاضا و درخواست این صنعت برای تامین برخی قطعات خاص که بعد تحریم ها خود ایشان مشکلات زیادی در تامین آنها داشتند و دیگری اینکه بخش زیادی از خودروهای نهاد های نظامی ما دچار فرسودگی شده و احساس کمبود وافری در این بخش حس می گردد ( البته که نسبت تعدادی خودروهای ترابری به زرهی این نهادها چندین برابر است و قطعاً در بخش فرماندهی و ترابری به دستگاه های بسیار بیشتری نیاز مند هستند و باتوجه به دوام و طول عمر کمتر این نوع خودرو ها نسبت به ادوات زرهی احساس نیاز و کمبود شدیدتری برای جایگزینی این نوع خودرو احساس می شود . بهر روی این نوع نگرش ( تجاری سازی و تولید صنعتی در کنار رفع نیاز های تخصصی ) همیشه توسط دوستان میلیتاری عنوان گردیده است و چه بسا تنها راه این حوزه شمرده شود در اینکه بتوان خطوط تولیدی ایشان ( وزارت دفاع ) را پویا نموده و وابستگی خود را به بودجه های دولتی کمتر نمایند . گروه خودرو سازی پکن یک مجموعه دولتی در چین است که توانسته پاسخ مثبتی به تقاضاهای رو به گسترش ارتش چین بدهد و بر اساس همان اصل ( تجاری سازی در کنار تولید محصولات تخصصی ) بخشی از بازار تجاری و عمومی را نیز از آن خود نماید . این گروه همکاری های گسترده ای در ضمینه مونتاژ خودروهای آفرود و غیره با شرکت های هیوندای و بنز دارد و تقریباً بعد از 2010 نیز دست به الگو برداری ( کپی قابل رقابت با اصل ... البته با لحاظ تبصره های چینی ) از محصولات سایر شرکت ها نموده است . یکی از این محصولات الگو برداری از محصولات JEEP است ( که در این مورد خاص BJ40 شباهت های فراوانی با پدر ناتنی خود Wrangler دارد ) دیار خودرو اعلام نموده که در پایان سال 1400 مونتاژ این خودرو را در گلپایگان بر روی خط تولید خواهد برد . ( لازم به ذکر است هنوز قیمتی برای آن درج نشده ولی با توجه به قیمت 20 الی 28 هزار دلاری آن در چین احتمال دارد که به قیمتی در حدود 1 میلیارد تومان در ایران برسد ! ) این مشارکت برای وزارت دفاع می تواند یک انتخاب هوشمندانه برای ورود به بازار خودرو سازی کشور باشد . این وزارت هم اکنون نیز با راه اندازی کارخانه های متعددی در کشور مقدار مشخصی از قطعات خودرو را به سفارش خودروسازی های کشور ساخته و تحویل ایشان می دهد . ولی بازار اس یو وی ها در ایران بازاری مستعد توسعه است و قطعاً همراه با سودآوری کافی خواهد بود و هم اینکه می تواند با این سرمایه گذاری به تقاضای نهاد های نظامی کشور در بخش خودروهای سبک پاسخی مناسب دهد . مطابق اعلام این شرکت : در حال حاضر این شاسی بلند آفرودی با دو پیشرانه بنزینی دو لیتری توربو شارژر و ۲٫۳ لیتری توربو شارژر ساخته می شود که به ترتیب ۲۰۴ و ۲۵۰ اسب بخار را با گشتاور ۳۱۵ تا ۳۵۰ نیوتن متر تولید می کنند. دیار خودرو می خواهد تا BJ40 پلاس کمپانی بایک را جعبه دنده ۶ سرعته اتوماتیک به بازار عرضه کند که این سیستم انتقال قدرت، توان پیشرانه را به چرخ های جلو و عقب این خودروی مونتاژی می رساند. البته هنوز به صورت قطعی نمی توان گفت که دیار خودرو کدام پیشرانه را بر روی BJ40 های تولیدی خود نصب می کند. اما شاهد هستیم که کمپانی بایک در بازار کشورهای عربی، BJ40 پلاس را با پیشرانه ۲٫۳ لیتری توربو شارژر عرضه کرده و می توان حدس زد که این شاسی بلند دو تُنی، با پیشرانه ۲۵۰ اسب بخار و ۳۵۰ نیوتن متر به بازار بیاید . یکی از ویژگی های جذاب BJ40 که از روی الگوی آمریکایی خود کپی برداری شده است، قابلیت باز کردن قسمت های مختلف سقف آن و تبدیل این شاسی بلند چینی به یک خودروی آفرودی بدون سقف است. نمونه فول آپشن بایک BJ40 پلاس می تواند تا حدی لوکس ظاهر شود و با توجه به شرایط بازار ایران، سطح امکانات قابل قبولی را در اختیار مشتریان خود قرار دهد. کامل ترین نمونه این شاسی بلند چینی می تواند با امکاناتی نظیر جلو آمپر دیجیتال، نمایشگر لمسی، دوربین دنده عقب، استارت دکمه ای، سنسور نور و باران، تهویه اتوماتیک دوگانه، ترمز پارک برقی، اتوهلد، سامانه کنترل حرکت در سراشیبی، تنظیم حالت رانندگی، سامانه مدیریت تعادل، سامانه کنترل پایداری الکتریکی، کروز کنترل، قفل دیفرانسیل اتوماتیک محور عقب، تنظیم وضعیت و ضریب انتقال قدرت به چرخ های جلو و عقب ( تک دیفرانسیل عقب، دو دیفرانسیل سبک، دو دیفرانسیل سنگین ) ، فناوری LED چراغ ها، کیسه هوای سرنشینان جلو، تریم داخلی چرم، دوربین ثبت وقایع، صندلی های جلوی برقی با گرمکن، نور پردازی کابین، شخصی سازی گرافیک جلو آمپر و… در هر صورت از نظر ما میلیتاریست ها : چرا که نه !؟ هر چه از دوست رسد نیکوست ( البته مراد از دوست عزیزان تایید کننده سفارش خرید هستند ) انصافاً در بخش خودرو های سبک ، ترابری ، فرماندهی وضع ما از زرهی مان هم بدتر هست و شایسته هست که با سرمایه گذاری مناسب به این کاستی ها رسیدگی گردد . در پایان قطعاً مراتب قدردانی و تشکر خود را از تمامی عزیزانی که در تولید خودروهای ارس و کویران در عین کمبود ها فداکارانه در حال تلاش و تولید هستند را اعلام می کنم ولی باید پذیرفت که کمیت و تنوع تقاضای کشورمان در حال حاضر بسیار زیاد است و بیشتر از ظرفیت خط تولید این عزیزان است و انشالله با همکاری ایشان بتوانند خطوط تولید و یا حداقل مونتاژ و مشارکت در تولید جدیدی در کشور راه اندازی نمایند . و من الله التوفیق