جستجو در انجمن

مشاهده نتایج برای برچسب های 'کره شمالی'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بوسیله برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


انجمن ها

  • بخش داخلی
    • اخبار و قوانین
    • ماهنامه میلیتاری
    • گالري عكس و فيلم
    • کتابخانه میلیتاری
    • مقالات برتر
  • War and History - بخش جنگ و تاریخ
    • مباحث جامع نظامی
    • پیمان ها - قراردادها و معاملات تسلیحاتی
    • دکترین و استراتژی
    • عملیات های نظامی
    • جنگ تحمیلی
    • تحولات روز امنیتی نظامی بین الملل
    • General Military Discussions
  • Air force Forum - بخش نیروی هوایی
    • هواپیماهای نظامی
    • بالگردهای نظامی
    • تسلیحات هوایی
    • متفرقه در مورد نیروی هوایی
    • سایر بخشهای نیروی هوایی
    • Airforce - English
  • Army Forum - بخش نیروی زمینی
    • ادوات و تسلیحات زمینی
    • خودروهای نظامی و زره پوش ها
    • مباحث جامع زرهی
    • توپخانه زمینی
    • موشک های زمین پایه
    • الکترونیک زمینی
    • تجهیزات و تسلیحات انفرادی
    • متفرقه نیروی زمینی
    • سایر بخشهای زمینی
    • Ground forces - English
  • Navy Forum - بخش نیروی دریایی
    • شناورهای سطحی
    • شناور های زیرسطحی
    • هوا دریا
    • تسلیحات دریایی
    • سایر بخش های نیروی دریایی
    • علوم و فنون دریایی
    • راهبردها و راهکنش های دریایی
    • تاریخ نیروی دریایی
    • اخبار نیروی دریایی
    • Navy - English
  • News Section - بخش خبر
    • اخبار روز ایران و جهان
    • اخبار صفحه اول
    • رایانه و شبکه
    • English News
  • Non-Military Forums - سایر بخشها
    • دیگر موضوعات و مطالب

پیدا کردن نتایج در ...

یافتن نتایج که ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروز رسانی

  • شروع

    پایان


Filter by number of...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


Website URL


Yahoo


Skype


Location


Interests

پیدا کردن 5 results

  1. بسم الله الرحمن الرحیم هفدهم سپتامبر 2010 بود که ژاپن با انتشار استراتژی جدید نظامی خود نخستین «نشانه های جدی» برای خروج از «انزوای نظامی» را نشان داد. ژاپن برای این استراتژی نظامی، رقمی بالغ بر 280 میلیارد دلار برای پنج سال (2010 تا 2014) اختصاص داده و اعلام کرد قصد دارد در این سال ها مواضع دفاعی خود در جنوب و غرب این کشور(مناطق مرزی چین) را تقویت کرده، روی پروژه های موشکی بالستیک سرمایه گذاری کند. در این استراتژی همچنین بر گسترش روابط با همپیمانان کلیدی از جمله آمریکا و افزایش شمار زیر دریایی‌ها و .... تاکید شده است. اکنون در سال 2014 هستیم و نزدیک به 5 سال از انتشار این استراتژی می گذرد که خبر می رسد، ژاپن برای نخستین بار پس از جنگ جهانی دوم اعلام می کند ضمن شرکت در عملیات نظامی برون‌مرزی، به دنبال فروش تجهیزات نظامی در بازارهای بین المللی است. حضور ارتش ژاپن در عملیات جنگی برون مرزی نیز به رغم مخالفت‌های گسترده مردمی و محدودیت های قانونی گویا در حال عملیاتی شدن است. شاهد این ادعا اظهارات اخیر شینزو آبه، نخست وزیر ژاپن است که اخیرا از داشتن یک «ارتش قدرتمند» سخن رانده و گفته این ارتش حق دارد در جنگ های بین المللی حضور داشته باشد. طبق اعلام مقامات ژاپنی، این کشور در تلاش است محدودیت‌های قانونی در زمینه صادرات سلاح را نیز برداشته و به بهانه های مختلف از جمله گسترش فعالیت های اقتصادی، به جرگه صادرکنندگان تجهیزات جنگی بپیوندد و از قرار معلوم، آمریکا نخستین بازار ژاپن در این عرصه خواهد بود. قانون اساسی ژاپن در سال 1947 نوشته و با فشار نظامیان آمریکایی‌ها به این کشور تحمیل شده است. طبق این قانون، ژاپن اجازه داشتن «ارتش» به معنی مصطلح آن را ندارد و در مقابل می تواند نیروهای محدود نظامی موسوم به «نیروهای دفاع از خود» داشته باشد. البته بخشی از این محدودیت ها در ماه آوریل سال جاری( اواخر فروردین) برداشته شد و به احتمال قریب به یقین اواخر ماه جاری میلادی تصمیم نهایی در این زمینه نیز اتخاذ خواهد شد. اما سوالاتی که در اینجا مطرح می شود این است که آیا ژاپن حقیقتا به دنبال خروج از انزوای نظامی و احیای امپراتوری سابق است؟ موضع کشورهای غربی، چین و کشورهای آسیایی و همسایه به این تغییر استراتژی چگونه خواهد بود؟ به نظر می رسد، لا اقل بخشی از پاسخ این سوال را باید در روحیات خاص ژاپنی ها و در تاریخ این کشور جست و جو کرد. در طول تاریخ، برخي آيين ها و اعتقادات خاص مذهبي، همواره زمينه رشد افراط گونه روحيات ملي گرايانه و صد البته نظامي گري ژاپني ها بوده است. مقامات نظامي ژاپن به خصوص در دهه30 تحت تاثير فيلسوفي با نام «تويوما» به شدت اعتقاد داشتند كه خداوند ملت ژاپن را برگزيده و يكايك مردم اين كشور موظفند براي ايجاد «ژاپن بزرگ» بكوشند. براساس آيين معروف «شينتوي پاك» نیز امپراتور ژاپن خداي تمام دنيا معرفی شده و ملت ژاپن نيز «مأموريت» دارد سايرين را تحت هدايت بي چون و چراي این امپراتور درآورد. بحران شديد اقتصادي دهه 30 ژاپن نیز بر دامنه اين اعتقادات افزود و رشد شديد احساسات ملي گرايانه ايده توسعه ارضي و ايجاد جامعه بزرگ به زعامت ژاپن را در بين توده مردم اين كشور لازم و واجب نشان داد. ژاپن با چنین زمینه های تاریخی پس از پایان جنگ جهانی اول توانست یکی از پنج قدرت بزرگ نظامی و صنعتی جهان شده و در «شورای جامعه ملل» آن زمان، صاحب کرسی دائم بود. این کشور در همان ماه های نخست جنگ جهانی دوم توانست حدود 50 میلیون کیلومتر مربع از کره زمین(یک ششم جهان) را تحت استیلا و کنترل خود درآورد. اما به دنبال حملات ناجوانمردانه اتمی آمریکا، از حرکت باز ایستاد. البته نباید فراموش کرد، عده ای نیز معتقدند، ژاپن پیش از حمله اتمی آمریکا به این کشور شکست خورده بود و آمریکا با حمله به این کشور خواست هژمونی خود را به جهانیان تحمیل کند. این کشور به هر حال پس از جنگ جهانی دوم دیگر اجازه داشتن ارتش به معنی مصطلح امروز و اختیارات کامل را نداشت و خود نیز با وضع قوانینی، محدودیت هایی در ابعاد بین المللی حوزه نظامی وضع کرد. اما اکنون رشد اقتصادی بالا این کشور را از شرایط اسفناک پس از جنگ جهانی خارج کرده است و شرایطی که این کشور را به انزوای نظامی کشاند، دیگر وجود ندارد! پاسخ دومی نیز برای تحلیل چرایی اتخاذ چنین رویکردی از سوی چشم بادامی ها وجود دارد و آن چیزی نیست جز منافع اقتصادی و سیاسی. «جان ميرشاير» صاحب نظريه «رئاليسم تهاجمي» می گوید، قدرت‌هاي بزرگ هميشه مترصد فرصتي هستند تا قدرت خود را در برابر رقبا فزوني بخشند. وي سپس جمعيت و ثروت را به عنوان «پايه‌هاي اصلي قدرت نظامي» تعريف و تصريح مي كند چنانچه كشوري داراي اين مولفه ها باشد، فرصت لازم براي خروش مقابل قدرت ها را به دست آورده است. با توجه به مولفه هایی که در جامعه امروز ژاپن دیده می شود، هیچ بعید نیست که این کشور واقعا قصد خروش مقابل سایر قدرت‌ها را داشته باشد. ژاپن اگر چه به لحاظ سیاسی، استقلال لازم را هنوز کسب نکرده و مانند بسیاری از کشورهای غربی دیگر، پیرو سیاست های آمریکا است؛ اما این کشور حداقل در بعد نظامی، تحرکات جدی از خود نشان داده است. وجود پایگاه های متعدد نظامی آمریکا در ژاپن، همواره هزینه‌هایی برای توکیو داشته و این کشور با وجود تقاضاهای زیاد مردمی، هرگز نتوانسته آمریکایی ها را از این کشور بیرون کند. این ناتوانی حتی بعضا باعث سقوط رهبران این کشور شده، همان طور که گاهی شعار علیه حضور نظامی آمریکا، باعث روی کار آمدن رهبرانی در این کشور شده است. «یوکیو هاتویاما»، نخست وزیر اسبق ژاپن با شعار جمع آوری پایگاه‌های نظامی آمریکا بود که توانست بر رقیب قدرتمند خود پیروز شود. اما همین فرد به دلیل ناتوانی در عمل به وعده انتخاباتی اش، خرداد ماه سال 89 استعفا کرد و جای خود را به «نائوتو کان» داد. «کان» نیز ماه ها جرئت نکرد راجع به پایگاه های آمریکایی که یکی از قدیمی‌ترین و بزرگترین مشکلات مردم کشورش است، صحبتی به میان آورد. بنا بر این به نظر می رسد، ژاپن هنوز پیشرفتی را که در حوزه اقتصاد کسب کرده، در حوزه سیاسی به دست نیاورده است. «اقتصاد» نیز می تواند یکی از انگیزه های قوی برای ژاپنی ها جهت ورود جدی به عرصه نظامی باشد. ژاپن کشوری است که در حوزه اقتصادی جایگاه ویژه ای دارد. تولید ناخالص ملی ژاپن نزدیک به 6 تریلیون دلار و جمعیت این کشور نیز حدود 128 میلیون نفر است. دو فاکتوری که به اعتقاد «میر شایر» برای خروش کافی است! همین چند سال پیش بود که خبر رسید، غول خودروسازی آمریکا یعنی جنرال موتورز، جای خود را به تویوتای ژاپن داده است. آمریکا امروز خود یکی از واردکنندگان اصلی محصولات ژاپنی است. ژاپن در عرصه تکنولوژی و تجهیزات الکترونیکی نیز یکی از پیشرفته ترین کشورهای دنیا است. کشوری با چنین مختصات اقتصادی و جمعتی طبیعتا نمی تواند خود را محصور نگاه دارد. بنابر این ورود ژاپن به فاز صادرات تجهیزات نظامی را می توان از این منظر به تحلیل نشست.
  2. زندان نا امیدی ؛ تسلیم عامل کشتار سربازان امریکا جنگ کره نوعی جدیدی از فشار بر اسرای جنگی را معرفی نمود. نرخ مرگ و میر در کمپ های اسرای جنگی در کره شمالی عدد باور نکردنی 38 درصد بود – بیشترین میزان در تاریخ نظامی ایالات متحده چیزی که فهم این اعداد را دشوار میکند این است که محل اسکان ، آب و غذای کافی در اختیار تمام اسرای جنگی قرار داشت واکثر آن ها شکنجه های فیزیکی نشده بودند (چیزی که در جنگ های قبلی شایع بود) بازداشتگاه های سربازان امریکایی کمپ هایی بود که بنابر استاندارد های معمول ظالمانه و یا غیر عادی نبودند ، اسرا سرپناه ، آب و غدای کافی در اختیار داشتند. آن ها در معرض شکنجه های فیزیکی معمول هم نبودند، در حقیقت شکنجه های فیزیکی در اردوگاه های اسرا در کره شمالی از هر اردوگاه اسرای جنگی دیگری در تاریخ جنگ های بزرگ کمتر بود پس چه چیزی در این کمپ ها باعث مرگ و میر این همه سرباز امریکایی می شد؟ چه چیزی برای سربازان جنگی آموزش دیده چنین ویرانگر بود؟ اسرای امریکایی درون حصاری از سیم های خاردار نبوده و سربازان مسلح کمپ ها را محاصره نکرده بود ؛ با این وجود هیچ سربازی هرگز برای فرار تلاش نکرد ؛ علاوه بر این این مردان بار ها سلسله مراتب (نظامی) را نقض و مقابل یکدیگر قرار گرفتند و گاهی روابط نزدیکی با زندانبانان کره ای بر قرار میکردند هنگامی که بازماندگان (از کمپ ها) به گروه صلیب سرخ در ژاپن تحویل شدند ، به آن ها فرصت تماس تلفنی با عزیزانشان داده شد که خبر زنده بودنشان را به اطلاع ان ها برسانند، اما تعداد بسیار کمی زحمت تماس به خود دادنند این سربازان پس از بازگشت به خانه هیچ دوستی و رابطه ای با یکدیگر ادامه ندادند. ویلیام . ای . مایر پس از جنگ کره ، سرگرد (دکتر) ویلیام ای مایر که بعد ها رییس (فرمانده) روانشناسی ارتش امریکا شد ، روی 1000 اسیر جنگی امریکایی در کمپ های کره شمالی در اسارت بوده اند مطالعه نمود او مشخصا به به آزمایش یکی از مخرب ترین و موثر ترین موارد عملیات روانی ثبت شده علاقمند بود ، موردی که باعث ویرانی افراد میشد دکتر ویلیام مایر یک بیماری جدید در میان اسرای جنگی کره کشف کرد – یک سندرم نا امیدی فراگیر و شدید که آن را (میراسموس Mirasmus) یا فقدان مقاومت و انفعال شدید تعریف نمود سربازان به آن میگفتند (بیماری تسلیم) Give up-itis [اصطلاح (تسلیم) افرادی را توصیف می کند که با ایجاد بی خیالی مفرط به فشار های روانی واکنش می دهند ، امید را از دست داده با چشم پوشی از میل به بقا بدون هیچ علت طبیعی (فیزیولوژی) می میرند] چطور ممکن بود امید کاملا از قلب سربازان رفته باشد؟ برای نا امید کردن افراد از زندگی از چهار روش استفاده میشد اول جاسوسی از بقیه تشویق میشد اگر کسی جاسوسی بقیه را میکرد کره ای ها به او جوایزی مثل شیرینی و یا سیگار می دادند نکته شگفت انگیز این بود که نه متخلف (لو رفته) و نه گزارش دهنده تنبیه نمی شدند ، نیت حقیقی این بود که اعتماد بین همرزمان از بین برود دوم انتقاد شدید از خود ترویج میشد ، زندانبانان گروه های کوچکی تشکیل می دادند که سربازان نه فقط به کار های بدی که کرده اند ، بلکه به کار های خوبی هم که می توانستند انجام بدهند ولی شکست خورده اند اعتراف کنند این اعتراف برای کره ای ها نبود ، بخاطر نابود شدن عزت نفس بین سربازان امریکایی بود تکنیک سوم شکستن وفاداری به دیگران بود خصوصا به رهبران و کشور اینکار برای شکستن روحیه کار گروهی و همکاری و جایگزینی آن با انزوا و علاقه به منافع شخصی بود در یک مورد گزارش شد که 40 نفر در مقابل بیرون انداختن سه نفر از سربازان بیمار از کلبه توسط یک زندانی بد خلق ، هیچ کاری نکردند تا آنها از سرما بین بروند وقتی از ایشان سوال شد چرا کاری نکردید پاسخ دادند: چون کار ما نبود (به ما ربطی نداشت) http://www.angelfire.com/art2/koreanwar_pow/pow-15.JPG چهارم آخرین طرح ویرانگر این بود که زمانی که سربازان زیر آواری از احساسات منفی هستند همه حمایت های مثبت احساسی از ایشان دریغ میشد اگر سربازی نامه ای حمایتگرانه (دلگرم کننده) از خانه دریافت میکرد زندانبانان آن را نگه میداشتند ، در مقابل هر خبر بدی مثل مرگ عزیزان یا خبر ترک همسرانشان سریعا تحویل داده میشد ، این تضعیف روحیه دائمی و ثابت ایجاد یک نا امیدی از افراد مورد علاقه ، کشور و حتی ایمان مذهبی میشد این که سربازی در کلبه ها سرگردان و نا امید دیده شود و تصمیم بگیرد که تلاش برای بقا هیچ سودی ندارد اصلا غیر عادی نبود. او تنها به گوشه ای رفته ، می نشیند و پتویی روی سر میکشد و ظرف دو روز او مرده بود اگر سربازان کتک میخوردند ، یا به صورت آن ها آب دهان پرتاب میشد عصبانی میشدند . خشم به آنها انگیزه بقا می داد ، اما در نبود انگیزه سربازان به سادگی می مردند ، حتی اگر توجیه پزشکی برای مرگ آنها وجود نداشت صرف نظر از موارد جزئی شکنجه فیزیکی ، میراسموس نرخ مرگ کلی سربازان در کمپ های اسارت در کره شمالی را به عدد شگفت انگیز 38% رساند ؛ بالاترین میزان مرگ در بین اسرای جنگی در تاریخ ایالات متحده شگفت انگیز تر اینکه نیمی از این سربازان بسادگی بخاطر تسلیم شدن (بیماری تسلیم) مردند آنها کاملا در حصر بودند ، هم فیزیکی و هم ذهنی چکیده ای از پ.ن: حساب نگارخانه میلیتاری ندارم ، لطفا تصاویر منتقل شود
  3. (رویترز) - در سال 2009، یک ویدیوی پاپ از کره شمالی از راز وجود یک قهرمان ملی جدید پرده برداشت - یکی از ابعادی که بعدها بعضی از کارشناسان پی بردند،نقش اساسی در قلب برنامه های محرمانه هسته ای و موشکی ممنوعه دولت دارد این قهرمان، که به طور گسترده در کارخانه ها در سراسر جهان در دسترس است، ماشین کنترل عددی کامپیوتری (CNC) بود. دستگاه های CNC بزرگ، خاکستری و جعبه ای از راهنماهای پیش برنامه ریزی شده برای تولید قطعات پیچیده برای همه چیز از اتومبیل ها و تلفن های همراه به مبلمان و لباس استفاده می کنند. آنها دقتی ارائه می دهند که اپراتورهای ماشین ابزار انسانی قادر به دستیابی به آن نیستند. این دستگاه ها در حال حاضر در پروژه های تسلیحاتی کره شمالی، به لطف ترکیبی از تکنولوژی تجاری و مهندسی معکوس، نقش مهمی دارند. آنها اجازه می دهند کیم جونگ وان بمب های هسته ای و موشک های خود را بدون استفاده از کمک های فنی یا واردات خارجی بسازد کارشناسان سلاح هسته ای می گویند این امر به تسریع آزمایشات موشکی و هسته ای خود علی رغم تحریم های بین المللی در مورد انتقال تجهیزات حساس کمک کرده است. جفری لوئیس، رئیس برنامه توسعه منع گسترش آثار شرق آسیا در موسسه مطالعات استراتژیک میدبروری در مونتری، کالیفرنیا، گفت: "سانتریفیوژهای کره شمالی و موشک های جدید به قطعات ساخته شده با ابزارهای CNC بستگی دارد. لوییس گفت: "(آنها) فناوری اصلی ضروری برای تولید موشک و سلاح هسته ای هستند." از سال 1996 ماشین آلات تراش CNC در قرارداد وصنار -( - یک رژیم بین المللی کنترل تسلیحات با هدف توقف تکثیر تجهیزات با استفاده های غیر نظامی و نظامی.) قرار گرفتند .کره شمالی از امضا کنندگان این قرار دارد نیست کره شمالی در جریان بازی های گروهی در پیونگ یانگ، اوت 2011، جشن های این کشورنشان میدهد کره از سطح تکنولوژی CNC خود بسیار خوشحال است (اشاره به عکس بالا). صدها نفر از رقاص های نارنجی و سبز.و براق، در یک جشن حزب کارگران کره ای در سال 2010، آهنگ پاپی را با عنوان «شکستن از لبه برش» اجرا کردند. ، در سال 2012، سالی که ضربه کره جنوبی "گانگنام استایل" (به عنوان اهنگ)منتشر شد، عنوان ماشین آلات CNC شمالی در سراسر کشور کره شمالی پخش شد طبق گفته Choson Exchange، یک شرکت با سرمایه گزاری سنگاپور کره شمالی را در زمینه مهارت های تجاری آموزش می دهد ویدیوی رسمی برای این آهنگ با یک موشک کره شمالی برد بلند به سمت آسمان آبی شروع می شود. « اللهم ارزقنا زيارة الحجة بن الحسن » « لعنة الله علی عدوک یا علی »
  4. نيروي هوايي ارتش خلق كره نيروي هوايي ارتش خلق كره يا ‌KPAF (Korean People's Army Air Force) دومين نيروي بزرگ از لحاظ تعداد پرسنل در ارتش خلق كره شمالي ميباشد.تعداد پرسنل اين نيرو چيزي بالغ بر 110000 نفر براورد ميشود.و تعداد هواپيماهاي اين نيرو نيز در حدود 1600 تا 1700 فروند از انواع گوناگون تخمين زده شده است.كه بيشتر انها هواپيماهاي ساخت اتحاد جماهير شوروي و تعدادي نيز ساخت جمهوري خلق چين ميباشند.وظيفه اصلي ‌KPFA دفاع از حريم هوايي كشور كره شمالي در برار تجاوز و تهديدات دمشن ميباشد. تاريخ تشكيل KPAF بر ميگردد به زمانيكه ارتش خلق كره تشكيل و سپس در تاريخ 20 اگوست سال 1947 KPAF نيز بعنوان شاخه هوايي ارتش خلق كره اعلام موجوديت نمود. کیم ایل سونگ پايگاههاي نيروي هوايي را در شهرهاي پيونگ يانگ،Sinuiju و برخي شهرهاي ديگر به محض ازاد سازي كشور كره ايجاد نمود.و در سال 1945 همه ان پايگاههاي هوايي را تحت عنوان نيروي هوايي با يكديگر ادغام نمود. همچنين كره شمالي در سالهاي 91-1990 چهار پايگاه هوايي جديد را در نزديكي مرز مشترك دو كره ايجاد نموده است. KPAF از همان ابتداي تشكيلش تاكتيكهاي مورد استفاده در نيروي هوايي ارتش اتحاد جماهير شوروي را در نبرد هايش بكار ميبرد بخصوص در زمانيكه درگيري با نيروهاي سازمان ملل را تجربه مينمود. بر اساس تجربياتي كه كره شمالي در خلال جنگ كره و بمبارانهاي شديد مواضعش توسط بمب افكنهاي نيروهاي سازمان ملل كسب نمود امروزه هدف اساسي و تاكتيك اصلي KPAF بر دفاع همه جانبه از حريم هوايي ان كشور با تكيه بر هواپيماهاي جنگنده و موشكهاي سطح به هوا(sam) و توپهاي ضد هوايي (aaa) تعيين گشته است. با توجه به پير و كهنه بودن اكثر هواپيماهاي ساخت اتحاد جماهير شوروي و جمهوري خلق چين متعلق به KPAF و نزديك بودن سن بازنشستگي بسياري از انها هدف اصلي نيروي هوايي در سالهاي اخير تنها به پشتيباني از نيروهاي زميني و همچنين تهديد همسايه جنوبي به حملات به مناطق شهري و حمله به اهداف نظامي تغيير يافته است و بيش از اين نيز انتظاري از ان نميرود. و از اين طريق كره شمالي با استفاده از تهديدات هميشگي به حملات نيروي هوايي اش به مناطق مسكوني و مراكز نظامي همسايه جنوبي اش سعي در حفظ توازان قوا با كره جنوبي مي نمايد همانند همان استفاده اي كه از تهديد بوسيله موشكهاي بالستيكش ميكند و خلا ناشي از وجود تكلونو‍ژي مدرن در ارتشش را با استفاده از اين تهديد ها پر مينمايد. و اين تهديدات با انتقال 120 فروند هواگرد شامل هواپيماهاي جنگنده و بمب افكن و هواپيماي ترابري به منطقه مرزي دو كره در سالهاي اخير شكلي جدي تر يافته اند در حاليكه تا بيش از اين نيز كره شمالي حدود 440 فروند از انواع هواپيماهاي نظامي را در ان منطقه مستقر نموده بود. و با در نظر دكترين نظامي كره شمالي در توليد انبوه و ذخيره مقادير زيادي از سلاحهاي شيميايي و ميكروبي توسط اين كشور و همچنين داشتن سلاح اتمي اين حجم از نقل و انتقال نيرو ميتواند بسيار در خور توجه قرار گيرد. پرسنل و اموزش تعداد پرسنل در حال خدمت در KPAF حدود 110000 نفر تخمين زده شده است كه اين تعداد نيرو از نيروهاي داوطلب،نيروهاي وظيفه و همچنين ساير نظامياني كه از ساير يگانهاي ارتش خلق كره به نيروي هوايي فرستاده شده اند تشكيل شده است. افسران و كارمندان نيروي هوايي ارتش كره شمالي معمولا بين 20 تا 30 سال سن داردند.و حقوق ماهيانه انان بر اساس درجه نظامي و همچنين محل خدمت انان تعيين ميگردد.و حقوق خلبانان نيز بر اساس ساعات پرواز انان و نيز شرايط پروازي انان در هواي نا مساعد و يا پرواز در شب يا روز متفاوت ميباشد.و عليرغم رخ دادن بحران غذا و قحطي در كره شمالي در اوايل دهه نود،خلبانان نيروي هوايي ارتش با وجود اينكه مقرري كامل خود را دريافت نمينمودند اما همچنان بهترين جيره غذايي را در ميان واحدهاي مختلف ارتش كره شمالي دريافت ميكردند. غذاي خلبانان ارتش كره شمالي در سال 2000 شامل 850 واحد كالري در هر روز بوده است و اين مقدار كالري در زمان انجام تمرينات پروازي به 950 واحد در روز افزايش ميابد.همچنين انان در تعطيلات ملي نيز يك جيره غذاي اضافي كه شامل گندم سياه و مقداري گوشت گاو ميباشد دريافت ميكنند.مصرف الكل و سيگار براي خلبانان ممنوع بوده و خاطيان به شدت تنبيه ميگردند.همچنين خلبانان و خانواده شان از مزايي همچون داشتن اتوموبيل شخصي،تلويزيون،يخچال و ساير امكانات رفاهي مناسب برخوردارند. از سال 1978 تا 1995 ژنرال Jo Myong-rok فرماندهي نيروي هوايي ارتش خلق كره يا KPAF بر عهده داشته است كه وي در سال 1995 با ترفيع درجه از اين سمت كنار رفت و بجاي او سرهنگ Oh Gum-chol به فرماندهي ‌KPFA گمارده شد. ساعات پرواز ساليانه خلبانان كره شمالي از مواردي است كه در مقدار ان ابهام زيادي وجود دارد.البته بنظر ميرسد تمرينات خلبانان نيروي هوايي نيز همانند تمرينات ساير يگانهاي ارتش كره شمالي بسيار سخت و شديد باشد اما منابع بسياري نيز در اين مورد موجود هستند كه حاكي از ان هستند كه ساعات پرواز ساليانه براي خلبانان در سالهاي اخير از كم به خيلي كم در حال كاهش است و اين فقط به دليل فرسوده بودن جنگنده هاي انان ميباشد كه از پس تمرينات سخت و دشوار ساليانه بر نمي ايند. ساعات پرواز ساليانه خلبانان هر ارتش معيار بسيار مهمي ميتواند باشد براي تخمين زدن ميزان امادگي و چالاكي نيروي هوايي ان ارتش و همچنين ميزان و توانايي پاسخگويي انان به حملات دشمنان خارجي. اكثر منابع خارجي ساعات پرواز ساليانه خلبانان كره شمالي را تنها بين 7 تا 25 ساعت براي هر خلبان ذكر كرده اند كه اين ميزان ساعت پرواز تقريبا برابر است با ساعات پرواز خلبانان اتحاد جماهير شوروي در سال 1990.قابل ذكر است كه خلبانان جنگنده هاي ناتو هر كدام در طول سال حداقل 150 ساعت پرواز با جنگنده هايشان انجام ميدهند. ليستي از موجودي KPAF گردآوری ، تدوین و ترجمه :hexman مختص سايت ميليتاري
  5. به نام خداوند بخشنده ی مهربان پک پونگ تانکی جدید است که به نظر می رسد مبنای ان تانک T 72 است. برجک ان بسیار شبیه تایپ 99 چین است.و به نظر بنده جلوی برجک شبیه ذوالفقار 1 ایران نیز می باشد. دارای توپ 125 م م و تیربار هم محور 7.62 م م و نیز تیربار KPV 14.5 م م بر روی برجک برای استفاده علیه اهداف هوایی می باشد. دوستان عزیز می توانند فایل PDF زیر را دانلود نمایند. http://www.nkeconwat...-vol-1-no-4.pdf http://gallery.milit...pics/tank1c.jpg http://gallery.milit...pics/tank3b.jpg http://gallery.milit...pics/tank4s.jpg http://gallery.milit...pics/tank5h.jpg http://gallery.milit...pics/tank6x.jpg تهیه و گرداوری: هانس