NIX

VIP
  • تعداد محتوا

    818
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

اعتبار در انجمن

422 نشان افتخار

درباره NIX

  • رتبه حساب کاربری
    03- ?????? ???

Profile Information

  • Gender
    Not Telling

آخرین بازدید کنندگان پروفایل

1,011 نمایش های پروفایل
  1. سلام به نظرم خودروی نمایشی و غیر عملیاتی میاد (معادل پراکتیکال) اول اینکه در نمای کناری زاویه ورود و خروج مناسبی دیده میشه اما اول) چیزی که جلب توجه میکنه زاویه دید بسیار کم راننده و سرنشین هست که اصلا مطلوب نیست ، خصوصا روی در های جانبی که عملا میشه بگیم فاقد دید هستن ، از نمای پشتی هم خودرو اساسا هیچ دیدی به عقب وجود نداره !!!! دوم) سرنشینان به جز از قسمت بالا و یا بدون بازشدن در توانایی درگیری ندارند و یک هدف متحرک هستند ، (فقط) هدفی که در مقابل ضربات بیشتر دوام میاره ، البته سازنده تلاش داشته با کمک در عقبی مدل خودکُشی (suicide doors) این دشواری رو برطرف کنه ،که خیلی کارا نیست (تنها در زمان ایست و نه به صورت کارا قابل انجام هست) سوم) با توجه به اینکه این خودرو ها بخاطر کاربرد صفحات سنگین میشن ، استفاده از پیشرانه پرقدرت بخش بایسته نقشه ریزی است (با گمان کارگزاری پیشرانه پرقدرت) قدرت بیشتر برابر با گرمای بیشتر و در نتیجه نیاز به خنک کنندگی بیشتر ، ولی در این خودرو کوچکترین منفذی برای ورود هوا به قسمت پیشرانه دیده نمیشه و هیچ جایی هم برای خروج گرما دیده نمیشه (اگر اون دو قسمت بالای چراغ ورودی هوا باشه ، باید بگیم که برای خنک کردن پیشرانه 125 سی سی هم بسنده نمیکنه) و با توجه به آب و هوای کشور ما که در سرزمین های گرم هست بی گمان کارکرد با چالش روبرو میشه ، گرمای پیشرانه به داخل میاد و سرنشنان رو آزار خواهد داد چهارم) نکته دیگر با توجه به عکس استفاده از فنر شمش هست هم که وزن خودرو مورد نظر رو افزایش میده و با توجه به کاربری در بخش گوشواره ها میتونه آسیب پذیر باشه (بی نیاز از نگهداری هم نیست) از شیشه شوی ضعیف و در معرض خطر بودنش هم بگذریم ، بجز سامانه تهویه هیچگونه راهی برای ورود هوا وجود نداره (دیده نمیشه) چراغ های جلو هم پوششی ندارد (با در نظر گرفتن شانس خرابی عملکرد سامانه تهویه که دور نیست) درون خودرو هم مشخصا یک خودروی غیر نظامی بوده که تبدیل شده است و اصلا مناسب نیست اگرچه هر تلاشی برای بهبود و آمادگی نیرو های نظامی/امنیتی پسندیده و مورد پشتیبانی ماست ، اما نگاه ساده انگارانه باعث هدر رفت امکانات و هزینه های ناکافی ملی بوده و هست همین نگاه رو در طراحی نشان خودرو هم میتوانیم ببینیم
  2. هوش مصنوعی لازم نداره الان کواد های تجاری این قابلیت رو دارن که در صورت قطع ارتباط با راهبر به مختصات شروع پرواز برگردن اگر مختصات محل های مورد نظر در دسترس بوده باشه ، میشه مسیر های خاص (بطور مثال نقاط کور و ارتفاع های ویژه) رو برای پرنده تعریف کرد و برای هر کدام هدف ویژه و برنامه شیرجه تعریف کرد پ.ن: اونی که طراح عملیات بوده الان داره کلی لذت میبره (با این قیافه ) ، کلی آدم خمار این هستن بدونن چطور انجام شده
  3. محمد عبدالسلام سخنگو و مسئول مذاکرات انصارالله، بیانیه‌ای را در محکومیت واکنش های بین المللی در خصوص حمله‌ی اخیر انصارالله به تاسیسات آرامکوی عربستان منتشر کرد: _جامعه جهانی با کدام منطق، به خود اجازه می‌دهد که به نفع متجاوز بیانیه محکومیت‌آمیز صادر کند، اما در برابر جنایات علیه مردم یمن ساکت باشد. _محکوم‌کنندگان عملیات ما در ۱۴ سپتامبر با صدور بیانیه‌های خود در حمایت از متجاوز، در واقع خودشان را محکوم کرده‌اند و بیانیه‌هایشان به مثابه تشویق جنایتکار به ادامه جنایت‌هایش در حق مردم ماست. _کالای نفت گرانتر از خون مردم یمن نیست و هرکسی که به خون ملت یمن بی‌احترامی کند، باید عواقب آنرا بپذیرد. _کسانی که به دنبال ثبات بازار نفت هستند، باید از ائتلاف دشمنان بخواهند که جنگ و محاصره علیه مردم یمن را متوقف کنند. _ادامه محاصره فرودگاه صنعاء و توقیف ۱۳ کشتی حامل فرآورده‌های نفتی در دریای سرخ باید پایان پذیرد. _مردم یمن با تمام توان و تمام روشهای قانونی خود، با حملات و محاصره دشمن مقابله می‌کند. _در صورت ادامه جنگ و محاصره، عملیات دفاعی ما در آینده بسیار شدیدتر و سخت‌تر خواهد بود. _ائتلاف دشمنان باید بداند که غرور، آنها را به لبه‌ی نابودی کشانده است. و سعودیها باید درک کنند که روی حمایت آمریکا حسابی باز نکنند که در اینصورت دچار خسارات می‌شوند. _مردم یمن مردمی صلح‌طلب و علاقمند به امنیت شبه جزیره عربی هستند و اینها با تسخیر و تسلط یک طرف بر طرف دیگر بدست نمی‌آید. _صلح در منطقه با گفتگو و تفاهم به دست می‌آید. پیام ما به همه اعراب‌ و مسلمین این است که در تعیین سرنوشت این ملت، خداوند را در نظر بگیرید و ما طالب جنگ نیستیم اما از خود و مردم مان دفاع می‌کنیم و در برابر بی‌عدالتی سکوت نخواهیم کرد.
  4. این انجمن فقط برای انبساط خاطر خوبه ، هیچ بار فنی و علمی نداره در چند مورد اخیر مطالبشون رو دیده ام ، یک الگوی ثابت در مواجهه با این اتفاقات دارند: 1.تکذیب (از اساس منکر میشن تا عکس و فیلم بیاد) 2. محکوم میکنن و بعنوان حرکت تروریستی توسط کفار شناسایی میکنند 3.ضربه خوردن از یمنی ها رو تکذیب و مدعی میشن که از عراق ، ایران یا قطر بهشون حمله شده چون این ها پاتریوت دارن ،سپس میگن این پهپاد پا پلاستیکی و کوچک هستن پس مهم نیستن 4.بعد با انتشار اخبار از مراجع رسمی مبنی بر اینکه اتفاق خاصی نبوده ، شکلک خنده میذارن که بحمدالله هیچی نشد و ایران و یمن محکوم به فنا هستن و امریکا باید بیشتر به ایران فشار بیاره البته تو این فقره اخیر بخاطر این جمله دائم دارن میگن که باید شیعیان و یمنی هایی که در شمال مستقر شده اند به جنوب و مناطق کم اهمیت تر منتقل بشوند ویدیویی که چند وقت پیش منتشر شد و از آسیب پذیری زیرساخت های مهم عربستان و خصوصا همین بقیق در اون صحبت شده https://www.aparat.com/v/v1lGL
  5. اول: یک احتمال بدی میدم که ممکنه در یک عمل ظاهرا انقلابی دولت از برجام خارج بشه (مثل قضیه اف 16 ها و سایر سفارشات نظامی) هم پیاز رو بخوریم هم کتک دوم: خرید از چین به جز جی 20 خیلی معنی نداره
  6. بیشتر نمایانگر اهتمام این جوجه عثمانی برای انضمام بخش هایی از خاک سوریه به خاک خودشه وقتی بعد 50 سال به مرور جولان اشغالی به نام رژیم صهیونیستی سند میخوره ، چرا همچین روندی برای ترکیه (و رویاپرداز عثمانی جدید اردوغان) اتفاق نیفته؟ (تو رویا هاش می بینه که بخشی از سوریه رو ضمیمه کرده و 50 سال دیگه ازش به عنوان بنیانگذار عثمانی جدید و سلطان محمد فاتح دوم ازش یاد میکنند) موجب ناراحتی و نگرانی هم هست ، چون سوریه توانایی مقابله با ارتش ترکیه رو نداره ، و تجزیه سوریه برای کشور های صاحب حق وتو اهمیتی نداره (چه بسا این تجزیه بهتر باشه) روسیه که مثلا متحد سوریه به شمار میره هیچ اعتمادی بهش نیست بنا بر این دور نمای جالبی (برای ما) از این مساله دیده نمیشه
  7. با این کلیپ (شلیک اس 300 یونانی) بنظرم شتاب اس 300 بیشتر بود https://www.youtube.com/watch?v=tMflHb6fHxQ یا شاید برابر خیلی تفاوتی نداشت
  8. بسم الله الرحمن الرحیم تاریخچه مختصر نوراد - فرماندهی دفاع هوایی [پدافند] امریکای شمالی North American Aerospace Defense Command ساخت یک دفاع هوایی امریکای شمالی با آغاز جنگ سرد کارشناسان دفاعی و رهبران سیاسی امریکایی شروع به برنامه ریزی و اجرای یک سپر دفاع هوایی نمودند ، که به اعتقاد آن ها برای دفاع علیه حمله احتمالی بمب افکن های دوربرد شوروی لازم بود فرماندهی پدافند هوایی ADC در زمان تاسیس در سال 1947 بشکل قطعی به عنوان یک سرویس (نیروی) جداگانه تایید شد که نیروی هوایی در نقطه کانونی این نیرو قرار داشت فرماندهی دفاع هوایی اولین بار در سال 1948 تشکیل شد و در سال 1951 در پایگاه هوایی Ent سازماندهی مجدد شد و زیر نظر نیروی هوایی مسئولیت دفاع از مناطق مختلفی از امریکا (به فرماندهی دفاع هوایی) داده شد Air Defense Command - ADC پایگاه هوایی Ent (روز تاسیس ADC ) در سال 1954 با تشدید نگرانی ها در مورد قابلیت های شوروی ، یک فرماندهی واحد متشکل از چند نیروی مختلف شامل نیروی دریایی ، ارتش (نیروی زمینی) و واحد های نیروی هوایی ایجاد شد (فرماندهی دفاع هوایی قاره ای کوناد) the Continental Air Defense Command - CONAD رهبران نیروی هوایی به ویژه ژنرال بنجامین چیدلاو و ژنرال ارل پاتریج برنامه پدافند هوایی و برنامه ریزی ها را در میانه دهه 50 هدایت کردند بنجامین چیدلاو ژنرال ارل پاتریج طی سال ها نیروی هوایی پرنده های رهگیر را تدارک و بروز رسانی های مورد نیاز را برنامه ریزی میکرد ، همچنین نیروی هوایی بصورت گسترده رادار ها و سامانه های پیش اخطاری را توسعه داده و بکار برد که به شکل خودکار (تریپ وایر) مقابل حملات هوایی عمل میکرد سامانه های هشدار و ارتباطی پیشرفته برای هشدار در زمان مورد نیاز و همینطور فرماندهی و کنترل نیرو ها لازم بود که شامل بخش عمده نیروی هوایی می شد ، روندی که ادامه پیدا کرده و به دفاع هوا - فضای امریکا انجامید با توسعه طرح ها توسط نیروی هوایی و مطرح شدن برنامه سامانه های هشدار دهنده ، سران نیروی هوایی نسبت به نیاز منطقی برای گسترش همکاری با همسایه قاره ای امریکا [کانادا] متقاعد شدند روابط دفاعی امریکا /کانادا به جنگ دوم جهانی بر میگشت زمانی که رهبران سابق دو کشور (فرانکلین روزولت و ویلیلم لیون مکنزی کینگ) برای مشارکت نظامی در اوایل 1940به توافق رسیدند ( توافقنامه اوگدنزبورگ ) این پیوند ها در سایه افزایش قابلیت های نظامی شوروی و روند رو به رشد ناپایداری های بین المللی مانند ظهور یک اروپای تقسیم شده و جنگ کره در اواخر دهه 1940 با اشتراک بیشتر برنامه های دفاعی تجدید شد در اوایل دهه 50 توافقنامه دفاعی بین کانادا و امریکا روی ساخت شبکه راداری در سراسر کانادا (محور میانی کانادا) معروف به حصار مک گیل ، محور درخت کاج و خط معروف پیش اخطار دور (The Distant Early Warning Line) متمرکز شده بود خطوط گیرنده های راداری در کانادا این همکاری ها منجر به گسترش طبیعی گفتگو ها در مورد ادغام و اجرای نقشه های دفاع هوایی شد. درسال 1957 جزئیات مورد بررسی قرار گرفته و مقامات ارشد دفاعی دو کشور تشکیل فرماندهی پدافند هوایی امریکای شمالی را تصویب کردند ، که در پایگاه هوایی Ent در کلرادو محل فرماندهی دفاع هوایی قاره ای ایالات متحده CONAD و زیرمجموعه هایش شامل فرماندهی دفاع هوایی نیروی هوایی ADC برپا شد ژنرال نیروی هوایی ارل پاتریج که همزمان فرمانده مرکز فرماندهی پدافند نیروی هوایی و مرکز فرماندهی پدافند قاره ای امریکا بود به عنوان فرمانده فرمانده پدافند امریکای شمالی (نوراد) منصوب شد وارتشبد هوایی روی اِسلِمان افسر ارشد نیروی هوایی پادشاهی کانادا که نماینده اصلی کانادا در مذاکرات همکاری بود به عنوان قائم مقام فرماندهی نوراد منصوب شد مارشال هوایی روی اِسلِمان نه ماه پس از عملیاتی شدم فرماندهی در دوازدهم ماه می 1958 دو کشور اعلام کردند که یک منظومه پدافند هوایی مشترک را در قالب یک توافق دوسویه دفاعی در سطح ملی ایجاد کرده اند که که توافق نوراد NORAD نامیده میشود توافق نوراد و شرایط مرجع آن (پیوست های توافقنامه) ، روابط سیاسی را فراهم می آورد که طول عمر روابط دفاع هوایی کانادا – امریکا را در سال های آتی امکانپذیر می نماید توافقنامه نوراد با الزام آن به بازبینی های دوره ای انعطاف پذیری را برای سازگاری با شرایط دفاعی متغیر تضمین میکند، مانند وقایعی که فرماندهی تازه تاسیس بزودی با ان روبرو میشود ان شاالله ادامه دارد... پ.ن1: برای میلیتاری پ.ن2: لطفا عکس ها منتقل شوند پ.ن3: پایگاه هوایی Ent
  9. واقعا برای من جالبه که این ها در اوج فعالیت هرگز عمل زده نمی شوند ، دو بال تئوری و عملی رو به موازات هم پیش می برن به طور مثال در اوج پیروزی به نکاتی توجه میکنند که به رغم پیروزی مُبیّن افول آن ها در زمانی در آینده است (کوتاه مدت یا طولانی مدت) یا از یک اتفاقی که ظاهرا برای ایشان خوشایند نیست درسی برای ادامه استیلا و تفوّق می سازند دقیقا نقطه مقابل ما که از شدت عمل زدگی و انفعال راهبرد ها رو بر عهده اتفاقات و زمان گذاشته ایم و مثل قایق سواران امواج خروشانی هستیم که پارویی ندارند البته طرز تلقی های مختلف در دولت و قوای دفاعی - امنیتی و عدم همپوشانی مناسب اندیشه ها در این مساله بی اثر نیست
  10. زندان نا امیدی ؛ تسلیم عامل کشتار سربازان امریکا جنگ کره نوعی جدیدی از فشار بر اسرای جنگی را معرفی نمود. نرخ مرگ و میر در کمپ های اسرای جنگی در کره شمالی عدد باور نکردنی 38 درصد بود – بیشترین میزان در تاریخ نظامی ایالات متحده چیزی که فهم این اعداد را دشوار میکند این است که محل اسکان ، آب و غذای کافی در اختیار تمام اسرای جنگی قرار داشت واکثر آن ها شکنجه های فیزیکی نشده بودند (چیزی که در جنگ های قبلی شایع بود) بازداشتگاه های سربازان امریکایی کمپ هایی بود که بنابر استاندارد های معمول ظالمانه و یا غیر عادی نبودند ، اسرا سرپناه ، آب و غدای کافی در اختیار داشتند. آن ها در معرض شکنجه های فیزیکی معمول هم نبودند، در حقیقت شکنجه های فیزیکی در اردوگاه های اسرا در کره شمالی از هر اردوگاه اسرای جنگی دیگری در تاریخ جنگ های بزرگ کمتر بود پس چه چیزی در این کمپ ها باعث مرگ و میر این همه سرباز امریکایی می شد؟ چه چیزی برای سربازان جنگی آموزش دیده چنین ویرانگر بود؟ اسرای امریکایی درون حصاری از سیم های خاردار نبوده و سربازان مسلح کمپ ها را محاصره نکرده بود ؛ با این وجود هیچ سربازی هرگز برای فرار تلاش نکرد ؛ علاوه بر این این مردان بار ها سلسله مراتب (نظامی) را نقض و مقابل یکدیگر قرار گرفتند و گاهی روابط نزدیکی با زندانبانان کره ای بر قرار میکردند هنگامی که بازماندگان (از کمپ ها) به گروه صلیب سرخ در ژاپن تحویل شدند ، به آن ها فرصت تماس تلفنی با عزیزانشان داده شد که خبر زنده بودنشان را به اطلاع ان ها برسانند، اما تعداد بسیار کمی زحمت تماس به خود دادنند این سربازان پس از بازگشت به خانه هیچ دوستی و رابطه ای با یکدیگر ادامه ندادند. ویلیام . ای . مایر پس از جنگ کره ، سرگرد (دکتر) ویلیام ای مایر که بعد ها رییس (فرمانده) روانشناسی ارتش امریکا شد ، روی 1000 اسیر جنگی امریکایی در کمپ های کره شمالی در اسارت بوده اند مطالعه نمود او مشخصا به به آزمایش یکی از مخرب ترین و موثر ترین موارد عملیات روانی ثبت شده علاقمند بود ، موردی که باعث ویرانی افراد میشد دکتر ویلیام مایر یک بیماری جدید در میان اسرای جنگی کره کشف کرد – یک سندرم نا امیدی فراگیر و شدید که آن را (میراسموس Mirasmus) یا فقدان مقاومت و انفعال شدید تعریف نمود سربازان به آن میگفتند (بیماری تسلیم) Give up-itis [اصطلاح (تسلیم) افرادی را توصیف می کند که با ایجاد بی خیالی مفرط به فشار های روانی واکنش می دهند ، امید را از دست داده با چشم پوشی از میل به بقا بدون هیچ علت طبیعی (فیزیولوژی) می میرند] چطور ممکن بود امید کاملا از قلب سربازان رفته باشد؟ برای نا امید کردن افراد از زندگی از چهار روش استفاده میشد اول جاسوسی از بقیه تشویق میشد اگر کسی جاسوسی بقیه را میکرد کره ای ها به او جوایزی مثل شیرینی و یا سیگار می دادند نکته شگفت انگیز این بود که نه متخلف (لو رفته) و نه گزارش دهنده تنبیه نمی شدند ، نیت حقیقی این بود که اعتماد بین همرزمان از بین برود دوم انتقاد شدید از خود ترویج میشد ، زندانبانان گروه های کوچکی تشکیل می دادند که سربازان نه فقط به کار های بدی که کرده اند ، بلکه به کار های خوبی هم که می توانستند انجام بدهند ولی شکست خورده اند اعتراف کنند این اعتراف برای کره ای ها نبود ، بخاطر نابود شدن عزت نفس بین سربازان امریکایی بود تکنیک سوم شکستن وفاداری به دیگران بود خصوصا به رهبران و کشور اینکار برای شکستن روحیه کار گروهی و همکاری و جایگزینی آن با انزوا و علاقه به منافع شخصی بود در یک مورد گزارش شد که 40 نفر در مقابل بیرون انداختن سه نفر از سربازان بیمار از کلبه توسط یک زندانی بد خلق ، هیچ کاری نکردند تا آنها از سرما بین بروند وقتی از ایشان سوال شد چرا کاری نکردید پاسخ دادند: چون کار ما نبود (به ما ربطی نداشت) http://www.angelfire.com/art2/koreanwar_pow/pow-15.JPG چهارم آخرین طرح ویرانگر این بود که زمانی که سربازان زیر آواری از احساسات منفی هستند همه حمایت های مثبت احساسی از ایشان دریغ میشد اگر سربازی نامه ای حمایتگرانه (دلگرم کننده) از خانه دریافت میکرد زندانبانان آن را نگه میداشتند ، در مقابل هر خبر بدی مثل مرگ عزیزان یا خبر ترک همسرانشان سریعا تحویل داده میشد ، این تضعیف روحیه دائمی و ثابت ایجاد یک نا امیدی از افراد مورد علاقه ، کشور و حتی ایمان مذهبی میشد این که سربازی در کلبه ها سرگردان و نا امید دیده شود و تصمیم بگیرد که تلاش برای بقا هیچ سودی ندارد اصلا غیر عادی نبود. او تنها به گوشه ای رفته ، می نشیند و پتویی روی سر میکشد و ظرف دو روز او مرده بود اگر سربازان کتک میخوردند ، یا به صورت آن ها آب دهان پرتاب میشد عصبانی میشدند . خشم به آنها انگیزه بقا می داد ، اما در نبود انگیزه سربازان به سادگی می مردند ، حتی اگر توجیه پزشکی برای مرگ آنها وجود نداشت صرف نظر از موارد جزئی شکنجه فیزیکی ، میراسموس نرخ مرگ کلی سربازان در کمپ های اسارت در کره شمالی را به عدد شگفت انگیز 38% رساند ؛ بالاترین میزان مرگ در بین اسرای جنگی در تاریخ ایالات متحده شگفت انگیز تر اینکه نیمی از این سربازان بسادگی بخاطر تسلیم شدن (بیماری تسلیم) مردند آنها کاملا در حصر بودند ، هم فیزیکی و هم ذهنی چکیده ای از پ.ن: حساب نگارخانه میلیتاری ندارم ، لطفا تصاویر منتقل شود
  11. با این شرایطی که شما میگی (رپتور بیاد داخل خاک ایران) بله درسته اما دوستان نظرشون زدن پرنده در فضای بین المللی هست و متعاقب اون عذرخواهی!!! فکر نمیکنم اون ها این قدر خطر کنن که پرنده رو بفرستن داخل خاک ایران در هر شرایطی (نه فقط شرایط پرتنش فعلی) بیاد داخل و نزنیم حماقته
  12. شاید بنظر بد بینانه بیاد ، ولی سخته بشه تصور کرد با این وضعیت مالی که داریم و بودجه اندک نظامی اسلحه موثر (تغییر دهنده بازی game changer ) اونم در مقابل ماشین نظامی امریکا داشته باشیم که بشه رو کرد سانبرن یا پدافند بعیده اون اثر مدنظر شما رو ایجاد بکنه (باز اون ها سیادت هوایی رو دارن) زدن اف 22 وقتی خارج از مرز های ماست اعلام جنگ میتونه باشه ، عذرخواهی هم جایگاه ما رو کاهش میده (لذت این شکار اخیر یا همین نفتکش این بود که زدیم و گرفتیم و وایسادیم پاش) الان زدن اف 22 یا حرکاتی از این دست (قدرت نمایی نظامی) بنظرم خطی فکر کردن و بازی کردن تو زمین دشمنه ، هرکاری هم بکنیم اون ها تو این مساله دست برتر دارند تغییر میدان نبرد ، ایجاد میادین ایذایی (زدن نیرو هاشون تو کشور های دیگه) یا ایجاد مشکلاتی که دست ما درش کمتر دیده بشه (به موازات اون موارد نظامی) میتونه بیشتر به نفع ما باشه کما اینکه موضوع نفتکش انگلیسی کلا موضوع پهپاد رو به محاق فراموشی برد حالا این دیگه به هوش و ذکاوت مسئولان برمیگرده که چطوری با برگه هاشون بازی کنند ، شاید یک دو انفجار خوب و با تلفات (نظامی) مناسب درون سرزمین های اشغالی ، اشکال در ناوبری چند پرنده رزمی که حادثه ایجاد کنه و مسائلی از این دست بتونه کارگشا باشه
  13. امریکا به شدت در حال تلاشه که یکی از گروه های معاند برای ضربه های جدی (مداوم) استفاده کنه تا از تمرکز ایران روی پروژه های فعال دیگه اش در ماورای مرز ها کمتر بشه (فعلا اتفاق مطلوب براشون رخ نداده - هیچ کدوم زیر بار این حرکت نمیرن) پاسخ قاطع ایران به تحرکات تروریستی اخیر هم بی تاثیر نبوده و نیست برداشت شخصی از اتفاقی که امروز اعلام شد (حمله به دو خودروی کاروان امریکا در افغانستان) هم میتونه مدیریت بازی ایران باشه که این بار بجای حرکت انفعالی ، فعال و در زمینی که میخواد و تصمیم میگیره بازی میکنه ، بنابر این حرکت اول رو ایران میکنه و اون ها منفعلانه به دنبال ایران در حال حرکت هستند
  14. صدای رادیوی نفتکش ، نیرو های ایرانی و کشتی نظامی انگلیسی نشانی یوتیوب خودم تو دانلودچی باشی باز کردم (پنج ساعت اعتبار داره) http://webdisk7.downloadchibashi.ir/2019-07-21_13-22-14-8e31e221-abba-11e9-9a6a-96000008cb5d/
  15. سرخط اخبار میرور : کشتی جنگی انگلیس برای کمک به تانکر نفت حرکت کرد اما 10 دقیقه دیر رسید جرمی هانت: اگر نفتکش ما آزاد نشود پاسخ ما سنجیده ولی قاطعانه خواهد بود ، هرچند دولت به گزینه نظامی فکر نمیکند 1535 : وزیر خارجه فرانسه برای آزادی سریع نفتکش انگلیسی با ایران تماس گرفت ، همزمان ماکرون در تلاش برای کاهش تنش ها و از سر گیری گفتگو هاست 1500 جرمی کوربین (رهبر حزب کارگر): ترامپ را مقصر توقیف نفتکش انگلیسی دانست ، تصمیم ترامپ برای خورج از معاهده اتمی باعث تنش های شب گذشته شد (دیلی میل) 1455: تلوزیون ایران برای اولین بار تصاویر نفتکش توقیف شده را نشان داد ، الله مراد عفیفی پور مدیرکل بنادر و دریانوردی هرمزگان اعلام کرد همه خدمه روی کشتی باقی خواهند ماند 1415: فیلیپین و هندوستان برای آزادی ملوانان نفتکش انگلیسی توقیف شده در تلاش هستند 1255 : رییس کمیسیون تجارت خارجی مجلس عوام : اقدام نظامی علیه ایران انتخاب خوبی نیست