NIX

VIP
  • تعداد محتوا

    824
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

اعتبار در انجمن

448 نشان افتخار

درباره NIX

  • رتبه حساب کاربری
    03- ?????? ???

Profile Information

  • Gender
    Not Telling

آخرین بازدید کنندگان پروفایل

1,500 نمایش های پروفایل
  1. گمان میکنم طول موشک نسبت به هم مدل های پیشین از خانواده فاتح 313 کمتر شده یکی دیگه از چیز هایی که هیچ اشاره ای بهش نشد جرم سر جنگی موشک رعد و کمتر یا بیشتر شدنش در برابر دیگر اعضای خانواده است
  2. بسم الله الرحمن الرحیم تاریخچه مختصر نوراد - فرماندهی دفاع هوا فضای [پدافند] امریکای شمالی (قسمت دوم) دگرگونی تهدید کمتر از یک سال پس از استقرار ، نوراد روند تطبیق ماموریت ها و عملکرد های خودش را با یک تهدید جدیدتر و خطرناکتر آغاز کرد اتحاد جماهیر شوروی در دهه 60 و 70 میلادی بر ایجاد موشک های بالستیک بین قاره ای و دریاپایه (قابلیت شلیک از دریا) و توسعه قابلیت های ضد ماهواره متمرکز شده بود در مقابل نیروی هوایی ایالات متحده برای کشف ، ردگیری و طبقه بندی فعالیت و اشیاء در فضا ، یک سامانه نظارت و اخطار فضایی ساخت. هنگامی که اوایل دهه 60 این سامانه ها عملیاتی شدند همگی تحت نظارت و فرماندهی نوراد قرار گرفت جنگنده سی اف 101 کانادا در حال رهگیری بمب افکن توپولوف 95 که در منطقه حائل در امریکای شمالی پرواز میکند در سال های دهه 1970 ، تهدید موشکی بالستیک باعث شد تا سیاست گذاران دوباره کارایی سیستم پدافند هوایی را ارزیابی کنند. این به معنی دگرگونی گفتگو ها از بهبود دفاع هوایی سنتی شد و نوراد را به سمت تمرکز بر چالش هایی مانند بهبود هشدار های موشکی ، حمله فضایی ، و دفاع برابر موشک های بالستیک میان قاره ای ICBM و حفاظت و بقای بیشتر شبکه های فرماندهی ، کنترل و شبکه های ارتباطی رهنمون ساخت این امر منتج به کاهش در هواپیما های شکاری نیروی هوایی امریکا و بسته شدن بخش های مختلف شبکه رادار شد ، نوسازی نیرو های پدافند (ضدهوایی) یک بحث سخت شد در نتیجه تغییرات در سیاست استراتژیک ایالات متحده امریکا که متناظر با مفهوم آسیب پذیری برابر یورش های بالستیک های میان قاره ای ICBM بود ، نیاز به هزینه 1 میلیارد دلار در سال برای دفاع هوایی به چالش کشیده شد ، در سال 1974 شلزینگر وزیر دفاع اعلام کرد وظیفه اصلی دفاع هوایی اطمینان از سلطه بر فضا در زمان صلح بود .به دنبال آن کاهش بیشتری در قابلیت ها و اندازه دفاع هوایی رخ داد در اواخر دهه 1970 اجزای بجا مانده سامانه ها –حدود 300 رهگیر و 100 رادار و هشت مرکز کنترل – قدیمی و برای بهره برداری از آن غیر اقتصادی شده بود ، در طول سالیان دگرگونی تهدید باعث شد تا نوراد ماموریت هایش را به هشدار تاکتیکی و ارزیابی حملات احتمالی هوایی ، موشکی و یا فضایی به امریکای شمالی گسترش دهد ، توافق نامه نوراد در 1975 گواه این گسترش وظابف فرماندهی نوراد بود رادار پیش اخطار دور DEW در آلاسکا در نتیحه توافقنامه نوراد در سال 1981 نام این فرماندهی را از فرماندهی دفاع (هوایی) امریکای شمالی به فرماندهی دفاع (هوافضا) تغییر داد ، دهه 1980 پیشرفت های مهمی برای ماموریت دفاع هوایی به ارمغان آورد ، بار دیگر نوراد قابلیت هایش برای تطبیق پذیری با تغییرات را نشان داد در سال 1979 کنگره امریکا به نیروی هوایی امریکا دستور داد تا طرح جامع دفاع هوایی ADMP را ایجاد نماید ، طرح جامع دفاع هوایی ویرایش و بروز رسانی شده تبدیل به سیاست اصلی ایالات متحده برای نوسازی دفاع هوایی و پایه و اساس گفتگو های تقسیم هزینه نوراد بین ایالات متحده و کانادا شد توافقنامه نوسازی که در سال 1985 امضا شد ، خواستار جایگزینی سامانه راداری پیش اخطار دور DEW Line با خط راداری قطب شمال به نام سامانه هشدار شمالی North Warning System (NWS) بود خطوط هشدار شمالی NWS نصب رادار رادار فرا افق نگر Overthe-Horizon Backscatter radar ، استفاده بیشتر از پرنده های پیش اخطار (آواکس) نیروی هوایی امریکا و بکار گیری پرنده های جدیدتر نیروی هوایی امریکا به ویژه پرنده های اف 15 ، اف 16 و سی اف 18 های کانادایی سالهای پایانی دهه 1980 شاهد گسترش دیگری در ماموریت های نوراد بود . در 29 سپتامبر 1988 رییس جمهور امریکا (ریگان) قانونی را امضا کرد که درگیری وزارت دفاع امریکا و به ویژه نوراد در مبارزه با قاچاق مواد مخدر را قانونی میکرد . نقش فرماندهی (نوراد) در این عملیات شناسایی و رهگیری هواپیما های حمل و نقل مواد مخدر و گزارش آنها به مجریان قانونی بود معمولن پرنده های مشکوک ، هواپیما های سبک عمومی بوند که بدون داشتن برنامه پروازی وارد امریکا و کانادا میشدند ، یا پرنده های خصوصی که فرم برنامه پروازی پر کرده بودند اما پس از آن تغییر مسیر می دادند تا بار و بسته های قاچاق خودشان را رها کنند پایان جنگ سرد مانند تغییرات در کلیت وزارت دفاع ، باعث تغییرات عمده در نوراد شد ؛ در سال 1992 فرماندهی (نوراد) مطالعه تجدید نظر در نوراد را به پایان رساند ، که تغییرات گسترده ای در محیط امنیتی از زمان پایان جنگ سرد را مستند می ساخت در این گزارش به لزوم حاکمیت هوایی ، اخطار و ارزیابی و همچنین نیاز احتمالی به یک دفاع موشکی بالستیک بهتر اشاره شده است. به طور خلاصه ، این گزارش مبنایی را برای ادامه وجود فرماندهی [نوراد] فراهم می کند. در حالی که تهدید اتحاد جماهیر شوروی کاهش یافت ، همه تهدیدهای سنتی هوافضا از بین نرفت ، اگرچه تهدید اتحاد جمهوری های شوروی دیگر وجود نداشت ، کشور های باقیمانده همچنان موشک های کروز و هواپرتاب و قابل پرتاب از زیردریایی را داشتند همچنین برنامه ریزان نوراد پیش بینی میکردند گروه های تروریستی از موشک های کروز یا سلاح های مشابه استفاده خواهند کرد ، این موشک ها با قابلیت پرواز در مسافت های طولانی و دوری از پوشش رادار ها تهدید قابل توجهی را برای امریکای شمالی ایجاد میکنند. نه کانادا و نه ایالات متحده سامانه ای شایسته اطمینان برای جلوگیری از حمله موشکی کروز به قاره [امریکا] را نداشتند برنامه های نوراد شامل بکار گیری رادار های زمینی بهبود یافته و پرنده های پیش اخطار AWACS نیروی هوایی امریکا برای شناسایی موشک ها بود و جنگنده های دفاع هوایی با موشک های هوا به هوا به تهدید یورش می برند. پیشرفت های دیگر در زمینه نظارت از فضا (ماهواره های نظارتی) بهبود قابلیت ها را بهبود می بخشید آواکس E3 یازده سپتامبر: پس از رویداد 11 سپتامبر و ربایش هواپیما های مسافری برای اجرای عملیات علیه امریکا ، ماموریت فرماندهی نوراد به داخل مرز های امریکای شمالی گسترش داده شد تاسیسات ویژه: برای پایداری شبکه پدافند هوایی نوراد ، کوه های شایان در کلرادو اسپرینگز برای ساخت مرکز کنترل فرماندهی در زمان بحران اتمی انتخاب و عملیات فنی در سال 1961 شروع و در سال 1967 به بهره برداری کامل رسید ، این مرکز فرماندهی در عمق 610 متری به مساحت 2 هکتار ساخته شده است ، پناهگاه کلرادو اسپپرینگز دارای منبع برق و آب داخلی است در ساخت مجموعه 1000 فنر بسیار بزرگ و لوله کشی های منعطف به کار برده شده تا از جابجایی هر یک از 15 ساختمان به اندازه بیش از 25 میلیمتر جلوگیری نماید ، این مجموعه تنها مجموعه دفاعی است که گواهی تاب آوری برابر حمله EMP را داراست این پناهگاه سخته شده تا انفجار اتمی 30 مگاتنی در فاصله 2 کیلومتری را منحرف (تحمل) نماید (این مجموعه در حال حاضر به عنوان مرکز فرماندهی پشتیبان عملیاتی می باشد) روابط عمومی: در 24 دسامبر 1948 نیروی هوایی امریکا در یک بیانیه رسمی ادعا کرد که رادار پیش اخطار شمالی یک سورتمه ناشناس را که با هشت گورن شمالی حرکت میکند در بلندای 14000 پا و سمت 180 درجه رهگیری کرده است ، گرچه این رویداد تا سال 1955 تکرار نشد به عنوان یک برنامه سالانه با زمینه کریسمس (سال نوی مسیحی) نوراد مدعی میشود که پاپا نوئل را در حال ترک قطب شمال برای سفر به دور دنیا و رساندن هدیه بچه ها دنبال میکند نوراد - پاپا نوئل فرماندهان نوراد از نخستین روز پایه گذاری فرماندهی دفاع هوا فضای امریکای شمالی 25 نفر این فرماندهی را در دست داشته اند که 23 نفر از نیروی هوایی ، یک نفر از ارتش (نیروی زمینی) و یک نفر از نیروی دریایی بوده اند نوراد - ویکی پدیا بابا نوئل - نوراد - ویکی پناهگاه کوه های شایان - ویکی تاریخچه کوتاه نوراد برای میلیتاری شادی روح شهید قاسم سلیمانی صلوات
  3. NIX

    باللگرد ویژه ی v-22 آمریکا

    https://images01.military.com/sites/default/files/styles/full/public/2020-01/CMV22B-osprey-first-flight-1800.jpg?itok=RIE4xj5x نخستین CMV-22B که گونه بهبود یافته پرنده v-22 برای نیروی دریایی می باشد ، برابر زمان بندی پیش بینی شده به نیروی دریایی برای اجرای عملیات COD (Carrier Onboard Delivery) تحویل شد بهبود های این پرنده دربرگیرنده : 1.افزایش برد پرنده به میزان 2130 ک.م 2. بکار گیری رادیو با فرکانس بالاتر برای ارتباط بالاتر از افق 3. بکار گیری نشانی ده برای ارتباط با شناور های غیرنظامی است آسپری جانشین C-2A Greyhound در نیروی دریایی می شود که از دهه 60 در خدمت بود
  4. https://images04.military.com/sites/default/files/styles/full/public/2020-01/c130_hercules_plane_australia_1800.jpeg.jpg?itok=Onocb6EH یک فروند هرکولس آب پاش شرکت Coulson کانادا زمانی که در استرالیا پرواز میکرد سقوط کرد و هر سه سرنشین آن کشته شدند
  5. سلام به نظرم خودروی نمایشی و غیر عملیاتی میاد (معادل پراکتیکال) اول اینکه در نمای کناری زاویه ورود و خروج مناسبی دیده میشه اما اول) چیزی که جلب توجه میکنه زاویه دید بسیار کم راننده و سرنشین هست که اصلا مطلوب نیست ، خصوصا روی در های جانبی که عملا میشه بگیم فاقد دید هستن ، از نمای پشتی هم خودرو اساسا هیچ دیدی به عقب وجود نداره !!!! دوم) سرنشینان به جز از قسمت بالا و یا بدون بازشدن در توانایی درگیری ندارند و یک هدف متحرک هستند ، (فقط) هدفی که در مقابل ضربات بیشتر دوام میاره ، البته سازنده تلاش داشته با کمک در عقبی مدل خودکُشی (suicide doors) این دشواری رو برطرف کنه ،که خیلی کارا نیست (تنها در زمان ایست و نه به صورت کارا قابل انجام هست) سوم) با توجه به اینکه این خودرو ها بخاطر کاربرد صفحات سنگین میشن ، استفاده از پیشرانه پرقدرت بخش بایسته نقشه ریزی است (با گمان کارگزاری پیشرانه پرقدرت) قدرت بیشتر برابر با گرمای بیشتر و در نتیجه نیاز به خنک کنندگی بیشتر ، ولی در این خودرو کوچکترین منفذی برای ورود هوا به قسمت پیشرانه دیده نمیشه و هیچ جایی هم برای خروج گرما دیده نمیشه (اگر اون دو قسمت بالای چراغ ورودی هوا باشه ، باید بگیم که برای خنک کردن پیشرانه 125 سی سی هم بسنده نمیکنه) و با توجه به آب و هوای کشور ما که در سرزمین های گرم هست بی گمان کارکرد با چالش روبرو میشه ، گرمای پیشرانه به داخل میاد و سرنشنان رو آزار خواهد داد چهارم) نکته دیگر با توجه به عکس استفاده از فنر شمش هست هم که وزن خودرو مورد نظر رو افزایش میده و با توجه به کاربری در بخش گوشواره ها میتونه آسیب پذیر باشه (بی نیاز از نگهداری هم نیست) از شیشه شوی ضعیف و در معرض خطر بودنش هم بگذریم ، بجز سامانه تهویه هیچگونه راهی برای ورود هوا وجود نداره (دیده نمیشه) چراغ های جلو هم پوششی ندارد (با در نظر گرفتن شانس خرابی عملکرد سامانه تهویه که دور نیست) درون خودرو هم مشخصا یک خودروی غیر نظامی بوده که تبدیل شده است و اصلا مناسب نیست اگرچه هر تلاشی برای بهبود و آمادگی نیرو های نظامی/امنیتی پسندیده و مورد پشتیبانی ماست ، اما نگاه ساده انگارانه باعث هدر رفت امکانات و هزینه های ناکافی ملی بوده و هست همین نگاه رو در طراحی نشان خودرو هم میتوانیم ببینیم
  6. هوش مصنوعی لازم نداره الان کواد های تجاری این قابلیت رو دارن که در صورت قطع ارتباط با راهبر به مختصات شروع پرواز برگردن اگر مختصات محل های مورد نظر در دسترس بوده باشه ، میشه مسیر های خاص (بطور مثال نقاط کور و ارتفاع های ویژه) رو برای پرنده تعریف کرد و برای هر کدام هدف ویژه و برنامه شیرجه تعریف کرد پ.ن: اونی که طراح عملیات بوده الان داره کلی لذت میبره (با این قیافه ) ، کلی آدم خمار این هستن بدونن چطور انجام شده
  7. محمد عبدالسلام سخنگو و مسئول مذاکرات انصارالله، بیانیه‌ای را در محکومیت واکنش های بین المللی در خصوص حمله‌ی اخیر انصارالله به تاسیسات آرامکوی عربستان منتشر کرد: _جامعه جهانی با کدام منطق، به خود اجازه می‌دهد که به نفع متجاوز بیانیه محکومیت‌آمیز صادر کند، اما در برابر جنایات علیه مردم یمن ساکت باشد. _محکوم‌کنندگان عملیات ما در ۱۴ سپتامبر با صدور بیانیه‌های خود در حمایت از متجاوز، در واقع خودشان را محکوم کرده‌اند و بیانیه‌هایشان به مثابه تشویق جنایتکار به ادامه جنایت‌هایش در حق مردم ماست. _کالای نفت گرانتر از خون مردم یمن نیست و هرکسی که به خون ملت یمن بی‌احترامی کند، باید عواقب آنرا بپذیرد. _کسانی که به دنبال ثبات بازار نفت هستند، باید از ائتلاف دشمنان بخواهند که جنگ و محاصره علیه مردم یمن را متوقف کنند. _ادامه محاصره فرودگاه صنعاء و توقیف ۱۳ کشتی حامل فرآورده‌های نفتی در دریای سرخ باید پایان پذیرد. _مردم یمن با تمام توان و تمام روشهای قانونی خود، با حملات و محاصره دشمن مقابله می‌کند. _در صورت ادامه جنگ و محاصره، عملیات دفاعی ما در آینده بسیار شدیدتر و سخت‌تر خواهد بود. _ائتلاف دشمنان باید بداند که غرور، آنها را به لبه‌ی نابودی کشانده است. و سعودیها باید درک کنند که روی حمایت آمریکا حسابی باز نکنند که در اینصورت دچار خسارات می‌شوند. _مردم یمن مردمی صلح‌طلب و علاقمند به امنیت شبه جزیره عربی هستند و اینها با تسخیر و تسلط یک طرف بر طرف دیگر بدست نمی‌آید. _صلح در منطقه با گفتگو و تفاهم به دست می‌آید. پیام ما به همه اعراب‌ و مسلمین این است که در تعیین سرنوشت این ملت، خداوند را در نظر بگیرید و ما طالب جنگ نیستیم اما از خود و مردم مان دفاع می‌کنیم و در برابر بی‌عدالتی سکوت نخواهیم کرد.
  8. این انجمن فقط برای انبساط خاطر خوبه ، هیچ بار فنی و علمی نداره در چند مورد اخیر مطالبشون رو دیده ام ، یک الگوی ثابت در مواجهه با این اتفاقات دارند: 1.تکذیب (از اساس منکر میشن تا عکس و فیلم بیاد) 2. محکوم میکنن و بعنوان حرکت تروریستی توسط کفار شناسایی میکنند 3.ضربه خوردن از یمنی ها رو تکذیب و مدعی میشن که از عراق ، ایران یا قطر بهشون حمله شده چون این ها پاتریوت دارن ،سپس میگن این پهپاد پا پلاستیکی و کوچک هستن پس مهم نیستن 4.بعد با انتشار اخبار از مراجع رسمی مبنی بر اینکه اتفاق خاصی نبوده ، شکلک خنده میذارن که بحمدالله هیچی نشد و ایران و یمن محکوم به فنا هستن و امریکا باید بیشتر به ایران فشار بیاره البته تو این فقره اخیر بخاطر این جمله دائم دارن میگن که باید شیعیان و یمنی هایی که در شمال مستقر شده اند به جنوب و مناطق کم اهمیت تر منتقل بشوند ویدیویی که چند وقت پیش منتشر شد و از آسیب پذیری زیرساخت های مهم عربستان و خصوصا همین بقیق در اون صحبت شده https://www.aparat.com/v/v1lGL
  9. اول: یک احتمال بدی میدم که ممکنه در یک عمل ظاهرا انقلابی دولت از برجام خارج بشه (مثل قضیه اف 16 ها و سایر سفارشات نظامی) هم پیاز رو بخوریم هم کتک دوم: خرید از چین به جز جی 20 خیلی معنی نداره
  10. بیشتر نمایانگر اهتمام این جوجه عثمانی برای انضمام بخش هایی از خاک سوریه به خاک خودشه وقتی بعد 50 سال به مرور جولان اشغالی به نام رژیم صهیونیستی سند میخوره ، چرا همچین روندی برای ترکیه (و رویاپرداز عثمانی جدید اردوغان) اتفاق نیفته؟ (تو رویا هاش می بینه که بخشی از سوریه رو ضمیمه کرده و 50 سال دیگه ازش به عنوان بنیانگذار عثمانی جدید و سلطان محمد فاتح دوم ازش یاد میکنند) موجب ناراحتی و نگرانی هم هست ، چون سوریه توانایی مقابله با ارتش ترکیه رو نداره ، و تجزیه سوریه برای کشور های صاحب حق وتو اهمیتی نداره (چه بسا این تجزیه بهتر باشه) روسیه که مثلا متحد سوریه به شمار میره هیچ اعتمادی بهش نیست بنا بر این دور نمای جالبی (برای ما) از این مساله دیده نمیشه
  11. با این کلیپ (شلیک اس 300 یونانی) بنظرم شتاب اس 300 بیشتر بود https://www.youtube.com/watch?v=tMflHb6fHxQ یا شاید برابر خیلی تفاوتی نداشت
  12. بسم الله الرحمن الرحیم تاریخچه مختصر نوراد - فرماندهی دفاع هوایی [پدافند] امریکای شمالی North American Aerospace Defense Command ساخت یک دفاع هوایی امریکای شمالی با آغاز جنگ سرد کارشناسان دفاعی و رهبران سیاسی امریکایی شروع به برنامه ریزی و اجرای یک سپر دفاع هوایی نمودند ، که به اعتقاد آن ها برای دفاع علیه حمله احتمالی بمب افکن های دوربرد شوروی لازم بود فرماندهی پدافند هوایی ADC در زمان تاسیس در سال 1947 بشکل قطعی به عنوان یک سرویس (نیروی) جداگانه تایید شد که نیروی هوایی در نقطه کانونی این نیرو قرار داشت فرماندهی دفاع هوایی اولین بار در سال 1948 تشکیل شد و در سال 1951 در پایگاه هوایی Ent سازماندهی مجدد شد و زیر نظر نیروی هوایی مسئولیت دفاع از مناطق مختلفی از امریکا (به فرماندهی دفاع هوایی) داده شد Air Defense Command - ADC پایگاه هوایی Ent (روز تاسیس ADC ) در سال 1954 با تشدید نگرانی ها در مورد قابلیت های شوروی ، یک فرماندهی واحد متشکل از چند نیروی مختلف شامل نیروی دریایی ، ارتش (نیروی زمینی) و واحد های نیروی هوایی ایجاد شد (فرماندهی دفاع هوایی قاره ای کوناد) the Continental Air Defense Command - CONAD رهبران نیروی هوایی به ویژه ژنرال بنجامین چیدلاو و ژنرال ارل پاتریج برنامه پدافند هوایی و برنامه ریزی ها را در میانه دهه 50 هدایت کردند بنجامین چیدلاو ژنرال ارل پاتریج طی سال ها نیروی هوایی پرنده های رهگیر را تدارک و بروز رسانی های مورد نیاز را برنامه ریزی میکرد ، همچنین نیروی هوایی بصورت گسترده رادار ها و سامانه های پیش اخطاری را توسعه داده و بکار برد که به شکل خودکار (تریپ وایر) مقابل حملات هوایی عمل میکرد سامانه های هشدار و ارتباطی پیشرفته برای هشدار در زمان مورد نیاز و همینطور فرماندهی و کنترل نیرو ها لازم بود که شامل بخش عمده نیروی هوایی می شد ، روندی که ادامه پیدا کرده و به دفاع هوا - فضای امریکا انجامید با توسعه طرح ها توسط نیروی هوایی و مطرح شدن برنامه سامانه های هشدار دهنده ، سران نیروی هوایی نسبت به نیاز منطقی برای گسترش همکاری با همسایه قاره ای امریکا [کانادا] متقاعد شدند روابط دفاعی امریکا /کانادا به جنگ دوم جهانی بر میگشت زمانی که رهبران سابق دو کشور (فرانکلین روزولت و ویلیلم لیون مکنزی کینگ) برای مشارکت نظامی در اوایل 1940به توافق رسیدند ( توافقنامه اوگدنزبورگ ) این پیوند ها در سایه افزایش قابلیت های نظامی شوروی و روند رو به رشد ناپایداری های بین المللی مانند ظهور یک اروپای تقسیم شده و جنگ کره در اواخر دهه 1940 با اشتراک بیشتر برنامه های دفاعی تجدید شد در اوایل دهه 50 توافقنامه دفاعی بین کانادا و امریکا روی ساخت شبکه راداری در سراسر کانادا (محور میانی کانادا) معروف به حصار مک گیل ، محور درخت کاج و خط معروف پیش اخطار دور (The Distant Early Warning Line) متمرکز شده بود خطوط گیرنده های راداری در کانادا این همکاری ها منجر به گسترش طبیعی گفتگو ها در مورد ادغام و اجرای نقشه های دفاع هوایی شد. درسال 1957 جزئیات مورد بررسی قرار گرفته و مقامات ارشد دفاعی دو کشور تشکیل فرماندهی پدافند هوایی امریکای شمالی را تصویب کردند ، که در پایگاه هوایی Ent در کلرادو محل فرماندهی دفاع هوایی قاره ای ایالات متحده CONAD و زیرمجموعه هایش شامل فرماندهی دفاع هوایی نیروی هوایی ADC برپا شد ژنرال نیروی هوایی ارل پاتریج که همزمان فرمانده مرکز فرماندهی پدافند نیروی هوایی و مرکز فرماندهی پدافند قاره ای امریکا بود به عنوان فرمانده فرمانده پدافند امریکای شمالی (نوراد) منصوب شد وارتشبد هوایی روی اِسلِمان افسر ارشد نیروی هوایی پادشاهی کانادا که نماینده اصلی کانادا در مذاکرات همکاری بود به عنوان قائم مقام فرماندهی نوراد منصوب شد مارشال هوایی روی اِسلِمان نه ماه پس از عملیاتی شدم فرماندهی در دوازدهم ماه می 1958 دو کشور اعلام کردند که یک منظومه پدافند هوایی مشترک را در قالب یک توافق دوسویه دفاعی در سطح ملی ایجاد کرده اند که که توافق نوراد NORAD نامیده میشود توافق نوراد و شرایط مرجع آن (پیوست های توافقنامه) ، روابط سیاسی را فراهم می آورد که طول عمر روابط دفاع هوایی کانادا – امریکا را در سال های آتی امکانپذیر می نماید توافقنامه نوراد با الزام آن به بازبینی های دوره ای انعطاف پذیری را برای سازگاری با شرایط دفاعی متغیر تضمین میکند، مانند وقایعی که فرماندهی تازه تاسیس بزودی با ان روبرو میشود ان شاالله ادامه دارد... پ.ن1: برای میلیتاری پ.ن2: لطفا عکس ها منتقل شوند پ.ن3: پایگاه هوایی Ent
  13. واقعا برای من جالبه که این ها در اوج فعالیت هرگز عمل زده نمی شوند ، دو بال تئوری و عملی رو به موازات هم پیش می برن به طور مثال در اوج پیروزی به نکاتی توجه میکنند که به رغم پیروزی مُبیّن افول آن ها در زمانی در آینده است (کوتاه مدت یا طولانی مدت) یا از یک اتفاقی که ظاهرا برای ایشان خوشایند نیست درسی برای ادامه استیلا و تفوّق می سازند دقیقا نقطه مقابل ما که از شدت عمل زدگی و انفعال راهبرد ها رو بر عهده اتفاقات و زمان گذاشته ایم و مثل قایق سواران امواج خروشانی هستیم که پارویی ندارند البته طرز تلقی های مختلف در دولت و قوای دفاعی - امنیتی و عدم همپوشانی مناسب اندیشه ها در این مساله بی اثر نیست
  14. زندان نا امیدی ؛ تسلیم عامل کشتار سربازان امریکا جنگ کره نوعی جدیدی از فشار بر اسرای جنگی را معرفی نمود. نرخ مرگ و میر در کمپ های اسرای جنگی در کره شمالی عدد باور نکردنی 38 درصد بود – بیشترین میزان در تاریخ نظامی ایالات متحده چیزی که فهم این اعداد را دشوار میکند این است که محل اسکان ، آب و غذای کافی در اختیار تمام اسرای جنگی قرار داشت واکثر آن ها شکنجه های فیزیکی نشده بودند (چیزی که در جنگ های قبلی شایع بود) بازداشتگاه های سربازان امریکایی کمپ هایی بود که بنابر استاندارد های معمول ظالمانه و یا غیر عادی نبودند ، اسرا سرپناه ، آب و غدای کافی در اختیار داشتند. آن ها در معرض شکنجه های فیزیکی معمول هم نبودند، در حقیقت شکنجه های فیزیکی در اردوگاه های اسرا در کره شمالی از هر اردوگاه اسرای جنگی دیگری در تاریخ جنگ های بزرگ کمتر بود پس چه چیزی در این کمپ ها باعث مرگ و میر این همه سرباز امریکایی می شد؟ چه چیزی برای سربازان جنگی آموزش دیده چنین ویرانگر بود؟ اسرای امریکایی درون حصاری از سیم های خاردار نبوده و سربازان مسلح کمپ ها را محاصره نکرده بود ؛ با این وجود هیچ سربازی هرگز برای فرار تلاش نکرد ؛ علاوه بر این این مردان بار ها سلسله مراتب (نظامی) را نقض و مقابل یکدیگر قرار گرفتند و گاهی روابط نزدیکی با زندانبانان کره ای بر قرار میکردند هنگامی که بازماندگان (از کمپ ها) به گروه صلیب سرخ در ژاپن تحویل شدند ، به آن ها فرصت تماس تلفنی با عزیزانشان داده شد که خبر زنده بودنشان را به اطلاع ان ها برسانند، اما تعداد بسیار کمی زحمت تماس به خود دادنند این سربازان پس از بازگشت به خانه هیچ دوستی و رابطه ای با یکدیگر ادامه ندادند. ویلیام . ای . مایر پس از جنگ کره ، سرگرد (دکتر) ویلیام ای مایر که بعد ها رییس (فرمانده) روانشناسی ارتش امریکا شد ، روی 1000 اسیر جنگی امریکایی در کمپ های کره شمالی در اسارت بوده اند مطالعه نمود او مشخصا به به آزمایش یکی از مخرب ترین و موثر ترین موارد عملیات روانی ثبت شده علاقمند بود ، موردی که باعث ویرانی افراد میشد دکتر ویلیام مایر یک بیماری جدید در میان اسرای جنگی کره کشف کرد – یک سندرم نا امیدی فراگیر و شدید که آن را (میراسموس Mirasmus) یا فقدان مقاومت و انفعال شدید تعریف نمود سربازان به آن میگفتند (بیماری تسلیم) Give up-itis [اصطلاح (تسلیم) افرادی را توصیف می کند که با ایجاد بی خیالی مفرط به فشار های روانی واکنش می دهند ، امید را از دست داده با چشم پوشی از میل به بقا بدون هیچ علت طبیعی (فیزیولوژی) می میرند] چطور ممکن بود امید کاملا از قلب سربازان رفته باشد؟ برای نا امید کردن افراد از زندگی از چهار روش استفاده میشد اول جاسوسی از بقیه تشویق میشد اگر کسی جاسوسی بقیه را میکرد کره ای ها به او جوایزی مثل شیرینی و یا سیگار می دادند نکته شگفت انگیز این بود که نه متخلف (لو رفته) و نه گزارش دهنده تنبیه نمی شدند ، نیت حقیقی این بود که اعتماد بین همرزمان از بین برود دوم انتقاد شدید از خود ترویج میشد ، زندانبانان گروه های کوچکی تشکیل می دادند که سربازان نه فقط به کار های بدی که کرده اند ، بلکه به کار های خوبی هم که می توانستند انجام بدهند ولی شکست خورده اند اعتراف کنند این اعتراف برای کره ای ها نبود ، بخاطر نابود شدن عزت نفس بین سربازان امریکایی بود تکنیک سوم شکستن وفاداری به دیگران بود خصوصا به رهبران و کشور اینکار برای شکستن روحیه کار گروهی و همکاری و جایگزینی آن با انزوا و علاقه به منافع شخصی بود در یک مورد گزارش شد که 40 نفر در مقابل بیرون انداختن سه نفر از سربازان بیمار از کلبه توسط یک زندانی بد خلق ، هیچ کاری نکردند تا آنها از سرما بین بروند وقتی از ایشان سوال شد چرا کاری نکردید پاسخ دادند: چون کار ما نبود (به ما ربطی نداشت) http://www.angelfire.com/art2/koreanwar_pow/pow-15.JPG چهارم آخرین طرح ویرانگر این بود که زمانی که سربازان زیر آواری از احساسات منفی هستند همه حمایت های مثبت احساسی از ایشان دریغ میشد اگر سربازی نامه ای حمایتگرانه (دلگرم کننده) از خانه دریافت میکرد زندانبانان آن را نگه میداشتند ، در مقابل هر خبر بدی مثل مرگ عزیزان یا خبر ترک همسرانشان سریعا تحویل داده میشد ، این تضعیف روحیه دائمی و ثابت ایجاد یک نا امیدی از افراد مورد علاقه ، کشور و حتی ایمان مذهبی میشد این که سربازی در کلبه ها سرگردان و نا امید دیده شود و تصمیم بگیرد که تلاش برای بقا هیچ سودی ندارد اصلا غیر عادی نبود. او تنها به گوشه ای رفته ، می نشیند و پتویی روی سر میکشد و ظرف دو روز او مرده بود اگر سربازان کتک میخوردند ، یا به صورت آن ها آب دهان پرتاب میشد عصبانی میشدند . خشم به آنها انگیزه بقا می داد ، اما در نبود انگیزه سربازان به سادگی می مردند ، حتی اگر توجیه پزشکی برای مرگ آنها وجود نداشت صرف نظر از موارد جزئی شکنجه فیزیکی ، میراسموس نرخ مرگ کلی سربازان در کمپ های اسارت در کره شمالی را به عدد شگفت انگیز 38% رساند ؛ بالاترین میزان مرگ در بین اسرای جنگی در تاریخ ایالات متحده شگفت انگیز تر اینکه نیمی از این سربازان بسادگی بخاطر تسلیم شدن (بیماری تسلیم) مردند آنها کاملا در حصر بودند ، هم فیزیکی و هم ذهنی چکیده ای از پ.ن: حساب نگارخانه میلیتاری ندارم ، لطفا تصاویر منتقل شود
  15. با این شرایطی که شما میگی (رپتور بیاد داخل خاک ایران) بله درسته اما دوستان نظرشون زدن پرنده در فضای بین المللی هست و متعاقب اون عذرخواهی!!! فکر نمیکنم اون ها این قدر خطر کنن که پرنده رو بفرستن داخل خاک ایران در هر شرایطی (نه فقط شرایط پرتنش فعلی) بیاد داخل و نزنیم حماقته