NIX

VIP
  • تعداد محتوا

    812
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

اعتبار در انجمن

377 نشان افتخار

درباره NIX

  • رتبه حساب کاربری
    03- ?????? ???

Profile Information

  • Gender
    Not Telling

آخرین بازدید کنندگان پروفایل

918 نمایش های پروفایل
  1. با این کلیپ (شلیک اس 300 یونانی) بنظرم شتاب اس 300 بیشتر بود https://www.youtube.com/watch?v=tMflHb6fHxQ یا شاید برابر خیلی تفاوتی نداشت
  2. بسم الله الرحمن الرحیم تاریخچه مختصر نوراد - فرماندهی دفاع هوایی [پدافند] امریکای شمالی North American Aerospace Defense Command ساخت یک دفاع هوایی امریکای شمالی با آغاز جنگ سرد کارشناسان دفاعی و رهبران سیاسی امریکایی شروع به برنامه ریزی و اجرای یک سپر دفاع هوایی نمودند ، که به اعتقاد آن ها برای دفاع علیه حمله احتمالی بمب افکن های دوربرد شوروی لازم بود فرماندهی پدافند هوایی ADC در زمان تاسیس در سال 1947 بشکل قطعی به عنوان یک سرویس (نیروی) جداگانه تایید شد که نیروی هوایی در نقطه کانونی این نیرو قرار داشت فرماندهی دفاع هوایی اولین بار در سال 1948 تشکیل شد و در سال 1951 در پایگاه هوایی Ent سازماندهی مجدد شد و زیر نظر نیروی هوایی مسئولیت دفاع از مناطق مختلفی از امریکا (به فرماندهی دفاع هوایی) داده شد Air Defense Command - ADC پایگاه هوایی Ent (روز تاسیس ADC ) در سال 1954 با تشدید نگرانی ها در مورد قابلیت های شوروی ، یک فرماندهی واحد متشکل از چند نیروی مختلف شامل نیروی دریایی ، ارتش (نیروی زمینی) و واحد های نیروی هوایی ایجاد شد (فرماندهی دفاع هوایی قاره ای کوناد) the Continental Air Defense Command - CONAD رهبران نیروی هوایی به ویژه ژنرال بنجامین چیدلاو و ژنرال ارل پاتریج برنامه پدافند هوایی و برنامه ریزی ها را در میانه دهه 50 هدایت کردند بنجامین چیدلاو ژنرال ارل پاتریج طی سال ها نیروی هوایی پرنده های رهگیر را تدارک و بروز رسانی های مورد نیاز را برنامه ریزی میکرد ، همچنین نیروی هوایی بصورت گسترده رادار ها و سامانه های پیش اخطاری را توسعه داده و بکار برد که به شکل خودکار (تریپ وایر) مقابل حملات هوایی عمل میکرد سامانه های هشدار و ارتباطی پیشرفته برای هشدار در زمان مورد نیاز و همینطور فرماندهی و کنترل نیرو ها لازم بود که شامل بخش عمده نیروی هوایی می شد ، روندی که ادامه پیدا کرده و به دفاع هوا - فضای امریکا انجامید با توسعه طرح ها توسط نیروی هوایی و مطرح شدن برنامه سامانه های هشدار دهنده ، سران نیروی هوایی نسبت به نیاز منطقی برای گسترش همکاری با همسایه قاره ای امریکا [کانادا] متقاعد شدند روابط دفاعی امریکا /کانادا به جنگ دوم جهانی بر میگشت زمانی که رهبران سابق دو کشور (فرانکلین روزولت و ویلیلم لیون مکنزی کینگ) برای مشارکت نظامی در اوایل 1940به توافق رسیدند ( توافقنامه اوگدنزبورگ ) این پیوند ها در سایه افزایش قابلیت های نظامی شوروی و روند رو به رشد ناپایداری های بین المللی مانند ظهور یک اروپای تقسیم شده و جنگ کره در اواخر دهه 1940 با اشتراک بیشتر برنامه های دفاعی تجدید شد در اوایل دهه 50 توافقنامه دفاعی بین کانادا و امریکا روی ساخت شبکه راداری در سراسر کانادا (محور میانی کانادا) معروف به حصار مک گیل ، محور درخت کاج و خط معروف پیش اخطار دور (The Distant Early Warning Line) متمرکز شده بود خطوط گیرنده های راداری در کانادا این همکاری ها منجر به گسترش طبیعی گفتگو ها در مورد ادغام و اجرای نقشه های دفاع هوایی شد. درسال 1957 جزئیات مورد بررسی قرار گرفته و مقامات ارشد دفاعی دو کشور تشکیل فرماندهی پدافند هوایی امریکای شمالی را تصویب کردند ، که در پایگاه هوایی Ent در کلرادو محل فرماندهی دفاع هوایی قاره ای ایالات متحده CONAD و زیرمجموعه هایش شامل فرماندهی دفاع هوایی نیروی هوایی ADC برپا شد ژنرال نیروی هوایی ارل پاتریج که همزمان فرمانده مرکز فرماندهی پدافند نیروی هوایی و مرکز فرماندهی پدافند قاره ای امریکا بود به عنوان فرمانده فرمانده پدافند امریکای شمالی (نوراد) منصوب شد وارتشبد هوایی روی اِسلِمان افسر ارشد نیروی هوایی پادشاهی کانادا که نماینده اصلی کانادا در مذاکرات همکاری بود به عنوان قائم مقام فرماندهی نوراد منصوب شد مارشال هوایی روی اِسلِمان نه ماه پس از عملیاتی شدم فرماندهی در دوازدهم ماه می 1958 دو کشور اعلام کردند که یک منظومه پدافند هوایی مشترک را در قالب یک توافق دوسویه دفاعی در سطح ملی ایجاد کرده اند که که توافق نوراد NORAD نامیده میشود توافق نوراد و شرایط مرجع آن (پیوست های توافقنامه) ، روابط سیاسی را فراهم می آورد که طول عمر روابط دفاع هوایی کانادا – امریکا را در سال های آتی امکانپذیر می نماید توافقنامه نوراد با الزام آن به بازبینی های دوره ای انعطاف پذیری را برای سازگاری با شرایط دفاعی متغیر تضمین میکند، مانند وقایعی که فرماندهی تازه تاسیس بزودی با ان روبرو میشود ان شاالله ادامه دارد... پ.ن1: برای میلیتاری پ.ن2: لطفا عکس ها منتقل شوند پ.ن3: پایگاه هوایی Ent
  3. واقعا برای من جالبه که این ها در اوج فعالیت هرگز عمل زده نمی شوند ، دو بال تئوری و عملی رو به موازات هم پیش می برن به طور مثال در اوج پیروزی به نکاتی توجه میکنند که به رغم پیروزی مُبیّن افول آن ها در زمانی در آینده است (کوتاه مدت یا طولانی مدت) یا از یک اتفاقی که ظاهرا برای ایشان خوشایند نیست درسی برای ادامه استیلا و تفوّق می سازند دقیقا نقطه مقابل ما که از شدت عمل زدگی و انفعال راهبرد ها رو بر عهده اتفاقات و زمان گذاشته ایم و مثل قایق سواران امواج خروشانی هستیم که پارویی ندارند البته طرز تلقی های مختلف در دولت و قوای دفاعی - امنیتی و عدم همپوشانی مناسب اندیشه ها در این مساله بی اثر نیست
  4. زندان نا امیدی ؛ تسلیم عامل کشتار سربازان امریکا جنگ کره نوعی جدیدی از فشار بر اسرای جنگی را معرفی نمود. نرخ مرگ و میر در کمپ های اسرای جنگی در کره شمالی عدد باور نکردنی 38 درصد بود – بیشترین میزان در تاریخ نظامی ایالات متحده چیزی که فهم این اعداد را دشوار میکند این است که محل اسکان ، آب و غذای کافی در اختیار تمام اسرای جنگی قرار داشت واکثر آن ها شکنجه های فیزیکی نشده بودند (چیزی که در جنگ های قبلی شایع بود) بازداشتگاه های سربازان امریکایی کمپ هایی بود که بنابر استاندارد های معمول ظالمانه و یا غیر عادی نبودند ، اسرا سرپناه ، آب و غدای کافی در اختیار داشتند. آن ها در معرض شکنجه های فیزیکی معمول هم نبودند، در حقیقت شکنجه های فیزیکی در اردوگاه های اسرا در کره شمالی از هر اردوگاه اسرای جنگی دیگری در تاریخ جنگ های بزرگ کمتر بود پس چه چیزی در این کمپ ها باعث مرگ و میر این همه سرباز امریکایی می شد؟ چه چیزی برای سربازان جنگی آموزش دیده چنین ویرانگر بود؟ اسرای امریکایی درون حصاری از سیم های خاردار نبوده و سربازان مسلح کمپ ها را محاصره نکرده بود ؛ با این وجود هیچ سربازی هرگز برای فرار تلاش نکرد ؛ علاوه بر این این مردان بار ها سلسله مراتب (نظامی) را نقض و مقابل یکدیگر قرار گرفتند و گاهی روابط نزدیکی با زندانبانان کره ای بر قرار میکردند هنگامی که بازماندگان (از کمپ ها) به گروه صلیب سرخ در ژاپن تحویل شدند ، به آن ها فرصت تماس تلفنی با عزیزانشان داده شد که خبر زنده بودنشان را به اطلاع ان ها برسانند، اما تعداد بسیار کمی زحمت تماس به خود دادنند این سربازان پس از بازگشت به خانه هیچ دوستی و رابطه ای با یکدیگر ادامه ندادند. ویلیام . ای . مایر پس از جنگ کره ، سرگرد (دکتر) ویلیام ای مایر که بعد ها رییس (فرمانده) روانشناسی ارتش امریکا شد ، روی 1000 اسیر جنگی امریکایی در کمپ های کره شمالی در اسارت بوده اند مطالعه نمود او مشخصا به به آزمایش یکی از مخرب ترین و موثر ترین موارد عملیات روانی ثبت شده علاقمند بود ، موردی که باعث ویرانی افراد میشد دکتر ویلیام مایر یک بیماری جدید در میان اسرای جنگی کره کشف کرد – یک سندرم نا امیدی فراگیر و شدید که آن را (میراسموس Mirasmus) یا فقدان مقاومت و انفعال شدید تعریف نمود سربازان به آن میگفتند (بیماری تسلیم) Give up-itis [اصطلاح (تسلیم) افرادی را توصیف می کند که با ایجاد بی خیالی مفرط به فشار های روانی واکنش می دهند ، امید را از دست داده با چشم پوشی از میل به بقا بدون هیچ علت طبیعی (فیزیولوژی) می میرند] چطور ممکن بود امید کاملا از قلب سربازان رفته باشد؟ برای نا امید کردن افراد از زندگی از چهار روش استفاده میشد اول جاسوسی از بقیه تشویق میشد اگر کسی جاسوسی بقیه را میکرد کره ای ها به او جوایزی مثل شیرینی و یا سیگار می دادند نکته شگفت انگیز این بود که نه متخلف (لو رفته) و نه گزارش دهنده تنبیه نمی شدند ، نیت حقیقی این بود که اعتماد بین همرزمان از بین برود دوم انتقاد شدید از خود ترویج میشد ، زندانبانان گروه های کوچکی تشکیل می دادند که سربازان نه فقط به کار های بدی که کرده اند ، بلکه به کار های خوبی هم که می توانستند انجام بدهند ولی شکست خورده اند اعتراف کنند این اعتراف برای کره ای ها نبود ، بخاطر نابود شدن عزت نفس بین سربازان امریکایی بود تکنیک سوم شکستن وفاداری به دیگران بود خصوصا به رهبران و کشور اینکار برای شکستن روحیه کار گروهی و همکاری و جایگزینی آن با انزوا و علاقه به منافع شخصی بود در یک مورد گزارش شد که 40 نفر در مقابل بیرون انداختن سه نفر از سربازان بیمار از کلبه توسط یک زندانی بد خلق ، هیچ کاری نکردند تا آنها از سرما بین بروند وقتی از ایشان سوال شد چرا کاری نکردید پاسخ دادند: چون کار ما نبود (به ما ربطی نداشت) http://www.angelfire.com/art2/koreanwar_pow/pow-15.JPG چهارم آخرین طرح ویرانگر این بود که زمانی که سربازان زیر آواری از احساسات منفی هستند همه حمایت های مثبت احساسی از ایشان دریغ میشد اگر سربازی نامه ای حمایتگرانه (دلگرم کننده) از خانه دریافت میکرد زندانبانان آن را نگه میداشتند ، در مقابل هر خبر بدی مثل مرگ عزیزان یا خبر ترک همسرانشان سریعا تحویل داده میشد ، این تضعیف روحیه دائمی و ثابت ایجاد یک نا امیدی از افراد مورد علاقه ، کشور و حتی ایمان مذهبی میشد این که سربازی در کلبه ها سرگردان و نا امید دیده شود و تصمیم بگیرد که تلاش برای بقا هیچ سودی ندارد اصلا غیر عادی نبود. او تنها به گوشه ای رفته ، می نشیند و پتویی روی سر میکشد و ظرف دو روز او مرده بود اگر سربازان کتک میخوردند ، یا به صورت آن ها آب دهان پرتاب میشد عصبانی میشدند . خشم به آنها انگیزه بقا می داد ، اما در نبود انگیزه سربازان به سادگی می مردند ، حتی اگر توجیه پزشکی برای مرگ آنها وجود نداشت صرف نظر از موارد جزئی شکنجه فیزیکی ، میراسموس نرخ مرگ کلی سربازان در کمپ های اسارت در کره شمالی را به عدد شگفت انگیز 38% رساند ؛ بالاترین میزان مرگ در بین اسرای جنگی در تاریخ ایالات متحده شگفت انگیز تر اینکه نیمی از این سربازان بسادگی بخاطر تسلیم شدن (بیماری تسلیم) مردند آنها کاملا در حصر بودند ، هم فیزیکی و هم ذهنی چکیده ای از پ.ن: حساب نگارخانه میلیتاری ندارم ، لطفا تصاویر منتقل شود
  5. با این شرایطی که شما میگی (رپتور بیاد داخل خاک ایران) بله درسته اما دوستان نظرشون زدن پرنده در فضای بین المللی هست و متعاقب اون عذرخواهی!!! فکر نمیکنم اون ها این قدر خطر کنن که پرنده رو بفرستن داخل خاک ایران در هر شرایطی (نه فقط شرایط پرتنش فعلی) بیاد داخل و نزنیم حماقته
  6. شاید بنظر بد بینانه بیاد ، ولی سخته بشه تصور کرد با این وضعیت مالی که داریم و بودجه اندک نظامی اسلحه موثر (تغییر دهنده بازی game changer ) اونم در مقابل ماشین نظامی امریکا داشته باشیم که بشه رو کرد سانبرن یا پدافند بعیده اون اثر مدنظر شما رو ایجاد بکنه (باز اون ها سیادت هوایی رو دارن) زدن اف 22 وقتی خارج از مرز های ماست اعلام جنگ میتونه باشه ، عذرخواهی هم جایگاه ما رو کاهش میده (لذت این شکار اخیر یا همین نفتکش این بود که زدیم و گرفتیم و وایسادیم پاش) الان زدن اف 22 یا حرکاتی از این دست (قدرت نمایی نظامی) بنظرم خطی فکر کردن و بازی کردن تو زمین دشمنه ، هرکاری هم بکنیم اون ها تو این مساله دست برتر دارند تغییر میدان نبرد ، ایجاد میادین ایذایی (زدن نیرو هاشون تو کشور های دیگه) یا ایجاد مشکلاتی که دست ما درش کمتر دیده بشه (به موازات اون موارد نظامی) میتونه بیشتر به نفع ما باشه کما اینکه موضوع نفتکش انگلیسی کلا موضوع پهپاد رو به محاق فراموشی برد حالا این دیگه به هوش و ذکاوت مسئولان برمیگرده که چطوری با برگه هاشون بازی کنند ، شاید یک دو انفجار خوب و با تلفات (نظامی) مناسب درون سرزمین های اشغالی ، اشکال در ناوبری چند پرنده رزمی که حادثه ایجاد کنه و مسائلی از این دست بتونه کارگشا باشه
  7. امریکا به شدت در حال تلاشه که یکی از گروه های معاند برای ضربه های جدی (مداوم) استفاده کنه تا از تمرکز ایران روی پروژه های فعال دیگه اش در ماورای مرز ها کمتر بشه (فعلا اتفاق مطلوب براشون رخ نداده - هیچ کدوم زیر بار این حرکت نمیرن) پاسخ قاطع ایران به تحرکات تروریستی اخیر هم بی تاثیر نبوده و نیست برداشت شخصی از اتفاقی که امروز اعلام شد (حمله به دو خودروی کاروان امریکا در افغانستان) هم میتونه مدیریت بازی ایران باشه که این بار بجای حرکت انفعالی ، فعال و در زمینی که میخواد و تصمیم میگیره بازی میکنه ، بنابر این حرکت اول رو ایران میکنه و اون ها منفعلانه به دنبال ایران در حال حرکت هستند
  8. صدای رادیوی نفتکش ، نیرو های ایرانی و کشتی نظامی انگلیسی نشانی یوتیوب خودم تو دانلودچی باشی باز کردم (پنج ساعت اعتبار داره) http://webdisk7.downloadchibashi.ir/2019-07-21_13-22-14-8e31e221-abba-11e9-9a6a-96000008cb5d/
  9. سرخط اخبار میرور : کشتی جنگی انگلیس برای کمک به تانکر نفت حرکت کرد اما 10 دقیقه دیر رسید جرمی هانت: اگر نفتکش ما آزاد نشود پاسخ ما سنجیده ولی قاطعانه خواهد بود ، هرچند دولت به گزینه نظامی فکر نمیکند 1535 : وزیر خارجه فرانسه برای آزادی سریع نفتکش انگلیسی با ایران تماس گرفت ، همزمان ماکرون در تلاش برای کاهش تنش ها و از سر گیری گفتگو هاست 1500 جرمی کوربین (رهبر حزب کارگر): ترامپ را مقصر توقیف نفتکش انگلیسی دانست ، تصمیم ترامپ برای خورج از معاهده اتمی باعث تنش های شب گذشته شد (دیلی میل) 1455: تلوزیون ایران برای اولین بار تصاویر نفتکش توقیف شده را نشان داد ، الله مراد عفیفی پور مدیرکل بنادر و دریانوردی هرمزگان اعلام کرد همه خدمه روی کشتی باقی خواهند ماند 1415: فیلیپین و هندوستان برای آزادی ملوانان نفتکش انگلیسی توقیف شده در تلاش هستند 1255 : رییس کمیسیون تجارت خارجی مجلس عوام : اقدام نظامی علیه ایران انتخاب خوبی نیست
  10. تصویب طرحی برای اتمام حمایت نظامی آمریکا از ائتلاف سعودی مجلس نمایندگان آمریکا شامگاه پنجشنبه (به وقت تهران) طرحی که «دونالد ترامپ»، رئیس‌جمهور آمریکا را ملزم به اتمام حمایت نظامی از عملیات‌های ائتلاف سعودی در جنگ یمن می‌کند به تصویب رساند. این طرح با ۲۴۰ رأی موافق و ۱۸۵ رأی مخالف به تصویب رسید. به نوشته روزنامه یو‌اس‌ای‌تودی این مجلس قرار است روز جمعه درباره طرح دیگری که ترامپ را از اقدام نظامی علیه ایران منع کند نیز رأی‌گیری نماید. حامیان این طرح پیش‌بینی می‌کنند این طرح به تصویب خواهد رسید. پیوند
  11. جوری زندگی نکن که درس عبرت دیگران باشی!! و سیاستمداران کار کشته ایرانی این را بخوبی معنی کردند (عکس) اول ) مشکل اول ما اینجاست که دولت ما با شما هم نظر نیست ، یعنی دولت امریکا و اذنابش رو دشمن نمیدونه (حداقل در برهه ای که در حال مذاکره بودند) دوم) اینکه طرف قوی تر ابزار های لازم برای هرگونه بدعهدی و نقض پیمان رو داره (شورای امنیت و ...) دلیل برای این نیست که هر برگه ای رو امضا کنیم با این وصف که چون طرف ما 3 حق وتو داره پس هر برگه ای بی ارزش هست ، ما با این رویه و این قراردادی که امضا کردیم عملا خودمون رو ناقض پیمان قرار دادیم ، البته وقتی با شعار هر توافقی بهتر از عدم توافق هست وارد مذاکره شویم مشخص هست که دشمن از این حربه علیه ما استفاده خواهد کرد خب بحمدالله خداوند دشمنان رو از احمق ها قرار داد و خودش با زبان خودش اعلام کرد که از این پیمان خارج میشه ، وگرنه در سال های قبلی که اسما داخل پیمان بود هم چیزی عاید ایران نشد (با ایجاد تحریم هایی که امکان ورود سرمایه و خرید و فروش ما رو محدود میکرد و ازش به عنوان نقض روح!! برجام یاد شد) این رو بارها تجربه کرده بودیم اما بجای تکیه بر تجربه ها و اعتماد به خودمان همه تخم مرغ ها را در سبد آن ها گذاشتیم و نقد (مواد فراوری شده ) دادیم و برای تضمین هم امضا گرفتیم (امضای کری) سوم) این زاویه نگاه از منظر شخص ترامپ هست که میخواد رای بیاره ، اگر از بالاتر نگاه کنیم امریکا (به معنای کلی) بی شک از این موضوع استقبال خواهد کرد (ساز و کار تحریم بیشتر و نفت در برابر غذا) که شاید در کوتاه مدت اثر گذار نباشه اما یقینا (ضمن فشار روز افزون بر مردم) باعث مستهلک شدن توان ایران خواهد شد چهارم) اینکه این موضوعات کاملا چند وجهی است ، حتما از هزینه های عملیاتی برای اجرای برنامه های هسته ای مطلع هستید ، دولت در شرایط فعلی با مشکل بودجه مواجه هست و در حال فروش دارایی ها برای تامین حداقل هاست (از وضعیت نهاد های وابسته نگیم که بدتره) پس یقینا نمیتونه با قدرت و شدت کافی برای فعالسازی برنامه هسته ای وارد عمل بشه و برگشتن به شرایط هسته ای پیش از برجام در کوتاه مدت میسر نیست ، همین طولانی بودن باعث استهلاک توان مالی ما خواهد شد ، یعنی اگر این اتفاق بیفته وارد بازه ای خواهیم شد که گذشت زمان ما را نحیف تر و ضعیف تر خواهد کرد
  12. شرایط بی نهایت بغرنج و دست ایران بخاطر نحوه نگارش برجام بسیار بسیار خالی است ، در ساده ترین حالت در یک قرارداد پیش فروش واحد مسکونی برای تاخیر در اجرای قرار داد و تحویل مبیع جریمه در نظر گرفته میشه ، ولی ما برای بدعهدی طرف مقابل هیچ ضمانتی نداریم مشکل اینه که هم ما میدونیم هم طرف مقابل که حمله ای در کار نخواهد بود جالب اینکه دولت هم بخوبی از این امر آگاه هست ، و تنها چیزی که گریبانگیر خواهد شد تحریم های سخت تر و بیشتر خواهد بود یعنی بجای اینکه راه نجات باشه دقیقا عکس عمل کرده ، ضمن تخریب سخت افزار های ما و خالی شدن دست ما از مواد غنی شده (ورای هزینه های غیر قابل تصور صورت گرفته) مدت ها ما رو به عقب روند تنها نکته مثبت این موضوع (مثبت کلی وگرنه طبق معمول بار و فشار برای مردم خواهد بود) این هست که ایران کلا برجام رو مرده اعلام کنه و اگر قرار به انعقاد توافق دیگری هست باید مجددا و عادلانه مذاکره صورت بگیره (البته با یک تیم سالمتر و قوی تر) نکته بد دیگه برجام که در هیاهوی اخبار گم شده و دیده نمیشه (البته این مورد رضایت مجموعه دولت و تیم مذاکره کننده است) و اون هم این که الان برجام تبدیل به سقف آرزو های ما شده ، یعنی همه هیاهو شده برای عدم رعایت برجام که حتی در صورت اجرای تام و تمام هم قرارداد متوازن و عادلانه ای نیست ولی می بینیم که دولت و دستگاه رسانه ای با قدرت هرچه بیشتر مشغول تاختن به امریکا برای بد عهدی هستند (در دل ممنون ترامپ هم هستند) یا همین سیستم ناشایست (صفت بهتری پیدا نکردم) اینستکس که دقیقا در حال طی کردن مسیر برجام برای بزک و موفق نشان دادن دولت و هیات مذاکره کننده است رذالت این جماعت تمام شدنی نیست
  13. حذف کردن برخی ساز و کار های امنیتی برای چالاکی بیشتر مجموعه به نظرم میتونه بیشتر یک بهانه باشه تا دلیل واقعی وگرنه قضیه سرقت اطلاعات (فیزیکی) پرونده های هسته ای که مدت ها بعد بوجود آمد به خوبی نشون میده ما در زمینه ضد جاسوسی و حفاظت بسیار ضعیف هستیم یا مثالی دیگر همین پرونده ی مشهور جیسون رضاییان (که بصورت سریال در حال نمایش هست) مثال دیگری از شلختگی عجیب و غریب در دستگاه های امنیتی ماست البته غیر حرفه ای گری و لجاجت شگفت آور و کودکانه مسئولین در مسائل امنیتی و عدم برخورد قاطع و متناسب دستگاه های مرتبط در این امر بی تاثیر نیست (مثال ساده و دم دستی احراز جاسوسی موسویان و اصرار ح.ر برای حفظ و حتی ارتقای جایگاه ایشون ، یا داستان فرزند معنوی!!! وزیر اطلاعات و یا ارکان تزریق شده به تیم مذاکره کننده ایرانی که وضعیت امروز ما را رقم زده اند ، یا فردی که جیسون رضاییان رو به مجموعه دولت وارد کرد) برخلاف نفوذ در ارکان صف که نتیجه فیزیکی داشته و ما مطلع میشویم(چیزی شبیه به انفجار) بخش دیگری از عملیات نفوذ هست که ما به ازای خارجی چندانی نداشته و (هرگز) رسانه ای نمیشه و ما متوجه نخواهیم شد ، بحث نفوذ در ارکان ستادی و تصمیم ساز مجموعه های دولتی (حتی غیر امنیتی) است که در اسفل درجات میتواند موجب ضرر اقتصادی برای کشور و منفعت برای دشمن (بصورت عقد و یا عدم انعقاد قرارداد) شده و یا حتی با تغییر بستر عملکردی مجموعه کشور رو از ثبات اقتصادی ، اقتدار نظامی و رفاه عمومی دورتر کنه نکته قابل توجه در مورد دولت فعلی این هست که امنیتی ترین کابینه بعد از انقلاب هست ولی از منظر امنیتی و حفاظتی بدترین آمار ممکنه رو از خودش بجا گذاشته
  14. یک وجه دیگر این انفجار و جاسوسی بعمل آمده ، بجز ضرر ما از حیث شهادت نیروهای متخصص و ارزشمندمون و تاخیر و یا به سرانجام نرسیدن پروژه های مطالعاتی - نظامی اینست که با این دست بلند اطلاعاتی که دشمن در ارکان نظامی امنیتی و تحقیقاتی ما داره ، تقریبا ما چیزی به عنوان برگ برنده در قالب عنصر غافلگیری نداشته و نخواهیم داشت ... با یک معادله چند سر باخت برای ما و چند سر برد برای اونها مواجه هستیم دقیقا دیشب داشتم بهمین مطلب فکر میکردم با کاهش ارزش پول و نتیجتا کاهش قدرت خرید و کیفیت زندگی در ایران ، هزینه (مالی) دشمن برای تطمیع افراد بسیار کاهش پیدا میکنه همچنین فشار اقتصادی روی مردم باعث میشه تطمیع افراد راحت تر بشه
  15. نه به این وصفی که شما گفتی (شکار)، ولی کلا چنین چیزی در کشور عراق انجام شد ولی شکار هم ایده جالبی میتونه باشه، با اخلال و جم اگر بشه انجام داد عالیه