جستجو در انجمن

مشاهده نتایج برای برچسب های 'موشک'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بوسیله برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


انجمن ها

  • بخش داخلی
    • اخبار و قوانین
    • ماهنامه میلیتاری
    • گالري عكس و فيلم
    • کتابخانه میلیتاری
    • مقالات برتر
  • War and History - بخش جنگ و تاریخ
    • مباحث جامع نظامی
    • پیمان ها - قراردادها و معاملات تسلیحاتی
    • دکترین و استراتژی
    • عملیات های نظامی
    • جنگ تحمیلی
    • تحولات روز امنیتی نظامی بین الملل
    • General Military Discussions
  • Air force Forum - بخش نیروی هوایی
    • هواپیماهای نظامی
    • بالگردهای نظامی
    • تسلیحات هوایی
    • متفرقه در مورد نیروی هوایی
    • سایر بخشهای نیروی هوایی
    • Airforce - English
  • Army Forum - بخش نیروی زمینی
    • ادوات و تسلیحات زمینی
    • خودروهای نظامی و زره پوش ها
    • مباحث جامع زرهی
    • توپخانه زمینی
    • موشک های زمین پایه
    • الکترونیک زمینی
    • تجهیزات و تسلیحات انفرادی
    • متفرقه نیروی زمینی
    • سایر بخشهای زمینی
    • Ground forces - English
  • Navy Forum - بخش نیروی دریایی
    • شناورهای سطحی
    • شناور های زیرسطحی
    • هوا دریا
    • تسلیحات دریایی
    • سایر بخش های نیروی دریایی
    • علوم و فنون دریایی
    • راهبردها و راهکنش های دریایی
    • تاریخ نیروی دریایی
    • اخبار نیروی دریایی
    • Navy - English
  • News Section - بخش خبر
    • اخبار روز ایران و جهان
    • اخبار صفحه اول
    • رایانه و شبکه
    • English News
    • Send news
  • Non-Military Forums - سایر بخشها
    • دیگر موضوعات و مطالب

پیدا کردن نتایج در ...

یافتن نتایج که ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروز رسانی

  • شروع

    پایان


Filter by number of...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


Website URL


Yahoo


Skype


Location


Interests

پیدا کردن 21 results

  1. به نام حق پیشگفتار این تاپیک جهت بررسی و طرح ایده های مختلف در زمینه تهاجم موشکی کروز و پاسخ پدافند بصورت ارزان و گسترده ایجاد گشته است. سایر سناریو ها نظیر حملات موشک های بالستیک، و یا بمب های دورایستا(گلاید، بدون موتور)، همچنین موشک های هایپرسونیک موضوع این تاپیک نیست. طرح حمله: در دسترس بودن سامانه های موشکی کروز در خدمت بسیاری از ارتشهای منطقه و استفاده گسترده از این سامانه ها در منطقه خاورمیانه، لزوم دارا بودن یک سامانه مقاومت پدافندی موثر را گوشزد میکند، اما چنین سامانه ای با چه وضعیتی روبروست و چگونه باید پاسخ بدهد؟ فرض کنیم، در تهاجم یک روزه 8 ساعته، با هدف گشایش مسیر پدافند و بدست گرفتن آسمان ایران، ائتلاف مهاجم، اقدام به اجرای تهاجمی با مشخصات ذیل بنماید: - 4000 موشک کروز، در برد های مختلف، بدون خطا(فرض میشود، این تعداد موشکی هست که به هدف خواهد رسید) - اهداف عمقی و مرزی - شانس اصابت موشک های پدافندی در صورت رهگیری 75 درصد. مشاهده میکنید که با شلیک 4000 موشک پدافندی، تنها قادر به انهدام 3000 موشک کروز مهاجم خواهیم بود، و این به معنای اصابت دست کم 1000 موشک به هدف و مشغولیت 8 ساعته پدافند بر روی تعداد بسیار زیادی هدف خواهیم بود. با توجه به تصویر فوق این رقم حتی بیش از موشک هایی ست که در سال 2003 به عراق شلیک شده است. آیا چنین حمله ای از نظر هزینه ای و لجستیک برای ائتلاف مهاجم دشوار خواهد بود؟ - قیمت هر موشک تاماهاوک کلاس 4 که از آخرین و بیشترین حجم امکانات مسیریابی بهره میجوید، 1.87 میلیون دلار با نرخ شناور 2017 محاسبه شده است، بنابراین 4000 موشک حداکثر 8 میلیارد دلار هزینه خواهد داشت و این رقم حتی اگر به 10 یا 20 میلیارد دلار نیز برسد، با توجه بودجه نظامی کشورهایی مانند آمریکا و اعراب منطقه، همچنین تامین هزینه در چند سال مالی، رقمی دور از ذهن و دست نیافتنی نیست. هم اکنون نیز فقط دو کشور عربستان و امارات در حدود 1200 موشک کروز در اختیار دارند. اگر به دو کشور، سایرین چون ایالات متحده، فرانسه، انگلستان و ... اضافه شوند، مقدار 4000 موشک رقم کاملا دست یافتنی خواهد بود. - از نظر لجستیک نیز، با توجه به تعداد بسیار پایگاه های اجاره ای و تسخیری دشمن در منطقه، و گستردگی پهنه جغرافیایی مرزهای کشورمان، استقرار چنین موشک هایی فقط به ناوها محدود نمیشود، و تمامی پایگاه های زمینی میتوانند به عنوان محل پرتاب استفاده شوند، و میتوان این فرض را گرفت که طی سالهای اخیر این انبار سازی موشک های کروز صورت گرفته باشد و به زمان حمله موکول نگردیده است. هزینه مقابله؟ - دفع موثر 4000 موشک بالستیک برای پدافند به تنهایی بسیار دشوار به نظر میرسد، و طبیعی ست که برای این منظور نمیتوان صرفا بر پدافند موشکی متکی بود. اگر خطای 0.75 برای پدافند را بپذیریم، به رقمی در حدود 5400 موشک پدافندی،مقدار بسیاری تجهیزات کشف و شناسایی و مقدار بالایی شانس نیاز است. فلذا عقلانه است که پایگاه ها و محل های شلیک دشمن پیش از اقدام یا در همان دقایق اولیه حمله شود (که این موضوع بحث این تاپیک نیست). - اخلال gps و حتی انهدام ماهواره های هدایت کننده نیز با توجه به تجهیزات مدرن ترکام و وجود عوارض طبیعی بسیار در ایران مزیتی در حدود بالابرد چند درصد خطا به سامانه های کروز وارد میکند. این میزان خطا را بدلیل عدم وجود اطلاعات کافی از کیفیت و دقت سامانه های مهاجم همچنین بروز پیشرفت های آینده باید فاکتور گرفت و به تنها به برخورد سخت پدافند متکی بود. با توجه به موارد فوق یک مجتمع پاسخ برای مقابله طراحی کنید، به نحوی که قادر باشد: - 100 درصد موج اول حمله که علیه پدافند و تجهیزات راداری ثابت است را از کار بی اندازد - 80 درصد کل موشک ها در موج های بعدی را منهدم کند - بعد از 8 ساعت تهاجم سنگین همزمان با انواع اخلال با دست خالی مواجه نشود. - اقدام سخت یا hard kill باشد. - این پاسخ در سامانه خلاصه شود. اقدامات غیر عامل نظیر استتار، تعدد و اخلال نادیده گرفته شود. - موج اول 800 موشک - موج دوم 1200 موشک - موج سوم 600 موشک - موج چهارم 1400 موشک - هر موج حمله 2 ساعت. - از همه مهمتر، سیستم بسیار ارزان و موثر باشد. دارایی کنونی پدافند موشکی ایران: با تشکر، از حضورتون در بحث
  2. سلام خدمت دوستان میلیتاری ! با توجه به اینکه سامانه باک توسط آقا سینا معرفی شده ولی من مطلبی در مورد محافظ رادارهای سیستم باک چیزی ندیدم تصمیم گرفتم که نحوه محافظت سیستم باک توسط روسیه رو برای دوستان شرح بدم . سعی می کنم خلاصه و مفید بنویسم . همیشه سامانه های راداری فعال در معرض هدف قرار گرفتن موشک های ضد راداری نظیر KH-58 و AGM-88 HARM قرار داشته اند ، بدین منظور شرکت Almaz-Antey روسیه به این فکر افتاد تا برای حفاظت از سیستم های راداری سامانه های پدافند هوایی خود نظیر BUK سامانه ای را طراحی کند تا قابلیت انهدام موشک های ضد رادار را درست در لحظه ی قبل از برخورد دارا باشد . بدین منظور این شرکت سامانه ی Gazetchik را طراحی کرد . این سیستم متشکل از 4 قسمت اصلی می باشد . قسمت اول یک آشکار ساز مستقل از رادار می باشد که وظیفه کشف موشک های ARM را دارد. قسمت دوم دیکوی های فرکانس رادیویی فعال هستند . قسمت سوم قسمت نیز بخش اقدامات پسیو سامانه به وسیله ی chaff ها و aerosols است .(معمولا 3-4 عدد پرتابگر وجود دارد که تا زاویه 90 درجه از جلو و با دید 360 درجه چف ها قابل پرتاب هستند) آخرین قسمت این سامانه هم قسمت ارتباطی با رادارهای محفاظت شده و یا مرکز فرماندهی می باشد . نحوه ی کار: زمانی که یک ARM به رادار نزدیک میشود ، آشکارساز سامانه شروع به هشدار دادن به مرکز کنترل می کند . سپس مرکز فرماندهی دیکوی های راداری را برای منحرف سازی موشک ایجاد می کند و درست چند ثانیه قبل از برخورد موشک به رادار chaff ها و aerosols از طریق محفظه های به سمت موشک شلیک میشوند و درست روبروی موشک منفجر میشوند و باعث انحراف موشک به پایین میشوند و اینگونه رادارها جان سالم به در می برند ، البته اگر حتی 1-2 ثانیه چف ها دیر شلیک شوند امکان نابودی خود سامانه ضد ARM نیز وجود دارد چون در فاصله بسیار نزدیک به سامانه قرار می گیرند . این هم چند عکس از نحوه ی نابودی ARM . (داخل کلیپ این موشک از یک عدد اف 22 شلیک میشود و بعد از اینکه موشک نابود می شود سامانه باک 8 عدد موشک به سمت اف 22 ها شلیک می کنند و هر 3 آن ها رو به درک واصل می کند ) روی تصویر کلیک کنید تا با بزرنگمایی بیشتری نحوه مقابله رو ببینید... فقط برای میلیتاری ترجمه : hamedof استفاده از مطلب با ذکر نام مترجم و سایت میلیتاری بلامانع است منابع: http://militaryforce...n-6-98-669.html http://pvo.guns.ru/rtv/gazetchik.htm http://articles.jane...Federation.html ************************* با تشکر از شما.منتقل شد. OPS
  3. karmania20152015

    بر فراز کوزوو

    بسم الله الرحمن الرحیم بر فراز کوزوو عملیات ناتو بر فراز اسمان کوزوو درس هایی تاریخی برای هر علاقه مند به مباحث پدافند دارد ذکر این نکته لازم است بررسی این بخش از تاریخ باعث بروز سوتفاهم هایی نیز شده است ریشه این سوتفاهم ها در تعداد بسیار کم پرنده منهدم شده سرنشین دار از جمله جنگنده ها توسط پدافند هوایی صربها( در مقایسه با تعداد پروازهای انجام گرفته طرف مقابل) و از جهت دیگر نادیده گرفتن همزمان این نکته یعنی قدیمی بودن بخش بزرگی از دارایی پدافندی هوایی صربها میباشد. البته نکاتی مانند مجهز بودن بخشی از این دارایی به سیستم های اپتیکی وحراراتی IR و ناچار شدن تمامی پرنده های ائتلاف به پرواز در ارتفاع بالای 10,000 ft و یا تلفات نسبتا بالای پهبادهای شناسایی ائتلاف ( بالای 47 فروند) از جمله مواردی هستند که بررسی این بخش از تاریخ نظامی را هیجان انگیزتر میسازد. سازمان پدافند هوایی صربستان متشکل از تجهیزات معمول شوروی در دهه 70 الی 80 میلادی بود بخش رو به کاهشی از این تجهیزات شامل سامانه سام-2 بود و تعداد کمی سامانه سام-3 Pechora که به تازگی مدرنیزه نیز شده بودند از دارایی های با ارزش این ارتش به حساب می امد.پیش از شروع جنگ داخلی یوگسلاوی فرماندهی پدافند این کشور دارای 6 باتری سام-2 بود که شامل 40 لانچر تک ریل بود جالب است بدانید تا اوایل سال 1999 تنها 3 باتری از این سامانه عملیاتی و اماده جنگ بود.همچنین 14 باتری سام-3 با 60 لانچر چهار فروندی نیز از تجهیزات دیگر یوگسلاوی بود که حدود 50 لانچر عملیاتی تا سال 1999 موجود بود. دفاع هوایی میدانی این نیرو نیز شامل چهار باتری از سامانه سام-6 بود که دوتای انها توسط صربها در منطقه کوزوو مستقر شده بودند تا قبل از شروع جنگ داخلی 70 درصد از این سامانه اماده عملیات بود که این رقم به 25 درصد در طول جنگ داخلی در سال 1999 رسیده بود.این دارایی شامل شش رادار مستقل 1S91 نیز بود که هر رادار چهار لانچر را تغذیه می کرد.که همین امر انعطاف پذیری این سامانه را تا حد زیادی کم کرده بود. در بخش پدافندی کوتاه برد تجهیزات شامل سامانه های سام-9و سام-10 و سام-13 بود که البته بخش بزرگی از ان سام-9 بود شامل 113 لانچر ان در دهه 70 میلادی تحویل یوگسلاوی شده بود.وحتی موشک نیز تحت لیسانس در داخل کشور تولید شده بود.علاوه بران 17 سامانه سام-13 نیز که نسبتا مدرن تر نیز بودند در دهه80 تحویل این کشور شده بود که برخلاف سام-9 از قابلیت تفکیک هدف از فریب دهنده های حرارتی نیز برخوردار بود.در کنار این سامانه ها صربها در تلاشی داخلی موشکهای هوا- هوا حرارتی ساخت شوروی از جمله موشکهای ار73 و ار 60 را نیز در قالب سامانه های زمین به هوا برروی ارتفاعات مهم تحت عنوان Pracka (تیرکمان)استفاده میکردند و حتی بعدها ادعای موفقیت موشک ار73 در انهدام هدف نیز اعلام شد که البته اسناد قابل دفاعی برای ان منتشر نشد. پایان بخش-1 نصب موشکهای ار73( تصویر بالا) و ار 60 (تصویر پائین) روی خوردو زرهی Praga M53/59 توسط مرکز تحقیقات دفاعی و مرکز تست نیروی هوایی یوگسلاوی منابع http://pvo.guns.ru/russia/index5.htm
  4. [align=center][/align] اواخر دهه ۶۰ و اوايل دهه ۷۰ ميلادي را مي توان نقطه عطف در پيشرفت صنايع موشكي در دنيا دانست زيرا زماني بود كه به تازگي جنگ جهاني تمام شده بود و كشورهاي درگير جنگ جهاني به خوبي ضرورت وجود موشك و جنگ افزارها را درك كرده بودند و با تجربياتي كه به هنگام جنگ كسب كرده بودند توانستند به دنياي جديدي از ساخت سلاح ، موشك و هواپيما قدم بگذارند. يكي از اين كشورها كه همواره ابرقدرتي موشكي محسوب مي شد شوروي بود. اتحاد جماهير شوروي با فاصله اي بسيار زياد از رقباي خود در حال پيشرفت بود به خصوص در صنعت هوافضا، ولي اين پيشرفت هنگام فروپاشي اتحاد جماهير شوروي با كمتر از نصف پتانسيل گذشته ادامه يافت. البته بايد به اين نكته نيز توجه كنيم كه با وجود چنين فروپاشي، روسيه هنوز هم در صنعت هوافضا از برترين هاست. صنايع موشكي روسيه كه همچون يكي از زيرشاخه هاي صنعت هوافضاست به تبع آن پيشرفت زيادي داشته است. رقابت بسيار جذابي بين كشورهاي روسيه و ايالت متحده آمريكا در زمينه هوافضا وجود دارد كه شايد يكي از دلايل پيشرفت سريع اين صنعت در اين كشورها و فاصله زياد آنها با كشورهاي ديگر همين باشد. در ليست موشك هاي روسيه مي توان انواع و اقسام موشك ها را از قبيل موشك هاي هوا به هوا، هوا به زمين، زمين به هوا، بالستيك، اتمي، ضد ماهواره ، ضد كشتي و ضد زيردريايي را ديد. در اين ميان يكي از سري هاي بسيار قوي و با اهميت سري موشك هاي S يا S-300 را مي توان جزو سومين نسل موشك هاي زمين به هوا دانست كه پروژه ساخت و طراحي آن در دهه ۱۹۷۰ شروع شد. اين موشك نسبت به موشك هايي كه در زمان هاي قبلش ساخته مي شد خصوصيات متفاوتي داشت. البته تنها در سيستم پرتاب (Launch) آن از سري موشك هاي ۴۸N6 نمونه برداري شده بود كه مي توانست ميان برد يا دوربرد باشد. توسعه و گسترش موشك هاي سري S-300 از سال ۱۹۶۹ آغاز شد كه در آن زمان اين موشك ها به برد ۷۵ كيلومتري رسيده بودند. شركت مجرب آلماز (Almaz) مسئوليت طراحي و ساخت را براي نيروهاي زميني و شركت بوكاتف وظيفه طراحي آن را براساس نيازهاي نيروي دريايي روسيه به عهده گرفتند. چندي بعد براي به كمال رسيدن اين موشك ها براساس آخرين تكنولوژي هاي راكتي شركت گرونيش (Grunish) نيز به اين جمع پيوست. هدف ساخت پروژه، موشكي با برد بالا، سرعت بسيار زياد و قدرت مانوري مطمئن بود. اين موشك بايد كمترين زمان عكس العمل و قابليت استفاده هاي نظامي گوناگون براي حمل كلاهك هاي مختلف و داراي كمترين زمان رسيدن به هدف و نيز قابل اعتماد در زمان پرواز باشد. منظور از قابل اعتماد بودن اين است كه هنگام پرواز از ديد رادارها محفوظ باشد و ضد موشك ها نتوانند آن را رديابي كنند،حتي از لحاظ حفاظت اوليه اين موشك ها قرار بود كه در كانتينرهايي جاسازي شوند كه از زمان ساخت در كارخانه به بعد در همان كانتينرها بمانند و حتي سيستم پرتاب آنها نيز در خود كانتينرها تعبيه شود تا بتوانند در كمترين زمان ممكن از هر نقطه اي قابل پرتاب باشند. اين پرتاب به صورت عمودي انجام مي شود. يك لانچر قوي كه مي تواند موشك را تا ارتفاع ۲۰ متري بلند كرده و پرتاب كند. براي اين امر يك جك هيدروليك مدل ۴M330 ساختند كه با سرعت بسيار بالايي اين موشك را آماده پرتاب مي كند. S-300P يكي از اولين موشك هاي اين سريS-300P است كه به سفارش وزارت دفاع روسیه توليد شد. اين موشك مي تواند كلاهكي را به اندازه ۱۳۳ كيلوگرم با بيشينه برد ۴۷ كيلومتر حمل كند. كمترين برد آن پنج كيلومتر است و مي تواند در ارتفاع ۳۰ متري پرواز كند. سرعتش به سه كيلومتر در ثانيه مي رسد و در ۲۸ ثانيه مي تواند از خود عكس العمل نشان دهد. زمان آماده پرتاب شدنش كمتر از پنج دقيقه است. S-300F در سال ۱۹۸۴ مدل S-300F ساخته شد. مدل F در اصل موشك متناسب با نيازهاي نيروي دريايي روسيه بود كه از سيستم پرتاب ۵V55RM استفاده مي كند. سرعت آن ۴۶۸۰ كيلومتر در ساعت است و مي تواند كلاهكي به اندازه كلاهك مدل P (۱۳۳ كيلوگرم) ولي با بردي دوبرابر (حدود ۹۰ كيلومتر) را با خود حمل كند. بيشينه سرعت آن ۶۱۲۰ كيلومتر در ساعت و طول خود موشك با كلاهك ۲۵/۷ متر است.كمترين برد آن هفت كيلومتر و سقف پروازش ۲۵هزارمتر است و با سوخت جامد نيروي پيشرانش را تامين مي كند. يك سيستم راداري معروف به ريف روي آن نصب كردند كه مي تواند در يك زمان شش هدف را شناسايي كند و به آنها هجوم برد. S-300FM مدل S-300FM در سال ۱۹۹۰ ساخته شد كه باز هم مدلي براي نيروي دريايي بود. بسيار مدرن و پيشرفته بود. بيشينه سرعت آن به ۱۰ هزار كيلومتر در ساعت مي رسد، وزن آن ۱۴۸۰ كيلوگرم است و اين تفاوت بيش از هزار كيلوگرمي را مي توان در وضعيت نيروهاي پيشران اين موشك دانست. طول آن ۵/۷ متر، قطرش ۵۲/۰ متر و فاصله دوسر بالچه هاي عقب ۰۳/۱ متر است. برد آن ۹۰ كيلومتر است و مي تواند ۱۵۰ كيلوگرم كلاهك را با خود حمل كند. بيشينه سرعتي معادل ۷۵۶۰ كيلومتر در ساعت دارد كه در ارتفاع ۲۵ هزارمتري پرواز مي كند. S-300PMU مدل ديگر S-300PMU است. اين موشك از لحاظ ظاهري بسيار شبيه مدل FM است حتي وزنش با آن يكي است. طول آن ۹۸/۶ متر، قطرش ۴۵/۰ متر و فاصله دوسر بالش ۰۴/۱ متر است. در ارتفاع ۲۷ هزار متري پرواز مي كند و سوختش از مواد جامد تشكيل مي شود. كمترين بردش پنج كيلومتر و بيشترين برد آن ۹۰ كيلومتر است. مدل بعد در سال ۱۹۹۷ ساخته شد كه در واقع يك نمونه برداري از مدل MU بود. اين موشك MU-2 نام داشت كه از لحاظ اندازه و ابعاد دقيقاً مانند مدل قبلي بود ولي بردش به ميزان ۱۰۵ كيلومتر افزايش يافته بود يعني برد كلي آن به ۱۹۵ كيلومتر رسيد. توانايي حمل آن نيز بيشتر شده است و مي تواند ۱۸۰ كيلوگرم كلاهك را با خود حمل كند. سري ساخت اين موشك ها تا سال اخير ادامه يافت. Avia.ir
  5. بسم الله الرحمن الرحیم فروپاشی پدافند هوایی لیبی در حالیکه انفجار اعتراضات مردمی لیبی به بالاترین سطح خود رسیده بود و تقریبا تمامی این کشور افریقایی درگیر جنگی داخلی شده بود اما شبکه پدافند هوایی این کشور به نظر اوضاع ارام ومناسبی را میگذراند. این بخش از ارتش لیبی که برامده از دهه 80 میلادی و مناسبات گسترده لیبی با شوروی بود تنها چند ماه قبل از شروع نا ارامی های داخلی به روزرسانی و ارتقا گسترده ای توسط روسیه به خود دیده بود و شاید کسی تصور نمیکرد این شبکه به ظاهر توانمند در طی چند ساعت و در حمله موشک های کروز Tomahawk و Storm Shadow و بمب های هوشمند JDAM به مردابی راکد تبدیل شود. پدافند هوایی لیبی یک از معدود پدافندهای باقی مانده در سطح جهان بود که به صورت گسترده از تجهیزات ساخت شوروی استفاده میکرد هنگامیکه حمله هوایی در روز 19 مارس اغاز شد شروع ان با شلیک 112 فروند موشک Tomahawk از کشتی های جنگی امریکا و زیر دریایی ها نیروی سلطنتی بریتانیا به سمت سایت های سامانه های ثابت پدافند هوایی چون سام-2 و سام-3 و سام-5 بود همچنین رادارهای هشدار اولیه و مراکز کنترل هوایی نیز از اهداف اولیه حمله بودند در کنار این حمله تعدادی از جنگنده های تورنادو نیروی هوایی سلطنتی با تجهیز به موشک کروز Storm Shadow به تعدای از مراکز فرماندهی پدافند لیبی نیز یورش بردند.این حملات با چنان موفقیتی همراه بود که در جلسه ای که ساعاتی پس از حمله برگزار شد وزارت دفاع امریکا از نابودی کامل رادارهای پدافند هوایی لیبی خبر داد.همانطور که پیش از این گفته شد شبکه پدافند هوایی لیبی در دهه 80 توسعه پیدا کرده بود با این حال همزمان به دلیل بی کفایتی نیروهای لیبی در نگه داری و اموزش و بکارگیری تجهیزات ساخت شوروی و روسیه بارها گزارشات مختلفی از منابع روسی در عدم رعایت نکات الزامی سازندگان تجهیزات توسط نیروی لیبیایی منتشر میشد. پدافند هوایی لیبی را باید متشکل از سامانه های سام غیرمتحرک وثابت و شمار زیادی از رادارهای هشدار اولیه ساخت شوروی در نظر گرفت البته در تعداد کمی رادار ساخت ایتالیا نیز در بین این تجهیزات یافت میشد .این رادار ها عمدتا شامل رادارهای ساخت شوروی پی-12 و پی-18 بودند .رادار وی اچ اف پی-18 با برد 250 کیلومتر برای پشتیبانی از سامانه های سام-2 و سام-3 تهیه شده بود. و رادار وی اچ اف پی-14 نیز با برد 400 کیلومتر برای پشتیبانی از سامانه برد بلند اس-200 وی ای یا سام-5 خریداری شده بود.این رادارهای هشدار اولیه با رادارهای کنترل زمین پایه عمدتا در باند S ترکیب میشدند از این رادارها میتوان به رادارهای پی-35 و پی-37 اشاره کرد.البته رادار باند L پی-80 نیز از دیگر موجودی های ارتش لیبی بود.همچنین گزارشاتی از وجود رادار 5N69 که از اولین رادارهای سه بعدی وی اچ اف ساخت شوروی بود برای پشتیبانی بهتر از سامانه های اس-200 خبر میدادند. جالب ترین دارایی پدافند لیبی را باید پنج رادار باند ایکس LPD-20 ساخت ایتالیا دانست که وجود این رادارها به واسطه عکس های ماهواره ای در اواخر دهه 80 میلادی کشف شد.بیشتر این رادار ها در سایت های اطراف شهرهای بنغازی و طرابلس و همچنین دو سایت در خلیج سیدرا و در چهار سایت در مرکز لیبی مستقر شده بودند. سامانه اس-200 وی ای را باید با ارزش ترین سامانه پدافند هوایی لیبی دانست که به صورت تخصصی برای نابودی بمب افکن های استراتژیک و سوخت رسان ها .... در برد 160 تا 180 کیلومتری طراحی شده بود.موشک خاص ان با داشتن سیکر مونوپالس با مقاومت بالا در برابر جمینگ و دو مد کاری “Lock On Before Launch” و “Lock On After Launch”بر ضد اهداف در برد کم و برد بالا و همچنین سر انفجاری سنگین خود از دستاوردهای مهم شوروی به حساب می امد که میتوانست اهدافی چون EA-6B Prowler را به راحتی به زیر بکشاند.همچنین رادار 5N62 به عنوان قلب سامانه اس-200 با استفاده از تکنیک شبه پالس داپلر خود که از اخرین فناوری های توسعه یافته شوروی بود که حتی تا 10 سال بعد از توسعه ان در شوروی در امریکا توسعه نیافته بود از قابلیت خوبی در مقاومت برابر اقدامات جمینگ دشمن برخوردار بود لیبی در هر سایت خود دو رادار از این نوع رامستقر کرده بود که وظیفه پشتیبانی از 6 لانچر نیمه متحرک سامانه اس-200 را بر عهده داشتند. یک باتری در بنغازی و یکی هم در مصراته و خلیج سیدرا و شهر طرابلس مستقر شده بودند که همگی از نوع صادراتی اس-200 وی ای بودند.سامانه اس-200 به گفته بسیاری از کارشناسان سامانه ای به شدت پیچیده میباشد و اموزش های فنی و انجام کارتیمی دقیق و مهارت و تجربه عملیاتی کردن ان بخش بزرگی از افزایش شانس موفقیت این سامانه در انهدام اهداف است چیزی که نبود ان در بین پرسنل لیبیایی به دفعات گزارش شده بود و از ناموفق بودن سامانه های اس -200 لیبی در انهدام اهدافی چون E-2 Hawkeyes, و E-3 AWACS که در نزدیکی سواحل لیبی در حال پرواز بودند به خوبی دیده شد. پایان بخش-1 ادامه دارد.... منابع https://www.globalresearch.ca/libyan-surface-to-air-missiles-sam-threat-to-us-allied-forces/23842 https://defense-update.com/20110320_operation_odyssey_dawn.html https://www.flightglobal.com/news/articles/news-focus-how-odyssey-dawn-tamed-libyas-air-defences-354736/ مناطق تحت پوشش سام های لیبی...قرمز سام-2...ابی سام-3...بنفش اس-200
  6. ناوچه ی (Antelope) تیپ 21 نیروی دریایی سلطنتی بریتانیا بود که در جنگ فالکلند شرکت کرد. در روز 23 مارس سال 1971 توسط ( Vosper Thornycroft) در بندر (Woolston) شهر ساوت همپتون، انگلستان به آب انداخته شد. هزینه های اولیه برای بودجه برای این کلاس 3.5 میلیون پوند بود که با هزینه ی سایر بخش ها در مجموع و با هزینه نهایی بیش از 14 میلیون پوند ساخته شد.ناوچه ی Antelope در تاریخ 17 ژوئیه 1975 عملیاتی شد، و تنها نمونه ای از ناوچه های بریتانیایی به حساب می آمد که به موشک Exocet مسلح نشد.ناوچه ی (Antelope) در سال 1977، او با حضور مراسم جشن نقره ای (جشن های طلایی و نقره ای) که برای مراسم های خاص و در بریتانیا و به نام شاهان و ملکه های این کشور راه اندازی میشود رژه رفت. در این رژه ی با شکوه ناوچه ی Antelope بخشی از اسکادران هفتم بود. لازم به ذکر است که این رژه از قرن 14 میلادی و بعد از پیروزی ادوارد سوم بر فرانسه در ماه ژوئن سال 1346 میلادی به این سو برای مراسم های خاصی مثل تولد ها و پیروزی در جنگها و تاجگذاری ها و حتی ازدواج های سلطنتی برگزار می گردد. حضور در جنگ فالکلند ناوچه ی (Antelope) در جنگ فالکلند بعد از ورود به منطقه عملیات در تاریخ 21 مه سال 1982 رسما وارد جنگ با ارتش آرژانتین شد.ناوچه ی (Antelope) دو روز قبل از نبرد سان کارلوس در 23 ماه مه 1982، در حالی که برای انجام ماموریت خود که دفاع از ساحل در برابر نیروی هوایی آرژانتین به منطقه اعزام شده بود به صورت ناگهانی توسط چهار فروند جنگنده ی (Skyhawks A-4B) نیروی هوایی آرژانتین به نام گروپو 5 مورد حمله قرار گرفت. اولین حمله از عقب کشتی با دو فروند از جتگنده ها انجام گرفت که با پاسخ موشک های(Sea Cat) قرار گرفتند و به برخورد موشکها به بال یکی از جنگنده ها که در واقع در زیر بال این جنگنده منفجر شده بود خلبان پابلو کاربالو را مجبور به فرود اضطرای در ریو گالگوس کردند اما هواپیمای دوم با رها کردن بمب 1000 پوندی (453 کیلوگرم) خود بر روی عرشه ی ناوچه منجر به کشته شدن تنها یک خدمه ناوچه ی (Antelope) شد زیرا چاشنی بمب رها شده عمل نکرده و تنها برخورد خود بمب با خدمه منجر به مرگ آن شد و همین امر خسارت خیلی جزئی به ناوچه ی(Antelope) وارد کرد. در حمله ی دو فروند جنگنده ی بعدی که به فاصله ی چند دقیقه بعد از حمله ی اول روی داد سمت راست ناوچه مورد حمله قرار گرفت . در طی این حمله، یکی از جت های آرژانتینی، که توسط ستوان لوچیانو گوادانینی خلبانی می شد هدف سه توپ 20mm بر روی عرشه ناوچه قرار گرفت و با اصابت به دکل اصلی ناوچه ی(Antelope) خلبان آن کشته شد و بمب حمل شده ی جنگنده بدون انفجار باعث سوراخ شدن بدنه ناوچه شد و ناوچه ی Antelope نیز یک موشک Sea Cat دیگر برای دفع جنگنده ی مهاجم پنجم به خلبانی کاپیتان کاربالو که هنوز هم برای حمله ی مناسب به ناوچه در تلاش بود شلیک کرد اما این موشک از دست رفت و با کمتر از 10 متر فاصله از کابین خلبان کاربالو به خطا رفت. پس از تلاش های زیاد برای کنترل خسارتهای اولیه، ناوچه ی (Antelope) اقدام به ارسال دو تن از خدمه ی خود برای دفع بمب که از مهندسان نیروی دریایی سلطنتی به حساب می آمدند بر روی عرشه و تلاش برای خنثی کردن دو بمب منفجر نشده را آغاز کرد. یکی ازاین بمب ها به دلیل خرابی غیر قابل دسترس بود و بمب دیگر آسیب دیده بود و در شرایط فوق العاده خطرناکی قرار داشت. با این حال سه بار تلاش توسط تیم خنثی سازی بمب به برداشت فیوز انفجاری این بمب ها از راه دور با شکست همراه شد . اما در تلاش چهارم یک انفجار کوچک باعث منفجر شدن بمب و قتل گروهبان جیمز پرسکات شد و استوار فیلیپس همراه وی و عضو دیگر تیم دفع بمب را به شدت مجروح کرد و بدنه ی ناوچه ی (Antelope) را از خط برخورد آب پاره کرد، با این انفجار آتش سوزی بزرگی در هر دو اتاق موتورشروع شد که بسیار سریع گسترش یافت و سمت راست ناوچه به وسیله ی آتش شکسته شد و کشتی تمام قدرت الکتریکی خود را از دست داد و افسر فرمانده به نام نیک توبین دستور رها کردن کشتی و خروج از آن را صادر کرد. فرمانده توبین آخرین کسی بود که به ترک کشتی مبادرت ورزید و حدود پنج دقیقه پس از خروج او بمب دوم نیز منفجر شد .انفجار در طول شب نیز ادامه یافت و ناوچه ی (Antelope) در روز بعد همچنان شناور بود، اما با ذوب شدن پرچ ها بدنه ی ناوچه از وسط شکست به تدریج غرق و به درون دریا فرو رفت . انتشارتصاویر غرق شدن این ناوچه در تلویزیون و مجلات یکی از تصاویر نمادین جنگ فالکلند شد و بارها و بارها بنا به یادمانها و مراسم های مختلف منتشر شد. بعدها کشتی پشتیبانی نیروی دریایی سلطنتی به فرماندهی سرجوخه آلن وایت مورد تقدیر دریاسالار (Fieldhouse) برای نقش خود را در نجات 41 خدمه ی ناوچه ی (Antelope) قرار گرفت. در تاریخ 27 ژانویه سال 2002 یک تیم غواصی از ناوگان نیروی دریایی سلطنتی محل غرق شدن کشتی را یک منطقه ممنوعه برای تردد اعلام کرد. مشخصات و توانمندی ها سازنده: Vosper تورنیکرافت نام : ناوچه ی Antelope HMS اپراتور: نیروی دریایی سلطنتی آب اندازی : 23 مارس 1971 راه اندازی: 16 مارس 1972 عملیاتی : 19 جولای 1975 شعار: "جسورانه و مراقب" سرنوشت: توسط نیروی هوایی آرژانتین در تاریخ 24 مه 1982 غرق شد کلاس و نوع: تیپ 21 و ناوچه جابه جایی: 3،250 تن بار در حالت بارگیری کامل طول: 117 متر عرض : 12.73 متر آبخور: 5.94 متر پیشرانه:2 × رولز رویس توربین گازی المپوس و 2 × رولز رویس تاین RM1A توربین گازی برای سرعت کروز سرعت: 32 گره (59 کیلومتر در ساعت) محدوده: 4،000 مایل دریایی با سرعت 17 گره (7،400 کیلومتر با 31 کیلومتر در ساعت) 1،200 مایل دریایی با سرعت 30 گره (2،220 کیلومتر با 56 کیلومتر در ساعت) خدمه : 177 نفر تسلیحات: 1 × تفنگ دریایی 4.5 اینچی (114 میلی متر) 2 × توپ OERLIKON بیست میلی متری Sea Cat × 1 چهار تایی 2 × لوله اژدرسه گانه ASW 2 × پرتابگر Corvus منبع : ارتشی دات کام / مجتبی کیا لینک منبع : http://www.forum.art...ead.php?t=15723
  7. بسم الله الرحمن الرحیم عملیات طوفان صحرا در سال 1991 درس های بسیاری برای کشورهای مختلف جهان در بعد نظامی داشت. خصوصا سنجش توانایی کشورهای مختلف از توان خود در جنگی نابرابر! در این میان کشورهایی نظیر ایران و روسیه چین با وجود اختلافات زیاد در توان نظامی دارای وجه مشترک بسیار جالبی میباشند پاسخ به این سوال که توان دفاعی و تهاجمی این کشورها در برابر ائتلاف گسترده از قدرت های جهان و در راس امریکا تا چه میزان قدرت تقابل وپاسخگویی دارند؟ وایا تکیه بیش از اندازه به توان پدافند هوایی جوابگوی قدرت تهاجمی طرف مقابل هست یا خیر؟ در این نوشته قصد بررسی توان پدافندی عراق داریم نگاهی دقیق تر به توانایی های این کشور در گسترش و بسط یکی از مهمترین بازوهای نظامی اش بعد از جنگ 8 ساله با ایران. قدرت پدافندی عراق در طول جنگ با ایران مانند سایر بخش های نظامی این کشور شاهد رشد کمی وکیفی مناسبی بود که عموما با بهره بردن از سامانه ها و اموزش های شوروی و در برخی موارد کشورهای اروپایی مانند فرانسه به دست امده بود. عراق دارای 14 گردان کنترل و هشدار بود که سامانه های راداری و نظارتی و به طور کلی اسمان این کشور را کنترل میکردند. چیزی در حدود 60 رادار کنترل هوایی و هشدار اولیه و 22 مرکز کنترل هوایی و 25 مرکز که با 610 گروه اسمان این کشور را به صورت اپتیکی و چشمی نظارت میکردند.و البته سخن از 14 مرکز سری نظارتی نیز در میان است. بعد از پایان جنگ با ایران دارایی های عمده پدافندی عراق شامل : 40-50 سامانه میانبرد سام-3 20-30 سامانه میانبرد سام-2 50-55 سامانه میانبرد سام-6 50 سامانه کوتاه برد سام-8 در قالب یک گردان 100 سامانه کوتاه برد سام-9 ده ها سامانه کوتاه برد سام-13 100 سامانه کوتاه برد رولند در قاب 4 گردان 15 سامانه کوتاه برد کروتال تعدا زیادی توپ دفاع هوایی خودکششی شیلکا تعداد محدودی سامانه میانبرد هاوک غنیمتی از کویت در کنار این سامانه های میانبرد و کوتاه برد عراق از طیف گسترده ای از رادارهای هشدار اولیه نیز استفاده میکرد. رادارهای P-15 وP-15M وP-12 و P-14 از شوروی و رادارهای فرانسوی تایگر TRS-2100 وTRS-223در مجموع این رادارها اطلاعات نسبتا مناسبی برای سامانه های دفاع هوایی عراق مهیا میکردند. رادار p-15 که برای کشف اهداف در ارتفاع پایین استفاده میشد و در اصل شوروی ان را برای پشتیبانی از سام-3 خود طراحی کرده بود اما عراقی ها از ان برای پشتیبانی از سامانه های خودیSA-6 و SA-9 وSA-8 و حتی رولند استفاده میکردنددر کنار این رادار عراقی ها از رادار P-15M که خود اشتراکات زیادی با رادار p-15 داشت برای جستجو در ارتفاعات نسبتا بالا استفاده میکردند.و حتی در بعضی از مناطق این دو رادار را در کنار هم استفاده میکردند. رادار انالوگ p-12 که در اصل برای پشتیبانی از سامانه سام-2 استفاده میشد که با حداکثر برد 270 کیلومتر و قدرت کشف اهداف با سطح مقطع راداری پایین از رادارهای خوب ارتش عراق بود.البته عراق نسخه به روز این رادار یعنی P-12M را در اختیار داشت که از قدرت تغییر فرکانسی در باند 30-300 مگاهرتز بهره میبرد و با قابلیت پرش خودکار فرکانسی قابلیت دفع نسبی حملات الکترونیکی دشمن را نیز داشت. اما پیشرفته ترین رادار عراقی ها رادار سه بعدی TRS 2230D که از فرانسه خریدرای شده بود این رادار برخلاف رادارهای دیگر عراق از تکنولوژی ارایه فازی بهره میبرد و بردی در حدود 370 کیلومتر نیز داشت و حتی قادر به کشف هدفی با سطح مقطع رادری 2 متر مربع در فاصله تقریبی 300 کیلومتر بود! این رادار از اخرین فناوری های غربی در بحث جنگ الکترونیک و جمینگ برخوردار بود. بر طبق برخی منابع عراق 6 رادار از این نوع را در اختیار داشت که در قالب مرکز کنترل مرکزی فرانسوی KARI فعالیت میکردند(عکس کلمه فرانسوی irak عراق) پایان بخش-1 پ.ن : در این نوشتار از ذکر جزئیات ریز رادارها و سامانه ها به دلیل طولانی شدن بیش از اندازه و خستگی خواننده خودداری شده است. منابع https://www.globalsecurity.org/military/world/iraq/air-defence.htm https://www.globalsecurity.org/military/world/iraq/air-defence-equipment.htm http://www.ausairpower.net/Analysis-ODS-EW.html
  8. با حضور سردار حسین دهقان وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح، خط تولید موشک پدافند هوایی صیاد 2 افتتاح و خاتمه تحقیقات سامانه پدافند هوایی «تلاش» اعلام شد. به گزارش اداره کل تبلیغات دفاعی وزارت دفاع، سردار دهقان در تشریح دستاوردهای جدید وزارت دفاع طی سخنانی با تسلیت ایام عزاداری سرور و سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین و یاران باوفایش اظهار داشت: در راستای تأمین تجهیزات پدافندی برای مقابله با تهاجمات هوایی، طراحی و ساخت موشک صیاد 2 در دستور کار قرار گرفت. وی افزود: این موشک دارای موتور سوخت جامد، با سیستم هدایت ترکیبی و قابلیت‌های عملیاتی بالا است. دهقان گفت: موشک صیاد 2 یک موشک پدافند هوایی برد متوسط و ارتفاع بلند است که براساس فناوری‌های روز دنیا طراحی شده و قادر است انواع بالگردها، هواپیماهای بدون سرنشین و اهداف با سطح مقطع راداری کوچک و دارای سرعت و مانور بالا را در محدوده عملیاتی خود منهدم کند. وزیر دفاع: قابلیت بالای ضد جنگ الکترونیک و ردیابی خودکار و مستقل را از دیگر ویژگی‌های این موشک پدافندی ذکر کرد. دهقان پیرامون سامانه سامانه «تلاش» نیز اظهار داشت: این سامانه، یک سامانه پدافند هوایی برد متوسط و ارتفاع بلند است که برای مقابله با اهداف پرنده از جمله هواپیماهای جنگنده و بمب‌افکن بکار گرفته می‌شود و قادر است انواع بالگردها و هواپیمای بدون سرنشین را نیز منهدم کند. وی در ادامه افزود: سامانه تلاش به منظور آشکارسازی و ردگیری هدف موشک صیاد 2 بمنظور پوشش نقاط حیاتی و حساس کشور در مقابله با تهدیدات هوایی غافلگیرانه هواپیمای مدرن جنگی طراحی و ساخته شد که بحمدالله با تست‌های موفقی که انجام داده است در آینده نزدیک در چرخه تولید قرار خواهد گرفت. وزیر دفاع با بیان اینکه این تجهیزات پیشرفته، حاصل مجاهدت و تلاش متخصصین زبده و کارآمد سازمان صنایع هوافضای وزارت دفاع است، اظهار داشت: وزارت دفاع در راستای تدابیر فرماندهی معظم کل قوا که موضوع پدافند هوایی را از اولویت‌های بخش دفاع تعیین فرمودند، مصمم است با طراحی و ساخت انواع سامانه‌های پدافند هوایی در بردهای مختلف ضمن اجرای اوامر فرمانده معظم کل قوا نیازهای پدافند هوایی کشور را به نحو مطلوبی تأمین کند. دهقان تصریح کرد: سازمان صنایع هوافضای وزارت دفاع بحمدالله به سطحی از فناوری و قابلیت رسیده که قادر است بصورت کاملاً بومی نیازمندی‌های موشکی نیروهای مسلح را طراحی و تولید کند، طراحی و ساخت موشک‌های سجیل، شهاب 1،2و 3 ، قیام، فاتح، ظفر، قادر، نصر و دهلاویه بخشی از این توانمندی مؤثر و بازدارنده است. وزیر دفاع در پایان با قدردانی از تلاش مدیران، دانشمندان و متخصصین سازمان صنایع هوافضای وزارت دفاع بخاطر طراحی و ساخت این تجهیزات پیچیده و پیشرفته، تأکید کرد: کارکنان وزارت دفاع و صنایع وابسته با روحیه جهادی که الهام گرفته از مکتب حسینی است بتوانند، از کشوری که متعلق به اهل بیت سلام‌الله‌‌علیهم اجمعین است؛ به بهترین نحو ممکن دفاع کرده، بازدارندگی مؤثرتری را به منصه ظهور برسانند. http://www.tabnak.ir/fa/news/356643/%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AA%D8%A7%D8%AD-%D8%AE%D8%B7-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D9%88%D8%B4%DA%A9-%D9%BE%D8%AF%D8%A7%D9%81%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D8%B5%DB%8C%D8%A7%D8%AF2
  9. فکور90 ، در اصل ، یک پروژه داخلی نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران (IRIAF) بشمار می رفت که تاریخ آغاز آن به اوایل دهه نخست قرن بیست و یکم ( 2000 میلادی ) برمی گردد . به اعتقاد برخی ، در آن زمان هیچ موشک هوا به هوای عملیاتی AIM-54A فونیکس در فهرست موجودی نیرو وجود نداشت ، در نتیجه متخصصان نیروی هوایی پیشنهاد دادند تا قطعات و اجزاء فونیکس ها را با قطعات موشکهای تغییر یافته هاوک ( پروژه سجیل ) بهبود دهند و موشکهای موجود را بحالت عملیاتی بازگردانند . با کلید خوردن این پروژه ، به شکل همزمان نیروی هوایی یک قرارداد همکاری را با صنایع شهید بابایی وابسته به وزارت دفاع و پشتبانی نیرو های مسلح با هدف بازگرداندن چند تیر موشک فونیکس بحالت عملیاتی در یک بازه زمانی یکساله (2007-2006) به امضاء رساندند و برای اطمینان از صحت کار ، چند کارشناس بازنشسته فنی نیروی هوایی ارتش نیز به این پروژه پیوسته و این ایده دنبال شد. براساس گزارشهای تایید نشده ، در اوایل کار ، موشکهای از رده خارج فونیکس با استفاده از جستجوگر موشک MIM-23B دوباره عملیاتی شدند . با این حال ، در سالهای بعد (2009-2008) ، زمانی که صنایع شهید بابایی ، یک نسخه بهبود یافته از موشک پدافند هوایی MIM-23B را با رادار و اویونیک جدید برای نیروی هوایی توسعه داد ، این ایده برای کارشناسان بوجود آمد که تمامی موشکهای فونیکس باقی مانده را با اویونیک جدید و رادار موشک شلمچه ، ( نسخه بهبود یافته MIM-23B) به حالت عملیاتی درآورند . این موشک با موفقیت کامل مابین سالهای 2009 تا 2010 آزمایش شد ، اما علی الظاهر در خط تولید انبوه قرار نگرفت . نسخه جدید سجیل / شلمچه با جستجوگر و اویونیک پیشرفته با شناسه سجیل هوابرد برای تجهیز تامکتهای نیروی هوایی ، فانتوم ومیراژهای اف-یک در حال توسعه است . پی نوشت : این تحلیل ، صرفاً یک نظر بشمار می رود و نه تایید و نه رد می گردد . با این حال امیدواریم نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران ، بیش از پیش ، از قابلیتهای تدافعی ، تهاجمی برخوردار گردد .
  10. (رویترز) - در سال 2009، یک ویدیوی پاپ از کره شمالی از راز وجود یک قهرمان ملی جدید پرده برداشت - یکی از ابعادی که بعدها بعضی از کارشناسان پی بردند،نقش اساسی در قلب برنامه های محرمانه هسته ای و موشکی ممنوعه دولت دارد این قهرمان، که به طور گسترده در کارخانه ها در سراسر جهان در دسترس است، ماشین کنترل عددی کامپیوتری (CNC) بود. دستگاه های CNC بزرگ، خاکستری و جعبه ای از راهنماهای پیش برنامه ریزی شده برای تولید قطعات پیچیده برای همه چیز از اتومبیل ها و تلفن های همراه به مبلمان و لباس استفاده می کنند. آنها دقتی ارائه می دهند که اپراتورهای ماشین ابزار انسانی قادر به دستیابی به آن نیستند. این دستگاه ها در حال حاضر در پروژه های تسلیحاتی کره شمالی، به لطف ترکیبی از تکنولوژی تجاری و مهندسی معکوس، نقش مهمی دارند. آنها اجازه می دهند کیم جونگ وان بمب های هسته ای و موشک های خود را بدون استفاده از کمک های فنی یا واردات خارجی بسازد کارشناسان سلاح هسته ای می گویند این امر به تسریع آزمایشات موشکی و هسته ای خود علی رغم تحریم های بین المللی در مورد انتقال تجهیزات حساس کمک کرده است. جفری لوئیس، رئیس برنامه توسعه منع گسترش آثار شرق آسیا در موسسه مطالعات استراتژیک میدبروری در مونتری، کالیفرنیا، گفت: "سانتریفیوژهای کره شمالی و موشک های جدید به قطعات ساخته شده با ابزارهای CNC بستگی دارد. لوییس گفت: "(آنها) فناوری اصلی ضروری برای تولید موشک و سلاح هسته ای هستند." از سال 1996 ماشین آلات تراش CNC در قرارداد وصنار -( - یک رژیم بین المللی کنترل تسلیحات با هدف توقف تکثیر تجهیزات با استفاده های غیر نظامی و نظامی.) قرار گرفتند .کره شمالی از امضا کنندگان این قرار دارد نیست کره شمالی در جریان بازی های گروهی در پیونگ یانگ، اوت 2011، جشن های این کشورنشان میدهد کره از سطح تکنولوژی CNC خود بسیار خوشحال است (اشاره به عکس بالا). صدها نفر از رقاص های نارنجی و سبز.و براق، در یک جشن حزب کارگران کره ای در سال 2010، آهنگ پاپی را با عنوان «شکستن از لبه برش» اجرا کردند. ، در سال 2012، سالی که ضربه کره جنوبی "گانگنام استایل" (به عنوان اهنگ)منتشر شد، عنوان ماشین آلات CNC شمالی در سراسر کشور کره شمالی پخش شد طبق گفته Choson Exchange، یک شرکت با سرمایه گزاری سنگاپور کره شمالی را در زمینه مهارت های تجاری آموزش می دهد ویدیوی رسمی برای این آهنگ با یک موشک کره شمالی برد بلند به سمت آسمان آبی شروع می شود. « اللهم ارزقنا زيارة الحجة بن الحسن » « لعنة الله علی عدوک یا علی »
  11. به نام خدا   با سلام       SOSNA سامانه پدافندی موشکی برد کوتاه از جدیدترین محصولات صنایع Kbtochmash روسیه است. این سامانه جهت مقابله با انواع اهداف هوایی از جمله تسلیحات هدایت شونده و دورایستای نقطه زن ، جنگنده ها ، موشک های کروز ، بالگرد ها و پهپاد ها در بیشینه برد 10 کیلومتر و ارتفاع 5 کیلومتر طراحی و ساخته شده.   ویژگی های ساختاری ماژول رزمی یکپارچه و منسجم شامل اجزا و بخش های مختلف از جمله مجموعه جستجو ، کشف و رهگیری الکترواپتیک ، مجموعه  مدیریت و کنترل آتش ،  دو مجموعه حاوی تیوب های پرتابگر موشک و ....... مجموعه 12 فروندی  از موشک های SOSNA-R با سرعت ، مانور پذیری و دقت بالا و بدون نیاز به تعمیرات و نگهداری (maintenance-free). این موشک ها به جهت پایین بودن وزن امکان بارگذاری به صورت دستی و توسط خدمه را دارند که این مسئله نیاز به خودروی بارگذار را مرتفع میسازد. لازم به ذکر است که موشک های مورد اشاره از جهت طراحی و برخی قابلیت ها از جمله مانورپذیری بالا به موشک های مورد استفاده در سامانه پنتسیر شباهت دارند. طراحی و پیکربندی بهینه موشک های سطح به هوا که ضمن حفظ قابلیت های بالای آیرودینامیکی و مانور پذیری موشک با افزایش وزن کلاهک و استفاده از فیوزهای لیزری (از نوع فعال شونده با اصابت یا بدون اصابت با قابلیت انفجار در محدوده هدف)، اثر بخشی موشک در مقابله با اهداف را بالا برده است. سیستم جستجو و رهگیری الکترواپتیکال از نوع چند کاناله خودکار با دقت بالا و قابلیت کار در تمامی شرایط آب و هوایی و در طول روز و شب سیستم ترکیبی در هدایت موشک ها شامل سیستم فرمان رادیویی در ابتدای شلیک و سامانه هدایت لیزری جهت هدایت موشک تا هدف به صورت در خط دید (LOS) سامانه مدیریت و کنترل رزمی یکپارچه با سامانه الکترواپتیکال با قابلیت پویش بخش به بخش (sector scan) محدوده هوایی تحت کنترل و با قابلیت تشخیص ، کشف و رهگیری خودکار اهداف     ویژگی های عملکردی اثربخشی بالا در عملکرد رزمی از جمله در مقابله با اهداف مانور پذیر ، پر سرعت و در حال پرواز در ارتفاع پست از جمله بالگرد های در حال مانور خودکار سازی فرایند های رزمی در سطوح بالا و نیاز پایین به کاربری و کنترل انسانی قابلیت مقابله با اهداف در تمامی شرایط آب و هوایی (مساعد یا نامساعد) و در طول شب و روز تحرک و بقاپذیری بالا ارتفاع درگیری نامحدود برای مقابله با اهداف تجهیزات اپتیکی و ارتباطی مقاوم به اخلال قابلیت شلیک در حال حرکت به گفته منابع خبری ، آزمایشات این سامانه پدافندی از اوایل سال 2016 آغاز خواهد شد و در اواسط همان سال امکان ارائه آن به مشتری فراهم خواهد بود. هند از جمله کشورهایی است که جهت خرید این سامانه ابراز تمایل کرده است.     مترجم : سینا نوریخانی   هرگونه برداشت از این مطلب صرفا با ذکر نام وبسایت میلیتاری مجاز است
  12. بسم الله الرحمن الرحیم و لاحول ولا قوة الا بالله       بخش نخست   چکیده ایالات متحده آمریکا و متحدان آن از زمان پایان جنگ سرد بر توانایی سرکوب سریع شبکه پدافندی طرف متخاصم و سپس اعمال قدرت آتش دقیق از طریق هوا به عنوان یک گزینه  شاخص و برگزیده به منظور حل مناقشات فی مابین با دیگر دولت ها متکی بوده اند.  واقعیت تکامل تکنولوژی سیستم های پدافندی یکپارچه در کنار گسترش جهانی این سیستم ها ، عمده ناوگان هواگرد های نیروی هوایی آمریکا و ناوگان هواگرد های نیروی دریایی آمریکا را جهت مقابله با این سیستم ها دچار ناتوانی ساخته ، سیستم هایی که تکنولوژی آن ها هم اکنون از طریق روسیه در دسترس بوده و توسط چین به صورت فزاینده ای در حال توسعه و ارائه میباشند.چنانچه نفوذ ، سرکوب یا نابودی شبکه های پدافندی یکپارچه نوین توسط جنگنده های معمول نظیر اف 15 یا نمونه های در حال تولیدی (در زمان نگارش مقاله) نظیر F/A-18E/F مد نظر باشد ، هدفی است که جز با تحمیل تلفات سنگین محقق نخواهد شد.   توسعه تکنولوژی های مرتبط با عرصه سامانه های پدافندی یکپارچه مقوله ایست که در حال حاضر توسط چین ، ایران ، ونزوئلا و دیگر کشورهایی که با غرب روابط ضعیفی دارند ، دنبال میشود و این مسئله تهدیدی رو به گسترش در انجام عملیات نظامی هوایی توسط کشورهای بلوک غرب است. تا زمانی که نیروی هوایی ایالات متحده پروژه بمب افکن نسل آینده خود را تا حدود سال 2020 محقق کند ، تنها هواگرد هایی که در ناوگان هواگرد های رزمی امریکا از قابلیت نفود ، سرکوب و نابودی موثر سیستم های پدافندی یکپارچه برخوردارند ، بمب افکن B-2A Spirit و جنگنده F-22A هستند.تنها 20 فروند از بمب افکن B-2A موجود است و تجهیزدوباره و نوسازی آن ها به منظور ساخت نمونه جدیدتر B-2C نیز یک رویکرد پر هزینه محسوب میشود که این مسئله ساخت بمب افکن نسل جدید به منظور پاسخگویی بهتر به نیازهای آینده را به یک الزام مبدل میکند.     تنها هواپیمای رزمی ایالات متحده که جهت تولید پیش از سال 2020 در نظر گرفته شده و قابلیت نفوذ و بقا در مقابله با شبکه پدافند هوایی یکپارچه مدرن را دارد ، جنگنده اف 22 است. تصویر فوق این جنگنده در حال رها سازی یک بمب هدایت شونده GBU-32 JDAM نشان میدهد.     ناوگان بمب افکن های B-2 در پایگاه Whiteman     با توجه به تعداد محدود بمب افکن های B-2 تنها انتخاب استراتژیک باقی مانده برای ایالات متحده ، تولید تعداد کافی و مناسب از جنگنده F-22A به منظور ارائه قابلیت های قابل اتکا جهت انجام یک عملیات هوایی اساسی با استفاده از ترکیب این جنگنده با بمب افکن B-2 است. با این حال تولید جنگنده F-22 نیز به میزانی که پیشتر انتظار میرفت صورت نگرفته و به جهت مسائل مالی تولید این جنگنده به تعدادی کمتر از 200 فروند محدود گردید. با وجود موارد مطرح شده انتظار این است که ایالات متحده از طریق بهره گیری از تعداد محدود و ناوگان کوچکی موسوم به گلوله طلایی (golden bullet) از هواگرد های رادارگریز امکان رخنه به شبکه های پدافندی یکپارچه را یافته تا از این طریق توانایی انجام حملات هوایی موثر برای دیگر هواگرد های غیر رادارگریز ناوگان را نیز فراهم آورد. البته با وجود توانایی های رادارگریزی و تهاجمی زوج رزمی رادارگریز F-22 و B-2 ، همچنان رخنه و سرکوب در شبکه های پدافندی و سامانه های پدافندی یکپارچه امر آسانی نیست.     [url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/10206/aircrafts_military_bomber_f-22_raptor_b-2_spirit_desktop_3563x2335_wallpaper-268822.jpg][/url]   جنگنده رادارگریز F-22 در کنار بمب افکن راهبردی B-2     مشکلات در موقعیت یابی و مقابله با نسل جدید سامانه های پدافندی متحرک با بقاپذیری بالا از جمله مسائل مطرح میباشد. این مسئله خصوصا پس از تهاجم هوایی به یوگسلاوی در دهه نود شکل تازه ای به خود گرفته است. در طول این جنگ ، سامانه های پدافندی با قابلیت های کشندگی بالا نه به صورت ثابت بلکه با موقعیت های استقرار نامشخص و متغیر اقدام به ایجاد کمین در مسیرهای پروازی هواپیماهای آمریکایی میکردند. این مسئله که شامل پرهیز از استقرار در مواضع ثابت و مشخص بود ، خصوصا به منظور مقابله با عملیات سرکوب یا انهدام  پدافند هوایی (اختصارا عملیات SEAD/DEAD) توسط طرف مقابل صورت پذیرفت. در یک نبرد هوایی همه جانبه ، جنگنده F-22 ملزم به انجام طیف کاملی از ماموریت های رزمی در ابتدا شامل مقابله با هواگرد های دشمن و در ادامه شامل نفود به شبکه پدافندی و انجام عملیات سرکوب پدافند و انجام حملات دقیق علیه اهداف استراتژیک و تاکتیکی خواهد بود.ناوگان بمب افکن های B-2 در میدان نبرد ذکر شده نقش تقویت کننده ایفا کرده و حملات به اهداف خصوصا استراتژیک را بر عهده میگیرند البته با توجه به تعداد محدود بمب افکن های B-2 در دسترس به ناچار نحوه استفاده از آن ها علیه اهداف به صورتی شدیدا گزینشی خواهد بود.     اگر فرض را بر این قرار دهیم که هواگردی با پیکربندی منعکس کننده جنگنده اف 22 بلاک 40 در عملیاتی مشابه طوفان صحرا در سال 1991 حضور یابد ، تعداد مورد نیاز از این جنگنده جهت پوشش کامل طیفی از عملیات نفوذ به محدوده هوایی دشمن چیزی در حدود 500 تا 600 فروند خواهد بود در حالی که تعداد موجود از جنگنده اف 22 به مراتب کمتر از این عدد و در حدود 180 فروند میباشد. چنانچه ایالات متحده به دنبال حفظ موقعیت امنیتی استراتژیک خود در محدوده زمانی 2010 تا 2020 باشد هیچ انتخاب حقیقی دیگری جز تامین هواگرد های کافی (خصوصا با ویژگی رادارگریزی) به منظور انجام عملیات های هوایی در میادین نوین امروزی در پیش رو ندارد. هر گونه مدل ساختاری دیگری جهت پوشش این ضعف (که صرفا بر افزایش سطح تکنولوژی بدون در نظر گرفتن کمیت متناسب با شرایط میدان نبرد تاکید کند) موجبات به خطر افتادن پتانسیل های استراتژیک و ایجاد خطرات استراتژیک در حدی فراتر از توان پاسخگویی ایالات متحده و متحدان آن خواهد شد.     "ما باید قابلیت های قدرت هوایی بی نظیر خود را به منظور بازداشتن و شکست هرگونه رقیب معمول حفظ کنیم ، به بحران های جهانی به سرعت پاسخ داده و نیروهای زمینی خود را پشتیبانی کنیم"   بخشی از بیانیه سیاست دفاعی در دستور کار دولت آمریکا (سال 2009)   موفقیت چشمگیر به دست امده توسط ایالات متحده در مقام رهبری عملیات هوایی از سال 1991 بیش از هر چیز مرهون تکنولوژی ها و قابلیت های عملیاتی امریکا در نفوذ و سرکوب به شبکه پدافندی طرف متخاصم است. تکامل مداوم فناوری های مرتبط با قابلیت سیستم های پدافندی یکپارچه از سال 1991 به بعد و عدم موفقیت امریکا در تکامل و عملیاتی سازی سریعتر و بهتر توانمندی ها و تکنولوژی های خود در مقایسه با تکنولوژی های پدافندی ، در حال حاضر چشم انداز عدم توانایی آمریکا در دستیابی به برتری قاطع در طی یک نبرد هوایی به صورت سریع و یا با کمترین میزان خسارت به هواگردها و خدمه پروازی را مشخص ساخته است.     جنگنده های F-16A و  F-15C ، F-15E در حال پرواز بر فراز مناطق جنگی در طی عملیات طوفان صحرا       پرواز سه فروندی جنگنده های F-14A از اسکادران 32 ام شکاری در طی عملیات طوفان صحرا     در نقطه ای که ایالات متحده در حال حاضر ایستاده است ، این کشور تنها 183 فروند جنگنده F-22A و ناوگانی عملیاتی متشکل از 20 فروند بمب افکن B-2A را در اختیار دارد و این مسئله در حالی است که تنها هواگرد هایی که از قابلیت بقاپذیری بالایی درنفوذ و مقابله با سیستم های پدافندی یکپارچه  در سطح جهانی برخوردارند ، دو مورد ذکر شده هستند. جهت انکه به بهترین درک از چرایی و چگونگی تغییر استراتژیک رخ داده در نبرد های هوایی و مقابله با شبکه های پدافندی دست یابیم ، لازم است به بررسی استراتژی های نفوذ در خطوط دفاعی ، تکنولوژی های رو به تکامل سیستم های پدافندی ارائه شده از سوی چین و روسیه و اینکه این تکنولوژی ها چگونه در طراحی ویژه اجزای سامانه های پدافندی نمود یافته، بپردازیم.     ادامه دارد ...............   مترجم : سینا نوریخانی   هرگونه برداشت از مطلب صرفا با ذکر نام وبسایت میلیتاری به عنوان منبع مجاز است
  13. به نام حق موشک مینیاتوری رهگیر بدون سرجنگی (اصابت و انهدام) Miniature Hit-to-Kill (MHTK) Interceptor Rocket ارتش آمریکا بودجه ای در اختیار کمپانی لاکهید مارتین قرار داده است تا موشک های ضد هوایی کوچک بر علیه اهداف خاص در فاصله 3 تا 4 کیلومتر را توسعه دهد . از آنجایی که در میدان نبرد بیشتر تلفات سربازان بواسطه خمپاره ها راکت ها و توپها اتفاق می افتد ، بر همین اساس اهمیت بسیاری وجود دارد که در برابر چنین تهاجماتی از یک پدافند هوایی مطلوب جهت مقابله بهره مند بود . به همین منظور در قالب برنامه EAPS یا توسعه محدوده ایمن و بقا پذیری در میدان نبرد Extended Area Protection and Survivability در 26 می 2012 نمونه آزمایشی موشک مینیاتوری رهگیر لاکهید مارتین در آزمایشگاه تست برد موشکی وایت سند تست شد و نتایج موفقیت آمیز اولیه بدست آمد . بدین ترتیب میتوان گفت شرایط کاملی جهت دستیابی به نسخه مینیاتوری شده سامانه Iron Dome اسراییل توسط لاکهید مارتین حاصل شده است . اگرچه بر روی موشک رهگیر هیچ گونه ماده منفجره ای وجود ندارد اما قابلیت اصابت مستقیم آن به هدف با در نظر گرفتن انرژی اینرسیایی حرکت هر دو پرتابه یعنی خمپاره و موشک رهگیر باعث انهدام یا دست نیافتن خمپاره به مسیر مورد نظر و محل اصابت خود خواهد شد . با توجه به داده های اولیه ؛ موشک رهگیر ابعاد بسیار کوچک در حدود 3.5 سانتی متر قطر (بدون در نظر گرفتن بالچه ها) ، 69 سانتی متر طول و 2.3 کیلوگرم وزن می باشد ، MHTK از موتور راکتی ساخت Nammo Talley بهره می برد . سنسور اشیانه یاب این موشک راداری نیمه فعال بوده و بواسطه یک رادار زمینی دیگر که اهداف پروازی برای دید موشک روشن میکند عمل خواهد کرد . در تست 22 می 2012 که در وایت سند به اجرا گذاشته شده بود و نخستین آزمایش این موشک به شمار میرفت ، برنامه ریزی برای اصابت به هدف وجود نداشت و موشک تنها به سمت هدفی که بوسیله رادار علامت گذاری شده بود شلیک شد تا داده های ارسالی از موشک و زیر سیستم های آن و مجموعه کنترل آتش برای باز محاسبه و سنجش اخذ شود ، تست رهگیری عملی اصابت به هدف برای سال 2013 برنامه ریزی شده است . <
  14.     با سلام   این متن در پاییز گذشته برای مجله ی میلیتاری ترجمه شده بود که با توجه به کنسل شدن مجله به صورت تاپیک برای دوستان ارسال می شود . انشاالله که مورد توجه و استفاده ی اساتید و کاربران گرامی قرار بگیره     .............................................................................             Pegasus یک راکت هوا پایه بود که توسط صنایع  Orbital ATK ،  Orbital Sciences Corporation سابق توسعه داده شد . این راکت قادر بود محموله ای به وزن 443 کیلوگرم را به مدار لئو منتقل کند. اولین پروزا این راکت در 1990 ثبت شد و برنامه ی ان تا به امروز ، 2015 ، فعال بوده . این هواگرد شامل 3 مرحله ی سوخت جامد به همراه یک مرحله ی چها   رم اپشنال که از سوخت بدون نیاز به اکسید کننده ، monopropellant، استفاده می کند است . پگاسوس از یک هواپیمای مادر در ارتفاع حدود 40 هزار پایی لانچ می شود ، و مرحله ی اول ان دارای بال و دم است تا برا را در طی پرواز اتمسفری ان تامین کند . 3 موتور سوخت جامد Orion مورد استفاده در پگاسوس "نام اسب هرکول-با تشکر از mostafa_by" در صنایع Hercules Aerospace ، " Alliant Techsystems فعلی"  به طور ویژه برای لانچر پگاسوس توسعه یافته بود. بیشتر اجزای این موشک توسط تیمی به رهبری دکتر Antonio Elias طراحی شد، کار طراحی بال بر عهده ی Burt Rutan بود . پس از اغاز توسعه ی این موشک  سفارشات دولتی و نظامی متعددی برای ان ثبت شد . اولین لانچ موفقیت امیز پگاسوس در 5 اپریل 1990  با فرمان خلبان تست ناسا و فضانورد سابق Gordon Fullerton  در هواپیمای مادر به اجرا رسید. یک فروند بی-52 متعلق به ناسا به عنوان هواپیمای مادر در این ماموریت اجرای وظیفه کرد. در 1994 این وظیفه بر عهده ی "Stargazer" L-1011  که یک هواپیمای مسافر بری تغییر یافته بود گذاشته شد. Pegasus XL که به جهت افزایش قابلیت های حمل محموله دارای استیج های طولانی تری بود ، در 1994 معرفی شد. در پگاسوس ایکس ال مراحل اول و دوم بزرگتر شده و به ترتیب از انواع Orion 50SXL و Orion 50XL بودند ، مرحله ی فوقانی بدون تغییر باقی ماند. در این نسخه برای کنار امدن با وزن بیشتر بال مقداری نقویت شد . تولید نسخه ی پایه ی پگاسوس متوقف شد در حالی که تولید نسخه ی XL کماکان ادامه دارد . پگاسوس در هر 2 پیکره بندی معرفی شده تا 19 اکتبر 2008 ، در 40 ماموریت به پرواز درامد و از پس از ان تاریخ تا امروز نیز 2 ماموریت دیگر را به انجام رساند که از این میان 37 ماموریت موفقیت امیز به انجام رسید . این موشک قادر است تا 2 محموله ی مجزا را حمل کند.         تیم طراح  پگاسوس که رهبری ان را دکتر Antonio Elias به عهده داشت ، در سال 1991 توانست مدال ملی فناروی را از رئیس جمهور George H. W. Bush  "بوش پدر- مترجم" دریافت کند .   Function Launch vehicle Manufacturer Orbital ATK Country of origin United States Cost per launch US$56.3 million (2014) Size Height 16.9 meters (55 ft) (Pegasus) 17.6 meters (58 ft) (Pegasus XL) Diameter 1.27 meters (4.2 ft) Mass 18,500 kilograms (40,800 lb) (Pegasus) 23,130 kilograms (50,990 lb) (Pegasus XL) Stages 3 Capacity Payload to LEO 443 kilograms (977 lb) (1.18 by 2.13 meters (3.9 ft × 7.0 ft)) Associated rockets Family Air launch to orbit Launch history Status Active Launch sites Air launch to orbit Total launches 42 Successes 37 Failures 3 Partial failures 2 First flight Pegsat / NavySat 1990-04-05 19:10:17 UTC         هواپیمایی را تصور کنید که بتواند در سطح دریا با سرعت 3750 مایل بر ساعت پرواز کند و فاصله ی لس انجلس تا نیویورک را تنها در حدود 45 دقیقه بپیماید. ناسا در حال کار برای ساخت این هواپیمای اینده است که ممکن است از پنجره ی تحقیقات در دنیای هایپر سونیک راهی برای کشیدن ان به دنیای واقعی وجود داشته باشد، دنیایی در ان سوی سرعت 5 ماخ ! یکی از زمینه های این تحقیقات مهیج ، پروژه ی Pegasus Hypersonic Experiment می باشد که توسط مرکز تحقیقاتی درایدن در پایگاه ادواردز پی گیری می شود . این برنامه شامل نصب یک دستگاه جمع اوری اطلاعات glove بر بال مرحله ی اول موشک ماهواره بر هواپایه  یپگاسوس می باشد، که قادر است به سرعت 8 ماخ در ارتفاع 200 هزار پایی برسد ، درست خواندید 8 ماخ در 200000 پا !   glove بر بال راست متصل  و سطح زیرین ان را پوشانده است، از بالای لبه ی حمله تا زیر بال البته کاملا تمام سح بال را پوشش نمی دهد . این ازمایش شامل جمع اوری اطلاعاتی در این مورد است که چگونه هوا در این سرعت بر بال های پگاسوس جریان می یابد. دانشمندان به ویژه به تغییر جریان هوا بر بال ها از ملایم و صاف به جریان هایی آشفته و چرایی ان علاقه مند هستند. جریان هوا تاثیر بزرگی بر حرارتی که گریبان هواپیما را می گیرد می گذارد. جریان های اشفته ی هوا حرارت زیادی ایجاد می کنند چرا که باعث افزایش اصطکاک می شوند که می تواند هواپیما را به اتش بکشد. هواپیمای ازمایشی ایکس-15 نیز چنین مشکلاتی که به دیلیل اشفتگی جریان هوا و اصطکاک ناشی از ان ایجاد میشد را تجربه کرده بود. علاوه بر این جریان های اشفته ی هوا باعث افزایش درگ که به کاهش سرعت و ویژگی های پروازی می انجامد منجر میشود .       اطلاعاتی که دستگاه glove جمع اوری می نماید همچنین شامل اندازه گیری دما، نرخ انتقال حرارت و فشار می باشد و نیز اطلاعات مربوط به مسیر پروازی پگاسوس را نیز ثبت می کند. این ازمایش اطلاعات بسیار مهمی را بدست می اورد که در هیچ جای دیگری قابل دست یابی نیست . تونل های بادی که اینجا بر روی سطح زمین داریم نمی توانند به میزان کافی سرعت هایپر سونیک را به همرا شرایط اتمسفریک که پگاسوس با ان مواجه می شود را شبیه سازی کنند. هدف دومی که این برنامه در پی ان است ارائه ی تجربیات بسیار ارزشمند به مهندسین در زمینه ی ابزار دقیق و ازمایش کردن ادوات هایپرسونیک است. برنامه ی ازمایشی پگاسوس هایپرسونیک، یگانه راه پیش روی ناسا برای محقق شدن هدفش که دست یابی به جهش انقلابی فناوری که هوانوردی و برنامه های فضایی را مقرون به صرفه تر می کند، است. این هدف یک انقلاب در روش هایی که هواپیماها در ان طراحی، ساخته و بکار گیری می شوند ایجاد خواهد کرد       سناریوی پروازی   طبق برنامه ریزی اولین پرواز این پروژه در اکتبر 1998 خواهد بود . هدف اصلی پگاسوس در این ماموریت ، که در پایگاه کیپ کاناورال انجام خواهد شد ، در مدار قرار دادن یک ماهواره ی تجاری خواهد بود. در این ماموریت پگاسوس در حین پرواز glove را نیز به عنوان ماموریت ثانویه با خود حمل خواهد کرد که البته مداخله ای در هدف اصلی ماموریت ایجاد نمی کند. هنگامی که پگاسوس از هواپیمای مادر L-1011 لانچ شد ، گلاو به شدت اماده سازی و تجهیز شده قادر خواهد بود اطلاعات را پیرامون  پرواز در سرعت و ارتفاع زیاد گرداوری کند. سنسورهای گلاو قادر خواهند بود تا تنها برای حدود 1.5 دقیقه این اطلاعات را جمع اوری کنند ، پس از ان سوخت مرحله ی اول پگاسوس تمام می شود و همراه گلاو که به ان متصل است جدا می شود. از انجایی که گلاو قابل بازیابی نیست تمامی اطلاعات بدست امده از طریق سیگنال های رادیویی به ایستگاه زمینی مخابره می شوند. برای محیا ساختن امکان ارسال اطلاعات ، مهندسین ناسا در مرکز تحقیقاتی لانگلی یک سامانه ی اکتساب دیتا و سیستم فشرده سازی و پردازش ویژه را توسعه دادند. در ژانویه ی 1995 ، یک فروند هواپیمای اف-15 متعلق به مرکز درایدن این سیستم را در طی مجموعه ای از پرواز ها که در پایگاه ادواردز به انجام رسید ازمایش کرد.   نگاه نزدیک به بال پگاسوس و گلاو بر روی ان       Glove   برای این برنامه 2 دستگاه گلاو تولید شده ، یکی که به همراه موشک هایپرسونیک پگاسوس پرواز خواهد کرد و دیگری برای انجام تست های زمینی اختصاص داده شده است. هر دوی انها از فولاد نیکل اندود ساخته شده اند. نسخه ی در نظر گرفته شده برای تست های زمینی روی سازه ای ساخته شده از تحته 3لایی و پشم شیشه متصل شد و مجموعه ای از تست ها در 30 می 1996 روی ان انجام شد. برای به حداکثر رساندن جذب گرما ان را با رنگ سیاه رنگ زدند. در طی ازمایش ها مهندسین در لابراتوار تحقیقاتی مرکز درایدن ابتدا گلاو را سرد کردند سپس ان را در معرض حرارت قرار دادند و از این طریق حرارتی را که گلاو در طی مرحله ی اول پروفایل پروازی پگاسوس با ان دست به گریبان خواهد بود را شبیه سازی کردند. ازمایش ها نشان داد گلاو برای جان بدر بردن از حرارت شدیدی که در طی سفر با پگاسوس در سرعت 8 برابر سرعت صوت تجربه خواهد کرد ، به قدر کافی سخت جان هست. نمونه ای از گلاو که برای تست پروازی در نظر گرفته شده بود بر روی صفحه ای از چوب بالسا متصل شده  و توسط سازه ای کاهنده ی درگ که قابلیت محافظت حرارتی دارد در بر گرفته شده است، این سازه از کاشی هایی که در ساخت حفاظ شاتل های فضایی بکار می رفت ساخته شده که گلاو را با بال پگاسوس ترکیب می کند. مرکز تحقیقاتی Ames ناسا واقع در کالیفرنیا این سامانه ی حفاظت حرارتی را تامین کرده است که با عث پراکندگی گرما می شود. گلاو در تاسیسات درایدن به بال پگاسوس متصل شد ، و الحاق امن پگاسوس به هواپیمای مادرش L-1011 در تاسیسات کمپانی Orbital Sciences  واقع در پایگاه هوایی واندنبرگ در کالیفرنیا انجام می پذیرد. گلاو طیفی از سنسور ها از انواع معمول تا انواع فرکانس بالا را که قادر هستند در طی ازمایش در شرایط ویژه ی پروازی پگاسوس عملیاتی باقی بمانند را با خود حمل می کند. این سنسور ها مجموعه ای از اطلاعات از قبیل شتاب، جریان هوا، فشار، دما و کشش و تنش را در اختیار مهندسین می گذارند. تعداد زیادی از این سنسور ها در ماموریت قبلی پگاسوس در جولای 1994 مورد ارزیابی قرار گرفته بودند. ان ماموریت ثابت کرد این سنسور ها تداخلی بر جریان هوا بر روی بال پگاسوس در طی پرواز ایجاد نمی کنند و  ارتعاشاتی که سنسور ها در حین پرواز دچار ان می شوند مانع از جمع اوری اطلاعات دقیق توسط انها نمی شود.       مجموعه ی درایدن مدیریت کلی طراحی و ساخت گلاو را بر عهده دارد. این مجموعه همچنین مسئول اجرای تست های پروازی می باشد. مجموعه ی تحقیقاتی لانگلی مسئولیت طراحی ایرودینامیکی گلاو و همچنین توسعه ی سنسورها و زیر سیستم های ان است . دیگر مجموعه های ناسا که در این پروژه شرکت دارند عبارتند از : Ames، Goddard Space Flight Center، Greenbelt، MD ؛ و مرکز فضایی Kennedy  و کمپانی Orbital Sciences که سازنده ی موشک پگاسوس است ، همچنین پایگاه هوایی Vandenberg به عنوان مرکز اسمبلی قبل از پرتاب در این برنامه فعالیت می کند.   سایر تصاویر :                            //////////////////////////////////////////////////////////////   منابع : 1 2   گردآوری و ترجمه از : 7mmt شادی ارواح طیبه ی شهدای گمنام صلوات 
  15. به نام خدا مقدمه بعد از شنیدن خبری مبنی بر نصب شدن سامانه پاتریوت در نزدیکی سوریه در سایت به دنبال تایپیکی برای آشنایی با این سامانه گشتم که چیزی پیدا نکردم لذا بر آن شدم تا این مطلب رو قرار بدم هر جند این سامانه در جنگ هایی که تا کنون حضور داشته کارایی خاصی در خود نشون نداده ولی به روز رسانی های اخیر اون رو به یک سامانه مهلک بدل کرده که استقرار این سامانه در مرز سوریه به نظر من دو دلیل داره که یکی ایجاد منطقه پرواز ممنوع و دیگری افتادن دوباره اسم این سامانه در اذهان به امید پیدا کردن مشتری و چرخیدن مجدد چرخ کارخانه سازنده آن . که البته با هزینه بالا برای هر موشک ( نزدیک به 3 میلیون دلار ) فکر کنم دوباره برای پول عربا دندون تیز کردن و حالا خود سامانه   پیشینه سيستم پاتريوت (Patriot) يک سيستم دفاع هوايي موشکي هدايت شونده است که توانايي مقابله با موشک هاي بالستيک تاکتيکي، موشک هاي کروز و هواپيماهاي پيشرفته را در تمامي شرايط آب و هوايي و در هر ارتفاعي دارا است. از مهم ترين ويژگي هاي سامانه دفاعي پاتريوت وجود رادار مرکب چندکاره، هدايت تعقيب از طريق موشک، نرم افزار پيشرفته و همچنين کارکرد خودکار اين سامانه به صورت گسترده است. پاتريوت (MIM-104) به وسيله شرکت «ريتئون» واقع در ايالت ماساچوست و با همکاري شعبه موشک ها و کنترل آتش شرکت «لاکهيد مارتين» واقع در ايالت فلوريدا ساخته شده است. سامانه دفاع موشکي پاتريوت به طور گسترده يي در عمليات هاي انجام شده در عراق شرکت داشته و با استقرار در کويت، موشک هاي عراقي شليک شده به کويت در سال 2003 را از بين برده است. ضمن اينکه در عمليات هاي انجام شده در کويت از پيشرفته ترين نوع اين سامانه يعني PAC-3 و موشک هايي با هدايت پيشرفته تر استفاده شده بود.   موشک موشک استفاده شده در سامانه پاتريوت به سامانه هدايت تعقيب از طريق TVM مجهز است و پس از پرتاب شدن اين قابليت را دارد که فرمان هاي اصلاحي نيمه راه را از مرکز کنترل درگيري دريافت کند. سامانه هدف يابي در اين موشک، هدف را در مرحله پاياني پرواز موشک يافته و اطلاعات مربوطه را به وسيله (Downlink ) مسير انتقال سيگنال از پرنده به زمين سامانه TVM و رادار زميني به مرکز کنترل درگيري متحرک براي انجام محاسبه هاي اصلاح نهايي مسير موشک ارسال مي کند و فرمان هاي اصلاح مسير هم از طريق (Uplink ) مسير انتقال سيگنال از زمين به پرنده به سامانه هدايت ردگيري موشک ارسال مي شود. ضمن آنکه يک سد جنگي با قدرت انفجاري زياد به وزن 90 کيلوگرم هم در بخش هدايت نهايي قرار گرفته است. برد موشکي پاتريوت تقريباً 75 کيلومتر و حداکثر ارتفاع آن نيز 25 کيلومتر است. حداقل زمان پرواز موشک هم از دو بخش، زمان مسلح شدن موشک در کمتر از 9 ثانيه و حداکثر زمان پرواز حدود 4/3 دقيقه تشکيل شده است.   ايستگاه کنترل درگيري مرکز کنترل درگيري که با نام AN/MSQ-104 شناخته مي شود، تنها بخش واحد آتش پاتريوت است که تحت نظارت مستقيم يکي از افسران قرار دارد. ايستگاه کنترل درگيري، امکان ارتباط با ايستگاه پرتاب، واحدهاي ديگر آتشبار پاتريوت و همچنين مراکز بالاتر فرماندهي را دارد.همواره سه نفر در ايستگاه کنترل درگيري حضور دارند که مسووليت کنترل دو صفحه فرمان و يک ايستگاه ارتباط با سه ترمينال رله راديويي را برعهده دارند. کامپيوتر کنترل تسليحاتي ديجيتال هم در اين مرکز و در کنار ترمينال هاي ارتباط اطلاعات قرار گرفته است. پاتريوت PAC-2 شرکت ريتئون برنامه ارتقاي سيستم دفاع موشکي پاتريوت PAC-2 را تا سطح GEM (Enhanced Missile Guidance) به اجرا درآورده است. برنامه ارتقا شامل نصب فيوز جديد و نوسان ساز کم پارازيت است که حساسيت جست وجوگر را نسبت به اهداف با سطح مقطع راداري کوچک، افزايش مي دهد. در ضمن موشک GEM توانايي دفاع در برابر انواع موشک ها به ويژه کروز و بالستيک را دارا است. اولين موشک بهسازي شده از اين نوع در نوامبر سال 2002 به نيروي هوايي ايالات متحده تحويل داده شد و تاکنون از 360 موشک که قرار است ارتقا يابند و بهسازي شوند، حدود 255 موشک عملياتي شده اند.     پيشرفته ترين نوع پاتريوت PAC-3 به عنوان مهمترين برنامه بهسازي و ارتقاي سيستم دفاع موشکي پاتريوت شناخته مي شود. موشک PAC-3 با استفاده از فناوري پيشرفته hit-to-kill برخورد مستقيم بدنه به بدنه موشک(، موثر بودن عليه اهداف تاکتيکي مانند موشک هاي بالستيک و کروز را افزايش داده است. توليدکننده اصلي اين مدل از پاتريوت، شرکت لاکهيد مارتين است و شرکت ريتئون به عنوان يکپارچه کننده سيستم ها عمل کرده است. PAC-3 داراي يک جست وجوگر موج کوچک از نوع ha-band است که توسط شرکت هواپيمايي بوئينگ ساخته شده است. از طرف ديگر سامانه هدايت موشک در اين مدل، تخريب هدف را با استفاده از انرژي جنبشي ناشي از برخورد دماغه موشک به هدف امکان پذير مي سازد. سامانه پاتريوت PAC-3، ظرفيت پرتاب 16 موشک را دارد در حالي که سامانه PAC-2 فقط ظرفيت 4 موشک را دارد. PAC-3 در ابتداي سال 2000 وارد مرحله توليد اوليه شده و تا سپتامبر 2001 تعداد 93 فروند از اين سامانه ها به ارتش ايالات متحده تحويل شد. قرارداد تحويل 85 فروند در دسامبر 2002 و 12 فروند ديگر در مارس 2003 امضا شده و سپس در سال 2005 از اين موشک ها در عمليات عراق استفاده کردند. در فوريه 2004 شرکت لاکهيد مارتين سفارشي مبني بر تحويل 160 فروند سيستم پاتريوت PAC-3 که شامل 22 جايگزين براي موشک هاي شليک شده در عراق بود، دريافت کرد که اوايل سال 2007 تحويل شدند. در ضمن سفارش 156 فروند هم در فوريه 2005 به اين شرکت داده شده که از اين تعداد 32 فروند براي هلند و 16 فروند هم براي ژاپن است و تحويل ديگر موشک هاي سفارشي نيز در اواخر سال 2007 و به کشورهاي تايوان، کره جنوبي و آلمان خواهد بود. ایستگاه (سکوی) پرتاب M901: ایستگاه M-901 موشک های PATRIOT را حمل ونشانگیری و شلیک می کند. هر کدام از این پرتاب کننده ها مجهز به چهار موشک هستند. این پرتاب کننده ها ارتباط خود را از طریق باند VHF یا خط ارتباط دادهای فیبر نوری با ایستگاه (مرکز )کنترل درگیری ارتباط قبل از شلیک و همچنین مرحله هدایت آتش برقرار می سازد. ایستگاه (مرکز)کنترل درگیری: ایستگاه کنترل درگیری AN/MSQ-104 تنها بخشی از واحد آتش PATRIORT بوده که تحت نظارت مستقیم کاربر (انسان) است. ایستگاه کنترل درگیری امکان ارتباط با ایستگاه پرتاب واحدهای دیگر آتشبار PATRIOT وبالاخره مراکز بالاتر فرماندهی را دارد.سه کاربر در این ایستگاه کنترل حضور داشته که دارای دو صفحه فرمان (کنسول) ویک ایستگاه ارتباطات با سه ترمینال رله رادیویی هستند. کامپیوتر کنترل تسلیحات دیجیتال نیز در کنار ترمینال های ارتباط داده ای VHF قرار گرفته است.   رادار: رادار مرکب AN/MPQ-53 وظیفه جستجو ،کشف ، ردگیری ، شناسایی و ردگیری خود موشک و هدایت و همچنین عملکرد اقدامات متقابل ضد ضد – الکترونیکی (ECCM)رابرعهده می گیرد. باید اضافه شود برد این سیستم راداری حدود 100 کیلومتر بوده و ظرفیت ردگیری 100 هدف مختلف وهدایت 9 موشک را به طور همزمان دارد.رادارهای ارتش ایالات متحده توسط ریتیون بهسازی شده اند که این کیت ارتقائ و بهسازی قدرت بیشتری برای رادارو اضافه شدن توانایی باند وسیع که در نهایت موجب بهبود تشخیص هدف می شود را به دنبال داشته است.   درگیری با هدف: درگیری با هدف می تواند در سه حالت دستی و نیمه خودکار و تمام خودکار انجام پذیرد.زمانی که تصمیم برای درگیری با هدف گرفته می شود ایستگاه کنترل درگیری سکو یا سکوی های پرتاب را انتخاب کرده و داده های قبل از پرتاب به موشک انتخاب شده ارسال می شود. بعداز پرتاب رادار مذکور موشک را زیر نظر خود گرفته و(PAC UP LINKE) دستورات وDownlink مربوط به TVM امکان نظارت برموشک را ایجاد کرده و هدایت موشک را یه وسیله کامپیوتر کنترل تسلیحات امکان پذیر می سازد. در حالی که موشک به هدف نزدیک می شود سیستم هدایت TVM فعال شده و موشک به سمت هدف هدایت می شود در نهایت یک چاشنی مجاورتی نیز سر جنگی انفجاری موشک را در لحظه برخورد منفجر می کند که به تخریب کلی هدف می انجامد.   کاربران : آلمان یونان هلند لهستان اسپانیا ایالات متحده ـ 1106 لانچر پاتریوت بحرین مصر رژیم اشغال گر قدس ژاپن کره جنوبی کویت [/list] عربستان سعودی تایوان منبع
  16. شاید طرح تیتر برای شما کمی عجیب باشه که چرا سام-8 رو در کنار اس-300 قرار دادم به مرور و با ادامه خوانش پست به این نتیجه میرسیم دهه 70 ... بحث داغی بین سازمان های اجرایی شوروی مبنی بر multi layer صورت گرفت بعد از ساخت سام-4 و سام6 ... جای خالیِ یک سامانه کوتاه برد راداری برای پوشش سام- 6 احساس شد اولین نمونه از این سیستم الیپس elips نام گرفت  و در جولای 1967 رو نمایی شد اما انتظارات بالاتر از این سیستم بود و پروژه ELIPS رد شد چندی بعد سرپرست طراحان (افرموو)efremov طرحی مبنی بر سامانه ایی دیگر  اراعه داد و در اکتبر 1971  نتیجه آن چیزی جز 9K33 OSA SA-8A Gecko نبود سامانه خود کششی تک واحده که از وسیله نقلیه BAZ-5937 استفاده میکرد توان حمل 4 موشک  که قادر بود در 50 متری از سطح زمین با اهداف پروازی تا سرعت 1 ماخ درگیر شود همچنین با اهداف پروازی بالای 200 متر با سرعت 1.4 ماخ تا برد 9 کیلومتری چندی بعد در سال 1975 سامانه OSA-A معرفی شد که ارتقا یافته نوع اولیه 9کی33 بود با قابلیت انهدام اهداف با سرعت 1.6 ماخ و همچنین چرخشی معادل 25 برابر نیروی G مابین سال های 75 و 80 تغییراتی در این سیستم داده شد +اضافه شدن 2 موشک دیگر که تعداد موشک های یک واحد سام8 را به شش موشک میرساند همچنین طراحی بالچه های تا شونده که داخل کانتینر حمل موشک قرار میگرفت  و در نهایت سامانه سام-8 OSA-AK خلق شد   این سیستم حالا قدرت درگیری با اهداف زیر 25 متری از سطح زمین را به استفاده کننده هایش هدیه داد و برد درگیری را به 10 کیلومتر رساند +در سال 1980 این سیستم جایگزین پرهزینه ترین سامانه یعنی  سام-6 گین فول شد و کشور هایی همچو المان / مجارستان / هلند / بلغارستان/ چکسلاواکی/ رمانی/ یوگوسلاوی از این سیستم بهرمند شدن + در مدت زمان کمی سامانه OSA-AKM رو نمایی شد و تنها اختلاف یا شاید والا ترین اختلاف این سامانه با نوع AK قابلیت انهداف اهداف پروازی در "صفر" متریِ زمین بود ! در زبانی ساده تر... هیچ خبری از حداقلی از ارتفااع درگیری نبود !   نمایی از داخل سامانه sa-8 OSA-AK                    محل استقرار افسر کنترل اتش                                     " " افسر محیطی                                                       " " افسر فاصله یاب     9A33BM2 Land Roll رادار رهگیر این سامانه به نام land roll  یکی از پیچیده ترین زوایای طراحی جماهیر شوروی مابین ارتباط موشک و هدف در این رادار  به ارمقان اورده شده +ارتباط  هدایت موشک تا هدف در این سامانه شباهت بسیاری به اس-300 پی اس دارد و میتوان گفت تنها فرق قدرت رادار رهگیر این سامانه با اس-300 .. نبود امکان قفل گذاری خودکار برروی موشک های ضد رادار است این رادار قابلیت قفل گذاری از فاصله 28 کیلومتری دارد همچنین رادار مذکور  معمولا با نام SSC خطاب میکنند رادار پیش اخطار که از قضا قالیت Acquisition Radar هم بهش اضافه شده    این رادار قابلیت کشف اهداف رو از 45 کیلومتری داراست   همچنین راداری 3 پرتونگر اختصاصی برای ارتفاع های کم .. میانه و های آلت است نحوه رهگیری اهداف پروازی بهینه سازی شده و دکمه ایی به نام رهگیری اتوماتیک در این سامانه وجود دارد که شما با فشردن ان   رادار SCC را به صورت عمودی تا 70 درجه به صورت کاملا یک نواخت به حرکت در میاورید و سیستم بلافاصله بعد از رویت هدف میتواند روی ان اتوماتیک قفل کند +در سامانه های قدیمی .. یافتن ارتفاع هدف دستی انجام میشد 9Sh38-2 TOV دوربین رهگیر اپتیکی سامانه که با آن میتوان با رادار خاموش اهدف رو رهگیری و منهدم کرد معرفی موشک این سامانه 9m33m2 نام دارد دارای ماکسیزمم سرعت 2 ماخ و پس سوز سوخت جامد دو مرحله ایی  قابلیت چرخش تا 25 جی قابلیت انهدام اهداف پروازی تا 20 متر از سطح زمین نهایت برد 10 کیلومتر  و کلاهک انفجاری 14.27 کیلوگرمی شامل 1580 ترکش 3.86 گرمی طول 3 متر و 15 سانت قطر 20 سانت نویسنده : فرخ سیف سیزده فروردین 94 منبع https://sites.google.com/site/samsimulator1972/home  
  17. بخش اول:موشک های بالستیک موشک الحسین موشک الحسین یک موشک بالستیک کوتاه برد سوخت مایع است که در ابتدا تصور می شد موشکی جدید است ولی اکنون ثابت شده است که یکی از مدل های توسعه یافته موشک اسکاد بی روسی است. الحسین برای حمله به اهداف استراتژیک طراحی شده با کلاهکی 500 کیلوگرمی و بردی معادل 600 کیلومتر.کلاهک این موشک را می توان با مواد منفجره متعارف،شیمیایی و یا میکربی مجهز نمود.نوع هدایت این موشک اینرسیایی بوده که این نوع هدایت بدوی و ابتدایی دقت بین 1000 تا 3000 متر به این موشک داده است.این موشک توسط کشنده ی استاندارد موشک اسکاد (MAZ) و نوعی کامیون آلمانی ساخت شرکت MAN به سوی هدف پرتاب می شده است.الحسین طولی 12.46 متری و قطری 0.88 متری داشته و وزن پرتاب آن 6400 کیلوگرم بوده است.الحسین از موتوری سوخت مایع یک مرحله ای استفاده می کرده است. دقت الحسین به گونه ای بوده است که تنها در مقابل اهداف گسترده موثر بوده،دلیل این امر میتواند دوری محل پرتاب تا هدف بوده باشد(CEP هر موشک برابر با 5% از برد آن است)به همین دلیل بهترین اهداف برایش شهر های پر جمعیت،مناطق عملیاتی،پالایشگاه های نفت و ... باشد.متحرک بودن لانچر این موشک به حفظ بقای آن کمک بسیاری می کند،همانطور که در جنگ خلیج فارس دیدیم. عقیده بر این است که آغاز تولید این موشک به اوایل دهه ی 1980 بر میگردد و اولین گزارش تست پرتاب آن در سال 1987 منتشر شده است.عراق قادر به خرید بسیاری از اجزای این موشک و کمک های بسیاری از کشور های غربی بود منجمله:آلمان شرقی،آلمان غربی،اتریش،برزیل،انگلیس،فرانسه،چین،مصر و حتی آمریکا بود.اولین استفاده الحسین در جنگ ایران و عراق بود که به وسیله آن حملات گسترده ای به تهران و حوزه های نفتی ایران صورت می گرفت،گزارش شده است که تا ماه های اولیه سال 1988 بیش از 190 موشک به طرف ایران شلیک شده است. در طول جنگ خلیج فارس در سال 1991 به جز 8 موشکی که قبل از پرتاب بر روی زمین منهدم شدند عراق 43 موشک علیه اهداف استراتژیک در عربستان و 39 موشک علیه اسرائیل شلیک کرد،هدف از این پرتاب ها این بود تا جهاد اسلامی را علیه اسرائیل و آمریکا تحریک بکند.در طول این مدت پیشنهاد ساخت موشک الهجره داده شد که نوعی از موشک الحسین بود،این پروژه لغو شد. پس از جنگ خلیج فارس بازرسانی از سوی سازمان ملل متحد در عراق به بازرسی از کارخانه های تولید تسلیحات گمارده شدند و از تولید موشک هایی با برد بالاتر از 150 کیلومتر ممانعت به عمل می آوردند که پس از خروج آنان در سال 1998 دوباره ساخت این موشک آغاز شد و ادامه یافت به طوری که تعداد دقیق و محل پنهان سازی الحسین ها نامعلوم است،پس از تغییر دولت عراق در سال 2003 خطر کمتری در زمینه ادامه تولید الحسین وجود دارد،با این حال غیر ممکن است تمام موشک های الحسین کشف شده باشد،این موشک را می توان به راحتی پنهان و یا منتقل ساخت،تخمین زده می شود بین 15 الی 50 موشک الحسین هنوز هم پنهان مانده باشد،گزارش های تایید نشده ای وجود دارد که نشان می دهد این موشک ها به سودان و یمن منتقل شده باشد.با وجود اشغال عراق پس از سال 2003 و جستجوی فشرده توسط آمریکا و متحدانش،همچنان تهدید وجود این موشک ها توسط کشور های همسایه و گروه های مسلمان مسلح حس می شود. قبل از جنگ خلیج فارس عراق حداقل 25 موشک الحسین مجهز به کلاهک شیمیایی به صورت آماده داشته است که اگر بغداد را با بمب های اتمی مورد حمله قرار می گرفت تمام آن ها را به مناطق حساس شلیک میکرد.عراق حدود 80 کلاهک نا متعارف داشت که عبارتند از:50 کلاهک شیمیایی،5 کلاهک آزمایشی شیمیایی و 25 کلاهک میکربی. موتور موشک های الحسین و العباس: مکانی که مورد اثابت موشک الحسین قرار گرفته است: موشک العباس العباس یک موشک بالستیک کوتاه برد سوخت مایع است.عراق ادعا می کرد که آن را به صورت کاملا بومی طراحی کرده است،با این حال اعتقاد بر این است که این موشک بر پایه اسکاد بی طراحی شده است. العباس برای اولین بار در سال 1988 مورد آزمایش قرار گرفت،این موشک یک سلاح استراتژیک طراحی شده برای حمله به ایران در طول جنگ ایران و عراق بود و شاید اسرائیل،در جنگی که شاید در آینده اتفاق می افتاد.برد بالای این موشک اجازه ی سرعتی بسیار زیاد در فاز ترمینال به العباس می داد تا به وسیله ی آن بتواند از دست سیستم های دفاع موشکی پاتریوت و آررو-1 اسرائیل فرار کند.علاوه بر این دارای لانچر متحرک بود که آن را از خطر نابودی قبل از پرتاب ایمن می ساخت.با این حال دقت موشک بسیار پایین بود در حدی که می توانست در برابر اهداف بسیار گسترده کارا باشد،احتمالا در روشی مشابه علیه چاه های نفت و مراکز پر جمعیت استفاده میشد. العباس طوری طراحی شده بود که دارای بردی 950 کیلومتری و کلاهک 225 کیلوگرمی بود،میتوانست این کلاهک منفجره ی متعارف باشد و یا شیمیایی،احتمالا برنامه ساخت کلاهک میکربی لغو شده باشد.دقت کلاهک با سیستم هدایت اینرسیایی 3000 متر اعلام شده بود.لانچر آن همان لانچر موشک الحسین بوده است.طول العباس 13.75 و قطر آن 0.88 متر بوده و وزن پرتاب آن 7870 کیلوگرم بوده است. برنامه العباس در سال 1990 به دلیل عملکرد ضعیف و بی ثباتی موشک لغو شد.هیچ مدرکی وجود ندارد که این موشک در جنگ ایران و عراق و خلیج فارس شلیک شده باشد،طرح های جایگزین این موشک به دنبال بهبود برد و کلاهک موشک الحسین بودند.احتمال می رود فن آوری های توسعه ی این موشک به کشور های دیگر ارسال شده باشد. موشک العابد العابد موشکی بالستیک،سوخت مایع و میانبرد است که اواخر دهه ی 1980 توسط عراق توسعه یافت.العابد قرار بود حامل ماهواره ای 50 کیلوگرمی و ماهواره بر باشد،ضمن اینکه بعد ها مسئولان عراقی نوع نظامی آن را نیز با نام تموز معرفی کردند گرچه هیچگاه تصویری از تموز(که نوع نظامی العباد بود)نشان داده نشد.العباد از 6 موشک الحسین تشکیل شده بود که دارای 3 مرحله بود:مرحله اول 5 موشک الحسین،مرحله دوم یک موشک الحسین و مرحله سوم موشکی بومی عراق با موتور موشک ضد هوایی سام -2.اعتقاد بر این است که این پروژه بعد از سال 1991 لغو شده است. العباد به احتمال زیاد برای حمل و بکارگیری یک کلاهک هسته ای طراحی شده بود که این کار با توجه به بی دقتی اساسی موشک های عراقی کمک شایانی به حل این مشکل میکرد.این موشک به احتمال زیاد برای تهدید به حمله ی هسته ای به کشور های کوچکتر و تسلیم کردن آن ها و یا جلوگیری از مداخله ی قوای نظامی خارجی،با توجه به اینکه شرق اروپا را به خوبی پوشش میداده استفاده می شده.با این حال العباد از چند نقطه ضعف اساسی بزرگ رنج می برده و آن ها عبارتند از:ایستگاه پرتاب ثابت است که آن را در مقابل حملات بی دفاع میسازد،هر سه مرحله ی این موشک از سوخت مایع استفاده میکردند که منجر به یک دوره طولانی سوخت رسانی به تانکر های موشک می شود و در این مدت به راحتی توسط حملات هوایی دشمن نابود می شود و پرتاب ناموفق میشود. العباد دارای بردی 2000 کیلومتری و کلاهکی 750 کیلوگرمی بوده که توانایی حمل مواد منفجره و شیمیایی بوده،به احتمال زیاد به خاطر عمر بسیار کوتاهش نگذاشته است که تحقیقاتی بر روی کلاهک میکربی صورت بگیرد.این موشک از هدایت اینرسیایی بهره می برده که دقت آن را بسیار پایین می آورده است،دقت آن چیزی در حدود چند کیلومتر بوده است.طول العباد 23 متر،قطر2.3 متر و وزن پرتاب 48 تن داشته است. اولین شلیک این موشک در تاریخ 5 دسامبر 1989 رخ داد که موشک پس از 45 ثانیه در هوا منفجر شد با این حال اعلام خبر پرتاب این موشک غرب را در بهتی عجیب فرو برد و آمریکا در یک جستجوی سریع یک روز بعد در تاریخ 6 دسامبر محل پرتاب را در 230 کیلومتری جنوب بغداد پیدا کرد.پس از شکست عراق از آمریکا در سال 1991 سازمان ملل بسیاری از وسایلی که برای تکمیل پروژه العباد لازم بود را نابود کرد،سازمان ملل نیز بعد از جنگ خلیج فارس اجازه ساخت موشکی با برد بیش از 150 کیلومتر را به عراق نمیداد و شروع دوباری این پروژه نیز هزینه ی زیادی می خواست تمام این اتفاقات دست به دست یکدیگر دادند تا پروژه العباد در آغاز کار شکست بخورد و کنار گذاشته شود. چینش موشک های مرحله اول: موشک مرحله سوم با موتور موشک سام-2: ویدئو پرتاب موشک العابد موشک های الفهد300/500 - j-1 - البرق تمام این طرح ها بر پایه تبدیل موشک ضد هوایی سام-2 به موشک زمین به زمین استوار بود که تمام این طرح ها به شکست منتهی شدند زیرا بردشان بسیار کمتر از آن مقداری بود که انتظار می رفت برد مورد نظر بسیار بیشتر از 150 کیلومتر ثبت شده در 8 آزمایشی بود که تا قبل از سال 2000 توسط عراقی ها انجام شد.البته تجربه خوبی برای ساخت موشک الصمود به عراق داد. موشک ابابیل-100 - الفتح ابابیل-100 یکی از چندین پروژه موشکی عراق است که پس از سال 1991 آغاز شد،اطلاعات چندانی از این موشک در دست نیست که ممکن است چند دلیل داشته باشد منجمله:عراق پس از شکست در جنگ خلیج فارس پروژه های موشکی خود را دور از دید سازمان ملل توسعه میداد و دلیل دیگر میتوند این باشد که عراق پس از سال 1991 بسیاری از کارخانه های تولید موشک خود را از دست داد و پس از آن توانایی تولید موشک خود را به طور چشمگیری از دست داد. ابابیل-100 نام اولیه نام اولیه این موشک بود که بعد ها با انجام بهینه سازی هایی بر روی آن منجمله بالچه هایی بر روی کلاهک خود به الفتح تغییر نام داد.این موشک از سال 2000 در خدمت ارتش عراق بود،برد رسمی این موشک 150 کیلومتر بود(گرچه در جنگ سال 2003 برد 180 کیلومتری توسط این موشک ثبت شد)و تنها دارای یک کلاهک خوشه ای بود،کلاهکی با وزن 300 کیلو گرم و حاوی 170 کیلوگرم مواد منفجره که هنگام انفجار 600 متر را تحت پوشش خود قرار می داد.این کلاهک دارای یک چاشنی الکتریکی بود که قبل از اثابت به زمین منفجر می شد و حداکثر ضربه را به هدف وارد می ساخت.الفتح دارای دقتی 750 متری بود همچنین دارای وزنی حدود 1200 کیلوگرم و طولی حدود 6.7 متر و قطری 0.5 متری بود.لانچر این موشک همان لانچر موشک سام-2 و متحرک بود.در جنگ سال 2003 حدودا 16 موشک الفتح شلیک شد،بقیه موشک های الفتح پس از اشغال عراق توسط آمریکا نابود شد. موشک ابابیل-100: موشک الفتح: کلاهک خوشه ای موشک ابابیل-100: نازل موشک ابابیل-100: بدنه موشک بدون نازل: فیوز موشک ابابیل-100: موشک الصمود الصمود یک موشک بالستیک سوخت مایع است که بر پایه موشک سام-2 و اسکاد روسی طراحی شده است.الصمود بردی معادل 200 کیلومتر دارد هرچند در ابتدا 140 کیلومتر برد داشت،احتمال می رود اعلام این برد 140 کیلومتری به خاطر دور زدن قانون منع برد بالای 150 کیلومتری سازمان ملل برای عراق باشد. موتور این موشک از طرح موشک سام-2 الهام گرفته شده است و دارای یک لانچر متحرک به مانند لانچر موشک الندا می باشد،در طول ساخت این موشک کشور های روسیه،لهستان و بلاروس کمک هایی به عراق کردند.کلاهک موشک الصمود معمولی بود اما قرار بود کلاهکی خوشه ای مانند کلاهک ابابیل برای آن طراحی شود.دقت این موشک حدود 500 الی 1000 متر بود. در سال 1996 تست استاتیک این موشک صورت گرفت و در سال 1997 تولید انبوه آن آغاز شد و تا سال 2000 هشت آزمایش پرتاب برای الصمود صورت گرفت. الصمود دارای دو مدل بود که مدل دوم دارای قطری بزرگتر و ژیروسکوپ های موشک کروز کرم ابریشم بود.در تاریخ 27 مارس 2003 تعدادی موشک الصمود-2 به سمت ستاد ائتلاف در دوحه پرتاب شد که چند موشک با موفقیت به ساختمان ستاد برخورد کردند اما بقیه موشک ها اینقدر خوش شانس نبودند و تعدادی در بیابان فرود آمدند و تعدادی نیز توسط دفاع ضد موشکی نابود شدند.در تاریخ 7 آوریل نیز یک موشک الصمود-2 به مقر تیپ 3 آمریکا اثابت کرد.در دیگر اثابت ها نیز سه سرباز و 2 خبر نگار کشته شدند و 14 سرباز مجروح و 22 خودرو هاموی نابود و یا آسیب دیدند.هنوز سرنوشت تمام موشک های الصمود مشخص نیست و این امکان وجود دارد که این موشک ها به دست گروه های تندرو مسلمان افتاده باشد. مقایسه اندازه الصمود-1 و الصمود-2: الصمود-1: الصمود-2: موتور موشک الصمود(همان موتور سام-2): تست استاتیک موتور: محل قرارگیری ژیروسکوپ ها(ژیروسکوپ های موشک کرم ابریشم): محل اثابت موشک: پایان قسمت اول نویسنده و مترجم:عرفان صادقی فقط برای میلیتاری ادامه دارد...
  18. Angara آنگارا - بریدن از شوروی سابق در سال 1992 میلادی، زمانی که هنوز پس‌لرزه‌های فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی فرو ننشسته بود، دولت جمهوری روسیه فراخوانی برای طراحی و ساخت نسل جدیدی از پرتابگرهای فضایی منتشر کرد. ویژگی مهم این پرتابگرها طی کردن تمام مراحل ساخت تا پرتاب در داخل خاک روسیه بود. بدین ترتیب وابستگی روسیه در این حوزه به کشورهای تازه استقلال یافته‌ای نظیر قزاقستان (در زمینه پایگاه پرتاب) و اوکراین (در زمینه صنعت و فن‌آوری) به اتمام می‌رسید. در پاسخ به این درخواست، دو مجتمع مشهور و معتبر «خرونیچف» و «اِنرگیا» پیشنهادهای خود را ارائه کردند که در نهایت با پیروزی خرونیچف به توسعه خانواده پرتابگرهای «آنگارا» منجر شد؛ خانواده‌ای که اگرچه امروز پس از گذشت 20 سال هنوز عملیاتی نشده است، اما روسیه مدعی است که می‌تواند جایگزینی قابل اطمینان برای طیف وسیعی از پرتابگرها، بویژه پرتابگر پرکار پروتون باشد. این خانواده، توان حمل محموله‌هایی در محدوده 2000 تا 40500 کیلوگرم را به مدار پایینی دارد که البته در چهار رده و با چهار پیکربندی مختلف عرضه می‌شود. در حال حاضر، بر اساس آخرین پیشبینی‌های خرونیچف زمان اولین پرتاب آنگارا سال 2013 خواهد بود. باید منتظر ماند و دید که این پروژه عظیم بعد از این همه تاخیر بالاخره پرواز خواهد کرد و آیا قادر است موفقیت‌های پدر افسانه‌ای خود، پروتون، را تکرار کند یا خیر؟ تاریخچه و روند توسعه همان‌گونه که اشاره شد، هدف دولت روسیه از مطرح کردن درخواست برای توسعه یک پرتابگر جدید، تضمین دستیابی مطمئن و مستقل به فضا در همه زمان‌ها بود. در پاسخ به این درخواست دو طرح مهم از سوی خرونیچف و انرگیا ارائه شدند. این طرح‌ها شرایط کاملا متفاوتی داشتند. طرح خرونیچف از مخازن سوخت خارجی چندگانه بهره می‌گرفت. این طرح تا حدود زیادی به پرتابگر موفق پروتون شباهت داشت. برای مرحله اول نیز یکی از پیشرفته‌ترین موتورهای توسعه یافته روسی یعنی آردی-170 در نظر گرفته شده بود این موتور سوخت مایع از کروسین و اکسیژن استفاده می‌کرد و از آن در آخرین راکت شوروی یعنی (زنیت) استفاده شده بود. برای مرحله دوم نیز موتور هیدروژن-اکسیژن راکت سنگین وزن انرگیا در نظر گرفته شده بود. از سوی دیگر، پیکربندی پیشنهاد شده توسط انرگیا بر اساس پرتابگر اِنرگیا-اِم بنا شده بود. این طرح با لغو برنامه شوروی برای توسعه شاتل فضایی بوران و پس از آن، لغو برنامه پرتاب محموله‌های سنگین به مدار زمین‌آهنگ، مطرح شده بود. زمانی که مجتمع انرگیا، طرح آنگارا-2 را پیشنهاد داد، انرگیا-ام هنوز در دست توسعه بود. این پرتابگر، از دو بوستر در طرفین مرحله اول راکت استفاده می‌کرد. این بوسترها از موتور آردی-170 بهره می‌گرفتند و در مرحله اول نیز از یک موتور آردی-120 استفاده می‌شد. این پرتابگر برای حمل محموله‌هایی تا 35 تن به مدار پایینی طراحی شده بود. همچنین با افزودن مراحل بالاتر به این پرتابگر، امکان حمل محموله‌هایی به وزن 3 تا 7 تن به مدار زمین‌آهنگ نیز ایجاد می‌شد. درواقع این پرتابگر از ساختاری پودمانی (ماژولار) بهره می‌گرفت که با اضافه کردن تعداد مشخصی بوستر امکان دسترسی به مجموعه متنوعی از پرتابگر‌ها را مهیا می‌کرد. رقابت بین دو طرح فوق در تمام سال 1993 و بخشی از سال 1994 ادامه داشت. تا اینکه در سپتامبر سال 1994، وزارت دفاع و سازمان فضایی روسیه، خرونیچف را به عنوان پیمانکار اصلی طرح انتخاب کردند. دلیل رسمی که برای این انتخاب اعلام شد، این بود که طرح خرونیچف از موتور موجود زنیت استفاده می‌کرد، در حالی که طرح انرگیا مستلزم «نصف» کردن موتور مذکور بود، به گونه‌ای که چهار محفظه احتراق موتور زنیت به دو محفظه احتراق تبدیل می‌شد. اما آنچه «امروز» از سوی خرونیچف به عنوان طرح آنگارا مطرح می‌شود، شباهت بیشتری به ساختار طرح اِنرگیا دارد. جالب آنکه در نهایت خرونیچف نیز مجبور به کاهش تعداد محفظه‌های احتراق موتور زنیت تا یک محفظه شد! چند سال بعد، انرگوماش (کارخانه سازنده موتور زنیت) اقدام به توسعه نمونه‌ای از این موتور برای استفاده در پرتابگر اطلس آمریکایی نمود. یعنی اگر انرگیا در این رقابت پیروز شده بود، می توانست موتور مورد نظر خود را بدون هیچ مشکل فنی و حتی با سرمایه‌ای آمریکایی در اختیار داشته باشد! به هر حال، خرونیچف نیز بخشی از سرمایه مورد نیاز خود را (حدود 68 میلیون دلار) از طریق لاکهیدمارتین تهیه کرد و البته با عرضه موتور (خود موتور نه فناوری آن) به کره جنوبی توانست سرمایه خوبی برای ادامه پروژه بدست آورد. سرانجام با گذشت پنج سال از امضای قرارداد ، خرونیچف یک نمونه غیر عملیاتی (ماک‌آپ) از طرح خود را در سال 1999 در نمایشگاه دوسالانه هوافضای لبورژه پاریس به نمایش گذاشت و دو سال بعد نیز اولین آزمایش بر روی موتور آردی-191 آنگارا به انجام رسید. در آن زمان، هنوز پیش‌بینی می‌شد که امکان پرتاب آزمایشی آنگارا تا سال 2005 وجود داشته باشد. اما این پرتاب در موعد مقرر با انجام نرسید و در سال 2006 اعلام شد که اولین پرتاب آنگارا در سال‌های 2010 یا 2011 خواهد بود. در آن سال هنوز آزمایش‌های موتور، تجهیز سکوی پرتاب و دیگر مسائل فنی آنگارا به سرانجام مشخصی نرسیده بود. سال 2009، برای اولین‌بار موتور بوستر مرحله اول آنگارا مورد آزمایش قرار گرفت. این موتور در اواخر همان سال پرتابگر کره‌ای نارو-1 را در اولین ماموریت خود همراهی کرد. اگرچه این ماموریت با موفقیت به انجام نرسید، اما موتور مرحله اول وظایف خود را به خوبی به انجام رساند. چند ماه بعد، موتور مرحله دوم نیز مورد آزمایش قرار گرفت. در ژوئن سال 2010، پرتابگر دوم کره‌ای ها، در ثانیه 136 پرتاب از کنترل خارج شد و به علت از دست رفتن ارتباط دورسنجی هنوز هم مشخص نیست که علت سانحه، موتور روسی بوده است یا خیر. برخی معتقدند علت تاخیر طولانی به وجود آمده در پرتاب آنگارا همین موضوع بوده است. به هر حال در ابتدای سال 2010، مدیر عامل خرونیچف وعده انجام اولین پرواز آنگارا در سال 2013 میلادی را داده بود، وعده‌ای که هنوز در خصوص امکان‌پذیری آن قضاوتی نمی‌توان کرد. ویژگی‌های فنی و عملیاتی بر اساس آخرین طرح‌های اعلام شده، خانواده آنگارا متشکل از چهار رده از پرتابگرها در رده‌های وزنی مختلف است. سبک‌ترین اعضای این خانواده، یعنی آنگارا-1/1 و آنگارا-1/2 قرار است جایگزین پرتابگر‌های کازموس-3اِم، سایکلون و روکوت شوند. آنگارا-1/2 می‌تواند محموله‌ای تا وزن 3/7 تن را به مدار پایینی حمل کند. در حالی که دیگر عضو این خانواده با نام آنگارا-3 قادر است تا 14/6 تن محموله را به همان مدار حمل نماید. این پرتابگر برای جایگزینی پرتابگر اوکراینی زنیت در نظر گرفته شده است. پیشبینی می‌شود پر تقاضاترین عضو این خانواده آنگارا-5 باشد که قادر است محموله‌هایی تا 24/5 تن را نیز حمل کند. این گونه جایگزین پرتابگر پرکار پروتون خواهد شد. علاوه بر همه این‌ها، خرونیچف یک گونه فوق سنگین از این خانواده را نیز در دست توسعه دارد که در نهایت قادر خواهد بود محموله‌هایی به وزن 45 یا 75 تن را به مدار پایینی و یا 9 تن را به مدار زمین‌آهنگ حمل نماید. این گونه هیچ معادلی در ناوگان فعلی روسیه ندارد و به همین دلیل دولت روسیه در روند توسعه آن سرمایه‌گذاری نکرده است. ویژگی مهم این خانواده، استفاده همه آنها از پودمان (ماژول) مشترکی با نام «پودمان راکتی سراسری» است که در مرحله اول این پرتابگرها استفاده می‌شود. به فراخور پیکربندی ممکن است یک، سه، پنج یا هفت پودمان در مرحله اول استفاده شود. به این‌ترتیب در آنگارا از بوسترهای سوخت جامد استفاده نمی‌شود. پودمان یو‌آر‌اِم از یک مخزن اکسید کننده، یک مخزن سوخت و یک محفظه موتور تشکیل شده است. هر پودمان محتوی یک موتور آردی-191 (با یک محفظه احتراق) است که این موتور از اکسیژن مایع و آرپی-1 برای تولید نیروی رانش استفاده می‌کند. موتور آردی-191 بر مبنای موتور آردی-170 پرتابگر‌های انرگیا و زنیت طراحی شده، با این تفاوت که چهار محفظه احتراق آردی-170 به یک محفظه کاهش داده شده است. استفاده از پودمان مشترک در خانواده آنگارا، نقش قابل توجهی در کاهش هزینه‌های تولید، عملیات، حمل و نقل و توسعه زیرساخت‌های پرتاب داشته است. ایده مشابهی در پرتابگرهای آمریکایی دلتا-4 و اطلس-5 نیز مورد استفاده قرار گرفته است. آردی-191 آردی-0124 مرحله دوم اعضای خانواده آنگارا تا حدود زیادی با یکدیگر متفاوتند. در مرحله دوم آنگارا-1/1، پودمان بریز-کِی‌اِم مورد استفاده قرازر خواهد گرفت. بریز-کِی‌اِم همان سامانه جدیدی است که بر روی پرتابگرهای روکوت نیز نصب شده و در عملیات به کار رفته است. این پودمان توسط خرونیچف تولید شده و اولین پرواز آزمایشی خود را در سال 2000 به پایان رسانده است. بریز-کِی‌ِام با ابعاد کوچک سامانه‌های خود، فضای قابل ملاحظه‌ای را در اختیار محموله قرار داده و علاوه بر آن، امکان حمل ماهواره‌ها در ترکیبات و پیکربندی‌های مختلف را نیز فراهم می‌سازد. مرحله دوم آنگارا-1/2 یا همان بلوک-1، از یک موتور آردی-124-اِی ساخت خیماوتوماتیکا بهره می‌گیرد. این موتور که از پیشرانه اکسیژن مایع و کروسین استفاده می‌کند، قادر است 294/3 کیلونیوتن نیروی رانش با ضربه ویژه 359 ثانیه ایجاد کند. این موتور 1/58 متر طول و 2/4 متر قطر داشته و وزن خشکی معادل 480 کیلوگرم دارد. مراحل اول و دوم به طور کلی با سوخت‌های مایع متعارف و سنتی کار می‌کنند. اما برای مراحل بالاتر که در آنگارا-5 و آنگارا-7 استفاده خواهند شد، خرونیچف متعهد به استفاده از موتورهای پیشرانه کرایوژنیک شده است. برای دستیابی به این هدف خرونیچف در سال 2009 پروژه‌ای را با هدف توسعه یک موتور کرایوژنیک پیشرفته آغاز نمود که این روزها مراحل نهایی خود را طی می‌کند. محصول این پروژه موتور آردی 146-دی است که علاوه بر آنگارا قرار بود در برنامه متوقف شده پرتابگر سرنشین‌دار نسل آتی روسیه به نام روس‌-اِم نیز به کار گرفته شود. منظور از موتورهای کرایوژنیک، موتورهایی است که از سوخت و اکسیدکننده‌های بسیار دما پایین مانند اکسیژن و هیدروژن استفاده می‌کنند. به دلیل استفده از هیدروژن که سبک‌ترین عنصر طبیعت است، این موتورها از کارایی بسیار بالایی برخوردارند. با این وجود به دلیل ناپایداری و فرار بودن هیدروژن خطراتی که این سوخت ایجاد می‌کند و همچنین مشکلات کار کردن موتور در دماهای بسیار پایین، تولید موتورهای کرایوژنیک نیازمند فناوری بسیار پیشرفته‌ای است. روس‌ها یک‌بار در دهه 60 میلادی و در زمان مسابقه دستیابی به ماه، تلاش کردند تا چنین موتوری را عملیاتی کنند. اما در آن زمان به دلیل لغو برنامه توسط دولت، طرح پیشنهادی توسط دفتر طراحی «الکسی عیسایف» ناکام ماند. این دفتر طراحی بعدها «کِی‌بی‌کِی‌اِچ‌آ» نامیده شد و باز هم تلاش کرد تا موتورهای مشابهی را توسعه بدهد. تلاش بعدی در دهه 1970 و طی روند توسعه موتور آردی-120 صورت گرفت که بنا بود در پرتابگر غولپیکر انرگیا مورد استفاده قرار گیرد. این موتور قادر به تولید 200 تن نیروی رانش بود. یک خوشه چهارتایی از این موتورها در سال‌های 1987 و 1988 به صورت عملیاتی بر روی راکت انرگیا آزمایش شدند. اما این برنامه نیز به دلیل مشکلات اقتصادی پیش‌آمده در پی فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی لغو شد. در عوض، روس‌ها تلاش کردند با عقد قراردادی با هند، موتور آردی-56 را برای پرتابگر جی‌اس‌ال‌وی توسعه دهند. اما این تلاش نیز با وجود یک آزمایش موفق، به دلیل فشارهای سیاسی آمریکا متوقف ماند و هندی‌ها به صورت مستقل پروژه خود را دنبال می‌کنند. در سال 1988 نیز مجتمع انرگیا برای شاتل بوران خود، سفارش یک موتور کرایوژنیک پیشرفته را به کِی‌بی‌کِی‌اِچ‌آ داد، اما با لغو پروژه بوران، توسعه این موتور نیز ناتمام ماند. موتور یاد شده، توان کنترل رانش در دو صفحه مختلف را داشته و اولین موتور روسی بدون مولد گاز است. در این موتور برای اولین بار از دو توربوپمپ مجزا برای سوخت و اکسیدکننده استفاده می‌شود که منجر به بهبود کارایی موتور شده است. توربوپمپ سوخت با سرعت گردش 123000 دور در دقیقه در نوع خود یک رکورد است. این سرعت بالا به کاهش ابعاد و جرم موتور کمک قابل‌ملاحظه‌ای کرده است. نکته جالب دیگر در این موتور، استفاده از مواد مرکب کربن-کربن مقاوم در برابر حرارت در شیپوره (نازل) آن است. اگرچه در بقیه قسمت‌های موتور بیشتر از آلیاژهای تیتانیوم و آلومینیوم استفاده شده است. در حال حاضر، این موتور ساخته شده و تقریبا تمامی قطعات آن آزمایش‌های خود را پشت‌سر گذاشته‌اند. در نوامبر سال 2011 نیز یک آزمایش کامل با طول مدت بالا (حدود 300 ثانیه) بر روی موتور با موفقیت به انجام رسید.   پایگاه پرتاب همان‌گونه که اشاره شد یکی از اهداف اصلی از توسعه آنگارا، استقلال روسیه در پرتاب‌های فضایی بوده است. به همین دلیل، پرتاب خانواده آنگارا (به جز راکت غول‌پیکر آنگارا-7) از مجتمع فضایی پلستسک که در خاک روسیه واقع شده انجام می‌گیرد. البته مجموعه در حال توسعه ووستوچنی نیز بدین منظور در نظر گرفته شده است. همچنین، پرتاب‌های تجاری آنگارا-5، از پایگاه فضایی بایکانور در قزاقستان نیز قابل انجام خواهد بود. پایگاه پرتاب در نظر گرفته شده در پلستسک، در واقع همان پایگاه پرتابی است که برای موشک زنیت طراحی شده بود. ساخت این پایگاه در نیمه دهه 1990 متوقف و ایده انتقال زنیت به آن منتفی شد. در حال حاضر نیز مشکلات بودجه ای و مالی در مسیر توسعه پایگاه پرتاب، یکی از دلایل تاخیر آنگارا اعلام شده است. نارو-1   پروژه‌های جنبی یکی از نکات جالب در مورد آنگارا، استفاده از اجزا و فناوری‌های آن در پروژه‌های مختلف است که برخی از آنها از پروژه آنگارا جلوتر نیز حرکت کرده‌اند. از جمله این پروژه‌ها می‌توان به پرتابگر نارو-1 کره‌جنوبی اشاره کرد که از موتور مرحله اول آنگارا استفاده می‌کند. همچنین، در پروژه جی‌‌اس‌ال‌وی هندودستان نیز از فناوری‌های توسعه یافته برای موتور کرایوژنیک آنگارا استفاده شده است. اما جالب‌تر از همه این پروژه‌ها، طرح توسعه یک پرتابگر قابل برگشت به زمین به نام بایکال است. در این پروژه که به صورت مشترک توسط خرونیچف و سالیوت (توسعه دهنده شاتل بوران) به انجام می‌رسد، از پودمان مشترک آنگارا (یو‌آر‌اِم) در مرحله اول استفاده شده است.این بال‌ها بعد از جدایش مرحله دوم موشک در ارتفاع 75 کیلومتری، باز شده و پرتابگر را به زمین باز می‌گردانند. در این پرتابگر یک موتور جت نیز در دماغه راکت تعبیه شده تا به فرود کمک کند. سوخت این موتور جت از کروسین داخل مخازن سوخت راکت تامین خواهد شد. از بایکال تا سال 2010 نمونه‌های غیر عملیاتی مختلفی ساخته شد که در مجتمع ساگی آزمایش‌های تونل باد خود را در محدوده سرعت‌های 0/5 تا 10 ماخ به انجام رساندند. این پروژه، سرمایه‌گذار دولتی نداشته و خرونیچف به دنبال سرمایه‌گذار و شریک مناسبی برای آن می‌گردد. در حال حاضر، با وجود عدم دسترسی به سرمایه‌گذار مناسب، خرونیچف همچنان امکان توسعه این نمونه را حفظ کرده است. در مجموع به نظر می‌رسد آنگارا به گونه‌ای طراحی شده است که انعطاف‌پذیری فراوانی به محصول نهایی می‌دهد. این مزیت به همراه فناوری‌های پیشرفته به کار رفته در آنگارا و سابقه درخشان روس‌ها در عرصه فضا، آینده درخشانی را برای آنگارا نوید می‌دهد؛ البته به شرط اینکه مشکلات مالی و سرمایه‌گذاری پروژه حل شده و بازاریابی مناسب برای این پرتابگر عصر آینده صورت پذیرد. گردآوری و تالیف: علیرضا کاظمی ماهنامه صنایع هوافضا - شماره 74/75 - فروردین و اردیبهشت 91 -صفحات 14 الی 19           [hr]لازم به ذکر است که مدل آنگارا-1.1 که به لحاظ محموله قابل حمل، ضعیف‌ترین عضو این مجموعه نیز محسوب می‌شود، منتفی اعلام شده است. http://www.space.com...ara-rocket.html
  19. بسم الله الرحمن الرحیم   Upravlyaemy Sputnik Aktivnyj یا US-A که در غرب به نام ماهواره با رادار شناسایی اقیانوسی (Radar Ocean Reconnaissance Satellite) یا به اختصار RORSAT نامیده می شود یک سری از ماهواره های شناسایی اتحاد جماهیر شوروی بودند که در بین سال های 1967 تا 1988 برای بررسی کشتی های ناتو و متحدانش و کشتی های تجاری با استفاده از یک رادار فعال به مدار پرتاب شده بودند و از راکتورهای هسته ای  برای تغذیه استفاده می کردند.   ماهواره US-A  از سری Kosmos954 قبل از پرتاب   به دلیل اینکه یک سیگنال بازگشتی از یک هدف معمولی که توسط رادار ردیابی می شود با رابطه عکس توان چهارم فاصله کاهش می یاید برای افزایش بازده کاری رادار ماهواره های US-A باید در مدار های پایین جو زمین قرار می گرفتند. اگر برای توان از صفحه های خورشید بزرگ استفاده می شد آنها به سرعت به علت نیروی کشش اتمسفر بالا دچار پوسیدگی می شدند و علاوه بر آن ماهواره در سایه زمین بی استفاده بود. به همین دلیل اکثریت ماهواره ها از راکتورهای هسته ای BES-5 که سوخت آن از اورانیوم 235 بود استفاده می کردند. در حالت عادی در پایان مامویت ها هسته های راکتور به مدارهای خارجی تر(به نام مدارهای دافعه) می رفتند ولی چندین حادثه سقوط رخ داد که در برخی از آنها مواد رادیو اکتیو به داخل اتمسفر زمین برگشتند.   نمای شماتیک از ماهواره و سیستم خروج هسته راکتور آن     برنامه US-A در حدود 33 راکتور هسته ای را به مدار فرستاد که 31 مورد از آنها از نوع BES-5 با قابلیت تولید 2 کیلووات توان برای رادار بودند. به علاوه در 1987 اتحاد جماهیر شوروی 2 راکتور هسته ای بزرگتر TOPAZ با توان 6 کیلووات را در ماهواره های Kosmos1818  و Kosmos1867 به فضا فرستاد که هر کدام قادر به 6 ماه اجرای ماموریت بودند.   نمای شماتیک از راکتور BES-5 در ماهواره های US-A   آخرین ماهواره US-A در 14 مارس 1988 به فضا پرتاب شد. اشکالات بسیاری در برنامه وجود داشت و در نهایت مشکلات اقتصادی در اتحاد جماهیر شوروی باعث کنسل شدن برنامه توسط میخاییل گورباچف شد. حوادث پیش آمده حوادث زیادی در پرتاب این ماهواره ها به وقوع پیوست که برخی از آنها به شرح زیر است: Kosmos367 در 3 اکتبر 1970  بعد از 110 ساعت از زمان پرتاب به مدار بالاتری حرکت کرد. Kosmos954 ماهواره برای قرارگیری در مدار مطمئن برای رانش هسته ای، به آن صورت که برنامه ریزی شده بود دچار مشکل شد. مواد هسته ای در 24 ژانویه 1978 دوباره به زمین بازگشت و آلودگی رادیو اکتیو 124 هزار کیلومتر مربع از اراضی شمال کانادا را فرا گرفت. Kosmos1402 در سال 1982 دوباره به همین مشکل دچار شد. هسته راکتور از بقیه جدا شد و به عنوان آخرین قطعه در 7 فوریه 1983 در اقیانوس اطلس سقوط کرد. Kosmos1900 سیستم اولیه برای خارج کردن هسته راکتور به مدار ذخیره سازی دچار شکست شد ولی سیستم پشتیبان آن را به مداری در 80 کیلومتر پایین تر از مدار مورد نظر هدایت کرد. برنامه Kosmos954 و بازیابی مواد رادیواکتیو آن در عملیات روشنایی صبح این ماهواره در سال 1977 به فضا پرتاب شد. یک اخلال در سیستم جدایش راکتور آن اتفاق افتاد. هنگام بازگشت به اتمسفر زمین ذرات کوچک رادیو اکتیو منطقه شمالی کانادا را آلوده کرد. تلاش برای بازیابی مواد رادیواکتیو  تحت عملیات روشنایی صبح (Morning Light) اتفاق افتاد.   سقوط Kosmos954 و آلودگی مناطقی از کانادا   یک تیم مشترک از کانادا و آمریکا منطقه و هوا را در فازهای اول و دوم عملیات از 24 ژانویه 1978 تا 20 آوریل  همان سال پاکسازی کردند. آنها در نهایت توانستند 12 قطعه بزرگتر از ماهواره را پیدا کنند.   تیم شناسایی مشترک کانادا و آمریکا مجهز به شمایشگر گایگر-مولر برای شناسایی مواد رادیواکتیو   یکی از قطعه ها در حدود 500 رونتگن بر ساعت تابش داشت که 100 برابر بیش از مقدار مجاز برای انسان بود. دولت کانادا شوروی را به پرداخت 6 میلیون دلار آمریکا جریمه کرد که شوروی تنها 3 میلیون دلار آن را پرداخت کرد.   یکی از قطعات کشف شده از ماهواره Kosmos954   سایر نگرانی ها اگرچه بیشتر هسته های راکتور به طور موفقیت آمیزی به مدارهای بالاتر انتقال پیدا کردند ولی مدار آنها به طور اتفاقی هنوز تنزل پیدا می کنند.   نمای شماتیک سیستم خنک کننده راکتور و آلیاژ NaK موجود در آن   ماهواره های US-A منبع اصلی زباله های فضایی در مدارهای پایین زمین هستند  و در حدود 128 کیلوگرم از NaK-78(یک آلیاژ یوتکتیک قابل سوختن از 22 درصد سدیم و 78 درصد پتاسیم) از سیستم خنک کننده BUK آزاد شده اند. ذرات کوچک تر هم اکنون یا وارد جو شده اند یا تنزل مدار داده اند ولی ذرات بزرگتر از 5 سانتی متر هنوز در مدار هستند. از آنجا که خنک کننده فلزی در معرض آلودگی نوترونی قرار گرفته است در آن ماده رادیواکتیو argon-39 با نیمه عمری برابر با 269 سال تشکیل شده است. خطر آلودگی سطحی برای این مواد به علت سوختن سطحی هنگام ورود به اتمسفر و خنثی بودن گاز آرگون پایین است و خطر اصلی برخورد آن با ماهواره های عملیاتی است.   منابع   http://en.wikipedia.org/wiki/US-A http://en.wikipedia.org/wiki/Kosmos_954 http://www.svengrahn.pp.se/trackind/RORSAT/RORSAT.html http://fly.historicwings.com/2013/01/the-nuclear-disaster-of-kosmos-954/   همه حقوق متعلق به گرآورنده و www.military.ir است
  20. نگاهی اجمالی بر انواع موشک های سام قسمت 1 سام2{گاید لاین} اس-۷۵ دوینا (С-75) که با نام ناتو سام-۲ (SA-2 Guideline) نیز شناخته می‌شود، یک سیستم موشکی سطح به هوا برای پدافند هوایی ارتفاع بالای ساخت شوروی است. این سامانه در سال ۱۹۵۷ وارد ارتش شوروی شد و از آن زمان تاکنون بیش از هر سیستم دفاع موشکی دیگری در نقاط مختلف دنیا مستقر شده‌است. سام-۲ نخستین موشک سطح‌به‌هوای تاریخ است که موفق به انهدام یک هواپیمای دشمن شده‌است. این واقعه در اکتبر ۱۹۵۹ با شلیک سه موشک وی-۷۵۰ به سوی یک هواپیمای آربی-۵۷ دی کانبرای ارتش تایوان در ارتفاع ۲۰ کیلومتری صورت گرفت. در آن زمان مقامات چینی برای سری نگهداشتن این موشک آن را به جنگنده‌های خود نسبت دادند. یک سال بعد این موشک با سرنگونی یک فروند هواپیمای شناسایی آمریکایی یو-2 بر فراز شوروی به شهرت رسید. در سال ۱۹۶۲ نیز استقرار این سیستم موشکی در کوبا به آغاز بحران موشکی کوبا انجامید که دنیا را در آستانه یک جنگ اتمی قرار داد. نیروهای ویتنام شمالی در ویتنام شمالی از آتش‌بارهای سام-۲ به طور گسترده برای دفاع از هانوی و هایفونگ استفاده کردند. این موشک در چین نیز با نام‌های اچ‌کیو-۱ و اچ‌کیو-۲ تولید شده و کشورهای دیگری نیز به تولید انواع مختلف آن مبادرت کرده‌اند. این سیستم موشکی در اصل برای مقابله با بمب افکن های دوربرد آمریکا مانند بی-47 وبی-52 طراحی شده بود و در ارتش شوروی جایگزین توپ خانه های ضد هوایی دوربرد مانند کا اس-۱۹ ۱۰۰ میلی‌متری و کا اس-۳۰ ۱۳۰ میلی‌متری شد. از دهه ۱۹۸۰ در شوروی این سیستم به تدریج با سامانه موشکی اس-300 (سام-۱۰ و سام-۱۲) جایگزین شد اما هنوز تعدادی از این موشک‌ها و مدل چینی ارتقاء یافته آن با نام اچ‌کیو-۲ در کشورهای دیگر مورد استفاده است. سام3 {پاچورا} این سامانه یک سامانه کوتاه برد هست که برای مقابله با اهداف با سطح پروازی زیر 20 متر و باسرعت حدودا 2 ماخ طراحی شده قدرت مانور این سامانه 2 برابر از سام -2 بیشتر است ... حدود 14 جی , سامانه سام 3 دارای فیوز مجاورتی دقیق تا ارتفاع 20 متر است, همچنین موشکی که از سامانه سام 3شلیک میشود 4 متر کوچک تر از موشک سامانه سام 2 است. سامانه سام 3 یکی از پر کاربرد ترین سامانه های دفاع هوایی بوده, در دهه 80 تا 90 بیشترین مورد استفاده رو داشت! طراحی این سامانه در سال 1960 شروع و در تاریخ 1974 پایان یافت . نحوه قرار گیری سامانه سام 3 به صورت ستاره ایی است . در مرکز رادار پیش اخطار پی 15 صورت تخت قرار دارد و کنار آن رادار رهگیر SNR 125 low below engagement و در هر سمت جغرافیایی یک لانچر ثابت 4تایی وجود دارد. یعنی در سمت شمال یک چهارتایی و در سمت شرق یک چهارتایی و در سمت غرب یک چهارتایی و در جنوب هم یک چهارتایی دیگر که سامانه ایی 4 لانچر با 4 موشک را تشکیل میدهد که جمعا میشود 16 موشک است. سام4 {کروگ} سامانه 2K11-krug با نام ناتو سام 4 این سامانه در دهه 60 تا 70 میلادی طراحی شد. از دهه 80 در کشور های عضو شوروی سابق کار گذاشته شد هدف از ساخت این سامانه انهدام موشک های زد رادار همانند standard arm , harm و همچنین موشک های بالستیک بوده است . مکانیزم تشخیص و هدف گیری این سامانه بسیار پیشرفته تر از سامانه های سام 2 و سام 3 و سام 5 است دلیل ناشناخته موندن این سامانه ندادن این سرویس به کشور های دیگر بود. اخرین سرویس این سامانه در کشور مجارستان تا سال 2000فعال بود که بعد از روی کار امدن سامانه های جدید این سامانه تعطیل شد این سامانه از 2 رادار تشکیل شده است. سام5{گامون} اس-200سامانه ای است که در طی جنگ سرد خوش درخشید و بدون شک اس-200عاملی بازدارنده در برابر بمب افکن ها و هواپیما های آواکس دشمن،خواهد بود.این سامانه بعد ها در اختیار الجزایر،هند،ترکمنستان،اوکراین،ازبکستان،سوریه،قزاقستان،کره شمالی و کشور عزیزمان ایرن قرار گرفت.کارشناسان نظامی ایران توانسته اند این سامانه را طوری بروز رسانی کنند که طراحان روسی متعجب شوند. تاریخچه سامانه اس-200 که ناتو آن را با نام سام5(SAM-5)می شناسد،یک موشک سطح به هوای برد بلند و متوسط است که در دهه60میلادی به منظور محافظت از محدوده وسیعی در برابر حملات هوپیما های بمب افکن یا هواپیماهای استراتژیک دیگر ساخته شده است.هر گردان نظامی شش سکوی پرتاب از این موشک همراه با یک رادار کنترل آتش را دارا است و جالب است بدانید که طول این موشک غول پیکر تقریبا به11متر برابر با 35فوت می رسد،سامانه کنترل آتش این موشک نیز قابلیت لینک شدن به رادار های دور بردتر را نیز دارد. سوخت؛هر موشک از قدرت چهار راکت کوچک که حاوی سوخت جامد هستند و متصل به خود موشک هستند بهره می برد.3الی5ثانیه پس از شلیک موشک،چهار راکت فرعی متصل به موشک پس از سوختن مواد درونشان از موشک اصلی جدا شده و سپس موتور تکمیلی موشک که 67D5نام دارد،به مدت51الی150ثانیه فعال می شود.این موتور از نوعی سوخت مایع به نام 02-TGاستفاده می کند که از فرمول شیمیایی خاصی ساخته شده است.این سوخت ترکیبی از گاز نیتریک اسید است که با نیتروژن اکسید و فسفرید اسید و هیدروکلرید اسید غنی شده است. سام6 {گینفول} پروژه ساخت این موشک در دهه ۱۹۵۰ آغاز شد. اولین تست آن در سال ۱۹۶۱ انجام گرفت که مشکلاتی از جمله نقص موتور آن آزمایش را ناموفق کرد. ولی سرانجام پس از رفع نواقص در سال ۱۹۶۶ با موفقیت آزمایش شده و سپس به تولید انبوه رسید. در سال ۱۹۷۷ هم نوع ارتقا یافته این موشک با موفقیت آزمایش شد که تواناییهای بیشتری نسبت به نوع قبلی دارا بود. در ضمن نوع مخصوص نیروی دریایی این موشک با کد سام-ان-۳ شناخته می شود. به هر حال این موشک هم اکنون نیز جزو خطرناکترین سیستمهای پدافند ضد هوایی محسوب می شود که در صورت استفاده صحیح دقت آن تقریبا ۸۰ – ۹۵ ٪ است. لازم به ذکر است که در جنگ ۱۹۷۳ بین اعراب و اسراییل ، مصر با استفاده تقریبا حرفه ای از این موشک ۶۴ فروند جنگنده اسراییل را تنها با شلیک ۹۵ موشک سرنگون ساخت! سام20 اس-۳۰۰ (به:روسی С-300) یک سامانه موشکی سطح‌به‌هوای دوربرد و خودکششی با قابلیت استفاده در تمامی ارتفاع‌هاست و در واقع نوع تکمیلی سامانه پدافندی ارتفاع بالای اس-200 به شمار می‌رود که در اواخر دهه ۱۹۷۰ توسط شرکت همکاری‌های صنعتی آلماز برای نیروی دفاع هوایی شوروی ساخته شد. مدل‌های مختلف این موشک در سازمان ناتو با نام‌های سام ۱۰، سام ۱۲ و سام ۲۰ شناخته می‌شوند. اولین مدل این موشک با نام اس-۳۰۰ پی برای نخستین بار در سال ۱۹۷۹ در شوروی عملیاتی شد، هرچند تکامل آن از سال ۱۹۶۹ به منظور ساخت موشک سطح به هوایی با برد ۷۵ کیلومتر که هم در نیروی زمینی و هم در نیروی دریایی استفاده شود، آغاز شده بود. این موشک در ابتدا برای رهگیری هواپیماها و موشک های کروز ساخته شده و بعدها توانایی رهگیری موشک های بالستیک نیز به آن افزوده شد. اس-۳۰۰ پی‌ام‌یو (S-300PMU) یکی از مرگبارترین موشک های زمین به هوای قابل استفاده در تمامی ارتفاع‌ها به شمار می‌رود که توانایی پیگیری همزمان ۱۰۰ هدف و درگیری با ۱۲ هدف را دارد. زمان آماده‌سازی آن حدود ۵ دقیقه است و موشک های آن از نوع انبارشونده است که مانند مهمات معمولی نیاز به هیچگونه نگهداری در مدت عمر مفید خود ندارند. اس-۳۰۰ شباهت زیادی با سامانه پدافندی آمریکایی ام ای ام- 104 پاتریوت دارد. مدل‌های پیشرفته‌تر اس-۳۰۰ توانایی اجرای تاکتیک «بزن دررو» را دارند که بقاپذیری آن‌ها را در شرایط جنگی افزایش می‌دهد و در شرایط ویژه می‌توانند به عنوان یک سلاح تهاجمی عمل کنند؛ برای مثال موشک‌های اس-۳۰۰ چینی مستقر در تنگه تایوان توانایی حمله به فضای هوایی تایوان را دارند و تهدیدی برای تمامی هواپیماهای آمریکایی به شمار می‌روند که ممکن است در درگیری احتمالی به کمک این کشور بیایند؛ به جز هواپیماهای فوق‌العاده رادارگریز بی-2 و جنگنده اف-22 راپتور . به همین جهت پیش‌بینی می‌شود که مأموریت حمله وسیع به سیستم‌های اس-۳۰۰ به جنگنده‌های اف-۲۲ واگذار شود. اس-400 با نام ناتو سام-۲۰ سیستم موشکی تکامل‌یافته اس-۳۰۰ است که در سال ۱۹۹۹ معرفی و از سال ۲۰۰۶ وارد فعالیت در ارتش روسیه شده‌است. سام-21 سامانه زمین به هوای اس-۴۰۰ "پیروزی" - (Triumf) ( روسی : C-400 «Триумф») نسل جدید سیستم پدافند هوایی روسیه است که توسط "مرکز طراحی روسیه" (Almaz Central Design) طراحی شده و به عنوان یک بهبود از خانواده پدافند هوایی اس-300 بشمار میرود. اس - ۴۰۰ در نام گذاری ناتو با نام اس آ-۲۱ (SA-21) شناخته میشود، این سیستم قبلاً با نام اس-۳۰۰ پ م او-۳ (S-300PMU-3) شناخته می‌شد.این سامانه زمین به هوا قابلیت‌های سیستم‌های دیگر از سری اس-300 را به چالش میکشد و برد آن حداقل دو بار بیشتر از برد ام ای ام-104 پاتریوت (MIM-104 Patriot) است. به گفته منابع روسی و دیگر کشورها ، اس-۴۰۰ قادر به تشخیص ۱۰۰ هدف به طور همزمان و درگیر شدن با ۱۲ هدف به طور همزمان از محدودهٔ ۴۰۰ کیلومتری است، این هدفها میتوانند از جمله هواپیما، موشک‌های کروز و موشک‌های بالستیک باشند . اس-۴۰۰ با داشتن قابلیت ۳ موشک مختلف، بسیار دوربرد ۴۰ان۶ (40N6)، دوربرد ۴۸ان۶ (48N6)، و موشک های با برد متوسط ۹ام۹۶ (9M96) قادر به پوشش کل عملکرد مورد نیاز است. هر یک از این موشکها دارای قابلیت های متفاوت است. تهیه کننده :نوید میرباقری
  21. به نام یکتا پروردگار عالمیان RUR-5 ASROC RUM-139 Vertical Launch ASROC VLA با سلام خدمت دوستان. سیستم موشکی RUR-5 یک موشک ضد زیردریایی بالیستیک قابل شلیک از کشتی های و سطح آب برای پرتاب اژدر های Mk 46 Mod 5 به محدوده هدف که زیردریایی مورد نظر در آن منطقه میباشد است و برای این کار از دو مرحله یعنی یک بوستر پرتابگر عمودی و رساننده بصورت هدایت شوند تا منطقه خطر و بعد جداشدن ازدر از آن به سمت زیردریایی متخاصم است . راکت ASROC با دو روش لود میشود که یا از کلاهک W-44 هسته ای استفاده میکند یا از آزدر های سبک MK-44 و MK46 که سیستم هدفیابی آکوستیک دارند . موشک ASROC کوچک و ساده طراحی شده تا بتوان 8 عدد جعبه لانچر آن را در اکثر کشتی های مهاجم destroyers یا cruisers محافظ قرار داد این راکت 50 فیت ارتفاع دارد 13 اینچ قطر و وزنی در حد تن ... همچنین اژدر حمل شونده توسط آن نیز 8 فیت ارتفاع و چیزی در حدود 600 پاوند وزن دارد و زمانی که از موشک جدا شده وارد آب میشود با استفاده از سونار های فعال یا غیر فعال به هدفیابی می پردازد... نوع لود شده با کلاهک هسته ای این موشک بسیار ساده است و بعد از شناسایی موقعیت زیردریایی مهاجم به سمت آن شلیک میشود تا با افتادن در محدوده آن و وارد شدن به عمق منفجر شود که شوک ناشی از انفجار باعث منهدم شد زیر دریایی مهاجم خواهد شد ... البته با این کا حتی میتونه کشتی های مهاجم هم در هم بکوبه ... در حد ناو هواپیما بر به تصویر تست اون نگاه کنید... نوع RUM-139 VLA یا Vertical Launch ASROC نیز گونه ای از همین موشک است با قابلیت پرتاب از سطح بدون استفاده از ریل در هر شرایط آب و هوایی با قابلیت آماده سازی برای پاسخ سریع به زیردریایی های مهاجم...و هم اکنون این سامانه برروی کشتی های دارای سیستم Aegis با اژدر حامل Mk41 Vertical Launching System VLS و برروی DD 963-class destroyers با همان نوع اژدر یعنی Mk 41 نصب شده است... سیستم پیشران این سامانه بوستر سوخت جامد با قابلیت تغییر بردار رانش (زاویه خروجی موتور) برای هدف گیری و تغییر مسیر بعد از پرتاب عمودی برای مانور به سمت هدف و رها کردن اژدر در محدوده مشحص شده هدف در سطح دریا است... در این سامانه فرمانهای پرتاب توسط ASW Combat System یا ASWCS صادر میشود که در خود نیز از سمانه کنترل آتش زیر آّبی Mk 116 Mod 6 یا 7 بهره میجوید . برای ارتباط این سامانه با هم نیز از NTDS یا Naval Tactical Data System بهره گیری میشود . که از جمله قابلیت های آن بهره گیری از سونار داخلی AN/SQS-53B و برجی از آرایه سونار های تاکتیکیAN/SQR-19 است ... برنامه VLA در سال 1980 با عنوان موشک میانبرد قابل برخورد با کشتی های سطحی و قابلیت پرتاب عمودی طراحی شده بود که در آپریل سال 1988 این پروژه کنسل شد و جای خودش رو به نوع دیگری با همان شکل اما بلند برد ASW standoff weapon داد که طی همان سال 1988 کنگره پذیرای خرید 300 فروند از آن شد و 100 موشک رو برای ذخیره به همرا 200 موشک عملیاتی در نظر گرفتند و گسترش ایننوع موشک تا 1990 به بعد نیز ادامه یافت و آزمايشاتي هم در سال 1992 داشت . نوع کشتی پرتاب ازراک که از اژدر مارک 45 با کلاهک هسته ای بهره میبردقبل از وارد شدن به آب زیردیایی هدف را ردیابی میکند و این ردیابی تا وارد شدن به عمق و حرکت در آن با سرعت 40 نات ادامه ميابد كه بعد از ان شروع به حرکت افقی به دنبال هدف مینماید . کلاهک اتمی آن که به شمشیر ماهی معروف است زیر 20 کیلوتن میباشد. مشخصات فنی : طول : 192 اینچ قطر : 14.1 اینچ وزن :1408 پاوند پیشران : راکت سوخت جامد سر جنگی :MK 46 MOD 5 Torpedo هدفیابی: Terminal Acoustic Homing توسط خود MK 46 Torpedo تعداد برنامه ریزی شده :438 موشک قیمت کل پروژه :630 میلیون دلار قیمت واحد میانگین هر موشک : 0.84 میلیون دلار پیمانکار سازنده : Loral Cleveland, OH درج مطلب بدون ذکر منبع مجاز نیست منبع : میلیتاری مترجم : واریور FAS WIKI GOOGLE AND MANY MORE