جستجو در انجمن

مشاهده نتایج برای برچسب های 'موشک'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بوسیله برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


انجمن ها

  • بخش داخلی
    • اخبار و قوانین
    • ماهنامه میلیتاری
    • گالري عكس و فيلم
    • کتابخانه میلیتاری
    • مقالات برتر
  • War and History - بخش جنگ و تاریخ
    • مباحث جامع نظامی
    • پیمان ها - قراردادها و معاملات تسلیحاتی
    • دکترین و استراتژی
    • عملیات های نظامی
    • جنگ تحمیلی
    • تحولات روز امنیتی نظامی بین الملل
    • General Military Discussions
  • Air force Forum - بخش نیروی هوایی
    • هواپیماهای نظامی
    • بالگردهای نظامی
    • تسلیحات هوایی
    • متفرقه در مورد نیروی هوایی
    • سایر بخشهای نیروی هوایی
    • Airforce - English
  • Army Forum - بخش نیروی زمینی
    • ادوات و تسلیحات زمینی
    • خودروهای نظامی و زره پوش ها
    • مباحث جامع زرهی
    • توپخانه زمینی
    • موشک های زمین پایه
    • الکترونیک زمینی
    • تجهیزات و تسلیحات انفرادی
    • متفرقه نیروی زمینی
    • سایر بخشهای زمینی
    • Ground forces - English
  • Navy Forum - بخش نیروی دریایی
    • شناورهای سطحی
    • شناور های زیرسطحی
    • هوا دریا
    • تسلیحات دریایی
    • سایر بخش های نیروی دریایی
    • علوم و فنون دریایی
    • راهبردها و راهکنش های دریایی
    • تاریخ نیروی دریایی
    • اخبار نیروی دریایی
    • Navy - English
  • News Section - بخش خبر
    • اخبار روز ایران و جهان
    • اخبار صفحه اول
    • رایانه و شبکه
    • English News
  • Non-Military Forums - سایر بخشها
    • دیگر موضوعات و مطالب

پیدا کردن نتایج در ...

یافتن نتایج که ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروز رسانی

  • شروع

    پایان


Filter by number of...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


Website URL


Yahoo


Skype


Location


Interests

پیدا کردن 47 results

  1. موشک ضد زره صاعقه 2 دوستان امیدوارم تکراری نباشد من جستجو کردم چیزی پیدا نکردم. موشک ضد زره صاعقه 2 بهینه سازی شده ی موشک ضد زره دراگون امریکایی است که توسط مهندسین و متخصصین صنایع دفاع مهندسی معکوس و بهینه شده است و توسط نیروی زمینی ارتش مورد استفاده قرار می گیرد.این موشک از نظر برد بهینه سازی شده است به طوری که برد نهایی دراگون امریکایی 500 متر است ولی برد موشک صاعقه 1000 تا 1090 متر بهینه شده است,همچنین سر جنگیه ان سنگین تر و نافذتر شده است.در اصل باید گفت این موشک مهندسی معکوس شده موشک سوپر دراگون است که اوایل دهه ی 90 بهینه شده بود. توضیحی مختصر در باره ی دراگون امریکایی این موشک ضد تانک هدایت شونده توسط کمپانی مک دانل داگلاس در امریکا ساخته شده است.سیستم هدایت موشک شامل سیستم دید در شب و سیستم گرما یاب که بر روی لانچر پرتاب نصب شده . همچنین این لانچر مجهز به یک دو پایه و یک باتری میباشد.این موشک قابل شلیک توسط یک نفر است و هدایت ان سیمی است.در دهه ی 90 سوپر دراگون 1 ساخته شد و پس از ان سوپر دراگون 2 که نسبت به نمونه ی اولیه خیلی کارامدتر و توانایی بیشتری دارد. دراگون امریکایی دراگون امریکایی spike-360 Hans
  2. بريمستون موشك پيشرفته ي هدايت شوندهي ضد تانك است كه شركت MBDA آن را طراحي و توليد كرده است اين جنگ افزار ضد زره دور برد به هواپيما اجازه مي دهد تا تانكها و خودروهاي زرهي را نشانه گرفته و بر آنها برتري يابد بريمستون يك سامانه ي كشنده ي آتش و رها است و برنامه نويسي مي شود تا به ماموريت خود پس از شليك ادامه دهد جستجو گرهاي موشك به خوبي كار كرده و نقاط مورد نظر را نشانه گيري مي كنند هر سامانه ي پرتابي مي تواند سه موشك بريمستون را در خود جاي دهد كه موجب مي شود هر هواپيما شمار زيادي موشكهاي بريمستون را حمل كند هواپيماي هرير تورنادو و تيفون ميتوانند بيش از 24 موشك بريمستون را با خود حمل كنند طول: 8/1متر قطر: 8/17سانتيمتر وزن: 5/48 كيلوگرم برد: 32كيلومتر سرعت: فراصوت پيشرانش: سوخت جامد
  3. موشک بریمستون ساخت کشورانگلستان بر ضد اهداف زرهی مانند تانک استفاده می شود.این موشک دارای یک جستجوگر فعال راداری (نمونه توسعه یافته جستجوگر موشک Longbow Hellfire ) با فرکانس 94 گیگاهرتز(موج میلی متری) است که که به منظور هدایت موشک به صورت خودکار در دماغه آن به کار رفته است. اولین شلیک این موشک درسال 1999 و تولید آن در سال 2001 آغاز شده است و در سال 2002 در نیروی هوایی انگلستان به کار گرفته شده است.این موشک در حال حاضر فقط از روی هواپیما قابل شلیک است. بر خلاف سایر موشک های این دسته (که قابلیت شلیک از هواپیمای جنگنده را ندارند مانند هلفایر و لانگبو هلفایر و موکوپا ) آزمایش شلیک این موشک از هواپیمای جنگنده تورنادو در سبتامبرسال 2000 انجام گرفته است.البته این موشک از هواپیماهای جنگنده دیگری مانند یوروفایتر و هری یر نیز توانایی شلیک دارد.جنگنده یوروفایتر توانایی حمل 24 عدد از این موشک ها را دارد. قابلیت جستجوگر نصب شده بر روی جستجوگر موشک به گونه ای است که به طور خودکار اهدافی مانند تانک و آتشبارهای ضد هوایی را تشخیص می دهد ولی خودروهای ترابری زرهی مانند کامیون های حمل سربازان توسط جستجوگر موشک قابل تشخیص نیست.زیرا در الگوریتم تعبیه شده در در برنامه جستجوگر موشک این گونه اهداف در نظر گرفته نشده است. موتور موشک بریمستون توانایی فوق العاده ای را دارد بطوریکه می تواند شتاب لازم برای رساندن موشک به سرعت مافوق صوت را تامین کند.این موشک نیز مانند لانگ بو توانایی عملکرد در هر گونه آب و هوایی را دارد (مانند مه و بارش برف و باران و ابری بودن هوای منطقه) وقتی هدف توسط هواپیما تشخیص داده شد موشک به سمت منطقه ای که هدف در آن قرار دارد شلیک می شود و رادار جستجوگر موشک به صورت خود کار ارتفاع موشک را تنظیم می کند تا موشک در یک ارتفاع ثابت بماند.موشک دارای الگوریتم تشخیص اهداف زرهی به صورت خودکار است و بعد از تشخیص هدف به صورت خودکار بر روی هدف قفل می کند و جهت گیری حرکت موشک به گونه ای تنظیم می شود که موشک به صورت شیرجه ای از بالا به هدف اصابت نماید.این موشک دارای قابلیت شلیک کن - فراموش کن است. مزیت استفاده از جستجوگر راداری موج میلی متری در این موشک این است که با توجه به طول موج غالب زمینه (صحنه نبرد) که برابر 10میکرون است اهداف زرهی (دارای بدنه فلزی) به خوبی تشخیص داده می شوند.جستجوگر این موشک به گونه ای است که کافی است قسمتی از هدف مانند تانک را مشاهده نماید تا تشخیص درستی از هدف داشته باشد.البته جستجوگر این موشک توانایی تشخیص تانک دوست از دشمن را ندارد و مثلا نمی تواند تانک ام-1 را از تانک تی-72 تشخیص دهد. چنانچه موشک هدف را پیدا نکند مسیر پروازی روی آخرین مسیر موشک ادامه یافتاه و در نهایت موشک با تغییر مسیر به سمت زمین خود را نابود می سازد. با توسعه جستجوگر موشک بریمستون در آینده توانایی تشخیص اهدافی مانند بالگردها و هواپیماهایی که بر روی زمین قرار گرفته اند و نیز سایت های راداری و وسایل حمل موشک های بالستیک نیز در این موشک اعمال خواهد شد.افزایش قابلیت شلیک اینم موشک از سکوی پرتاب زمینی و بالگردها نیز در برنامه توسعه موشک قرار دارد. شلیک این موشک از جنگنده توسط سه عدد ریل تعبیه شده در قسمت فوقانی موشک به صورت ریلی انجام می شود(مانند متد پرتاب موشک هلفایر) مشخصات موشک: نام:موشک ضد زره بریمستون کشور سازنده:انگلستان جرم:48/5 کیلوگرم قطر:177/8 میلی متر طول:1803/4 میلی متر نوع جستجوگر:راداری موج میلی متری برد:12 کیلومتر نوع سر جنگی:خرج گود منبع:ماهنامه هوافضا
  4. [align=justify]راکتهای زونی 50 کیلو وزن و 20 کیلو خرج انفجاری دارند. شلیک اتفاقی این راکتها بر روی عرشه ناو هواپیمابر فارستال منجر به اتفاقی مهیب یعنی کشته شدن 134 نفر، زخمی شدن 161 نفر و از بین رفتن 21 هواپیما شد. حال تصور انفجار کلاهک 650 کیلویی موشک خلیج فارس چه میتواند باشد؟! به گزارش گروه دفاع و امنیت مشرق، بهمن ماه 1389؛ موشک خلیج فارس با دقت تمام به هدف خود اصابت کرد و این یعنی شکست یک استراتژی؛ همان استراتژی که بر اساس آمریکایی ها تمام توان خود را در دریاها معطوف به حفظ و حراست ناوهای هواپیمابر از موشکهای کروز، توپخانه، قایق ها و هواپیماهای حریفان خود میدانستند و ناگاه سلاح جدید ایرانی با فرود از بلندای آسمان تقارن این معادلات را بر هم زد . چین با موشک میانبرد دانگ فنگ 21 و ایران با تغییر در گونه های زمینی موشک فاتح 110 تنها کشورهایی در دنیا هستند که به ساختن موشک های بالستیک ضد کشتی اقدام کرده اند. چشم بادامی ها با تغییر در فناوری موشک دانگ فنگ زمین به زمین با برد تقریبی تا 3000 کیلومتر توانستند نخستین موشک ضد کشتی بالستیک دنیا را ارایه دهند. هدف چین از ساخت چنین سلاحی پایان دادن به یکه تازی ناوگان دریایی ایالات متحده در اقیانوسها و حفاظت از تنگه تایوان عنوان شده است. چین برای عملیاتی کردن چنین طرحی، سرجنگی جداشونده هدایت پذیر برای موشک دانگ فنگ طراحی کرد که در هنگام بازگشت به زمین از فضای ماورای جو، توان انجام مانور هدایت پذیری به سمت اهداف خود را داشته باشد . آنطور که اطلاعات بدست آمده در رسانه ها و منابع اطلاعات نظامی عنوان شده، موشک دی اف 21 نیازمند است تا اطلاعات هدف خود را از ماهواره های نظارت و شناسایی نظامی ( یئوگان ) ساخت چین که آخرین ها آنها برای پوشش توان اکتشاف اهداف دریایی سال گذشته میلادی توسط چینی ها به فضا فرستاده شد، استفاده کند بر همین اساس موشک دی اف 21 بدلیل برد زیاد در طول مسیر پرتاب خود توسط این ماهواره ها هدایت و هدف نهایی رو خود را پیدا می کند . موشک خلیج فارس این موشک نیز همانند سایر موشکها باید موقعیت اهداف خویش را پیش از پرتاب بدست آورده و پس از پرتاب مسیر یابی دقیق خود را به سمت آنها انجام دهد . اما با توجه به اینکه ایران هنوز امکان استفاده از ماهواره ساخت داخل مجهز به رادار و تجهیزات الکتروپتیک دست نیافته است، نیاز دارد تا از موشکهای مستقل از هدایت خارجی بهره گیرد . به همین دلیل فاتح 110 که یکی از دقیق ترین موشکهای بالستیک ساخت ایران است بدین منظور انتخاب شد چراکه این موشک با استفاده از توان هدایت داخلی خویش در یک مسیر پرتابه ای کمترین خطا را داراست و از زیرسیستم ها و سطوح کنترل برای سیر سرد درون جوی بهره می گیرد . رادارهای زمینی و دریایی ماوراء افق و یا هواپیما ها و پهباد های نظارت هوایی پس از بدست آوردن طول و عرض جغرافیایی هدف ، این مختصات جغرافیایی را به واحد پرتاب موشک ارسال میکنند و پس از آن موشک به سمت موقعیت معلوم شده در سطح دریا روانه می شود. با توجه به شکل طراحی دماغه موشک خلیج فارس میتوان به تفاوت بین این موشک و فاتح پی برد . به نظر میرسد موشک خلیج فارس در نوک کلاهک خویش از یک سامانه الکترواپتیک پیشرفته برای کشف اهداف در هنگام بازگشت به جو بهره می جوید که این امکان را به موشک میدهد تا در زمان حمله مستقل بوده و خود اقدام به کشف هدف کرده و خود را به سمت هدف هدایت کند. بنابراین میتوان گفت که موشک خلیج فارس پس از شلیک مستقل است و با اتکا بر سامانه های هدایت داخلی خود بدون نگرانی از اخلال رادیویی طی مسیر میکند . کلاهک 650 کیلویی هدف بزرگی که "خلیج فارس" مامور انهدام آن است بسیار بزرگ بوده و یک غول تمام فلزی با وزنی در حدود 90 تا 100 هزار تن و با ابعادی در حدود 300 متر طول و بیش از 70 متر عرض به شمار می رود . ناوهای هواپیمابر از بزرگترین کشتی های موجود در دریاها بوده که علاوه بر ابعاد بسیار عظیم خویش کاملا زره پوش نیز هستند . دستیابی به چنین هدفی که بسیار بزرگ و به لحاظ سرعت و مانور تنبل است امکانپذیر به نظر میرسد اما در نوع خود از آنچنان حفاظت و تدابیری بهره مند است که امکان دستیابی به خویش را برای موشکهای کروز و قایق های تند رو سخت کرده است . بعنوان مثال ناوهای هواپیمابر آمریکایی هر کدام با استفاده از تعداد زیادی کشتی های پشتیبانی دفاع هوایی و حتی زیردریایی های تهاجمی حفاظت میشوند که تعداد زیادی از آنها هم عرض با ناو حرکت نموده و مقابل مسیر موشکهای کروز قرار میگیرند تا اجازه ورود به حریم ناوهواپیمابر را نیابند. علاوه بر آنکه خود ناو و ناوشکن های همراه آن هم به تعداد زیادی از سامانه های توپی و موشکی مقابله با موشکهای کروز مجهز هستند .اما در این میان موشک بالستیک خلیج فارس با عبور آسان از تمام این موانع با فرود مافوق صوت از ارتفاع بالا عملا چنین تدابیری را بلااستفاده می کند. این موشک ایرانی برخلاف موشکهای کروز حجم سرجنگی بسیار قوی دارد که در ادامه به ذکر برخی از ویژگی های آن خواهیم پرداخت. به طور خلاصه، این نکات را می توان به عنوان موارد مهم در تحلیل عملکرد موشک خلیج فارس بیان کرد: موشکهای کروز مانند نور، تنها 160 کیلوگرم سرجنگی دارند اما کلاهک خلیج فارس معادل 7 بمب معمولی مارک 82 یا سه بمب مارک 83 خرج انفجاری در خود جای داده است. انفجار یک بمب معمولی سه حالت برخورد، شوک و موج و نیز اثر حرارتی بوجود می آورد و تفاوت عمده بین موشک و بمب، در برخورد با سرعت بالا در موشکها است .لذا با سرعت برخورد بالایی که موشک خلیج فارس دارد پیش بینی می شود به مقدار نامعلومی بسته به نوع فیوز و طراحی سرجنگی در سطح عرشه ناو نفوذ کند. البته نفوذ در عرشه ناو بسته به تکنولوژی و طراحی کلاهک خلیج فارس دارد که در گونه های مجهز به کلاهک بارانی برخلاف گونه های معمولی و سنگر شکن انفجار در سطح توزیع میشود . ذکر این نکته نیز ضروری است که اثر حرارتی انفجار یک بمب 450 کیلویی قادر به ذوب فولاد زرهی با قطر بیش از 5 سانت پیش از نفوذ است. ( بدنه ناوهای هواپیمابر از استیل استراکچر و سطوح آن با آلومینیوم پوشیده شده است) . در حالت عمومی قدرت انفجاری ناشی از برخورد چنین بمبی حدود 1.2 تا 8 متر در عمق زمین نفوذ میکند و دایره ای به قطر 7 تا 18 متر بوجود میاورد. کلاهک بارانی نیز میتواند تا 3000 قطعه انفجاری با سرعت متغییر بین 600 تا 2000 متر بر ثانیه به اطراف خود پرتاب کند که شوک ناشی از انفجار با سرعت متغییر از 500 تا 800 متر بر ثانیه از محدوده انفجار به بیرون خارج میشود و جریانی برابر با 1.8 تا 2.5 برابر صوت بوجود می آورد . موج انفجار تولید شده در نوع بارانی به تنهایی قادر است سطح کل ناو را از هر جسم متحرکی تخلیه کند . با داشتن چنین پیش فرض هایی، موارد زیر را باید به وضعیت پیش از انفجار افزود : در عرشه هر ناو هواپیمابر تعدادی هواپیمای آماده به پرواز لود شده با بمب و موشک و سوخت کامل وجود دارند. همچنین بر روی عرشه این ناوها تجهیزات بسیار حساس مدیریت پرواز و کنترل فرود و برخاست مثل کاتابولت وجود دارد که بدون آنها عملا ناو توانایی خود را از دست میدهد و با یک قایق معمولی غیر نظامی برابری خواهد کرد ! ماجرای انفجار کلاهک 20 کیلویی در ناوهای هواپیمابر شاید این موضوع کمتر مطرح شده باشد که انفجار یک راکت هواپرتاب کوچک با نام ام کا 32 زونی در ناوهای هواپیمابر یو اس اس اینترپرایز و فارستال منجر به آتش سوزی های پیوسته و بزرگی شد . راکتهای زونی 50 کیلو وزن و 20 کیلوگرم خرج انفجاری دارند . شلیک اتفاقی و نابهنگام این راکتها بر روی عرشه ناو فارستال منجر به اتفاقی مهیب یعنی کشته شدن 134 نفر - زخمی شدن 161 نفر و از بین رفتن 21 هواپیما شد . انفجار در ناو هواپیمابر اینترپرایز اتفاق مشابه به آن دو سال بعد در ناو هواپیمابریو اس اس اینترپرایز رخ داد و انفجار این راکت در اینترپرایز نیز منجر به مرگ 27 نفر و زخمی شدن 314 نفر همچنین نابودی 15 هواپیمای دیگر شد ! حال تصور برخورد و انفجار کلاهک 650 کیلویی موشک خلیج فارس چه میتواند باشد ؟! انفجار در ناو هواپیمابر فارستال آیا خلیج فارس از پدافند دشمن عبور می کند؟ به طور عمومی سه فاز درگیری با موشک های بالستیک وجود دارد که فاز شلیک (شناسایی پیش از پرتاب) فاز میانی که در آن موشک های بلند و میانبرد در ارتفاع مداری مورد هجوم موشکهای استاندارد 3 و تاد قرار میگیرند و فاز شیرجه و بازگشت به جو که توسط سامانه های موشک پاتریوت با موشکهای بالستیک مقابله می شود . از آنجایی که سامانه های پدافند ضد موشکی ناوگان ایالات متحده در سطح دریا فقط بر پایه رفع تهدیدات موشکهای بلند و میانبرد طراحی شده اند لذا موشکهای 9 میلیون دلاری استاندارد 3 بکار رفته در این ناوگان منحصرا توانایی درگیری با موشکهای میان و بلندبردی را دارند که ارتفاع پروازی آنان مداری است. بر پایه این فناوری، موشک استاندارد 3 کلاهک رهگیر خود را در ارتفاع مداری رها میکند تا پس از رهگیری و برخورد با موشک در ارتفاع بالا آنرا منهدم سازد . پس میتوان گفت که این سامانه ها در برابر موشکهایی مانند دانگ فنگ که ارتفاع شیرجه آن مداری است میتواند موفق عمل کنند اما موشک خلیج فارس بخاطر ارتفاع پرواز کوتاه تر زیر مداری (بطور تقریبی 50 تا 70 کیلومتر سقف پرواز) در ارتفاع کمتری از توان درگیری این موشکها سیر می کند . با این قابلیت، موشک خلیج فارس میتواند بدون نگرانی از میان پدافندهای ضد موشک نیروی دریایی ایالات متحده بگریزد . نتیجه گیری بطور طبیعی روشهای مقابله روزبروز در حال پیشرفت هستند و نمیتوان بطور قطع بر یک ترکیب مواجهه با دشمن استوار ماند و باید پیوسته در تلاش بود تا بتوانیم به توازن کم هزینه و کاربردی برای مقابله با تهدیدات دشمنان انقلاب برسیم . موشک خلیج فارس در کنار انبوهی از تسلیحات دیگر ضد کشتی ساخت ایران قادر به پوشش سخت ترین شرایط درگیری های دریایی هستند و میتوان با استفاده ترکیبی و هوشمندانه از تکنیک ها و ابزار های تولید داخل با اتکا به نفس و توان ملی مدت بسیار طولانی نبرد های دریایی را بدون داشتن پشتیبانی هوایی و دریایی مدیریت و ضربات سختی به دشمن متجاوز وارد کرد . ناوگان متجاوز مجبور است تا ناوهای هواپیمابر خود را بجای درگیری از منطقه خطر دور کند که این امر نیز به نوبه خود باعث بوجود آمدن مشکلات بسیار بر سر راه نبرد هوایی از طریق دریا با ایران میشود . بعنوان نمونه ساده ترین راه ممکن قرار گیری هواپیمابر دشمن در فاصله امن در محدوده فرضی 350 کیلومتری سبب می شود تا جنگنده های دشمن مجبور باشند 700 کیلومتر مسیر اضافه تر را برای دستیابی با آسمان ایران طی کند ! چنین عملیاتی نیازمند نسب پادهای سوخت زیر بال جنگنده هاست که آنها را سنگین تر کرده و امکان حمل تسلیحات و انجام مانورهای چرخش و سرعت را از آنان میگیرد و برای هر ماموریت نیاز به تعداد بیشتری جنگنده بوجود می آورد که این امر کار را برای پدافند هوایی ما ساده تر کرده و ریسک عملیات هوایی را برای دشمن بسیار بالاتر می برد . با توجه به اخبار رسیده از رزمایش موشکی پیامبر اعظم (ع) 6 با شلیک موشکهای هدایت دقیق و کلاهک های پیشرفته بارانی و فیوزهای مجاورتی و یا اعلام رسمی خبر شلیک دو موشک با برد 1900 کیلومتر به اقیانوس هند میتوان امیدوار بود که با پیشرفت روز افزون ایران صنایع موشکی و ماهواره ای، موشکهای ضد کشتی برد بلندتر نیز تولید و وارد یگانهای نیروهای مسلج کشورمان شوند که بدین ترتیب، غول های آهنی دشمن باید حداقل 2 هزار کیلومتر از مرزهای آبی ایران اسلامی فاصله بگیرند. لينك خبر : http://www.mashreghnews.ir/fa/news/57399/موشک-خلیج-فارس-چه-بلایی-بر-سر-ناوهای-هواپیمابر-آمریکا-خواهد-آورد؟ [/align] تیتر ویرایش شد. REZAT1980
  5. برنامه‌ی هسته‌ای ایران و راهبرد توسعه‌ی تسلیحات فضاپایه‌ی ایالات متحده مقدمه پیش از وارد شدن به بحث لازم است بیان شود که رهیافت مدیریتی در مسائل دفاعی در سطح کشورها، غالبا از جنبه‌ی فرماندهی و کنترل نگریسته می‌شود و در این حیطه، مسائل موشکی در سطح راهبردی آن قرار می‌گیرند. اما زمانی که از جنبه‌ی تولید موشک یا استفاده از توان نظامی به خصوص موشکی به عنوان بازدارندگی در سیاست خارجی نگریسته شود، موضوعات از حیطه‌ی فرماندهی و کنترل خارج شده و جنبه‌ی سیاسی با ابعاد وسیع افکار عمومی، اقتصاد، حکمرانی و امور خارجه پیدا می‌کند. بنابراین پدیده‌ای که چنین ابعادی دارد لاجرم هماهنگی‌ها، سازماندهی‌ها، سرمایه‌گذاری‌ها و دشواری‌های بسیاری برای به سرانجام رسیدن خود طی کرده است. این موضوع دیگر یک مسئله‌ی ساده و تک‌بعدی که در اختیارات یک یا چند فرد معدود باشد تا از طریق برنامه و بودجه‌ها آن را کنترل کنند، نیست. پدافند موشکی جهانیِ ایالات متحده، موضوعات فوق را نه فقط در حوزه‌ی داخلی و مرزهای آن کشور، که در ابعاد بسیار جنجال‌برانگیز و ایدئولوژیک پرچالش جهانی حل نموده است. مقداری مطالعه‌ی تاریخ و انگیزه‌های به وجود آمده در مسیر تاریخی متصل به رویدادهای حاضر، ما را از جنبه‌ی دیگری نسبت به سیاست‌های در پیش گرفته شده‌ی ابرقدرت‌ها هشیار می‌سازد. با تکیه بر این ایده که مسائل عظیم و پرحاشیه‌ی جهانی موضوعاتی نیستند که از طریق توافق‌های سطحی مانند مذاکرات موشکی شوروی و آمریکا و یا ایران با ۱+۵ و آنچه در برجام رخ داد، حل شوند، تحلیل آنچه گذشت و آنچه میبایست انجام داد خواهیم پرداخت. تاریخچه‌ای مختصر از تسلیحات دفاع موشکی ایالات متحده پروژه‌ی سنتینل 1 رابرت مک نامارا (۱۹۶۷) برنامه‌ی دفاع قاره‌ای را ارائه داد. سیستمی متشکل از موشک‌های بلند اسپارتان، موشک کوتاه‌برد اسپرینت، به همراه رادار و کامپیوتر. اجزای پروژه سنتینل مانند موشکها و سایر تجهیزات از 1955 مراحل تحقیق و توسعه خود را آغاز کرده بودند، موشک های نایک هرکولیوس و زئوس پیشتر در مراحل اثبات فناوری از دستیابی به یک سطح توانمند عملیاتی بازمانده بودند، این طرح جدید نیز که بر آمده از تکنولوژی های پیشین خود بود، در برابر مشکلات فنی و راهبردی بسیاری قرار گرفت: · از نظر راهبردی نصب حتی تعداد محدودی از این موشک‌ها دشمن را به حمله‌ی پیش‌دستانه‌ی هسته‌ای وادار می‌ساخت (امکان نصب در هر نقطه‌ای از دنیا وجود نداشت). · باعث ایجاد رقابت تسلیحاتی جدید و پرهزینه و افزایش سرسام‌آور در هزینه‌ی نگهداری این تجهیزات جدید می‌شد. · تکنولوژی روز نمی‌توانست دفاع کاملی در برابر حملات پیچیده ایجاد کند. · به خاطر برد کمِ موشک‌ها نواحی تحت پوشش دفاعی بسیار محدود می‌شدند. · استفاده از سرهای جنگی هسته‌ای در موشک‌های رهگیر، رادارهای دفاعی خودی را از کار می‌انداخت و کل سامانه پس از اولین رهگیری‌ها از کار می‌افتاد. · همین مسئله باعث نگرانی‌های بسیاری در استفاده از بمب اتمی در محدوده‌ی دفاعی خودی می‌گشت.  شکل 1 به ترتیب از راست اسپارتان و اسپرینت مهم‌ترین مسئله در ایجاد سپر دفاع موشکی در برابر موشک‌های قاره‌پیما (ICBM)، بر هم خوردن توازن هسته‌ای بود. مفهوم «انهدام کامل دوطرفه» که اشاره به بازدارندگی هسته‌ای داشت، با ایجاد یک چتر هسته‌ای در یک طرف نقض می‌شد و همین امر سبب ایجاد ناپایداری‌های جدید در عرصه‌های مختلف تسلیحات حامل هسته‌ای می گشت. منظور از انهدام کامل دوطرفه به اختصار MAD این بود که هر جنگ هسته‌ای به نابودی کامل دو طرف درگیر بیانجامد، نه آنکه یکی بتواند از چنین جنگی خود را نجات داده یا دست‌کم بخشی از توان خود را حفظ کند در این صورت موازنه از دست میرود و این عدم تعادل میتواند شروع کننده یک درگیری هسته ای باشد. اما با اینکه این موضوعات بارها توسط نخبگان مختلف نظامی و سیاسی تکرار می‌شد، شواهد نشان می‌دهد که این ایده‌ها آنچنان در عمل مورد توجه قرار نمی‌گرفته‌اند. دست‌کم در حوزه‌ی تحقیق و توسعه‌ی چتر پدافند موشکی، تلاش‌ها با قدرت ادامه پیدا میکرد. با ناکامی پروژه‌ی سنتینل در دستیابی به اهداف خود طرح آن به «تامین» تغییر نام داد و در ۱۹۶۹ تلاش‌های جدیدی در حوزه‌ی پدافند موشکی آغاز شد. شکل2 نمایی از چینش سامانه های منتقل شده به داکوتای شمالی پروژه‌ی تامین 2 (۱۹۶۹) SAFE GUARD شکل 3 سامانه موشکی پروژه Sentinel در پروژه Safeguard نیز بکار گرفته شد. این طرح ناتوانی‌های طرح سنتینل مانند عدم توانایی پوشش کل کشور و ... را با حذف مفهومی آن‌ها و محدودسازی طرح به اندازه‌ی حفظ قابلیت انتقام متقابل در برابر حملات موشکی کنار گذاشت و از موشک‌های اسپارتان و اسپرینت و سایر تکنولوژی‌های موجود در طرح سنتیل صرفا برای حفاظت از سیلوهای پرتاب موشک‌های قاره‌پیمای هسته‌ای بهره جست. از آنجا که شوروی نیز در مقابل آمریکا طرحی مشابه در دست اجرا داشت، چنین امری سبب می‌شد تا راهبرد انهدام کامل دو‌طرفه برای هر یک پابرجا بماند، ضمن آنکه: · هزینه‌ی کم‌تری تحمیل شود. · در اتمسفرهای نزدیک به مناطق دارای جمعیت از سرهای جنگی هسته‌ای ضدموشکی استفاده نمی‌شد، تا نگرانی‌های سیاسی-اجتماعی کم‌تر شود. · به دلیل محدود بودن منطقه‌ی پدافندی، کاربرد موشک‌های کوتاه‌برد اسپرینت که در پروژه‌ی سنتینل تقریبا بی‌فایده به نظر می‌رسید، در یک محدوده‌ی کم‌تر حفظ می‌شد. · از آنجایی که سیلوهای موشکی در ابتدای هر حمله می‌توانست مورد تهاجم شوروی قرار گیرد، آن‌ها با قراردهی مقدار زیادی موشک پدافندی در محدوده‌ی سیلوهای موشک‌های قاره‌پیما، می‌توانستند به سطح مطلوبی از حفظ توان آفندی برسند. · با این وجود این پروژه نیز همچنان محدودیت‌های سیاسی و نظامی سابق را در خود داشت. پیمان تسلیحات ضدموشکی 3ABM TREATY مسائل فوق در مورد پدافند موشکی البته برای شوروی هم وجود داشت. هیچکدام از طرف‌های جنگ سرد از پس هزینه‌های آن برنامه‌ها به طور کامل برنمی‌آمدند و علاوه بر آن مشکلات فناورانه‌ی بسیاری وجود داشت. برای مدیریت رقابت تسلیحاتی، دو طرفِ جنگ سرد رو به پیمان‌های منع تولید تسلیحات دفاع موشکی آوردند؛ که در خلال مذاکرات سالت ۱ در پیمان ۱۹۷۲ و سپس بازبینی پیمان دفاع موشکی در ۱۹۷۴، این مشکلات دو طرف را به محدودسازی متقابل سوق داد. شوروی در تعداد ۱۰۰ موشک رهگیر گالوش با نام ناتوی A-35 برای حفاظت از یک هدف به انتخاب خود (موسکو) محدود گشت و آمریکا نیز پروژه‌ی تامین خود را در پایگاه هوایی گرند فورک داکوتای شمالی، برای حفاظت از موشک‌های قاره‌پیمای خود در آن ناحیه مستقر کرد. شوروی کار تحقیقاتی بر روی توسعه‌ی سیستم را هیچ‌وقت متوقف نساخت و سامانه را به نسخه‌ی A-135 به‌روزرسانی کرد و سپس آن را به A-235 ارتقا داد. این پروژه‌ها در اطراف مسکو مستقر بوده و همچنان فعال هستند و اخیرا نیز آزمایش‌هایی داشته‌اند. روسیه و آمریکا سعی کردند برد این موشک‌ها را نیز ارتقا دهند؛ روسیه ارتقاهای عظیمی داده است تا ضمن متعهد ماندن به پیمان ضدموشکی و بدون جابه‌جا کردن سامانه، بتواند محدوده‌ی دفاعی قابل اجرا توسط موشک‌ها را افزایش دهد. شکل 4 موشک پدافندی حامل سرجنگی انرژی جنبشی KKV نگرانی‌های اصلی پیرامون دفاع موشکی مبتنی برای کلاهک هسته‌ای هوابرد باعث شد تا از ۱۹۸۰ به بعد نیروی زمینی آمریکا امکان‌سنجی‌های مربوط به رهگیرهای اصابتی را مورد پژوهش قرار دهد. ماشین اصابتی کلاهک رهگیری‌ای است که بدون داشتن خرج یا سر جنگی انفجاری از نوع هسته‌ای یا متعارف، مستقیما با اصابت کردن به سر جنگی موشک مهاجم و از طریق انرژی جنبشی فراوانی که در هر دو وجود دارد، آن را نابود می‌سازد. اصطلاحا این سرهای جنگی را «Kinetic Kill Vehicles» یا ماشین کشتار انرژی جنبشی و به شکل اختصاری KKV می‌نامند. این آزمون‌ها توانستند در نهایت در سال ۱۹۸۴ موفقیت‌هایی کسب کنند. یک رهگیر از نوع انرژی جنشی با سر جنگی چتریِ مجهز به جستجوگر مادون قرمز، توانست یک سر جنگی فرودکننده به جوِ یک موشک قاره‌پیمای آمریکایی موسوم به مینوتمن را با سرعتی در حدود ۶۱ کیلومتر بر ثانیه و در ارتفاعی ورای ۱۶۰ کیلومتر منهدم سازد. این دستاورد توانست از نظر فناوری اثبات کند که می‌شود در فضای بیرونی جوِ زمین، رهگیری‌های موفقی در ارتفاع بالا داشت به نحوی که بتوان سرهای جنگیِ فریب و اصلی را نیز از یکدیگر تفکیک کرد و نیازی به یک انفجار اتمی برای از بین بردن موشک‌های مهاجم نباشد. لایحه‌ی اقدام دفاعی راهبردی SDI 4 یک سال قبل از آزمون مذکور در ۱۹۸۳، دولت ریگان بودجه‌های این بخش را با عنوان اختصاری Strategic Defense Initiative یا به اختصار SDI به تصویب رسانده بود. این طرح سپس برنامه‌ی جنگ ستارگان نام گرفت. ریگان صراحتا عنوان کرد هدف از این پروژه پایان دادن به جنگ هسته‌ای نه فقط در برابر شوروی و برای آمریکا، بلکه برای کل متحدان آمریکا در نظر گرفته شده است و قصد دارد تهدیدات هسته‌ای را برای همه‌ی طرف‌ها پایان دهد. این طرح بسیار بلندپروازانه بود. از استفاده از تجهیزات فضایی بسیار وسیع و بزرگ برای رهگیری موشک‌های مهاجم، تا لیزرهای ایکس‌ریِ فضاپایه برای انهدام و همچنین سامانه‌های عظیم کنترل و فرماندهی که تمامی این‌ها را در خود جای داده باشد و بر خلاف پروژه‌های قبلی هدف خود را دفاع کامل و همه‌جانبه در برابر یک تهاجم اتمی بزرگ توسط شوروی عنوان می‌کرد، به نحوی که می‌بایست در مناطقی خارج از خاک آمریکا نیز نصب شوند. در همان ابتدای معرفی، SDI که از آن به عنوان پروژه‌ی منهتن ۲ نیز یاد کرده‌اند با نقدهای فراوانی از نظر فنی و اجرایی و همچنین بودجه‌ای مواجه شد. شکل 5 داده نمای برنامه دفاع راهبردی SDI خروج از پیمان تسلیحات ضدموشکی با گذشت زمان و توسعه‌ی برخی تسلیحات در این حوزه و اخذ فناورهای جدید، در ۱۹۹۹ سازمان ملل قطعنامه‌ای برای فشار به ایالات متحده در جهت متوقف ساختن تحقیقات و رهاسازی این سامانه به تصویب رساند. هدف این قطعنامه حمایت از توافق تسلیحات ضدموشکی دو جانبه‌ی آمریکا با شوروی و به اختصار ABM بود. اما در نهایت در ۲۰۰۲ آمریکا از این پیمان خارج شد و در برابر، روسیه نیز از استارت ۲ خارج شد. پیمانی که نصب کلاهک‌های چندگانه بر روی موشک‌های قاره پیما را محدود می‌ساخت. خروج از این پیمان با هدف ناکارآمد ساختن دفاع موشکی بود. دفاع موشکی دشواری‌های فراوانی نشان داد همزمان با هزینه‌های بسیار در ایجاد پایگاه‌های فرماندهی فضایی مختلف، به خصوص در استرالیا و جزایر دیگو گارسیا در اقیانوس هند، موفقیت در ساختن تجهیزات مناسب مقداری به طول انجامید. موشک‌های استاندارد ۳ و ۶ بر روی ناوهای آمریکا نصب شدند. این موشک‌ها می‌توانستند کلاهک‌های بالستیک را هنگام ورود به جو و یا در فاز میانی رهگیری کنند. پدافند موشکی پاتریوت ۲ که در جنگ کویت و حمله‌ی عراق به اسراییل در ۱۹۹۱ ناتوانی کاملی از خود نشان داده بود، در ۲۰۰۳ نیز کارنامه‌ی موفقی نداشت و به گونه‌های کوتاه‌برد دیگر به اسم پاتریوت ۳ به‌روزرسانی شد که مسئله‌ی برد کوتاه و عدم پوشش همه‌جانبه را موجب می‌شد و آثار هزینه‌ای برای ایجاد پوشش کامل در بر داشت. سپس پروژه‌ی تاد یا Terminal High Altitude Area Defense (THAAD) برای بردهای بالاتر و با موشک‌ها و سامانه‌های راداری جدید انجام شد. این سامانه در یک پروژه‌ی کاملا متفاوت در کنار پاتریوت ۳ می‌توانست تا حدودی خلا ناتوانی پاتریوت ۲ را جبران کند. گرچه تحقیقات این موشک‌ها ۴ سال پس از SDI یعنی در سال ۱۹۸۷ کلید خورده بود، اما ۲۱ سال بعد و در ۲۰۰۸ استقرار عملیاتی یافتند. سپس در برابر کره‌ی شمالی در کره‌ی جنوبی و در برابر ایران در امارات، اسراییل، ترکیه و رومانی مستقر شدند. همچنین پروژه‌ی بسیار مهم لیزر هوابرد که دفاع ارزان همه‌جانبه در برابر موشک‌های بالستیک را ممکن می‌ساخت، به دلیل مشکلات فنی بسیار کنار گذاشته شد. رابرت گیتس وزیر دفاع وقت در سخنرانی پیرامون عملیاتی شدن این سامانه چنین اظهار داشت: «من کسی را در دپارتمان دفاعی نمی‌شناسم جناب آقای تیهارت، که بر این فکر باشد که این سامانه توان استقرار عملیاتی دارد. واقعیت این است که شما به لیزری در حدود ۲۰ یا ۳۰ برابر قوی‌تر از لیزرهای شیمیایی که روی هواپیماهای کنونی نصب هستند نیاز دارید تا بتوانید از هر فاصله‌ای نسبت به مکانِ پرتاب، آتش کنید ... خب! در حال حاضر لیزر هوابرد می‌بایست در مداری درون آسمان ایران پرواز کند تا بتواند هر موشکی را در مرحله‌ی آغازین پرتاب منهدم سازد؛ و اگر شما همین را نیز بخواهید عملیاتی کنید به ۱۰ تا ۲۰ هواپیمای ۷۴۷ نیاز دارید که قیمت هر کدام از این سامانه‌ها حدود ۱۵ میلیارد دلار خواهد شد و سالانه ۱۰۰ میلیون دلار برای نگهداری نیاز دارند و اینجا کسی که یونیفرم‌پوش باشد و من او را بشناسم باور ندارد که چنین مفهومی امکان‌پذیر باشد». گرچه هیچ‌وقت دلایل واقعی این پروژه اعلام نشد(!) و پروژه‌ی دیگری بر روی هواپیمای سی ۱۳۰ به صورت عملیاتی باقی مانده است، از دید نگارنده این لیزر می‌توانست نیروهای نظامی روی زمین را از بین ببرد و به تجهیزات راداریِ استقراری، آسیب‌های عملیاتی وارد کند. شکل 6 بوئینک 747 سامانه لیزر هوابرد YAL-1A استقرار پدافند موشکی در رومانی و واکنش روس‌ها در سال ۲۰۱۶ همزمان با استقرار موشک‌های آمریکایی در رومانی، روسیه آن‌ها را تهدیدی برای خود برشمرد و از ایالات متحده خواست آن‌ها را برچیند؛ سپس در واکنش، پیمان موشک‌های برد متوسط (INF) را پس از استارت ۱ به حالت تعلیق درآورد. هدف از تعلیق INF استمرار مذاکره و استفاده از حربه‌ی تهدید ساخت موشک‌های میان‌برد علیه اروپا و حذف یک تهدید ایجاد شده در این قاره بود. و لیکن روس‌ها نتیجه‌ای از آن نگرفتند و رسما از این پیمان خارج شدند تا از اقدامات عملی رونمایی کنند. آمریکا نیز در برابر، در سال ۲۰۱۸ از این پیمان خارج شد. روس‌ها پیش‌تر این پیمان را از سوی آمریکا نقض شده می‌دانستند و معتقد بودند موشک‌هایی که آمریکا از آن‌ها به عنوان هدف در سامانه‌ی دفاع موشکی خود استفاده می‌کند، در واقع صرفا یک هدف تمرینی نیستند بلکه تلاشی برای توسعه‌ی موشک‌های میان‌برد می‌باشند. این اقدام از آنجایی نیاز بود که روس‌ها پس از خروج از پیمان مذکور می‌توانستند با استقرار موشک‌های میان‌برد خود، سامانه‌های پدافند موشکی دوربرد ایالات متحده را که برای رهگیری اهداف ورای جو در نظر گرفته شده بودند و عمدتا قاره‌پیما محسوب می‌شدند، با موشک‌های کوتاه‌بردتر هدف قرار دهند. آمریکا بر این باور بود که INF با وجود موشک‌های ساخت ایران و چین دیگر معنای سابق خود را ندارد و صرفا آمریکا و هم‌پیمانانش را محدود ساخته است. در واکنش، آن‌ها شروع به مذاکره با سایر کشورهای اروپای شرقی کردند تا برای استقرار سایر پدافندهای موشکی خود، مکان‌یابی جدیدتری انجام دهند. اما روس‌ها به سرعت هشیار شده و واکنش بسیار عظیمی از خود در حوزه‌ی فناوری موشکی در جهت خنثی سازی اقدامات آمریکا نشان دادند. شکل 7 نمایی از چالش استقرار سامانه دفاع موشکی در دوسلو رومانی رادار TPY-2 در ترکیه برای ایران و روسیه بازخوانی استراتژیک هدف برنامه‌ی دفاع موشکی آمریکا تهدیدات شوروی عنوان شده بود. گرچه هیچ شواهدی وجود ندارد که هیچ‌یک از سامانه‌های اعلامی تا دهه‌ی ۹۰ قادر بوده باشند ارزش عملیاتی ایجاد کنند، اما وزنه‌های بسیار سنگینی در حوزه‌ی رقابت‌های سیاسی دوره‌ی جنگ سرد تلقی می‌شده‌اند. دست‌کم تا زمانی که از نظر فنی داده‌های مربوط به میزان موفقیت یک پروژه نظامی مکشوف نباشند و یک طرف انحصار چنین تسلیحاتی بخصوص انحصار در نمایش های قدرت از آن را داشته باشد و طرف دیگر به برنامه‌ی تولید آن ورود نکرده باشد، کشور اعمال کننده‌ی اقتدار، قوت خاصی به توان نظامی خود افزوده که موازنه را به نفع خود تغییر میدهد. در آن دوره موازنه مستقیما با حفظ سرمایه در ارتباط بود و بر هم خوردن موازنه به یک سمت به خصوص به نفع طرف غربی با فرار سرمایه و نخبگان بیشتر به آنجا و افزایش چتر دفاعی و توسعه نفوذ سیاسی به کشورها فواید خود را نشان می‌داد. توانایی‌های سیاسی‌ای که پس از ایجاد این فاکتور قدرت اخذ می‌شدند، در دوره‌ی جنگ سرد بسیار چشمگیر بودند. به خصوص در حوزه‌های مربوط به امنیت بین‌المللی و ایجاد سایر انحصارهای متکی بر تجارت و سازمان‌های بین المللی. نمونه‌ی بسیار بارز این بهره‌برداری‌های سیاسی از تسلیحات راهبردی، طعم شیرین حق وتوی شورای امنیت برای ابرقدرت‌ها بود. و فرار توام با وحشت احزاب سیاسی کشور ها به دامان جریان سرمایه داری یا کمونیسم. اما اگر یک یا چند کشور دیگر به این قابلیت‌ها دست پیدا می‌کردند، اگر متحد آمریکا بودند آن را در تلاش‌های دست‌جمعی در بلاک خود تجمیع می‌کردند و یا آن را وادار می‌کردند در حیطه‌ی منافع ایدولوژیک نظام سرمایه‌داری عمل کند؛ و اگر در بلاک شوروی چنین قابلیت‌هایی پدید می‌آمد، رفتار رهبران شوروی حالتی مخاصمه‌آمیز می‌گرفت. و در برابر، رفتار غرب به سرعت از فرم‌های اعمال قدرت و انگیزه‌های اقتدارگرایانه به سمت مذاکرات سازش بین دو قدرت گرایش پیدا می‌کرد. در 1967 و پیش از اعلام رسمی اجرای طرح سنتینل، با هدف محدود سازی این فناوری ها مذاکراتی در گلاسبرو نیوجرسی بین آمریکا و شوروی به اجرا گذاشته میشود. مک نامارا وزیردفاع وقت در جلسه ای که لیندن جانسون و الکسی کوسیگین معاون اول نخست وزیر شوروی حضور داشتند، تلاش کرد تا مفاهیم راهبردی دفاع موشکی را با نمایش اسلاید هایی از معادلات ریاضی و تئوری های راهبردی به کوسیگین القا کند که این سامانه ها میبایست در سطحی کنترل و محدود شوند، اما در اقناع کوسیگین ناکام میماند. گرچه دو طرف هرکدام برای خود روایتی از آن مذاکرات 3 روزه نقل کرده اند، ولیکن توافقی در سطح مورد نیاز آمریکا حاصل نمیشود. با این وجود جانسون میدانست که عملا پروژه سنتینل امکان پذیر نیست(چرا که آمریکا قادر به پوشش تمام کشور با استفاده از آن نخواهد شد) در حالی که پیشتر گفته بود قصد انجام هیچ کاری در مورد آن ندارد مجبور به ارائه طرح میشود. هزینه آنچه که در برنامه پیش بینی شده بود، معادل 60 میلیارد دلار به ارزش امروز است. از طرفی شوروی اقدام به نصب دفاع موشکی کرده بود و پیشرفتهایی از خود نشان میداد که ایالات متحده را آزار میداد، جانسون بشدت تحت فشارهای کنگره قرار میگیرد که چرا دولت در نصب این سامانه ها تعلل ورزیده و دست سیاستمداران در برابر شوروی خالیست، این مسئله بعدا به یکی از مصائب در کارزار انتخاباتی آمریکا تبدیل میشود، وی به نصب تعدادی از این سامانه ها رضایت میدهد، که نتیجه همان پروژه سیف گارد است. اگر به خط سیر زمانی مذاکرات، پیمان‌ها و موافقت‌نامه‌های تسلیحات موشکی میان شوروی و ایالات متحده نگاهی بیاندازیم، مذاکرات ۱۹۶۹ هلسینکی درست در زمانی آغاز شد که پروژه‌ی سنتینل که از ۱۹۶۷ شروع شده بود به هیچ موفقیت عملیاتی دست پیدا نکرد و آن بخش از نتایج که از نظر تحقیقاتی مهم به نظر می‌رسیدند سرانجام در برنامه‌ی تامین ایالات متحده گنجانده و حفظ شدند. سپس در آن زمان با استفاده از مذاکرات سعی شد جلوی پیشرفت فنی شوروی در حوزه‌ی این تسلیحات گرفته شود. لازم به ذکر است پدافند گالوش که از آن به عنوان پدافند موسکو یاد می‌شود از نظر استراتژیک بسیار موفقیت‌آمیزتر از انواع آمریکایی تلقی می‌شد. این موفقیت بیش‌تر از آنکه مدیون خود موشک‌ها باشد، مدیون استقرار آن‌ها در جایی نزدیک مرزهای اروپای شرقی بود. به نحوی که کلاهک‌های هسته‌ای بسیار قدرتمندِ موشک‌های پدافندی، در آسمان اروپا منفجر می‌شدند یعنی در فاصله‌ی دور از سرزمین اصلی شوروی. این یک دفاع دوجانبه ایجاد می‌کرد: نخست اینکه موشک، دشمنِ کاپیتالیستی خود را دفع می‌نمود، دوم اینکه در آسمان کشورهای سرمایه‌داری منفجر می‌شد و بار روانی بسیار سنگینی در حوزه ناتو ایجاد می‌کرد. در حالی که در ایالات متحده موشک‌های پدافندی در آسمان این کشور و یا در دریاهای اطراف آن مثمر ثمر بودند و حتی در صورت موفقیت آثار تشعشعیِ بارش رادیواکتیو و در کنار آن آسیب‌های روانی به جغرافیای ایالات متحده بازمی‌گشت. آن‌ها مجبور بودند برای زدن موشک‌های شوروی در آسمان خود، بمب اتمی منفجر کنند و این ممکن بود به انفجارهای دامنه‌دار هسته‌ایِ کلاهک‌های مهاجم منجر شود. از طرفی استقرار پدافندهای آمریکایی در اروپا در آن زمان، اروپا را نیز تحت خطر حمله‌ی هسته‌ای با موشک‌های کروز، موشک‌های کوتاه‌برد و بمب‌افکن های شوروی قرار می‌داد. مذاکرات موفق آمریکا و تحمیل هزینه به روسیه توام‌ با عقب‌نشینی آمریکا عملا متوجه این امر شده بود که نمی‌تواند یک سامانه‌ی جامع دفاع موشکی موفق در خاک خود بدون حضور در سایر نقاط دنیا ایجاد کند. بنابراین وارد مذاکره شد و بدون جنگ، سیستم شکست‌خورده‌ی خود را وجه‌المعامله‌ی پیمان سالت ۱ یا تعهدنامه‌ی کاهش تسلیحات راهبردی قرار داد و از فرصت پدید آمده در مذاکرات، برای کاهش سایر تسلیحات بهره جست که با واکنش مثبت روس‌ها نیز مواجه شد. شکل 8 موشک کروز هسته ای تاماهاوک نسخه گریفون که توسط نماینده شوروی در حال بازرسی میباشد. ایالات متحده در گام‌های بعدی موشک‌های میان‌برد و سپس کوتاه‌برد شوروی را محدود ساخت، موشک‌های کروز را از اروپا جمع کرد و کلاهک‌های شوروی در هر موشک را به یک عدد محدود ساخت تا بتواند پدافند موثری در برابر آن ایجاد کند، این محدود سازی اساس مذاکرات استارت2 بود. در حالی که در عمل، داشتن این موشک‌ها برای آمریکا هیچ صرفه‌ی راهبردی نداشت و فقط یک داروی سیاسی برای اروپایی‌ها محسوب میشد، موشک‌های سوخت جامدِ بسیار مهم شوروی مانند پایونیر که با هر پرتاب قادر بود ۳ کلاهک را به برد ۵۵۰۰ کیلومتری بفرستند، کنار گذاشته شدند. این یک راهبرد مذاکراتی بسیار موفقیت‌آمیز قلمداد می‌شد و از آنجایی که بدون جنگ و هزینه توانسته بود تعداد زیادی تسلیحات راهبردی در محدوده‌ی درگیری شوروی با اروپا را از میان بردارد، مورد استقبال عمومی جهانی هم قرار گرفته بود. بیش‌ترین هزینه را روس‌ها دادند، آن‌ها در برابر سه گونه موشک آمریکایی و ۸۴۶ فروند از آن‌ها، حدود ۱۸۴۶ فروند موشک در ۶ گونه‌ی بسیار موفق رزمی را کنار گذاشتند و از آنجایی که حتی لانچرها و ماشین‌های حامل را نیز از بین می‌بردند، هزینه‌ها تحمیلی به شوروی بسیار سرسام‌آور بود. بر اساس همین موفقیت در مذاکرات و تحمیل هزینه به شوروی که از تجربه‌ی ۱۹۷۲ اخذ شده بود، پیمان‌های سالت ۲، INF، استارت ۱، استارت ۲ و سپس استارت جدید در ۲۰۱۰ مورد مذاکره قرار گرفتند. اما آنها پا را از آن فراتر گذاشتند و در همین راستا رژیم منع تولید و اشاعه‌ی فناوری تسلیحات موشکی با برد بالاتر از ۳۰۰ کیلومتر با عنوان MTCR به بسیاری از کشورها تحمیل کردند. شکل 9موشک پایونیرRSD 10 با قابلیت حمله سه کلاهک به برد 5500 کیلومتر که در پیمان INF کنار گذاشته شد بازگشت به پیش از سالت ۱ و مذاکرات ۱۹۶۹ اما چه چیزی باعث شد تا در ۲۰۱۶ ورق برگردد و هر دو به جایگاهی قبل از سالت ۱ و حتی پیش از مذاکرات ۱۹۶۹ بازگردند؟ ترامپ و جمهوری‌خواهان؟! مشکلات از دوره‌ی اوباما شروع شده بود: از دید آمریکایی‌ها ظهور قدرت‌های جدید مانند چین، کره‌ی شمالی و ایران و از دید روس‌ها ایالات متحده به عنوان ناقض پیمان‌ها. اما در عمل و با نگاه به واقعیت‌های فنی روی زمین می‌توان موضوع به سرانجام رسیدن پروژه‌های پدافند موشکی ایالات متحده به خصوص در بعد تولید انبوه و استقرار به عنوان عامل اصلی و فاکتور نوظهور اعمال قدرت اشاره کرد. ایالات متحده سال‌ها برای داشتن سامانه‌ی دفاع موشکی قابل اتکا تلاش کرده بود و اگر این پروژه‌ها زودتر به نتیجه می‌رسیدند، خروج از این پیمان‌ها نیز به همان نسبت زودتر اتفاق می‌افتاد. اگر موفق نمی‌شدند نیز دلیلی برای خروج از پیمان وجود نداشت و چه بسا بجای ارائه راهبردهای سلطه گرایانه ای چون تسلط تمام طیفی بر جنگ آنهم در کل دنیا، داعیه‌دار صلح جهانی می‌شدند و رژیم‌های بین المللی بیش‌تری مانند MTCR را از طریق رژیم های کنترل بروکراتیک به ملت‌ها تحمیل می‌کردند. پس از استقرار موشک‌های استاندارد ۳ و ۶ بر روی ناوهای کلاس هازارد و استقرار حجم وسیعی از حسگرهای فضاپایه، این توان به وجود آمد که تحلیل جامعی نسبت به پرتاب موشک‌های بالستیک به صورت لحظه‌ای در تمام دنیا فراهم شود. کشورهایی مثل ایران و کره‌ی شمالی مستقیما برای خاک آمریکا تهدید راهبردی محسوب نمی‌شدند، آنها در برابر دشمنان منطقه ای و تهدیدات نزدیک خود سلاح میساختند، و اگر موشک‌های قاره پیما هم می‌ساختند، از نظر عددی و سر جنگی آنقدر محدود بود که بشود در برابرشان کاری کرد. بنابراین از طریق توسعه‌ی تهدیدات میان‌برد توسط کشورهای به اصطلاح سرکش(!)، می‌توانستند استقرار رایگان سامانه‌های ضدموشکی آمریکایی را در هر نقطه‌ای از دنیا و به هزینه‌ی میزبان انجام دهند و این یک آماده‌سازی جهانی برای کنترل فضا و ایجاد انحصار در حوزه‌ی پرتاب‌های فضایی نیز بود. باید به قدرت های نوظهور فشار وارد میکردند تا تهدیدی بر علیه آمریکا شوند و از طریق پاسخ به آن تهدید چتر امنیتی خود را در حوزه های اقتصادی تحت تسلط گسترش دهند. از طرفی گلایه‌های امنیتی ایجاد شده‌ی مرتبط با ناتوانی این سامانه‌های دفاع موشکی را با فروش نسل جدیدی از موشک‌های تهاجمی برد متوسط، جنگنده‌های گران‌قیمت نسل ۵ و پهپادها جبران می‌کردند. موشک‌ها به این دلیل مهم بودند که پیش‌تر، تحقیقات و تولید آن‌ها در سراسر اروپا متوقف شده بود. بنابراین شکل دادن به یک بازار تسلیحاتی جدید و بسیار پرسود که به توسعه‌ی کنترل آسمان در کشورهای مختلف و اتصال تعداد پرشماری رادار و شبکه‌ی مخابراتی در سراسر دنیا به ساختار نظامی آمریکا بیانجامد، با کم‌ترین هزینه امکان‌پذیر گشته بود تا ایجاد یک نیروی فضایی با هزینه‌ی دیگران و به ریاست ایالات متحده تحت کنترل و فرماندهی پنتاگون به سادگی در دسترس قرار گیرد. وضعیت موشکی اروپا و بازار جدید تسلیحات چنین بازار مبتنی بر تهدیدات موشکی و هسته‌ای، ابتدا لازم بود تا تهدیدکننده‌ی قابل اعتنایی در بُرد اروپا و دیگر متحدان آمریکا بیابد. سپس آن تهدیدکننده می‌بایست کشورهای متحد آمریکا را زیر آتش تهدید عملیاتی موشکی و (البته بسیار مهم) هسته‌ای خود ببرد، در نتیجه‌ی آن، کشورهای تهدید شده برای خرید تسلیحات پدافندی در بردهای مختلف روانه‌ی آمریکایی شوند که چنین تسلیحاتی را از قضا در همین سال‌ها به سرانجام رسانده است. کشورهای عربی با پول‌های نفتی، ژاپن، کره‌ی جنوبی و اروپا می‌توانستند بزرگ‌ترین خریداران اجباری این تسلیحات باشند. کشورهای اروپایی به خصوص اعضای ناتو و حتی فرانسه (که به دلیل وجود پیمان‌های دوره‌ی جنگ سرد و توافق‌های پس از آن میان روسیه و ایالات متحده از ایجاد زیرساخت‌های ضدموشکی قابل توجهی که در یک جنگ موشکی تمام‌عیار باقی بماند) بازمانده بودند، به یک‌باره همه‌ی این پیمان‌ها را از بین رفته دیدند. اکثر این کشورها به راه‌اندازی یا داشتن شبکه‌های راداری موشکی محدود و پاسخ‌های هسته‌ای محدود گرایش داشتند و برای آن، موشک‌های دوربرد قاره‌پیما و زیردریایی‌های موشک‌انداز هسته‌ای می‌ساختند تا ضمن حفظ قدرت بازدارندگی، توان اعمال قدرت از هر جای دنیا به تهدید مشترک خود، شوروی و سپس روسیه و چین را داشته باشند. در میان اروپایی‌ها تنها فرانسه به ساخت موشک‌های کوتاه‌برد پرداخت. پلوتون با برد ۱۲۰ کیلومتر و هیدیز با برد ۴۸۰ کیلومتر که هر دو به کلاهک هسته‌ای مجهز بودند. در سایر کشورهای اروپایی موشک‌های کروز هسته‌ایِ آمریکایی و موشک‌های بالستیک لنس با برد ۱۲۰ کیلومتر مستقر بودند، موشک‌های میان‌برد سوخت جامد پرشینگ ۲ با برد ۷۴۰ تا ۱۳۵۰ کیلومتر نیز در آلمان نصب شده بودند. بعد از فروپاشی شوروی گونه‌های آمریکاییِ کوتاه‌برد با موشک‌انداز هایمارس مجهز به موشک MGM140 جایگزین شدند و سایر موشک‌ها مانند پرشینگ از اروپا جمع‌آوری شده و در قالب INF از بین رفتند. در اروپا از آنجایی که راه مناسبی برای دفاع در برابر این موشک‌ها پیدا نمی‌شد و موفقیت پدافندها در برابر همه‌ی بردها ناچیز بود، به مشارکت در پیمان‌های جنگ سرد به خصوص در مذاکرات روی آورده بودند. بنابراین اروپا در یک خلا موشکی برای موشک‌های بالستیک کوتاه‌برد و میان‌برد قرار دارد و از نظر عددی نیز در این حوزه‌ها قدرتی محسوب نمی‌شود، اما تاکنون نیز پیکان تهدید این موشک‌ها به سمت روسیه بوده است. همگامی راهبردی با برنامه‌ی هسته‌ای ایران این خلا نمی‌توانست به حال خود رها شود، به خصوص آنکه توانایی بالقوه‌ای برای تولید و استقرار هم موشک و هم پدافند موشکی در اروپا وجود دارد. چون آمریکا همه‌ی گزینه‌های تولید لازم را در اختیار دارد، بزرگ‌ترین سهم بازار را برای خود متصور است. اما چگونه می‌شود به اروپایی‌ها موشک فروخت و با روسیه نیز راحت بود؟! علت استقرار تسلیحات موشکی مانند AGIS ASHORE که نوع زمین‌پایه‌ی موشک‌های پدافندی استاندارد است و می‌تواند در فاز میانی، موشک‌های بالستیک روسی را در ورای جو هدف قرار دهد، تهدید نوظهوری چون ایران عنوان شد؛ در حالی که در زمان افتتاح این سایت‌ها ایران هنوز موشکی در برد اتحادیه آزمایش نکرده بود. تمرین‌ها و شبیه‌سازی‌های بسیاری در اروپا صورت گرفت. اندیشکده‌ها و مجلات بسیاری آن را از نظر روانی ارتقا دادند تا به وزنه‌ای در معادلات نظامی بدل شود. تا آنجا که آمریکا رسما در بیانیه‌ای علت نصب این موشک‌ها را ایران اعلام کرد. در ۲۰۱۶ دیمیتری پسکوف سخنگوی وزارت خارجه‌ی روسیه چنین اظهار داشت (به نقل از نیویورک‌تایمز) 5: «اقدامات لازم برای تامین سطوح امنیتی مورد نظر روسیه در حال انجام است. بگذارید به یادتان بیاورم، رئیس جمهور شخصا این پرسش را مکررا تکرار نموده که این سیستم‌ها علیه چه کسی هدف گرفته شده‌اند». در ادامه نیویورک‌تایمز چنین می‌نویسد: «ایالات متحده می‌گوید که سامانه‌های پدافند موشکی در برابر دولت‌های «سرکش» به خصوص ایران قرار دارند و هیچ هدف تامین امنیتی برای حتی اروپا و یا آمریکا علیه روسیه با آن ذخایر موشکی اتمی ندارند. سایت‌های پیمان آتلانتیک شمالی توسط افسران آمریکایی کنترل می‌شوند». نصب این سامانه حتی روس‌ها را در رابطه با ایران تحت فشار قرار داد. به نظر می‌رسید روس‌ها نیز دیگر تمایلی برای همکاری با ایران در برنامه‌ی هسته‌ای نداشتند و حتی این را پیش‌تر با مشارکت در قطعنامه‌های ضدایرانی شورای امنیت نشان داده بودند. آمریکا از این طریق به آنچه که می‌خواست می‌رسید؛ ابتدا با استفاده از تهدید ایران، شبکه‌ی راداری ناتو را به کنترل کامل درمی‌آورد و آسمان اروپا و به خصوص روسیه را به دقت پایش می‌کرد، سپس باقی سامانه‌های خود را مستقر می‌نمود. این نقطه‌ی آغاز از ۲۰۱۶ نیاز به ایجاد تهدیدات وسیع موشکی از سوی ایرانی داشت که در آن زمان بردی فراتر از ۱۳۵۰ کیلومتر را به صورت رسمی نشان نداده بود، ایرانی که توافق وین را پذیرفته بود و در شرف یک توافق بزرگ بود. در ادعاها برد موشکی ایران نیز بیش‌تر از ۲۰۰۰ کیلومتر عنوان نشده بود و این بسیار کم‌تر از برد مورد نیاز برای زدن بخش‌های مهم اروپا از سمت ایران است، یعنی بردی دست‌کم بیش از ۳۸۰۰ کیلومتر و تا انگلستان در دوربردترین نقطه حدود ۵۰۰۰ و یا اسپانیا در حدود ۶۰۰۰ کیلومتری. ایجیس اشور همان پدافند موشکی دریاپایه‌ی آمریکا بود که به زمین و فرودگاهی در دانمارک منتقل شده بود. این طراحی برای توسعه‌ی سامانه‌های پدافندی، مقدمه‌ای برای تنش‌زایی و خروج از برجام با بهانه‌سازی از برنامه‌ی موشکی ایران و فشار بیش‌تر به همه‌ی طرف‌ها بود. شکل 10 سامانه ایجیش اشور عملیاتی شده در رومانی اگر ایده‌های ذکر شده‌ی اینجانب در پیمان پدافند موشکی ABM را به یاد داشته باشید و روش آمریکا در متوقف ساختن شوروی به شکل موقت تا نتیجه گرفتن از برنامه‌ی «تامین» و سپسSDI را به خاطر آورید، برجام نقشی فراتر از آن نداشت. غرب، برنامه‌ی هسته‌ای ایران را متوقف می‌ساخت تا بتواند چتر پدافندی کافی در اروپا فراهم آورد و پس از آن از برجام خارج شده و دور جدیدی از فشارها و در پوشش آن اقدامات لازم برای نفوذ در اروپا و ضدیت با روسیه را در تکمیل سلطه‌ی جهانی خود بر فضا صورت دهد. ایده‌ی این اقدام چنین فرضی بود که مذاکرات در ۲۰۱۵ به سرانجام می‌رسید، در ۸ سال بعد از آن از ۲۰۱۶ رئیس جمهور بعدی ایالات متحده فرصت دارد تا به چند روش چتر کنترل نظامی آمریکا بر اروپا و بخش‌های وسیعی از دنیا را با استفاده از توسعه‌ی تهدید از جانب ایران توسعه دهد. جالب‌تر اینکه زدن تاسیسات هسته‌ای ایران کم‌ترین نقش را داشت، اما بیش‌ترین صحبت‌ها را به خود اختصاص می‌داد. در این خصوص من دو راهبرد متصور می‌شوم: · نخست، خروج از برجام و بازی تهدید نظامی همه‌جانبه به خصوص دورایستا علیه ایران و همگام‌سازی اروپا در اعمال فشار همه‌جانبه به خصوص نظامی بر ایران. · دوم، ماندن در برجام و منتظر اقدامات موشکی ایران بودن برای طراحی پیمان‌های کنترلی بعدی که قابلیت دسترسی حتی به زیرساخت‌های موشکی ایران را نیز می‌دهد. سامانه‌ی ایجیس اشور در می ۲۰۱۵ در دوسلو رومانی مستقر شد و دو ماه بعد برجام نیز مورد توافق قرار گرفت. در برجام بسیاری از تحریم‌ها برای بازه‌ای بین ۵ تا ۸ سال تنظیم شدند و این زمان‌ها به خصوص بازه‌ی ۵ ساله‌ی تسلیحاتی و ۸ ساله‌ی موشکی از نظر راهبردی با استقرار فراگیر سامانه‌های موشکی در اروپا و منطق بقای برجام همگام هستند. در عمل و در برابر راهبرد خروج و تخریب برجام از سوی غرب نیز، ایران به فرصتی به طور متوسط از ۵ تا ۸ سال نیاز داشت تا تهدیدات نظامی خود را از نظر فنی و اثربخشی (تولید انبوه سامانه‌های جدید تهاجمی) به نتیجه برساند. بدین ترتیب هم در راهبرد خروج و هم در راهبرد ماندن در برجام تنفس ۵ ساله در برابر برنامه‌ی موشکی ایران دیده شده بود. در حال حاضر آنچه اتفاق افتاده این باور را اثبات می‌کند. آمریکا برد موشک‌های کوتاه‌برد سوخت جامد (ATACMS) موجود در سامانه‌ی هایمارس را از ۱۴۰ کیلومتر به ۳۰۰ کیلومتر و سپس به ۵۰۰ کیلومتر در نمونه‌ی تهاجم عمقی توسعه داد. همچنین موشک‌های هایپرسونیک خود را نهایی ساخت تا بتواند اهدافی در عمق ۱۶۰۰ کیلومتری را منهدم سازد. هدف از این کارها دقیقا ضدیت با توان پدافندی ایران و ایجاد دسترسی مناسب علیه تاسیسات هسته‌ای بود، به نحوی که بتواند با این موشک‌ها سامانه‌های پدافندی اس ۳۰۰ و اس ۴۰۰ را در هرجایی که باشند از کار بیاندازد، سپس جنگنده‌ها و بمب‌افکن‌های رادارگریزش بتواند وارد فضای ایران شده و به آسانی تاسیسات عمقی آن را هدف قرار دهد. ایالات متحده همچنین در نظر دارد تا ۲۰۲۵ برد این موشک‌های کوتاه‌برد زمین به زمین را به ۷۰۰ کیلومتر برساند، در حالی که بسیاری از کشورهای اروپایی از داشتن چنین تسلیحاتی محروم هستند و از طرفی خلا کاملی در زمینه‌ی برد ۱۰۰۰ تا ۵۵۰۰ کیلومتر در دارایی نظامی میان متحدین اروپایی حس می‌شود. این کشورها در صورتی که به چنین موشک‌هایی دست یابند قادرند موسکو و تهران را در کم‌تر از ۳۰ دقیقه هدف قرار دهند. از آنجایی که استفاده از این موشک‌ها به سبک تسلیحات متعارف تنها با تعداد انبوه موفقیت‌آمیز خواهد بود، بازار موفقی با فروش‌های سنگین به اروپا توسط آمریکا فراهم می‌شود. آن‌ها می‌توانند با هر موشک دست‌کم ۷ تا ۱۰ برابر قیمت واقعی سودآوری داشته باشند. بدون آنکه هیچ نگرانی‌ای برای استفاده از این تسلیحات توسط اروپایی‌ها حتی در بدترین حالتِ تقابلی علیه آمریکا وجود داشته باشد، آن‌ها می‌توانند برتری نظامی و به خصوص موشکی روسیه را از این طریق به شدت تحت تاثیر قرار دهند و موازنه‌های تئوریک موجود را برای همیشه به طور کامل بر هم زنند. در صورتی که این پروژه‌ها همگام با پروژه‌ی جنگنده‌ی اف ۳۵ که این روزها از نظر عددی تکمیل شده است به سرانجام برسد، دیگر مراحل زمانی موجود در برجام اهمیتی ندارند! غرب با یک برنامه‌ی هسته‌ای متوقف شده‌ای روبروست که به وسیله‌ی توافق توانسته است حجم مواد هسته‌ای در تاسیسات را به شدت کاهش دهد. از این رو هرگونه حمله‌ی نظامی به نشت مواد هسته‌ای و آلودگی‌های بیش از حد منجر نمی‌شود. راهبرد دوم حتی با عدم خروج از برجام و با انتظار و اتکا به ایجاد تهدید موشکی از سوی ایران تا حدودی امکان‌پذیر بود. آن‌ها پیش‌بینی می‌کردند که ایران در این دوره بالاخره موشک‌های با برد بلندتر را به نمایش بگذارد، بنابراین موشک‌هایی خیالی مانند شهاب ۴، شهاب ۵ و حتی ۶ را با در نظر گرفتن مسیر حرکت کره‌ی شمالی در برنامه‌ی موشکی برای ایران متصور بودند. موشک‌هایی که هیچ‌وقت ساخته یا رونمایی نشدند، اما مطابق با تصوراتی که از کره‌ی شمالی در آنها ایجاد شده بود ایران می‌بایست دست‌کم تا ۲۰۱۲ موشک میان‌بردی که بتواند اروپا را هدف قرار دهد نشان می‌داد. خیلی پیش‌تر نتانیاهو در ۱۹۹۷ گفته بود که ایران موشک شهاب ۶ با برد ۱۴ هزار کیلومتر را خواهد ساخت تا ایالات متحده را هدف قرار دهد. یک تحلیل‌گر روس در ۲۰۰۷ می‌گفت که ایران موشک‌های شهاب ۵ و ۶ را به زودی رونمایی می‌کند. محاسبات مختلفی در سال‌های مختلف پیرامون برنامه‌ی موشکی ایران ارائه می‌شد. وقتی این محاسبات خطاهای خود را نشان داد، آن‌ها برنامه‌ی فضایی ایران را دروغین و با هدف نظامی می‌خواندند تا به آنچه می‌خواهند دست پیدا کنند. ولی در عمل موشک‌هایی که بردی در سطح اروپا داشته باشند، بدون سرهای جنگی هسته‌ای و یا تعداد زیاد، قدرت نظامی آنچنان موثری به شمار نمی‌روند. گرچه در صورت وجود، اهداف راهبردی بسیاری برای آمریکا در حوزه‌ی نفوذ نظامی را تضمین می‌کردند. به نظر نمی‌رسید ایران بتواند حجم انبوهی از موشک‌هایی تولید کند که اروپا یا آمریکا را با کلاهک‌های غیرهسته‌ای متعارف هدف قرار دهد. رقمی در حدود نهایتا ۳۰۰ تا ۴۰۰ موشک که می‌شود با یک برنامه‌ی پدافند موشکی اکثر آن‌ها را در میانه‌ی راه مورد اصابت قرار داد و حتی اگر به زمین اصابت کنند آنچنان خسارتی بر جا نخواهند گذاشت؛ اما این حملات در عوض با پاسخ هسته‌ای از سوی غرب مواجه خواهند شد. این خلاصه ای از تصورات غربی‌ها نسبت به برنامه‌ی موشکی ایران بود. بنابراین بدون خروج از برجام نیز پیش‌بینی‌هایی برای کنترل برنامه‌ی موشکی ایران در وجوه مختلف تدارک دیده شده بود؛ مثلا توافقنامه‌ی جدید موشکی و سپس شکست در همین توافق جدید و استقرار گسترده‌ی سامانه‌های پدافند موشکی و راداری آمریکا در اروپا به هزینه‌ی شرکا. اما ایران از ورود به این بازی عامدانه سرباز زد. گرچه غربی‌ها طی این مدت و در راستای راهبرد اعلام شده، تسلط تمام طیفیِ (Full spectrum dominance ) مسیرِ از قبل طراحی شده‌ی خود را پیگیری کرده‌اند. ایران چه بخواهد چه نخواهد اگر موشک‌هایی برای زدن اروپا نشان ندهد نمی‌تواند به تهدیدات نظامی پایان دهد، از طرفی اگر چنین نکند حتی ممکن است با حمله‌ی نظامی محدود و از قبل شکست خورده‌ای مواجه شود که انگیزه‌ی داشتن چنین تسلیحاتی را در ایران به یک مطالبه‌ی عمومی تبدیل کند. روسیه هشیار می‌شود، واکنش آن‌ها دور از انتظار و سهمگین است روس‌ها قبل از اینکه دیر شود، با خروج از پیمان منع تسلیحات موشکی میان‌برد، واکنش اولیه را به اروپا نشان دادند. در حالی که این پیمان بین روسیه و آمریکا برای محدودسازی موشک‌های کوتاه و میان‌برد طراحی شده بود، اما برای آمریکا از نظر دسترسی سرزمینی از ابتدا هیچ نگرانی‌ای نسبت به برد این موشک‌ها وجود نداشت. به نظر می‌رسد روس‌ها می‌خواستند اروپایی‌ها را در جهت تحت فشار قرار دادن آمریکایی‌ها نگران کنند. اما واکنش واقعی و سهمگین آن‌ها به کلِ راهبرد دفاعی موشکی جنگ ستارگانیِ آمریکا، در ۲۰۱۸ و زمانی رخ داد که از مدر‌ن‌ترین تسلیحات تقریبا ناشناخته‌ی خود را رونمایی کردند: شکل 11 موشک کینژال در حال تست پرتاب از جنگنده میگ 31 · موشکِ هایپرسونیک3M22 زیرکن، با ۸ ماخ سرعت و قابلیت گشت‌زنی در ارتفاعات مختلف با ۲۰۰۰ کیلومتر برد که قابلیت انهدام آن برای هیچ‌یک از کشورهای اروپایی و حتی آمریکا با توان فنی موجود ممکن نیست. · موشک قاره‌پیمای آوانگارد با سر جنگی گشت‌زن که می‌تواند در رسیدن به هدف، تغییر مسیر داده و شبکه‌های پدافندی موشکی را در همان ارتفاع بالا و حتی در حین فرود دور بزند. آن هم با سرعتی بین ۲۰ تا ۲۷ ماخ که هیچ موشکی در حال حاضر قادر به رهگیری این سرعت در خط سیر مستقیم نیست، چه رسد به حالت گشت زن. این موشک قادر است از ۸۰۰ کیلوتن تا ۲ مگاتن مهمات هسته‌ای با قدرتی بیش از ۱۳۰ برابر حمله به ژاپن با خود حمل کند. · موشک بالستیک هواپرتاب کینژال، با برد ۲ تا ۳ هزار کیلومتر متناسب با بستر حمل و پرتاب هوایی. این موشک با ۱۰ ماخ سرعت به هدف اصابت می‌کند و اعلام شده که اختصاصا برای انهدام سامانه‌های پدافند موشکی مستقر در جوار روسیه مانند پاتریوت، تاد و ایجیس (در رومانی و مناطق دیگر) ساخته شده است. این موشک می‌تواند از هر نقطه‌ای که هواپیماهای جنگنده‌ای چون میگ ۳۱ یا توپولف ۲۲ قادر به رفتن باشند، به سمت اهداف پرتاب شود. · موشک اسکای‌فال یا بورویتزنیک با موتور هسته‌ای که قادر است به مدت بسیار زیادی در آسمان باقی بماند و یک یا چند کلاهک هسته‌ای را در خود جای دهد. · آنهپاد استاتوس ۶ ملقب به پوسایدون (آنهپاد اختصارا به معنای آبنورد هدایت‌پذیر از دور گفته می‌شود). استاتوس ۶ پدیده‌ی عجیب این رونمایی ها بود، یک اژدر هسته‌ای که قادر است بدون سرنشین دریانوردی کند و تا ۱۰۰ مگاتن بمب اتمی را با خود حمل کند. استاتوس ۶ موشک نیست، اما همه‌ی راهبرد پدافندی موشکی آمریکا را زیر سوال می‌برد. روس‌ها به یک‌باره از هر آنچه که در این سال‌ها در مورد آن تحقیق کرده بودند و یا توسعه داده بودند رونمایی کردند، همه‌ی آن تسلیحات افسانه‌ای. آن‌ها دیگر حوصله‌ای از خود نشان نمی‌دادند. به نظر می‌رسید قصد داشتند یک بار برای همیشه از شر برنامه‌ی جنگ ستارگان آمریکا که از زمان شوروی یک ایدئولوژی ضدکمونیسم بود و در عصر روسیه پلیدی جهانی کشورهای سرکش را بهانه‌ی خود کرده بود با قدرت خلاص شوند. آن‌ها کاری کردند که این برنامه هیچ معادله‌ی قابل محاسبه‌ای در برابر روسیه در خود نداشته باشد. اما این سامانه‌ها همچنان توجیهات خود را در برابر ایران و کره‌ی شمالی و تا حدودی چین، حفظ می‌کنند و بر همین مبنا پیش خواهند رفت. از طرفی مراکز فرماندهی و کنترل عظیم، حسگرهای فضاپایه و رادارهای برد بلند همچنان عنصر اصلی و فعال طرح جنگ ستارگان هستند و ارزش آن را در برابر روسیه تا حدودی حفظ خواهد شد. شکل 12 طراحی های مفهومی تسلیحات تازه رونمایی شده روسیه. گفتنی است که روسها همچنان تصاویر دقیقی از آنها نشان نداده اند ایران ساکت و ناتوان در ایجاد تهدید اثربخش گرچه ایران عامدانه به بازی تهدید موشکی علیه اروپا وارد نشد، و لیکن این را نباید به معنای یک امر حساب شده و موفقیت‌آمیز تلقی کرد. از آنجایی که پس از برجام تصوراتی در مورد اتخاذ سیاست تنش‌زدایی و رفع مسائل اقتصادی کشور با اتکای بسیار به منافع حاصل از توافق با غرب به وجود آمده بود، نزدیک‌بینی راهبردی دولت با خروج آمریکا از برجام خود را نشان داد. همه‌ی تصورات راهبردی دولت به هم خورد، چرا که ابزاری جز تصورات روی کاغذ برای این وضعیت تدارک دیده نشده بود؛ راهبرد خروجی هم در کار نبود (!!)، دولت صرفا به دستاورد دیپلماتیک خود بسنده می‌کرد و آن را یک افتخار می‌دانست، در حالی طرف مقابل اقدامات بسیار زیادی در سطح جهانی با موفقیت‌های بسیار انجام می‌داد. از بعد نظامی به این دلیل که بزرگ‌ترین تهدید از دید اروپایی‌ها، یعنی برنامه‌ی اتمی ایران از میان رفته یا به کنترل در آمده بود، به نظر می‌رسید برنامه‌ی فضایی ایران که ماهواره‌برها و تست‌های فضایی در آن ابزاری قدرت‌افزا محسوب می‌شدند، برای کاهش تنش به دست خود دولت محدود شده‌اند. شواهد از کاهش بودجه‌ی دفاعی و کاهش شدید بودجه‌ی برنامه‌ی فضایی ایران خبر می‌داد. گرچه در سال‌های بعد با اینکه مردم و مجلس هشیار شده‌ بودند بودجه‌ی دفاعی و برنامه‌ی فضایی افزایش یافت، اما آنچنان شور سابق در برنامه‌ی فضایی ایران دیده نمی‌شود؛ بیش‌تر پرتاب‌ها شکست می‌خورند و ایران از دست‌یابی به فضا در یک مسیر صحیح و اصولی، به عنوان راهبرد ملی پایدار باز می‌ماند. اما سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با رویکردی هوشیارانه و بدون خدشه در راهبرد دولت، با پرتاب موفق ماهواره‌ی نور و رونمایی از موتور سلمان سعی در جبران این عقب‌ماندگی داشت، اما این کافی نبود. در سطح متعارف تهدید کافی علیه اروپا در جهت متعهد نگاه داشتن آنان ایجاد نشده بود، ابزار خاصی در عمل وجود نداشت و ایران از ابزارهای اقتصادی، سیاسی و قانونی کافی نیز بهره‌مند نبود. در برابر، اروپایی‌ها حتی تضمین‌هایی چون سپر موشکی آمریکا در رومانی، استقرار تاد در امارات و دیگر مناطق عربی در برابر یک حمله‌ی محدود موشکی را ایجاد کرده بودند و این هم‌پیمانان اروپایی بودند که ابزار مقابله در برابر اقدامات ایران را در اختیار داشتند. ایران نه تنها دیگر در هیچ سطحی نگران کننده نبود، خود نیز همکاری لازم را به عمل می‌آورد و به طمع منافع اقتصادی یا جلوگیری از ایجاد مشکلات جدیدتر از برجام خارج نشده بود و قصدی برای ایجاد تنش نشان نمی‌داد. از این رو غرب سیاست فاصله‌اندازی میان نهادهای اصلی دفاعی ایران و دولت را در پیش گرفت، تا با تحلیل‌های پیوسته‌ی خود برنامه‌ی موشکی ایران را علت عارضه‌های سیاسی تحمیل شده بر ایران نشان دهد. بنابراین اروپایی‌ها حتی لازم نمی‌دیدند پیگیر هیچ تعهدی باشند، از نظر آن‌ها مسئله تمام شده بود و حتی در صورت اقدام نیز آن‌ها در هر شرایطی زمان کافی برای هر کاری داشتند. گستاخی تا آنجایی پیش رفت که کشورهای عربی با مشاهده‌ی سیل تسلیحات غربی سرازیر شده به کشورهایشان و ایضا قرار گرفتن در حوزه‌های استراتژیک تسلط تمام‌طیفی آمریکا، طالب شرکت در مذاکرات بعدی یا برجام ۲ با ایران شدند؛ آمریکا دیگر سربازهایش را راهی صفحه‌ی شطرنج با ایران می‌کرد. اعراب بر خلاف آمریکا مسئله‌ای با برنامه‌ی هسته‌ای ایران که قبلا حل شده بود نداشتند، آن‌ها به دنبال قطع حوزه‌های نفوذ راهبردی ایران در منطقه و کاستن از توان موشکی ایران به نیابت از غرب بودند. اما با این وجود، آمریکای جمهوری‌خواهان در راهبرد اول که در سرتیتر همگامی راهبردی با برنامه‌ی هسته‌ای ایران به آن اشاره شد، برای فروش وسیع تسلیحات و استقرار سلطه‌ی کامل نظامی بر آسمان و فضای اروپا و خاورمیانه در معادلات خود به تهدید جدی از سوی ایران نیاز داشت. برای آمریکا داشتن یک سلاح هسته‌ایِ محدود و کم‌ظرفیت از سوی ایران لازم بود و فرصت‌های بسیاری برای نفوذ و اعمال قدرت توسط آمریکا در ناتو و کشورهای عربی فراهم می‌آورد، از حضور تقریبا بی‌هزینه و همه‌جانبه در همه جا (!) تا داشتن بهانه‌های کافی برای اقدام علیه توان بازدارندگی روسیه و حتی چین به هزینه‌ی دیگران. البته بی‌عملی ایران دست آنان را از این اقدامات تا حدودی کوتاه می‌ساخت. جمهوری‌خواهان به خوبی برای ابعاد روانی «تهدیدی به نام ایران» در جهت بقای سیاسی خود نیز برنامه‌ریزی کرده بودند، تا حدی که به عقیده‌ی بنده آزمایش سلاح هسته‌ای از سوی ایران اصلی‌ترین و لازم‌ترین عنصر برنامه‌ی تهدیدسازی ترامپ در جهت محِق‌سازی خود بود. اما ایران در این حوزه با اتکا بر اصول اعلامی خود در فتوای هسته‌ای اقدامی نکرد. هر چند ایران از دید غربی‌ها خود را ناتوان و بی‌اراده نشان داد (کاری که معقول به نظر می‌رسید واکنش شدید مقابله به مثلی در حد خروج از برجام و ساخت بمب بود و همه در دنیا چنین انتظاری داشتند) و سعی کرد نسبت به اهداف تاکتیکی نزدیک به خود قوای منکوب کننده‌تری فراهم آورد تا بازدارندگی را در عرصه‌ی تاکتیکی و در برابر پایگاه‌های نزدیک به خود فراهم کرده و مهلتی به اعراب برای عرض اندام نداده باشد، و از طرف دیگر با نظامی نکردن برنامه‌ی هسته‌ای خود آن را حفظ کند. اتخاذ این راهبرد با ساختن موشک‌های سوخت جامد کوتاه‌برد، افزایش در دقت و تعداد و رساندن برد آن‌ها به ۱۰۰۰ و سپس ۱۸۰۰ کیلومتر، قدرتی با فواید تاکتیکی بی‌شمار به خصوص علیه تهدیدات منطقه‌ای ایجاد کرد. این توان ثمرات خود را در حملات موشکی به داعش، تروریست‌های کردستان عراق و پایگاه تروریستی عین‌الاسد نشان داد، اما در حیطه‌ی حفاظت از دستاوردهای برجام عمل‌گر موثری به شمار نمی‌رفت. ایران بدون داشتن سلاحی که بتواند به شکلی موثر اروپا را تحت فشار امنیتی-نظامی قرار دهد، نتوانست آن‌ها را در توافق متعهد نگاه دارد. شیوه‌ی دست‌یابی ایران به سلاح هسته‌ای، خط زمانی و مراحل مختلف در مقاله‌ای دیگر مورد تحلیل اینجانب قرار گرفته است و از تکرار آن خودداری می‌کنم. در آن مقاله از دلایلی مبنی بر اینکه چرا ساختن یک یا چند بمب فواید آنچنانی نداشته و در راستای راهبرد تقابلی آمریکا قرار می‌گیرد و اینکه حتی اجرای آن، چه پیش‌نیازهایی لازم دارد به تفصیل سخن گفته‌ام. آن موارد در مورد دست‌یابی به موشک‌های میانبرد فراقاره‌ای نیز منطق مشابهی دارد و شرایطی ویژه را رقم می‌زند که در ادامه توضیح داده خواهد شد. موشک میان‌برد فراقاره‌ای (IRBM) چنین موشکی از نظر فنی ابتدا لازم است طی ۵ تا ۷ پرتاب مطابق با الگوی اثبات یک فناوری موشکی، به باور تولیدکننده و همگان برسد. سپس این فناوری از نظر تولید انبوه در سطوح متعارف و غیرمتعارف و از نظر عددی به شکل راهبردی و تاکتیکی نیز می‌بایست خود را اثبات کند. این موارد برای تحقق به زمان زیادی نیاز دارند. برای مثال موشکی که بتواند بردی معادل ۴۰۰۰ کیلومتر یا بیش‌تر داشته باشد، باید بتواند سالم پرتاب شود، به سلامت از پدافند موشکی عبور کند، سالم به مقصد برسد و در مقصد نیز نقطه‌ی مورد نظر را با دقت بالایی مورد اصابت قرار دهد و آن اصابت موثر واقع شود. در برخی محاسبات برای چنین موشکی که بتواند از میان خطاهای سیستمی، خطاهای هدف‌گیری و اقدامات دشمن موثر واقع شود، شانس کمی وجود دارد و به همین علت برای دست‌یابی به موفقیت باید این شانس کم با کمیت پوشش داده شود. مثلا اگر فرض بگیریم از ۱۰ موشک با خطاهای مذکور تنها ۴ موشک امکان رسیدن به ۱۰ هدف را داشته باشند، بنابراین می‌بایست ۲۵ موشک تولید شود و همین تعداد نگهداری و سپس شلیک شود که فرایندی بس بزرگ و پرمسئله است، به خصوص نسبت به ابعاد دشمنان و اهداف جدیدی که مورد تهاجم قرار می‌دهد. اروپا پهنه‌ی وسیعی از اهداف دارد و نمی‌توان تنها با تعداد محدودی موشک در برابر آن بازدارندگی ایجاد کرد. مگر اینکه این تعداد محدود موشک، به سرهای جنگی اتمی مجهز باشند و از طرفی دیگر به تعداد شهرها، پایگاه‌ها یا دست‌کم پایتخت‌های اروپایی لحاظ شده باشند. این بدان معنی‌ست که برای موشکی در برد اتحادیه، ۲ روش مطروح است: در طرح اول باید موشک‌ها بسیار ارزان و پرتعداد باشند و در طرح دوم به خصوصیاتی مجهز شوند که با کم‌ترین خطا از پیشرفته‌ترین سامانه‌های پدافندی عبور کنند. در طراحی دوم موشک‌ها بسیار گران خواهند شد تا ترکیب این دو طرح یک اجبار شود و البته در کنار آن می‌بایست سامانه‌های جانبی برای انهدام یا مشغول‌سازی پدافندهای موشکی غربی در محدوده‌ی اتحادیه نیز تدارک دیده شود تا بازدارندگی، کمال ظرفیت خود را حفظ کند. یک مثال عددی را می‌توان آن ۱۰ پایگاهی که ائتلاف غربی در ۲ حمله‌ی موشکی از اروپا به سوریه استفاده کرده است، ملاک قرار داد. به لحاظ فنی ۵۰ تا۱۰۰ موشک برای انهدام هر پایگاه لازم است و این نیازی در حدود ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ موشک را در دو طرح مذکور گوشزد می‌کند. از جهات فوق، ساختن موشک، آزمایشات مختلف و در نهایت تولید انبوه به شکلی که بدون کلاهک هسته‌ای و با سر جنگی حدود ۵۰۰ کیلوگرمی موثر واقع شود، زمان زیادی دست‌کم بین ۵ تا ۲۰ سال طول خواهد کشید. رونمایی از چنین موشکی بسیار حساسیت‌برانگیز خواهد بود و می‌تواند تنش‌های بسیاری ایجاد کند، بنابراین در دوره‌ی رونمایی و آزمایش‌ها می‌بایست هزینه‌های زیادی صرف شود. از طرفی در این میان دشمن نیز اقدامات متقابل فراوانی صورت خواهد داد. از تحرکات تروریستی تا حمله‌ی نظامی محدود و یا اقدامات راهبردشکنِ متقاطع مثلا پاسخ به برنامه‌ی موشکی در سطح تحریم‌های اقتصادی یا سیاسی. اما نداشتن این موشک به معنای آن است که هر توافقی ضمانتی برای متعهد ساختن طرف اروپایی در پی نخواهد داشت و تجربه نیز نشان می‌دهد که چنین توافقی بدون شک یک اتلاف وقت خواهد بود. با این وجود برنامه‌ی هسته‌ای نیز بدون تسلیحات حامل اهمیت آنچنانی‌ای ندارد و پیگیری بیش از حد آن صرفا برای ایجاد سرگرمی و فایده‌ی سیاسی به نفع طرف غربی‌ست تا در جهت ایجاد ساز و کارهای تحریمی و محدودسازی بیش‌تر ایران دستاویزی داشته باشند. گرچه هزینه‌های داشتن این موشک‌ها ممکن است زیاد به نظر برسد، ولی کشور را به بازدارندگی مطلوبی می‌رساند که طرف معامله را در محدوده‌ی توافق نگاه می‌دارد. این از آن جهت امری راهبردی محسوب می‌شود که نابود کردن هر توافقی به معنای شروع مخاصمه‌ای جدید است. چه بسا نگارش یک توافق منافعی دارد و مضراتی ولی کنترل شده، اما خروج از آن هزینه‌های بسیار زیادی برای هر دو طرف و به بر اساس تجربه‌ی موجود و تجارب قبلی برای ما خواهد داشت. آنچه که اشاره شد نمایشی از مقطعی و تاکتیکی بودن اقسام مختلف مذاکرات توسط غرب در ابتدای راه با هر کشوری که به ایجاد قدرت سخت می‌پردازد، بود. این مذاکرات همانند مذاکرات آتش‌بس میان یک درگیری نظامی برای ارسال بیش‌تر مهمات به خطوط و جابجایی مجروحین برای درگیری بزرگ‌تر بعدی‌ست. آن‌ها به دلیل ماهیت برتری‌طلبی متکی بر فناوری نمی‌توانند به معاهدات صلح در هیچ سطحی پایبند بمانند. به محض آنکه تکنولوژی‌های جدید نمایان می‌شوند و حوزه‌های جدید اعمال قدرت به واسطه‌ی آن‌ها فراهم می‌شود، همه‌ی معادلات و توافقات پیشین را به هم ریخته و طالب نظمی جدید مطابق با این توانایی‌های جدیدشان می‌شوند. گاه این تکنولوژی‌های جدید فناوری‌های سیاسی و اقتصادی‌ست و یا حتی نوآوری‌های اداری در ایجاد مکانیزم‌های بین‌المللی بروکراتیکی که محدودسازی و کنترل دیگران را از طریق پیمان‌های پیچیده شده در ظواهر صلح آمیز دنبال می‌کنند، مانند آنچه که در FATF شاهدیم. این مطلب را با عنوان حقانیت فناوری در مقاله‌ای دیگر با اشاره به برخی ریشه‌ها و علل برتری‌طلبی تکنولوژیک و اخلاقیات برآمده از آن مفصلا توضیح داده‌ام و از ادامه خودداری می‌کنم. طی سال‌های آینده، وزنه‌ی اساسی در راهبردهای غرب علیه جمهوری اسلامی ایران همان ضمانت‌های عملی از قبل ایجاد شده در سطح نظامی (در حوزه‌های تاکتیکی و راهبردی‌) است که در مقاطع خاصی علیه سطوح خاصی از قدرت (به خصوص نوع فناورانه که دسترسی سخت را فراهم می‌کند) به کار گرفته می‌شوند؛ اقداماتی که دو طرف هوشمندانه به کار می‌برند تا طرف دیگر را به بازنگری در رفتار خود وادار کنند. این اقدامات از سوی غرب تعمدا بر اساس محاسباتی پیشینه‌دار و تجربه‌های قبلی تنظیم می‌شوند، علت این تنظیم نیز باورپذیری آنان با اتکا به داستان‌پردازی‌های تاریخی نزد افکار عمومی و اثبات وجود تجربه‌های قبلی‌ست و به خصوص باورپذیری نسبت به عملی بودن راهبردهای پیشین در آینده. مثلا مسیر توسعه‌ی موشکی ایران به خاطر مسیری که کره‌ی شمالی رفته است قابل حدس است یا حتی برنامه‌ی هسته‌ای، و ایران در این برنامه مثلا از تجربه‌های راهبردی کره و چین استفاده خواهد کرد و غربی‌ها هم رفتار متقابل این کشورها را ملاکی برای هزینه‌های مقابله با ایران خواهند کرد. کره‌ی شمالی به مقیاس وسیعی برای ایران داستان‌پردازی شده است. مسئله‌ی وزنه‌های راهبردی نظامی جهانی مانند پدافند موشکی از آنجایی اهمیت راهبردی دارد که پیوسته هزینه‌های بسیاری برای آن شده است، ساختارهای عریض و طویلی ایجاد کرده‌اند که از این طریق نفوذ‌های عمیق جهانی، ایجاد شده و به تملک اصیل غرب درآمده‌اند و در خود جایگاهی برای اینکه کدام سیاست‌مدار و یا حزب در رئوس قدرت طرف‌ها قرار گیرد، در نظر نگرفته است. آمریکا تجربه‌ی بسیاری در حوزه‌ی اعمال قدرت بر شوروی و دیگران داشته و دارد و درس‌هایی که از آن‌ها آموخته است را در مورد ایران تکرار خواهد کرد. این درس‌ها در ساختار اقتصادی-نظامی ایالات متحده زنجیره‌های کلان ارزش و همچنین کالاها، مصارف و بازارهایی ایجاد کرده‌اند که لزوم بهره‌گیری حداکثری از آنان را برای این کشور واجب کرده است. آمریکا و غرب را گریزی از مسیرهایی که انتخاب می‌کنند نیست و این مسیرها به سادگی قابل پیش‌بینی است و باید با روش‌های نرم، افکار عمومی را نسبت به آن‌ها هشیار ساخت. چالش راهبردیِ ایجاد تهدید نظامی علیه اروپا برای متعهد نگهداشتن آن‌ها در هر توافقی، آن است که اقدامات آفندی و به خصوص پدافندی آن‌ها در سطوح نظامی موثر واقع نشوند. به خصوص در زمانی که برنامه‌ی هسته‌ای ایران را کاملا نظامی تلقی می‌کنند و خود را بر اساس نتایج فنی آن تنظیم می‌کنند نه رفتار سیاست‌مداران یا تئوری‌های سیاسی. پایان بخش اول برخی منابع 1- https://en.wikipedia.org/wiki/Sentinel_program 2- https://en.wikipedia.org/wiki/Safeguard_Program 3- https://en.wikipedia.org/wiki/Anti-Ballistic_Missile_Treaty 4- https://en.wikipedia.org/wiki/Strategic_Defense_Initiative 5- https://www.nytimes.com/2016/05/13/world/europe/russia-nato-us-romania-missile-defense.html
  6. بسمه تعالی روشهای مختلفی برای تخمین هزینه وجود دارد. مهمترین روش تخمین بر اساس روز استفاده و ابتناء بر میزان عملیات جنگی است که باید انجام شود. نمونه دفتر ملی تحقیقات اقتصادی آمریکا برای اجرای جنگ عراق البته در 2006 که بصورت کلی و برای یک ارتش کامل در دو سناریوی شدید و ضعیف، در زمان جنگ پس از جنگ هست. اینم برای موشک البته از منبعی دیگر سعی کنیم در این تاپیک فقط اطلاعات مربوط به هزینه و تعداد و سناریوهای مقداری بررسی شوند. راهبردها و موضوعات مربوط به جنگ هوایی و عملیات فنی در جایی دیگر.
  7.     با سلام خدمت کاربران و مدیران گرامی سایت میلیتاری همانطور که همه دوستان مستحضرند، کشور ما با تهدید جدی بیگانه مواجه هست و این تهدید هم چیز جدیدی نیست. دشمن هم از هر راه و روشی برای ضربه زده به ما استفاده می­ کند که یکی از راهها تهدید نظامی است. یکی از آن چیزهایی که تهدید نظامی را از بین برده یا لااقل آن را کمرنگ و کم ­توان می­ نماید، توان بازدارندگی نظامی است که خود از مولفه هایی تشکیل می ­شود که الان قصد نداریم به آنها بپردازیم؛ اجمالا، یکی از چیزهایی که مانع از بروز یک جنگ یا تهاجم علیه کشوری می شود این است که شما بر روی کاغذ امکان وقوع جنگ را از بین ببرید؛ یعنی دشمن را به نتیجه ای برسانید که در صورت وقوع جنگ با شما به هر روی او پیروز نبرد نخواهد بود. این روش عالی و کم هزینه در طول تاریخ بارها و بارها استفاده شده و کارایی خود را اثبات نموده است. همین روش، پس از پایان جنگ تحمیلی در راهبرد مقابله با آمریکا، به نوعی در دستور کار ایران دیده می ­شد (و می­ شود).   در راستای یکی از راهبردهای اجرای این استراتژی، شما باید تک تک عوامل قدرت سخت طرف مقابل را شناسایی کرده و برای مقابله با هر یک راهکار، راهکنش، یا راهبردی ارائه نمایید که منجر به ضعف کلی یا عدم کارایی آن عامل/عوامل گردد. پس از این شرح مختصر، کم کم می توانم مبحث را برای شما باز نمایم؛ همانطور که می دانید، آواکسها، تانکرها و بمب افکنهای سنگین دوربرد در هوا و ناوهای هواپیمابر بر روی دریا، از عوامل اصلی قدرت سخت آمریکا هستند، به طوری که نیروی هوایی آنها بدون آواکس و تانکر و بمب افکن سنگین و نیروی دریایی آنها بدون ناوهواپیمابر هیچ نوع قدرت نمایی کلان و استراتژیکی نخواهد داشت و بیشتر به نیروی هوایی و دریایی بلژیک یا هلند( صرفنظر از تعداد) شبیه خواهد بود. از جمله تهدیدات سخت استراتژیک در حوزه منافع دفاعی ایران، همین 4 قلم جنگ افزار نام برده شده(آواکس، تانکر، بمب­ افکن سنگین و ناوهواپیمابر) هستند که در واقع اصلی ترین عوامل تهدید ما-چه در بعد جمع آوری اطلاعات، چه در بعد تدارکات سوختی به جنگنده های دشمن و چه در بعد حمله مستقیم و یا فراهم نمودن پایگهای سیار بر روی دریا برای تهاجم به ما- به شمار می روند. خب طبیعی است که ما در مورد زمان صلح صحبت نمی کنیم، در زمان یک جنگ احتمالی، و با توجه به برنامه بکارگیری تجهیزات دورایستا در سازمان رزم دشمن –که برد برخی نمونه های آنها حتی به 1000 کیلومتر می­ رسد- و یا موشکهای کروزی که از مثلا بی 52 ها و بی-1 ها امکان شلیک دارند و برد آنها به 1600 کیلومتر (وحتی بیشتر)بالغ می­ شود و پروژه های پیچیده و پیشرفته ­ای نظیر LRASM و OASuW ؛ اگر چنانچه روزی کشور در معرض خطر جنگی قرار بگیرد؛ با توجه به اینکه در نبرد با ما به نوعی دشمن تمامی پتانسیل خود را پای کار خواهد آورد و از تهاجمی همه جانبه و با بهره گیری انبوه از تجهیزات و تسلیحات استفاده خواهد کرد، لذا دفع خطر استراتژیک در اولویت اول و مهم کشور است که باید به آن توجه شود.   شاید در اینجا این سوال برای خواننده مطرح شود که زمانی که چند بی 52 ، ده ها موشک کلکم را به سمت مراکز استراتژیک ما شلیک کنند، دیگر چه کاری می توان انجام داد؟ چرا که به هر حال با بهترین سیستمهای پدافندی نیز تعدادی از آنها به اهداف خود دست خواهند یافت و تکرار این روند در روزهای بعد، کم کم باعث از بین رفتن زیر ساختهای استراتژیک و نظامی و اقتصادی کشور شده و نتیجه را به نفع دشمن رقم خواهد زد.   پاسخ این است که از اساس باید جلوی شلیک آن موشکها گرفته شود، به حال همیشه زدن هواپیمای حامل تسلیحات از زدن تک تک تسلیحات آن مطلوبتر و بهتر است؛ ولی چگونه؟ زمانی که بمب افکنهای دشمن بتوانند از فاصله 1600 کیلومتری مرز ما، صنایع و تجهیزات مرزی ما را تهدید کنند؛ یا از همین فاصله بر علیه نطنز و اصفهان و اراک و تهران شلیک و فرار داشته باشند؛ یا آواکسهای آنها تا فاصله 700 کیلومتری –ودر حالی که در عمق فضای کشورهای همسایه در امنیت خاطر هستند- تمامی تحرکات له یا علیه هوایی را رصد کنند؛ یا تانکرهای آنها بدون دغدغه در فاصله مثلا 500 یا 300 کیلومتری مرز انتظار جنگنده هایی را بکشند که برای بمباران اعماق خاک ایران رفته و تشنه سوخت هستند؛ یا ناو هواپیمابر آنها -بدون دغدغه موشکهای ضد کشتی معمول ایران- در 500 کیلومتری مرز آبی ما لنگر انداخته باشد؛ امنیت ما کامل نیست و از نظر استراتژیک امکان خطر و حمله وجود دارد. حال اگر بتوان –حداقل بر روی کاغذ- این 4 وسیله مهم نظامی دشمن را از کار انداخت یا از کاربرد خارج و بی اثر نمود؛ آنگاه می توان از شدت تهدیدات استراتژیک علیه کشور نیز کم کرد و خطر جنگ را برای مدتی دیگر از سر کشور دور نمود.       برای این منظور، ایده ­ای که چندان چیز خاصی هم نیست به ذهنم رسید که با توجه به برد 2000 کیلومتری (برد اعلام شده) موشک سجیل، اگر بتوان نمونه ضد ناو یا نمونه ضد پرنده های کم سرعت  (که مثالهایی از آنها رفت) آن را طراحی و تولید نمود -با توجه به تجربه موفق خلیج فارس- آنگاه فاصله تهدید نظامی علیه ایران از حدود 250 تا 300 کیلومتر فعلی (هوایی و دریایی) از مرز، به حدود 1800 تا 2000 کیلومتر افزایش می­ یابد؛ مضافا اینکه اگر هم در این حالت امکان تهدیدی باقی بماند بیشتر در حد اهداف مرزی خواهد بود و اهداف عمقی از امنیت بسیار بالاتری برخوردار خواهند بود.   این طرح یک پیش مقدمه مهم دیگر هم دارد؛ رادارهای او تی اچ، که در واقع با کمک سیستمهایی مانند ایی اس ام و سیگینت و الینت تکمیل کننده حلقه اطلاعات پیش اخطاری ای هستند که منجر به واکنش سریع در برابر حملات پیش دستانه دشمن و دفع آنها خواهد شد.   در واقع شاید 10 و یا 5 سال قبل اصلا چنین طرحی قابل ارائه نبود ولی امروزه با توجه به پیشرفتهای صورت گرفته در حوزه رادارهای او تی اچ و سیستمهای شناسایی الکترونیک می ­توان برای موشک سجیل چنین نقشی را تعریف نمود. سنسور شناسایی هدف موشک می تواند از نوع راداری یا تصویر ساز مادون قرمز باشد که در فاز ابتدایی و میانی به جهت پرهیز از آسیب دیدن آن با روکشی ضد حرارت پوشیده می شود.   در فاز ترمینال و در حالی که موشک حدود دو سوم یا یک دوم فاصله 800 کیلومتری آپوگی (نقطه اوج ارتفاع دستیابی موشک) خود را طی نموده و به فاصله 400 تا 200 کیلومتری زمین رسیده، سنسور هدفیابی موشک فعال شده و به جستجوی هدفی می پردازد که منطقه حدودی آن از سوی رادار او تی اچ شناسایی و اعلام شده است؛ پس از پیدا کردن هدف و انجام قفل راداری/تصویری، موشک مسیر خود را به سوی هدف اصلاح و رهسپار آن می شود. موشک (یا سرجنگی جدا شده آن) در این زمان با سرعتی بین 3 تا 5 ماخ راهی هدف خود می شود.   [url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/10133/Sejil_20a.jpg][/url]   این موشک بدلیل اینکه از زاویه ای حمله می کند که زاویه ای معمول در حملات ضد هواپیما و ضد کشتی نیست، توان انجام حملات مخفیانه را بخوبی داراست، ضمن اینکه بدلیل اینکه موتور موشک روشن نیست بازتاب فعال مادون قرمز نیز ندارد.   از دیگر مزایای این روش توان انجام حملات از اقصی نقاط خاک کشور و حتی حملات کانتینری توسط کشتی های کانتنر بر می باشد.   به عنوان مثال، بی 52 هایی که از دیگو گارسیا راهی شلیک موشک به بندر عباس شده اند، قبل از اینکه به فاصله 1600 کیلومتری بندرعباس برسند -با هشدار رادار OTH که از 3000 کیلومتری ایران آنها را زیر نظر دارد- از فاصله 2000 کیلومتری در خطر حمله سجیل خواهند بود.   یا مثلا تانکرهای سوخت رسان دشمن در یک جنگ، تا فاصله 2000 کیلومتری مرز امکان حضور و گشت زنی دائم را ندارند چرا که در معرض این خطر هستند و یا آواکسهای دشمن نه تنها توان کسب اطلاعات از اعماق خاک ایران، که حتی توان کسب اطلاعات از مرزهای هوایی و زمینی ایران و خلیج فارس و دریای مکران را نیز از دست خواهند داد (با توجه به برد 700 کیلومتری رادار آنها و برد 2000 کیلومتری سجیل)، همچنین ناوهای هواپیمابر که اکنون در زمان جنگ احتمالی برای احتراز از خطر موشکها خلیج فارس باید در 300 کیلومتری مرز مستقر شوند آنگاه اجبارا به 2000 کیلومتری کوچ خواهند نمود آن هم در حالی که این فاصله در رفت و برگشت برای هواپیماهای مهاجم به 4000 کیلومتر بالغ می شود که آن را باید گذاشت در کنار دشواری حضور سوخترسانها در این فاصله (به دلیل ذکر شده).   [url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/10133/Sejjil-2.jpg][/url]   حالا این شمایی کلی از ایده بود و مطمئنا نظرات موافق و مخالفی درباره آن شکل خواهد گرفت، خوشحال می شود که دوستان نظرات خود را بیان نمایند و با هم مباحثه شیرینی در این باب داشته باشیم. یا علی اردتمند-MOHAMMAD   مقادیری عکس در ویرایش اضافه گردید.
  8. یک مبتدی هسته ای، مسئله ای به بهانه 0.1 کیلوتن به منتهی 10 مگاتن مقدمه یک تیتر متناقض نما برای برانگیختن سوال در این مورد که یک تازه کار هسته ای چگونه باید شروع کند، در برنامه خود به چند کیلوتن قدرت نیاز دارد؟ اینکه در یک برنامه هسته ای در مراحل ابتدایی از اینکه از چه بمبی و چه هدف گذاری در تهیه ذخایر هسته ای میبایست بهره مند بود، تعاریف مشخصی وجود ندارد، جز 3 تز معروف که برای تولید هر سلاحی بکار میروند؛ "تولید برای زمان استفاده" و تز دیگر "تولید بر اساس مقابله با دیگری" و "تولید برای مکان استفاده یا هدف"، راهکار نظام مند دیگری وجود ندارد. مشخص نیست چه موقع این 3 روش حدود خود و حدود نیاز هر کشوری با برنامه هسته ای را مرتفع میکنند. تولید بر اساس مقابله با دیگری حتی در تعداد بسیار کم نیز توجیه کافی دارد. و کافی است که رقیب بداند در تهاجم هسته ای خویش با پاسخ هسته ای مبهمی از نظر ابعاد و تعداد، روبرو خواهد شد و یا اینکه میبایست دست کم یک ضربه اتمی متقابل به انتخاب حریف را تحمل کند. ضربه ای که در هر شرایطی با هر مقداری دردناک خواهد بود. بنابراین سیاست ابهام هسته ای فقط بدرد کشورهایی میخورد که نمیخواهند زیر ترس و حسرت هسته ای باقی بمانند، متوانند برنامه خود را بخوبی پنهان نگاه دارند، و قصد ندارند حجم ذخایر هسته ای خود را افزایش داده و یا ابعاد استفاده را از نظر زمان و مکان پیچیده سازند، آنها همچین سلاح هسته ای را بعنوان یک راهبرد اجرایی فراتر از امر موازنه در نظر نگرفته اند. تولید بر اساس زمان استفاده یک امر منحصر به فرد است، مثلا تعدادی بمب موجود باشد که اگر لازم شد روزی مثلا در آخرالزمان استفاده شود! این راهکار نیز هم از نظر اجرایی مبهم است و هم منتهی به یک حد نهایی بی معنی یعنی روز مبادای غیرممکن آن کشور منوط میشود، چنین برنامه ای نبودش بهتر از بودن آن است. تولید بر اساس راهکار مکان استفاده نیز از نظر عددی دچار ابهام میشود. اگر دو کشور چین و هند یکدیگر را از این نظر مورد سنجش قرار دهند و برای هر هدفی که مورد نیاز اقدام هسته ای می بیننند، سلاح هسته ای با توان مشخصی بسازند، تعداد اهداف زیاد خواهد بود و هم اینکه مسائل بسیاری نظیر شیوه نگهداری، میزان لازم، استراتژی انتخاب و شلیک و ... پدید میآورند، ممکن بمب هایی که بر اساس مکان استفاده طراحی میشوند، به نحوی محدود شوند که هیچ وقت ارزش بهره گیری نیابند. مثلا بمبی به اندازه پایتخت یک کشور تدارک دیده شود، بزرگ در حد 5 مگاتن، و چون پدافند دشمن موثر است، تعداد متناسبی در برابر آن ساخته شود، مواد هسته ای فراوانی همراه با پیچیدگی ای نگهداری تدارک دیده شود، ولی هیچ گاه ارزشی فراتر نیابند و دو کشور بعدا با صلح هزینه گزافی به امور نظامی خود تحمیل کنند. مانند ذخایر عظیم شوروی و آمریکا که عملا بعد از جنگ سرد بلا معنی باقی مانده اند. راهکار دیگری که اشاره نشد، میتواند تولید صرفا تحقیقاتی باشد، به نظر میرسد سالها دو کشور آمریکا و شوروی آزمایش های اتمی را با این اهداف انجام داده اند و چنین اهدافی امروزه دیگر به معنای سابق کاربردی به نظر نمیرسد. علوم مربوط بهانفجار هسته ای به شکل وسیعی تحصیل شده اند، فقط آن لبه پیشرو در کاهش ابعاد، کاهش عوارض و افزایش توان مورد تحقیق است که امری علمی به نظر میرسد تا نظامی و عمدتا وابسته به محاسبات کامپیوتری، شبیه سازی و تست های غیراتمی است. یک سطح راهکنشی نظامی مسیرهای ارزیابی شده توسط افراد، و نهادهای مختلف نظامی وحتی غیر نظامی در برسی گزینه های ماشه هسته ای، نمایشگر تنش زایی فزاینده هستند. استفاده از تسلیحات متعارف قدرت مند در صورت کارآمد نبودن به سمت استفاده از تسلیحات هسته ای بسیار سبک و سپس به سمت حل گره های نظامی که با بمباران متعارف و سبک هسته ای حل نمیشوند، و سپس پاسخ قویتر به حریفی که ضربه هسته ای را ارسال کرده با سلاح هسته ای قویتر تمایل دارند. مثلا یک استفاده سبک از سلاح هسته ای در زدن یک بتلگروپ با قدرتی معادل 0.5 کیلوتن تی ان تی، ممکن است پاسخی برابر با 5 و یا 15 کیلوتن از سوی رقیب دارنده سلاح هسته ای در موقعیتی مشابه ایجاد کند، و این فتح بابی باشد برای تنش زایی به مسیر استفاده های بزرگتر، 200 کیلوتن به یک مگاتن و یک مگاتن به سرهای جنگی خوشه ای هسته ای و بیشتر. اقیانوس بعنوان بستر آزاد استفاده از تسلیحات اتمی آثار استفاده از تسلیحات هسته ای در سطح دریا بسیار متفاوت از استفاده در خشکی است.روسیه، چین، آمریکا هر یک ناوگان دریایی بسیار عظیمی دارند، و میتوانند با یک ضربه هسته ای تمام آنچه دشمنشان در برابرشان قرار داده است را در دریا منهدم کنند، ناوها به درون اوقیانوس غرق میشوند و آثار رادیواکتیو نیز بسیار کم و شاید محو میشود، آب دریا یکی از بهترین جاذب های تشعشعات رادیو اکتیو است و اگر از بمب های هیدروژنی استفاده شود، بدلیل مصرف شدن حجم بالایی از خرج اورانیوم یا پلوتونیومی، آثار تهاجم هسته ای بسیار کمتر خواهد بود. ولیکن هر استفاده از سلاح هسته ای در سطح خشکی مصائب بی پایانی بجای خواهد گذاشت. با وجود سیستم حمل و نقل جدید، یه انفجار هسته ای قوی که شهری را آلوده کند حتی از طریق حمل و نقل بار و یا حتی مسافرت افراد نیز میتواند آلودگی خود را منتقل کند، انتقال از مسیر هوا جای خود دارد. به محاسبه ای استفاده از یک بمب 1مگاتنی علیه فردو که باعث از بین رفتن مواد هسته ای شود، ممکن است آثار رادیواکتیو آن حتی در مرز و هند و چین مشاهده شود. بنابراین با وجود کاهش عقلایی استفاده از تسلیحات اتمی در سطح خشکی، همچنان استفاده از این تسلیحات در سطح دریا توجیه پذیر است. بخصوص برای همه کشورهایی که تحت تاثیر سیاست ناوگان جنگی دشمنان خود قرار گرفته اند. یک سلاح هسته ای سبک میتوانند پایان دهنده بسیار توجیه پذیر برای آغاز جنگی از سوی دریا باشد، اما پاسخ آن چه میتواند باشد؟! - ادامه استفاده از تسلیحات سبک؟ - ماندن بر پایه اصول اخلاقی همزمان با پاسخی بسیار قویتر بصورت متعارف؟ - دادن پاسخ برابر و انتظار بی خیال شدن حریف؟ - دادن پاسخی بسیار قوی؟ - تسلیم شدن و ندادن هیچ پاسخی؟ جنگ احتمالات خود را دارد، بعید است کشوری مثل آمریکا 3 ناو هواپیمابر خود را در اثر یک انفجار هسته ای در سطح دریا در یک تهاجم احتمالی در تنگه تایوان از سوی چین، منهدم شده ببیند، و از اقدام متقابلی قدرتمند تر و وسیع تر بهره نگیرد، سایر پاسخ ها مبتنی بر شیوه جنگ بازی و یا احتمالا بعدی هستند، اما چه کسی قادر است بدرستی پیش بینی کند؟ انتخاب استفاده از تسلیحات اتمی به هوش مصنوعی و مدلهای پیش بینی مبتنی بر روانسنجی رهبران واگذار خواهد شد؟! با این وجود آنچه مشخص است این کیلوتن نیست که تایین میکند، اقدام بعدی بمب اتمی استراتژیک بشد، یا ماشین روز قیامت، در مثال بالا آمریکا د برابر پایتخت چین را با چندمگاتن هدف قرارداده و البته پاسخ مشابهی هم دریافت کند! این موارد در کتاب کاهن و دیگران بخوبی بحث شده اند. اما استفاده اولیه از این تسلیحات یک انتخاب مبتن بر دوئل هسته ای هستند، استفاده کننده قطعا با سطحی از پیروزی روبرو خواهد شد که میبایست عواقب آن را بپذیرد. تست دریایی راکت ASROC با قدرت 10 کیلوتن 1962میلادی تصویر از Hans M. Kristensen برگرفته شده از fas.org/ انتخاب مقادیر جذاب مقادیر زیر 1 کیلوتن جذابیت های بسیاری دارند. - نخست اینکه سطح پاسخ هسته ای را بسیار محدود نگاه میدارند. - دریافت کننده پاسخ هسته ای میداند که اگر وارد مقادیر بیشتر شود در واقع خسارت بعدی خود را ممکن است بیشتر کند و در هم سطح از پاسخ باقی میماند. احتمال استفاده از یک سلاح هسته ای تاکتیکی در این ابعاد بسیار زیاد است، بخصوص ابعاد تنبیهی و یا تاکتیکی آن بشدت از نظر نظامی قابل قبول است. - از طرفی دشواری های تولیدی آن بیشتر است اما مواد رادیواکتیو کمتری نیاز دارد، و کشورهایی با حجم تولید اورانیوم پایین و تکنولوژی های سطح پایین تر براحتی میتوانند انتظارات هسته ای خود را بدین شکل برآورده سازند - رهگیری انفجارات و آزمایشات در این حد مقداری دشوار است و کشورهای با وسع کم هممیتوانند چنین تسلیحاتی را بیازمایند. بخصوص در سطح دریا - امکان تولید انبوه و استفاده انبوه از آنان وجود دارد. - برای کشورهایی که دارای ابهام هسته ای یا برنامه اقدام سریع هسته ای شرایط بحران دارند، بسادگی دستیافتنی هستند. - در صورت استفاده از این تسلیحات در خشکی، یک بمب یک کیلوتن، همان اثری را دارد که یک بمب 10 کیلوتن خواهد داشت، این بمب ها به هر جا اصابت کنند، آنجا تا مدتها بلااستفاده خواهد ماند. در مثال دریا با توجه به موارد فوق میتوان ارزیابی کرد که بمب کم توان هسته ای اما در تعداد مناسب بسیار از نظر راهبردی کارگشا تر است تا بمب های با توان بالا. اما شعاع انهدام این بمب ها آنچنان ابعاد کافی ندارد که بتوان با یک بمب در یک فاصله امن از پدافند دریایی کار را تمام شده دید. بلکه انفجار حتما میبایست در مجاور ناو و در محدوده حداکثر 500 متری اتفاق بی افتد. بنابراین چنین تسلیحاتی میبایست کارآمدی خود را به گونه های راهبردی تضمین کنند. بدین منظور در اقدام راهکنشی 6 کلاهک هسته ای 0.5 کیلوتنی میبایست کنار 3 کلاهک پیشگام 300 کیلوتنی به فاصله 10 کیلومتری و یا یک بمب 1 مگاتنی به فاصله 20 کیلومتری شلیک شوند. 3 انفجار 300 کیلوتن در فاصله ای خارج دسترس پدافند ناوگان دشمن، میتوانند شوکی تولید کنند که راهگشای 6 انفجار 0.5 کیلوتنی باشند و این شرایط امکان انهدام یک ناوگان سه فروندی از ناوهای هواپیمابر دشمن فرضی را فراهم آورد. بنابراین بدیهی است که از منظر تولید تسلیحات اتمی، تعداد بیشتری بمب کوچک و یا کم اثر تولید شود، سپس از بمب های قویتر در تعداد کمتر بهره جست. مسیری که باید طی شود واقعا نمیدانیم اگر بخواهیم برنامه نظامی هسته ای داشته باشیم، از کجا شروع کنیم و کجا تمام کنیم. چه سناریویی برای زمان و مکان استفاده انتخاب کنیم، چه نقاطی چه میزان قدرت تخریب هسته ای لازم دارند. چقدر سلاح داشتن بازدارندگی را تامین میکند، تسلیحات حامل سلاح هسته ای یک مسئلله هستند، پدافند هسته ای مسئله ای دیگری، تحقیقات هسته ای همینطور. اما یک روند منطقی برای همه تازه کارهای هسته ای الزاما میبایست طی شود؛ - نخست یک بمب تحقیقاتی. - سپس کوچک سازی و بزرگ سازی قدرت انفجار. - در ادامه کاستن از عوارض انفجارو ایجاد انفجار بهینه. - در میانه راه طراحی های مناسب با تسلیحات حامل. کروز، بالستیک، بمب افکن، اژدر و ... - و در پایان راه تولید، تازه آغاز دوره بی پایان نگهداری پر هزینه و پیچیده تسلیحات هسته ای برای استفاده در زمان ها و مکان ها و برد های مختلف. با توجه به مثال بالا یک تازه کار هسته ای، برای مدیریت هزینه و مدیریت زمان و مکان دستیابی به سلاح هسته، یا دستیابی به قابلیت فرار هسته ای طرح و برنامه دقیقی داشته باشد. مشکل ذخیره اولیه هیچ حجمی از ذخایر هسته ای اولیه نمیتواند بازدارندگی لازم را ایجاد کند، بخصوص در زمانی که دشمن خاصی وجود داشته باشد که بتواند میزان پیشرفت، تعداد کلاهک و مکان های تولید را بدقت شناسایی کرده و در ابتدای راه آنرا از کار بی اندازد. وجود چند کلاهک محدود نه تنها بازدارنده نیست، بلکه مسبب آغاز تهاجم، تغییر مسیر به تهاجم هسته ای و در نهایت شکست خوردن دارنده تازه کار است. بنابراین یک تازه کار هسته ای 4 راه دارد: 1. پنهانکاری؛ برنامه خود را تا رسیدن به ظرفیت مطلوب بازدارنده، از نظر عددی و توانی پنهان نگاه دارد. 2. سیاست؛ از ابزارهای سیاسی برای ممانعت از اقدام علیه برنامه هسته ای خود بهره جوید. 3. توان نظامی متعارف؛ بقدری در حوزه تسلیحات متعارف و سرعت رسیدن به حد مطلوب موثر عمل کند که فرصت اقدام از دشمن گرفته شود. 4. گروگان گیری؛ هسته ای. تهدید استفاده از نخستین سلاح های ساخته شده علیه نزدیک ترین شهر یا پایتخت دشمن. تقریبا بسیاری از کشورهای دارنده سلاح هسته ای پس از آمریکا بصورت ترکیبی هر 4 راه فوق را تا آنجا که توانسته اند همزمان پیگیری کرده اند. اسراییل از گزینه های 1 و 2 و 4 بخوبی بهره جسته است. هند و پاکستان، از هر 4 گزینه بهره جسته اند، همینطور کره شمالی که نتوانست برنامه هسته ای خود را پنهان کند و از ابزار سیاسی کافی برای چانه زنی بهره مند نبود توانست بخوبی از گزینه سوم و چهارم بهره گیری کند. آنها ابتدا به توان متعارف موشکی و توپخانه ای بلند برد بسیار وسیعی دست یافتند، که متعاقبا از تهاجم علیه تاسیسات هسته ای خود ممانعت کافی به عمل می آورد، سپس بعد از توسعه متعارف، پایتخت و شهرهای کره جنوبی که دیگر در برابر تهاجم موشکی انبوه راه برای مقابله نداشتند را گروگان گرفتند، به نحوی که حتی استقرار سامانه پدافند موشکی تاد نیز عملا مثمر ثمر به نظر نمی رسید. کشورهایی مثل لیبی و عراق نتوانستند از هیچ از یک 4 گزینه فوق بهره مند شوند، عراق که برنامه هسته ای خود را شروع کرد بلافاصه با تهاجم اسراییل مواجه شد و از آنجا توان نظامی متعارف کافی نداشت، از طرفی نتوانست از ابزارهای سیاسی و دیگر گزینه ها بهره گیری کند شکست را پذیرفت و به یک انتقام گیری سطحی از اسراییل اکتفا نمئد. ایران نیز آگاهانه بدونه انتخاب هیچ یک از مسیر های فوق برنامه نظامی هسته ای را در حد دانش آن محدود و سپس رها ساخت. مسیریابی چگونگی توسعه و کاهش تنش هسته ای نتیجه گیری یک تازه کار هسته ای میبایست، به دست کم یکصد کلاهک هسته ای با قابلیت ارسال از طرق مختلف دست پیدا کند. و این تعداد با فهم از راهبرد زمان و مکان استفاده پس از دستیابی پنهانی به ذخایر اولیه قابل تنظیم از نظر تقسیم مواد هسته ای و قدرت مورد در تعداد خواهد بود. با این وجود دستیابی پنهانی به این حجم از کلاهک هسته ای که قابل نصب بر روی موشک باشد در زمانی کوتاه امری ناممکن به نظر میرسد. یک معادله؛ اگر 10 بمب یک مگاتنی وجود داشته باشند، آنها ماشین روز قیامت یک کشور اتمی با برنامه محدود هستند، و اگر 30 کلاهک 300 کیلوتنی به آن اضافه کنیم، توان هسته آن کشور به سطح راهبردی ارتقا پیدا میکند، و اگر حدود 70 تا 100 کلاهک از زیر یک تا حداکثر 5 کیلوتن وجود داشته باشد برنامه تاکتیکی آن تقریبا کامل شده است. به موازنه راهبردی، و توان تاکتیکی مناسب نیز دست پیدا کرده. اما به محض شروع اولین آزمایش با آنچنان حجمه سیاسی، اقتصادی و تلاش های نظامی مواجه میشود که ممکن است شانس دستیابی کامل به برنامه فوق را از دست بدهد. بنابراین در 4 گزینه فوق؛ - پنهانکاری محدودیت عملیاتی بالایی دارد، - گروگانگیری نیز عواقب سیاسی و اخلاقی وسیعی دارد، - ظرفیت بازدارنده متعارف نیز هزینه های بسیار بالایی در برخواهد داشت، و نمیتوان این ظرفیت را با وجود برنامه هسته ای آشکار یا حتی پنهان تا حد یک قدرت جهانی شدن بسرعت و با هزینه های کم ارتقا داد، بنابراین "سرعت" در دستیابی به حجم بالای مواد هسته ای برای دستیابی به ظرفیت مناسب تولید بمب مهمترین و قابل ملاحظه ترین فاکتور دستیابی به سلاح هسته ای است. و این برنامه به محض آشکار شدن یک گزینه در برابر مخالفان آن برنامه میگذارد، ممانعت پیش از آنکه دور شود. بنابراین سیاست ابهام هسته ای نه تنها در عمل ناکارا به نظر میرسد بلکه موجبات تهاجم را نیز فراهم می آورد. و در برابر یک اقدام زودهنگام علیه برنامه هسته ای کشور تازه کار، وی باید با تمام توان برای سقوط اخلاقی و زدن ضربت متقابل با هر روشی، منجمله بمب های کثیف، شیمیایی، میکروبی و ... آماده باشد. مسیر زمانی دستیابی به بازدارندگی هسته ای: وضعیت پیش روی یک مبتدی هسته ای تهیه شده برای میلیتاری worior@military.ir استفاده از مطلب و ایده ها تنها با درج آدرس سایت مجاز است
  9. فکور90 ، در اصل ، یک پروژه داخلی نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران (IRIAF) بشمار می رفت که تاریخ آغاز آن به اوایل دهه نخست قرن بیست و یکم ( 2000 میلادی ) برمی گردد . به اعتقاد برخی ، در آن زمان هیچ موشک هوا به هوای عملیاتی AIM-54A فونیکس در فهرست موجودی نیرو وجود نداشت ، در نتیجه متخصصان نیروی هوایی پیشنهاد دادند تا قطعات و اجزاء فونیکس ها را با قطعات موشکهای تغییر یافته هاوک ( پروژه سجیل ) بهبود دهند و موشکهای موجود را بحالت عملیاتی بازگردانند . با کلید خوردن این پروژه ، به شکل همزمان نیروی هوایی یک قرارداد همکاری را با صنایع شهید بابایی وابسته به وزارت دفاع و پشتبانی نیرو های مسلح با هدف بازگرداندن چند تیر موشک فونیکس بحالت عملیاتی در یک بازه زمانی یکساله (2007-2006) به امضاء رساندند و برای اطمینان از صحت کار ، چند کارشناس بازنشسته فنی نیروی هوایی ارتش نیز به این پروژه پیوسته و این ایده دنبال شد. براساس گزارشهای تایید نشده ، در اوایل کار ، موشکهای از رده خارج فونیکس با استفاده از جستجوگر موشک MIM-23B دوباره عملیاتی شدند . با این حال ، در سالهای بعد (2009-2008) ، زمانی که صنایع شهید بابایی ، یک نسخه بهبود یافته از موشک پدافند هوایی MIM-23B را با رادار و اویونیک جدید برای نیروی هوایی توسعه داد ، این ایده برای کارشناسان بوجود آمد که تمامی موشکهای فونیکس باقی مانده را با اویونیک جدید و رادار موشک شلمچه ، ( نسخه بهبود یافته MIM-23B) به حالت عملیاتی درآورند . این موشک با موفقیت کامل مابین سالهای 2009 تا 2010 آزمایش شد ، اما علی الظاهر در خط تولید انبوه قرار نگرفت . نسخه جدید سجیل / شلمچه با جستجوگر و اویونیک پیشرفته با شناسه سجیل هوابرد برای تجهیز تامکتهای نیروی هوایی ، فانتوم ومیراژهای اف-یک در حال توسعه است . پی نوشت : این تحلیل ، صرفاً یک نظر بشمار می رود و نه تایید و نه رد می گردد . با این حال امیدواریم نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران ، بیش از پیش ، از قابلیتهای تدافعی ، تهاجمی برخوردار گردد .
  10. ۱-موشك هارپون(AGM-84 Harpoon) موشک هارپون یکی از معروفترین و قویترین سلاح های ضد کشتیست که با وجود عمر طولانی آن هنوز یکی از موشک های اصلی ضد کشتی در نیروی دریایی آمریکا و بسیاری از کشورهای جهان از جمله ایران است(هارپون به معنی نیزه ی شکار نهنگ است) موشک هارپون بسور اختصاصی و تنها برای مقابله با کشتی ها ساخته شد و اولین بار به خدمت نیروی زمینی و دریایی آمریکا در آمد موشک هارپون بدلیل نیاز شدید نیرو های هوایی و دریایی در مدل های مختلف به تولید انبوه رسید بعدها موشکSLAM که به معنی (Stand-off Land Attack Missile) است از روی آن تولید گردید در 1965 نیروی دریایی بصورت آزمایشی در قالب یک طرح پژوهشی بر روی موشک برای مقابله ی سطحی با زیر دریایی ها و با برد 45 کیلومتر شروع به بررسی نمود پس از نابودی رزم ناو اسرائیلی Eilat توسط دو ناوچه ی موشک انداز ساخت روسیه در 1967 احمیت این پروژه دوچندان شد چرا که نیاز به یک موشک ضد کشتی قوی در برابر اهداف سطحی بسیار حس میشد با سرعت گرفتن رشد پروژه در 1970 اولین نمونه ی هارپون تحت عنوان ZAGM-84A مورد آزمایش قرار گرفت با این وجود نتیجه ی آزمایشات رضایت بخش نبود در نتیجه سال بعد این قرار داد طی مناقصه ای به شرکت McDonnell-Douglas اعطا گردید بدنبال این امر مکدانل داگلاس طی مدت کوتاهی سه مدل مختلف از این موشک را تدوین نمود و سریعا اولین تست ها انجام شد نمونه ی اولیه در 1972 آزمایش شدمدل هایی که مکدانل داگلاس ارائه کرد به این ترتیب بود موشک هوا به دریا مدل پایه AGM-84A و موشک دریا به دریا RGM-84A و زمین به دریا UGM-84A ولی طرح ایراداتی نیز داشت از جمله برد کم در حالی که حد اقل نیاز به دامنه برد 90 کیلومتر می بود که بعدها اصلاح شد اولین مدل در 1977 وارد خدمت شد و اولین نمونه هم نمونه ی دریا به دریا بود پس از آن اولین نمونه ی هوا به دریا (AGM-84A ) در 1979 بر روی هواپیما های P-3 اوریون نصب شد اولین نمونه ی زمین به دریا هم در 1981 وارد خدمت گردید. از تعداد و امادگي اين نوع موشك در نيروي دريايي ايران اطلاعات زيادي دردست نيست و سياست ايران در ضمينه موشك هاي دريايي برپايه موشك هاي كروز قرار دارد.موشك هارپون در مدلهاي مختلفي توليد گشته و ما مشخصات موشك هاي تحت اختيار ايران را در زير قرار مي دهيم. مشخصات: نوع: موشك ضد كشتي طول: 4 متر 55 سانتيمتر وزن: 5/661 كيلوگرم برد: 60 مايل سرعت: 855 كيلومتر بر ساعت 2-موشك كروز دريايي كوثر(C-701) اين موشک ترکيبي از تکنولوژي بومي و برداشتهايي از نمونه ي چيني C-701 است اين موشک به يک سرجنگي الکترو اوپتيک مجهز است که به همراه يک رادار جستجوي ميليمتري کنترل آن را انجام ميدهد موشک کوثر مناسب براي شليک از شناور هاي گشتي کوچک تا متوسط لانچر هاي زميني هليکوپتر ها و جنگنده ها يا هواپيماهاي گشت درياييست (مانند اوريون) از توانايي هاي اين موشک ميتوان به اصلاح اتوماتيک مسير شليک انتخاب اتوماتيک هدف بعدي(نزديک ترين هدف در صورت خارج شدن هدف اول از دسترس يا قفل رادار بطور کلي بازيافت البته امکان هدايت اپتيکي تلوزيوني هم هست) مشخصات: نوع: موشک ضد کشتي برد بيشينه:15 تا 19 کيلومتر طول:2.6 متر وزن سرجنگي: 29 کيلوگرم با توانايي ضد زره براي ورود به قسمت هاي داخلي تر(تاخير در انفجار) وزن کلي: 100 کيلوگرم موتور: يک بوستر سوخت جامد با سوخت ذخيره سرعت: 0.8 ماخ نوع کنترل گر: کنترل گر تصويري يا رادار موج ميليمتري به همراه رادار خانگي Sea skimmer -موشك كروز دريايي نور(بهينه شده c-802) موشك كروز نور از جمله موشك هاي ساخت داخل ميباشد كه با الگو برداري از موشك هاي چيني c-802 توسط متخصصان داخلي توليد شده .اين موشك در ايران در سال 80 به صورت توليد انبوه در اختيار نيروهاي مسلح قرار گرفت.در سال 1385 و در رزمايش پيامبر اعظم(ص) نوع بهينه شده اي از موشك نور مورد ازمايش قرار گرفت و با موفقيت ازمايش شد.موشك بهينه نور بدون نياز به سيستم OTHT با حداكثر برد به سمت اهداف سطحي شليك مي‌شود.جمهوري اسلامي ايران اولين كشوري است كه توانست موشك نور(c-802) را بر روي بالگرد نصب كند و ما نخستين كشوري هستيم كه اين تكنولوژي را دارا مي‌باشيم. مشخصات: برد:120 كيلومتر ورن كلاهك جنگي:165 كيلوگرم 4-موشك حوت در سال 1385 و در رزمايش پيامبر اعظم(ص) موشكي را ازمايش كرد كه باعث حيرت بيش از پيش جامعه جهاني گشت.ايران در اين رزمايش موشكي با سرعت 100 متر بر ثانيه را ازمايش كرد.موشك انداز هاي اين موشك كامل رادار گريز بوده و از ديد رادارهاي دشمن مخفي ميمانند.توان رزمي اين موشك برابر با موشك VA-111 Shkval ساخت روسيه است و تنها دو كشور ايران و روسيه فناوري لازم را براي ساخت چنين موشك هاي به دست اورده اند.هنوز مشخص نيست كه آيا "حوت" بر پايه shkval ساخته شده است يا خير.سرعت متوسط اين موشك 4 برابر اژدر معمولي زير ابي است. اين موشك با توليد حبابهاي بخار كه از نوك دماغه و پوسته خود خارج مي كند لايه اي از گاز در اطراف خود شكل مي دهد و بدين ترتيب خود را از تماس مستقيم با آب و پساي قابل ملاحظه ناشي از آن دور مي كند. اين موشك قابليت پرتاب از روي شناور و يا زيردريايي در عمق 100 متري را دارد. با سرعت حدود 50 نات (93 كيلومتر بر ساعت) كپسول پرتاب خود را ترك مي كند. با فرو رفتن در آب و رسيدن به عمق مناسب، موتور خود را روشن كرده و به سمت هدف راهي مي شود. از چالش هاي فني توسعه چنين موشكي مي توان به كاويتاسيون اشاره نمود كه لازم است ميزان حبابهاي كاويتاسيون براي حفظ و پايدار نگهداشتن لايه گاز اطراف موشك ونيز رسيدن به كمترين پسا كنترل شود. در همين رابطه توجه به تداخل گازهاي خروجي از راكت و نيز سطوح كنترل موشك با لايه گاز ايجاد شده در اطراف آن، پيچيدگيهاي اين مساله را روشن تر مي سازد. به ويژه زمان شروع به كار موتور و شرايط گذار (Transision) ناشي از آن از اين حيث قابل توجه است. سيستم هدايت چنين موشكي نيز با چالشهاي خود روبرو است. تغيير محيط سيال اطراف موشك، شكست امواج و نيز سرعت خودموشك از مواردي است كه هدايت آن را با مشكلات عديده اي مواجه مي سازد 5-موشك سانبرن(SS-N-22 Sunburn,Moskit) موشك جهت شكست دادن سيستم راداری دفاعی آمريكا طراحی شده است . يك ناو آمريكايی در حالت دفاعی به هر صورت در جريان شناسايی موشك SUNBURN كه به طرف آنها در حركت است تنها زمان كافی برای محاسبه و پيدا كردن راه حل شليك را دارد نه وقت كافی برای منهدم كردن موشك SUNBURN را. به همين خاطر از نوعی اسلحه جديد كه می‌تواند 3000 گلوله اورانيوم را در يك دقيقه شليك كند ولی اين سلاح بايد هماهنگی دقيقی را برای نابودی موشك به موقع انجام دهد كه بسيار مشكل است . تركيب سرعت مافوق صوت و اندازه بمب آن انرژی تخريبی زيادی را هنگام برخورد با كشتی ايجاد می‌كند . يكعدد از اين موشك‌ها می‌تواند يك كشتی جنگی را غرق كند. تنها راه ناوهای آمريكايی برای دفاع از خودشان در مقابل سلاحهای مهيبی چون SUNBURN اين است كه قبل از رسيدن جنگنده پرتاب كننده بمب به محدوده پرتاب موشك آن را نابود كنند. SUNBURN می‌تواند يك بمب اتمی 200 كيلو تنی يا يك كلاهك 750 پوندی را در حدود 100 مايل حمل كند. بيش از دو برابر ميزانی كه EXOCET می‌تواند. SUNBURN می‌تواند سرعتی دو برابر سرعت صوت داشته و با قابليت تنظيم مسير پروازی كه می‌تواند از كنار موانع عبور كند تا خود را به استحكامات دشمن برساند. اين موشك قابليت شليك از زير دريايي ساحل و ناوهاي جنگي را بر خوردار است.مدل هوايي ان نيز قابليت شليك از جنگنده su-27k يا su-33 رادارا ميباشد كه نام ديگر ان Kh-4 مي باشد. مطابق گزارش وزير دفاع ايران "علی شمخانی” در سال 2001 هنگام بازديد از مسكو در خواست پرتاب آزمايشی آن را كرد كه روسها هم با روی باز ترتيب آن را داده و علی شمخانی كه مجذوب آن شده بود سفارش تعداد نا محدود از اين موشك را به روسها داد. از تعداد موشك هاي ايران اطلاعاتي در دست نيست. مشخصات: طول: 9 متر وزن:450كيلوگرم وزن كلاهك:320 كيلوگرم سرعت: 3 ماخ برد نهايي: 250 كيلومتر نوع رادار: فعال 6-موشك اگزوسه(Exocet) طراحي موشك اگزوسه در سال1967 اغاز گرديده و نوع دريا پايه ان كه با كد MM 38 شناخته مي شود در سال 1975 وارد خدمت گرديد.نوع هواپايه ان كه با كد AM 39 شناخته مي شود طراحي ان از سال 1974 اغاز گرديد و در سال 1979 تحويل نيروي دريايي فرانسه گشت.اين موشك در جنگ فالكلند از يك جنگنده ارژانتيني شليك شده و باعث غرق شدن ناو جنگي انگلستان گشت و در جنگ اول خليج فارس جنگنده هاي نيروي هوايي عراق اين موشك را به سمت يك ناوچه امريكايي شليك كرد و قبل از اينكه ناو امريكايي بتواند كاري از پيش ببرد موشك به ان برخورد كرده و ان را به دونيم ميكند. ايران درسال 2003 سفارش تعداد نامحدودي از اين نوع موشك را به فرانسه داده است.از دريافت سفارس ايران اطلاعاتي در دست نيست ولي منابع مطلع تعداد اين موشك هاي ايران را 500 عدد اعلام كرده اند.اين موشك به وسيله جنگنده هاي ميراژ فرانسوي كه در اختيار نيروي هوايي قرار دارد قابل شليك است. مشخصات: سال ورود:1979 انداره: 580 سانتيمتر وزن: 855 كيلوگرم وزن كلاهك:168 كيلوگرم به همراه زره تاخير انداز در انفجار سرعت: 0.93 ماخ برد: 63 كيلومتر رادار:ESD ADAC رادار فعال -موشک ضد کشتی رعد(HY-2) در سال 2004 ایران یک مدل جدید از موشکهای ضد کشتی را بر مبنای موشک چینی کرم ابریشم را با برد و سرعت بیشتر طراحی نمود و به تولید انبوه رساند این موشک با توجه به سرعت زیاد آن یکی از خطرناک ترین موشک های ضد کشتی است که امکان هر گون تحرکی را از حریف صلب میکند مشخصات: نوع: موشک ضد کشتی سرعت: بین0.8 تا 1 ماخ طول:7.8 متر وزن: 2998 کیلوگرم برد: 135 تا 200 کیلومتر ارتفاع پرواز:30 تا 50 متر نوع سیستم راداری: رادار مونو پالس (فعال) وزن سر جنگی: 512 کیلوگرم موتور: یک موتور سوخت مایع بهمراه یک بوستر سوخت جامد ضد کشتی نصر: این موشک ماهیتی همچنان نامشخص دارد اما اولین بار در نمایشگاه هوایی ایران در سال 2004 به نمایش درآمد این موشک یک موشک تاکتیکی جدید بحساب می آید این موشک در حالت راداری تا 35 کیلومتر برد دارد با این وجود همچنان اطلاعات چندانی از آن در دست نیست 9-موشک ضد کشتی فجر دریا: این موشک نیز یکی از موشک هاییست که اطلاعات کمی در مورد آن انتشار یافته این موشک یک موشک ضد کشتی هوا پرتاب است و تاکنون شلیک آن از هلیکوپتر های سی کینگ نیروی دریایی آزمایش گردیده در صورت استفاده با نوشتن نام و ذكر منبع ما را ياري كنيد. ------------------------------------------------- نويسندگان: اميرحسام ملائي يگانه محمد حسین جهان پناه وبلاگ :فناوري موشكي
  11. یکی از نکات بسیار جالب در باره موشک قادر این است که در یکی از آزمایش های این موشک با سرجنگی که تنها یک ششم سرجنگی واقعی بود قادر موفق به هدف قرار دادن یک هدف واقعی با طول 63 متر شد که در اثر اصابت این موشک کشتی مذکور غرق شد. بنابراین پیداست با سرجنگی با قدرت 6 برابر، قادر قادر به غرق کردن کشتی های بسیار بزرگتر دشمن است. به گزارش گروه دفاع و امنیت مشرق، 31 شهریور ماه امسال در روز صنعت دفاعی از سه دستاورد مهم در زمینه دریایی با حضور رئیس جمهور و وزیر دفاع در دانشگاه مالک اشتر رونمایی شد؛ اژدر فجر، موتور 850 اسب بخاری بنیان1 و موشک ضد کشتی قادر. کمی پس از معرفی این موشک و اعلام برخی مشخصات آن از جمله برد 200 کیلومتری آن، دشمن که از اهمیت موشک کروزی با این ابعاد و در عین حال برد زیاد اطلاه داشت از طریق بازوهای رسانه ای خود جنگ روانی جدیدی را در این زمینه آغاز کرد که یکی از اهداف آن زیر سؤال بردن موجودیت پروژه ساخت موشک قادر بود. آنها اعلام کردند که ایران این موشک را نساخته و تنها یک فروند آن را از خارج خریداری کرده است. از اینرو چند روز قبل در مراسمی با حضور فرماندهان نیروی دریایی ارتش و سپاه تعداد حداقل 20 فروند از موشک های تولید شده قادر به این نیروها تحویل داده شد. رونمایی از موشک قادر در روز صنعت دفاعی این حرکت پاسخی به اظهارات رسانه های غربی مبنی بر بومی نبودن موشک قادر و اساساً عدم وجود آن در کشور بود. واقعیت این است که هنوز برخی قدرت های غربی باور ندارند که ایران در زمینه صنعت دفاعی به توانمندی طراحی و تولید انبوه دست یافته است و از اینرو پس از معرفی تجهیزات ایرانی اقدام به این گونه سخن پراکنی ها می کنند. اما در مورد موشک قادر با توجه به کارایی عملیاتی بالای این موشک و نقش آن در افزایش بازدارندگی دریایی و تهدید ناوگان دشمن از برد زیاد توسط شناورهای چند ده متری و یا بالگرد و سکوهای خوداتکای ساحلی بسیار رنج آور و ناراحت کننده است از اینرو به اقدامی اینچنینی دست زدند بدون اینکه به یاد بیاروند نمونه قبلی این موشک با نام نور در دها شناور و پرتابگر ساحلی و همچنین بالگردها و هواپیماهای رزمی کشور عملیاتی است. بارگذاری قادر در پرتابگر به گزارش مشرق، در تصاویر منتشر شده از تحویل قادر به سپاه و ارتش تعداد زیادی از این موشک ها که برای بارگیری در پرتابگرها آماده بودند به نمایش درآمده و ضمناً تصاویر جدیدی نیز از پرتاب آن منتشر شد. در این تصاویر موشک قادر از منطقه ای در عمق خاک به سمت هدف شلیک شده که نشاندهنده اطمینان به برد بالای این موشک و همچنین سامانه های هدف گیری آن است. البته وزیر محترم دفاع در سخنان خود در این مراسم برد موشک قادر را بیش از 200 کیلومتر اعلام نمود که معنای متفاوتی را برای دوربرد بودن این موشک تبیین می کند. همچنین عنوان شد این موشک هم از پرتابگرهای ساحلی، هم شناورها و هم از وسائل پروازی قابل پرتاب است که در صورت پرتاب از هواپیما برد این موشک به میزان زیادی افزایش می یابد. یکی از نکات قابل توجه عدم افزایش قابل توجه ابعاد این موشک نسبت به نمونه قبلی است. خصوصاً به نظر می رسد این موشک از نظر قطر تفاوتی با نمونه قبلی نداشته و تنها از نظر طول بلندتر از موشک نور است در نتیجه می توان با کمترین تغییرات موشک قادر را از پرتابگرهای موجود به کار گرفت. در ظاهر نیز پرتابگرهای جعبه ای قادر تنها دارای یک برجستگی در جلوی هر جعبه هستند که برای پوشش دادن به طول بیشتر قادر نسبت به نور است. بعلاوه مشابهت سامانه هایی که ارتقاء آنها لازم نبوده است کار تولید انبوه این موشک را چه از نظر هزینه و چه از نظر کاهش فرایند طراحی ساده می کند. مثلاً بالها و موتور کمکی اولیه نیز به نظر یکسان می آیند که اقدامی حرفه ای در توسعه محصول جدید در هر زمینه ای به شمار می رود. از پیشرقت های این نمونه از موشک های کروز کشور می توان به سامانه خلبان خودکار دیجیتال، سامانه ناوبری با دقت بالا، امکان برنامه ریزی موشک قبل از شلیک، امکان هدفگیری اهداف با سطح مقطع راداری پایین، رادار پیشرفته با قابلیت مقابله با جنگ الکترونیک، آماده سازی و واکنش سریع موشک برای حمله به هدف و توانایی ضربه زدن به اهداف ساحلی علاوه بر هدفهای شناور اشاره نمود. دقت بسیار بالای قادر در اصابت به هدف یکی از نکات بسیار جالب در باره موشک قادر این است که در یکی از آزمایش های این موشک با سرجنگی که تنها یک ششم سرجنگی واقعی بود قادر موفق به هدف قرار دادن یک هدف واقعی با طول 63 متر شد که در اثر اصابت این موشک کشتی مذکور غرق شد. بنابراین پیداست با سرجنگی با قدرت 6 برابر قادر قادر به غرق کردن کشتی های بسیار بزرگتر دشمن است. موشک قادر با توجه به برد زیاد خود هم امکان شلیک از عمق خاک خودی را به پرتابگرهای زمینی داده و هم شناورهای بکارگیرنده خود را در محدوده ای امن از ناوهای دشمن نگه می دارد و در سوی مقابل محدوده امن برای حرکت ناوهای دشمن کمتر از قبل شده و با این برد دورایستایی آسیب پذیری آنها بیشتر از قبل می شود. قادر در حال شلیک از پرتابگر زمینی استفاده از رادار پیشرفته در قادر باعث افزایش احتمال اصابت به هدف و کاهش نیاز آن به سامانه های دریایی و هوایی برای هدفگیری می نماید. این قابلیت در کنار استفاده از پرتابگرهای خوداتکا که به یکدیگر شبکه نیز می شوند باعث افزایش توان ضربه زدن به دشمن به طور مؤثر می گردد. طبق اعلام فرمانده نیروی دریایی سپاه این موشک بر روی بالگردهای این نیرو که از نوع میل-17/171 هستند نصب می شود و به این ترتیب می توان ضمن افزایش سرعت واکنش این سامانه را به کار گرفت بدین ترتیب که موشک را با سرعتی بیشتر از ناوچه ها، ده ها کیلومتر در دریا جلو برده و سپس به سمت دشمن شلیک کرد. با ورود قادر به چرخه عملیاتی، خانواده موشک های کروز ضد کشتی ایرانی کاملتر شده است و نشانه حرکت به سمت بلوغ در طراحی و تولید این نوع از موشک ها است. توانمندی که هیچ یک از کشورهای اطراف از آن برخورار نبوده و مجبور به استفاده از موشک های ساخته شده توسط کشورهای دیگر هستند. http://www.mashreghnews.ir/fa/news/69681/قادر-جدیدترین-موشک-ضد-کشتی-ایرانعکس
  12. با حضور وزير دفاع: افتتاح خط توليد موشك قادر و تحويل انبوه آن به نيروي دريايي سپاه و ارتش تهران- مراسم افتتاح خط توليد موشك كروز دريايي' قادر' و تحويل انبوه آن به نيروي دريايي سپاه پاسداران و ارتش روز چهارشنبه در آخرين روز از هفته دفاع مقدس با حضور سردار سرتيپ پاسدار'احمد وحيدي' وزير دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح برگزار شد. افتتاح خط توليد موشك قادر و تحويل انبوه آن به نيروي دريايي سپاه و ارتش به گزارش ايرنا به نقل از اداره كل تبليغات دفاعي وزارت دفاع، خط توليد موشك كروز دريايي قادر در مراسم ويژه اي با حضور سردار وحيدي وزير دفاع ، اميردريادار 'حبيب الله سياري' فرمانده نيروي دريايي ارتش جمهوري اسلامي و سردار سرتيپ پاسدار 'علي فدوي' فرمانده نيروي دريايي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي افتتاح شد. در اين مراسم همچنين وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح، توليد انبوه اين موشك را به نيروي دريايي سپاه پاسداران و ارتش تحويل داد. سردار وحيدي در حاشيه اين مراسم اظهار داشت:موشك كروز دريايي 'قادر' كه به مناسبت روز صنعت دفاعي با حضور رييس جمهوري رونمايي شد، دركوتاه ترين زمان ممكن به توليد انبوه رسيد. وي افزود: امروز شاهد تحويل مقادير انبوهي از اين موشك به نيروي دريايي سپاه و ارتش هستيم. وزير دفاع تصريح كرد: پس از رونمايي از اين موشك، برخي از رسانه هاي غربي مدعي شدند اين موشك يك موشك خارجي است كه ايران تنها يك فروند از آن را در اختيار دارد و با اعلام اخبار دروغ قصد داشتند اين موفقيت بزرگ را تحت الشعاع قرار دهند. سردار وحيدي افزود : امروز متخصصان زبده و كارآمد سازمان صنايع هوا و فضا با توليد و تحويل انبوه موشك قادر، علاوه بر نشان دادن توانمندي هاي بالاي خود در تامين نيازمندي هاي موشكي نيروهاي مسلح كشور، يكبار ديگر غرض ورزي و دروغ بودن ادعاي رسانه هاي غربي را اثبات كردند. وي با بيان اين كه موشك قادر از نوع كروز دريايي است، گفت : اين موشك با برد حدود 200 كيلومتر و قابليت آماده سازي و واكنش سريع مي تواند اهداف دريايي از جمله ناوچه ها و ناوهاي جنگي و اهداف ساحلي دشمن را منهدم كند. وزير دفاع، پرواز در ارتفاع پايين، قابليت تخريب بالا، وزن كم، دقت عمل در انهدام اهداف مورد نظر را از ويژگي هاي موشك قادر برشمرد. سردار وحيدي افزود: موشك قادر قابليت شليك از ساحل و از روي شناور با كلاس هاي گوناگون را دارد و با تجهيز نيروي دريايي سپاه و ارتش به اين موشك پيشرفته توان عملياتي اين نيروها به نحو قابل توجهي افزايش مي يابد. وي تاكيد كرد وزارت دفاع در اجراي تدابير و فرامين فرمانده معظم كل قوا مصمم است ضمن افزايش حداكثري توانمندي نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران بويژه در حوزه دريايي، قدرت بازدارندگي كشور را بيش از پيش ارتقا دهد. سردار وحيدي همچنين با تبريك اين موفقيت بزرگ به فرماندهي معظم كل قوا ، ملت شريف ايران و نيروهاي مسلح از متخصصان سازمان صنايع هوافضا و همكاري صميمانه نيروي دريايي سپاه و ارتش و شركت هاي دانش بنيان كه در طراحي ،ساخت و توليد اين موشك فعاليت داشته اند،تشكر و قدرداني كرد. اين مراسم در آستانه هفتم مهر سالروز شهادت سرداران و اميران سرافراز جمهوري اسلامي ايران - شهيدان فلاحي، فكوري ، نامجوي ، كلاهدوز و جهان آرا برگزار شد. [color=darkblue]تکراریه http://www.military.ir/modules.php?name=Forums&file=viewtopic&t=17852 قفل شد LAST-WAR[/color]
  13. [video width=400 height=350:a7eb718601]http://up6.iranblog.com/upload/90/shahrivar/3-5/2dIR-Iran-Ghader-Land-Attack-cruise-Missile-improved-Noor-.flv[/video] http://up6.iranblog.com/upload/90/shahrivar/3-5/2dIR-Iran-Ghader-Land-Attack-cruise-Missile-improved-Noor-.flv
  14. تو يه سايتي خوندم كه يكي از مقامات روسي گفته بود ايران مورد برد موشك عاشورا بلوف زده و اين موشك همچين بردي(>2000) نداره خواستم ببيم سي در اين مورد اطلاعاتي داره كه بگه ممنون ميشم
  15. بسم الله الرحمن الرحیم ========== تاپیک منفک شده از مطالب اخبار دفاعی 1399/11/6 خصوصیات موشک‌های حاج قاسم جانشین وزیر دفاع: موشک حاج قاسم دارای برد ۱۴۰۰ کیلومتر و مایل پرتاب و کاملا تاکتیکی است. موشک‌ شهید حاج قاسم قابل رهگیری توسط سامانه‌های پدافندی نیست. موشک کروز دریایی برد بلند شهید ابومهدی در ارتفاع چند متری پرواز می‌کند و از موتور هوا تنفسی بهره می‌برد. http://s10.picofile.com/file/8406222084/قااااااااااااااسم.mp4.html
  16. عکس های بالا از تی ای ال موشک کره شمالی منو یاد این تصویر که گفته میشه مربوط به آزمایش موشکی اخیر ایران هست و در اون به تی ای ال موشک خرمشهر و تیوب استوانه ای اون اشاره شده: http://s6.uplod.ir/i/00865/q6y38w5fjsxn.jpg در تی ای ال موشک جدید کره شمالی هم تیوب استوانه مشاهده میشه، آیا خرمشهر هم از یک سیستم کلد لانچ بهره می بره و یا اصالتا برای شلیک از پلتفرم هایی مثل ناو یا زیردریایی توسعه داده شده که بایستی از یک لانچر تیوبی شلیک بشه؟ آیا ارتباطی میان خرمشهر و موشک کره شمالی هست؟ ...... پ.ن.: با عرض پوزش من چون از موبایل ارسال پست می کنم و با موبایل هم مشکلاتی در ارسال پست های بلند دارم امکان ویرایش نقل قول مطابق با قوانین فروم برام میسر نبود
  17. در مراسمی با حضور سرلشکر جعفری در کارخانه زیرزمینی تولید موشک های بالستیک نیروی هوافضای سپاه، از موشک بالستیک هوشمند زمین به زمین دزفول رونمایی شد. به گزارش خبرنگار سپاه نیوز؛ در مراسمی که امروز (پنج شنبه ۱۸ بهمن ) با حضور سردار سرلشکر پاسدار محمدعلی جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و سردار سرتیپ پاسدار امیرعلی حاجی زاده فرمانده نیروی هوافضای سپاه برگزار شد ، موشک بالستیک هوشمند زمین به زمین دزفول در کارخانه زیرزمینی تولید موشک های بالستیک سپاه رونمایی شد. فرمانده کل سپاه در این مراسم رونمایی از دستاوردهای دفاعی سپاه همزمان با ایام گرامیداشت چهلمین سالگرد پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران را اثبات "ما میتوانیم" به جهانیان دانست و اظهار کرد : تولید انبوه موشک های پیشرفته دقیق و هوشمند با آخرین تکنولوژی که نقطه اوج پیشرفت در عرصه موشکی است، امروز به همت فرزندان ملت ایران در نیروی هوافضای سپاه تحقق یافته است. سرلشکر جعفری با اشاره به نمایش کارخانه زیرزمینی تولید موشک های بالستیک نقطه‌زن سپاه برای نخستین بار، گفت: رونمایی از این شهر تولید موشک در اعماق زمین، پاسخی به یاوه‌گویی‌های غربی ها است که تصور می کنند با تحریم و تهدید می توانند ما را محدود کرده و از اهداف بلندمان بازدارند. فرمانده نیروی هوافضای سپاه نیز در این مراسم امنیت ملت ایران را خط قرمز نیروهای مسلح برشمرد و اظهار کرد: با وجود توطئه ها و تهدیدات دشمن علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ، طبیعی است که ما نیز به حرکت خود ادامه دهیم و امروز به پاس پایداری و مقاومت خوزستانی های غیور ،به ویژه مردم قهرمان و مقاوم دزفول در دفاع مقدس ، از موشک هوشمند زمین به زمین "دزفول "رونمایی کردیم که آخرین دستاورد و محصول حوزه تحقیقات نیروی هوافضای سپاه است. وی با تاکید بر اینکه حرکت ما در حوزه موشک‌های زمین به زمین دائمی است ،با برشماری ویژگی‌های موشک هوشمند دزفول اظهار کرد : این دستاورد مهم به لحاظ ابعاد و اندازه به هندسه موشک ذوالفقار بسیار نزدیک می باشد ؛ موشک ذوالفقار ۷۰۰ کیلومتر برد دارد ، اما موشک دزفول هزار کیلومتر برد داشته و افزایش ۳۰۰ کیلومتری برد آن به واسطه به‌کارگیری فناوری‌های جدید در این محصول دفاعی است ، قدرت انهدام و تخریب این موشک نیز به دلیل نوع موادی که در سر جنگی آن به کارگیری شده، دو برابر موشک ذوالفقار است. http://www.sepahnews.com/index.php/component/k2/item/7225-با-حضور-فرمانده-کل-سپاه-صورت-گرفت-؛-نمایش-کارخانه-زیرزمینی-تولید-موشک-های-بالستیک-سپاه-برای-اولین-بار-رونمایی-از-موشک-بالستیک-هوشمند-زمین-به-زمین-دزفول.html سردار حاجی زاده کارخانجات ساخت موشک را امکانی گرانبها و حیاتی برشمرد واظهار کرد: جمهوری اسلامی ایران شروع کننده هیچ جنگی نیست، اما قرار هم نیست در برابر دشمنان غافلگیر شویم ، از این رو هم امکانات عملیاتی و هم کارخانجات تولیدی خود را در اعماق زمین و به صورت محرمانه تعبیه کرده ایم تا از دسترسی دشمنان دور بماند.
  18. مشکات‌موشک کروز 2هزار کیلومتری ایران رییس سازمان هوافضای وزارت دفاع از رونمایی موشک کروز مشکات با بردی بالغ بر 2 هزار کیلومتر در آینده نزدیک خبر داد. به گزارش مشرق به نقل از فارس، سردار مهدی فرحی معاون وزیر دفاع و رییس سازمان هوافضای وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح در گفتگو با خبرنگار دفاعی خبرگزاری فارس، درخصوص توان موشک‌های کروز ایران، با بیان اینکه افزایش برد این موشکها از برنامه‌های ماست، اظهار داشت: ما در مورد موشک‌های کروز از کمترین برد یعنی 15 کیلومتر شروع کردیم و پله پله جلو آمدیم. فرحی با اشاره به تولید موشک‌های کروز ظفر، نصر، نور، قادر و غدیر در وزارت دفاع خاطرنشان کرد: محصولات کروز تولید شده و در دست تحقیق ما در حدود 14 نوع است که ان‌شاءالله به زودی نیز دو موشک کروز «رعد» و «مشکات» را در برنامه داریم. معاون وزیر دفاع درخصوص مشخصات این موشکها گفت: موشک کروز «مشکات» که ان‌شاءالله بزودی رونمایی خواهد شد، بردی بالغ بر 2 هزار کیلومتر دارد که در حقیقت دست بلند نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران خواهد بود. وی تصریح کرد: موشک کروز «مشکات» از سه قابلیت دریاپایه، زمین‌پایه و هواپایه برخوردار خواهد بود و می‌تواند از روی هواپیما نیز شلیک شود. * سپرهای منطقه قدرت مقابله با شلیک انبوه موشکهای ایران را ندارند معاون وزیر دفاع در ادامه با اشاره به استقرار سپرهای دفاع موشکی آمریکا در منطقه گفت: اینها در تلاش‌ هستند و ادعاهایی می‌کنند که خیلی از آنها باطل و بزرگ‌نمایی است و واقعیت ندارد. وی با بیان اینکه بخشی از واقعیت‌های سخنان آنها هم هرگز توان مقابله با سرعت عمل و تعداد و نواخت بالای موشکها را نخواهد داشت، تصریح کرد: ما امیدواریم هیچگاه اتفاقی رخ ندهد اما اگر درگیری صورت بگیرد، آنها می‌بینند که همه ادعاهایشان بی‌اثر خواهد بود. * بر روی «دقت» و «رادارگریزی» موشک‌های بالستیک متمرکز شدیم رییس سازمان هوافضای وزارت دفاع، وضعیت ایران در حوزه موشک‌های دوربرد را بهترین وضعیت دانست و افزود: عقبه ما در این موضع آنقدر محکم و اطمینان‌بخش است که ما دیگر از بحث تعداد و تکثیر پرهیز کرده و به موضوع کیفی سازی بیشتر می‌پردازیم که مباحثی نظیر ارتقای دقت، رادارگریزی، تاکتیکی‌تر شدن و ماندگاری را شامل می‌شود. * کلاهک‌های بارانی جزو راهبردهای دفاعی ایران نیست فرحی در ادامه، موضوع استفاده از کلاهک‌های بارانی را به دلیل پایبندی به برخی چارچوب‌ها، جزو استراتژی و راهبرد جمهوری اسلامی ایران ندانست و گفت: به همین دلیل ما علی‌رغم توانمندی، خیلی در این بحث ورود نکردیم اما برای اثربخش‌تر کردن سر جنگی‌ها و کلاهک‌های موشک‌ها اقدامات زیادی شده است و یکی از عوامل کیفی سازی موشک‌های بالستیک، همین بحث کلاهک‌ها و سرجنگی‌ها است. http://www.mashreghnews.ir/fa/news/152830
  19. سلام خدمت دوستان میلیتاری ! با توجه به اینکه سامانه باک توسط آقا سینا معرفی شده ولی من مطلبی در مورد محافظ رادارهای سیستم باک چیزی ندیدم تصمیم گرفتم که نحوه محافظت سیستم باک توسط روسیه رو برای دوستان شرح بدم . سعی می کنم خلاصه و مفید بنویسم . همیشه سامانه های راداری فعال در معرض هدف قرار گرفتن موشک های ضد راداری نظیر KH-58 و AGM-88 HARM قرار داشته اند ، بدین منظور شرکت Almaz-Antey روسیه به این فکر افتاد تا برای حفاظت از سیستم های راداری سامانه های پدافند هوایی خود نظیر BUK سامانه ای را طراحی کند تا قابلیت انهدام موشک های ضد رادار را درست در لحظه ی قبل از برخورد دارا باشد . بدین منظور این شرکت سامانه ی Gazetchik را طراحی کرد . این سیستم متشکل از 4 قسمت اصلی می باشد . قسمت اول یک آشکار ساز مستقل از رادار می باشد که وظیفه کشف موشک های ARM را دارد. قسمت دوم دیکوی های فرکانس رادیویی فعال هستند . قسمت سوم قسمت نیز بخش اقدامات پسیو سامانه به وسیله ی chaff ها و aerosols است .(معمولا 3-4 عدد پرتابگر وجود دارد که تا زاویه 90 درجه از جلو و با دید 360 درجه چف ها قابل پرتاب هستند) آخرین قسمت این سامانه هم قسمت ارتباطی با رادارهای محفاظت شده و یا مرکز فرماندهی می باشد . نحوه ی کار: زمانی که یک ARM به رادار نزدیک میشود ، آشکارساز سامانه شروع به هشدار دادن به مرکز کنترل می کند . سپس مرکز فرماندهی دیکوی های راداری را برای منحرف سازی موشک ایجاد می کند و درست چند ثانیه قبل از برخورد موشک به رادار chaff ها و aerosols از طریق محفظه های به سمت موشک شلیک میشوند و درست روبروی موشک منفجر میشوند و باعث انحراف موشک به پایین میشوند و اینگونه رادارها جان سالم به در می برند ، البته اگر حتی 1-2 ثانیه چف ها دیر شلیک شوند امکان نابودی خود سامانه ضد ARM نیز وجود دارد چون در فاصله بسیار نزدیک به سامانه قرار می گیرند . این هم چند عکس از نحوه ی نابودی ARM . (داخل کلیپ این موشک از یک عدد اف 22 شلیک میشود و بعد از اینکه موشک نابود می شود سامانه باک 8 عدد موشک به سمت اف 22 ها شلیک می کنند و هر 3 آن ها رو به درک واصل می کند ) روی تصویر کلیک کنید تا با بزرنگمایی بیشتری نحوه مقابله رو ببینید... فقط برای میلیتاری ترجمه : hamedof استفاده از مطلب با ذکر نام مترجم و سایت میلیتاری بلامانع است منابع: http://militaryforce...n-6-98-669.html http://pvo.guns.ru/rtv/gazetchik.htm http://articles.jane...Federation.html ************************* با تشکر از شما.منتقل شد. OPS
  20. karmania20152015

    بر فراز کوزوو

    بسم الله الرحمن الرحیم بر فراز کوزوو عملیات ناتو بر فراز اسمان کوزوو درس هایی تاریخی برای هر علاقه مند به مباحث پدافند دارد ذکر این نکته لازم است بررسی این بخش از تاریخ باعث بروز سوتفاهم هایی نیز شده است ریشه این سوتفاهم ها در تعداد بسیار کم پرنده منهدم شده سرنشین دار از جمله جنگنده ها توسط پدافند هوایی صربها( در مقایسه با تعداد پروازهای انجام گرفته طرف مقابل) و از جهت دیگر نادیده گرفتن همزمان این نکته یعنی قدیمی بودن بخش بزرگی از دارایی پدافندی هوایی صربها میباشد. البته نکاتی مانند مجهز بودن بخشی از این دارایی به سیستم های اپتیکی وحراراتی IR و ناچار شدن تمامی پرنده های ائتلاف به پرواز در ارتفاع بالای 10,000 ft و یا تلفات نسبتا بالای پهبادهای شناسایی ائتلاف ( بالای 47 فروند) از جمله مواردی هستند که بررسی این بخش از تاریخ نظامی را هیجان انگیزتر میسازد. سازمان پدافند هوایی صربستان متشکل از تجهیزات معمول شوروی در دهه 70 الی 80 میلادی بود بخش رو به کاهشی از این تجهیزات شامل سامانه سام-2 بود و تعداد کمی سامانه سام-3 Pechora که به تازگی مدرنیزه نیز شده بودند از دارایی های با ارزش این ارتش به حساب می امد.پیش از شروع جنگ داخلی یوگسلاوی فرماندهی پدافند این کشور دارای 6 باتری سام-2 بود که شامل 40 لانچر تک ریل بود جالب است بدانید تا اوایل سال 1999 تنها 3 باتری از این سامانه عملیاتی و اماده جنگ بود.همچنین 14 باتری سام-3 با 60 لانچر چهار فروندی نیز از تجهیزات دیگر یوگسلاوی بود که حدود 50 لانچر عملیاتی تا سال 1999 موجود بود. دفاع هوایی میدانی این نیرو نیز شامل چهار باتری از سامانه سام-6 بود که دوتای انها توسط صربها در منطقه کوزوو مستقر شده بودند تا قبل از شروع جنگ داخلی 70 درصد از این سامانه اماده عملیات بود که این رقم به 25 درصد در طول جنگ داخلی در سال 1999 رسیده بود.این دارایی شامل شش رادار مستقل 1S91 نیز بود که هر رادار چهار لانچر را تغذیه می کرد.که همین امر انعطاف پذیری این سامانه را تا حد زیادی کم کرده بود. در بخش پدافندی کوتاه برد تجهیزات شامل سامانه های سام-9و سام-10 و سام-13 بود که البته بخش بزرگی از ان سام-9 بود شامل 113 لانچر ان در دهه 70 میلادی تحویل یوگسلاوی شده بود.وحتی موشک نیز تحت لیسانس در داخل کشور تولید شده بود.علاوه بران 17 سامانه سام-13 نیز که نسبتا مدرن تر نیز بودند در دهه80 تحویل این کشور شده بود که برخلاف سام-9 از قابلیت تفکیک هدف از فریب دهنده های حرارتی نیز برخوردار بود.در کنار این سامانه ها صربها در تلاشی داخلی موشکهای هوا- هوا حرارتی ساخت شوروی از جمله موشکهای ار73 و ار 60 را نیز در قالب سامانه های زمین به هوا برروی ارتفاعات مهم تحت عنوان Pracka (تیرکمان)استفاده میکردند و حتی بعدها ادعای موفقیت موشک ار73 در انهدام هدف نیز اعلام شد که البته اسناد قابل دفاعی برای ان منتشر نشد. پایان بخش-1 نصب موشکهای ار73( تصویر بالا) و ار 60 (تصویر پائین) روی خوردو زرهی Praga M53/59 توسط مرکز تحقیقات دفاعی و مرکز تست نیروی هوایی یوگسلاوی منابع http://pvo.guns.ru/russia/index5.htm
  21. موشک «رعد۵۰۰» و نسل جدید پیشران‌های موشکی و ماهواره‌بر سپاه رونمایی شد به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از سپاه نیوز،‌ آیین رونمایی از موشک رعد ۵۰۰ با موتور کامپوزیتی «زهیر» و موتور کامپوزیتی فضایی «سلمان» با نازل متحرک به عنوان نسل جدید پیشران‌های موشکی و ماهواره برها، امروز (یکشنبه ۲۰ بهمن) با حضور سردار سرلشکر پاسدار حسین سلامی فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و سردار سرتیپ پاسدار امیرعلی حاجی‌زاده فرمانده نیروی هوافضای سپاه برگزار شد. بنا بر این گزارش؛ با نمایش موشک چابک رعد ۵۰۰ از نسل جدید پیشران ها با بدنه غیر فلزی و کامپوزیت رونمایی شد. استفاده از فناوری بدنه های الیاف کربن قابلیت تحمل ۱۰۰ بار فشار و دمای۳ هزاردرجه سانتیگراد و دستیابی به موشک‌های بسیار سبک را فراهم می کند. موشک رعد ۵۰۰ از موشکهای نسل جدید است که در مقایسه با موشک فاتح ۱۱۰ با بدنه فولادی، با یک دوم وزن اما ۲۰۰ کیلومتر از افزایش برد برخوردار می باشد. همچنین نیروی هوافضای سپاه امروز از موتورهای موشک با نازل متحرک رونمایی کرد که ترکیب دو دستاورد بزرگ "بدنه کامپوزیت" و "نازل متحرک" در موشک ، امکان استفاده از موتورهای سوخت جامد را در خارج از جو فراهم کرد. با دستیابی به این موفقیت، ساخت ماهواره برهای سبک سوخت جامد، موشک‌های زمین به زمین با سطح مقطع راداری کم و مانورپذیر کردن موشک ها به منظور عبور از سپر موشکی و کاهش هزینه ها و افزایش تولید و کاهش پیچیدگی در تولید و نهایتاً جهش نسلی در موشک ها فراهم شد . https://www.farsnews.ir/news/13981120000587/موشک-رعد۵۰۰-و-نسل-جدید-پیشران‌های-موشکی-و-ماهواره‌بر-سپاه-رونمایی-شد
  22. نكاتي درباره توان موشكي عراق يكي از كميته‌هاي وزارت دفاع، كميته تهيه و توسعه موشك‌هاي دوربرد به رياست سرتيپ ستاد «صلاح التكريتي» متخصص رشته موشكي (توپخانه) بود. حاصل فعاليت اين كميته پيش از جنگ، توليد سه نوع موشك به نام‌هاي موشك حسين، موشك عباس و موشك عابد يا ژوئيه بود. اين موشكها با رايزنيها و مساعدت‌هاي فراوان يكي از شركت‌هاي فرانسوي به مرحله توليد رسيده بود. حتي هيأت فرانسوي به رياست «بيار موللر» چندين بار به وزارت دفاع عراق آمد و آزمايش هايي بر روي اين موشكها انجام داد. اين موشكها برخلاف ادعاي عراق، صد در صد توليد مشترك فرانسه و شوروي است. البته شايان توضيح است كه توان موشكي عراق ابتدا با موشك‌هاي «اسكاد» شوروي با برد سيصد كيلومتر تقويت و توسعه يافت، آنگاه عراقيها با استفاده از تكنولوژي و تجربيات روسها و فرانسويها اقدام به توليد سه موشك مزبور كردند كه من درباره ويژگي‌هاي هر يك از آنها توضيح مي‌دهم: 1- موشك «حسين» برد اين موشك، 650 كيلومتر و وزن كلاهك جنگي آن، 500 كيلوگرم است. اين كلاهك هاي جنگي، حاوي مواد انفجاري خطرناكي است كه استفاده از آن در جهان ممنوع است. شعاع اصابت اين موشك حدود هزار متر محاسبه شده است. در طي‌ سال‌هاي 1984، 85 و 88 (1363، 64،67) با اين موشك، شهر تهران را مورد حمله قرار داديم. البته مناطق و شهرهاي مرزي مانند اهواز و آبادان نيز از تيررس اين موشكها در امان نبودند. سرتيپ ستاد «ثابت سلطان» مدير توپخانه اصرار داشت از اين موشك براي كوبيدن مناطق مسكوني استفاده كنيم. وقتي از او علت اين اصرار را پرسيدم گفت:‌بايد مناطق مسكوني را هدف موشك قرار دهيم تا سربازان ايراني مجبور شوند به فكر خانواده هايشان بيفتند و آنگاه براي جوياشدن از حال آنان به پشت جبهه بازگردند و جبهه را خالي كنند. گفتم: اما اين اقدام ما آنان را به ادامه جنگ مصمم‌تر خواهد كرد. جواب داد: هرگز! اين كار به نارضايتي آنان نسبت به دولتشان كه حاضر به قبول آتش بس نيست دامن خواهد زد. 2- موشك «عباس» برد اين موشك حدود 850 كيلومتر، وزن كلاهك جنگي آن نزديك به 350 كيلوگرم و شعاع اصابت آن تقريبا 1500 متر است. اين موشك چندين بار براي حمله به تهران، اصفهان، تبريز، يزد و نيز بندرهاي ايرن مورد استفاده قرار گرفت. هربار كه اقدام به پرتاب اين موشك به سوي يكي از شهرهاي ايران مي‌كرديم صدام با خوشحالي با ما تماس مي‌گرفت و مي‌گفت:‌ آفرين به شما غيور مردان! شما تاريخ را رو سفيد كرديد! شما روي «قعقاع» و «سعد» را سفيد كرديد!» عدنان خيرالله وزير دفاع استفاده از موشك عباس به دليل برد بيشتر آن نسبت به موشك حسين تأكيد داشت. دو موشك عباس و حسين، از قدرت انفجار بسيار بالايي برخوردارند. مردم عراق، اين موشكها را «زلزله» مي‌نامند؛ زيرا در هنگام اصابت اشتباهي يكي از اين موشكها به يكي از پلها در «گرمة علي» در بصره، روستاي مجاور با خاك يكسان و پل، به طور كامل منهدم شد و حفره بسيار بزرگي ايجاد گرديد كه به دليل شدت انفجار، محل پل قابل شناسايي نبود. 3- موشك عابد «ژوئيه» طول اين موشك، 25 متر، وزن آن 48 تن و داراي سه مرحله است. اين موشك كه با مشاركت فرانسه و چين ساخته شده، قادر است يك كلاهك جنگي را به وزن حدود پانصد كيلوگرم تا مسافت حدود 1500 كيلومتر حمل كند. تفاوت اين موشك با دو موشك قبلي اين است كه آن دو براي پدافند و موشك «عابد» براي هجوم ساخته شده است. از اين موشك براي حمله به تهران، اصفهان و شهرهاي مرزي اهواز، آبادان، خرمشهر و.... استفاده شده است. تصاوير گرفته شده توسط هواپيماهاي شناسايي، نشان دهنده حجم وحشتناك خسارات ناشي از انفجار اين موشك در اوايل و در طول جنگ بود. اين تصاوير كه به صورت فيلم‌هاي ويديويي، در معرض ديد دانشجويان دوره‌هاي 30و 44 دانشكده ستاد قرار گرفت، به قدري هولناك بود كه عده اي از آنان دچار افسردگي و بيماري‌هاي روحي و رواني شدند. همچنين نسخه‌هايي از اين فيلمها براي سران دولت‌هاي حاشيه خليج فارس- از جمله امير كويت، ملك فهد و شاه حسين- ارسال شد. ماهواره‌هاي جاسوسي مشكلي كه اين موشكها داشتند چگونگي هدايت و تصحيح مسير حركت آنها براي اصابت به هدف بود. ابتدا بايد به اين نكته اشاره كرد كه موشك، وسيله‌اي با يك كلاهك جنگي است كه در قسمت فوقاني آن قرار دارد و در موقع اصابت ابتدا اين كلاهك منفجر مي‌شود. تفاوت موشك با هواپيما در اين است كه موشك تنها يك بار مورد استفاده قرار مي‌گيرد و عمر آن با همان يك پرتاب به پايان مي‌رسد اما هواپيما مي‌تواند پروازهاي متعددي انجام دهدو در هر پرواز چندين تن بمب و كلاهك جنگي فرو ريزد. هواپيما همچنين ممكن است پيش از سرنگون شدن توسط دشمن ده ها حمله هوايي انجام داده باشد كه بدين رو در مقايسه با موشك‌هاي زمين به زمين، ارزانتر محسوب مي‌شود. ما در هنگام استفاده از موشك يا هواپيما براي بمباران مناطق مسكوني ايران به ميزان تأثيرگذاري آنها توجه داشتيم. به همين دليل منطقي به نظر نمي‌رسيد كه مثلا يكصد ميليون دلار خرج موشكي كنيم كه خسارات مادي آن به ارتش ايران معادل يك ميليون دلار تخمين زده مي‌شد؛ به خصوص باتوجه به اينكه موشك‌هاي زمين به زميني كه برد يكصد كيلومتر دارند بسيار گران تمام مي‌شوند. بايد توجه داشت كه اينگونه موشك‌هاي يك بار مصرف براي حمل كلاهك‌هاي هسته‌اي ساخته شده اند؛‌ زيرا ارزش حجم انهدامي كلاهك هسته اي، صدها برابر ارزش موشك است. اما استفاده از اين موشكها به ويژه موشك هاي ميان برد براي حمل كلاهك‌هاي جنگي (كلاسيك)، كاري غيرعاقلانه است. به عنوان نمونه، قيمت يك موشك مدل «3-Df» از سري موشك‌هاي چيني فروخته شده به ما معادل چهل ميليون دلار بود. اين موشك در اصل براي اين طراحي شده است كه كلاهكي هسته‌اي با قدرت انفجاري 103 مگاتن (103 ميليون تن) مواد منفجره كلاسيك را حمل كند. اين موشك در آغاز جنگ براي حمله به شهر نوسود و تمامي شهرها ايران كه استحكامات بتوني داشتند مورد استفاده قرار گرفت. همانگونه كه گفته شد مشكل اينگونه موشكها چگونگي هدايت و تصحيح مسير حركت آنها بود اما بر اساس توافق عراق و دولت آمريكا در زمان رياست جمهوري كارتر و ريگان، قرار شد كه اين كشور به وسيله ماهواره‌هاي فضايي ما را در زمينه هدايت موشكها ياري دهد. از لحاظ فني اگر برد موشك بيش از سيصد كيلومتر باشد لازم است در طي حركت آن تا هدف مسير موشك دو يا سه بار تصحيح شود. اگر موشك بيشترين مسير خود را در داخل خاك خودي يا فضاي كشور دوست طي كند با فرمان‌هاي داده شده از ايستگاه‌هاي زميني يا هوايي موجود بر سر راه آن مسير خود را تصحيح مي‌كند؛ اما اگر بخش اعظمي از مسير موشك، در خاك دشمن باشد هدايت آن غيرممكن خواهد بود و تنها ماهواره‌هاي فضايي قادر به تصحيح خواهند بود. ما در طول جنگ حداكثر استفاده را از ماهواره‌هاي جاسوسي آمريكا در خليج فارس كرديم و به كمك آنها توانستيم حدود چهارصد موشك به طرف شهرهاي مرزي، مناطق مسكوني شهرهاي مختلف و يگان‌هاي عازم جبهه پرتاب كنيم. منبع :خبرگزاري فارس خاطرات سرلشكر عراقي«صبار فلاح اللامي»
  23. موشک نقطه‌زن سپاه 750 کیلومتری شد http://s6.uplod.ir/i/00822/vo2nsl4fkdv2.jpg   موشک فاتح که به نظر میرسد موشک ذوالفقار از بسیاری جهات شبیه به آن باشد، دقیقترین موشک بالستیک ایرانی با میزان خطای زیر 5 متر است.   این موشک با سوخت جامد می‌تواند اهداف را در فاصله حدود 750 کیلومتری مورد اصابت قرار دهد.   به نظر می‌رسد طول موشک ذوالفقار 8.9 متر، وزن مسلح آن حدود 4هزار کیلوگرم، قطر آن 68 سانتی متر و وزن سرجنگی آن نیز حدود500 کیلوکرم باشد که با سرجنگی بارانی گزینه مناسبی برای هدف قرار دادن مواضع دشمن و نیز باندهای فرودگاهی است.   البته در جریان این دو رژه، سامانه های مهم دیگری هم بعضا برای اولین بار به نمایش درآمدند که در آینده بیشتر از آنها خواهیم گفت.       http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13950631000684#relatedVideoPane   http://i.alalam.ir/news/Image/original/2016/09/21/alalam_636100525480727839_25f_4x3.jpg http://i.alalam.ir/news/Image/original/2016/09/21/alalam_636100525481327899_25f_4x3.jpg http://i.alalam.ir/news/Image/original/2016/09/21/alalam_636100525483298096_25f_4x3.jpg http://i.alalam.ir/news/Image/original/2016/09/21/alalam_636100525483868153_25f_4x3.jpg
  24. بسمه تعالی عقب نشینی از برجام چشم انداز راهبردی مبهم. همزمان با عقب نشینی مرحله به مرحله از برجام و طی شدن گام چهارم کاهش تعهدات، زمزمه هایی مبنی بر بازگشت توان تولیدات هسته ای به قبل از برجام به گوش میرسد، اما اینبار با کیفیت و بلوغ فناوری بسیار وسیع تر. سانتریفیوژ های نسل جدید، با توان های 20 تا 50 برابر اجداد خود که طی توافق هسته ای برچیده شدند، همچنین بهینه سازی های مختلف خطوط تولید و بهره برداری، کاهش وسیع ضایعات و پیشرفت های بسیار دیگر در تجهیزات جانبی و وابسته به صنعت هسته ای. در کنار توصیفات فوق، و در ابتدای همه نشست های خبری مسئولان در برنامه هسته ای با رسانه ها این حرف که؛ " اگر اروپایی ها به تعهداتشان عمل کنند، ایران نیز به تعهدات خود در برجام بازخواهد گشت" مکررا گفته شده است. در این یک بام و دو هوای کاهش گام به گام تعهدات، ایده هایی ذهن را به خود مشغول میسازد؛ - نخست اینکه پیش فرض مسئولان این بوده است که غرب در مسیر دروغ پردازی و بی عملی خود پیش خواهد رفت و اقدامی برای بازگشت به عقب و انجام تعهدات خود نخواهد کرد، در این صورت توجیه منطقی برای کاهش تعهدات و حتی رها سازی برجام وجود دارد. و این اقدامات میتوانند توازنی منطقی در برابر این بی عملی به زعم ما برقرار کنند. - دوم اینکه، در دورنمای مسیر پیش گرفته توسط ایران نیز مذاکره مجدد، جایگاهی نخواهد داشت و احتمال اینکه ایران به مذاکرات جدید روی بیاورد از صفر نیز کمتر است. در این صورت هزینه های جدید و اقدامات در مسیر هسته ای بازگشت پذیر نخواهد بود. با دو فرض فوق کاهش تعهدات منطقی مینماید. و این کاهش تا سطح ملغی شدن برجام در عمل که هم اکنون نیز اتفاق افتاده است ادامه خواهند یافت، اما یک سوال منطقی: روند نخست آن است که؛ اگر روزی قرار باشد اروپا در هر سطحی به تعهداتش عمل کند، دولت های بعدی آمریکا و سایر طرفهای درگیر در مسئله هسته ای مشوق های بسیار در کنار تهدیدات جدی وضع کنند، و ما هم نه از موضع ضعف، که از موضع برابر و یا قویتر از زمان امضای برجام، بخواهیم به مذاکراتی جدید با موضوع هسته ای وارد شویم، آن وقت چگونه حاضریم، هزینه های انجام شده کنونی و این فناوری فوق پیشرفته و بالغ کنونی را مجدد کنار بگذاریم؟! روند دیگری که در افق پیش رو بر اساس رویکردهای در پیش گرفته شده کنونی بخوبی دیده میشود، عدم مذاکره با غرب، اتخاذ رویکرد تقابلی حتی در یک یا دو دهه آینده و تحمل شرایط شکننده تحریمی-تهدیدی بدون چشم انداز توقف است. با چنین رویکردی ایران باید با سرعت هر چه تمام به سمت پوشش ضعف های واقعی خود برود و برنامه هسته ای نه در تقابل شکلی کنونی با غرب که در یک راهبرد حل مسئله داخلی (کسب قوت یا کاهش ضعف) دیده شود، در چنین شرایطی شاید بمب اتمی راهشگا تر از برق و داروی اتمی باشد. آیا منطقی نیست با قدم گذاشتن در هر یک از دو روند، راهبرد هسته ای ایران مجددا باز تعریف شود ؟ از دید موافقت با مذاکرات جدید با غرب، در روند نخست آنچه از خواهش های طرف غربی انتظار میرود، آن است که در صورت مذاکره، سطح محدودیت ها بخصوص در حوزه توسعه زیرساخت و اشاعه فناوری کاهش یابد. فلذا اقداماتی که تا آنزمان در پاسخ به عدم اجرای برجام توسط غرب از سوی ایران صورت خواهد گرفت، منجمله گام های دیگر، از موضعی بازگشت ناپذیر باید به آن نگریست. با این رویکرد هرچه گام های ایران، سریعتر، عظیم تر و محکم تر برداشته شود، چشم انداز بازگشت به عقب و وضع محدودیت های پیشین از امکانپذیری کمتر تا مرز دستنیافتنی شدن برخوردار خواهد شد. برای مثال اگر همه 6هزار سانتریفیوژ موجود به نسل 6 و 8 ارتقا یابند، تا ظرفیت 120هزار سویی مورد نیاز ایران تحقق یابد، آنگاه محدودیت تنها برای فراتر نرفتن از ظرفیت قابل مذاکره خواهد بود و نه بازگشت به توانایی های گذشته. این بسیار مضحک است که ایران بخواهد در زمانی تکنولوژی پیشرفته و اقتصادی در اختیار دارد به سطحی مادون آن تنزل کند. دیگر محدودیت مهم موجود در برجام، مسئله راکتور هسته ای آب سنگین اراک است. گرچه فناوری این راکتور حتی پیش از برجام نیز منسوخ بوده و صرفا با اهداف تحقیقاتی راه اندازی شده است، اما ایران میتواند با راه اندازی مجدد اراک با متدهای پیشرفته تر، اراک را به مرکزی برای توسعه پیشران های هسته ای با غنای بالا در نظر بگیرد. و این کار همپوشانی کافی با نیازهای آینده نیروی دریایی و کشتی رانی تجاری ایران، ایضا صادرات تجهیزات خواهد داشت. اما از دید مخالفان مذاکره مجدد که هم اکنون بیشترین توافق در کشور بر روی آن است، مسئله هسته ای به حوزه های مرتبط با انرژی نباید محدود بماند. و از ظرفیت آن در امنیت کشور هم باید بهره جست. مسئله امنیت نه صرفا در معنای نظامی، که در معنای استفاده از صنعت هسته ای بعنوان راهکار موجود و در دسترس برای حل مسائل کشور، از فروش اورانیوم با غنای سفارشی بدون محدودیت، صادرات برق هسته ای، تا صادرات خدمات و دانش فنی هسته ای به همه کشورهایی که آن را برای خود حیاتی بدانند، بدون توجه به محدودیت های اشاعه فناوری هسته ای NPT. غرب در برابر میتواند، تمامی تحریم های ایران که پیشتر همه آنها را ترامپ به شکلی قویتر بازگردانده از طریق سازمان ملل بازگرداند که این اقدامی بیهوده خواهد بود، در وضعیت کنونی رفتار طرف آمریکایی و نبود استقلال سیاسی طرف اروپایی، و بی عملی مطلقی که نشان داده اند، وضعیت برای ایران یکسان خواهد بود و این اقدام تقریبا خنثی و سوخته محسوب میشود، تنها اتفاق جدید برای ایران از این راه آن است که مجدد وارد فصل 7 منشور ملل متحد شود و ائتلافی برای پیگیری آن تا مرز یا اجرای اقدام نظامی علیه ایران وارد عمل شود. نتیجه این اقدام اوضاع امنیتی ایران را تشدید خواهد کرد و نه تنها تسریع کننده برنامه هسته ای خواهد بود، بلکه راهبرد موشکی کنونی کشور را بطور همزمان خواهد تغییر خواهد داد. در اثر چنین اقدامی، مرز های تهدید علیه ایران توسعه میابد، و نیازهای موشکی ایران نیز به سطحی فراتر مقدار کنونی ارتقا خواهد یافت، به نحوی که ایران میبایست از آن پس کشورهای اروپایی و هر کشوری که میخواد ذیل ائتلاف در اقدام فصل هفتی علیه ایران وارد شود تحت دسترسی موشکی قرار دهد. این راهبرد به طرف اروپایی گوشزد میکند که خطای راهبردی کنونی آنها در حل دوستانه مسئله ایی که بخوبی حل شده بود چگونه میتواند به بحران موشکی عظیمی بدل شود، که از قضا اتفاقا بسیار به مذاق سیاستمدار معامله گر آمریکایی و چک هایی که برای فروش پدافند موشکی برای آنها خواهد کشید خوش خواهد آمد، در حالی که ایران مثل همیشه راهی برای عبور از سد پیشرفته ترین تجهیزات نظامی آمریکا خواهد یافت. بدین ترتیب تهدید نظامی علیه اتحادیه با دست خود اتحادیه به سطحی جدید وارد خواهد شد، آنهم در زمانی که ترامپ با خروج از همه پیمان های موشکی پیش قراقل بی نظمی نظامی و رقابت های جدید شده است. کسی نمیداند پیروزی و شکست طرفها در آن دوره چه عواقبی در پی خواهد داشت. تقدیم به دانشمندان شهید برنامه هسته ای. نویسنده worior@military.ir اقتباس از مطلب با ذکر نام کاربری نویسنده و یا آدرس سایت آزاد است. مطلب فوق با زبان انگلیسی: http://msai.ir/2019/12/15/jcpoas-future-shrouded-in-doubt-as-iran-keeps-stepping-away/ این مطلب رو پس از گام چهارم نوشتم، و امروز گام پنجم و خروج کامل ایران از تعهدات ذیل برجام اعلام شد: به گزارش خبرگزاری تسنیم، مشروح بیانیه دولت جمهوری اسلامی ایران به قرار زیر است: بیانیه دولت جمهوری اسلامی ایران جمهوری اسلامی ایران در گام پنجم کاهش تعهدات خود، آخرین مورد کلیدی از محدودیت های عملیاتی خود در برجام، یعنی «محدودیت در تعداد سانتریفیوژها» را کنار می گذارد. بدین ترتیب برنامه هسته ای جمهوری اسلامی ایران دیگر با هیچ محدودیتی در حوزه عملیاتی (شامل ظرفیت غنی سازی، درصد غنی سازی، میزان مواد غنی شده، و تحقیق و توسعه) مواجه نیست و منبعد برنامه هسته ای ایران صرفا بر اساس نیازهای فنی خود پیش خواهد رفت. همکاری ایران با آژانس بین المللی انرژی اتمی کمافی السابق ادامه خواهد یافت. در صورت رفع تحریم ها و منتفع شدن ایران از منافع برجام، جمهوری اسلامی ایران آماده بازگشت به تعهدات برجامی خود می باشد. سازمان انرژی اتمی موظف است در این چارچوب اقدامات و تمهیدات لازم را با هماهنگی رئیس جمهور اتخاذ نماید. 15 دی 1398 نکته آخر اینکه همچنان ادبیات سابق بدون هیچ منطق راهبردی حتی در گام پنجم ادامه تکرار شده است،...
  25. به نام حق پیشگفتار این تاپیک جهت بررسی و طرح ایده های مختلف در زمینه تهاجم موشکی کروز و پاسخ پدافند بصورت ارزان و گسترده ایجاد گشته است. سایر سناریو ها نظیر حملات موشک های بالستیک، و یا بمب های دورایستا(گلاید، بدون موتور)، همچنین موشک های هایپرسونیک موضوع این تاپیک نیست. طرح حمله: در دسترس بودن سامانه های موشکی کروز در خدمت بسیاری از ارتشهای منطقه و استفاده گسترده از این سامانه ها در منطقه خاورمیانه، لزوم دارا بودن یک سامانه مقاومت پدافندی موثر را گوشزد میکند، اما چنین سامانه ای با چه وضعیتی روبروست و چگونه باید پاسخ بدهد؟ فرض کنیم، در تهاجم یک روزه 8 ساعته، با هدف گشایش مسیر پدافند و بدست گرفتن آسمان ایران، ائتلاف مهاجم، اقدام به اجرای تهاجمی با مشخصات ذیل بنماید: - 4000 موشک کروز، در برد های مختلف، بدون خطا(فرض میشود، این تعداد موشکی هست که به هدف خواهد رسید) - اهداف عمقی و مرزی - شانس اصابت موشک های پدافندی در صورت رهگیری 75 درصد. مشاهده میکنید که با شلیک 4000 موشک پدافندی، تنها قادر به انهدام 3000 موشک کروز مهاجم خواهیم بود، و این به معنای اصابت دست کم 1000 موشک به هدف و مشغولیت 8 ساعته پدافند بر روی تعداد بسیار زیادی هدف خواهیم بود. با توجه به تصویر فوق این رقم حتی بیش از موشک هایی ست که در سال 2003 به عراق شلیک شده است. آیا چنین حمله ای از نظر هزینه ای و لجستیک برای ائتلاف مهاجم دشوار خواهد بود؟ - قیمت هر موشک تاماهاوک کلاس 4 که از آخرین و بیشترین حجم امکانات مسیریابی بهره میجوید، 1.87 میلیون دلار با نرخ شناور 2017 محاسبه شده است، بنابراین 4000 موشک حداکثر 8 میلیارد دلار هزینه خواهد داشت و این رقم حتی اگر به 10 یا 20 میلیارد دلار نیز برسد، با توجه بودجه نظامی کشورهایی مانند آمریکا و اعراب منطقه، همچنین تامین هزینه در چند سال مالی، رقمی دور از ذهن و دست نیافتنی نیست. هم اکنون نیز فقط دو کشور عربستان و امارات در حدود 1200 موشک کروز در اختیار دارند. اگر به دو کشور، سایرین چون ایالات متحده، فرانسه، انگلستان و ... اضافه شوند، مقدار 4000 موشک رقم کاملا دست یافتنی خواهد بود. - از نظر لجستیک نیز، با توجه به تعداد بسیار پایگاه های اجاره ای و تسخیری دشمن در منطقه، و گستردگی پهنه جغرافیایی مرزهای کشورمان، استقرار چنین موشک هایی فقط به ناوها محدود نمیشود، و تمامی پایگاه های زمینی میتوانند به عنوان محل پرتاب استفاده شوند، و میتوان این فرض را گرفت که طی سالهای اخیر این انبار سازی موشک های کروز صورت گرفته باشد و به زمان حمله موکول نگردیده است. هزینه مقابله؟ - دفع موثر 4000 موشک بالستیک برای پدافند به تنهایی بسیار دشوار به نظر میرسد، و طبیعی ست که برای این منظور نمیتوان صرفا بر پدافند موشکی متکی بود. اگر خطای 0.75 برای پدافند را بپذیریم، به رقمی در حدود 5400 موشک پدافندی،مقدار بسیاری تجهیزات کشف و شناسایی و مقدار بالایی شانس نیاز است. فلذا عقلانه است که پایگاه ها و محل های شلیک دشمن پیش از اقدام یا در همان دقایق اولیه حمله شود (که این موضوع بحث این تاپیک نیست). - اخلال gps و حتی انهدام ماهواره های هدایت کننده نیز با توجه به تجهیزات مدرن ترکام و وجود عوارض طبیعی بسیار در ایران مزیتی در حدود بالابرد چند درصد خطا به سامانه های کروز وارد میکند. این میزان خطا را بدلیل عدم وجود اطلاعات کافی از کیفیت و دقت سامانه های مهاجم همچنین بروز پیشرفت های آینده باید فاکتور گرفت و به تنها به برخورد سخت پدافند متکی بود. با توجه به موارد فوق یک مجتمع پاسخ برای مقابله طراحی کنید، به نحوی که قادر باشد: - 100 درصد موج اول حمله که علیه پدافند و تجهیزات راداری ثابت است را از کار بی اندازد - 80 درصد کل موشک ها در موج های بعدی را منهدم کند - بعد از 8 ساعت تهاجم سنگین همزمان با انواع اخلال با دست خالی مواجه نشود. - اقدام سخت یا hard kill باشد. - این پاسخ در سامانه خلاصه شود. اقدامات غیر عامل نظیر استتار، تعدد و اخلال نادیده گرفته شود. - موج اول 800 موشک - موج دوم 1200 موشک - موج سوم 600 موشک - موج چهارم 1400 موشک - هر موج حمله 2 ساعت. - از همه مهمتر، سیستم بسیار ارزان و موثر باشد. دارایی کنونی پدافند موشکی ایران: با تشکر، از حضورتون در بحث