جستجو در انجمن

مشاهده نتایج برای برچسب های 'رهگیر'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بوسیله برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


انجمن ها

  • بخش داخلی
    • اخبار و قوانین
    • ماهنامه میلیتاری
    • گالري عكس و فيلم
    • کتابخانه میلیتاری
    • مقالات برتر
  • War and History - بخش جنگ و تاریخ
    • مباحث جامع نظامی
    • پیمان ها - قراردادها و معاملات تسلیحاتی
    • دکترین و استراتژی
    • عملیات های نظامی
    • جنگ تحمیلی
    • تحولات روز امنیتی نظامی بین الملل
    • General Military Discussions
  • Air force Forum - بخش نیروی هوایی
    • هواپیماهای نظامی
    • بالگردهای نظامی
    • تسلیحات هوایی
    • متفرقه در مورد نیروی هوایی
    • سایر بخشهای نیروی هوایی
    • Airforce - English
  • Army Forum - بخش نیروی زمینی
    • ادوات و تسلیحات زمینی
    • خودروهای نظامی و زره پوش ها
    • مباحث جامع زرهی
    • توپخانه زمینی
    • موشک های زمین پایه
    • الکترونیک زمینی
    • تجهیزات و تسلیحات انفرادی
    • متفرقه نیروی زمینی
    • سایر بخشهای زمینی
    • Ground forces - English
  • Navy Forum - بخش نیروی دریایی
    • شناورهای سطحی
    • شناور های زیرسطحی
    • هوا دریا
    • تسلیحات دریایی
    • سایر بخش های نیروی دریایی
    • علوم و فنون دریایی
    • راهبردها و راهکنش های دریایی
    • تاریخ نیروی دریایی
    • اخبار نیروی دریایی
    • Navy - English
  • News Section - بخش خبر
    • اخبار روز ایران و جهان
    • اخبار صفحه اول
    • رایانه و شبکه
    • English News
    • Send news
  • Non-Military Forums - سایر بخشها
    • دیگر موضوعات و مطالب

پیدا کردن نتایج در ...

یافتن نتایج که ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروز رسانی

  • شروع

    پایان


Filter by number of...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


Website URL


Yahoo


Skype


Location


Interests

پیدا کردن 10 results

  1. سوخو اس یو 47 بركوت، با نام روسی Cy-47 Беркут (بركوت به معنی عقاب طلایی) كه در ابتدای طراحی، با نام‏های S-32 و S-37 نیز شناخته می‏‎شد، یك جنگنده مافوق صوت آزمایشی، طراحی شده توسط شركت هواپیماسازی سوخوی می‏باشد.ویژگی ظاهری و چشم‏گیر این هواپیما، بالهای رو به جلوی آن می‏باشند كه این جنگنده را بسیار به جنگندهء آزمایشی - مفهومی آمریكایی X-29 Firkin ساخت گرومن، شبیه می‏نماید. تنها نمونه هواپیمای سوخو 47 تولید شده، به عنوان اثباتگر تكنولوژی‏های پیشرفته انجام وظیفه می‏نماید و ساخت دومین نمونه آزمایشی این هواپیما نیز كنار گذاشته شده است. طرح اولیه سوخو 47، ابتدا به نام S-37 شناخته می‏شد و شركت سوخو، مدتی بعد و در سال 2002، هواپیما آزمایشگر تكنولوژی‏های پیشرفته‏اش را به Su-47 نام‏گذاری مجدد نمود؛ ضمن اینكه با نام مستعار Berkut به معنی عقاب طلایی نیز شناخته می‏شود. سوخو 47 در اصل به عنوان بستری جهت انجام آزمایشات مهم روسها در زمینه مواد كامپوزیت و سیستم‏های پیچیده دیجیتال كنترل پرواز (FBW) ساخته شد. سوخو 47 با بهره‏گیری از بالهای رو به جلو، توانمندی انجام مانورهای بسیار عالی را دارد و قادر است در زاویه‏‎های حمله‏ای به اندازه 45 و بیشتر نیز اقدام به عملیات نماید. ایكس29 ساخت گرومن، اوّلین هواپیمای آمریكایی با طرح بالهای رو به جلو مؤسسه مطالعات هوایی تساگی (TsAGI) مدتها بود كه از مزیت‏های فراوان بالهای رو به جلو اطلاع یافته بود. عمدهء این دانش به واسطه به غنیمت گرفته شدن یك فروند بمب‏افكن جت یونكرس287 ساخت آلمان نازی بدست آمده بود. بالهای رو به جلو، نسبت به اغلب طرح بالهای سنتی، باعث كسب بیشترین میزان نیروی كشش شده، لحظات خمیدگی بالها را كم كرده و زمان وقوع واماندگی یا استال را به تأخیر می‏اندازند. در زاویه‏های حملهء بالا، نوك بالها در وضعیت غیر واماندگی باقی می‏مانند و بدین جهت هواپیما قادر می‎‏شود كنترل خود را با استفاده از سطوح متحرك حفظ نماید. بدبختانه بالهای رو به جلو، نیروی زیادی جهت از هم گسیختن (واگرایی) بالهایی كه از مواد معمولی ساخته شده‏اند تولید می‏كنند. به تازگی كه استفاده از مواد كامپوزیت در ساخت بدنه هواپیما رواج یافته است، امكان طراحی هواپیمایی با بالهای رو به جلو را میسر می‏‎سازد. همانند همتای غربی خود، یعنی جت ایكس-29 ساخت گرومن، سوخو 47 نیز یك طرح مفهومی اثباتگر تكنولوژی می‏باشد و قرار است به عنوان بستری جهت پایه‏گذاری نسل آیندهء جنگنده‏های روسی به كار گرفته شود. چنین هواپیمایی نه تنها باید همانند اف22 پیشرفته باشد، بلكه باید به عنوان بستری جهت استفاده از تكنولوژی‏های نوین در جنگنده‏ای چون میگ 1.44 باشد. با تمام این اوضاع، كمپانی سوخوی اكنون تلاش دارد تا سوخو 47 را به نیروی هوایی روسیه و سایر مشتریان خارجی به صورت جنگنده‏ای مطابق نیازشان، بفروشد. طراحی سوخو 47 از نظر اندازه‎ها، بسیار به طرح جنگنده‏های بزرگ ساخت سوخو نظیر سوخو 35 شباهت دارد. به منظور كاهش هزینه‏های طراحی، قسمت جلویی بدنه، دم و ارابه‏های فرود سوخو 47، از جنگنده‏های خانوادهء سوخو 27 بدست آمده است. با این حال، در طراحی هواپیما، به كاهش اثر ایجاد شده روی صفحهء رادار توجه شده است. برای رسیدن به این هدف، از مواد جذب كنندهء اشعهء رادار، محفظهء درونی نصب جنگ‏افزار و فضایی جداگانه ویژهء نصب یك رادار پیشرفته استفاده شده است. با وجود آنكه طرح هواپیمای ایكس-29 آمریكایی، یك جنگندهء مفهومی و تحقیقاتی در دهه 1980 به شمار می‏رفت، سوخو 47 با اندازه‏ای برابر دو برابر ایكس-29، در قیاس با رقیب آمریكایی خود، بسیار به یك جنگندهء رزمی و عملیاتی شباهت نزدیك پیدا می‎كند. به منظور رفع مشكل پیچش حول محور افقی در بالهای رو به جلو (wing-twisting)، در ساخت بالهای سوخو 47، به طور گسترده و با دقت فراوان از مواد كامپوزیت استفاده شده است تا به هنگام انجام مانورهای سنگین یا پرواز در زاویه‎‏های بالا، ساختمان بال به هنگام پیچش، مقاومت كافی از خود نشان دهد و الگوی آیرودینامیكی را خود حفظ نماید. با توجه به مساحت زیاد بالها در سوخو 47، در این هواپیما می‏توان سیستم تا شدن برای بالها تعبیه نمود تا هواپیما درون آشیانه‏های نیروی هوایی روسیه قابل جای‏گیری باشد. همانند نمونه پیشین یعنی سوخو 37، سوخو 47 به دلیل بهره‏مندی از یك جفت كانارد، در طبقه‏بندی هواپیماهای سه باله (triplane) قرار می‏گیرد. موضوع جالبتر اینكه در قسمت دوم سوخو 47، دو زائده تیرك‏مانند غیرهم‏اندازه تعبیه شده است كه در یكی رادار عقب‏نگر و در دیگری چتر ترمز تعبیه می‎شود. مانورپذیری سوخو 47 به طور گسترده و چشمگیری در انجام مانور در سرعتهای زیرصوت بسیار توانمند است؛ سوخو 47، ضمن حفظ توانایی مانورپذیری خود در سرعتهای زیرصوت، به راحتی و با سرعتی باورنكردنی، قادر است زاویه حمله و مسیر پروازی خود را تغییر دهد. این هواپیما دارای حداكثر سرعتی برابر 1.6 ماخ در ارتفاع بالا و حد تحمل فشار گرانشی در حدود 9 برابر می‏باشد. میزان تندی گردش هواپیما، بیشینه و كمینه سرعت جهت رهاسازی جنگ‏افزارها، از ویژگیهای حیاتی و بسیار مهمی جهت كسب برتری در رزم قلمداد می‎شوند. سوخو 47 ضمن دارا بودن شاخص‏های بسیار قوی مانورپذیری، قادر است به راحتی استواری پروازی خود را حفظ نماید و در زاویهء حملهء بالا، كنترل‏پذیر باشد. میزان تندی گردش به هنگام نبردهای نزدیك هوایی و همچنین نبردهای متوسط و دور، شاخص بسیار مهمی به شمار می‏آید، زیرا امكان دارد حین انجام یك ماموریت رزمی، هواپیما ناچار شود با اهداف متعدد و پراكنده شده در قسمتهای مختلف آسمان درگیر شود. میزان تندی بالای گردش در سوخو 47، به خلبان این امكان را می‏دهد تا هواپیمایش را به سرعت به سمت هدف بعدی بچرخاند تا فرصت شلیك اول را حفظ نماید. مقایسهء هواپیمایی مجهز به بالهای رو به جلو، با هواپیمایی دارای بالهای رو به عقب در همان اندازه، برتری‏های به شرح زیر برای مدل رو به جلو را آشكار می‎سازد: * نسبت بیشتر عدد برا به پسا * ظرفیت و توانمندی بالاتر به هنگام انجام مانور در نبردهای داگ فایت (نزدیك) * برد پروازی بیشتر در سرعتهای زیر صوت * بهبود شاخص واماندگی (Stall) و ضدچرخش به دور خود (anti-spin) * بقاپذیری بیشتر در زاویهء حملهء بالا * امكان پرواز در سرعتهای كمتر از كمینهء موجود برای مدل بال به عقب * فاصلهء كمتر جهت برخاست و فرود بدنه از نمای كنار، بدنهء سوخو 47 تخم‏مرغی شكل است و با استفاده از آلیاژهای آلومینیم و تیتانیوم ساخته شده است؛ ضمن اینكه 13 درصد از وزن بدنه با استفاده از مواد كامپوزیتی شكل گرفته است. پوشش روی دماغه در قسمت جلو، تا حدی مسطح است و دارای یك لبهء افقی می‏باشد تا شاخص ضدچرخشی هواپیما بهبود پیدا كند. بالها بالهای وسط بدنه نصب شده و رو به جلو، نمای غیرمتعارف و ناآشنای سوخو 47 را تشكیل می‎دهند. قسمت قابل توجهی از نیروی برا، به واسطهء بالهای رو به جلو و در قسمت میانی بالها فراهم می‎گردد. این نیروی كشش هیچگاه به واسطهء واماندگی نقاط نوك بالها از دست نمی‎‏رود. شهپرها (سطوح كنترلی بالها)، همچنان در زوایه‎های حملهء بالا موثر باقی می‏مانند و كنترل ‏‏پذیری هواپیما را به هنگام عبور جریان هوا از قسمتهای متحرك روی بالها حفظ می‏نمایند. بیش از 90 درصد سازه پوششی روی بالها را مواد كامپوزیتی تشكیل می‏دهند. بالهای رو به جلو، بیشترین مقدار سطح ظاهری یا Aspect Ratio را فراهم می‏آورند كه این امر، باعث افزایش مداومت پروازی هواپیما می‏‎گردد. زائده‏های متحرك كنترلی جلوی بالها (LEX) به نرمی با سطح بالها همسان می‎شوند. این زائده‏ها (LEX) با سطوح فلپها، شهپرها و لبه‏های متحرك انتهای هواپیما هماهنگ ساخته شده‏اند. تمامی سطوح متحرك و كاناردهای مثلثی شكل به زائده‏های توسعه‏یافته (LEX) متصل هستند. قسمت داخلی چنین بالی می‏بایست از مواد بسیار قوی ساخته شود تا در برابر نیروهای پیچشی كه سعی در چرخاندن و شكستن بالها را دارند، به ویژه در سرعتهای بالا، مقاومت نماید. ناگزیری نیروهای پیچشی، باعث شده است تا به منظور افزایش استحكام بال، در ساخت آن، به میزان قابل توجهی از مواد كامپوزیتی استفاده گردد. به همین دلیل، حداكثر سرعت قابل دست‏یابی به 1.6 ماخ محدود می‏شود، به همین دلیل مهندسین سعی دارند با انجام تغییراتی، از این سقف سرعت فراتر روند، اما تاكنون سقف سرعت جدید مشخص نشده است. تغییر بردار رانش اگرچه استفاده از سیستم تغییر بردار رانش یا خروجی‏های متحرك اگزوز هواپیما، موضوعی جدید و انقلابی محسوب نمی‎‏شود، اما قدرت تغییر بردار رانش به میزان 20 + تا 20 – در زاویهء حملهء 30 درجه بر ثانیه، به هنگام چرخش حول محور عمودی یا عرضی و گردش به اطراف، به میزان بسیار زیادی، چالاكی حاصل از بالهای رو به جلو را افزایش می‏دهد. كابین طراحی كابین، به طور عمده حول ایجاد حداكثر آسایش و راحتی خلبان قرار گرفته است، ضمن اینكه چیدمان كابین به نحوی است كه خلبان قادر باشد به هنگام انجام مانورهای سنگین و وارد آمدن فشار گرانشی سنگین، بتواند هواپیما را كنترل نماید. سوخو 47 به یك مجموعه صندلی پرتاب شوندهء جدید و «سیستم پشتیبانی زندگی» (life support system) مجهز شده است. شكل هندسی متغیر صندلی پرتاب شوند، این امكان را می‏دهد تا در زاویه‏ای به میزان 60 درجه، میزان فشار گرانشی ناشی از جاذبهء زمین، كاهش یابد و فشار كمتری به خلبان وارد آید. شكل صندلی خلبان، امكان درگیر شدن در داگ فایت و انجام مانورهای فرار از موشكها را حتا به هنگام وارد آمدن فشارهای گرانشی سنگین به راحتی فراهم می‎سازد. در سوخوی47، اهرم هدایت اصلی هواپیما در قسمت كنار تعبیه شده و دارای حساسیت بالا می‏باشد؛ ضمن اینكه بر اساس استاندارد متریك تنظیم گشته است. استفاده از صندلی متمایل به عقب، برای اوّلین بار در جنگنده اف-16 به كار گرفته شد، اما به دلیل دارا بودن فایده‏های اندك، در هیچ هواپیمای آمریكایی دیگری مورد استفاده قرار نگرفت. سوخو 47: آزمایشگاه پرنده در اوایل سال 2003، شرکت «سوخوی»، برندهء مناقصهء ساخت جنگندهء شكاری نسل پنجم شد. زمان اولین پرواز سال 2006 می‏باشد. اما هواپیمای «سوخو 47» یا به عبارت دیگر «برکوت»، که الگوی جنگنده‏های شكاری جدید محسوب می‎شد و دارای بالهای با جهت مخالف بود (متمایل به جلو) هواپیمای نسل پنجم نیست. در دفتر طراحی و تجربی «سوخو »، مهندسین معتقدند که این هواپیما بیشتر یک آزمایشگاه پرنده است که بر مبنای آن، تكنولوژی‏ها و مواد جدید مورد آزمایش قرار می‏گیرند. ولی نهایتن جنگنده نسل پنجم چه شکلی خواهد بود؟ ظاهر آن هنوز در حال شکل‎گیری است (طبق اطلاعات موجود در دفتر طراحی - تجربی «سوخو »، 5 نمونه وجود دارد که در حال گذارندن مراحل آزمایشی خود از لحاظ قابلیت آئرودینامیکی می‎باشند). مشکل اینجاست که طراحان و نظامیان، هنوز بر سر نوع جنگندهء جدید بحث می کنند كه این هواپیما چه مشخصه‎هایی باید داشته باشد؟ آیا باید شبیه هواپیمای نامرئی اما در عین حال دارای قابلیت مانور کم همانند F-117 بوده که قادر باشد به مقصد برسد و پس از شلیک تمام موشکها و بمبهای خود، به پایگاه برگردد؟ آیا باید یک جنگندهء نامرئی همانند F-22 باشد که نه تنها قادر به بمباران دقیق بوده بلکه بتواند در جنگهای نزدیک و رودرو نیز فعالیت کند؟ از سوی دیگر، طراحان می‎گویند که در مرحلهء اول باید مشکلات موجود به ویژه در زمینهء فنی را حل نمود. برای مثال میدان حرارتی هواپیما را باید کاهش داد. باید بر روی دریچه‎های هوایی و موتور سرپوشهای نصب شود که در صورت شناسایی هواپیما از طریق رادارهای دشمن و یا اگر به سمت آن موشکی با كلاهك حساس به حرارت شلیک شود، این سرپوشها بسته شود. یا این مشکل را باید از طریق پراکندن هوا حل نمود. ویژگی های «سوخوی47 بركوت» ویژگیهای عمومی كشور سازنده: روسیه كمپانی:سوخوی خدمه: یك نفر طول: 22.6 متر = 74 فوت و 2 اینچ گستردگی: 15.16 متر = 49 فوت و 9 اینچ تا 54 فوت و 9 اینچ ارتفاع: 6.3 متر = 20 فوت و 8 اینچ سطح بالها: 666 فوت مربع = 61.87 متر مربع وزن خالی: 36100 پوند = 16375 كیلوگرم وزن بارگذاری شده: 55115 پوند = 25000 كیلوگرم حداكثر وزن قابل برخاست: 77162 پوند = 35000 كیلوگرم پیشرانه دو دستگاه موتور توربوفن AL-37FU ساخت لیولكا (Lyulka) در نمونهء آزمایشی دارای پس‏سوز مشتق شده از موتور D-30F6 مجهز به سیستم تغییر بردار رانش (در مدل تغییر یافتهء FPU)، مجهز به كنترل دیجیتال كشش خشك: 83.4 كیلونیوتن = 18700 پاوند فیت برای هر موتور كشش با پس‏‎سوز: 142.2 كیلونیوتن = 32000 پاوند فیت برای هر موتور تغییر بردار رانش: 20 + تا 20- در زاویهء 30 درجه در هر ثانیه قابلیت ها حداكثر سرعت: 1.6 ماخ = 1600 كیلومتر بر ساعت = 1056 مایل بر ساعت حداكثر سرعت در سطح دریا = 1.34 ماخ = 1400 كیلومتر بر ساعت = 870 مایل بر ساعت برد: 3300 كیلومتر سقف پرواز خدمتی: 18000 متر = 59050 فوت نرخ اوج‏گیری: 230 متر بر ثانیه = 45300 فوت در دقیقه میزان بارگذاری بالها: 79.4 پوند بر فوت مربع = 360 كیلوگرم بر متر مربع جنگ افزار ها یك دستگاه مسلسل 30 م م از نوع GSh-30-1 با 150 تیر فشنگ 14 جایگاه سخت: 2 در نوك بالها، 6 تا 8 در زیر بدنه، 4 تا 6 به صورت تطبیق با بدنه در زیر بدنهء اصلی جهت: هوا به هوا: موشكهای R-77 و R-73 هوا به زمین: X-29T، X-29L، X-59M، X-31P، X-31A، KAB-500 و KAB-1500
  2. سلام خدمت دوستان میلیتاری ! با توجه به اینکه سامانه باک توسط آقا سینا معرفی شده ولی من مطلبی در مورد محافظ رادارهای سیستم باک چیزی ندیدم تصمیم گرفتم که نحوه محافظت سیستم باک توسط روسیه رو برای دوستان شرح بدم . سعی می کنم خلاصه و مفید بنویسم . همیشه سامانه های راداری فعال در معرض هدف قرار گرفتن موشک های ضد راداری نظیر KH-58 و AGM-88 HARM قرار داشته اند ، بدین منظور شرکت Almaz-Antey روسیه به این فکر افتاد تا برای حفاظت از سیستم های راداری سامانه های پدافند هوایی خود نظیر BUK سامانه ای را طراحی کند تا قابلیت انهدام موشک های ضد رادار را درست در لحظه ی قبل از برخورد دارا باشد . بدین منظور این شرکت سامانه ی Gazetchik را طراحی کرد . این سیستم متشکل از 4 قسمت اصلی می باشد . قسمت اول یک آشکار ساز مستقل از رادار می باشد که وظیفه کشف موشک های ARM را دارد. قسمت دوم دیکوی های فرکانس رادیویی فعال هستند . قسمت سوم قسمت نیز بخش اقدامات پسیو سامانه به وسیله ی chaff ها و aerosols است .(معمولا 3-4 عدد پرتابگر وجود دارد که تا زاویه 90 درجه از جلو و با دید 360 درجه چف ها قابل پرتاب هستند) آخرین قسمت این سامانه هم قسمت ارتباطی با رادارهای محفاظت شده و یا مرکز فرماندهی می باشد . نحوه ی کار: زمانی که یک ARM به رادار نزدیک میشود ، آشکارساز سامانه شروع به هشدار دادن به مرکز کنترل می کند . سپس مرکز فرماندهی دیکوی های راداری را برای منحرف سازی موشک ایجاد می کند و درست چند ثانیه قبل از برخورد موشک به رادار chaff ها و aerosols از طریق محفظه های به سمت موشک شلیک میشوند و درست روبروی موشک منفجر میشوند و باعث انحراف موشک به پایین میشوند و اینگونه رادارها جان سالم به در می برند ، البته اگر حتی 1-2 ثانیه چف ها دیر شلیک شوند امکان نابودی خود سامانه ضد ARM نیز وجود دارد چون در فاصله بسیار نزدیک به سامانه قرار می گیرند . این هم چند عکس از نحوه ی نابودی ARM . (داخل کلیپ این موشک از یک عدد اف 22 شلیک میشود و بعد از اینکه موشک نابود می شود سامانه باک 8 عدد موشک به سمت اف 22 ها شلیک می کنند و هر 3 آن ها رو به درک واصل می کند ) روی تصویر کلیک کنید تا با بزرنگمایی بیشتری نحوه مقابله رو ببینید... فقط برای میلیتاری ترجمه : hamedof استفاده از مطلب با ذکر نام مترجم و سایت میلیتاری بلامانع است منابع: http://militaryforce...n-6-98-669.html http://pvo.guns.ru/rtv/gazetchik.htm http://articles.jane...Federation.html ************************* با تشکر از شما.منتقل شد. OPS
  3. [align=center][/align] اواخر دهه ۶۰ و اوايل دهه ۷۰ ميلادي را مي توان نقطه عطف در پيشرفت صنايع موشكي در دنيا دانست زيرا زماني بود كه به تازگي جنگ جهاني تمام شده بود و كشورهاي درگير جنگ جهاني به خوبي ضرورت وجود موشك و جنگ افزارها را درك كرده بودند و با تجربياتي كه به هنگام جنگ كسب كرده بودند توانستند به دنياي جديدي از ساخت سلاح ، موشك و هواپيما قدم بگذارند. يكي از اين كشورها كه همواره ابرقدرتي موشكي محسوب مي شد شوروي بود. اتحاد جماهير شوروي با فاصله اي بسيار زياد از رقباي خود در حال پيشرفت بود به خصوص در صنعت هوافضا، ولي اين پيشرفت هنگام فروپاشي اتحاد جماهير شوروي با كمتر از نصف پتانسيل گذشته ادامه يافت. البته بايد به اين نكته نيز توجه كنيم كه با وجود چنين فروپاشي، روسيه هنوز هم در صنعت هوافضا از برترين هاست. صنايع موشكي روسيه كه همچون يكي از زيرشاخه هاي صنعت هوافضاست به تبع آن پيشرفت زيادي داشته است. رقابت بسيار جذابي بين كشورهاي روسيه و ايالت متحده آمريكا در زمينه هوافضا وجود دارد كه شايد يكي از دلايل پيشرفت سريع اين صنعت در اين كشورها و فاصله زياد آنها با كشورهاي ديگر همين باشد. در ليست موشك هاي روسيه مي توان انواع و اقسام موشك ها را از قبيل موشك هاي هوا به هوا، هوا به زمين، زمين به هوا، بالستيك، اتمي، ضد ماهواره ، ضد كشتي و ضد زيردريايي را ديد. در اين ميان يكي از سري هاي بسيار قوي و با اهميت سري موشك هاي S يا S-300 را مي توان جزو سومين نسل موشك هاي زمين به هوا دانست كه پروژه ساخت و طراحي آن در دهه ۱۹۷۰ شروع شد. اين موشك نسبت به موشك هايي كه در زمان هاي قبلش ساخته مي شد خصوصيات متفاوتي داشت. البته تنها در سيستم پرتاب (Launch) آن از سري موشك هاي ۴۸N6 نمونه برداري شده بود كه مي توانست ميان برد يا دوربرد باشد. توسعه و گسترش موشك هاي سري S-300 از سال ۱۹۶۹ آغاز شد كه در آن زمان اين موشك ها به برد ۷۵ كيلومتري رسيده بودند. شركت مجرب آلماز (Almaz) مسئوليت طراحي و ساخت را براي نيروهاي زميني و شركت بوكاتف وظيفه طراحي آن را براساس نيازهاي نيروي دريايي روسيه به عهده گرفتند. چندي بعد براي به كمال رسيدن اين موشك ها براساس آخرين تكنولوژي هاي راكتي شركت گرونيش (Grunish) نيز به اين جمع پيوست. هدف ساخت پروژه، موشكي با برد بالا، سرعت بسيار زياد و قدرت مانوري مطمئن بود. اين موشك بايد كمترين زمان عكس العمل و قابليت استفاده هاي نظامي گوناگون براي حمل كلاهك هاي مختلف و داراي كمترين زمان رسيدن به هدف و نيز قابل اعتماد در زمان پرواز باشد. منظور از قابل اعتماد بودن اين است كه هنگام پرواز از ديد رادارها محفوظ باشد و ضد موشك ها نتوانند آن را رديابي كنند،حتي از لحاظ حفاظت اوليه اين موشك ها قرار بود كه در كانتينرهايي جاسازي شوند كه از زمان ساخت در كارخانه به بعد در همان كانتينرها بمانند و حتي سيستم پرتاب آنها نيز در خود كانتينرها تعبيه شود تا بتوانند در كمترين زمان ممكن از هر نقطه اي قابل پرتاب باشند. اين پرتاب به صورت عمودي انجام مي شود. يك لانچر قوي كه مي تواند موشك را تا ارتفاع ۲۰ متري بلند كرده و پرتاب كند. براي اين امر يك جك هيدروليك مدل ۴M330 ساختند كه با سرعت بسيار بالايي اين موشك را آماده پرتاب مي كند. S-300P يكي از اولين موشك هاي اين سريS-300P است كه به سفارش وزارت دفاع روسیه توليد شد. اين موشك مي تواند كلاهكي را به اندازه ۱۳۳ كيلوگرم با بيشينه برد ۴۷ كيلومتر حمل كند. كمترين برد آن پنج كيلومتر است و مي تواند در ارتفاع ۳۰ متري پرواز كند. سرعتش به سه كيلومتر در ثانيه مي رسد و در ۲۸ ثانيه مي تواند از خود عكس العمل نشان دهد. زمان آماده پرتاب شدنش كمتر از پنج دقيقه است. S-300F در سال ۱۹۸۴ مدل S-300F ساخته شد. مدل F در اصل موشك متناسب با نيازهاي نيروي دريايي روسيه بود كه از سيستم پرتاب ۵V55RM استفاده مي كند. سرعت آن ۴۶۸۰ كيلومتر در ساعت است و مي تواند كلاهكي به اندازه كلاهك مدل P (۱۳۳ كيلوگرم) ولي با بردي دوبرابر (حدود ۹۰ كيلومتر) را با خود حمل كند. بيشينه سرعت آن ۶۱۲۰ كيلومتر در ساعت و طول خود موشك با كلاهك ۲۵/۷ متر است.كمترين برد آن هفت كيلومتر و سقف پروازش ۲۵هزارمتر است و با سوخت جامد نيروي پيشرانش را تامين مي كند. يك سيستم راداري معروف به ريف روي آن نصب كردند كه مي تواند در يك زمان شش هدف را شناسايي كند و به آنها هجوم برد. S-300FM مدل S-300FM در سال ۱۹۹۰ ساخته شد كه باز هم مدلي براي نيروي دريايي بود. بسيار مدرن و پيشرفته بود. بيشينه سرعت آن به ۱۰ هزار كيلومتر در ساعت مي رسد، وزن آن ۱۴۸۰ كيلوگرم است و اين تفاوت بيش از هزار كيلوگرمي را مي توان در وضعيت نيروهاي پيشران اين موشك دانست. طول آن ۵/۷ متر، قطرش ۵۲/۰ متر و فاصله دوسر بالچه هاي عقب ۰۳/۱ متر است. برد آن ۹۰ كيلومتر است و مي تواند ۱۵۰ كيلوگرم كلاهك را با خود حمل كند. بيشينه سرعتي معادل ۷۵۶۰ كيلومتر در ساعت دارد كه در ارتفاع ۲۵ هزارمتري پرواز مي كند. S-300PMU مدل ديگر S-300PMU است. اين موشك از لحاظ ظاهري بسيار شبيه مدل FM است حتي وزنش با آن يكي است. طول آن ۹۸/۶ متر، قطرش ۴۵/۰ متر و فاصله دوسر بالش ۰۴/۱ متر است. در ارتفاع ۲۷ هزار متري پرواز مي كند و سوختش از مواد جامد تشكيل مي شود. كمترين بردش پنج كيلومتر و بيشترين برد آن ۹۰ كيلومتر است. مدل بعد در سال ۱۹۹۷ ساخته شد كه در واقع يك نمونه برداري از مدل MU بود. اين موشك MU-2 نام داشت كه از لحاظ اندازه و ابعاد دقيقاً مانند مدل قبلي بود ولي بردش به ميزان ۱۰۵ كيلومتر افزايش يافته بود يعني برد كلي آن به ۱۹۵ كيلومتر رسيد. توانايي حمل آن نيز بيشتر شده است و مي تواند ۱۸۰ كيلوگرم كلاهك را با خود حمل كند. سري ساخت اين موشك ها تا سال اخير ادامه يافت. Avia.ir
  4. به نام خدا   با سلام       SOSNA سامانه پدافندی موشکی برد کوتاه از جدیدترین محصولات صنایع Kbtochmash روسیه است. این سامانه جهت مقابله با انواع اهداف هوایی از جمله تسلیحات هدایت شونده و دورایستای نقطه زن ، جنگنده ها ، موشک های کروز ، بالگرد ها و پهپاد ها در بیشینه برد 10 کیلومتر و ارتفاع 5 کیلومتر طراحی و ساخته شده.   ویژگی های ساختاری ماژول رزمی یکپارچه و منسجم شامل اجزا و بخش های مختلف از جمله مجموعه جستجو ، کشف و رهگیری الکترواپتیک ، مجموعه  مدیریت و کنترل آتش ،  دو مجموعه حاوی تیوب های پرتابگر موشک و ....... مجموعه 12 فروندی  از موشک های SOSNA-R با سرعت ، مانور پذیری و دقت بالا و بدون نیاز به تعمیرات و نگهداری (maintenance-free). این موشک ها به جهت پایین بودن وزن امکان بارگذاری به صورت دستی و توسط خدمه را دارند که این مسئله نیاز به خودروی بارگذار را مرتفع میسازد. لازم به ذکر است که موشک های مورد اشاره از جهت طراحی و برخی قابلیت ها از جمله مانورپذیری بالا به موشک های مورد استفاده در سامانه پنتسیر شباهت دارند. طراحی و پیکربندی بهینه موشک های سطح به هوا که ضمن حفظ قابلیت های بالای آیرودینامیکی و مانور پذیری موشک با افزایش وزن کلاهک و استفاده از فیوزهای لیزری (از نوع فعال شونده با اصابت یا بدون اصابت با قابلیت انفجار در محدوده هدف)، اثر بخشی موشک در مقابله با اهداف را بالا برده است. سیستم جستجو و رهگیری الکترواپتیکال از نوع چند کاناله خودکار با دقت بالا و قابلیت کار در تمامی شرایط آب و هوایی و در طول روز و شب سیستم ترکیبی در هدایت موشک ها شامل سیستم فرمان رادیویی در ابتدای شلیک و سامانه هدایت لیزری جهت هدایت موشک تا هدف به صورت در خط دید (LOS) سامانه مدیریت و کنترل رزمی یکپارچه با سامانه الکترواپتیکال با قابلیت پویش بخش به بخش (sector scan) محدوده هوایی تحت کنترل و با قابلیت تشخیص ، کشف و رهگیری خودکار اهداف     ویژگی های عملکردی اثربخشی بالا در عملکرد رزمی از جمله در مقابله با اهداف مانور پذیر ، پر سرعت و در حال پرواز در ارتفاع پست از جمله بالگرد های در حال مانور خودکار سازی فرایند های رزمی در سطوح بالا و نیاز پایین به کاربری و کنترل انسانی قابلیت مقابله با اهداف در تمامی شرایط آب و هوایی (مساعد یا نامساعد) و در طول شب و روز تحرک و بقاپذیری بالا ارتفاع درگیری نامحدود برای مقابله با اهداف تجهیزات اپتیکی و ارتباطی مقاوم به اخلال قابلیت شلیک در حال حرکت به گفته منابع خبری ، آزمایشات این سامانه پدافندی از اوایل سال 2016 آغاز خواهد شد و در اواسط همان سال امکان ارائه آن به مشتری فراهم خواهد بود. هند از جمله کشورهایی است که جهت خرید این سامانه ابراز تمایل کرده است.     مترجم : سینا نوریخانی   هرگونه برداشت از این مطلب صرفا با ذکر نام وبسایت میلیتاری مجاز است
  5. بسم الله الرحمن الرحیم و لاحول ولا قوة الا بالله       بخش نخست   چکیده ایالات متحده آمریکا و متحدان آن از زمان پایان جنگ سرد بر توانایی سرکوب سریع شبکه پدافندی طرف متخاصم و سپس اعمال قدرت آتش دقیق از طریق هوا به عنوان یک گزینه  شاخص و برگزیده به منظور حل مناقشات فی مابین با دیگر دولت ها متکی بوده اند.  واقعیت تکامل تکنولوژی سیستم های پدافندی یکپارچه در کنار گسترش جهانی این سیستم ها ، عمده ناوگان هواگرد های نیروی هوایی آمریکا و ناوگان هواگرد های نیروی دریایی آمریکا را جهت مقابله با این سیستم ها دچار ناتوانی ساخته ، سیستم هایی که تکنولوژی آن ها هم اکنون از طریق روسیه در دسترس بوده و توسط چین به صورت فزاینده ای در حال توسعه و ارائه میباشند.چنانچه نفوذ ، سرکوب یا نابودی شبکه های پدافندی یکپارچه نوین توسط جنگنده های معمول نظیر اف 15 یا نمونه های در حال تولیدی (در زمان نگارش مقاله) نظیر F/A-18E/F مد نظر باشد ، هدفی است که جز با تحمیل تلفات سنگین محقق نخواهد شد.   توسعه تکنولوژی های مرتبط با عرصه سامانه های پدافندی یکپارچه مقوله ایست که در حال حاضر توسط چین ، ایران ، ونزوئلا و دیگر کشورهایی که با غرب روابط ضعیفی دارند ، دنبال میشود و این مسئله تهدیدی رو به گسترش در انجام عملیات نظامی هوایی توسط کشورهای بلوک غرب است. تا زمانی که نیروی هوایی ایالات متحده پروژه بمب افکن نسل آینده خود را تا حدود سال 2020 محقق کند ، تنها هواگرد هایی که در ناوگان هواگرد های رزمی امریکا از قابلیت نفود ، سرکوب و نابودی موثر سیستم های پدافندی یکپارچه برخوردارند ، بمب افکن B-2A Spirit و جنگنده F-22A هستند.تنها 20 فروند از بمب افکن B-2A موجود است و تجهیزدوباره و نوسازی آن ها به منظور ساخت نمونه جدیدتر B-2C نیز یک رویکرد پر هزینه محسوب میشود که این مسئله ساخت بمب افکن نسل جدید به منظور پاسخگویی بهتر به نیازهای آینده را به یک الزام مبدل میکند.     تنها هواپیمای رزمی ایالات متحده که جهت تولید پیش از سال 2020 در نظر گرفته شده و قابلیت نفوذ و بقا در مقابله با شبکه پدافند هوایی یکپارچه مدرن را دارد ، جنگنده اف 22 است. تصویر فوق این جنگنده در حال رها سازی یک بمب هدایت شونده GBU-32 JDAM نشان میدهد.     ناوگان بمب افکن های B-2 در پایگاه Whiteman     با توجه به تعداد محدود بمب افکن های B-2 تنها انتخاب استراتژیک باقی مانده برای ایالات متحده ، تولید تعداد کافی و مناسب از جنگنده F-22A به منظور ارائه قابلیت های قابل اتکا جهت انجام یک عملیات هوایی اساسی با استفاده از ترکیب این جنگنده با بمب افکن B-2 است. با این حال تولید جنگنده F-22 نیز به میزانی که پیشتر انتظار میرفت صورت نگرفته و به جهت مسائل مالی تولید این جنگنده به تعدادی کمتر از 200 فروند محدود گردید. با وجود موارد مطرح شده انتظار این است که ایالات متحده از طریق بهره گیری از تعداد محدود و ناوگان کوچکی موسوم به گلوله طلایی (golden bullet) از هواگرد های رادارگریز امکان رخنه به شبکه های پدافندی یکپارچه را یافته تا از این طریق توانایی انجام حملات هوایی موثر برای دیگر هواگرد های غیر رادارگریز ناوگان را نیز فراهم آورد. البته با وجود توانایی های رادارگریزی و تهاجمی زوج رزمی رادارگریز F-22 و B-2 ، همچنان رخنه و سرکوب در شبکه های پدافندی و سامانه های پدافندی یکپارچه امر آسانی نیست.     [url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/10206/aircrafts_military_bomber_f-22_raptor_b-2_spirit_desktop_3563x2335_wallpaper-268822.jpg][/url]   جنگنده رادارگریز F-22 در کنار بمب افکن راهبردی B-2     مشکلات در موقعیت یابی و مقابله با نسل جدید سامانه های پدافندی متحرک با بقاپذیری بالا از جمله مسائل مطرح میباشد. این مسئله خصوصا پس از تهاجم هوایی به یوگسلاوی در دهه نود شکل تازه ای به خود گرفته است. در طول این جنگ ، سامانه های پدافندی با قابلیت های کشندگی بالا نه به صورت ثابت بلکه با موقعیت های استقرار نامشخص و متغیر اقدام به ایجاد کمین در مسیرهای پروازی هواپیماهای آمریکایی میکردند. این مسئله که شامل پرهیز از استقرار در مواضع ثابت و مشخص بود ، خصوصا به منظور مقابله با عملیات سرکوب یا انهدام  پدافند هوایی (اختصارا عملیات SEAD/DEAD) توسط طرف مقابل صورت پذیرفت. در یک نبرد هوایی همه جانبه ، جنگنده F-22 ملزم به انجام طیف کاملی از ماموریت های رزمی در ابتدا شامل مقابله با هواگرد های دشمن و در ادامه شامل نفود به شبکه پدافندی و انجام عملیات سرکوب پدافند و انجام حملات دقیق علیه اهداف استراتژیک و تاکتیکی خواهد بود.ناوگان بمب افکن های B-2 در میدان نبرد ذکر شده نقش تقویت کننده ایفا کرده و حملات به اهداف خصوصا استراتژیک را بر عهده میگیرند البته با توجه به تعداد محدود بمب افکن های B-2 در دسترس به ناچار نحوه استفاده از آن ها علیه اهداف به صورتی شدیدا گزینشی خواهد بود.     اگر فرض را بر این قرار دهیم که هواگردی با پیکربندی منعکس کننده جنگنده اف 22 بلاک 40 در عملیاتی مشابه طوفان صحرا در سال 1991 حضور یابد ، تعداد مورد نیاز از این جنگنده جهت پوشش کامل طیفی از عملیات نفوذ به محدوده هوایی دشمن چیزی در حدود 500 تا 600 فروند خواهد بود در حالی که تعداد موجود از جنگنده اف 22 به مراتب کمتر از این عدد و در حدود 180 فروند میباشد. چنانچه ایالات متحده به دنبال حفظ موقعیت امنیتی استراتژیک خود در محدوده زمانی 2010 تا 2020 باشد هیچ انتخاب حقیقی دیگری جز تامین هواگرد های کافی (خصوصا با ویژگی رادارگریزی) به منظور انجام عملیات های هوایی در میادین نوین امروزی در پیش رو ندارد. هر گونه مدل ساختاری دیگری جهت پوشش این ضعف (که صرفا بر افزایش سطح تکنولوژی بدون در نظر گرفتن کمیت متناسب با شرایط میدان نبرد تاکید کند) موجبات به خطر افتادن پتانسیل های استراتژیک و ایجاد خطرات استراتژیک در حدی فراتر از توان پاسخگویی ایالات متحده و متحدان آن خواهد شد.     "ما باید قابلیت های قدرت هوایی بی نظیر خود را به منظور بازداشتن و شکست هرگونه رقیب معمول حفظ کنیم ، به بحران های جهانی به سرعت پاسخ داده و نیروهای زمینی خود را پشتیبانی کنیم"   بخشی از بیانیه سیاست دفاعی در دستور کار دولت آمریکا (سال 2009)   موفقیت چشمگیر به دست امده توسط ایالات متحده در مقام رهبری عملیات هوایی از سال 1991 بیش از هر چیز مرهون تکنولوژی ها و قابلیت های عملیاتی امریکا در نفوذ و سرکوب به شبکه پدافندی طرف متخاصم است. تکامل مداوم فناوری های مرتبط با قابلیت سیستم های پدافندی یکپارچه از سال 1991 به بعد و عدم موفقیت امریکا در تکامل و عملیاتی سازی سریعتر و بهتر توانمندی ها و تکنولوژی های خود در مقایسه با تکنولوژی های پدافندی ، در حال حاضر چشم انداز عدم توانایی آمریکا در دستیابی به برتری قاطع در طی یک نبرد هوایی به صورت سریع و یا با کمترین میزان خسارت به هواگردها و خدمه پروازی را مشخص ساخته است.     جنگنده های F-16A و  F-15C ، F-15E در حال پرواز بر فراز مناطق جنگی در طی عملیات طوفان صحرا       پرواز سه فروندی جنگنده های F-14A از اسکادران 32 ام شکاری در طی عملیات طوفان صحرا     در نقطه ای که ایالات متحده در حال حاضر ایستاده است ، این کشور تنها 183 فروند جنگنده F-22A و ناوگانی عملیاتی متشکل از 20 فروند بمب افکن B-2A را در اختیار دارد و این مسئله در حالی است که تنها هواگرد هایی که از قابلیت بقاپذیری بالایی درنفوذ و مقابله با سیستم های پدافندی یکپارچه  در سطح جهانی برخوردارند ، دو مورد ذکر شده هستند. جهت انکه به بهترین درک از چرایی و چگونگی تغییر استراتژیک رخ داده در نبرد های هوایی و مقابله با شبکه های پدافندی دست یابیم ، لازم است به بررسی استراتژی های نفوذ در خطوط دفاعی ، تکنولوژی های رو به تکامل سیستم های پدافندی ارائه شده از سوی چین و روسیه و اینکه این تکنولوژی ها چگونه در طراحی ویژه اجزای سامانه های پدافندی نمود یافته، بپردازیم.     ادامه دارد ...............   مترجم : سینا نوریخانی   هرگونه برداشت از مطلب صرفا با ذکر نام وبسایت میلیتاری به عنوان منبع مجاز است
  6. به نام حق موشک مینیاتوری رهگیر بدون سرجنگی (اصابت و انهدام) Miniature Hit-to-Kill (MHTK) Interceptor Rocket ارتش آمریکا بودجه ای در اختیار کمپانی لاکهید مارتین قرار داده است تا موشک های ضد هوایی کوچک بر علیه اهداف خاص در فاصله 3 تا 4 کیلومتر را توسعه دهد . از آنجایی که در میدان نبرد بیشتر تلفات سربازان بواسطه خمپاره ها راکت ها و توپها اتفاق می افتد ، بر همین اساس اهمیت بسیاری وجود دارد که در برابر چنین تهاجماتی از یک پدافند هوایی مطلوب جهت مقابله بهره مند بود . به همین منظور در قالب برنامه EAPS یا توسعه محدوده ایمن و بقا پذیری در میدان نبرد Extended Area Protection and Survivability در 26 می 2012 نمونه آزمایشی موشک مینیاتوری رهگیر لاکهید مارتین در آزمایشگاه تست برد موشکی وایت سند تست شد و نتایج موفقیت آمیز اولیه بدست آمد . بدین ترتیب میتوان گفت شرایط کاملی جهت دستیابی به نسخه مینیاتوری شده سامانه Iron Dome اسراییل توسط لاکهید مارتین حاصل شده است . اگرچه بر روی موشک رهگیر هیچ گونه ماده منفجره ای وجود ندارد اما قابلیت اصابت مستقیم آن به هدف با در نظر گرفتن انرژی اینرسیایی حرکت هر دو پرتابه یعنی خمپاره و موشک رهگیر باعث انهدام یا دست نیافتن خمپاره به مسیر مورد نظر و محل اصابت خود خواهد شد . با توجه به داده های اولیه ؛ موشک رهگیر ابعاد بسیار کوچک در حدود 3.5 سانتی متر قطر (بدون در نظر گرفتن بالچه ها) ، 69 سانتی متر طول و 2.3 کیلوگرم وزن می باشد ، MHTK از موتور راکتی ساخت Nammo Talley بهره می برد . سنسور اشیانه یاب این موشک راداری نیمه فعال بوده و بواسطه یک رادار زمینی دیگر که اهداف پروازی برای دید موشک روشن میکند عمل خواهد کرد . در تست 22 می 2012 که در وایت سند به اجرا گذاشته شده بود و نخستین آزمایش این موشک به شمار میرفت ، برنامه ریزی برای اصابت به هدف وجود نداشت و موشک تنها به سمت هدفی که بوسیله رادار علامت گذاری شده بود شلیک شد تا داده های ارسالی از موشک و زیر سیستم های آن و مجموعه کنترل آتش برای باز محاسبه و سنجش اخذ شود ، تست رهگیری عملی اصابت به هدف برای سال 2013 برنامه ریزی شده است . <
  7. به نام خدا مقدمه بعد از شنیدن خبری مبنی بر نصب شدن سامانه پاتریوت در نزدیکی سوریه در سایت به دنبال تایپیکی برای آشنایی با این سامانه گشتم که چیزی پیدا نکردم لذا بر آن شدم تا این مطلب رو قرار بدم هر جند این سامانه در جنگ هایی که تا کنون حضور داشته کارایی خاصی در خود نشون نداده ولی به روز رسانی های اخیر اون رو به یک سامانه مهلک بدل کرده که استقرار این سامانه در مرز سوریه به نظر من دو دلیل داره که یکی ایجاد منطقه پرواز ممنوع و دیگری افتادن دوباره اسم این سامانه در اذهان به امید پیدا کردن مشتری و چرخیدن مجدد چرخ کارخانه سازنده آن . که البته با هزینه بالا برای هر موشک ( نزدیک به 3 میلیون دلار ) فکر کنم دوباره برای پول عربا دندون تیز کردن و حالا خود سامانه   پیشینه سيستم پاتريوت (Patriot) يک سيستم دفاع هوايي موشکي هدايت شونده است که توانايي مقابله با موشک هاي بالستيک تاکتيکي، موشک هاي کروز و هواپيماهاي پيشرفته را در تمامي شرايط آب و هوايي و در هر ارتفاعي دارا است. از مهم ترين ويژگي هاي سامانه دفاعي پاتريوت وجود رادار مرکب چندکاره، هدايت تعقيب از طريق موشک، نرم افزار پيشرفته و همچنين کارکرد خودکار اين سامانه به صورت گسترده است. پاتريوت (MIM-104) به وسيله شرکت «ريتئون» واقع در ايالت ماساچوست و با همکاري شعبه موشک ها و کنترل آتش شرکت «لاکهيد مارتين» واقع در ايالت فلوريدا ساخته شده است. سامانه دفاع موشکي پاتريوت به طور گسترده يي در عمليات هاي انجام شده در عراق شرکت داشته و با استقرار در کويت، موشک هاي عراقي شليک شده به کويت در سال 2003 را از بين برده است. ضمن اينکه در عمليات هاي انجام شده در کويت از پيشرفته ترين نوع اين سامانه يعني PAC-3 و موشک هايي با هدايت پيشرفته تر استفاده شده بود.   موشک موشک استفاده شده در سامانه پاتريوت به سامانه هدايت تعقيب از طريق TVM مجهز است و پس از پرتاب شدن اين قابليت را دارد که فرمان هاي اصلاحي نيمه راه را از مرکز کنترل درگيري دريافت کند. سامانه هدف يابي در اين موشک، هدف را در مرحله پاياني پرواز موشک يافته و اطلاعات مربوطه را به وسيله (Downlink ) مسير انتقال سيگنال از پرنده به زمين سامانه TVM و رادار زميني به مرکز کنترل درگيري متحرک براي انجام محاسبه هاي اصلاح نهايي مسير موشک ارسال مي کند و فرمان هاي اصلاح مسير هم از طريق (Uplink ) مسير انتقال سيگنال از زمين به پرنده به سامانه هدايت ردگيري موشک ارسال مي شود. ضمن آنکه يک سد جنگي با قدرت انفجاري زياد به وزن 90 کيلوگرم هم در بخش هدايت نهايي قرار گرفته است. برد موشکي پاتريوت تقريباً 75 کيلومتر و حداکثر ارتفاع آن نيز 25 کيلومتر است. حداقل زمان پرواز موشک هم از دو بخش، زمان مسلح شدن موشک در کمتر از 9 ثانيه و حداکثر زمان پرواز حدود 4/3 دقيقه تشکيل شده است.   ايستگاه کنترل درگيري مرکز کنترل درگيري که با نام AN/MSQ-104 شناخته مي شود، تنها بخش واحد آتش پاتريوت است که تحت نظارت مستقيم يکي از افسران قرار دارد. ايستگاه کنترل درگيري، امکان ارتباط با ايستگاه پرتاب، واحدهاي ديگر آتشبار پاتريوت و همچنين مراکز بالاتر فرماندهي را دارد.همواره سه نفر در ايستگاه کنترل درگيري حضور دارند که مسووليت کنترل دو صفحه فرمان و يک ايستگاه ارتباط با سه ترمينال رله راديويي را برعهده دارند. کامپيوتر کنترل تسليحاتي ديجيتال هم در اين مرکز و در کنار ترمينال هاي ارتباط اطلاعات قرار گرفته است. پاتريوت PAC-2 شرکت ريتئون برنامه ارتقاي سيستم دفاع موشکي پاتريوت PAC-2 را تا سطح GEM (Enhanced Missile Guidance) به اجرا درآورده است. برنامه ارتقا شامل نصب فيوز جديد و نوسان ساز کم پارازيت است که حساسيت جست وجوگر را نسبت به اهداف با سطح مقطع راداري کوچک، افزايش مي دهد. در ضمن موشک GEM توانايي دفاع در برابر انواع موشک ها به ويژه کروز و بالستيک را دارا است. اولين موشک بهسازي شده از اين نوع در نوامبر سال 2002 به نيروي هوايي ايالات متحده تحويل داده شد و تاکنون از 360 موشک که قرار است ارتقا يابند و بهسازي شوند، حدود 255 موشک عملياتي شده اند.     پيشرفته ترين نوع پاتريوت PAC-3 به عنوان مهمترين برنامه بهسازي و ارتقاي سيستم دفاع موشکي پاتريوت شناخته مي شود. موشک PAC-3 با استفاده از فناوري پيشرفته hit-to-kill برخورد مستقيم بدنه به بدنه موشک(، موثر بودن عليه اهداف تاکتيکي مانند موشک هاي بالستيک و کروز را افزايش داده است. توليدکننده اصلي اين مدل از پاتريوت، شرکت لاکهيد مارتين است و شرکت ريتئون به عنوان يکپارچه کننده سيستم ها عمل کرده است. PAC-3 داراي يک جست وجوگر موج کوچک از نوع ha-band است که توسط شرکت هواپيمايي بوئينگ ساخته شده است. از طرف ديگر سامانه هدايت موشک در اين مدل، تخريب هدف را با استفاده از انرژي جنبشي ناشي از برخورد دماغه موشک به هدف امکان پذير مي سازد. سامانه پاتريوت PAC-3، ظرفيت پرتاب 16 موشک را دارد در حالي که سامانه PAC-2 فقط ظرفيت 4 موشک را دارد. PAC-3 در ابتداي سال 2000 وارد مرحله توليد اوليه شده و تا سپتامبر 2001 تعداد 93 فروند از اين سامانه ها به ارتش ايالات متحده تحويل شد. قرارداد تحويل 85 فروند در دسامبر 2002 و 12 فروند ديگر در مارس 2003 امضا شده و سپس در سال 2005 از اين موشک ها در عمليات عراق استفاده کردند. در فوريه 2004 شرکت لاکهيد مارتين سفارشي مبني بر تحويل 160 فروند سيستم پاتريوت PAC-3 که شامل 22 جايگزين براي موشک هاي شليک شده در عراق بود، دريافت کرد که اوايل سال 2007 تحويل شدند. در ضمن سفارش 156 فروند هم در فوريه 2005 به اين شرکت داده شده که از اين تعداد 32 فروند براي هلند و 16 فروند هم براي ژاپن است و تحويل ديگر موشک هاي سفارشي نيز در اواخر سال 2007 و به کشورهاي تايوان، کره جنوبي و آلمان خواهد بود. ایستگاه (سکوی) پرتاب M901: ایستگاه M-901 موشک های PATRIOT را حمل ونشانگیری و شلیک می کند. هر کدام از این پرتاب کننده ها مجهز به چهار موشک هستند. این پرتاب کننده ها ارتباط خود را از طریق باند VHF یا خط ارتباط دادهای فیبر نوری با ایستگاه (مرکز )کنترل درگیری ارتباط قبل از شلیک و همچنین مرحله هدایت آتش برقرار می سازد. ایستگاه (مرکز)کنترل درگیری: ایستگاه کنترل درگیری AN/MSQ-104 تنها بخشی از واحد آتش PATRIORT بوده که تحت نظارت مستقیم کاربر (انسان) است. ایستگاه کنترل درگیری امکان ارتباط با ایستگاه پرتاب واحدهای دیگر آتشبار PATRIOT وبالاخره مراکز بالاتر فرماندهی را دارد.سه کاربر در این ایستگاه کنترل حضور داشته که دارای دو صفحه فرمان (کنسول) ویک ایستگاه ارتباطات با سه ترمینال رله رادیویی هستند. کامپیوتر کنترل تسلیحات دیجیتال نیز در کنار ترمینال های ارتباط داده ای VHF قرار گرفته است.   رادار: رادار مرکب AN/MPQ-53 وظیفه جستجو ،کشف ، ردگیری ، شناسایی و ردگیری خود موشک و هدایت و همچنین عملکرد اقدامات متقابل ضد ضد – الکترونیکی (ECCM)رابرعهده می گیرد. باید اضافه شود برد این سیستم راداری حدود 100 کیلومتر بوده و ظرفیت ردگیری 100 هدف مختلف وهدایت 9 موشک را به طور همزمان دارد.رادارهای ارتش ایالات متحده توسط ریتیون بهسازی شده اند که این کیت ارتقائ و بهسازی قدرت بیشتری برای رادارو اضافه شدن توانایی باند وسیع که در نهایت موجب بهبود تشخیص هدف می شود را به دنبال داشته است.   درگیری با هدف: درگیری با هدف می تواند در سه حالت دستی و نیمه خودکار و تمام خودکار انجام پذیرد.زمانی که تصمیم برای درگیری با هدف گرفته می شود ایستگاه کنترل درگیری سکو یا سکوی های پرتاب را انتخاب کرده و داده های قبل از پرتاب به موشک انتخاب شده ارسال می شود. بعداز پرتاب رادار مذکور موشک را زیر نظر خود گرفته و(PAC UP LINKE) دستورات وDownlink مربوط به TVM امکان نظارت برموشک را ایجاد کرده و هدایت موشک را یه وسیله کامپیوتر کنترل تسلیحات امکان پذیر می سازد. در حالی که موشک به هدف نزدیک می شود سیستم هدایت TVM فعال شده و موشک به سمت هدف هدایت می شود در نهایت یک چاشنی مجاورتی نیز سر جنگی انفجاری موشک را در لحظه برخورد منفجر می کند که به تخریب کلی هدف می انجامد.   کاربران : آلمان یونان هلند لهستان اسپانیا ایالات متحده ـ 1106 لانچر پاتریوت بحرین مصر رژیم اشغال گر قدس ژاپن کره جنوبی کویت [/list] عربستان سعودی تایوان منبع
  8. \ ميراژ 5 يك هواپيماي ضربتي مافوق صوت است كه در فرانسه و در خلال دهه 1960 توسط صنايع هوايي داسو طراحي شد و علاوه بر اين كشور در جند كشور ديگر هم توليد يا مونتاژ شد. طرح اين جنگنده از سلفش يعني جنگنده موفق ميراژ 3 الهام گرفته شد و در اغاز خود يكي از نمونه هاي ميراژ3 به حساب ميامد اما بعدا از اين جنگنده چند نوع مختلف توليد شد. اين جنگنده وجود خود را مديون يشنهادي است كه از طرف نيروي هوايي رژيم صهيونيستي در سال 1966 به شركت داسو ارائه شد چون عملا بعد از پيشنهاد بود كه كار طراحي و نمونه سازي اين پرنده در اين شركت سرعت گرفت. از آنجا كه آب و هواي خاور ميانه برعكس اكثر نقاط اروپا در بيشتر روزها صاف و آفتابي است اسراييلي ها پيشنهاد كردند كه جايگاه افسر تسليحات شامل كاكپيت و ساير متعلقات از روي نمونه اصلي ميراژ 3 حذف شود تا هم هزينه تعمير و نگهداري كاهش يابد و هم به جاي آن بتوانند ظرفيت مخازن اصلي سوخت را براي حملات ضربتي و برد بلند افزايش دهند. سر انجام اولين نمونه از اين جنگنده كه تنها تفاوتش با ميراژ3 دماغه قلمي تر و جايگاه عقب رفته تر خلبان بود و مانند اكثر محصولات شركت داسو بالهايي دلتا شكل داشت در 19 مي سال 1967 به پرواز درآمد. اين پرنده مسلسل دو لول ميراژ3 را حفظ كرده بود اما براي حمل ميزان بيشتري سوخت و مهمات دو پايلون به آن اضافه شده بود كه تعداد آنها را به 7 عدد ميرساند و اين عمل خود موجب گشت تا ميزان حمل مهمات در اين جنگنده به 4000 كيلوگرم برسد. افزايش تنش ها در خارميانه ميان اسراييل و اعراب باعث شد تا شارل دو گل رئيس جمهور وقت فرانسه تصميم خود ميبني برعدم تحويل ميراژ ها به رژيم صهيونيستي را در سوم ژوئن سال 1967 اعلام نمايد. اما با وجود اينكه اسراييل به عنوان مشتري درجه يك ميراژ5 تحريم بود خط توليد اين جنگنده كماكان به فعاليت خود ادامه ميداد و نهايتا تا اواخر سال 1968 توانست بسته 50 فروندي انها را اماده نمايد و در اين هنگام بود كه اسراييلي ها توانستند با پيشنهاد پرداخت اخرين مبالغ به اين هواپيما دستيابي پيدا كنند. در سال 1969 و در حالي كه هنوز مبالغي از قرارداد توسط اسراييلي ها پرداخت نشده بود مسئولان نيروي هوايي اين رژيم از دولت فرانسه تقاضا كردند كه خلبانان و تكنيسين ها اين رژيم كه در فرانسه مشغول ديدن دوره هاي اموزشي بودند براي ادامه دوره خود به جزيره كورسيكا واقع در درياي مديترانه منتقل شوند و استدلالشان هم اين بود كه چون چون خاورميانه بر عكس مناطق اروپايي زمستانهاي سرد و برفي ندارد و اين جزيره نيز داراي اب و هوايي مانند خاور ميانه ميباشد بهتر است براي اينكه خلبانان ساعات بيشتري را اموزش ببينند به اين جزيره منتقل شوند. در اغاز دولت فرانسه مخالفتي نداشت اما هنگامي كه از قصد اسراييلي ها براي نصب مخازن سوخت خارجي روي جنگنده ها در راه انتقال به اين جزيره خبر دار شد به قضيه مشكوك شد و جلوي انتقال ها را گرفت كه در نهايت باز اين اسراييل بود كه به سبب نيازش به اين جنگنده تسليم شد و مابقي مبالغ را نيز پرداخت كرد. اما عليرغم تمامي اين شرايط همكاري ها بين فرانسه و اسراييل ادامه پيدا كرد اما اينبار نه به طور عادي بلكه به صورت مخفي و غير علني و در اين زمان بود كه نيروي هوايي اسراييل در حالي 50 فروند از جنگنده هاي جديد ميراژ5 خود را دريافت كرد كه اين جنگنده ها بر طبق استاندارد نيروي هوايي فرانسه و به منظور خدمت در اين كشور ساخته شده بودند. در نهايت و در خلال سالهاي 1971 تا 1974 اين جنگنده ها به نيروي هوايي اسراييل تحويل شدند و به اين علت كه متخصصين اسراييلي به خوبي در فرانسه آموزش ديده بودند و كاملا با قابليت ها و نكات فني مربوط به تعمير و نگهداري از اين پرنده اشنا بودند دولت اسراييل تصميم گرفت تا با بدست اوردن نقشه هاي فني اين پرنده اقدام به توليذد بومي ان كند و نهايتا با استفاده از شيوه هاي مختلف موفق به بدست اوردن اين نقشه ها شد و دست به توليد بومي ميراژ5 كرد كه اكنون ان را به نام نشر ميشناسيم. اما بهتر است نگاهي به ساير جوانب اين جنگنده بندازيم. اين جنگنده نيز مثل ميراژ3 با استقبال گسترده اي روبرو شد به طوري كه گونه هاي مختلفي از ان ساخته و بعضا صادر شدند كه داراي طيف هاي وسيعي از ايونيك پروازي بودند كه در بعضي موارد امكان انجام عمليات رهگيري را به اين جنگنده ضربتي ميدادند. مثلا در مورد ميراژهاي بلژيكي ميتوان گفت كه اين جنگنده ها ازسيستمهاي پروازي امريكايي استفاده ميكردند يا ميراژهاي مصري كه از ايونيك هواپيماي الفا جت بهره ميبردند. نمونه هايي از اين جنگنده نيز به منظور انجام ماموريت هاي شناسايي و اموزشي طراحي و ساخته شدند كه به ترتيب Mirage 5R و Mirage 5D نامگذاري شدند كه البته با يك مقايسه كوچك ميان نمونه هاي شناسايي و تمريني ميراژ3 و ميراژ5 ميتوان دريافت كه اين نامگذاري بيشتر تبليغاتي بوده و به منظور بازاريابي براي صادرات انجام شده چرا كه در بسياري از موارد و قطعات نمونه هاي تمريني و شناساي ميراژ 3 و 5 در حقيقت يكي هستند. در نهايت تعداد 582 فروند از اين جنگنده ساخته شد كه شامل 51 فروند نشر نيز ميشود. اما گونه هاي مختلف اين جنگنده: Mirage 5 : جنگنده ضربتي تك سرنشينه Mirage 5AD : نمونه صادراتي اين جنگنده به امارات (تنها 12 فروند ساخته شد) Mirage 5EAD: جنگنده تك سرنشينه مجهز به رادار براي حمله به هوا يا زمين. ساخته شده براي امارات(14 فروند) Mirage 5BA : جنگنده تك سرنشينه ساخته شده براي بلژيك و مجهز به ايونيك امريكايي(63 فروند ساخته شد كه62 فروند ان تحت ليسانس در SABCA توليد شد) Mirage 5COA: ساخته شده براي كلمبيا(14 فروند) Mirage 5D: ساخته شده براي ليبي(53 فروند) Mirage 5DE: جنگنده تك سرنشينه داراي رادار حمله به هوا و زمين. ساخته شده براي ليبي Mirage 5F: نمونه استاندارد براي نيروي هوايي فرانسه. Mirage 5G: نموئنه صادراتي براي گابون(3 فروند) Mirage 5G-2 : نمونه ارتقا داده شده براي گابون. Mirage 5J: نمونه هاي تحويل شده به اسراييل Mirage 5M: نمونه صادراتي براي زئير(از 14 فروند فقط 8 تا تحويل شد) Mirage 5MA Elkan: نمونه ارتقا يافته از 5BA براي صادرات به شيلي Mirage 5P: نمونه صادراتي به پرو(22 فروند) Mirage 5P Mara: نمونه ارتقا يافته Mirage 5P براي صادرات به ارژانتين Mirage 5P3: نمونه ارتقا يافته براي پرو(10 فروند) Mirage 5P4: نمونه ارتقا يافته باز هم براي پرو(2 فروند) Mirage 5PA: جنگنده تك سرنشينه ضربتي بدون رادار براي پاكستان(28 فروند) Mirage 5PA2: نمونه ارتقا يافته همراه با رادار Cyrano IV براي پاكستان(28 فروند) Mirage 5PA3: نمونه ارتقا يافته براي پاكستان داراي رادار Agave براي شليك موشك ضد كشتي اگزوست Mirage 5SDE: نمونه مجهز به رادار براي مصر Mirage 5E2 : نمونه ضربتي بدون رادار براي مصر(16 فروند) Mirage 5V: نمونه صادراتي براي ونزوئلا(6 فروند) Mirage 5R: نمونه تك سرنشينه براي مقاصد شناسايي Mirage 5BR : نمونه شناسايي براي بلژيك( از 27 فرودن در كل 23 فروند در بلژيك توليد شد) Mirage 5COR : نمونه صادراتي به كلمبيا Mirage 5DR: نمونه صادراتي براي ليبي(10 فروند) Mirage 5RAD: نمونه صادراتي براي امارات(3 فروند) Mirage 5SDR: نمونه صادراتي براي مصر(6 فروند) Mirage 5Dx: نمونه اموزشي دو سرنشينه Mirage 5BD: نمونه بلژيكي(15 فروند از 16 تا در بلژيك توليد شد) Mirage 5COD: نمونه اي براي كلمبيا(2 فروند) Mirage 5DAD: نمونه اي براي امارات(3 فروند) Mirage 5DD: نمونه اي براي ليبي(15 فروند) Mirage 5DG: نمكونه اي براي گابون(2 فروند در سال 1978 و 2 فروند در سال 1984 تحويل شدند) Mirage 5DM: نمونه اي براي زئير(3 فروند) Mirage 5DP:نمونه اي براي پرو(4 فروند) Mirage 5DP3: نمونه ارتقا يافته Mirage 5DP براي پرو Mirage 5DPA2: نمونه اي براي پاكستان(2فروند) Mirage 5MD Elkan : نمونه ارتقا يافته 5BD (به شيلي فروخته شد) Mirage 5SDD: نمونه اي براي مصر(6 فروند) Mirage 50 : در دهه 1960 شركت داسو موتور توربو جت Atar 09C كه موتور استاندارد جنگنده ميراژ 5 بود را با موتور جديدتر Atar 09K-50 تعويض كرد كه نتيجه اين امر نرخ صهود بهتر و همچنين بهتر شدن ويژگيهاي برخاست اين جنگنده بود و همين طور براي اين جنگنده ار ايونيك پيشرفته تر و رادار Cyrano IV نيز استفاده شد و شركت داسو اسم اين پرنده را ميراژ50 گذاشت اما بر خلاف نمونه قبلي( ميراژ5) اين جنگنده با استقبال خوبي روبرو نشد و فقط به شيلي و ونزوئلا صادر شد. http://gallery.military.ir/albums/userpics/mirage_5.jpg Mirage 50C: نمونه صادراتي به شيلي Mirage 50FC: 8 فروند از نمونه هاي Mirage 5F كه موتورشان با موتور جديد تعويض شده بود و به شيلي فروخنه شدند. Mirage 50DC: نمونه تمريني دو سرنشينه براي شيلي.(از كل 3 فروند 2 فرودن انها از موتور كم توان تر Atar 9C-3 بهره ميبردند) Mirage 50EV :نمونه ارتقا يافته Mirage 5V براي ونزوئلا مجهز به موتور Atar 9K-50 و ايونيك پيشرفته تر و كانارد. Mirage 50DV: نمونه هاي ارتقا يافته Mirage IIIDV/5DV براي ونزوئلا . شبيه به استاندارد 50EV اما كاربران اين جنگنده: امارات: اين كشور پس از بازنشسته كردن جنگنده هاي خود انها را به پاكستان فروخت. ارژانتين: در سالهاي 1978 تا 80 اين كشور 38 فروند نشر به همراه 4 فروند از نمونه تمريني از اسراييل دريافت كرد كه به دشنه(dagger) معروف شدند. البته اين كشور 2 فروند از نمونه هاي فرانسوي و 12 فروند از نمونه هاي اسراييلي(دشنه) خود را در جنگ فالكلند از دست داد كه در ان زمان كشور پرو براي اثبات اتحاد خود با اين كشور 10 فروند از ميراژهاي خود را تحت عنوان Mirage Mara جهت جبران خسارت وارده به ارژانتين صادر كرد. بلژيك: پس از بازنشسته كردن ميراژهاي خود انها را به شيلي فروخت. شيلي:اين كشور ميراژهاي خود را در سالهاي 2006 و 2007 بازنشسته كرد. كلمبيا:اين كشور در حال جايگزيني ميراژهاي خود با كفير ميباشد. اكوادور:ونزوئلا ميراژهاي خود را به اين كشور بخشيد. فرانسه و زئير و ليبي و ونزوئلا : ميراژهاي خود را بازنشسته كرده اند. پاكستان: قصد دارد تا سال 2015 انها را بازنشست كند. گابون:هنوز اين هواپيما ها را در اختيار دارد. مشخصات فني: نقش: ضربتي شركت سازنده: داسوبرگه(فرانسه) خدمه:1 نفر طول:15.55 متر عرض بالها:8.22 متر ارتفاع:4.50 متر مساحت بالها: 35.00 متر مربع وزن خالي:7.150 تن حداكثر وزن برخاست:13.700 تن پيشرانه: يك موتور توربو جت 9C SNECMA Atar با كشش 41.97 كيلو نيوتن در حالت خشك و 60.80 كيلو نيوتن در حالت يس سوز حداكثر سرعت: 2.2 ماخ معادل 2350 كيلو متر بر ساعت سرعت كروز: 956 كيلومتر بر ساعت برد رزمي: 1250 كيلومتر(با حداكثر ميزان سوخت داخلي و مخازن خارجي به همراه 800 كيلوگرم بمب) برد گذري:4000 كيلومتر سقف پروازي: 18 كيلومتر نرخ صعود: 186 متر بر ثانيه تسليحات: 2 مسلسل 30 ميلي متري DEFA 552 با 125 فشنگ براي هركدام دو غلاف راكت يا سوخت Matra JL-100 با توان حمل 250 ليتر سوخت يا 19 راكت 68 ميلي متري SNEB دو موشك حرارت ياب سايدوايندر يا R550 Magics 4 تن بمب منبع: ماهنامه جنگ افزار شماره 60
  9. نگاهی اجمالی بر انواع موشک های سام قسمت 1 سام2{گاید لاین} اس-۷۵ دوینا (С-75) که با نام ناتو سام-۲ (SA-2 Guideline) نیز شناخته می‌شود، یک سیستم موشکی سطح به هوا برای پدافند هوایی ارتفاع بالای ساخت شوروی است. این سامانه در سال ۱۹۵۷ وارد ارتش شوروی شد و از آن زمان تاکنون بیش از هر سیستم دفاع موشکی دیگری در نقاط مختلف دنیا مستقر شده‌است. سام-۲ نخستین موشک سطح‌به‌هوای تاریخ است که موفق به انهدام یک هواپیمای دشمن شده‌است. این واقعه در اکتبر ۱۹۵۹ با شلیک سه موشک وی-۷۵۰ به سوی یک هواپیمای آربی-۵۷ دی کانبرای ارتش تایوان در ارتفاع ۲۰ کیلومتری صورت گرفت. در آن زمان مقامات چینی برای سری نگهداشتن این موشک آن را به جنگنده‌های خود نسبت دادند. یک سال بعد این موشک با سرنگونی یک فروند هواپیمای شناسایی آمریکایی یو-2 بر فراز شوروی به شهرت رسید. در سال ۱۹۶۲ نیز استقرار این سیستم موشکی در کوبا به آغاز بحران موشکی کوبا انجامید که دنیا را در آستانه یک جنگ اتمی قرار داد. نیروهای ویتنام شمالی در ویتنام شمالی از آتش‌بارهای سام-۲ به طور گسترده برای دفاع از هانوی و هایفونگ استفاده کردند. این موشک در چین نیز با نام‌های اچ‌کیو-۱ و اچ‌کیو-۲ تولید شده و کشورهای دیگری نیز به تولید انواع مختلف آن مبادرت کرده‌اند. این سیستم موشکی در اصل برای مقابله با بمب افکن های دوربرد آمریکا مانند بی-47 وبی-52 طراحی شده بود و در ارتش شوروی جایگزین توپ خانه های ضد هوایی دوربرد مانند کا اس-۱۹ ۱۰۰ میلی‌متری و کا اس-۳۰ ۱۳۰ میلی‌متری شد. از دهه ۱۹۸۰ در شوروی این سیستم به تدریج با سامانه موشکی اس-300 (سام-۱۰ و سام-۱۲) جایگزین شد اما هنوز تعدادی از این موشک‌ها و مدل چینی ارتقاء یافته آن با نام اچ‌کیو-۲ در کشورهای دیگر مورد استفاده است. سام3 {پاچورا} این سامانه یک سامانه کوتاه برد هست که برای مقابله با اهداف با سطح پروازی زیر 20 متر و باسرعت حدودا 2 ماخ طراحی شده قدرت مانور این سامانه 2 برابر از سام -2 بیشتر است ... حدود 14 جی , سامانه سام 3 دارای فیوز مجاورتی دقیق تا ارتفاع 20 متر است, همچنین موشکی که از سامانه سام 3شلیک میشود 4 متر کوچک تر از موشک سامانه سام 2 است. سامانه سام 3 یکی از پر کاربرد ترین سامانه های دفاع هوایی بوده, در دهه 80 تا 90 بیشترین مورد استفاده رو داشت! طراحی این سامانه در سال 1960 شروع و در تاریخ 1974 پایان یافت . نحوه قرار گیری سامانه سام 3 به صورت ستاره ایی است . در مرکز رادار پیش اخطار پی 15 صورت تخت قرار دارد و کنار آن رادار رهگیر SNR 125 low below engagement و در هر سمت جغرافیایی یک لانچر ثابت 4تایی وجود دارد. یعنی در سمت شمال یک چهارتایی و در سمت شرق یک چهارتایی و در سمت غرب یک چهارتایی و در جنوب هم یک چهارتایی دیگر که سامانه ایی 4 لانچر با 4 موشک را تشکیل میدهد که جمعا میشود 16 موشک است. سام4 {کروگ} سامانه 2K11-krug با نام ناتو سام 4 این سامانه در دهه 60 تا 70 میلادی طراحی شد. از دهه 80 در کشور های عضو شوروی سابق کار گذاشته شد هدف از ساخت این سامانه انهدام موشک های زد رادار همانند standard arm , harm و همچنین موشک های بالستیک بوده است . مکانیزم تشخیص و هدف گیری این سامانه بسیار پیشرفته تر از سامانه های سام 2 و سام 3 و سام 5 است دلیل ناشناخته موندن این سامانه ندادن این سرویس به کشور های دیگر بود. اخرین سرویس این سامانه در کشور مجارستان تا سال 2000فعال بود که بعد از روی کار امدن سامانه های جدید این سامانه تعطیل شد این سامانه از 2 رادار تشکیل شده است. سام5{گامون} اس-200سامانه ای است که در طی جنگ سرد خوش درخشید و بدون شک اس-200عاملی بازدارنده در برابر بمب افکن ها و هواپیما های آواکس دشمن،خواهد بود.این سامانه بعد ها در اختیار الجزایر،هند،ترکمنستان،اوکراین،ازبکستان،سوریه،قزاقستان،کره شمالی و کشور عزیزمان ایرن قرار گرفت.کارشناسان نظامی ایران توانسته اند این سامانه را طوری بروز رسانی کنند که طراحان روسی متعجب شوند. تاریخچه سامانه اس-200 که ناتو آن را با نام سام5(SAM-5)می شناسد،یک موشک سطح به هوای برد بلند و متوسط است که در دهه60میلادی به منظور محافظت از محدوده وسیعی در برابر حملات هوپیما های بمب افکن یا هواپیماهای استراتژیک دیگر ساخته شده است.هر گردان نظامی شش سکوی پرتاب از این موشک همراه با یک رادار کنترل آتش را دارا است و جالب است بدانید که طول این موشک غول پیکر تقریبا به11متر برابر با 35فوت می رسد،سامانه کنترل آتش این موشک نیز قابلیت لینک شدن به رادار های دور بردتر را نیز دارد. سوخت؛هر موشک از قدرت چهار راکت کوچک که حاوی سوخت جامد هستند و متصل به خود موشک هستند بهره می برد.3الی5ثانیه پس از شلیک موشک،چهار راکت فرعی متصل به موشک پس از سوختن مواد درونشان از موشک اصلی جدا شده و سپس موتور تکمیلی موشک که 67D5نام دارد،به مدت51الی150ثانیه فعال می شود.این موتور از نوعی سوخت مایع به نام 02-TGاستفاده می کند که از فرمول شیمیایی خاصی ساخته شده است.این سوخت ترکیبی از گاز نیتریک اسید است که با نیتروژن اکسید و فسفرید اسید و هیدروکلرید اسید غنی شده است. سام6 {گینفول} پروژه ساخت این موشک در دهه ۱۹۵۰ آغاز شد. اولین تست آن در سال ۱۹۶۱ انجام گرفت که مشکلاتی از جمله نقص موتور آن آزمایش را ناموفق کرد. ولی سرانجام پس از رفع نواقص در سال ۱۹۶۶ با موفقیت آزمایش شده و سپس به تولید انبوه رسید. در سال ۱۹۷۷ هم نوع ارتقا یافته این موشک با موفقیت آزمایش شد که تواناییهای بیشتری نسبت به نوع قبلی دارا بود. در ضمن نوع مخصوص نیروی دریایی این موشک با کد سام-ان-۳ شناخته می شود. به هر حال این موشک هم اکنون نیز جزو خطرناکترین سیستمهای پدافند ضد هوایی محسوب می شود که در صورت استفاده صحیح دقت آن تقریبا ۸۰ – ۹۵ ٪ است. لازم به ذکر است که در جنگ ۱۹۷۳ بین اعراب و اسراییل ، مصر با استفاده تقریبا حرفه ای از این موشک ۶۴ فروند جنگنده اسراییل را تنها با شلیک ۹۵ موشک سرنگون ساخت! سام20 اس-۳۰۰ (به:روسی С-300) یک سامانه موشکی سطح‌به‌هوای دوربرد و خودکششی با قابلیت استفاده در تمامی ارتفاع‌هاست و در واقع نوع تکمیلی سامانه پدافندی ارتفاع بالای اس-200 به شمار می‌رود که در اواخر دهه ۱۹۷۰ توسط شرکت همکاری‌های صنعتی آلماز برای نیروی دفاع هوایی شوروی ساخته شد. مدل‌های مختلف این موشک در سازمان ناتو با نام‌های سام ۱۰، سام ۱۲ و سام ۲۰ شناخته می‌شوند. اولین مدل این موشک با نام اس-۳۰۰ پی برای نخستین بار در سال ۱۹۷۹ در شوروی عملیاتی شد، هرچند تکامل آن از سال ۱۹۶۹ به منظور ساخت موشک سطح به هوایی با برد ۷۵ کیلومتر که هم در نیروی زمینی و هم در نیروی دریایی استفاده شود، آغاز شده بود. این موشک در ابتدا برای رهگیری هواپیماها و موشک های کروز ساخته شده و بعدها توانایی رهگیری موشک های بالستیک نیز به آن افزوده شد. اس-۳۰۰ پی‌ام‌یو (S-300PMU) یکی از مرگبارترین موشک های زمین به هوای قابل استفاده در تمامی ارتفاع‌ها به شمار می‌رود که توانایی پیگیری همزمان ۱۰۰ هدف و درگیری با ۱۲ هدف را دارد. زمان آماده‌سازی آن حدود ۵ دقیقه است و موشک های آن از نوع انبارشونده است که مانند مهمات معمولی نیاز به هیچگونه نگهداری در مدت عمر مفید خود ندارند. اس-۳۰۰ شباهت زیادی با سامانه پدافندی آمریکایی ام ای ام- 104 پاتریوت دارد. مدل‌های پیشرفته‌تر اس-۳۰۰ توانایی اجرای تاکتیک «بزن دررو» را دارند که بقاپذیری آن‌ها را در شرایط جنگی افزایش می‌دهد و در شرایط ویژه می‌توانند به عنوان یک سلاح تهاجمی عمل کنند؛ برای مثال موشک‌های اس-۳۰۰ چینی مستقر در تنگه تایوان توانایی حمله به فضای هوایی تایوان را دارند و تهدیدی برای تمامی هواپیماهای آمریکایی به شمار می‌روند که ممکن است در درگیری احتمالی به کمک این کشور بیایند؛ به جز هواپیماهای فوق‌العاده رادارگریز بی-2 و جنگنده اف-22 راپتور . به همین جهت پیش‌بینی می‌شود که مأموریت حمله وسیع به سیستم‌های اس-۳۰۰ به جنگنده‌های اف-۲۲ واگذار شود. اس-400 با نام ناتو سام-۲۰ سیستم موشکی تکامل‌یافته اس-۳۰۰ است که در سال ۱۹۹۹ معرفی و از سال ۲۰۰۶ وارد فعالیت در ارتش روسیه شده‌است. سام-21 سامانه زمین به هوای اس-۴۰۰ "پیروزی" - (Triumf) ( روسی : C-400 «Триумф») نسل جدید سیستم پدافند هوایی روسیه است که توسط "مرکز طراحی روسیه" (Almaz Central Design) طراحی شده و به عنوان یک بهبود از خانواده پدافند هوایی اس-300 بشمار میرود. اس - ۴۰۰ در نام گذاری ناتو با نام اس آ-۲۱ (SA-21) شناخته میشود، این سیستم قبلاً با نام اس-۳۰۰ پ م او-۳ (S-300PMU-3) شناخته می‌شد.این سامانه زمین به هوا قابلیت‌های سیستم‌های دیگر از سری اس-300 را به چالش میکشد و برد آن حداقل دو بار بیشتر از برد ام ای ام-104 پاتریوت (MIM-104 Patriot) است. به گفته منابع روسی و دیگر کشورها ، اس-۴۰۰ قادر به تشخیص ۱۰۰ هدف به طور همزمان و درگیر شدن با ۱۲ هدف به طور همزمان از محدودهٔ ۴۰۰ کیلومتری است، این هدفها میتوانند از جمله هواپیما، موشک‌های کروز و موشک‌های بالستیک باشند . اس-۴۰۰ با داشتن قابلیت ۳ موشک مختلف، بسیار دوربرد ۴۰ان۶ (40N6)، دوربرد ۴۸ان۶ (48N6)، و موشک های با برد متوسط ۹ام۹۶ (9M96) قادر به پوشش کل عملکرد مورد نیاز است. هر یک از این موشکها دارای قابلیت های متفاوت است. تهیه کننده :نوید میرباقری
  10. آشنايي با جنگنده ميراژ 3 جنگنده میراژ 3 داسلت میراژ فرانسه زمانی که فرانسوی ها از مشتاق ترین و بهترین خلبانان در جنگ جهانی اول بودند,و این علاقه آنها به هوانوردی باعث شد که در زمان صلح به این صنعت توجه بیشتری کنند.این درحالی بود که آنها در زمان جنگ جهانی دوم کشورشان به عنوان یک کشور اشغال شده بود و دربرابرکشورهای دیگر که در این صنعت پیشرفت هایی کرده بودند. اما پس از جنگ آنها درصدد ساخت یک هواپیمای بال دلتایی بودند. آنها به مقصود خود رسیدند وتوانستند که داسلت میراژ 3 و مشتقهایی که ببرگرفته از او بود را بسازند.در نهایت داسلت میراژ 2000 اساسا یک جنگنده کاملا جدیدی بود که در واقع ترکیب عمومی میراژ 3 را داشت اما از لحاظ فنی با میراژ 3 فرق داشت که این خود جای بحث دارد, را بسازند. این الگو گیری از میراژ 3 تا حدی بود که میراژ IV ( میراژ 5) یک بمب افکن بود مثل میراژ 3 با این تفاوت که از آن بزرگتر و بهتر بود. خانواده میراژ-3 در خارج از دولت فرانسه رشد کرد.در سال 1952 قرار شد که مطالعات در مورد ساخت یک هواپیمای رهگیر و لایق که توانایی اوج گیری 18000 متر در 6 دقیقه را داشته باشد و همچنین توانایی پرواز با سرعت 1.3 ماخ را در سطوح پایین داشته باشد. این خواسته ها در سال 1953 شروع شد. داسلت به مشخصه های"Mystere-Delta 550" جواب داد. به این هواپیما به عنوان یک هواپیمای تفریحی نگاه میشد! نیروی پیشرانه این جت را 2 موتور توربو جت که توانایی پس سوز هم داشتند. موتور ها بنام MD30 R بودند.هرکدام 9.61 کیلو نیوتن قدرت داشتند. توان موتور ها با فراهم شدن سوخت مایع به 14.7 کیلو نیوتن یا 3300 پوند رسید. این هواپیما بالهای دلتایی ترکیب شده با زاویه 60 درجه داشت . تصویری از میراژ I البته بالهایی دلتایی یک سری محدودیت هایی دارند, هواپیماهای بال دلتایی برای تیک اف می باست که یک مسیر طولانی تری رو طی کنند. چون فلپ ها کار نمی کنند,باعث میشود که عملکرد ها سنگین تر باشد,باعث میشود که سرعت فرود بالا برود و همجنین قدرت مانور پایین بیاید. در ارتفاعات پایین به علت سطح زیاد بالها کوبش ضربات زیاد میشود. اما به هرحال دلتا بالها و ساخت آنها ساده است,به آسانی به سرعت های بالا در مسیر های مستقیم دست پیدا میکنند و به اندازه کافی فضایی برای ذخیره سوخت بوجود می آید . اولین مدل میستر دلتا که بدون پس سوز موتور ویا اینکه موتور راکت نداشت, در 25 ژوئن 1955 پرواز کرد. بعد از مقداری طراحی مجدد و تغییراتی در این هواپیما و نیز تغییراتی در موتور ومحل نصب آن این هواپیما به میراژ 1 تغییر نام پیدا کرد. این مدل صنعنی و اولیه توانایی پرواز با سرعت 1.3 ماخ را در ارتفاع پایین بدون داشتن راکت و سرعت 1.6 ماخ با داشتن راکت رسید.به هر حال اندازه کوچک میراژ1 تسلیحاتش را تنها به داشتن موشک های AAM ( هوا به هوا) محدود کرد.البته قبل از این تصمیم گرفته شد که هواپیما بار جنگی نیز حمل کند. پس از این داسلت تصمیم گرفت که یک گونه بزرگتر از میراژ 1 به نام میراژ 2 را تولید کند. میراژ 2 قرار بود که موتور های Turbomeca Gabizo را داشته باشد,اماهیچ یک از این هواپیما ها ساخته نشد. میراژ 2 خیلی بزرگتر از میراژ 1 بود,این هواپیما 30% سنگینتر از میراز 1 بود. پیشرانه جدیدی داشت که قدرتی برابر 43.2 کیلونیوتن که برابر 9700 پوند بود را داشت. این موتور ها توسط اسنکما ساخته شد و همگی قابلیت پس سوز را داشتند. این موتور شفت محور توربو جت از یک هواپیمای آلمانی که در جنگ جهانی دوم بود ساخته شد. موتور آلمانی ساخت BMW بود. این طرح جدید از جنگنده میراژ 3 نامیده شد. میراژ 3 مثل میراژ 1 یک موتور راکت کمکی SEPR را داشت. [/align/] مدل اولیه میراژ 3 در 17 نوامبر 1956 سرعت 1.52 ماخ را در هفتمین پروازش بدست آورد. مدل اولیه در آن زمان بوسیله موتور راکت SEPR متناسب شد. ورودی های موتور میراژ 3 طوری متناسب شد که هرگونه اغتشاشات هوای ورودی را برطرف کند,در نهایت در سپتامبر 1957 میراز 3 به سرعت 1.8 ماخ دست پیدا کرد. موفقیت میراژ 3 باعث شد که 10 فروند از آن به عنوان میراژIII A سفارش داده شود.این مدل تقریبا 2 متر بلند تر بودند.الگوی اولیه میراژ های 3 17.3 % وسعت بال بیشتری را بذستآورده بودند و همچنین وتر باله ها به اندازه 4.5 % کاهش داده شد.قدرت موتور در حالت پس سوز به 13230 پوند یا 58.9 کیلونیوتن رسد. موتور راکت SEPR در میراژ 3 باقی ماند و این جنگنده با آیونیک و رادار رهگیر تامسون CSF تجهیز شد. جنگنده میراژ 3 به یک چتر فرود مجهز شد که باعث شد که مسافت فرود کوتاه تر شود. اولین میراژ 3 در می 1958 پرواز کرد. این جنگنده به سرعت 2.2 ماخ دست پیدا کرد. میراژ 3 به عنوان اولین هواپیمای جمگی اروپا بود که به سرعت بیشتر از 2 ماخ دست پیدا کرده بود. میراژ 3 با داشتن موتور رولز رویس آون به قدرت 71.1 کیلونیوتن دست پیدا کرد.قدرتی برابر با 16000 پوند! این نمونه که به عنوان نمونه آزمایشی به استرالیا داده شده بود با نام میراژ III O شناخته شد. این مدل در فوریه 1961 پرواز کرد اما طرح جاسازی موتور رولز رویس روی این مدل فسخ شد! در فرانسه دو جنگنده میراژ-3 و میراژ-5 هردو با تعداد زیاد تولید شدند و در عین حال در کشور های دیگر نیز زیاد به خدمت گرفته شدند.این دو جنگنده اساسا یکی هستند اما میراژ-5 دارای دماغه بلند تر است.این جنگنده دارای بالهای دلتایی شکل است.دارای یک موتور جت دردرون هواپیما با دو ورودی هوای نیم دایره ایی در کناربالها و یک اگزوز بزرگ در پشت است.بدنه جنگنده باریک و بلند است و کابین خلبان به اضافه یک لوله که نزدیک آن است مثل یک حباب نما میدهد. اولین میراژ3 در سال 1959 پرواز کرد این میراژ به سفارش ارتش فرانسه ساخته شد. میراژ3 چندین مدل داشت اولین مدل که به طور رسمی ساخته شد میراژ 3 مدل (سی) بود که در یکم اکتبر 1960 پرواز کرد مدل های (سی)اکثرا مشابه گونه(آ) بودند فقط کمی بلند تر بودند واز لحاظ عملیاتی قویتر. میراژ-3 (سی)تک نفره بود ویک جنگنده رهگیر با یک موتورجت قطره پاش (منظورش همون پس سوز-آفتر بارنراست)همچنین شکل اگزوزش هم عوض شده بود.میراژ-3 (سی)با دو توپ 30 میلیمتری در زیر هواپیما مسلح شده بود.میراژ-3 سه نقطه داشت برای حمل موشک های هوا به هوا یکی زیر بدنه و دوتا دیگر در کنار بالها. اما در یک دوم بالها نیز محل نصب تسلیحات وجود داشت.لانچر های کناری میتوانستند که سایدویندر را حمل کنند. 95 میراژ-3 عملیاتی درژوییه سال 1961 تحویل ارتش فرانسه شد.یک نوع از میراژهم به سویس صادر شد تا با نظارت فرانسه تولید کند وبفروشد.میراژها به اسراییل وآفریقای جنوبی هم صادر شدند.البته یه سری مشخصات آنها تغییر پیدا کرده بود.مثلا میراژهای ارسالی به سویس از نوع (سی-اس)بودند.برای اسراییل با کد (سی-جیی)و برای آفریقای جنوبی با کد (سی-زد) تعیین شدند. کاکپیت میراژ-3 اسراییلی ها در جنگ های هوایی با میراز برای شکار میگ های 17 سوریه در 20 اوت 1963 اول بودند وتوانستند امتیازاتی بگیرند.همچنین شدت شات داون کردن در درگیری ها با انهدام شدید میگ های 21 هولناک تر شد.اسراییلی ها در جنگ 6 روزه در سال 1967 از میراژهایشان به نحو احسن استفاده کردند.به عنوان نمونه در صبح روز 5 ژوئن سال 1967 نیروی هوایی اسراییل با انجام یک عملیات هوایی سنگین توانست وارد مصر و اردن بشود و بعد وارد آسمان سوریه وهواپیماهایشان را روی زمین نابود کند انها توانستند با بمب های فرانسوی باند فرودگاه دیبر را بمباران کنند. قیمت ارزان وساده و انعطاف پذیر بودن همچنین دارا بودن بالهای دلتا شکل بر افزودن صادرات میراژ-3 به فرانسه کمک کرد. مشخصات میراژ-3 خدمه:یک نفر جنگنده های مشابه:کفیر-میگ 21 فیشبد-آ-4 اسکای هاوک-فانتان آ طول بالها:8.22 متر طول جنگنده:15.03 متر ارتفاع:4.50 متر مساحت باله ها:34.80 متر وزن خالی:5.2 تن ماکزیمم وزن برای تیک-آف:13.7 تن پیشرانه:یک موتور ساخت شرکت اسنکما -توربوجت-پس سوز ماکزیمم قدرت موتور:13223 پوند حداکثر وزن قابل حمل مهمات روی باله ها:393.68 کیلوگرم حداکثر سرعت در ارتفاع بالا :2.1 ماخ ودر ارتفاع پایین 1.14 ماخ تسلیحات: 2 توپ 30 میلیمتری-موشک هوا به هوای ماترا (آر-511) و سایدویندر-موشک های آر-550 آر-530- آس-37 ماترا همچنین بمب های 450 کیلوگرمی (ایی-یو-3) و بمب اتمی (آ ان-52) قابلیت حمل سوخت خارجی:دارد وبه مقدار 2350 کیلوگرم کشور های دارنده: آرژانتین-برزیل-کلمبیا-مصر-فرانسه-لبنان-لیبی-پاکستان-پرو-آفریقای جنوبی-اسراییل- سویس-زئیر منبع: www.faqs.org