جستجو در انجمن

مشاهده نتایج برای برچسب های 'تانک'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بوسیله برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


انجمن ها

  • بخش داخلی
    • اخبار و قوانین
    • ماهنامه میلیتاری
    • گالري عكس و فيلم
    • کتابخانه میلیتاری
    • مقالات برتر
  • War and History - بخش جنگ و تاریخ
    • مباحث جامع نظامی
    • پیمان ها - قراردادها و معاملات تسلیحاتی
    • دکترین و استراتژی
    • عملیات های نظامی
    • جنگ تحمیلی
    • تحولات روز امنیتی نظامی بین الملل
    • General Military Discussions
  • Air force Forum - بخش نیروی هوایی
    • هواپیماهای نظامی
    • بالگردهای نظامی
    • تسلیحات هوایی
    • متفرقه در مورد نیروی هوایی
    • سایر بخشهای نیروی هوایی
    • Airforce - English
  • Army Forum - بخش نیروی زمینی
    • ادوات و تسلیحات زمینی
    • خودروهای نظامی و زره پوش ها
    • مباحث جامع زرهی
    • توپخانه زمینی
    • موشک های زمین پایه
    • الکترونیک زمینی
    • تجهیزات و تسلیحات انفرادی
    • متفرقه نیروی زمینی
    • سایر بخشهای زمینی
    • Ground forces - English
  • Navy Forum - بخش نیروی دریایی
    • شناورهای سطحی
    • شناور های زیرسطحی
    • هوا دریا
    • تسلیحات دریایی
    • سایر بخش های نیروی دریایی
    • علوم و فنون دریایی
    • راهبردها و راهکنش های دریایی
    • تاریخ نیروی دریایی
    • اخبار نیروی دریایی
    • Navy - English
  • News Section - بخش خبر
    • اخبار روز ایران و جهان
    • اخبار صفحه اول
    • رایانه و شبکه
    • English News
  • Non-Military Forums - سایر بخشها
    • دیگر موضوعات و مطالب

پیدا کردن نتایج در ...

یافتن نتایج که ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروز رسانی

  • شروع

    پایان


Filter by number of...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


Website URL


Yahoo


Skype


Location


Interests

پیدا کردن 54 results

  1. لکلرک(Leclerc) نام تانک رزمی پیشرفته ای است که توسط کارنجات جیات(Giat) فرانسه ساخته شده و توسعه یافته است. این تانک درارتش کشورهای و امارات متحده عربی عملیاتی گردیده است . لکلرک فقط یک تانک به معنای کلاسیک آن نیست بلکه یک سیستم جنگ افزاری پیشرفته می باشد که به جدیدترین سلاح های عصر خود مجهز شده است . جدیدترین فناوری های نظامی بکار رفته در این تانک موجب شده است که فاکتورهای برتری رزمی همچون قدرت تحرک ، مانور پذیری ، قدرت آتش و ضریب ایمنی حفاظتی این تانک به بالا ترین حد ممکن برسد . تانک لکلرک از سال 1990 میلادی واری خط تولید گردید و در سال 1992 در ارتش فرانسه و به دنبال آن در سال 1995 در ارتش امارات متحده عربی عملیاتی گردیده است . لازم به ذکر است که تانک بهینه سازی شده لکلرک باکد(MK2) نیز در سال 1998 وارد خط تولید گردید . این تانک به احترام ژنرال ژاک فیلیپ لکلرک ، فرمانده لشکر دوم زرهی فرانسه آزاد در جنگ دوم ، لکلرک نامیده شد . ژنرال لکلرک کسی بود که در سواحل نرماندی پیاده شد و پیشروی نیروهای فرانسه را فتح پاریس رهبری کرد . تانک لکلرک جایگزین تانک معروف AMX-30 گردیده است که سال ها به عنوان ماشین زرهی اصلی فرانسه مشغول خدمت بوده است . در آغاز دهه هفتاد میلادی ارتش فرانسه به این نتیجه رسید که تانک AMX-30 آن کشور فرسوده شده وباید برای جایگزینی آن با یک تانک پیشرفته دیگر فکری نمود. در سال 1977 ارتش فرانسه نیاز خود را مبنی بر ساخت یک تانک رزمی جدید را مطرح نمود . امکان خرید تانک های خارجی همچون آبرامزایالات متحده، لئوپارد2 آلمان غربی و مرکاوای اسرائیل که جزو بهترین تاکهای رزمی جهان مه حساب می آمدند نیز توسط مقامات فرانسوی مطالعه گردید ورد شد.مقامات فرانسوی از تانک لئوپارد2 آلمان ها خوششان آمده بود دست همکاری را به سوی آلمان ها دراز کردند اما برنامه مشترک ساخت تانک جدید بر پایه تانک لئو پاردآلمان هابه نتیجه نرسید . سرانجام در سال 1979 میلادی دولت فرانسه تصمیم گرفت که ساخت این تانک را بعنوان یک پروژه ملی در داخل کشور آغاز کند . برخلاف اکثر تانک های غربی که از سیستم حفاظتی غیر فعال استفاده می کردند ، برای تانک لکلرک سیستم حفاظتی فعال در نظر گرفته شد . سیستم حفاظتی فعال که به سیستم سیستم حفاظتی عامل نیز معروف است بیشتر توسط نمونه تانکهای شرقی (بلوک شرق) مورد استفاده قرار می گرفت . مقامات ارتش فرانسه علت در نظر گرفتن سیستم حفاظت فعال برای تانک را پایین آوردن جرم کلی و بالا بردن قابلیت تحرک تانک اعلام کردند . در نتیجه پایین آمدن جرم تانک قدرت مانورپذیری آن افزایش می یابد و درصورت آتش مستقیم یا شلیک جنگ افزارهای هدایت شونده دشمن خدمه می توانند با یک اقدام به موقع از اصابت جنگ افزارهای دشمن به تانک جلوگیری کنند . به علت هزینه های هنگفت ساخت تانک ، دولت فرانسه در صدد شراکت با یک کشور دیگر بود تا بتواند قسمتی از هزینه ها را جبران کند . سرانجام مقامات اماراتی به فرانسوی ها پیشنهاد همکاری دادند و بدین ترتیب امارات متحده عربی نیز وارد این پروژه گردید و قرار شد که علاوه بر420 دستگاه تانک در نظر گرفته شده برای ارتش فرانسه 390 دستگاه دیگر نیز برای امارات ساخته شود . در سال 1986 میلادی پروژه ساخت تانک تحت عنوان لکلرک آغاز شد و به سرعت شش نمونه اولیه ساخت شدند . تولید انبوه تانک نیز در سال 1990 آغاز گردید . تانک لکلرک به یک توپ بدون خان 120 میلیمتری مجهز است که توسط شرکت(GIAT) ساخته شده است . سری کاملی از گلوله های مختلف برای این توپ ساخته شده است از جمله گلوله های ضد زره APFSDSو گلوله های انفجاری شدید ضد تانک HEAT البته تانک لکلرک از مهمات تانک لئوپارد2و سری تانک های ابرامز ایالات متحده نیز می تواند استفاده نماید . این توپ به یک روکش حرارتی و یک سیستم هوای فشرده اتوماتیک مجهز است . این تانک از سیستم هوای فشرده برای خارج کردن دود ناشی از شلیک استفاده می کند و بر خلاف بسیاری از تانک های دیگر از سیلندر تخلیه کننده استفاده نمی نماید . تانک لکلرک از یک سیستم گلوله گذاری اتوماتیک منحصر به فرد بهره می برد . این سیستم خدمه تانک را از چهار نفر به سه نفر کاهش داده است زیرا دیگر نیازی به فرد گلوله گذار نیست . این سیستم گلوله گذار خودکار نواخت تیر 12 گلوله توپ در دقیقه را برای تانک امکانپذیر نموده است . همچنین این سیستم تونایی شلیک حین حرکت و مناطق ناهموار و علیه اهداف متحرک را برای تانک میسر ساخته است . این سیستم 22 گلوله را بصورت آماده برای حمل می کند 18 گلوله دیگر نیز در انبارک ویژه تانک ذخیره می شوند . تانک لکلرک میتواند حین حرکت با سرعت 40 کیلومتر بر ساعت به سمت هدفی در فاصله 400 متری خود شلیک نماید . همچنین این تانک می تواندحین حرکت با سرعت 60 کیلومتر بر ساعت نیز شلیک نماید . این در حالی است که اغلب تانک های پیشرفته امروزی درصورتی می توانند شلیک دقیقی انجام دهند که با سرعتی در حدود 15 کیلومتر بر ساعت اقدام نمایند . تانک علاوه بر توپ اصلی به یک قبضه مسلسل 12.7 میلیمتری موازی با توپ ویک قبضه مسلسل 7.62 میلیمتری مستقر برروی برجک مجهز شده است . مسلسل مستقر برروی برجک درون یک محفظه تقویت شده قرار گرفته است . تانک لکلرک از سیستم حفاظتی گالیکس(Galix) استفاده می کند این سیستم حفاظتی که شرکت جیات آن راطراحی کرده است انواع گوناگونی از نارنجک های دود زا و گلوله های پنهان کننده از مادون قرمز را شلیک می نماید . بدنه و برجک تانک از قطعات زره فولادی و زایه دار ساخته شده است و در صورت آسیب دیدن این قطعات می توان براحتی آنها راتعویض نمود . تانک لکلرک به یک سیستم مدیریت نبرد بنام FINDERS و یک دستگاه ارتباطی دیجیتالی ازنوع سیستم پایانه ای اطلاعات(TIS) بنام ICONES مجهز شده است . این سیستم ها برای جمع آوری اطلاعات از دیگر تانک ها و گرفتن دستورات لازم از ستاد فرماندهی مرکزی بکار می روند . FINDERS شامل یک نقشه تمام رنگی کامپیوتری است که موقعیت تانک ها و نیروهای خودی و نیروهای دشمن رانمایش میدهد . سیستم کنترل آتش دیجیتالی تانک لکلرک میتواند مستقلا توسط توپچی یا فرمانده تانک بکار گرفته شود . تانک به حسگرها و هدف یاب های متفاوتی مجهز است از جمله هدف یاب ثابت توپچی بانام SAVAN-20 ساخت شرکت ساژم (SAGEM) و سیستم دیدروزانه – شبانه راننده به نام OB-60 که شرکت تیلز اپتروسیس (Thales Optrosys) سازنده آن است . سیستم کنترل آتش تانک قادر است تاشش هدف متفاوت را بصورت یکجا رد یابی کند این سیستم مشابه تانک چلنجر 2(Challenger2) ارتش انگلستان می باشد . http://www.giat-industries.fr/images/fonds/fondleclerc_1_800.jpg موتور تانک لکلرک یک موتور دیزلی هشت سیلندر بنام SACM می باشد . این موتور قادر است توانی معادل 1500 اسب بخار ایجاد کند . همچنین تانک لکلرک به یک سیستم تعویض دنده اتوماتیک به نام SESM ESM 500 مجهز است . که پنج دنده جلو و دو دنده عقب دارد . حداکثرسرعت جاده ای تانک 70 کیلومتر بر ساعت و حداکثر سرعت آن در مناطق ناهموار50 کیلومتر برساعت است . برد عملیاتی تانک نیز 550 کیلومتر درحالت معمول و 650 کیلومتر با کمک مخازن سوخت اضافی است . تانک به یک توربین گازی بنام TM307B مجهز شده واین توربین توان کمکی مورد نیاز تمامی سیستم های تانک را در صورت از کار افتادن موتور اصلی تامین خواهد کرد . تانک لکلرک بسیار پر قدرت است و نسبت توان به جرم آن 21 وات بر هر کیلو گرم می باشد . این ویژگی موجب آن گردیده که این تانک به یکی از سریع ترین تانکهای رزمی جهان تبدیل شود . این تانک می تواند درمدت ۴ ثانیه به سرعت 32 کیلومتر برساعت برسد . باوزنی درحدود56 تن ، تانک لکلرک یکی از سبک ترین تانک های رزمی جهان به حساب می آید . جعبه دنده تانک به یک سیستم کند کننده هیدروکنیتیک مجهز شده است تا شتاب تانک را به میزان 7 متر بر مجذور ثانیه کاهش دهد . این ویژگی در آخرین لحظات یعنی قبل از اصابت گلوله دشمن بسیار مفید خواهد بود زیرا تانک با یک کاهش سرعت ناگهانی میتواند از اصابت گلوله دشمن بگریزد . تانک لکلرک در سال 1990 وارد خط تولید گردید و خیلی دیر وارد ارتش فرانسه شد در نتیجه نیروهای فرانسوی نتوانستند از این تانک در جنگ خلیج فارس استفاده کنند . طی درگیریهای کوزوو این تانک وارد عرصه نبرد گردید و 15 دستگاه از این تانک در راستای ماموریت صلح بانی نیروهای فرانسوی در کوزوو مستقر شد است. بطور خلاصه میتوان لکلرک را آمیزه هایی از تکنولوژی ، قدرت و سرعت نامید . مشخصات: خدمه: 3نفر وزن تانک: 56 تن طول بدنه تانک:6.9 متر عرض تانک : 3.71 متر ارتفاع تانک از سطح زمین : 2.53 متر جنگ افزارهای موجود روی تانک : یک توپ 120 میلیمتری بدون خان + یک مسلسل 12.7 میلیمتری موازی با توپ+ یک مسلسل با کالیبر7.62 نصب شده روی برجک ظرفیت گلوله : آماده شلیک 32 گلوله ذخیره شده :18 گلوله نواخت گلوله توپ در دقیقه : 12 گلوله دردقیقه. مادون قرمز : دارد قابلیت شلیک در حرکت : دارد موتور : SACM V8X دیزلی با 1500 اسب بخار قدرت. حداکثر سرعت جاده ای :70 کیلومتر بر ساعت. حداکثر سرعت غیرجاده ای :50 کیلومتر بر ساعت. حداکثر برد عملیاتی :550الی 650 کیلومتر عمق شناوری پایاب : بالوله هواکش 4 متر - بدون لوله هواکش : 1 متر ........................................ منبع: ماهنامه جنگ افزار شماره 16 گرفته شده از وبلاگ مجله نيروي زميني
  2. مقدمه : هانس گودریان ( 1954- 1888 ) ، ملقب به هانس سریع ( Schneller Heinz ) یکی از مشهورترین ژنرال های ورماخت بشمار می آید که نامش در تاریخ نظامی عصر مدرن ، با استخوان بندی یگان های نیروی زمینی ( واحدهای زرهی ) به شکل عجیبی عجین شده تا جایی که یکی از جوان ترین ، مشهورترین و در عین حال از اخرین فرماندهان واحدهای پانزر در جنگ دوم جهانی ، ژنرال ژنرال اتو فون مانتوفیل روایت جالبی از فرمانده ارشدش ، دارد: """"" او گودریان بود ، در آغاز یکّه و تنها ، اما او بود که تانک و کاربردش را بعنوان یک سلاح ارزشمند رزمی به ارتش شناساند . این کار ، مطمئناً از ستاد کل ارتش برنمی آمد ، باید گفت ، نام و مُهر شخصیت وی به مفهوم واقعی کلمه بر بدنه این سلاح حک شده است و حقیقتاً ، این جنگ افزار ، موفقیت عملیاتی خود را به او مدیون است .""""" راست : اتو فون مانتوفل چپ : هانس گودریان شروع طوفان : در میانه جنگ دوم جهانی ، کمیسیون تولید تانک به سرپرستی ژنرال هانس گودریان به منظور پر کردن شکاف ایجاد شده حاصل از روند طولانی طراحی ، تولید انبوه و تحویل سوپرتانک 1944 ((پانتر )) به ارتش توصیه کرد تا بر روی آنچه که درآن زمان ، توپهای تهاجمی ( assault guns ) نامیده می شد متمرکز شده و طرح های موجود را به نمونه های ارتقاء یافته ، تبدیل کند. برای نیل به این هدف ، چیزی در حدود 120 دستگاه پانزر-3 از گونه F با مسلح شدن به یک قبضه توپ 75 م.م L/43 به سال 1942 وارد خدمت شد ، به همین دلیل برخی مورخان براین عقیده اند که ارتش در آن زمان ، تمایل بیشتری برای توسعه یک توپ تهاجمی در قالب خودروی ویژه پشتیبانی از پیاده نظام در مقایسه با یک زره کوب نشان می داد . زره کوب اشتوگ-3 سری جی راست : نمای روبرو چپ : بخش نگهداری مهمات با توجه به این مساله ،براساس یک قاعده نانوشته ، هر اندازه درازای لوله توپ بیشتر می بود ، تاثیر کاربرد مهمات شدید الانفجار کاهش می یافت ولی از دید افسران واحدهای پیاده ، این معامله به نسبت قابل قبول می آمد ، به همین دلیل گونه Sturmgeschütz IIIG پس از مسلح شدن به یک قبضه توپ 75 م.م L-48 بصورت غیر قابل باوری از سوی این واحدها مورد استقبال قرار گرفت . برد موثر توپ فوق الذکر ( PAK-43) به بیشتر از 7000 فوت می رسید که دراین فاصله قابلیت نفوذ به درون زرهی به ضخامت 100 م.م با شیب 30درجه را در اختیار کاربر می گذاشت . در واقع ، زره کوب اشتوگ-3 با نیم رخ بسیار کوتاه و بهبود ضخامت زره های بخش جلویی با اضافه شدن زره هایی به ضخامت 80 م.م و همچنین با قرار گرفتن در کلاس وزنی کمتر از 25 تن ، انقلابی اساسی را در واحدهای زرهی و پیاده ارتش آلمان در جنگ دوم ایجاد نمود . این طرح چنان برای ورماخت جذاب شد که بعدها با اضافه شدن یک قبضه توپ کالیبر 105 م.م به شاسی فوق الذکر ، یک توپ خودکششی ابداع گردید که بنا بر برخی ملاحضات ، به هر گردان سه قبضه این توپها تعلق گرفت تا پوشش آتش کافی برای پشتیبانی از پیاده نظام فراهم گردد . اشتوگ-3 جی . ایتالیا - 1943 بدین سان ، فرزند ناتنی واحدهای زرهی ارتش ، اکنون درست در پیشانی یگانهای رزمی قرار گرفته بود و تا ماه مه 1941 ، نزدیک به 19 گردان مستقل از این توپهای تهاجمی (زره کوب) تشکیل شد . دوسال بعد ، یعنی در سال 1943 این تعداد به دو برابر یعنی حدود 38 گردان مستقل رسید و برای پشتیبانی از عملیات پیاده نظام در قالب یگانهای کوچک بطور مداوم جابه جا میشد . اهمیت این جنگ افزار به نسبت انقلابی در میان واحدهای نیروی زمینی چنان افزایش یافت که پس از کسب تجارت ذیقیمت در نبردهای گسترده ، افسران پیاده نظام برای انهدام توان زرهی دشمن و همچنین اجرای ضد حملات ، به شکل خاص بر روی این واحدها حساب جداگانه ای باز می کردند . از سویی دیگر ، توپهای تهاجمی جدید ، در مقایسه با تانکهای متعارف ، از هزینه طراحی وتولید کمتری برخوردار بودند ، چرا که مکانیزم پیچیده وگران قیمت برجک گردان در آنها وجود نداشت ، تولید انبوه آن به نسبت ساده تر بود واین برای صنایع زمان جنگ آلمان که نیروی انسانی با مهارت کمتر شامل کارگران خارجی ، اسرای جنگی را در برمی گرفت ، یک گزینه جذاب بشمارمی رفت . پانزر-4 علیرغم معرفی طرح های گوناگون و متنوع زرهی ، اسب کاری و استخوان بندی واحدهای زرهی ورماخت تا پایان جنگ دوم جهانی بشمار می رفت همزمان با افزایش جذابیت توپهای تهاجمی برای ارتش ، روند تولید تانک بتدریج دچار رکود میشد . بعنوان مثال ، از رده خارج بودن تانکهای پانزر-3 آنقدر واضح شده بود که خط تولید آن بعنوان یک خودروی رزمی سرعت به تکمیل یک شاسی برای نصب توپ تبدیل گردید . از سویی دیگر ، در اکتبر سال 1942 تولید پانزر-4 به 100 دستگاه در ماه کاهش پیدا کرد به همین دلیل در همان زمان ، ستاد کل ارتش پیشنهاد داد تا برنامه تولید انبوه پانزر-4 بعنون اسب کاری واحدهای زرهی متوقف و در عوض همه منابع برای تولید سریعتر پانترها و تایگر ها متمرکز گردد . اما در کمال تعجب ، شرکتهای قدیمی تری نظیر پورشه و پیمانکاران فرعی تولید تانک از همان ابتدای امر با این تصمیم به مشکل برخوردند . دلیل این امر را نیز می توان به محافظه کاری بیش از حد صنعت خودروسازی آلمان مرتبط نمود . موقعیت قرارگیری مهمات پانزر-3 سری اف از طرفی دیگر ، طراحان غیر نظامی خودروهای زرهی سنگین ،به شکل نامتناسبی ، شیفته یافتن راه حل برای چالشهای مربوط به مدلهای جدید ارتش نظیر تایگر و پانتر شده بودند و از دید آنها ، حل مشکلات فنی این سخت افزارها می بایست به گونه ای جلو می رفت که حتی در شرایط سخت نیز امکان تعمیرات صحرایی برای ارتش فراهم گردد . راست : نمای گرافیکی تانک پانزر3 سری اف چپ : پانزر3 سری اف .. جمعی هنگ پانزدهم زرهی ، لشکر 11 پانزر .. روسیه با توجه به این پیچیدگی بیش از حد روند طراحی و تولید تانک درآلمان ، تا سال 1942 یک هم افزایی با رویه منفی میان دوصنعت هم خانواده تولید خودرو و تانک ایجاد گردید و هر کدام ازاین دو در تلاش بود تا به شیوه مخصوص به خود که تصویرگر پیشگام بودن را در اختیار مشتری قرار میداد ، فرآیند تولید را به پیش ببرد . درواقع ، پیش از جریانات فوق الذکر ، دخالت سرفرماندهی ارتش در روند اعلام نیازمندی و طراحی خودروهای زرهی بسیار محدود بود و بیشتر بصورت یکسری توصیه ها و پیشنهادات عمدتا" منطق صورت می پذیرفت . بعنوان مثال ، براساس درخواست شخص هیتلر ، یکی از شرکتهای پیمانکاری موفق شد تا از ترکیب شاسی تانک پانزر-3 با توپ L-71 کالیبر 88 م.م که عمدتا" برای تانک تایگر توسعه یافته بود ، توپ خودکشی هامل را به نیروی زمینی تحویل دهد . راست : فوریه 1943 ... نمونه پروتوتایپ توپ خودکششی هامل در جریان یک بازدید به هیتلر نشان داده می شود . نمونه های اولیه این توپ به فشار شکن دهانه مجهز بودند ولی در نمونه های بعدی تصمیم گرفته شده تا این قطعه حذف گردد . در این زمینه ، گرچه شاسی مورد استفاده ، به گونه ای بود که آسیب پذیری قابل توجهی را در برابر آتش تانکهای پیاده نظام یا توپهای تهاجمی دشمن نشان میداد ، اما توپ قدرتمند و دوربرد 88 م.م با سرعت دهانه بالا پتانسیل بالایی به اندازه 50 درصد سازمان رزمی یک گردان ضد زره را به کاربر ارائه می داد و با تصویب تولید حداقل 500 دستگاه از این توپ ، قدرت تهاجمی و تدافعی ورماخت تا حد قابل قبولی افزایش پیدا می نمود . توپ تهاجمی فردیناند که بعدها با لقب "فیل" ( الفانت ) وارد خدمت شد ، در واقع پاسخی ناخواسته / خواسته به بدنه و سامانه رانشی پورشه به منظور تولید یک زره کوب سنگین مسلح به توپ 88 م.م بود و بدلیل شرایط جنگ ، بسرعت نزدیک به 90 دستگاه ازاین زره کوب تولید و در بهار سال 1943 در یک هنگ مستقل زرهی سازماندهی شدند . این خودروی زرهی ، بدون برجگ گردان ، در بهترین حالت ، یک تانک تایگر ناقص بشمارمی رفت که همان مشکلات فنی و بدون هیچ مزیت قابل توجه را ارائه میداد ، ضمن اینکه با وزنی در حدود 65 تن ، بلحاظ ابعاد تفاوتی با تایگر نداشت . علاوه براین ، حذف غیرضروری تیربار که برای دفاع از خود درمیدان نبرد بسیار اهمیت داشت ، موجب گردید که روسها در جبهه شرقی ، با هرنوع سلاح ضد زرهی که درسازمان رزمی آنها وجود داشت ( بخصوص در عملیات کورسک ) به تهدید قابل توجهی برای این هیولاهای فلزی تبدیل شوند . راست : نمای گرافیکی زره کوب 65 تنی ورماخت چپ : نمای درونی موقعیت قرار گیری مهمات زره کوب فردیناند اگرچه براساس تحلیل فوق الذکر ، این سخت افزارهای زرهی بیلان قابل توجهی را از خود برجای نگذاشتند ، اما ترکیب توپ88 م.م و شاسی تانک های متعارف ، تنها پیش مقدمه ای برای معرفی طرح های آینده بشمارمی رفت . ،به همین دلیل ، وی در ژوئن 1942 ، به فردیناند پورشه اجازه داد تا طراحی یک تانک فوق سنگین را کلید بزند که در نهایت با شناسه کنایه آمیز موش ( Mouse) در تاریخ خودروهای زرهی شناخته می شود . ماوس . فیل سفید هیتلر در جنگ ، گرچه روی کاغذ به تقریب رقیبی نداشت ، اما بدلایل مختلف ، سرنوشت محتومی در انتظارش بود !! موقعیت نگهداری مهمات مورد استفاده در پانزر-8 ماوس بر اساس اطلاعات موجود ، زره بخش جلویی این ابرتانک ، به 10 اینچ ( 25 سانتی متر ) می رسید و در حالی به یک توپ 6 اینچی (150 م.م ) مسلح شده بود که وزن هرپرتابه آن به 150 پاوند می رسید و در طرح نهایی ، وزن عملیاتی آن 188 تن ثبت شده بود که می بایست با سرعت جاده ای 12.5 مایل در ساعت وارد صحنه رزمی شود .صرف نظر از هزینه و پیچیدگی های طراحی ، تکمیل دو نمونه نخست این ابرتانک بیشتر از یکسال بطول انجامید . با این حال ، در عدم تاثیر رزمی این ابرتانک آلمانی بعنوان یک جنگ افزار زرهی بر روی روند جنگ و همچنین اتلاف منابع مادی و مهارت مهندسی اختصاص داده شده به این پروژه به تقریب هیچ شکی وجود ندارد ، با این وجود ، ابرتانک ماوس ، نشانه ای فراموش ناشدنی از نیروی زرهی ورماخت در جنگ دوم جهانی بشمار میرفت . بدین معنی که صرف نظر از حمایت مستقیم هیتلر ، ماوس درواقع نشان دهنده مسابقه ای میان برتری فنی و نیازهای رزمی میدان نبرد بشمار می رفت . پانزر4-سری اچ روسیه .. زمستان سال 1943 مضاف براین ، افزایش اندازه تانک بصورت خودکار ، تاثیر قابل توجی را بر روی میزان تحرک و قابلیت اطمینان رزمی این خودرو برجای گذاشت که این خود نیز بخوبی نشاندهنده فلسفه طراحی خودروهای زرهی و سلاح در آن زمان بود . اما با ورود جنگ به سال 1943 و سخت تر شدن شرایط نبرد در جبهه شرقی ، تکنیسن های آلمانی با تغییر رویکرد از حوزه مهندسی به علم مواد درصدد بودند تا راه حل مناسبی را برای غلبه بر مشکلات کاربرد واحدهای زرهی در جنگ پیدا نمایند . با تمامی این تفاسیر ، داستان طراحی وتولید ماوس ، در زمان خود ، روندی طولانی و نفس گیر محسوب میشد که در آن ترکیبی از تنش های میان نهادی ، پیچیدگی های فنی مربوط به ایجاد خط تولید و درنهایت کاهش توان رزمی ورماخت باعث گردید تا برخی کارشناسان (نظامیان ) نزدیک به سرفرماندهی عالی ارتش خواستار تعیین یک داور ( نظیر هانس گودریان ) برای رفع مشکلات پیش آمده شدند . در این خصوص ، گودریان ، ماوقع یک ملاقات خصوصی با هیتلر در 20 فوریه 1943 با محوریت برطرف کردن سوء تفاهامات متعدد در این خصوص را شرح می دهد که با تعیین یکسری شروط ، موجبات وسوسه سرفرماندهی عالی ارتش را فراهم نمود . براساس انچه که در تاریخ نظامی ورماخت به ثبت رسیده ، پی نوشت : 1- ادامه دارد ................. 2- برای اینکه بدونید چرا ورماخت در طول جنگ دوم جهانی علیرغم ارائه طرح های فوق العاده زرهی ، همیشه دچار مشکل بود ، این تاپیک را دنبال کنید ................. 2- استفاده از مطالب برگردان شده به پارسی در انجمن میلیتاری ، براساس قاعده " رعایت اخلاق علمی " منوط به ذکر دقیق منبع است . امیدواریم مدعیان رعایت اخلاق ( بخصوص رسانه های مدعی ارزشمداری ) بدون احساس شرمندگی از رفرنس قرار گرفتن بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران ، از مطالب استفاده نمایند . برگردان به پارسی ، اختصاصی برای بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران ( MILITARY.IR) مترجم : MR9
  3. تانک لئوپارد اولین بار در سال 1963توسط شرکت کراوس مافی آلمان غربی طراحی وتولید گردید بیش از 6000 دستگاه از این تانک که به لئوپارد1 معروف شد،به بسیاری از کشورهای عضو ناتو همچون بلژیک، دانمارک،یونان،ایتالیا،کانادا،هلند،نروژ،ترکیه،واسترالیا صادر گردید که از بعضی از این کشورها هنوز در حال خدمت می باشد.تانک لئوپارد1 به یک تانک بسیار موفق دردهه 60و70میلادی تبدیل شد.جنگ افزارهای تانک لئوپارد1را یک توپ 105 میلیمتری ودو قبضه مسلسل MG-3کالیبر 7.62ملیمتری تشکیل می داد که یکی موازی با توپ ودیگری روی برجک نصب شده بود.یکی از دلایل اصلی پرطرفدار بودن این تانک توانایی آن در درگیری با آتش موثر حین حرکت بود.در اوخر دهه 1970،در آلمان غربی فعالیت های فشرده ای برای تولید یک تولید یک تانک رزمی جدید آغازشد.هدف از طراحی و تولید این تانک جدید تقویت ارتش آلمان غربی درمقابل ارتش آلمان شرقی ودیگر کشورهای عضو پیمان ورشو بود که به تانک های پشرفته روسی همچون سـری تانک های T-64 و T-72 مجهز شده بودنـد.این تانک به سفارش وزارت دفاع آلـمان غـربی وتوسط کارخانجات کراوس مافی وگمان(Krauss-Maffei Wegmann)(KMW) طراحی و تولید گردید وبه لئوپارد2 معروف شد.تولید تانک لئوپارد 2 از سال 1979 میلادی آغاز شد.تانک لئوپارد2 از نظر خصوصیات ظاهری و مشخصات فیزیکی از تانک لئوپارد 1بزرگتراست و از لحاظ سیستم های ناوبری وکنترل آتش نیز تفاوت عمده ای با تانک لئوپارد1 دارد. بدنه تانک از سه بخش تشکیل شده است: 1-اتاقک راننده که در جلوی بدنه قراردارد، 2- بخش فرماندهی و کنترل که در وسط بدنه قرار دارد، 3-بخش موتور که در انتهای بدنه قرار دارد. اتاقک راننده به سه عدد پریسکوپ مجهز شده است و فضای سمت چپ راننده برای ذخیره سازی مهمات درنظر گرفته شده است.یک دوربین با زاویه دید 65 درجه افقی وعمودی درپشت تانک نصب شده که به کمک یک صفحه نمایشگر تلویزیونی به راننده کمک می کند تابتواند در جهت عکس نیز حرکت کند.به کمک این سیستمها راننده میتواند بدون کاستن از سرعت تانک ویا تعویض دنده سریعاٌ تغییر مسیر بدهدودر زمینهای ناهموار سرعت خود را حفظ کند.برجک در وسط تانک قرار گرفته است.طبق اصلاحات وبرنامه های بهینه سازی انجام گرفته برروی تانک،نسل سوم زره های کامپوزیتی(زره مرکب)بر روی تانک نصب شده وزره قسمت جلویی و جانبی برجک به کمک تکه هایی از زره پیش ساخته تقویت شده است که این تکه هابرروی زره اصلی نصب شده اند.تقویت زره تانک موجب حفاظت بیشتر در مقابل در مقابل حملات راکتهای ضد تانک وگلوله های ثاقب APFSDS و گلوله های HEATبا خرج شکلدار، گردیده است.همچنین این تکه ها مثل یک عایق صوتی وحرارتی برای تانک ایفای نقش میکنند. جایگاه فرمانده تانک مجهز به یک پریسکوپ مستقل PERI-R 17 A2 میباشد.پریسکوپ PERI-R 17 A2یک پریسکوپ متعادل با میدان دید وسیع می باشد که مجهز به سیستم های پیشرفته ی دید درشب وتعیین هدف است.این پریسکوپ قابلیت گردش 360درجه ای دارد.یک نمایشگر ویژه تصویر ارسالی از پریسکوپ را نمایش می دهد. در صورت به خدمت گرفتن سیستم کنترل آنش می توان از این پریسکوپ برای شلیک نیز استفاده کرد.جایگاه توپچی به یک سیستم نشانه روی اولیه ومتعادل از نوع EMES 15 با قدرت بزرگنمایی دو برابر مجهز است. این سیستم نشانه روی به یک سیستم مسافت یاب لیزری ویک دوربین نشانه روی حرارتی از نوع آشکار ساز مادون قرمز مجهز است.ازسیستم مسافت یاب لیزری می توان درماموریت های ضد بالگرد نیز استفاده کرد. اتاقک خدمه به یک سیستم آشکار ساز انفجار و یک سیستم اطفا مجهز شده است .یک دیوار ضد آتش ، اتاقک را از بخش جدا می کند تادر صورت آتش سوزی ویا انفجار احتمالی بخش موتوربه خدمه تانک آسیبی وارد نشود. تانک به یک سیستم مکانیاب جهانی(GPS)و یک سیستم ناوبری خودکار تشکیل شده است.بعلت افزایش قطر زره برجک ،وزن برجک افزایش یافته است بنابر این سیستم الکترو هیدرولیکی گرداننده برجک با یک سیستم الکتریکی قویتر و مطمئن تر جایگزین شده است. سلاح اصلی تانک لئوپارد 2 یک توپ 120 میلیمتری لوله کوتاه وبدون خان بنام L-44است.مدل A6EXبه یک توپ 120 میلیمتری فاقد خان بنام L-55مجهز شده اند که طول لوله آن افزایش یافته است. افزایش طول لوله به توپ این قابلیت را داده است تا درصد بیشتری انرژی موجود در لوله را برای بالا بردن سرعت ونفوذوبردگلوله،صرف کند.این توپ مجهز به به سیستم فشنگ پران اتوماتیک می باشد.تانک M1A2 آمریکایی دقیقا از توپ تانـک لئـوپـارد 2 استـفاده میکند وایالت متحده این توپ 120 میلیمتری راتحت لیسانس آلـمان تولید می کند.این خود از توان بالای این صلاح حکایت میکند.این توپ تقریبا باتمامی مهماتهای فعلی 120 میلیمتری و مهمات جدید نفوذ کننده ی APFSDSسازگار میباشد.با افزایش قدرت آتش توپ اصلی،تانک قادر است تا با اهداف پروازی در ارتفاع پایین نیز درگیر شود.تانک برای هدف قرار دادن اهداف کوتاه پرواز از گلوله های ویژای استفاده می کند که ایالات متحده آنها را طراحی کرده و ساخته است. علاوه بر توپ اصلی تانک به دو قبضه مسلسل MG3کالیبر7.62 میلیمتری مجهز میباشد که یک مسلسل بصورت موازی با توپ و دیگری روی برجک تانک نصب شده است. موتو تانک یک موتو دیزلی بنام MTU MB 873 است که 1500 اسب توان تولید میکند. لازم به ذکر است که یک موتور دیزلی دیگر به نام MTU MT 883 نیز بر روی تانک آزمایش شده است که توانی معادل 1650اسب دارد.با کمک این موتورها تانک می توند بیشینه سرعتی معادل 72 کیلو متر بر ساعت دست پیدا کند. تا کنون بیش از 3200 دستگاه از این تولید شده که علاوه بر ارتش آلمان به کشورهایی همچون اتریش، دانمارک، هلند،نروژ،سوئیس و اسپانیا صادر گردیده است. تانک لئوپارد2 تنوع گسترده ای دارد.مدلهایA1تا A4 این تانک تفاوت اندکی باهم دارند ولی مدل های A5و A6EXبا دیگر مدلها متفاوتند.مدل A5 تانک زره قطورتری داردو زره بخش جلوی برجک و بخش جانبی تانک تقویت شده است.مدل A6EXکه جدید ترین وپیشرفته ترین مدل تانک می باشد به سیستم کنترل آتش وسیسمتم شلیک پیـشـرفته تری مجهز شـده اسـت.مدل A6EXهمچنین به یک موتور کمکی،یک سیستم حفاظتی ضد مین جدید و یک سیس تهویه مطبوع مجهز میباشد.پس اصلاحات انجام گرفته برروی تانک وورود مدلهای جدیدتر سفارشات بیشتری برای خریدویا ارتقای تانک به شرکت(KMW) آلمان ارائه گردید.ارتش فنلاند 124 دستگاه و ارتش لهستان128 دستگاه تانک لئوپارد 2 مدل A4را از آلمان تحویل گرفتند.درماه آگوست سال 2005 میلادی یونان نیز خواهان خرید 183 دسگاه تانک لئوپارد 2 مدل A4و150 دستگاه تانک لئوپارد 1مدل A5مازاد ارتش آلمان شد.ارتش آلمان نیز عملیات بهینه سازی 225 دستگاه لئوپارد 2مدل A5 خود رابرای ارتقا به مدل A6،به مقامات آلمان ارائه کرده است.اولین سری ازاین تانکها درماه فوریه سال2003 میلادی به ارتش هلند تحویل داده شد. ارتش اسپانیا نیز 219 دستگاه تانک لئوپارد2 مدل Eسفارش داده بودو قرار بود که 30دستگاه را تحویل گرفته ومابقی را تحت لیسانس آلمان درداخل اسپانیا تولید کند که اولین سری از این تانکها درماه ژوئن سال2004میلادی به ارتش اسپانیا تحویل داده شد.درماه مارس سال 2003 میلادی ارتش یونان 170 دستگاه تانک تانک لئوپارد 2 مدل HEL که نسخه ای از مدل A6EXرا سفارس داد که قرار است این تانکهارا به تدریج طی سالهای 2006 الی 2009میلادی تحویل بگیرد.گونه ی دیگر تانک لئوپارد 2مدل Sدر ماه مارس میباشد که دارای سیستم فرماندهی کنترل ویک زره غیر عامل جدید میباشد.120دستگاه تانک لئوپارد 2 مدل S در ماه مارس سال 2002 میلادی به ارتش سوئد تحویل داده شد که این تانک با نام STRV-122 در ارتش سوئد مشغول خدمت میباشد. تانک مدرنیزه شده ی لئوپارد 2 یکی از بهترین وپیشرفته ترین تانکهای جهان از لحاظ قدرت تحرک،قدرت آتش وسیستم دفاعی میباشد.با این حال وزن62 تنی این تانک،حمل و نقل ونگهداری آنرا مشکل کرده است.بزرگترین هنر طراحان و سازندگان تانک این نکته بوده که افزایش وزن تانک هیچ تاثیری بر قدرت تحرک ومانور پذیری تانک نگذاشته است. درسال 1998 میلادی مجله بسیار معروف MilitaryOrdnance تانک لئوپارد 2مـدل A5را بعنوان بهترین تانک رزمی جهان انتخاب نمود.لازم به ذکر است که تانک M1A2 ایالات متحده در رده دوم و تانک T-90روسها دررده هفتـم قرارگرفتند.قدرت تحرک بالا وقدرت آتش سهمگین به همراه زره قطور و مستحکم تانک لئوپاردیاد هیولاهای زرهی گذشته آلمانها همچون سری تانکهای TIGERرادر ذهن زنده می کند. مشخصات : خدمه: 4 نفر وزن: 62تن طول تانک: 7.7 متر عرض: 3.7 متر ارتفاع از سطح زمین: 3 متر جنگ افزارهای موجود روی تانک:یک توپ 120 ملیمیتری Rheinmetall 120 mm L55 smoothbore gun یک مسلسل 7.62 میلیمتری موازی با توپ + یک مسلسل با کالیبر 7.62 میلیمتری نصب شده روی برجک ظرفیت گلوله: توپ:آماده شلیک: 15 گلوله -------ذخیره شده: 27 گلوله----مسلسل :4750 فشنگ نواخت گلوله در دقیقه: 1200 گلوله در دقیقه مادون قرمز:دارد شلیک در حین حرکت: بله موتور: MTU MB 873 با 1500 اسب بخار قدرت حداکثر سرعت:72 کیلومتر بر ساعت جاده ای--45 کیلومتر برساعت غیر جاده ای حداکثر برد عملیاتی:500 کیلو متر با لوله هواکش:4 متر--بدون لوله هواکش 1 متر -------------------------------------------------------------------------------- منبع:ماهنامه جنگ افزار شماره 14 wardlove.blogfa.com
  4. شنيده بودم ايران قرارداد همكاري با روسيه براي ساخت تانك تي-90 بسته راست يا دروغ نميدونم اما بد نديدم كه در مورد مشخصاتش اطلاعاتي بدم اين تانك در سال 1990 به خدمت ارتش روسيه درومده اما مدل جديدتر اون به نام تي90 اس تازه وارد خدمت شده مشخصاتش به ان شرحه طول:9.53متر عرض :3.78 متر ارتفاع :2.225 متر وزن: 46.5تن حداكثر سرعت در جاده: 70 ك بر س حداكثر سرعت در صحرا و كوير : 45 ك بر س شعاع عملياتي: 550 كيلومتر مقدورات: 125-mm smoothbore gun - موشك 9K119M - سيستم رفلكس atgm - نارنجك انداز دودزاي apfsds ديگر مقدورات:2 000 x 7.62-mm, 300 x 12.7-mm cartridges خدمه:3 قدرت موتور : 840 اسب تي 90اس داراي يك موتور v-84ms است كه با روغن خنك ميشود اين موتور 12 سيلندر قادر است نيروي 18.06 اسب بر هر تن توليد كند كه براي اين تانك كمي ضعيف به نظر ميرسد اين تانك قابليت عبور از درياچه ها يا رودخانه هاي تا 5 متر عمق را دارد همانند اكثر تانكها اين تانك هم مجهز به سيستم پرتاب دودزا برا جمينگ ليزر دشمن است توپ اين تانك از نوع 125 م م 2a46m ميباشد از ويژگي اين تانك به سبكي و سرعت خوب ان ميتوان اشاره كرد كه با توجه به وزنش گزينه مناسبي براي يگانهاي ايربورن است
  5. سلام. امشب میخواهم عین متن دفترچه خاطرات اكبر رئیسی هم رزم داییما براتون تایپ كنم كه نوشته داییم چطور شهید شد. دایی من شهید بهمن صفی خانی افسر تانك چیفتن بودن و تاریخ شهادتشون را دقیقا هم رزمشون به یاد ندارن اما نوشتن كه 2 یا 3 روز قبل از آغاز عملیات آزاد سازی خرمشهر بود. محل شهادت یكی از خیابان های خرمشهر... دایی من به نقل از فامیل به صورت داوطلب به جبهه رفتن و همونجا آموزش دیدن و رانندگی با تانك را یاد گرفتن اما بعد از مدتی آموزش به عنوان افسر یك تانك چیفتن منصوب شدن. ایشون در نبردهای خودشون به همراه گروه همرزمش 12 تا تانك عراقی را در درگیری مستقیم نابود كردند و یك بار هم زنجیر تانك پاره شد و موتور اون آسیب دید ( به علت اصابت توپخانه ) كه مجبور شدند تانك را منفجر كنند تا دست عراقی ها نیفتد و پیاده باز گردند. خوب به نقل دفتر چه خاطرات می پردازم... امروز 17 اردیبهشت سال 1366 من در حیاط خانه مان نشسته ام و چون 3 روز پیش تصمیم گرفته بودم خاطراتم را بنویسم الان هم ادامه آن را اینجا خواهم نوشت. امروز درباره شهادت بهترین دوستام بهمن و علی و حمید میخوام بنویسم. یادم نیست دقیقا كی بود چون تو جنگ آدم تاریخ از دستش در میره اما دو سه روز قبل از آغاز عملیات آزادسازی خرمشهر بود. ما تو پادگان نشسته بودیم و كریمی ( یكی از سربازان داوطلب كه مكانیك بود ) خم شده بود تو زنجیر و چرخ خورشیدی تانك و هی داشت با لهجه فلاورجونیش میگفت : بابا علی باز كه به این زبون بسته فشار آوردی؟ مگه بهت نگفتم اینا قدیمی شدن... هواشونو داشته باش... الانم شانس آوردی وقتم خالیه اما اگه یك بار دیگه بهش فشار بیاری دیگه من درستش نمی كنم و مدام قر میزد و ما می خندیدیم و علی هم پس كلشا میخاروند ( عادت همیشگیش بود ) و میگفت : خوب تو میگی چیكار كنم؟ نوئه را دادن به جمال و منم این قرازه افتاد بهم خوب جنگه نیاز میشه گاز بدیم از شیب بریم بالا و ترمز شدید بكنیم دیگه !!! یهو بهمن داد زد : آره... یبارم كلمو كوفتی تو چشمی ( پریسكوپ افسر تانك ) نامرد خودت گفتی سمت چپا نگاه كن من داشتم میگشتم ببینم تو چیا میگی یهو همچین كوفتی رو ترمز با كله رفتم تو چشمی تا 3 روز چشام كبود بود. علی در حالی كه داشت میرفت تو تانك داد زد : حقت بود ! و همه ما كم مونده بود از خنده روده بر شیم. علی تانكا برد تو اتاقك تا با جرثقیل سقفی گلگیرشا واز كنن و چرخ خورشیدیشا درست كنن. من و حمید در حال خوردن كمپوت بودیم كه بهمن دوید و گفت : بچه ها ماموریت داریم. سپاهی ها بیرون شهر درخواست كمك كردن و گفتن تانك های عراقی از شهر خارج شدن و میخوان به بچه های سپاه كه جاده های سمت شرق خرمشهرا بستن تك بزنن. سپاهم چند تا تی هاشا فرستاده قراره فردا هم لشگر ( اگر اشتباه نكنم ) 3 زرهی سپاه از اهواز بیاد منطقه...قراره حسابی داغ شه. فكر كنم عملیات در پیش باشه. این چند وقته خیلیا را آوردن جلو. علی كه پشت بهمن اومده بود گفت حالا تا عملیات شه... من كه گشنمه و با همون دستای روغنیش كمپوتشا برداشت و رفت. بهمن داد زد : كجا اخوی ؟ ما باید الان بریم... مگه نشنیدی؟ بچه های سپاه كمك خواستن. فرمانده گفته ما باید بریم. تاكیدم كرده اگر لازم شد از گلوله های دور قرمز استفاده كنیم ( گلوله های انفجاری كه زره تانك ها را میشكافت... آخه فرمانده تو بعضی عملیاتا استفاده از اونارا ممنوع میكرد میگفت زیاد نداریم ازشون استفاده نكنین بذارین برای مواقع اضطراری) علی گفت : بابا تانك خالیه اذیت نكن من تازه از تعمیرش خلاص شدم بذار حداقل تا بچه ها تانكا پر می كنن من برم كمپوتما بلمبونما بیام. و رفت دم منبع تا دستاشا بشوره و در همین حین با دستور فرمانده سربازا شروع كرده بودن به گذاشتن توپ ها توی تانك و كریمی هم یك شیلنگ از بشكه گازوئیل كشیده بود تو باك تانك و تلمبه دستی سر بشكه میچرخوند تا شیكم اون گنده بكا سیر كنه. نیم ساعت بعد دومین بشكه كم كم داشت خالی میشد كه باك پر شد. من و علی و بهمن و حمید لباسامونا عوض كرده بودیم و آماده شده بودیم.صادق اومد طلق پلاستیكی شفاف نقشه منطقه را داد به بهمن و رفت و در حین رفتن گفت : موفق باشی ! علی رفت سوار شد پشت سرش اول من و بعد بهمن از دریچه راست و حمیدم از دریچه چپ اومدن داخل و من نشستم رو صندلی افسر چشمیا دادم بالا رفتم یك پله پایین تر رو صندلی خودم نشستم. علیا جلوی خودم دیدم به حالت نیمه خوابیده روصندلی راننده نشسته یا بهتر بگم خوابیده بود چون اصلا صندلیش این شكلیه. حمید نشست سمت چپم سر جاش و بهمنم بالای من پشت سرم رو صندلی خودش نشست. سوئیچارا وصل كردم و علیم استارت زد. بهمن گفت همه چی درسته؟ منم كنترلی كردم و گفتم خودت درستی . دسته های هدف گیریا محكم تو دستم گرفتم و یكم به چپ و یكم به راست رو سوئیچ دور تند چرخوندم و بعد هم زاویه را بالا پایین كردم و پریسكوپم نگاه كردم و گفتم همه چی درسته درسته. علیم گفت : آره درسته...فقط دارم از بو گند گازوئیل خفه میشم... یكم راه بیفتیم خوب میشه بعد از تائید علی و حمید بود كه بهمن گفت علی راه بیفت این بار باید بری طرف غرب... تو جاده اصلیم ننداز عراقیا دارن پیاپی با توپ خونه اونجارا میكوبن...علی دریچه را واز كرد و صندلیشت برد بالاتر تا مستقیم ببینه و راه افتادیم. یادمه صدای كریمیا شنیدم كه داد میزد علی اگه دوباره خرابش كنی كلتا میكنم ! بیچاره نمی دونست این تانك برگشتی تو كارش نیست. من به زور خندما كنترل كردم و از پادگان زده بودیم بیرون كه صدای پشت بیسیم تو گوشمون پیچید : بچه ها موفق باشین نیم ساعت دیگه جمالم آماده حركت میشه. دشمن اعلام شده بیش از 40 تا تانك با پشتیبانی سربازا از شهر اومدن بیرون جایی كه شما اعزام میشین 2 تا تی سپاه هم كمكتون میكنن اونجا احتمالا 4 یا 5 تا تانكا میبینین...ما بقی حرفا یادم نیست... تو اون لحظه خیلی دلشوره داشتم همش همینطوری بودم... قبل از عملیات خندون...تا شروع میشد دلشوره میگرفتم. 10 دقیقه بود تو پستی و بلندی صدای جیلینگ جیلینگ زنجیر تانك تو گوشم پیچیده بود كه بهمن داد زد : جلومون 2 تا تی هستن فاصله 7 كیلومتر. یكیشون آسیب دیده و .... اه ه ه ه ... علی نگرش دار تكون نخوره..... تانك وایساد .... آهان...( یك دفعه صدای بهمن كلفت شد... فهمیدم پشت بیسیمه همش پشت بیسیم كلفت حرف میزد. ) اینجا زره كوب 4 من تی های سپاه را میبینم. یكیشووون.... انگاااار... ( كلما خم كردم نگاش كردم دیدم چشاشا كرده تو چشمی و زبونشا در آورده لب پایینیشا میلیسه ...هر وقت تمركز میكرد رو یه چیزی این كارا میكرد ) آسیب دیده. چیز بیشتری مشخص نیست. ما وارد منطقه میشیم. موج تماس عمومی. تمام. دوباره راه افتادیم و تو حركت بودیم كه بهمن گفت : بچه ها از اینجاش داغه. همه داخل. تانك حالت جنگی. اكبر آماده باش. حمید توپا رو ریل پر كن قرار بده. علی صندلیشا داد پایین و دریچه را بست دریچه های بالایی را هم بستیم و داخل تانك تاریك تاریك شد فقط نور دریچه ها پریسكوپا یك ذره داخلا روشن میكرد كه بهمن چراغا را روشن كرد و همه جا آبی شد. ( چراغای داخل تانك همه شون آبی بودن ) من پریسكوپا آوردم جلو چشام و دسته ها را گرفتم و گفتم حمید شیری یا روباه ؟ گفت شیر. منم دكمه را فشار دادم و ویژ ویژ كنان یك گلوله رفت تو توپ و پر شد. تكون گیرم روشن كردم و دیگه با بالا پایین شدن تانك زاویه توپ تغییر نمی كرد. چیفتن تنها تانكی بود كه این قابلیتا داشت. البته بعضی تی های عراقیم كه بچه ها میگرفتن این سیستما داشت. بهمن گفت : اكبر زاویه انتظار جلو رو به چپ. علی با سرعت بالاتری برو. من داشتم تو پریسكوپ میگشتم كه بعد از اینكه از پشت یك تپه بالا اومدیمدوباره تی ها را دیدیم. من گفتم : خدای من. یكیشون داغونه داره بر میگرده. 2 دقیقه بعد از چند متری كنارمون رد شد و مسیرشا به سمت عقب ادامه داد. در حالی كه داشت رد میشد تو پریسكوپ دیدم كه تیربارچیش مرده همونطور افتاده به كنار رو بدنه تانك و خونش یك طرف كله تانكا سرخ كرده. دلم یه حالی شده بود كه صدای بیسیم تو گوشی كلاه پیچید... اینجا یاسر 1 چیفتن ارتش تانك ما قابلیت نبردا از دست داده. فقط افسر و راننده زنده هستیم. یاسر 3 در منطقه نیاز به كمك شما داره. فكر كنم خدا شما را رسوند. سریع برید كمكش. ما با 4 تا تی 72 عراقی روبرو شدیم( رو موج عمومی بودیم ) دوباره در حالی كه پریسكوپا زوم كرده بودم نگاهی بهش انداختم دیدم سمت عقبش داغون شده و زرهش پاره شده. ادامه دارد
  6. به نام خدا تانک فوق پیشرفته K2 در جهان تانک های امروزی گاهی اوقات به تانک هایی بر می خوریم که به معنای واقعی کلمه پیشرفته اند. به طوریکه این پیشرفتگی آنها هم حالت نسبی و هم حالت مطلق دارد. تانک کی 2 ساخت کره جنوبی یکی از این تانک ها است. چرا که این تانک قدرتمند هم به نسبت تانک های همسایه شمالی خود دارای پیشرفتگی فوق العاده ای است و هم در مجموع از آخرین پیشرفت های تکنولوژی در ساختار خود استفاده می کند و تانکی پیشرفته و فوق مدرن به حساب می آید. کره جنوبی که در زمینه صنعت و تکنولوژی بسیار بسیار جلوتر از همسایه شمالی خود بوده و همچنین جزء کشورهای پیشگام و پیشرو در سطح جهانی نیز به شمار می رود ، تانک کی 2 را طراحی کرده است که از هر نظر از آخرین تکنولوژی های موجود استفاده می کند. ارتش کره جنوبی پس از جنگ کره توسط آمریکایی ها تقویت شد. به مرور تانک های ام 48 پاتن تحویل ارتش کره جنوبی گردید و این ارتش شروع به بازسازی خود و تقویت قوای زرهی خود در برابر همسایه شمالی خود و مقابله با خطر حمله مجدد همسایه شمالی خود کرد. از اوایل دهه 1980 نیز با افزایش قدرت زرهی جبهه شوروی و همچنین قدرتمند شدن هرچه بیشتر تانک های کشورهای مختلف ، ارتش کره جنوبی دست به طراحی و ساخت تانک جدیدی کرد تا بتواند موازنه قدرت خود را در برابر همسایه شمالی خود حفظ کند. به همین منظور تانک K1 طراحی گردید. این تانک در زمان خود تانک بسیار پیشرفته ای بود. این تانک از سال 1986 به تولید انبوه رسید و حدود 1000 دستگاه از آن ساخته و تحویل ارتش کره جنوبی گردید. در سال 1992 نیز با توجه به گسترش کالیبر توپها در کشورهای مختلف ، ارتش کره جنوبی دست به ساخت نمونه جدیدی از تانک K1 زد که از توپ 120 میلیمتری استفاده می کرد. تانک جدید ارتش کره جنوبی K1A1 نامگذاری شد و حدود 480 دستگاه از آن ساخته و تحویل ارتش کره جنوبی گردید. هم اکنون نیز ارتش کره جنوبی حدود 2500 دستگاه تانک در اختیار دارد که 900 دستگاه از آن را تانک های ام 48 پاتون ، که همگی به استاندارد A5K ارتقا یافته اند ، 1000 دستگاه تانک K1 و حدود 480 دستگاه آنرا تانک K1A1 تشکیل می دهد. به اعتقاد اکثر کارشناسان نظامی جهان توان زرهی کنونی ارتش کره جنوبی برای مقابله با توان زرهی همسایه شمالی خود که در حال حاضر تنها تهدید بالقوه این کشور به شمار می رود ، کاملا کافی است. تانک های K1 و همچنین K1A1 ارتش کره جنوبی دارای قابلیت های رزمی و تکنولوژیکی بسیار بالاتری نسبت به تانک های کره شمالی می باشند. حتی تانک های به روز شده ام 48 پاتون نیز از خیلی جهات برتر از تانک های قدیمی به روز شده ساخت شوروی می باشند که در اختیار کره شمالی قرار دارد. تانک های ارتش کره شمالی عمدتا شامل تانک های تی 55 ، تایپ 59 و تی 62 می باشد. اما کره جنوبی به چند دلیل مایل بود تانک جدیدی را طراحی کند. اول اینکه تانک های K1 و K1A1 هر چند تانک هایی بودند که در زمان خود بسیار پیشرفته بودند (تانک K1A1 هنوز هم جزء تانک های مطرح جهان به شمار می رود) اما هر دوی این تانک ها با استفاده از تکنولوژی وارداتی کشورهای غربی مثل آمریکا و آلمان ساخته شده بودند. حتی در طراحی این تانک ها نیز تا بخش زیادی از آنها به وسیله همکاری فنی و اطلاعاتی آمریکا صورت گرفته بود. شباهت فوق العاده این تانک ها با آبرامز خود موید این مطلب است. این مورد برای کشوری با سطح تکنولوژیکی بالا مثل کره جنوبی چندان جالب به نظر نمی رسید. از این رو کره ای ها تانک جدیدی را طراحی کردند که بخش عمده ای از آن از تکنولوژی بومی استفاده می کرد. دلیل دوم نوسازی ناوگان زرهی این کشور بود. تانک های ام 48 این کشور علی رغم بهینه سازی و آپگرید شدن بسیار خوب خود ، دارای عمری حدود 40 الی 50 سال بودند که می بایست کنار گذاشته می شدند. حتی تانک های K1 نیز علیرغم برتری بودن بر تانک های کره شمالی می بایست از خدمت کنار گذاشته شوند. دلیل دیگر افزایش سهم کره جنوبی در صادرات تسلیحات مدرن به کشورهای دیگر است. از این رو در سال 1995 کار طراحی و تولید تانک جدید کره جنوبی آغاز گردید. پروژه تولید این تانک با نام XK2 شناخته می شد. در روز جمعه 2 مارس 2007 برای اولین بار از این تانک در شهر سئول پرده برداری شد. طراحی این تانک 12 سال به طول انجامید و تنها 230 میلیون دلار هزینه صرف تحقیقات و طراحی اولیه این تانک گردید. کارخانجات متعددی مثل هیوندای ، کیا ، سامسونگ ، دوو و کارخانجات فولاد ملی کره جنوبی در طراحی و ساخت این تانک همکاری کردند و این تانک از هر نظر با استفاده از تکنولوژی و فن آوری بومی کره جنوبی ساخته شده است. همه این شرکت ها زیرمجموعه هایی بودند که هر یک بخشی از طراحی و تولید این تانک را بر عهده داشتند. پیمانکار اصلی این پروژه شرکت ROTEM بود و همه زیر مجموعه ها تحت رهبری این شرکت فعالیت میکردند. کی 2 تنها یک تانک ساده نیست. بلکه یک تانک تمام دیجیتال برای نبردهای دیجیتال آینده است که میدان نبرد را مدیریت می کنند. هنوز هم شرکت ROTEM در حال گسترش و بهبود برخی زیر مجموعه ها و سیستم های فرعی این تانک است. تانک M48A5K بهینه سازی تانک های M48 پاتن که قرار است با ورود کی 2 از سرویس این کشور کنار گذاشته شوند. تانک K1/88 تانک K1A1 تسلیحات و مهمات در مراحل طراحی این تانک دو برجک برای این تانک طراحی گردید. یک برجک بدون سرنشین بود که هیچ پرسنلی در آن قرار نمی گرفت که البته طرح این برجک در همان مرحله طراحی به دلیل مشکلات فنی بسیار کنسل شد. دیگری یک برجک دو سرنشینه بود که البته این برجک برای تانک جدید در نظر گرفته شد. برجک این تانک به وسیله نیروی الکتریکی گردش می کند و دارای سرعت گردش بالاتری نسبت به تانک های همرده خود می باشد. در ابتدا یک توپ 140 میلیمتری ساخت راین متال برای این تانک در نظر گرفته شده بود که البته در ادامه همان توپ 120 میلیمتری برای تولید انبوه مناسب دیده شد. البته این تانک این قابلیت را دارد که با اندکی تغییرات از توپ 140 میلیمتری هم استفاده کند. به عبارتی طراحان این تانک به این نکته توجه کرده اند که شاید در آینده نیاز به استفاده از یک توپ سنگین تر و قویتر در تانک خود باشد و به همین دلیل برجک تانک را به گونه ای طراحی کردند که می توان با اندکی تغییر یک توپ 140 میلیمتری را بر روی آن نصب کرد. در هر صورت یک توپ 120 میلیمتری ال 55 (با طول 6600 میلیمتر) بدون خان به عنوان توپ اصلی این تانک در نظر گرفته شد. این توپ آلمانی هم اینک در کارخانجات کیا کره جنوبی تحت لیسانس آلمان در حال ساخت می باشد. این توپ دارای سرعت دهانه بیشتری نسبت به توپ ال 44 که بر روی تانک K1A1 نصب شده است ، می باشد. البته تانک می تواند از توپ ال 44 نیز استفاده کند و به سادگی می توان برای ماموریت های سبکتر از توپ ال 44 (با طول 5280 میلیمتر) استفاده کرد. زمانی که در سال 2003 برای اولین بار ویدئویی توسط تلویزیون دولتی کره جنوبی از مراحل طراحی این تانک پخش شد ، خیلی ها اشتباها تصور می کردند که این تانک از توپ 52 کالیبر (با طول 6240 میلیمتر) مشابه توپ لکلرک استفاده می کند. اما پس از رونمایی نخستین سه نمونه ساخته این تانک مشخص شد که این تانک از توپ ال 55 راینمتال استفاده می کند. این توپ 120 میلیمتری به یک اتولودر فوق العاده پیشرفته و پر سرعت از نوع زنجیری مجهز شده است. این اتولودر مشابه همه اتولودرهای زنجیری تانک های غربی در قسمت پشت برجک قرار می گیرد. شرکت جیات فرانسه نیز اعلام کرد که اتولودر این تانک با استفاده از طرح اتولودر تانک لکلرک طراحی شده است. اما به هر حال خود این اتولودرها و قطعات آنها در این دو تانک قابل تعویض نیستند. اتولودر کی 2 قادر است که توپ این تانک را در هر زاویه ای لود کند. نه مثل تانک های شرقی که می بایست توپ برای لود شدن در زاویه 0 درجه قرار گیرد. این تانک در مجموع 40 گلوله 120 میلیمتری برای توپ اصلی خود حمل می کند که یک گلوله در داخل توپ و 16 گلوله در اتولودر و مابقی 23 گلوله نیز در محفظه حفاظت شده ای در قسمت جلوی شاسی تانک نگهداری می شود. توپ اصلی تانک به وسیله این اتولودر پیشرفته دارای ریتم آتش 15 گلوله در دقیقه است و می تواند هر 4 ثانیه یک گلوله شلیک کند. برای مقایسه بد نیست بدانید لکلرک دارای ریتم آتش 12 گلوله در دقیقه و تی 90 دارای ریتم آتش 6 الی 8 گلوله در دقیقه می باشد. کی 2 می تواند از همه مهمات 120 میلیمتری استاندارد ناتو استفاده کند. به جز این مهمات ، یک مهمات جدید با نام KSTAM و یا همان (Korean Smart Top-Attack Munition) نیز برای این تانک طراحی شده است. این مهمات تاپ اتک است و قابلیت حمله از بالا به تانک های دشمن را دارا می باشد. این مهمات از توپ اصلی به صورت مستقیم شلیک می شود اما در نهایت همانند خمپاره و آتش توپخانه به صورت منحنی و بالستیک بر روی هدف فرود می آید. این مهمات را نباید با موشک های ضد تانک مثل جاولین اشتباه کرد. این مهمات فاقد هرگونه موتور و یا پیشران راکتی است. شارژ پروپلنت که در لحظه انفجار و پرتاب در لوله توپ قرار می گیرد ، نیروی لازم برای طی مسیر این گلوله را فراهم می کند. برد این گلوله بین 2 تا 8 کیلومتر است. این مهمات خود دارای یک رادار فعال کوچک موج میلیمتری و یک سنسور اینفرارد است که به صورتی کاملا مقاوم طراحی شده است و همانند موشک هایی مثل هلفایر می تواند از موانع نیز عبور کند و اهداف سنگر گرفته در پشت موانع را نیز هدف قرار دهد. پس از شلیک گلوله ، چهار فین استابلایزر در پشت مهمات باز می شوند و کار هدایت و استابلایز کردن گلوله را تا نزدیکی هدف بر عهده می گیرند. زمانی که گلوله به بالای هدف رسید به وسیله چتر مخصوص خود با سرعتی کم بر روی هدف فرود می آید و در موقعیتی مناسب اقدام به انهدام هدف خود می کند. همچنین این مهمات قابلیت فایر اند فورگت را دارند و به صورت کاملا مستقل و مجزا از تانک ، هدف خود را نابود کنند. البته می توان این گلوله ها را به صورت نیمه خودکار توسط تانک نیز هدایت کرد. تسلیحات دوم تانک کی 2 نیز شامل یک تیربار کالیبر 7.62x51 میلیمتر می باشد که به صورت کواکسیال با توپ اصلی قرار می گیرد. این تیربار مجموعا با 12000 گلوله بارگذاری می شود. یک تیربار کالیبر 12.7x99 میلیمتر از نوع K6 نیز بر روی برجک بالای سر فرمانده تانک قرار میگیرد. این تیربار با 3200 گلوله بارگذاری می شود. این تیربار کالیبر 12.7 را می توان هم از داخل تانک به صورت ریموت کنترل و هم از خارج تانک استفاده کرد. این تیربار همچنین قابلیت تشخیص دوست و دشمن را نیز دارا می باشد. همانطورکه می بینید ظرفیت حمل مهمات تیربار این تانک نیز فوق العاده است. برای مقایسه بد نیست بدانید آبرامز مجموعا 4500 گلوله 7.62 میلیمتری و 1000 گلوله 12.7 میلیمتری با خود حمل می کند. تانک های شرقی نیز به طور متوسط 2000 گلوله 7.62 میلیمتری و 500 گلوله 12.7 میلیمتری با خود حمل می کنند. که در مقایسه با تانک های هم رده خود کی 2 دارای برتری فوق العاده ای است و تقریبا بیش از سه برابر تانک های غربی و بیش از چهار برابر تانک های شرقی مهمات تیربار با خود حمل می کند. توپ ال 55 کی 2 در حال شلیک توپ موتور و پیشران این تانک از یک موتور دیزلی با قدرت 1500 اسب بخار استفاده می کند. موتور اصلی این تانک که قرار است در تولید انبوه این تانک از آن استفاده شود یک موتور دیزلی طراحی کره جنوبی است. اما از آنجایی که در تاریخ رونمایی از تانک در سال 2007 هنوز طراحی موتور این تانک تکمیل نشده بود ، به طور موقت از یک موتور دیزلی ساخت MTU آلمان استفاده شد. موتور اصلی این تانک مشترکا توسط کارخانجات دوسان و STX کره جنوبی طراحی شده است. این موتور از نظر اندازه و جثه دارای کوچکترین اندازه در بین موتورهای با قدرت 1500 اسب بخار می باشد. به جز موتور اصلی ، یک واحد قدرت کوچک برای تانک در نظر گرفته شده است که شامل یک موتور توربینی کوچک با قدرت 100 اسب بخار است. زمانی که قرار است از تانک در نقش های ثابت و بدون تحرک استفاده شود ، موتور اصلی 1500 اسب بخار خاموش می شود و این موتور کوچک روشن می شود برق لازم برای تحرک برجک و سایر سیستم های الکتریکی را فراهم می کند. این کار سبب کاهش مصرف سوخت و همچنین کاهش سر و صدای ناشی از فعالیت موتور اصلی تانک می شود. کی 2 به وسیله این موتور پرقدرت و پرتوان خود قادر است در جاده های هموار و صاف تا 70 کیلومتر بر ساعت سرعت بگیرد و در جاده های ناهموار نیز با سرعت 50 کیلومتر بر ساعت طی طریق کند. همچنین این تانک ظرف مدت تنها 7 ثانیه می تواند از سرعت 0 به سرعت 32 کیلومتر بر ساعت برسد که در نوع خود بسیار عالی است. وزن این تانک نیز 55 تن می باشد و نسبت قدرت موتور به وزن تانک نیز معادل 27 است که رقمی بسیار عالی و نشانگر تحرک فوق العاده بالای این تانک است. یک سیستم اسنورکل یا همان عمق روی مدرن برای این تانک در نظر گرفته شده است که به وسیله آن می توان در رودخانه های با عمق 4.1 متر عبور کرد. این تانک بلافاصله پس از خروج از آب آماده نبرد است. این تانک مجهز به سیستم تعلیق نیمه فعال از نوع هیدرو پنوماتیک است. این تانک قادر است به جلو زانو زده و یا به عقب خم شود. می تواند ارتفاع خود را در هر یک از طرفین کم یا زیاد کند. می تواند ارتفاع تانک را افزایش و کاهش دهد. این ویژگی ای است که در تانک فوق مدرن تایپ 10 نیز به خوبی دیده می شود. سیستم کنترل آتش ترکیب اجزای سیستم کنترل آتش این تانک به طور کامل اعلام نشده است. اما سیستم کنترل آتش این تانک شامل یک رادار موج میلیمتری است که در نوع خود بی نظیر است و می تواند همه نوع اهداف زمینی و هواگردهای ارتفاع پست را تا مسافت 10 کیلومتری زیر نظر داشته باشد. یک مسافت یاب لیزری بسیار دقیق نیز بر روی کی 2 نصب شده است. این مسافت یاب لیزری توسط کره جنوبی طراحی شده است و در طراحی آن از آخرین فناوری های موجود استفاده شده است. به طوریکه این مسافت یاب لیزری دارای دقت فوق العاده بالایی می باشد و می تواند تا مسافت 10 کیلومتر را با دقت بسیار بالا مسافت یابی کند. در قسمت پشت برجک نیز یک سنسور تعیین جهت وزش باد و یک سنسور مخصوص تعیین فشار هوا و میزان دمای هوا تعبیه شده است. اطلاعات این سنسورها به صورت آنی و لحظه ای برای کامپیوتر ارسال می شود و در واقع کامپیوتر مرکزی با این سنسورها در ارتباط دائم است و در هر لحظه اطلاعات این سنسورها در نمایشگر کامپیوتر تانک نشان داده می شوند. بر روی دهانه توپ نیز یک سنسور رفرنس لیزری نصب شده است. یک بیم لیزری نیز در کنار توپ و بر روی بلوک استابلایزر توپ نصب شده است. این بیم لیزر با سنسور رفرنس توپ در ارتباط دائم است و کار تصحیح لحظه به لحظه مکان توپ را برای سیستم کنترل آتش انجام می دهد و به این ترتیب دقت توپ را به میزان زیادی بالا می برد. همچنین این بیم لیزری قابلیت ماشه تاخیری را برای تانک فراهم می آورد. به این گونه که در تکان های شدید که خارج از حوزه تحرک استابلایزر توپ است ، زمانی که هدفگیری انجام شد و ماشه شلیک فشار داده شد ، سیستم به طور خودکار بر روی هدف قفل می کند و به محض اینکه توپ به موقعیت مناسب برای شلیک رسید و هدف در راستای توپ قرار گرفت ، گلوله به طور خودکار به سمت هدف شلیک می شود. این کار به وسیله ترکیب بیم لیزر که در بالای بلوک استابلایزر نصب شده است به همراه سنسور رفرنس توپ انجام می گیرد. تقریبا همه تانک های غربی از سنسور رفرنس توپ مشابه کی 2 (البته مال کی 2 بسیار دقیقتر و پیشرفته تر است) استفاده می کنند. روسیه در تی 90 های عملیاتی خود از این سنسور استفاده نمی کند. البته در جدیدترین مدلهای تی 90 نیز این سنسور بر روی دهانه توپ آنها نصب شده است. اما به هر حال روسیه به صورت عملیاتی از این سنسورها استفاده نمی کند. ضمن اینکه دیگر تانک ها از سنسور رفرنس دهانه خود تنها به عنوان تصحیح کننده مکان توپ استفاده می کنند و هیچ یک قابلیت اجرای ماشه تاخیری را ندارند. همچنین تانک کی 2 قادر است از پروتکل های ارتباطی C4I ناتو استفاده کند که در حال حاضر به جز کی 2 هیچ تانک دیگری قادر به این ویژگی نیست. نزدیکترین رقیب کی 2 در این زمینه آبرامز است که با سیستم FBCB2 خود می تواند با واحدهای زمینی لینک شود. سیستم کنترل آتش کی 2 همچنین قادر به شناسایی و ردیابی خودکار اهداف تعریف شده می باشد که شامل تانک ها ، هواگردهای کم سرعت و ارتفاع پایین ، انواع خودروها و نفرات دشمن است. کی 2 این کار را می تواند به وسیله انواع کانالهای موجود خود انجام دهد. شناساگرهای راداری ، شناساگرهای لیزری ، شناساگرهای اینفرارد حرارتی می توانند اهداف مختلف را در کانالهای مختلف ردیابی کرده و آنها را زیر نظر داشته باشد. کی 2 از یک سامانه GPS برای موقعیت یابی خود استفاده می کند. همچنین کی 2 مجهز به سیستم IFF و همچنین SIF می باشد که همان سیستم شناسایی دوست از دشمن است. به این ترتیب بیم لیزر یک رشته لیزر با توان 38 گیگا هرتز را بر روی اهداف می تاباند و انعکاس آن را که بر روی اخلالگر تانک منعکس می شود را می سنجد. اگر مشخصات رشته لیزری منطبق با استانداردهای خودی باشد ، سیستم کنترل آتش کی 2 آنرا به عنوان خودروی دوست تشخیص می دهد و در غیر این صورت آنرا خودروی دشمن تلقی خواهد کرد. سیستم های حفاظتی تانک تانک کی 2 از زره کامپوزیتی به عنوان زره اصلی خود استفاده می کند. ترکیب زره کامپوزیتی این تانک جزء موارد طبقه بندی شده است و هنوز رسما اعلام نشده است. به منظور افزایش مقاومت زرهی ، لایه های زره های واکنشگر غیر انفجاری نیز قابلیت نصب بر روی زره اصلی کامپوزیتی را دارا می باشد. یک سیستم دفاع فعال بر روی این تانک نصب شده است که هم قابلیت Soft Kill و هم قابلیت Hard Kill را به خوبی دارا می باشد. یک سیستم هشدار قفل رادار و سیستم اخلالگر راداری نیز بر روی این تانک نصب شده است که به وسیله آن می تواند موشک های راداری را که به سمت تانک شلیک می شوند را مختل کرده و یا به وسیله سیستم دفاع فعال خود نابود سازند. به هر حال کی 2 اولین تانکی است که به صورت کامل و بهینه قادر به مقابله با موشک های هدایت راداری مثل هلفایر و AT 15 و AT 16 و بریمستون و ... می باشد. اخلالگر این تانک قادر به مختل کردن سیستم هدایت این گونه موشک ها می باشد. همچنین یک اخلالگر لیزری نیز بر روی این تانک نصب شده است که قادر است کلیه تجهیزات لیزری دشمن را کور کند. یک خودروی بدون سرنشین کوچک با نام XAV نیز برای سیستم تانک طراحی شده است که تانک می تواند از آن برای شناسایی منطقه استفاده کند بدون اینکه خود وارد منطقه شود. کنسرسیوم ساخت این تانک در حال حاضر بر روی ساخت سیستم پیشرانه تانک متمرکز شده اند. همانطور که گفتیم به علت تکمیل نبودن طراحی موتور این تانک ، به طور موقتی از یک موتور ساخت ام تی یو آلمان در نمونه های اولیه این تانک استفاده شده است. اما به محض اینکه موتور کره ای این تانک آماده شود ، تولید انبوه این تانک نیز آغاز خواهد شد. در هر صورت تانک کی 2 را می توان پیشرفته ترین تانک حال حاضر جهان دانست. تانکی که از هر نظر از تانک های هم کلاس خود جلوتر است. این تانک قیمتی در حدود 8.5 الی 8.8 میلیون دلار دارد که به این ترتیب گرانترین تانک جهان نیز به شمار می رود. آژانس دفاعی کره جنوبی در نظر دارد تعداد 390 دستگاه از این تانک پیشرفته را برای ارتش این کشور به تولید برساند و آنها را جایگزین تانک های قدیمی ام 48 و کی 1 / 88 کند. . نویسنده : علی محمدی استفاده از مقاله با ذکر نام نویسنده و درج منبع بلامانع است.
  7. معاون نخست‌وزیر روسیه گفت: تانک جدید روسیه با نام "آرماتا" به عنوان مدل پایه‌ای برای ساخت سه نمونه جدید خودروي جنگی در این کشور انتخاب شده است. به گزارش مشرق به نقل از ایسنا، ديمیتری روگوزین معاون نخست‌وزیر روسیه افزود: تولید انبوه این خودرو جنگی از سال 2015 میلادی انجام خواهد شد. به گفته معاون نخست وزیر روسیه، ساخت نفربر و خودروي محافظت شده برای عملیات نجات در میادین نبرد از جمله برنامه‌های جانبی براساس طرح اوليه تانک جدید روسیه خواهد بود. مرکز تحلیل تجارت جهانی اسلحه نیز پیشتر اعلام کرده بود، میزان صادرات تانک روسیه از سال 2010 میلادی تا 2013 میلادی به بیش از 860 فروند خواهد رسید که درآمد دو میلیارد و 750 میلیون دلاری را برای این کشور خواهد داشت. [color=blue][url=http://www.mashreghnews.ir/fa/news/117233/%D8%B1%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%A7%D9%86%DA%A9-%D8%A2%D8%B1%D9%85%D8%A7%D8%AA%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D8%AF]منبع[/url][/color]
  8. تانك K1 88-Tank یکی از تانک های میدان نبرد اصلی کره جنوبی است.این تانک به وسیله شرکتGeneral Dynamics ایالات متحده طراحی شد و در جریان کار،پروژه به شرکت داخلی Hyundai واگذار شد. نام K1 88-tank گاهی بوسیله خارجی ها به اشتباه Type-88 K1 نامیده می شود.(در بعضی از منابع مثلfas نام این تانک Type-88 K1 ذکر شده است.) نام این تانک هم در کره جنوبی بصورت هشت-هشت-تانک خوانده می شود،و کمتر به نام هشتادوهشت-تانک معروف است. هرچند این تانک در سال 1987 در نیروی زمینی و سپاه تفنگداران دریایی وارد خدمت شد،اما به علت برگزاری بازی های المپیک1988 در سئول،این تانک K1 88-tank نام گرفت. مشخصات تانک K1 تانکK1 ،با سلاح خود در حدود 52 تن وزن دارد و با یک توپ 105 میلیمتری خان دار مسلح می شود. زره این تانک نیز، نوعی زره کمپوزیتی می باشد. این تانک به دلیل شباهت های ظاهری آن با آبرامز آمریکایی به وسیله سربازان آمریکایی ساکن کره جنوبی ،فرزند آبرامز خطاب می شود. این تانک به جز شباهت های ظاهری و اندازه،تفاوت های فراوانی با همتای آمریکایی خود دارد،مثلاسیستم کنترل آتش این تانک بیشتر به لئوپارد آلمانی شباهت دارد،موتور این تانک نیز،یک موتور دیزلی آلمانی است که تحت لیسانس در کره جنوبی تولید می شود،همچنین خبری از اورانیوم ضعیف شده زره آبرامز در تانک K1 نیست. پناهندگان کره شمالی نیز در آن دوران اعلام کردند که K1 کاملا نسبت به تانک های کره شمالی برتری دارد،که این امر باعث شد تا کره شمالی نیز به امید مغلوب کردن این تانک تصمیم به ارتقای تانک های T-62 خود بگیرد، با وجود این تلاش ،تانک های کره شمالی باز هم به سطح مطلوبی برای مقابله با K1نرسیدند و حتی کره ای ها در آن زمان به این تانک لقب تانک هیولا دادند. ویژگی های K1A1 اولین تانک از این نوع در سوم آوریل 1996 تولید شد و در 13 اکتبر 2001 رسما وارد خدمت گردید.این تانک به طور کلی همانند پدر خود K1 می باشد،و تفاوت های ملموس شامل:توپ 120 میلیمتری بدون خان که قدرت نفوذ آن بهبود داده شده،سیستم کنترل آتش ارتقاء یافته و دارای سیستم عکس برداری حرارتی KGPS یا (Korean Gunner's Primary Sight) و سیستم KCPS یا(Korean Commander's Panoramic Sight) می باشد. قدرت مقاومت موتور نیز در برابر برخی عوامل افزایش داده شده استFCS این تانک نیز شانس برخورد به هدف را در حالت حرکت تا 90 درصد و بالاتر از آن افزایش داده است.بالاترین احتمال برخورد نیز 98 درصد ثبت شده. زره این مدل نیز به استثنای فقدان اورانیوم ضعیف شده، تقریبا مشابه زره آبرامز است.مسافت یاب لیزری تانک هم بر پایه CO2 می باشد. مدل K1A1 می تواند به راحتی به وسیله شکل توپ،مکان تیربار هم محور و برجک گوشه دار آن(به علت اینکه برجک K1A1 بیش از K1 انحنا دارد.) از تانک K1 تشخیص داده شود. تیربار هم محور تانک K1A1 نیز در محل بلندتری نسبت به K1 نصب شده است. مدل ها K1ARV:خودروی زره پوش شده ای که بر پایه K1 ساخته شده و چرثقیل بر روی این خودرو نصب می شود. K1AVLB:خودروی زرهی پل گذار که بین سال های 1988 تا 1992 با کمک Vickers Defense Systems توسعه داده شد. K1M:طرح پیشنهادی به مالزی برای صادرات بود،این طرح شامل تغییراتی مانند سیستم تهویه هوا و كاهش وزن تانک به 7/49 تن بود. دو کشور مالزی و کره هرگز بر سر این طرح به توافق نرسیدند. K1A1:رجوع به بالا. ................... ویژگی های اصلی: این تانک می تواند با اتکا به سیستم تعلیق گسترده خود،عمل نشستن و ایستادن را به خوبی انجام دهد،که با توجه به محیط تنظیم میشود. عمل نشستن باعث کوتاه شدن نیمرخ تانک و ایستادن باعث افزایش قدرت حرکت و مانور تانک در مناطق ناهموار می شود. قابلیت Kneeling تانک باعث شده تا تانک بتواند در سراشیبی به خوبی از سلاح خود استفاده کند.قدرت تحرک این تانک نیز به آن توانایی بالا رفتن از سربالایی هایی تا 60 درجه را می دهد. هر دو تانک K1 وK1A1 از دو تیربار M60 استفاده میکنند.شامل یک قبضه M60D که به صورت لولایی نصب می شود و یک قبضه M60E2 هم محور.همچنین از تیربار سنگینK6 نیز می توان استفاده کرد. تعداد تا سال 2010،احتمالا 1500 دستگاه تولید خواهد شد. آینده تانک K1 برای جایگزینی با تانک های قدیمی M-48 پاتن تولید شد.در آینده نیز با توجه به تولید تانک پیشرفته K2 Black Panther ،به نظر می رسد تانک های سری K1 باید به عنوان ذخیره استفاده شوند. مشخصات کلی نوع:MBT کشور سازنده:کره جنوبی(!؟) ورود به خدمت:1987-حال شرکت طراح:General Dynamics شرکت سازنده:Hyundai خدمه:4 نفر زره:کمپوزیت توان موتور:1200 اسب بخار برد عملیاتی:500 کیلومتر سرعت:65 کیلومتر بر ساعت انتقال:4 دنده جلو،2 دنده عقب ارتفاع:25/2 متر طول:67/9 (K1) عرض:60/3 سلاح اصلی:K1:توپ 105 میلیمتری KM68A1 K1A1:توپ 120 میلیمتری KM256 .......................................................... منابع:en.wikipedia.org army-technology.com مترجم:Ali_64 استفاده از این مطلب تنها با ذکر نام سایت میلیتاری و مترجم مجاز است.
  9. دوستان سلام اگر كسي اطلاعات كافي داره لطفا بگذاره! عكس زير متعلق به تانك جديد تركيه است كه اسم اونو نمدونم؟ اگه كسي ميدونه بگه!( ميگن احتمالا اسم اون بايد canavar باشه) http://img393.imageshack.us/img393/3201/tara0003ay5tu7.jpg يه سري معتقدند اين تانك با تكنولوژي تانك مركاوا و كمك اسراييل درست شده ! (اين به نظر درست مياد چون چند وقت پيش در اخبار تلويزيون اعلام شد كه زره تانك هاي تركي رو اسراييل تامين ميكنه و قراردادي بين اين دو كشور بسته شده كه بعدها با اثبات ضربه پذيري زره مركاوا در جنگ 33 روزه اين قرار داد لغو شد!) با توجه به اطلاعات موجود اين تانك تا 3 الي 4 سال ديگه به طور كامل ساخته ميشه و در سال 2012 وارد خدمت ميشه! برخي ديگه معتقدند اين تانك بر مبناي تانك Leopard ساخته شده ! من يه سري ديگه از عكس هاي ادوات زرهي تركيه ميگذارم اگه اطلاعاتي راجع به اينا داشتيد لطفا بگيد! http://www.mil.se/rustningskontroll/images/local/panter_p6140020.jpg http://img177.imageshack.us/img177/9044/dscn00865hf.jpg http://www.mil.se/rustningskontroll/images/local/firtina_p6140025.jpg http://www.mkek.gov.tr/Urunler/vqcBpevH.jpg اين عكس ثابت ميكنه تركيه برخي از تكنولوژي هاي لازم براي ساخت تانك رو داره ! http://www.mkek.gov.tr/Urunler/FAmLAoFS.jpg قرار دادن عکس از سایتهای دیگر ممنوع است. عکسها به لینک تبدیل شد.
  10. به نام خدا و با سلام خدمت دوستان گرامی در این تاپیک می خواهیم درباره نبردی صحبت کنیم که در جهان کمتر مطرح شده است ولی در عین حال یکی از اثر گذار ترین جنگ های جهان به شمار می رود که توانست چهره جهان را تغییر دهد. جنگ شوروی و مغولستان از یک سو و امپراتوری ژاپن از سویی دیگر در کنار رودخانه KHALKHIN GOL و شکست امپراتوری ژاپن در این جنگ که تنها چند هفته پیش از آغاز جنگ جهانی دوم اتفاق افتاد ، باعث شد که سرنوشت جنگ جهانی دوم تغییر کند. تا پیش از قرن بیستم میلادی ، کشور ژاپن در شمار عقب مانده ترین و بدبخت ترین کشورهای جهان به شمار می رفت. این کشور که فاقد هر گونه منابع قابل توجه بود از دیرباز طمع هیچ یک از کشورهای استعمارگر ، جهت تسخیر و استعمار این کشور را بر نمی انگیخت. از این رو در طول تاریخ ، کشورهای استعمار گر کوچکترین توجهی به ژاپن نداشتند. مردم ژاپن در این دوره مردمی بودند که به شدت دچار سستی و رخوت شده بودند. با آغاز قرن بیستم مردم ژاپن نیز به مرور نسبت به وضع نابسامان کشور خود اظهار نارضایتی می کردند. مردم ژاپن معتقد بودند که علت اصلی گرفتاریها و بدبختی های مردم ژاپن ناشی از روش حکومت امپراتوری این کشور است. کم کم اعتراضات مردمی بالا گرفت و مردم از امپراتور این کشور خواستند مجلسی متشکل از نمایندگان مردم را تشکیل دهد که کار اداره امور کشور را بر عهده داشته باشد. 124 امین امپراتور ژاپن (امپراتور میی جی تنو) به ناچار با درخواست مردم موافقت کرد و مجلس نمایندگان را تشکیل داد. از زمان تشکیل این مجلس و تبدیل حکومت ژاپن به سلطنتی مشروطه ، ارتش این کشور (به موازات سیاست های توسعه طلبانه سران ژاپن) رشد صعودی را به خود گرفت و به سرعت تبدیل به یکی از ارتش های بزرگ جهان گردید. ژاپن که از نظر اراضی و منابع طبیعی ، کشوری کوچک و فقیر به حساب می آمد ، چشم طمع به اراضی و منابع مناطق غربی ژاپن دوخته بود. در سال 1902 ارتش ژاپن بسیار نیرومند گردیده بود. به طوریکه اکثر دول قدرتمند آن زمان مثل اسپانیا ، انگلستان ، شوروی و فرانسه ناگهان از بروز این قدرت جدید و جوان که آماده بلعیدن اراضی و منابع شرق آسیا بود به وحشت افتاند. در 7 فوریه سال 1904 ارتش ژاپن به بندر بسیار مهم و استراتژیک پورت آرتور که در شمال شرق چین واقع شده بود حمله کرد. این بندر که متعلق به روسها بود ، به عنوان پایگاهی برای حفظ منافع روسیه در اقیانوس آرام به شمار می رفت و در واقع مرکز فرماندهی دریایی روسیه تزاری در اقیانوس آرام به شمار می رفت. این بندر مهم و استراتژیک به سرعت به تصرف ارتش ژاپن درآمد و ناوگان روسیه در شرق این کشور در برابر ناوگان دریایی ژاپن به سختی شکست خوردند و این شکست به شدت باعث تحقیر روسیه در مجامع بین المللی شد. در 27 می 1905 ناوگان دریایی امپراتوری ژاپن با ناوگان روسیه در تنگه معروف تسوشیما درگیر شد و ناوگان روس ها را تارومار کرد. شکست های پی در پی شوروی در این سالها از ژاپن باعث شد که این شکست ها به صورت عقده ای برای افکار عمومی مردم روسیه در بیاید. تا سال 1912 ارتش دو کشور درگیری های پراکنده ای با یکدیگر داشتند که بیشتر این درگیری ها به نفع ژاپن به پایان می رسید. مدتی نیز با وساطت انگلستان بین این دو کشور صلح و آتش بس برقرار می شد ولی چندان دوام نمی آورد و به سرعت درگیریهای بین این دو کشور ادامه پیدا می کرد. پس از پیروزی بلشویک ها در روسیه و سرنگون کردن حکومت تزار ها و تاسیس اتحاد جماهیر شوروی و حزب کمونیسم به رهبری لنین ، ورق بخت ژاپنی ها بازگشت. ژاپنی ها که به مدت 15 سال به طور مداوم و مستمر سواحل و متعلقات روسیه را در شرق این کشور مورد ترکتازی خود قرار می دادند ناگهان با ارتشی منظم و قدرتمند مواجه شدند. با سرنگون شدن حکومت تزارها و روی کار آمدن بلشویک ها ، ارتش روسیه (شوروی) دچار تحولات اساسی شد و شروع به بازسازی مجدد خود کرد. امپراتور میی جی تنو امپراتور هیروهیتو [/color]
  11. به نام خدا تاکنون بحث ها و صحبت های زیادی درباره اتولودر تانک های مختلف شنیده ایم. این تاپیک را ایجاد کردم تا کلیه مباحث در اینباره در آن متمرکز شود. در این تاپیک اتولودر تانک های مختلف را بررسی کرده و به نقاط ضعف و قوت هر یک خواهیم پرداخت و در ادامه به مقایسه سیستم لود خودکار و لود دستی در تانک های مختلف می پردازیم. تانک ها از نظر نحوه لود توپ اصلی شان به دو دسته تقسیم می شوند. دسته اول تانک هایی هستند که توپ اصلی شان به صورت دستی و توسط شخص لودر لود می شود. فرد لودر گلوله را از انبارک و یا سیستم استورج مهمات تانک تحویل می گیرد و آنرا در داخل چامپر توپ قرار می دهد. در این نوع لود ، توپ اصلی تانک پس از شلیک دریچه چامپر خود را به صورت نیمه باز قرار می دهد و هر زمان که شخص لودر نوک گلوله بعدی را در ابتدای چامپر قرار داد ، این دریچه به طور کامل باز می شود و گلوله با فشار شخص لودر وارد چامپر توپ می شود و پس از آن نیز آماده شلیک است. در واقع شخص لودر تنها گلوله را در دست گرفته و آنرا داخل چامپر توپ قرار می دهد و هیچ عمل دیگری انجام نمی دهد. دسته دوم تانک هایی هستند که لود توپ آنها به صورت خودکار انجام می گیرد. در این نوع تانک ها به جای استفاده از نیروی انسانی ، یک مجموعه دستگاه مکانیکی و یا الکتریکی برای تانک در نظر می گیرند که مهمات را در اختیار می گیرد و پس از هر بار شلیک ، توپ را مجددا لود می کند. این مجموعه اتولودر نام دارد. روس ها سردمدار استفاده از اتولودر در تانک های خود هستند. البته صرفا از بعد تاریخ نمی توان روس ها را اولین استفاده کنندگان اتولودر دانست. چرا که اولین تانک که از اتولودر استفاده کرد ، تانک Strv 103 (همون اس تانک) ساخت سوئد بود. ولی در بین تانک های متعارف و متداول ، روس ها اولین کسانی بودند که بر روی تانک های برجک دار خود اتولودر نصب کردند و البته تی 64 اولین تانک برجک دار جهان بود که به اتولودر مجهز بود. اتولودرهای عملیاتی و فعال در حال حاضر به دو دسته اصلی تقسیم می شوند. دسته اول اتولودر های چرخ فلکی هستند که با نام اتولودرهای Carousel شناخته می شوند. این نوع اتولودرها شامل یک سینی دایره ای شکل در کف و قسمت پایین برجک هستند که معمولا دارای حدود 20 تیوب است که در داخل هر یک از این تیوب ها یک گلوله توپ جای می گیرد. این سینی چرخ فلکی قابلیت چرخش مجزا از برجک را نیز دارد. یک بازوی هیدرولیکی در قسمت انتهای چامپر توپ قرار گرفته است که کار خارج کردن گلوله از تیوب و پس از آن انتقال آن به چامپر را انجام می دهد. گلوله های تانک های روسی به صورت دو بخشی هستند. یعنی پرتابه و پروپلنت به صورت دو قسمت مجزا از هم بودند. برای استفاده از این مهمات ، اتولودر به دو چرخ فلک حامل مهمات مجهز می شد. چرخ فلک اول به صورت افقی در کف برجک قرار می گرفت که پرتابه ها درون آن قرار می گرفتند. چرخ فلک دوم نیز به صورت عمودی (در تی 80 و تی 64) در پشت چرخ فلک اول به صورت زاویه قائمه قرار می گرفت. ابتدا پرتابه و سپس به دنبال آن پروپلنت در داخل چامپر قرار می گرفت. ریتم آتش تانک های روسی مجهز به اتولودر ، بسته به نوع اتولودر و نوع مهمات مورد استفاده ، از 7 تا 10 ثانیه متغیر بود. تی 64 اولین تانک روس ها بود که به اتولودر چرخ فلکی مجهز شده بود. این تانک می توانست هر 7 ثانیه یک گلوله را شلیک کند. تانک بعدی تی 72 بود. تی 72 از یک اتولودر پیچیده تری استفاده می کرد که ریتم آتش آن بسته به نوع مدل تانک و نوع مهمات مورد استفاده از 8 تا 10 ثانیه متغیر بود. اتولودری که بر روی تی 72 نصب شده بود ، در واقع ضعیف ترین طراحی را داشت. در کنار معایب فراوانی که اتولودرهای روسی در این دوره داشتند ، بزرگترین ضعف اتولودرهای روسی ، عدم تغییر زاویه لود بود. به عنوان مثال فرض کنید که لوله توپ تی 72 در زاویه 30 درجه قرار دارد. زمانی که تانک قصد لود مجدد توپ را دارد ، می بایست لوله توپ در زاویه 0 درجه قرار بگیرد. یعنی موازی با شاسی تانک. در غیر این صورت بازوی اتولودر قادر نخواهد بود گلوله را در داخل چامپر قرار دهد. این یکی از بزرگترین ضعف اتولودرهای روس ها بود. اما بزرگترین ضعف اتولودر های روس ها مساله تامین امنیت مهمات و پرسنل تانک ها بود. از آنجایی که اتولودر در داخل برجک قرار گرفته بود و مهمات را بر روی خود حمل می کرد ، اگر کوچکترین اثری از تسلیحات ضد تانک دشمن به تاننک وارد می شد و صدمات وارد شده بر تانک داخل برجک تانک هم می شد ، در این صورت تانک به شدت منفجر می شد و تقریبا خدمه هیچ شانسی برای زنده ماندن نداشتند. تصاویر زیادی که از تی 72 های منهدم شده در نت وجود دارد ، در بیشتر آنها دیده شده است که برجک تی 72 به شدت منفجر شده و از شاسی تانک جدا شده است که علت این امر این است که مهمات توپ در زیر برجک و بدون حفاظ قرار گرفته است و برخورد کوچکترین اثرات انفجاری به این چرخ فلک حامل مهمات باعث انفجار کل مهمات و به تبع آن انفجار درون برجک و پرتاب آن به بیرون است. روس ها در نسل بعدی تانک شان ، یعنی تی 80 ، اتولودر تانک های تی 72 و تی 64 را مورد مطالعه مجدد قرار دادند و سرانجام اتولودر جدیدی را طراحی کردند که بیشتر شبیه به اتولودر تی 64 بود. این اتولودر بر روی تانک های سری تی 80 نصب شد. این اتولودر قادر بود که توپ را در هر زاویه ای لود کند و همچنین صفحاتی از زره غیر انفجاری نیز بر روی این چرخ فلک تعبیه شده بود که به عنوان مانعی بین مکان استقرار پرسنل تانک و چرخ فلک حامل مهمات بود. تی 80 عملا در هیچ نبردی شرکت نکرد ، اما بعدها مشخص شد که این صفحات تاثیر چندانی بر حفاظت ندارند. از آنجایی که تی 90 نیز از برجک و سیستم تسلیحاتی تی 80 یو استفاده می کند ، زمانی که روس ها می خواستند که برجک تی 80 یو را بر روی شاسی تی 72 نصب کنند و تانک تی 90 را بسازند ، بسیار بر روی مساله حفاظت مهمات آن تاکید کردند. به طوریکه صفحاتی سه لایه در قسمت زیرین اتولودر و همچنین بالای آن در نظر گرفتند. این صفحات ، اتولودر را هم از جانب خطراتی که از زیر تانک واقع می شوند مثل انواع مین های ضد تانک و انواع IED و هم از جانب خطراتی که از بالای تانک واقع می شوند ، حفظ می کند. البته خود روس ها هم ادعا ندارند که این نوع محافظت از مهمات ، بهترین نوع حفاظت از مهمات تانک است. اما در هر صورت تی 90 در بین تانک های شرقی و همچنین تانک های روسی دارای بهترین نوع حفاظت از مهمات است. اما الزاما در بین سایر تانک ها دارای بهترین حفاظ نیست. این موضوع در ادامه مقاله مورد بررسی قرار خواهد گرفت. اتولودری که بر روی تانک های تی 90 نصب شده است ، عمدتا مورد بازبینی و تغییر نسبت به مدلهای اولیه قرار گرفته اند و بیشتر ضعفهای اتولودر های قبلی تانک های روسی را ندارند. اتولودر تی 90 قادر است هر 6.6 ثانیه یک بار توپ تانک را لود کند. پس از روسیه و شوروی سابق نیز کشورهای عضو پیمان ورشو و کشورهایی که متحد شوروی به شمار می رفتند در تانک های خود از اتولودرهای چرخ فلکی استفاده کردند که تقریبا همه آنها از اتولودر تانک های روسی الگو برداری شده بود. اما روس ها تنها کسانی نبودند و نیستند که از اتولودر در تانک های خود استفاده کردند. در اواخر دهه 1980 و اوایل دهه 1990 ژاپن در طراحی تانک جدید خود از اتولودر استفاده کرد. تانک جدید ارتش ژاپن که با نام تایپ 90 شناخته می شد ، مجهز به یک اتولودر از نوع زنجیری بود. همانطور که گفتیم اتولودرها دو دسته هستند : دسته اول اتولودرهای چرخ فلکی که در تانک های شرقی و روسی استفاده می شوند و دسته دوم اتولودرهای زنجیری و یا Bustle هستند که تانک های غربی از این نوع اتولودر استفاده می کنند. این نوع اتولودرها شامل یک زنجیر شبیه به نوار فشنگ هستند که (مشابه نوار فشنگ) مجهز به تیوب هایی هستند که مهمات را در خود نگاه می دارند. هر یک از این تیوب ها مجهز به یک میکرو پروسسور است که نوع مهمات محموله خود را به کامپیوتر مرکزی تانک گزارش می دهد و در صورت نیاز و دستور کامپیوتر ، میکرو پروسسور تیوب را در مقابل چامپر توپ قرار می دهد. این مجموعه نوار زنجیری در قسمت پشت برجک و در محیطی کاملا مجزا از محل استقرار پرسنل قرار می گیرند. این محیط قسمت پشت برجک است و به جز زره اصلی تانک ، با زره های مجزا و اضافی نیز پوشانده می شود. در بین تانک های غربی ، حفاظت شده ترین قسمت تانک که به سنگینترین و شدیدترین لایه های زرهی مجهز شده است ، همین محل استقرار مهمات تانک است. حتی تانک های غربی که فاقد اتولودر هستند نیز محل استقرار مهماتشان دارای بیشترین حفاظت زرهی است. از آنجایی که اتولودر در مکانی مجزا از خدمه نگهداری می شود و به شدیدترین وضع ممکن به لایه های زرهی مجهز شده است ، به همین خاطر احتمال انفجار این قسمت در تانک های غربی بسیار ضعیف است. این قسمت با لایه های مختلفی از زره های گوناگون از محل استقرار پرسنل تانک جدا می شود. در این نوع اتولودر ، مهمات به صورت موازی و هم محور با لوله توپ قرار می گیرد و زمانی که نیاز به لود توپ باشد ، ابتدا دریچه کوچک اتاقک مهمات تانک باز می شود و سپس با یک حرکت سریع توسط بازوی الکترونیکی ، گلوله به داخل چامپر هدایت می شود. این روشی است که فرانسوی ها و ژاپنی ها برای اولین بار آنرا به کار گرفتند. البته ناگفته نماند که این طرح 20 سال قبل از تاریخ مذکور یعنی در اواخر دهه 1960 توسط ژاپن بر روی تانک های تایپ 74 خود به اجرا درآمد. ولی به دلیل برخی مشکلات در ادامه از تانک مذکور حذف شد و همان لود دستی برای آن در نظر گرفته شد. در هر صورت تانک تایپ 90 ژاپنی اولین تانک غربی و غیر روسی بود که به اتولودر مجهز شده بود. اتولودری هم که بر روی تایپ 90 نصب شده بود ، کاملا متفاوت از اتولودر تانک های روسی بود و از خیلی جهات کاملتر و به مراتب بهتر و فنی تر از اتولودرهای روسی طراحی شده بود. در این نوع اتولودر (اتولودر زنجیری) مهمات در محفظه ای کاملا جدا از پرسنل تانک در پشت برجک و به موازات و راستای لوله توپ قرار می گیرند و این محفظه نیز به شدت زرهی می شود و احتمال انفجار آن نیز به حداقل ممکن می رسد. حتی در صورت انفجار این محفظه ، به دلیل اینکه این محفظه از محفظه استقرار پرسنل به وسیله لایه های سنگین زرهی کاملا مجزا می شود ، نیز آسیبی به پرسنل تانک وارد نمی آید. مدت کوتاهی پس از رونمایی و تولید انبوه تانک تایپ 90 از سوی ژاپن ، فرانسه نیز تانک جدید خود را رونمایی کرد. تانک جدید ارتش فرانسه که همان تانک AMX 56 یا همان لکلرک بود نیز به یک اتولودر زنجیری ، مشابه اتولودر تانک تایپ 90 ژاپنی ، مجهز شده بود. اتولودر این دو تانک بسیار به هم شبیه هستند و از خیلی جهات شبیه به هم عمل می کنند. حتی به اعتقاد بسیاری از کارشناسان نظامی ، طراحی اتولودر این دو تانک به صورت مشترک انجام گرفته است. طراحی بسیار بهتر اتولودرهای زنجیری تانک های غربی ، به زودی برتری خود را نسبت به اتولودرهای روسی نشان داد. اتولودرهای جدید غربی ها قادر بودند توپ تانک خود را در هر 4 الی 5 ثانیه یک بار لود کنند. اتولودر لکلرک قادر بود که هر 5 ثانیه یک بار توپ را لود کند و اتولودر تایپ 90 نیز در هر 5 ثانیه یک بار توپ را لود می کرد. یعنی ریتم آتش 12 گلوله در دقیقه را برای تانک فراهم می کردند. این رقم برای بهترین طراحی اتولودر شرقی که متعلق به تانک تی 90 روسی بود ، شامل 6.6 ثانیه بود که به عبارتی ریتم آتش 9 گلوله در دقیقه را برای تانک فراهم می کرد. ضمن اینکه از نظر حفاظت مهمات نیز کاملا برتر از اتولودر روسی بود. اما غربی ها هم در جا توقف نکردند و در ادامه تحقیقات خود اتولودرهای جدیدتری نیز طراحی کردند که کاملتر از اتولودرهای قدیمی بود. تانک کی 2 بلک پانزر ساخت کره جنوبی که در حال حاضر جزء پیشترفته ترین تانک های جهان به شمار می رود به یک اتولودر جدید مجهز شده است که می تواند هر 4 ثانیه یک بار توپ را لود کند. یعنی ریتم آتش 15 گلوله در دقیقه را برای تانک فراهم می کند. اتولودر تانک کی 2 بسیار شبیه به اتولودر تانک لکلرک است و به احتمال زیاد از روی آن الگو برداری شده است. اتولودر این تانک از نوع زنجیری است و بسیار پیشرفته است. تانک فوق مدرن تایپ 10 – TK - X ساخت ژاپن نیز از یک اتولودر پیشرفته استفاده می کند. اتولودر تانک ژاپنی نیز از اتولودر قدیمی تر ژاپن بر روی تانک تایپ 90 الگوبرداری شده است و از نوع زنجیری است. به احتمال قوی این تانک نیز قادر به اجرای ریتم آتش 15 گلوله در دقیقه می باشد. هویتزرها از سیستم های لود کاملا مجزایی استفاده می کنند که سیستم لود آنها کاملا متفاوت از سیستم لود خودکار تانک ها است. البته برخی هویتزرها نیز از سیستم لود خودکار مشابه اتولودر تانک ها استفاده می کنند. مثل هویتزر قدرتمند آرچر که از یک اتولودر زنجیری استفاده می کند و قادر به اجرای ریتم آتش 9 گلوله در دقیقه می باشد. تصاویری از تی 72 های منهدم شده همانطور که می بینید این تانک به دلیل ضعف حفاظت مهمات به بدترین شکل ممکن منهدم می شود. ورود کمترین اثر حملات ضد تانک به داخل برجک سبب انفجار شدید و پرتاب برجک به بیرون از شاسی می شود. هویتزر قدرتمند آرچر که به یک اتولودر زنجیری مجهز شده است و دارای ریتم آتش 9 گلوله در دقیقه است. لکلرک ، اولین تانک اروپایی مجهز به اتولودر تانک قدرتمند تایپ 90 ارتش ژاپن ، اولین تانک غربی مجهز به اتولودر تایپ 10
  12. آخرین محصول از سری تانکهای روسی با عنوان T- می باشد که در آن شاهد ارتقا قدرت آتش، حرکت و انتقال و زره می باشیم. این تانک توسط شرکت نیژنی تاجیل روسیه ساخته می شود. در حال حاضر T-90 در نیروی زمینی روسیه و هند به خدمت گرفته شده است. در فوریه 2001 هند قراردادی برای خرید 301 فروند از این تانک را امضا کرد که از این تعداد 124 تانک در روسیه ساخته و بقیه در هند مونتاژ شد. اولین تانک در سال 2004 به هند تحویل داده شد. همچنین T-90 های مونتاژ شده در هند نیز با نام بهیشما شناخته می شوند. این تانک توسط سیستمهای خود محافظتی و نمایشگرهای فروسرخ ساخته شده در فرانسه و بلاروس (روسیه سفید) تجهیز شده است. در ژانویه 2005 اعلام شد که 91، T-90 دیگر نیز در نیروی زمینی روسیه به خدمت گرفته خواهد شد. -------------------------------------------------------------------------------- http://hostedpictures.com/images/realehsan/t901.jpg http://hostedpictures.com/images/realehsan/t902.jpg http://hostedpictures.com/images/realehsan/t904.jpg تسلیحات تسلیحات T-90 شامل توپ 125 میلیمتری 2A46M بدون خان می باشد که قادر به شلیک انواع تسلیحات مانند توپ های HEAT (توپ انفجاری بسیار قوی زد تانک)، APDC (توپ زد زره)، HE-FRAG خرده های انفجاری قوی بعلاوه ی گلوله های انفجاری با فیوزهای زمانی می باشد. . این توپ دارای سیستم پر کن خودکار است و آن را بدون پیاده کردن برجک تانک براحتی می توان پیاده کرد. علاوه بر توپ 125 میلیمتری T-90 می تواند موشک هدایت شونده زد تانک 9M119 رفلکس ( کد ناتو AT-11 اسنایپر) را شلیک کند. برد این موشک 100 تا 4000 متر بوده که در عرض 11.7 ثانیه می تواند به دورترین فاصله مجاز خود برسد. از این سیستم موشکی برای مقابله با زره های واکنشی و حتی اهداف هوایی کم ارتفاع مانند هلیکوپتر تا برد 5 کیلومتر استفاده کرد. این سیستم موشکهای 9M119 یا 9M119M که دارای هدایت نیمه فعال لیزری است شلیک می کند. وزن این موشکها 23.4 کیلوگرم است. همچنین T-90 با مسلسلهای 7.62 میلیمتری و 12.7 میلیمتری زد هوایی تجهیز شده است. یک قبضه مسلسل کلاشنیکف AKS-74 نیز در قسمت انبار تانک نگهداری می شود. زره T-90 با زره های معمولی و زره های انفجاری واکنشی (ERA) محافظت می شود. سیستم کمک رسانی دفاعی Shtora-1 ساخت روسیه نیز به پایداری تانک کمک می کند. این سیستم شامل پارازیت اندازهای گرمایی، سیستم هشدار دهنده لیزری با چهار دریافت کننده لیزری، سیستم نارنجک انداز دودی برای استتار تانک بعلاوه سیستم کنترل کامپیوتری می باشد. همچنین در T-90 از تجهیزات حفاظتی ش.م.ر(شیمیایی،میکروبی،رادیواکتیو) استفاده شده است. کنترل آتش T-90 دارای سیستم کنترل آتش اتوماتیک 1A4GT می باشد که شامل سیستم کنترل آتش روز 1A43 توپچی، آلت نشانه روی گرمایی TO1-KO1 توپچی دارای برد 1.2 تا 1.5 کیلومتری تشخیص هدف و نمایشگر PNK-S فرمانده است. خود سیستم 1A43 نیز شامل آلت نشانه روی/ فاصله یاب با کانال هدایت موشک، اندازه گیر باد، کامپیوتر 1V528 و تثبیت کننده تسلیحات 2E42-4 می باشد. آلت نشانه روی PNK-4S فرمانده شامل آلت نشانه روی روز/شب با برد تشخیص هدف 800 متر در روز و 700 متر در شب می باشد. راننده نیز با نمایشگر فروسرخ دید در شب TVN-5 مجهز می شود. رانش T-90 از موتور V-84MS با قدرت 840 اسب بخار پیستونی چهار زمانه نیرو می گیرد. این موتور از انواع سوخت مانند کروسین (نفت سفید) و بنزین بعلاوه دیزل می تواند استفاده کند. در مجموع 1600 لیتر سوخت را این تانک می تواند حمل کند که منابع آنها با زره های مناسب محافظت می شوند. http://www.warlib.ru/articles/000107/T90.jpg jangafzar.ir
  13. تانک تی – 34 پدر تمام تانکهای مدرن دنیا تانک (تی – 34 ) یک تانک متوسط ساخت روسیه ی شوروی بود که در جنگ جهانی دوم به موقعیتی افسانه ای دست یافت . همچنین این تانک در ابر نبرد (کرسک) نقش فوق العاده حیاطی را ایفا کرد . طراحی و ساخت این تانک برگرفته از دست آوردها ودانشی بود که روسها از ساخت مدل های گزشته ی این تانک به دست آورده بودند مانند : (بی تی – آی اس) , (ای-20) , (ای -30) و تانک (تی - 32) . تانک (تی – 34 ) در تنگ کردن حلقه حملات بر علیه نیروهای رایش سوم در روسیه بسیار موثر بود . این تانک از نظر تعداد ساخت دومین تانک در جهان است (رتبه ی اول را تانک تی – 55/54 که جانشین این تانک به حساب می آید دارد.) . تانک (تی – 34 ) تا سال 1958 مورد بهره برداری قرار گرفت و حتی در جنگ کره ی شمالی و کره ی جنوبی هم مورد استفاده بود و سرانجام باید گفت این تانک به چندین و چند کشور جهان صادر شد . طراحی (تی – 34 ) مختصری از طراحی تانک قبلی خود (تی – 32) برداشت شده بود که خود این تانک هم از نمونه ی قبلی برداشت شده بود . در ابتدا قرار نبود (تی – 34 ) به این نام ساخته شود و قرار بود تنها مدل پیشرفته تری از (تی – 32) ولی اعظای تیم طراحی این تانک بر آن شدند تا با تغییرات زیادی که در زره تانک ( از جمله قرار دادن تعدادی صفحه ی محافظ قابل تعویض در زره های کناری و جلوی تانک) ایجاد شده بود , این تانک را مدل جدیدی بنامند . این تانک در سال 1940 به تولید انبوه رسید . ورود این تانک به میدان های نبرد در شوروی , برای نیروهای مهاجم آلمان نازی یک غافلگیری بزرگ بود. طراحی بسیار خوب و زره چد لایه یکی از مزایای این تانک بود که به قاتل نیروهای زمینی آلمان تبدیل شده بود . نیروهای آلمانی به زودی سلاح های ضد زره خود را در مقابل بده ی این تانک بی اثر یافتند . همچنین تغییراتی نیز در سلاح اصلی تانک صورت گرفت و همین مجموعه تغییرات باعث شد که این تانک به زودی به سرسخت ترین رقیب تانکهای آلمانی تبدیل شود و در آن سالها بهترین تانکهای آلمان هم توان رویارویی با این تانک را نداشتند . تانک (تی – 34 ) تقریبا در تمامی نبردها شرکت داشت و هر وظیفه ای را که قابل تصور باشد بر عهده می گرفت . ساخت و ساز تانک به شدت فشرده و سریع بود . به قدری تانک ساخته می شد که برای رنگ کردن آنها نفرات به اندازه ی کافی نبود و وقت کم می آمد و بسیاری از تانکها رنگ نشده مانده بودند . متد های ساخت انبوه به این گونه بود که باید بیشترین تعداد تانک ممکن را در کمترین زمان ممکن تولید کرد . تعداد خدمه ی تانک چهر نفر بود و تشکیلات و طراحی داخل تانک , به شدت تو در تو , تنگ و پر سروصدا بود. سیستم های تهویه ی هوا وجود نداشت لزا هوای درون تانک همیشه بد بو بود و افراد با کمبود اکسیژن رو به رو بودند . این تانک که در حد یک تانک متوسط طبقه بندی شده بود دارای یک توپ 76.6 میلیمتری بود .این توپ بعدها در مدل پیشرفته تر یعنی (تی – 85/34) با یک توپ فوق العاده قوی تر 85 میلینتری جایگزین شد . همچنین برجک تانک دارای دو مسلسل 7.52 میلیمتری نیز بود . 99% تانکهایی که از این مدل ساخته شده بود با سرعت ساخته شده بودند و عملیات رفع عیب در بیشتر آنها انجام نمی شد ولی همگی به خوبی کار می کردند . این تانک ها مقرون به صرفه , سازگار با شرایط سخت آب و هوایی روسیه , قابل اطمینان وفوق العاده با دوام بودند . این تانک در جنگهای سخت شرکت کرد و قدرت و کارایی بالای خود را ثابت نمود و توانست قوی ترین نیروی زمینی جهان را که تا کنون وارد خاک روسیه شده بود از آن بیرون راند . مشخصات عمومی : نام : تی – 34 پیمانکار : دولت روسیه ی شوروی کشور مبداء : روسیه ی شوروی سال ورود به خدمت : 1941 نوع : ام - بی- تی (تانک اصلی – قوی ترین تانک رزمی) خدمه : 4 نفر ابعاد : طول : 5.92 متر عرض : 3 متر ارتفاع : 2.44 متر وزن : 28 تن بازده عملی : موتور : (وی – 2 – 34 – وی – 12) دیزل با توان 500 اسب بخار بیشترین سرعت : 51.5 کیلومتر بر ساعت برد نهایی : 302 کیلومتر (در وضعیت آب و هوایی و ناهمواری عادی) تسلیحات : سلاح اصلی : یک غبظه توپ 76.2 میلیمتری سلاح ثانویه : دو غبظه مسلسل سبک 7.62 میلیمتری مهمات : 77 * 76.2 میلیمتری گلوله ی توپ 2.394 * 7.62 میلیمتری فشنگ مسلسل سبک سیستم های پشتیبانی : سیستم (ان – بی - سی) : خیر سیستم دید در شب : خیر
  14. تانک رزمی چلنجر 2 Challenger 2 Main Battle Tank تانک چنلجر2 جدید ترین تانک زراد خانه ارتش انگلستان بحساب می آید که جایگزین سری تانک های چلنجر1 این کشور شده است.زره چابهام نسل جدید این تانک شهرت فراوانی دارد و در نتیجه مقاومت زیاد این زره، این تانک لقب مقاوم ترین تانک ناتو را یدک می کشد. تانک چلنجر2 علاوه بر ارتش انگلستان در ارتش عمان نیز عملیاتی است. طراحی و ساخت تانک چلنجر نخستین بار توسط کارخانجات اسلحه سازی سلطنتی انگلستان (ROF) انجام شد. طراحی تانک چلنجر نتیجه سفارشی از سوی ایران برای ساخت نمونه ی بهسازی شده ای از تانک چیفتن با نام پروژه ی شیر ایران بود. پس از درخواست ایران مبنی بر ساخت تانکی پیشرفته مشابه تانک چیفتن که در ارتش آن کشور در حال خدمت بود، کارخانجات اسلحه سازی سلطنتی انگلستان کار ساخت تانک را بصورت دو پروژه مجزا با مشخصه های FV4030/2(شیر1) و 4030/3(شیر2) آغاز کرد.اما در پی سقوط رژیم شاهنشاهی ایران عملاٌ سفارش ساخت این تانک از سوی ایران منتفی گردید. ظاهراٌ روند ساخت تانک جدید متوقف شده و پایان یافته بود ولی بعد ها وقایعی به وقوع پیوست که روند ساخت تانک را مجدداٌ احیا نمود.پس توقف پروژه ی مشترک تانک MBT-70 بعلت مشکلات مالی، ارتش انگلستان که به نتایج این پروژه بسیار امیدوار بود تصمیم گرفت تا پروژه تانک شیر ایران را از کارخانجات اسلحه سازی سلطنتی خریداری کند و آن را به عنوان گزینه ی اصلی خود برای ساخت یک تانک رزمی جدید ادامه دهد. با خرید این پروژه از سوی ارتش انگلستان این پروژه به پروژه چلنجر تغییر نام داد. تانک چلنجر1 دارای یک طراحی انقلابی بود که در آن از جدیدترین فناوری های نظامی عصر خود استفاده شده بود. یکی از معروفترین این فناوری ها زره چابهام بود که حفاظت به مراتب بیشتر از دیگر تانک ها به تانک چلنجر می بخشید. این زره هموژن نورد خورده (RHA) که ساختار آن بسیار پیچیده و محرمانه بود آنقدر پر قدرت بود که بعد از آن بعنوان استانداردی برای سنجش مقاومت زره دیگر تانک ها استفاده گردید. لازم به ذکر است که این زره در پروژه های دیگری همچون تانک آبرامز ایالات متحده نیز به کار گرفته شد که این امر توانایی بالای آن را ثابت می کند. اما زره خوب بتنهایی عامل برتری یک تانک رزمی به حساب نمی آید. این ادعا در مورد تانک چلنجر دقیقاٌ به اثبات رسید. در سال 1987 میلادی و طی رقابت زرهی اترش کانادا برای خریداری یک تانک زرمی جدید، تانک چلنجر در مقایسه با دیگر رقبای غربی اش آنچنان عملکرد وحشتناکی از خود بجا گذاشت که ارتش انگلستان نیاز خود را به یک تانک رزمی جدید را مطرح کرد. طی مراحل سنجش تانکهای رزمی شرکت کننده در مناقصه، تانک چلنجر1 در بین دیگر تانک های شرکت کننده بیشترین اصابت مستقیم در اثر گلوله ی دشمن را ثبت کرد که این امر مصیبت بار بود.این نقص به همراه سیستم های کنترل آتش و هدف یابهای ضعیف تانک باعث شد تا این تانک در بین دیگر رقابایش کند ترین سرعت آتش را داشته باشد.بدین ترتیب تانک چلنجر1 در انتهای جدول رده بندی تانک های رزمی شرکت کننده قرار گرفت. بعلت این حضور ضعیف، پیشنهاد ها به سوی بکار گیری ویژگی های منحصر به فرد تانکهای آبرامز ایالات متحده،لکلرک فرانسه و لئوپارد2 آلمان منعطف شد. سر انجام بخش طراحی سیستم های دفاعی شرکت ویکرز طراحی جدیدی از تانک را با نام چلنجر برگزید.اگرچه نام تانک جدید مشابه تانک قبلی بود ولی این تانک تنها چهار درصد با تانک قبلی وجه تشابه داشت و 150 مورد عملیات بهسازی بر روی آن انجام گرفته بود. علیرغم همه ی این مشکلات تانک چلنجر1 در نبردهایی همچون جنگ خلیج فارس و نبردهای بالکان بکار گرفته شد و عملکرد قابل قبولی در مقابل نمونه تانک های بلوک شرق از خود بر جای گذاشت. طی جنگ خلیج فارس 180 دستگاه تانک چلنجر1 به عربستان سعودی منتقل شد و در خطوط مقدم نبرد بکار گرفته شد. مقامات ارتش انگلستان ادعا کرده اند که واحدهای زرهی ارتش انگلستان توانسته اند تا 300 دستگاه خودروهای زرهی عراقی را بدون آسیب دیدگی حتی یک تانک چلنجر1 نابود نمایند.همچنین تانک چلنجر1 طی جنگ خلیج فارس از خود رکوردی بر جای گذاشت که در تاریخ نظامی تانکهای رزمی بی نظیر بوده است. این تانک موفق شد تا از فاصله چهار هزار متری یک دستگاه تانک عراقی را هدف قرار داده و منهدم نماید. لازم به ذکر است که تانک چلنجر1 در راستای ماموریت صلح بانی در بوسنی نیز بکار گرفته شده است. از سال 1998 روند جایگزینی تانک چلنجر1 با مدل بهسازی شده ی آن یعنی چلنجر2 آغاز گردید و تا سال 2002 میلادی به اتمام رسید. روند طراحی تانک چلنجر2 در آگوست 1989 میلادی به اتمام رسید و در فوریه سال 1990، اولین نمونه آزمایشی آن تکمیل گردید. در این نمونه ی آزمایشی ، از جدید ترین فناوری آنزمان استفاده شده بود.در اوایل آگوست سال 1990 هفت دستگاه نمونه آزمایشی و پس از آن دو دستگاه دیگر آماده گرید.از نه دستگاه نمونه آزمایشی، هفت دستگاه آن در لیدز و دو دستگاه دیگر در نیوکاسل ساخته شدند. همچنین یک برجک اضافی در لیدز ساخته شد تا از آن برای آزمایشات شلیک و اثر برخورد گلوله ی دشمن بر روی زره استفاده شود. این نمونه های آزمایشی از جهاتی با یکدیگر تفاوت داشتند ولی در همه ی آنها 156 مورد بهینه سازی انجام شده بود.عملیات بهسازی طوری طرح ریزی شده بود تا امکان انجام برخی از این بهسازی ها بر روی تانکهای چلنجر1 در محلهای نگهداری آنها امکانپذیر باشد. شرکت سیستمهای دفاعی ویکرز که در آنزمان مسئولیت پروژه را بر عهده داشت در سپتامبر سال 1990 تانک چلنجر2 را در معرض نمایش گذاشت. (لازم به ذکر است که بعد ها سرکت بی ای ایی سیستمز با خریداری شرکت ویکرز مسئولیت پروژه راعهده دار شد). پس از بررسی های انجام شده از سوی ارتش سلطنتی انگلستان این تانک برای خدمت در ارتش مناسب تشخیص داده شد. در ژوئن سال 1991 میلادی دولت انگلستان درخواست خرید 127 دستگاه تانک چلنجر 2و 13 دستگاه تانک آموزشی به ارزش 520 میلیون پوند را ارائه کرد.در سال 1993 تولید تانک در کارخانجات ویکرز در لیدز آغاز شد و اولین مرحله ی سفارش در جولای سال 1994 آماده تحویل گردید. در 16می سال 1994 ارتش انگستان آزمایشات تکمیلی تانک چلنجر2 را آغاز کرد. پس از اتمام آزمایشات متفاوت مقامات ارتش از عملکرد تانک ابراز رضایت کردند.در جولای سال 1994 وزارت دفاع انگلستان سفارش دیگری را برای خرید تانک ارائه کرد. این سفارش که ارزش آن بالغ بر یک میلیارد و دویست میلیون پوند بود شامل 259 دستگاه تانک چلنجر2،نه دستگاه آموزشی بعلاوه ی پشتیبانی آموزشی و لجستیکی میشد.فرآیند تولید از همان سال آغاز شد. تولید تانک در کارخانجات لیدز تا سال 1999 به اتمام رسید ولی کار تولید در نیوکاسل همچنان ادامه پیدا کرد تا آنکه در سال 2002 آخرین سری از تانکهای تولید شده نیز به ارتش انگلستان تحویل داده شد.در سال 1993 سلطان نشین عمان هجده دستگاه تانک چلنجر2 را سفارش داد و در سال 1997 سفارش خدید بیست دستگاه تانک دیگر را ارائه کرد. ارزش این معاله 240 میلیون پوند برآورد شده است. در سال 1999 وزارت دفاع انگلستان تایید کرد که تانک چلنجر2 توانسته است طی سخت ترین آزمایشات مطابق شرایط میدان نترد بهتر از هرتانک دیگری در سراسر جهان به اهداف مورد نظر دست یابد.با این حال برخی از کارشناسان مسائل نظامی معتقد بودند که این ادعا بیشتر بمنظور بازاریابی برای فروش تانک مطرح شده است. با روشن شدن جزئیات بیشتری از این آزمایشات، توانمندیهای تانک چلنجر2 بر همه گان آشکار گردید و از آن بعنوان یکی از بهترین تانکخای رزمی تام برده شد. جزئیات از این قرار بود: یک اسکادران مرکب از از دوازده دستگاه تانک چلنجر2 که خدمه ی آنها گلچینی از بهترین و با تجربه ترین پرسنل ارتش انگلیس بودند، موفق شدند تا آزمایشات زرهی تکمیلی واحدها موسوم بهATDU را با موفقیت به اتمام برساند.این اسکادران با پوشش دادن 5040 کیاومتر طی 84 نبرد شبیه سازی شده و شلیک 2856 گلوله از انواع مختلف مهمات 120 میللیمتری و 84000 گلوله ی کالیبر 7.62 میلیمتری مسلسل کار خود را به اتمام رساند. هر روز نبرد شبیه سازیس شده 33 کیلومتر پیشروی در زمینهای ناهموار، 27 کیلومتر حرکت در سطوح جاده ای و شلیک 34 گلوله ی توپ 120 میلیمتری و 1000 گلوله مسلسل موازی با توپ اصلی را شامل میشد. این آزمایشات اعتبار از دست رفته ی تانک چلنجر را به آن بازگرداند ولی با این حال در بازار فروش جهانی توفیق چندانی نصیب تانک نشد.علیرغم آزمایش تانک توسط کشورهای قطر ، عربستان سعودی و یونان هیچکدام از انی کشورها تمایلی به خرید تانک چلنجر2 از خود نشان ندادند. علت این امر رقابت فشرده در بازار جهانی و حضور رقبای سرسختی همچون سری تانکهای ابرامز ، لئوپارد2 ولکلرک بود. بدین ترتیب عمان به عنوان تنها مشتری خارجی تانک چلنجر2 باقی ماند و آخرین سری از سفارشات عمان در سال 2001 میلادی به ارتش آن کشور تحویل داده شد. بدنه تانک چلنجر2 از سه بخش تشکیل شده است: اتاقک راننده که در جلوی بدنه قرار دارد، بخش فرماندهی و کنترل که در برجک قرار گرفته و بخش موتور که در انتهای بدنه قرار دارد.بدنه و قطعات موتوری تانک چلنجر1 در تانک چلنجر2 نیز مورد استفاده قرار گرفته است که علت آن کارایی بالای آنها بوده اما برجک تانک کاملاٌ از طراحی تازه ای بهره می برد و با تانک قبلی تفاوت دارد.برجک تانک به زره چابهام نسل دوم مجهز شده است. این زره از ساختار محرمانه ای مرکب از لایه های سرامیک مخلوط در داخل زره فولادی تشکیل شده است و به آن زره ساندویچی نیز گفته می شود.این زره جدید به شدت مقاوم است و در مقابل سلاحهای هدایت شونده ی ضد تانک (ATGM) و مهمات انفجاری شدید ضد تانک (HEAT) که به خرجهای شکلدار مجهزند، از تانک مخوبی محافظت مینماید. علاوه بر تانک چلنجر، در تانک ابرامز ایالات متحده نیز ازفناوری این نوع زره استفاده شده است.برجک تانک توسط یک سیستم گرداننده الکتریکی حرکت میکند و در آن از سیستم الکترو هیدرولیکی استفاده نشده است. تانک چهار نفر خدمه دادر که عبارتند از:فرمانده، راننده، توپچی، و گلوله گذار.علت استفاده از چهار نفر،بالا بردن قابلیتهای رزمی و توان درگیری بیست و چهار ساعته تانک بوده است زیرا در اینگونه ماموریتهای سنگین تعداد نفرات تاثیر گذار خواهد بود (لازم به ذکر است که تانکهایی همچون لکرک یا T-72 از سه خدمه استفاده می کنند که این امر موجب افزایش خستگی روحی و جسمی نفرات در ماموریتهای طولانی خوهد شد). اتاقک راننده به یک پریسکوچ غیر فعال (PDP) مجهز اشت. این پریسکوچ از یک سیستم تقویت کننده تصاویر بهره میبرد در نتیجه حرکت در شب برای راننده امکان پذیر شده است. در نتیجه استفاده از این سیستم ها تانک میتواند در شب با سرعتی معدل سرعت روز خود حرکت کند و از وسایل روشنایی خارجی نیز استفاده ننماید. جایگاه فرمانده ی تانک که در سمت راست برجک واقع شده به هشت عدد پریسکوپ با قابلیت پوشش 260 درجه ای مجهز است. در زیر هر پریسکوچ کلید قرمز رنگی تعبیه شده است که در صورت فشار دادن آن برجک به سرعت با پریسکوپ هم سو خواهد شد.فرمانده تانک به یک هدف یاب متعادل با میدان دید وسیع به نام VS580-10 مجهز می باشد یک مسافت یاب لیزری نیز در آن تعبیه شده است.این هدفیاب قادر است تا دامنه +35 الی -35 درجه عمودی را پوشش دهد. کار طراحی و ساخت این هدف یاب را شرکت ساژم بر عهده داشته است. جایگاه توپچی که در جلوی فرمانده قرار دارد به یک سیستم تصویر ساز حرارتی مجهز است که شرکت تیلز اپتروسیس سازنده ای آن است. این سیستم که از حسگر UKTICM2 استفاده مینماید امکان دید در شب را برای توپچی فراهم کرده است. تصویر حرارتی با بزرگنمایی 4 الی 11.5 برابر در هدفیاب ها و نیز نمایشگرهای دیجیتالی فرمانده و توپچی تانک قابل رویت است. توپچی تانک به یک هدفیاب اصلی متعادل مجهز است که از یک مجرای نشانه روی بصری، یک مسافت یاب لیزری چهار هرتزی با دقتی در حدود 5 متر و بردی بین 200 الی 10000 مترو همچنین یک صفحه نمایش تشکیل شده است.کار طراحی این هدفیاب نیز توسط شرکت تلیز اپتروسیس انجام شده است.علاوه بر هدفیاب اصلی، تانک به یک هدفیاب فرعی نیز مجهز است که بصورت موازی با توپ نصب شده است تا در صورت نیاز توسط توپچی مورد استفاده قرار گیرد.خدمه گلوله گذار نیز به یک پریسکوپ روزانه مجهز است و در صورت نیاز می تواند از آن استفاده نماید. تانک چلنجر2 به یک سیستم کنترل آتش دیجیتالی ساخت شرکت جنرال داینامیکس کانادا(سابقا شرکت کامپیوتیگ دیوایسس) مجهز است.این سیستم از یک کامپیوتر تشکیل شده که بصورت خودکار محاسبات مربوط به فرآیند شلیک را انجام می دهد.سیستم کنترل آتش تانک قادر است تا شش هدف متفاوت را بصورت یکجا ردیابی کند. تانک های چلنجر2 ارتش انگمستان به یک سیستم کاربردی اطلاعات میدان نبرد (PBISA) مجهز شده اند که شرکت جنرال داینامیکس انگلستان کار طراحی آنرا بر عهده داشته است.این سیستم برای جمع آوری از دیگر تانک ها به منظور هماهنگی بیشتر و گرفتن دستورات لازم از ستاد فرماندهی مرکزی بکار میرود.اطلاعات این سیستم پس از پردازش کامپیوتری در نمایشگرهای فرمانده و راننده تانک به نمایش در می آید تا آخرین اطلاعات صحنه نبرد و آرایش نیروهای خودی یا دشمن را در اختیار آنها قرار دهد. همچنین برای تانکهای ارتش انگلستان یک سیستم تاکتیکی ارتباطات دیجیتالی به نام بومن (کماندار) در نظر گرفته شده که علاوه بر امکانپذیر کردن ارتباطات امن، به طور خودکار موقعیت جغرافیایی تانک را نیز نمایش می دهد تانکهای چلنجر2 ارتش انگلستان که در عراق خدمت می کنند در سال 2006 به این سیستم مجهز شدند. سلاح اصلی تانک چلنجر2 را یک توپ 120 میلیمتری خاندار بنام ال-30 تشکیل میدهد که از فولاد تصفیه شده ESR ساخته شده است. این نوع فولاد جزو مرغوبترین انواع فولاد در جهان بحساب می آید و استحکام بسیار بالایی دارد.این توپ به یک روکش عایق حرارت، یک سیستم مرجع نصب شده در دهانه لوله و همچنین یک سیستم تخلیه کننده دود مجهز است. سطح داخلی توپ ال-30 با روکشی از فلز کروم پوشیده شده تا ساختاری محکمتر و سطحی نرم تر به آن ببخشد. این روکش باعث می شود تا گلوله سایش کمتری با سطح لوله داشته باشد، دقت بیشتری پیدا کند، سرعت آن افرایش یابد و در نتیجه قدرت نفوذ آن بالاتر برود.توپ ال-30 دارای زاویه حرکت عمودی 10- الی 20+ درجه است و از آنجا که برجک تانک قابلیت حرکت 360 درجه ای دارد، توپنیز دارای زاویه گردش 360 درجه ای است و از یک سیستم کنترل و تثبیت کننده برقی استفاده مینماید.این توپ تفریباٌ با تمامی مهمات های فعلی 120 میلیمتری سازگار می باشد و می تواند گلوله های ثاقب ضد زره APFSDS-T مجهز به میله ی نفوذ کننده از جنس اورانیوم ضعیف شده ، گلوله های دودزا و انواع دیگری از گلوله های دیگری از جنس اورانیوم ضعیف شده نیز شلیک نماید از جمله چارم-1(CHARM-1) و چارم-3 (CHARM-3) که جزو مهمات اصلی تانک بحساب می آیند.در سال 2004 میلادی بخش سیستمهای زمینی شرکت بی ای ایی سیستمز طبق قراردادی متعهد شد تا تانکهای چلنجر2 ارتش انگلیس را به یک توپ 120 میلیمتری بدون خان مجهز کند.دین ترتیب تانکهای چلنجر2 ارتش انگلستان به توپ بسیار معروف و پر قدرت ال-55 ساخت شرکت راین متال آلمان مجهز شدند.این توپ که یکی از بهترین و قابل اعتماد ترین سلاحهای جهان بشمار می آید تاکنون بر روی سری تانکهای ابرامز ایالات متحده و ائوپارد2آ6 آلمان نصب گردیده است. این توپ قدرتمند از ژانویه سال 2006 تاکنون مضغول گذراندن مراحل آزمایشی بر روی تانک چلنجر2 می باشد. علاوه بر توپ اصلی تانک به یک مسلسل کالیبر 7.62 موازی با توپ و یک مسلسل GPMGL37A کالیبر 7.62 بر روی برجک برای دفاع هوایی مجهز میباشد. موتور تانک یک موتور دیزلی دوازده سیلندر پرکینز کاترپیلار با نام CV12 می باشد که 1200 اسب توان تولید میکند. همچنین تانک چلنجر2 به یک سیستم تعوض دنده ی اتوماتیک به نام TN54 مجهز است که شش دنده ی جلو و دو دنده ی عقب دارد.حداکثر سرعت جاده این تانک 59 کیلومتر بر ساعت و حداکثر سرعت آن در مناطق ناهموار 40 کیلومتر بر ساعت است.برد عملیاتی تانک نیز 450 کیلومتر در حالت معمول و 250 کیلومتر در مناطق ناهموار میباشد. لازم به ذکر است که مدل صادراتی تانک چلنجر2 به یک موتور دیزلی جدید به نام MTUMT883 مجهز شده است که به آن قدرتی معادل 1500 اسب میدهد. حجم کم این موتور باعث میشود که فضای بیشتری برای دخیره سوخت بوجود بیاید که این امر باعث افزایش برد عملیاتی تانک تا شعاع 550 کیلومتری شده است. تانک چلنجر2 به یک سیستم حفاظتی شیمیایی- میکروبی-هسته ای (ش م ه) مجهز است که از خدمه تانک در برابر عوامل غیر متعارف حفاظت می کند.سیستمهای الکترونیکی تانک نیز در برابر امواج الکترومغناطیس ناشی از انفجارات هسته ای مقاوم هستند. این خصوصیات باعث شده است تا تانک برای نبردهای غیر متعارف نیز آمادگی داشته باشد.قابل ذکر است که تانک چلنجر2 یکی از معدود تانکهایی است که از فناوری پننهانکاری استفاده مینماید. شکل خاص بدنه و برجک باعث گردیده تا اثر راداری تانک به حداقل برسد. علیرغم عدم شهرت زیاد تانک چلنجر این تانک واقعاٌ یکی از بهترین تانکهای امروز جهان است.زره مستحکم، قدرت آتش خوب ، قابلیت تحرک مناسب و ایمنی بالا از تانک چلنجر2 تانکی مناسب و قابل اطمینان ساخته است که توانمدندی هایش را در عرصه نبرد و نه روی کاغذ به اثبات میرساند. مشخصات تانک رزمی چلنجر 2 خدمه : 4 نفر جرم کلی تانک : 62500 کیلو گرم طول بدنه تانک :8،3 متر عرض تانک : 3،5 متر ارتفاع تانک از سطح زمین : 2،5 متر جنگ افزار های موجود روی تانک : یک توپ 120 میلیمتری + یک مسلسل 7،62 میلیمتری موازی با توپ + یک مسلسل با کالیبر 7،62 نصب شده روی برجک ظرفیت گلوله توپ : 50 گلوله از انواع مختلف ظرفیت گلوله مسلسل : 4000 گلوله قابلیت دید در شب : دارد قابلیت شلیک در حین حرکت : دارد موتور : CV12 دیزلی با 1200 اسب بخار قدرت حداکثر سرعت : 59 کیلومتر بر ساعت : جاده ای -- 40 کیلو متر بر ساعت : غیر جاده ای حداکثر برد عملیاتی : 250 الی 450 کیلومتر سیستم استتار : بهمراه دو سری پنج تایی نارجک دودزا، تخلیه کننده دود از اگزوز ال-8 منبع : ماهنامه جنگ افزار شماره 29
  15. وقتی در سال 1994 برای اولین بار تصاویر تانک ذوالفقار از تلوزیون ایران پخش شد ، گمانه زنی محافل اطلاعاتی غربی و کارشناسان نظامی در مورد توانایی ها و ویژگی های این تانک آغاز و تا امروز که شاهد تولید نسل سوم تانک ذوالفقار هستیم ادامه دارد. اصولآ تمامی اطلاعاتی که می توان از رسانه های گوناگون به دست آورد ، مبتنی بر حدث و گمان و برداشت های اطلاعاتی است که از تصاویر و یا فیلم های گرفته شده بدست آمده است. طراحی و ساخت این تانک ، خود نمایانگر احساس نیاز واحدهای نظامی ایران به سخت افزارهای جنگی قابل اطمینان و بومی است ؛ اندیشه ای که بر پایه تجارب زمان جنگ شکل گرفته است. بی شک ایران در ساخت این تانک ، از تجارب سایر کشورها نیز استفاده کرده است. با این حال هیچ کس و هیچ کارشناس نظامی ، ارزش های این تانک را منکر نمی شود و جالب است بدانید برخی از سایت های اينترنتی ، تانک ذوالفقار را در رده تانک های مدرن جهان قرار داده اند و این خود نمایانگر ارزش های فنی و نظامی این تانک ایرانی است. ذوالفقار گذشته از شباهت ها و همسانی هایی که با برخی تانک های امریکایی و روسی دارد ، طرحی کاملآ بومی است که بر پایه فناوری موجود در ایران به نتیجه رسیده و این خود مهمترین نقطه قوت ذوالفقار به حساب می آید. بومی بودن یک فناوری ، دارای ارزش های فراوانی از جمله داشتن چشم اندازهای پیشرفت و افزایش توان مهندسی در واحدهای فنی است. مسئله ای که می توان آن را به عینه در روند تکامل تدریجی تانک ذوالفقار دید. از اولین نمونه های آن تا جدیدترین مدل های ارائه شده ، جای پای نوآوری و ابتکار به خوبی دیده می شود. اگر در اولین نمونه ارائه شده می شد نشانه های تانک M60 امریکایی را دید ، اما در نمونه ذوالفقار 3 این همخوانی ها کمتر به چشم می آید. اگر در دو مدل قبلی (ذوالفقار 1 و 2) ، برجک تانک رگه هایی از تانك T72 روسی را در خود داشت ، اما در ذوالفقار 3 مهندسین ایرانی این یکسانی و همخوانی را به کمترین میزان ممکن کاهش داده اند. در اولین نمونه های ذوالفقار ، می شد احتیاط مهندسین و محافظه کاری کارشناسان ایرانی را به خوبی مشاهده کرد. زیرا طراحی آن گرچه زیبا ولی ساده صورت گرفته بود. در مدل های بعدی ، رفته رفته این طراحی شکل بهتری به خود می گیرد و به ویژگی تانک های معاصر جهان نزدیک تر می شود. منابع اطلاعاتی غربی بر این باورند که کارشناسان روسی و برخی کشورهای شرق اروپا از جمله لهستان ، ایران را در تکمیل این تانک یاری داده و فناوری مورد نیاز چنین کاری را فراهم ساخته اند. با توجه به آنکه کشورمان ، تانک T72S را تحت امتیاز روسیه در ایران تولید کرده است (T72S مدل بهینه شده و یا ارتقاء یافته تانک T72 محسوب می شود) کارشناسان امور نظامی اعتقاد دارند که ذوالفقار ، وامدار تسلیحات این تانک از جمله سامانه کنترل آتش و توپ 125mm آن است. گرچه ایران این موضوع را رد و اعلام نموده در آخرین نمونه ذوالفقار ، این تانک از جنبه های فنی کاملآ بهینه شده و دارای سامانه کنترل آتش پیشرفته رایانه ای و مسافت سنج لیزری مدرن است و فناوری ساخت آن کاملآ بومی شده است. با وجود تحریم های امریکا ، احتمالآ ایران برخی از فناوری های نظامی مورد نیاز خود را از کشورهای شرق اروپا و همچنین کشورهای امریکای جنوبی (ازجمله برزیل) بدست آورده است. اولین گمانه زنی ها در مورد ذوالفقار ، مبتی بر این بود که این تانک حاصل مهندسی معکوس تانک های M60/2 و M48 و T72 می باشد. ارزیابی های بدست آمده از تصاویر ، نمایانگر این است که بدنه ذوالفقار شباهت هایی به تانک M60 که سالها در نیروی زمینی ارتش ایران مورد استفاده قرار می گرفته و پیش از انقلاب خریداری شده است دارد. همچنین با توجه به شکل و ساختار برجک تانک ، گمان می رفت که ذوالفقار از تجهیزات تانک های روسی استفاده می کند. در مجموع این تانک را محصول آمیختگی تانک های امریکایی و روسی می دانند. ایران از کاربران تانک های روسی 55 & T54 وT72 است. در کلاس تانک های امریکایی ، ایران انواع مختلفی از مدل های M را در اختیار داشته و دارد. به ویژه نیروی زمینی ایران از کاربران قدیمی تانکM60 محسوب می شود. تمامی تانک های مدل T روسی از موتور دیزلی استفاده می کنند که اگزوز آن ، بالای بدنه و سمت چپ تانک قرار دارد. احتمالآ ذوالفقار نیز از یک موتور دیزلV شکل با توانایی تقریبی 1000 اسب بخار استفاده می كند. این میزان قدرت با توجه به وزن تانک که منابع ایرانی آن را چیزی در حدود 40 تن تخمین می زنند ، سرعتی معدل 70km (کیلومتر بر ساعت) را به ذوالفقار می دهد. دریچه ورودی تانک بالای برجک و سمت راست بدنه قرار گرفته است. برجک تانک دارای زاویه های هندسی مناسبی است که به خاطر نوع طراحی آن ، برخی از صاحب نظران نظامی را بر آن داشته تا ادعا کنند که تانک ذوالفقار ، تقلیدی ساده از تانک M1 امريكايي است! همانند سایر تانک ها و بنا بر عرف موجود ، راننده تانک ذوالفقار نیز در سمت چپ بدنه قرار می گیرد. راننده تانک می تواند با باز کردن دریچه دید بالای سر خود ، به سمت راست به هدایت چشمی تانک بپردازد و یا اینکه از پریسکوپ استفاده نمايد. تانک ذوالفقار مجهز به سامانه دید در شب و سامانه تهویه هوا برای خارج کردن گاز ناشی از شلیک توپ است. با توجه به اینکه منابع اطلاعاتی گزارش داده اند که صنایع نظامی ایران ، کار مقاوم سازی تانک های نیروی زمینی ارتش را در برابر حمله های میکروبی و شیمیائی آغاز کرده كه احتمالآ این تغییرات و بهسازی ها ، شامل حال مدل های جدید ذوالفقار نیز شده است. توپ 125mm ذوالفقار همانند تانک T72 ، به صورت خودکار مسلح می شود. همچنين تانک ذولفقار ، مجهز به مسافت یاب لیزی است و برجک آن نیز دارای سامانه برقی می باشد. در تصاویر منتشر شده از ذوالفقار 1 ، می توان سامانه هشدار دهنده و پدافند لیزری ساخت مؤسسه آموزشی و تحقیقاتی صنایع دفاع ایران را نیز دید. این سامانه می تواند کاربران خود را با تابش پرتوهای لیزر هدایت کننده ، از جنگ افزارهای هدایت شونده ضدتانک آگاه کند. این سامانه می تواند سمت تابش پرتوهای لیزری را با دقت زاویه ای تا 15 درجه تعیین کرده و همچنین توانایی تشخیص پرتوهای مستقیم و یا غیرمستقیم مسافت یاب های لیزری را از نشانه گذارهای لیزری دارد. این سامانه قدرت واکنش پرسنل تانک را در برابر تهدیدها افزایش داده و حتی امکان فعال شدن خودکار و به موقع واحدهای پدافندی را در سمت زاویه تهدید فراهم می سازد. پدافند مورد استفاده این سامانه به صورت انتخابی ، می تواند ترکیبی از پرتاب کننده های نارنجک دودزا باشد. این کار باعث شکستن قفل لیزری پرتابگرهای دشمن می شود. گروه طراحی عنوان کرده اند که پوشش این سامانه هشدار دهنده 360 درجه در افق و 60 درجه در بلندا است و می تواند بر روی تجهیزات دیگری نیز نصب شود. عمده تغییراتی که بر روی مدل های ذوالفقار اعمال شده ، بیشتر در قسمت برجک تانک بوده است. آنچه که از تصاویر ذوالفقار 3 به دست می آید آن است که بدنه ذوالفقار 3 ، با اسکلت بندی پیشینیان خود تفاوت دارد. بدنه تانک ذوالفقار 1 ، شباهت زیادی به تانک M60 امریکایی داشت و زنجیر چرخ های آن نیز احتمالا مشابه همان تانک بود. اما در ذوالفقار 3 ، بدنه تانک دچار تغییرات زیادی شده است. (به ویژه در بخش روبرویی تانک) این تغییرات شامل افزایش قطر زره بدنه عقبی و همچنین تغییراتی در زره برجک تانک می شود. زره بخش جلویی تانک نیز برخلاف شباهت های قبلیش به زره M60 ، این بار بخش بالایی آن با زاویه دید راننده تانک برابر شده و صاف به نظر می آید. احتمالآ این تغییرات به چند دلیل صورت گرفته است. اولین احتمال آن تزریق فناوری های جدید به چرخه صنایع تانک سازی ایران است و دومین عامل آن می تواند افزایش تهدیدها از جانب تسلیحات جدید ضدتانک باشد. به این معنی که ذوالفقار ، برای مقاومت بهتر در برابر این نوع تسلیحات (که روز به روز هوشمندتر می شوند) به زره بهتر و زخیم تری (با آلیاژهای بهتر) نیاز دارد. مدل های مختلف تانک ذوالفقار ، نمایانگر نوع سمت گیری های نظامی ایران در همکاری های نظامی با دیگر کشورهاست. تانک های ذوالفقار 1 و 2 ، با استفاده از فناوری روسیه و بلوک شرق ساخته شدند. اما ذوالفقار 3 ، حاصل همکاری نظامی ایران با کشورهای خارج این حوزه است. برخی از منابع اطلاعاتی ، از همکاری نظامی ایران و برزیل خبر داده بودند و این احتمال که ایران فناوری های تازه ای را از برزیل دریافت کرده باشد زیاد است. باید دانست که برزیل خود دارای فناوری ساخت تانک است و تاکنون صنایع نظامی آن کشور ، چند تانک را برای ارتش برزیل طراحی کرده و به مرحله ساخت رسانده است. به همین خاطر ذوالفقار 3 ، شباهت هایی با تانک برزیلی اوسریو دارد. ایران بجز تانک ذوالفقار ، تانک سفیر 74 را نیز تولید می کند. (سفیر 74 ، همان تانک T72S روسی است) صنایع دفاعی ایران همچنین زره پوش های تندر 1 و 2 و همچنين نفربری به نام براق را نیز به تولید رسانده است. این صنایع همچنین بر روی موشک های ضدزره نیز کار می کند و تاکنون انواع مختلفی از موشک های هدایت شونده و غیرهدایت شونده را برای ارتش ایران تولید کرده است. (موشک ضدتانک طوفان و رعد 1 و 2) به نظر می رسد صنایع دفاعی ایران پس از هجوم امریکا به عراق و افغانستان ، روند کار خود را شتاب بخشیده و به احتمال زیاد خط تولید تانک ذوالفقار نیز تقویت شده است. تانک ذوالفقار ، تانکی مدرن و قابل اعتماد است و ارتش ایران می تواند به ساخت یک تانک ایرانی با استفاده از فناوری داخلی افتخار کند.
  16. این تانک به نام t 80 هست که در رده بندی تانک هایی قرار می گیره که بیشتر به خاطر سرعت بالا مورد استفاده قرار می گیرند . این تانک رو به نام AT-11 در ناتو م ی شناسند . ای تانک قابلیت پرتاب راکت 9M117 رو داراست . در این تانک وسایل و تجهیزاتی با استاندار های بالا و متناصب با NBC system ، night vision ، snorkel and fire suppression هست که به معنی فارسی همون وسایل دید در شب و زیر آب رفتن و شلیک در زیر آب رو داره . این تانک در خدمت کشور هایی مثل روسیه و پاکستان ... هست که در سال 1978 ساخته شده و هم اکنون پاسکتان به 6 هزار تانک از این نوع مجهز هست . جنگ افزار : 1 - 125mm 2A46M ،،، کابل 1 - 7.62mm MG ، 1-12.7mm NSVT AA MG موتور : GTD-1250, gas turbine سرعت : 43 mph برد : 208 مایل خدمه : 3 نفر وزن : 46 تن البته ما در این مدل تانک ما دو مدل داریم که یکی T-80U و دیگری T-80B . که ما اطلاعات مربوط به T-80B رو در انیجا نقل کردیم و اما مدل اول یا همون T-80U . این تانک یک تانک روسی هست که در سال 1989 توسط شرکت Soviet Medium Tank ساخته شد . وزن : 50 تن سنگینی بر زمین : 13.1 psi طول : 23 ft عرض : 11.81 ft موتور : multi-fuel gas turbine برد : 500 km ولی این تانک بر خلاف تانک T-80B توانایی عبور به نحو کاربردی رو از رود خانه ها نداره . این تانک به یک لوله 125mm 2A46M تجهیز هست . سیستم هدایت اون هم FCS 1A42 هست . موفق باشی
  17. [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/pic-040.jpg[/img] [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/pic041F5.jpg[/img] [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/pic-046F4.jpg[/img] [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/pic-061.jpg[/img] [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/pic-066.jpg[/img] [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/pic-079.jpg[/img] [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/pic0162.jpg[/img] [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/picture00-19.jpg[/img] [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/picture00-16.jpg[/img] [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/picture00-72m.jpg[/img] [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/picture02.jpg[/img] [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/picture003-f16.jpg[/img] [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/picture004-.jpg[/img] [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/picture005-f5.jpg[/img] [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/picture0006.jpg[/img] [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/picture006-f16.jpg[/img] [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/picture129.jpg[/img] [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/picture0391.jpg[/img] [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/picture0451.jpg[/img] [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/piicture00-102f5.jpg[/img] [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/sl4awg.jpg[/img] [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/sl47xl.jpg[/img] [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/sl474n.jpg[/img] [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/sl487s.jpg[/img] [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/pic-039.jpg[/img] [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/pic-032f4.jpg[/img] [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/pic-024.jpg[/img] [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/pic-005.jpg[/img] [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/pic-01f4.jpg[/img] [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/pic-001.jpg[/img] [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/Ph.jpg[/img] [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/mig29-5.jpg[/img] [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/iiaff-14a.jpg[/img] [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/F-163.jpg[/img] [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/F-162.jpg[/img] [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/f-149.jpg[/img] [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/F5-02.jpg[/img] [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/f-72.jpg[/img] [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/F-16.jpg[/img] [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/f5-037.jpg[/img] [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/c3725927.jpg[/img] [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/101.jpg[/img] [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/1picture033.jpg[/img] [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/1picture024.jpg[/img] [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/1picture008.jpg[/img] روحش شاد.
  18. با سلام به در خواست محمد تامکت عزیز در این تاپیک شما با تانک سنگین ایالات متحده آمریکا به نام M26 Pershing آشنا خواهید شد . در طی جنگ جهانی دوم ابتکارات زیادی در زمینه های هوایی ، زمینی و دریایی از کشور های حاضر در جنگ جهانی دوم سر زد . یکی از دیگر ابتکارات ساخت تانکی برای پشتیبانی از نیروی پیاده نظام بود که در همین راستا کشور های فرانسه ، آلمان ، انگلستان و ایالات متحده گام های بلندی رو برداشتند .M26 Pershing نام یکی از تانک های سنگین ایالات متحده آمریکا در طی جنگ جهانی دوم و جنگ کره است . اسم این تانک از روی فرمانده گروه آمریکایی American Expeditionary Force که یک گروه حاضر در جنگ جهانی اول بودند گذاشته شده بود . مثل همه کشور ها در آن زمان آمریکا قصد تولید تانکی دو منظوره را داشت که هم قدرت پشتیبانی از پیاده نظام را داشته باشد و هم قدرت در هم شکستن خطوط دشمن . از سال 1942 تا پایان جنگ جهانی دوم تانک ام4 شرمن این دو وظیفه را به تقریبا به خوبی انجام می داد ولی از بعدی دیگر تانک شرمن یک ضعف عمده داشت و آن پائین بودن سرعت بود . و همین امر باعث شد در طی دو سال بعد آمریکا دست به ساخت تانک هایی مانند T22 ، T23 ، T25 و T26 بزنه . در این نمونه تانک ها برد ، سرعت ، جنگ افزار ، نیرو موتور و برجک متفاوت بودند . اگرچه این تانک ها بسیار خوب عمل می کردند ولی آمریکا هنوز در پی ساخت تانکی با فن آوری و تکنولوژی بهتری بود . در همین راستا بود که دکتر جان دیویسن در سال 1944 دست به تحقیق در مورد ساخت چنین تانکی زد و بالاخره در سال 1945 چنین پروژه ای را تکمیل نمود و اولین تانک M26 را به مرحله تولید رسانید . باید خاطرنشان کرد که تانک ام-26 بسیار دیر به جنگ رسید و خیلی زود هم بازنشسته شد . در حقیقت می توان گفت که در سال 1945 این تانک رسما به نیروی زمینی ایالات متحده آمریکا وارد شد و در سال 1950 پس از به سر انجام رساندن دو جنگ یعنی جنگ جهانی دوم و جنگ کره بازنشسته شد . جنگ ها همانطور که گفته شد این تانک سنگین در سال 1945 وارد به نیروی زمینی آمریکا شد . اما در حقیقت نمی توان گفت که ام26 به طور وسیع در اروپا در طی جنگ جهانی دوم به انجام عملیات پرداخته باشد چراکه نمونه های بسیار کمی از آن به اروپا آورده شدند و بنابر سنگین بودن تانک حمل و نقل آن هم بسیار کند بود . در 23 فوریه سال 1945 این تانک ها به تعداد 30 دستگاه رسما وارد خاک اروپا شدند . اولین عملیات برای این تانک 5 روز بعد از ورود آن بود یعنی در تاریخ 28 فوریه که در طی آن عملیات با یک تانک چند دستگاه تانک تایگر درگیر شدند که در آن عملیات حدود 7 ام26 و 4 تایگر حضور داشتند که در آخر هر چهار تایگر نابود شدند ول یدر عوض 6 دستگاه از ام26 نابود شد و فقط یک تانک جان سالم بدرد برد که ان هم به شدت ضربه خرده بود و شایان ذکر است که از 5 نفر حاضر در تانک ام26 3 نفر آن ها زخمی شده بودند . در همین عملیات بود که افراد و محققان در این امر با بررسی بر روی زره تانک ام26 فهمیدند که زره به هیچ وجه قدرت کافی ندارد و به همین دلیل بود که یک بدنه باسبیت برای ام26 طراحی کردند . زره باسبیت زره بسیار قدرتمند و مقاومی بود ولی به شدت بر روی وزن و سنگین و همچنین موتور تاثیر می گذاشت بنابراین تصمیم گرفته شد که موتور را ازنوع LM66 بکنند . این امر باعث شد که از لحاظ سرعت و مقاومت این انک مجهز تر شود . این نمونه تانک با موتور LM66 و با زره باسبیت به تانک M26A1 معروف شد که در واقع نمونه دوم تانک ام26 بود . در کل این نمونه تانک توانست در 15 عملیات به طور وسیع شرکت کند و توانست بسیار خوب و همانطور که پیشبینی شده بود عمل کند . بعد از جنگ جهانی دوم محققان یک بار دیگر طرز کار این تانک رو مورد بررسی قرار دادند و دست به ابتکارات دیگری زدند و بنابر عملکرد خوب این تانک تصمیم به ساخت انواع دیگر این تانک با استفاده و الگو برداری از این نمونه گرفتند . در طی همین تصمیم 6 نمونه تانک ساخته شد که هم جزو خانواده پرشینگ قرار می گیرند . ام26 یک بار دیگر در جبهه های نبرد شرکت کرد و این بار در جنگ کره . در همین راستا تانک M46 با موتوری بهبود یافته و قدرتمند وارد جبهه جنگ با کره شد در واقع این تانک نمونه دیگری از همین خانواده است که با نام M26E2 هم شناخته می شود . بنابر کارکرد خوب M46 در جبه جنگ تعداد کمی از تانک ام26 به جبهه ی نبرد فرستاده شد . یکی از دلایل وجود وسیع تانک M46 در جبهه های نبرد کره وجود تانک قدرتمند و تقریبا بی رقیب تی-34 کره بود . کشور های استفاده کننده و نمونه های مختلف ام26 در سال 1952 نیروی زمینی بلژیک بیش از 423 دستگاه تانک M26 و M26A1 پرشینگ از طرف آمریکا دریافت کرد البته به عنوان اجاره . در سال 1952 آمریکا در پی قدرتمند کردن متحدان خود بود و به همین دلیل 423 تانک از این نمونه به بلژیک داد و پس از مدت یک سال و هفت ماه آن ها را رسما به بلژیک فروخت . در واقع فرمانده ارشد نیروی زمینی بلژیک ، آکسارت منسوبی بعد از دیدن عملکرد خوب این تانک ها پیشنهاد خرید همه 423 تانک را به آمریکا داد و آمریکا هم با این طرح موفقت کرد . البته این تانک ها در سال 1969 از نیروی زمینی بلژیک بازنشسته شدند و عملا از آن سال استفاده ای از آن ها نشد . همانطور که گفته شد 6 نمونه از این تانک تولید شدند که از آن ها می توان M26 با توپ muzzle brake و همچنین M26A1 با توپ Bore evacuator 80 میلیمتری و همچنین M26A1E2 که التبه این نمونه یک طرح آزمایشی با توپ T15E1/E2بود و همچنین M26E1 با توپ 90 میلیمتری و همچنین M26E2 با موتور بهینه سازی شده M3A1 که در واقع همان M46 است . T26E2 با توپ 105 میلیمتری و در آخر T26E5با توپ 279 میلیمتری . در اینجا باید اضافه کنم که تانک M26E2 همان تانک M46 پایتن است که در واقع یکی از قدرتمند ترین تانک ها در جریان جنگ سرد بود که از یک برجك T42 و يك توپ 90 ميليمتري استفاده می کرد . در کل کشور های استفاده کننده از این سلسله تانک ها کشور های بلژیک و ایالات متحده آمریکا بودند که آمریکا بزرگ ترین استفاده کننده از آن بود . سیستم ها ، موتور ، جنگ افزار و توضیحات کلی تانک ام26 پرشینگ یکی از تانک های قدرتمند جنگ جهانی دوم به شمار می یاد و این تانک به دلیل داشتن وزن 41 تن جزو تانک های سنگین حساب می شه . نمونه های مختلف این تانک سبب شده تا تنوعی در تجهیزات اون باشه برای مثال اگر ما نگاه به مدل نخست این رشته تانک ها بندازیم از بعد جنگ افزار در اون توپ 25 میلیمتری هم پیدا می کنیم ولی اگر به آخرین نمونه اون نگاه کنیم با یک توپ 279 میلیمتری طرف هستیم . تانک نخست یعنی ام26 از سیستم گاز سیستون فابریک برای حرکت و در مناطق صعب العبور استفاده می کرد و برای داشتن سرعت بالا تر از ناستریک حرارتی ولی به دلیل وزن و زره بسیار سنگینی که داشت مجبور بودند از دو سیستم مجزای LINDASTRIAL و همچنین LKJNE3 استفاده کنند تا وزن وارده بر موتور و سیتسم های حرکتی آسیبی وارد نکنه . از بعد رادیویی و ارتباطی این تانک به سیتسم های ارتباطی مولتیماشن مجهز بود که البته امروزه از اون استفاده نمی کنند . از بعد رادیویی و ارتباطی 3 سیستم در اینجا وجود دارد . نمونه اول مولتیماشن است و نمونه های دوم و سوم به ترتیب تاستنین94 و دابریک 12 است . این سه سیستم کل سیتمس های رادیویی و ارتباطی این تانک ها رو در بر می گیرند . در بقیه بقیه نمونه ها هم این سیستم های رادیویی خودنمایی می کنند اگرچه بهینه سازی شده هستند به صورتیکه در تانک T26E2 از نمونه RG25 استفاده می کنند . از بعد جنگ افزاری باید گفت که در نمونه نخست سلاح اصلی این تانک یک قبضه توپ 70 میلیمتری بود که در نمونه های بعدی میزان این توپ ها افزایش پیدا کرد . برجک ام26 از نوع T-13 است که قادر است در 10 ثانیه یک چرخش کامل بکند . در کل نمونه نخست این تانک یعنی ام-26 فقط به تعداد 40 فروند ساخته شد که تعدادی در جنگ جهانی دوم منهدم شدند و به دلیل وجود خرابی در قسمت موتور دیگر تولید نشدند . یکی از اشکالات اساسی این تانک وجود موتور بود . بیشتر موتور هایی که بر روی این تانک نصب می شد با خرابی و اشکال روبرو می شدند و همین باعث شد تا به محض ورود تانک ام46 پاتن این سلسله تانک ها بازنشسته شوند . یکی از اشکالات اساسی که تانک ام-26 داشت در این بود که به دلیل سرعت پائین به طور خیلی سریع شکار می شد و حتی در بعضی از مواقع توسط پیاده نظام منهدم می شد . نام : M26 Pershing نمونه : تانک سنگین کشور سازنده : ایالات متحده آمریکا سال های خدمت : 1945 تا 1950 در آمریکا سال های خدمت در بلژیک : 1952 تا 1969 جنگ ها : جنگ جهانی دوم و جنگ کره وزن : 41.9 تن طول : 8.65 m عرض : 3.51 m ارتقاع : 2.78 m سرنشنیان : 5 نفر ( فرمانده ، راننده ، کمک راننده توپ چی و پر کننده توپ ) سلاح اصلی : توپ 80 میلیمتری ماشین بخار : 8 سیلندر / گازوئیل / 500/450 hp قدرت/سنگینی : 11.9/10.6 hp برد : 161 کیلومتر سرعت : 40 کیلومتر موفق باشید /
  19. mahdi345n

    تانک اصلی میدان نبرد آلتای

    طراح اصلي: Otokar, Hyundai Rotem تعداد سرنشين: چهار نفر((commander, gunner, loader, driver) مرحله پيشرفت كار: فاز طراحي جزييات زمان اماده شدن اولين نمونه: 2015 وزن: 60 تن حد اكثر سرعت: 70 كيلومتر در ساعت ............................... آلتاي تانك نسل سوم تركيه است كه ساخت ان توسط شركت Milli Tank Üretim Projesi ALTAY (MITÜP ALTAY برنامه ريزي شده است.اين تانك اولين تانك بومي نيروي زميني تركيه خواهد بود. طراحي براي ساخت اولين تانك بومي تركيه از سال 2005 اغاز گرديد.در سپتامبر 2010 طراحي كلي اين تانك به پايان رسيد. تركها در نظر دارند كه تعداد250 در اغاز توليد نمايند و در نهايت به تعداد 1000 عدد برسند كه در چهار مرحله و هربار تعداد 250 عدد توليد گردد. اين تانك نزديكترين تانك رقيب به تانك K2 Black Panther كره جنوبي ميباشد كه بر اسا همان تانك طراحي شده ولي داراي سلاحهاي قويتري و بدنه اي طولاني تر است. سيستم اتش اين تانك از نوع پيشرفته Volkan-III و يا Cannon Fire Control System خواهد بود. تانك آلتاي مجهز به توپ 120mm L/55 (بدون خان) و تيربار 7.62mm و 12.7mm ميباشد. موتور اين تانك در دو سري اول ساخت از نوع ديزل MTU Friedrichshafen 1,500hp (1,100kW) و در دو سري بعدي از نوع 1,800hp (1,300kW كه در حال ساخت در تركيه است خواهد بود. حداكثر سرعت 70 كيلومتر در ساعت و قدرت مانورپذيري تا عمق 4.1 درون آب را خواهد داشت. شركتهاي همكاري كننده در اين طرح: Otokar:شركت اصلي تحت ليسانس Hyundai Rotem Aselsan: سيستم هاي كنترل آتش Makine ve Kimya Endustrisi Kurumu:طراحي توپ و تيربار Roketsan: بسته تسليحاتي تانك ترجمه: mahdi345n براي سايت ميليتاري
  20. بدون شک میتوان گفت رژه 9 مه 2015 ارتش فدراسیون روسیه علاوه بر شکوه و تمتراقی در خور 70 امین سالگرد پایان خونین ترین جنگ قاره اروپا طی یک قرن گذشته ، این تاریخ را بعنوان شروع انقلابی نو در ساختار نیروهای مسلح روسیه با رونمایی لشگری از خودروهای زرهی ، تانکها و توپخانه های مدرن ثبت کرد. جنگ افزارهای رونمایی شده در این رژه آنچنان گسترده و دارای جزییات ظریف مخصوص به خود هستند که در یک تاپیک مجال بازگو کردن تمام آنها وجود ندارد، لذا در این تاپیک با توجه به اهمییت ، به مهمترین و هیجان انگیز ترین آنها میپردازیم. آرماتا نام پلتفرم رزمی جدید ساخت روسیه است که بر مبنای اصول ساخت ماژولار و با هدف ایجاد بستر یکپارچه جهت تولید نسل جدید تانک ها و زره پوش های ارتش این کشور توسعه یافته است. دو زیرشاخه معرفی شده این پلتفرم ، تانک T-14 که توسط رسانه ها اولین تانک روسی با طراحی کاملا جدید و مستقل از زمان توسعه تانک معروف T-72 لقب گرفته است و خودروی نبرد پیاده نظام سنگین T-15 میباشد. طراحی و فناوری های بکار رفته در هر دوی این جنگ افزارها تغییرات اساسی نسبت به جنگ افزارهای زرهی شوروی و روسیه تاکنون داشته است که در ادامه این تاپیک ، دو جنگ افزار فوق را بررسی خواهیم نمود اختصاصی میلیتاری
  21. تانك آرجون يكي از تانك هاي ميدان نبرد اصلي هند است كه به وسيله سازمان تحقيقات و توسعه دفاعي هند( DRDO=Defence Research and Development Organisation ) طراحي شد.نام اين تانك از نام آرجونا،یکی از قهرمانان حماسی هند گرفته شده است. تاریخچه به طور کلی هند قصد داشت،آرجون را به یک تانک40 تنی که با یک توپ 150 میلیمتری مجهز می شد،تبدیل کند.اما احتیاجات پروژه به یک تانک 5/58 تنی که با یک قبضه توپ 120 میلیمتری مسلح می شود،تغییر کرد.پروژه این تانک به دلیل سازگار کردن آن با شرایط آب و هوایی خشن هند به طول انجامید. در طی مراحل توسعه تانک آرجون،هند کار را به کارخانه ماشین آلات سنگین که در شهر آوادی قرار گرفته،واگذار کرد.این کارخانه پیش از این تانک T-72 و Vickers را توليد كرده بود.در نهايت نيروي زميني هند،سفارش 124 دستگاه از این تانک را داد.15 تانک اول هم اکنون فعال هستند و از 109 دستگاه باقی مانده،5 دستگاه دیگر در حال گذراندن مراحل آزمایشات هستند.همچنین دوباره از الباقی تانک ها،14 دستگاه از آنان باید در سپتامبر 2007 تحویل نیروی زمینی هند می شدند.هم اکنون ظرفیت تولید این کارخانه 30 دستگاه از این تانک در سال است که نیروی زمینی هند،خواهان افزایش آن به 50 دستگاه در سال می باشد. آرجون جزء بیشترین تانک های تست شده در دنیا می باشد.(فقط به عنوان مثال این تانک بیش از 10000 آزمایش شلیک انجام داده)،نیروی زمینی هند نیز از نتایج آزمایشات انجام شده،کاملا راضی بوده است. DRDO هم اكنون در حال برنامه ريزي براي توسعه تانكي با نام Arjun Mark-2 براي آينده مي باشد.اين تانك از يك سيستم پيشرفته مديريت رزمي،هدف گیری اتوماتیک و یک سیستم حفاظت فعال استفاده خواهد کرد. ویژگی ها 1-تسلیحات: این تانک به وسیله یک توپ 120 میلیمتری مسلح شده است.به علاوه این تانک توانایی شلیک تسلیحات انرژی جنبشی (APFSDS) و موشك هاي ضد تانك اسرائیلی لاهات(LAHAT) را نیز دارا می باشد. همچنین این تانک با یک مسلسل 7/12 میلیمتری و یک مسلسل 62/7 میلیمتری هم محور،مسلح شده است. توپ اصلی این تانک،یک سلاح بی نظیر است که برای فواصل دور بسیار دقیق می باشد. 2-هدایت و... سیستم دید گرمایی این تانک ابتدا به وسیله ساژم تولید شد،اما سپس به جای این سیستم از یک سیستم بومی(BEL) ، استفاده شد و طراحی این سیستم بومی گامی بسیار مهم در صنایع دفاعی هند به شمار می رود.سیستم های الکترونیکی این تانک توانایی استقامت تا دمای 60 درجه سلسیوس را دارا می باشد. هدایت این تانک نیز بر پایه سیستم GPS می باشد،همچنین سیستم مدیریت نبرد این تانک توانایی ایجاد شبکه و ارتباط با سایر تانک ها را دارا می باشد. 3-حفاظت تانک آرجون با شیوه های غربی طراحی شده است که این نحوه کار مخصوصا در روش های حفاظتی این تانک مشهود است.خدمه این تانک 4 نفر بوده و زره این تانک یک زره کمپوزیت سنگین می باشد.همچنین در حفاظت این تانک نکات بسیاری لحاظ شده است،از جمله،تفکیک بخش مهمات از خدمه،سیستم آشکار سازی یکپارچه،حفاظت N.B.C و .... همچنین قطعات واکنشگر(ERA) نیز می تواند بر روی تانک نصب شود،هرچند که زره کمپوزیت کانچان(به معنی طلا) نیز به تنهایی برای حفاظت تانک،کافی است.آرجون دارای سیستم هشدار دهنده لیزری می باشد و نارنجک های دودزا برای استتار تانک استفاده می شود. برجک این تانک به شدت به وسیله زره کمپوزیت حفاظت می شود.طراحی منحصر به فرد زره ،توانایی مقاومت در برابر گلوله های HEAT و APFDS را به آن می دهد. تحرک و موتور توان موتور این تانک 1400 اسب بخار می باشد،که با یک جعبه دنده داخلی یکپارچه شده است.همچنین خنک کننده آرجون،مخصوص شرایط آب و هوایی بیابان ساخته شده است.همچنین این تانک توانایی عبور از آب خود را با 20 دقیقه حرکت در زیر 6 فیت آب نشان داد. یک موتور جدید نیز با توان 1500 اسب بخار برای این تانک،در حال توسعه می باشد. مشخصات کلی نوع:MBT کشور سازنده:هند وزن:5/58 تن طول:638/10 متر عرض:864/3 متر ارتفاع:32/2 متر خدمه:4 نفر(شامل:فرمانده،توپچی،لودر و راننده) سلاح اصلی:توپ 120 م.م به همراه موشک ضد تانک LAHAT توان موتور:1400 اسب بخار(1040 کیلووات) برد عملیاتی:450 کیلومتر سرعت:72 کیلومتر بر ساعت .................................. اطلاعات بیشتر: http://en.wikipedia.org/wiki/Arjun_MBT مترجم:Ali_64 استفاده از این مطلب با ذکر نام وب سایت میلیتاری مجاز است.
  22. behnamsniper

    نبرد نورفولک

    لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر نبرد نورفولک نبرد نورفولک یک درگیری تانک ها بود که در تاریخ 27 فوریه 1991 در طول جنگ خلیج فارس بین ایالات متحده امریکا و انگلستان از یک سو و نیروهای گارد ریاست جمهوری بعثی عراق در سوی دیگر روی داد. نیروهای اولیه درگیر در این نبرد لشکر 2 زرهی امریکا، لشکر یکم پیاده (مکانیزه) و تیپ 18 مکانیزه و تیپ 9 زرهی از نیروهای گارد ریاست جمهوری عراق و واحد های دیگری از لشکرهای عراقی بودند. از انجا که یکی از تیپ های لشکر 1 مستقر نشده بود، لشکر 2 زرهی به لشکر 1 پیاده امریکا ملحق شده بود. لشکر 1 زرهی بریتانیا ماموریت داشت تا از جناح راست نیروهای VII (یکی از دو ارتش اصلی اروپایی امریکا در طول جنگ سرد) محافظت کند. رقیب اصلی لشکر 1 بریتانیا در این زمان لشکر 52 زرهی عراق و لشکرهای چندگانه پیاده عراقی بودند. این نبرد، اخرین نبرد در جنگ بود که بعد از ان اتش بس همه جانبه ایجاد شد. بعد از اتش بس دو نبرد دیگر در نزدیکی چاه های نفت الرمیله روی دادند. براساس برخی منابع، نبرد نورفولک دومین نبرد بزرگ تانک ها در طول تاریخ امریکا و بزرگترین نبرد تانک ها در جنگ اول خلیج فارس است. بیشتر از 12 لشکر همراه با چنیدن تیپ و واحدهای جداگانه در نبرد نورفولک شرکت داشتند. نیروهای امریکایی و بریتانیایی حدود 750 دستگاه تانک و صدها نوع دیگر از خودروهای عراقی را نابود کردند. البته این حجم از نابودی ارتش عراق، جدای از نابودی دو لشکر گارد ریاست جمهوری عراق توسط لشکر 3 زرهی در Objective Dorset در تاریخ 28 فوریه 1991 است. در طول این عملیات، لشکر 3 زرهی توانست 250 دستگاه خودروی دشمن را منهدم کرده و 2.500 سرباز عراقی را اسیر کند. بیش از یک دهه از این نبرد گذشت تا کیفیت و چگونگی منابع در مورد اغلب نبردهای جنگ اول خلیج فارس روشن شود. بسیاری از نبردهای زمینی در طول عملیات طوفان صحرا از بسیاری از نبردهایی که در اروپای جنوبی و غربی در طول جنگ جهانی دوم روی داد-حداقل از نظر تعداد تجهیزات به کار گرفته شده در ان- بزرگتر بودند. نمای کلی عملیات این نبرد حدودا در 60 مایلی شرقی و به فاصله 18 ساعت از نبرد البصیه (Battle of Al Busayyah- نبرد تانکی که در 26 فوریه 1991 بین ارتش عراق و نیروهای امریکایی روی داد. این نبرد به نام شهر البصیه که شاهراهی مهم و یکی از دژهای دفاعی عراق بود نام گرفته است)، و چند کیلومتر دورتر از نبرد 73 شرقی روی داد. نبرد نورفولک به نام منطقه نورفولک، منطقه ای که خطوط لوله نفت IPSA و چندین خط اهن و انبار تجهیزات عراقی که ارتش از ان دفاع می کرد را در خود جای داده بود، نام گرفته است. منطقه نورفولک در غرب خط مبدا حرکت جنگی کیوی، شرق خط مبدا حرکت جنگی اسمش، و شمال خط مبدا حرکت جنگی گریپ قرار داشت. خطوط مبدا حرکت جنگی (phase line) مرجع های نقشه ای هستند که هر چند کیلومتر یک بار بر روی نقشه برای اندازه گیری پیشروی یک عملیات نظامی مورد استفاده قرار می گیرند. نیروهای درگیر نیروهای درگیر در این این نبرد شامل لشکر 1 پیاده، تیپ سوم از لشکر 2 زرهی امریکا، و تیپ های 18 مکانیزه و 9 زرهی گارد ریاست جمهوری عراق و واحدهایی دیگر از 11 لشکر عراقی همچون لشکرهای 26، 48، 31 و 25 زرهی عراق می شدند. لشکرهای 10 و 12 زرهی عراق نیز حضور داشتند. عراقی ها دو تیپ مستقل زرهی نیز در منطقه داشتند که شامل تیپ های 50 و 29 زرهی می شد. لشکر 3 زرهی امریکا مسئولیت نبرد در منطقه دورست را بر عهده داشت. عملیات ضد شناسایی نیروی ویژه 1-41 پیاده، واحدی سنگین از لشکر 2 زرهی بود. در ابتدا این واحد شامل گردان یکم، هنگ 41 پیاده، گردان سوم، هنگ 66 زرهی، گردان چهارم و هنگ سوم توپخانه می شد. نیروی ویژه 1-41 اولین گروه ائتلافی بود که در تاریخ 17 فوریه 199 به مرز عربستان صعودی نفوذ کرد و و عملیات های زمینی در خاک عراق با نیروهای بعثی در تاریخ 17 فوریه صورت داد. به فاصله کوتاهی بعد از رسیدن، نیروی ویژه 1-41 همراه با اسکادران اول و هنگ چهارم سواره نظام ماموریت ضد شناسایی را دریافت کرد. این نیروی مشترک و کار گروهی انها به نام نیروی ویژه اهنین (Task Force Iron ) شهرت یافت. عملیات ضد شناسایی عموما شامل نابودی و عقب راندن واحد های شناسایی دشمن و عدم اجازه به نظارت بر نیروی های خودی اطلاق می شود. در 15 فوریه 1991، گردان چهارم از هنگ سوم توپخانه بر روی یک کاروان عراقی و چند کامیون همراه که مشغول شناسایی و نظارت نیروهای امریکایی بودند اتش گشود. در 16 فوریه 1991 به نظر می رسید که چندین خودروی عراقی در حال شناسایی و مراقبت نیروی ویژه هستند و با اتش امریکایی ها عقب رانده شدند. گزارش شد که یک دسته نظامی دیگر عراقی در شمال شرقی نیروی ویژه موضع گرفته اند. انها نیز با اتش توپخانه عقب رانده شدند. غروب همان روز گروه دیگری از خودروهای عراقی شناسایی شدند که به سمت مرکز نیروی ویژه حرکت می کردند. به نظر می رسید که این خودروها از نو ع BTR و تانک های ساخت شوروری باشند.ساعتی بعد نیروی ویژه با واحد های شناسایی عراقی درگیر شد. امریکایی های با شلیک موشک تاو یک تانک را نابود کردند. بقیه گروه شناسایی عراقی یا با اتش توپخانه نابود شدند و یا عقب نشینی کردند. در 17 فوریه 1991 عراقی ها با اتش خمپاره به نیروی ویژه حمله کردند و بعد از ان موفق به فرار شدند. غروب همین روز عراقی ها با اتش توپخانه به نیروی ویژه حمله کردند اما صدمه ای به نیرو وارد نشد. حمله و نفوذ قبل از حمله، برای کاستن از مقاومت عراقی ها، گردان های چهرام از هنگ سوم توپخانه و هنگ 210 توپخانه شروع به اتش بر روی مواضع عراقی ها کردند. حدود 300 توپ از چندین کشور مخنلف در حمله شرکت داشتند. بیش از 14.000 دور شلیک توپخانه و بیش تر از 4.900 موشک از سامانه راکت انداز چند گانه MLRS بر روی مواضع عراقی ها در این نوبت از حمله شلیک شد.در مراحل اولیه از این اتش ها، عراق حدود 22 گردان توپخانه خود را از دست داد. این میزان تخریب شامل نابودی حدود 396 قبضه توپ عراق نیز می شود. در پایان این حملات، تجهیزات نیروی توپخانه عراق دیگر وجود نداشت. یکی از واحد های عراقی که در طول اماده سازی کاملا منهدم شده بود، گروه توپخانه 48 پیاده نظام بود. فرمانده این گروه اعلام کرد که واحد وی 83 قبضه از 100 قبضه توپ خود را حین اماده سازی از دست داد. مکمل این حملات زمینی، حملات هوایی بمب افکن های B-52 و AC-130 های نیروی هوایی بودند. پیاده نظام نیروی ویژه 1-41 ماموریت یافت تا به مواضع اولیه دفاعی در مرز عربستان صعودی-عراق نفوذ کند. بار دیگر اسکادران اول و هنگ چهارم سواره نظام به کمک انها امدند. زمانی که انها وارد خاک عراق شدند با مواضع و سنگرهای بتونی چندگانه عراقی ها مواجه شدند. این مواضع دفاعی توسط واحدی به بزرگی تیپ محافظت می شدند. واحد های امریکایی اماده درگیری با سربازانی که در این مواضع و سنگرهای بتونی تقویت شده موضع گرفته بودند شدند. شش ساعت طول کشید تا نیروی ویژه بتواند این سنگرهای بتونی پیچیده را پاکسازی کند. عراقی ها با اتش سلاح های کوچکی همچون ار پی جی ها، خمپاره ها و انچه که از تجهیزات توپخانه برایشان باقی مانده بود با نیروی ویژه درگیر شدند. مجموعه ای از درگیری هایی که روی داد باعث تلفات سنگین و عقب رانده شدن عراقی ها از مواضعشان شد. تعداد بسیاری نیز به اسارت در امدند، تعدای فرار کردند و کشته شدند یا توسط دیگر واحد های ائتلاف دستگیر شدند. در طول پاکسازی سنگرهای بتونی، نیروی ویژه دو پست فرماندهی تیپ و پست فرماندهی لشکر 26 پیاده عراقی را اشغال کرد. نیروی ویژه یک فرمانده تیپ، چندین فرمانده گردان، فرماندهین همراه و افسران ستاد عراقی را دستگیر کرد. همان طور که درگیری ادامه می یافت، نیروی های پیاده نیروی ویژه از فاصله نزدیک با تانک هایی که در دخل گودال پنهان شده بودند و کمین کرده بودند درگیر شدند. برای چند ساعت، تیم های فرعی ضد تانک عراقی مسلح به RPG، تانک های تی 55، و نیروهای پیاده عراقی به خودروهای در حال عبور امریکایی اتش گشودند، و تنها توسط دیگر تانک های امریکایی و خودروهای رزمی که به دنبال نیروهای جلودار می امدند، نابود شدند. نیروی ویژه 1-41 به خاطر این اقدامات، نشان افتخار UAV را دریافت کرد. نبرد اغاز می شود نبرد نورفولک به نوعی ادامه درگیری بود که با نبرد 73 شرقی در روز قبل از ان اغاز شد. نبرد نورفولک در ساعت 30 بامداد روز 27 فوریه اغاز شد. دو تیپ حمله کننده لشکر یکم پیاده امریکا، شامل تیپ سوم از لشکر دوم زرهی، در خطوط مبدا حرکت جنگی 75 شرقی، 2.000 متر بالاتر از خطوط 73 شرقی مستقر بودند. تیپ های امریکایی با لشکر توکلنا علی الله (Tawakalna Division ) از گارد ریاست جمهوری و تیپ 73 از لشکر 12 زرهی عراق درگیر شدند. لشکر توکلنای گارد ریاست جمهوری عراق، قوی ترین لشکر عراق بود که 220 تانک T72 و 278 IFV (خودروی زره پوش چرخ دار یا شنی دار) در اختیار داشت. در طول این درگیری لشکر 12 زرهی عراق نابود شد. حدود 40 تانک عراقی و تعدا مشابهی خودروی زرهی عراقی نابود شدند. با حمایت هوایی از طرف گردان دوم، حملات بالگردهای هوانیروز و اتش پشتیبانی گردان چهارم از هنگ سوم و هنگ 210 توپخانه، که مانع حملات توپخانه ای عراق می شدند، لشکر 1 پیاده توانست راهی از بین خطوط دوم عراقی ها باز کند. سه ساعت بعد از این رویداد، لشکر یکم 6.2 مایل از منطقه نورفولک عبور کرد و در بین مه غلیظ توانست تانک ها، کامیون ها و پیاده نظام عراقی را نابود کند. لشکر 2 زرهی 60 تانک عراقی و 35 خودروی زره پوش جنگی (AFV) و خطوط انتقال نفت IPSA را نابود کرد. در بحبحه و سردرگمی عملیات، واحد های امریکایی با نیروهای عراقی در بیابان قاطی شدند. این سردرگمی باعث چند شلیک به نیروهای خودی شد. اسکادران اول و هنگ چهارم زرهی سواره نظام، حمله لشکر 1 پیاده در عراق و کویت را رهبری و هدایت کردند، و راه فرار ارتش عراق در کنار شهر کویت و بزرگراه بصره را بستند. اسکادران پیشروی سریع خود را ادامه داد و در اوج کار خود توانست فرودگاه صفوان در عراق را تصرف کند. اسکادران اول، هنگ چهارم زرهی سواره نظام توانستند 65 تانک، 66 نفربر زره پوش ( APC)، 66 کامیون، 91 سنگر بتونی را نابود کرده و 3.010 سرباز دشمن را اسیر کند. با طلوع خورشید، لشکر 1 پیاده توانست کنترل منطقه نورفولک را به دست گیرد و لشکر پیاده مکانیزه توکلنا نیز به عنوان یک نیروی رزمی دیگر وجود خارجی نداشت. در مجموع 11 لشکر عراقی نابود شدند. تمامی تلفات امریکایی 6 کشته (یک نفر بر اثر اتش نیروی های خودی) و 25 مجروح بود. نیروی ویژه 1-41 چند خودروی زرهی و چند تاک ابرامز خود را از دست داده بود. لشکر 2 زرهی و لشکر 1 پیاده 550 تانک عراقی و 480 نوع از دیگر خودروهای عراقی را در طول نبرد نابود کردند. حضور بریتانیا لشکر 1 زرهی بریتانیا مامور محافظت از جناح راست نیروهای VII بود. طراحان عملیات نیروی ویژه چنین تصور کرده بودند که زمانی که حمله نیروهای VII به داخل مواضع عراق مشخص شود، لشکر 52 زرهی عراق ضد حمله را اغاز خواهد کرد. لشکر 1 زرهی بریتانیا دو تیپ (چهارم و هفتم) در اختیار داشت که در عملیات گرانبی (Operation Granby) شرکت کردند، عملیات گرانبی نامی بود که به عملیات های نظامی ارتش بریتانیا در طول جنگ اول خلیج فارس اطلاق شد.لشکر 1 به تانک های چلنجر 1 به عنوان تانک اصلی میدان نبرد مسلح بود. این تانک ها به توپ های 120م خان دار، دوربین های حرارتی، و زره های کامپوزیتی چوبام (از معروف ترین زره های کامپوزیتی) مسلح بودند و تنها رقیب انها در میدان نبرد تانک امریکایی M1A1 ابرامز بود. سربازان پیاده بریتانیایی با خودروهای زرهی سری Warrior (یک سری از خوردوهای زرهی انگلیسی که برای جایگزینی با سری قدیمی FV430 ساخته شدند) به میدان نبرد اعزام می شدند. وریر های حفاظت زرهی بسیار خوبی داشتند و به یک توپ 30 م مجهز بودند.مدل های اصلاح شده از این خودرو شامل نمونه خمپاره انداز، موشک های ضد تانک میلان، و خودروی فرماندهی و کنترل نبرد بودند: علاوه بر این بریتانیایی ها طیف متنوع و عالی از خودروهای زرهی سبک بر پایه شاسی FV101 Scorpion را در اختیار داشتند. توپخانه انگلیسی ها عمدتا شامل هویتزرهای M109، M110 و سامانه راکت انداز چند گانه MLRS می شد که با سیتم های امریکایی هماهنگی داشتند. پشتیبانی هوایی انها نیز شامل بالگردهای غزال –که برای شناسایی به کار برده می شدند-و بالگردهای Lynx می شد که معدل بالگرد AH-1 کبرا بود. انگلیسی ها واحدهای پزشکی، لجستیکی و مهندسی لازم را نیز در اختیار داشتند. این واحد کوچک اما قدرتمند توسط سرلشکر 47 ساله رابرت اسمیت فرماندهی می شد. وی عضو واحد چتربازان بریتانیا و کارشناس زرهی و تاکتیک های تانک شوروی بود. لشکر وی دو تیپ در اختیار داشت. تیپ چهارم با مهندسان و توپخانه بیشتر تقویت شده بود. تیپ چهارم برای ماموریت های شکست محاصره ناگهانی و پاکسازی زمین در زمان نفوذ در نظر گرفته شده بود. تیپ هفتم سنگین زرهی نیز برای درگیری های تانک با تانک در نظر گرفته شده بود. در 26 فوریه 1991، توپخانه انگلیسی ها برای یک ساعت بر مواضع عراقی ها اتش گشود. این اتش سنگین ترین اتش از زمان جنگ جهانی دوم بود. همان شب، تیپ هفتم انگلیسی وارد یک نبرد شبانه تانک با گردان تانکی از لشکر 52 زرهی عراق شد. بعد از 90 دقیقه درگیری، بیش از 50 تانک عراقی و خدمه ان نابود شدند. همان شب، تیپ 4 انگلیسی یک ستاد و محل توپخانه تیپ 807 لشکر 48 پیاده را نابود کرد. نیروهای پیاده انگلیسی مواضع دفاعی عراقی را که تیپ 803 پیاده از ان دفاع می کرد را پکسازی کردند. بعد از 48 ساعت درگیری، لشکر 1 زرهی بریتانیا توانست چهار لشکر پیاده عراقی (لشکرهای 26، 48، 31 و 25) را نابود کند و با چندین درگیری سریع مواضع لشکر 52 زرهی را اشغال کند. تا نیمه شب هیچ گونه مقاومت سازمان یافته ای از سوی عراق بین لشکر 1 زرهی انگلیسی تا خلیج فارس وجود نداشت. در این روز، یک تانک چلنجر انگلیسسی توانست دوربردترین شکار تانک ثبت شده را با استفاده از مهمات زره شکاف کفکش دار تثبیت شده با بالک (APFSDS-یک نوع مهمات نفوذگر انرژی جنبشی که برای هدف قرار ددادن خودروهای مدرن طراحی شده است) از فاصله 4.700 متری ( 2.9 مایلی) به دست اورد که دوربرد ترین شکار تانک به تانک ثبت شده است. در 27 فوریه 1991، لشکر 1 زرهی بریتانیا توانست مناطق نهایی در بزرگراه بصره در شمال رشته کوه مولتا (Multa ) را تصرف و امن کند. لشکر 1 زرهی بریتانیا 217 مایل را ظرف 97 ساعت طی کرده بود. لشکر 1 زرهی 200 تانک عراقی را نابود کرده و یا به غنیمت گرفته بود و تعدا بسیار بیشتری از خودروهای زرهی، کامیون ها، خودروهای شناسایی و....را نیز نابود کرده بود. منطقه دورست در 28 فوریه، لشکر 3 زرهی امریکا بعد از مقاومت شدید عراقی ها و نابودی بیش از 250 خودروی دشمن منطقه دورست را پاکسازی کرد. تیپ 3 و لشکر 3 زرهی نیز 2.500 سرباز دشمن را اسیر کردند. نبردها و اقدامات لشکر 3 و تیپ 3 باعث نابودی دو لشکر گارد ریاست جمهوری عراق شد. در ظرف تقریبا 24 ساعت نبرد مداوم، تیپ 3 توانست 547 خودروی دشمن از جمله 102 تانک، 81خودروی زرهی، 34 قبضه توپ و 15 توپ ضد هوایی را نابود کرده و یا غنیمت بگیرد. صد ها تن پشتیبانی و تدارکات و 528 اسر نیز غنیمت این مرحله از عملیات بود. در طول عملیات، تنها 3 تانک M1A1 ابرامز لشکر سه زرهی اسیب دید. پانزده سرباز لشکر سوم بین دسامبر 1990 و اواخر فوریه 1991 کشته شدند. در اوج نبرد، لشکر 3 زرهی شامل 32 گردان و 20.533 نفر پرسنل بود. این نیرو بزرگترین ائتلاف در جنگ خلیج فارس و بزرگترین لشکر زرهی در تاریخ بود. نیروی زرهی ان نیز شامل 360 تانک ابرامز، 340 خودروی زرهی برادلی، 128 هویتزر خودکششی 155 م، 27 بالگرد تهاجمی اپاچی، 9 سامانه راکت انداز چند گانه MLRS و.......بود. زمان: 27 فوریه 1991 مکان درگیری : استان المثتی عراق نتیجه: پیروزی قاطع نیروهای ائنلاف نیروهای درگیر رژیم بعثی عراق ایالات متحده- انگلستان واحدهای درگیر عراق لشگرهای توکلنا علی الله گارد ریاست جمهوری لشکر 10 زرهی لشکر 12 زرهی لشگر 52 زرهی لشگر 25 پیاده لشگر 26 لشگر 31 پیاده لشگر 48 پیاده تیپ 9 زرهی تیپ 18 مکانیزه تیپ 50 زرهی تیپ 29 زرهی امریکاو انگلیس لشکر 2 زرهی امریکا (نیروی مهاجم) لشگر 1 پیاده لشگر 3 پیاده لشگر 1 سواره نظام لشگر 1 زرهی بریتانیا تیپ 210 توپخانه اسکادران اول، هنگ چهارم سواره نظام (امریکا) تلفات و خسارات نیروهای بعثی (در مواجهه با نیروهای امریکایی) تلفات سنگین 937 سرباز اسیر 550 تانک نابود شده 480 نوع دیگر خودروهای نابود شده 396 قبضه توپ نابود شده منطقه دورست تلفات سنگین 250 تانک نابود شده 2.500 سرباز اسیر بخش انگلیسی ها تلفات سنگین 200 تانک نابود شده تلفات سنگین بر خودروهای زرهی امریکا 6 سرباز شکته شده 25 مجروح 5 تانک نابود شده 4تا 5 خودروی زرهی نابود شده منطقه دورست 15 سرباز کشته شده 3 تانک اسیب دیده بریتانیا تعدای مجروح و زخمی مترجم: محمد رجبعلی منبع: https://en.wikipedia.org/wiki/Battle_of_Norfolk توجه: این مطلب قبلا توسط حقیر در سایت jangavaran.ir منتشر شده است. شادی ارواح طیبه امام، شهدا، شهدای مدافع حرم، شهدای آتش نشان سلامتی و تعجیل در فرج آقا، مولا و صاحب اختیارمون مهدی قائم (عج) سلامتی و طول عمر با عزت برای نائب بر حق ایشان امام خامنه ای (مد ظله العال ) سلامتی و پیروزی رزمندگان جبهه مقاومت 5 صلوات محمدی عنایت کنید
  23. با سلام ليست برخي از ادوات زرهي ايران T-90 Tank (به تعداد اندك) T-72 Tank M113 Apc Zulfiqar-1 Tank Zulfiqar-2 Tank Zulfiqar-3 Tank M47 Patton T-62 Tank Scorpion Light Tank Cascavel APC T-54/T-55 Tank T-59s Tank Chieftain Tank M-60 Tank Raad-2 / Thunder 2 Artillery T-72Z Safir-74 Boragh HOWITZER 155 mm HM 41 HOWITZER 122 mm HM 40 Taftan Mine Cleaner 1/4ton Tactical Jeep 3/4ton Tactical Vehicle Infantry Combat Vehicle Bmp-2 Rakhsh 4x4 Wheeled Apc Thunder 1 Artillery Cobra BMT-2 APC Tosan Tank Urutu APC برخي از كارشناسان معتقد هستند با توجه به اينكه طرح تانك ذوالفقار-3 از تانك ابرامز اقتباس شده است پس ايران تانك ابرامز نيز هرچند به تعداد كم در اختيار دارد. (با توجه به اينكه دوستان همه در ضمينه هاي نظامي تخصص دارند و با اصطلاحات نظامي آشنايي دارند من ديگه واژه ها رو ترجمه نكردم كه مثلا Artillery ميشه توپخانه ! اگه احتياج بود بگيد فارسي بنويسم !)
  24. خلاصه TAM (به معناي تانك متوسط آرژانتيني در زبان اسپانيايي) تانكي است كه هم اكنون در خدمت نيروي زميني آرژانتين مي باشد. به علت فقدان تجربه و تكنولوژي كافي وزارت دفاع آرژانتين قراردادي را با كمپاني آلماني Thyssen-Henschel به منظور انتقال تكنولوژي لازم منعقد كرد.تانك به وسيله يك گروه از مهندسان آلماني و آرژانتيني بر پايه شاسي IFV)Marder)آلماني توسعه داده شد.اين طرح نياز نيروي زميني آرژانتين را به يك تانك مدرن،با سرعت بالا و نیمرخ کوتاه و وزن کم تامین کرد.توسعه تانک در سال 1974 آغاز و پیش نمونه های آن در سال 1977 کامل شد و تولید اصلی نیز در سال1979 آغاز شد. در اثر مشکلات اقتصادی،آرژانتین مجبور به بستن خط تولید در سال 1983 شد.سرانجام دوباره در سال 1994 تولید تانک از نو آغاز، و تا زمانی که نیاز نیروی زمینی به 200 تانک تامین شد،ادامه یافت.بر پایه شاسی این تانک نیز 7 نوع متفاوت خودرو نظامی دیگر مانند هویتزر 155 میلیمتری خودکششی و خودروی خمپاره انداز ساخته شد.سوار کردن قطعات نیز در تاسیسات محلیTAMSE در فضایی با مساحت 9600 مترمربع انجام شد.به جز خودروهای ساخته شده برای نیروی زمینی آرژانتین،تعدادی خودرو نیز برای نیروی زمینی پرو ساخته شد،که این خودروها نیز به علت لغو شدن قرارداد،دوباره به نیروی زمینی آرژانتین بازگشت.همچنین 17 دستگاه از نفربرهای ساخته شده بر پایه شاسی این تانک در یوگسلاوی سابق،برای ماموریت حفظ صلح سازمان ملل به کار گرفته شد. توسعه: (تاریخچه،تحرک،تسلیحات،دید و ..) در جریان دهه 60،آرژانتین به دنبال جایگزین کردن خودروهای جدیدی به جای تانک قدیمی انگلیسی Sherman Firefly ،خودروی زرهی آمریکایی M8 Greyhounds و خودروی نیمه شنی M3A1 که بعد از جنگ جهانی دوم دریافت کرده،بود. با وجود تلاش هایی که برای تامین تجهیزات از ایالات متحده کرد،آرژانتین تنها توانست خرید 50 دستگاه M41 Walker Bulldogs و 250 دستگاه نفربر زرهی M113 را تضمین کند و این باعث شد که آرژانتین به طرف اروپا روی بیاورد.آرژانتینی ها امیدوار بودند که بتوانند با استفاده از تکنولوژی اروپایی ها،دیگر خودشان در داخل و به صورت بومی،تسلیحات مورد نیازشان را تولید کنند. سرانجام آرژانتین 80 دستگاه تانک سبک AMX-13 ،به علاوه 180 دستگاهAMX-VCI و 24 عراده هویتزر AMX-155 F3 را از دولت فرانسه دریافت کرد و نیز توانست حدود 40 دستگاه AMX-13 و 60 دستگاه AMX-VCI را در داخل بسازد،همچنین آرژانتینی ها تانک آلمانی لئوپارد 1 و تانک فرانسوی AMX-30 را برای جایگزینی با تانک های شرمن،آزمایش کردند.در سال 1973 وزارت دفاع آرژانتین،یک سری از مشخصات و نیازهای تانکی را که باید از دهه 80 وارد خدمت می شد،ارائه داد. این مشخصات شامل یک توپ مدرن 105 میلیمتری،دو قبضه تیربار،نارنجک انداز،برد جاده ای حداقل 500 کیلومتر،حداکثر سرعت 70 کیلومتر بر ساعت و وزنی که نباید بیش از 30 تن باشد،بود.همچنین باید در طراحی ملاحظه زیرساخت های موجود آرژانتین شامل توانایی خطوط راه آهن،پل ها و جاده ها می شد.در اواخر سال 1973، MATP (پروژه تانک متوسط آرژآنتینی) با هدف کلی مطالعه،طراحی و توسعه یک تانک برای آینده آرژانتین،آغاز شد. کمبود تجربه و تکنولوژی لازم،دولت آرژانتین را مجبور کرد که به دنبال یک کمپانی خارجی برای تهیه تکنولوژی لازم،بگردد.سرانجام قراردادی با کمپانی آلمانی Thyssen-Henschel منعقد شد،در جریان این قرارداد بر سر انتقال تکنولوژی لازم توافق شد،که در نتیجه برنامه ای برای توسعه یک تانک با مشخصات مذکور دولت آرژانتین،تحت نظر یک تیم فنی متشکل از مهندسان آلمانی و آرژانتینی آغاز شد.سرانجام تصمیم بر این شد تا از بدنه نفربر آلمانی Marder استفاده شود و همچنین شاسی برای حمایت بیشتر از وزن تانک،تقویت شد.دو پیش نمونه در اواخر 1976 و اوایل 1977 ساخته شد که بلافاصله برای مدت دو سال تحت تست های گوناگون و زیادی قرار گرفت و درجریان این آزمایشات،تانک بیش از 10000 کیلومتر را طی کرد.همزمان با این اقدامات،دو پیش نمونه دیگر هم برای پیشبرد رسیدگی و مطالعه در مورد طرح خودروهای جدید نظامی،ساخته شد. قدرت آتش تانک جدید،با نصب یک توپ 105 میلیمتری L7A1 تامین شد،ولی سرانجام این توپ با مدل اصلاح شدهL7A2 تعویض شد.اما دوباره این توپ نیز با توپ 105 میلیمتری Rh-105-30 رین متال عوض شد.این توپ آلمانی در آرژانتین با نام FM K.4 Modelo 1L تولید می شود.مزیت و نکات مثبت توپ Rh-105-30 شامل،وزن کم(به منظور کاهش وزن تانک که مورد توجه دولت بود.)،اندازه جمع و جور و مهلک بودن آن بود،این توپ بر روی تانک TAM از شعله پوش استفاده نمی کند و می تواند تا 18 درجه بالا و تا 7- درجه پایین بیاید.این توپ می تواند مهمات انرژی جنبشی M735A1 را به راحتی شلیک کند. M735A1 نیز می تواند در 370 میلیمتر زرهی که در فاصله 1000 متری قرار دارد،نفوذ کند.همچنین این توپ می توان مهمات HEAT و HESH را نیز شلیک کند. سلاح فرعی این تانک نیز شامل یک GPMG م.م 62/7 هم محور به نام FN MAG 60-40 و یک FN MAG 60-20 که برای مقابله با تهدیدات هوایی بر روی برجک نصب می شود. لازمه انتخاب موتور برای این تانک،وزن کم،متراکم بودن و سرعت و شتاب بالا بود،به این منظور موتور دیزلی 6 سیلندر MB-833 Ka 500 از MTU فردریش شافن با توان 720 اسب بخار انتخاب شد،در نتیجه نسبت نیرو به وزن تانک به 24 اسب بخار برای هر تن رسید. سرعت تانک نیز در جاده 75 کیلومتر بر ساعت و در خارج از جاده 40 کیلومتر بر ساعت می باشد.برد تانک تنها با استفاده از مخازن سوخت داخلی با ظرفیت 680 لیتر،590-500 کیلومتر می باشد و در صورت اضافه کردن دو مخزن سوخت 200 لیتری خارجی،برد تانک تا 800 کیلومتر افزایش می یابد. سیستم انتقال قدرت تانک نیز از نوع Renk HSWL-204 اتوماتیک به همراه یک تبدیل کننده هیدرودینامیکی می باشد.برای ترمز نیز از دیسک های ترمز هیدرولیکی استفاده می شود. حفاظت این تانک نیز بر پایه نیمرخ کوتاه برجک(طراحی شده بر اساس Leopard 1A4 می باشد.)،سطح شیب دار بدنه (32 درجه در پهلو ها) و زره می باشد. جلوی برجک نیز با 50 میلیمتر زره فولادی حفاظت می شود.وزن کم و زره نسبتا سبک تانک باعث تحرک بالای تانک در ناهمواری ها می شود. به جز پریسکوپ های فرمانده،یک پریسکوپ PERI R12 که برای تانک Leopard 1A4 طراحی شده،برای خدمه تعبیه شده است. توپچی و لودر نیز دارای یک پریسکوپ برای دید در روز هستند.برای شلیک در شب یک دوربین LLLTV نصب شده که همراه با حرکت لوله توپ اصلی،حرکت می کند.همچنین برنامه ای برای ضخیم و تقویت زره و افزایش حفاظت تانک انجام شد. مدل ها تعدادی خودرو از روی شاسی این تانک ساخته شده.همچنین برنامه ای برای ساختن یک IFV در سال 1977 پایان یافت و در نتیجه مدل VCTP ساخته شد. این خودرو می تواند یک گروه 12 نفری را جا به جا کند،فرمانده همراه یک تفنگدار در برجک قرار می گیرد،بقیه نیز در پایین قرار می گیرند.یک نفر نیز از تیربار بدنه استفاده می کند. عکس:یک دستگاه VCTP سلاح اصلی VCTP،یک autocannon م.م 20 ، Rh-202 رین متال است که می تواند از مهمات DM63 استفاده کند.همچنین یک قبضه تیربار 62/7 میلیمتری بر روی برجک قرار گرفته.افراد نیز می توانند از دری که پشت بدنه تعبیه شده،پیاده شوند.مدل های دیگر شامل:هویتزر 155 میلیمتری VCA 155،خودروی خمپاره انداز VCTM(دارای خمپاره انداز 120 میلیمتری AM-50)،خودروی رزمی VCPC،راکت انداز VCLC،آمبولانس VCAو VCA (ARV)می باشد،که توضیح مشخصات هرکدام نیاز به بحث جداگانه ای دارد و دوستان برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد ویژگی های این خودروها می توانند یه منبع مراجعه کنند. تولید ساخت تانک TAM در سال 1979 با هدف تولید 200 تانک و 312 دستگاه VCTP آغاز شد،اما زمانی که در سال 1983 تولید موقتا پایان یافت،تنها 150 دستگاه تانک TAM و 100 دستگاه VCTPتولید شد.70 درصد تانک ها در آن زمان در کارخانه داخلی TAMSEو 30 درصد در آلمان ساخته شد.کارخانه داخلی TAMSE دارای فضای 9600متر مربع و کاملا سرپوشیده است و دارای 2 انبار اصلی برای ذخیره مصنوعات می باشد،همچنین دارای یک لابراتوار کنترل کیفیت ،یک اتاق تست موتور وشلیک و یک دفتر پروژه می باشد. صادرات اگرچه TAM هرگز به کشوری صادر نشد،ولی تعدادی از کشورها نسبت به این تانک علاقه نشان دادند.مالزی در سال 1981 قراردادی را برای خرید 102 دستگاه خودرو از خانواده TAM،شامل تانک،VCTPو VCRT(با تغییر به نام های شیر،ببر و فیل) امضاء کرد.اما در نهایت این قرارداد لغو و مالزی تانک لهستانی PT-91 را انتخاب کرد.قرار داد پرو نیز همانطور که گفته شد،به دلیل عدم تامین بودجه لازم لغو گردید.قرارداد مشابه ای نیز با پاناما بسته شد،ولی بعدا به دلایل نامعلومی کنسل شد.همین مسائل برای چند کشور دیگر هم تکرار شد. در خاورمیانه نیز ایران و عربستان سعودی نسبت به این تانک علاقه نشان دادند،اما معامله با ایران به علت درخواست عربستان و عراق از آلمان به نتیجه نرسید.(تنها نقل قول از منبع،صحت مطلب تایید نشده است). همچنین معامله با عربستان نیز به علت درخواست رژیم اشغالگر قدس از آلمان به جایی نرسید. تاریخچه جنگی اگرچه تانک TAM سابقه حضور در هیچ جنگی را نداشته،اما 17 دستگاه VCTP در یوگسلاوی به وسیله یک گردان آرژانتینی در ماموریت حفظ صلح سازمان ملل،به کار گرفته شده. عکس:راکت انداز VCLC مشخصات کلی نوع:Medium Tank(?) کشور سازنده:آلمان و آرژانتین استفاده کننده:آرژانتین وزن:5/30 تن طول:75/6 متر عرض:25/3 متر ارتفاع:42/2 متر خدمه:4 نفر سلاح اصلی:یک قبضه توپ 105 م.م FM K.4 Modelo 1L سلاح فرعی:2 قبضه تیربار 62/7 م.م موتور:MTU-MB833 Ka-500 توان موتور:720 اسب بخار(537 کیلو وات) برد:بدون مخزن خارجی،حداکثر 590 کیلومتر(؟) سرعت:75 کیلومتر بر ساعت ............................................ اطلاعات بیشتر: (http://en.wikipedia.org/wiki/TAM_(tank مترجم:Ali_64 استفاده از این مطلب تنها با ذکر نام مترجم و وب سایت میلیتاری مجاز است.