جستجو در انجمن

مشاهده نتایج برای برچسب های 'امریکا'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بوسیله برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


انجمن ها

  • بخش داخلی
    • اخبار و قوانین
    • ماهنامه میلیتاری
    • گالري عكس و فيلم
    • کتابخانه میلیتاری
    • مقالات برتر
  • War and History - بخش جنگ و تاریخ
    • مباحث جامع نظامی
    • پیمان ها - قراردادها و معاملات تسلیحاتی
    • دکترین و استراتژی
    • عملیات های نظامی
    • جنگ تحمیلی
    • تحولات روز امنیتی نظامی بین الملل
    • General Military Discussions
  • Air force Forum - بخش نیروی هوایی
    • هواپیماهای نظامی
    • بالگردهای نظامی
    • تسلیحات هوایی
    • متفرقه در مورد نیروی هوایی
    • سایر بخشهای نیروی هوایی
    • Airforce - English
  • Army Forum - بخش نیروی زمینی
    • ادوات و تسلیحات زمینی
    • خودروهای نظامی و زره پوش ها
    • مباحث جامع زرهی
    • توپخانه زمینی
    • موشک های زمین پایه
    • الکترونیک زمینی
    • تجهیزات و تسلیحات انفرادی
    • متفرقه نیروی زمینی
    • سایر بخشهای زمینی
    • Ground forces - English
  • Navy Forum - بخش نیروی دریایی
    • شناورهای سطحی
    • شناور های زیرسطحی
    • هوا دریا
    • تسلیحات دریایی
    • سایر بخش های نیروی دریایی
    • علوم و فنون دریایی
    • راهبردها و راهکنش های دریایی
    • تاریخ نیروی دریایی
    • اخبار نیروی دریایی
    • Navy - English
  • News Section - بخش خبر
    • اخبار روز ایران و جهان
    • اخبار صفحه اول
    • رایانه و شبکه
    • English News
    • Send news
  • Non-Military Forums - سایر بخشها
    • دیگر موضوعات و مطالب

پیدا کردن نتایج در ...

یافتن نتایج که ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروز رسانی

  • شروع

    پایان


Filter by number of...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


Website URL


Yahoo


Skype


Location


Interests

پیدا کردن 3 results

  1. بسم الله الرحمن الرحیم تاریخچه مختصر نوراد - فرماندهی دفاع هوایی [پدافند] امریکای شمالی North American Aerospace Defense Command ساخت یک دفاع هوایی امریکای شمالی با آغاز جنگ سرد کارشناسان دفاعی و رهبران سیاسی امریکایی شروع به برنامه ریزی و اجرای یک سپر دفاع هوایی نمودند ، که به اعتقاد آن ها برای دفاع علیه حمله احتمالی بمب افکن های دوربرد شوروی لازم بود فرماندهی پدافند هوایی ADC در زمان تاسیس در سال 1947 بشکل قطعی به عنوان یک سرویس (نیروی) جداگانه تایید شد که نیروی هوایی در نقطه کانونی این نیرو قرار داشت فرماندهی دفاع هوایی اولین بار در سال 1948 تشکیل شد و در سال 1951 در پایگاه هوایی Ent سازماندهی مجدد شد و زیر نظر نیروی هوایی مسئولیت دفاع از مناطق مختلفی از امریکا (به فرماندهی دفاع هوایی) داده شد Air Defense Command - ADC پایگاه هوایی Ent (روز تاسیس ADC ) در سال 1954 با تشدید نگرانی ها در مورد قابلیت های شوروی ، یک فرماندهی واحد متشکل از چند نیروی مختلف شامل نیروی دریایی ، ارتش (نیروی زمینی) و واحد های نیروی هوایی ایجاد شد (فرماندهی دفاع هوایی قاره ای کوناد) the Continental Air Defense Command - CONAD رهبران نیروی هوایی به ویژه ژنرال بنجامین چیدلاو و ژنرال ارل پاتریج برنامه پدافند هوایی و برنامه ریزی ها را در میانه دهه 50 هدایت کردند بنجامین چیدلاو ژنرال ارل پاتریج طی سال ها نیروی هوایی پرنده های رهگیر را تدارک و بروز رسانی های مورد نیاز را برنامه ریزی میکرد ، همچنین نیروی هوایی بصورت گسترده رادار ها و سامانه های پیش اخطاری را توسعه داده و بکار برد که به شکل خودکار (تریپ وایر) مقابل حملات هوایی عمل میکرد سامانه های هشدار و ارتباطی پیشرفته برای هشدار در زمان مورد نیاز و همینطور فرماندهی و کنترل نیرو ها لازم بود که شامل بخش عمده نیروی هوایی می شد ، روندی که ادامه پیدا کرده و به دفاع هوا - فضای امریکا انجامید با توسعه طرح ها توسط نیروی هوایی و مطرح شدن برنامه سامانه های هشدار دهنده ، سران نیروی هوایی نسبت به نیاز منطقی برای گسترش همکاری با همسایه قاره ای امریکا [کانادا] متقاعد شدند روابط دفاعی امریکا /کانادا به جنگ دوم جهانی بر میگشت زمانی که رهبران سابق دو کشور (فرانکلین روزولت و ویلیلم لیون مکنزی کینگ) برای مشارکت نظامی در اوایل 1940به توافق رسیدند ( توافقنامه اوگدنزبورگ ) این پیوند ها در سایه افزایش قابلیت های نظامی شوروی و روند رو به رشد ناپایداری های بین المللی مانند ظهور یک اروپای تقسیم شده و جنگ کره در اواخر دهه 1940 با اشتراک بیشتر برنامه های دفاعی تجدید شد در اوایل دهه 50 توافقنامه دفاعی بین کانادا و امریکا روی ساخت شبکه راداری در سراسر کانادا (محور میانی کانادا) معروف به حصار مک گیل ، محور درخت کاج و خط معروف پیش اخطار دور (The Distant Early Warning Line) متمرکز شده بود خطوط گیرنده های راداری در کانادا این همکاری ها منجر به گسترش طبیعی گفتگو ها در مورد ادغام و اجرای نقشه های دفاع هوایی شد. درسال 1957 جزئیات مورد بررسی قرار گرفته و مقامات ارشد دفاعی دو کشور تشکیل فرماندهی پدافند هوایی امریکای شمالی را تصویب کردند ، که در پایگاه هوایی Ent در کلرادو محل فرماندهی دفاع هوایی قاره ای ایالات متحده CONAD و زیرمجموعه هایش شامل فرماندهی دفاع هوایی نیروی هوایی ADC برپا شد ژنرال نیروی هوایی ارل پاتریج که همزمان فرمانده مرکز فرماندهی پدافند نیروی هوایی و مرکز فرماندهی پدافند قاره ای امریکا بود به عنوان فرمانده فرمانده پدافند امریکای شمالی (نوراد) منصوب شد وارتشبد هوایی روی اِسلِمان افسر ارشد نیروی هوایی پادشاهی کانادا که نماینده اصلی کانادا در مذاکرات همکاری بود به عنوان قائم مقام فرماندهی نوراد منصوب شد مارشال هوایی روی اِسلِمان نه ماه پس از عملیاتی شدم فرماندهی در دوازدهم ماه می 1958 دو کشور اعلام کردند که یک منظومه پدافند هوایی مشترک را در قالب یک توافق دوسویه دفاعی در سطح ملی ایجاد کرده اند که که توافق نوراد NORAD نامیده میشود توافق نوراد و شرایط مرجع آن (پیوست های توافقنامه) ، روابط سیاسی را فراهم می آورد که طول عمر روابط دفاع هوایی کانادا – امریکا را در سال های آتی امکانپذیر می نماید توافقنامه نوراد با الزام آن به بازبینی های دوره ای انعطاف پذیری را برای سازگاری با شرایط دفاعی متغیر تضمین میکند، مانند وقایعی که فرماندهی تازه تاسیس بزودی با ان روبرو میشود ان شاالله ادامه دارد... پ.ن1: برای میلیتاری پ.ن2: لطفا عکس ها منتقل شوند پ.ن3: پایگاه هوایی Ent
  2. زندان نا امیدی ؛ تسلیم عامل کشتار سربازان امریکا جنگ کره نوعی جدیدی از فشار بر اسرای جنگی را معرفی نمود. نرخ مرگ و میر در کمپ های اسرای جنگی در کره شمالی عدد باور نکردنی 38 درصد بود – بیشترین میزان در تاریخ نظامی ایالات متحده چیزی که فهم این اعداد را دشوار میکند این است که محل اسکان ، آب و غذای کافی در اختیار تمام اسرای جنگی قرار داشت واکثر آن ها شکنجه های فیزیکی نشده بودند (چیزی که در جنگ های قبلی شایع بود) بازداشتگاه های سربازان امریکایی کمپ هایی بود که بنابر استاندارد های معمول ظالمانه و یا غیر عادی نبودند ، اسرا سرپناه ، آب و غدای کافی در اختیار داشتند. آن ها در معرض شکنجه های فیزیکی معمول هم نبودند، در حقیقت شکنجه های فیزیکی در اردوگاه های اسرا در کره شمالی از هر اردوگاه اسرای جنگی دیگری در تاریخ جنگ های بزرگ کمتر بود پس چه چیزی در این کمپ ها باعث مرگ و میر این همه سرباز امریکایی می شد؟ چه چیزی برای سربازان جنگی آموزش دیده چنین ویرانگر بود؟ اسرای امریکایی درون حصاری از سیم های خاردار نبوده و سربازان مسلح کمپ ها را محاصره نکرده بود ؛ با این وجود هیچ سربازی هرگز برای فرار تلاش نکرد ؛ علاوه بر این این مردان بار ها سلسله مراتب (نظامی) را نقض و مقابل یکدیگر قرار گرفتند و گاهی روابط نزدیکی با زندانبانان کره ای بر قرار میکردند هنگامی که بازماندگان (از کمپ ها) به گروه صلیب سرخ در ژاپن تحویل شدند ، به آن ها فرصت تماس تلفنی با عزیزانشان داده شد که خبر زنده بودنشان را به اطلاع ان ها برسانند، اما تعداد بسیار کمی زحمت تماس به خود دادنند این سربازان پس از بازگشت به خانه هیچ دوستی و رابطه ای با یکدیگر ادامه ندادند. ویلیام . ای . مایر پس از جنگ کره ، سرگرد (دکتر) ویلیام ای مایر که بعد ها رییس (فرمانده) روانشناسی ارتش امریکا شد ، روی 1000 اسیر جنگی امریکایی در کمپ های کره شمالی در اسارت بوده اند مطالعه نمود او مشخصا به به آزمایش یکی از مخرب ترین و موثر ترین موارد عملیات روانی ثبت شده علاقمند بود ، موردی که باعث ویرانی افراد میشد دکتر ویلیام مایر یک بیماری جدید در میان اسرای جنگی کره کشف کرد – یک سندرم نا امیدی فراگیر و شدید که آن را (میراسموس Mirasmus) یا فقدان مقاومت و انفعال شدید تعریف نمود سربازان به آن میگفتند (بیماری تسلیم) Give up-itis [اصطلاح (تسلیم) افرادی را توصیف می کند که با ایجاد بی خیالی مفرط به فشار های روانی واکنش می دهند ، امید را از دست داده با چشم پوشی از میل به بقا بدون هیچ علت طبیعی (فیزیولوژی) می میرند] چطور ممکن بود امید کاملا از قلب سربازان رفته باشد؟ برای نا امید کردن افراد از زندگی از چهار روش استفاده میشد اول جاسوسی از بقیه تشویق میشد اگر کسی جاسوسی بقیه را میکرد کره ای ها به او جوایزی مثل شیرینی و یا سیگار می دادند نکته شگفت انگیز این بود که نه متخلف (لو رفته) و نه گزارش دهنده تنبیه نمی شدند ، نیت حقیقی این بود که اعتماد بین همرزمان از بین برود دوم انتقاد شدید از خود ترویج میشد ، زندانبانان گروه های کوچکی تشکیل می دادند که سربازان نه فقط به کار های بدی که کرده اند ، بلکه به کار های خوبی هم که می توانستند انجام بدهند ولی شکست خورده اند اعتراف کنند این اعتراف برای کره ای ها نبود ، بخاطر نابود شدن عزت نفس بین سربازان امریکایی بود تکنیک سوم شکستن وفاداری به دیگران بود خصوصا به رهبران و کشور اینکار برای شکستن روحیه کار گروهی و همکاری و جایگزینی آن با انزوا و علاقه به منافع شخصی بود در یک مورد گزارش شد که 40 نفر در مقابل بیرون انداختن سه نفر از سربازان بیمار از کلبه توسط یک زندانی بد خلق ، هیچ کاری نکردند تا آنها از سرما بین بروند وقتی از ایشان سوال شد چرا کاری نکردید پاسخ دادند: چون کار ما نبود (به ما ربطی نداشت) http://www.angelfire.com/art2/koreanwar_pow/pow-15.JPG چهارم آخرین طرح ویرانگر این بود که زمانی که سربازان زیر آواری از احساسات منفی هستند همه حمایت های مثبت احساسی از ایشان دریغ میشد اگر سربازی نامه ای حمایتگرانه (دلگرم کننده) از خانه دریافت میکرد زندانبانان آن را نگه میداشتند ، در مقابل هر خبر بدی مثل مرگ عزیزان یا خبر ترک همسرانشان سریعا تحویل داده میشد ، این تضعیف روحیه دائمی و ثابت ایجاد یک نا امیدی از افراد مورد علاقه ، کشور و حتی ایمان مذهبی میشد این که سربازی در کلبه ها سرگردان و نا امید دیده شود و تصمیم بگیرد که تلاش برای بقا هیچ سودی ندارد اصلا غیر عادی نبود. او تنها به گوشه ای رفته ، می نشیند و پتویی روی سر میکشد و ظرف دو روز او مرده بود اگر سربازان کتک میخوردند ، یا به صورت آن ها آب دهان پرتاب میشد عصبانی میشدند . خشم به آنها انگیزه بقا می داد ، اما در نبود انگیزه سربازان به سادگی می مردند ، حتی اگر توجیه پزشکی برای مرگ آنها وجود نداشت صرف نظر از موارد جزئی شکنجه فیزیکی ، میراسموس نرخ مرگ کلی سربازان در کمپ های اسارت در کره شمالی را به عدد شگفت انگیز 38% رساند ؛ بالاترین میزان مرگ در بین اسرای جنگی در تاریخ ایالات متحده شگفت انگیز تر اینکه نیمی از این سربازان بسادگی بخاطر تسلیم شدن (بیماری تسلیم) مردند آنها کاملا در حصر بودند ، هم فیزیکی و هم ذهنی چکیده ای از پ.ن: حساب نگارخانه میلیتاری ندارم ، لطفا تصاویر منتقل شود
  3. وقتی چین حمله می کند ... هکر های چینی در گستره ای وسیع ، وب سایت های آمریکایی را تهدید می کنند . حالا هر شهروند چینی یک خطر بالقوه برای شبکه ی مجازی آمریک است . تا همین چند سال پیش ، آمریکا از این موضوع واهمه داشت که از سوی نهاد ها و سازمان های چینی مورد حمله ی رایانه ای قرار گیرد و زیر ساخت های اطلاعاتی موجود آسیب ببیند . اما حالا ، کارشناسان دفاعی در این زمینه دریافته اند که این خطر صرفا از سوی نهاد های دولتی چینی آن ها را تهدید نمی کند ، بلکه میلیون ها هکر چینی در خانه های خود هر روز می توانند جنگی تمام عیار را علیه زیرساخت های اطلاعاتی ایالات متحد صورت دهند . در روز چهارم ماه می 2001 ، و در ساعت هشت صبح ، کاربران سایت اینترنتی کاخ سفید هنگام باز کردن صفحه ی اصلی با یک پیغام خطا مواجه شدند و تقریبا حوالی ظهر همان روز این سایت کاملا از کار افتاد و دولت آمریکا یکی از بدتیرن حملات اینترنتی تاریخ خود را تجربه کرد . آن طور که به نظر می رسید ، گروهی از هکر ها در جایی از دنیا مشغول بالا بردن ترافیک این سایت بودند و باباز کردن ممتد هزاران صفحه در ثانیه ، سرور های کاخ سفید را با مشکل جدی مواجه کردند . علاوه بر سایت کاخ سفید ، سایت های مهم دیگر دولت آمریکا چون سایت ارتش و دیگر وزارتخانه های دولت نیز مورد حمله قرار گرفتند . تحقیقات گسترده از همان لحظه شروع شد و تقریبا پس از چندی این اطمینان حتصل شد که سایه ی سنگین چینی ها پشت سر این حملات است . در هنگام باز کردن صفحه ی نیروی دریایی ارتش آمریکا جمله ی بزرگی با این عنوان درج شده بود که "من یک چینیم" ؛ و یا جملاتی مانند "لعنت بر سرمایه داری آمریکا" که روی سایت بیش تر وزارتخانه ها دیده شد. بعد از موفقیت هکر چینی در حمله به سایت های دولت آمریکا ، در همان لحظات هکر هایی از عربستان سعودی ، آرژانتین و هند نیز به این جمع پیوستند و دامنه ی حملات را بیش تر کردند . کارشناسسان فناوری اطلاعات در ارتش آمریکا در همان روز ها تلاش کردند با بالا بردن توان سامانه ی دفاعی خود از سطح معمولی به سطح آلفا ، جلوی این تهدیدات را بگیرند . اما طی چند هفته ی بعد از آن ، سایت کاخ سفید دوبار دیگر مورد حمله قرار گرفت و کاملا از کار افتاد . در مجموع ، در پایان تمام ایت حملات اینترنتی ، هکر ها توانسته بودند حدود هزار سایت مهم دولت آمریکا را متوقف کرده و از کار بیندازند . به اعتقاد بسیاری ، پدیده ی حملات سایبری یکی از عواقب تنش های سیاسی و نظامی موجود در جهان فعلی ست . یک ماه پیش از این حملات گسترده ، یک فروند هواپیمای EP-3 در سواحل جنوبی چین با یک جنگنده ی چینی شدیدا برخورد کرد . خلبان آمریکایی توانست خود را نجات دهد ، اما خلبان چینی در این حادثه کشته شد . هکر های چینی به نشانه ی انتقام از این حادثه ، گفته بودند که وب سایت های نظامی آمریکا را از کار خواهند انداخت و همین کار را نیز عملی کردند . البته اگر چه این حمله نخستین حمله به سایت های آمریکایی محسوب نمی شود ، اما روزنامه ی نیویورک تایمز از آن به عنوان "جنگ جهانی اول هکر ها" نام برد و آن را پدیده ای بزرگ در تاریخ برخورد های نظامی کشور ها خواند . این حمله یکی از ابتدایی ترین حملاتی بود که از سوی چینی ها سازماندهی شده بود و از آن زمان به بعد هکر های چینی با سازماندهی بیش تر و بیش تر ، ضربات سنگین تری را به سازمان ها و نهاد های مهم آمریکایی وارد کنند . که از آن جمله می توان به سرقت فایل های مهم ناسا ، نفوذ به شبکه ی داخلی وزارت بازرگانی آمریکا و حمله به برخی از شبکه های مهم رادیو تلویزیونی چون CNN اشاره کرد . و تازه این ها نمونه ای از حملاتی ست که رسانه ای شده و عموم مرد م از کم وکیف آن مطلع شده اند . اما حملات یگری نیز جود دارد که هنوز بسیاری ، از آن ها اطاع ندارند و بهلی مسائل امنیتی ، دولت آمرا سعی در پنهان نگه داشتن آن ها دارد .اما سوا این جا ست ک به راستی چه کسی این حملات را ترتیب می هد ؟ آیا عاملاصی ترغیب کننده ی این هکر ها دولت چین است و یا جریانی مردمی خودی آن ها را ترتیب می دهد ؟ در این میان برخی هکر ها در ظهاراتی بعضی از اسرار خود را لو داده اند و اذعان می کنند که تقویت احساسات ضد آمریکایی در آن ها باعث شه با ساماندهی بیش تر ، به خصوص بعد از حادثه ی خورد دو هواپیمای آمریکایی وچینی ، به کار ادامه دهند و حملات سنگین تری را علیه سایت های ضد چینی ترتیب دهند . یکی از این هکر ها "پنگ یی نان" است که در سال 2001 رفته رفته وبلاگ مخصوص خود را طراحی کرد و در آن به افشای بسیاری از مسائل مهم مرتبط با حملات سال 2001 پرداخت . این گفته ها واین وبلاگ تا سال 2005 ناشناخته باقی ماندند و کسی توجه خاصی به آن ها نکرد ، تا این که یکی از استادان زبان شناسی دانشگاه کانزاس با جست و جوی برخی کلید واژه ها توانست ام او را در گوگل پیدا کند و به بخش مهمی از اسرار حمله دست پیدا کند . روی هم رفته تهدیدات اینترنتی چینی زیرساخت های نظامی و امنیتی ایالات متحد را به شدت تهدید می کند . سال گذشته ، کمیسیون امنیتی-اقتصادی آمریکا و چین ، جاسوسی سایبری چینی ها را یکی از تهدیدات مهم موجود در آمریکا خواند . در بیانیه ی این کمیسیون آمده است که "چینی ها با افزایش قابلیت های جنگ سایبری ، در حال بهره برداری از ضعف های ایالات متحد هستند". این کمیسیون با اشاره به اهمیت فراوان شبکه های رایانه ای در خدمات دولتی فعلی ، هشدار هایی جدی در زمینه ی نفوذ هکر های چینی در سامانه های اینترنتی آمریکا ابراز داشته و احتمال فلج شدن این سامانه توسط چینی ها را اعلام کرده است . در واقع امروزه هکر های چینی می توانند در سامانه هایی بسیار مهم و امنیتی مانند شهرداری ها ، سامانه های ناوبری هواپیما و ترافیک هوایی ، نظام بانکی و خدمات اجتماعی نفوذ کنند که این مسئله نگرانی های فراوانی را برای مسئولان امنیتی آمریکا به وجود آورده است . باراک اوباما در فوریه ی 2009 و به دنبال جدی شدن این تهدیدات ، بودجه ای بالغ بر 355 ملیون دلار را به وزارت امنیت داخلی آمریکا اختصاص داد تا آن را صرف تامین امنیت زیرساخت های سایبر در حوزه های خصوصی و دولتی کند . آن چه مسلم است این که حملات مرگبار هکر ها لزوما از محل دفاتر و سازمان های دولتی چینی آغاز نمی شود ؛ بلکه این حملات اساسا ماهیتی مردمی و عمومی دارد . در واقع ، کارشناسان امنیتی آمریکا همگی بر این مسئله اتفاق نظر دارند که بخش اعظم بودجه هایی که از این پس به این مسئله اختصاص داده می شود ، می بایست روی هکر های چینی متمرکز شده و لزوما فعالیت های دولتی را مد نظر قرار ندهد . امروزه در چین جمعیت بسیار گسترده ای به این حرفه ی خطرناک اشتغال دارند و شبکه ای گسترده از مجلات ، انجمن ها و باشگاه ها در این زمینه فعال هستند . بنابر پژوهش های صورت گرفته در مدارس ابتدایی چین ، 43 درصد از دانش آموزان عاشق این حرفه هستند و هکر ها را به اندازه ی ستاره های سینما و تلویزیون دوست دارند ! این فرهنگ ، به هکر ها امکان ساماندهی بیش تر و بیش تری را می دهد و جنبه ی تهدید آن را برای کشور های مخالف چین بیش تر می کند . در بسیاری از موارد ، هکر های چینی به دستور مستقیم نهاد های دولتی حمله ای را انجام نمی دهند ، بلکه غالبا حس دشمنی با آمریکا و ایدئولوژی های غالب سرمایه داری که اساسا با دیدگاه شرقی چینی ها در تضاد است ، این انگیزه را در هکر ها به وجود می آورد که با تمام توان وارد این کارزار شوند . این گروه از هکر ها معمولا در مناطق غربی چین ساکن هستند و خود را "هکر های قرمز" می نامند . دانشگاه "ژیا اوتانگ" در شانگهای یکی از بهترین موسسات علمی و پژوهشی چین محسوب می شود که بسیاری از دانشجویان نخبه در فناوری اطلاعات و علوم رایانه در آن مشغول به تحصیل هستند . "پنگ یی نان" ، همان هکری که در حملات سال 2001 به گفته ی خودش نقش بسیار مهمی داشت ، یکی از دانشجویان همین دانشگاه بوده و گروه حملات اینترنتی خود موسوم به "جاوا فایل" را در سپتامبر 2000 در همین دانشگاه تاسیس کرده است . البته این گروه ابتدا با هدف ارتقای فعالیت های مشترک دانشجویان در حوزه ی فیزیک و علوم برنامه ریزی راه اندازی شد ، اما پس از حادثه ی برخورد هواپیماهای چینی و آمریکایی ، انگیزه های وطن پرستانه در میان اعضای آن غلیان کرد و باعث شد همگی اعضای گروه به هکر هایی مجرب تبدیل شوند . این گروه علاوه بر حمله به سایت های آمریکایی ، بسیاری از پایگاه های اینترنتی تایوان را نیز به دلیل اختلافات عمیق موجود میان دو کشور تخریب کرده است و در مقاطع بسیاری عملا دسترسی به آن کاملا نا ممکن می شود . در حال حاضر آن چه برای آمریکایی ها محرز شده ، این است که دولت چین با دقت فعالیت بسیاری از هکر ها را زیر نظر دارد و در مواردی که هکر ها می توانند به اطلاعات طبقه بندی شده در سازمان های مهم آمریکا مانند سیا ، اف بی آی و دیگر سرویس ها و جوامع اطلاعاتی دسترسی پیدا کنند ، از ان ها به عنوان کارمندان حق الزحمه در پیشبرد اهداف خود استفاده می کند . در حال حاضر سازمان هایی چون سیا و اف بی آی اذعان می کنند که تعقیب و تشخیص هکر های چینی بسیا دشوار شده و دیگر امکان شناسایی آن ها از طریق وبلاگ ها و سایت ها وجود ندارد ؛ چرا که اساسا این هکر ها دیگر به جای ارتباط با وبلاگ وسایت بیش تر با روش هایی مانند پیام کوتاه با هم ارتباط برقرار می کنند . همچنین دیگر هیچ نهاد آمریکایی نمی تواند اثری از پنگ یی نان به دست بیاورد و تقریباهیچ خبری از او و نحوه ی فعالیت او در دسترس نیست . غیب شدن هکری با سابقه ی چون او ، نشان می دهد که بسیاری دیگر از هکر های توانا نیز می توانند در اختفا فعالیت خود را انجام دهند و بدون این که اثری از خود باقی بگذارند ، سنگین ترین ضربات را به سامانه های اطلاعاتی و امنیتی وارد کنند . منبع : Popular Science ,May 2009 ماراهیستندال ترجمه ی محمد مجتبایی ماهنامه ی دانشند ، شماره 552 ، مهر 1388 ،صفات 7-45