Amirali123

Members
  • تعداد محتوا

    106
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

  • Days Won

    1

Amirali123 آخرین امتیاز شما در روز 17 فروردین 1400

Amirali123 شما بیشتری مطالب مورد علاقه کاربران را دارید!

اعتبار در انجمن

773 نشان لیاقت

2 دنبال کنندگان

درباره Amirali123

  • رتبه حساب کاربری
    گروهبان سوم

آخرین بازدید کنندگان پروفایل

بلوک آخرین بازدید کننده ها غیر فعال شده است و به دیگر کاربران نشان داده نمیشود.

  1. فصل اول: قسمت 3 یک پاسخ برای چند سوال هواپیماهای دریایی ارزان نیستند، اما انتخاب نکردن آنها می تواند یک اشتباه بسیار گران قیمت باشد. در حال حاضر، برای آموزش یک خلبان F-16 تقریباً 6 میلیون دلار و برای آموزش یک خلبان F-35 یا B-2 تقریباً 10 میلیون دلار هزینه می شود. در درگیری با یک دشمن همتراز، هواپیما از دست می‌رود و خلبانان روی دریا به بیرون پرتاب می‌شوند. علاوه بر دلایل اقتصادی و اخلاقی برای بازیابی خلبانان، یک بحث اثربخشی نیز وجود دارد: خلبانان با دانستن اینکه شانس خوبی برای نجات دارند، احتمال بیشتری دارد که حملات خود را تا جای ممکن ادامه دهد. از این رو، مهم است که ایالات متحده تلاش کند تا خلبانان را از اقیانوس در زمان جنگ نجات دهد. همانطور که ارتش آمریکا و متحدانش در حال بررسی عملیات هوایی بر فراز گستره وسیع اقیانوس آرام هستند، آنها باید مزایای جستجو و نجات رزمی را با تسهیل هواپیماهای دریایی در نظر بگیرند. برای برخی از خلبانان که هواپیماهای دریایی جانشان را نجات داده و تعداد بیشماری دیگر؛ تعجب آور است که ایالات متحده امروزه هیچ هواپیمای دریایی برای نجات ندارد. که US-2 می تواند این مشکل را حل کند. تصویری از پایگاه ژاپنی در بندر کاوینگ _ هواپیماهای در تصویر میتسوبیشی F1M2 می باشد _ 15 فوریه 1944 هواپیماهای دریایی می توانند به ارتش ایالات متحده کمک کنند تا چندین چالش را در اقیانوس هند و اقیانوس آرام حل کند، به ویژه مشکلات ذاتی عملیات پراکنده میان جزایر کوچک. در حالی که US-2 برای جستجو و نجات و شناسایی دریایی طراحی شده است، تصور استفاده های دیگر از این هواپیما، مانند پشتیبانی لجستیکی از نیروهای دوردست، دشوار نیست. هواپیماهای دریایی مانند US-2 می‌توانند به وارد کردن نیرو در مکان‌های غیرقابل دسترس کمک کند، آنها را تامین کند و در صورت لزوم آنها را تخلیه کند. در یک سناریوی فرضی، US-2 می‌تواند تعدادی هواپیمای بدون سرنشین را به نزدیک جزیره‌ای ببرد تا امکان هدف‌گیری را برای هواپیماهای ضربتی فراهم کنند. علاوه بر این، اگرچه US-2 از ابتدا برای جابجایی محموله های بزرگ طراحی نشده، ولی با تغییراتی می تواند نیروهای رزمی بزرگتری را جابجا کند.(م: حتی می تواند پهپاد های انتحاری را نیز حمل کند ) فرماندهان حتی ممکن است US-2 را به یک سکوی سوخت‌گیری هوا به هوا تبدیل کنند. این تانکرها می‌توانند از کشتی‌ها ، مخازن سوخت از پیش نصب‌شده، هواپیماهای دیگر یا از فرودگاه‌ها سوخت‌گیری کنند. توانایی پرواز تانکرها از سطح اقیانوس، به هواپیماهای تهاجمی و سایر نیروها اجازه می دهد تا تحت شرایط مورد نیاز، نیروها را پراکنده کنند.(م: این پراکندگی نیرو کار چین را در استفاده از تسلیحات دوربرد سخت تر می کند) لازم نیست همه این تغییرات فوراً انجام شوند. در ابتدا، US-2 می تواند فقط برای سوخت گیری هوایی مجهز به سبد بشود. در صورت موفق بودن در مرحله ابتدایی، یکپارچه سازی بوم که کار دشوارتری خواهد بود، انجام شود. ادامه دارد .. صرفا برای میلیتاری / و انتشار با نام نویسنده و http://www.military.ir/ مجاز است منبع در اخرین پست قرار میگیرد دوستان برای پرسش سوالات تا انتشار تمامی بخش ها صبر کنید پایان قسمت سوم ...
  2. فصل اول: قسمت 2 US-2 یک شگفتی فناوری با داشتن حداکثر سرعت بیش از 350 مایل (560 کیلومتر) در ساعت، حداکثر وزن برخاست ناخالص بیش از 120000 پوند (55000 کیلوگرم) و برد بدون سوخت نزدیک به 3000 مایل (4700 کیلومتر)، در مأموریت اصلی خود یعنی جستجو و نجات نسبت به رقبا برتری دارد. با در نظر گرفتن عملیات نجات در شمال اقیانوس آرام می تواند در امواجی تا ارتفاع 10 فوت ( 3 متر ) عمل کند این باعث می شود تا بیش از 95% از مواقع سال بتواند در اقیانوس های آزاد فعالیت کند . قابلیت فعالیت در آب های آزاد یکی از مزیت های متمایز یک هواپیمای دریایی واقعی نسبت به هواپیمای مجهز به شناور است. US-2 نه تنها می تواند محدوده هواپیمای سرنگون شده را جستجو کند، بلکه می تواند فرود بیاید و خلبان را بازیابی کند. بالگرد HH-60W و هواپیمای HC-130 یگان جستجو و نجات Jolly Green خرید US-2 فوراً توانایی نیروهای آمریکایی را برای انجام عملیات جستجو و نجات در اقیانوس آرام بهبود می بخشد. شکل 1 بهبود پوشش نسبی یک US-2 را نسبت به یک HH-60W، هلیکوپتر نجات مشتق شده از Blackhawk نیروی هوایی، یا یک V-22 تیلت روتور در حال استفاده توسط نیروی مشترک نشان می دهد. در حالی که HH-60 ها معمولاً همراه با HC-130 عمل می کنند، اما C-130 حمل و نقل ویژه با سرنشین و پیکربندی برای ماموریت نجات، جفت عملیاتی خوبی نیست. اگر HC-130 دچار نقص عملکرد شود یا در غیر این صورت در دسترس نباشد، HH-60 به شعاع عملیاتی خود محدود می شود. از سوی دیگر، US-2 ها قابلیت نجات خود را در برد بالا به تنهایی فراهم می کنند. شکل 1 نقشه برد نسبی یک هلیکوپتر نجات در مقابل هواپیمای دریایی US-2 را نشان می دهد. دایره های محدوده تقریبی هستند. برد V-22 بر اساس MV-22 در پیکربندی بدون بار با حداکثر سوخت داخلی (مخزن های کمکی). توجه: شعاع عملیات واقعی آن احتمالاً بسیار کوچکتر است. (تقریباً 500 مایل بدون سوخت، مطابق با HH-60). چنین قابلیتی بدون هیچ گونه افزایش معنی داری در هزینه به دست می آید. انتظار می‌رود هزینه‌های عملیاتی تقریباً 12000 دلار در هر ساعت پرواز باشد (تخمین بر اساس دو هواپیماهای JRM Mars و Be-200 که به عنوان تانکرهای آتش نشانی استفاده می‌شوند صورت گرفته)، مطابق با هزینه مجموع 15000 دلار برای عملیات HC-130J (6000 دلار در ساعت) و HH-60W (9000 دلار به ازای هر ساعت پرواز)، و بسیار کمتر از هزینه ساعتی V-22 که بیش از 20000 دلار است (اعداد بر اساس نرخ بازپرداخت وزارت دفاع است). پیش بینی می شود هزینه هر واحد US-2 کمتر از 150 میلیون دلار باشد که عمدتاً به دلیل نرخ بسیار پایین تولید است. ترکیب HC-130 J Combat King و HH-60W Jolly Green II در مقایسه با این هواپیما، در حال حاضر تقریباً یکسان است. (م: نکته ای که نویسنده اصلی مقاله به آن توجه نکرده این است که دو گزینه دیگر برای عملیات نجات اگر بر فراز اوقیانوس دچار مشکل بشوند، ممکن است فاجعه بزرگتری رخ دهد. در حالی هواپیمای دریایی می تواند روی آب فرود اضطراری کند و منتظر کمک بماند) در حالی که نزدیک به 100 میلیون دلار V-22 است که ویژگی های تیم HC-130 و HH-60 را ترکیب می کند، همچنین از برد نسبتاً بدون سوخت گیری محدودتری رنج می برد. به عنوان مثال V-22 ها معمولاً برای شعاع جنگی بدون سوخت 500 مایلی برنامه ریزی می کنند که بسیار کمتر از شعاع 1400 مایلی US-2 است. در حالی که با افزودن مخازن سوخت داخلی می تواند شعاع V-22 ها را تا حدود 1000 مایل افزایش دهد، آنها معمولاً در این پیکربندی پرواز نمی کنند، چون حجم داخلی قابل توجهی را از دست می دهد. در حالی که سوخت‌گیری هوا به هوا می‌تواند برد هر هواپیمای مجهز تجهیزات سوخت گیری هوایی را افزایش دهد، این هزینه را به‌طور چشمگیری افزایش می‌دهد. علاوه بر این، به تانکر مناسب نیاز دارد که در زمان مناسب در مکان مناسب قرار گیرد.(م: برای عملیات نجات تکیه بر تانکر های پرنده اگر و اما بیش از حدی دارد و قابل اتکا نیست در کل) علاوه بر این، اسکادران های V-22 معمولاً برای مأموریت جستجو و نجات رزمی آموزش نمی بینند یا از آن پشتیبانی نمی کنند (آنها فاقد پرسنل متخصص اسکادران های نجات هستند). اگرچه در صورت لزوم می توانند آن را انجام دهند. اگر ایالات متحده خواهان یک قابلیت نجات مستقل در اقیانوس باز در بردهای بیش از 1000 مایل است، باید به شدت هواپیمای دریایی را در نظر بگیرد. ادامه دارد .. صرفا برای میلیتاری / و انتشار با نام نویسنده و http://www.military.ir/ مجاز است منبع در اخرین پست قرار میگیرد دوستان برای پرسش سوالات تا انتشار تمامی بخش ها صبر کنید پایان قسمت دوم ...
  3. فصل اول: قسمت 1 یک هواپیمای دریایی ژاپنی می تواند برای ارتش ایالات متحده تفاوت ایجاد کند A JAPANESE SEAPLANE COULD BE THE DIFFERENCE-MAKER FOR THE U.S. MILITARY در 23 ژانویه 1992، یک F-16 نیروی هوایی ایالات متحده در حین پرواز گشتی با تانکر سوخت‌گیری هوایی برخورد کرد. خلبان در فاصله 625 مایلی شرق توکیو بر فراز اقیانوس به بیرون پرید، در خارج از محدوده هر هلیکوپتر نجاتی و هیچ کشتی برای نجات خلبان سرنگون شده در محل نبود. با این حال، تنها چهار ساعت بعد، نیروهای ژاپنی خلبان را پیدا کردند و نجات دادند. آنها از کشتی و هلیکوپتر استفاده نکردند، بلکه از یک هواپیمای دریایی به نام Seagull استفاده کردند. در طول جنگ جهانی دوم، ژاپن، مانند بسیاری از کشورهای دیگر برای عملیات دریایی، ناوگان بزرگ و توانمندی از هواپیماهای دریایی داشت. با این حال، ایالات متحده علاقه خود را از دست داد. ارتش ایالات متحده هواپیماهای دریایی خود را به چهار دلیل رها کرد : جنگ جهانی دوم با شبکه ای از باندهای طولانی در اروپا، آسیا و مناطق دیگر به پایان رسید. این باعث شد که توانایی هواپیمای دریایی برای فرود روی آب کمتر مرتبط به نظر برسد. نسل بعدی هواپیمای های دریایی، R3Y Tradewind و P6M Seamaster با مشکلاتی در توسعه مواجه شدند. نیروی دریایی ایالات متحده که با کاهش بودجه مواجه شده بود، ترجیح داد ناوها و زیردریایی های حامل موشک بالستیک را بر سایر سکوها و ماموریت ها ترجیح دهد. در نهایت، بدون بودجه نیروی دریایی، هیچ نیروی دیگری قرار نبود بودجه توسعه هواپیماهای دریایی را تامین کند. آخرین پرواز هواپیمای دریایی ارتش آمریکادر سال 1967 انجام شد ، اگرچه گارد ساحلی تا سال 1983 از آنها استفاده می کرد. با این حال، علاقه ژاپن ادامه داشت. در سال 1966، زمانی که ایالات متحده در حال پایان دادن به عملیات هواپیمای دریایی خود بود، ژاپن قراردادی برای توسعه یک هواپیمای دریایی نظامی به شرکت شین مایوا (shinmaywa) اعطا کرد. این قرارداد منجر به ساخت هواپیمای دریایی بسیار توانمند US-1 شد. امروزه ژاپن به بهره برداری از نسخه به روز شده این هواپیمای دریایی، US-2 ادامه می دهد. از آنجایی که ایالات متحده به طور فزاینده ای بر رقابت در اقیانوس هند و اقیانوس آرام تمرکز می کند، و از آنجایی که عناصر ارتش ایالات متحده به طور خاص به هواپیماهای آبی خاکی (م: فرصت بشود به این موضوع هم خواهم پرداخت) نگاه می کنند، بهتر است به این هواپیماهای دریایی خوش دست ژاپنی فکر کنیم. US-2 یک طراحی اثبات شده و در حال تولید است که از همان روز اول توانایی های مشترک را افزایش می دهد. علاوه بر این، خرید تعداد کمی از US-2 به ارتش ایالات متحده اجازه می دهد تا با هزینه نسبتاً کم عملیات هواپیماهای دریایی را ازمایش کند بدون اینکه نیاز به تحقیق یا توسعه نمونه جدیدی باشد. در نهایت، خرید از یک شرکت هواپیماسازی ژاپنی به تقویت اتحاد ایالات متحده و ژاپن کمک می کند و مزایای دوسویه این رابطه را برجسته می کند. ادامه دارد ... صرفا برای میلیتاری / و انتشار با نام نویسنده و http://www.military.ir/ مجاز است منبع در اخرین پست قرار میگیرد دوستان برای پرسش سوالات تا انتشار تمامی بخش ها صبر کنید به دلیل از دسترس خارج شدن سایت و ارسال مجدد، پست اول مقداری کوتاه تر مقدار مد نظر شد. پایان قسمت اول ...
  4. روسیه، سوریه و گسترش نفوذ (2) روسیه در حال انتقال جنگنده به شمال شرق سوریه تصاویر نشان دهنده این است که حداقل یک فروند جنگنده روسی Su-35S Flanker در فرودگاه قامشلی در شمال شرقی سوریه مستقر شده است. این فرودگاه یک مکان استراتژیک مهم در نزدیکی نیرویهای آمریکایی و همجوار مرز ترکیه قرار دارد. گزارش های تائید نشده ای حاکی از آن است که چهار فروند از این جنگنده ها در پایگاه حاضر شده اند، که ممکن است منعکس کننده جاه طلبی مسکو برای تقویت هرچه بیشتر حضور نظامی در سوریه باشد. این فرودگاه با توجه به باند طولانی که دارد (3615 متر در مقایسه با باند فعلی فرودگاه حمیمیم به طول 3100 متر قبل از بازسازی و 3400 متر پس از بازسازی) میتواند پایگاه مناسبی برای هواگرد های نظامی سنگین باشد. همانطور که مشخص است این فرودگاه دارای یک باند شمال شرقی - جنوب غربی و یک پارکینگ به مساحت تقریبی 70000 متر مربع و یک پارکینگ کوچک 10000 مترمربعی ، بدون اشیانه و یک پایانه مسافربری است. در طی سال های اخیر بر خلاف پایگاه حمیمیم تغییرات بسیار کمی در این فرودگاه رخ داده است. هرچند ممکن است روسیه در طی سال های پیش رو دست به بازسازی و تغییرات وسیعی بزند. در طی سال های گذشته این فرودگاه خانه تعدادی جنگنده میگ 21 و بالگرد های میل 17 بود که بر علیه مخالفین دست به عملیات میزدند و همچنین شاهد پرواز های متعدد هواپیمای IL-76 به منظور تدارکات رسانی به این فرودگاه بودیم. تاکنون جنگنده های روسی در شمال شرق این کشور حضور نداشه اند، بلکه در سواحل غربی سوریه متمرکز شده بودند. در عین حال، اخیرا گزارش هایی منتشر شده که افزایش فعالیت نیروس هوایی روسیه علیه گروه های ضد اسد واقع در شمال ادلب را نشان میدهد. از اکتبر سال 2019 که نیروی زمینی روسیه گشت های خود را اغاز کرد، کم و بیش با نیروهای امریکایی حاضر در منطقه سایش هایی داشته است. امریکا به نوبه خود با شبکه از پایگاه ها و ائتلاف و همکاری با گروه های محلی در منطقه حضور دارد. در اوایل سال جاری میلادی، پنتاگون تائید کرد تقریبا 900 سرباز امریکایی در سوریه حضور دارند. چندی پیش هم تعدادی سامانه پدافندی کوتاه برد Avenger در مرز عراق و سوریه دیده شد که احتمالا به منظور مقابله با تهدیدات روبه رشد پهپادی در سوریه است. در فوریه سال گذشته هم فیلم کوتاهی از درگیری تنش امیز میان نیروهای روسی و امریکایی رخ داد که امرپ امریکایی مانع حرکت نیروهای روسی میشود. علاوه بر پیامد های احتمالی استقرار جنگنده های روسی در نزدیکی نیروهای امریکایی، این واقعیت نیز وجود دارد که قامشلی در مرز ترکیه قرار دارد. در هفته های اخیر هم هواگرد های روسی به طور فزاینده ای علیه گروه تحریر الشام دست به عملیات میزنند که خطر واکنش ترکیه را نیز به همراه دارد. روابط میان مسکو و آنکارا در رابطه با سوریه به طور کلی پیچیده بوده و در پی سرنگونی یک فروند بمب افکن روسی Su-24 Fencer تنش ها به اوج خود رسید. اهداف متفاوت مسکو و آنکارا به معنی است که این وضعیت پرفشار در شمال سوریه همچنان ادامه خواهد یافت. البته هنوز زود است بخواهیم با استقرار یک یا چند جنگنده روسی نتیجه گیری کنیم که روسیه دقیقا چه برنامه ای دارد، اما به شکل واضحی مسکو به دنبال افزایش دسترسی خود به وسیله تاسیسات استراتژیک دریایی و پایگاه های هوایی در امتداد مدیترانه و خاورمیانه است. صرفا برای میلیتاری / و انتشار با نام مترجم و http://www.military.ir/ مجاز است لینک قسمت قبلی منبع اصلی ویکی
  5. راه حل میان مدت (2026 تا 2035) پلتفرم ها: ناوگان AISR سرنشین دار از سکوهای آسیب پذیر به سکوهای پایدار منتقل می شود ، تا با استفاده از مجموعه ای کامل از تجهیزات پیشرفته و موثر برای بقا بتوانند در محیط های تهدید امیز به فعالیت ادامه دهند. هواپیماهای آینده که در عملیات های جنگی زمینی در مقیاس بزرگ فعالیت می کنند ، باید به یکی از دو روش تخصص داشته باشند: (1) مستقل از باند ، قابل استقرار در منطقه نزدیک یا (2) بار سنگین با استقامت طولانی. تلاش مشترک بین محققان ارتش منجر به ابزاری شده است که ارتش را قادر می سازد تا عملکرد برنامه های کاربردی فعلی و آینده مبتنی بر یادگیری ماشین را در سیستم های متحرک مدل ، مشخص و پیش بینی کند. اتحاد فناوری مشارکتی علم علم شبکه به زودی این تلاش را ممکن کرد. روشهای پیشرفته و جایگزین پیشرانه مانند قابلیتهای مستقل از باند به AISR ارتش اجازه دهد با سرعت در محیطی کار کنند که نقاط تسلیحاتی و سوخت رسانی و پستهای فرماندهی اصلی به طور فزاینده ای متحرک هستند. عملیات پراکنده و رو به جلو هوایی می تواند مزیت نسبی برای جمع آوری با حداقل فاصله به هدف و استفاده محدود از سوخت گیری ایجاد کند. در شبکه ، گروه های (1) و (2)؛ استقامت ، استقلال و قابلیت همکاری بیشتری را ایجاد می کنند و امکان استفاده از عنصر مانور را در حمایت از همه عملکردهای جنگی فراهم می کند. UAS های آینده دارای سنسورهای مینیاتوری با وضوح کافی برای پشتیبانی از درک موقعیت است. انبوهی از پهپادهای کوچک ، بصورت مستقل که توسط عناصر رزمی متفاوتی راه اندازی می شوند ، میدان نبرد را بصورت بصری ، شنیداری و الکترونیکی حس کرده و تعریف می کنند. هر یک از ان ها دارای انواع متفاوت حسگرهای هستند که هریک بخشی از داده های لازم برای آشکار کردن موقعیت و قصد دشمن را ارائه می دهند. ارتباطات خودمختار UAS یک شبکه ترکیبی قوی و خود ترمیمی برای تغذیه مجموعه تحلیلگران تاکتیکی ارائه می دهد.(م: این دو نکته "شبکه ترکیبی قوی و خود ترمیمی" رو جدی بگیرین که برای خودش داستان طولانی هستش) پیشرفتهای صورت گرفته در میان مدت ، AISR ارتش را به ناوگان همه کاره ای که برای ادغام هواپیماهای مستقل از باند و با الگوهای پروازی خودکار آماده شده است ، تبدیل می کند. این نیروی آینده عملیات مشترک را برای ارائه درک وضعیت در زمان واقعی برای هر رده از نیروهای ارتش انجام خواهد داد. سنسورها: تطبیق و استاندارد سازی حسگر و کاهش اندازه ، وزن ، قدرت و محدودیت های خنک کننده حداکثر تطبیق پذیری را از یک یا یک جفت ایرفریم امکان پذیر می کند. (م: منظور امکان استفاده از یک حسگر در پلتفرم های مختلف با کمترین تغییر ممکن هستش) این بهتر از توسعه هواپیماهای منحصر به فرد برای یک رشته یا توانایی خاص است. بسته های حسگر قابل تعویض ، قابل تعامل و شبکه ای به یک خط هوایی واحد اجازه می دهد تا طیف کامل امکانات جمع آوری اطلاعات را برآورده کند. این سنسورهای عمومی شامل قابلیت های پردازش اطلاعات خودکار برای کاهش الزامات انتقال داده و انجام راهنمایی و نشانه گیری مستقل خواهند بود. پیشرفت در تصویربرداری/سنجش کوانتومی و محاسبه کوانتومی این پتانسیل را دارد که حساسیت تصویربرداری و پردازش داده ها را به میزان قابل توجهی بهبود بخشد. :PED در پست فرماندهی ، PED خودکار فعال شده توسط شبکه، داده ها را تجزیه و قالب بندی می کند در حالی که همزمان همجوشی خودکار را انجام می دهد و تصویر عملیاتی مشترک را تغذیه می کند. کمک هوش مصنوعی به تحلیلگران اطلاعاتی امکان تعیین سریع شیوه های تهدید و سرعت بخشیدن به تکرار چرخه را فراهم می آورد. خروجی داده ها به مدلهای داده مشترک متداول بین چند سرویس ، چند سازمانی ، چند ملیتی پایبند خواهد بود که امکان کشف فوری اطلاعات را افزایش می دهد. این اطلاعات تصفیه شده سریعاً به فرماندهی ماموریت وارد می شود و شبکه ها را برای تسهیل عملیات و برنامه ریزی آتش به کار می گیرد. شبکه/معماری: خانواده سیستم های مرتبط با سیستم های حسگر چند دامنه (MDSS) شامل توابعی فراتر از بارگیری اطلاعات جمع آوری شده است. ترکیب عملکردهای شبکه C2 و پیوندهای حسگر به اتشبار ، AISR را به عنوان یک نقش اصلی ارتقاء داده ها و دسترسی به داده ها در همه سطوح را ارتقا می بخشد. گسترش قابلیت در این دسته شامل بهبود دسترسی و قابلیت همکاری با شبکه های داده مشترک و بین المللی شرکتی و ارتباطات واحد می شود. علاوه بر استانداردسازی داده ها و شبکه ، این امر از طریق مجموعه ای از گره های رله اطلاعاتی مبتنی بر پلتفرم های هوایی (م: بعدا به این موضوع میپردازم) انجام می شود که قادر به نفوذ عمیق به مناطق خطرناک در حمایت از عملیات چند سطحی و چند ملیتی هستند. ادغام SIGINT/EW/Cyberspace : SIGINT، EW و CS حسگرهای یکپارچه برای درک و بهره برداری از مجموعه گسترده ای از امضاهای تهدید پشتیبانی خواهند کرد. حسگرها از مدرن سازی و کوچک سازی آنتن به همراه فناوری های تکمیلی برای جمع آوری بخش عمده ای از طیف الکترومغناطیسی استفاده خواهند کرد. پیشرفت ها امکان جمع آوری تشعشع های ناخواسته انرژی های الکترومغناطیسی را فراهم می کند و امکان جمع آوری و مشارکت همزمان درعملیات شبکه را فراهم می آورد. سنسورهای یکپارچه ، جست وجو ، تشخیص و موقعیت مکانی خودکار با سرعت بالا را افزایش می دهند که با ترکیب داده های جمع آوری افزایش می یابد و می تواند از داده های حسگرهای مشترک استفاده کند تا اطلاعات را به موقعیت مکانی واقعی نزدیک کرده و هدفگیری دقیق تری کرده تا زنجیره کشتار کوتاه شود. SIGINT/EW قابلیت پشتیبانی اطلاعاتی از حملات الکترونیکی تهاجمی و دفاعی را برای دستیابی به نفی ، تنزل ، اختلال ، فریب ، از بین بردن اثرات علیه اهداف ارتباطی و غیر ارتباطی مطابق با برنامه ریزی را فراهم می کند. گنجاندن قابلیت های فضای سایبری در سنسورهای امکان نقشه برداری از فضای سایبری دشمن (شبکه فیزیکی ، شبکه منطقی و لایه های شخصیت سایبری) و شناسایی قابلیت ها و آسیب پذیری های زیرساخت فضای مجازی دشمن را فراهم می آورد. ادامه دارد ... صرفا برای میلیتاری / و انتشار با نام نویسنده و http://www.military.ir/ مجاز است منبع در اخرین پست قرار میگیرد دوستان برای پرسش سوالات تا انتشار تمامی بخش ها صبر کنید پایان قسمت سوم ...
  6. قسمت دوم راه حل کوتاه مدت (فعل حال تا 2025) نسل بعدی مطالعه AISR DOTMLPF -P از توسعه توانمندی و استراتژی مدرن سازی عمدی که بر اساس رویکردی چابک و سازگار است و منعکس کننده مدیریت دقیق منابع اختصاص یافته و حساب ریسک ، واقعیت مالی و وضعیت فناوری است ، حمایت می کند. برای انجام این کار ، سیستم های AISR آینده باید قابلیت های اساسی و مرتبط با یکدیگر را توسعه داده و از آنها استفاده کنند. استراتژی راه حل کوتاه مدت شامل پلتفرم ها ، حسگرها ، PED ، شبکه/ساختار و ادغام SIGINT/EW/CS است. Kestrel Eye یک نانو ماهواره الکترو نوری است که توسط فرماندهی استراتژیک نیروهای ارتش و فرماندهی فضایی و دفاع موشکی ارتش ایالات متحده توسعه یافته است. این امر فرماندهی ماموریت را برای تیم های رزمی تیپ در حال حرکت بهبود می بخشد و به رهبران تاکتیکی اجازه می دهد تا عملیات را هماهنگ کرده ، ابتکار عمل را به دست بگیرند و آگاهی موقعیتی را در زمان نبرد حفظ کنند. پلتفرم: پلتفرم های مرتبط با AISR برای قرار دادن حسگرها برای جمع آوری امضای تهدید وجود دارد. اطلاعات ارتش به بسترهایی نیاز دارد که بتوانند زنده بمانند ، با نرخ قابل قبولی دچار فرسایش شوند یا یکبار استفاده شوند. ویژگیهای بقا شامل کاهش امضا(احتمال ردگیری راداری و حرارتی و ...) ، قابلیت نبرد سایبری/ EW و در فعالیت چند لایه (ارتفاع بسیار کم ، ارتفاع بسیار زیاد ، مدار پایین زمین) را نیز داشته باشند. حسگرها: استراتژی های مدرنیزاسیون در کوتاه مدت باید بر بهبود مستمر در محدوده تشخیص حسگرها و وضوح انها تمرکز کنند، تا بتواند در عملیات های زمینی در مقیاس بزرگ اطلاعات را جمع آوری کند. اطلاعات ارتش باید از حسگرهای مینیاتوری استفاده کند که می توانند برای دسترسی به امضای تهدید ، با پلتفرم های کوچک به راحتی جفت شوند. پیشرفت های انجام شده در زمینه های مختلف ، توسعه حسگر را برای سکوهای هوایی آینده را مشخص می سازد: الکترواپتیکال/مادون قرمز با وضوح بالا ، موقعیت مکانی دقیق ، SIGINT پهن باند ، تصاویر فراطیفی ، light detection and ranging (م: همون لادار خودمون)،foliage penetrating (م:نوعی از فناوری که امکان تشخیص اهداف پنهان شده زیر درختان را نیز می دهد) ، و رادار دیافراگم مصنوعی پیشرفته(SAR)/نشانگر هدف متحرک (MTI). حسگرهای راداری در سکوهای هوایی با توجه به سرعت MDO ، باید بصورت خودکار با استفاده از شبکه های مش توزیع شده و خود ترمیم کننده برای تجمیع داده ها عمل کنند. سنسورها باید به کوتاه شدن پیوند حسگر به تیرانداز کمک کرده و از تشخیص خودکار اهداف ، ارزیابی خسارت نبرد و درک موقعیتی پشتیبانی کنند. PED: سیستم عامل های AISR باید از پالایش و بهره برداری از داده های مبتنی بر سیستم مشترک زمینی مشترک استفاده کنند و از طریق ادغام اطلاعات نیمه مستقل و قادر به هشدار تحلیلگران و مدیران مجموعه از شاخص های کلیدی و اطلاعات هشداردهنده باشند. پردازش و بهبود تصمیم گیری خودکار در حسگر ، بار شناختی را بر روی اپراتورهای سنسور و تحلیلگران PED کاهش می دهد. اصلاح مداوم خودکار تجزیه و تحلیل داده ها و یادگیری ماشینی باعث توسعه هوش مصنوعی پیشرفته ای می شود. شبکه/ساختار: ارتش شبکه فرماندهی ماموریت خود را در محیطی متفاوت از امروز ایجاد و به میدان آورد است. نتیجه یک شبکه آسیب پذیر در برابر حملات سایبری ، حملات الکترومغناطیسی و فیزیکی هنگام مواجهه با تهدید همتایان در عملیات رزمی زمینی در مقیاس بزرگ است. سرمایه گذاری های آینده باید قابلیت های مازاد و انعطاف پذیر ارتباطات و سخت افزار محاسباتی را فراهم کند که برای همگام سازی داده ها در زمان در دسترس بودن شبکه پیکربندی شده است. توسعه مداوم مفهوم معماری باز ، SIGINT نرم افزاری و حسگرهای هوشمند مطابق با استانداردهای تعیین شده برای پشتیبانی از برنامه های مأموریت مشترک (به عنوان مثال ، تعیین موقعیت جغرافیایی با محوریت مانور) قابلیت همکاری و انعطاف پذیری را از طریق پاسخگویی سریع به تاکتیک ها ، تکنیک ها و روش های تهدید، تسهیل می کند. ارتقاء ناوگان موجود و قابلیت های پایدار باید شامل فن آوری هایی برای اطمینان از موقعیت ، ناوبری و زمان بندی از طریق جایگزینی دقیق برای سیستم موقعیت یابی جهانی باشد. ادغام SIGINT/EW/Cyberspace : قابلیت های فضای سایبری و EW به ارائه جایگزین های کم هزینه برای کاهش مزایای سنتی ایالات متحده ادامه خواهد داد. گنجاندن قابلیت های فضای سایبری/SIGINT/EW به سنسورها ، عملیات همزمان را برای استفاده از فرصت های موجود در موقعیت های مزیت تشویق می کند. داده های جمع آوری AISR باید در سطح ملی تا اطلاعات تاکتیکی در مدل های استاندارد داده ای که توسط سطوح مختلف قابل کشف است ، منتشر شود. DOTMLPF–P: doctrine, organization, training, materiel, leadership and education, personnel, facilities, and police ادامه دارد ... بد نیست نگاهی دوباره این تاپیک هم بیاندازید صرفا برای میلیتاری / و انتشار با نام نویسنده و http://www.military.ir/ مجاز است منبع در اخرین پست قرار میگیرد دوستان برای پرسش سوالات تا انتشار تمامی بخش ها صبر کنید پایان قسمت دوم ...
  7. آینده AISR در پشتیبانی از عملیات چند دامنه The Future of Aerial Intelligence, Surveillance, and Reconnaissance in Support of Multi-Domain Operations معرفی این مقاله سعی دارد تبدیل به مسیری شود که ارتش ایالات متحده امریکا باید طی کند تا بتواند با بازنویسی مفهوم AISR بتواند از عملیات های چند دامنه (MDO) پشتیبانی کند. اماده سازی صحنه برای نیرویی از اینده که خارج از الگو و خط سیر فعلی قرار دارد. و در حال تست و ازمایش است. در تعریف مجدد این مفهوم از اسناد زیر استفاده شده است: U.S. Army Intelligence Center of Excellence (USAICoE) Aerial Intelligence, Surveillance and Reconnaissance (AISR) in Multi-Domain Operations (MDO) White Paper. Initial Capabilities Document (ICD) for Multi-Domain Sensing Systems (MDSS) United States Army Intelligence Center of Excellence (USAICoE), Next Generation Aerial Intelligence, Surveillance, and Reconnaissance (NGAISR) FY18 DOTmLPF-P Assessment محیط عملیاتی نو ظهور در طول 17 سال گذشته ارتش ایالات متحده درانجام عملیات های ضد تروریست و ضد شورش در عراق و افغانستان مترکز بوده است. با این حال مطالعات در مورد محیط های عملیاتی، اینده ای پر مناقشه و دردسر ساز را پیش بینی می کند. دشمنان در حال ایجاد بن بست های سیاسی و نظامی با استفاده از تنزل قابلیت های کلیدی (مانند ممانعت از دسترسی زمینی، فضا، سایبر و اختلال الکترومغناطیس) هستند. در این محیط های عملیاتی نوظهور نقاط قوت در طولانی مدت تبدیل به ضعف های بالقوه می شوند. به عنوان یک نتیجه، مزیت نظامی ایالات متحده در تطبیق و توانایی انجام عملیات در برابر دشمن پیچیده است. به عنوان یک عنصر نیروهای مشترک، ناوگان فعلی AISR فاقد توانایی کافی فعالیت در در مناطق موسوم به (A2/AD) است. مشکلات عملیاتی عملیات موفق در چنین محیطی مستلزم تحول قابل توجه ناوگان AISR است. ناوگان کنونی AISR برای مقابله با تروریسم و ضد شورش بهینه سازی شده است ، اما چالش های قابل توجهی برای زنده ماندن در برابر تهدید همسان (م: منظور تهدیداتی از جانب روسیه و چین و ارتش های قدرتمند است) دارد. قابلیت های A2/AD دشمن در برابر نیروهای مشترک/چند ملیتی برای دستیابی به تسلط و کنترل هوا و طرح قدرت در زمین از هوا و حوزه های دریایی چالش ایجاد می کند. در بسیاری از موارد ، فاصله های متقابل ، سکوهای فعلی AISR را فراتر از محدوده موردنظر و برنامه ریزی شده قرار می دهد. اطلاعات ارتش در ایجاد موازنه بین الزامات آمادگی امروز با الزامات نبرد آینده با انتخاب های پیچیده ای روبرو است. قابلیت ها و کمبودهای فعلی AISR ناوگان کنونی AISR مجموعه ای از سکوهای سرنشین دار تجاری و سیستم های بدون سرنشین (UAV) است. این ناوگان مجموعه ای از حسگرها و فناوری های پیشرفته را فراهم می کند که امکان پشتیبانی از مانور تاکتیکی را فراهم می کند. این قابلیتها سازماندهی شده است تا اطلاعات عملی را در اختیار فرماندهان تاکتیکی و تحلیلگران اطلاعاتی قرار دهد تا برنامه ریزی و اجرا در سطوح بالاتر نیز امکان پذیر شود. اما این ناوگان چندین چالش و کمبود دارد: توانایی فعلی برای کشف اهداف در محدوده سیستم های آتشباری در حال ظهور محدود است. سکوها بهینه برای محیط های هوایی مجاز بهینه شده اند و در ارتفاع آسیب پذیر پرواز و از باند های آسیب پذیر استفاده می کنند. مواردی مانند اندازه ، وزن ، توان مصرفی و خنک سازی،محدودیت هایی برای ارتش در افزودن تجهیزات تدافعی به هواپیما ایجاد می کند. پلتفرم ها در یک مبارزه همسان ، دارای گزینه های بسیار کمی برای بهبود قابلیت بقا هستند ؛ نمونه های رایج آسیب پذیر هستند و این مشکل بسیارعمیق احساس می شود. سکوها گران هستند ، تولید آنها کند است ، امکانات کمی دارند و تعویض آنها دشوار است. زمان پردازش ، بهره برداری و انتشار سنسورهای هوایی (PED) از زمان بندی هدف یابی پویا در عملیات رزمی زمینی در مقیاس بزرگ پشتیبانی نمی کند. توسعه جزوه TRADOC 525-3-1 ، The U.S. Army in Multi-Domain Operations 2028 ، دیدگاه عملیات AISR را به طور اساسی تغییر داد. با ادغام بعدی در FM 2-0 ، Intelligence و FM 3-0 ، Operations ، MDO در نتیجه کمبودهای مهم در قابلیت های AISR را نشان داد. علاوه بر این ، تعداد زیادی از مطالعات ، کاغذهای سفید ، مفاهیم و استراتژی ها ضرورت به روز رسانی همه جنبه های AISR را به منظور همسویی با تلاش های نوسازی سایر عملکردهای جنگی نشان داد. ایده اصلی/ راه حل نسل بعدی مطالعه AISR DOTMLPF-P بر چالش ها و الزامات آینده AISR برای بررسی آمادگی اطلاعات هوایی ارتش برای انجام جمع آوری اطلاعات تا سال 2035 متمرکز است. این مطالعه یک استراتژی راه حل برای نیروهای دارای توان MDO (تا سال 2028) ارائه می دهد. نیروی فعال شده (تا سال 2035) و تمرکز بر پنج دسته اصلی ، که در شکل 1 نشان داده شده است ، برای بررسی عناصر مناسب نوسازی: سکوها حسگرها PED انتقال داده جنگ الکترونیک شکل1 - نتیجه نهایی نیرویی است که می تواند از ارتش و عملیات جنگی مشترک در MDO پشتیبانی کند. برای دستیابی به این هدف ، ارتش باید قابلیت های AISR چابک ، سازگار ، قابل تعامل ، چند حالته و چند منظوره را برای عملکرد در یک محیط بسیار پیچیده ومورد مناقشه در حوزه های مختلف فراهم کند. کیفیت چندگانه مبتنی بر اصول تنوع حسگر است که به منظور تشخیص همزمان چندین ویژگی و امضایی است که توسط اهداف مورد نظر منتشر می شود. (م: به منظور تشخیص هویت هدف) منظور از سنجش چند حالته افزایش دقت تشخیص و کاهش نرخ هشدارهای کاذب در حین کار در یک محیط پیچیده و شلوغ است. چند منظورگی به توانایی بکارگیری قابلیت های مختلف برای انجام چندین عملیات جنگی ارتش به طور همزمان یا به صورت ترکیبی برای دستیابی به یک اثر یا نتیجه مشخص اشاره دارد. ناوگان AISR آینده باید موقعیت مشترکی را در اختیار فرماندهان در تمام مراحل و محیط های عملیاتی ، در طیف وسیعی از عملیات نظامی ، از جمله در برابر تهدید رقبای همسان قرار دهد. نتایج مورد نظر شامل: ترکیب مناسب توانایی ها برای برآوردن الزامات فرماندهان در رقابت و درگیری های مسلحانه. عملیات AISR باید فراتر از محدودیت های ارتفاع متوسط در عملیات رزمی زمینی در مقیاس بزرگ باشد. خانواده ای مکمل تشکیل شده از سنسورهای هوایی ، چند منظوره ، چند منظوره هوایی با بهبود انعطاف پذیری عملیاتی ، قابلیت همکاری مشترک ، واکنش تاکتیکی و توانایی سرویس دهی به اهداف پیچیده را فراهم می کند. بهبود ابتکارات یکپارچه سازی با قابلیت همکاری مبتنی بر استانداردها برای حمایت از چابکی ، مشارکت و هم افزایی بین حوزه ای در حمایت از ISR نافذ و آتشباری های دوربرد. هوش مصنوعی و یادگیری ماشینی به عنوان عناصری مهم در مراحل جمع آوری ، پردازش ، بهره برداری، انتشار و تجزیه و تحلیل شناخته شوند. پلتفرم هایی با معماری باز، قابل تنظیم مجدد با ارتباطات امنیتی چند سطحی و قابلیت انتقال داده. توانایی بقا و فعالیت در محیط های (A2/AD) و در فضای مجازی پیچیده و مورد مناقشه و جنگ الکترونیک. کوتاه شدن پیوند بین حسگر و اتشبارها برای تحرک و نرخ اتش در MDO. این شامل پرداختن به PED و ادغام با سیستم های فرماندهی ماموریت است. سازماندهی نیروی AISR برای پشتیبانی از فرماندهان در رده بالا ، به ویژه در رده های بالای تیپ. ادامه دارد ... صرفا برای میلیتاری / و انتشار با نام نویسنده و http://www.military.ir/ مجاز است منبع در اخرین پست قرار میگیرد دوستان برای پرسش سوالات تا انتشار تمامی بخش ها صبر کنید پایان قسمت اول ...
  8. هر گردی ، گردو نیست Shell Game ایا چین استراتژی استقرار ICBM دوره جنگ سرد امریکا را احیا می کند؟ تصاویر ماهواره ای از صحرای گوبی تعداد بسیاری سیلوهای موشکی در دست ساخت را نشان می دهد که احتمال استقرار یک مفهوم شیادانه دارد. تصاویر ماهواره ای که اخیرا از صحرای گوبی گرفته شده نشان می دهد که چین در حال ساخت یک مجموعه بزرگ موشک های قاره پیما است. این سایت جدید با بیش از 100 سیلو که در شمال غربی کشور چین در حال ساخت است، بسیار بزرگ تر از هر چیزی است که چین تا کنون ساخته است. قطعا چین قصد دارد تا بازدارندگی خود را تقویت کند ولی نه از طریق چند موشک بیشتر بلکه هدف بسیار چالش برانگیزتری را دنبال می کنند. به گفته محققان، شواهد ساخت و ساز حداقل 119 سیلو در مساحتی بیش از 700 کیلومتر مربع را نشان می دهد. در کنار این سیلو ها ساخت سنگرهای زیرزمینی، جاده ها و یک یک پایگاه کوچک نظامی نیز دیده می شود. دکتر جفری لوئیس " ما معتقدیم که چین در حال گسترش توان هسته ای خود به منظور جلوگیری از بازدارندگی است که امریکا می تواند به وسیله دفاع موشکی ایجاد کند" در واقع چین سعی دارد بتواند در مقابل حمله پیشدستانه امریکا تعداد کافی از موشک های سالم نگه دارد تا بتواند از سد دفاع موشکی عبور کنند. جنبه جذاب این ساخت وساز ها، تفکر پشت ان است که می تواند بازنگری در مفهوم (Shell Game) دوران جنگ سرد امریکا باشد، که تعداد قابل توجهی سیلو ساخته می شود، اما فقط تعداد کمی از انها بارگیری می شود. این باعث می شود که دشمن از مکان واقعی موشک ها مطمئن نباشد و انها را وادار می کند که تمام سیلو ها را هدف بگیرد. در اغاز مبادله اتش بدون نیاز به منابع زیاد و تهیه و نگهداری موشک، توان دشمن تحلیل می رود. در واقه در ده 1970 میلادی برنامه MX ICBMs پیشنهاد شد که نهایتا به موشک (LGM-118 Peacekeeper) ختم شد. قرار بود 23 شیلتر ساخته شود و موشک ها دائما میان انها جا به جا شوند تا از دید ماهواره های جاسوسی پنهان بمانند و دشمن نتواند جای انها را حدس بزند. مقامات امریکایی تخمین میزدند که شوروی برای اطمینان از نابودی کل مجوعه ها و موشک ها مقدار سرسام اور 4600 کلاهک را مصرف کند. تا بتواند ICBM و ABM هارا از میان بردارد. " Shell Game " فقط یکی از مفاهیمی بود که در کنار پرتابگر های ریلی و متحرک و سیلو های های حفاظت شده بود. در انتها ایالات متحده بعد از توافق های کنترل تسلیحاتی ترجیح داد موشک های LGM-118 را در سال 2005 از خدمت خارج کند. فارین پالیسی با اشاره به بازی جدید چینی ها گفت" اگر چه ممکن است به نظر برسد که 120 سیلو به معنای 120 موشک است، اما به راحتی می تواند 12 موشک باشد" فقط ما نمیدانیم! حتی اگر چین هم اکنون بخواهد تعداد معدودی موشک را مستقر کند با گذشت زمان میتواند تمام سیلو هارا مجهز کند. این حرکت چین منطقی به نظر میرسد، با داشتن 250 تا 350 موشک های قاره پیمای هسته ای (م: که تعداد بسیار کمتری نسبت به امریکا و روسیه است) و فراتر از بحث دوام در برابر حمله اولیه دشمن نگهداری سیلو ها در نزدیکی هم باعث می شود نگهداری و کنترل و تدارکات ارزان تر و ساده تر شود. البته برخی از کارشناسان و ناظران این احتمال را مطرح کرده اند که امکان دارد بخشی از یک سیستم دفاع موشکی پیچیده باشد. که برای این بیش از حد در غرب واقع شده اند و به نظر نمی تواند پوشش مناسبی ایجاد کند. از سوی دیگر در گزارش سالانه کنگره ذکر شده ممکن است چین سیلو های جدیدی برای سلاح های قدیمی تر سوخت مایع مانند موشک DF-5 ساخته شود. جیمز اکتون (مدیر مشترک برنامه هسته ای) در بنیاد کارنگی گفته بود"دلایل زیادی برای این سوال وجود دارد که چین قصد دارد زرادخانه هسته ای خود را به سرعت گسترش دهد، اگر چه فقط در بعد کمی باشد" میدان موشکی جدید مطابق با پیش بینی های قبلی در مورد گسترش توانایی اتمی اش است. ولی هنوز زود است قصد چین را از ساخت 100 سیلو عجیب و غریب در دل بیابان را بیابیم اگر چه ممکن است در دل استراتژی بزرگ تری هم جای بگیرد. منبع 1 منبع2 م « به رسم همیشه، این حرکت جدید چینی ها در کنار گسترش توان متعارف به خوبی نمایان گر بلندپروازی های جاه طلبانه ای دارد. اما در خصوص اینکه ایا ممکن است کشور ما هم بتواند از استراتژی Shell Game استفاده کند؟ بله ما هم میتوانیم با ترکیب مفهوم مزرعه موشکی و این شیوه فریب و استتار مانع از این بشویم که دشمن با اجرای حمله ای محدود بتواند توان تهاجمی ما را خنثی کند.»
  9. ازمایش شوک بر روی ناوهواپیمابر جدید آمریکا در فلوریدا فیلم این ازمایش https://youtu.be/Qc-KC8RkREY
  10. رزمایش بین المللی عقاب آناتولی 2021 آغاز می شود رزمایش بین المللی عقاب آناتولی 2021 بین تاریخ 21 ژوئن و 2 ژوئیه در پایگاه قونیه برگزار میشود. این رزمایش تمرینی میان نیروی هوایی کشور ترکیه، آدربایجان، پاکستان و قطر خواهد بود. کشور پاکستان از سال 2015 در تمامی تمرینات عقاب اناتولی شرکت کرده و چندی پیش هم رزمایش با کشور چین برگزار کرد در آن جنگنده JF-17 Block II هم حضور داشت. از طرف دیگر کشور قطر که اخرین بار در سال 2014 در این رزمایش شرکت کرده بود، امسال با ناوگانی متشکل از C-130 , C-17 , میراژ-2000 و هواپیمای Rafale شرکت خواهد کرد (م: این نکته را در خاطر داشته باشید که اخیرا یونان اقدام به تجهیز خود به وسیله جنگنده Rafale کرده است) پس گذشت حدود 6 سال از رزمایشی که با همکاری ناتو در سال 2014 برگزار شد، بار دومی میشود که جنگنده رافال وارد حریم هوایی ترکیه میشود. البته هنوز مشخص نیست کشور آذربایجان با کدام هواپیمای جنگی در این رزمایش حاضر می شود، ولی فرصت بسیار مناسبی است تا با جنگنده F-17 Thunder بیشتر اشنا شود. (م: به نظر میرسد که کشور آذربایجان علاقه مند افزایش توان هوایی خود است وچه گزینه بهتر از تندر پاکستانی) این رزمایش که در پایگاه هوایی قونیه هر دوسال یکبار برگزار میشود بدین شکل است در یک فضای جنگ واقعه بینانه بین دو تیم ابی و سرخ صورت می گیرد. (م: من به رزمایشی بدین شکل که توسط نیروی هوایی کشورمان برگزتر شده باشد را به یاد نمی اورم!) و اهداف کلی این رزمایش بدین شکل است: تمرین و اموزش خلبان ها ارزیابی جنگنده ها و تاکتیک های نبرد بررسی وضعیت زیر ساختی و امادگی رزمی کمک به تعریف نیاز های عملیاتی، پشتیبانی جهت توسعه و تحقیق محیط اموزشی برای فرماندهان نسل بعد جالب است بدانید اولین دوره این رزمایش هم در ژوئن سال 2001 میان سه کشور ترکیه، امریکا و اسرائیل انجام شد. و از ان روز تا کنون 14 کشور، 35657 نفر پرسنل و 2920 هواپیما در این سری رزمایش ها شرکت کرده اند . بالغ بر 24222 ساعت پرواز انجام شده است. منبع م« به شکلی کاملا واضح این رزمایش دیگر یک تمرین نظامی نیست و در پس خود پیام ها و دستاورد های سیاسی گسترده ای به دنبال خواهد داشت، که باید به ان ها هم توجه شود»
  11. شبیه ترین چیز به این مفهوم رو پهپاد Talarion داره که برای اون هم قابلیت های متعددی برای محفظه داخلیش در نظر گرفتند امیدوارم ماهم شاهد چنین انعطاف عملیاتی باشیم
  12. یادداشت: شبح بر فراز غزه در بحبوحه نبرد میان نیروی های مقاومت و ارتش رژیم صهیونیستی شاهد ترور هایی هدفمند و با دقت بسیار بالا، که تعدادی از فرماندهان حماس را به شهادت رساند. با توجه به تصاویر منتشر شده از این حملات به نظر میرسد که ما شاهد استفاده مجدد از سلاح نسبتا مرموزی به نام موشک نینجا یا به طور دقیق تر ( Hell fire R9x ) هستیم. این موشک بر خلاف نمونه های پیشین فاقد سرجنگی انفجاری بوده و از تعدادی تیغه فلزی که مانند شمشیر عمل می کنند و با اتکا به انرژی جنبشی به هدف اسیب میزند. اما از انجا که تا کنون هیچ پهپاد اسراییلی مجهز به هل فایر مشاهده نشده (در کل به شکلی واضح هیچ پهپاد مسلح اسراییلی مشاهده نشده) و در هنگام این ترور ها هیچ گونه فعالیتی از بالگردهای اسراییلی هم مشاهده نشده، ماجرا کمی پیچیده به نظر میرسد. اما این اولین باری نیست که از این سلاح به منظور ترور فرماندهان دشمن استفاده می شود. در سال های گذشته نیز در سوریه و عراق هم امریکا بارها از این سلاح استفاده کرده بود. در حال حاضر هم به نظر میرسد با توجه به عدم توانایی ارتش اسراییل در بکارگیری این سلاح، در واقعه بخشی از نیروی های پهپادی امریکا به کمک این رژیم امده و به طور مستقیم در این نبرد مشارکت دارند. و علاوه بر کمک های اطلاعاتی و لجستیک در حمله به نیروی های مقاومت هم نقش دارند. به نظر میرسد در ساختار رزمی/اطلاعاتی ارتش امریکا یه بازوی عملیاتی ویژه با هدف شکار فرماندهان دشمن شکل گرفته که خارج از چارچوب بقیه نیروهای رزمی دست به اقدام میزند. این سیاست و این بازوی عملیاتی در ترور سردار قاسم سلیمانی و شهید ابو مهدی المهندس هم بازیگر اصلی بوده و این بخشی از دکترین جنگ و صلحی است که پنتاگون و لانگلی برنامه ریزی کرده اند. با تشکر از @bds110 در راهنمایی شون در مورد پهپاد های اسراییلی
  13. سلام و در یادداشت قبلی با نام "atom و غزه" (لینک) اشاره کردم که اسرائیل یک نبرد فرسایشی را برای نابودی کامل غزه را شروع کرده است. پس مقصود همان فلج بلند مدت است. اما در رابطه با آن جمله مقصود عدم توفیق اسرائیل در سرکوب اتش نیروهای مقاومت است، که به طور قطع دردسر و هزینه کمتری از رهگیری راکت های شلیک شده دارد. با وجود تمامی امکانات و برتری های تاکتیکی انطور که انتظار میرود نتوانسته اند در این امر موفق بشوند. (به طور قطع در یک میدان رزم وسیع تر و پیچیده تر با چالش های بیشتری مواجه اند) این نکته را در یادداشت بعدی میخواهم بپردازم، امیدوارم فرصت بشود
  14. یادداشت: 360Km² یا 360,000,000m² به قول معروف، مسئله این است: 360 کیلومتر مربع یا 360میلیون متر مربع! درست که نوار غزه یکی از کوچک ترین قلمرو های جهان محسوب می شود ولی همین لقمه به ظاهر کوچک می تواند گلوگیر دستگاه های اطلاعاتی و شناسایی بسیاری بشود. نوار غزه با درازای ۴۱ کیلومتر و پهنای ۶ تا ۱۲ کیلومتری و مساحتی برابر ۳۶۰ کیلومتر مربع دارد. که جمعیتی در حدود 1 میلیون و 900 هزار نفر که در آن زندگی می کنند. دارای تراکم جمعیتی بسیار بالا (۵/۳۲۸ نفر در هر کیلومتر مربع) است که از این دید غزه در میان کشورهای جهان از متراکم‌ترین هاست. تنها دو کشور مستقل جهان (ماکائو و سنگاپور) تراکم جمعیتی بیش از این دارند. غزه دارای آب و هوای معتدلی است، که دارای زمستانی ملایم و خشک، و تابستانی گرم و توأم با خشکسالی است. سطح زمین مسطح یا هموار است، و تپه‌های شنی نیز در کنار ساحل قرار به چشم می‌خورد. مرتفع‌ترین نقطه (جز ابوعوده) نام دارد که دارای ارتفاع ۱۰۵ متر از سطح دریاست. در ظاهر هیچ چیز برای عدم توفیق واحد های شناسایی ارتش اسرائیل وجود ندارد اما وقتی که نگاهی دقیق تر به جغرافیای نبرد غزه بیاندازیم، متوجه میشویم که کانون درگیری در بافت متراکم شهری جریان دارد. مانند تمام شهر های جهان، مناطق مسکونی در نوار غزه شامل ساختمان های بلند، کوچه های تنگ، کانال های زیر زمینی آّبی(فاضلاب) –خاکی و احتمالا یک سیستم پیچیده از تونل ها میشود. نیروهای مقاومت از طریق تونل های زیر زمینی از نقطه ای در شهر به نقطه دیگر انتقال پیدا کرده و به اجرای عملیات خود میپردازند. اسرائیل علی رغم بهره مندی از ناوگان بزرگی از پهپاد های پیشرفته و همچنین یک نیروی هوایی با تجربه هنوز توانایی کافی برای پوشش کامل و دقیق این 360 میلیون متر مربع را ندارد. این عدم توانایی ناشی از دلایل متعددی است که زنجیروار بهم متصل اند.هنوز هیچ سیستمی برای کشف تونل های زیرزمینی به شکلی موثر وجود ندارد. ولی آینده ممکن شاهد حسگر هایی با این توانایی باشیم. مسئله بعدی که مطرح است، گردآوری و تحلیل داده های رسیده از حسگر های گوناگون با کیفیت و ویژگی مختلف و ترسیم یک میدان نبرد با جزئیات بالا و ضریب خطای کم و در عین الحال همان زمان (Real Time) که انتظارات یگان های عملیاتی را بتواند فراهم کند. گویا اسرائیل با وجود تجاربی که در طول درگیری های قبلی خود کسب کرده و همکاری های گسترده ای که با دیگر سازمان های نظامی دنیا دارد، هنوز موفق نشده است. راهکارهایی میتوان ارائه داد که در این بحث نمی گنجد. اطلاعات جغرافیایی از ویکی بخشی از متن گرفته شده از تاپیک: جنگ های شهری نگاهی میتوانید به این تاپیک بیاندازید: شهر زیر زمینی مسکو - شهری عجیب و باور نکردنی و همچنین این تاپیک: نیروی هوایی و میدان نبرد شهری در آینده آنچه که می بایست انجام شود!!!!!
  15. یادداشت: atom و غزه اتم یا atom به این صورت معنی میشود: جز لایتجزا درست است که امروزه به لطف علم حتی اتم نیز قابل شکافتن شده است (هرچند این موضوه تبعات خودش را نیز دارد)، اما در این تمثیل غزه به عنوان یک واحد سیاسی - اجتماعی در حالتی به سر میبرد که دیگر تجزیه آن ممکن نیست. از بعد جغرافیایی و هم از نظر نژادی و دینی این امر مسلم است که نمی توان غزه را تجزیه کرد. از همین رو اسرائیل در برابر خود گزینه ای جز حذف کامل غزه نمی بیند. اما از انجا که حذف کامل چه در تئوری و چه در عمل دارای پیچیدگی های فراوانی است و کوچک ترین خطا می تواند هزینه های زیادی را تحمیل کند پس یک نبرد فرسایشی (علی رغم میل باتنی اش که حل یک شبه این موضوع است) را شروع کرده و سعی در کنترل و تثبیت شرایط مطابق با استراتژی بلند مدت خود را دارد. اما ما شاهد این هستیم که در درگیری اخیر حجم اتش باری دو طرف نسبت به هم بسیار شدید تر از درگیری های قبلی است و این موید این نکته است که با وجود پیگیری استراتژی کنترل و حذف تدریجی در اسرائیل که باید در گذر زمان عنصر غزه روز به روز ضعیف تر از قبل میشد، درست پیش نمی رود و هنوز مقاومت شدید است. حال باید دید در روز های پیش رو ایا اسرائیل می تواند بر چالش غزه چیره شود یا چند سال دیگر دوباره شاهد درگیری هایی با شدت بیشتر خواهیم بود.