alala

Editorial Board
  • تعداد محتوا

    3,137
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

  • Days Won

    41

alala آخرین امتیاز شما در روز 28 شهریور

alala شما بیشتری مطالب مورد علاقه کاربران را دارید!

اعتبار در انجمن

12,632 نشان معرفت

درباره alala

  • رتبه حساب کاربری
    سرهنگ

Profile Information

  • Gender
    Not Telling

آخرین بازدید کنندگان پروفایل

بلوک آخرین بازدید کننده ها غیر فعال شده است و به دیگر کاربران نشان داده نمیشود.

  1. وقتی ایران در موقعیتی است که به تنهایی از زالو صفتی اسراییل در مورد آمریکا و آمریکایی ها میگه خب به هر حال تعبییر میشه به مشکلات ما با اسراییل و دشمنی و ... ولی هرچند گفته میشه وجود غده سرطانی اسراییل در خاورمیانه به سود ایالات متحده هم بوده ولی نهایتا چیزی که وجود داره سوء استفاده لابی یهود از یک قدرت بزرگ برای برنامه های ایدئولوژیکش هست و مطمئنا در آینده این قوم شناخته شده (در شکل امروزیش یعنی صهیونیسم) خواهیم دید چطور به سمت صاحب قلاده هم خواهد رفت. ولی حالا جدای از مقدمه به عنوان شاهد مثال نتانیاهو و زنش آمریکا که میرند لباسای کثیفشون را جمع میکنند با خودشون میبرند تا اونجا به هزینه کشور خارجی شسته بشه و حتی از این هم نمیگذرند برای مکیدن و دوشیدن امریکایی ها. چه شیر(دوشی) تو شیر(دوشی) ای هست جهان! ولی آخه لباس چرک؟!
  2. مطمئنا مشکل اول هواگرد هست. تطبیق و تجهیزات الکترونیک در مرحله بعد هستند. ولی شما تا وقتی یک پرنده سرحال و مناسب که امکان سوارکردن و تطبیق سیستم ها را نداشته باشه؛ در اختیار نداشته باشی؛ اونوقت هزینه کردن برای تجهیزات گران قیمت و سوار کردنشون با کلی هزینه روی هواگردی که چندان مطمئن نیست ( هم از لحاظ فیزیکی و هم از لحاظ سن و سال و مشخصات هوانوردی ) یعنی ریسکی بزرگ در این شرایط مضیقه بودجه. بماند بحث طراحی و تطبیق که برای ما خودش یک بحث کاملا جدید هست اون هم بدون هیچ کمک و راهنمایی و حتی نمونه ای برای مهندسی معکوس. تازه این وقتی به شکل کارگاهی! باشه ( با توجه به اینکه پرنده سرحالی که مثلا در خط تولید یا خرید باشه نداریم ) و به صورت موردی روی این پرنده یا اون پرنده اجرا بشه هزینه هاش چند ده برابر هم میشه. برای همین احتمالا فعلا هزینه کردن در تجهیزات زمینی در دسترس شاید راه بهتری باشه با توجه به اینکه فعلا ولو کم شانس خرید را قائل هستند مسئولان.
  3. مشخصا با توجه به ویژگی های برشمرده شده اولا بسیار ارزان بودن و همچنین مداومت کار بالا بدون نیاز به تعمیر و نگهداری شدید، احتمالا برای پر کردن خلاء نقاط کور راداری استفاده خواهد شد تا غافلگیری در برخی نقاط رخ نده. چنین رادارهایی با توجه به ویژگی هاشون میتونند در نقاطی که اقدامات تامینی کمتری دارند و نقاط دورافتاده تر با پرسنل حفاظتی کمتر و نقاط دور از شهرها و دالان های طبیعی مورد استفاده قرار بگیرند تا ببینیم بالاخره این خصم را میشه دور زد همراه با جنگنده چند فروند آواکس هم خرید یا نهایتا باید بریم سراغ یک طرح بومی با پرنده های به نسبت سبکتر و با تعداد بالاتر.
  4. یک بحث حقوقی است. آمریکا قبلا تحریمهای یکجانبه یا ثانویه را با توجیهات اشاعه و تروریسم تفسیری خودش عنوان میکرد و کشورها را ملزم میکرد که اجراش کنند. ولی حالا بعد از اعلام یکجانبه که: "من میگم که مکانیسم ماشه فعال شده و تحریمها و قطعنامه ها برگشتند"، عنوان میکنه که اگر کشوری این تحریمها را نقض کنه، من دیگه با عنوان تحریمهای اشاعه ای و تروریسم (که مبنای فراگیری نداشتند از لحاظ حقوقی) کشور ثالث را تنبیه نمیکنم بلکه طبق تفسیر جدید و ذیل قطعنامه های صادره شورای امنیت تنبیه خواهم کرد. حالا این تفسیر حقوقی جدید آمریکا یکسری تبعات داره که جدای از تحریمهای قبلی است که عملا همه چیز ممکن را قبلش تحریم کرده بودند: 1.کشورهای متحد آمریکا که با تفسیر آمریکا همراه هستند، من بعد با تفسیر اینکه ما داریم قطعنامه های شورای امنیت را رعایت میکنیم عمل خواهند کرد و ممکنه اگر قبلا محملی برای مزاحمت نداشتند اینبار با این تفسیر که حمایت قوی آمریکا را در پی داره ایجاد مزاحمت برای پرنده ها و ناوگان کشتیرانی ایرانی داشته باشند. (خصوصا کشورهای کوچک که منافعی در تقابل با ایران ندارند ولی جزایر یا مناطق کوچکی در مسیر ناوگان ایران دارند) 2.در 5 قطعنامه ای که آمریکا به زور! میگه برگشتند، خصوصا 1929 مواردی از قبیل بازرسی کشتی ها و همچنین بحث تحریم تسلیحات وجود داره که دست آمریکا و کشورهای متحد را با تفسیر جدیدشون برای تقابل باز میکنه. 3.در مورد کشورهای بزرگتر هم خصوصا در مورد تحریم تسلیحاتی که هدف اصلی آمریکا از فعال کردن مکانیسم ماشه بود در وجهی، آمریکا بهانه ای نداشت برای تحریمهای شدید و جدی از لحاظ حقوقی، ولی حالا نقض قطعنامه شورای امنیت از لحاظ حقوقی مطرح هست (حتی اگر فقط خودش قبول داشته باشه) که در داخل خود آمریکا دست رییس جمهور را برای تحریمهای شدید علیه شرکتهای بزرگ تسلیحاتی باز میزاره. فراموش نکنیم آمریکا یک بار به این بهانه شرکت سوخو را تحریم کرد که پوتین با تکاپوی زیادی در مدت کمی راضی کرد تا برداشته بشه تحریمها. ( احتمالا با عقب نشینی در همکاری با پروژه های که ب ایران داشت) و حالا هم بحث این نیست که مثلا طی چند سال تحریم یک شرکت بزرگ چینی یا روسی به ضرر کدوم طرف هست، بحث اینه که یک شرکت بزرگ روسی یا چینی ریسک قطع دسترسی به بازار آمریکا را آیا به خاطر یک قرارداد نسیه و محدود با ایران میپذیره ( حتی نه تحریم بلکه فقط ریسک تحریم را که میدونیم در بازار مالی چه بلایی سر ارزش سهام های وابسته و ریسک بازار یک شرکت میتونه داشته باشه)
  5. گویا این اتفاق رقم خورده. نفت کش ایرانی بعد از تخلیه میعانات سبک که نیاز ضروری ونزوئلا بود تا بتونه نفتش را رقیق کنه و صادر کنه، حالا در ونزوئلا نفت بار زده به گفته بلومبرگ تا در بازگشت به یک مشتری تحویل بده. قطعا آمریکا ببینه این روند اشتراک بین کشورهای تحریم شده داره شکل میگیره جفتک میندازه که یک نمونش را در نمایش توقیف محموله های فروخته شده ایرانی دیدیم. حماقت چین و روسیه بود که اجازه دادند قطعنامه ضد کره شمالی تصویب بشه و این کار را برای همکاری با کره سخت میکنه نسبت به کشورهای دارای تحریم یکجانبه. جالبه دیروز گزارشی میخوندم از ریچارد نفیو (ملقب به معمار تحریمهای ایران) که میگفت مکانیسم ماشه فعال شده به هر حال ولی تبعاتی داره که یکیش را اینطور نام برده بود: از این به بعد در شورای امنیت قطعنامه های تحریمی به سختی شاید دیگه تصویب بشند چون رفتار آمریکا باعث شد کشورها سعی کنند من بعد گزک ندند دست آمریکا و دست خودشون را ببندند چون آمریکا از کوچکترین لقی های قطعنامه ها با زور به نفع خودش استفاده میکنه.
  6. پدر کومنیستها را درآوردند سکوت کردیم چون یهودی نبودند پدر سوسیالیتها را در آوردند از تاریخ پاک کردیم چون یهودی نبودند سراغ ما یهودیان که آمدند گفتیم ای بابا! این همه سکوت کردیم، جایزه اش؟! پس هولوکاست را آفریدیم و پدر نازی ها بدجوری درآمد ما شدیم تنها مظلومان بازمانده و گور پدر سوسیالیسم و کمونیسم و درسدنی ها! البته این شعر بالا را به برشت هم نسبت میدند ولی همسر سوم شاعر گفته خودش شنیده با اینکه در هیچکدوم از کتابهای بیوگرافی و شرح حال خود شاعر ذکر نشده ولی چون به هر حال به هولوکاست اشاره داره بسیار فراگیر هست و البته موزه هولوکاست با انتقال بیت «سراغ ما یهودیان که آمدند» به اول شعر و حذف مابقیش اون را بر سر در موزه درج کرده تا درس عبرتی باشه برای کسانی که زیر یوغ دیکتاتورها (غیرگاوی) زندگی میکنند.
  7. یک نکته جالب در مورد فرمان اجرایی دیروز اینه که بنده خدا! مادورو را برای کشتن گربه دم حجله بی خبر از همه جا هم قاطی تحریمهای تسلیحاتی ایران کرد. بدین ترتیب که تمسخر جوک رییس جمهور کلمبیا توسط مادورو که بله! خرید موشک از ایران فکر خوبیه در عطفی ماسبق! تازه؛ به عنوان زیرپاگذاشتن! تحریمهای تسلیحاتی آمریکا ضد ایران محسوب شده و علیهش اقدام شده و پس مادورو اولین قربانی خارجی این تحریمها حساب میشه. حالا جرات دارید با ایران سلاح معامله کنید. در مورد معاملات پشت پرده نکته تازه ای که وجود داره تقریبا چند روز هست آمریکا از تمام پیش شرطهاش در مورد پیمان استارت جدید کوتاه اومده و به روسها پیشنهاد داده بدون هیچ شرطی حاضر به تمدید این پیمان هست. به هر حال قطعا پمپئو حتی اگر یک معامله موفق کلاشینکوف هم صورت بگیره بازننده این فضاسازی بیش از یک ساله محسوب میشه (خصوصا قبل از انتخابات) و بنابراین باید منتظر هر اقدام تکمیلی ای بود. علاوه بر اقدامات تهدیدآمیز معطوف به سایر کشورها دو مورد مهم هم وجود داره: تحریک و تهدید برخی کشورهای کوچک وابسته برای اقدام علیه کشتی ها و پرنده های ایرانی به بهانه این تحریمها اقدام مستقیم ایالات متحده در این راستا احتمال رخدادش از این جهت هست که آمریکا باید یک عمل و اقدامی در جهت اینکه نشون بده بله تحریمهای سازمان ملل به صورت عملی برگشته و داره اقدام میشه روشون نمایش بده (لااقل برای اون بخش تبلیغاتی ماجرا) برای همین نمایشی ترین راهکار همین دو مورد هست که به جهان اعلام کنه که طبق قطعنامه های پیشین (که بازرسی از محموله کشتیها را مجاز میشمرد ولی حتی در زمان اجرایی بودنشون هم اوباما اقدامی در این جهت نکرد) ما داریم عمل میکنیم و این قطعنامه ها را ببینید که برگشتند. از جانب ما هم باید بر هر دو صورت ممکن طرح و برنامه عملی وجود داشته باشه. با پذیرفتن ریسکها و حتما با عملی واکنشی.
  8. برای ثبت در تاپیک: باید دید در عمل چه اتفاقی رخ میده. و البته فرمان اجرایی ترامپ چه محتوایی خواهد داشت. نکته دیگه ای که وجود داره حتی اگر برآیند تصمیم روسها این باشه که به نفعش هست به ایران سلاح بفروشه (در چارچوب منافع خود روسها) به نظر تا قبل از 13 آبان و انتخابات آمریکا شاید کاری نکنه. در فرصت 16 روزه از 27 مهر. چون تمام نشانه ها و حتی اطلاعات حاکی از حمایت روسها از ریاست جمهوری ترامپ هست و شاید علاقه ای نداشته باشند اقدامی کنند که به نقطه ضعفی برای ترامپ در انتخابات تبدیل بشه.
  9. اوج آشفتگی در تصمیمات حاکیت آمریکا را میشه در سوریه دید. ترامپ دستور خروج کامل را داد و کلی نیرو خارج شدند و تجهیزات منتقل شدند به عراق و حتی چند پایگاه منهدم شد ولی با قدرت لابی موجود* در حاکمیت در جایی که تصمیم به امنیت اسراییل بازمیشگت و فراهم بودن مجاری ناامنی و استفاده از مناطق کرد نشین و حضور ادامه دار آمریکا؛ همه چیز الان معکوس هست به طوریکه علاوه بر ورود تجهیزات جدید، ایجاد پایگاه های جدید، هر روز هم شاهد ورود و بازگشت دوباره تجهیزات از عراق به سوریه هستیم. * مورد توجه هست که این لابی تا چد حد میتونه قدرت داشته باشه که در معدود دفعات نظر قطعی ترامپ را کامل معکوس کنه و ترامپ در شرایط فعلی مجبور باشه این تغییر 180 درجه ای را با ارزشمند بودن نفت سوریه توجیه کنه برای افکار عمومی کشورش چون هیچ بهانه دیگه ای وجود نداره و قصدی هم نیست که اشاره مستقیم بشه که این حضور تنها و تنها به خاطر اسراییل هست. ( به هر حال افکار عمومی که مدام از ترامپ شنیده ما در خاورمیانه چه میکنیم، شنیدن اینکه ارتش آمریکا نه به خاطر آمریکا که برای اسراییل در سوریه است ممکنه بعدها اگر تلفاتی رخ بده ذهنیت منفی برای اسراییل ایجاد کنه و خب این لابی حواسش به افکار عمومی هست )
  10. این روسها هم شورش را دراوردند. خیلی تمایل دارند با خودشیرینی جای فرانسه را برای ترامپ پر کنند و احتمالا از الطاف! ترامپ بیشتر بهره مند بشند. وقتی ایران رسما اعلام کرده مذاکره در شرایط فعلی کاملا به ضررش هست (هر جوری نگاه کنی همینطور هست) اینطور رسانه ای کردن این موضوع یعنی تنها تحت فشار گذاشتن ایران که روسیه بوضوح داره انجامش میده.
  11. چرا شانس ترامپ بیشتر است؟ علاوه بر اینکه دموکرات ها اولین ضربه را خودشون به خودشون زدند ( با انتخاب بایدن که کیسی خنثی و بدون کاریزما و اتفاقا دارای خصوصیات قابل حمله هست ) عملکردشون هم دورنمای چندان هوشمندانه ای نداره و هرچه از نظرسنجی های غیرقابل اعتماد فعلی گفته میشه هم ناشی از رای منفی و واکنشی به ترامپ هست. دموکرات ها چند ماه طلایی را با خوابیدن در باد کرونا و اینکه همه چیز را بسپاریم به کرونا و عملکرد ترامپ و شاید همین کافی باشه از دست دادند و اتفاقا ترامپ با شخصیت لوده و دلال صفت و دروغگوش به راحتی تونست این مسیر را با بالا و پایینهایی طی کنه و بعضا حتی ازش به عنوان امتیاز استفاده کنه. و حالا در دو ماه انتهایی در حالیکه به نظر دموکراتها نه تنها هیچ برگی ندارند بلکه داشته هاشون را هم سوزوندند ( تکیه مدام به افشاگریها و کتابها و اطرافیان ترامپ که کاملا دیگه برعکس عمل میکنه و ترامپ را در موقعیت یک فرد مظلوم که مورد خیانت اطرافیانش قرار گرفته نشانده ) داره برگهای برنده متعددی را رو میکنه. 1.قطعا توافقات صلح به نفع اسراییل یک برگ برنده واقعی در سیاست خارجی و البته لابی گری داخلی براش محسوب میشه. نمایش همزمان هم گره گشایی از پرونده ای پیچیده، هم صلح طلبی و پرهیز از جنگ و هم اهمیت به متحدین و هم امتیاز گیری برای اسراییل 2.در رابطه با سیاست هوشمندانه نسبت به چین، بر خلاف دور قبل و دشمن فرضی ایران و روسیه و تکیه بر بحث خروج نظامیان از خاورمیانه اینبار دشمن فرضی چین درنظر گرفته شده و نوک پیکان به سمت این کشور غیرمحبوب آسیایی در ملل غرب است که اتفاقا در سالهای اخیر برای امریکاییان عامی یگ تهدید جدی همه جانبه (شغلهاشون، تهدید جمعیتی، نفوذ کالایی و تجاری و فرهنگی و کمونیستی! و ... ) جلوه داده شده. و اما شاید بشه هوشمندانه ترین پاتک به تک احتمالی دموکراتها که در سیاست خارجی احتمالا دست میزاشتند روی برجام و عدم توفیق ترامپ در بخشی از قولهاش (توافق جدید) را رفتار و گفتار ترامپ در این رابطه دونست: در ابتدا گمان میشد مزخرفاتش! در باب یک توافق جدید بلافاصله بعد پیروزی، شبیه بداهه های دیگش هست ولی کم کم روشن شد اتفاقا یک تاکتیک زیرکانه است که الان به خوبی پرورش پیدا کرده و خیلی جدی افکار عمومی امریکایی را میتونه قانع کنه، اینکه اولا عامل عدم موفقیتم در توافق جدید خیانت دموکراتها به کشور بود که با دشمن برای منافع خودشون رایزنی کردند که با من توافق نکنه به امید انتخابات و برای همین هم شما باید با این خیانت مقابله کنید. (از برگ باخته برای خودش برگ برنده درست کرد)، ثانیا حتما بعد انتخاب دوباره با ایران توافق میکنم قطعا ( این قطعیت و تکرار مدامش (که حتی برخی داخل ایران را نگران کرد وقتی انقدر قطعی میگه شاید از داخل ایران بهش قولهایی داده شده که نگران نباش ما کار داخل را داریم میسازیم و دیگه مجبور هستند باهات توافق کنند) البته همزمان هم افکار عمومی را قانع میکنه و هم بعد انتخابات اگر رخ نده هم با توجه به اینکه دور دوم هست اصلا اهمیتی نداره. و جالبه حالا در فاز سوم باز مثل همیشه با تکیه بر شخصیت دروغگو و پوپولیستش حتی پا را فراتر گذاشته و با ترکیبات مبهمی چون "به نماینده هاشون گفتم قبل انتخابات دیگه اصلا باهاتون توافق نمیکنم و برید بعد انتخابات بیایید" فضا را طوری جلوه میده که بله اتفاقا نه تنها بر خلاف تبلیغات دموکراتها در این مورد هم سوار موضوع هستم بلکه از موضع قدرت هم طرف را وادار به التماس کردم. ایضا بحث تهدیدات جدیدش و سناریوی ترور سفیر در افریقای جنوبی هم به همین رویکرد برمیگرده. نهایتا میشه اینطور جمع بندی کرد که ترامپ بسیار فعال داره عمل میکنه و در مقابل دموکرات ها بسیار منفعل که احتمالا حتی در یک ماه پیش رو از این هم فعالتر خواهد شد. تنها نگرانیش میتونه موارد غیرقابل پیش بینی باشه که میبینیم در این مورد هم با افزایش چند وجهی فشار و تهدید نسبت به ایران مثلا، سعی میکنه طوری دست و پای ایران را جمع کنه و به خودش مشغول کنه که فرضا در این یک ماه حرکتی انجام نده که برنامه هاش را دستخوش بحران کنه.
  12. خب آمریکا و ترامپ و تیم پمپئو معلوم هست چندان به روند مکانیسم ماشه برای اجتناب لااقل از فروش تسلیحات به ایران مطمئن نیستند و خبر امضای دستور اجرایی که به ترامپ اجازه میده هر شرکتی که به ایران سلاح بفروشه را ذیل تحریم های ثانویه ببره و کامل از بازار آمریکا دستش را قطع کنه بیرون اومد. این بسیار با اهمیت هست چون مثلا شرکت سوخو یا شرکت مادر این مجموعه به هر حال بخش های متونعی داره که ارتباطات جهانی براش هم در بخش های نظامی و هم تجاری مهم هست. تحریمهای قبلی هم عمدتا ذیل تحریم کاستا معطوف بود به کشورهایی که از این شرکتها خرید میکنند و اونها را تنبیه میکرد و نه شرکت فروشنده را. باید دید با این تهدید آیا شرکتهای روسی یا چینی ریسک خواهند کرد؟ قبلا در 2006 هم یکبار دیگه شرکت سوخو به طور محدود به خاطر همکاری با ایران تحت تحریم جزئی قرار گرفت که بعد از رایزنی های روس ها و شخص پوتین این تحریمها خیلی زود لغو شد. ( احتمالا با قطع همکاری با ایران در اون مقطع که اگر اشتباه نکنم حول بهسازی برخی پرنده های ایرانی از جمله سوخو 24 ها یا موارد اینچنینی بود ) تلاش آمریکا واقعا مشخص نیست مربوط به سیاست هست در این موضع (یک شکست برای ترامپ در آستانه انتخابات ثبت نشه) یا واقعا مثلا چند خرید ایران قرار هست توازن خاصی را (اون هم با محدودیت مالی و مدت طولانی قراردادها و ...) بهم بزنه که اینطور دیوانه وار داره تلاش میکنه. البته میشه دلایل دیگه ای برشمرد براش: یکی از مهمترین دلایل و شاید یکی از اصلی ترین ها را میشه اسراییل دونست. صهیونیستها به هیچ عنوان دوست ندارند خصوصا احتمالا در زمینه هوایی برتریشون حتی تا حدی هم دچار خدشه بشه. احتمالا برنامه تمرینی احتمالی چندین سالشون مبتنی بر وضعیت فعلی نیروی هوایی ایران ( که شامل شاید هزاران ساعت مانور و تمرین و آموزش خلبانان و ... بوده ) بوده و اصلا دوست ندارند یک عامل جدید باعث بشه تمام تمرینها و پلنها و نقشه ها و تاکتیکها دوباره بازنویسی بشه. این شکل از فشار که حتی به خود آمریکا ضربه میزنه و غیرمنطقی میشه گاهی، فقط و فقط میتونه نشان دهنده یک فشار بیرونی* از یک لابی قدرتمند باشه. (لابی یهودی/صهیونیستی) دلیل دیگه میتونه رویه نشدن این روند باشه، به هر حال ایران هرچند کارش بسیار بسیار سخته ولی نهایتا اگر همین مسیر را پیش بره محدودیتهای دیگه ای هم در قالب برجام هستند که در زمانهای مشخص باید رفع بشند و اگر جلوی اولینش را نگیری معنا نداره مقابله با بعدی ها. *
  13. وزیر دفاع انگلیس چند روز پیش در رابطه با پایان موعد تحریم تسلیحاتی عنوان کرد که اوالا به شدت مقابله میکنیم با این امر، ثانیا توجه داشته باشید ثبت قرارداد دفاعی و خرید تسلیحات زمان زیادی را میطلبه و ما در اینم دت کارهای زیادی میتونیم بکنیم و اینطور نیست که ایران فردای روز موعود صاحب تسلیحات بشه. به نکته جالبی هم اذعان کرده بود که حتی در این 5 سال خرید سیستمهای پدافندی برای ایران ممنوع نبود ولی شما دیدید که ایران حتی در این شرایط هم نتونست (شاید نخواستیم البته) خریدی انجام بده. حالا دیروز پمپئو از ارائه یک قطعنامه جدید در هفته پیش رو گفت. نمیدونم منظورش این هست که در رابطه با این فعال سازی مکانیسم ماشه و در امتداد اون تلاششون خواهد بود (البته که خودشون میگن نیازی به هیچ چیز دیگه ای نیست) و یا منظورش یک قطعنامه تحریم تسلیحاتی در لحظات آخر هست که دوباره شانسش را آزمایش کنه و بعد یک ماه مثلا نشون دادن جدیتش به طرفها بگه این آخرین شانستون هست ها! من جدی ام!! و بیایید این قطعنامه را قبول کنید (پمپئو میگه تحریم دائم تسلیحاتی ایران) یا دیگه حتما حتما حتما مکانیسم ماشه اجرایی میشه و برجام نابود. از طرفی آبرامز هم بعد از مدتها و انتصابش دیروز گفت که هر شرکتی به ایران سلاح بفروشه ذیل قطعنامه سازمان ملل (1929) تحریم خواهد شد.
  14. یک دلیل دیگه برای داشتن موشک ضد ماهواره. اگر ایران وارد یک جنگ فراگیر با قدرت اول جهان بشه، دیگه ملاحظات معنایی نداره چون همانطور که دشمن (بر خلاف رویه های لااقل در حرف) بارها از زبان سناتورها و نظامی ها و سیاسیونش گفته زیرساختهای کشور حتی؛ براش هدف و اولویت اول محسوب میشه. هدف قرار دادن ماهواره هاش در حوزه نظامی یک ضرورت و در حوزه تجاری یک مقابله به مثل مشروع و محترم! هست. ( در خلا امکان حمله به زیرساختهای دشمن برای تلافی)
  15. باید توجه کنیم یکی از مهمترین عوامل شکست انقلاب بحرین را فراموش کردید. من هیچوقت یادم نمیره وزیر امور خارجه سابق بحرین و پادشاهشون تقریبا به التماس افتاده بودند و مدام و چپ و راست از ایران تقاضا میکردند بیایید مذاکره کنیم و مشکلات را با مذاکره میشه حل کرد و اصلا اوضاعی بود رقت اگیز. ماجرا از وقتی تغییر کرد که عربستان تقریبا چند برابر حجم انقلابیون در میان سکوت جامعه جهانی، نیرو و زره پوش روانه بحرین کرد و چنان نطقی کشید در چند روز و محله های شیعه نشین درگیر انقلاب که تقریبا هیچ کس جرات بیرون اومدن از خونه را هم دیگه نداشت چون با یک مشت نیروی امنیتی زپرتی بحرینی طرف نبود بلکه با یک مشت افراد داعش گونه طرف بود زمانی که داعش محلی از عراب نداشت (که اتفاقا به دلایل ایدئولوژیک و مذهبی و حتی سیاسی به خون شیعیان تشنه بودند و تازه ماموریت داشتند و هموطن و همخون کسی هم نبودند و نیروی حتی رسمی محسوب نمیشدند ( مشتی اراذل مجهز به انواع سلاح و با نقاب ) ) اصولا بعد از سرکوب خشن و بعد از دخالت مستقیم عربستان با نیروی نظامی بود که کلا رویه بحرین تغییر کرد و با اعتماد به نفسی که در کنار نیروهای سرکوبگر عربستان پیدا کرد که در خیابانها به سان سگهای بدون قلاده به راحتی پرسه میزدند و مردم را شکار میکردند (بدون اینکه جیک جهان دربیاد - مگر بحرین چقدر جمعیت داره و چقدرشون درگیر انقلاب بودند و تازه با پول و تهدید و غیربومی ها محاصره نشده بودند و به هر حال در یک جزیره کوچک که تنها راه فرارش یا دریاست یا خود عربستان زنان و بچکانشون تنها لقمه چربی بودند برای مزدوران عربستانی بدون نام و نشان و بازخواست) شروع کرد به عربده کشی برای انقلابیون و ایران و ... حالا هم تمام اقداماتش مشخصا از پشت گرمی سعودیهاست چه اتفاقا در همون مسیر شخصی مثل بن سلمان روی کار اومد که یک اعتماد به نفس ویژه ای با استارت جنگ یمن به این رژیم های تحت امرش القا کرد که دیگه خدا را بنده نبودند. ( اون فضا را فراموش نکنیم که با همون اعتماد به نفس و پول پاشیها چه ائتلافی درست که از مالزی تا سودان و چند ده کشور را مستقیم ضد یمن (بخوانید ایران) بسیج کرد و اوج گردنکشیشون محسوب میشد، حالا یمنی ها غیرت به خرج دادند و با مقاومتشون اون ائتلاف ترک برداشت جای خود) نهایتا قدم های ضعیف ما در برابر اقدامات تهاجمی عربستان ( به جز معدود مواردی که در مرتبه اقدامات کلان عربستان نبود و بیشتر محلی محسوب میشد (مثل آرامکو و ارسال احتمالی(!) سلاح به یمن و ...) بود که جبهه ما را تضعیف کرد، چه در حمایت ما از بحرین و چه حمایتمون از یمن در سطحی که عربستان وارد شد. ( حالا کاری به پیچیدگی اوضاع و امکانات و شرایط خودمون ندارم، شاید دلایل مشخصی وجود داشته و اهم و مهم شده ولی به هر حال واقعیت موجود هست و در بحرین انقلاب کاملا خاموش شد و تمام اقدامات بعدش ضد ما شد (شاید اگر مجهز به سلاح مثل یمن میشدند اینطور نمیشد(اگر امکانش بود و انگیزش از جانب ما و احتمالا عدم محاسبات اشتباه) همانوطور که در یمن به هر حال اقدامات حداقلی ما و البته قطعا غیرت و توانایی و تماما فداکاری خود یمنی ها که حق دارند اتفاقا از ما گلایه دشاته باشند برای عدم حمایت کلان و بسنده کردن به اقدامات جزئی، باعث شد نتیجه نتیجه دلخواه سعودی نباشه والا الان در یمن هم دولتی بود که احتمالا جلوتر از امارات و بحرین داشت معاهده به اصطلاح صلح امضا میکرد ) خلاصه گاهی باید فعالانه عمل کرد.