alala

Editorial Board
  • تعداد محتوا

    2,454
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

  • Days Won

    24

alala آخرین امتیاز شما در روز 14 آبان

alala شما بیشتری مطالب مورد علاقه کاربران را دارید!

اعتبار در انجمن

9,038 نشان معرفت

درباره alala

  • رتبه حساب کاربری
    سرهنگ دوم

Profile Information

  • Gender
    Not Telling

آخرین بازدید کنندگان پروفایل

بلوک آخرین بازدید کننده ها غیر فعال شده است و به دیگر کاربران نشان داده نمیشود.

  1. این مطلب جایگاهش در تاپیک غزه است ولی چون تاکید روی تهدیدات پیش روی کشور هست اینجا ذکر میشه: حال گویا حمله تروریستی صهیونیستها به فرمانده جهاد به این صورت بوده که ابتدا چند کوادکوپتر منزل ایشان و آپارتمانشون در طبقه مشخصی را رصد میکردند ( احتمالا قبلش ستون پنجم اطلاع داده بودند موقعیت را و حتی اطلاع داشتند که شهید نیم ساعت پیش وارد منزلش شده ) و بعد حصول اطمینان از حضور ایشون در نقطه مشخصی از آپارتمان یک کوادکوپتر انتحاری با محموله منفجره وارد آپارتمان از بازشوهای خونه میشه و با انفجار خودشون و همسرشون را هدف قرار میده، حالا یا با رصد بعدی و موفق نبودن ترور قطعی یا تصمیم قبلی دوباره بعد این انفجار دو موشک هم شلیک میشه به این آپارتمان دقیقا لابد برای اطمینان یا اتمام کار یا هر چیز دیگه. ( شاید پهپاد نشانه گذاری هم بوده ) گذشته اگر تنها اخبار عمومی مدنظر باشه شیوه استفاده از کوادها برای ترور مستقیم اولین بار در لبنان توسط این رژیم به کار رفت ( به این شکل ویژه و خاص و مبهم) در اون حادثه مطمئنا هدف چنان اهمیت داشته که از یک شیوه جدید و تا به حال تجربه نشده ( در میدان اون جغرافیا) به عنوان یک غافلگیری بهره برده شد حتی با اطمینان از اینکه این ترور احتمالی یک جنگ را سبب خواهد شد ( شاید هم روی اطمینان طرح و لو نرفتنش بعد ترور چنان حساب کرده بودند که مثل برخی وقایع دیگه گمان میکردند حزب الله نمیتونه یک تررو مبهم را صریحا بهشون نسبت بده از اونجا که شیوه هم شیوه بدیعی بود و قبلا استفاده نشده بود و پر سر و صدا هم نبود اگر لو نمیرفت مضافا اینکه معلوم نبود کواد تنها وظیفه پرتاب محموله منفجره را داشت یا انتحاری بود ( حادثه ترور فرمانده حزب الله در آپارتمانی در دمشق که هنوز هم مبهم هست را به یاد بیاریم ) ) و حالا در غزه به نظر برای دومین بار هم این شیوه که هنوز ابهاماتی داره ( کنترل و انتقال کوادها به چه صورت هست؟ ستون پنجم؟ یک حامل هوایی؟ ...) استفاده شده. آینده این یک زنگ خطر بزرگ برای محور مقاومت و حتی درون حاک ایران هست. ترور به این شیوه مرموز بسیار خطرناک و در دسترس و غیرقابل انتصاب هست. از طرفی پیگیریش هم سخت تر هست ( شیوه موتور و بمب مغناطیسی خب ریسک بیشتری داره فی المثل ) - جاییکه ایالات متحده روی ریزپرنده های چینی محدودیت های سختی گذاشته و کویت حتی ورود این پرنده ها را ممنوع کرده به صورت عمومی/تجاری؛ وسعت زیاد کشور، شیوه های قاچاق، ستون پنجم دشمن و گروه های تروریستی اپوزیسیون در داخل و انگیزه ها و اهداف بسیار دشمن برای ترور شرایط بسیار سختی را برای نیروهای امنیتی ایجاد میکنه. چه در تردد و اسکان خارج از کشور فرماندهان و چه درد اخل دپوی انبارهای مهمات، مراکز حساس و افراد حتی در منازل خودشون باید شیوه های امنیتی و مراقبت یک بازنگری جدی بشند با توجه به تهدیدات جدید.
  2. از روز اول همه گروه ها اعلام موضع کردند. اصولا بیانیه حماس هم مطمئنا در هماهنگی با جهاد هست و همینطور که دوستان هم گفتند برای حفظ بخشی از توان مقاومت حالا که صهیونیستها خودشون تجاوزی نکردند به خاطر محدودیت ها ( حمله به مواضع حماس یعنی درگیر کردن حماس به طور مستقیم و این رژیم اصلا دلش نمیخواد چنین اتفاقی بیفته چون اونوقت هم پاسخ موشکی چند برابر میشه و هم مجبوره پاسخ بده که در اونصورت تلاشش برای فاصله گذاری و ایجاد اختلاف بین حماس و جهاد ناکام میمونه ) در موارد قبل هم همیشه جهاد در جنگ و درگیریها یکی از اهداف بود و طبیعی است که همیشه در موشک باران شرکت داشته ( وقتی از اون موج اول پاسخ که مثلا اگر حماس بود عبور میکرد و درگیری گسترده میشد ) - ذخایر موشکی در غزه هم اینطور نیست که آسیب نبینه، اصولا به خاطر مساحت کم و انبوه ستون پنجم همیشه در حال بازسازی و تغییر مکان و ... هست. حالا هم اگر جنگ گسترده بشه رژیم صهیونیستی مکان های از قبل شناخته شده حماس را هم میزنه ولی حالا که جرات نمیکنه بزنه ( به خاطر وارد شدن حماس ) چرا حماس با دست خودش این بازدارندگی را از بین ببره، راحت کمک لجستیکی به جهاد میکنه و از حملات هم مصون هست ( باید جنگ غزه را درک کرده باشیم تا مفهوم مصونیت نسبی را هم در بمباران وحشیانه و همه جانبه در این مساحت کم را و قدرت مانور و عملیات را بفهمیم ) و توان مقاومت هم بخشیش حفظ میشه برای نبردهای قطعی! آتی. حالا همه اینها هم توضیح واضحات هست به نظرم. هم حماس و هم جهاد میدونند که شیشه عمر مقاومت در غزه به تعامل هر دو گروه بستگی داره و روشن و واضح هست که تصمیمات در جنگها خصوصا در سالهای اخیر ( برای مقابله خصوصا با سامانه های دفاعی این رژیم ) با هماهنگی کامل صورت میپذیره. مشخصا خود جهاد هم داره فاصله گذاری صریح میکنه و تمام اقدامات و عواقب و تصمیم گیریها را بر عهده جهاد عنوان میکنه. این فاصله گذاری هم مشخصا برای دور نگه داشتن حماس از ماجرا و حملات هست به همون دلایل ذکر شده.
  3. حماس در همه جهات اعلام همبستگی کرده، تمام مسئولانش هم هم جهت با جهاد اسلامی در میدان هستند در این رابطه. همون روز اول اتاق عملیات مشترک هم جلسه داشت. بعید هم هست همه 250 تا 350 موشک را هم جهاد شلیک کرده باشه به تنهایی چون از توانش خارج هست. ( حتی نتانیاهو هم هرچند دوست نداره اعلام کنه به حماس هم حمله کرده هم به خاطر گسترده تر شدن جنگ و هم تقویت این تحلیل که جنگ با جهاد طرفدار ایران هست و حماس نباید خودش را قاطی کنه ولی اعلام کرده ما مواضع جهاد و برخی مواضع دیگه که ازشون موشک شلیک میشند را هدف قرار دادیم ) ولی این نکته که حماس شاید علنا اعلام نمیکنه از تعداد شلیکهاش احتمالا برای در امان موندن مناطق و انبارهای تحت تسلطش هست چون صهیونیستها هم در وضعیتی هستند که نمیخوان جنگ را گسترده کنند برای همین بی محابا حمله نمیکنند، این تاکتیک فرصت را به حماس و جهاد میده لااقل از برخی مناطق و انبارهای حماس جهاد بتونه استفاده کنه بدون اینکه اون مناطق مورد تهدید باشند. فراموش نکنیم در باریکه بسیار محدود غزه و توان بی نهایت دشمن حفظ یک متر مربع از انبارها و مناطق هم برای خودش غنیمتی است. هرچند خود حماس و جهاد هم بر این نکته تاکید کردند هدف صهیونیستها از جو رسانه ای مدام منتسب کردن جهاد به ایران و گذاشتن خط تمایز بین حماس و جهاد برای اختلاف افکنی است و این باعث میشه مثلا در یک مرحله تصمیم بگیرند فقط سران جهاد را ترور کنند ولی در مقابل جهاد و حماس هم از این فرصت ( هر چند با تهدید تحلیلهایی که حماس را متهم میکنند به بی عملی ) استفاده میکنند تا توان خودشون را به شکلی بازیابی کنند چون میدونند حملات صهیونیستها با منابع بی پایان تا ریشه کنی کامل مقاومت در غزه ( چه جهاد و چه حماس ادامه خواهد داشت ) و این مهم هست که بتونند توان موشکی و انبارداری موشک ها را در طولانی مدت حفظ کنند.
  4. ترور ابوالعطا فرمانده جهاد اسلامی که رسانه های صهیونیست ( بازوی تروریسم صهیونیستی ) از چند ماه پیش گراش را میدادند ( قطعا درز شده از منابع اطلاعاتی این رژیم ) و تاکید میکردند مسئول موشک های دوربرد جهاد هست اون هم در سالگرد ترور شهید طهرانی مقدم یک طور پیام و نیشتر به ایران هم هست. مشخصا به نظرم این زمان از قصد تعیین شده برای ارسال همزمان یک پیام به اصطلاح. ترور هدفمند در عمق محلات دیپلمات نشین دمشق هم به نحوی که اون هم ضد جهاد اسلامی بوده مکمل فشارهای همه جانبه ضد محور مقاومت تلقی میشه. هر چند باید به جهاد اسلامی تبریک گفت با تمام مضیقه ها در محاصره کامل حداقل پاسخ را داشته به این ترور و درسته نابرابر هست زخمی که تحمیل شده و میشه ولی خب توان مقاومت در غزه بیش از این نیست.
  5. فکر کنم این در زمره تهدیدات تروریستی/خرابکارانه باید تلقی بشه: بازرس مشکوک بوده به آلودگی مواد اعلام نشده. بعد از اعلام رضایت هتلش بازیدید شده در اتاقها خبری نبوده ولی سرویس بهداشتی هتل هم آلوده نشون میداده. کیف خالیش هم همچنین. پ ن: ایران از این بازرس خانم درخواست کرده خودش همکاری کنه و عنوان کنه چه چیزی را در دستشویی دفع کرده که دستشویی نشان از آلودگی میداده.
  6. نکته مثبت اینه شاید این اتفاق باعث پیشبرد سریع تر سامانه عقاب هم بشه با توجه به شکل و نوع تهدید خصوصا تاکید بر این نکته که پهپاد داشته از ارتفاع بسیار کم برای دور ماندن از چشم رادارها استفاده میکرده. هر چند قابل درک هست کمبود شدید منابع مالی و بودجه ای و گستره وسیع تهدیدات عامل و غیرعامل ضد ایران و سختی کار نیورهای دفاعی ولی خب چاره چیست؟ باید حداکثر تلاش را کرد تا برخی چالش ها را در کوتاه مدت فائق اومد.
  7. در مورد پهپاد باید منتظر اطلاعات بیشتری بود ولی موقعیت بندر امام و ماهشهر اگر پهپاد یک پهپاد نظامی بوده باشه کشورهای کویت، عربستان، نیروهای ائتلاف روی خلیج فارس و ناوگانشون و همچنین استفاده از جنوب عراق در شرایط فعلی که آشوب هست از گزینه های مبدا حملات هست. بحرین به عناون یک دولت بی اختیار هم با رابطه تنگگاتنگ با اسراییل میتونه مبدا حملات باشه. نکته مهم اینه که اینگونه اقدامات وقتی کنار حمله به نفت کش در دریای سرخ قرار میگیره به نظر یک منشا دارند: عربستان یا یک طرف سوم که میتونه امریکا (دولت پنهان به دست عواملی خارج از پنتاگون یعنی با مشورت برخی نیروهای نظامی ولی خارج از قوای نظامی رسمی امریکا ) یا صهیونیستها ( احتمال بیشتر ) باشه. باید توجه کرد هر چند عربستان زخم خورده است ولی در نامه نگاری های روحانی به عربستان و امارات و ... این اتیش بازیها منطقی نداره مگر بخشی از وقای نظامی عربستان تحت اختیار بن سلمان که چندان با پادشاهی عربستان هم فعلا در یک راستا نیست و بیشتر با دولت پنهان امریکا هماهنگ هست.
  8. اوج وقاحت و زورگویی و البته خرابکاری را میشه تو رفتار اخیر آژانس دید البته با میان داری آمریکا. درست یک هفته قبل از از گام چهارم ایران که با توجه به تاریخ اعلامی مشخص بود چه زمانی است دقیقا، بازرسانی به ایران اعزام میشند از جمله یک خانم. در بازرسی های ورود به نطنز دیتکتورها مواد مشکوک را تشخیص میدند در رابطه با این خانم. در محیطهای مختلف و چندین بار و با دیتکتورهای متفاوت اقدام میشه باز هم نیتجه همون بوده. حتی در مورد کیف دستیشون جداگانه باز همین اخطار را میدند دستگاه ها. ( حالا اینکه کیف دستی ایشون هم آیا انقدر بی در و پیکر هست که اجازه ورود به محیط را داره یا خیر معلوم نیست ولی قطعا این بازرس خانم! اجازه بازرسی بدنی و عمیق تر را نمیده و نداده و ایران هم تنها کاری که کرده از ورودش ممانعت کرده با اعلام اینکه با توجه به سابقه خرابکاری در تاسیسات هسته ای ( اگر ورود استاکس نت با فلش یا یک پرونده دیگه یعنی ورود مواد الوده از طریق احتمالا یک فرد را هم در نظر بگیریم ) نمیتونه باز ریسک کنه. نکته اینجاست دقیقا همزمان با گام چهارم حالا این موضوع به نظر از پیش برنامه ریزی شده هم بلد شده و اژانس و امریکا تحت عنوان " خدشه دار کردن مصونیت بازرسان آژانس ( که هیچ ربطی به این مورد نداره و مربوط به بازداشت و امنیت و ... بازرسان میشه قاعدتا یا جلوگیری بدون دلیل از کارشون ) جنجال به پا کرده که ایران اجازه بازرسی از تاسیساتش را نمیده ( در حالیکه سایر بازرسان مشکلی نداشتند ) - به زبان ساده یا اجازه بده تاسیساتت را مثل سبق مثل بچه آدم خرابکاری کنیم یا به راحتی متهمت میکنیم به یک چیز دیگه با یک بهانه دیگه. ( دقیقا مشابه اجازه بده تاسیسات سوریه را بمباران کنیم بدون فعال کردن پدافندت یا اینکه گسترده تر بمباران میکنیم)
  9. اوج خباثت فرانسه حتی در همین چند جمله هم مشخص هست. جایی که ایران را همسنگ امریکا ناقض برجام معرفی میکنه (بدون اشاره به شروع کننده ماجرا) و نیات خودش را هم از پیشنهاد تخفیف فقط برخی تحریمها پنهان نمیکنه که: "ما باید توافق هسته‌ای را بر اساس بازه‌های زمانی کوتاه‌مدت و بلندمدت و همچنین در ارتباط با موشک‌های بالستیک و ثبات منطقه‌ای بازسازی کنیم."* بعد وقتی اینطور واکنش مشتاقانه و عجولانه مسئولان خودمون را میبینیم که حتی برای همین پیشنهاد تحقیرآمیز و خسارت بار چطور دارند حتی به بهای اختلاف در داخل کشور دست و پا میزنند گمان میکنی نه تنها درسی گرفته نشده بلکه حتی فاجعه بارتر از قبل از برجام داره عمل میشه. * متاسفانه باز هم باید تاکید بشه. شخص جناب روحانی و نه حتی وزارت امور خارجه مقصر اصلی وضعیت فعلی هستند. تمام و کمال و کلا ماجرای ایران و غرب از بحث در مورد اینستکس و جزییاتش و اینکه غرب چه وقتی اجراییش میکنه و با چه شیوه ای و با چه مشخصاتی و رییسش کی باشه و مکانش کجا حالا کامل تبدیل شده به اینکه ایران چه زمان ملاقات با ترامپ را برای بحث در مورد یک برجام جدید حاوی محدودیت موشکی و منطقه ای و افزایش محدودیتهای برجام قبلی را میپذیره تا تخفیف برخی تحریمها ( نه در قالب تخفیف و برداشته شدت و تعلیق حتی بلکه وام و قرض و ... ) را در اینستکس شاهد باشیم. فقط و فقط از نقطه مبدا بسیار واضح و روشن شبی که جناب روحانی با مکرون تماس تلفنی داشتند و روز بعدش هم در همایش کذایی پذیرفتند تلویحا این برنامه مکرون و طرح فرانسه را و نمایش جشن وارانه مکرون در دیدار با ترامپ برای اعلام این موفقیت بزرگ و حالا هم مکرون با تبدیل کردن این طرح به برنامه اصلی دیگه رهاش نمیکنه. هر چند رهبری مانع جدی در وارد شدن به این طرح خسارت بار محض ایجاد کردند و روحانی هم ابتدا بازگشت از اشتباه مهلکش لااقل کلامی ولی میبینیم هر از چند گاهی در جبهه مکرون شوربختانه هم اقتصاد داخلی را متلاطم و در انتظار شوک و بلاتکلیفی قرار میدند و هم کمک میکنند که مکرون طرحش را پررنگ تر کنه با این ادعا که در ایران هم اشتیاق براش وجود داره فقط باید فشارها را بیشتر کنیم تو اون بخش دیگه که موافق نیست (رهبری) هم در کنار فشارهای داخلی تکمیلی تسلیم بشند. نه تنها قدم خلاقه و محکم و استواری در بحث اقتصاد و یک برنامه منسجم برای قبول شرایط تحمیلی فعلی برداشته نمیشه بلکه همین قدم های لرزان و حداقلی را هم هر روز درش وقفه ایجاد میکنیم و معطل بله یا نه گفتن ترامپ به طرح تازه فاجعه مکرون ( تا وقتی که یک پیشنهاد معقول ارائه بشه نه فاجعه یک وام میدیم بیایید یک برجام جدید امضا کنید با تمام خواسته های ما (حالا در جزییات شاید بهتون تخفیف دادیم) و در عوض شاید اگر تمام خواسته های ما براورده شد روزی تحریم ها را باز در حد برجام یا کمتر تعلیق کنیم!
  10. رجزهای نتانیاهو دو وجه داره: یک. میدونه ایران سراغ بمب هسته ای نمیره و نخواهد رفت و به نوعی روغن ریخته را نذر امام زاده میکنه ( در اینده همیشه میتونه با اشاره به نداشتن بمب هسته ای توسط ایران ادعا کنه من نزاشتم!) دو. ولی وجه مهم تر و جدی تر خرابکاریها و حملاتی است که با این "بهانه" قرار هست این رژیم انجام بده. از خرابکاری سایبری و محلی(مثل ملارد) گرفته تا حملات نظامی محدود و ناشناس و خرابکاری های صنعتی و جاسوسی و ...
  11. در مورد زلزله ها ولو توهم توطئه فرض بشه بحث شد قبلا. اصولا شکل و پراکندگیشون اخیرا هم خیلی زیاده و هم خیلی گسترده. اولین تهدیدی که به نظر میرسه با توجه به تاکید ما بر تونلهای زیرزمینی و بحث های شهرهای موشکی همین موارد هست. از اونجاییکه میدونیم بیشتر این تونلها به خاطر هزینه ها به شکلی اصولی مقاوم سازی نمیشند. درسته تخیلی هم به نظر برسه ولی اگر دشمن امکانش را داشته باشه استفاده از لرزه های کنترل شده در محدوده 4 تا 5 ریشتر و عمق مناسب شاید به طور هدفمند بیشترین آسیب را به این سازه های زیرزمینی بزنه ( یک گمان عامیانه است و از لحاظ علمی اطلاعی ندارم) - عمق زلزله ها معمولا 8 تا 10 کیلومتر هست. از طرفی حوادث مشکوک هست ( البته با عینک شکاکانه و بدبینانه نگاه میشه ) - سال پیش یک خط انتقال فاز 16 دچار ترکیدگی شد در دیماه (اوج مصرف) تعمیرش تا 20 مهر امسال طول کشید و 5 آبان راه اندازی شد، حالا بعد از چند روز در دو کیلومتری همون نقطه دچار آسیب شده و انتقال دوباره متوقف شده. توجه به این نکته است که باید مراقبت کامل کرد. دشمن (خصوصا ایالات متحده ) ابزار ( در این مورد مثلا سازه های روباتیکی ) با توجه به موقیعت پراکندگی گستردش در خلیج فارس و عمان در اختیار داره، حتی اگر در ابهای بین المللی باشه این خطوط و عبور و مرور هم داشته باشه امکانات ساده تری هم برای خرابکاری در اختیارش هست. منظور توجه به مجموع این نکات هست چون اگر تصمیمی گرفته بشه همین خرابکاریهای کوچیک میتونند کشور را مثلا در فصل سرما و بخش گاز فلج کنند.
  12. امیدوارم این خصلت جناب روحانی باعث نشه که در باطن و پشت ماجرا هم اینطور خودشون را فریب بدند و باعث تحلیل غلط و تصمیم غلط تر بشند و این فقط مختص به سخنرانی های عمومی و انتخاباتی و قطبی کردن فضا (در تقابل با تاکیدات صریح رهبری ) برای حفظ کردن وجهه ی ما غرب را دوست داریم و باقی دشمنش هستند باشه.. - اینکه اتاق ایران در نیویورک مرکز تبادلات سیاسی جهان شده بود! ( اجباری که ناشی از یک تحریم تحقیرآمیز بوده و رفت و آمدی برای تحمیل یک ملاقات زورگویانه) - اینکه جهان همه با ماست و تشنه شنیدن حرفهای ماست و پس شرایط برای مذاکره آماده است ( واقعا؟!) - اینکه باید گفتگو و مذاکرات در هر سطحی با هر کسی انجام شود و الان در شرایطی هستیم که دنیا ما را باور دارد و راه برای مذاکره باز است. ( باور دارد؟ متاسفانه با عملکرد شخص ایشون حتی فرانسه حالا در هر توافق جدید بندهای موشکی و منطقه ای را طلب میکنه) - اینکه تمام ذکر و فکر روزنامه‌ها و رسانه‌های دنیا این بود که از اتاق محل اقامت رئیس جمهور ایران چه خبری بیرون می‌آید. ( قرار گرفتن در چنین موقعیتی افتخار داره؟ که خبر تسلیم ملاقات شدن زوری به عنوان یک خبر جذاب شده محور گمانه زنی رسانه ها؟) - اینکه در نیویورک به دنبال دو هدف بودیم، یکی اینکه آمریکایی‌ها راست نمی‌گویند و همه کشورها اذعان داشتند که ایران درست می‌گوید و ما آنان را قانع کردیم که آماده مذاکره‌ایم. ( قانع کردیم اماده مذاکره ایم؟ نه تنها اذعان به اون گاف بزرگ در ایجاد خلل در موضع یکپارچه هست بلکه شوخی بزرگی هم هست که خب اتفاقا ترامپ تمام تلاشش این بود که ثابت کنه فشارها در نهایت ایران را وادار و قانع به مذاکره میکنه! شعبده بازی با کلمات هست خودش به نوعی!) - و اینکه ما اعلام کردیم که آمریکا باید رسماً اعلام کند که تحریم‌ها درست نیست و با حضور روسای جمهور 1+5 آماده مذاکره‌ایم. ( صرف اعلام کردنش مشکل ما را حل میکنه؟ حتی بالاتر صرف تعلیقش به مدت یک روز و رفتن برای ملاقات و نپذیرفتن محدودیت موشکی و منطقه ای و روز بعد بازاعمال کامل تحریمها ولی این بار با دستیابی به ملاقاتی که مدنظرش بود (مثل کره شمالی) کفایت میکنه؟ احتمالا با این تحلیل کودکانه که اروپا اونوقت میگه بله اینها که ملاقات کردند ترامپ! تو دیگه تحریمها را برنگردون در حالیکه تمام غرب تقریبا از همین حالا در جبهه آمریکا پیش شرط هر رفع تحریمی را جلوتر از امریکا توافق فراتر از بند غروب و موشک و منطقه میدونند، به چی دل خوش شده؟ ) و امیدوارم جدای از این سخنرانی های هیجانی و سطحی و عوام پسندانه و سیاست زده و کاملا به دور از حداقل منطق یک نقشه راه جنای روحانی نهایتا یک روز ترسیم کنند که هدفشون از مذاکره چی هست؟ چه تحلیلی دارند از وارد ملاقات شدن؟ چه تضمینی برای برداشته شدن و بازنگشتن تحریم در صورت ملاقات دارند؟ چه حسابی روی اروپایی ها کردند؟ با چه ضمانت هایی؟ البته به نظرم چنان روشن هست این موارد که بعید هست جناب روحانی در نظر نگرفته باشدشون/ در اینصورت فقط یک گزینه میمونه که چرا ایشون کشور را در این شرایط متشتت و سخت در برابر فشار دشمن قرار میدند. به نظرم تنها منطقی که میمونه اینه ایشون تصمیم خودشون را برای محدودیت های موشکی و منطقه ای گرفتند. (والا غرب که تکلیف خودش را روشن کرده مثل همیشه، حال شاید تصور میکنند میتونند چونه بزنند و مثلا 250 کم موشک را بکنند 300 کم یا تضمین به خروج فوری نیروهای ایرانی از سوریه را تبدیل کنند به خروج تدریجی ) حالا به چه دلیل و حساب و خوش بینی ای نمیدونم ولی چیزی که همچنان پررنگ دیده میشه در سخنانشون اعتماد و اطمینان و امید فراوان همچنان به غرب ( کشورهای اروپایی ) است که شاید این بار وقتی وعده میدند که مشکل برجام این بود که موشک و منطقه توش نبود، بیا و سر اینها هم بشین سر میز مذاکره همه مشکلاتتون برای همیشه رفع میشه و شما میشی قهرمان ملی ایرانیان درست از آب در بیاد اینبار دیگه وعدشون.
  13. با این قسمت نظرتون بسیار موافقم. حتی از منظر فنی هم نگاه نکنیم و تاثیر یک اقتصاد قوی، شاید سطحی به نظر برسه ولی واقعا این مثل "عقل مردم به چشمشون هست" حالا در عصر سرعت و سطحی نگری های حاصل از الگوریتم شبکه های اجتماعی که هر چه بیشتر آدم ها را تشویق به سرعت/گذار میکنند نسبت به وقایع ( با غالب شدن توییتر و کلمات محدود و بعدتر ایسنتا و تصویر به جای نوشته و پست های کوتاه و کپشن های ساده ) به عینیت تجربی رسیده. حتی بخشی از تجزیه طلبی و پانیسم های ایرانی (ترکها و عربها و کردها تا حدی این اواخر با زرق و برق اقلیم نفت فروش حال حاضر) هم به خاطر این عقده حقارت نسبت به وضعیت ترکیه و کشورهای حاشیه خلیج فارس و اقلیم هست و شهرهای مدرن و مردمان خوش لباس و شیک و ... این خیلی مهمه که لازم هست بهش توجه بشه.
  14. فتنه عراق فتنه عمیقی است. نباید گول رسانه ها و بازتابشون از این فتنه را خورد. در عراق ما گروه های همپیمان زیادی داریم که نه از روی منفعت و پول و تفاهم سیاسی (برای همین این همپیمانی متفاوته و برخی عراقیها اصرار به انکارش دارند با اصرار رسانه های عربی) که از روی خونهای به هم پیوسته در سوریه و عراق هم دل شدیم. نه از عراق ناامید خواهیم شد و نه این برون ریزیهای فریب آمیز عده ای که احتمالا در موقع حمله داعش به دمشق و حرم زینب و فوعه و کفریا هم اگر خواب نبودند قطعا خودشون را در حمله داعش به کشورشون به خواب زده بودند و در پستویی خزیده بودند و این شهید تقوی ها و بچه های عراقی/ایرانی بودند که ایستادند تا اینها در پستوها بمونند، همونطور که جلوی تجزیه کردستان حاصلخیز و کرکوک نفت خیز را ندادند عملیات های قاسم سلیمانی و به داد اقلیم رسیدن هاش زمانیکه همه ایستاده بودند تا فروپاشی عراق و شهرهای جنوبیش را هم ببینند. درک کردن آدم هایی که روزی از ترس و بزدلی حتی ندای مرجعیت را پاسخ ندادند که هیچ به ادعای ملی گرایی امروزشون هم وقعی نزاشتند و در کنج خانه ها پنهان بودند تا ایران و جوانان عراقی حشد افتضاح ارتش امریکایی درست شده را جمع کنند در فتح موصل به چند دقیقه و کربلا و اربیل در چنگشون، و حالا اون بزدلی را سعی دارند با حمله به ایران از یاد ببرند چنداان سخت نیست. این زخم و نشان و تعفنی است که در ذهن هاشون شاید تنها با حمله به ایران و انکار واقعیت میتونند التیامش ببخشند. ( این که ایران در اون زمان کمکی به ما نکرد بلکه داشت دخالت میکرد و حالا که میدونند ایران نه هیچگاه قدرت و قصد و نیت و حتی احساسی نخواهد داشت نسبت به این ظلم بهش و تحریف و فراموشی واقعیت ( خصوصا حالا که از همه طرف تحت فشار و حمله هست ) سعی دارن دبا مشت های گره کرده و چهره های خشن اون بزدلی را به فراموشی بسپارند. درک صحیح این فضا برای ما خیلی مهم هست. و البته لااقل اون قشر عراق که میدونند ولی روزی باید جرات کنند که سکوت و ماندن در خانه ها موجب درست شدن هیچ چیز نمیشه.
  15. البته به نظر ما هنوز یاد نگرفتیم مجبوریم برای ادامه برنامه ریزی داشته باشیم و اصولا سیاست ورزی! پیشه کنیم. کاری که غرب بنا به تجربه سالها داره انجام میده و برای همین همیشه یک قدم جلوتر هست. فراموش نکنیم ذهنیت عراقی ها وقتی الان لااقل در برابر دروغ های بزرگی چون ( حمله تک تیراندازان ایرانی به تجمعات یا دخالت ایران در تظاهرات و ... ) موضع نمیگیره یا اینکه گاها همراه میشه با یک عده که اهداف دیگه ای دارند به این خاطر هست که الان پنج شش سال هست توسط تک تک بیانیه های امریکا، سخنرانی های مقامات مختلف امریکایی/غربی/عربی، مناظره ها، نشست ها و اجلاس ها و سخنرانی ها و مقاله ها با کارپردازی ویژه رسانه های غربی/عربی/داخلی حتی ذهن هاشون داره با چند کلید واژه بمباران میشه که "ایران در عراق نفوذ داره و داره دخالت میکنه" این بمبارن ذهنی که گاه در ایران حتی با استقبال مسئولان و گروه ها روبرو میشه ( همیشه کلیدواژه صریح نیست، گاهی مقاله های خاص در رسانه های غربی میبینیم که از قدرت ایران در عراق میگه و مستندهایی از گروه های نزدیک به ایران و ...) به مرور در ذهنهاشون ته نشین میشه و اثر خودش را میزاره. لااقل انقدر فکت مجازی و مصنوعی وجود داره که اگر کسی هم بخواد مخالفت کنه بقیه بزنند به دهانش و ارجاع بدند به فلان مقاله یا سخنرانی ( از همه بدتر برخی سخنان داخلی خود ما) درسته نبرد نابرابری هست و ما در زمینه رسانه نه پول/نه تجربه/نه نفوذ/نه قدرت و نه وسعت تمام کشورهای عربی/غربی علیه ایران را داریم ولی حتما روشهای خلاقانه ای هست مبتنی بر صداقت تا کمی کنترل کنیم این بمباران ها را. فی المثل به نظرم تاکید رهبری بر راهپیمایی اربعین از همین حیث هست. یکی از راه هایی که تاثیر زیادی داره و گذاشته قطعا تا حالا در نزدکی دو ملت والا الان مشکلات بسیار بسیار بیشتری داشتیم با عراق با این حجم از فتنه حتی در خود شیعیان عراقی. از صرخی و شیرازی گرفته تا عبادی و صدر و ده ها گروه ملی گرا و سکولار. یا سریالی مثل مختار و نفوذ شدیدش در عراق که قطعا در ذهن ها هم رسوب کرده. خلاصه ما مجبوریم در این مورد هم نامتقارن و با تک برگها بجنگیم ولی باید خوب بجنگیم.