alala

Editorial Board
  • تعداد محتوا

    4,222
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

  • Days Won

    102

alala آخرین امتیاز شما در روز 5 خرداد

alala شما بیشتری مطالب مورد علاقه کاربران را دارید!

اعتبار در انجمن

20,573 نشان بصیرت

درباره alala

  • رتبه حساب کاربری
    سرتیپ دوم

Profile Information

  • Gender
    Not Telling

آخرین بازدید کنندگان پروفایل

بلوک آخرین بازدید کننده ها غیر فعال شده است و به دیگر کاربران نشان داده نمیشود.

  1. کوهن، رییس سابق موساد در یک برنامه به اصطلاح رسانه ای(!) جلوی یک به اصطلاح خبرنگار نشسته و خبرنگار عنوان میکنه آخه با کشتن یکی دو نفر دانشمند که نمیشه به هدفمون برسیم، اصلا دو تا نه سه تا، ده تا، (بیست تا .... ) رییس سابق موساد هم میگه اره ولی خب کند میکنه برنامه را (همینم خوبه) ولی ترجیحم اینه همین الان حمله کنیم این دو مرکز هسته ای را با خاک یکسان کنیم. تمامش در قاب یک به اصطلاح رسانه و با تایید و پیشنهاد به اصطلاح فعال رسانه ای! به همین راحتی و شیکی از روش و نحوه و تعداد کشتن غیرنظامیان و ترور افراد دارند با هم دل میدند و قلوه می گیرند!! در به اصطلاح رسانه هاشون. پ ن: کوهن به نکته قابل تاملی اشاره میکنه. یکی تاکید مدامش که همین دو مرکزه و راحت میشه نابودش کرد ( پذیرفتن محدود کردن مراکز هسته ای و به همین منوال پیش رفتن که خطای بزرگی است متمرکز و محدود کردن این مراکز) و دوم پیشنهاد بازطراحی چرخه سوخت هسته ای یا بمبارانش که نشون میده چقدر ماجرای راکتور اراک بهشون خوش اومده. فریبی که در ایران هنوز هم مذاکره کنندگان سابق با افتخار متاسفانه ازش یاد می کنند ولی هیچ چیز از ویرانی و نابودی کامل این مرکز کم نداشت و طوریکه به ظاهر کوهن هم به همین اشاره میکنه. در مورد اراک هم مفهوم بازطراحی به کار برده شد ولی عملا نابود کردن یک مرکز بود که به درد هیچ کار دیگه ای نمیخوره و تفاوتی با بمباران شدنش نداره. (بله، شنیدیم میله نگه داشتیم و فلان کردیم و بهمان کردیم ولی همه وضعیت اراک را میدونیم و اصولا به نظر بازگشت به شرایط قبل سخت تر و هزینه برتر هست تا احداث یک مرکز جدید) یکی از سه مرکزی که ( در کنار نطنز و فردو ) در دور قبل مذاکرات همیشه به عنوان یکی از برگه های برنده ایران نام برده میشد و احساس نگرانی نسبت بهش میکردند ( جالبه که به نظر خطرش را بیشتر از دو مرکز دیگه احساس میکردند نزدیک) ولی در حال حاضر اصلا ازش نامی هم برده نمیشه و مشخصا کاملا از چرخه خارج شده. یکی از اون قدم های کاملا بازگشت ناپذیری که مذاکره کنندگان ایرانی بهش تن دادند.
  2. با تاکتیکی که روس ها در پیش گرفتند و بعضا تاکتیک های اکراینی به نظر بعد از مدتی و قتل عام نیروهای اکراینی که هر بار محاصره میشند در محدوده ای و این حجم سلاح ارسالی غرب به اکراین، نهایتا و احتمالا در اینده نزدیک تعداد سلاح از نیرو بیشتر میشه در اکراین!! ( یک کلاشینکوف ایران به یمن برای دفاع از خود را با هزار ناو و ائتلاف دنبال می کردند و بعد از برگزاری چندین نمایشگاه محلی و بین المللی و تور سازمان ملل، چند قطعنامه هم علیهش صادر میکردند که ای جهان! ببینید ایران داره سلاح میفرسته به متحدش!! )
  3. سلام در بیانیه حزب الله بود و خود این رژیم اعتراف کرد که پهپادها قصد حمله نداشتند. حزب الله همچنین در بیانیه رسمی اعلام کرد که پهپادها هم مسلح نبودند ( نه انتحاری و نه تسلیح شده) به نظر با توجه به اینکه حزب لله اعلام کرده سه پهپاد در ابعاد مختلف ارسال شده و پیام هم رسیده به دشمن، هدف بیشتر بررسی وضعیت محافظت از این میدان گازی و اعلام هشدار بوده که طبیعی هم هست چون خود این رژیم در چند مرحله اعلام کرده بعد از تهدیدات حزب الله که حفاظت از این نقطه را به بالاترین سطح ممکن رسونده. احتمالا اگر پهپادها به فراز میدان گازی میرسیدند خب تحقیر و تهدید جدی این رژیم هم میبود ولی حفاظت از یک نقطه محدود که نسبت بهش تهدید مستقیم شده و با انواع و اقسام گشت های هوایی و تسلیحات پدافندی و شناسایی مورد محافظت هست کار سختی نیست اونم وسط دریا که خب خیلی از مشکلات مربوط به شناسایی وجود نداره. حزب الله اگر قرار باشه نسبت به این میدان حمله ای انجام بده طبیعتا ترکیبی و غافلگیرانه خواهد بود.
  4. با تعداد پرنده کافی در کلاس atr72 با توجه به وسعت ایران و البته توان اقتصادی مردم، بسیاری از فرودگاه های شهرهای مختلف که متروک هستند و غیرقابل استفاده ( خصوصا با توجه به قیمت ارزان سوخت در ایران) میتونند به سوددهی هم حتی برسند و این یعنی رونق و اشتغال نه تنها در بخش هوایی بلکه در بخش صنعت ( گسترش کارخانه ها و شرکتها در اقصی نقاط کشور و سهولت دسترسی مدیران و کارکنان) و توریسم و حتی خدمات. و چنین طرحی اگر در کشور به شکل بومی و کمترین وابستگی به خارج از کشور به ثمر بشینه برکات زیادی داره در همین کلاس حتی و میتونه بخش زیادی از صنعت هوایی داخلی را پاسخگو باشه با توجه به پراکندگی شهرهای ایران در سطح کشور. طبیعتا یکی از بحث های مهم در حال حاضر بودجه است که امیدواریم با افزایش قیمت نفت بشه جبران کرد این چند ساله کمبود بودجه در بخش های مختلف نظامی و غیرنظامی که از اولویت خارج شدند. معمولا کمبود بودجه خودش را چند سال بعد نشون میده در هر بخشی وقتی میبینیم دچار رکود و سکون شده اون بخش.
  5. متاسفانه وزارت خارجه ما و شخص وزیر ضعیف عمل میکنند همچنان حتی در لفاظی ها. درست بعد فشار صهیونیستها به امریکا برای حفظ بخشی از تحریمها امریکا تصمیم خودش را گرفت و محکم هم روش ایستاده که ایران باید همینی که هست را بپذیره و این ایران هست که در هر مرحله در مقام مذاکره هی متزلزل نشون میده و مدام با ادعای ابتکارات جدید برای رفع بن بست خودش را در موقعیت محکوم قرار میده که نهایتا منجر به تهاجمی تر شدن اروپا هم میشه. جالبه اروپا در بیانیش از قدم های هسته ای ایران میگه ولی از خروج یکجانبه امریکا، اعمال همه تحریمها بر خلاف قطعنامه 2231 و همچنین تحریمهای جدید و ماهانه امریکا حتی یک کلمه هم نمیگه، بماند که تبعیت خودشون از این تحریمهای غیرقانونی را حتی اشاره هم نمیکنه. در اخر هم همراه امریکا توپ را به زمین ایران میندازه که همینی که میگیم را باید بپذیری والا تمام تقصیرها را از ابتدا متوجه خودت خواهیم کرد و اخر هم ریاکارانه اضافه می کنند: و اصلا هم منظور رفاه مردمان خودشون در این مقطع که گدایی نفت میکنند از همه نیست و ناگهان بعد چند سال یاد رفاه مردم ایران افتادند. شما که میگید تحریمهای یکجانبه امریکا بعد خروج از توافق را قبول ندارید و غیرقانونی هستند و در برجام هم باقی موندید و هر روز همم منتش را بر سر ایران میزارید. خب به خاطر رفاه مردم ایران از امریکا در اعمال تحریمهای تبعیت نکنید!! به همین سادگی! پ ن: البته طبیعتا پیوست رسانه ای کدهایی که در بیانیه هاشون میزارن را از قبل اماده کردند. جایی که سلبریتی ما بعد یک نمایش ضد ایرانی غلیظ نهایتا با کلی منت سعی میکنه در نمایی مضحک وقتی از تحریم هم بگه برمیگرده میگه مشکل شما با حکومت ایران هست و مردم دارند از تحریمها متضرر میشن. گویا حکومت قراره با سانتریفیوژ برای خودش قاقالی درست کنه و موشک و نیروگاه هسته ای چیزی نیستند جز یک سری زباله بیخود که مردم ایران اسیرش شدند و قدرتها هم نه برای محروم کردن ایران از حقوق خودشون که فقط سر دعوا با حکومت تصمیم به تحریم گرفتند!!
  6. در سطح اول ماجرا ما با روس ها و قزاقستان تا حدودی کاری نداریم. بحث اصلی با ترکمنستان و خصوصا روی میدان های مشترک با اذربایجان هست. و طبیعی است که همه این معاهده ها و قراردادها و ... با وجود فروپاشی شوروی و بازیگردانی ترکیه و صهیونیستها برای اذربایجان فقط یک مشت کاغذبازی است. ما سهم خوبی از دریای خزیر می خواهیم؟ با حرف و اجلاس و جلسه و ... چیزی ازشون درنمیاد که همه چیز هم علیه ماست به لطف منافع مشترک این کشورها و معاهده هایی که همه به ضرر ماست. فقط و فقط باید قوی شد و شده با زور حقمون را تثبیت کنیم. ناوگان نظامی و نیروی نظامی قوی داشته باش، بعد برو حقت را بگیر. و همچنین نزار معاهده ها تفسیر به رای بشند و اگر شدند باز با نیروی نظامی (چه سایش و چه خودش) تفسیر درست کن. در جهان فعلی معاهده و قرارداد در شرایط فعلی که کشورها منافعشون هیچ جوره با منافع ما همسو نیست فعلا، همیشه به ضرر ما خواهد بود نهایتا. از برجامش که اون همه هزینه دادیم براش بگیر تا پاریس و سایر معاهده هایی که قرار هست حقی را تثبیت کنند یا جا به جا. قوی باشیم اونوقت بریم بشینیم پشت میز. اگر روی میز حل نشد روی زمین و دریا و هوا بتونیم حلش کنیم. الان عمده مشکل ما هم فعلا رژیم باکو است که با تحریکات صهیونیستها و غرب و اردوغان چشم طمع به چند میدان مشترک دریای خزر داره و البته میدان هایی که ممکن هست در اینده کشف بشند. خصوصا میدان گازی که اردوغان خیلی علاقه داره مثل نفت باکو این یکی را هم تصاحب دوستانه! کنه و خیالش از بابت گاز هم راحت بشه.
  7. مشخصا امارات و بحرین گنبد آهنین خواستند برای تهدیدات پهپادی و کروزی شاید ولی این رژیم بهشون نداده و احتمالا پیشنهاد داده تکنولوژی در دست توسعش که چیز عجیب و غریبی نیست و تهدیدی از لو رفتن اطلاعاتش نداره ( بیشتر همه چیز به قدرت لیزر برمیگرده که خب تکنولوژیش برای اعارب قابل دستیابی نیست با کپی برداری و ترسی هم از لو رفتن مشخصات موشک و رادار و نرم افزار نداره) را بهشون بده تا در ازاش طلب نصب رادارهای برد بلند و پیش اخطار کنه. هرچند همین حالا هم در پوشش سنتکام همونطور که رسانه های صهیونیستی گفتند به دستور امریکا به حکام عرب قرار هست این اتفاق بیفته. این رژیم زمانی گنبد اهنین میده به این حکام که اولا اجازه نصب سامانه های ضد موشکی میانی ضد موشک های ایرانی هدف گرفته شده به سمت تل اویو را بدند ( و حتما در قدم پنهانی نصب موشک های تهاجمی به عنوان هدف اصلی رژیم صهیونیستی در تقبل موشکهای کوتاه برد ایران در مرزهاش) و ثانیا اجازه بدند که پرسنل این سیستمها همه صهیونیستی باشند و اونوقت گنبد اهنین را میده برای محافظت از این پرسنلش.
  8. سلام بعید هست چنین ریسکی کنند واحد عملیاتی حتی نفر چه برسه فرماندهی در ایران مستقر کنند. نهایت چیزی که قابل تصور هست تشکیل واحدهای فرماندهی و عملیاتی در مرزهای غربی و شمال غربی و حتی جنوبی است ( اخیرا خبری بود یک گروه مزدور وابسته به موساد در جنوب شرق هم متلاشی شد که خب قابل توجه هست که چطور حوزه نفوذ خود را دارند گسترش میدند) و جذب مزدوران، آموزش و نهایتا برنامه ریزی و ترور و خروج تیم های عملیاتی. در مورد شهید فخری زاده عملیات پیچیده بود و به خاطر اهمیتش سعی شده بود که به نظر هیچ تیم عملیاتی در محل حاضر نباشه و تمام کارها پس از خروج همه تیم ها انجام شد با فناوری پیچیده. در مورد سایر شهدا هم روش های ساده تری انتخاب میشند که مزدوران تنها در قالب قاتلان اموزش میبینند و حتی لو رفتنشون هم ضربه خاصی به تشکیلات موساد محسوب نمیشه چون قاتلانی اجیر شده هستند. یک بحث اطلاعاتی هست که از روش های مختلف نفوذ تا تیم های صرفا اطلاعاتی احتمالا وظیفه جمع اوری را بر عهده دارند و در بخش عملیات به خاطر حضور چندین دهه ای تشکیلاتی منافقین و برخی گروهک های دیگه از این نظر دستشون به شدت برای عملیات پر هست. طراحی و برنامه ریزی و امکانات و اموزش با موساد و اجرا با این گروهک ها با چندین دهه تجربه. نهایتا به شکل عملیاتی ما با سخت افزار گروهک ها طرفیم و نرم افزار موساد. و طبیعتا عمده نقطه ضعف ما در اقدامات پس از عملیات یکی به برنامه ریزی گسترده صهیونیستها برمیگرده ( تیم های بسیار متعدد و مجزا از هم که مثل یک پازل هم را کامل می کنند و هیچ ارتباطی با هم ندارند پس کشف هر کدوم بسیار سخت هست ) و یکی خلاهای بسیار گسترده که وجود داره. وجود فضای مجازی و ارتباطات کاملا امن و عمومی و لحظه ای و تکنولوژی و همکاری گسترده نهادهای اطلاعاتی کشورهای مختلف و از همه مهمتر وضعیت به شدت سهل انگارانه در مرزها به بهانه کولبری و سوخت بری و ته لنجی و ترددهای غیرمجاز بیشمار از هر مرز کشور هم تبدیل به یک اتوبان امن شده براری انواع کارهای اطلاعاتی ایمن دشمن.
  9. سلام تا حدودی پس به نظر شبیه دو قطبی حول موضوع برجام در ایران هست این کشمکش. چه در ایران هم گویا هنوز عده ای باور ندارند شرایط ویژه و فشارهای اصلی روی ایران با حل شدن ظاهری موضوعات ذیل برجام و امثالهم هیچگاه رفع نخواهد شد و مسئله در جای دیگری است و هدف اصلی چیز دیگری. در روسیه هم گویا بخشی از روس ها هنوز باور ندارند لااقل روسیه کنونی و با نظام فعلی هیچوقت در اروپای امروزی و جهان غرب با دیدگاه های افراطیش قابل هضم نیست مگر اینکه روسیه فعلی دیگه نباشه ( حتی در وسعت و جغرافیا )
  10. ما حتما در کنار پدافند هوایی نیاز به یک پدافند موشکی و نهایتا یک سیستم ضدموشکی (سپر موشکی) مستقل داریم. نیازی بسیار ضروری و واجب هم هست. و البته که چه خوب جنگ هایی مثل جنگ اکراین نشان داد که تکیه و در باد پدافند هوایی خوابیدن چه سراب خطرناکی است. اولین موضوع ایجاد توان تهاجمی و بازدارنده است و در کنارش تقویت پدافند. هیچ چیز مانند یک توان تهاجمی وظیفه حتی پدافند! را نمیتونه درست انجام بده. تقویت توان موشکی بالستیک پهپادی موشک های فراصوت مهمات دورایستا و نیروی هوایی موشک های کروز و البته سلاح های نوین آینده نگرانه پیشرو در کنار ابعاد سطحی و زیرسطحی و حتی نامتعارف (به معنای متعارف!) سلاح های هجومی همه و همه خودشون یک پدافند محسوب میشند در بعدی از ماجرا.
  11. به نظر بیشتر دادن دل و جرات به روس هاست که اون گلوبال هاوک هایی که در دریای سیاه بیخ گوش مرزهای روسیه در هدایت اتش پرنده ها و پهپادهای اکراینی حتی به خاک روسیه سهیم هستند هر روزه و هیچ کس هم بهشون کاری نداره را میشه برای دفاع از خود سرنگون هم کرد. به هر حال روس ها واقعا معلوم نیست که منتظر چی هستند. هر چه قدر هم ما را شریک و همکار استراتژیک ندونند و فقط یک رابطه معمولی داشته باشیم باید بدونند که به هر حال بازدارندگی ما در مقابل امریکا و حتی صهیونیستها نهایتا به نفع روس هاست در جاییکه غرب دیگه صراحتا و سرخوشانه هر روز منتظر سقوط روسیه است.
  12. جالبه که راهپیمایی اربعین چقدر مهم هست که به نظر گاهی از هر طریقی طرف های ثالث از طریق طرف ثانی! تمام تلاش خودشون را میکنند تا اون را یا متوقف کنند یا به حاشیه ببرند. البته اینکه خود طرف ثانی هم علاقه داشته باشه (طیفی در داخل عراق) چنین بشه عجیب نیست بنا به دلایل مختلف! در تمام این چند سال خصوصا دولت امنیتی و جدیدی عراق ( قبل تر ها در دولتهای تا حدی همسو با جمهوری اسلامی ایرانی هم برخی گروه ها با فشار ) به بهانه های مختلف از جمله کرونا تمام تلاشش را کرد که این جریان را متوقف کنه، از بازی سر ویزا گرفته تا کارشکنی های متعدد و هزینه ها ( از اونجا که میدونند قشر مخاطب عمدتا کم توان هستند از لحاظ مالی) و بهانه های امنیتی و نهایتا کرونا؛ که دو سال تقریبا جریان طبیعی اربعین را متوقف کرد و امسال هم بعد از رفع شدن بهانه کرونا ناگهان بعد صحبت هایی مبنی بر از سرگیری اعزام به عتبات که شاید تا اربعین باعث میشد تا اعزام زوار به شکل طبیعی هم انجام بشه ناگهان نمودارهای اعلامی کرونا در عراق یک شیب ناگهانی گرفت و میزان مبتلایان به شدت اعداد و رقم بالایی اعلام میشه! آیا این ارتباطی به بستن دوباره مسیر داره؟ یا با یک فضاسازی رسانه های خاص داخلی و خارجی اجبار برای ایجاد تردید یا توقف با فشار از داخل خود ایران؟! باید دید چه میشه.
  13. جالبه بلافاصله بعد از این اقدام - حالا به هر دلیلی - ارزش لیر تقویت شد و لیری که بیش از یک ماه ارزشش در حال سقوط رو به نزول بود ناگهان ارزشش افزایش پیدا کرد. حالا ممکنه برخی ربطش بدند به سفر بن سلمان یا دلایل دیگه ولی نکته اینجاست معمولا چنین بازی هایی برای افرادی مثل اردوغان خوب جواب میده. منفعت طلبی که از این چرخش ها زیاد داشته و احتمالا خیانت های بیشتری ازش خواهیم دید حالا که قبله فعلیش بن سملن و صهیونیستها شده دوباره.
  14. صهیونیستها با دیدن اوج نیاز اردوغان در شرایط سخت اقتصادی سناریویی تعریف کردند که در دوراهی مجبور باشه انتخابی کنه که در نهایت منافع صهیونیستها را تحکیم کنه. اولا با هشدارهای مدامشون ترکیه را تحت فشار قرار دادند که در شرایط فعلی منت گردشگران را میکشه و ثانیا مجبورش کردند واکنشی داشته باشه تا روابطش را با ایران تخریب کنند و خب انتخاب ترکیه وقتی از مدتها پیش به این نتجیه رسیده بود که اغوش صهیونیستها و بن سلمان ها تنها راه نجات صندلی قدرتش هست مشخص بود چه خواهد بود. حالا صهیونیستها گمان می کنند به اهداف سه گانش رسیدند. علاوه بر دو هدف ذکر شده هدف دیگه مبتنی بر بهانه ای برای تحکیم مناسبات سازمان میت و موساد بر علیه ایران. قطعا موساد مجوز نفوذ بیشتر در سیستم امنیتی ترکیه را با فضاسازی اخیرشون گرفته با دستور و دخالت مستقیم اردوغان به سازمان های اطلاعاتی کشورش. در ادامه فعالیت مشترک این دو سازمان را در شمال سوریه را هم خواهیم دید. اردوغان برای نجات خودش با شیطان هم دست میده حتی از این به بعد. پ ن: العربیه چند روز پیش تیتر میزنه از قول مقام صهیونیست که تا بازداشت تروریستهای ایرانی! توسط مقامات ترکیه به ترکیه سفر نکنید (سیگنال به ترکیه که حتما باید هرطور شده عده ای را با این اتهام دستگیر کنی) و بعد هم امروز بعد این نمایش و اعلام بندگی چاوش اوغلو به ترتیبی که در زیر میبینیم مستقیما باج خواهی مدنظرش را اعلام و اظهار رضایت میکنه.
  15. اصولا برای ما مهمتر از بحث زمین، بحث آب هست. هر چه قدرم هم که به سمت سیستم های نوین ابیاری بریم ( که به هر حال با توجه به نوع کشت همه سیستم ها کارامدی ندارند برای هر نوع کشتی و محدودیت های خاص خودش را داره همین بحث تکنولوژی های نوین در ابعاد مختلف) ما با کمبود شدید منابع آبی در جای درست مواجه هستیم. ما چند دشت حاصلخیز داریم که برای احیای اونها سدهایی ساختیم ولی میبینیم حتی با وجود این سدها که خودشون برای سایر مناطق مشکلاتی را ایجاد کردند ولی باز با خشکسالی های اخیر سدی مثل کرخه تقریبا به خشکی میرسه ( حالا مدیریت منابع آبی به کنار ولی منظور میزان ورودی به سدها هست و اصلا به خروجیش کاری ندارم ) ما چند طرح بزرگ به دستور رهبری توسعه دادیم که یکیش مربوط به همین خوزستان بود که با تاکید ایشون شبکه های زهکشی و ابیاری تا حدودی از چند دهه پیش استارت خورد ولی هنوز تکمیل نشده، هرچند واقعا خشکسالی فشار میاره به پایین دست این دشت. و دوم طرح گرمسیری بود که در غرب کشور برای مهار ابهای مرزی اجرا شد که البته هنوز تکمیل نشده و با ساخت چند ده سد مرزی از خروج اب به سمت مرزهای غربی و خارج از کشور جلوگیری شد و زمینهایی هرچند نه مثل خوزستان حاصلخیز و هموار ولی به هر حال مستعد در غرب کشور را پوشش داد و تولیدات را هم میتونه تا چند برابر افزایش بده. ولی نهایتا بحث آب مهمترین مسئله ماست. در مورد ترکیه مثلا برعکس بود. دشت های حاصلخیز ترکیه عمدتا در جنوب ترکیه و هم مرز عراق و سوریه بود. ترکیه با سدهای عظیمش آب فراوانی برای این مناطق داره ولی زمین های فوق العاده مستعد کرانه های دجله و فرات در این بخش در خاک ترکیه محدود هست و همه هم با شدت تمام زیرکشت. برای همین یکی از اهداف ترکیه الصاق زمین های به شدت حاصلخیز و افتابگیر شمال عراق و خصوصا سوریه است تا با الحاق تدریجیشون ترکیه با توجه به منابع ابی دو سد بزرگش در جنوب کشورش تبدیل بشه به قطب تولید کشاورزی حتی در جهان. با توجه به این نکته که آب تا حدی قابل کنترل و بهینه سازی است و اگر بارشی نباشه محدودیت ها خودشون را تحمیل می کنند برای ما کشت فراسرزمینی در نقاطی که آب کافی دارند ضروری است هرچند با توجه به نوع قراردادها امنیت غذایی تضمینی نخواهند داشت و ما باید سعی کنیم به قول جناب @oldmagina محصولات استراتژیک را در داخل کشور سعی کنیم تولید کنیم با اختصاص تمام همین منابع محدود و سایر محصولات اب بر و ... را انتقال بدیم به این نقاط.