alala

Editorial Board
  • تعداد محتوا

    3,399
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

  • Days Won

    61

alala آخرین امتیاز شما در روز 8 آذر

alala شما بیشتری مطالب مورد علاقه کاربران را دارید!

اعتبار در انجمن

14,226 نشان معرفت

درباره alala

  • رتبه حساب کاربری
    سرهنگ

Profile Information

  • Gender
    Not Telling

آخرین بازدید کنندگان پروفایل

بلوک آخرین بازدید کننده ها غیر فعال شده است و به دیگر کاربران نشان داده نمیشود.

  1. این یک پرسش جدی است. در این سطح عملیات که خاصه پر سر و صدا انجام شده هیچوقت سوژه به امید یک سلاح خودکار تنها، مورد سوء قصد قرار نمیگیره. این بخش مبهم ماجراست. براش میشه پاسخ هایی داشت: 1.عملیات مثل سایر عملیات های ناموفق میتونسته یک تلاش تلقی بشه یا حتی پیام که البته نهایتا موفق هم بوده (ابهام اینجاست اگر فرض پیام را کنار بزاریم، عدم توفیق یک عملیات پر سر و صدا (حالا اگر یک عملیات خاص مخفی با روش غیر سخت بود که کسی متوجه موفقیت یا عدم موفقیتش نشه یک چیزی) میتونه تاثیر معکوس داشته باشه در قدرت سازمان اطلاعاتی عامل. پس چندان نمیتونه این گزینه صحیح باشه. 2.عملیات پیوستهای دیگه ای داشته که وقتی رصد عملیات مرحله اول نشان داده موفق بوده، سایر عوامل دخالت نکردند و تنها پس از انفجار وانت برای انهدام تجهیزات به کار رفته تا حد امکان؛ از صحنه خارج شدند بدون درگیر کردن خودشون. (در حقیقت ما عامل عملیاتی همونطور که گفته میشه در صحنه نداشتیم در مرحله اول چون عملیات همون اول موفق شده) - در حقیقت عوامل دیگه همونطور سفید صحنه را ترک کردند، میتونستند در ماشینهای عبوری بوده باشند، رهگذران و یا افراد دیگه که حالا یا در صحنه بودند یا اضافه میشدند یا ... ولی نیاز به دخالت در مراحل بعدی عملیات براشون پیش نیومده اون هم به دلیل یک اشتباه بزرگ یعنی پیاده شدن شهید از خودرو و البته شاید حضور نداشتن محافظ در خودرو یا حتی راننده ( که قطعا شاید رویه بوده برای مدتی و رصد شده بود این اشتباه و صحنه عملیات بر این مبنا چیده شده بود (پارک وانت سمت راننده ) با اینکه از مبدا رصد شده بوده در همون روز )
  2. بعید میدونم. در کنفرانس هفتگی و جلوی چشم کلی رسانه داخلی و خارجی هیچوقت بحث به این کلانی را جناحی و داخلی نمیکنندش. شاید منظورشون مزدوران داخلی و منافقین بوده نهایتا.
  3. موافقم. اصولا اعتقاد دارم در پشت پرده که کارها باید انجام بشه تا حد امکان (البته با پذیرش یک ریسک چون ما ذیل اژآنس و خصوصا پروتکل هستیم امکان لو رفتن هر برنامه مخفی وجود داره اگر اژانسهای اطلاعاتی تصمیم بگیرند به یک نقطه مشکوک دسترسی بخوان از طریق اژانس؛ پس یک موعدی وجود داره که چه لو بریم و چه مرحله ای باشه که بخواهیم علنی کنیم (به هر حال باید تست صورت بگیره تا مراحل ساخت تکمیل بشه) ولی حتی بعد از مثلا اعلام رسمی فرضا دستیابی به بمب هم ما سالهای متمادی از طرف تمام جهان (اگر حمله را منتفی بدونیم چون چندان فایده ای هم براشون نخواهد داشت مگر بخوان زیرساختها را بزن که اونوقت بازدارندگی اتمی ما پیش میاد) تحت تحریم و فشار قرار خواهیم گرفت. پس این از این. اما مهمترین وجه تاب اوری لااقل غذایی کشور گندم و نهاده است (نهاده اگر سراغ دانه های روغنی و سویا بریم هم تقریبا روغن مورد نیاز کشور که وارداتی است تامین میشه و هم کنجالش به عنوان خوراک دام) نکته اینجاست با این وضع سیستمهای ابیاری؛ کود و منابع ابی قابل دسترس نیست. یک کار گسترده میخواد تا به صورت تئوریک توان تامین تمام حجم مورد نیاز تامین بشه. همین امروز اصلا دولت رسما بخواد کلید بزنه خودکفایی را قبلش کلی زیرساخت شامل سد، سیستمهای ابیاری، کاشت و داشت و برداشت و بذر و اصلاح بذر و خودکفایی خصوصا کود فسفاته و .. مورد نیاز هست. اصل مشکل ما شاید برای فعلا فاصله گرفتن از اعلام رسمی رفتن به سمت بمب یا چیزی حتی شبیهش همین مورد هست.
  4. نماینده و دیپلمات سعودی هستند که اشاره میکنند تا وقتی ما میگیم که قانع نشدیم پس ایران باید قبول کنه که فرزندان و دانشمندانش ترور بشند و این یک حق برای ماست! (چون جامعه جهانی که تقریبا با برجام نشون داد چی میگه و ظاهرا میگه متقاعد شده ایران دنبال سلاح هسته ای نیست، حتی امریکا هم چنین میگه و فقط اسراییل و این چند تا گاو! هستند که به پیروی از اون و البته با دشمنی با ایارن چیز دیگه ای میگند به دروغ برای محملی به فشار به ایران) سخنگوی وزارات امور خارجه امروز گفتند این جنایت حاصل یک مثلث شوم بود. (اگر امریکا و اسراییل را مفروض بگیریم ضلع سوم چه کسی است؟ خاصه اینکه سخنگو گفتند فقط یک کشور هست که بر خلاف سایر همسایگان محکوم نکرده)
  5. خب رویه ها در حال نقد هست. گفتم که مثلا مصاحبه با همسر شهید در اون موقعیت اوج جهالت هست. تازه حتی زحمتی به خود ندادند که یک بازبینی کنند و ببینند که فرزند شهید صداشون هست و تازه خودشون هم که متوجه شدند همسر شهید به خاطر حال روحی به کمک فرزند دارند جملات را میگند ولی باز پخشش میکنند. یعنی یکی دشمن هم نداشته باشه باز طبق اصول حرفه ای چنین نمیکنه که ما میکنیم. ولی تعدد روایات و ابهامات در چنین حوادثی طبیعی است. هم گزارش فارس و هم جواد موگویی و هم شنیده های افراد همه در این دسته هستند و فقط مصاحبه جناب شمعخانی است که یک روایت "رسمی" محسوب میشه. برای همین بیشتر در تاپیک ما هم تلاش میکنیم شواهد صحنه را با این روایت بسنجیم. ولی حتی این روایت هم فقط یک روایت شفاهی هست. چنین حوادثی اگر قرار باشه طبقه بندی نشند برای عموم اطلاعشون، باید طی یک گزارش رسمی نهاد مسئول به اطلاع عموم برسه. باقی موارد که در دسته رسانه ها و گمانه زنی ها طبقه بندی میشه.
  6. لابد با خودشون میگن سری که درد نمیکنه دستمال چرا ببندم، پنتاگون حقوق من را نمیتنونه قطع کنه ولی با تماس فلانی شاید قطع بشه! تنها یک دغدغه ذاتی یا عشق حرفه ای میتونه فردی را مجاب کنه که به دنبال حقیقت خودش را به دردسر بندازه، خب سخت پیدا میشن همچین ادمهایی. والا به مرور با سدشکنی قطعا هم مسیر بازتر میشه و هم خیر دنیا و آخرت را هم خود طرف (به مرور) و هم کشور میبره.
  7. سلام البته که اشاره عام به ذات رسانه ای معطوف به وجه زرد رسانه های امروزی بود. برای همین به اشتیاق برای اول بودن اشاره کردم. قاعدتا رسانه اصیل و هدفمند همون میکنه که شما فرمودید. انتظار اینچنینی داشتن از رسانه های ایران اتلاف وقت هست به نظرم. حتی یک رسانه در ایران وجود نداره که یک روند حرفه ای را طی کنه حتی با حداقل استانداردها. برای همین اشاره عام برای همشون به کار میبرم. اصولا چون ما در ایران رسانه ای که از دل اشتیاق و علاقه و عشق به اصل موضوع (خبر، اطلاع رسانی، تحلیل، هدایت و ...) سر براورده باشه و ادامش را هم با پول حاصل از همین شغل و حرفه و علاقه طی کرده باشه نداریم، مطلق و کامل همه رسانه ها وابسته به مراکزی نهایتا در حد یک روابط عمومی هستند که بیشترشون هم برای جلب یارانه جناح ها و ارگان ها مشغول به ادامه فعالیت هستند.
  8. عذرخواهی برای دو پست متوالی: طرح مجلس طرح خوبی است ولی با چند اصلاح: به نظرم بند توقف پروتکل الحاقی میشه روش بیشتر فکر کرد. جناب کمالوندی هم گفتند هرچند اقدام تهاجمی خوبی است ولی ثمری در این برهه نداره. یعین از ابعاد فنی نه تنها کمکی نمیکنه به برنامه هسته ای که آتوی خوبی هم میده دست غرب. همچنین باید بررسی بشه شرایط اگر دورنمای روشنی از زمانبندیها در اختیار نیست محدود کردنش به زمان (طی دو یا سه ماه) هم منایب نیست چون اگر موعد اجرا اگر اروپا همچنان به تعهداتش عمل نکرده بود و ما طرح خودمون را اجرا نکنیم یک ضربه بزرگ به خودمون هست. به جای این بند (بند غنی سازی 20 درصد و انباشت بیشتر مواد بند خوبی است هرچند سایه تهدید امریکا و میزنم و حمله میکنمش هست ) میشه بند موثرتری از بعد فنی گذاشت. یک بند حساب شده (در یکی از صحبتهای اخیر مقامات اروپایی در مورد قدمهای تلافی جویانه ایران در مورد برجما اشاهر خیلی مهمی شده بود، مسئول اروپایی گفته بود بله همه قدمهای ایران به راحتی برگشت پذیرند ولی مشکل ما این نیست، مشکل ما دانشی است که در خلال این قدمها ایران کسب کرده به واسطع فراتر رفتن از تعهداتش که این دانش بازگشت پذیرنیست. (در حقیقت نشون میده حساسیتشون در برجام روی بحث تحقیقات و تاکیدات مدام رهبری برای زیربار نرفتن در این بخش به چه دلیل بوده) - خلاصه اینکه نمایندگان در این حوزه میتونند بندی را اضافه کنند (مثلا اغاز تحقیقات روی غنی سازی لیزری، پلوتونیوم، فلان یا بهمان که حالا نمیدونم ولی مواردی که در برجام متوقف شده - اینطوری این قدمها خیلی هم نمایشی نخواهد بود)
  9. مگر اجبار یا وظیفه ای برای مصاحبه دارند؟ اون هم در این شرایط روحی؟ مگر توضیحی به کسی بدهکار هستند؟ همسر شهید رضایی نژاد مصاحبه ای تلویزیونی داشت در رابطه با شهدای هسته ای که در انتها در مقابل سوال مجری گفتند در این مورد با همسر شهید صحبت کرده بودند و شنیده هاشون را نقل کردند. اون مصاحبه هم اشتباه محض تلویزیون و خبرنگار بود، در اون وضعیت روحی که همسر از شوک حضور در صحنه ترور، شهادت همسرشون جلو چشمشون و بعد هم دیدار با پیکر همسرشون در معراج شهدا هر بار ضربه جدیدی میخورند وقت مصاحبه است؟ پسرشون هم مجبور میشن به ماردشون کمک کنند در پیدا کردن جملات یا حتی مصاحبه که خب در همه جا میتونه طبیعی تلقی بشه ولی در ایران ما با یک مشت جانور مزدبگیر سعودی/لندنی طرفیم که رذالت و خباثتشون در کثافت پراکنی فقط مختص و ویژه این نسل از جانوران در تاریخ بشر هست. باقی روایات و ماجراها هم (اگر بخش ضداطلاعات را بزاریم کنار) تماما اشتیاق و سبقت آدم ها و رسانه ها (فرضا برخی با نیت خیر) در موقعیت های اینچنینی برای روایت زودتر و متفاوت تر و پزجزییات تر و اول تر! از ماجراست. هر کس یک طور و به شیوه ای. دکتر عباسی میگند از محافظان شنیدم(چند ساعت بعد حادثه اونهم) - همسر شهید رضایی نژآد ازشون سوال میشه - جواد موگویی بواسطه صفحه مجازی و مستند سازی و موارد تحقیقیش در مورد ترورها نقلی میکنه، فارس بنا به ذات رسانه ایش (که با تمام فحش ها و حتی ردکردن قطعی(!) روایتش میبینیم شاید نزدیکترین روایت به واقعیت باشه البته که مبداش روایت موگویی است به جز اضافاتش) و همینطور بقیه ...
  10. سلام پستی که گذاشتم روایت خانم رضایی نژآد بود که در دو مرحله با همسر شهید (به فاصله کمی از شهادت و یکی هم چند روز بعد) ملاقات کرده بودند و روایت، روایت دست اول همسر شهید بود. حالا ممکنه به خاطر اون لحظات پراضطراب برخی موارد جا به جا یا جا افتاده باشند ولی به نظرم هم بدنه اصلی روایات دیگه را تایید میکنه و هم برخی اشتباهات روایات دیگه را. مثلا یک مورد فرزند شهید از حضور مادر در خودرو میگه و به نظر این اشتباه باعث شده مثلا دکتر عباسی گمان کنند مادر شهید در خودرو بودند در حالیکه فرزند به مادر خودشون و همسر شهید اشاره میکنند. در مورد همین یک ابهام هم به نظرم موید این مطلب هست که محافظ یا متوجه مکان تیراندازی نشده (ه خاطر همون ریموت و پنهان بودن در نیسان) یا حتی متوجه شده که از نیسان بوده و به نظرتون در این حالت و در زمان بسیار کمی که رگبار گلوله به سمت شهید روانه بوده؛ تنها کاری که (البته واقعا ایثارگرایانه) در کسری از ثانیه میتونستند بکنند چی بوده؟ جز حائل شدن میان منبع گلوله و شهید؟ اتفاقا نشون میده (تا حدی) چرا محافظ زنده مونده (البته با شانس زیاد)؛ و چرا درگیری رخ نداده. تازه همسر شهید میگن ایشون هم پیاده شده بودند و حتی در لحظات آخر شهید قبل از شهادت نگران محافظین هم بودند و اشاره میکردند که به محافظها بگید از ماشین پیاده نشند. پ ن: به نظرم سایر ابهامات تصویری به این برمیگرده که تصور ما از ریموت مسلسلی که گفته میشه در وانت بوده یک تصور تخت و مرسوم و غلط هست. ابهامات با مشخص شدن دقیق این بخش از ماجرا (به چه کمیت و چه کیفیت و چه محل استقراری) ممکن هست برطرف بشه ( گفتم هم اون افسر صهیونیستی و هم جناب شمعخانی به ابزارآلات پیچیده الکترونیکی و ریموت اشاره میکنند) - فراموش نکنیم این رژیم جنایتکار در ترورهای اخیرش به ابزارهای جدید رجوع کرده: تروری که در بیروت با هگزاکوپتر ها قصد انجام داشت و یا تروری که شهید ابوعطا در غزه را از طریق پنجره آپارتمانش خیلی دقیق و با ابزاری متفاوت (اصطلاحا ریموت) انجام داد. پ ن2: من این مورد در ذهنم بود و با توجه به ترور حتمی شهید و تنها زخمی شدن محافظ (که اون هم به خاطر حائل شدن بوده) و همچنین سلامت همسر شهید و همچنین سایر افراد احتمالی حاضر در صحنه و محل اصابت گلوله ها (تمرکز به شیشه راننده) و از همه مهمتر این نکته که صهیونیستها برای چنین عملیاتی که حتما باید موفق باشه بسنده به یک ریموت مسلسل معمولی نمیکنند و قطعا پیچیده تر عمل میکنند تا ضریب موفقیت عملیات نزدیک به صد در صد باشه در پست قبلیم نوشتم: و جالبه همین چند دقیقه پیش به این صحبت تولیت استان امامزاده صالح که شهید اونجا دفن شدند برخورد کردم که حالا شاید دقیق نباشه ولی احتمالا از مسئولی و یا در جمع مسئولان شنیدند روز تدفین شهید. جالب هست: به نظر میرسه در روایت همسر شهید انفجار خودرو ارتباطی با ماجرای ترور نداشته و شبیه انفجاراتی بوده که گهگاه در مرز لبنان یا غزه با کشف برخی سیستمهاشون (یا احتمال کشفش) به منظور نابودی اون سیستم فعال میکنند.
  11. حالا فقط یک سریال هست که خودش هم ادعای مستند بودن نداره ها، بر خلاف رسانه های رسمی که در بریتانیا با پول سعودی و دولت انگلستان با خبر و مستند هر روز در حال تحریف وقاع و تاریخ در رابطه با ایران هست به طور مستقیم کم و بیش و البته حرفه ای و خیلی زیرکانه و در پوشش راست و دروغ و زیرپوستی اصطلاحا
  12. آژانس در دوره گروسی رسما سازمانی از سازماهای آمریکا یا رژیم صهیونیستی عمل میکنه حتی در لفظ (هی ایران! به نفعت نیست بازرسی ها را متوقف کنی. از ما گفتن بود! ) حالا ولی این به کنار، جدی در رابطه با طرح مجلس میشه بحث کرد که یک جناح به شدت بهش میتازه که یعنی توافق سیاسی روش وجود نداره و این کار ما را مشکل میکنه. طرح مجلس در حقیقت ربطی به بحث ترور نداره مستقیم، طرحی است با عنوان "طرح لغو تحریمها" با چند راهکار ذیلش. من دلیل مخالفت عده ای را نمیفهمم چون نهایتا حداقل کاری که میکنه اینه دست دولت را پر میکنه به عنوان یک ابزار که با بایدن سر برگشتش به برجام بتونه حداقل چیزی داشته باشه چونه بزنه. دو بند مهم هم داره که میشه بررسیش کرد: 1. شروع به غنی سازی 20 درصد در فردو و انباشت این مواد (یک نوعی یک نه پاسخ که اقدام خارج از انفعال میتونه باشه به بحث ترور هم ) تا وقتی آمریکا و اروپا تعهد بدند که تحریمها برداشته بشه. 2.توقف اجرای اختیاری پروتکل که در دو شکل دیده شده (یا به خاطر ترور به صورت فوری پس از تصویب یا مهلت به اروپا که طی دو یا سه ماه تعهداتش تحریمیشون را انجام بدند والا ایران متوقف میکنه) در این مدت آمریکا و صهیونیستها نشون دادند در کنار فشار اقتصادی برای بازداشتن ایران از رفتن به سمت گریز هسته ای (در ظاهر لااقل) به هیچ عنوان راه های دیگه را متوقف نکردند. انفجار نطنز و ترور شهید فخری زاده کاملا مرتبط با توان اقدام ایران به ساخت سلاح اتمی (بالقوه) و پیشرفت های هسته ای مرتبط هست که حتی کوچکترین امکان بالقوه ایران را هم از بین ببرند (قطع به یقین بدونید خرابکاری سایبری/صنعتی/جاسوسی/تروریستی و تطمیع و تهدید دانشمندان و کارمندان و افراد دخیل و ... هم به شدت در پشت پرده جریان داره و شاید خیلیهاش را ما اصلا مطلع نشدیم) از این منظر ایران دو راه پیش رو داره برای این نبرد سخت: 1.همین دست طرح ها که به طور رسمی در برخی جنبه های آشکار با بهانه های مشروع (ترور و بدعهدی غرب و ...) دستمون را پر کنیم. 2.حتما حتما در ابعاد پنهان ماجرا (قطعا برای سیستم های اطلاعاتی چندان پنهان نمیمونه) برنامه موازی را پیش ببریم شده بدون مواد فعلا و فقط در شکل فیزیکی و فنیش.
  13. روایتی که همسر شهید رضایی نژاد از همسر شهید که در خودروی شهید بودند بدون واسطه نقل میکنند این طور بوده: شهید و همسرشون در خودرو تنها بودند و (لااقل - چون اشاره نشده من همین را در نظر میگیریم) یک ماشین محافظ همراه خودروی ایشون بوده. همسر شهید تعریف میکنند ابتدا چند صدای مبهم شنیده شد، مثل برخورد به لاستیک و بعد رادیاتور و ... و شهید توقف کردند و قصد پیاده شدن کردند برای بررسی، در همین حین با اصابت دو گلوله(در ابتدا) هم به شیشه جلوی ماشین (این دلیل برای انقطاع شلیکها نیست، شاید شلیکها پی در پی بوده و فقط حرکت و توقف ماشین در مسیر گلوله موجب تفاوت برخورد ها در ابتدا شده و فرض سلاح ریموت ثابت هم نبوده و متحرک بوده، حالا دوربین که ریسکش بالاست ولی یک نفر سوم مسلط بر محیط از دور یا حتی سنسور با ویژگی های خاص تعقیب فقط سوژه) متوجه اقدام تروریستی میشن (گلوله ها رد میشن و برخوردی با شهید ندارن شاید چون در حال پیاده شدن بودند و شاید هم نه ) شهید پیاده میشه و بیرون خودرو اولین گلوله به کتف ایشون میخوره، محافظ خودش را میرسونه و سپر مقابل شهید میشه ولی بعد برخورد چهار یا پنج گلوله (چند مورد به پای ایشون) موجب میشه محافظ بیفتن و شهید باز در معرض گلوله های بیشتر قرار بگیرند که موجب شهادت میشه. در نهایت انفجار رخ میده و خرده های چوب بار نیسان موجب زخمی شدن همسر شهید هم میشه چون ایشون هم از خودرو نهایتا پیاده شده بودند. عنوان میکنند چند گلوله از بدن محافظ عبور کرده بود و وارد بدن شهید شده بودند (شاید کالیبر را مشخص تر کنه) . همسر شهید هم عنوان میکنند شخصی به عنوان تیرانداز در صحنه نبوده. انفجار نیسان شاید اصلا یک هدف دیگه داشته در انتهای کار. بحث ریموت و شلیک از نیسان هر بار با روایت جدید جدی تر میشه ولی طبق گفته یکی از ژنرالهای سابق اطلاعاتی صهیونیستی عملیات از پیچیدگی و ویژگی های فنی خاصی برخوردار بوده. برای همین در مورد ریموت و مسلسل و نیسان ممکنه روایت صحیح باشه ولی نه به شکلی که ما یک تیربار توماتیک را تصور میکنیم به سادگی چیزی که در فیلمها و کلیپها دیدیم. احتمالا ویژگی های خاصی داشته از بعد فنی این عملیات. یا شاید هم نیسان و ریموت بخشی از ماجراست و ابعاد مبهم دیگه ای هم وجود داره.
  14. بله، اگر پست را با دقت بخونید اشاره کردم که این اطلاع بین عامه مردم وجود نداره. اونها یک وزارت اطلاعات میشناسند در برابر دشمن خارجی و از جزییات اطلاعی ندارند و در حال حاضر هم بچه های وزارت را به اشتباه مقصر تام و تمام میدونند. بر این مبنا اون استدلال شما را رد کردم که فارس به خاطر وابستگیش و برای تطهیر سپاه چنین مطلبی کار کرده باشه (با توجه به اینکه هیچ اشاره ای هم به سازمانهای حفاظتی و شرح وظایفشون هم نشده) چون عوام اصلا اطلاعی ندارند که حالا زحمت بده بخواد کسی را تطهیر کنه. بعد هم همچنان تقصیرات بین ارگان های مختلف از وزارت گرفته تا حفاظت و حتی خود شهید احتمالا و وزارت دفاع و شاید خانواده و دوستان و همکاران قطعا قابل تقسیم هست و باید افرادی که به اطلاعات دقیق حادثه دسترسی دارند میزان تقصیر هر نهاد را برای اصلاحات جدی معین کنند در گزارشاتشون. میتونید این استدلال را نپذیرید ولی ما در این حادثه "یک مقصر تنها" نداریم. توجیه جناب شمعخانی توجیه مناسبی نیست. اگر اینطور بوده که حتی مکان هم حدس زده میشده دیگه بدتر. یعنی چی جدیت مدنظر اعمال نشد؟ یعنی چی اونها اینبار روش پیچیده انتخاب کردند؟ اطلاع پیدا شده بعد به جای توقیت حفاظت تازه اشاره میشه کاهش حفاظت هم صورت گرفته به خاطر تواتر اتفاقات؟!
  15. من هم در مورد ان پی تی موافقم. یکی از خسارت بارترین پیمانهایی است که داخلش هستیم. حتی خساراتش فراتر از حوزه هسته ای کشور را هدف قرار داده و جالب اینجاست تمام تمرکز فعلی آژانس را هم معطوف به ایران کرده (ذیل بندهای قانونیش که تنها برای کشور ما و البته با ضریب چند برابری داره اجرا میشه) یعنی از طرفی دستانمون را بسته در سایر حوزه های دانش (لیزر، غنی سازی، پلوتونیوم، آب سنگین، طرح های ابتکاری و چه و چه ) و کوچکترین تحرکی نمیتونیم داشته باشیم. نکته اینجاست ولی کمی عقب تر بریم و نگاه کنیم واقع بینانه، تبعات همین حالای خروج از ان پی تی را بسنجیم؛ در دو بعد: 1.حمله نظامی با حمایت جهانی و حتی قطعنامه شورای امنیت 2.فشارهای سنگین سیاسی و اقتصادی (حتی چین و روسیه که نشون دادند براشون خط قرمز هست عبور ایران از ذیل اژانس) بلافاصله در تیررس قرار خواهیم گرفت در حالیکه بهترین روش برای ما همون گزینه 3 است. اتفاقا اگر برجام سوراخ های ذکر شده را نداشت، ضعفهای اجرایی را نداشت، چماق "مکانیسم ماشه" را نداشت بهترین فرصت برای نیل به مقصود شماره 3 بود. ولی حالا که برجام پایه های لرزان و سستی داره و ضربش را هم به ما زده ( به هر حال یکی از احتمالا دلایل نظام برای پذیرفتن برجام همونطور که رهبری ابتدای امر اشاره کردند، استفاده از فرصت پیش امده برای اصلاح فوری اقتصاد برای تاب اوری در سربزنگاه های بعدی بود که با ضعف خود برجام و اجرای ناقص و بد اون و البته فاجعه خوش باوری و تنبلی و بی خیالی دولت نه تنها از این فرصت استفاده نشد بلکه در مقابل دشمن برای سفت کردن پایه های تحریم ازش استفاده کرد و ضربات ذیلش (نطنز، ترورها و سایه جنگ و تلاش برای فروپاشی اقتصادی و اجتماعی) ولی با این حال باز برای ما بهترین مسیر گزینه 3 است. ولی در ابتدا و همزمان باید دولتها (هر دولتی) بپذیرند که اقتصاد را یک تاب اوری حداقلی براش فراهم کنند، از برگه هاشون برای اجبار طرف مقابل به رعایت حداقلی تعهدات (به منظور زمان خریدن برای اصلاح اقتصاد و البته اجرای برنامه ها) کار بگیرند (مثلا همین طرح مجلس و افزایش غنی سازی و تهدید به توقف پروتکل الحاقی برای مجبور کردن اونها به بازگشت به برجام) و نهایتا قبول کنند که باید پشت پرده و با شدت مسیر هسته ای را پیش ببرند و بی خیال برجام های یک و دو و سه بشند.