alala

Editorial Board
  • تعداد محتوا

    2,857
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

  • Days Won

    31

تمامی ارسال های alala

  1. باید مراقب بازگشت نفتکشها هم بود. احتمال توقیف به خاطر نقض تحریم های ادعایی ( بعد تحویل محموله ) وجود داره. باید برنامه های تدوین شده در مقام واکنش به روز رسانی بشند و آماده نگه داشته بشند. جالبه کلیت رسانه ای غرب حالا یا در پشت پرده و سرمایه گذاران و گردانندگانشون یا در یک نبرد تقابلی و ذاتی با ایران طوری فعالیت میکنند با خبرهای راست و دروغ و برجسته سازی که به نظر میرسه پیمانکار افزایش حساسیت برای وادار کردن رژیم امریکا به برخودر با نفت کشهای ایرانی هستند ( وظیفه رسانه های فارسی زبان در بعد داخلی به کنار ) خلاصه الان حسسیت ها افزایش هم پیدا کرده. فراموش نکنیم بعد ماجرای گلوبال هاوک که به نظر عقب نشینی آمریکا بود در عدم پاسخ ( که همینطور هم بود ) ناگهان با تصمیم ترور روبرو شدیم. پس با دشمنی که دچار چند دستگی در تصمیم و فشارهای لابی های گوناگون هست که تا به حال ده ها بار تصمیمات صریح خودش را هم در ناهماهنگی کامل مجموعه هاش تغییر داده (خروج از سوریه/بازگشت به سوریه/استفاده از گزارشات غلط برای فروش سلاح به سعودی/استفاده از گزارشات غلط برای ترور سردار و ... ) باید همیشه هشیار بود.
  2. دیگه انقدر مسئولان مختلف ونزوئلا از رییس جمهور گرفته تا بالاترین مقامات سیاسی و نظامی تشکر کردند و میکنند حتی چندباره و گروه های مختلف هم پیام محبت آمیز منتشر میکنند، شرمندگی ایجاد میکنه. در حالیکه قبلترها زمانی که ایران هم با مشکلات تحریم در زمان چاوز روبرو بود و با کمبود بنزین روبرو شده بود ونزوئلا هم به ایران صادرات بنزین انجام داده بود. چقدر تحریم و فشارها میتونه کشورها را مستاصل کنه که انقدر از چند تا نفت کش سوخت خوشحال بشند. در خبرها بود حتی مردم برای رساندن بیمار به بیمارستان با کمبود و نبود سوخت روبرو هستند. ولی شاید یکی از دلایل غلظت این حجم از سپاسگذاری ها به این برمیگرده که تقریبا هیچ کشوری ریسک کمک به ونزوئلا را در این مقطع به جان نخرید ( البته معلوم نیست اگر ما هم تحریم نبودیم چنین ریسکی میکردیم یا خیر ولی به هر حال قسمت مربوط به تهدیدات آمریکا با قوانی نظامی و جسارتی که ایران به خرج داد سر جای خودش باقی است. ) کاپیتان تانکر فورچون در مصاحبه ای گفته این سفر جزییاتی و ناگفته هایی داره که اگر مسئولان صلاح بدونند یک روزی فاش میکنند اون جزییات را. پ ن: ما روابط بسیار خوبی با ونزوئلا ایجاد کرده بودیم و البته تقریبا با امریکای لاتین در کل. ظرفیت خوبی هم ایجاد شده بود از نظر سیاسی و اقتصادی که متاسفانه با ماجرای برجام و نگاه تک بعدی به نظر با اعتماد به غرب همش رها شد. در طول شش سال غیبت ما ترکها برای خودشون بازار بزرگی ایجاد کردند در ونزوئلا (مثل آفریقا (که باز در دوره جدید ارتباط با کشورهای افریقایی مورد تحقیر قرار گرفت و رها شد ) و سایر نقاط جهان ) و ما کاملا رها کردیم تا تحریم های جدید. حالا میشه با کمی همت فعالتر شد و غرب را هم در کنار سایر حوزه ها نگاه کرد نه به عنوان تنها منبع موجود. تمام شواهد و قرائن نشون میده حتی با اودم یک دموکرات در کاخ سفید هم اروپا و هم آمریکا دیگه برجام قبلی را قبول نخواهند داشت و حداقل فشار خواهند آورد برای بندهای جدید. پس بهرته از حالا به فکر آینده بدون توجه به کاخ سفید! باشیم. حالا همین واردات و مشکلات روز محصولات کشاورزی را ببینیم که بخش عمده ای از ارز ما را میبلعه. محصولات خوراک دامی و دانه های روغنی و دام .... با برون سپاری و اجاره زمین های کشاورزی در مناطق پرآب تا تجارت طلا و فلزات گرانبها و مواد معدنی و ....
  3. نفت کشها ایرانی میتونند در بازگشت باز هم مفید واقع بشند. ونزوئلا مشکل فروش نفت تولیدیش را داره، همون مقدار هم که میفروشه امریکا در کمال راهزنی! میریزه پولش را به حساب گوایدو!! خب چه کار میشه کرد؟ نفتکشها در صورت امکان نفت ونزوئلا را بار بزنند و در برگشت به سوریه که نیازمند نفت هست منتقل کنند. این یک تجارت خوب هست بین دو کشور ونزوئلا و سوریه. نفت کشهای ما هم خالی برنمیگردند. دردسر انتقال نفت توسط ما هم به سوریه را نداره چون در مسیر بازگشت از کنار سواحل سوریه میگذرند و در ضمن دوباره کاری هم نمیشه.
  4. در مورد بهانه جویی های اسراییل و مظلوم نمایی ها و دروغ هاش برای ایجاد یک تهاجم جدید نرم ( علاوه بر اقدامات دیگش ) ضد ایران در ماه های پیش رو چندین بار اخیرا تاکید شده اون هم با کلیدوآژه "حملات سایبری ایران به ما" حالا در این چند روز: حمله سایبری به بندر امام اختلال در هسته معاملات بورس انفجار بویلر پتروشیمی آتش سوزی نیروگاه حرارتی تبریز و احتمالا موارد بیشتری را شاهد خواهیم بود. مشخصا اقدامات حفاظتی باید چندین برابر بشه و فقط هم بحث حملات سایبری در میان نیست. خرابکاری عوامل, خرابکاری صنعتی و ... حتی به نظرم در آـش سوزیهای عمدی در ماه ها پیش رو هم میشه انتظار کشید این امر را چون در سوریه و عراق تبدیل شده به یک عامل فشار توسط قدرت های خارجی و عواملشون به نظر.
  5. آقدام ایران حتی اگر طلا هم در بین نبود یک اقدام صحیح، بر طبق منافع ملی، به چالش کشیدن تحریم های غیرقانونی یکجانبه و کاملا منطبق بر قوانین بود. اصولا واقعا مضحک و دردناکه که این همه در مورد رسیدن یا نرسیدن این تانکرها بحث شد و میشه چون حقی کاملا طبیعی بود و هست که حتی طبق استانداردهای خود امریکا هم ( تحریم ها و شورای امنیت و ...) نباید هیچ مانعی میبود در تجارت آزاد در آب های بین المللی. توجه داریم که در رابطه با کلیدواژه ای داریم صحبت میکنیم که آمریکا در تمام این اسالها اون را بهانه کرده و میکنه که حضورش را در خلیج فارس توجیه کنه و نه اون هم تجاری بلکه نظامی. (حق حضور در مسیر و راه های بین المللی دریایی شده حتی بیخ گوش سواحل مثلا ایران و بعضا ورود غیرقانونی و حتی برگزاری تمرین های نظامی کاملا هدفدار تحریک آمیز کاملا جنگی ) پس مشخص هست که چقدر مسخره است که در مورد حضور تجاری ما "با موفقیت" این موج خبری و جنجال را ایجاد کرده. جالب بود دیروز همزمان با رسیدن اولین تانکر ایرانی پنتاگون بیانیه داد که طی 19 و 21 می در خلیج فارس تمرین نظامی هدف قراردادن اجسام هوایی و دریایی را برگزار کرده تا یک پیام باشه برای اقدامات احتمالی دشمنان! و حمایت از شرکا.
  6. من همچنان هم اصل حملات و هم واکنش های اینچنینی مقامات صهیونیست را مشکوک میدونم. بزرگنمایی اینگونه حملات که همیشه کم و بیش وجود داشته و وارد شدن مقامات بلندپایه نظامی و سیاسی و استفاده مدام از کلیدواژه "تلافی" همچنان به نظر در رویکرد برنامه های تهاجمی این رژیم قرار میگیره که به دنبال بهانه و توجیهی است برای عملیاتی کردنشون. چیزی که در ظاهر دیده میشه توجیه و زمینه چینی برای حملات سایبری شدید ضد زیرساختهای ایران هست و یک قدم دیگه جلوتر اومدن این رژیم بعد از حملاتش در سوریه و عراق و تست واکنش ایران در مرحله ابتدایی با حملات سایبری. مثل همیشه هم پیشنهاد میشه به شدت و اگر شده با روشهای متفاوت پاسخ چنین اقداماتی تا حد امکان سخت داده بشه تا یا متوقف بشه یا حداقل باعث نشه که جریتر بشه برای اینکه مسیر بازه برای اقدامات بیشتر علیه ایران. مسئولان باید هشدار جدی بدند به این بانیان و سردمداران تروریسم دولتی و توحش سیستماتیک که ساکت نخواهند نشست تا برنامه های آمریکا در فشار حداکثری را یک قدم دیگه به جلو هدایت کنند. حمله به زیرساختهای انرژی ایران ( خصوصا صنعت برق و آب و احتمالا پتروشیمی (به خاطر صادرات استراتژیک غیرنفتی ) ) در تابستان پیش رو دیگه تنها یک تحلیل به نظر نمیرسه بلکه یک واقعیت مسلم فرض میشه. حمله به بنادر هم یک امر کمتر قابل پیش بینی بود که یعنی باید مراقب نقاط دیگه هم بود. و اگر در فرصت کوتاه ایمنی نسبتا کاملی نمیشه ایجاد کرد توان تهاجمی قابل قبولی تدارم دید که هر تهدیدی را در سطح خودش یا بیشتر در حد توان پاسخ متقابل بدیم.
  7. هنوز تا ابهای اقتصادی که قرار هست اسکورت بشند ( که البته تضمینی برای اقدام نکردن امریکا نیست در این فاصله ) هم کلی راه مونده. تا خود بندر تخلیه که بیشترم هست. فعلا خیر.
  8. نازنین ب. یکی از به اصطلح هنرمندان و بازیگران ایرانی که در کانادا ساکن هست و خب سکونت در کانادا و زیر پرچم ترودو و دوستان اتوماتیک «فعال حقوق بشر» را هم به عناوینشون اضافه میکنه اظهار نظر و فضل کرده که: تحریم مثل شیمی درمانی میمونه و ممکنه عده ای از مردم هم از بین برند و تحت تاثیرش قرار بگیرند ولی ایران را درمان میکنه نهایتا!! خیلی طبیعی است که اظهار نظر فیلسوفانه بعدش را حدس بزنیم از همین حالا که خب اگر شیمی درمانی جواب نداد، یک جراحی تهاجمی ( شما بخونید حمله نظامی ) درسته ممکنه عوارض جانبی و خونریزی و مشکلات بعد عمل (حمله) را سبب بشه ولی لازمه! نکته جالب اینجاست مردم را به سلول های بدن و تحریم ها را به شیمی درمانی تشبیه کردن شاید در ذهن کودنش خیلی نایس! به نظر برسه منتها حتی تو اون ذهن کم شعورشون هم لابد دو دو تا چهار تا نمیکنند که فرضا اگر این تشبیه سازیهای تهوع آور برای توجیه خیانت و همراهی با دشمن در ظاهر شیک هم به نظر برسند ولی در باطن تشبیه یک انسان که دارای شعور و حق زندگی و فکر و خانواده است با سلول بیشعوری! که روزانه میلیون ها ازش در بدن میمیره و دوباره تولید میشه اوج عقب افتادگی ذهنی و اخلاقی است. ===================================== حالا که از شیوه های تروریستی ضد ایران نام ببریم بد نیست از بی بی سی هم بگیم که در این مدت و سر دست گرفتن سناریوی افغانستان که به نظر حکومت غنی و سفارت امریکا و مثل همیشه عده ای از رسانه ها و روشنفکرانشون!! سفارش تولیدش را دادند، در توصیف ماجرای ساختگی اشاره شده به جای واژه افغان هایی که قاچاق و غیرقانونی و در پوشش باند وارد ایران میشدند از «مسافران افغان» استفاده میکنه. گویا در ایران پارتی برگزار بوده ( اونم در دوره ای که اکثر افغان های عزیز که قانونی و غیرقانونی هم در ایران ساکن بودند به خاطر ارزش کم پول دارند برمیگردند به افغانستان و پس حتما باید به افرادی که در شرایط فعلی به ایران قاچاقی میان بیشتر مراقبت کرد و مشکوک بود ) و قرار بوده مهمان بیاد اون هم نه با دعوت و از مرزهای رسمی که از نقاط خطرناک و غیرقانونی و با تجاوز به مرزهای قانونی ایران. بی بی سی داره دوران درخشانی! را طی میکنه در این مدت اخیر. نه تنها حالا تروریستها فقط در غرب تروریست هستند و در ایران میشند فعالان مدنی و مبارزان مسلح، نه تنها افسر مرزبانی در غرب پلیس وظیفه شناس قهرمان هست و در ایران سرپرست یک اکیپ نظامی! بلکه حالا قاچاقچی هم در اونجا عوامل خطرناک غیرقانونی متجاوز محسوب میشن و در ایران مسافر!
  9. اصلا بحثم جناحی و سیاسی نیست و همه از رابطه و سیاست خاص سردار با تمام جناح ها آگاه بودند و مراودات مدامشون با ظریف و ... ولی در موضوع سفر بشار اسد دیدیم که لااقل اعتماد کامل به وزارت امور خارجه ( شخص ظریف خیر ولی خب به هر حال مجموعه وزارت امور خارجه ممکن بود با خبردار شدن ظریف از قبل خبردار بشه ) و برخی نهادهای سیاسی وجود نداره و حق هم هست. متاسفانه بحث نفوذ و خیانت جدی است. به یک دلیل طبیعی: دشمن صدها و هزاران برگ برای تطمیع و تهدید و .. افراد داره. (خصوصا با دنیای جدید دیجیتال و معضلی به نام تلفن های همراه هوشمند تنها در یک قلمش )
  10. موضوع لیبی جالب شده. حفتر از همون ابتدای درگیری ها با رژیم صهیونیستی ارتباط گرفته بود و البته عجیب هم نبود با توجه به کشورهای حامیش ( امارات و مصر و عربستان و ... ) حالا با چرخش اوضاع و قدرت گرفتن نیروهای وفاق، نماینده اسراییل در یک خودشیرینی آشکار! ( نزدیک شدن به ترکیه و ناتو و از طرفی با دیدن طرف پیروز ماجرا در شرایط فعلی آینده نگری برای روابط در آینده) در سازمان ملل ایران را متهم کرده داره برای نیروهای حفتر سلاح ارسال میکنه و ایران را متهم کرده از حفتر حمایت میکنه و در لیبی دخالت. ( همون ماجرای دهلاویه ها و ...) بزرگترین بازنده این جریان هم نه امارات که مصر خواهد بود. کابوس اردوغان درست کنار گوشش و خبرهایی هم هست که سلطان اردوغان! تصمیم گرفته یک پایگاه نظامی هم در لیبی تاسیس کنه و برای مصر از این جهت بد خواهد بود که مزدوران پروار شده در سوریه حالا جای پایی درست بغل گوش مصر هم پیدا میکنند.
  11. امروز اتحادیه عرب با کلی سر و صدا بیانیه داده که چون یکی از فرماندهان سپاه در مراسمی بوده که پشتش پرچم گروه های مقاومت بوده پس این نشانه دخالت ایران در کشورهای عربی است و بعد هم کلی محکومیت و تکرار ادعاهای گذشته ضد ایران و در آخر متهم کردن ایران به اینکه حسن همجواری و رعایت حق امنیت همسایگان و ... را به جا نمیاره. و البته به نظر این بی شرمی ها ناشی از اینه که وقتی در کشورهاشون هرکدوم چند پایگاه در اختیار آمریکا گذاشتند که مدام ایران را تهدید میکنه، حتی عملیات ترور و نظامی ضد ایران از اونها انجام میده و دائم هم از مبدا این کشورها ناامنی و فشار و تهدید و تروریسم را ضد ایران گسترش میده، پاسخی دریافت نمیکنند. حالا این بهانه ای است برای این موضوع که امیدوارم البته ایران مدت ها پیش صریحا روشن کرده باشه برای کشورهای خصوصا جنوبی خلیج فارس: اینکه هرگونه حمله ای از مبدا پایگاهی از خاک یک کشور همسایه اون پایگاه را هدف مشروع قرار میده برای ایران ( حرفی در این نیست و طبیعی است ) ولی باید روشن شده باشه که اگر حملات به زیرساختهای ایران باشه، هرچند ایران به خاک ایالات متحده دسترسی نداره ( ولی این دیگه بیشتر مشکل کشور های عربی است ) زیرساختهای اونها در برابر زیرساختهای ما مورد حمله و هدف مشروع ایران خواهند بود. طبیعی است چون اگر اون کشور خاک و آسمانش را در اختیار آمریکا قرار نداده بود امکان حمله به زیرساختهای ما یا فراهم نبود یا اگر بود میدونستیم چطور مدیریتش کنیم. پس این موضوع مدت ها پیش قبل شروع جنگ برای کشورهای بی اراده ای خصوصا چون بحرین و کویت خصوصا باید روشن شده باشه.
  12. جالبه پنتاگون میگه اقدام ایران در ارسال تانکر سوخت نقض تحریم های بین المللی ضد ایران و ونزوئلا است. کدوم قوانین بین المللی ضد ایران و ونزوئلا؟ ایران که بعلا به اذعان خود آمریکا 2234 برقراره و از شمول تحریم های بین المللی خارجه و تنها تحت تحریم های یکجانبه آمریکاست و ونزوئلا هم مطمئنا اگر حتی اطلاع هم نداشته باشیم روسیه و چین اجازه صدور قطعنامه ای ضدش را در این رابطه نخواهند داد و ندادند تا حالا. (بر خلاف کره شمالی مثلا) حالا یا خودشون را دیگه رسما بین الملل! میدونند یا اینکه تفسیر پنتاگون هم پمپئویی شده اخیرا کلا دیگه.
  13. نکته اینجاست در کل جهان گروه های مختلفی هستند که دست به این اقدامات میزنند خصوصا در این ایام. ولی مورد مورد توجه اینه که این رژیم اخیرا این موارد همیشه برقرار را بهانه ای کرده به نظر برای حملات سایبری به ایران. یعنی با توجه به پیش بینیها و تابستان پیش رو یک قصد تهاجمی برای حملات سایبری داره ضد تاسیسات حیاتی ایران (برق - پتروشیمی و ...) و حالا این موارد کم اهمیت و روتین را کرده پیرهن عثمان تا حملاتش را توجیه کنه. سابقه این رژیم مملو از این دروغ ها و فریب ها و خصوصا مظلوم نمایی ها برای توجیه توحشش هست. برای همین ایران باید مراقب باشه و اگر حمله ای دید اینبار به شدت مقابله تهاجمی کنه. اصولا بازدارندگی در این حوزه هم وقتی حاصل میشه که بدونه درسته شاید بتونه با مظلوم نمایی و دروغ برای خودش بستر حملات را فراهم کنه ولی در مقابل باید منتظر پاسخ قاطع هم باشه. اونوقت اون پاسخ را میتونه حمله ایران قلمداد کنه.
  14. نکته جالب تمسخر همه قوانین بین المللی و لوس کردن این قوانین هست. با حکومت ونزوئلا به مشکل خورد، انواع و اقسام راه ها را امتحان کرد و وقتی موفق نشد ناگهان با متهم کردن حکومت ونزوئلا به تجارت مواد مخدر ( مثل مورد حزب الله) سعی کرد اقدامات غیرقانونیش را ذیل قوانین دیگه ای مشروع جلوه بده. حالا هم به این بهانه در اون مناطق شناورها را تحت بازرسی قرار میده . یکی از گمانه زنی ها همین هست که کشتی های ایرانی را ذیل همین قانون من دراوردی مورد بازرسی قرار بده و اطلاعات پرسنل را جمع آوری کنه تا با تحریمشون جلوی این روند را بگیره لااقل. در استاتوس اشاره شد ایران باید در مقابل بازرسی هم عمل متقابل انجام بده. به هر بهانه ای که میخواد باشه. اگر اونجا بهانه شد ایران هم در قوانینی که فکر کنم در دهه هفتاد در رابطه با خلیج فارس وضع کرده میتونه با تشخیص خودش ( عبور بی ضرر یا باضرر شناورها ) شروع کنه به بازرسی شناورها. حالا آمریکا با قوای نظامی خواست مانع بشه هم بهانه خوبی داریم در اقدام متقابل و هم اینکه به هر حال اونها انتخاب کردند و اصلا نباید کوتاه بیاد نیروی دریایی ارتش.
  15. به همین راحتی، منافقین تبدیل شدند به بازوی تروریسم و جاسوسی و آشوب در داخل ایران و همچنین ارعاب و تهدید و قتل در خارج از ایران اون هم در قلب به ظاهر اروپای متمدن و طرفدار حقوق مردم و بشردوست: و جالبه بحث هولوکاست و واکنش منافقین! گویا این موجودات حتی به شیطان هم ضد ایران سواری میدند و براشون تفاوتی نمیکنه به کی سواری میدند و با چه کیفیتی، هر کس ازشون تقاضا کنه جواب رد نمیدند به هر نحوی!
  16. شوخی است؟! متجاوز و اشغالگر متجاوز و اشغالگر هست. با قلب واژه ها هم نمیشه به چیزی یا کسی مشروعیت داد. و هرچند ما اینجا چیزی به نام دفاع، مطلقا! نمیبینیم و هفتاد سال فقط تعرض و اشغال و توحش و تجاوز میبینیم ولی به هر حال به زعم شما دفاع یک متجاوز از خود هم ادامه تجاوز و توحشش محسوب میشه، اصولا نمیشه ریپیستی که به قربانی خودش حمله کرده و قربانی دست و پا میزنه از دستش خلاص بشه و تنها ابزار دفاعیش ناخنها و چنگهاش هست برای خلاصی؛ اگر چنگی انداخت و خراشی داد؛ متجاوز به عنوان وقیحانه دفاع(!) از خودش، قربانی را به قتل هم برسونه و ژست محق! بودن هم بگیره. اصولا درسته زورگوها و قلدرها واژه ها را از معنا تهی کردند و واژه ها حتی شرمگین هستند گاهی در اطلاق به چیزی یا کسی ولی قرار نیست که واقعیات تاریخی و حقیقت مسلم در چشم، اون هم نه در تاریخ باقی مونده بلکه جاری در زمان را هم با زدن خود به اون راه به مسلخ تحریف ببریم. این یک مشکل اساسی است خصوصا در فضای مجازی سطحی زده امروز. با مشابهت سازی واژگان یا موقعیتها به صرف هم نامی اسامی ای که خودمون اطلاق میکنیم نمیشه هر دو چیز را کنار هم قرار داد و گفت خب این همونه! با ساده انگاری نمیشه چون «کسی» یا «کسانی» تصمیم گرفتند «نامی» را حالا یا به زور یا به جبر زمان و فراموشی حافظه و یا با رشوه و تطمیع به «چیزی» اطلاق کنند، حتما اون چیز تغییر ماهیت بده و تبدیل بشه به معنای اون واژه. ارتش جمهوری اسلامی ایران یا افغانستان یا آلمان یا ... یک «ارتش» به معنای صحیح و پذیرفته شده کلمه است، گنگ یا گروهی متجاوز، اشغالگر، دزد، غارتگر، وحشی، کودک کش، جنایتکار هم که دور هم جمع شدند و حالا یا خودشون و یا دوستانشون واژه «ارتش» را بهشون اطلاق کردند؛ هر چه قدر هم شیک باشند! و اتیکت «ارتش» را از سر تا پاشون هم بچسبونند؛ نهایتا همون گنگ یا گروهی متجاوز، اشغالگر، دزد، غارتگر، وحشی، کودک کش، جنایتکار هستند و نه بیشتر. مثلا الان اگر قاتلان سریالی! دور هم جمع بشند و یک گنگ تشکیل بدند و قرار بزارند اسم خودشون را بزارن ارتش پاک کننده! و مثلا با پول و تهدید و جبر روزگار و ... چند نفری یا اصلا همه را هم مجاب کنند که اینها را ارتش بدونند چیزی از اصل ماجرا تغییر میکنه؟ خیر! اونها همون جنایتکار باقی میمونند و نمیشه با یک ارتش و مبتلائات یک ارتش مقایسشون کرد و سنجید. حالا ممکنه یکی ابزار بیشتری داشته این را تا تونسته با رسانه و همون تهدید و تطمیع و گذر روزگار نزدیکتر ( در اذهان و ظاهر ) به اون کلمه واقعی کرده باشه ولی نکته اینجاست فقط در ظاهر نزدیکتر کرده و در اصل همچنان «همون» نیست.
  17. همین عصر ویدئوی جدید از انهدام یک پانتسیر دیگه در لیبی (ترهونه) منتشر شد ( ششمین گویا ) باز به نظر میرسید در یک سوله است و البته تصاویر اتاق کنترل پهپاد نشون میداد که مثل یک اتاق نمایش چندین نفر بعد از هدف قرار گرفتن سامانه شروع کردند به خوشحالی و معلوم بود هدفشون همین شکار سامانه بود. در لیبی به نظر سامانه ها به دلایل مختلف خیلی راحت تر دارند شکار میشند، جبهات از هم پاشیده و سامانه های انفرادی احتمالا دیگه مهماتی ندارند و یک هدف ساده شدند برای پهپادهای ترک که در آسمان لیبی بدون هیچ حریفی دارند جولان میدند. ترکها با استقرار ناوهاشون در سواحل لیبی کاملا حملات نیروهای هوایی امارات و لیبی که در ابتدا انجام میشد را سد کردند و اونها ریسک هدف قرار گرفتن پرنده هاشون را دیگه قبول نمیکنند و حتی پهپادهاشون هم توسط این ناوها مورد هدف قرار میگیره. این باعث شده آسمان لیبی کاملا در اختیار ترکها و پهپادهای پرتعدادشون باشه و لااقل چند درس داشته نبردهای اخیر برای پدافند برد کوتاه: این سامانه ها (حالا اینجا پانتسیر لااقل ) مثل آرایش خود روس ها در سوریه باید در صورت استقرار به صورت گردان و مجموعه باشه در یک نقطه که قرار هست ازش محافظت کنند. ( خب پس کارایی دفاع نقطه ای در برابر حجم انبوه حملات را ندارند ) این سامانه ها باید اگر در حجم کمتر مستقر میشند همراه با یک سامانه ترکیبی مستقر بشند ( تور یا بوک در این مثال ) این سامانه ها نیاز به شبکه پدافند یک پارچه دارند ( لااقل از حیث راداری و شناسایی برای عملکرد مناسب ) موارد دیگه از ضعف آموزش و تاکتیک ها و لجستیک سامانه ها و مهمات و ... هم که واضح هست.
  18. نکته قابل توجه تغییر تاکتیک و پیش اومدن اینها هم هست. قبلا حملات را در برابر تهدیدات فوری یا در شرف وقوع انجام میدادند و ادعا میکردند و حلا خیلی راحت میگه ما برای صدمه زدن به دشمن انجام میدیم. یعنی اگر حتی دشمن حرکتی هم نکنه قصد ما ضربه زدن بهش هست.
  19. برای آمریکا ونزوئلا یک همسایه است و آمریکا هم منافعی داره در این همسایگی و کسی نباید از اونور جهان بیاد در همسایگی ما و اولویتهای ما در رابطه با همسایگانمون خلل ایجاد کنه (البته که خللی وجود نداره و منظور از این خلل یک تجارت قانونی انرژی است ) برای ایران عراق و سوریه (لابد) همسایه نیستند و ایران حق نداره به دنبال منافع خودش در همسایگانش باشه و حضور و بروزش در این همسایه ها حتی با حملات نظامی پاسخ داده میشه و روابط تجاریشون را هم باید با آمریکای چند هزار مایل اونورتر با ایران هماهنگ کنند. برای اونها پوزیشنال ادونتیج که سهله؛ در همسایگان ایران کل یوم!! ادونتیج! هم مشروعه ولی برای ما تجارت قانونی با یک کشور چون با چند پشت کشور! اصطلاحا در همسایگی قاره ای آمریکا قرار داره ممنوع.
  20. جالبه ناو جنگی در چند مایلی خط ساحلی جزایر ما و ابهای سرزمینی و در مواقعی حتی مماس اومده و رزمایش نظامی و تمرین نظامی و تحریک مدام هم داره استناد میکنه: «کشتی‌های ما در حال انجام مأموریت‌های عادی در مناطقی از آب‌های بین‌المللی هستند که در قوانین بین‌المللی مجاز شده‌اند» بعد برای شناورهای غیرنظامی و تجاری که هیچ قانون بین المللی برشون مترتب نیست شاخ و شونه میکشند و ناو ارسال میکنند. در همین خلیج فارس هم کوتاه اومدیم تا به اینجا رسید، قدم اول که همون بازرسی های روتین شناورهای سپاه بود در این چند ده سال اگر ادامه میداشت نمیرسید به سد کردن راه قایق های سپاه و آزارشون که منجر به واکنش بشه و بعد طلبکار هم بشند. در مورد تانکرها هم قدمی درست برداشته شده که البته مثل چند سال پیش و در مورد یمن نباید عقیم بمونه. هرچند نگرانی زیادی تولید میکنه ولی چون کاملا مبتنی بر حقوقمون هست نباید کوتاه اومد.
  21. اگر تاریخی بگیم که بله ما تجارت بنزین داشتیم قبلا با ونزوئلا و چیز عجیبی نیست حتی همین مبادلات. اگر در این مورد خاص و این بازه اخیر میگید که خیر، چون ونزوئلا با این بحران روبرو نشده بود و این اولین محموله رسمی است. شیوشون هم در این سالها به این شکل هست که اول از طریق یک نشریه یا رسانه سر و صدا راه میندازن ( احتمالا با اطلاعات درز داده شده ) و موضوع را برجسته و خاصش میکنند که توجهات بهش جلب بشه تا بعد با القائات رسانه ای و ویژه کردن موضوع لزوم ورود خودشون را توجیه کنند. در حالیکه هیچ توجیه قانونی نداره و یک مسیر عادی است ولی وقتی موضوع ویژه میشه همه به نتیجه نگاه میکنند و نه به پروسه و مسیر و قانونی بودن و یا نبودنش.
  22. توجه دارید که صحبت از تهدید موثر در برابر بازگشت تحریم تسلیحاتی (یا مکانیسم ماشه) به عنوان اخرین بندهای حداقلی برجام هست که قراره نفعی به ایران برسونه بابت انجام تعهداتش. توقف پروتکل الحاقی و بازرسی های سرزده و ... در مقابل نابودی آخرین بند برجام و تاکید همچنان برای حفظ برجام جدای از عقب نشینی آشکار فنی، پیام کاملا غلطی را هم به دشمن ارسال میکنه. به هر حال بازرسی ها سر جاشون طبق ان پی تی قرار دارند و شما هر چه قدر هم بازی کنید ( که در شورای حکام پاسخ هماهنگی از سمت حتی چین و روسیه دریافت خواهیم کرد و یک اجماع را ضد خودمون سبب میشیم ) نهایتا مجبور به اجازه بازرسی خواهید بود ( دوربین های روتین هم که سرجاشون هستند ) و خب در اینصورت یا شما از تعهدات برجام عدول کردید ( به لحاظ عملی و فنی نه چیزی که در گام های هسته ای عنوان شد ظاهرا و در حد یک نمایش به اقدام حرکاتی انجام شد و عنصر معنوی! تعهدات را فریز کردیم ) که خب مشخصا شورای حکام یک گزارش میده که اینها از برجام (حتی با تصویب نامحدود تحریم تسلیحاتی ( چیزی که با اون عمل به قول شما هوشمندانه خودمون تحریک کردیم انجام بشه ) ) تخطی کردند و عملا برجام را با اینکه خودشون گفتند فقط پروتکل را اجرایی نمیکنیم ولی در برجام همچنان هستیم بیشتر زیر پا گذاشتند و خب مشخصه چه اتفاقی رخ میده، یک اجماع و نهایتا مکانیسم ماشه همراه با تحریم تسلیحاتی که قبلا تمدید شده و یعنی باخت با این تفاوت که یک اجماع و تفاهم ضد سرکشی و عمل نکردن به توافقات و فریب آژانس (تعلل در مجوز بازرسی ها) ایجاد کردیم ضد خودمون در حالیکه توپ نه در زمین ما که در زمین اروپا و آمریکا و حتی چین و روسیه میبود که در این فرض با امریکا در تحریم تسلیحاتی همراهی کردند. یا اینکه در بازرسی ها مشخص میشه شما عدول نکردید و چیزی که در اینصورت داریم چه مواردی است: 1.تمدید تحریم تسلیحاتی 2.فریز بودن گام های هسته ای و همچنان مثلا رعایت سقف خاصی در مواد غنی شده یا حفظ فردو به همون صورت و همچنین کار برای تغییرات برگشت ناپذیر راکتور اراک و ... در هر دو فرض اگر با تمدید تحریم تسلیحاتی ما فقط بسنده کنیم به تعلیق پروتکل الحاقی و نه خروج از برجام ( حالا ما بحث میکنیم که کدوم برای غرب سخت تره و برای ما منفعت داره تا تهدید کنیم که تسلیحات را تحریمش را تمدید نکنند ) بازنده ماییم. در مورد فتوای رهبری هم کامل در پست قبلی بحث شد که اگر دقیق مشاهده شده باشه اعلان رسمی مثلا تغییر فتوای رهبری الان یعنی اش نخورده و دهان سوخته! خروج از ان پی تی هم خاصه هیچ ارتباطی با فتوا نداره و دست دولت کاملا بازه بماند که تهدید بهش ( اصطلاحا بلوف مدمنظر ما برای عدم تحریم تسلیحاتی ) را که اصلا متوجه نمیشم چرا اصرار دارید دست دولت بسته است. نهایتا اگر نگرفت هم ( فرض میکنیم بلوف بوده ) صدها راه هست برای منت گذاری بر سر جامعه جهانی ( وقتی کار از کار گذشته ) و تنها حذف برجام. ( همه اینها در صورت تمدید تحریم تسلیحاتی است والا که مکانیسم ماشه خود به خود برجام را از بین میبره حتی اگر ما هوشمندانه! یا غیرهوشمندانه بخواهیم توش بمونیم به زور!) خلاصه زیاد اسیر پروپاگاندای دولت نشید، دولت اگر دستش بسته بود فراتر از این موارد اون همه شرط و شروط صریح رهبری و توصیه ها در رابطه با برجام و بندها و لاقل شیوه اجراش و روش مذاکره و تصویب در مجلس و بررسی در ارگان های مختلف را با انواع روشهای مستقیم و غیرمستقیم مثل آب خوردن نمیتونست دور بزنه طوریکه تقریبا حتی یکی از شرطها هم رعایت نشه و وقعی بهش گزارده نشه. با اینکه معنای شرط رهبری برای یک موضوع کاملا واضح هست که در چه دسته ای قرار میگیره ولی دولت در اون زمان درا وج غرور و قدرت ناشی از جشن های خیابانی و انتظارات ایجاد کرده برای مردم ( بهشت برین با برجام و دلار هزار تومانی و پراید 4 تومانی) در کسری از ثانیه همه را و حتی رهبری را در عمل انجام شده قرار داد و خب اگر از معادلات قدرت در جمهوری اسلامی اطلاع نداریم و فکر میکنیم واقعا رهبر دستش همه جوره بازه ( اون زمان مرحوم هاشمی هم زنده بود تازه ) و همه هم در همه طیف های سیاسی و امور کشور گوش به فرمانش هستند و به اندازه سر سوزنی از فتوا و دستور و شرط و توصیش عدول نمیکنند خب به نظر تفاوت دیدگاه داریم.
  23. یک بحث حیثیتی داره ماجرا خصوصا با این تبلیغی که براش شده و تهدیدهای ایران و ونزوئلای بغل گوش آمریکا و تلاشی که شده ضد این کشور و تا حالا موفق نبوده. یک بحثم راه افتادن بساط همکاری کشورهایی که خصوصا تحریم یکجانبه شدن و میتونه کل ایده تحریمهای یکجانبه را ببره زیر سوال و تا حدی ابتر کنه. والا آمریکا تا حالا تقریبا سابقه نداشته که از قوه قهریه برای اجرای تحریم های یکجانبش استفاده کنه و اگر چنین کنه تصمیم بزرگی است با تبعات احتمالی و شرایط جدیدی که به کلی برخی چیزها را تغییر میده. در وهله اول هم اگر باب بشه که خب کشوری که زیر بارش بره رسما گویا حکم امضای تسلیم شدن خودش را امضا کرده چون بدین وسیله دیگه نیاز به تحریم شرکتها و کشورها برای عدم تجارت وجود نداره در یک بازه زمانی طولانی مدت، بلکه کشور دشمن میتونه راحت با توقیف ناوگان دریایی و هوایی یک کشور و بستن شریان کالا و انرژی توسط ناوگان نظامیش اون را در عرض یک ماه فلج کنه.
  24. در مورد وقایع پیش رو و راهکار چند سناریو میشه داشت: قبلش به عنوان مقدمه یک سری اقدامات انجام باید بشه: آرایش محدود ولی محسوس یگان های پدافندی در جزایر و سواحل و همچنین پرتابگرهای کروز دریایی در طول سواحل دریای عمان و جزیره قشم که در مقابل تحرک نظامی آمریکا ( فرستادن ناو به استقبال تانکرهای ما) ایران هم اقدامی کرده باشه و پیام آمادگی را فرستاده باشه برای طرف مقابل. آماده باش نیروی دریایی سپاه در خلیج فارس و تنگه هرمز برای پشتیبانی از نیروی دریایی ارتش ( بدون دخالت در فاز اول مواجهه ) ارسال ناوهای نیروی دریایی به دهانه تنگه هرمز از سمت دریای عمان و استقرار عملیاتی در این نقطه و اما بعد: 1. در صورت سد کردن و مزاحمت مسیر تانکرها توسط ناوگان نیروی دریایی ارتش تروریست امریکا: نیروی دریایی ارتش ( تاکید میشه فقط نیروی دریایی ارتش ) شناورهای تجاری با پرچم آمریکا یا محموله آمریکا را متوقف کنند. 2.در صورت تصرف تانکرها، تصرف شناورهای تجاری. 3.در صورت انتقال تانکرها به سواحلشون، انتقال شناورها به سواحلمون نکته اینجاست ناوگان ارتش امریکا در منطقه احتمالا واکنش نشون میده. ولی تفاوت زیادی نمیکنه. اگر در حین توقف، تصرف یا انتقال شناورهاشون بخوان با نیروی دریایی ارتش درگیر بشند برای ممانعت، به هر حال یعنی تصمیم خودشون را گرفتند و «اتفاق» رخ خواهد داد. طبق اصل مقابله به مثل ما در مقام دفاع هستیم و اونها تصمیم تهاجمی را گرفتند. حالا دو نکته وجود داره با توجه به شرایط عمل در دریا: اولا متوقف کردن شناورها با ناوگان دریایی چطور امکانش وجود داره و دوم اینکه اونها در برابر اقدام ما چه واکنشی ( از چه جنسی، تهدید یا حمله یا مشایعت و یا ... ) نشون میدند؟
  25. قبلا بحث شده که موضوع حرمت سلاح هسته ای حتی اگر رهبری الان بخوان فتوا را تغییر هم بدند ( من مطلبی را در آینده در انجمن اگر فرصت بشه قرار میدم که احتمالا این ضرورت شاید بوجود بیاد با تغییر اصل موضوع سلاح هسته ای ) به نفع ما نیست. الان تغییر فتوا در فضای رسمی و جهانی به مثابه ساخت سلاح هسته ای برای ما تبلیغ میشه و این وسط آش نخورده و دهان سوخته. قبل از ساخت اولین بمب و ایجاد بازدارندگی یا فشار و یا حمله احتمالی ما را قبل از رسیدن به هدف (بمب هسته ای ) ناکام خواهد گذاشت. درستش اینه که قبل از تغییر فتوا زمینه لازم برای این امر بدون هیاهویی که این تغییر فتوا برای مثال در جهان سبب میشه فراهم بشه که قدم اولش خروج از برجام (تعلیق پروتکل الحاقی و ... ) و قدم دومش خورج از ان پی تی است. وقتی دست اژانس ار بازرسی ها کوتاه شد و درخواستهای بازرسی سرزده میشه زیرساختها را برای روز موعود مهیا کرد تا لااقل بشه در فرصت کوتاهی از زمان اعلام به چیزی که ادعاش را داریم دست پیدا کنیم. در مورد آقای روحانی هم که اشاره کردم، بحث خروج از ان پی تی شاید حتی در این مرحله مناسب نباشه ولی خروج از برجام حداقل تهدید محسوب میشه ( نه فقط بخشی از اون یعنی تعلیق ) چون چیزی که مشاهده میشه امریکا هم در وهله اول دلش میخواد بدون به هم خوردن وضعیت فعلی برجام (قاعدتا محدودیتهای ایران و بازرسی های وسیع ) به هدفش برسه (تحریم تسلیحاتی ) پس مطلوبش مشخصه وضعیت فعلی برجام هست و تهدید به خروج از برجام توسط جناب روحانی حداقل کاری هست که میتونند بکنند و فراتر از تعلیق پروتکل هم هست طبیعتا چون پروتکل بخشی حتی جدای از برجام هست تقریبا (اجرای داوطلبانه) و در ضمن خروج از npt درسته معانی خاص خودش را داره و طرف غربی میتونه هر چیزی تعبییرش کنه ولی در داخل هیچ کس به مخالفت علنی با فتوای رهبری تعبیرش نمیکنه و این مورد عجیب هست که عنوان میکنید. چون بارها همین انقلابیون تندتر از هر کس دیگه ای علاقه و شعار خروج از ان پی تی را دادند و هیچ کس هم محکومشون نکرده دارید ضد فتوای رهبری عمل میکنید. در مورد روحانی و ظریف هم کاش اهل گزینه های سخت بودند! لااقل؛ که بعد به درخواست میرسیدیم که حالا شق القمر باشه یا ...