alala

Editorial Board
  • تعداد محتوا

    2,227
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

  • Days Won

    10

تمامی ارسال های alala

  1. احتمالا با توجه به فاصله نیم ساعته همون حدس در چت معتبر میتونه باشه. اقدام همزمان شده برای هر دو نفت کش که اگر یکیش به دلایل مختلف سر خورد یا شرایط برای هدایتش مناسب نبود اون یکی در دسترس باشه. وقتی یکی (مهمتره که مالکیت و پرچم و حتی به نظر خدمه متعلق به انگلستانه) موفق بود عملیات هدایتش به سمت ساحل اون یکی رها شده ولی مشخصا معلوم بود به سمت ابهای ایران هدایتش کردند.
  2. یک نکته ای که چند باری اشاره شد این هست که انگلیس اگر نفت کش را مثلا زودتر یا دیروز هم ازاد میکرد (قبل این واقعه) باز اثرات منفی این اقدامش که مشروعیت بخشی به توقیف کشتی های ایرانی به یک بهانه بود باقی میموند و در حقیقت انگلستان به هدفش همون موقع هم رسیده بود. این بزرگترین ضربه توقیف حتی موقت یک نفت کش ایرانی بود که انگلستان بهش دست یافته بود. برای همین اقدام متقابل ایران مهم بود و هست و اثرات منفی اقدام انگلستان را تا حدی خنثی میکنه با یک پیام جدی که اقداماتی از این دست بی پاسخ نمیمونه و متقابلا در همون سطح یا بالاتر ممکنه پاسخ داده بشه. به نظر ایران حتی با توقیف نفت کش قاچاقچی بی صاحب یک پیش اخطار صادر کرد ولی رفتار و گفتار و اقدامات انگلستان (دیدار هانت با رییس منطقه جبل الطارق، تشکر دوباره امروز ترزا می (بعد از هشدار رهبری) از اقدام توقیف نفت کش ایرانی و تایید دوبارش و احتمالا مسائل پشت پرده) گویا فراتر از یک اقدام خصمانه به سمت تحقیر پیش میرفته که باید پاسخش را میگرفت. از این رو اقدام ایران حتی با ازادی نفت کش ایرانی هم به نظر مورد نیاز حتمی بود.
  3. روی این موضوع توافق داریم که سلاح ضدماهواره هم در جنبه بازدارندگی و هم اثرات تبلیغاتی/نظامی/تجاری/امنیتی و هم در دسترس تر بودن برای ایران گزینه ایده آلی است در این مقطع و شاید قابل وصول تر. حالا اگر در یک تاپیک مجزا بتونیم کمی دقیق تر بشیم در مورد گلوگاه های دستیابی به چنین موشکی با وضعیت فعلی برنامه موشکی/فضایی ما شاید بهتر باشه. مثلا یک مورد شاید ساده باشه ولی برای ما دغدغه بحث آزمایش و تست چنین سلاحی است . چین و هند به عنوان دو کشور متاخر هر دو ماهواره در فضا داشتند و تونستند این موفقیت را ثبت کنند. برای ما خود این یک معضل هست. چون حتی اگر خبر ساخت هم داده بشه ولی تستی رخ نده اثر روانی خودش را نخواهد داشت و اگر ساخته بشه و قصد اعلام عمومیش هم نباشه ولی قاعدتا تست مورد نیاز هست هم برای اطمینان یافتن از مسیر درست و هم اعلام غیررسمیش (برای جنبه بازدارندگیش)
  4. این را بزارید در کنار ضربه بزرگ تر. ترکیه با پیشبرد حرف خودش و به کرسی نشاندن ارادش (هر چند با یک موضع منفعلانه از سوی امریکا و لغو یک قرارداد قانونی که قطعا هیچ بندی مبتنی بر خریدهای دیگه ترکیه درش نبوده) حالا باعث یک ضربه اساسی به هشدارها و قواعد گذاری امریکا در بحث صادرات تسلیحات و منع واردات توسط متحدینش شده که میتونه دامنه دار باشه. مثل قرار داد اس-400 هندی ها که در خبرها بود گویا داره قطعی میشه تا سال 2023 تحویلشون علی رغم هشدارهای امریکا به هند. (امریکا هرچند به گسترده شدن صادرات تسلیحات روسها علاقه ای نداره ولی در بحث پدافند هر سامانه ی روسی و گسترشش در منطقه را به نظر کی جور مزاحم برای ازادی عمل نیروی هوایی یکه تازش در منطقه میدونه و براش سخت تر هست قبولش)
  5. بله. شواهد این را نشون میده. نهایت آرزوی بولتون و برخی در اراضی اشغالی و امریکا و منطقه چنین هست (شاید صحبت از ارزو و میل در جهان کنونی و کشوری چون امریکا که به ظاهر همه چیز منطقی و با سود و زیان سنجیده میشه کمی بیراه به نظر برسه ولی وقتی عقاید ایدئولوژیک برخیشون را که با منافع قطعی برخی یهودیان و مسیحیان صهیونیست گره خورده میبینیم (عمدتا با تحریک یک لابی که براش منافع امریکا هیچ اهمیتی نداره و منافع صهیونیستها در اولویت هست) به نظر چندان عجیب نیست) و به نظر تنها چیزی که فعلا مقاومت نشون میده همین گستردگی جنگ هست و اقداماتی از قبیل افزایش فشارها ( با تهدید و افزایش نیرو و ناوگان) و همچنین چنین ائتلاف سازیهای برای کم رنگ کردن اثر تئوری گتسرش جنگ و خسارت با ایران هست. به این صورت که: اولا با افزایش فشار و تهدید و نیرو ایران را در موضع ضعف قرار بدند که اگر حمله ای رخ داد به صورت محدود با اهداف تبلیغاتی حتی (اون بحث ایدئولوژیک عده ای مثل بولتون شاید حتی هدفشون یک ویرانی گسترده نباشه و تنها یک حمله و ریختن قبح تجاوز نظامی به سرزمین اصلی ایران هم براشون کافی باشه ) ایران واکنش نشون نده دوما با دخیل کردن کشورهای بیشتری در وضعیت متشنج خلیج فارس اگر برخوردی صورت گرفت یک برخورد بین المللی باشه که قطعا تبعات سیاسی/نظامی/امنیتی کمتری برای خود ایلات متحده به تنهایی داره. و در این مرحله رونمایی از یک تاکتیک و یا سلاح موثر بسیار میتونه کمک کننده باشه. فراموش نکنیم سید حسن نصرالله به تنهایی با یک سخنرانی بسیار کمک کرد به ما با تبیین دو موضوع: ایران در صورتی که مورد حمله قرار بگیره حزب الله با فشار احزاب لبنانی که جنگ ما نیست بیکار نمیشینه و سرزمین های اشغالی براش هدفی روشن و مشروع خواهد بود و دو اینکه کشورهای عربی حامی جنگ هم سهم خودشون را باید پرداخت کنند (چون سید مشهور هست به صداقت در افکار عمومی اعراب قطعا بسیار تاثیر داره هشدار و انذار ایشون) ================= در مورد توقیف اموال واقعا هیچ راهی نیست جز مواظبت از مسیر و دارایی ها در کشورهای مختلف و عدم نگه داریشون در برخی منابع خاص. هیچ بعید نیست پس از تحمیل یک جنگ جهانی علیه ایران بعدها بخوان خسارات متحمل شدنشون را هم بگیرن. وقتی یک دادگاه محلی میتونه به راحتی حکم بده و دادگاه عالی هم تنها و تنها حمایت کنه یک قلدری محض و مشخص هست که خودش هم اعلام میکنه هرچیزی ما تشخیص بدیم و در هر زمان و مکانی راهی است برای زورگیری با قوانین داخلی خود ما.
  6. با اظهارات متعدد سنتکام در چند روز اخیر و همچنین اظهارات پمپئو و سفرهای بولتون چیزی که به نظر تیم امنیتی کاخ سفید و پنتاگون بر روش توافق کردند، در این مرحله ایجاد و اجبار یک ائتلاف نظامی در خلیج فارس هست. طبق این تحلیل به موارد زیر میشه پرداخت. تعدد اظهارات قطعی بودن و حیاتی شمردن این تصمیم را وضوح بیشتری میده. این تصمیم در دو جنبه هم به عنوان یک ابزار فشار به ایران تلقی میشه و هم احتمالا به عنوان یک بیس و پایه برای اقدامات آتی از جمله اینکه: 1.اهرم فشار ایران مبنی بر تهدید در خلیج فارس ازش گرفته بشه در صورتیکه فشارها خصوصا روی ناوگان دریاییش در اب های بین المللی تشدید شد 2.در صورتیکه تنش ها به اوج خودش و برخورد رسید امریکا با وارد کردن ناوگان کشورهای متعدد در خلیج فارس اونها را هم در معرض برخورد قرار داده باشه و این سبب بشه یک درگیری احتمالی با ایران جنبه بین المللی به خودش بگیره مهمترین هدف این طرح به نظر (چون عمدتا از سوی تیم امنیتی کاخ سفید و پمپئو و در همراهی سنتکام نه توسط ترامپ مطرح میشه) معطوف به یک درگیری احتمالی با ایران هست. ایالات متحده ترجیح میده اگر چنین درگیری ای به خاطر اقدامات تنش زاشون رخ داد با درگیر شدن ناوگان کشورهای مختلف در خلیج فارس بحث اولیه کنار کشیدن کشورها و ملامت کردن امریکا برای ایجاد تنشی که نهایتا منجر به درگیری شد منتفی بشه و ثانیا کشورها در یک وضعیت اجباری مجبور بشند خالت کنند در این درگیری (احتمالا با هدف اولیه اینکه ایران ترجیح بده با جهان سرشاخ نشه و اگر شد هم قائله با دخالت تعداد بیشتری کشور سریع تر جمع بشه، علاوه بر اینکه در نهادهای بین المللی هم کشورهای بیشتری منافعشون با حضور ناوگانشون دخیل میشه و مجبور بهه مراهی با امریکا هستند) در مورد انگلستان نکته اینجاست علاوه بر دلایل داخلی و خارجی دیگه ای که ذکر شد، به نظر میرسه انگلستان مامور اجرای این طرح شده در گام اول، طبق چند تجربه قبلی وقتی امریکا دید اقدامات یک تنش به خاطر کاهش اعتماد بهش جنبه موثری نداره انگلستان را وارد بازی کرد تا شاید کشورهای بیشتری ترغیب به حنایت از این طرح بشند. به نظر شروع این طرح از انفجارهای فجیره کلید خورد (با فرض اقدام هشداری ایران) ولی در ادامه تیم امنیتی کاخ سفید موضوع را در دست گرفت و با انفجار نفتکشها در دریای عمان ماجرا را برای کمپین! خودش استارت زد. در اون مرحله امریکا با نشت تدریجی اطلاعات و فضاسازی داشت این کمپین را پیش میبرد که خورد به ماجرای پهپاد و اون کمپین متوقف شد. در این مرحله انگلستان با توقیف نفت کش ایران فاز دوم را در کمک به ایالات متحده (با اهداف جنبی) کلید زد و چون میدونست این اقدام تنش در خلیج فارس را افزایش میده از طریق فضاسازی توسط رسانه ها هر روز با انتشار یک خبر مبنی بر اقدام سپاه (با توجه به اماده بودن اذهان) اینطور وانمود کرد که خلیج فارس نیاز به حضور نیروهای خارجی بیشتر داره در مقابل اقدام ایران. چیزی که توسط رسانه ها انگلستان الان دنبال میکنه در ادامه کمپین اولیه امریکا و نشستهای تبلیغاتی و رسانه ای حول انفجار نفتکشها در دریای عمان به یک طریق دیگه است. حالا ایران باید برای خنثی سازی این طرح (هر چند به نظر برخی کشورها هدف این طرح امریکا و انگلستان را میدونند و نمیخوان وارد این بازی بشند ولی شاید با فشار امریکا وفضاسازی رسانه ای مجبور به مشارکت بشند) باید اقداماتی انجام بده. قطعا ولی این اقدامات عقب مشینی نیروی دریایی ها از وظایف ذاتیشون در خلیج فارس نیست چون همونطور که اشاره شد انگلستان با یک اقدام تهاجمی بهانه هم اگر نباشه اون را دیدیم ایجاد کرد.
  7. امروز جنگنده های صهیونیست پرواز گسترده ای بر فراز لبنان داشتند و حداقل یکی از 5 فروند Eitam CAEW و Shavit SEMA اش مدام مشرف به سواحل لبنان و سوریه داره گشت زنی میکنه و خب پدافند سوریه باید برای امشب و شبهای بعد اماده باشه. چون سخنان سید هم حسابی نتانیاهو را عصبانی کرده و معمولا در این مواقع برای پخش توجه! افکار عمومی داخلیش از سخنان و نکات سید سعی میکنه یک حرکت قلدرمآبانه ای بکنه. البته این جی صد هم هست که صهیونیستها گویا دارندش نیستند، احتمالا برای نیروی دریایی و یا هوایی ایالات متحده است برای همکاری.
  8. بله، اگر قصد اولیه اردوغان را که جناب حیدری گفتند کنار بزاریم (سوال من هم بر این مبنا بود که اردوغان خودش هم میدونه فی المثل دیگه شاید امکان الحاق و یا لااقل تاسیس یک اقلیم تحت فرمان (مثلا ادلب و بخشی از لاذقیه) وجود نداره اصرارش برای چه هست؟!) در مورد امنیت انرژی و حتی مسیر ترانزیت و دسترسی از شرق به دریای مدیترانه میتونه برای ترکیه حیاتی باشه. الان تقریبا ایران و مسیر همیشه متصورش مبنی بر ارتباط شرق با دریای مدیترانه وابسته به ترکها و مرزی چون بازرگان هست و ترکها هم دیدیم در مقاطع مختلف از این وابستگی بعضا سوء استفاده کرده و با تعلل و عوارض و ... همیشه مشکلاتی را ایجاد کردند. برای همین ناامن نگه داشتن و فرسایش تدریجی سوریه میتونه همچنان به نفعش باشه، کردها هم جناب حیدری اشاره کردند در حال حاضر فکر کنم برای فروش نفت وابسته به ترکها هستند چون امریکا از طرفی اجازه فروش نفت به دولت مرکزی که بهش به شدت نیاز هم داره را نمیده و از طرفی راه دیگه ای برای ارسال نفتشون ندارند. مثل وابستگی اقلیم عراق به خط لوله عبوری از خاک ترکها. هرچند منافع اقتصادی در خلال جنگ بسیار نصیبشون شد (در اوایل که به نظر از عربستان و امارات کمک مالی هم میگرفتند و در حال حاضر همچنان قطر هم اسپانسرینگ میکنه و ترکها به این بهانه درامد پایدار! دارند) و حالا هم شاید خطوط گاز و نفت و ترانزیت را در نظر دارند ولی به هر حال شاید گمان میکنند مشکل امنیتی کردها را با گروهک های تحت فرمان و وابستگی اقتصادی (به خاطر بسته بودن مناطق کردها) میتونند خنثی کنند. نباید فراموش کرد موقعیت سرزمینی ترکها موقعیت ویژه ای است و امکانات زیادی در اختیارشون میزاره. خصوصا مسیر ترانزیت، خطوط لوله، هوایی و اقتصادی. همین حالا هم انتقال نفت آذربایجان، عراق، بعدتر شاید گاز ترکمنستان و و چشم داشت به گاز ایران به قول جناب @HRA براشون فرصت ایده الی به شمار میره.
  9. این وسط فقط لجبازی و حماقت اردوغان مشخص نیست به چه دلیل هست. نهایت سوریه مدنظرش چی هست؟ جز اینکه یک همسایه ویران که بخش مهمی از صادرات و مرزها و راه های زمینی و هوایی باهاش را از دست داد؟ جز اینکه در یک منطقه تقریبا بی خطر یک اقلیم ده ها برابر مجهزتر اون هم صرفا در مرزهای جنوبی خودش ایجاد کرد؟ جز اینکه خطرات امنیتی متعدد و چندبعدی در یکی از آرام ترین مرزهای مشرف به کشور خودش ایجاد کرد؟ جز اینکه پذیرای انبوه مهاجران شد که در کنار مزایا ولی تهدیدات فراوانی هم به همراه دارند؟ نهایتا یک گروهک مزدور چون ارتش آزاد و گروهک های ترکمانی و چچنی برای خودش ایجاد کرد ولی برای استفاده در کجا؟ در همان اقلیم کردی که خودش باعث ایجادش شده؟ و اینکه اصرارش به ادامه این نبرد بی حاصل در این مقطع به چه منظور هست؟ هنوز میخواد در مسجد حلب نماز بخونه؟ آیا سوریه از ابتدا هم براش خطر و رقیبی محسوب میشد که مثل صهیونیستها هدف ویرانی تدریجی و فرسایش همیشگیش را دنبال میکنه؟ قصد امتیازگیری داره در حالیکه عربستان و امارات و آمریکای حالا زاویه دار با خودش را به چند قدمی مرزهاش با ده ها پایگاه نظامی کشیده؟ چیزی که در نگاه اول (همونطور که حلقه نزدیکانش با این ادعا کم کم از اطرافش پراکنده شدند) دیده میشه تنها و تنها استبداد و خوی متکبری هست که در این سالها دیدیم قدرت بر سر افراد میاره.
  10. خب برداشت من این نبود که چنین عقیده ای دارید و ادعای جناب مطهری را تایید میکنید. اون هم با این استدلال که جبهه پایداری به ترامپ پالس داده و اقدامات غیرقابل ذکری انجام داده که ترامپ از برجام خارج بشه. دو نظر متفاوت وجود داره که البته به دقت مورد بحث قرار گرفت و دلایل متعددی هم برای «دروغ» بودن این ادعا مطرح شد که با احترام بزارید قبول نکنم جبهه پایداری و پالسش! و مواردی که ناگفتنی! است باعث وضع فعلی برجام شده باشه نه ضعفهای متعدد خصوصا تدوینی برجام. به هر حال چندین بار اشاره کردم که تحلیل به زعم من با این شدت اشتباه در آینده میتونه به جای اینکه دولتمردان فعلی و آینده را به بازنگری در نحوه مذاکره و توافق با طرف غیرقابل اعتماد و قلدر غرب وادار کنه باعث سرکوب جناح رقیب و سیاست بازی بشه تنها که ضعف های برجام نه؛ بلکه جلیلی و رییسی باعث خروج ترامپ از برجام شدند! و این به شدت خطرناک هست برای قوه تصمیم سازی و تصمیم گیری کشور.
  11. ما همیشه دیر رسیدیم خب حالا شما یک موضع قدرتمندی نسبت به جبهه پایداری دارید و من هم واقعا قصدی برای ورود به این موضوع و مواردی که مطرح میکنید ندارم چون موضوعی است مجزا از بحث ابتدایی. من اتفاقا موضعی هم نسبت به تیم اقای ظریف ندارم و معتقد هم نیستم که منافع ملی براشون مهم نبوده و اعتقاد دارم تقریبا همه اونهایی که وارد چنین بحث های جدی ای جهانی شدند هدفشون منافع ملی بوده ولی با قرائت های خاص خودشون از منافع ملی. موفق بودند جاهایی و جاهایی هم نبودند. نکته من همچنان که اون همه قلم فرسایی کردم یک چیز سادست. مطهری (اصلا آقای ایکس) گزاره دروغی را داره به خورد افکار عمومی میده که آسیب زننده به خود برجام و تحلیلهای تجربیش هم هست. گزاره ای که هیچ قیدی نمیپذیره و قطعا باطل هست. این گزاره اگر با قیدپذیر کردن و اضافه کردن تکمله و آرایش لغات به هر دلیلی حتی ذره ای بهش اعتبار داده بشه (چون واقعا بی اعتبار هست) نوعی خیانت به هم خود برجام، هم تاریخ کشور و هم تجربیاتی است که برای آیندگان باقی میمونه چون یک تحریف مبتذل از واقعیت هست. فارغ از حکومت ها مستند سازی های اصولی و اقعی و منصفانه از تجربیات چه سیل خوزستان باشه و نقاط ضعف و قوت تدابیر و چه زلزله بم باشه و چه جنگ نفت کشها باشه، چه جنگ در سوریه، چه جنگ تحمیلی و چه سقوط هواپیماها و چه برجام و قطعنامه 598 از وظایف اخلاقی همه ساکنان یک سرزمین و خاصه حاکمان معاصرش هست که فرقی نمیکنه چه حکومتی فردا سرکار باشه؛ به عنوان منبعی برای اتخاذ تصمیمات بهتر مورد بهره برداری قرار بگیره.
  12. حالا بحث ها بسیار گسترده شد و تمام موارد هم البته قابل بحث هست که میشه یک پروژه چند ماهه خودش البته اگر بخواهیم دقیق باشیم ولی چون این موضوع چندبار مطرح شده و اصولا گزاره پسانقض برجامی است که بعضا مطرح میشه و البته به نظرم دلایل مختلفی داره. دو نکته وجود داره که خود شما هم اشاره کردید و لازم هست اینجا تصریح بشه. یک موضوع جایگزین برجام هست و مذاکره که بیشتر افرادی که اسمی ازشون اومد قائل به مذاکره و یک توافق بودند پس در این بحثی نیست. هرچند یک موضعی وجود داشت که توافق نکردن بهتر از یک توافق بد هست (به دلایل معتبر مثل این موضوع که توافق احتمالی خواستار تسلیم یک سری حقوق و البته ابزار و داشته های ماست که اگر نقصی داشته باشه ما این داشته ها را از دست میدیم و به وضعیت نقطه صفر برمیگردیم) و در این مورد جایگزین برجام و راه حلی که شما اشاره میکنید (در صورت اینکه مثلا دشمن در برابر ضعفهای برجام شامل یک تضمین جدی-حذف مکانیسم ماشه-اجرای گام به گام و چند مورد اصلی مثل این کوتاه نمیومد(اصلا همه تعهدات قبول) از دوستان منتقد قاعدتا ادامه وضعیت سابق بود که عطف به بحث شما در مورد جزییات یک دیکته نانوشته بود که معلوم نبود اگر چنان میشد الان مثلا ما در استانه انبوه مواد و یک اقتصاد در وضعیت فعلی و یا بدتر بودیم یا اینکه غرب تسلیم توافق مناسب تری شده بود؟! یک موضوع بحث ضعفهای برجام هست که الاقل عمده تمرکز من در این چند وقت روی این مورد بوده (بدون توجه به اسامی که مطلقا دیگه اهمتی نداره) که اتفاقا در این مورد دیکته نانوشته نمیتونیم بهش اطلاق کنیم (چون تقریبا تک تک مواردی که دشمن روشون دست گذاشت و از ضعفهای توافق استفاده کرد را منتقدان بهش اشاره داشتند پس نمیشه اسمش را گذاشت ناآگاهی و تقریبا منتقدین به جزییات برجام مطمئن بودند این ضعفها کار دست برجام و ایران میده در بحث تضمینها و تعهدات و مکانیسم ماشه) و عمده هدف این هست که چرایی علل این ضعفها (رخداد و نوع استفاده دشمن ازشون) واکاوی بشه تا به عنوان تجربه بعدها ازش استفاده کنیم. یک درس کلی هم به دنبالش هستیم برای همه جناح ها اولا در موضع نقد منصفانه و بدون جنجال اقدام کنند و اینکه هر جناح به نقدهای جناح مقابل توجه کنه. و از همه مهمتر تندروها و تحلیل های غلط و سروصداشون از هر دو جناح شناخته بشه و با عتاب جدی به اظهارات و رفتارهاشون سبب بشه که پاشون را از حیطه منطق و تفاهم و گفتگوی دیگران بیرون بکشند تا به دید بهتری بشه دست یا.فت
  13. شاید بهتر بود پست من و برادر گرامی hosm را با هم پاسخ نمی دادید تا بشه ادامه بحث را پی گرفت. جناب hosm کلا با اشاره به بحث ما یک بحث جدید را مطرح کردند که در جای خود قابل بحث هست اون هم بدون مقدماتی که شما ذکر کردید و البته در قاموس جدل اصطلاح خاص خودش را داره که خب کاری بهش نداریم. اصولا ذهن خوانی و بعد نسبت دادن تقریبا یک پاراگراف کامل از نیت خوانیها به طرف مقابل بحث کمکی نمیکنه به اصل بحث. من به شخصه واقعا متوجه بحث اصولگراها و جناب جلیلی و ارکان قدرت و تلویزیون و فریدون عباسی در بحث خودم نشدم. به هر حال اونها خودشون باید پاسخگوی اقداماتشون باشند و البته تفسیری که شما دارید از اقداماتشون. یا حتی گزاره قطعی راست قدیم تعهدی نسبت به مردم و منافع ملی نداره که خب یک سوگیری مطلق عجیب و غریب هست و در عالم سیاست ادعای بزرگی است هرچند واقعا در مورد چپ و راست هرچه گفته بشه کم گفته شده ولی قضاوت اینچنین قطعی یعنی سوگیری قدرتمندی که کلیت قضاوتهای بعدی را میتونه تحت تاثیر قرار بده و اتفاقا خود شما را در مقام موقعیتی قرار بده که گمان میکنید دیگران قرار دارند. شما توجه کنید به این جمله: یکی از مهم ترین آفات جامعه ما سیاست زدگی و دوری از اخلاقه. و درست بلافاصله بعد از این جمله این پاراگراف عجیب و غریب را میبینیم که گویا به عنوان یک اثبات هدفمند از نقض همین یک جمله درج کردید و یک پارادوکس را شکل دادید. (این همه قضاوت یک طرفه و قطعی و نیت خوانی و کلی گویی و درج اتهامات روزنامه ای و جناحی که بارها شنیدیمشون از گروه های سیاست زده کمکی به اصل بحث ما که نخواهد کرد قطعا. تازه اصل بحث هم در حال حاضر روی ضعفهای برجام در پست جناب hosm و بحث جناب مطهری در پست من هست و دلیل بر این نیست بحث کردن ضعفهای برجام کتمان فایده های احتمالیش باشه و که فایده های برجام در زمان خودش به شدت و کثرت مورد اشاره در همین انجمن قرار گرفته و اگر قرار هست مثلا مذاکرات جلیلی یا فریدون عباسی نقد بشه هم اگر موردی باشه که مثل مورد مطهری وابسته باشه میشه در جای خودش بحثش کرد و ولی به میون کشیدن جلیلی و عباسی و ضرغامی و ... در بحث فعلی میشه مصداق همون سیاست زدگی و دخیل کردن علقه ها و ناعلقه! های سیاسی در یک بحث مشخص) توجه کنیم جینکس! روی یک موضوع یا نقل یک عبارت اخلاقی به ما اجازه سوء برداشت از همون عبارت را نمیده در ادامه. اما نکته مهمی که من ندیدم در تمام فرمایشات شما بهش اشاره ای شده باشه اصل بحث من بود. همچنان اشاره میکنم بحث من روی قضاوت غلط و حتی شاید بشه گفت دروغ و وارونه ای هست که یک شخصیت حقوقی از روی دست برخی تندروها کپی کرده و هم خطری است برای برجام و هم تجربه اندوزی خود ما از برجام و به بیراهه رفتن تفاسیر و تحلیلهای واقعی. یک باره دیگه این گزاره جدی و عجیب و غریب و قطعی و ناباورانه را ببینیم که مبنای بحث بود: یک بار دیگه متن را و اصل موضوع بحث را یاداورد میشم: اتفاقا من به خوبی متوجه بحث شما و عبارت برجسته شده در این متن شدم. پاسخم هم تنها و تنها بدون حاشیه در دلایل رد این ادعا بود و به نظرم مطرح کردن علت تام یک جور گریز هست از دلیل آوری و گذاشتن راه فرار برای امثال جناب مطهری که دروغ گویی و وارونه نمایی سیاست زدشون پنهان بشه و یا حداقل از دوزش کم بشه. توجه کنیم وقتی عبارت «از ابتدا هم افرادی قصدی با تعامل و سازگاری نداشتند و بر طبل تقابل بدون اندیشه به پایانش و سرانجانش می کوبیدند» عنوان میشه و اینکه مطهری بیراه نمیگه پس شما علت ناقصه را در مورد علت تامی که مورد اشاره قرار میدید چنان وزنی میدید که به هر حال باید براش دلیلی ذکر کنید. من اشاره کردم هیچ دلیل لازمی هم رخ نداد و اینکه بر طبل پایان زیانبار برجام و عدم همراهی با گزاره بی نقص بودن برجام و بهترین توافق و ... توسط منتقدین عنوان میشد هیچ دلیلی نیست بر اینکه مطهری حکمش حتی ذره ای هم براه باشه. که قطعا بیراه هست. مگر دلیل متقنی عنوان بشه که در مجموع باعث شدند برجام به این سرانجام برسه. یعنی یک نمونه کارشکنی واضح فی المثل در اجرای تعهدات ایران که موجب بهانه گیری غرب شده باشه (فی المثل یک مکان نظامی درخواست بازرسی داده شده باشه و ایران که طبق برجام موظف شده بود اجازه بده (یکی از نقدها به برجام) مثلا نیروهای نظامی کارشکنی کردند (چون واقعا هم ناراضی بودند از این بند) و این بهانه ای شد بعدها برای ترامپ و تیمش که ایران برجام را ناقص اجرا کرده و چه و چه... ولی اگر بخواهیم مثلا اظهارات جلیلی و عباسی و فریادها و نقدهای منتقدین را مصداق اعتبار بخشی نسبی به گزاره کاملا غلط و باطل مطهری کنیم میشه همین بحث های مفصل برای اثبات اینکه اتفاقا نباید سیاست زده و بر اساس علقه و نفرت به افراد سعی کرد یک بحث را با نسبی گرایی بی ارتباط از نتیجه گیری بازداشت. یک بار دیگه اشاره کنم تمام این بحث ها برای چه بود: قطعا ایران هیچ کار و عمل و حرکت و اقدام و حتی نمایش ضدبرجامی (چه جسم و چه روح) انجام نداد که باعث بشه طرف مقابل این طورتمام تعهداتش را نقض کنه و بدتر از تحریمهای قبلتر در هر دوره ای اعم از احمدی نژاد و جلیلی و ... را وضع کنه. (در این مورد واژه خطرناک قطعا را به کار میبرم چون منابع متعدد داخلی و خارجی تاییدش میکنند) و بحث سیاسی و وارونه و کاملا غلط و دروغ مورد بحث یک نماینده هیچ محلی ازا عراب نداره جز در پرانتز همون سیاست زدگی. حتی در یک تعبییر دیگه که ایران اقداماتی فراتر و فراخ تر و منعطف تر اگر انجام میداد (که مثلا منتقدین نگذاشتند) شاید باعث میشد علت تامه هم رخ نده هم حتی معتبر نیست چون هیچ مصداق عینی و روشنی براش ذکر نمیشه که کدام اقدام بوده که اگر انجام میداده ایران باعث میشده ترامپ از برجام خارج نشه و به این وضع دچار نشه که مثلا دولت میخواسته انجام بده و منتقدان نگذاشتند؟ این خیلی مهم هست که برای آینده واقعیت باقی بمونه نه سیاست زدگیهای جناحی جناح ها تا بشه ازش درس گرفت. ایران تمام تلاشش را حتی فراتر از تعهداتش انجام داد تا توافق برجام با تمام نقاط ضعف و قوتش طبق اصل توافق باقی بمونه و اجرا بشه. برخی جاها حتی ما فراتز از جسم برخی روح های برجامی را هم میپذیرفتیم در وضعیتی که در همون دوره اوباما جسم برجام نقض میشد (تحریمهای بعضا تاثیرگذاری چون در زمینه گردشگری و ... و تعلل در رفع تحریمهای بانکی و ...) و با تمام اینها و بدون هیچ کارشکنی این غرب بود که توافق را نقض کرد.
  14. اتفاقا بحث سر این هست که کاملا گزاره جناب مطهری بیراه و البته بیراهه خطرناکی هم هست برای حتی خود برجام و سرانجامش و دادن گزک کاملا دروغ به دست دشمن. گزاره ای که ابتدا مثل یک شوخی توسط برخی سیاسیون افراطی برای اینکه دستشون در دفاع از ضعفهای برجام خالی بود عنوان شد و کم کم در کمال تعجب توسط افرادی چون جناب مطهری جدی گرفته شد. نکته اینجاست ما یک بحث سیاسی/رسانه ای داشتیم که منتقدان برجام با شدت بیان میکردند و برجام را مضر میدونستند چه اونهایی که کلیت برجام را در محتوای تعهدات ضد ایران میدونستند چه اونهایی که در بحث تضمینهای برجام نقد جدی داشتند و چه البته افرادی که اصلا مذاکره با امریکا و هر توافقی به هر شکلی را رد میکردند. ولی باید روشن بشه که هیچ کدوم از این گروه ها نه تنها نتونستند مانع توافق و اجرای برجام بشند بلکه بعدها با تحقیر و برچسبهای متعدد در اوج سرمستی گروه های سیاسی به انزوا هم کشیده شدند. چیزی که آقای مطهری بعدها که مدافعان سرسخت برجام دستشون در برابر اتفاقات رخ داده و آشکار شدن ضعفهای برجام خالی موند بهش پناه بردند و اشاره میکنه مربوط میشه عمدتا به همین بحث های انتقادی تند و نتیجه گیری که چون این انتقادها میشده پس پشت پرده هم کارشکنی میکردند (بدون ذکر مصداق و یا تصریح اینکه چطور کارشکنی در برجامی که تمام طرفهای غربی اذعان دارند ایران مو به مو اجرا کرده تعهداتش را نمود داشته و باعث شده مثلا نقصی در اجرای برجام توسط ایران رخ بده که غرب به اون بهانه بگه از توافق خارج میشم) یا نهایتا چند مورد انتقادات جدی به بحث قراردادهای نفتی و سرمایه گذاریها در ایران که به روشنی تمامشون در حد فریاد در رسانه ها باقی موند و هم قراردادهای نفتی با مذل اقای زنگنه ارائه شد و ولی هیچ استقبالی ازشون نشد و هم سرمایه گذاریها در ایران هیچ وقت شکل جدی به خودش نگرفت چون به اذعان رییس بانک مرکزی وقت امریکا هیچ وقت تحریمهای بانکی را کامل برطرف نکرد و ترس و شک و تردید شرکتها (که در اون دوره ایران مدام بهش اعتراض میکرد که امریکا در عمل اجازه لغو تحریمهای بانکی را نمیده و روح برجام و اون قضایا) در طی اون دو سال همیشه وجود داشت و عامل اصلی عدم سرمایه گذاری بود در ایران و اصولا سرمایه گذاری در کشور ایران به شکلی که در ذهن جناب مطهری و دوستانشون وجود داره طوریکه مثلا شرکت توتال یا پژو به خاطر سرمایشون زیربار تحریم نرند قطعا هم یک پروژه چندین ساله است اگر طرف مقابل بخواد و تازه مشخصا در ایران هیچوقت به ابعاد کلان رخ نمیده به دلایل روشن سیاسی و نهایتا اگر رخ بده هم قبلا تجربش را داشتیم در قراردادهای یک طرفه چطور شرکتهای اروپایی زیرش میزنند و هیچوقت روابط تجاریشون را با امریکا قربانی فلان قدر سرمایشون در ایران نمیکنند. نکته اینجاست تحلیل ها باید بر روی واقعیات موجود استوار باشند نه حدس و گمان ها و تخیلات و تصورات و بحث های رسانه ای و دعواهای سیاسی و دوستی ها و رفاقت ها و دشمنی های جناحی. پس یا باید مصداق عینی توسط جناب مطهری ارائه بشه که به این دلیل روشن مثلا گروهی در ایران باعث ناکام موندن برجام شدند (با یک اقدام عملی که نمود و عارضه کامل و بیرونی داشته) و بعدها ترامپ با استناد به این عوارض از برجام خارج شد و اگر این عوارض نبود ترامپ خارج نمیشد و یا اینکه این گزاره شبیه به شوخی و سیاست زده را یک بار برای همیشه کنار بزاره تا بتونه تحلیل درتسی از ماجرای پرقصه و غصه برجام داشته باشه به عنوان یک نماینده مجلس.
  15. امروز هم یک تیم تروریستی در جوانرود کرمانشاه مورد هدف قرار گرفت که قصد نفوذ داشت. یک شهید هم داشتیم. هیچ بعید نیست افزایش تحرکات گروه های تجزیه طلب تروریست از عصبانیت ناشی از همین همایش هم بوده باشه و قصد داشته باشند مظلوم نمایی کنند و با کشته های عملیات تروریستیشون معرکه گیری کنند. افزایش شدید تحرکات تروریستها در غرب کشور همزمان هست با افزایش شدید چند فروند سوپرکینگ امریکایی بر فراز اقلیم. روزانه حداقل سه یا چهار فروند در مقاطع مختلف خصوصا روی سلیمانیه و اربیل و مناطق هم مرز ایران گشت زنی میکنند.
  16. یک پانوشت فرعی ولی فکر کنم لازم در این بحث اصلا مصداق شخص یعنی جناب مطهری مطرح نیست. به هر حال دیگه حالا همه تفکر و نحوه استدلال و ... ایشون را میدونیم. احتمالا هم میدونیم مشکلات شخصی و سیاسیشون معمولا بسیار در تحلیلهاشون نمود داره و اینجا هم منظور چه کسانی را داره و به چه دلایلی. و البته هیچگاه هم تا به حال با جزییات این گزاره تکرار شونده را به کنهش نرفته که این ادعا واقعا یعنی چه؟ چه کسی و چطور در ایران ترامپ را وادار کرد!! از برجام خارج بشه. ولی وقتی به عنوان جایگاه حقوقی یک نماینده مجلس پس از تمام اتفاقات و جریانات و رخدادها و سیر حوادث و شرایط پیچیده منجر به لغو برجام توسط ترامپ همچنان بسیار مصمم و قاطع وضعیت فعلی برجام را حاصل چند تیتر کیهان و متعاقبش یک سری اشخاص موهوم که به برجام انتقاد میکردند پس حتما پشت پرده داشتند کارهایی میکردند که برجام موفق نشه ( من تقریبا تمام اخبار را تا جاییکه بشه و همچنین مصاحبه ها و ... را دنبال میکنم، نهایت سند و فکت و استدلال مطهری همین بوده واقعا یعنی دلیل اینکه وعده های انتخاباتی و سیستم فکری و سیاست ورزی ترامپ و یک فرآیند پیچیده حاصل دشمنی های پنهان یک لابی پرنفوذ منطقه ای و بین المللی و ضعف های مفرط برجام را عامل فروپاشیش نمیدونه بلکه تیتر کیهان و رجانیوز و انتقاد به عملکرد وزارت نفت و حادثه سفارت عربستان و انگلستان و تجمع دانشجوهای حزب اللهی در نقد برجام و ... را عامل خروج ترامپ از برجام میدونه و نمیدونم فلان انتقاد از بهمان قرارداد و بهمان ضعف برجام و تیم مذاکره کننده و قراردادهای نفتی و محیط زیستی و ... به همین سادگی هست) تحلیل میکنه به عنوان یک سیاستمدار جدی گرفته شونده! در مملکت یعنی برجام نه تنها درس نبوده بلکه سیاست بازیها و سیاست زدگی ها در این مملکت نه تنها اجازه نمیده از ضعف های برجام درس گرفته بشه برای مقابله با حریف های قدرتمند و با تجرمون در عرصه جهانی بلکه چه بسا بدترهاش هم به سرمون بیاد. نکته اینجاست هیچ بعید نیست اصلا جلیلی توافقی میکرد از این بدتر و پر از حفره که به شکل متفاوت ولی عمیقتری به کشور ضربه میزد (اصولا عنوان میشه که دیکته نانوشته که غلط نداره در کلیت و چنین فرضی محال نیست) ولی قطعا این دلیل نمیشد اگر ما در اون موقعیت قرار گرفتیم زمین و زمان را بدوزیم برای اینکه توافق و تجربیاتش را نقد نکنیم هرطور شده سعی کنیم با ارجاعات بیرونی حقیقت روشن و حی و حاضر در صحنه را وارونه کنیم و مصر باشیم یک تفسیر کودکانه و سطحی و لجبازانه و سیاست زده را جایگزین واقعیت کنیم. حالا اصلا با هر ترتیب و نظر و نشانه ای هم که فکر میکنیم خیلی معتبر هست. ولی نهایتا باید به عنوان یکی از دلایل فرعی وزن گذاری بشه نه اینکه اصل ماجرا و مهمترین عاملی که حتی امروز مقامات سابق و فعلی امریکا و جهان هم بهش اشاره میکنند یعنی تضمین های برجام (حداقل تصویب در کنگره) را دفن کنیم و بعد انقدر در ذهنمون بزرگش کنیم که خودمون هم این دروغ را باور کنیم.
  17. آمریکا خیلی تلاش داره یک موضع هماهنگ بین المللی ضد ایران در هر بحثی از جمله هسته ای بگیره. حالا میتونه برای پی ریزی زیربنای اقدامات آتی و حتی نظامی باشه. ولی یک نکته وجود داره و اون هم مشخصا عدم تعادل بین «تصمیم واقعی برای حمله نظامی» یا ف«شار حداکثری» است. به این نقل قول که میشه ردش را در اظهارات دیگشون هم پیدا کرد دقت کنیم: ولکات ادعا کرده دولت آمریکا «قویاً» از آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و فعالیت‌های راستی‌آزمایی این نهاد بین‌المللی در ایران حمایت می‌کند. به نظرم در نهایت هرچند امریکا این فشارها را پیش میبره ولی معتقد هست ایارن هیچوقت دست بازرسان اژانس را کوتاه نمیکنه و همیشه میتونه یک اطمینان نسبی از عدم انحراف ایران به سمت (نه بمب) بلکه انباشت مواد و استانه گریز داشته باشه و با خیال راحت هم فشارها را پیش ببره. شکستن و یا ترک دادن این اعتقاد محکمشون میتونه کمک کننده به ما باشه و به عنوان یک اهرم فشار ازش استفاده بشه. یک مورد دیگه ایران و تمام بخشهای اتمی و نظامی باید اماده باشند اگر روزی به مرحله خروج از برجام رسیدیم (وادارمون کردند مثلا با مکانیسم ماشه) قبلش مکانهای پرتعداد و مناسبی برای جایگزینی تمام مکانهایی که برجام سخاوتمندانه به بازرسان اجازه بازرسی ازشون را داد تدارک دیده باشیم و بلافاصله اقدام کنیم. معادن را که نمیشه کاری کرد ولی کارگاه های ساخت و مونتاژ سانتریفیوژ و جایزگینی برای فوردو و تمام مکان های دیگه ای که تبدیل به یک مهره کاملا سوخته شدند. پ ن: یک مورد هم در مورد ادامه برجام با وضعیت فعلی، قبل از خروج امریکا از برجام هم حتی، انگلستان با کارشکنی مانع واردات اورانیوم یا کیک زرد به ایران شد. از این جهت ادامه این روند برای ما خطرناک بود و هست که ما منابع اورانیوم محدودی داریم، غنی سازی میکردیم و با فریب خودمون ادعا میکردیم که میفروشیم (در حقیقت محدودیت انباشت) ولی تمهیدی بود که با خرید کیک زرد این باعث نشه در حقیقت چوب حراج به معادن اورانیوم محدودمون بزنیم. ولی با کارشکنی انگلستان در حقیقت داشتیم این کار را میکردیم. شاید تحریم فروش مواد غنی شده توسط امریکا بیشتر یک موهبت بود برای ما.
  18. این مطلب را فارغ از بحث هسته ای و شرایط فعلی اشاره کردم. اتفاقا شاید عجله ناگهانیشون و اینکه یکهو به فکر راکتور اراک افتادند به این خاطر هست که قبل از اینکه اوضاع پیچیده بشه (مثلا با اطلاع از اینکه به تعهداتشون عمل نمیتونند بکنند و ایران در نهایت از برجام خارج میشه) سعی دارند راکتور اراک را بلایی سرش بیارند (تغییرات کامل) که اگر ایران از برجام خارج شد و رفت سراغ روال سابق (با اطلاع از اینکه ایران اجزایی از کالدرون را حفظ کرده) که دیگه نشه با فرمت سابق احیاش کرد. یعنی طوری مجموعه را به اسم نوسازی تغییرات بدند که برای بازگشت به گذشته حتی با وجود قلب پشتیبان نشه کاری کرد. این موضوع را همون چند روز پیش که ناگهان چینی ها و اروپا خودشون را مشتاق و مصر به کار روی راکتور نشون دادند می خواستم اشاره کنم که فراموش شد. (روزی که یک جلسه گذاشته شده بود برای بررسی تعهدات اقتصادی غرب عمدتا و خروجیش بخش مهمیش در مورد اراک بود) ================ یک موضوع دیگه البته به عنوان مطلبی فرعی موضوع کره شمالی و به نظر من هوشمندیشون هست. و البته تاکید روی این نکته بدیهی که چطور افراد میتونند دو کیس تا این همه متفاوت را با هم بسنجند و مقایسه کنند. (ایران و کره شمالی) به نظرم کره شمالی به خوبی و درستی داره از امیال ترامپ استفاده میکنه، تحریمهای اجماع شده علیه کره شمالی داشت شدت بیشتری میگرفت؛ کره موشک مدنظر و کلاهک مورد نظر را تست کرده بود و آماده افزایش تعداد بود. در این شرایط و با این مختصات از خودنمایی و خودستایی ترامپ (من مرد اولین ها هستم) به خوبی استفاده کرد. وارد یک بازی مذاکره شد (با اینکه ترامپ ادعا میکنه من عجله ندارم و این کره است که تحت تحریم هست) و با کش دادن این ماجرا احتمالا در حال تثبیت ساخت کلاهک ها و موشکهای بیشتر تا یک عدد مشخص هست در شرایطی آرام، هرچند با تحریمهای سخت ولی با دورنمای متوقف شده و رفع نیازهای ضروری تا حد امکان (با توجه به شرایط حکومتی بسته کشورش) تا به وقت مشخصش. حالا وقتی بدون توجه به هزاران فاکتور دخیل شرایط ایران با کره شمالی مقایسه میشه مشخص میشه چقدر ساده انگاری رخ میده. در یک صورت برای ایران در حال حاضر مذاکره میتونست سودمند باشه. دقیقا مانند کره شمالی در مقطعی که جنگ بیخ گوش حس میشد در حالیکه ایران کلاهک هسته ایش را تست کرده بود و موشک قاره پیماش را هم همینطور و هر لحظه امکان داشت تاسیسات ساخت و تولیدش مورد حمله قرار بگیره. در اونصورت قطعا امثال منتقدین سرسخت مذاکرات نیز راضی به مذاکرات فوری، هر جایی که ترامپ میخواد و هرچه قدر که طولانی؛ میبودند. میشد احتمالا با ترامپ یکی دو سالی مذاکره کرد و عکس گرفت و بعد اگر توافق نمیکردیم (اون با درخواست نابودی کل برنامه اتمی و موشکی و جمع آوریش، ما با قبول رفع کامل تحریمها در ازای نابودی کلاهک های هسته ای تنها و ادامه غنی سازی صلح آمیز و صنعت موشکی ) چیزی که ما از دست دادیم(!) جای خالی صدکلاهکی بوده که حالا پر شده! و چیزی که ترامپ به دست اورده دو سال سخت در اقتصاد ایران و فشار و احتمالا انقباض شدید اقتصادی و ناملایمات اجتماعی بوده. و در این جا نقطه سر خط و مذاکرات جدید دیگه با روال سابق قابل انجام نبود. حالا ما به پشتوانه صد کلاهک وارد هر مذاکره ای میشدیم. * خب این یک تحلیل ساده سازی شده است. صدها فاکتور دیگه میتونه دخیل باشه. صورت کلی مسئله و چرایی اینکه کره شمالی باید مذاکره کنه و ما نه مدنظر بود.
  19. حالا یک نکته که نظر و تفسیر شخصی است. اخیرا در مورد راکتور اراک چینی ها که در گذشته کارشکنی میکردند و اروپایی ها؛ خیلی مصر و امیدوار کننده اشاره میکنند که هیچ مشکلی نیست و اراک را پیش میبریم و اصولا گویا جدا از سایر مسائل در بحث مدرن سازیش(تغییر نسبت به گذشته) اتفاق نظر و اراده کامل وجود داره. نکته اینجاست قبلا اینطور نبود، به نظر شخصی اشاره جناب صالحی و احتمالا اطلاع غرب از اینکه ایران لوله های پشتیبان برای بازگشت راکتور به مدل قبلی را حفظ کرده میتونه در این اراده ناگهانی تاثیر گذار بوده باشه. حالا این میتونه درس آموز باشه که در مواجهه با کشورهایی که مترصد خرد کردن استخوان هات هستند! همیشه داشتن یک پیش بینی، برنامه پشتیبان، پلن بی و آتو چقدر موثر هست و خواهد بود.
  20. به هر حال دشمنی ذاتی غرب و شرق را هر یک به دلایلی نباید نادیده گرفت. این باید و باید برای آیندگان (و حتی سایر کشورها) درسی باشه. وقتی قراردادی مثل برجام (فارغ از محتوا و اصلا با فرض کارآمدی و نهایت سقف دستیابی به یک توافق)منعقد شد و ضمانت اجرایی که نداشت هیچ بلکه چند بند بسیار مخرب داشت که اون را از لحاظ برابر هم خارج میکنه و مجوز نقض و انگیزه نقض را به یک طرف توافق میده ( در همین انجمن چندبار در نقدها عنوان شد در همون مقطع امضای برجام که مکانیسم ضمانتی و اجرایی برجام طوری است که اگر طرف مقابل بعد از مدتی از اجرا، نقضش نکنه (چون همه چیز به نفعش خواهد بود در اونصورت) یا باید به شکاکیت و دشمن پنداری خودمون شک کنیم یا عقل دشمن! ) اونوقت باید منتظر باشیم که موضع ما که پس از برجام اجرای کامل و دقیق برجام و رفع کامل تحریمها طبق مفاد قرارداد بود حالا تبدیل بشه به التماس برای اجرای حداقلی نفت برابر غذا و دارو حتی. اصولا در جهان فعلی که ابزارها (شورای امنیت و ...) کاملا دست دشمن هست و دشمن حتی بنا به منفعت حتی همین ابزارها را هم بازیچه قرار میده، امضای قرارداد با ضمانتهای محکم و قطعی هم (فرضا تایید کنگره و اتحادیه اروپا و امضای رییس جمهور و شورای امنیت و ...) باد هواست (اگر برگ برنده خودساخته نداشته باشی) چه برسه به اینکه توافقی امضا کنی که درش تمنای نقضش وجود داره توسط طرف قویتر. این درس (قطعا فارغ از سیاست و سیاست بازی و اینکه مربوط به چه جریان و گروه و حکومت و کشوری میشه) باید یک سرمشق ابدی باشه تا وقتی تو طرف ضعیفتر این جنگل هستی. باید ثبت بشه برای آیندگان که بعد از این درس (شاید وقایع گذشته مثل این موضوع هیچ موقع با این جزییات و سرنوشت ثبت نشده بودند) هرگونه خطایی به این شکل مصداق کامل ناکارامدی است چون قبلش شاید تصور این همه خباثت را نداشتیم ولی حالا که یکبار تجربش کردیم. ================= یک موضوع دیگه: کاخ سفید نیاز جدی به ائتلاف جهانی ضد ایران داشت و داره برای اثرگذاری حداکثری فشارها (که به طرق مختلف؛ ناتوی عربی، امنیت دریایی، امنیت منطقه ای، اجلاس لهستان، اجلاس حتی بحرین و ...) و سعی کرد ایجادش کنه در همین مرحله یعنی مرحله ای که ایران از برجام خارج نشده ولی خب نتونست. ولی خب از طرفی ایران به مرحله ای رسید که تحریمها از حد خودشون هم حتی گذشتند و دیگه براش ائتلاف یا غیرائتلاف فرقی نمیکنه(خطر اثرگذاری ویرانگر تحریمها) حالا در مقابل خارج شدن ایران از برجام هرچند آمریکا میتونه ائتلاف را بسازه ولی در عوض تهدیدی را بوجود میاره که حالا برای امریکا یک قمار محسوب میشه. چون اگر به ایران حمله نکنه یا فشارها در کوتاه مدت نتونه ایران را وادار به تسلیم کنه این تبدیل میشه به بزرگترین پاشنه آشیل ترامپ در انتخابات (خروج از برجام برای یک توافق بهتر ولی با نتیجه معکوس: تبدیل ایران به کشوری با شرایط هسته ای پیش از برجام و بدتر )
  21. جرمی هانت و انگلستان که گویا خیلی عجله دارند به آغوش ترامپ بیش از اینی که هست بخزند اشاره کردند که ایران از برجام خارج بشه ما هم خارج میشیم (اصولا ماندن یا ترک امریکا در برجام معنا داشت ولی معنای ماندن اروپا در برجام اصلا مشخص نیست به چه معنی است؟ آمریکا تحریمهای بین المللی را داشت و ما هم تعهدات هسته ای، این وسط اروپا در برجام جز حرف و حمایت معنوی که اون هم بخش حمایت معنویش و حتی کلامیش هربار با تهدید خدشه دار هست چه چیزی داشت که ماندن درش را منت گذاری میکنند؟ ) و تهدیدهای دبیرکل سازمان ملل و باقی اروپا. نکته اینجاست قدم های تدریجی و حداقلی فعلی ایران لااقل یک قدم ولو وجبی! از طرف اروپا را شاهد خواهد بود یا خیر؟ اگر بود که ما مجبور به تحمل تا اتفاقت بعدی هستیم گویا ولی اگر این قدم های حداقلی و اتفاقا از سر ناچاری (این امریکاست که جلوی صادرات مواد غنی شده را گرفته با تحریم های جدید مگر اینکه اروپا انتظار داشته باشه حالا درسته از برجام خارج شده، تحریمها برگشته، تحریمهای جدید وضع شده، ما هم هیچ کاری نتونستیم بکنیم جز اینکه موشکیتون را هم در شورای امنیت مطرح کنیم(!) ولی برای اینکه به نقض برجام متهم نشید با تحریم جدید امریکا همین غنی سازی مینیاتوری را هم متوقف کنید تا رد نشید از محدودیتها) با واکنش تند اروپا یعنی تحریم جدید، و حتی ارجاع به شورای امنیت همراه بود: قطعا باید ایران به سمت توقف کامل برجام و تعهدات خودش و بازگشت به شرایط پیش از پروتکل الحاقی و حذف تمام بازرسی ها و ... بره و چند مرکز اتمی جدید که قرار هست تجهیز بشه هم معرفی کنه و حتی پیشنهاد میشه (چون تهدید به جنگ شدیم در ازای خروج از برجام توسط امریکا و امکانش هم هست و بالاتر از سیاهی هم رنگی نیست و وقتی قراره بهمون حمله بشه)؛ ایران به خروج کامل ان پی تی روی بیاره و بره سراغ تشدید فعالیتها به سمت غنی سازی بالاتر (وقتی قرار هست با این همه حسن نیتی که نشون داده به خاطر چند گرم مواد! بره ذیل فصل هفتم پروندش و تهدید به حمله بشه)
  22. (اگر منظور از ما نه کاربران انجمن که مقاومت باشه) به نظرم شواهد نشون میده اتفاقا این طور نیست. یعنی بعد از حادثه تیفور و برخی اطلاعات در مورد اون واحد سامانه پدافندی انتقال داده شده به سوریه و یک عملیات (برخی عنوان میکنند فریب) و کشاندن اف-16 ها به حریم هوایی سوریه و گرفتن تلفات از نیروی هوایی این رژیم پس از سالها یکه تازی (نه با پدافند مدرن شده اس-200 که به نظر با یک تاکتیک برنامه ریزی شده) وقتی این رژیم به طور گسترده سیستم های راداری و پدافندی ثابت را هدف قرار داد، ما از تمرکز بر پدافند سوری ها (به طور خاص) دست کشیدیم و چیزی که الان هم میبینیم مقابله عادی سامانه های کوتاه برد در اجرای وظیفه ذاتی و دفاع نقطه ای است که البته چندان هم شاید کارآمد نباشه. در عوض ادعاهای دشمن و نوع اهداف انتخابی نشون میده از اونجا که بنا به موقعیت جغرافیایی خاص سوریه، عقب افتادگی های بسیار در حوزه راداری و پدافندی، آسیب جنگ داخلی در حوزه اطلاعات و پدافند، حملات مستمر دشمن و همچنین فضای امن همسایگان برای دشمن و حضور آمریکا امکان تمرکز تدریجی و برنامه ریزی شده روی پدافند سوریه برای بازدارندگی وجود نداره، این حوزه سرمایه گذاری روش کاهش پیدا کرده و مقاومت به سراغ تنها گزینه بازدارندگی در دسترس (فعلی) موشک رفته. ( حالا هم از منظر من مخاطب و هم احتمالا مقاومت ) اگر در بحث تولید و ذخیره موشکی در سوریه، بتونیم در یک موقعیت پدافند غیر عامل (زیر زمین، نزدیکی هر چه بیشتر به پایگاه های روسی(هر چند این رژیم احساس خطر از هر جانبی کنه حتی اگر مقر نخست وزیری خودش هم باشه اون را هم میزنه و پس گزینه مطمئنی نیست)) این امکان را پیش ببریم و به ذخایر قابل قبولی (پراکنده قطعا مثل لبنان یا غزه حتی ) برسیم کم کم در یکی از این موقعیت های حملات گاه و بیگاه که قدرت این ذخایر را رونمایی کنیم (مثل غزه مثلا، البته با بهره وری بیشتر چون در غزه خطر حملات انتقامی به زیرساختها و مراکز حکمتی ای که وجود خارجی ندارند نیست ولی در سوریه هست و بنابراین باید ذخایر موشکی هم در کمیت و هم کیفیت(نقطه زن) قابل توجه باشند) اونوقت این تعادل در سوریه بوجود خواهد امد و بازدارندگی ایجاد میشه. تمام سعی صهیونیستها بر این هست که این اتفاق (در دسترس بر خلاف اتفاق ایجاد بازدارندگی کامل پدافند که هم در حوزه مالی و هم لجستیکی و هم نظامی و تکنولوژیکی که غیرقابل دسترس هست) رخ نده و تمام این زدوخوردها و جیغهای بنفششون و التماس به روسها و امریکا هم برای اخراج ایران از سوریه هم برای همین هست. تصور کنید این جبهه و بازدارندگی و ذخایر در سوریه رخ بده. سومین پتک و عامل پرقدرت بر سر این رژیم درست بیخ گوشش. (نبرد نابرابر ما با امریکا (در فاصله بعید تا خاک اصلیش و اون بیخ گوش ما) تنها با روشهای خلاقانه و رفتن بیخ گوش سوگولیش و با ابزارهای در دسترس و ساده برای ما تضمین کننده تعادل هست)
  23. در مورد حملات دیشب صهیونیستها چند نکته: اولا در مورد روسها که مشخصا در اتاقهای راداری و سامانه ای نشستند و دارند با خیالی آسوده مشاهده میکنند انواع تاکتیکها، پرنده ها، جنگ افزارها و سیستم های جنگ الکترونیک روز را در یک میدان نبرد واقعی و در برابر برخی سامانه های قدیمی و جدیدشون و احتمالا تجربیاتی کسب میکنند که شاید هیچ وقتی دیگه براشون قابل دستیابی نبود به این اسودگی و در امنیت کامل. و نکته اینجاست ایران (البته در شرایطی کاملا معکوس با روسها و زیر خطر هدف قرارگرفتن لحظه ای در نبود یک چتر پدافندی) آیا حداقل ابزارهایی برای ثبت این تجربیات در سوریه در اختیار گرفته یا خیر؟ به هر حال اطلاعات بسیار ارزشمندی میتونه به دست بده از تجهیزات و تاکتیکهای نوینی که یکی از اصلی ترین دشمنان ما در یک محیط واقعی جنگی به کار میبره. دوما در این حمله مثل برخی حملات گذشته یک پکیج از اهداف مورد حمله قرار میگیره، مثل همیشه تعداد موشکها محدود عنوان میشه (12 تا مثلا) ولی حداقل چند برخورد را داریم. حالا یا بنا به عدم کارایی پدافند بردکوتاه در پیش گیری قطعی از حملات، یا استفاده از تاکتیکها و جمرها و دیکوی ها و جنگ الکترونیک و فریب دشمن و تعدد اهداف که باعث میشه پدافند کم تعداد سوریها نتونه حملات را کامل دفع کنه(لااقل موثر) در این مورد باید در نحوه و نوع به کارگیری سامانه های بردکوتاه فکر بیشتری بشه اگر قرار به تولید هست و شاید حتی با کمیت زیاد هم حتما در ارتباط با سایر سامانه ها، جمرها، تاکتیکها و ... بهش فکر بشه چون میبینیم تنها داشتنش کمکی به فدع حملات نمیکنه. سوما عنوان شده بود حملات از فراز لبنان بوده ولی موشک اس-200 در قبرس شمالی در فاصله ای در حدود 200 تا 350 کیلومتری (بسته به موقعیت لانچر) چه میکرده؟ از طرفی به نظر هدف قرار گرفته تا اینکه سقوط کرده باشه؟ قبرس شمالی هم که احتمالا ساقطش نکرده چون تنها خبر سقوط جسم را اشاره کرده و نه فعال شدن پدافند احتمالی در منطقه. سوال اینجاست آیا مثل همیشه رژیم صهیونیستی از حریم هوایی سایر کشورها، از موقعیت پرنده های مسافربری پرتعداد در اون ناحیه و ... برای حملاتش استفاده میکنه و همین موجب این میشه که پدافند لااقل در بخشی از کارکرد خودش دچار مشکل بشه؟ اگر اینطور هست حملات این رژیم (در هر عملیات) با تعداد پرنده زیادی در چند بعد پی ریزی میشه و اصولا به خاطر موقعیت سوریه و فضای پیرامونی تقریبا 270 درجه ای آزاد (به خاطر ضعف مطلق همسایگان(لبنان، عراق، قبرس(همکار شاید حتی) در عدم توانایی دفاع از آسمان کشورهاشون) یک حمله سه بعدی! پدافند ضعیف سوریها را (در همین شکل ناقص و کم تعداد و قدیمی ) کاملا مستاصل میکنه. و فراموش نکنیم در وضعیت فعلی آسمان عراق، افغانستان، جنوب خلیج فارس و حتی شاید آذربایجان در یک جنگ احتمالی چنین موقعیتی را میتونند داشته باشند و فرودگاه های دبی و قطر و کویت نقش پوششی هواپیماهای پرتعداد مسافری. مثل همیشه شرایط دفاعی بسیار سخت میتونه باشه و باز پیشنهاد در این بخش ضمن تقویت و پوشش حفره ها گسترش هر چه بیشتر امکانات تهاجمی است که اصل اصلی برای یک دافع پیشگیرانه محسوب میشن. پ ن: پایگاه ایمیج ست تصاویری گذاشته از مصیاف که دو رادار و 4 لانچر ارکتد اس-300 را نشون میده. فارغ از کیفیت حضور اس-300 در سوریه و نقشش به نظر این واحدهای مجزا با توجه به تسلیحات دورایستای دشمن چندان شانسی برای مقابله با این نوع از حملات را ندارند و شاید تنها به قصد جلوگیری از حملاتی سنگین با نفوذ به عمق برای اهدافی خاص تدارک دیده شدند، هرچند چینش لانچرها و رادارها هم که کاملا در برابر چنین دشمن مجهزی بی دفاع به نظر میرسند شاید نشان دهنده این هست که فعلا قصدی برای درگیری نداره این سامانه. پ ن2: این اهداف هم میتونه قابل تحلیل باشه: رژیم صهیونیستی بامداد امروز بار دیگر اهدافی در مناطق مختلف سوریه از جمله در حومه حمص، مرکز پژوهش‌های علمی در منطقه «جمرایا» در غرب دمشق و منطقه‌ای از گمرکات سوریه در منطقه شنشار در نزدیکی مرز لبنان را هدف قرار داد، هرچند این حملات بطور عمده از سوی پدافند هوایی سوریه شناسایی و دفع شد. نگرانی از محموله های ارسالی به لبنان حتی از طریق رسمی، و همچنان بحث تولید موشک. (اصولا قطعا با این همه حملات به مراکز تحقیقاتی-نظامی سوریه خصوصا در جمرایا و مصیاف و ... باز اصرار به مثلا تولید مشوک در این مراکز قطعا عقلانی نیست و تا به حال قطعا مراکز ایمن باید ایجاد شده باشه ولی اصرار این رژیم برای هدف قرار دادن چند باره یک مرکز چی هست معلوم نیست! اسم پرکششش در رسانه ها؟