worior

Administrators
  • تعداد محتوا

    8,411
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

  • Days Won

    95

تمامی ارسال های worior

  1. حتی روسها که با حداکثر تکنولوژی هوایی و راداری اونجا هستن، ادعایی نسبت به کنترل آسمان سوریه و حتی منطقه بالای سر خودشون در حمیمیم رو ندارن، جنگنده اشون رو ترکها انداختن. آمریکا انگلیس، فرانسه و دیگرانی که اونجا هستن به اتکای محور ترکیه، اسراییل، مدیترانه وا عراب هستن و از طریق ناتو و بودجه فراوان پشتیبانی میشن. نصب رادار از سوی ما یه اقدام پیشدستانه برای هشیاری در داخل ایران هست. یه رادار ماوراء افق در سوریه میتونه کل فرودگاه های اسراییل رو پوشش بده. اینکه کی فعال میشن کی جنگنده بلند میشه و کی فرود میاد. اما اینکه نیروی هوایی یا رادار فرضی ما با هر چینشی میتونه موثر باشه؛ اگر شما تضمین میدید که جنگنده و آواکس فرضی ما رو نزنن! رادار زمینی ما رو هم نمیزنن. و این از طریق فناوری به تنهایی بدست نمیاد. باید یه توان عظیم نظامی اقدامات برون مرزی ما رو پشتیبانی کنه تا کسی جرات دست زدن به تجهیزات ما رو نداشته باشه. بعبارتی دیگر؛ یک نیروی هوایی ارسالی؛ نهایتا میتونه ترکیبی از 30 تا 40 فروند جنگنده، سوخترسان، ISR و رادارهوابرد و از این تعداد شاید 9 تا 20 فروند جنگنده مولتی رول تمام عیار باشه. این در برابر چیزی که در نزدیکی مرزهاش در سمت اسراییل و یا ترکیه و یا ناوگان آمریکا در مدیترانه هست، با حتی برتری تکنولوژیکی هم عددی محسوب نمیشه و عاقبتی بهتر از این، یعنی کم آوردن در برابر توان موشکی همسایگان نخواهد داشت! جنگ هوایی بماند:
  2. یه چیزی واسه امشب بگم؛ سامانه های موشکی عمدتا متکی به پرواز خودکار هستن. یعنی اگر موشک های کروز و بالستیک و هوا به هوا یا به زمین رو با موفقیت توسعه دادید، سامانه های پرواز بدون خلبان دیگه و خودکار دیگه رو هم میتونید توسعه بدید. بعبارتی دیگر مسیر آینده برنامه نظامی ما از نظر آمادگی فناوری بیشتر با پهپاد و ماهواره و فضاپیما جور درمیاد.
  3. این شیوه بحث کردن صحیح نیست. اگر نقدی به موضوعات ایشان دارید حتی هزار بار گفته شده باشه یا تکرار کنید یا آدرس بدید برن بخونن. یادتون باشه هر تاپیک برای خودش مجزا هست.
  4. زمان لازم برای توافق با بایدن 3 ماه هست. و زمان عملیاتی همین هفته. کافیه بایدن امضای ترامپ رو برگردونه. و اونا صبر میکنن تا نتیجه این اقدامات ما برای خروج روشن بشه، بخصوص اینکه کی بمب اتم میسازیم! در این صورت خیز برای برجام 2 هست و تحمیل یه ضرر سنگین تر. با اینحال اگر زیر 6 ماه این توافق نهایی بشه، و تمام تعهدات در ذیل همین 4 سال بسته بشه! یعنی بعد از سال چهارم هیچ چیزی دیگه به اسم توافق وجود نداشته باشه، برجام 2 کاملا بی معنی هست.
  5. ایران ضعف ساختار بندی نداره. ما پیشرو ترین ساختارهای امنیتی-نظامی در دنیا رو داریم. ایران بیشتر ضعف تجهیزاتی داره. اینکاره ها معنی این جمله رو میدونن؛ اگر ایران ضعف تجهیزاتیش رو با صنعت و پشتیبانی علمی داخلی جبران کنه، بروکراسی فنی غالب میشه و دیسیپلین نظامی ما تغییر میکنه. بعبارتی ورود تکنولوژی مدرن و بومی، مهندسی و رویه های آماری رو به تفکر مدیریت نظامی ما تحمیل میکنه و حتی فرهنگ عملیاتی و رزمی ما هم تغییر خواهد کرد.
  6. اگر نظام سیاسی با حجمه زیادی اقتصادی، نظامی و سیاسی نابود نشه، تبدیل به غول میشه. معمولا یا غول اقتصادی میشه یا غول نظامی و یا هر دو و سیاست هم چیزی نیست جز اتکای به این دو. بنابراین چاره ای نیست جز اینکه از داخل بهش آسیب زد و کنترلش رو بدست گرفت. مثلا یه غول موشکی مثل ایران رو وقتی نشه دیگه با پدافند موشکی یا تحریم و یا جنگ محدود یا نابود کرد، میبایست از داخل فشل و بی اثرش کرد، چون این آخرین و کم هزینه ترین راهه، مثلا بجای نصب تاد با هزینه یک میلیارد دلار، میشه یه همین مبلغ رو داد و یه مشت سیاستمدار رو در داخل اون کشور خرید که کل این حوزه قدرتی که ایجاد شده مهار بشه یا زمین بخوره. واین از دید دشمن یه امر دفاعی محسوب میشه اونم از نوع پیشدستانه. پس شکی در این نیست که نفوذ و ضربه نظامی از طریق جنگ افزار سیاسی رخ خواهد داد. اما در کدوم سطح؟! در حوزه های راهبردی فقط و فقط نفوذ زمانی اثر بخشه که بشه تصمیم گیران و گلوگاه های راهبردی رو به کنترل درآورد. این نفوذ زمانی خیلی ساده تر میشه که یک نظام سیاسی در ذات و عمل خودش هم فاسد باشه. بنابراین جمله رو بگذارید کنار: آن چیزی که تو را نکشد قوی می کند و درست در زمانی که فکر میکنید میتونید با دشمن مقابله کنید، یا قدرتمند هستید ممکنه بشدت شکننده و از درون نابود باشید.
  7. علیکم السلام این اصلا با آنتونف قابل قیاس نیست. اصل پروژه برای اسپانیا بوده و کمپانی اسپانیایی الان زیرمجموعه ایرباس اسپانیا هست. ضمنا از این هواپیما بیش از 280 فروند ساخته شده که اکثرا فعال هستن و 25 کشور این رو خریداری کردن، در حالی فقط یک فروند آنتونف 140 در دنیا فعاله.
  8. اسراییل میتونه سر جنگی اتمی استفاده کنه، گرچه در هیچ جنگ اتمی بعد از شلیک های اول باقی نمیمونه! بنابراین مجبور هست که روی تعداد کمی پرتابگر هسته ای با برد های مختلف کار کنه که به هر جایی دسترسی موشکی داشته باشه، و برای حفظ این دسترسی در جنگ هسته ای روی تعداد زیادی سامانه های پدافندی کار کنه.(که البته این در جنگ هسته ای یه ایراد فنی خطرناک داره!) با اولین انفجار بمب در ارتفاع همه رادارها از کار میفتن. بنابراین بهترین کار برای اسراییل اجتناب از جنگ هسته ای هست. و بدترین وضعیت برای اسراییل دسترسی یکی از دشمنانش به بمب اتمی هست.
  9. عملا به برد بیش از 5.5 تا 6هزار نیازی نیست. ما هدفی نداریم که بخواهیم در 7هزار بهش حمله کنیم،تقریبا همه اروپا با 5.5 بخصوص استعمار پیر با 5.5 در دسترس هست. اما موضوع تاپیک مقایسه امکان پذیری جایگزینی بین جنگنده و موشک هست. تقریبا هیچ کسی نمیتونه در این شک داشته باشه که برای ایران در برد 5.5هزار ابدا نمیشه از جنگنده استفاده کرد. این ماموریت بمب افکن های دوربرد هست و برای ما در هیچ سطحی در حال حاضر قابل برنامه ریزی نیست. و یک علت مهم هم اینه که به 10 تا 12 هزار کیلومتر پرواز و عملیات پروازی حجیم نیازه. و حملات در عمق از جنس جستجو و انهدام نیستن بلکه بمباران استراتژیک محسوب میشن. بمباران استراتژیک در عمق هم نیازمند بمب افکن رادار گریز یا پاکسازی هوایی و پدافندی هست. پس در نتیجه همون گزینه تهاجم موشکی متعارف حتی بسیار ارزانتر، سریعتر و بازدارنده تر خواهد بود.
  10. پیرامون شلیک موشک بالستیک به عمق دریای عمان برای زدن کشتی. روی موشک ها به نظر نمیاد حسگری قرار داده باشن دست کم در سجیل ها اینطوری بود. ولی بیایید فکر کنیم که جستجوگری هست و میتونه هدفی رو تشخیص بده، مشکلات کار چیه؟؛ - سرعت متوسط این موشک ها رو 8000 کیلومتر در ساعت یا بر 60 دقیقه در نظر بگیریم، ایضا سرعت شروع جستجو تا اصابت. - سرعت کشتی هدف که مثلا ناوهواپیمابر هسته ای هست رو بگیریم 60 کیلومتر (سرعت اعلامی حداکثر 56 کیلومتر) - موشک رو به فاصله 2000 کیلومتری شلیک میکنیم. - حدود 20 دقیقه طول میکشه تا به هدف برسه. - اگر ناو هدف 20 دقیقه با سرعت 60 کیلومتر حرکت کرده باشه، حدود 15 کیلومتر جابجا شده، یعنی شعاع جستجو و تغییر مسیر برای موشک میشود 15 کیلومتر: بنابراین طول وتر این مثلث میشه زمانی که باید جستجوگر کار تعیین موقعیت فرود رو انجام بده. که بین موقعیتی حدود 0 تا 30 کیلومتر خواهد بود یعنی نزدیکترین که میشه همون مسیر پیش بینی شده و دورترین که میشه بیشترین مسیری که باید پرواز کرد. و اگر همین ارتفاع 30 کیلومتر آغاز جستجو باشه یه چیزی حدود 42 کیلومتر حداکثر مسیر اضافه پروازی هست که باید طی بشه. البته در خط مستقیم و بصورت کمانی مقداری بیشتر میشه. نکته : در هر ورود به جو یه دوره خاموشی هست که بخاطر حرارت بالا ایجاد میشه. مثلا شاتل از ارتفاع حدود 80 تا 40 کیلومتری خاموشی یا بلک اوت داره و هیچ سیگنالی نمیتونه بفرسته یا بگیره که دلیلش همون پلاسما هست. کلیک کنید. با توجه به ارتفاع رهگیری 30 کیلومتر و سرعت مذکور؛ جستجوگر زمانی در حدود 4 ثانیه برای رهگیری و تغییر مسیر داره. مگر اینکه بخواد از ارتفاع بالای جو و قبل از ورود جستجو رو انجام بده. که تقریبا مشکلاتی در زمین حرارت نداره. ولی نیاز به سنسور های بسیار قدرتمند و گرانی خواهد داشت که مثلا از ارتفاع 100 کیلومتری هدف رو رهگیری کنند. ولی اگر شروع رهگیری از همون 30 کیلومتر در کسری از یک صدم ثانیه اولاز 4ثانیه باید جستجوگر باز بشه، هدف رو ببینه و موقعیت هدف تشخیص بده، سپس در همین زمان باقی مانده وقت داره که در قطر دایره از 0 تا 30 کیلومتر تغییر مسیر بده - در این 4 ثانیه ناوهواپیمابر حداکثر 66 متر جابجا شده. و با توجه به اینکه عرض ناوی مثل نیمیتز 77 متره و طولش بیش از 330 متر. احتملا اگر موشک موفق بشه فرایند رو طی کنه میتونه به ناو برسه. به همین خاطر پیشنهاد میشه که موشک برای اینکه هدر نره! سرجنگی هواسوز داشته باشه، یعنی در ارتفاعی حدود 10 تا 15 متر از سطح آب منفجر بشه. از نظر حرارتی و حرفهایی که در این مورد زده میشه. مدیریت سرعت باعث کنترل حرارت میشه. میزان حرارتی که ماشین ورود به جو باهاش روبرو هست بین +2400 تا حدود 600 درجه است. اگر جسم وارد شونده به جو یکدفعه از ارتفاع 100 کیلومتری به عمق 50 کیلومتری بدون کنترل سرعت شیرجه بزنه و بخواد بعدا مسیرش رو درست کنه با حرارت های بسیار زیادی مواجه میشه این برای شاتل حدود 1500 درجه است. در حالت پر شتاب برای اینکه در این ارتفاع و این شکل و سرعت ورود به جو ، حفاظ جستجوگرتون باید از موادی مثل " ایترولوکس" Yttralox باشه. که فکر کنم انحصارا ریتون میسازه و جنرال الکتریک اختراعش کرده و برای شیشه های لیزر پر انرژی استفاده میشه. این شیشه یا ساختار شفاف مقدار بسیار کمی از بین رفتن انرژی داره و تا 2200 درجه هم تحمل میکنه. و مکانیزم سرجنگی باید طوری عمل کنه در همون ارتفاع 30 کیلومتر از نوک موشک جدا بشه و اجازه دیدن به سنسور بده. https://en.wikipedia.org/wiki/Yttralox - pyrex تا 500 درجه جواب میده - سرامیک های شیشه ای هست که تا 1200 درجه جواب میدن. بخصوص اونهایی که روی درب کوره های ذوب نصب میشن. - اگر دنبال کیفیت باشید از سافایر میشه استفاده کرد که برای اف 35 استفاده شده و البته تا 600 درجه عملیاتی جواب میده، و لحظه ای میشه سر جستجوگر رو باز کرد که به دمای عملیاتی 600 درجه رسیده باشد. - در جستجوی یه چیز به صرفه باشید، کوارتز هست که بصورت طولانی در حرارت 1160 درجه جواب میده. و تا 1300 درجه هم رو در لحظاتی تحمل میکنه. همه این موارد وابسته به این هست که چطور ورود به جو رو کنترل میکنید و اینکه برد کشف جستجوگر چقدر هست. خود سیکر رو میشود در نیتروژن گذاشت. و اینکه این نیتروژن آنچنان مهم نیست! که تنظیم دما در پایه سنسور مهمه، اما دما رو در سطح میکرون و روی پایه سنسور چطور تنظیم میکنند؟ راه دیگر هدایت: و اونم اینه که هدف رو بجایی اینکه بدیم موشک شناسایی کنه یه وسیله دیگه برامون این کار رو انجام بده مثل؛ ماهواره، آواکس، رادارهوابرد ،یه موشک موقعیت یاب دیگه، رادار ماورا افق موشک یه دوره خاموشی داره موقع ورود به جو، و ظاهرا نمیشه بهش چیزی رو بسادگی مخابره کرد یا ازش دریافت کرد. اما قبل و بعد از اون میشه دو بار مسیر تصحیح کرد. بعبارتی دیگر موقعیت جدید بهش داد که خارج از اون مقدار محاسبه شده اولیه که بالاتر گفتم نیست. فقط اینجا نکته ای که وجود داره اینه که دیگه در موشک سنسور حرارتی وجود ندارد. حالت دیگر هم رادار هست. و برای اینکار به نظر میرسه تا ماخ 7 مشکلی نباشه.
  11. موشک sm-6 قابلیت انهدام موشک،هواپیما و ناوهای جنگی رو داره! و احتمالا موشک پرسرعت ضد ناوشون فعلا همین SM-6 باشه.
  12. تقریبا همه موشک های هوا به هوا، هوا به زمین و زمین به هوا و حتی زمین به زمین به نوعی سوپرسونیک و یا هایپرسونیک هستند، غیر از اقسام کروز. نکته اصلی فراصوت بودن کروز یا گشت زن بودن موشک هست.
  13. فکر کن ناوگروه آمریکایی در خلیج فارسه و این در مدار 10 درجه حوالی بندر عدن همراه با کلی موشک کروز، قادر مقتدر، هویزه و حتی هرمز... ... و باز هم فکر کنید الان ناوهای ما حدود 45 روز تا نهایتا 3 ماه در دریا هستن. ولی این ناو کمک میکنه قطعه، سوخت و غذا میرسونه تا دست کم 6 ماه بمونن
  14. به نظر میاد وظیفه اش اینه که برای سایر ناوها در اوقیانوس پدری و مادری کنه. یه تعداد هلیکوپتر برای انتقال نیرو و تجهیزات داره مقدار زیادی انبار سوخت و تجهیزات. و از اونجایی که خیلی سنگین و بزرگ هست در برابر امواج اوقیانوس دوام کافی داره(البته نه اونقدرا) نکته اول اینه که، وقتی کارهای اصلی تموم بشه میندازن به آب و بعد از یه سری ماموریت تجهیزات فرعی رو نصب میکنند. مثلا توپ ها، موشک ها رادار و ... و دست کم به دو نوع دیگه احتیاجه: 1- با ماموریت پشتیبانی تعمیراتی، حمل کشتی و زیردریایی رزمی آسیب دیده: روی تصاویر کلیک کنید. 2- ماموریت پشتیبانی عملیاتی:
  15. معمولا این تاپیک رو نمیخونم چون حوصله آمریکا رو ندارم. ولی اینم از اون حربه هایی بوده که تو خاورمیانه خیلی رایجه و احتمالا اینجا یادگرفتن. مثلا وقتی قراره در عراق تظاهرات بشه یدفعه اخبار زیادی از احتمال بمب گذاری و حملات داعش میاد، تا مردم کمتر بیان بیرون و یا تجمع نکنن. حالا حساب کن اونجا وضعیت ایران چه شکلیه!
  16. البته این برد 5500 کیلومتری یه برد استراتژیک هست و اهداف بازدارندگی بخصوص روانی داره تا تاکتیکی. و در برابر دشمنی در سطح ناتو با غیر از بالستیک محقق نمیشه. مگر اینکه به یه توان هوایی در سطح ناتو برسیم! که حتی روسیه و چین هم دست و پا بزنن بهش نمیرسن. - هر حمله ای با نیروی هوایی ساعتها طول میکشه، و حمله لو میره، - شبکه راداری عظیم ناتو رو باید دفع کنید و با حجم وسیعی پدافند روبرو هستید. - بنابراین حمله باید ترکیبی باشه مثلا با کروز و بمب افکن و با جنگنده اسکورت بشه - خیلی پیچیده و پرهزینه خواهد بود و در طول مسیر ممکنه حمله بسادگی دفع بشه و یا حتی کروز ها رو رهگیری و منهدم کنند این موارد رو در مورد خوب و بد نیروی هوایی نگفتم. در مورد اینکه هر حمله عمقی در این سطح در اقدام اول و حتی پاسخ دوم لاجرم موشکی هست. بنابراین بازدارندگی متعارف برای ما واجبه! حتی اگر سرجنگی اتمی نداشته باشیم. اما چقدر بازدارندگی متعارف؟! با چقدر هزینه؟ مثلا چندتا به اروپا بزنیم! بازدارنده هستیم؟ - از جنبه روانی یکی هم موثره حتی متعارف باشه و از جنبه اتمی بازهم یکی موثره حتی اگر 2 کیلوتن باشه! - ولی از جنبه تاکتیکی برای حمله هسته ای به اروپا بالای 200 کلاهک نیازه، و اونم در مقادیر بالا. که هزینه اش خیلی زیاد هست! خیلی خیلی زیاد. و البته چون هیچ وقت جراتی برای استفاده از سلاح هسته ای نیست! بکار نمیاد. - موشک متعارف رو میشه زد و عواقبی در همون سطح دریافت کرد. بنابراین موشک متعارف از دید بنده چون قابلیت استفاده داره اونم بدون نگرانی، بازدارنده تر هست. روشهای مختلفی هم وجود داره، تعداد بر اساس اهداف نظامی راهبردی، تعداد بر اساس پایتخت ها و شهرها، تعداد بر اساس متوقف کردن متقابل موشک های هسته ایشون، تعداد بر اساس ضربت متقابل انتقامی به یکی دو کشور مهم و ... قیمت ماهواره بر سیمرغ که از نظر فنی مشابه همین UNHA2 و یا تایپودونگ 2 هست و مورد بحث این تاپیک، حدود 3.5 میلیون دلار اعلام کردن: https://www.tasnimnews.com/fa/news/1399/01/03/2228364/گزارش-تسنیم-ــ-1-سیمرغ-چگونه-متولد-شد-ماهواره-بر-3-5میلیون-دلاری-با-آرمان-های-بزرگ البته سیمرغ مراحل دوم و سوم به مراتب پیچیده ای داره، و موتور سلمان بسیار هزینه ها رو کم میکنه. اما اگر بخواهیم هزینه مرحله اول رو تخمین بزنیم کمتر از نیمی از قیمت کل موشک باید باشه. مثلا حدود 40 تا 60 درصد که میشه حدود 1.4 تا 2.1 میلیون دلار و این به تخمین قیمتی قبلی من در حدود 700 هزار دلار بودن یه شهاب 3 نزدیک هست. و قیمت 2.5 میلیون دلار برای حدود 4000 تا 5500 کیلومتر خودش یه موفقیت اقتصادی-نظامی بسیار قابل توجه محسوب میشه. اما اگر بخواهیم دست آمریکا در اروپا رو ببندیم، به حدود 10 پایگاه اصلی که در حمله سوریه شرکت داشتن پاسخ بدیم میتونه یه مبنای طراحی عددی باشه؛ 10 پایگاه، هر پایگاه هوایی دست کم 60 اصابت میشه 600 موشک که بقول دوستان 60 درصد خطا و گذر از پدافند رو هم حساب کنیم، میشه حدود 960 موشک، سرجمع 1000 فروند. و قیمتی میشه حدود 2.5 تا نهایتا 3 میلیارد دلار معادل قیمت حدود 40 فروند جنگنده. اما با یه قابلیت بسیار جالب! اونم اینه که هر موقع به پرتاب فضایی نیاز داشتید میتونه مرحله اول هر پرتابی باشه. این مقدار قطعا بازدارندگی تاکتیکی رو هم ایجاد میکنه، ولی دشواری های بسیاری برای شلیک وجود داره، چون موشک بزرگی از نظر ابعاد هست و عمدتا باید از لانچرهای ثابت شلیک بشه، زمان سوختگیری بسیار بیشتری داره. بنابراین لازم هست که درصدی رو هم به سوخت جامد اختصاص بدید.
  17. چیزی ننوشته بود. منبع حرف ویکی به نقل از رویتر بوده. اساس این موشک اونها 2 همون موشک تایپودونگ 2 هست. که بین 4000 تا 7000 کیلومتر براش تخمین زدن و البته در جایی حدود 9000 کیلومتر در حالت 3 مرحله ای و محموله زیر 500 کیلوگرم. ولی اینکه در یک مرحله به برد 4000 برسه اثبات شده. Based on the size of the missile, the fuel composition, and the likely fuel capacity, it is estimated that a two-stage variant would have a range of around 4,000 km (2,500 statute miles) and a three-stage variant would be capable of reaching as far as 4,500 km (2,800 statute miles), giving it potentially the longest range in the North Korean missile arsenal.[3] The burn time of each stage is a little over 100 seconds, thus allowing the missile to burn for 5 or 6 minutes. Speculative variants of the missile could be capable of a range of approximately 9,000 km (5,600 statute miles).[8] At maximum range, the Taepodong-2 is estimated to have a payload capacity of less than 500 kg (~1,100 lbs).[3] https://en.wikipedia.org/wiki/Taepodong-2 4 موتور مشابه شهاب سه داره و اگر یک مرحله دیگه هم موتور باشه حالا همین موتور یا سلمان!. احتمالا این چیزی که شما میگید محقق بشه. ولی موشک نسبتا گرانی خواهد بود. حدود 4 برابر شهاب سه+سلمان +سرجنگی باید قیمت داشته باشه.
  18. من مطالعه ای در این مورد نداشتم.ولی یه مقایسه ای هست که میشه فهمید. اونم تقریبا یکی بودن مرحله اول دو ماهواره بر سیمرغ و "یونها" یا اونها 2 کره شمالی هست. Unha2 حدود 200 کیلوگرم محموله داشته. سیمرغ محموله اش که 150 کیلوگرم بوده. اما چیزی که بسیار جالب توجه هست اینه که مرحله اول موشک کره شمالی بعد از جدا شدن، در فاصله 3850 کیلومتری از محل پرتاب به دریا سقوط کرده. این یعنی موشک مرحله اول بقدری قدرتمند بوده که دو مرحله دیگه و محموله 200 کیلویی به نزدیکی مدار بفرسته. یه رقمی در حدود چند تن و خودش هم به فاصله مذکور سقوط کنه. پس میتونیم این نتیجه رو بگیریم که برد خام مرحله اول این موشک بیش از 4000 کیلومتر هست. .
  19. این پهپاد کیان 2 یا همونای دیگه که شبیهش هستن گفته شده 480 کیلومتر بر ساعت سرعت داره و این سرعت زیادی برای ملخ هست که به نظر باید موتور قدرتمندی داشته باشه، از طرفی برد بلندی هم داره و این موتور برای این کار باید بسیار کم مصرف باشه.
  20. از اونجایی که زدن دیگو گارسیا از نظر فنی یعنی زدن بخش اعظمی از اروپا، ایران حساسیتی ایجاد نمیکنه که البته بی معنی هست. و البته این اشتباه بسیار بزرگی بوده که قبل از برجام برد موشک ها رو به 5500 نرسوندیم. میتونستیم با این کار اروپا متعهد جدی نگهداریم. و الان هم لازمه که اگر مذاکره ای بخواد صورت بگیره ابتدا به لحاظ فنی این توانایی زدن اروپا با کروز و بالستیک اثبات بشه و ICBM هم دست کم رونمایی بشه و بعد مذاکره صورت بگیره. مذاکره بدون اینها یعنی شکست مجدد. ولی چون مذاکره با موشک میانبرد 5.5k میتونه ایران رو در رنج اروپا نگه داره برای آمریکا مفید هست که ایران جلوتر نره، و از طرفی برای ایران هم وسیله ای میشه برای متعهد نگاه داشتن اروپایی ها. در غیر این صورت باید سر 300 کیلومتر مذاکره کنیم/. در ضمن، برای زدن اروپا بهترین کار نصب پرتابه هایپرسونیک روی موجودی فعلی هست.
  21. یه تاریخچه مختصر از برنامه موشکی ایران: به نقل از منابع غربی: ایران خرید اسکاد از کره شمالی رو در حوالی 1985 شروع کرده. اون موقع هیچ حریفی نداشتن این اسکادها، پاتریوت سیستم نوپا و ناشناخته ای بوده و بعد اثبات کرد که قابلیت آنچنانی در برابر اسکاد نداشته. و احتمالا نتایج پاتریوت در 1991 صنعت دفاعی ایران رو متقاعد کرده این یک سلاح استراتژیک و متوقف ناشدنی هست. در اون زمان موشک کروز هنوز پدیده طبیعی جنگ شناخته نمیشده(1985) ایران در دهه 90 و حتی تا سال 2000 موشک میخرید، جمعا چیزی حدود 300 فروند خانواده اسکاد و از سال 2000 خط تولید شهاب 3 رو ایران با نرخ تولید سالی 70 فروند راه اندازی میکنه.جالبتر اینکه دقیقا در 2001 ایران در مورد موشک کروز هم به نتیجه مشابهی میرسه و از اکراین موشک کروز میانبرد خ 55 خریداری میکنه و این احتمالا بخاطر موفقیت موشک های کروز در حمله آمریکا به عراق بوده. یه محاسبه کیلویی؛ اگر همون نرخ تولید 70 فروند در سال رو ثابت نگه داشته باشن و هنوز خط فعال باشه، ایران باید حدود 1700 موشک در اندازه شهاب 3 تولید کرده باشه که همگی باید به سطح عماد ارتقا پیدا کرده باشن. موشک نودونگ 1990 معرفی شد واگر این موشک رو پایه شهاب در نظر بگیریم حدود 10 یا 9 سال طول کشیده که ایران به خط تولید موشک برسه. و اگر کلید زدن این داستان موشکی رو بگذاریم 1991 و فشارهای روانی وارد شده به صنایع دفاع و نیروهای مسلح برای تدارک دیدن در برابر آمریکا، حدود 9 سال باید منطقی باشه برای دستیابی به یک خط تولید. همین مقدار رو برای کروز خا 55 ملاک بگذاریم که در 2001 تحویل ایران شده و البته ایران در موردش تنها بوده و باید مهندسی معکوس میکرده، حدود 9 سال یعنی 2010 میشه و البته اولین سومار 2012 رونمایی شده. که یعنی یه 2 سالی هم مهندسی معکوس زمانبرده، از طرفی تکنولوژی موشکهای کروز هم با سری نور تا حدود زیادی بدست اومده بود. بنابراین اگر همین پایه سالی 70 فروند رو نه بصورت صنعتی بلکه نظامی ملاک سفارش تولید قرار بدیم، ایران باید حدود 560 فروند کروز میانبرد ساخته باشه. یعنی بعبارتی دیگر در رنج 1700 کیلومتر ما حدود تقریبی : 600 فروند کروز. 1700 فروند بالستیک. باید داشته باشیم و تنها دشمن استراتژیکی که برای زدنش به برد بالای 1000 در ابتدای این برنامه ها برای تعریف عددی پروژه نیاز بوده اسراییل هست. فکر میکنم سوخت مایع در رنج 250+1500-250 در فروند 2000 باید متوقف بشه. و همین مقدار هم احتمالا کروز ساخته بشه. اما دشمنان تهدیدات منطقه ای ما عمدتا در رنج زیر 1000 متوقف میشن یعنی حدود 700 کیلومتر. و به این دلیل که این فاصله نزدیک هست. نیاز به واکنش فوق سریع داره، موشک های سوخت جامد در این مسافت بسیار رعدآسا عمل میکنند، یعنی اگر واکنشمون رو بدقت تنظیم کرده باشیم دشمنی در همسایگی رو قبل از پایان عملیات هواییش منکوب میکنند. و شاید قبل از اینکه جنگنده هاشون از آسمان ما خارج بشه. بنابراین تولیدات موشکی در برد 700 تا 1000 بیشتر به نظر میرسه در معرض جایگزینی با توان نیروی هوایی یا تکمیل کننده اون باشن. چون بیشترین ماموریت های هوایی مربوط به این برد هست.
  22. در مورد هزینه آموزش یک خلبان برای جنگنده های آمریکایی ؛ The cost of training a basic qualified fighter pilot ranges from $5.6 million for an F-16 pilot to $10.9 million for an F-22 pilot. Bomber pilot training cost is also high, ranging from $7.3 million for a B-1 pilot to $9.7 million for a B-52 pilot. Costs for training transport pilots and mobility pilots are somewhat lower, but still considerable, ranging from $1.1 million for a C-17 pilot to $2.5 million for a C-130J pilot. Training cost per pilot for command, control, intelligence, surveillance, and reconnaissance operations (e.g., the RC-135) is about $5.5 million. بعبارتی دیگر اگر هزینه آموزش اف 5 رو نصف اف 16 بگیریم یعنی 2.5 میلیون دلار و 100 خلبان بخواهیم آموزش بدیم میشود 250 میلیون دلار. فقط برای اف 5 ... پس این قیمت 700 میلیون دلار چیز عجیبی نیست. https://www.rand.org/content/dam/rand/pubs/research_reports/RR2400/RR2415/RAND_RR2415.pdf
  23. بله. هر چه بیشتر جلو میریم تسلیحات گرانتری بدست میاریم از طرفی دیگر از شانس خطا هم کم میکنیم که جمع کار رو ارزانتر میکنه. https://www.airlinepress.ir/329316/خلبان‌های-ایرانی-با-هزینه-حدود-700-میلیو/ https://www.borna.news/بخش-سیاسی-3/1054027-خلبان-های-ایرانی-با-هزینه-حدود-میلیون-دلار-در-پاکستان-آموزش-می-دیدند-اگر-بنیه-دفاعی-نداشته-باشیم-دشمنان-صدام-دیگری-را-تربیت-می-کنند-باید-رد-موشک-ها-را-به-بالای-هزار-کیلومتر-افزایش-دهند برزگر ضمن اشاره به ساخت جنگنده‌های کوثر به عنوان یکی از اقدامات موثر صنعت دفاعی کشور تصریح می‌کند: در صنعت هوایی نیاز به خلبان داریم پیش از این خلبان‌ها در پاکستان آموزش می‌دیدند که بابت آن حدود 700 میلیون دلار پرداخت می‌کردیم، اما با ساخت سه جنگنده کوثر دیگر نیاز نیست که خلبان‎ها برای آموزش به خارج از کشور بروند. میشود. دلیلش هم در پست موجود بود...
  24. حتی آمریکایی ها هم چنین ادعایی ندارن. اگر در این حمله که من نیروی هوایی مدافع، پدافندش و اقدامات غیر عاملش رو مغلوب در نظر گرفتم، تا تهاجم خودم رو هزینه یابی کنم. میخواستم درصدی شانس به این موارد بدم اصلا نمیتونستم عملیات کنم. البته الان با 1991 فرق داره ولی در اون زمان 78 فروند اف 16 نتونستن پایگاه هسته ای عراق و یه نیروگاه رو بزنن! با اینکه کاملا بر آسمان عراق برای ساعاتی مسلط شدن و دقیقا هم بالای سر اهداف قرار گرفتن اف 15 رو برای دفاع هوایی داشتن و اف 111 رو برای اخلال سنگین. عملا تونستن آسمان رو دست بگیرن ولی نتونستن بمب ریزی کنن. علتش هم این بود که عراقی ها پرده دودی عظیم ایجاد کردن، جی پی اس رو اخلال کردن و حجم زیادی سام شلیک کردن. در صورتی که ما تونسته بودیم عملیاتی بسیار عمقی تر با پیچیدگی بیشتر و حجم کمتری هواپیماهای ضعیفتر و پرمصرفتر در H3 و آسمان سه کشور انجام بدیم. درصد خطا رو من حذف کردم. در عربستان مقداری از کروز ها به هدف نخوردن اما هدف کاملا محقق شد. چون اینجا تعداد هدف مشخص نشده بود، خود ارسال حجم مهمات رو ملاک بگذارید. ممکنه این حجم از مهمات صرفا برای دو هدف یا حتی یکی بکار بره. و اگر موشک به همون هدف اصابت کنه یک موشک با کلاهک 750 کیلویی نزدیک به دو بمب 1000 پوندی عمل کنه. این رو در خود متن توضیح دادم و بیشتر اینجا ادامه میدم: اگر تو این سناریوی شما، همه 16 موشک مورد اصابت قرار داده بشن. حدود 13 یا 14 میلیون دلار هزینه شده که از قبل هم محاسبه ای روی بازگرداندنشون نشده بوده. ولی اگر یک جنگنده اصابت کنه چند اتفاق میفته؛ - نمیشه جنگنده رو مثل موشک جایگزین کرد، اگر از دست رفت برای کشوری مثل ما بازگشت پذیر نیست. - بین 35 تا 120 میلیون دلار و معادل 3 تا 10 برابر حمله موشکی هزینه میگذاره بدون دستیابی به هدف. - زدن جنگنده که عملیات رو متوقف کنه یه پیروزی کامل به دشمن هم تقدیم میکنه در حالی که زدن موشک یه رفع نگرانی موقتی ایجاد کرده و ممکنه دقایقی بعد دوباره تکرار بشه، بار روانی حملات موشکی بسیار زیاد هست. - اگر جنگنده در خاک دشمن منهدم بشه و خلبان اسیر بشه! فاجعه است - اگر جنگنده در مرز دو کشور منهدم بشه، یه پلن عملیاتی امداد و نجات میخواد که بسیار هزینه بردار هست و ممکنه درگیری های بدتری رخ بده. - اگر خلبان درست روی هدف دچار نقص فنی و فرود اجباری در منطقه دشمن بشه - و بدترین سناریو این هست که یک اف 22 یا اف 35 یا یک بی 2 که لبه تکنولوژی شما برای کل نبرد هستن بدست دشمن بیفته و دشمن یادبگیره باهاش چکار کنه! - و نکته آخر اینکه در عملیات عمقی ممکنه مجبور به عبور از آسمان چند کشور باشید. - ... مهمترین بخش این داستان دفاع هوایی هست. که البته در برابر نیروی موشکی دشمن کاری از پیش نمیبره. صرفا در برابر نیروی هوایی دشمن اونم از نوع سرنشین دار میتونه موفقیت های محدودی در دفاع داشته باشه. جنگنده در حمله موفق تر از دفاع هست. متن رو خوب بخون، هزینه سالانه آموزش ها و آماده نگاه داشتن خلبانها برای ایران 700 میلیون دلار بوده. سوای این موضوع در مورد جنگنده شما باید هزینه پایگاه های هوایی و سامانه های راداری و پشتیبانی و ... رو هم حساب کنید. ایضا هزینه 20 سال نگهداری جنگنده. یه مورد اف 35 حدود 780 میلیون دلار از این بابت برای خرید امروز و نگهداری تا 2035 هزینه داره. هزینه نیروی موشکی در برابر این موارد تقریبا هیچ هست! بستگی داره. آمریکا اجازه نمیده روی جنگنده هاش تجهیزات ساخت خودتون رو نصب کنید، مگر با اخذ مجوز، که شاید اصلا نده و در زمان رژیم سابق هم نمیداد، یعنی اگر مهمات ساخت خودتون یا ساخت مثلا روسیه! رو روی تجهیزات ساخت آمریکا نصب کردید کل خدمات رو از اون تجهیزات حذف میکنند. مثل گارانتی وسایل برقی! و ای دلیلی بود که میگفتن زمان شاه اصلا نیروهای ایرانی اجازه نزدیک شدن به تسلیحات غربی رو نداشتن. JDAM ساخت ایران یا همان بمب یاسین بسیار بسیار ارزانتر هست. یه گزینه برای نیروی موشکی هست که میتونه بسیار مفید باشه، اون هم ارسال کردن چندکلاهک با یک موشک هست. مثلا موشک خرمشهر، عماد یا حاج قاسم بتونند هر کدوم با 3 کلاهک دشمن رو مورد عنایت قرار بدن. اینطوری میشه در یک حمله 20 فروندی 60 هدف رو زدن. یا 60 هدف در مقابل رادار دشمن پدید آورد.