Navard

VIP
  • تعداد محتوا

    524
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

  • Days Won

    11

Navard آخرین امتیاز شما در روز 29 مهر

Navard شما بیشتری مطالب مورد علاقه کاربران را دارید!

اعتبار در انجمن

3,056 نشان شجاعت

9 دنبال کنندگان

Profile Information

  • Gender
    Not Telling

آخرین بازدید کنندگان پروفایل

1,731 نمایش های پروفایل
  1. باور ۳۷۳ عملیاتی اشاره به برد هدف قرار دادن۲۲۰ کیلومتر موشک صیاد۴ خودروی چهار محور جایگزین شد
  2. دنیا خیلی تغییر کرده. دنیای ده سال قبل با الان خیلی فرق میکنه. دنیا بازیگران جدید پیدا کرده. چین و روسیه نیاز به یک متحد در مقابل ناتو دارند. و البته ایران هم تغییر کرده. جنگ سوریه و برجام مارو به جبهه شرق وارد کرده
  3. خط تولید بالگرد طوفان ۲ در بازدید جناب وزیر ظاهرا موتور از خارج وارد میشه (و چه بسا جاهای حساس انتقال قدرت) خلاصه ما هنوز در بخش گلوگاهی تکلیفمان مشخص نیست
  4. خب ظاهرا در دقیقه ۱:۱۰فیلم تبلیغاتی رزمایش فردا یک موشک پدافندی جدید مورد تست قرار گرفت(شایدم هم تست هدف قرار دادن این موشک توسط باور ۳۷۳ باشه) این موشک با توجه به کیفیت فیلم احتمالا از نوع فاتح است.(همان سامانه علم الهدی مورد اشاره). نام این موشک با توجه به بنر ها سدید۶۳۰ است. حالا باید صبر کنیم ببینیم فردا شاهد استفاده از این موشک خواهیم بود یا فقط این یک تست برای باور۳۷۳ است.
  5. این حرف شما کاملا درست . در همه جای دنیا همینطور که اهسته اسکادران ها تکمیل میشوند. برای مثال در اسرائیل یک شبه تعداد فالکون ها و ایگل ها به این تعداد نرسید. و یا تکمیل تحویل اسکادران های فعلی اف ۳۵ اسرائیل. اما خب برای کشوری مثل ایران با این وضعیت بد در آسمان تعداد ۳۴ فروند سوخو۳۵ خیلی کم!
  6. البته خدا کنه که اسمی به سختی فلک الافلاک رو بر روی سلاحی نزارند. فقط تصور این که پشت بی سیم بگیم چهار تا سامانه فلک الافلاک بیارید سخت! اما در رابطه با اسم عقاب. عقاب نماد تیزبینی و شکار دقیق هستش. اسم برازنده ای در کل. با اینکه بهتر بود بر روی یک رهگیر پرنده گذاشته بشه تا یک سامانه پدافندی. پ ن: احتمالا کمند زمین پایه یکی از همین سامانه های عقاب یا سپر...
  7. حالا که بحث خرید هوایی خیلی داغ یادی کنیم از این دو تصویر ... این اینفوگرافی مدت زیادی میگذره که منتشر شده که البته چندان هم معتبر نیست ولی در این تصویر ایران هم از خریداران پگفا در نسخهESاست که البته سال تحویل هم ۲۰۲۲ ذکر شده که با توجه تاخیرات پی در پی در پی پروژه پگفا در خود روسیه باید یک چهار پنج سالی روی این تاریخ ها برد‌. در تصویر جنجالی دیگه هم که به یک خرید نهایی تا سال۲۰۲۴ اشاره شده . تعداد۳۴ فروند سوخو ۳۵ به یک مشتری خارجی ناشناس در چند مرحله تحویل داده میشه. این تصویر چارت برنامه ریزی تولید شرکت سوخو است و قابل استناد و حال این مشتری ناشناس کیه خدا میدونه. شاید ترکیه و یا شاید ایران! البته برای ما این تعداد نا امید کنندست... طبق تصویر ۱۲ فروند تا در سال ۲۰۲۲ و ۱۴ فروند در سال ۲۰۲۳ و ۸ فروند در سال ۲۰۲۴ تحویل این مشتری ناشناس میشه. قضاوت رو به گذر زمان بسپریم بهتر!
  8. به امید خدا با ورود به خدمت کمند زمین پایه. توپ گتلینگ فتح بصورت اختصاصی برای نابودی این ریز مهمات مورد استفاده قرار میگیره و موشک سایدوایندر جهت هدف قرار دادن پهپاد ها و موشک های کروز و امثالهم. البته شاید بشه باقی توپ هارو هم توسعه داد به این منضور مثل توپ حائل که مجهز به الکترواپتیک سراج و مهمات مجاورتی است. البته عقیده دارم این توپ و سراج لخشی از سامانه های سپر و عقاب هستند. حائل سراج احتمالا ایران فقط راکت هایی میزنه که به سمت ابادی ها طی مسیر میکنند. مثل کاری که ایرون دام میکنه
  9. یک فتوشاپ سمی حقیقت اینه که پارسیان هند ۱۲۰۰ سال که از ایران رفتند. وضعیت اینا مشابه وضعیت مردم کورد سوریه و عراق و مردم دیاربکر و باکو و گنجه و سمرقند و بخارا و هرات و .... است. ولی خب اینا اینقدر غیرتمندند که همیشه دست هم وطناشونو گرفتن. یک مرتبه زمان ناصرالدین شاه و حالا هم زمان کرونا! حتما در اخبار خوندید که یک شرکت از پارسیان هند به ایران داروی کرونا رو میده در حالی که هیچ کشوری این کارو نمیکنه! کاش همه ایرانیان سابقی که جدا شدن و ایرانیان درون این مرز و بوم این اصالت رو داشتند. شخص فیلد مارشال سام هرمز با محمد رضا پهلوی هم حتی صحبت کرد و در آن نصیحت های ارزنده ای کرد ولی خب پهلوی دوم زیاد جدی نگرفت...
  10. مسیر دود موشک کاملا واضح. در خود امریکا هم کا پیشتاز در ساخت توپ های لیزریست هنوز به این سطح نرسیدن که پرتابه ای با سرعت راکت رو به راحتی بزنند. توپ لیزری الان بیشتر برای منحرف کردن و یا اسیب زدن استفاده میشه. برای مثال چون بدنه بسیاری از پهپاد ها یا قایق ها از کامپوزیت ساخته شده. لیزر باعث اسیب جدی به بافت این پرنده ها یا قایق ها میشه(البته هدف اصلی قایق ها هم راکت ها و موشک هایی هست که حمل میکنند. با لیزر اونا رو میزنند) ولی در زدن یک راکت با قدرت انرژی فعلی لیزر ها در دنیا کمی نا ممکن . با توجه به خط دود حاصل از موشک پدافندی استفاده شده در تصویر؛ احتمالا یک سامانه بر پایه کورتال هستش( یک عده ای میگن تور ام ۱ که بعید)
  11. بسیار عالی البته ایران چهار پنج سال پیش طرح هایی داشت . من جمله سامانه علم الهدی که از دو نوع موشک استفاده میکنند. یکی از موشک ها با برد بسیار زیاد و از سری خانواده فاتح هست. چه بسا بشه از موشک بالستیک رعد درش استفاده کرد. با این موشک ها میشه اکثر اواکس ها و سوخت رسان ها رو مورد ازار و هدف قرار داد و کل ارایش اونا رو بهم زد. مخصوصا الان که هواپیماهایی مثل سی ۱۳۰ نقش هواگرد مادر رو برای پهپاد ها و حمله فوجی بازی خواهند کرد. بهم زدن ارایش در ان برد خیلی مهم. ایران علاوه بر علم الهدی و موشک های سری فاتح و در اینده موشک جدید باور ۳۷۳ رو پهپادهای کرار در برد زیاد هم کار کرده که میتونه نقش مزاحمت هوایی و هدف قرار دادن هواگرد های سنگین رو به خوبی ایفا کنه. البته ایران نشان داد در زمینه پدافند کوتاه برد با همین سامانه های فعلی هم حرفا برای گفتن داره . برای مثال هدف قرار دادن راکت های بسیار کوچک در آسمان خدا افرین و احتمالا با سامانه حرز نهم. البته جای اشاره سامانه های سپر و کمند زمین پایه و عقاب کمی خالیه. اینا زیادی کامل میکنند پدافند هوایی ایران عزیز رو
  12. من در بدترین حالت به کسی منفی نمیدم. ولی افکار شما آنقدر الوده به نژاد پرستی که نتونستم نزنم. و اگه میتونستم بیشتر هم میزدم. شما مطالبتون دور از منطق و پر از حس ناسیونالیستی. ما نسلی هستیم که پیشروی تروریستا در دمشق بر دل کاخ ریاست جمهوری بشار اسد تو میلیتاری تحلیل میکردیم. و حالا به شما هم میگم. جهان دور گردون و میگرده. از افکار نئوعثمانیتون بیرون بیاید. جبهه ای که رژیم صهیونیستی و تروریست تکفیری باشه به هیچ عنوان حق نیست. رگ غیرتتون بلند نشه. دشمنی کسی در ایران با مردم آذربایجان نیست. این توهمات پانترکیسم که به شما جوونا القا میکنند. خودشون یک روز به فارسی به ترک فحش میدن و روز بعد به ترکی به فارس! مردم باکو هم گناهی ندارند. طرف حساب ما حکومت دست نشانده علیف خائن. وگرنه هم ارمنی ها هم وطنند و هم آذری ها. شما بجای این تعصب بر روی آذربایجان و توهمات جعلیش. از خدای متعال بخواهید این خاک رو به وارث واقعیش برگردونه. و برای این کار تلاش کنید. و یا اینکه قره باغ دست تروریست سلفی و صهیونیست بیوفته. همین فردا شهرها و خونه های شما در آذربایجان به سوریه تبدیل میکنند
  13. به نام خداوند بخشنده و مهربان مقدمه: خبرنگار به آرامی تاریخ اکتبر1980 را بر روی برگه ای که در دست داشت یاداشت می کند تا آماده مصاحبه با یکی از نامی ترین مشاهیر تاریخ هندوستان گردد. مدتی از آغاز جنگ ایران و عراق گذشته و این اتفاق سوژه ای مناسب برای طرح سوالی جنجالی بود. خبرنگار از وی می پرسد، نظرتان در رابطه با حمله عراق به ایران چیست؟ سام در پاسخ می گوید: "حیف از آن خاک پاک که مورد تعرض نظامی قرار گیرد. بروید و ببینید پشت سر این حمله کدام قدرت جهانی قرار دارد و چه می خواهد، جنگ ادامه سیاست است. افسوس که پیر شده ام وگرنه به ایران می رفتم و داوطلبانه در دفاع از سرزمین نیاکانم شرکت می جستم." فیلد مارشال سام هرمز جمشید منکشا اجداد وی در قرن دوم هجری با فشار روز افزون حاکمان مسلمان رو به رو شدند. قوانین سفت و سخت بر زندگی زرتشتیان باقی مانده در ایران جاری بود. برقراری نظام مالیاتی ظالمانه امان همه را بریده بود و چاره ای جز فرار برای آن ها باقی نمی گذاشت. تعداد زیادی از زرتشتیان از شهرهای مختلف ابتدا به ناچار به خراسان کوچ کردند. که با ادامه فشارها مسیر هندوستان را در پیش گرفته اند. بخش بزرگی از این کوچ کنندگان ساکن شهر ساری بودند( طبق گفته منابع) آنها با آتش مقدس خود که بهرام نام داشت سفر مخاطره آمیزی را در پیش گرفتند و بعد از حوادث گوناگون و مدتی مدید به شهر گجرات رسیدند. گجرات در هند از نظر آب و هوایی شباهت فراوانی به شهر ساری داشت. ساری بعلت نزدیکی به دریای مازندران آب و هوای معتدل و زمین های حاصل خیز و سر سبزی دارد. شباهت های گجرات به دل مهاجرین نشست. نماینده ای از طرف پارسیان به نزد فرماندار گجرات رفت. فرماندار با شروطی آنها را پذیرفت که مهمترین آنها گذاشتن سلاح بر زمین و هماهنگی با پوشش لباس و زبان محلی بود. آنها چون ترس جان داشتند پذیرفتند. با این حال سعی بر این کردند که همواره با یکدیگر ازدواج کنند و آداب اصیل ایرانیان که تمامی آنها از درست نیتی و صداقت ریشه می گرفت را سر لوحه جامعه خود قرار دهند. آنها محل سکونت خود را نوساری ( ساری جدید) نامیدند تا هرگز خاک مادری را فراموش نکنند. بعد گذشت قرن ها، پارسیان موفق ترین و متحد ترین قوم در بین تمام اقوام کشور هزار طائفه هندوستان هستند. در دل این قوم فرزندی به دنیا آمد که پدرش وی را سام نام نهاد. وی فرزند پنجم خانواده بود و از همان کودکی استعدادی شکوفا از خود نشان می داد . پدرش همواره از او می خواست که مانند خودش پزشک شود. ولی سام در جواب می گفت: من یک پارسی هستم و مردان پارسی سپاهی گری را بر پیشه های دیگر ترجیح می دهند و من باید افسر شوم. در سال 1931 کمیته دانشگاه نظامی هند طرح ایجاد یک نیروی منظم نظامی را با جذب جوانان 18 تا 20 سال آغاز می کند. برای قبولی در این دانشگاه در سال 1932 کنکوری برگذار می شود که سام هرمز جمشید در آن جز 15 رتبه اول می گردد. وی بعنوان بخشی از اولین دانشجویان دانشگاه نظامی هند انتخاب می شود. در این دانشگاه فقط 22 نفر توانستند شرایط مدنظر خدمتی را به پایان برسانند که یکی از آنها سام بود. سام توانست در 1 فوریه 1935 با درجه ستوان دومی از این دانشکده فارغ التحصیل شود. در آن سال ها نیروهای هندی تازه آموزش دیده قبل از اعزام به یک واحد هندی، ابتدا به یک هنگ انگلیسی می پیوستند. در نتیجه سام به گردان دوم رویال اسکاتلندی مستقر در لاهور پیوست و بعد ها به هنگ دوازدهم مرزی مستقر در برمه اعزام شد. وی را بعلت تسلط بر چند زبان هندی و انگلیسی و ... بعنوان مترجم بکار گرفتند. سام هرمز در ایام جوانی سربازان هندی در جنگ برمه و مقابله با ژاپن در 1942 با آغاز حملات ژاپن به مناطق تحت سلطه انگلیس در جنوب شرق آسیا و نزدیکی آنها به شبه قاره هند خطر جدی اصلی ترین مستعمره امپراطوری بریتانیا را تهدید می کرد، در آن روز ها کمبود در تعداد افسران بیداد می کرد. تقدیر با سام همراه شده بود. وی در آنجا بعلت لیاقت بسیاری که از خود نشان میداد به درجه سرگردی موقت دست یافت. وی به آرزویش نزدیک شده بود و به فرماندهی هنگ "گورخا" رسیده بود. این هنگ همان هنگی است که ضد حملات علیه ارتش سلطنتی ژاپن را آغاز کرد. در طی نبرد بر سر تپه های پاگودا هنگ گورخا با یک ضد حمله شدید توانست نیروهای ژاپنی را پس بزند. به هنگ سام آسیب 50 درصدی وارد شده اما او به هدفش رسیده است. سام در این نبرد به شدت زخمی شد. سرلشکر دیوید کاوان فرمانده لشکر 17 پیاده با مشاهده نبرد و شجاعت هنگ گورخا با شتاب به سوی سام حرکت کرد و از ترس آنکه مبادا سام بمیرد مدال نظامی خود را به سام بست و گفت به یک فرد مرده نمی توان مدال نظامی داد! بعدها با انتشار این خبر در روزنامه لندن کسب مدال توسط سرگرد هندی رسمی شد. بدن مجروح سام به دست یک پزشک استرالیایی سپرده شد. پزشک با دیدن شدت جراحت، عمل را نپذیرفت ولی با تهدید هم رزم سام، بسوی او بازگشت و پرسید چه بر سرش آمده؟ در همان لحظات سام بهوش آمد و در پاسخ گفت یک قاطر به من لگد زده است. پزشک تحت تاثیر شوخ طبعی وی قرار گرفت و جان وی را نجات داد و هفت گلوله از ریه و کبد و کلیه های وی خارج کرد! بخش بزرگی از روده های وی برداشته شد. خطر از بیخ گوش سام عبور کرده بوده. در جنگ جهانی دوم سام هرمز در درگیری های متعددی شرکت کرد و در سال 1944 به درجه سرهنگ دومی نائل آمد. پس از تسلیم بی قید و شرط ژاپن وی سرپرست خلع سلاح 60هزار اسیر جنگی ژاپنی شد. وی چنان خوب از عهده مسئولیتش بر آمد که حتی یک گزارش بی انضباطی در اردوگاهش ثبت نشد. جهت مشاهده تصویر بزرگتر بر روی آن کلیک کنید با استقلال هندوستان در سال 1947، پاکستان هم برنامه ی استقلال خود را دنبال می کرد. سام هرمز که بعد جنگ دوره های جدیدی را گذرانده بود کمک شایانی به تشکیل ارتش هند جدید کرد. در همین گیر و دار در 22 اکتبر نیروهای پاکستانی به کشمیر نفوذ کرده و دومل و مظفر آباد را تسخیر کردند. فردای آن روز مهاراجا هاری سینگ، حاکم ایالت جامو و کشمیر از هند درخواست کمک کرد. صبح روز 27 اکتبر نیروهای هندی به منطقه اعزام شدند و شهر سیرناگر درست قبل از رسیدن نیروهای پاکستانی بدست نیروهای هندی افتاد. با آغاز ضد حملات هند، پاکستانی ها دچارصدمات جدی شدند. که در نهایت جنگ بدون نتیجه قطعی به پایان رسید.این جنگ ریشه ای بر دشمنی بی پایان هند و پاکستان شد. در سال ۱۹۶۱ که خطر تصرف «لاداخ» از سوی چین احساس می شد، سام هرمز جمشید در مقاله ای از سیاست های «کریشنا منون» وزیر دفاع وقت هند انتقاد کرد و علنا نوشت که منون از فنون نظامی بی اطلاع است یا سوءنیت دارد. به همین دلیل هنگامی که در سال ۱۹۶۲ نیروهای هندی در لاداخ از برابر چینیان گریختند او را مامور جبهه کردند و سام که درجه ژنرالی داشت در فرمانی خطاب به نظامیان تحت فرمان خود نوشت: می دانید که من یک پارسی ام و عقب نشینی در ذات ما گناه است. بنابراین، جز با دستور کتبی هرگونه عقب نشینی ممنوع است و مرتکب به دادگاه صحرایی فرستاده خواهد شد و تا من زنده باشم دستور عقب نشینی داده نخواهد شد. با همین فرمان، هندیان ایستادند و اراضی بیشتری را از دست ندادند.( پارارگراف از روزنامه اعتماد) این نبرد ها نشان دادند که باید نیروی نظامی قدرتمندی را در مقابل پاکستان و چین توسعه داد و البته هند در نتیجه ی آن به سرعت ارتشی بزرگ را فراهم کرد که اولین درگیری تمام عیار جدید آن در در 1965 و نبرد کشمیر رخ داد که با پیروزی قاطع هند همراه شد. نقشه ای از موجودیت پاکستان شرقی و محور های درگیری در 1970 اعتراضات بر سر خودمختاری پاکستان شرقی(بنگلادش) شدت گرفت. آن زمان بنگلادش بخشی از پاکستان بود. این سرزمین 1600 کیلومتر از خاک اصلی پاکستان فاصله داشت و پاکستان تمام تدارکاتش به این بخش از خاکش را از طریق دریا میرساند. با شدت گیری ناراضیتی و اعتراضات، پاکستان دست به ایجاد یک قحطی و فشار اقتصادی ساختگی زد تا شاید مردم این ناحیه زیر فشار ساکت شوند. اما این رفتار دولت پاکستان نتیجه عکس می دهد. پاکستانی ها تمام این اتفاقات را زیر سر هند می دانند. در مارس 1971 پاکستان یک کارزار شدید را برای مهار جدائی طلبان آغاز میکند. با اعزام تعداد زیادی نیروی امنیتی به پاکستانی شرقی یک حکومت پلیسی مخوف برقرار می شود. در نتیجه این تندروی، هزاران نفر از اهالی پاکستان شرقی جان خود را از دست می دهند. در این بین ده میلیون نفر به بنگال غربی پناهنده شدند. بنگال غربی تحت نفوذ هند قرار داشت. هند در آن سال ها با رکود اقتصادی دست و پنجه نرم می کرد و این تعداد پناهنده تیرخلاصی بر پیکرش بود. در نتیجه در هند تصمیم بر این گرفته شد که از تشکیل دولت مستقل بنگال حمایت شود. جنگ حتمی به نظر می رسید. بدبینی در بین طرفین به حد اعلای خود رسیده بود و همه حرف از جنگ می زدند. طی جلسه کابینه نخست وزیر ایندیرا گاندی از سام هرمز که آن روز ها ریاست ستاد ارتش را بر عهده داشت پرسید که آیا می شود هم اکنون با پاکستان وارد جنگ شد؟ سام پاسخ داد هم اکنون اکثر یگان ها در دیگر نقاط مستقر هستند و همچنین تعداد بسیار کمی تانک در منطقه مستقر است. وی همچنین به بارش های موسمی پیش رو اشاره کرد که تدارکات جنگ را ناممکن می کرد. وی پس از ترک جلسه درخواست استعفا داد که نخست وزیر آن را نپذیرفت و در عوض از اون مشاوره خواست. سام گفت اگر به من اجازه دهید تا جنگ را با شرایط خودم مدیریت کنم و تاریخ آغاز جنگ با من باشد می توانم پیروزی را برایتان به ارمغان بیاورم. گاندی موافقت کرد. پس از آن روز سام هرمز به دنبال برنامه ریزی استراتژی خود رفت. ارتش دست به مقدمه چینی های گسترده ای زد. هند دست به آموزش یک گروه بزرگ از شبه نظامیان ملی گرای بنگال زد. حدود سه تیپ از نیرو ها آموزش دیدند و 75هزار نفر هم مسلح شدند. این نیرو ها وظیفه ی اجرای عملیات پارتیزانی و آزار دادن نیروهای پاکستانی را بر عهده داشتند که در ابتدای جنگ بصورت موثر مورد استفاده قرار گرفتند. تعداد زیادی از یگان ها به منطقه منتقل شدند. پاکستانی ها در 3 دسامبر 1971 با مشاهده تحرکات هند که جنگ را حتمی می دیدند دست به اجرای یک حمله پیش دستانه زدند. پاکستان به تقلید از اسرائیل دست به حمله هوایی گسترده علیه 11 پایگاه غربی هند زد با این تفاوت که بر خلاف روند جنگ شش روزه، نتوانست به نیروی هوایی هند آسیب جدی وارد کند. روز بعد نیروی هوایی و دریایی هند عملیات گسترده ای را در دو جبهه شرقی و غربی آغاز کرد. هند با یک حمله شبانه دریایی با قایق های اوسا چند کشتی نظامی و غیر نظامی مستقر در کراچی را مورد هدف قرار داد. ناوهای هواپیمابر هندی نقش پر رنگی در پیروزی دریایی و اجرای محاصره ی پاکستان شرقی داشتند. اوضاع در پاکستان شرقی برای دولت مرکزی رو به وخامت می رفت. نیروی دریایی هند بنگلادش را محاصره کرده بودند و بدین طریق تنها راه ارتباطی پاکستان با پاکستان شرقی بسته شد. بخش بزرگی از شناور های پاکستان مستقر در بنگلادش مورد هدف قرار گرفتند. نیروی دریایی پاکستان به کل فلج شده بود. نیروی هوایی هند هم در طی آن چند روز چهار هزار سورتی پرواز انجام داد. این تعداد حمله هوایی در آن روز ها کم نظیر بود. در نتیجه حملات وحشتناک نیروی هوایی هند، دشمن بر روی زمین کاملا فلج شد. پاکستان سعی در باز کردن جبهه ای جدید در کشمیر کرد که نتیجه ای نگرفت. جنگ برای پاکستان فاجعه بار بود. پاکستان این بار هم آغاز گر جنگ بود اما به کل آبروی خود را از دست می داد. با قطعنامه سازمان ملل نیروهای دوطرف موظف بر اجرای آتش بس و بازگشت نیروهایشان به مرزها شدند. اما پاکستان برای همیشه پاکستان شرقی را از دست داد. این جنگ یک موفقیت بسیار بزرگ در کارنامه سام هرمز جمشید منکشا بود. اولین پیام رادیویی منکشا در 9 دسامبر 1971 به سربازان پاکستانی: "نیروهای هندی شما را محاصره کرده اند. نیروی هوایی شما نابود شده است. شما هیچ امیدی به کمک آنها ندارید. بنادر مسدود شده اند. هیچ کس از دریا نمی تواند به شما برسد. شما کیش مات شده اید. همه ی مردم آماده انتقام ظلمی هستند که شما مرتکب شده اید. چرا می خواهید زندگی تان را هدر دهید؟ آیا شما نمی خواهید به خانه و نزد فرزندانتان بروید؟ وقت را از دست ندهید و سلاحتان را بر زمین بگذارید. زمین گذاشتن سلاح شما مایه شرمساری نیست." لحظه تسلیم درنهایت بعد روز ها جنگ در 16 دسامبر 1971 تسلیم نامه رسمی توسط سپهبد امیر عبدالله خان نیازی امضا شد و جنگ سوم هند و پاکستان به پایان رسید. سام هرمز دستور منع غارت و تجاوز را داد و بر لزوم حفظ احترام و دوری از بیگم ها (زنان به زبان هندی) تاکید کرد. همه سربازان سام را می شناختند و می دانستند که نمی توانند از دستوراتش سر پیچی کنند. از طرف سام جمله ای نقل شده که خطاب به سربازان گفته: وقتی یک زن مسلمان را می بینید، دستان خود را در جیب بگذارید و به سام فکر کنید! رفتار سام هرمز آنقدر با اسرا خوب بود که به نماد دلسوزی در برابر اسرا تبدیل شد. او برای اسرا قرآن تهیه می کند. می گذارد مراسم های خود را بر گذار کنند و تبادل نامه با خانواده هایشان انجام میدهد. نیروهای هندی با پرچم هندوستان در بنگلادش . .پس از جنگ گاندی تصمیم گرفت که به وی درجه فیلد مارشالی بدهد ولی با مخالفت باقی نظامیان همراه شد. سام در 1972 بازنشسته می شد با این حال دوره خدمت وی 6 ماه دیگر تمدید گردید. در نهایت در 1 ژانویه 1973 وی به درجه فیلد مارشال ارتقاء یافت. فیلد مارشال سام هرمز پس از قریب به چهار دهه فعالیت در 15 ژانویه 1973 از خدمت فعال بازنشسته شد. پس از خدمت به استادی دانشکده ی افسری پرداخت. در دوران پسا خدمت شدیدا مورد هجمه ی جریانات رقیب و برخی همکاران سابق قرار گرفت. عده ای وی را نژاد پرست و حتی ضد یهود نام نهادند. با این حواشی کمی از ارزش های این اسطوره نظامی نادیده گرفته شد. وی با اینکه فیلد مارشال بود اما حقوق کامل دریافت نمی کرد. در سال 2007 پس از 30 سال در دوره ریاست جمهوری عبدالکلام 13 میلیون پوند به او اعطا شد که جبران حقوق معوقه اش در این سال ها باشد. فیلد مارشال سام هرمز جمشید منکشا در ساعت 12:30 روز 27 ژانویه 2008 بر اثر بیماری ذات الریه درگذشت. آخرین جمله ای که از وی شنیده شد، این بود: "من خوبم " وی در مجاورت قبر همسرش در قبرستان پارسیان اوتی به خاک سپرده شد. از او دو دختر و سه نوه به یادگار مانده است. پرتره ای از فیلد مارشال سام هرمز جمشید منکشا آخرین سردار پارسی نویسنده: Navard پیوست: این مقاله اولین نوشتار با جزئیاتی است که در رابطه فیلد مارشال سام هرمز جمشید منکشا در وب پارسی نوشته شده است. این مطلب برای انجمن military.ir تهیه شده و هر گونه برداشت از آن با ذکر منبع و نام نویسنده بلامانع است. منبع: 1-روزنامه اعتماد مورخ ۱۳۸۵/۰۴/۱۰ 2 - کتاب صد جنگ بزرگ تاریخ(علی غفوری) 3- https://en.wikipedia.org/wiki/Sam_Manekshaw 4-
  14. البته این که ارمنستان ارتش اصلیش در نبرد نبود؛ زیاد با واقعیت هم خوانی نداره. شمار زیادی تانک و توپخانه وارد منطقه شدند. و تنها بخشی که کمک نکرده ظاهرا نیروی هوایی این کشور. جنگ تا اونجا ادامه پیدا کرده که عمق خاک همدیگه رو میزنند. و تمام این حرفا گویای وسعت جنگ. s300 ای که در عمق خاک ارمنستان زده شد هم نمونه بارز همین! این حرفی که ارمنستان میزنه فقط جهت امید دادن به سربازان خودشه. میگه اینا فقط نیروهای استناپاکرت یا ارتساخ هستند و ما ارتش ظفرمند مون وارد جنگ نشدیم. اما با توجه به آمار و ارقام واقعا بخش بزرگی از زرهی ارمنستان همینطور توپخانش نابود شده. اگه قره باغ رو در حد یک استان ارمنستان در نظر بگیری و یک تناسب نسبی با امار و ارقام ارتش این کشور ببندید. متوجه میشین این امار ارقام فقط به کل ارتش ارمنستان میخوره نه یک منطقه ! بنظر من اگر مانعی جلوی پیشروی جمهوری باکو ایجاد نشه. اون ها به پیشروی ادامه میدن. و چرا ادامه ندن؟! اونا اینطوری ارمنستان رو کوبیدن و فلج کردن که به این مرحله برسن. با اینکه ادامه پیشروی تحریک کنندست و ورود قدرت های مثل ایران و روسیه جدیست. ولی خب فعلا که خبری نیست. اگر موشک لورا به تعداد کافی باشه و ترک ها هم کمی موشک بفرستند و البته حملات پهپادی همینطور گسترده بمونه. و هیچ مانع و تغیری صورت نگیره. باور کنید تا خود ایروان میرن و حمله به خاک ارمنستان دشوار نخواهد بود. البته من عقیده دارم این موانع باید ایجاد شه. و میشه... باید از این به بعد بنویسیم. هیتلر زمانه ات را بشناس
  15. احتمالا در روزهای دیگه پیشروی ها سریعتر و فاجعه بار تر بشه. ارتش ارمنستان عملا از هم گسیخته. بهترین یگان هاشون رو از دست دادن. مگر اینکه اتفاق عجیب غریبی بیوفته. نیروهای آذری میتونند با حملات برق آسا کاری کنند شبیه پیشروی های المان ها تا دنکرک. خلاصه وضعیت اصلا خوب نیست. نقشه نبرد دنکرک نیروهای آذری الان این امکان رو دارند که از خطوط دفاعی ارمنستان بگذرند که هیچ همین خطوط مرزی رو برای دور زدن نیروهای ارمنستان حتی بدون درگیری شدید در پبش بگیرند. و با توجه به سیل کمک رسانی ارامنه به این نواحی بسیاری از نقاط استراتژیک دیگم رها میشن تا از خاک اصلی ارمنستان دفاع بشه. اونوقت یک پاکت بسیار بزرگ و محاصره چندین درجه برای ارمنستان اتفاق میوفته. عملا مرز گرجستان رو هم باید فراموش کرد. یا الان باید کمک کرد به ارمنستان یا هیچ وقت. ارمنستان بر لبه پرتگاه. این ادامه همون خاورمیانه بزرگ!