ghiam

VIP
  • تعداد محتوا

    88
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

  • Days Won

    6

ghiam آخرین امتیاز شما در روز 31 مرداد 1398

ghiam شما بیشتری مطالب مورد علاقه کاربران را دارید!

اعتبار در انجمن

1,341 نشان لیاقت

1 دنبال کننده

درباره ghiam

  • رتبه حساب کاربری
    سرجوخه

آخرین بازدید کنندگان پروفایل

985 نمایش های پروفایل
  1. طبق گفته های جناب امی قرار هست امسال ساخت هواپیمای 8 نفره شروع بشه (احتمالا همون هواپیمای 2-19 نفره) که برای مسافت های نزدیک استفاده خواهد شد. ایران 140 های ساخته شده هم قرار هست به عنوان هواپیمای باربری مورد استفاده قرار بگیره. با توجه به اینکه ایران 140 از لحاظ آیرودینامیک و اویونیک استاندارهای لازم رو داشته با ساخت موتور توربوفن به خط تولید باز خواهد گشت. اما هواپیمای 150 نفره که دوستان در بالا برخی اطلاعات مربوط به اون رو قرار دادند. این هواپیما 168 نفر ظرفیت داره. از یک موتور توربوفن ملی با قدرت 90-150 کیلو نیوتن استفاده می کنه. جناب امی اعلام کردند یک پیشران ملی با توان 34000-35000 پوند در درست ساخت هست معادل 150 کیلونیوتن. با توجه به ابعاد و قدرت این پیشران به احتمال بسیار زیاد این پیشران مشابه موتور CFM56 خانواده ایرباس A-320 و بویینگ 737 هست. به این دلیل که این پیشران ها دهها سال هست در دسترس ما قرار دارند و تمام تعمیرات اساسی آن بر عهده خود ایران بوده بنابراین آشنایی کافی با این پیشران وجود داره. همچنین این پیشران بیشترین و مورد اعتمادترین پیشران مورد استفاده در هواپیمای با ظرفیت 100-200 مسافر هست. پیشران CFM56 برد این هواپیما 4000 کیلومتر اعلام شده که در مقایسه با خانواده A-320 (برد 5000-6500 کیلومتر) و بویینگ 737 برد بسیار کمتری داره که شاید به سوخت مصرفی بالاتر این پیشران نسبت به پیشرانهای مشابه یا وزن بیشتر هواپیما برگرده. هر چند در صورت ساخت پیشران با قدرت 35000 پوند به احتمال بسیار زیاد برد هواپیما بیش از 5000 کیلومتر خواهد بود چرا که ممکن هست برد 4000 کیلومتری مربوط به زمان قبل از ساخت موتور ملی 35000 پوندی بوده و برد اعلامی طبق اطلاعات درج شده در بنر یعنی 90 کیلونیوتن باشه. در مرحله اول قرار هست چهار هواپیمای 150 نفره (پروتوتایپ) به ارزش 2 میلیارد دلار ساخته بشه. و پس از گذراندن تستهای مورد نیاز خصوصا در بخش پیشران شروع به تولید انبوه کنند. باید امیدوار بود چنین پروژه ای ثمره بده هر چند به دلیل عدم تخصیص بودجه لازم کار به کندی هرچه تمام تر پیش میره. ولی در صورت ساخت چنین هواپیمایی یکی از نیازهای اساسی کشورما برطرف میشه چه در سطح تجاری و چه نظامی. این هواپیما میتونه پروازهای ما تا کل خاک اروپا و بخش اعظم آسیا را پاسخگو باشه. احتمالا در زمینه مسافربری حداقل 100-150 فروند از این هواپیما نیاز داشته باشیم -خصوصا با عمر بالای ناوگان هوایی کشور- اما در این هواپیما میتونه یک نیاز اساسی از نیروهای مسلح کشور رو در بخش های مختلف برطرف کنه. 1- دربخش بابری تاکتیکی میتونه جایگزین هرکولس‌های نیروی هوایی بشه. 2- تبدیل به هواگرد آواکس بشه 3- به عنوان هواپیمای گشت دریایی مورد استفاده قرار بگیره و پی-3 بازنشسته بشه. که در این صورت 80-100 فروند از این هواپیما برای نیروی های نظامی ما مورد نیاز هست. چند تصویر هم از پروژه هواپیمای 150 نفره قرار میدم.
  2. خب رابطه بینا 2 و فجر4 هوا پایه رو متوجه نشدم. این دو کاملا متفاوت از هم هستند. اصلا هیچ شباهتی به هم ندارن. بینا2 یک بمب با کیت هدایت لیزری شبیه به جی بی یو12 و ارتقای بمب عصر67 هست. طبق برخی اطلاعات وزن موشک 100 کیلوگرم هست و بردش هم زیر 15 کیلومتر. اگر قرار بر استفاده از بینا باشه بهتر هست ستار 4 که حاصل کیت هدایت لیزری بر روی مارک82 هست لود بشه که سرجنگی بسیار سنگین تری داره. احتمالا موشک هدایت لیزری ستار4
  3. حالا با اعلام وزن 6000 تن کاملا منطقی است که ناوشکن پروژه هرمز دارای 96 سیلوی عمود پرتاب باشد. احتمالا اسم پروژه هرمز هست و اسم ناوشکن نگین باشد. بعید است نیروی دریایی همزمان دو ناوشکن 6000 تنی را پیش ببرد. اما اگر ناوشکن نگین جدا از پروژه هرمز باشد پس باید طرح آن متفاوت باشد و احتمالا همرده تایپ 45 یا تایپ 52 است.
  4. احتمالا مرحله اول قاصد از مرحله اول موشک قدر اف استفاده شده باشه بنابراین قطر مرحله اول ۱/۲۵ متر هست و مرحله دوم هم ۱ متر، تنها پیشران یک متری مشاهده شده هم همون پیشران سلمان هست. با توجه به این موضوع پیشران سلمان با موفقیت تست شده. اما نکته مهمی که نباید از کنارش گذشت اینه که در صورت استفاده از مرحله اول موشک قدر اف، هزینه و زمان ساخت ماهواره بر به شدت کاهش پیدا میکنه. به نظر تا ساخت موشک ASAT راهی نمونده.
  5. به نظر من رعد500 بهترین گزینه هست البته با کمی تغییرات. اگر سرجنگی 500 کیلوگرمی رو به 300 کیلوگرم کاهش بدیم و برد موشک زمین به زمین رو با کاهش 200 کیلومتری به 300 کیلومتر برسونیم. وزن موشک احتمالا بیش از 800 کیلوگرم کاهش پیدا می کنه که در نتیجه ابعاد موشک چه از نظر طول و چه قطر کوچیکتر میشه. با توجه به برد 300 کیلومتری موشک زمین به زمین جدید برد 500 کیلومتری برای نسخه هواپرتاب اون احتمالا به دست خواهد اومد. با وزن تقریبا 900 کیلومتری موشک جدید، میشه حداقل دو موشک رو روی فانتوم بارگذاری کرد. با توجه به ماموریت میشه از سیکرهای مختلف استفاده کرد. یک موشک پرسرعت با قدرت تخریب بالا که کار روی برای پدافند بالستیک بسیار دشوار میکنه و همچنین زدن حامل اون قبل از پرتاب تقریبا محاله.
  6. اثربخشی سامانه‌های پدافندی در درگیری‌های گذشته بخش آخر: خاورمیانه و صربستان سامانه پدافندی استراتژیک اس 400 به عنوان یکی از برترین سامانه‌های پدافندی ساخته شده تا کنون با استفاده از 3 موشک در برد‌های مختلف قابلیت درگیری با انواع اهداف را در ارتفاع پایین، متوسط و بالا و همچنین تا برد 400 کیلومتر دارد به غیر از عملیات طوفان صحرا در مورد سایر جنگ‌های خاورمیانه اطلاعات بسیار ناقصی وجود دارد که غالبا به دلیل عدم تمایل اسرائیلی‌ها، سوری‌ها و مصری‌ها به افشای کامل خسارات جنگی، این اطلاعات آمیخته با دروغ است. عمده درگیری‌ها منجر به استفاده از سامانه‌های پدافندی شوروی شدند عبارتند از: جنگ اسرائیل - مصر، جنگ یوم کپور در سال 1973 و حمله به لبنان در سال 1982. اولین سامانه‌های اتحاد جماهیر شوروی در منطقه را 15 تا 25 باتری SA-2 تشکیل می‌داد که در اواخر دهه 1960 تحویل داده شد ، اما به طور ویژه‌ای مؤثر نبودند. این سامانه‌ها توسط مصریان و با استفاده از مربیان شوروی تبار به خدمت گرفته شدند که تعدادی از آنها نیز در جریان پیشروی‌های صحرای سینا در سال 1967 به غنمیت گرفته شد. پدافند سوریه نیز در این دوره 18 باتری سام2 را مستقر کرد و در ادامه با استفاده از 16 باتری سام3 شبکه پدافندی خود را تکمیل کرد. در اوایل سال 1970، اتحاد جماهیر شوری عملیات قفقاز را آغاز نمود و بخش بزرگی از نیروهای پدافندی خود را مستقر کرد که مشتمل بر 18 گردان در قالب سه تیپ توسط ژنرال اسمیرنوف رهبری می‌شد و از واحدهای پدافندی در دنیپروپترووسک ، مسکو، لنینگراد و بلاروس انتخاب شده بودند. هر گردان شامل چهار باتری سام3، یک ستون ZSU-23-4 و تیم‌های پشتیبانی مجهز به دوشپرتاب‌های سام7 بود. ظاهرا این واحدها مربیان روسی بودند اما لباس نیروهای نظامی مصری را می‌پوشیدند و خدمه کاملی را برای سامانه‌های پدافندی تشکیل می‌دادند. از اوایل سال 1970 واحد‌های پدافندی شوروری در امتداد کانال سوئز مستقر شدند. دکترین عملیاتی شبیه به دکترین ویتنام شمالی بود باتری‌ها به طور مکرر جابجا می‌شدند و با استفاده از چندین باتری پشتیبانِ یکدیگر برای هواگرد‌های اسرائیلی کمین می‌کردند. S-125 / SA-3 شوروی در درجه اول برای تامین دفاع نقطه‌ای از مناطقی با اهداف ثابت در برابر هواپیماهای حمله کننده در ارتفاع کم تا متوسط طراحی شده بود. موشک توسط لینک داده هدایت می‌شد و از یک پیشران سوخت جامد استفاده می‌کرد، رادار درگیری ایکس باند SNR-125 با عمکلرد قابل قبول کلاتر در ارتفاع پایین و رادار کشف هدف P-15 باند یو اچ اف که عملکرد قابل قبولی در برابر ناهمواری‌ها در ارتفاع پایین را داشت شامل می‌شد. چند ساعت زمان برای راه‌اندازی دوباره باتری سام 3 نیاز بود البته بر خلاف سام 2 که به مهارت خدمه و جابجایی سایر اجزا که در قالب یک کاروان بزرگ بود بستگی داشت. در درگیری‌های بعدی بر ضد اسرائیل، شوروی اعلام کرد با استفاده از سام 3 توانسته 5 جنگنده اسرائیلی را منهدم کند و در این حین 22 سام2، سام3 و توپ‌های پدافندی را از دست داده است. مصریان برای جبران خسارات 1967 عملیاتی را در سال 1973 با پشتیبانی 3 تیپ سام 6 که مشتمل بر 18 باتری آغاز کردند. بر خلاف سامانه‌های شوروری که از رادار برد بلند هشدار دهنده 1S12 استفاده می‌کرد باتری‌های سام6 مصری غالبا از ردارهای نیمه متحرک P-15 و P-15M در باند یو اچ اف بهره می‌بردند. همچنین سوریه مدعی بود دو تیپ سام6 را به دست آورده است. رادار پی 15 یک رادار هشدار زودهنگام در باند کاری VHF است نیروهای زمینی و اهداف استراتژیک مصر که از کانال سوئز عبور کردند و سوری ها که به ارتفاعات جولان حمله کردند، توسط واحدهای سامانه‌های پدافندی و توپ‌های ضد هوایی محافظت می‌شدند. به طور گسترده ای اذعان شده است هواپیماهای اسرائیلی در هنگام جنگ سال 1973 متحمل تلفات سنگین شدند. مستنداتی کمی وجود دارد که دقیقا چه تعداد از این هواگردها توسط سامانه‌های پدافندی از دست رفته و اینکه توسط کدام نوع از این سامانه‌ها بوده است. ادعاهای عمومی حاکی از آن است 303 هواپیما در جنگ از دست رفته است، منابع دیگر 40 فروند از آنها را ناشی از اصابت سامانه‌های موشکی و 4-12 فروند را مربوط به آتش جنگنده‌های عربی می‌دانند. بنابراین بیشترین تلفات اسرائیلی‌ها نتیجه آتش توپ‌های ضد هوایی ارتفاع پایین است در اینجا هم الگویی که در به کارگیری سامانه‌های زمین به هوا دیده می‌شود همان منع استفاده از ارتفاع متوسط و بالا برای جنگنده‌ها است تا آنها مجبور شوند در پاکت توپ‌های پر تعداد ضد هوایی قرار گیرند. اتحاد جماهیر شوروی در اوایل سال 1976 از مصر خارج شد پس از آن پیمان صلح سادات با اسرائیل مجوز کناره گیری از درگیری با غرب را به مصر داد. در نتیجه پیمانکاران چینی و غربی پشتیبانی از سیستم‌های پدافندی شوروی را به دست گرفتند. نبرد بزرگ بعدی که به کارگیری سامانه‌های زمین به هوا در آن مشاهده شد حمله اسرائیل به لبنان در سال 1982 با نام عملیات "صلح برای جلیل" بود که تلاش داشت سازمان آزادی‌ بخش فلسطین را از لبنان بیرون کند. این عملیات برنامه ریزی شده و مطالعه شده یک شکست کامل برای کمربند سامانه‌های پدافندی سوری مستقر در دره بقاع لبنان بود. در اولین حمله که در روز 9 ژوئن 1982 انجام گرفت، 17 باتری از 19 باتری SAM سوریه نابود شد، اسرائیلی‌ها به طور گسترده‌ای از جمرهای هوایی استفاده کردند که توسط سیستم‌های مکان یابی امواج پشتیبانی می‌شد که با شلیک تعداد زیادی موشک ضد رادار ای جی ام 45 شرایک و ای جی ام 78 استاندارد همراه بود، علاوه بر این اسرائیل موشک‌های شرایک مجهز به بوستر راکتی را مانند راکت‌های کاتیوشا از کامیون‌هایی به سمت سامانه‌های پدافندی سوری پرتاب کرد و در نهایت باتری‌های پدافندی ناتوان و بی‌دفاع توسط بمب‌های سقوط آزاد نابود شدند. موشک ضد رادار شرایک به جای شلیک از جنگنده، مجهز به بوستر راکتی(سمت چپ) شده بود و توسط سامانه KERES (سمت راست) علیه سامانه‌های پدافندی سوری در نبرد بقاع شلیک شد سوری‌ها دکترین اتحاد جماهیر شوروی مبنی بر حملات کمین، تحرک سامانه‌های زمین به هوا، استفاده هوشمندانه از انتشار سامانه‌ها و دیکوی‌ها، استتار سایت‌های پدافندی و استفاده از دارایی‌های پشتیبانی جنگ الکترونیک به طور کامل نادیده گرفته بودند. خلاصه هارلی در مورد رفتار سوریه در شماره زمستان 1989 در مجله نیروی هوایی شاید بهترین خلاصه باشد: " همچنین کاربران سامانه‌های پدافندی سوریه فاجعه را به دست خود رقم زدند. تجهیزات ساخت شوری آنها بسیار خوب تلقی می‌شد اما نحوه استفاده سوریه از آن وحشتناک بود." همانطور که جنرال لئونارد پروتس ، مدیر آژانس اطلاعات دفاعی ایالات متحده گفته است: خنده‌دار است سوری‌هایی که در گذشته به دلیل پایبندی شدید به دکترین شوروی مورد انقاد قرار گرفته بودند اما این بار تصمیم گرفتند دکترین مقاوم شوروی را که بر سودمندی مانور و استتار تاکید می‌کند نادیده بگیرند. طبق مقاله‌ای در سال 1981 در بررسی نظامی شوروی: جابجایی مواضع آتش، کمین‌های دفاعی، تغییر منظم مکان‌های سامانه‌های پدافندی متحرک برای سردرگمی اطلاعات دشمن و نصب سایت‌های پدافندی تقلبی از ملاحظات اساسی برای استقرار موثر و بقای پدافند هوایی است. رادار SNR-125 منهدم شده در نبرد دره بقاع فاجعه دره بقاع در سال 1982 در مقیاسی بسیار بزرگتر در ژانویه 1991 با حمله نیروی هوایی ائتلاف به رهبری آمریکا و با نابودی سامانه‌های پدافندی صدام در چند ساعت اول جنگ تکرار شد. این عملیات به طور کامل در جاهای دیگر و با جزئیات مستندسازی شده است، مانند جنگ سال 1982 از موشک‌های ضد رادار، پشتیبانی جمینگ و سلاح‌های دقیق درمقیاس گسترده استفاده شده است. الگوی استقرار نیروهای صدام کمی متفاوت است که سعی شده بود از تحرک باتری‌ها معدود متحرک استفاده شود و البته استقرارهای غالبا بی نظم اجازه مکان‌یابی آسان آنها، هدفگیری و حمله به این سامانه‌ها را می‌داد. سامانه‌های پدافندی صدام تقریبا همان سامانه‌های سام2، سام3، سام6، سام،8 و سام9 بود که سپس توسط بعضی سامانه‌های مدرن رولند فرانسوی و رادارهای جدید سری تایگر تکمیل شد. داستان مشهور سامانه‌های پدافندی اخیر خاورمیانه که در برابر کمپین‌های هوایی جریان دارد بسیار روشن است- استفاده از فناوری قدیمی و غالبا منسوخ سامانه‌های موشکی و فناوری راداری و نادیده انگاری دکترین سابق شوروی در مورد تحرک سیستم‌های هوا به زمین، پنهانکاری، فریب و پشتیبانی متقابل. بسیاری از رادارهای کنترل آتش و جستجوی مورد استفاده در معرض خطر قرار گرفتند و اقدامات متقابل الکترونیکی، بسیار موثر واقع شدند. موضوع دیگری وجود دارد که یافتن آن از طریق منابع منتشر شده دشوار است یعنی آموزش، تمرین، مهارت و شایستگی خدمه باتری‌های سامانه‌های پدافندی عراقی و سوری در طی این دوره است. جنگنده F-18 مهمترین حامل موشک‌های هارم در جنگ 1991 بود بررسی اطلاعات مفصل فنی موجود از سیستم‌های سام2، سام3، سام5، سام8 شوروی و بحث و گفتگو با اپراتورهای موشک‌های پیمان ورشو اشاره به این دارد که اثربخشی کامل و کارایی بالقوه نسل اول و دوم سامانه‌های پدافندی شوروی نیاز به کادری بسیار باهوش و دارای آموزش فنی بالا دارد که از مهارت بالا و تمرینات سطح عالی برخوردار باشند. کار تیمی سخت درون اتاق کنترل بسیار ضروری بود زیرا خدمه مجبور بودند داده‌های چندین سنسور را که در نمایشگرهای آنالوگ ابتدایی نمایش داده می‌شد ادغام و تفسیر کنند. وظایف حیاتی مانند کسب هدف اولیه، و رهگیری آن غالبا به صورت دستی انجام می‌شد و اپراتور مجبور بود چند خروجی نمایش داده شده را به طور همزمان تجزیه و تحلیل کند. همچنین اقدامات ضد ضد جنگ الکترونیکی موجود به یک اپراتور هوشمند برای تفسیر و درک نوع اختلال دشمن برای انتخاب دستی فرکانس‌ها و مودها نیاز داشت. سمت راست اتاق کنترل رادار SNR-125 سامانه سام3- سمت چپ نمایگشرهای رادار SNR-125 این موضوع به موازات نیازهای چالش برانگیز پرسنل فنی پیش رفت، خصوصا در استقرار و برچیدن باتری‌های سام2 و سام3، که خدمه بسیار ماهر می‌توانند در عرض 6 ساعت سامانه‌ها را دوباره جابجا و راه‌اندازی کنند. پرتابگر‌ها و کامیون‌ها باید مستقر شوند، همه چیزهایی که با کابل وصل شده‌اند باید مهار شوند همچنین آنتن‌ها باید تنظیم شوند و در آخر سیستم قبل از شروع به کار باید آزمایش شود. اما در حالی‌که سام6 و سام8 برای شلیک و فرار (بزن دررو) طراحی شده‌ بودند تعمیر و نگهداری از سیستم‌های پیچیده آن نیز چالش برانگیز نبود و به حجم بالای تست تجهیزات نیاز نداشت. آموزش همه این سیستم‌ها به یک کامیون پر از تجهیزات نیاز دارد تا ورودی‌های شبیه‌ سازی را برای سیستم کنترل سامانه پدافندی فراهم کند. عدم موفقیت اپراتورهای موشکی سوری و عراقی در پیروی از دکترین عملیاتی شوروی، تاکتیک‌ها و شیوه استقرار حاکی از آن است که دلیل اصلی عدم کارایی این پدافند در جنگ به دلیل: 1-آموزش ناقص اپراتورهای موشکی 2-ابتکار عمل 3-پرسنل پشتیبان بود. اثربخشی همان سامانه‌های پدافندی که چه در خاورمیانه و چه در جنوب شرق آسیا توسط اتحاد جماهیر شوروی، ورشو و پدافند ویتنام شمالی استفاده می شد بسیار بهتر بود. بمباران صربستان در سال 1999 کارزاری است که این زنجیره ناکارآمدی را قطع می‌کند. در حالی‌که باتری‌های سام2، سام3 و سام6 صربستان به دلیل استفاده از جمینگ، موشک‌های ضد رادار و جنگنده‌های پنهانکار بسیار ناکارآمد بودند اما به دلیل استفاده هوشمندانه از تحرک، استتار و کنترل استقرار، انهدام آنها بسیار دشوارتر بود. یک باتری سام3 با فرماندهی دنی زولتان یک اف117 را منهدم کرد و به یک فروند اف16 سی و یک فروند اف 117 دیگر آسیب وارد کرد. دنی خدمه خود را به مدت چند هفته در شبیه سازی تمرین و مهارت و کار تیمی را ارتقا می‌داد. وی در حین درگیری باتری خود را در نزدیکترین زمان ممکن جابجا کرد و و کنترل دقیق استقرار را انجام داد. باتری تحت رهبری او دوام آورد و شرم‌آورترین خسارت جنگی آمریکا را در طول ده‌ها سال به ایالات متحده وارد کرد. خدمه باتری سام6 صربستان، با پیروی از همان دکترین اختفاء، آتش و ترک محل، عمدتا از جنگ جان سالم به در بردند. بیشتر سامانه‌ها و رادارهای صربستان از همان گونه‌ها و خانواده‌ای بودند که توسط عراقی‌ها و سوری‌ها مورد استفاده قرار گرفت. این واقعیت که نیروهای ناتو نتوانستند باتری‌های پدافند هوایی صربستان را به سرعت نابود کنند آنها را وادار کرد سورتی‌ پروازهای خود را با پشتیبانی جمینگ و سرکوب دفاع هوایی توسعه و ادامه دهند که باعث افزایش چند برابری هزینه هر بمباران می‌شد. نیروهای ناتو 743 موشک ضد رادار ای جی ام 88 هارم را شلیک کردند که تاثیر اندکی داشت، این عدد یک سوم تعداد موشک‌هایی است که برای سرکوب پدافند هوایی بسیار بزرگتر عراق در سال 1991 استفاده شده بود. بمب افکن رادارگریز اف 117 که توسط سامانه سام3 در جنگ 1999 منهدم شد اگر عملیات طوفان صحرا را با عملیات نیروی متفقین در سال 1999 مقایسه کنیم می‌بینیم که سامانه‌های پدافندی تا حد زیادی یکسان بودند. اما در عوض ناتو سیستم‌های جنگ الکترونیک بهتر، سیستم‌های تعیین مکان بسیار بیشتر و تعداد زیادی مهمات هوشمند جدید از جمله موشک‌های ضد رادار جدیدتر و بهتری در اختیار داشت. تفاوت اساسی در پرسنل سامانه‌های پدافندی بود که آموزش بهتر، تمرین بهتر و انگیزه بالایی داشتند. نتیجه بررسی اثربخشی سامانه‌های پدافندی در نبردهای هوایی بین دهه 1960 تا دهه گذشته تقریبا نیم قرن است، اما در هر یک از این کمپین‌ها اغلب سامانه‌های پدافندی طرح‌های شوروی بودند که در دهه‌های 1950-1960 توسعه یافته بودند. به ویژه S-75 / SA-2، S-125 / SA-3، SA-6 با استفاده پراکنده از S-200VE / SA-5 و 9K33 / SA-8. در مقایسه با سامانه‌های پدافندی موجود در بازارهای جهانی که توسط تولیدکنندگان روسی و چینی (و ایرانی در آینده) ارائه می‌شود این سیستم‌های قدیمی از بسیاری از جهات در سطح پایین‌تری قرار دارند: رادارهای مدرن کشف اهداف و درگیری سامانه‌های پدافندی از ابتدا به گونه‌ای طراحی شده‌اند تا در برابر جمینگ مقاوم باشند و معمولا از قدرت انتشار بالاتری برخوردارند تا اهداف با امضای راداری پایین را بتوانند رهگیری کنند. ادعا می‌شود برخی از رادارهای درگیری مدرن سامانه‌های پدافندی از قابلیت LPI (احتمال پایین رهگیری) برخوردارند و تشخیص و ردیابی آنها دشوار است. تقریبا تمام سیستم‌های پدافندی مدرن و رادارهای پشتیبان آن از تحرک بسیار بالایی برخوردارند که از همان ابتدا برای اختفاء، شلیک و ترک محل طراحی شده‌اند. سامانه‌های پدافندی مدرن نسبت به سامانه‌های جنگ سرد به دلیل برخورداری از فناوری موشکی پیشرفته‌تر و هدایت دیجیتال، محدوده درگیری بیشتری دارند و عملکرد بهتری در مانورپذیری پایانی دارند. سامانه‌های پدافندی مدرن کنونی اس 300 پی ام یو2، باور373، اس400، اچ کیو9/اف دی 2000 دارای رادهای بسیار مقاوم در اخلال هستند و چنانچه ادعای چینی‌ها صحیح باشد رادارهای آنان از قابلیت احتمال رهگیری پایین برخوردارند که مکان‌یابی، اخلال بر روی‌ آنها و هدایت موشک‌های ضد رادار به سمت آنها دشوار است. یکی دیگر از موارد مهم اینکه آنها دارای سیستمهای کنترل خودکار آتش دیجیتال بسیار مدرن هستند. نیازهای مهارتی و درک فنی عملکرد برای پرسنل که در سامانه‌های پدافندی اولیه جنگ سرد وجود داشت دیگر مورد نیاز نیست: اپراتورها از نمایشگر‌های ال سی دی پیشرفته با ارائه ترکیبی داده‌ها استفاده می‌کنند. این سامانه‌ها از اتوماسیون بسیار بالایی در هنگام استقرار برخوردارند و از جک‌های هیدرولیک برای بالابردن و باز کردن اجزای کلیدی استفاده می‌کنند بنابراین مهارت کافی برای تنظیم یا جابجایی باتری لازم نیست. بیشتر این سامانه‌ها می‌توانند در مدت پنج دقیقه شلیک کرده و محل را ترک کنند. دشواری‌های ناشی از تکامل فناوری سامانه‌های پدافندی بردبلند یا پدافند منطقه‌ای با تحول در دکترین عملیاتی مرتبط افزایش یافته است که در نتیجه اکنون شاهد استقرار تجهیزات تخصصی برای دفاع از باتری‌های پدافندی در برابر حملات ضد آنها هستیم که عبارتند از: توسعه و استقرار سامانه‌های پدافندی نقطه‌ای و سامانه‌های خودکششی توپخانه‌ای/موشکی جهت رهگیری و انهدام مهمات هدایت شونده پرتاب شده ضد سایت‌های پدافندی. توسعه و استقرار اهداف کاذب منتشر کننده امواج راداری برای شکست دادن گیرنده‌های جغرافیایی و سیکرهای مهمات هدایت شونده. توسعه و استقرار اقدامات متقابل فعال و غیرفعال الکترونیک، اپتیکال و مادون قرمز برای شکست سیکرهای مهمات هدایت شونده. توسعه و استقرار قابلیت درگیری اشتراکیسامانه‌های پایشگر رزمی با قابلیت درگیری مشترک برای شکست جنگ الکترونیک و پنهانکاری. سامانه تور ام2 با قابلیت شلیک در حین حرکت یکی از برترین سامانه‌های پدافندی کوتاه برد برای رهگیری موشک‌های کروز و مهمات هواپرتاب است. در نتیجه شکست شبکه مدرن یکپارچه پدافند هوایی که با سامانه‌های روسی، چینی (و ایرانی) تجهیز شده‌اند با اقدامات فیزیکی و غیر فیزیکی یا تکنیک‌های کشنده بسیار سخت است. بخش بزرگی از مهمات هدایت شونده پرتاب شده یا منهدم خواهند شد و یا سیستم هدایتی آن از کار میفتد. در خاتمه ، تصور اینکه سیستم های SAM معاصر روسی و چینی (وایرانی)می توانند به آسانی سیستم های سوریه و عراق در سال 1982 و 1991 شکست بخورند چیزی غیر از تفکرات رویاپردازنه نیست که ناشی از عدم موفقیت کامل در مطالعه و فهمیدن دلیل و چگونگی موفقیت یا عدم موفقیت سامانه‌های پدافندی در درگیریهای گذشته است. ترجمه شده توسط GHIAM / منبع
  7. با توجه به تصویر بالا و دقت در قسمت پایین سمت راست 6 سطر وجود دارد که تنها سطر اول فعال است و برای پنج سطر دیگر Free نوشته شده است که به احتمال بسیار زیاد این قسمت مربوط به لانچرهای متصل به رادار نجم 804 است. در نتیجه نجم 804 همانند رادار نجم 802 به 6 پرتابگر 4 فروندی متصل می‌شود و هر آتشبار 15 خرداد دارای 24 موشک آماده پرتاب است که متناسب با شرایط علمیاتی می‌توان از موشک‌های صیاد2، صیاد3 و نه دی استفاده کرد. بنابراین نیازی به بکارگیری لانچرهای 6 فروندی یا 8 فروندی نمی‌باشد. قابل توجه است که سامانه‌های پدافندی جدید 15 خرداد، باور373 و صیاد هر کدام از 6 پرتابگر 4 فروندی استفاده می‌کنند تا از اوت نامبر شدن سامانه جلوگیری شود.
  8. اثربخشی سامانه‌های پدافندی در درگیری‌های گذشته بخش اول: ویتنام شمالی سامانه‌های پدافندی جدیدی همچون باور373 هیچ یک از نقاط ضعف سامانه‌های پدافندی استفاده شده در ویتنام و خاورمیانه را ندارند. اختلافات زیادی در مورد اثربخشی رزمی ثبت شده برای سیستم‌های پدافند هوایی شوری که در دهه‌های گذشته طی جنگ‌های مختلف مورد استفاده قرار گرفته است وجود دارد. مقایسه عملکرد ضعیف این سامانه‌ها در خاورمیانه با تاثیر جنگی آن‌ها در جنوب شرقی آسیا جالبترین مورد است. ارتباطی که بین این جزئیات تاریخی مورد بحث قرار گرفته و مبهم وجود دارد این است غالبا در سیستم بروکراسی دفاعی غرب درک کنونی از اثربخشی آخرین نسل سامانه‌های پدافندی روسی، چینی (و ایرانی) بیش از هر زمان دیگری بر پایه چنین دیدگاه‌هایی تعیین می‌شود: "ما در سال 1991 سامانه‌های روسی را به طور کامل منهدم کردیم. پس چرا باید به اثربخشی سامانه‌های فعلی اهمیت دهیم؟" استدلال اخیر بارها مطرح شده است بنابراین این تصور که اثربخشی سامانه‌های پدافندی مدرن با اثربخشی تکنولوژی سامانه‌های دهه 60 و 70میلادی که در خاورمیانه به کار گرفته شده اند تفاوتی ندارد بسیار گسترده است و اغلب آن را باور دارند. واقعیت این است که نسل جدیدتر سامانه‌های پدافندی از جمله اس300 پی ام یو2، اس 400، اچ کیو9 (و باور373) از نظر فناوری پایه و عملکرد اگر بهتر از سامانه پاتریوت آمریکایی نباشند اما نزدیک به آن هستند (البته از نظر من سامانه‌های نامبرده خصوصا اس 400 برتری قابل توجهی نسبت به پاتریوت آمریکایی دارند) و مهمتر از آن هرگز در طی یک جنگ توسط نیروهای هوایی غربی که اسرائیل نیز شامل آن نیز می‌شود به چالش کشیده نشده‌اند. اکنون میزان اطلاعات فنی تفصیلی موجود توسط منابع باز از سامانه‌های پدافندی شوروی به ویژه سام 2 گایدلاین، سام 3 گوآ، سام 6 گین فول و سام 5 گامون حیرت انگیز است. در جنوب شرقی آسیا انحصارا از سامانه سام 2 استفاده می‌شد و باتری‌های این سامانه از میانه 1960 به طور گسترده‌ای در ویتنام شمالی مستقر شده بودند. تعداد این سامانه در منابع مختلف بسیار متفاوت است، اما آمارها متفقا از وجود 50 باتری که به صورت چرخشی در 150 سایت ثابت فعالیت می‌کردند تایید می‌کنند. ارقام مربوط به تعداد شلیک‌ها به ازای هر انهدام با داده‌های اعلامی که از طبقه بندی خارج شده و حاکی از شلیک ده‌ها موشک به ازای هر انهدام است نیز متفاوت می باشد و این تعداد شلیک نیز با بهبود تکنیک‌ها و فناوری سرکوب پدافندی ایالات متحده در طول زمان افزایش پیدا کرده است. فعال شدن فیوز مجاورتی موشک سام2 در نزدیکی جنگنده RF-4C در جریان جنگ ویتنام- 12 آگوست 1967 فرار جنگنده F-105D Thunderchief از موشک سام2 پدافند ویتنام شمالی S-75/SA-2 در درجه اول به عنوان سامانه پدافندی استراتژیک طراحی شده بود و وظیفه آن دفاع منطقه‌ای از اهداف ثابت در برابر هجوم هواگردها در ارتفاع متوسط و بالا بود. موشک این سامانه توسط لینک مرتبط به سامانه هدایت می‌شد و از پیشران سوخت مایع بهره می‌برد. این سامانه برای درگیری از رادار فن سانگ و برای کشف هدف از رادار پی12 اسپون رست استفاده می‌کرد. مدت زمان فعالسازی سامانه معمولا چندین ساعت بود که به مهارت خدمه باتری و همچنین اینکه کدام بخش لازم بود جابجا شود بستگی داشت. شاید یکی از بحث‌‍ برانگیزترین موضوعات در این باره این باشد که بهترین معیار اثربخشی برای ارزیابی نیروی پدافندی ویتنام شمالی چه چیزی است. بیشترین تلفات نیروی هوایی ایالات متحده در ویتنام شمالی توسط توپ‌های پدافندی صورت گرفت. در حقیقت کل تلفات نیروی هوایی آمریکا در بازه زمانی 1964-1973 را که شامل 740 جنگنده تاکتیکی F/RF-4 ، F-105 و F-100 است را می توان به آتش توپخانه پدافندی دشمن در ویتنام شمالی و لائوس اختصاص داد. آمارهای از طبقه بندی خارج شده ایالات متحده نشان می‌دهد که بخش قابل توجهی از این تلفات ناشی از حملات ارتفاع پست به سایت‌های پدافندی است اما بیشتر این تلفات به این دلیل است که جنگنده‌های آمریکایی در حین حمله به دیگر اهدف برای در امان ماندن از پاکت ارتفاع متوسط و بالای سامانه سام2 اقدام به پرواز در ارتفاع پایین می‌کردند. در حالی که میزان خسارت‌ها بر اثر شلیک مستقیم سامانه های موشکی متوسط به نظر می‌رسد، نسبت کیل ریت این سامانه ها در سالهای 1971 تا 1973 برای جنگنده اف4 فانتوم 31.5% بود و همچنین 17 فروند بی52 نیز منهدم شدند که اغلب آن‌ها توسط سامانه های موشکی سرنگون شدند. معمولا پیشتیانی توسط مربیان با تجربه اتحاد جماهیر شوری یا ورشو انجام می‌شد و در نتیجه پدافند هوایی ویتنام شمالی توانست سام 2 را به موثرترین شکل عملی کند، از تحرک محدود آن به طور کامل بهره‌برداری کرد و از سام 2 به عنوان تله‌ای برای هدایت هواگردهای آمریکایی به داخل پاکت آتش توپخانه‌ی پدافندی بهره ‌می‌برد. علاوه بر آن تلاش زیاد برای سرکوب یا از بین بردن سیستم‌های پدافندی بخش زیادی از سورتی پروزها را به ویتنام شمالی شکل می‌داد. خدمه پدافند هوایی ویتنام شمالیدر کنار موشک سامانه سام2 معیار ساده شمارش تلفات مستقیم وارده به انواع تسلیحات دشمن را نمی‌توان به عنوان "معیار اثربخشی" برای ارزیابی تاثیرگذاری و کارآمدی انواع تسلیحات پدافند هوایی در یک محیط تهدیدآمیز در نظر گرفت. بدون سامانه‌های موشکی مستقر در یک عملیات، اثربخشی توپ‌های پدافندی هدایت راداری یا هدایت بصری ضعیف است چرا که هواگرد می‌تواند بدون هیچ مانعی از ارتفاع متوسط و بالا خارج از پاکت مفید سلاح به آن حمله کند. همچنین در جایی که تنها سامانه‌های موشکی حضور دارند و توپخانه پدافندی غایب است هواگردها می‌توانند بدون مانع حمله کنند و از پوشش زمین و محدودیت‌های عملکردی سامانه‌های موشکی و سیستم‌های راداری آنها استفاده کنند. (البته با ورود سامانه‌های کوتاه برد همچون پانتسیر و تور ضعف پدافند در ارتفاع پایین تا حدودی برطرف شده است.) پدافند هوایی ویتنام شمالی بسیار نزدیک از دوره‌های دکترین اتحاد جماهیر شوروی استفاده می‌کرد، این دکترین استفاده از تسلیحات پدافند هوایی که همپوشانی و حمایت متقابل را در پاکت ارتفاع انجام می‌دادند دیکته می‌کرد که تاثیر آن موجب هم افزایی می‌شود به این معنا که هواگردهای دشمن نمی‌توانند بدون خطر در اتفاع بالا یا پست حرکت کنند. در مورد ارزیابی اثربخشی هر یک از سامانه های پدافندی بهتر است تعداد شلیک‌ها برای هر انهدام را محاسبه کرد. مشکل در تجزیه و تحلیل این است بدون وجود داده‌های قاطع در مورد هر دور شلیک، به سختی می‌توان ارزیابی دقیقی را صورت داد. در صورتی که به نظر می‌رسد آمار اولیه تلفات بر اثر توپخانه پدافندی بیش از سامانه‌های موشکی است، سوالاتی همچون: در جایی که سامانه‌های موشکی حضور نداشته اند چه تعداد از انواع هواگردها به محدوده درگیری توپ‌های پدافندی وارد شده‌اند؟ در مقایسه با تعداد باتری‌های سامانه‌های موشکی ویتنام شمالی چه تعداد سامانه‌ی توپخانه پدافندی و به چه تعداد پرسنل و چه هزینه‌ای مستقر شده‌است؟ بمباران فرشی بی52 بر ضد اهداف ویتنام شمالی- این بمب افکن نقش بسزایی در این جنگ ایفا کرد. دو نمونه بارز از کمپین هوایی در ویتنام شمالی وجود داشت که هر دو در دوره اخیر جنگ ویتنام اتفاق افتادند. اولین آن استفاده از جنگنده‌های F-111A در طی سال 1972 و در خلال عملیات‌های Linebacker1/2 است. این جنگنده با استفاده از رادار خودکار تعقیب عوارض زمین در اتفاع بسیار پایین پرواز می‌کرد، و توانست هم توپ‌های راداری و هم سامانه‌های موشکی را شکست دهد و از نظر آماری در هر سورتی پرواز کمترین میزان تلفات را در این کمپین‌ها به خود اختصاص داد. با وجود استفاده سنگین از پردازنده‌های جنگ الکترونیک، هواگردهای پشتیبانی جنگ الکترونیک، جنگنده‌های سرکوب پدافند هوایی، چف و جنگنده‌های اسکورت، بالاترین میزان تلفات در نوع خود در عملیات Linebacker2 مربوط به ناوگان بی52 است که به طور انحصاری توسط S-75 / SA-2 انجام شد. در صورتی که اگر سامانه‌های موشکی حضور نداشت بعید بود هیچ بمب افکنی از این نوع از دست برود. استقرار ناوگان بی52 استراتوفورترس در یک پایگاه آمریکایی در طی جنگ ویتنام 15فروند بی 52 در طی 729 سورتی پرواز از منهدم شد که تقریبا 2 درصد می‌شود. البته میزان خسارت‌ها با توجه به عملیات هماهنگ سرکوب پدافند هوایی ویتنام شمالی محدود است. نکته مهمی که باید ذکر شود این است در زمانی که سامانه‌ پدافند هوایی سام2 ویتنام شمالی بیشتر میزان شلیک‌ها خود را انجام داد اما نتوانست هیچ بمب افکن بی52 را منهدم کند. عاملی که در تحلیل‌های غیر مستقیم در مورد این قبیل کمپین‌ها نادیده گرفته می‌شود بخشی از کل تلاش صرف شده برای پوشش سرکوب دفاع هوایی برای هواگردهای در حال عملیات است. قسمت اعظمی از انواع هواپیماهای تاکتیکی از جمله جنگنده‌های F-111 که در طول کمپین Linebacker II به پرواز در آمدند مستقیما بر ضد سایت‌های پدافندی سام 2 به کار گرفته می‌شدند. هزینه‌های صرف شده و خسارات وارده به طور مستقیم با استقرار سامانه‌های پدافندی در ارتباط است. هر گونه تحلیل عینی در مورد اثرات رزمی سامانه‌های پدافندی در عملیات سرکوب پدافند نتنها باید تلفاتی را که مستقیم توسط سامانه‌های زمین به هوا رخ داده و یا خسارت‌هایی که به وسیله این سیستم‌ها صورت گرفته را در نظر بگیرد بلکه باید اقدامات انجام شده و یا خسارت‌های وارده‌ای را که به دلیل عملیات سرکوب پدافند یا فرار از سامانه‌های پدافندی صورت گرفته را نیز شامل شود. از این دیدگاه سامانه‌های پدافند هوایی شوری موثرترین مولفه در شبکه یکپارچه پدافند هوایی ویتنام شمالی بودند. پرواز موشک سام2 پدافند هوایی ویتنام شمالی ادامه دارد .... ترجمه شده توسط GHIAM
  9. چند نکته درباره باور373 1- یکی از تفاوت های باور و اس300پی ام یو2 تفاوت رادار معراج4 و رادار Big bird است. این رادار توانایی رهگیری 12 هدف را دارد اما معراج 4 از چنین توانی برخوردار نیست. پس این تفاوت باید یا توسط رادارهای موجود در آتشبارهای باور جبران شود یا تعداد آتشبارها. در مورد تعداد اهداف قابل رهگیری توسط باور373 دو عدد بیان شده است. طبق گفته های رسمی باور قابلیت درگیری 6 هدف را به صورت همزمان دارد در این صورت جهت برابری باور و اس300پی ام یو2، سامانه ایرانی باید از 6 آتشبار تشکیل شده باشد. اما طبق گفته رئیس مرکز مطالعات نیروی پدافند هوایی باور توانایی انهدام 9 هدف را به صورت همزمان دارد بنابراین هر گردان باور373 از 4 آتشبار تشکیل می‌شود. شاید اختلاف تعداد اهداف قابل انهدام به دلیل رادارها باشد. یعنی رادار ایکس باند باور توانایی انهدام 6 هدف را دارد اما رادارهای اس باند کشف و رهگیری باور قرار است وظیفه هدایت موشک‌ها را به جای رادار Big bird انجام دهند. در حقیقت این امکان وجود دارد 12 هدفی که توسط رادار Big bird در اس300 رهگیری و منهدم می‌شوند نیز توسط رادارهای کشف و رهگیری آتشبارهای سامانه باور کشف و منهدم شوند. به این صورت که 12 هدف در بین آتشبارهای باور تقسیم شده باشد با این فرض که هر رادار کشف و رهگیری باور توانایی درگیری با 3 هدف را داشته باشد. در این حالت 4 آتشبار در قالب یک گردان ایفای نقش خواهند کرد و هر آتشبار از 2 رادار برای انهدام اهداف بهره خواهد برد اگر چنین باشد در صورت انهدام هر یک از رادارهای باور باز هم سامانه عملیاتی خواهد ماند. استفاده از رادارهای اس باند برای درگیری در سامانه های ایرانی موضوع تازه‌ای نیست به طور مثال سامانه 15 خرداد تنها از یک رادار اس باند جهت کشف، رهگیری و درگیری با اهداف متخاصم استفاده میکند. سمت راست رادار 64N6E2 Big bird - سمت راست رادار معراج4 2- طبق تصویر موشک صیاد4 دارای جت وین است این سیستم هدایتی همانند موشک 48N6DM در خارج از بدنه قرار دارد بر خلاف موشک 48N6 که در داخل بدنه موشک است. خارج بودن جت وین ها باعث می‌شود موشک از مانورپذیری بیشتری برخوردار باشد که بر ضد موشک های بالستیک مزیت بیشتری را به همراه دارد. محل قرارگیری جت وین‌ها در خارج از بدنه موشک صیاد4 سمت راست موشک 48N6Dm- سمت چپ موشک 48N6 به محل قرارگیری جت وین ها توجه کنید 3- ذوالجناح بر اساس ماز537 ساخته شده است- قطر لاستیک این خودرو 170 سانتی متر است. البته این اندازه‌ها را با استفاده از گوگل ارث بر روی حامل موشک باور در مراسم رونمایی نیز اندازه‌گیری کردم که ابعاد تقریبا یکسان بود. موشک صیاد4 دارای طول 730-750 سانتی متر است. اما کنسیتر این موشک 935 سانتی متر طول و 100 سانتی متر عرض دارد-عرض داخلی کنیستر احتمالا 80 سانتی متر باشد-.بنابراین کنسیتر 195-180 سانتیمتر بلندتر و 30 سانتیمتر عریض‌تر از موشک است. به بیان دیگر سامانه باور می تواند از موشکی با طول تقریبی 9 متر و عرض 70-80 سانتی‌متر استفاده کند. با توجه به این ابعاد احتمال استفاده از موشک‌های بربلندتری نسبت به صیاد 4 را تقویت می‌کند. در مورد این احتمال می‌توان چند احتمال داد: الف) موشک دیگر (صیاد5) با اضافه کردن یک بوستر به موشک صیاد4 ساخته شده است این بوستر 1 متر طول و 70 سانتی متر عرض دارد و برد موشک را به بیش از 400 کیلومتر میرساند. یا یک موشک تک مرحله‌ای بزگتر با طول 9 متر و عرض 70-80 سانتی‌متر برای رسیدن به برد 400-600 کیلومتر. ب) موشک صیاد 5 یک موشک دومرحله‌ای است برای دستیابی به برد 400-600 کیلومتر. ج) صیاد5 یک موشک ضدماهواره/ ضد بالستیک است. ساختار آن شبیه به موشک SM3 آمریکایی می‌باشد. یعنی با اضافه کردن یک بوستر به صیاد4 برای افزایش برد و استفاده از فناوری پیشران زهیر جهت هدایت کلاهک جنگی در خارج از جو برای رهگیری موشک‌های بالستیک یا ماهواره‌ها باشد. تصویر راست پیشران سلمان با قابلیت به کارگیری در مرحله دوم یا سوم موشک های پدافند هوایی سمت چپ پیشران mk136 جهت قرارگیری در مرحله آخر موشک sm-3 چند وقت پیش هوافضای سپاه از موشک رعد 500 رونمایی کرد. وزن این موشک نصف فاتح 110 است تقریبا 1700 کیلو. برد آن 60 درصد بیشتر است یعنی 500 کیلومتر. سرعت آن طبق احتمالات بیش از 2 برابر فاتح 110 است (8 ماخ) و توان تحمل 100 بار فشار را دارد. همچنین این موشک یک دوم نسخه قبلی قیمت دارد و به زیرساخت‌های صنعتی پیشرفته برای تولید نیاز ندارد. در صورت استفاده از این فناوری‌ها در موشک صیاد 3 سی می توان یک موشک جدید برای باور373 تعریف کرد. طبق اعلام فرماندهان قرارگاه پدافند هوایی باور همانند اس400 از سه موشک استفاده خواهد کرد. موشک جدید با شناسه صیاد 3دی دارای برد 120 کیلومتر است. اما تغییرات گسترده ای را نسبت به نسخه قبلی خواهد داشت. صیاد3 دی نزدیک به 400 کیلوگرم وزن دارد، قطر آن تقریبا 30 سانتی متر و بیش از 8 ماخ سرعت آن خواهد بود. طول موشک نیز با صیاد3سی برابر است. بهتر است این موشک نیز مانند صیاد4 از تی وی سی استفاده کند. و وظیفه مقابله با موشک‌های بالستیک تاکتیکی بر عهده ای صیاد3 دی باشد. با توجه به مشخصات این موشک می توان در هر لانچر حداقل 16 موشک صیاد3دی بارگذاری کرد. حتی با تبدیل لانچر باور به لانچر 6 فروندی در هر آتشبار 36 صیاد3دی بارگذاری کرد. در این صورت موشکهای گرانقیمت صیاد4 مختص هدف قرار دادن اهداف دور برد هستند و در هزینه‌ها نیز صرفه جویی خواهد شد. موشک صیاد 3دی را می‌توان همرده موشک های 9M96E2 دانست. موشک 9M96E2 یکی از موشک های سامانه اس400 با میانگین سرعت 1000 متر بر ثانیه توانایی انهدام اهداف بالستیک را به صورت برخورد مستقیم دارد
  10. پوشش رادارهای استاتیک هشدار زودهنگام ایران تصویر بر اساس داده های اوسینت موجود در منابع اینترنتی میباشد رنگ زرد رادار قدیر (ضد هواگردها)= 600 کیلومتر رنگ قرمز رادار نذیر= 800 کیلومتر رنگ آبی رادار فتح 14= 600 کیلومتر به دلیل وجود خطر بزرگ نیروی هوایی ایالات متحده، مرکز و جنوب کشور از پوشش راداری انبوه برخوردار است تا در کوتاهترین لحظه توانایی شناسایی تحرکات دشمن را داشته باشد -همانگونه که در ماجرای گلوبال هاوک مشاهده کردیم- به طور واضح در تصویر بالا مشهود است به جز جنوب شرقی ایران و قسمتهای ناچیزی از شرق کشور بقیه آسمان ایران توسط رادارهای فراتر افق نگر قدیر پوشش داده می شود. به همین دلیل باید یک رادار قدیر در غرب استان سیستان ساخته شود تا هم تمام آسمان کشور تحت نظارت رادارهای فرا افق نگر باشد و هم اینکه تا دهانه اقیانوس هند توسط این رادارها پوشش داده شود. (به دلیل ضعف نیروی دریایی و هوایی امکان رصد 24/7 دهانه اقیانوس هند وجود ندارد). رادارهای قدیر/رزونانس به عنوان دارایی های استراتژیک پدافند هوایی ایران به دلیل نبود هواگردهای آواکس، ایفای نقش می کنند و از از دست دادن هر یک از آنها ضربه سنگینی به ساختار کشف پدافند کشور وارد می کند 54 درصد از مساحت ایران را کوه‌ها تشکیل می‌دهند -تخمین زده می‌شود حدود 15000 قله 3000 متری در ایران وجود دارد- که باعث شده است رادارهای زمین پایه برای پوشش مناطق پست و کم ارتفاع با مشکل جدی دچار شوند و نقاط کور راداری بسیاری به وجود آید. سمت راست منطقه تحت پوشش یکی از رادارهای تهران برای هدفی در ارتفاع 10 متری- سمت راست منطقه تحت پوشش همان رادار در ارتفاع 100 متری منبع تصویر توئیتر فیلد مارشال گرچه پدافند هوایی با استفاده از رادارهای قدیر این مشکل را حل کرده است به طور قطع در هر گونه درگیری فراگیر با آمریکا، این رادارها جزو اولین اهداف دشمن می باشند و به علت ایستایی و بزرگ بودن، این رادارها به هدف‌هایی با دسترسی آسان برای موشک‌های کروز آمریکایی تبدیل می‌شوند. چنانچه رادارهای قدیر از شبکه کشف پدافندی ایران حذف شود آسمان کشور در برابر سیل موشک‌های کروز دشمن همچون پنیر سوئیسی است که به احتمال بسیار زیاد فقط در فاز پایانی و پس از رسیدن موشک کروز به نزدیک هدف توانایی شناسایی آن را دارد. همچنین در صورت نبود رادارهای قدیر، جنگنده‌های پنهانکار دشمن نیز توانایی بالایی در نفوذ به عمق کشور از طریق نقاط کور راداری را دارا هستند. البته یک رادار فرا افق نگر دیگر نیز به نام کیهان در ایران حاضر هست و در بازدید فرمانده ارتش از پدافند جنوب کشور این رادار در ساحل خلیج فارس حضور داشت و وظیفه کشف اهداف پروازی در ارتفاع پست را انجام می‌داد با توجه به محل قرار گیری این رادار در ساحل خلیج فارس شایعه برد 3000 کیلومتری آن رد می‌شود. چراکه راداری با این برد نیازی به استقرار در منطقه پر خطر ندارد و باید در قلب کشور ایفای نقش کند. احتمالا برد این رادار کمتر از 600 کیلومتر باشد. رادار کیهان مستقر در ساحل خلیج فارس اما مزیت رادار کیهان نسبت به رادارهای قدیر در تحرک این رادار است. رادار کیهان را می‌توان در هر نقطه از کشور مستقر کرد و در صورت نیاز نقل مکان کرد. بهتر است در کنار رادارهای قدیر چندین رادار کیهان نیز کل آسمان کشور را پوشش دهند تا در صورت از کار افتادن قدیر، پوشش فراتر از افق شبکه پدافندی همچنان برقرار باشد. یکی دیگر از راهکارها تنوع پوشش پدافندی کشور است اما این‌بار در کنار استفاده از رادارها بهتر است یک شبکه کامل کشف الکترو اپیتک در سراسر کشور راه‌اندازی شود. چنانچه از سامانه کشف رعد2 استفاده کنیم می‌توان با استقرار 225 دستگاه از این نوع سامانه تمام آسمان کشور را به صورت پسیو تحت پوشش قرار داد (گرچه نیازمند هزینه بالا و کادر زیاد است) و از یک شبکه کشف غیر قابل اخلال و با احتمال شناسایی بسیار پایین برخوردار شد که توانایی کشف انواع اهداف متخاصم را دارد. البته با رعایت پدافند غیرعامل باید در حد امکان سیستم‌های الکترو اپتیک در ارتفاعات مستقر شوند تا بتوان از حداکثر برد آنها استفاده کرد. رادارهای فتح14 و نذیر از اهمیت کمتری برخوردارند زیرا توانایی جایگزینی توسط رادارهای مطلع الفجر2/3 و رادار L-ASR4 را دارد.
  11. با دقت بیشتر معلوم شد که ناو پشتیبانی نیمه سنگین با تریماران 3000 تنی پروژه هرمز تفاوت داره. پروژه هرمز داری 96 سیلوی پرتاب موشک، پرتابگرهای عمودی کروز/پدافند، 4 سامانه کمند، توپ 76 میلی متری و دو آشیانه بالگرد هست. که ماکتش رو نشون دادند . اما ناو پشتیبانی هنوز در مرحله طرح اولیه هست که روی بنر تصویر گرافیگی ناو مشاهده میشه. با توجه به عمر سازه ناو پشتیبانی خارک و همچنین کمبود در این زمینه خصوصا آماده شدن سایر موجها و اعزام به نقاط مختلف اقیانوسی نیاز با داشتن ناو پشتیبانی رو بیشتر میکنه و به همین دلیل نیروی دریایی تصمیم به ساخت ناو پشتیبانی کرده. پس حالا پروژه های نیروی دریایی افزایش پیدا کرد: 1- سفینه 2200 تنی 2- هرمز 3000 تنی- 3- خلیج فارس 5000 تنی 4- نگین 7000 تنی 5- ناو پشتیبانی نیمه سنگین 6- نسل جدید هاورکرافتها 7- زیردریایی 3200 تنی بعثت 8- پهپاد توربوجت دو موتوره سجیل
  12. آخرش معادله حل شد. این چند روز کلی گشتم دنبال صحبتهای فرمانده نیروی دریایی تا سر از این پروژه ها در بیارم. در مورد موج 6 که به اسم پروژه سفینه نامگذاری شده این شناور 2200 تن وزن و بیش از 100 متر طول داره و از نوع سه بدنه هست. شناورهای بعدی تا 3000 تن می رسند که طبق تصویر نسخه 3000 تنی با نام پروژه هرمز یک ناو پشتیبانی نیمه سنگین هست که علاوه بر حمل دو بالگرد یا یک بالگرد و دو پهپاد سجیل، 96 سیلوی عمود پرتاب، 4 سامانه کمند، یک توپ 76 میلیمتری و لانچرهای مایل پرتاب برای موشکهای کروز/پدافندی داره. ناو آموزشی خلیج فارس هم تکلیفش معلوم شد طول 207 متر و وزن 5000 تن. پروژه نگین هم که گفته شده 5000 تا7000 تن وزن داره و جای دیگه امیر خانزادری وزن این ناوشکن رو 7000 تن اعلام کرده.
  13. جدیدترین خبر از خلیج فارس به گفته دریادار خانزادری: طول 207 متر وزن 3000 تن این اعداد تفاوت فاحشی با مشخصاتی که مشرق ارائه کرده داره. مشرق اعلام کرده بود 5 برابر جماران وزن و دو برابر اون طول داره. که میشه چیزی در حدود 7000 تن وزن و 180-190 متر طول. احتمالا مقاله مشرق در مورد یک پروژه دیگه از نیروی دریایی بوده که مشرق با قاطی کردن این دو پروژه با هم مقاله ابتدای تاپیک رو نوشته. یعنی وزن اعلام شده مربوط به ناوشکن جدید باشه که احتمالا همین نگین هست و طول مربوط به خلیج فارس باشه. البته در مورد پیشران با توجه به قدرتی که برای اون نوشته به نظر میاد مربوط به خلیج فارس باشه.
  14. علاوه بر سازه، سیستم رانش این شناور نیز تغییر کرده به طوری که قبلا این ناو دارای یک موتورخانه با دو موتور بزرگ بود اما در نمونه جدید، موتورخانه کوچک و تبدیل به دوموتورخانه با چهار موتور شده که یک قابلیت مانور ویژه‌ای را برای دماوند ایجاد می‌کند. فرمانده نیروی دریایی ارتش خاطرنشان کرد: در حوزه راداری نیز کارهای خوبی روی ناوشکن دماوند صورت گرفته، به طوریکه با نصب رادارهای آرایه فازی چهار وجهی استاتیک، همه رادارهای قدیمی از روی شناور جمع خواهند شد. فرمانده نیروی دریایی ارتش درباره نصب سامانه موشکی عمود پرتاب بر روی این ناوشکن نیز تصریح کرد: در این نمونه، همه موشک‌ها از عرشه جمع شده و به شکل عمود پرتاب در داخل عرشه قرار می گیرد و قطعا دماوند را با موشک های عمودپرتاب خواهیم دید که توانایی نصب تعداد بیشتری نسبت به قبل بر روی ناوشکن به ما می‌دهد. وی گفت: این موشک ها در رنج میان‌برد هستند و علاوه بر زدن سکوی پرتاب کننده موشک مهاجم، می توانند موشک های کروز دشمن را هم مورد اصابت قرار دهند. وی تصریح کرد: این موشک ها علاوه بر ناوشکن دماوند، بر روی ناوشکن دنا که در جنوب در دست ساخت است نیز نصب خواهند شد. https://www.tasnimnews.com/fa/news/1398/09/05/2147397/7-خبر-جدید-از-نیروی-دریایی-ارتش-ناوگروه-نداجا-به-سنت-پترزبورگ-می-رود-ساخت-هاورکرافت-های-پیروزان-با-موشک-های-جدید
  15. اطلاعات جدیدی از پهپاد آرکیو 170 آرکیو 170 پهپاد پنهان‌کار راهبردی جهت در سال 2007 میلادی جهت شناسایی در کشورهای هدف افغانستان، پاکستان، کره شمالی و سپس در ایران از سوی ایالات متحده آمریکا به کارگرفته شده است. آرکیو از دوربین های دید در روز و شب چند طیفی بهره می‌برد. طول پهپاد 13 متر و عرض آن 2/7 متر است. وزن خالی پهپاد 1/5 تن می‌باشد و به میزان 1/5 تن سوخت و دیگر محموله‌ها را نیز می‌تواند حمل کند و به حداکثر وزن برخاست 3 تن می‌رسد که جهت پرواز از پیشران توربوفن با توان 700 کیلوگرم (6/84 کیلونیوتن) استفاده می‌کند و می‌تواند تا سقف پرواز 40000 پا اوج بگیرد. حداکثر سرعت آرکیو 170، پانصد کیلومتر بر ساعت است و سرعت کروز آن به 400 کیلومتر بر ساعت می‌رسد و با سرعت 300 کیلومتر بر ساعت به گشت زنی می‌پردازد. این پهپاد 8 ساعت مداومت پروازی دارد و برد آن به 3200 کیلومتر می‌باشد.