GHIAM

VIP
  • تعداد محتوا

    125
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

  • Days Won

    10

GHIAM آخرین امتیاز شما در روز 21 دی

GHIAM شما بیشتری مطالب مورد علاقه کاربران را دارید!

اعتبار در انجمن

1,884 نشان شجاعت

1 دنبال کننده

درباره GHIAM

  • رتبه حساب کاربری
    گروهبان سوم

آخرین بازدید کنندگان پروفایل

1,378 نمایش های پروفایل
  1. عموما برنامه ریزی برای خرید یا ساخت زیردریایی روند طولانی مدتی را طی میکند و فقط مختص ایران نیست. زیردریاییها طولانی مدت در خدمت نیروی دریایی هستند و به همین دلیل قبل از به کارگیری آنها، نیازهای نیرو از جمله منطقه عملیاتی، نوع زیردریایی (تهاجمی، حامل بالستیک)، طول مدت ماندگاری در آب، تکنولوژی به کار رفته (سونار، پیشران، ناوبری و...) در نظر گرفته میشود. برآورد و ارزش گذاری تمام این مولفه‌ها به اضافه زمان طراحی و زمان ساخت اولین نمونه، غالبا طولانی مدت هست. برای مثال چند زیردریایی هم‌رده بعثت را بررسی کنیم. زیردیایی اس 80 اسپانیا: اسپانیا سال 2003 تصویب کرد 4 فروند زیر دریایی اس 80 را با قابلیت دریانوردی طولانی مدت، پرتاب موشک‌ و پیشران مستقل از هوا خریداری کند. سال 2004 قرارداد خرید زیردیایی 2450 تنی بسته شد، اما به دلیل بروز برخی مشکلات و آماده نبودن سامانه AIP، هنوز هم فروند اول ساخته نشده است. انتظار میرود اولین فروند سال 2022 و چهارمین فروند در 2027 وارد خدمت شود. تخمین زده می شود این کلاس زیردریایی به مدت 3 دهه در خدمت نیروی دریایی اسپانیا باشد. نکته قابل توجه، تصمیم هند مبنی بر جایگزینی زیردریاییهای اس 80 به جای زیردریایی های کیلو کلاس است. توجه کنید زیردیایی که طرح آن مربوط به سال 2005 است حداقل تا 2050-2060 قرار است در نیروی دریایی هند و اسپانیا خدمت کند، یعنی فاصله طراحی تا پایان خدمت 55 سال است. (قطعا در این بازه خدمتی بروزرسانی هایی انجام خواهد شد.) زیردریایی بعدی زیردریایی تهاجمی استرالیا است که جایگزین زیر دریایی های فعلی کلاس کولین خواهد شد. استرالیا از سال 2007 به دنبال جایگزینی کلاس کولین است و برنامه جایگزینی از همان زمان شروع شد در این راستا نیروی دریایی استرالیا طرح های زیادی مانند تایپ 2014 آلمان، اس 80 اسپانیا و سوریو ژاپن را بررسی کرد. حتی قرار شد دست به خرید زیردریایی ژاپنی بزند. این بررسی و تعیین انتظارات از زیردیایی آینده تا سال 2015 به طول انجامید. یک سال بعد استرالیا تصمیم گرفت نسخه دیزل الکتریک زیردریایی هسته ای فرانسوی باراکودا را به خدمت گیرد. استرالیا نیازهای خود را از این زیردیایی مشخص کرد: استفاده از پیشران مستقل از هوا، به کارگیری اژدر مارک 47 مد7، قابلیت دریانوردی طولانی مدت و برد زیاد همانند کلاس کولینز، سنسورهای پیشرفته تر و پنهانکاری بیشتر در زمینه نویز، استفاده از باتری های لیتیوم-یون، قابلیت پرتاب کروز تهاجم زمینی، قابلیت حمل مین، قابلیت پرتاب موشک های ضد کشتی. طبق برنامه قرار است اولین زیردریایی در سال 2030 وارد نیروی دریایی استرالیا شود. روند ساخت اولین فروند تا تکمیل آخرین فروند 25 سال طول خواهد کشید و فناوری‌های برتر و پیشرفته به مروز زمان در طی تعمیرات زیردریایی های ساخته شده به آن اضافه خواهدشد. استرالیا 12 فروند زیردریایی باراکودا را سفارش داد که قرار است تا سال 2070 در خدمت باشند. ایران سالها پس از ساخت زیردریایی‌های غدیر، شروع به بروزرسانی آن‌ها کرد و اکنون این زیردریایی‌ها توانایی شکلیک موشک‌های کروز 100 کیلومتری را دارند و از پیشران جدید براش لس استفاده می‌کنند. همچنین زیردریایی فاتح در از فروند چهارم به بعد از پیشران مستقل از هوا استفاده خواهد کرد که توانایی ماندگاری زیر آب را از 5-6 روز به 2-3 هفته افزایش می‌دهد. مثال‌ها زیاد است مثل بروزرسانی زیردریایی‌های کیلو کلاس هند و الجزایر. پس می بینید زیردریایی‌ها طوری طراحی می‌شوند که بتوانند نیازهای 30-40 سال آینده یک نیرو را تامین کنند و با پیشرفت مداوم فناوری، به دلیل مقابله با تهدیدات جدید و برطرف ساختن نیازهایی که در طول زمان به وجود می‌آید، کشورها اقدام به بروزرسانی زیردریایی‌های ساخته شده خود می‌کنند. قطعا بعثت هم از این قاعده مستثنی نیست. مشاهده می‌کنید این زیردریایی در ابتدا 1200 تن وزن داشته است اما بعدا با توجه به نیازهای جدید نیروی دریایی و عدم توانایی زیردریایی 1200 تنی برای پاسخگویی به این نیازها، نیروی دریایی بعثت 4500 تنی را طراحی کرده است.
  2. کار زیردریایی سنگین بعثت تقریبا از مرحله طراحی خارج شده و وارد کار ساخت شده ایم . امیدواریم طی ۱۰سال آینده این زیردریایی ۴۵۰۰تنی را که از زیردریایی های کیلوکلاس روسی ۳هزار تنی ما هم سنگین تر است به پایان برسانیم. پی نوشت: بنابه اظهارات قبلی و فعلی نیروی دریایی، احتمالا بعثت روی آب 3200 تن وزن داره و در حالت غوص و بارگیری کامل به 4500 تن میرسه. بعثت 87 متر طول و 10 متر قطر دارد. و از پیشرانه BLDC و پیشران مستقل از هوا استفاده میکند. در این زیر دریایی از لانچرهای عموپرتاب موشکی استفاده میشه که احتمالا توانایی شلیک 8-14 موشک بالستیک رو خواهد داشت. زیردریایی های در کلاس بعثت عموما دارای 6-8 تیوپ اژدر 533 میلیمتری هستند. و توانایی 20-30 موشک کروز رو دارن. برد این زیردریایی‌ها بیش از 10000 کیلومتر هست و حتی بعضی از این زیردریایی‌ها تا 25000 کیلومتر هم میرسن . چند نمونه از زیردریایی‌های هم کلاس بعثت https://en.wikipedia.org/wiki/Attack-class_submarine https://en.wikipedia.org/wiki/Sōryū-class_submarine https://en.wikipedia.org/wiki/Oyashio-class_submarine
  3. ما بدنه اولین دماوند را ۴ ساله ساختیم اما الان بدنه دماوند جدید که مشغول تجهیزش هستند حدود ۱۲ ماه زمان برد که این نشان از مهارت و سرعت کاری است که پیدا کردیم . امروز یک ناوشکن مثل دماوند را یک ساله می سازیم و یک ساله هم تجهیز می کنیم . البته اعتبار اگر نباشد به مشکل می خوریم. این که هیوندای کره جنوبی به سرعت کار می کند به خاطر تزریق به موقع اعتبار هست. در فروش تسلیحاتی نمی توان خیلی باز صحبت کرد و اسم مشتریان خود را بگوییم اما همین را بگویم که ما هم قادریم سلاح های متعارف بخریم و بفروشیم، ما بیشتر نگران شرکای خود هستیم و می ترسیم آسیب ببینند چون تحریم های یک جانبه آمریکا باقی مانده است . هم اینک مذاکرات مکرری با کشورهای متقاضی داریم. امیدواریم ناوشکن دماوند را در سال ۱۴۰۰تحویل نیروی دریایی دهیم. برای این ناوشکن سامانه های زیادی پیش بینی شده که همه به روز هستند و شامل آخرین دستاوردهای ما می شود. از فیبر نوری برای سیستم دیتا استفاده می کنیم. موشک های عمود پرتاب را در دستور کار داریم و نمونه زمین پایه آن را که باور ۳۷۳ باشد با تغییراتی در این ناوشکن نصب خواهیم کرد. این سامانه در حال تست است و نه تنها دماوند که همه ناوشکن ها را مجهز به موشک های عمودپرتاب خواهیم کرد. دفاع نقطه ای کمند نیز به ترتیب روی ناوشکن ها نصب می شود .ناوشکن دنا در مراحل بعدی کمند را خواهد داشت اما روی دماوند حتما نصب می شود . الان تعدادی که تولید شده روی شناورهای عملیاتی نداجا نصب شده اند . ابعاد ناوشکن دنا ۹۴متر در ۱۱متر و ارتفاع ۲۰متر است. این ناوشکن در حوزه سطح ، زیر سطح و هوا هم قابلیت آفند دارد و هم پدافند . دارای دو تیپ موشک سطح به سطح برد بلند هم خانواده نور و قدیر و قادر است . موشک سطح به هوای برد متوسط رعد را دارد که چندین برابر سرعت صوت به سمت هدف می رود. رادار آرایه فازی و سیستم هدایت آتش بسیار جدیدی را روی این شناور نصب کردیم که برای اولین بار روی این ناوشکن نصب می شود. سوناری که دنا می گیرد جزو اولین دستاوردهای صنایع الکترونیک ماست . سیستم کنترل مانیتورینگی که روی این شناور به کار گرفته می شود برای اولین بار روی یک شناور مورد استفاده قرار خواهد گرفت. باند پرواز ما بزرگ تر از گذشته شده و بالگرد سنگین SH هم می تواند روی آن بنشیند. توپ ۷۶ میلی متری فجر ۲۷ را دارد و جنس ورق کاسه و بدنه دنا از فولاد دریایی ساخت کارخانجات داخلی است. در بندرعباس الان از کلاس موج بدنه ناوشکن جدید را که موج چهار و «تفتان» نام دارد ساخته ایم و به محض الحاق دنا روی آن کار می کنیم . در شمال نیروی دریایی متقاضی ناوشکن جدید است ، در حال مذاکره هستیم و قطعا فروند دوم را باید در دریای خزر بسازیم چون رفتار دریای خزر، رفتار اقیانوسی بوده و نیاز به حداقل یک شناور سنگین دیگر داریم. تصاویر ناو دماوند
  4. آیا این پایان آذربایجان است؟ هنگامی که نیکول پاشینیان نسخت وزیر ارمنستان در روز 10 ژانویه 2020 آتش بس را پذیرفت، الهام علی اف احساس پیروزی کرد. علی اف سرزمین‌های را که پدرش رئیس جمهور پیشین آذربایجان در جنگ اول قره باغ از دست داد توانست بازپس بگیرد. علی اف قبلا با تعهد به دیپلماسی در ازای دریافت کمک‌های مالی و تسلیحاتی با موفقیت آمریکا را فریب داد و پس از آن با یک حمله غافلگیرانه توانست از لحاظ نظامی بیشتر از آنچیزی حاصل کند که ممکن بود با استفاده از دیپلماسی به دست آورد. او همچنین با تبدیل خود به یک متحدد ضروری برای اردوغان رئیس جمهور ترکیه و پوتین رئیس جمهور روسیه، قدرت خود را افزایش داد. او احتمالا برآورد کرده است که در صورت بروز هرگونه ناآرامی در آذربایجان، آنها قدرت او را حفظ خواهند کرد همانطور که پوتین با حمایت از بشار اسد رئیس جمهور سوریه از هیچ تلاشی برای محافظت از منافع روسیه فروگذار نکرده است. ارمنستان در جنگ شکست خورد و علی اف پیروز شد. اما آذربایجان هم باخت. پرچم های آذربایجان ممکن است بر فراز شوشا که در بین ارامنه به نام های شوشی و کالباجار نیز شناخته می شود ، به اهتزاز درآیند، اما پیروزی علی اف به قیمت استقلال آذربایجان تمام می شود. علی اف برای تقویت قدرت شخصی و تضمین احتمالی جانشینی همسر و پسرش ، حاکمیت آذربایجان را فروخته است. نیروهای روسی اکنون در آذربایجان هستند. هم بر روی کاغذ و هم در واقعیت ، آنها آتش بس را بین آذربایجان و ارمنستان اعمال میکنند ، اما وارد کردن مجدد نیروهای روسی در منطقه، هدف دیرینه پوتین بوده است چرا که به نظر می‌رسد او همه کشورهای شوروی سابق را گام به گام به آغوش خود بازگرداند. شاید علی اف از پذیرش سربازان روسی اطمینان خاطر داشته باشد زیرا آنها دستاوردهایی را که وی و نیروهای ترک در طول جنگ بدست آوردند، تقویت کردند ، اما علی اف فراموش کرده است گرچه نیروهای روسی به سرعت وارد می شوند ، آنها به ندرت از آنجا خارج میشوند. بعید است ترکها نیز آذربایجان را ترک کنند. هدف آذربایجان از جنگ، آزادسازی قره باغ و مناطق آذربایجانی اطراف آن بود که ارمنستان در جنگ 1988-1994 آنها را اشغال کرده بود. اما انگیزه ترکیه متفاوت بود. اردوغان و رهبران فکری امنیتی-نظامی ترکیه مانند دوغو پرینچک مدتها است که از جاه طلبی‌های پان ترکی استقبال میکنند تا ترکیه را از نظر فرهنگی ، اقتصادی و سیاسی با آذربایجان و کشورهای ترک آسیای میانه پیوند دهند. با گذر از فرودگاه آسین بوغا آنکار به سمت شهر، دیوارنگاره‌ای منقش به پرچم‌های جمهوری‌های ترک از آذربایجان به ترکستان شرقی (اویغورهای چین) دیده ‌می‌شود. طبق گزارشات بر اساس توافق آتش، نه تنها ترکیه یک راه ارتباطی از طریق خاک ارمنستان به آذربایجان به دست آورده است (البته ساز و کار این جاده مشخص نیست) بلکه ترکیه نیروهای خود را به یک مرکز مشترک نظارت روسی-ترکی اعزام می‌کند. نیروهای ویژه ترکیه در باکو حضور دارند و جت های اف -16 ترک نیز در پایگاه های آذربایجان مستقر هستند. علی اف ممکن است به اردوغان به عنوان یک دوست نگاه کند اما اردوغان علی اف را به عنوان وسیله ای برای رسیدن به هدف می داند. در نهایت به مزدوران سوری (تروریستهای سوری) می‌رسیم. ترکیه با استقبال علی اف این تروریستها را به آذربایجان منتقل کرد، با این حال به نظر می‌رسد علی اف حتی اگر اراده کند نمی‌تواند آنها را مجبور به خروج از خاک آذربایجان کند. همانطور که ترکیه توانست آتش تروریست‌ها را علیه ارمنی ها هدایت کند ، آنها به همین راحتی می توانند از آنها برای هدفگیری آذری های مخالف اهداف ترکیه استفاده کنند. آذربایجان برای اولین بار توانست در سال 1918 به استقلال برسد اما 23 ماه بعد، با ورود نیرویهای روسی این استقلال شکست خورد. فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی دومین فرصت را به آذربایجان اعطا کرد. شورای عالی سوسیالیستی جمهوری آذربایجان در 18 اکتبر 1991 استقلال آذربایجان را اعلام کرد ، اقدامی که متعاقباً با همه پرسی تأیید شد. هرچند این دوره از استقلال آذربایجان طولانی‌تر شده است اما همچنان نتیجه یکسان است: نیروهای خارجی حاضر در آذربایجان به باکو جواب پس نمی‌دهد بلکه به کاخ کرملین و کاخ آک ساری (ترکیه) پاسخگو هستند. ممکن است آذری‌ها روز 10 نوامبر را به عنوان روز تاریخ پیروز خود بر ارمنستان در جنگ قره باغ 2020 جشن بگیرند اما زمانی‌که روزهای جشن به پایان برسید ممکن است آنها متوجه شوند این پایان واقعی استقلال آذربایجان و آغاز فرمان‌برداری این کشور از روسیه و ترکیه است. ترجمه توسط GHIAM/ منبع
  5. خدمات در حال اجرای در گروه مپنا: 1- ابزار مخصوص: طراحی و ساخت ابزار مخصوص انواع موتورها 2- تعمیر موتور CFM56 طراحی نقشه مهندسی تعمیرات موتور تعمیرات اساسی موتورهای خانواد CFM56 تست موتور خانواده CFM56 در سلول تست 3- تعمیرات قطعات موتورهای هوایی انجام مهندسی تعمیرات قطعات موتورهای هوایی اجرای تعمیرات قطعات موتورهای هوایی اجرای تست عملکردی ماژول‌های موتور 4- مهندسی و ساخت قطعات موتور انجام فعالیت‌های مهندسی (شناسایی، رفع مسلئه و ...) پایش وضعیت موتورهای خانواده CFM56 ساخت قطعات پر مصرف هوایی
  6. به نام خدا موشک‌های بالستیک جایگزینی برای نیروی هوایی ظهور راکت‌ها و موشکهای هدایت دقیق در میدان نبرد، نقطه عطفی در تاریخ جنگ است. چراکه این تسلیحات بدون دستیابی به هیچ‌گونه هواپیمای جنگی برتری هوایی را برای نظامیان غیردولتی فراهم می‌کند. برتری هوایی به معنای دسترسی به فضای هوایی دشمن و مانع شدن از دشمن برای دسترسی به فضای هوایی دوستانه است. اینگونه آزادی عملی به نیرو می‌دهد تا وقت اراده کند به اهداف دشمن حمله کند. این آزادی عمل از طریق نیروی هوایی متعارف با سرکوب نیروی هوایی دشمن و خنثی سازی پدافندهوایی زمین پایه شکل می‌گیرد.هدف اصلی از انجام چنین عملیات پرهزینه‌ای از بین بردن جنگنده‌های نیروی متخاصیم یا انهدام باتری‌های پدافند هوایی او نیست بلکه هدف تخریب ظرفیت جنگی دشمن با از بین بردن نیروهای زمینی و دریایی و فلج کردن اقتصادش است. 6 بمب افکن بویینگ بی 17 فلایینگ فورترس در حال بمباران راه آنهن دوناورث آلمان در سال 1945 تمام نبردهای جنگ جهانی دوم با تلاش برای ایجاد برتری هوایی آغاز می‌شد. لوفت وافه در لهستان، نروژ و فرانسه موفق شد با شکست سریع ارتشهای آنان و تصرف و اشغال سرزمینی این سه کشور این کار را انجام دهد. اما لوفت وافه نتوانست در برابر بریتانیا به برتری هوایی دست پیدا کند که منجر به لغو حمله از پیش برنامه‌ریزی شده هیتلر در قالب عملیات شیر دریایی به جزایر انگلیس شد. پیروزی دفاعی در نبرد انگلیس عواقب استراتژیک گسترده‌ای به همراه داشت که نقطه شروع روند طولانی و سخت جنگ و شکست آلمان نازی بود. اسرائیل در سال 1967 جنگ شش روزه را با تمرکز جهت از بین بردن نیروهای هوایی مصر، اردن و سوریه آغاز کرد. این عملیات رو دو هدف را دنبال می‌کرد: 1-سرکوب توانایی دشمن برای حمله به خاک اسرائیل و نیروهای مسلح آن از طریق آسمان 2- ایجاد چتری حمایی برای حمله ارتش اسرائیل به این سه کشور و در نهایت اسرائیل توانست نیروهای زمینی عربی را شکست دهد. مصر تحت فرماندهی انور سادات جنگ اکتبر 1973 را با اهداف عملیاتی مشابه راه اندازی کرد اما نتیجه‌ای حاصل نشد. از این رو مصر در دستیابی به اهداف نظامی خود ناموفق بود گرچه توانست به اهداف سیاسی مدنظرش برسد. نیروی هوایی اسرائیل در عملیات مول کریکت 19 در آغاز جنگ 1982 لبنان توانست برتری هوایی کامل بر سوریه و لبنان به دست آورد و در نتیجه نیروهای زمینی سوریه را تا حدی زیادی از روند جنگ خارج کرد. نبردهای هوایی دیدنی، نشان‌های پیروزی هوایی که بر روی دماغه جنگنده نقش می‌بندند و کلیپ‌های ویدئویی که باتری‌های تخریب شده پدافند هوایی را نشان می‌دهد، روحیه ملت را بالا می‌برد، دشمن را افسرده می‌کند و خلبانان جنگنده را به سطح ستارگان رسانه‌ای می‌برد. اما هدف از تلاش و هزینه‌های بالا برای ایجاد و حفظ نیروی هوایی رسیدن به این موارد نیست و این مسائل تلفات نبردهای هوایی را توجیه نمی‌کند. هدف استراتژیک این تلاش‌ها و سختی‌ها دو چیز است: منع دسترسی به فضای هوایی خودی و به دست آوردن فضایی هوایی دشمن برای انجام عملیات‌های دلخواه در خاک دشمن. از اوایل قرن 20، هنگامی که ماشین‌های پرواز از اسباب‌بازی‌های مردان ثروتمند به سلاح‌های کشنده میادین نبرد تبدیل شدند، همه ارتش‌های جهان سرمایه‌گذاری زیادی برای مقابله با تهدیدات هوایی انجام داده‌اند. در ابتدا، چنین تلاش‌هایی معطوف به منع دسترسی بود: به عبارت دیگر، جلوگیری از جمع‌آوری اطلاعات بصری توسط هواپیماهای دشمن در مورد وضعیت نیروهای نظامی خودی و مانع شدن از بمباران نیروها و شهرها هدف اصلی بود. راه حل این مسئله تکامل و استقرار پدافند هوایی یکپارچه متکی به هواپیماهای رهیگری و توپ‌های ضد هوایی بود (در آینده موشک‌های زمین به هوا جایگزین توپ‌ها شدند.) نبرد انگلیس اولین پیروزی در این استراتژی منع دسترسی بود. انگلستان توانست رادارها، جنگنده‌ها و مراکز کنترل آتش را در اولین سیستم پدافند هوایی یکپارچه مدرن ترکیب کند. رادارهای Chain home انگلیسی وظیفه کشف جنگنده‌های آلمانی را بر عهده داشتند بعد از اینکه پدافند هوایی یکپارچه انگلیس برای لوفت وافه غیر قابل نفوذ گردید، آلمانی‌ها به جای هواپیما، ایده بمباران توسط موشک را دنبال کردند. با توجه به اینکه پدافند هوایی در آن زمان توانایی درگیری با موشک‌های بالستیک فراصوت رو نداشت، این موشک‌ها نوید دهنده نفوذپذیری به خاک دشمن شدند که دیگر توسط هواپیماهای بمب افکن معمولی قابل اجرا نبود. این یک تغییر بزرگ بود. آلمان‌ها با انجام این اصلاح، بدون از دست دادن هواپیما یا خلبانی به اصل خود (البته نه به صورت برتری هوایی کلاسیک و آزادی حمله به اراده دشمن) دست پیدا کرد. در حالی‌که موشک‌های بالستیک و کروز آلمانی ویرانی‌هایی به بار آورد و موجب مرگ هزاران نفر انسان در انگلیس و بلژیک شد، دقت پایین آنها مانع از تغییر روند جنگ شد. عدم تناسب بین تلاش‌های بسیار زیاد آلمانی‌ها در توسعه، ساخت، استقرار و به کارگیری موشک‌ها -گرچه یک دستاور نظامی درخشان بود- و تاثیر حداقلی آنها در میدان نبرد، توسط کلیه سازمان‌های نظامی از جمله نیروی هوایی اسرائیل به یک واقعیت تبدیل شد. جمله معروف "موشک‌ها و راکت‌ها جنگ‌ها را نمی‌برند" برای سال‌ها اسرائیل را در برابر تهدیدات موشکی کور کرد. یک فروند موشک بالستیک وی2 آماده پرتاب بر روی لانچر در طی جنگ های جهانی اول و جنگ جهانی دوم ، چندین نیروی هوایی - به ویژه انگلیس و آمریکا - با استفاده از ناوگان بمب افکنهای استراتژیک برای دستیابی به هدف دوم برتری هوایی، یعنی دستیابی به فضای هوایی دشمن تلاش زیادی کردند. بمباران استراتژیک توسط انبوه بمب افکن های سنگین در طول جنگ جهانی دوم، خسارات غیر قابل تصوری به شهرهای آلمان وارد کرد و حداقل 1 میلیون غیرنظامی کشته شد، اما تأثیر آن بر روند جنگ هنوز جای بحث دارد. تلفات هوایی متفقین ناشی از دفاع هوایی یکپارچه آلمان غیر قابل قبول بود. تنها در مراحل نزولی جنگ ، زمانی که توانایی‌های لوفت وافه تقریباً به پایان رسیده بود ، بمب افکن های متفقین با خسارات قابل قبول به فضای هوایی آلمان دسترسی پیدا کردند. میدان نبرد بعدی بین نیروی هوایی و پدافند هوایی، جنوب شرقی آسیا بود جایی‌که مجموعه‌ای متراکم از موشک‌های زمین به هوای ویتنام شمالی با حمایت جنگنده‌های رهگیر توانستند تقریبا برتری هوایی ایالات متحده را کمرنگ کنند و هزینه سنگینی را در نتیجه سرنگونی هواگردهای آمریکایی و خدمه آنان به ایالات متحده وارد کنند. نبرد برجسته دیگری که می‌توان به آن اشاره کرد دیگری بین حملات هوایی و پدافند هوایی در طول جنگ ایران و عراق است. زمانی که طرح صدام حسین برای شکست دادن ایران توسط یک کارزار برق‌آسا از بین رفت، نبرد به یک جنگ فرسایشی تبدیل شد که طی آن بمب‌افکن‌های جت عراقی خریداری شده از اتحاد جماهیر شوروی، تهران و دیگر شهرهای ایران را بمباران می‌کردند. نیروی هوایی ایران هنوز در آن زمان به رهگیرهای پیشرفته آمریکایی مجهز بود که قبل از انقلاب اسلامی توسط شاه خریداری شده بود. نتیجه این شد که ایران توانست بسیاری از بمب‌افکن‌های عراقی را سرنگون کند و صدام را مجبور به لغو عملیات بمباران استراتژیک خود کند. (؟؟!!) صدام همچون هیتلر، ناامیدانه به موشک‌های بالستیک روی آورد. برد موشک‌های اسکاد شوروی کمتر از آن بود که بتواند عمق ایران را هدف قرار دهد. وی با استفاده از تخصص شرکت‌های هوافضای اروپایی و آمریکای جنوبی، نسخه‌ای با برد بلندتر را به نام موشک الحسین توسعه داد و بیشتر اسکادهای خود را به استاندارد الحسین ارتقاء داد. تقریباً 200 موشک به سمت تهران و سه شهر بزرگ دیگر در اعماق ایران شلیک شد که باعث کشته شدن هزاران نفر و تخریب بسیاری از خانه‌ها شد و میلیون ها نفر را مجبور به ترک شهرها کرد. اکثر تحلیلگران معتقدند این حملات موشکی آخرین قطره‌ای بود که آیت الله خمینی [ره] رهبر ایران را وادار کرد "جام زهر را بنوشد" و با آتش بس موافقت کند. پس از هشت سال خونریزی، عراق پیروز شد. در این مورد با اطمینان می‌توان نتیجه گرفت موشک‌ها در جنگ پیروز شدند. (نویسنده مطلب درباره تاثیر موشک‌های بالستیک کمی بیش از حد مبالغه کرده است). تصاویر از حمله موشکی صدام به تهران در طی جنگ 8 ساله ایران و عراق منطق مشابهی، حافظ اسد رئیس جمهور سوریه را مجبور کرد تا در پی عملکرد نیروی هوایی این کشور در جنگ 1982، زرادخانه عظیمی از موشکهای بالستیک مجهز به کلاهک شیمیایی را ایجاد کند. مصطفی طلاس وزیر دفاع سوریه زمانی که نوشت : "جنگ 1982 یک جنگ هوایی بود، جنگ بعدی یک جنگ موشکی خواهد بود" به قابلیت جایگزینی جنگنده با موشک اشاره کرد. سازمان های نظامی غیر دولتی حزب الله و حماس در لبنان و غزه هرگز توانایی دسترسی به نیروی هوایی را نداشته‌اند. از این رو خود را با راکتها مجهز کرده‌اند و از آن برای ایجاد وحشت در اسرائیل استفاده کرده‌اند و صدها غیرنظامی را به هلاکت رسانده اند و خسارات اقتصادی زیادی را به بار آورده‌اند. راکت هدایت شونده فجر5 سی/ نسخه غیر هدایت شونده این راکت در جنگ 33 روزه و 22 روزه حزب الله و حماس بر علیه اسرائیل به کار گرفته شده راکت‌ها و موشک‌ها در ابتدای جنگ جهانی دوم تصور می‌شد زیاد دقیق نیستند و برای حملات دقیق مناسب نمی‌باشند به همین دلیل از آنها برای هدف قراردادن نیروهای متمرکز و ایجاد رعب و وحشت در مراکز جمعیتی استفاده می‌شد. بهبود دقت تنها از طریق سیستم‌های هدایت الکترومکانیکی سنگین، پرهزینه و بسیار پیچیده به دست می‌آمد. بنابراین حملات دقیق تنها در اختیار هواگردهای نظامی سرنشین دار بود که می‌توانست اهدف را با مهمات هدایت دقیق کوتاه برد مورد اصابت قرار دهد. فناوری با گذشت زمان جای خود را پیدا کرد. تلفن‌های هوشمند امروزی حاوی تمام موارد لازم برای هدایت دقیق وسایل نقلیه اعم از خودرور، هواپیماهای بدون سرنشین و یا موشکها هستند. حدود یک دهه است که با صرف هزینه اندک امکان تلفیق چنین فناوری‌هایی حتی با راکت‌های ساده گراد و تبدیل آنها به موشکهای هدیت پذیر و دقت بالا وجود دارد. این تغییر فناورانه باعث می‌شود موشکها به اندازه قدرت هوایی برای حملات دقیق موثر باشند. امروز همه قدرتهای بزرگ جهانی و همچنین بسیاری از کشورهای کوچکتر در حال توسعه و استقرار موشکهای هدایت دقیق هستند. اما این ایران است که در خاورمیانه پیشگام است. ایران در حال حاضر همه موشکها و راکت‌های قدیمی خود را به تسلیحات دقیق تبدیل می‌کند. این کشور همچنین متحدان منطقه‌ای خود را جهت توامندسازی در ساخت موشک‌های هدایت دقیق بومی با تخصص‌ها و مواد مورد نیاز تامین می‌کند. اینجاست که پروژه دقیق [کردن موشک‌های] حزب الله و دیگر متحدان منطقه‌ای ایران شروع می‌شود. موشک ضد کشتی خلیج فارس (سمت راست) و موشک زمین به زمین فاتح 110 (سمت چپ) موثرترین سلاح زرادخانه تسلیحاتی حزب الله است اسرائیل بسیار مشتاق است تا این پروژه حزب الله را با شکست مواجه کند چرا که به موفقیت حزب الله در این پروژه، توانایی نبرد این سازمان به سطح یک نیروی نظامی دولتی ارتقاء می‌یابد و اینگونه حزب الله تمام مزایای یک نیروی هوایی تهاجمی را بدون نیاز به داشتن جنگنده‌ها در اختیار خواهد داشت. موشکهای دقیق حزب الله قادر خواهند بود هر گونه تاسیسات حیاتی را فلج کرده و یا مراکز جمعیت [نظامی] و غیر نظامی را به وحشت اندازند. پروژه دقیق کردن راکت‌های زلزال حزب الله لبنان با استفاده از کیت‌های هدایت ناوبری یکی از بزرگترین مزایای راکت‌ها و موشکهای زمین پرتاب، ردپای کوچک آنهاست. این تسلیحات هم خود کوچک هستند و هم پرتابگرهای کوچکی دارند و به راحتی مخفی شده و شناسایی و کشف آنها سخت است. در مقابل، نیروی هوایی به پایگاه‌های هوایی بزرگ دارای باندهای پرواز کیلومتری، آشیانه‌های هواپیما، کارگاه‌ها، مراکز ارتباطی و ... وابسته است که پاشنه آشیل این نیرو محسوب می‌شود. آسیب پذیری پایگاه‌های هوایی ثابت و بزرگ در برابر حملات موشکی در جریان حمله موشکی ایران به پایگاه هوایی عین الاسد عراق که توسط آمریکا اداره می‌شود نمایان شد. قبل از حمله، تیم‌های آمریکایی حاضر در پایگاه، ناوگان پهپادهای پریداتور را جهت گشت زنی در اطراف پایگاه به پرواز درآوردند. در حین حمله یکی از موشک‌های ایرانی به یک کانال ارتباطی زیرزمینی برخورد کرد و خطوط فیبر نوری را بین خودروهای کنترل پهپاد و سیتسم‌های گیرنده و فرستنده قطع کرد. این امر باعث شد کنترل زمینی روی کل ناوگان پهپادی از بین برود. ساعت طول کشید ارتباط ماهواره‌ای برقرار شود و پهپادها بازگردانده شوند. تخریب دقیق هدف مورد نظر در پایگاه عین الاسد عراق توسط موشک‌های بالستیک نقطه زن ایران نیازی به گفتن نیست که هواگردهای آمریکایی مستقر در عراق در برابر این حمله موشکی ناتوان بودند. به زبان ساده، ایران بااستفاده از موشک‌های دقیقش برتری هوایی خود را نسبت به پایگاه هوایی به دست آورد. حزب الله به موشک‌های هدایت دقیق مجهز شد تا بتواند در آغاز جنگ بعدی با اسرائیل عملیات خود را متمرکز کند و موشک‌های خود را به سمت پایگاه‌های هوایی اسرائیل شلیک کند و آنها را فلج سازد. ساختار دفاعی فعال اسرائیل (آیرون دم- دیویدز اسلینگ و [در آینده]هر سیستم دفاعی لیزری با قدرت بالا) توان نابودی همه موشکها را نخواهند داشت اما احتمالا بیشتر موشکها را منهدم می‌کنند. دفاع فعال نمی‌تواند تضمین کننده تامین امنیت صد در صدی باشد. به هر اندازه موشک‌های هدایت شونده حزب الله موفق به نفوذ به سپر دفاعی اسرائیل باشد، می‌تواند نیروی هوایی اسرائیل را از بین ببرد -آنچه موشک‌های هدایت شونده ایرانی در عراق انجام دادند شاهد آن است. دفاع فعال در برابر تهدید موشکهای هدایت شونده شرط لازم است اما کافی نیست. این استراژی به اقدامات مکمل نیاز دارد. یکی از این اقدامات، پدافند غیر عامل است به معنای حفاظت از تاسیسات حیاتی توسط دیوراهای بتونی ضخیم که می توانند در برابر ضربات مستقیم مقاومت کنند. گرچه از نظر فنی این امر امکان پذیر است، این نوع اقدام بسیار هزینه‌بر و وقت گیر است. حتی اگر بودجه لازم نیز تخصیص داده شود هیچ تضمینی وجود ندارد که سپر دفاعی به موقع به پایان برسد. پاسخ دیگر، تنوع بخشیدن به توانایی تهاجمی آی ای اف برای جبران تخریب قدرت حمله آن در مرحله اولیه جنگ آینده است. اگر حزب الله بتواند "نیروی هوایی بدون هواپیما" ایجاد کند، اسرائیل نیز می‌تواند این کار را انجام دهد. پروژه هدایت شونده کردن موشک‌های بالستیک در اسرائیل بیش از یک دهه قدمت دارد. صنایع دفاعی اسرائیل تعدادی موشک دقیق بالستیک با برد و کلاهک‌های مختلف تولید و آزمایش کرده‌اند. آی دی اف تا به امروز موافقت کرده است که فقط کوتاه بردترین نسخه را حتی در تعداد محدودی خریداری کند. موشک‌های با برد بیشتر مانند موشک‌ آزمایش شده لورا با برد 400 کیلومتر به دیگر کشورها صادر شده‌اند به ارتش اسرائیل داده نشده است. موشک رمپیج نسخه هواپایه راکت اکسترا است این موشک در سال 2020 بر علیه تاسیسات سوریه استفاده شده است. مقاله اخیر اسرائیل دیفنس نشادن داد که ارائه تسلیحات هدایت دقیق با برد بیش از 100 کیلومتر به نیروی زمینی، مخالفت‌های نیروی هوایی را برانگیخته است. اگر این موضوع صحت داشته باشد پس مانعی که در مسیر تقویت نیروی هوایی با موشکهای بالستیک (نیروی هوایی بدون جنگنده) است در زمینه فناوری یا عملیاتی نیست بلکه مربوط به جنگ‌های اعتبار و بودجه در ارتش اسرائیل بر می‌گردد. چنین جنگ‌های زیرپوستی فقط مختص ارتش اسرائیل نیست. یکی از مشهورترین موارد در آمریکا رخ داد، زمانی که نیروی هوایی ایالات متحده آمریکا در مخالفت با ورود موشک‌های بالستیک به ناوگان زیردریایی نیروی دریایی تا آخرین رمق جنگید زیرا این موشک‌ها با "بمب‌افکن‌های استراتژیک خود" رقابت می‌کنند. سالها طول کشید تا پنتاگون این نبرد را حل کند. البته خیلی بعید است که اسرائیل بتواند چنین زمانی را تامین کند. چند سال پیش طرح ایجاد نیروی تهاجمی موشکی اسرائیل برای پشتیبانی از نیروی تهاجمی آی ای اف مطرح شد. تا آنجا که مشخص است این طرح توسط اسرائیل رد شد. موشک‌های نسبتا کوتاه برد که اکنون به نیروی هوایی اضافه شده‌اند قرار است از پشتیبانی توپخانه‌ای دوربرد از نیرو‌های زمینی برخودار شوند. نه اینکه پشتیبان و تکمیل کننده توانایی نیروی هوایی برای انجام حملات استراتژیک باشند، زیرا پایگاه‌‌های آن زیر آتش موشک‌های هدایت دقیق قرار دارند. سرجنگی بارانی موشکهای بالستیک برد بلند ایرانی جهت ایجاد خسارت در پایگاه‌های هوایی دشمن این ادعای همیشه مشکوکِ "راکت‌ها و موشک‌ها در جنگ‌ها را نمی‌برند" اکنون منسوخ شده و نادرستی آن آشکار گردیده است. موشک‌های مدرن هدایت دقیق همان قدرت جنگنده‌ها را دارند با این تفاوت که به پایگاه‌های عظیم هوایی ثابت و مملو از اهداف نیاز ندارند و آسیب پذیری کمتری دارند. موشک‌ها و راکت‌های هدایت شونده دقیق می‌تواندد زیرساخت‌های نظامی و غیرنظامی کل کشورها را فلج کنند و راه را برای شکست آنها فراهم آورند. امروز مطمئنا موشک‌ها و راکت‌های هدایت دقیق می‌توانند در جنگ پیروز شوند. اسرائیل باید تمام تلاش خود را انجام دهد که نه تنها برای جلوگیری از شکست توسط چنین تسلیحاتی بلکه برای شکست دشمنان خود از آنها استفاده کند. ترجمه شده توسط GHIAM منبع
  7. نیروی هوای فضای سپاه برخی اطلاعات رو از نسخه های مختلف مهندسی معکوس آرکیو170 منتشر کرده. ایران تا کنون سه نسخه عملیاتی از این پهپاد را در نقشهای مراقبتی، نظارتی و رزمی در اندازه های متفاوت تولید کرده است. شاهد161 نمونه 40 درصد آرکیو170، کوچکترین عضو این خانواده مجهز به پیشران جت در نقش شناسایی- مراقبت و رزمی در سال 1393 توسعه داده شده است. این پهپاد دارای مداومت پروازی 2 ساعت، سرعت 275 کیلومتر در ساعت، سقف پروازی 25000 پا و برد 250 کیلومتر است. نسخه ای از این پهپاد با موتور پیستونی با شناسه شاهد 141 نیز تولید شده است. شاهد 161 می تواند 2 بمب 25 کیلوگرمی را خارج از بدنه حمل کند. سپاه پاسدارن با طراحی و تولید شاهد 161 توانست بر کنترل پروازی و پیکربندی بال پرنده تسلط پیدا کند. سپاه پاسداران در سال 1394 نمونه 60 درصد را تولید کرد. این پهپاد در دو نسخه با پیشران جت با شناسه شاهد191 و پیشران پیستونی با شناسه شاهد181 توسعه داده شده است. شاهد 191 در نقش شناسایی-مراقبتی- رزمی به کار گرفته می‌شود.این پهپاد با بیشینه سرعت 350 کیلومتر بر ساعت و مداومت پروازی 4/5 ساعته دارای برد 750 کیلومتر بر ساعت است. شاهد191 می‌تواند دو بمب 50 کیلوگرمی (جمعا 100 کیلوگرم) را در دهلیز داخلی حمل کند و خود پهپاد 500 کیلوگرم وزن دارد. در عملیات ضربت محرم 50 فروند پهپاد شاهد181 و شاهد191 به صورت همزمان به پرواز درآمده اند. نمونه یک به یک آرکیو 170 در سال 1396 با نام شاهد171به تولید رسید. شاهد171 از یک پیشران با توان 6600 نیوتن بهره می‌برد. این پیشران همان توربوفن جهش 700 خواهد بود. شاهد 171 فقط به منظور شناسایی و مراقبت به کارگیری می‌شود. وزن این پهپاد 3070 گیلوگرم است و 10 ساعت مداومت پروازی دارد. سرعت آن 460 کیلومتر بر ساعت است و می‌تواند تا شعاع 2200 کیلومتری و سقف پروازی 36000 پایی عملیات شناسایی را انجام دهد. تفاوتهایی در پارامترهای اعلام شده بین آرکیو170 و شاهد171 دیده می‌شود. مداومت پروازی آرکیو170 آمریکایی 8 ساعت است و برد آن 1600 کیلومتر می‌باشد اما شاهد171 دارای مداومت پروازی 10 ساعت و برد 2200 کیلومتر است. بنابراین پرنده ایرانی 600 کیلومتر برد بیشتر و 2 ساعت مداومت پروازی بالاتری نسبت به پهپاد آمریکایی دارد. ممکن است سپاه پاسداران تمام تجهیزات و سنسورهای آرکیو170 را در شاهد171 به کارگیری نکرده است که در نتیجه فضای بیشتری برای سوخت پهپاد ایجاد شده است.
  8. نگاهی به توافق صلح آذربایجان و ارمنستان؛ برنده این مناقشه چه کسی است؟ در ساعات پایانی ۱۹ آبان ماه(۹ نوامبر)، آذربایجان و ارمنستان از آتش بس جدید و توافق صلحی پایدار در قره باغ با وساطت روسیه خبر دادند؛ توافق صلحی که سوالات و ابهامات بسیاری را بوجود آورد، اما برنده ی این مناقشه چه کسی خواهد بود؟! این توافق صلح در حالی شکل گرفت که تا پیش از این سه آتش بس دیگر در قره باغ اعلام شده بود و هیچکدام از آنها دوامی نداشت اما ورود جدی تر روسیه بعنوان بازیگر اصلی در توافق چهارم، بر آتش بس های شکننده در قره باغ و توافق های نیم بند پایان داد. توافق صلح آذربایجان و ارمنستان دارای ۹ بند اصلی و بصورت خلاصه از این قرار است: ۱- توقف کامل درگیریها و توقف در مواضع فعلی ۲- تحویل منطقه آقدام به آذربایجان ۳ و ۴- استقرار نیروهای روسیه در قره باغ ۵- ایجاد یک مرکز برای نظارت بر روند اجرای توافق ۶- تحویل منطقه کلبجر و لاچین به آذربایجان ۷- بازگشت آوارگان به قره باغ ۸- تبادل اسرا و اجساد ۹- ایجاد کریدور ارتباطی بین غرب آذربایجان و نخجوان شاید در نگاه اول اینطور به نظر برسد که این توافق یک پیروزی کامل برای آذربایجان و یک شکست برای ارمنستان باشد و یا حداقل آذربایجان به آنچه که از قره باغ میخواسته رسیده است. اما با بررسی بیشتر این توافق و نحوه استقرار نیروهای روسیه در منطقه قره باغ سوالات، ابهامات و اشکالات بسیاری در خصوص سرنوشت این منطقه بوجود می آید که برای درک بهتر این توافق آن را بروی نقشه بررسی می کنیم. هاشورهای سبز مناطقی هستند که در یک بازه زمانی مشخص به جمهوری آذربایجان برگردانده میشوند. منطقه کلبجر تا ۲۵ آبان ماه(۱۵نوامبر)، منطقه آقدام تا ۳۰ آبان ماه(۲۰نوامبر)، منطقه لاچین و مناطق اشغالی در گازاخ تا ۱۱ آذر ماه(۱ دسامبر) به جمهوری آذربایجان تحویل داده میشود. نکته مهم و اساسی در خصوص این موضوع آن است که “نه” همه ی مناطق(رایونهای) آقدام، کلبجر و لاچین، بلکه مناطقی که خارج از “ناحیه خود مختار قره باغ کوهستانی” به اشغال نیروهای ارمنی در آمده بودند به آذربایجان برگردانده میشود. بعنوان مثال نیمه شرقی رایون کلبجر در “ناحیه خود مختار قره باغ کوهستانی” قرار دارد و این مناطق همچنان در کنترل نیروهای ارمنستانی قرار خواهند داشت و تنها نیمه غربی کلبجر به آذربایجان تحویل داده خواهد شد. این موضوع در خصوص بخش کوچکی از غرب آقدام نیز صدق می کند. بعبارت دیگر مکانیزم “ناحیه خود مختار قره باغ کوهستانی” همچنان در این مناطق پابرجاست. در خصوص دو نقطه اشغالی در منطقه گازاخ در شمال غرب آذربایجان نیز ذکر این نکته قابل توجه است که علیرغم اشاره توافق نامه به بازگردانی این دو نقطه به جمهوری آذریجان، در بیانیه بعدی که توسط روسیه منتشر شد به وضعیت این دو نقطه اشاره ای نشده است و چگونگی حل این موضوع در هاله ای از ابهام قرار دارد. گفته میشود متن اولیه توافق نامه به بیرون درز پیدا کرده است و در نسخه بعدی که نسخه اصلی می باشد این بخش اصلاح و حذف شده است. هاشورهای آبی مناطقی هستند که ۱۹۶۰ نفر از نیروهای حافظ صلح روسیه با ۹۰ زره پوش و ۳۸۰ خودرو و تجهیزات ویژه در آن مستقر میشوند. اگر به نحوه استقرار نیروهای روسیه در منطقه قره باغ دقت کنید کامل واضح است که این نیروها دقیقا در داخل و در مرزهای “ناحیه خود مختار قره باغ کوهستانی” مستقر خواهند شد. این موضوع بدان معناست که عملا “ناحیه خود مختار قره باغ کوهستانی” برای ارمنستان به رسمیت شناخته شده و در اختیار نیروهای ارمنستانی باقی خواهد ماند. هرچند که به این موضوع در متن توافق اشاره ای نشده است اما عملا بدین معنا خواهد بود. در کنار این مسئله این موضوع را هم باید اضافه کرد که: در متن توافق عنوان شده است نیروهای حافظ صلح روسیه به مدت ۵ سال در منطقه باقی خواهند ماند و در صورت عدم مشکل خاصی، این دوره ۵ ساله مجددا برای ۵ سال دیگر تمدید خواهد شد و این دوره ها عملا تا زمان نامشخصی ادامه خواهند داشت. مشخصا این موضوع نیز بقای خودمختاری در قره باغ را تایید و تمدید میکند. البته این مناطق منهی مناطقی است که در عملیات اخیر ارتش آذربایجان در منطقه قره باغ آزاد شده است. اگر به مناطق جنوبی قره باغ و به خصوص مناطق جنوبی “ناحیه خود مختار قره باغ کوهستانی” دقت کنید، واضحا مشخص است که نیروهای آذربایجان بخش کوچکی از جنوب “ناحیه خود مختار قره باغ کوهستانی” را به کنترل خود در آورده اند و “بیشتر” آزادسازیها مربوط به مناطقی است که در خارج از “ناحیه خود مختار قره باغ کوهستانی” به اشغال نیروهای ارمنستانی درآمده بود. بصورت کلی توافق صورت گرفته فرای آنچه که طرفین درگیر یعنی جمهوری آذربایجان و ارمنستان ادعا و عنوان میکنند نه یک پیروزی مطلق است و نه یک شکست مطلق. بلکه تا اینجای کار هریک از طرفین به میزان مشخصی از اهداف خود دست یافته اند؛ با این تفاوت که سهم آذربایجان از بدست آوردن اهداف بیشتر از ارمنستان است. جمهوری آذربایجان مناطق اطراف “ناحیه خود مختار قره باغ کوهستانی” (بعلاوه بخشی هایی از جنوب “ناحیه خود مختار قره باغ کوهستانی”) را پس از ۲۸ سال بطور کامل بدست آورد. در طرف مقابل ارمنستان نیز خودمختاری(حداقل بصورت اسمی) و حضور در “ناحیه خود مختار قره باغ کوهستانی” را بدست آورد. جمهوری آذربایجان به یک مسیر زمینی مستقیم با منطقه نخجوان دست یافت و در طرف مقابل ارمنستان نیز به یک مسیر زمینی مستقیم به مرکز “ناحیه خود مختار قره باغ کوهستانی” یعنی شهر استپاناکرت دست یافت. در خصوص آینده منطقه قره باغ با توجه به توافق موجود، موضوعات و ابهامات بسیاری وجود دارد که حداقل در متن قرارداد به آنها اشاره ای نشده است و این مسئله در آینده مشکل ساز خواهد شد و آینده ای نامشخص و نامعلوم را برای قره باغ به ارمغان خواهد آورد. در حال حاضر با ورود مستقیم روسیه به قره باغ، نفوذ و اعمال فشار این کشور در منطقه افزایش پیدا کرده است و از سوی دیگر تحولات سیاسی مهمی در ارمنستان در حال شکل گیری است و از سوی دیگر خطوط تماس و درگیری نیز همواره محلی برای افزایش تنش ها خواهد بود. هرچیزی در آینده ممکن است، همانطور که آذربایجان پس از ۲۸ سال تجدید قوا برای آزادسازی قره باغ اقدام کرد بعید نیست ارمنستان نیز چنین سیاستی را در قبال آذربایجان در پیش بگیرد و یا حتی شرایط منطقه کار را برای ادامه عملیات ارتش آذربایجان در قره باغ مهیا کند… منبع: پیج تحولات جهان اسلام
  9. پهپاد شاهد 161 با ماموریت شناسایی و مراقبت مجهز به سیستم شناسایی IRST است. این نسخه دارای برد 150 کیلومتر، ارتفاع پروازی 42000 پا و سرعت گشت زنی 125 کیلومتر بر ساعت است. شاهد161 مداومت پروازی 2 ساعته دارد. در یک پرواز می‌تواند 1260 کیلومتر مربع را شناسایی کند. شاهد 161 توسط خودرو به پرواز در می‌آید و برای فرود به باندی با طول 1500 متر نیاز دارد. این پهپاد که نسخه 40 درصد پهیاد آرکیو 170 آمریکایی است 640 کیلوگرم وزن دارد. استفاده از سیستم اپتیک در قسمت بالای پهپاد شائبه استفاده به عنوان رهگیر را مطرح می کند یا ماموریت شناسایی مناطق کور راداری در شبکه پدافندی اما مدوامت پروازی دو ساعته و سرعت کروز 125 کیلومتر مناسب این کار نیست. باید از پهپادهای بزرگتر با قابلیت حمل تسلحیات بیشتر، مداومت پروازی بالاتر و سرعت نزدیک به صوت استفاده بشه. متاسفانه نوع تسلیحات قابل حمل و نوع اپتیک در بنر مشخصات پهپاد، خوانا نیست.
  10. انهدام ۱۱ موشک اگزوست در دوران دفاع مقدس - ماجرای حمله بعثی‌ها به جزیره خارگ که با انهدام موشک‌های اگزوست دشمن از سوی پدافند همراه بود را تشریح کنید. امیر شاهرخ شهرام: در روز‌های پایانی جنگ تحمیلی بحث امنیت شریان‌های اقتصادی کشور مطرح شد و جزیره خارگ به‌عنوان یکی از مراکز مهم اقتصادی کشور همواره مورد توجه دشمن بعثی قرار داشت؛ دشمن می‌خواست به هر ترتیب آن را مورد هدف قرار دهد؛ اما پدافند با حضور و اقدامی هوشمندانه توانست دشمن را در رسیدن به این هدف ناکام گذارد. جریان بدین ترتیب بود که رژیم بعثی به وسیله بالگرد‌هایی که در اختیار داشت، توانست با موشک‌های ضد ناو اگزوست در ارتفاع پایین، یکی از نفتکش‌های ما را در جزیره خارگ مورد هدف قرار دهد و سامانه‌های پدافندی ما برای اولین بود که با چنین موشکی برخورد می‌کردند که بتواند در کمترین سطح ارتفاع و خارج از برد راداری ما تا نقطه اصابت حرکت کند و این مسئله کار را برای ما پیچیده می‌کرد. از طرفی هم وضعیت جزیره خارگ برخلاف تاکتیک پدافندی است؛ به گونه‌ای که قانون پدافند می‌گوید که سامانه‌های راداری باید یک تا دو کیلومتر جلوتر از نقطه آسیب‌پذیر باشد تا پیش از آنکه دشمن آن منطقه را ببیند، پدافند آن را تحت پوشش راداری خود داشته باشد؛ اما متأسفانه در خارگ این جریان برعکس بود و اسکله ما هزار و ۵۰۰ متر جلوتر از سامانه‌های پدافندی مستقر بود و کشتی‌ها، نفتکش‌ها و همچنین چاه‌های نفت متعاقب آن قرار داشتند و ما در پشت این نقاط حساس استراتژیک مستقر بودیم؛ لذا این کار را برای ما دشوار می‌کرد؛ زیرا دشمن در زمان حمله زودتر از ما بر این مناطق تسلط چشمی داشت؛ لذا همان شب در پست فرماندهی جزیره خارگ جلسه‌ای با حضور تمامی پرسنل پدافند مستقر در جزیره برگزار شد؛ که در این نشست از جوان‌ترین فرد تا فرماندهان ارشد نظامی حضور داشتند و به خوبی به یاد دارم که در آن زمان بنده نیز به‌عنوان یک افسر ستوان دوم در این جلسه حضور داشتم و چون شرایط خاص و ویژه بود، همه خود را ملزم می‌دانستند که فکر کنند تا راه برون‌رفت از این وضعیت بحرانی آشکار شود؛ از این رو هر یک از افراد تجربیات کار خود با سیستم‌ها و متعاقب آن ایده خود را برای مقابله با تهدید ارائه می‌دادند و چون در این جمع کارکنان بخش فنی هم حضور داشتند، برخی نظرات که زمینه اجرایی نداشت را رد می‌کردند و نظراتی که به لحاظ فنی و عملیاتی مغایرت نداشت را کنار هم قرار می‌دادند؛ که در نهایت با جمع‌آوری نظرات و برآورد‌هایی که صورت گرفت، تصمیم بر این شد که با تاکتیک جدید از سیستم‌هایی که در اختیار داشتیم، استفاده کنیم. ما از زمان شلیک موشک اگزوست تا زمان انهدام آن در سطح آب فقط چهار و نیم ثانیه وقت داشتیم و اگر این زمان کوتاه به پنج ثانیه می‌رسید، دیگر کار تمام شده بود و موشک با یکی از کشتی‌های ما اصابت کرده بود. به یاد دارم که با بکارگیری تکنیک جدید در استفاده از سامانه‌ها، اولین موشک اگزوست را در فاصله زمانی کمتر از چهار ثانیه در ارتفاع دو متری سطح دریا منهدم کردیم و این روند تا انهدام ۱۱ موشک اگزوست رژیم بعثی ادامه پیدا کرد و باعث شد تا امنیت در این منطقه حساس برقرار بماند. هرکدام از این اتفاقات سرآغاز تکوین یک روش و تاکتیک جدید در عرصه دفاع هوایی بود که به ما یاد می‌داد «شاید یک سامانه دارای قابلیت‌هایی باشد که در دستورالعمل استفاده از آن ثبت نشده است» و یا اینکه می‌توان به گونه‌ای دیگر هم عمل و بازدهی لازم را کسب کرد.
  11. سامانه باور373 عملیاتی شد فرمانده منطقه پدافند هوایی شمال غرب با بیان اینکه قبلا رادار پسیو و غیرفعال در اختیار نبود ولی امروز رادار پسیو ( بدون انتشار)، سامانه موشکی بر کوتاه، متوسط و بلند در اختیار داریم، گفت: برای مثال، سامانه موشکی برد بلند باور ۳۷۳ بسیار پیشرفته‌تر و پیچیده‌تر ساخته و در مدار عملیاتی قرار گرفته است. عظیمی ابراز داشت: پدافند هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در راستای دیدن و دیده نشدن به تجهیز به انواع سامانه‌ها و شنود الکترونیکی زمین پایه و هواپایه! و حداکثر تسلط و اشراف اطلاعاتی مجهز بوده و دست به طراحی و ساخت آنها پرداخته است. وی ادامه داد: طراحی و ساخت انواع سامانه فرماندهی و کنترل پیشرفته که قبلا از خارج خریداری می‌شد از دیگر نمونه پیشرفت‌های پدافند هوایی است که الحمدالله امروز به دست جوانان ساخته شده است. وی به پیشرفت‌های پدافند هوایی کشور در زمینه جنگ الکترونیک اشاره کرد و گفت: سامانه‌های بسیار پیشرفته توسط جوانان مومن و متخصصان ایجاد شده است زیرا اگر بخواهیم چنین سامانه‌ای را از خارج بخریم به ما نمی‌فروشند چراکه جنگ الکترونیک هر کشور متناسب خود آن کشور است و همچنین اگر خریداری هم باشد تمام کنترل آن در دست کشور ثانی خواهد بود. منبع
  12. با استفاده از طول استند موشک فاتح، تونستم ابعاد موشک فتح را به دست بیاورم. موشک فتح دارای طول 6.5 متر و قطر 40 سانتیمتر است. این موشک نسبت به فاتح110 حدودا 2.30متر کوتاهتر و 20 سانتیمتر قطر کمتری دارد. هیچ گونه اطلاعاتی از جنس موتور و جنس بدنه موشک وجود ندارد. اما احتمالا فتح موشکی با وزن 800-900 کیلوگرم، برد 200 - 300 کیلومتر و سرجنگی 150-200 کیلوگرمی باشد. به نظر میر‌سد سپاه قرار است این موشک را جایگزین نسخه های اولیه فاتح 110 کند. هرچند سرجنگی سبکتری نسبت به فاتح دارد برای زدن اهداف نرم از جمله زیرساخت‌های نفتی، مراکز صنعتی، اهداف غیرمقاوم نظامی و ... بسیار موثر است. با توجه به ابعاد و وزن موشک فتح، می‌توان 4 تیره از این موشک را مانند فجر 5 از روی حامل IVECO پرتاب کرد.
  13. در کلیپ تولیدات پهپادی وزارت دفاع پهپاد مهاجر6 با 4 بمب قائم به نمایش درآمد. در ابتدا مهاجر6 تنها به 2 بمب قائم مجهز بود که اکنون این تعداد دو برابر شده است. در قسمت توضیحات مهاجر6 اشاره شده بود هر بال دارای دو جایگاه و در مجموع چهار جایگاه است اما وزن تسلیحاتی قابل حمل این پهپاد 40 کیلوگرم بود. با توجه به اینکه مهاجر6 از بمب قائم 20 کیلوگرمی استفاده ‌می‌کند، امکان حمل 4 بمب را نداشت.پس احتمالا یا بمب سبک‌تری برای مهاجر طراحی شده بود و یا اینکه به صورت موقتی موتور روتاکس 912 استفاده می‌کرد تا موتور اصلی آماده شود. چندی پیش سپاه اعلام کرد مهاجر6 را به خدمت خواهد گرفت ولی به درخواست سپاه قرار است وزارت دفاع تغییراتی در موتور ایجاد کند. می‌توان حدس زد با توجه به تجارب جنگ سوریه، از نظر سپاه 2 عدد بمب کافی نمی‌باشد. وزن مهمات قابل حمل مهاجر6 از 40 کیلوگرم به 80 کیلوگرم افزایش پیدا کرده است یعنی توان موتور 100 درصد افزایش داشته که به احتمال فراوان مداومت پروازی این پرنده هم بیشتر شده باشد. در نسخه اولیه مهاجر می‌توانست 12 ساعت در آسمان پرواز کند که با وجود دو برابر شدن توان موتور انتظار می‌رود این عدد به 24 ساعت رسیده باشد. بمب قائم در این کلیپ برد قفل بمب قائم بر روی هدف 9 کیلومتر اعلام شد. بمب قائم1، شش کیلومتر برد دارد و در برد 8 کیلومتری بر روی هدف قل می‌کند. اما در اینجا برد قفل بر روی هدف، یک کیلومتر افزایش داشته است که احتمال زیاد مربوط به بمب قائم5 باشد. قائم5 دارای برد 12 کیلومتری است. پهپاد ابابیل3 نیز به صورت رسمی از بمب قائم5 استفاده می‌کند. استفاده از بمب‌ قائم5، باعث می‌شود پهپاد مهاجر6 و ابابیل3 در یک فاصله امن از سامانه‌های پدافندی نقطه‌ای قرار گیرد و خطر انهدام کاهش پیدا کند. به نظر می‌رسد سایر پهپادها نیز توانایی استفاده از بمب‌های سری قائم را داشته باشند. کیفیت تصاویر اما مهمتر از افزایش میزان تسلیحات پهپادهای ایرانی، بهبود کیفیت تصاویر شناسایی توسط این پهپادها است. یکی از بزرگترین نقاط ضعف پهپادهای ساخت ایران کیفیت پایین سیستمهای اپتیک آنها بود که در این راستا وزارت دفاع با تولید اپتیک با کیفیت فول اچ دی و همچنین ساخت لینک ارتباطی جهت دریافت این تصاویر در طی دیجیتال کردن لینکها، باعث شد توان شناسایی نیروهای پهپادی کشور افزایش قابل توجهی داشته باشد. اپتیک ابابیل3 در حالت زوم اپتیک مهاجر6 در حالت زوم 30 برابر متاسفانه به دلیل پایین بودن کیفیت کلیپ منتشر شده در سایت وزارت دفاع نمی‌توان کیفیت واقعی اپتیک پهپادها را مشاهده کرد.
  14. این تصویر را کاربر میلتاری Rezamad در توییتر گذاشته بودند که پهپاد کرار را همراه با تسلیحات قابل حمل خود نشان می‌دهد. موشک سایدویندر با رنگ سفید مشخص است بمب بالابان- بمب خوشه‌ای سیمرغ- بمب معرفی نشده شبیه به اس دی بی 1- بمب هدایت لیزری از خانواده ستار و موشک سایدویندر. مهمترین نکته‌ی این تصویر اضافه شدن موشک هوا به هوای سایدویندر است. در گذشته نمونه‌ی هوا به زمین شفق بر روی این پهپاد بارگذاری شد که احتمال استفاده نسخه هوا به هوای شفق هم بود اما اکنون سایدویندر به کار گرفته شده است. چندی پیش اعلام شد ایران برد موشک سایدویندر را به 18 کیلومتر افزایش داده است. کرار می‌تواند حداقل دو فروند از این موشک 85 کیلوگرمی را حمل کند. دو نسخه از کرار توسعه داده شده، یکی با جستوگر راداری و دیگر با جستجوگر تصویرساز حرارتی. جستجوگر حرارتی کرار قادر است هدفی به اندازه خودش را در فاصله 30 کیلومتری رهگیری و از 3 کیلومتری روی آن قفل کند. رادار و رادوم احتمالی پهپاد کرار رهگیری هدف از فاصله 30 کیلومتری این برد برای هدفی در اندازه یک آواکس یا تانکر سوخترسان که چند برابر بزرگتر از کرار هستند افزایش پیدا می‌کند (به دلیل سرعت پایین کرار : با توجه به فیلم رهگیری کرار، سرعت کمتر از 600 کیلومتر در ساعت می باشد ) نسبت به اینگونه هواگردها امکان انهدام آنها ضعیف است). بنابراین کرار می‌تواند با استفاده از موشک سایدویندر بدون نیاز به کاربرد انتحاری، پرنده‌های دشمن را منهدم کند. هرچند بزرگترین کاربرد کرار بر ضد پهپادهای دشمن مانند MQ-4C ، MQ9 و بالگردهای دشمن است. مشخصات پهپاد کرار 3
  15. خط تولید موتور توبوجت اوج امیر خواجه فر اعلام کرد که این موتور اصلاح شده و از سیستم FADEC نیز بهره می‌برد. از مزایای FADEC راندمان بهتر سوخت، کاهش پارامترهای مورد بررسی توسط خدمه پرواز، ایمنی بیشتر موتور، بهبود در کنترل و تعمیرات و .... است.