برترین های انجمن
ارسال های محبوب
مشاهده بیشترین محتوای مورد پسند کاربران از چهارشنبه, 10 بهمن 1403 در همه مناطق
-
25 پسندیده شدهخوب اینم آخرین کار ما در 1403 ... نه جانی در بدن مونده و نه پولی در جیب، امیدوارم مورد قبول حق و دوستان واقع بشه... هر ایده و سوالی دارید مطرح کنید. طرح نهایی نیست و نظرات اعمال میشه.
-
23 پسندیده شده"100 روز در شانگهای" ماراتن کوتاه چين به سمت بمب هيدروژنی(قسمت اول) بالا بردن کتاب قرمز کوچک در جشن اولین آزمایش بمب اتمی چین در 16 اکتبر 1964 در 28 دسامبر 1966 ، چین اولین آزمایش بمب هیدروژنی خود را تنها دو سال و دو ماه پس از انفجار موفق اولین بمب اتمی با موفقیت انجام داد—. با این کار ، چین سریع ترین کشور در میان پنج کشور اولیه سلاح هسته ای (ایالات متحده ، روسیه ، چین ، انگلستان و فرانسه ، که به طور کلی به عنوان P5 شناخته می شوند) شد که از اولین انفجار بمب اتمی خود به اولین انفجار بمب هیدروژنی خود سید هنوز آگاهی بسیار محدودی در ادبیات غربی در مورد چگونگی ساخت اولین بمب H چین وجود دارد. این مقاله به طور مفصل یک نقطه عطف از توسعه بمب هیدروژنی چین—را بررسی می کند و تلاش هایی را که منجر به یک سری از سه آزمایش هسته ای شد که در سال های 1966 و 1967 اتفاق افتاد و اغلب "سه گانه" توسعه بمب H در چین نامیده می شود ، توصیف می کند. اکتشافات اولیه زیر قول زدن مسکو چین رسما برنامه تسلیحات هسته ای خود را در 15 ژانویه 1955 آغاز کرد.حدود دو سال بعد ، چین و اتحاد جماهیر شوروی توافقنامه فنی دفاعی جدید را در مسکو امضا کردند. بر اساس این توافق ، قرار بود مسکو نمونه اولیه یک مدل بمب اتمی و مواد فنی مربوطه را به پکن ارائه دهد. با این حال ، در ژوئن 1959 ،که بسیاری از تأسیسات مهم مربوطه در برنامه تسلیحات هسته ای چین در اوج ساخت و ساز بودند ، روابط شوروی و چین وخیم شد ، و مسکو نامه ای به پکن ارسال کرد که رسما اعلام کرد مدل و داده های وعده داده شده را ارائه نخواهد داد. از نیمه دوم سال 1959 به بعد ، وزارت دوم صنعت ماشین سازی-وزارت دولت چین که بر صنعت هسته ای نظارت دارد—سیاست دولت مرکزی را دنبال کرد و به توانایی های خود کشور برای تکمیل وظیفه توسعه بمب اتمی تکیه کرد. در اوایل سال 1960 ، موسسه تحقیقات سلاح هسته ای پکن- موسسه نهم نامیده و تحت رهبری وزارت دوم قرار گرفت و شروع به کاوش در علم و فناوری بمب اتمی و کار سخت بر روی برنامه بمب اتمی کردند ، وزیر آن زمان وزارت دوم لیو جی دنبال بررسی راه هایی برای توسعه بمب هیدروژن کشور بود. قبل از این ، او در مذاکره توافق 1957 با دولت شوروی شرکت کرده بود. علاوه بر اطلاعات مربوط به بمب اتمی ، بر اساس این توافق ، چین همچنین قرار بود نمونه ای از بمب هسته ای تقویت شده ، به نام بمب "کیک لایه ای" را دریافت کند. لیو درک کرد که بمب هسته ای تقویت شده ارائه شده توسط مسکو یک بمب اتمی خواهد بود ، نه یک بمب هیدروژنی. او احساس کرد که بمب های هیدروژن و بمب های اتمی می توانند در اصل و ساختار بسیار متفاوت باشند. (یک بمب اتمی از اورانیوم یا پلوتونیوم استفاده می کند و به شکافت متکی است ، یک واکنش هسته ای که یک اتم یا هسته را تقسیم می کند و مقدار زیادی انرژی آزاد می کند; یک بمب هیدروژنی یا بمب H از شکافت برای ایجاد یک واکنش همجوشی استفاده می کند که دو هسته اتمی را برای تشکیل یک هسته سنگین تر ترکیب می کند و مقدار بسیار بیشتری انرژی را آزاد می کند.) وقتی رهبر تیم متخصص شوروی از وزارت دوم بازدید می کرد ، لیو از این فرصت استفاده کرد تا از او در مورد تفاوت اصولی و ساختاری بین بمب هیدروژنی و بمب اتمی سوال کند. اما هیچ یک از پاسخ هایی که دریافت کرد او را راضی نکرد.لیو فهمید که اتحاد جماهیر شوروی تکنولوژی بمب هیدروژنی را با چین به اشتراک نمی گذارد. بنابراین لیو متوجه شد که برای پیشرفت در نظریه بمب هیدروژنی زمان قابل توجهی لازم است و فکر کرد که برای شروع این کار نمی تواند تا پس از موفقیت اولین بمب اتمی چین صبر کند. دفتر نهم ، تحت وزارت دوم در سال 1958 تاسیس شد و مسئول توسعه سلاح های هسته ای و ساخت تحقیقات و تولید سلاح های هسته ای شمال غربی [چینگهای] مستقر در استان چینگهای (که اغلب به عنوان پایگاه 221 نامیده می شود) بود. موسسه سلاح های هسته ای پکن (مؤسسه نهم) ، همچنین تحت اداره نهم ، در سال 1958 برای دریافت و مطالعه داده ها و فناوری شوروی در مورد بمب اتمی تاسیس شد. کار عمده سلاح هسته ای تا حدود سال 1964 در آنجا انجام شد ، زمانی که ساخت پایگاه 221 چینگهای تکمیل شد. در فوریه 1964 ، دفتر نهم و موسسه نهم در آکادمی نهم تحقیقات و طراحی سلاح های هسته ای وزارت دوم ترکیب شدند. در مارس 1965 ، اداره آکادمی نهم سپس از پکن به پایگاه 221 چینگهای (به زودی به نام کارخانه 221 تغییر نام داد) نقل مکان کرد. شعبه پکن آکادمی نهم هنوز به عنوان موسسه نهم پس از سال 1965 شناخته می شد. یک موسسه جدید لیو سپس با کیان سانکیانگ ، معاون وزیر وزارت دوم ، درباره ایده راه اندازی یک برنامه بمب هیدروژنی بحث کرد. اما از آنجا که صنایع دفاعی در موسسه نهم به طور فعال برای توسعه اولین بمب اتمی کار می کردند و برای جلوگیری از حواس پرتی تلاش های خود ، کیان موافقت کرد که یک نیروی تحقیقاتی جداگانه در موسسه انرژی اتمی (به عنوان "موسسه 401" نامیده می شود) ایجاد کند که در آن به عنوان مدیر خدمت می کرد.در دسامبر 1960 ، معاون مدیر موسسه 401 ، پنگ هوانو ، "گروه اکتشاف نظریه در دستگاه واکنش هسته نور" را ایجاد کرد ، که به عنوان "گروه نظریه هسته نور" نامیده می شود."در آوریل 1961, پنگ خودش به عنوان معاون مدیر به موسسه نهم پیوست قبل از اینکه در سال 1963 رهبری برنامه تحقیقاتی بمب هیدروژن را به عهده بگیرد. در ژانویه 1961 ، یو مین-فیزیکدان که بعدا به عنوان "پدر بمب هیدروژن چین" و یک شخصیت برجسته در توسعه کلی سلاح های هسته ای چین شناخته شد—به گروه نظریه هسته سبک پیوست که به تدریج به 40 نفر گسترش یافت. در طول چهار سال اکتشاف و تحقیق ، یو مین و گروهش دستاوردهای قابل توجهی در تحقیقات در مورد فرآیند فیزیکی بمب هیدروژنی به دست آوردند و برخی از اکتشافات اولیه را در مورد اصل بمب انجام دادند. آنها همچنین به برخی از فرضیات اولیه در مورد ساختار کلی احتمالی بمب رسیدند. تمام این دستاوردهای تحقیقاتی پایه های اساسی را ایجاد کرد و نقش مهمی در پیشرفت نهایی اصل بمب هیدروژن ایفا می کرد. این گروه در ژانویه 1965 با موسسه نهم ادغام شد. دنگ جیاکسیان (چپ) به عنوان "پدر بمب اتمی چین" و یو مین (راست) به عنوان "پدر بمب هیدروژن چین" شناخته می شوند. یک بن بست در مارس 1963 ، دنگ جیاکسیان ، مدیر بخش نظری موسسه نهم ، طراحی نظری اولیه اولین بمب اتمی چین را ارائه داد. پس از آن ، گروهی از بخش او به بررسی نظریه بمب هیدروژن پرداخت. در 3 سپتامبر 1963 ، پس از اینکه مارشال نی رونگژن گزارش های پیشرفت رهبران وزارت دوم و موسسه نهم را در مورد توسعه اولین بمب اتمی و برنامه های سلاح های هسته ای بررسی کرد ، او اعلام کرد که "پس از انفجار اولین بمب اتمی ، ضروری است که به سرعت برنامه های کوچک سازی دستگاه های هسته ای و بمب های هیدروژنی را ترتیب دهیم.” هنگامی که طراحی نظری اولین بمب اتمی را تکمیل کرد ، موسسه نهم "گروه اکتشاف بمب هیدروژن" خود را که توسط پنگ هوانوو کارگردانی شده بود ، تقویت کرد.این گروه با مدل "کیک لایه ای" شوروی آغاز شد. با این حال ، این مدل برخی از داده ها را از دست داده بود و پنگ مجبور بود اطلاعات جدیدی را برای تکمیل آن جمع آوری کند.هنوز مشخص نیست که پنگ چگونه مدل شوروی را بدست آورد, اما چندین احتمال وجود دارد که از طریق آن ممکن بود اطلاعات طراحی مدل افشا شده باشد - از جمله از طریق توافق 1957 با مسکو یا زمانی که کارشناسان شوروی به طراحی خط تولید لیتیوم دوتراید در Baotou (کارخانه 212) برای سوخت بمب اتمی تقویت شده در سال 1958 کمک کردند. اتحاد جماهیر شوروی تنها یک لایه را آزمایش کرده بود-بمب طراحی کیک-دستگاه RDS-6 ، در 12 اوت 1953 منفجر شد. پس از حدود یک سال مطالعه مدل کیک لایه ای ، پنگ هوانو و گروهش به این نتیجه رسیدند که از نظر فنی استفاده از طراحی بمب اتمی تقویت شده به عنوان راهی برای بمب هیدروژنی غیرممکن است. دلیل این امر شامل کاهش سرعت واکنش های زنجیره ای بمب اتمی بود که افزایش عملکرد دستگاه را محدود می کرد. برای غلبه بر این مشکل ، تیم پیشنهاد کرد که مسائل فنی را مطالعه کند ، از جمله اتصال قوی اورانیوم و لیتیوم دوتراید. در ماه مه 1965 ، این گروه اکنون امیدوار بود که با اضافه کردن اورانیوم 235 به دستگاه های a ، آنها می توانند بازده بیشتری داشته باشند شروع دوباره در 29 ژانویه 1964 ، کمیته ویژه مرکزی به مائو زدونگ(به طور رسمی رئیس حزب کمونیست چین و کمیته مرکزی حزب )در مورد توسعه صنعت انرژی اتمی و بمب اتمی گزارش داد. گزارش کمیته پیشنهاد کرد که "وظیفه اصلی انرژی اتمی برای برنامه پنج ساله سوم (1966-1970) حل مسئله" داشتن یا نداشتن " بمب و بمب های هسته ای است.” توسعه بمب H دوباره شروع شد بین سال های 1964 و 1965 ، با فشار دولت مرکزی برای یافتن مسیر جدید به بمب هیدروژنی ، آکادمی نهم (که قبلا به عنوان موسسه نهم شناخته می شد) میزبان بحث ها و بحث ها در مورد این موضوع بود و به طور گسترده ای در ادبیات علمی خارجی و گزارش های خبری برای هر گونه ذکر بمب هیدروژنی جستجو کرد. در یک کارگاه ، ژو گوانگژائو ، معاون مدیر بخش نظری آکادمی ، یک توده مجله آورد تا به شرکت کنندگان نشان دهد که بسیاری از عکس های موشک های هسته ای به جای یک کره بزرگ ( مثل مدل کیک لایه ای پیشنهاد شده). شکل یک سیلندر طولانی دارند ، ژو معتقد بود که پیکربندی بمب اتمی و بمب هیدروژنی بسیار متفاوت است و بنابراین اصول مرتبط آنها نیز از نظر ماهیت متفاوت خواهد بود. در نوامبر 1962 ، برای تسریع انفجار اولین بمب اتمی چین ، کمیسیون ویژه مرکزی تاسیس شد. همچنین "کمیسیون ویژه پانزده نفره" نامگذاری شد ، با نخست وزیر ژو انلای به عنوان مدیر هفت معاون نخست وزیر و هفت وزیر. تمام چیزی که تیم می توانست پیدا کند یک جمله از یک روزنامه آمریکایی بود که می گفت: "ایده درخشان ادوارد تلر که منجر به ایجاد بمب هیدروژنی شد.” بخش نظری پس از آن گروهی را برای بررسی روزنامه ها و مقالات علمی ایالات متحده و شوروی در این مورد تشکیل داد. کسانی که از این گروه بودند به کتابخانه پکن رفتند تا تمام روزنامه های خارجی را قرض بگیرند ، از جمله تمام شماره های نیویورک تایمز و پراودا از سال 1945. این تلاش نیاز به مجوز ویژه از وزارت دوم داشت زیرا روزنامه های خارجی در آن زمان برای استفاده عمومی در دسترس نبودند. پس از بارگذاری در جیپ ها و بازگرداندن آنها به آکادمی ، تیم شروع به خواندن همه آنها کرد. تمام چیزی که تیم می توانست پیدا کند یک جمله از یک روزنامه آمریکایی بود که می گفت: "ایده درخشان ادوارد تلر که منجر به ایجاد بمب هیدروژنی شد." اما ، البته ، روزنامه نشان نمی داد که این "ایده درخشان" در واقع چیست. یک هدف با نام رمز "1100" در 2 نوامبر 1964 ، در حالی که آنها در مورد مسائل آزمایش هسته ای آینده بحث می کردند ، نخست وزیر ژو از وزیر خود لیو جی پرسید که بمب هیدروژن چه زمانی آماده خواهد بود. چین اولین آزمایش بمب اتمی (device 596){ 1}خود را در اکتبر 1964 با موفقیت انجام داد. لیو جی پاسخ داد که "تحقیقات پیش از نظریه بمب هیدروژنی مورد بررسی قرار گرفته است و هنوز سوالات زیادی وجود دارد که نمی توان آنها را به طور کامل درک کرد. احتمالا سه تا پنج سال طول خواهد کشید نخست وزير ژو جواب داد که پنج سال زياد است در 7 ژانویه 1965 ، لیو جی در جلسه وزارت دوم سخنرانی کرد و دستورالعمل های جدید مائو را به مخاطبان منتقل کرد: "اگر ما بمب های هیدروژنی و موشک داشته باشیم ، ممکن است جنگ ها انجام نشود و صلح پایدار تر خواهد بود. ما بمب های اتمی را می سازیم اما خیلی زیاد نخواهد بود. از آن برای ترساندن [دشمنان] و شجاع کردن [خود] استفاده خواهد شد. مائو همچنین گفت که " هنوز سه سال طول می کشد تا بمب هیدروژنی داشته باشد که خیلی کند است.” در ژانویه 1965 ، وزارت دوم تصمیم گرفت گروه نظریه هسته ای سبک موسسه انرژی اتمی را به عنوان راهی برای تسریع در توسعه بمب هیدروژنی به بخش نظری آکادمی نهم منتقل کند. با ادغام دو نیروی تحقیقاتی ، وزارتخانه امیدوار بود که به سرعت مشکلات کلیدی توسعه بمب هیدروژنی را حل کند. یو مین به عنوان معاون مدیر بخش نظری منصوب شد. در 3 فوریه 1965 ، وزارت دوم هدف آزمایش اولین دستگاه بمب هیدروژنی را در سال 1968 تعیین کرد. در توضیح دلایل انتخاب این سال هدف توسط وزارتخانه ، لیو جی گفت که چین را سریع ترین کشور در میان کشورهای هسته ای آن زمان برای توسعه یک بمب هیدروژنی از اولین بمب اتمی خواهد کرد. در آن زمان ، آنها یک بمب هیدروژنی را به عنوان بمب تعریف کردند که دارای عملکرد انفجاری بیش از یک میلیون تن معادل TNT بود ، با انرژی همجوشی که بیش از 30 درصد از عملکرد را فراهم می کرد. روز بعد ، کمیته ویژه مرکزی پیشنهاد وزارت دوم را در جلسه ای که توسط نخست وزیر ژو برگزار شد ، تصویب کرد. { 1} چین به طور رسمی اولین بمب هسته ای خود را " 596" نامگذاری کرد تا تاریخ ژوئن 1959 را به یاد آورد ، زمانی که مسکو نامه ای به پکن ارسال کرد که در آن اعلام کرد که مدل و داده های بمب اتمی وعده داده شده را ارائه نخواهد داد. پس از این تصمیم ، آکادمی نهم مجموعه ای از جلسات را برای بحث در مورد چگونگی دستیابی به پیشرفت در درک نظریه بمب H قبل از سال 1968 برگزار کرد. از سال 1965 ، لیو شیائو ، معاون وزیر وزارت دوم آن زمان ، هر هفته از بخش نظری بازدید می کرد تا پیشرفت گروه را در تدوین یک طرح تحقیقاتی خاص برای ایجاد فناوری بمب هیدروژنی تشویق و تشویق کند. او معتقد بود که تقسیم نظری کلید موفقیت در مفهوم بمب H است.طرح تحقیقاتی عمدتا شامل طراحی نظری کلاهک هسته ای با وزن حدود یک تن و قدرت یک مگاتن بود که در سال 1968 آزمایش می شد. طراحی نظری با نام رمز "1100" بود ، جایی که "1000" به وزن آن در کیلوگرم و "100" به عملکرد آن در واحدهای چینی تن وان اشاره داشت. (برای اعداد بزرگ ، سیستم عددی چینی از نام های منحصر به فرد برای تمام قدرت های 10 استفاده می کند که از 4 شروع می شود; یک وان برابر با 10000 و 100 تن وان برابر با یک مگاتن معادل TNT است.) طرح تحقیقاتی همچنین به بخش نظری نیاز داشت تا اصول ، مواد ، پیکربندی ها و روش های محاسبه مربوط به کلاهک همجوشی را بررسی کند. این طرح اول به وضوح نشان داد که بمب H توسط موشک ها حمل خواهد شد و نباید با یک بمب اتمی تقویت شده توسط بمب افکن ها اشتباه گرفته شود. از فوریه 1965 به بعد ، سلاح سازان مسیرهای مختلفی را امتحان کردند و ایده های مختلفی را پیشنهاد کردند ، اما هیچ کدام موفق نشدند. آنها ابتدا بر دو نوع مدل h-bomb تمرکز کردند: مدل تعادل غیر ترمودینامیکی که توسط یو مین زمانی که در موسسه 401 بود و مدل کیک لایه ای توسعه یافت ، حتی اگر پنگ در سال 1964 به این نتیجه رسیده بود که نمی تواند میزبان یک بمب هیدروژنی باشد. مدل اول نیاز به احتراق دوتریوم مایع تحت تعادل غیر ترمودینامیکی داشت. این شبیه به ایده "سوپر کلاسیک" بود ،که شامل استفاده از یک بمب شکافت برای اشتعال جرم دوتریوم در دمای بالا بود. گروه شبیه سازی مونت کارلو از بخش نظری بسیاری از شبیه سازی های احتمالی را انجام داد و به تکرار برنامه های متعدد پرداخت ، فقط برای نتیجه گیری که این روش نمی تواند کار کند ، زیرا در هر پیکربندی ، مصرف انرژی در واکنش زنجیره ای بیشتر از انرژی تولید شده بود. بنابراین مدل تعادل غیر ترمودینامیکی کنار گذاشته شد. در نیمه اول سال 1965 ، طراحان سلاح نیز بر محاسبات مدل لایه کیک تمرکز کردند ، که در آن زمان به احتمال زیاد به دمای بالا می رسید. بر اساس محاسبات پیکربندی های مربوطه ، آنها دریافتند که حتی هنگام افزایش وزن و عملکرد دستگاه ، نسبت همجوشی به انشعاب کل عملکرد افزایش نمی یابد و هنوز از هدف "1100" یک مگاتون در عملکرد دور است. یک برنامه دو مرحله ای پنج ماه اول از زمان تعیین هدف "1100" تنها به رد مدل های پیشنهادی و شواهد بیشتری از عدم امکان پذیری گذشت. در همین حال ، مهلت 1968 برای آزمایش یک کلاهک "1100" به سرعت نزدیک می شد. رهبران آکادمی نهم بعدا متوجه شدند که نمی توانند در یک مرحله به هدف خود برسند . در اوایل ژوئیه 1965 ، رهبری برنامه تحقیقاتی h-bomb خود را با تقسیم آن به دو مرحله تنظیم کرد. اولین قدم این بود که با انجام چندین آزمایش از یک بمب هسته ای با عملکرد بالا ، به بررسی اصل بمب هیدروژنی ادامه دهیم. بر اساس این طرح ، محدودیت وزن کاهش خواهد یافت و اولین بمب هسته ای با عملکرد یک مگاتن طراحی شده توسط بمب افکن H-6 حمل خواهد شد. در آن زمان ، بمب افکن H-6 قرار بود حداکثر هشت تن بار داشته باشد ، که به این معنی بود که هدف "1100" در واقع آرام بود. (بمب هسته ای تقویت شده هنوز بر اساس مدل کیک لایه ای بود.) هنگامی که محصول به دست آمد ، مرحله دوم طرح تجدید نظر شامل کوچک سازی دستگاه با طراحی یک بمب هیدروژن "1100" برای حمل روی موشک بود. چشم انداز ما تلاش برای پیشرفت از یک طرف و آماده شدن برای تکرار از طرف دیگر است.” در 10 ژوئیه 1965 ، وزارت دوم طرح تحقیقاتی دو مرحله ای بمب هیدروژن خود را در گزارشی که به کمیته ویژه مرکزی ارائه شده بود ، شرح داد. این گزارش مجموعه ای از آزمایشات "گرم" را برای بررسی اصل بمب H پیشنهاد کرد: اولین گام آزمایش انفجار هوا یک بمب اتمی تقویت شده در ژوئن 1966 را انجام می دهد تا پیشرفت واکنش هسته ای لیتیوم دوتریوم در دمای بالا را درک کند. سپس ، یک بمب سه فاز بزرگتر و پرتاب شده از هوا - در واقع ، یک دستگاه کیک لایه ای بزرگتر-در سال 1967 آزمایش خواهد شد.این گزارش همچنین با اشاره به آنچه مطالعه مواد خارجی به ارمغان آورده بود ، گفت که "به نظر می رسد پیشرفت های کلیدی در فناوری بمب هیدروژنی از آزمایش دستگاه های سه فاز در مقیاس بزرگ آغاز شده است. ما در حال حاضر پلوتونیوم و تریتیوم نداریم. با استفاده از مواد هسته ای موجود و ساختارهای انفجار ، برای شروع یک پیشرفت با آزمایش دستگاه های سه فاز در مقیاس بزرگ ، ممکن است نیاز به انجام تحقیقات نظری بیشتر و آزمایش بمب [اتمی تقویت شده] 596l داشته باشیم." (بمب اتمی تقویت شده چین با کد 596L بود ، به این معنی که بر اساس اولین دستگاه بمب اتمی ، 596 ، که یک لایه اضافی از سوخت هسته ای را به شکل لیتیوم 6 دوتراید دریافت کرد ، با حرف L که برای لیتیوم) در نهایت ، گزارش اعلام کرد, چشم انداز ما تلاش برای پیشرفت از یک طرف و آماده شدن برای تکرار از طرف دیگر است.” دستگاه هسته ای به اصطلاح "سه فاز" در آن زمان یک دستگاه لایه ای از نوع کیک بود که از سه مرحله تشکیل شده بود: شکافت ، همجوشی و سپس دوباره شکافت. در مرحله اول ، هسته اورانیوم یا پلوتونیوم بسیار غنی شده باعث انفجار شکاف شد. مرحله دوم واکنش های همجوشی لایه سوخت هسته ای جامد (لیتیوم دوتراید) اطراف هسته بود. تریتیوم زمانی تولید شد که نوترون های انفجار فاز اول لیتیوم را بمباران کردند. در همین حال ، دمای بالا تولید شده توسط انفجار شکافت باعث واکنش های همجوشی دوتریوم و تریتیوم شد. مرحله سوم واکنش شکافت لایه اورانیوم 238 (اورانیوم طبیعی یا اورانیوم کم شده) بود که سوخت هسته ای را احاطه کرده بود. نوترون های انرژی بسیار بالا که از واکنش های همجوشی آزاد می شوند می توانند اورانیوم 238 را تجزیه کنند. برای یک مدل لایه ای از نوع کیک ، می توان از لایه های اضافی مواد هسته ای و اورانیوم 238 استفاده کرد. پس از جلسه کمیته ویژه مرکزی ، وزارت دوم از بخش نظری آکادمی نهم خواست تا هرچه زودتر یک طرح نظری برای یک دستگاه هسته ای ارائه دهد که دارای قدرت نزدیک به یک مگاتن باشد و بتواند توسط یک هواپیمای H-6 حمل شود.با توجه به مهلت کم وزارت دوم ، رهبران بخش تصمیم گرفتند که یک گروه باید به کار بر روی بمب 596L ادامه دهد ، که برنامه ریزی شده بود در ژوئن 1966 آزمایش شود ، در حالی که دو گروه دیگر به تلاش برای پیشرفت در توسعه بمب هیدروژن ادامه دادند. پس از انجام برخی محاسبات ، رهبران بخش نظری سه مورد خاص را برای طراحی بمب پیشنهاد کردند: هنگام در نظر گرفتن حداکثر وزن و حجم هواپیمای H-6 ، آنها مشخص کردند که می توانند مواد هسته ای اضافه کنند تا وزن مواد منفجره بالا حدود 1.4 برابر ظرفیت کلی آن افزایش یابد.در آن زمان ، یک دستگاه هسته ای با عملکرد حدود 700 کیلو تن تقریبا شش تن وزن داشت. این بدان معنی بود که برای به دست آوردن یک دستگاه یک مگاتن ، وزن دستگاه کاهش یابد تا بتواند به هشت تن برسد و به سطح خاصی از نسبت همجوشی کل عملکرد برسد. با فرض اینکه بمب H نسبت همجوشی به شکافت حدود 30 درصد داشته باشد و این بمب سه فاز در واقع یک بمب نوع کیک لایه ای باشد ، سلاح سازان به این نتیجه رسیدند که میزان همجوشی مورد نیاز می تواند حدود 20 درصد باشد. "جنگ صد روزه" یو مین در یک عکس بدون تاریخ با دانشمندان دیگر مشورت می کند تجمع در شانگهای در اواخر سپتامبر 1965 ، یو مین و بیش از 50 محقق در شانگهای برای شدیدترین دوره در توسعه بمب هیدروژنی گرد هم آمدند. ماشین حساب ها و برنامه نویسان حاضر بلافاصله برنامه های کامپیوتری مختلفی را که از پکن آورده شده بود نصب کردند و اشکال زدایی و محاسبات این برنامه ها را برای آزمایش اصل بمب انجام دادند. این گروه ابتدا یک مشکل مربوط به عدم حفظ نوترون ها را در محاسبات برنامه حل کرد. در همین حال ، گروهی از ریاضیدانان شب و روز کار می کردند تا به سرعت یک برنامه کامپیوتری در مقیاس بزرگ را کامپایل کنند ، طراحی بهینه بمب هوایی هیدروژن سه فاز را شروع کنند و بسیاری از شبیه سازی های عددی را انجام دهند. به دلیل ثبات ضعیف رایانه ها در آن زمان ، فیزیکدانان مجبور بودند هر محاسبه را با دست تأیید کنند تا مشکلات را به موقع حل کنند. برای نزدیک به 100 روز و شب ، تمام فیزیکدانان ، ریاضیدانان و دستیاران تحقیقاتی که در شانگهای گرد هم آمده بودند ، شیفت ها را ترتیب می دادند و به نوبت در اتاق کامپیوتر در طول ساعت برای حل مشکلات می رفتند. کسانی که در دفتر اقامت داشتند مشغول نقاشی ، ثبت نام ، تجزیه و تحلیل ، بحث و آماده سازی دسته بعدی مدل هایی بودند که باید محاسبه شوند. همانطور که کای شاوهوی ، یک رهبر گروه ، به یاد می آورد: "با الهام از یک حس قوی ماموریت ، همه مشتاق و پر انرژی بودند ، و به زودی یک دسته از مدل ها را محاسبه کردند. با توجه به نتایج ، آنها از الزامات یک آزمایش موفق دور نبودند. به محض افزودن کمی مواد گرانبها ، قدرت را می توان به یک میلیون تن افزایش داد." گزارش شده است که این گروه می تواند دستگاه 830 کیلو تن طراحی کند ، با این حال ،محدودیت وزن آن هنوز تا هشت تن بود. اگر آنها چندین کیلوگرم پلوتونیوم اضافه کنند ، عملکرد می تواند تا یک مگاتن افزایش یابد. اما پلوتونیوم تا سال 1968 در دسترس نبود ، سالی که قرار بود بمب هیدروژنی "1100" آزمایش شود. در واقع ، این گروه هنوز راه طولانی ای را پیش رو داشت تا بتواند یک بمب یک مگاتن و سه فاز را تا سال 1967 آزمایش کند ، در آن مرحله ، تنها کاری که می توانستند انجام دهند این بود که یک دستگاه هسته ای با عملکرد تا 700 کیلو تن ایجاد کنند ، که کمیته آن را تایید کرد. این مدل های اولیه همه نسبت انرژی همجوشی بسیار پایین نسبت به کل محصول داشتند که نشان می داد که مواد ترمو هسته ای (هیدروژن) بارگذاری شده در دستگاه نمی تواند به طور کامل مصرف شود. با این حال ، یو مین از این نتایج تعجب نکرد. او مدل بمب اتمی تقویت شده را زمانی که در موسسه 401 بود ، کشف کرده بود. در آن زمان ، او متوجه شده بود که ، اگرچه مواد همجوشی می توانند در افزایش قدرت انفجاری کلی دستگاه نقش داشته باشند ، اما افزایش به تنهایی بدون احتراق کامل مواد همجوشی کافی نخواهد بود. یو مین در یک عکس بدون تاریخ در شانگهای ، یو اغلب در اتاق کامپیوتر می ماند تا نتایج شبیه سازی عددی چاپ شده بر روی رول های نوار توسط کامپیوترها را بررسی کند. در شانگهای ، رهبران بخش امیدوار بودند که یو مین گروه را رهبری کند تا مطالعه کند که چگونه اصل تقویت شده را به بمب اتمی واقعی اعمال کند و وظیفه بهینه سازی طراحی دستگاه پیشرفته را تکمیل کند. "یو "روزها و شب های زیادی را در اتاق کامپیوتر می گذراند و خود را در رول های نوار خروجی چاپ شده توسط کامپیوترها غرق می کند و نتایج شبیه سازی عددی را برای جستجوی خطاها با دقت تجزیه و تحلیل می کند. او سه مدل محاسباتی عددی را انتخاب کرد و تجزیه و تحلیل سیستماتیک عمیق و دقیق را برای آزمایش محاسبات خود انجام داد. اما ، اگرچه رهبران بخش او را به رهبری گروه برای طراحی دستگاه بزرگ تر یک مگاتون اختصاص داده بودند ، یو مین معتقد بود که برای دستیابی به یک پیشرفت ، مشکل اساسی یافتن راه حل کلی برای اصل بمب هیدروژنی است. از زمان ورود به شانگهای ، یو مین در این شرایط به این مشکل فکر می کرد اکثر دانشمندان جوان در این گروه تجربه عملی در تحقیقات علمی برای مقابله با نظریه بمب هیدروژن نداشتند. با این حال ، دانشمندان جوان تر در این گروه ، اخیرا در اکتشاف بمب هیدروژن درگیر شده بودند و بیشتر آنها دانش اساسی بمب های هیدروژن و تجربه عملی در تحقیقات علمی برای مقابله با نظریه بمب هیدروژن را نداشتند. برای بهبود درک نظری آنها از موضوع ، یو مین در طول دو هفته در شانگهای یک سری سخنرانی در مورد بمب هسته ای تقویت شده برگزار کرد. همانطور که معلوم شد ، در طول سخنرانی های او بود که یو مین پاسخ مشکل آنها را پیدا کرد: میزان تولید تریتیوم از فعال سازی نوترون در مدل تقویت شده بسیار کند بود. یو مین همچنین توضیح داد که از آنجا که فرآیند چرخه نوترون-تریتیوم در مدل تقویت شده نمی تواند سرعت فرآیند تجزیه بدنه بمب را به دست آورد ، میزان انتشار انرژی در توپ آتشین نمی تواند برابر با میزان از دست دادن انرژی باشد—که چندین برابر بالاتر بود. تحت چنین کسری عظیم ، دمای توپ آتشین قادر به ایجاد یک واکنش همجوشی خودپذیر نبود. یو مین گفت که راه حل این مشکل این است که "یا سعی کنید سرعت انتشار توپ آتش را کاهش دهید یا میزان انتشار انرژی را افزایش دهید. ادامه دارد....
-
21 پسندیده شدهارتش روسیه موفق شد کنترل شهرک سودژا در نزدیکی مرز با اکراین را دوباره بعد از حدود 7 ماه به دست بگیرد . واحدهای اکراینی از روز گذشته به تدریج عقب نشینی از سودژا و مناطق اطراف ان را اغاز کرده اند . هم اکنون جستجوی خانه به خانه شهرک و پاکسازی سنگر ها از سربازان جا مانده اکراینی از عقب نشینی اغاز شده است روسها به تدریج در حال انتشار تصاویر واحدهای منهدم شده اکراینی در سودژا هستند. ستون ها کوچک و بزرگ ارتش اکراین در جریان عقب نشینی نا منظم توسط روسها هدف قرار گرفته و دهها زرهپوش و صدهها نظامی اکراینی کشته وزخمی شدن . منابع اکراینی اعلام کردن تا روز گذشته تلفات اکراین در حمله اخیر روسها 250 اسیر و چند هزار کشته و زخمی بوده است تلفات انسانی و اسرای اکراینی در کورسک اسرا تلفات سخت افزاری یک نفربر تقریبا سالم برادلی البته یکی از خدمه آن به اندازه خود نفربر خوشانش نبود احتمالا نفربر ها فرانسوی وب - فنلاندی پاتریا - سوئدی اف بی وی 302 دو دستگاه نفربر استرایکر 4 نفربر بی ام پی1 یک ستون زرهی اکراینی شامل 4 تا 5 نفربر که احتمالا توسط بمب ها هواسرشی هدف قرار گرفته است ((اجساد متلاشی شده چندین نظامی نگون بخت اکراینی درروی جاده وجود دارد ) تانک احتمالا تی 64 به همراه نفربر ام 113 توسط لانست یک ستون زرهی شامل چندین امرپ و خودرو زرهی توپ خودکششی وزدیکا زرهپوش ریکاوری آ ام آر 2 نسخه مین روب لئوپارد2 (2R HMBV ) و زرهپوش یو ای تی نفربر واژگون شده احتمالا برادلی نفربر بی تی آر 4 به همراه دو سرنشینان ان یک خودور زرهی سنتاور به همراه یکی از سرنشنیان ان خودرو زرهی هامووی امرپ بوش مستر احتمالا نفربر ام 113 تانک ابرامز ========= عمل نکردن سر جنگی کواد فیبر نوری در برخورد با یک کامیون زرهی اشکوش رها شده در کورسک دالان فنسی ضد کواد اکراینی ها در منطقه سومی هم مرز با سودژا توپ های خودکششی وزدیکا روسی زرهی شده بعد از چند عملیات موفق روسها از طریف تونلها ولوله ها ((صحنه ایی از فیلم هابیت 3 و بیرون امدن ارتش اورگها از دل کوهها 0اکراینی ها به سربازی روس میگن اورگ ) تانک های لئوپارد 2ای 6 پرتغالی و لئوپارد 2ای 5 نسخه سوئدی ارتش اکراینی مجهز به زره واکنش گر کنتاکنت یک بعد از چند ماه وقفه روسها در نزدیکی مرز با اکراین پرواز رادارهای پرنده ای 50 را دوباره از سر گرفتن
-
20 پسندیده شدهبسم الله الرحمن الرحیم برای بزرگنمایی بر روی تصاویر کلیک(لمس) کنید پیشگفتار: ۱- عملیات خرابکارانه پیجرها مانند هر اقدام غافلگیرانه دیگر در صحنه جنگ توانست طرف مقابل را به شوک موقت فرو ببرد. این عملیات بزرگترین ترور هدفمند تاریخ از نظر کثرت نفرات است و قطعا این اقدام پس از ماه ها نبرد فرسایشی توانست ورق جنگ را بسوی اسرائیل برگرداند. حزب الله پس این انفجار ها در مدت کوتاهی از صحنه نبرد چند جبهه ای خاورمیانه خارج گردید و نتانیاهو مدعی است که عملیات پیجر نقطه عطفی بود که منجر به سقوط دولت اسد در سوریه شد. این حمله با ظاهری ساده ولی با درون پیچیده اش، یادآور عملیات پیش دستانه اسرائیل بر علیه نیروهای هوایی عربی از جمله مصر در نبرد سال ۱۹۶۷ است که توان هوایی خود را بدون استفاده در جنگ و بر روی زمین از دست دادند. آنچه در روز های اول تشدید جنگ در لبنان برای حزب الله رخ داد گویای همین مطلب است. حزب الله با از دست دادن نیروهای نخبه خود بخش بزرگی از توان تهاجمی و تدافعی خود را غیر قابل استفاده دید. ۲- در نوشته زیر از منابع خارجی استفاده شده و قابل انتظار است که تحلیل هایی ناخوشایند در این بین موجود باشد . ۳- هر مطلبی ممکن است دارای ایرادات و نواقصی باشد، در صورت مشاهده هر نقص و کاستی بنده را در تکمیل این مطلب یاری بفرمایید. حزب الله لبنان در سال 1982 توسط روحانیون شیعه این کشور به منظور مقابله با تهاجم اسرائیل تأسیس شد و در سال های بعد نقش کلیدی در آزاد سازی لبنان از اشغال اسرائیل بازی کرد. در دهه ی 2000 برخورد های متعددی بین حزب الله و اسرائیل رخ داد و در نهایت نبرد معروف سال ۲۰۰۶ (تموز) باعث ایجاد یک دوره طولانی صلح بین اسرائیل و حزب الله شد. هر دو طرف در طی سال های بعد از هر گونه درگیری اجتناب میکردند و رسانه ها جنگ بعدی حزب الله و اسرائیل را چیزی شبیه آخر الزمان توصیف می کردند. مدت کوتاهی پس از شروع جنگ ما بین اسرائیل و حماس پس از حوادث هفتم اکتبر 2023، حزب الله به منظور همبستگی با فلسطینیان وارد درگیری محدود در مناطق مرزی با اسرائیل شد. سیر تحولات به سرعت به برخورد های شدید مرزی کشید و بر شمال اسرائیل و جنوب لبنان و بلندیهای جولان تأثیر گذاشت. حزب الله گفت هدفش فشار بر اسرائیل است تا آن ها را وادار به آتش بسی کند که به نسل کشی غزه را پایان دهد. حزبالله پیشنهاد کرد که اگر در غزه بس بر قرار شود آن ها نیز سریعا به درگیری ها خاتمه خواهند داد اما این اتفاق هرگز رخ نداد و تا تشدید درگیری ها در لبنان نزدیک به ۴۰هزار غیر نظامی فلسطینی در غزه کشته شدند که حداقل نیمی از آن ها زنان و کودکان بودند. از 8 اکتبر 2023 تا 20 سپتامبر 2024، حزب الله 1900 عملیات فرامرزی انجام داد و اسرائیل هم در پاسخ 8300 حمله علیه حزب الله انجام داد. تا اینجای این درگیری ها 564 نفر در لبنان کشته شدند که 133 نفر آنها غیرنظامی بودند و 52 نفر هم در اسرائیل کشته شدند که گفته میشود 27 نفر آنها غیرنظامی بودند و شهروندان در دو طرف مرز هم بطور گسترده آواره شده و خسارت قابل توجهی به زیرساخت های غیرنظامی وارد گردید. در تاریخ 10 سپتامبر، وزیر دفاع وقت اسرائیل، یوآو گالانت، گفت که اسرائیل تمرکز خود را از غزه به مرز شمالی تغییر داده است. آژانس امنیت داخلی اسرائیل، شین بت، اعلام کرد که توطئه حزب الله برای ترور یک مقام ارشد سابق دفاعی با استفاده از یک وسیله انفجاری را خنثی کرده است و همینطور کشته شدن تعدادی کودک دروزی اسرائیلی در زمین فوتبالی در مجدل الشمس، شرایط تبلیغاتی مناسب را برای گسترش یک جنگ فراگیر در لبنان توسط دولت اسرائیل را فراهم کرد. یک روز قبل از تشدید درگیری ها آموس هوخشتاین، فرستاده ویژه دولت بایدن به اسرائیل و بنیامین نتانیاهو هشدار داد تا جنگ در لبنان را تشدید نکنند. یوآو گالانت، وزیر دفاع اسرائیل به لوید آستین، وزیر دفاع آمریکا اطلاع داد که عملیاتی در لبنان برنامه ریزی شده است. این عملیات چیزی نبود جز انفجار پیجر ها و بیسیم های واکی تاکی که روز های بعد در ۱۷ و ۱۸ سپتامبر منفجر شدند. روز اول: انفجار پیجر ها در 17 سپتامبر 2024 حدود ساعت 15:30 به وقت محلی، پیجرهای اعضا و افراد مرتبط با حزب الله در سراسر لبنان و سوریه به طور غافلگیرانه در حمله ای به ظاهر هدفمند و همزمان منفجر شدند که به سبب آن بسیاری کشته و مجروح گردیدند. به گفته وزارت بهداشت لبنان، اکثریت قریب به اتفاق کسانی که به اورژانس مراجعه کردند، لباس غیرنظامی داشتند و وابستگی آنها به حزب الله نامشخص بود. صدمات صورت و چشم شایعترین اثر انفجارها بود و به گفته تریسی چامون، پیجرها صدایی را منتشر میکردند تا کاربران را تشویق کنند که دستگاهها را بلند کرده و جلوی سرشان بگیرند تا به اطلاعیه ظاهراً فوری نگاهی بیاندازید. گزارشهای دیگر میگویند که دستگاه میلرزد و یک پیام خطا را روی صفحه، نمایش میدهد و تنها زمانی منفجر میشود که کاربر دکمهای را برای پاک کردن خطا فشار دهد و این شانس این را افزایش میدهد که اپراتور آن را با دو دست نگه دارد. مجتبی امانی، سفیر ایران در لبنان شهادت داد که قبل انفجار یک «بوق ویژه» به صدا درآمد و پس از آن متن «شما پیام مهمی دارید» روی صفحه پیجر به نمایش درآمد و انفجار با فشار دادن یک دکمه برای خواندن آن رخ می داد. امانی یک چشم خود را از دست داد و چشم دیگرش به شدت آسیب دید. دو نفر از کارکنان سفارت ایران نیز در این حادثه مجروح شدند. انفجارها در چندین منطقه که حزبالله در آن ها حضور پررنگی دارد، از جمله ضاحیه در بیروت گزارش شدند. در جنوب لبنان؛ و دره بقاع در نزدیکی مرز سوریه و همچنین انفجارهایی در دمشق و اطراف آن گزارش شد. بر اساس گزارشها، انفجارها تا 30 دقیقه پس از انفجارهای اولیه هم ادامه یافت و هرج و مرج را تشدید کرد. شاهدان گزارش دادند که افراد متعددی را با زخم و خونریزی پس از انفجارها مشاهده کردند. در یک نمونه، انفجاری در داخل جیب شلوار مردی که بیرون مغازه ایستاده بود، رخ داد. عکسها و فیلمهایی که از حومه جنوبی بیروت در رسانههای اجتماعی و رسانههای محلی پخش میشوند، افرادی را نشان میدهند که روی زمین دراز کشیدهاند و دستها یا نزدیک جیبهایشان جراحت دارد. و شاید چیزی که عموم تصاویر به چشم می آید مردمی هستند که مات و مبهوت در حال تماشای قربانیان هستند و در اکثر مواقع حتی واهمه دارند به آن افراد که به کمک نیاز دارد نزدیک شوند و دقیقا نمیدانند چه در حال رخ دادن است. حاوی تصاویر دلخراش است که ممکن است برای کسی مناسب نباشد. روز دوم: انفجار واکی تاکی ها در حدود ساعت 17:00 به وقت محلی روز 18 سپتامبر، حدود 24 ساعت پس از حمله اولیه، موج دوم انفجارها به وقوع پیوست که بیسیم ها دستی حزب الله را هدف قرار می داد. انفجارهایی در بیروت، دره بقاع و جنوب لبنان گزارش شد. این انفجارها همچنین باعث آتش سوزی در حداقل دو خانه شد. انفجارهای دیگر در مراسم تشییع جنازه سه عضو حزب الله و یک کودک که در انفجارهای روز قبل کشته شده بودند در بیروت رخ داد. دفاع مدنی لبنان گفت که آتش سوزی در حداقل 71 خانه و مغازه، از جمله یک فروشگاه باتری لیتیومی در مجدل سلم، و همچنین 15 خودرو و تعداد زیادی موتورسیکلت رخ داده است. دستگاه های منفجر شده از نوع بیسیم واکی تاکی مدل Icom IC-V82 گزارش شدند که توسط حزب الله استفاده می شد. ساخت مدل IC-V82 در سال 2014 متوقف شد و شرکت آیکام ژاپنی (Icom) قبلاً یک هشدار در مورد بیسیم تقلبی از جمله IC-V82 صادر کرده بود. این شرکت در 19 سپتامبر گفت که در حال انجام تحقیقاتی است و دو روز بعد اعلام کرد که بسیار بعید است که این بیسیم ها متعلق به آنها باشد و احتمال تقلبی بودن آن ها را قوی دانست. گزارش هایی هم از انفجار دستگاههای الکترونیکی دیگر نیز در این روز گزارش شده است، اگرچه هنوز مشخص نیست که آیا این دستگاهها در اثر انفجارهای دیگر آتش گرفتهاند یا خود به خود منفجر شدهاند. استفاده از پیجر در اواخر قرن بیستم امری رایج بود، بیشتر آن ها با باتری های با عمری کم یا حتی یکبار مصرف کار میکردند و بیشتر هدف از کار با آن ها این بود که به کاربر اطلاع دهد که در یک محلی حاضر شود یا اینکه با فلان شخصی تماس بگیرد. پیجرها به تدریج با تلفن های همراه جایگزین شدند و تنها برخی مشاغل خاص با توجه به نیاز های شغلی به استفاده از آن ادامه دادند. اعضای حزبالله سالها قبل از 7 اکتبر هم از پیجرها استفاده میکردند، اما هفت ماه قبل از انفجار پیجر ها، سید حسن نصرالله، به اعضای این گروه گفت که به جای تلفنهای همراه از پیجر استفاده کنند و ادعا کرد که اسرائیل به شبکه تلفن همراه آنها نفوذ کرده است. در نتیجه حزب الله بطور گسترده به استفاده از پیجر بعنوان وسیله ای جایگزین و نسبتا امن در بحث شنود روی آورد. رئیس موساد بعد ها گفت که ۵۰۰ دستگاه اول پیجرها تنها چند هفته قبل از عملیات ۷ اکتبر به حزب الله تحویل داده شد. حزب الله حدود پنج ماه قبل از انفجارها، عموم پیجرهای آلوده را وارد خدمت کرد. اسکای نیوز به نقل از مقامات امنیتی لبنان ادعا کرد که حزب الله 5000 دستگاه از این پیجر ها را سفارش داده است. همچنین اسرائیل اعلام کرد که بیش از 16000 دستگاه واکی تاکی آلوده به حزب الله فروخته است! اما این روش ترور اولین بار نبود که توسط اسرائیل به کار گرفته میشد. آن ها در سال ۱۹۹۶ نیز توانسته بودند یحیی عیاش یکی از فرماندهان شاخه راکتی حماس را به وسیله انفجار مواد پنهان شده در وسایل ارتباطی ترور کنند. همچنین سوابق خرابکاری با مواد ریز انفجاری در صنایع هسته ایران نیز وجود دارد. در نتیجه موساد با توجه به تجربه مثبت از سال 2015، شروع به ارسال واکی تاکیهای آلوده به لبنان کرد که مخفیانه به اسرائیل اجازه میداد ارتباطات حزبالله را زیر نظر داشته باشند و در عین حال با فرا رسیدن روز موعود بتواند آن ها را منفجر کند. اسرائیل به مدت 9 سال استفاده از بیسیم ها را به کاربری نظارت و شنود محدود کرد. اما با پخش کردن گسترده پیجرهای آلوده در بین نیروهای حزب الله و نیاز به وارد کردن ضربه فوری به حزب الله، شرایطی ایجاب کرد که برگ پیجری زودتر رو شود و با لو رفتن خرابکاری در وسایل ارتباطی، قطعاً حزب الله به دیگر ابزارهای ارتباطی خود نیز شک میکرد در نتیجه روز بعد واکی تاکیها نیز به سرنوشت پیجرها دچار شدند و این در حالی بود که واکی تاکی ها نتوانستند آنچه از آن ها انتظار میرفت را بر آورده کنند. پیجرها از مدل AR924 شرکت تایوانی گلد آپولو (Gold Apollo) بودند که بر روی کاغذ به خوبی تا مدت های طولانی شارژ خود را حفظ میکردند و با یک کابل USB نیز شارژ می شدند. این همان چیزی بود که حزب الله میخواست و به آن نیاز داشت. این مدل در تایوان و ایالات متحده برای فروش در دسترس نبود و هیچ صادرات مستقیمی از پیجرهای ساخته شده توسط گلد آپولو از تایوان به لبنان در آن دوره ثبت نشد. بدین ترتیب صادرات بصورت غیر مستقیم و از طریق اشخاص ثالث و بازار سیاه صورت گرفت. شرکت گلد آپولو ساخت پیجرها را تکذیب کرد و توضیح داد که آنها توسط شرکت واسطه BAC که در بوداپست مستقر است فروخته شدند که قرارداد ما بین آن ها با شرکت اصلی برای سه سال پیش است. وینگ کوانگ بنیانگذار گلد اپولو گفت که پرداخت های BAC بسیار عجیب بود و منشا آنها به خاورمیانه می رسید. پلیس تایوان تحقیقاتی را در مورد دخالت گلد آپولو در این عملیات آغاز کرد، چهار مکان را در شهر تایپه جستجو و از دو نفر نیز بازجویی شد. رسانه آلمانی DW از آدرس رسمی شرکت BAC در بوداپست بازدید کرد اما تنها یک برگه کاغذ روی در با نام شرکت پیدا کرد و زنگ در پاسخ داده نشد. گفته میشود که حداقل دو شرکت واسطه دیگر هم بخشی از یک پوشش بودند که تلاش میکردند ارتباط خود را با افسران اطلاعاتی اسرائیل پنهان کنند. مدیر عامل BAC گفت که آنها تنها واسطه اند و در ساخت این دستگاه ها دخالتی نداشتند اما همکاری با شرکت گلد اپولو را تایید کرد. چندی بعد سخنگوی دولت مجارستان، زولتان کواچ گفت که شرکت BAC تنها یک واسطه تجاری است که در آن هیچ مدیری ثبت نشده و هیچ فردی در آن فعالیت ندارد و آدرس ها اعلامی آن هرگز در مجارستان نبوده اند. به گفته منابع لبنانی و عکس های موجود، یک ورقه نازک مربعی با سه الی شش گرم ماده منفجره پتن (PETN) بین دو سلول باتری قرار داشت. فضای بین این دو سلول در عکس ها دیده نمی شود، اما توسط نواری از مواد انفجار قوی پر شده بودند. عکس ها نشان می دهند که این باتری مانند یک ساندویچ سه لایه، در یک پوشش پلاستیکی مشکی قرار دارد و در یک محفظه فلزی به اندازه یک جعبه کبریت محصور است. بدین طریق کسی به آن ذره ای هم شک نمیکرد و شمایل آن دقیقا مشابه دیگر باتری های مورد استفاده در بازار بود. دو کارشناس بمب مدعی شدند که این مونتاژی غیرعادی است، زیرا برای یک چاشنی استاندارد، معمولاً یک قطعه فلزی کوچک باید وجود داشته باشد. عدم وجود هر گونه فلز، باعث میشد که این بمب کوچک با اشعه ایکس شناسایی نشود. پس از دریافت پیجرها در ماه فوریه، حزب الله برای احتیاط تحقیقاتی را در جهت کشف احتمالی مواد منفجره در این خرید جدید انجام داد. دو فرد مطلع در این رابطه گفتند که پیجرها از اسکنرهای امنیتی فرودگاه گذرانده شدند تا ببینند که آیا آلارم ایجاد می شود یا خیر، اما چیز مشکوکی دیده نشد. هر پیجر احتمالاً برای ایجاد جرقه در بسته باتری و برای فعال کردن مواد منفجره پتن تنظیم شده بودند. از آنجایی که مواد منفجره و بسته بندی حدود یک سوم حجم را اشغال میکرد، در نتیجه بسته باتری کسری از قدرت مطابق با وزن 35 گرمی خود را داشت. پل کریستنسن، کارشناس باتریهای لیتیومی در دانشگاه نیوکاسل بریتانیا میگوید: مقدار قابلتوجهی از جرم نامشخص در این بین وجود دارد. این چیزی است که در صورت وجود یک کارشناس در بین کنترل کننده های حزب الله میتوانست سرنخی مهم برای کشف بسته بمب درون باتری باشد. بعد ها حزب الله متوجه شد که باتری سریعتر از حد انتظار تخلیه می شود. با این حال، به نظر نمیرسید که این موضوع مشکل امنیتی جدی باشد و در نتیجه آن ها تا ساعتها قبل از حمله، همچنان پیجرهایی را به اعضای خود تحویل میدادند. هر چند از بیرون، منبع انرژی پیجر شبیه یک بسته باتری استاندارد لیتیومی است که در هزاران کالای الکترونیکی دیگر نیز مصرف می شود اما باتری، با برچسب LI-BT783 یک مشکل بزرگ داشت. این باتری هم مانند خود پیجر، در بازار وجود خارجی نداشت. بنابراین عوامل اسرائیل از ابتدا یک پیش زمینه برای باتری در کنار خود پیجر ایجاد کردند. یک افسر سابق اطلاعاتی اسرائیل گفته است که حزب الله، رویه های بررسی خرید پیگیرانه ای برای اجناس خریداری شده دارد. طبق گفته ها این رخنه در فروش قطعات تجاری نزدیک به ده سال برای اسرائیل زمان برده است. اسرائیل برای پیجرها، ماموران حزب الله را به خرید مدلی مخصوص، AR-924، تحت پوشش عنوان تجاری تایوانی و معروف گلد آپولو فریب دادند. گفته میشود شرکت ساختگی تحت رهبری موساد مدام قیمت پیجر ها را پایین می آورد تا در نهایت قیمت پایین و امکانات زیاد حزب الله را متقاعد به خرید کند. موساد برای این منظور محیط وب را پر از ویدیو های تبلیغاتی جعلی کرد، از طرفی این پیجر ها مشتریانی غیر از حزب الله را نیز به خود جلب کرد اما موساد به این مشتریان قیمت های نامناسب پیشنهاد میداد و آن ها را منصرف میکرد. دو مامور اطلاعاتی ارشد اسرائیل که اخیراً بازنشسته شدهاند، جزئیاتی را درباره عملیات مخفی مرگباری که سالها اجرای آن طول کشید فاش کردند. یکی از آنها گفت تأثیر روانی این حمله بر رهبر حزب الله، سید حسن نصرالله، که به گفته او شاهد منفجر کردن عوامل عملیاتی در کنار خود بود را "نقطه عطف جنگ" دانست. ( ادعا میشود در این عملیات نزدیک به ۳۰۰۰ عضو کلیدی حزب الله از میدان رزم خارج شدند آن هم در شرایطی که نیاز مبرم به آن ها احساس میشد! مشخص است که حذف این تعداد افسر یا نیروی زبده چه ضربه ای میتواند به یک نیروی چند ده هزار نفری بزند) این دو مامور بازنشسته در برنامه ۶۰ دقیقه شبکه CBS حضور پیدا کرده و به زبان انگلیسی صحبت کردند. آنها در این برنامه با نقاب حضور یافتند و با صداهای تغییر یافته صحبت می کردند تا هویت خود را پنهان کنند. یکی از ماموران گفت که این عملیات 10 سال پیش با استفاده از دستگاه های واکی تاکی مملو از مواد منفجره آغاز شد، که حزب الله متوجه نشد که آنها را از اسرائیل خریداری میکند. افسری که «مایکل» نام داشت، گفت: «ما یک دنیای خیالی برای حزب الله ایجاد کرده بودیم. افسر دوم گفت، فاز دوم این طرح، با استفاده از پیجرهای بمب گذاری شده، در سال 2022 پس از اینکه آژانس اطلاعاتی موساد اسرائیل متوجه شد که حزب الله از یک شرکت مستقر در تایوان میخواهد پیجر بخرد، آغاز گردید. پیجرها باید کمی بزرگتر می شدند تا مواد منفجره پنهان شده در داخل آن قرار گیرند. آنها چندین بار روی آدمکها آزمایش شدند تا مقدار مناسبی از مواد منفجره را بیابند که فقط به جنگجوی حزبالله آسیب میرساند و نه هر فرد دیگری را که در نزدیکی آن بود. موساد همچنین آهنگهای زنگ متعددی را آزمایش کرد تا یکی را بیابد که به اندازه کافی فوری به نظر میرسید تا اپراتور را وادار کند که پیجر را از جیب خود بیرون بیاورد. عامل دوم که «گابریل» نام داشت، گفت که دو هفته طول کشید تا حزبالله متقاعد شود که به پیجری سنگینتر روی بیاورد. نقش تبلیغات نادرست در یوتیوب پر رنگ بود که دستگاهها را ضد گرد و غبار، ضد آب، و با عمر باتری طولانیتر معرفی میکرد. ( تاثیر شبکه های اجتماعی در یک عملیات جاسوسی اهمیت خود را در اینجا نشان میدهد. موساد پست های تقلبی متعددی را برای تبلیغ این پیجر ها ایجاد کرد تا آن کسی که در لبنان به دنبال پیجر بود کاملا متقاعد کند که این پیجر با قابلیت ها بهتر و هم ارزانتر و هم با کیفیت تر از نسخه ایرانی است!) گابریل به ساخت شرکت های ساختگی در پوشش شرکت های معروف بدون آنکه کسی اطلاع داشته باشد را اعتراف کرد و این حقه را با یک فیلم روانشناختی در سال 1998، در مورد مردی مقایسه کرد که هیچ اطلاعی ندارد از این که در دنیایی دروغین زندگی می کند و خانواده و دوستان او بازیگرانی هستند که به آن ها پول پرداخت می شوند. گابریل گفت: وقتی از ما خرید میکنند، هیچ سرنخی ندارند که از موساد خرید میکنند. ما کارگردان یک ترومن شو هستیم همه چیز در پشت صحنه توسط ما کنترل میشود. برای حزب الله همه چیز عادی بود. تاجرین، بازاریابی، مهندسان، نمایشگاه و همه چیز طبیعی بود. مایکل در ادامه گفت که موساد مجموعه ای باورنکردنی برای ایجاد شرکت های خارجی بدون ارتباطی قابل ردیابی با اسرائیل دارد. ما جهانی ساختگی می سازیم. ما فیلمنامه مینویسیم، ما کارگردان هستیم، ما تهیهکننده هستیم، ما بازیگران اصلی هستیم و دنیا صحنه اجرای ماست. ( البته این مطلب تنها به موساد خلاصه نمیشود. بسیاری از شرکت های بزرگ دنیا ریشه یهودی دارند و قابل انتظار است که در چنین زمانی که کار برای اسرائیل بیخ پیدا میکند به داد آن برسند. با این حال داشتن چنین جهان خیالی یک امر بدیهی در یک سازمان اطلاعاتی است و این دو مامور کمی اغراق میکنند). زمانی که اسرائیل حمله را آغاز کرد، پیجرها شروع به بوق زدن کردند و بر روی صفحه نمایش پیامی دیده میشد که برای دیدن آن باید دو دکمه را به طور همزمان فشار دهند، عملی که ظاهراً هدف از آن حصول اطمینان از قرار گرفتن هر دو دست فرد بر روی دستگاه هنگام انفجار بود. گابریل گفت، حتی اگر فرد نتواند دکمه ها را فشار دهد، دستگاه ها منفجر می شدند. چیزی که در انفجار بعضی پیجر ها در ناحیه کمر و پهلو کاربران ثابت شد. روز بعد، موساد بیسیم های واکی تاکی را منفجر کرد. گابریل گفت که هدف بیش از اینکه کشتن مبارزان حزب الله باشد، ارسال یک پیام است. (مشخصا واکی تاکی ها هدف اصلی علمیات بودند با این حال واکی تاکی بعنوان یک بیسیم تجاری قرار بود در یک شرایط فراگیر استفاده شود و بدون آغاز نبرد اصلی همچین چیزی امکان پذیر نبود اما پیجر چیزی بود که حزب الله برای آگاه سازی مرحله بعدی یک درگیری و جمع آوری این نیرو ها به اعضای خود تحویل داد. گزارش هایی وجود دارد که یک یا دو فرمانده میدانی حزب الله از این خرابکاری اسرائیل در تجهیزات ارتباطی آگاه شدند که البته این افراد هم توسط اسرائیل بمباران می شوند و خبر مهم و فوری خود را نمیتوانند به مقامات بالاتر حزب الله برسانند! ضعف اطلاعاتی تا آنجا پیش رفت که حتی اسرائیل میدانست چه کسی ممکن است در این عملیات سنگ اندازی کند. البته این دو نفر با فدا شدن کار خود را کردند و عملیات زودتر از موعد رخ داد و گرنه سطح فاجعه عملیات پیجر ها و واکی تاکی ها بسیار بدتر از این میتوانست باشد) او گفت: اگر کسی کشته شد که هیچ، اما اگر زخمی شد، باید او را به بیمارستان ببرید، از او مراقبت کنید. باید پول خرج کرده و تلاش کنید. و آن افراد بدون دست و چشم یادآورانی هستند که در لبنان راه میروند و میگویند «با اسرائیل درگیر نشوید!» وی تاکید کرد که رهبر کهنه کار حزب الله شاهد انفجار پیجرها و مجروح شدن افرادی بود که دقیقاً در کنار او و در پناهگاهش بودند. سید حسن نصرالله وقتی عملیات پیجر ها را انجام دادیم، درست در کنارش داخل پناهگاه چند نفر پیجر داشتند که پیام را دریافت میکردند و با چشمان خودش، حزب را در حال فرو ریختن دید. گابریل در پاسخ به این سوال که از کجا این را می داند، گفت: این یک شایعه قوی است. گابریل گفت: دو روز پس از حمله، نصرالله سخنرانی کرد. اگر به چشمان او نگاه کنید، او شکست خورده بود. و نیروهایش در آن سخنرانی به او نگاه می کردند. و تنها یک رهبر مغلوب را دیدند. در روزهای پس از حمله، نیروی هوایی اسرائیل به اهدافی در سراسر لبنان حمله کرد و هزاران نفر را کشت. سید حسن نصرالله هم زمانی که اسرائیل پناهگاهش را بمباران کرد ترور شد. در نوامبر، جنگ بین اسرائیل و حزب الله، که جبهه ای متحد در حمایت از حماس بود پایان یافت. مایکل گفت که روز بعد از انفجارهای پیجر، مردم لبنان از ترس منفجر شدن کولر گازی خود، می ترسیدند که آنها را روشن کنند. ترس بزرگی ایجاد شده بود. میخواهیم آنها احساس آسیبپذیری کنند، که البته واقعا هم آسیب پذیر هستند. ما نمیتوانیم دوباره از پیجرها استفاده کنیم زیرا قبلاً این کار را انجام دادهایم. ما از قبل به سوی پروژه بعدی رفتهایم. و آنها باید به تلاش برای حدس زدن آن چیز بعدی ادامه دهند.(توجه شود که تمام واکنش های اسرائیل پس از این حملات و تا همین لحظه بر گسترش ترس و استفاده ابزاری از این ترس در اعمال اراده خود بوده است) نتیجه گیری: اول: اسرائیلیها بهطور کامل زنجیره تامین حزبالله را ترسیم کردند. دوم: آنها یک وسیله انفجاری ویژه را اختراع کردند که به اندازه کافی کوچک بود که بتوان آن را در داخل یک دستگاه ارتباطی دستی قرار داد، آنقدر پیچیده بود که از راه دور فعال شود، به اندازه کافی بزرگ بود که آسیب واقعی وارد کند، و در عین حال نه آنقدر غیر طبیعی، از نظر فیزیکی یا الکترونیکی که توجه را به خود جلب کند. سوم: اسرائیلیها خود را به یک زنجیرهای به اندازه کافی بزرگ در شبکه تدارکات حزبالله تبدیل کردند تا کنترل فیزیکی دستگاهها را در دست بگیرند و آنها را آلوده کنند. چهارم: آنها عملیات را به طور همزمان و در یک منطقه جغرافیایی بسیار گسترده فعال کردند.(عملیات از سال ها قبل و در سطح بین المللی شروع شد) پنجم: اگر هر یک از این مراحل فرعی خراب می شد، عملیات به طور کلی متوقف می گردید. ششم: عملیات بیپجر ها اولین کشتار هدفمند جمعی در تاریخ است. هر یک از هزاران نفری که کشته یا مجروح شده بودند به صورت جداگانه انتخاب شده و در همان لحظه مورد اصابت قرار گرفتند. نبوغ بزرگ عملیات این است که اسرائیلی ها برای انتخاب اهداف خود به حزب الله متکی بودند. در حقیقت حزب الله خودش شخصیت های مهم را گلچین کرد و این پیجر ها را به آن ها داد که حتی در بین آن ها سفیر ایران و از نیز حضور داشت. هفتم: اسرائیل نشان داد که درک عمیقی از حزب الله دارد و اقدامات بعدی آن ها را بطور دقیق پیشبینی میکند و برای استفاده از آن در زمان مناسب طرح ها و ابزار هایی را فراهم میکند. گردآورنده: Navard هر گونه برداشت از این مطلب با ذکر نام نویسنده و سایت بلامانع است. منبع ۱ منبع ۲ منبع ۳
-
20 پسندیده شدهبسم ا.. نشانه هایی از ورود مهمات هدایت شونده چینی یا همکاری مشترک برای تولید مهمات هدایت شونده دقیق با چین به نظر قابل بررسی است . در نگاه نخست ، شباهت نزدیکی میان تصویر منتشر شده داخلی با مهمات FT-3 چینی دیده می شود. این مهمات در دو نسخه FT-3 و FT-3A تولید شده که به ترتیب ، 250 کیلوگرم وزن و CEP حدود 20 متر و دومی با همین وزن ، دقت دایره ای حدود 3 متر را داراست البته ممکن است که نسخه های سبک تری نظیر FT-6 یا FT-6A هم وجود داشته باشد که با توجه به قابلیت مهاجر-10 در حمل 300 کیلوگرم بار به نظر منطقی می آید . پی نوشت : 1- این مطلب تنها یک حدس و نظر هست . 2- امکان الگوبرداری از مهمات خانواده ال اس-6 هم وجود دارد.
-
20 پسندیده شدهحدود یک ماه پیش ارتش اکراین بعد از شکست ضد حمله خود در شمال سودژا در کورسک این بار در شرق سودژا سانش خود را امتحان کرد. دهها زره پوش اکراینی به همراه صد ها سرباز با استفاده از تاکتیک حملات مانوری (شبیه انچه در حمله اولیه منطقه کورسک در تابستان 2024 صورت گرفت) و در یک تک رخنه ایی سعی در شکست خطوط روسها و در مرحله اولیه رسیدن به شهرک ulanok را داشته . اکراینی ها با پیدا کردن یک شکاف در خطوط روسها محور اصلی حملات را تعیین کرده. این شکاف در واقع بین مناطق کونوپلکلا وچارکاسی واقع شده بود. دراین منطقه روسها برای مختل کردن حرکت ستون های زرهی اکراین پل موجود در جاده چارکاسی را منهدم کرده بودن و بدون استقرار نیرو در اطراف پل قوای خود را صرف مناطق دیگر کرده .اکراینی ها با استفاده از همین نقطه ضغف و با بهر گیری از خودور های پل گذار بروی بخشهای منهدم شده پل های اهنین نصب کرده و ستوها موتوریزه و مکانیزه اکراینی از روی همین پل نصب شده حملات را اغاز کردن . با وجود این نقطه ضعف روسها اما تراکم بالای نیروهای روسی و از همه مهم تر استفاده نکردن از اصل غافلگیر ی و مشخص شدن محورهای اصلی همه به لطف حضور پر تعداد های پرنده های شناسایی روسی . ستوهای زرهی اکراینی به محض ورود به منطقه خاکستری زیر ضربات واحدهای کواد و توپخانه ایی روس قرار گرفته و بخش زیادی از تجهزات و نفرات اکراینی ها قبل از رسیدن به عمق مواضع روسها منهدم و یا دچار اسیب شدن با گذشت 12 ساعت از شروع حملات روسها موفق شدن جلوی پیشروی بیشتر اکراینی ها را گرفته و بعد از دو روز ضد حملات خود را برای باز پسگیری مناطق از دست رفته اغاز کنند . در این ضد حمله - ارتش اکراین خسارت های تجهیزاتی فراوانی را متحمل شده البته یکی از دلایل دیگر دست زدن به این ریسک دور کردن روسها از شهرک سودژا بود که با باز پسگیری روستا ماخونفکا در 5 کیلومتری سودژا اکراینی با وجود شکست در رسیدن به شهرک اولانوک اما موفق شدن روسها را از این منطقه دور کنند اما تزریق نیرو به این محور باعث ضعیف شدن نیرو های اکراینی در سایر محورهای کورسک شد ((با توجه به مرتبط بودن درگیری ها ابتدا تصمیم گرفته شد روی این حمله متمکرز شده و در پست ها بعدی به درگیری ها در سایر نقاط پرداخته خواهد شد) عملیات پل گذاری اکراینی ها در جریان این حمله حملات توپخانه ایی روسها به ستون های زرهی اکراین هدف قرار گرفتن تعدادی زیادی از ادوات زرهی مهاجمین اکراینی امرپ های پرومکس- کوگار -سنتاور کوزاک بوش مستر - نفربرهای وی سی 90 برادلی بی ام پی ام 113 و ام 557 تانک های تی 72 و تی 64 و خودورهای رزمی مهندسی مین روب ها و خوودرهای پل گذار و... امرپ و خودرهای زرهی نفربرها تانک ها زرهپوشهای رزمی مهندسی و پل گذار بقایایی ادواتی زرهی اکراینی در جریان ضد حمله روسها در روستای چارسکی هدف قرار گرفتن دو امرپ اکراینی یکی بروی پل نصب شده و دیگر در نزدیکی ان بنا بر گفته منابع مستقل ارتش اکراین روزانه 30 خودرو زرهی و 400 کشته زخمی در جبهه کورسک تلفات و خسارت متحمل میشود ================ به فاصله چند روز از انتشار تصاویری از پرتاب بمب های هدایت شونده امریکایی توسط سوخو 27 اکراینی . صفحه رسمی نیروی هوایی امریکا کشته شدن سروان ایوان بولوتوف خلبان جت سوخو 27 اکراینی را در یک ماموریت رزمی تسلیت گفته چند ساعت قبل از ان هم وزارت دفاع روسیه از به زیر کشیدن یک سوخو 27 اکراینی خبر داده بود بعد از تایید امریکایی منابع اکراینی هم این خبر را تایید کررده. این سوخو 27 در حال پرتاب بمبهای هدایت شونده توسط یک سوخو 30 اس ام 2 روسی و با موشک دوبرود ار 37 به زیر کشیده شد. این شکار جز موارد نادر است که دو طرف درگیر بلافاصله ان را تایید کرده اند. البته ده روز بعد هم روسها اعلام کرده اند یک میگ29 دیگر اکراینی را در یک نبرد هوایی به زیر کشیده اند. بعد از سرنگونی این سوخو27 . اکراینی ها هم قصد تله گذاری برای هواگرد های سوخو34 روسی پرتاب کننده بمبهای هوا سرشی را داشته .بدین منظور در منطقه ژاپورزیا بعد از نزدیک شدن سوخو 34 روسی به موقعیت پرتاب یک جنگنده اف 16 اکراینی در حداکثر بردبا موشک میان برد امرام اقدام به شلیک به سمت این سوخو 34 می کنند اما غافل از انکه روسها منتظر اینگونه اقدامات بوده اند در واقع سوخو روسی زیر چتر سامانهای اس 300 روسی اقدام به پرتاب بمبهای هوا سرشی کرده با پرتاب موشک امرام دفاع هوایی روسیه هم اقدام به پرتاب موشک به سمت اف 16 اکراینی کرده جنگنده اف 16 هم برای فرار از دست موشک روسی سریعا به سمت منطقه نیکولاف ودر ارتفاع پست تغییر جهت داده . موشک امرام به دلیل شلیک فراتر از برد سوخو 34 اصلا به این هواگرد روسی هم نزدیک نشد اف 16 اکراینی هم موفق به فرار از چنگال موشک اس 300 شده هر چند موشک اس 300 بر فراز منطقه نیکولاف منفجر می شود دو تلفات اعلام نشده بالگرد های میل 24 و8اکراینی تصاویر ارشیوی از تلفات اعلام نشده یک بالگرد بیرقدار اکراینی حمله هوایی روسها با بمب 3تنی هواسرشی فاب3000 به مواضع ارتش اکراین در منطقه دونتسک حمله هوایی روسها با بمب هوا سرشی فاب 250 با قابلیت انفجار بروی مواضع اکراینی در منطقه سومی یک نمونه کمیاب خودور لوف زرهی شده روسی که توسط یک کواد اکراینی مورد اصابت قرار گرفته .البته به لطف زرهی بودن سرنشینان این خودرو اسیب جدی متحمل نشده اند در جریان حمله به شهر سومی روسها از یک پهپاد انتحاری کوچک شبیه به سوئیچ بلید امریکایی اسنفاده کرده اند . با انتشار تصاویر بیشتر این پهپاد از لحاظ ساختاری بسیار شبیه به پپهاد انتحاری معارج ایرانی بوده اما اکثر قطعات به کار رفته در داخل ان ساخته روسیه هستند سویچ بلید معراج پهپاد روسی روسها استفاده از پهپاد انتحاری ایتالماس (ساخت صنایع کلاشنیکف ) را اغاز کردن . این پهپاد یک سال پیش معرفی شد
-
20 پسندیده شدهاز نظر من این پهپاد جت نیست موشک کروز هم نیست موشک پرسه زن با موتور جت هست. و از مهمترین شاخصه هاش که در سایر محصولات کاملا ایرانی کمتر دیده شده استفاده از موتور جت درون بدنه است. اونهایی که علاقه به ورودی هوا دارند احتمالا میدونند که 359 اوج طراحی ورودی هواست. بر خلاف سایر موشک های کروز و پهپادها که محدودیت های تغییر بردار حرکتی دارن این موشک طوری طراحی شده که در فضای سه بعدی بتونه مانور های بدون محدودیت بگذاره. به همین خاطر از 4 جهت بالک و ورودی هوا استفاده میکنه. - یه روزی از همین روزها ممکنه این ورودی هوا به حالت سوپرسونیک تغییر کنه و در انتهای موتور جتی که داخل هست یک رانشگر رمجت هم قرار داده بشه تا بشود به بردها و سرعت های بسیار بالاتر دست پیدا کرد. البته ایده است ولی غیر ممکن نیست. اگر این موشک به چیزی شبیه استارلینک مجهز باشه در برد های بسیار بالا میتونه وارد عمل بشه.
-
19 پسندیده شدهبسم ا... سامانه جنگ الکترونیک Avtobaza-M ارتش هر واحد عملیاتی سامانه «آوتوبازا ـ ام» متشکل از سه الی چهار مرکز کشف اولیه است که می تواند در فاصله 30 کیلومتری از هم قرار گیرد؛ همچنین یک واحد اصلی پردازش و فرماندهی اطلاعات که در فاصله 20 الی 30 کیلومتری از آن ها قرار می گیرد.
-
19 پسندیده شده"100 روز در شانگهای" ماراتن کوتاه چين به سمت بمب هيدروژنی(قسمت پایانی) یک اشتباه و یک کشف یک روز، که گروه شانگهای به شبیه سازی های کامپیوتری مشغول بودند، لیو یوکین، برنامه نویس گروه، ناگهان نتیجه شگفت انگیزی از بازدهی سه مگاتنی دریافت کرد- که باعث شد اتاق کامپیوتر سرشار از هیجان شود. فریاد زد که «دنیای جدیدی را پیدا کرده». پس از شنیدن این خبر، یو مین، کای شائوهوی و رهبر تیم فیزیک منگ ژائولی برای اطلاع از این نتیجه به داخل اتاق هجوم بردند. متأسفانه، پس از بررسی دقیق، آنها دریافتند که لیو در وارد کردن جرم سوخت گرما هستهای به برنامه اشتباه کرده است.با این حال، این خطا سرنخ مهمی را برای گروه در مورد اینکه چه جهتی را دنبال کند ارائه داد. همانطور که منگ ژائولی به یاد می آورد، "ما به اشتباه مواد هسته سبک را 20 برابر افزایش دادیم و تصویر فیزیکی یک بمب H-3 مگاتنی را مشاهده کردیم" و اضافه کرد که "اما به وضوح نشان داد که مهم ترین عامل برای تحقق انفجار بمب H افزایش چگالی مواد هسته سبک است." محقق Zhang Suochun نیز این لحظه را به یاد آورد: "پس از تجزیه و تحلیل در مورد دلیل کشف به اصطلاح "دنیای جدید"، مشخص شد که لیو، که مسئول تهیه داده های مدل محاسباتی بود، پارامترهای فیزیکی اشتباهی را پر کرده است که منجر به نتایج محاسباتی غیرواقعی شد. اما این اشتباه به محققان یادآور شد که یکی از مهمترین عوامل در دستیابی به بمب هیدروژنی پربازده، افزایش چگالی مواد هستهای سبک است و طراحی بمبهای هیدروژنی باید مسیری با چگالی بالا را طی کند یو مین متعاقباً تمرکز خود را بر روی مسئله کلیدی افزایش چگالی مواد هسته ای سبک در طراحی بمب محدود کرد.برای دستیابی به درجه بالایی از تراکم، بهبود میزان مصرف انرژی مواد منفجره به تنهایی کافی نیست. یو مین معتقد بود که کلید استفاده از انرژی آزاد شده توسط بمب اتمی برای افزایش چگالی هیدروژن قبل از مصرف در واکنش همجوشی است. پیش از این، محققان امیدوار بودند که انفجار بمب اتمی شرایط دمای بالا و چگالی بالا را برای خود واکنشی همجوشی ایجاد کند. اما این اصل برای مدل کیک لایه تقویت شده، که در آن بسیاری از پدیده های فیزیکی با انفجار بمب اتمی، با اثرات مثبت و مخرب بر شرایط مطلوب فشار و دما، برانگیخته شد، قابل اجرا نبود. موفقیت غیر منتظره یو مین به نظر می رسید که چالش اصلی در حال حاضر در مورد چگونگی تشخیص مواد با خواص مناسب و پیکربندی هایی ست که می تواند عوامل فیزیکی را که نقش مثبتی در واکنش دارند ، گسترش دهد ، در عین حال ، مانع از آن عوامل فیزیکی دیگر که نقش مخرب دارند بشود. یو مین مجبور شد دوباره به تفکر عمیق بپردازد. " کای" به یاد می آورد: "در روز جمعه ، 29 اکتبر ، من و یو مین بعد از شام در یک مسیر نزدیک پیاده روی کردیم. وقتی در مورد چگونگی ایجاد شرایط برای احتراق کامل مواد هسته ای صحبت کردیم ، یو مین صریحا اشاره کرد که پیکربندی مدل تقویت شده برای فشرده سازی و احتراق مواد هسته ای مناسب نیست. او دیدگاه های خود را با جزئیات زیادی به من داد و من جذب تفکر تازه و استدلال های غیرقابل انکار او شدم. گفتم: "بايد همين الان انجامش بديم ، باشه ؟ یو مین گفت: "بیایید به دو مدل نگاه کنیم ؛ یکی ایده آل است ، و دیگری به واقعیت نزدیک تر است." یو مین پس از آن اشکال مختلف انرژی آزاد شده از انفجار بمب اتمی را تجزیه و تحلیل کرد و ویژگی ها و نسبت آنها را در کل انرژی مقایسه کرد. این کار به او کمک کرد تا یکی از اشکال انرژی مورد استفاده را روشن کند و یک ساختار پیچیده برای کاهش این از دست دادن انرژی و بهبود میزان مصرف آن پیشنهاد کند. او برآوردها را انجام داد ، از جمله اینکه چه مقدار انرژی برای فشرده سازی لیتیوم دوتریوم لازم است ، تا چه حد لیتیوم دوتریوم می تواند فشرده شود ، و چگونه میتوان مشتعل کرد و واکنش سوزاننده و خودپایدار را حفظ کرد. ایده ی یو مین برای اولین بار این بود که آیا فشرده سازی انرژی بمب اتمی می تواند مواد همجوشی را به طور پایدار بسوزاند. برای رسیدن به این هدف ، آنها از دو مدل استفاده کردند که با آن بخشی از انرژی بمب اتمی را شبیه سازی کردند تا بلافاصله از طریق مکانیزمی در مدل اول، فوراً روی "ثانویه" اثر بگذارند و آن را به عنوان شرایط مرزی بیرونی مدل محاسبه دوم در نظر گرفتند. یو مین گفت: "بیایید به دو مدل نگاه کنیم ، یکی ایده آل است و دیگری به واقعیت نزدیک تر است.’” در غروب روز اول نوامبر، گروه شروع به اجرای برنامه محاسبه مدل جدید یو مین روی کامپیوتر J501 کرد.نتیجه دقیقا همان چیزی بود که یو مین انتظار داشت. در همون حال وهوای هیجانی، آنها به طور موقت یک مدل با نسبت مواد متفاوت اضافه کردند و نتیجه خوب بود. روز بعد، محاسبات مدل دیگری نیز نتایج عالی را به همراه داشت. نتایج شبیه سازی دو طرح از سه مدل نشان داد که آنها می توانند انرژی بمب اتمی را کنترل کنند ، طراحی یک بمب هیدروژنی یک مگاتن اکنون امکان پذیر است. در 5 نوامبر، یو مین در مورد نتایج محاسبات و مفهوم بمب هیدروژنی جدید به گروه توضیح داد. او انتقال انرژی بمب اتمی و پیکربندی اولیه (بمب شکافت) و ثانویه (مواد سبک هسته ای) را در بمب هیدروژنی نشان داد. فرضیه های جسورانه ی یو مین و دانش نظری محکم او همه را متقاعد کرد. گروه در شانگهای بر این باور بودند که یو مین سرانجام با دستیابی به موفقیتی در اصل ساخت بمب H- به اصطلاح«گاو را از بینی نگه داشته است». پس از جلسه توجیهی، رهبران گروه تصمیم گرفتند تیمی را بر اساس «اصل جدید بمب H» تشکیل دهند تا با یو مین برای بهبود بیشتر اصل جدید همکاری کنند. بقیه به بهینه سازی طراحی دستگاه تقویت شده بزرگتر به عنوان وظیفه محول شده خود ادامه می دهند - و برای تکمیل آن عجله می کنند. تیم "اصول جدید" بلافاصله شروع به جمع آوری برنامه های کار جدید اصل h-bomb کرد. در 14 نوامبر ، برنامه جدید آماده شد. برای آزمایش اینکه آیا پیکربندی ویژه مورد استفاده در اصل جدید بمب هیدروژنی مطابق با نظریه کافی است یا خیر، یو مین از تیم شبیه سازی مونت کارلو خواست تا یک برنامه شبیه سازی عددی اختصاص داده شده به این مشکل را توسعه دهند. این تیم برنامه کامپیوتری را در عرض یک هفته تکمیل کرد -(معمولا این کار یک تا دو ماه معمولاً طول می کشید). سه روز کامل محاسبات بعد، نتایج شبیهسازی عددی به یو مین یک طرح خاص از پیکربندی را نشان داد و تأیید کرد که استفاده از بمب اتمی برای راهاندازی بمب ثانویه امکانپذیر است. در همین حال، گروه "اصول جدید" به کار گسترده خود به سرپرستی یو مین ادامه داد و تعدادی از پدیده ها و قوانین فیزیکی مهم را کشف کرد. یو مین نتایج تحقیق را در یک طرح فیزیک کامل بمب هیدروژنی، از جمله اصل انتقال انرژی از ماده اولیه به ماده ثانویه و پیکربندی خلاصه کرد. دنگ جیاکسیان، مدیر بخش نظری آکادمی نهم، در اواخر نوامبر، با اطلاع از اخبار مربوط به موفقیت یو مین در اصل بمب هیدروژنی، بلافاصله به شانگهای پرواز کرد. دنگ و یو به طور مفصل در مورد اصل جدید بحث کردند و نتایج محاسبات را تجزیه و تحلیل کردند که دنگ را متقاعد کرد که آن را تأیید کند. در اوایل دسامبر، از یو مین خواسته شد که برای گزارش یافته های جدید خود به پکن بازگردد، در حالی که سایر اعضای تیم "اصل جدید" در شانگهای می مانند تا طرح جدید را عمیقا مطالعه کنند و محاسبات خود را بهبود بخشند. این گروه در شانگهای همچنین به کار طراحی بهینه سازی بمب هوایی هیدروژنی سه فاز ادامه داد. سرانجام، در اوایل ژانویه 1966، محققان با اصل بمب هیدروژنی جدیدی که برای نزدیک به 100 شبانه روز در شانگهای به شدت به دنبال آن بودند، به پکن بازگشتند. آزمایش بمب در 9و10 دسامبر 1965، آکادمی نهم جلسه برنامه دو ساله بعدی خود را برای سال های 1966-1967 در مورد تحقیق و تولید سلاح های هسته ای در پایگاه تحقیقاتی و ساخت سلاح هسته ای چینگهای (کارخانه 221) برگزار کرد.در این نشست، یو مین به طور مفصل طرح نظری اصل بمب هیدروژنی دو مرحله ای را که از بمب اتمی به عنوان عامل اصلی برای راه اندازی بمب ثانویه استفاده می کند، و همچنین مشکلات فنی و ساختاری کلیدی را که برای تحقق این طرح باید حل می شد، معرفی کرد. او همچنین الزامات اولیه، از جمله برای آزمایش های انفجار، پردازش و ساخت دستگاه، و آزمایش هسته ای و تجزیه و تحلیل پس از آزمایش را مطرح کرد. اکثر شرکت کنندگان با اصل جدید h-bomb پیشنهادی یو مین موافق بودند.. آنها بر این باور بودند که اکنون امکان دستیابی به یک بمب هیدروژنی کلاس یک مگاتن با حجم نسبتاً کوچک، وزن سبک و نسبت همجوشی بالا در اواخر سال 1967 تا اوایل سال 1968 وجود دارد. در این نشست، معاون وزیر لیو شیائو در مورد سیاست جدیدی برای دستیابی به موفقیت در مورد بمب هیدروژنی تصمیم و طرح جدید را به عنوان هدف اصلی در نظر گرفت.طرح جدید به عنوان اولین گزینه و مسیر اصلی برای توسعه کلاهک هسته ای موشکی خواهد بود. لیو همچنین تصمیم گرفت تحقیقات و آزمایش بمب سه فاز تقویت شده را به عنوان یک استراتژی پشتیبان تکمیل کند. بعداً، یو مین اظهار داشت که در نگاهی به گذشته، تصمیم سریع لیو مانع از به تاخیر افتادن برنامه توسعه توسط انقلاب بزرگ فرهنگی شد، انقلابی که تنها چند ماه بعد شکست و یک دهه به طول انجامید. اگر لیو شیائو دو بار فکر می کرد، شاید موفقیت بمب H هرگز محقق نمی شد. یک برنامه دو ساله جدید شامل آماده سازی برای سه آزمایش هسته ای بود که با هدف دستیابی به موفقیت در تأیید اصل H-bomb بود. اول، آنها آزمایش مدل کیک لایه 596L را در ژوئن 1966 ، همانطور که قبلاً برنامه ریزی شده بود انجام دادند، تا بررسی کنند که آیا محاسبات نظری عملکرد مواد گرما هسته ای بر اساس داده ها مطابق با مشاهدات است یا خیر. آزمایش دوم شامل منفجر کردن یک بمب هیدروژنی دو مرحلهای با بازده کاهشیافته در یک برج در اواخر سال 1966 برای تأیید اصل بمب هیدروژنی بود. سومین و آخرین آزمایش سپس با انفجار هوایی بمب اچ با توان کامل سه مگاتنی در پایان سال 1967 یا آغاز سال 1968 بود - آنها امیدوار بودند که این موفقیت نیم سال زودتر از آنچه در ابتدا برنامه ریزی شده بود به دست آید. علاوه بر این، این طرح شامل آزمایش پشتیبان یک بمب اتمی هوایی سه فاز تقویت شده یک مگاتنی در صورت شکست آزمایش نمونه کاهش بازده بود. این سه آزمایش اغلب به عنوان "سه گانه توسعه بمب H در چین" نامیده می شود آزمایش اول: بمب اتمی تقویت شده (596L) اولین آزمایش "سه گانه" بدون مشکل و حتی زودتر از موعد انجام شد. در 9 می 1966، بمب اتمی تقویت شده 596L از هواپیمای H-6a پرتاب شد. بر فراز سایت آزمایش Lop Nor، یک دریاچه نمک سابق واقع در شمال غربی چین که اکنون خشک است، منفجر شد. بازده بمب آزمایشی 220 کیلوتن تخمین زده شد و آزمایش کد عملیات 21-72 بود. قوطی بزرگ حاوی دستگاه 629 در 26 دسامبر 1966 به برج 102 متری منتقل شد. آزمایش دوم: بمب هیدروژنی کم بازده ( 629) با این حال، آزمایش دوم در این سری، چالش برانگیزتر بود. برای انجام آزمایش اصلی بمب H تا اواخر سال 1966، آکادمی نهم ابتدا باید به مسائل کلیدی در تئوری، آزمایش، طراحی، پردازش و ساخت بپردازد.بلافاصله پس از انتشار برنامه دو ساله، در ژانویه 1966، بخش آزمایشی مجموعه ای از آزمایشات انفجار را برای نهایی کردن پارامترهای فیزیکی "اولیه" آغاز کرد. اصل اساسی بمب هیدروژنی پیشنهاد شده توسط یو مین این بود که انرژی قابل کنترل تولید شده توسط بمب اتمی را از طریق یک ساختار کاملاً تعریف شده به نام "سیستم انتقال انرژی" به ثانویه منتقل کند. بنابراین، مهم ترین چالش، طراحی اولیه بود تا در هنگام وارد کردن سیستم انتقال انرژی به دستگاه، به طور تصادفی منفجر نشود. طراحی همچنین باید تضمین می کرد که این سیستم در طول فرآیند انتقال انرژی پس از انفجار بدون آسیب باقی می ماند. سه مشکل فنی تقریباً غیرقابل حل و در عین حال نامشخص در منابع موجود، ابتدا در طرح ساختار "ماشه" پیشنهاد شده توسط بخش نظری برای شبیه سازی آزمایش انفجار شناسایی شده بود، که یو مین و محققانش زمان و تلاش قابل توجهی را برای یافتن راه حل صرف کردند. این برج برای آزمایش دستگاه 629 در سایت آزمایش Lop Nur در شمال غربی چین ساخته شد، که توسط یک ماهواره شناسایی ایالات متحده در 8 دسامبر 1966 عکسبرداری شد. این آزمایش در 28 دسامبر 1966 انجام شد. پس از بیش از سه ماه تلاش بی وقفه، صدها شبیه سازی آزمایش انفجار، و تحقیقات و تحلیل های مکرر، پیکربندی ساختاری سیستم "ماشه" سرانجام حل شد. در 7 آوریل، بخش تئوری مدل نظری اصلی را بر اساس نتایج شبیهسازیها اصلاح کرد. مدل طراحی نظری دستگاه آزمایش اصلی بمب هیدروژنی با نام رمز 629 متولد شد.با وجود پیشرفت در محاسبات تئوری و آزمایشهای شبیهسازی انفجار، کار طراحی دستگاه 629 - مرحله دوم «سهگانه» - از برنامه عقب ماند زیرا «انقلاب بزرگ فرهنگی» پس از 16 می 1966 به سرعت در سراسر کشور گسترش یافت. تا نوامبر 1966 که هر دو طرح آزمایشی نهایی و آزمایشی نهایی مشخص شدند. بر خلاف طراحی اولیه بمب H-بمب ایالات متحده، نمونه چینی دارای دو توپ بود، یکی برای اولیه (یا "ماشه") و دیگری برای "محرک" ثانویه { در مورد اینکه چرا چینی ها این اسم رمز را انتخاب کردند، تفاسیر مختلفی وجود دارد. برخلاف بمب اتمی «596»، آزمایش اصلی بمب هیدروژنی هیچ بیانیه رسمی در مورد نام رمز آن 629 نداشت. یکی از نظامیان سابق گزارش داد که این آزمایش مربوط به «639» بود، ماه و سالی که "مارشال نی" در سپتامبر 1963 به مؤسسه نهم دستور داد تا بر روی بمب H-بمب کار کند. سازندگان اعلام کردند که "639" برای بمب H-بازده کامل آزمایش شده در سال 1967 بود، و طبق گزارش ها، دستگاه آزمایش اصلی آن با نام رمز "629" بود زیرا برای آزمایش بازده کاهش یافته بود، بنابراین یک کد "کاهش یافته" به آن داده شد. با این حال، نظامی دیگری که در شبیهسازی عددی هر دو طرح بمبهای H-629 و 639 شرکت داشت، ذکر کرد که نام رمز 629 مربوط به آن تاریخ نیست، بلکه به پیکربندی دستگاه مربوط میشود. } بمب اصلی639 نمونه اولیه 629 شبیه اولین بمب اتمی 596 بود که در سال 1964 آزمایش شد، که دارای هسته اورانیوم 235 جامد با منبع نوترونی اورانیوم دوترید و بدون مواد گرما هسته ای بود.بازده دستگاه 596 حدود 20 کیلوتن تعیین شده بود.در حالی که بازده طراحی دستگاه 629 حدود 100 کیلوتن بود. این بازده کلی محدود، نیازمند این بود که ثانویه میزبان مواد گرما هستهای کمتری باشد و از فلز سرب برای جایگزینی اورانیوم طبیعی استفاده کند. پیکربندی دستگاه بمب H بسیار پیچیده تر از اولین دستگاه بمب اتمی بود. برخی از قطعات اشکال غیرمعمولی داشتند که طراحی و ساخت مهندسی را دشوار میکرد و با تأخیر ایجاد شده توسط طرح تئوری طراحی پیچیدهتر میشد. در 18 دسامبر 1966، با تلاشهای بیوقفه، صنایع دفاع تولید یک دستگاه 629-1 را که برای آزمایش «داغ» آماده بود، تکمیل کردند. دستگاه بمب هیدروژنی دو مرحله ای کاهش یافته که به نام 629 شناخته می شود، قرار بود در بالای برج پشتیبان اولین آزمایش بمب اتمی 596 منفجر شود تا اندازه گیری دقیق تری از بازده بمب H و کاهش هزینه کلی به دست آید. علاوه بر این، برای به حداقل رساندن آلودگی از چنین موقعیت انفجار کم، بازده دستگاه 629 باید کاهش می یافت این نگرانی وجود داشت که انفجار در ارتفاع پایین منجر به آلودگی گسترده و تشعشعات زمینی شود. برای رفع این مشکل، رهبران سایت آزمایش هستهای پیشنهاد کردند که زمین اطراف برج را با دایرهای به شعاع 50 متر با لایهای از سنگهای خرد شده به ضخامت 20 سانتیمتر که با یک لایه بتنی به ضخامت 10 سانتیمتر پوشانده شده است، محکم کنند.علاوه بر این، آنها پیشنهاد کردند که یک حلقه اضافی تا شعاع 230 متر با لایه ای از سنگ های خرد شده به ضخامت 10 سانتی متر هموار شود. با این اقدامات، آنها امیدوار بودند که تابش تشعشعات را حدود دو سوم کاهش دهند محل برج دوم مورد استفاده برای آزمایش 1966 دستگاه 629 از اصل بمب H .سایه های دایره های شعاع 50 متری و 230 متری همچنان قابل مشاهده است. در 28 دسامبر 1966، بمب هیدروژنی 629-1 تحت نظارت مارشال نی رونگژن،با موفقیت منفجر شد. کد عملیات 21-42 بود.بازده انفجار 122 کیلوتن اندازه گیری شد.که بزرگتر از مقدار نظری محاسبه شده بود.وزن دستگاه 629 ممکن است تقریباً 1500 کیلوگرم باید بوده باشد به گفته شاهدان، دستگاه 629 در یک مخزن عایق بزرگ قرار داده شد و وزن کل آن (شامل دستگاه 629، مخزن، و براکت نگهدارنده دستگاه) کمی بیش از دو تن بود علاوه بر این، مخزن بلندتر (تقریباً 1.3 برابر بیشتر) از مخزن 596 با همان قطر بود. گزارش شده است که وزن کل (شامل دستگاه 596، مخزن و براکت) حدود 1500 کیلوگرم بوده و خود دستگاه 596 بیش از 900 کیلوگرم وزن داشت این نشان می دهد که وزن کل مخزن و براکت برای دستگاه 596 ممکن است بیش از 500 کیلوگرم بوده باشد. با توجه به اینکه وزن مخزن دستگاه 629 حتی از وزن دستگاه 596 نیز سنگین تر است، وزن دستگاه 629 ممکن است حدود 1500 کیلوگرم بوده باشد ابر دود قارچی شکل که توسط آزمایش اصلی بمب هیدروژنی چین (دستگاه 629) در 28 دسامبر 1966 تشکیل شد. آزمایش سوم: بمب هیدروژنی تمام بازده (دستگاه 639) در 30 تا 31 دسامبر 1966، به دنبال آزمایش موفقیت آمیز اصل بمب هیدروژنی، مارشال نی جلسه ای را در سایت آزمایش Lop Nor برگزار کرد تا در مورد ماموریت انجام آخرین مرحله از "سه گانه" بحث کند: آزمایش انفجار هوایی بمب هیدروژنی کامل (با نام کد 639). رهبران برنامه تصمیم گرفتند که دستگاه 639 همان اصل و پیکربندی دستگاه 629 کم بازده آزمایش شده را داشته باشد و از قسمت های باقیمانده که قبلاً برای بمب هوایی تقویت شده سه فاز (به اصطلاح دستگاه "پشتیبان" 658) ساخته شده بود، از جمله پوسته بدنه آن استفاده کند. برنامه 658 گزینه دست دومی برای اکتشاف اصل بمب H بود. اما اکنون، با موفقیت در مسیر اول، این گزینه پشتیبان می تواند از بین برود. بمب دستگاه 639 یک بمب هیدروژنی با بازده کامل و کلاس یک مگاتن خواهد بود. این آزمایش قرار بود در 1 اکتبر 1967 انجام شود. مارشال نی رونگژن (سمت چپ)، ژانگ ژنهوان (مرکز) و کیان ژوزون (راست) در حال ورود به جلسه ای برای بحث در مورد دستگاه آزمایش انفجاری بمب هیدروژنی کامل 639 در سایت آزمایش هسته ای Lop Nor در 30 دسامبر 1966. با این حال، در ژانویه 1967، پنگ هوانو، معاون وقت آکادمی نهم، حدس زد که فرانسوی ها اولین آزمایش بمب H-بمب خود را در سال 1967، قبل از برنامه اولیه آن در سال 1968 انجام خواهند داد.این خبر باعث شد که نظامیان تاریخ آزمایش را از 1 اکتبر تا 1 ژوئیه پیش بیاندازند تا انفجار بمب H- آنها قبل از انفجار فرانسوی ها اتفاق بیفتد. از این لحظه به بعد، «پیشتر بودن از فرانسه» به شعاری تبدیل شده بود که در میان طوفان فزاینده انقلاب فرهنگی، همگان را به طراحی بمب H-bomb اختصاص داد. هدف شکست دادن فرانسه، ناهماهنگی را که در بخش نظری آکادمی نهم شروع شده بود، کاهش داد، و همه اکنون روی ساخت و آزمایش بمب H در اسرع وقت متمرکز شده بودند. طراحی تئوری دستگاه 639 نسبتاً ساده بود، زیرا عمدتاً مبتنی بر دستگاه کم بازده 629 بود. دستگاه اولیه از همان طراحی دستگاه 629 استفاده می کرد، در حالی که دستگاه ثانویه فقط به چند اصلاح نیاز داشت، مانند افزودن مواد لیتیوم دوترید بیشتر برای داشتن عملکرد کامل و جایگزینی فلز سرب طبیعی. بازده طراحی از یک و نیم تا سه مگاتن متغیر بود.تا ماه فوریه، طراحان سلاح، طراحی اولیه بمب هیدروژنی 639 را تکمیل کرده بودند و تا ماه مه، طراحی نهایی و آماده ساخت شد. در 5 ژوئن، پردازش و ساخت اولین دستگاه 639 به پایان رسید.به دنبال این برنامه دو ساله، کارخانه 221 در استان چینگهای در مجموع 8 بمب آزمایشی آماده کرد: چهار بمب وزنه برای آموزش هواگیری نیروی هوایی، دو بمب تله متری برای تمرین جامع در سایت آزمایش هسته ای، و دو بمب هیدروژنی که یکی از آنها به عنوان پشتیبان در انبار کارخانه 221 باقی مانده بود. در 8 ژوئن، اجزا و قطعات کلیدی دستگاه 639 از چینگهای به فرودگاه مالان در نزدیکی محل آزمایش ارسال شد، جایی که قرار بود مونتاژ شوند. در 17 ژوئن 1967، چین اولین آزمایش انفجار هوایی بمب هیدروژنی خود (دستگاه 639) را با موفقیت انجام داد که با کد عملیاتی 21-73 بود. این بمب از یک بمب افکن Hong-6A بر فراز مرکز انفجار هوایی سایت آزمایش Lop Nor (پایه 21) پرتاب شد. فرود بمب توسط یک چتر نجات کند شده بود. بر اساس تجزیه و تحلیل پس از آزمایش اندازه گیری های مختلف، از جمله تجزیه و تحلیل رادیوشیمیایی نمونه های هوا، قدرت انفجار بمب هیدروژنی 639 3.3 مگاتن برآورد شد. ارتفاع انفجار اندازه گیری شده 2930 متر بود و زمین صفر انفجار در فاصله 64.8 متری از مرکز انفجار هوا بود که مطابق با نقطه هدف روی زمین بود. ویدئو تست هوایی بمب هیدروژنی چین: https://thebulletin.org/wp-content/uploads/2024/04/device-639-detonation.mp4 چین با پرتاب موفقیتآمیز بمب هیدروژنی در ژوئن 1967، سهگانه ساخت بمب H- خود را تکمیل کرد، قبل از آن آزمایش بمب اتمی تقویتشده در می 1966 و آزمایش اصلی بمب H در دسامبر 1966 انجام شده بود. با موفقیت بمب آزمایشی 639، چین در کمتر از سه سال پس از اولین بمب اتمی بدون کمک خارجی تست بمب هیدروژنی خود را به ثبت رساند. منابع:https://www.belfercenter.org/ https://thebulletin.org/#navbar-brand https://www.caixinglobal.com/
-
17 پسندیده شدهضد حمله کوبنده در سالرنو در صبح روز 13 سپتامبر 1943، سرهنگ ژنرال هاینریش جی فون ویتینگهوف، فرمانده ارتش دهم آلمان، با تصمیم دشواری روبرو شد. او میتوانست به نیروهایش دستور دهد که خطی را که با آن متفقین در سالرنو فرود میآمدند، رها کنند، یا میتوانست به آنها دستور دهد که ضدحملهای در مقیاس وسیع انجام دهند. وقتی صبح آن روز فهمید که شکافی به عرض هفت مایل بین بخش های بریتانیایی و آمریکایی در ساحل سالرنو وجود دارد، ویتینگهوف تصمیم به انجام ضدحمله ای ویرانگر گرفت. ویتینگهوف از مقر فرماندهی خود در سنت آنجلو درست در شمال ناپل، بلافاصله دستور داد تا اقداماتی برای دفع تهاجم دشمن انجام شود و به زیردستان خود دستور داد تا "تمام نیروها را در سالرنو متمرکز کنند" و متفقین را به سمت دریا برانند. در اواسط بعد از ظهر، تانک ها،توپهای خودکششی لشکر 16 پانزر به سمت موقعیت ایالات متحده در کرانه شمالی رودخانه Seleحرکت کردند، در حالی که لشکر 29 پانزرگرنادیر به سمت موقعیت ایالات متحده در جنوب رودخانه Calore پیشروی می کردند. نارنجکزنان پانزر با سرود «لیلی مارلین» و شلیک شرارهها و آتشبازیها به سمت آسمان، از پشت خودروها رژه میرفتند تا دشمن را فریب دهند و تصور کنند که نیروی عظیمی در حال انجام ضدحمله است. دو لشکر زرهی آلمان امیدوار بودند که در یک حرکت گیره ای هنگ ها را در جناح چپ آمریکایی بگیرند و آنها را نابود کنند. هنگامی که این کار انجام شد، ویتینگهوف میتوانست به فرمانده مافوق خود، فیلد مارشال آلبرت کسلرینگ، اطلاع دهد که آلمانیها در آستانه یک پیروزی بزرگ هستند. چرا متفقین در سال 1943 به جنوب ایتالیا حمله کردند؟ لشکرکشی به ایتالیا در سپتامبر 1943 اولین تهاجم سنگین به سرزمین اصلی اروپا بود. اگر از افراد معمولی بپرسید که متفقین در طول جنگ جهانی دوم چه زمانی به اروپا رسیدند، احتمالاً میگویند D-DAYبا این حال، در واقعیت، تقریباً یک سال قبل از D-Day، نیروهای مشترک المنافع بریتانیا و نیروهای متفقین آمریکایی در سال 1943 در نوک پای ایتالیا فرود آمدند جایی که راه اصلی برای پیشروی واقعی به سمت رم بود.لشکرکشی ایتالیایی پس از پایان کارزار در شمال آفریقا در ماه مه 1943 با تسلیم Afrika Korps آغاز شد. متفقین در یالتا در مورد لزوم گشودن جبهه دوم در جنگ برای کاهش فشار در جبهه شرقی بحث کرده بودند. با این حال، متفقین در آن زمان در موقعیتی نبودند که بتوانند راه ورود مناسبی در فرانسه داشته باشند. باور آمریکایی ها این بود که تنها راه برای شکست رژیم نازی فرود آمدن در فرانسه، رفتن به پاریس، تصرف پاریس، پیشروی به سمت بلژیک، تصرف بلژیک و سپس تصرف هلند است – در این مرحله است که متفقین مسیری به سمت آلمان نازی خواهند داشت. اما در تابستان 1943 این امکان پذیر نبود. بنابراین تصمیم این بود که از در پشتی وارد شوند، ایده ای که وینستون چرچیل نخست وزیر بریتانیا به آن اعتقاد داشت. چرچیل ایتالیا را "زیر شکم نرم رایش سوم" نامید.که در واقع ایتالیا برای او و دیگران نیز همین بود. مسیر از طریق سیسیل برنامه ای برای حمله از طریق ایتالیا در جبهه دوم وجود داشت، از طریق ایتالیا و اتریش به سمت بالا حرکت می کرد و از این طریق وارد آلمان می شد . و به نظر آسان می آمد. اما در پایان جلسات، کهنهسربازان آن را «روده سخت قدیمی اروپا» نامیدند. اگرچه متفقین تصمیم گرفته بودند که از شمال آفریقا به ایتالیا حمله کنند، اما امکان انجام مستقیم آن وجود نداشت. حمل و نقل کافی یا هواپیمای کافی برای پوشش یک حمله وجود نداشت. در عوض، قرار بود یک عملیات دو مرحله ای باشد. متفقین از دریای مدیترانه عبور می کردند، جزیره سیسیل را تصرف می کردند و از آن به عنوان ایستگاهی برای رفتن به سرزمین اصلی ایتالیا استفاده می کردند. فرود در سیسیل در ژوئیه 1943 با ورود نیروهای بریتانیا و کشورهای مشترک المنافع به یک طرف جزیره و فرود آمریکایی ها در طرف دیگر انجام شد. نبردهای سختی در جزیره سیسیل در حومه شهر رخ داد. آغاز رقابت بین فیلد مارشال بریتانیا برنارد مونتگومری و ژنرال سپهبد آمریکایی جورج اس. متفقین در حالی سیسیل را تصرف کردند، که آن موفقیت کاملی که انتظارش را داشتند نبود، و نبرد برای بقیه ایتالیا هنوز در راه بود. عملیات Avalanche(بهمن): تهاجم متفقین به سالرنو عملیات بهمن ، نام رمز فرود سالرنو که قرار بود توسط ارتش پنجم سپهبد مارک کلارک انجام شود، در ساعات اولیه 9 سپتامبر آغاز شد، زمانی که عناصر سه لشکر متفقین، (دو لشگر انگلیسی و یک لشگر آمریکایی)، شروع به فرود در سواحل جنوب بندر کوچک سالرنو کردند. دو مؤلفه اصلی ارتش پنجم کلارک عبارت بودند از سپاه ایکس بریتانیا به رهبری سپهبد ریچارد مک کری و سپاه ششم ایالات متحده به فرماندهی سرلشکر ارنست جی داولی. سپاه X بریتانیا از لشکرهای 46 و 56 پیاده نظام تشکیل شده بود که در پنج مایلی شمال سله فرود آمدند. سپاه ششم ایالات متحده در ابتدا فقط از لشکر 36 پیاده نظام ایالات متحده تشکیل شده بود که در Paestum در جنوب Sele فرود آمد. قرار شد بخشی از لشکر 45 پیاده نظام ایالات متحده فوراً آن را تقویت کند. در سمت چپ بریتانیا، تکاوران ایالات متحده و کماندوهای بریتانیا در شبه جزیره سورنتو فرود آمدند تا مانع از تقویت منطقه نبرد آلمانی ها از جهت ناپل شوند. چالشی که آلمانی ها در سالرنو در روز اول تهاجم با آن مواجه بودند، نحوه مقابله با نیروی آبی خاکی اولیه متفقین متشکل از 54000 پیاده نظام بود که توسط تعداد زیادی توپخانه و چندین گردان تانک و ناوشکن های و توپهای خودکششی پشتیبانی می شد. ناوگان متفقین متشکل از 627 نیرو و ترابری تدارکات و کشتی های جنگی بود. نیروی دریایی ایالات متحده و کشتیهای جنگی نیروی دریایی سلطنتی این ظرفیت را داشتند که آتشباری گسترده و ویرانگر دریایی را برای پشتیبانی از ساحل دریا به ساحل برسانند. توپ ضد تانک 75 میلی متری استتار شده آلمانی متفقین تقریباً 1000 بمب افکن متوسط و سنگین و همچنین 1400 جنگنده داشتند که از پایگاه های سیسیل پرواز می کردند. علاوه بر این، یک کریر هواپیما برسبک و چهار ناو کوچک اسکورت بریتانیایی که مجموعاً 120 هواپیما را در اختیار داشتند، برای پشتیبانی از ناوگان متفقین و نیروی تهاجمی حضور داشتند. متفقین در سال 1943 به دلایل استراتژیک حمله به ایتالیا را انتخاب کردند. اولاً، یک تهاجم به احتمال زیاد آن کشور تضعیف شده را از جنگ خارج خواهد کرد. دوم، این اقدام با وادار کردن آلمان به اعزام مجدد تعداد زیادی از نیروها از خطوط مقدم در روسیه برای جایگزینی واحدهای ایتالیایی که در منطقه بالکان مستقر بودند، تا حدودی فشار را از روی اتحاد جماهیر شوروی برداشت. سوم، نیاز به بکارگیری فعال نیروهای عظیم هوایی، زمینی و دریایی متفقین بود که قبلاً در دریای مدیترانه مستقر شده بودند. متفقین سالرنو را به عنوان محل تهاجم خود در سرزمین اصلی ایتالیا انتخاب کردند، زیرا از طریق دریا به ساحلی به طول 20 مایل در پنج مایلی جنوب شهر دسترسی داشت. فقدان سوله ها و شیب خوب زیر آب به کشتی ها اجازه می داد به خشکی نزدیک شوند. نوار باریکی از ماسه بین آب و تپهها و خروجیهای ساحلی متعدد که به بزرگراه اصلی ساحلی منتهی میشد، که از آگروپولی شمال از طریق سالرنو به ناپل و در نهایت به رم منتهی میشد، عملیات ساحلی را تسهیل میکرد. بندر سالرنو و بندر کوچک آمالفی در نزدیکی آن برای دریافت تجهیزات مفید بودند. پدافند ساحلی در این منطقه،چیز خاصی نداشت. علاوه بر این، سالرنو در فاصله قابل توجهی از بندر ناپل قرار داشت، که متفقین به عنوان انبار تدارکات برای حفظ عملیات جنگی در ایتالیا به آن نیاز داشتند. اما استفاده از سالرنو به عنوان نقطه ورود به ایتالیا دارای معایب جدی بود. فاصله سالرنو از نوک چکمه ایتالیایی مانع از حمایت متقابل دو نیروی متفقین شد: ارتش پنجم تحت فرماندهی کلارک که از طریق آب به سالرنو حمله کرد و ارتش هشتم بریتانیایی 240000 نفری ژنرال برنارد ال. مونتگومری که در 3 سپتامبر به سمت شمال غربی ایتالیا و سیاچیا حرکت کردند. رودخانه سله که در 17 مایلی جنوب سالرنو به خلیج سالرنو می ریخت و دشت ساحلی را تقسیم و نیروهای متفقین را از هم جدا می کرد. دشت ساحلی مسطح، کم ارتفاع و با خندق های آبی فراوان، کانال های زهکشی و حصارها و دیوارها به دو نیم تقسیم شده بود. سواحل عمودی شیب دار سل و شاخه اصلی آن، رودخانه کالور به موازات سله مانور و ارتباط بین نیروهای مک کری در شمال رودخانه و نیروهای داولی در جنوب رودخانه را مختل می کرد. دشت ساحلی هموار توسط کوه ها در فاصله 10 مایلی از سواحل احاطه شده بود. وجود کوه های بسیار نزدیک به خط ساحلی، به مهاجمان دید مناسب،و توان آتش و حمله به دشمن از زمین های بالاتر قرار می داد. خط الرأس اصلی این منطقه، که چشمه صخره ای شبه جزیره سورنتو بود، دسترسی به ناپل را به جز دو دره باریک که خط الراس را سوراخ می کردند، مسدود کرد. در مجموع، چشم انداز موفقیت عملیات بهمن تیره و تار بود. متفقین باید نه تنها با مضرات زمین بلکه با دشمنی که مصمم بود تمام تلاش خود را برای عقب راندن مجدد نیروی مهاجم به دریا انجام دهد، مبارزه کنند. مدافعان کهنه کار آلمان در انتظار حمله متفقین هستند در حالی که آلمانیها منتظر بودند تا متفقین حمله خود را به سرزمین اصلی ایتالیا انجام دهند، فرماندهی عالی آلمان و فرماندهان آلمانی در ایتالیا درباره بهترین استراتژی برای ایتالیا بحث می کردند. از یک طرف، فرماندهی عالی آلمان از رها کردن تمام ایتالیا حمایت کرد. از طرف دیگر، کسلرینگ، فرمانده تمام نیروهای آلمانی در جنوب ایتالیا، برای دفاع از ایتالیا در جنوب رم استدلال کرد. کسلرینگ در آن زمان به شدت با ادامه خلع سلاح ارتش ایتالیا پس از تسلیم آن به متفقین در 7 سپتامبر درگیر بود. 15000 سرباز متعلق به لشکر 16 پانزر از سپاه چهاردهم پانزر ژنرال هرمان بالک در مقابل متفقین در سراسر جبهه تهاجم قرار داشتند. لشکر 16 پانزر که توسط ژنرال سرلشکر رودولف سیکنیوس رهبری می شد، سال قبل در استالینگراد تا حدی تخریب شده بود، اما آلمانی ها این واحد را حول 3400 سرباز کهنه کار از لشکر اصلی بازسازی کردند. برخلاف دستور ویتینگهوف، بالک مستقیماً به سالرنو نقل مکان نکرد. در عوض، او در 10 مایلی شمال بندر توقف کرد. در نتیجه، لشکر 16 پانزر به تنهایی در 9 سپتامبر جنگید و تمام حمله نیروی تهاجمی را جذب کرد. برنامه ریزان متفقین، سپاه X بریتانیا را مأمور کردند تا حمله اصلی را به سالرنو انجام دهند. برای حمایت از آن، متفقین تکاورهای ایالات متحده و کماندوهای بریتانیا را در جناح چپ و سپاه ششم ایالات متحده را در جناح راست آن ورود کردند. سیکنیوس و افرادش که ساعاتی قبل منطقه مسئولیت خود را به دست گرفته بودند، از زمان محدود خود برای آماده شدن برای دفاع از خط ساحلی نهایت استفاده را برده بودند. آنها بین سالرنو از جنوب تا آگروپولی، توپخانه و خمپاره را در یک نیم دایره قرار دادند که کل خط ساحلی را پوشش می داد. دیده بانهای های توپخانه در ارتفاعات اطراف محل تهاجم قرار گرفتند و به آلمانی ها این امکان را دادند که به خلیج، سواحل و دشت شلیک کنند. برای دفاع مستقیم از سواحل، آلمانیها از 105 تانک و 36 توپ لشکر در گروههای کوچک، که گاه توسط یک جوخه پیاده نظام پشتیبانی میشد، برای انجام حملات و حفظ تعادل دشمن و در نتیجه کند کردن پیشرفت او در داخل استفاده کردند. علاوه بر این، آلمانی ها مین های تلر ضد نفر را به طور تصادفی در فاصله 15 متری از لبه آب در کمربندی به وسعت 100 متر در داخل زمین قرار دادند. هشت نقطه مستحکم شامل مسلسل، پیاده نظام، توپخانه و توپهای ضد تانک که در جلو و عقب با سیم خاردار محافظت می شدند، برای پوشش نقاط فرود احتمالی مستقر شدند. در چند روز اول تهاجم، نیروهای زمینی آلمان از حمایت برادران خود در لوفت وافه برخوردار بودند که بیش از 450 سورتی پرواز را علیه متفقین در سواحل انجام دادند. نبرد برای سالرنو: نبرد رفت و برگشت در پایان روز اول عملیات بهمن، پیشروی انجام شده توسط متفقین بسیار کمتر از انتظارات بود. اگرچه متفقین امیدوار بودند که تا پایان روز اول عمق ساحل به 4000 متر برسد، اما در بیشتر جاها عمق آن تنها 400 متر بود. برنامه ریزان فکر می کردند تا پایان روز اول به خط ساحلی که در سالرنو، باتیپاگلیا، ابولی و پونته سل می گذرد، می رسند. قرار بود سپاه Xبریتانیا به سپاه ششم ایالات متحده ملحق شود و خط نبرد از طریق کوههای فراتر از آلتاویلا و آلبانلا ادامه یابد تا مونت سوپرانو و مونت سوتانه را در بر بگیرد. این خط به مهاجمان فضای کافی برای مانور در سواحل می داد و مواضع فرماندهی را در کل ساحل فراهم می کرد، بنابراین به متفقین پایگاهی محکم برای پیشروی در ناپل می داد. با این حال، با توجه به تلاشهای مدافعان آلمانی، خط واقعی متفقین پس از تاریک شدن هوا در 9 سپتامبر در سه مایلی جنوب شرقی سالرنو، حدود دو مایلی در داخل کشور، و به سمت ساحل چهار مایلی کمتر از دهانه رودخانه سله حرکت کرد. سپاه ششم از ساحل حرکت کرده بود و شهر کاپاسیو را تصرف کرده بود و واحدی از لشکر 36 در آستانه تصرف مونته سوتان بود. با این حال، در جناح راست سپاه، منطقه فرود همچنان زیر آتش بود و سربازان آمریکایی در آنجا به دام افتاده بودند. علاوه بر این، سه مورد از مطلوب ترین اهداف روز اول، فرودگاه Montecorvino، بندر سالرنو، و Battipaglia، از آلمان ها گرفته نشد. کسلرینگ در 10 سپتامبر تصمیم ویتینگهوف برای نبرد در سالرنو را با هدایت لشکر 15 پانزرگرنادیر ژنرال ابرهارد رودت و لشکر لوفت وافه پانزر ژنرال پل کنراث هرمان گورینگ، هر دو از سپاه پانزر چهاردهم، برای حرکت به سمت سالرنو تایید کرد. فیلد مارشال همچنین لشکر 3 پانزرگرنادیر ژنرال لوتنان فریتز-هوبرت گراسر را برای حرکت به سمت جنوب از رم به سالرنو آزاد کرد. در همان زمان، لشکر 26 پانزر ژنرال اسمیلو فریهر فون لوتویتز و لشکر 29 پانزرگرنادیر ژنرال سرلشگر والتر فرایز، که هر دو به سپاه پانزر ژنرال تراوگوت هر تعلق داشتند، پس از جدا شدن از جبهه شمالی ارتش هشتم به سمت جبهه سالنو حرکت کردند. ویتینگهوف لشکر 16 پانزر را از بخش آمریکایی به بخش بریتانیایی میدان نبرد منتقل کرد. او امیدوار بود که ورود پیشبینیشده لشکر 29 پانزرگرنادیر به آن واحد اجازه دهد تا سپاه ششم ایالات متحده را مشغول نگه دارد در حالی که سپاه چهاردهم به سپاه X بریتانیا حمله میکرد. در روز دوم عملیات بهمن، آلمانیها موفق شدند بخش عمدهای از نیروهای خود را در منطقه بر علیه انگلیسیها متمرکز کنند و به این ترتیب مستقیمترین مسیر به سمت ناپل را مسدود کردند. سپاه X در اوایل 10 سپتامبر، شناسایی هایی را علیه این موقعیتهای دشمن جدید انجام داد. به دلیل تمرکز شدید آتش توپخانه دشمن که به طور ماهرانه از کوه ها به سمت جبهه بریتانیا هدایت میشد و ضدحملههای قوی آلمان، پیشرفت ناچیز بود. لشکر 56 مقابل باتیپاگلیا سنگین ترین خسارات را دریافت کرد. پس از نفوذ به داخل شهر، سربازان آن ابتدا مورد اصابت گلوله های توپخانه قرار گرفتند و سپس توسط تانک ها و پیاده نظام لشکر 16 پانزر بیرون رانده شدند. یک حمله دیگر تانک آلمانی بین فرودگاه باتیپاگلیا و مونتکوروینو، در کارخانه تنباکو، عناصر تیپ گارد 201 لشکر 56 را به سمت ساحل راند. لندینگ کرافتهای متفقین در اولین روز نبرد در سمت چپ منتهی الیه سپاه ششم در بخش آمریکایی، تیم رزمی هنگ 179 لشکر 45 با پیشروی به سمت رودخانه کالور تلفات زیادی متحمل شد اما توانست پل ویران شده در پونت سل را ایمن کند. در جناح راست آمریکایی،به سمت تپه 424 پیشروی کردند و شهر Altavilla را تصرف کردند. ضد حمله 25 تانک آلمانی با کمک توپ های دریایی و توپخانه های میدانی دفع شد.آتشباری گسترده نیروی دریایی متفقین در حمایت از پیشروی، دفاع و عقب نشینی واحدهای رزم زمینی بریتانیا و آمریکا در برابر ضدحملات بی امان آلمانی حیاتی بود. روز بعد یعنی11سپتامبر در بخش آمریکایی، نبرد در اطراف پونته سل بیامان بود، زیرا زرهی آلمانی، آمریکاییها را مجبور کرد تا در نزدیکی پل، که آمریکاییها آن را تعمیر کرده بودند، تسلیم شوند. در همان روز، گردان142 RCT توسط حملات دشمن به سمت Altavilla متوقف شد. در جبهه لشگر بریتانیا شدیدترین نبرد شامل نبرد Battipaglia و کارخانه تنباکو بود. تیپ گارد 201 ژنرال جولیان گاسکوئین به داخل شهر نفوذ کرد، آنها توسط یک پاتک سنگین تانک آلمانی به بیرون رانده شدند. تلاش دیگری برای تصرف کارخانه تنباکو توسط پانزرهای آلمانی با تعداد زیادی کشته و اسیر انگلیسی ها سرکوب شد. تا پایان روز، بریتانیایی ها فقط یک پا را در Battipaglia داشتند. در شمال ساحل، کماندوها و تکاوران روز را تحت فشار فزاینده ای سپری کردند، زیرا نیروهای تقویتی کسلرینگ دفاع از پاس های منتهی به ناپل را سخت تر کردند. در پایان روز سوم، متفقین جای پای خود را گسترش دادند و بندر سالرنو را اشغال کردند. اما تأسیسات بندری آنقدر آسیب دید که متفقین نمی توانستند از آن استفاده کنند. در منطقه آمریکا، خط ساحلی 10 مایلی به داخل زمین کشیده شده بود، در حالی که جای پای بریتانیا تنها یک مایل عمق داشت. کلارک نسبت به احتمال اینکه نیروهایش به زودی بتوانند آلمان ها را از شبه جزیره سورنتو پاکسازی کنند، خوش بین بود. پس از انجام این کار، آنها می توانند مستقیماً به سمت ناپل پیشروی کنند. در 12 سپتامبر، آلمانیها حملات شدیدی را در امتداد کل ساحل انجام دادند، زیرا نیروهای کمکی،" هر چند به تدریج"، از شمال و جنوب ایتالیا همچنان وارد میشدند. در انتهای جنوبی ساحل، حملات به سمت چپ سپاه ششم آمریکا توسط عناصر لشکر 16 پانزر و 29 پانزرگرنادیر انجام شد. در منطقه اطراف Montecorvino، آلمانی ها حملات هماهنگی را به سپاه X بریتانیا انجام دادند. در تمام بخشها، متفقین برای دفع این حملات به مشکل خوردند و در بسیاری از موارد مجبور به عقبنشینی شدند. لشکر 45 که در دو ستون به سمت پونته سل حرکت کرده بود با محاصره دشمن تهدید شد. برای جلوگیری از این امر، کلارک لشکر را که به بخش بریتانیا رفته بود، به منطقه Sele انتقال داد تا از جناح لشکر اصلی خود هنگام پیشروی به سمت شمال محافظت کند. این هنگ پس از عبور آلمانی ها از سله و اشغال آن دو مکان، از ارتفاعات اطراف پرسانو و کارخانه تنباکو مورد اصابت آتش تانک و مسلسل آلمانی قرار گرفت. آتش شدید دشمن هفت تانک را منهدم کرد بدتر از آن، زمینی که آلمانیها در دست داشتند، یک گوه تهدیدآمیز بین ساحلهای بریتانیا و آمریکا ایجاد کرد. آلمانیها به دلیل آموزش و سلاحهای فوقالعادهشان در دفاع برتر بودند. درگیری در اطراف پرسانو و کارخانه تنباکو در طول روز به این طرف و آن طرف می چرخید. یک حمله زمینی توسط لشکر 45، که با آتش دریایی از رزمناو یو اس اس فیلادلفیا پشتیبانی می شد، در نهایت آلمان ها را از آن دو مکان حیاتی پاکسازی کرد. در بعد از ظهر یک گردان آلتاویلا و تپه 424 را پس از کوبیدن آتش توپخانه و حمله عناصر هنگ پانزرگرنادیر 15 از دست داد. در Battipaglia، لشکر 56 از بخش کوچکی از شهر که در اختیار داشت رانده شد و 3000 متر به سمت جنوب غربی عقب نشینی کرد تا یک خط دفاعی جدید تشکیل دهد. کلارک صبح زود به ساحل آمده بود و مقر فرماندهی خود را در ناحیه سپاه ششم مستقر کرده بود. در حالی که او در میدان نبرد گشت میزد و موقعیت را میدید، بعدها گفت که احساس میکرد به بن بست رسیده و در خطر رانده شدن به دریا قرار دارد. به همین دلیل، کلارک به فکر انتقال سپاه ششم ایالات متحده به شمال به منطقه سپاه X بریتانیا افتاد. او در نهایت این ایده را رد کرد. در واقع، تلاش برای استقرار مجدد عمده نیروهای خود در مواجهه با حریف دعوت به فاجعه بود. کلارک تصمیم گرفت که اگر آلمانیها میخواهند ارتش پنجم متفقین را از ساحل بیرون برانند، باید این کار را گام به گام انجام دهند. روز بعد به نظر می رسید که آلمانی ها دقیقاً این کار را می کنند. دوشنبه سیاه در اواسط صبح روز 13 سپتامبر، ویتینگهوف یک اقدام جسورانه را انتخاب کرده بود. او از شکاف بین بخشهای آمریکایی و بریتانیایی آگاه بود اما به اشتباه به این نتیجه رسید که متفقین عمداً خود را به دو بخش تقسیم کردهاند تا برای تخلیه ساحل آماده شوند. پس از رسیدن به آن نتیجه اشتباه، ویتینگهوف به شواهد دیگری نگاه کرد، و آن را برای حمایت از نظریه خود پذیرفت. او معتقد بود که کشتیهای دیگری برای کمک به تخلیه به خلیج سالرنو رسیدهاند. او همچنین معتقد بود که پردههای دود متفقین در اطراف باتیپاگلیا در جناح راست بریتانیا برای پوشش عقبنشینی بریتانیا در نظر گرفته شده بود. ویتینگهوف با احساس پیروزی، نه تنها می خواست متفقین را از ساحل خود بیرون کند، بلکه از فرار آنها نیز جلوگیری کند. کسلرینگ طرح حمله او را تایید کرد. کسلرینگ گفت: «متجاوزان در منطقه ناپل-سالرنو و جنوب باید به طور کامل نابود شوند و علاوه بر آن به دریا رانده شوند. ارتش هشتم بریتانیا هنوز چند روز از پیوستن به ارتش پنجم در سالرنو فاصله داشت. اقدامات ماهرانه به تعویق انداختن گاردهای عقب آلمان، تخریب جاده ها و پل ها در مسیر نیروی مونتگومری، و کمبود تجهیزات پل زدن ارتش هشتم، پیشروی آن را به سمت شمال کند کرده بود. در 12 سپتامبر، ارتش هشتم هنوز 80 مایلی از سالرنو فاصله داشت. تا 16 سپتامبر نتوانست با ارتش پنجم ارتباط برقرار کند. از دیدگاه آمریکا، تلاشهای آلمان در 13 سپتامبر، که پس از آن به دوشنبه سیاه معروف شد، در ابتدا یک حمله هماهنگ بود تا افزایش شدید مقاومت. نمونه ای از این حمله توسط لشکر 36 پیاده نظام ایالات متحده علیه آلتاویلا و تپه 424 در نزدیکی آن بود. هر دو حمله با مقاومت شدید روبرو شدند. شکست در Altavilla تحت الشعاع فاجعه ای نزدیک در راهرو Sele-Calore قرار گرفت. گردان دوم از 143 RCT، خط دفاعی را در دو مایلی شمال شرقی Persano و سه مایلی از Altavilla ایجاد کرد، در حالی که گردان RCT 157 دو مایلی عقب بود و گذرگاه Persano از Sele را از کرانه شمالی آن پوشش می داد. در نتیجه هر دو جناح گردان دوم روی در هوا بودند و شکاف Sele-Calore بی دفاع بود. در همین حال، ویتینگهوف، بیش از هر زمان دیگری بر این باور بود که متفقین در حال آماده شدن برای عقب نشینی هستند. در ساعت 2:30 بعد از ظهر او به سپاه چهاردهم خود دستور داد تا تمام نیروهای موجود را برای حمله به جنوب ابولی جمع آوری کند تا عقب نشینی احتمالی دشمن را مختل کند. ضد حمله آلمان در 13 سپتامبر از روزنه باریک بین مناطق بریتانیا و آمریکا استفاده کرد. درگیری شدید در کارخانه تنباکو در نزدیکی Persano رخ داد، زیرا آلمانی ها به دنبال ایجاد شکاف بین دو سپاه بودند. یک ساعت بعد، 20 پانزر آلمانی، یک جوخه پیاده نظام، و چند توپخانه کششی ابولی را ترک کردند و به سمت کارخانه تنباکو در شمال سله که در اختیار گردان 1بود، حرکت کردند. هنگامی که گلوله ها به موضع آمریکایی ها اصابت کردند، شش تانک آلمانی به سمت چپ گردان حمله کردند و 15 تانک دیگر به سمت راست گردان حمله کردند. اگرچه آمریکایی ها توپخانه و اسلحه های ضد تانک را به سمت آلمانی ها شلیک کردند، اما آلمانی ها گردان اول را شکست دادند. آلمانی ها به پیشروی خود ادامه دادند و گذرگاه پرسانو و کارخانه تنباکو را تصرف کردند. آلمانی ها پس از کشف گذرگاه سله، وارد راهروی Sele-Calore شدند و به عقب سمت چپ گردان دوم، ضربه زدند. در همین حین، زره پوشهای آلمانی بیشتری به سمت پونته سل پیشروی کردند و جناح راست گردان را قطع کردند. آلمانی ها که به سختی مانع دفاع ضعیف پیاده نظام آمریکایی و آتش توپخانه سبک آمریکایی شده بودند، گردان دوم را با 500 نفر اسیرکردند. در ساعت 5 بعد از ظهر، آلمانی ها کنترل بی چون و چرای راهرو را در دست داشتند. آنها توپخانه را در نزدیکی Persano قرار دادند و 15 تانک را به سمت محل اتصال رودخانه های Sele و Calore فرستادند. در عرض یک ساعت تانک ها و نیروهای پیاده آلمانی در ساحل شمالی کالور ایستادند. تنها آمریکایی های بین آلمانی ها و دریا، گردان های توپخانه میدانی 158 و 189 لشکر 45 پیاده نظام بودند. و تنها 200 متر پشت سر آنها پست فرماندهی ارتش پنجم قرار داشت. با مشاهده دشمن در ساحل شمالی رودخانه، مدافعان آمریکایی که در یک شیب ملایم مشرف به راهرو قرار داشتند، در محدوده نقطه خالی آتش گشودند. کلارک که وضعیت را بسیار بحرانی میدانست و متوجه میشد که نیروهای آمریکایی ممکن است شکست سختی را در منطقه متحمل شوند، ترتیبی داد که سربازان خود را با قایق به بخش بریتانیا بفرستد. مدت کوتاهی پس از نفوذ آلمانی ها به شکاف Sele-Calore، کلارک از داولی تماس گرفت و از او پرسید که قصد دارد در مورد وضعیت چه کاری انجام دهد. کلارک گفت: هیچی. "من هیچ ذخیره ای ندارم. تنها چیزی که دارم یک دعا است." در بخش لشگر ایکس بریتانیا واحدها بیش از حد توسعه یافتند. هرمان گورینگ لشگر پانزر کنراث در نزدیکی ویتری تهدید کرد که ارتباطات بین سپاه X و رنجرز در شمال را قطع خواهد کرد. اما مخمصه سپاه ششم در جنوب سل، مخاطره آمیزتر بود. کلارک در ساعت 7:30 بعدازظهر با فرماندهان ارشد خود جلسه ای تشکیل داد و اعلام کرد که برنامه هایی برای تخلیه ساحل آمریکایی در حال انجام است. در حالی که آمریکاییها در مورد بحران پیش رو بحث میکردند، ویتینگهوف موفقیتهای سربازانش را به کسلرینگ اطلاع داد. ویتینگهوف نوشت: «پس از یک نبرد دفاعی چهار روزه، مقاومت دشمن [در حال فروپاشی] است». نبردهای سنگین هنوز در نزدیکی سالرنو و آلتاویلا در جریان است. مانور در حال انجام است تا دشمن را از Paestum عقب نشینی کند." سی دقیقه بعد، هر به ویتینگهوف گفت که شک دارد جبهه متفقین در حال فروپاشی است. هر خاطرنشان کرد که مقاومت دشمن در حال تشدید است و تانک های آمریکایی در حال مقابله با حملات آلمان هستند. ویتینگهوف از باور کردن اخبار امتناع کرد. او از رهبران سپاه خود خواست تا این حمله را تحت فشار قرار دهند. در همین حال، بالک نیز نسبت به شکست قریب الوقوع متفقین شک داشت. ارتش پنجم تا شب در 13 سپتامبر در آستانه شکست قرار گرفت. این عمدتاً به این دلیل بود که نمی توانست به سرعت آلمان ها که می توانستند از طریق خشکی سریعتر از متفقین از طریق دریا نیروهای کمکی را وارد ساحل کنند، (به دلیل کمبود شدید کشتی های حمل و نقل.) این سوال در آن شب باقی ماند که آیا ارتش پنجم می تواند ساحل را نگه دارد یا خیر. با نزدیک شدن به شب در 13 سپتامبر، در نزدیکی محل تلاقی رودخانههای سل و کالور، کمتر از پنج مایلی از خط ساحلی و در فاصلهای چند قدمی بزرگراه 18، گردان توپخانه میدانی به همراه تعدادی تانک و ستاد ارتش پنجم، یک ستاد فرماندهی را تشکیل دادند. (حساس ترین بخش جبهه سپاه ششم). آمریکایی ها علیه گروهان تانک های آلمانی و یک گردان پیاده نظام، بیش از 3600 گلوله توپ را در چهار ساعت شلیک کرده بودند. 300 گلوله دیگر توسط گردان 27 توپخانه زرهی تازه وارد شلیک شد. آتش توپخانه همراه با آتش تانک و ناوشکن از پایه راهرو، نفوذ آلمان را متوقف کرد. در حالی که هیچ نیروی کمکی فوری در دسترس نبود، آلمانی ها در شب به سوی پرسانو عقب نشینی کردند. متفقین موقعیت خود را تقویت می کنند برای آمریکایی ها، به دلیل فقدان پیاده نظام مورد نیاز برای مقابله با تهدید دشمن، وضعیت ناامن باقی ماند. گردان 1 در Altavilla تقریباً نابود شد. گردان دوم، مستقر در شکاف Sele-Calore دیگر وجود نداشت. گردان 3 به شدت در Altavilla شکست خورده بودند، در حالی که گردان 157 RCT در کارخانه تنباکو مورد حمله قرار گرفته بود. به دلیل این شرایط، فرماندهان آمریکایی تصمیم گرفتند خط آمریکایی را کوتاه کنند. لشکر 45 با جابجایی بخشهایی از گردانهای 157 و 179 در امتداد Sele، جناح راست خود را تقویت کرد. گردان 1، به مدافعان در پایه راهرو پیوست و محل اتصال سل و کالور را نگه داشت. در مرکز خط ششم سپاه، لشکر 36 دو مایل به سمت نهر لا کوزا عقبنشینی کرد، در حالی که گردان 1، 141 RCT خود را در مونت سوپرانو قرار داد و گردان دوم آن هنگ ایستگاهی را در نزدیکی سمت چپ سپاه، بلافاصله در جنوب بزرگراه 18 گرفت. . گردان سوم و یک گروه مهندس از جناح چپ سپاه محافظت می کردند. بقایای گردان های فرسوده که در آلتاویلا جویده شده بودند، یک ذخیره عمومی سپاه را تشکیل می دادند. خط دفاعی جدید به هر قیمتی حفر شد، مین گذاری شد و نگه داشت. به درخواست کلارک، در ساعات اولیه 14 سپتامبر هنگامی که دو گردان از هنگ پیاده نظام چتر باز لشکر 82 هوابرد ایالات متحده، در نزدیکی Paestum رها شدند و سپس به مونت سوپرانو در سمت راست سپاه ششم منتقل شدند، کمک فوری به ساحل آمریکایی فرستاده شد. آلمانی ها نیز در شب 13-14 سپتامبر مواضع خود را تعدیل کردند. یک هنگ از لشکر 26 پانزر لوتویتز در آن شب در نزدیکی ابولی وارد شد. از آنجایی که هنگ زرهی آن در نزدیکی رم در حال خدمت بود و یکی از گروه های جنگی آن هنوز پیشرفت ارتش هشتم را به تعویق می انداخت، لشکر 26 پانزر فقط می توانست یک هنگ را به نبرد در سالرنو کمک کند. ویتینگهوف به لوتویتز دستور داد که بخش شمالی منطقه 16 پانزر را تصاحب کند و به سمت سالرنو حمله کند. امید این بود که لشکر 26 پانزر جدید بتواند خطوط بریتانیا را بشکند و با لشگر پانزر هرمان گورینگ، که قرار بود به ویتری و سپس سالرنو حمله کند، تماس برقرار کند. همانطور که این برنامه ها در حال تدوین بود، بالک به فرمانده ارتش خود اطلاع داد که بریتانیایی ها سخت در حال جنگ برای بازپس گیری ارتفاعات غرب سالرنو در نزدیکی ویتری هستند. او استدلال کرد که اگر آلمانیها نتوانند در شکاف Sele-Calore مشکل بیشتری ایجاد کنند، هیچ حملهای در مقیاس بزرگ در نزدیکی ویتری یا بین سالرنو و باتیپاگلیا امکانپذیر نخواهد بود. با وجود دیدگاه های بدبینانه اما واقع بینانه تر فرماندهان سپاه خود، رهبر ارتش دهم خواستار حمله سپاه چهاردهم و سپاه LXXششم شد. یک تانک شرمن از کنار یک تانک منهدم شده آلمانی عبور می کند. ورود نیروهای کمکی بریتانیا و آمریکا در 14 سپتامبر به متفقین قدرت بیشتری بخشید و آلمانی ها را وادار کرد تا عقب نشینی به سمت رم را آغاز کنند. فشار آلمان در 14 سپتامبر علیه بریتانیا در ابتدا بر سالرنو متمرکز بود، جایی که لشکر 46، که در تپههای اطراف شهر دفاعی مصمم انجام داد. آلمانیها حمله خود را به منطقه Battipaglia منتقل کردند، جایی که لشکر 56 با سرسختی در زمین باز در مقابل دیدگان مخالفان خود جنگید. کمک های مؤثری در قالب آتشباری دریایی و بمباران هوایی دریافت کرد که آلمانی ها را در امتداد جاده باتیپاگلیا-ابولی کوبید. در پایان روز، مک کری گزارش داد: «هیچ چیز جالبی برای گزارش در طول روز نیست. در بخش آمریکایی در 14 سپتامبر، آلمان ها با هشت تانک و یک گردان پیاده نظام از لشکر 16 پانزر و 29 پانزرگرنادیر در ساعت 8 صبح حمله کردند. مهاجمان با حرکت از کارخانه تنباکو با گردان های 2 و 3 که به تازگی در صف قرار گرفته بودند، برخورد کردند. تانکها و توپخانههای آمریکایی که پشت سر هم کار میکردند، جناحهای آلمانی را کوبیدند. هواپیماهای آمریکایی و آتشباری نیروی دریایی نیز آلمانی ها را در هنگام پیشروی آزار دادند. پس از نابودی تمام تانک های آلمانی، پانزرگرنادیرها عقب نشینی کردند. در اواسط صبح، نزدیک به رودخانه، گروهان پیاده نظام و شش تانک به سمت گردان یکم، 157 RCT و گردان 3، 179 RCT پیشروی کردند. آتش موثر دریایی، آلمانی ها را به عقب راند. آلمانی ها دو حمله دیگر را علیه عناصر لشکر 45 انجام دادند، اما هر دو نتوانستند آمریکایی ها را تکان دهند. حملات آلمان علیه لشکر 36 نیز به همین سرنوشت دچار شد. هنگامی که یک گروه از پیاده نظام آلمانی با پشتیبانی تانک ها سعی کرد از رودخانه Calore عبور کند، آتش توپخانه ایالات متحده آنها را تکه تکه کرد. در بقیه روز، رگبارهای توپخانه سنگین زمینی و دریایی، آلمانی ها را دور نگه داشت. تا شب در 14 سپتامبر، سپاه ششم به طور محکم بر موقعیت خود مسلط بود. در مجموع، آمریکایی ها 30 خودروی زرهی دشمن را منهدم کرده بودند. در غروب 14 سپتامبر، موقعیت متفقین در سالرنو بسیار بهبود یافته بود. درز بین سپاه X و VI در جنوب شرقی Battipaglia با واحدهای خودی دوخته شده بود. به همان اندازه مهم، لشکر 7 زرهی بریتانیا به منطقه X لشگر رسیده بود، و لشکر 180 RCT، 45 به ساحل آمد تا یک نیروی ذخیره را در نزدیکی مونت سوپرانو تشکیل دهد. علاوه بر این، 2100 چترباز از هنگ پیاده نظام 505 چتر باز، لشکر 82 هوابرد در Paestum فرود آمدند. پیاده نظام ایالات متحده پس از بیرون آمدن از ساحل در میدان آسرنو حرکت می کند. آلمانی ها دفاع سرسختانه ای در سالرنو نشان دادند، اما در مقابله با نیروی عظیم متفقین شانسی نداشتند در 14 سپتامبر، ویتینگهوف به آرامی متوجه شد که شانس او برای راندن دشمنش به دریا در حال از دست دادن است. علاوه بر این، کسلرینگ به او گفت که صرف نظر از اینکه ارتش دهم حریف خود را شکست دهد، باید به تدریج به سمت رم عقب نشینی کند. با این وجود، ویتینگهوف همچنان آزاد بود تا یک بار دیگر برای بیرون راندن متفقین از سالرنو تلاش کند. پس از اینکه یک فرصت دیگر برای شکست دادن ارتش پنجم به وی داده شد، ویتینگهوف تصمیم گرفت از لشکر 26 پانزر در حمله به شمال غربی از باتیپاگلیا به سالرنو استفاده کند در حالی که لشگر پانزر هرمان گورینگ از ویتری به سالرنو پیشروی کرد. به دلیل این دستورات جدید، بار عمده حملات آلمان در 15 سپتامبر بر دوش لشکر 46 بریتانیا افتاد. اینها به شدت روزهای قبل نبود، اما بریتانیایی ها در مواقعی تحت فشار بودند. دو گردان از لشکر 26 پانزر 90 کشته و زخمی را برای پیشروی 200 متری از دست دادند. لشکر 3 پانزر گرنادیر تماس نزدیک خود را حفظ کرد در حالی که لشکر 16 پانزر دستور داده شد تا حمله را در آن شب ادامه دهد. هنگ 9 پانزرگرنادیر حمله خود را در منطقه باتیپاگلیا علیه واحدهای لشکر 56 آغاز کرد. بریتانیایی ها و آلمانی ها تن به تن در اطراف خط بریتانیا جنگیدند، اما قدرت دفاعی بریتانیا و قدرت آتش بسیار زیاد متفقین، پانزرگرنادرها را به عقب راند. پس از مشاهده نتایج نبرد شدید، ویتینگهوف در 16 سپتامبر متوجه شد که نمی تواند ارتش پنجم ایالات متحده را شکست دهد. بنابراین او از کسلرینگ خواست تا اجازه عقب نشینی کند. در 17 سپتامبر دستور خروج از منطقه سالرنو بلافاصله صادر شد و واحدهای آلمانی روز بعد شروع به عقب نشینی از مواضع خود کردند. آلمانی ها واحدهای کوچکی را پشت سر گذاشتند تا از تعقیب توسط دشمن جلوگیری کنند. بخش اعظم ارتش دهم آلمان به سمت راست و به سمت رودخانه ولتورنو حرکت کرد و در آنجا سنگر گرفت و منتظر متفقین شد. یک پیروزی ناشیانه برای متفقین در سالرنو نبرد یک هفتهای سالرنو در مجموع 2349 کشته، 7366 زخمی و 4100 مفقود برای انگلیسیها و آمریکاییها به همراه داشت. آلمانی ها 840 کشته و 2000 زخمی دادند. تعداد زیادی از تلفات آلمان نتیجه توپخانه میدانی متفقین و تیراندازی دریایی بود. برای متفقین، عملیات بهمن موفقیت آمیز بود،. فرماندهان آلمانی نشان دادند که سربازان آمریکایی بهطور خاص تفکر تاکتیکی نداشتند و فرصتها را برای بهرهبرداری از نقاط ضعف در موقعیت حریف از دست دادند. اما نیروهای متفقین، دست و پا چلفتی و فاقد ظرافت، در دفاع سرسختانه جنگیدند و از امکانات عظیم توپخانه و هوایی آنها بهره برداری کردند. در مورد آلمانیها، آنها در طول مبارزات سالرنو از هر نظر به خوبی جنگیده بودند. در طول نبردهای اطراف ساحل متفقین، آلمانی ها یک سری حرکات چشمگیر را انجام داده بودند. آنها به سرعت به تهدیدات پاسخ دادند، مانورهای برق آسا را انجام دادند و حملات متمرکز و ضدحمله های به موقع را علیرغم برتری توپخانه و هوایی گسترده دشمن انجام دادند. نبرد اطراف سالرنو در سپتامبر 1943 آغازگر یک نبرد وحشیانه 19 ماهه برای کنترل ایتالیا بود. سرسختی که آلمانی ها نشان دادند با منابع عظیم متفقین قابل مقایسه نبود. با وجود ناهنجاری تاکتیکی نیروهای متفقین درگیر در سالرنو، توانسته بودند خود را در سرزمین اصلی ایتالیا مستقر کنند. نبردهای سخت تری در پیش بود، اما متفقین مصمم بودند که آلمانی ها را شکست دهند، حتی اگر این به معنای بهای سنگین تلفات باشد. منابع:https://warfarehistorynetwork.com/ https://www.historyhit.com/
-
17 پسندیده شدهبعد از شکست ارتش اکراین در منطقه کورسک و فشار روسها بروی ورود به منطقه سومی . ستاد فرماندهی ارتش اکراین در طرحی ریزی بجای تمرکز بروی خطوط دفاعی در سومی .یک محور حملات جدید به داخل خاک روسیه و در منطقه حدفاصل بین کورسک تا بلگورودو روسیه را باز کرده است. این حملات از یک هفته پیش و با تکیه بر تاکتیک حملات مانوری در مناطق دمیدوفکا و گرافوفکا مرزی روسیه اغاز شد. اکراینی ها با استفاده از زرهپوشهای رزمی مهندسی دندان های اژدها و موانه مین را پاکسازی کرده وبعد واحدهای مکانیزه و موتوریزه اکراینی به داخل خاک روسیه نفوذ کردن . و در ادامه پیاده نظام اکراینی در دسته های کوچک به سمت سنگرهای روسها یورش برده بر خلاف حملات اکراین در تابستان 2024 در کورسک اینبار روسها آمادگی لازم را داشته و به محض شروع حملات - واحدهای اکراینی مورد حمله پهپادها و کواد انتحاری ها روس قرار گرفته و بخش زیادی از تجهیزات اکراینی در جداره مرزی منهدم شدن . نکته جالب اینکه اکراینی ها به تقلید از روسها پیاده نظام خود را به دهها موتور چهار چرخ در این حملات تجهیز کردن که عموما توسط کواد های روس منهدم شدن تا این لحظه اکراینی ها تنها توانستن در دسته ها کوچک پیاده نظام وارد روستای دمیدوفکا شوند که ان هم بعدا ز چند ساعت با ضد حمله روسها بیرون رانده شدن با وجود خسارتها و از بین رفتن اصل غافلگیری اکراینی ها به حملات خود اصرار می کنند . وهمین موضوع این احتمال را مطرح کرده که ممکن است این حمله یک حمله فرعی بوده و اکراین در صورت تمرکز روسها بروی سومی و بلگورود در یک محور دیگر دست به یک حمله سراسری بزند . خسارت های تجهیزاتی اکراین در حملات به مرز روسیه 4توپ خودکششی وزدیکا 4 تانک تی 80 و تی 64 چهار نفربر بی ام پی 1و 2 شکار یک تانک تی64 توسط لانست و یک نفربر ماردر توسط کواد انتحاری روسی تقریبا بطور همزمان 5 خودور رزمی مهندسی خودرو زرهی هاموی توپ خودکششی پانزر 2000 (قبلا اکراینی ها حداقل توپ های غربی را در نزدیک خطوط درگیر مستقر نمی کردن منابع روسی اعلام کردن به دلیل محدودیت در مهمات های برد بلند ارتش اکراین مجبور به استفاده از مهمات معمولی شده و به همین خاطر توپ های خودکششی به خطوط درگیری نزدیک تر شده اند انهدام2 نفربر برادلی از جمله یک دستگاه توسط موشک ویخر بالگرد کاموف در مناطق مرزی 5 دستگاه تانک و نفربر و خودور زرمی مهندسی از جمله یک معبر باز کن یو آر 77 تانک لئوپارد ای 6 ((اکراینی ها از این تانک به عنوان توپخانه متحرک در حمله به مناطق مرزی استفاده می کردن که هدف کواد روسی قرار گرفت و منهدم شد انهدام توپ خودکششی بوهدانا توسط پهپاد اوریون روسی در مناطق مرزی هدف قرار گرفتن خودور ها چهار چرخ اکراینی به همراه سرنشینان ان در حملات به مرز روسیه روسها برای پشتیبانی از واحدها مدافع در نوار مرزی به طور گسترده از بالگردهای خود استفاده کرده اند برای این منظور چند باند پراوزی موقت هم در منطقه دایر کرده اند. این تحرکات از دید اکراینی پنهان نماده و ارتش اکراین با استفاده از راکت های هیمارس به یک باند پراوزی موقت حمله کرده. در زمان حمله 2 بالگرد میل 8 و 2 بالگرد کاموف 52 روسی در این فرودگاه حضور داشته اند اکراینی ها مدعی انهدام 4 فروند هستند . فرودگاه مورد حمله چهار راکت قرار گرفته سه راکت در اطراف بالگرد و راکت چهارم به نزدیکی یک میل 8 اصابت می کند .البته با وجود اصابت به نزدیکی این بالگرد 8شاهد هیچ گونه اتش سوزی و انفجار بالگرد نیستیم که در ابتدا احتمال ماکت و دیکو بودن انها را مطرح میشد. اما منابع روسی حمله را تایید کردن در این حمله به نظر میرسد یک بالگرد میل 8 یا اسیب سنگن دیده است ویا منهدم شده است . یک بالگرد کاموف 52 هم بعد از یک اسیب جزئی و تعمیر شدن توسط کادر پروازی قادر به چرخه عملیاتی بر گشته احتمالا بالگرد دوم کاموف هم دچار اسیب نشده است به گفته منابع روسی هیچ کدام از کادر و خدمه پروازی درا ین حمله اسیبی ندیده اند .که احتمالا به دلیل عدم استفاده از راکت ها ترکش زا بوده است اسیب و یا انهدام 2راکت انداز گراد روسی اسیب دیدن راکت انداز اورگان روسی در حمله هیمارس هدف قرار گرفتن سامانه پدافندی بوک روسی تلاش گسترده مقامات اکراینی برای جذب نیروی از بین جوانان 18 تا 24 ساله . در بدو ورود به خدمت به هرکدام از این جوانان 24 هزار دلار پول داده میشود .خدمات درمانی و تحصیلی رایگان حقوق ماهیانه دو تا سه برابر معمول و هم چنین حمایت های درمانی و مالی درصورت اسیب دیدن در جنگ از دیگر مزایایی تشویقی است اما در چند هفته اخیر تبلیغات عجیبی برای جذب این جوانان ارائه میشود مثلا با پول ثبت نام در ارتش می توان 15 هزار همبر مک دونالد خرید و یا اشتراک 185 ساله نتفیلیکس و یا خرید اعتبار33 میلیونی بازی روبلاکس بخشی از نیروهای جوان بسیج شده در قالب تیپ95 پرواز همزمان سه جنگنده سوخو 24 اکراینی در غرب این کشور عواقب حمله اکراین به انبار مهمات و تجهیزات فرودگاه انگلس روسیه محل حضور بمب افکن بمب دوربرود روسی زنده کردن جورج فلوید توسط رسانه های اکراینی (این تصویر یک ماه پیش منتشر شده و مربوط به یک مزدورو یا داوطلب افریقایی است که در صفوف ارتش روسیه در کورسک در حال جنگیدن است) در نگاه اول تجهیز هواگرد های ال 39 اکراینی به بمب ها هوا سرشی است اما در واقع ..... سامانه های جنگال روسی دو پهپاد اکراینی مجهز به استارلینک را به زیر کشیدن انهدام یک هواپیماهای تک نفره بدون سرنشین شده ای22 توسط توپ بالگرد کاموف روسی ثبت تصاویر اصابت یک بمب هواسرشی فاب 250 در نزدیکی خطوط نبرد توسط کواد اکراینی پهپاد فیبری روسی دو خوجه اکراینی را به همراه دو نفربر ام 113 نابود می کنند تلاش ناموفق دوسرباز روس برای ورود به داخل یک سنگر اکراینی که باعث کشته شدن یکی از نظامیان روس می شود انهدام یک خودرو پشتیبانی حامل گلوله های توپخانه ام 992 ارتش اکراین توسط کواد های روس در تاریکی شب خسارتی های زرهی اکراین در کورسک وسایر محورها دو نفربر ام 113 دو امرپ بوش مستر و گریپی 2 دو زرهپوش کوزاک وسناتور به همراه یکی از راننده های نگون بخت ان نفربر بی تی ار 70 تانک تی64 انتقال بمب 1.5 تنی فاب 1500 توسط لیفت تراک جهت نصب بروی سوخو 34
-
17 پسندیده شدهبسم ا.. جنگ در اوکراین روز هزار و نوداُم الی هزار و نودوششم بیست و هفتم فوریه الی پنجم مارس 2025 جنگ در اوکراین – بیست وهفتم فوریه 2025 1- به گفته منابع غربی ، پوتین، و مقامات ارشد روسیه همچنان شرایط مذاکره آمریکا را رد میکنند و از اوکراین میخواهند سرزمینهایی که هنوز به تصرف نیامده را تسلیم کنند. اوکراین / لیمان 27 فوریه 2025 روسیه / کورسک 27 فوریه 2025 عملیات هویتزر کالیبر 152 م.م مستا-اس- مارس 2025 https://aparat.com/v/bebwiy9 2- طبق گزارش ها، کرملین همچنان به ایالات متحده برای پذیرش مزیتهای اقتصادی غیرمرتبط با جنگ در اوکراین در ازای امتیازات بیشتر در اوکراین فشار وارد می کند. باقی مانده ساماهنه دفاع هوایی پانسیر اس-1 زاپوروژیا / ژوئیه 2024/ پایگاه هوایی ملیتوپل عملیات سامانه استرلا-10 ارتش روسیه - مارس 2025 https://aparat.com/v/nng0224 3- میل بلاگرهای اوکراینی معتقدند که کره شمالی اخیراً نیروهای بیشتری را در استان کورسک مستقر کرده و به گسترش قابلیتهای نظامی خود از طریق همکاری با روسیه ادامه میدهد. خبرگزاری کره جنوبی جونگ آنگ در 27 فوریه به نقل از چندین منبع آگاه گزارش داد که نیروهای کره شمالی 1000 تا 3000 پرسنل اضافی را بین ژانویه تا فوریه 2025 در منطقه کورسک مستقر کردند. بدون هیچ شرحی از ارتش روسیه آماده سازی سامانه پاتریوت توسط خدمه اوکراینی - مارس 2025 https://aparat.com/v/qtc0741 4- ارتش اوکراین در محورهای تورتسک و پوکروفسک و ارتش روسیه همچنان در محورهای پوکروفسک، کوراخوف و ولیکا نووسیلکا پیشروی های جدیدی را ثبت کرده اند. اوکراین / ورمیوکا 28 فوریه 2025 انهدام تانکهای اهدایی غرب به اوکراین در محور کورسک- مارس 2025 https://aparat.com/v/jpxhgso اوکراین / تورتسک انتهای روز 28 فوریه 2025 اوکراین / تورتسک ساعت 5 روز 28 فوریه 2025 شیوه سربازگیری در اوکراین - مارس 2025 https://aparat.com/v/nls16yl خودتون تیترها را مطالعه کنید ... اکونومیست از بین صدها ویدئو و تحلیل از انعکاس تحقیر زلسنکی در کاخ سفید ، این یک قسمت خیلی جذاب بود.. https://aparat.com/v/jpxdu9l جنگ در اوکراین – بیست وهشتم و بیست ونهم فوریه 2025 1- زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین و دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا روز 28 فوریه در کاخ سفید دیدار کردند. واکنش دموکراتها به دیدار موهویجی - زلنسکی خخخخخ جی .دی. ونس . معاون پرزیدنت موهویجی 2- روسیه به همسویی خود با دشمنان ایالات متحده ادامه می دهد و بر اهمیت تقویت و حمایت از متحدان و شرکای خود در برابر ایالات متحده و اوکراین تأکید می کند. 2اس7 پایون اوکراینی اکانتهای اوکراینی مدعی هستند ذخیره مهمات پایون ها رو به اتمام هست..!!! صحت این ادعا مشخص نیست.. عملیات سامانه پانسیر روسی در اوکراین - مارس 2025 https://aparat.com/v/fxa7lfh 3- ارتش اوکراین دور جدید حملات خود علیه تاسیسات نظامی روسیه در نزدیکی خطوط مقدم را آغاز کرده است. اولین حضور نفربر محصول یوگسلاوی مجهز به تیربار سه لول کالیبر 20م.م زاستاوا ام-55 در ارتش اوکراین 4- وزارت امور خارجه روسیه در 28 فوریه اعلام کرد که ایالات متحده با انتصاب الکساندر دارچیف، مدیر فعلی وزارت امور خارجه آمریکای شمالی به عنوان سفیر روسیه در ایالات متحده موافقت کرده است. آثار اصابت یک تیر اسکندر-ام به هتلی در کریوی -ریگ اوکراین 5- ارتش روسیه همچنان در محورهای پوکروفسک، کوراخوف، و ولیکا نووسیلکا و غرب زاپوروژیا درحال پیشروی است. آتش سوزی رادار 96L6E سامانه اس-300/400 درشاهراه یوپاتوریا مارس 2025 6- وزارت دفاع روسیه درحال آزمایش یک سامانه شناسایی پهپادهای غیرنظامی بعنوان بخشی از ساختار موسوم به ERA-GLONASS است که می تواند بدون نیاز به آتش سامانه های دفاع هوایی ، پهپادهای مهاجم را سرنگون کند. الکسی رایکویچ، رئیس سامانه ماهواره ای ناوبری جهانی روسیه JSC GLONASS در 25 فوریه اظهار داشت که این شرکت همچنین ERA-GLONASS را بر روی هواپیماهای کوچک آزمایش و آن را با پیکربندی های تجاری خاصی یکپارچه کرده است. اوکراین / پوکروفسک -میرنوهورد 1-2 مارس 2025 روسیه / کورسک 1-2 مارس 2025 جنگ در اوکراین – یکم و دوم مارس 2025 1- به گفته تحلیلگران غربی ، واشنگتن مدعی شده که ممکن است تمام کمک های خود به اوکراین را قطع کند، اگرچه دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده، چنین قصدی را نشان نداده است ولی قطع جریان فعلی کمک به اوکراین مستقیماً هدف اعلام شده برای دستیابی به صلح پایدار در اوکراین را تضعیف می کند. سکانس تکراری این روزهای جنگ اوکراین M1A1SA آبرامز منهدم شده اوکراینی 2- ارتش اوکراین که با کمک های ضروری ایالات متحده امکان وارد کردن خسارات ناپایداری را به روسها بدست آورده و در عین حال ارتش روسیه را مجبور کرده که تنها به دستاوردهای حاشیه ای بسنده کند ، در کنار چالش های شدیدی که روسیه در سال 2025 با آن مواجه خواهد شد، می تواند به یک اهرم بزرگ برای آمریکا در مذاکرات صلح باشد. تعلیق کمکهای نظامی مستمر ایالات متحده به اوکراین، ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه را تشویق میکند تا به افزایش خواستههای خود ادامه دهد و این باور را تقویت کند که میتواند از طریق جنگ به پیروزی کامل دست یابد. یک دستگاه هویتزر 2اس1 منهدم شده ( احتمالا اوکراینی ) نزدیک مرز سومی 3- کاهش کمک به اوکراین خطر کاهش نفوذ ایالات متحده در جهان و جسورتر کردن دشمنان ایالات متحده را به همراه خواهد داشت. خودروی رزمی پیاده نظام BMP-2 اوکراینی منهدم شده در محور کورسک مارس 2025 4- کشورهای اروپایی در بحبوحه آمادگی برای نشست دفاعی اروپا درباره اوکراین در 2 مارس تعهد خود به حمایت از ارتش و صنایع دفاعی اوکراین را مجدد اعلام کرده اند.شرکت هوا-فضای نروژی کونگسبرگ که مسئولیت تولید سامانه های NASAMS را برعهده دارد مدعی شده که درحال سرمایه گذاری برای تولید مشترک آن دراوکراین است. یکدستگاه ام-113 آمبولانس اوکراینی در محور کورسک به غنمیت روسها درآمده 5- ارتش اوکراین درمحور تورتسک و ارتش روسیه همچنان در محور ولیکا-نووسیلکا در حال پیشروی اند . اوکراین / ورمیوکا 3-5 مارس 2025 جنگ در اوکراین – سوم مارس 2025 1- اداره اطلاعات نظامی ارتش اوکراین مدعی شده که حدود 620000 سرباز روسی در اوکراین و استان کورسک حضور دارند که در مقایسه با اواخر سال 2024 حدود 40000 نفر افزایش داشته است. به گفته این منبع ، چیزی در حدود 200 هزار سرباز روسی در خطوط مقدم می جنگند و در حدود 35 هزار نفر از گارد ملی روسیه نیز در مناطق پشت جبهه مسئولیت دفاع از عقبه را برعهده دارند که می تواند درصورت لزوم به خط دوم دفاعی روسها تبدیل شود. علاوه براین ، 580 سرباز دیگر در داخل اوکراین و محور کورسک حضور دارند . سی وی -90 منهدم شده اوکراینی در محور کورسک 2- طبق گزارشها، مقامات روسی در سالهای 2024 و ژانویه 2025 فراتراز سهمیههای استخدامی خود نیرو جذب کرده اند که احتمالاً بخشی از آن به دلیل افزایش انگیزههای مالی برای استخدامکنندگان و تلاشهای جدید برای جذب محکومین است . باقی مانده لاشه اتامز رهگیری شده اوکراینی ( به ترکش های روی بدنه دقت کنید ) گفته می شود این موشک احتمالاً در جریان حمله به کارخانه شیمیایی شهر سلتسو در 13 ژانویه 2025 رهگیری و ساقط شده است 3- ارتش روسیه همچنان به ابداع نوآوری های جدید در حملات موشکی و پهپادی خود با استفاده از پهپادهای شاهد بعنوان هدف فریبنده ادامه می دهد. به گفته سامان اطلاعات ارتش اوکراین ، در حال حاضر روسها نیروهای روسی همزمان با شلیک موشکهای کروز/بالستیک از چندین محور مختلف در هر حمله ، 150 تا 200 فروند پهپاد را تنها طی یک سری حملات شبانه پرتاب میکننددر حال که تا سال پیش این تعداد فقط 20 تا 30 فروند پهپاد بود . شیوه استفاده نیز بدین گونه است که روسها از عصر شروع به پرتاب پهپادها می کنند به طوری که در حدود ساعت 11 شب این مهاجمان به اوکراین می رسند و حملات تا صبح ادامه دارد. گزارش های موجود نشان می دهد که یروهای روسی بین 80 تا 100 (یا بیشتر) پهپاد شاهد و فریبنده را به عنوان بخشی از بستههای حمله بزرگتر خود در اکتبر و نوامبر 2024 شروع کردند و بین 100 تا 200 (یا بیشتر) پهپاد شاهد و فریبنده را در فوریه 2025 پرتاب کردند. ارتشروسیه به احتمال زیاد از تعداد زیادی پهپاد شاهد و فریبنده برای شناسایی و غلبه بر پدافند هوایی و گروه های آتش متحرک اوکراینی استفاده می کنند. افزایش تعداد پهپادها در بستههای حمله شبانه روسیه نشان میدهد که روسیه احتمالاً در حال حاضر با محدودیتهای تولید پهپاد شاهد یا فریبنده داخلی یا محدودیتهایی در قطعات ارائهشده توسط ایران برای ساخت پهپادهای شاهد مواجه نیست. با این حال، هنوز مشخص نیست که آیا روسیه میتواند تعداد کافی قطعات را برای جلوگیری از محدودیتهای تولید پهپاد در درازمدت تولید یا تامین کند. تایمز مالی رنج مضاعف اوکراین ، پوتین اکنون در قامت ترامپ ، متبلور شده است اوکراینی ها از این می ترسند که آمریکا از حمایت از آنها دست بردارد که این امر منجر به از دست دادن قلمرو می شود. علیرغم وعده های کشورهای اروپایی، این کشور بار دیگر در آستانه تجزیه است. به نظر می رسد آمریکا پس از بی احترامی روز گذشته در کاخ سفید بالاخره از بازی حمایت از اوکراین خارج می شود. اکنون آمریکاییها حتی فعالتر صرفاً در مورد منافع شخصی و منابع اوکراین بحث خواهند کرد و تنها روی گفتوگوی سازنده با روسیه حساب میکنند. کارشناسان می گویند از دست دادن تجهیزات آمریکایی حیاتی نیست، اما پشتیبانی اطلاعاتی مهم است. پیش از این گزارش شده بود که در صورت شکست قرارداد فلزات کمیاب، آمریکا می تواند کیف را از دسترسی به استارلینک محروم کند. ====== نکته : آقایون سخت افزار محور به این جمله دقت کنید ... از دست دادن تجهیزات آمریکایی حیاتی نیست، اما پشتیبانی اطلاعاتی مهم است. فوربس اوکراین نگران است که به دلیل کمبود مهمات ،سیستم های دفاع هوایی پاتریوت بی فایده باقی بماند پس از یک کنفرانس مطبوعاتی فاجعه بار در دفتر بیضی شکل، اوکراین و متحدانش فوراً در حال تلاش برای جایگزینی سلاح های کلیدی ساخت آمریکا در زرادخانه اوکراین، از جمله موشک های دفاع هوایی هستند. اوکراین می تواند تقریباً تمام انواع دیگر تسلیحات را از شرکای اروپایی خود دریافت کند. با این حال، ایالات متحده تنها تامین کننده موشک های پیشرفته زمین به هوا، پرتابگرها و رادارهای آنها نیست. در حال حاضر مشخص است که تنها شش باتری پاتریوت از شهرهای بزرگ اوکراین در برابر خطرناک ترین موشک های روسیه از جمله موشک های بالستیک مافوق صوت که رهگیری آن ها بسیار دشوار است محافظت می کند. در حالی که ترامپ به دنبال نزدیکتر کردن آمریکا به روسیه است، اوکراین و اروپا نمیتوانند روی حمایت مستمر آمریکا حساب کنند. اوکراین ممکن است موشک های پاتریوت کافی نداشته باشد، زیرا آمریکایی ها از کمک خودداری می کنند. کشورهای اروپایی احتمالا باید بودجه بیشتری اختصاص دهند تا اوکراین را به سیستم های کاملا اروپایی مانند SAMP/T که به طور مشترک توسط MBDA توسعه داده شده است، مجهز کنند. اما یوروسام اروپایی از لحظه امضای قرارداد ساخت و تحویل یک آتشبار موشک آستر برای سامانه پدافند هوایی اروپا تقریبا چهار سال زمان را صرف کرد. کنسرسیوم قول داده است که این بازه زمانی را تا سال آینده به 18 ماه کاهش دهد، اما با توجه به شدت بحران امنیتی فراآتلانتیک، حتی این زمان نیز به اندازه کافی سریع نیست. 4- بر اساس گزارشهای موجود ، تولید موشکهای روسیه افزایش قابل توجهی نداشته است، اما به نظر میرسد وزارت دفاع روسیه تولید انواع موشکها و پهپادهایی را که در برابر پدافند هوایی اوکراین مؤثرتر هستند را در اولویت قرار داده است . روسیه در طول سال 2024 تولیدات موشکی خود را به میزان 1.2 به 1.5 افزایش داده است و قابلیت های تولید خود را "بازتوزیع" می کند. به گفته اداره اطلاعات اوکراین ، ارتش روسیه در حال تولید تعداد بیشتری موشک کروز خا-101 و موشک های کروز کمتر موثر کالیبر بوده و قصد دارد تا در آینده نزدیک موشک های بالستیک کینژال و اسکندر-ام بیشتری تولید کنند. نیروهای روسی به ندرت از موشکهای کروز کالیبر در بستههای کوچک حمله علیه اوکراین در ژانویه یا فوریه 2025 استفاده کرده اند ولی برعکس در حملات بزرگ این موشک بیشترمشاهده می شود. علاوه براین ، گزارش های جدیدی در دست است که نشان می دهد روسیه در حال نوسازی و افزایش تولید پهپادهای شاهد-136 و تولید نوع جدید پهپاد گل شمعدانی-3 است. اوکراینی ها مدعی اند که وزارت دفاع روسیه نوع جدیدی از کلاهک جنگی به وزن 90 کیلوگرم ، سیستم های ناوبری و باطری های جدیدی را به این پهپادها لاضافه کرده و مکان نصب آنها را از دماغه به دم منتقل و یک جفت بالک اضافی برای کمک به پایداری پهپادها را روی نسخه جدید نصب کرده است. این گزارش مدعی است که روسیه به طور فزاینده ای به قطعات تولید شده در روسیه، جمهوری خلق چین (PRC) و ایران برای تولید و مونتاژ پهپادهای شاهد متکی است. برخی از منابع اوکراینی معتقدند که گل شمعدانی-3 نسخه با کیفیت پائین تر شاهد-238 است که می تواند با سرعت 550 تا 600 کیلومتر درساعت در یک برد 2500 کیلومتری مورد استفاده قرار گیرد . پیش از این ارزیابی هایی وجود داشت که روسیه احتمالاً قصد دارد تولید و استفاده از پهپادهای شاهد و سایر انواع آن را پس از امضای توافقنامه مشارکت راهبردی جامع روسیه و ایران در ژانویه 2025 افزایش دهد. نیویورک تایمز ارتش روسیه 19 دستگاه تانک آبرامز از 31 دستگاه را منهدم یا به غنمیت گرفت ، نیروهای مسلح اوکراین نیز باقی مانده این تانکها را از خط مقدم خارج کرده اند به گفته مقامات ارشد اوکراینی، از 31 تانک آبرامز جدیدی که ایالات متحده در سال 2023 به اوکراین منتقل کرد، 19 تانک منهدم، از کار افتاده یا بدست روسها افتاده که بسیاری از آنها توسط پهپادها انجام شده است. دیلی میل ایالات متحده بریتانیا را از به اشتراک گذاری اطلاعات با اوکراین منع کرد علاوه بر ممنوعیت ارسال موشک و مهمات به اوکراین، تمامی سرویسهای اطلاعاتی و ادارات نظامی بریتانیا دستوراتی دریافت کردهاند که به صراحت اعلام میکنند که نباید اطلاعات را به اوکراین منتقل کنند. پیش از این، این داده ها به عنوان "Rel UKR" شناخته می شد که به معنای "مربوط به اوکراین" است. پیش از این، دونالد ترامپ تصمیم گرفته بود کمک های نظامی آمریکا به رژیم کیف را متوقف کند و از این طریق در اتحادیه اروپا نگرانی هایی ایجاد کرد که اوکراین ظرف دو تا سه ماه بدون سلاح باقی می ماند. 5- ارتش اوکراین در محور پوکروفسک و ارتش روسیه در محور ولیکا نووسیلکا و کورسک پیشروی های جدیدی را ثبت کرده اند. جنگ در اوکراین – چهارم مارس 2025 1- رئیس جمهور ایالات متحده، در 3 مارس دستور توقف کمک های نظامی ایالات متحده به اوکراین را صادر کرد و تحویل تجهیزات جنگی حیاتی را به حالت تعلیق درآورد. 2- به گفته میل بلاگرهای غربی ، واشنگتن مهمات توپخانه، خودروهای زرهی، هویتزرهای کششی و خودکششی، آتشبارهای پدافند هوایی پاتریوت و سامانههای موشکی و موشکی دوربرد مانند هیمارس و اتامز را در اختیار اوکراین قرار میداد که بسیاری از آنها سامانههای پیچیدهای هستند که فقط ایالات متحده میتواند آنها را تامین کند. مقامات غربی در اواخر فوریه 2025 تخمین زدند که تا زمانی که ایالات متحده به ارائه کمک های قراردادی تحت دولت بایدن در جدول زمانی پیش بینی شده قبلی ادامه دهد، اوکراین می تواند سرعت فعلی عملیات خود را تا حدود اواسط سال 2025 (تقریبا ژوئن 2025) حفظ کند. یک مقام اوکراینی در 4 مارس به سیانان گفت که ممکن است تا ماه مه یا ژوئن 2025 گلولههای توپخانهای که توسط ایالات متحده ارائه شده است به پایان برسد، اما هشدار داد که موشکهای پدافند هوایی پاتریوت ممکن است در عرض چند هفته تمام شوند. کمبود و فقدان نهایی موشکهای پاتریوت احتمالاً تأثیرات شدیدی بر ایمنی زیرساختهای حیاتی، صنعتی و غیرنظامی اوکراین خواهد داشت، زیرا سایر حامیان اوکراین فاقد سیستم مشابهی هستند که بتواند در برابر حملات موشکی روسیه، بهویژه حملاتی از جمله موشکهای بالستیک، محافظت کند. از آنجایی که اوکراین در زمینه موشکهای پاتریوت کمبود دارد، کیف باید تصمیمات دشواری در مورد اینکه کدام مراکز جمعیتی از نظر حفاظت از دفاع هوایی در اولویت هستند، اتخاذ کند. اگر به طور کامل پاتریوت تمام شود، شهرهای اوکراین به روی موشک های بالستیک روسیه باز خواهند شد. پروازهای اطلاعاتی و شناسایی ناتو برفراز دریای سیاه و سواحل کریمه مارس 2025 3- اوکراین را خطر فروپاشی قریبالوقوع خطوط مقدم تهدید نمیکند، اما اثرات توقف کمکهای ایالات متحده در طول زمان شدیدتر خواهد شد. دو مقام آمریکایی ناشناس در 3 مارس به ای بی سی نیوز گفته اند که حدود 90 درصد از تسلیحاتی که ایالات متحده از طریق بستههای قبلی سازمان بازرسی ریاست جمهوری (PDA) به اوکراین متعهد شده بود، از جمله مهمات و سیستمهای ضد زره قبلاً ارسال شده است . 10 درصد باقیمانده تجهیزات PDA هنوز قرار است تا اوت 2025 به اوکراین برسد و قراردادهای تسلیحاتی خصوصی بین اوکراین و شرکتهای آمریکایی - که اوکراین قبلاً هزینههای بسیاری از آنها را پرداخت کرده است - احتمالاً حداقل برای چند سال آینده حداقل یک جریان کوچک از تحویل تسلیحات به اوکراین را تسهیل میکند. طبق گفته سردبیر روزنامه دفاع محور دفاع اوکراین، اوله کاتکوف، 30 درصد و خود اوکراین که در داخل کشور تامین می کند، حدود 40 درصد از تولیدات داخلی را تامین می کند. در صورت تداوم تعلیق کمک های نظامی ایالات متحده، نیروهای روسی احتمالاً از کمبود مواد مورد انتظار اوکراین بهره برداری خواهند کرد، همانطور که نیروهای روسی در جریان تعلیق قبلی کمک های نظامی ایالات متحده در اوایل سال 2024 انجام دادند. مقامات اوکراینی اشاره کردند که نیروهای روسی در اوج کمبود تدارکات اوکراین در ماه مه و ژوئن 2024، تقریباً برتری 20 به یک گلوله توپخانه و "برتری هوایی قاطع" نسبت به نیروهای اوکراینی در این جهت داشتند و اینها عوامل اصلی پیشروی خزنده و پرهزینه نیروهای روسی در شمال غرب و غرب آودیوکا در آن زمان بودند. علاوه براین ، روسها در ماه مه 2024 عملیات تهاجمی خود را در امتداد مرز بینالمللی بلگورود-منطقه خارکف به عنوان بخشی از تلاشها برای تصرف شهر خارکف آغاز کردند، احتمالاً به عنوان بخشی از برنامه خود برای استفاده از تاخیر در پرداخت کمکهای ایالات متحده و پیشروی قبل از رسیدن کمک نظامی ایالات متحده به نیروهای اوکراینی در خط مقدم پس از از سرگیری کمکهای ایالات متحده. اما در حال حاضر ، واحدهای روسی به شکل فعالی نه تنها در حال انجام عملیات تهاجمی فعال در استانهای خارکف، لوهانسک و دونتسک هستند،بلکه تحرکات خود را در زاپوروژیای غربی افزایش داده اند. دیلی میل با قطع ارسال اطلاعات از سوی واشنگتن و لندن ، شلیک موشک های استورم شده تقریبا بی فایده شده است از زمان روی کار آمدن ترامپ تاکنون هیچ اطلاعاتی در مورد حملات موشکی طوفان سایه منتشر نشده است. رسانه های اوکراینی ارتش اوکراین دیگر به خدمات ماهواره ای مکسار دسترسی ندارند رتال نظامی اوکراینی "میلیتاری" گزارش داد شرکت هوافضای آمریکایی مکسار دسترسی اوکراین به تصاویر ماهواره ای خود را قطع کرده است. دلیل رسمی تعطیلی «درخواست اداری» اعلام شده است. دولت ترامپ از طریق وزارت خارجه شرکتها و خدمات تجاری آمریکایی را از ارائه دادههای ماهوارهای برای اوکراین منع کرد. 4- کمیسیون اروپا در 4 مارس طرحی را پیشنهاد کرد که به کشورهای عضو اتحادیه اروپا امکان می دهد هزینه های دفاعی خود را برای حمایت از اوکراین و تقویت امنیت اروپا افزایش دهند. تسلیح مجدد اروپا برای امنیت کوتاه مدت و بلندمدت اروپا حیاتی است و اروپا باید این تلاش ها را بدون توجه به وضعیت کمک های ایالات متحده به اوکراین دنبال کند. رئیس کمیسیون اروپا، اورسولا فون در لاین، در 4 مارس، طرح پنج قسمتی ReArm Europe را اعلام کرد که هدف آن کمک به کشورهای عضو اتحادیه اروپا در سریع ترین زمان ممکن است تا به طور قابل توجهی هزینههای مربوط به قابلیتهای دفاعی خود را به منظور افزایش امنیت اروپا ، افزایش دهند . بخش اول طرح اروپای مسلح از اتحادیه اروپا میخواهد «بند فرار ملی» پیمان ثبات و رشد را فعال کند تا به کشورهای عضو اتحادیه اروپا اجازه دهد تا هزینههای دفاعی خود را بدون توجه به مساله کسری بیش از حد بودجه ، افزایش دهند. پیمان ثبات و رشد کسری بودجه اعضای اتحادیه اروپا را در حوزه نظامی محدود کرده و فعالسازی «بند فرار ملی» به کشورهای اتحادیه اروپا این امکان را میدهد تا کسریهای بودجهای بزرگتر از حد معمول را حفظ کنند تا هزینههای دفاعی خود را افزایش دهند. فون در لاین اظهار داشت که اگر کشورهای عضو اتحادیه اروپا هزینههای دفاعی خود را به طور متوسط 1.5 درصد از تولید ناخالص داخلی خود افزایش دهند، این مبلغ در عرض چهار سال نزدیک به 650 میلیارد یورو (حدود 687 میلیارد دلار) خواهد رسید. بخش دوم این طرح 150 میلیارد یورو (حدود 159 میلیارد دلار) وام به کشورهای عضو اتحادیه اروپا برای سرمایه گذاری های دفاعی، از جمله در دفاع هوایی و موشکی، سیستم های توپخانه، موشک ها، پهپادها و سیستم های ضد پهپاد بود و به ادعای فون در لاین ، اگر کشورهای عضو اتحادیه اروپا نیازمندی های خود را تجمیع کرده و با هم سلاح بخرند، می توانند "حمایت خود از اوکراین را به شدت افزایش دهند. خش سوم این طرح خواستار استفاده از "قدرت بودجه اتحادیه اروپا" برای هدایت وجوه اضافی به سرمایه گذاری های مرتبط با دفاع است. فون در لاین اظهار داشت که دو بخش آخر طرح پیشنهادی با هدف بسیج سرمایه خصوصی از طریق تسریع اتحادیه پسانداز و سرمایهگذاری و از طریق بانک سرمایهگذاری اروپا است. فون در لاین به این نتیجه رسید که طرح ReArm Europe می تواند نزدیک به 800 میلیارد یورو (حدود 849 میلیارد دلار) "بسیج" کند. ایشون یک زمانی نفربر ام تی ال بی نام داشتند ولی ظاهرا به کل تغییر ماهیت دادند 5- اوکراین به طور قابل توجهی قابلیتهای تولید صنعتی دفاعی خود را در طول جنگ گسترش داده است تا در نهایت نیازهای نظامی خود را به طور مستقل برآورده کند، اما توانایی اوکراین برای خودکفایی در درازمدت منوط به حمایت مستمر از سوی کشورهای شریک در کوتاهمدت و میانمدت است. دنیس شمیهال، نخست وزیر اوکراین در 4 مارس اظهار داشت که اوکراین در حال حاضر حدود 33 درصد از تسلیحات مورد استفاده معادل سالانه 35 میلیارد دلار سلاح و مهمات اوکراین در میدان جنگ را در داخل کشور تولید می کند که بیش از توانایی های تولید بسیاری از شرکای اوکراین است. به گفته وی ، اوکراین باید بتواند حداقل 50 درصد از کل نیازهای نظامی خود را تا پایان سال 2025 شامل سیستم توپخانه ای و بسیاری از گلوله های خمپاره 80 و 120 میلی متری و گلوله های توپخانه 105، 122 و 155 میلی متری خود را در داخل برآورده کند. به گفته مقامات اوکراین ، این کشور از سال 2023 تولید دفاعی خود را به میزان قابل توجهی افزایش داده است که شامل سه برابر شدن تولید مهمات توپخانه ، تولید سایرمهمات با ضریب 2.5 درصد، تولید سلاح های ضد تانک را دو برابر و تولید نفربرهای زرهی خود را پنج برابر کرده است. شمیحال تأکید کرد که اوکراین در حال حاضر تقریباً تمامی بی سرنشین های هوایی، دریایی و زمینی که نیروهای اوکراینی در عملیاتهای رزمی استفاده میکنند را در داخل کشور تولید میکند. اوکراین در سال 2024 نزدیک به 1 میلیارد دلار سرمایه گذاری دفاعی اروپا جذب کرده است که شامل 351 میلیون دلار از دانمارک، 436 میلیون دلار از اتحادیه اروپا، 67 میلیون دلار از انگلیس و 45 میلیون دلار از نروژ است. حداقل سه شرکت دفاعی بینالمللی مجوز شروع تولید تسلیحات ناتو و اتحادیه اروپا را در اوکراین برای اوکراین فراهم کردهاند. اوکراین از سال 2023 به طور چشمگیری پایگاه صنعتی دفاعی خود (DIB) را ایجاد کرده است، اما هنوز برای رسیدن به خودکفایی کامل به سرمایه گذاری و زمان نیاز دارد. بدون شرح از ام تی ال بی 6- ارتش روسیه همچنان در محورهای لیمان و پوکروفسک و در استان زاپوریژیا غربی پیشروی می کنند در حالی که نیروهای اوکراینی در محور پوکروفسک موفقیت های تازه ای را ثبت کرده اند . اوکراین/ آودیوکا 3-5 مارس 2025 جنگ در اوکراین – پنجم مارس 2025 1- دولت ترامپ تبادل اطلاعات با اوکراین را به حالت تعلیق درآورد که یکی از خواستههای کرملین از ایالات متحده، است. جزئیات مربوط به تعلیق اشتراکگذاری اطلاعاتی آمریکا با اوکراین در گزارشهای مختلف متفاوت است، اما دولت ترامپ سطوحی از اشتراکگذاری اطلاعات با اوکراین را به حالت تعلیق درآورده است و برخی گزارشها نشان میدهند که تعلیق بر همه اشتراکگذاری اطلاعاتی تأثیر گذاشته است. رسانههای غربی گزارش دادند که دولت ترامپ به طور خاص اشتراکگذاری اطلاعاتی را که اوکراین برای سیستمهای هشدار زودهنگام برای محافظت در برابر حملات موشکی و پهپادهای دوربرد روسیه، تعیین هدف برای حملات موشکهای چندگانه پرتاب هدایتشونده HIMARS (GMLRS) و برای تعیین هدف برای حملات دوربرد در داخل روسیه استفاده میکند، به حالت تعلیق درآورده است. روزنامه بریتانیایی دیلی میل گزارش داد که ایالات متحده همچنین بریتانیا را از به اشتراک گذاری اطلاعات ایالات متحده با اوکراین منع کرده است. نخستین سری جتهای میراژ-2000-5 نیروی هوایی اوکراین مارس 2025 پهپاد Kub-1 روسی در میدان نبرد - مارس 2025 https://aparat.com/v/yzno07r 2- تعلیق اشتراکگذاری اطلاعاتی آمریکا با اوکراین به توانایی اوکراین برای دفاع از خود در برابر حملات روسیه علیه اهداف نظامی و غیرنظامی آسیب میزند. به گفته میل بلاگرهای غربی ، ارتش اوکراین پیش از این ، در شب 17 تا 18 سپتامبر 2024 به تأسیسات ذخیره موشک و مهمات روسیه در نزدیکی توروپتس، استان تور حمله نموده و ذخیره دو تا سه ماه از مهمات روسیه را نابود کردند.این تاسیسات محل نگهداری بالستیک های اسکندر، توچکا ، مهمات سُرشی و مهمات توپخانه بود . علاوه براین نیروهای اوکراینی در شب 20 تا 21 سپتامبر 2024 به زرادخانه تیخوروتسک درست در شمال کامنی، منطقه کراسنودار منطقه حمله برده بودند، که در آن زمان حداقل 2000 تن مهمات، از جمله مهمات از کره شمالی، وجود داشت. حملات اوکراین به تأسیسات ذخیره موشک و مهمات روسیه قبلاً با ممانعت از استفاده نیروهای روسی از مزیت توپخانهای خود برای تضمین دستاوردها، فشار بر نیروهای اوکراینی را در سراسر خط مقدم کاهش داده بود. تی-64 بی وی منهدم شده اوکراینی عملیات واحدهای توپخانه ارتش روسیه - مارس 2025 به شیوه نگهداری مهمات در فضای باز دقت کنید .. دیگه خبری از اهمال و بی دقتی نیست https://aparat.com/v/lzxud03 خضوک کیرپی منهدم شده تُرک 3- تعلیق کلیه اشتراکگذاری اطلاعاتی ایالات متحده با اوکراین همچنین به نیروهای روسیه اجازه میدهد حملات پهپادی و موشکی خود را علیه بخش عقب اوکراین تشدید کنند که بر میلیونها غیرنظامی اوکراینی و رشد پایگاه صنعتی دفاعی اوکراین (DIB) تأثیر بگذارد. بعد از ماه ها بالاخره یک دستگاه خودروی زرهی فرماندهی ام-557 اوکراینی ، به شکل سالم و در اختیار واحدهای اوکراینی دیده شد بالگرد میل-24 وی اهدایی از سوی مقدونیه شمالی به اوکراین - مارس 2025 https://aparat.com/v/htayoj7 4- دولت ترامپ فشار قابل توجهی را بر اوکراین اعمال کرده است، زیرا رهبران آن همچنان به ارائه امتیازات و اعلام علاقه خود برای دستیابی به پایان پایدار جنگ ادامه می دهند. این سیاست های دولت ترامپ اهرمی را که ایالات متحده برای ترغیب رئیس جمهور روسیه ولادیمیر پوتین به پذیرش هرگونه توافق صلحی که به نفع ایالات متحده، اوکراین و اروپا باشد، تضعیف می کند. اسپارتان اوکراینی در وضعیتی نامشخص بدست روسها افتاده ... پرتاب مهمات هدایت شونده دقیق فرانسوی همر توسط نیروی هوایی اوکراین- مارس2025 https://aparat.com/v/fvzo81r 5- مقامات کرملین اعلام کردند که قصد دارند از تعلیق کمک های نظامی و اشتراک اطلاعاتی ایالات متحده برای دستیابی به دستاوردهای بیشتر در میدان نبرد استفاده کنند. اوکراین / پوکروفسک 6 مارس 2025 پی نوشت : منبع1 منبع2 منبع3 منبع3 منبع4 منبع5 منبع6 7- استفاده از مطالب برگردان شده به پارسی درانجمن میلیتاری،براساس قاعده " رعایت اخلاق علمی" منوط به ذکر دقیق منبع است.امیدواریم مدعیان رعایت اخلاق ( بخصوص رسانه های مدعی ارزشمداری ) بدون احساس شرمندگی از رفرنس قرار گرفتن بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران ، از مطالب استفاده نمایند.
-
17 پسندیده شده
-
17 پسندیده شدهطرح بسیار خوبیه مشکل اصلی ما در چند زمینه هست ۱-پهپادها توانایی تولید انرژی الکتریکی زیادی رو ندارند پهپاد ترکیه ای اکینجی که تقریبا از همه پهپاد های ما برتره البته (حداقل در زمینه موتور دو موتور توربوپراپ)تازه تونسته یک رادار ضعیف تر از رادار اف ۱۶ به نام مراد رو در داخل خودش جا بده ۲- پهپاد ها انرژی الکتریکی زیادی رو صرف ارتباط با اپراتور میکنند پس حتما در این زمینه باز نسبت به جنگنده ضعیف ترن ۳- مشکل بعدی ما بحث تکنولوژی گالیم نیترید نسبت به گالیوم آرسناید و قطعات گلوگاهی هست که با چندین واسطه با تکنولوژی های مختلف به دست ما میرسه و معمولا سبب میشه ساخت یک رادار اگه نگیم چندین سال لیکن نزدیک دوسال زمان میبره ۴-رادار های دور برد میابیستی دارای پیک انرژی بالایی باشند که بحث خنک سازی اون مقوله واقعا سختی هست . وجود کولر گازی رو در پشت رادار های پدافندی ما را در نظر بگیرید چنین امکانی در پهپاد اگه نگیم غیر ممکن ولیکن بسیار سخت هست ۵- بنظرم بهترین کار در زمینه اواکس تبدیل هواپیماهایی در رده فالکن به هواپیمای اواکس هست مثل امبرائر الینت امبرائر اواکس: برای ما نصب رادار در بالای بدنه حتما مشکل پسا و.... دارد پس حتما باید در داخل بدنه نصب شود تا حدی این مشکل رفع شود مثل طرحی مثل اواکس ایتام اسرائیل ۶-مهمترین بخش اواکس لینک داده و رمز نگاری اطلاعات و ارایه اون به واحد های مختلف هست که خود نیازمند پردازنده های قوی از نظر سرعت و دقت هست که حتما در پهپاد ها جا نمیشوند بماند با توجه به قدرت ابر کامپیوتر های امریکا و اسرائیل در کشف رمز فعلا خود روسیه هم علاقه ای به استفاده از این روش نداره و ما باید حتما یک لینک امن بسازیم خودم دوست داشتم رادار باند ایکس و باند s باور رو حالا با کمی تغییر در بدنه فالکن های نیرو هوایی ارتش همچون سوزانا قرار بدم (البته مطمئنا مشکلات قراردادی با داسو ایجاد میکنه که فدای سرتون ) که میتونستن پویش ۳۶۰درجه ایجاد کنن بعد با شلیک موشک های باور به آسمان از طریق لینک داده میشد اونها رو به برد های بالای ۴۰۰کیلومتر به راحتی رساند اونوقت خیلی دوسداشتم حال جنگنده های اسرائیل رو در عملیات روز توبه در اسمان عراق بدونم (بماند الان خیلی ها میگن ما بخاطر دولت عراق جنگنده اسرائیل رو در اسمان عراق نزدیم ) ۷-در آخر ما براورد اطلاعاتی درستی از قدرت اسرائیل نداشتیم و اگرنه حتما باید پنج تا از این اواکس ها تولید میکردیم و میگذاشتیم برای روز مبادا (روز عملیات توبه )اگه بیست تا جنگنده اسرائیل رو در اسمان عراق میزدیم ۲۰تا از( ۱۴۰-۱۸۰)تا میشد حدود ۱۰الی ۱۴درصد مطمئن باشید الان اسرائیل رو ما یک جور دیگه حساب میکرد و نیاز نبود هر روز رزمایش برگزار کنیم یا حداقل یکی دوتا تانکر رو میزدیم بماند......
-
17 پسندیده شدهمراحل آماده سازی و پرواز یک یاک ۱۳۰ مسلح به موشک آر۷۳ آرچر تمرین پرواز در کنار دو میگ ۲۹ ارتش و شکار پهپادهای مهاجم
-
16 پسندیده شدهواحدهای روسی از که حدود دو هفته پیش حملات به کورسک را تشدید کرده بودن . 2 روز پیش در یک حمله سراسری موفق شدن خطوط ارتش اکراین رادر شمال منطقه سودژا در هم کوبیده و یک نفوذ جبهه ایی را در این محور بر اکراینی ها تحمیل کنند . حدود یک ماه پیش بعد از نزدیک تر شدن روسها به شهرک سودژا از محور شرقی واحدهای اکراینی با تحمل خسارتهای سنگین موفق شدن روسها را از روستا ماخونفکا در 4 کیلومتری شرق سودژا بیرون رانده البته در ادامه اکراینی موفق به شکستن خطوط روسها نشده و در همان روستای ماخونفکا سنگر گرفته بودن . بعد ازا ین حمله که به نوعی نماینگر تمام توان برنامه ریزی و عملیاتی اکراین بود و همچنین شروع مقدماتی مذاکرات صلح درباره جنگ اکراین . روسها تصمیم گرفتن که پرونده کورسک را نهایی کنند. واحدهای روسی بجای وارد کردن ضربات مستقیم با استفاده ازتاکتیک موفق همیشگی خود خطوط تدارکاتی ارتش اکراین را تحت فشار قرار داده کواد های فیبر نوری و کواد انتحاری های معمولی به همراه توپخانه و جنگنده های روسی مسیر تدارکاتی ارتش اکراین بین سومی و سودژا را در این یک ماه اخیر بشدت مورد حمله قرار دادن به طوری که به اعتراف خود اکراینی ها چرخش نیرو و ورود تدارکات و ادوات به منطقه کورسک با مشکلات و به همراه تلفات تجهیزاتی و جانی بالا همراه شد. بعد از تحت فشار قرار دادن غیر مستقیم خطوط تدارکاتی اکراینی ها حال نوبت واحدهای زمینی روسی شد که عملیات خود را تکمیل کنند روسها اقدام به عبور از مرز و تصرف روستا اکراینی نوونکه کرده تا خود را برای ورود به ورستا باسیوکا در نزدیکی نوونکه و جاده تدارکاتی سومی به سودژا کنند . همزمان در کورسک هم واحدهای روسی در یک حمله سنگین موفق شدن در عرض سه روز اکراینی ها را از چهار ورستای پوکربگی- اورلوفکا- نووایا سورچین و مارفکا در شمال غربی سودژا بیرون برانند تصرف نوونکه و پوکربگی- اورلوفکا- نووایا سورچین و مارفکا هدف اصلی روسها در شمال غرب سودژا شهرک مالایا لوکنایا بوده وبعد از یک هفته روسها از سمت نووایا سورچین و همچنین کروگلنکوف ولئونیدوف به سمت مالایا یورش برده ((شهرک مالایا همان شهرکی است که زندان زنان در ان واقع شده و در جریان یورش اولیه اکراین به کورسک مدافعین این شهرک و زندان بعد از محاصره شدن به شدت دربرابر اکراینی مقاومت کرده وسبب شدن نقشه اکراین برای رسیدن به حومه شهر کورسک بی نتیجه به ماند بعد از ان مقاومت روسها برای ترمیم خطوط دفاعی خود این شهرک را تخلیه کنند )) با شروع دوباره نبرد در این محور روسها سه روستا اطراف شهرک مالایا را تصرف کردن . مالایا لوکنایا و محور شرقی سودزا در هفته گذشته حملات روسها به پلهای منطقه کورسک انهدام پلی در مرز کورسک توسط بمب 3 تنی فاب 3000 هوا سرشی انهدام یک پل بمب گذاری شده توسط کواد فیبر نوری بعد از انهدام یک واحد اکراینی شامل یک خودور و یک نفربر استرایکر که قصد عبور از ان را داشتن بروی ان گیر کرده و در نهایت توسط کواد های روسی این ادوات منهدم میشود واحدهای مهندسی اکراینی تقریبا تمام پل ها منطقه کورسک را از ماه گذشته بمب گذاری کرده بودن تا در صورت عقب نشینی با منفجر کردن این پل ها در روند حرکتی روسها اخلال ایجاد کنند . روسها هم چهار تا پنج پل را تنها با استفاده از کوادهای فیبر نوری به لطف زحمات واحدهای مهندسی اکراین منهدم کردن انهدام یک ستون خودرویی اکراینی که در جریان عقب نشینی به سمت سودژا به علت انفجار پل ورودی به داخ شهرک متوقف شده فشار به خطوط تدارکاتی و همچنین پیشروی روسها در شمال غرب سودژا به همراه مشکلاتی تدارکاتی اکراینی ها نماینگر تلاش روسها باری وارد کردن ضربه نهایی در این محور بود هدف قرار گرفتن تجهیزات اکراینی در عقبه و سرتا سر خطوط درگیر کورسک دو نفربر استرایکر 4تانک تی72و 64 تانک لئو پارد 2 ای 4 توپ خودکششی وزدیکا خودرو زرهی ایوکو ال ام وی توپ خودکششی ام 109 نفربر واریو ام سی وی 80 نفربر برادلی 2زرهپوش کوزاک یک تانک تی62 تغییر کاربری داده شده و امرپ پرومکس اما مثل همیشه دخالت امور سیاسی در امور نظامی سبب پرداخت بهایی گزافی میشود . واحدهای ارتش روسها از سه روز پیش در یک تک سراسری کل خطوط اکراین در شمال شمال غرب و شرق و شمال شرق سودژا را مورد حملات سنگین خود قرار دادن . روسها برای سردرگم مشغول کردن واحدهای اکراینی دست به یک ابتکار زده ابتکاری که خود مقامات اکراینی سبب ان شده بودن وآن استفاده از خط لوله غیر فعال انتقال گاز روسیه به اکراین بود . 800 سرباز روس در طی 2 روز مسافت 15 کیلومتری را در داخل این خط لوله گاز پیموده و به مدت چهار روز دیگر در داخل ان منتظر شروع حملات واحدهای روسها در سراسر خطوط نبرد ماندن بعد از شروع حملات سراسری روسها . سرباز مخفی شده در داخل خط لوله از ان بیرون امده و به منطقه صنعتی سودژا در حومه شهرک نفوذ کردن گفته شده اکراینی ها تا 30 دقیقه متوجه حضور روسها نشده و بعد از انهدام چندین واحد خود و کشته وزخمی شدن حدود 200 نظامی خودی حملات به نیروهای روس که از خط لوله بیرون امده بودن را اغاز کردن موقعیت لوله گازو و مسیر طی شده به همرها نقطه خروج واحدهای روسی از داخل ان کل عملیات اماده سازی و ارسال نیرو از طریق لوله گاز سه هفته به درازا کشید. در ابتدا روسها گاز را از داخل لوله های خارج کردن و بعد از برای چند روز اکسیژن را به داخل ان پمپاژکرده و سپس گروه های تامین و تدارکاتی تجهیزات لازم ازقبیل آذوغه مهمات لوزام خواب تجهیزات پزشکی کپسول های اکسیژن و همچنین تجهیزات برای برش لوله ها جهت خروج و حمله نیروهای خط شکن از داخل ان را به نقاط از پیش تعیین شده منتقل کردن همچنین مکان های استقرار پرسنل در داخل لوله و همچنین دستشویی ها هم در داخل لوله تعبیه شده و نیروهای خط شکن منتظر ساعت صفر حمله شدن سرباز روسی در داخل لوله گاز و یا محدوده ان (لازم بذکر است استفاده از خطوط انتقال اب گاز و فاضلاب قبلا هم توسط روسها امتحان شده در اودیوفکا روسها با استفاده از خطوط انتقال فاضلاب سه کیلومتر در پشت خطوط اکراین نفوذ کرده و زمینه سازی ازاد شهر را فراهم کردن در تورتسک هم روسها با همین تاکتیک مشابه قویترین خط دفاع اکراین را دور زده و از پست سر به ان حمله کردن که سبب شد واحدهای روسی به داخل شهر نفوذ کنند )) اما دیگر دیر شده بود شوک وفشار حمله سراسری به همراه نفوذ روسها به عقبه اکراین . سبب اشفتگی بین واحدهای مدافع شده در در خواست های متعددی برای اجازه برای عقب نشینی صادر شده (بنا بر گفته منابع اکراینی در روز اول تهاجم روسیه هزار سرباز این کشور کشته شدن ) اما با مخالفت روبرو شد . روسها برای تکمیل پازل حملات خود تمام پل ها سالم در منطقه سودژا را بمباران کرده همین امر انتقال نیرو و تدارکات را توسط خودروها و از مسیر معمولی سخت کرده . واحدهای اکراینی با اگاهی از این موضوع بدون داشتن دستور عقب نشینی و در دسته ها چند نفری عقب نشینی را از مواضع خود اغاز کردن عمده واحدهای حمله کننده روسیه را چچنی ها- واحدهای واگنر سابق- نیروهای هوابرد و تیپ تفنگداران اقیانوس ارام تشکیل میدادن . وضعیت خطوط درگیر تا 24 ساعت قبل نیروهای نفوذی روسی که در منطقه صنعتی از داخل لوله بیرون امده بودن در محاصره واحدهای اکراینی قرار گرفته البته هدف از عملیات هم همین امر بود. یکی از اهداف اصلی واحدهای روسی در شمال رسیدن به این نیروها بوده . روسها بدین منظور اقدام دور زدن دو شهرک مهم مارتینوفکا و چارکاسکوف پروچونوف کردن .واحدهای اکراینی در چارکاسکوف با مشاهده مانور ورسها در دسته های کوچک اقدام به عقب نشینی کردن اما اوضاع در شهرک مهم مارتینوفکا به مراتب بدتر بود تعداد زیادی از نیروهای اکراینی یا در محاصره افتاده و یا در هنگام عقب نشینی مورد حمله روسها قرار گرفتن . بعد از حدود 36 ساعت نیروهای اصلی روسی موفق شدن خود را به نیروهای نفوذی روس در منطقه صنعتی سودژا برسانند و بخش مهمی از اهداف اولیه حمله را بروارده کنند . در شرق سودژا هم روسها دوباره روستای ماخونفکا را تصرف کردن حلا نوبت مالایا بود روسها ک هاز سمت چارکاسکوف به عقب مالایا نفوذ کرده بود این شهرک را در خطر محاصره قرار داده و واحدهای اکراینی شروع به عقب نشینی به صورت نامنظم کردن که تعدادی از انها هم در جریان عقب نشینی تحت حمله روسها قرار گرفته وسرانجام روسها موفق شدن این شهر را هم ازاد کنند باز پس گیری شهر مالایا لوکنایا در این شهرک روسها یک تانک کار افتاده ابرامز اما با قابلیت عملیاتی شدن را تخلیه کردن توپ 105 م م ال 119 که در جریان عقب نشینی اکراینی ها رها شده است در مقابل ارتش اکراین برای جلوگیری از سقوط کامل مناطق تحت کنترل در کورسک واحد های کمکی را به داخل کورسک ارسال وچند واحد خود را در منطقه سومی مستقر کرده همچنین در سایر مناطق شمالی سودژا اکراینی نیروهای خود را عقب کشیده و به داخل شهرک و همچنین عقبه ان ارسال کرده اند . اگر اکراین به حفظ این منطقه کوچک در داخل خاک روسیه اصرار داشته باشد باید بهای گزاف دیگری را پرداخت کند . در مقابل با توجه به گروه بندی و همچنین عقبه سازی مناسب برای روسها در این منطقه در صورت عقب نشینی سراسری اکراین به داخل خاک خود 40 تا 50 هزار سرباز جنگ دیده روسی اماده ورود به خاک اکراین و تهدید شهر سومی هستند اکراینی هاقصد فریب ان روسها را در کورسک داشتن که بعد از بازرسی توسط یک کواد فیبری روسی مشخص شد دیکوی یک تانک بئوپارد است و روسها از حمله صرف نظر کردن 34 اسیر اکراینی در کورسک ======== اولین ماموریت رزمی میراژهای 2000 اکراینی و سرنگون کردن یک شی نا شناس البته ممکنه یک تمرین باشه که اکراینی بجای یک ماموریت رزمی غالب کرده باشند ((اکراینی هامدعی یک موشک کروز هستش)) اولین نشانه های استفاده اکراین از پهپادهای انتحاری انگلیسی التیوس 700-600 اولین واحد از جوانان داوطلب اکراینی بین 18 تا 24 سال در نیروهای تیپ کوهستان ارتش این کشور ادغام شدن حقوق و مزایایی بالای پزشکی و تحصیلی و انواع وام های از امتیازات خدمت در این واحدها است لانچر متحرک لانست سوخو 34 و نسخه جدید بمب ها هوا سرشی با برد 80 تا 90 کیلومتر وزارت دفاع اکراین اعلام کرد در مجموع 70 هزار نظامی زن در ارتش خدمت می کنند که 5500 نفر انها در خطوط مقدم هستند چیزی که در رژه ها نشون داده میشه و چیزی که توسط روسها اسیر میشه طرف ته سبیل هم داره نسخه رومانیایی استرلا 1 در اختیار ارتش اکراین
-
16 پسندیده شدهاز عزیزان نیروی هوایی ارتش و هوافضای سپاه تقاضا دارم که بیایید چون کنیم: کدر دریاها در کویر ها در لب مرزها میتونه یه پوشش پدافندی مناسب بده...
-
16 پسندیده شدهبسم ا... نمونه ساقط شده شاهد سیاه رنگ روسی به پیشرانه شاهد دقت کنید .. از تصاویر بسیار نادر پرتاب کننده زمینی شاهد-136 ارتش روسیه
-
16 پسندیده شدهجنگ در اوکراین روز هزار و هفتاد و چهارم الی هزار و هشتادم سیزدهم الی هفدهم فوریه 2025 همین طوری بعد از مدتها دوباره یاد زلسنکی افتادیم ... جنگ در اوکراین – سیزدهم فوریه 2025 1- کشورهای اروپایی در بحبوحه نشست 12 فوریه گروه تماس دفاعی اوکراین (فرمت رامشتاین) بسته جدید کمک نظامی به اوکراین را اعلام کردند. بریتانیا رقمی در حدود 150 میلیون پوند (حدود 188 میلیون دلار) برای پشتیبانی نظامی از اوکراین و خرید هواپیماهای بدون سرنشین، «دهها» دستگاه تانک و خودروهای زرهی، و سیستمهای دفاع هوایی اختصاص داد که این علاوه بر را در کنار برنامههای جدید ،جهت ارائه 4.5 میلیارد پوند (حدود 5.6 میلیارد دلار) کمک نظامی به اوکراین در سال 2025است . بریتانیا اعلام کرد که تا پایان بهار 2025 بیش از 50 دستگاه خودروی زرهی از جمله تانک های بهینه سازی شده تی-72 را به اوکراین ارائه خواهد کرد. منابع غربی مدعی اند که جنگ در اوکراین بدون کمک های ایالات متحده نیز می تواند ادامه پیدا کند مجموع کمک های ارائه شده به اوکراین از سوی اروپا در 3 سال گذشته از ایالات متحده بیشتر است. حتی بدون ایالات متحده، با توجه به خرید تجهیزات از آمریکا توسط اروپایی ها، اوکراین به جنگ ادامه خواهد داد . اتحادیه اروپا 133 میلیارد برای سه سال جنگ اختصاص داده است و ایالات متحده 114. حتی از نظر حمایت نظامی، جایی که آمریکا در مقایسه با اروپایی ها تقریباً منابع نامحدودی دارد، اوکراین به تجهیزات زیادی که اروپا ارائه می دهد مسلح است. اتحادیه اروپا همچنین در نظر دارد 115 میلیارد کمک را طی چندین سال برای مجهز کردن اوکراین اختصاص دهد. مهمات ترموباریک زاب-500 محمول روی سوخو-34 - فوریه 2025 https://aparat.com/v/sfvr5w2 آلمان متعهد شد در آینده نزدیک 100 موشک سامانه دفاع هوایی IRIS-T به اوکراین ارسال کند و شرکت دفاعی آلمان هلسینگ نیز از تحویل 6000 پهپاد مجهز به هوش مصنوعی به اوکراین خبر داد. نروژ به ائتلاف هواپیماهای بدون سرنشین اوکراین ملحق شد و طرح هایی را برای ایجاد و تجهیز "تیپ شمال" اوکراین به عنوان بخشی از یک ابتکار گسترده تر که در آن کشورهای شمال اروپا هر یک یک گردان اوکراینی را تجهیز و آموزش خواهند داد، فاش کرد. هلند تحویل 25 دستگاه خودروی پیاده نظام زرهی ام-113 ، لتونی اهدای 42 دستگاه نفربر زرهی را اعلام نموده، و استونی نیز متعهد شد 0.25 درصد از تولید ناخالص داخلی خود را برای کمک نظامی به اوکراین در سال 2025 اختصاص دهد. اوکراین / آندریووکا 13 فوریه 2025 مکانیزه سازی ایجاد موانع ایذایی - فوریه 2025 https://aparat.com/v/rbuv1l4 2- بر اساس گزارش ها، روسیه در سال 2024 بیش از 5000 دستگاه تانک و خودروی زرهی را از دست داد در حالی که این رقم در سال 2023 به 3000 رسیده بود. موسسه بین المللی مطالعات استراتژیک بریتانیا (IISS) در 10 فوریه تخمین زد که روسیه 1400 دستگاه تانک (معادل چهار لشکر تانک) و بیش از 3700 نفربر زرهی را از دست داده است. دادههای ستاد کل اوکراین نشان میدهد که نیروهای اوکراینی به بیش از 3000 دستگاه تانک و تقریباً 9000 دستگاه خودروی زرهی را در سال 2024 آسیب رسانده یا منهدم کردهاند، در حالی که تخمینهای IISS احتمالاً فقط تانکها و خودروهای زرهی منهدم شده را شامل میشود. این مرکز در فوریه 2024 ارزیابی کرد که روسیه میتواند با نوسازی وسایل نقلیه از تأسیسات ذخیرهسازی دوران شوروی، میزان تلفات آن زمان خود (بیش از 3000 تانک، APC و IFV سالانه از سال 2023) را تا فوریه 2026 یا 2027 حفظ کند. هنوز مشخص نیست که آیا فرماندهی نظامی روسیه مایل است یا میتواند این میزان افزایش تلفات خودروهای زرهی را در سال 2025 حفظ کند یا خیر، زیرا به نظر میرسد نیروهای روسی در حال تطبیق تاکتیکهای خود برای محدود کردن چنین تلفاتی هستند. نخستین تصاویر رسمی از بکارگیری هویتزرهای خودکششی شنی دار ام-1989 کوکسان در ارتش روسیه فوریه 2025 پیاده نظام روسی در برابر برادلی اوکراینی -فوریه 2025 https://aparat.com/v/fyjz1sb 3- به گفته میل بلاگرهای غربی، روسیه برخی از تاکتیکهای خود را برای غلبه بر چالش کمبود تجهیزات تغییر داده است و به طور فزایندهای به حملات تحت رهبری پیاده نظام برای پیشروی در خط مقدم متکی شده است. به گفته برخی مراکز تحلیلی غربی ، از نوامبر و دسامبر 2024 نیروهای روسی از وسایل نقلیه زرهی کمتری در استان دونتسک استفاده کرده اند، به ویژه در مناطقی که نیروهای روسی قبلاً به شدت به حملات مکانیزه برای پیشرفت های تاکتیکی قابل توجهی متکی بودند. احتمالاً به دلیل عملیات هواپیماهای بدون سرنشین اوکراینی، محدودیتهای تجهیزات یا شرایط زمینی نامناسب ناشی از هوای بارانی، نیروهای روسی به استفاده از خودروهای زرهی کمتری در استان دونتسک و در سراسر خط مقدم ادامه دادهاند. احتمالا نخستین مورد انهدامی سامانه توس-2 ارتش روسیه فوریه 2025 پهپاد مولینا ارتش روسیه- فوریه 2025 https://aparat.com/v/gqyot5b 4- تحلیلگران غربی معتقدند که هنوز مشخص نیست که آیا روسیه می تواند تعداد کافی تانک و خودروهای زرهی را برای جایگزینی تلفات و تجهیز واحدهای جدید روسیه را تعمیر و یا تولید کند یا خیر. IISS ارزیابی کرده که روسیه بیش از 1500 تانک و 2800 دستگاه خودروی رزمی پیاده نظام و نفربر زرهی را در سال 2024 بازسازی یا ساخته است - نشان می دهد که روسیه وسایل نقلیه کافی برای جایگزینی تمام تلفات تانک و سه چهارم تلفات خودروهای زرهی خود در سال گذشته را دراختیار دارد. به احتمال زیاد تانکها و خودروهای زرهی دوران شوروی که در فروشگاههای روسیه باقی ماندهاند در وضعیت وخیمتری قرار دارند، که ممکن است توانایی روسیه را برای جبران خسارات بالای تجهیزات در سال 2025 و پس از آن پیچیده کند. نفربر M1117 استرایکر و یک دستگاه خضموک کوزاک-2 منهدم شده اوکراینی محور پوکروفسک / فوریه 2025 نیویورک تایمز ایالات متحده انتظار دارد با بلاروس به توافقی دست یابد که بر اساس آن این کشور "تعدادی" از زندانیان سیاسی را آزاد خواهد کرد و ایالات متحده تحریم های بانک های بلاروس و صادرات پتاس را کاهش خواهد داد. ( نخستین نشانه ها .... برای آنان که سه سال هست تاپیک اوکراین را دنبال می کنند ) حمله پهپادهای فیبرنوری ارتش روسیه به تجهیزات غربی ارتش اوکراین- فوریه 2025 https://aparat.com/v/lsgeng3 تایمز مالی کرون بازگشت ترامپ را به عنوان یک «شوک الکتریکی» توصیف کرد که باید اروپا را مجبور کند آینده خودش و همچنین اوکراین را تضمین کند. وی از نیاز اروپا برای "تقویت" در دفاع و اقتصاد دفاع کرد. وی مدعی است که فقط زلنسکی می تواند به نمایندگی از کشورش مذاکره کند و هشدار داد که اجازه دادن به "صلحی که تسلیم است" "خبر بدی برای همه از جمله ایالات متحده" خواهد بود. کامیون کاماز-6350 با زره های اضافی K-5350 ارتش روسیه/اوکراین/فوریه 2025 https://aparat.com/v/tznuyl6 با این حال ، زلنسکی، به نقل از اداره اطلاعات اوکراین، در 8 فوریه گزارش داد که روسیه به تشکیل لشکرهای جدید ادامه می دهد، و وزیر دفاع سابق روسیه و دبیر شورای امنیت، سرگئی شویگو، در مارس 2023 اعلام کرد که روسیه قصد دارد در سال های آینده 14 لشکر نظامی جدید را سازماندهی کند. به نظر می رسد فرماندهی نظامی روسیه در حال ایجاد توازن بین تخصیص وسایل نقلیه بازسازی شده و تازه تولید شده بین تشکیلات جدید و تشکیلاتی است که چندین سال در خط مقدم می جنگند. استفاده از پهپادهای سنگین برای انتقال مهمات ، جیره های جنگی و کمک های اولیه به مواضع خودی در نقاط زیر آتش دشمن ایده های جالبی هست .... عملیات هویتزر دی-30 ارتش روسیه / اوکراین/ خرسون - فوریه 2024 https://aparat.com/v/imc1bq5 5- سرویس اطلاعات خارجی استونی (EFIS) ارزیابی کرد که روسیه در تلاش است تا تواناییهای خود را نه تنها برای حمایت از تلاشهای جنگی روسیه در اوکراین، بلکه برای آمادهسازی برای یک جنگ احتمالی آینده با ناتو ایجاد کند. دراین گزارش اطلاعاتی اشاره شده است که سرعت تسلیح مجدد ارتش روسیه به مدت و نتیجه جنگ روسیه در اوکراین بستگی دارد. توقف جنگ در اوکراین بر اساس نظرات مسکو، به روسیه این امکان را می دهد که به طور دائم نیروهای بیشتری را در امتداد مرزهای کشورهای عضو ناتو همسایه روسیه مستقر کند. این گزارش تاکید کرده است که روسیه تا سال 2030 به طور متوسط سالانه یک میلیون یورو (حدود 1 میلیون دلار) به پروژه ملی "وسایل نقلیه هوایی بدون سرنشین" خود که در دسامبر 2023 تأسیس شد، اختصاص می دهد که هدف آن ایجاد 48 مرکز تحقیقاتی و تولید در سراسر روسیه، استانداردسازی تولید و توسعه پهپادها، ایجاد پایگاه داده الکترونیکی از متخصصان صنعت هواپیماهای بدون سرنشین روسیه است. مرحوم ژنرال کالاشنیکف تصور نمی کرد آفتامات کالاشنیکف روزی تبدیل به سامانه ضدهوایی بشود افزایش ارسال سامانه های بی سرنشین از سوی آلمان به اوکراین مقامات آلمانی اعلام کرده اند که 6000 فروند پهپاد کامیکازه HX-2 Karma به علاوه 4000 پهپاد HF-1 که در حال حاضر با همکاری اوکراین عرضه می شوند، به ارتش این کشور عرضه خواهد شد . علاوه بر این، مقامات مذکور از تکمیل اولین کارخانه در جنوب آلمان خبر دادند که در حال حاضر 1000 فروندHX-2 در ماه تولید می کند. این شرکت همچنین قصد دارد ظرفیت تولید خود را با ساخت کارخانه در سایر کشورهای اروپایی گسترش دهد. https://aparat.com/v/zhe3j8a https://aparat.com/v/jaan64l 6- ارتش اوکراین همچنان به هدف قرار دادن زیرساختهای انرژی و نظامی روسیه به عنوان بخشی از کارزار حمله مداوم علیه شرکتهای صنعتی دفاعی روسیه ادامه میدهد. دوسال پیش در همین تاپیک هشدار داده شد که تغییر آموزه نظامی از شرقی به غربی یا بالعکس حداقل یک نسل ( 30 سال ) طول می کشد در حالی که یک عده ای تصور می کردند ارتش اوکراین با تحویل استرایکر و آبرامز و برادلی و ... ظرف شش ماه سیستم نظامی اش تغییر می کند و تا مسکو پیشروی خواهد کرد ، اکنون ... بین اوکراین و ناتو برسر استفاده از تاکتیک های روسی در جنگ با مسکو اختلاف افتاده !!! غربی ها معتقدند که کاربرد تاکتیک های روسی تنها اتلاف منابع گرانقیمت اهدایی به اوکراین است کاربرد خودروهای استتار شده غیرنظامی برای جابه جایی نفرات - ارتش روسیه -فوریه2025 https://aparat.com/v/ogsehsg 7- ارتش روسیه همچنان در محورهای بورووا و سیورسک در حال پیشروی است . اوکراین / لیمان 13 فوریه 2025 روسیه/ کورسک 13 فوریه 2025 اوکراین / آندریووکا 14 فوریه 2025 جنگ در اوکراین – چهاردهم فوریه 2025 1- زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین و جی دی ونس، معاون رئیسجمهور ایالات متحده در 14 فوریه در حاشیه کنفرانس امنیتی مونیخ با یکدیگر دیدار کردند. منابع غربی حداقل دوسال هست که مدعی اند ذخیره سخت افزار زرهی روسها در حال اتمام بوده و ارتش روسیه دیگر تجهیزات زرهی کافی برای صحنه نبرد در اختیار ندارد با این حال ظاهرا روسها ضمن تغییر تاکتیک های رزمی ، تجهیزات آسیب دیده خود و اوکراینی ها را برای بازسازی و عملیاتی سازی مجدد از مناطق تصرف شدن جمع آوری می کنند این بی ام پی-2 آسیب دیپده اوکراینی در حال آماده سازی برای بازسازی مجدد یا استفاده از قطعات یدکی به نظر می رسد نصب توپ 30 میلی متری 2A42 روی کالسه توپ دی-44 / ارتش روسیه -فوریه 2025 https://aparat.com/v/uwhf025 2- زلنسکی، رئیس جمهور اوکراین هشدار داد که روسیه ممکن است در حال آماده شدن برای آغاز عملیات تهاجمی شدیدی در شمال اوکراین یا حمله به جناح شرقی ناتو در سال 2026 باشد. بخش اروپایی ناتو مدعی است که می تواند یک نیروی رزمی به استعداد 25 تا 30 هزار سرباز برای ایفای نقش حافظ صلح به اوکراین اعزام کند در این میان فرانسه با 10 هزار سرباز پیشگام است . نخست وزیر بریتانیا بریتانیا آماده ایفای نقش رهبری در تسریع کار بر روی تضمین های امنیتی برای اوکراین است. این شامل حمایت بیشتر از ارتش اوکراین است جایی که بریتانیا قبلاً تا سال 2030 سالانه 3 میلیارد پوند متعهد شده است کاربرد مهمات هدایت دقیق ام-712 کاپرهد توسط ارتش اوکراین- فوریه 2025 https://aparat.com/v/twp3855 3- ارتش اوکراین در محورهای کورسک و کوراخوف و ارتش روسیه نیز در محورهای کورسک و ووچانسک، لیمان، کوراخوف و پوکروفسک پیشروی های جدیدی را ثبت کرده اند. 4- یک منبع اوکراینی در 13 فوریه گزارش داد که نیروهای روسی شروع به استفاده از سامانه های شناسایی و سرکوب جنگ الکترونیک kop-2 کردند. این منبع مدعی شده که سامانه مذکورمی تواند پهپادهایی را که در فرکانس های متعدد و با استفاده از آنتن های متعدد کار می کنند شناسایی و سرکوب کند که منشاء آن چین می باشد. اوکراین /ورمیوکا 16-15 فوریه 2025 اوکراین / کوپیانسک- سواتوو 16-15 فوریه 2025 روسیه / کورسک 16-15 فوریه 2025 اوکراین / آندریووکا 15-16 فوریه 2025 عملیات تانک اصلی میدان نبرد تی-72بی3 -فوریه 2025 https://aparat.com/v/jvf2e50 جنگ در اوکراین – پانزدهم فوریه 2025 1- شرکت های آمریکایی و اروپایی به کار خود برای توسعه مشترک پایگاه صنعتی دفاعی اوکراین (DIB) ادامه می دهند. شرکت دفاعی دولتی Ukroboronprom در 15 فوریه یک قرارداد سرمایه گذاری مشترک با شرکت دفاعی فرانسوی Thales International SAS برای ایجاد فناوری پیشرفته و ارائه پشتیبانی عملیاتی در زمینه های دفاع هوایی، رادار، جنگ الکترونیک ، ارتباطات تاکتیکی، و سیستم های الکترواپتیکی امضا کرد. علاوه براین ، رستم عمروف وزیر دفاع اوکراین در 15 فوریه با روسای شرکت های دفاعی اروپایی KNDS France و KNDS Deutschland برای بحث در مورد نگهداری تجهیزات و تامین تسلیحات جدید، از جمله سیستم های توپخانه خودکششی، گفتگو نمود. همچنین در مورد امکان تولید مشترک مهمات توپخانه 155 میلی متری، تعمیر و نوسازی سامانه های پدافند هوایی اوکراین و توسعه سامانه های پهپادی و هوش مصنوعی (AI) گفتگو شده است. عمروف همچنین در 15 فوریه با هیئتی از شرکت بوئینگ برای بحث در مورد تولید مشترک هواپیماهای بدون سرنشین، مهمات و تسلیحات هوایی ملاقات کرد. 2- گفته می شود روند پیشرویهای ارتش روسیه در جنوب و جنوب غربی پوکروفسک در دو هفته گذشته کاهش یافته است، زیرا نشانههایی مبنی بر اینکه روسها ممکن است عملیات تهاجمی جدیدی را علیه کوستیانتینیوکا - جنوبیترین نقطه کمربند قلعه اوکراین در استان دونتسک - در بهار و تابستان 2025 را در اولویت قرار دهد، رصد شده است. 3- برخی میل بلاگرهای غربی مدعی اند که آهسته شدن پیشروی روسیه در جنوب پوکروفسک ممکن است به دلیل کاهش قابل توجه سازمان رزم واحدهای روسی خط مقدم و تشدید عملیات پهپادهای اوکراینی در این منطقه صورت گرفته باشد. نخستین مستندات از حضور خودروی زرهی پلگذار M60 AVLB تیپ پنجم زرهی اوکراین /زمستان 2024 تعداد دقیق نمونه های تحویلی مشخص نیست ولی گفته می شود حداقل 10 دستگاه باشد این خودروی زرهی ، پلی با درازی 18 متر می تواند ایجاد کند تا خودروهایی با حداکثر وزن 50 تن از روی آن عبور کنند 4- دسته دیگری از تحلیلگران نظامی معتقدند هستند که احتمالا روسها قصد دارند حملات به کوستیانتینیوکا در سال 2025 را در اولویت قرار داده و به همین علت ، نیروهای روسی که در جنوب پوکروفسک گروهبندی شدهاند، تقویت نمی شوند. هایند ارتش اوکراین با 25 کیل مارک شاهد ...!!!!! پهپاد مرلین- وی آر ارتش روسیه - فوریه 2025 https://aparat.com/v/ytf5826 5- ارتش اوکراین در محورهای پوکروفسک و ارتش روسیه در محورهای تورتسک و ولیکا نووسیلکا و کورسک پیشروی جدیدی را ثبت کرده اند. تا پایان ماه مارس، روسیه صدها هزار گلوله توپ 152 و 122 میلیمتری را از کره شمالی دریافت می کند. علاوه براین ، گفته می شود حداقل 600 تیر موشک بالستیک KN-25 با برد حدود 400 کیلومتر نیز تحویل مسکو خواهد شد 6- وزارت دفاع روسیه در 15 فوریه پهپاد تهاجمی و شناسایی از نوع هواپیمای "مولنیا-2" روسیه را رونمایی نمود و خاطرنشان کرد که این پهپاد برد پروازی 20 تا 35 کیلومتری و ظرفیت حمل مهمات آن در مقایسه با کوادکوپترها افزایش یافته است. نیویورک تایمز شرایط احتمالی صلح میان روسیه و اوکراین اوکراین اکنون وارد انزوا شده ، چرا که زلنسکی درخواست مذاکره در این هفته بین دستیاران ترامپ و همتایان روسی آنها در عربستان سعودی را رد کرده است. کشورهای اروپایی نیز ممکن است مستثنی شوند، علیرغم این واقعیت که کمک کلی آنها به اوکراین از زمان آغاز جنگ بیش از 140 میلیارد دلار بوده است. ترامپ گفت که "مطمئنا" در آینده نزدیک با پوتین در عربستان سعودی دیدار خواهد کرد. 1- اوکراین انتظار هر گونه تغییر در مرزهای خود را دارد. روسیه به نوبه خود ادعای بیش از 20 درصد از خاک اوکراین را دارد، و همچنین سایر مناطق اوکراین در چهار استان که به طور کامل تحت کنترل نیست، ولی همچنان نسبت به آن ادعاهایی مطرح می شود . مصالحه احتمالی میتواند منجر به توقف درگیری شود، جایی که روسیه کنترل سرزمینهای تصرف شده را حفظ میکند اما عملیات نظامی بیشتر را به حالت تعلیق در میآورد در حالی که اوکراین رسماً الحاق این مناطق را به رسمیت نخواهد شناخت 2- اوکراین عضویت در ناتو را کلید امنیت خود می داند، در حالی که روسیه آن را یک تهدید می داند. دولت ترامپ قبلاً به صراحت گفته است که انتظار دارد روسیه در این زمینه راه خود را طی کند. امتناع از باز کردن راه برای الحاق اوکراین به اتحادیه اروپا، به جای ناتو، ممکن است به عنوان یک مصالحه ارائه شود. 3- بدون عضویت در ناتو، زلنسکی استقرار 200000 نیروی خارجی در اوکراین را برای اطمینان از هر بروز درگیری جدید پیشنهاد کرده است. با این حال، تحلیلگران بر این باورند که ناتو قادر به اعزام چنین نیروی عظیمی نخواهد بود. کایر استارمر، نخست وزیر بریتانیا گفت که کشورش آماده اعزام نیروهای حافظ صلح است، اما تعداد دقیق آن مشخص نشده است. روسیه به نوبه خود خواهان تضمین هایی است که اوکراین پتانسیل نظامی خود را احیا نکرده و تلاشی برای بازگرداندن سرزمین های تصرف نخواهد کرد. 4- جنبه های کلیدی این معاهده عبارتند از تعیین خط مرزی، ایجاد یک منطقه حائل بین نیروها و مکانیسم هایی برای حفظ صلح . 5- پوتین اصرار دارد که جنگ او تنها در مورد اوکراین نیست، بلکه در مورد نیاز به تغییر ساختار امنیتی در اروپا نیز هست. روسیه میتواند خواستههایی را فراتر از منافع اوکراین مطرح کند، از جمله توقف گسترش ناتو و خروج نیروها از بخشهای خاصی از اروپا. متحدان آمریکا ممکن است استدلال کنند که چنین عقبنشینی ناتو خطر حمله روسیه به کشورهایی مانند لهستان و کشورهای بالتیک را کاهش میدهد. جنگ در اوکراین – شانزدهم فوریه 2025 1- مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده و سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه در 16 فوریه تماس تلفنی برقرار کردند تا "یک کانال ارتباطی" را برای گفتگوهای آینده در مورد جنگ در اوکراین باز کنند. دالان ضد پهپاد 2 کیلومتری بین باخموت و چاسیویار که توسط ارتش روسیه در حال اجرا بود سرانجام تکمیل شد ... (حدود دو هفته این کار طول کشید ) 2- کرملین رسماً ادعای خود مبنی بر عدم حاکمیت اوکراین را تکرار کرد و شرایطی را برای مسکو تعیین کرد که ادعا کند اوکراین هیچ جایگاهی برای مذاکره با روسیه ندارد یا اینکه هر توافقی که در آینده با اوکراین حاصل شود بی اعتبار است. تصاویر انهدام آبرامز هیچ وقت خسته کننده نمی شوند دسامبر 2024/ ژانویه 2025 3- گزارش های غربی حاکی از آن است که ایالات متحده قصد دارد تحریم ها علیه بلاروس را کاهش دهد. روسیه از بلاروس بهعنوان ابزاری برای ارتش خود علیه اوکراین و ناتو و مسیری حیاتی در طرحهای فرار از تحریم ها استفاده میکند. اداره اطلاعات ارتش اوکراین ارتش روسیه شلیک شاهدهای مجهز به پیشرانه جت را شدت بخشیده است شاهد-238 مجهز به موتور قدرتمند توربوجت طلوع-10/13 بوده و بدان سرعت 550 تا 600 کیلومتر در ساعت را می دهد در حالی که برد پروازی آن تا 2500 کیلومتر است. 4- طبق گزارش ها، فرماندهی نظامی روسیه عناصر بیشتری از ارتش تسلیحات ترکیبی هشتم منطقه نظامی جنوبی را در محور تورتسک و شرق پوکروفسک مستقر کرده است، که نشان می دهد که اعمال فشار بر کوستیانتینیوکا به نظر قطعی است. سوخت رسانی ارتش روسیه 17 فوریه 2025 5- ارتش اوکراین در محور تورتسک و ارتش روسیه در محورهای کورسک ، کوپیانسک، سیورسک و کوراخوف همچنان در حال پیشروی است . اوکراین / ورمیوکا 17-18 فوریه 2025 روسیه/ کورسک 14 فوریه 2025 اوکراین / کوپیانسک - سواتوو 17-18 فوریه 2025 اوکراین / آندریووکا 17-18 فوریه 2025 حملات انبوه پهپادی اوکراین 17 فوریه 2025 جنگ در اوکراین – هفدهم فوریه 2025 1- کرملین بار دیگر بر خواسته های خود مبنی بر واگذاری اراضی اضافی در شرق و جنوب اوکراین به روسیه و انحلال ارتش اوکراین در آینده تاکید کرد و در عین حال به این پیام ادامه داد که کرملین تمایلی به دادن امتیازات ارضی خود در مذاکرات صلح آینده ندارد. خارج از بحث اوکراین ... خودتون بخونید ... نیازی به توضیح ندارد .. آدولف هیتلر در توییتر ، 56 هزار دنبال کننده دارد 2- لاوروف ، دخالت اروپا در مذاکرات صلح آینده را قاطعانه رد کردند و کشورهای اروپایی را به تجاوز به روسیه متهم نمود. احتمالا یک تیر فاب-500 عمل نکرده روسی ...!!!! 3- به نظر میرسد کرملین در حال احیای درخواستهای قبلی پوتین و عملیات اطلاعاتی با هدف مشروعیتزدایی از اوکراین و دولت آن در چشم کشورهای غربی است. صحنه جنگ تغییر کرده ... علاوه بر سلاح انفرادی ، سرافزار ، بدن افزار ، پاافزار بی سرنشین ها به جزء لاینفک پیاده نظام تبدیل شدند.. 4- ارتش اوکراین به حملات پهپادی علیه تاسیسات انرژی روسیه که ارتش روسیه را پشتیبانی می کنند، ادامه می دهد. تصویر جالبی هست از سامانه جنگ الکترونیک / اخلالگر روسی قابل نصب روی بدنه خودروها 5- ارتش روسیه همچنان در محورهای تورتسک، پوکروفسک، کوراخوف و ولیکا نووسیلکا در حال پیشروی است. پیش ماشه ( بولپاپ ) تُرک بی تی 12 6- نیروهای روسی برای اولین بار از پهپاد "کوکوشکا" کنترل شده با ماهواره استفاده کردند. میل بلاگرهای روسی ادعا کردند که عناصر هنگ 102 تفنگ موتوری روسیه (لشکر 150 تفنگدار موتوری، ارتش 8 ترکیبی، منطقه نظامی جنوبی) از یک هواپیمای بدون سرنشین کنترل شده ماهواره ای در نزدیکی داچن (غرب کوراخوف) استفاده کردند. این پهپاد 16 کیلومتر پرواز کرد ، سپس در یک تیر مهمات 4.5 کیلوگرمی را پرتاب نمود وبازگشت. میل بلاگرهای روسی ادعا کردند که این پهپاد می تواند محموله ای به وزن 35 کیلوگرم را حمل کند. اوکراین /تورتسک 19 فوریه 2025 جنگ در اوکراین – هجدهم و نوزدهم فوریه 2025 1- مقامات روسی و آمریکایی در عربستان سعودی برای گفتوگوهای دوجانبه درباره جنگ اوکراین در 18 فوریه ملاقات کردند، اما روسیه همچنان هیچ نشانهای مبنی بر آمادگی به منظور دادن هرگونه امتیاز معنیدار در مورد اوکراین نشان نمیدهد . ام-113 به غنمیت گرفته شده اوکراینی فوریه 2025 2- ارتش روسیه همچنان در محورهای بورووا، تورتسک و ولیکا نووسیلکا در حال پیشروی است. پی نوشت : منبع1 منبع2 منبع3 منبع4 منبع5 منبع6 منبع7
-
16 پسندیده شدهپهپاد شناسایی هیبریدی «بینا» با برد عملیاتی 40 کیلومتر پهپادهای شناسایی «قندیل 4 و 5» با برد 100 کیلومتر و مداومت پروازی 5 و 10 ساعت پهپاد عمودپرواز بمبافکن «اربعین» با برد 10 کیلومتر و حمل بمب 7کیلوگرمی پهپاد انتحاری «رعد2» با برد 20 کیلومتر و سر جنگی 5 کیلوگرم پهپاد انتحاری «رعد3» با برد 100 کیلومتر و سر جنگی 12 کیلوگرم پهپاد انتحاری «صاعقه» با برد 20 کیلومتر و سر جنگی یک کیلوگرم ریزپرنده رزمی «صابر» با قابلیت حمل انواع محمولههای ضد زره، ضد نفر و ضد استحکامات و برد عملیاتی 5 کیلومتر انبوه ریز پرنده های FPV شناسایی و انتحاری
-
15 پسندیده شدهبسم ا.. تجهیز پهپاد غزه به سامانه های اخلالگر ... پی نوشت : خوب بود که علاوه بر نمونه های مسلح ، نسخه های ویژه نظیر جنگ الکترونیک یا تصویر برداری راداری هم بکار گرفته شود
-
15 پسندیده شدهبسم ا.. پی نوشت : ظاهرا نصب پخش کننده های شراره روی بالگردها بیشتر شده ... در اینجا که روی هر دوفروند نصب هست ... ولی به نظر گیرنده مشخص کننده سمت تهدید که معمولا روی بخش فوقانی پیشرانه و زیر چرخانه اصلی نصب می شود هنوز قابل مشاهده نیست
-
15 پسندیده شدهبسم ا... چند نکته : 1- ظاهراً برای استقرار ، تعمیر و نگهداری بالگردها زیر عرشه اصلی پیش بینی صورت نگرفته ( حداقل در عکس ها چیزی مشاهده نشده ) بنابراین در ماموریتهای دوردست اعزام بالگرد بعید به نظرمی رسد.. 2- پهپاد قائم که به نوعی نسخه کوچکتر برنامه قاهر هست به نظر نمونه اصلی مد نظر عملیاتی نباید باشد ... 3- ظاهرا فقط پروازهای نشست و برخاست صورت گرفته و نمونه مسلحی از قائم دیده نشد ... ( حداقل یک تست با مهمات هدایت دقیق یاسین یا نسخه های مهمات هدایت شونده کوچکتر می شد ... ) 4- هوک درگیر شونده با کابل بریر روی قائم و مهاجر دیده شده ، احتمالا برای آزمایشات اولیه برای نمونه های سنگین تر باشد 5- با توجه به اینکه پهپاد قائم نمونه مقیاس کامل احتمالا نیست ، می شود شیوه مشاهده شده مهار آن روی عرشه را نادیده گرفت ولی در نسخه مقیاس کامل باید ایده بهتری برای این مساله پیش بینی کنند ( قلاب های استاندارد روی نقاط سخت سازی شده هواگرد ) 6- اگر اجازه می دادند که برنامه کامل می شد بعد رونمایی می کردند ، پسندیده تر بود ... رونمایی باید در بندر صورت می گرفت و برنامه به شکل رسمی صورت می گرفت .. ( رونمایی و بعد مراسم جدا شدن از بندر ) 7- هنوز وزارت دفاع ، ارتش و سپاه ، شیوه نامه استانداردی برای رونمایی ها ندارند ... این شیوه نامه آنقدر انعطاف پذیر باید تدوین بشود تا امکان اجرای آن ، متناسب با زمان و مکان وجود داشته باشد .. https://aparat.com/v/rlg0dh0 https://aparat.com/v/xff6t42
-
14 پسندیده شدهصیهونها دو شب پیش فرودگاه تدمر در استان حمص را بشدت بمباران کردن . حداقل 25 اصابت در این حمله ثبت شده است . منابع محلی از زخمی شدن 8 تن از مسلحین درا ین حمله خبر داده اند . بعد ازا ین حمله شایعاتی منتشر شده است مبنی بر تصمیم باند جولانی برای اجازه استقرار نظامیان ترکیه ایی در منطقه تدمر سوریه . فرودگاه تدمر با توجه به موقیعت واستحکامات آن روزگاری یکی از پایگاههای اصلی نیروهای روسی و مقاومت در سوریه بوده. بعد از سقوط دولت سوریه صیهونها از حمله به این فرودگاه خودداری می کردن . که یکی از دلایل ان حضور نیروهای روسی در داخل ان بوده و همچنین تمرکز بر حمله به فرودگاههای نزدیک به مرز با فلسطین اشغالی رسانه های صیهون دیروز از برگزاری نشست امنیتی کابینه صیهونها برای بررسی نفوذ و تحرکات ترکیه در سوریه خبر دادن انهدام یک سامانه پدافندی بوک یا پانتسیر رها شده انهدام یک هواگرد سوخو24 در این فرودگاه ====== ایجاد پایگاههای نظامی صیهونها در جنوب سوریه هدف قرار گرفتن دو توپ 122 م م دی 30 در درعا توسط صیهونها هدف قرار گرفتن محل استقرار افسران ارتش جولانی در حومه دمشق توسط صیهونها برای اولین بار در چهار ماه گذشته یک نفتکش روسی به ظرفیت 100 هزار بشکه محموله سوختی را در بندر بانیاس تخلیه کرد. این تخلیه بعد از تماس تلفنی پوتین با جولانی رخ داد. در دولت قبل عمده نفت سوریه از طریق ایران تامین میشد . دولت خودخوانده جدید سوریه اعلام کرده است این کشور 23 میلیارد دلار به ایران و روسیه بدهکار است انبوه ادوات زرهی لشگر سابق 25 نمر سوریه در حماه که بعد از چند ماه تقریبا بدون هیچ جابجایی نسبت به روز اول سقوط (یا بهتره بگیم فروش) این پادگان در پارکینگ ان انباشه شده اند یک پادگان زرهی دیگر احتمالا در حومه حمص (این حملات اکراد به ادوات زرهی ترکیه مربوط به تاریخ بهمن 1403 است که بدیل قطع سایت و ... الان بارگزاری میشه) شکار دو توپ خودکششی تی 155 ارتش ترکیه توسط کواد های اکراد آسیب دیدن تانک ام 48 ارتش ترکیه آسیب دیدن سامانه جنگال ارتش ترکیه ترکها چندین زرهپوش دیگر کادیلاک و کبری را به نیروهای همپیمان خود در شمال سوریه تحویل دادن
-
14 پسندیده شدهبسیج صنعتی شوروی در جنگ جهانی دوم: شاسی همه کاره تانک T-34 برای بزرگنمایی تصاویر بر روی آنها کلیک (لمس) کنید (تصاویر سیاه سفید رنگی شده اند) صنعت شوروی در حین جنگ جهانی دوم مثالی در خور از خدمتگیری تمامی امکانات یک کشور در خدمت جنگ است. صنایع غیر نظامی شوروی بطور گسترده در ساخت تسلیحات مختلف ورود کردند، هر چند این بسیج تنها به کارخانجات خلاصه نمیشد و دستگاه تبلیغات و سیستم حمل و نقل شوروی و ... نیز کمک شایانی به آن کردند. طبق اعلام منابع گوناگون، شوروی در طی جنگ جهانی دوم در مجموع توانست ۴۸۹,۹۰۰ عراده توپ و ۱۳۶,۸۰۰ فروند هواپیما و۱۰۲,۵۰۰ فروند تانک و دیگر تسلیحات خودکششی تولید کند. همچنین آنها تعداد ۹,۶۰۰ عراده توپ و ۱۸,۷۵۳ فروند هواپیما و ۱۱,۷۵۶ فروند تانک و توپ های خودکششی از آمریکا و بریتانیا دریافت کردند. در اینجا هم مانند مقاله بالا بخش زرهی را معیار قیاس قرار میدهیم. اتحاد جماهیر شوروی قبل از ورود به جنگ در تاریخ ۱ ژوئن ۱۹۴۱ دارای ۲۵,۴۸۱ فروند خودروی زرهی بود که اکثرا در همان سال های اول جنگ نابود شدند. و رقمی که در پاراگراف بالا آمده خود نشانه آستانه توانایی یک بسیج صنعتی در تولیدات جنگی در سال های بعد است آن هم در زمانی که بسیاری از کارخانجات این اتحادیه به ناچار کیلومتر ها جا به جا شدند و یک وقفه طولانی در تولید ایجاد گردید. در ادامه به مثالی از بخش تولیدات زرهی شوروی و مرتبط با پارگراف زیر از مقاله جنگ های طولانی و بسیج صنعتی پرداخته خواهد شد: شاسی همه کاره تانک T-34 تانک T-28 یک تانک روسی بود که قبل از جنگ در تعداد محدودی ساخته شد ولی این تانک راه را بر تولید تانک های دیگر و البته سرشناس جنگ جهانی دوم از جمله تانک T-34 باز کرد. بر روی شاسی تانک T-34 در ابتدا یک برجک با توپ ۷۶ میلی متری قرار گرفت و این تانک در مقابل اولین تانک های آلمانی وارد شده به خاک شوروی خوش درخشید تا اینکه با ورود تانک های جدید آلمانی همچون تایگر و پانزر۵، توپ این تانک از خود ضعف هایی از جمله در بحث نفوذ و سرعت بارگذاری و برد موثر نشان داد. در ابتدا این تانک به یک توپ ۷۶ میلیمتری با سرعت بالاتر دست یافت، و در نهایت با یک تفنگ ۸۵ میلیمتری در یک برجک بزرگتر ارتقا پیدا کرد. این ارتقا به نام T-34/85 نامیده شد که در سال ۱۹۴۵ وارد خدمت گردید و نقش موثری در ماه های پایانی جنگ داشت. تانک های بدون برجک و بقولی زره کوب های SU-85 و SU-100 همگی حاصل نصب توپ های سنگین تر بر روی شاسی T-34 بودند. زره کوب su-85 به توپ ۸۵ میلیمتری d-5 مجهز شد که بعد ها همین توپ بر روی T-34/85 نصب گردید و همین امر باعث شد که خط تولیدش زود بسته شود، و بعدها توپ ۱۰۰ میلیمتری D-10 بر روی شاسی T-34 نصب گردید و حاصل این ترکیب زره کوب SU-100 بود که در ماموریت های ضدتانک برتری آتش و زره بر تانک های آلمانی داشت. جالب اینجاست که این توپ هم در نهایت به تانک های T-54 و T-55 به ارث رسید که خود تاثیر عمیق بستر بودن تانکT-34 بر خانواده تانک های سری T روسی را نشان دهد. در نقش دیگر برای شاسی تانک T-34 یک هویتزر 122 میلی متری M-30 بر روی آن قرار گرفت تا حاصل توپ خودکششیSU-122 باشد. نکته اینجاست که یکی بودن شاسی و قطعات باعث تولید راحت و پر تعداد و کم هزینه در صنایع زرهی شوروی میشد. در حقیقت صنعت جنگی شوروی در ساخت شاسی این تانک ها از قطعات تجاری استفاده میکرد که سر هم کردن آن برای افراد مبتدی هم آسان بود و این باعث میشد تا صنایع مختلف و حتی نا مربوط هم بتوانند به کمک صنایع اصلی آمده و در تولید آن نقش داشته باشند یا حتی آن را بسازند. شاسی سبک این ظرفیت را ایجاد کرد تا از پیشران های شبه تجاری اصلاح شده در تانک استفاده کنند و صنایع کوچک و حتی کارگاه ها بتوانند بدون نیاز به جرثقیل ها و ابزارهای سنگین دیگر آن ها را بسازند و روی هم سوار کنند. چیزی که برای ادوات در کلاس سنگین تر امکان پذیر نبود و ناچارا نیاز به امکانات صنعتی گسترده برای تولیدات سنگین بود که این خود سبب کاهش تولید می گردید همان چیزی که در طرف مقابله آلمانی ها را رنج می برد. تفاوت دیدگاه سبب شد که برخی صنایع نامربوط در شوروی همچون تراکتور سازی ها تعداد تانک مشابهی با برخی از کارخانه های آلمان در دوران اوج این صنایع تولید تولید کنند. و در آخر هم شاسی این تانک و البته خود تانک T-34 به پر تیراژ ترین تانک جنگ تبدیل شود و سیل کمیت و کیفیت قابل تحمل آن توانست صنعت پیچیده رایش سوم را غرق کند. هر گونه برداشت از این مطلب با ذکر نام نویسنده و سایت بلامانع است منبع۱ منبع۲
