برترین های انجمن

  1. MR9

    MR9

    Forum Admins


    • امتیاز

      7,135

    • تعداد محتوا

      4,860


  2. aminor

    aminor

    VIP


    • امتیاز

      2,427

    • تعداد محتوا

      2,264


  3. worior

    worior

    Administrators


    • امتیاز

      1,869

    • تعداد محتوا

      7,983


  4. HRA

    HRA

    Editorial Board


    • امتیاز

      1,629

    • تعداد محتوا

      256



ارسال های محبوب

مشاهده بیشترین محتوای مورد پسند کاربران از سه شنبه, 5 تیر 1397 در همه مناطق

  1. 46 پسندیده شده
    ورودی نمایشگاه همراه با انواع موشکها رادارها و ادوات ذرهی دوستان عکس ها حجمشون بالاس چیزی حدود 3 مگ متاسفانه فکر میکردم از ذلفقار کامل عکس انداختم اما فقط قسمتی از تانک و بنر اون عکس انداختم ----------------- نمای ورودی اولین چیزی که به چشم میخوره موشک های زمین به زمین انواع رادار ها --- سامانه هشدار و فریب و اختلال موشک های ضد رادار تلاش رعد توپ های 74 و 40 م م دریایی بنر پروژه موج بنر خلیج فارس بنر سینا t72 بغل پشت جلو بنر ذلفقار عکس از خودش فکر میکردم گرفتم که نیست و نمای کلی از تمام تجهیزات سامانه تولید دودهای چند پارامتری تیربار کالیبر 50 شیش لول با نواخت بالا ---------------- ادامه پست جنگ الکترونیک تا چند دقیقه دیگر
  2. 41 پسندیده شده
    قسمت اخر امیدوارم مفید واقع شده باشه.. اسم ماهواره رو نمیدونم اما بنا بر توضیح مسئول اونجا در سال تیر 96 با ماهواره بر "سیمرغ" پرتاب و با موفقیت ماموریت خودش رو به پایان رسوند بنر سامانه یا زهرا 3 تجهیزات بخش عملیاتی خودرو بدونه سرنشین انواع مهمات دوربینهای حرارتی سامانه الکترواپتیکی مراقبتی سامانه دوربین های حرارتی سردشونده انواع سیستم های ارتباطی در باند hf,vhf,uhf اژدر ولفجر ماکت هاورکرافت ایرانی پیشرانه های برای هواپیما های بدونه سرنشین بنر سامانه های حیاتی خلبان و سامانه هیدرولیک هواگرد بنر طراحی حسگر فروصدا و نانو حسگرصوتی و پارسکم وغیره نانو مولد صوتی و تجهیزات عکس بالا میکروروبات سوسک پهپاد تاکتیکی مراقبتی شناسایی پهپاد شناسایی رزمی برد متوسط - 2 بمب در خود جای میدهدهمون مدل 60 درصد -rq170 قسمت زیرین پهپاد پهپاد مهاجر 6 موتور وانکل دورانی تک روتور ساخت داخل همراه با مشخصات مدل 1 به 1 پهپاد rq170 این مدل 4 بمب در خود جای میدهد شاهد 129
  3. 41 پسندیده شده
    بسم الله الرحمن الرحیم بخش دوم توجه داشته باشید همان طوری که در عنوان تاپیک مشاهده می کنید، تمامی مقادیری که در ادامه بدست خواهند آمد، مقادیر تخمینی هستند و ممکنه با واقعیت اختلاف داشته باشند خلاصه نتایج پست قبل (مقادیر برحسب پوند هستند): وزن خالی: 10099 وزن سوخت: 6713 وزن خلبان: 200 وزن tfo (سوخت و روغن غیرقابل استفاده): 43 فرضیات جدید: شرایط استاندارد سطح دریا (ارتفاع صفر تا 5000 فوت و دما 15 درجه سانتی گراد) مگر اینکه شرط دیگه ای ذکر شده باشه دو موتور جی 21-85 بدون پس سوز در نمونه نهایی بکارگیری شده باشه، بدیهیه که در صورت استفاده از موتور توربوفن، نتایج بهبود خواهند داشت. تسلیحات: فقط دو موشک ضدکشتی ظفر با وزن هر تیر 120 کیلوگرم، برد این موشک در نمونه هواپرتاب احتمالا به 35 کیلومتر خواهد رسید. در نتیجه وزن برخاست در این حالت به 17584 پوند خواهد رسید. با توجه به اینکه موتور موتور جی 21-85 بدون پس سوز، رانشی به میزان 3500 پوند-نیرو داره، نسبت رانش به وزن (در حالت ایستا) قاهر در این حالت 0.398 خواهد بود. در کنار این محاسبات، مقایسه کلی هم با اف117 خواهیم داشت. گرچه میدونم که مقایسه قاهر فعلی با اف117 با توجه به اختلاف کلاس وزنی که دارند، کار خیلی صحیحی نیست اما به هر حال بنده جنگنده مادون صوت دیگری رو نمیشناسم که بتوان اون رو با قاهر مقایسه کرد. نسبت منظری بال قاهر نسبت به دیگر جنگنده های مادون صوت بسیار کمتر هست (بجز اف117) و از طرفی با توجه به ورودی هوا، نباید انتظار داشت که قاهر مانورپذیری بالایی داشته باشه و زوایای حمله بالایی رو تجربه کنه. مهندس پروانه گفتند که توانستند تا 26 درجه، جریان ورودی هوا رو کنترل کنند. زاویه ذکر شده، حداکثر زاویه حمله لحظه ای هست و حداکثر زاویه حمله پایدار (در گردش های پایدار، sustained turn) مقدار کمتری رو خواهد داشت. گرچه با توجه به مکان ورودی هوا، تا همین زاویه حمله هم کار بزرگی رو انجام دادند. برای رعایت تناسب رانش به وزن، اف 117 باید وزن برخاست حدود 53000 پوند رو داشته باشه نتایج: سطح بال مرجع: 356 فوت مربع نسبت منظری بال: 1.98 بار بال: 50 پوند بر فوت مربع ضریب پسای بَرا-صفر: 0.00955 صعود: حداکثر نرخ صعود ممکن: 169.5 فوت بر ثانیه با شرایط مشابه، اف 117 حداکثر نرخ صعود 5555 فوت بر دقیقه و در نتیجه 92.6 فوت بر ثانیه خواهد داشت بررسی ممکن بودن کروز با سرعت 0.8 ماخ در ارتفاع 40000 فوت: نسبت رانش به وزن ایستا باید کمتر از 0.398 در بیاد. این مقدار 0.3799 بدست میاد، یعنی در صورت اینکه قاهر، سقف پرواز مطلقی در حدود 45000 فوت داشته باشه، بصورت تئوری قادر به پرواز در شرایط ذکر شده خواهد بود. بررسی ممکن بودن کروز با سرعت 0.85 ماخ در ارتفاع 40000 فوت: خب از حدود 0.8 ماخ به بالا، با توجه به اینکه نرخ ضخامت بال قاهر متغیر و بین 10 تا 7 درصد هست، وارد ناحیه افزایش ناگهانی پسای تراکم پذیری خواهد شد. محاسبه میزان افزایش پسا در این ناحیه به محاسبه نرم افزاری و تست تونل باد نیاز داره بنابراین ما در اینجا برای ساده سازی با یک فرض منطقی، افزایش پسای تراکم پذیری رو به مقدار 0.0005 درنظر گرفته، خواهیم داشت: نسبت رانش به وزن ایستا: 0.381 که کمتر از 0.398 هست که باز هم یعنی اینکه در صورت اینکه قاهر، سقف پرواز مطلقی در حدود 45000 فوت داشته باشه، بصورت تئوری قادر به پرواز در شرایط ذکر شده خواهد بود. کوچکترین افزایش سرعتی در این ناحیه پروازی، پسای تراکم پذیری رو به میزان بسیار بیشتری از 0.0005 افزایش خواهد داد. لذا بسیار بسیار بسیار بعید هست که قاهر با تسلیحات ذکر شده در ارتفاع 40000 فوتی بتونه سرعت بیشتری از 0.85 ماخ داشته باشه بررسی ممکن بودن کروز با سرعت 0.8 ماخ در سطح دریا: نسبت رانش به وزن ایستا 0.315 بدست میاد که شرط ما رو نقض نمیکنه. پس مشکلی نخواهد بود اف 117 با شرایط مشابه، حداکثر سرعت کالیبره شده kcas 545 داره. با تبدیل، رقم 0.825 ماخ بدست میاد فرود: طبق جدول 3-1 از کتاب طراحی هواپیمای راسکم 1: حداکثر ضریب لیفت فرود، محدوده ای بین 1.6 تا 2.6 رو برای تمام جنگنده ها داره. اگر ما بدترین شرایط، یعنی ضریب 1.6 رو برای فرود قاهر درنظر بگیریم: طول کل باند فرود (بر اساس تعریف far 25): فوت 1650 یا 503 متر طول حرکت روی باند پس از فرود: 868 فوت یا 265 متر تعریف باند فرود far 25: برخاست: طبق جدول 3-1 از کتاب طراحی هواپیمای راسکم 1، حداکثر ضریب لیفت برخاست، محدوده ای بین 1.4 تا 2.6 رو برای تمام جنگنده ها داره. بال هایی با نسبت منظری کم مثل بال قاهر، نسبت به بال هایی با نسبت منظری بالا، حداکثر ضریب لیفت کمتری رو خواهند داشت. پسگرایی بال هم هر چقدر بیشتر باشه این ضریب لیفت، کمتر خواهد شد. از طرفی قاهر دارای بدنه ی بَرازا (lifting body) هست. لذا حداکثر ضریب لیفت قاهر، مقدار بالایی نخواهد داشت و از طرف دیگه مقدار بسیار پایینی هم نمیشه براش درنظر گرفت علی ای حال: با ضریب لیفت برخاست 1.4: طول خیزش برخاست: 1957 فوت (596 متر) با ضریب لیفت برخاست 1.5: طول خیزش برخاست: 1825 فوت (556 متر) با ضریب لیفت برخاست 1.6: طول خیزش برخاست: 1710 فوت (521 متر) با ضریب لیفت برخاست 1.8: طول خیزش برخاست: 1517 فوت (462 متر) با ضریب لیفت برخاست 2.0: طول خیزش برخاست: 1364 فوت (415 متر) محاسبه حداکثر ضریب لیفت یک هواپیمای کامل بصورت نسبتا دقیق، کار بسیار دشواری هست، از طرفی قاهر دارای بدنه برازا هست و از طرف دیگه دارای بالی با پسگرایی یکنواخت نیست. لذا برای محاسبه تخمینی هم، در اینجا به محاسبات نرم افزاری نیاز هست اگر نظر بنده حقیر رو بخواهید، فعلا برای این نمونه از قاهر، ضریب لیفت برخاست 1.6، انتخاب منطقی هست و باید طول خیزش برخاست قاهر رو همون 1710 فوت درنظر بگیریم. گرچه باید صبر کنیم و ببینیم در نمونه نهایی از چه نوع فلپ هایی استفاده خواهد کرد. اگر طول فلپ ها بیشتر بشه و بجای فلپ های ساده، از فلپ های پیچیده تری مثل fowler یا single slotted استفاده بشه، حتی میشه ضریب لیفت رو تا 2.0 افزایش داد! اگر بخوایم قاهر رو از یک فرودگاه غیرنظامی به پرواز در بیاریم، طول کل باند برخاست (برخاست و عبور از مانعی به ارتفاع 35 فوت) حدود 2800 فوت خواهد شد. این مقدار برای اف 117، حدود 3.6 ناتیکال مایل یا 21870 فوت هست!!! مانور: با سرعت 0.8 ماخ در سطح دریا، قاهر قادر خواهد بود تا با حداکثر ضریب بار 2.455g ، گردش پایدار خودش رو انجام بده. این مقدار با رعایت تناسب برای اف 117، حداکثر 2.25g بدست میاد تصویر محاسبات: 1- 2- 3- دوستان اگر تمایل به دانستن نحوه محاسبات دارند، جلد 1 کتاب طراحی هواپیما راسکم رو مطالعه کنند با تشکر از جناب remo برای تهیه منوال اف 117 و چند جنگنده دیگه
  4. 41 پسندیده شده
    درود به دوست گرامی با توجه به نام گذاری فکور به عنوان موشک هوا به هوای میانبرد و ترجمه مخفف آمرام بد نیست که سر گذشت آمرام را بررسی کنیم. موشک آمرام به بیش از 36 کشور فروخته شد و هواگردی که بتواند آن را مغلوب بکند می تواند به برتری هوایی 36 کشور صدمه جدی بزند. پلتفرم فینیکس برای رفع نیاز نیروی هوایی آمریکا مورد توجه قرار نگرفت زیرا این پلتفرم به رادار AWG-9 بسیار وابسته بود و آمریکایی ها دنبال موشکی بودند که به همه هواپیماهای دیگر قابل اتصال باشد (در رونمایی فکور هم جمله مشابهی شنیدیم) . آمرام محصول مشترک صنایع هیوز و ریتیون یعنی سازندگان فینیکس و هاوک بود! روی کاغذ قرار بود بتواند 52 جی را تحمل بکند و نسل جدیدش هم در دوره اوباما به دلیل نبود بودجه تعطیل شد. پروژه آمرام به دلیل ناپایداری محصول و افزایش هزینه ها و قیمت تمام شده در سال 1984 متوقف شد و در سال 1985 به کوشش گاسپار واینبرگر (همان که گفت باید موجودیت ملت ایران را نابود بکنیم) دوباره احیا شد. تا سال 1984 ، 8 تیر موشک تست شده بود 5 تا توسط ریتیون و 3 تا توسط هیوز که نتایج نا امید کننده ای داشتند و کل پروژه هم دست کم 2 سال تاخیر داشت. توجه شما را به این نکته جلب می کنم که در دهه 60 زمانی که فینیکس ساخته می شد اصولا نرم افزار کمترین نقش را در کیفیت محصول داشت به مرور این نقش در دهه 80 به 20 درصد رسید و امروز این نقش بیش از 80 درصد است. وقتی که سخت افزار یک موشک معمولی می تواند دست کم 25 جی فشار را تحمل بکند، پس سخت افزار جنگنده فراصوت شانسی در مقابل سخت افزار یک موشک معمولی هم ندارد و اگر هم با شدت جی بالای 10 مانور بکند، احتمالا سرنشین های خود را می کشد. بنابراین اهداف فراصوت دارای قابلیت مانور فقط موشکهای بالستیک، کروزها و پهپادهای فراصوت را شامل می شوند فعلا نه جنگنده های سرنشین دار. ظاهرا قبل از انقلاب آمریکایی ها یک بار این کار را در شمال ایران انجام دادند تا کارایی موشک فینیکس را بر علیه میگ 25 برای ما تست بکنند. ایران در اساس تامکت را فقط برای دور کردن میگ های 25 و نیاز به طول کوتاه باند برای نشست و برخاست خریده بود و برای اینکه فینیکس بتواند با این پرنده درگیر بشود، تامکت باید پروفیل پروازی خیلی خاصی را بکار می گرفته که در مصاحبه با تیمسار گران قدر شهرام رستمی (از معدود افرادی که آموزش پرواز با آن پروفایل مخصوص مغلوب کردن میگ 25 را دیده بودند و هنوز در خدمت نیرو بودند) تا حدودی شرح داده شده است که البته کار ساده ای نبوده و در شکار میگ 25 که ایشان مطابق دستورالعمل آمریکایی ها انجام دادند بکارگیری این پروفیل پروازی در ارتفاع بالا باعث شد که افسر RIO صندلی عقب ایشان دردهای بسیار وحشتناکی را در ناحیه گوش متحمل بشود و صدمه ببیند. بسیار نیکو بود که ما همین کار را البته بدون اینکه خیلی ارتفاع بگیریم و خلبانهای نایاب را صدمه بزنیم، این بار در جنوب و وسط خلیج فارس انجام می دادیم تا پیام های خوبی داشته باشد. اما پرواز های فراصوت فرسودگی جنگنده را بشدت افزایش می دهد و در شرایط فعلی چندان معقول نیست. هر چند یک نوع پرتابه هدف فراصوت از قبل از انقلاب در نیرو موجود است اما تستهایی که روی فکور رسما اعلام شده با استفاده از پهپاد کرار بوده که با سرعت نزدیک به صوت پرواز می کند. که البته تستهای استانداردی هم هست. همانطور که در گزارش پروژه تحقیقاتی RS8A در تاریخ 1993 نوشته سرهنگ دوم John.R.Ward به نام Beyond "Integrated Weapon System Management" Acquisition in Transition آمده است. http://www.dtic.mil/get-tr-doc/pdf?AD=ADA276791 این گزارش که به مشکلات موشک آمرام و پدیده Missile-ghosting در نبود تفکر تجمیع مدیریت سامانه های مدیریت تسلیحات هواپیما پرداخته است. تجربه مشکلاتی که در اتصال این موشک پیشرفته به هواگردهای قدیمی (ایگل و فالکون و ...) پیش آمد (که تا نزدیکی کنسل شدن کل پروژه آمرام پیش رفت) منجر به ایجاد استاندارد MIL_STD_1760 گردید. در مورد استانداردهای سری MIL باید بگویم که بر خلاف استاندارد های سری IEEE و ISO که هدف اصلی آنها در انحصار گرفتن بازار با افزایش هزینه برای ورود رقبای جدید (که موقعیت شرکتهای متفق در استاندارد به خطر نیافتد) بوده و هدف فرعی بالا بردن کیفیت است، استانداردهای سری MIL همگی هدف اولیه افزایش حداقل کیفیت را دارند و ضامن منافع شرکت یا شرکتهای خاصی نیستند. تست های موشک آمرام روی اف-15 به عنوان اولین پلتفرم و اف-16 به عنوان دومین پلتفرم (اف-16 به دلیل missile ghosting و استفاده از یک واسط دیجیتال برای خوراندن فرامین نا همتراز دو طرف به یکدیگر و کندی ناشی از آن (چقدر این روش آشنا است) ) نا موفق بودند. تستهای عملیاتی موشک آمرام بر اساس الزاماتی که در طراحی مفهومی آن آمده بوده به این گونه بوده که باید 4 تیر موشک متوالی برای 4 هدف که با سرعت نزدیک به صوت پرواز می کنند پرتاب بشود سرعت خود شکاری هم باید زیر صوت باشد در حالیکه شرایط محیطی با ECM سنگین همراه باشد. به عبارت دیگر برای آمرام یک تست پرتاب 4 تیر تقریبا هم زمان برای 4 هدف در محیط جنگ الکترونیک شدید تعریف شد. این ECM سنگین توسط هواگردهای دیگری که در نزدیک میدان تیر پرواز می کرده اند باید تامین می شده است. در دوم آگوست 1989 یک فروند ایگل تحت هدایت خلبان تست کاپیتان بن جاپلین، 4 تیر موشک آمرام را بار کرد و از پایگاه فلوریدا به پرواز درآمد. تیر موشک اول توسط مانور پهپاد منحرف شد و 3 تیر دیگر هم دقیقا به همان جایی رفتند که رادار اف-15 به آنها می گفت که بروند ولی هر 3 تیر خطا رفتند زیرا رادار اف-15 نتوانست بین هدف واقعی و هدفهای تقلبی که ناشی از وجود ECM در محیط نبرد بودند هدف واقعی را تشخیص بدهد. خطا رفتن تیر اول را با یافتن یک باگ در نرم افزار رادار ایگل بر طرف کردند و برای حل مشکل ECM هم یک بهبود جدید برای همه رادارهای ایگل ارائه شد. در تست دوم (یک روز خوب در ماه مه 1990) که اگر ناموفق می بود کل پروژه با خطر کنسل شدن مواجه بود دو تا از پهپادها را هم به پاد ECM مجهز کردند تا شدت ECM را تشدید و متفاوت بکنند، این بار سه موشک به هدف برخورد مستقیم کرد و یکی از فاصله ای مرگبار نزدیک هدف عبور کرد. این بار نیز خلبان با سرعت 650 نات (حدود 0.9 سرعت صوت) در پرواز بود و پهپادها با سرعت نزدیک به صوت. کاپیتان جاپلین چند ثانیه بعد از پرتاب آخرین موشک، با یک مانور سنگین از منطقه عملیات خارج شد و موشک آمرام با اتکا به رادار فعال داخلی خودش و داده هایی که قبلا توسط رادار ایگل به آن داده شده بود با موفقیت به سمت هدف واقعی رفت. این موفقیت باعث شد که پروژه آمرام که در پیش بینی مسیر حرکت هدف از فیلتر کالمن استفاده می کند( https://calhoun.nps.edu/bitstream/handle/10945/41427/14Mar_Osborn_Adam.pdf?sequence=1&isAllowed=y )کنسل نشود. پروژه ای که از 1978 بر مبنای تجربه موشک فعال راداری AIM-7B که به دلیل مشکلاتی کنار گذاشته شده بود شروع شده بود و قرار بود دو برابر اسپارو قدرت رزمی و قیمتی نصف آن داشته باشد. نیروی هوایی بسیار خوش بینانه اعتقاد داشت با استفاده از آمرام قدرت نابودگری ایگل ها دو برابر و قدرت فالکون ها 6 برابر می شود. در میانه دهه 90 میلادی 40 تیر موشک آمرام در 12 ماموریت تست پرتاب شدند و نتایج و قابلیت اطمینانی فراتر از انتظار از خود نشان دادند. بهبود ها و استاندارد سازی های توسعه نرم افزار روی شکاری ها به جایگاهی رسید که موشکی که روی بلاک های مختلف اف-16 برای هماهنگ شدن بسیار پر مسئله بود در یک نبرد واقعی در ساعت 2220 به وقت محلی روز 27 دسامبر سال 1992 موفق شد یک فروند میگ 25 عراقی را منهدم بکند.
  5. 40 پسندیده شده
    مهمات هدایت دقیق SPICE ، محصولی از رافائل پیرو استفاده نیروی هوایی رژیم عبری از مهمات دورایستای Spice ، کارشناسان براساس اطلاعات موجود ، معتقدند که این مهمات هوشمند ، قابلیت ناوبری خودکار و به تبع آن ، انهدام اهداف مورد نظر در یک برد 60 کیلومتری را داراست . بنابرادعای شرکت سازنده ، Spice-1000 با توجه به اضافه شدن یک مجموعه بال ، به یک مهمات سُرشی هدایت دقیق تبدیل شده است که برد بیشتری را بدان میدهد . هر دو گونه تولید شده ازاین مهمات هدایت دقیق (Spice-2000 و Spice-1000 ) با انعطاف پذیری فوق العاده ای می تواند بر روی طیف گسترده ای از جتهای رزمی تک سرنشینه و دو سرنشینه مورد استفاده قرارگیرد ، بدون آنکه هواگردهای مورد نظر ، نیازی به اصلاح خاصی داشته باشند . این مهمات هدایت دقیق ، به شکل موفقیت آمیزی برروی جنگنده های اف-15 ، اف-16 و تورنادو مورد آزمایش قرارگرفته و تا کنون در دو نیرو ( اسراییل و یونان ) بصورت عملیاتی در حال خدمت است . در سال 2003 نیز ، نیروی هوایی یونان از قصد خود برای خرید حداقل 200 تیر از گونه Spice 1000 و 100 تیر از گونه Spice 2000 خبرداد . رافائل مدعی است که این مهمات جدید قابلیت شلیک در شرایط همه گونه آب و هوایی ( روز / شب ، آب و هوای نامطلوب ) را با استفاده از دو جستجوگر CCD / IIR و همچنین الگوریتم های پیشرفته تطبیق منظر ، را در اختیار کاربران خواهد گذاشت . به گفته مقامات این شرکت ، جستجوگر Spice در نزدیکترین فاصله ممکن ، هدف را شناسایی و آن را به شکل کاملا هوشمند با دیتای موجود در حافظه خود ، مطابقت داده و به همین دلیل ، خطای احتمالی ناشی از اخلال در GPS را تا حد ممکن ، کاهش دهد . فاز یکم حمله فاز دوم ، روانه سازی مهمات بدون ورود به رینگ آتشبار دفاع هوایی ( مربع سبز نقطه رها سازی مهمات ، مربع زرد ،جت حامل مهمات ) علاوه براین ، مسیر شلیک ( پرتاب) Spice با توجه به ماهیت هدف ، به گونه ای برنامه ریزی میشود که بهترین زاویه شیب با هدف وارد کردن حداکثر خسارت ، تعیین گردد . رافائل مدعی است که مهمات Spice می تواند بصورت کاملا مستقل ، نیمه خودکار و حتی بصورت دستی از طریق یک خط ارتباط داده ای امن بسوی هدف روانه گردد . در صورتی که کاربر بعلت بدی شرایط جوی و یا تراکم شدید اختلال مدافعان ، نتواند بخوبی هدف را شناسایی کند ، مهمات فوق الذکر بصورت خودکار بسمت هدف حرکت خواهد کرد . ضمن اینکه وجود حالت دستی برای این مهمات هوشمند ، این امکان را برای کاربر فراهم میکند تا مهمات مورد نظر رااز حداکثر برد خود ، به منظور کاهش ریسک برخورد با حلقه پدافند هوایی رها نماید . پی نوشت : به تصاویر رها سازی این مهمات دقت کنید ، سیالیت و انعطاف پذیری فوق العاده نیروی هوایی در وارد کردن ضربات دقیق ( به اصطلاح جراحی شده ) در اینجا بخوبی به نمایش گذاشته شده است صرفاً برای میلیتاری / مترجم MR9
  6. 37 پسندیده شده
    به اعتقاد برخی ناظران نظامی ، مجموع گزارشهای منتشر شده از سوی منابع مختلف نشان میدهد که نیروی هوایی ایران در سالهای اخیر ، با موفقیت قابل توجهی ، ظرفیت رزمی ناوگان جتهای رزمی اف-14 خود را گسترش و در کنار آن ، قابلیتهای جدیدی نظیر کاربرد پرنده های بدون سرنشین را بخود اضافه نموده است ، این درحالی است که برای آموزش خدمه هوایی ، تلاش های قابل توجهی برای بازسازی یا تولید جتهای دو سرنشینه نیز صورت گرفته است . نیروی هوایی ایران ، در دهه 70 میلادی ،سفارشی بی سابقه برای خرید 80 فروند جنگنده برتری هوایی اف-14 را به ایالات متحده ارائه داد ، تا جایی که کسب مجوز برای خرید این جت گرانقیمت و پیچیده که درزمان خود ، تقریبا" همتایی برای آن وجود نداشت ، خود به تلاشی قابل توجه تبدیل شد . بدین ترتیب نیروی هوایی ایران (IIAF) به تنها مشتری تامکت تبدیل شد ، در حالی که سایر همپیمانان ایالات متحده ، عمدتا" خرید جتهای سبکتر ، ارزان تر و کم توان تری نظیر اف-5 و اف-16 را در دستور کار خود قرار دادند . در حقیقت ، توانمندی های این ابررهگیر افسانه ای به اندازه ای پیشرفته بود که گونه صادارتی آن هرگز بصورت رسمی توسعه پیدا ننمود و جتهای سفارش داده شده از سوی تهران ، پس از انجام یکسری تغییرات بسیار کوچک ، با استتار ویژه نیروی هوایی ایران بصورت مشترک با خدمه ایرانی – آمریکایی ، به این نیرو تحویل داده شدند . پس از سرنگونی دودمان پهلوی در ایران و پیروزی انقلاب اسلامی ، به سال 1979 ، در صد عملیاتی بودن ناوگان تامکتهای نیروی هوایی ایران ، بدلایل مختلف نظیر کمبود قطعات و آغاز تحریم تسلیحاتی ایالات متحده ، بشدت کاهش پیدا نمود و این بدان معنی بود که پس از تهاجم غافلگیرانه عراق به خاک ایران ،تنها 10درصد از ناوگان 79 فروندی از این جتهای پیشرفته در اختیار نیروی هوایی قرار داشته باشد . اگر چه تامکت هشتادم سفارش داده شده ، هرگز تحویل ایران نشد ،اما درحالی که نیروی هوایی آمریکا برای اجرای ماموریتهای رهگیری ، همچنان از موشکهای کوتاهبرد AIM-9 و AIM-7 استفاده مینمود ، تامکتهای ایرانی برای جلوگیری از نفوذ جتهای عراقی ، تنها بر موشکهای دوربرد فینیکس و توپ متکی بودند که از یک نظر دوربردترین تسیلحات هوا به هوا با بردی نزدیک به 200 کیلومتر محسوب میشدند . براساس مستندات موجود ، فینیکس های ایرانی اغلب به شکل موفقیت آمیزی برضد جتهای نیروی هوایی عراق در بردهایی که در آن زمان بصورت استاندارد و برای اطمینان از انهدام هدف شلیک می شدند ( عموما" در 19 کیلومتری هدف ) مورد استفاده قرار می گرفتند . به گفته منابع نظامی ، تامکتهای نیروی هوایی ایران تنها 3 مورد تلفات را در طول جنگ در کارنامه خود به ثبت رساندند ( احتمالا دو فروند بدلیل نقص فنی و یکفروند با آتش میراژهای عراقی . "مترجم " ) ، اما درمقابل نیز مسئولیت ساقط شدن بیشتر از 160 فروند از جتهای نیروی هــوایی عراق را به نام خود سند زدند . از یک نظر ، مزیت اصلی تامکتهای نیروی هوایی ایران برای خنثی سازی توان رزمی رو به گسترش نیروی هوایی عراق بیشتر بروی توانایی هوا به هوای دوربرد آن اتکاء داشت ، تاجایی که مشهور است که حتی رصد امواج رادار AWG-9 تامکت از سوی گروه های مهاجم عراقی باعث میشد تا ماموریت های رزمی بلافاصله لغو گردد . اما نکته بسیار پراهمیتی که دراین میان وجود داشت ، محدود بودن توانایی نیروی هوایی ایران در تامین قطعات پرمصرف و حساس تامکت بود ، در حالی که این مساله برای ناوگان فانتوم ها و تایگرهای نیروی هوایی کمتر مصداق داشت و به دلیل پرشمار بودن تعداد آنها ، خدمه فنی بااستفاده از روش " کانابلایز کردن "( استفاده از قطعات جتهای زمینگیر برای عملیاتی نمودن جتهای فعال ) و یا مهندسی معکوس قطعات ، و یا خرید از بازارسیاه ، به هرترتیب ، تعداد جتهای عملیاتی را ثابت نگاه میداشتند ، اما این گزینه ها برای قطعات اف-14 که ایران تنها کاربر خارجی آن بود ، پیچیده تر محسوب میشد . علاوه براین ، کمبود رو به تزاید موشکهای فینیکس در پایان جنگ با عراق ، اهمیت حفظ تامکتهای نیروی هوایی را محدود تر نمود و برای یک دهه ، تنها درصد کمی از این ناوگان در حالت عملیاتی قرار داشت . اما به تازگی ، نیروی هوایی ایران با اتکاء بر فناوریهای جدیدتر ، نظیر فناوری چاپ سه بعدی ، به شکل موثرتری موفق شده تا قطعات حساس تامکت بویژه قطعاتی برای سازه اصلی و موشکهای فینیکس را در داخل تولید کند ، که به این ترتیب بستر لازم برای تولید بومی موشکی مشابه فینیکس که می توانست ناوگان تامکت را مجدد بحالت عملیاتی درآورد فراهم می آمد . به اعتقاد ناظران نظامی ، جتهای اف-14 نیروی هوایی ایران پس از جنگ ، درحدود 250 مورد تغییرات و ارتقاء را بخود دیده اند که این تغییرات ، بویژه در حوزه رادار ، نمایشگرهای کابین ، حوزه جنگ الکترونیک محسوس تر به نظر می رسد . بدین ترتیب ، ترکیبی از موشکهای باقی مانده فینیکس با موشکهای جدیدتر فکور-90 ، تامکتهای نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران ( IRIAF) را به کشنده ترین جت رزمی خاورمیانه تبدیل نموده است . از سویی دیگر ، نمی بایست اهمیت ارتقاء و عملیاتی شدن رو به رشد جتهای رزمی اف-14 نیروی هوایی ایران را نادیده انگاشت ، چرا که برای هر نیروی مهاجمی ، این مساله ، پیامدهای قابل توجهی را درپی دارد . بخش قابل توجهی ازاین ناوگان ، برای بیشتر از یک دهه ، از بهترین شرایط تعمیر و نگهداری برخوردار بودند ، حتی تعدادی از این هواپیماها بدلیل کمبود قطعات ، برای حداقل 5 سال یا کمتر ، بصورت ذخیره در پایگاه های نیروی هوایی نگهداری میشدند و با توجه به پیشرفتهای تشریح شده ، انتظار میرود که نیروی هوایی ایران ، حداقل 40 فروند از تامکت موجود در سازمان رزم خود را بحالت عملیاتی ، در اختیار داشته باشد . اگر تغییرات قیمتی دلار بعنوان مبنایی برای ارزیابی قرار گیرد ، امروز جنگنده –رهگیر اف-14 تامکت نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران ، رکورد قیمتی بیش از 150 میلیون دلار را به نام خود ثبت نموده که به احتمال زیاد اگر این جت ، امروز به ایران فروخته میشد ، قیمتی سرسام آور و گیج کننده ای داشت . این میزان ، تقریبا" دو برابر خرید یکفروند جت رزمی برتری هوایی سوخو-35 است که هم اکنون نیز ایرانی ها توانایی خرید آن را ( در صورت عدم وجود تحریم های تسلیحاتی ) نخواهند داشت . تامکتهای نهاجا ، به استثنای جت برتری هوایی اف-22 رپتور نیروی هوایی ایالات متحده ، امروز در شمار یکی ازگرانقیت ترین جتهای رزمی عملیاتی در دنیا قرار دارد و در نتیجه جنگجوی توانمندی در حوزه رزم هوایی در خاورمیانه بشمار می آید . به اعتقاد برخی ناظران نظامی ، تامکتهای نیروی هوایی ایران باتولید گسترده موشک هوابه هوای فکور-90 که احتمالا دقت بالای پدر بزرگوارش !!!! موشک دوربرد فینیکس را به ارث برده و همچنین سوخت جدید ترکیبی که آن نیز به احتمال زیاد با کمک روسها در خط تولید قرار گرفته ، به موشکی مسلح میشود که کمتر از 300 کیلومتر برد خواهد داشت که این برد کمی کمتر از همتای روس آن یعنی R-33 است . بدین ترتیب ، تامکتهای پارسی با در اختیار داشتن این مهمات بومی به شکل گسترده که بردی بیش از 4 برابر مهمات AIM-120B آمریکایی( با برد 75 کیلومتر ) و 3برابری از مهمات AIM-120C بعنوان سلاح اصلی زرادخانه دوربرد نیروی هوایی آمریکا و متحدانش دارد ، به خطری جدی تبدیل خواهد شد . در حقیقت ، در صورت وقوع یک جنگ منطقه ای ، تامکتهای نیروی هوایی ایران ، با خیالی آسوده قادرند تا جتهای مهاجم سعودی ( بویژه ناوگان ایگل ) را از درون فضای هوایی خودی با دقت بالایی مورد اصابت قرار دهند و حتی در یک شرایط ضروری ، با ورود به خاک عراق ، جتهای مهاجم عبری را رهگیری و قبل از هرگونه واکنش ، طومار آنها را در هم پیچیند . در مجموع ، تهدید ناشی از روند رشد رو به گسترش ظرفیت رزمی ناوگان تامکتهای نیروی هوایی ایران برضد توانمندی های هوایی ایالات متحده و متحدان منطقه ای آن ، بتدریج در حال افزایش است و این درکنار سایر مزیتهای سخت افزاری و نرم افزاری جمهوری اسلامی ، احتمال تهدید از سوی دشمن را تا حد قابل قبول کاهش خواهد داد . اما ماهیت پاسخ رقبای این کشور ، عمدتا" روی خرید جتهای پیشرفته تر اف-35 ، ارتقاء ناوگان ایگلها ، یا درخواست از ایالات متحده برای اعزام جتهای اف-22 به منطقه خاورمیانه محدود می گردد . پی نوشت : 1- با تشکر از استاد و برادر عزیز ، جناب EMP 2- منبع : https://militarywatchmagazine.com/article/70899 صرفاً برای میلیتاری / مترجم MR9
  7. 37 پسندیده شده
    بنر سوییچ 24 پورت و 12 پورت بنر و ماکت طرح موقعیت یابی و ناوبری زمین پایه ملی شبیه ساز سخت افزار و نرم افزار بیسم های vhf سلاح اختلال کننده پهپاد های دست پرتاب و انواع مولتی روتور نقشه کامل ایران به صورت پی ادف که تمام محدود های ممنوع پرواز و ارتفاع و..... رو مشخص میکنه سامانه کشف ,هشدار و شناسایی رادارهای دشمن سامانه مقابله با ریز پرنده ها سامانه مقابله با ارتباطات دشمن انواع باتری های صنعتی بنر توضیحات باتری باتری های صنعتی کمک ناوبری زمینی DME سامانه هدایت اتش بنر ماهواره رصد خود ماهوره بنر ساخت قطعات و مجموعه موتور های هوایی کمپرسور F14 بنر جلیغه ضد گلوله رویین 2 بنر انواع جلیغه های ساخته شده با مشخصات پهپائ عمود پرواز اوکتاروتور انواع مین پروژه مرصاد موتور موشک شهاب 3 موشک صیاد 2
  8. 37 پسندیده شده
    مدل سه بعدی موشک ماهواره بر سیمرغ تصاویر درست و بدرد بخوری از موتور مرحله ی دوم دردست نبود .. اما مرحله ی اول رو سعی کردم یکم دقیق تر مدل سازی کنم مدل سازی موشک با نرم افزار راینو متریال و رندر با نرم افزار key shot Simorgh missile 3d model
  9. 37 پسندیده شده
    درود به دوستان گرامی تحلیل گران داخلی نقص بزرگ مشتقات F-5 را ضعف موتور و ظرفیت کم حمل سوخت در عین مصرف بالا می دانند. منتقدین خارجی هم فقط نقش آموزش را برای آن در نظر گرفته اند و آن را تلاشی از سمت نیروی هوایی ایران برای فرار از مرگ می دانند. (به ویژه پس از عدم پذیرش تقاضای ایران در خرید 24 فروند یاک 130 توسط روسها) https://www.edrmagazine.eu/maks-2017 از نظر برخی از این تحلیلگران کاربری جنگنده کوثر چیزی در حد کایتها و گلایدرهایی که بین سالهای 1934 تا 1936 آلمانی ها از آنها برای آموزش خلبانهایشان استفاده می کردند هست. https://nationalinterest.org/blog/buzz/irans-air-force-dying-30017 اما یک فروند جنگنده مشتق از اف-5 تک سرنشین با اویونیک جدید می تواند با مجموعه ای از یک تیر موشک فکور، یک پاد جنگ الکترونیک و سامانه اپتیکی، سامانه فلیر و دیکوی ضد رادار، دو قبضه موشک فاطر و یک مخزن سوخت تجهیز بشود و به عنوان شکاری آلرت و اسکرامبل مورد استفاده قرار بگیرد. فرانسوی ها یک ضرب المثلی دارند که می گوید "اگر خواستی کسی را بشناسی از روی کفشش او را بشناس" در مورد هواپیمای جنگی هم شاید این موتور باشد که نقش کفش را بازی می کند. هر چند منابع غربی توان مالی ایران در ساخت و تولید موتور توربوجت ملی اوج به تعداد کافی را زیر سئوال می برند و موتورهای نمایش داده شده را بازیابی موتورهای کهنه می دانند اما اولین موتور انتخاب شده در ایران برای اقتباس و تولید مشابه یعنی J85 موتور پر افتخاری است. در ابتدا GE این موتور را به عنوان پیشران برای پهپادهایی که باید نقش دیکوی را برای B-52 ها بازی می کردند تا از موشکهای زمین به هوای روسی در امان باشند، توسعه داد. بعدها نورث روپ برای نصب روی F-5 و T-38 تالون از این موتور استفاده کرد. حتی امروز نیز نیروی هوایی آمریکا برای برخی کاربردها از این موتور استفاده می کند و قصد دارد آنها را تا 2040 در خدمت نگاه بدارد. آزمایشگاه سامانه های پیشرانه ناسا که در سال 2009 تخریب شد، تستهای وسیع و پر هزینه ای روی موتورهای F100، TF30، FY-401 و J85 انجام داده بود. https://www.nasa.gov/pdf/696956main_PursuitPower-ebook.pdf این موتورهای قدیمی دارای سامانه هیدرولیکی-مکانیکی و الکترومکانیکی کنترل سوخت بودند که مستقیم توسط خلبان کنترل می شد که نسبت به نسل اولیه موتورهای جت آلمانی تفاوت اصولی خاصی نداشت. با وجود چنین موتوری طبیعتا مداومت پروازی مشتقات اف-5 هم کم خواهد بود. موتورهای قدیمی دارای مشکلات زیر بودند: هزینه نگهداری بالا، مصرف سوخت زیاد، ارتعاش و صدای زیاد، آلایندگی بالا، نداشتن حفاظت در مقابل استفاده نادرست، نداشتن افزونگی در کنترل به هنگام بروز نقص فنی در سامانه کنترل، بروز استال در کمپرسور به دلیل تغییر ناگهانی در تراتل گاز موتور، راه اندازی موتورها تقریبا نیمه دستی بود، موتور و بقیه اویونیک یکپارچگی نداشت، سامانه تشخیص عیب خودکار و مانیتورینگ سلامت موتور و ارتعاشات وجود نداشت، ذهن خلبان درگیر پارامترهای زیادی از موتور بود به ویژه در تامکت، سامانه فاقد قابلیت تحمل خطا بود و سامانه های کنترل سوخت وزن زیادی داشتند. آمار سوانح نشان می داد که در اکثر موارد اشتباه خلبان و سرعت واکنش ناکافی خلبان در کنترل موتور های پیچیده باعث بروز خسارات جانی و مالی شده است به همین دلیل گرفتن کنترل موتور از خلبان توجیه عملیاتی یافت. از این رو در 1976 طی قرار دادی بین نیروی دریایی آمریکا و پرات اند ویتنی تصمیم گرفته شد که سامانه کنترل و مانیتورینگ خودکار برای موتورهای توربوفن به ویژه برای موتور TF30 که استالهای آن خلبانها را آزار می داد ایجاد گردد. http://proceedings.asmedigitalcollection.asme.org/data/Conferences/ASMEP/83880/V002T02A022-83-GT-234.pdf تنها حذف نیاز به تنظیم موتور برای 300 فروند تامکت سالیانه 1 میلیون دلار صرفه جویی در سوخت و 500 هزار دلار صرفه جویی در نفر ساعت به همراه داشت. در کنار سبک سازی سازه اف-5 با استفاد از مواد جدید و حذف پرچ ها با استفاده از جوش های پیشرفته لیزری و کاهش چند ده کیلویی وزن با جایگزینی سیستم تولید توان بر اساس ترانسفورمر هسته آهن با سیستم بر اساس ترانسفورمر هسته فریت و خنک سازی و چگالش هوای اطراف پایگاه های هوایی با گسترش استاندارد فضای سبز برای افزایش بازده موتورهای جت هنگام تیکاف، سامانه خودمختار کنترل دیجیتال یا FADEC می تواند پاسخی برای مشکل برد عملیاتی و مداومت پروازی مشتقات اف-5 با کاهش اساسی مصرف سوخت (به طور متوسط 15%) به ویژه در پرواز کروز باشد. همانطور که در صنعت خودرو با ظهور ECU ها مصرف سوخت و آلایندگی کاهش یافت و عمر کاری موتور بهبود داده شد و قابلیت تشخیص خطای خیلی بهتری برای موتور ها بدست آمد، در صنعت هوانوردی هم همینطور است و کم کم به سمت استفاده از Digital-electronic-control-unit رفتند. http://uupload.ir/files/vk2_fadec_fig1.png که FADEC نوعی از این سامانه کنترل دیجیتال است. ساخت سخت افزار یک سامانه FADEC کار چندان مشکلی نیست اما ساخت نرم افزار آن برای کشوری مثل آمریکا دست کم 6 سال به طول انجامید و نیازمند مهندسی الزامات دقیق و پیاده سازی توسط افراد با تجربه و خبره است. در شکل زیر یک سامانه FADEC برای موتور پیستونی را مشاهده می کنید. شرکتهای خودرویی اولین توسعه دهندگان این سامانه برای موتورهای پیستونی بودند. http://uupload.ir/files/4u7b_fadec_img_1035_1000_01.gif در شکل زیر یک سامانه FADEC برای موتور توربوفن ساخت BAE-systems را مشاهده می کنید http://uupload.ir/files/s04w_fadec-electron-boeing-777.jpg سامانه های کنترل خود مختار دیجیتال موتورهای جت مشکلاتی هم دارند که عبارتند از: از دست رفتن کنترل در صورت قطع شدن برق ژنراتور یا خالی کردن باتری(که کم سابقه هم نیست) از دست رفتن کارایی موتور و کاهش آن به حداقلی که فقط برای فرود ایمن کافی باشد در صورت بروز اشکال برای سامانه های الکترونیک به نحوی که خلبان دیگر هیچگونه امکان دستی برای دوباره روشن کردن موتور، کم و زیاد کردن قدرت خروجی موتور و ... نخواهد داشت. در صورت بیرون زدن عیب طراحی، افزونگی دوگانه FADEC کمکی نخواهد کرد در حالیکه این افزونگی در صورت بروز خطای اتفاقی نقطه ای بر روی یکی از سامانه های FADEC کاملا قابلیت تحمل دارد و اصولا FADEC برای چنین وضعیتی طراحی شده است بنابراین اجرای آنالیز مدار در بدترین شرایط ممکن و مقادیر تلرانس قطعات و خطای مونتاژ و ... باید حتما در عمیق ترین شکل ممکن انجام بشود. Sneak-Circuit-Analysis هم باید انجام بشود. در مقایسه با سیستمهای هیدرومکانیکی، آنالوگ یا دستی، FADEC پیچیدگی بیشتری دارد. پیچیدگی هم برابر است با باگ. به دلیل پیچیدگی، هزینه-زمان توسعه و اعتبار سنجی بیشتری دارند. در لحظات بحرانی و حساس مثلا برخورد قریب الوقوع با زمین، FADEC از وارد کردن فشار خارج از ماکزیمم نامی به موتور توسط خلبان جلوگیری می کند که می تواند برعکس عمل کرده و به جای حفاظت از موتور باعث نابودی کامل موتور و خلبان و کل هواپیما گردد. علی رغم تلاشهایی که روی موتور TF30 شد اولین جنگنده ای که رسما از تکنولوژی FADEC استفاده کرد یک فروند شکاری اف-15 در 1981 بود. مرکز تحقیقات پرواز Dryden وابسته به ناسا که اولین جایی بود که توانست سامانه هدایت هیدرولیک را حذف کند و یک هواپیما را با روش پرواز با سیم به پرواز درآورد، یک فروند شکاری F-15A را تصاحب کرد و روی موتور F100 آن با موفقیت سامانه FADEC خود را نصب نمود و تست های پروازی را انجام داد. موفقیت این پروژه بود که باعث شد نیروی هوایی ارتش آمریکا برای همه شکاری های خود این سامانه را سفارش بدهد. استفاده از FADEC ها در موتورهای توربوفن روسی هم باب شده است به طوری که نسلهایی از RD-33 و نسلهایی از AL-31 به FADEC تجهیز شده اند. ساختار FADEC: http://uupload.ir/files/qzs9_fadec.png وظیفه این سامانه به صورت خلاصه عبارت است از: کنترل هوای ورودی به کمپرسور (که برای پرنده ای مثل قاهر ضروری به نظر می رسد)، کنترل سامانه سوخت در همه حالتها به ویژه پس سوز،کنترل ارتعاشات، کنترل قدرت خروجی موتور، کنترل فرایند استارت و جرقه زنی، کنترل روانکاری و ... . ورودی سامانه FADEC از هواپیما: دمای محیط، ارتفاع، سرعت بر حسب ماخ، زاویه حمله، فشار ضربه، وضعیت ارابه فرود، سیگنالهای مربوط به پرتاب موشک و راکت و ... . ورودی سامانه FADEC از موتور هواپیما: وضعیت اهرم تراتل، دور موتور در دقیقه، دمای گاز خروجی توربین، مساحت نازل خروجی، وضعیت فلاپهای داکت فن، دمای یاتاقان، ارتعاش موتور، فشارهای مختلف درون موتور و ... . بکارگیری سامانه FADEC در تمام موتورهای جدید و این حقیقت که برای هر موتور یک سامانه جداگانه توسعه داده شده است که هزینه های بسیار لجستیکی و تحقیق و توسعه در بر دارد باعث شد که دکتر علیرضا ر بهبهانی به عنوان متخصص نیروی هوایی ارتش آمریکا پروژه های تحقیقاتی در این زمینه انجام داده و گزارشاتی به چاپ برساند. ایشان پیشنهاد یک پلتفرم هوشمند ژنریک برای بکارگیری در طیف وسیعی از هواگردها را داده است. برخی مقالات ایشان: https://pdfs.semanticscholar.org/presentation/38fe/56dfa1e4fbb6744eead224c545687cea144c.pdf https://pdfs.semanticscholar.org/f3f9/821170be0c5ba1db0531f5d423b940508f5f.pdf http://www.dtic.mil/dtic/tr/fulltext/u2/a478472.pdf هر چند مطابق آنچه در کتاب پروفسور سعید فرخی استاد دانشکده هوا فضای دانشگاه کانزاس آمده http://libgen.io/book/index.php?md5=D80A0BE074683D4288B37A29E898FA00 سامانه هایی اینچنین باعث کاهش مصرف سوخت به میزان 12 تا 20 درصد، افزایش توان موتور هنگام تیکاف به میزان تقریبی 5%، پرواز نرم تر با ارتعاش و صدای کمتر، راحتی استفاده (نیاز به تنها یک اهرم تراتل دارد) و ریستارت ساده موتور حین پرواز و قادر به استارت داغ موتور روی زمین است اما تجربه به کارگیری ECU های ناپایدار اوکراینی در موتور هواپیمای ایران-140 برای ما تجربه ایمنی نبود. ساخت سامانه کنترل الکترونیک در ایران زمانی شروع شد که به یکباره شرکتهای اروپایی از دادن ECU موتور با استاندارد یورو 2 به ایران با هدف فلج کردن کشور خود داری کردند که در زمان کوتاهی دست کم 3 شرکت فعال در صنعت خودرو اقدام به نمونه سازی سخت افزار با استانداردهای اروپایی نموده و کم کم با صرف هزینه-زمان زیاد و مرارت فراوان اقدام به بدست آوردن دانش فنی نرم افزار کنترل موتور خودروهای موجود کردند و از فلج شدن صنعت خودرو جلوگیری گردید. (بعد از برجام اروپایی های دوباره به بازار باز گشته متعجب از ECU های ساخت داخل نمونه پیشرفته تری از ECU را به بازار داخلی عرضه کردند با قیمتی پایین تر تا اینکه دوباره رفتند) تلاش بر روی توسعه سامانه های کنترل موتور دیجیتال همچنان برای رسیدن به کیفیت های بالاتر ادامه دارد و بستر بسیار خوبی است برای انتقال فناوری به سازنده موتور اوج تا موتور مربوط به قرن گذشته با فناوری روز بهبود داده شود. بسیاری از کشورها قادر به ساخت سخت افزار موتور در صنعت خودرو هستند اما آنچه که یک موتور را به استاندارد یورو 5 یا 6 می رساند در واقع نرم افزار انحصاری پیشرفته درون سامانه کنترل و سامانه پالایشگاه دود است که گلوگاه خودرو محسوب شده و معدودی از کشورها قادر به ساخت آن با کیفیت مناسب هستند. به همین ترتیب ساخت سامانه FADEC برای موتورهای جت کاری ساده نیست و نیازمند سرمایه گذاری مناسب است اما نیاز به شروع از صفر نیست و سابقه خوبی در کشور وجود دارد.
  10. 37 پسندیده شده
    درود به دوستان گرامی در مورد مدار داخلی رادار حرفی نمی توان زد چون ما اطلاعاتی از آن دریافت نکرده ایم و فقط این را می گویم که توان یک رادار بیشتر مرتبط با نرم افزاری است که روی آن اجرا می شود و فیلترهای دیجیتالی است که روی تراشه های FPGAآن پیاده شده است نه اندازه آن و اینکه این رادار کپی چه مدلی است از نظر شکلی. اما در مورد سیستمهای الکترونیکی این هواپیما که در این تصویر و یک تصویر دیگر دیده می شود می توان حرفهایی زد. نکته کلی در مورد هواپیما ها این است که همه مدارها و سیم بندی ها باید برای برخورد صاعقه با هواپیما رویشان فکر شده باشد. استاندارد فرض می کند که در چنین حالتی 5000 آمپر قرار است از بدنه هواگرد عبور بکند و در چنین حالتی ماکزیمم اختلاف پتانسیلی که مجاز است به ورودی مدارها برسد 85 ولت است و همه ورودی ها و خروجی ها باید برای این ولتاژ حفاظت شده باشند حداقل. در تصویر زیر شما ظاهرا کارتهای باس داده مالتی پلکس فرمان/پاسخ دیجیتال تقسیم زمانی MIL_STD_1553B را دارید مشاهده می کنید بعلاوه کامپیوتر پرواز. از آنجایی که اتصال نقطه به نقطه تجهیزات درون یک خودرو/هواپیما نیازمند حجم عظیمی از دسته سیم بود که علاوه بر گرانی و وزن زیاد و مشکلاتی که برای تعمیر و نگهداری تحمیل می کرد تشعشع نا خواسته ناقض استاندارد MIL_STD_461 و نفوذ پذیری غیر قابل قبولی را هم به هواگرد در مقابل برخورد صاعقه و در معرض تشعشع رادارها قرار گرفتن و ... تحمیل می کرد انجمن الکترونیک خودرو (Automotive) آمریکا SAE برای صنایع هوایی در سال 1968 اقدام به توسعه یک گذرگاه سریال استاندارد داده مالتی پلکس کرد. در حالیکه برای خود خودرو استاندارد آلمانی CAN (شرکت رابرت بوش) و نسلهای بعد از آن توسعه داده شد. همانطوری که قبلا در پستی در مورد اویونیک نوشته بودم اینجا نیز صنعت خودرو است که صنعت اویونیک را جلو برده است برعکس آن هم وجود داشته. باس داده 1553 یک باس داده با افزونگی دوگانه و کودینگ منجستر 2 است که قابلیت اطمینان بالایی در انتقال داده دارد. از نظر نحوه کارکرد این باس شباهت زیادی به باس CAN دارد و رفتاری شبهه آسنکرون مانند آن دارد که همه فرامین به صورت متمرکز از کنترلر باس صادر می شود و نود های روی باس بگوش هستند تا فرامین صادر شده را اجرا بکنند و یا پاسخ بدهند. استفاده از این باس از 1978 با نصب بر روی اف-16 و بالگردهای آپاچی شروع شد و امروز یک باس استاندارد بین المللی برای شبکه کردن سامانه های اویونیک است. به دلیل سرعت یک مگابیت در ثانیه و خطای ارسال پیام اشتباه به میزان یک word در 10 میلیون word ارسالی(در معماری با افزونگی دوگانه)، این باس در زیر دریایی ها، تانکها، پهپادهای هدف، موشکها، خودروهای نظامی، شاتل های فضایی و ... استفاده شده است. صنعت دفاعی ایران هم مانند بقیه سالها است که از این باس استفاده می کند. در واقع عنصر اصلی که می تواند باعث پیاده سازی موفق معماری استاندارد MIL_STD_1760 باشد همین باس 1553 و انعطاف پذیری های آن است. https://www.aim-online.com/wp-content/uploads/2017/06/OVW1553.pdf در شکل زیر که بردها واضح تر دیده می شوند برد بالایی از راست به نظر یک کارت rack mount منبع تغذیه سوئیچینگ است که توان زیاد مورد نیاز کارتهای دیگر در rack را تامین می کند و ظاهرا از خازنهایی شبیه خازنها نظامی through hole خانواده sprague برای فیلتر ورودی و خروجی استفاده کرده است. لبه های گارد با پوشش متالیک هم برای اتصال به بدنه rack و خنک سازی سیستم و حفاظتهای EMC مورد نیاز در استاندارد MIL_STD_461 بکار گرفته شده است. خود ماژول تغذیه سوئیچینگ هم قبلا در کشور به اشکال مختلف تولید شده ولی این ماژول ممکن است از بازار خریداری شده باشد. کارت آبی رنگ سمت چپ بالا هم قاعدتا متعلق به یکی از نودهایی است که نیاز به استفاده از یک میکروکنترلر دارد. کارت سمت چپ پایین هم مشابه کارت بالایی خود است و تراشه های حافظه بیرونی تراشه اصلی به خوبی مشخص هستند در حالیکه تراشه اصلی بسیار نزدیک به یک استندفلزی است که می تواند برای پاس کردن دست کم استانداردهای الکترو استاتیک مشکلات جدی ایجاد بکند. کارت اصلی که دارای گارد رینگ طلایی است هم به نظر پردازنده اصلی می آید که حافظه های بیرونی آن به همراه بسیاری دیگر از قطعات مونتاژ نشده است. در کل کارتها مشخص است که کار مجموعه های مختلف در زمانهای دور و مختلف است و سطح پیاده سازی آنها پایین تر از متوسط کارهایی است که در صنایع دفاع و شرکتهای خصوصی داخلی انجام می شود. برای مثال جا پیچ ها در برخی نقاط به تراشه های حساس بسیار نزدیک هستند و یا برخی قطعات به لبه برد بسیار نزدیک هستند. برای یک کارت اویونیک / خودرویی نزدیک بودن به جا پیچ یعنی انتقال تنش به پایه های حساس تراشه که می تواند باعث جدا شدن آنها از کارت بشود و منجر به فاجعه بشود. همچنین در یک کارت اویونیک سطح بالا وجود حفره و جای کانکتور اضافی و تراشه مونتاژ نشده و .... بسیار عجیب و منفی است و این هرگز قابل قبول نیست که برای یک کاربرد خودرویی یا اویونیک یک کارت بسازیم که برای چند کاربرد مختلف با تغییر مونتاژ قطعات بتوانیم از آن بهره ببریم. چنین کارتی بعید است که بتواند استاندارد های EMC را پاس بکند. دو جای اسیلاتور/کریستال دیده اند که یکی مونتاژ شده است. مشخص است که کارتهای به نمایش درآمده کارتهای نهایی نیست و مربوط به مراحل توسعه است. برای تراشه طلایی رنگ کارت اصلی هیچ خازن bypass مشاهده نمی شود که البته به خودی خود به معنی کیفیت بد نیست و این احتمال وجود دارد که خازن های های bypass به دلیل اطمینان پایین در کاربرد اویونیک حذف شده باشند و از یک یا چند جفت ساندوئیچ دو لایه پاور/گراند در لایه های میانی مدار چاپی برای ایجاد اثر خازنی با پاسخ فرکانسی بسیار عالی استفاده شده باشد که روش گرانی است اما نه برای کاربردهای اویونیک. در شکل زیر هم FDR به نمایش درآمده (جعبه نارنجی) که صنایع دفاع سالها پیش نمونه های بی نظیری از آن را ساخته و روی شکاریها و بالگردها نصب کرده است که ویژگی های منحصر بفردی نسبت به نمونه های خارجی دارد. البته این FDR هم مانند همه FDR ها باید بتواند شتاب لحظه ای 6400 جی و دمای 1100 درجه سانتیگراد را به مدت یک ساعت و عبور صاعقه را تحمل بکند و حافظه های آن از دست نرود. قانون کلی تجارت اروپایی ها این هست که اگر شما یک محصول مشابه نداشته باشید خارجی ها نمونه هم سطح آن را به شما نمی فروشند. اما اگر خودت ساختی خارجی ها یک درجه بالاترش را به شما می فروشند با قیمت ناچیز تا ساخت داخل شما تعطیل شود.
  11. 36 پسندیده شده
    بسمه تعالی مشخصات تخمینی قاهر خب به کمک اندازه گیری هایی که جالب اسکای هاوک در اختیار بنده گذاشتن و تصاویر موجود، محاسباتی رو درمورد مشخصات قاهر انجام دادم. با توجه به تصویر زیر فشار تایر ارابه فرود جلوی قاهر 50 پی اس آی ذکر شده تصاویر زیر ابعاد مساحتی رو که یکی از تایرهای ارابه فرود جلو در تماس با زمین ایجاد میکنه نشون میدن مساحت این سطح 22.8 اینچ مربع بدست میاد. با ضرب این مقدار در فشار تایر، وزنی که به روی این تایر اعمال شده 1140.3 پوند و در نتیجه وزن روی ارابه فرود جلو (دارای دو تایر) 2280.6 پوند بدست میاد. در تعیین مکان ارابه فرود اصلی طبق یک قاعده بنام شاخص نوک-بالای طولی، از ارابه فرود اصلی (عقب) خطی رو عمود میکنن و 15 درجه به سمت جلو برده و نقطه موردنظر رو ثبت میکنن (شکل زیر). در چیدمان های مختلف (نحوه نصب تسلیحات، میزان سوخت، نحوه نشستن مسافران در مسافربری ها و...)، هواپیما مرکز ثقل های مختلفی رو تجربه میکنه. نقطه ی مورد نظری که در بالا در مورد شاخص نوک-بالای طولی ذکر شد، باید پشت عقبی ترین مرکز ثقل باشه. لذا با توجه به اندازه گیری زیر ما فرض میکنیم که مرکز ثقل عقبی قاهر در مکانی به فاصله ی 7.2 متر از نوک (بدون درنظر گرفتن لوله پیتوت) قرار داره (محض اطمینان 0.017 متر رو هم درنظر نگرفتیم). اگر بخوام خلاصه کنم، با در نظر گرفتن بازوهای گشتاوری ارابه های فرود (طول اونها در شکل بالا نشون داده شده)، به روی هریک از ارابه های فرود اصلی وزنی به مقدار 8065 پوند اعمال میشه که یعنی این نمونه ی آزمایشی قاهر دارای وزنی به مقدار 8065+8065+2280=18410 پوند یا 8350 کیلوگرمه. این نمونه از قاهر فقط برای تست پروازی ساخته شده و در نتیجه دهلیز داخلی رو براش درنظر نگرفتن: پس وزن این نمونه به وزن خالی، وزن سوخت، وزن خلبان و وزن tfo(سوخت و روغن غیرقابل استفاده) خلاصه میشه. اما نمونه ی رزمی قاهر با همین پیکربندی خواهد بود. به همین خاطر، وزن هایی که در ادامه بدست میاریم هم برای نمونه رزمی صدق میکنن. وزن برخاست این نمونه پروازی 8350 کیلوگرم بدست اومد. باید وزن سوخت رو بدست بیاریم شکل زیر، سطح منظری بال قاهر رو نشون میده فرض میکنیم که سوخت درونی قاهر فقط در بال ذخیره میشه و نوک افتاده ی بال ها رو هم درنظر نمیگیریم (برای جلوگیری از آتش سوزی بعد از برخورد صاعقه به هواپیما معمولا در نوک بال ها سوختی رو ذخیره نمیکنند) با استفاده از مشخصات ذکر شده در سطح منظری و معادله ی B-12 از کتاب Torenbeek , synthesis of subsonic airplane design، مشخصات زیر برای سوخت بدست میان: 3635 کیلوگرم، با حجم 181.68 فوت مکعب یا 5144.6 لیتر با کم کردن وزن سوخت، وزن خلبان و وزن tfo از وزن برخاست این نمونه، وزن خالی این نمونه و در نتیجه نمونه ی اصلی به اندازه ی 4581 کیلوگرم محاسبه میشه. به گفته ی سردار دهقان و چیزی که واضحه، قاهر یک هواپیمای کامپوزیتیه. باید وزن معادل فلزی قاهر رو بدست آورد تا بشه میزان تسلیحات داخلی و یا خارجی قاهر رو تخمین زد. اگر از ضریب 0.92 بین وزن کامپوزیتی و وزن فلزی استفاده کنیم ( این ضریب اصلا ایده آل نیست و میشد که 0.85 رو لحاظ کرد اما من میخوام که بدترین شرایط رو مدنظر قرار بدم)، وزن خالی معادل فلزی قاهر 4979 کیلوگرم بدست میاد. با مدنظر قرار دادن این وزن و با توجه به شکل 11-2 از کتاب طراحی هواپیمای جان راسکم (جلد 1): وزن برخاست با تسلیحات داخلی و بدون مخازن خارجی 22500 پوند یا 10206 کیلوگرم بدست میاد. در این حالت، تسلیحاتی رو که میشه در دهلیزهای داخلی قاهر حمل کرد، 1856 کیلوگرم وزن خواهند داشت. طبیعیه که با کم کردن از میزان سوخت میشه وزن تسلیحات رو افزایش داد. وزن برخاست با تسلیحات داخلی و خارجی (و یا مخازن خارجی) 29000 پوند یا 13154 کیلوگرم بدست میاد، به عبارت دیگه 4804 کیلوگرم تسلیحات داخلی وخارجی. از اونجایی که هنوز نوع موتور و مشخصات آیرودینامیکی قاهر در دسترس نیست لذا نمیشه با اطمینان درمورد توانایی قاهر در حمل این وزن از تسلیحات صحبت کرد. اما بصورت اسمی این قابلیت رو داره. 1856 کیلوگرم تسلیحات داخلی رو مدنظر قرار میدیم و کار رو ادامه میدیم. برای بدست آوردن تخمینی از برد، ساده ترین ماموریت رو فرض میکنیم: فرض میکنیم که قاهر با سوخت کامل در بال ها و با 1856 کیلوگرم تسلیحات داخلی و بدون مخازن سوخت خارجی از زمین بلند میشه، طی زمان 4 دقیقه با سرعت متوسط 350 kts تا ارتفاع 40000 فوتی اوج میگیره، با همین ارتفاع و با سرعت 0.9 ماخ سیر میکنه و در آخر فرود میاد. با توجه به این فرضیات: اگر قاهر از دو موتور j85-21 بدون پس سوز با مصرف سوخت ویژه ی 1 بهره مند باشه، بردی به مقدار 1935.6 ناتیکال مایل یا 3584 کیلومتر خواهد داشت. اگر قاهر از دو موتور Honeywell f124 با مصرف سوخت ویژه ی 0.78بهره مند باشه (این موتور فقط برای ایجاد شباهت با شرایط موتور توربوفن جی 90 ذکر شده)، بردی به مقدار 2481.6 ناتیکال مایل یا 4596 کیلومتر خواهد داشت. اگر قاهر از دو موتور rolls-royce turbomeca adour با مصرف سوخت ویژه ی 0.81بهره مند باشه (این موتور فقط برای ایجاد شباهت با شرایط موتور توربوفن جی 90 ذکر شده)، بردی به مقدار 2389.6 ناتیکال مایل یا 4425.5 کیلومتر خواهد داشت. یکبار دیگه میگم که مقادیر بالا برای برد فقط با فرضیات ماموریت ذکر شده (سوخت کامل در بال ها و با 1856 کیلوگرم تسلیحات داخلی و بدون...) همخوانی داره. واضحه که قاهر پس از رسیدن به نزدیکی هدف تهاجم خودش رو انجام میده و بدون تسلیحات مسیر برگشت رو طی میکنه، لذا برد بیشتری از مقادیر بالا خواهد داشت. (میشه که فرضیات رو مثل فرضیات این پاراگراف بصورت واقعی تری اعمال کرد اما محاسبات رو کمی پیچیده میکنه که از حوصله ی بنده خارج هست) پی نوشت 1: خیلی وقت بود که میخواستم این متن رو بنویسم اما همیشه متلک هایی که به قاهر زده میشد من رو پشیمون میکرد. فی المثل بعد از اینکه فشار تایر ارابه فرود جلوی قاهر منتشر شد، تصویر زیر در توییتر دست به دست شد دقیقا یادمه که بعضی ها سریعا به این نتیجه رسیدن که قاهر وزنی کمتر از تی 38 خواهد داشت! حتی از خودشون نپرسیدن که فشارهایی که در این جدول ذکر شده اصلا برای ارابه فرود جلوست یا ارابه فرود عقب؟ از این مثال ها فراوونه. حالا باز هم اختیار با خودتونه، میتونید بازهم خزعبلات امثال بابک تقوایی ها رو ملاک و منبع قرار بدید. پی نوشت 2: باز هم از جناب اسکای هاوک بخاطر اندازه گیری هایی که انجام دادند تشکر میکنم پی نوشت 3: تصاویری از محاسبات (متاسفانه با خط بسیار بد) رو میتونید در زیر مشاهده کنید پی نوشت 4: برای اطلاع از فرمول ها و نحوه ی محاسبات ، جلد 1 و 2 کتاب طراحی هواپیمای جان راسکم رو مطالعه کنید.
  12. 35 پسندیده شده
    بنام خداوند بخشنده مهربان با سلام خدمت دوستان عزیز میلیتاریست ، در ادامه تاپیک های بررسی عملیات های نظامی و پس از مروری بر عملیات تمرکز ، اینبار به سراغ یکی از معروفترین عملیات های نظامی آمریکا در ایران می رویم تا ضمن بررسی اجمالی این عملیات به برخی از شبهه های مطرح شده در خصوص این عملیات هم بپردازیم. چنگال عقاب مقدمه - عملیات چنگال عقاب (Operation Eagle Claw) ، عملیاتی بود که طبق فرمان رئیس جمهور وقت آمریکا ؛ جیمی کارتر ، و با نیت رهائی کارمندان سفارت آمریکا در تهران طرح ریزی شده بود. این کارمندان ( که از این به بعد با لفظ عمومی دیپلمات های آمریکائی از آنها نام می بریم ) پس از تصرف سفارتخانه آمریکا در تهران ، توسط گروهی از دانشجویان که با عنوان دانشجویان پیرو خط امام شناخته می شدند ، به گروگان گرفته شده بودند. این اقدام یعنی گروگانگیری کارکنان آمریکائی حاضر در سفارت آمریکا در تهران - ( که برخی از آنها دیپلمات های آمریکائی بودند و برخی دیگر از پرسنل نظامی نیروی دریائی و همچنین نیروهای دفتر تهران سازمان سیا ) یکی از پرحاشیه ترین اقدامات صورت پذیرفته پس از انقلاب می باشد که موافقان و مخالفان بسیاری داشته است که هر یک از منظر خود به آن پرداخته اند. متأثر از پر حاشیه بودن این اقدام ، عملیات رهائی گروگان ها ( که به شکست انجامید) هم بسیار پر حاشیه شده و حرف و حدیث های بسیاری در خصوص آن مطرح گردیده است. لذا بر آن شدیم که این عملیات را از منظر چندین منبع مختلف ( و گاها متضاد) بررسی کنیم تا شاید بتوان تحلیل نسبتا جامعی در خصوص این عملیات ، پدید آورد. لذا اگر گاها در طول تاپیک با نظرات گاها متضادی روبرو می شویم ، بخاطر دیدگاه های نویسندگان مختلف است که نظرات متفاوتی ارائه نموده اند. تذکر بسیار مهم - مدتی بود که منابع مختلف را برای ایجاد این تاپیک فراهم کرده بودم. اما یک نگرانی بزرگ باعث تأخیر در ارسال این تاپیک شده بود. نگرانی بنده این بود که این موضوع ، پتانسیل زیادی برای بحث های سیاسی و به بیراهه رفتن تاپیک دارد. لذا از دوستان عاجزانه خواهش میکنم که از پرداختن به حاشیه ها در این تاپیک خودداری کنند تا بتوانیم به اتفاق هم عملیات پنجه عقاب را صرفا از بعد میلیتاریستی و نظامی بررسی کنیم و از انحراف و خدای نکرده قفل شدن تاپیک جلوگیری کنیم. عملیات چنگال عقاب (بخش اول : بحران گروگان گیری) جستار گشائی - تنها 3 روز پس از پیروزی انقلاب اسلامی در 22 بهمن 57 ، یعنی در صبح روز 25 بهمن ماه 1357 ، اعضا و چریک های یک گروه مسلح مارکسیست ( احتمالا سازمان موسوم به چریک های فدائی خلق - م) به سفارت آمریکا در تهران یورش بردند و پس از زد و خورد و تبادل گلوله و گاز اشک آور با تفنگداران دریائی محافظ سفارت آمریکا و پس از تهدید به آتش زدن سفارت و کشتن کارکنان محبوس شده در آن ، درگیری خاتمه یافت و همگی کارکنان سفارت تسلیم شدند. اما با امتناع رهبر انقلاب ایران ، آیت الله روح الله خمینی ، در حمایت از این اقدام ، وزیر خارجه دولت موقت با پشتیبانی نیروهای کمیته های انقلاب اسلامی ، به سفارت وارد شدند و پس از درگیری با چریک های مارکسیست ، آنان را وادار به ترک سفارت نمودند و کارکنان زندانی سفارت آمریکا را آزاد نمایند. حمله چریک های چپ گرا به سفارت آمریکا در بهمن 57 مدتی بعد یعنی در تاریخ 13 آبان 1358 ، با حمله گروهی از دانشجویان دانشگاه های تهران ( که بعدها با عنوان دانشجویان پیرو خط امام نامیده شدند) به سفارت آمریکا در تهران و به گروگان گرفته شدن 66 دیپلمات آمریکائی ، مجددا این واقعه تکرار گردید. اما این بار و با توجه به اتفاقات به وقوع پیوسته در خاک آمریکا ، رهبر انقلاب ، این حرکت دانشجویان را تائید نمودند و از این واقعه با عنوان انقلاب دوم یاد کردند. برخی تحلیل گران آمریکائی دو عامل مهم را دلیل حمایت نظام ایران از این اقدام بر می شمارند. دلیل اول ، تصویب قطعنامه ای در اردیبهشت 1358 در سنای آمریکا بود که اعدام مقامات حکومت سابق ایران توسط انقلابیون را محکوم می نمود.( پیش نویس این قطعنامه توسط دو سناتور نزدیک به شاه سابق ایران تهیه شده بود.) دانشجویان ، جریانات مکتبی ( حزب الله ) و همچنین جریانات چپ گرا در آن زمان متفق القول این اقدام آمریکا را دخالت در امور داخلی ایران دانسته و آنرا محکوم کردند. و اما عامل دوم ، سرنوشت شاه سابق ایران بود. دولت کارتر ( تحت تأثیر و فشارهای ایجاد شده توسط برژینسکی مشاور امنیت ملی دولت ) و علی رغم مخالفت صریح وزارت خارجه آمریکا ، با ورود شاه سابق ایران به کشور آمریکا موافقت نمود. پذیرش شاه و سفر وی به آمریکا ، موجب یادآوری خاطرات تلخ کودتای آمریکائی 28 مرداد و بازگرداندن مجدد شاه ایران به عرصه سلطنت گردید. دانشجویان مسلمان که از نقش سفارت آمریکا در عملیات آژاکس و کودتای 28 مرداد بخوبی آگاهی داشتند ، تصمیم گرفتند تا ضمن اشغال سفارت آمریکا ، هم لانه جاسوسی و کودتای آمریکا را تصرف کنند و مانع وقوع کودتا و یا توطئه ای مجدد بر علیه انقلاب مردمی بشوند و هم از بازتاب بین المللی این کار ، فرصتی برای ابراز انزجار از پذیرش شاه در آمریکا برای خود خلق کنند . خواهر مری ( معصومه ابتکار) در حال مصاحبه با خبرنگاران خارجی کودتای آمریکائی 28 مرداد که توسط سفارت آمریکا در تهران هدایت شد سرانجام بحران گروگان گیری در 30 دی ماه 1359 ، با پذیرش قرارداد الجزایر از سوی دولت های ایران و آمریکا پایان یافت و 52 دیپلمات باقی مانده آزاد شده و به آمریکا بازگشتند. ( 14 دیپلمات زن و سیاه پوست پیش از آن توسط دانشجویان و بخاطر نشان دادن حسن نیت آزاد شده بودند) در خلال این بحران و ضمن برگزاری مذاکرات دیپلماتیک بین دو کشور ، رئیس جمهور وقت آمریکا ، جیمی کارتر ، دستور طراحی یک عملیات نظامی برای رهائی 52 گروگان آمریکائی را صادر نمود. عملیاتی که موضوع این تاپیک می باشد. خوب با این مقدمه نسبتا طولانی به سراغ بحث اصلی تاپیک یعنی عملیات چنگال عقاب می رویم. عملیات چنگال عقاب (Operation Eagle Claw) شناخت فرودگاه طبس : طبس شهر کوچکی در شمال شرقی یزد و غرب بیرجند است. این شهر دارای یک فرودگاه خاکی موقت است که سال ها قبل از انقلاب و به هنگام وقوع زلزله طبس ، توسط نیروی هوائی ایران و برای کمک به زلزله زدگان ساخته شد. شهر طبس پس از زلزله نیروی هوائی با ایجاد یک سیستم ارتباطی ، بین فرودگاه مذکور و مرکز عملیات نیروی هوائی ، روزانه بوسیله 10 الی 12 فروند هواپیمای C-130 ، نیازمندی های داروئی و غذائی زلزله زدگان را به فرودگاه مزبور حمل و در مراجعت ، مجروحین را به بیمارستان های تهران و سایر شهرستان ها تخلیه می نمود. پس از خاتمه عملیات کمک رسانی ، چون اداره هواپیمائی کشوری نیاز به این فرودگاه نداشت و از طرفی مسئولیت حفاظت فرودگاه را قبول نکرد ؛ نیروی هوائی با ایجاد چند کانال در فواصل مختلف باند پروازی را غیر قابل استفاده نمود. ولی طرحی وجود داشت تا در صورت نیاز ، مجددا آن را عملیاتی و قابل استفاده نماید. فرودگاه مزبور در زلزله بعدی که مقارن با دوران انقلاب بود ، مجددا عملیاتی گردید. ولی از اینکه آنرا مجددا غیر عملیاتی کرده باشند اطلاعی در دست نیست و ظاهرا این بار فرودگاه همان طور ، به حال خود رها شده است. این که چرا نام طبس و آن فرودگاه موقت ، بر سر زبان ها افتاد ؛ به علت سانحه ای است که پرنده های نظامی آمریکائی ، در عملیات نافرجام برای نجات گروگان های آمریکائی ، دچار آن شدند و هشت نظامی آمریکائی و یک ایرانی که سمت مترجم را داشت ، جان خود را از دست دادند و کشته شدند. ادامه دارد ... منابع مورد استفاده در انتهای تاپیک معرفی می شوند. ===================================================== پ.ن 1 : دوستانی که پسندیدند مثبت را فراموش نکنند. پ.ن 2 : بخاطر کثرت منابع مورد بررسی ؛ حجم بالائی از دیتا و اطلاعات گرداوردی شده است که پرداختن به همه آنها در یک پست میسر نیست. لذا از صبر و تحملی که دوستان عزیز به خرج میدهند تا مطالب دنباله دار تاپیک به سرانجام برسد. پیشاپیش سپاسگذارم.
  13. 35 پسندیده شده
    با سلامی گرم و دوباره به دوستان عزیز میلیتاریست و با پوزش از محضر دوستان بخاطر تأخیر سه ساله در تکمیل این تاپیک ، بررسی گرز مخوف روس ها رو به اتفاق هم ادامه میدهیم : آشنائی بیشتر با یک چماق روسی موشک بالستیک زیر دریائی پایه بولاوا ، یکی از پروژهای به ثمر نشسته " موسسه تکنولوژی حرارتی مسکو " می باشد که تحت رهبری طراح ارشد این موسسه " یوری سولومانف " ( یا به تعبیری دیگر یوری سلیمانف - م ) متولد شده و توسعه یافت. گر چه برخی از خصوصیات ژنتیکی و قابلیت های مهندسی آن از موشک بالستیک قاره پیمای RT-2PM2 Topol-M نشأت گرفته است ، اما باید گفت که این موشک جدید ، مسیر طراحی خود را مستقلا و از ابتدا طی کرده است و بر خلاف برخی شایعات نسخه دریاپایه توپول-ام نیست. در واقع موشک Bulava هم سبک تر و هم دارای تکنولوژی پیچیده تری نسبت به موشک Topol-M می باشد. هر چند که انتظار می رود که هر دو موشک ؛ در حوزه برخی شاخص ها و قابلیت ها ، با یکدیگر قابلیت مقایسه و تشابه را داشته باشند ؛ که از مهمترین این موارد می توان به CEP مشابه و پیکربندی یکسان کلاهک های قابل حمل این دو موشک اشاره نمود. اطلاعات منتشر شده از این موشک در چارچوب پیمان START ، به ما می گوید که موشک بولاوا ، توان حمل کلاهکی به وزن 1150 کیلوگرم را تا برد 9500 کیلومتر دارا می باشد. موشک بولاوا ، در واقع یک موشک سه مرحله ای است. مراحل اول و دوم این موشک ، از سوخت جامد استفاده می کنند. اما در مرحله سوم ، موشک بولاوا ؛ از سوخت مایع استفاده می کند. این قابلیت به موشک این امکان را می دهد تا در مرحله سوم و هنگام جداسازی کلاهک ها ، از قدرت مانور بالاتری برخوردار شود. این موشک را می توان از یک موقعیت و سطح شیبدار لانچ و پرتاب نمود ؛ که این قابلیت ( بر خلاف شلیک های عمودی سایر موشک ها ) به زیر دریائی های حامل این امکان را میدهد که در حال حرکت و عدم سکون ، قابلیت شلیک این موشک را داشته باشند. یکی از مهمترین و ترسناک ترین قابلیت های این موشک ، قابلیت های دفاعی آن است که به خاطر نحوه جدا شدن غیر همزمان کلاهک های بارانی خود می تواند در برابر سیستم های ضد موشکی مقاومت نماید و به تعبیری تا حدودی اقدامات ضد موشکی را خنثی نماید. انتظار می رود که زیردریائی های کلاس بوری که موشک بولاوا را حمل می نمایند ، تا سال 2040 میلادی ، بخشی جدائی ناپذیر از سه گانه تهاجم هسته ای روسیه باشند. ادامه دارد ... ----------------------------- پ.ن : دوستانی که پسندیدند ، مثبت را فراموش نکنند پ.ن 2 : ان شاء الله در پست های آینده به تاریخچه و سایر مباحث مرتبط با این چماق روسی ، خواهیم پرداخت.
  14. 35 پسندیده شده
    به نام حق خودروی ضد مین و ضد کمین طوفان toofan mrap اصلا هم شبیه تایفون نیست، اسمش هم همینطور
  15. 35 پسندیده شده
    با سلامی دوباره به دوستان عزیز میلیتاریست ؛به اتفاق هم مبحث موشکهای بالستیک رو ادامه میدهیم: موشک های بالستیک برد متوسط Medium-range ballistic missile (قسمت اول) R-5 Pobeda : موشک زمین به زمین بالستیک برد متوسط آر-5 پوبدا (یا بقول ناتو SS-3 Shyster) ساخت اتحاد جماهیر شوروی است. این موشک بالستیک یکی دیگر از محصولات موشکی شوروی است که در اوج دوران جنگ سرد و برای مقابله با آمریکا و سایر متحدین اش ساخته شد. (ظاهرا این موشک اولین موشک شوروی است که امکان مجهز شدن به کلاهک هسته ای را پیدا نمود.) این موشک دارای برد ماکزیمم 1200 کیلومتر بود. این موشک ساخته سال 1956 میلادی است و در سال 1967 میلادی هم بازنشسته شد. Ghauri-1 : موشک زمین به زمین بالستیک برد متوسط غوری-1 ساخت جمهوری اسلامی پاکستان است. این موشک بالستیک که گاها با نام هاتف-5 نیز شناخته می شود ، اولین موشک بالستیک پاکستان است که توان هدف قرار دادن پایتخت هند را داشت. این موشک دارای برد ماکزیمم 1200 کیلومتر بود. این موشک در سال 2003 میلادی ساخته شد. ( شروع پروژه در سال 1990 میلادی با الهام گرفتن از Nodong-1 کره شمالی ) در انجمن هیچ تاپیکی در خصوص این موشک بالستیک وجود ندارد. https://en.wikipedia.org/wiki/Ghauri_(missile) Ggauri-2 : موشک زمین به زمین بالستیک برد متوسط غوری-2 ساخت جمهوری اسلامی پاکستان است. این موشک بالستیک که هاتف-5آ نیز نامیده می شود ، در پاسخ به موشک Agni-2 هند توسط موسسه تحقیقاتی خان پاکستان ساخته شد. این موشک دارای برد ماکزیمم 1800 کیلومتر است. این موشک ساخته سال 2004 تا پیش از ساخت موشک شاهین-2 پاکستان ، دوربرد ترین موشک پاکستانی بود. در انجمن هیچ تاپیکی در خصوص این موشک بالستیک وجود ندارد. https://en.wikipedia.org/wiki/Ghauri-II Jericho-2 : موشک زمین به زمین بالستیک برد متوسط جریکو-2 ساخت رژیم اشغالگر قدس (اسرائیل) است. این موشک بالستیک با کد YA-3 شناخته می شود. این موشک دارای برد ماکزیمم 1300 کیلومتر بود. در خصوص تاریخ تولید این موشک اطلاعات دقیقی در دسترس نیست ، اما موسسه صلح کارنگی احتمال نزدیک به واقیت می دهد که این موشک تولید شده در سال 1991 میلادی می باشد. موشک RSA-3 آفریقای جنوبی که از جریکو-2 کپی برداری شده است. در انجمن هیچ تاپیکی در خصوص این موشک بالستیک وجود ندارد. https://en.wikipedia.org/wiki/Jericho_(missile)#Jericho_II Emad : موشک زمین به زمین بالستیک برد متوسط عماد ساخت جمهوری اسلامی ایران است. این موشک بالستیک که در واقع نسخه ای مشتق شده از موشک شهاب-3 ایرانی است ( گفته می شود که ) در واقع اولین IRBM هدایت شونده ایرانی است و در زمان خودش دستاورد بسیار بزرگی برای صنعت موشکی ایران محسوب میشد. این موشک دارای برد ماکزیمم 1700 کیلومتر است. ( و بنا به روایتی دیگر 2000 کیلومتر برد دارد.) این موشک تولید سال 2015 میلادی است. مقایسه ابعاد موشک های هواسنگ-10 ، خرمشهر و عماد ادامه دارد ... ----------- پ.ن 1 : امیدوارم که مورد پسند دوستان واقع شده باشد. دوستانی که پسندیدند ، مثبت را فراموش نکنند. پ.ن 2 : ان شاء الله در پست های بعدی به ترتیب سایر موشکهای بالستیک (برد متوسط ) را به اتفاق بررسی خواهیم نمود.
  16. 34 پسندیده شده
    نمایش دندانهای جدید J-20 مقایسه میان نمای بیرونی جت جنگنده جی-20 نیروی هوایی خلق چین که در نمایشگاه هوایی 2016 به نمایش درآمده با نمونه ای که در نمایشگاه هوایی نوامبر 2018 توسط ناظران نظامی رصد شد ، تفاوتهای قابل توجهی را نشان می دهد . دو سال پیش و قبل از ورود جی-20 به خدمت عملیاتی ، حداقل دو نمونه از این جنگنده برای مدت کوتاه و بدون زرق و برق های معمول رونمایی از یک محصول فناورانه نظامی در مراسم افتتاحیه سالانه این نمایشگاه در معرض دید عموم قرار گرفت . اما در نمایشگاه امسال جی-20 در هر 4 روز برگزاری نمایشگاه ، ابتدا با یک صورتبندی 3 فروندی و در روز آخر با فرمیشن 4 فروندی نمایشهای هوایی تعجب آوری را در برابر حاضران به اجرا گذاشت . این جتها که متعلق به تیپ تست پروازی یکصد و هفتاد و دوم ، جمعی پایگاه هوایی آموزشی Foshan مستقر در منطقه ژوهای بشمارمی آمدند در نمایشگاه 2018 در صورتبندی های نزدیک به هم ، دست به اجرای مانورهای هوایی پیچیده از جمله گردش های تنگ و سریع و همچنین مانورهای موسوم به sharp climb زدند . با این حال ،برجسته ترین رویداد امسال در روز آخر رقم خورد که دو فروند جت چینی دریچه دهلیز حمل سلاح را خود را درجریان عبور بر فراز نمایشگاه باز نموده و پس از مدتها گمانه زنی ، ترکیب چینش استاندارد محمول تسلیحاتی خود را به نمایش گذاشتند که درنهایت حدس و گمان ها در خصوص ترکیب تسلیحاتی جی-20 تایید شد که قابلیت حمل حداقل 4 تا 6 تیر موشک هوا به هوا در دهلیز اصلی برای آن وجود دارد ، هرچند در گذشته چینی ها مدعی بودند که دهلیز اصلی جی-20 حداکثر 4 تیر موشک PL-15 رادر خود جای میدهد . شاید علت مطرح شدن این ادعا از سوی نیروی هوایی چین ، خاستگاه اصلی موشک PL-15 باشد که گفته میشود یک نمونه پیشرفته تر از گونه PL-12 بوده و مضاف براینکه برخی تحلیلگران معتقدند که نمونه چینی از موشک AIM-120 AMRAAM ( که اف-22 شش تیر از آن را درجایگاه های داخلی خود حمل می کند ) بزرگتر و سنگین محسوب می گردد . بنابراین ، با توجه به پیکربندی و بخصوص اندازه بالکهای موشک ، نظرها براین استوار بود که جی-20 نمی تواند 6 تیر PL-15 را در جایگاه های داخی خود حمل کند . اما تصاویر نمایشگاه ژوهای 2018 نشان داد که حداقل یک ریل (لبه ) سخت سازی شده (hard point) اضافی در دهلیز جی-20 اضافه شده که نشاندهنده قابلیت حمل موشکهای اضافی است . براساس شایعات موجود ، چینی ها یک موشک جدید با قطر کوچکتر و احتمالا" درازای کوتاه تر را در دست توسعه دارند که ظرفیت حمل مهمات بیشتری را در اختیار جی-20 قرار می دهد ، هرچند طبق اطلاعات موجود ، PL-15 آخرین موشک آشیانه یاب راداری فعال موجود در زرادخانه نیروی هوایی چین بحساب می آید و گفته میشود که احتمالا" بلحاظ کاراکترهای پروازی و برد رزمی با مهمات آمریکایی AIM-120D قابل مقایسه خواهد بود ، اما کمی بزرگتر و سنگین تر به نظر می رسد و پیشرانه آن نیز یک موتور پالس جت است که به آن بردی فراتر از 125 مایل ( 200 کیلومتر ) خواهد داد ، ضمن آنکه خط ارتباط داده ای دو تایی و جستجوگر آرایه فازی فعال آن، مقاومت بالایی در برابر اخلال های احتمالی دارد . علاوه برای قابلیت حمل 4 تیر PL-15 ، جی-20 می تواند حداقل 1 تیر موشک PL-10 را نیز در دو دهلیز جانبی خود حمل کند . این موشک چینی که در کلاس موشکهای کوتاه برد تصویرساز فروسرخ قرار دارد ، بلحاظ برد و عملکرد ، مشابه نمونه های غربی (IRIS-T ) آلمانی و حتی نمونه ژاپنی AAM-5 بوده و برای جایگزینی موشک PL-8 در جتهای عملیاتی این نیرو شامل جی-10 ، جی-16 و در نهایت جی-20 توسعه یافته است . پی ال -10 با توجه برخورداری فیوز مجاورتی لیزری و همچنین خروجی بردار رانش ، میتواند در یک محدوده 90 درجه ای با هدف درگیر شود که با اضافه شدن امکان پایش و قفل موشک از روی کلاه خلبان ، درصد مرگ آوری بیشتری را به نمایش می گذارد . سمت راست پیشرانه روسی و سمت چپ پیشرانه چینی اما نکته هوشمندانه طراحی PL-10 در این است که بر خلاف اف-22 ، خلبان میتواند قبل از بازشدن دریچه دهلیز سلاح ، مهمات انتخابی را مسلح و فعال کرده و بلافاصله پس از خروج موشک از دهلیز ، دریچه ها را برای افزایش پنهانکاری به حالت نخست برگرداند . اما نکته قابل ذکر در خصوص جی-20 ( حداقل تا حال حاضر ) این است که فاقد توپ هوا به هوا بوده ، هر چند گفته میشود که قرار است این قابلیت نیز بدان اضافه شود . علاوه براین ، برخی اخبار نیز نشان میدهد که جی-20 پس از ورود بخدمت رزمی ،به یک پیشرانه جدید ( احتمالا یک گونه ارتقاء یافته از پیشرانه روسیAL-31) مجهز میگردد ، هر چند برخی شایعات نیز در خصوص نصب پیشرانه بومی WS-10B3 روی این جت چینی خبرمی دهد . صرفاً برای میلیتاری / مترجم MR9 بن پایه : COMBAT AIRCRAFT نوامبر 2018 پی نوشت : با تشکر فراوان از برادر عزیز جناب remo بابت تلاش پیگیرانه و مستمر برای تسهیل دسترسی به منابع به روز نظامی
  17. 33 پسندیده شده
    بسم الله الرحمن الرحیم پوشش پدافند هوایی ایران سایت‌های پدافندی فعال در سرتاسر ایران ایران در طی سالهای اخیر، با استفاده از سامانه های موشکی مدرن، به گونه ای قابل توجه پدافند هوایی خود را بهبود داده است. سامانه های موشکی ایران غالبا در مناطق هسته‌ای و پایگاه‌های موشک‌های قاره‌پیمای ایران استقرار یافته است و محافظت از مراکز پرجمعیت در اولویت دوم قرار دارد. با توجه به تنش‌های شدید با اسرائیل، ایالات متحده و کشورهای حوزه خلیج فارس، به احتمال زیاد ایران آمادگی خود را افزایش خواهد داد. دکترین عملیاتی مسئولیت پدافند هوایی بر عهده قرارگاه خاتم الانبیاء ارتش و نیروی هوافضای سپاه پاسداران می باشد. رقابت بین ارتش و سپاه پاسداران همراه با کمبود زیرساخت های C4 ، مانع از توسعه یک سیستم پدافند هوایی یکپارچه شده است. (پدافند هوایی ایران چندین سال است که به صورت یکپارچه درآمده و مغز آن سامانه پیامبر اعظم (ص) ). در میان مدت و بلند مدت، معرفی سامانه‌های موشکی و راداری جدید، دکترین ایران را نسبت به سامانه های قدیمی تغییر خواهد داد. سامانه های بومی دارای دو شاخصه هستند 1- ویژگی های اصلی 2- نشانه هایی از مهندسی معکوس سامانه های آمریکایی، چینی و روسی. البته اثربخشی آنها به دلیل امنیت عملیات و عدم حضور در درگیری‌ها قابل بررسی نیست. قابلیت‌ها و کاربردها به دلیل تعداد سامانه‌های محدود ایران و همچنین گستردگی پهناور بودن این کشور ، تنها تهران و مناطق مرکزی ایران به دلیل وجود سایت‌های هسته‌ای/موشکی‌های قاره‌پیما و نهادهای دولتی ایران به طور کامل پوشش داده شده‌اند. بخشی از مناطق جنوب، غرب و شمال ایران نیز تحت پوشش پدافند است اما مناطق شرق ایران تقریبا توسط هیچ سامانه‌ای پوشش داده نشده و فاقد حمایت است. به صورت قابل ملاحظه‌ای رادارها کشور ایران را پوشش داده‌اند. 60 درصد جغرافیای ایران بیش از 1800 متر ارتفاع دارد و این باعث می‌شود رادارهایی که در ارتفاع پایین نصب شده اند در بخش‌ بزرگی از این کشور مسدود شوند. حلقه رشته کوه‌های زاگرس و البرز (با ارتفاع 2000-5000 متر) مانع دید رادارهایی که در فلات مرکزی ایران قرار دارند می‌شود. علیرغم چالش‌های جغرافیایی، ایران پیشرفت‌ اندکی در تهیه یا مدرن‌سازی هواپیماهایی (آواکس) کرده است که توانایی کاهش نقاط کور را دارند. تخمین می‌زنیم که یافته‌های ما که از منابع قابل دسترس می‌باشد تقریبا شامل 40-50 درصد از سامانه‌های موشکی عملیاتی است. سامانه‌های پدافندی تهران تهران تهران به عنوان پایتخت ایران دارای بهترین پوشش سامانه‌های موشکی است. شبکه پدافندی تهران از سایت‌های مختلف هسته‌ای و موشکی محافظت می‌کند. این سایت ها شامل تاسیسات تحقیق و توسعه، مکان‌های ذخیره‌سازی و سیلوهای پرتاب می‌‌‌‌‌‌شود. مراکز فرماندهی نظامی و پایگاه‌های اصلی نیز در پایتخت قرار دارند. دفاع هوایی منطقه‌ای تهران از سه لایه سامانه‌ی موشکی دوربرد تشکیل شده است که شامل دو سامانه‌ی S-300 PMU2 و یک سامانه S-200 VEGA است. S-300 PMU2 متخصص رهیگری اهداف با سطح مقطع راداری کم است مانند: موشک‌های کروز، جنگنده‌ها و موشک‌های بالستیک کوتاه‌برد (البته S-300 PMU2 توانایی رهگیری بعضی موشک‌های میان‌برد را نیز دارد.) S-200 VEGA ارتفاع عملکرد و برد بیشتری نسبت به S-300 PMU2 دارد اما تنها در برابر هواگردهایی که سطح مقطعی راداری زیادی دارند کاربرد دارد. مانند: آواکس‌ها، هواگردهای شنود الکترونیک (ELINT)، پرنده‌های نظارت و شناسایی (ISR) و تانکرهای سوخت رسان. تعداد زیاد سامانه‌های قدیمی و جدید ساخته شده کوتاه‌برد/میان‌برد، انبوهی از دفاع نقطه‌ای را به وجود آورده است. چهار سامانه‌ی قدیمی MIM-23 HAWK و یک سامانه‌ HQ-2 (نسخه چینی S-75) با حداقل ارتقاء، جزو پیوندهای ضعیف در زنجیره دفاع نقطه‌ای تهران می‌باشند. دو سامانه‌ی بومی تلاش که از موشک‌های صیاد 2 استفاده می‌کنند و یک سامانه‌ی رعد (تقلیدی از سامانه‌ی بوک) توانایی‌های دفاع نقطه‌ای تهران را تقویت می‌کنند. سامانه‌ی تلاش (صیاد2) درتهران ایران سرمایه‌گذاری گسترده‌ای برای بکارگیری موشک صیاد در سامانه‌های بومی خود کرده است. موشک‌های میان‌برد صیاد2 همه‌کاره، سازگار با پلتفرم‌های مختلف و تولید داخل هستند. این موشک براساس موشک های RIM-66 نیروی دریایی آمریکا ساخته شده‌است و می توان آن را از S-200 VEGA، تلاش و سایر لانچرها پرتاب کرد. صیاد3 و موشک صیاد4 که براساس موشک 48N6E2 ساخته شده است در باور373 به کار خواهند رفت. هارتلند پوشش سامانه‌های موشکی در هارتلند ایران (اصفهان) به صورت چندلایه و پرتعداد است. رینگ‌های پدافندی از بعضی مراکز مهم جمعیتی ایران مانند قم، اصفهان و نطنز محافظت می‌کنند. این منطقه همچنین میزبان سایت‌های کلیدی هسته‌ای/پرتاب موشک‌های قاره‌پیما است که شامل تاسیسات تولید اورانیوم در نزدیکی نطنز و مرکز غنی‌سازی اورانیوم و سیلوهای پرتاب موشک‌های قاره‌پیما در نزدیکی اصفهان است. سامانه‌های پدافندی هارتلند ایران سیستم دفاع منطقه‌ای اصفهان دارای دو لایه است. یک سامانهS-300 PMU2 و یک S-200 VEGA در نزدیکی فرودگاه بین المللی اصفهان قرار دارند. سه MIM-23 HAWK و یک سامانه تلاش2 برای پوشش این سامانه‌ها به کارگرفته شده است. سمانه ‌های دفاع نقطه‌ای برای همپوشانی سامانه‌های دوربرد و سایت‌های هسته‌ای/موشک‌های قاره‌پیما استفاده می‌شوند. سامانه S-200 VEGA در اصفهان منطقه نطنز توسط سامانه‌های دوربرد واقع در اصفهان و تهران تحت پوشش قرار دارد. سامانه‌های موجود در نطنز تنها شامل سامانه‌های میان‌برد، کوتاه‌برد و تعداد بسیار زیادی سامانه‌های با برد بسیار کوتاه با قابلیت تعامل محدود را می‌شود که نشان‌دهنده تمرکز آن برای مقابله با حملات موشکی پرتعداد است. دو سامانه‌ی HQ-2، دو سامانه SAM-6 و 3 سامانه‌ی TOR-M1E حلقه‌های محلی را تشکیل می‌دهند. سامانه‌های باتحرک بالای SAM-6 و TOR-M1E می‌توانند در هر منطقه‌ای مستقر شوند و تاکتیک شلیک کن-فرارکن را اجرا کنند. ما حداقل 12 سایت خالی پدافندی را در این منطقه شناسایی کرده‌ایم که می تواند جایگاه سامانه‌های بومی باشد. ساحل جنوبی سواحل جنوبی ایران دارای پوشش نامناسب پدافندی است که در حال انتقال به سامانه‌های جدیدتر می‌باشد. سامانه‌های منحصر شده در پدافند نقطه‌ای و شکاف بین سامانه‌های بوشهر و بندرعباس یکی از آسیب‌پذیرترین قسمت‌های فضای هوایی ایران است. سواحلی جنوبی ایران به دلیل نزدیکی به مناطق دفاعی و مسیرهای تجارت بین‌المللی، منطقه‌ای استراتژیک حیاتی است. سامانه‌های ایران برای تامین امنیت فضای هوایی جنوب و نظارت بر خلیج فارس و تنگه هرمز مستقر شده‌اند. نیروی دریایی سپاه پاسداران مسئول حفاظت از خلیج فارس و ارتش ایران مسئول حفاظت از دریای عمان و اقیانوس هند است. ستادهای عملیاتی و 90 درصد از پایگاه‌های نیروی دریایی سپاه پاسداران و ارتش در سواحل جنوبی (خوزستان، بوشهر، هرمزگان و بلوچستان) واقع شده‌اند. پایگاه‌های هوایی تاکتیکی (TAB) میدان‌های نفتی حیاتی و نیروگاه هسته‌ای در نزدیک ساحل قرار دارند. سامانه‌های پدافندی بوشهر خلیج فارس تنها منطقه‌ از سواحل جنوبی است که به‌صورت کامل تحت پوشش است (احتمالا منظور نسبت به سواحل دریای عمان و ورودی اقیانوس هند) .یک S-200 VEGA ریل‌سوار و یک S-300 PMU2 (در سال 2017 جایگزین MIM-23 HAWK شده است.) در تب6 (فرودگاه بین المللی بوشهر) قرار دارند. سامانه‌ی S-300 PMU2 در بوشهر یک سامانه‌ی MIM-23 HAWK قدیمی و یک سامانه‌ی تلاش که از موشک صیاد2 بهره می‌برد حفاظت هوایی را برای این منطقه فراهم می‌کنند. درکنار پایگاه‌های نیروی دریایی، سامانه‌های پدافندی پرتعداد وظیفه‌ی حفاظت از نیروگاه هسته‌ای بوشهر را بر عهده دارند که احتمالا این نیروگاه در لیست هدف‌های دشمن قرار دارد. S-200 VEGA واقع در بوشهر یک پوشش نسبی اما غیرقابل اطمینان (به دلیل محدودیت دامنه) را برای بندر ماهشهر فراهم می‌کند. این باعث می‌شود که بندر ماهشهر به یک فضای باز برای حملات هوایی تبدیل شود زیرا تنها یک سایت MIM-23 HAWK از آن حفاظت می‌کند. با این حال حداقل 3 سایت خالی پدافندی آماده میزبانی برای سامانه‌های موشکی در آینده است. سامانه‌های پدافندی سواحل جنوبی ایران تنگه هرمز دارای پوشش نصفه و نیمه است. S-200 VEGA مستقر در بندرعباس منطقه را در برابر جنگنده‌های پیشرفته، موشک‌های کروز با سطح مقطع راداری کم و پهپادها آسیب‌پذیر می‌کند. پوشش دفاع هوایی این منطقه به عهده‌ی یک MIM-23 HAWK و یک HQ-2 چینی است. در حالیکه این سامانه‌ها بر روی نقاط کم ارتفاعی که سامانه‌ی S-200 VEGA قادر به پوشش آن نیست تمرکز کرده‌اند اما در برابر اهداف با قابلیت مانور بالا و جمینگ شدید، ناتوان هستند. جزیره ابوموسی به عنوان یک سایت پیشاهنگ هشدار اولیه و نقطه‌ شروع عملیات برای نیروهای عملیات ویژه است. باتوجه به موقعیت استراتژیک این جزیره در نزدیکی خطوط کشتیرانی بین‌المللی اما ابوموسی از تجهیزات نظامی عمده بهره‌مند نمی‌باشد. سایت MIM-23 HAWK با هدف افزایش قابلیت بقای دارایی‌های مهمتر مانند رادار و پرتابگرهای موشکی در جزیره مستقر شده است. در کنار آن تعداد نامعلومی از سامانه‌های پدافندی که توسط قایق‌های سپاه حمل می‌شوند پدافند بیشتری را در تنگه‌ی هرمز ارائه می‌هند. نیروی دریایی سپاه پاسداران درنظر دارد در آینده‌ی نزدیک آخرین نسخه دریایی صیاد را دریافت کند. اخیرا یک MIM-23 HAWK در چابهار مستقره شده است که تنها سامانه‌ پدافندی مستقر در ساحل خلیج عمان است. باتوجه به اینکه سرمای‌گذاری چند میلیارد دلاری در چابهار در حال انجام است و این شهر در حال تبدیل به بندر کلیدی آب‌های عمیق ایران می‌باشد، احتمالا این منطقه یکی از اولین دریافت‌کنندگان سامانه‌های صیاد 3 یا صیاد 4 باشد. این منطقه میزبان دو پایگاه بزرگ نیروی دریایی سپاه پاسداران و نیروی دریایی ارتش است و به عنوان درورازه‌ی تنگه‌ی هرمز و فضای هوایی شرق ایران می‌باشد. غرب غرب ایران در حالیکه میزبان چندین پایگاه هوایی و سایت‌های هسته‌ای/موشک‌های قاره‌پیما در نزدیکی پایگاه‌های نظامی آمریکا در عراق و کویت است اما پدافند ضعیفی دارد. S-200 VEGA در تب 3 (فرودگاه همدان) واقع شده است پدافند هوایی استان‌های همدان، کرمانشاه و کردستان را به عهده دارد. رادار بردبلند فتح 14 در نزدیکی تب 3 تحت پوشش قرار دارد اما فاقد یک لایه پدافند هوایی نقطه‌ای است. رآکتور IR-40 و تاسیسات غنی‌سازی اورانیوم در نزدیکی اراک توسط دفاع هوایی منطقه‌ای S-200 VEGA همدان و S-200 VEGA تهران تحت پوشش هستند. دو MIM-23 HAWK در مجاورت سایت‌های هسته‌ای یک لایه‌ی اضافی برای دفاع نقطه‌ای ارائه می‌دهند. سامانه‌های پدافندی شمال غرب ایران- تبریز منطقه‌ی تبریز در شمال‌غربی ایران درای هیچ پوشش سامانه‌ی بردبلندی نیست. سایت‌های نظامی این منطقه تنها تحت حمایت یک MIM-23 HAWK و یک سام6 هستند. با توجه به موقعیت ژئو‌استراتژیک منحصر‌به‌فرد شمال غربی ایران، پوشش این منطقه به صورت یک پازل تکه تکه است. سازه‌های پیچیده‌ی زیرزمینی پرتاب موشک‌های قاره‌پیما نزدیک تبریز به طور بالقوه بخشی از اروپا را در محدوده‌ مناسبی از برد موشک‌های شهاب ایران قرار می‌دهد. سامانه‌ی HQ-2/ تبریز فضای هوایی جنوب غربی حتی آسیب‌پذیری بیشتری دارد. تنها سامانه‌ی موشکی در این منطقه یک MIM-23 HAWK است که در تب4 (فرودگاه دزفول) مستقر است. چندین سایت خالی سرتاسر این منطقه دیده می‌شود. پوشش سامانه‌ی MIM-23 HAWK در مشهد شرق فضای هوایی شرق ایرن تقریبا به‌طور کامل بدون هیچ حمایتی است. بیش از 760000 کیلومتر مربع (40 درصد از وسعت ایران) از جمله مشهد دومین پرجمعیت ایران به طور کامل فاقد هرگونه سامانه‌ی موشکی است. فقط یک MIM-23 HAWK، پوششی ضعیف برای تب 14 (فرودگاه بین المللی مشهد) و یک تاسیات پرتاب موشک‌های قاره‌پیما در نزدیک مشهد ایجاد کرده‌است. استراتژی پدافندهوایی در شرق ایران متکی به تاکتیک‌های جایگزین است. رادارهای‌ هشدار زودهنگام و فرا افق (به عنوان مثال رادار نذیر با برد 800 کیلومتر) اهداف را کشف و شناسایی می‌کنند. رهیگری توسط هواگردهای بال ثابت خارج از رده‌ی مسلح به موشک‌های هوا به هوا انجام می‌گیرد که دائما در آمادگی بالا هستند. همچنین استراتژی پدافندهوایی در شرق ایران شامل استفاده از تجیهزات جنگ الکترونیک است. جنگ الکترونیک ایران در گذشته نشان داده که در برابر پهپادهای ایالات متحده کارآمده بوده است. ما معتقدیم ایران در اولین فرصت یک یا دو سامانه پدافندی بردبلند را در شرق کشور مستقر خواهدکرد.پدافند هوایی مدرن برای حفاظت تهران و مناطق مرکزی ایران از حملات دورایستای ناشناس، ضروری است. استقرار اف 35های آمریکا در پایگاه هوایی قندهار افغانستان و یک ناوهواپیمابر در خلیج فارس، ایران را وادار به تسریع پیشرفت‌های پدافندهوایی در شرق این کشور می‌کند. ترجمه توسط GHIAM برای انجمن میلیتاری منبع : https://t-intell.com/2018/12/05/the-ayatollahs-shield-sam-deployments-and-capabilities-of-the-iranian-air-defenses-imint/
  18. 33 پسندیده شده
    مقدمه : از یک نظر ، نیروی دفاعی دولت عبری ( IDF) از ابتدای تاسیس تاکنون در میان طیف گسترده ای از تهدیدات رو به رشد در حوزه برتری هوایی و همچنین تهدیدات بالستیکی زمین پایه قرار گرفته است ، به همین دلیل سالهاست که بخش های مرتبط در حوزه توسعه صنایع نظامی این مجموعه ، مشغول افزایش قابلیتهای بازوی تهاجمی اصلی آن ، یعنی نیروی هوایی هستند و در چند سال اخیر نیز ، طراحی ، تولید و بکارگیری جنگ افزار موشکی هواپایه جدیدی با هدف افزون نمودن توانمندی های تهاجمی این نیرو در دستور کار قرار گرفته است . سلاح دورایستای جدید در زرادخانه IAF : این سلاح جدید که با شناسه Rampage نامگذاری شده ، قادر خواهد بود تا توسط پیکر بندی های رزمی موجود IAF ، یعنی جتهای جنگنده F-15I ، F-16I و جدیدا" F-35 حمل و شلیک شود که بطور طبیعی برای اجرای حملات دقیق بر علیه اهداف مورد نظر متخاصم در برد های بلند مورد استفاده قرار می گیرد و مشخصا" ، سلاحی ایده آل برای از میان بردن شبکه یکپارچه دفاعی هوایی متراکم دشمن بشمار می آید . این مهمات جدید ، با توجه به سرعت قابل ملاحضه ای که برای ان در نظر گرفته شده ، تاثیر مرگ آوری را با ترکیب یک کلاهک 750 کیلوگرمی و انرژی جنبشی تولید شده در آن بر علیه هدفهای مشخص شده ، خواهد داشت . علیرغم اطلاعات پراکنده موجود ،این برنامه ، پروژه ای مشترک میان صنایع هوا- فضای اسراییل ( IAI) و صنایع نظامی اسراییل ( IMI) در پاسخ به نیازمندی های IAF برای مقابله با شبکه های پیچیده موشکی A2AD بشمار می آید . ریشه اصلی این پیکر بندی جدید را می توان در راکت هدایت شونده توپخانه با برد ارتقاء یافته زمین پایه Extended Range Artillery guided rocket (EXTRA) دانست که برای استفاده در نقش هوا به زمین مورد بهسازی قرار گرفته است . فناوری این پرتابه های غیر معمول که با شناسه ALBM (air-launched ballistic missile) نیز شناخته می شوند ، تا کنون در شرایط واقعی رزمی استفاده قرار نگرفته است ، اما مقایسه اولیه این فناوری با تسلیحات موجود در سازمان رزم IAF ، نشان میدهد که احتمالا" ابعاد این جنگ افزار از نمونه موشکهای کروز موجود در نیروی هوایی اسراییل ، بزرگتر بوده و سرجنگی مورد استفاده در آن احتمالا" کوچکتر از همتایان زمین پایه خود است . بنا بر اعتقاد برخی از تحلیلگران نظامی ، دوشرکت فوق الذکر ، در جریان این برنامه مشترک ، درصدد بودند تا فناوری موشکهای فراصوت بالستیک زمین پایه مسلح به کلاهکهای متعارف را برای حمل با جتهای نیروی هوایی به منظور اجرای حملات سنگین دور ایستا بر علیه اهداف بخوبی محافظت شده توسعه دهند . در این زمینه ، آمیت هایموویچ مدیر بخش بازاریابی شعبه آمریکای شمالی واحد " مالام " معتقد است : " منطقه خاورمیانه ، به تقریب مجموعه ای از متراکم ترین شبکه های دفاع هوایی را در خود جای داده و برای نفوذ به درون این شبکه بدون اینکه پیکر بندی هوایی مهاجمان دچار تهدید عمده ای شود ، می بایست از جنگ افزارهای دور ایستای دقیق پرسرعت استفاده گردد . " بنابراین ، با توجه به اینکه نیروی هوایی اسراییل افزون تر از گذشته ، عملیات های تهاجمی دقیقی را برعلیه اهداف مشخص شده در درون خاک سوریه ، بخصوص پایتخت این کشور ( دمشق ) ( که بتدریج به سامانه های دفاع هوایی پیشرفته مجهز شده و بر تراکم حضور چنین تجهیزاتی بسرعت افزوده میشود ) اجرا می نماید ، ضروری بود که تسلیحات دورایستای بومی با قابلیتهای بیشتر نسبت به جنگ افزارهای موجود ، در اختیار آن قرار گیرد . به همین دلیل ، جنگ افزار جدید عبری با برد اسمی 1145 کیلومتر ،می بایست در بردی فراتر از محدوده شلیک موثر سامانه های دفاع هوایی فعلی موجود در سازمان رزم ارتشهای سوریه و جمهوری اسلامی ایران ، وارد عمل شود . از سویی دیگر ، با توجه به اینکه بخشی از حملاتی که IAF در ماه های اخیر بر علیه اهداف سوری اجرا نموده ، توسط عناصر دفاع هوایی این کشور رهگیری و خنثی شده است ، مقامات ارشد IAF به این نتیجه رسیده بودند که موشکهای کروز موجود با قابلیتهای متعارف رزمی بدلیل افزایش تراکم سامانه های پدافندی نمی توانند در اینده از سد آتش ایجاد شده ، عبور کنند ، در نتیجه می بایست مهمات جدیدی طراحی گردد تا به شکل خاص شرایط را برای بازگشت برتری هوایی IAF فراهم نماید . بدین ترتیب ، براساس اظهارات آمیت هایموویچ ، Rampage طراحی گردید تا با در اختیار داشتن ترکیبی از مشخصات برتر ، نظیر سرعت فراصوت ، شانس رهگیری و انهدام را از سوی سیستم های دفاعی پدافندی تا حد زیادی کاهش دهد . براساس اطلاعات منتشر شده از سوی رسانه های عبری ، Rampage به شکل خاص برعلیه اهدافی نظیر پستهای فرماندهی ، فرودگاه ها و دپوهای تعمیر و نگهداری استفاده خواهد شد . به گفته این رسانه ها ، اهمیت این سلاح بیشتر در مراحل اولیه جنگ ، برای نفوذ به درون شبکه های چند لایه دفاع هوایی خواهد بود ، به همین منظور ، مسیر بالستیکی آن بر خلاف موشکهای کروز ، مستقیم نیست و به گونه ای طراحی شده تا با در اختیار داشتن مانور پذیری افزون تر ، رهگیری و انهدام آن مشکل تر گردد . این مهمات جدید عبری ، با مجهز شدن به یک سامانه ناوبری داخلی ، تقریبا" در برابر هر گونه اقدامات متقابل برای منحرف نمودن آن ، مصونیت داشته ، در عین اینکه می تواند در هر گونه شرایط آب و هوایی بسوی هدف شلیک گردد . بدین سبب ، با برنامه ریزی و سرمایه گذاری مناسب ، صنایع هوا- فضای اسراییل سرانجام در ژوئن 2018 به شکل غیر رسمی اعلام نمود که در جریان یک تست محرمانه که برروی یکفروند جنگنده اف-16 نیروی هوایی صورت پذیرفت ،از یک پرتابه بالستیک با شناسه اولیه Rampage به درازی 15 فوت و وزن 1200 پاوند که از هدایت GPS نیز بهره میبرد ، رونمایی نموده که هم اکنون IAF قصد دارد تا با سرمایه گذاری بیشتر ، آن را بصورت انبوه بخدمت بگیرد . بدین ترتیب ، با در نظر گرفتن احتمال ورود بخدمت این جنگ افزار جدید ، نیروی هوایی اسراییل میتواند به آرامی ، ناوگان جتهای رزمی خط مقدم خود را به قابلیت حمل جنگ افزارهای خانواده ALBM مسلح کند که این نیز به نوبه خود ، به معنای افزایش توانمندی های رزمی تهاجمی غیر هسته ای این نیرو خواهد بود . همزمان با انتشار این خبر، نیروی هوایی روسیه نیز از چنین سلاحی رونمایی نمود و گفته میشود که چینی ها نیز درصدد توسعه این فناوری برای ناوگان بمب افکن های سنگین و میان وزن داخلی خود هستند . ادامه دارد ...................... پی نوشت : 1- منابع مورد استفاده در انتهای مقاله پیوست خواهد شد . 2- این متن و بخش دومی که ارائه خواهد شدرا با دقت بیشتری مطالعه فرمایید ... 3- پاراگراف آخر این مقاله در نوع خودش قابل توجه هست ، یک قدرت غیر رسمی هسته ای ، تهاجمی ترین سلاح موجود در زرادخانه خودش را به کلاهکهای متعارف مسلح می کند . صرفاً برای میلیتاری / مترجم MR9
  19. 33 پسندیده شده
    با سلام خدمت دوستان عزیز میلیتاریست. با توجه به بحث های مطرح شده در خصوص ونزوئلا و شبیه سازی هائی که برخی از دوستان در مورد سوریه و ونزوئلا و احتمال درگیری و جنگ (داخلی / خارجی) انجام دادند ، و همچنین در پاسخ به سوال برادر عزیزمون pckho0r که فرمودند یه رویو مختصر از ارتش ونزوئلا بگذارید ، به اتفاق هم ، در چند پست پیاپی برخی از تسلیحات نیروهای مسلح ونزوئلا رو به اشتراک میگذاریم : نیروی زمینی نیروی زمینی ونزوئلا ، عمدتا متکی به تسلیحات روسی شده است. هر چند تسلیحات کشورهای دیگری نظیر آمریکا ، فرانسه و اسرائیلی هم در ارتش این کشور به چشم میخوردو البته صنایع تسلیحاتی ونزوئلا هم در این زمینه فعالیت هائی را داشته اند و اقدام به تولید برخی از تسلیحات مورد نیاز این کشور نموده اند. مسلسل تهاجمی روسی AK-103 ، اسلحه سازمانی نیروی زمینی ونزوئلا مسلسل سبک اسرائیلی یوزی مسلسل سبک CAVIM Orinoco III ساخت ونزوئلا ( با کمک اسرائیل و بر اساس یوزی اسرائیل) دوش پرتاب ضد هوائی روسی 9K338 Igla-S دوش پرتاب ضد هوائی سوئدی RBS-70 توپ کششی 155 میلی متری آمریکائی M-114 راکت انداز خودکششی روسی BM-30 Smerch تانک روسی T-72B1V ؛ ستون فقرات زرهی ارتش ونزوئلا خودرو تاکتیکی Tiuna UR-53AR50 (نسخه ساخت ونزوئلا Humvee آمریکائی) هلی کوپتر روسی Mil Mi-35M2 Caribe هلی کوپتر آمریکائی بل 205 آ / UH-1H Huey ادامه دارد ... پ.ن : دوستانی که پسندیدند مثبت را فراموش نکنند. پ.ن 2 : ان شاء الله در سه پست بعدی نیروی دریائی ، هوائی و پدافندی ونزوئلا رو هم یک بررسی مختصر خواهیم داشت.
  20. 32 پسندیده شده
    تلفات زرهی سوریه در جنگ هفت ساله /قسمت اول تانک تی 90 در سوریه ارتش سوریه در طول هفت سال جنگ با نیروهای مخالف مختلفی شامل شورشیان داخلی و تروریست‌های خارجی که غالبا از سلاح های سبک استفاده می کردند درگیر شده است. با توجه به حجم بالای اطلاعات در درسترس مربوط به این حوادث، می توان تلفات زرهی ارتش سوریه را شناسایی و رصد کرد. ارتشی که زمانی، ششمین ارتش جهان از لحاظ تعداد تانک‌ها بود. قبل از بررسی تلفات تجیهزات زرهی سوریه که می‌توان آن را با استفاده از شواهد بصری (عکس‌ها و فیلم‌ها) دنبال کرد، روش جمع‌آوری اطلاعات بررسی می‌شود. مقاله با گفتگو پیرامون چرایی امکان از دست دادن بسیاری از وسایل نقلیه زرهی پایان خواهد یافت. قبل از درک چگونگی تلفات زرهی سوریه در این جنگ، اهمیت دارد که خلاصه‌وار پیشینه ارتش عربی سوریه بحث شود. به مدت چندین دهه ارتش عربی سوریه دو وظیفه‌ی تامین امنیت داخلی دولت بشار اسد و همچنین انجام عملیات دفاعی/تهاجمی علیه اسرائیل را برعهده داشت. وظیفه دوم (انجام عملیات دفاعی/تهاجمی علی اسرائیل) بیشترین تاثیر را بر ارتش این کشور داشت و باعث شد که ارتش سوریه تمرکز شدیدی برای به دست آوردن تعداد زیادی تانک، نفربر و سلاح‌های ضد تانک (عمدتا شامل آرپی جی و موشک های هدایت شونده ضد تانک شوروی بود) داشته باشد. به دلیل ترس از حمله اسرائیل، سوریه زرادخانه خود را در پایگاه های متعدد در سراسر این کشور توزیع کرد. تعدادی از این پایگاه های در دمشق و درعا که در نزدیکی ارتفاعات اشغالی جولان است واقع شده اند. تانک تی-55 منهدم سوریه در آغاز جنگ سوریه در سال 2011، زرهی سوریه بر روی کاغذ شامل موارد زیر بود: تانک‌ها تی - 55: 2000 دستگاه تی - 62: 1000 دستگاه تی - 72: 1500 دستگاه نفربرها: بی ام پی 1: 2000 دستگاه بی ام پی 2: 100 دستگاه خوردهای پشتیبانی زرهی بی وی پی-1 : 100 دستگاه شلیکا: 400 دستگاه خودروهای بازیابی زرهی: 130 دستگاه تجهیزات کششی ووزدیکا 2 اس 1 : 300 دستگاه آکاتسیا 2 اس 3 : 100 دستگاه نکته: تعداد برآورد شده قبل از جنگ را در حالت خوشبینانه است. بعضی از وسایل زرهی در دهه‌های گذشته به دلیل عدم نیاز عملیاتی، از دست رفته اند. درحالی‌که تعداد زیادی از آن‌ها به دلیل انبارداری طولانی مدت و عدم نگهداری، قبل از جنگ غیرعملیاتی (حتی نیاز به اورهال داشتند) بوده اند. بعدها ارتش سوریه ده‌ها نفربر MT-LB و تانک تی 90 روسی را به خدمت گرفت. تی 90 برای اولین بار در اواخر سال 2015 به وارد نبرد سوریه شد. قرار دادن کیسه‌های پر شده از شن و خاک در جلوی تانک‌های سوری برای کاهش خطر اصابت ATGM همچنین ارتش سوریه بر روی کاغذ انواع دیگر خوردهای زرهی مانند: نفربرهای سری بی تی آر، توپ‌های خودکششی T-34 / D-30 و دیگر وسایل زرهی را دارا بود. با این حال، این تجهیزات به طور کلی منسوخ شده‌اند و ارزش عملیاتی ناچیزی دارند. بسیاری از آن‌ها سال‌ها پیش اوراق یا از خدمت خارج شده‌اند. در بهترین حالت ممکن است که برخی از آن‌ها در ایستگاه‌های ایست –بازرسی مناطق تحت کنترل دولت سوریه به کار گرفته شوند. در نتیجه این مقاله فقط به آن دسته از تجهیزات زرهی که در طول جنگ سوریه به طور فعال در میادین جنگ استفاده شده‌اند می پردازد. تانک های تی 62 ام روسی در پایگاه نظامی شهر طرطوس سوریه جمع آوری شواهد بصری همانطور که آگاهید، یوتیوب، سایت‌های ویدیوئی و سایت‌های میزبان تصاویر بسیاری از فیلم ها مربوط به جنگ داخلی سوریه را به ادعای مبارزه با افراط گرایی و خشونت حذف می‌کنند، به دلیل سوء استفاده از این اطلاعات توسط طرفداران مختلف درگیر این جنگ، بسیاری از عکس‌ها و فیلم‌ها از بین رفته است. با این وجود یوتیوب هنوز منبع اصلی شواهد بصری است که برای این پایگاه داده، جمع آوری شده است. تصاویر جمع آوری شده توسط نویسنده از بهار 2015 بیشتر بر روی استفاده تروریست ها از موشک‌های هدایت شونده ضد تانک متمرکز شده است. تانک اصلی میدان نبرد تی-72 ارتش سوریه توسط موشک ضدتانک هدایت شونده نابود شده است یکی دیگر از منابع مهم مورد استفاده پیرامون تلفات زرهی سوریه، لینک‌های یوتیوب است، گرچه بسیاری از این لینک‌ها از بین رفته است. همه این‌ها و سایر منابع دیگر آرشیوی شامل 102 گیگابایت اطلاعات در قالب 3853 فایل است که 85 درصد آن فیلم‌هایی است که بیش از 100 ساعت می باشد. همان طور که در بالا ذکر شد، این مقاله فقط شامل مواردی است که شواهد بصری در مورد آن وجود دارد. به همین دلیل ممکن است تلفاتی وجود داشته باشد که به دلیل عدم شناسایی در مقاله نیامده باشد. اصطلاح "تلفات" تمام وسایل زرهی آسیب دیده، نابودشده و به غنمیت گرفته شده را شامل می‌شود. در صورتی که تصاویر جزئیات کافی برای تشخیص نوع دقیق تانک را نداشته باشد آن مورد به عنوان "تانک ناشناخته" دسته‌بندی می‌شود. از آنجا که ارتش سوریه تعداد اندکی از نفربرهای بی ام پی 2 و خودروهای پشتیبانی زرهی بی وی پی-1 ای ام بی اس (ارتش سوریه تقریبا 100 دستگاه از هر کدام داشت) را دارا بود و بی ام پی 2 هم به ندرت در خارج از استان دمشق ظاهر شده است بنابراین آنها به عنوان بی ام پی 1 دسته بندی شده اند. نفربر بی‌ ام پی 2 سوری غنیمت گرفته شده توسط داعش برای جلوگیری از شمارش مجدد تلفات زرهی، اقداماتی از قبیل مقایسه تصاویر پایگاه‌های تصرف شده و شمارش خودروهای زرهی غنیمت گرفته شده یا نابود شده توسط تروریست‌ها یا نیروهای دموکراتیک سوریه (کردها) انجام گرفته است. از جایی که ارتش سوریه به ندرت تجهیزات نقلیه زرهی را از دشمان خود به غنیمت گرفته است پس این موارد در محاسبات وارد نشده است. همچنین یکی از کارهای دشوار دست‌یابی به اطلاعات خودروهای زرهی تعمیر شده توسط ارتش سوریه است، به احتمال زیاد تعداد کمی از این تجهیزات زرهی تعمیر شده باشند زیرا عکس‌های ماهواره‌ای نشان می‌دهد که تاسیسات نظامی اورهال و تعمیر ارتش سوریه، فعال نیستند. پس از بحث در مورد روش جمع آوری اطلاعات، تلفات زرهی سوریه به تفکیک سال بررسی می‌شود. تلفات زرهی سال 2011 در طی ماه‌های نخستین شورش سوریه، بیشتر درگیری‌ها یک‌جانبه و از طرف ارتش سوریه بود. با این حال به تدریج با توجه به جدایی نیروها از ارتش آنها مقاومت مسلحانه را سازماندهی کردند که در ابتدا خوردروهای زرهی با مقاومت کمتر را هدف قرار می‌دادند که اکثر آن‌ها بی ام پی 1 بودند. در سال 2011 در مجموع 20 خودوری زرهی از بین رفتند. تلفات زرهی سال 2012 در سال 2012 تلاش‌های زیادی برای متوقف کردن جنگ صورت گرفت که منجر به آتش‌بس شد. هرچند آتش‌بس در مناطق زیادی نقض می‌شد خشونت‌ها کاهش یافت و در نتیجه تلفات زرهی سوریه اندک بود. این آرامش نسبی تا اوایل ماه می 2012 ادامه داشت تا این‌که شورش‌های "البیضاء" و "بانیاس" اتفاق افتاد. در آن زمان نیروهای مخالف تصمیم به ترک آتش بس و آغاز حملات به خوبی برنامه ریزی شده به موقعیت‌های دولت سوریه کردند. نتیجتا این امر موجب افزایش عظیم تلفات زرهی سوریه به 97 دستگاه در ماه ژوئیه و82 دستگاه در ماه اوت شد. با وجود این واقعیت که تروریست‌ها مجهز به سلاح‌های سبک بودند (سلاح اصلی تروریست‌ها در برابر زرهی سوریه، آر پی جی، بمب‌های کنار جاده‌ای و مین بود) علت چنین تعداد بالای تلفات، ترکیبی از ضعف‌های ارتش سوریه بود. در زمان آتش‌بس تروریست‌ها آماده سازی قابل‌توجهی برای حمله به نقاط آسیب‌پذیر کرده بوند. واقعیت آن است که در آن زمان در بیشتر مناطق، خطوط اصلی هنوز ایجاد نشده بود که در بیشتر حملات فرصت غافلگیری را تروریست‌ها می‌داد. در نتیجه دولت سوریه بعضی از مناطق غیرقابل دفاع را رها کرد (تسلیم کرد) که باعث کاهش تلفات زرهی سوریه به 30-50 دستگاه در ماه شد. بر اساس شواهد، ارتش عربی سوریه 521 خودروی زرهی و تانک را در سال 2012 از دست داد. تلفات زرهی سال 2013 در سال 2013 خطوط مقدم به تدریج تثبیت شد. تلاش سوریه برای بازپس‌گیری مناطق از دست رفته، نیاز به سازماندهی بهتری داشت. سوریه با یک فرماندهی واحد و البته وجود سطوح فساد در نیروهایش به این‌کار علاقه‌مند بود. در عین حال شورشیان و تروریست‌ها تجربه‌هایی را به دست‌آورند و همچنین مقادیر قابل توجهی از ATGM ها را دریافت کردند که با آنها اجازه حمله به بسیاری از پایگاه‌های با سطح دفاعی پایین را داد. برخی از تروریست‌ها نیز خوردوهای زرهی که ارتش سوریه با حداقل پشتیبانی پیاده نظام به ندرت به مناطق شهری تحت قلمرو تروریست‌ها ارسال کرده بود را به غنیمت گرفته بودند و از آن‌ها استفاده می‌کردند. این دو موضوع باعث افزایش قابل توجه تلفات ارتش سوریه شد. در مجموع 501 دستگاه خودروی زرهی و تانک سوری در سال 2013 از بین رفت. تلفات زرهی سال2014 سال 2014 با درگیری‌های گسترده بین شورشیان و دولت اسلامی عراق و شام (داعش) آغاز شد. این درگیری‌ها موجب انحراف نیروهای انسانی و قدرت آتش مخالفین و تروریست‌ها ضد یک‌دیگر و به نفع ارتش سوریه شد و موجب کاهش تلفات زرهی سوریه به حدود دوازده دستگاه در هر ماه شد. با این وجود پس از تثبیت خطوط مقدم بین داعش و سایر تروریست‌ها، توجه گروه‌های افراطی به سمت مقابله با حملات ارتش سوریه و پایگاه‌های جدا شده‌ی (از مناطق تحت کنترل) ارتش که اغلب ذخایر باورنکردنی سلاح و مهمات را دارا بودند تغیر داد. 4 موشک کورنت به غنیمت گرفته شده توسط تروریست‌ها در خلال حمله‌ی ارتش سوریه به شرق فرودگاه نظامی ابوالضهور ادلب در ماه‌های ژوئیه و اوت سال 2014 داعش چندین پایگاه ارتش در استان رقه از جمله پایگاه تیپ 93 تصرف کرد. داعش بیش از 12 تانک تی 55 را در این پایگاه به غنیمت گرفت. بعدها تعداد کمی تجهیزات زرهی در طی بازپس‌گیری میدان گاز شاعر در اکتبر همان سال به دست داعش، توسط این گروه به غنیمت گرفته شد. در ماه دسامبر، تروریست‌ها حملات بزرگی را در استان ادلب اجرا کردند که منجر به سقوط پایگاه دولتی وادی ضیف شد و تقریبا ارتش سوریه باز 30 دستگاه زرهی موجود بیشتر آن‌ها را از دست داد. ATGM ها یکی از موثرترین سلاح‌ها در برابر زرهی ارتش سوریه بود. اما تروریست‌ها تا سال 2014 تنها تعداد کمی از این سلاح‌ها را توسط دولت‌های خارجی دریافت کرده‌بودند و تا آن زمان مجبور بودند از سلاح‌هایی که از ارتش سوریه به غنیمت می‌گرفتند استفاده کنند. کمبود نسبی ATGM ها در بهار سال 2014 برطرف شد چراکه آمریکا به متحدان خود (عربستان سعودی، قطر، ترکیه و اردن) اجازه داد تا موشک‌های ATGM TOW را در اختیار گروه‌های انتخاب شده تحت برنامه Timber Sycamore قرار دهند (به این گروه‌ها معترضین میانه‌رو گفته می‌شد اما در واقع با دسته‌بندی تروریست‌ها، و خارج کردن نام برخی گروه‌ها مانند داعش، این تروریست‌ها مشروعیت پیدا کردند و در نتیجه آمریکا و متحدین آن توانستند از این گروه‌ها پشتیبانی تسلیحاتی کنند) . TOW2B-A به طور ویژه در اختیار تروریست‌ها قرار گرفت این موشک، یک نسخه بهینه‌سازی شده برای مقابله با تانک‌هایی است که از زره واکنشی استفاده می‌کنند. شلیک موشک هدایت شونده‌ی ضد تانک آمریکایی تاو در جریان درگیری‌های سوریه یکی از شرایط دریافت موشک‌های جدید تاو، ارائه شواهد ویدیوئی از این موشک‌ها در حالت استفاده از آن‌ها بود. از این رو بسیاری از حملات با استفاده از تاو در یوتیوب بارگذاری شد که این‌کار شناسایی تلفات زرهی سوریه را آسان‌تر کرد. به تدریج تحویل تاوهای ATGM افزایش پیدا کرد زیرا تایید شد که گروه‌های تروریستی بیشتری آن‌ها را دیافت کرده‌اند و تیم‌های بیشتری به یادگیری استفاده از این سلاح پرداختند. در مجموع ارتش سوریه 346 دستگاه خودروی زرهی و تانک در سال 2014 از دست داد. ادامه دارد ترجمه شده توسط GHIAM/ صرفا برای میلیتاری
  21. 32 پسندیده شده
    ناسا و اسپیس ایکس تا آخر خط رو رفتن و حالا که همه تکنولوژی رو دارن فقط بخاطر هزینه ی پایین تر این کار رو میکنن در ثانی تحریم نیستن و کسی جرأت نداره ماهواره هاشون رو بلوکه کنه! انگار قضیه ماهواره مصباح و ایتالیا رو فراموش کردید حتی اگه تمام پروژه فضایی ایران ریختن مستقیم پول توی جوب باشه، من یکی ترجیح میدم پولم اینطوری ریخته بشه توی جوب تا اینکه بره تو حلقوم یه آقازاده
  22. 32 پسندیده شده
    تا اینجای کار موتور هایی رو که مدلسازی کردم در کنار هم قرار دادم و خروجی گرفتم مدل سه بعدی ،موتور موشک ماهواره بر سیمرغ ، موتور موشک شهاب 3 ، موتور موشک وی 2 Simorgh Orbital Carrier Rocket Engine Shahab 3 Ballistic Missile Engine V2 Ballistic Missile Engine
  23. 31 پسندیده شده
    عقب نشینی ارتش ایالات متحده از سوریه دگرگونی در استراتژی یا زمینه سازی برای دخالت افزون تر !!!! رییس جمهور دونالد ترامپ به شکل رسمی از تصمیم کشورش برای خروج واحدهای رزمی از خاک سوریه خبرداد و اعلام نمود که اجرای کامل این برنامه تا ابتدای سال 2019 بتدریج تکمیل خواهد شد . از یک نظر ، مهمترین دستاویز دولت آمریکا برای اعزام واحدهای رزمی به سوریه ، ازمیان بردن سیطره شبه نظامیان داعش ( یا بنابر ادبیات مورداستفاده تحلیگران غربی ، دولت اسلامی . م ) محسوب می شد ، اما مقامات تصمیم گیر در واشنگتن ، از همکاری با سایر طرفهای درگیر در سوریه نظیر روسیه باهدف ازمیان بردن شبه نظامیان شورشی خودداری کرده و به شکلهای مختلف ، عناصر منتسب به روسیه ، جمهوری اسلامی ایران و ترکیه را متهم به زمینه سازی و تقویت این گروه ها می نمودند . بدین سان ، تا حال حاضر نزدیک به 2000 نفر از نظامیان آمریکایی (برخی این ارقام را بالاتر از برآوردهای فعلی محاسبه می کنند .م ) به این کشور اعزام شده اند و به اعتقاد برخی ناظران ، حضور این نیروها به مانعی برای اقدام دولت سوریه و متحدانش برای اقدام برعلیه توانمندی های رزمی داعش محسوب میشد . این مساله ، بعنوان پیش فرض کلیدی برای منتقدین حضور ایالات متحده در سوریه مورد استفاده قرار میگرفت و این ادعا مطرح میشد که ارتش ایالات متحده ، بصورت علنی ،از شبه نظامیان شورشی سوریه حمایت میکند . علاوه براین ، شدت گرفتن حملات داعش از مناطق تحت کنترل ایالات متحده بر علیه مواضع ارتش روسیه ، سوریه و متحدین شان باعث شد تا سیل اتهامات بسوی واشنگتن روانه شود. با این حال ، اگر چه حضور مستقیم ارتش ایالات متحده ، مانع اصلی اتحاد بخش های مختلف تحت کنترل دولت دمشق بشمارمی آید ، اما این مساله نتیجه نامطلوب مشخصی را برای طرفهای غربی نیز به بار آورده و آن نزدیکتر شدن همکاری های نظامی ، امنیتی روسیه ، کره شمالی و ایران با هدف مقابله با استراتژی " تغییر رژیم " کشورهای غربی و همچنین افزایش آسیب پذیری نظامیان آمریکایی مستقر در پایگاه های ثابت در درون خاک سوریه بود . به اعتقاد برخی ناظران نظامی ، بدلیل وجود تنش های پنهان میان ایالات متحده و ایران و همچنین پشتیبانی پنهان و پیدا جمهوری اسلامی و حتی روسیه از این نیروها ( حزب ا... . م ) ، باعث شده تا ارتش ایالات متحده ، بصورت فزاینده ای نسبت به حملات واحدهای منتسب به حزب ا.. لبنان آسیب پذیر گردد . اما برخی نیز معتقدند که ماهیت حضور این نیروها در سوریه و پشتیبانی همه جانبه از سوی عناصر تهاجمی نیروی دریایی و همچنین سنجشگرهای اطلاعاتی مستقر در فضا ، نقطه قوتی برای ارتش محسوب می شود و درصورت هر گونه اقدام به حمله ، بطور قطع ، پاسخی همه جانبه را از سوی آمریکایی ها در پی خواهد داشت . A "...... اما تحلیگران دسته نخست براین عقیده اند که آسیب پذیری دارایی های ارتش آمریکا در سوریه ، در اکتبر 2018 به عینه به نمایش گذاشته شد ، چرا که دراین دوره زمانی ، پرنده های بدون سرنشین ایرانی که گونه ای برگرفته از RQ-170 محسوب میشدند ، به حملات تهاجمی دقیقی ، بر علیه مواضع شبه نظامیان شورشی داعش ، درست در نزدیکی پایگاه های نظامی ایالات متحده دست زدند . گفته میشود ، این حملات که در غافلگیری کامل طرف آمریکایی صورت پذیرفت ، تنها زمانی این امر برای فرماندهان آنها در منطقه روشن شد که ایرانی ها حملات دقیقی را با استفاده از موشکهای بالستیک از مبداء خاک خود به اجرا گذاشتند ...... A " این درحال است که واحدهای رزمی ارتش ایالات متحده ، زیرساختهای متعددی را در مناطق تحت کنترل خود ایجادنموده و برای پشتیبانی آتشبارهای سنگین توپخانه را در اختیار دارند که قدرت آتش قابل توجهی را در اختیار آنان می گذارد ، اما وقوع این رویداد در آینده ، درصورتی که با شدت و پراکندگی بیشتری برخوردار باشد ، موجبات آسیب شدید را برای این موقعیتها فراهم می کند . اما خروج دارایی ها و پرسنل ارتش آمریکا از سوریه ، ازیک نظر می تواند منجربه افزایش تنش ها میان ایالات متحده با ایران وحتی ایجاد جرقه جنگ میان حزب ا... و اسراییل گردد واین به نوبه خود ، به معنای مقدمه چینی برای سخت تر شدن موضع ایالا متحده نسبت به این دو باشد . از سویی دیگر ، مقابله مستقیم ، فرصت قابل توجهی برای تسویه حسابهای قدیمی میان طرفین خواهد بود . چنانکه در صورت وقوع این شرایط ، شکل چینش عناصر تهاجمی ایالات متحده در منطقه به گونه ای است که اجرای حملات هوایی وموشکی برعلیه سایتهای ثابت دشمن در سراسر منطقه فراهم است ، در حالی که پس از اتمام برنامه عقب نشینی ، عملا" تهدیدی متوجه واحدهای آمریکایی ( حداقل در ظاهر . م ) وجود نخواهد داشت . با این حال ، واحدهای عملیات ویژه ارتش ایالات متحده ، بدلیل برخورداری از تحرک بسیار بالا ، همچنان حضور نامحسوس خود را در خاک سوریه حفظ خواهند نمود و این دقیقا" همان شرایطی است که برای واحدهای عملیات ویژه سایر کشورها درگیر در سوریه نظیر ترکیه ، ایران ، کره!!!!!!!!!!!!!! ، اسراییل و بریتانیا مصداق خواهد داشت . پی نوشت : به پارگرافی که با حرف A مشخص شده ، با دقت بیشتری ملاحضه بفرمایید . وجود دو بازوی هوایی و موشکی در کنار هم ، تا چه اندازه خواهد توانست توان تهاجمی را به دشمن اثبات کند .... ، این تحلیلی است که در چند سال اخیر بارها و به شکلهای مختلف در میلیتاری بیان شد . صرفاً برای میلیتاری / مترجم MR9 بن پایه
  24. 31 پسندیده شده
    یه مدلسازی کردم از روی موشک شهاب دو که تصاویرش رو میزارم البته به علت عدم وضوح عکس ها یسری از اجزا شو نتونستم دربیارم مدل سازی ها با نرم افزار راینو 5 انجام شده و متریال دادن و رندر گرفتن با نرم افزار Keyshot 8 مدل سه بعدی ساختار موشک شهاب 2 SHAHAB 2 Missile structure
  25. 31 پسندیده شده
    درود به دوستان گرامی وبگاه میلیتاری واچ اعتقاد داشت که در صورتی که تامکت ها با فناوری جدید در ایران ارتقاء یافته و آماده عملیات باشند برای حفظ تعادل نظامی در منطقه باید از شکاری هایی مانند F-35 استفاده کرد. چندی بعد تعدادی F-35 در یکی از مستعمرات آمریکا در نزدیکی تنگه هرمز مستقر شدند. به این بهانه متن زیر تهیه شده است باشد که برای دوست داران گربه و صنعت هوایی و نظامیان آموزنده باشد. میراث رابرت مک نامارا رابرت مک نامارا وزیر دفاع آمریکا و از دید خیلی از آمریکایی ها مسئول افتضاح ویتنام آرزو داشت که نیروی دریایی و نیروی هوایی به جای استفاده از ده ها نوع هواپیمای مختلف از چند نوع هواپیمای مشترک استفاده کرده و به اینگونه هزینه های لجستیکی ارتش عظیم ایالات متحده آمریکا کاهش بیابد. F-111B برای نیروی دریایی و F-111A برای نیروی هوایی در نظر گرفته شد. طرح اف-111 بسیار بزرگتر و سنگین تر از آن بود که روی ناوها به راحتی مورد استفاده قرار بگیرد به همین دلیل نیروی دریایی به دنبال جنگنده ای رفت که سبکتر و کوچکتر باشد اما همان توانایی ها را داشته باشد. عکس1 عکس2 عکس3 نیروی هوایی هم بیکار ننشسته بود و از درون الزامات پروژه FX طرح f-15 را بیرون کشید. این بار مک نامارا دوباره از هر دو نیروی دریایی و هوایی خواست که سازش کرده و گونه دریایی f-15 با بال تا شونده و ارابه فرود مستحکمتر برای نیروی دریایی توسعه داده بشود که تلاش های سه نفر با نامهای کوچک تام باعث شد که F-15N عملی نشود. اقدامات دریاسالار توماس کانلی و دریابان توماس مورر و حمایت مک نامارا منجر به تولید جنگنده ای شد که بعدها به دلیل اینکه جنگنده های نیروی دریایی Bearcat, Hellcat, Cougar, Panther, Tiger و ... همگی یک جورایی نام گربه داشتند و دو ژنرال و یک غیر نظامی ارشد مدافع آن همگی نام "تام" داشتند، تامکت نامیده شد. گرومن شرکتی بود با تجربه دریایی آشنا به نیازهای نیروی دریایی و خوشنام برای آن نیرو. گرومن طرحی مشابه F-111 را ارائه داد. سکان عمودی این جنگنده برای جا شدن در هنگرها کاهش ارتفاع داده شد و برای حفظ کارایی آن از یک سکان به دو سکان تبدیل شد و 9 درجه هم زاویه یافت که بازهم کوتاه ترش کرد. موتور این جنگنده به صورت موقت همان موتور اف-111 یعنی TF30 انتخاب شد که اولین موتور توربوفنی بود که در جنگنده ها بکار رفته بود و مصرف سوخت کمتری نسبت به نمونه های توربوجت داشت. بعدها این موتور به F110-GE-400 ارتقاء یافت. اگر چه قرار بود وزن این هواپیما حداکثر 55000 پوند و خیلی سبکتر از f-111 هشتاد و دو هزار پوندی باشد اما دست آخر وزنی بین 65000 تا 75000 پوند یافت بسته به نوع محموله. عکس4 عکس5 برای اینکه موتور F110 در داکت طویل موتور تامکت جاداده شود و بالانس وزنی هم صورت بگیرد یک قسمت اضافی به طبقه پس سوز موتور F110 اضافه شد که پسوند GE400 مربوط به همین مورد است. بعد از نصب موتور قدرتمند تر بود که تامکت به شکاری که برای آن طراحی شده بود نزدیک شد و حین پرواز با پس سوز مشاهده پدیده shock diamonds (شوک الماسها) روی این هواپیما معمول شد. تصویر پدیده شوک الماسها شوک الماسها یک پدیده ایروداینامیک هست که در سرعتهای بالا هنگام استفاده از پس سوز هوای داغ خروجی در برخورد با هوای سرد بیرون موتور به درون تیوپ فرضی پس زده می شود و با جریان گاز خروجی برخورد می کند و حلقه ای روشن تولید می کند و دوباره این پدیده اینقدر تکرار می شود که دمای گاز خروجی به میزانی کاهش یابد که برای ایجاد پدیده مناسب نباشد. تصویر دیگری از پدیده شوک الماسها با وجود تقویت موتور کمتر دیده شد که تامکتها با مهمات کامل لود بشوند زیرا که این جنگنده مانند همه جنگنده های دیگر و حتی هواپیما های مسافر بری برای فرود ایمن محدودیت وزنی برای بازگردادن مهمات و سوخت داشت (به همین دلیل است که مسافر بر ها به هنگام فرود اضطراری سوخت خود را تخلیه می کنند تا هم آتش نگیرد و هم به وزن مجاز برای فرود زود هنگام برسند.) و نباید بیشتر از چهار موشک فینیکس را برای بازگشت به پایگاه با خود حمل می کرد در غیر این صورت ضربه فرود از عمر شکاری می کاست و ایمنی فرود را کاهش می داد. علاوه بر 6500 کیلوگرم مهماتی که تامکت قادر به حمل بود توپ زیر دماغه تامکتها به 672 تیر کالیبر 20 میلیمیتر مجهز بود که نواخت تیر 6000 در دقیقه داشت. دست آخر تامکتها را به دلیل اینکه زمان خدمتی آنها به بیش از 32 سال رسید و قطعات آن از دسترس ایران خارج بشود کنار گذاشتند و به boneyard یا گورستان شکاری ها فرستادند. برخی قسمتهای تامکت از آنچنان آلیاژ محکمی از تیتانیوم ساخته شده بود که تخریب آن با ماشین آلات سنگین هم به سختی ممکن بود. تامکت نه فقط یک جهش تکنولوژی بود بلکه در برخی سوانح مانند این انفجار تامکت حین شکستن دیوار صوتی در ارتفاع پایین (که اخیرا در سایت yjc.ir هم بازتاب داده شده بود) با رجیستری 161146 جمعی اسکادران شیرهای سیاه VF-213 که در اقیانوس آرام و 800 مایلی غرب گوام رخ داد هر دو خلبان به سلامت ایجکت کردند و توسط کشتی پاول جونز از آب گرفته و به ناوهواپیمابر ابراهام لینکلن تحویل داده شدند. فیلم شکستن دیوار صوتی در ارتفاع پایین و سپس انفجار خود تامکت در بین خلبانان معروف بود که این پرنده با وجود دیدن صدمه شدید مطابق رسم جنگنده های دریایی موفق در جنگ دوم جهانی همواره شانس نجات بالایی برای پرسنلش دارد و آنها را به خانه باز میگرداند. در29 ژوئن 1991 دو فروند جنگنده جمعی یگان شیرهای سیاه VF-213 مستقر در ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن در یک پرواز ارتفاع متوسط با یکدیگر تصادم کردند که خدمه یکی به سلامت ایجکت کردند و دیگری که بالش صدمه دیده بود توانست در سنگاپور به زمین بنشیند. در سانحه دیگری یک فروند F-14A در 13 نوامبر 1993 با رجیستری 161433 جمعی اسکادران شبه سواران VF-142 مامور به ناو آیزنهاور در خلیج فارس رادوم خود را از دست می دهد بطوری که برخورد رادوم با کانوپی آن را تخریب کرده و خلبان را مجروح می کند اما خلبان با مهارت به ناو باز می گردد. در نبرد مرصاد هم که یک فروند تامکت با دسته چندین فروندی پشتیبانی هوایی عراقی ها بر روی منطقه غرب درگیر شد، یکی از ده ها موشکی که به سمت تامکت پرتاب شد بدون اینکه عمل بکند از نوز تامکت عبور کرد اما خلبان بقیه هواپیما را به پایگاه سالم بازگرداند. در این تصویر هم شما تامکت جمعی اسکادران کیش و مات VF-211 مامور به ناو اینترپرایز را می بینید که به دلیل سانحه یکی از سکانهایش را از دست داده ولی موفق شده است که به سلامت به ناو بازگردد. در ثانیه 21 این فیلم هم نبود یکی از استبیلایزرها دیده می شود. لیست برخی سوانح تامکت. هزینه های نگهداری تامکت زیاد بود و قرار بود که با نمونه دریایی اف-22 تعویض گردد اما (به دلیل عدم توانایی آمریکا در تراشیدن دشمنی که مردم را به اندازه کافی به وحشت بیاندازد تا بودجه کافی پنتاگون تصویب شود و قطع بودجه های نیروی دریایی. م.) به ساخت نمونه دریایی جنگنده سبک و کم خرج تر اف-18 موقتا رضایت دادند تا جنگنده جدید و بودجه آن و بقیه مقدمات آماده بشود. اینگونه بود که F-35 به عنوان گران ترین برنامه تسلیحاتی تاریخ در گونه های هوایی(F-35A)، تفنگداران دریایی (F-35B)و ناو نشین (F-35C) به تولید نمونه مهندسی رسید. (ژاپنی ها یک روشی دارند به نام Design-Review-Based_on_Failure-Mode در این روش که برخاسته از مدیریت کایزن است شما هرگز نباید در تولید محصول جدید تغییرات بزرگی نسبت به محصول قبلی داشته باشید و تغییر را منبع بروز خطا می دانند. در این روش هر کاری که در شرکت انجام می دهید باید فقط در راستای دادن ارزش افزوده به مشتری باشد. البته این روش برای کشورهای توسعه یافته می تواند در مواردی خوب باشد اما همین مدیریت باعث شد که حداقل در محصولاتی مثل گوشی همراه ژاپنی ها از رقبایی مانند کره حتی عقب هم بیافتند. روشی که آمریکایی ها در برنامه F-35 در پیش گرفتند نقطه مقابل DRBFM بود و طبیعتا بدون ریسک نبود.م.) آخرین گزارش رسمی (به قلم مایکل گیلمور مدیر بازنشسته اداره ارزیابی و تست عملیاتی(DOT&E)) در مورد برنامه های مالی وزارت دفاع آمریکا در سال 2016 که قسمتی از آن به این هواپیما اختصاص دارد به نحوی است که منتقدین برنامه F-35 آن را یک فاجعه ملی 1400 میلیارد دلاری می دانند. هر چند طرفداران این هواپیما دلایلی می آورند اما ملاک این گزارش حال حاضر این هواپیما است نه 10 سال دیگر اگر بودجه های کافی برای رفع عیوب آن تامین بشود و رفع عیبها به نحوی باشد که عیبهای جدید بروز نکند. (خواندن این گزارش و تفاسیر آن از آنجایی که ما هم برنامه ی مشابهی داریم (قاهر و جنگنده سنگین و نیمه سنگین) برای تکرار نکردن تجربه آمریکایی ها مناسب است و یک درس چند هزار میلیارد دلاری است. م.) گزارش رسمی از لینک زیر قابل دانلود است و به جناب MR9 و بقیه دوستان تقدیم می شود. https://github.com/mwookawa/misc/blob/master/2016f35jsf.pdf این هم لینک برخط آن هست https://www.documentcloud.org/documents/3262653-FY-2017-DOT-amp-E-JSF-Report.html#document/p26/a338061 دن گرازیر در مقاله ای طولانی با استناد به گزارش بالا به نقد شدید F-35 پرداخته است و معتقد است که در کوتاه مدت باید تعدادی جنگنده از boneyard بازیابی بشوند تا امنیت ملی صدمه نبیند. ریشه نقد دن گرازیر علاوه بر نقدهایی که به همه رادار گریزها وارد است (بدنه و موتور و قدرت مانور ضعیف و برد عملیاتی کم و ...)، بر می گردد به این نقص ساختاری صنعت هوانوردی نظامی آمریکا که قبل از اینکه مهمات مناسبی تولید بشود، پلتفرم جدید تولید می گردد که مجبور است از مهمات قدیمی با مشکلات بسیار زیاد استفاده بکند و کارایی چندانی هم نداشته باشد برای مدتها هر چند هزینه بسیار بیشتری نسبت به پلتفرم قبلی دارد. این حقیقت که جنگنده های موجود که با آمدن F-35 باید به boneyard بروند برتری های فراوانی نسبت به جنگنده جدید دارند نیز مزید بر علت شده است. قسمت زیادی از نقدها باز می گردد به سامانه ALIS که رژیم ساخته بانکدارهای آلمانی یهودی تنها کشوری است که از نصب آن معاف شده است و در واقع F-35 اسرائیلی فقط موتور و بدنه و رادار و توپش آمریکایی است و بقیه توسط خود این رژیم نصب شده است. در F-35 از الکترونیک به عنوان کاهش دهنده هزینه ها استفاده شده نه برای افزایش توانایی ها. این هواپیما حجم عظیمی از داده ها را توسط سنسورهایش تولید می کند اما به جایی که مزیت باشد کامپیوتر مرکزی آن گاها دوچار دوبینی و چند بینی است و یک هدف را بیشتر از یکی اعلام می کند. سامانه الکترواپتیکال آن هم ضعیف تر از هواپیماهایی است که قرار است جانشین آن بشود! به نحوی که مطابق گزارش گیلمور اف-35 ابتدا باید به هدف بسیار نزدیک شده آن را تشخیص دهد و سپس از آن دور بشود تا بتواند از مهمات دور ایستای خود استفاده بکند که به این ترتیب شانس غافلگیری ناشی از رادار گریزی را از دست می دهد. سامانه Distributed Aperture System (DAS) نصب شده بر روی هلمنت چند صد هزار دلاری این شکاری نیز حکایتی است. این سامانه تصاویر 360 درجه از یک کره به مرکز شکاری را به خلبان می دهد و علاوه بر آن همه اطلاعات مورد نیاز برای ناوبری و هدف گیری و ... . اما نمایش تصاویر پرش دار به ویژه در سرعتهای نزدیک به صوت و اهداف غیر واقعی ناشی از دو بینی کامپیوتر مرکزی و تعداد بیشمار علائم دیگر روی این هلمنت در فضایی نسبتا کوچک آنچنان فشاری به خلبان وارد می کند که معمولا خلبانها بیشتر امکانات آن را از کار می اندازند تا بتوانند پرواز بکنند بدون اینکه روان پریش بشوند. در یک تست هدف گیری با استفاده از AIM-9X خلبانها گزارش دادند که آنقدر نشانه های مختلف روی نمایشگر نشان داده می شد که دیگر قادر به دیدن هدف نبودند و هنگام رهگیری اهداف نشانه ها ناپایدار هستند. این پدیده خیلی بدتر می شود وقتی که تعداد زیادی F-35 در حال پرواز باشند و اهداف را از طریق شبکه ویژه اشان (Multifunction Advanced Data Link (MADL)) به اشتراک گذاشته باشند که از برتری های F-35 نسبت به جنگنده های قدیمی است.(در واقع پدیده سنسور فیوژن و اصول ارگونومی طراحی صنعتی در این طرح رعایت نشده است. این همان باگی است که در ناو وینسنس به دلیل استفاده از تنها دو مانیتور کوچک برای نمایش داده های عظیم تولید شده توسط رادار و ابرکامپیوتر آن باعث مخلوط شدن نشانه تامکت روی باند بندرعباس با نشانه پرواز 655 ایران ایر عبوری از روی جزیره سیری در کانال هوایی A54 شد و ترکیب این پدیده با تجاوز این ناو به آبهای ایران در جزیره سیری و بی کفایتی و وحشت و توحش پرسنل ناو فاجعه ای آفرید که امروزه تحت نام باگ واسط کاربر در دانشگاه هایشان تدریس می شود. م.) ناکارامد بودن به عنوان شکاری برتری هوایی در یک نبرد هوایی در سال 2015، F-35 مغلوب یک فروند F-16 شد که با افزودن بار اضافی و مخزن اکسترنال سوخت و موارد دیگر قابلیت مانور آن اف-16 را عامدا به شدت کاهش داده بودند. گزارش گیلمور کماکان بر وجود این ضعف تاکید دارد. هر چند طرفداران اف-35 داگفایت را مربوط به دوران گذشته می دانند اما در بسیاری از موارد از جمله خطا رفتن موشکها اجتناب ناپذیر است و اگر به این صورت داگفایت دیگر معنا نداشت نیروی هوایی بر نصب توپ زیر دماغه روی F-35A اصرار نمی کرد. (یک ماموریت گشت هوایی یا اسکرامبل را تصور کنید. مطابق پروتکل در زمان صلح F-35 باید به هواگرد هدف نزدیک شده و به آن دستور دهد که مسیرش را تغییر دهد و اگر نداد با یک چرخش مهماتش را نشان بدهد تا بفهمند که مسلح است و .... اگر جنگنده مفروض یک سوخوی 27 باشد اف-35 مجبور است که در صورت عدم تمکین وارد داگفایت با آن بشود که خوب اینجا دیگر رادار گریزی معنا ندارد و نتیجه برای F-35 فاجعه بار خواهد بود. پس این هواپیما یا اف-22 نمی تواند جانشین یک اف-16 یا اف-15 گشت هوایی بشود. اف-16 می تواند در هر ثانیه 360 درجه حول محور خود چرخش بکند و این چرخش برای تامکت 90 درجه است در هر ثانیه م.) اکثر نبردهای هوایی در سرعتهای نزدیک به سرعت صوت (سرعت صوت برابر است با 667 نات) مثلا 640 نات رخ می دهد که در این سرعتها پدیده های گذرای ایرودینامیک روی بدنه هواپیما آثار مخربی در کیفیت کار و عمر آن و سنسورهایش دارند. چرخش های سریع در این سرعت می تواند باعث پدیده wing-drop در F-35 و نتیجتا پدیده اسپین و سقوط گردد. پیمان کار سازنده به جای اینکه ایراد ایرودینامیک در قابلیت مانور را رفع بکند اقدام به ایجاد پیچیدگی بیشتر در نرم افزار کنترل کرده که همین باعث وجود یک لختی در پاسخ به فرامین خلبان توسط هواپیما شده است. ظرفیت نبرد هوایی این جنگنده چندان زیاد نیست زیرا در حال حاضر حداکثر از دو تیر آمرام می تواند استفاده بکند و در آینده حداکثر قادر خواهد بود که از 4 تیر آمرام استفاده کند. به این ترتیب هر نبرد هوایی که این جنگنده قرار است در آن درگیر بشود بهتر است که بسیار کوتاه باشد افزون بر این موشکهای آمرام برای نبرد نزدیک چندان بهینه نیستند. توپ زیر دماغه این جنگنده هم چندان قابل استفاده نیست زیرا افزون بر اینکه نرم افزار آن هنوز تکمیل نشده است، هنگام شلیک دریچه توپ (در F-35A به دلیل رادار گریزی توپ پشت دریچه مخفی شده است.م.) باز شده و فشار هوای ناشی از ایرودینامیک به ویژه در پرواز نزدیک به صوت هواپیما را دچار تغییر جهت می کند که نتیجه آن خطا رفتن گلوله های با ارزش است. بدتر اینکه این هواپیما تنها حدود 4 برست قادر به شلیک است قبل از اینکه مهماتش تمام بشود. مهندسان در حال تغییرات نرم افزاری برای اصلاح خطای توپ زیر دماغه هستند. در گونه های B و C از توپ زیر دماغه استفاده نشده و از توپ در پاد بیرونی استفاده شده است که عدم دقت احتمالا غیر قابل تصحیح خاص خودش را دارد. ناکارآمد به عنوان بمب افکن! دلایل فراوانی وجود دارد که F-35 را نمی توان به عنوان بمب افکن با یک F-16 مقایسه کرد. به دلیل نقص نرم افزاری و نبود مهمات مناسب تا 2021 فعلا این هواپیما از یک نوع بمب هدایت شونده 500 پوندی استفاده می کند که سنگر شکن هم نیست و دارای موتور و پیشرانه هم نیست. در نتیجه F-35 باید به هدف بسیار نزدیک بشود. طراحی پنهان کار باعث شده که برد عملیاتی این هواپیما از F-16 بسیار کمتر باشد پس چگونه می تواند به اهدافی درعمق روسیه یا چین نزدیک بشود؟ کشورهای اروپایی، روسیه، چین و حتی ایران انواع سامانه های پسیو و اکتیو ارزان قیمت را توسعه داده اند که همه انواع پنهان کارها را می توانند ردیابی بکنند. در جنگ با یوگوسلاوی با استفاده از سامانه های قدیمی از رده خارج سام-3 و رادارهای موج بلند (باند L) و spotter ها یک فروند F-117 سرنگون شد و یک فروند دیگر طوری صدمه دید که از عملیات خارج گردید. به ویژه سامانه های الینت و Passive-Detection-System قادرند هر گونه استفاده از دیتا لینک (که مزیت این جنگنده است) را تعیین موقعیت بکنند. f-35 برای رفتن به عملیات نیازمند یک فایل Mission-data-load (MDL) است که کلیه جزئیات هدف و مسیر، بازتابهای راداری و آثار مادون قرمز اهداف و ... را درون خود دارد. بدون این فایل سامانه های کامپیوتری این هواپیما قادر به انجام سنسور فیوژن نیستند و عملا اجرای عملیات غیر ممکن است! تهیه این فایل در یک آزمایشگاه مرکزی انجام می شود و ماه ها به طول می انجامد تا برای عملیات F-35 در یک منطقه خاص آماده بشود. بدیهی است که تغییرات دوره ای و غیر منتظره در آرایش پدافندی دشمن می تواند به روز بودن این فایل را به شدت به خطر اندازد. گزارش گیلمور صراحت دارد که تا قبل از 2020، MDL های ساخته شده برای F-35 ها تکمیل و تست نخواهند شد. ناکارآمد در پشتیبانی نزدیک به دلیل ضعف در پشتیبانی نزدیک بازنشست شدن A-10 ها تا سال 2021 به تعویق افتاد. به دلیل دقتی که توپ زیر دماغه A-10 داشت (شعاع کمتر از 6 متر) و اهمیت توپ در هدف قرار ندادن نیروی خودی در پشتیبانی نزدیک، شکاری که توپ آن دقت نداشته باشد برای این کاربرد مفید نیست. هر چند طرفداران F-35 مدعی هستند که روش قدیمی پشتیبانی نزدیک به تاریخ پیوسته و F-35 از ارتفاع بالا بمبلت های مینیاتوری را با دقت سانتی متر بر روی دشمن فرو خواهد ریخت اما چنین مهماتی هنوز ساخته نشده و معلوم هم نیست که کی ساخته بشود و با سامانه نرم افزاری F-35 تطبیق داده بشود. همچنین فرماندهان زمینی همواره استفاده از توپ را بر بمبهای نقطه زن ترجیح می دهند به دلیل تلفات کمتری که به نیروی خودی وارد می کند. در حالیکه A-10 حامل 1100 گلوله ضد زره 30 میلیمتری بود و می توانست 10 تا 20 حمله را صورت بدهد F-35A دارای 182 گلوله و نمونه های Bو C دارای 220 گلوله 25 میلیمتری هستند که تنها 2 تا 4 حمله را می توانند انجام بدهند. صرف نظر از خطای ناشی از مشکلات ایرودینامیک توپها در تست ها نشان داده شد که سامانه هدفگیری نصب شده روی کلاه خلبان مشکل جدی با توپ دارد و خطای تیر اندازی وحشتناکی تولید می کند که تصحیح این نرم افزار دست کم 3 سال وقت نیاز دارد. کانوپی F-35 از مواد اکریلیک ضخیم همراه با پوشش نانو ذرات طلا ساخته شده تا بازتاب راداری کلاه خلبان را ناچیز بکند اما همین کانوپی ضخیم و پوشش آن دید بیرونی خلبان را محدود و همراه با خطا کرده و خلبان مجبور به استفاده از سامانه DAS است که هنوز مشکلات فراوانی دارد. مشکل دیگر F-35 در پشتیبانی نزدیک این هست که نمی تواند با سرعت کم در ارتفاع کم پرواز بکند و بدنه آن تحمل برخورد گلوله های کالیبر سبک نیروهای زمینی را ندارد. به عبارت دیگر به دلیل ایرودینامیک و بالهای کوچکی که فشار زیادی را باید تحمل بکنند حداقل سرعتی که این هواپیما می تواند با ایمنی پرواز بکند بالا است که برای پشتیبانی نزدیک و تشخیص دقیق اهداف در ارتفاع پایین مناسب نیست. مطابق جداول تخمین منطقه خطر برای مهمات 500 پوندی شعاعی به اندازه 250 متر است. که به این معنی است که دشمن می تواند در این فاصله از نیروی خودی با خیال راحت مانور انجام بدهد. البته بمبهای قطر کم 250 پوندی در حال تولید آزمایشی نرخ پایین هستند که برای F-15E در نظر گرفته شده اند که حتی اینها هم برای پشتیبانی نزدیک خیلی بزرگ هستند. پشتیبانی نزدیک فقط بمباران نیروی زمینی دشمن نیست و نیازمند ارتباط نزدیک با نفرات روی زمین است. (در جنگ با عراق خلبانها به همراه پرسنل مخابرات نیروی هوایی به خط مقدم فرستاده می شدند برای این کار. م.) چنین ارتباطی نیازمند سامانه های مخابراتی دقیق و ایمن است اما در مورد این هواپیما مواردی از ارسال و دریافت داده با فرمت اشتباه و پیغام های جا افتاده مشاهده شده که در این سطح از فناوری مایه شرمندگی است. از طرفی مدافعین F-35 تقویت پدافند پرتابل در خطوط تماس با دشمن را علت نیاز به F-35 در پشتیبانی نزدیک می دانند اما سرهنگ مایک پیتروچا نظر خودش را دارد. F-35C برای عملیات روی ناو مناسب نیست! پرواز عمودی این هواپیما ضمن مصرف سوخت زیاد و اشغال فضای داخلی زیاد در نمونه ای که این قابلیت را دارد، دمای زیادی را به باند پروازی اعمال می کند که کل ناو را به خطر می اندازد و پرواز افقی آن به کمک فلاخنها هم تلاطم ناجوری به جنگنده می دهد که باعث صدمه دیدن گردن خلبانهایی که وزن کمتر از 136 پوند دارند می شود که مشهور به مشکل چرخ ارابه است gearing problem است. در این پرتاب با فلاخنها شکاری در ظرف 2 ثانیه در طولی کمتر از 100 متر از سرعت صفر به 280 کیلومتر در ساعت می رسد که شتابهای منفی و مثبت نا متعارفی که به بدن خلبان در حین استفاده از فلاخن می آید باعث می شود که یکی از موارد برتری F-35 یعنی هلمنت 5.1 پوندی، به گردن خلبانها صدمه بزند. افزون بر آن ضرباتی که ماسک اکسیژن به دهان خلبان می زند و خارج شدن هلمنت از تراز باعث می شود که تمرکز خلبان در حساس ترین لحظات پرواز از داده های پروازی و تصاویر نمایش داده شده درون هلمنت دور بشود که ریسک بالایی دارد. لینک مرتبط1 لینک مرتبط2 به این ترتیب تلاشهایی شروع شده که وزن این هلمنت را از 5.1 پوند به کمتر از 4.8 کاهش بدهند. خلبانها برای رهایی از این مشکل کمربند های ایمنی خود را خیلی محکم می بندند و خودشان را به صندلی می چسبانند اما این خودش مشکل دیگری را ایجاد می کند که در صورت بروز سانحه حین تیکاف دسترسی آنها به دستگیره ها برای انجام ایجکشن و پریدن بیرون از هواپیما خیلی سخت می شود و البته جریان خون را هم در بدن آنها خیلی غیر طبیعی تر از قبل می کند. سرتیپ کریستوفر بوگدان مدیر پروژه F-35 مدعی است که این مشکل را با سرعت رفع خواهد کرد اما در واقع تعویض کل سامانه چرخ جلو دست کم تا آخر سال 2019 بطول خواهد انجامید اگر بودجه ای وجود داشته باشد. F-35 در فرود بر روی ناوها هم مشکل دارد. فرود یک جنگنده بر روی ناو در واقع یک سقوط کنترل شده است. بالهای کوچک این هواپیما سرعت فرود را افزایش داده و شدت ضربه برخورد را هم همچنین که عمر بدنه هواپیما را کاهش می دهد. نقطه اتصال هوک به شکاری بعد از هر 5 بار فرود بقدری فرسوده می شود که کلا باید تعویض گردد در صورتی که این در طراحی الزامات 15 بار دیده شده بوده است بنابراین باید به کل با موادی جدید یا سازه ای جدید دوباره طراحی بشود. ایجاد بال تاشو برای نمونه ناو نشین f-35 منجر به کاهش استحکام بال در مانورهای سنگین و فرود روی ناو شد بطوریکه ژنرال کریستوفر بوگدان مجبور به در خواست طراحی دوباره بال برای نمونه دریایی گردید. برای نیروی دریایی بر خاستن و نشستن شکاری یک حرف هست و نگهداری آن در ماموریت دراز مدت دریایی یک حرف دیگر. معمولا مانوری انجام می دهند به نام R&I که در این مانور موتور هواپیما را در هنگر ناو هواپیمابر، باز و دوباره می بندند. در مانوری که برای F-35 انجام شد، در حالی که کل هنگر به یک فروند F-35 اختصاص داشت، 55 ساعت به طول کشید. این درحالی است که این زمان برای F-18 بین شش تا هشت ساعت در جایی تنگ است. مشکل تعویض موتورF-35 فقط زمان نیست. باید قسمتهای زیادی از بدنه با دقت باز بشود بطوریکه صدمه به آنها وارد نشود و این نیازمند فضای زیادی است که در یک ناو در حال ماموریت معمولا به اندازه کافی وجود ندارد. مشکل دیگر پهنای باند محدود و گاها قطع اتصال ناو هواپیمابر به شبکه جهانی به دلیل ماموریتهایی همراه با سکوت رادیویی است. F-35 نیازمند انتقال حجیم داده هایی که سنسورهایش تولید می کنند به آزمایشگاه مرکزی است. این داده ها در سامانه محلی و جهانی ALIS که مخفف Automatic-Logistic-Information-System است برای عیب یابی، طراحی عملیات تهاجمی، سفارش خودکار قطعات، زمان بندی فعالیتهای تعمیرات و نگهداری و ... کاربرد دارد. عملیات اسکادرانهای F-35 نیازمند حجم عظیمی از انتقال داده ها بین ناو و آزمایشگاه مرکزی است که با محدودیتهای ارتباطی یک ناوگروه همخوانی ندارد به طوری که در مانوری که برای تست ALIS انجام شد انتقال 200 مگابایت در این سامانه 2 روز به طول انجامید!!! در حالیکه تفنگداران دریایی قصد خرید 340 فروند F-35B و 80 فروند F35C دارند، نیروی دریایی قصد خرید 260 فروند F-35C و نیروی هوایی قصد جایگزینی ایگلها (بیش از 2700 فروند) با 1763 فروند F-35A بدون قابلیت عمود پروازی را دارند. برخی رهبران پنتاگون گونه دریایی را تنها مشکل می دانند و جیمز ماتیس دستور بازنگری برنامه نمونه دریایی و مقایسه مجدد آن با F-18 سوپر هورنت را داده است. این نشان می دهد که پنتاگون ممکن است به دنبال برنامه قابل اعتمادتری نسبت به F-35C باشد. تنها موردی که در F-35 واقعا استیلث است قیمت تمام شده واقعی آن است. قیمت تمام شده هر فروند تاکنون رقمی بین 150 تا 350 میلیون دلار اعلام شده و قرار دادهایی که در مورد این شکاری بسته شده است با قوانین لازم الاجرای کنترات های دولتی آمریکا در تضاد است. پیش بینی ها در صورتی که هزینه ها بالاتر از این که هست نرود این است که برای تعمیر و نگهداری در یک دوره 30 ساله خدمت F-35 ها هزینه ای برابر با هزار میلیارد دلار خواهند داشت و برای خرید جنگنده مورد نیاز هم دست کم باید 1400 میلیارد دلار پرداخت بشود. هزینه 258 ساعت پرواز یک F-16 در سال 2016 ساعتی 20398 دلار بود همین هزینه برای 358 ساعت پرواز A-10 برابر با ساعتی 17227 دلار بوده است و در مقابل F-35 به دلیل پیچیدگی فراوان در ازای تنها 163 ساعت پرواز هزینه ساعتی 44026 دلار داشته است. به عبارت دیگر نگهداری این جنگنده دو برابر گرانتر از جنگنده هایی است که قرار است آنها را به گورستان بفرستد. آمادگی رزمی خلبانها کافی نیست! به دلیل اینکه زمان گراند بودن F-35 ها به نسبت طولانی است و availability یا قابلیت در دسترس بودن به صورت جنگنده کاملا عملیاتی پایینی دارند، خلبانها نمی توانند حداقل 30 ساعت پرواز را در ماه با این جنگنده پر بکنند و در نتیجه آمادگی آنها در شرایط رزمی به اندازه دیگر اسکادرانها نخواهد بود کار به جایی رسیده که در برخی اسکادرانها برای حفظ آمادگی پروازی خلبانها شاید بهتر باشد با جنگنده های دیگری پرواز بکنند. قابلیت بودن در زمان مناسب در جای مناسب در این جنگنده زیر سئوال است بهره برداران شکاری معتقد هستند که سامانه ALIS به قدری دست و پا گیر است که هنگامی که می خواهند عملیاتی با بیش از یک فروند F-35 داشته باشند زمان تهیه طرح پرواز به قدری طولانی می شود که ممکن است انجام عملیات دیگر مفید نباشد. در هر مکانی که اسکادران F-35 مستقر بشود باید شبکه نسبتا سنگین محلی کامپیوتری ALIS و اتصال آن به شبکه جهانی ALIS برقرار بشود تا این شکاری بتواند عملیاتش را انجام بدهد. پیچیدگی این کار به نحوی است که برای رفع برخی مشکلات در مناطق عملیاتی سطوح ایمنی دسترسی را کاهش دادند تا خدمه تعمیر و نگهداری بتوانند وظایفشان را انجام بدهند موردی که بر خلاف الزامات طراحی بود و نتایج خاص خودش را دارد. به هر روی لختی ناشی از زمان زیاد مورد نیاز برای بارگذاری فایلها به درون F-35 ها باعث می شود که آنها روی زمین باشند هنگامی که نیاز هست در آسمان باشند و شکاری روی زمین دارایی نیست بلکه هدف است. هنگامی که یک هواپیمای جدید به اسکادران پروازی اضافه می شود دست کم 24 ساعت زمان لازم است که با سامانه محلی ALIS تطبیق داده بشود و این زمان برای کل اسکادران حدود 2 هفته است. مشکلات ناشی از قابلیت اطمینان F-35 یک اسکادران کلاسیک نسل 4 و 4++ در صورتیکه از پشتیبانی فنی و یدکی مناسبی برخوردار باشد دارای ضریب دسترس پذیری 80 درصد است که در جنگ 1991 شکاری های آمریکایی نیز دسترس پذیری در این حد داشتند اما در مورد اسکادران های F-35 این عدد همواره زیر 60% بوده است. اثر این میزان دسترس پذیری آنگونه بود که در سال 2016 هر F-35 تنها هفته ای دو پرواز می توانست انجام بدهد درحالیکه هر اف-16 هفته ای 3 پرواز و هر A-10 هفته ای 4 پرواز می توانست انجام بدهد. (البته همه این عدم آمادگی مربوط به پیچیدگی F-35 و تجربه کم نگاهداری پرسنل و خلبانان آن نیست بلکه سیستمهای تشخیص عیب این هواپیما بسیاری از عیوب را که در شکاری های دیگر قابل رویت نیست آشکار می کند و طبیعتا شکاری تا رفع عیب گراند می شود در حالیکه شکاری های نسل 3 و 4 با عیبهای فراوان پرواز می کردند و خیلی وقت ها هم با خوش اقبالی سالم به پایگاه باز می گشتند. م.) زنجیره پشتیبانی از F-35 هم رضایت بخش نبوده است در حالیکه الزامات قرار داد قطعه برداری از جنگنده های گراند شده را یک بار در ازای هر 100 سورتی پرواز اعلام کرده برای F-35 موجود این یک بار برای هر 10 سورتی پرواز است و زمان باز آمد جنگنده های قطعه برداری شده در ازای هر قطعه برداری مقدار فراوانی افزایش می یابد. تعمیر بدنه های رادار گریز نیز یک مورد زمان گیر است بطوریکه برخی از چسبهایی که مورد استفاده قرار می گیرد دست کم 168 ساعت نیاز دارند تا کامل خشک بشوند و خاصیت رادار گریزی برای باند ایکس حفظ گردد. از بین 276 عیب بحرانی کشف شده در F-35 هفتاد و دو عیب مستقیما با عملیات این جنگنده در ارتباط هستند و اولویت یکم برای رفع شدن را دارند. برای مثال در 2010 معلوم شد بوشینگی که برای اتصال سکان عمودی به شکاری استفاده شده استحکام کافی ندارد. در بین 2010 تا 2016 تغییراتی در طراحی این قسمت از بدنه انجام گرفت که در گزارش ارزیابها در 2016 کماکان نشان می دهد که اتصال ضعیف است و بعد از 250 ساعت تست سکان عمودی از دست رفته است در حالیکه این بوشینگ باید مطابق قرار داد 8000 ساعت دوام می آورده است.(نفوذ خدمات و قطعات و پیمان کاران ارزان چینی در چنین پروژه هایی.م.) (اینجا باید دید که کشورهایی مانند ترکیه و ایتالیا و اسپانیا که بنیه مالی خیلی قدرتمندی ندارند چگونه می خواهند از چنین شکاری پر خرج و کم بازده ای بهره برداری بکنند. جایی که بهره برداری از 3 اسکادران 12 فروندی F-35 برای آنها دست کم 250 میلیارد دلار هزینه دارد و سامانه ALIS می تواند شکاری ها را فقط در صورتی قابل پرواز بکند که آمریکایی ها با پرواز آنها موافق باشند. اعتقاد من این است که جنگنده های رادار گریز نباید جایگزین جنگنده های دیگر بشوند. اگر جنگنده ها را به شمشیر زنها تشبیه بکنیم، اف-18 سوپر هورنت یک سامورایی است اما اف-35 یک نینجا. نینجا ها جایزه بگیرانی نامرئی هستند که فقط زمانی موفق هستند که عملیات نا منظم در بین باشد و برای نبرد کلاسیک و منظم مفید نیستند. بنابراین وجود جنگنده های رادار گریز الزامی است اما نه با این تصور که جای آنهایی که رادار گریز نیستند را بخواهند بگیرند و این تصمیم آمریکا یک اشتباه راهبردی دیگر است که دست کم باعث نصف شدن تعداد جنگنده های آنها و همچنین کاهش قدرت آتش چشمگیرهر کدام از آنها به دو سوم خواهد شد در حالیکه میزان دسترس پذیری آنها هم دست کم دو سوم جنگنده های نسل قبل است و در نهایت آمریکا به سطح قدرت پایین تری حدودا یک سوم نسبت به قبل نزول خواهد کرد که البته کماکان قدرت بسیار بزرگی است. م.)