برترین های انجمن

  1. MR9

    MR9

    Forum Admins


    • امتیاز

      10,249

    • تعداد محتوا

      5,889


  2. alala

    alala

    Editorial Board


    • امتیاز

      4,454

    • تعداد محتوا

      2,983


  3. arminheidari

    • امتیاز

      3,886

    • تعداد محتوا

      6,223


  4. aminor

    aminor

    VIP


    • امتیاز

      3,395

    • تعداد محتوا

      2,444



ارسال های محبوب

مشاهده بیشترین محتوای مورد پسند کاربران از یکشنبه, 16 تیر 1398 در همه مناطق

  1. 64 پسندیده شده
    UAV kent 2.0 concept: عملیات تن ماهی تاپیک پیش رو حاصل جمع آوری اطلاعات از منابع اوپن سورس و تحلیل های شخصی بر اساس آن می باشد بخش اول: روزی روزگاری در یمن اخیرا شاهد حمله ای بهت آور به پالایشگاه بزرگ بقیق در عربستان با ظرفیت پالایش 6.8 میلیون بشکه نفت در روز و تعدادی دیگر از تاسیسات نفتی مرتبط با آن بودیم که قیمت جهانی نفت را با شوکی 20 درصدی مواجه کرد، در پی این حمله حدود نیمی از تولید نفت عربستان و 5 درصد از کل تولید نفت جهان مختل شد. ساعاتی پس از این حمله جماعت انصار الله یمن مسئولیت این حمله را بر عهده گرفتند. گرچه حوثی ها این حمله به این پالایشگاه که در منطقه شمال شرق عربستان در نزدیکی سواحل خلیج فارس، جنوب شرق راس تنوره و غرب بحرین قرار دارد را از نوع پهپادی اعلام کردند، ولی برخی شواهد از حمله و مهمتر از همه تصاویری که از یکی از موشک های به ظاهر فیل شده در مسیر منتشر شد، حاکی از آن بود که دست کم بار اصلی این حملات بر عهده ی موشک های کروز بوده است. این حمله را می توان موفق ترین و خسارت بار ترین و یکی از دوربرد ترین حمله حوثی ها به عمق خاک عربستان دانست که در آن تعداد قابل توجهی موشک کروز شلیک شده بود. از دیگر ویژگی های شاخص این حمله آنچنان که در تصاویر مشخص است دقت بالای اصابت ها در برخورد به تاسیسات حیاتی پالایشگاه است که قطعا ناشی از وجود نوعی سیکر فاز ترمینال برای برخورد دقیق با اهداف از قبل برنامه ریزی شده است. این حمله گرچه پرتعداد ترین حمله ی با موشک کروز توسط حوثی ها بود که در بحث برد و تعداد شلیک در نوع خود در بین تمامی قدرت های نظامی خاور میانه بی رقیب بود، اما اولین حمله با موشک کروز توسط یمنی ها نبود. بخشی از بقایای موشک های ظاهرا فیل شده در این حمله (گفته می شود 3 موشک از میان 7 موشک کروز شلیک شده قبل از رسیدن به محدوده ی هدف سقوط کرده است): اما در طی چند ماه قبل هم در دست کم 2 حمله به فرودگاه های ابها و جیزان اثراتی از بکار گیری موشک کروز اما در شلیک های تکی یا کم تعداد دیده می شد. حمله به فرودگاه جیزان به صورت ترکیبی با پهپاد های انتحاری و ظاهرا تعداد اندک یا حتی تنها 1 موشک کروز استفاده شده بود، در تصاویر مربوط به حمله تعدادی اثرات برخورد که با اثرات تخریبی پهپاد های انتحاری مطابقت دارد دیده می شد که دارای دقت بالایی نبودند و نیز نابودی کامل یک سیلوی بزرگ، در صورتی که نابودی آن سیلو در اثر برخورد موشک کروز باشد، تنها شدت انفجاری کلاهکی حتی 500 کیلوگرمی آن حجم از تخریب را توجیه نمی کند، به نظر می رسد انفجار ثانویه ای مربوط به مواد یا تجهیزات انبار شده در آن سیلو (مانند مهمات) آن حجم از تخریب را به بار آورده باشد. در حمله به فرودگاه ابها، موشکی به سقف سالن فرودگاه برخورد کرد و پس از عبور از سقف قسمتی از انرژی انفجار درون قسمت سالن فرودگاه تخلیه شد که به زخمی شدن 26 تن انجامید. از نکات این برخورد با توجه به فیلم ها و تصاویر مربوط به حادثه، شدت انفجار می باشد که با موشک های کروز بزرگی که عموما حدود 500 کیلوگرم سرجنگی دارند مطابقت ندارد و به نظر دارای اثری به مراتب ضعیف تر است. این مساله نظریه ی استفاده انصار الله از موشک های کروز ایرانی مشتق شده از موشک KH-55 را با تردید جدی مواجه می کرد. از سوی دیگر سعودی ها نیز بر اساس برخی قطعات باقی مانده از آن موشک از جمله بخش هایی مطعلق به موتور که موتوری از نوع مینی توربوجت با اصالت ساخت در جمهوری چک با عنوان TJ-100 عنوان کردند که ایران موشک کروز دیگری به نام "یا علی" که در رسانه های حکومتی داخلی تنها معدود تصاویری از مراحل تست و توسعه آن منتشر شده است و ظاهرا موشکی کوچکتر از سومار است که برد 700 کیلومتری برای آن عنوان شده است، را برای این حمله در اختیار حوثی ها قرار داده است. اما از میان تصاویری که خود عربستان از بقایای این موشک منتشر کردند شواهد غیر قابل انکاری به دست امده بود که این فرضیه را کاملا رد می کرد، قطعه ی مورد نظر آنچنان که پیشتر برادر عزیز seyedmohammad نیز اشاره کرده بودند کاملا با سازه ی موشک یا علی متفاوت است و در برابر بسیار شبیه قطعه ای در قسمت دم موشک سومار است. در اینجا پارادوکسی وجود داشت، در یک سوی قطعات برجای مانده از موشک کاملا متفاوت با کروز کوچک یاعلی و کاملا مشابه سومار بود، از طرف دیگر اثر انفجار با سرجنگی حدود 500 کیلوگرمی اساسا مطابقت نداشت و نیز موتور TJ-100 با توان تولید حدود 1.3 کیلونیوتن تراست در برابر موتور MS400 مورد استفاده در خا-55 که حدود 4 کیلونیوتن تراست تولید می کند، کاملا فاقد توانایی لازم برای به پرواز دراوردن موشکی همچون سومار بود. تصاویر مربوط به حمله به فرودگاه ابها: بقایای مربوط به موشک کروز مورد استفاده انصار الله : اندک زمانی بعد انصار الله در نمایشگاهی از تسلیحات جدید خود رونمایی کرد که دارای 2 عضو شاخص بود، پهپاد انتحاری جدیدی معروف به شاهد X و یک موشک کروز به نام قدس. این موشک شباهت غیر قابل انکاری به موشک هویزه داشت با این تفاوت که کوچکتر بود و البته به نظر می رسید که وارونه بر روی استند قرار گرفته است. از تفاوت های این موشک با هویزه به غیر از ابعاد کوچکتر آن استفاده از بال ثابت به جای بال جمع شونده درون بدنه بود که می توان آن را به یکی از 2 دلیل زیر نسبت داد: اول آنکه این کار به دلیل ساده تر کردن ساخت و منتاژ موشک با توجه به امکانات محدود انصار الله و کاهش هزینه های مربوطه صورت گرفته است، کما اینکه نصب موتور به صورت خارجی (خورجینی) به مانند هویزه بر خلاف خا-55 که پیشران ابتدا در داخل بدنه قرار دارد و در فاز کروز به بیرون آن منتقل می شود نیز با همین رویکرد و کاستن از پیچیدگی های مکانیکی صورت گرفته است. البته در برابر این رویه در مورد موتور در هویزه و قدس در بال، قرار دادن این موشک ها در لانچر های چندتایی را دشوار یا اساسا نشدنی می سازد. دلیل دوم را می توان به آن نسبت داد که نسخه ی نمایش داده شده در واقع تنها یک ماکت است و در نسخه ی واقعی بال ها جمع شونده هستند. موشک قدس نمایش این موشک هم مساله تشابه قطعه قسمت دم با خا-55 و موشک های مشتق شده از آن را توجیه می کرد، هم قدرت تخریب کمتر آن و نیز قطعات مربوط به پیشران را. اما اینکه ایران به عنوان منشا مفروض این تسلیحات چرا در موازات موشک یا علی، موشک کروز کوچک دیگری را توسعه داده است، این موشک چه تفاوت های عملکردی با یا علی دارد، و اساسا دارای چه قابلیت ها و بردی ست کماکان در حاله ای ابهام قرار داشت. از انجایی که فرودگاه های ابها و جیزان در فاصله ی کمی نسبت به مرز های یمن قرار داشتند برخی منابع بردی نهایتا چندصد کیلومتری را برای این موشک تخمین می زدند، اما با حمله ی اخیر به بقیق و یا مفروض دانستن یمن به عنوان مبدا شلیک، شاهد بردی در حدود 1000 کیلومتر هستیم! سوالات زیادی در مورد این موشک کماکان بی پاسخ باقی ماندند ... موتور TJ-100 و اطلاعات مربوط به آن، برخی منابع اذعان داشته اند که نسخه ی بومی این موتور در ایران به نام طلوع-10 تولید می شود: بخش دوم: در اعماق سوراخ خرگوش پاول نومنکو دانشمند اوکراینی متولد 9 سپتامیر 1965 در کیو است، که عضو آکادمی مهندسی دانشگاه ملی هوا فضای اوکراین-موسسه ی هوانوردی خارکیف[1] می باشد. نومنکو در سال 2003 عنوان بهترین کارفرما را به عنوان مدیر عمومی از سوی کمپانی هواپیما سازی دولتی خارکیف (KSAMC) را دریافت کرد. وی توانست از سوی مجله تخصصی هوانوردی آمریکایی "Aviation Week and Space Technology" نشان Laureate را برای موفقیت در پیشبرد پروژه ی [2]An-140 که اولین هواپیمای مسافربری بود که در دوران استقلال اوکراین پس از فروپاشی شوروی طراحی و ساخته شده بود را دریافت کند. وی نویسنده ی طرح های پژوهیشی متعدد آکادمیک و نیز دارای ابتکاراتی در حوزه ی توسعه و تولید هواپیماهای با سرنشین و بی سرنشین است، و توانسته پتنت هایی را در کشور های اوکراین، روسیه، آمریکا، اتحادیه اروپا و نیز ایران ! ثبت کند. از ایشان در ایران دست کم 8 پتنت رسمی به شرح زیر ثبت شده است: قفسه چمدان هواپیما کابین مسافری هواپیمای AN-140 قفل سریع قفل کابین برای AN-74 پوشش دریچه اضطراری برای AN-74 بلوک مسافر انفرادی برای AN-74 عنصر قفسه چمدان برای AN-74 روش ساخت عناصر هواپیما دستگاه محافظ پنجره هواپیما بخشی از زندگی نامه: وی در سال 1982 از کلوزکی لیسوم واقع در کیف فارق التحصیل شد و پس از آن راهی دانشگاه ملی هواوفضا – مؤسسه هوانوردی خارکیف شد، و توانست در سال 1988 با رتبه ممتاز به عنوان مهندس مکانیک از این دانشگاه فارق التحصیل شود. نومنکو کار خود را به عنوان استاد در سایت تولیدی کارگاه منتاژ نهایی کارخانه هواپیما سازی خارکیف شروع کرد. در این زمان KSAMC تولید انبوه هواپیمای An-72 را در دست اقدام داشت. آنتونوف-72 به دلیل ویژگی های پروازی منحصر به فرد اش، سادگی تعمییر و نگه داری و توانایی نشست و برخاست اش بر روی باند های نیمه آماده، تبدیل به بستری برای خانواده ای کاملا جدید از هواپیماهای چند منظوره ی An-72 / 74 ملقب به " SUV پرنده" شد. An-72 InterAMI در اگوست 1990، در شب فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، نومنکو کمپانی KSAMC را ترک کرد تا شرکت خصوصی خودش را با نام InterAMI تاسیس کند. معروف ترین پروژه این شرکت تولید مشترک تلویزیون های آمیترون با همکاری سامسونگ در سال های 1992 تا 1995 و تولید پلیمر بر اساس فناوری کمپانی آلمانی ADM Isobloc در سال های 1994 تا 2004 بود. این شرکت در سال 1996 با کمپانی KSAMC وارد همکاری شد که حاصل آن شرکت تخصصی "KSAMC Trading House" بود که به بازاریابی تخصصی انواع مختلف هواپیمای An-74 در بازار های بین المللی اختصاص داشت، فعالیت های این شرکت در دورانی که اوکراین در میانه ی بحران اقتصادی غوطه ور بود به فروش 12 فروند An-74 به ایران منتج شد. InterAMI در سال 1999 دپارتمان مهندسی خود را تحت عنوان InterAMI-Interior راه اندازی کرد که وظیفه ی آن طراحی و توسعه بخش های داخلی هواپیما و بالگرد به ویژه برای هواپیما های An-74 و An-140 بود. InterAMI-Interior توانست تغییرات اساسی را در طراحی های قدیمی شوروی سابق در بخش های داخلی هواپیما بر اساس فناوری های جدید غربی که در بازار رقابت پذیرتر بودند، ایجاد کند. پروژه ی بعدی پاول نومنکو به عنوان مدیر InterAMI تاسیس ایرلاین جدید Aeromist-Kharkiv در سال 2002 بود. این ایرلاین تبدیل به یکی از اولین شرکت هایی شد که در پرواز های داخلی و بین المللی به کشور های عوض اتحادیه اروپا، ارمنستان، آذربایجان و روسیه از هواپیمای An-140 استفاده کرد و این استفاده تا سال 2007 ادامه داشت. ایرلاین Aeromist-Kharkiv توانست از کمپانی KSAMC مجوز نمایش عمومی An-140 را در نمایشگاه های هوایی بین المللی بدست آورد. An-140 هوافضا از اواخر دهه ی 90 پاول نومنکو نقش مستقیمی را در پروسه تولید انبوه هواپیما های An-140 و An-74TK-300 که توسط مجتمع فنی علمی هوانوردی آنتونوف طراحی شده بود، ایفا کرد. در طی سال های 2002 تا 2007، نومنکو فرایند تولید هواپیما های: هواپیمای منطقه ای An-140-100 (2004)، هواپیمای تجاری An-74TK-300D (2004)، هواپیمای چند منظوره ی An-74T-200A (2004–2005)، هواپیمای تجاری An-140 VIP (2004)، را در کمپانی KSAMC رهبری می کرد. در پی ابتکار وزارت حمل و نقل اوکراین، به اولین هواپیمای An-74TK-300D شماره ی رجیستری مخصوصی داده شد که حاکی از آن بود که رئیس جمهور اوکراین از هواپیمایی ساخت اوکراین استفاده می کند. پس از انتقال مالکیت این هواپیما به دولت اوکراین در سال 2004، کد رجیستری UR-LDK (L.D. Kuchma) به آن اعطا شد و ملقب به نام UR-YVA (اختصار نام ویکتور یوشچنکو) گردید. نام این هواپیما در سال 2012 به نام بی طرفانه ی UR-AWB تغییر کرد. اولین پرواز آزمایشی An-74T-200A – دسامبر 2004 خارکیف هواپیمای An-74TK-300D در مرحله ی منتاژ نهایی- خارکیف 2003 نسخه ای از هواپیمای An-74 به نام An-74T-200A که در آن حرف A سرواژه عبارت "Arabic" بود در سال 2003 از سوی کمپانی KSAMC در مناقصه ای برای نیروی هوایی مصر با هواپیماهای C-27J Spartan (لاکهید مارتین)، هواپیمایی از شرکت ایتالیایی Alenia Aeronautica، هواپیمای CASA C-295 از سوی کمپانی EADS وارد رقابت شد که در نهایت با پیروزی کمپانی اوکراینی همراه بود که در پی آن نیروی هوایی مصر در ابتدا 3 فروند و نهایتا در مجموع 6 فروند از این هواپیما سفارش داد. از سال 2012 پاول نومنکو برای تعدادی از کمپانی های اروپایی در پروژه های هواپیما های سرنشین دار و بی سرنشین در حوزه ی استفاده از سامانه های پرواز با سیم[3] پرواز با فیبر نوری[4] در کنار سیستم های کنترل کامل موتور دیجیتال (FADEC) ، به عنوان مشاور همکاری می کند. القصه ... ایشان دارای وبسایتی شخصی به نشانی naumenko.info می باشد که در آن به ارائه ی توضیحاتی در مورد پروژه های کاری، مقالات اکادمیک، طراحی ها و سایر موارد مرتبط با صنعت هوانوردی می پردازد که در میان آنها برخی طرح ها و پروژه های مرتبط با حوزه ی نظامی و جنگ افزاری نیز وجود دارد. در پستی منتشر شده در 12 فوریه ی 2015 در مورد طرحی مفهومی از سوی ایشان این چنین آمده است: مهندسین شوروی موشک کروز X-55 (Kh-55) “Kent” [5] را در پاسخی به موشک آمریکایی BGM-109 Tomahawk ساختند. موشک و همچنین اصلاحاتی که بر روی آن اجرا شد از رقیت آن سوی اتلانتیکی اش از جهت راه حل های طراحی و نیز مشخصات فنی برتر بود (نظر نویسنده متن اصلی). این مساله انتقال خط تولید موشک X-55 را از کمپانی هواپیما سازی دولتی خارکیف در اوکراین را به صنایع ماشین سازی Vyatka در کیروف واقع در روسیه در سال 1986، چند سال قبل از فروپاشی شوروی در سال 91 را توضیح می دهد. بر اساس اطلاعات منتشر شده از سوی رسانه های روسی تولید این موشک کماکان در صنایع مستقر در کیروف ادامه دارد. ایده ی فنی موشک X-55 را می توان به عنوان پهپادی که پس از اجرای ماموریت به پایگاه خود باز می گردد توسعه داد، که می تواند جایگاه مناسبی را در بازار پهپاد های چند منظوره ی پر سرعت که می تواند به سرعت 800 کیلومتر بر ساعت برسد، بدست آورد. با استفاده از یک هواپیمای در حال پرواز به عنوان بستر لانچ هواپایه و همچنین قابلیت برگشت به هواپیمای مادر پس از اجرای ماموریت، این جنگ افزار می تواند ماموریت های نظارتی، ارسال محموله تا وزن 100 کیلوگرم به محدوده ی هدف و نیز ماموریت های رزمی را به شیوه ای امن، سریع و ارزان انجام دهد. اصلی ترین تفاوت میان پهپاد (سلاح گشت زننده) با X-55 استفاده از متریال کامپوزیتی پایه کربنی مدرن، موتور مینی توربوجت TJ-100 ساخت جمهوری چک، و سامانه ی FADEC[6] و طول عمر 3600 ساعت پرواز ، همچنین مجهز بودن به سیکر گردان الکترواپتیکال در نوک موشک است. مقایسه ی طرح کنت2 با موشک خا-55 همانطور که مشاهده می کنید، ابعاد و استایل طراحی، نوع موتور مورد استفاده، توان رسیدن به برد های بلند، وزن محموله ی قابل حمل به عنوان سرجنگی و متناسب بودن آن با اثر تخریبی موشک های کروز انصار الله، و نیز پیش بینی شدن سیکر یا سنسور الکترو اپتیکی در دماغه این موشک گشت زننده یا پهپاد قابل استفاده مجدد (بر حسب نوع ماموریت) که دقت بالای اصابت موشک های کروز به تاسیسات پالایشگاه بقیق آنچنان که در تصاویر آمده ست را، توجیه می کند، کاملا با موشک قدس، طراحی آن و مشخصات و اجزا و عملکرد آن از هر نظر تطابق دارد. هرچند در تصاویری که انصارالله از موشک قدس منتشر کرد هیچ تصویر واضحی از دماغه موشک منتشر نشد، ولی با زوم کردن در برخی تصاویر می توان اثری از قطعه ای محدب با رنگ متفاوت در نوک موشک را دید که می تواند پوشش سرامیکی سیکر الکترو اپتیکال باشد، البته از آنجا که نحوه استفاده از این موشک نه به عنوان پهپادی با ماموریت نظارتی، شناسایی با امکان استفاده مجدد، بلکه به عنوان سلاحی دوربرد با جثه کوچک و لجستیک ساده تر و متناسب جنگ های نا متقارن، و نیز بسیار ارزان تر از موشکی چون خا-55 می باشد، از سنسور با قابلیت چرخش به طرفین در دماغه استفاده نشده است و تنها توانایی جلونگری را داراست. در ادامه توضیحات این پروژه این چنین آمده است: نوآوری ها: هواپیمای آنتونوف 74 به دلیل ویژگی های پروازی خوب آن و تاریخچه عملیاتی طولانی و موفق اش، از جمله در نقش نظامی به عنوان هواپیمای مادر و بستر لانچ در نظر گرفته شده است. قرار گیری موتور ها بر روی بال فضای مناسبی را برای حمل این هواگرد در زیر بال ها فراهم می آورد. Kent 2.0 می تواند به سیستم کنترلی غیر ماهواره ای مجهز شود که از طریق اپراتوری درون هواپیمای مادر کنترل و هدایت شود. نمای برش خورده و مشخصات این موشک: به واسطه ی چنین سیستمی می توان تا تعداد 8 موشک/پهپاد را از هواپیمای مادر تا شعاع 100 کیلومتری به صورت مستقل کنترل کرد. با استفاده از ایستگاه های بین راهی با مختصات جی پی اس این پرنده می توند پرواز طولانی تری را به مدت 2 ساعت و تا برد 1500 کیلومتر به انجام برساند. همچنین این پهپاد/موشک قادر است تا در ارتفاع پروازی کمتر از 50 متر و با سرعت 0.7 ماخ به انجام ماموریت پبردازد و در زمانی که به شعاع 100 کیلومتری هواپیمای مادر برسد می تواند اطلاعات جمع آوری شده توسط سنسور های الکترواپتیکی خود (یا سایر سنسور ها) را به هواپیمای مادر مخابره کند. قیمت تولیدی هر فروند Kent 2.0 رقمی ما بین 400 تا 500 هزار دلار تخمین زده می شود که به میزان قابل توجهی از قیمت 1.59 میلیون دلاری موشک تاماهاوک که قابلیت استفاده مجدد را ندارد نیز ارزان تر است. البته گرچه اطلاعات مربوط به قیمت X-55 در سطح عمومی منتشر نشده است ولی ظاهرا نسباتا در سطح قیمت همتای آمریکایی اش است. پاول نومنکو در کنار موتور TJ-100 در جریان تست این موتور در کیف در تاریخ 13 فوریه ی 2015 ====================================================================================================================== با توجه به سابقه طولانی همکاری های فنی پاول نومنکو با ایران از جمله در پروژه های خرید و به روز رسانی هواپیماهای آنتونوف-74، پروژه ی ایران 140، و نیز پتنت هایی که خصوصا در ایران به ثبت رسانیده است، فعالیت وی در شرکتی که سابقا تولید کننده ی موشک خا-55 بوده، دسترسی احتمالی وی به این موشک و اجزای آن در اوکراین، دسترسی قطعی وی به نمونه اصلی موتور TJ-100، توان و دانش فنی او و شرکت اش در تولید زیر سیستم های مورد نیاز برای این موشک ها از جمله در مورد سیستم های کنترل موتور، و طراحی های او حول پروژه های نظامی، خصوصا مورد یاد شده مربوط به 4 سال قبل، به نظر شواهد و احتمالات قابل توجه و به سختی! قابل انکاری در مورد نقش او در انتقال برخی قطعات، فناوری ها، و سامانه ها به ایران و نیز همکاری های فنی مستمر او با بخش نظامی ایران وجود دارد. و دست کم در مورد موشک قدس، به شکل غیر قابل کتمانی موشک قدس را می توان نسخه تولیدی با تغییرات جزئی از طرح Kent 2.0 دانست. ======================================= 7mmt کلیه ی حقوق محفوظ است شادی ارواح طیبه ی شهدای گمنام صلوات [1] دانشگاه ملی هواوفضا – مؤسسه هوانوردی خارکیف در سال ۱۹۳۰ تأسیس گردید و یکی از معروف‌ترین دانشگاه‌های اوکراین در شهر خارکیف است. [2] آنتونوف 140 که در ایران به هواپیمای ایران 140 در هنگام پرواز و همان آنتونوف 140 در هنگام سقوط معروف است. [3] Fly-by-Wire [4] Fly-by-Optics control system [5] AS-15 'Kent' نام گذاری ناتو برای موشک خا-55 بود [6] full authority digital engine control
  2. 62 پسندیده شده
    بسمه تعالی عین الاسد، پایگاهی که باید انهدام کامل را تجربه میکرد. مقدمه آنچه پیوسته در اخبار و تحلیل های غربی پیرامون ایران میخوانیم، بدون غلو کردن، این است که ایران در منطقه پروکسی هایی دارد که از دید آنها هم تروریست و آدم کش هایی خون آشامند، که به صغیر و کبیر، نظامی و غیر نظامی رحم نمیکنند، گویی که این تروریست ها مدتی در فضا زندگی میکرده اند و ایران این بیگانگان فضایی را برای مقابله با ایالات متحده که در همسایگی خودش قرار دارد به کره زمین آورده و حق حاکمیت این کشور در همسایگی خویش در ایالت های عراق و افغانستان و ولات عربی خلیج فارس را نقض نموده است. بنابراین لازم است تا با اقدامات بی ثبات کننده رژیمی که خود نیز بر ایالت ایران به غضب و با خشونت و تروریسم حاکم شده و البته با همین پروکسی های تروریست اش بشدت مقابله نمود، آنهم با هر ابزاری، اقتصادی، نظامی، فرهنگی، سیاسی و ... گذشته از این دلایل بسیار محکم برای مقابله با ایران و شیعیان!، آمریکا دلایل اقتصادی محکمتری برای حفاظت از ایالت عراق دارد و آنهم نفت است که به حساب بنده با صادرات حدودا سالانه 80 میلیارد دلار نفت توسط عراق، این کشور اگر تمام فروش نفت خود را به ایالات متحده واگذار کند، میتواند هزینه 7 هزار میلیارد دلاری که آمریکا برای حفظ امنیت مردمش در عراق کرده جبران کند، البته پس از 90 سال. با این کمدی سیاه در مقدمه، سری به واقعیت های نظامی روی زمین بزنیم، موقعیت جئو استراتژیک عین الاسد. پایگاهی در مرکز عراق، 160 کیلومتری غرب بغداد در استان الانبار و در فاصله 300 کیلومتری از مرز ایران، با عنوان اصلی عربی القاعده الجوی القادسیه. یکی از 5 ابر پایگاه هوایی عراق در زمان صدام که در سال 1975 و با درس گرفتن از نبردهای اسراییل و اعراب بدست پیمانکاران یوگوسلاویایی با هزینه 280 میلیون دلار آمریکا ساخته شد. از خصوصیات این پایگاه مجهز بودن آن به شلتر های نگهدارنده هواپیما در برابر بمباران هوایی و پیشرفته ترین هواپیمای وقت یعنی میگ های 25 ساخت شوروی بود. در جنگ 2003 آمریکا بر علیه عراق، این پایگاه توسط نیروهای استرالیایی ائتلاف اشغال شد، و تا 2011 تبدیل به بزرگترین پایگاه نظامی نیروهای ائتلاف آمریکایی در غرب بغداد گشت. علت این امر نزدیکی به بغداد، قرارگیری در پشت رودخانه فرات، نزدیکی به مرز سوریه و همچنین وجود امکانات فراوان رفاهی در آن یاد شده است، در کنار نظامیان آمریکایی این پایگاه محلی برای نشست و برخاست ایرفورس وان، یا همان هواپیمایی اختصاصی دولت فدرال آمریکا که برای جابجایی ریاست جمهوری استفاده میشود بوده است. این پایگاه پذیرای روئسای جمهور و وزرای آمریکایی، جرج بوش، اوباما، ترامپ، جان بولتون، رابرت گیتس، کاندولیزا رایس، پیتر پیس، و از همه اینها مهمتر چاک نوریس وملانیا ترامپ بجای فرودگاه بین المللی بغداد بوده است. ترامپ در پرواز مخفیانه خود به این فرودگاه از ناراحتی رفیق قلدرش بولتون بخاطر خاموش کردن همه چراغ هوای هواپیما و بستن همه پنجره ها شکوه نموده. در زمان جنگ عراق این پایگاه محل استقرار نیروی اعزامی تکاوران دریایی دوم آمریکا به همراه چند اسکادران هوایی بود و تا سال سپتامبر 2011 که آخرین نیروهای بجا مانده از آن تخلیه شدند، عملا در آن سال بسته شد. تا اینکه مجدد در سال 2014 و شکل گیری ائتلاف آمریکایی مقابله با داعش، فعالیت این پایگاه با استقرار تکاوران دریایی آمریکا به همراه جنگنده های اف 18 مجددا آغاز شد و تاکنون ادامه دارد. چرایی اهمیت این پایگاه از نظر نظامی اهمیت اصلی این پایگاه که از لحاظ جئو استراتژی نظامی کمتر به آن پرداخته شده است، قرار گیری آن در مرکز یک حمله احتمالی از سوی رژیم صهیونیستی به سمت ایران است، آنقدر نزدیک به مرکز که اگر خطی راستی از تهران تا تلاویو بکشیم از روی این پایگاه عبور خواهد کرد: در همه نقشه ها و تحلیل های مختلفی در سراسر نت از تحلیل گران و اندیشکده مختلف مطالعات نظامی و راهبردی بدست آوردم، همین خط که کوتاه ترین مسیر ممکن است به عنوان کریدور اصلی پرواز جنگنده های صهیونیستی به سمت ایران و بالعکس مسیر پاسخ احتمالی از سوی ایران بدان اشاره شده است. حمله ای که در بسیاری از سناریوها موفقیت آمیز بودن آن به حضور تعداد وسیعی از هواگردهای رادار گریز، بمب افکن های بزرگ همراه با بمب های سنگرشکن و یا حملات با استفاده از موشک های بالستیک با سرهای جنگی هسته ای کم توان براورد شده است. ایالات متحده خود نیز در تهمید برای حمله احتمالی به تاسیسات هسته ایران، اشکال مختلفی از تسلیحات سنگر شکن مانند بمب 2.5تنی GBU-28 و بمب سنگین 13 تنی MOAB برای نفوذ به عمق 40 متری و بونکر های زیر زمینی طراحی کرده است، رها سازی چنین بمب های بسیار سنگینی مستلزم حضور بمب افکن در نزدیکی اهداف زمینی بصورت پنهانکار یا در نهایت اسکورت و پشتیبانی هوایی با تعداد بسیاری از جنگنده های مختلف به منظور ایجاد امنیت هوایی برای مهاجمین و انهدام همزمان شبکه های پدافندی ایران است. این حمله با این وسعت برای سرزمین های اشغالی که در فاصله 1300 کیلومتری در خط مستقیم از مرزهای ایران قراردارند (دست کم نزدیک به 3 تا 5 هزار کیلومتر عملیات پروازی یک هواگرد) حجم عظیمی از عملیات هوایی، شناسایی، سوخترسانی، پشتیبانی و همچنین امداد و نجات خلبانان در دوردست احتیاج دارد و بدین منظور زیرساخت های بسیاری در اطراف ایران برای پوشش چنین حمله ای نیاز است تا در صورت بروز نقص فنی، اقدام تقابلی پدافند و نیروی هوایی ایران در تعقیب و ضربه متقابل، تمهیدات لازم را پیش بینی کرده باشد. در یک اقدام هوایی برای طرح ریزی عملیات، مسافت نخستین فاکتوری است که به آن توجه میشود، مسافت و مسیر پرواز تعیین کننده میزان و چگونگی مدیریت مصرف سوخت و سوخترسانی، مقدار مهمات قابل حمل و میزان سنگینی وزن جت ها، پیچیدگی عملیات جمینگ و طرح و نقشه های مختلف برای مسیرهای هوایی ست. بدیهی است که یک حمله موفق بهتر است با کمترین میزان سوخت برای هر هواپیما و حجم مهمات زیاد، با تعداد کمتری از هواپیما تعداد کمتری از پرواز و مسیری کوتاه تر انجام شود. پرواز دسته های بزرگ، امکان غافلگیری را از بین میبرد، احتمال موفقیت پدافند حریف و تلفات هواگرد های مهاجم را بیشتر میکند، از طرفی مسافت های طولانی به مقدار سوخت بسیار بیشتری نیامندند که سبب میشود تا چند مرحله سوختگیری هوایی و در هر مرحله افزایش ریسک اتفاق افتد. مسیر طولانی و سوخت زیاد باعث قابلیت کمتری در حجم و تعداد بمب ها نسبت به هر جنگنده و یا بمب افکن می شود و احتمال موفقیت حمله را کمتر کرده و تعداد پروازهای لازم را بیشتر میکند. اگر به تجربه های نیروی هوایی بنگریم، نزدیک ترین تجربه در دسترس عملیات غرور آفرین حمله به اچ 3 توسط نیروی هوایی ایران در یک پرواز 3500 کیلومتری ست. گفتنی ست رادارهای پدافند عراق به مدت 67 دقیقه جنگنده های ایران را در کنسول های خود مشاهده کرده اند، اگر عراقی ها و ترکها جنگنده های ایران را بجای یکدیگر اشتباه نگرفته بودند، هر لحظه نیروی هوایی عراق یا ترکیه میتوانست جلوی ادامه حمله و یا بازگشت جنگنده ها به مبدا خود را بگیرد و تلفات سنگینی به نیروی هوایی کشورمان نیز وارد کند. فرماندهان وقت نیروی هوایی ایران بدلیل طولانی بودن مسیر پرواز، پایگاه هوایی پالمیرا در سوریه را به عنوان موقعیت اضطراری برای فرار جنگنده ها در صورت وقوع اقدام متقابل عراق در بستن مسیر بازگشت و یا بروز نقص فنی تدارک دیده بودند. سوخترسان های ایرانی از فرودگاه دمشق برخاستند تا در ارتفاع 100 متری از سطح زمین که مشابه ارتفاع پروازی یک موشک کروز است دوبار در رفت و برگشت در فاصله مرزهای هوایی عراق و سوریه به فانتوم های ایرانی سوخترسانی کنند، چنین عملیات پیچیده و بی نظیری که در دنیا تکرار نشده است، با استفاده از 4 مرتبه سوخترسانی، 2 مرتبه در دور دست و خاک دشمن، دو مرتبه در آسمان ایران (ارومیه) به همراه عملیات الکترونیک و فریب هوایی وسیع برای گول زدن پدافند و نیروی هوایی عراق و ترکیه انجام شد. نقشه عملیات هوایی H3 مشابه همین تمهیدات نیز برای هر حمله هوایی، نیاز است، گرچه جنگنده های امروزی نسبت به دهه 60 از بهره وری و قابلیت حمل سوخت بسیار بهتری بهره مند هستند، منجمله جنگنده های رژیم صهیونیستی، افزون بر آن امکانات پنهانکاری و تقابل الکترونیک پیشرفته تری را در اختیار دارند، و چنین مزایایی باعث میشود تا بتوانند از مسیر های کوتاه تر و مستقیم تر طرح عملیات را پیاده سازی کنند. اما همچنان تمهیدات برون مرزی نظیر پایگاه های هوایی و موقعیت های سوختگیری هوایی و شناسایی هوابرد در نزدیکی مرزهای ایران برای صهیونیست ها در صورت طراحی یک حمله به تاسیسات هسته ای ایران الزامی است و هیچ عملیاتی بدون پیش بینی چنین امکاناتی اجرایی نخواهد بود. اما چرا از دید من عین الاسد، در چنین حمله ای نقش بسیار وسیعی میتواند داشته باشد، موارد بسیاری را میتوان برشمرد، نخست، پشتیبانی هوایی، نظیر همان نقشی که پایگاه هوایی پالمیرا و فرودگاه دمشق در فراهم آوردن امکان نشست و برخاست اضطراری برای ایران در حمله به اچ3 فراهم آورد، دوم بستن دست ایران در تعقیب جنگنده های صهیونیست در آسمان عراق، سوم مشارکت مستقیم در حمله به تاسیسات هسته ای ایران بدلیل نزدیکی بسیار به مرزهای ایران در صورتی که آمریکا بخواهد خودش اقدام کند، چهارم ایجاد امکان رهگیری موشک های بالستیک شلیک شده از سوی ایران و فراهم ساختن هشدار زودهنگام برای اسراییل و یا حتی اقدام پدافندی علیه موشک های بالستیک و کروز ایران، فراهم آوردن عملیات فریب همانند همان اقدامی که ایران در فریب پدافند ونیروی هوایی عراق با استفاده از جنگنده های اف 14 در مشغول کردن فرودگاه بغداد و حمله با استفاده از اف5 ها برای زدن تاسیسات نفت کرکوک صورت داد، تا تصمیم گیران ارتش عراق نسبت به نوع تهاجم ایران به خطا بیفتند و اسکادران های بمب افکن اف 4 ایرانی بتوانند خود را به دوردست ترین پایگاه هوایی در مرز با اردن برسانند. و اما بیاییم و به تصاویر و نقشه های تحلیل گران غربی در مورد امکان پذیری حمله اسراییل از خاک سرزمین های اشغالی به ایران و کریدورهای پروازی بنگریم، کوتاه ترین و یا مسیر اصلی از عین الاسد میگذرد: در تصویر فوق CENTRAL ROUTE به دقت از بالای عین الاسد عبور میکند چرا آمریکا نباید در عین الاسد باقی بماند سوای جنبه های نظامی که ناامنی فراوانی برای کشورمان ایجاد کرده است، باقی ماندن آمریکا در عین الاسد به منظور مقابله با داعش البته دروغی بیش نیست، ایالات متحده یک پایگاه پهپادی عظیم در عین الاسد برای کشتار بی حساب مردم خاورمیانه و تامین امنیت اسراییل، ایجاد کرده اند. آنها از این پایگاه ها اقدام سیاسی خود در منطقه به ابزارهای نظامی تضمین میکنند، این پایگاه ها را باید ابزارهای لازم در جهت تشکیل طرح خاورمیانه بزرگ و تجزیه عراق و ایران بدانیم. هم اکنون به اذعان بسیاری از اندیشمندان، منجمله تحلیل گران برخی اندیشکده های آمریکایی، آنها لازم میدانند تا بلوک سنی-کردی و تجزیه عراق را صرفا به بهانه واهی مقابله با ایران شکل دهند، اما این آشکار است که آنها به دنبال قتل عام مردم منطقه، بخصوص مسلمانان خاورمیانه بدست یکدیگر و توسعه بیشتر اختلافات قومی و مذهبی صرفا برای امنیت اسراییل و وابستگان سیاسی خود در حکومت های غیر مردمی بخصوص پادشاهی های عربی هستند. سیاست مدیریت اختلافات برای حفظ جایگاه خود بعنوان پلیس باغ وحشی که حق اصلی استفاده از هرگونه قوه قهریه را برای خود تصور میکند. با استفاده از پکیج های نظامی-اقتصادی در اقساط نفتی بلند مدت. با ادعای تامین صلح، از بمباران هوایی و سازمان های امنیتی نظامی یا همان PMCs های خود برای تعمیق خشونت و تروریسم بهره گیری می کنند، این روشن است که کشتن مردم هیچ گاه راه حلی برای تروریسم نبوده و به توسعه و ترویج خوی انتقام دامن خواهد زد، بدیهی ست این انتقام و تروریسمی که بی دلیل توسط آمریکا شعله ور شده است، متوجه سیاستمداران وابسته و نظامیان آمریکایی خواهد بود همانهایی که در قوانینشان بدون محاکمه مردم را کشته و اقدام متقابل مردم مظلوم خاورمیانه در برابر خود را تروریسم قلمداد میکنند. در همان ابتدای شروع جنگ جنوب افغانستان پس از حملات یازده سپتامبر، عملیاتی در آسمان پاکستان توسط پهپادهایی که از عربستان! برخاسته بودند انجام شد، آنزمان برای من قابل پیش بینی بود که آمریکا القاعده را در سراسر خاورمیانه، از افغانستان تا یمن و عراق و سوریه و ... هر جا که بتواند برچسب تروریسم بزند تسری داده و خودش با پهپاد آن را دنبال خواهد کرد، در فاصله سالهای 2004 تا 2013 آمریکا با وجود اعتراض های بسیاری از مردم افغانستان و پاکستان، بیش از 375 حمله پهپادی انجام داده که به کشته شدن 2561 نفر مطابق با آمارهای اعلام شده رسمی منتهی شده، از سال 2002 تا 2013 نیز مشابه همین حملات پهپادی 99 مورد در یمن نیز صورت گرفته که به کشته شدن 552 نفر انجامیده، در سومالی، سوریه، عراق، و ... نیز چنین حملاتی انجام شده است، در تمامی این ترورهای هوایی غیر نظامیان بسیاری نیز کشته شده اند، مطابق با برخی آمارهای رسمی، در بیش از 6700 حمله پهپادی آمریکا در خاورمیانه رقمی بالغ بر 12هزار نفر ترور شده اند که دست کم 1200 نفر آنها غیر نظامی و از این میان نزدیک به 400 نفر کودک بوده اند. مبرهن است که هیچ یک از این ترورهای هوایی یا حکم مرگ های آمریکایی با استفاده از محکومیت قضایی متهمان صورت نگرفته است. تا کنون فقط در دو دولت اوباما و ترامپ 900 حمله پهپادی منجر به ترور انجام شده است، آنهم بر سر مردمی که حتی برای دفاع از خود شاید قادر به خواندن و نوشتن شکواییه نباشند چه رسد به پیگیری در سازمانهای بین المللی و کنوانسیون های حقوق بشر. از همه موارد فوق که بگذریم، ترور یک شخصیت رسمی نظامی، و نفر دوم جمهوری اسلامی ایران، از نظر محبوبیت در میان مردم، در کشوری ثالث و در زمان صلح با زیرپا گذاشتن تمام قواعد و رسوم بین المللی در حقوق دیپلماتیک، بیانگر آن است که این هیولای ترور هوایی دیگر حد و مرزی برای خود نمیشناسد. اگر امروز به فکر مقابله همه جانبه با فناوری تروریسم بی حد و حصر آمریکا در خاورمیانه نباشیم، باید منتظر روزگاری بمانیم که تمامی نخبگان، دانشمندان و حتی مردم عادی کشور ما ایران نیز منتظر بمبی باشند که پهپادهای آمریکایی از آسمان بر سرشان بی اندازد و در عوض بگوید آخ اشتباه شد، یا اینکه مشکوک بودیم!. و برای آنهایی که باور ندارند حملات پهپادی ایالات متحده در سراسر خاورمیانه ربطی به ایران ندارد: نویسنده WORIOR اقتباس یا درج مطلب تنها با ذکر نام نویسنده و آدرس سایت مجاز است. تقدیم به ارواح پاک شهدای مقاومت.
  3. 56 پسندیده شده
    بسم الله الرحمن الرحیم سلام و عرض ادب خدمت دوستان ابتدا از عزیزان و بزرگواران ، بابت به کار بردن واژه ی غریب و ناماُنوس " حفاظت از جان رزمندگان " که در ادبیات نظامی اشان به دست فراموشی سپرده شده بود ، به صورت ویژه تشکر میکنم . همینکه بالاخره حفاظت از جان رزمندگان و ... در گفتگوی ایشان دیده شد، بسیار با ارزش تر از رونمایی از تجهیزات بود . ساخت ، خرید و استفاده از تجهیزات حفاظتی به خودی خود مسئله ی پیچیده و دور ار ذهنی نبوده و نیست ، اما تغییر نگرش فرماندهان ، تصمیم گیران و ... به سمت حفاظت از نیروی انسانی در نوع خود قدم بزرگیست که در صورت ادامه یافتن این گونه گفتگوها در سطوح بالا و گذر از مرحله ی شعار و رسیدن به مرحله ی " عمل " شاهد کارهایی با ارزشی درشان نیروهای نظامی ، انتظامی و .....خواهیم بود انشاا... . حفاظت اولین نکته ایی که تصاویر پخش شده و در مورد این خودروی زرهی به چشم میآمد وزن زیاد آن بود ، طبق گفته های موجود وزن آن 21 تن در حالت خالی و با احتساب نفرات ، تجهیزات و ... احتمالا" قابل افزایش به وزن 23 تن خواهد بود . نکته ایی که در گفته ی عزیزان موجود بود توانایی حفاظت مقابل گلوله های هسته فولادی ( ضد زره ) بود ( اطلاعات بیشتری برای ارائه موجود نبود ) . در همین خصوص با دقت به درب ورود و خروج قسمت راننده میشد جک پنوماتیکی و مجموعه ی کاربری از آن را به وضوح دید . به نظر این سامانه ی کمکی برای راحتی خدمه با حذف نیروی وزن درب در زمان استفاده نصب شده . این توان در زمانی که خدمه ی خودرو ( رعد ) در شیب عرضی و یا طولی نیاز به استفاده از درب داشته باشند کاملا" راهگشا خواهد بود . در مورد رمپ انتهایی و کارکرد آن تصویری موجود نبود اما از ظواهر امر اینطور میشد برداشت کرد که رمپ انتهایی هم ( احتمالا" ) به صورت هیدرولیک رو به سمت پایین قابلیت باز و بسته شدن را خواهد داشت . دریچه ی فرار دریچه ی فرار نیرو ها و خدمه از قسمت سقف هم از یک مکان تعبیه شده بود . مخازن هوای فشرده نکته ی جالب و منطقی ، انتقال هر سه مخزن هوای فشرده ی ( تانک باد ) خودرو به بخش داخلی بود . یک توضیح ، سیستم ترمز و ترمز دستی خودروهای سنگین اکثرا" با استفاده از نیروی هوای فشرده کار میکند و در صورت ایجاد مشکل برای آن ابتدا ترمز مجموعه کارایی خود را از دست خواهد داد و با تخلیه ی مخازن به احتمال زیاد ترمز دستی درگیر خواهد شد . در ضمن یک سکوی فلزی با پایه های جمع شونده ( تاشو ) برای خدمه ی سلاح اصلی امرپ رعد در نظر گرفته شده . شاسی و یا ... در مرور تصاویر و فیلم های پخش شده از امرپ رعد ، نکته ی قابل توجهی وجود داشت که ، دست کم به نظر قسمت حمل نیروها به صورت بدون شاسی کامیونی و براساس استفاده از سازه ی مستحکم کابین در هر دو نقش شاسی و کابین به صورت یکپارچه ( مونوکوک ) ساخته شده بود . اما با دقت به قسمت محور جلو و سیستم تعلیق ، یک مقداری بیننده به شک می افتد که شاید قسمت موتور و در ادامه ی آن گیربکس بعلاوه ی دیفرانسیل میانی ( سوم ) شاسی اش حفظ شده باشد . البته این حدس از روی تصاویر عمدتا" کم کیفیت زده شده و شاید واقعیت به گونه ی دیگری باشد . باک سوخت باک سوخت خودرو مشخصا" مابین محور اول و محور دوم ، در هر دو سمت خورو نصب شده و به شکلی حجیم ساخته شده . در توضیحات به برد 900 کیلومتری رعد اشاره شد که با توجه به حجم باکها ( احتمالا" مجموع هر دو باک بین 800 تا 1000 لیتر حجم خواهد داشت ) دو از دسترس به نظر نمیرسد . شیشه ها با توجه به نمونه ی اولیه بودن رعد ، شیشه های جلو و طرفین به صورت ضد گلوله ی واقعی ( چند لایه و قطور ) بر روی آن نصب نشده و به نظر صرفا" نمایشی و دوجداره هستند ، ( یک لایه بیرونی و یک لایه ی داخلی با فضای خالی مابین آنها ) . و درصورت صلاحدید و یا تولید با حجم مناسب ( درآینده ) این مهم هم محقق خواهد شد . میله ی ضد غلتش نکته ی بسیار بسیار باارزشی که در رونمایی به چشم میخورد ، استفاده از میله ی ضد غلتش ( آنتی رول بار ) در محور اول و محور سوم که در اصطلاح عامی به میل موجگیر معروف شده است ، بود . این مکانیسم بسیار ساده و پیش پا افتاده در زمان تعویض مسیر ، هنگام ورود به پیچ ، داخل پیچ و خروج از پیچ تنش های وارده به سیستم تعلیق خودرو را با حجم مناسب جذب و به سمت دیگر محور منتقل کرده و پایدار ی خودرو را افزایش میدهد . بالطبع این پایداری که بسیار قابل توجه است کمک به رانندگی سریعتر، جسورانه تر و ... میکند و این مهم باید قسمتی از یک خودروی نظامی فارغ از ابعاد و کلاس آن باشد . همینطور میل موجگیر در مسیر های بیرون از جاده ( آفرود ) و مسیرهای صعب العبور باعث ثبات خودرو در گذر از در زوایای عرضی و ... خواهد شد . چه شاسی کامیونی ایی در برخورد با رعد اولین نکته ایی که به ذهن افراد فنی و ... خطور میکند این است که آیا این امرپ کاملا" جدید ( به صورت صد در صدی ) است ؟ و یا بر اساس شاسی کامیونی ایی شکل گرفته و یا توسعه یافته ؟ اولین نکته ایی که در برخورد با رعد به صورت غیر قابل انکاری خودنمایی میکند ، استفاده از مجموعه محورهای ( به نسبت قدیمی تر ) کامیونی شرکت معظم بنز است . در کامیون های بنز 6x6 استفاده کننده از این در اصطلاح توپی ها ، 2 نامزد وجود دارد . شاسی 6X6 کامیونی در اصطلاح بدون دماغ NG 2631 _2 معروف به بنز 10 سیلندر با توان 310 و 320 اسب بخار و شاسی کامیونی 6X6 و دماغ دار LAK 2624_8 واگن هوود معروف به مایلر با توان 240 تا 280 اسب بخار ( در نمونه ی توربو 280 اسب بخار ) است . با توجه به دردسرهای جابه جایی کابین ، عرض بیشتر پیشرانه ، جابه جایی مجموعه فرمان و مجموعه ی پدال ها و ... بنز NG از مقایسه خط میخورد و تنها گزینه ی موجود میشود مایلر . نسبت توان به وزن یکی از مشکلاتی که خودروهای زرهی و سنگین با آن دست به گریبان بوده و هستند رابطه ی نسبت توان به وزن است ( اسب بخار به تن _ هزار کیلوگرم ) . هرچه نسبت قدرت به وزن افزایش یابد توان تحرک و چابکی خودرو بیشترخواهد شد و هرچه این نسبت ضعیفتر میشود خودرو کند و کندتر ( تنبل تر ) میشود . این کندی در روز واقعه و لحظات سرنوشت ساز شاید تفاوت بین زنده ماندن و یا نماندن نیرو را تعیین کند . در اصل سطح مناسب حفاظتی و توان تحرک مکمل یکدیگر هستند و هر زمانی که هر یک از آنها دچار ضعف شود باید در مسیر پیش رو و یا طی شده ( طراحی و ساخت ) تجدید نظر کرد . در تصاویر پخش شده ، رعد یک مقداری کند به نظر میرسید و در قسمت هایی برای پوشش کندی آن ، عامدا" فیلم تند شده بود . البته به نظر با توجه به نمونه ی اولیه بودن این امرپ ، بیشتر حفاظت مد نظر قرار گرفته و تا ساخت تعداد مناسب از آن زمان زیادی باقی است . امیدوارم در زمینه ی تحرک فکر جدی ایی برای این امرپ بشود ، چراکه هر ارگانی برای سفارش با تعداد مناسب از این این امرپ از آن تست های میدانی خواهد گرفت و اگر نتایج به دست آمده با نیازها همخوانی نداشته باشد ، این امرپ وطنی برای ساخت ( حتی به شکل کارگاهی ) راه به جایی نخواهد برد . در مورد پیشران رعد و یا تعویض با نمونه ی توانمند تر به علت عدم نمایش آن نمیشود اظهار نظر کرد ، حتی در ویدئو کلیپ های پخش شده هم آوای پیشرانه (صدای موتور ) مشخص نبود تا بتوان حدس مشخصی در این مورد زد یک نکته تا جایی که حقیر متوجه شدم ، در مورد تعویض پیشران به نمونه ی توانمند تر نمیشود به شکل انفجاری عمل کرد و پیشرانی با توان 2 برابر نمونه ی استاندارد آن خودرو را استفاده کرد ، چرا که مجموعه ی انتقال قدرت ( ترانسمیشن ) خصوصا" جعبه دنده ( گیربکس ) دارای توان انتقال گشتاور در بازه ی مشخصی هستند و تعویض های غیر کارشناسی شده این مجموعه را دچار مشکل خواهد کرد . با دقت به اطلاعات درج شده میتوان بدون ایجاد مشکل ، پیشران را تا حد ممکن توانمند تر انتخاب کرد . با توجه به توضیحات ، این امرپ 6X6 ( رعد ) در ادامه ی امرپ 4X4 طوفان نبوده و با توجه به قطعات و تجهیزات مورد استفاده برای آن ، ارتباط بین آن و گروه اشتریت دور از ذهن به نظر میرسد . آنچه که از شواهد امر پیداست این پروژه به صورت کاملا" داخلی ( با قطعات ، تجهیزات موجود و در دسترس ) انجام شده است . نوشته شده توسط crazyinventor ، صرفا" برای سایت وزین " میلیتاری " پ ن این مطلب بر اساس تصاویر و ویدئوهای منتشر شده ایجاد شده و با توجه به برخی کمبود ها احتمال تغییرات و یا خطا در این نوشته وجود خواهد داشت . از برادر عزیز جناب رمو ( remo ) بابت ارائه ی توضیحات راهگشا تشکر میکنم .
  4. 53 پسندیده شده
    بخش سوم و پایانی خودروی کنترل و فرماندهی (C2) : پست فرماندهی و کنترل بر روی یک کامیون شش در شش قرار گرفته که به نظر میرسد کمی بزرگتر از نمونه های شش در شش معمولی است که ایران در گذشته برای سامانه های تلاش ، پانزده خرداد و رادارهای دفاع هوایی خود از آن استفاده نموده است . در حالی که هنوز نمای مشخصی از بخش داخلی کابین منتشر نشده ، طراحی یک خودروی اختصاصی برای پست فرماندهی و کنترل ( بر خلاف سیستم های میانبردی نظیر 15 خرداد ) نشانه ای از ظرافت ایده طراحان باور -373 است . اما در کمال تعجب ، هیچ آنتنی برروی این خودرو برای ایجاد ارتباط در بردهای بلند وجود ندارد ، هر چند این احتمال ممکن است وجود داشته باشد که ایران بر خلاف روسها که خودروی خود را در محوطه آتشبار مستقر می کند ، پست فرماندهی را در یک منطقه وسیع ، پراکنده نمایند . خودروی TEL باور-373 تصویر نخست ، منتشر شده در سال 2012 تصویر دوم ، منتشر شده در سال 2014 تغییرات در طراحی سازه کابین به وضوح قابل مشاهده است . خودروی ذوالجناح ( ده در ده ) : خودروی TEL ذوالجناح برای اولین بار در سپتامبر 2012 به نمایش گذاشته شد که به یک کابین با زاویه غیر معمول مجهز شده بود . دو سال بعد ( 2014 ) تصاویر منتشر شده از گونه جدید ذوالجناح ، نشان از یک طراحی هوشمندانه تر برای کابین داشت که جلوتر از اکسل خودرو قرار می گرفت ، در حالی که نمونه نخست این کشنده ، کابین درست در بخش فوقانی اکسل قرار داشت . برخی ناظران معتقدند که این تغییر طراحی ، احتمالا برای ایجاد فضای بیشتر برای تجهیزات اضافی ( ژنراتور و محل بار ) صورت پذیرفته است .اما مزیت اصلی این خودرو ، در حالی که محموله 30 تنی خود را بر دوش دارد ، تحرک بالا در مسیرهای خارج جاده ای است . ضمن اینکه طراحی شاسی به گونه ای صورت گرفته که حرکت سلول های پرتاب ( چهارتایی ) با طولی برابر 7.5 متر ، برای پرتاب بصورت عمودی ، براحتی صورت می گیرد . از آنجایی که سیستم پرتاب موشکها ، بصورت پرتاب گرم است ، انفجار ناشی از روشن شدن پیشرانه موشک ، ممکن است گردو غبار زیادی تولید کند ، یک سطح فلزی درست در زیر سلول های پرتاب وجود دارد که با مجهز شدن به جک های هیدرولیکی ، قابلیت باز و بسته شدن را داراست . بخش انتهایی لانچر باور-373 و سطح فلزی تعبیه شده در بخش زیرین خروجی سلول های پرتاب ( سمت راست تصویر ، قسمت تحتانی ) به احتمال بسیار زیاد ، غیر عادی ترین مورد ذوالجناح ، 5 محوره بودن آن ، که در مقایسه با اس-300 که فقط از 4 محوراستفاده می کند ، است که با معرفی اس-400 و استفاده از تریلرهای 5 محوره ، این مورد نیز چندان عجیب به نظر نمی رسد . اما مزیت 5 محوره بودن ذوالجناح در این است که اگر ایران نیاز به موشکهای بزرگتری روی این سامانه داشته باشد ، طراحی ذوالجناح ، به گونه ای است که می تواند بخوبی مورد بهینه سازی قرار گیرد . خودروی هشت در هشت "ظفر" ، سال 2014 خودروی حامل رادار هشت در هشت ظفر: خودروی هشت در هشت ظفر برای اولین بار به سال 2014 به نمایش عمومی گذاشته شد . این خودرو با توان حمل باری برابر 24 تن ، گزینه مناسبی برای تبدیل شدن به TEL بود ، اما ظاهرا تنها بدلیل طول کمتر ، درمقایسه با ذوالجناح ، این امر محقق نشد . بااین وصف ، رادارهای نصب شده روی این خودرو ، قابلیت چرخش 360 درجه را دارا بوده و با مجهز بودن به یک کابین فرماندهی در بخش انتهایی که سامانه های تهویه مطبوع نیز بدان افزوده شده ، محیط مناسبی را برای رصد دشمن فراهم آورده ، هر چند هنوز بخش داخلی آن به نمایش درنیامده است . مقایسه مشخصات باور-373 با سامانه های دفاع هوایی عملیاتی فرآیند توسعه باور-373: در فیلم منتشر شده از تستهای شلیک باور-373 ( که احتمالا جدید نباشد ) تفاوتهای بسیاری با نسخه نهایی به نمایش درآمده را میتوان جستجو نمود .بعنوان مثال ، رادارهای نمایش داده شده ، فاقد sub-arrays ، تجهیزات اضافی ، یا آنتن های IFF هستند و یا احتمالا وجود انها برای تست شلیک چندان ضرورت نداشت . پست فرماندهی ، روی زمین میان دو رادار قرار گرفته بود و خودروی برای حمل آن دیده نمیشد . موشک مورد استفاده ( صیاد -4 ) برای بهتر دیده شدن در دوربینها ، احتمالا به رنگ قرمز درآمده بود . کشنده های ذوالجناح فقط به دو سلول پرتاب مجهز شده بودند وکمی بلحاظ ارتفاع ، کوتاهتر که در جریان لحظات قبل از پرتاب ، قابل مشاهده است ، که این امر ، احتمال استفاده از صیاد-2 یا صیاد-3 را بیشتر می کند . تصویر منتشر شده از TEL ناشناخته ( مشابه نمونه اس-300 روسی ) که سالها پیش رسانه های داخلی از ان بعنوان بخشی از سامانه باور یاد می نمودند باور-373 دربرابر اهداف پنهانکار : درصورتی که فرضیه مطرح شده در خصوص استفاده موشکهای مورد استفاده در باور-373 از روشهای هدایت SAGG/TVM درست باشد ، استفاده از یک رادار کسب هدف جداگانه باند اس ، که با عنوان آرایش Bi-static مورد شناسایی قرار میگیرد برای درگیری با اهداف پنهانکار، ضروری به نظر میرسد . با این حال ، لزوما" رادار باند اس در این فرآیند مداخله نمی کند ، اما بر عملکرد کلی سامانه تاثیر گذار خواهد بود . عملکرد آرایش Bi-static بدین گونه است که گیرنده رادار را در نزدیکترین نقطه به هدف قرار می دهند تا بدان اجازه دهد تا سیگنالهای منتشر شده را بدون بازگشت به ساطع کننده سیگنال دریافت کند ، بدین ترتیب ، زمانی که گیرنده به هدف نزدیکتر میشود ، شانس بیشتری برای دریافت سیگنال ضعیف وجود خواهد داشت . این فرآیند بطور دقیق نقطه ضعف رادارهای باند ایکس است و این درست جایی است که آرایش bi-static وارد عمل میشود . مطلع الفجر -3 به احتمال زیاد ، این ایده برای بهینه کردن عملکرد رادارهای باند اس عمدتا" برای کشف هواگردهای پنهانکار در بردهای طولانی در یک همکاری متقابل با سامانه هایی نظیر معراج-4 و مطلع الفجر-3 در اولویت قرارگرفته است . پس از شلیک موشک از سلول ، مختصات هدف به سامانه INS منتقل و مستمرا" توسط دیتالینک آپدیت میشود . درصورتی که موشک به یک گیرنده SAGG دو بانده ( که توانایی دریافت امواج راداره ای باند ایکس و اس را بطور همزمان داراست ) مجهز شده باشد ، موشک با دقت افزون تری ( با اثر bi-static ) هدایت می گردد ، هرچند این فرآیند ضرورتی ندارد ، اما عملکرد سامانه بهینه تر خواهد شد . در این میان ، به دلیل اینکه رادار های باند اس به اندازه کافی تضمین کننده درصد بالای شکار هدف نیستند ، حضور رادارهای باند ایکس ، ضرورت پیدا می کند ، اما همانطور که بررسی شد ، این رادارها در برابر اهداف پنهانکار چندان کارایی ندارند و در شرایط عادی ، قابلیت شناسایی را داشته ، اما توانایی ردگیری و هدایت موشک بسمت هدف را در اختیار ندارند . بنابراین ، تا قبل از فاز ترمینال ، موشک توسط رادار باند اس هدایت شده و در فاصله 10-15 کیلومتری هدف ، موشک روی هدایت رادار باند ایکس منطبق می شود . در فاصله 5 کیلومتری ، گیرنده رادار هدف را روشن کرده ، بدون آنکه نیازی به دریافت سیگنال توسط رادار باند ایکس باشد . به همین دلیل ، شناسه بامسمای " روشن سازی کور " نیز به جای مفهوم bi-static نیز مورد استفاده قرار می گیرد که در اینجا منظور از " کور" ، رادار باند ایکس خواهد بود . به این ترتیب ، در فاصله 5 کیلومتری ، موشک هدف را شناسایی و ان را به شکل دقیق از میان می برد . نتیجه گیری : باور-373 یک سامانه دفاع هوایی پیشرفته بشمارمی آید که به نظر میرسد متخصصین ایرانی در تلاش بوده اند تا فناوری بومی مشخصی را برای خنثی نمودن قابلیتهای پنهانکاری دشمن به شکل عملی مورد استفاده قرار دهند . این سیستم ، بلحاظ چیدمانی و نحوه عملکرد ، مشابهت های فراوانی با اس-300 روسی داشته ،اما برای برآورده نمودن نیازهای خاص ایران ، طراحی و نمونه سازی شده است . این مساله به ایرانی ها اجازه می دهد تا براحتی سامانه را براساس تهدیدات موجود ، ارتقاء داده و ان را با کمترین هزینه درشبکه دفاع هوایی موجود ادغام نمایند . با توجه به این مساله ، قدم بعدی برای صنعت دفاعی ایران ، تولید و استقرار انبوه باور-373 خواهد بود . مشخصات فنی : حداکثر برد کشف هدف : 320 کیلومتر حداکثر برد ردیابی هدف : 260 کیلومتر حداکثر برد ردگیری : 200 کیلومتر حداکثر ارتفاع درگیری : 27 کیلومتر حداکثر اهداف قابل شناسایی بطور همزمان : 300 هدف حداکثر اهداف قابل ردگیری بطور همزمان : 60 هدف حداکثر اهداف قابل درگیری بطور همزمان : 6 هدف حداکثر موشکهای قابل هدایت بصورت همزمان : 12 موشک حداکثر تعداد موشکها در هر آتشبار : 24 تیر موشک منابع : 1- منبع شماره یک 2- SEAD .take a look at the past 3- Surface - based air defense system analysis.1992 پی نوشت : 1- بدلیل اینکه این تاپیک دومین تجربه شخصی در برگردان یک متن تخصصی در حوزه پدافند هوایی است ، ممکن است در ترجمه برخی اصطلاحات ، کاستی هایی وجود داشته باشد ، طبیعتا از دوستان فاضل و دانشمند انتظار میرود تا در بهینه شدن متن کمک لازمه را نمایند. 2- تشکر فراوان از دو دوست عزیز جناب amirhosaingh و remo بابت کمک در برگردان واژه های تخصصی متن 3- استفاده از مطالب برگردان شده به پارسی در انجمن میلیتاری ، براساس قاعده " رعایت اخلاق علمی " منوط به ذکر دقیق منبع است . امیدواریم مدعیان رعایت اخلاق ( بخصوص رسانه های مدعی ارزشمداری ) بدون احساس شرمندگی از رفرنس قرار گرفتن بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران ، از مطالب استفاده نمایند . برگردان به پارسی ، اختصاصی برای بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران ( MILITARY.IR) مترجم : MR9
  5. 47 پسندیده شده
    خبر ، کوتاه بود و هیجان انگیز ، نزدیک به یک دهه انتظار برای رونمایی از یک سامانه دفاع هوایی بومی بالاخره به انتهای خود نزدیک شد و در نهایت از سامانه باور-373 رونمایی گردید . اگر چه تحریم های ظالمانه بر علیه نیروی های مسلح جمهوری اسلامی ایران و صنعت دفاعی کشور بیشتر از 40 سال است که ادامه دارد و این صنعت فراز و نشیبهای بسیار زیادی را بخود دیده ، اما بالندگی ، هوشمندی و اتکاء بر توان داخلی ، در نهایت محصولی را پدید آورد که هر ایرانی اصیل ، از مشاهده آن غرور مثبتی بدست می آورد که می تواند ره گشای گلوگاه های فناورانه آینده باشد . با این وصف ، پس از نزدیک به یکصد صفحه تحلیل و بررسی و گمانه زنی در بخش نخست این سلسله تاپیک سامانه پدافند هوایی باور373 (1) تصمیم گرفته شد تا پس از رونمایی از این سامانه بومی ، به مانند تاپیک سامانه اس-300 ، تاپیک جداگانه ای برای تحلیل و بررسی باور-373 ایجاد شود . نمایی از مراسم رونمایی از سامانه دفاع هوایی باور-373 مقدمه : همه ماجرا از سال 2010 آغاز شد ، زمانی که روسیه از تعهد خود مبنی بر تحویل سامانه های S-300PMU-1 شانه خالی نمود و در مقابل ایرانی ها نیز مدعی شدند تا یک سامانه دفاع هوایی پیشرفته تر از اس-300 را بصورت بومی توسعه داده و بخدمت خواهندگرفت ، اینک پس از 9 سال شایعات و حرف و حدیث ، سامانه باور-373 در روز صنعت دفاعی ( 22 اوت 2019 ) رونمایی گردید . یک سامانه تمام بومی ؟!!!!!! علیرغم اینکه روسها پس از روندی پر فراز و نشیب ، در نهایت سامانه های (S-300PMU-2(IR را در دسامبر 2016 بطور کامل تحویل ایرانی ها دادند ، اما همچنان شایعات داغی مبنی بر روگرفت (کپی ) بودن سامانه ایرانی از روی سیستم روسی ، در میان تحلیلگران داخلی و خارجی جریان داشت ، با این وصف ، ایران پس از کش و قوسهای فراوان ،و پیش از تحویل اولین سامانه روسی ، در دسامبر2016 زیرسامانه های مشخصی از باور373 شامل رادارها ، موشکها و نمای های از پیش تعیین شده ( محدود ) از سلول های پرتاب را به نمایش عمومی نهاد . لانچر سامانه S-300 PT اگر چه برخی تحلیلگران اطلاعاتی براین باور بودند که ایرانی ها بخش هایی از زیر سیستم های سامانه S-300PT تحویلی به بلاروس ( که در دهه هشتاد میلادی در قالب تقویت شبکه دفاع هوایی ارتش سرخ به همراه رادارهای استاندارد و موشکهای 5V55K/R با حداکثر برد 90 کیلومتر در این جمهوری سابق مستقر شده بود) را از این کشور خریداری نموده اند ، با این وصف ، برخی ناظران نظامی براین اعتقاد قرار دارند که صنعت دفاعی ایران ، بطور قطع مطالعات مستمری بر روی برخی ایده ها و فناوری های بکار رفته در محصول روسی داشته اند ، اما هر گونه ارتباط مستقیم میان سامانه S-300PT و باور-373 به تقریب غیر محتمل به نظر می رسد ، چرا که باور-373 بلحاظ بلوغ طراحی و همچنین کارایی ، با کمی تخفیف به سیستم های جدید تر روسی نظیر S-300PMU-2 و اس-400 نزدیکتر به نظر می رسد ، تا جایی که حداقل برمبنای ظاهر امر ، رادارهای آرایه فازی و موشک با برد 200 کیلومتری صیاد-4 به وضوح هرچه تمام تر بلحاظ فیزیکی مشابه همتایان خارجی خود هستند . علاوه براین ، باور-373 از کشنده بومی ( البته با ریشه روسی ) استفاده کرده و پرتابه موشکی این سیستم دفاع هوایی بومی در مقایسه با سیستم پرتاب سرد ( کولد لانچ ) اس-300 مجهز به لانچرهای دایره ای ، از سیستم پرتاب مستقیم ( هات لانچ ) از درون لانچرهای مکعبی بهره می برد . برای کمک به خواننده و جلوگیری از هر گونه سردرگمی جدول ذیل قابل بررسی است : مقایسه اجمالی میان سامانه دفاع هوایی اس -300 روسی و باور-373 ایرانی از بالا به پایین : خودروی TEL رادار درگیری رادار کسب هدف رادار مدیریت صحنه نبرد مشخصات : با توجه به اطلاع از این مساله که باور-373 یک سامانه بومی ایرانی است ، بطور قطع برخی مشخصات و الگوهای موجود در اس-300 در آن قابل مشاهده است . بلحاظ اندازه فیزیکی ، باور-373 در مقایسه با محصول روسی ، مقداری بزرگتر به نظر می رسد ، بنابراین ، نسبت به سامانه سوم خرداد که در ژوئن 2019 یکفروند پهپاد آمریکایی را ساقط نمود ، قابلیت استتار ان ، به نسبت مشکل تر بوده ، با این حال ، هنوز تحرک بالایی را بخود می بیند ، چرا که کشنده 10 در 10 ذوالجناح بعنوان TEL این سیستم عمل نموده و علاوه براین ، رادارها و پست تاکتیکی فرماندهی و کنترل (C2) آن نیز قابلیت نصب بر روی خودروی هشت در هشت "ظفر" ر ا خواهد داشت که هردوی این کشنده ها ، پتانسیل کاملی برای حرکت در سطوح خارج جاده ای به نمایش می گذارند . چنین وضعیتی برای شبکه دفاع هوایی ایران ، یک توانایی پراهمیت به نظر می رسد ، به این علت که علیرغم وجود یک شبکه گسترده جاده ای ، وسعت این کشور به گونه ای است که سامانه فوق استقرار در مناطق به نسبت صعب العبور را می طلبد و این نیز بدان معنا خواهد بود که باور-373 را می توان در هر نقطه ای مستقر نمود . شاید تنها زیر سیستم سامانه بومی ایرانی که بصورت نیمه متحرک طراحی و تولید شده ، رادار معراج-4 است که نقشی مشابه رادارهای 64N6E/91N6E بیگ برد در سامانه روسی بعنوان رادار مدیـریت صحنه نبرد را بر عهده دارد . این که رادار فوق بر روی یک تریلر نیمه متحرک ( کششی ) قرار گرفته و توسط یک کامیون غیر نظامی جابه جا میشود ، چندان مساله پر اهمیتی به نظر نمیرسد ، چرا که برد به نسبت زیاد این رادار بدان اجازه می دهد تا در عمق منطقه نبرد و دور از تهدید مستقر شده و در مقایسه با رادارهای موجود در خط مقدم دفاع هوایی ، ازامنیت بیشتری بر خوردار باشد . رادار مدیریت صحنه نبرد معراج -4 : به اعتقاد برخی تحلیلگران نظامی ، در واقعیت ماجرا ، ایرانی ها رادار معراج-4 را بعنوان یک سیستم جدایی ناپذیر از باور373 محسوب نمی کنند ، اما ارتباط بسیار نزدیکی میان این رادار و فرآیند توسعه باور-373 وجود دارد که درجریان رونمایی نیمه رسمی از معراج-4 در سال 2016 عیان گردید . در حقیقت امر ، معراج -4 ، یک دارایی با ارزش رزمی بسیار بالا درشبکه دفاع هوایی یکپارچه (IDAS) ایران بشمارمی رود که ماموریت کنترل فضای هوایی و انتقال اطلاعات به سامانه های پایین تر برعهده آن گذاشته شده است . این رادار که یک رادار آرایه فازی در باند S محسوب میشود ، بر اساس اطلاعات موجود قابلیت رهگیری 100 هدف بطور همزمان را داشته ، ضمن اینکه برخی معتقدند که رادار معراج -4 قابلیت های اجرای ضد ضد عمل الکترونیک (ECCM) بسیار قدرتمندی شامل " Burn Through ، SLB و SLC ، پرش فرکانس ، PRF Jitter ، PRF Staggering ، JATS ، فشرده ساز پالسی ، MTI ، CFAR ، Clutter Map و در نهایت Low SLL Antenna را در اختیار داشته باشد که نشاندهنده انعطاف پذیر بودن ان است . پی نوشت : 1- منابع در انتهای مقاله درج خواهد شد . 2- بدلیل اینکه این تاپیک دومین تجربه شخصی در برگردان یک متن تخصصی در حوزه پدافند هوایی است ، ممکن است در ترجمه برخی اصطلاحات ، کاستی هایی وجود داشته باشد ، طبیعتا از دوستان فاضل و دانشمند انتظار میرود تا در بهینه شدن متن کمک لازمه را نمایند . 3- ادامه دارد ................. صرفا" برای میلیتاری /مترجم : MR9
  6. 44 پسندیده شده
    بخش دوم : ساختار فرماندهی یک یگان باور -373 در رده گردان زیرسیستم ها : هسته مرکزی باور-373 در رده آتشبار ، شامل یک دستگاه خودروی کنترل و فرماندهی (C2) ، دو دستگاه رادار ، ( رادار کسب هدف و درگیری ) و بیش از 6 دستگاه TEL که هرکدام 4 موشک و جمعا" 24 تیر موشک را حمل می کنند ، خواهد بود. موشک زمین به هوای صیاد-4: پرتابه زمین به هوای صیاد-4 برای نخستین بار در سال 2014 ، همزمان با به نمایش درآمدن بخشی از اجزاء باور-373 به شکل عمومی نمایش داده شد . در این ویدئوها ، صیاد-4 یک موشک به رنگ سفید با حک عنوان "باور-373" روی بدنه قابل مشاهده بود که درست در جوار آن یک تیر موشک با عنوان صیاد-3 و به رنگ قرمز ، قرار داشت . مقایسه موشک صیاد-4 با نسخه روسی 48N6 ( تصویر پایینی ) موشک ایرانی تفاوت های معنا داری با نسخه روسی از خود نشان میدهد ، از جمله بالکهای انتهایی موشک ، عدم استفاده از کنترلهای بردار رانش و درنهایت شکل کلاهک موشک موشک صیاد-4 بنابر ادعای منابع ایرانی ، چیزی در حدود 200 کیلومتر برد با ارتفاع درگیری 27 کیلومتر را به نمایش می گذارد که بصورت عمودی از کشنده ذوالجناح شلیک می شود . با توجه به تصاویر منتشرشده ، یک رادار نیمه فعال آشیانه یاب (TVM -Track-Via-Missile) یا (SAGG- Seeker-Aided Ground Guidance ) در کلاهک موشک نصب شده در حالی برخی معتقدند که نصب رادار (ARH (Active Radar Homing را ه حل آسان تری برای موشکهای برد بلند ضد هوایی است ، هر چند برخی نیز معتقدند که این رادار در برابر اهداف پنهانکار چندان موثر نخواهد بود . موشک صیاد-4 ( سمت راست تصویر ) // رونمایی اولیه در سال 2014 از یک نظر ، یکی از اصلی ترین مزیتهای رادار SAGG این است که محاسبات لازم برای هدایت موشک بسمت هدف می تواند هم توسط موشک و هم توسط رادار زمینی صورت گیرد و این به معنای وجود یک لایه ایمنی در برابر اخلال احتمالی است . علاوه براین ، رادار SAGG به تقریب ، گیرنده های هشدار راداری (RWR) جنگنده متخاصم را کمترهوشیار کرده و در کنار این مزیت ، خصوصیت ذاتی LPI در رادارهای آرایه فازی موجبات بهینه شدن ان را فراهم می آورد . صیاد -4 در فاز پس از شلیک البته هنوز مشخص نیست که آیا باور-373 موشکهایی نظیر 48N6 با فناوری TVC را استفاده خواهد کرد یا خیر ، اما برخی معتقدند که نقش ضد بالستیک برای باور-373 صرفا" یک نقش ثانویه بوده و بر خلاف اس-300 ، سامانه بومی ایرانی هیچ الزامی برای درگیری با موشکهای کروز ندارد و به همین دلیل است که روسها ، سیستم پرتاب سرد را برای اس-300 در نظر گرفتند چرا که به محض خارج شدن موشک از غلاف ، سامانه بردار رانش برای سمت گیری مناسب پرتابه فعال شده و بسمت آن حرکت خواهد کرد . البته پیش از این ، صنایع دفاعی ایران ، سامانه های با برد کوتاهتری نظیر صیاد-2 و3 بدون سامانه بردار رانش را برای رهگیری در ارتفاع کم / برد کوتاه را ابداع و تولید نموده اند . موشک صیاد-4 رجیستر بدنه SD4AM.M4A ، اوت 2019 رادار باند X ( بدون نام ): تصاویر منتشر شده از رادار باور-373 ، بخصوص اندازه های کوچک آرایه های فازی این رادار ، ناظر نظامی را به این تحلیل می رساند که احتمالا با یک رادار باند ایکس روبروست . در اغلب موارد ، رادارهای باند ایکس ، ماموریت ردگیری اهداف متخاصم را در سامانه های پیشرفته دفاع هوایی و هواگردهای نظامی بر عهده دارند ، با این وصف ، مشخصات چندانی از این رادار در دست نیست ، اما این سامانه ها برای درگیری با جتهای رزمی متعارف ، در بردی فراتر از 200 کیلومتر ، با شش هدف و با شلیک 12 تیر موشک ( هر هدف ، دو تیر موشک ) مورد استفاده قرارمی گیرند . اما برای کشف و رهگیری جتهای پنهانکار ، این رادار می تواند از یک حال ویژه بهره ببرد . رادار آرایه فازی باند - ایکس سامانه باور-373 بخش آبی : سامانه تشخیص دوست از دشمن ( IFF) بخش قرمز : آرایه های فازی اصلی رادار بخش زرد رنگ : sub-arrays اما یکی از ویژگی های بخصوص این رادار ، وجود 4 آرایه اضافی در طرفین آرایه های اصلی است که جلب توجه میکند . اما مشــــخص نیست که هدف از نصب این 4 آرایه اضــــافی چه می تواند باشد ، از یــــک نظر شـــــاید بتوان این آنها را در قالـــــب آرایـــه SLC (Side Lobe Cancelling) ، sub-arrays و یا حتی دیتا لینک تحلیل نمود . درصورتی که این چهار اِلمان اضافی ، در ردیف sub-arrays قرار گیرند ، پس این احتمال وجود خواهد داشت آرایه کوچک اصلی رادار باند ایکس بیشتر نقش فریب دهنده را بازی کند . از سویی دیگر ، زاویه درونی این sub-arrays نشان میدهد که قابلیت ایجاد constructive wave interference ای وجود دارد که می تواند مزیت های بیشتر در برد طولانی تر را به همراه داشته باشد . این مزیت به رادار کمک می کند تا در مقایسه با رادار فعال 92N6 یا 30N6 فشرده تر ، طراحی و تولید گردد . علاوه بر این ، ماژول انتقال / دریافت (TRM) با تراز کردن امواج ارسالی ، در بهینه ترین شکل ممکن عمل نمایند . در صورتی که گفته های وزیر دفاع ایران مبنی بر استفاده رادار فوق از 10000 اِلمان (TRM) مبنا قرار گیرد ، توان لازم برای عملکرد بهینه آن در حداقل ممکن قرار می گیرد . رادار باند S ( بدون نام ) : رادار بعدی مورد استفاده در سامانه باور-373 ، یک رادار اکتساب هدف است که اندازه آرایه های مورد استفاده در آن ، به شکل چشمگیری بزرگتر به نظر می رسد و این نشاندهنده آن است که صنایع دفاعی ایران سالهاست که بر روی رادارهای آرایه فازی باند اس مشغول کار هستند و در نتیجه ، منطق حکم می کند که این رادار نیز یک رادار کسب هدف باند اس خواهد بود . از آنجایی که این سیستم ، یک رادار کسب هدف محسوب میشود ، احتمالا مشخصه حداکثر تعداد اهداف قابل کشف ( 300) و برد کشف هدف ( 320 کیلومتر ) و برد ردگیری اهداف ( 260 کیلومتر ) و حداکثر اهداف ردگیری شده ( 60 ) تا حدودی واقعی بوده و البته برخی بر این اعتقادند که رادار باند ایکس این سامانه قابلیت محدود کسب و ردگیری را نیز در اختیار دارد . رادار باند - اس سامانه باور-373 بخش آبی : سامانه تشخیص دوست از دشمن ( IFF) بخش قرمز : آرایه های فازی اصلی رادار هر چند ، فرضا" تمامی اعداد ذکرشده ، متعلق به رادار باند ایکس بوده و وزارت دفاع ایران ، زحمت جدا کردن آمارها را بخود نداده باشد ، می توان پیش فرض هایی در این زمینه ارائه داد . در برابر اهداف غیر پنهانکار عادی ، رادار باند اس ، کارکردی به مانند هر رادار کسب هدف دیگر خواهد داشت و حتی در صورتی که معراج-4 پشتیبان کل سیستم حاضر هم باشد ، نیاز چندانی به وجود آن نخواهد بود . اما اندازه کوچکتر و طبیعتا" نصب آن بر روی کامیون هشت در هشت ظفر ، این سیستم را به یک مجموعه باارزش در خطوط مقدم درگیری تبدیل می کند ، تا جایی که برخی معتقدند ، می توان آن را با آخرین نسخه های سامانه Aegis نیز مقایسه نمود که بطور مستقیم ، به معنای کشف بهتر هواگردهای پنهانکار است . این رادار ، به یک آرایه به نسبت بزرگ تشخیص دوست از دشمن (IFF) در بخش فوقانی خود مجهز است که نمایانگر نیاز اصلی این رادار بوده و مورد مشابهی با رادار باند ایکس همین سامانه است . پی نوشت : 1- منابع در انتهای مقاله درج خواهد شد . 2- بدلیل اینکه این تاپیک دومین تجربه شخصی در برگردان یک متن تخصصی در حوزه پدافند هوایی است ، ممکن است در ترجمه برخی اصطلاحات ، کاستی هایی وجود داشته باشد ، طبیعتا از دوستان فاضل و دانشمند انتظار میرود تا در بهینه شدن متن کمک لازمه را نمایند. 3- ادامه دارد ................. صرفا" برای میلیتاری /مترجم : MR9
  7. 42 پسندیده شده
    بسم الله الرحمن الرحیم وقتی RQ170 رو نشونیدم اونم سالم سالم به تمسخر گفتند خلبانش اعتراف کرده وقتی ترایتونو زدیم گفتند به اندازه بوئینگ بوده زدنش کاری نداره وقتی پهپاد اسرائیلی رو در پس زمینه هواپیماهای تجاری ساقط کردیم گفتن ابگرمکن رو هم بلدید بزنید ؟ داعش رو درهم کوبیدم در وسعت جغرافیای معادل چند کشور اروپای گفتن اگر امریکا بود به دو روز گرفته بود (معلوم شد تو رقه چه کرد امریکا) پایگاه ابرقدرت گردن کلفتِ بی منطق دنیا رو میزنیم میگن ببین موشکا همه فیل شد (شایدم اسب ) این چیزایی که با تمسخر میگن برای دیگران رویایی دست نیافتنیه مطمئن باشید اگر پشت نظامیان عزیزمونو خالی کنیم فردا هر کفتاری جرات میکنه به کشور عزیزمون حمله کنه
  8. 41 پسندیده شده
    در مورد رعد 500 - نوشته فیلدمارشال الگو بدنه کامپوزیتی کاملا در رعد۵۰۰ دیده میشه نکته جالبی که سردار حاجی زاده گفتن ساخت این بدنه نیاز به زیرساخت گسترده ایی نداره و در یک کارگاه ساده که مجهز به تکنولوژی فیلامنت وایندینگ باشه قابل انجامه. متحرک کردن نازل موتور سوخت جامد که دمای آن چند هزار درجه سانتی گراد و فشار قبل از نازل چند برابر فشار اتمسفر است نیاز مند تکنولوژی بسیار پیشرفته و خاصی است که بتواند آب بندی نازل را حین حرکت حفظ کند. مقایسه موتور سوخت جامد نازل متحرک «سامان» با موتور MK-136 مرحله سوم موشک استاندارد-۳ هردو موتور قابلیت تغییر بردار رانش را دارند. دقت اعلام شده برای موشک رعد-۵۰۰ کمتر از ۳۰ متر که احتمالا به معنی استفاده از یک سیستم هدایت ارزان تر در این موشک است. استفاده از روش Filament winding در ساخت بدنه موشک رعد 500 گفته شده که بدنه موشک(سرجنگی) قابلیت تحمل ۱۰۰ بار فشار و دمای ۳۰۰۰ درجه سانتی گراد را داراست ، احتمالا این به معنی سرعت بسیار بالای re-entry سرجتگی موشک است شاید بیش تر از ۷-۸ ماخ! این ارتباطی به سرعت ورود سرجنگی نداره و به قابلیت تحمل فشار و دمای حاصل از احتراق موتور اشاره داره. با مبنی قرار دادن جسمی که روی میز تکنسین ها قرار داره و بررسی ابعادش بنظر میرسه قوطی اسپری هاردنر چسپ ۱۲۳ ، ۴۰۰میلی لیتر باشه و در نهایت قطر موشک رعد-۵۰۰ حدود نیم متر یا ۵۰۰میلی متر تخمین زده شد! طول موشک هم 7 متر است . حل CFD کلاهک رعد-۵۰۰ در نرم افزار FloEFD سرعت ورودی ۷ ماخ و دما و فشار استاندارد. تصویر که میبینید کانتور عدد ماخ است و شوک کمانی کمانی نوک موشک قابل مشاهده است. *نتایج این تحلیل به هیچ عنوان قابل استناد نیست چون حل کاملا همگرا نشد و grid dependence و... رعایت نشده. مش نمای XY محل هایی که شبکه ریز تر شده به دلیل استفاده از مش تطبیقی است و محل هایی که تغییرات فشار و... شدید است مانند شوک ها مش در آن ریز تر میشود. این تحلیل ۳.۳ میلیون المان داشت و اگر میزاشتم کامل انجام بشه احتمالا سیستمم میسوخت! این تصویر کانتور دما است و دما در نوک موشک حدود ۲۳۰۰ درجه است! این دما تقریبا برابر دمای Stagnation برای ماخ۷ است. البته میگم تقریبی برابر دمای Stagnation شما ۳۰۰-۴۰۰ درجه اختلاف در نظر بگیرید! چون سیال در نوک موشک سرعتش صفر نمیشه. دما سکون حدود۲۸۰۰درجه سانتی گراد میشه این سپر حرارتی نوک موشک قرار میگیره و از جنس گرافیته که بتونه این دما رو تحمل کنه. نکته دیگه این عکس اینکه از فایبرگلس هم در ساخت این موشک استفاده میشه. twitter.com/FieldMarshalPSO
  9. 40 پسندیده شده
    « بسم الله الرحمن الرحیم » برخلاف گفته های شبکه بی بی سی فارسی فرمانده پایگاه هوایی عین الاسد (AAAB) کسی نیست جز سرهنگ Michael Maddox(لینک) بعد از حمله موشکی هشتم ژانویه نقل قول های متعددی در رسانه های مختلف پیرامون زخمی یا کشته شدن این شخص منتشر شد که تا به این لحظه با بررسی منابع گوناگون هیچ خبر موثقی از وضعیت فعلی این فرد در دسترس نمیباشد. همچنین در شبکه های زیادی منجمله CNN و روزنامه های نیویورک تایمز و دیلی تلگراف ادعا شد در این حمله موشکی خوابگاه سربازان پایگاه مورد هدف قرار گرفته است. اما با اندکی درنگ و تامل نتایج دیگری خودنمایی میکند در واقع مکان تخریب شده نه خوابگاه سربازان که در اصل UAV Command and Control Units یا بخش فرماندهی و کنترل پهپادهای این پایگاه بوده است. برای برداشت دقیق تر و کسب نتایج عینی تر شما رو ارجاع میدهم به بخشی از فیلم Good Kill محصول ۲۰۱۴ . ذکر این نکته ضروری و جالب توجه است که به نقل از شبکه CNN در زمان وقوع حمله، افسران و اپراتورهای بخش پهپادی، نیروهای نگهبان در سنگرها و برج های مراقبتی به همراه فرماندهان پایگاه خارج از پناهگاه در سر پست های خود قرار داشته اند. https://www.aparat.com/v/olsuX اما پیرامون وجود یا عدم وجود سامانه دفاعی پاتریوت صحبت های متفاوت و گسترده ای صورت گرفت که فارغ از نظریات مختلف، با تطبیق داده های عددی و شواهد بصری با پارامترهای علمی و فنی به فهم دقیق تری از واقعیت میدانی صحنه میرسیم. همانطور که در صفحات قبل کاربر BISKIVIT@ بخوبی در این پست توضیح دادند، اختلال انتشار امواج رادار آرایه فازی AN/MPQ-53/65 در محدوده فرکانس 5.45 گیگاهرتز بر روی ماهواره های Sentinel-1 SAR (S1A و S1B) در باند C به شکل خط ممتد (غالبا زرد رنگ یا سبز رنگ) و یا X-Mark قابل مشاهده است. حال با در نظر داشتن این حکم به تصاویر استخراج شده از ماهواره Sentinel-1 در موقعیت مکانی پایگاه عین الاسد و در فاصله زمانی ۶ ماه تا چند روز مانده به زمان حمله به دقت نگاه کنید نکته: تصاویر بالا قبل از فرآیند رفع نویز و ایمیج پروسسینگ تهیه شده است. حال با در نظر داشتن توضیحات قبلی نگاهی به تصویر ماهواره‌ای از پایگاه عین الاسد می اندازیم. همانگونه که میبینید جانمایی دو رادار AN/MPQ-53/65 و AN/TPS-79 (MMSR) در تصویر مشخص شده است اما خبری از آنها نیست. مهم ترین فرضیه در اینباره در کنار خرابکاری عمدی در نتایج و جعل و مخدوش سازی تصاویر، استفاده از تورهای استتار نظامی جهت جلوگیری از رصد و تصویربرداری ماهواره ای به نظر میرسد که با اندکی دقت و توجه بیشتر در تصاویر خصوصا در مورد رادار سامانه پاتریوت و نمایه محدبی و گنبدی شکل بر جای مانده این فرضیه بیشتر تقویت میشود. سوای تمامی این مسائل مقاله حائز اهمیت واشنگتن اگزمینر در تحلیل ابعاد این قضیه و همچنین پاسخ جالب سایت دبکا فایل اسرائیلی درخور توجه است: در مورد عدم موفقیت پیشرفته ترین سیستم های ضد موشکی آمریکا در رهگیری موشک های ایرانی در عین الاسد از رئیس جمهور سؤال نشده است. (دومین پایگاه آمریکایی که توسط ایران در اربیل در کردستان عراق مورد هدف قرار گرفت پیش از این در چند روز قبل تخلیه شده بود) این شکست می تواند به دلیل ۳ موضوع زیر باشد: یا سیستم های هشدار دهنده اولیه در تشخیص موشک های شلیک شده از ایران ناکام بوده اند، یا اینکه [موشک های] رهگیر هنگام انفجار در داخل پایگاه واکنشی نشان نداده اند. یا هر دو. بدیهی است ، در پنج ماه بعد از حمله موشکی-پهپادی [ایران] به تأسیسات نفتی عربستان سعودی در تاریخ 14 سپتامبر ، ایران تلاش های بیشتری را در جهت پیشرفت دقت موشک های خود انجام داده است ، در حالی که سیستم های هشدار دهنده اولیه ایالات متحده به همین نسبت به روز رسانی نشده اند. در پایان تصاویر کمتر دیده شده از این پایگاه پس از حمله موشکی هشتم ژانویه را مشاهده کرده و نتایج و اهداف به دست آمده از این حمله را برآورد و محاسبه کنید Aerostat Radar System
  10. 40 پسندیده شده
    بسم الله الرحمن الرحیم  مقدمه   با توجه به اعلام پروژه هاي نيروي دريايي و برنامه ريزي هاي دقيق و هدفمندِ انجام شده ، احتمالا در اواخر دهه اينده شاهد الحاق زيردريايي و ناوهاي مدرني به اين نيرو خواهيم بود ، ان شاالله  حال سوال اينجاست نيروي هوايي در انتهاي دهه اينده چه شرايطي خواهد داشت؟؟؟ چه پروژه هايي در اين حوزه در دست اجرا قرار دارد؟؟ ايا همچنان با تغييراتي در دُم و سُمِ تايگر جتهاي جديد و ناكارامدي ساخته خواهند شد؟؟؟؟ به اعتقاد ما نه تنها اينطور نيست بلكه فناوري و توانمندي ها در اين حوزه بسيار دست كم گرفته شده و پروژه هاي بسيار بزرگي نيز در دستور كار قرار دارند !! با توجه به سياست به اصطلاح چراغ خاموش نيروي هوايي و عدم وجود اطلاعات گسترده و دقيق از پروژه هاي اصلي ، عمده مواردي كه مطرح ميكنم بر اساس خبرها، سخنراني ها ،مصاحبه فرماندهان و تصاويري است كه از گذشته موجود بوده تا بتوانيم با كنار هم قرار دادن اين موارد به صورت دست و پا شكسته حدس هايي در مورد پروژه ها بزنيم،ان شاالله.  در همه اين سالها بارها از زبان كاربران مختلف شايعاتي شنيده شده از ساخت جنگنده هايي مثل جنگنده دو موتوره نيمه سنگين جنگنده دوموتوره هم سايز ميگ ٢٩ شفق دوموتوره جنگنده اي مشابه F18 و موارد زياد اينچنيني كه مشخص نيست كدام صحت دارد و كدام ندارد. قطعا سوال همه ما اين هست كه جنگنده نيمه سنگين پنهانكار چه پروژه ايي بود؟؟؟؟؟ شفق چه شد؟؟؟ قاهر چه ميشود؟؟؟اين پروژه ها جدي هستند ،نيستند ،كنسل شده اند،چي به چيست و كي به كيست؟؟؟؟ به علت گستردگي مطالب، بحث رو به چند بخش تقسيم و در همين تاپيك قرار خواهم داد. بخش اول : پيشران ها قبل از اينكه وارد بحث اصلي بشويم چند نكته در مورد موتور cfm56 خدمت دوستان عرض ميكنم در دي ماه ٩٧ در كنفرانس فارغ التحصيلان دانشگاه شريف ، مهندس پورفرزانه مدير بخش هوايي مپنا در بخشي از صحبتهايشان اشاره ميكنند كه ناوگان هواپيماهاي مسافربري ما وابسته به موتور توربوفن CFM56 است و ما تلاش داريم اين موتور را به صورت مهندسي معكوس ساخته و خود را در اين حوزه بي نياز كنيم و بخشي از پروژه نيز انجام شده است. يك ماه بعد در بهمن ماه ٩٧ فتح الله امي رئيس پژوهشگاه هوافضا اشاره به ساخت موتور توربوفن قدرتمند باتراست ٣٤ الي ٣٥ هزار پوند ميكند كه مربوط به همين موتور cfm56 است. لينك ———— موتور CFM56 محصول شركت جنرال الكتريك و اسنكماي فرانسه است كه بر مبناي موتور جنرال الكتريك F101 توسعه يافته و سري ٥ اين موتورها از همين تراست (٣٥هزار پوند) برخوردار هست كه تا هواپيماهاي ٢٢٠ نفره نياز مارا برطرف ميكند اين تصوير پايين هم احتمالا به همين پروژه اشاره داشته باشد ——————- اما بحث اصلي همانطور كه مستحضر هستيد در مرداد ماه ٩٥ ، در روز صنعت دفاعي موتور اوج رونمايي شد  سردار دهقان در همان روز طي مصاحبه خبري: اين موتور براي پرنده هايي تا وزن ١٠ تن ساخته شده است. حركت به سمت موتورهاي سنگينتر توربوجت و بعد توربوفن در دستور كار است. در بازه زماني حداكثر سه ساله به فناوري موتور توربوجت سنگين دست پيدا خواهيم كرد. لينك ———————— توجه داشته باشيد موتورهاي توربوجت و توربوفن سنگيني كه سردار دهقان وعده ميدهد مثل موتور اوج نمونه مهندسي معكوس موتورهايي هستند كه از قبل در اختيار داشته ايم و توليد موتور با طراحي داخلي روندي است كه فعلا بايد از موتورهاي سبك اغاز بشود  ————— سورنا ستاري در روز رونمايي موتور اوج طي يك مصاحبه خبري توضيحات بهتري ارائه ميدهد : اين موتور با توان ٥ هزار پوند ساخته شده است و موتور جديد با قدرت ٢٠ هزار پوند در شركت مپنا در حال ساخت است. لينك ——————— دوستان در نظر داشته باشند ، ٥ هزار پوند معادل ٢٢ كيلو نيوتن ، برابر است با تراست موتور j85 و اوج در حالت پس سوز ، پس 20 هزار پوندِ مورد اشاره جناب ستاري مربوط به تراست موتور جديد در حالت پس سوز ميباشد كه همين يك نكته براي تشخيص موتور مورد نظر كفايت ميكند كه در ادامه اشاره خواهيم كرد. —————- خب بعد از گذشت چند سال از وعده سردار دهقان و سورنا ستاري در مورد توربوجت سنگين اظهار نظرهاي جالب توجهي در حوزه پيشران به گوش ميرسد سردار باقري مهر ٩٧ : كار ساخت موتور جنگنده كاملا ايراني بيش از ٩٨ درصد پيشرفت داشته، کارهای بسیار بزرگ‌تری نیز در حوزه هواپیماهای با سرنشین درمسیر رادارگریزی، دورپروازی و هوشمندسازی در دست انجام است لينك ———- سردار باقري مرداد ٩٨ : در حال ورود به ساخت موتورهاي هواپيما و بالگردهاي روز دنيا قرار داشته و به فضل خدا در استانه دستيابي به خود كفايي كامل در اين سامانه هاي ارزشمند هستيم لينك ———- سردار حاتمي وزير دفاع مهر ٩٨ : همه چيز براي انجام كارهاي بزرگ در حوزه هوايي فراهم است ، در اينده دستاوردهايي خواهيم داشت كه باعث بهت دشمنان خواهد شد لينك ——- اينكه همه چيز فراهم است قطعا حكايت دارد از رفع موانع و گلوگاههاي اصلي در حوزه هوايي از جمله پيشرانها ——— خب دقيقا ٣ سال بعد از وعده داده شده در روز صنعت دفاعي سال ٩٥ ،، در كليپي كه به مناسبت روز صنعت دفاعي سال ٩٨ منتشر شد يك موتور j79 را در حال تست مشاهده كرديم دوستاني براين باورند كه تصويري است از تستِ بعد از اورهالِ يكي از موتورهاي قديمي،،حالا جدا از اينكه اورهال و تست j79 چه چيزه خاصي دارد كه در كليپ صنعت دفاعي بگنجد در قديمي بودن اين موتور هم ترديد وجود دارد!! بيشتر به موتور مدل ٢٠١٧ شبيه است تا موتور مدل ١٩٦٧ !!! اينطور نيست؟؟؟!!! صرفا جهت مقايسه ——- در ثاني در موتورهاي موجود در كشور نزديك ترين تراست به ٢٠ هزار پوندِ مورد اشاره ي جناب ستاري را دو موتور توربوجت j79 و توربوفن rd33 دارا هستند كه تراست هر دو موتور در حالت پس سوز ١٨ هزار پوند است در لايه هاي پايين تر موتور ميراژ اف ١ از سري موتورهاي اسنكما با كمتر از ١٦ هزار پوند قرار دارد در لايه هاي بالاتر هم اين اختلاف چند هزار پوندي ديده ميشود به عنوان نمونه موتور توربوفن TF-30 كه در تامكت و موتور توربوجت AL-21 كه در سوخو ٢٢ و ٢٤ به گرفته شده اند در حالت پس سوز ٢٥هزار پوند توان دارند و اين اختلاف در باقي موتورهايي كه نامي از انها نبرديم نيز وجود دارد پس جداي از نمايش موتور j79 در كليپ صنعت دفاعي ،، بررسي موتورهاي موجود نيز ما را به اين نتيجه ميرساند كه موتور توربوجت مد نظر سردار دهقان و سورنا ستاري چيزي جز يك j79 بهينه شده نميتواند باشد،يعني اصلا گزينه دومي وجود ندارد كه بخواهد باشد. اين موتور در ادامه پروژه بومي سازي j85 در دستور كار قرار گرفته است. اين كامنت هم كه اواخر سال ٩٣ بعد از رونمايي جت صاعقه ٢ در سايت مشرق منتشر شد بسيار جالب توجه است. خب قبل از ادامه بحث يك مقداري به سابقه j79 در نيروي هوايي امريكا بپردازيم اين موتور در چهار پرنده امريكايي به كار گرفته شده است ——— تصاوير و مختصر مشخصات  جنگنده بمب افكن F-104 استارفايتر طول : 16.5 متر وزن خالي : 6/5 تن بيشينه وزن برخاست : 13 تن سرعت : 2400km/h تك موتوره ———— بمب افكن b-58 هاسلر طول : ٣٠ متر وزن خالي: ٢٥ تن وزن بارگيري : ٣١ تن سرعت : 2100km/h چهارموتوره ————- بمب افكن اتمي A-5 ويجيلانت طول : 23متر وزن خالي : ١٥ تن وزن بارگيري : ٢١/٥ تن بيشينه وزن برخاست : ٢٨/٥ تن سرعت : ٢١٠٠km/h دو موتوره ———- جنگنده بمب افكن F-4 فانتوم طول : ١٩ متر وزن خالي : ١٣/٥ تن وزن بارگيري : ١٩ تن بيشينه وزن برخاست: ٢٨ تن سرعت: ٢٤٠٠km/h دو موتوره   پس با دو موتور j79 ميتوان طرحهاي قابل قبولي را اجرايي كرد كه در بخشهاي بعدي به اين مسئله خواهيم پرداخت ———- ادامه بحث پيشرانها توربوفن سنگين هرچند اطلاعاتي از تراست يا ديگر مشخصات موتور توربوفن بعدي كه سردار دهقان به ان اشاره كردند وجود ندارد اما به احتمال فراوان اين موتور همان rd-33 خواهد بود ، فكر نميكنم كسي حداقل در مورد rd-33 ترديدي داشته باشد موتورهاي j79 ،،، j85 و همچنين rd33 پاي ثابت نمايشگاه هاي ما در يك دهه اخير بوده اند. همين مسئله هم كدهاي زيادي به ما ميدهد به عنوان نمونه ايا اشتباه است كه تصور كنيم قرار گرفتن موتور rd-33 در كنار تعداد زيادي موتور بومي سازي شده ، انهم در نمايشگاه دستاوردهاي وزارت دفاع، بدين معني است كه اين موتور هم بومي سازي شده و جزو دستاوردهاي وزارت دفاع است؟؟؟!!!!!!! دقت كنيد از ميني جتهاي طلوع شروع شده و در انتها به طلوع ١٠ ، طلوع ١٤ بنر موتور بومي j90 و rd33 ختم ميشوند!!! ——————- اما موتور j90 حدسي كه در مورد اين موتور زده ميشود ساخت يك نمونه توربوفن بر مبناي موتور j85 هست كه نتيجه ان موتوري با قطر ٥٥ الي ٦٠ سانت و تواني در حدود ٢٢ الي ٢٤ كيلونيوتن در حالت خشك و ٣٦ الي ٣٨ كيلونيوتن در حالت پس سوز ميباشد از نام موتور مشخص است كه شروع اين پروژه به سال ٩٠ برميگردد در همين سال ٩٠ ، مهندس منطقي در مصاحبه ايي اعلام ميكند كه در حوزه موتورهاي ميني جت كل نياز كشور را تامين ميكنيم و اخيرا هم در حوزه طراحي و ساخت موتورهاي توربوفن سبك اقداماتي را صورت داده ايم كه اين گفته در سال ٩٠، فرضيه ما درباره موتور j90 تقويت ميكند لينك يكسري موتورهاي سبكتر هم در خانواده طلوع وجود دارد كه فعلا اطلاعات زيادي از انها در اختيار نيست ———— خب اما روند توسعه اين موتورهاي سنگين ، كه بزودي شاهد به نتيجه رسيدن و رونمايي از انها خواهيم بود ، در چه سالي اغاز شده است؟؟ در سال ٨٦ و با توجه به پروژه هاي در دستور كار از جمله پروژه شفق كه با همكاري روسها جلو ميرفت ، نياز به تهيه تعدادي زيادي موتور rd33 از طريق روسيه داشتيم در سفر پوتين در سال ٨٦ به تهران بنا بوده ٥٠ موتور rd-33 خريداري شود لينك از اينكه اين قرار داد بسته شده يا نه اطلاعي در دست نيست اما به هر حال در سال ٨٧ با توجه به تحريمهاي سازمان ملل و قطع همكاري با روسيه مثل لغو پروژه شفق ، تهيه موتور از اين كشور و ديگر كشورها امكان پذير نبوده است  در سالهاي بعد يعني ٨٨ و ٨٩ با توجه به وجود پروژه هاي مختلف در حوزه هوايي (در بخشهاي اينده به اين پروژه ها خواهيم پرداخت) و بر اساس نيازهايي كه وجود داشته و همينطور بررسي موتورهاي موجود و امكان سنجي صورت گرفته ، در كنار موتور j85 كه از سالها قبل در دستور كار بوده توسعه موتورهاي j79 و rd33 نيز در دستور كار قرار ميگيرند و البته j90 در سال ٩٠ ——- به اين موارد توجه كنيد تيرماه ٨٩  همایش تخصصی و نمایشگاه جانبی موتورهای پیستونی و توربینی هوایی، با هدف هم اندیشی و بررسی و تدوین نقشه راه طراحی و ساخت و تولید موتورهای هوایی مورد نیاز کشور و تقویت ارتباطات کاری اشخاص حقیقی و حقوقی فعال در این حوزه با حضور مسئولین سازمان صنایع هوایی برگزار شد لينك —— مهندس منطقي چند ماه بعد ابان ٨٩ : موتورهاي جت پايه سبك و سنگين به كمك دانشگاه ، وزارت صنايع و بخش خصوصي طراحي شده و بزودي كارش اغاز خواهد شد. لينك ——- از اين سال به بعد مهندس منطقي هر كجا كه حضور داشته و صحبتي كرده ، وعده ايي هم از موتورهاي سبك و سنگين داده است. ———- خب در همين سالهاي ٨٨ و ٨٩ كه حركت جدي ما به سمت پيشران هاي سنگين تر اغاز شده گشايشي در كار ما رخ ميدهد كه از ان غافل شديم ————- مدتي پيش خبري مبني بر دستگيري فردي بنام امين حسن زاده مهندس ايراني به جرم سرقت اسناد و اطلاعات محرمانه و ارسال انها از امريكا به ايران منتشر شد لينك اول ——- لينك دوم ترجمه متن دوم ——— اين فرد طي چند ماه بين سالهاي ٢٠١٥ و ٢٠١٦ از شركت محل فعاليت خود اسناد نقشه ها و فايلهاي محرمانه ايي سرقت و از طريق ايميل به برادر خود در ايران منتقل ميكند. اطلاعات به قدري حساس هستند كه مقامات شركت مربوطه مسئله را فاجعه بار اعلام ميكنند اما همين جريان چند سال قبل ، در ابعاد بسيار بزرگتري اتفاق افتاد. شايعات سال ٩٢ را كه در خاطر داريد شايعه سرقت موتوري فوق پيشرفته!!!!! اين شايعه توسط چند نفر از كاربران باسابقه سايت هم بطور مستقيم يا غيرمستقيم تاييد شد (رجوع كنيد به صفحه 101 الي 109 تاپيك قاهر ) به هرحال مدتي بعد از اين شايعات خبر بازداشت فردي به نام مظفر خزايي كه قصد ارسال اطلاعات جنگنده هاي f35 و f22 را به ايران داشت منتشر شد اما بدليل اعلام نشدن جزئيات قضيه، دوستان خيلي به اين قضيه نپرداختند اما بعدها با برگزاري جلسات دادگاه و جلو رفتن پرونده ،،اطلاعات بيشتري از داستان درز پيدا كرد كه با بررسي تعدادي از اين موارد در خبرگزاري ها ، بخشي را به صورت خلاصه خدمت دوستان عرض ميكنم. مظفر خزايي سال ١٩٩٤ مدرك دكتراي مكانيك را از دانشگاه نيومكزيكو دريافت و از سال ٢٠٠١ تا ٢٠١٣ يعني سالهاي ١٣٨٠ تا ١٣٩٢ در سه شركت مهم و بزرگ جنرال الكتريك ، رولز رويس و پرت اند ويتني مشغول به كار بوده است !!!!!! حالا تصور كنيد خزايي به چه افراد مهمي و چه اطلاعات مهمي و چه قطعات مهمي دسترسي داشته است . طبق بررسي ايميل هاي ايشون كه حالا يا از قبل موجود بوده يا بازيابي كرده بودند مشخص شده شروع ارتباط اين فرد با ما از سال ٢٠٠٩ اغاز شده كه خزايي در ايميلهايي به برخي دانشگاههاي فني و مراكز تحقيقاتي ما اعلام كرده تجربيات زياد و تكنيك هاي كليدي و مهم را در حوزه پيشرانها فرا گرفته و حاضر است اين دانش و تجربيات را به ما منتقل كند . دقت كردين دوستان؟؟؟ سال 2009 = ١٣٨٨ در واقع اين ارتباط و همكاري يك سال قبل از تدوين نقشه راه توسعه موتورهاي هوايي و طراحي موتورهاي سبك و سنگين اغاز ميشود!!! خزايي از سه طريق اطلاعات را به كشور انتقال داده است .  اول از طريق اينترنت و كانالهاي موجود ارتباطي(مثل امين حسن زاده) دوم طي چند سفر به ايران و انتقال اطلاعات از طريق لپ تاب و هارد و ... (اشاره شده خزايي طي سال هاي ٨٦ تا ٩٢ پنج بار به ايران سفر كرده كه قطعا بايد سه چهار سفر اخر اين فرد حين همكاري با ما صورت گرفته باشد.)  سوم از طريق ارسال كانتينرهايي تحت عنوان لوازم خانگي به يكي از كشورهاي اروپايي و سپس به ايران. نكته مهم از مظفر خزايي اطلاعات و اسناد زيادي از جمله مربوط به موتور هواپيماهاي c-130 هركولس گلوبال هاوك و بالگرد V-22 osprey كشف شده كه همه از موتورهاي رولز رويس استفاده ميكنند.  پس قطعا خزايي اطلاعات و اسناد زيادي از شركتهاي قبلي يعني رولز رويس و جنرال الكتريك در اختيار داشته كه اين اطلاعات بايد قائدتا همان اوايل ارتباط و همكاري در سالهاي ٨٨ و ٨٩ به ما منتقل شده باشد و از طرفي با جلو رفتن همكاري با پرت اند ويتني در ان چند سال اخر ، اطلاعات ، اسناد و قطعات بدست امده از اين شركت را به سه روشي كه اعلام كردم براي ما ارسال ميكند . اين روند ٥ سال ادامه دارد، قطعا حجم بسيار عظيمي از اطلاعات و اسناد به ما منتقل شده كه بررسي كامل و دقيق اين اطلاعات چندين سال زمان خواهد برد. بلاخره در اواسط سال ٩٢ شركت پرت اند ويتني تصميم به كاهش نيرو گرفته و با خزايي و تعداد زيادي از كاركنانش قطع همكاري ميكند. دو سه ماه بعد يك كانتينر حاوي اسناد و مدارك و قطعاتي از موتورهاي پرت اند ويتني كه در حال ارسال به ايران بوده توسط پليس كشف ميشود ارسال كننده كسي نيست جز مظفر خزايي خود خزايي هم مدتي بعد در فرودگاه دستگير ميشود در حالي كه ٦٠ هزار دلار پول نقد را در چمدان مخفي كرده و اطلاعاتي نيز از جنگنده هاي f22 و f35 داخل لپ تاب اين فرد وجود داشته است. خب قائدتا همين پول هاي نقد نشان ميدهد كه خزايي در حال فرار از امريكا به ايران بوده كه موفق به اين كار نميشود اما سوال ايا كانتينر كشف شده تنها كانتينر ارسالي توسط خزايي بوده است؟؟؟ به نظر بنده با توجه به شايعه ي سال ٩٢ و احتمال وجود قطعاتي از موتور هاي پرت اند ويتني در كشور احتمالا ما در ان چند سال دريافتهايي رو به اين شيوه داشته ايم و محموله اخر قطعات و اطلاعات باقي مانده بوده كه خزايي قبل از سفر ارسال ميكند و كشف اين محموله باعث لو رفتن خود خزايي و دستيگيري او در فرودگاه ميشود به هر حال هرچند دو سه سال بيشتر به پايان محكوميت خزايي باقي نمانده اما احتمال دارد در ليستي كه وزارت خارجه براي تبادل زندانيان براي امريكا ارسال كرده نام مظفر خزايي هم گنجانده شده باشد و خيلي زودتر شاهد برگشت مظفر خزايي به كشور باشيم.(البته اگر با اتفاقات اخير همچنان تبادلي صورت بگيرد) لينكي كه پايين تر قرار داده ام در وبسايت رسمي وزارت دادگستري امريكا منتشر شده كه اطلاعات كامل و معتبري از پرونده مظفر خزايي در اختيار ما قرار ميدهد اميدوارم يكي از دوستان اين متن را دقيقتر ترجمه و در تاپيك قرار دهد ، توجه داشته باشيد چندين بار در همين متن اشاره شده اطلاعات ارسال شده مربوط به هر سه شركت قبلي خزايي بوده نه فقط اخرين شركت (پرت اند ويتني) ، لذا اطمينان داشته باشيد اطلاعات زيادي از موتورهاي رولز رويس و جنرال الكتريك نيز در اختيار ما قرار گرفته است لينك لينك ترجمه متن —————— اما بخش اخر خب در بخشهاي اينده به پروژه هايي خواهيم پرداخت كه اثبات ميكنند موتورهاي مورد بحث ما پاسخگوي همه نياز ما نيستند و ما به موتورهاي ٦٥ يا ٧٥ كيلونيوتني نيز احتياج داريم سوال اينجاست چه راههايي براي رسيدن به اين موتورهاي قدرتمند پيش روي ما قرار دارد؟؟ شرقي يا غربي ؟؟؟؟ مسير اول(جنرال الكتريك) همانطور كه مستحضر هستيد ما به فناوري ساخت نمونه هاي بهينه شده موتورهاي j85 و j79 كه بهترين توربوجتهاي شركت جنرال الكتريك و از بهترين توربوجتهاي رده سبك و متوسط جهان هستند دست پيدا كرديم ، تلاش براي توسعه موتور j90 بر مبناي j85 و همچنين مهندسي معكوس CFM56 نشانه هاي ديگري از گرايش ما بسمت موتورهاي اين شركت دارند شركت جنرال الكتريك بعد از توليد موتورهاي توربوجت j79 و j85 وارد ساخت توربوفن ها شد ، كه تصاوير تعدادي از اين موتورها را قرار ميدهيم  موتور F-404 با تراست ٤٩ و ٧٩ كيلونيوتن (خشك و پس سوز) موتور F-414 با تراست ٥٨ و ٩٨ كيلو نيوتن (خشك و پس سوز) و همچنين موتور فوق العاده اين شركت يعني F-110 كه از تراستي برابر74 كيلونيوتن در حالت خشك و ١٣٠كيلونيوتن در حالت پس سوز برخوردار هست  اين موتور با توجه به مشكلاتي كه موتورهاي پرت اند ويتني TF-30 و پرت اند ويتني F-100 براي جنگنده هاي F14 و F16 ايجاد كرده بودند ، در مدل هاي بعدي اين جنگنده ها ، جايگزين موتوره انها شد در هر حال اگر به هر طريقي بتوانيم به هر كدام از اين موتورها دست پيدا كنيم با توجه به روند فعلي ما حركت بعدي كاملا مشخص هست در غير اين صورت با توجه به توربوفن سازي موتور j85 كاملا محتمل است كه اين اقدام روي برادر بزرگتر يعني j79 هم صورت بگيرد در اين صورت موتوري با قطري حدود ٢٠ سانت بيشتر و تراستي حول و حوش ٦٥ كيلونيوتن در حالت خشك و ١١٠ كيلونيوتن در حالت پس سوز خواهيم داشت اولا يك موتور بومي مناسب براي جايگزيني موتورهاي TF-30 تامكت بدست خواهيم اورد كه از همين تراست برخوردار هستند (البته اگر از نظر ابعاد نزديك به هم باشند)، ثانيا با همين موتور ميتوانيم نياز خودمان در زمينه ي جنگنده هاي سنگين را برطرف كنيم حتي اگر توان حركت به سمت موتورهاي قوي تر را نداشته باشيم اين يكي از مسيرهاي پيش روي ماست  اما مسير دوم(پرت اند ويتني) خب با توجه به اطلاعات گسترده و قطعاتي كه از اين شركت توسط خزايي بدست ما رسيده ميتوانيم براي ٦٥ و ٧٥ كيلونيوتن به سمت موتورهاي TF-30 و F-100 حركت بكنيم اولي كه موجود است دومي هم اگر كه يكي دو فروند f16 ورودي قبل انقلاب را كالبدشكافي نكرده باشيم احتمالا از طريق بازار سياه و خيلي از كشورها از جمله ونزوئلا به دست ما رسيده است اما توجه داشته باشيد كه خود امريكايي ها هم از اين موتورها رضايت كافي نداشتند مسير سوم (ساترن) ترجيح نيروي هوايي قطعا و يقينا استفاده از توربوفن هاي غربي است اما با توجه به پيچيدگي كمتر موتورهاي شرقي نسبت به نمونه هاي غربي و از طرفي دسترسي به موتور AL-31 كه احتمالا از طريق روسيه ، چين ، اكراين يا ونزوئلا صورت گرفته باشد و همچنين نيم نگاهي به كمك روسيه در حوزه موتورهاي سنگين طي يك قرار داد مالي يا يك معامله با اطلاعات rq170 ، يا اطلاعات بدست امده از طريق خزايي شايد و شايد و شايد به ناچار اين راه براي حركت به سمت موتورهاي سنگينتر انتخاب شده باشد به هر حال موتورهاي سنگين مختلفي از شركتهاي مختلفي در دسترس هست و اميدواريم مسير مناسبي در پيش گرفته شود در پايان اين بخش دعوت ميكنم كليپي از مانور زيباي يك جنگنده فانتوم نيروي هوايي را ببينيد لينك برخي با توجه به عدم خروج دود از موتورِ اين جنگنده ، موتور را بهينه شده برخي موتور را كاملا بومي و برخي ديگر با استناد و كنار هم قرار دادن چنين تصاويري  ادعا دارند روند طي شده در مورد تايگر در مورد فانتوم هم صورت گرفته و ما يك يا چند فانتوم را صفر تا صد بصورت بومي ساخته ايم و اين فانتوم سرحال ، يكي از همين هاست  در مقابل برخي دوستان مسئله عدم مشاهده دود را مربوط به فعال بودن پس سوز و شايعات در مورد اين فانتوم را بي اساس ميدانند (البته فقط درمورد همين فانتوم) قضاوت با شما يا حق
  11. 40 پسندیده شده
    پس از نزدیک به 7 سال ، اینک شماره چهارم از مجله الکترونیکی بزرگترین انجمن وب فارسی لینک دانلود این شماره مجله با همکاری خالصانه دو برادر عزیز ، جناب @HRA و جناب @remo طراحی و تدوین و در نهایت در اختیار شما خواننده عزیز قرار گرفته است . بطور طبیعی ، ادعایی در خصوص حرفه ای بودن این کار وجود ندارد ولی این امیدواری وجود دارد که با مشارکت دوستان علاقه مند ، مسیر متفاوتی نسبت به خبر رسانی و تحلیل حوزه دفاعی داخلی و خارجی ایجاد گردد انشا... سردبیر مجله الکترونیکی بزرگترین انجمن نظامی وب فارسی MR9
  12. 39 پسندیده شده
    پنجمین شماره از مجله الکترونیکی نآورد لینک دانلود مجله الکترونیکی بزرگترین انجمن نظامی وب فارسی
  13. 37 پسندیده شده
    اجزاء مربوط به باور 373 اجزاء مرتبط با سامانه تلاش و 15 خرداد احتمالن اجزاء مرصاد 16 تصویر احتمالی از سامانه ی عقاب برگرفته از کانال Iranian_defensive_power
  14. 37 پسندیده شده
    ردپای "قدس 1" در تهران بیش از یک هفته از حملات به تاسیسات آرامکو در ابقیق و خریص می‌گذرد. گرچه ابهامات بسیار زیادی در مورد این حمله وجود دارد، اکنون اطلاعات بیشتری در مورد تسلیحات بکار رفته در حمله حوثی ها موجود است. عربستان سعودی در یک کنفرانس خبری بقایای 18 فروند پهپاد و هفت موشک کروز را که به سمت این دو تاسیسات نفتی شلیک شده بود به نمایش گذاشت. با وجود اینکه عربستان هنوز این موشک‌های کروز را به عنوان موشک‌های کروز ایرانی "یاعلی" معرفی می‌کند اما بقایای بدنه و موتورهای TJ100 ساخت کشور چک، نشان می‌دهد نوع موشک به کارگرفته شده شباهت زیادی با موشک "قدس1" حوثی‌ها دارد. رمز و رازهایی در مورد قدس1 وجود دارد. طراحی کلی آن، پیشران و زمینه سیاسی، همه‌ی آن‌ها به ایران به عنوان منشا این موشک اشاره دارند اما هنوز هیچ اثری از آن را در ایران ندیده‌ایم یا حداقل این طور به نظر می‌رسد. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فوریه 2018 در دانشگاه امام حسین (ع) نمایشگاهی از دستاوردهای صنعتی دفاعی خود برگزار کرد که توسط اعضای این دانشگاه ساخته بود. در بخشی از این نمایشگاه، تلوزیون ایران چندین مدل تونل باد را نشان داد این مدل‌ها عبارت بودند از: سیستم های موشکی صیاد، موشک بالستیک ذوالفقار، یک کروز ضد کشتی و یک موشک کروز که یادآور موشک کروز "یاعلی" است. و در آخر مدل تونل باد کروزی دیگر که شباهت چشمگیری به "قدس 1" دارد. از آنجا که سومار و قدس1 در طراحی کلی کاملا شبیه هم هستند (گرچه از نظر اندازه بسیار متفاوت هستند) می توان فرض کرد که صرفا شبیه به موشک معروف سومار ساخته شده است. با این حال نگاه دقیق‌تر به برخی از ویژگی‌های مدل تونل باد نشان می‌دهد که این موشک شباهت بیشتری به قدس 1 دارد. اولین نکته‌ای که باید در نظر گرفت موقعیت بال است. سومار از بال‌های میانی تاشونده استفاده می‌کند اما قدس1 درای بالهای‌ ثابتی است که در پایین بدنه موشک قرار داد. (ظاهرا حوثی‌ها موشک را به صورت وارونه به نمایش گذاشته‌اند.) این ویژگی که در دنیای موشک‌های کروز بسیار نادر است در مدل تونل باید نیز قابل مشاهده است. یکی دیگر از تفاوت‌های بسیار مهم بین سومار و قدس در شکل انتهایی بدنه دو موشک است. قسمت عقب بدنه سومار گرد است اما انتهای موشک قدس1 شبیه به تیوبی است که به یک مخروط کوتاه منتهی می‌شود. باز هم مدل تونل باد به قدس 1 نزدیکتر است تا سومار. حتی اگر انتهای آن کمی پهن تر از موشک حوثی‌ها به نظر برسد. دماغه دو موشک نیز از لحاظ شکل متفاوت هستند سومار دارای دماغه کاملا گرد است اما قدس 1 از دماغه ای تیز برخوردار است. . به دلیل وضوح پایین فیلم‌های موجود از مدل تونل باد نمی‌توان با اطمینان بالا قضاوت کرد اما به نظر می‌رسد دماغه مدل تونل باد به قدس1 نزدیکتر است نسبت به سومار. این شباهت‌های گسترده نشان‌دهنده‌ی این است قدس 1 یکی از کروزهای زمین به زمین سپاه پاسداران است که حوثی‌ها آن را ساخت یمنی معرفی کرده‌اند. با توجه به نبودن تصاویر کامل قدس 1 از روبرو و بدون داشتن زاویه، اجبارا دو عکس را که از زاویه روبرو و تقریبا بدون هیچ زاویه‌ای گرفته شده بود در هم ادغام کردم تا طول موشک به دست آید. با توجه به قطر 34 سانتی متری قدس 1 برای طول آن، عدد 440 سانتی متر به دست ‌آمد که این عدد بسیار نزدیک به UAV Kent 2.0 با اندازه 436 سانتی متر می‌باشد. البته این اختلاف 4 سانتی متری قابل چشم پوشی است. تفاوت اصلی بین قدس 1 و UAV Kent 2.0 همان اختلاف در محل نصب بالهاست. که در بالا در حین بررسی تفاوتها بین سومار و قدس 1 ذکر شد. با تشکر از جناب bds110 بابت ارائه منبع
  15. 37 پسندیده شده
    نظر کارشناسان انستیتو بروکینگز درباره حمله به آرامکو سامانتا گراس – عضو موسسه بروکینگز در زمینه انرژی و آب و هوا از دیدگاه امنیت انرژی ، دولت ترامپ به ما می‌گوید که ایالات ‌متحده در حال حاضر قدرت برتر انرژی است و آمریکا دیگر به نفت خاورمیانه نیاز ندارد . اما این حادثه نشان داد که این منطقه چقدر برای بازارهای جهانی نفت و ایالات ‌متحده آمریکا حائز اهمیت است . ایالات‌ متحده در حال حاضر بزرگ ‌ترین تولید کننده نفت جهان می باشد ، اما ما هنوز مقادیر قابل ‌توجهی از نفت را وارد می‌کنیم. نفت همچنین در یک بازار جهانی قیمت ‌گذاری می‌شود و مصرف کنندگان آمریکایی فقط به این دلیل که نفت در آمریکا هم تولید می‌ شود، سود خاصی دریافت نمی‌کنند. عربستان سعودی به دلیل صادرات گسترده و توانایی استفاده از ذخایر برای جابجایی قیمت ها ، همچنان یک کشور ضروری در بازارهای نفت است . سامانتا گراس : این حادثه نشان داد که این منطقه چقدر برای بازارهای جهانی نفت و ایالات ‌متحده آمریکا حائز اهمیت است و مصرف کنندگان آمریکایی فقط به این دلیل که نفت در آمریکا هم تولید می‌ شود ، سود خاصی دریافت نمی‌کنند بروس ریدل - همکار ارشد در مرکز سیاست های خاورمیانه دولت ترامپ باید خواستار آتش ‌بس فوری و بی ‌قید و شرط در یمن و عقب‌ نشینی تمام نیروهای خارجی و مشاوران باشد . کمک‌ های نظامی به سعودی‌ها نیز باید تا زمانی که به آتش ‌بس پایبند شوند و عقب ‌نشینی کنند، متوقف گردد. ما باید به طور خصوصی ، به خانواده سلطنتی عربستان اطلاع دهیم که روابط تا زمانی که ولیعهد محمد بن سلمان از خط جانشینی برکنار شود ، تیره خواهد ماند . ما در شرایط بسیار خطرناکی قرار داریم . اگر دولت ترامپ تصمیم بگیرد که به خاطر حملات به عربستان سعودی انتقام بگیرد ، ممکن است آتش یک جنگ منطقه ای را از تل آویو تا تهران برانگیزد. حمله به اهداف نفتی سعودی پیچیده بود و احتمالاً دارایی های با ارزشی را در پادشاهی عربستان شامل شود (حوثی ها می گویند که این گونه است). آنها بر آسیب پذیری تولید کنندگان نفت خلیج فارس در برابر موشک ها و هواپیماهای بدون سرنشین تأکید می کنند . اگر جنگ به سوریه و لبنان گسترش یابد ، جایی که ایران متحدین قدرتمندی دارد ، ممکن است اسرائیلی ها هم به داخل آن کشیده شوند. حزب الله موشک ها ، هواپیماهای بدون سرنشین و تخصص بیشتری نسبت به حوثی ها دارد و می تواند اسرائیل را ویران کند حتی اگر لبنان از بین برود . زمان حضور انسان های شکیبا به ویژه در کاخ سفید است. رفتار بی پروای ولیعهد سعودی ، محمد بن سلمان فاجعه انسانی را در یمن به وجود آورده و اکنون خطرات حتی بدتر شده است. بروس ریدل : زمان حضور انسان های شکیبا به ویژه در کاخ سفید است . دولت ترامپ باید خواستار آتش ‌بس فوری و بی ‌قید و شرط در یمن و عقب‌ نشینی تمام نیروهای خارجی و مشاوران باشد و روابط تا زمانی که ولیعهد محمد بن سلمان از خط جانشینی برکنار شود ، تیره بماند دانیل بایمن - همکار ارشد در مرکز سیاست های خاورمیانه خروج ایالات متحده از قرارداد هسته ‌ای ایران (طرح جامع اقدام مشترک یا برجام) ممکن است هر گونه اقدام نظامی را پیچیده کند . در گذشته ، حمله ایران به تاسیسات نفتی عربستان‌سعودی - اگر ثابت شود - یک خط قرمز واضح برای ایالات ‌متحده و هم پیمانانش بود. با این حال امروزه بسیاری از ناظران در ایالات ‌متحده و هم پیمانان آن ، به ویژه در اروپا، آمریکا را مسئول این وضعیت می‌دانند و نه ایران را . این یکی از مخاطرات خروج از برجام بدون کسب حمایت از متحدان مهم ایالات ‌متحده می باشد . دانیل بایمن : بسیاری از ناظران به ویژه در اروپا ، آمریکا را مسئول این وضعیت می‌دانند و نه ایران را . این یکی از مخاطرات خروج از برجام بدون کسب حمایت از متحدان مهم ایالات ‌متحده می باشد ترجمه شده صرفا برای میلیتاری
  16. 36 پسندیده شده
    بسم الله.......... 7مهر 1398 تصاویر به صورت گروهی وتکی قرار داده شده است .بنا بر گفته منابع یمنی این تصاویر مربوط به مرحله اول این عملیات است وممکنه تصاویر دیگر وجود داشته باشد منابع نیمه رسمی یمنی از وجود 100 فیلم از این عملیات خبر داده اند وزیر دفاع یمن شخصا یکی از خودروهای زرهی غنیمیتی (احتمالا اشکوش) را جابجا کرد جنگنده های سعودی تجمع نیروهای وابسته یمنی به خود را که قصد تسلیم شدن داشتن به اشتباه بمباران کردن . این یک رویه تقریبا معمول در یمن است که هواگردهای ائتلاف به نیروهای وابسته به خود حمله میکنند . این موضوع نشان دهنده ضعف شدید شناسایی اهداف از سوی نیروهای هوایی ائتلاف است حالا این مورد رو با سوریه مقایسه تقریبی کنید عملیات نصرمن الله و فتح قریب
  17. 35 پسندیده شده
    بسمه تعالی مقدمه مطلب ذیل چکیده ای از نظریان مفسران، تحلیل گران و متخصصان 9 اندیشکده ی آمریکایی، RAND، CSIS ، CFR ،ILATLANTIC COUNS ، BROOKINGS ، HUDSON، CENTER FOR NATIONAL INTEREST ، AMERICAN ENTERPRISE ،CARNEGI ENDOWMENT و اندیشکده صلح و جنگ پاکستان IPCS می باشد، مطالب کمتر بصورت مقالات تحلیلی و بیشتر اخبار و نظرات متخصصین منتشر شده اند، سرعت واقعه و پیامد های آن سبب شده تا امکان یک تحلیل بلند مدت و یا مبتنی بر واقعیات روی زمین وجود نداشته باشد، اکثر تحلیل ها واکنشی هستند و عمدتا رویکردهای توصیفی و تفسیری دارند. اتکا به این مطالب برای کشف راهبردها و یا نگاه های سیاسی آمریکایی ها دشوار است، رویکردهای ژورنالیستی و جهت گیری های حزبی اندیشکده که به نوعی کلوپ های طرفداری نیز هستند، بر نوشته ها مسلط است و آنچه که صراحتا به نظر میرسد این است که همگی نه تحت تاثیر اخبار دست اول واقعی که در نامه نگاری های محرمانه پنتاگون یا سازمان های اطلاعاتی امنیتی وابسته به دولت فدرال وجود دارند نیست، بلکه عمدتا واکنش هایی به اخبار رسمی رویداد هستند که از رسانه های جریان اصلی آمریکا منتشر شده اند. برای تحلیل و طبقه بندی این نوشته ها آنها را به چند زیر مجموعه کلی، نخست اینکه واقعه را چگونه شرح داده اند، سپس عناوینی که بر روی آن همگی تاکید داشته یا مطلب نوشته اند طبقه بندی و چکیده نویس شده اند. شرح مختصری از وقایع، شرحی از پیشینه. دیشب در برابر گلوله جا خالی دادیم، گفته ای از دنیل دی پتریس مقاله نویس نشنال اینترست، مجله وابسته به اندیشکده محافظ کار "مرکزی برای منافع ملی" آمریکا، وی در ادامه از نگرانی های بسیار زیاد خود از احتمال ورود آمریکا به جنگ فراگیر با ایران و چگونگی آن صحبت میکند تا در آخر بگوید با تایید پنتاگون که هیچ آمریکایی در حمله شب گذشته کشته یا مجروح نشده است، عراق و آمریکا از یک جنگ ویرانگر رها شده اند.1 زمانی که ایران حمله کرد، عنوان مقاله ای از اندیشکده CSIS که در امور دفاعی و امنیتی بسیار شناخته شده است. خلاصه آن مقاله از شرح ماوقع حمله در قالب "سوالات جدی" که به طرح پرسش و پاسخ میپردازد، بدین شرح است: در 8 ژانویه 2020، ایران از موشک های بالستیک برای حمله به پایگاه آمریکایی در عراق و در پاسخ به کشتن فرمانده سپاه قدس انقلاب اسلامی، قاسم سلیمانی استفاده کرد. این حمله نشان میدهد که تهران همچنان بر توان موشکی خود بعنوان ابزاری برای سیگنال دهی، دیپلماسی، پروپگاندا، بازدارندگی، و انتقام تکیه دارد. خاصیت دقت در این حمله همچنان تایید ای است بر قابلیت های موشکی که در سالهای اخیر پیشرفت کرده اند. هدفگیری تعمدی که باعث شد ایران از کشتن خدمه نظامی آمریکا دور بماند و از این رو اثر راهبردی کاهش تنشهای ناشی از گسترش درگیری ها را بدست آورد. و چیز دیگری که بدست آورد موقعیت معتبری برای تهدید علیه نیروهای آمریکایی و متحدان در منطقه بود. اما ایران چه چیزی شلیک کرد؟ گرچه نوع دقیق موشک هایی که برای حمله استفاده شد تایید نشده مانده است، شواهد اولیه نشان میدهد ایران موشک هایی از نوع قیام و گونه محتمل دیگر از خانواده فاتح را شلیک کرده است، قیام موشکی سوخت مایع برد کوتاه، از گونه های پیشرفته اسکاد است. آنچه در مورد این موشک مطرح است، کلاهکی است که از بدنه اصلی موشک جدا میشود. چنین خصیصه ای به نوعی برای موشک های کوتاه برد متعارف نیست. تصاویر باقی مانده بدنه موشک قیام در عراق در شبکه های اجتماعی لحظاتی پس از حمله به اشتراک گذاشته شده است. رسانه های ایرانی همچنین از موشک فاتح 110 و برادر بلندبردتر آن ذوالفقار یاد کرده اند/ موشک فاتح 110 یک موشک سوخت جامد است که از خصیصه های آن میتوان به عدم نیاز به سوختگیری و زمان کوتاه برای پرتاب اشاره کرد.برخی از گونه های آن گفته میشود که در حین پرواز قابلیت مانوردارند و میتوانند دقت خود را افزایش دهند. قیام و فاتح، مدلهایی که در میان دارایی های موشکی ایران از همه دقیقتر به نظر میرسند. این امر را از تحلیل سطحی تصاویر ماهواره ای میتوان فهمید، هرچند، که دقت این موشک ها بسیار بیشتر از چیزی بود که قبلا تصور میشود.2 این مطالب به قلم ایان ویلیامز عضو برنامه امنیت ملی آمریکا و جانشین رئیس برنامه دفاع موشکی در CSIS نقل شده است. سلیمانی که بود علی دمیرادز، استاد علوم سیاسی دانشگاه کارولینای جنوبی و پروفسور امورخارجه کالج کارلستون در مقاله خود در نشنال اینترست، سلیمانی را چنین توصیف میکند؛ ترور جنرال سلیمانی، فرمانده سپاه قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، دنیا را شوکه کرد. وی بعنوان دومین شخصیت معروف بعد از علی خامنه ای، رهبر عالی کنونی ایران شناخته میشد. سلیمانی برای ایرانیان جوان، بیشتر یک قهرمان و شخصیت روحانی بود تا یک مسئولی که بسادگی در ریاست سپاه قرار دارد. او در آمریکا به عنوان "فرمانده سایه" شناخته میشد. سلیمانی از این جهت بسیار برجسته بود که سیاست خارجی ایران را شکل میداد. او بخاطر پیامی که به جنرال دیوید پترائوس کسی که در سال 2008 فرمانده وقت نیروهای آمریکا در خاورمیانه بود شناخته شد"جنرال پترائوس عزیز، شما بایست بداند که من، قاسم سلیمانی، کنترل سیاست برای ایران نسبت به عراق، لبنان، غزه، و افغانستان را در اختیار دارم". بدون شک بعد از ترور سلیمانی خاورمیانه مثل گذشته نخواهد بود. پس ما چه انتظاری نسبت به آینده میتوانیم داشته باشیم؟ 3 میشل بلات مقاله نویس پانداگاید هنگ کنک، تایمز کره، نشنال اینترست و ... در مقاله خود در نشنال اینترست گفته است؛ آمریکایی ها در ساختن داستان هایی خوب برای جنگجویان آزادی خواه در برابر دولت های ستمکار بسیار احمقند. ولی قبل از اینکه مارا دوباره خر کنند، ما باید مراقب باشیم و با نگرانی بنگریم. تلاش برای بوجود آوردن ایران دمکراتیک با زور میتواند نتایج تراجیک ویرانگرتری نسبت به خطای دو دهه گذشته اقدامات در عراق بوجود آورد. در ادعای اینکه بسیاری از ایرانیان به رژیم تئوکرات موجود در قدرت پشت کرده و مخالفند و به بمب های آمریکایی که می آید تا آنان را آزاد کند خوش آمد خواهند گفت بسیار غلو شده است؛ این ادعا غلط است. ژنرال قاسم سلیمانی، یکی از معروف ترین شخصیت های مردمی در ایران، با 80 درصد نگاه مثبت از دید آمار سنجیده شده است. تصمیم دونالد ترامپ برای کشتن سلیمانی با استفاده از حمله پهپاد فقط به ایران در جهت خاموش سازی بسیاری از مسائل ونارضایتی های داخلی کمک کرده است. ریچارد انگل ازNBC نیوز گزارش داده است، " پیر و جوان در تهران، با هم برای پشتیبانی از دولت متحد شده اند". ژورنالیست کهنه کار روح الله فقیهی حرف مشابهی گفت که "ایرانیان پیشتر از هم گسسته، هم اکنون محکم در پشت دولت ایستاده اند". این یک نتیجه کاملا قابل پیش بینی ست وقتی یک دولت خارجی دست به کشتن یکی از مقامات رسمی یک دولت و تهدید آن به جنگ در خانه میزند و به شکل عریانی مکانهای فرهنگی و تاریخی آن را حتی تهدید به حمله میکند. گفتنی است بر اساس یک پیمایش در اکتبر 2019 توسط مدرسه سیاستگزاری عمومی مطالعات بین المللی و امنیت دانشگاه مریلند، بیشتر از 80 درصد از شهروندان ایرانی نگاه منفی نسبت به حضور نیروهای آمریکایی در منطقه دارند و گفته اند که به آنها دسته گل هدیه نخواهند داد. 4 بررسی حقوقی ماجرا جان بی بلینجر از کنسولی برای سیاست خارجی CFR در مقاله ای با این عنوان که آیا حمله آمریکا به سلیمانی هنجار های حقوقی شکسته است، معتقد است اقدام به ترور فرمانده نظامی ایرانی در عراق سوالات بسیار زیادی پیرامون حقوقی بودن از نظر قوانین داخلی آمریکا و قوانین بین المللی دارد. وی در مورد معنی دار بودن مفهومی چون "اقدام تدافعی" که پنتاگون اظهار داشته است صحبت میکند. کشتن یک نظامی رسمی از کشوری که آمریکا با آن رسما در جنگ نیست در یک کشور ثالث مانند عراق بدون رضایت آن کشور، مشکلات حقوقی دارد. گرچه کاخ سفید همچنان مبناهای حقوقی اقدام خود را منتشر ننموده است، رئیس جمهور همچنان با تاکید بر جایگاه حقوقی خود در قانون اساسی بعنوان فرمانده کل قوا و رئیس اجرایی، این حق را متصور است که نیازی به اجازه کنگره برای حمله ندارد. وی در ادامه بررسی میکند که تحت فصل دوم قانون اساسی آمریکا، رئیس جمهوراختیارات وسیعی برای استفاده از قدرت نظامی آمریکا در دفاع از این کشور و یا افراد آن و یا پیشبرد منافع ملی دارد. همانطور که از این قانون برای انتقال نیرو به کره جنوبی در زمان تهدید کره شمالی توسط ترامپ (فایر اند فیوری) و سایر نقاط دیگر دنیا جهت استفاده نظامی بدون اجازه کنگره بهره گرفته شد.بنابراین به نظر میرسدرئیس جمهور آمریکا از قانون Authorizations for Use of Military Force (AUMFs) که توسط کنگره در سال 2001 برای حمله به عراق و 2002 برای استفاده از نیرو بر علیه صدام حسین توسط کنگره تصویب شده است، در جهت ترور قاسم سلیمانی استفاده ننموده است. بنابراین به گفته نگارنده نیاز است تا کاخ سفید صراحتا اعلام کند از کدام قانون برای این اقدام بهره گرفته است. قانونمندی این حمله تحت قوانین بین المللی شک بر انگیز است. تحت چارتر سازمان ملل، آمریکا از اعمال قدرت در یا علیه یک کشور دیگر بدون رضایت آن کشور یا بدون اجازه شورای امنیت سازمان ملل، منع شده است، مگر در زمانی که استفاده از نیرو برای دفاع از خود یا جلوگیری از حمله قریب الوقوع باشد. بنابراین اگر دولت ترامپ باور دارد که کشتن سلیمانی برنامه برای مقابله با یک حمله قریب الوقوع بوده، تحت فصل 51 چارتر سازمان ملل و تحت قواعد کلی حقوق بین الملل این اقدام میتواند قانونی باشد گرچه سایر دولتها ممکن است قبول نکنند. وزیر امور خارجه آمریکا مایک پمپئو ادعا داشته که حمله یک دفاع از خود بوده است، ولیکن مسئولین همچنان هیچ گونه شواهدی ارائه نداده اند. بنابراین اگر مقامات حمله را حق دفاع از خود بدانند، نیاز است تا ایالات متحده تحت فصل 51 منشور ملل متحد بسرعت گزارش از اقدام خود را به شورای امنیت ارائه کنند. و این نیز انجام نشده است. چنین نامه ای به شورای امنیت میبایست شامل شواهد قانونی استفاده از نیرو و شرایطی که قانونی بودن آن را نشان میدهد باشد. ترامپ به شکل سنگینی به اقدامات اوباما در حملات پهپادی به افراد مشکوک به تروریسم در مکان هایی چون لیبی، پاکستان، سومالی، سوریه و یمن متکی بوده است. دولت اوباما مسئولیت نزدیک به ششصد حمله از این دست در طول 8 سال را بر عهده دارد در حالی که نزدیک به 300 حمله تا کنون توسط دولت ترامپ صورت گرفته است. و با میزانی دانشی که من در اختیار دارم قابل ذکر است که کشتن سلیمانی نخستین باری است که دولت ایالات متحده اقدام به حمله پهپادی برای قتل یک مقام رسمی نظامی کشور خارجی کرده است. وی در ادامه میگوید تمامی حملات پهپادی از این دست تحت قانون AUMFs 2001 انجام شده اند. وی همچنین به نقش بنیادین کنگره آمریکا در پیش بینی امکان استفاده از نیروی نظامی اشاره میکند. و میگوید کنگره حتما میبایست به سیاستگذاری در امر مقابله با ایران بپردازد. نکته دیگری که بررسی شد تهدید حمله به مکان های فرهنگی ایران است که بیلینجر آن را نقض صریح کنوانسیون لاهه در حفاظت از دارایی های فرهنگی در درگیری های نظامی میداند که ایالات متحده نیز عضوی از آن است. 5 اندیشکده آمریکن اینترپراز با تکرار سخنان رئیس کمیته ریاست امور خارجه کاخ سفید از مشکلات جدی ترور سلیمانی بدون مشارکت کنگره بعنوان همراهی برای دولت سخن گفته است. الیوت ال انگل؛ "قانون نیازمند اعلام است تا رئیس جمهور نتواند ایالات متحده را به یک جنگ بیمارگونه وارد کند". مقاله سپس با پرداختن به قانون 2001 AUMF از کم و کیف اختیارات رئیس جمهور در اقدام یک جانبه خود در ترور(مقاله البته میگوید کشتن) صحبت کرده است. و میگوید اختیاراتی که در قانون فوق و قوانینی که پس از حمله یازده سپتامبر وضع شده اند ممکن است این اجازه را به رئیس جمهور برای اقدام داده باشند. در ادامه با بررسی این قوانین چنین نتیجه گیری میکند که حتی اگر کنگره و آنطور که نانسی پلوسی میخواد جلوی این قوانین را بگیرد، عمل کند، سرانجام قانون اساسی آمریکا حق کافی به رئیس جمهور در اقدام یکجانبه بدون مشورت با کنگره را داده است. بنابراین آمریکا دارای مشکلات قانونی خاصی در مورد کشتن سلیمانی به تنهایی نبوده است. ایالات متحده ید طولایی در اعمال سیاست استفاده از حملات هدفمند برای کشتن رهبران دشمن داشته است. بعد از یازده سپتامبر، دولت بوش برنامه حملات پهپادی و نیروهای ویژه را برای کشتن رهبران القاعده و گروه های انتحاری در عراق و افغانستان به اجرا گذاشته است. و نه تنها اوباما آن را متوقف نکرد بلکه آن را به جنگ هوایی علیه معمر قذافی در لیبی به منظور تسریع تغییر رژیم تسری داده است. خیلی کم پیدا میشود اگر نگوییم هیچ کس، که از مقامات رسمی دمکرات کسی اوباما را برای شرکت در قتال غیر قانونی که با حمله هوایی به لیبی و سپس بعدها در سوریه بدون حمایت کنگره اتفاق افتاد، مورد مخالفت قرار داده باشد. 6 موارد دیگری که از جمع بندی موضوعات مطروح در مقالات مختلف میتوان اخذ نمود، آن است که کنگره آمریکا نمیتواند مانع قانونی برای جلوگیری از حقی که در قانون اساسی آمریکا به رئیس جمهور برای اعلام جنگ یا استفاده از نیروی نظامی داده شده است ایجاد کند، اما میتواند جلوی تامین مالی جنگ را بگیرد، که به عقیده گردآورنده این مطلب؛ " این امر تنها مانعی در برابر یک جنگ فراگیر خواهد بود و البته تضمینی برای یک جنگ محدود." جمع بندی همه مبنی بر خاص بودن پاسخ ایران تقریبا اکثر اندیشکده ها با اتکا به اخبار اولیه از عدم وجود تلفات برداشت مشابهی از اینکه ایران به شکلی پایگاه را مورد تهاجم قرارداده که تلفات به حداقل برسد داشته اند و برخی آن را زمینه سازی برای جلوگیری از تهاجم دانسته اند. CSIS در مقاله خود با عنوان سوالات انتقادی، چنین گفته است: ایران به عراقی ها فرصت آماده سازی داد. هشدار قبلی دولت، باعث شد هر دو نیروهای ائتلاف و عراق خود را سازماندهی کنند، چنین اقدامی همچنین میزان خویشتن داری در طرف ایرانی را نشان میدهد. حملات دقیق این اجازه را به ایران داده است که اهداف خود را با دقت انتخاب کند تا میزان تلفات نیروی انسانی کاهش یافته و فرصت در طرف آمریکایی برای تنش زدایی فراهم شود. از سویی دیگر، حمله با شاخصه جراحی، در ضمن خود این هشدار را پیرامون ظرفیت های ایران در حملات آینده داده است که ایران با چنین حملات مشابهی میتواند تلفات نیروی انسانی را بجای محدود سازی به حداکثر نیز برساند. بنابراین عدم تلفات در این حمله خاص را برای موشک ها و موشک پران ایرانی باید بیشتر موفقیت بدانیم تا شکست.2 وزیر خارجه ایران، محمد جواد ظریف پس از حمله چنین توئیت کرده است: " ایران تحت فصل 51 منشور ملل متحد بر اساس آنچه که اقدام احمقانه در حمله مسلحانه بر علیه شهروندان و مقامات رسمی خود صورت گرفته است، پاسخی درخور برای دفاع از خود داده است. ما تشدید اوضاع یا جنگ را دنبال نمیکنیم، ولی از خود در برابر هر خصومتی دفاع خواهیم کرد". درسی که اینجا باید گرفت آن است که بر خلاف صحبت های خشن و تهدیدات ایران، ترس آنها از آمریکا و عدم خواست برای مقابله نظامی با آن که میتواند آمریکا را به اشغال ایران وارد کند – اتفاقی که در همسایگیشان رخ داده است مانع کشتن نیروها شده است. در واقع، کشتن سلیمانی توسط آمریکا یک ضربه شدید به رژیم ایران است و رویداد منجر به کاهش تنش همان چیزی است که آمریکا برای مرتب کردن تنش ها با ایران به دنبال آن است. در نتیجه، تصمیم ترامپ برای کشتن سلیمانی، تروریستی که مسئول کشتن بیش از 600 آمریکایی و هزاران نفر دیگر است-یک پیروزی دو طرفه برای آمریکا محسوب میشود. 7 اینها تصوراتیست که مایکل پریجنت از اندیشکده هادسون در مقاله ای با عنوان "ترس ایران سبب شد تا عمدا موشک ها را به آمریکایی ها نزنند" به آن پرداخته، این مطلب در فاکس نیوز نیز منتشر شده است. توماس واریک مشاور سیاستگذاری ضد تروریسم وزارت امنیت داخلی آمریکا در کنسول آتلانتیک؛ این سوال را میپرسد، " یک خطا بود، یا اینکه ایرانی ها دقیقا آنچیزی را که میخواستند مورد هدف قرار دادند؟" و در پاسخ به این سوال چنین جواب میدهد؛ سوالات بسیاری وجود دارد در این مورد که آیا ایران موشک هایش به خطا رفته اند یا اینکه یکی از خارق العاده ترین نمایش تسلیحاتی را در قرن 21 را به نمایش گذاشته اند، 2 شلیک تقریبا به خطای تعمدی که هم به مردم خود بگویند ما از آمریکا انتقام گرفتیم و هم از خطور قرمز آمریکا که کشته شدن آنهاست عبور نکنند. از یک طرف، به خطا زدن تعمدی میتواند یکی از خیره کننده ترین نمایش هایی باشد که مهارت بسیار بالایی را باید برای آن متصور بود، البته اگر چنین بوده باشد. در 14 سپتامبر، موشک های کروز و راکت های ایرانی با حمله به تاسیسات ابقیق ناظران را از دقت بی نظیر خود در انهدام نقاط خاص مانند برج های سپریتور و تانکر های کروی در کنار عدم آسیب به سایر نقاط شوکه کردند، و موضوع قابل توجه آن این بود که هیچ کس در آن حمله نیز کشته نشد. بررسی نتایج خسارات در عراق در روز پنجشنبه به دقت نشان خواهد داد که ایرانیان هدفشان چه بوده است. این دو حمله موشکی نزدیک به خطا، موشک پران های ایران در یک کلوب نخبگی بسیار خاصی نیز قرار داده است. گذشته از وحشت آفرینی، این میتواند یکی از نمایش های سوزناک شکست رژیم هم باشد. کشوری با چنین قابلیت های پیشرفته تسلیحاتی میتوانست استعداد های خود را در مسیر های صلح آمیز و سازنده استفاده از تکنولوژی بکار برد، قاسم سلیمانی رویای آن را در سر داشت که دولتی در دولت عراق بنا کند، که به ایران متعهد باشد، و این پتانسل تجزیه عراق را در خود داشت. 8 ویلیام اف وچسلر، مدیر مرکز رفیق حریری و خاورمیانه کنسول آتلانتیک، " از زاویه دید خودشان، ایران شرایط در عراق را بطور کامل و در زمان بسیار کوتاهی وارونه کرده است. همین چند هفته پیش بود که نفوذ آنها در عراق بشدت کاهش پیدا کرده بود-درخیابان ها، در میان شیعیان که در کردورهای قدرتشان بودند. اما با این حمله پهپادی آمریکا، ایران در موقعیت بسیار مثبتی ایستاده است که دولت عراق را در کنار خود در اخراج نظامیان آمریکا میبیند. اگر نظامیان آمریکایی وادار به خروج از عراق بشوند، به همین صورت وادار به خروج از سوریه نیز خواهند شد-که هردوی اینها اهدافی بود که سلیمانی در بلند مدت دنبال میکرد." "پس اگر این نزدیک ترین بحران پیش رو ست که در عمل باید از آن عبور کرد، دولت ترامپ نیاز دارد تا بسرعت تمرکز خود را بر توجهات بر روی حفاظت از منافع آمریکا که در معرض ریسک قرار دارند بگذارد. نیاز فوری این هست که دیپلماسی برای بازگرداندن و ترمیم روابط دوطرفه با بغداد و جلوگیری از عقب نشینی نیروهای آمریکایی از عراق و سوریه انجام پذیرد. هم اکنون زمان مناسبی برای تهدید عراق به تحریم نیست. در عوض دولت ترامپ میبایست بر روی اینکه دولت عراق بی پروایی نکند معطوف شود تا با به تاخیر انداختن آن تصمیم و بازگردادن موقعیت آمریکا بعنوان حامی تمامیت ارضی و حاکمیت ملی عراق بر علیه بزرگترین تهدید دایمی اش نسبت به استقلال آن کشور یعنی همسایه اش ایران متمرکز شود." 9 بررسی اینکه اقدام ترامپ موفقیت آمیز بوده یا شکست خورده قتل سلیمانی نشان مرگ است بر واقع گرایی در دولت ترامپ، تیتر مقاله ای از کنسولی برای روابط خارجی آمریکا CFR، دیوید سکز در مقاله خود چنین عنوان کرده، قتل یکی از فرماندهان ارشد ایرانی، ترامپ را به ریسک جنگ با ایران و به خطر انداختن تلاش های آمریکا در برابر چین و روسیه میتواند بی انجامد. یک واقع گرا باید به دنبال کاهش خطر جنگ با ایران باشد تا آمریکا بتواند انرژی اش را معطوف به تجهیز خود برای رقابت های بلند مدت با چین و روسیه کند. ایالات متحده از جنگ افزار اقتصادی خود بر علیه ایران برای کسب اهداف حداکثری بهره گیری کرده است. ایران به گوشه رینگ رانده شده و برای خود مسیر دیپلماتیکی برای خلاصی از این مخمصه نمیابد، جز اینکه از پروکسی های خود برای حمله به پرسنل نظامی آمریکا در منطقه استفاده کند. عدم تمایل به اتخاذ دیپلماسی بود که باعث پاسخ نظامی و کشتن سلیمانی دومین فرد قدرتمند ایران توسط آمریکا شد. یک رئالیست باید فهمیده باشد که کشتن سلیمانی که خون سربازان آمریکایی دردست اوست صرفا آمریکا را به یک جنگ ناخواسته با ایران و به خطر افتادن جان تعداد بیشتری از آمریکایی ها نزدیک میکند. 10 رای عراق به اخراج نیروهای آمریکایی پیروزی واقعی ایران است، بن کونابل نویسنده رویئترز و کارشناس اندیشکده رند، این مطلب در 5 ژانویه و پیش از حمله موشکی نگاشته است، کونابل معتقد است؛ ایران بدون حتی شلیک یک گلوله توانسته انتقام بسیار سختی از آمریکا در مورد قتل ژنرال قاسم سلیمانی بگیرد.با استفاده از فرایند دمکراتیک در عراق، نمایندگان تحت نفوذ ایران در پارلمان رای به اخراج سربازان آمریکایی از عراق داده اند. با این امر، به نظر میرسد ایران احتمالا به شکل موثری نبرد برای نفوذ در عراق را پیروز شده است. این تیر خلاص استراتژیک که نه با موشک و نه با کمربند های انفجاری، با رای قانونی بر پایه دمکراسی ای که آمریکا ایجاد کرد زده شد. تا زمانی که عراقی ها حضور ایران را طرد نکنند(که به نظر محتمل نیست)، ایالات متحده باید عراق را کاملا به ایران باخته تصور کند. 11 چی شد که به اینجا رسیدیم؟ آیا ایالات متحده به تله راهبردی ایران افتاده است؟، سی آنتونی پاف، کارشناس مدعو در کنسول آتلانتیک، ابتکار عراق: " واقعیت این است که انتقام ایران از کشتن سلیمانی بدون غافلگیری اتفاق می افتد. این واقعیت که آنها تا کنون انتقام را محدود به پایگاه عراقی که نیروهای آمریکا در آن هستند کرده اند.در گذشته ایران و پروکسی هایش ابایی از حمله به اهداف غیر نظامی نداشته اند، همانطور که تهدید کرده اند آمریکا نیز میبایست مجدد انتقام بگیرد. البته، این خویشتن داری یک همراهی با عراقی هایی است که خودشان را به شکل فزاینده ای درگیر مخاصمات منطقه ای ایران – آمریکا یافته اند. " توپ هم اکنون به زمین دادگاه ایالات متحده برگشته است. هر اقدام انتقام جویانه دیگری در عراق یک اشتباه سهمگین است. کشتن سلیمانی سبب شد تا تظاهرات ضدایرانی فراگیر در عراق که میرفت امید به بزرگترین امیدش یعنی ایالات متحده برای حذف نفوذ ایران در عراق بی انجامد منحرف شود. نکته دیگری که حمله پهپادی نشانداد این بود که افکار عمومی عراق آمریکا را بیشتر به درگیر یا ایران متعهد میدانند تا حفظ ثبات این کشور. این ممکن کاملا صحیح نباشد، اما به نظر میرسد که باید دید چه تعداد از عراقی ها موقعیت را فهم میکنند." همچنین به درستی نمیشود فهمید که انتقام گیری مجدد توسط آمریکا تضمینی داشته باشد. حمله موشکی ایران تلفاتی نداشته است و خسارات نیز جزیی بوده اند. علی الظاهر به نظر میرسد که ایالات متحده پیام خود را از ایرانیان با این حمله خشن علیه خود دریافت کرده باشد، از این رو زمان آن رسیده است که جلوی وخامت اوضاع را گرفت. ولی این شرایط یک فرصت برای آمریکا در جهت افزایش فشارها به ایران برای جلوگیری از نفوذ مضر آن ایجاد میکند، دست کم در عراق. این فرصت نیازمند آن است که دیده ها مجددا به سمت تظاهرات و مخالفت ها بازگردد، و نقش ایران در شعله ور ساختن سرکوب به روشنی بیان شود. این همچنین زمانی برای آمریکاست که به اجماع در میان متحدان و شرکای خود پیرامون این مورد که در مورد تحریکات آینده چگونه باید پاسخ دهد بدست میدهد، چه اینکه توسط ایران باشد یا پروکسی هایش. ایران سعی کرده است خودش را یک قربانی معصوم نشان دهد در حالی که مسئول اصلی حملاتی که وضعیت را به اینجا کشانده است. هیچ کسی واقعا آنها را بطور جدی باور ندارد. ایالات متحده باید به دنبال یک حرکت جمعی با شرکای خود برای آن باشد تا برای ایران شفاف شود که تا زمانی که به اقدامات بی ثبات کننده خود در منطقه ادامه میدهند در محاصره(انزوا) خواهند ماند. برای ساختن چنین اجماعی، ایالات متحده باید آن را به هدف آشکار برای جمع آوری پشتیبانی سیاسی بدل کند. همچنین شفاف نیست که سیاست فشار حداکثری که برای اهداف ارزشمندی در گذشته چون رها سازی برنامه هسته ای، موشکی، و رها سازی حمایت از گروه های تروریستی در منطقه به راه افتاده است چگونه میخواهد به آن دست یابد. اگر درک ایران را از شرایط امنیتی اش لحاظ کنیم، این احتمال که در کوتاه مدت تقاضاها در برابر برنامه هسته ای و موشکی بطور مثال، بسیار زیادی هستند، تا اینجا که به رژیم گفته شود یا به شکل موثر خلع سلاح شود آن هم در زمانی که حس میکند که رو به جنگ قرار دارد و فشارهای اقتصادی را نیز باید تحمل کند." آن بدین معنی نیست که ایالات متحده نبایست به دنبال این اهداف باشد. بلکه به این معنی هست که باید اولویت بندی اهداف نسبت به رفتارهای خاص ایران اینگونه باشد که هر رفتار با قدم خاص آمریکا همراه است و در برابر آن رهایی یا افزایش فشار را بر رژیم را تجربه خواهد کرد. بدون اتصال ابزارهای درست به پایان های درست، ایران به این احساس که هیج انتخابی ندارد جز اینکه از همه ابزارهایش برای بیرون انداختن ایالات متحده از منطقه استفاده کند و گردونه خشونت ها همچنان ادامه خواهد داشت.12 نکات کلیدی وقایع اخیر از دید کنسول آتلانتیک، در نوشته ای با عنوان؛" با قتل سلیمانی، آمریکا روابطش با عراق را نابود ساخت" - این رای پارلمان عراق نشان داده که اگر عراقی ها به گوشه بیفتند و مجبور به انتخاب بین ایران و آمریکا شوند، آنها ایران را انتخاب خواهند کرد. - کشتن سلیمانی و وقایع پس از آن تاثیر مستقیمی بر تظاهر کنندگان در سراسر عراق داشته است. - ضربه ای که رخداد اخیر وارد آورده غیر قابل بازگشت است، اما همچنان ممکن است فرصتهایی برای نجات روابط دیپلماتیک وجود داشته باشد 13 قابلیت ایران در راه اندازی یک جنگ نیابتی با استفاده از شبکه ای از سازمانهای شبه نظامی بزرگ مانند، عصائب اهل الحق، کتائب حزب الله، سازمان بدر در عراق، حزب الله و جنبش امل در سوریه، جنبش حوثی های یمن به رهبری ایران این فرصت پیش بینی نشده را برای اعمال قدرت فراتر از مرزهای ایران را داده است. اهداف حزب الله در جنگ سوریه، یمن و عراق این بود که منافع ایران در بیرون انداختن آمریکا از منطقه را پیش ببرد، در دوران پس از سلیمانی، و این امر میبایست بر این انتظار باشد که گروه ترور باهم زیر یک ایده متحد خواهند ماند: اخراج ایالات متحده از خاورمیانه با هر وسیله ای که لازم باشد، دقیقا مانند کاری که مجاهدین با شوروی در افغانستان کردند. تلاش ها به این سمت گرایش خواهد داشت که حملاتی مخفیانه مستقیما بر علیه اهداف آمریکایی یا متحدان آن در منطقه اتفاق بیفتد. ترکیبی از جنبش های ضد آمریکایی به شکلی جامع هم اکنون آغاز به کار کرده است. نصر الشمری، جانشین رئیس حرکت النجبای عراق، یکی از گروه های متعهد شیعی، اعلام کرده است که " ما مجدد نیروهای خود را برای مقاومت زیر یک تن واحد بر علیه واشنگتن سازماندهی خواهیم کرد." مقتدا صدر، از رهبران معروف شیعیان عراق، ارتش مهدی خود را هفته گذشته پس از گذشته نزدیک به یک دهه از بدنامی فعالیت های ضد آمریکاییش مجددا فعال کرده کرده است. واشنگتن انتخاب های زیادی ندارد وقتی با شبکه های گسترده چند چهره ای از پروکسی های شیعه روبرو میشود. احتمالا مقدور ترین انتخاب واشنگتن واحد محافظین کردستان عراقYPG باشد، و شاخه گسترده تر سوری آن PKK . اگرچه پنتاگون به شکل وسیع ازYPG برای عقب زدن داعش در سوریه و عراق استفاده کرده است، اما علائمی از مقابله با نفوذ ایران مدتهای زیادی در میان آنان بوده است. برای مدت طولانی پس از شکست داعش، پنتاگون به تحویل خدمات آموزشی و تجهیزات نظامی به YPG ادامه داده است، طبق برخی تخمین ها، حدود 13هزار کامیون اسلحه. رانده شدن از شمال سوریه پس عملیات بهار صلح ترکیه، به نظر میرسد YPG را وارد به فعالیت ضد ایرانی در جنوب سوریه و غرب عراق(استان الانبار) وادار کند، گرچه این امر نیز چالش های خاص خود را در پی دارد. در آخر، دنیا تمایل دارد تا تلاشهای واشنگتن در مسیر آرام سازی خشونت ها بین احزاب کرد را ببیند، بخصوص روابط YPG/PKK و حزب دمکراتیک کردستان بارزانی KDP ، تا به شکل گیری بلوک سنی/کردی بر علیه نفوذ ایران بی انجامد. بسته به اینکه تلاش ها چقدر موفق آمیز باشند، کوشش واشنگتن میتواند به خوبی به اعلام استقلال دولت کردستان که بوسیله KDP اداره میشود و شمال عراق را در اختیار دارد و الحاق آن به مناطق تحت تسلط YPG/PKK در شمال سوریه مسیر ایران به سوریه و لبنان و مدیترانه را ببندد. 14 ضربه ای به نفوذ منطقه ای ایالات متحده، بخشی از مقاله ای هست که پیتر جان داکس، تحلیل گر اندیشکده پاکستانی IPCS صلح و جنگ که با عنوان اصلی "پیروزی ترامپ، شکست آمریکا" نگاشته است؛ بر خلاف موفقیت ترامپ در کشتارها در برابر ایران، به نظر میرسد واشنگتن شرکا و نفوذ منطقه ای اش را نادیده گرفته است. توسعه تنش ها با ایران مورد پسند متحدان عرب آمریکا نیست. عربستان سعودی و امارات بنابر شایعاتی مذاکراتی پنهانی با تهران را برای کاهش تنش ها در خلیج(فارس) در پیش گرفته اند. از زمان حمله پهپادی به تاسیسات نفتی در سپتامبر 2018، ریاض همچنین تلاش کرده است اختلافات خود با حوثی های یمن و قطر که هر دو طرف از نزدیکان به تهران شناخته میشوند کاهش دهد. اقدام ترامپ میتواند این تلاش ها برای آرامش را برهم بریزد،و همچنین متحدان آمریکا را به اهداف برای انتقام ایران تبدیل کند. افزون بر این موارد، ترور نشان دهنده سیاست های غیر قابل پیش بینی واشنگتن در منطقه است، و سبب میشود تا متحدان آمریکا بسختی بر آن تکیه کنند در زمانی که تصمیم ترامپ برای کشتن ژنرال ایرانی غیرمنتظره و نابهنجار به مخاصمات دامن زده است. این امر یادآور تصمیم شتابزده پیشین ترامپ در برسمیت شناختن الحاق بلندی های جولان به اسراییل و پایان دادن به حمایت از متحدین کرد سوری است. بخاطر این شتابزدگی های فزاینده، متحدان آمریکا در خلیج(فارس) آرام آرام به سمت شرکای با ثبات تر مانند روسیه، و در رفتن از مشتمالی های واشنگتن در منطقه خواهند بود. همچنین آمریکا نفوذ خود در عراق با تهدید دامنه دار حضور 5هزار نظامی در این کشور از دست میدهد. این ترور نه تنها به تمامیت دولت عراق خدشه وارد کرده است بلکه دولت عراق را بخاطر کشتن یکی از مقامات رسمی هدف قرار داده است. فشارها از سوی ملی گرایان و پروکسی های ایران به دولت عراق برای بازنگری در مورد حضور آمریکا در این کشور افزوده خواهد شد.15 جان کری وزیر امور خارجه دوران اوباما، در مطلبی با عنوان"دیپلماسی کار میکرد تا اینکه ترامپ آن را رها کرد"، که در نیورک تایمز و اندیشکده کارنگی منتشر شده است، به شکل خلاصه چنین میگوید؛ " رئیس جمهور خودش به تنهایی، تصمیم سختی برای استفاده از نیروی نظامی در جهت حفاظت از منافع آمریکا گرفته که معمولا باید با حداقلی از این آگاهی و آرامش خیال همراه باشد که دیپلماسی شکست خورده است. تراژدی این مخمصه کنونی آن است که دیپلماسی قبل از آنکه رها شود کاملا موفق عمل میکرد." 16 اندیشکده بروکینز؛ "جنگ با ایران همچنان بسیار احتمال کمتری از آنچه فکر می کنید دارد" ،در بخشی از این مقاله چنین نگاشته اند که، ریسک ها بسیار زیادند، جالب آنکه این بخش از مقاله با عنوان آن همخوانی ندارد و بر خلاف نتیجه ای است که در تیتر بیان میشود؛" نگرانی دیگر آن است که ریسک های این بحران برای ایران نسبت به تابستان سال گذشته و حملات به تانکرها و پهپادها بسیار بیشتر است. ما میدانیم که جنگ رخ میدهد حتی در زمانی که دو طرف آن را نمیخواهند بخصوص در زمانی که یک طرف باور ندارد که طرف دیگر عدم جنگ در آینده متعهد است. اگر ایران باور نداشته باشد که ایالات متحده واقعا رژیم را رها خواهد کرد، این ممکن است چهارچوبی باشد برای اینکه ترور(کشتن) سلیمانی را قویترین قاعده امکان پذیر برای نقشه های جدی تشدید اوضاع قرار دهد. اما این نیز به نظر نامحتمل میرسد، اگر لحاظ کنیم که ایالات متحده بسیار قدرتمند تر از ایران است و یک جنگ عمومی بتواند احتمالا به معنی پایان رژیم ایران باشد. و رهبران ایران ممکن است در جایگزین های خود ببینند که ترامپ به دنبال جنگ نیست، بخصوص وقتی بصورت عمومی بیان میشود که علاقه ای برای کاهش ردپای نظامی آمریکا در خاورمیانه وجود دارد. در واقع، چالش اصلی برای رهبران ایران آن است که ممکن است با مفسرانی که میگویند ترامپ اصلا مشخص نکرده که چه میخواهد هم نظر باشند.17 ترجمه، گرداوری و چکیده از worior اقتباس از متن تنها با ذکر نام کاربری نویسنده و یا آدرس سایت andishevarz.com مجاز است. با تشکر از دوست عزیز Lord-Soldier که مطلب به ایده و انتخاب ایشان تهیه شد. لینک متن : https://andishevarz.com/t/ar-w-pndsht-hy-ndyshkhdh-hy-amrykh-dr-mwrd-trwr-srdr-slymny/307/ ارجاعات 1- https://nationalinterest.org/blog/skeptics/no-war-iran-doesnt-mean-trumps-iran-strategy-winner-111936 2- https://www.csis.org/analysis/when-iran-attacks 3- https://nationalinterest.org/blog/middle-east-watch/washingtons-new-worry-iran-has-reputation-letting-its-lust-revenge-simmer 4- https://nationalinterest.org/blog/middle-east-watch/washingtons-new-worry-iran-has-reputation-letting-its-lust-revenge-simmer 5- https://www.cfr.org/in-brief/does-us-strike-soleimani-break-legal-norms 6- https://www.aei.org/op-eds/the-soleimani-strike-the-president-has-the-constitution-and-precedent-on-his-side/ 7- https://www.hudson.org/research/15619-iran-fears-us-war-may-have-deliberately-missed-hitting-americans-in-missile-attacks 8- https://www.atlanticcouncil.org/blogs/new-atlanticist/irans-missiles-may-have-avoided-the-worst-outcome/ 9- https://www.atlanticcouncil.org/blogs/new-atlanticist/de-escalation-still-possible-after-irans-missile-retaliation/ 10- https://nationalinterest.org/blog/middle-east-watch/suleimani%E2%80%99s-assassination-marks-death-trump-administration%E2%80%99s-realism-111996 11- https://www.rand.org/blog/2020/01/iraqs-vote-to-expel-us-troops-is-irans-true-victory.html 12- https://www.latimes.com/opinion/story/2020-01-05/iraq-parliament-us-troops-iran-strategy 13- https://www.atlanticcouncil.org/blogs/menasource/by-killing-soleimani-the-united-states-destroyed-its-relationship-with-iraq/ 14- https://nationalinterest.org/blog/middle-east-watch/washingtons-new-worry-iran-has-reputation-letting-its-lust-revenge-simmer 15- http://www.ipcs.org/comm_select.php?articleNo=5642 16- https://carnegieendowment.org/2020/01/09/diplomacy-was-working-until-trump-abandoned-it-pub-80772 17- https://www.brookings.edu/blog/order-from-chaos/2020/01/10/war-with-iran-is-still-less-likely-than-you-think/ پایان
  18. 35 پسندیده شده
    نزدیک به شش سال حضور مستمر و ارسال پنجهزار پست در میلیتاری که در واقع نزدیک به 88 درصد آن را پستهای برگردان شده به پارسی / تالیفی و تحلیلی را تشکیل میدهد ، بلحاظ زمانی ، بسیارسریع سپری شد . بطور قطع ، این دوره زمانی با فرازو فرودهای بسیاری همراه بود که در جای خود می بایست مورد نقد و بررسی قرار گیرد . با این وصف ، به همین بهانه و براساس بررسی های انجام گرفته در آرشیو میلیتاری ، مطلبی که می تواند در آینده با استفاده از منابع افزون تر ، گسترش نیز پیدا کند ، در دست تهیه قرار گرفت که به شکل غافلگیر کننده ای با حملات شبه نظامیان حوثی به تاسیسات نفتی عربستان سعودی مصادف شد . گر چه ادعایی در کامل بودن آن وجود ندارد ولی قابلیت مناسبی برای تبدیل شدن به بستری آکادمیک به منظور بررسی دقیق تر شبکه دفاع هوایی ارتش سلطنتی عربستان سعودی در اختیار دارد . مقدمه : ارتش ایالات متحده ، در جریان طراحی نقشه بمباران استراتژیک ژاپن در سالهای پایانی جنگ دوم جهانی پس از بررسی های طولانی شیوه های رزم میان دو طرف درگیر ، به این نتیجه رسیده بود که اولین هدف تمامی فرماندهان حاضر در صحنه نبرد ( چه فرماندهان ژاپنی و چه فرماندهان متفقین ) ، حصول اطمینان از کنترل آسمان به نفع نیروی خودی است . نزدیک به چهل و پنج سال بعد ، در آستانه جنگ دوم خلیچ پارس ، ژنرال مالیکوف ، فرمانده وقت نیروی هوایی ارتش شوروی نیز براین اعتقاد قرار داشت که این جنگ مفهوم برتری هوایی را چه برای ارتشی که این برتری را بدست آورد و چه ارتشی که این برتری را از دست داد ، به گونه ای متفاوت تعریف نمود . کلیات : از یک نظر ، هدف از اجرای عملیات ضد هوایی پدافندی ( defensive counter air/DCA ) حفاظت از نیروهای خودی و موقعیت های استراتژیک در برابر حملات هوایی و موشکی دشمن خواهد بود که در اصطلاح با واژه پدافند هوایی ( counter-air defence ) نیز مورد شناسایی قرار می گیرد ، در ادبیات نظامی به دو گونه کاملا متفاوت دفاع عامل و غیر عامل قابل تقسیم بندی است . با این وصف ، تمامی تاکتیکهای مربوط به عملیات ضد هوایی پدافندی ، 2 هدف اصلی را دنبال می کند : 1-از میان بردن و خنثی سازی تمامی تهدیدات / حملات هوایی و موشکی دشمن 2-کاهش تاثیر مخرب روانی و فیزیکی این گونه حملات بر واحدهای خودی معماری سلسله مراتبی شبکه دفاع هوایی با توجه به این دو هدف ، اصول و پایه اصلی عملیات ضد هوایی پدافندی ، شامل مفاهیمی نظیر تشخیص ، شناسایی ، رهگیری و نابودی تهدیدات هوایی – موشکی دشمن است . طبیعتا" عملیات ضد هوایی پدافندی را می توان در قالبی استاندارد ، بصورت نمایش واکنش مناسب با هدف گرفتن ابتکار عمل از دشمن بواسطه اجرای تاکتیکهای کنترل آتش و تقسیم فضای دفاعی به مناطق هوایی مشخص ( AADC/Area AirDefence Command) مورد تعریف قرار داد . به شکل خلاصه ، مجموعه عملیات ضد هوایی پدافندی نیازمند وجود یا دسترسی به اطلاعات رزمی منسجم بر پایه توانمندی های دفاعی / هجومی و همچنین برآوردهای مستدل در خصوص روشها ، تاکتیکها و داده های مربوط به سامانه های تسلیحاتی خودی و دشمن است که آن را می توان در چهارچوب مفهومی آماده سازی اطلاعاتی میدان نبرد ( IPB/ Intelligence Preparation Of The Battle space) مورد بازشناسی قرار داد . با توجه به موارد پیش گفته ، مهم ترین بخش در ساختار یک شبکه دفاع هوایی را می توان "مرکز عملیات هوایی" (AOC/Air Operation Center) دانست که در آن ، هواگردهای نظامی ، سامانه های پیش اخطار پایش ، هدایت و عملیاتی می شوند . این مرکز ، عنصر اصلی سامانه کنترل هوایی و نماینده اصلی مرکز هماهنگی منطقه ای بوده و بواسطه آن می توان عملیات هوایی ، زیرسیستم های پدافند زمین پایه در بردهای مختلف را تحت یک فرمان قرار داد . این مرکز بدلیل برخورداری از تجهیزات و پرسنل مرتبط ، می تواند طراحی ، هدایت و انجام عملیات پدافندی را در منطقه نبرد بر عهده گرفته و با استفاده از داده های بدست آمده از منابع مختلف می تواند حریم هوایی خودی را کنترل نماید . سپر صحرا : بررسی شبکه دفاع هوایی ارتش عربستان سعودی پادشاهی عربستان سعودی (المملکة العربیة السعودیة) با مساحتی در حدود 2149690 کیلومتر مربع ، با قرار گرفتن در رده سیزدهم وسیع ترین کشورها ، بزرگترین واحد سیاسی در غرب آسیا بشمار می رود که بخش عمده شبه جزیره عربستان را دربر گرفته‌است و از شمال با عراق ، اردن و کویت ، از سوی شرق با امارات متحده عربی ، قطر و خلیج فارس و از جنوب شرقی با عمان ، از جنوب با یمن و از سوی غرب با ساحل دریای سرخ هم‌مرز است. با این وصف ، حملات شبه نظامیان حوثی به زیرساختهای نفتی این کشور در سپتامبر 2019 موجب شد تا ساختار و شبکه دفاع هوایی این کشور زیر ذره بین رفته و بررسی آن در کانون توجهات قرار گیرد. تغییر پارادایمیک برای سپر صحرا: ایده اولیه ایجاد شبکه دفاع هوایی مستقل از نیروی هوایی در سازمان رزم ارتش پادشاهی عربستان سعودی به سال 1966 ( یکسال قبل از دومین جنگ اعراب و اسراییل در سال 1967 ) با ورود سپهبد خالد بن سلطان (ستوان وقت ) باز می گردد . با سازماندهی این فرماندهی ( نیروی پدافند هوایی سلطنتی سعودی / RSADF) بعنوان یک نیروی مستقل که معادل نیروهای هوایی، زمینی ، دریایی بود ، یک تغییر ساختاری عمیق در ارتش این کشور پدید آمد ، بدین معنی که شبکه دفاع هوایی این کشور دیگر بعنوان زیر مجموعه نیروی زمینی ارتش سلطنتی (RSLF) محسوب نمی شد . به اعتقاد مورخان نظامی ، انگیزه ایجاد این تغییر را می توان در سیالیت تهدیدات موجود بر علیه این کشور تحلیل نمود . نگرانی سطح ارشد تصمیم گیر در ارتش عربستان از گسترش تسلیحات کشتار جمعی و حامل های این نوع جنگ افزارها ( موشکهای بالستیک ، هواپیما و... ) منجر به تغییرات گسترده در افق دید فرماندهان ارتش شده و بالتبع راه کارهای خنثی شدن این تهدیدات مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت که در نهایت به تولد پدافند هوایی ارتش سلطنتی منجر گردید . خالدبن سلطان سپهبد خالد بن سلطان در کتاب خود با عنوان A WARRIOR OF DESERT در خصوص چرایی تشکیل نیروی چهارم می نویسد : " مساحت کشور سعودی بیشتر از2 میلیون کیلومتر مربع بود و اتکاء صرف بر نیروی زمینی برای دفاع از آن ، به هیچ عنوان عاقلانه به نظر نمی رسید ، به همین دلیل درسال 1974 طرحی رابه منظور جدایی نیروی دفاع هوایی از نیروی زمینی ارائه ودر آن خواستارشدم تا شبکه دفاع هوایی عربستان می بایست مستقل از سه نیروی دیگر وارد عمل شود و این یک مسالع ضروری و پر اهمیت است . تلاش ها برای ایجاد این استقلال نیرویی نهایتا" در سال 1983 به ثمر نشست " علیرغم وجود تهدیدات پیش گفته ، تفکیک یگان های پدافند هوایی از نیروی زمینی و تبدیل شدن آنها به یک نیروی مستقل نزدیک به 20 سال ( اواسط دهه هشتاد میلادی ) بطول انجامید تا شاخه چهارم از ارتش عربستان ، ماموریت و مسئولیت حفاظت از فضای هوایی این کشور را با استفاده از سامانه های زمین پایه بر عهده گیرد. فرماندهی این نیرو در ابتدای امر به امیر خالد بن سلطان آل سعود ، فرزند وزیر وقت دفاع و نیروی هوایی سپرده شد و پس از 4 سال بررسی های اولیه ، نیروی تازه متولد شده به 5 زیرشاخه G1، G2،G3،G4و G5 تقسیم گردید و ستاد مرکزی آن برای ایجاد هماهنگی میان بخش های عملیاتی ، لجستیکی به ریاض ( پایتخت عربستان ) منتقل شد . علاوه براین ، بدلیل تغییر تهدیدات ، بخصوص برای حفاظت از این ستاد در برابر حملات موشکی ، یک مجموعه پیشرفته در سال 2004 تاسیس و همه پرسنل و تجهیزات کنترل و فرماندهی در آن استقرار یافت . این نیرو تا ابتدای دهه نود میلادی با در اختیار داشتن 4000 پرسنل ، 33 آتشبار دفاع هوایی موشکی را در سازمان رزم خود می دید که از این تعداد 16 آتشبار با مسلح شدن به 128 سامانه MIM-23 I-HAWK با برد 40 کیلومتر ، حفاظت از ریاض ، راس التنوره ، ظهران ، جده و همچنین پایگاه های هوایی این کشور شامل خمیس موشیت (Khamis Mushayt) ، حفر الباطن ( Hafar al Batin) و تبوک ( Taube) و همچنین تاسیسات استراتژیک نفتی در استان های شرقی این کشور را بر عهده داشت . هفده آتشبار باقی مانده که خط دوم پدافندی عربستان سعودی را تشکیل میداد ، 68 سامانه متحرک شاهین (Shahine) بابرد 16 کیلومتر را در برمی گرفت . این سامانه که در واقع نوع بهبود یافته و متحرک سازی شده سیستم فرانسوی کروتال (Crotale) نصب شده برروی شاسی AMX-30SA بشمارمی رفت ، ماموریت داشت تا از میادین نفتی و سایر تاسیسات حیاتی ، بسته به موقعیت و شرایط زمانی دفاع کند ، در حالی 73 سامانه شاهین دیگر ، بعنوان سیستم های دفاع هوایی ثابت ، مورد استفاده قرار می گرفتند . با توجه به گستره و موقعیت سرزمینی عربستان ، تمامی آتشبارهای موجود شامل سامانه های I-HAWK و شاهین با متصل شدن به سامانه کنترل و هشدار زودهنگام هوابرد ( AWACS) ، سامانه فرماندهی و کنترل سپر صلح ( Peace Shield command and control system) را پدید آوردند . ضمن اینکه شبکه دفاع هوایی عربستان برای اجرای ماموریتهای دفاع هوایی نزدیک به سامانه های توپخانه ای خودکششی 20 م.م و 30م.م ولکان (Vulcan ) که بر روی شاسی فرانسوی AMX-30SA قرار گرفته بود ، نیز مسلح گردید . اگر چه شبکه دفاع هوایی این کشور با در اختیار داشتن سامانه های موشکی برد بلند و توپخانه ای کوتاه برد ، قابلیت دفاع از حوزه سرزمینی خود را داشت ، اما برای افزایش قابلیتها و ارتقاء ضریب حفاظت ، بکارگیری سیستم های دفاع هوایی موشکی کوتاهبرد ( SHORAD) و همچنین میانبرد ( HIMAD) را نیز در دستور کار خود قرار داد . ورود این سیستم های جدید ، موجبات تغییرات افزون تر در حوزه های پشتیبانی و آموزش شده تا شبکه دفاع هوایی این کشور بتواند با تهدیدات موجود و خطراتی که در دهه های آینده ممکن است پدید آید ، مقابله نماید . در حوزه لجستیک ، دفاع هوایی ارتش سلطنتی زیرساختهای مطلوبی را برای آموزش و تربیت پرسنل وظیفه و افسران در سطوح مختلف فراهم نموده است . ستاد این نیرو که در ریاض قرار دارد ، مسئولیت اصلی طرح ریزی و عملیاتی نمودن برنامه های تصویب شده برای شش زیرشاخه ( فرماندهی دفاع هوایی ) پادشاهی سعودی را بر عهده دارد . از سویی دیگر ، جده (Jeddah) خانه اصلی دانشکده دفاع هوایی (Air Defense Forces Institute /(ADFI ، زیرساختهای تعمیر و نگهداری ، پشتیبانی فنی ، تاسیسات آموزشی پرسنل جدید الورود پدافند و در نهایت بستر اصلی آموزشی سامانه های تسلیحاتی محسوب می گردد . در دانشکده دفاع هوایی عربستان ، دروس پایه برای آموزش افسران و درجه داران پدافند در دو سطح مقدماتی و پیشرفته ارائه شده است . این دانشکده که مطابق با الگوی آکادمی های معتبر نظامی در ایالات متحده ایجاد شده ، برای افسران دفاع هوایی ، یک دوره 3 ساله را در نظر گرفته که به فارغ التحصیلان ، مدرک معادل لیسانس در حوزه مطالعات نظامی اعطاء می نماید . به اعتقاد کارشناسان نظامی ، مرکز پشتیبانی و تعمیر و نگهداری مستقر در جده ، یکی از تاسیسات پیشرفته این نیرو بشمارمی آید که تمامی امور مربوط به به روز نگاه داشتن شبکه دفاع هوایی عربستان را برعهده دارد . این مرکز به سه بخش تاسیسات (آمادگاه ) سامانه های موشکی ، آمادگاه یکپارچه سازی و در نهایت آمادگاه پشتیبانی فنی تقسیم می گردد. در این میان ، آمادگاه پشتیبانی فنی این نیرو ، مجموعه ای از تاسیسات چند میلیون دلاری است که ماموریت و وظیفه نگهداری از ذخیره موشکهای دفاع هوایی را بر عهده داشته ، بدون آنکه نیازبه ارسال آنها به کشور سازنده ( ایالات متحده ) باشد ، که این خود صرفه جویی قابل توجهی را فراهم مینماید . دومین مجموعه (تاسیسات-آمادگاه سامانه های موشکی /TRMF/ Theater Readiness Missile Facility ) نیز ترکیبی از زاغه های ذخیره سازی مهمات موشکی و طیف متنوعی از مهمات استاندارد مورد استفاده پدافند هوایی بشمارمی رود که در نقاط مختلف این کشور برای کاربردهای مشخص ، ایجاد گردیده است ، در حالی که آمادگاه یکپارچه سازی نیز بطور همزمان مسئولیت بررسی نهایی آمادگی سامانه های تسلیحاتی ، یکپارچه سازی و درنهایت ارتقاء گردان های دفاع هوایی ، قبل از استقرار در محل تعیین شده را بر عهده دارد . تمامی این مجموعه ها نیز توسط مرکز پشتیبانی فنی پدافند هوایی که به شکل مستقیم با شبکه فرماندهی و کنترل این نیرو مرتبط است ، حمایت می گردد . به گفته تحلیلگران نظامی ، هدف اصلی از ایجاد چنین ساختاری ، ادغام کلیه سامانه های در دسترسی در یک مرکز فرماندهی و اطلاعات ( CIC / command and information center ) است . با این وصف ، چندگانگی فرهنگی میان پرسنل بومی و مشاوران نظامی خارجی در نیروی پدافند هوایی سعودی ، موجبات پدید آمدن شکافهایی شد که این امر با اعزام اولین دسته از پرسنل ارتش این کشور به دانشکده دفاع هوایی توپخانه ای سنت بار بارا(air defense and artillery fraternal organization ) به منظور بهبود درک شیوه های خدمات- محور به تقریب برطرف گردید . با توجه به این امر ، نقش مشاوران دفاع هوایی در اجرای صحیح ماموریتهای محوله به این نیرو از اهمیت بسیارزیادی برخوردار می بود . نمونه بارز این تلاش مشترک میان شبکه دفاع هوایی عربستان سعودی و ناظران نظامی خارجی را می توان در برنامه ریزی ، هماهنگی و تکمیل پروژه فروش سیستم دفاع هوایی FIM-92 STINGER مشاهده نمود ، چرا که برای خرید این سامانه تسلیحاتی ، می بایست یک فرهنگ پشتیبانی مشترک میان نیروی دریایی سلطنتی ،ستاد فرماندهی شبکه دفاع هوایی سلطنتی ، وزارت دفاع و نیروی هوایی ایجاد می گردید . اهمیت این تلاش پس از واقعه 11 سپتامبر 2001 مشخص شد ، چرا که این اطمینان بوجود آمد که هیچکدام از موشکهای استینگر فروخته شده در اختیار شبه نظامیان مسلح قرار نگرفته است . از سویی دیگر ، اجرای برنامه های آموزشی ضمن خدمت از سوی ستاد پدافند هوایی برای افسران این نیرو از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است . بخش عمده ای از افسران پدافند هوایی سعودی به چند زبان مسلط بوده ، چرا که بخش عمده ای ازآنها در دانشکده های نظامی ایالات متحده آموزش دیده بودند ، هر چند پس از 11 سپتامبر 2001 ، روند اعزام دانشجو با افت بسیار زیادی مواجه شد . پی نوشت : 1- ادامه دارد ........... 2-منابع در انتهای مقاله درج خواهد شد . 3- تشکر فراوان از سه دوست عزیز جناب @bds110@ ، mehran55@ ، warrior بابت راهنمایی های گسترده 4- استفاده از مطالب برگردان شده به پارسی در انجمن میلیتاری ، براساس قاعده " رعایت اخلاق علمی " منوط به ذکر دقیق منبع است . امیدواریم مدعیان رعایت اخلاق ( بخصوص رسانه های مدعی ارزشمداری ) بدون احساس شرمندگی از رفرنس قرار گرفتن بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران ، از مطالب استفاده نمایند .  برگردان به پارسی ، اختصاصی برای بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران ( MILITARY.IR) مترجم : MR9
  19. 35 پسندیده شده
    رونمایی از دومین امرپ ایران امرپ 6x6 رعد از مشخصات فنی این امرپ اطلاعی در دسترس نیست اما از روی تصاویر می تواند گفت این امرپ مجهز به شیشه های ضد گلوله، 6-8 عدد پورت آتش، یک دوربین در جلو برای راننده به هنگام حرکت در شب ویا شرایط بد آب وهوایی ، یک درب عقبی برای ورود و خروج سرنشین ها و دو درب جلو برای خدمه دارد. تعداد خدمه این خودرو 2 نفر (راننده و فرمانده) و احتمالا تعداد سرنشین ها 8 یا 6 نفر باشد. تایرهای این امرپ هم michelin احتمالا مدل xzl هستن اما سایز نامشخص هست.
  20. 33 پسندیده شده
    در سال 2017 شیخ میثم الزیدی سرپرست گردان العباس(ع) از زیر شاخه های نیروهای حشد الشعبی اعلام کرد در حال کار بر روی ساخت یک تانک جدید است و نمونه اولیه ان در سال 2018 ساخته خواهد شد. نمونه اولیه این تانک ذر 12ژوئن سال2019 با همراهی بخشی از مسئولان عراقی و مقامات حشدالشعبی رونمایی شد. تانک مذکور الکفیل -1 نامگذاری شده بود. با توجه به بحث های حاشیه ای مربوط به ساخت یک تانک توسط گروهای شیعی در عراق شیخ میثم الزیدی عنوان کرده بود این برنامه با هماهنگی فرمانده رئیس ستاد کل نیروهای مسلح و زیر نظر وزارت دفاع انجام شده و نمونه نهایی به وزارت دفاع تحویل داده میشود. رونمایی از تانک الکفیل-1 تانک الکفیل-1 براساس تانک تی-55/54 ساخت شوروی و یا تانک های منشا گرفته از آن مانند تایپ-69 چینی ساخته شده است. این طرح برای علیماتی کردن و عمر دهی تانک های از دره خارج برنامه ریزی شده است تا انها دوباره به میدان نبرد بازگردند. نیروهای حشدالشعبی با کمک تجربیاتی که از جنگ با تروریستهای داعش وبررسی تانک مدرن ابرامز کسب کرده اندM1A1 توانسته اند این تانک را بسازند. در عراق گورستان های بزرگ اداوت زرهی به خاطر چندین جنگ ایجاد شده است. در نتیجه نیروهای حشدالشعبی در نظر داشتن با استفاده از قطعات سالم خودروهای زرهی از رده خارج و ابتکار خود یک تانک بسازند. در حقیقت برنامه تانک الکفیل-1 برنامه ای برای استفاده از ظرفیت تانکهای از رده خارج است که در گورستانهای زرهی این کشور بلااستفاده افتاده اند. نیروهای حشد الشعبی در طول نبرد با داعش از چنین ظرفیتی برای تقویت قدرت رزمی خود استفاده کرده بودند به عنوان مثال انها چند دستگاه تانک چیفیتن ،تی-72 و تی-55 را با کمک قطعات سالم بازیابی کردند. گردان العباس (ع) اطلاعات فنی زیادی از تانک جدید خود منتشر نکرده اند در نتیجه متن پیشروی با بررسی منایع مختلف، تصاویر گرفته شده از تانک الکفیل تنظیم شده است. بخش اول تغییرات که در تانک الکفیل-1 بسیار به چشم می اید تغییر در ساختار برجک تانک است. تصاویر تانک الکفیل-1 نشان میدهد فرم و اندازه برجک بسیار متفاوت از برجک تانک تی-55/54 است در نتیجه برای این تانک یک برجک جدید ساخته و طراحی شده است. احتمالا الگو ساختاری برجک جدید از روی برجک تانک اسرائیلی مرکاوا مارک 1 الگو برداری شده است. طراحان الکفیل با الگو برداری از تانک های مدرن جهانی همانند تانک های ابرامز عراقی در بخش پشت برجک یک مخزن ذخیره امن مهمات تعبیه کرده اند تا در صورت حمله به تانک، مهمات در یک بخش امن قرار داشته باشند درنتجه شانس زنده مانی خدمه در میدان نبرد افزایش یابد. وزن، سرعت گردش و میزان حفاظت این برجک جدید مشخص نیست. گفته می شود این برجک به شکل کاملا برقی ساخته شده است. نمونه گرافیکی تانک الکفیل-1 فرم برجک در تانک الکفیل در مقایسه با تانک تی-55/54 بسیار متفاوت است دریچه های که در بخش عقبی برجک تانک الکفیل-1 که محل قرارگیری امن مهمات است شکل بدنه تانک نیز در مقایسه با تانک تی-55/54 با تغییراتی همراه است.علت تغییرات در بدنه ، افزایش حفاظت تانک به شکل سرتاسری است در تمامی بخش های بدنه از صفخات زره های جدید استفاده شده است. بخش های سیستم تعلیق و تحرک تانک الکفیل-1 همان اجزای تانک تی-55/54 می باشد. علاوه بر افزودن صفحات زره های غیر واکنشی به بدنه و برجک ، در بخش کناره بدنه و برجک به نظر میرسد بلوک های شبیه زره های واکنشی نصب شده است. با توجه به شکل طراحی برجک برای حفاظت از حلقه برجک در بخش عقبی برجک از زره های گوی و زنجیر استفاده شده است. طراحان تانک الکفیل به درستی متوجه اهمیت حفاظت از حلقه برجک تانک شده اند اما فراموش کرده اند حلقه برجک در بخش کناری وبخش جلویی تانک به شدت در معرض خطر قرار دارد. صفحات زره این تانک به شکل جوشکاری کارگاهی به یکدگیر متصل شده اند در نتیحه درمیزان مقاومت مناسب آن می توان تردید داشت. بلوکهای شبیه بلوک های زره های واکنشی در بخش کناری بدنه و برجک نصب شده است زره واکنشی کناره شاسی بر روی یک صفحه قرار دارند. این صحفات کناره شاسی مجهز به لولا هست تا در صورت نیاز به بررسی شاسی و اجزای حرکتی این صفحات رو به بالا باز شوند. در بخش جلوی بدنه یک پله برای سوار شدن راحتر خدمه تعبیه شده است حفاظت بخش پشتی برجک با زره های گوی و زنجیر با تغییر برجک، سیستم های نظارتی استاندار تانک تی-54/55 نیز حذف شده است. سایت نطارتی جدید توپچی در بخش جلویی برجک در بالایی لوله توپ تانک قرار دارد. این سیستم نظارتی در یک محفظه زرهی نصب شده است تا از ترکش ها و سلاح های باکالیبر پایین در امان باشد. البته این سیستم نظارتی یک سیستم الکتروالپتیک نامتعارف برای خودروهای رزمی است. برخی منابع این سیستم الکترواپتیک تجاری را ساخت شرکت فلر آمریکا با برد 14 کیلومتر می دانند. در زیر این سیستم نظارتی نیز یک سامانه دیگر قرار دارد این بخش احتمالا یک مسافت‌یاب لیزری تجاری ساخت فلر است. فرمانده تانک فاقد یک دید مستقل و برای بررسی محیط وشناسایی اهداف است. فرمانده تانک باید از سایت نطارتی جایگاه سلاح کنترل از راه دور استفاده کند. تانک الکفیل-1 دارای یک جایگاه سلاح کنترل از راه دور مسلح به مسلسل12/7 میلیمتری ام-2 کالیبر-50 است. این جایگاه سلاح کنترل از راه دور دارای یک سایت نطارتی است که احتمالا فرمانده تانک با کمک آن به بررسی محیط میپرازد. این احتمال وجود دارد که فرمانده علاوه بر استفاده از سایت نظارتی سلاح کنترل از راه دور بتواند از دید نظارتی توپچی تیز برای بررسی اهداف استفاده کند.برای حفاطت هرچه بیشتر از سلاح کنترل از راه دور در اطراف آن صفحات زره ای ضخیم نصب شده است تا در برابر حملات دشمن آسیب نبیند. نکته منفی تانک الکفیل-1 نبود پریسکوپ و یا سیستم های نظارتی غیرالکتریکی برای توپچی و فرمانده تانک است(الیته بر روی دهلیز فرمانده می تواند یک پریسکوپ ساده را دید اما ان هم دید 360 ندارد و دید بسیار محدودی دارد) در صورت بروز مشکلات برقی و یا فنی دیده خدمه به راحتی کور می شود پس لازم است خدمه به سیستم های نظارتی غیرالکتریکی ثانویه مجهز شوند. سیستم نطارتی توپچی و بخش مسافت یاب لیزری که در بالای توپ نصب شده است- در این تصویر مخشص است که حفاظ سیستم نطارتی توپچی بسیار ضعیف است. جایگاه سلاح کنترل از راه دور راننده تانک علاوه بر دید الکترواپتیک که در بخش جلویی سینه تانک قرار دارد به پریسکوپ جهت هدایت تانک نیز مجهز است. سیستم الکترواپتیک راننده تانک به ان اجازه می دهد در شب و روز و تمامی شرایط محیطی وظیفه هدایت تانک را برعهده داشته باشد. علاوه بر سیستم نظارتی راننده که در جلوی تانک قرار دارد 3 دوربین دیگر در بخش های کناری و عقبی تانک نصب شده است. این دوربین ها به خدمه اجازه میدهد یک دید 360 درجه از محیط اطراف تانک داشته باشند و در محیط های شهری که خدمه دید محدود دارند این دید 360 انها را جهت هدایت بهتر تانک یاری میکند. خصوصا در هنگامی که پیاده نظام در پشت سر تانک در حال حرکت هست چنین دیدی به خدمه اجازه میدهد در هنگام حرکت رو به عفب به نیروهای خودی اسیب نزنند. برای بخش روشنایی تانک مجهز به لامپ های ال ای دی در جلو تانک است. در بخش سینه تانک دو دریچه ی مثلثی شکل قرار دارد که مشخص نیست برای چه منظور در ان قسمت نصب شده است. تعداد خدمه تانک همانند نمونه تانک های تی-55/54 همان 4 نفر (راننده، توپچی، فرماننده و لودر) است. بخش جلویی تانک - بر روی سینه تانک می تواند بخش الکترواپتیک راننده را مشاهده کرد سلاح اصلی تانک الکیفل-1 همان توپ 100 میلیمتری استاندارد تانک های تی-55/54 مدل D-10T است. این مدل توپ در میدان نبرد کنونی برای مقابله با تانک های اصلی میدان نبرد بسیار ضعیف است اما برای مقابله با تروریست ها و یا جهت اجرای اتش پشتیبانی می تواند مناسب باشد. به غیر از جایگاه سلاح کنترل از راه دور، در بخش دهلیز توپچی نیز محل نصب مسلسل وجود دارد که می توان مسلسل های سنگین 12/7 میلیمتری را بر روی ان نصب کرد. برخی منایع ادعا می کنند این تانک مجهز به مسلسل هم محور 7/62 میلیمتری نیز هست ( البته در تصاویری مشخص نیست). با توجه به سیستم های نظارتی تجاری که برای این تانک انتخاب شده است و وجود نداشتن هیچ گونه سنسوری خارجی به احتمال زیاد این تانک فاقد یک سیستم کنترل اتش و کامپیوتر بالستیک باشد پس احتمال میزان دقت شلیک ها در این تانک تفاوتی با نمونه استاندارد تی-54/55 نداشته باشد. البته منایع نزدیک به گردان العباس(ع) ادعا دارند این تانک مجهز به سیستم کنتزل اتش پیشرفته است و دقت شلیک های ان نیز بهبود یافته است. در بخش عقبی برجک می توان یک انتن مخابراتی را مشاهده کرده که نشان دهنده میدهد این تانک به یک سیستم مخابراتی جدید مجهز شده است. تانک الکفیل-1 مجهز به 6 نارنجک انداز دودزا است که در هر طرف برجک 3 نارنجک انداز قرار دارد. . نیروهای گردان العباس(ع) ادعا می کنند برای تانک الکفیل-1 از یک پیشرانه جدید دیزلی 12 سیلندری با قدرت 580 اسب بخار استفاده کرده اند. اما در حقیقیت این پیشرانه جدید نیست پیشرانه های 580 اسب بخار متعلق به تانک های تایپ 69 هستند. تنها نکته که در بخش پیشرانه تغییر کرده است مربوط به بخش اگزوز است.. برخلاف اگزوز تانک تی-55/54 و تایپ 69 که در بخش کناری بدنه سمت چپ قرار دارد سیستم اگزوز الکفیل-1 به بخش عقبی بدنه منتقل شده است. بخش کناری تانک که می توان دروبین کناری ان را مشاهده کرد نمای عقبی تانک الکفیل-1- در این تصویر می توان سیستم اگزوز (گوشه سمت چپ) و دوربین عقب نگر تانک را مشاهده کرد در این تصویر مشخص است که صفحات زره های دور تا دور پیشرانه گرفته اند کارگاهی کوچکی که در آن تانک الکفیل-1 ساخته شده است در کل تانک الکفیل-1 را شاید اولین گام نیروهای عراقی بعد از صدام حسین برای داشتن تجهیزات بومی دانست. با توجه به مجهول بودن بسیاری از بخش ها مثل مقدار مقاومت زره های بدنه وبرجک، سیستم کنترل اتش، شکل و چیدمان تجهیزات داخلی تانک و ... نمی تواند گفت این تانک تا چه اندازه مناسب نبرد های کنونی است. برخی اخبار در عراق می گوید وزارت دفاع طرح الکفیل-1 را نپذیرفته است. می توان مناسب نبودن و ضعیف بودن طرح را از جمله دلایل رد شدن الکفیل-1 به شمار آورد زیرا این طرح در یک کارگاه کوچک و با تجهیزات ساده ساخته شده است در نتیجه احتمال ضعیف بودن طرح به علت دردسترس نبودن تجهیزات مناسب بسیار بالاست. با توجه به اینکه ارتش عراق در برنامه ریزیهای خود درحال نوسازی بخش زرهی با خرید تانک تی-90 اس و خودرو رزمی بی ام پی -3 روسی است هزینه کردن برای تانک های نظیر الکفیل-1 شاید مقرون به صرفه نباشد و اولیت های بخش دفاعی عراق به سمت خرید و نوسازی تجهیزات متمرکز شده باشد. در کل به نظر می رسد به خاطر تفاوت در برنامه ریزی ها بخش دفاعی و فضای خاص سیاسی در عراق طراح های این چنینی که خارج از وزارت دفاع در جریان است به نتیجه ای نرسد. اگر مسئولان لشکری و کشوری عراقی راه حلی برای این موارد در نظر نگیرند نه تنها به مشکل رونمایی های نمایشی دچار می شوند بلکه طرح های موازی در این کشور اغاز می شود . ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ نقل با ذکر نام میلیتاری بلامانع است
  21. 33 پسندیده شده
    بسم الله الرحمن الرحیم بخش سوم : پروژه هاي وزارت دفاع (شفق زادگان) در نيمه اول دهه هشتاد و در شرايطي كه نهاجا مشغول كار بر روي پروژه صاعقه هست ، طرف ديگر ماجرا يعني ودجا، پروژه شفق را با همكاري روس ها جلو ميبرد ابتدا نمونه هايي با موتور rd33 بدون پس سوز ساخته ميشود كه البته بواسطه سرعت پايين صرفا قابليت اموزشي داشتند. تصميم گرفته ميشود براي نمونه هايي رزمي از موتور rd-33 پس سوزدار استفاده شود كه در تستها و سرعت بالا مشكلاتي در كنترل پرنده ايجاد و طرح نياز به تغييرات اساسي پيدا ميكند روسها تغييرات روي پرنده را اغاز و كار را تا جايي جلو میبرند. همانطور كه در بخش اول اشاره كرديم قرار بود تعداد زيادي موتور rd-33 نيز برای نسل چهارم صاعقه و شفق از روسها خريداري شود  در همين شرايط با اغاز سال ٨٧ از طرفي دميتري مدودف در روسيه روي كار مي ايد و از طرف ديگر تحريمهاي سازمان ملل به بهانه فعاليتهاي هسته ايي شدت ميگيرد و به اين موارد فشار امريكا و اسرائيل به روسيه براي پايان دادن به همكاري نظامي را هم اضافه كنيد. خب نتيجه مشخص است  همكاري در پروژه شفق و خريد موتورهاي روسي هوا ميشود و سنگ اندازي ها در تحويل اس ٣٠٠ اغاز. (بزرگترین خدمت روسیه به ایران در همه ی تاریخ) سال 87 یعنی سال اخر وزارت سردار نجار و دوسه سال اول دوره سردار وحیدی را باید دوران طراحی و برنامه ریزی نامید در همین دوران يك حركت جدي در حوزه ي پدافندي اغاز میشود که ما امروز بعد از ده سال نتیجه مثبت و تاثیر گزار ان را میبینیم هر چند پروژه هاي مختلفي مثل سامانه دريا پايه و همچنين اين دو عزيز هنوز رونمايي نشده اند  يك حركت جدي هم به سمت توسعه پيشران هاي سبك و سنگين در سالهاي ٨٨ ، ٨٩ و ٩٠ اغاز شد كه در بخش اول توضيح داديم اما بخش ديگر ، ورود به عرصه طراحي جت هاي اموزشي و رزمي است كه به مواردي اشاره خواهيم كرد  قاهر ٣١٣  اين اولين پروژه ي وزارت دفاع بعد از لغو پروژه شفق در سال ٨٧ بود كه طراحي ان از اواخر ٨٧ و يا به احتمال بيشتر اوايل ٨٨ اغاز ميشود اگر خاطر دوستان باشد سال ٩١ و پس از رونمايي ، برخي مقامات اشاره كردند كه سه سال از شروع پروژه قاهر ميگذرد كه باز مارا به سال ٨٨ ميرساند همانطور كه ملاحظه ميكنيد رگه هايي از طرح شفق در طراحي قاهر هم ديده ميشود بعد از اماده شدن موتور اوج و نصب موتور روي قاهر از اوايل سال ٩٦ تستهاي تاكسي اين جنگنده اغاز شد. طي چندماه گذشته از دوستاني مطلع و مطمئن خبرهايي ميرسيد مبني بر پرواز قاهر٣١٣ كه قطعا شما عزيزان نيز شايعاتي در اين مورد شنيده ايد اما ايا صحت دارد؟؟؟ سردار قريشي معاون وزير دفاع قبل از روز صنعت دفاعي طي يك مصاحبه راديويي مسئله را روشن ميكند خلاصه سخنان سردار قريشي اواخر مرداد ٩٨ :  جنگنده قاهر ٣١٣ اولين طراحي از نقطه صفر ما براي اثبات توانايي توليد جنگنده سبك بود . دانشمندان جوانِ بخش دفاعي به كمك شركتهاي دانش بنيان ، جنگنده قاهر ٣١٣ را طراحي كرده و به عرصه پروازي رسانده اند.  بعد از طراحي قاهر ٣١٣ به ترتيب كوثر ١ و كوثر ٨٨ در دستور كار قرار گرفتند  كوثر ١ چند ماه پيش پروازي شد.(سال ٩٧) كوثر ٨٨ اولين پروازش را چند هفته پيش انجام داد. ظرف چند سال اينده ميتوانيم ادعا بكنيم در زمينه توليد جنگنده هاي سبك و سنگين روي پاي خود ايستاده ايم. لينك فيلتر است ،،از دقيقه ١٩ گوش كنيد ——— اولا با توجه به طراحي قاهر ٣١٣ و كوثر ٨٨ در سال ٨٨ پروژه مياني يعني كوثر ١ نيز قائدتا مربوط به همين سال هست، در واقع دو پروژه اموزشي احتمالا همزمان يا خيلي نزديك به هم طرحشان اغاز ميشود كه در بخش قبلي به این مورد اشاره كرديم (البته اموزشي ها با همكاري نهاجا اما قاهر مستقل از نهاجا) ————- ثانيا تا به امروز سبک ترین و ساده ترین پروژه های ما که مربوط به سال ٨٨ ميشوند يعني ده سال پيش و از ساده ترین موتور ما استفاده میکنند(اوج) به نتیجه رسیده اند . دوستان بدبين عزيز ايا واقعا همه داستان همین است؟ ———— ثالثا مشخص شد اولین پرواز كوثر ٨٨ برميگردد به اواسط تابستان ،پس كوثر٨٨ دو سه ماه مشغول تست های پروازی بوده و با موفقیت امیز بودن این تستها در نهایت در اواخر مهر ماه تصاویری از پرواز ان منتشر ميشود ———— رابعا سردار قريشي به نوعي اشاره به وجود جنگنده هاي سبك و سنگين ميكند كه براي ادامه بحث لازم است اين را در ذهن داشته باشيم ——— خامسا هيچ ترديدي روي پرواز قاهر ٣١٣ نداشته باشيد. —————— اما چرا مثل پرواز كوثر ٨٨ پرواز قاهر رسانه ايي نميشود ؟؟؟ اصل مطلب اين هست كه در حال ارتقاي پيشراني اويونيكي قاهر ٣١٣ هستند كه تا پايان همين دولت (١٥ ماه اينده)پرواز نمونه نهايي را شاهد باشيم اما حتي اگر اين تلاش ها نتيجه بخش نبود دوستان اطمينان داشته باشيد كه پرواز قاهر ٣١٣ را با همان موتورهاي اوج(بدون تصاوير داخل كابين و ... ) به دستور رياست جمهوري شاهد خواهيد بود اين قول بنده به دوستان اما فرضيات در مورد موتور قاهر همونطور كه قبلا اشاره كردم اولا نیروی دو موتور اوج متناسب با نياز قاهر نيست ثانيا از طراحي قاهر مشخص است كه موتور ديگري براي ان در نظر گرفته شده است شروع پروژه قاهر >> سال ٨٨ شروع پروژه موتور j90 >> سال ٩٠ رونمايي از مدل تك موتوره قاهر >>سال ٩١ بررسي قطر محفظه موتور قاهر>> ٥٥الي٦٠ سانت قطر موتور اوج حدودا ٤٥ سانت است و ما موتوري با اين قطر(٥٥ الي ٦٠سانت) در اختيار نداريم اما قطر يك موتور توربوفن سبك حدودا همين مقدار است(j90) رونمايي نمونه دو موتوره >> سال ٩٦ بررسي قطر محفظه موتور >> باز هم ٥٥ الي ٦٠ سانت پس مطمئنا از ابتداي طراحي موتوري بزرگتر و قوي تر براي قاهر در نظر گرفته شده كه در موازات قاهر در حال توسعه است و با تكميل پروژه روي قاهر نصب خواهد شد اگر برخي دوستان همچنان در وجود موتوري توربوفن بر مبناي موتور اوج ترديد دارند،به اين بخش از صحبتهاي سردار دهقان توجه كنند. مرداد ٩٥ ، سردار دهقان: موتور توربو جت اوج به عنوان یک پلتفرم مرجع می تواند زمینه ورود کشور به فاز طراحی و ساخت موتورهای توربوفن و توربوشفت نیمه سنگین و سنگین کلاس هوایی و صنعتی را فراهم کند. لينك در كنار اين جمله سردار ، مهندسي معكوس j79 را هم در نظر بگيريد كاملا مشخص است كه در اينده توربوفنهايي بر مبناي همين موتورهاي جنرال الكتريك خواهيم داشت ——— از قاهر و كوثر ٨٨ كه بگذريم يك سري فرضيات در مورد ادامه پروژه شفق و همچنين M-ATF 89 و طرح اموزشي رزمي برهان ٩٢ (كه شباهت به ياك ١٣٠ دارد) را در نظر داشتم بيان كنم اما به طور کامل مطلب را حذف کردم با توجه به رونمايي دو پروژه پدافندي مهم (پانزده خرداد و باور) به فاصله سه ماه از هم و همچنين پرواز كوثر ٨٨ حدس اين است كه سال اينده برنامه ايي مفصل بخصوص در حوزه هوايي تدارك ديده شده باشد و احتمالا رونمايي از يك موتور جزو برنامه ها باشد اجازه بدهيد ببينيم كدام موتور رونمايي خواهد شد بعد در خدمت دوستان خواهيم بود اما مهمترين پروژه وزارت دفاع  بهمن ٩٤ سردار دهقان : پروژه قاهر فعلا متوقف شده و در حال حاضر کوثر ۸۸ که یک هواپیمای آموزشی در حد صوت است را در دستور کار داريم تا نیاز آموزشی نهاجا برطرف شود و بعد به سمت قاهر که یک هواپیمای پشتیبانی نزدیک است، برویم و در ورژن‌های بعدی هم آن را رهگیر و بمب افکن کنیم. لينك ———— اشاره به ورژنهاي رهگير و بمب افكن قاهر كه قائدتا بايد بزرگتر از اين نمونه پشتيباني نزديك باشند ———— سردار دهقان فروردين ٩٦: توليد جتهاي كوثر ٨٨ و قاهر مقدمه ايي براي توليد جنگنده هاي سنگين است لينك ——— براي اولين بار اشاره به جنگنده سنگين ———— سال ٩٦ و انتخاب امير حاتمي به عنوان وزير دفاع جديد در همين ابتداي كار سه مصاحبه بسيار مهم از ايشان منتشر ميشود ——— امير حاتمي شهريور ٩٦: در این دوره ان‌شاءالله به‌سمت هواپیمای سنگین خواهیم رفت که موجب تقویت قدرت راهبردی هوایی ما خواهد شد، زمینه‌های این کار فراهم شده و طرح‌ریزی‌ها در حال انجام است و ان‌شاءالله پایه‌های محکمی برای این کار گذاشته خواهد شد. لينك —————- جنگنده سنگين قدرت راهبردي هوايي ————-  امير حاتمي شهريور ٩٦: قرار است در حوزه‌های اولویت دار دفاعی از قبیل هوایی، فضایی، زیستی و شناختی محصولات برجسته‌ ای طراحی شود که بتواند برای بخش دفاع برتری ایجاد کند. لينك ————— طراحي محصولات برجسته در حوزه هوايي —————- امير حاتمي ابان٩٦ : ان‌شاالله در این دوره برای دستیابی به قدرت هوایی راهبردی اقدامات خوبی را انجام خواهیم داد. محور اصلی این برنامه‌ها نیز طراحی و ساخت جنگنده های سنگین است که کارهایش در دست انجام است. لينك ———- قدرت راهبردي هوايي طراحي و ساخت جنگنده هاي سنگين ——- امير هاديان فرماندهي دانشگاه ستاري بهمن ٩٦ : نیرو‌های دانشگاه هوایی شهید ستاری علاوه بر مشارکت در ساخت «صاعقه»، در ساخت انواع پرنده‌های دیگر نیز مشارکت داشته و دارند. الحمدلله امروز موردی را سراغ نداریم که حرفی از صنعت هوانوردی به ویژه در حوزه ساخت هواپيماهاي سنگین یا نیمه سنگین یا پهباد باشد و نیرو‌های دانشگاه هوایی شهید ستاری در آن حضور نداشته باشد لينك —————- همكاري دانشگاه شهيد ستاري در پروژه جنگنده ي سنگين وزارت دفاع ————— خب دوستان با توجه به اشاره امير حاتمي كه اين پروژه موجب قدرت راهبردي هوايي ما ميشود و همچنين مشاركت دانشگاه شهيد ستاري كه بسيار مسئله اميدوار كننده ايي است با اطمينان ميتوان گفت ما با يك جنگنده سنگين با قابليت رادارگريزي روبرو هستيم و از طرفي با توجه به صحبتهاي گذشته سردار دهقان در مورد نمونه هاي رهگير و بمب افكن قاهر ٣١٣(كه جنگنده ايي رادارگريز است) تا اين جا و تا اين لحظه فرض بر اين است كه جنگنده سنگين ودجا نمونه بسيار بزرگتر قاهر ٣١٣ است (اين پروژه اي بود كه در بخش اول اشاره كرديم براي ان به موتور ٦٥ يا ٧٥ كيلونيوتني نياز داريم) پس پروژه هاي راهبردي و مهم ما نه يك مورد بلكه دو مورد هستند اولي جنگنده نيمه سنگين شكاري نهاجا بر مبناي پهباد سايه كه از سال ٩٣ در حال ساخت ميباشد و شباهتهايي به نمونه هاي امريكايي دارد و دومي جنگنده سنگين ودجا بر مبناي قاهر ٣١٣ كه از سال ٩٦ مراحل طراحي مقدماتي را طي ميكند و احتمالا شباهتهايي به نمونه هاي چيني پيدا بكند البته منظور فقط شباهت از لحاظ ظاهري است در دهه اينده ان شاالله خواهيم ديد كه اين دو پروژه در چه سطحي هستند و چه سيستمها و چه قابليتهايي خواهند داشت ————- سردار قريشي معاون وزير دفاع مرداد ٩٨:ظرف چند سال اينده ميتوانيم ادعا بكنيم در زمينه توليد جنگنده هاي سبك و سنگين روي پاي خود ايستاده ايم لينك فيلتر است ،،از دقيقه ١٩ گوش كنيد ————- اشاره به جنگنده هاي سبك و سنگين ———- امير شعبانيان رئيس سازمان بازرسي وزارت دفاع مرداد ٩٨: در اينده ايي نزديك اخبار بسيار خوبي در حوزه هاي هوايي در ساخت هواپيماهاي سنگين به اطلاع مردم ايران خواهد رسيد لینک ————— اشاره به جنگنده سنگين ودجا —————— بنظرم حالا معني اين جمله وزير دفاع براي همه مشخص باشد امير حاتمي مهر ٩٨ :در اينده در حوزه ي هوايي دستاوردهايي خواهيم داشت كه باعث بهت دشمنان خواهد شد. لينك ———- در كنار اين موارد اشاره ايي هم به پروژه هاي بدون سرنشين داشته باشيم نمايشگاه دستاوردهاي وزارت دفاع در سال ٩٣ ، نمايشگاهِ بسيار مهمي بود كه اطلاعات زيادي از پروژه هاي اينده به ما ميداد موتور j90 و موتور rd33 بخشي از اين موارد بودند كه در بخش اول به انها اشاره كرديم اما در همين نمايشگاه در بخش پهبادها به پروژه هاي اينده در اين حوزه اشاره شده است به بنر توجه كنيد "توسعه ي فناوري هاي ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ و سامانه هاي مرتبط با ماموريتهاي استراتژيك و اثرگذار در توان بازدارندگي كشور" همين متن مشخص ميكند با پروژه هاي بسيار مهمي روبرو هستيم چشم انداز ٩٠ الي ٩٥ : فطرس و احتمالا حماسه چشم انداز ٩٥ الي ١٤٠٠ : سجيل و غدير چشم انداز ١٤٠٠ : نامشخص خب اما سه مورد اخر كه مورد نظر ماهستن با اولين پهباد كه براي نيروي دريايي توسعه داده شده كمي اشنا شديم پهباد سجيل با قابليت رادارگريزي و حمل سلاح در داخل بدنه كه فعلا يكي از اين تسليحات يعني بمب بالابان مشخص شده است اين پهباد شباهتهايي هم به پهباد اونجر امريكا دارد اما دو مورد ديگر يعني غدير و پروژه ١٤٠٠  همانگونه كه ماكت بالگردهاي سبك و سنگين اينده همه در اين بخش كنار هم قرار دارند پهبادهاي اينده نيز همه كنار هم روي يك ميز قرار داشتند كه قبلا تصوير انها را ديده ايد  ماكت مشكي سمت چپ كه شبيه به پهباد X47B هست مشخص ميكند جداي از هوافضاي سپاه خود وزارت دفاع نيز به شكل جدي روي بال پرنده ها كار ميكند كه خوشحال كننده است ماكت مشكي سمت راست كه نوعي بال پرنده و Y شكل هست سومين پهباد مد نظر ماست كه مشابهي براي ان نميتوانم مثال بزنم احتمال دارد پروژه ١٤٠٠ باشد پهباد وسطي هم مقداري به سجيل شبيه است اما به احتمال بيشتر پهباد مشكي سجيل طرف ديگر مونيتور قرار داشته و در ديد ما نيست پس پهبادهاي اينده وزارت دفاع اين سه پهباد مشكي هستند كه شاخص هاي رادارگريزي در هر سه مورد لحاظ شده است نامگذاري ممكن است بر عكس باشد مطلب اخر اينكه از سال ٩٥ به بعد يك روند مثبتي در حوزه هوايي مشاهده شده كه اميدواريم سرعت بيشتري پيدا بكند ان شاالله سازمان صنايع هوايي هم هر چه زودتر زمينه و شرايط لازم را براي توليد انبوه كوثر ١ و كوثر ٨٨ را مهيا و كار را در اينده گسترش بدهد واقعيت را نميتوان انكار كرد ناوگان ما به طور كامل فرسوده است و در صورت عدم جايگزيني اينها با نمونه هايي به روز ما همچنان در اينده شاهد حوادثي خواهيم بود و البته شهدايي خريد از خارج مورد رضايت ما هم هست اما اگر امكان پذير نيست ، حداقل از همين پروژه هاي داخلي حمايت بيشتري شود بلكه پروژه ها زودتر به نتيجه برسد ان شاالله يا حق
  22. 33 پسندیده شده
    شلیک به قلب شیطان یک تحلیل نظامی برای حمله موشکی به پایگاه نظامی عین الاسد پس از ترور فرمانده شاخه قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فرودگاه بغداد ، جمهوری اسلامی ایران در پاسخ به این اقدام ( شرارت.م ) ، اقدام به شلیک موشک به دوپایگاه نظامی ارتش ایالات متحده در غرب پایتخت این کشور ( عین الاسد ) و دیگری پست شنود ( بنا برخی از احتمالات . م ) نمود . متن پیش رو ، نیم نگاهی به موشکهای مورد استفاده در این عملیات و شرایط پیرامون آن خواهد داشت . بنابر اعتقاد برخی ناظران نظامی ، حمله موشکی مستقیم ایران به پایگاه های نظامی ایالات متحده در عراق ، درواقع پاسخی تلافی جویانه به حمله هواگردهای بدون سرنشین آمریکایی به یک کاروان خودرویی غیر نظامی بود که منجر به کشته شدن ( شهادت . م ) فرمانده سپاه قدس ، سپهبد قاسم سلیمانی گردید ، بحساب می آمد ، نقطه عطفی در واکنش ایران قابل تحلیل است ، چرا که پیش از این ، عکس العمل نسبت به چنین حملاتی معمولا بواسطه نیروهای نیابتی صورت می پذیرفت . پایگاهی که در غرب بغداد ( عین الاسد ) هدف حملات موشکی ایران قرار گرفت ، درواقع محل استقرار واحدهای رزمی چند ملیتی از جمله ارتش بریتانیا بشمارمی آمد ، هر چند تاکنون مشخص نشده که آیا پرسنل آمریکایی در این حمله کشته یا زخمی شده اند یا خیر ولی وزارت دفاع مدعی است که در حال ارزیابی خسارات است . از سویی دیگر ، وزارت دفاع بریتانیا نیز مدعی است هیچکدام از نیروهای تحت امر ارتش این کشور درجریان این حمله موشکی کشته نشده اند . پیش از این ، ارتش بریتانیا تمامی کارمندان و پرسنل غیر ضروری خود را از بغداد فراخوانده بود ، ضمن اینکه گروه حقیقت یابی برای این حمله ایجاد خواهد کرد ، در حالی که بطور همزمان ، نیروی دریایی سلطنتی ماموریت پیداکرده بود تا با اعزام بالگردها ، شناورهای رزمی و تجاری را در محدوده تنگه هرمز اسکوت نماید و در صورت لزوم به تهدیدات پاسخ دهد . با این وصف ، ایران ، براساس یکی از آخرین گزارشهای آژانس اطلاعات دفاعی ارتش ایالات متحده (DIA) یکی از بزرگترین و متنوعترین زاردخانه های موشکی خاورمیانه را در اختیار داشته و براساس اطلاعات منتشر شده در منابع مختلف از جمله کانال تلگرامی نیروی قدس ، ظاهرا سپاه پاسداران از خانواده موشکهای فاتح -110 و همچنین "قیام" استفاده نموده است. دو نوع موشک برای دو پایگاه متفاوت : گزارش آژانس اطلاعات دفاعی با این پاراگراف آغاز میشود که برنامه موشکی ایران علیرغم چندین دهه اعمال تحریم های مبتنی بر پیمان عدم اشاعه در دو حوزه کمیت و کیفیت ، بشکل گسترده ای در حال توسعه است و این تمرکز بر روی صنعت موشکی به ایران ، توانایی داده تا حدودی خلاء ناشی از عدم وجود یک نیروی هوایی پیشرفته را جبران نماید . اما در مورد این عملیات که با عنوان عملیات "شهید سلیمانی " انجام گردید ، اعتقاد براین است که از موشکهایی با برد 300 تا 750 کیلومتر که قابلیت هدف قرار دادن اهداف در محدوده خاک عراق ، بخش هایی از عربستان سعودی و افغانستان را دارد ، استفاده شده است . ناظران براین باورند که سامانه موشکی بالستیک کوتاهبرد فاتح -110 ( یا یک نمونه هم خانواده ) بعنوان یکی از دقیقترین سامانه های موشکی متحرک جاده ای ، نخستین سلاحی بشمارمی رود که در این حمله بسوی اهداف آمریکایی شلیک گردید . این موشک در واقع یکی از سامانه های صادراتی ایران به ارتش سوریه و همچنین گروه هایی نظیر حزب ا.. لبنان که در سال 2014 تحویل آن عینیت پیدا نمود ، بوده که بدانها قابلیت بیشتری برای حمله به اهداف در عمق خاک اسراییل را میدهد . دومین سامانه مورد استفاده در این حمله ، سامانه متحرک جاده ای "قیام " بوده که همزمان می تواند از درون سیلوهای ثابت نیز شلیک شود . بنا بر اطلاعات داخلی در ایران ، این موشک ، بردی 800 کیلومتری را به نمایش می گذارد ، در حالی که آژانس اطلاعات دفاعی برد موثر این موشک را 750 کیلومتر ذکر نموده است . تحلیلگران این آژانس معتقدند که نمونه خاصی از قیام توسط ایرانی ها به شبه نظامیان حوثی در یمن تحویل شده که به احتمال بسیار زیاد ، هم نمونه عملیاتی در ایران و هم نمونه تحویلی به یمن ، با طراحی خاص ، سطح مقطع راداری کمتری را در اختیار دارد که این مساله با توجه به متحرک بودن لانچر ، درصد مرگ آوری افزون تری را به کاربر خواهد داد . بررسی های نخستین بواسطه تصاویر ماهواره ای نشان می دهد که ممکن است برخی موشکها اهداف خود را بطور کامل مورد اصابت قرار ندادند و بنابرخی اخبار ، یکی از آنها توسط سامانه های پدافندی حاضر در صحنه رهگیری شده است ، ضمن اینکه بخش هایی از مخزن سوخت موشک قیام نیز در موقعیتی نزدیک اربیل در شمال عراق مورد شناسایی قرار گرفت . اکنون چه اتفاقی خواهد افتاد ؟ در حالی که بطور همزمان ارتش آمریکا در حال ارزیابی خسارات وارده است ، همچنان این سئوال نزد تحلیگران نظامی موجود است کهپاسخ متقابل به حملات موشکی ایران به چه صورتی خواهد بود ؟ دکتر آنیس وانگلند درپاسخ به این ابهام ، دکتر آنیس وانگلند ، دبیر ارشد دانشگاه کرانفیلد در خصوص حمله موشکی ایران ، چنین تحلیل می کند که سئوال یا مساله اصلی قانونی بودن این حمله نیست ، چون این مورد جنبه سیاسی این رویداد را پوشش میدهد ، اما تحلیل ها روی این مساله می بایست روی این سئوال متمرکز شود که آیا اقدام تلافی جویانه ایران ، متناسب با اقدام ایالات متحده در ترور فرمانده ارشد ایرانی بوده است یا خیر ؟ وی دراین زمینه توضیح میدهد که بسیاری از مردم در جامعه امروز ایران ، بایک دوگانگی سخت مواجه شده اند ، از یکسو خشم بسیاری از دخالت ایالات متحده در امور داخلی و همچنین ترور فرمانده ارشد خود احساس می کنند و از سویی دیگر نگران پیامدهای یک جنگ عمیق هستند . ون انگلند براین اعتقاد قرار دارد که پاسخ مقدماتی ایران ، درواقع زیرپا گذاشتن خط فرضی میان یک واکنش مناسب و عمل تشدید کننده درگیری مستقیم است . در آن سوی خط درگیری ، دونالد ترامپ در اولین واکنش توییتری خود ، از عبارت " همه چیز خوب است "استفاده نمود و مدعی است که ارتش این کشور هیچ تلفات انسانی را متحمل نشده است و بر قدرتمند بودن ارتش آمریکا تاکید نمود . اما ون انگلند در ادامه تحلیل خود معتقد است که این سئوال همچنان ذهن ناظران منطقه ای را بخود مشغول نموده که آیا پاسخی از سوی گروه های نیابتی ایران که دولت این کشور ، کنترل کمتری بر آنها دارد ، صورت خواهد گرفت یا خیر ،ولی منطق حکم می کند که این احتمال می بایست واقعی در نظر گرفته شود . وی عقیده دارد که حمله موشکی ایران ،پایان ماجرا نیست ، چرا که ایران بطور علنی اعلام نموده که برای خروج نظامیان آمریکایی از منطقه در ماهها و سالهای آینده مشغول برنامه ریزی است . پی نوشت : 1- انتخاب تیتر از مترجم 2- منبع 3- استفاده از مطالب برگردان شده به پارسی در انجمن میلیتاری ، براساس قاعده " رعایت اخلاق علمی " منوط به ذکر دقیق منبع است . امیدواریم مدعیان رعایت اخلاق ( بخصوص رسانه های مدعی ارزشمداری ) بدون احساس شرمندگی از رفرنس قرار گرفتن بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران ، از مطالب استفاده نمایند .  برگردان به پارسی ، اختصاصی برای بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران ( MILITARY.IR) تلخیص و ترجمه : MR9
  23. 33 پسندیده شده
    بسم الله.......... 9مهر 1398 مرحله دوم عملیات نصرمن الله و فتح قریب حضور وزیر دفاع یمن در خطوط درگیری
  24. 32 پسندیده شده
    قابلیت انتخاب تیتر نبود شهادت هنر مردان خداست https://www.mashreghnews.ir/news/1025984/اطلاعیه-سپاه-پاسدران-انقلاب-اسلامی-در-پی-شهادت-سردار-حاج-قاسم پی نوشت : حاج قاسم ، دنباله خون بیشتر از 200 هزار شهید دفاع مقدس بود ، که به نسل فعلی رسید ، خون این شهید ، دامن گیر اسراییل و همه انهایی خواهد شد که تلاش دارند نگاه چپ به این سرزمین داشته باشند
  25. 32 پسندیده شده
    خدا رو شکر این حمله با موفقیت و برکت انجام شد. رگ گردن عربستان رو زدن، طول میکشه ولی مرگ حتمیه... انشالله حملات بعدی و بعدی و... ------