7mmt

Editorial Board
  • تعداد محتوا

    1,311
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

  • Days Won

    13

7mmt آخرین امتیاز شما در روز 16 اسفند 1398

7mmt شما بیشتری مطالب مورد علاقه کاربران را دارید!

اعتبار در انجمن

12,340 نشان معرفت

درباره 7mmt

  • رتبه حساب کاربری
    ستوان یکم

Profile Information

  • Gender
    Male

آخرین بازدید کنندگان پروفایل

11,741 نمایش های پروفایل
  1. بسمه تعالی به مناسبت سالروز شکار پهپاد آمریکایی گلوبال هاوک توسط سامانه سوم خرداد، ویدیویی از پدافند هوایی سپاه و سامانه سوم خرداد منتشر شد که حاوی تصاویر جدید و نکات جالبی بود. یکی از مهمترین این تصاویر حضور یک تلار سامانه سوم خرداد بر روی یک کشتی در حال حرکت و شلیک این سامانه بود. این تصاویر اولین اطلاعات منتشر شده از تست این سامانه در شرایط دریا، و نیز اولین تصویر شلیک در حال حرکت تلار آن بود. اما نکته دیگری که کمتر مورد توجه قرار گرفت نیز در تصاویر مربوط به تست دریایی سوم خرداد وجود داشت. در بخشی از تصاویر تلار این سامانه مجهز به 3 موشک دیده می شود که 2 موشک از نسل جدید موشک طائر که در شکار گلوبال هاوک نیز بکار رفت هستند که 105 کیلومتر برد دارند و از سیکر راداری بهره می برند، موشک وسطی اما موشکی ست با سیکر کاملا متفاوت که برای اولین بار تصویری از آن دیده شد. موشک مذکور بر خلاف موشک های میان برد ایرانی دیگر که عموما دارای سیکر آشیانه یاب هستند، دارای یک سیکر الکترواپتیکال است که طراحی کاملا به خصوصی دارد. در مورد استفاده از سیکر الکترواپتیک یا حرارتی در موشک های پدافندی به خصوص در ارتفاعات پایین محدودیت های جدی وجود دارد؛ چنانچه سرعت موشک از حدی فراتر رود به دلیل ایجاد استکاک شدید با هوا و ایجاد حرارت که بیشترین میزان آن در نوک موشک متمرکز است، عملکرد سیکر های حرارتی دچار اخلال جدی می شود، به همین جهت موشک های پدافندی با سیکر حرارتی یا تصویر ساز فروسرخ عموما دارای سرعت هایی کمتر از 3 ماخ هستند. در مورد موشک های برد متوسطی چون طائر و صیاد-2 (این 2 موشک از نظر ابعادی و طراحی ظاهری بسیار شبیه به یکدیگر بوده به نحوی که تنها از اندک تفاوت هایی در بالک های میانی و بالک های هدایت گر انتهایی از یکدیگر قابل تمیز هستند که با توجه به زاویه تصویر تشخیص دقیق اینکه این موشک نوعی از صیاد-2 است یا طائر ممکن نیست، اما به جهت آنکه پدافند سپاه کاربر موشک طائر است و نیز 2 موشک لود شده دیگر نیز از نوع طائر است، احتمال بیشتری داده می شود که موشک مورد بحث نیز نسخه ای از موشک طائر باشد.) عموما شاهد سرعت هایی بیشتر از 4 ماخ هستیم. برای غلبه بر این مشکل طراحان ایرانی دست به ابتکار جالبی زده اند که البته استفاده از آن سابقه نیز داشته است و خصوصا پیشتر آمریکایی ها در طراحی سیکر موشک ضد بالستیک تاد از آن بهره برده اند. اول آنکه محل قرار گیری لنز سیکر از دماغه موشک به زیر رادوم که از مواد شفاف، احتمالا نوعی سرامیک، ساخته شده منتقل شده است تا از نقطه تمرکز استکاک و تنش حرارتی به دور باشد. در مرحله دوم به جهت دور کردن هرچه بیشتر تنش حرارتی از جداره شفاف سیکر، در طراحی دماغه به جای نوک تیز از نوک پخ استفاده شده است که گرچه به لحاظ ایرودینامیکی دارا بودن نوک تیز برای سرعت های مافوق صوت بهتر است، اما این نوک پخ باعث می شود تا تنش های حرارتی از اطراف دریچه سیکر تا حد امکان دور شود. علاوه بر این، بخش نوک دماغه موشک که روی رادوم شفاف قرار گرفته از ماده سیاه رنگ ماتی ساخته شده است که به نظر می رسد از مواد فدا شونده کامپوزیتی ساخته شده باشد. این مواد به ویژه در صنایع هوافضا جهت ایجاد سپر حرارتی بکار گرفته می شوند. کاربرد این مواد به این گونه است که در محل هایی که مورد شوک یا تنش حرارتی قرار می گیرند بکار گرفته می شود، این مواد قابلیت جذب حرارت بالایی داشته در عین حال ضریب انتقال حرارت بسیار پایینی دارند که موجب می شود بتوانند میزان حرارت خیلی زیادی را جذب کنند که منجر به سوختن و یا تصعید آنها می شود و از سوی دیگر حرارت بسیار ناچیزی را به قسمت های مجاور سازه وسیله هوا-فضایی انتقال می دهند. مساله دیگر حائز اهمیت در این پیکرده بندی آن است که به جهت محل قرار گیری سیکر، می توان از سیکر های بزرگتر با دهانه دیافراگم وسیع تری استفاده کرد که از یک سو پیچیدگی و هزینه های ساخت سیکر را کاهش می دهد، از سوی دیگر باعث می شود میدان و برد دید بیشتری توسط سیکر کسب شود.
  2. با توجه به اینکه فرض شده فقط از 1 مسیر حمله صورت می گیره: مسیر 3 از دروازه به سمت میدان مرکزی : چنین سناریویی عموما شامل عبور از یک گلوگاه سنگر بندی شده و سپس حرکت به سمت فضای بازی هست که از ساختمان های اطراف به اون اشراف وجود داره. با توجه به پیاده بودن نیروی عمل کننده و البته بیشتر بودن تعداد مدافعین چنین مسیری به شدت پر تلفات و با ریسک بالای شکست خواهد بود. مسیر شماره 2: خیابان های عریض و ساختمان های بزرگ ... چنین مسیری به طور پیشفرض مناسب حرکت یگان های مکانیزه و زرهی هست. اما در این سناریو چنین یگان هایی وجود ندارد. از جهت دیگه در میان این خیابان های عریض و ساختمان های کارخانه ها جان پناه های کمی برای پیشروی نیروی پیاده وجود داره و در برابر میدان های دید و آتش وسیعی در اختیار تک تیرانداز ها و سنگر های تیربار دشمن قرار داره که می تونه اون منطقه رو تبدیل به قتلگاه نیروی مهاجم بکنه. بیشتر بودن نیروی مدافع به میزان بیش از 60 درصد در چنین میدانی شرایط رو برای تیم مهاجم به مراتب سخت تر می کنه و اون رو در معرض حملات چند جانبه قرار می ده. فراخ بودن میدان رزم هم به نیروی پر شمار مدافع مجال مانور گسترده و امکان دور زدن قیچی کردن نیروی مهاجم رو میده. مسیر 1 شامل بافت فرسوده و کوچه های باریک هم البته چالش های خودش رو داره. بسیار مستعد اجرای کمین و تله های انفجاری و ... و قطعا در یک پیشروی ساده کار به جنگی خانه به خانه و بسیار پرتلفات می کشه. اما با توجه به حضور توپخانه و دیگر پارامتر های تعریف شده این مسیر پتانسیل های خاص خودش رو هم داره. از جمله اینکه برای نیروی پر شمار مدافع فضای مانور کمتری در اختیار می ذاره، لذا در هر لحظه از زمان تعداد کمتری از نیرو هاش رو می تونه به طور موثر در خط مقدم درگیری بکار بگیره. این مسیر های باریک و خانه های فرسوده همچنین مانع از میدان آتش گسترده برای تیربار ها و تک تیرانداز ها میشن و همین طور فضای جانپناه بیشتری برای نیروی پیشرونده فراهم می کنه. می ماند خطر کمین ها و درگیری های خانه به خانه که اینجا نقش دیگر بازوی شرکت کننده در نبرد پر رنگ می شود. توپخانه! گفته میشه هنر ناپلئون در نبرد هاش این بود که توپخانه اش رو مث تپانچه به کار می گرفت. (اشاره به سرعت بکار گیری و تحرک بالا). در اینجا با توجه به شرط بسته بودن خطوط تدارکاتی، ظرفیت مهمات توپخانه و نیز امکان جایگزینی توپ های اسیب دیده هم کمتر خواهد بود. بهترین تاکتیک با یک پیشروی محدود و سپس یک عقب نشینی حساب شده، کشیدن بیشترین تعداد ممکن از قوای پیاده مدافعین به محور 1 و بافت قدیمی و کم عرض اون هست. با آتش شدید توپخانه در مرحله دوم 2 هدف عمده پیگیری میشه. اول گرفتن بیشترین میزان ممکن تلفات در قوای مدافع که در میان کوچه های کم عرض و بافت فرسوده جایی برای مانور و یا سنگر ایمنی برای پناه گرفتن در اختیار نداشته باشن. دوم ویران کردن بافت مورد نظر جهت از بین بردن تله های انفجاری یا کمین های اماده شده. در مرحله سوم نیروی پیاده در حالی در این مسیر پیشروی می کنه که در میان ساختمان های نیمه ویران همچنان جان پناهی در برابر تیر مستقیم در اختیار داره. دوم وضعیت میدان همچنان امکان مانور برای نیروی انبوه رو محدود می کنه. همزمان عمده آتش توپخانه (70%) روی مواضع بعدی قوای مدافع در مسیر پیشروی متمرکز میشه و بخش باقی مونده صرف زدن اندک نقاط تمرکز مدافعین در مسیر پیشروی میشه
  3. بسمه تعالی سامانه های موقعیت یابی محلی و اثر آن بر میدان رزم در دهه های اخیر نیاز ضروری به ناوبری در مسافت های دوربرد در عملیات های نظامی (و البته بخش غیر نظامی) و نیز توسعه هرچه بیشتر تسلیحات و تجهیزات نظامی دورایستا نیاز به سامانه های موقعیت بابی شدت گرفته است. در این حوزه کشور های دارای فناوری فضایی دست به توسعه سامانه های موقعیت یابی جهانی ماهواره ای زده اند که از جمله آنها می توان به GPS و گلوناس اشاره کرد. در ایران با توجه به محدودیت دسترسی ایران به سامانه های موقعیت یابی ماهواره ای نظامی و نیز عدم توانایی موجود در توسعه و عملیاتی ساختن چنین سامانه هایی به صورت بومی، راه حلی جایگزین مورد توجه قرار گرفت. سامانه های موقعیت یابی محلی (LPS) تجهیزات زمین پایه ای هستند که اطلاعات موقعیت یابی در حوزه های محلی (و نه جهانی) را تمامی شرایط آب و هوایی در اختیار سرویس پذیرندگان قرار می دهند. این سامانه ها معمولا از تعدادی ایستگاه با مختصات معلوم تشکیل شده اند که دارای آنتن های فرستنده قدرتمندی هستند که اطلاعات مورد نیاز جهت موقعیت یابی بر حسب آفست گرفتن از موقعیت موجود این ایستگاه ها را فراهم می آورند. چنین سامانه هایی می توانند جای خالی سامانه ای چون GPS را در محدوده ی منطقه ای برای ایران پر کنند، از سوی دیگر با توجه به آنکه امکان دستیابی به نسخه های نظامی سامانه های موقعیت یابی ماهواره ای چون BeiDou برای ایران وجود دارد، اما در شرایط جنگی این سامانه ها به طور قطع مورد جمینگ سنگین قرار خواهند گرفت، و وجود سامانه های موقعیت یابی محلی میتواند نقش راه حل جایگزین را داشته باشد. به همین جهت این سامانه ها دارای اهمیت قابل توجهی در میدان نبرد می باشند و فعال شدن قابلیت های آنها می توانند امکانات قابل توجهی را در اختیار نیروهای مسلح ایران قرار دهد. در عین حال در فرایند توسعه و عملیاتی سازی این سامانه ها موارد مهمی وجود دارد که ایران باید به آنها توجه کند. گسترش پوشش این سامانه ها در داخل ایران و نیز حتی ایجاد ایستگاه هایی در کشور های خارجی منطقه باید مورد توجه قرار گیرد. گسترش پوشش در جغرافیای داخلی علاوه بر بالا بردن دقت و کاهش نقاط کور، با ایجاد همپوشانی ایجاد گپ در شبکه را در شرایط خرابی یا آسیب دیدگی یکی از این ایستگاه ها را منتفی می سازد. همچنین بر خلاف سامانه ای چون GPS که پوشش جهانی دارد، این سامانه ها پوششی منطقه ای دارد، لذا جهت توسعه محدوده تحت پوشش این سامانه ها و افزایش مناطقی که نیرو های مسلح بتوانند از قابلیت های آن استفاده کنند، به خصوص در سطح منطقه خاور میانه، این نیاز جدی وجود دارد که در کشور های با مناسبات حسنه با ایران در سطح منطقه تعدادی از این ایستگاه ها تاسیس شود. مساله مهم دیگر که از اهمیت بسزایی برخوردار است افزایش بقای رزمی این سامانه ها می باشد. این نکته از 2 روش قابل دستیابی ست: تقویت پدافند در محدوده ی این سایت ها، خصوصا افزایش سامانه های کوتاه بردی که قابلیت مقابله با حملات انبوه و سوارم تسلیحات دورایستای دشمن را داشته باشند. تقویت پدافند به ویژه از آن جهت اهمیت دوچندانی می یابد که، با توجه به تغییر میادین نبرد به سمت استفاده از جنگ افزار های دوربرد، هوشمند و شبکه محور، و نیز رشد روز افزون تهدیدات جدید در حوزه پدافند از جمله حملات انبوه توسط پهپاد ها و ریز پرنده ها و موشک های کروز، قابلیت های تهاجمی دشمن افزایش یافته و حمله به تاسیسات حفاظت شده سهل الوصول تر گشته است. در اینجا استفاده از سامانه های پدافندی که نسبت به اوت نامبر شدن تاب آوری بیشتری داشته باشند نقش پر رنگ تری بازی خواهند کرد. روش دوم را می توان در قالب پدافند غیر عامل توصیف کرد. حتی در صورتی که پدافند مناسبی نیز حول این ایستگاه ها ایجاد شود، واقعیت گریز ناپذیر آن است که حمله به یک هدف زمینی ثابت و البته با ابعاد قابل توجه بسیار ساده تر از حمله به یک هدف متحرک است. این اصل را حتی در جمله معروف ژنرال پوتن در جنگ جهانی دوم نیز می توان جست که گفته بود "استحکامات ثابت صحرایی گورستان احمق هایی خواهد شد که بدان ها اعتقاد دارند."[1] به ویژه با گسترش و هر چه هوشمند تر شدن حملات سوارم دور ایستا ایجاد کمترین روزنه ای کافی ست تا یک هدف ثابت مورد هدف قرار گیرد. از این روی توصیه می شود انواع پرتابل و موبایلی از این سامانه ها، ولو با قدرت آنتن کمتر و در مقابل در تعداد بیشتر، توسعه یابد که کار رهگیری و حمله به آنها را تا حد ممکن دشوار سازد. و نیز قابلیت مانور نیرو های عمل کننده را افزایش داده یا در مناطق مورد نیاز به سرعت استقرار یابد، که می تواند نقش کلیدی و تعیین کننده ای در سرنوشت جنگ بازی کند. مثال تاریخی از چنین تاکتیکی را حتی می توان در عملیات طوفان صحرا مشاهده کرد. در این عملیات گرچه تعداد زیادی از پست های فرماندهی، شلتر ها و تاسیسات نظامی ثابت با موفقیت مورد حمله قرار گرفت و نابود شد، ولی یافتن و نابود کردن لانچر های متحرک موشک های اسکاد عراقی از مواردی بود که به رغم تلاش فراوان موفقیت چشمگیری را در بر نداشت. در طی این جنگ ایالات متحده اطلاعات کاملی از موقعیت و ظرفیت سایت ها و تاسیسات موشکی ثابت عراق به دست آورده بود که شامل 28 لانچر ثابت اصلی در 5 پایگاه در غرب عراق می شد. این مساله باعث شد با آغاز جنگ به سرعت این تاسیسات منهدم شوند، اما در عین حال ایالات متحده هیچ گاه نتوانست اطلاعات جامع و کاملی از تعداد، کم و کیف و موقعیت لانچر های متحرک عراقی بدست آورد. در حالی که تخمین زده می شد عراق دارای 36 لانچر متحرک باشد و به رغم برتری هوایی محض و سورتی های پروازی پرشماری که توسط هواپیماهای نظارتی-شناسایی و نیز جنگنده ها صورت می گرفت ائتلاف به رهبری آمریکا تنها موفق به شناسایی و انهدام 8 لانچر شد و تا قبل از پایان یافتن جنگ هیچگاه موفق نشد اسکاد پرانی های (البته کم اثر) عراقی ها را متوقف سازد. منابع: https://www.rand.org/content/dam/rand/pubs/monograph_reports/MR1408/MR1408.ch3.pdf https://en.wikipedia.org/wiki/Local_positioning_system [1] @MR9
  4. بسمه تعالی در مرداد ماه سال 98 با حضور رئیس جمهور روحانی، در مراسمی رسمی از سامانه پدافند هوایی برد بلند ایران به نام "باور 373" رونمایی شد. این سامانه اولین سامانه برد بلند پدافند هوایی ساخت ایران است که حاصل 10 سال فرایند تحقیق و توسعه و اکتساب فناوری بود. اگرچه هدف اولیه از توسعه چنین سیستمی در پی عدم اجرای قرار داد خرید اس 300 از سوی طرف روسی بود، ولی حاصل کار نه نسخه ای الگو گیری شده از اس-300 روسی که طراحی کاملا جدید بود به نحوی که اگر چه در برخی اجزا تشابهاتی با برخی از اجزای دیگر سامانه های موجود در دنیا به صورت موردی دیده می شود، ولی کلیت سامانه طراحی کاملا منحصر به فرد دارد. طراحی و ساخت این سامانه ایران را وارد باشگاه کشور های انگشت شمار دارای فناوری های لازم برای طراحی و ساخت چنین سامانه هایی کرد. این سامانه بر خلاف اس-300 روسی برای شلیک موشک های خود از متد هات لانچ استفاده می کند، و به جای لانچر های استوانه ای از لانچر های مکعبی بهره می برد. طراحی لانچر ها اگرچه دارای تشابهاتی با سامانه پاتریوت آمریکایی ست، ولی در تضادی آشکار موشک های سامانه عمود پرتاب هستند، و نه مایل پرتاب همانند پاتریوت. حاصل این تضاد و شباهت ها در مجموع به سامانه ای منحصر به فرد ختم شده که در آن سعی شده از نقاط قوت تمامی طراحی های صورت گرفته در شرق و غرب دنیا استفاده شود. اگر چه این سامانه در حال حاضر مشخصات عملیاتی قابل توجهی دارد، از جمله برد درگیری با هدف بیش از 200 کیلومتر و دارا بودن رادار های آرایه فازی فعال از جمله رادار معراج-4 با بیش از 10 هزار المان، که با بسیاری از سامانه های مشابه در دنیا قابل مقایسه است، اما این موضوع آنجا از اهمیت بیشتری برخوردار می شود که آن را در واقع اولین قدم و اولین دستاورد عملیاتی ایران در حوزه پدافند برد بلند بدانیم. عرصه ساخت سامانه های پدافندی برد بلند میدانی بود که ایران پس از سال ها تلاش بالاخره توانست خود را بدان برساند، حال برداشتن گام های بعدی به مراتب ساده تر خواهد بود. همان طور که مسلط شدن ایران به فناوری ساخت موشک های بالستیک به ساخت موشک هایی چون سجیل، موشک های خانواده فاتح و موشک رعد رسید، تلاش های ایران در حوزه فضایی پس از گام های اولیه به توسعه حامل پیشرفته قاصد مجهز به موتور سوخت جامد سلمان با توان تغییر بردار رانش ختم شد، و در حوزه پهپادی به شاهد 129 و شاهد 191 ختم شد، کاملا می توان امیدوار بود که گام های بعدی ایران در ساخت سامانه های پدافندی برد بلند بسیار پیشروتر و توانمند تر باشد. آنچنان که حتی برخی فناوری هایی که با احتمال بالا در ساخت نسل بعدی این سامانه بکار خواهد رفت را همین الان نیز می توان دید! در اواخر بهمن ماه سال 98 نیروی هوافضای سپاه پاسداران از موشک بالستیک کوتاه برد سوخت جامد رعد 500 رونمایی کرد. این موشک با سرجنگی حدود نیم تنی قابلیت رسیدن به برد 500 کیلومتر را داراست و بر اساس تصاویر منتشر شده از تست آن دارای CEP بسیار کمی می باشد. اما آنچه که این موشک را متمایز می کرد برد آن یا سوخت جامد بودن نبود، که پیش از این در موشک فاتح-313 که یکی از موشک های خانواده فاتح است این برد محقق شده بود، و حتی در دیگر اعضای این خانواده از این برد عبور نیز شده بود. در حالی که موشک فاتح 313 از کلاهک جدا شونده با بدنه کامپوزیتی بهره می برد، این بار در موشک رعد 500 تمامی قسمت های بدنه و بخش پوسته پیشران سوخت جامد آن از مواد کامپوزیتی ساخته شده بود. بر اساس اطلاعات منتشر شده از سوی مقامات رسمی بدنه کامپوزیتی موشک قابلیت تحمل بیش از 3 هزار درجه سانتی گراد حرارت را داراست. از سوی دیگر بخش پیشران سوخت جامد این موشک و نوع سوخت آن نیز کاملا باز طراحی شده و در آن از نسل جدیدی از پیشران های سوخت جامد تحت نام زهیر استفاده شده است که توانایی کاملا بهتری نسبت به اسلاف خود دارد. حاصل این بهینه سازی ها آن شده که رعد 500 با ابعاد کلی کمتر، و وزن 1 دوم فاتح 313 توانسته به همان برد برسد. حاصل استفاده از این فناوری ها و برخی دیگر بهبود ها و بهینه سازی ها در ساخت موشک های نسل بعدی سامانه باور 373 که در حال حاضر از موشک های صیاد-4 با برد بیش از 200 کیلومتر استفاده می کند می تواند منجر به آن شود که موشک های صیاد-5 بتوانند به برد 400 کیلومتر و یا حتی بیشتر برسند. رسیدن به چنین بردی در یک سامانه پدافندی برد بلند علاوه بر دست آوردهای فنی، اثر استراتژیکی در بازدارندگی نظامی جمهوری اسلامی و تغییر شکل میادین نبرد های احتمالی آینده خواهد داشت. در اختیار داشتن سامانه ای با برد آتش 400 کیلومتر، که هر آتشبار آن دایره ای به قطر 800 کیلومتر را پوشش خواهد داد تبدیل به برگ برنده و دست بلند پدافند هوایی ایران به ویژه در هنگام پیاده کردن استراتژی A2/AD خواهد شد و ضعف هوایی فعلی ایران را تا حد قابل توجهی التیام خواهد داد. همچنین از آنجا که سامانه باور در نسخه فعلی نیز کاملا متحرک است، در زمان نبرد با حفظ تحرک و قابلیت مانور، و نیز در صورت لزوم مستقر شدن در مناطق عملیاتی جدید به کلی داینامیک صحنه نبرد را می تواند تغییر دهد؛ و ساختار قدرت هواپایه دشمنان منطقه ای و فرامنطقه ای ایران را دچار چالش اساسی کند. در ادامه تصاویری در منطقه تحت پوشش نسل بعدی سامانه باور در مناطق حضور احتمالی آن ارائه می شود: نسخه انگلیسی: https://msai.ir/2020/06/19/bavar-373-next-generation/
  5. بسم الله الرحمن الرحیم لورا ، نشان شرارت اخیرا در یک آزمایش نظامی که توجهات زیادی را در جامعه نظامی دنیا متوجه خود ساخت رژیم اسرائیل دست به آزمایش موشک بالستیک لورا زد. در این آزمایش لورا از یک شناور شلیک شد و در فاصله 400 کیلومتری هدفی را با دقت چند متر با موفقیت مورد اصابت قرار داد. اما آنچه در مورد این موشک از اهمیت ویژه ای بر خوردار است نه برد آن است و نه دقت قابل توجه آن، و نه حتی انجام این آزمایش در بستر دریا! مساله اصلی در این آزمایش بستر لانچ این موشک بود که نه از یک شناور نظامی که از یک کشتی تجاری کانتینر بر و در کنار تعدادی کانتینر شلیک شد. نحوه این آزمایش به گونه ای بود یک کشتی با ماهیت کاملا تجاری و غیر نظامی بر خلاف قوانین بین المللی که استفاده جنگ افزاری از شناور های غیر نظامی را نمی دهد نقش واحد شلیک کننده موشک را بر عهده گرفت. آخرین سابقه استفاده جنگ افزاری تحت استتار شناور های غیر نظامی به جنگ جزایر مالویناس توسط نیروی دریایی انگلیس بر می گردد. در جریان جنگ جزایر مالویناس در 1982 نیروی دریایی انگلیس علاوه بر کریر های HMS Invincible و HMS Hermes که تنها کریرهای نیروی دریایی سلطنتی بودند از کشتی های SS Atlantic Conveyor و SS Atlantic Causeway که در اصل کشتی های تجاری کانتینر بر بودند نیز بدین منظور استفاده کرد. این کشتی ها به درخواست وزارت دفاع انگلیس از تجاری به نظامی تغییر وضعیت داده و بهینه سازی هایی روی آنها جهت پذیرش بالگرد های نظامی و هواپیماهای عمود پرواز هریر صورت گرفت که با قرار دادن ردیفی از کانتینر ها در اطراف عرشه جهت استتار تکمیل شد. چنین اعمالی به وضوح این کار علاوه بر نقض قوانین بین المللی امنیت کشتی رانی تجاری را در سراسر دنیا به خطر می اندازد. کاری که البته به نظر می رسد اسرائیل خود قصد انجامش را نخواهد داشت. اتهام استفاده از پوشش غیر نظامی برای اجرای عملیات های نظامی را می توان علیه ایران نیز وارد آورد که از خودرو ها و کشنده های با پوشش تجاری به منظور مقاصد نظامی استفاده می کند. اما در اینجا 2 نکته مطرح است: اول آنکه ایران این کار را درون خاک خودش و در راستای جنگ نامتقارن انجام می دهد و نه در مناطق و آب های بین المللی. دوم آنکه ایران با این کار امنیت سایر کشور های دنیا و کشتیرانی بین المللی را به مخاطره نمی اندازد. از طرف دیگر از انجایی که اسرائیل دولتی نظامی ست و نیاز دارد تا هیمنه نظامی خود را حفظ کند لذا به نظر نمی رسد این چنین آشکار به نقض قوانین بین المللی دست زده و امنیت کشتی رانی بین المللی را بر هم زند، در واقع اسرائیل این سلاح را در شرایطی تست کرد که برای آن رژیم صرفا استفاده صادراتی دارد. این مساله انجا حساس تر می شود که بدانیم اسرائیل این موشک را قبلا در لیست محصولات صادراتی خود قرار داده است و جمهوری آذربایجان خریدار رسمی آن بوده است. همچنین به دلیل ماهیت این آزمایش، چنین سلاحی می تواند بسیار مورد توجه و علاقه بازیگران غیر دولتی و گروه های تروریستی قرار بگیرد. استفاده از چنین سلاحی با چنین روشی نه در جهت دفاع نظامی مشروع بلکه قطعا در جهت ترویج تروریسم، افزایش قدرت آتش گروه های تروریستی و بر هم زننده ی امنیت کشتی رانی تجاری جهانی و نا امن کننده ی شاه راه های تجاری دنیا خواهد بود. مصرف دیگر چنین سلاحی در چنین روشی تروریسم دولتی، انجام عملیات های سیاه (Black operetions) و عملیات های فالز فلگ و نا امن سازی و بر افروختن آتش جنگ در مناطق کم ثبات است. در تضادی کاملا آشکار، بر خلاف رونمایی های نظامی ایران که در جهت افزایش بازدارندگی و ثبات منطقه ای صورت می پذیرد، انجام این تست جنگ افزاری نویدی جز افزایش تروریسم و سلب امنیت از شاه راه های دریایی جهان نخواهد داشت.
  6. بسم الله الرحمن الحریم اگرچه فناوری نظامی و سخت افزاری آمریکا با فاصله قابل توجه از دیگر کشور ها پیش بوده و عملیات های نظامی ارتش آن کشور معمولا دارای سطح بالاتری نسبت به کشور های دیگر هستند، اما فاصله آن عملیات ها را صرفا نمی توان با فاصله سخت افزاری آمریکا با دیگر کشور ها چون روسیه توجیه کرد. اتفاق دیگری که در این امر دخیل است توان قابل توجه ISR و اکتساب هدف ایالات متحده است که عملیات های نظامی و توان سخت افزاری ارتش آن کشور را هدایت می کند که اثرات آن را به خوبی از عملیات طوفان صحرا در جنگ اول خلیج فارس بدین سو دید. در 2 دهه گذشته یکی از پرنمود ترین این توانایی در حوزه ISRTar آمریکایی ها را می توان در کمیت و کیفیت عملیات های پهپادی آنها دید که مساله و مظاهر اعمال قدرت را دست خوش تغییر اساسی کرده است. در حوزه پهپادی ایران در یک دهه گذشته تبدیل به یکی از کشور های پیشرو شده است و توان پهپادی قابل توجهی فراهم آورده است. طیف متنوعی از پهپاد ها از نمونه های کوچک دست پرتاب تا پهپاد های کلاس MALE همچون شاهد-129 و حتی نسخه های جت بال پرنده چون شاهد-191 در صنایع نظامی ایران طراحی و تولید شده است. در نیرو های مسلح ایران در مواردی چون گشت های مراقبتی، عملیات های پایش مرزها، عملیات های ضد تروریسم و نظامی استفاده گسترده ای از این پهپاد ها می شود و بار ها تصاویری از حضور و اجرای عملیات آنها منتشر شده است. اما آنچه در عمل میان توان سخت افزاری و توان عملیاتی ایران با کشوری چون آمریکا (و اخیرا ترکیه) فاصله می انداخت عدم وجود شبکه های گسترده و پیوسته ISR ، دیتا لینک ها و قابلیت های مدرن رزم شبکه محور به نحوی که درخور میادین نبرد مدرن و آینده باشد بود. این مورد اما ضعفی نبود که از دید فرماندهان ایرانی به دور مانده باشد و در سال های اخیر نشانه هایی از تلاش های جدی در این حوزه دیده شد که در خرداد ماه امسال شاهد نقطه اوج آن بودیم. اولین اقدام چشم گیر در این حوزه را می توان مشارکت پهپاد های ایرانی در عملیات شناسایی و به هلاکت رساندن زهران علوش رهبر گروه تروریستی خطرناک جیش الاسلام در جنگ سوریه دانست. زهران علوش رهبر گروه تکفیری تروریستی جیش الاسلام بود که تصاویر جنایات، به قتل رساندن ها، سر بریدن ها و تکه تکه کردن های غیر نظامیان توسط وی و گروه تحت امرش از شمار خارج است. وی و گروه تحت امرش عمدتا در مناطق جنوبی سوریه و حومه دمشق حضور داشتند. حضور در میان بافت مسکونی و در میان غیر نظامیان کار شناسایی و رهگیری او را بسیار دشوار ساخته بود؛ در عین حال درگیری تمام عیار در میان بافت شهری برای نابودی تمام افراد این گروه تروریستی با توجه به بافت شهری متراکم تلفات نظامی و غیر نظامی زیادی را به همراه می داشت. اما در دسامبر سال 2015 خبری منتشر شد که یکی از تاثیر گذارترین حوادث جنگ سوریه بود و قطعا تاثیر بسزایی در سرنوشت جنگ و نابودی گروه های ترویستی منطقه داشت. زهران علوش در عملیات مشترک نیرو های ایرانی و نیروی هوایی روسیه به هلاکت رسید. در حالی که پهپاد های ایرانی کار شناسایی وی و محل اختفای آن را بر عهده داشتند و بر صحنه عملیات نظارت آنلاین داشتند، جنگنده های روسی ساختمان محل اختفای وی و تعدادی دیگر از اعضای گروه تروریستی تحت امرش را بمباران و به جنایت های اون خاتمه دادند. اما از آنجا که این عملیات مشترکا توسط نیروهای ایرانی و نیروی هوایی روسیه انجام شد، تمام دست آورد های آن را نمی توان به پای قابلیت های عملیاتی نیرو های ایرانی گذاشت. برای قضاوت در مورد قابلیت ISR پهپاد های ایرانی نیاز به نمونه های دیگری بود. در تیر ماه سال 98 گروه های تروریستی مستقر در کردستان عراق دست به عملیات های خرابکارانه و ایجاد نا امنی در مرز های غربی ایران زدند. در پاسخ به این اقدامات سپاه پاسداران دست به عملیاتی زد که در نوع خود وجود توان عملیاتی جدیدی را در نیروهای مسلح ایران به اثبات رساند. در این عملیات پهپاد های ایرانی با ایجاد شبکه نظارتی و شناسایی بر فراز مناطق حضور این گروه های تروریستی، با استفاده از سنسور های راداری و الکترواپتیکال دست به شناسایی مواضع و مخفی گاه های پنهان شده آنها می زدند و اطلاعات مربوطه را به صورت انلاین به اتاق فرماندهی مخابره می کردند. در ادامه پهپاد ها کار اکتساب هدف را نیز بر عده می گرفتند و با نشانه گذاری لیزری گلوله های توپ هدایت شونده توپخانه سپاه را راهی مخفیگاه های تروریست ها می کردند که حاصل آن اصابت های دقیق، یک گلوله برای یک هدف، و تلفات و خسارات شدید برای تروریست ها بود. اگرچه این عملیات قابلیت عملیاتی چشم گیری را در نزد نیرو های مسلح ایرانی به نمایش می گذاشت، اما هنوز این سبک عملیات ها با توان شناسایی دقیق اهداف استراتژیک و محل اختفای فرماندهان دشمن با اجرای عملیاتی های شناسایی، اطلاعاتی، شنود و رهگیری سیگنال (SigInt) در عمق منطقه درگیری، و پیدا کردن یک هدف به خصوص و با اهمیت ویژه در میان ده ها و صد ها هدف با درجه اهمیت بسیار کمتر، فاصله قابل توجهی داشت. اما در اواخر اردیبهشت و اوایل خرداد 99 بود که اخباری منتشر شد که حاکی از افزایش توان قابل ملاحظه نیرو های مسلح ایران داشت. اولین خبر به هلاکت رساندن یکی از توانا ترین و مشهور ترین اپراتور های موشک های هدایت شونده (ATGM) در میان گروه های تروریستی در سوریه بود. در تاریخ 18 آوریل 2020 اخباری منتشر شد مبنی بر اینکه ماهر کوجاک در حالی که خودرو شخصی خود در منطقه سهل الغاب در استان ادلب در حال حرکت بوده است توسط یک فروند پهپاد مسلح ایرانی (UCAV) شناسایی شده و پهپاد پس از شناسایی دقیق هدف خود با استفاده از تسلیحات هدایت شونده ای که حمل می کرده خودروی حامل وی را منهدم کرده و وی را به هلاکت رسانده است. وی یکی از ماهر ترین و باتجربه ترین اپراتور های موشک های هدایت شونده ضد زره در میان گروه های تروریستی بود و آمار شکار های موفق وی را حتی بیش از 150 مورد ذکر کرده اند. شناسایی، رهگیری و به هلاکت رساندن وی آن هم در یک منطقه وسیع موردی بود که نسبت به عملیات ضد گروه های تروریستی مستقر در اقلیم کردستان عراق کاملا در سطح و کلاس بالاتری قرار می گرفت. اندکی بعد این خبر را خبر مهمتری تکمیل کرد و توان خیره کننده ی پهپاد های ایرانی در اجرای عملیات های جراحی گونه در عمق منطقه دشمن را برای همه اثبات کرد. در 5 خرداد ماه 99 ، هشام ابواحمد فرمانده تیپ یکم گروه تروریستی جبه تحریر در حالی که سوار بر خودروی شخصی در منطقه جبل الزاویه در ادلب در حال حرکت بود توسط پهپاد های ایرانی مورد شناسایی قرار گرفت و به هلاکت رسید. با توجه به تصاویر و اطلاعات موجود از حضور نیرو های ایرانی در منطقه، کارشناسان این عملیات را کارپهپاد های مهاجر۶ ایرانی که در فرودگاه حماه مستقر هستند می دانند. در سوی دیگر میدان، ترکیه نیز که در حمایت از گروه های تروریستی مستقر در ادلب وارد جنگ سوریه شده است و به صورت غیر قانونی مناطقی از شمال سوریه را نیز اشغال کرده است در ماه های اخیر علاوه بر سوریه در لیبی دست به عملیات های پهپادی چشم گیری زده است و جنبه جدیدی از توان اعمال قدرت خود را به نمایش گذاشت. مهمترین دست آورد عملیات پهپادی ترکیه را می توان سرکوب گسترده سامانه های پدافند کوتاه برد پنتسیر روسی دانست به نحوی که کاملا این سامانه روسی را که تبلیغات زیادی بر روی آن شده بود کاملا بی اعتبار ساخت. با توجه به اخبار منتشر شده از شمال سوریه، تحرکات نظامی و نقض آتشبس های مکرری که به ویژه از سوی گروه های تروریستی تحت حمایت ترکیه صورت می گیرد، به نظر می رسد در آینده نزدیک آتش درگیری در این منطقه مجددا روشن خواهد شد. در این میان تقابل غیر مستقیم ایران و ترکیه در عرصه عملیات های پهپادی که هر یک توان عملیاتی قابل توجهی را از خود به نمایش گذاشته اند می تواند به یکی از مهمترین نقاط تمرکز کارشناسان امور نظامی و امنیتی دنیا بدل شود.
  7. بر چه اساس باید؟ هرچند اضافه کردن سایت الکترواپتیک کار خوبیه که انجام شده که البته به نظر می رسه بیشتر جهت رهگیری هست تا شناسایی، ولی دیگه اینقدر هم آبدوخیاری نیست داستان که از 100 کیلومتری رپتور رهگیری کنید .... ضمن اینکه خرج کردن یه موشک میانبرد برا زدن یه SDB کار بهینه ای نیست. ادعای توان کشف SDB از 150 کیلومتری هم مث ادعای اول بی پایه و اساس هست به دلایل عدیده کار اشتباهیه. خیلی اشتباه ... به این سوال فکر کنید که چرا باید ظرفیت های سیستمی "خیلی" محدود یه سامانه میان برد رو خرج رهگیری کوتاه برد کرد؟ و موارد دیگه ای که بحث مفصلیه تو یکی 2 خط در نمیاد ...
  8. مطالبی که در ادامه ذکر می شود صرفا نظر شخصی هست هرچند اطلاعاتی منتشر شد که این ماهواره بر سوخت جامد هست، ولی مشخصا مرحله اول اون سوخت مایع و کاملا مشابه با ماهواره بر ناموفق و بازنشسته شده سفیر بود. در واقع به نظر می رسه ترکیبی از مراحل سوخت جامد و مایع استفاده شده. در مرحله اول که در ارتفاعات پایینتر جو فعالیت می کنه از همون موتور سفیر و مرحله دوم که در ارتفاع بالاتر کار می کنه جهت رسیدن به سرعت و شتاب لازم و اطمینان بیشتر از سوخت جامد استفاده شده. براورد شخصی بنده این هست که از این پروژه 2 هدف عمده دنبال می شده. اول اینکه رسیدن به ارتفاع 425 کاملا به دور از توانایی های ماهواره بر سفیر بوده و هست. تزریق ماهواره در این ارتفاع رو میشه حاصل استفاده از موتور رانش متغییر سلمان که اخیرا رونمایی شد جهت مانور مداری دونست. در وهله اول هدف این پروژه نه خود صرفا ماهواره بر قاصد بوده و نه حتی ماهواره ای که حمل می کرده. در واقع کم اهمیت ترین جز پروژه (با توجه به اینکه اولین پرتاب از این نوع و در واقع پرتاب آزمایشی بوده) خود ماهواره بوده که بعیده محموله مهم و گران قیمتی رو وارد فضا کرده باشه. هدف اولیه در واقع تست عملیاتی موتور سلمان بوده و کل این پرتاب نقش یک اثباتگر فناوری (technology demonstrator) برای موتور سلمان رو داشته. هدف دوم خود ایده استفاده از مراحل با سوخت ترکیبی خصوصا جهت رسیدن به سرعت و شتاب بیشتر در ارتفاعات بالای جو بوده منتها نه برای خود قاصد. هدف اولیه این تجربه احتمالا در آینده مشکل ماهواره بر سیمرغ رو حل خواهد کرد در نسخه ی مشابهی که بر اساس سیمرغ ساخته شده که مشکل اصلی اون که عملکرد ضعیف مرحله دوم بوده رو حل خواهد کرد. هدف ثانویه که البته عملیاتی شدنش در حال حاضر چندان محتمل نیست رو با توجه به پرتاب از لانچر متحرک و اینکه به جهت استفاده از مراحل با سوخت جامد این راکت زمان آماده سازی خیلی کمتری رو لازم داره استفاده جهت موشک های بالستیک دوربرد هست که همون طور که ذکر شد اولا به دلیل سیاست رسمی نظام در محدودیت برد موشک ها و دوم به جهت اینکه بالستیک دوربرد بدون نوک اساسا توجیه نداره، علمیاتی شدنش چندان مورد انتظار نیست.
  9. این ادعا قطعا کذب هست فکور درواقع همون ادامه پروژه سجیل هست. نسخه های وطنی و به روز شده موشک هاوک تحت نام شلمچه در این پروژه استفاده شده. البته مشکلی که در پروژه سجیل وجود داشت این بود که وینگ اسپن هاوک این اجازه رو نمی داد که در جایگاه های میانی حمل بشه، لذا حمل اون تنها به 2 پایلون ریشه بال محدود میشد. برای رفع این مشکل اومدن طراحی بالک های کنترلی و استابلایزر ها رو عوض کردن و مشابه فینیکس کردن. در واقع به غیر از همین شباعت بالک ها فکور هیچ ربطی با فینیکس نداره. حتی ابعاد و وزنش هم مطابقت کامل نداره مشابه همین کار با تفاوت هایی در نسل جدید سامانه مرصاد صورت گرفت. بالک های موشک با بالک های مشابه موشک استاندارد تعویض شد تا امکان حمل در کنیستر پیدا بکنه. البته این تغییرات نیازمند تطبیق کامپیوتر کنترل پرواز موشک هم بوده. موشک بر خلاف فینیکس نیمه فعال هست و گرچه بردش نسبت به نسخه های اولیه هاوک و سجیل بیشتره ولی کماکان از فینکس کمتره. بردی تو محدوده 80 تا نهایتا 100 کیلومتر برای این موشک براورد میشه. برخی ادعاهای مطرح شده در نسخه اصلی متن که زحمت ترجمه اش کشیده شده هم ارزشی بیشتر از پروپاگاندا نداره متاسفانه
  10. تشکر برای تصحیح انصافا به قدری اون کانال مذکور اظهار نظر احمقانه ای کرده که اساسا ارزش بحث نداره
  11. بسم الله الرحمن الحریم بخش اول: پیدایش استاکسنت ویروسی رایانه ای بود که اولین بار در سال 2010 وجود آن کشف شد و براورد می شود دست کم از سال 2005 با هدف آسیب رساندن به برنامه اتمی ایران توسعه یافته است. این ویروس رایانه ای بسیار پیشرفته را می توان اولین ویروس شناخته شده ای دانست که در یک حمله سایبری دولتی بر علیه یک دولت دیگر بکار گرفته شده است. در وبسایت رسمی کمپانی مکافی[2] که در حوزه امنیت سایبری و مبارزه با ویروس های رایانه ای فعالیت دارد در مورد این ویروس این چنین آمده است: " استاکسنت بدافزاری رایانه ای ست که هدف اصلی آن تاسیسات اتمی ایران بود و پس از انتشار در سطح وب دیگر صنایع و تاسیسات تولید انرژی را نیز هدف قرار داد. هدف اصلی این ویروس حمله به کنترلر های منطقی قابل برنامه ریزی (PLCs) بکار رفته در پردازش های خودکار ماشین الات و دستگاه های صنعتی بود. این ویروس پس از کشف اش درسال 2010 توجه رسانه ای بسیاری را نسبت به خود جلب کرد چرا که به عنوان اولین ویروسی شناخته می شد که قابلیت آسیب رساندن و از کار انداختن سخت افزار های صنعتی را داشت، و نیز به نظر می رسد که این ویروس توسط سرویس امنیت ملی آمریکا (NSA) ، آژانس مرکزی اطلاعات (CIA) و سازمان های جاسوسی و اطلاعاتی اسرائیل تولید شده است." پس از کشف آلودگی به استاکسنت ایران تیمی از متخصصان را برای نابودی آن گردهم آورد. براورد می شد که بیش از 30 هزار IP در ایران به این ویروس آلوده شده اند. به گفته یکی از مقامات رسمی این ویروس با سرعت زیادی در ایران شیوع یافته بود و قابلیت آن برای جهش یافتن کار مبارزه با آن را دوچندان سخت می کرد. بنابر برخی گزارشات ایران برای مبارزه با این ویروس سامانه های بومی خود را توسعه داد و توصیه کرد که قربانیان این ویروس از آنتی وییروس اسکادا ساخت زیمنس استفاده نکنند چرا که گمان داشتند که این آنتی ویروس دارای کد های جاسازی شده ای ست که باعث می شود بجای آنکه ویروس را پاک کند آن را آپدیت کند. استاکس نت را می توان یکی از پیشرفته ترین و مهمترین ویروس های رایانه ای 2 دهه اخیر دانست که به جرات می توان تاریخ حملات سایبری را به بعد و قبل از آن تقسیم کرد. بنا بر گزارشات و اطلاعات موجود این ویروس تحت یکی از برنامه های سری در آمریکا که در زمان جرج بوش پسر کلید خورده و در دوره اوباما به بلوغ رسید با همکاری اسرائیل توسعه داده شده بود و در واقع حاصل دهه ها فناوری سایبری آمریکا و اسرائیل بود. همچنین در سال 2013 ادوارد اسنودن نیز مدعی شد که تولید استاکس نت حاصل همکاری مشترک آمریکا و اسرائیل بوده است. در یک مورد دیگر، جان بومگارنر افسر اطلاعاتی سابق و عضو واحد پیامد های سایبری ایالات متحده در مقاله ای که پیش از کشف و یا رمزگشایی استاکس نت منتشر کرده بود، به شرح حملات سایبری پرداخته بود که قادر است سانتریفیوژها را مورد حمله قرار دهد و استدلال کرده بود که انجام چنین حملاتی بر علیه کشور هایی که برخلاف نظر آمریکا و شورای امنیت برنامه غنی سازی اورانیوم دارند مجاز و مشروع است. مایکل هایدن ژنرال بازنشسته نیروی هوایی که سابقه سمت مدیریت در CIA و NSA را دارد، در مصاحبه ای در سال 2012 ضمن اعلام بی اطلاعی ضمنی از اینکه چه کسی خالق استاکس نت بوده است بیان داشت که وی بر این باور است که انجام این حمله "ایده خوبی بوده است" اما این حمله مشروعیت استفاده از جنگ افزار های سایبری تخصصی و سطح بالا را برای وارد آوردن آسیب فیزیکی کاهش داده است. وی افزود "کسانی در آن بیرون هستند که می توانند نگاهی به این ویروس بیاندازند ... و حتی سعی کنند آن را در راستای مقاصد خودشان بکار بندند." در همان گزارش شون مک گورک ، کارشناس امنیت سایبری سابق در اداره امنیت ملی، خاطر نشان کرد که سورس کد استاکس نت را در حال حاضر می توان آنلاین دانلود کرد و در آن تغییراتی ایجاد کرد تا سیستم های جدیدی را مورد حمله قرار دهد. در مورد اینکه چه کسانی این ویروس را خلق کردند وی بیان داشت: "آنها جعبه را باز کردند. آنها این قابلیت را اثبات کردند .... این چیزی نیست که بتوان آن را باز گرداند." در سال های پس از آن نیز چندین ویروس رایانه ای پیشرفته در سطح دنیا کشف شد که شباهت های زیادی با استاکس نت داشتند و می توان آنها را نسخه های بعدی یا فرزندان استاکس نت دانست. بر اساس گزارشی منتشر شده از سوی رویترز NSA همچنین سعی کرده است توسط ویروسی که نسخه ای از استاکس نت بوده است در برنامه اتمی کره شمالی نیز اخلال کند. بر اساس این گزارش این حمله پس از حمله سایبری به تاسیسات اتمی ایران به اجرا گذاشته شده است. از آنجایی که به نظر کارشناسان برنامه اتمی ایران و کره شمالی از نظر سطح و نوع فناوری مورد استفاده دارای شباهت های زیادی ست پیشبینی می شد این ویروس اثر مخربی بر روی تاسیسات اتمی پیونیانگ بگذارد اما به دلیل سطح بالای ایزوله بودن و رعایت حفاظت اطلاعات در کره شمالی تزریق این ویروس به تاسیسات اتمی این کشور با شکست مواجه شد. از جمله این ویروس ها می توان به Duqu که در سال 2011 ، Flame که در سال 2012 ، و Triton که در سال 2017 کشف شد، اشاره کرد. در 1 سپتامبر 2011 یک ویروس مرتبط با استاکس نت کشف شد. آزمایشگاه رمزنگاری و امنیت سایبری دانشگاه فناوری و اقتصاد بوداپست این ویروس را برای اولین بار آنالیز کرد و نام Duqu را بر آن گذاشت. بر اساس این گزارش کمپانی امنیت سایبری Symantec کار تحلیل تهدید را بر روی این ویروس ادامه داد. آنها این ویروس را " تقریبا یکسان با استاکس نت ولی با هدف متفاوت" ارزیابی کردند، و اسناد مرتبط با این تحلیل خود را منتشر ساختند. هدف اصلی این ویروس بدست آوردن اطلاعات از قبیل کلید های امنیتی و اطلاعات سیستمی بود. از این اطلاعات استخراج شده می شد در طراحی و اجرای حملات سایبری دیگری مشابه استاکس نت در آینده استفاده کرد. در می 2012 ویروس رایانه ای مرتبط با استاکس نت دیگری به نام Flame شناسایی شد. محققین این نام را بر اساس یکی از ماجول های این ویروس بر روی آن گذاشتند. پس از آنالیز کد این ویروس توسط Kaspersky Lab بیان شد که ارتباط بسیار قوی مابین فلیم و استاکسنت وجود دارد. نسخه های اولیه استاکس نت دارای قطعه کدی بودند که باعث می شد آلودگی آن از طریق درایو های دارای درگاه USB منتشر شود، ماژول کد یکسانی در ساختار فلیم وجود داشت که از همان آسیب پذیری برای انتشار بهره می برد. در دسامبر 2017 اعلام شد که سیستم های ایمنی یک نیروگاه با مشخصات اعلام نشده، که بر اساس اطلاعاتی گمان می رود در عربستان قرار داشته است، دچار اختلال شده است. در این حمله سایبری سامانه های امنیت صنعتی Triconex ساخته شده توسط کمپانی چند ملیتی اشنایدر الکتریک مورد هدف قرار گرفته است. برخی کارشناسان بر این عقیده اند که این حمله دولتی با پشتیبانی دولتی صورت گرفته است. کمپانی امنیت سایبری Symantec مدعی ست که این ویروس به نام Triton از ضعفی امنیتی در رایانه های دارای سیستم عامل ویندوز بهره می جسته است. تاثیری که استاکس نت در دنیای سایبر گذاشت تنها به وارد کردن نسل جدیدی از فناوری جنگ افزار های سایبری به دنیا که در اختیار کشور ها و حتی گروه های مختلف قرار گرفت و با توسعه نسل های جدیدی از این ویروس امنیت سایبری را در سراسر دنیا در معرض ریسک قرار داد منتهی نمی شود، بلکه این حمله سایبری به مانند همان جعبه پاندورایی بود که نه تنها خود عامل شرارت بود بلکه از آن در گشوده شده که دولت ها مستقیما جنگ افزار های سایبری پیشرفته را توسعه داده و به طور غیر قانونی علیه دیگر کشور ها بکار می بستند، شرارت ها و بلایای دیگری نیز عبور کردند. چنین حمله سایبری گسترده و پیشرفته ای در سطح دولتی که می توان آن را تروریسم سایبری دولتی دانست قبح چنین حملاتی را در سطح کشور های دنیا شکست و از آن پس بود که موجی از حملات گسترده سایبری علیه حتی زیر ساخت های کشور های مختلف دنیا توسط کشور ها و گروه های غیر دولتی به راه افتاد، حملاتی که پس از استاکس نت تنها قادر به مخدوش کردن اطلاعات نبوده بلکه کاملا قادر به وارد کردن خسارات فیزیکی بودند که حتی مستعد ایجاد فجایع و تلفات انسانی بود. به عنوان چند نمونه دیگر از حملات سایبری مهم و با احتمال بالا دارای پشتوانه دولتی می توان به این موارد اشاره کرد: · در اکتبر 2007 وزارت امنیت داخلی چین اعلام کرد که هکر های خارجی که بنابر ادعای این وزارت خانه 42% در مبدا تایوان و 25% از مبدا آمریکا بوده اند اقدام به سرقت اطلاعات از مراکز مهم چین کردند. · در اگوست 2008 در هنگامه جنگ گرجستان و روسیه، هکر های خارجی شبکه های رایانه ای گرجستان را مورد حمله قرار دادند. اگرچه این حملات قطعی های محدودی را در شبکه های ارتباط سایبری گرجستان ایجاد کردند اما فشار سیاسی سنگینی را بر دولت گرجستان تحمیل کردند که به نظر می رسید هماهنگ با اقدامات نظامی دولت روسیه است. · در ژانویه 2009 در میان حملات نظامی اسرائیل به غزه هکر ها زیر ساخت های سایبری این رژیم را مورد حمله قرار دادند. این حملات سایبری که بر وبسایت های دولتی متمرکز بودند توسط دست کم 5 میلیون رایانه به اجرا گذاشته شده بودند. · در ژانویه 2011 دولت کانادا اعلام کرد که تحت حملات سایبری شدیدی علیه مراکز دولتی خود قرار گرفته است. از جمله آژانس تحقیقات نظامی و توسعه کانادا و آژانس تحقیقاتی اداره دفاع ملی کانادا. این حملات موجب شد خضانه داری و ادارات مالی مهم کانادا مجبور شوند ارتباط خود را با اینترنت جهانی قطع کنند. · در جولای 2011 در جریان یک سخنرانی معاون وزیر دفاع آمریکا اعلام کرد که یکی از پیمانکاران نظامی این وزارت خانه هک شده است و از آن طریق 24 هزار فایل به سرقت رفته است. · در سال 2012 ویروس رایانه ای شمعون که با نام W32.DistTrack نیز شناخته می شود، کشف شد. این ویروس به جهت اثرات مخرب گسترده و هزینه های ریکاوری قابل توجهی که این حملات به بار می آورد شناخته شده است. شمعون پس از استاکس نت یکی از مهمترین ویروس های رایانه ای بکار گرفته شده در حملات سایبری علیه یک کشور دیگر بود. از این ویروس در یک جنگ سایبری علیه کمپانی های نفتی دولتی از جمله آرامکو عربستان و راس گاز قطر استفاده شد. گروهی که خود را "شمشیر بران عدالت" می نامیدند مسئولیت این حملات را که 35 هزار رایانه و سرور شرکت آرامکو را تحت تاثیر تبعات مخرب خود قرار داد، بر عهده گرفتند. این حملات موجب شد تا آرامکو مجبور شود بیش از 1 هفته را صرف ریکاوری تجهیزات رایانه ای خود کند. رایانه های شرکت راس گاز نیز توسط یک ویروس ناشناس آلوده شد که برخی متخصصین این آلودگی و اثرات مخرب را مرتبط با ویروس شمعون می دانستند. از این حمله به عنوان یکی از بزرگترین حملات سایبری تاریخ یاد می شود. در 16 آگوست 2012 شرکت های امنیت سایبری سیمنتک، کسپراسکای، و سکولرت کشف این ویروس را اعلام کردند. کسپراسکای و سکولرت متوجه شباهت هایی میان شمعون و فلیم (که خود دارای ارتباط تنگاتنگی با استاکسنت بود) شدند. بنابر اعلام سیمنتک به طرز غافل گیر کننده ای از این ویروس در حملات سایبری دیگری در سال های 2016 و 2017 استفاده شد. · در سپتامبر سال 2013 یکی از مقامات رسمی آمریکا اعلام کرد که برخی تجهیزات رایانه ای نیروی دریایی که حاوی اطلاعات غیر طبقه بندی شده بوده اند هک شده اند، همچنین وی اتهاماتی را به عنوان مسبب این حمله متوجه ایران ساخت. اما در گزارش دیگری که از سوی وال استریت جورنال منتشر شد این شبکه در واقع بزرگترین شبکه کامپیوتری طبقه بندی نشده نیروی دریایی آمریکا بوده است و دامنه حملات و مدت زمان آن بسیار فراتر آن بوده که قبلا اعلام شده بود. بر اساس این گزارش نیروی دریایی بیش از 4 ماه درگیر مقابله با این حملات بوده است. در این حملات هکر ها شبکه اینترانت سپاه تفنگداران دریایی را از طریق یک ضعف امنیتی در یکی از وبسایت های عمومی نیروی دریایی هدف قرار داده بودند. در گزارشات رسمی عنوان شده است که هکر ها موفق به دسترسی به هیچ یک از اطلاعات طبقه بندی شده نشده اند، اما تبعات حمله مخرب تر از آن بوده که قبلا گزارش شده بود. بر اساس اطلاعات موجود بازسازی شبکه مذکور بیش از 10 میلیون دلار در آن زمان هزینه در بر داشت. حملات سایبری متعدد دیگری نیز در سال های پس از استاکسنت به وقوع پیوست که شرح تمامی آنها در اینجا میسر نیست ولی آنچه به وضوح روشن است آن که پیش بینی شون مک گورک در مورد باز شدن جعبه پاندورا به درستی به وقوع پیوست و کار بدانجا کشیده شد که خود آمریکا به عنوان پدر این دست حملات تروریستی سایبری در سال 2018 در جریان اصلاح استراتژی اتمی خود در دولت ترامپ اعلام کرد که در برابر حملات سایبری گسترده از سلاح اتمی استفاده خواهد کرد! آنچنان که کارشناسان پیشبینی کرده بودند کد استاکس نت در دسترس خیلی ها قرار گرفت، مطالعه و اکتساب فناوری سطح بالای آن فضای امنیت سایبری را در سراسر جهان تغییر داد و ویروس های متعددی از منشا آن توسعه یافتند و در حملاتی در سراسر دنیا مورد استفاده قرار گرفتند تا جایی که خود آمریکا نیز در مواردی قربانی حملات سایبری مهم شد. در گزارشی دیگری که از سوی رویترز در سال 2019 منتشر شد شمار حملات سایبری با حمایت دولتی که تمرکز ویژه بر نهاد های مالی و بانکی گذاشته اند در سال های اخیر رو به فزونی گذاشته است. دلیل این امر را در این مورد می توان یافت که حملات سایبری با پشتیبانی دولتی معمولا اثر بخشی قابل توجهی دارند، و دارای ریسک و هزینه های نسباتا پایینی جهت انجام عملیات های جاسوسی و نظامی هستند. به طور معمول احتمال اینکه به طور محکمه پسندی بتوان یک حمله را به یک کشور و دولت به خصوص نسبت داد بسیار کم است و بدست آوردن موفقیت در عملیات های دارای هماهنگی زیاد تقریبا تضمین شده است. بر این اساس کشور هایی که در زمینه اجرای حملات سایبری پیشرو بوده اند به میزان خیره کننده ای قابلیت های خود را افزایش داده اند. از سوی دیگر برخی کشور های دیگری که برای سال ها خود هدف این گونه حملات بوده اند و قربانی می شدند اکنون خود به شکارچیان قهاری تبدیل شده اند. دولت آمریکا در واقع رودخانه ای را مسموم ساخت که خود نیز از آب آن می نوشید. بخش دوم: گشایش جعبه دوم پاندمی به همهگیری بیماری گفته می شود که در یک منطقه وسیع شامل چند قاره و یا در سرتاسر دنیا شیوع یافته باشد. در طی تاریخ شماری پندمی رخ داده است که علت آن بیماری هایی همچون آبله و سل بوده است. یکی از وحشتناک ترین پندمی های تاریخ بشر "مرگ سیاه" نام دارد که حاصل شیوع گسترده بیماری طاعون بود. تخمین زده می شود که در طی پندمی مرگ سیاه در قرن 14 میلادی بین 75 تا 200 میلیون نفر جان خود را از دست دادند. از پندمی های مهم دیگر می توان به آنفولانزای اسپانیایی در سال 1918، پندمی آنفولانزای H1N1 در سال 2009 اشاره کرد. در سال 2016 کمیسیون بررسی کننده ریسک های سلامت جهانی در مورد بیماری های پندمیک احتمالی آینده تخمین زد که این وقایع در قرن 21 بیش از 6 ترلیون دلار هزینه بر اقتصاد جهانی تحمیل خواهد کرد که به طور میانگین شامل سالی 60 میلیارد دلار می شود. در همان گزارش توصیه به هزینه 4.5 میلیارد دلار در سال در جهت پیشگیری جهانی نسبت به این پندمی ها و کاهش ریسک وقوع این فجایع شده است. پندمی هایی که در حال حاضر فعال هستند شامل بیماری ایدز و نیز بیماری covid-19 معروف به کرونا است که در سال 2019 شیوع یافت. کرونا ویروس ها خانواده بزرگی از ویروس ها هستند که می توانند طیف وسیعی از بیماری ها از سرماخوردگی معمولی گرفته تا بیماری های خطرناک تر و کشنده تری چون مرس، سارس و کوید-19 اخیر را شامل شوند. کوید-19 در تاریخ 11 مارچ 2020 توسط سازمان بهداشت جهانی به عنوان پندمی شناخته شد. بر اساس آمار WHO تا تاریخ 29 مارچ 2020 در میان 202 کشور جهان تعداد 571,678 مورد ابتلای تایید شده، و 26,495 مرگ تایید شده در اثر این بیماری به ثبت رسیده است. بر اساس اطلاعات رسمی منتشر شده از سوی سازمان بهداشت جهانی، در تاریخ 31 دسامبر 2019 اولین شیوع با دلایل نا مشخص در شهر ووهان کشور چین کشف و به دفتر سازمان بهداشت جهانی در این کشور گزارش شد. در تاریخ 13 ژانویه 2020 اولین کیس بیماری کرونا در خارج از چین، و در کشور تایلند به ثبت رسید. سازمان بهداشت جهانی سایر کشور های جهان را به نظارت فعال و کسب آمادگی لازم جهت مقابله با بیماری فراخواند. اما آنچه این بیماری منحوس با خود به همراه داشت تنها تخت های پر بیمارستان ها و مرگ ده ها هزار تن در سراسر دنیا نبود. این بیماری اثرات به شدت مخربی بر اقتصاد دنیا باقی گذاشت و از سوی دیگر تعاملات سیاسی در میان کشور ها را دست خوش تحول کرد. در آمریکا تنها در طی 1 هفته گذشته بیش از 3 میلیون نفر تقاضای بیمه بیکاری کردند که شامل کاهش حدود 2 درصد از کل جمعیت شاغل در آمریکا تنها در طی 1 هفته می شود. در این میان در مورد منشا بروز این بیماری اختلاف نظرهای جدی میان برخی کشور های دنیا به وجود آمده است. برخی این ویروس را حاصل کار طبیعت و شیوع آن را به رژیم غذایی نامناسب چینی ها در خوردن جانورانی که در سبد غذایی سایر مردم دنیا جایی ندارند می دانند از جمله داستان معروف سوپ خفاش. در این میان برخی دیگر احتمال دست کاری شده بودن این ویروس را مطرح کرده اند، در سناریوی دوم این ویروس در یکی از آزمایشگاه های یکی از کشور ها که عمدتا از چین جهت به چین که خاستگاه بیماری بوده و نیز به آمریکا به جهت آزمایشگاه های بیولوژیک و ویروسی که در نقاط مختلف دنیا دارد و سابقه این کشور در تولید تسلیحات بیولوژیک عامل تولید این ویروس معرفی می شود. انتشار این ویروس را عده ای بر اثر حادثه ای ناخواسته می دانند هرچند که تولید اولیه احتمالی آن قطعا اقدامی در جهت تولید تسلیحات بیولوژیک و جنایت علیه بشریت بوده، و عده کمتری انتشار آن را هدفمند می دانند. در مورد سلاح های بیولوژیک در طی تاریخ چندین مورد استفاده از این دست جنگ افزار ها گزارش شده است از جمله استفاده سربازان مغول از اجساد بیماران مبتلا به طاعون جهت فتح شهر کفا در کریمه در قرن 14 میلادی که برخی گمانه زنی ها این اقدام را در پندمی مرگ سیاه موثر می داند، و نیز به آزمایش و تولید جنگ افزار های بیولوژیک توسط ژاپن در طی جنگ جهانی دوم می توان اشاره کرد. در صورت درست بودن ادعای دستکاری شده بودن این ویروس در آزمایشگاه ها، این سلاح بیولوژیک را به عنوان اولین عامل بیولوژیک ساخته دست بشر می توان دانست که منجر به پندمی در سراسر جهان شده است. با توجه به ناشناس بودن منشا این ویروس و بیماری حاصل از آن و ادعاهایی که گهگاه در مورد آن مطرح می شود از طرفی و نیز وجود قطعی آزمایشگاه ها و برنامه های توسعه و تولید این دست از تسلیحات در برخی کشور ها، چه ادعا ها در مورد طبیعی بودن منشا این ویروس و یا مصنوعی بودن آن درست باشد یا نباشد، آنچه در میان رهبران سیاسی دنیا باقی مانده است فضایی ست مملو از بی اعتمادی که هر یک خود را قربانی احتمالی یک جنگ بیولوژیک و طرف مقابل را کشور متخاصم در آن جنگ می داند. در قرن 21 در شرایطی که استفاده از تسلیحات کشتار جمعی خصوصا سلاح های شیمیایی و میکروبی در بیش از هر زمان دیگری در میان کشور ها امری نکوهیده است، این فاجعه که ده ها هزار تن را در سرتاسر دنیا به کام مرگ کشانده است و هنوز نیز آینده روشن مشخصی در مهار آن تصور نمی شود، و از سوی دیگر اقتصاد کشور های دنیا را با صدماتی به مراتب بدتر از بحران مالی سال 2008 مواجه کرده است، آن امر نکوهیده بیش از بیش شکننده شده است. در صورتی که اثبات شود یا آنکه تعدادی از کشور های دنیا به این جمع بندی برسند که هدف حمله بیولوژیک قرار گرفته اند، این مساله می تواند شتابی به تولید این دست تسلیحات در سرتاسر دنیا بدهد، و بکار گیری مجدد چنین تسلیحاتی را به امری ساده تر بدل سازد. از سوی دیگر مطالعه روی ویژگی های شاخص ویروس کرونا از جمله سرعت انتقال بالا، مدت زمان قابل توجه زنده باقی ماندن بر روی سطوح، مقاومت به دارو های موجود و ویژگی بسیار مهم و خطرناک دوره خاموش باقی ماندن نسباتا زیاد در بدن فرد مبتلا که می تواند حتی به 2 هفته نیز برسد، می تواند مدلی قابل توجه در آزمایشگاه های سلاح های بیولوژیک در کشور های تولید کننده این سلاح ها جهت تولید نمونه های جدیدتر و موثرتر این جنگ افزار ها قرار دهد. چنانچه صحت اتهامات نسبت به یکی از 2 کشور چین و آمریکا که در معرض بیشترین سوذن ها هستند اثبات شود و یا فضای بی اعتمادی و عدم قطعیت کشور های دیگر را به سمت قابل توجه بودن سناریوی جنگ افزار بیولوژیک بودن کوید-19 رهنمون شود جهان در آستانه باز شدن در جعبه پاندورای دیگری خواهد بود، اما اینبار مساله از کار افتادن شبکه های رایانه ای و دستگاه های صنعتی در پی شیوع پی در پی ویروس ها نخواهد بود، بلکه حیات بشر در کره خاکی در معرض خطر انقراض قرار خواهد گرفت. فجایعی انبوهی از اجساد را در تمامی کوچه ها و خیابان های شهر های دنیا باقی خواهد گذاشت که هیچ بارقه ای از امید را یارای رخنه به سیاهی آن نخواهد بود. منابع: https://www.nato.int/docu/review/2013/Cyber/timeline/EN/index.htm https://en.wikipedia.org/wiki/List_of_cyberattacks https://www.f-secure.com/en/consulting/our-thinking/state-sponsored-cyber-attacks https://www.reuters.com/article/us-cyber-banks/state-sponsored-cyberattacks-on-banks-on-the-rise-report-idUSKCN1R32NJ https://en.wikipedia.org/wiki/Stuxnet https://www.mcafee.com/enterprise/en-us/security-awareness/ransomware/what-is-stuxnet.html https://en.wikipedia.org/wiki/Shamoon https://www.nytimes.com/2018/01/16/us/politics/pentagon-nuclear-review-cyberattack-trump.html https://www.wsj.com/articles/us-says-iran-hacked-navy-computers-1380314771 https://www.theverge.com/2014/2/18/5421636/us-navy-hack-by-iran-lasted-for-four-months-say-officials https://en.wikipedia.org/wiki/Pandemic https://www.who.int/emergencies/diseases/novel-coronavirus-2019 https://www.who.int/emergencies/diseases/novel-coronavirus-2019/events-as-they-happen https://www.washingtonpost.com/politics/2020/03/26/polling-suggests-that-economic-impact-coronavirus-is-worse-than-initial-data-suggest/
  12. با تشکر از جناب کیانی بابت تاپیک خوب شون انیمیشن The Wind Rises ساخته استاد میازاکی، اسطوره ی دنیای انیمیشن، در مورد زندگی همین آقای هیروکوشی ساخته شده. البته بخش هایی از داستان انیمه دراماتیزه شده و بر اساس واقعیت نیست. https://www.imdb.com/title/tt2013293/
  13. تفاوت در عملیات آفندی و پدافندی وجود داره، ولی در عین حال خطی میانشون وجود نداره که شما قادر به یکی باشی و به دیگری نه! نیروی هوایی در شرایط فعلی مطلقا هیچ توان عملیاتی نداره، نیروی هوایی برای انجام عملیات تهاجمی تو درجه اول باید بتونه از خودش، از جنگنده ها و پایگاه هاش دفاع کنه! یه مشت تابوت متحرکت "منصوب بر سوخت مایع" نه تنها توان آفند نخواهند داشت که توان پدافند مناسب هم ندارن. شاهد مثالش هم برید 10 تا عکس از لود های عملیاتی جنگنده های روسی و اروپایی و آمریکایی تو همین دریگری های منطقه پیدا کنید بذارید ببینید کدومشون توان دفاع از خودش رو نداره. بله فنسر ها و الباتورس سوری تو ادلب توان دفاع از خودش رو نداشت، سرنوشتش هم دیدیم. به قول آقا سید این یک دو اینکه در مورد سوریه، اساسا مساله ما در مورد سوریه توان نیروی هوایی نیست، وگرنه چند تا از همین اف-5 ها و آبگرمن کن ها رو هم می بردیم جلو داعش و امثالهم کارایی داشت، البته به خاطر فرسودگی قطعا سقوط می دادیم. مساله ما برا رفتن سراغ روس ها فقط به خاطر زور نیرو هوایی شون نبود، بلکه به خاطر زور سیاسی و حتی زور اتمی شون هم بود! وسط معرکه ای که چندین کشور خارجی دارن مداخله نظامی مستقیم می کنن، کسی اون عضو ضروری لازم برا بمباران پایگاه روس ها رو نداره، جنگنده روسیه هم حتی آمریکا نمی زنه، ترک ها هم یه بار زدن دیدیم اردوغان بعدش چه طور به شکر خوری افتاد، سر همین درگیری های اخیر یه استینگر شلیک کردن سمت جنگنده روسی که اونم نخورد، جوری بمبارون کردن ترک ها رو که تا هفت پشتشون یادشون نره، ولی بعدش ترک ها جرات داشتن بیان پایگاه روس ها رو بزنن؟ ولی جرات داشتن نیرو های ما رو قتل عام کنن صدا هم از ما در نیاد. حتی بعد اون داستان زدن سوخو-22 سوری ها که روس ها اخطار جدی دادن در مورد غرب فرات آمریکایی ها هم دیگه غلاف کردن تا حد زیادی، ولی ما نیرو هوایی برده بودیم قطعا زیر بمبارون از بین رفته بود. تو عراق ولی اون حساسیت وجود نداشت و استفاده شد، البته جا داشت برا استفاده بیشتر ولی می رسیم به همون فرسودگی و توان عملیاتی محدود و ... مساله سوم اینه که اساسا عزمی برا استفاده موثر و جدی گرفتن نیروی هوایی تو ارکان حکومت وجود نداره، حتی تو جاهایی که به مراتب همین توان فعلی اش موثر تر هست. تو حمله به قله دموکرات به عنوان مثال 2 تا از همین فانتوم ها یا فنسر ها بلند شده بودن هر کدوم با 2 تا قاصد یا کاب1500 زده بودن اونجا رو از لوکیشن اون قلعه جز یه گودال نمونده بود، ولی به جاش ترجیح دادن با چند برابر هزینه فاتح شلیک کنن که یکیش بخوره تو خاک خودمون، چند تا دیگه هم بره قاطی باقالیا، و نهایتا اون اثر تخریب و تلفات رو باقی بذاره در مورد تغییر نگری که تو فرماندهان نیروی هوایی دنبالش هستید، یاد اون داستان زره پوش کردن بدنه بمب افکن های جنگ جهانی توسط متفقین افتادم که نگاه کردن بمب افکن هایی که برگشتن کجاهاشون بیشتر گلوله خورده همونجاها رو زره اضافه کنن .... چهارم: استفاده جنگ افزاری از سی 130 برا ما ممکنه، منتها اولا کار بیهوده و عبثی هست برا ما به دلایل عدیده ... دوم، بلا نسبت شما نیرو هوایی تو شرایطی که یه پاد هدف گیری نشانه گذاری ساده رو جنگنده هاش نداره غلط می کنه، به گور هفت جد و آبادش هم می خنده که پول صرف بمب افکن کردن هرکولس کنه پنجم در مورد آینده نیرو هوایی و وضعیت فعلی یک اینکه با وجود اینکه حضرات تو این سال ها پول چند تا نیرو هوایی رو به اون قسمت خاص از آناتومی گاو زدن، ولی تو 2و3 سال اخیر اون یه نخود مغزشون ظاهرا یه تکونی خورده، به نظر می رسه با توجه به شواهدی یه خرید خارجی نسبتا عمده رو در پیش داریم، منتها با این اوضاع فعلی مملکت داریم به وضعی می رسیم که مساله این نیست که کسی نمی فروشه، بلکه اینه که اساسا پولی در کار نمی نمونه که خرج اینکار بشه، هرچند به نظر می رسه بخش قابل توجهی از قرارداد مذکور پولش تا همین الان پرداخت شده دو، تا امروز ما باید دست کم یک پروژه برای یه موتور متوسط توربوفن با تراست خشک 50 تا 60 کیلونیوتن یا یه موتور نسباتا سبک با 30 تا 35 کیلونیوتن تراست خشک می داشتیم که "دست کم یک دهه" از عمرش گذشته بود، طراحی اش تمام شده بود، ساخت قسمت هایش تموم شده بود، برا قسمت هایی که فناوری اش موجود نبود تو این یک دهه زیر پروژه های مرتبط تعریف شده بود، سرمایه گذاری شده بود، الان بعد 10 سال منتظر به ثمر نشستن پروژه می بودیم. این که نیست همچین چیزی اونم تو حکومتی که سالی چند میلیارد دلار از منابع عمومی مستقیم یا غیر مستقیم توسط حکومت غارت میشه و خرج اتینا میشه یا تو پروژه های احمقانه دود میشه قعطا به خاطر بی کفایتی محض حاکمیت هست و این وضع ادامه خواهد داشت، با فشار سیاسی و اقتصادی شدید رو حکومت این ناکارآمدی تشدید هم خواهد شد. In November 2015, China became the first export customer for the Su-35 when the Russian and Chinese governments signed a contract worth $2 billion for the purchase of 24 aircraft for the People's Liberation Army Air Force. سه، الان باید چی کار کرد؟ من و شما که مستضعف هستیم و طبعا هیچی، ولی صرفا جهت اینکه یه گپی زده باشیم اون پروژه ای که بالا گفته شد استارت بخوره، برا ساخت تحت لیسانس یه موتور مناسب تو قواره AL-41 هر هزینه ای لازمه پرداخت بشه، برای خرید خارجی برنامه ریزی اصولی بشه و ... همه اش در غالب اون چارتی که تو پست قبلی شرحش ذکر شد برا وضعیت گذار هم فعلا 2 تایپ جنگنده داریم که به جهت کیفیت و خصوصا کمیت میشه روشون حتی منهای موتور کارکرد، یک فانتوم، دو تامکت، این 2 تایپ رو همین الان میشه از جهت اویونیک و حتی تا حد قابل توجهی از جهت سازه روشون کار کرد، و البته ببر بی دندان فایده نداره، یه برنامه ریزی مفصل باید در مورد پروژه جامع تسلیحات هواپایه صورت بگیره که به قسمت کوچکی اش در تاپیک طوفان شکن اشاره شد، رویکرد در مورد سایر موارد هم عینا مشابه همون تاپیک باید باشه ششم همه اینا کی میشه انجام بشه؟ وقتی کل ساختار نظامی ما، و در کل از صدر تا ذیل ساختار های کلان حاکمیتی ما اصلاح بشه، از حکومت شومن پرور، لمپن پرور، بادمجون دور قاب چین پرور انتظار اصلاح امور نمیره، واقعیت اینه که با این دلقک های مفت خور و مطلقا بی سواد فعلی کار به جایی نمی بریم. ته زور این ساختار فعلی با صرف دهه ها زمان و هزینه های گزاف نهایتا شده این توان محدود موشکی که اینم روی ایران خودرو رو سفید کرده هر سری بین 30 تا 35 درصد فیل میده