7mmt

VIP
  • تعداد محتوا

    1,300
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

  • Days Won

    13

7mmt آخرین امتیاز شما در روز 16 اسفند 1398

7mmt شما بیشتری مطالب مورد علاقه کاربران را دارید!

اعتبار در انجمن

12,138 نشان معرفت

درباره 7mmt

  • رتبه حساب کاربری
    ستوان یکم

Profile Information

  • Gender
    Male

آخرین بازدید کنندگان پروفایل

11,426 نمایش های پروفایل
  1. تشکر برای تصحیح انصافا به قدری اون کانال مذکور اظهار نظر احمقانه ای کرده که اساسا ارزش بحث نداره
  2. بسم الله الرحمن الحریم بخش اول: پیدایش استاکسنت ویروسی رایانه ای بود که اولین بار در سال 2010 وجود آن کشف شد و براورد می شود دست کم از سال 2005 با هدف آسیب رساندن به برنامه اتمی ایران توسعه یافته است. این ویروس رایانه ای بسیار پیشرفته را می توان اولین ویروس شناخته شده ای دانست که در یک حمله سایبری دولتی بر علیه یک دولت دیگر بکار گرفته شده است. در وبسایت رسمی کمپانی مکافی[2] که در حوزه امنیت سایبری و مبارزه با ویروس های رایانه ای فعالیت دارد در مورد این ویروس این چنین آمده است: " استاکسنت بدافزاری رایانه ای ست که هدف اصلی آن تاسیسات اتمی ایران بود و پس از انتشار در سطح وب دیگر صنایع و تاسیسات تولید انرژی را نیز هدف قرار داد. هدف اصلی این ویروس حمله به کنترلر های منطقی قابل برنامه ریزی (PLCs) بکار رفته در پردازش های خودکار ماشین الات و دستگاه های صنعتی بود. این ویروس پس از کشف اش درسال 2010 توجه رسانه ای بسیاری را نسبت به خود جلب کرد چرا که به عنوان اولین ویروسی شناخته می شد که قابلیت آسیب رساندن و از کار انداختن سخت افزار های صنعتی را داشت، و نیز به نظر می رسد که این ویروس توسط سرویس امنیت ملی آمریکا (NSA) ، آژانس مرکزی اطلاعات (CIA) و سازمان های جاسوسی و اطلاعاتی اسرائیل تولید شده است." پس از کشف آلودگی به استاکسنت ایران تیمی از متخصصان را برای نابودی آن گردهم آورد. براورد می شد که بیش از 30 هزار IP در ایران به این ویروس آلوده شده اند. به گفته یکی از مقامات رسمی این ویروس با سرعت زیادی در ایران شیوع یافته بود و قابلیت آن برای جهش یافتن کار مبارزه با آن را دوچندان سخت می کرد. بنابر برخی گزارشات ایران برای مبارزه با این ویروس سامانه های بومی خود را توسعه داد و توصیه کرد که قربانیان این ویروس از آنتی وییروس اسکادا ساخت زیمنس استفاده نکنند چرا که گمان داشتند که این آنتی ویروس دارای کد های جاسازی شده ای ست که باعث می شود بجای آنکه ویروس را پاک کند آن را آپدیت کند. استاکس نت را می توان یکی از پیشرفته ترین و مهمترین ویروس های رایانه ای 2 دهه اخیر دانست که به جرات می توان تاریخ حملات سایبری را به بعد و قبل از آن تقسیم کرد. بنا بر گزارشات و اطلاعات موجود این ویروس تحت یکی از برنامه های سری در آمریکا که در زمان جرج بوش پسر کلید خورده و در دوره اوباما به بلوغ رسید با همکاری اسرائیل توسعه داده شده بود و در واقع حاصل دهه ها فناوری سایبری آمریکا و اسرائیل بود. همچنین در سال 2013 ادوارد اسنودن نیز مدعی شد که تولید استاکس نت حاصل همکاری مشترک آمریکا و اسرائیل بوده است. در یک مورد دیگر، جان بومگارنر افسر اطلاعاتی سابق و عضو واحد پیامد های سایبری ایالات متحده در مقاله ای که پیش از کشف و یا رمزگشایی استاکس نت منتشر کرده بود، به شرح حملات سایبری پرداخته بود که قادر است سانتریفیوژها را مورد حمله قرار دهد و استدلال کرده بود که انجام چنین حملاتی بر علیه کشور هایی که برخلاف نظر آمریکا و شورای امنیت برنامه غنی سازی اورانیوم دارند مجاز و مشروع است. مایکل هایدن ژنرال بازنشسته نیروی هوایی که سابقه سمت مدیریت در CIA و NSA را دارد، در مصاحبه ای در سال 2012 ضمن اعلام بی اطلاعی ضمنی از اینکه چه کسی خالق استاکس نت بوده است بیان داشت که وی بر این باور است که انجام این حمله "ایده خوبی بوده است" اما این حمله مشروعیت استفاده از جنگ افزار های سایبری تخصصی و سطح بالا را برای وارد آوردن آسیب فیزیکی کاهش داده است. وی افزود "کسانی در آن بیرون هستند که می توانند نگاهی به این ویروس بیاندازند ... و حتی سعی کنند آن را در راستای مقاصد خودشان بکار بندند." در همان گزارش شون مک گورک ، کارشناس امنیت سایبری سابق در اداره امنیت ملی، خاطر نشان کرد که سورس کد استاکس نت را در حال حاضر می توان آنلاین دانلود کرد و در آن تغییراتی ایجاد کرد تا سیستم های جدیدی را مورد حمله قرار دهد. در مورد اینکه چه کسانی این ویروس را خلق کردند وی بیان داشت: "آنها جعبه را باز کردند. آنها این قابلیت را اثبات کردند .... این چیزی نیست که بتوان آن را باز گرداند." در سال های پس از آن نیز چندین ویروس رایانه ای پیشرفته در سطح دنیا کشف شد که شباهت های زیادی با استاکس نت داشتند و می توان آنها را نسخه های بعدی یا فرزندان استاکس نت دانست. بر اساس گزارشی منتشر شده از سوی رویترز NSA همچنین سعی کرده است توسط ویروسی که نسخه ای از استاکس نت بوده است در برنامه اتمی کره شمالی نیز اخلال کند. بر اساس این گزارش این حمله پس از حمله سایبری به تاسیسات اتمی ایران به اجرا گذاشته شده است. از آنجایی که به نظر کارشناسان برنامه اتمی ایران و کره شمالی از نظر سطح و نوع فناوری مورد استفاده دارای شباهت های زیادی ست پیشبینی می شد این ویروس اثر مخربی بر روی تاسیسات اتمی پیونیانگ بگذارد اما به دلیل سطح بالای ایزوله بودن و رعایت حفاظت اطلاعات در کره شمالی تزریق این ویروس به تاسیسات اتمی این کشور با شکست مواجه شد. از جمله این ویروس ها می توان به Duqu که در سال 2011 ، Flame که در سال 2012 ، و Triton که در سال 2017 کشف شد، اشاره کرد. در 1 سپتامبر 2011 یک ویروس مرتبط با استاکس نت کشف شد. آزمایشگاه رمزنگاری و امنیت سایبری دانشگاه فناوری و اقتصاد بوداپست این ویروس را برای اولین بار آنالیز کرد و نام Duqu را بر آن گذاشت. بر اساس این گزارش کمپانی امنیت سایبری Symantec کار تحلیل تهدید را بر روی این ویروس ادامه داد. آنها این ویروس را " تقریبا یکسان با استاکس نت ولی با هدف متفاوت" ارزیابی کردند، و اسناد مرتبط با این تحلیل خود را منتشر ساختند. هدف اصلی این ویروس بدست آوردن اطلاعات از قبیل کلید های امنیتی و اطلاعات سیستمی بود. از این اطلاعات استخراج شده می شد در طراحی و اجرای حملات سایبری دیگری مشابه استاکس نت در آینده استفاده کرد. در می 2012 ویروس رایانه ای مرتبط با استاکس نت دیگری به نام Flame شناسایی شد. محققین این نام را بر اساس یکی از ماجول های این ویروس بر روی آن گذاشتند. پس از آنالیز کد این ویروس توسط Kaspersky Lab بیان شد که ارتباط بسیار قوی مابین فلیم و استاکسنت وجود دارد. نسخه های اولیه استاکس نت دارای قطعه کدی بودند که باعث می شد آلودگی آن از طریق درایو های دارای درگاه USB منتشر شود، ماژول کد یکسانی در ساختار فلیم وجود داشت که از همان آسیب پذیری برای انتشار بهره می برد. در دسامبر 2017 اعلام شد که سیستم های ایمنی یک نیروگاه با مشخصات اعلام نشده، که بر اساس اطلاعاتی گمان می رود در عربستان قرار داشته است، دچار اختلال شده است. در این حمله سایبری سامانه های امنیت صنعتی Triconex ساخته شده توسط کمپانی چند ملیتی اشنایدر الکتریک مورد هدف قرار گرفته است. برخی کارشناسان بر این عقیده اند که این حمله دولتی با پشتیبانی دولتی صورت گرفته است. کمپانی امنیت سایبری Symantec مدعی ست که این ویروس به نام Triton از ضعفی امنیتی در رایانه های دارای سیستم عامل ویندوز بهره می جسته است. تاثیری که استاکس نت در دنیای سایبر گذاشت تنها به وارد کردن نسل جدیدی از فناوری جنگ افزار های سایبری به دنیا که در اختیار کشور ها و حتی گروه های مختلف قرار گرفت و با توسعه نسل های جدیدی از این ویروس امنیت سایبری را در سراسر دنیا در معرض ریسک قرار داد منتهی نمی شود، بلکه این حمله سایبری به مانند همان جعبه پاندورایی بود که نه تنها خود عامل شرارت بود بلکه از آن در گشوده شده که دولت ها مستقیما جنگ افزار های سایبری پیشرفته را توسعه داده و به طور غیر قانونی علیه دیگر کشور ها بکار می بستند، شرارت ها و بلایای دیگری نیز عبور کردند. چنین حمله سایبری گسترده و پیشرفته ای در سطح دولتی که می توان آن را تروریسم سایبری دولتی دانست قبح چنین حملاتی را در سطح کشور های دنیا شکست و از آن پس بود که موجی از حملات گسترده سایبری علیه حتی زیر ساخت های کشور های مختلف دنیا توسط کشور ها و گروه های غیر دولتی به راه افتاد، حملاتی که پس از استاکس نت تنها قادر به مخدوش کردن اطلاعات نبوده بلکه کاملا قادر به وارد کردن خسارات فیزیکی بودند که حتی مستعد ایجاد فجایع و تلفات انسانی بود. به عنوان چند نمونه دیگر از حملات سایبری مهم و با احتمال بالا دارای پشتوانه دولتی می توان به این موارد اشاره کرد: · در اکتبر 2007 وزارت امنیت داخلی چین اعلام کرد که هکر های خارجی که بنابر ادعای این وزارت خانه 42% در مبدا تایوان و 25% از مبدا آمریکا بوده اند اقدام به سرقت اطلاعات از مراکز مهم چین کردند. · در اگوست 2008 در هنگامه جنگ گرجستان و روسیه، هکر های خارجی شبکه های رایانه ای گرجستان را مورد حمله قرار دادند. اگرچه این حملات قطعی های محدودی را در شبکه های ارتباط سایبری گرجستان ایجاد کردند اما فشار سیاسی سنگینی را بر دولت گرجستان تحمیل کردند که به نظر می رسید هماهنگ با اقدامات نظامی دولت روسیه است. · در ژانویه 2009 در میان حملات نظامی اسرائیل به غزه هکر ها زیر ساخت های سایبری این رژیم را مورد حمله قرار دادند. این حملات سایبری که بر وبسایت های دولتی متمرکز بودند توسط دست کم 5 میلیون رایانه به اجرا گذاشته شده بودند. · در ژانویه 2011 دولت کانادا اعلام کرد که تحت حملات سایبری شدیدی علیه مراکز دولتی خود قرار گرفته است. از جمله آژانس تحقیقات نظامی و توسعه کانادا و آژانس تحقیقاتی اداره دفاع ملی کانادا. این حملات موجب شد خضانه داری و ادارات مالی مهم کانادا مجبور شوند ارتباط خود را با اینترنت جهانی قطع کنند. · در جولای 2011 در جریان یک سخنرانی معاون وزیر دفاع آمریکا اعلام کرد که یکی از پیمانکاران نظامی این وزارت خانه هک شده است و از آن طریق 24 هزار فایل به سرقت رفته است. · در سال 2012 ویروس رایانه ای شمعون که با نام W32.DistTrack نیز شناخته می شود، کشف شد. این ویروس به جهت اثرات مخرب گسترده و هزینه های ریکاوری قابل توجهی که این حملات به بار می آورد شناخته شده است. شمعون پس از استاکس نت یکی از مهمترین ویروس های رایانه ای بکار گرفته شده در حملات سایبری علیه یک کشور دیگر بود. از این ویروس در یک جنگ سایبری علیه کمپانی های نفتی دولتی از جمله آرامکو عربستان و راس گاز قطر استفاده شد. گروهی که خود را "شمشیر بران عدالت" می نامیدند مسئولیت این حملات را که 35 هزار رایانه و سرور شرکت آرامکو را تحت تاثیر تبعات مخرب خود قرار داد، بر عهده گرفتند. این حملات موجب شد تا آرامکو مجبور شود بیش از 1 هفته را صرف ریکاوری تجهیزات رایانه ای خود کند. رایانه های شرکت راس گاز نیز توسط یک ویروس ناشناس آلوده شد که برخی متخصصین این آلودگی و اثرات مخرب را مرتبط با ویروس شمعون می دانستند. از این حمله به عنوان یکی از بزرگترین حملات سایبری تاریخ یاد می شود. در 16 آگوست 2012 شرکت های امنیت سایبری سیمنتک، کسپراسکای، و سکولرت کشف این ویروس را اعلام کردند. کسپراسکای و سکولرت متوجه شباهت هایی میان شمعون و فلیم (که خود دارای ارتباط تنگاتنگی با استاکسنت بود) شدند. بنابر اعلام سیمنتک به طرز غافل گیر کننده ای از این ویروس در حملات سایبری دیگری در سال های 2016 و 2017 استفاده شد. · در سپتامبر سال 2013 یکی از مقامات رسمی آمریکا اعلام کرد که برخی تجهیزات رایانه ای نیروی دریایی که حاوی اطلاعات غیر طبقه بندی شده بوده اند هک شده اند، همچنین وی اتهاماتی را به عنوان مسبب این حمله متوجه ایران ساخت. اما در گزارش دیگری که از سوی وال استریت جورنال منتشر شد این شبکه در واقع بزرگترین شبکه کامپیوتری طبقه بندی نشده نیروی دریایی آمریکا بوده است و دامنه حملات و مدت زمان آن بسیار فراتر آن بوده که قبلا اعلام شده بود. بر اساس این گزارش نیروی دریایی بیش از 4 ماه درگیر مقابله با این حملات بوده است. در این حملات هکر ها شبکه اینترانت سپاه تفنگداران دریایی را از طریق یک ضعف امنیتی در یکی از وبسایت های عمومی نیروی دریایی هدف قرار داده بودند. در گزارشات رسمی عنوان شده است که هکر ها موفق به دسترسی به هیچ یک از اطلاعات طبقه بندی شده نشده اند، اما تبعات حمله مخرب تر از آن بوده که قبلا گزارش شده بود. بر اساس اطلاعات موجود بازسازی شبکه مذکور بیش از 10 میلیون دلار در آن زمان هزینه در بر داشت. حملات سایبری متعدد دیگری نیز در سال های پس از استاکسنت به وقوع پیوست که شرح تمامی آنها در اینجا میسر نیست ولی آنچه به وضوح روشن است آن که پیش بینی شون مک گورک در مورد باز شدن جعبه پاندورا به درستی به وقوع پیوست و کار بدانجا کشیده شد که خود آمریکا به عنوان پدر این دست حملات تروریستی سایبری در سال 2018 در جریان اصلاح استراتژی اتمی خود در دولت ترامپ اعلام کرد که در برابر حملات سایبری گسترده از سلاح اتمی استفاده خواهد کرد! آنچنان که کارشناسان پیشبینی کرده بودند کد استاکس نت در دسترس خیلی ها قرار گرفت، مطالعه و اکتساب فناوری سطح بالای آن فضای امنیت سایبری را در سراسر جهان تغییر داد و ویروس های متعددی از منشا آن توسعه یافتند و در حملاتی در سراسر دنیا مورد استفاده قرار گرفتند تا جایی که خود آمریکا نیز در مواردی قربانی حملات سایبری مهم شد. در گزارشی دیگری که از سوی رویترز در سال 2019 منتشر شد شمار حملات سایبری با حمایت دولتی که تمرکز ویژه بر نهاد های مالی و بانکی گذاشته اند در سال های اخیر رو به فزونی گذاشته است. دلیل این امر را در این مورد می توان یافت که حملات سایبری با پشتیبانی دولتی معمولا اثر بخشی قابل توجهی دارند، و دارای ریسک و هزینه های نسباتا پایینی جهت انجام عملیات های جاسوسی و نظامی هستند. به طور معمول احتمال اینکه به طور محکمه پسندی بتوان یک حمله را به یک کشور و دولت به خصوص نسبت داد بسیار کم است و بدست آوردن موفقیت در عملیات های دارای هماهنگی زیاد تقریبا تضمین شده است. بر این اساس کشور هایی که در زمینه اجرای حملات سایبری پیشرو بوده اند به میزان خیره کننده ای قابلیت های خود را افزایش داده اند. از سوی دیگر برخی کشور های دیگری که برای سال ها خود هدف این گونه حملات بوده اند و قربانی می شدند اکنون خود به شکارچیان قهاری تبدیل شده اند. دولت آمریکا در واقع رودخانه ای را مسموم ساخت که خود نیز از آب آن می نوشید. بخش دوم: گشایش جعبه دوم پاندمی به همهگیری بیماری گفته می شود که در یک منطقه وسیع شامل چند قاره و یا در سرتاسر دنیا شیوع یافته باشد. در طی تاریخ شماری پندمی رخ داده است که علت آن بیماری هایی همچون آبله و سل بوده است. یکی از وحشتناک ترین پندمی های تاریخ بشر "مرگ سیاه" نام دارد که حاصل شیوع گسترده بیماری طاعون بود. تخمین زده می شود که در طی پندمی مرگ سیاه در قرن 14 میلادی بین 75 تا 200 میلیون نفر جان خود را از دست دادند. از پندمی های مهم دیگر می توان به آنفولانزای اسپانیایی در سال 1918، پندمی آنفولانزای H1N1 در سال 2009 اشاره کرد. در سال 2016 کمیسیون بررسی کننده ریسک های سلامت جهانی در مورد بیماری های پندمیک احتمالی آینده تخمین زد که این وقایع در قرن 21 بیش از 6 ترلیون دلار هزینه بر اقتصاد جهانی تحمیل خواهد کرد که به طور میانگین شامل سالی 60 میلیارد دلار می شود. در همان گزارش توصیه به هزینه 4.5 میلیارد دلار در سال در جهت پیشگیری جهانی نسبت به این پندمی ها و کاهش ریسک وقوع این فجایع شده است. پندمی هایی که در حال حاضر فعال هستند شامل بیماری ایدز و نیز بیماری covid-19 معروف به کرونا است که در سال 2019 شیوع یافت. کرونا ویروس ها خانواده بزرگی از ویروس ها هستند که می توانند طیف وسیعی از بیماری ها از سرماخوردگی معمولی گرفته تا بیماری های خطرناک تر و کشنده تری چون مرس، سارس و کوید-19 اخیر را شامل شوند. کوید-19 در تاریخ 11 مارچ 2020 توسط سازمان بهداشت جهانی به عنوان پندمی شناخته شد. بر اساس آمار WHO تا تاریخ 29 مارچ 2020 در میان 202 کشور جهان تعداد 571,678 مورد ابتلای تایید شده، و 26,495 مرگ تایید شده در اثر این بیماری به ثبت رسیده است. بر اساس اطلاعات رسمی منتشر شده از سوی سازمان بهداشت جهانی، در تاریخ 31 دسامبر 2019 اولین شیوع با دلایل نا مشخص در شهر ووهان کشور چین کشف و به دفتر سازمان بهداشت جهانی در این کشور گزارش شد. در تاریخ 13 ژانویه 2020 اولین کیس بیماری کرونا در خارج از چین، و در کشور تایلند به ثبت رسید. سازمان بهداشت جهانی سایر کشور های جهان را به نظارت فعال و کسب آمادگی لازم جهت مقابله با بیماری فراخواند. اما آنچه این بیماری منحوس با خود به همراه داشت تنها تخت های پر بیمارستان ها و مرگ ده ها هزار تن در سراسر دنیا نبود. این بیماری اثرات به شدت مخربی بر اقتصاد دنیا باقی گذاشت و از سوی دیگر تعاملات سیاسی در میان کشور ها را دست خوش تحول کرد. در آمریکا تنها در طی 1 هفته گذشته بیش از 3 میلیون نفر تقاضای بیمه بیکاری کردند که شامل کاهش حدود 2 درصد از کل جمعیت شاغل در آمریکا تنها در طی 1 هفته می شود. در این میان در مورد منشا بروز این بیماری اختلاف نظرهای جدی میان برخی کشور های دنیا به وجود آمده است. برخی این ویروس را حاصل کار طبیعت و شیوع آن را به رژیم غذایی نامناسب چینی ها در خوردن جانورانی که در سبد غذایی سایر مردم دنیا جایی ندارند می دانند از جمله داستان معروف سوپ خفاش. در این میان برخی دیگر احتمال دست کاری شده بودن این ویروس را مطرح کرده اند، در سناریوی دوم این ویروس در یکی از آزمایشگاه های یکی از کشور ها که عمدتا از چین جهت به چین که خاستگاه بیماری بوده و نیز به آمریکا به جهت آزمایشگاه های بیولوژیک و ویروسی که در نقاط مختلف دنیا دارد و سابقه این کشور در تولید تسلیحات بیولوژیک عامل تولید این ویروس معرفی می شود. انتشار این ویروس را عده ای بر اثر حادثه ای ناخواسته می دانند هرچند که تولید اولیه احتمالی آن قطعا اقدامی در جهت تولید تسلیحات بیولوژیک و جنایت علیه بشریت بوده، و عده کمتری انتشار آن را هدفمند می دانند. در مورد سلاح های بیولوژیک در طی تاریخ چندین مورد استفاده از این دست جنگ افزار ها گزارش شده است از جمله استفاده سربازان مغول از اجساد بیماران مبتلا به طاعون جهت فتح شهر کفا در کریمه در قرن 14 میلادی که برخی گمانه زنی ها این اقدام را در پندمی مرگ سیاه موثر می داند، و نیز به آزمایش و تولید جنگ افزار های بیولوژیک توسط ژاپن در طی جنگ جهانی دوم می توان اشاره کرد. در صورت درست بودن ادعای دستکاری شده بودن این ویروس در آزمایشگاه ها، این سلاح بیولوژیک را به عنوان اولین عامل بیولوژیک ساخته دست بشر می توان دانست که منجر به پندمی در سراسر جهان شده است. با توجه به ناشناس بودن منشا این ویروس و بیماری حاصل از آن و ادعاهایی که گهگاه در مورد آن مطرح می شود از طرفی و نیز وجود قطعی آزمایشگاه ها و برنامه های توسعه و تولید این دست از تسلیحات در برخی کشور ها، چه ادعا ها در مورد طبیعی بودن منشا این ویروس و یا مصنوعی بودن آن درست باشد یا نباشد، آنچه در میان رهبران سیاسی دنیا باقی مانده است فضایی ست مملو از بی اعتمادی که هر یک خود را قربانی احتمالی یک جنگ بیولوژیک و طرف مقابل را کشور متخاصم در آن جنگ می داند. در قرن 21 در شرایطی که استفاده از تسلیحات کشتار جمعی خصوصا سلاح های شیمیایی و میکروبی در بیش از هر زمان دیگری در میان کشور ها امری نکوهیده است، این فاجعه که ده ها هزار تن را در سرتاسر دنیا به کام مرگ کشانده است و هنوز نیز آینده روشن مشخصی در مهار آن تصور نمی شود، و از سوی دیگر اقتصاد کشور های دنیا را با صدماتی به مراتب بدتر از بحران مالی سال 2008 مواجه کرده است، آن امر نکوهیده بیش از بیش شکننده شده است. در صورتی که اثبات شود یا آنکه تعدادی از کشور های دنیا به این جمع بندی برسند که هدف حمله بیولوژیک قرار گرفته اند، این مساله می تواند شتابی به تولید این دست تسلیحات در سرتاسر دنیا بدهد، و بکار گیری مجدد چنین تسلیحاتی را به امری ساده تر بدل سازد. از سوی دیگر مطالعه روی ویژگی های شاخص ویروس کرونا از جمله سرعت انتقال بالا، مدت زمان قابل توجه زنده باقی ماندن بر روی سطوح، مقاومت به دارو های موجود و ویژگی بسیار مهم و خطرناک دوره خاموش باقی ماندن نسباتا زیاد در بدن فرد مبتلا که می تواند حتی به 2 هفته نیز برسد، می تواند مدلی قابل توجه در آزمایشگاه های سلاح های بیولوژیک در کشور های تولید کننده این سلاح ها جهت تولید نمونه های جدیدتر و موثرتر این جنگ افزار ها قرار دهد. چنانچه صحت اتهامات نسبت به یکی از 2 کشور چین و آمریکا که در معرض بیشترین سوذن ها هستند اثبات شود و یا فضای بی اعتمادی و عدم قطعیت کشور های دیگر را به سمت قابل توجه بودن سناریوی جنگ افزار بیولوژیک بودن کوید-19 رهنمون شود جهان در آستانه باز شدن در جعبه پاندورای دیگری خواهد بود، اما اینبار مساله از کار افتادن شبکه های رایانه ای و دستگاه های صنعتی در پی شیوع پی در پی ویروس ها نخواهد بود، بلکه حیات بشر در کره خاکی در معرض خطر انقراض قرار خواهد گرفت. فجایعی انبوهی از اجساد را در تمامی کوچه ها و خیابان های شهر های دنیا باقی خواهد گذاشت که هیچ بارقه ای از امید را یارای رخنه به سیاهی آن نخواهد بود. منابع: https://www.nato.int/docu/review/2013/Cyber/timeline/EN/index.htm https://en.wikipedia.org/wiki/List_of_cyberattacks https://www.f-secure.com/en/consulting/our-thinking/state-sponsored-cyber-attacks https://www.reuters.com/article/us-cyber-banks/state-sponsored-cyberattacks-on-banks-on-the-rise-report-idUSKCN1R32NJ https://en.wikipedia.org/wiki/Stuxnet https://www.mcafee.com/enterprise/en-us/security-awareness/ransomware/what-is-stuxnet.html https://en.wikipedia.org/wiki/Shamoon https://www.nytimes.com/2018/01/16/us/politics/pentagon-nuclear-review-cyberattack-trump.html https://www.wsj.com/articles/us-says-iran-hacked-navy-computers-1380314771 https://www.theverge.com/2014/2/18/5421636/us-navy-hack-by-iran-lasted-for-four-months-say-officials https://en.wikipedia.org/wiki/Pandemic https://www.who.int/emergencies/diseases/novel-coronavirus-2019 https://www.who.int/emergencies/diseases/novel-coronavirus-2019/events-as-they-happen https://www.washingtonpost.com/politics/2020/03/26/polling-suggests-that-economic-impact-coronavirus-is-worse-than-initial-data-suggest/
  3. با تشکر از جناب کیانی بابت تاپیک خوب شون انیمیشن The Wind Rises ساخته استاد میازاکی، اسطوره ی دنیای انیمیشن، در مورد زندگی همین آقای هیروکوشی ساخته شده. البته بخش هایی از داستان انیمه دراماتیزه شده و بر اساس واقعیت نیست. https://www.imdb.com/title/tt2013293/
  4. تفاوت در عملیات آفندی و پدافندی وجود داره، ولی در عین حال خطی میانشون وجود نداره که شما قادر به یکی باشی و به دیگری نه! نیروی هوایی در شرایط فعلی مطلقا هیچ توان عملیاتی نداره، نیروی هوایی برای انجام عملیات تهاجمی تو درجه اول باید بتونه از خودش، از جنگنده ها و پایگاه هاش دفاع کنه! یه مشت تابوت متحرکت "منصوب بر سوخت مایع" نه تنها توان آفند نخواهند داشت که توان پدافند مناسب هم ندارن. شاهد مثالش هم برید 10 تا عکس از لود های عملیاتی جنگنده های روسی و اروپایی و آمریکایی تو همین دریگری های منطقه پیدا کنید بذارید ببینید کدومشون توان دفاع از خودش رو نداره. بله فنسر ها و الباتورس سوری تو ادلب توان دفاع از خودش رو نداشت، سرنوشتش هم دیدیم. به قول آقا سید این یک دو اینکه در مورد سوریه، اساسا مساله ما در مورد سوریه توان نیروی هوایی نیست، وگرنه چند تا از همین اف-5 ها و آبگرمن کن ها رو هم می بردیم جلو داعش و امثالهم کارایی داشت، البته به خاطر فرسودگی قطعا سقوط می دادیم. مساله ما برا رفتن سراغ روس ها فقط به خاطر زور نیرو هوایی شون نبود، بلکه به خاطر زور سیاسی و حتی زور اتمی شون هم بود! وسط معرکه ای که چندین کشور خارجی دارن مداخله نظامی مستقیم می کنن، کسی اون عضو ضروری لازم برا بمباران پایگاه روس ها رو نداره، جنگنده روسیه هم حتی آمریکا نمی زنه، ترک ها هم یه بار زدن دیدیم اردوغان بعدش چه طور به شکر خوری افتاد، سر همین درگیری های اخیر یه استینگر شلیک کردن سمت جنگنده روسی که اونم نخورد، جوری بمبارون کردن ترک ها رو که تا هفت پشتشون یادشون نره، ولی بعدش ترک ها جرات داشتن بیان پایگاه روس ها رو بزنن؟ ولی جرات داشتن نیرو های ما رو قتل عام کنن صدا هم از ما در نیاد. حتی بعد اون داستان زدن سوخو-22 سوری ها که روس ها اخطار جدی دادن در مورد غرب فرات آمریکایی ها هم دیگه غلاف کردن تا حد زیادی، ولی ما نیرو هوایی برده بودیم قطعا زیر بمبارون از بین رفته بود. تو عراق ولی اون حساسیت وجود نداشت و استفاده شد، البته جا داشت برا استفاده بیشتر ولی می رسیم به همون فرسودگی و توان عملیاتی محدود و ... مساله سوم اینه که اساسا عزمی برا استفاده موثر و جدی گرفتن نیروی هوایی تو ارکان حکومت وجود نداره، حتی تو جاهایی که به مراتب همین توان فعلی اش موثر تر هست. تو حمله به قله دموکرات به عنوان مثال 2 تا از همین فانتوم ها یا فنسر ها بلند شده بودن هر کدوم با 2 تا قاصد یا کاب1500 زده بودن اونجا رو از لوکیشن اون قلعه جز یه گودال نمونده بود، ولی به جاش ترجیح دادن با چند برابر هزینه فاتح شلیک کنن که یکیش بخوره تو خاک خودمون، چند تا دیگه هم بره قاطی باقالیا، و نهایتا اون اثر تخریب و تلفات رو باقی بذاره در مورد تغییر نگری که تو فرماندهان نیروی هوایی دنبالش هستید، یاد اون داستان زره پوش کردن بدنه بمب افکن های جنگ جهانی توسط متفقین افتادم که نگاه کردن بمب افکن هایی که برگشتن کجاهاشون بیشتر گلوله خورده همونجاها رو زره اضافه کنن .... چهارم: استفاده جنگ افزاری از سی 130 برا ما ممکنه، منتها اولا کار بیهوده و عبثی هست برا ما به دلایل عدیده ... دوم، بلا نسبت شما نیرو هوایی تو شرایطی که یه پاد هدف گیری نشانه گذاری ساده رو جنگنده هاش نداره غلط می کنه، به گور هفت جد و آبادش هم می خنده که پول صرف بمب افکن کردن هرکولس کنه پنجم در مورد آینده نیرو هوایی و وضعیت فعلی یک اینکه با وجود اینکه حضرات تو این سال ها پول چند تا نیرو هوایی رو به اون قسمت خاص از آناتومی گاو زدن، ولی تو 2و3 سال اخیر اون یه نخود مغزشون ظاهرا یه تکونی خورده، به نظر می رسه با توجه به شواهدی یه خرید خارجی نسبتا عمده رو در پیش داریم، منتها با این اوضاع فعلی مملکت داریم به وضعی می رسیم که مساله این نیست که کسی نمی فروشه، بلکه اینه که اساسا پولی در کار نمی نمونه که خرج اینکار بشه، هرچند به نظر می رسه بخش قابل توجهی از قرارداد مذکور پولش تا همین الان پرداخت شده دو، تا امروز ما باید دست کم یک پروژه برای یه موتور متوسط توربوفن با تراست خشک 50 تا 60 کیلونیوتن یا یه موتور نسباتا سبک با 30 تا 35 کیلونیوتن تراست خشک می داشتیم که "دست کم یک دهه" از عمرش گذشته بود، طراحی اش تمام شده بود، ساخت قسمت هایش تموم شده بود، برا قسمت هایی که فناوری اش موجود نبود تو این یک دهه زیر پروژه های مرتبط تعریف شده بود، سرمایه گذاری شده بود، الان بعد 10 سال منتظر به ثمر نشستن پروژه می بودیم. این که نیست همچین چیزی اونم تو حکومتی که سالی چند میلیارد دلار از منابع عمومی مستقیم یا غیر مستقیم توسط حکومت غارت میشه و خرج اتینا میشه یا تو پروژه های احمقانه دود میشه قعطا به خاطر بی کفایتی محض حاکمیت هست و این وضع ادامه خواهد داشت، با فشار سیاسی و اقتصادی شدید رو حکومت این ناکارآمدی تشدید هم خواهد شد. In November 2015, China became the first export customer for the Su-35 when the Russian and Chinese governments signed a contract worth $2 billion for the purchase of 24 aircraft for the People's Liberation Army Air Force. سه، الان باید چی کار کرد؟ من و شما که مستضعف هستیم و طبعا هیچی، ولی صرفا جهت اینکه یه گپی زده باشیم اون پروژه ای که بالا گفته شد استارت بخوره، برا ساخت تحت لیسانس یه موتور مناسب تو قواره AL-41 هر هزینه ای لازمه پرداخت بشه، برای خرید خارجی برنامه ریزی اصولی بشه و ... همه اش در غالب اون چارتی که تو پست قبلی شرحش ذکر شد برا وضعیت گذار هم فعلا 2 تایپ جنگنده داریم که به جهت کیفیت و خصوصا کمیت میشه روشون حتی منهای موتور کارکرد، یک فانتوم، دو تامکت، این 2 تایپ رو همین الان میشه از جهت اویونیک و حتی تا حد قابل توجهی از جهت سازه روشون کار کرد، و البته ببر بی دندان فایده نداره، یه برنامه ریزی مفصل باید در مورد پروژه جامع تسلیحات هواپایه صورت بگیره که به قسمت کوچکی اش در تاپیک طوفان شکن اشاره شد، رویکرد در مورد سایر موارد هم عینا مشابه همون تاپیک باید باشه ششم همه اینا کی میشه انجام بشه؟ وقتی کل ساختار نظامی ما، و در کل از صدر تا ذیل ساختار های کلان حاکمیتی ما اصلاح بشه، از حکومت شومن پرور، لمپن پرور، بادمجون دور قاب چین پرور انتظار اصلاح امور نمیره، واقعیت اینه که با این دلقک های مفت خور و مطلقا بی سواد فعلی کار به جایی نمی بریم. ته زور این ساختار فعلی با صرف دهه ها زمان و هزینه های گزاف نهایتا شده این توان محدود موشکی که اینم روی ایران خودرو رو سفید کرده هر سری بین 30 تا 35 درصد فیل میده
  5. در واقع پارادوکس اصلی اونجا ست که در مورد نیرو هوایی خطی وجود نداره که این ورش آفندی باشه اون ورش پدافندی، بعد شما معتقد باشی الان این ور خطیم باس بریم اون ور خط! وقتی نیروی هوایی ما توان آفند نداشته باشه قطعا توان پدافند هم نداره، و بالعکس در واقع آفند و پدافند 2 جز کاملا در هم تنیده هستند، جدا از هم نیستن الان وضعیت چیه پس ؟ هیچی! ول معطل. نیروی هوایی ما در یک رزم تمام عیار هیچ توان عملیاتی قابل توجهی نداره . در واقع رزم تمام عیار که هیچی الان برا ساعت پروازی پر کردن خلبان هاش که اکسپایر نشن هم مشکل داره هرگونه برنامه ریزی برای تغییرات به هر نحو هم باید یه در قالب یه چارت 3*3 توصیف بشه: - تجهیزات - آموزش - فرماندهی + وضعیت فعلی + وضعیت هدف + حالت گذار باز هر کدوم از اینا کلی نمودار و زیر جدول و غیره جهت تعریف مساله، تحلیل، برنامه ریزی و بازخورد گیری و غیره باس داشته باشه من توصیف اولیه شما از مساله رو اساسا از بیخ غلط می دونم، به بحث در مورد راه حل نمی رسیم ...
  6. در واقع تا همین الان 2 بار تغییر کرده و این تصویری که قرار دادید طرح سوم حساب میشه طرح اول: طرح دوم:
  7. این سناریویی بود که قرار بود اتفاق بیافته و روس ها به اون دلخوش بودند نه واقعیت میدانی که اول سوری ها و بعد حتی خود روس ها باهاش مواجه شدند و در گزارش خود روس ها بهش اشاره شد. و دقیقا عطف به همون کارنامه ضعیف که عدم مطابقت با نیاز های عملیاتی میدان نبرد بود که باعث شد تولید نسل جدیدی از این سیستم در دستور کار قرار بگیره که حتی اون نسل جدید هم درصوتی که اشکالات عمده ای که در تاپیک بهش اشاره شد رو مرتفع نکنه باز هم کارنامه موفقی نخواهد داشت، به ویژه در بحث پیکره بندی مساله دوم اینه که تولید 2 سامانه ارزان قیمت و گران قیمت همیشه به تولید راه حل ارزان تری ختم نمیشه، تولید 2 سامانه مجزا اون هم به این شکل با حداقل ممکن مشابهت و استفاده از زیر سیستم های مشترک، کاملا بر خلاف رویه ای که در تاپیک توصیه شده، هزنیه های طراحی، تست، تولید، آموزش، پشتیبانی، لجستیک و تعمییر و نگه داری و ... اتفاقا ممکنه باعث افزایش شدید هزینه ها بشه، در آخر هم کارایی لازم رو نداشته باشه سیستم ارزان قیمت شما و برید همون سیستم گرانتر که تور باشه رو مستقر کنید، دقیقا همون کاری که روس ها کردن، استقرار تور و پنتسیر هم زمان نبود، بعد از مشکلات پنتسیر تور اضافه شد، و البته همون طور که در متن تاپیک به اختصار اومد، حتی تور هم به رغم تواناتر بودن مشکلات خاص خودش رو داره و بر همون اساس طرح پیشنهادی از سوی نگارنده مطرح شد. نکته آخر و مهم تر اینه که اصلا بحث ما در مورد روسیه نیست! بحث اصلی نگرانی از الگو گیری غلطی هست که از روش روسی انجام میشه و قطعا در سیستم فعلی ما مشکلاتش 2 چندان میشه، در روسیه اگه 2 سیستم موازی تولید میشه در مقیاس انبوه ، اینجا چندین پروژه موازی استارت می خوره، هیچ کدوم هم خط تولید صنعتی و انبوه ندارن، تعداد انگشت شمار هم در نهایت از هر کدوم تولید میشه، و اضافه میشه به همون دریایی از اش شعله قلمکار قبلی که هزار مدل سامانه با تعداد محدود با منشا فناوری ها و طراحی های مختلف موجوده و هزینه های سرسام آوری رو به مجموعه پدافند تحمیل می کنه یک دور دیگه با دقت بیشتر تاپیک رو مطالعه بفرمایید رفع شبه خواهد شد
  8. سلام اون موشک در واقع یک سلاح لیفتینگ بادی هست، تاپیک نسباتا مفصلی قبلا در مورد این دسته از هواگرد ها نوشته شده seyedmohammad @ داداچ با شوما کار دارن
  9. بسم الله الرحمن الرحیم ریشه تاریخی سلاح های آفندی و پدافندی را می شود از اولین باری که تکه الوار یا پوستینی در برابر پرتاب سنگی سپر شد یافت. از آن پس همواره با موثر تر شدن راهکار های تدافعی جهت افزایش کارایی سلاح های تهاجمی هزینه شده و سعی و تلاش های فراوانی برای آن صورت گرفته، و به تبع آن در حوزه پدافند نیز هزینه ها و تلاش های زیادی صورت گرفته تا توان آفندی حریف خنثی شود. از زمانی که شمشیر های برنده تر و بلند تر در برابر زره های قطور تر و مستحکم تر ساخته می شد تا امروز که پیچیده ترین سامانه های حفاظت فعال زرهی و سامانه های ضد بالستیک در برابر موشک های سریع تر ، دوربرد تر و رادار گریزتر ساخته می شود. این رویکرد از یک سو موجب بالا رفتن هرچه بیشتر سطح فناوری سلاح ها و صنعت نظامی شده است، از سوی دیگر هزینه های تجهیزات نظامی را به شکل گسترده ای افزایش داده است. تا به امروز که قیمت هر فروند جنگنده اف-35 به حدود 80 میلیون دلار، هر فروند موشک کروز تاماهاوک بلاک4 به حدود 2 میلیون دلار و هر فروند موشک ضد بالستیک پک 3 در حدود 3 میلیون دلار قیمت دارد. با ادامه این روند جهت دست یابی به سلاح های تواناتر، سلاح های هایپر سونیک، جنگنده های با سطح پنهان کاری بسیار بالا، توپ های دور برد و از آن سو سامانه های تدافعی در مقیاس جنگ ستارگان این روند به ویژه به شدت یافتن سطح منازعات نظامی و سیاسی در جهان با سرعت بیشتری ادامه خواهد یافت. اگرچه این روند نه تنها روندی اجتناب ناپذیر و حتی ضروری در دنیای نظامی گری ست، که البته از سر ریز این فناوری های گران قیمت نهایتا بخش های غیر نظامی نیز سود می برند، اما در عین حال همواره شاید بهترین پاسخ در برابر تهدیدات جدید میدان نبرد پاسخ سریع تر، دوربرد تر و در واقع گران تر نباشد، شاید تنها پاسخی متفاوت نیاز باشد بر اساس سطح فناوری هایی که در حال حاضر نیز موجود است، ورود عنصری در میدان نبرد که سطح خلاقیت در شکل گیری آن بالاتر از حد معمول است و به شکلی عمل می کنند که سامانه های موجود آمادگی مقابله با آنها را ندارند یا در برابر چنین اهدافی بهینگی لازم را دارا نیستند، و نیز توان قابل توجهی را در اختیار قوای بکارگیرنده خود قرار می دهند که از طریق بکار گیری تسلیحات معمول قبلی چندان قابل دست یابی نبوده ست. این دسته از تسلیحات را به نوعی می توان تسلیحات "میان رده" نامید که حول ترکیب 2 یا چند سامانه متفاوت ساخته شده اند. به عنوان مثال ترکیب پهپاد و موشک کروز، ترکیب اژدر و انواع موشک های سطح پرتاب و زیر سطح پرتاب و ... در دوران معاصر شاید اولین دسته از این سلاح ها را بتوان خانواده موشک/اژدر های روسی SS-N-15 'Starfish'[1] در دهه 60 و نسل بعدی این موشک ها به نام SS-N-16 Stallion [2] در اواسط دهه 80 میلادی دانست. این موشک در اصل سلاحی 2 یا چند مرحله ای حاصل ترکیب موشک کروز یا بالستیک و اژدر بودند که در نسخه هایی به خرج عمق روی اتمی نیز مجهز شده بودند. این سلاح معضل برد و سرعت برای یک اژدر را با ترکیب آن با یک موشک حل کرده بود. در نسخه SS-N-16 که برد به حدود 100 کیلومتر رسیده بود، به جای آنکه فناوری و هزینه زیادی صرف ساخت اژدری شود که با سرعت زیاد بتواند به برد 100 کیومتری برساند، این کار به یک موشک سوخت جامد محول شده بود که یک اژدر کوچک را با خود حمل می کرد. موشک در محدوده هدف در آب فرود می آمد و اژدر خود را روانه هدف از قبل شناسایی شده می کرد. نسخه ای از موشک ss-n-16 در سال 2015 نیز موشک آزمایش قرار گرفت و تصاویری از آن منتشر شد. البته بر اساس شواهد موجود این آزمایش ناموفق بوده و از آن پس اطلاعات بیشتری از این پروژه منتشر نشد. نسل دیگری از این موشک های ترکیبی در دهه 90 میلادی در خانواده موشک های کروز کالیبر معرفی شد. موشک های خانواده کلاب 2 نسخه سمت چپ موشک های میان رده حاصل ترکیب موشک و اژدر هستند. نسخه سوم از چپ 3M-54E نام دارد که موشک میان رده ی دیگری، حاصل ترکیب بخشی از موشک کلاب با یک موشک سوخت جامد ضد کشتی مافوق صوت است. این موشک قابلیت شلیک از زیرآب را داراست و برد نهایی آن به 200 تا 250 کیلومتر می رسد. نسخه سمت راست نیز نسخه معمول موشک کروز کلاب است. سلاح میان رده مشابهی در چین در دست توسعه است که حاصل ترکیب راکت های توپخانه ای و اژدر است. این سلاح به کاربرد خود اجازه می دهد بدون نیاز به واحد های سطحی از عمق خاک خودی بر اساس شناسایی های از قبل انجام شده بر علیه واحد های زیر سطحی دشمن اقدام به شلیک کند. به روش مشابه قبل راکت بالستیک یک اژدر کوچک را به محدوده حضور هدف در دریا رسانده و سپس اژدر در زیر آب به هدف حمله ور می شود. برای این اژدر/موشک که Yu-8 نام دارد طولی در حدود 5 متر، وزنی کمتر از 700 کیلوگرم و بردی حدود 30 کیلومتر گزارش شده است. برای اژدر 324 میلیمتری محمول این موشک نیز بردی تا 2.5 کیلومتر و قابلیت کشف فعال و غیر فعال هدف گزارش شده است. در چین اما سلاح های میان رده ی دیگری را نیز می توان یافت. از جمله در یک نمونه بسیار جالب به نظر می رسد که مهندسین چینی یک موشک کروز ضد کشتی c-802 را با یک پرنده اثر سطحی اکرانوپلان ترکیب کرده اند. از جمله مواردی که یک موشک کروز برای رسیدن به برد بلند با آن مواجه است مساله مقاومت و فشار هوا ست. پرواز در ارتفاع پست در چند متری سطح زمین یا دریا از یک سو به دلیل انحنای زمین موشک را در پشت افق در خارج از دید رادار ها قرار می دهد، از سوی دیگر اما به جهت مقاومت و فشار بالای اتمسفر در سطح دریا به شدت باعث کاهش برد آن می شود. به همین جهت اغلب موشک های کروز، خصوصا موشک های ضد کشتی از سناریو های پروازی ترکیبی استفاده می کنند، بدین معنی که تا قبل از رسیدن به محدوده هدف در ارتفاع پرواز می کنند تا درگ و مقاومت هوا به حداقل و برد به حداکثر برسد، و در محدوده چند یا چند ده کیلومتری هدف کاهش ارتفاع داده تا خود را از دید رادار در میان کلاتر امواج دریا پنهان کنند. با دوربردتر و دقیق شدن رادار ها اما این راهکار کارایی خود را از جهت پنهان کاری از دست داد، چرا که قبل از رسیدن به فاز ترمینال به جهت پرواز در ارتفاع رادار های پیش اخطار و دوبرد قادر به کشف موشک های ضد کشتی شدند. از اینجا مسیر توسعه موشک های ضد کشتی در 2 سمت ادامه یافت: · موشک های مافوق صوت و حتی هایپرسونیک · موشک هی با سطح بالای پنهان کاری مثل AGM-158C LRASM هر دوی این راهکار ها در نهایت به ساخت موشک های پیچیده تر و بسیار گران قیمت تر می انجامد به گونه ای که در برخی منابع قیمت هر فروند موشک LRASM بیش از 3 میلیون دلار ذکر شده است. در این میان اما مهندسین چینی راهکار جالبی را پیش گرفته اند. آنها با استفاده از اثر سطح و استفاده از طراحی یک پرنده اثر سطحی و ترکیب آن با یک موشک کروز ضد کشتی، از یک سو موشکی ساخته اند که در ارتفاع پست عملکرد ایرودینامیکی قابل توجه و بازده مناسبی دارد و می تواند به برد بلند برسد، از سوی دیگر وارد پیچیدگی ها و هزینه های زیاد ساخت موشک هایپر سونیک یا پنهان کار نشده اند. تصویر گرافیکی شبیه سازی شده از این موشک اما همه این سلاح های میان رده در میدان دریا و در ابعاد چندین متری توسعه نیافته اند، بلکه در اندازه های به نسبت کوچک و در خارج از پهنه ی دریا ها نیز می توان چنین نمونه هایی مشاهده کرد. از این میان می توان به عنوان نمونه به سلاح مینیاتوری پایک اشاره کرد. سلاح میان رده دیگری که اخیرا به شکل عملیاتی نیز با موفقیت استفاده شده موشک قدس است. این سلاح با طراحی مشابه یک موشک کروز خا-55 ولی ابعادی کوچک تر دارد و عملکردی مشابه یک پهپاد دارد. در واقع این سلاح نوعی پهپاد دوبرد با قابلیت حمل محموله های شناسایی یا رزمی با وزن در حدود 100 کیلوگرم است که اولین بار طراحی آن توسط مهندس اوکراینی پاول نومنکو صورت گرفته است. اگرچه موشک های کروز دوبرد در کشور های صاحب فناوری نظامی قبلا ساخته بود، از نمونه هایی چون خا-55 و کلاب روسی تا هاماهوک های آمریکایی. این موشک ها که بردی بیش از 1000 تا حتی بیش از 2000 کیلومتر دارند معمولا دارای ابعاد به نسبت بزرگ و سرجنگی حدود 500 کیلوگرم هستند. نمایه گرافیکی از موشک قدس در مورد قدس یا کنت-2 با سلاحی مواجه هستیم که برد بلندی در محدوده 1500 کیلومتر داراست ولی پیلود آن و قابلیت انجام عملیات شناسایی آن مشابه پهپاد ها ست و ابعاد به مراتب کوچکتری نسبت به یک موشک خا-55 دارد و علاوه بر آنکه بسیار ارزان تر است می توان برای استفاده مجدد نیز آن را برنامه ریزی کرد. به عنوان یک مقایسه پیشران مینی توربوفن ms-400 بکار رفته در خا-55 در حدود 4 کیلونیوتن و پیشران مینی توربوجت tj-100 بکار رفته در طراحی پاول نومنکو و موشک قدس در حدود 1.3 کیلونیوتن تراست تولید می کند. در صورتی که از این سلاح در سناریو ی تهاجمی استفاده شود با موشکی رو به رو هستیم که به رغم دارا بودن برد بلند از ابعاد و سطح مقطع راداری بسیار کمتری بر خوردار است و نقص سرجنگی به نسبت کوچک خود را می تواند با برخورد های بسیار دقیق به نقاط حساس هدف و نیز شانس بیشتر عبور از پدافند دشمن در مناطقی که انتظار وجود چنین سلاحی نمی رود جبران کند. حمله و ایراد خسارت جدی به تاسیسات نفتی آرامکو در عمق خاک عربستان مهمترین و جنجالی ترین استفاده عملیاتی این سلاح بوده است. اطلاعات بیشتر از این موشک و عملیات مذکور به تفصیل در مقاله "عملیات تن ماهی" ذکر شده است. گرچه آنچنان که در مقاله مذکور ذکر شده است طراحی این موشک به پاول نومنکو می رسد، ولی بسیاری تحلیلگران نظامی ساخت آن را به ایران نسبت می دهند. در حالی که ایران به طور رسمی و عمومی مسئولیت تجهیز گروه های مقاومت در منطقه چون حشد الشعبی عراق، حزب الله لبنان و جهاد اسلامی فلسطین را پذیرفته است و آن را سیاست رسمی خود می داند اما در عین حال هیچ گاه به طور رسمی مسئولیت رسمی تجهیز جماعت انصار الله یمن را نپذیرفته و ادعا های مرتبط را تکذیب کرد است. در ایران اما از تعداد دیگری از سلاح های میان رده با طراحی میان پهپاد و موشک کروز آثاری یافت که همگی از مواردی هستند که اخیرا اطلعاتی در موردشان منتشر شده است. یکی از این موارد موشک/پهپاد مبین است که در نمایشگاه ماکس اخیر در روسیه اطلاعات و تصاویری از آن منتشر شد. برای این سلاح اطلاعتی بدین شرح منتشر شده است: · وزن 670 کیلوگرم · سرجنگی 120 کیلوگرم · سرعت 900 کیلومتر در ساعت · ارتفاع پروازی 10 متر تا 13 کیلومتر · برد 450 کیلومتر · فاصله 2 سر بال 3 متر گفته شده است که این سلاح به طیف متنوعی از سامانه های هدایتی مجهز است و در طراحی و ساخت آن سعی شده اصول رادار گریزی و پنهان کاری رعایت شود. سلاح میان رده ی دیگری که پروژه آن در ایران و به سفارش نیروی دریایی در دست توسعه است پهپاد سجیل است. این پهپاد اولین پهپاد جت 2 موتوره ایران خواهد بود. طراحی رادار گریز مشابه موشک های کروز رادار گریز چون AGM-158 یا استروم شدو از ویژگی های شاخص طراحی پهپاد سجیل است. از جمله توانایی های این پهپاد توان رسیدن به سرعت 1000 کیلومتر بر ساعت، قابلیت لانچ از سکوی ناو های نیروی دریایی و بازیابی با چتر و قابلیت حمل بمب های دور ایستا با برد 100 کیلومتر است. طراحی مشابهی از سوی چینی ها در نمایشگاه ماکس اخیر مشاهده شد که پروژه LJ-I نام دارد. در طراحی این پهپاد جت می توان ترکیبی از طراحی موشک کروز و پهپاد رادر گریز را مشاهده کرد که البته بر اساس اطلاعات موجود قرار است در آن در نقش پهپاد هدفی که هواگرد های رادارگریز دشمن را شبیه سازی می کند استفاده شود. مثال قابل توجه دیگری را می توان در نوع خاصی از مهمات توپخانه ای یافت. مهمات با پیشران رمجت اگرچه اخیرا توجهات زیادی را به خود جلب کرده اند اما تاریخچه آنها به جنگ جهانی دوم باز می گردد. از جمله در پروژه ای در سال 1943 مهماتی با پیشران رمجت در کالیبر 210 میلیمتر به وزن 90 کلیوگرم ساخته شد که بر اساس اطلاعات موجود می توانست به برد 200 کیلومتر برسد. گرچه آلمان ها برنامه های بلند پروازانه ای در حوزه پیشران های رمجت در نظر داشتند اما با شکست در پایان جنگ مهندسین شان به عنوان بخشی از غنایم جنگی میان روسیه و آمریکا تقسیم شدند و در آنجا کار روی پیشران های رمجت به سمت موشک هایی چون بوریا و ناواهو رفت. دلیل عدم اقبال بیشتر به مهمات توپخانه ای رمجت در آن زمان به رغم امکان دست یابی به برد های خیره کننده را می توان افزایش شدید دایره خطا با افزایش برد و نبود هرگونه مکانیزم هدایتی برای این گلوله ها در آن زمان دانست. امروزه اما با ساخت سامانه های هدایتی پیشرفته و مناسب بکار گیری در مهمات توپخانه ای، اعم از سیستم های هدایتی مبتنی بر هدایت ماهواره ای همچون مهمات اکسکالیبور و البته مهمات هدایت لیزری چون کراسنوپول امکان اصابت دقیق مهمات توپخانه در برد های بلند ایجاد شد. اولین تلاش ها در این حوزه ساخت مهمات با پیشران راکتی بود، اما این ایده همیشه وجود داشت که در سرعت های مافوق صوت پیشران های رمجت به جهت آنکه نیازی به حمل اکسیدایزر ندارند و آن را از اکسیژن موجود در جو فراهم می کنند امکان ارائه عملکردی بهتر از پیشران های راکتی معمول را دارا هستند، خصوصا آنکه سرعت شلیک اولیه این مهمات معضل عملکرد ضعیف این دسته از پیشران ها در سرعت های کم را بر طرف می کند. جدید ترین محصول این ایده مهمات دوربرد هدایت شونده NAMMO در کالیبر 155 میلیمتر است که محصول یک کمپانی نوروژی-لهستانی می باشد. این مهمات از پیشران رمجت و سوخت جامد بهره می برد، موردی که مشابه آن در موشک معروف سام-6 نیز دیده شده بود، و مجهز به سامانه های هدایت داخلی و ماهواره ای است. همان طور که در تصویر دیده می شود دیفیوزر در نوک موشک جانمایی شده و هدایت ایرودینامیکی آن توسط کانارد های تا شونده در بدنه صورت می گیرد. بنابر اطلاعات اعلام شده این موشک توان رسیدن به برد 150 کیلومتر را خواهد داشت، البته وزن مواد منفجره هر گلوله نسبت به گلوله های معمولی این کالیبر کمتر خواهد بود. پیشران های رمجت محدوده عملکردی مناسبی در سرعت های از حدود 1 تا 6 ماخ دارند. جهت رساندن موشک های با این پیشران به سرعت اولیه مناسب عموما از یک مرحله بوستر سوخت یا جامد و یا ترکیب طراحی این موتور با یک موتور توربینی هواتنفسی دیگر استفاده می شود که مهمترین مثال آن موتور جی-58 است. راه اول دوم به مراتب بهینه تر از نظر فنی و البته به مراتب گرانتر و پیچیده تر است، لذا خصوصا در موشک ها که ابزاری یک بار مصرف هستند از راه حل بوستر استفاده می شود که اگرچه به مراتب ارزان تر است و پیچیدگی فنی کمتری دارد ولی عملکرد ضعیف تر و وزن بالاتری را نسیب سلاح می کند. در یک راه حل ابتکاری در مورد مهمات توپخانه ای با بهره بردن از انرژی و سرعت اولیه خرج پرتابی توپ این معضل به کلی دور زده شده، و از سوی دیگر امکان دست یابی به برد های خیره کننده ای چون مثال 150 کیلومتری اخیر و اصابت دقیق به هدف فراهم می شود. اگرچه چنین گلوله ای در حالت معمول قدرت تخریب محدودی دارد ولی با قابلیت اصابت دقیق می تواند طیف قابل توجهی از اهداف تاکتیکی را از حیز انتفاع ساقط سازد، از سوی دیگر در صورت عدم استفاده از چنین سلاحی تنها گزینه قابل بکار گیری از سطح زمین جهت نابودی هدفی در فاصله 150 کیلومتری موشک های کروز یا بالستیک است که اگرچه معمولا دارای قدرت تخریب بسیار بیشتری هستند ولی قیمت به مرابت بالاتری نیز داشته و استفاده از آنها برای هر هدفی به صرفه نیست. در پایان همان طور که در ابتدای یادداشت ذکر شد، ارائه راه حل در میادین نبرد همواره الزاما نیازمند توسعه فناوری های جدید و گران قیمت نیست، بلکه گاهی تنها با ترکیب خلاقانه فناوری های موجود و ارائه پاسخی متفاوت با آنچه دشمن انتظار و آمادگی مقابله با آن را دارد به پیروزی دست یافت. از این جهت در عرصه نظامی جهانی نمی توان تنها کشور هایی با منابع مالی ده ها و صد ها میلیارد دلاری که به آخرین و به روز ترین فناوری های روز دنیا دسترسی دارند را پیروز همیشگی میدان و دارای قابلیت اعمال قدرت و عنصر کلیدی بالانس قدرت [3] منطقه ای یا جهانی دانست. و راه برای رسیدن به سلاح های توانمند تر بدون صرف هزینه های گزاف با ارائه طرح های خلاقانه در حوزه سلاح های میان رده باز است. [1] RPK-2 Vyuga [2] RPK-6 Vodopad/RPK-7 Veter [3] : http://msai.ir/2019/12/30/balance-of-power/
  10. تو همین مدت سوری ها ادعای سرنگون کردن 8 پهپاد رو داشتن که برا دست کم 4 موردش سند تصویری دارن، از جمله 2 فروند آنکا و بقیه بیرقدار، سناریوی شما خصوصا در مورد عدم شلیک تعمدی مطلقا منطقی نیست. شلوغی خاصی هم درکار نیست، نظر شخصی بنده همان مشکلاتی هست که مشروح در متن تاپیک اومده تصاویر داخل تاپیک مربوط به سیکر دلیله هست، تو یه مورد خیلی جالب که فیلمش هم منتشر شد از تصویر سیکر موشک دلیله برخورد موشک دلیله دیگه ای به هدف دیده میشه
  11. بسم الله الرحمن الرحیم امیر المومنین (علیه السلام): مَا أَكْثَرَ الْعِبَرَ وَ أَقَلَّ الِاعْتِبَارَ با توجه به اطلاعات و اخبار منتشر شده در مورد پروژه های پدافندی برد کوتاه، به ویژه پروژه سپر که ظاهرا بر اساس پنتسیر روسی ساخته شده است، این یادداشت بر آن است تا برخی نظریات و پیشنهادات خود را در باب این موضوع بیان کند. نخست در باب اهمیت پدافند برد کوتاه در میادین نبرد مدرن: همان طور که مستحضر هستید با توجه به تغییر میادین نبرد به سمت استفاده از جنگ افزار های دوربرد، هوشمند و شبکه محور،و نیز رشد روز افزون تهدیدات جدید در حوزه پدافند از جمله حملات انبوه توسط پهپاد ها و ریز پرنده ها و موشک های کروز، پدافند برد کوتاه از جهات مختلف اهمیت ویژه ای یافته است. پدافند برد کوتاه از یک سو آخرین لایه پدافندی قبل از رسیدن موج حملات دشمن به اهداف و تاسیسات استراتژیک و با اهمیت حیاتی (همچون تاسیسات گازی پارس جنوبی یا تاسیسات اتمی) ست، از سوی دیگر حافظ سامانه های دور برد و میان برد در برابر موج انبوه حملات توسط سلاح های دور ایستایی ست که با هدف اوت نامبر کردن سامانه های دوربرد و نابودی آنها جهت ایجاد خلع در شبکه پدافندی یا مجبور ساختن به مصرف موشک های برد بلند و گران قیمت برای نابودی اهداف ازان قیمت غیر قابل چشم پوشی، شلیک می شوند. تجربه ی تاریخی چنین حملاتی که به ویژه از جنگ اول خلیج فارس و عملیات طوفان صحرا شروع شد و تا منازعات پس از آن از جمله در جنگ دوم عراق درسال 2003، جنگ داخلی لیبی، جنگ سوریه و ادامه و تکامل یافت، سرعت رشد و تکامل این استراتژی و جنگ افزار های مربوطه، میزان اثر گذاری آنها در میادین نبرد، توان دشمنان در بکار گیری گسترده و دامنه دار چنین تسلیحاتی –از جهت مالی، لجستیکی و فناوری- اهمیت و خطر این دست تهدیدات را غیر قابل کتمان ساخته است. در این باب سخن بسیار است که خود موضوع مقاله مفصل جداگانه ای ست. بررسی آنچه در مورد پروژه های داخلی منتشر شده: به نظر می رسد از سوی با توجه به سابقه و تجربه به کار گیری سامانه ی پدافندی کوتاه برد تور ام-1 روسی در ایران، و نیز شهرت سامانه های روسی پنتسیر و نسل جدید سامانه ی تور در دنیا و آشنایی نزدیک با این سیستم ها در خلال درگیری های سوریه، این دو سامانه به عنوان پایه ای برای طراحی نسخه ی مشابه داخلی در نظر گرفته شده اند، عقاب به عنوان سامانه مشابه تور و سپر به عنوان سامانه مشابه پنتسیر. گرچه از برخی اطلاعات و اظهار نظر های منتشر شده به نظر می رسد که طاعون موازی کاری ها گریبان گیر این پروژه نیز شده است، اما در این نوشتار اطلاعات موجود را بر اساس وجود تنها سامانه سپر تحلیل می کنیم. از آنجا که به نظر می رسد سامانه های پنتسیر و تور به عنوان مبنایی برای طراحی نسخه ایرانی در نظر گرفته شده اند، از این روی بررسی مشخصات و عملکرد عملیاتی سامانه های مذکور اجتناب ناپذیر می باشد. ابتدا در مورد سوابق این 2 سامانه در ایران به اختصار توضیح کوتاهی ارائه می شود سابقه تور ام-1 در ایران به سال 85 و بر اساس اطلاعات موجود خرید 29 آتش بار از این سامانه بر می گردد. کاربر تمامی آتشبار های تور خریداری شده سپاه پاسداران می باشد. این سامانه در مناطق پدافندی مهم و نیز در رزمایش های پدافندی همواره حضور چشم گیری داشته است. از سوابق مهم آن در ایران اما می توان به 3 مورد شاخص اشاره کرد. v فرندلی فایر هواپیمای اف-14 تامکت به خلبانی شهید کریمایی و کمک خلبانی شهید فصیحی بر فراز خلیج فارس در بهمن ماه 1390 v شکار پهپاد هرمس 180 اسرائیلی در سال 2014 v سرنگون کردن هواپیمای مسافر بری اوکراینی در 18 دی ماه 1398 در مورد پنتسیر اما ایران جز کاربران و خریداران رسمی این سامانه نمی باشد و اطلاعاتی از حضور و عملیاتی بودن آن در ایران موجود نیست. اما از سوی نشریه دفاعی جینز اطلاعاتی منتشر شده که حاکی از آن است که از خرید 1 میلیارد دلاری سوریه برای خرید سامانه پنتسیر در سال 2006 که فرایند تحویل آن از سال 2007 شروع شد، تعداد 10 آتشبار از این سامانه تا سال 2008 به ایران تحویل داده شده است. این اطلاعات در شماره 112 نشریه میلیتاری بالانس منتشر شده در سال 2012 از سوی موسسه بین المللی مطالعات استراتژیک (IISS) نیز منعکس شده است. بررسی اجمالی توانایی های سامانه ها در نسخه تور ام-1 تحویلی به ایران این سامانه 8 موشک را حمل می کند که مکانیزم پرتاب آن از نوع لانچ سرد است که در کنار مزایای قابل توجه، البته دارای معایبی نیز هست. هر آتشبار تور توانایی درگیری هم زمان تنها با 1 هدف را دارا بود که البته در به روز رسانی بعدی توانایی درگیری همزمان با 2 هدف به آن افزوده می شود. هر آتشبار این سامانه به یک سیستم اپتیکال تلویزیونی نیز مجهز است که از آن می توان صرفا جهت تایید هدف استفاده کرد و قابلیت رهگیری یا هدایت به خط دید بر اساس آن وجود ندارد. در تعداد اندکی از آتشبار های عملیاتی در ایران جز اپتیک مذکور یا یک سامانه الکترواپتیکال جدید تعویض شده است که قابلیت دید در شب را نیز دارا می باشد. نسل جدید سامانه ی تور Tor-M2E، نسخه ای ارتقا یافته از نسل قبلی خصوصا از جهت رادار و سیستم کنترل آتش است که می تواند در هر تلار تا 16 موشک از نوع 9M338 را به صورت آماده به شلیک حمل کند. این موشک ها فاقد سیکر مستقل هستند و از طریق فرمان رادیویی هدایت می شوند، این روش گرچه موجب کاهش هزینه می شود ولی در عین حال آسیب پذیری را در برابر جنگ الکترونیک افزایش می دهد. طبق اطلاعات موجود هر تلار از این سامانه می تواند به طور هم زمان با 4 هدف درگیر شود که نسبت به نسل قبل بهبود یافته است. رهگیری و شلیک به سمت اهداف در حال حرکت از ویژگی های قابل توجه این سامانه است. پنتسیر از سوی دیگر سامانه ای ست با پیکره بندی منحصر به فرد، که در کنار استفاده از یک توپ 2 لول با نواخت بالای 30 میلی متری از 12 موشک هات لانچ مایل پرتاب نیز استفاده می کند. موشک های مورد استفاده در این سامانه متفاوت از موشک های سامانه ی تور است، ولی از جهت هدایت رادیویی دارای شباهت است. بر اساس اطلاعات موجود در منابع با دسترسی عمومی، موشک 57E6 مورد استفاده در این سامانه دارای مشخصاتی به شرح زیر است: - موشکی ست 2 مرحله ای که مرحله ی اول را بوستر تشکل داده است و قسمت دوم بدون داشتن مولد رانش مستقل، صرفا با اتکا به انرژی فراهم شده توسط بوستر مرحله اول ادامه مسیر می دهد. - وزن: 76 کیلوگرم خود موشک، 94 کیلوگرم همراه کانتینر - برد 18 کیلومتر - 20 کیلوگرم سرجنگی - مکانیزم هدایت: رادیویی/ به خط دید پنتسیر سوری مجموعه پدافندی روسیه در پایگاه لاذقیه در سوریه متشکل از 5 تلار پنتسیر، 1 واحد تور ام-2 ، خودروی بارگذار و رادار اکتساب هدف L696 گرچه ترکیب و تجمیع موشک و توپ و نیز سامانه های راداری و اپتیکی و کنترل آتش مورد نیاز تنها بر روی یک کشنده متحرک، از جهاتی موضوعی اغوا کننده است، اما در عین حال کارنامه ی عملیاتی این سامانه، عمدتا درگیری های سوریه، چه در مواردی که تحت هدایت و استفاده ی ارتش سوریه بوده، و چه در مواردی که در پایگاه های در اختیار روسیه، توسط خود پرسنل روسی بکار گیری شده، حاکی از عملکردی ضعیف است، تا جایی که در چندین مورد در حملات رژیم اشغالگر اسرائیل به مواضع ارتش سوریه، این سامانه ی دفاعی خود شکار موشک های کروز دلیله شد، در درگیری های اخیر در منطقه ادلب نیز بر اساس اطلاعات منتشر شده دست کم 2 سامانه پنتسیر شکار پهپاد های ترک شده اند در حالی که حتی از کشف هدف تهدید نیز عاجز بوده اند. در سایر حملات صورت گرفته از سوی اسرائیل نیز که عمدتا شامل شلیک تعداد 8 تا 16 موشک دلیله در هر حمله بوده این سیستم در بهترین حالت موفق به شکار تعداد اندکی از تهدیدات شده است. تصاویر اخرین مورد انهدام پنتسیر در سوریه در تاریخ 3 مارچ 2020 توسط ترکیه. نقش سامانه اخلالگر کورال که تصاویر حضور آن در سوریه نیز منتشر شده بود در پرونده انهدام پنتسیر پر رنگ است. سامانه جنگ الکترونیک کورال ساخت ترکیه از جمله دلایل این عملکرد نا امید کننده ضعف شدید در برابر جنگ الکترونیک، عدم امکان درگیری هم زمان در چند جهت، توان درگیری هم زمان تنها با 2 هدف، مشکل موشک ها در مقابله با اهداف با مانورپذیری بالا، و البته ضعف اساسی در شبکه پدافندی سوریه است. اخیرا در وبسایت Army Recognition که از منابع شناخته شده در حوزه ی نظامی ست گزارشی از عملکرد سامانه های کوتاه برد روسی منتشر کرد است، بر اساس این اطلاعات از آوریل تا اکتبر سال 2018 میلادی سامانه تور ام 2 یو 80 هدف هوایی را رهگیری کرده است و درصد موفقیت این سامانه در حدود 80 درصد بوده است و این در حالی است که میزان موفقیت سامانه پانتسیر اس 1 در برابر این اهداف 19 درصد است بوده است. از همین روی روسیه به دنبال توسعه و ساخت نسخه پیشرفته تری از این سامانه با تجهیزات الکترونیکی، رادار و موشک جدید است که Pantsir-SM نام دارد. همچنین گزارشاتی غیر رسمی وجود دارد که سامانه پنتسیر در بدو ورود به سوریه در آزمایشاتی حتی در برابر سیستم های جنگال ساخت کره شمالی نیز دچار اختلال در عملکرد شدید شده است. مشکلات نسخه فعلی پنتسیر عمدتا به ضعف جدی در فضای الکترومغناطیسی آلوده، توانایی محدود رادار در مواجهه با اهداف کم RCS ، آسیب پذیری هدایت رادیویی ، و نیز قابلبت محدود موشک در مقابله با اهداف مانور پذیر است. از انجا که نیروی پیشرانش این موشک تنها توسط بوستر مرحله اول تامین می شود که ظرف مدت 1.5 ثانیه موشک را به سرعت 3.8 ماخ می رساند و پس از جدایش بوستر صرفا با اتکا به انرژی جنبشی حاصله ادامه مسیر می دهد، در مقابله با اهداف چابک و مانورپذیر به دلیل آنکه پس از هر بار تغییر مسیر بخش قابل توجهی از انرژی خود را از دست می دهد، احتمال جا ماندن از هدف تقویت می شود، هم زمان ضعف هدایت این موشک در برابر جنگ الکترونیک احتمال ایجاد خطا در هدایت را تقویت می کند که به نوبه ی خود مزید بر علت می شود. در مورد مواجه های متعدد این سامانه در برابر حملات روتین رژیم اسرائیل به سوریه نیز ضعف در حوزه هایی همچون اوت نامبر شدن به عنوان یکی از بزرگترین تهدیدات برای سامانه های پدافندی، و نیز جنگ الکترونیک که خصوصا هدایت رادیویی در برابر آن آسیب پذیری بیشتری دارد، مشکلات مربوط به پیکره بندی که باعث شده هر تلار تنها در یک جهت قابلیت درگیری داشته باشد و .... از جمله مواردی بوده اند که باعث شده اند حملات رژیم اشغالگر با نرخ موفقیت قابل توجه همراه باشد. از سوی دیگر گرچه عملکرد سامانه ی تور به میزان قابل توجهی بهتر بوده، لیکن این عملکرد نیز در شرایط عملیات نظامی محدود و نه یک جنگ تمام عیار به دست آمده است. این سامانه گرچه در عمده پارامتر ها عملکرد بهتری نسبت به پنتسیر دارد اما به جهت مکانیزم هدایت عدم برخور داری موشک ها از جست و جو گر مستقل، کماکان آسیب پذیری قابل توجهی در برابر جنگ الکترونیک دارد، و علاوه بر آن به دلیل همین مورد فقدان سیکر تا اخرین لحظه ی قبل از برخورد نیاز به هدایت توسط سامانه را دارد، که ضمن آنکه ظرفیت سیستم را برای درگیری با اهداف دیگر اشغال می کند، احتمال خطا رفتن موشک به جهت تاثیر پذیری فرامین رادیویی از اخلال گسترده را افزایش می دهد. همچنین به دلیل مکانیزم پرتاب کلد لانچ، و نیز سطح بالای ماشینیزم این موشک از پیچیدگی های بسیار زیادی برخوردار است که تولید آنرا خصوصا برای کشور هایی که تجربه فنی لازم در این زمینه را ندارند بسیار دشوار و هزینه بر ساخته، و از طرف دیگر اطمینان پذیری عملیاتی را کاهش می دهد. 2 مورد هدف قرار گرفتن پنتسیر سوری توسط موشک های دلیله اسرائیل موشک کروز هواپرتاب دلیله با برد 250 کیلومتر، سلاح اصلی اسرائیل در حمله به تاسیاست نظامی سوریه اگرچه موارد مطرح شده در مورد هر دو سامانه برد کوتاه عقاب و سپر می توان به عنوان معیاری جهت ارزیابی قابلیت ها در یک میدان رزم واقعی احتمالی قرار داد، اما تمرکز اصلی این یادداشت بر روی سامانه سپر خواهد بود. سپر اطلاعات محدودی به صورت نیمه رسمی از این سامانه منتشر شده است اما بر اساس دیگر اطلاعاتی که از منابع اوپن سورس قابل دست یابی ست می توان پیشبینی های قابل توجهی در مورد ساختار و قابلیت های این سامانه داشت. گرچه از حدود یک سال قبل اطلاعات و تصاویری موجود بود که حاکی از آن بود که احتمالا پروژه ای جهت ساخت سیستم پدافند کوتاه برد مشابه پنتسیر در ایران در جریان است، اما اولین بار وجود قطعی این پروژه و نام آن توسط اطلاعاتی که از سوی نهادهای نظامی در اختیار خبرنگار تسنیم قرار گرفته بود اعلام شد. اولین نشانه ها در مورد توسعه چنین سامانه ای را می توان به دیده شدن نسخه تمام متحرک از توپ 35 میلیمتری 2 دولول اورلیکن در قالب پروژه حائل و نیز تجهیز آن به سامانه الکترواپتیکال جهت کشف و رهگیری هدف تحت پروژه سراج نسبت داد. همچنین اطلاعاتی در مورد تجهیز این توپ به سنسور های لازم جهت شلیک گلوله های با فیوز قابل زمان بندی جهت افزایش هرچه بیشتر اثرگذاری آن وجود دارد. حائل در رزمایش پدافندی ولایت 97 سامانه سراج- وجود سنسور های چند گانه جهت رصد آسمان منطقه و رهگیری هدف و نیز امکان کشف حین رهگیری از نقاط شاخص این مجموعه می باشد. اورلیکن مجهز به سنسور مازل ولاسیتی که به جهت کنترل و دقت آتش بهتر و نیز فرمان دادن به فیوز مجاورتی با محاسبه سرعت گلوله و فاصله تا هدف، استفاده می شود. (با تشکر از elo) گرچه اطلاعات موجود تا بدینجا حاکی از تلاشی ارزشمند و طراحی سامانه ای قابل را دارد، اما مواردی حساسیت و نگرانی ما را بر انگیخت. همچنین وضعیت موجود، تهدیدات پیش رو، و نیز نیازمندی های عملیاتی خاص جمهوری اسلامی ایران، و البته نظر به شدت مخالف پژوهشگران حوزه ی نظامی از جمله اعضای این اندیشکده نسبت به موازی کاری ها، و تلاش برای ارائه راه حلی جامع موجب شکل گیری نظرات و پیشنهاداتی شد که در ادامه بیان می گردد. از جمله موارد اصلی موجب نگرانی تصویری منتشر شده از مدل تونل باد موشکی 2 مرحله ای مشابه موشک مورد استفاده در سامانه پنتسیر (البته با تفاوت هایی در طراحی بالک ها) است، از آنجایی که سایر مدل های موجود در تصویر تبدیل به محصول عملیاتی شده اند یا در پروسه مربوطه قرار دارند بیم آن می رود که این مدل نیز سرنوشتی مشابه یافته و موشک سامانه سپر نیز وارث عیوب طراحی سامانه ی روسی باشد. مدل تونل باد موشک ایرانی نسخه اصلی موشک 57E6مورد استفاده در سامانه پنتسیر اس-1 البته با توجه به شباهت غیرقابل انکار میان طراحی مرحله دوم این موشک با موشک اسپارو، و نیز افزایش قطر و وینگ اسپن نسبت به موشک مشابه در سامانه پنتسیر، صرفا بر اساس یک احتمال، می توان این موشک را حاصل یک جراحی بر روی موشک های اسپارو دانست، بدین شکل که از قسمت بعد از وارهد و بالک های کنترلی که شامل بخش موتور سوخت جامد موشک می باشد جدا شده، یک قسمت جایگزین شامل بالک های استابلایزر به آن افزوده شده و در نهایت با توجه به زمین پرتاب بودن موشک از سرعت و ارتفاع از سطح صفر (از سرعت و ارتفاع اولیه پرتاب های هواپایه بهره نمی برد) مشابه موشک پنتسیر به یک بوستر سوخت جامد قطور تر و البته بسیار قوی تر مجهز شده باشد. در صورت درست بودن این سناریو در مورد باقی ماندن سیکر آشیانه یاب اصلی موشک، یا ارتقای احتمالی آن و یا حتی حذف به کلی آن و استفاده از همان فرامین رادیویی مشابه پنتسیر که ارزان تر و البته آسیب پذیر تر است، اظهارنظر قطعی نمی توان داشت. طرح پیشنهادی، چرا و چگونه: آنچنان که پیشتر عرض شد معتقد به اهمیت فراوان سامانه های بردکوتاه خصوصا در مقابله با تهدیدات نو ظهور و حملات انبوه توسط تسلیحات دور ایستا و لزوم برخورداری این سامانه ها از استاندارد ها و قابلیت های سطح بالا هستیم تا نه تنها بقای خود در میدان رزم را حفظ کنند، بلکه ضامن بقای تاسیسات حیاتی برای کشور باشند که بعضا دهه ها عمر و ده ها میلیارد دلار هزینه صرف ساخت آنها شده و نابودی آنها می تواند ضربات جبران ناپذیر بر پیکره ی ایران عزیز وارد آرد. به رغم پهنه ی وسیع جغرافیایی، برخی از مهم ترین و استراتژیک ترین تاسیسات کشور در نقاط مرزی (جنوب) واقع هستند نه در "عمق استراتژیک" کشور، در واقع همیشه و در همه موارد داشتن پهنه ی جغرافیایی وسیع فراهم آورنده ی عمق استراتژیک لازم در همه سطوح نیست. حمله به این تاسیسات نه تنها نیاز به عملیات های پر ریسک عمقی ندارد، بلکه در مواردی مانند تاسیسات پارس جنوبی عدم رعایت اصول پدافند غیر عامل این تاسیسات را به شدت آسیب پذیر ساخته است. از جمله دیگر موارد این دست تاسیسات استراتژیک می توان به پایانه ی نفتی خارک اشاره کرد، "با وجود توسعه ترمینال های نفتی جایگزین خارک در طی جنگ و بعد از آن، همچنان خارک اصلی ترین پایانه صادرات نفت خام کشور است و آسیب دیدن آن ضربه سنگینی به صادرات نفت و اقتصاد ملی ایران وارد می سازد. همچنین پارس جنوبی گذشته از تولید 70 درصد گاز کشور، طی سالهای اخیر و برنامه تبدیل سوخت نیروگاه های برق سیکل ترکیبی از مایع به گاز و توسعه نیروگاه های گازی، اصلی ترین تامین کننده سوخت نیروگاه های برق کشور محسوب می شود و اخلال در روند تولید آن به معنای خاموشی وسیع در ایران است" [1]. بر خلاف پالایشگاه جم که در جانمایی آن اصول پدافند غیر عامل تا حد زیادی رعایت شده است و با قرار گرفتن در میان رشته کوه ها از تیررس مستقیم آتش دشمن در امان مانده است، اما در مورد تاسیسات پارس جنوبی جانمایی آن به جهت سهولت ترابری تجاری به قیمت آن تمام شده تا ده ها میلیارد دلار تاسیسات گران قیمت در بی دفاع ترین شکل ممکن جلو تر از ارتفاعاتی که می توانست پناه آنها باشد قرار گیرند و در خط آتش مستقیم ساده ترین حملاتی از سمت ساحل قرار بگیرند که به راحتی می توانند فاجعه آفرین باشند. از این روی با توجه به اهمیت استراتژیک این تاسیسات حفاظت از آنها توسط سامانه های کوتاه بردی که توان مقابله با سوارم تسلیحات استنداف دشمن را داشته باشند اهمیتی صدچندان می یابد. عدم رعایت اصول پدافند غیر عامل در جانمایی تاسیسات استراتژیک پارس جنوبی همچنین به جهت افزایش تطبیق پذیری، کاهش هزینه های توسعه و تست محصول، کاهش هزینه های تولید خصوصا از جهت افزایش تیراژ، افزایش کیفیت تولید و کنترل کیفیت از جهت مقرون به صرفه شدن اتوماسیون در فرایند تولید و نیز متمرکز و نظام مند تر شدن فرایند تولید، کاهش هزینه های تعمییر نگه داری و آموزش و افزایش ارزش، قائل به ارائه راه حل های جامع خصوصا در حوزه ی نظامی هستیم که در آن نه سود و زیان تجاری صرف بلکه امنیت ملی در میان است. طرح پیشنهادی مورد نظر نه تنها با طراحی و توسعه ی 2 یا چند محصول کاملا متفاوت توسط سپاه و ارتش در حوزه ی پدافند زمین پایه ی برد کوتاه مخالف دارد، بلکه سعی در ارائه راه حلی دارد که پدافند را در سایر حوزه ها نیز بهره مند سازد، در عین حال آنکه از جهت قابلیت ها و مطابقت داشتن با نیازمندی های عملیاتی روز، امکان استفاده در پیکره بندی های متفاوت بر اساس نیاز با توجه به رعایت مفاهیم ماجولاریتی و معماری باز در طراحی سیستم، و البته با نگاه به تغییرات پیش روی میدان رزم، بتواند محصولی قابل و موثر باشد. پدافند برد کوتاه نه تنها یک خلا در پدافند زمین پایه است، بلکه در حوزه های هواپایه و دریاپایه نیز قوای مسلح جمهوری اسلامی از ضعف مشابهی رنج می برد. در حوزه پدافند دریا پایه به رغم تلاش های صورت گرفته در بخش های پدافند برد بلند، میان برد، برد کوتاه، و دفاع نزدیک وضعیت ناوگان نیروی دریایی متاسفانه اسف بار است و امکان تکرار تجربه ی تلخ عملیات مانتیس در یک نزاع دریایی حتی با قدرت های نظامی دست چندم! نه تنها دور از ذهن نیست که به شدت محتمل است! و این مساله تبدیل به پاشنه ی آشیل نیروی دریایی شده است. در نیروی هوایی نیز وضعیت چندان بهتری را شاهد نیستیم، ناوگانی پیر و فرتوت، از نظر فناوری کاملا از رده خارج، و دست کم در بخش هوا به هوا (پدافند هواپایه) فاقد تسلیحات با اثر بخشی قابل اعتنا. گرچه وضعیت فعلی تسلیحات هواپایه نیروی هوایی، و نیز روند در حال پیگری توسعه جنگ افزار های هواپایه که در سال های اخیر در بخش هوا به زمین خصوصا با پروژه هایی چون یاسین، بالابان و قاصد سرعت بهتری یافته که خود نیازمند بحث مفصل دیگری ست، این نوشتار در مورد نیروی هوایی به مساله مهم و ضروری موشک های کوتاه برد هوا به هوا (به عنوان بخشی از مساله ی جامع تسلیحات هواپایه) می پردازد. در این بخش به غیر از تعدادی موشک های به نسبت تواناتر R-73 آرچر خریداری شده از شوروی سابق که بر روی ناوگان کم تعداد جنگنده های فالکروم عملیاتی ست، مابقی زرادخانه ی کوتاه برد نیروی هوایی را انواع قدیمی موشک های حرارتی چینی و سایدواندر آمریکایی تشکیل می دهد که کاملا فاقد توان عملیاتی لازم است. مساله ی موشک های کوتاه برد برای نیروی هوایی ایران از سوی دیگر از آن جهت اهمیت می باید که به نسبت موشک های برد متوسط هدایت راداری فعال، با هزینه ها و پیچیدگی های به نسبت کمتری می تواند بر روی جنگنده ها بکار گیری شود، گرچه این موشک ها به تنهایی توان ایجاد و حفظ برتری هوایی را به نیروی هوایی نمی دهد اما می تواند با اتخاد تاکتیک ها و استراتژی مناسب نقش مکمل بسیار با ارزشی را برای پدافند زمین پایه بازی کند و بقای در میدان رزم و اثر بخشی آنها را دو چندان ساخته، در عین حال به صورت حداقلی توان پوشش و دفاع در پهنه ی آسمان را خصوصا در برابر تهدیدات کروز و پهپادی فراهم آورد. پیشنهاد مورد نظر این مجموعه بر طراحی و ساخت موشکی واحد استوار است که با حداکثر استفاده از قطعات مشترک و مشابهت، و با حداقل ممکن تغییرات در تمامی حوزه های هوا پایه، زمین پایه، دریا پایه و حتی زیر سطح پایه! قابلیت بکار گیری را داشته باشد، در عین اینکه از ضعف های سامانه هایی که پیشتر مورد اشاره قرار گرفت دور باشد. به عنوان مثالی از سابقه چنین راه حل هایی در سطح دنیا می توان به موشک آلمانی IRIS-T اشاره کرد که به صورت هواپایه، زمین پایه، دریا پایه و حتی زیر دریایی پایه قابلیت بکار گیری دارد. قابل توجه است که حتی کشوری چون تایلند در پی خرید این موشک برای جنگنده های قدیمی F-5 خود (که مشابه آن نه تنها در ایران موجود که پایه جنگنده های صاعقه و کوثر نیز بوده است) می باشد تا به واسطه ی آن توان هوایی خود را بهبودی قابل توجه بخشد. این موشک در کشور های اتریش، بلژیک، آلمان، مصر، یونان، ایتالیا، نروژ، عربستان سعودی، آفریقای جنوبی، اسپانیا و سوئد در حال خدمت عملیاتی ست. استفاده ی چند منظوره از موشک پدافندی کوتاه برد IRIS-T نیازمندی های عملیاتی پیشنهادی ایده ی پیشنهادی مورد نظر طراحی موشکی با مشخصاتی که در ادامه ذکر می شود را مطرح می کند که نه درگیر ضعف های موشک سامانه ی پنتسیر باشد و نه اسیر پیچیدگی های فراوان موشک مورد استفاده در سامانه ی تور، در عین حال پروژه ای باشد که کلیه ی بخش های قوای مسلح ایران، در زمین، هوا و دریا از نتیجه ی آن بهره مند شوند و در توسعه ی آن چه از جهت مالی و چه فناورانه مشارکت داشته باشند. از جمله تاکیدات اصلی صورت گرفته در این ایده مساله وجود سیکر (جست و جو گر) و ماجولار بودن آن است. این مورد از چند جهت حائز اهمیت است: v نخست آنکه مقاومت موشک را در برابر جنگ الکترونیک بالا برده و شانس برخورد با هدف را بهبود می دهد v دوم، داشتن سیکر این موشک را به سلاحی کاربردی در بخش های دیگر خصوصا در نیروی هوایی بدل می کند. v سوم، ماجولار بودن سیکر سبب می شود علاوه بر آنکه در مناطق با اهمیت بالای پدافندی بتوان از بهترین نوع جست و جو گر های در دسترس برای نابودی هرچه مطمئن تر تهدیدات بهره برد، در سایر مناطقی که اهمیت پدافندی کمتری دارند، یا محدودیت های بودجه ما را مجبور به کاستن از هزینه ها می کند، آن سیکر را با نسخه های ساده تری جایگزین کرد، تا ضمن آنکه کماکان سیستم از بخشی از فواید داشتن جست و جو گر مستقل استفاده کند، موجب کاهش هزینه ها نیز گردد، علاوه بر آن امکان حمله به هدف توسط 2 موشک با جست و جو گر های متفاوت نیز فراهم می شود، برای مثال، شلیک هم زمان 2 موشک به سمت هدف، یکی مجهز به سیکر آشیانه یاب راداری، دیگری مجهز به تصویر ساز حرارتی، تا اهداف خطرناک با دقت و اطمینان هرچه بیشتری نابود شوند. v چهارم آنکه دیگر احتیاجی به هدایت تا آخرین لحظه وجود ندارد و ظرفیت سیستم جهت درگیری با اهداف بعدی به مراتب زودتر آزاد می شود. آنچنان که پیشتر عرض شد با توجه به اتکای دشمنان در استفاده از تسلیحات دورایستا در تعداد انبوه برای سرکوب پدافند، این مساله اهمیت دوچندانی می یابد. برای مثال: " فرض کنیم، در تهاجم یک روزه در طی 8 ساعت، با هدف گشایش مسیر پدافند و بدست گرفتن آسمان ایران، ائتلاف مهاجم، اقدام به اجرای تهاجمی با مشخصات ذیل بنماید: v 4000 موشک کروز، در برد های مختلف، بدون خطا(فرض میشود، این تعداد موشکی هست که به هدف خواهد رسید) v اهداف عمقی و مرزی آیا چنین حمله ای از نظر هزینه ای و لجستیک برای ائتلاف مهاجم دشوار خواهد بود؟ v قیمت هر موشک تاماهاوک کلاس 4 که از آخرین و بیشترین حجم امکانات مسیریابی بهره میجوید، 1.87 میلیون دلار با نرخ شناور 2017 محاسبه شده است، بنابراین 4000 موشک حداکثر 8 میلیارد دلار هزینه خواهد داشت و این رقم حتی اگر به 10 یا 20 میلیارد دلار نیز برسد، با توجه بودجه نظامی کشورهایی مانند آمریکا و اعراب منطقه، همچنین تامین هزینه در چند سال مالی، رقمی دور از ذهن و دست نیافتنی نیست. هم اکنون نیز فقط دو کشور عربستان و امارات در حدود 1200 موشک کروز در اختیار دارند. اگر به این دو کشور، سایرین چون ایالات متحده، فرانسه، انگلستان و ... اضافه شوند، مقدار 4000 موشک رقم کاملا دست یافتنی خواهد بود. v از نظر لجستیک نیز، با توجه به تعداد بسیار پایگاه های اجاره ای و تسخیری دشمن در منطقه، و گستردگی پهنه جغرافیایی مرزهای کشورمان، استقرار چنین موشک هایی فقط به ناوها محدود نمی شود، و تمامی پایگاه های زمینی میتوانند به عنوان محل پرتاب استفاده شوند، و میتوان این فرض را گرفت که طی سالهای اخیر این انبار سازی موشک های کروز صورت گرفته باشد و به زمان حمله موکول نگردیده است.[2] " همانطور که در این مثال ذکر شد مساله ی مقابله با تهاجم دور ایستای انبوه، خصوصا در یک میدان نبرد شبکه محور، مساله ای به غایت جدی، و خطری در کمین امنیت ملی ایران می باشد. از این روی توان مقابله هم زمان با تعداد اهداف قابل توجه، مقاومت در برابر اخالال، تعداد مناسب موشک آماده به شلیک در هر باتری از سامانه ی پدافندی مطروحه، و قابلیت بکار گیری آن در تمامی سطوح زمین پایه، دریا پایه و هوا پایه، به جای طراحی و تولید چندین سیستم موازی در هر یک از این سطوح با حداقل اشتراکات، هزینه های توسعه و تولید سرسام آور، تیراژ به شدت پایین و دیگر مشکلاتی که قبلا شرح داده شد، از مسائل اصلی لحاظ شده در این طرح می باشد. مشخصاتی که در این ایده برای این طرح مورد نظر است به شرح زیر می باشد: مشخصات موشک (شاهین) - وزن: 100 کیلوگرم (تا حداکثر 150 کیلوگرم کماکان قابل قبول است) - برد: 20 کیلومتر در شلیک زمین به هوا - سر جنگی: 15 کیلوگرم شدید الانفجار ترکش زا - وینگ اسپن: کمتر از 50 سانتی متر - بهره بردن از کانارد، بالک های متحرک انتهایی و نیز سامانه تغییر بردار رانش جهت کنترل - هدایت: لینک راداری، سیکر ماجولار قابل تعویض: فرو سرخ، تصویر ساز حرارتی، آشیانه یاب رداری ... - روش پرتاب: سافت لانچ در حالت زمین پایه و دریا پایه، شلیک از روی ریل یا پس از رها سازی در وضعیت هواپایه - طول: حدود 3 متر (بدون مکانیزم سافت لانچ) - بدنه کامپوزیتی و استفاده از سوخت پر انرژی یک طراحی مفهومی از طرح پیشنهادی برای چنین موشکی : برخی مشخصات کلی سامانه (طوفان شکن): - هر باتری از سامانه متشکل از 6 تلار حامل موشک، در نسخه ی دارای توپ، هر تلار دارای 12 تا 16 موشک عمود پرتاب به روش سافت لانچ با امکان درگیری 360 درجه - استفاده از توپ اورلیکن 35 میلیمتری مجهیز به مهمات با فیوز قابل برنامه ریزی - امکان درگیری با 6 هدف هم زمان توسط هر تلار - در نسخه فاقد توپ، دست کم 24 موشک بر روی هر تلار - برخورداری از خودروی بارگذار با توان بارگذاری بلوکی مهمات و موشک ها جهت به حداقل رساندن زمان بارگذاری (در سامانه ی تور ام-1 به دلیل بار گذاری تک به تک موشک ها زمان بازگشت به رزم هر سامانه بسیار طولانی می باشد.) - قابلیت لینک شدن به شبکه پدافندی و تبادل اطلاعات با سایر سامانه ها - بهره مند بودن هر تلار از چند مجموعه الکترواپتیک برای کشف و رهگیری اهداف که یک مجموعه مستقلا در اختیار توپ باشد. - هر تلار مجهز به یک رادار کشف هدف باند L گردان با توان کشف دست کم 1 متر مربع سطح مقطع راداری از فاصله ی 100 کیلومتری - هر تلار مجهز به یک رادار رهگیر باند X با توان کشف دست کم 1 متر مربع سطح مقطع راداری از 50 کیلومتری - امکان اضافه شدن رادار موج میلیمتری به صورت انتخابی - امکان اضافه شدن رادار های دکل سوار مانند کاستا و نیز دیگر واحد هایی همچون شنود و جنگ الکترونیک به صورت انتخابی - پروفایل برنامه ریزی شده جهت مقابله با انواع تسلیحات دور ایستا، موشک های کروز، پهپاد ها و ریز پرنده ها ... - توان مقابله با اهداف با مانور پذیری بالا - امکان مقابله با اهداف سوپر سونیک، 2.5 ماخ در ارتفاع پست و سرعت های بیشتر در ارتفاعات بالاتر - تجهیز هر باتری به رادار ها و سامانه های مورد نیاز جهت کشف تهدیدات راکتی و توپخانه ای - امکان مقابله Hard kill با تهدیدات راکتی و توپخانه ای امکان کشف مسیر و نقطه برخورد تهدیدات راکتی و توپخانه ای و اعلام اخطار در نقاط مورد تهدید - امکان ارسال مختصات منشا تهدیدات راکتی و توپخانه ای به توپخانه خودی جهت آتش متقابل - ارائه بر روی پلت فرم های چرخ دار 8*8 (یا در صورت لزوم 10*10) مشابه کشنده های مورد استفاده در سامانه باور و نیز امکان ارائه نسخه زرهی بر روی پلتفرم شنی دار - قابلیت حمل توسط هواپیما های il-76 و C-130 - قابلیت ارائه به شکل پک پرتابل قابل نصب بر روی پد بالگرد کوروت های کلاس جماران و من الله توفیق [1] نقل قول شده از Sorena [2] نقل قول از Worrior
  12. سلام. چند نکته: اول اینکه منظور از بالک ثابت ، بالک های برا زا و پایدار ساز بود که بر خلاف ار بی اس 70 درون بدنه تا نمیشه! دوم حتی موشک های ضد زره هم بالک کنترلی متحرک دارن، اساسا بدون چنین بالک هایی هدایت پذیری ایرودینامیکی معنی نداره سوم در مورد اینکه ضد زره باشه، مشخصا این موشک فیوز مجاورتی داره، وجود چنین عنصری در یک سلاح با وارهد خرج گود ضد زره اساسا بی معنی هست چهارم، احتمال ناچیزی وجود داره که این موشک پدافندی نباشه، ولی اینکه شکار تورنادو مث پهپاد ها قطعا با این موشک بوده یا نه بر اساس اطلاعات فعلی قابل اثبات نیست. صرفا یه گمانه زنی هست. به شخصه نسخه ارتقا یافته از سام-6 رو هم با سیکر الکترواپتیکال محتمل می دونم پنجم، تشخیص پروفایل پروازی از اون فیلم و اینکه شبیه سام-2 بوده! نمی دونم بر اساس چه منبعی عنوان می کنید. خیلی بعید می دونم، خصوصا اینکه حجم انفجار اصلا در حد وارهد حدود 200 کیلوگرمی سام-2 نبود! بله سام 2 حدود 200 کیلو وارهد داره، دقیقا به همین دلیل نسخه زمین به زمین و حتی ضد کشتی ازش توسعه داده شده که عکس نسخه زمین به زمین شده اش در تاپیک هست. ششم: در مورد موشکی که به سمت ایگل شلیک شد هم در تاپیک توضیحات و تصاویر کافی ذکر شده
  13. بسم الله الرحمن الرحیم اگرچه در طی چند سال جنگ یمن چندین مورد حمله و شکار هواگرد های ائتلاف سعودی و حتی آمریکا رخ داده بود که شامل چندین مورد پهپاد و حمله نا موفق به یک اف-16 بلاک 60 اماراتی و حمله منجر به خسارت یه یک فروند ایگل سعودی بود، اما در طی 2 ماه اخیر تعداد و شدت این حملات پدافندی به نحو چشم گیری رشد داشته است. در این عملیات های پدافند هوایی ائتلاف عربستانی دست کم 5 فروند پهپاد CH4-B خریداری شده از چین، 3 فروند پهپاد وینگ لونگ، 6 فروند SHIEBEL COMCOPTER S100 ، 4 فروند Seeker400، 1 فروند Selex ES Falco، 1 فروند پهپاد RQ1-E Predator XP ، یک فروند پهپاد Karayel ساخت ترکیه در اختیار عربستان، و یک فروند پهپاد Luna X2000 و چند مورد پهپاد های پریدیتور و رپییر آمریکایی را شامل می شده است که البته اخیرا 2 شکار شاخص این لیست را تکمیل کرده است، یک فروند بالگرد تهاجمی آپاچی و یک فروند جنگنده تورنادو هر دور متعلق به عربستان سعودی. انفجار مجاورتی موشک یمنی در کنار ایگل سعودی تصاویر مربوط به برخی از پهپاد های شکار شده: بالگرد آپاچی سعودی که پس از هدف موشک قرار گرفتن در حال سقوط است تورنادوی رهگیری شده توسط سامانه های الکترواپتیک در اختیار انصارالله لحظه ی هدف قرار گرفتن جنگنده ی تورنادو توسط موشک زمین به هوای انصار الله بقایای لاشه ی این جنگنده پس از سقوط در حالی که موجودی پدافند هوایی یمن قبل از جنگ تنها تعدادی سامانه های قدیمی و منسوخ سام 6 ، 3 و 2 بود که رادارهای عمده ی این سامانه ها خصوصا رادار های پیش اخطار نیز در روز های اول بمباران های ائتلاف عربی از بین رفت و کارایی رزمی خود را از دست دادند به نحوی که تنها راه استفاده موثر از موشک های سام 2 موجود در انبار ها تبدیل کردن آنها به نسخه های زمین به زمین یا استفاده از بوستر آنها جهت ساخت راکت های کوتاه برد بود، این شکار های اخیر حاکی از تحولی در توان پدافندی جماعت انصارالله یمن می باشد. اولین تلاش ها جهت افزایش توان پدافندی انصارالله با توجه به شرایط خاص جنگ در یمن و برتری هوایی کامل دشمن، سعی در زمین به هوا کردن موشک های هوا به هوای روسی موجود در زرادخانه های ارتش یمن همچون موشک R-27 بود. بر طبق برخی گزارشات یمن نسخه دارای سیکر حرارتی این موشک را خریداری کرده بود که آن را بر خلاف نسخه نیمه فعال راداری از رادار رهگیر در برد کوتاه بی نیاز می ساخت. بنا بر براورد های موجود شلیک به ایگل سعودی نیز با همین سلاح صورت پذیرفته بود. اگرچه به جهت محدودیت های فنی و لجستیکی و برد و ارتفاع محدود قابل دست یابی این روش از دست یافتن به شکار های بیشتر و مهم تر باز ماند. قدم بعدی ارتقا و اعمال تغییرات بر روی موشک سامانه سام-6 بود تا با کشف و هدایت الکترواپتیک در برد کوتاه به صورت پسیو به سمت پرنده دشمن روانه شود. دست کم 1 مورد شکار پهپاد آمریکایی که در ارتفاعی بالاتر از توان موشک های دوشپرتاب پرواز می کرد به این سامانه نسبت داده می شود. اما تمامی موارد فوق یک ایراد مشترک داشت. اینکه از موشک های نسباتا بزرگی بهره می برد که نیاز به لجستیک قابل توجهی داشت، این مورد به ویژه در زمانی که مالکیت آسمان در اختیار دشمن است و رصد آزادنه هوایی بر میدان نبرد دارد مانعی بزرگ است، به ویژه آنکه رزم انصارالله بر با توجه به قابلیت ها و شرایط موجود بر اساس تاکتیک های نا منظم و برپایی کمین ها شکل گرفته است. و البته به جهت عدم فعال بودن رادار های پیش اخطار دور برد و نیز عدم وجود سامانه های راداری پدافندی با تحرک مناسب، امکان درگیری پدافندی در برد متوسط نیز برای انصار الله وجود ندارد و تنها شانس ممکن بهره گیری از کمین برای شکار پرنده ی دشمن در برد کوتاه است که نیازمند حداکثر ممکن اختفا می باشد. اما پس از شدت گرفتن شکار های هوایی انصار الله در طی 2 ماه گذشته به نظر می رسید که پای سلاح جدیدی به میان آمده است. تقریبا بلافاصله پس از شکار جنگنده تورنادوی سعودی بود که رسانه های غربی خبر از توقیف محموله سلاحی در آب های آزاد دادند که به ادعای آنها از مبدا ایران به مقصد یمن حمل می شده. اگرچه ایران در مورد گروه های شبه نظامی و هم های خود در عراق ، سوریه، لبنان، و فلسطین به طور کاملا رسمی حمایت و پشتیبانی همه جانبه خود را ابراز داشته است و نسبت به تسلیح آنان اقدام می کند، و نیز حتی پشتیبانی کامل از هر گروهی که به مقابله نظامی با رژیم اسرائیل برخیزد را به عنوان سیاست رسمی خود اعلام کرده است، اما در عین حال هیچگاه مسئولیت تجهیز و پشتیبانی گروه های مبارز در یمن را نپذیرفته و همواره به شکل رسمی منکر کمک های تسلیحاتی به این گروه ها شده است و کمک های خود را تنها در قالب کمک های بشر دوستانه غذایی و دارویی اعلام داشته است. البته به رغم انکار رسمی ایران در سوی دیگر برخی شواهدی نیز از سوی طرف های دیگر این منازعه ارائه شده است که ظن ریشه ایرانی داشتن بسیاری از تجهیزات انصارالله را تقویت می کند. در طی سال های جنگ یمن چندین محموله سلاح در آبهای آزاد به مقصد این کشور توقیف شده بود که عمدتا شامل موشک ها و راکت های ضد زره، سلاح های انفرادی، خمپاره ها و مهمات بود. در محموله توقیف شده اخیر اما موارد خاص و چشم گیری وجود داشت. موشک های ضد زره کورنت در پایین و اجزای یک نوع موشک پدافندی جدید در بالا اجزای مربوط به موشک قدس، از جمله موتور TJ-100 بدنه موشک ضد کشتی چینی C-802 موشک پدافندی جدید پیشتر مورد اشاره و اجزای مختلف آن، در ادامه بیشتر به بحث گذاشته می شود. چنانچه فرض منشا ایرانی تسلیحات جدید انصار الله یمن را به رغم تکذیب رسمی ایران بپذیریم در مواردی با سامانه هایی مواجه می شویم که تا قبل از بگار گیری آنها در یمن هیچ اطلاعات یا خبری مربوط به آنها در رسانه ها و مراجع اخبار نظامی ایران موجود نبود، در واقع این موارد را می توان بخشی از پروژه های نظامی ناشناخته و پنهان ایران دانست. فصل مشترک بخش زیادی از این تجهیزات سادگی، نیاز به لجستیک محدود، چابکی، و قابلیت عمل در محدوده هایی ست که دشمن قبلا امادگی مقابله با آنها را نداشته است. در مورد این موشک پدافندی جدید با موشکی مواجه هستیم که شباهت ها و در عین حال تفاوت های عمده و مهمی با سامانه معروف RBS-70 سوئدی دارد. از جمله اینکه به نظر می رسد از هدایت فاز ترمینال الکترواپتیکال به جای هدایت موج سوار لیزری بهره می برد، دارای بوستر سوخت جامد و پیشران هواتنفسی (میکرو توربوجت) و نیز بالک های ثابت به جای تا شونده درون بدنه است. این موشک به گونه ای طراحی شده است که پیچیدگی ها در آن به حداقل ممکن برسد و نیازهای فنی به ساده ترین روش های ممکن بر طرف شود، مشابه رویکردی که قبلا در مورد موشک قدس شاهد بودیم، به همین جهت از بالک های ثابت در آن استفاده شده، یک بوستر مستقل از بدنه اصلی با اتصالات ابتدایی جهت سرعت بخشیدن اولیه به آن اضافه شده و جهت حفظ سرعت از یک موتور میکرو توربوجت نسباتا ارزان قیمت تجاری با تراست احتمالی در محدوده 200 نیوتن یا کمتر بهره برده شده است. اما در عین حال به جهت افزایش کارآمدی عملیاتی و اثر بخشی یک سیکر الکترو اپتیکال و فیوز های مجاورتی لیزری به آن اضافه شده است، تا ضمن برخورداری از قابلیت شلیک کن و فراموش کن حداکثر اثر بخشی را در برابر هدف مورد نظر داشته باشد. البته این سادگی ها غرامت هایی را نیز به طرح تحمیل کرده است، از جمله آنکه براورد می شود که قابلیت رسیدن به سرعت مافوق صوت و نیز مانورپذیری چشم گیری را نداشته باشد که البته از آنجایی که عمده اهداف مورد نظر این سامانه شامل پهپاد ها و بالگرد هایی ست که گرچه توان پرواز در سقفی بالاتر از توان دوش پرتاب ها را دارند اما از سرعت و مانور پذیری بسیار محدودی برخوردارند، لذا این موشک ساده، کوچک و نسباتا ارزان قیمت می تواند به دشمن مخوفی برای این دسته از پرنده ها بدل شود، کما اینکه تا امروز نیز آمار شکار قابل توجهی را در کارنامه خود ثبت کرده ست، تا آنجا که برخی کارشناسان علاوه بر ساقط کردن بالگرد تهاجمی آپاچی، حتی با توجه به آنکه از سوی طرف سعودی اعلام شد تورنادوی ساقط شده در حال اجرای ماموریت پشتیبانی نزدیک بوده که نیازمند سرعت و ارتفاع کم است، شکار این جنگنده را نیز به این موشک نسبت می دهند. روش کار در این سامانه به شدت چابک و کم حجم که حتی یک دستگاه وانت نیازمندی های لجستیکی آن را تامین می کند بدین صورت است که ابتدا یک سامانه کشف و رهگیری الکترو اپتیکال هدف را کشف میکند، سپس با قابلیت هدایت به خط دید موشک را به محدوده هدف هدایت می کند، در نهایت موشک با استفاده از سیکر مستقل خود روی هدف قفل کرده و به سمت آن روانه می شود. با توجه به ابعاد برد این سامانه کمتر از 10 کیلومتر و وزن سرجنگی آن بین 5 تا 10 کیلوگرم براورد می شود. از جمله ویژگی های این سامانه علاوه بر چابکی بالا عملکرد پسیو در تمامی مراحل کشف، رهگیری و قفل روی هدف است، لذا سامانه های هشدار دهنده قفل راداری هشداری به خلبان با اپراتور پرنده نمی دهند و کشف تهدید از سوی پرنده متخاصم دشوار و فرصت عکس العمل در برابر آن اندک است. به لحاظ پیکرده بندی به عنوان شبیه ترین موشک موجود می توان از موشک صربستانی ALAS نام برد که البته این موشک نیز دارای تفاوت های قابل توجهی با موشک یمنی است. اما علاوه بر توانایی های فنی و شکار های موفق، این سلاح از جهت اثری که بر روی بحث اعمال قدرت (Power projection ) می گذارد بسیار حائز اهمیت است. گروه های وفادار به ایران در منطقه به رغم توان قابل توجه در رزم زمینی هموار از ضعف عدم امکان اثر گذاری بر آسمان نبرد رنج می برده اند، گرچه این گروه ها معمولا مجهز به موشک های دوش پرتاب یا توپ های ضد هوایی هستند، اما برد و ارتفاع قابل دستیابی این تسلیحات به شدت محدود است، از سوی دیگر عدم در دسترس داشتن رادار هایی جهت کشف و دادن اخطار اولیه، این گروه ها را در برابر حملات هوایی همواره در موقعیت غافل گیر و بی دفاع گذاشته بود. با پا به عرصه گذاشتن پهپاد های کلاس MALE و HALE که بدون اطلاع و اجازه دولت های حاکم در منطقه وارد حریم هوایی کشور های منطقه چون عراق، سوریه و ... می شوند و با توان پرواز طولانی مدت در ارتفاع متوسط یا بالاتر به دور از گزند هر سلاحی، ضعف این گروه ها نسبت به حملات هوایی به شدت تشدید شد، از سوی دیگر به جهت طبیعت پارتیزانی و توان لجستیک محدود این گروه ها امکان بکار گیری سامانه های پدافندی دوربرد و پیچیده توسط این گروه ها وجود نداشت. این سلاح برای اولین بار می تواند ضعف این پراکسی ها را در برابر اعمال قدرت هواپایه آمریکا و دول متخاصم جبران کند و تاثیری استراتژیک بر میادین نبرد بگذارد. بحث اعمال قدرت و پهپاد ها در مقاله بالا به تفصیل شرح داده شده است. سلاح مهم دیگری که تا قبل از استفاده در جنگ یمن اطلاعاتی از وجود آن موجود نبود، و به رغم اطلاعاتی که نشان می دهد طراحی این سلاح ریشه اوکراینی دارد، برخی کارشناسان ساخت آن را به ایران نسبت می دهند موشک کروز دوربرد قدس است. پس از آنکه به تغییر میادین نبرد پارتیزانی از بعد پدافندی و تاثیر مهمی که این سلاح های به تازگی شناخته شده در شکل دهی به آینده میادین نبرد و مفاهیم حول آن می گذرند اشاره کردیم، در بعد آفندی این موشک را می توان استراتژیک ترین سلاح در زرادخانه انصار الله و تغییر دهنده میدان نبرد میان یک ارتش کلاسیک و یک گروه پارتیزانی دانست. سلاحی که به رغم سادگی نسبتی و هزینه ها و نیاز به لجستیک اندک به نسبت قابلیت هایی که دارد، به طور بنیادین چهره ی میدان نبرد را تغییر می دهد، دیگر یک گروه پارتیزانی توان آفندی اش به حملات بزن و در رو، کمین ها و نهایتا شلیک راکت های کوتاه برد و موشک های ضد تانک خلاصه نمی شود. اینک گروهی همچون انصارالله نه تنها توان هدف قرار دادن عمق راهبردی دشمن را به طور دقیق و موثر پیدا کرده است بلکه این کار را به واسطه سلاحی انجام می دهد که دشمن آماده رویارویی با آن نیست. موشک کروزی کوچک با سطع مقطع راداری نسباتا کم که گرچه وارهد سبکی دارد ولی در عین حال از برد زیاد (حدود 1500 کیلومتر) و دقت بالا و توان پرواز در ارتفاع پست به دور از چنگال سامانه هایی همچون پاتریوت برخوردار است که در صورت استفاده مناسب می تواند ضربات سهمگین بر پیکرده دشمن وارد سازد آنچنان که در حمله به تاسیسات آرامکو توانست به طور موقت تولید 5 میلیون بشکه نفت در روز را مختل سازد که معادل نیمی از تولید نفت عربستان است. در یادداشت "عملیات تن ماهی" بیشتر در این باره بحث شده است. اصابت دقیق و نابودی برج های تقطیر تاسیسات نفتی آرامکو عناصر اثرگذار دیگری که توان آفندی انصارالله را دگرگون ساخته در حالی که این تجهیزات تا قبل از درگیری های یمن چندان شناخته شده نبودند را می توان راکت های هدایت شونده سری بدر و نیز پهپاد های انتحاری دانست. راکت بدر سلاحی ست که تا پیش از درگیری های یمن مشابه آن جایی دیده نشده بود، ولی آنچه آن را از دیگر راکت های در اختیار گروه های شبهه نظامی متمایز می کند اول دقت بسیار بالای آن و دوم عمکرد سرجنگی هوا-انفجار ترکش زای آن است که آن را به سلاحی مخوف و قاتل اهداف نیمه سخت و نیرو های پیاده بدل ساخته است. تست میدانی راکت بدر-اف عملکرد این سلاح با برد اعلامی 160 کیومتر بدین صورت است که ابتدا با زاویه نزدیک به عمود با دقتی قابل توجه به سمت هدف شیرجه می رود ولی قبل از رسیدن به سطح زمین در ارتفاع 20 متری سرجنگی ترکش زای آن منفجر شده و منطقه ای به شعاع 250 متر را با طوفانی از ترکش در هم می کوبد. چندین مورد استفاده از این سلاح بر علیه کمپ ها و محل تجمع نیروهای دشمن استفاده شده که هر بار عملکرد خیره کننده ای از خود ثبت کرده و تلفات سنگینی بر دشمن وارد ساخته است. راکت بدر-اف نمونه هایی از استفاده عملیاتی این سلاح: راکت های خانواده بدر در کنار موشک کروز قدس و نسخه زمین به زمین موشک سام-2 عنصر تهاجمی تاثیر گذار دیگر انصار الله پهپاد های انتحاری است. اگرچه طراحی و ساخت پهپاد انتحاری موضوع جدیدی در عرصه نظامی نیست، ولی اولا انصارالله در جنگ یمن از پهپاد هایی استفاده کرد که قبلا دیده نشده بودند، دوم استفاده انصار الله از این دسته از تسلیحات را می توان یکی از گسترده ترین و در عین حال موفق ترین نمونه ها در جهان دانست، تا آنجا که حتی در حمله به تاسیسات استراتژیک آرامکو از این پهپاد ها با موفقیت استفاده کرد و خسارات سنگینی را به عربستان وارد ساخت. انصار الله یمن انواع مختلفی از این پهپاد را در ابعاد و برد های متفاوت در اختیار دارد که در ادامه تعدادی از آنها را به اختصار معرفی می کنیم. قاصف پهپاد کوتاه برد انصار الله است که از آن به کرات در ماموریت های شناسایی و انتحاری استفاده می شود. جثه کوچک و سرعت قابل توجه آن را به هدفی سخت برای کشف و انهدام توسط سامانه های پدافندی بدل کرده است که در عین حال مرگ باری بسیاری را خصوصا در برابر نیرو های پیاده و اهداف نیمه سخت دارد. تصویر یکی از معروف ترین و موفق ترین عملیات های اجرا شده توسط این پهپاد که در آن شمار زیادی از سربازان و افسران بلند پایه مزدور ائتلاف سعودی به هلاکت رسیدند. پهپاد معروف دیگری که در 2 نوع شناسایی و انتحاری در اختیار انصار الله است و در کلاس برد متوسط، مداومت متوسط قرار می گیرد و به کرات در حملات به عمق خاک عربستان از آن استفاده شده است پهپاد صماد است. برخی کارشناسان این پهپاد را عضو اعلام نشده ای از خانواده پهپاد های شاهد ایرانی می دانند و به آن لقب شاهد-ایکس داده اند. بدنه کامپوزینی و سعی نسبی در کاهش RCS و انتشارات مادون قرمز از ویگژگی های شاخص این پهپاد است، این پهپاد برای فرود از 2 اسکید خطی که در زیر بدنه قرار گرفته است استفاده می کند. آخرین موردی که بررسی می شود پهپادی کامپوزتی با طراحی دلتا وینگ است که در موفق ترین بکار گیری خود در حمله به تاسیسات آرامکو از آن استفاده شد. از این پهپاد اطلاعات زیادی در دسترس نیست ولی با توجه به دقت و سایر مختصات این حمله به نظر می رسد که این پهپاد در فاز ترمینال از پردازش تصویر استفاده می کند. نتایج استفاده از این پهپاد انتحاری در حمله به تاسیسات نفتی آرامکو در انتها اثر گذاری این تسلیحات را می توان چنان ارزیابی کرد که جماعت مبارز انصار الله از قالب گروهی که صرفا دست به حملات پارتیزانی به شکل حملات محدود و کمین ها می زد کاملا خارج شده و نه تنها توانایی ضربه زدن به عمق راهبردی دشمن را پیدا کرده و گران قیمت ترین و پیشرفته ترین پرنده های دشمن را در آسمان شکار می کند و برتری هوایی حریف را به چالش می کشد، بلکه در جنگ روی زمین نیز در سایه همین افزایش توان دست به اجرای عملیات های بزرگ می زند که در آن ده ها دستگاه از انواع ادوات و زره پوش های دشمن را نابود ساخته و صد ها نفر از عناصر و مزدوران آنها را به هلاکت رسانده یا در حالی که در درماندگی کامل بسر می برند به اسارت می گیرد. عربستان در حالی متکبرانه و بی رحمانه به پشتوانه ارتش ده ها میلیارد دلاری خود وارد جنگ یمن شد و کار خود را با بمباران گسترده زیر ساخت ها و تاسیسات حیاتی ملت یمن آغاز کرد و حتی در برابر غیر نظامیان از ارتکاب هیچ جنایتی فروگذار نکرد، و آماده بود که در یک موقعیت گرانادا در طی چند هفته و نهایتا چند ماه دولت دست نشانده خود را بر مسند قدرت نشانده و کار انصار الله را یک سره سازد که این جنگ هم اکنون وارد سال پنجم خود شده است، اهداف اصلی آن محقق نشده، بین صفوف اشغالگران جدایی افتاده و میزان خسارات و تلفاتی که متحمل شده است از شمار خارج است، و حال در حالی که سر تا پای به خون ملت یمن آغشته است نه راهی برای پیش رفتن در مقابل دارد نه راهی برای پس رفتن.
  14. بسم الله الرحمن الرحیم فرمانده کل سپاه در ششمین همایش ملی شناورهای تندرو در زیباکنار رشت گفته است : اگر پهپادهای سبک وزن با قایق‌های تندرو ترکیب شوند، می‌توانند هر هدفی را تا ۱۰ کیلومتری خود مورد اصابت قرار دهند. باید ظرفیت‌های داخلی را با هم ترکیب کنیم و اگر شبکه دستاوردهای فنی به هم متصل شوند غوغایی در کشور برپا می‌شود. " آنچه فرمانده کل سپاه به آن اشاره می کند، فضایی است ترکیبی از شناورهای بدون سرنشین هوایی و دریایی که به سمت اهداف گوناگونی یورش برده و آن را نابود می کنند. در این دکترین هدفی مثل ناو دشمن با وجود همه سیستم های پیشرفته دفاعی در برابر یک موج بزرگ تهاجم فوجی رو به رو شده و به سرعت مورد اصابت قرار می گیرد و از بین می رود. آنچه می توان این میدان نبرد را در قالب آن تعریف کرد استراتژی نوین نبرد چند حوزه ای (Multi Domain Battle) با محوریت نبرد دریایی و عملیات آبی خاکی است. بکار گیری چنین استراتژی ای در غالب رزم هماهنگ و برنامه ریزی شده ی دریایی، هوایی، جنگال، سایبری و ... و نیز بکار گیری تو آمان پلتفرم های رزمی سرنشین دار و بی سرنشین در دریا و هوا به ویژه در حوزه آبی خلیج فارس با شرایط خاص آن اعم از عمق کم و پهنای نه چندان زیاد و البته جزایری که ایران در این حوزه آبی رد اختیار دارد و به ویژه تسلط بر تنگه ورودی خلیج فارس می تواند این خلیج را به قتلگاهی تبدیل کند که شناور های چند هزار تنی خصم در آن شکار حملات پر شمار و هماهنگ واحد ها و جنگ افزار های نظامی بسیار کوچکتر می شوند. ترکیبی از جنگ افزار ها و پلتفرم های شناسایی/رزمی با قابلیت عمل در دریا و آسمان، و با توان پایایی مناسب در میدان رزم با بهره گیری از قابلیت های هوش مصنوعی و پردازش تصویر جهت عملکرد نیمه خودمختار و هماهنگ با پلتفرم های سرنشین دار، و نیز قابلیت بکار گیری از حامل های زمینی، دریایی و هوایی مختلف و بر قراری شبکه یکپارچه ی ISRTar از جمله ضروریات بکار گیری چنین سناریویی است. گرچه استفاده از شناور های تند روی پر تعداد از سال های دور از راهبرد های اصلی نیروی دریایی سپاه در آب های خلیج فارس و تنگه ی هرمز بوده است، ولی با تغییر میدان نبرد و جای خالی نیازمندی های خاص جهت کارآمدی در میادین نبرد حال و آینده و نیز البته مشکلاتی که از قبل در تاکتیک های رزم دریایی سپاه وجود داشت یک روزآوری استراتژی رزمی و تاکتیک های مربوطه را ضروری کرده بود که صحبت های اخیر فرمانده کل سپاه حاکی از نگاهی نو به این عرصه دارد. یک شبکه ی شناسایی، نظارتی، کسب اطلاعات و اکتساب هدف هوشمند و یکپارچه تشکیل شده از انواع سامانه های جمع آوری و انتقال اطلاعات زمینی، دریایی، و هوایی ، ثابت و متحرک، به نحوی که بقاپذیری رزمی مناسب را داشته باشد در کنار تسلیحات دقیق با دورایستایی مناسب هیچ ناو جنگی بزرگ و سهم گینی را از گزند حملات جراحی گونه، دقیق و پر تعداد دریا پایه ایران در امان باقی نخواهد گذاشت. برای بکار گیری چنین استراتژی ای علاوه بر آنکه توسعه نسل جدیدی از پلتفرم ها که قابلیت های هرچه بیشتر جهت رزم چند حوزه ای و نیز عملکرد هم زمان با سایر سامانه های سرنشین دار و بی سرنشین دیگر در میدان نبرد را داشته باشند، لازم است، تغییراتی در سامانه ها و تجهیزات موجود نیز می تواند به میزان چشمگیری عملکرد رزمی واحد های عملیاتی فعلی را بهبود بخشد. به طور کلی این تجهیزات در 3 دسته اصلی زیر می بایست تامین شوند (برخی تجهیزات می تواند در بیش از 1 دسته قرار گیرد) v شناسایی، نظارتی، کسب اطلاعات و اکتساب هدف v آفند v پدافند (هوایی) گرچه در حوزه ی آفند طیف متنوعی از موشک های ضد کشتی توسط جمهوری اسلامی ایران عملیاتی شده است، اما همچنان جای بهبود به ویژه در حوزه تسلیحات مناسب این استراتژی وجود دارد. به عنوان مثال یکی از واحد های پرشمار نیروی دریایی سپاه قایق های راکت انداز تندرو مجهز به راکت های غیر هدایت شونده 107 میلیمتری است که مطلقا فاقد توان رزمی مناسب است. تجهیز همین شناور ها به تجهیزات ارتباطی مناسب و نیز جایگزینی آن راکت های بی مصرف با موشک های کوچک ولی هدایت شونده با قابلیت شلیک کن و فرماموش کن (fire and forget) به عنوان مثال برپایه اعمال تغییراتی بر موشک اخگر (که شرح کامل آن می تواند موضوع یادداشت دیگری باشد) و نیز حمل پهپاد های کوچک تیوب پرتاب با بال های جمع شونده به نحوی که هر شناور تعداد دست کم 6 فروند از آنها را بتواند حمل و در همان محیط دریا و در حال حرکت لانچ کند و از محموله ماجولار این پرنده ها بتوان جهت ماموریت های شناسایی و کسب اطلاعات، بکار گیری مجموعه ای از سنسور های کوچک ولی پر تعداد در پلتفرم های متحرک و با توان گشت زنی مناسب در قالب شبکه ای به نحوی که عملکرد یک ابر سنسور را بدست دهند، و یا حمله دقیق به اهداف استفاده کرد. در حوزه ی پدافند هوایی دریاپایه ایران در طی چند دهه گذشته ضعف های جدی داشته است که به رغم تلاش های صورت گرفته در سال های اخیر هنوز کاملا رفع نشده است. این مشکل به ویژه در شناور های کوچک جدی تر است. اگرچه تاکتیک سرعت و مانور پذیری بالا این ضعف ها در این دسته از شناور ها تا حد زیادی مرتفع کرده بود ولی با تغییرات در حال وقوع میدان نبرد و روند عملیاتی شدن تسلیحات نوین این تاکتیک برای مدت زمان زیادی موثر باقی نخواهد ماند، بدین منظور تجهیز این شناور ها به سامانه های هشدار دهند و اخلال گر، تجهیزات soft kill و hard kill مناسب ضروری ست. اگرچه ایجاد پدافند دریا پایه دوربرد نیاز به شناور های بزرگتر با توان حمل رادار ها و موشک های بزرگ و سنگین دارد که ساختشان برای ایران به شدت هزینه و زمان بر است، ولی با توسعه نسلی جدیری از شناور های مناسب کوچک و چابک و البته در تعداد بالا می توان پوشش محدوده های وسیع را به واسطه ی واحد های پر تعداد با تحرک بالا که بدون نیاز به توقف توان شناسایی و درگیری با اهداف را دارند اجرا کرد. البته در نهایت جهت حضور در آب های دوردست ایران به ناو های چند هزار تنی با توان پدافند هوایی دوربرد نیازمند است ولی این نقش را در محدوده ی خلیج فارس و تنگه هرمز می توان با تعداد شناور های با تناژ 300 تن و کمتر و تجهیز به تعداد بالای موشک های کوتاه برد با برد 12 تا حداکثر 30 کیلومتر ایفا کرد. بکار گیری هم زمان شناور های بزرگ تر با توان حمل موشک های ضد کشتی دوربرد و پهپاد های کلاس MALE و اجرای مانور های حساب شده و هماهنگ و نیز البته نقشی که جزایر در خلیج فارس به عنوان دژ های نظامی می توانند برای ایران بازی کنند بکارگیری این استراتژی را موثرتر و مرگبار تر می سازد.
  15. سلام شاید بتوان ریشه این تفکر را در کمی قبل تر نیز جست و جو کرد. به عنوان مثال نقشی که یک فروند اواکس E-2 Hawkeye و جنگنده های سوپر هورنت در یک رزم هوایی ایفا می کنند. هاوک ای در مقیاسی فراتر از میدان کسب اطلاعات جنگنده ها فضای نبرد و عناصر موجود در آن را شناسایی، تهدید ها را دسته بندی و حتی امکان هدایت موشک های شلیک شده از سوی جنگنده ها را به سمت اهداف متعدد داراست، در واقع نقش مدیریت و فرماندهی میدانی میدان نبرد بر عهده ی هاوک ای است. به کمی قبل تر، مثلا دوران جنگنده ای چون فانتوم که برویم، 2 سرنشین جنگنده یکی نقش افسر هدایت گر پرنده و خلبان دوم عمدتا نقش افسر تسلیحات را بر عهده دارد که به عنوان مثال با استفاده از تجهیزات اپتیکال هدف را کشف کرده و پس از آنکه خلبان جنگنده را در موقعیت پروازی مناسب نسبت به هدف قرار داد موشک ماوریک را بر روی آن قفل و شلیک می کند. با پیشرفت فناوری، ساخت پاد های هوشمند شناسایی و اکتساب هدف، هوشمند شدن خود تسلیحات و نیز سامانه های کنترل پرواز فلای بای ویر و بکار گیری تجهیزات دیجیتالی و نمایشگر های چند منظوره در داخل کابین که بار کاری خلبان را سبک می کرد، نیاز به وجود کمک خلبان یا افسر تسلیحات مترفع گردید، چنان که امروزه جنگنده های مولتی رول مدرن همگی تک سرنشین هستند. در ادامه این روند با پیشرفت سنسور ها و بکار گیری رادار های آرایه فازی قدرتمند و دور برد همچون رادار AN/APG-77 در جنگنده رپتور این امکان به وجود آمد که نقش یک مینی آواکس که به مدیریت میدان نبرد می پردازد را نیز خود این جنگنده و در واقع خلبان ایفا کند. از سوی دیگر به دلیل محدودیت فضای داخلی جنگنده امکان حمل تسلیحات خصوصا موشک های هوا به هوای پر تعداد برای این جنگنده ممکن نبود. در چنین وضعیتی رپتور تا حدی جای هاوک ای را پر کرده بود، ولی بازی کننده ی نقش دسته هورنت ها چه بود؟ از این مرحله به بعد بود که فضای جدیدی در رزم هوایی شکل گرفت و طراحی های مختلفی برای شکل دادن به این فضا مد نظر قرار گرفت. از جمله این طرح ها می توان به طرح B-1R اشاره کرد. در این طرح موتور های بمب افکن بی-1 با موتور قدرتمند اف-119 تعویض می شد که به آن اجازه می داد به پیمایش سوپر کروز و سقف سرعت 2.2 ماخ و البته با برد کمتر برسد، نقش این بمب افکن به پلتفرمی تغییر می کرد که در یک خط در پشت جنگنده های رپتور با سرعت مافوق صوت پرواز کند و حامل تعداد انبوهی موشک های هوا به هوای دوربرد و میان برد باشد. از سوی دیگر کانسپت های دیگری حول عملیات هماهنگ پرنده های بی سرنشین با پلتفرم های سرنشین دار شکل گرفت که محوریت آنها حول ماموریت های ISTAR بود. چنین طرح هایی را نیز می توان در پروژه هایی چون بالگرد پنهان کار کمانچی رد گیری کرد. در آن طرح کمک خلبان امکان هدایت یک پهپاد به منطقه دشمن، انجام عملیات شناسایی و نظارتی و نیز اکتساب هدف را داشت. چنین قابلیت هایی بر اساس اطلاعات موجود در برخی جنگنده های اسرائیلی و هواپیماهای پیش اخطار و فرماندهی هوابرد آنها در حال حاضر وجود دارد. گرچه پروژه B-1R هیچ گاه عملیاتی نشد ولی میراث آن باقی ماند، البته جای خود را به پرنده های بی سرنشینی داد که در مقاله برادر عزیز سید محمد مورد بحث قرار گرفته اند. از جمله پروژه های دیگری که در این حوزه تعریف شد، پروژه Flying missile rail از سوی دارپا بود. این طراحی پلتفرمی بی سرنشین با قابلیت لانچ زمین پایه و هواپایه و ارزان قیمت بود که البته در طرح اولیه صرفا مشارکت در رزم هوایی از اهداف آن بود. با توسعه کانسپ رزم شبکه محور در میان پلتفرم های با سرنشین و بی سرنشین به عنوان بخشی از یک میدان نبرد چند بعدی، فضای نبرد به این سو می رود که نقش خلبان در واقع از یک هدایتگر پرنده، آنچنان که در جنگنده فانتوم بود، به یک فرمانده میدانی صحنه نبرد، و عنصر محوری فرماندهی و هماهنگی نیرو های عمل کننده در میدان رزم در سطح تاکتیکی بدل می شود. پیش بینی می شود با ادامه این روند عنصر انسانی از جنگنده های خط مقدم حذف و به هواپیماهای فرماندهی پشت خط مقدم و پست های فرماندهی زمین پایه منتقل شود و در نهایت با عناصر مبتنی بر هوش مصنوعی جایگزین شود، که البته شخصا بعید می دانم تا قبل از 2050 به این مرحله برسیم و احتمالا به ربع چهارم قرن فعلی موکول می شود. در پایان جا دارد اشاره کنم که به عنوان یک واقعه تاریخی، اولین پرواز فورمیشن متشکل از پلتفرم های سرنشین دار و بی سرنشین در جریان پروژه فرانسوی نرون صورت گرفت. ==================