7mmt

Editorial Board
  • تعداد محتوا

    1,318
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

  • Days Won

    13

7mmt آخرین امتیاز شما در روز 16 اسفند 1398

7mmt شما بیشتری مطالب مورد علاقه کاربران را دارید!

اعتبار در انجمن

12,430 نشان معرفت

درباره 7mmt

  • رتبه حساب کاربری
    ستوان یکم

Profile Information

  • Gender
    Male

آخرین بازدید کنندگان پروفایل

12,013 نمایش های پروفایل
  1. لینک 1 طرفه هست. از این ور نمیشه وارد شد البته شبکه همون طور که در متن ذکر شده چند سطح داره از حساس ولی غیر طبقه بندی شده تا فوق سری حداکثر اطلاعاتی که میشه متوجه شد همینه
  2. بسم الله الرحمن الرحیم Intelink به گروهی از شبکه های اینترانت مورد استفاده جامعه اطلاعاتی ایالات متحده[1] گفته می شود. اولین شبکه اینتلینک در سال 1994 به منظور بهره گیری از فناوری های اینترنت (به رغم آنکه به اینترنت عمومی متصل نیست) و ارائه خدمات برای ترویج انتشار اطلاعات و نیز جریان کار تجاری راه اندازی شد. از آن پس این شبکه به یکی از قابلیت های حیاتی جامعه اطلاعاتی آمریکا و همکاران آن برای اشتراک اطلاعات، همکاری های میان سازمانی، و حتی انجام امور تجاری تبدیل شد. اینترلینک به بستری در محیط وب شامل شبکه های محافظ شده دارای دسته بندی های فوق سری، سری، و طبقه بندی نشده اطلاق می شود. یکی از ویژگی های کلیدی اینتللینک، اینتلپدیا[2] می باشد ، که یک سیستم بر خط برای به اشتراک گذاری اطلاعات در قالب همکاری ها بر اساس مدیاویکی[3] است. اینتلینک از وردپرس برای خدمات بلاگینگ خود استفاده می کند. نسخه های بر روی شبکه های اینترانت مختلف اینتلینک-یو (Intelink-SBU) یک نوع شبکه حساس اما طبقه بندی نشده (sensitive but unclassified) از اینتلینک است که برای استفاده سازمان های فدرال آمریکا و بخش های دولتی، مقامات قبایل و مقامات حکومتی محلی به دقت بررسی شده راه اندازی شده است. در این شبکه اطلاعات حساس و اطلاعات منبع باز می تواند در میان یک جامعه امن از ذینفعان این اطلاعات به اشتراک گذاشته شود. Intelink-U به صورت رسمی به عنوان یک سیستم اطلاعاتی منبع باز (OSIS) شناخته می شود. اینتلینک-یو در شبکه DNI-U فعالیت می کند. اینتلینک-اس (Intelink-Secret or Intelink-SIPRNet) سطح دارای طبقه بندی سری از اینتلینک است که در درجه اول توسط وزارت دفاع ایالات متحده، دولت، و قوه قضاییه مورد استفاده قرار می گیرد. اینترلینک-اس بر روی شبکه SIPRNet فعالیت می کند. اینتلینک-تی اس (Intelink-SCI) اینتلینک مورد استفاده جامعه اطلاعاتی آمریکا ست که به اشتراک گذاری محصولات اطلاعاتی را تا سطح فوق سری/ اطلاعات حساس محافظت شده، تسهیل می کند. اینترلینک- تی اس در شبکه JWICS [4] فعالیت می کند. اینتلینک- پی Intelink-PolicyNet توسط سرویس اطلاعات مرکزی CIA به عنوان تنها منبع ارتباطی سیا با کاخ سفید و دیگر مصرف کنندگان اطلاعاتی سطح بالا مورد استفاده قرار می گیرد. امروزه، اینتلینک- پی بیشتر با عنوان CapNet مورد ارجاع قرار می گیرد. اینتلینک- سی Intelink-Commonwealth جهت بر قراری ارتباط میان جوامع اطلاعاتی آمریکا، انگلیس، کانادا و استرالیا در سطح فوق سری/ اطلاعات حساس محافظت شده ، استفاده می شود. اینتلینک- سی امروزه بیشتر با نام شبکه اش، STONEGHOST [5] شناخته می شود. کتاب ها و داستان ها فردریک توماس مارتین در سال 1999 کتابی در مورد اینتلینک نوشت؛ عنوان این کتاب "چگونه ایالات متحده اینتلینک، بزرگترین و امن ترین شبکه جهان را ساخت[6] " بود. این کتاب مدعی ست نگاهی از داخل به شبکه اینترانت جهانی و فوق امن جامعه اطلاعاتی آمریکا دارد، و داستانی را در مورد اینتلینک می گوید که پیش از آن هیچگاه گفته نشده است. در داستان Rogue Warrior: Task Force Blue نوشته شده توسط ریچارد مارسینکو، شخصیت اصلی داستان در طی ماموریت مبارزه با تروریسم در دخل آمریکا، از اینتلینک استفاده می کند. در داستان Threat Vector نوشته شده توسط تام کلنسی، یکی از کاراکتر ها متوجه امکان بهره جویی از یکی از پروتکل های ریموت دسکتاپ ماکروسافت می شود که به او اجازه نفوذ به شبکه پیمانکاران دفاعی آمریکا را می دهد و از آن نفوذ برای دسترسی به اینتلینک- تی اس استفاده می کند. منبع: https://en.wikipedia.org/wiki/Intelink [1] https://en.wikipedia.org/wiki/United_States_Intelligence_Community [2] https://en.wikipedia.org/wiki/Intellipedia [3] https://en.wikipedia.org/wiki/MediaWiki [4] https://en.wikipedia.org/wiki/Joint_Worldwide_Intelligence_Communications_System [5] https://en.wikipedia.org/wiki/Stone_Ghost [6] How U.S. Intelligence Built INTELINK, The World's Largest, Most Secure Network
  3. معمولا اینطور هست که از سمت ارگان مربوطه نیازمندی هایی مطرح میشه و طی رای زنی ها به صورت اسپیرال و یا مسائلی که خود دفاتر طراحی بهش می رسن راه حل هایی ارائه میشه، ممکنه راه حل کوچک و ارزان قیمت و یا پیشرفته تر و پیچیده تر باشه، یه مثال اون ایکس-32 و ایکس-35 هست یا خیلی موارد دیگه اما در مورد این پروژه به خصوص، حد فاصل اف-22 تا اف-35 تعداد قابل توجهی پروژه هوایی خصوصا تو نیروی دریایی مطرح و بعد لغو میشه از ATA تا NATF تا A/F-X و ... در مورد پروژه های نیروی دریایی اما مساله اصلی کوچک و بزرگ بودن پرنده نبوده، بحث اصلی مساله احساس نیاز نیروی دریایی به یه پرنده پنهان کار تهاجمی بود یا شکاری بود که در قالب پروژه های مختلف با رویکرد های متفاوت مطرح می شد که معروف ترین پروژه قبل از این مورد که حتی به انتخاب طرح نهایی و انتخاب پیمان کار ساخت هم رسید پروژه آ-12 اونجر 2 مکدانل بود که بعد از برنده شده تو مناقصه به دلیل مشکلات بعدی پروژه لغو شد. نهایتا با تجمیع این پروژه ها و نیاز مندی های نیرو های هوایی، دریایی و سپاه تفنگداران پروژه جنگنده ضربتی مشترک JSF مطرح و اجرایی شد. حرف در این خصوص و پروژه های مختلف زیاده، قبلا بار ها در تاپیک های مختلف شخصا اشارات و نوشته های مختلفی در این حوزه داشتم و دوستان دیگه هم حتما مواردی نوشتن، سعی می کنم لینک چند تاشون رو پیدا کنم اینجا قرار بدم. /////////// خب! قبلا یه تاپیک ارسال کرده بودم در بخش گالری نیروی هوایی، به اسم کانسپت که الان نه تو لیست تاپیک های خودم هست نه تو بخش هوایی و یا سرچ سایت یافت میشه. ظاهرا دوستان تاپیک رو ترکوندن (مثل خیلی تاپیک های دیگه سایت) و مث بخش زیادی از آرشیو میلیتاری دیگه دسترسی بهش وجود نداره، درواقع برای همیشه از بین رفته. تو اونجا چند تا پست به همراه تصاویر کمیاب داشتم که یادش گرامی ... یه تاپیک نقش رو یخ دیگه که هنوز امکان دسترسی بهش وجود داره اینه: در مورد اونجر-2 ، پروژه های ATA ، NATF ، و طرح های TR3_A _ Sneaky Pete _ cold pigeon همین طور طرح های مربوط به توسعه مستقیم پلتفرم تامکت (و البته موارد دیگه ای که الان تو ذهن من نیست یا موارد جدیدی که خودتون بهش بر خواهید خورد) در خارج از میلیتاری یا احیانا اگر بر حسب بخت و اقبال موفق شدید در داخل میلیتاری سرچ کنید و مطالعه بفرمایید.
  4. اینجا چند تا مساله هست که قبل از رفتن سر اصل مطلب نیاز هست بهش توجه بشه. اول اینکه طرح اولیه ای که به عنوان پروپوزال تو یه پروژه ارسال میشه، الزاما همون طرحی نیست که در انتها ساخته میشه. اول کمپانی ها پروپوزال های خودشون رو ارسال می کنن که در ابتدا صرفا در حد نمونه های مفهومی یا کانسپت هستند. ارگان صاحب پروژه مثلا در اینجا نیروی دریایی، تا زمان انتخاب یه طرح مدام رو اینا فیدبک میده و اصلاحیه رو این طرح ها انجام میشه و در هر مرحله بعضی از طرح ها کلا از دور کنار می رن، بعضی طرح هایی که صلاحیت بیشتری دارن برای ادامه کار به مرحله بعد پروژه ارسال میشن. یه نمونه معروف از این قضیه A-12 هست. تو تاریخ هوانوردی نظامی آمریکا 2 تا پروژه A-12 داریم. یکی آ-12 اونجر 2 که برای نیروی دریایی بود و قرار بود مکدانل اون رو بسازه که نهایتا لغو شد (قبلا در موردش تو یکی از تاپیک ها نوشتم) که اینجا آ کد بر اساس کد گذاری استاندارد بود مث سایر هواپیماهای این سری مث آ-6 یا آ-10. هواپیمای دوم آ که ساخت لاکهید و دفتر طراحی اسکانک ورکز به ریاست کلی جانسون بود (در تاپیک هوانوردی و جنگ سرد مفصل توضیح داده شده) ، آ در اینجا اسم گذاری داخلی خود کمپانی بود که روی طرح مونده بود و عدد 12 مربوط به شماره پروپوزال بود! لاکهید تا قبل از تصویب طرح نهایی 11 تا پروپوزال دیگه داده بود که رد شده بودن یا اصلاحیه خورده بودن. لذا اولا این طرح هم حتما مث خیلی طرح های دیگه ایراداتی داشته که شاید حتی به همون دلایل رد شده، و شاید اگه کار روش ادامه پیدا می کرد اصلاح می شد. به عنوان یه مثال دیگه یکی از پیش نمونه های لاکهید تو همین پروژه جی اس اف که حتی به تست های سطح بالا و ساخت ماک اپ تمام مقیاس و ... هم رسید دارای کانارد و شکل بال کاملا متفاوتی بود (که نظر شخصی من اینه که سرقت اطلاعات این بخش از پروژه به ساخت جی-20 منتج شد).که این داستان هم تو یه تاپیک دیگه توضیح داده شده .... اما برسیم به بررسی این کانسپ به خصوص.اول اینکه در مورد این طرح ها معمولا اطلاعات فنی منتشر نمیشه، حتی انتشار خود پروپوزال ها هم بعد از طی مدت زمان قابل توجه و به صورت خیلی محدود صورت می گیره و اونم نه الزاما برای همه طرح ها در همه پروژه ها... اما بر اساس اونچه از تصویر میشه برداشت کرد، در مورد شباهت به لیفتینگ بادی ها، بله در طراحی این کانسپت از مفهوم برازایی بدنه استفاده شده ولی به دلایلی که در ادامه میگم از دسته لیفتینگ بادی ها حساب نمیشه. در مورد سرعت تقرب اما، یه نکته اینکه سرعت تقرب هورنت که جایگزین تامکت شد هم به میزان قابل توجهی بیشتر از تامکت بود. اینجا یکی از جاهایی بود که مزیت بال متغییر تامکت به خوبی خودش رو نشون میداد. ولی در مورد این پروژه با توجه به زاویه زیاد پس روندگی و نسبت منظری کمی که داره به نظر می رسه سرعت تقرب واقعا زیادی داشته باشه. در اینجا 2 نظر رو میشه مطرح کرد، اول اینکه این دقیقا همون ایراد بزرگی (یا حتی بلند پروازی بزرگ) بوده که باعث شده طرح لغو بشه نظر دوم که با توجه به شواهدی به نظرم درست تره اینه که قطعا این موردی نبوده که مهندسان راکول ازش غافل بوده باشن، لذا این طرح هم با توجه به شواهد مورد اشاره در واقع یه طرح بال متغییر هست. در عکسی که می بینید بال دلتا شکل به صورت یک ساختار یک دست با پروفایل همگن دیده نمیشه، بلکه به وضوح یه قسمت مثلثی در انتها در کنار سکان های عمودی دیده میشه، که در واقع همون دم افقی پرنده هستن، و مابقی اون یه بال تو وضعیت کاملا عقب رفته و چسبیده به دم هست که شکل کاملا متفاوتی داره و همین بال داشتن باعث میشه که با یه لیفتینگ بادی تمام عیار مواجه نباشیم. تو عکس پایین سعی کردم محل حدودی این خط منفصل بین سکان افقی و بال رو نشون بدم، تو تصویر اصلی هم دقت کنید مشخصه تو عکس کمیاب دیگه ای که همین کانسپت رو از زاویه بقل نشون میده این ساختار بهتر و واضح تر دیده میشه و حتی طول بیشتر بال نسبت به سکان در محل فلش مشخصه
  5. رفته و خورده داستان باور هم یه شامورتی بازی رسانه ای بیشتر نیست. هنوز تو خود ایران عملیاتی نیست که بخواد بره تو سوریه عملیاتی بشه مساله پدافند زمین پایه تو سوریه یا هر جای خارج از ایران، قبل از شبکه راداری و کنترل فرماندهی مناسب، قبل از انواع رینگ های پدافندی خصوصا برد کوتاه و ضد کروز، یه چیز دیگه نیاز داره که تو خود اسم "پدافند زمین پایه" دیده میشه! اونم جا پای محکم است. جا پای ما تو سوریه به اشکال مختلف و به دلایل مختلف سست هست. البته تو همچین محیط هایی هم میشه دست به اجرای پدافند زد با اتکا به تحرک بالا و انسجام فرماندهی، ولی نظامی های ما نشون دادن که اینکاره نیستن اساسا توانش رو ندارن
  6. طبق گفته خود شما در پست قبلی، هزنیه ارسال هر کانتینر تو کوریدور -از شنژن تا دویسبورگ- قراره برسه به 4500 دلار چند درصد از کل این مسیر ازخاک ایران می گذره که بخواد 1000 دلارش به ایران برسه؟ اونم تازه در حالی که اکثر زیر ساخت ها و سرمایه گذاری ها تو مسیر از سمت طرف چینی تامین میشه که به این معنیه که بخش قابل توجهی از اون 4500 دلار مجدد به خود چینی ها می رسه
  7. نقشه ای که از راه ابریشم جدید گذاشتید اشتباه هست. یکی از مسیر های اصلی که تامین کننده دسترسی به اقیانوس هند هم هست و همین الان بخش زیادی از ساخت و سازش هم انجام شده از پاکستان می گذره. از راه ابریشم از ایران فقط کوریدور شرقی غربی می گذره . https://www.dw.com/image/43745949_105.png البته پروژه ی دیگه ای بین ایران و روسیه به عنوان کوریدور شمالی جنوبی مطرحه که ربطی به پروژه راه ابریشم چین نداره اون ادعای درامد 1000 دلاری ایران از هر کانتینر، که البته خودتون هم علامت تعجب گذاشتید. نه تنها به طور واضحی دروغه که ذره ای از 2 دو تا 4 تای عقلانی هم درش نیست. /////////////////////////////////////// در کل این قرار داد فرصت ها و تهدید های خاص خودش رو همراه داره. منتها تجربه تاریخی نشون داده نوشته های روی کاغذ قرار داد ها معمولا خیلی قشنگ تر و فریتیل تر از واقعیت های میدانی پس از اجرای اون قرار داد ها هستند. خصوصا وقتی طرف قرار داد یه کشوری مث چین باشه ................ همون طور که دوستان می دونن از اصلی ترین و مهمترین مسیر های این راه ابریشم جدید از شنژن به بندر دویسبورگ در آلمان می رسه. به همین جهت کانال دویچه وله مستندی ساخته تحت عنوان The new Silk road به همه اعضایی که مایل هستند بیشتر در مورد این پروژه بدونن توصیه اکید می کنم این مستند رو ببینن دید خوبی نسبت به این قرار داد پر سر و صدای 25 ساله هم پیدا می کنن.
  8. بسمه تعالی به مناسبت سالروز شکار پهپاد آمریکایی گلوبال هاوک توسط سامانه سوم خرداد، ویدیویی از پدافند هوایی سپاه و سامانه سوم خرداد منتشر شد که حاوی تصاویر جدید و نکات جالبی بود. یکی از مهمترین این تصاویر حضور یک تلار سامانه سوم خرداد بر روی یک کشتی در حال حرکت و شلیک این سامانه بود. این تصاویر اولین اطلاعات منتشر شده از تست این سامانه در شرایط دریا، و نیز اولین تصویر شلیک در حال حرکت تلار آن بود. اما نکته دیگری که کمتر مورد توجه قرار گرفت نیز در تصاویر مربوط به تست دریایی سوم خرداد وجود داشت. در بخشی از تصاویر تلار این سامانه مجهز به 3 موشک دیده می شود که 2 موشک از نسل جدید موشک طائر که در شکار گلوبال هاوک نیز بکار رفت هستند که 105 کیلومتر برد دارند و از سیکر راداری بهره می برند، موشک وسطی اما موشکی ست با سیکر کاملا متفاوت که برای اولین بار تصویری از آن دیده شد. موشک مذکور بر خلاف موشک های میان برد ایرانی دیگر که عموما دارای سیکر آشیانه یاب هستند، دارای یک سیکر الکترواپتیکال است که طراحی کاملا به خصوصی دارد. در مورد استفاده از سیکر الکترواپتیک یا حرارتی در موشک های پدافندی به خصوص در ارتفاعات پایین محدودیت های جدی وجود دارد؛ چنانچه سرعت موشک از حدی فراتر رود به دلیل ایجاد استکاک شدید با هوا و ایجاد حرارت که بیشترین میزان آن در نوک موشک متمرکز است، عملکرد سیکر های حرارتی دچار اخلال جدی می شود، به همین جهت موشک های پدافندی با سیکر حرارتی یا تصویر ساز فروسرخ عموما دارای سرعت هایی کمتر از 3 ماخ هستند. در مورد موشک های برد متوسطی چون طائر و صیاد-2 (این 2 موشک از نظر ابعادی و طراحی ظاهری بسیار شبیه به یکدیگر بوده به نحوی که تنها از اندک تفاوت هایی در بالک های میانی و بالک های هدایت گر انتهایی از یکدیگر قابل تمیز هستند که با توجه به زاویه تصویر تشخیص دقیق اینکه این موشک نوعی از صیاد-2 است یا طائر ممکن نیست، اما به جهت آنکه پدافند سپاه کاربر موشک طائر است و نیز 2 موشک لود شده دیگر نیز از نوع طائر است، احتمال بیشتری داده می شود که موشک مورد بحث نیز نسخه ای از موشک طائر باشد.) عموما شاهد سرعت هایی بیشتر از 4 ماخ هستیم. برای غلبه بر این مشکل طراحان ایرانی دست به ابتکار جالبی زده اند که البته استفاده از آن سابقه نیز داشته است و خصوصا پیشتر آمریکایی ها در طراحی سیکر موشک ضد بالستیک تاد از آن بهره برده اند. اول آنکه محل قرار گیری لنز سیکر از دماغه موشک به زیر رادوم که از مواد شفاف، احتمالا نوعی سرامیک، ساخته شده منتقل شده است تا از نقطه تمرکز استکاک و تنش حرارتی به دور باشد. در مرحله دوم به جهت دور کردن هرچه بیشتر تنش حرارتی از جداره شفاف سیکر، در طراحی دماغه به جای نوک تیز از نوک پخ استفاده شده است که گرچه به لحاظ ایرودینامیکی دارا بودن نوک تیز برای سرعت های مافوق صوت بهتر است، اما این نوک پخ باعث می شود تا تنش های حرارتی از اطراف دریچه سیکر تا حد امکان دور شود. علاوه بر این، بخش نوک دماغه موشک که روی رادوم شفاف قرار گرفته از ماده سیاه رنگ ماتی ساخته شده است که به نظر می رسد از مواد فدا شونده کامپوزیتی ساخته شده باشد. این مواد به ویژه در صنایع هوافضا جهت ایجاد سپر حرارتی بکار گرفته می شوند. کاربرد این مواد به این گونه است که در محل هایی که مورد شوک یا تنش حرارتی قرار می گیرند بکار گرفته می شود، این مواد قابلیت جذب حرارت بالایی داشته در عین حال ضریب انتقال حرارت بسیار پایینی دارند که موجب می شود بتوانند میزان حرارت خیلی زیادی را جذب کنند که منجر به سوختن و یا تصعید آنها می شود و از سوی دیگر حرارت بسیار ناچیزی را به قسمت های مجاور سازه وسیله هوا-فضایی انتقال می دهند. مساله دیگر حائز اهمیت در این پیکرده بندی آن است که به جهت محل قرار گیری سیکر، می توان از سیکر های بزرگتر با دهانه دیافراگم وسیع تری استفاده کرد که از یک سو پیچیدگی و هزینه های ساخت سیکر را کاهش می دهد، از سوی دیگر باعث می شود میدان و برد دید بیشتری توسط سیکر کسب شود.
  9. با توجه به اینکه فرض شده فقط از 1 مسیر حمله صورت می گیره: مسیر 3 از دروازه به سمت میدان مرکزی : چنین سناریویی عموما شامل عبور از یک گلوگاه سنگر بندی شده و سپس حرکت به سمت فضای بازی هست که از ساختمان های اطراف به اون اشراف وجود داره. با توجه به پیاده بودن نیروی عمل کننده و البته بیشتر بودن تعداد مدافعین چنین مسیری به شدت پر تلفات و با ریسک بالای شکست خواهد بود. مسیر شماره 2: خیابان های عریض و ساختمان های بزرگ ... چنین مسیری به طور پیشفرض مناسب حرکت یگان های مکانیزه و زرهی هست. اما در این سناریو چنین یگان هایی وجود ندارد. از جهت دیگه در میان این خیابان های عریض و ساختمان های کارخانه ها جان پناه های کمی برای پیشروی نیروی پیاده وجود داره و در برابر میدان های دید و آتش وسیعی در اختیار تک تیرانداز ها و سنگر های تیربار دشمن قرار داره که می تونه اون منطقه رو تبدیل به قتلگاه نیروی مهاجم بکنه. بیشتر بودن نیروی مدافع به میزان بیش از 60 درصد در چنین میدانی شرایط رو برای تیم مهاجم به مراتب سخت تر می کنه و اون رو در معرض حملات چند جانبه قرار می ده. فراخ بودن میدان رزم هم به نیروی پر شمار مدافع مجال مانور گسترده و امکان دور زدن قیچی کردن نیروی مهاجم رو میده. مسیر 1 شامل بافت فرسوده و کوچه های باریک هم البته چالش های خودش رو داره. بسیار مستعد اجرای کمین و تله های انفجاری و ... و قطعا در یک پیشروی ساده کار به جنگی خانه به خانه و بسیار پرتلفات می کشه. اما با توجه به حضور توپخانه و دیگر پارامتر های تعریف شده این مسیر پتانسیل های خاص خودش رو هم داره. از جمله اینکه برای نیروی پر شمار مدافع فضای مانور کمتری در اختیار می ذاره، لذا در هر لحظه از زمان تعداد کمتری از نیرو هاش رو می تونه به طور موثر در خط مقدم درگیری بکار بگیره. این مسیر های باریک و خانه های فرسوده همچنین مانع از میدان آتش گسترده برای تیربار ها و تک تیرانداز ها میشن و همین طور فضای جانپناه بیشتری برای نیروی پیشرونده فراهم می کنه. می ماند خطر کمین ها و درگیری های خانه به خانه که اینجا نقش دیگر بازوی شرکت کننده در نبرد پر رنگ می شود. توپخانه! گفته میشه هنر ناپلئون در نبرد هاش این بود که توپخانه اش رو مث تپانچه به کار می گرفت. (اشاره به سرعت بکار گیری و تحرک بالا). در اینجا با توجه به شرط بسته بودن خطوط تدارکاتی، ظرفیت مهمات توپخانه و نیز امکان جایگزینی توپ های اسیب دیده هم کمتر خواهد بود. بهترین تاکتیک با یک پیشروی محدود و سپس یک عقب نشینی حساب شده، کشیدن بیشترین تعداد ممکن از قوای پیاده مدافعین به محور 1 و بافت قدیمی و کم عرض اون هست. با آتش شدید توپخانه در مرحله دوم 2 هدف عمده پیگیری میشه. اول گرفتن بیشترین میزان ممکن تلفات در قوای مدافع که در میان کوچه های کم عرض و بافت فرسوده جایی برای مانور و یا سنگر ایمنی برای پناه گرفتن در اختیار نداشته باشن. دوم ویران کردن بافت مورد نظر جهت از بین بردن تله های انفجاری یا کمین های اماده شده. در مرحله سوم نیروی پیاده در حالی در این مسیر پیشروی می کنه که در میان ساختمان های نیمه ویران همچنان جان پناهی در برابر تیر مستقیم در اختیار داره. دوم وضعیت میدان همچنان امکان مانور برای نیروی انبوه رو محدود می کنه. همزمان عمده آتش توپخانه (70%) روی مواضع بعدی قوای مدافع در مسیر پیشروی متمرکز میشه و بخش باقی مونده صرف زدن اندک نقاط تمرکز مدافعین در مسیر پیشروی میشه
  10. بسمه تعالی سامانه های موقعیت یابی محلی و اثر آن بر میدان رزم در دهه های اخیر نیاز ضروری به ناوبری در مسافت های دوربرد در عملیات های نظامی (و البته بخش غیر نظامی) و نیز توسعه هرچه بیشتر تسلیحات و تجهیزات نظامی دورایستا نیاز به سامانه های موقعیت بابی شدت گرفته است. در این حوزه کشور های دارای فناوری فضایی دست به توسعه سامانه های موقعیت یابی جهانی ماهواره ای زده اند که از جمله آنها می توان به GPS و گلوناس اشاره کرد. در ایران با توجه به محدودیت دسترسی ایران به سامانه های موقعیت یابی ماهواره ای نظامی و نیز عدم توانایی موجود در توسعه و عملیاتی ساختن چنین سامانه هایی به صورت بومی، راه حلی جایگزین مورد توجه قرار گرفت. سامانه های موقعیت یابی محلی (LPS) تجهیزات زمین پایه ای هستند که اطلاعات موقعیت یابی در حوزه های محلی (و نه جهانی) را تمامی شرایط آب و هوایی در اختیار سرویس پذیرندگان قرار می دهند. این سامانه ها معمولا از تعدادی ایستگاه با مختصات معلوم تشکیل شده اند که دارای آنتن های فرستنده قدرتمندی هستند که اطلاعات مورد نیاز جهت موقعیت یابی بر حسب آفست گرفتن از موقعیت موجود این ایستگاه ها را فراهم می آورند. چنین سامانه هایی می توانند جای خالی سامانه ای چون GPS را در محدوده ی منطقه ای برای ایران پر کنند، از سوی دیگر با توجه به آنکه امکان دستیابی به نسخه های نظامی سامانه های موقعیت یابی ماهواره ای چون BeiDou برای ایران وجود دارد، اما در شرایط جنگی این سامانه ها به طور قطع مورد جمینگ سنگین قرار خواهند گرفت، و وجود سامانه های موقعیت یابی محلی میتواند نقش راه حل جایگزین را داشته باشد. به همین جهت این سامانه ها دارای اهمیت قابل توجهی در میدان نبرد می باشند و فعال شدن قابلیت های آنها می توانند امکانات قابل توجهی را در اختیار نیروهای مسلح ایران قرار دهد. در عین حال در فرایند توسعه و عملیاتی سازی این سامانه ها موارد مهمی وجود دارد که ایران باید به آنها توجه کند. گسترش پوشش این سامانه ها در داخل ایران و نیز حتی ایجاد ایستگاه هایی در کشور های خارجی منطقه باید مورد توجه قرار گیرد. گسترش پوشش در جغرافیای داخلی علاوه بر بالا بردن دقت و کاهش نقاط کور، با ایجاد همپوشانی ایجاد گپ در شبکه را در شرایط خرابی یا آسیب دیدگی یکی از این ایستگاه ها را منتفی می سازد. همچنین بر خلاف سامانه ای چون GPS که پوشش جهانی دارد، این سامانه ها پوششی منطقه ای دارد، لذا جهت توسعه محدوده تحت پوشش این سامانه ها و افزایش مناطقی که نیرو های مسلح بتوانند از قابلیت های آن استفاده کنند، به خصوص در سطح منطقه خاور میانه، این نیاز جدی وجود دارد که در کشور های با مناسبات حسنه با ایران در سطح منطقه تعدادی از این ایستگاه ها تاسیس شود. مساله مهم دیگر که از اهمیت بسزایی برخوردار است افزایش بقای رزمی این سامانه ها می باشد. این نکته از 2 روش قابل دستیابی ست: تقویت پدافند در محدوده ی این سایت ها، خصوصا افزایش سامانه های کوتاه بردی که قابلیت مقابله با حملات انبوه و سوارم تسلیحات دورایستای دشمن را داشته باشند. تقویت پدافند به ویژه از آن جهت اهمیت دوچندانی می یابد که، با توجه به تغییر میادین نبرد به سمت استفاده از جنگ افزار های دوربرد، هوشمند و شبکه محور، و نیز رشد روز افزون تهدیدات جدید در حوزه پدافند از جمله حملات انبوه توسط پهپاد ها و ریز پرنده ها و موشک های کروز، قابلیت های تهاجمی دشمن افزایش یافته و حمله به تاسیسات حفاظت شده سهل الوصول تر گشته است. در اینجا استفاده از سامانه های پدافندی که نسبت به اوت نامبر شدن تاب آوری بیشتری داشته باشند نقش پر رنگ تری بازی خواهند کرد. روش دوم را می توان در قالب پدافند غیر عامل توصیف کرد. حتی در صورتی که پدافند مناسبی نیز حول این ایستگاه ها ایجاد شود، واقعیت گریز ناپذیر آن است که حمله به یک هدف زمینی ثابت و البته با ابعاد قابل توجه بسیار ساده تر از حمله به یک هدف متحرک است. این اصل را حتی در جمله معروف ژنرال پوتن در جنگ جهانی دوم نیز می توان جست که گفته بود "استحکامات ثابت صحرایی گورستان احمق هایی خواهد شد که بدان ها اعتقاد دارند."[1] به ویژه با گسترش و هر چه هوشمند تر شدن حملات سوارم دور ایستا ایجاد کمترین روزنه ای کافی ست تا یک هدف ثابت مورد هدف قرار گیرد. از این روی توصیه می شود انواع پرتابل و موبایلی از این سامانه ها، ولو با قدرت آنتن کمتر و در مقابل در تعداد بیشتر، توسعه یابد که کار رهگیری و حمله به آنها را تا حد ممکن دشوار سازد. و نیز قابلیت مانور نیرو های عمل کننده را افزایش داده یا در مناطق مورد نیاز به سرعت استقرار یابد، که می تواند نقش کلیدی و تعیین کننده ای در سرنوشت جنگ بازی کند. مثال تاریخی از چنین تاکتیکی را حتی می توان در عملیات طوفان صحرا مشاهده کرد. در این عملیات گرچه تعداد زیادی از پست های فرماندهی، شلتر ها و تاسیسات نظامی ثابت با موفقیت مورد حمله قرار گرفت و نابود شد، ولی یافتن و نابود کردن لانچر های متحرک موشک های اسکاد عراقی از مواردی بود که به رغم تلاش فراوان موفقیت چشمگیری را در بر نداشت. در طی این جنگ ایالات متحده اطلاعات کاملی از موقعیت و ظرفیت سایت ها و تاسیسات موشکی ثابت عراق به دست آورده بود که شامل 28 لانچر ثابت اصلی در 5 پایگاه در غرب عراق می شد. این مساله باعث شد با آغاز جنگ به سرعت این تاسیسات منهدم شوند، اما در عین حال ایالات متحده هیچ گاه نتوانست اطلاعات جامع و کاملی از تعداد، کم و کیف و موقعیت لانچر های متحرک عراقی بدست آورد. در حالی که تخمین زده می شد عراق دارای 36 لانچر متحرک باشد و به رغم برتری هوایی محض و سورتی های پروازی پرشماری که توسط هواپیماهای نظارتی-شناسایی و نیز جنگنده ها صورت می گرفت ائتلاف به رهبری آمریکا تنها موفق به شناسایی و انهدام 8 لانچر شد و تا قبل از پایان یافتن جنگ هیچگاه موفق نشد اسکاد پرانی های (البته کم اثر) عراقی ها را متوقف سازد. منابع: https://www.rand.org/content/dam/rand/pubs/monograph_reports/MR1408/MR1408.ch3.pdf https://en.wikipedia.org/wiki/Local_positioning_system [1] @MR9
  11. بسمه تعالی در مرداد ماه سال 98 با حضور رئیس جمهور روحانی، در مراسمی رسمی از سامانه پدافند هوایی برد بلند ایران به نام "باور 373" رونمایی شد. این سامانه اولین سامانه برد بلند پدافند هوایی ساخت ایران است که حاصل 10 سال فرایند تحقیق و توسعه و اکتساب فناوری بود. اگرچه هدف اولیه از توسعه چنین سیستمی در پی عدم اجرای قرار داد خرید اس 300 از سوی طرف روسی بود، ولی حاصل کار نه نسخه ای الگو گیری شده از اس-300 روسی که طراحی کاملا جدید بود به نحوی که اگر چه در برخی اجزا تشابهاتی با برخی از اجزای دیگر سامانه های موجود در دنیا به صورت موردی دیده می شود، ولی کلیت سامانه طراحی کاملا منحصر به فرد دارد. طراحی و ساخت این سامانه ایران را وارد باشگاه کشور های انگشت شمار دارای فناوری های لازم برای طراحی و ساخت چنین سامانه هایی کرد. این سامانه بر خلاف اس-300 روسی برای شلیک موشک های خود از متد هات لانچ استفاده می کند، و به جای لانچر های استوانه ای از لانچر های مکعبی بهره می برد. طراحی لانچر ها اگرچه دارای تشابهاتی با سامانه پاتریوت آمریکایی ست، ولی در تضادی آشکار موشک های سامانه عمود پرتاب هستند، و نه مایل پرتاب همانند پاتریوت. حاصل این تضاد و شباهت ها در مجموع به سامانه ای منحصر به فرد ختم شده که در آن سعی شده از نقاط قوت تمامی طراحی های صورت گرفته در شرق و غرب دنیا استفاده شود. اگر چه این سامانه در حال حاضر مشخصات عملیاتی قابل توجهی دارد، از جمله برد درگیری با هدف بیش از 200 کیلومتر و دارا بودن رادار های آرایه فازی فعال از جمله رادار معراج-4 با بیش از 10 هزار المان، که با بسیاری از سامانه های مشابه در دنیا قابل مقایسه است، اما این موضوع آنجا از اهمیت بیشتری برخوردار می شود که آن را در واقع اولین قدم و اولین دستاورد عملیاتی ایران در حوزه پدافند برد بلند بدانیم. عرصه ساخت سامانه های پدافندی برد بلند میدانی بود که ایران پس از سال ها تلاش بالاخره توانست خود را بدان برساند، حال برداشتن گام های بعدی به مراتب ساده تر خواهد بود. همان طور که مسلط شدن ایران به فناوری ساخت موشک های بالستیک به ساخت موشک هایی چون سجیل، موشک های خانواده فاتح و موشک رعد رسید، تلاش های ایران در حوزه فضایی پس از گام های اولیه به توسعه حامل پیشرفته قاصد مجهز به موتور سوخت جامد سلمان با توان تغییر بردار رانش ختم شد، و در حوزه پهپادی به شاهد 129 و شاهد 191 ختم شد، کاملا می توان امیدوار بود که گام های بعدی ایران در ساخت سامانه های پدافندی برد بلند بسیار پیشروتر و توانمند تر باشد. آنچنان که حتی برخی فناوری هایی که با احتمال بالا در ساخت نسل بعدی این سامانه بکار خواهد رفت را همین الان نیز می توان دید! در اواخر بهمن ماه سال 98 نیروی هوافضای سپاه پاسداران از موشک بالستیک کوتاه برد سوخت جامد رعد 500 رونمایی کرد. این موشک با سرجنگی حدود نیم تنی قابلیت رسیدن به برد 500 کیلومتر را داراست و بر اساس تصاویر منتشر شده از تست آن دارای CEP بسیار کمی می باشد. اما آنچه که این موشک را متمایز می کرد برد آن یا سوخت جامد بودن نبود، که پیش از این در موشک فاتح-313 که یکی از موشک های خانواده فاتح است این برد محقق شده بود، و حتی در دیگر اعضای این خانواده از این برد عبور نیز شده بود. در حالی که موشک فاتح 313 از کلاهک جدا شونده با بدنه کامپوزیتی بهره می برد، این بار در موشک رعد 500 تمامی قسمت های بدنه و بخش پوسته پیشران سوخت جامد آن از مواد کامپوزیتی ساخته شده بود. بر اساس اطلاعات منتشر شده از سوی مقامات رسمی بدنه کامپوزیتی موشک قابلیت تحمل بیش از 3 هزار درجه سانتی گراد حرارت را داراست. از سوی دیگر بخش پیشران سوخت جامد این موشک و نوع سوخت آن نیز کاملا باز طراحی شده و در آن از نسل جدیدی از پیشران های سوخت جامد تحت نام زهیر استفاده شده است که توانایی کاملا بهتری نسبت به اسلاف خود دارد. حاصل این بهینه سازی ها آن شده که رعد 500 با ابعاد کلی کمتر، و وزن 1 دوم فاتح 313 توانسته به همان برد برسد. حاصل استفاده از این فناوری ها و برخی دیگر بهبود ها و بهینه سازی ها در ساخت موشک های نسل بعدی سامانه باور 373 که در حال حاضر از موشک های صیاد-4 با برد بیش از 200 کیلومتر استفاده می کند می تواند منجر به آن شود که موشک های صیاد-5 بتوانند به برد 400 کیلومتر و یا حتی بیشتر برسند. رسیدن به چنین بردی در یک سامانه پدافندی برد بلند علاوه بر دست آوردهای فنی، اثر استراتژیکی در بازدارندگی نظامی جمهوری اسلامی و تغییر شکل میادین نبرد های احتمالی آینده خواهد داشت. در اختیار داشتن سامانه ای با برد آتش 400 کیلومتر، که هر آتشبار آن دایره ای به قطر 800 کیلومتر را پوشش خواهد داد تبدیل به برگ برنده و دست بلند پدافند هوایی ایران به ویژه در هنگام پیاده کردن استراتژی A2/AD خواهد شد و ضعف هوایی فعلی ایران را تا حد قابل توجهی التیام خواهد داد. همچنین از آنجا که سامانه باور در نسخه فعلی نیز کاملا متحرک است، در زمان نبرد با حفظ تحرک و قابلیت مانور، و نیز در صورت لزوم مستقر شدن در مناطق عملیاتی جدید به کلی داینامیک صحنه نبرد را می تواند تغییر دهد؛ و ساختار قدرت هواپایه دشمنان منطقه ای و فرامنطقه ای ایران را دچار چالش اساسی کند. در ادامه تصاویری در منطقه تحت پوشش نسل بعدی سامانه باور در مناطق حضور احتمالی آن ارائه می شود: نسخه انگلیسی: https://msai.ir/2020/06/19/bavar-373-next-generation/
  12. بسم الله الرحمن الرحیم لورا ، نشان شرارت اخیرا در یک آزمایش نظامی که توجهات زیادی را در جامعه نظامی دنیا متوجه خود ساخت رژیم اسرائیل دست به آزمایش موشک بالستیک لورا زد. در این آزمایش لورا از یک شناور شلیک شد و در فاصله 400 کیلومتری هدفی را با دقت چند متر با موفقیت مورد اصابت قرار داد. اما آنچه در مورد این موشک از اهمیت ویژه ای بر خوردار است نه برد آن است و نه دقت قابل توجه آن، و نه حتی انجام این آزمایش در بستر دریا! مساله اصلی در این آزمایش بستر لانچ این موشک بود که نه از یک شناور نظامی که از یک کشتی تجاری کانتینر بر و در کنار تعدادی کانتینر شلیک شد. نحوه این آزمایش به گونه ای بود یک کشتی با ماهیت کاملا تجاری و غیر نظامی بر خلاف قوانین بین المللی که استفاده جنگ افزاری از شناور های غیر نظامی را نمی دهد نقش واحد شلیک کننده موشک را بر عهده گرفت. آخرین سابقه استفاده جنگ افزاری تحت استتار شناور های غیر نظامی به جنگ جزایر مالویناس توسط نیروی دریایی انگلیس بر می گردد. در جریان جنگ جزایر مالویناس در 1982 نیروی دریایی انگلیس علاوه بر کریر های HMS Invincible و HMS Hermes که تنها کریرهای نیروی دریایی سلطنتی بودند از کشتی های SS Atlantic Conveyor و SS Atlantic Causeway که در اصل کشتی های تجاری کانتینر بر بودند نیز بدین منظور استفاده کرد. این کشتی ها به درخواست وزارت دفاع انگلیس از تجاری به نظامی تغییر وضعیت داده و بهینه سازی هایی روی آنها جهت پذیرش بالگرد های نظامی و هواپیماهای عمود پرواز هریر صورت گرفت که با قرار دادن ردیفی از کانتینر ها در اطراف عرشه جهت استتار تکمیل شد. چنین اعمالی به وضوح این کار علاوه بر نقض قوانین بین المللی امنیت کشتی رانی تجاری را در سراسر دنیا به خطر می اندازد. کاری که البته به نظر می رسد اسرائیل خود قصد انجامش را نخواهد داشت. اتهام استفاده از پوشش غیر نظامی برای اجرای عملیات های نظامی را می توان علیه ایران نیز وارد آورد که از خودرو ها و کشنده های با پوشش تجاری به منظور مقاصد نظامی استفاده می کند. اما در اینجا 2 نکته مطرح است: اول آنکه ایران این کار را درون خاک خودش و در راستای جنگ نامتقارن انجام می دهد و نه در مناطق و آب های بین المللی. دوم آنکه ایران با این کار امنیت سایر کشور های دنیا و کشتیرانی بین المللی را به مخاطره نمی اندازد. از طرف دیگر از انجایی که اسرائیل دولتی نظامی ست و نیاز دارد تا هیمنه نظامی خود را حفظ کند لذا به نظر نمی رسد این چنین آشکار به نقض قوانین بین المللی دست زده و امنیت کشتی رانی بین المللی را بر هم زند، در واقع اسرائیل این سلاح را در شرایطی تست کرد که برای آن رژیم صرفا استفاده صادراتی دارد. این مساله انجا حساس تر می شود که بدانیم اسرائیل این موشک را قبلا در لیست محصولات صادراتی خود قرار داده است و جمهوری آذربایجان خریدار رسمی آن بوده است. همچنین به دلیل ماهیت این آزمایش، چنین سلاحی می تواند بسیار مورد توجه و علاقه بازیگران غیر دولتی و گروه های تروریستی قرار بگیرد. استفاده از چنین سلاحی با چنین روشی نه در جهت دفاع نظامی مشروع بلکه قطعا در جهت ترویج تروریسم، افزایش قدرت آتش گروه های تروریستی و بر هم زننده ی امنیت کشتی رانی تجاری جهانی و نا امن کننده ی شاه راه های تجاری دنیا خواهد بود. مصرف دیگر چنین سلاحی در چنین روشی تروریسم دولتی، انجام عملیات های سیاه (Black operetions) و عملیات های فالز فلگ و نا امن سازی و بر افروختن آتش جنگ در مناطق کم ثبات است. در تضادی کاملا آشکار، بر خلاف رونمایی های نظامی ایران که در جهت افزایش بازدارندگی و ثبات منطقه ای صورت می پذیرد، انجام این تست جنگ افزاری نویدی جز افزایش تروریسم و سلب امنیت از شاه راه های دریایی جهان نخواهد داشت.
  13. بسم الله الرحمن الحریم اگرچه فناوری نظامی و سخت افزاری آمریکا با فاصله قابل توجه از دیگر کشور ها پیش بوده و عملیات های نظامی ارتش آن کشور معمولا دارای سطح بالاتری نسبت به کشور های دیگر هستند، اما فاصله آن عملیات ها را صرفا نمی توان با فاصله سخت افزاری آمریکا با دیگر کشور ها چون روسیه توجیه کرد. اتفاق دیگری که در این امر دخیل است توان قابل توجه ISR و اکتساب هدف ایالات متحده است که عملیات های نظامی و توان سخت افزاری ارتش آن کشور را هدایت می کند که اثرات آن را به خوبی از عملیات طوفان صحرا در جنگ اول خلیج فارس بدین سو دید. در 2 دهه گذشته یکی از پرنمود ترین این توانایی در حوزه ISRTar آمریکایی ها را می توان در کمیت و کیفیت عملیات های پهپادی آنها دید که مساله و مظاهر اعمال قدرت را دست خوش تغییر اساسی کرده است. در حوزه پهپادی ایران در یک دهه گذشته تبدیل به یکی از کشور های پیشرو شده است و توان پهپادی قابل توجهی فراهم آورده است. طیف متنوعی از پهپاد ها از نمونه های کوچک دست پرتاب تا پهپاد های کلاس MALE همچون شاهد-129 و حتی نسخه های جت بال پرنده چون شاهد-191 در صنایع نظامی ایران طراحی و تولید شده است. در نیرو های مسلح ایران در مواردی چون گشت های مراقبتی، عملیات های پایش مرزها، عملیات های ضد تروریسم و نظامی استفاده گسترده ای از این پهپاد ها می شود و بار ها تصاویری از حضور و اجرای عملیات آنها منتشر شده است. اما آنچه در عمل میان توان سخت افزاری و توان عملیاتی ایران با کشوری چون آمریکا (و اخیرا ترکیه) فاصله می انداخت عدم وجود شبکه های گسترده و پیوسته ISR ، دیتا لینک ها و قابلیت های مدرن رزم شبکه محور به نحوی که درخور میادین نبرد مدرن و آینده باشد بود. این مورد اما ضعفی نبود که از دید فرماندهان ایرانی به دور مانده باشد و در سال های اخیر نشانه هایی از تلاش های جدی در این حوزه دیده شد که در خرداد ماه امسال شاهد نقطه اوج آن بودیم. اولین اقدام چشم گیر در این حوزه را می توان مشارکت پهپاد های ایرانی در عملیات شناسایی و به هلاکت رساندن زهران علوش رهبر گروه تروریستی خطرناک جیش الاسلام در جنگ سوریه دانست. زهران علوش رهبر گروه تکفیری تروریستی جیش الاسلام بود که تصاویر جنایات، به قتل رساندن ها، سر بریدن ها و تکه تکه کردن های غیر نظامیان توسط وی و گروه تحت امرش از شمار خارج است. وی و گروه تحت امرش عمدتا در مناطق جنوبی سوریه و حومه دمشق حضور داشتند. حضور در میان بافت مسکونی و در میان غیر نظامیان کار شناسایی و رهگیری او را بسیار دشوار ساخته بود؛ در عین حال درگیری تمام عیار در میان بافت شهری برای نابودی تمام افراد این گروه تروریستی با توجه به بافت شهری متراکم تلفات نظامی و غیر نظامی زیادی را به همراه می داشت. اما در دسامبر سال 2015 خبری منتشر شد که یکی از تاثیر گذارترین حوادث جنگ سوریه بود و قطعا تاثیر بسزایی در سرنوشت جنگ و نابودی گروه های ترویستی منطقه داشت. زهران علوش در عملیات مشترک نیرو های ایرانی و نیروی هوایی روسیه به هلاکت رسید. در حالی که پهپاد های ایرانی کار شناسایی وی و محل اختفای آن را بر عهده داشتند و بر صحنه عملیات نظارت آنلاین داشتند، جنگنده های روسی ساختمان محل اختفای وی و تعدادی دیگر از اعضای گروه تروریستی تحت امرش را بمباران و به جنایت های اون خاتمه دادند. اما از آنجا که این عملیات مشترکا توسط نیروهای ایرانی و نیروی هوایی روسیه انجام شد، تمام دست آورد های آن را نمی توان به پای قابلیت های عملیاتی نیرو های ایرانی گذاشت. برای قضاوت در مورد قابلیت ISR پهپاد های ایرانی نیاز به نمونه های دیگری بود. در تیر ماه سال 98 گروه های تروریستی مستقر در کردستان عراق دست به عملیات های خرابکارانه و ایجاد نا امنی در مرز های غربی ایران زدند. در پاسخ به این اقدامات سپاه پاسداران دست به عملیاتی زد که در نوع خود وجود توان عملیاتی جدیدی را در نیروهای مسلح ایران به اثبات رساند. در این عملیات پهپاد های ایرانی با ایجاد شبکه نظارتی و شناسایی بر فراز مناطق حضور این گروه های تروریستی، با استفاده از سنسور های راداری و الکترواپتیکال دست به شناسایی مواضع و مخفی گاه های پنهان شده آنها می زدند و اطلاعات مربوطه را به صورت انلاین به اتاق فرماندهی مخابره می کردند. در ادامه پهپاد ها کار اکتساب هدف را نیز بر عده می گرفتند و با نشانه گذاری لیزری گلوله های توپ هدایت شونده توپخانه سپاه را راهی مخفیگاه های تروریست ها می کردند که حاصل آن اصابت های دقیق، یک گلوله برای یک هدف، و تلفات و خسارات شدید برای تروریست ها بود. اگرچه این عملیات قابلیت عملیاتی چشم گیری را در نزد نیرو های مسلح ایرانی به نمایش می گذاشت، اما هنوز این سبک عملیات ها با توان شناسایی دقیق اهداف استراتژیک و محل اختفای فرماندهان دشمن با اجرای عملیاتی های شناسایی، اطلاعاتی، شنود و رهگیری سیگنال (SigInt) در عمق منطقه درگیری، و پیدا کردن یک هدف به خصوص و با اهمیت ویژه در میان ده ها و صد ها هدف با درجه اهمیت بسیار کمتر، فاصله قابل توجهی داشت. اما در اواخر اردیبهشت و اوایل خرداد 99 بود که اخباری منتشر شد که حاکی از افزایش توان قابل ملاحظه نیرو های مسلح ایران داشت. اولین خبر به هلاکت رساندن یکی از توانا ترین و مشهور ترین اپراتور های موشک های هدایت شونده (ATGM) در میان گروه های تروریستی در سوریه بود. در تاریخ 18 آوریل 2020 اخباری منتشر شد مبنی بر اینکه ماهر کوجاک در حالی که خودرو شخصی خود در منطقه سهل الغاب در استان ادلب در حال حرکت بوده است توسط یک فروند پهپاد مسلح ایرانی (UCAV) شناسایی شده و پهپاد پس از شناسایی دقیق هدف خود با استفاده از تسلیحات هدایت شونده ای که حمل می کرده خودروی حامل وی را منهدم کرده و وی را به هلاکت رسانده است. وی یکی از ماهر ترین و باتجربه ترین اپراتور های موشک های هدایت شونده ضد زره در میان گروه های تروریستی بود و آمار شکار های موفق وی را حتی بیش از 150 مورد ذکر کرده اند. شناسایی، رهگیری و به هلاکت رساندن وی آن هم در یک منطقه وسیع موردی بود که نسبت به عملیات ضد گروه های تروریستی مستقر در اقلیم کردستان عراق کاملا در سطح و کلاس بالاتری قرار می گرفت. اندکی بعد این خبر را خبر مهمتری تکمیل کرد و توان خیره کننده ی پهپاد های ایرانی در اجرای عملیات های جراحی گونه در عمق منطقه دشمن را برای همه اثبات کرد. در 5 خرداد ماه 99 ، هشام ابواحمد فرمانده تیپ یکم گروه تروریستی جبه تحریر در حالی که سوار بر خودروی شخصی در منطقه جبل الزاویه در ادلب در حال حرکت بود توسط پهپاد های ایرانی مورد شناسایی قرار گرفت و به هلاکت رسید. با توجه به تصاویر و اطلاعات موجود از حضور نیرو های ایرانی در منطقه، کارشناسان این عملیات را کارپهپاد های مهاجر۶ ایرانی که در فرودگاه حماه مستقر هستند می دانند. در سوی دیگر میدان، ترکیه نیز که در حمایت از گروه های تروریستی مستقر در ادلب وارد جنگ سوریه شده است و به صورت غیر قانونی مناطقی از شمال سوریه را نیز اشغال کرده است در ماه های اخیر علاوه بر سوریه در لیبی دست به عملیات های پهپادی چشم گیری زده است و جنبه جدیدی از توان اعمال قدرت خود را به نمایش گذاشت. مهمترین دست آورد عملیات پهپادی ترکیه را می توان سرکوب گسترده سامانه های پدافند کوتاه برد پنتسیر روسی دانست به نحوی که کاملا این سامانه روسی را که تبلیغات زیادی بر روی آن شده بود کاملا بی اعتبار ساخت. با توجه به اخبار منتشر شده از شمال سوریه، تحرکات نظامی و نقض آتشبس های مکرری که به ویژه از سوی گروه های تروریستی تحت حمایت ترکیه صورت می گیرد، به نظر می رسد در آینده نزدیک آتش درگیری در این منطقه مجددا روشن خواهد شد. در این میان تقابل غیر مستقیم ایران و ترکیه در عرصه عملیات های پهپادی که هر یک توان عملیاتی قابل توجهی را از خود به نمایش گذاشته اند می تواند به یکی از مهمترین نقاط تمرکز کارشناسان امور نظامی و امنیتی دنیا بدل شود.
  14. بر چه اساس باید؟ هرچند اضافه کردن سایت الکترواپتیک کار خوبیه که انجام شده که البته به نظر می رسه بیشتر جهت رهگیری هست تا شناسایی، ولی دیگه اینقدر هم آبدوخیاری نیست داستان که از 100 کیلومتری رپتور رهگیری کنید .... ضمن اینکه خرج کردن یه موشک میانبرد برا زدن یه SDB کار بهینه ای نیست. ادعای توان کشف SDB از 150 کیلومتری هم مث ادعای اول بی پایه و اساس هست به دلایل عدیده کار اشتباهیه. خیلی اشتباه ... به این سوال فکر کنید که چرا باید ظرفیت های سیستمی "خیلی" محدود یه سامانه میان برد رو خرج رهگیری کوتاه برد کرد؟ و موارد دیگه ای که بحث مفصلیه تو یکی 2 خط در نمیاد ...