seyedmohammad

Scientific Pal
  • تعداد محتوا

    1,244
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

  • Days Won

    21

seyedmohammad آخرین امتیاز شما در روز 1 آذر

seyedmohammad شما بیشتری مطالب مورد علاقه کاربران را دارید!

اعتبار در انجمن

9,570 نشان معرفت

درباره seyedmohammad

  • رتبه حساب کاربری
    ستوان یکم

Profile Information

  • Gender
    Male
  • Location
    طهران پلاک پرچم !
  • Interests
    سلاح های انفرادی.سلاح های سرد . پهپاد

آخرین بازدید کنندگان پروفایل

13,018 نمایش های پروفایل
  1. seyedmohammad

    "اندیشکده ها "

    بسمه تعالی بنیاد ژتولیو وارگاس Fundação Getúlio Vargas به معنی بنیاد ژتولیو وارگاس (1) ، که اغلب به عنوان FGV مخفف می شود، یک موسسه آموزش عالی برزیل و اندیشکده است که در 20 دسامبر 1944 با ماموریت "تحریک توسعه اقتصادی برزیل" تأسیس شد. هدف اولیه آن تهیه افراد واجد شرایط برای کار در اداره های دولتی و خصوصی در برزیل بود. FGV توسط برنامه اندیشکده ها و برنامه های جامعه مدنی دانشگاه پنسیلوانیا به عنوان اولین اندیشکده در آمریکای لاتین ، هفتمین اندیشکده در جهان در نظر گرفته شده است. FGV به دلیل ماهیت و خواستگاه دانشگاهی خود ، برنامه های کارشناسی ، برنامه های کارشناسی ارشد رشته ی " MBA" و همچنین برنامه های کارشناسی ارشد و دکترا در اقتصاد ، مدیریت تجارت ، مدیریت دولتی ، حقوق ، علوم اجتماعی ، ریاضیات کاربردی و روابط بین الملل را ارائه می دهد . FGV بیش از 90 مرکز تحقیقاتی دارد و حجم زیادی از تحقیقات دانشگاهی را تولید می کند. این موضوعات شامل اقتصاد کلان ، اقتصاد ، تجارت ، سیاست گزاری ، قانون ، بهداشت ، رفاه ، فقر و بیکاری ، آلودگی و توسعه پایدار است. FGV همچنین برنامه های تحقیقاتی را در زمینه های تاریخ ، علوم اجتماعی ، آموزش ، عدالت ، شهروندی و سیاست به پیش میبرد . FGV همچنین بنا به درخواست بخش دولتی ، شرکت های خصوصی و آژانس های بین المللی مانند بانک جهانی و بانک توسعه بین آمریکایی (IDB) پروژه هایی را اجرا می کند . نمونه های قابل توجه چنین کارهایی شامل کمک به میزبانی ریو دوژانیرو برای بازیهای پان آمریكایی 2007 و المپیك تابستانی 2016 بوده است . دفتر اصلی FGV در ریو دوژانیرو مستقر است ، همچنین در سائوپائولو و برازیلیا نیز حضور دارد . علاوه بر این ، در بیش از 100 شهر برزیل ، از طریق شبکه ای از موسسات همکار وابسته ، آموزش های اجرایی و برنامه های MBA در چندین حوزه دانش ، برنامه های آموزشی ارائه می دهد. FGV در بسیاری از زمینه های دانش مانند آموزش ، تحقیق ، مشاوره فنی ، ویرایش و انتشار فعالیت می کند. آموزش : مدارس در ریودوژانیرو:دانشکده مدیریت دولتی و تجاری برزیل دانشکده اقتصاد و دارایی برزیل دانشکده حقوق ریو دوژانیرو (حقوق ریو) دانشکده علوم اجتماعی دانشکده ریاضی کاربردی مدارس در سائوپائولو: دانشکده مدیریت بازرگانی سائوپائولو دانشکده اقتصاد سائوپائولو دانشکده حقوق سائو پائولو دانشکده روابط بین الملل انستیتوهای توسعه آموزشی : آموزش اجرایی FGV آنلاین FGV در شرکت خدمات ، فهرستها و انتشارات : مرکز مطبوعات FGV مرکز پروژه های FGV انستیتوی اقتصاد برزیل .................................... 1. ژتولیو دورنلیس وارگاس (انگلیسی: Getúlio Dornelles Vargas; ۱۹ آوریل ۱۸۸۲ – ۲۴ اوت ۱۹۵۴) یک وکیل و سیاستمدار اهل برزیل بود که ۲ بار به ریاست جمهوری رسید. وارگاس بار اول با استفاده از کودتا و ساقط کردن دولت به قدرت رسید. وی با توجه به منابع خام برزیل اقتصاد آن را به سمت تولید و صادرات هدایت کرد. portal.fgv.br/en
  2. بسمه تعالی مرکز مطالعات استراتژیک و بین المللی مرکز مطالعات استراتژیک و بین المللی Center for Strategic and International Studies که به اختصار ( CSIS ) نامیده میشود ، یک اندیشکده آمریکایی با رویکرد سیاست خارجی است . CSIS ابتدا به عنوان مرکز مطالعات استراتژیک و بین المللی دانشگاه جرج تاون در سال 1962 تأسیس شد. این مرکز مطالعات سیاسی و تجزیه و تحلیل استراتژیک از موضوعات سیاسی ، اقتصادی و امنیتی را در سراسر جهان و با تمرکز خاص روی موضوعات مربوط به روابط بین المللی انجام می دهد. از حوزه های تخصصی مطالعات این مرکز میتوان به تجارت ، فناوری ، دارایی ، انرژی و ژئواستراتژی اشاره نمود . در گزارش جهانی دانشگاه پنسیلوانیا ، این اندیشکده رتبه اول در میان گروه اندیشکده ها ی برتر دفاع و امنیت ملی و اتاق فکر شماره 2 در همه زمینه ها در ایالات متحده است. ، و همچنین به عنوان چهارمین اندیشکده در میان گروه ایده ها / طرح های خلاقانه سیاست رتبه بندی شد. CSIS در هفت سال گذشته به عنوان اتاق فکر شماره یک دفاع و امنیت ملی معرفی شده است. این مرکز در سال 1962 توسط دریاسالار آرلی بورک و سفیر دیوید منکر آبشایر تاسیس شد ، در اصل به عنوان بخشی از دانشگاه جرج تاون بود . این اندیشکده در 4 سپتامبر ، اندکی قبل از بحران موشکی کوبا ، درهای خود را به طور رسمی باز کرد . دفتر اصلی در یک بلوک دور از محوطه دانشگاه جورج تاون در یک شهرک کوچک آجری واقع در خیابان 3616 واقع شده است. اولین کارمند استخدام شده حرفه ای ریچارد آلن بود که بعداً در دولت ریگان خدمت کرد . بنا به گفته وب سایت خود ، CSIS از زمان تأسیس تاكنون به یافتن راه هایی برای حفظ برجستگی و سعادت آمریكا به عنوان نیرویی برای گسترش نیکی در جهان اختصاص یافته است. CSIS رسماً یک اندیشکده ی دو حزبی است زیرا محققانش دیدگاه های مختلفی را در طیف های سیاسی نشان می دهند . این اندیشکده به دعوت مقامات مشهور سیاست خارجی و خدمات عمومی از کنگره ایالات متحده و قوه مجریه از جمله کسانی که وابسته به حزب دموکرات یا جمهوری خواه و همچنین مقامات خارجی با پیشینه های سیاسی متفاوت هستند ، به همین جهت معمولا در اخبار ایالات متحده و گزارش های جهانی از آن به عنوان یک اندیشکده مرکز گرا ( centerist ) یاد میشود . سخنرانان گذشته شامل دبیر کل سازمان ملل بان کی مون و مشاور امنیت ملی تام دونیلون و برخی از مقامات وزارت دفاع از جمله وزیر دفاع چاک هیگل بوده اند . هیئت امنای این اندیشکده شامل بسیاری از مقامات ارشد سابق دولتی از جمله هنری کیسینجر ، زبیگنیو برژینسکی ، ویلیام کوهن ، جورج آرگیروس و برنت اسکوکروفت است .این هیئت همچنین رهبران اصلی مشاغل شرکت های آمریکایی و همچنین چهره های برجسته در زمینه های مالی ، نفت و گاز ، سهام خصوصی ، املاک و مستغلات ، آکادمی و رسانه را در اختیار دارد. در سال 2012 ، CSIS دارای 63 پرسنل برنامه ، 73 محقق و 80 کارورز بود. این مرکز همچنین با 241 مشاور وابسته و همراه و همچنین 202 عضو هیئت مشاوره و مشاوران ارشد همکاری داشته است. CSIS دسترسی های ویژه ای به منابع طبقه بندی شده در آمریکا دارد . وزارت دفاع به عنوان بخشی از قانون مجوز دفاع ملی 2012 ، CSIS را به انجام ارزیابی مستقل از منافع ایالات متحده در منطقه آسیا و اقیانوس آرام مأمور کرد . همچنین ، در ماه مه 2009 ، رئیس جمهور باراک اوباما از کمیسیون دو جانبه CSIS در زمینه امنیت سایبر به دلیل کمک به توسعه سیاست های دولت اوباما در زمینه جنگ سایبری تشکر کرد . این مرکز همچنین در ایجاد سیاست خارجی کاخ سفید بسیار تأثیرگذار بوده است. به گفته جان برنان ، مدیر سیا ، CSIS به داشتن "برخی از هوشمندانه ترین تحلیل ها و ایده های نوآورانه برای تقویت امنیت ملی ما" مشهور است . در کنفرانسی که در ژانویه سال 1963 در تالار ملل در جورج تاون برگزار شد ، این مرکز برنامه های خود را برای برنامه های فکری خود تهیه کرد. کتابی که از همایش" امنیت ملی: راهبردهای سیاسی ، نظامی و اقتصادی در دهه پیش رو " پدید آمده است ، بیش از هزار صفحه داشت. این کتاب چارچوبی را برای بحث درباره امنیت ملی و زمینه های توافق و اختلاف نظر در جامعه سیاست خارجی واشنگتن در طول جنگ سرد تعیین کرده است . این کتاب از یک چشم انداز استراتژیک در امور جهانی بحث می کند و همچنین یک مکتب فکری را در روابط بین الملل تعریف می کند . مطالعات آن دوره ی دست اندرکاران این مکتب فکری بعداً به اوج سیاست گذاری ایالات متحده ، به ویژه در دوره دولت های نیکسون ، فورد و ریگان ، راه یافتند. در اواسط تا اواخر دهه 1970 ، بسیاری از دانشمندان که در این مرکز کار می کردند ، راهی برای سمت های ارشد دولت در وزارت امور خارجه یا وزارت دفاع پیدا کرده بودند. هنگامی که هنری کیسینجر در سال 1977 از سمت خود به عنوان وزیر امور خارجه ایالات متحده بازنشسته شد ، دانشگاه هاروارد از پیشنهاد استادی به وی خودداری کرد. برای همین او تصمیم گرفت که به طور پاره وقت به تدریس در دانشکده خدمات خارجی جرج تاون بپردازد و CSIS را پایه ای برای فعالیت های واشنگتن خود قرار دهد ، این درحالی بود که پیشنهادهایی برای تدریس در دانشگاه های آکسفورد ، کلمبیا و ییل به او شده بود . او هنوز یک دفتر اداری در CSIS را حفظ کرده و همچنان به عنوان مشاور CSIS و به عنوان متولی فعالیت می کند. تصمیم کیسینجر برای پیوستن به مؤسسه مستقر در واشنگتن بیش از هر رویدادی در پانزده سال گذشته توجه بیشتری به این مرکز جلب کرد. پس از اشتغال کیسینجر ، سایر مقامات کابینه نیز CSIS را به حداقل یک کار پاره وقت تبدیل کردند. مقامات ارشد مانند جیمز شلسینگر ، بیل بروک ، دریاسالار ویلیام جی کرو و هارولد براون در اواخر دهه 1970 به CSIS پیوستند. هنگامی که زبیگنیو برژینسکی در سال 1981 پس از پایان کارتر ، به این مرکز پیوست ، روی موضوعات مرتبط با اتحاد جماهیر شوروی و انتقال لهستان به اقتصاد بازار کار می کرد. تمهیدات این مقامات ارشد دولتی به آنها امکان نوشتن ، سخنرانی و مشورت با رسانه ها و بنگاه های تجاری را می دهد و نمونه ای از شیوه ای است که CSIS می تواند هنگام ترک دولت از سیاست گذاران سطح بالا استفاده کند. در دهه 1970 و 1980 ، تعداد بیشماری از اندیشکده ها همین پروسه را گسترش دادند و یا در واشنگتن دفتر تاسیس نمودند تا بتوانند برای مقامات ارشد دولت های سابق مقدمات جذب را فراهم آورند . این اندیشکده بارها بر مستقل بودن خود تاکید کرده است ولی در عمل نشانه های زیادی از وابستگی را نشان داده است . فی المثل برخی از اساتید دانشگاه جرج تاون از کارمندان CSIS بخاطر ارائه ارزیابی های غیرقابل پشتیبانی دانشگاهی از مسائل سیاست خارجی در مصاحبه های عمومی انتقاد کردند. پس از این کمکهای مالی به دانشگاه جرج تاون به دلیل ارتباط با CSIS کاهش یافت. کمیته ویژه ای این مطلب را مورد بررسی قرار داد ، و در گزارشی بیان داشت که CSIS بیشتر از تحقیقات علمی بر روی رسانه ها متمرکز است و توصیه می کرد که CSIS به طور رسمی از دانشگاه جرج تاون جدا شود. در 17 اکتبر 1986 ، هیئت مدیره دانشگاه جورج تاون رأی داد که تمام روابط خود را با CSIS قطع کند و پیوستگی رسمی بین جورج تاون و CSIS در اول ژوئیه 1987 پایان یافت. این مرکز برای جمع آوری موقوفه و گسترش برنامه های خود با هدف تمرکز بر مناطق نوظهور جهان تلاش های زیادی انجام داده است .کار متولیان و مشاوران مرکز پس از انحلال اتحاد جماهیر شوروی در دهه 1980 ، CSIS را در موقعیتی منحصر به فرد قرار داد تا سیاست خارجی ایالات متحده را به عنوان تنها ابرقدرت جهانی توسعه دهد . این نشان دهنده درجه ای از بلوغ و اعتبار سازمانی است که بنیانگذاران هنگام تأسیس این مرکز در اوایل دهه 1960 آن را تصور نمی کردند. پس از پایان جنگ سرد ، در واشنگتن شک و تردید بوجود آمد که ایالات متحده به اندازه لازم برای رقابت در اقتصاد بین المللی مجهز نبود. این چشم انداز باعث شد تا CSIS یک پروژه را در سال 1990 ایجاد كند كه به نظر برخی از دغدغه های سنتی استراتژیك و بین المللی فاصله دارد. این عقیده منجر به تشکیل " كمسیون تقویت آمریكا " شد با این ایده که آمریكا باید به طور جدی برای تقویت نقش خود در خارج از كشور بکوشد .دیوید ابیشیر این کمیسیون را راهی برای بررسی و بهبود سیاست های اقتصادی دانست و به این نتیجه رسید که کاخ سفید باید سازمان اجرائی رئیس جمهور را مجدداً سازماندهی کند تا یک شورای اقتصادی ملی را با یک مشاور اقتصادی ملی درمورد الگوی امنیت ملی تشکیل دهد. شورای . این تمرکز جدید روی سیاست اقتصادی باعث شد تا CSIS تمرکز تحقیقاتی خود را در مورد اقتصاد بین المللی و موضوعات مربوط به توافق نامه تجارت آزاد آمریکای شمالی ، سازمان تجارت جهانی ، صندوق بین المللی پول ، بانک جهانی و همچنین بهداشت جهانی افزایش دهد. دفتر مرکز مطالعات استراتژیک و بین المللی در واشنگتن دی سی در محله دوپونت در نزدیکی بسیاری از اندیشکده های معروف دیگر واقع شده است.مرکز مطالعات استراتژیک و بین المللی دارای کارشناسان متمرکز در مناطق مختلف جهان و موضوعاتی است که برای روابط بین الملل مهم است. این موضوعات عبارتند از: دفاع و امنیت ، توسعه اقتصادی و بازسازی ، انرژی و تغییرات آب و هوایی ، بهداشت جهانی ، روندهای جهانی و پیش بینی ، حاکمیت ، حقوق بشر ، فناوری و تجارت و اقتصاد. مناطق شامل آفریقا ، قاره آمریکا ، آسیا ، اروپا ، خاورمیانه ، روسیه و اوراسیا و آسیای جنوبی است. در سال 2012 ، CSIS میزبان وزیر امور خارجه آمریكا هیلاری كلینتون بود . سالانه ، این مرکز میزبان بیش از 400 رویداد مهم و میزبان بیش از 18،000 مهمان است. در سال 2013 ، CSIS بیش از 180،000 شرکت کننده در پخش وب داشت. رویدادهای اخیر CSIS شامل سخنران ها و مهمانهایی چون نخست وزیر ژاپن ، شینزو آبه ، رییس بانک جهانی جیم یونگ کیم ، وزیر دفاع پیشین لئون پانتا ، مدیر عامل شرکت جان واتسون ،پیتر ووسر ، مدیر اجرایی رویال هلند شل ، مشاور سابق امنیت ملی ایالات متحده تام دونیلون و رئیس ستاد مشترک ستاد کل مارتین دمپسی بوده است . CSIS برنامه ها و پروژه های متعددی را انجام می دهد که هرکدام ماموریت ها ی منحصر به فرد خود را دارند. به عنوان مثال ، گروه ابتکارات دفاعی و صنعتی به نمایندگی از مشتریان و شرکتهای بزرگ تحقیقاتی را در زمینه صنعت دفاعی ارائه می دهد. مرکز سیاست جهانی بهداشت بر روی مشارکت ایالات متحده در HIV ، سل ، مالاریا ، فلج اطفال و سایر اولویت های مهم ، به ویژه تقاطع آنها با منافع امنیت ملی ایالات متحده ، تمرکز دارد. CSIS همچنین دارای چندین بودجه ی اوقافی در اقتصاد ، مطالعات چین و سایر موضوعات است. بودجه : برای سال مالی 2013 ، CSIS مبلغ 32.3 میلیون دلار درآمد عملیاتی داشت. منابع مذكور از منابع 32٪ شركت ، 29٪ بنياد ، 19٪ دولت ، 9٪ افراد ، 5٪ موقوفه و 6٪ ساير منابع بودند. CSIS برای سال 2013 هزینه های عملیاتی 32.2 میلیون دلار داشته است - 78٪ برای برنامه ها ، 16٪ برای مدیریت و 6٪ برای توسعه. در سپتامبر سال 2014 ، نیویورک تایمز گزارش داد که امارات متحده عربی مبلغی بیش از 1 میلیون دلار به این سازمان اهدا کرده است. علاوه بر این ، CSIS مبلغ ناشناخته ای از بودجه را از طریق سازمان تجارت خارجی ژاپن با بودجه دولتی و همچنین از نروژ دریافت کرده است. پس از اعلام روزنامه تایمز ، CSIS لیستی از اهدا کنندگان دولت های خارجی منتشر نمود که که شامل 13 دولت از جمله آلمان و چین است . ............................................................................ en.wikipedia.org/wiki/Center_for_Strategic_and_International_Studies www.csis.org/
  3. seyedmohammad

    "اندیشکده ها "

    بسمه تعالی اندیشکده آمریکای جدید New America اندیشکده آمریکای جدید ، که قبلا به نام بنیاد امریکای جدید شناخته میشد ، یک اندیشکده ی مرکز گرا در ایالات متحده است . این اندیشکده متمرکز بر سیاست گزاری عمومی است و حوزه ی مطالعاتش شامل موضوعات مختلفی از سیاست های عمومی از جمله مطالعات امنیت ملی ، فناوری ، دارایی ، بهداشت ، جنسیت ، انرژی ، آموزش و اقتصاد است. این سازمان در واشنگتن دی سی مستقر است و دفاتر دیگری در نیویورک سیتی و اوکلند نیز دارد . اگرچه این سازمان خود را "غیر حزبی" توصیف می کند ، اما دیدگاه های سیاسی آن توسط برخی به عنوان لیبرال یا چپ گرای لیبرال توصیف شده است. آمریکای جدید در سال 1999 توسط تد شنگر ، مایکل لیند و والتر راسل مید به عنوان یک مؤسسه سیاستگذاری غیرانتفاعی تأسیس شد که ماموریت اعلام شده آن "سرمایه گذاری روی اندیشمندان جدید و ایده های جدید برای رفع نسل بعدی چالش های پیش روی ایالات متحده است. ".این سازمان همچنان تأکید بر کارهایی دارد که "پاسخگوی شرایط و مشکلات در حال تغییر اقتصاد عصر اطلاعات یعنی قرن بیست و یکم با ایده های بزرگ ، تحلیل بی طرفانه و راه حل های عملی" است. بودجه : با وجود بیش از 140 اهداکننده در سال 2013 ، اهدا کنندگان برتر با هدیه بیش از 1،000،000 دلار ، بنیاد بیل و ملیندا گیتس ، بنیاد لومینا ، اریک و وندی اشمیت و وزارت امور خارجه ایالات متحده بودند . وابستگی با Google : آمریكای جدید به دلیل پیوندهای نزدیك خود با Google ، به عنوان یك حامی برجسته ، مورد انتقاد قرار گرفته است . براساس گزارش رسانه ها ، برای خشنود کردن گوگل ، آمریکای جدید در سال 2017 یک گروه تحقیقاتی کامل - گروه Open Markets- را بست و کارمند خود Barry Lynn را اخراج نمود ،که از گوگل به عنوان یک شرکت انحصار طلب انتقاد کرده بود و خواستار تجزیه آن شده بود . برنامه ها : این اندیشکده برنامه ها و ابتکاراتی را در خود جای داده است که به موضوعات داخلی ، اقتصادی و جهانی می پردازند. همچنین دارای یک برنامه کمک هزینه تحصیلی است. سیاست خارجی : برنامه مطالعات ملی امنیت این بنیاد ، مسائل جهانی را بررسی می کند ، از فعالیت های داخلی القاعده گرفته تا استراتژی کلی سیاست خارجی ملی. با حضور روزنامه نگارانی مانند استیو کول و پیتر برگن ، یک پیشخوان سیاسی در موضوعات افغانستان و مبارزه با تروریسم در این اندیشکده وجود دارد . این بنیاد همچنین با کارگروه خاورمیانه به کارگردانی لیلا هلال ، تمرکز سیاسی در مورد خاورمیانه دارد ، که شامل تجزیه و تحلیل و تفسیر درباره خاورمیانه و شمال آفریقا است. اقتصاد : برنامه رشد اقتصادی این بنیاد ، به کارگردانی بنیانگذاران شارل شوونینگگر و مایکل لیند ، از بنیانگذاران آمریکای جدید ، قصد دارد نگاهی به سیاست های آمریکا و مشکلات اقتصادی جهان بیندازد. برنامه یاران این سازمان از طریق برنامه Bernard F Schowsz Fellows کمک های مالی برای "پرورش نسل بعدی متفکران و روشنفکران عمومی" فراهم می کند. این کمک هزینه تحصیلی از روزنامه نگاران با استعداد ، دانشگاهیان و دیگر تحلیلگران سیاستهای عمومی پشتیبانی می کند که چشم اندازی تازه و اغلب غیرقابل پیش بینی در مورد عمده ترین چالش های جامعه ما ارائه می دهند". اندیشکده آمریکای جدید میزبان مذاکرات و رویدادهای عمومی در مورد برنامه های خود است . همچنین دارای چندین زیرساخت فنی و آزمایشگاهی برای پژوهش های مریوط به فناوری می باشد . آزمایشگاه اندازه گیری آزمایش اندازه گیری ((M-Lab) یک بستر سرور آزاد و توزیع شده برای محققان است که ابزارهای اندازه گیری اینترنت را که در سال 2009 توسط وینت سرف ، ساسچا ماینراث و چند دانشگاهی ، محقق و مؤسسه تأسیس شده است ، مستقر کرده است. این پروژه به 45 سرور در 15 مکان در سراسر جهان افزایش یافته است و در حال حاضر از پنج ابزار پشتیبانی می کند. تمام داده های جمع آوری شده توسط M-Lab در دسترس جامعه پژوهش گران است. اینترنت چمدانی : این مرکز پی گیر مطالعات در مورد یک بستر ارتباطی با منبع آزاد است که تلفنهای همراه موجود کاربران ، رایانه های مجهز به Wi-Fi و سایر دستگاه های دارای قابلیت بی سیم را برای ایجاد شبکه ی peer to peer با هم متصل می کند. شبکه های ارتباطی این پروژه بر پایه فن آوری های بی سیم شبکه ای موجود ساخته شده است و توجه گسترده ای را به خود جلب کرده است به حدی که ، در سال 2011 ، وزارت امور خارجه ایالات متحده بودجه ای را برای کاهش موانع ایجاد شبکه های ارتباطی توزیع شده اعلام کرد. .............................................................................................. www.newamerica.org/ en.wikipedia.org/wiki/New_America_(organization)
  4. بسمه تعالی اندیشکده ایفری موسسه روابط بین‌الملل فرانسه Institut français des relations internationales که به اختصار ایفری (IFRI) نامیده میشود . یکی از اندیشکده‌ های فرانسوی است که به تحقیق و پژوهش و تجزیه و تحلیل امور سیاسی جهان می‌پردازد. مهم‌ترین هدف این موسسه غنی‌سازی فرآیند سیاستگذاری از طریق ارائه بینش‌های استراتژیک در زمینه مسائل موضوعی بین‌المللی و روندهای نوظهور می‌باشد. ایفری در سال ۲۰۱۱ بر اساس گزارش طبقه بندی دانشگاه پنسیلوانیا ، برای چهارمین سال متوالی به عنوان برترین اندیشکده فرانسوی ( از میان 50 ) شناخته شد. ایفری با الهام از اندیشکده های انگلیسی وآمریکایی شکل گرفته و اولین اندیشکده فرانسوی به شمار میرود .در سال ۱۹۷۳ تیری دُ مُونبریال Thierry de Montbrial از طرف میشل ژُبِر وزیر امور خارجه فرانسه مأموریّت یافت تا مرکز تجزیه و تحلیلات و پیشبینی‌های سیاسی (Centre d’analyses et de prévisions, CAP) را در وزارت خارجه جهت بررسی و مطالعه سیستم روابط بین‌المللی تأسیس کند. در محدوده چنین ضوابطی بود که بالاخره تیری مونبریال توانست آرزوی دیرینه خود را درایجاد مرکزی تحقیقاتی و مستقل جامه عمل بخشد؛ لذا در ۱۹۷۹ با پشتیبانی و حمایت رِمون بار نخست وزیر وقت، لوئی دو گونیو وزیر خارجه و جانشینش ژان فرانسوا-پونسه به تأسیس انستیتوی فرانسوی روابط بین‌المللی همت گماشت. مارک ژیلبِر که قبلاً سمت تولیدکننده را در رادیو تلویزیون فرانسه (ORTF) بعهده داشت مقام دبیرکلّ را در انستیتو احراز کرد. ایفری در واقع برمبنای سازمانی بنام مطالعات سیاست خارجی (CEPE) بنیان نهاده شد. این سازمان خود در سال ۱۹۳۵ توسط دانشگاه‌های فرانسه و بنیاد کارنگی Carnegie جهت صلح بین‌المللی بنیان‌گذاری شده بود. درحال حاضر انستیتو ایفری با حدود هشتاد شرکت متفاوت همکاری داشته و دارای تقریباً چهارصد عضو فعّال (اعم از حقیقی و حقوقی) است. مهم ترین ماموریت های این مرکز به شرح زیر است : توسعه تحقیقات عملی درزمینه سیاست‌های بخش دولتی در سطح بین‌المللی و تشویق و تسهیل در تبادل افکار و مناسبات متقابل و سازنده درمیان محققین، دست‌اندرکاران سیاسی و رهبران افکار عمومی.ایفری به هیچ حزب سیاسی تعلّق ندارد و همواره توجّه خاصی به استقلال سیاسی و فکری خود داشته است ایفری علاوه بر فعالیّتهای تحقیقاتی خود هرساله سخنرانانی از افراد معروف را نیز گردهم میاورد تا در محیطهای غیررسمی به تبادل نظر در مورد مسائل بین‌المللی بپردازند. . هرساله بیش از ده هزار نفر در این مجالس شرکت می‌کنندو بیش از 40 نفر نیز سخنران این مراسم هستند. از سخنرانان و مدعوین سرشناس سال‌های اخیر می‌توان به افراد زیر اشاره نمود: نیکُلا سارکوزی، دمیتری مِدوِدِف، هو جینتائو، جلال طالبانی، حامد کرزای، ولادیمیر پوتین، میخائیل ساکاشویلی، عبدولای واده، واکلاو کلاوس، پرویز مُشرّف، عبدالله گل، ویکتور بوریس تَدیک، ویکتور ایانوکویچ، پُل کَگَمه، هرمن وَن رومپوی، مَنوئِل برَّزو، اَندِرس راسموسِن… ایفری هم اکنون در پی ایجاد گسترش نقش خود به عنوان یک اندیشکده ی اروپائی به جای یک اندیشکده ی فرانسوی است و بُعد اروپائی آن هدف اصلی را در فعالیّتهایش تشکیل می‌دهد؛ لذا دارای دفتری در بروکسل می‌باشد که درمارس ۲۰۰۵ افتتاح گردیده‌است. این دفتر واسطه ای میان پاریس و پایتخت بلژیک می‌باشد. وظیفه اصلی آن غنا بخشیدن به مناظرات و تبادلات فکری در اروپاست. ایفری برآنست که رشته‌های مختلف تحقیقاتی را یکجا جمع آورده تمامی ابعاد مناسبات بین‌المللی را مدنظر داشته باشد. دفتر ایفری در بروکسل هرساله حدود سی نشست و کنفرانس برپا می‌کند. موضوعات مورد بررسی این جلسات در سال ۲۰۱۱ از این قرار بود: نحوه حاکمیّت اقتصادی اروپا، سیاست اروپا در مورد کشورهای مجاور، ناتو و روسیه در رابطه با افغانستان، مهاجران غیرقانونی دراروپا، سیاست‌های اروپا درباب انرژی و محیط زیست، امنیّت فضائی دراروپا، امنیّت در آفریقای سیاه. حسن روحانی رئیس جمهوری ایران در سال 1394 در جریان سفر خود به فرانسه با حضور در محل انستیتوی ایفری فرانسه، در این انستیتو سخنرانی کرد . همچنین توماس گومار رییس وقت این اندیشکده در یک سفر به ایران در دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه یه سخنرانی و تبادل نظر پرداخت . ................................................................................ en.wikipedia.org/wiki/Institut_fran%C3%A7ais_des_relations_internationales www.ifri.org/?a=b&lang=uk www.ghatreh.com/news/nn30046584/%D8%B3%D8%AE%D9%86%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B1%DB%8C%DB%8C%D8%B3-%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D8%AA%D9%88%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84-%D8%A7%DB%8C%D9%81%D8%B1%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%87
  5. seyedmohammad

    "اندیشکده ها "

    بسمه تعالی اندیشکده شورای آتلانتیک شورای آتلانتیک Atlantic Council یک اندیشکده آمریکایی با جهت گیری ارتباطات بین المللی است که عضو انجمن پیمان اقیانوس اطلس (1) است . این موسسه در سال 1961 تأسیس شد و زمینه ی گفتگو برای رهبران سیاسی ، تجاری و روشنفکران بین المللی را فراهم می کند. این اندیشکده ، ده مرکز منطقه ای و برنامه هایی مربوط به امنیت بین المللی و رونق اقتصادی جهانی را مدیریت می کند. مقر آن در واشنگتن دی سی است . شورای آتلانتیک با مأموریت اعلام شده برای تشویق ادامه همکاری بین آمریکای شمالی و اروپا که پس از جنگ جهانی دوم آغاز شد ، تأسیس شد . در سال های اولیه فعالیت خود عمدتا شامل انتشار مقالات سیاستی و نظرسنجی از اروپایی ها و آمریکایی ها در مورد نگرش آنها به همکاری های بین المللی بود. در سال های اولیه تمرکز اصلی آن بر روی موضوعات اقتصادی بود - عمدتا تشویق تجارت آزاد بین دو قاره و تا حدی کمتر برای سایر نقاط جهان - اما در مورد مسائل سیاسی و زیست محیطی نیز کارهایی انجام داد. اگرچه شورای اقیانوس اطلس مقالات سیاست و تک نگاری هایی منتشر می کرد ، اما در سالهای اولیه ، قدرت واقعی این شورا در ارتباط آن با سیاست گذاران با نفوذ بود. این شورا در اوایل کار به عنوان "مركز جذب غیررسمی رهبران" از طرفین آتلانتیك ، با اعضایی كه در تلاش برای توسعه "شبکه های ادامه ارتباط" بودند ، ارتباط پیدا كرد. شورای اقیانوس اطلس همچنین در خارج از اروپا و ایالات متحده فعالیت می کند این اندیشکده از نخستین سازمان هایی بود که از حضور بیشتر ژاپن در جامعه بین المللی حمایت می کرد. برنامه های آسیایی این کشور از سال 2001 به دلیل نتیجه جنگ در افغانستان گسترش یافته و منجر به افتتاح مرکز و برنامه جنوب آسیا در آسیا شده است. تغییر اوضاع و هماهنگی با هند و چین در این موضوعات نیز عاملی برای این پروژه بود. دبیرکل پیشین ناتو ، آندرس فوگ راسموسن ، این شورا را " یک اندیشکده برجسته" با "شهرت دیرینه" نامید ، و سناتور پیشین ایالات متحده ، ریچارد لوگار خاطرنشان کرد که این شورا "با عزت و احترام زیادی در داخل جامعه اقیانوس اطلس برگزار می شود. ". در سپتامبر سال 2014 ، شورای آتلانتیک کارگردان بازی معروف Call of Duty: Black Ops ، دیو آنتونی را به عنوان همکار ارشد غیر ساکن استخدام کرد . شورای اقیانوس اطلس از بدو تأسیس اظهار داشته است که یک نهاد غیرحزبی است و اعضای آن "از جناح های معتدل بین المللی میان هر دو حزب" در ایالات متحده هستند . علیرغم ارتباطات خود ، این شورا بصورت مستقل از دولت ایالات متحده و ناتو ثبت شده است . در سپتامبر سال 2014 ، اریک لیپتون در نیویورک تایمز گزارش داد که از سال 2008 ، این سازمان آمریکایی کمک های مالی ای از بیش از بیست و پنج دولت خارجی دریافت کرده است. در سال 2015 و 2016 ، سه اهدا کننده بزرگ ، با هدیه بیش از 1 میلیون دلار ، میلیاردر آمریکایی ادرین ارشت، میلیاردر لبنانی بهاء حریری (برادر مستعفی نخست وزیر لبنان ، سعد حریری ) ، و امارات متحده عربی بوده اند . لیست کامل حامیان مالی بسیاری از بزرگان نظامی ، مالی و شرکتی را در بر می گیرد. اهدا کنندگان پیشرو در سال 2018 فیس بوک و دولت انگلیس بودند. شورای اقیانوس اطلس برای سران ایالت ها ، رهبران نظامی و رهبران بین المللی از دو طرف اقیانوس اطلس همواره ملاقات هایی برگزار می کند. اخیراً ، این شورا اولین سخنرانی مهم دبیرکل سابق ناتو ، اندرس فوگ راسموسن را برعهده داشت ، که در آن وی در مورد موضوعاتی از جمله افغانستان ، روسیه و روابط گسترده تر فرامنطقه ای بحث کرد. اعضای کنگره ایالات متحده نیز در این اجتماعات به عنوان سخنران مدعو ظاهر شده اند ، از جمله سناتور ریچارد لوگار و وزیر امور خارجه جان کری . این اندیشکده همچنین میزبان رهبران نظامی از دو طرف اقیانوس اطلس نیز بوده است. مرکز امنیت بین المللی برنت اسکوکروفت از ژانویه 2007 رویدادهای دوره ای با عنوان سری فرماندهان برگزار کرده است و در آنجا رهبران نظامی ایالات متحده و اروپا را دعوت می کند تا درباره تضاد منافع بین جامعه اقیانوس اطلس صحبت کنند. رویدادهای سالانه این اندیشکده شامل جوایز رهبری برجسته در واشنگتن ، دی سی، اجلاس سران آینده ، جوایز آزادی در لهستان ؛ اجلاس انرژی و اقتصادی شورای اقیانوس اطلس در استانبول ، ترکیه و جوایز جهانی شهروندان در شهر نیویورک است . در 22 فوریه سال 2019 ، شورای اقیانوس اطلس اعلامیه اصول خود را در کنفرانس امنیتی مونیخ منتشر کرد و به تشریح ارزش های مشترکی پرداخت که باید تمام دموکراسی های لیبرال غربی به آنها پایبند باشند. در ژوئیه سال 2019 روسیه اعلام کرد که فعالیت شورای آتلانتیک "تهدیدی برای اصول سیستم قانون اساسی و امنیت فدراسیون روسیه است". روسیه شورای آتلانتیک را به لیست سازمان های "نامطلوب" خود اضافه کرد و از فعالیت آن در روسیه جلوگیری کرد. ................................................................... 1. Atlantic Treaty Association پیمان اقیانوس شمالی ( ATA ) یک سازمان چتری است که با هدف گردهم آوردن رهبران سیاسی، دانشگاهیان، مقامات نظامی، و دیپلمات ها در حمایت از ناتو تشکیل شده است . با این حال ATA یک سازمان مستقل جدا از ناتو است. www.atlanticcouncil.org/ en.wikipedia.org/wiki/Atlantic_Council
  6. seyedmohammad

    اندیشکده رند

    از سوی نظام سرمایه ، تجارت بحران نیست. تجارت اعمال قدرت است. یعنی کالایی که عرضه میشه پاور پروجکشن هست . در اینجا بحران تحریک کننده ی تقاضا است.
  7. seyedmohammad

    اندیشکده رند

    به نام خدا گزارش رند : با آشوب در خیابان های ایران ، چگونه ایالات متحده می تواند به مردم ایران کمک کند ؟ بار دیگر ایرانیان برای شرکت در اعتراضات گسترده ناشی از افزایش قیمت بنزین ، به خیابانهای کشورشان ریختند و فقط با یک سرکوب وحشیانه روبرو شدند . اما به وضوح ناآرامی ها فراتر از موضوع قیمت بنزین بود و این نشان دهنده ناامیدی و عصبانیت عمیق تری از فقر اقتصادی عمومی ناشی از یک دولت فاسد ، سرکوبگر و مجازات تحریم های آمریکا بود. در جریان این اعتراضات ، مقامات آمریکایی از جمله پمپئو ، وزیر امور خارجه ، برای ابراز همبستگی با معترضین ایرانی ، حتی توییت به فارسی کردند و گزارش های نقض حقوق بشر توسط مقامات دولتی درگیر در سرکوب های شدید را در توییتر ترغیب کردند. با این حال ، با توجه به سیاست های فعلی ایالات متحده ، ممکن است جدی گرفتن چنین ابراز همدردی برای مردم ایران دشوار باشد. فراتر از حمایت کلامی ، چندین گام مشخص وجود دارد که ایالات متحده می تواند در صورت نگرانی مردم ایران از اولویت های اصلی ، بردارد. دولت ترامپ می تواند بازگرداندن تحریم های ثانویه علیه ایران را که به دنبال عقب نشینی یک جانبه آن در سال 2018 از توافق هسته ای ایران اعمال شد ، لغو کند . در حالی که احتمالاً هدف تحریم ها این بوده است که ایران را برای دستیابی به توافق بهتر به میز مذاکره بازگرداند ، ولی توافق جدیدی هنوز نتیجه نیافته است. علاوه بر این ، کمپین "فشار حداکثری" دولت در مورد تحریم های بی سابقه اقتصادی علیه ایران ، بیش از رهبری ایران به مردم ایران آسیب رسانده است. رهبران ایران سیاست های تهاجمی منطقه ای را در پاسخ به فشارهای آمریكا كه صادرات نفت ایران را به شدت كاهش داده است - از جمله حمله ناخوشایند علیه شركت نفتی دولتی سعودی آرامكو در ماه سپتامبر و شلیك به یك هواپیمای بدون سرنشین ارتش آمریكا در تنگه هرمز در ماه ژوئن ، مورد تأیید قرار دادند. . در همین حال ، فشارها به افزایش تورم و بیکاری در ایران کمک می کند. کاهش ارزش پول ایران در حال از بین بردن پس انداز متوسط ایرانیان است و منجر به هزینه های بالای زندگی میگردد . این تحریم ها عواقب جدی انسانی نیز به همراه دارد. گزارش های حقوق بشر حاکی از آن است که ، با وجود معافیت برای واردات بشردوستانه ، محدودیت های بانکی ناشی از تحریم های ایالات متحده مانع از تأمین مالی این گونه واردات می شود و منجر به کمبود دارو برای معالجه بیماری های نادر و انواع مختلف سرطان می شود. ایالات متحده می تواند مسیر را تغییر دهد و به سایر نقاط جهان اجازه دهد معاملات تجاری و مالی با ایران انجام دهند. تعلیق تحریم های ثانویه علیه متحدان نزدیک آمریکایی ها در اروپا و آسیا همچنین می تواند یک فضای بین المللی حمایتی بیشتر برای افزایش فشار ایجاد کند زیرا در صورت ادامه دریافت منافع اقتصادی وعده داده شده در توافقنامه اصلی ، ایران ، هیچ توجیهی برای انجام این کار نخواهد داشت. در حالی که ممکن است برخی در دولت ترامپ همچنان امیدوار باشند که فشار اقتصادی کافی به سقوط رژیم منجر شود ، تلاش برای اتخاذ یک رویکرد متفاوت ممکن است چشم انداز روند جدید مذاکره با ایران را بهبود ببخشد . چیزی که ترامپ در بعضی مواقع از آن حمایت می کند . دولت همچنین می تواند ممنوعیت مسافرت را برای ایرانیانی که مایل به آمدن به ایالات متحده هستند ، لغو کند. ثابت شده است که این ممنوعیت یکی از مخرب ترین سیاست های آسیب رساندن به ایرانیان طبقه ی متوسط است که بسیاری از آنها به دلیل محدودیت ها نتوانسته اند اعضای خانواده شان را ببینند یا به دنبال مراقبت های پزشکی در ایالات متحده باشند. این ممنوعیت همچنین باعث کاهش توانایی دانشجویان ایرانی در حال آموزش در ایالات متحده مشود ، این افراد دقیقاً نوع ایرانیان نسل بعدی هستند که می توانند به تقویت روابط مثبت ایالات متحده و ایران در آینده کمک کنند. علاوه بر این ، ممنوعیت مسافرت و سیاست های مربوط به آن ، نمای سنتی ای که ویژگی مثبت ایالات متحده است را ، از بین می برد . نظرسنجی های اخیر نشان می دهد که 86٪ از ایرانیان اکنون ایالات متحده را نامطلوب می بینند. اگر کمک به مردم ایران یک هدف اساسی است ، برداشته شدن ممنوعیت سفر یکی از مهمترین اقداماتی است که این دولت می تواند انجام دهد - هم به دلایل بشردوستانه و هم از نظر منافع. سرانجام ، در تلاش برای بازداشتن ایرانیان از ارتباطات داخل و خارج از کشور ، دولت ایران به مدت 5 روز پس از آغاز اعتراض عمومی در اواسط ماه نوامبر ، اینترنت را خاموش کرد ، اقدامی شدید به معنای فروکش کردن توانایی معترضان برای سازماندهی علیه دولت.درحالی که حاکمیت ایران دسترسی به اینترنت را در خلال خاموشی حفظ کرده بود . ایالات متحده به دلیل خاموش بودن اینترنت ، تحریم های مبتنی بر املاک را به وزیر اطلاعات ایران تحمیل کرده است ، اما در صورت عدم حمایت گسترده تر ایالات متحده از ایرانی ها ، این قدم احتمالاً این اقدام به عنوان یک ژست صرف تلقی می شود که اساساً دسترسی ایرانیان به دنیای بیرون را تغییر نخواهد داد. تلاش وزارت امور خارجه برای تشویق دسترسی بی مانع ایران به اینترنت ، از جمله حمایت از تلاش های شهروندان عادی ایرانی برای دور زدن این محدودیت ها برای دسترسی به اطلاعات ، اقدامی در جهت صحیح است ، خصوصاً اگر در کنار سایر اقدامات برای رفع فشار از روی مردم ایران قرار گیرد . ایرانیان در اعتراض برای حكومتی بهتر كه باعث می شود رفاه مردم ایران در اولویت مداخلات منطقه ای پرهزینه دولت و غنی سازی قرار گیرد ، هستند . به همین دلیل ایرانیان مستحق حمایت آمریکا هستند. درعوض ، سیاستهای فعلی ایالات متحده به ملت ایران در حالی که نتوانسته اند به اهداف استراتژیکی نایل شوند ، آسیب می زند. اگر ایالات متحده سیاست هایی را برای ایجاد آینده ای بهتر برای مردم ایران دنبال کند ، ممکن است آنها از تولید سیاست های کمتر خطرناک تر سود بیشتری به دست آورند. پ.ن. : متن بالا مربوط به آبان پارسال و زمانی است که اندیشکده رند بالاخره پس از چند هفته به اعتراضات ایران واکنش نشان داد . نوشتار توسط دالیا داسا کای نوشته شده است . وی دانشمند ارشد سیاسی و مدیر مرکز سیاست های عمومی خاورمیانه در RAND است. این تفسیر در ابتدا در تاریخ 3 دسامبر 2019 در لس آنجلس تایمز منتشر شدو سپس از وبگاه اندیشکده رند منتشر گردیده است . نویسنده عمدتا در مباحث مربوط به دیپلماسی بین المللی روابط اقتصادی بین المللی و جنبشهای اصلاحات سیاسی در ایران و خاورمیانه قلم میزند . نویسنده هرچند ادعاهای خصمانه دیگر اندیشمندان و مقامات سیاسی آمریکارا برعلیه دولت و ملت شریف ایران تکرار میکند ولی به این واقعیت که هدف از تحریم های آمریکا ، نه دولت ایران بلکه ملت ایران بوده است ، اذعان میکند . وی در انتها با طرح پیشنهاداتی ، به دولت آمریکا میکوشد زمینه را برای ترمیم وجهه ی ایشان در نزد مردم ایران آماده کند . .............................................. www.rand.org/blog/2019/12/with-chaos-in-the-streets-of-iran-heres-how-the-us.html
  8. seyedmohammad

    اندیشکده رند

    بسمه تعالی نابود کردن اقتصاد ایران به ایالات متحده کمک نمی کند مقاله ی زیر توسط علیرضا نادر نوشته شده و در پی آن است که با بیان عواقب تشدید تحریم ها و بررسی آثار استراتژیک آنها و در نهایت با سنجیدن اهداف راهبردی آمریکا ، میزان همگرایی این سیاست را با اهداف کلان آمریکا در مورد ایران بسنجد . نویسنده در ابتدا با توضیح شرایط حاکم بر روابط ایران و آمریکا می نویسد : دولت ترامپ مجموعه ای از سیاست های به ظاهر تهاجمی را علیه ایران اعلام کرده است ، از جمله خروج از توافق هسته ای موسوم به برنامه جامع اقدام مشترک (JCPOA). به نظر می رسد سیاست فشار "جدید" ایالات متحده علیه ایران اعمال تحریم های اضافی علیه سازمان هایی مانند سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. منتقدان JCPOA ادعا می کنند که تحریم های جدید نه تنها JCPOA را "اصلاح" می کند ، بلکه کمک می کند تا نفوذ روزافزون ایران در خاورمیانه را نیز تقویت کنیم. هر دو فرض اشتباه است. وی در ادامه با دفاع از توافق برجام مینویسد : JCPOA در محدود کردن برنامه هسته ای ایران مؤثر بوده است ، واقعیتی که توسط آژانس بین المللی انرژی اتمی و سایر طرف های JCPOA ، یعنی انگلیس ، فرانسه ، آلمان ، روسیه و چین تأیید شده است. اقدامات دولت ترامپ بعید به نظر می رسد که سیاست های منطقه ای ایران را تغییر دهد یا رژیم ایران را در خانه تضعیف کند. به احتمال زیاد اقتصاد ایران در اثر تحریم های جدید آمریکا آسیب دیده است ، زیرا نرخ جذب سرمایه گذاری های خارجی قبلی در پاسخ به لفاظی ترامپ کند شده است. در این میان بزرگترین بازنده رژیم ایران نخواهد بود بلکه مردم ایران هستند و تلاش ایالات متحده باعث ایجاد یک ایران کمتر متضاد خواهد شد. نویسنده با برشمردن نقاط قوت سپاه می نویسد ، سپاه مسئول گسترش چشمگیر ایران در خاورمیانه است. ایران یک بازیگر اصلی در عراق ، سوریه و لبنان است. تهران همچنین نفوذ قابل توجهی در افغانستان و حتی در کشورهای نسبتاً دور مانند یمن دارد. سپاه همچنین یک بازیگر مهم اقتصادی در ایران است. بنابراین به نظر می رسد منطقی باشد که تحریم ها علیه سپاه کمک می کند تا قدرت این کشور در خاورمیانه کاهش یابد. اما این ماجرا متاسفانه به صورت عکس صادق است. پول ، تنها انگیزه سپاه در شکل دادن به سیاست های منطقه ای ایران نیست. در عوض ، ترکیبی از غیرت انقلابی ، ترس از دشمنان خارجی ، ناسیونالیسم ایرانی و بی ثباتی منطقه ای باعث موفقیت های سپاه در منطقه شده است. بله ، ایران سرمایه گذاری قابل توجهی برای گسترش قدرت خود نیاز دارد. تهران نه تنها بودجه حزب الله و رژیم اسد را در سوریه تأمین می کند بلکه بی شمار گروه های طرفدار ایرانی در عراق ، افغانستان و فلسطین را نیز پشتیبانی می کند. اما ایران توانسته است قدرت منطقه ای خود را حتی تحت شدیدترین مجازات های اعمال شده قبل از برجام هم گسترش دهد. ظهور دولت اسلامی و فروپاشی دولت در مکانهایی مانند سوریه به ایران اجازه داده است از ترس و بی ثباتی برای گسترش قدرت خود سوءاستفاده کند. جمعیت شیعه منطقه ، گرچه همیشه از نظر عقیدتی با ایران همسو نیست ، اما برای محافظت در مقابل سنی های افراطی ، چاره ای ندارند جز آنکه به تهران مراجعه کنند. با توجه به توانایی IRGC در بسیج شیعیان ناسازگار از نظر تاریخی ، ایران نیازی به میلیاردها دلار برای قدرتمند شدن ندارد. به نظر نویسنده ی مقاله تحریم های جدید ایالات متحده نیز احتمالاً تلاش های رئیس جمهور حسن روحانی برای آزادسازی اقتصاد را تضعیف می کند. مخالفان JCPOA غالباً ادعا می كنند كه "افراد معتدل" مانند روحانی از نظر اهداف و ایدئولوژی های با سپاه قابل تمایز نیستند. هیچ کس در نظام سیاسی ایران را نمی توان طرفدار آمریکا قلمداد کرد. نادیده گرفتن یا انکار واقعیت های سیاسی در ایران ، به منافع آمریکایی ها آسیب می رساند. دولت روحانی علی رغم سوء ظن های عمیق رهبر معظم انقلاب ، آیت الله علی خامنه ای ، توانست در مورد برجام مذاکره کند. رئیس جمهور ایران ابراز امیدواری کرد که رفع تحریم های وعده داده شده توسط JCPOA به آزادسازی اقتصاد ایران و جذب سرمایه گذاری قابل توجه خارجی ، کاهش وابستگی ایران به صادرات انرژی و تضعیف بالقوه تضعیف سپاه در بخش های کلیدی اقتصادی کمک کند. اما با تحریم های ایالات متحده علیه سپاه در نهایت همه ایرانیان ، از جمله کسانی که خواهان روابط بهتر با واشنگتن هستند ، مجازات خواهد شد. آزادسازی اقتصادی ممکن است جناح روحانی و خودی رژیم را که غالباً با نفوذ آمریکا در منطقه مخالفند ، اذیت کند ،اما میلیون ها ایرانی طبقه متوسط در صورت پیش بینی روابط بهتر ایران و آمریکا ، از خصوصی سازی ، سرمایه گذاری خارجی و فرصت های شغلی جدید برای شرکت ها بهره مند می شوند. تحریم های ایالات متحده علیه سپاه ، که می تواند روند آزاد سازی اقتصاد را کند کند ، در نهایت همه ایرانیان ، از جمله کسانی که خواهان روابط بهتر با واشنگتن هستند را مجازات خواهد کرد . ادعاهای خامنه ای مبنی بر اینکه هرگز به آمریکا اعتماد نمی شود ، بیشتر به عنوان سخنان سیاسی صرف در آمریکا نگریسته میشود در حالیکه بیشتر واقعیت به نظر می رسد. تلاش های دولت ترامپ برای تعیین عیار ایران و تضعیف JCPOA بدون توجیه ، ظن عموم مردم ایران در مورد اهداف آمریكا را تقویت می كند. در نهایت نویسنده با بیان اینکه سپاه به دلیل تحریم ها جلوی گسترش طلبی خود در خاورمیانه را نخواهد گرفت. و تحریم ها باعث ضعف رژیم ایران در داخل نخواهد شدبیان میدارد : تحریم ها ممکن است قبل از برجام در ساخت اهرم های آمریکایی کار کرده باشد. اما ، شرایط سیاسی در ایران و حضور آمریکا چه در خاورمیانه و چه در سراسر جهان در چند سال گذشته تغییر چشمگیری داشته است. ایالات متحده اعتبار خود را در بین مردم ایران و متحدان ایالات متحده که به مذاکره درباره برجام کمک کرده اند از دست داده استو ایران در خاورمیانه از گذشته قدرتمندتر است ، به خصوص که قدرت های بین المللی مانند روسیه ، کشورهای منطقه ای مانند عراق و حتی ترکیه به عنوان بازیگر سرنوشت ساز منطقه ای به ایران روی آورده اند. ............................................................................................. www.rand.org/blog/2017/10/killing-irans-economy-wont-help-the-us.html
  9. seyedmohammad

    اندیشکده رند

    به نام خدا رها کردن توافق هسته ای با ایران نوشته شده توسط جیمز دابینز منتشر شده در وبگاه اندیشکده ی رند نویسنده با اشاره به خطرات برهم زدن توافق هسته ای ضمن برشمردن نتایج و پیامد های احتمالی آن در پی هشدار دادن به تیم حاکم کاخ سفید و بر حذر داشتن آنها از گزینه ی نظامی است . وی در ابتدا می نویسد : روسای جمهور جدید با تجربه محدود در حوزه امنیت ملی ، خطر ارتکاب خطاهای بزرگی دارند که بعضاً هزینه های آن برای ملت گران تمام می شود. به تصمیم رئیس جمهور جان اف کندی فکر کنید که حمله به کوبا را توسط سیا اجرا نمود و به طرز ناموزونی در خلیج خوک ها پایان یافت . تصمیم لیندون جانسون برای افزایش گسترده درگیری آمریکایی ها در جنگ داخلی ویتنام ، اعزام صدها هزار سرباز جنگی آمریکایی برای تکمیل حضور مستشاری در این کشور. تصمیم رونالد ریگان برای مداخله در جنگ داخلی لبنان که با بمب گذاری در پادگان مارینز در بیروت و عقب نشینی متعاقب آنها پایان یافت. اشتباه مشابه بیل کلینتون در مداخله در سومالی که منجر به حادثه بلک هاوک داون شد. و از مهمتر از همه ، تصمیم جورج دبلیو بوش برای حمله به عراق بر اساس اطلاعات ناقص . این تصمیمات تقریباً به صورت جهانی به عنوان اشتباهاتی پرهزینه شناخته میشوند حتی گاهی اوقات توسط روسای جمهوری که آنها را مرتکب شده اند به عنوان یک اشتباه ذکر شده اند . وی تصریح میکند : ما در حال تجربه ی دولت کم تجربه ترین رئیس جمهور آمریکا در تاریخ مدرن آمریکا قرار داریم. هیچ رییس جمهوری از پیشینیان ، در حوزه امنیت ملی قابل مقایسه با ترامپ نیست . در ادامه نویسنده با بررسی پیامد وارد شدن آمریکا به فاز نظامی ، می نویسد: این جنگ به یک لشگرکشی چند ساله نیاز دارد ، مشابه برنامه ای که ایالات متحده و متحدین اروپایی خود از سال 1991 تا 2003 روی عراق پیاده کردند و شامل بیش از یک دهه پروازهای مستمر و بمباران های متناوب است. البته حتی در آن زمان هم ایالات متحده مطمئن نبود كه موفق شده است برنامه تسلیحات هسته ای عراق را از بین ببرد. اما در مورد ایران ، ایالات متحده متحدین اروپایی را در کنار خود نخواهد داشت ، با عدم حمایت سازمان ملل متحد برای انجام کارزار نظامی ، ممکن است به برخی از پایگاههای لازم دسترسی پیدا نکند ، و با نهایتا آنکه باید با یک دشمن بسیار تواناتر مقابله کند. همچنین ایران برخلاف عراق قادر است مدرن ترین سیستم های دفاع ضد هوایی را از خارج از کشور تهیه کند. در انتها نویسنده با اشاره به وضعیت داخلی سیاسی آمریکا ، بیان میکند که در دوران مدرن ، آمریکایی ها به دنبال رییس جمهوری بودند که تمایلات متکثر کنگره را که اعضای آنها از حوزه های انتخابیه با گرایش های متفاوت انتخاب می شوند ، متعادل کند. اما به نظر می رسد اکنون ما در شرایطی هستیم که باید برای مقابله با سیاست های ناعادلانه و کوتاه بینانه ی رئیس جمهور باید روی کنگره حساب کنیم. در نتیجه ، سیستم چک و تعادل آمریکایی ممکن است به زودی یک آزمایش غیر عادی با عواقب مهم را تجربه کند. ......................................................................................... www.rand.org/blog/2017/10/punting-on-the-iran-nuclear-deal.html
  10. seyedmohammad

    اندیشکده رند

    بسمه تعالی چگونه می توانیم ایران را از تبدیل شدن به کره شمالی بعدی بازداریم ؟ تفسیر زیر که توسط مایکل جی. مزار ، از همکاران دانشکده تحصیلات تکمیلی پردی اندیشکده رند نوشته شده است به مباحث تکثیر سلاح و کنترل سلاح ،دیپلماسی بین المللی با ایران و بررسی تجربه تعامل آمریکابا کره شمالی در مورد سیاست بازدارندگی هسته ای می پردازد . وی با اشاره به تجربه آمریکا در مورد کره شمالی خواستار عدم خروج کامل و پایبندی آمریکا به برجام است . این گزارش و گزارش های مشابه نشان میدهد که با وجود امضای برجام و تعطیلی نسبتا کامل برنامه ی هسته ای ایران ؛ هنوز هم دانش هسته ای ایران و توانایی های بالقوه ی ما برای بازگشت به برنامه ی هسته ای برای ناظران غربی ، نگران کننده بود . هرچند که با وجود چنین صداهایی که آنها هم عمدتا از سوی لیبرال ها بود بازهم ترامپ با وقاحت تمام از برجام خارج شد ولی توجه به ادبیات تصمیم سازانه ی مقاله - هر چند در سمت و و سویی مخالف دولت حاکم - شایان توجه است . در ابتدا نویسنده با اشاره به اخبار اخیر درباره کره شمالی شامل برنامه شتاب گیرنده هسته ای ، لفاظی های بیش از حد تهدید آمیز و تهدیدات جنگ به عنوان یکی از خطرناک ترین بحران های بین المللی در دهه های اخیر ، مقاله را آغاز میکند . وی می نویسد : تراژدی بزرگ این است که ، 25 سال پیش ، ایالات متحده توافق نامه ای را برای محدود کردن برنامه کره شمالی منتشر کرد. اما تندروها در آمریكا كه از شرایط آن ناراضی بودند ، این معامله را با قصد مبهم وادار كردن و اجبار کره شمالی به چیزی بهتر ترك كردند. اما کره شمالی هرگز این کار را نکرد و اکنون ایالات متحده با یک برنامه فرار کره شمالی و خطر بسیار نزدیک درگیری باقی مانده است. به نظر وی ، همه اینها درس هایی مهم برای چالش های فوری سیاست خارجی دارد: تجربه ایالات متحده با کره شمالی دلیل قدرتمندی برای حفظ توافق هسته ای ایران ارائه می دهد. در ادامه وی می نویسد : این توافق نامه ، برنامه جامع اقدام مشترک (JCPOA) ، مورد انتقاد شدید رئیس جمهور و طیف وسیعی از ناظران امنیت ملی قرار گرفته است. برخی در دولت نسبت های ناروا به معامله منع گسترش سلاح های ایران. داده اند . یک گزارش حتی پیشنهاد میکرد که رئیس جمهور برخی از دستیارانش را برای نوشتن طرحی جهت دور زدن برجام به طور مستقل از کانال های بین المللی ، مامور کند . ظاهراً این ایده از عقب نشینی و اجبار ایران در معامله بهتر است. اما ما قبلاً اینجا بوده ایم و قضیه کره شمالی نشان می دهد که محدود کردن ناقص اما مفید در مورد برنامه هسته ای چقدر خطرناک است. وی سپس با بیان جزئیاتی از پرونده اتمی کره شمالی می نویسد : هنگامی که ایالات متحده در دهه 1990 با برنامه هسته ای کره شمالی روبرو شد ، وارد مذاکراتی شد که "چارچوب توافق شده" در اکتبر 1994 را تولید کرد. کره شمالی عملیات یک راکتور هسته ای را متوقف کرد ، ساخت دو مورد بزرگتر را متوقف کرد ، مواد هسته ای اش را تسلیم کرد و به آژانس بین المللی انرژی هسته ای (آژانس انرژی هسته ای) اجازه نظارت بر تأسیسات خود را داد. این کارها در عوض وعده های داده شده در مورد راکتورهای آب سبک ، منابع نفت ، تضمین عدم تجاوز آمریكا و چشم انداز روابط كامل دیپلماتیک با آمریكابود . وی می افزاید : بدون محدودیت های این معامله ، تخمین ها حاکی از آن بود که یک برنامه با سرعت کامل کره شمالی می تواند صدها کیلوگرم دیگر پلوتونیوم و در نتیجه ده ها بمب دیگر تولید کند. بازرسی های آژانس بین المللی انرژی اتمی اطلاعات جدیدی در مورد برنامه شمال ارائه دادند که موضوع را تایید می نمود . اما این اتفاق هرگز نیفتاد ، تا حدودی به این دلیل که دولت جورج دبلیو بوش وارد تردید شد و تصمیم گرفت که چارچوب توافق شده را لغو کند. این کار را در سال 2002 انجام داد ، اما هیچ برنامه ای برای جایگزین کردن نداشت . آنچه وجود داشت فقط یک تصور عصبی و خصمانه از رویارویی با کره شمالی بود . پیونگ یانگ بلافاصله و قاطعانه پاسخ داد ، آتش راكتور اصلی خود را روشن کرد ، بازرسان آژانس انرژی هسته ای آژانس بین المللی انرژی هسته ای را اخراج كرد و 8،000 میله سوخت هسته ای را برای پردازش مجدد و سرپیچی از پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای فرستاد. برنامه هسته ای این کشور از آن زمان تا کنون در حال پیشرفت بوده و مستقیماً به بحران امروز منتهی می شود. نویسنده سپس نتیجه میگیرد : اگر آمادگی عواقب را ندارید ، توافق هسته ای ناقص اما کارآمد را دور نریزید. برای این منظور وی استدلال میکند به اینکه در سال 1994 ، تصور می شد كره شمالی دارای پلوتونیوم برای یك یا دو بمب است اما امروز ، اگر به برخی گزارشهای اخیر باور شود ، تخمین ها ی( PDF ) از 13 تا 30 سر جنگی اتمی یا حتی به اندازه 60 تا است. درس این ماجرا واضح است: اگر آمادگی عواقب را ندارید ، توافق هسته ای ناقص اما کارآمد را دور بریزید. پیش بینی های نویسنده در مورد رفتار های آمریکا پس از برجام نیز جالب توجه است : اگر آمریکا مشابه رفتار با کره را انجام داده و JCPOA با ایران را کنار بگذارد ، چیزی مشابه همان انتهای داستان کره شمالی ، احتمالاً در انتظار ایالات متحده است. آمریکا می تواند به طور یک جانبه از صدور گواهی عمل به تعهدات ایران امتناع ورزد ، به طور مؤثر توافق نامه را دور بزند یا سعی در تحریک ایران برای عقب نشینی کند . مانند کره شمالی ، این کار احتمالاً با اتهامات تقلب همراه است در این صورت آمریکا خواستار مذاکره مجدد با مقررات سخت تر است و خواستار تغییر در رفتارهای ایرانی در سراسر منطقه خواهد شد . در صورت سر زدن چنین رفتاری از آمریکا ، گزینه های ایران از نظر مقاله اینها هستند : ایران می تواند قاطعانه چنین خواسته هایی را رد کند و خود را بدون قید و شرط پیرو JCPOA اعلام کند و یا اینکه علناً سیاست هسته ای را در پیش بگیرد ، شاید با اروپا همکاری کند تا طرح های توافق را حفظ کند. در هر صورت ، به هر حال بسیار محتمل است كه تندروهای ایران كه قبلاً از امتیازات انجام شده در JCPOA ناراحت هستند ، تقاضای خود را برای سرعت بخشیدن به كار هسته ای مضاعف كنند. هرچه موضع عمومی این کشور باشد ، ایران احتمالاً کار بر روی تأسیسات مخفی را تسریع خواهد کرد. اگر این معامله کاملاً از هم پاشید ، سیستم های نظارت آژانس بین المللی انرژی هسته ای از بین می روند و بازرسی های آژانس پایان می یابد. آگاهی از کار هسته ای ایران رو به زوال خواهد بود . برنامه هسته ای ایران می تواند پیشرفت کند ، زیرا در اطراف تاسیسات مخفی سانتریفیوژ های مخفی ساخته شده است. ایران می تواند در جبهه های دیگر ، مانند کاهش سرعت همکاری با داعش و یا ایجاد مشکلات جدید در عراق ، مشکلاتی را ایجاد کند. ایالات متحده می تواند سعی کند تحریم ها را دوباره به کار ببندد ، اما خود را از نظر دیپلماتیک ، نسبت به چین ، روسیه و حتی اروپا منزوی کرده و این کشورها را عصبانی می کند که نتیجتا در هماهنگی های مؤثر چند جانبه کنار گذاشته خواهد شد . نتیجه بدترین وضعیت برای همه ی جهان خواهد بود: بدون بازرسی و مجازات و اجبار برای بازگرداندن آن بازرسی ها . نهایتا به نظر این مقاله ، طی چند سال ، ایالات متحده می تواند خود را در نسخه کمتری از بحران امروز کره شمالی پیدا کند: ایرانی با مواد هسته ای برای چند بمب و یک برنامه موشک کاملاً مستقر . واشنگتنی که به طرز ناامیدانه ای در تلاش است تا بفهمد خطوط قرمز واقعی اش کجاست. اسرائیلی که در آستانه حمله نظامی قرار دارد. اجماع بین المللی پراکنده. خطر جنگ با ایران و یک فاجعه دیپلماتیک جهانی بسیار واقعی . اینها نتایج محتمل چنین اقدامی خواهد بود. توصیه ی نویسنده برای جلوگیری از رسیدن به چنین وضعیتی به دولتمردان کاخ سفید به شرح زیر است : یکی از اهداف دیپلماسی مؤثر ، جلوگیری از موقعیتهایی است که تنها گزینه ها ، کاپیتولاسیون ( تسلیم کامل ) یا جنگ باشد. گاهی اوقات سازش ناقص بهترین راه برای خروج از چنین معضلات است. دولت بوش در سیاست کره شمالی خود این واقعیت را نادیده گرفت و اکنون جهان با عواقب آن زندگی می کند. در یک زمینه ، جهان هم اکنون حتی از سال 2002 نیز خطرناک تر و پرتحرک تر است ، دیگر وقت آن نیست که دوباره همان اشتباه را انجام دهیم. پ.ن. گزارش یک نقد کلی در سیاست خارجی آمریکا مطرح کرده که در یک خط قابل جمع هست: "آمریکا تکلیف خودش رو از پای معامله رفتن نمیدونه" که البته از اساس حرف غلطی هست. نخست اینکه بقای سیاسی خارجی تهاجمی آمریکا در سراسر دنیا همیشه مسئله امنیت یا در اصل ناامنی بوده. دوم؛ از طرفی این سیاست مشتری خارجی هم داره، به آمریکا برای تامین امنیت پولهای هنگفتی پرداخت شده. علت عمده اش هم یک فرصت خاص در دمکراسی های عمدتا ضعیف برای چنین نفوذ نظامی-امنیتی هست، که آمریکا بهترین بهره برداری رو تا الان از این فرصت ها کرده. و اون هم امنیت سیاسی شکننده این دمکراسی ها و نگرانی از ارتشهای قوی هست. باید گفت که همه کشورهایی که اختلافات و خشونت های سیاسی داخلی دارند، غالبا در اثر اختلافات جغرافیایی/قومیتی/فرهنگی/عقیدتی به درگیری میرسند و یا اینکه ارتشها دست به کودتا و تشدید بحران یا از بین بردن دمکراسی میزنند، که اگر کمی پولدار باشند یا موقعیت جئوپلوتیک اینها بتونه فرصت های اقتصادی خوبی فراهم کنه، بسرعت سیاسیون و صاحبان خود این کشورها سراغ قدرت های خارجی میرن و از ابزار نظامی اونها استفاده میکنند یا اینکه کنترل نظامیان خودشون رو به قدرت خارجی واگذار میکنند. واضح ترین دلیل ترس نسبت به فرماندهان ارتش ها و وجود بحران هایی هست که منجر به سوء استفاده های اینچنین خواهد شد. یک قدرت متوازن کننده که سیاست استعماری سرزمینی نداشته باشد این امکان رو براشون فراهم میکنه که شکاف های امنیتی رو با کمکش پر کنند. آمریکا سالها این نقش رو در دنیا در بسیاری از تعارضات بعد از جنگ دوم بازی کرده. هر جا خلاء امنیتی وجود داشته، سعی کرده در قالب پیمان های مختلف حضور پیدا کنه و با پر کردن اون خلاء مانع دست به اسلحه شدن و یا بدست گرفته شدن مدیریت روابط و تنش ها در اون مناطق توسط سایر بازیگران وحتی بازیگران قدرتمند داخلی اون کشورها شده. بعبارتی همه راه ها در دنیا رو به سمت واشنگتن خم کردند. طوری که شاهدیم دو رقیب نظامی منطقه ای مانند مصر و اسراییل ارتشهاشون رو با کمک آمریکا ساخته اند. خوب طبیعی هست که با این رویکرد، ناامنی و بحران و بهره گیری از فرصت های ایجادشده توسط بحران برای آمریکا منافع بسیاری داشته باشه. اینها به همین سبک با ردای خلع سلاح هسته ای، ایجاد بحران هسته ای و برهم زدن موازنه های قدرت رو دنبال میکنند. بعبارتی اگر همه کشورهای منطقه خاورمیانه سلاح هسته ای داشته باشند، کسی قادر به بهره گیری نیست و احتمال جنگ در چنین شرایطی بسیار بسیار کم خواهد شد. همانطور که آمریکا و شوروی هیچ گاه به جنگ با یکدیگر نرفتند. ایضا همه درگیری های هند و پاکستان نیز محدود و کوچک باقی ماند. آمریکا از برهم زدن برجام، فشار به ایران برای آزمایش بمب اتم رو دنبال میکرد. و در برابر این بمب اتم، فروش و نصب صدها میلیارد دلار تجهیزات حفاظتی تحت شبکه(قابل مدیریت و کنترل از خاک آمریکا)، میلیون ها دلار مشاوره و دلالی امنیت هسته ای و ... رو در پیش داشت. ایضا استقرار بمب اتم در کشورهای عربی توسط خودش رو که سبب میشد تا هزینه های بسیار زیادی برای اجاره این بمب ها از اعراب طلب کنه. از طرفی دیگر، ایران دارای بمب اتم، تهدید بسیار جدی برای اروپایی میشد که در برابر تجهیزات دفاع موشکی آمریکایی مقاومت نشون میده. همینطور توسعه فناوریهای نظامی جدیدی که با این توجیه "جهان ناامن" بوجود میان، مثل دفاع فضایی، اقدام از فضا علیه اهدافی بر روی زمین که با وجود ایران و اعراب هسته ای، داشتن چنین برتری که به حجم زیادی منابع مالی هم احتیاج داشت رو توجیه میکرد و ... و ... اصولا باید گفت سیاست خارجه آمریکا مبتنی بر ایجاد بحران و توسعه بحران به سطوح جدید هست بخصوص در مناطق دارای بازار بالفعل فروش تسلیحات. و در منطقه خاورمیانه توجیه بیشتری دارد آنهم زمانی که نفت به اولویت کمتری تنزل پیدا کرده. (پی نوشت از واریور ) ....................................................................... www.rand.org/blog/2017/08/how-we-can-keep-iran-from-becoming-the-next-north-korea.html
  11. seyedmohammad

    اندیشکده رند

    نیروهای نیابتی ایران از هر زمان دیگری قدرتمندتر هستند این تفسیر سیاسی که توسط دو نویسنده یعنی خانم آرین طباطبایی و کالین پی کلارک نوشته شده است پس از موفقیت های اخیر نیروهای هم پیمان با ایران در سوریه و یمن شکل گرفته است و در پی ترسیم فضای فکری صحیحی از قدرت ایران برای تصمیم گیران غربی است . بالاخص با تصمیم ناگهانی ترامپ جهت خروج از سوریه مخالف است و میکوشد دلایلی جهت جلوگیری از این اتفاق بیاورد . همچنین تلاش میکند روشن سازد که تحریم های مالی بخش مهمی از هر استراتژی ضد تروریسم ( به ادعای آمریکا ) است؛ اما ناکافی است و عقیده دارد هرچه زودتر دولت ترامپ این موضوع را درک کند ، زودتر نفوذ روزافزون ایران متوقف می شود. در ابتدا نویسندگان تاکید میکنند که از زمان ریاست جمهوری دونالد ترامپ ، دولت وی استراتژی به اصطلاح حداكثر فشار را برای تغییر روند سیاست های خارجی و امنیتی ایران دنبال كرده است. این استراتژی به شدت بر تحریم ها متکی است تا بتواند رفتار ایران را با پیچیده شدن دسترسی هایش به بازارهای خارجی و زیرساخت های مالی بین المللی تغییر دهد. هدف اصلی قطع منابع مالی مورد نیاز تهران برای حفظ برنامه های هسته ای و موشکی و شبكه ای از نزدیكان از جمله حزب الله لبنان ، شبه نظامیان مختلف شیعه در عراق ، حوثی ها در یمن و شبکه رو به رشد مبارزان خارجی افغانستانی و پاکستانی در سوریه است كه توسط ایران استخدام می شوند. به عقیده ی نویسندگان ، نمی توان انکار کرد که فشار حداکثری به ایران آسیب هایی رسانده است. اقتصاد این کشور به طور قابل توجهی کند شده است و درآمدهای نفتی آن کاهش یافته است. طبق مشاهدات دولت ترامپ ، ایران اکنون منابع کمتری برای اختصاص به برنامه های منطقه ای خود دارد. و هرچه ایران کمتر در اختیار داشته باشد ، طبق این تفکر ، آسیب کمتری می تواند به طور مستقیم یا از طریق نزدیکان خود در منطقه وارد کند.ولی نظر نهایی نویسندگان مقاله این است که اگر فشار حداکثر در هدف خود برای آسیب رساندن به اقتصاد ایران موفق بوده باشد ، در هدف گسترده تر خود یعنی تغییر سیاست خارجی ایران شکست خورده است. برای این ادعا ؛ نویسندگان به گفته ناتان سیلس استناد میکنند ، که مسئولیت مقابله با تروریسم در وزارت امور خارجه ایالات متحده را برعهده دارد ، به گفته ی وی ایران هنوز حزب الله لبنان را با 700 میلیون دلار در سال مورد حمایت قرار می دهد. حتی اگر این رقم زیاد باشد ، همانطور که برخی گفته اند ، کمتر کسی اعتراض می کند که تهران همچنان پشتیبان بزرگ حزب الله است. البته در ادامه به طرح ادعاهای کذب بر علیه حزب الله پرداخته و منابع مالی غیر قانونی را برای آنها معرفی میکند ؛ اتهاماتی که تاکنون بارها از سوی دشمنان حزب الله مطرح شده و هیچگاه سندی برای آنهاارائه نشده است . نویسندگان اذعان میکنند که تحریم های مالی نمی تواند بر بسیاری از مهمترین جنبه های روابط نیابتی ایران ، از جمله آموزش ، پناهگاه های امن و انتقال سلاح و فناوری ارائه شده تأثیر بگذارد. تهران هرگز علاقه ای به پرورش شبکه ای از نزدیکان کاملاً وابسته نداشته است. درعوض ، سعی شده است با اجازه دادن به آنها برای ادغام در فرایندهای سیاسی و فعالیتهای اقتصادی کشورهایشان و کمک به آنها در ساخت صنایع دفاعی خود ، این گروهها خودکفا شوند . این گروه ها در کشورهای خودشان ، با فراهم آوردن توانایی ساخت اسلحه و تجهیزات نظامی ، به جای اینکه به ایران تکیه کنند به خودشان متکی هستند. در ادامه نویسندگان به بسط موضوع گسترش قدرت ایران پرداخته و بیان میکنند که همزمان با عقب نشینی ایالات متحده از سوریه ، بشار اسد دوباره کنترل این کشور را به دست می آورد و تهران به آرامی به هدف خود یعنی ایجاد یک پل زمینی که در سراسر منطقه امتداد دارد نزدیک می شود. اگر این رویای ایران به واقعیت تبدیل شود ، ایرانیان قادر خواهند بود اسلحه و پرسنل را بین ایران و ارتش رو به رشد نیابتی اش ، هر کجا که در آن واقع شده اند ، جابجا کنند و پایگاه ها و انبارها را در سراسر منطقه با مصونیت نسبی بسازند. تحریم های مالی پیشرفت در رسیدن به این هدف استراتژیک را متوقف نمی کند ، و سیاست فعلی ایالات متحده تقریباً صرفاً بر این فرض ساخته می شود که تحریم ها به تنهایی مشکل را برطرف می کند. نویسندگان به دولت آمریکا توصیه میکنند که باید رویکرد جامع تری را اتخاذ کند که توانایی ایران در استخدام ، آموزش و استقرار عاملان را تضعیف کند. یک شروع خوب برای ایالات متحده ، جلوگیری از خروج ناگهانی آن از سوریه است که احتمالاً به نفع ایران و شرکای آن خواهد بود. یكی از مهمترین مأموریتها علیه گسترش بیشتر قدرت ایران در داخل سوریه ، به ویژه در شمال شرقی این كشور ، حضور نیروهای دموکراتیک سوریه است. این گروه تا همین اواخر مورد حمایت نیروهای عملیات ویژه آمریكا قرار گرفته بود . بدون این عامل بازدارنده ، ایران می تواند بدون کنترل ، مجدداً از نیروهای نیابتی اش استفاده کند و قلمرویی را تأمین کند ، که قدرت بیشتری به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی می دهد. هم چنین نویسندگان نگرانی خود را از پایان تحریم تسلیحاتی ایران ابراز میکنند زیرا تحریم تسلیحاتی سازمان ملل متحد در مورد ایران یک سال از این زمان یعنی در اکتبر سال 2020 به پایان می رسد. از آنجا که واشنگتن و متحدان اروپایی اش علاقه خود را برای جلوگیری از انتقال تسلیحات به نیروهای نیابتی ایرانی به صورت مشترک ابراز نموده اند ، به نظر میرسد در مورد چگونگی دستیابی به این هدف اختلاف نظر دارند. برای رسیدن به اجماع ، واشنگتن احتمالاً باید مواضع حداکثری فعلی خود را درباره برنامه موشکی ایران کنار بگذارد. منافع ایالات متحده با پیگیری تغییرات قابل دستیابی تر در تحریم ، با محوریت متوقف کردن اشاعه موشک ها و فناوری موشکی ایران به پراکسی هایش ، بهتر تامینمی شود . توصیه نهایی نویسندگان به دولت ترامپ این است که به طور کلی ، دولت ترامپ باید تنوع نزدیکان منطقه ای ایران را بشناسد و درک کند که با آسیب رساندن به اقتصاد ایران نمی توان آنها را به طور یکنواخت مختل کرد. مبارزان حزب الله با حوثی ها متفاوت هستند و گروه های شیعه در عراق از جهات مختلف با شبه نظامیان افغان و پاکستانی که در سوریه فعالیت می کنند متفاوت هستند. این نیروها از قابلیت ها و اهداف متفاوتی برخوردار هستند و تهران دارای سطوح مختلف فرماندهی و کنترل است ، به همین دلیل است که یک رویکرد " یک اندازه برای همه " رویکرد خوبی نیست . ................................................................. www.rand.org/blog/2019/10/irans-proxies-are-more-powerful-than-ever.html
  12. Trump Reinstates Sanctions on Iran as Recommended by Heritage Experts August 27th, 2020 Heritage's James Carfano on Fox News' "America's News HQ" talking Iran's threats to enrich uranium. Caranfao serves as vice president of Heritage’s Davis Institute for National Security and Foreign Policy ترامپ تحریم های ایران را آنچنان که متخصصان هریتیج توصیه کرده بودند احیا کرد در حرکتی که به صورت گسترده توسط تحلیل گران سیاسی بنیاد هریتیج تحسین شد، رئیس جمهور ترامپ تحریم ها علیه رژیم ایران را به جهت عدم پایبندی به برجام احیا کرد. ترامپ تحریم ها را به منظور تمدید تحریم های تسلیحاتی سازمان ملل که در اکتبر به پایان می رسید دوباره بر قرار ساخت، در حالی که کشور های اروپایی، روسیه و چین با آن مخالفت می ورزیدند. تحت مفاد معامله اتمی، در صورتی که ایران از اجرای برجام سرباز زند، ایالات متحده دارای حق برقراری مجدد تمامی تحریم ها یا اسنپ بک[1] می باشد. از منظر ترامپ و متخصصین هریتیج، ایران در پایان این معامله همه را فریب داده بود. تحلیل گران هریتیج بار ها هشدار داده بودند که دولت ایران هیچگاه علاقه مند به پیروی از مفاد برجام نبوده است، حتی از روز اول اجرای آن. "تحت معامله اتمی، انتظار می رفت ایران گزارشی شفاف از برنامه اتمی خود ارائه کند و به نظارت ها، راستی آزمایی ها و بازرسی ها اجازه اجرا دهد. کاری که هیچگاه انجام نداد." علاوه بر همه اینها، ایران در طی سال گذشته آشکارا در اجرای برجام تقلب کرد، از جمله از میزان حجم ذخیره سازی مجاز اورانیوم غنی شده تجاوز کرد و محدودیت های میزان غنی سازی را زیر پا گذاشت. اینها تنها نقض موارد فنی نیست. این موارد نقض از نوعی هستند که توانایی ایران را در ساخت سلاح اتمی گسترش می دهند. همچنین در مقاله ای که در آگوست 2020 برای دیلی سیگنال[2] نوشته شده بود، تحلیلگران سیاسی هریتیج، جیمز کارافانو، جیمز فیلیپس، و برت شیفر، استدلال کرده بودند که: ایران هیچگاه قصد نداشته است به برجام متعهد باقی بماند. آرشیو اتمی ایران، که گنجینه ی عظیمی از اسناد رسمی ایران بود که در عملیاتی مهم در سال 2018 توسط موساد به غنیمت گرفته شد، ثابت کرد که ایران هرگز تمامی ابعاد برنامه اتمی نظامی خود را اعلام نداشته، و هیچگاه آن را رها نساخته بود. رژیم اسلامی برنامه اتمی خود را صرفا بازسازی کرده، کاهش سایز داده، و پنهان ساخته است. واضح است که برجام هیچ کاری در مورد موضوع حیاتی حمایت ایران از گروه های تروریستی، یا تلاش های بی ثبات کننده آن در منطقه و گسترش نفوذ ایران، انجام نداده است. این اقدامات و نقض تعمدی و حساب شده ی تعهدات برجامی، کاملا تلاش های آمریکا را برای اجرای مکانیزم اسنپ بک در شورای امنیت توجیه می کند. پیشنویس آمریکا برای تمدید تحریم تسلیحاتی و بازگرداندن تحریم ها مورد مخالفت متحدین اروپایی آمریکا قرار گرفته است که شامل انگلیس، فرانسته و آلمان می باشند. آنها از این نگرانی دارند که ایران برجام را ترک کند و برنامه اتمی نظامی اش را از سر گیرد. مشکل با موضع آنها از این مساله نشات می گیرد که ایران هیچگاه برنامه اتمی نظامی اش را رها نساخته است و از روز اول در اجرا برجام تقلب می کرده است. ادامه وضع موجود تنها به این خواهد انجامید که ایران قادر به خرید تسلیحات معمول و ادامه برنامه اتمی نظامی پنهانی خود خواهد بود. [1] snapback [2] Daily Signal
  13. seyedmohammad

    "اندیشکده ها "

    به نام خدا دانشکده ملی حکمرانی فرانسه École nationale d'administration مدرسه ملی مدیریت یا مدرسه ملی حکمرانی یک دانشکده ی فرانسوی است که در سال 1945 توسط رئیس جمهور فرانسه ، شارل دوگل ، ایجاد شده است . این دانشکده یکی از دانشکده های ویژه ی فرانسه است ، هم به دلیل پایین بودن نرخ پذیرش و هم به دلیل اینکه اکثریت داوطلبان آن قبلاً از سایر مدارس نخبگان این کشور فارغ التحصیل شده اند. بنابراین ، در جامعه فرانسه ، ENA به عنوان یكی از اصلی ترین مسیرها برای رسیدن به مقامات بالا در بخشهای دولتی و خصوصی قرار دارد. این مدرسه در ابتدا واقع در پاریس بود ولی اکنون تقریباً به طور کامل به استراسبورگ منتقل شده است تا بر وجهه بین المللی- اروپایی ( و نه فقط فرانسوی ) خود تأکید کند . اگرچه همچنان به حفظ یک پردیس دانشگاهی در پاریس ادامه می دهد. البته هم اکنون آینده ENA نامشخص است؛زیرا در 25 آوریل 2019 ، رئیس جمهور فرانسه ، امانوئل ماکرون قول داد که ENA را ببندد. ماکرون خودش یک فارغ التحصیل ENA است ، اما شبکه بسته ی فارغ التحصیلان ENA که تأثیرگذار بر مناصب فرانسه هستند با اعتراضات جلیقه زردها به عنوان یک طبقه نخبه حاکم از ابتدای اعتراضات محکوم شده است . در واقع گفته یشود که ENA به منظور دموکراتیک کردن دسترسی به رده های بالاتر خدمات دولتی فرانسه طراحی شده است . زیرا در دوران جنگ دوم جهانی ، هر وزارتخانه مراحل استخدام و استانداردهای انتخابی خود را داشت. امتحانات مربوط به وزارتخانه های خاص غالباً تخصصی بود ، به این معنی که نامزدهای معدودی از دانش لازم برای قبولی برخوردار بودند. علاوه بر این ، تخصص ، به معنای آن بود که تعداد کمی از مسئولان قادر به ایفای نقش در انواع مختلف باشند. این مدرسه برای گسترش و استاندارد سازی آموزش های ارائه شده به کارمندان ارشد دولتی و اطمینان از داشتن دانش گسترده در مورد سیاست و حاکمیت طراحی شده است. هدف ابراز شده ابتدایی این بود كه "بدنه ای از مسئولان را تربیت كند كه بسیار با صلاحیت است ، به خصوص در امور مالی ، اقتصادی و اجتماعی." سیستم جدید ، مبتنی بر مهارت دانشگاهی و امتحان رقابتی ، نیز قرار بود از آن محافظت كند. جابجایی به استراسبورگ : در نوامبر 1991 دولت نخست وزیر ادیث کرستون اعلام كرد كه ENA به استراسبورگ منتقل می شود . یک، سربازخانه سابق و زندان که قدمت آن به قرن 14 برمیگردد ، به عنوان سایت جدید مدرسه انتخاب شد. این اقدام به منظور تأکید بر نزدیکی نمادین مدرسه با نهادهای بی شمار اروپایی مستقر در این شهر طراحی شده است . با این حال ، اگرچه این مدرسه به طور رسمی جابجا شد ، اما بسیاری از امکانات خود را در پاریس حفظ کرد. این تقسیم بین دو شهر باقی ماند و دانشجویان را برای ادامه تحصیل در هر دو مکان ثبت نام می نمود ، تا اینكه مجدداً در ژانویه 2005 کاملا در استراسبورگ مستقر شد. در سال 2002 ، با انتشار مقاله ای این مجموعه با انستیتو بین المللی (IIAP) با هدف افزایش مشخصات بین المللی خود ادغام شد . پذیرش در ENA بر اساس موفقیت در یک آزمون جامع صورت میگیرد که شامل موارد نوشتاری و مصاحبه است : قسمت نوشتاری شامل موارد زیر است: مقاله ای در مورد حقوق عمومی؛ مقاله ای در مورد اقتصاد؛ مقاله ای درباره سؤالی درباره نقش نهادهای عمومی و روابط آنها با جامعه امتحان شفاهی ، فقط برای افرادی است که بالاترین امتیاز را در آزمون کتبی کسب می کنند و شامل موارد زیر است: آزمون شفاهی سیاست بین الملل ( سؤالات بین المللی )؛ آزمون شفاهی در مورد سوالات اروپایی ( قانون و سیاست های اروپا )؛ آزمون شفاهی انگلیسی؛ امتحان جمعی ، شبیه سازی یک پرونده در مدیریت برای ارزیابی مهارت های تعاملی. امتحان ورودی 45 دقیقه ای ، معروف به Grand Oral به دنبال یک برنامه فشرده دو ساله با ترکیبی از کارآموزی و امتحانات ، ENA طبق نتایج خود دانش آموزان را به مناصب دولتی اختصاص می دهد. سپس از دانش آموزان خواسته می شود ، به ترتیب شایستگی مورد نظر خود را برای پیوستن به آنها اعلام کنند . دانش آموزان برتر (بین 12 و 15 نفر) معمولا به مناصب مدیریتی در خزانه داری فرانسه و خدمات دیپلماتیک می رسند . دانشجویان دیگر به وزارتخانه های مختلف و عدالت اداری یا مجالس مختلف خواهند پیوست . در حقیقت ، گرچه برخی از این فارغ التحصیلان مشهورند اما اکثریت آنها ناشناخته هستند و مشاغل مهمی را در خدمات مدنی هدایت می کنند . در سال 2011 و در رتبه بندی حرفه ای دانشگاه های جهانی ENA ، زتبه اول را در فرانسه و نهم در جهان با توجه به تعداد فارغ التحصیلان دارای مقام مدیر عامل در شرکت های Fortune Global 500 کسب کرد. در سال 2013 ، رتبه بندی آموزش عالی تایمز که به دانشگاه ها طبق همان معیار رتبه میداد ، ENA را در رتبه ششم جهان قرار داد. تعداد کمی از دانش آموختگان این مجموعه (حدود 1٪) در حقیقت درگیر سیاست هستند و اکثر فارغ التحصیلان ENA مواضع فنی و سیاست گذاری را در خدمات کشوری فرانسه در اختیار دارند. محققان مرکز ملی de la recherche Scientifique نشان داده اند که بسیاری از فارغ التحصیلان ENA در فرانسه مدیرعامل مشاغل می شوند. قانون فرانسه ورود کارمندان دولت را به سیاست نسبتاً آسان می کند: کارمندان دولت که منتخب یا به سمت سیاسی انتخاب شده اند ، مجبور نیستند از سمت خود در خدمت دولت استعفا دهند. درعوض ، آنها در وضعیت "مرخصی موقت" قرار می گیرند که به نام disponibilité شناخته می شود . اگر مجدداً انتخاب نشوند یا مجدداً انتخاب شوند ، ممکن است از آنها بخواهند که مجدداً به خدمت خود بپیوندند (نمونه های مشهور شامل لیونل جوسفین و فیلیپ سگوین ). علاوه بر این ، فارغ التحصیلان ENA اغلب به عنوان دستیار وزیران دولت و سایر سیاستمداران جذب می شوند. این امر ورود برخی از آنها به حرفه سیاسی را آسان تر می کند. . از زمان تأسیس 60 سال پیش تاکنون ، ENA بیش از 5600 مقام ارشد فرانسوی و 2600 خارجی را آموزش داده است. برخی از فارغ التحصیلان معروف عبارتند از: رئیس دولت : والری ژیسکار دستن (فرانسه) ، ژاک شیراک (فرانسه) ، فرانسوا اولاند (فرانسه) ، امانوئل مکرون (فرانسه) ، نیسفور سوگلو ( بنین ) ، آدلی منصور ( مصر ، بازیگری) ، پل بییا (کامرون) رئیس دولت : ادوارد فیلیپ (فرانسه) ، لوران فابیوس (فرانسه) ، میشل روکار (فرانسه) ، ادوارد بالادور (فرانسه) ، آلن ژوپه (فرانسه) ، لیونل ژوسپن (فرانسه) ، دومینیک د ویلپین (فرانسه) ، ادم Kodjo ( توگو ) ، آلفرد سانت ( مالت ) ، آندره میلونگو ( جمهوری کنگو ) ، پاتریک لکلرک ( موناکو ) ، ژان پل پروست (موناکو) ، بریجی رافینی (نیجر). رهبران صنعت : گیوم Pepy (مدیر عامل شرکت SNCF )، میشل بن (مدیر عامل سابق کارفور و مخابرات فرانسه )، ژان ماری مسیه ، ارنست آنتوان Seillière ، لوئیس شوایتزر ، ژرار Mestrallet ، لوئیس Gallois (مدیر عامل سابق EADS )، هنری کاستریس (مدیرعامل سابق آکسا ) ، باودین پروت ، فردریک اودا ، فردریک لموئین ، پیر آندره دو کالاندار (مدیرعامل سنت گوباین ) ،کلر دورلند-کلوزل . وزرای فعلی فرانسه : ادوارد فیلیپ ( نخست وزیر ) ، فلورانس پارلی و برونو لو مایر . وزرای پیشین فرانسه : میشل ساپین یا سگولن رویال (معمولاً یک سوم از کابینه فرانسه از دهه 1960 و نیمی از کابینه دولتهای اخیر تا سارکوزی فارغ التحصیلان ENA بودند). . رهبران سیاسی دیگر : پاول فیشر (سفیر جمهوری چک در فرانسه 2003-2010 ، نامزد انتخابات ریاست جمهوری چک 2018 ، ) ، میلوس آلکالای (دیپلمات ونزوئلا) ، Tsulukiani (وزیر دادگستری جورجیا) ، مسئولین سازمان های بین المللی : پاسکال لمی ( WTO ) ، ژان-کلود تریش ( ECB ) ، میشل کامدیسوس ( IMF ) ، ژاک دو لاروسی ( IMF و EBRD ) ، پیر موسکوویچی ( کمیسر اروپا ). روشنفکران : Françoise Chandernagor ، Jean Jean Francois Deniau ، Gabriel de Broglie ، Jacques Attali . انتقادات : منتقدان ، ENA را به آموزشی یک طبقه حاكم کم جمعیت كه مستعد تفكر گروه محور هستند و با دیدگاه های جایگزین مخالف هستند ، متهم كرده اند . طبق این منتقدان ، ENA دانش آموزان خود را از تفکر ابتکاری منصرف می کند و آنها را وادار می کند تا مواضع متعارف و متوسط را در پیش بگیرند. به همین جهت تاکنون برخی از سیاستمداران فرانسوی مانند برونو لو مایر و فرانسوا بیرو پیشنهاد انحلال ENA را داده اند. پ .ن. به نظر میرسد نقش کشور فرانسه به عنوان یک "جامعه مرجع ارزشی" در تاریخ جامعه ی ایرانی چندان که باید و شاید مورد توجه قرار نگرفته است. شاید دلیل آن باشد که نفوذ این کشور در میان ما به قدری نهادینه شده است که کمتر به چشم می آید. گذشته ازدوران های مشروطه و سپس پهلوی اول که بسیاری از اندیشمندان ایرانی تحصیل کرده و تحت تاثیر افکار فرانسوی ها بودند، مدل های توسعه ی فرانسوی پس از انقلاب نیر در زمینه های مختلف با شدت در ایران دنبال شده است. گذشته از مدل های توسعه ی صنعتی، زیرساختی و مخابراتی که هرکدام یک پرونده ی جداگانه نیاز دارند؛ مدل حکمرانی و تربیت طبقه ی حکمران ( تربیت مدیران عالی و میانی ) نیز در ایران جزو معدود کشورهایی است که شبیه فرانسه است. دو مدرسه حکمرانی " انا" و " سیانس پو" به نظر میرسد که مهمترین مدل های جمهوری اسلامی جهت تاسیس دانشگاه هایی چون " امام صادق " علیه السلام به طور عام و انبوهی از دانشگاه های ارگانی دیگر بوده است. والله الهادی و علیه التکلان .................................................................. en.wikipedia.org/wiki/%C3%89cole_nationale_d%27administration www.ena.fr/eng/
  14. بسمه تعالی بنیاد هریتج بنیاد هریتج به معنی میراث یک اندیشکده محافظه کار آمریکایی مستقر در واشنگتن دی سی است که تمرکزش در درجه اول در جهت سیاست های عمومی است. این بنیاد در دوران ریاست جمهوری رونالد ریگان نقش اصلی را در جنبش محافظه کارانه ایفا کرد . سیاست های وی برگرفته از مطالعات سیاسی این اندیشکده تحت عنوان "تعهد رهبری" (1) بود . از آن زمان ، بنیاد هریتج همچنان تأثیر چشمگیری در سیاست گذاری های عمومی آمریكا داشته و به عنوان یكی از مؤثرترین سازمان های محافظه كار سیاستگذاری عمومی در نظر گرفته می شود. بنیاد هریتج در شانزدهم فوریه سال 1973 توسط پل وایریش ، ادوین فولنر و جوزف کورز تأسیس شد . وایریش و فولنر به دنبال ایجاد نسخه ای از موسسه بروکینگز بودند که فعالیت های محافظه کارانه را پیش برد. هریتج در سالهای اولیه از سیاست های طرفداری ، ضد کمونیسم و نو محافظه کاری حمایت می کرد ، اما با حمایت از محافظه کاری مسیحی ، خود را از مؤسسه محافظه کار امریکن انترپرایز (AEI) متمایز کرد . تا دهه 1970 ، هریتج نسبت به بروکینگز و AEI کوچک تر باقی ماند. دولت ریگان : در ژانویه 1981 ، هریتج تعهد رهبری را منتشر کرد ، گزارشی جامع با هدف کاهش اندازه دولت فدرال و ارائه راهنمای سیاستگذاری عمومی به دولت ریگان . در کتاب بیش از 2000 پیشنهاد ویژه برای انتقال سیاست های دولت فدرال در جهت محافظه کارانه وجود داشت . این گزارش با استقبال خوبی از کاخ سفید مواجه شد و چندین نویسنده آن نیز به سمت مواضع دولت ریگان رفتند. ریگان آن ایده ها را چنان دوست داشت که نسخه ای را به هر یک از اعضای کابینه خود برای بررسی ارائه داد. تقریباً 60٪ از 2،000 طرح پیشنهادی تا پایان سال اول ریاست جمهوری اجرا یا آغاز شد. رونالد ریگان بعداً گفت كه بنیاد هریتج در موفقیتهای دوران ریاست جمهوری خود "نقشی اساسی" بازی كرده است. هریتج در توسعه و پیشرفت به اصطلاح " دکترین ریگان " و سیاست خارجی دولت ریگان تأثیرگذار بود . در آن دوره ، ایالات متحده از جنبشهای مقاومت ضد کمونیستی که با دولتهای منتخب اتحاد جماهیر شوروی در افغانستان ، آنگولا ، کامبوج ، نیکاراگوئه و سایر کشورها در سالهای پایانی جنگ سردمی جنگیدند پشتیبانی می کرد . هریتج همچنین از توسعه سیستم های جدید دفاع موشکی بالستیک برای ایالات متحده حمایت می کرد. ریگان این مسئله را به عنوان اولویت برتر دفاعی خود در سال 1983 پذیرفته و آن را ابتکار دفاع استراتژیک نامید . تا اواسط دهه ، بنیاد هریتج به عنوان یک سازمان اصلی در جنبش محافظه کار ملی ظاهر شد و گزارش های تأثیرگذاری در مورد مسائل داخلی و دفاعی ، و همچنین برخی از چهره های برجسته محافظه کار ، مانند باب دول و پت رابرتسون منتشر کرد . در سال 1986 ، مجله تایم هریتج را "مهمترین نسل جدید اندیکشده های طرفداری" نامید. در دوره دولت ریگان و بوش ، بنیاد هریتج به عنوان اتاق فکر رئیس جمهور در سیاست خارجی فعالیت می کرد. دولت جورج بوش : بنیاد هریتج در زمان دولت رئیس جمهور جورج بوش هنوز یک صدای مؤثر در مسائل سیاست داخلی و خارجی باقی مانده بود . در سیاست داخلی ، دولت بوش با شش عنوان از ده اصلاح بودجه مندرج در دستورالعمل هریتج موافقت كرد و آنها را در پیشنهاد بودجه سال 1990 خود گنجاند. دولت کلینتون : هریتج در طول دهه 1990 به رشد خود ادامه داد و مجله آن ، " بررسی سیاسی " رکورد شکن شد . هریتج مخالف برنامه مراقبت های بهداشتی کلینتون در سال 1993 بود . اصلاحات رفاهی رئیس جمهور کلینتون مشابه توصیه های هریتج بود و در قانون مسئولیت پذیری شخصی و فرصت کاری در سال 1996 به تصویب رسید . دولت جورج دبلیو بوش : بنیاد هریتج از جنگ در افغانستان و جنگ در عراق حمایت می کرد. این سازمان از اقدامات خلیج گوانتانامو دولت بوش نیز دفاع کرد. دولت اوباما : طرح درمانی اوباما معروف به Obamacare برگرفته از یکی از طرح های ارائه شده توسط این اندیشکده بود . این طرح همچنین اساس طرح درمانی پیشنهادی میت رامنی نیز بود .در 10 مه 2013 ، جیسون ریچوین که همکار این اندیشکده بود ، پس از توجه شدید رسانه ها به پایان نامه دکتری هاروارد خود از سال 2009 و اظهارنظرهای خود در یک انجمن انستیتوی آمریکایی ، از سمت خود استعفا داد . ریچوین اظهار داشته بود كه اسپانیایی ها و سیاهپوستان از نظر فكری نسبت به سفید پوستان پایین تر هستند و به دلیل داشتن یک مشکل ژنتیکی و کاهش ضریب هوشی ، جذب آنها در جامعه مشکل است . وی استدلال میکرد که ضریب هوشی مهاجران هنگام تهیه سیاست های عمومی باید در نظر گرفته شود. . دولت ترامپ : بنیاد هریتج به عنوان یک تأثیر گذار عمده در انتقال ریاست جمهوری به دونالد ترامپ توصیف شده است. در سال 2014 ، بنیاد هریتج ساخت یک پایگاه اطلاعاتی از تقریباً 3000 محافظه کار را شروع کرد که به آنها اعتماد کردند تا در انتخابات یک رییس جمهور جمهوریخواه برای انتخابات آینده 2016 خدمت کنند. براساس گفته های افراد درگیر تهیه مقاله ، چند صد نفر از پایگاه داده هریتج درنهایت شغل هایی را در دولت ترامپ دریافت کردند. حداقل 66 نفر از کارمندان بنیاد و فارغ التحصیلان در این دولت سمت داشتند. فعالیتها : بنیاد هریتج همواره به عنوان یکی از مؤثرترین اندیشکده های جهان رتبه بندی شده است. گزارش Global Go To Think Tank Index Index 2016 که در دانشگاه پنسیلوانیا منتشر شده است ، هریتج را دوازدهمین اندیشکده در دنیا و رتبه هفتم در بین "اتاق های فکر برتر در ایالات متحده" قرار داده است. هریتج بین المللی ، فهرست سالانه آزادی اقتصادی را منتشر می کند ، که آزادی هر کشور را از نظر حقوق مالکیت و آزادی از مقررات دولت می سنجد. عواملی که برای محاسبه نمره این فهرست به کار می رود عبارتند از: فساد در دولت ، موانع تجارت بین الملل ، مالیات بر درآمد و نرخ مالیات شرکت ها ، مخارج دولت ، قانون و توانایی اجرای قراردادها ، بارهای نظارتی ، محدودیت های بانکی ، مقررات کار و بازار سیاه. اما چارلز هیل ، یک استاد دانشگاه انگلیسی ، پس از بحث درباره تغییرات بین المللی به سمت یک سیستم اقتصادی مبتنی بر بازار می گوید : "با توجه به اینکه بنیاد هریتج دارای یک برنامه سیاسی است ، کار آن باید با احتیاط مشاهده شود." در سال 2005 ، هریتج برای احترام به نخست وزیر پیشین انگلیس ، مرکز آزادی مارگارت تاچر را تأسیس کرد . تاچر خود رابطه طولانی با بنیاد هریتج داشت. اندکی پس از ترک مقام نخست وزیری ، تاچر در سپتامبر 1991 توسط هریتج مورد تجلیل قرار گرفت. هفت سال بعد ، تاچر در جشن 25 سالگی هریتج ، سخنرانی اصلی را ارائه کرد. در سال 2002 ، تاچر به عنوان دریافت کننده جوایز سالانه Clare Boothe Luce از طرف هریتج مورد تجلیل قرار گرفت . بنیاد هریتج عضو وابسته شبکه سیاست گذاری ایالتی است . انکار تغییرات آب و هوا : بنیاد هریتج ، اجماع علمی در مورد تغییر اوضاع آب و هوایی را رد می کند. بنیاد هریتج یکی از سازمان های منکر تغییرات آب و هوا است که توسط ExxonMobil تأمین مالی شده است. بنیاد هریتج با انتقاد از توافق نامه کیوتو ، که هدف از آن مهار تغییرات آب و هوا بود ، می گفت: مشارکت آمریکا در این پیمان "منجر به رشد اقتصادی پایین تر در هر ایالت و تقریباً در هر بخش از اقتصاد خواهد شد." بودجه : در سال 1973 ، جوزف كورز برای تأسیس بنیاد هریتج ، 250،000 دلار کمک مالی کرد و از طریق بنیاد آدولف کورز سرمایه گذاری خود را ادامه داد . در سال 1973 ، معتمدانی از بانک Chase Manhattan ، Dow Chemical ، General Motors ، Pfizer ، Sears و Mobil به این اندیشکده کمک کردند . درآمد میراث برای سال 2011 72،170.983 دلار و هزینه های آن 80.033.828 دلار بوده است. ..................................................................... 1. تعهد رهبری یا تعهد برای رهبری ، مجموعه ای از کتاب ها است که توسط بنیاد هریتیج منتشر شده است. این کتاب ها به طور سنتی منتشر شده است تا همزمان با دولت ریاست جمهوری در حال ورود ایالات متحده ، یعنی دولت ریگان در سال 1981 آغاز شود. آخرین نسخه در نوامبر 2016 منتشر شد. en.wikipedia.org/wiki/The_Heritage_Foundation www.heritage.org/about-heritage/mission
  15. seyedmohammad

    "اندیشکده ها "

    میزگرد تجاری میزگرد تجاری Business Roundtable که به اختصار ( BRT ) خوانده میشود یک انجمن شبه اندیشکده مستقر در واشنگتن دی سی است . اعضای آن مدیرعامل های شرکتهای بزرگ آمریکایی هستند. برخلاف اتاق بازرگانی ایالات متحده ، که اعضای آن از کل مشاغل هستند ، اعضای BRT منحصراً مدیرعامل هستند. BRT سیاست های عمومی مطلوب برای منافع تجاری مانند NAFTA را ترویج می کند ، ضمن اینکه ابتکارات گسترده تری برای سیاست های عمومی مانند No Child Left Behind ( هیچ کودکی جا نماند ) و مخالفت با برخی سیاست های دیگر مانند سیاست جدایی خانواده دولت ترامپ را نیز تبلیغ می کند. در سال 2019 ، BRT تعریف خود را از هدف شرکت دوباره به روز کرد و منافع کارمندان ، مشتریان ، تأمین کنندگان و جوامع را با سهامداران کنار هم گذاشت. اعضای شاخص BRT شامل جفری بزوس از آمازون ، تیم کوک از اپل ، و مری بارا از جنرال موتورز هستند در سال 1972 یک گروه "ضد سیاست های تورمی" به نام مارس ، توسط جان آل هارپر رئیس Alcoa و مدیر عامل جنرال الکتریک فرد بورچ ،تشکیل شد و سپس با گروه مطالعات حقوق کار (LLSG) که توسط توسط راجر بلوو تاسیس شده بود ادغام شد تا میزگرد تجاری را تشکیل دهند. در سال 2010 ، واشنگتن پست این گروه را "نزدیکترین متحد رئیس جمهور اوباما در جامعه تجارت" توصیف کرد. در 19 آگوست 2019 ، این گروه تعریف چندین ساله خود را از هدف شرکت به روز کرد و با این کار مهم ترین اصل خود را مبنی بر اینکه منافع سهامداران باید بیش از هر چیز دیگری قرار بگیرد تغییر دادند . این بیانیه ، که توسط نزدیک به 200 مدیر ارشد اجرایی شرکتهای بزرگ آمریکایی به امضا رسیده است ، حاوی "تعهد اساسی به همه ذینفعان ما" ، از جمله مشتریان ، کارمندان ، تأمین کنندگان و جوامع محلی است. فعالیتها : در سیاست های مالی ، میزگرد مسئول ترویج کاهش مالیات سال 1985 است که توسط رونالد ریگان به تصویب قانون رسید. در سیاست های تجاری هم ، برای باز کردن بازارهای خارجی به روی تجارت و سرمایه گذاری آمریکا به این گروه استناد میشود. قانون تجارت اتوبوس از 1988 از تفکر میزگرد تجاری منعکس شده است. در سال 1990 ، این میزگرد از جورج بوش خواست که موافقتنامه تجارت آزاد با مکزیک را آغاز کند. در سال 1993 ، میزگرد به نفع NAFTA و علیه هرگونه توافق طرفین در مورد کار و محیط زیست لابی کرد . این میزگرد همچنین مخالف با تغییراتی در مدیریت شرکتها بود که باعث می شد هیئت مدیره و مدیر عاملان نسبت به سهامداران پاسخگوتر شوند. در سال 1986 ، این میزگرد کمیسیون بورس و اوراق بهادار را متقاعد کرد که قوانین جدید در مورد ادغام و مالکیت را از بین ببرد و در سال 1993 رئیس جمهور کلینتون را متقاعد کرد که برنامه خود را برای اعمال مجازات های بیش از حد متوقف کند. مدیرعامل Citicorp ، جان رید ، رئیس کارگروه حسابداری میزگرد، اظهار داشت که طرح کلینتون اثرات منفی بر رقابت های ایالات متحده خواهد گذاشت. میزگرد همچنین به عنوان یک لابی اصلی عمل می کند که هدف آن گسترش یا حفظ حقوق / قدرت مدیران در شرکت های بزرگ است. به عنوان مثال ، کمیسیون بورس و اوراق بهادار ایالات متحده ، قانون به اصطلاح "دسترسی سهامداران به پروکسی" را تصویب کرد ، که هدف آن توانمندسازی سهامداران در نامزدی مدیریت شرکتهای بزرگ بود. میزگرد تجاری به شدت مخالف این قانون بود ، به همین علت رییس آن جان كاستلانی در مورد حذف این قانون به واشنگتن پست گفت : "این بالاترین اولویت ما به معنای واقعی کلمه است , همه اعضاء ما این را خواسته اند". سر انجام نیز آنها موفق شدند: ن SEC پس از لابی شدید و دعاوی قضایی ، کنار گذاشته شد. در ژوئن سال 2018 ، میزگرد بیانیه ای را صادر کرد که در آن از کاخ سفید خواسته شده بود "دولت فوراً به سیاست جدایی خردسالان از والدین خود پایان دهد" و این عمل را "ظالمانه و بر خلاف ارزشهای آمریکایی" دانسته و محکوم کرد. ............................................................................................................. https://www.businessroundtable.org/about-us