RezaKiani

Members
  • تعداد محتوا

    1,903
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

  • Days Won

    2

تمامی ارسال های RezaKiani

  1. به صورت ساده ، یک نارنجک انداز سلاحی است که یک نارنجک – پوسته ای کوچک را که با مواد انفجاری یا دیگر مواد مثل گاز اشک آور پر شده است – را شلیک می کند. البته، در موارد مهم نارنج باید مجهز به یک فیوز و یک ضامن جهت حفاظت نارنجک انداز یا مربی باشد. ساده ترین راه پرتاب نارنج انداختن آن با دست می باشد؛ اما برد موثر و حداکثر وزنی که دست می تواند پرتاب کند به شدت محدود است؛ بنابر این در ابتدایی ترین مراحل توسعه سلاح های گرم، بسیاری از ارتشها تفنگهای بدون خان با لوله کوتاه و کالیبر بالا را که می توانند نارنجکهای استاندارد را به فاصله ای دورتر از توانایی پرتاب انسان شلیک کنند،بکارگرفتند و آنها را به سادگی خمپاره انداز دستی می نامیدند. در طی جنگ اول جهانی بسیاری از ارتشها شروع به استفاده از تفنگهای نارنجک انداز کردند. این نارنجک اندازه ها در حقیقت ابزاری بود که به تفنگهای استاندارد ارتشی اضافه می شد و همیشه به شکل استوانه بودند و به دهانه لوله تفنگ متصل می شدند. نارنجک در استوانه قرار داده می شد و پس از قرار دادن چاشنی، تفنگ به سمت دشمن نشانه گیری شده و توسط تیری مشقی شلیک می شد. این سیستم در حالی که به توانایی های درگیری سرباز پیاده نظام کمک می کرد خالی از اشکال نبود به عنوان مثال در بسیاری از موارد استوانه، دید تیرانداز را کور می کرد. http://gallery.military.ir/albums/userpics/_gl-rf1.jpg موزر"کا98 " کارابین آلمانی به همراه استوانه پرتاب نارنجک نوع دیگری از تفنگهای نارنجک انداز نیز وجود داشت که احتیاج به وسایل اضافی مانند تفنگ نداشت در عوض بر میله ای باریک که مانند دسته به نارنجک متصل شده بود، تکیه می کرد. این دسته به داخل لوله تفنگ وارد می شد و تفنگ توسط یک فشنگ مشقی شلیک می شد. گاهی وقتها کوشش جهت پرتاب نارنجک با مهمات جنگی در این تفنگها به نتایج فاجعه آمیزی برای تفنگ و شلیک کننده منجر می شد. بعضی از نارنجک انداز های مدرن از هردو روش خود را خلاص کرده اند. در عوض، آنها اغلب قطعاتی که با شعله پوش ترکیب شده است بر سر لوله دارند؛ انتهای نارنجک مانند لوله طراحی شده و در سر لوله مخصوص تفنگ از بالا می لغزد(حالت نو مادگی). همچنین بعضی از تفنگهای مدرن از مهمات جنگی استفاده می کنند و با گیر انداختن مرمی از انرژی آن برای پرتاب نارنجک استفاده می کنند( برای کمک آنهارا مرمی گیرانداز می نامیم) یا دارای سوراخی هستند که مرمی از میان آن می گذرد(که انها را مرمی گذر نام می نهیم) و از گاز باروت منفجر شده به عنوان خرج پرتاب بهره می بردند. مشکل کلیدی در این نوع تنفنگهای نارنجک انداز این است که وقتی تفنگ آماده شلیک نارنجک می شود به طور موثری کارایی معمولی تفنگ از بین می رود. یعنی تیراندازی که نارنجکی بر روی تفنگ برای شلیک دارد؛ اگر با دشمن رودررو شود، در وضعیتی اضطراری قرار می گیرد. او در ابتدا باید یا نارنجک را از روی سلاح بردارد یا آن را شلیک کند که این تاخیر ممکن است به قیمت جانش تمام شود. سرباز فرانسوی در حال نشانه روی با نارنجک نصب شده بر روی لوله تفنگ هجومی "فاماس" "زاستاوا ام "70 تفنگ هجومی مدرن یوگوسلاو آماده شلیک نارنجک برای حل این مشکل، بعضی کشورها ابزاری را توسعه دادند که به نارنجک انداز زیرلوله ای معروف است. این نارنجک انداز ها به خودی خود سلاح هایی کامل هستند؛ با لوله، ماشه و گاه دستگاه نشانه روی مخصوص خود، نه مانند تفنگهایی که با استفاده از ابزار تبدیل به نارنجک انداز شده اند. تفنگ هجومی پیاده نظام در این حالت مانند میزبانی برای نارنجک انداز است. اولین توسعه نارنجک اندازهای زیر لوله ای در کشورهای ژاپن و ایتالیا در بین دو جنگ جهانی انجام شد و انواع مدرن آن در دهه شصت توسط آمریکا و شوروی سابق بکار برده شد. آنها جلوی تیراندازی عادی سرباز را نمی گیرند ولی به صورت معنی داری وزن و اندازه سلاح را افزایش می دهند. همچنین، اندازه و وزن سرجنگی نارنجکهای این گونه نارنجک انداز کوچکتر از نارنجک های تفنگی هستند و این امر تاثیر آنها را در برابر هدف کاهش می دهد؛ هر چندکه سرباز می تواند تعداد بیشتری از آنها را حمل کند. سرباز آمریکایی در حال نشانه روی با" آم 4 " مجهز به نارنجک انداز زیر لوله "ام 203" چند گونه از نارنجکهای 40 میلیمتری استاندارد ناتو "آکا47" مجهز به نارنجک انداز40میلیمتری "جی پی 25" بعضی کشورها خصوصا آمریکا و روسیه به نارنجک اندازهای زیر لوله ای چسبیده اند و بعضی مانند فرانسه و بلژیک تفنگهای نارنجک انداز را ترجیح داده اند و کشورهایی چون آلمان نیز هر دو نوع را تولید می کنند. در دوره پس از جنگ دوم شاهد دوره ای از بازگشت به نارنجک اندازهای مستقل نامبرده شده در بالا -که بر اساس طرح خمپاره دستی ساخته می شدند- بودیم. اولین معرفی مجدد این طرح به نام کامپف پیستول توسط ارتش آلمان در جنگ دوم بکار رفت که یک پرتاب کننده منور اصلاح شده بود که به یک قنداق جداشونده و لوله ای تفنگی مجهز شده بود و انواع گوناگونی از نارنجکها را شلیک می کرد. "اچ کا 69" آلمانی نارنجک انداز تک تیر پس از جنگ، چند کشور نارنجک انداز های قنداق دار تک تیر را توسعه دادند. معمولا از کالیبر 40 میلیمتری استفاده می کردند که واقعا مقدم بر نارنجک اندازهای زیر لوله ای که از همان کالیبر استفاده می کنند، می باشد. شاید معروفترین آنها نارنجک انداز آمریکایی ام 79 تامپر باشد که به صورت گسترده ای در ویتنام بکاربرده شد. مشکل اصلی با این گونه سلاح ها این بود که شلیک کننده مجبور به حمل سلاحی اضافی مانند تپانچه یا مسلسل دستی -برای حفاظت از خود- به علاوه نارنجک انداز بود. بعدتر چند کشور مدلهایی از این نارنجک اندازها ارائه دادند که قابلیت شلیک متوالی داشتند که معمولا مانند یک لورور بزرگ یا تفنگ با خشاب لوله ای بودند. نیروهای نظامی اغلب، این سلاح ها را با نارنجک انداز های زیرلوله ای جانشین کردند و این گونه نارنجک اندازهای محدود به نیروهای مخصوص و پلیس گشت که آنها را برای ماموریتهای ضد ضورش با مهمات کم خطرتر مانند گاز اشک آور یا چهارپاره بکار بردند. "جی ام "43 میلیمتری روسی نارنجک انداز با خشاب لوله ای در بالای لوله تفنگ آخزین موج طراحی های مدرن در این حوزه عبارتند از نارنجکهای با فیوز زمانی که در ارتباط با یک کامپیوتر کنترل آتش -که بر روی سلاح نصب شده است و با دستگاه نشانه روی یکی گشته- تنظیم می شوند. این واحد، یک فاصله یاب، یک حسابگر پرتاب و یک برنامه ریز که فیوز را قبل از آتش تنظیم می کند؛ در برمی گیرد. قبل از شلیک، تیرانداز با استفاده از مسافت یاب لیزری فاصله تا هدف را معین می کند و کامپیوتر به صورت خودکار دستگاه نشانه روی را برای رسیدن به خط سیر مناسب تصحیح می کند و زمان فعال شدن فیوز را تنظیم می کند که باعث انفجار نارنجک در هنگام رسیدن به هدف می گردد. طرحی از نارنجک انداز 40 میلیمتری آینده از "ساآب" سوئد به همراه دستگاه نشانه روی کامپیوتری و نارنجکهای دارای فیوز زمانی این امر اجازه درگیر شدن با دشمن پناه گرفته در جان پناه را - توسط نارنجکهای ضد تجمع منفجر شونده در هوا - می دهد. در جال حاضر چند پروژه مانند اکس ام 29 آمریکایی یا پاپ آپ فرانسوی برای رسیدن به این هدف فعالیت می کنند. اف2000جی ال بلژیکی جانشین ارزان تری را عرضه می کند که نارنجکهای قابل برنامه ریزی ندارد ولی دارای دستگاه نشانه روی الکترونیکی است که اجازه می دهد با دقت بیشتری در فاصله دور شلیک کرد. اهداف کلیدی برای تفنگها و نارنجک انداز های زیر لوله ای، اهدافی نرم مانند پیاده نظام، برجهای نورافکن، ماشین های بدون زره یا زرهپوش های سبک می باشند. اغلب تانکهایی توسعه یافته در جنک دوم جهانی و بعد از آن معمولا قوی تر از این هستند که توسط خرج نسبتا کم درون یک نارنجک معمولی از کاربیافتند. منبع :مجله جنگ افزار مترجم:رضاکیانی موحد
  2. حالا که قراره تا خود یمن بره چرا سیستم سوخترسانی براش درست نکنیم که در وسط دریای سرخ با 707 های نیروی هوایی بهش سوخت برسونیم و یه کله تا خود حیفا برونیم این شهپادها رو ؟ اون وقت یه حمله به اچ -3 هم توسط نیروی دریایی مقاومت اجرا کرده ایم که نیروی دریایی مون از نیروی هوایی مون هم خیلی عقب نمونه. اصلا سوختش رو هسته ای بکنیم (توی غنی سازی که به حمدالله مشکل نداریم میمونه راکتور که میشه از روی راکتور دانشگاه تهران کپی پیست کرد) یه دفعه بفرستیم تا خود آمریکا یا مثل ژاپنی ها به پرل هاربر حمله کنیم. دوست عزیز دریا که خراب میشه کل ناوگان کشتی های شرکت ما که هر کدوم دست کم 50 تن وزن دارند توی بندر می مونند فکرشو کردی اگر وسط راه تا صنعا این شهپادها تا بخوان برسن به اونجا دریا خراب بشه ممکنه ته تنگه ی باب المندب دنبالشون بگردیم؟ یا شاید بهتر باشه که از اول زیردریایی ش کنیم که خیالمون از وضعیت خراب شدن دریا راحت بشه. اسمش رو هم می ذاریم زهپاد مشکل حادی نیست برادر.... اینترنت ملی که درست کردیم... همین رو ماهواره ایش می کنیم اسمش رو می ذاریم ذات الکواکب-2 و هدایت شهپاد ها و زهپادها رو باهاش انجام می دیم. کار که نشد نداره کشورهای جهان الان چند قرنی هست که خودی و غیرخودی شدن. تقریبا بعد از وستفالی
  3. سلام. یعنی پوتین رو ایرانی ها تیر کردند فرستادند جلو و اوکراین رو هم آمریکایی ها فرستادند جلو؟ این تفسیر با کدوم یک از فکتهای جنگ اخیر می خونه؟ حتی اگر بر روی کلمه ی "الان" هم تکیه کنیم و بگیم از اولش این طور نبود و حالا این طوریه شده بازهم با فکتها نمیخونه. نه روسیه پاپت رژیم ایران هست (مثل حوثی های یمن و برادر بزرگوار اسد) و نه تا حالا هزینه های جنگ رو بر روی دوش ایران گذاشته (که اصلا معنی اصلی جنگ نیابتی همینه حالا چه هزینه ی انسانی و چه اقتصادی). کمکهای غرب به طور عام و امریکا به طور خاص به اوکراین هم هیچ ربطی به ایران نداشته و نداره. اگر این طور بود اول به سعود کمک می کردند که ترتیب حوثی های یمن رو بده (که مثل الاغ توی گل یمن گیر کرده است) و بعد هم داعش رو تار و مار نمی کرد که همیشه برای مقابله با ایران شیعه ی سلفی یه حکومت سنی سلفی توی آستین داشته باشه. توی شطرنج میگن هر حریفی که امکانات خودش رو دست بالا بگیره دست آخر می بازه... بد نیست که در تحلیل شطرنج بین المللی جایگاه خودمون رو فراتر از یه قدرت منطقه ای در حال افول تصور نکنیم که قافیه رو بعدا باختیم. اگر هم کسی قراره ان قلت بیاره که ایران قدرت منطقه ای در حال افول نیست می تونه یه نگاهی به عملکرد سیاسی کشور و سیاستمداران ارشدمون بندازه که از یه قتل ناخواسته چطور تونستند یه بحران با ابعاد ملی درست کنند تا دستش بیاد که نظام سیاستگذاری ایران چند مرده حلاجه
  4. برنامه ریزی توی خون افسران پروسی بود ولی همین کایتلها و امثال اون گند زدن به تربیت پروسی افسران آلمانی.... من همین کردیت کوچیک برنامه ریز یا هماهنگ کننده رو هم بهش نمی دم.... یکی از بزرگترین مشکلات نظام هیتلر همین بود که چیزی به نام هماهنگی توش وجود نداشت... نیروی زمینی برای خودش می جنگید... نیروی هوایی ساز خودش رو می زد و نیروی دریایی هم مشغول دل مشغولی های خودش بود.... اگر مثل متفقین یه سرفرماندهی یکپارچه داشتن کارشون به این راحتی به اینجا ها کشیده نمیشد... خلاصه بحث درباره ژنرالهای هیتلر رو باید در یک تاپیک مستقل ادامه بدیم والبته ژنرالهای متفقین رو... برای هر کدوم یه تاپیک جدا
  5. کایتل یه افسر پشت میز نشین و به نوعی آجودان هیتلر بود به هیچ عنوان نمیشه اون رو به عنوان یه مغز تاکتیکی یا استراتژیست در نظر گرفت.
  6. تا دوران جنگ ویتنام که بمب افکنهای سنگین بزرگترین وظیفه عملیاتی رو توی نیروی هوایی داشتن تمام روسای نیروی هوایی آمریکا از خلبانان بمب افکنهای استراتژیک انتخاب می شدند (نیروی هوایی آمریکا تازه بعد از جنگ جهانی دوم تاسیس شد و در حقیقت از دل هوانیروز این کشور بیرون اومد). در دوره جنگ ویتنام فرماندهان نیروی هوایی آمریکا از میان خلبانان جنگنده انتخاب می شدند که نشون می داد خلبان جنگنده دیگه توی این نیرو دست بالا رو پیدا کردن. در زمان اوباما این وظیفه افتاد بر دوش خلبانان هواپیماهای ترابری چون فکر می کردند که پشتیبانی از عملیات رزمی مهمترین وظیفه ی نیروی هوایی شده.... تا چند وقت دیگه صبر کنیم می بینیم که فرمانده نیروی هوایی آمریکا رو از میان خلبانان پهپادهاشون انتخاب می کنند
  7. تاریخ: 14و 15 می1982 محل:جزیره پبل در مجمع الجزایر فالکلند نتیجه: پیروزی بریتانیا متخاصمین امپراطوری بریتانیا در برابر آرژانتین فرماندهان سروان جان هامیلتن در براب ر ؟؟ استعداد رزمی 45 نفر از سرویس ویژه هوابرد و دیده بانان دریایی نیروی دریایی سلطنتی، 8 نفر از سرویس ویژه قایق ران در برابر حدود 150 سرباز (منابع بریتانیایی) 31 سرباز(منابع آرژانتینی) تلفات 1نفر مجروح در برابر 1نفرکشته ،11فروند هواپیما باید به یاد داشته باشیم که عملیات ضدتروریستی تنها تخصص این نیرو نیست. در حقیقت، این واحد برای انجام عملیات نفوذی در عمق خاک دشمن در زمان جنگ جهانی تشکیل شد. سرویس ویژه هوابرد با بهره گیری از تجارب جنگ جهانی دوم و درگیرشدن در جنگهای مالایا، سوئز، کره به مرور به یکی از کارآمدترین نیروهای مخصوص جهان غرب تبدیل شد. عملیات ضدتروریستی،امنیتی و حفاظت از اشخاص در دهه 70 به مهارتهای آنها افزوده شد. افراد سرویس ویژه هوابرد در جنگهای فالکلند و جنگهای اول و دوم خلیج فارس به صورتی موثر بکارگرفته شدند. در اینجا به بررسی یکی از موفق ترین هجومهای کوماندویی که توسط سرویس ویژه هوابرد انجام شد می پردازیم. پس زمینه بلافاصله پس از اشغال جزایر فالکلند توسط آرژانتین در سال 1982، آنها اقدام به ساخت فرودگاهی در جزیره پبل کردند تا پایگاهی برای هواپیماهای پشتیبانی نزدیک پوکارا بوجود آورند. این جزیره در شمال غربی مجمع الجزایر فالکلند واقع شده بود. هواپیمای ای 58 پوکارا هواپیمایی برای انجام عملیات پشتیبانی نزدیک و ساخت آرژانتین بود که می توانست انواع مختلف مهمات را برای حمله به افراد و مواضع زمینی حمل کند. مجمع الجزایر فالکلند در 800کیلومتری شرق آرژانتین در اقیانوس اطلس جنوب. جزیره پبل با ضربدر مشخص شده است. بریتانیا نیروهای نظامی خود را برای بازپس گیری فالکلند اعزام کرده بود اما توان عملیاتی این فرودگاه می توانست مانع کوششهای بریتانیا جهت بازپس گیری شرق فالکلند شود. قبل از تهاجم به فرودگاه باید شناسایی کاملی از جزیره انجام می گرفت تا استعداد دشمن و نقاط قوت و ضعف آن شناسایی شود و یکی از دو راه برای حمله به آنجا انتخاب گردد؛ حمله هوایی یا عملیات کوماندویی توسط سرویس ویژه هوابرد. عناصر سرویس ویژه هوابرد که بر روی عرشه ناوهواپیمابر هرمس حضور داشتند موظف شدند تا این تهدید را از میان بردارند و در این راه از پشتیبانی ناوچه برودسوارد و ناوشکن گلامورگان نیز برخوردار بودند. گلامورگان می توانست با توپهای مارک6 خود -با کالیبر 112میلیمتر- آتش تهیه مناسبی برای آنها تهیه کند. عکس هوایی از فرودگاه آرژانتینی ها ناوهواپیمابر انگلیسی هرمس اچ ام اس گلامورگان سروان کریس بروان از آتشبار148 هنگ 29 کوماندو توپخانه سلطنتی به عنوان دیدبان دریایی وظیفه داشت هماهنگی بین نیروهای عمل کننده و آتشبار توپخانه کشتی و گرا دادن به آنها را انجام دهد. سروان هامیلتون فرمانده میدان و از عناصر کارآمد سرویس ویژه هوابرد در جنگ فالکلند اهداف اولیه هدف اولیه از عملیات این بود که جوخه دی از هنگ22 سرویس ویژه هوابرد در جزیره فرود آمده و هواپیماهای مستقر در فرودگاه، سایت رادار، خدمه زمینی مستقر در پاسگاه جزیره را نابود کنند. شناسایی شناسایی توسط 8 نفراز پرسنل جوخه دی از سرویس ویژه قایق سوار انجام شد که با کانوهای خود در روز 10می به جزیره نفوذ کردند. پس از مخفی کردن کانوها، سربازان به سمت فرودگاه دشمن به راه افتادند. جزیره مانند اغلب جزایر دیگر آن نواحی خشک و لم یزرع بود و برپاکردن یک پست دیده بانی به دور از چشم مدافعین آرژانتینی سخت می نمود. آنها زمین را کندند و پس از مستقر شدن توسط بیسیم با سرفرماندهی سرویس ویژه هوابرد -که در ناوهواپیمابر هرمس مستقر بود- ارتباط برقرارکردند. با توجه به وجود افراد غیرنظامی در نزدیکی فرودگاه، طرح حمله هوایی رد شد و قرار بر آن شد که عملیات کوماندویی توسط سرویس ویژه هوابرد انجام شود. 1 فروند پوکارا بر روی باند از دید دوربین گروه شناسایی گروه شناسایی متوجه شد که شدت باد مخالف باعث کندی حرکت هلیکوپترها و در نتیجه تاخیر آنها در رسیدن به جزیره می شود. این امر زمان تخمین زده شده برای انجام عملیات را -که 90 دقیقه درنظرگرفته شده بود- به 30 دقیقه کاهش می داد. بنابر این تصمیم گرفته شد که هدف اصلی عملیات نابودکردن هواپیماها باشد. تهاجم در طی شب 14 می، ناوهواپیمابر هرمس به همراه اسکورت خود ناوچه برودسوارد و ناوشکن گلامورگان گروه ناوهای هواپیمابر را ترک کرده و به سمت جزیره پبل به راه افتادند. 2 فروند هلیکوپتر سی کینگ اسکادران 846نیروی دریایی سلطنتی، 45 نفراز افراد جوخه دی سرویس ویژه هوابرد را سوارکردند. نقطه فرود در 6 کیلومتری فرودگاه در نظر گرفته شده بود. قرار بود که افراد گروه شناسایی در آنجا به افرادی که هلی برن می کردند ملحق شوند. پس از هلی برن افراد به دو گروه تقسیم شدند. گروه حمله وظیفه داشتند تا هواپیماهای آرژانتینی را نابود سازند و افراد باقیمانده -که در گروه تامین بودند- موظف بودند تا آنها را حفاظت کرده، نزدیک شدن به فرودگاه را تامین کنند و به عنوان نیروی ذخیره عمل کنند. آنها 100 گلوله خمپاره 81میلیمتری، خرجهای انفجاری و موشک اندازهای لاو خود را از هلیکوپترهای پیاده کردند و با خود به محل فرودگاه حمل کردند. هر سرباز حداقل 2 گلوله خمپاره با خود داشت. از ام16 به عنوان سلاح تهاجمی استفاده شد. تعدادی از ام16 ها به نارنجک انداز ام203 مجهز شده بودند. خمپاره انداز به گروه تامین واگذار شد و گروه حمله پیشروی را آغاز کرد. پرسنل سرویس ویژه هوابرد در حال سوار شدن بر هلیکوپتر مسیریابی تا هدف توسط سربازان گروه شناسایی که قبلا با قایق به جزیره آمده بودند انجام شد. گروه حمله وارد محوطه فرودگاه شد و افراد خرجهای خود را به بدنه 7 فروند هواپیما نصب کردند. درتمام هواپیماها خرجها را به یک نقطه وصل می کردند تا بعدها آرژانتینی ها نتوانند با استفاده از لوزام بازشده از یک هواپیما، هواپیماهای دیگر را راه اندازی کنند. زمانی که تمام هواپیماها آماده برای انفجار شدند فیوز خرجها را روشن کردند و پس از آن گروه حمله با سلاح سبک و موشک اندازهای لاو خود هواپیماهای پارک شده در کنارهم را زیر آتش گرفتند. تمام هواپیماها آسیب دیدند. پس از انفجار هواپیماها، گلامورگان آتشباری بر روی مواضع آرژانتینیها را شروع کرد و توانست زاغه مهمات و مخزن سوخت آرژانتینی ها را هدف قراردهد. عکسهایی از حمله به هواپیماهای پوکارا که بر روی زمین پارک شده بودند مدافعین آرژانتینی تا زمانی که تمام مهاجمان جمع نشده و آماده عقب نشینی نشدند وارد صحنه نشدند. برخلاف تصور مهاجمین، آرژانتینی ها حمله سنگینی نکردند. 30 دقیقه پس از آغاز عملیات، سربازان بریتانیایی عقب نشینی را آغازکردند. 1 سرباز از گروه حمله هدف قرارگرفت و مجروح شد. مهاجمین با آتش سلاح سبک و نارنجک اندازهای ام203پاسخ آرژانتینی ها را دادند و مانع کوششهای مدافعین شدند. فرمانده آرژانتینی ها در این تبادل آتش کشته شد. عکسی از رزم شبانه تخلیه مجروح را به منطقه فرود هلیکوپترها انتقال دادند. گروه آنقدر وقت داشت تا قبل از دمیدن سپیده به ناو هواپیمابر هرمس بازگردند. هلیکوپترها افراد را سوار کرده و به ناوهواپیمابر بازگشتند. پوستری که بعدها از این عملیات منتشر شد پس ازتهاجم تجهیزات آرژانتینی که در اثراین حمله از بین رفت عبارت بودند از: 6 فروند پوکارا 4 فروند هواپیمای آموزشی توربو منتور 1 فروند اسکای وان گارد ساحلی فرودگاه به همراه مخزن سوخت و زاغه مهمات روز بعد از تهاجم به فرودگاه آرژانتینیها حمله به جزیره پبل یک تهاجم موفقیت آمیز بود که عملیاتهای انجام شده توسط سرویس ویژه هوابرد در جنگ دوم جهانی را یادآور می شود. آنها تنها با یک حمله توانستند نیمی از پوکاراهایی که آرژانتین به جزایر آورده بود منهدم کنند و قدرت تهاجمی آرژانتین را به مقدار زیادی کاهش دهند. مهمتر اینکه آرژانتینی ها از فرودگاه خود در یک زمان حیاتی محروم شدند. این محرومیت، تاثیری ویران کننده بر قدرت دفاع هوایی آرژانتینی ها گذاشت. در نهایت این آرژانتین بود که جنگ را واگذارکرد. تصویری از یک فروند هاریر بر روی عرشه ناوهواپیمابر هرمس که نمایشگر وضعیت عمومی هوا در زمستان اقیانوس اطلس جنوبی می باشد. منبع مجله جنگ افزار نویسنده رضاکیانی موحد
  8. سلام این آنتن دهی موبایلها جالبه . اینا با هم در حال جنگ هستند ولی سیستم های موبایلشون به هم سرویس میده ؟ از همدیگه هزینه ی رومینگ میگیرن دیگه
  9. نکته ی جالبیه..... با اینکه تقریبا تمام اروپا بر علیه روسیه متحد شدن ولی به دلیل نیازی که دارند نمی تونند از گاز روسیه چشم پوشی بکنند. این همون چیزی هست که بهش میگن "اقتصاد مقاومتی" که سالها است رهبری داره بهش تأکید می کنه ولی متأسفانه سیاست بازان (سیاستمدار که نداریم البته) هیچ وقت گوش نکردند. اگر ما هم وابستگی اقتصادی مناسبی بین خودمون و بقیه ی دنیا ایجاد می کردیم یه گوساله ای به اسم ترامپ نمی تونست به این راحتی کشور ما رو تحت فشار قرار بده و حتا اگر هم تحت فشار قرار می داد به جایی نمیرسید(همون طور که اروپا نمیتونه الان از گاز روسیه چشم بپوشه) ولی ما به جای اینکه بیاییم و سیاستهای درست اقتصادی تعریف بکنیم هر روز داریم تهدید می کنیم که خلیج فارس رو می بندیم و چه چه .... نتیجه ش هم اینه که الان تمام کشورهای نفت خیز منطقه دارند با تعریف کردن خطوط لوله نفت و گاز جدید خلیج فارس رو دور میزنند (که البته هنوز صد در صد عملیاتی نشده اند) کاش به جای این همه تهدید می اومدیم و یه رابطه اقتصادی درست و حسابی با همین کشورهای منطقه برقرار می کردیم(همون طور که در ابعاد خیلی کوچک چند وقت پیش با قطر برقرار کردیم تا از فشار سعودی بر روی قطر کم بکنیم) اون وقت دست هیچ کس به ما نمی رسید بزرگترین دلیل برای اینکه ساختن سیستم عامل بومی الان از نان شب هم واجب تر است سلام این آنتن دهی موبایلها جالبه . اینا با هم در حال جنگ هستند ولی سیستم های موبایلشون به هم سرویس میده ؟ از همدیگه هزینه ی رومینگ میگیرن دیگه
  10. سلام..... همه دوستان میدونند جنگ برای هر کسی که بد باشه برای طراحان سلاح یه برکته چون فرصت می کنند که در عمل عیب و ایرادهای سلاح های خودشون رو پیدا کنند.... چیزی که برای من خیلی عجیبه اینه که روسها خیلی از ادوات رزمی جدیدشون رو هنوز یا وارد صحنه نکردند (مثل این تانک آرماتا) یا خیلی دور و با احتیاط وارد کردند (مثل ترمیناتور) انگار چسبیدن فقط به میگ21 و میل-می-8 و تی-64 و تی-72..... کسی از دوستان تحلیلی درباره این وضعیت عجیب و غریب داره؟
  11. علت این مسئله که چرا اون موقع های یادش به خیر سرعت انقدر زیاد بود و الان کم دو تا چیز است که در اون زمان یا نبود یا تازه اختراع شده بودند اول: موشکهای هدایت شونده دوم: جنگهای شبکه محور الان با وجود تجهیزاتی که دو مورد بالا رو تأمین کنند حتا آمریکا هم مجبوره در برابر طالبان دمبش رو بذاره روی کولش و فرار کنه.... عربستان و امارات و قطر در برابر حوثی های یمن انگشت به دهن موندند.... خلاصه که این دو تا انقلابی در جنگها ایجاد کرده اند که دیگه محاله جنگهایی مثل جنگ جهانی دوم رو ببینیم مگر در فیلمها
  12. صحنه نبرد بعد از 30 روز هنوز پیچیده است ... احساس می کنم روسها هنوز برای اینکه گستره و میزان دخالت خودشون را در اوکراین اعلام کنند ، مردد هست ( علیرغم اینکه گفته شده محدود به لوهانسک و دونتسک بوده ) برای همین برای زدن پایگاه هوایی فعال ارتش اوکراین زیاد تمایل نشان ندادند ولی عجالتا چند حمله به غرب اوکراین بخصوص علیه ایوانو- فرانکویسک و کاربرد کینژال نقطه آغاز بوده و اینکه با توقف پیشروی زمینی و محدود کرد عملیات در دو تا جمهوری نامبرده ، حمله به زیرساختها شدت بیشتری بخودش بگیرد هست . از یک نظر هم به ممکن هست علت تمرکز روسها به شکل همزمان روی مراکز ثقل و یگان های خط مقدم ( که نتیجه مستقیم آن تقسیم شدن شدت آتش به شکل یکسان روی زیرساخت ها و واحدهای نظامی درگیر است ) یک دلیل مهم و آن ، استفاده از حداکثر قدرت آتش متعارف برای پراکنده کردن واحدهای اوکراینی و جلوگیری کردن از تمرکز آن ها در خطوط تماس داشته باشد . ولی نکته ای این وسط قرار دارد که البته باید اثبات بشود . حملات هوایی ، توپخانه ای و بدون سرنشین در محورهای درگیری که به شکل دقیق صورت می گیرد ، به احتمال 70تا 80 درصد خارج از خاک اوکراین در حال کنترل هست و به واحدهای میدانی اوکراینی هم اطلاعات دقیقی می رسد که با این دقت دارند عمل می کنند ، با توجه به اینکه ارتش اوکراین قبل از جنگ چنین تجهیزاتی را نداشت ( براساس دیده ها و شنیده ها ) ، حضور کشور یا کشورهای ثالث محتمل به نظر می رسد البته به شکل کاملا کنترل شده و نامحسوس که حساسیت روسها را برانگیخته نکند . اما اینکه چرا علیرغم حملات وسیع کروز/ بالستیک هنوز نیروی هوایی اوکراین فعالیت دارد ، این را باید در چند عامل دید : 1- آن چیزی که دارد دیده میشود ، فعالیت نیروی هوایی اوکراین بشدت محدود شده ، پس حملات موثر بوده بطور نسبی ... 2- در حوزه برنامه ریزی برای حمله ، نیروی بالستیکی ، کروز و نیروی هوایی نیازمند " اطلاعات بر خط " هست و به نظر می رسد که روسها در حین نبرد مبادرت به کسب اطلاعات می کنند ( تاکتیک قدیمی بکاو و بکش که با خطا و تلفات هم همراه هست ) 3- کمک اطلاعاتی خارجی به اوکراین در حوزه نحوه عملکرد رهگیرهای روسی و خلاء های ایجاد شده ای که ممکن هست در کریدورهای پروازی نیروی هوایی روسیه در طول نبرد ایجاد شده باشد 4- در طراحی حملات آفندی برای حمله به مراکز ثقل دشمن ، 5 عامل هست که به موثر بودن چنین حملاتی کمک می کند الف : میزان کسب اطلاعات از صحنه نبرد ب: سامانه های کنترل و فرماندهی مهاجمان و شکل / گستره استفاده آنها از اطلاعات برخط ج: وجود حسگرهای پیشرفته در صحنه نبرد که باید اطلاعات را جمع آوری کند د: تسلیحات هدایت دقیق ه: تلفیق درست اطلاعات و سلاح ها تا اینجا ( 27 مارس 2022 ) روسها نشان دادند ( براساس تصاویر ، ویدئوها ، تحلیل ها و ... ) که هنوز از لاک قدیمی تکیه صرف بر روی قدرت آتش ( مهمترین شاخصه یک ارتش موج دومی ) بیرون نیامدند ( مثل خود ما ) و تنها عامل بازدارنده هسته ای باعث شده تا عامل مداخله گر ثالث بطور مستقیم وارد عمل نشود ( البته حتی سلاح هسته ای روسها هم باعث نشد تا سیل تسلیحات از سمت غرب بسمت اوکراین سرازیر نشود و این از جمله نشانه های مهم محدودیت بازدارندگی هسته ای است ) و در حالی که همه انتظار داشتند که یک پیشروی شیک و منظم به شیوه عراق سال 1990 را دوباره ببینند ، این مساله واقعیت پیدا نکرد و جنگ همچنان بر روی زمین ادامه دارد ( البته فاصله 32 ساله بین عملیات طوفان صحرا و جنگ دراوکراین را باید درنظر گرفت در همه ابعاد خودش ) مضاف بر آن ، نکته جالب ماجرا اینجاست که تا الان ، شلیک کروزها و بالستیک ها باعث نشد تا نیروی هوایی اوکراین کامل از بین برود ، گرچه فعالیت اش بسیار محدود شد و این بخوبی نشان میدهد که درصورت سرمایه گذاری بر روی توان هوایی که بخوبی پراکنده شده و حفاظت بشود ، حتی در صورت شلیک بیشتر از 1000 تیر بالستیک و کروز هم فرصت ابراز وجود را دارد . این استفاده از عبارت " نیروی هوایی قدرتمند ارتش روسیه" یک عبارت صد در صد مبتنی بر احساسات هست . در دکترین نیروی هوایی شوروی سابق ، نیروی هوایی و به تبع آن هوانیروز یک وظیفه مشخص داشت و آن پشتیبانی از یگان های زرهی ، پیاده و مکانیزه نیروی زمینی بر روی زمین بود ، در نتیجه در شوروی سابق ، به جای نیروی هوایی ، از واژه هواپیمایی جبهه ای و هواپیمایی استراتژیک ( بمب افکن های دوربرد و ... ) استفاده می شد . ارتش روسیه هم نزدیک به 10 تا 15 سال هست که از این دکترین قدیمی دارد فاصله می گیرد و ظهور رهگیرهای تخصصی که باید آسمان منطقه را از مهاجمان پاک کنند تازه دارد یک شیوه استاندارد میشود . پیاده کردن تاکتیک های قدیمی با تجهیزات جدید ، نشان می دهد که روسها هنوز برای تطبیق بین فناوری جدید و تاکتیک های خودشون مشکل دارند . ولی این درمورد IAF زمین تا آسمان تفاوت دارد ... ارتش عبری حداقل از جنگ 1973 به بعد متوجه شد که در اختیار گرفتن آسمان منطقه نبرد در دو حوزه اطلاعات و سخت افزار ، کلید پیروزی های آینده است و تا قبل از 2006 ای ایده با موفقیت اجرا شد ولی اینکه بعد از این تاریخ ، مشغول چه کاری هستند که با شرایط جدید خودشون را منطبق کنند ، بحث کاملا جداگانه ای است . پی نوشت : این تحلیل ، تنها براساس شواهد موجود تا 27 مارس 2022 بیان شده و ممکن است در آینده با انتشار اطلاعات جدید ، در ماهیت آن تغییراتی ایجاد شود . تحلیل خوبی هست که جای تقدیر داره.... من نه تحلیل گر تاکتیک هستم و نه تحلیل گر استراتژیک ....( اگر اشتباه گفتم دوستان تصحیح کنند) ولی یک سری چیزهایی هست که با منطق من جور در نمیاد: اول و مهمتر از همه اینه که این تی-14 آرماتا کجاست؟ خبری ازش هست یا نیست؟ اگر هست کجا ها؟ اگر نیست چرا؟ خودتون می دونید طراحان سلاح دنبال موقعیت های اینچنین می گردند که تسلیحات جدیدشون رو در عمل امتحان کنند. دوم اینکه چرا توان جنگ الکترونیک روسها انقدر پایین بوده(یا من فکر می کنم پایین بوده) چرا ارتباطات اوکراینی ها رو جم نمی کنند؟ هنوز که هنوزه اینها بعد از سی روز بسیاری از واحدهاشون با هم ارتباط دارند.... آخه این چه وضع جنگیدنه...... توی نبرد خفجی(جنگ اول خلیج فارس) وقتی ارتش عراق حمله کرد و شهر خفجی رو گرفت از روز قبل تمام ارتباطات تفنگداران دریایی آمریکا رو با جمینگ از کار انداخته بودند. الان این روسها یعنی تکنولوژی سی سال قبل عراق رو هم ندارند؟(نگویید که اوکراین پیشرفت کرده... اگر ا ونها پیشرفت کردن چرا روسها نکردند) سوم اینکه چرا روسها از ئی.ام.پی استفاده نمی کنند؟ دارند و نمی زنند؟ یا ندارند؟ اگر دارند چرا نمی زنند؟ اگر ندارند چرا؟ چیز خاصی نیست.... الان پول بدی من خودم برات یکی درست می کنم(البته اسباب بازی شو... می خوام بگم تکنولوژی قدیمی هست و چرا روسها ندارند) برای از بین بردن زیرساختهای الکترونیکی و مخابراتی و شبکه های کامپیوتری هیچ چیزی بهتر از ئی.ام.پی نیست. چهارم اینکه روسها با این همه ماهواره جاسوسی و پهپاد و هواپیماهای دوربین دار و اینها چرا انقدر از شناسایی تاکتیکی و جابجایی نیروهای اوکراین عاجز هستند؟ پنجم اینکه برای نابود کردن فرودگاه لازم نیست که انبار مهمات و سوخت و خود هواپیما رو زد... فقط لازمه که باندها رو درست و حسابی بزنند... انگلیس توی جنگ فالکلند با موفقیت این کار رو کرد... چرا روسها نمیان و باندها رو از سرویس خارج نمی کنند؟ هم نقشه های رو دارند و هم مختصات رو؟ دیگه چرا دست دست می کنند؟ ششم اینه که چه بخواهیم و چه نخواهیم باید این احتمال رو بدهیم که در سطوح بالای دستگاه سیاسی و نظامی اوکراین روسها جاسوس کار گذاشتند... میزان عملکرد این جاسوسها چقدر بوده؟ آیا سرویسهای غربی اونها رو در عرض این چند سال شناسایی کرده بودند و اوکراین با دادن اطلاعات غلط جاسوسان روسیه رو گمراه کرده. باید قبول کنیم که روسها خودشون استاد این جور فریبها هستند و زمانی که روسیه و اوکراین یکی بوده حتما اوکراینی ها هم از این جور فنون یاد گرفته اند و با کمک سرویس های اطلاعاتی غربی این کلکها رو روی خود روسها اجرا کردند..... احتمالش چقدره؟ تحلیل نهایی من اینه که پوتین فکر می کرده دو روزه اون دو تا استان رو که سرش اختلاف هست می گیره و بعدش کیف مجبور میشه بنشینه سر میز مذاکره و برنامه ریزی رزمی شون رو هم تنها برای همین اهداف انجام دادند.... یعنی همون قماری که ژاپن توی پرل هاربر کرد رو تکرار کردند... حالا درسته غرب مستقیما کمک نکرده ولی هر جور بوده دولت زلینسکی رو سرپا نگه داشته اند و در نتیجه بالانس روسها در همون روز سوم چهار و با عدم مذاکره و پذیرش خواستهای روسیه توسط اوکران به هم ریخته... حالا هم باید بنشینند و از اول یه استراتژی دیگه بچینند.
  13. ما باید از اول جنگ یه سری از بچه های سطح بالا و درس خونده ی سپاه قدس رو به عنوان مستشار یا ناظر یا هر چی می فرستادیم تا با روسها برن جلو ببینند که چی به چیه
  14. نمونه هایی از خودروهای تکنیکال سرویس ویژه هوابرد ارتش انگلیس که در زمان جنگ جهانی دوم در شمال آفریقا و در پشت خطوط آلمان از اونها استفاده می شد: نمونه ی آمریکایی ش متعلق به دهه 90 میلادی میگن لامبورگینی هم یه همچین چیزهایی زده.... اتفاقا برای زمینهای اوکراین همین ها از همه چی بهتره
  15. سلام... خدا خیرت بده ... قید کن .. . خودت که می دونی من حساسم... زود احساسات بر من غلبه میکنه. توی پرانتز عرض کنم که در جنگهای معاصر هم نمونه داره این جور مقاومتها که معروفترین ش محاصره ی استالینگراد و لنینگراد هست که توی دومی مردم دیگه رسیدن به خوردن سگ و گربه ولی بازهم بگردی از این مقاومتها هست... عموما وقتی که نیروی خارجی وارد شهری بشه روحیه ی مقاومت مردم میره بالا حالا چرا؟ خدا می دونه درباره حمله اعراب خود حکومت زیاد شکست خورد اما بعضی شهرها بودند که مدتها جنگیدند و حتی پس از تصرف هم بارها و بارها بر علیه حاکمان عرب شورش کردند. بعضی از ایالاتهای ایران(مثلا طبرستان) تا زمان هارون الرشید هنوز داشتند می جنگیدند و خلاصه قضیه خیلی طولانی هست که نیاز به یه تاپیک جدید داره در اوکراین هم من خیلی هماهنگی نمی بینم... البته الان برای اظهار نظر خیلی زود هست ولی انگاری هر کسی داره ساز خودش رو میزنه... اصلا معلوم نیست کی به کیه. شایدم معلوم هست و من از کارشون سردرنمیارم... به نظر من قسمت عمده ای از مقاومت اوکراین به دو دلیل هست: اول نفرت از روسها دوم ترس از روسها.... حالا باید صبر کنیم ببینیم چی میشه حمله ی روسیه به اوکراین هر چند که در ذات ش خبر بدی هست ولی یه نکته ی مثبت هم داره و اینکه برای اولین بار در 4-5 قرن گذشته روسها در حمله دست از اون وحشی گری ذاتی شون نسبت به غیرنظامیان کشیدند و تا حدودی دارند مثل آدمهای متمدن رفتار می کنند. شاید علتش فشار افکار عمومی خود روسیه باشه که بالاخره توی اوکراین بعضی هاشون فک و فامیل دارند و قسمتی هم فشار افکار عمومی غرب و اینکه روسها میخواند خودشون رو به صورت یک ارتش آزادی بخش جلوه بدهند و نه یک ارتش مهاجم و غارت گر... خلاصه از این جماعت بعید بود این جنگ آدم رو یاد جنگ کریمه میندازه... توی اون زمان همان اروپایی ها فکر می کردند که ارتش روسیه غیرقابل مقاومت هست ولی روند جنگ نشون داد که یه ببر کاغذی بیشتر نیست... الان من واقعا نمیدونم چرا بارها و بارها اینها کمین خوردند.... یعنی تصویر ماهواره ای ندارند؟... پهپاد شناسایی ندارند؟ هواپیماهای عکاسی و شناسایی ندارند؟ خوب دو تا آدم بفرستند جلوی ستونهاشون لااقل یه نگاهی بندازن... عجیبه والله...
  16. تاریخ حمله مغول رو بخون زیاد پیش میامد که مثل خرمشهر یا شدیدتر از خرمشهر مقاومت می کردند. در حمله ی اعراب به ایران هم همین طور.... شما خوب نگشتی اگر میگشتی حتما پیدا می کردی Russia has enlisted over 40,000 Syrian military personnel to fight against Ukraine, according to reports from the Syrian Observatory for Human Rights. خبر از نیوزویک بر اساس گزارش رصدخانه ی!!! حقوق بشر که روسها 40 هزار نفر از ارتش سوریه رو دارند برای جنگ به اوکراین می فرستند و البته راست و دروغ ش هم گردن خود افراد رصدخانه. Donald Trump said there is "a lot of love" behind Putin's efforts to make "his country larger" as Russian troops continued to invade Ukraine. بازهم از نیوزویک و البته بدون شرح.
  17. به به به! سلام بر جناب پوتین شماره 2 از آشنایی با شما بسیار خوب بختم.... خوب دیگه کجا رو با زور قراره حالی کنیم؟ یه لیست بده که از الان تکلیف مون رو بدونیم دادا
  18. معذرت می خوام ولی گوگل غلط کرد... اگه راست میگه بره این باگهای سیستم عامل ش رو برطرف بکنه
  19. بررسی شناورهای آینده را با شناورهای آمریکا شروع کردیم و با شناورهای آمریکا به پایان می رسانیم. همان گونه که در قسمتهای اول تا سوم این سلسله مقالات بررسی کردیم، نیروی دریایی آمریکا هنوز برای ساخت نسل بعدی شناورهایی به یک جمع بندی کامل نرسیده است. ساخت شناورهای کلاس دی دی-1000 نیز تلاشی است برای حفظ برتری دریایی آمریکا در قرن بیستم ویکم. در ماه نوامبر 2001 دپارتمان دفاعی آمریکا در پروژه ناوشکنهای جدید کلاس دی دی-21 تجدید نظر کرد و پروژه دیگری با نام "ناوشکن کلاس ایکس" را جایگزین آن نمود. در ماه آوریل سال بعد، شرکت نورث روپ-گرومن برای طراحی شناورهای جدید به عنوان مقاطعه کار اول انتخاب شد. این شرکت نیز شرکتهای رایتئون، جنرال دینامیکز، لاکهید مارتین، بوئینگ و بی آئی سیسیتمز را برای کار بر روی قسمتهای مختلف شناور به عنوان مقاطعه کار جزء انتخاب کرد. تقریبا تمامی شرکتهای بزرگ تسلیحاتی ایالات متحده به نوعی در طراحی یا ساخت این شناور جدید سهیم هستند. پروژه ناوشکن اکس در کنار پروژه های "رزمناواکس" و "شناورهای رزمی ساحلی" پیشرفت خود را آغازکرد. در سال 2006 نیروی دریایی ایالات متحده اولین نمونه ناوشکن جدید خود را "دی دی جی-1000 زوم والت" نامید. تا ماه سپتامبر 2005، نورث روپ-گرومن کار طراحی 11 سیستم حیاتی زوم والت مانند سیستم توپخانه پیشرفته، سیستم پیشرانه یکپارچه، بدنه ساخته شده از مواد مرکب، سیستم پرتاب موشک عمودی پیرامونی، سونار مجتمع و رادار را به اتمام رسانده بود. یک فروند ناوشکن بازنشسته از کلاس اسپورانس در اختیار این شرکت گذاشته شد تا به عنوان یک سکوی آزمایشی برای نصب سیستمهای یادشده بکاربرده شود. باید به خاطر داشت که بسیاری از تجهیزات پیشرفته این شناور قبلا برای ناوشکن های کلاس دی دی-21 طراحی شده بودند ،که با لغو شدن طرح آن شناور، این تجهیزات در ناوشکن کلاس دی دی جی-1000 بکارگرفته خواهند شد. نیروی دریایی تحویل اولین نمونه ناوشکنهای جدید را برای سال 2012 برنامه ریزی کرده است. در ابتدا، تعداد ساخت 32 فروند از این ناوشکنهای جدید برای نیروی دریای درنظر گرفته شده بود ولی کمی بعد مشکلات مالی این تعداد را به 24 و سپس به 7 فروند کاهش داد. در حال حاضر، تنها بودجه کافی برای ساخت 2 فروند ناوشکن جدید تصویب شده است و درصورت موفقیت آمیز بودن طرح، این تعداد افزایش خواهد یافت. هر کدام از این دو شناور آزمایشی 1.3 میلیارد دلار هزینه دربرخواهندداشت. درنهایت، تعداد کلی شناورهای ساخته شده بین 8 تا 12 فروند برآورد می شود. برخلاف نسلهای قبلی ناوشکن های آمریکایی ،که برای عملیات در آبهای عمیق و دور از ساحل ساخته شده بودند، شناورهای کلاس زوم والت بیشتر برای عملیات در آبهای کم عمق ساحلی طراحی شده اند. وظیفه اصلی این شناورها پشتیبانی از عملیات آبی-خاکی، پدافند هوایی، عملیات ضدسطحی و ضدزیردریایی می باشد. یکی دیگر از وظایف احتمالی شناورهای جدید استفاه از آنها به عنوان سکوهای متحرک ضدموشک بالستیک است. این شناورها با استفاده از تکنولوژیهای ارتباطی می توانند اطلاعات مسیر حرکت موشکهای بالستیک دشمن را از ماهواره ها دریافت کرده و با موشکهای ضدموشک خود آنها را هدف قراردهند. طرح بدنه شناورهای کلاس زوم والت برای کاهش سطح مقطع راداری به گونه ای است که بیشتر بدنه شناور در زیر آب قرارمی گیرد. پل شناور تنها قسمتی از بدنه زوم والت است که در بالای سطح آب قرارگرفته و آن هم به گونه ای طراحی شده تا کمترین میزان امواج رادیویی را به سمت منبع فرستنده امواج بازگرداند. علاوه بر آن، حرارت خروجی و اثرمغناطیسی شناور به گونه ای کاهش یافته اند که رهگیری شناور توسط حسگرهای مادون قرمز و مغناطیسی به کمترین میزان ممکن کاهش یابد. تصویر مادون قرمز شناور توسط آب پاشهایی که در اطراف بدنه نصب شده اند و به همراه سیستم خنک کننده هوای غیرفعال کاهش داده می شود. اسکلت شناور و عرشه آن از مواد کامپوزیتی ساخته شده اند. با اینکه بدنه زوم والت 40 درصد بزرگتر از ناوشکنهای کلاس "آرلیک بورک" می باشد اما سطح مقطع راداری آن به اندازه یک قایق ماهیگیری کاهش یافته است. سینه شناور به گونه ای طراحی شده است که بتواند به راحتی موجها را بشکافد تا شناور بتواند در دریای متلاطم بدون تکان و با پایدارای زیاد حرکت کند. برای دی دی جی-1000 یک سیستم پیشرانه یکپارچه با موتورهای الکتریکی در نظرگرفته شده است. این سیستم دارای حداقل صدا است و می تواند بیشترین نیرو را برای تسلیحات و تجهیزات شناور تهیه کند. دو دستگاه توربین گازی رولزرویس "ام تی-30" به قدرت 36 مگاوات نیروی لازم برای به حرکت درآوردن موتورهای الکتریکی را تهیه می کند. بنا بر اظهارات مسئولان شرکت رولزرویس، این موتور قویترین توربین گازی دریایی جهان است. سیستم یکپارچه تولید قدرت دی دی جی-1000 از بعضی جهات مانند سیستمهای قدیمی توربو-الکتریک است اما با استفاده از موتورهای جدیدی که قرار است برای این شناورها ساخته شود این سیستم می تواند 10 برابر کمتر از روشهای قدیمی انرژی الکتریکی مصرف کند. یک رادار آرایه فازی ،که در دو باند "اس" و "ایکس" کار می کند، به همراه لینکهای ارتباط داده به آنتن رادار شناور متصل شده و آن را تغذیه می کنند. این تجهیزات ساخت شرکت "هریس" می باشند. رادار اصلی زوم والت یک رادار چندکاره "آ ان/اسپای-3" است که به صورت یکپارچه با یک رادار دوبانده جستجوی افق و یک رادار باند ،ال، جستجوی حجم کارمی کند. اسپای-3 ساخت رایتئون بوده و یک رادار آرایه فازی در باند "ایکس" است که برای کشف هواگردهایی که در ارتفاع پایین پرواز می کنند ساخته شده است. این رادار می تواند موشکهای ضدکشتی را یافته و هدایت آتش موشکهای ضدموشک را برعهده بگیرد. یک سونار در قسمت زیرین سینه کشتی نصب شده است که با یک سونار یدک کش چندکاره اطلاعات لازم را برای جنگ ضدزیردریایی فراهم می آورد. تمامی سیستمهای الکترونیکی دی دی جی-1000 به وسیله یک شبکه کامپیوتری بزرگ به یکدیگر متصل شده و کنترل می شوند. شناورهای آینده نیروی دریایی آمریکا را می توان یک ابرکامپیوتر واقعی دانست. در طراحی این سیستمها سعی شده است تا حد امکان از سخت افزار و نرم افزارهای تجاری موجود استفاده شود. آی بی ام به همراه رایتئون و لاکهید وظیفه توسعه این سیستمها را برعهده گرفته اند. خدمه این شناور در حدود 140 نفر می باشد که با خدمه 330 نفری ناوشکنهای کلاس اسپورانس و خدمه 200 نفری کلاس الیورهازارد پری قابل مقایسه است. استفاده از سیستمهای خودکار تعداد خدمه را تا حدی باورنکردنی کاهش داده است. باوجودی که زوم والت در رده ناوشکن طبقه بندی شده است اندازه و وزن آن این شناور را در حد یک رزمناو قرارمی دهد. اندازه زوم والت 50درصد بزرگتر از ناوشکنهای آلری-بروک و تقریبا هم اندازه نبردناو آلمانی گراف اسپی ، متعلق به جنگ جهانی دوم، است. تسلیحات شناورهای کلاس دی دی جی-1000 برای عملیات ساحلی و شبکه محور مناسب هستند. بر خلاف شناورهای قدیمی که از پرتاب کننده های عمودی استفاده می کنند در زوم والت تعداد 20 خانه عمودی پرتاب موشک "مارک-57" در دو لبه عرشه جلویی شناور نصب شده اند تا در صورت هدف قرارگرفتن شناور کمترین آسیب به موشک اندازهای آن وارد شود. این سیستم پرتاب موشک عمودی توسط شرکتهای بی آ ئی سیستمز و رایتئون طراحی شده است و می تواند انواع موشک مانند موشک های کروز، استاندارد و سی اسپارو را شلیک کند. سیستم پرتاب موشک عمودی کوششی است برای استفاده بهینه از فضای باارزش مرکز بدنه شناور به گونه ای که امنیت کشتی نیز به بیشترین میزان ممکن افزایش یابد. مارک-57 دارای بارگذاری خودکار بوده و مجموعا 80 تیر موشک در خزانه زوم والت برای آن درنظرگرفته شده است. نبردناوها -که امروزه از رده خارج شده اند- برای حمله به ساحل دشمن به صورت سنتی از 6 تا 12 قبضه توپ با کالیبر بالا (کالیبر 16 اینچ در برابر کالیبر 6.1 اینچ توپهای نصب شده در ناوشکن زوم والت) استفاده می کردند اما برای دی دی جی-1000 تنها دو قبضه توپ 155 میلیمتری در نظر گرفته شده است. این توپها با استفاده از گلوله های راکت دار بردی برابر با 100 مایل دریایی خواهند داشت و نرخ آتش آنها 12 گلوله در دقیقه خواهد بود. گلوله های این توپ مجهز به سیستم "جی پی اس" بوده و شناور زوم والت با استفاده از این گلوله ها می تواند بدون وارد شدن به آبهای ساحلی دشمن دقیقترین آتشباری را بر روی مواضع حریف اجرا کند. هر شناور دی دی جی-1000 می تواند 900 عدد از این نوع گلوله ها را حمل کند که 600 عدد از گلوله های در خزانه بارگذار خودکار توپها قراردارند. در حال حاضر این گلوله ها در شلیکهای آزمایشی تا فاصله 59 مایل دریایی شلیک شده اند. ناظران نظامی قدرت آتش این توپها را برابر با 18 قبضه توپ متعارف "ام-198" می دانند. توپ 57 میلیمتری "مارک-110" ساخت بی آئی سیستمز نیز برای نبرد در فواصل نزدیک در نظرگرفته شده است. نرخ آتش این توپ 220 گلوله در دقیقه و برد آن 14 کیلومتر است. هدایت این توپ به وسیله دست و یا از راه دور صورت می گیرد. توپ مارک-110 مهمات چندمنظوره مارک-295 را بکارمی گیرد و با استفاده از این مهمات می تواند با اهداف هوایی، زمینی یا سطحی درگیرشود. قرار است که سیستمهای تسلیحاتی این شناورها به اندازه ای باهوش باشند که کاملا بدون دخالت انسان هدفگیری و شلیک کنند. این اتوماسیون گسترده یکی از دلایل کاهش تعجب انگیز خدمه شناور می باشد. بر خلاف بیشتر ناوشکنهای متعارف دی دی جی-1000 دارای دو باند پرواز هلیکوپتر است. در پاشنه شناور یک سطح شیبدار برای به آب انداختن قایقهای کوچک درنظرگرفته شده است که می توان از آن برای به آب انداختن قایق و روباتهای شناور یا زیرآبی حتی در دریای متلاطم استفاده کرد. در صورت موفقیت آمیز بودن طرح زوم والت این شناور تا سالهای طولانی ستون فقرات شناورهای رزمی سطحی نیروی دریایی ایالات متحده خواهدبود. دی دی جی 1000 زوم والت مشخصات تاریخ سفارش ؟ تاریخ شروع پروژه 2007 تاریخ به آب انداختن ؟ تاریخ به خدمت گرفته شدن برنامه ریزی شده برای2012 وزن کامل 14564 تن طول 183 متر عرض 24.1 متر آبخور 8.4 متر پیشرانه 2 توربین گازی رولزرویس مارین ترنت-30 هر یک به توان 36 مگاوات؛؟ دستگاه دیزل ژنراتور سرعت 30.3 گره دریایی برد خدمه 140 نفر هلیکوپتر 2 فروند هلیکوپتر اس اچ-60 یا 1 فروند هلیکوپتر ام اچ-60؛3 فروند پهپاد فایراسکات تجهیزات الکترونیک 1 دستگاه رادار3 بعدی چندمنظوره آ ان/اسپای-3؛رادارجستجوی حجم؛سونارسینه کشتی؛سونار یدککش تسلیحات موشک انداز 20خانه عمودی مارک-57 به همراه 80 تیر موشک سی اسپارو،موشک کروز توماهاوک،موشک استاندارد بلاک2؛موشک انداز عمودی ضدزیردریایی آسروک؛2 قبضه توپ 155میلیمتری به همراه 920 گلوله؛2 قبضه توپ دریایی مارک-110 با کالیبر57میلیمتر برای دفاع نزدیک اینهم توپ اعجوبه ساخت سوئد دوستان توجه کنند که عکسها همه تخیلی هستند نه واقعی. نویسنده:رضاکیانی موحد منبع:مجله جنگ افزار
  20. سلام کسی عکسی دیده که طرفین درگیر از تفنگهای بول پاپ استفاده کرده باشن؟
  21. سلام ربطش چی بود؟ من نفهمیدم
  22. دکتر صادق الحسینی دانش آموخته ی اقتصاد هست. پریروز یک تحلیل اقتصادی درباره وضعیت گندم نوشته که بی ربط به مسائل این تاپیک نیستش منبع تصاویر را از راست به چپ و خلاف حرکت عقربه های ساعت بخونید
  23. متولد یه محلی توی اوکراین امروزی هستش
  24. تشکر از توجه شما... در پاسخ به سوالات آخر پاراگراف اگر بتونیم 1همبستگی ملی رو حفظ کنیم2 سرمایه ها مون رو هدر ندهیم3 یک سیاست خارجی بی طرفانه اما فعال(نه مثل الان منفعلانه) داشته باشیم 4 زیرساختها رو توسعه بدیم 5 در تمام عرصه های قدرت سعی کنیم پیشرفت کنیم (قدرت نظامی، اطلاعاتی و مالی) اون وقت می تونیم در موقع لزوم در برابر ائتلافی از کشورها بایستیم و بجنگیم... اگر نه که هیچ تشکر مضاعف از شما... من در ابتدای پاراگراف مثال زدم از قدرت نمایی ایران در مرزهای شمال غرب کشور ولی شما اون قسمت رو رد کردید.... صد در صد شما درست می گید که باید به موازات هم پیش بریم.... اصلا کشور مثل یه آدم هست نمیشه مثلا دستاش دراز باشه و پاهاش کوتاه... یا سرش بزرگ باشه ولی ستون فقرات ش کوچیک... توسعه باید در همه ابعاد باشه تا به قول شما وزن ژئوپلوتیک کشور ارتقا کنه و اون وقت هر کس که به آمارها نگاه کنه می فهمه که ایران کجای جهانه و باید باهاش چه طور رفتار کنه ولی اگر به قول شما توسعه متوازن نباشه نتیجه ش همینی میشه که الان هست.... الان در حوزه مثلا موشکی خیلی خوب کار کردیم ولی اگر خدای نکرده درگیری باشه آسمان کشور را از دست خواهیم داد....
  25. بسم الله الرحمن الرحیم هیچ سیاستمدار روسی تحمل ایران قوی در مرزهای جنوبی خودش را نخواهد داشت و مخصوصا اینکه ایران هسته ای هم شده باشد. این هستش که موقع تحلیل باید احساسات را از واقعیتهای ژئوپلتیک جدا کنیم. روسیه خودش الان تولید کننده و صادر کننده ی سوخت هسته ای است، بالفرض که برنامه ی غنی سازی اورانیوم ایران صد در صد غیرنظامی باشه، چرا باید برای خودش رقیب در منطقه بتراشه؟ برای همین در ضعف نگه داشتن ایران توسط روسها استراتژی هست که هیچ وقت نباید اسباب تعجب ما بشه. قوی شدن ایران هیچ منفعتی برای روسها نداره و همین هم هست که وقتی پای ایران در وسط باشه سبب میشه سیاست خارجی روسیه هم راستا با ترکیه و اسرائیل و عربستان سعود و در نهایت غرب در بیاد هر چند که در ظاهر طرف ایران رو بگیره. همین نکته که تا به امروز حتی یک قطعنامه سازمان ملل توسط روسها وتو نشده بهترین شاهد برای مدعای بنده هستش. دقیقا همین طوره در معادلات سیاسی فقط قدرت هست که حرف اول رو می زنه و جدی گرفته میشه و اگر قراره کاری بکنیم که دیگران به حرف ما گوش بدهند باید که قدرت داشته باشیم مثل جریان ارمنستان و آذربایجان در همین چند ماه پیش و نمایش قدرت ایران. فقط چیزی که هست اینه که در دنیای امروزی المانهای مختلف قدرت رو بتونیم تجزیه و تحلیل بکنیم و بریم سراغ اون قدرتی که بیشترین بازده و کمترین هزینه رو داره: اطلاعات. الان در جهان امروزی اطلاعات هست که قوی ترین ها رو می سازه. ال جی و سامسونگ و اپل و .... قدرتمند هستند به خاطر علم و دانش و تکنولوژی (همه ش رو می شه خلاصه کرد در یک کلمه اطلاعات) نه قدرت نظامی یا سیاسی. قدرت اطلاعاتی و اقتصادی که تقویت بشه کم کم قدرت نظامی و سیاسی و فرهنگی هم همراهش ظاهر میشه