worior

Administrators
  • تعداد محتوا

    8,312
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

  • Days Won

    93

worior آخرین امتیاز شما در روز 15 مهر

worior شما بیشتری مطالب مورد علاقه کاربران را دارید!

اعتبار در انجمن

21,938 نشان بصیرت

درباره worior

  • رتبه حساب کاربری
    ارتشبد

Profile Information

  • Gender
    Male
  • Interests
    ...،«و در شگفتم از متکبری که دیروز نطفه بود و فردا مردار، امیرالمومنین(ع)»،...

آخرین بازدید کنندگان پروفایل

76,171 نمایش های پروفایل
  1. ضمن تشکر، کلاس ابرقدرتی البته فقط مال چندتا کشوره، چین و روسیه و آمریکا و شاید هند و به دلایلی محدود ایران و پاکستان،.. مشکلات واقعی برای زرهی در نبرد کوهستانی هست: - زرهی بخاطر عوارض کوهستانی نمیتونه تهاجم سریع داشته باشه. بنابراین در مناطق کوهستانی سرعت چندان اهمیتی نداره(دستیافتنی نیست) حتی با ماشین هم تا میای برسی به دنده سه میرسی سر پیچ و باید ترمز بزنی، - آموزش های مربوط هماهنگی ستون زرهی بسیار بسیار مهم هست وگرنه بیشتر تلفات خودی و در اثر تصادف خواهد بود. - زرهی فاصله بین دو شهر رو یا دو مقصد شهری رو نمیتونه بسرعت طی کنه و در شهرها بسرعت مستقر بشه. (حرکت پناه به پناه) - از طرفی کمین کوهستانی بسیار ساده اجرا میشه و بسختی مقابله میشه. - فقط آمریکا و شاید چین و روسیه باشند که بتونند از اقدام تهاجمی به اشکال مختلف علیه تک زرهی خودشون زودتر با خبر بشن و مثل تصویر بالا امکان پاسخ رو فراهم کنند. که هزینه های بسیار بسیار سنگینی داره - بر خلاف جنگ صحرایی در نبرد کوهستانی، خطوط لجستیک قابل شمارش و بسیار محدود هستن،(شاید فقط یک راه وجود داشته باشه) اما در صحرا ممکنه بشه از هر طریقی سوخترسانی کرد، . - بنابراین با توجه به گزینه آخر، در نبرد کوهستانی حفاظت از مسیر مهمتر از رفتن به مقصد بعدی هست. بدین معنی اصلا اهمیتی نداره گریز از کمین! - ... با توجه به مسائل بالا؛ - هم به زرهی فوق سنگین و حفاظت شده برای بقا پذیری در شرایط کمین نیاز دارید - هم به زرهی پر سرعت و سبک برای فرار از کمین و ادامه عملیات - به تجهیزات شناسایی وسیع و حفاظت نرم و سخت بسیار گرانقیمت - و شاید به اندازه همه اینها مهمتر پیشتیبانی هوایی دایمی . - و در کنار همه اینها، تحمل تلفات(یعنی داشتن سازوکار قدرتمندی برای مدیریت تلفات) نتیجه: - اینها جمع تناقضات هست، و در صورتی که بشود بین این دو گفته جمع زد: . جنگ مدرن واقعاً سریع و بسیار کشنده است." ما به یک ارتش بزرگ کشنده و سنگین نیز نیاز داریم. " - این موارد از نظر هزینه، و توان اجرایی از عهده بسیاری از کشورها بر نمیاد. - ارتش های بسیار پیچیده ای بوجود میاد. - برای یک تک تهاجمی کوهستان، اقدامات پیش نیاز بسیار زیادی لازم خواهد شد. البته تجربه ویتنام هست. و آخرین حرف؛ وقتی بسیاری از کشورها قادر به داشتن چنین ارتشهایی نباشند، جنگ به وضعیت دورایستا و جنگ کم هزینه چریکی خواهد رفت. پهپاد مسلح و وانت تکنیکال حال و آینده جنگ زمینی هستن.
  2. باور 373 ناکافی در حلقه پدافند، پایان ناپذیر در دفتر دشمن. مقدمه هیچ نیروی مدافعی وجود ندارد که صرفا بخواهد یا بتواند با تکیه بر سلاح های دفاعی و پدافندی خود را حفظ کند، هر سیستم نظامی میبایست از حملات متقابل یا حتی پیشدستانه برای دفع قابلیت های تهاجمی دشمن بهره جوید، در کنگفو یک جمله معروف وجود دارد؛ دستی که برای حمله میرود برای دفاع بازمیگردد . هیچ سامانه پدافندی اختراع نشده که قادر باشد در برابر یک حمله وسیع و پرتعداد موفق باشد، حتی اگر بتواند با هر موشکی که دارد یک هدف از مهاجمان را بزند بالاخره موشکهایش تمام میشوند و مهاجم پرتعداد میتواند موفقیتی بدست آورد. با این وجود پدافند توانسته است امکان غافلگیر شدن را با ایجاد یک سد در گام نخست حمله دشمن، از بین ببرد، همچنان که ریسک و هزینه های حمله را ابالا برده است. دشمنان یک پدافند هوایی از پایین ترین ارتفاع که متعلق به پهپادهای سبک و موشک های کروز است تا ارتفاع بلند که متعلق به رادارهای هوابرد، موشک های بالستیک و حتی مدارگردهای لئو میتواند باشند، همیشه حرفی برای گفتن و طرحی برای عبور از پدافند دارند. اما پدافندها هم در همه این سطوح نیز اقداماتی در لیست دارایی خود تهیه دیده اند، از اخلالگرهای برد بلند، سلاح های انرژی مستقیم DEW تا موشک های پدافندی که از برد 500 متر تا 700 کیلومتر . اما آنچه در برابر یک پدافند امروزی بسیار مرسوم است و انتظار میرود در ساعات اولیه جنگ ها با آن روبرو شود، حملات پیچیده و پر تعداد کروز و پهپاد میباشد. رقبای منطقه ای ایران و دولت های دوست و همجوار، قابلیت های تهاجمی بسیار وسیعی دارند، بسیاری از آنها از موشک های کروز و بالستیک بهره مند هستند، عربستان سعودی، امارات و حتی قطر، بیش از 1000 فروند موشک کروز هواپرتاب استورم شدو (شاهین سیاه) در اختیار دارند که یک تهدید پیچیده جدی برای زیرساخت های نظامی و اقتصادی ایران محسوب میشود. ترکیه نیز با ساخت موشک بومی SOM توانسته است بخوبی به بازار تولید تسلیحات کروز وارد شود، ائتلاف غربی متجاوز در منطقه خلیج فارس و کشورهای اسلامی نیز به مقادیر انبوهی از موشک های کروز مجهزند. آمریکا قصد دارد بیش از 10هزار فروند کروز JASSM تولید کند، مقادیر سایر موشک های کروز و بمب های بالدار مشخص نیست، ولیکن انتظار میرود در شرایط قوی اقتصادی و در جغرافیای امن ایالات متحده مقدار این موشکها انتهایی نداشته باشد. در کنار این انبوهی موشک های کروز، پهپادهای لوییتر قرار دارند که بر علیه پدافند ها بسیار موفق عمل میکنند و حتی از نظر گونه نیز قابل شمارش نیستند چه رسد به شمارش تعداد از هر گونه. عربستان سعودی موشک های بالستیک چینی DF-3 و DF-21A با قابلیت حمل کلاهک هسته ای با برد بیش از 2000 کیلومتر در اختیار دارد که میتوانند تهران را هدف قرار دهند. اسراییل نیز از موشک های میانبرد جریکو با بردی بالغ بر 5هزار کیلومتر بهره مند است. موشک های اسراییل حتی قادرند موسکو را هدف قراردهند. گرچه شناسایی و رهگیری موشک های کروز بسیار دشوار است اما تجربیات مختلفی وجود دارد که میگوید میتوان با موشک های کروز بوسیله جنگنده های سبک مانند اف 5، یا پدافند های کوتاه برد و میانبرد، اخلال وسیع الکترونیک در مناطق هدف بخوبی درگیر شد و آنها را منهدم یا منحرف ساخت، راه های بسیاری برای انحراف انان وجود دارد و حملات اخیر بوسیله آنها از موفقیت زیر 60 درصدی سخن میگویند، تجربه های سوریه و عراق. اما موشک های بالستیک خیر، مقابله با آنها نیازمند زیرساخت پدافندی پیچیده ایست و هنوز جنگنده ها این امکان را بدست نیاورده اند که موشک های بالستیک را در آسمان منهدم کنند، تاکنون سلاح انرژی مستقیمی نیز دیده نشده که بتواند پاسخ موثری به این نوع از تسلیحات بدهد. کشور پهناور ایران برای مقابله با موشک های بالستیک تنها دو سامانه در اختیار دارد که هنوز موفقیت میدانی آنها به ثبت نرسیده است، اس 300 و باور 373. نیاز ایران به تولید انبوه پدافند های کوتاه برد. به بسیاری از تهدیدات کروز و پهپاد را نمیتوان در منطقه شروع تهاجم واکنش نشان، اما همه آنها به سوی اهداف مهم می آیند و آنجا جاییست که نیازی به برد بلند و اغماض در تعیین هدف نیست، در برد کوتاه و در منطقه هدف همه اهداف پرنده مهاجم اعم از دیکوی و یا تهدید واقعی میبایست بسرعت تجزیه و منهدم شوند. بنابراین، وجود پدافند های پرتعداد دفاع نقطه ای و کوتاه برد با برد هایی در حد افق دید، از 12 تا 20 کیلومتر بسیار حیاتی تر از داشتن سامانه هایی با برد های بالای 100 کیلومتر است. طرح های موجود در ایران نظیر تولید موشک ها تور، راپیر، اف ام 80، انواع دوشپرتاب و سامانه در دست ساخت و ناشناخته کوتاه برد نه دی با برد ادعایی 30 کیلومتر، نشان از توجه به این محدوده است. شکل 1تصویر موشک 9 دی در نمایشگاه اقتدار 40 محافظت از باور با روشهای نرم اگر سامانه های پدافندی را عنصری اساسی برای جلوگیری از جنگ فراگیر و آسان هوایی بدانیم، آنها را میبایست در طول نبرد حفظ کنیم، سامانه های انحراف دهنده موشک های ضد تشعشع برای حفاظت از فیلد های پدافندی و سامانه های برد بلند متحرک مانند باور و اس 300 طراحی شده اند. سامانه یاور از آن دسته از تجهیزات اقدام متقابل الکترونیک هستند که فیلد های پدافندی و رادارهای غیر واقعی را شبیه سازی میکند. شکل2 تصویر سامانه اخلال موشکی یاور در حاشیه نمایشگاه اقتدار 40 قرارگیری در مسیر برد های بلند تر. سامانه پدافند هوایی باور 373 را میتوان بزرگترین دستاورد مهندسی چند حوزه مختلف موشکی و الکترونیک دانست، موشک های صیاد قادرند با اهداف بالستیک در حال نزدیک شدن با سرعت 8 تا 10 ماخ درگیر شوند. به نظر میرسد باور برای موفقیت های بیشتر و انهدام اهداف بالستیک نیازمند تست های بسیاری باشد. اگر سامانه های دیگر کوتاه برد، جنگال و مدیریت میدان نبرد موفق ظاهر شوند، باور میتواند اهداف پرنده را در حداکثر مسافت خود مورد اصابت قرار دهد. این سامانه قادر است هواگرد ها را در فاصله 200 کیلومتری و ارتفاع 27 کیلومتری منهدم کند. برای موفقیت در این فاصله، آنچه نیازمند پیشرفت بیشتری در تجهیزات الکترونیک و دقت کشف این سامانه است که هم اکنون بنابر گفته هایی قادر است میان اس 300 و اس 400 را پر کند. ایران از رادارهای ماورا افق و پیش اخطارهای بلند برد قدرتمندی بهره مند است، اما از اقدام سخت در دور دست بازمانده و لازم دارد سامانه های پدافندی ضد سوخترسانها، رادارهای هوابرد و بمب افکن های دورپرواز در عمق آسمان و در دور دست صورت دهد، اما نه مشابه آنچه روسها در سامانه A-135 در اختیار دارند. بلکه سامانه پدافندی ابداعی که بتواند یک هواگرد شناسایی را در زمان جنگ از فاصله بیش از 500 کیلومتر منهدم نماید. از جهت زیرساخت، تحقیقات و امکانات، همه چیز برای ساخت چنین سامانه ای اماده است. توسعه روز افزون تکنولوژی باور در نسخه های بعدی. باور 373 راهگشای تجربیات و بروز رسانی های بسیاری خواهد بود، از آنجا که تولید این پدافند بصورت بومی انجام شده است، ایران قادر خواهد بود آن را به اشکال مختلف از ایجاد سیلوهای زیرزمینی مخفی و سخت حفاظت شده در برابر انفجار و ترکش در مکانهای ناشناخته، همراه با رادارهای ابتکاری که به ناگاه از موقعیت چریکی خود در فاصله ای غافلگیر کننده دشمن را پس از شلیک ردگیری میکنند بهره جوید، آسمان ایران از هم اکنون در برابر هیچ جنگ هوایی برای مهاجم ایمن نخواهد بود، وجود سامانه های بومی این امکان را فراهم می آورد که دشمن نتواند از اتمام آن یا حذف کامل آنها از روی زمین هیچ گاه مطمئن باشد، راه همیشه برای ورود بمب افکن های سنگین بسته میماند و اقدام به جنگ هوایی گسترده همراه با حضور فراوان جنگنده های دشمن تقریبا غیر ممکن خواهد شد. البته تهدیدات مربوط به هواگرد های جدید و بمب های دوربرد همچنان پابرجاست، ولیکن وظیفه مقابله با آنان بر عهده سامانه های کوچکتر و یا رده های دیگر پدافندی ست. اما ایران این قابلیت را بدست آورده که پدافند خود را متناسب با این تهدیدات توسعه دهد و محتاج سامانه های خارجی که هم داده های آن از قبل فروخته شده و هم مقدار دقیق تلاشی که مهاجم برای انهدام آن باید صورت دهد مشخص است، نخواهد بود. کلام آخر دشمن سامانه پدافندی ایران در محاسبات خود ممکن است در مورد خریدهای ایران که چند رادار از کشور سوم خریده است و با انهدام مثلا چند لانچر یا رادار رهگیر کل سامانه از رده خارج خواهد شد محاسبات راحتی داشته باشد، و با مقدار کافی شبیه سازی به هر چه میخواهد دست پیدا کند، اما در مورد تجهیزات بومی وضعیت متفاوت هست، تنها یک رادار بومی و یک موشک میتواند همیشه در جغرافیای ایران ناشناخته باقی بماند و تا پایان درگیری مشخص نشود که فضا برای کنترل آسمان امن است یا خیر... تهیه شده برای www.military.ir/forum https://msai.ir/2020/07/01/smells-like-deterrence-spirit/ @worior
  3. بسمه تعالی مقدمه نگارنده متن ذیل از دیدگاه راهبردی به مسئله قره باغ و احتمالات و پیامد های مربوط به آینده منطقه نگاشته است. هر جنگی در هر منطقه از دنیا بدون حمایت و عزم ملی یا مردمی که در حال جنگ هستند محکوم به شکست خواهد بود. از این رو جنگ در قره باغ امری بسیار وابسته به مسائل جمعیتی و افکار عمومی ست و از برای آن انجام میشود. مسئله فتح سرزمینی جنگ های فتح سرزمینی به سبک دوره فئودالی مدتهاست منسوخ شده، سازمان ملل و جوامع بین المللی بسختی با تغییرات در مرزها از طریق حملات نظامی کنار می آیند. پذیرفتن تغییر مرزهای کشورها از طریق تهاجم نظامی امریست که میتواند عواقب متقابلی برای کشورهایی که آن تغییرات را میپذیرند داشته باشد، این عواقب از تروریسم گرفته تا رفتن این پذیرش به حافظه تاریخی جهانی وبدل شدن به عرفی که امکان رخداد مجدد برای همان کشور پذیرنده نیز بوجود می آورد. صرف نظر از اینکه حق و باطل تاریخی این منازعات مرزی چگونه باشد، برنده منازعه، بعد از پیروزی باید هزینه های بسیاری در عرصه روابط بین الملل برای جلب افکار عمومی، سیاستمداران کشورهای مختلف جهت پذیرش رسمی مرزهای جدید پرداخت کند، علی الخصوص به اعضای دایم شورای امنیت سازمان ملل و شاید واکنش این اعضا در پذیرش این مرز جدید آنقدر طولانی شود که فرصت واکنش متقابل و بروز جنگی دیگر را رقم بزند. راهبرد نظامی جاری آذربایجان در قره باغ شیوه های رزمی طرفین این درگیری هرچه باشد از قواعدی قابل شمارش پیروی خواهد کرد، نه از آن جهت که بسادگی قابل پیش بینی هستند، بلکه تجربیات تاریخی زیادی نسبت به چنین درگیری هایی وجود دارد. از نظر جمعیت شناختی منطقه ناگورنوقره باغ جمعیت ساکنی عمدتا ارمنی تبار دارد، آذری ها بدون حمایت افکار عمومی ساکن در منطقه و پشتیبانی مردمی قادر پیشروی نخواهند بود، حتی در صورت پیشروی موفقیت آمیز قادر به حفظ سرزمین های فتح شده نخواهند شد. بنابراین بدیهی است که ترکیب جمعیتی منطقه ابتدا تغییر کند و این امر نه به یکباره امکانپذیر است و نه در یک نبرد کوتاه مدت. بلکه جنگی طولانی مدت، همراه با زیرآتش گرفتن مستقیم شهرها، کشتار ارمنی ها و مهاجرت دادن اجباری جمعیت ساکن در این مناطق میتواند راهبرد انتخابی طرف آذری باشد و این شکل از درگیری پیوسته و همراه با سکونت دادن آذری ها در منطقه ادامه پیدا کند تا ترکیب جمعیتی از ارمنی به آذری و ترک تغییر کند، تا در یک نبرد قاطع احتمالی بسیار بزرگ شرایط برای اشغال دایم فراهم شود و یا دست کم از طریق یک روند دمکراتیک مثلا رای گیری و تعیین سرنوشت از سوی ساکنان به نفع دولت باکو تغییرات مورد نظر آن دولت بدست آید. روشهای مورد بحث در بالا پیشتر از سوی اسراییل به کار گرفته شده اند، سبقه تاریخی طولانی دارند تا جایی که ماکیاوولی در شهریار به صراحت در مورد مهاجرت اجباری و تغییر جمعیت سرزمینی توسط حکام سخن رانده است. و شاید بتوان دلیل نزدیکی آذربایجان به اسراییل در گرفتن تجهیزات نظامی و مشاوره در خصوص بازسازی ارتش خود را در سطور بالا یافت. راهبرد دفاعی ارمنستان در برابر تهاجم آذربایجان تاکنون آنچه آذربایجان نشان داده، اتکا به تاکتیک سنتی رزمی در مناطق کوهستانی، نظیر استقرار توپخانه، ورود به شهرها، استفاده از موشک های کوتاه و میانبرد و همچنین داد و فریاد پروپگاندای خویش در سراسر دنیا پیرامون حقانیت و نبرد علیه تروریسم آذربایجانی ست، چنین سیاستی بدلیل وجود پایگاه جمعیتی در آرتساخ(قره باغ) و مورد تهاجم قرار گرفتن امری بدیهی است. ارمنستان با سرعت بسیار به سمت مظلوم نمایی وشکست پذیری احتمالی و نیاز به کمک پیش میرود. چنین وضعیتی به ارمنستان کمک میکند تا به جلب کمک های بین المللی از دولت های نسبتا ثروتمند مسیحی بپردازد، همچنین با توجه به در اختیار داشتن مناطق مورد مناقشه، به تحریک فشارهای بین المللی به سمت آذربایجان در جهت پایان جنگ بپردازد. تدریج گرایی منطقی در هیچ جنگی نمیتوان نتایج را از ابتدا به دقت بر شمرد، گفته اند آنچه در مورد آینده میتوان با دقت گفت، عدم پیشبینی درست آن است. اما بر اساس شواهد، تجربیات و دانش های موجود و نسبت به گذشته تمرین های نظامی آذربایجان و خریدهای نظامی های دو کشور؛ از دید نگارنده، پیش بینی میشود جنگی میان مدت و سپس یک نبرد تعیین کننده راهبرد آغازین جمهوری آذربایجان بوده باشد، گرچه ممکن است هیچ وقت چنین رخدادی به حقیقت نپیوندد. ولیکن، این یک الزام برای داشتن یک تفسیر راهبردی منطقی درآغاز جنگ است، گرچه یک گرند استراتژی(راهبرد فراگیر) محسوب نمیشود. هر راهبردی برای ورود به هر درگیری نیازمند راهبردی برای ادامه خروج از آن نیز خواهد بود. راهبردهایی که در ادامه اتخاذ میشود آنهایی هستند که در جبهه های نبرد آموخته میشوند، و جملگی خرده راهبردهایی هستند که ظهور کرده و دور از مسیر اصلی و هدف کلی نیستند. در موقعیت کنونی بدین دلیل که تشدیدگر این نبرد در این مقطع جمهوری آذربایجان است، این کشور ابتکار عمل را در اختیار دارد و تدریجا ارمنستان خود را در برابر ابتکارهای آذربایجان واکنش گر میبینید، آذربایجان تصمیم گیرنده اصلی در پایان دادن به نبرد یا تغییر شکل ماهیت جنگ خواهد بود. نیازمندی به راهبردی برای خروج و پایان دادن به جنگ در ابتدا، بدلایل پیشگری از ورود به جنگ دایمی، فرسایشی و یا بیرون کشیدن از درگیری در زمان مناسب طرح میشود، سپس در ادامه بر اساس موفقیت ها یا شکست هایی که کسب میشود تحت اثرات جبهه ها و افکار عمومی تغییر خواهد کرد. بنابراین بزرگترین رکن اصلی جبهه دو طرف نه روی زمین بلکه در رسانه ها و پروپگاندای جهانی آنان است. این موفقیت ها در پروپگاندای طرفین است که جنگ را به پیش خواهد برد و حتی سطح بروز خشونت ها و یا اقدام علیه اشغال سرزمینی و حتی میزان زیر آتش گرفتن پایتخت های یکدیگر تنظیم خواهد کرد. پیشبینی نسبت به رویه های آینده درگیری در قره باغ: آذربایجان در جبهه جنوبی پیشروی خوبی صورت داده است اما نکات زیر حائز اهمیت است؛ - همانطور که عرض شد، برای آذربایجان در مناطقی که پشتیبانی جمعیتی ندارد امکان پیشروی موفق بسختی ممکن است و در صورت پیشروی امکان حفظ و بهره برداری از پیشروی پیچیده تر خواهد بود. بنابراین انتخاب پیشروی از جنوب از این جهت منطقی است که ؛ o ممکن است بخواهد خود را با حمله سریع به نخجوان برساند، به دو دلیل 1- تکمیل اتصال سرزمینی 2-جلوگیری از ورود ارمنستان به نخجوان در برابر یک سناریوی پاسخ احتمالی به تهاجمات در غره باق. o این نکته حائز اهمیت است که در شمال ایران آذریها و ترک ها درصد تجمعی بیشتری نسبت به آذریهایی منطقه غره باق وجود دارد. بنابراین این احتمال وجود دارد که ارتش آذربایجان و ترکیه از طریق منطقه نخجوان بصورت مستقیم یا غیر مستقیم در منطقه به یکدیگر دست بدهند.(پشتیبانی هوایی ترک، پیاده نظام هایی شامل نیرومخصوص ترک در لباس تروریست های پانترک و نوعثمانی، و ارتش آذربایجان از شرق) o امکان تهاجم سریع در مناطق کوهستانی بسادگی میسر نیست و تنها با سرعت بالا از طریق عبور از مسیر رودخانه ارس ممکن است،با توجه به این امر، روستاهای مرزی ایران مانند عاشقلو، اوزان، کرانلو و ... در معرض تهدید تهاجم آذریها و احتمال پاسخ ارمنی ها در آن مناطق هستند o در صورت وقوع شورش های ساختگی و بحران کمبود منابع و تظاهرات، شرایط برای نفوذ نیروهای اطلاعاتی امنیتی هر سه کشور ترکیه، آذربایجان و ارمنستان جهت بهره برداری از آشوب ممکن است. و در ادامه پاسخ ایران در سرکوب تظاهرات و یا شورش، عواقبی نظیر نفوذ و دخالت بیگانه در حتی کوتاه هم خواهد داشت. o آنچه فضای بحران برای ورود به نبردهای چریکی و شورشهای اجتماعی تقویت میکند، آن است که دو کشور بزودی بسیاری از تسلیحات زرهی خود را از دست میدهند، سازمان نیروهای مسلح این کشورها اقدام به جذب نیروی مردمی خواهد کرد. این امر سبب میشود تا ارتش های منظم تبدیل به ارتش های پراکنده با ابعاد بالای استفاده از نیروی شبه نظامی شوند و به تجهیزات شبه نظامیان نظیر وانت های مسلح، موشک های دوشپرتاب و ضد تانک قابل حمل توسط نفر روی بیاورند. o وضعیت جنگ با استفاده از شبه نظامیان، سبب میشود تا حجم انبوهی از تجهیزات انفرادی جنگی وارد مناطق شمالی کشورمان شود. o جنگ با استفاده از شبه نظامیان نیز به تلاش های وسیعی از عملیات روانی و پروپگاندای سیاسی نیازمند است. o در میان مدت ممکن است جمیع موارد فوق ایران را وادار به ورود به یک جنگ هیبریدی با محوریت ترکیه و آذربایجان کند. اقدامات پیشنهادی در بخش تاکتیکی و سیاستگذاری برای ایران: در بخش تاکتیکی: اجرای مانور ترکیبی. - اقدام به اجرای سریع مانور ضد چریکی و ضد شورشی در مناطق مرزی کشور به سبک زیر؛ o تمرین استقرار و حرکت به سمت پاکتی از 5 تا 10 روستای مرزی در یک مسیر، به شکلی که چند تیم متحرک، به روستاهای در مناطق مرزی در بخش بندی های جغرافیایی مشخص وارد میشوند، و استقرار تیم های ثابت را امکان سنجی و مدیریت میکنند؛ 1- تیم های متحرک در دو بخش ابتدا بدون ظاهر نظامی به سپس به قصد تمرین تامین نظامی و سپس بصورت کاملا نظامی به قصد فراهم آوری امکان استقرار تیم های ثابت با تجهیزات وارد مناطق روستایی میشوند، با جمعیت پل ارتباطی ایجاد میکنند، و به ترتیب متوالی پس از استقرار تیم های ثابت به قصد روستای بعدی خارج میشوند. 2- سپس تیم های ثابت با استقرار تجهیزات بیمارستانی، امدادی، هلال احمر و کمک به مناطق روستایی وارد میشوند، در مدت زمان مشخص فعالیت های ارتباطات انسانی و اجتماعی را تمرین کرده و منتظر ورود دوم تیم های متحرک در تاریخ مقرر میشوند. 3- سپس تیم های متحرک دیگری به ترتیبی موازی به قصد کمک به جمع آوری تجهیزات ثابت وارد میشوند. و در پایان مانور اسکرت را تا فاصله ایمن را تمرین میکنند. دلایل اجرای مانور تاکتیکی فوق؛ - جدایی طلبها، شبه نظامیان، چریک ها و ارتش های دارای ابعاد هیبریدی که قادرند از طریق اجرای عملیات روانی، پروپگاندای سیاسی و پشتیبانی مالی در کنار ارتش های منظم خود اجرای طرح عملیاتی ترکیبی کنند، ابتدا با نفوذ، سپس ایجاد پل های ارتباطی و پس از آن شروع در نا امن کردن محیط های روستایی، اقدام به ایجاد معضلات روانی کرده، و در ادامه از ساکنان عدم همکاری با دولت مرکزی را طلب خواهند، ابتدا با تحریک و سپس با تهدید. در فضای ناامنی مردم روستایی از همکاری اطلاعاتی و امنیتی با دولت های مرکزی پرهیز میکنند و حتی ممکن است جذب این گروه ها شوند، مگر در شرایطی که احساس کنند فضای ایمن و قدرت غالبی توسط دولت مرکزی قادر به حمایت از آنان یا نابود سازی تحرکات ضد دولتی ست. - از طرفی دیگر در صورت بروز خشونت، و نفوذ بیگانه در مناطق مرزی ای که امروز نسبتا امن هستند، نیروی آموزش ندیده یا نیرویی که منطقه عملیاتی خود را تجربه نکرده باشد، بسختی میتواند با مردم ارتباط برقرار کرده و قادر نخواهد بود اقدامی که در شرایط عادی تمرین نشده است را در شرایط حاد بحران به اجرا بگذارد. - آن بخش از جریانهای فکری که در مناطق روستایی مرزی و در معرض تهدیدات مختلف امنیتی هستند، در صورتی که با هسته های خفته عملیاتی چریک های دشمن سمپاتی و هماهنگی برای روز شورش داشته باشند(آنچه در شهرهای عراق مانند رمادی، موصل و تکریت اتفاق افتاد) بسرعت دچار خطا، واکنش و یا تغییر نقشه خواهند شد، و در نتیجه اجرای این مانور این اقدامات قابل ردیابی خواهند بود. - بنیاد عملیات هیبریدی مرزی ضد کشور، از طریق کشتار و تروربه نام حکومت (مانند اقدام چریک های فدایی خلق در کردستان علیه پادگان های ارتش) و سپس ایجاد هسته های مقاومت علیه دولتها انجام میگیرد، جذب نیرو تنها در صورت خلاء قدرت و واکنش نابهنگام دولت مرکزی ممکن است، و از طرفی در صورت اقدام تند، سلطه آمیز و نابخردانه نیروهای نظامی دولتی، اوضاع از کنترل خارج و یا تشدید میشود.(مانند اقدامات دیر هنگام بشار اسد در شمال و غرب سوریه) - ولیکن این اقدام تند و سلطه آمیز برای هسته های نفوذی تا حدودی لازم و رعب آور است و محاسبات شانس، بخصوص بهره برداری از نفوذ های پیشین یا پل ارتباطی برقرار شده قبلی آنها را پایین می آورد، بنابراین حضور پیشدستانه و ایمن سازی جهت ایجاد قوت قلب برای ساکنان و دادن اطمینان برای اجرای مجدد وسریع چنین پاسداری مرزی، سبقه ای برای تحکیم قدرت حاکمیت کشور در مناطق مرزی ایجاد خواهد و فرصت بهره برداری از متجاوزان به اقتدار کشور را خواهد گرفت. در بخش راهبردی؛ اگر مناقشه امروز آذربایجان – ارمنستان را به ابعاد نظامی و روانی تقسیم کنیم، باید گفت این رابطه 20-80 خواهد بود. اقدامات نظامی که به شکست منجر شوند عواقب وخیم سیاسی بسیاری خواهند داشت با این وجود آنچه روی زمین رخ میدهد سهم 20 درصدی از واقعیت های آینده خواهد شد، و داشتن یک فیلم 5 دقیقه از حضور در مناطق تحت سیطره رقیب در افکار عمومی اثری به مراتب بیشتر از خود نشان خواهد داد. دولت پاشینیان با استفاده از اعتراضات گسترده و اجرای شورش خیابانی به قدرت رسیده است و شکست در صحنه نظامی برای وی شکست در صحنه سیاست و افکار عمومی نیز خواهد بود، آنچه وی روی زمین و در مانور نظامی در برابر باکو انجام میدهد در عمل در حکم اجرای مانور سیاسی برای بقای وی نیز هست، از طرفی باکو نیز تفاوت چندانی ندارد، اگر دولت تک حزب و شبه پادشاهی علی اف نتواند در جبهه ها پیشروی مناسبی داشته باشد، در صحنه افکار عمومی نیز شکست و بی تفاوتی مردم نسبت به دولت مرکزی را تجربه خواهد کرد. اگر بخواهیم ملاک های اقتصادی و راهبردی فتح سرزمینی در قره باغ را در نظر بگیریم، آنچه پس از این جنگ به هر نحوی باقی بماند برتری خاصی از این دو منظر ایجاد نخواهد کرد. بنابراین جنگ در قره باق امری کاملا سیاسی و برای کسب افتخارات سیاسی انجام میشود تا مبنایی نظامی و یا اقتصادی داشته باشد. در حین و پس از این جنگ: ارمنستان: - پاشینیان به شکل فزاینده ای خود را پلیس ضد تروریسم، و ضد شورش و بنیاد گرایی اسلامی در منطقه قفقاز معرفی خواهد کرد. - وی خواهد توانست از کشورهای ثروتمند مسیحی و از طریق کلیساهای بسیار، سرمایه لازم در حد لازم برای ادامه جنگ را فراهم کند. و شاید این جنگ راهی برای ورود تفکرات اوانجلیستی به ارمنستان باز کند. - دولت ایروان در محاصره ترکیه و آذربایجان است و بشدت احساس ناامنی خواهد کرد، بنابراین به دنبال ایران و روسیه خواهد دوید، نیروی هوایی، موشکی و پدافندی خود را بشدت تقویت خواهد کرد. - هر دو کشور تسلیحات بسیار زیادی در بخش زمینی از دست داده اند و خواهند داد، تمایل برای جبران تجهیزات زرهی و تقاضا برای تجهیزات دورایستا و موشکی به شکل فزاینده ای بازار تسلیحاتی بزرگی در منطقه قفقاز ایجاد خواهد شد. هر دو کشور به سمت بومی سازی تسلیحات و تبدیل شدن به قدرت های موشکی پیش خواهند رفت، و این امر مزیت موشکی ایران را تحت تاثیر شدید قرار خواهد داد. - ایروان مزیت های ذاتی بزرگی از نظر اقتصادی ندارد، و اگر امنیت خود را از دست رفته ببیند بشدت با آسیب های اجتماعی فراوان روبرو خواهد شد بنابراین دولت پاشینیان هرکاری برای جلوگیری از این وضعیت خواهد کرد، منجمله اجاره دادن پایگاه های نظامی به آمریکا و ناتو، و قرارگیری بجای ترکیه امروز. چنین اقدامی سبب خواهد شد تا هم امنیت لازم را بدست آورد و هم به مکانی امن برای سرمایه گذاری خارجی بدل شود. چه بسا امروز آمریکا به دنبال تنبیه ترکیه و خروج از اینجرلیک و پیمان اجاره تسلیحات اتمی ست، و ممکن است به سمت ایروان روی بیاورد. ایروانی که دولت پاشینیان با تکیه بر شعارهای ضد روسی در آن به قدرت رسیده است. - این امر برای روسیه بسیار آسیب زا خواهد بود بخصوص با توجه به مشکلات با گرجستان، بنابراین روسیه اجازه نخواهد داد و این اجازه ندادن به معنای گسترش وسیع ارتباطات با ارمنستان و حضور پیوسته در آن است. از طرفی برای ایران هم معضلات فراوانی ایجاد خواهد کرد بخصوص اینکه اسراییل در آذربایجان نفوذ گسترده ای پیدا کرده و اگر ارمنستان نیز به سمت آمریکا متمایل شود، محوز ضد ایرانی اسراییل و آمریکا میدان صلح، جنگ و کلیه تحولات منطقه قفقاز تا سالهای بسیار خواهند بود. آذربایجان: - آذربایجان از توان کشورهای اسلامی نظیر پاکستان، تروریست های اسلامگرا در سراسر دنیا استفاده خواهد کرد، بنابراین به تجربه ترکیه در اداره و مجتمع کردن این چریک ها نیازمند است، تا جایی که ممکن است ادامه جنگ را مستقیما ترکیه اداره کند. - این کشور تا پایان جنگ حجم بالایی تسلیحات مصرف خواهد کرد، و پس از جنگ وارد یک تقابل سرد تسلیحاتی با ارمنستان خواهد شد. اگر ارمنستان قدرت هوایی خود را تقویت کند، آذربایجان در برابر قادر به چنین کاری نخواهد بود. - آذربایجان هم اکنون نیروی هوایی ضعیف و قدیمی دارد که نمیتواند آنچنان قدرت تهاجمی و عملیاتی کافیاز خود نشان دهد. بعید است روسها بخواهند آذری ها را در سطح راهبردی مانند نیروی هوایی در برابر ارمنی ها تقویت کنند، آنها قبلا به ارمنستان جنگنده های گرانقیمت و راهبردی سوخوی 30 فروخته اند و ارمنستان را مشتری خود کرده اند، کشورهای غربی نیز بعید به نظر میرسد که بخواهند به آذربایجان در برابر یک دولت مسیحی دیگر اسلحه بفروشند، با این وجود جنگنده های غربی نیز بسیار گرانقیمت تر از گونه های روسی هستند و بعید آذری ها از عهده تهیه آنها بر بیایند. - با توجه به دو مورد فوق به نظر میرسد که آذریها به دنبال تهیه تسلیحات موشکی زمین به زمین کوتاه و میانبرد به شکل وسیع و در قالب راه اندازی خط تولید بروند. آنها از ترکیه موشکهای کروز و بالستیک خریداری خواهند کرد. ایران: - سیاست ایران هر چه باشد، در معرض اقدامات پیچیده دو کشور برای ورود به درگیری یا حمایت از یک طرف خواهد بود، هم برای ارمنستان بسیار مفید است که ایران را جلب کند وهم برای آذربایجان، ایران دچار وضعیتی انتخابی میشود، با اینکه این انتخاب حتی در اندیشه بسیار دشوار، ایران باید از آن اجتناب کند. - نخبگان سیاسی آذربایجان و ترکیه به صراحت از چشم داشت خود به خاک ایران سخن میگویند، اما از نظر اقدام در حال حاضر در جایگاهی نیستند که بتوانند کاری از پیش ببرند مگر در صورت ضعف شدید سیاسی و خلاء قدرت در ایران. به همین دلیل ایران هم به جلوگیری از شکل گیری یک اتحاد ضد ایرانی با محوریت "ارتش تورک" که در صورت موفقیت آذربایجان میرود به یک ایدولوژی نظامی سیاسی غالب تبدیل شود، باید بسرعت اقدام کند. - ایران و ارمنستان میتوانند برای شکل گیری یک نیروی نظامی محدود جهت عملیات ضد تروریسم در مناطق مرزی مشارکت کنند. ویراست نشده است، اگر ایرادی دیدید تذکر بدین تا اصلاح کنم: نسخه فارسی تهیه شده برای میلیتاری http://www.military.ir/ نسخه انگلیسی :https://msai.ir/
  4. @Crash طراحی اصولی همیشه راضی کننده است؛ فقط به نظر نمیاد که دهلیزش از زره مناسبی برخوردار باشه، گویی صرفابه دفاع فعال متکی هست؛
  5. این بحث قویترینها پیش تاریخی هست، و مربوط به فناوری نمیشه، بیشتر بقاپذیری و سلامت جسمی. اونی که سلامت جسمی نداشته یا از نظر قوت بدن از ژن ها و گونه های ضعیف بوده مثل همین الان که معاف از رزم یا معاف دایم میشن، اون موقع هم قادر به رفتن به جنگ نبودن و ...
  6. کشنده 22 چرخش از خود موشک عجیب تره؛
  7. تو جامعه شناسی جنگ میگن؛ قوی ها از قبیله جدا میشدند و به جنگ میرفتن، اکثر گونه های قوی در جنگ ها کشته میشدن و گونه های ضعیف باقی میموندن و اموری مثل تولید مثل و حکومت رو بدست میگرفتن، و این قشر محکوم به استفاده از هوش بودن. سوای اینکه جمله بالا چقدر درست باشه، نظر من اینه که با روش فوق یه ترتیب جمعیتی برای بقا بوجود می آمد، با حذف قوی تر ها، امکان بقای ضعیفتر ها از نظر منطق ضعف و قدرت باقی میموند، بزودی شاهد نجنگیدن مستقیم، نبود سرباز همراه با طول عمر افزایی این گونه های ضعیف از نظر جسمی هستیم،. گونه های بسیار ضعیفی که هرگز نمیمیرند چون مواد و تجهیزات عمر افزایی بالایی دارند، ولی جنگ های بی انتهایی راه میندازن و دنیا رو نابود خواهند کرد. مگر اینکه در منطق ضعف یک عشقولانه رافتی ظهور کنه، البته نه بصورت گی و لزبین!
  8. هزار بار! این برای arma 3 هست. هر دفعه هم تا یه اتفاقی میفته، این فیلمو یه جایی میبنیم.
  9. بسمه تعالی هر دو کشور در منطقه پیچیده قره باغ مشکل پیشروی یا حفظ موقعیت دارند؛ با این وضعیت ممکنه سالها سر یک تپه بجنگند. از آنجایی که زمستان بسیار سخت نزدیک است، امکان پیشروی در زمستان ساده نیست، امکان حفظ در زمستان هم ساده نیست. بنابراین برنده کسی هست که به سرعت به ارتفاعات دست پیدا کنه، پل ارتباطی لجستیک امن برقرار کنه و بتونه زیرساختی رو در نقاط راهبردی فراهم کنه. آذربایجان اگر میخواد این جنگ رو ببره، تنها راه متمرکز شدن در قره باغ بصورت طولانی مدت هست. - عدم پیشروی عمقی به خاک ارمنستان. - عدم موشک پرانی به شهرهای ارمنستان تحت هر شرایطی. - مسدود ساختن راه های دسترسی ارتش ارمنستان به قره باغ(تخریب راه ها) بجز یکی دو مسیر(جهت تخلیه غیر نظامیان) - استقرار سریع با هلیبرن در ارتفاعات راهبردی کوهستانی و ایجاد کمپ های سریع. - تسریع در اصلاح روابط با ایران. - در خواست از ایران و ترکیه برای ورود به نخجوان، بدلیل امکان حمله انتقام جویانه ارمنی ها به نخجوان(راهبرد پاسخ متقاطع: اگر اینجا رو زدی اونجا رو میزنم) - ،... ارمنستان اگر میخواد این جنگ رو نگهداره یا نگذاره آذربایجان به جایی برسه؛ - عدم ارسال زرهی به خارج از شهرها در منطقه قره باغ یا همون آرتساخ به ارمنی. - تخریب کلیه راه های قره باغ به آذربایجان بجز یکی دو مسیر(جهت تخلیه غیر نظامیان)، نصب IED و مین گذاری مسیر ها. - نصب توپ های 23 و 100 در مناطق کوهستانی مشرف به مسیر های عبور و مرور یا ممکن العبور از نظر جغرافیایی. - پیش دستی در گرفتن ارتفاعات راهبردی. - ،... جنگ اگر طولانی بشود، احتمالا منطقه قره باغ از سکنه خالی خواهد شد. برای دو طرف این مسئله مناسب نخواهد بود چون قادر به باز گردانی جمعیت خودشون نیستند، اما برای طرف آذری شرایط مناسبی ایجاد میکنه که در مورد قره باغ بهتر مذاکره کنه. ارمنی ها هم میبایست تحت هر شرایطی که شده منطقه رو حفظ کنند ولو اینکه نظامی ها رو سکونت بدن.
  10. بسمه تعالی تدریجی گرایی منطقی میگه که دقیقا یک راهبرد بزرگ و کلی وجود نداره، بلکه یک تصمیم احتمالا شجاعانه اولیه وجود داره و سپس راهبردهایی که در طول مسیر آموخته و اجرا میشن. نکته ای که جنگ ها دارن عدم پیش بینی پذیری هست، معمولا نیست دشمن چی قایم کرده، معلوم نیست چه واکنشی نشان خواهد داد و ... بنابراین بعد از واقعه ای در صحنه جنگ راهبرد جدید بر اساس متغییر های رخدادهای قبلی آموخته و به اجرا گذاشته میشه. و این یعنی هیچ گرند استراتژی برای جنگ نمیتونه وجود داشته باشد. شاهد این قضیه اینه که معلوم نبود در ابتدای جنگ اگر آذربایجان با زدن چند پهپاد ساده، واکنشی در حد خوردن موشک بالستیک در باکو رو تجربه میکرد، هیچ وقت چنین چیزی رو نمیشود مطمئن بود. ولی وقتی پاسخ ارمنستان منطقی بود و در حد همون مقابله با دشمن در منطقه جنگی محدود ماند، این یعنی هر چقدر تشدید جنگ پیشروی کنه دو طرف اوضاع رو متشدد خواهند کرد، این چیزی هست که در ادامه نبرد آموخته میشود و ! این و برای مویدی برای شماست؛ و اینکه تکرار پیوسته رخدادهای این چنینی به شکل آموزه هایی در میان که تبدیل به فرهنگ رزمی دو طرف میشن.
  11. بسمه تعالی حمله موشکی به شهرها شروع شده. ارمنستان و آذربایجان همدیگر رو به استفاده از تسلیحات نا متعارف و حمله به زیرساخت های غیر نظامی متهم کردند. به شکل تدریجی توجیحات برای زیر آتش گرفتن غیر نظامیان فراهم شده. هر دو کشور بزودی شروع به موشک پرانی به سمت هم به سمت پایتخت های هم خواهند کرد. ارمنستان ظاهرا دیروز اقدام کرده و باید منتظر آذربایجان باشیم. از نظر راهبردی کسایی که علاقه دارن بفهمن چه روشی اتخاذ شده این عبارت رو جستجو کنند؛ logical incrementalism در نظر داشته باشید که اقدامات نظامی صرفا تئوری های طر ح ریزی عملیاتی نیستند، بلکه اقداماتی برای جذب پشتوانه عمومی و مشروعیت در افکار عمومی نیز بکار میروند. ...
  12. هر راهبردی برای آغاز جنگ، نیازمند راهبردی برای خروج و پایان جنگ هم هست؛ بعد از این جنگ، برنده به نحوی پاشینیان خواهد بود. پاشینیان حمایت های غربی و مسیحی رو جذب میکنه. خودش رو پلیس ضد تروریسم و ضد اسلامگرایی در منطقه قفقاز معرفی میکنه. پاشینیان میتونه جنگنده و موشک بخره. از آمریکا، روسیه و حتی فرانسه و... نیروی هواییش رو قدرتمند خواهد کرد و ایضا نیروی پهپادی و موشکی و حتی پدافندی. ارمنستان حجم بسیار پدافند کوتاه برد و میانبرد خواهد خرید. آذربایجان مجبور به خرید مجدد از اسراییل خواهد بود وچون تسلیحاتش رو علیه یک دولت مسیحی بکار گرفته، اسراییل هم بشدت تحت فشار قرار خواهد گرفت که چیزی نفروشند. بنابراین تنها کسی که برای آذربایجان میمونه ترکیه است. آذربایجان با این شرایط قادر به خرید جنگنده نخواهد بود، زرهی زیادی از دست داده و باید نیروی زمینی رو احیا کنه. آذربایجان به سمت حفظ قدرت تهاجمی با استفاده از تولید یا خرید موشک های بیشتر خواهد رفت. مگر اینکه این الهام بتونه سیاست جذب رو در روابط خارجی احیا کنه. روابطش رو با ایران و روسیه اصلاح کنه تا به یه عمق راهبردی امنیتی مناسب برسه. با این وجود مسیر آینده آذربایجان ناخواسته مقداری موشکی شدن هست. و چون ارمنستان جنگنده های بیشتری میخره، پدافند قدرتمندتری نیاز خواهد داشت. آینده بازار قفقاز: پانتسیر اس 400 تورم 2 اس 350 بوک حجم وسیعی تجهیزات ECM/ESM
  13. جون گریگور؟ چه تضمینی هست!... ما تو هیچ جنگ با مبنای نژادی شرکت نمیکنیم و بشدت هم تقبیح خواهیم کرد،... @Crash @MR9 این بحث فنی در نظر بگیرید: به نقلی 205 تانک و نفربر منهدم شده، از طرف آذربایجانی. و طرف آذری چنین ادعایی هم در مورد نیروی زمینی ارمنیها داره: به نظرتون اون تانک ها فرصت حتی یک شلیک پیدا کردن؟! تو این جنگ تا الان از نیروی زمینی؛ توپها و راکت اندازها موفق بودن. و در بعد هوایی انتحاری ها... حالا هی بگید تانک زنده است... اون تفنگ 120 سالهاست که مرده.... الان برگ برنده(گیم چنجر) این نبرد در آینده نزدیک تجهیزاتیه که بتونه پهپادها رو به شکل ترجیحا نرم از کار بندازه.