reza4087

روزهاي آسماني همراه با مردان آسمان

امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

[font=arial,helvetica,sans-serif][size=5]به نام خدا[/size][/font]

[size=5]روزها[/size][font=arial,helvetica,sans-serif][size=5]ي ماه مبارك رمضان يكي پس ازديگري سپري مي شود.روزهاي بندگي،روزهاي معرفت وروزهاي پرخيروبركتي كه هرسال با آمدن آن الطاف خاص الهي بر بندگانش سرازير مي شود.در اين روزها پاداش كارهاي خير چندين برابر بر بندگان اعطاء مي شود ودرهاي بهشت همواره به روي بندگان مومن باز است. امسال اين روزهاي خوب بندگي كه در گرمترين ماههاي سال واقع شده،به واسطه صبر واستقامت بندگان خوب خدا،معنويتي دوچندان را درفضاي كشورمان ايجاد كرده است.[/size][/font]
[size=5][font=arial,helvetica,sans-serif]لحظات سحر وافطار،مناجاتهاي شبانه،انس با قرآن ومجالس دعا ونيايش همه در اين ماه به اوج خودرسيده است.[/font][/size]
[size=5][font=arial,helvetica,sans-serif]آيات نويد بخش الهي در قرآن كريم كه راه سعادت وخوشبختي را فراروي انسانها قرار مي دهد همواره باعث شده تا بندگان خاص درگاه احديت در اين مسير پراز خير وبركت گام بردارند ودر راه رسيدن به ثواب اخروي آن تلاشي دوچندان داشته باشند.[/font][/size]
[size=5][font=arial,helvetica,sans-serif]يكي از آيات روشن الهي درمورد كساني است كه از جان ومال وفرزند خويش براي پاسداشت ارزشهاي الهي ودفاع از كيان وسرزمين خود مي گذرند ودر راه خداوند گام بر مي دارند.[/font][/size]
[size=5][font=arial,helvetica,sans-serif]در اين ماه پرخير وبركت برآن شديم تا بخشي از فعاليت مردان آسماني نيروي هوايي ارتش را كه در طول شبانه روز به حراست وحفاظت از مرزهاي آسماني كشور مي پردازند بازگو كنيم[/font][/size]

[img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10134/1~2.jpg[/img]

[size=5][font=arial,helvetica,sans-serif]گردان 101 شكاري بمب افكن F4-D در پايگاه شهيد برادران دل حامد چابهار واقع شده است. اين گردان كه خاطرات زيادي را از شجاعت ودليري مردان آسماني نيروي هوايي در دل خود جاي داده امروزه مامن جواناني است كه در ادامه راه همرزمان ديروز خود درس عزت وسربلندي را فرا مي گيرندو براي پاسداشت ارزشهاي اسلامي و دفاع از كيان وهستي كشورشان به ميدان نبرد آمده اند.[/font][/size]
[size=5][font=arial,helvetica,sans-serif]جمع با صفا وصميمي شان مثل هميشه سرشار از سرور وشادماني بود.[/font][/size]
[size=5][font=arial,helvetica,sans-serif]هواي گرم ونفس گير منطقه چابهار كه به دليل وجود درياي عمان حالت شرجي نيز دارد ،امانمان را بريده بود.بيشتر از چنددقيقه اگر در هواي آزاد وبيرون از محوطه مي ايستادي،تاب وتوانت را از دست مي دادي.[/font][/size]
[size=5][font=arial,helvetica,sans-serif]گردان پروازي در گوشه اي از پايگاه ودركنار باند پروازي واقع شده بود.باورود به ساختمان گردان،عكس خلبانان شهيد نطرمان را به خودجلب كرد.خلبانان شهيدي كه در روزگاري نه چندان دور دوشادوش ساير همرزمان خود براي دفاع از مرزهاي آسماني كشور حماسه هاي بزرگي رو خلق كردند وبا تقديم جان خود در اين راه،باعث شدند تا نام وآوازه ايران اسلامي براي هميشه برقله هاي عزت وسربلندي بدرخشد.در بين خلبانان شهيد دوران دفاع مقدس،عكس [/font][/size]
[size=5][font=arial,helvetica,sans-serif]تعدادي از خلبانهاي تيزپرواز اين پايگاه براي دفاع از مرزهاي ايران اسلامي است.[/font][/size]
[size=5][font=arial,helvetica,sans-serif]صداي تلاوت قرآن از محل تجمع خلبانها در گردان پروازي به گوش مي رسيد.[/font][/size]

[img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10134/2~4.jpg[/img]

[size=5][font=arial,helvetica,sans-serif]روزهاي ماه مبارك رمضان فضاي معنوي خاصي را درجمع خلبانهاي گردان ايجاد كرده بود.خلبانان پايگاه همچون ساير كاركنان بخش هاي ديگر روز خودشون رو با تلاوت قرآن آغاز كرده بودند.وقتي به چهره آنها نگاه مي كردي به خوبي مي توانستي تاثير كلام الهي را بر قلب وجانشون حس كني.[/font][/size]
[size=5][font=arial,helvetica,sans-serif]با هم كلامي با آنها متوجه شدم كه اين مردان آسماني به خاطر نوع شغل وفعاليتي كه دارند،يعني همون پرواز، بيشتر وجود خداوند روحس مي كنند.[/font][/size]
[size=5][font=arial,helvetica,sans-serif]يكي از خلبانها مي گفت: روزهايي كه به پرواز مي ريم وساعت هادر آسمان لاجوردي تك وتنها غوطه ور مي شويم وجود خداوند رو به خوبي حس مي كنيم وبا ديدن زيبايي هاي طبيعت بيشتر به قدرت وعظمت الهي پي مي بريم. به خصوص درايام ماه مبارك رمضان احساس مي كنيم كه سيم بندگي واطاعت پذيريمون بيشتر متصل مي شود. او از آن لحظات به عنوان ناب ترين لحظات عمرش ياد مي كرد ومي گفت: احساس وجود خداوند در آسمان بسيار زيبا ومعنوي است ومتفاوت تر از آنچه كه درزمين حس مي كنيم.[/font][/size]
[size=5][font=arial,helvetica,sans-serif]بعد از اتمام كلاس قرآن هر كس به محل كارش حاضر شد. ما همچنان با خلبانها همراه بوديم.تعدادي از خلبانها مي بايست در كلاس آموزش اساتيد خود حضور پيدا مي كردندو عده اي هم كه اسمشون در ليست پرواز بود با تكميل فرم ماموريت ،خودشون روبراي انجام ماموريت روزانه آماده مي كردند.[/font][/size]
[size=5][font=arial,helvetica,sans-serif]از يكي دونفر از خلبانها علت اينكه چرا خلبان شده اند را جويا شدم؟وآيا اينكه از اين وضعيت رضايت دارند يا نه؟[/font][/size]
[size=5][font=arial,helvetica,sans-serif]آنها در پاسخ گفتند: شغل خلباني با همه خطرات وسختي هايي كه داره،يك شغل جذاب وهيجان انگيز است.جذاب تر اينكه وقتي خودت رو بالاي ابرها ودر دل آسمان تك وتنها مي بيني كه اونجا فقط خودت هستي وخداي خودت واو تنها شاهد تلاش وفداكاري تو براي پاسداري از وطنت هست بسيار دل نشين است .در آسمان انسان اوج خلوص وبندگي را حس مي كند.وواقعا اونجا معني اين آيه شريفه كه مي فرمايد: "يد الله فوق ايديهم" كه دست خدا را كه بالاترين دستهاست به خوبي لمس مي كنه.[/font][/size]

[img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10134/3~2.jpg[/img]

[size=5][font=arial,helvetica,sans-serif]او مي گفت: وقتي چرخهاي هواپيما از زمين كنده مي شه ودر آسمان قرار مي گيري،انگار كه از تمام تعلقات دنيوي دل مي كني وتنها اميدت به عنايت خداوند است. ناب ترين وخالص ترين بندگي ها رو مي توي در يك كابين جنگنده، به تنهاي در دل آسمان حس كني.[/font][/size]
[size=5][font=arial,helvetica,sans-serif]هم صحبت شدن با خلبانها با اين احساسات زيبا ومعنوي بسيار دل انگيز بود.تلاش خالصانه آنها در دورترين نقطه مرزي كشور براي حراست از بخشي از آسمان كشور واقعا ستودني است.[/font][/size]
[size=5][font=arial,helvetica,sans-serif]به سراغ خلبانهاي ديگر رفتم واز بركات ماه مبارك رمضان وتاثير آن در شغل وماموريت اونها پرسيدم؟از اينكه آيادر اين هواي گرم وسوزان تابستان تشنگي وگرسنگي در انجام ماموريت آنها خللي ايجاد نمي كنه؟[/font][/size]
[size=5][font=arial,helvetica,sans-serif]يكي از خلبانها مي گفت: "واقعا تاثيرات معنوي اين ماه خدايي،در روند خدمتي ما تاثير به سزايي داره.همين كه ما بيشتر در اين ماه با قرآن وانجام مسائل عبادي انس مي گيريم احساس مي كنيم كه ما رو تا ماه رمضان سال بعد بيمه مي كنه .او با خنده وشوخي مي گفت:ما وقتي تشنه مي شيم سرعت هواپيما رو زياد مي كنيم وسريع خودمون رو در عرض چند دقيقه به يك شهر ديگه مي رسونيم كه از حد ترخص خارج بشيم واونوقت آب مي خوريم!![/font][/size]
[size=5][font=arial,helvetica,sans-serif]در ادامه به سمت شيلترهايي رفتيم كه قرار بود هواپمياهايي كه براي ماموريت در نظر گرفته شده بودند ازاونجا پرواز كنند. وقتي وارد شيلتر جنگنده ها شديم،عده اي از كاركنان فني رو ديديم كه در اون گرماي طاقت فرسا خيس عرق شده بودند وداشتند هواپيما رو براي انجام ماموريت آماده مي كردند.[/font][/size]
[size=5][font=arial,helvetica,sans-serif]اگر چه هوا بسيار گرم وطاقت فرسا بود اما اونها ذره اي از كارشون كم نمي ذاشتند وبا دقت وظرافت خاصي تمام بخش هاي هواپيما رو بررسي مي كردند.اونها به خوبي مي دونستند كه خلبانها با اطمينان به كار وتلاش اونهاست كه ماموريتشون رو انجام مي دن و موفقيت يك ماموريت خوب پروازي حاصل جديت وپشتكار اونها در آماده كردن هواپيماهاست.[/font][/size]

[img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10134/5~0.jpg[/img]

[size=5][font=arial,helvetica,sans-serif]كاركنان فني به دليل نوع فعاليتي كه داشتند بايستي ساعتها قبل از خلبانها كنار هواپيماها آماده مي شدند وتا ساعتها بعد از انجام ماموريت، هواپيما رو دوباره چك مي كردند تا براي ماموريت هاي بعدي آماده بشه.واقعا اخلاص ومعنويت رو مي شد در چهره تك تك كاركنان پايگاه از پروازي گرفته تا بچه هاي فني واداري به خوبي احساس كرد.[/font][/size]
[size=5][font=arial,helvetica,sans-serif]عقربه هاي ساعت نزديكي هاي ظهر رو نشون مي داد.هوا حسابي به اوج گرما رسيده بود.به دوردستها كه نگاه مي كردي هيچ جنبده اي رو نمي تونستي پيدا كني.[/font][/size]
[size=5][font=arial,helvetica,sans-serif]صداي الله اكبر اذان ظهر از مسجد پايگاه به گوش مي رسيد. خودمون رو به مسجد رسونديم ودر صفوف نماز جماعت دركنار كاركنان پايگاه قرار گرفتيم.[/font][/size]
[size=5][font=arial,helvetica,sans-serif]خلبانهايي كه براي انجام ماموريت رفته بودند هنوز به پايگاه بازنگشته بودند. بچه هاي فني هم كه موظف بودند هواپيما رو بعد از نشستن تحويل بگيرند در آشيانه هاي مربوطه مونده بودند . تعداد زيادي از كاركنان در مسجد حضور داشتند وبعد از خواندن نماز جماعت وسخنراني روحاني پايگاه دوباره به سمت محل كارشون حركت كردند.[/font][/size]

[img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10134/4~2.jpg[/img]

[size=5][font=arial,helvetica,sans-serif]ما همچنان منتظر بوديم تا جنگنده اي كه براي گشت هوايي رفته بود به پايگاه برگرده.براي مطلع شدن از زمان بازگشت هواپيما خودمون رو به برج مراقبت پايگاه رسونديم. تماس هاي بي سيمي با خلبانها از اونجا صورت مي گرفت.از صحبت هاي مسئولين برج مراقبت متوجه شديم كه تا چند دقيقه ديگه جنگنده اف 4 به پايگاه برمي گرده. يكي از اونها بادوربين مسير ورود جنگده رو نگاه مي كرد. صداي خلبان از بي سيم شنيده مي شد كه اجازه ورود ونشستن روي باند رو مي گرفت. با صدور مجوز فرود،كم كم سروكله هواپيما هم پيدا شد.[/font][/size]
[size=5][font=arial,helvetica,sans-serif]جنگنده اف 4 بايك ابهت خاصي روي باند پايگاه فرود اومد وبا قرار گرفتن چرخهاي جنگنده روي باند ،يك دودي ناشي از اصطكاك بلند شد. واقعا صحنه هيجان انگيز بود. هواپيما به سرعت باند پايگاه رو پشت سرگذاشت وبراي كنترل سرعت از عقب اون يك چتر بزرگ كه كمك به كم شدن سرعت هواپيما مي كرد باز شد.[/font][/size]
[size=5][font=arial,helvetica,sans-serif]جنگنده اف 4 به انتهاي باند رسيد وبه سمت شيلتر ادامه مسير داد.ما براي عرض خسته نباشيد به خلبانها خودمون رو سريع به شيلتر رسونديم. لباس پروزاي خلبانها از عرق كاملا خيس شده بود.انگار كه با همون لباسها يك دوش حسابي گرفته باشند.[/font][/size]
[size=5][font=arial,helvetica,sans-serif]بچه هاي فني به سرعت با راهنمايي وعلامت هاي خاصي كه مرسوم بود جنگنده رو به سمت شيلتر هدايت كردند وبعد از پياده شدن خلبانها از هواپيما،براي تست هاي فني جنگنده رو تحويل گرفتند.[/font][/size]
[size=5][font=arial,helvetica,sans-serif]احساس تشنگي وگرسنگي در چهره خلبانها به خوبي نمايان بود. اما اونها از اينكه تونسته بودند ماموريت شون رو به نحو احسن انجام بدن راضي به نظر مي رسيدند.[/font][/size]

[img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10134/6~0.jpg[/img]

[size=5][font=arial,helvetica,sans-serif]به سراغ اونها رفتيم.يكي شون به شوخي گفت: قصد نداريد كه ما رو تا شب اينجا نگه دارين وسئوال پيچمون كنيد؟! والا ما زن وبچمون منتظرمون هستند وبايد به خونه برگرديم.[/font][/size]
[size=5][font=arial,helvetica,sans-serif]شايد اين جمله به شوخي بود اما من رو حسابي به فكر فرو برد وباعث شد سئوال بعدي در ذهنم نقش ببنده. من هم با خنده گفتم نه ! اگه به اين سئوال آخر من هم جواب بدين ديگه كاري با شما نداريم.[/font][/size]
[size=5][font=arial,helvetica,sans-serif]سئوالم رو اينطور پرسيدم كه :خانواده هاچطور با شغل شما كنار اومدن؟ آيا اونها از اين وضعيت راضي هستن؟[/font][/size]
[size=5][font=arial,helvetica,sans-serif]يكي از خلبانها گفت: "ما واقعا مديون خانواده هامون هستيم. اگه صبر وحوصله وحمايت اونها نبود شايد انجام اين ماموريت ها براي ما خيلي سخت مي شد."[/font][/size]
[size=5][font=arial,helvetica,sans-serif]او در ادامه مي گفت: "هر روز صبح كه ما به محل كار مي آييم وقراره كه اون روز ماموريتي رو انجام بديم واقعا نمي دونيم كه سالم برميگرديم يا نه! وهميشه احساس مي كنيم كه آخرين خداحافظي مون هست. در عوض خانواده ها هم همين احساس رو دارند. شايد به زبون گفتن اين جملات آسون باشه اما واقعا اينكه هر روز با اين فكر كه آيا دوباره خانواده رو تا ظهر مي بينيم يا نه اين خودش باعث مي شه كه بيشتر توسل به درگاه احديت داشته باشيم وارتباط وبندگيمون رو بيشتر وبهتر انجام بديم."[/font][/size]
[size=5][font=arial,helvetica,sans-serif]او مي گفت: "يكي از زيباترين توجهات وتوسل ها به درگاه الهي در جمع خانواده خلبانها صورت مي گيره."[/font][/size]
[size=5][font=arial,helvetica,sans-serif]ايشون در ادامه صحبت هاش يادي هم از همرزمانش كرد كه در طول همين چند سال اخير در ماموريت هاي مختلف شهيد شدن. با بردن اسم اونها اشك در چشمانش حلقه زد وگفت: البته ما هميشه براي شهادت آماده هستيم وواقعا آرزمون اينه كه در اين لباس ودر اين راه جونمون رو از دست بديم.[/font][/size]
[size=5][font=arial,helvetica,sans-serif]او مي گفت: يكي از زيباييهاي اين شغل همينه كه شما هرروز كه از زمين به سمت آسمون پرواز مي كني، ديگه خودت رو به دست خدا مي سپاري وهر روز منتظر شهادت در راه پاسداري ازدين وكشورت هستي..واين يك افتخار بزرگيه كه نصيب ما شده.[/font][/size]

[img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10134/7~0.jpg[/img]

[size=5][font=arial,helvetica,sans-serif]خلبان جوان يادي هم از دوران دفاع مقدس و شهداي خلبان كرد: مي گفت: ما اسطوره ها والگوهاي بزرگي در اين كسوت داريم از جمله شهيد بابايي،شهيد دوران،شهيد ياسيني ودهها شهيد ديگه كه واقعا كار اصلي وماندگار رواونها انجام دادن. در اوج فشار وسختي ودر زير گلوله هاي دشمن ماموريت هاي جنگي رو انجام مي دادن وشايد هيچ كس نتونه فداكاري واز خودگذشتگي اونها رو احساس كنه وبه تصوير بكشه وامروز در واقع تاثير ايثار وفداكاري اونهاست كه اين امنيت وآرامش در كشورمون حاكمه وما هم به عنوان بخش كوچكي از اين اجتماع بزرگ وظيفه داريم كه راه اون شهيدان والامقام رو ادامه بديم."[/font][/size]
[size=5][font=arial,helvetica,sans-serif]همراه بودن با بچه هاي پروازي وفني در پايگاه اون روز براي من خيلي جذاب وموثر بود وازاينكه تونسته بودم بافعاليت ها وروحيات اونها بيشتر آشنا بشم واقعا خوشحال بودم.درحال خداحافظي بوديم كه يك فروند هواپيماي اف 4 ديگه جهت ادامه ماموريت باند پروازي رو پشت سر گذاشت وبه سمت آسمان پرواز كرد.[/font][/size]

[url="http://www.aja.ir/portal/Home/ShowPage.aspx?Object=News&CategoryID=fc5588cd-27d4-4eb9-9361-82e13edd662c&WebPartID=143eebed-073b-46b3-87fe-fc4a5257b7a3&ID=634c2f2c-6393-4049-aad6-54578f1b9ecc"]http://www.aja.ir/po...d6-54578f1b9ecc[/url]
  • Upvote 14

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لطفا وارد سیستم شوید برای ارسال نظر

شما قادر خواهید بود بعد از ورود به سیستم این نظر را ترک نمایید



ورود به سیستم