Recommended Posts

اقا نوشابه رومیخوای چیکار با این همه ضرری که داره یه جایی خونده بودم جریان کوکا کولا برمیگرده به جمع اوری کمک برای اسراییل یعنی مثل اینکه یه نوشابه بخر یه دلار به اسراییل کمک کن درکل خوردن نوشابه خوب نیست مثلا باکمی نوشابه میتونی سطوح زنگ زده رو پاک کنی یا اگه هفته ای فقط یه لیوان نوشابه بخوری تا یک هفته بدنت کلسیم جذب نمیکنه درکل دراسلام هم این وجود داره که هرچی برای بدن ضرر داره حرام حالا دیگه کسایی که ادعای اسلام دارن باید از فروشش جلوگیری کنن درست مثل سیگار

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
دولت ونزوئلا از شبکه تلویزیونی CNN‌ به خاطر ارتباط دادن هوگو چاوز با شبکه القاعده و همین‌طور یک شبکه تلویزیونی داخلی برای تشویق به ترور رئیس جمهور شکایت می‌کند. به گزارش مهر، اقدام دولت ونزوئلا برای شکایت از دو شبکه تلویزیونی یک روز پس از آن صورت گرفت که‌ دولت چاوز جواز فعالیت شبکه تلویزیونی محبوب RCTV را لغو کرد. خبرگزاری فرانسه گزارش داد ویلیام لارا، وزیر اطلاعات ونزوئلا با حضور در یک کنفرانس مطبوعاتی به فیلمی اشاره کرد که از شبکه CNN‌ پخش شد که در آن عکس های چاوز در کنار رهبر القاعده قرار گرفته بود. ضمنا CNN گزارشی درباره اعتراضات ونزوئلایی ها روی آنتن فرستاد و در آن از تصاویری مربوط به اتفاقی در مکزیک استفاده کرد. شبکه CNN در آخرین ساعات روز دوشنبه به وقت محلی بیانیه ای صادر کرد که در آن آمده "این شبکه هرگونه فعالیت در زمینه بی اعتبار کردن یا حمله به ونزوئلا را تکذیب می کند." CNN با پذیرش اشتباه صورت گرفته در مورد استفاده از تصاویر اشتباه، ضمن ابراز تاسف گزارش مذکور را به صورت تصحیح شده مجددا پخش کرد. این شبکه آمریکایی در مورد ارتباط دادن بین چاوز و اسامه بن لادن توضیح داد: "گزارش های خبری بی ارتباط می تواند در یک برنامه خاص کنار هم قرار بگیرد، همان طور که ممکن است یک صفحه روزنامه یا یک وب سایت خبری گزارش های بی ارتباط را نزدیک هم بگذارد." دولت ونزوئلا در عین حال از شبکه محلی گلوب ویژن هم شکایت کرد و گفت این شبکه با پخش تصاویر ترور نافرجام پاپ ژان پل دوم در 1981 به طور غیرمستقیم ترور چاوز را تبلیغ کرده است. این اتهام‌ها در حالی مطرح شده که روز یکشنبه جواز شبکه خصوصی RCTV که در ونزوئلا بسیار پرطرفدار و در عین حال از منتقدان سرسخت چاوز است، به دستور دولت لغو شد. این شبکه با 54 سال سابقه فعالیت از نیمه شب یکشنبه تعطیل شد و بلافاصله یک شبکه تقریبا دولتی جای آن را گرفت. روز گذشته هزاران نفر در اعتراض به بسته شدن RCTV در کاراکاس، پایتخت ونزوئلا تظاهرات کردند که با دخالت پلیس به خشونت کشیده شد. چاوز در این باره گفت: "این شبکه تلویزیونی تهدیدی برای کشور شده بود، برای همین تصمیم گرفتم مجوز آن را تمدید نکنم، برای اینکه مسئول هستم."

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
دادگاهی در چین یک مقام سابق دولتی این کشور را به اتهام فساد مالی و قصور در انجام وظیفه به اعدام محکوم کرده است. به گزارش بي بي سي، روز سه شنبه، 29 مه، یکی از شعب دادگاه خلق این کشور ژنگ زیائویو، مدیر سابق سازمان دولتی نظارت بر مواد خوراکی و دارویی را در ارتباط با دریافت رشوه برای تایید داروهای آزمایش نشده مجرم شناخت و برای وی حکم اعدام صادر کرد. آقای ژنگ، که از سال 1998 تا زمان اخراج در سال 2005 مدیریت سازمان نظارت بر مواد خوراکی و دارویی چین را بر عهده داشت متهم بود که مبالغی بیش از هشتصد و سی هزار دلار را به صورت رشوه دریافت کرده است. به گزارش منابع چینی، با تصویب مقررات جدید نظارت بر مواد دارویی در سال 2002، اداره تحت نظر ژنگ زیائویو اختیارات بیشتری در آزمایش و تایید یا رد قابل مصرف بودن داروهای ساخت این کشور به دست آورد. مصوبه دولت همچنین باعث شد که شرکت های دارویی با تاخیر زمانی قابل توجه در عرضه محصولات جدید خود مواجه شوند و به این ترتیب، با پرداخت رشوه به رییس سازمان در صدد تسریع در تایید این اقلام بدون انجام آزمایش های لازم برآیند. در یک مورد، مصرف نوعی آنتی بیوتیک که بدون آزمایش های لازم به بازار عرضه شده بود به مرگ دست کم ده نفر در سال گذشته منجر شد. در ماه فوریه سال جاری و اعلام خبر محاکمه ژنگ زیائویو، یک شرکت تولید کننده مرگ موش، محصول جدیدی را با نام "مرگ موش ژنگ" وارد بازار کرد. رسانه های چین از قول یکی از مقامات اداره نظارت بر کیفیت و بازرسی محصولات این کشور گزارش کرده اند که از این پس، جمع آوری اقلام خوراکی و دارویی مشکوک از بازار، چه تولید داخلی و چه وارداتی، به عنوان بخشی از مقررات نظارت بر مواد غذایی و دارویی به اجرا گذاشته می شود. الزام عرضه کنندگان به جمع کردن اقلام مشکوک از بازار در قانون مصوب سال 2002 پیش بینی شده بود اما تا کنون کمتر به اجرا گذاشته است. سابقه نامطلوب خبر صدور حکم اعدام برای این مقام دولتی در حالی انتشار می یابد که در هفته های اخیر اخباری در مورد غیربهداشتی بودن برخی اقلام خوراکی و بهداشتی صادراتی چین در رسانه های غربی انتشار یافته است. از جمله، یک نوع غذای گربه و سگ که در بازارهای آمریکای شمالی به فروش رفته بود مسبب مرگ تعدادی حیوانات خانگی در آمریکا و کانادا معرفی و از بازارهای این دو کشور جمع آوری شد. مقامات چینی نگران آن هستند که اخبار آلوده بودن مواد خوراکی و بهداشتی چینی به بازارهای صادراتی این کشور آسیب برساند و صدور حکم اعدام برای ژنگ زیائویو هشداری به تولید کنندگان این قبیل اقلام و سازمان های ناظر بر کنترل کیفیت آنهاست در آزمایش این محصول، مقادیری مواد شیمیایی غیرمجاز یافت شد که ظاهرا در اثر بی مبالاتی تولید کننده و فقدان آزمایش های ضروری به مواد غذایی راه یافته بود. به گزارش روزنامه دولتی چاینا دیلی چاپ چین، مدیران دو شرکت به اتهام افزودن یا راه یافتن ماده ملامین به غذای مخصوص حیوانات تحت تعقیب قرار گرفته اند. همچنین، فروش یک نوع خمیردندان ساخت چین در کشورهای وارد کننده منع شده است. این کالا در کشورهای استرالیا، جمهوری دومینیکن و پاناما به فروش رفته بود اما در آزمایش های انجام شده، نوعی ماده مورد استفاده در ساخت ضد یخ و روغن ترمز در این خمیردندان یافت شد. در آمریکا نیز اداره نظارت بر مواد خوراکی و دارویی به مصرف کنندگان هشدار داده است تا از مصرف نوعی ماهی صادراتی چین خودداری ورزند زیرا این ماهی به نوعی سم آلوده است. مقامات چینی نگران آن هستند که اخبار آلوده بودن مواد خوراکی و بهداشتی چینی به بازارهای صادراتی این کشور آسیب برساند و صدور حکم اعدام برای ژنگ زیائویو هشداری به تولید کنندگان این قبیل اقلام و سازمان های ناظر بر کنترل کیفیت آنهاست. آقای ژنگ، که 62 سال دارد و اوایل سال جاری از عضویت حزب کمونیست چین اخراج شد، می تواند برای تخفیف مجازات خود خواستار تجدید نظر در حکم دادگاه شود.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
در حالي‌ که‌ موج‌ اعتراض‌ ها و انتقادها به‌ ناتواني‌ اشعالگران‌ در برقراري‌ امنيت‌ در عراق‌ به‌ طور فزاينده‌اي‌ رو به‌ افزايش‌ است‌، جنايتکاران‌ تروريست‌ امروز در يک‌ اقدام‌ کم‌ سابقه‌ تروريستي‌ در نزديکي‌ بغداد ده‌ زن‌ شيعه‌ را به‌ طرز فجيعي‌ به‌ شهادت‌ رساندند. به‌ گزارش‌ واحد مرکزي‌ خبر از بغداد‌ اين‌ زنها که‌ به‌ دليل‌ بسته‌ بودن‌ راه‌ اصلي‌ دجيل‌ ‌ بغداد از طريق‌ منطقه‌ «هب‌ هب‌» عازم‌ بغداد بودند‌، در اين‌ منطقه‌ توسط تروريست‌هاي‌ مسلح‌ متوقف‌ و ربوده‌ شدند. ‌ تروريست‌ها ساعتي‌ بعد جنازه‌هاي‌ بدون‌ سر زنان‌ مظلوم‌ شيعه‌ را به‌ همراه‌ راننده‌ آنان‌ درحالي‌ که‌ جنازه‌ها به‌ آتش‌ کشيده‌ شده‌ بود،‌ در اطراف‌ منطقه‌ «هب‌ هب‌» رها کردند. يکي‌ از اين‌ زنان‌ شيعه‌ تنها باقيمانده‌ يک‌ خانواده‌ ‌10‌ نفري‌ از شيعيان‌ دجيل‌ بود که‌ ‌9‌ نفر از اعضاي‌ خانواده‌اش‌ در قتل‌ عام‌ شيعيان‌ در دجيل‌ به‌ دست‌ عوامل‌ صدام‌ معدوم‌ به‌ شهادت‌ رسيده‌ بودند. گفتني‌ است‌ به‌ دليل‌ مسدود بدون‌ جاده‌ اصلي‌ دجيل‌ ‌ بغداد و بي‌توجهي‌ نيروهاي‌ اشغالگر آمريکايي‌ به‌ اين‌ موضوع،‌ اين‌ منطقه‌ هر از چند گاهي‌ شاهد جنايات‌ دلخراش‌ تروريست‌ها عليه‌ زنان‌ و کودکان‌ مظلوم‌ عراقي‌ است‌.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
خدا این اشغالگران را نابود کند که زمینه ساز چنین جنایاتی در عراق شدند icon_biggrin

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
ايران اتمی و خاورميانه عربی
در کانون بحث و تقسيم منافع


سی و سومين كنفرانس كشورهای ‌صنعتی جهان قرار است در 6 تا 8 ماه ژوئن در شهر های ليگن دام (Heiligendamm) در شمال آلمان بر گزار شود. آلمان در سالهای 1978 ، 1985 ، 1992 ، و 1999 مهماندار اين كنفرانس ها هم بوده است.

ايده اوليه تشكيل كنفرانس كشورهای ‌صنعتی بعداز بحران نفتی 1973 شكل گرفت در اين سال كشورهای عرب از صدور نفت بعلت تجاوز اسرائيل به كشورهای منطقه به غرب و آمريكا‌ خودداری ‌كرده بودند.

در سال 1974 كميسيونی از متخصصين اقتصادی كشورهای ‌آمريكا ، انگلستان ، آلمان غربی و ژاپن در واشنگتن DC برای ‌بررسی اوضاع اقتصادی جهان تشكيل شد كه در پی آن رئيس جمهور وقت فرانسه ژيركاردستن (Giscard d . Estain) درسال 1975 از اين كشورها و ايتاليا دعوت كرد تا كنفرانسی در اين مورد كه به گروه G6 معروف است در فرانسه تشكيل دهند كه يك سال بعد كانادا هم به اين گروه پيوست و از آن تاريخ تا سال 1991 به گروه صنعتی G7 معروف بود.

اين گروه صنعتی ‌كه هدف اوليه خود را بر مبنای ‌همكاری ‌اقتصادی بين اعضاء خود در نظر گرفته بود در عرض مدت كوتاهی ‌به ابزار سياسی ، اقتصادی و نظامی در جهان تبديل شد و با كنترل منابع مالی ‌و توليدی و منابع طبيعی كشورهای ديگر فشار بيسابقه ای را به بلوك شرق و ديگر كشورهای خارج از حيطه نفوذ خود وارد آورد و تقريبا روابط تجاری و مالی و انتقال تكنولوژی خود را با اين كشورها به حد اقل رساند.

با شدت گيری جنگ سرد بين دوبلوك موجود اين گروه تمركز خود را برای ‌نظامی كردن سيستم اقتصادی و زيربنايی كشورهای عضو ناتو و طرفداران خود در سطح جهان گذاشت در سالهای ‌بعد دولت فرانسه بعلت انحصار طلبی آمريكا و غالب كردن دلار بعنوان ارز معتبر جهانی از پيمان ناتو خارج شد و دلارهای ‌ذخيره خود را به آمريكا پس داد و به ازای آن شمش طلا گرفت. ‌اين اقدام فرانسه تاثيرموثری بر حاكميت آمريكا بر جای ‌نگذاشت ولی ‌فرانسه از اين گروه صنعتی كه خود بنيان گزار آن بود خارج نشد.

در سال 1991 پس از پاشيدگی‌اتحاد شوروی و ايجاد فدراسيون روسيه از اين كشور بعنوان ناظر برای ‌شركت در كنفرانس گروه صنعتی دعوت بعمل آمد. اگرچه روسيه هنوز هم عضو كامل اين گروه صنعتی ‌نيست ولی از آن ببعد اين گروه صنعتی ‌به گروه G8 و يا گروه هفت + يك معروف شده است.

جدول زير ظرفيت اقتصادی كشورهای گروه صنعتی فوق و در صد سهم آن در كل در آمد ناخالص جهان را نشان ميدهد اين ارقام در سال 2006 تغيير مختصری كرده است .



گروه G8 با دارا بودن كمتراز 14% جمعيت جهان 63% در آمد ناخالص دنيا را ا ز آن خود كرده است. روسيه از نظر اقتصادی از وزنه مهمی بر خوردار نيست ولی كشورهای غربی ‌تلاش فراوانی دارند تا اين كشور بهرقيمت از چهارچوب استراتژی كشورهای ‌غربی خارج نشود.

باوجوديكه كشور اسپانيا با در آمد ناخالص 1200 ميليارددلاردر سال بيشتر ازدر آمد ناخالص ساليانه كانادا و روسيه در آمد ساليانه دارد هنوز عضو گروه G8 نشده است اسپانيا تقريبا دوبرابر روسيه در آمد ساليانه دارد اين موضوع نشان ميدهد معيارهای گروه صنعتی فوق جنبه های ديگری را در نظر دارد كه اسپانيا برای‌اين معيارها از اهميت بر خوردار نيست .



آلمان و كنفرانس گروه صنعتی :



آلمان بعداز جنگ جهانی ‌دوم از كمكهای ‌بيدريغ آمريكا تحت عنوان طرح مارشال و فرانسه و انگليس بر خوردار شد و توانست خودرا مجددا بالا بكشد. اين كشور بعلت جنايات جنگی ‌در جنگ جهانی ‌دوم تا سال 1985 اجازه تشكيل ارتش و مسلح كردن خود را نداشت ولی با حاد شدن روابط بين بلوك شرق و غرب بسرعت خودرا وارد رقابت تسليحاتی كرد واين در شرايطی اتفاق افتاد كه قوانين بين المللی ديگر ‌ كار ساز نبود تقريبا تمامی قطعنامه های سازمان ملل توسط آمريكا و شوروی وتو ميشد و سازمان ملل عملا فلج شده بود .

آلمان كه از داشتن ارتش و سازمان امنيت قدرتمند همانند گذشته بر خوردار نبود طی اين سالها بيكار ننشسته و تمركز خود را برروی نيروهای مذهبی برای پيشبرد سياستهای خود نه تنها در كشورهای اروپای شرقی و شوروی سابق بلكه در سراسر جهان گذاشتند. آلمان تنها كشورجهان است كه سيستم پليسی و جاسوسی خود را در ارگان های مذهبی متمركز كرده است .



تشكيل اين كنفرانس و موفقيت در آن برای آلمان از اهميت بزرگی بر خوردار است. اين كشوربزرگترين قدرت اقتصادی اروپا با در آمد ناخالص 2800ميليارددلار درسال است پس از اتحاد دوآلمان در سال 1989سياستمداران اين كشور در صدد بر آمدند تا يكبار ديگر شانس خود را برای رهبری كشورهای ‌اروپايی آزمايش كنند.

آلمانيها بلافاصله تمامی نيروهای امنيتی مذهبی خود را در اروپای شرقی بكار انداخته و تقريبا تمامی اين كشورها را ناامن كرده وحتی فعالانه در جنگ يوگسلاوی شركت كرده و برای اولين بارپس از جنگ جهانی دوم هواپيما های آلمانی سرزمين يوگسلاوی را آماج حملات خود قرار دادند و با پاشيدگی ‌يوگسلاوی تلاش كردند انتقام شكست خود را در جنگ جهانی دوم از اين كشور بگيرند. حضور فعال آلمان در جنگ بالكان كه منطقه استراتژيكی نظامی و سوق الجيشی برای كشورهای‌غربيست نشانه آن است كه آلمان بعنوان قدرت نظامی و اقتصادی مدتهاست كه وارد صحنه جهانی ‌شده است .

آلمان با بودجه نظامی 32 ميلياردلار در سال از آنجا كه هنوز نتواسته بود اعتماد كشورهای اروپايی را بعلت جنگ جهانی ‌دوم جلب كند در صدد بر آمد تا تروئيكای ‌اروپا متشكل از فرانسه كه بزرگترين قدرت اتمی با بودجه نظامی‌43 ميلياردلار در سال ، انگلستان كه بزرگترين قدرت نظامی با بودجه نظامی 58 ميلياردلار در سال را در اختيار دارد و بخاطر جزيره بودن از نظر سوق الجيشی از اهميت فوق العاده ای بر خور دارد است ايجاد كرده تا از طريق اين قدرت اقتصادی و نظامی در ابتدا كنترل تمامی ‌كشورهای ‌اروپايی از جمله اروپای شرقی را بدست گرفته و نشان دهد كه آلمان هنوز قادر است از نظر اقتصادی ، نظامی و سياسی اروپا را سازمان دهد.

پيچدگی ‌اوضاع جهان از جمله اروپای شرقی ضرورت ايجاد حكومت های ‌متمركز را برای اين سه كشور در اولويت قرار داده است. در آلمان دوحزب بزرگ كشور از جناح محافظه كار و سوسيال دمكرات با اخته كردن احزاب ديگر عملا قدرت را به خانم مركل ( اسم اصلی كاسنر) از حزب اتحاديه دمكرات مسيحی (CDU ) واگذار كردند. خانم مركل در سال 1954 به اتفاق پدر كشيش خود از هامبورگ به آلمان شرقی كوچ كرد ودر اطراف برلين در منطقه براند نبورگ سكنی گزيد. بسياری معتقدند پدر خانم مركل به اتفاق دخترش از جاسوسان برجسته سازمان امنيت آلمان غربی در آلمان شرقی بوده اند و از آن تاريخ تا سالهای‌1989 امتحان خود را پس داده و بهمين دليل بسرعت مراحل ترقی را طی كرده است. خانم مركل بعد.از اتحاد دو آلمان تمامی مراحل ترقی پشت سر گذاشت و رهبری حزب كريست دمكراتهای آلمان را بدست گرفت و اكنون بعنوان نخست وزير وارد صحنه سياست گزاری كشور شده است.



خانم مركل از محافظه كاران دوآتشه مذهبی‌است كه معتقد است اروپا بايد با قدرت نظامی و اقتصادی جای ‌خود را در جهان پيدا كرده و الزاما برای ‌پيشبرد اهداف خود نياز به همكاری با آمريكا دارد. خانم مركل و دولت او موافق سرسخت حمله پيشگيرانه و پيشدستانه بوده و بر اين باورند دردرجه اول بايد نيروهای ‌داخل تروئيكا انسجام داخلی ‌خود را به اتمام برسانند. نتيجه اين بينش تقويت نيروهای ‌راست محافظه كار در فرانسه بود كه جامعه را كاملا پلاريزه كرده و آقای ساركوزی ‌كه خود از مهاجران مجاريست با درصد آرای نه چندان زياد توانست بر مسند رياست جمهوری فرانسه تكيه زند. ساركوزی‌همانند خانم مركل به مردم فرانسه قول داده است تا عظمت و اعتبار فرانسه را به آن باز گرداند.

در انگلستان هم تونی بلرنخست وزير اين كشور.با شركت در جنگ عراق قرار بود با ثروت خاورميانه انگلستان را به اوج قدرت خود برساند. چه بسا قصد داشت تا روی دست آلمان و فرانسه بلند شود. علايمی‌از اين سياست در سه ماهه اول جنگ در عراق در سياست های ‌اين كشور بروز كرده بود ولی ‌با گذشت زمان نه انگلستان و نه فرانسه و نه آلمان نتوانستند زمينه لازم عملی ‌برای پيشبرد برنامه های ‌خود را عرضه كنند.



موانع موجود برای آلمان و تروئيكا ی اروپا :



طی هفته های ‌اخير دومقام بلند پايه آمريكايی از جمله گيت وزير دفاع آمريكا و خانم رايس وزير امور خارجه اين كشور به ديدار سران مسكو شتافتند تا راجع به موضوعات كنفرانس آلمان تبادل نظر كنند و نظر روسيه را برای ‌شركت فعال در اين كنفرانس جلب كنند. پيش از آن بوش رئيس جمهور آمريكا تلفنی ‌با پوتين رئيس جمهور روسيه در اين مورد گفتگو كرده بود. از ماه ها پيش روابط ديپلماتيك روسيه با كشورهای ‌غربی از جمله آلمان بشدت تيره شده است. هر چقدر كشورهای‌غربی در روابط بين المللی ‌ضعيف عمل ميكنند بهمان نسبت روسيه بر خواسته های خود می افزايد. درست همان سياستی كه كشورهای غربی پس از سالهای 1991 در رابطه با روسيه پيش گرفته بودند.

وزير خارجه آلمان هم چند روز پيش به مسكو سفر كرد تا نظر رهبران اين كشور را برای ‌شركت در كنفرانس كه برای ‌پرستيژ و منافع آلمان اهميت حياتی دارد جلب كند. هرنوع موضع گيری ‌تازه روسيه ميتواند مناسبات نيروها را در جهان بالكل بهم بزند. اين را هم آمريكا و هم اروپا بخوبی ميدانند .

تغيير توازن قوا با ادامه جنگ در عراق و افغانستان وگسترش جنگ در پاكستان بالانس نيروها را بهم زده است. ميشود گفت جهان در حال گذار به بلوكهای تازه منطقه ای و جهانی است كه نشان ميدهد توازن قوا بنفع كشورهای‌غربی نيست. اين موضوع باعث نگرانی ‌كشور های ‌اروپايی و آمريكا شده است چه اين دو قدرت هستند كه بايد امتياز بدهند.

روسيه نه بر سر خاورميانه و نه بر سر بالكان و نه برسر گسترش پادگانهای ‌نظامی آمريكا و ناتو دراروپا ی شرقی موافقتی ‌ندارد. روسيه هفته پيش رسما اعلام كرد با استقلال كوزوو مخالف است و هرگونه پيشنهادی ‌را در سازمان ملل وتو خواهد كرد. روسيه كوزوو را بخشی از خاك يوگسلاوی ‌ميشناسد. بالكان از يونان تا رومانی ‌و بلغارستان جزء مناطق امنيتی روسيه به حساب آمده و اين كشور برای ‌امنيت طولانی مدت خود نمی تواند از آن چشم پوشی كند. روسيه با استقرار موشكهای آمريكايی ‌در لهستان مخالف است و نصب رادار در چك را نمی ‌پذيرد. روسيه علنا و رسما مخالف پيوستن كشورهای‌اروپای شرقی به پيمان ناتو است. طبق توافق طرفين قرار بود پس از انحلال پيمان ورشو پيمان ناتو خود را منحل كند.

منابع نفتی خاورميانه و امنيت اين منطقه نه تنها برای كشورهای غربی، بلكه برای ‌ديگر كشورهای ‌جهان از جمله روسيه، هندوستان، چين، كشورهای آفريقايی و آسيايی از اهميت حياطی ‌بر خوردار است.

كنفرانس های ليگن دام اگر چه بظاهر عنوان ً رشد و مسئوليت پذيری را در دستور كار خود قرار داده است ولی ‌در عمل جنگ وسيعی برای ‌تقسيم مجدد جهان در جريان است كه منجر به تهاجم ديپلماتيكی در عرصه بين المللی ‌شده است. تحركات اخير كشورهای ‌مختلف طی ‌ماه های اخير نشان ميدهد كه آنچه سران آلمان در انتظار آن هستند بوقوع نخواهد پيوست.

قدرت گيری كشورهای ‌اروپايی با ظرفيت نظامی و اقتصادی موجود با جمعيت بيش از 400 ميليون نفر‌ تحت رهبری تروئيكای ‌كشورهای اروپايی كه رهبری آنرا محافظه كاران راستی‌همانند مركل ، ساركوزی ‌و بلر داشته باشند با منافع تمامی ‌كشورهای ‌ديگر در تضاد آشكار قرار دارد. واقعيت اين است كه كشورهای اروپايی بعد از آمريكا بزرگترين ظرفيت نظامی جهان را از آن خود كرده اند. وجود چنين قدرت نظامی ‌نه تنها برای ‌اروپا بلكه برای ‌سراسر جهان خطرناك است. اگر ساركوزی ‌توانسته است تمامی راستهای فعال در عرصه جامعه فرانسه را بسيج كند اين ظرفيت در آلمان بمراتب بيشتر از فرانسه است. انتخابات دانمارك، هلند، بلژيك، ‌سوئد، اسپانيا و ايتاليا و تمامی كشورهای اروپای ‌شرقی نشان از روند خطرناك اوضاع در اروپا دارد. كشورهای ‌اروپايی برای هرتبعه خود ساليانه بيش از 1200 دلار هزينه نظامی می كنند.

سازمان امنيت آلمان بدستور خانم مركل در 9 ماه مه با شركت بيش از 900 پليس 42 مراكز فعاليت نيروهای ‌سياسی را در شهرهای برلين، بوخوم، برمن، دويسبورگ، گيسن، گوتينگن، هامبورگ، هانفر، ينا، كلن، لايبزيك، ماربورگ، روستوك، زيگن، مانهايم و ولفزبورگ مورد حمله قرار داده تا جلو تدارك تظاهرات مردم آلمان را برای ‌روزهای 6 تا 8 ماه مه بر عليه كنفرانس گروه هشت بگيرند.

جلوگيری از تظاهرات در شرايطی صورت ميگيرد كه دولت آلمان برای ‌بر گزاری ‌اين كنفرانس بيش از 100 ميليون يورو هزينه ميكند و از اوايل ماه ژانويه دوازده كيلومتر از اطراف محل كنفرانس را با سيم خاردار به ارتفاع 2.5 متر محاصره كرده و در اطراف محل قدم بقدم با نصب دوربين های ‌متعدد منطقه را در كنترل دارد كه هزينه آن بيش 12ميليون يورو شده است.

اين اقدامات تنها بخش تبليغاتی را شامل می شود. در تمام منطقه عملا حكومت نظامی بر قرار شده است. منطقه اوست زه (Ostsee ) و منطقه های ليگن دام در ‌مناطق ساحلی شنا و عبور و مرور ممنوع بوده و ‌حفاظت از منطقه به نيروی دريايی واگذار شده است. علاوه بر تمامی اين اقدامات پرواز هواپيماها تا اطلاع ثانوی در منطقه مجاز نيست.



تدارك برای مخالفت با برگزاری‌اين كنفرانس :



مثل سالهای گذشته گروه های ‌مترقی ، صلح طلب ، مخالف جنگ وتجاوز، مخالف بلوكهای ‌نظامی و حتی ‌گروه های‌هومانيستی تدارك وسيعی ‌برای مطرح كردن نظرات خود در عرصه جهانی ديده اند.

گروه اتاك (Attac ) هرساله عليرغم مخالفت بر گزار كنندگان كنفرانس G8 ده ها و حتی ‌صدها هزار نفر را بر عليه كنفرانس بسيج ميكند و با شعار ًرفاه برای ‌همه ً ، ًهمكاری ‌اقتصادی جهانی ، ً بخشودگی ‌بده كاری كشورهای ‌جهان سوم ً ، ًحقوق بشر اجتماعی و دفاع از حفظ محيط زيست وارد صحنه ميشود .

اتاك گروه صنعتی G8 را بعنوان سازمان دمكراتيك برسميت نمی شناسد و انتظار دارد در اعتراض به اين كنفرانس بيش از 100.000نفر در شهر روستوك (Rostock) در شمال آلمان گرد هم آيند.

گروه های مذهبی ‌و هومانيست هم در اين تظاهرات فعالند و بيشتر مسئله آنها فشار به دولتهای ‌خود برای ‌بخشودگی ‌بدهكاری ‌كشورهای ‌جهان سوم است. اين گروه ها مخالفتی ‌با جهانی شدن اقتصاد ندارند و كوشش دارند نشان دهند كه با سياست كاری نداشته و در امور دولتها دخالت نميكنند.

گروه های چپ گرا طی سالهای‌اخير و بخصوص با شروع تهاجم نظامی آمريكا و شركاء به منطقه خاورميانه بسيار فعال عمل كرده و عملا با تمامی ‌سياست های ‌گروه صنعتی‌غرب و ژاپن مخالفت كرده و سياستهای اين گروه صنعتی را نابودی ‌بافت جوامع كشورهای ‌جهان سوم می بينند و معتقدند كه گروه صنعتی G8 در تدارك حاكميت نظامی ‌و اقتصادی بر جهان است و درصدد تدارك نظامی ‌و كشاندن جهان برقابت نظامی است.

درمخالفت با اين سياست نظامی در كشورهای ‌آمريكای لاتين جنبش توده ای ‌عظيمی بوجود آمده است كه تاثيربسيار مثبت خود را در ديگر نقاط جهان بجا گذاشته است. حمله پليس آلمان به نيروهای ‌چپ طی ‌روزهای ‌اخير نشان ميدهد كه اين طيف از پتانسيل بزرگی بر خوردار است.

در شب حمله پليس به مراكز فعاليت اين نيروها در برلين در نهم ماه مه بيش از 5000 نفر در شهر وارد خيابانها شده و به اين حركت دولت اعتراض كردند. سيستم امنيتی ‌پليسی آلمان يد طولايی در نفوذ و مقابله با نيروهای ‌چپ دارد. از نظر تاريخی‌اين كشور مركز مبارزه با نيروهای ‌چپ بوده است. در سالهای‌1980 تا 1990 سازمان امنيت آلمان با فرستادن يوشكا فيشر وزير سابق خارجه آلمان به همراه چهارنفر ديگر در تشكيلات سبزهای ‌آلمان اين حزب كه يك تشكيلات ضد جنگ و ضد ميليتاريسم و پيمانهای ‌نظامی بود و برای حفظ محيط زيست فعاليت ميكرد را به آنچنان تشكيلاتی ‌تبديل كرد كه نه تنها تمامی ‌شعارهای ‌اين حزب را از بر نامه آن حذف كرد بلكه مدافع سرسخت جنگ و تهاجم به كشورهای ‌خارج شد تا جايی ‌كه خانم البرايت وزير خارجه آمريكا بعد از جنگ يوگسلاوی رسما از آقای ‌فيشرقدردانی كرد و رسما اعلام كرد بدون حزب سبزهای برهبری يوشكا فيشر آلمان كه همه چپ ها را اخته كرده بود جنگ در بالكان ناممكن بود.

يوشكا فيشر بعنوان كتابفروش در جلو دانشگاه فرانكفورت و بعدا راننده تاكسی كار خود را شروع كرد. ماموريت وی از طرف سازمان امنيت شناسايی و نفوذ در سازمانهای چپ و راديكال بود. فيشر با شناسايی و با لودادن اعضاء بادر ماينهوف تا رهبری حزب سبزها ارتقاء يافت و بعدا وزير امور خارجه آلمان شد . در جامعه آلمان هنوز هم تمركز اصلی بر عليه نيروهای ‌چپ است.



ايران و كنفرانس گروه هشت :



يكی از مباحث مورد بحث چگونگی ‌بر خورد با مسئله هسته ای ايران است كه كشورهای‌غربی است. خاورميانه دوران گذار را طی ميكند و تمامی ‌نيروها در منطقه و جهان در اين زمينه فعالند. آلمان بعنوان بزرگترين كشورصنعتی اروپا بيشترين واردات نفت از خاورميانه را از آن خود كرده است.

آلمان در تاريخ صد ساله اخير در بر خورد به كشورهای منطقه خاورميانه هميشه دست بالا را داشته و از موضع قدرت عمل كرده بود و اميدوار بود كه آمريكا و شركاء منطقه را كنترل كنند تا مسئله واردات نفت حل شود. آنچه خواست آلمان بود بوقوع نپيوست و هشت آمريكا در منطقه گرو نه آن است آلمانيها با اطلاعاتی ‌كه از جاسوسان خود در عراق كسب كرده بودند تا آنجا پيش رفته بودند كه معتقد بودند آمريكا بدون كمك كشورهای ‌ديگر تنها طی ‌چند روز قال قضيه جنگ عراق را خواهند كند.

هرچقدر جنگ طولانی تر شد دخالت آلمان و ماموران آن در عراق شدت بيشتری ‌گرفت تا جايی ‌كه بنا بر اطلاعات سازمان جاسوسی آلمان آمريكا از بمب های ‌ده تنی در مناطقی از عراق برای مبارزه با نيروهای مقاومت استفاده كرد. امروزه دولت آلمان بيشتر از هر كشور ديگر اروپايی حتی ‌بيشتر از ژاپن خواهان ماندن نيروهای ‌نظامی آمريكا در عراق و خاورميانه است و شديدا هم اصرار دارد تا رژيم ايران را زير فشار نظامی ‌قرار دهد. از آنجا كه ‌قدرت نظامی لازم را ندارد در تلاش است سياست های خود را از طريق تروئيكای‌اروپا پيش ببرد .

اشتباهات و شكست كشورهای ‌غربی باعث شد كه موقعيت اقتصادی و نظامی‌آنها در منطقه به خطر بيافتد. همه حكومت های منطقه و مردم ميدانند كه اروپا و آمريكا خواهان كشورهای مستقل و قدرتمند در منطقه نيستند واز طرفی ‌مجبورند رقبای تازه را هم تحمل كنند اين ديگر واقعا برايشان مرگ آور است نميشود كه انسان بيش از صد سال هرچه گفته بدون مخالفت پذيرفته شود و يكدفعه ورق بر گردد و پاكستان و ايران و تركيه و حتی‌عربستان بعنوان قدرت منطقه ای قد علم كنندو خواهان شركت در قدرت و سهم بشوند.

آلمان يكی از كشورهای ‌اروپايی است كه در تمام مدت با ايران بر عليه كشورهای ‌منطقه از جمله عراق و افغانستان در تماس و همكاری بود حالا متوجه شده است كه چه كلاهی ‌سرش رفته است ولی‌عجيب است اين كشور كه در تمام طول تاريخ اين كار را كرده است چرا اينقدر دمغ شده است و در بدر دنبال نيرو وكشورها ميگردد تا آب از جوی رفته را دوباره به آن باز گرداند

آلمانيها تا همين آخرين موضع گيری ‌پوتين رئيس جمهور روسيه مدام با اين كشور موش و گربه بازی ‌در می آوردند.

انگولك كردن تمامی ‌كشورهای ‌اروپای ‌شرقی از رومانی ‌تا ليتوانی با ابزار مذهبی و حتی ‌در خود روسيه بر عليه روسيه از سياست های ‌روز مره اين كشور بوده است. چه شده است كه آلمان به وحشت افتاده است ؟

بسيار ساده روسيه خواهان شركت در منافع خاورميانه است. روسيه ميتواند تمامی ‌كشورهای منطقه را با ابزار مدرن نظامی مسلح كند. حالا كه خود اين كشورها داوطلبانه بروسيه روی آورده اند حالا كه بزرگترين قدرت نظامی ‌جهان آمريكا در منطقه فلج شده است چرا كشور های منطقه و روسيه از اين فرصت استفاده نكنند؟

آلمان و كشورهای ‌غربی ‌و ژاپن نمی خواهند و حاضر نيستند منافع منطقه را تقسيم كنند. اصولا شركا ء كشورهای ‌جنوب را قبول ندارند تنها راه باقی مانده توافق با روسيه بهر قيمت است بايد روسيه را به اروپا بر گرداند و در كارش فضولی ‌نكرد و در مجموع خفقان گرفت تا روسيه از يك طرف با چين اتحاد ااستراتژيكی ‌نبندد و از طرف ديگر ايران و ساير كشورهای منطقه خاورميانه تحت كنترل در آيند .

در كنفرانس گروه هشت يكی از اهداف اصلی آن توافق برسر كنترل ايران است. همين چند روز پيش آقای ‌چينی ‌دوباره به خاورميانه بر گشت. اين دومين بار است كه چينی طی ‌دوماه اخير به منطقه مسافرت ميكند. آمريكا و اروپا و ژاپن به نفت منطقه نياز مبرم دارند. آنها بدون همكاری ‌كشورهای ‌منطقه قادر به پيشبرد سياست های ‌خود در منطقه نيستند. آنها در درجه اول به كشورهای حول و حوش خليج فارس نياز دارند كه ايران شامل آن ميشود ولی ‌بدون همكاری ‌روسيه و ايران امكان هيچ توافقی در منطقه ميسر نيست .



فعاليت های ‌ديپلماتيك كنونی در سطح اروپا و خاورميانه با وجودی كه تنها كمتر از دوهفته به آغاز كنفرانس مانده است، نشان ميدهد هنوز هيچ توافقی بدست نيامده است. اروپا دچار چند دستگی است و هنوز سياست مدونی در بر خورد به مسائل جهانی و آمريكا ‌ندارد و نميتواند بدون آمريكا مستقلانه وارد عمل شود. اروپای غربی هنوز مشكلات اروپای شرقی را پشت سر نگذاشته است.

نياز كشورهای اروپايی به جريان نفت خاورميانه و بازار آن همانطور كه تجربه آمريكا نشان ميدهد نميتواند با زور و نيروی نظامی ويا با تحريم اقتصادی عملی ‌شود. تازه‌ كشورهای ‌منطقه هم ديگر حاضر به دنباله روی از سياست استفاده از قدرت نظامی نيستند.

مقاومت آمريكا در برابر آلترناتيو شكننده اروپا كه هركشوری ساز خودش را ميزند ودرگيری داخلی ‌بين جناح بنديهای ‌درون سيستم آمريكا ونياز مبرم كشورهای‌اروپايی ‌به آمريكا بدليل قدرت نظامی‌آن اين نگرانی را در بين كشورهای‌اروپايی ايجاد كرده است. رشد تضاد بين اين دوقطب ممكن است موجب پاره شدن شيرازه امور كشورها ی اروپايی شود. آمريكا هنوز معتقد است كه ميتواند اوضاع خاورميانه را سروسامان بدهد و حاضر نيست منافع و قدرت را تقسيم كند.

روسيه از فرصت بدست آمده نهايت استفاده را خواهد كرد، چه طی ‌سالهای ‌گذشته كشورهای‌اروپايی و آمريكا با تمام توان در متلاشی كردن جامعه روسيه از هيچ كوششی فروگزار نكردند داده ها نشان ميدهد با شرايط موجود نه اروپا و نه آمريكا قادر نيستند جلو اين روند را بگيرند.

مليت ها و توده های مردم كشورهای خاورميانه فشار مداوم خود را بر حكومت ها ادامه ميدهند و خواهان كنترل كامل منابع و امكانات خود و بر خورد برابر با قدرتهای ‌جهانی‌هستند. بيداری ملی در اين كشور ها بزرگتر از آن است كه حكومتها بتوانند آنرا درنظر نگيرند و مقاومت كنند و مثل گذشته افسار خود را بدست كشورهای ‌قدرتمند خارجی ‌بسپارند .

آنچه طی ‌ماه های‌اخير كاملا قابل مشاهده است هم قدرت های بزرگ هم مليتهای ‌مختلف كاملا همديگر را زير نظر گرفته اند و متقابلا در تلاشند تا يكديگر را كنترل و مهار كنند. يك چنين حالتی ‌تنها در دوران گزار اتفاق می افتد در اين شرايط هيچ كشوری قادر نيست وارد جنگ بشود چون قادر نيست جبهه تازه ای ‌ايجاد كند وهمه در انتظارند تا قطب بنديهای تازه شكل بگيرد. در منطقه خاورميانه تنها امكانی ‌كه برای كشورهای ‌منطقه باقی ميماند همكاری ‌اقتصادی مشترك، توافق برای ‌دستيابی به امنيت جمعی، قراردادهای‌عدم تجاوز دوجانبه و چند جانبه و بلاخره باز گذاشتن فضای سياسی برای نيروهای ‌سياسی با ديدگاه های مختلف است تا از پتانسيل موجود حداكثر استفاده بعمل آيد. با اين شرايط كنفرانس های ليگن دا م همانند كنفرانس سال گذشته پيترزبورگ روسيه دست آوردی ‌نخواهد داشت .

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
امریکائی با این اقتصاد و با وجود شکست در جنگهای عراق و افغانستان، در حال تغییر دادن سیاست خود در خاورمیانه است در کدام جهت ؟ ﺁیا حکومت بوش برﺁن نمی شود با حمله به ایران ، شکست عراق را جبران کند؟ در تحقیق زیر پاسخ این پرسش را خواهید یافت :


" فرار به پیش " از هایکو ویمن : جبران شکست در عراق از راه حمله به ایران ؟

* کاربردها برای خلاصی از مهلکه عراق :
در مرکز تحقیقات استراتژی آینده آمریکا (پیشرفت)، یکی از مراکز برنامه گذاری در واشنگتن، متخصصین سیاسی و نظامی در حال بحث استراتژی آمریکا در عراق و شانس آمریکا در خلاص شدن، با غرور و افتخار، از مهلکه ای که برای آمریکا در سرزمین دجله و فرات ایجاد شده، هستند. در جمع امروز نماینده سابق، لی هامیلتون مدیر مسئول گروه تحقیق عراق حضور دارد. او بدور از مسائل حزبی توسط رئیس جمهوری، جرج بوش، مامور تحقیق بود و در دسامبر گذشته نتایج مرحله ای تحقیقات خود را ارائه نمود. هامیلتون با شفافیت و قاطعیت،در کمال تعجب از ناتوانی آمریکا، از سیاستها و روشهای بکار برده شده اش تا کنون در عراق، انتقاد کرد . در جدید ترین نتایج همه پرسی، دو سوم آمریکائیان جنگ عراق را غلط میدانند.
تنها چهار سال قبل، متعاقب پیروزی های بظاهر آسان نظامیان آمریکائی در افغانستان و عراق، خوشبینی حد و مرز نمی شناخت : به سرعت در این سرزمین ها دموکراسی نمونه ای حاکم میشود و این الگوی فراگیر، همان سان آنکه در اروپای شرقی تجربه شد، در خاورمیانه نیز تجربه و بر قرار می شود .
اخطارها و تذکرات بسیاری، بویژه اروپائیان، به ناتوانی و ترس تعبیر شد . بحرانی ترین منطقه دنیا میبایستی با نظام ارزشی آمریکائی اصلاح و باتلاق تروریسم منطقه با توسعه دمکراسی خشک شود.
من فکر نمیکنم که جهت ایدئولوژی در کاخ سفید تغییری کرده باشد. اما حقایق مانعشان شده اند . از جمله این حقایق یکی شکست کامل در عراق.
کریس تون سینگ منتشر کننده نشریه گزارش خاورمیانه Middle East Report و یکی از منتقدین سرسخت سیاستهای آمریکا در خاور نزدیک است خواه وقتی دولت در دست دمکرات ها و خواه وقتی در دست جمهوریخواهان است . اما انتقادها و عقاید و نظرات انتقادی او نسبت به سیاستهای جاری، بویژه پس از 11سپتامبر، نزد امریکائیان شنونده های کمتری یافتند .
اکنون مدت مدیدی است که وضع دگرگون شده است. این به سبب شکست مفتضحانه جمهوریخواهان در انتخابات کنگره در نوامبر گذشته و نیز تحول افکار عمومی امریکا است . سنجش های افکار حاکی از نارضایتی عمومی از سیاستهای جاری آمریکا در عراق هستند . با این وجود، کنگره ای که اکنون در کنترل دمکرات ها است بودجه جنگ و گسیل سرباز را برای عراق تصویب کرد. اما دمکرات ها خواهان زمان بندی بازگشت سربازان آمریکائی از عراق را در اوائل سال 2008 و قبل از شروع دوره انتخابات ریاست جمهوری هستند.
هر دو حزب میخواهند آن دیگری را مسئول و مقصر دانسته و گناه وضعیت غیر قابل پیشگیری شکست به وجود آمده در عراق را به گردن حزب رقیب بیاندازند. دمکرات ها میخواهند مطمئن باشند که قضاوت آینده گان این خواهد شد: جنگ را جورج بوش با عراق ﺁغاز کرد و ادامه داد و دمکرات ها کوشیدند ﺁن را متوقف کنند . محاسبات جمهوری خواهان نیز تقریبا شبیه همین است. آنها میخواهند که دست دمکرات ها را در جنگ عراق بند کنند . آنها میخواهند جنگ حداقل تا سال 2009 ادامه داشته باشد تا رئیس جمهوری جدید کارش را شروع کند. جمهوری خواهان به حق حدس میزنند که رئیس جمهوری جدید یک دمکرات خواهد شد. در این صورت است که تمامی گناهان و خرابیها و تلفات جنگ در عراق و پی ﺁمدهایش به پای دمکرات ها نوشته خواهد شد.

* اثر شکست در عراق در تغییر سیاست خارجی امریکا در خاورمیانه: مهار ایران

وضعیت در عراق سبب یک رشته تغییرات اساسی در سیاست خارجی آمریکا شد. وزیر دفاع، رامسفلد، مجبور به استعفا شد، وزنه عقابی که دیگ چنی ، معاون رئیس جمهوری ، باشد بنظر میرسد دچار کاهش شده باشد . در پی شکست جمهوریخواهان در انتخابات نوامبر گذشته، وزیر امور خارجه ، کندولیزا رایس، چندین بار به خاور نزدیک، بمنظور جستجوی متّحدین جدید و تجدید عهد و پیمان با متّحد ین قدیمی مثل مصر و عربستان سعودی به منطقه سفر کرده است.
نشریات آمریکائی پر نفوذی چون واشنگتن پست اکنون صحبت از تغییر استراتژیک مواضع سیاسی آمریکا در خاور نزدیک میکنند. چند سال قبل، آمریکا هنوز در موقعیت قوی قرار داشت به صورتیکه آمریکا خط میداد و تمامی دولتهای منطقه میبایستی آن را سرمشق نموده و وضعیت خودشان را با آن تطبیق دهند . اما اکنون وضعیت دگرگون شده است . یعنی تحولات در منطقه بوقوع می پیوندند و آمریکا مجبور است نسبت به تحولات در منطقه عکس العمل نشان دهد این تغییر اساسی و ریشه ایست .
تامارا کوفمن.ویت اس محقق مسائل خاورنزدیک در Haim Saban-Center از مؤسسه بروکلین یکی از قدیمترین و با نفوذترین مغزهای متفکر در واشنگتن است . مدیرکل Saban-Center مارتین ایندیک، یکی دیگر از این مغزها است . او دو مرتبه سفیر آمریکا در اسرائیل، مشاور ویژه کلینتون و یکی از با نفوذترین متخصصین خاور نزدیک در واشنگتن بوده است. مارتین ایندیک اخیراَ به اتفاق تامارا کوفمن.ویت اس یک برنامه مفصل و جامع در رابطه با استراتژی جدید آمریکا در خاور نزدیک را نوشته اند . او خود را نامزد مقام بالائی در حکومت ﺁینده آمریکا کرده است.
یکی از عواقب سقوط صدام حسین، بیشتر شدن نقش نسبی ایران در منطقه است. آمریکا نه تنها باید با ایران ، بر سر برنامه اتمیش، کلنجار برود، بلکه با فعالیتهای ایران، به عنوان مثال، در عراق، نفوذ ایران در حزب الله لبنان، و توسعه نفوذ قهر آمیز ایران در فلسطین، نیز می باید مقابله کند . آمریکا چنان در تنگنا قرار گرفته که در پی ایجاد اتحادی از کشورهای با نفوذ و صاحب نقش در منطقه برای مقابله با توسعه نفوذ ایران در منطقه شده است . آمریکا سعی میکند اتحادیه ای درست کند که هم اسرائیل و هم دیگر متّحدین میانه رو آمریکا در منطقه در آن شرکت داشته باشند . این کشورها، بنا بر قول حکومت بوش، اردن، مصر و عربستان سعودی و شیخ نشین های خلیج فارس هستند.


دریاسالار ویلیام فالون فرمانده قوای امریکا در خاورمیانه می گوید : تا من در این مقام هستم ، جنگی با ایران روی نخواهد داد. او با استقرار ناوگان سومی در خلیج فارس مخالفت کرده است :


• دریاسالار فالون که بوش او را فرمانده قوای امریکا در خاورمیانه کرد و بهنگام نصب او، گفته شد انتصاب او بمعنای تهدید ایران است ، در ماه فوریه ( IPS 15 مه ) با استقرار انبوه کشتی های جنگی در خلیج فارس مخالفت کرد و اینک، بنا بر قول نزدیکانش، در جمع خواص گفته است : تا وقتی من فرمانده کل قوا در منطقه هستم، جنگی با ایران روی نخواهد داد .
قرار بر استقرار ناوگان سومی در خلیج فارس بود و او با این کار مخالفت کرد . بوش این کار را تشدید فشار به ایران و هرچه جدی تر کردن جنگ با ایران ، در صورت بی نتیجه شدن گفتگوها ، می دانست . مخالفت قاطع فالون با استقرار ناوگان سومی در خلیج فارس عامل عمده ای در نزاع در درون حکومت بوش بر سر تدارک حمله نظامی به ایران است .
مقاومت او با گسیل یک ناوگان جدید به خلیج فارس و تدارک یک نیروی دریائی دارای توان تهاجمی مقاومت ناپذیر، در خلیج فارس، حکومت بوش را غافلگیر کرد . بخصوص که وزیر دفاع امریکا، روبرت گیت، در علن ، به فالون توصیه و او را تشویق کرد ، با توجه به نزاع امریکا با ایران ، بیشترین سعی خود را در تقویت قوای امریکا در خلیج فارس بکار برد . او در توضیح توصیه خود به دریاسالار فالون گفت : اگر به انتخاب ها در اختیار حکومت امریکا است توجه کنید می بینید استفاده از نیروی دریائی و هوائی ، انتخابی است که امریکا دارد . از این رو به فالون توصیه کردم تقویت این دو نیرو را در مرکز توجه خود قرار دهد .
مقامات حکومت بوش به نیویورک تایمز و سی بی اس نیوز گفتند به ناو هواپیما بر جون سی . استنیس و ناوهای جنگی همراهش دستور داده اند به خلیج فارس بروند . این ناوگان 6 ماه پیش از موعد به خلیج فارس رفت. حکومت بوش به تهران اخطار می کرد . اما گسیل این ناوگان تنها کار نبود . قرار بود ناو هواپیما بر نیمتز USS Nimitz و ناوهای جنگی همراهش، در ماه ﺁوریل، نیز به خلیج فارس بروند . خبر گسیل این ناوگان که تنها مقامهای اول حکومت بوش از ﺁن ﺁگاه بودند، مخفی نماند و در 19 فوریه مایکل هیرش در نیوزویک و مازیار بهاری خبر گسیل این ناوگان را به خلیج فارس انتشار دادند . هرگاه این ناوگان به خلیج فارس می رفت ، امریکا قوائی معادل قوای خود بهنگام جنگ با عراق ، در خلیج فارس پیدا می کرد .
استقرار سه ناوگان در خلیج فارس برای ورود به جنگ با ایران نبود بلکه هشدار به ایران بود که حکومت بوش ﺁماده ورود در یک جنگ احتمالی با ایران است هرگاه ایران به غنی سازی اورانیوم ادامه دهد .
در نیمه ماه فوریه ، اجتماعی از مقامات غیر نظامی اول، تحت ریاست گیت تشکیل شد . در ﺁن ، بحث وسیعی در باره استراتژی تهدید و ترساندن سران رژیم ایران بعمل ﺁمد . نقشه ای که تهیه شده واجد یک رشته قدمها بود که می باید برداشته می شدند تا تهران ﺁنها را تدارک جنگ با خود تلقی کند . همان روش که با رژیم صدام حسین بکار رفت .
اما فالون که ﺁماده می شد در 16 مارس فرماندهی قوای امریکا در خاورمیانه را برعهده بگیرد، در ماه فوریه ، در واکنش به این نقشه، پیامی قوی به وزارت دفاع فرستاد که با گسیل ناوگان سوم به خلیج فارس مخالف است . او پرسید : چرا می خواهید ناوگان سومی را به خلیج فارس بفرستید ؟ تقاضائی برای چنین نیروئی وجود ندارد .
مخالفت او با گسیل ناوگان سوم به خلیج فارس از مخالفت قاطع او با جنگ با ایران ، نشأت می گرفت . و چون گفت : تا من هستم جنگی با ایران روی نخواهد داد، از او پرسیده شد: چرا مطمئن است که این جنگ روی نخواهد داد؟ او پاسخ داد : من یک نظامی حرفه ای هستم . و من تنها نیستم . بسیاری در جلوگیری از جنگی که جنون ﺁمیز است ، با من همراه هستند .


ستیز و سازش : تهدید به جنگ و در همان حال گفتگو بر سر عراق !؟


در همان حال که بوش رهبران بنیادگرائی دینی امریکا را درکاخ سفید سفید می پذیرد و به ﺁنها می گوید ایران برای موجودیت امریکا خطرناک است و دیگ چنی بر عرشه ناو هواپیما بر ایران را تهدید می کنند ، دو طرف قرار می گذارند در 7 خرداد، در بغداد و در سطح سفرا، در باره عراق به گفتگو نشینند !
در این فصل، نخست سیاست ستیز ( تهدید ایران ) و ﺁنگاه سازش را ( معامله بر سر عراق ) را ، از زبان خبرها و نظرها باز می شناسیم :

بوش : ایران خطری برای موجودیت امریکا است ! و دیگ چنی : غیر ممکن است بگذاریم ایران به سلاح اتمی دست بیابد و فرمانده قوای امریکا در خاورمیانه : تا من در این مقام هستم با ایران جنگ نمی شود- این بار ایران می خواهد به امریکا حمله کند!؟ :

*دیگ چنی ایران را بخاطر قصد بستن تنگه هرمز و قصد مجهز شدن به سلاح اتمی تهدید می کند :
• در 12 مه ، به گزارش واشنگتن پست، دیگ چنی بر عرشه ناو هواپیما بر استنیس ، به ایران اخطار کرده است : اجازه نمی دهیم ایران به سلاح اتمی مجهز شود و دو ناوگان ما در خلیج فارس برای اینست که نگذاریم ایران تنگه هرمز را ببندد . او که دو روز پیش از ﺁنکه احمدی نژاد به شیخ نشین های خلیج فارس برود، دیدار از عربستان و این شیخ نشین ها را به پایان برده بود، گفته است : حضور دو ناوگان ما در خلیج فارس، هم اطمینان دادن به دوستان که بدون نگرانی می باید با افراطی ها مبارزه کنند و در برابر خطرهای استراتژیک بایستند . و هم اخطار به دشمنان ﺁزادی است که ما نمی گذاریم به هدفهاشان برسند . تنگه هرمز را باز نگاه می داریم و به ایران اجازه نمی دهیم به سلاح اتمی دست یابد . قصد ایران از بدست ﺁوردن سلاح اتمی ، تسلط بر منطقه است و ما اجازه این کار را به ایران نمی دهیم . واشنگتن پست بر این نظر است که با توجه به درماندگی امریکا در عراق و این امر که وزارت خارجه در کار تدارک اسباب گفتگو با ایران بر سر عراق است ، چنین تهدیدی ، گویای وجود اختلاف و تنش بر سر ایران در حکومت بوش است . در حکومت بوش ، برخی بر این هستند که اختلاف در حکومت بوش گویای سیاست ستیز و سازش است اما بعضی ﺁن را بیانگر اختلاف سیاسی عمیق می دانند . تحلیل گران می گویند استراتژی امریکا متناقض است : از یک سو ستیزه جوئی با ایران ( قطعنامه های شورای امنیت ، مجازاتهای اقتصادی ، توقیف مأموران ایران در عراق ، سعی در متحد کردن کشورهای خاورمیانه بر ضد ایران ، سخنانی از نوع سخنان دیگ چنی ﺁنهم بر عرشه ناو هواپیما بر ) و از سوی دیگر، سیاست سازش ( دعوت به گفتگو بر سر عراق ) . از ﺁنجا که تهدید و تحدید سیاست سازش را یکسره پوشانده است ، ﺁشتی طلبی جدی گرفته نمی شود و سیاست سازش عمل نمی کند .

* بوش خطاب به کشیشان بنیادگرا : ایران برای موجودیت امریکا خطر دارد :

• راو استوری the raw story ( 14 مه ) خبر داده است :
پرزیدنت بوش ، بطور خصوصی جیمس دوبسون و ده نفری از رهبران دینی راست گرای امریکا ، در کاخ سفید ، دیدار کرده و از ﺁنها خواسته است از سیاست امریکا در قبال ایران حمایت کنند . دوبسون بانی " کانون خانواده " است .
دوبسون ، در برنامه رادیوئی خود گفته است : موضوع گفتگوها عراق و ایران و تروریسم بین المللی بوده است . او بوش را این سان توصیف کرده است : او روحیه ای قوی دارد و معتقد و مصمم است . ﺁرزوی من این بود که مردم ایران در این دیدار و گفتگو حاضر می بودند .
دوبسون توضیح داده است که پس از دیدار با رئیس جمهوری، در واشنگتن، این رهبران مذهبی یک رشته دیدارها انجام داده اند و با ﺁنها در باره خطری که ایران مجهز به سلاح اتمی برای موجودیت امریکا دارد، گفتگو کرده اند .
من در باره این خطر، نه تنها در کاخ سفید شنیدم بلکه از زبان رهبران دیگری که طول این هفته در واشنگتن با ﺁنها دیدار کردم، نیز شنیدم . بسیاری می گویند : بر اثر یک حمله اتمی و یا بیولوژیک و یا شیمیائی ، ممکن است یک شهر را از دست بدهیم . اما اگر از دست رفتن یک شهر ممکن باشد از دست رفتن 10 شهر نیز ممکن است و اگر امکان از دست رفتن 10 شهر وجود داشته باشد، 100 شهر نیز ممکن است از دست برود . بخصوص اگر کره شمالی و روسیه و چین هم حمایت کنند .
دیرتر، او در بحث با ژوئل روزنبرگ که خود، خویشت را " متخصص پیامبری " می خواند ، او احمدی نژاد را با هیتلر مقایسه کرد و توضیح داد : دنیا نظاره گر گفتار و کردار هیتلر بود واو را جدی نمی گرفت . چنانکه ما نیز احمدی نژاد را جدی نمی گیریم . اما بنظرم رسید که پرزیدنت بوش خطر را درک کرده است و موضع او اینست : ما تهدید شده ایم و با قوت به رویاروئی با خطر بر می خیزیم .
دوبسون گفت : برخی از شوندگان ما را ممکن است این سخن خوش نیاید اما من ﺁن را می گویم : اگر ما در برابر هیتلر نایستاده بودیم ، اینک می باید به ﺁلمانی حرف می زدیم .
انقلاب اسلامی : این سخنان گرچه گزارشگر کوته اندیشی بینادگرایان امریکائی است ، اما خمیر مایه را خامنه ای و احمدی نژاد در اختیار ﺁنها گذاشته اند . رئیس جمهوری امریکا نیز دارای این رأی سخیف و حقیر است و لذا، بی کفایت و مهار ناپذیر است .

* ﺁژانس بین المللی انرژی اتمی : ایران بسیاری از مسائل غنی سازی اورانیوم را حل کرده است . در پی ﺁن، جون بولتن گفته است : امریکا باید به ایران حمله کند :
• در 15 مه ، جون بولتن ، نماینده سابق امریکا در سازمان ملل متحد که همچنان با حکومت بوش روابط نزدیک دارد، به دیلی تلگراف گفته است : ما باید پیش از ﺁنکه ایران به سلاح اتمی مجهز شود ، به ایران حمله نظامی کنیم . با مشاهده شکست دیپلماسی در بازداشتن ایران از فعالیتهای اتمیش، اتحادیه اروپا می باید رویه قاطع تری در برابر ایران اتخاذ کند .
ایرانیها به تکنولوژی غنی سازی اورانیوم دست یافته اند و در این حد متوقف نمی شوند . ﺁنها پیش می روند و زمان ما کوتاه است . مجازاتهای اقتصادی اقدام بعدی هستند . بعد می باید در سرنگون کردن دولت ملایان کوشید و سرانجام نیز دست به جنگ زد .
سخنان او بعد از انتشار گزارش ﺁژانس بین المللی انرژی اتمی و مستند به ﺁن است :
• در 14 مه ، رویتر گزارش کرده است که نماینده نیویورک تایمز از وین گزارش کرده است که مفتشان ﺁژانس به این نتیجه رسیده اند که از قرار، ایران بیشترین مسائل تکنولوژیک غنی سازی اورانیوم را حل کرده و اینک شروع به غنی سازی اورانیوم بمقدار بیشتر از سابق کرده است .
این نتیجه گیری بسا محاسبات دیپلماسی در اروپا و امریکا را تغییر می دهد . چرا که فشار امریکا و اروپا به ایران، بمنظور متوقف کردن غنی سازی، برای ﺁن بود که ایرانیها دانش و تکنولوژی را نیابند که به ﺁنها امکان می دهد بمب اتمی تولید کنند .
تا این اواخر، ایرانیها از تنظیم سانتریفوژها به ترتیبی که یک ﺁبشار بوجود بیاورند و اورانیوم را غنی کنند، ناتوان بودند . اغلب سانتریفوژ ها را یا بی حرکت نگاه می داشتند و یا خالی به حرکت در می ﺁوردند .
و حالا، بظاهر، مشکلها را حل کرده اند . البرادعی می گوید: ما بر این باور شده ایم که ایرانیها دانش و فن غنی سازی اورانیوم را یافته اند . از این پس، مسئله ﺁنها تکمیل این دانش و فن است . بسا بسیاری دوست ندارند این واقعیت را بشنوند اما این یک امر واقع است .
معلوم نیست که ﺁیا ایران می تواند این دانش و فن را رشد دهد یا خیر . در غنی سازی اورانیوم ، عقب زدن امری عمومی است . کارشناسان می گویند : کاملا  ممکن است که اشتباه در محاسبه و وجود نقص در تجهیزات و یا خرابکاری - کاری که امریکا می گوید در گذشته به ﺁن اقدام کرده است - می توانند دولت ایران را از رسیدن به هدف خود که تولید صنعتی سوخت اتمی است ، باز بدارند .
بدیهی است اورانیوم غنی شده ای که بدست می ﺁید، هنوز می باید غنی سازی دیگری را بپذیرد تا بتواند در ساختن بمب اتمی بکار رود . هرگاه ایران بخواهد دست به تولید اتمی بزند، می باید همان کار را بکند که کره شمالی 4 سال پیش کرد . بازرسی تأسیسات اتمی خود را بر بازرسان ﺁژانس بین المللی انرژی اتمی ممنوع کند . بر فرض که ایرانیها بتوانند اورانیوم را غنی کنند، هنوز معلوم نیست که بتوانند یک بمب اتمی کوچک ، بمنزله کلاهک اتمی برای موشک ، تولید کند . هنوز مسائل فنی بسیاری هستند که می باید حل کند .
منطق تصمیم شورای امنیت بر به حال تعلیق درﺁمدن فعالیتهای اتمی ایران و مقرر کردن مجازاتها این بود که ایران به دانش و فنی که می توان به تولید سلاح اتمی موفقش کند ، دست نیابد . اما اینک گفته می شود که ایران با استفاده از رویه غرب ، به غنی سازی اورانیوم دست بیابد .
حکومت بوش نیز گفت : تا زمانی که ایران فعالیتهای اتمی خود را متوقف نکند، با این کشور وارد گفتگو نمی شود . و ایران همچنان به غنی سازی اورانیوم نزدیک می شد . نیکلا برنس، معاون وزارت خارجه در امور سیاسی که در تهیه استراتژی امریکا در ایران نیز شرکت داشته است ، به ما گفت : من هنوز از گزارش ﺁژانس ﺁگاه نشده ام . این گزارش تغییری در سیاست امریکا را ایجاب نمی کند . ما بر این فرض عمل می کنیم که هنوز زمان برای دیپلماسی وجود دارد . اگر ایرانیها غنی سازی اورانیوم را تا دیدار سران 8 کشور ثروتمند جهان در ماه ﺁینده ، متوقف نکردند ، ما دست بکار تهیه و به تصویب رساندن سومین قطعنامه شامل مجازاتهای بیشتر خواهیم شد .
البرادعی به وزیران امور خارجه اروپا گفته است: تردید دارم ایرانیها بطور کامل غنی سازی اورانیوم را متوقف کنند . ما می باید راه حلی بجوئیم که حفظ ﺁبرو کند بلکه بن بست گشوده شود . شورای امنیت خواسته است ایران غنی سازی اورانیوم را بطور کامل متوقف کند و من امیدوارم ایرانیان چنین کنند . اما از لحاظ سلاح اتمی ، اگر هدف از صدور قطعنامه این بود که ایرانیان دانش و فن غنی سازی را نیابند، این هدف بی معنی شده است زیرا ایران این دانش و فن را یافته است . حالا باید هدف این باشد که ﺁنها روی به غنی سازی صنعتی اورانیوم نیاورند و اجازه بازرسی کامل از تأسیسات و فعالیتهای خود را بدهند و در قرار داد منع گسترش اسلحه اتمی بمانند .

* جون بولتن : پیشنهاد سوئیس برای حل مسئله اتمی ایران " مسخره " است :

• جون بولتن ، در مصاحبه با سونتاگس زیتونگ ( 20 مه ) ، پیشنهاد سوئیس را برای حل مسئله اتمی ایران، " مسخره و هم وزن خیال" توصیف کرد و از سوئیس خواست خود را وارد این ماجرا نکند . سفیر سابق سوئیس در تهران، تیم گلدیمان ، چند سالی است که برای حل این مشکل می کوشد و این پیشنهاد نیز از او است .
بولتن او را دارای ذهنیت ضد امریکائی توصیف می کند و می گوید : رویه ضد امریکائی ، که از 1999 تا 2004 در ایران سفیر بود، امریکا را برﺁن داشت که از سوئیس بخواهد او را تغییر مقام دهد اگر نه، امریکا ناگزیر است دولت دیگری را حافظ منافع خود در ایران کند .
طرح سوئیس تعلیق همزمان غنی سازی اورانیوم و مجازاتهای مقرر از سوی شورای امنیت است . به ترتیبی که راه برای گفتگوها میان ایران و 5 عضو دائمی شورای امنیت بعلاوه ﺁلمان باز شود . سوئیس بطور علنی این طرح را طرح دولت سوئیس نخوانده است . از دید جون بولتن این پیشنهاد از ﺁن رو بسود ایران است که این کشور در پی بدست ﺁوردن زمان از راه گفتگو است . بجای گفتگو کردن می باید بمقدار زیاد بر فشارهای سیاسی و اقتصادی به ایران افزود تا که از غنی سازی اورانیوم دست بردارد .

* ایران خود ساختمان نیروگاه اتمی را شروع کرده است و لاریجانی در اسپانیا با سولانا گفتگو می کند :
• در 19 مه ( 29 اردیبهشت ) رویتر از قول یک مقام وزارت خارجه ایران گزارش کرد که ایران خود ساختن نیروگاه اتمی را ﺁغاز کرده است . نیروگاهی که ایران می سازد ، 360 مگاوات برق تولید می کند . محمد سعیدی ، از مقامات سازمان انرژی اتمی ایران به ایسنا گفته است : در دهه ﺁینده ، ایران یکی از کشورهائی خواهد شد که بیشتر از همه موضوع خبر و گزارش خواهند شد . و این ، بخاطر انرژی اتمی که ایران تولید خواهد کرد .
ایران می گوید : تا سال 2020 ، 20 هزار مگاوات برق اتمی تولید خواهد کرد . تا بتواند هرچه بیشتر نفت و گاز تولید کند !
سعیدی می گوید : ظرف 5 سال ﺁینده ایران هم سوخت اتمی و هم برق اتمی تولید خواهد کرد . بدون این که بگوید نیروگاه را کجا و چگونه خواهند ساخت و چه وقت ﺁماده بهره برداری خواهند شد. تنها می گوید : نیروگاه اتمی که روسها در بوشهر ساخته اند سال ﺁینده بکار می افتد و ایران ساختمان دو نیروگاه جدید را ﺁغاز می کند .
او می گوید : ایران سالانه 290 تن گاز هگزافلورید ( UF6 ) تولید کرده است . این گاز را سانتریفوژها به اورانیوم غنی شده تبدیل خواهند کرد . ایران می گوید توانسته است 1600 سانتریفوژ را همساز کند و بکار اندازد . با بکار انداختن 3000 سانتریفوژ ایران توانائی ﺁن را پیدا می کند که سالانه یک کلاهک اتمی بسازد .
• متکی ، وزیر خارجه ایران نیز گفته است : گفتگوی لاریجانی با سولانا در اسپانیا انجام خواهد شد . قرار است این گفتگو در 31 ماه مه انجام بگیرد .
اما سولانا می گوید حل مسئله اتمی ایران بسا چند سال بطول انجامد .
انقلاب اسلامی : موضعگیریهای ستیز جویانه بالا ، در امریکا، واکنش های زیر را در پی ﺁورده اند :


* دیگ چنی در کار گفتگوهای امریکا با ایران کارشکنی می کند - دیگ چنی " مأموریت ایران " را به انجام رساند ! :
• در 14 مه، بعد از تهدیهای دیگ چنی، پروگرس نوشت : دیگ چنی مایل بهیچگونه بهبود در روابط امریکا با ایران نیست . به یاد بیاوریم که این دیگ چنی بود که جنگ با عراق را بر انگیخت و پیش از جنگ، راه حل های دیپلماتیک را از میان برد . اینک نیز، در همان حال که وزارت خارجه امریکا و شورای امنیت ملی در کار تدارک گفتگو با ایران هستند ، دیگ چنی خرابکاری را رویه کرده است .
وقتی دیگ چنی گفت : ما باتفاق دیگران مانع از ﺁن می شویم ایران بمب اتمی پیدا کند و بر منطقه مسلط شود، مرادش از دیگران، در درجه اول ، اسرائیل بود . اسرائیل متقاعد است که ایران توانائی اتمی دارد و می خواهد بمب اتمی تولید کند و هدفش از دستیابی به سلاح اتمی از میان بردن اسرائیل است . از این رو، تهدید کرده است تأسیسات اتمی ایران را از میان می برد . به یاد بیاوریم که در ژانویه 2005، دیگ چنی تمایل خود را به حمله اسرائیل به تأسیسات اتمی ایران، اینطور اظهار کرد :
" یکی از نگرانیهای مردم اسرائیل و این نگرانی را بدون این که نیاز به پرسیدن باشد، اظهار می کنند اینست که اسرائیل متقاعد است که ایران ظرفیت اتمی دارد و قصد تولید سلاح اتمی برای از بین بردن اسرائیل را دارد . بنا بر این قابل فهم است اگر اسرائیل در حمله به تأسیسات اتمی ، پیشدستی کند . "
و نیز ، قصد دیگ چنی از دیگران، عربستان سعودی است که مایل نیست شیعه در خلیج فارس قوت بگیرد .
احمدی نژاد نیز که کارش واکنشهای تند نشان دادن به اینگونه اظهارات است، گفت : هرگاه امریکا به ایران حمله کند، ضربه سختی از سوی ایران دریافت خواهد کرد .
اگر بوش و چنی به اندازه لازم دیوانه باشند که ایران را بمباران کنند و دلیلی وجودندارد بر اینکه این اندازه دیوانه نیستند، ایران عرصه را بر امریکا ، در عراق ، تنگ خواهد کرد و نیز می تواند بازارهای نفت را در جهان مختل سازد . اثرات فاجعه ﺁمیز این اختلال بر اقتصادهای ما بر کسی پوشیده نیست . و مبارک، رئیس جمهوری مصر، یکبار دیگر به چنی هشدار داد که جنگ در ایران " بازتابهای وخامت در منطقه خواهد داشت " .
• در 16 ماه مه 2007، ایوان الاند Eland ، سخنان دیگ چنی را انجام مأموریت در خدمت ایران توصیف کرده است : دیگ چنی با جنگی که با عراق به راه انداخت و رژیم عراق را برانداخت و صدام را بر دار کرد، عراق را به شیعه متحد ایران سپرد .
مؤسسه مستقل ایوان الند بسا ایران مایل است در اینگونه " مأموریت " ها ، ( از راه تحریکها ) سرمایه گذاری کند . حکومت بوش با فرستادن دیگ چنی به کشورهای خلیج فارس و اظهارات او بر عرشه ناو هواپیما بر، یکبار دیگر بی کفایتی خود را نشان داد . سخنان تحریک ﺁمیز دیگ چنی بر عرشه ناو هواپیما یادﺁور سخنان فاجعه ﺁمیز بوش بر عرشه ناو هواپیمای دیگری بگاه حمله به عراق است .
با این تفاوت که سخن بوش پی ﺁمدهای زیانبار بیشتری برای امنیت امریکا در بردارد .
دیگ چنی بعد از تهدید ایران ، هشدار داد که تخلیه عراق از قوای امریکا موجب بیشتر شدن نفوذ ایران در خلیج فارس خواهد شد .
چرا موضعگیری دیگ چنی به زیان امریکا است ؟ زیرا تهدید ایران به استعمال زور، 1 - کارشکنی است در گفتگوی امریکا با ایران بر سر عراق . 2 - رفتار امریکا بعد از تصرف عراق و رویه خصمانه اش با ایران ، سبب شد که ایران کوشش خود را برای دستیابی به سلاح اتمی دو چندان کرد و تا توانست به گروههای دوست خود در عراق پول و اسلحه رساند . بنا بر این تهدید بیشتر ایران و یا حمله نظامی به ایران موجب می شود که ایران در عراق ، بیش از پیش ، برضد امریکا ، مداخله کند و راه نفت را به بازارهای دنیا ببندد . هرچند کندولزا رایس موضع میانه روی گرفت و گفت : ایران تنگه هرمز را نخواهد بست زیرا نفت ایران نیز از همین تنگه به بازارها برده می شوند .
نگرانی دیگ چنی بابت توسعه نفود ایران در خلیج فارس ، در همان حال که ابرقدرتی که امریکا است در کار سلطه بر منطقه خاورمیانه است ، ریکارانه است . طرفه این که امریکا با داشتن بزرگ ترین زرادخانه اتمی، مدعی میشود ایران نباید بر خلیج فارس نفوذ نداشته باشد و حق ندارد تکنولوژی اتمی داشته باشد . و این رویه تحریک ایران است به مجهز شدن به سلاح اتمی و فراهم ﺁوردن اسباب نفود بر کشورهای منطقه .
و این راست است که هرگاه قوای امریکا از عراق خارج شوند ، موضع ایران در عراق تقویت خواهد شد . اما امریکا می باید بیش از حمله به عراق به این فکر می افتد و نمی کرد کاری را که کرد .

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
يك روزنامه بحريني از تسليم نامه "محمود احمدي‌نژاد" رئيس‌جمهوري ايران به ژنرال "علي صالح" همتاي يمنيش خبر داد. به گزارش فارس به نقل از روزنامه بحريني "الوقت"، "محمدجلال فيروزنيا" مديركل اداره خليج فارس وزارت امور خارجه كه براي بررسي اتهامات اخير مقامات دولتي يمن عليه جمهوري اسلامي ايران مبني بر دخالت در حوادث استان شيعه‌نشين صعده به يمن رفته است، نامه احمدي‌نژاد را تسليم ژنرال صالح كرد. از جزئيات محتواي اين نامه خبري منتشر نشده است. ژنرال "علي صالح" زمستان گذشته، نامه‌اي براي مقامات بلندپايه جمهوري اسلامي ايران نوشت كه تسليم "علي‌اكبر ولايتي" مشاور مقام معظم رهبري در امور بين‌الملل شد. اين در حالي است كه دولت يمن،‌ در اقدامي غير ديپلماتيك، همزمان با سفر فيروزنيا به عنوان فرستاده ايران، از زبان "ابوبكر القربي" وزير امور خارجه خود و روزنامه "اخبار اليوم" وابسته به سازمان امنيت يمن و تحت نظارت ژنرال "علي محسن الاحمر"، برادر رئيس‌جمهور اين كشور و فرمانده نيروهاي نظامي و امنيتي در مناطق شمال و غرب، اتهامات گسترده‌اي را عليه دستگاه سياست خارجي ايران و فرستاده رئيس‌جمهور مطرح كرده است. القربي دوشنبه شب در گفت‌وگو با شبكه خبري "الجزيره" قطر با رد هر گونه دخالت در امور داخلي يمن، شيعيان استان صعده را به فعاليت‌هاي تروريستي متهم كرده و گفته بود: اميدوارم ايران موضع آشكار خود را در قبال اقدامات تروريستي عناصر حوثي در برخي مناطق استان صعده اعلام كند. وي با بيان اين ادعا كه گروه حوثي با حوزه‌هاي علميه شيعيان در ارتباط هستند و حوزه‌ها از آنها حمايت مي‌كنند، مدعي شد: راديوها و شبكه‌هاي ايراني درست مواضع اين گروه ياغي را اتخاذ كرده‌اند و ما اميدواريم ايران، موضع خود را به‌طور ويژه در قبال اين شورش اعلام كند. روزنامه "اخبار اليوم" نيز با طرح اتهاماتي عليه فيروزنيا، خواستار اخراج "حسين كماليان" سفير جمهوري اسلامي ايران از اين كشور شد. اين نشريه كه وابسته به مؤسسه شبه‌رسمي وهابيت‌گراي "الشموع" است و سابقه اهانت‌هاي مكرر به معصومين(ع)، امام خميني(ره)، مقام معظم رهبري و ساير مراجع عظام تقليد از جمله آيت‌الله سيستاني را در كارنامه خود دارد با اشاره به اهداف سفر فيروزنيا به صنعا ادعا كرد: سفر اين ديپلمات ايراني، اقدامي تحريك‌آميز عليه ملت يمن، ارتش و نيروهاي امنيتي است كه اكنون در حال جنگ در استان صعده هستند. اين اظهارات در حالي بيان مي‌شود كه دولت يمن،‌ ماه گذشته "جمال السلال" سفير خود در تهران را به صنعا فراخوانده و بمباران و حملات توپخانه‌اي ارتش يمن عليه مناطق شيعه‌نشين شمال اين كشور نيز همچنان ادامه دارد.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
وزير خارجه امارات عربي متحده، سفر اخير محمود احمدي‌نژاد، رئيس‌جمهور ايران، به اين كشور را گامي مثبت ذكر كرد كه باعث پيشبرد روابط دوجانبه شده است. به گزارش فارس، شيخ «عبدالله بن‌زايد آل‌نهيان» در گفت‌وگو با خبرگزاري رسمي هند، بار ديگر با «اشغالگر» خواندن جمهوري اسلامي ايران، ادعا كرد: اگرچه ايران جزاير سه‌گانه ما يعني ابوموسي، تنب بزرگ و تنب كوچك را اشغال كرده اما ما به راهكاري براي حل‌وفصل اين موضوع دست يافتيم. وي افزود: اميدواريم تهران با پيشنهاد ما مبني بر ارجاع موضوع به دادگاه بين‌المللي يا پذيرش يك داوري ديگر با ساختاري متفاوت، موافقت كند. وزير خارجه امارات،‌ ايران را همسايه‌اي نزديك دانست كه جغرافيا و تاريخش آن را اين كشور مرتبط مي‌سازد. وي در ادامه با اشاره به اينكه اختلافات موجود، چيز دور از انتظاري نيست، گفت: ضرورتاً دو كشور همسايه هميشه در همه موارد با يكديگر اتفاق نظر ندارند اما ما اميدواريم روابط دوجانبه، عميق‌تر شود. جمهوري اسلامي ايران جزاير سه گانه خليچ فارس را جزء لاينفك خود مي‌داند.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
اماراتي ها با اين حربه ها به هيچ جايي نمي رسند چون نه توان نظامي براي اين كار دارند نه بشتيباني سر سخت مردمي

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
امارات همانند سگ دست اموزی خانگیی می ماند که صاحبش(امریکا) گهگاه برای سر گرم کردن دیگران قلاده اش را بسوی کسی ول می کند icon_frown

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
به اميد روزي كه ايران قدرت خودشو بدست اورد و به دست ايرانيان واقعي باشد روي اين اعراب كثيف رو اساسي كم كرد

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لطفا وارد سیستم شوید برای ارسال نظر

شما قادر خواهید بود بعد از ورود به سیستم این نظر را ترک نمایید



ورود به سیستم