Che

اصطلاحات مربوط به اعمال جنگی و جنگجویان در عهد غزنویان-بخش نخست

امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

به نام ایزد یکتا


الجار:نظامیانی که مقرری نمی گرفتند و به خاطر وطن در مقابل دشمن به دفاع بر می خواستند.این گروه شبیه غازیان و مطوعان بودند.
پیاده،سواره،مقدمة الجیش:که در حقیقت سه قسمت مهم جنگاوران به حساب می آمدند.مقدمة الجیش به همهن پیشقراول یا طلایه دار اطلاق می گردید.سواره نظام غالبا از اسب بهره می برد مگر در مناطق بیابانی و خشک که در این صورت از شتر استفاده می کردند.
مقدم پیلبان:فرمانده و مسئول یگان های فیل سوار غزنوی بود که گاه تعداد فیل های تحت امر وی به 2500 زنجیر می رسید.این یگانها در پیروزی های متوالی سپاه غزنویان نقش موثری داشتند.صف آرایی آنان و گاهی استقرار تیر اندازان بر کجاوه های پشت فیلان،رعب و وحشت زیادی در میان دشمنان ایجاد میکرد.در مواردی از وجود فیلان برای بر هم زدن صف و نظام هماهنگ دشمن بهره می بردند.در چنین شرایطی صف فیل سواران به سوی خط مقدم دشمن حمله می آوردند،گروهی را با خرطوم به هوا پرتاب کرده بسیاری را نیز زیر دست و پا له می نمودند.این فیل ها را از هند به عنوان غنائم جنگی از هند آورده بودند.از این حیوان استفاده دیگری نیز می شد،از جمله شاه و سردارانی که پشت آن می نشستند و در میان نیرو ها خودی به میدان نظارت می کردند. بر تن این چنین فیل هایی برگستوان و زره های مخصوص می پوشاندندو به علاوه برای در هم شکستن دروازه های قلاع تحت محاصره نیز به قدرت خرطوم این فیل ها متوسل می شدند.
پاسبان لشکر:رئیس افراد مسلحی بود که از اموال لشکر یا خیمه و خرگاه سلطان محافظت می کردند.از این گروه گاهی برای تحت کنترل گرفتن افراد سپاه که از کاری منع شده بودند نیز بهره می بردند.
پره:حلقه ای بزرگ از سپاهیان سواره و پیاده که برای تغذیه به شکار دسته جمعی می پرداختند.غتلبا در سفر های جنگی در منطقی که شکار فراوانی داشت،محوطه بسیار وسیعی به صورت مدور توسط سربازان محاصره می شد،سپس آرام آرام حلقه محاصره را تنگ و تنگ تر می کردند طوریکه تعداد زیادی از چهارپایان به دام می افتادند.
تعبیه:به آرایش و نظم سپاه گفته میشد.
جناح:اصطلاحی بود برای تعیین قسمتهای مختلف لشکریان در میدان نبرد و معمولا همچون گذشته رزمندگان رابه میمنه ، میسره ، قلب،ساقه(دم-عقبه-موخرة الجیش)و مایه دار(قسمت احتیاط و ذخیره)تقسیم می کردند.
حشر:به جنگاوران مخصوصا قسمت نا منظم و به قول امروزی ها چریک و داوطلبان گفته میشد.
غازیان:بخش غیر منظم ارتش که در شرایط اضطرار با اعلام فراخوان تجمع می کردند.
خیلتاش:جنگجویانی که هم از یک خیل یا طایفه بودند.از بین این گروه تیز رو ترینشان به عنوان پیک مورد استفاده قرار میگرفت.
رکابدار:به پیشخدمتان سواره نظام میگفتند که اسب را برای سوار شدن آنها مهیا می نمودند.از بین این گروه هم افرادی برای پیام رسانی انتخاب می شدند.
سپرکش:غلامان یا نظامیان بودند که به هنگام لزوم به خصوص در تشریفات،سپر هارا کشیده نگه میداشتند.بزرگان سپاه معمولا به هنگام حرکت چند غلام یا سرباز سپر کشیده اطراف خود قرار می دادند.
عرض گاه:میدانی بود که در آن سپاهیان را گزینش می کردند.و یا ازآن ها سان و رژه می دیدند.در اصطلاح امروزی همان میدان رژه یا جایگاه سان بود.عرض گاه ها معمولا در بیرون شهر و در صحرا واقع بود.
سالار:فرماندهان ارشد سپاه را که منصب بسیار مهمی نیز ب.د سالار می گفتند.به قول میمندی :((حدیث سالار لشکر چیزی سخت نازک است و به پادشاهی مفوض)).
سپهسالار : نیز از مقامات بالای ارتشو غالبا به فرمان دهی کل سپاه در یک ولایت بزرگ مثل خراسان یا کل ارتش اطلاق می گردید.این واژه به صورت های : سپاه سالار،اسفهسالار،سپاه سلار،امارت جیوش و صاحب الجیوش هم به کار می رفت.
سرهنگ:در گذشته دور به معنای پهلوان و مبارز استعمال می شد و احتمالا به همین دلیل عیاران پیشوایان و روسای خود را به این نام می خواندند.بیهقی به کلماتی همچون سرهنگ سرائی و سرهنگ سلطانی به کرات اشاره کرده است.
کد خدای لشکر: احتمالا مسئولیت و نظارت کلی بر امر سپاهیان را به عهده داشته.بیهقی از این منصب در زمان حمله سلطان مسعود به گرگان نام برده است.
سلاح دار : مسئول تسلیحات و ابزار های جنگی و معادل قورخانه چی بود.
سو باشی: یا سیاشی گاهی به معنی فرمانده لشکر به کار می رفت.
طلب:افسر عالی مقامی بود که یک پرچم و یک شیپور در اختیار داشت تا در شرایط ضرور بر آن بدمند و سربازان تحت امر او را که عموما شامل 100 تا 200 پیاده و یا 70 سواره میشد،جمع کنند.این اصطلاح درزمان صلاح الدین ایوبی در مصر و شام نیز رواج داشت.
طلایه:جلودار یا مقدمه سپاه بود که در سفر های جنگی،این گروه جلوتر از بقیه به حرکت در می آمدند تا هم از برخورد یکباره تمام لشکریان با دشمن جلوگیری کنند و هم به عنوان راهگشا امنیت را برای سپاه اصلی و پشت سر خود تامین.این بخش از لشکریان غالبا از میان سواره نظام زبده انتخاب می گشتند.
لشکرگاه : که گاهی به آن عسکر گاه و یا جایگاه عساکر می گفتند،همان اردوگاه نظامی و تقریبا همان پادگان بود که نظامیان در آنجا استقرار می یافتند.در بعضی مواقع سلاطین شهرکهایی مخصوص نظامیان می ساختند که نوعی لشکرگاه یا اردوگاه محسوب می شدند.وگاهی نیز جنگجویان را در شهر به همراه مردم عادی اسکان می دادند.از نمونه های بارز چنین لشگرگاه هایی در متون تاریخی و آثار جغرافی نویسان به تعدادفراوان فراهم گردیده است.مثلا ابن حوقل(360هـ)می گوید :((....البتکین به سال 355 به غزنین در آمد و آنجا را لشکر گاه بساخت)).
علامت:پرچم های ویژه رسته ها و یگان های مختلف سپاهیان بود که رایت و علم خوانده می شد..
فتح نامه : به نامه هایی که پس از پیروزی به اطراف و اکناف می نوشتند تا خبر ظفر و موفقیت خود را به گوش مردم پشت جبهه برسانند،فتح نامه می گفتند.در این نامه ها معمولا از دلاوری و شهامت سلطان،سرداران و جنگاوران در جنگ تمجید و تعریف فراوانی میشد.گاهی هم فتح نامه را به سران کشور های دیگر که غالبا جنبه تبلیغ،پروپاگان و تضعیف روحیه ی دشمنان داشت.در بسیاری از موارد با رسیدن این نگاشته ها به شهرها و ولایات،عمال و کار گزاران حکومت با تحریک و تشویق مردم و جشن وسرور پر سرو صدایی بر پا می کردند.
کردوس:به دسته های مختلف از سواره نظام اطلاق می گردید.بیهقی بندرت از کردوس های میمنه و میسره نام برده است.
مایه دار:افراد ذخیره،احتیاط و پشتیبانی بودند که معمولا در عقب سپاه(عقبه-دم)مستقر می شدند.
بار و بنه:بخش تدارکات سپاه که قسمتی از ان شامل تجهیزات،آذوقه،علوفه و انواع سلاح میشد،به این دلیل در قسمت عقب قرار می گرفت تا در زمان اضطرار و عقب نشینی به سادگی دست دشمن نیفتد.در این عصر عموما عقبه و قسمت بار و بنه بسیر سنگین و گاه دست و پا گیر بود.اتفاقا این مسئله در جنگ های سلطان مسعود با سپاهیان سلجوقی یکی از عوامل اصلی عدم موفقیت ارتش وی گردید.
نقیب:مسئول و سرپرستی که تکفل احضارگروهی از سپاهیان را بر عهده داشت.
یزک:معدودی از لشکریان که از سپاه جلوتر می رفتند تا از خصم خبر کنند. آنها تحت فرماندهی یک شخص مورد اعتماد که حکم افسر تجسس و اطلاعات یا افسر عملیات جاسوسی officer امروزی را داشت،اقدام به چنین عملیاتی می کردند.
نفیر نامه : حکم،فرمان یا امریه ای بود که سلاطین برای جمع کردن و گرد اوری نیرو صادر می نمودند.


=================================================================
دوستان اگر اشکالاتی داشت به بزرگی خودتون ببخشید...چون مطلب رو خودم تایپ کردم احتمال اشکال وجود داره...


کتاب تاریخ 4000 هزار ساله ارتش ایران همراه جنگ ایران و عراق
کپی با ذکر منبع مجاز است...


علی ویرایش شده در توسط Pishva
  • Upvote 11

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لطفا وارد سیستم شوید برای ارسال نظر

شما قادر خواهید بود بعد از ورود به سیستم این نظر را ترک نمایید



ورود به سیستم

  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.