behnamsniper

شناخت متقابل ، کلید برون رفت از بن بست

امتیاز دادن به این موضوع:

0 ارسال ها در این موضوع

Besmellah_21.png

 

 

لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولا و نعم النصیر

 

 

 

شناخت متقابل ، کلید برون رفت از بن بست 

 

 

 

Donald-Trump-and-Iran-flag.jpg

 

 

 

توجه "این مطلب برگردانی از یک اندیشکده خارجی در مورد رابطه بین ایران و امریکا است. لطفا قبل از هر گونه قضاوت و پیش داوری مطلب را تا انتها مطالعه کنید". توجه

 

 

برای دولت دونالد ترامپ در مسند قدرت  تنها 12 روز طول کشید تا متوجه شود که دوره مصالحه و سازش جای خود را به دوره ی رویارویی و برخورد داده است. یکم فوریه سال جاری میلادی، مایکل فلین، مشاور سازمان امنیت ملی امریکا ایران را "به پرتاب و ازمایش  موشک بالستیک جدید و حمله به کشتی جنگی عربستان صعودی که توسط شبه نظامیان حوثی مورد حمایت ایران انجام شد" متهم کرد و این اقدامات را تحریک امیز خواند. دو روز بعد، واشنگتن تحریم هایی را بر علیه 25 شرکت و فرد دخیل در ازمایش های موشکی ایران وضع کرد در حالی که قطعنامه 2231 شورای امنیت سازمان ملل تنها از ایران خواسته بود تا از چنین ازمایش هایی خوداری و اجتناب کند و به هیچ وجه ایران را منع انجام چنین ازمایش هایی نکرده بود.

 

 

در پاسخ به اقدامات امریکا، ایران تهدید به وضع تحریم های خود کرد و رزمایشی نظامی با پرتاب چندین موشک  ترتیب داد. ژنرال (سردار) امیر علی حاجی زاده، یکی از فرماندهان نیروی هوایی ایران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران (IRGC) تهدید کردند که: "اگر دشمن اشتباهی مرتکب شود، موشک های غران ما بر سر انها خواهند بارید".

 

 

برخلاف تمام لاف زنی ها و گزافه گویی ها (دو طرفه)، هر دو طرف مراقب بوده اند تا اوضاع را خیلی سریع و زیاد وخیم نکنند. تحریم های وضع شده علیه ایران با دقت و وسواس زیادی انتخاب شده بودند تا توافق هسته ای را نقض نکنند. در همین حال، موشک های ازمایش شده در رزمایش ایران از نوع بالستیک نبودند و  بنابر این این پرتاب ها، قطعنامه شورای امنیت را نقض نکردند.

 

 

اما اگر این اقدامات و پاسخ های  تلافی جویانه ادامه یابند، به سرعت می توانند از کنترل خارج شده و منجر به برخورد نظامی شود. این مساله -خصوصا از زمانی که کانال ارتباطی دوطرفه ای که از دوران مذاکرات هسته ای ایجاد شده بود و به دولت اوباما کمک می کرد تا رویداد های تنش زا را کنترل و مدیرت کند، دیگر وجود ندارد- مصداق بیشتری یافته است.  بر خلاف دولت قبلی، به نظر می رسد که  شورای امنیت ملی ایالات متحده NSC و وزارت امور خارجه فعلی  به همکاری با همتایان ایرانی خود علاقه مند نیستند.

 

 

اگر واشنگتن امیدوار است تا استراتژی موثری برای تعامل با تهران ایجاد کند، در ابتدا باید منابع هدایت و رفتار ایران در منطقه را بشناسد.  اغراق قدرت ، سلطه و نفوذ ایران کمکی نمی کند: در حالی که تهران تاثیر بیشتری بر بغداد، دمشق، بیروت و صنعا نسبت به گذشته دارد، نقش این کشور بر این شهرها توسط بازیگران دولتی و غیر دولتی بیش از پیش  مورد تردید یا اعتراض قرار گرفته است. به عنوان یک ملیت فارس در بین ترک ها و اعراب، یک دولت شیعه در بین  اهل تسنن، موانع طبیعی بر سر راه ایران برای صدور انقلاب تقریبا چهل ساله خود به هر کدام از کشورهای همسایه وجود دارد و عدم موفقیت این امر تا حدودی مشخص می شود. سفیر سابق امرکا در عراق رایان کروکر در این باره می گوید: " تاثیر ایرانی خود محدود کننده (خود بازدارنده-self-limiting)  است. هر چقدر بیشتر فشار وارد کنند، با مقاومت بیشتری رو به رو می شوند".

 

سیاست های تمامی رهبران موقتی ایران، بدون توجه به اینکه در کدام طیف سیاسی قرار دارند، توسط دو گزینه: حفظ نظام و تجدید و بهبود-منتقدان می گویند توسعه- نقش ایران به عنوان رهبر منطقه ای، شکل گرفته است.

تلاش برای حفظ خود، که هدف اصلی هر سیستم سیاسی است، به نوعی به بدگمانی و سوء ظن در فرهنگ سیاسی ایران نزدیک و شبیه است و غرق در  حس عمیقی از  نا امنی، عدم اطمینان و  انزوا  است.

 

 

به  سخنان رهبر  غمگین ایران توجه کنید: "چرا برای فرانسه و بریتانیا عادی است تا سلاح هسته ای و حتی سلاح هیدروژنی داشته باشند اما برای ایران، که حتی عضو سازمان ناتو نیست و امنیت ان توسط هیچ کشوری در دنیا تضمین نشده است، اصول اولیه دفاع از خود این قدر مشکل ساز می شود؟" این گله و شکایت یک  روحانی ضد مقامات امریکایی در جمهوری اسلامی ایران نیست بلکه سخنان شاه (مخلوع) ایران، متحد ثابت قدم امریکا و دریافت کننده دائمی تسلیحات امریکا است که برنامه هسته ای ایران را اغاز کرد.

 

 

دیدگاه و نگرش های  امنیتی رهبران فعلی ایران توسط درگیری تکان دهنده و فراموش نشدنی سال 1988-1980 این کشور با عراق شکل گرفته است، که طی ان تقریبا تمام منطقه و غرب از اقدامات صدام حسین در جنگ حمایت می کردند. بعد از ان، ایرانی ها شاهد تهاجم امریکا به افغانستان و عراق-همسایگان شرقی و غربی خود- بودند.

 

 

برای جبران این حس که ایران توسط نیروهای امریکایی و دولت های طرفدار امریکا محاصره شده است، و قابلیت های نظامی متعارف نازل تر نسبت به امریکا و همسایگان خود دارد، ایران شبکه ای از شرکا و متحدان برای خود را تشکیل داد تا تهدیدات موجود را از مرزهای خود دور کند.  تهران این استراتژی را "سیاست دفاع رو به جلو" می نامد، یک حسن تعبیر برای بهره برداری و سوء استفاده ایران از دیگر دولت ها به عنوان سپر و حائل خود  به  قیمت اینکه این کشورها خودمختاری و استقلال از خود دارند.

 

 

حزب الله لبنان  شالوده و اساس  استراتژی تکیه رو به جلوی ایران است. همان طور که یکی از مقامات ارشد رژیم (منحوس، کودک کش و غاصب) اسرائیل زمانی گفت: "برای ما، ایران 1.000 کیلومتر با ما فاصله دارد، در حالی که برای ایران، اسرائیل 10 متر از مرز لبنان فاصله دارد". بسیاری در ایران متقاعد شده اند که دلیل اصلی که در بهبه بحران هسته ای، اسرائیل به تاسیسات غنی سازی اورانیوم و راکتور اب سنگین حمله نکرد، ترس از صد ها موشکی بود که ایران در اختیار حزب الله گذاشته بود و به سمت اسرائیل نشانه رفته بود، بوده است.

 

 

انچه که ایران ان را "محور مقاموت" در برابر اسرائیل و ایالات متحده می نامد-و بین همسایگان سنی ایران با نام "هلال شیعی" شناخته می شود- توسعه ی هجومی تری از سیاست دفاع رو به جلوی این کشور است.  این سیاست نه تنها به ایران عمق استراتژیک می دهد بلکه اجازه می دهد تا قدرت در منطقه شام را برنامه ریزی و مدیریت کند. ایرانی ها بشدت  این تصور را که  طولانی شدن جنگ سوریه ریشه در فرقه گرایی های  موجود در دین اسلام  دارد را رد می کنند ، اما برخی معتقدند که حاصل جمع صفر جنگ نیابتی موجود در سوریه ، حتی با عدم اذعان طرفین ، چیزی شبیه به یک نزاع فرقه ای است که  شعله های آن در حال بالا  گرفتن است.  در حال حاضر، تهران شبه نظامیان شییعه را در منطقه جا به جا می کند تا در عراق و سوریه بجنگند در حالی که ناتوان از  متوقف کردن خشونت های این شبه نظامیان در جنگ است که در کشورهای مرکزی سنی مرتکب می شوند و به خشم و نفرت انها دامن زده و ابزاری برای تندروهای سنی است تا عضوگیری نمایند.

 

 

به نظر می رسد که  بازدارندگی متعارف تهران تهدیدی برای منطقه نباشد.  بخش عمده این تهدید برنامه موشکی ایران است  که میراثی از جنگ ایران-عراق است. مقامات تهران  موشک ها را  به عنوان تنها سلاح ایرانی که می توانند از خاک خود ایران دشمنان را هدف قرار دهند و به عنوان ابزاری راهبردی می نگرند، و فارغ از هر گونه تحریمی که علیه کشور وضع شود به به توسعه موشک ها می پردازند. ایرانیان از گذاردن موشک های خود بر روی میز مذاکره در طول گفت و گو های  هسته ای امتناع کردند و  بعید به نظر می رسد تا بر سر انها توافق کنند، ایران تغییرات اساسی در ساختار امنیتی منطقه را که خود نیز بخش مهمی از ان باشد را نیز نپذیرفت.

 

 

بسیار تعجب اور است که انچه که از نظر تهران (قدرت و قابلیت)  دفاعی شناخته می شود، جای دیگر  و در بین دیگران ستیزه جویانه شناخته شود. اما انچه که سیاست منطقه ای ایران را مخصوصا تهدید امیز  به نظر می رساند، انگیزه دومی است که در پس ان نهفته است-تمایل ایران برای به دست اوردن قدرت منطقه ای که برای کشورهای همسایه ایران یک  هژمونی و سلطه  به نظر می رسد. برای این همسایگان، این سناریو به همان اندازه ای که انزوای منطقه ای برای تهران غیر قابل قبول است برای انها نیز غیر قابل تحمل است.

هر گونه سیاست ایالات متحده در جهت بلند پروازی های ایران در منطقه باید شامل این متغیر ها باشد. این مسئله به واشنگتن اجازه می دهد تا براورد و ارزیابی واقع بینانه ای از واکنش های احتمالی تهران داشته باشند که این موارد بارزترین  انها هسند:

 

 

اول، امریکا می تواند سیاست چند دهه گذشته مبنی بر مهار ایران را دنبال کند. این مورد شامل تحریم تهران و اطمینان از این است که ایران قادر نخواهد بود تا قابلیت های نظامی خود را نوسازی کرده و  یا گسترش دهد می باشد و  باید رقبای منطقه ای این کشور را با تسلیحات مدرن و پیشتاز مجهز کرد. مشکل این سیاست این است که به وضوح با شکست مواجه شده است زیرا جنگ ها و بی ثباتی های جدید در منطقه فرصت های جدیدی را در اختیار ایران قرار داده تا نفوذ و تاثیر خود در منطقه را افزایش دهد. مشخص است که هر چه واشنگتن جانب همسایگان سنی ایران را بگیرد و تسلیحات بیشتری به انها بفروشد، تهران تلاش بیشتری بر ابزار بازدارندگی نامتقارن و دفاع رو به جلو می کند.

 

 

طرح ایده اینکه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی یک سازمان تروریستی خارجی است نیز نتیجه عکس خواهد داشت. شگفت اینکه احتمالا سپاه پاسداران از این اقدام استقبال خواهد کرد. با توجه به نقش عمده سپاه در اقتصاد مبهم و نامشخص ایران، این اقدام و نامگذاری در نهایت باعث مایوسی و دلسردی از سرمایه گذاری خارجی در ایران خواهد شد و در نتیجه به سپاه کمک خواهد کرد تا  منافع اقتصادی خود را حفظ کند و جایگاه داخلی خود به عنوان قهرمان مقاومت در برابر ایالات متحده را حفظ کند.

 

 

اما همان طور که برخی از نهادهای نظامی و امنیتی هشدار داده اند، مخرب ترین تاثیر این اقدام بر سربازان امریکایی است که در نزدیکی مستشاران ایرانی و شبه نظامیان شیعه در عراق عملیات می کنند خواهد بود.  اگر این شبه نظامیان سلاح خود را به سمت نظامیان و مشاورین امریکایی برگردانند- همان طور که زمانی که امریکا هنوز 130.000 سرباز در عراق داشت این کار را کردند- شکست داعش و تامین ثبات در عراق بسیار دشوار خواهد بود. در حال حاضر، کمک این شبه نظامیان برای ازاد سازی شهر موصل ضروری به نظر می رسد.

 

 

دوم، واشنگتن می تواند بر  خواسته های خود افزوده و سهم بیشتری بخواهد و  به رویارویی نظامی متوسل شود. در طول فعالیت های انتخاباتی، رئیس جمهور دونالد ترامپ قسم خورد تا این گزینه را روی میز قرار دهد-وی قول داد تا قایق های تندرو ایرانی که  برای کشتی های نیروی دریایی امریکا مزاحمت ایجاد می کنند را بیرون اب   هدف قرار خواهد داد. اما رویارویی نظامی مستقیم در خلیج فارس می تواند نتایج خطرناکی را به دنیال داشته باشد، و ایرانیان را به سمت پاسخ های نامتقارنی که می شناسیم ببرد: اینکه یا از قایق های تندرو خود، زیردریایی های کوچک یا مین های دریایی که مستقیما کشتی های امریکایی را هدف قرار می دهد استفاده کنند یا متحدان خود  (همچون حوثی ها در یمن)  را به کار بگیرند  تا به سمت کشتی های امریکایی یا متحدان انها در دریای سرخ شلیک کنند.

 

 

این گونه ریسک ها می توانند درگیری  غیر مستقیم و  محدود را جذاب تر کنند. دولت دونالد ترامپ می تواند هدف قرار دادن حوثی ها-که انها را به عنوان متحد ایران می بیند- را در نظر داشته باشد تا پیغامی قاطع به متحدان خود در خلیج فارس و تهران بفرستد. تا زمانی که درگیری محتمل است، به نظر می رسد  دنبال کردن یکسان نگری ایرانی ها و  حوثی ها در یمن ریسک کمتری از عراق و سوریه داشته باشد، عراق و سوریه ای که ایران می تواند مستقیما بر علیه نیروهای امریکایی عملیات تلافی جویانه انجام دهد.

 

 

اما حتی استفاده محدود از نیروی نظامی نیز می تواند پیامد ها و عواقب فاجعه باری داشته باشد. تا کنون، ایران تنها تا اندازه ای کمک و تجهیزات در اختیار حوثی ها قرار داده است تا عربستان سعودی را وادار (و یا تحریک) به عملیات نظامی کند که میلیارد ها دلار هزینه برداشته است و پایانی برای ان متصور نیست. اما تشدید درگیری از سوی امریکا می تواند باعث تندرو تر شدن حوثی ها شود- حوثی هایی که سابقه نادیده گرفتن توصیه های تهران را دارند- و یا اینکه اگر مذاکرات به نتیجه نرسد، حوثی ها را وادار کند تا به استان های جنوبی عربستان صعودی حمله کنند. این سناریو می تواند باعث تشدید یک جنگ ویرانگر شود، که باعث تضعیف داخلی یمن شده و  حوثی ها را هر چه بیشتر به اغوش تهران حول دهند.

 

 

در نهایت، بهترین گزینه-هر چند که در حال حاضر  سوء ذن، بد گمانی و خصومت مغز استخوان سیاست دولت ترامپ نسبت به ایران است- برای ایالات متحده این است تا دغدغه ها و نگرانی های امنیتی مشروع  تهران را مدنظر داشته باشد و بررسی کند که ایا همکاری در مناطقی که منافع مشترکی در ان هست، ممکن است یا خیر. همزمان، امریکا می تواند اشکارا خطوط قرمز خود را-همچون تلافی علیه جمعیت غیر نظامی شهر موصل توسط شبه نظامیان مورد حمایت ایران یا حملات حزب الله لبنان علیه اسرائیل از سمت ارتفاعات جولان یا انتقال تسلیحات پیشرفته به حوثی ها در یمن- که می تواند باعث پاسخی سخت باشد را به سمع مقامات تهران برساند.

 

 

ضروری نیست تا واشنگتن گارد خود را پایین بیاورد (یعنی از حالت دفاعی یا تهاجمی خارج شود) و متحدین دیرین و قدیمی خود را قربانی منافع خود کند یا چشم خود را به روی رفتار ایران در منطقه ببندد. بلکه به همان صورت که دولت ترامپ اماده گفتگو با مسکو است- مسکویی که اقداماتش  در منطقه هماهنگ و سو با اقدامات امریکا نیست- تا ترس ها و امیدهایش را بشناسد و زمانی که ممکن باشد با روسیه همکاری کند، و زمانی که لازم است جلویش را گرفته و ان را مهار کند، باید تهران را نیز وارد این چرخه کند.

 

 

ممکن است در نهایت واشنگتن قادر باشد تا شرایطی را ایجاد کند یا رهبری ایجاد نظم قابل دوام و ادامه داری را در دست بگیرد تا صلح و رفاه را برای ملت های بزرگ و کوچک در منطقه به ارمغان اورد. با این وجود، در همین زمان، باید طبق این ضرب المثل معروف عمل کند که: اول ضربه (اسیب ) نزن. این بدین معنی است که امریکا باید با انتخاب نبرد با یکی از کشورهای حرف نشنوی  منطقه از عمیق تر شدن بحران اجتناب کند.

 

 

 

 

پ.ن 

 

1.این مطلب به هیچ عنوان،  به هیچ عنوان،  یه هیچ عنوان، نظر ، دیدگاه و عقیده حقیر و هیچ کدام از مدیران و کاربران سایت Military.ir نبوده و نیست و نخواهد بود و تنها برگردانی از نظر یک اندیشکده اروپایی در مورد رابطه بین ایران و امریکا است. 

 

 

2. از دو تن از عزیزان و سروران سایت (دو برادر بزرگ حقیر، دو نور چشم حقیر که برای این مملکت زحمت های زیادی کشیدند) خواستم تا نظر خودشون رو در مورد حزب الله لبنان و مقاومت در منطقه بیان کنند. در پایان از شما می خوام تا بیانات این دو عزیز رو مطالعه کنید که هر کدوم سابقه کاری زیادی دارند. و باید به دشمنان و بدخواهان این نظام گفت، تا کور شود هر انکه نتواند دید.

 

 

"در جنگ 8 ساله جوان های زیادی به جبه ها اعزام شدن ، غیرتمندانه ، شجاعانه ، مردانه پای کار ایستادن ، نه توقعی داشتن نه خواسته ای از مردم ، فقط به خاطر وطن و ناموسشون ، خداوند همه شهدا و امام شهدا را رحمت کند ، برسیم به روزگار خودمون که باز هم از قافله عشق عقب ماندیم ، سربازان بی بی زینب س ، به راستی که این جوان ها شجاع و غیور هستن و در کنار جوان های حیدری حزب الله لبنان خواب را از چشم دشمنان گرفتن ، به راستی که کلید موفقیت این جوانان حزب اللهی  فقط و فقط پیروی محض حزب الله از ولایت فقیه است".
 
 
 
"حزب الله فرزند یکی از چهار لشکر قدار سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است که در زمان جنگ ایران و عراق در هر عملیاتی که پا به میدان میگذاشت ناگزیر تمام لشکریان عراقی به تسلیم و شکست و قهقرا میرفتند و قدارترین لشکرهای عراقی مجهز به آخرین تانک های مدرن شوروی نیز با نابودی چندین تیپ و گردان نمیتوانست از هجوم برق آسا و حرفه ای این لشکر فرار کند و نام این لشکر که سالیان سال نیروهای بسیجی و مردمی و پاسدار به صورت تجربی و نیز سپس آکادمیک( بنا به خواست فرماندهی کل قوا) از سطح یک نیروی چریکی کم آموزش دیده به سطح حرفه ای ارتقا یافت و نامدارترین و شکست ناپذیرترین فرمانده ایرانی که امروز در چنگال اسراییل است فرمانده این لشکر بود، نام این لشکر را محمدرسول الله ص قرار دادند و سپس رقم 27 به آن اضافه شد و تبدیل شد به لشکر 27 محمدرسول الله ص
 
همین لشکر به خواست مستقیم سران نظام ایران در سال 1361 پس از شرکت پیروزمندانه در عملیات بیت المقدس که منجر به آزادسازی خرمشهر گردید و لقب لشکر فاتح خرمشهر را به دست آورد به خاطر تحرک و استراتژی خارق العاده اش به لبنان اعزام گردید تا اولین یگانی باشد که با اسراییل و نیروهایش در بیروت مصاف بنماید اما با وقایعی که حاکی از عدم تمایل سوریه و حتی متحدین لبنانی برای ادامه جنگ بود از اجرای عملیات منصرف شدند ولی دست به تشکیل نیرویی منتخب که امروزه حزب الله شناخته میشود زد که توسط نخبه ترین مربیان آموزشی جنگهای چریکی این لشکر تمامی دستورات لازم برای ایجاد یک ساختار قدرتمند و مهمتر از همه با قابلیت بقا در میدان بدون کمک توسط کشورهایی همچون ایران را در اختیار این نیرو که از میان نخبه ترین نخبه های لبنانی به خصوص شیعه معتقد به ولایت فقیه انتخاب شده بودند، قرار داد در واقع حزب الله لبنان ثمره به مراتب قدرتمندتر و حرفه ای تر لشکر27 محمدرسول الله ص ، در لبنان می باشد که در همسایگی نیروهای پیشرفته و حرفه ای اسراییلی خود را به همان میزان ارتقا داد تا بتواند همانند سالهای 2000 و 2006 به راحتی زبده ترین تکاوران اسراییلی را از پای درآورد و حتی در شکار تانک های مرکاوا توانست رکورد لشکر27 را که در نبرد ایران و عراق از جمله لشکرهای فوق قدرتمند ضدزرهی محسوب میشد و توانسته بود به راحتی هماورد لشکر 12 گارد ریاست جمهوری صدام مجهز به آخرین تکنولوژی تانک های شوروی بود ، باشد
 
حزب الله لبنان نه تنها ثمره انقلاب اسلامی ایران بلکه حاصل قدرتمندترین عصاره این انقلاب که در وجود فرماندهان و رزمندگان و مربیان آموزشی لشکر27 محمدرسول الله ص می باشد که نام های آشنایی چون احمد متوسلیان ، ابراهیم همت و البته که نام آشناترین پاسدار شهید این روزهای ایران یعنی مغز متفکر و فرمانده کل تمام عملیات های سوریه و حفظ بشار در اوج سالهای 2012 تا 2014 یعنی حاج حسین همدانی است! باشد
 
حزب الله را باید اینگونه دید ...."
 
 

 

مترجم: محمد رجبعلی

 

 

منبع: https://www.crisisgroup.org/middle-east-north-africa/gulf-and-arabian-peninsula/iran/trump-cant-deal-iran-if-he-doesnt-understand-it

 

 

 

 

استفاده با ذکر منبع بالا مانع است 

 

 

شادی ارواح طیبه امام ، شهدا، شهدای مدافع حرم (شهدای اتش نشان) 

 

 

سلامتی و پیروزی رزمندگان جبه مقاومت

 

 

سلامتی و تعجیل در فرج اقا ، مولا و صاحب اختیارمون  ، مهدی قائم (عج) 

 

 

سلامتی نائب بر حق ایشان ، امام خامنه ای (مد ظله العالی) 

 

 

5 صلوات محمدی عنایت کنید 

14

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لطفا وارد سیستم شوید برای ارسال نظر

شما قادر خواهید بود بعد از ورود به سیستم این نظر را ترک نمایید



ورود به سیستم