adelkhoje

تاریخچه امپراتوری عثمانی از آغاز تا پایان/سایه وحشت اروپایی ها...

امتیاز دادن به این موضوع:

20 ارسال ها در این موضوع

باتشکر از زحمات شما

 

 

درباره ی نقش هلال و ستاره هم که بعدها نماد اسلام شد و هم اکنون هم در پرچم اکثر کشورهای اسلامی ( از جمله ایران ) یکی ازین دو نماد حضور داره نکته ای وجود داره ...اگه حافظه یاری کنه و آیزنهاور کاملا مسلط نشده باشه  گفته میشد هلال و ستاره ، نماد قسطنطنیه بودند که عثمانی ها پس از فتح ، به عنوان نماد خودشون برگزیدند و ازونجا کم کم به  عنوان نماد اسلام جا افتاد ...

7

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

یکی از اصلاحاتی که اتا تورک میکنه اینکه مسجد ایا صوفیه رو تعطیل می کنه و انو تبدیل به موزه می کنه .تا به امروز هم این وضعیت این مکان به عنوان موزه  است .خیلی از سران کشورها به این مکان می رن .خب توریست ها به بازدید می رن ولی رفتن سران به این مکان جنبه سیاسی داره به خصوص سران اسلامی.جالبه که پاپ تو سفرش به استانبول در هفته های گذشته به این مکان رفت و اگه اشتباه نکنم مراسم نیایش نیز داشت.

جالبه که تا جمهوریت ترکیه ,یونانی ها و مسیحیت بخشی از هویت استانبول رو تشکیل می دادو بازماندگان شهر قبل از فتج توسط سلطان محمد فاتح , از این شهر نرفته بودند و تا اون تاریخ نیز کسی به اونها فشار برای ترک نیاورده بود.

بهر حال هنوز هم رهبریت ارتدوکس های اروپا و امریکا تو استانبول ترکیه است وپاتریک تو این شهر ساکن هستش. نحوه انتخاب پاتریک و جزییات مربوط به ارتدوکس ها به تفصیل تو قرار داد اتش بس جنگ جهانی اول اومده

یکی از خواست هایی که تو دهه نود یا هشتاد از ترکیه توسط یکی از مذاکرات کننده های اتحادیه اروپا تو روند مذاکرات میشه این بود که ایا صوفیه دوباره کلیسا بشه که طرف ترک هم میگه اگه تو وضعیت موزه بودن این مکان تغییر بدیم بی شک اونو تبدیل به مسجد خواهیم کرد.

راجع به این مکان بین تارخ نگاران ترک اختلاف هست وبرخی میگن تو زمان فتح این مکان به زور و به عنوان غنیمت از مسیحیان گرفته شده  و برخی می گن نه بعد از فتح محمد فاتح این مکانو خریده و قرار داده فروش این مکان سالها تو خود ایا صوفیه بوده.

3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

 

 

جناب قادر چند هفته پیش هم تو یکی از شبکه های ترکیه دیدم پاپ ها مسیحی اومده بودن ترکیه...

 

 

بله امده بودن و به زیارت ایا صوفیه نیز رفتن.تو مراسم مذهبی ارتدوکس ها تو استانبول شرکت کردندو به نیایش پرداختند که این یک امر مهم در دنیای مسحیت به شمار میاد.

 

 ناگهان سربازان عادى ترک کنار رفتند و صفوف وحشت آور ینى چریها که یک صدا آهنگى نامفهوم را تکرار مى کردند با سلاحهاى بلند (تلوار) خود به پیش مى آمدند ظاهر شدند.

سپاه عثمانی در هنگام نبرد ها برای اینکه هنگام ضربت خوردن لفظ جلاله به زبانشان  جاری باشد ، دائماً لفظ جلاله الله را زمزمه می کردند تا هنگام ضربت لفظ جلاله به زبانشان باشد.به تاسی از عثمانی در جنگ اول جهانی و جنگ های استقلال و همچنین جنگ کره نیرهای ترکیه به هنگام نبرد دائماً الله الله می گفتند

6

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

بسم الله الرحمان رحیم

 

180px-Sultan_Mahmud_II.jpg

سلطان محمد دوم (فاتح)

 

اصلاحات

تنظیمات در زمان سلطان محمود دوم آغاز شده بود. دورهٔ تنظیمات با صدور «خط همایون» یا «فرمان تنظیمات خیریه» در ۱۲ آبان ۱۲۱۸ هجری شمسی مطابق به ۳ نوامبر ۱۸۳۹م آغاز شد. در این سند بسیار مهم، سلطان اعلام کرد که او آرزو دارد «مزایای یک دولت خوب را به ایالت‌های امپراتوری عثمانی از طریق نهادهای جدید به ارمغان آورد». متن فرمان روز یکشنبه ۲۵ نوامبر ۱۸۳۹م در پارک گلخانهٔ کاخ توپقاپی و در حضور پادشاه، وزرا، علما، مأموران عالی‌رتبهٔ لشکری و کشوری، نمایندگان اصناف و معتمدان، اسقف کلیساهای ارامنه و یونان، خاخام یهود، سفرا و نمایندگان کشورهای خارجی و گروهی از مردم خوانده شد. به همین سبب، فرمان تنظیمات، به «خط شریف گلخانه» نیز معروف است. خلیفه نیز به رعایت و اجرای فرمان سوگند یاد کرد و متن فرمان در روزنامهٔ رسمی انتشار یافت.

عوامل انحطاط امپراتوری عثمانی

در بررسی علل انحطاط عثمانی باید نقش عوامل زیر را اساسی دانست:

    افزایش جمعیت و عدم تناسب آن با اراضی زیرکشت؛
    تأثیر سلطهٔ غربیان بر قارهٔ اروپا و ظهور اقتصاد جدید پلانت کاری؛
    گشایش راه دریایی تجارت غرب با شرق؛
    خرابکاری و مقابلهٔ نظامی و اطلاعاتیِ قدرت‌های اروپاییِ معارض عثمانی؛
    پیشرفت اروپایی‌ها ازلحاظ نظامی و تولید سلاح‌های بهتر، و عقب ماندن عثمانیان ازلحاظ فناوری نظامی؛
    جنگ‌های مذهبی با ایران؛
    توقف فتوحات، که بیکاری ارتش بزرگ عثمانی را در پی داشت و باعث دخالت لشکریان در امور کشوری شد؛
    خوشگذرانی امپراتوران عثمانی و رها شدن کارهای کشور.

دو عامل دیگر، یعنی رشد فساد در ساختار سیاسی و تحجر اندیشهٔ دینی و سیاسی را باید فرعی تلقی کرد.

بنابراین، فساد در ساختار سیاسی و تحجر در اندیشهٔ دینی را نباید به‌عنوان عواملی تعیین‌کننده و سرنوشت‌ساز ارزیابی کرد. برای رسیدن به شناختی عینی و به دور از ذهن‌گرایی و خیال‌پردازی از علل واقعی تفوّق غرب و افول عثمانی، و سایر دولت‌های غیرغربی، باید بر نقش عوامل چهارگانهٔ نخستین تأکید کرد و فساد در ساختار سیاسی و تحجر در اندیشه و ایستایی در فرهنگ را به نوبهٔ خود به‌عنوان پیامد و معلول عوامل یادشده شناخت.

امپراتوری عثمانی سال‌ها چون ابرقدرتی بر گوشه‌ای از جهان دربرگیرندهٔ سرزمین‌های عربی، آسیای صغیر و بالکان فرمان‌روا بود. با شکست در جنگ جهانی اول امپراتوری عثمانی فروپاشید و جای خود را به ترکیه داد. پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی و پیدایش کشور جمهوری ترکیه این نواحی به دست کشورهای پیروز در جنگ بعضاً تقسیم یا مستقل گردیدند.برخی بر این باورند که فرزند سلطان سلیمان شاهزاده مصطفی اگر به دستور پدرش اعدام نمی شد این امپراتوری هم اکنون هم در دنیا وجود داشت.

 

220px-Sultanvahideddin.jpg

 

بر افتادن آخرین امپراطور عثمانی ، محمد ششم در سال 1922 چند سال بعد از پایان جنگ جهانی اول

ادامه دارد...

 

مبحث بعدی : نگاهي به دلايل ورود دولت عثماني به جنگ جهاني اول

ویرایش شده در توسط adelkhoje
11

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

1922 میشه بعد جنگ جهانی اول سلطان محمد فاتح 2 بار قدرت رو از دست داد وقتی دوباره بهش رسید دیگه خوب چم و خم کار رو یاد گرفته بود به نظرم بهترین شاه عثمانی ها بعد سلطان سلیمان معروف همینه

1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

بسم الله الرحمان الرحیم

 

CePointro2.jpg

 

دلايل ورود عثمانيها به جنگ جهاني اول

شايد بتوان يكي از دلايل ورود عثمانيها، به جنگ جهاني اول را ناشي از وضعيت حاكم بر عثماني بعد از جنگهاي بالكان و بحرانهاي مربوط به آن دانست، شكست سپاهيان ترك در نخستين جنگ بالكان (1913- 1912) اعتبار سياسي و نظامي دولت عثماني را در اين منطقه اروپا بر باد داد و موجب گشت تا اعضاي كميتة «اتحاد و ترقي» كه قبلاً نهضت تركان جوان (ترك اجاقي) را در سال 1908 ميلادي تشكيل داده بودند زمام امور كشور را بدست گيرند. (تاراجي، 1379: 120).
در ماه مه 1889 . م، گروهي از دانشجويان آموزشگاه پزشكي نظامي سلطنتي براي برانداختن سلطان، انجمني تأسيس كردند. اين دانشجويان از ملتهاي گوناگون بودند.
نام رسمي اين انجمن كميتة «اتحاد و ترقي» بود. اعضاي اين انجمن، خود را «تركان جوان» مي‌خواندند (ووسينيچ، 1340: 118)
سلطان عبدالحميد در سال 1892 م. از وجود اين انجمن آگاه گشت. چون پليس به دستگيري اعضاي اين  انجمن پرداخت، بسياري از آنان به خارج كشور گريختند و جمعي از آنان در پاريس گرد آمدند. (ووسينيچ، 1340: 118)



1-شخصي به نام احمد رضا از اعضاي سابق پارلمان، رهبري اين انجمن را به عهده گرفت. يكي از اعضاي انجمن، مجله‌اي به نام «ترك جوان» تأسيس كرده بود كه از اين پس نام تركهاي جوان را براي خود برگزيدند، در حاليكه احمد رضا روزنامه‌اي به نام مشورت را انتشار مي‌داد و آ‌ن را از طريق پست خانه‌هاي خارجي به تركيه قاچاق مي‌كرد. عنوان ديگر آن نظم و ترقي بود كه گروه اتحاد را هم به آن افزود تا كليه نژادها و مذاهب را دربرگرفته، پايه گذار «كميتة اتحاد و ترقي» شود (كين راس، 1373: 593)

 

حزب اتحاد در اصل، نهضتي بومي بود، نه عثماني بلكه ترك، نه  جهاني بلكه ملي گرا، نه از ميان نخبگان بلكه از ميان طبقة متوسط جاه طلب، كه قدرتشان بر پايگاه وسيع اجتماعي و ساختار طبقاتي مختلطي متكي بود. آنان نه از طريق نخبگان فردي بلكه ظاهراً از طريق پارلمان و تشكيلات اداري جديد حرفه‌اي حكومت مي‌كردند. با اينكه هواداران حزب اتحاد اساس حكومت خود را بر وارد كردن عنصر نظامي به سياست بنياد نهادند، موفق شدند در محدودة آن موازنة مؤثري بين بازوي نظامي و غير نظامي آن بوجود آوردند. (كين راس، 1373: 594)

پشتيبان واقعي آنان در داخل كشور طبقة متوسط جديد بود، گذشته از آن توسط توده‌هاي ترك تقويت مي‌شد كه حزب اتحاد توانسته بود احساس دخالت داشتن در امور سياسي را در ميان آنان بپروراند.

در 17 دسامبر 1908 ميلادي، حزب اتحاد و ترقي، سلطان را وادار به افتتاح مجلس تركيه نمود ولي سازش سلطان عبدالحميد با حزب چندان تداومي نكرد و در 13 آوريل 1909 م  توطئه‌اي عليه زمامداران جديد توسط سلطان صورت گرفت و سلطان «توفيق پاشا» را به صدارت تعيين كرد و به اجراي شريعت دستور داد (بروكلمان، 1364: 533).

در 26 آوريل مجلس در سن استفانو تشكيل شد و طبق فتواي شيخ الاسلام، سلطان را عزل كرد و برادرش محمد پنجم را به سلطنت منصوب نمود(پيشين، 534)
سلطان محمد خامس مدت هفتاد سال عمرش را در كاخهاي سلطنتي گذرانده بود و به هيچ وجه از اوضاع سياسي بين المللي آگاهي نداشت و به همين علت در مناطق بالكان و طرابلس غرب (تريپولي) شكستهايي نصيب عثماني شد و نظاميان و سياستمداراني چون انور پاشا، طلعت پاشا و جمال پاشا عملاً قدرت را در دست گرفتند.

 

 

در ميان آنان، انور پاشا كه جوان 32 ساله‌اي بود و سمت وزارت‏جنگ را برعهده گرفته بود، خودرا كاملاً در اختيار آلمانها قرار داده بود. (تاراجي، 1379: 120)
انور پاشا از اعضاي كميتة اتحاد و ترقي بر آن بود كه كشور عثماني را به صورت دولتي مدرن درآورده و به رژيم استبدادي آن لعاب دموكراسي بدهد
كميتة اتحاد و ترقي از سال 1908 م. سياست در هم شكستن مقاومت ملتها و ترويج فرهنگ تركي را در دستور كار خود قرار داد. اشتباه حزب اتحاد و ترقي اين بود كه تصور كرد اعراب از فرهنگ خود به نفع فرهنگ خالص ترك دست بر خواهند داشت. (بروكلمان 1364: 535)

 

دولت عثماني كه در سابق امپراطوري عظيمي را در خاور اروپا تشكيل داده بود داراي مستعمرات زيادي بود. براي وحدت مستعمرات خود از انديشه‌هاي گوناگون پان عثمانيسم، پان اسلاميسم و در نهايت پان تركيسم (تورانيسم) استفاده كرد. يكي از دلايل ورود عثماني به جنگ جهاني اول را مي‌توان تفكر الحاق سرزمينهاي ترك زبان در كشورهاي همسايه دانست. كه در تعقيب اين انديشه غلط بود كه در هنگام جنگ جهاني اول آذربايجان، ايران را اشغال كردند. (جوادي، 1350: 58)
 

2-يكي ديگر از دلايل ورود عثماني به جنگ جهاني اول را مي‌توان ارتباط عميق تجاري آلمان با امپراطوري عثماني و امتيازات واگذار شده از سوي عثماني به آلمان دانست.
پس از گنگرة برلين در ژوئيه 1878 م. كه منجر به تجزية امپراطوري عثماني گرديد، عبدالحميد دوم براي حفظ باقيماندة امپراطوري با آلمانها از در دوستي درآمد. صاحب منصبان آلماني سازمان ارتش عثماني را تجديد و نوسازي كردند (اسعدي، 1369: 317).
دولت عثماني نيروهاي متخصص فراواني را براي آموزش ارتش استخدام كرد و سلاحهاي جديد را از اروپا خريد تا ارتش عثماني را به صورت يكي از ارتش‌هاي نيرومند در آورد. (احمد ياقي،  1379: 183)

3-در اين زمان، ارتباط عميق تجاري بين آلمان و امپراطوري عثماني وجود داشت، زيرا يكي از مناطقي كه زمينة مساعدي را براي مصنوعات آلمان فراهم مي‌ساخت امپراطوري عثماني بود. نفوذ اقتصادي و نظامي آلمان در اين امپراطوري رو به افزايش بود.
آلمانها، امتيازاتي را در مملكت عثماني بدست گرفتند كه از جملة آنها واگذاري امتياز راه آهن استانبول- بغداد به آلمان و حق بهره برداري از آن به مدت 99 سال بود كه طي توافق مارس 1903 ميلادي صورت گرفت.
احداث اين راه آهن به لحاظ اينكه براي موقعيت هند خطرناك به نظر مي‌رسيد مورد اعتراض انگليس قرارگرفت و اين امر را يكي ازعوامل و اسباب‏جنگ‏جهاني‏اول مي‌دانند (اسعدي، 1369: 317)
در حقيقت در اين دوره. آلمان منافع خود را در خاك عثماني مد نظر قرار مي‌دهد بطوريكه در مقابل قتل عام مسيحيان بدست سلطان عبدالحميد در سالهاي 1894، 1895 و 1896 سكوت كرد و اين دليلي جز حفظ منافع اين كشور و جلب نظر امپراطوري عثماني نداشت .

امپراطوري عثماني از لحاظ موقعيت جغرافيايي به لحاظ اينكه بر راههاي آبي كه به روسيه منتهي مي‌شد حاكم بود اهميت فوق العاده‌اي داشت. رجال دولت عثماني، دلايل شكست و از دست دادن اراضي عثماني را ناشي از عدم شركت اين دولت در گروههاي اتفاق اروپا مي‌دانستند. دولتهاي بزرگ به لحاظ نظامي از ضعف دولت عثماني آگاهي داشتند و تصور مي‌كردند كه اتفاق با اين دولت ضررش بيش از نفع آن مي‌باشد، اما به لحاظ موقعيت جغرافيايي آن مي‌ترسيدند كه متمايل به آلمان گردد. آلمان مشاهده كرد كه در صورت دادن تجهيزات به ارتش عثماني و تربيت كادر فرماندهي آن مي‌تواند از وجود اين نيرو استفاده كند. بنابراين مذاكراتي را براي اتحاد آلمان با عثماني در استانبول برقرار نمود. در اين دوره حزب اتحاد و ترقي اداره عثماني را در دست داشت و شخصيتهاي مهم آن از جمله انورپاشا و وزير جنگ عثماني طرفدار آلمان بودند و عقيده داشتند در صورت پيروزي آلمان، عثماني مي‌تواند بارديگر نفوذ خود را در بالكان و مشرق برقرار سازد. (اصفهانيان، 1351: 270و 271)

4-مداخله‌هاي مسلحانه روسيه در شمال ايران كه تهديد فعلي به عثمانيان بود، اين از يك طرف و تحركاتي كه به دول كوچك بالكان بر ضد عثماني از جانب روسيه صورت مي‌گرفت و در نهايت، منجر به جنگ 1913 م. گرديد خطر ديگري بود كه عثماني را تهديد مي‏كرد.

عثمانيان بعد از شكست خوردن دول متحد بالكان به خود آمدند و با جديت فوق العاده روابط خويش را با آلمان مستحكم ساخته به جبران كردن خرابيهاي گذشته پرداختند. اسباب هم مساعد شد و رشتة حكومت تركي به دست جمعيت اتحاد و ترقي افتاد كه داراي جوانان عالم عامل و طن پرست بودند و متحد با آلمان، (دولت آبادي، 1361: 269 و 270)
نزديكي روز افزون قدرتهاي غربي به روسيه در سوق دادن عثماني به اتحاد با آلمان، كه در آن احوال تنها حامي عثماني در مقابل روسيه تلقي مي‌شد، موثر بود.
قبل از آغاز جنگ، متفقين سعي كردند اين امپراطوري، بيطرف بماند. از آن جمله پيشنهاد كردند كه
در مقابل بيطرفي اين دولت استقلال و تماميت ارضي آن از طرف متفقين تضمين شده ،كاپيتولاسيونهاي اقتصادي را ملغي ساخته و كمكهاي مالي و اقتصادي نمايند.
دولت عثماني در آ‌غاز جنگ جهاني اول اعلام بي طرفي كرد. دول متفق به سلطان عثماني تأكيد كردند كه استمرار موضع بي طرفي دولت عثماني و خلع خدمت افراد آلماني مي‌تواند احترام و استقلال ارضي دولت عثماني را حفظ كند. اما پيوند فرانسه، انگليس و روسيه كه دشمن سنتي دولت عثماني بودند و نيز قيام حركت توراني- تركي بر ضد روسيه، زمينه را براي پيوستن عثماني به دولت مياني- اتريش و آلمان – فراهم كرد و عملاً اين كشور درگير نبرد شد. رهبران اتحادي: انور، طلعت و جمال پاشا براي مقابله با دشواريهايي كه پس از جنگ بالكان پيش آمده بود، موضع خويش را مستحكم كردند. به علاوه، انور پاشا به ارتش آلمان سخت علاقمند بود، بويژه پس از پيروزيهاي اوليه آلمان‌ها، اين احساسات او نيرومند شد.

 

 

ottoman_empire.jpg

 

5- اين مساله سبب شد تا افراد آلماني مراكز مهم توپخانه‌اي دولت عثماني را به اشغال خود در آورند.
همچنان كه شماري از آنان بر قلعه‌هاي مشرف بر تنگه داردانل نظارت مي‌كردند. افزون براينها، بدون اطلاع سلطان عثماني و صدر اعظم، يك پيمان سري ميان آلمان‌ها و انور پاشا امضا شد. (احمد ياقي، 1379: 184)

در دوم اوت 1914 ميلادي، قرار دادي بين آلمان و عثماني امضا شد كه طي آن آلمان دفاع از عثماني را در صورت وقوع جنگي با روسيه به عهده گرفت و اعلام نمود كه فرماندهي هيأت نظامي آلمان را در صورت بروز جنگ، به دولت عثماني محول خواهد كرد. (اصفهانيان، 1351: 271)

عثمانيها موافقت كردند كه ژنرال ليمان فن ساندرس آلماني (liman fan sanders) با برخورداري از تأثير مهم و آشكار بر فرماندهي كل ارتش به مأموريت خود در خدمت عثماني ادامه دهد و آلمان به نوبة خود وعده داد كه در حفظ يكپارچگي ارضي عثماني در برابر روسيه اين كشور را كمك كند. اين معاهده افشا نشد و قرار شد تنها زماني مفاد قرار داد علني شود كه يكي از طرفين بخواهد بدان استناد كند. (استانفوردجي . شاو، 1370: 523)


دليل اينكه قضيه پيمان سري با آلمان، مي‌بايست از سوي انور پاشا مخفي مي‌ماند، جايگاه آلمان در افكار عمومي عثماني بود. بيشتر اعضاي كميته‌ي اتحاد و ترقي و تودة مردم در اين زمان هنوز خود را به بريتانيا و فرانسه نزديكتر احساس مي‌كردند تا به آلمان و اين نزديكي و اتحاد با آلمان با سياستهاي اتخاذ شده از سوي جمال پاشا و نيروي دريايي كه در حامي اتفاق مثلث بود يا حتي به گونة عاقلانه‌تر، موضعي بي طرفانه اتخاذ كرده بود، خنثي مي‌شد.

6-از بين كشورهاي درگير در جنگ جهاني اول، روسيه به طور قطع مي‌كوشيد كه متصرفات خود را به ضرر حكومت عثماني، بويژه در شرق گسترش دهد؛ در همان نواحي كه روسيه در آنها به تشويق تروريسم و تحريك آشوب ارامنه ادامه مي‌داد.
با توجه به اينكه روسيه خود از اعضاي اتفاق مثلث بود، جلب حمايت انگليس و فرانسه براي عثماني دشوار بود. اما آلمان هيچ گونه جاه طلبي ارضي در خاورميانه نداشت؛ منافع استراتژيك اين كشور مستلزم محدود كردن توسعه طلبيهاي بيشتر روسيه در منطقه بود.
 اگر چه اتريش متحد آلمان نيز از مدتها قبل چشم طمع به قلمرو عثماني دوخته بود، دستيابي به بوسني و هرزگوين مشكلات اقليت اين كشور را چندان تشديد كرده بود كه ديگر به گسترش بيشتر قلمروهاي اسلاو و الحاق آنها به سرزمينهاي خود تقريبا تمايلي نداشت.

 

 

1312331.jpg



از ميان دولتهاي آن زمان نيز تنها آلمان خواستار اتحاد با عثماني بود. اتحاد با عثماني از نظر نظامي براي آلمان بسيار ارزشمند بود. نيروهاي ترك بيشتر در سوريه و فلسطين استقرار يافته و تهديد جدي و دائمي براي كانال سوئز و نيز موضع انگليس در مصر به حساب مي‌آمدند (كارتروفيندلي، 1379: 92) . همچنين حيثيت و اعتبار دولت عثماني در ميان مسلمانان جهان به عنوان بزرگترين دولت مستقل مسلمان، مشكلات متعددي را براي فرانسه و انگليس مي‌توانست بوجود آورد.
در اوايل جنگ جهاني دو رزمنا و آلماني بنام برسلو (Breslau) و گوبن (Goben) در درياي مديترانه بوسيله ناوگان انگليس تعقيب شدند. آنان به بغاز دار دانل وارد شدند و در استحكامات چناق قلعه لنگر انداختند و از دولت تركيه تقاضاي پناهندگي كردند.
دولت عثماني اين تقاضا را پذيرفت. بريتانيا اولتيماتوم شديدي به دولت عثماني داد و درخواست اخراج رزمناوها را نمود. (معتضد، 1362: 77)


7-عثمانيها شايع كردند كه اين كشتي‌ها را از آلمانيها خريداري كرده‌اند و فرمانده اسكادران، آدميرال زوشون (Admiral souchon) را به فرماندهي ناوگان عثماني در درياي سياه گماردند.
دولت انگليس اعلام داشت دو رزم ناو بزرگ عثماني بنامهاي رشيديه و سلطان عثماني را مصادره خواهد كرد. براي خريداري اين دو رزم ناو عموم مردم عثماني مبالغي را پرداخت كرده بودند. اعلام نظر انگليس‌ها مردم را به شدت رنجانيد و جوانان ناسيوناليست به تظاهراتي دست زدند. دولت عثماني در مقابل اين احساسات عمومي، قوانين كاپيتولاسيون و امتيازنامه‌هاي دول اروپايي را لغو كرد و از ورود كشتي‌هاي انگليسي به شط العرب جلوگيري كرد و همچنين دفاتر پستي انگليس را تعطيل كرد (معتضد، 1362، 788).

تلاش سفيران غربي براي جلوگيري از الحاق به نيروهاي مركزي به نتيجه نرسيد و در ماه اكتبر، ناوگان ترك به فرمان افسران آلماني بندرهاي روسيه را به گلوله بستند. از پي آن بندرهاي تركيه توسط ناوگان روس گلوله باران شد. روسيه در 4 نوامبر به عثماني اعلان جنگ داد. سلطان در 14 نوامبر اعلان جهاد داد. سلطان اميدوار بود كه مسلمين روسيه، هندوستان، مستعمرات فرانسوي شمالآفريقا و اتباع عرب خود او به ياري عثمانيان خواهند شتافت، اما پاسخ مسلمين بسيار ضعيف بود. (وين و وسينيچ، 1340: 126)

در روز 30 اكتبر 1914 م/ 8 آبان 1293 سه ماه پس از آغاز جنگ، دولت عثماني به نفع متحدين (آلمان و اتريش) رسماً وارد جنگ شد. اين حركت نه تنها جناح جنوبي روسيه، بلكه راه ارتباطي بريتانيا با هند از طريق كانال سوئز را نيز مورد تهديد قرار داد.




فهرست منابع ومآخذ

1-اسعدي، مرتضي، (1369)؛ جهان اسلام، تهران، نشر دانشگاهي، چ اول، ج دوم
2-استانفورد جي، جي شاو. ازل كورال شاو. (1370)، تاريخ امپراتوري عثماني و تركية جديد، محمود رمضان زاده، ناشر معاونت فرهنگي آستان قدس رضوي چ اول، ج دوم
3- اصفهانيان، داود (1351)؛ تاريخ سياسي عمومي (1940- 1789) نشر مشعل
4- بروكلمان، كارل (1364)؛ تاريخ ملل و دول اسلامي، دكتر هادي جزايري، تهران، بنگاه ترجمه و نشر كتاب
5- تاراجي، منصور (1379): تاريخ قرن بيستم ايران و جهان، تهران، مؤسسه انتشارات روزنامه ايران
6- جوادي، شفيع: (1350) تبريز و پيرامون آن، تبريز
7- دولت آبادي يحيي (1361) حيات يحيي، تهران، انتشارات فردوسي جلد سوم
8- كارتر و فيندلي- جان . م راثني (1379) جهان در قرن بيستم بهرام معلمي، انتشارات ققنوس
9- كين راس، لرد (1373) قرون عثماني، پروانه ستاري، انتشارات كهكشان
10- معتضد، خسرو، (1362) جنگ جهاني اول، تهران، جانزاده
11- ووسينيچ، وين، (1340) تاريخ امپراطوري عثماني، سهيل آذري، ناشر كتابفروشي تهران.
12- ياقي، اسماعيل احمد (1379) دولت عثماني از اقتدار تا انحلال، رسول جعفريان، نشر قومس چ اول.

11

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

عادل جان کارات تو زمینه های تاریخی حرف نداره،اگر ممکنه در مورد تاریخ ایران هم یک تایپیک ایجاد کنی عالی میشه،این را به خاطر علاقه شخصی خودم در مورد تاریخ ایران دارم میگم :rose: :rose: :rose:

2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

10~4.jpg

 

 

سیلمان قانون و امپراطوری عثمانی؛بزرگترین رنسانس نظامی

 

 بزرگترین تهدید برای رنسانس نظامی، خارج از مرزهای اروپا قرار داشت. وسعت امپراطوری عثمانی در طی قرن شانزدهم و تحت حکومت سلطان سلیمان قانونی دوبرابر شد. سواره نظام عثمانی از اتریش تا اسپانیا در حال تاخت و تاز بودند. فواصل زیاد، توسعه عثمانی را محدود کرده بودند اما به هرحال  نهادهای نظامی آنها رو به رکود بود.

عثمانی در نظامی گری راهی متفاوت از کشورهای غربی را پیمود. سلاطین عثمانی بر کشوری یکپارچه فرمان می راندند. امتناع وی از به رسمیت شناختن دیگر قدرتهای اروپایی به درگیری های دامنه داری بین جهان مسیحیت و اسلام انجامید. ارتش عثمانی بازتابی از تمرکزگرایی سیاسی این کشور بود. تحقیقات معمول از بحثهای تاکتیکی که ارتش اتریش را قبل از نبرد موهاکس (29 آگوست 1526) زمین گیر کرده بود اجتناب می کنند. ترکها از ترکیب یک حمله استراتژیک ،که به صورتی ویرانگر در عمق سرزمین دشمن اجرا می شد، به همراه تاکتیکهای دفاعی استفاده می کردند. ینی چری ،پیاده نظام حرفه ای که از سلاح های پرتابی بهره می برد، هسته اصلی نیروی رزمی ترکها تشکیل می داد. آنها در نبرد  در پشت خطی از گاری ها یا توپخانه ،که به هم زنجیر شده بودند، سنگر می گرفتند. سواره نظام فئودال به صورت هلالی جناحین ینی چری را فرامی گرفتند در حالیکه سواره نظام گارد سلطان به عنوان ذخیره استفاده می شود. نیروهای چریکی مواضع مقدم عثمانی را پوشش می دادند و دشمن را برای یک حمله جبهه ای ترغیب می کردند.


 

11~4.jpg

 

جنگ لپانتو بین عثمانی و ناوگان اروپا (بزرگترین شکست دریایی عثمانی) .

 

 زمانی که سازمان رزم دشمن در هنگام تعاقب چریکها یا بر اثر تیراندازی ینی چری ها به هم می ریخت ضد حمله ترکها با استفاده از سواره نظام یا گارد سلطان از جناحین صورت می گرفت. تاکتیک ترکها قدرت دفاعی پیاده نظام و توپخانه را با چابکی و انعطاف پذیری سواره نظام صحرانشین ترکیب می کرد. آنها از نبرد در کوزوو (1389 م) تا نبرد کرستس(1596 م) تغییر اندکی در تاکتیکهایشان دادند. ترکها سلاح گرم را بکار گرفتند اما در ارتش آنها سلاح گرم نه بسیار ضروری بود و نه ترکها آن را به صورت انحصاری در اختیار داشتند. تاکتیکهای آنها در برابر اتریشی ها (که از سلاح گرم استفاده می کردند) در نبرد موهاکس و در برابر ایرانی ها(که از سلاح گرم استفاده نمی کردند) در جنگ چالدران (23 آگوست 1514) کارگر افتاد.

قدرت مطلق سلطان بر مرگ و زندگی سربازانش و روحیه ای که اسلام در آنها دمیده بود برای ارتشهای دیگر ،که تفرقه بین شان بزرگترین علت موفقیت عثمانی بود، امری غریب بود. ممالک شریک در خیانت [بر علیه سلطان] در نبرد مرسی دابیک (دوم آگوست 1516) در هم شکسته شدند. بیش از نیمی از ارتش اتریش در نبرد موهاکس حاضر شدند در حالیکه اتریشی های مسلمان شده در وین (1529) در کنار سلیمان می جنگیدند. بزرگترین مشکل زمانی روی داد که فرانس ،شاه فرانسه، با چشم و همچشمی توجه شارل پنجم را از دفاع وین منحرف کرد و حوزه مدیترانه را به آشوب کشاند.


گالی های عثمانی با خدمه ای زیاد و بدنه ای ضعیف برد کمی داشتند. یک اتحاد با فرانسه به آنها اجازه داد تا زمستان را در بندر مارسی پهلو بگیرند و از آنجا به سواحل اسپانیا و ایتالیا یورش ببرند. این امر زمانی که هابزبورگ در حال محکم کردن مرکز خود در دانوب در دهه 1530 بود سبب شد تا جناحین این امپراطوری تحت حمله واقع شود. اشغال مالتا یک پایگاه دائمی برای حضور ناوگان عثمانی در غرب مدیترانه فراهم کرد.

 

15~0.jpg

 

به هرحال، استحکامات جزایر و دفاع جانانه شوالیه های سنت جان ،آخرین باقیمانده های شوالیه های صلیبی، جلوی پیشرفت های عثمانی را گرفتند. در نبرد دریایی لپانتو (هفتم اکتبر 1571) ائتلافی از کشورهای مسیحی به برتری عثمانی در دریا پایان دادند. ناتوانی ترکها از محاصره دریایی توانایی آنها را در تهاجمهای بعدی کاهش داد.

لپانتو بزرگترین نبرد دریایی بود که پس از نبرد آکسیوم روی داد. این نبرد از نظر تاکتیکی چیز خاصی ندارد و تنها افول قدرت نظامی ترکها را نشان می دهد. مسیحیان از زره های بیشتر، شمشیرهای بلندتر و کمان و نیزه و تفنگهای فتیله ای بهره می گرفتند. 1800 توپ نیروی دریایی متفقین توانست 750 توپ بی کیفیت تر عثمانی را از عرصه خارج کند. ترکها همچنین از واکنش نشان دادن به پیشرفتهایی که در جنگهای زمینی صورت گرفته بود عاجز بودند. ترکیب ینی چری و سواره نظام سبک اسلحه توانست ارتش های متفرق اتریش و مملوک را شکست دهد اما تاکتیک ثابت آنها ضعیف تر از نیزه داران کهنه کاری بود که توسط تفنگهای فتیله ای پشتیبانی می شدند.

 

کارشناسان نظامی دهه 1590 ذکر می کنند که ارتشهای غربی در جستجوی نبرد با عثمانی ها بودند چرا که یک بار ینی چری ها را به عقب رانده بودند. ینی چری بعدها فرسوده تر شد، یک منصب نظامی موروثی، از نظر ینی چری های همیشه درحال تمرد جالبتر بود تا تمرینهای نظامی متحرک مانند  پیاده نظام غربی. مانند دیگر اقتصادهای دستوری، امپراطوری عثمانی به کندی با تغییرات فنی کنار می آمد و فقط اروپاییان مسلمان شده را برای طراحی و استفاده از توپخانه بکار می گرفت.

تمرکز جغرافیایی و سیاسی توسعه عثمانی را محدود می کرد. گارد شخصی سلطان پایه شکست ناپذیری ترکها بودند و او تنها می توانست در یک جبهه آنها را بکارگیرد. امتیازی که از یک عملیات نظامی گرفته می شد ممکن بود سال دیگر که سلطان به جبهه ای دیگر لشکر می کشید از دست برود. با رشد امپراطوری، سلطان نمی توانست در فصل کوتاه بهار، که مناسب عملیات نظامی بود، تصمیم قاطعی بگیرد.

 

وین به دلیل دوری اش از استانبول نجات پیدا کرد. سلیمان در می 1529 وارد منطقه جنگی شد اما عملیات محاصره تا اکتبر آن سال شروع نشده بود و بیدرنگ پس از بارش اولین برف زمستان به آن خاتمه داده شد. ارتشهای عثمانی نمی توانستند در زمستان بجنگند چرا که اسبها می مردند و ینی چری دست به شورش برمی داشت. سواره نظام برتر آنها به سادگی دشتهای باز اتریش و سوریه را زیر پاگذاشت اما در مناطق کوهستانی سوریه و ارمنستان تلفات سنگینی را متحمل شدند.

 

استحکامات سنگر بندی شده، ترکهای پرتلاش اما ناآگاه به دانش محاصره را به مبارزه می طلبید. رودس به دلیل استفاده از باروت سقوط کرد و فاماگوستا به دلیل خیانت. محاصره یک آزمایش اساسی برای ارتشهای قرن شانزدهم بود چرا که نبرد صف آرایی شده در شرق و غرب به ندرت روی می داد. محاصره بی نتیجه وین و مالتا نشانه اوج قدرت عثمانی بود. مرگ سلیمان به دلیل اسهال خونی در طی محاصره شهر زیگت (آگوست تا سپتامبر 1566) به بزرگترین خطر خارجی برای اروپا به مدت 400 سال پایان داد.

 

 

lepanto-battle.jpg

 

نبرد لپانتو از حضور پایدار عثمانی در غرب مدیترانه جلوگیری کرد. این نبرد بزرگترین پیروزی گالی های پارویی در دریا به مدت 2000 سال و همچنین آخرینشان بود.


chaldiran-battle.jpg

عثمانی ها از تاکتیکی یکسان در برابر اتریشی ها، ممالیک و ایرانی ها بهره می گرفتند. آنها گاری ها حمل آذوقه را در کنار هم ردیف می کردند و پیاده نظام حرفه ای شان را در پشت آن جای می دادند. پوشش آتش آنها و توپخانه حمله دشمن را در هم می شکست و یک فرصت برای حمله سواره نظام سبک اسلحه ترکها فراهم می کرد.

 

 

 

http://wars-and-history.com/post/tag/%D9%86%D8%A8%D8%B1%D8%AF%20%D9%84%D9%BE%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%88

10

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

يكي از مهمترين دلايل برتري غربي ها كيفيت ساخت بالاتر بوده اي كاش در مورد اين موضوع هم بحث ميكرديد

2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

درباره ی نقش هلال و ستاره هم که بعدها نماد اسلام شد و هم اکنون هم در پرچم اکثر کشورهای اسلامی ( از جمله ایران ) یکی ازین دو نماد حضور داره نکته ای وجود داره ...اگه حافظه یاری کنه و آیزنهاور کاملا مسلط نشده باشه  گفته میشد هلال و ستاره ، نماد قسطنطنیه بودند که عثمانی ها پس از فتح ، به عنوان نماد خودشون برگزیدند و ازونجا کم کم به  عنوان نماد اسلام جا افتاد ...

 

با اجازه عادل جان و سید محمد عزیز

 

نماد هلال و ستاره بیش از اسلام قدمت داره. در ایران ساسانی هم نمونه هایی از این هلال و ستاره و مخصوصا هلال تنها وجود داره.

 

اگه اشتباه نکنم داستانی هست در مورد لشکرکشی فیلیپ مقدونی به تراکیه(Thrace) که در شب حمله به علت شدت تابش هلال ماه، بینایی خودش رو از دست میده! و به این ترتیب تراکیه حفظ میشه. از اون زمان هلال وستاره به نماد یونانیهای آسیای صغیر تبدیل میشه و بعد از مسیحیت و مسیحی شدن روم و احداث کنستانتینوپول همچنان نماد شهر بوده.

 

هلال در تاج شاهنشاهان ساسانی

 

6977270089_81542f3584_z.jpg

ceebb4f28a2053231502bc57b735ba4e_28129.j

152189521.jpg

12

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لطفا وارد سیستم شوید برای ارسال نظر

شما قادر خواهید بود بعد از ورود به سیستم این نظر را ترک نمایید



ورود به سیستم