meysam93

قدرت سایبری در رزم مشترک قرن ۲۱م

امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

بسیار علی بود دوست عزیز 

 

تشابه پرداخت بیشتر و موردی ذکر کردن به درک بهتر کم سوادهایی همچون حقیر کمک میکند 

:rose:  :rose:  :rose:  :rose:  :rose:

  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

مفاهیم

همانند روزهای ابتدائی در قدرت هوایی، قدرت سایبری امروزه عنصری حیاتی برای پیروزی‌ست، ولی احتمالا به تنهایی نمیتواند جنگها را پیروز شود که توان کمی در اعمال قدرت دارد گرچه محتمل است که این نیز در آینده تغییر یابد. پس اکنون ضروریست که بفهمیم چگونه در زمین و دریا و هوا باید قدرت سایبری را بکار بست.
نظریه قدرت سایبری دو اصل را برای هدایت و جهت دهی قدرت سایبری در سطح عملیاتی پیشنهاد میکند: تضمین آزادی تصمیم‌گیری برای دشمن، و روبرو ساختن دشمن با انتخابی بین دست‌کم دو گزینه بد. برتری سایبری اصل اول را تامین میکند و ممانعت سایبری اصل دوم را. مثال جنگ روسیه-گرجستان بخوبی درستی این دو اصل را ثابت میکند، اما چگونه باید این برتری و ممانعت را بدست آورد؟

 

با فهم اینکه برتری سایبری اولویت یکم برای ارتش سایبری ست، منطقی ست که در مرحله اول باید تمرکز را بر خنثی کردن توانایی گروه متخاصم در جلوگیری از ارتباطات و مخابرات بین نیروهای خودی قرار داد. و در ادامه توانایی‌های تهاجمی سایبری دشمن، توانایی‌های شناسایی سایبری، و توانایی‌های دفاعی باید اولویت برنامه‌های اطلاعاتی پیش از درگیری قرار گیرند، و همچنین تمامی اهداف و مراکز مهم که در شروع جنگ باید توسط عملیات‌های میدانی یا سایبری سرکوب یا نابودی شوند.
در مرحله بعد حملات سایبری باید معطوف اهدافی شوند که خیلی به جنگ مرتبط نیستند اما دشمن باید از آنها حفاظت کند مانند اتک روسیه به شبکه‌ی نهادهای تحقیقاتی آموزشی(به نام گِرِنا جورجیا)  که تیم پاسخ سریع کامپیوتری گرجستان(به نام سرت جورجیا) را از پرداختن به نبرد بزرگتر باز داشت، و بطور کلی هر هدفی که توان دشمن را از نقاط کلیدی به سمت خود منحرف کند.
در مرحله سوم باید حملات سایبری را برای بازدارندگی اطلاعاتی از نیروهای واکنش سریع میدانی و نیروهای تعمیرات و بازیابی سایبری بکار بست تا در توانایی آنها برای دفع مؤثر حملات اخلال ایجاد کند. در مجموع این اقدامات بایستی قدرت یک سازمان سایبری را خنثی یا منحرف کند و یا توان تشکیلاتی آن را از هم بپاشاند.


اهداف ممانعت سایبری مهمترین اهداف بعدی در کارزار سایبری رزم مشترک هستند، ابتدا در سطح عملیاتی و سپس در سطوح تاکتیکی و راهبردی. در سطح عملیاتی، معادل امروزی مراکز ترمینال خطوط آهن (که در ج.ج.د در اولویت حملات بازدارندگی هوایی بودند) مراکز تبادل دیتا ست که به نام مراکز ادغام اطلاعات هم شناخته میشود. مراکز دیتا در مقایسه با سیستم های دفاعی نظیر جنگنده و تانک و زیردریایی تعداد بسیار کمتری دارند و همان نقاطی در شبکه ارتباطی هستند که دیتای خام را جمع‌آوری، پردازش و به اطلاعاتی تبدیل میکنند که در دسترس نیروهای نظامی قرار خواهد گرفت تا درک مشترکی از صحنه رزم داشته باشند


مراکز ادغام دیتا در فضای سایبری حکم مرکز ثقل را دارند زیرا که در محوریت همه چیز هستند. در سطح عملیاتی شامل نقاط کنترل و فرماندهی و نقاط پردازش اطلاعات و گشت، پایش، شناسایی، ترجمه و انتشار میباشد. بوسیله نابودسازی، مختل کردن یا بی‌اثر ساختن این مراکز تردد، ممانعت سایبری توان میدانی نیروی متخاصم را در جابجایی و بکارگیری نیروی خود در فضا و زمان مناسب محدود میکند. فارغ از هرگونه استتار و پوشش و فریب در فضای سایبری مراکز دیتا مجبورند مکان خود را (مثل آدرس آی‌پی) تا حدی در دسترس قرار دهند تا بتوانند به دریافت و ارسال دیتا ادامه دهند. مراکز دیتا به طور تقریبا قطعی نسبت به حملات سایبری آسیب پذیرند چونکه شدیدا وابسته به اتصال به یکدیگرند، قدرت یک شبکه با هر چه بیشتر شدن کاربرانش افزایش پیدا میکند، اگر این نقاط بطور گسترده بهم متصل نباشند بی‌کاربرد و بی‌ربط به توان رزمی دشمن هستند و میتوان نادیده‌شان گرفت


 از دست رفتن نقاط مرکزی اطلاعاتی باعث عدم قطعیت در سطح عملیاتی میشود و دشمن را مجبور به اتکا بر توانایی تاکتیکی خود میکند. به نوبه خود، توانایی دشمن در بکارگیری سطوح تاکتیکی خود بستگی به شبکه و پیوندهای ارتباطی تاکتیکی دارد. پس ممانعت سایبری در سطح عملیاتی همچنین تقش و اهمیتی در مختل کردن ارتباطات اطلاعتی در سطح تاکتیکی دارد


پیوندهای ارتباطی تاکتیکی مهمترین هدف بعد از مراکز ادغام داده هستند. در سطح تاکتیکی هر گره (برای مثال جت جنگنده، گروهان پیاده، ناوشکن) خود دارای سطحی از قابلیت های مراکز ادغام دیتا ست و به ندرت در یک گره آنقدری اطلاعات متمرکز است که اتک دادن به آنها در سطح سایبری اثر زیادی داشته باشد. هرچند، اطلاعات تاکتیکی آنقدر لحظه‌ایست که حتی وقفه‌های کوتاه در ارتباط میتواند اثرات منفی قابل توجهی بر عملکرد هر واحد تاکتیکی در دریافت دیتا قبل از بلااستفاده شدن آن در تصمیم‌گیری داشته باشد
در نتیجه، مختل کردن شبکه ارتباط تاکتیکی و نه از کار انداختن گره‌ها هدف مناسب ممانعت سایبری در سطخ تاکتیکی ست. قطع کردن این لینک ها میتواند باعث تاخیرهای کوچک اما پر اثر در حلقه تصمیم‌گیری حریف شود تا یک برتری تاکتیکی برای نگاه اول-شلیک اول-شکار اول به نیروهای خودی بدهد. با متمرکز ساختن قدرت سایبری بر بدست‌آوردن و حفظ برتری سایبری و ممانعت سایبری در سطوح عملیاتی و تاکتیکی، نیروهای مشترک میتوانند قابلیت‌های خود را به حداکثر رسانده و در تصمیم‌گیری دست برتر را بدست آورند.


در رزم مشترک، کارزار هوایی ست که بیشترین نفع را از اثرات برتری و ممانعت سایبری علیه مراکز ادغام داده و ارتباطات تاکتیکی میبرد. گرچه قدرت سایبری از عملیات زمینی و دریایی نیز پشتیبانی میکند، این کمپین هوایی‌ست که  در رأس رزم مشترک است. از زمان ج.ج.د قدرت هوایی، نیروی طلایه‌دار هر عملیات زمینی یا دریایی ایالات‌متحده را  تشکیل داده است. بعلاوه، قابلیت نیروهای هوایی مدرن در بعمل آوردن جنگ موازی در قالب آنچه که اولین بار در جنگ خلیج فارس ۱۹۹۱ بکار گرفته شد، بطور حیاتی وابسته است به استفاده از قدرت سایبری برای آگاهی محیطی، ارتباطات و شناسایی. به اضافه اینکه، قابلیت دشمن برای شکست دادن جنگنده‌های پنهانکار در مخفی شدن از رادارهای دفاع هوایی ریشه در قلب مرکز ادغام داده‌ها دارد. قدرت سایبری همان ترجمه‌ی یکپارچگی در دفاع هوایی یکپارچه است.


با متصل گردیدن سنسورهای دفاع هوایی و شلیک‌کننده‌ها به یکدیگر، میتوان یک تصویر کلی با نواقص کمتر از هوافضا بدست آورد هرچند، بدون یک شبکه برای اتصال چندین سنسور، لانچرهای موشکی سطح به هوا مانند یک مدافع تنها در نبرد تن به تن میشوند، نبردی که جنگنده پنهانکار از سال ۱۹۹۱ بارها ثابت کرده میتواند از پسش برآید. ممانعت سایبری که در پشتیبانی نیروهای هوایی بکار رود میتواند بطور چشمگیری ماموریت‌های داده‌شده به نیروهای هوایی را آسان سازد، یعنی نفوذ به سیستم دفاعی دشمن در لایه‌های بیرونی در زمانی که بیشترین کشندگی را دارد.

 

هزینه یک نبرد هوایی بدون برتری سایبری بسیار گزاف است. آخرین باری که نیروی هوایی ایالات‌متحده برابر یک سیستم دفاع هوایی دشمن جنگید در حالیکه از برتری‌های سایبری بهره‌ای نداشت جنگ جهانی دوم بود، خدمه هوایی آمریکا نسبت به نیروهای دریایی که در اقیانوس آرام میجنگیدند احتمال زنده ماندن کمتری داشتند. بعلاوه عملیات‌های هوایی بسیار سریعتر از عملیات دریایی یا زمینی پیش میروند. نیروهای سطحی ده‌ها مایل در ساعت جابجا میشوند در حالیکه نیروهای هوایی صدها مایل در ساعت. نیروهایی دریایی و زمینی-مشابه نیروهای پیاده ج.ج اول که کندتر از آن بودند که که یک نفوذ در خط دشمن را به یک شکست برای دشمن تبدیل کنند- همانقدر کند خواهند بود که از برتری‌های جاری که توسط ممانعت سایبری ایجاد شده مثل نیروهای هوایی بهره ببرند.
 


جمع‌بندی
قدرت سایبری در رزم مشترک حیاتی ست. عملیاتهای نظامی فضای سایبری باید اولویت خود را کسب و حفظ برتری و ممانعت سایبری برای حمایت از عملیات میدانی و بویژه کارزار هوایی قرار دهند. بعلاوه عمیلاتهایی که برای کسب برتری سایبری انجام میشود باید متمرکز بر خنثی سازی توانایی های تهاجمی و قابلیت های شناسایی دشمن باشد و در پی آن سرکوب توانایی‌های دفاع سایبری. حملات ممانعت سایبری نیز باید علیه مراکز ادغام داده و پیوندهای تاکتیکی داده‌ها انجام شود. در کنار یکدیگر، برتری سایبری و ممانعت سایبری یک برتری قدرتمند برای داشتن ابتکار تصمیم‌سازی در رزم مشترک ایجاد میکنند، که اثر تجمعی آن مجبور ساختن دشمن به انجام اشتباهاتی ست که در ادامه کارزار برایش مهلک خواهد بود.

 

پایان.

ویرایش شده در توسط meysam93
  • Like 1
  • Upvote 10

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لطفا وارد سیستم شوید برای ارسال نظر

شما قادر خواهید بود بعد از ورود به سیستم این نظر را ترک نمایید



ورود به سیستم