komsomolets

Members
  • تعداد محتوا

    249
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

تمامی ارسال های komsomolets

  1. [quote name='ALI' timestamp='1346326558' post='268005'] [quote]شما توصیف بسیار تیره و تاری از اواخر شوروی کردید. بر اساس کدوم مدرک ادعا میکنید وضعیت معیشتی شوروی حتی از سالهای دهه 30 هم بدتر بوده؟ در صورتیکه آمارها عکس این موضوعه. اتحاد جماهیر شوروی مصرفی تر شده بود و کالاهای لوکستر بسیاری رو طلب میکرد. بیکاری وجود نداشت، چتر حمایت دولت گسترده بود، درمان، مسکن، شغل، رویاهای جوونهای ما به طور کامل برآورده میشد. مشکل شوروی رکود اقتصادی بود، و چرخ تولید نمیچرخید. مشکل شوروی از دوره ای که استالین قدرت رو قبضه کرد شروع شد، دوره ای که آرمانهای انقلاب اکتبر کنار گذاشته شد. به هرحال این بحث دیگه ایه. اما باید به شما بگم شوروی تا سال 87 هم هنوز اندک نشانی از فروپاشی نشون نمیداد. کادرهای قدیمی مثل همین مارشال سوکولوف، و به ویژه آندره گرومیکو روند اصلاحات رو کنترل میکردن. گورباچف به دسیسه حقیری نیاز داشت تا این عوامل مزاحم رو کنار بزنه. بلافاصله پس از فرود هواپیما مارشال سوکولوف از کار برکنار میشه. برای کسی که از جنگ دریاچه خاسان تا جنگ افغانستان رو حضور داشته و یکی از خوشنامترین افسران ارتش بوده این برکناری بی معنیه. و جالبه که جای خودش رو برای اولین بار بعد از چندین دهه به یک ژنرال میده. در بین این همه مارشال با تجربه چه طور نوبت به یه ژنرال میرسه؟ گورباچف نمیتونست در اجرای نقشه های خودش وجود افراد قدیمی در پولیت بورو و کمیته مرکزی رو تحمل کنه. این اون دسیسه حقیری بود که گورباچف برای کنار زدن اونها بهش متوسل شد.[/quote] جناب کامسومولت اولا دوره ای که ما درباره آن صحبت می کنیم ، مربوط به 2000 سال پیش نیست. بلکه همین 25 سال اتفاق افتاده است. و از قضای روزگار هنوز هم افراد بسیاری را می توان یافت که آن دوران را به خوبی در اذهان خود داشته باشند. البته بنده در آن دوران 6 یا 7 سال بیشتر نداشتم ، اما بزرگتر های ما آن دوره را به خوبی به یاد می آورند. بگذریم. در ثانی ، کسی که اندکی شعور تاریخی و سیاسی داشته باشد متوجه این موضوع خواهد شد که در آن دوره شرق و غرب عملا علیه یکدیگر تبلیغات گسترده ای داشتند و البته حجم تبلیغات غرب علیه شرق چند برابر حجم تبلیغات شرق علیه غرب بود. بنده از آن دست افرادی نیستم که صرفا با خواندن یک یا دو کتاب و یا با خواندن یک لینک اینترنتی بخواهم مساله ای را استنباط و استنتاج کنم. صرفا هم به شنیده ها اعتمادی ندارم. نه به تبلیغات گسترده غرب علیه شوروی اعتماد دارم و نه به تبلیغات سران شوروی که کشور خودشون رو مثل بهشت توصیف می کردند. غربی ها در تبلیغاتشون علیه شوروی عنوان می کردند که مردم شوروی به خاطر فقر گسترده در حال خوردن گوشت مرده های همدیگر هستند و خود سران شوروی نیز وضعیت اقتصادی این کشور را به گونه ای توصیف کرده بودند که هیچ مشکل اقتصادی در این کشور وجود ندارد و مردم این کشور در نهایت آسایش و راحتی در حال زندگی کردن هستند. بنده هیچکدام از این تحلیلها را قبول ندارم. بنده چندین کتاب و مقاله نیز در این باره مطالعه کردم. نه نوشته های افرادی مثل رابرت پاین و دیوید پیتروزا را که همصدا با تبلیغات غرب علیه شرق ، به تبلیغ منفی علیه شوروی می پرداختند ، به صورت صد در صد و کامل قبول می کنم. و نه نوشته های افرادی مثل آلکس کالینیکوس و ماکاولسکی را. بنده نظرات زیادی را درباره وضعیت حاکم بر شوروی در دهه آخر حیات این کشور خوانده ام و به این نتیجه رسیده ام. ضمن اینکه نباید این موضوع را فراموش کرد که در خود کشور ما نیز افراد زیادی بودند که به شوروی مسافرت کرده و از نزدیک شاهد وضعیت اقتصادی این کشور بودند و نوشته هایشان نیز موجود است. مرحوم دکتر عنایت الله رضا ، استاد احمد ساجدی ، محمود طلوعی ، فتح الله دیده بان و ... . بنده از آن دست افرادی نیستم که با خواندن یک یا دو کتاب ، جو گیر می شوند و مطلبی را می پرانند. مطلبی هم که در پست پیشین از وضعیت شوروی در دهه آخر عمر خود توصیف شد نیز صرفا با مطالعه مقالات و نوشته های افراد مختلف (چه موافق و چه مخالف) بوده است. در حالیکه مطلبی که شما آنرا در پست پیشین خود در توصیف شرایط حاکم بر شوروی عنوان کردید ، بیشتر شبیه به تبلیغات حاکمان شوروی نسبت به کشور خود بود. [/quote] جناب علی مطلب زمانی علمیه که توسط علم هم تأیید بشه. والا اگه بنابر تعریف و حکایت باشه، اون چیزی که برای دیگران قصه و تاریخه برای من خاطره است. من اگرچه سنی نداشتم، اما خودم رو بخشی از اون تاریخ و هویت و ملت میدونم. و از اون مهمتر خانواده و بستگان آدم که درک و تجربه بیشتری از اون دوران داشتن. پس من احتیاج به خاطرات و حکایتهای راست و دروغ دیگران ندارم. اما مسأله اینه که حتی مشاهدات خودم هم نمیتونه سند و دلیلی برای دیگران باشه. شما ادعا کردید و ادعاتون هم بی ابهام بود، که: [quote] حتی در دوران آماده سازی و صنعتی سازی شوروی توسط استالین در سالهای ابتدایی دهه 1930 نیز مردم شوروی چنین فشاری را تحمل نکرده بودند. وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم روز به روز رو به وخامت می رفت. اقتصاد کشور به بدترین وضع ممکن رسیده بود.[/quote] حالا من از شما در کمال ادب و احترام درخواست دارم آماری، مدرک علمی نموداری خلاصه هر سند معتبری که نشون بده وضعیت شوروی حتی در یک شاخه از اقتصاد در دهه 30 بهتر از سال 1987 بوده رو به ما نشون بدید. همه میدونیم شما اهل مطالعه هستین و مثل من با این فقر شعور سیاسی آشکارم نیستین که [quote] صرفا با خواندن یک یا دو کتاب و یا با خواندن یک لینک اینترنتی بخواهم مساله ای را استنباط و استنتاج کنم. [/quote] در ضمن اینکه فرمودین مثل تبلیغات حکام شوروی حرف میزنم هم جالبه چون اطلاع نداشتم که پروپاگاندای شوروی مثل من اعلام میکرده آرمانهای انقلاب اکتبر رو از دوره استالین به بعد کنار گذاشته!
  2. [quote name='ALI' timestamp='1346267266' post='267878'] با تشکر از همه دوستان [quote]ولي جداي از شوخي، اين رو بايد در نظر داشته باشيم كه اين واقعه، در عصري اتفاق افتاد كه اقتدار شوروي بيش از پيش فرو ريخته و عملاً هيچ كس ديگه كاري به كار كشور نداشت. گلاسنوست و پرسترويكا، سياست‌هاي اصلاحات سياسي و اقتصادي ميخائيل گورباچف، عملاً باعث شده بود كه همه، از پير و جوون و خرد و كلون، به سياست و اقتصاد بپردازن و پس از 80 سال اختناق، شوروي داشت دوران جديدي رو تجربه مي‌كرد. پس اون زمان، حقيقتاً اقتدار مثال زدني ارتش شوروي شايد از كمترين اهميت ممكن برخوردار بوده باشه. البته شايدم اين واقعه، شبه كودتايي عليه گورباچف بوده كه با اين اقدام (بسان كاري كه با خروشچف كردن)، سران حزب كمونيست وي رو بي‌كفايت جلوه داده و بركنارش كنن و فرد ديگري رو روي كار بيارن كه البته ميخائيل خان دست پيش رو گرفت و البته اون موقع هم حزب كمونيست در حال احتضار بود و ديگه ظاهراً براي اونا هم اين مسئله، اهميت چنداني نداشت!! خلاصه اينكه شايد همه چيز اونطور كه ما به نظرمون مي‌رسه، ساده نباشه و در پس اين ماجرا هم خبرهايي بوده باشه. چرا كه اگه بپذيريم كه ورود وي از مرز و كيلومترها طي كردن مسير، مورد شناسايي پدافندهاي شوروي قرارنگرفته و حتي هشداري رو هم به همراه نداشته، ورود به پدافند چند لايه‌ي مسكو و يا حداقل عدم رهگيري‌اش توسط حتي يك هواپيما، جاي سوال و ابهام زيادي داره.[/quote] بله مصطفی جان. واقعیت این است که بدترین دوره برای حکومت های دیکتاتور مثل شوروی ، زمانی است که قصد بازسازی حال و ترمیم گذشته خود را داشته باشند. این دوره در شوروی در زمان گورباچف اتفاق افتاد. مردمی که سالها طعم حکومت مستبد و خودکامه خود را چشیده بودند ، به ناگاه با آزادی روبرو می شوند. اینجاست که برای آزادی هر چه بیشتر تلاش می کنند. در آن دوره که نفوذ و رسوخ کمونیسم و تفکرات این حزب به اعماق روح و جان مردم به اوج خود رسیده بود ، مردم این کشور امید خود را به آینده از دست داده بودند. درباره این واقعه بحث های زیادی صورت گرفته است. اما تقریبا عمده تئوریسین ها این موضوع را قبول دارند که این واقعه به خاطر ضعف پدافند هوایی شوروی نبود. بالاخص پدافند مسکو که قویترین لایه پدافندی شوروی بود. بلکه به خاطر مردم این کشور بود که به شدت دچار سستی و رخوت شده بودند و امید خود را از دست داده بودند. زمانی بود که استالین با یک دستور میلیون ها نفر را به خاطر وطن به خط مقدم جبهه ها گسیل می کرد و تنها یک اشاره او کافی بود که مردم دسته دسته بسیج شده و به جبهه های نبرد منتقل شوند. اما در این دوره که تقریبا 35 سال از مرگ استالین می گذشت ، دیگر مردم شوروی آن شور حماسی گذشته خود را نداشتند که به خاطر وطنشان تلاش کنند و این موضوع را باید در شرایط حاکم بر آن دوره دید. زمانی بود که کمونیسم ادعا می کرد روزی مردم تحت حکومتش بهترین زندگی ها را خواهند داشت. اما در این سالها با گذشت بیش از 60 سال از انقلاب لنین وضع اقتصادی شوروی روز به روز بد و بدتر می شد. رفاه عمومی این کشور روز به روز کاهش می یافت. حتی در دوران آماده سازی و صنعتی سازی شوروی توسط استالین در سالهای ابتدایی دهه 1930 نیز مردم شوروی چنین فشاری را تحمل نکرده بودند. وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم روز به روز رو به وخامت می رفت. اقتصاد کشور به بدترین وضع ممکن رسیده بود. از همه اینها مهمتر این بود که اندک اندک پوچ بودن شعارهای کمونیسم در حال نمایان شدن بود. حزب کمونیسم در حال احتضار بود و نفس های آخر خود را می کشید. سیاسیون شوروی دیگر به فکر کشور نبودند. مردم نیز ایضا. همه این عوامل سبب رخوت و سستی مردم و ناامیدی مردم شوروی به آینده ، بدبینی مردم به وضعیت حال می شد که سبب می شد ، پرسنل نظامی این کشور حتی برای رهگیری هواپیمایی که به سمت مسکو در حرکت بود ، از خود هیچ اقدامی بروز ندهند. یعنی در واقع برای کشورشان دل نسوزانند. البته نظریه دیگری که درباره این واقعه مطرح می شود ، کودتایی نرم علیه گورباچف توسط مخالفین سیاست های گلاسنوست و پروسترویکای وی است. البته به نظر من این نظریه چندان قابل قبول نیست. [quote]ایشون چرا این مسیرو انتخاب کردند؟ احتمالا به خاطر مسیر حرکت تونستند اینقدر پیش بروند. به عنوان مثال ما تو شرق نسبت به غرب ضعیف تریم[/quote] بحث بر سر ضعیف بودن پدافند شوروی نیست و نبود. صحبت اینجاست که چرا این اتفاق افتاد؟؟ چرا نیروی پدافند هوایی در طول 640 کیلومتر پرواز این هواپیما تا مسکو هیچ اقدامی انجام نداد؟؟ [quote]همه چیز برای این شخص فراهم شده بود در آن روز فقط برای یک روز موانع در میدان سرخ برداشته شده بود ، پدافند روسی این هواپیما را دیده بود اما بدلیل مسائلی هیچ کاری نکرده بود، هواپیمای جنگی بلند شده بود و با کانال نظامی قصدصحبت کردن داشته بود اما هدف را رها کرده بود ، وقتی ماجراهای ای شخص را کنار هم بگذاریم تنها خدا این شخص را به آنجا رسانده و تنها یکصدم درصد شانس برای رسیدن به مسکو براحتی محقق شده بود[/quote] جناب حیدری ، فکر نکنم این مطلب ( اینطور که شما بیان کرده اید ) صحت داشته باشد. در ماجرای حمله نیروهای آمریکایی به طبس ، تمامی تاسیسات پدافندی ما طبق هماهنگی و خیانت و ... خاموش شده و توپ های ضد هوایی نیز از مسیر حرکت ناوگان هوایی آمریکا کنار رفته بود. در حالیکه این مساله برای شوروی مطرح نبود. آیا می توان پذیرفت که گورباچف به کشور خودش خیانت کرده باشد و با تبانی با پدافند هوایی این کشور ، مقدمات این حرکت را فراهم کرده باشد و در ادامه موج تحقیر و رسوایی در مجامع بین المللی را به جان خریده باشد؟؟ اگر این مساله را بپذیریم می بایست سوالها زیادی را هم پاسخ بدیم. یعنی اگر این مساله را بپذیریم که این ماجرا صرفا یک تبانی ساده است ، مسائل بی شماری در حاشیه این ماجرا مطرح می شود. [quote]در این که این یه زد و بند سیاسی پیش پا افتاده بیشتر نبوده شکی نیست. به عنوان مثال بعد از این واقعه مارشال سوکولوف با اون سوابق درخشان عزل میشه و جاش رو به ابلهی مثل ژنرال(و بعدا مارشال) دمیتری یازوف میده، یکی از طراحان مثلا کودتای اگوست. یعنی بهانه ای بود به ویژه برای خارج کردن قوی ترین عناصر حزب و ارتش از صحنه. اینکه بخواهیم فرود یه هواپیمای تک نفره رو پایان شوروی ( اونهم با فونت هزار) بدونیم در بهترین حالت اغراق و زیاده رویه! [/quote] یعنی می خواهید بگویید ، شوروی در آن دوره در اوج اقتدار خودش بود و سازمانهای نظامی و انتظامی و اطلاعاتی این کشور در اوج قدرت و شوکت و عظمت خود بودند ، اما با یک زد و بند سیاسی ساده و پیش پا افتاده مقدمات برکناری عناصر قوی حزب و ارتش فراهم می شود؟؟ خیلی عجیبه و باور نکردنی و غیر قابل قبول. [/quote] شما توصیف بسیار تیره و تاری از اواخر شوروی کردید. بر اساس کدوم مدرک ادعا میکنید وضعیت معیشتی شوروی حتی از سالهای دهه 30 هم بدتر بوده؟ در صورتیکه آمارها عکس این موضوعه. اتحاد جماهیر شوروی مصرفی تر شده بود و کالاهای لوکستر بسیاری رو طلب میکرد. بیکاری وجود نداشت، چتر حمایت دولت گسترده بود، درمان، مسکن، شغل، رویاهای جوونهای ما به طور کامل برآورده میشد. مشکل شوروی رکود اقتصادی بود، و چرخ تولید نمیچرخید. مشکل شوروی از دوره ای که استالین قدرت رو قبضه کرد شروع شد، دوره ای که آرمانهای انقلاب اکتبر کنار گذاشته شد. به هرحال این بحث دیگه ایه. اما باید به شما بگم شوروی تا سال 87 هم هنوز اندک نشانی از فروپاشی نشون نمیداد. کادرهای قدیمی مثل همین مارشال سوکولوف، و به ویژه آندره گرومیکو روند اصلاحات رو کنترل میکردن. گورباچف به دسیسه حقیری نیاز داشت تا این عوامل مزاحم رو کنار بزنه. بلافاصله پس از فرود هواپیما مارشال سوکولوف از کار برکنار میشه. برای کسی که از جنگ دریاچه خاسان تا جنگ افغانستان رو حضور داشته و یکی از خوشنامترین افسران ارتش بوده این برکناری بی معنیه. و جالبه که جای خودش رو برای اولین بار بعد از چندین دهه به یک ژنرال میده. در بین این همه مارشال با تجربه چه طور نوبت به یه ژنرال میرسه؟ گورباچف نمیتونست در اجرای نقشه های خودش وجود افراد قدیمی در پولیت بورو و کمیته مرکزی رو تحمل کنه. این اون دسیسه حقیری بود که گورباچف برای کنار زدن اونها بهش متوسل شد.
  3. در این که این یه زد و بند سیاسی پیش پا افتاده بیشتر نبوده شکی نیست. به عنوان مثال بعد از این واقعه مارشال سوکولوف با اون سوابق درخشان عزل میشه و جاش رو به ابلهی مثل ژنرال(و بعدا مارشال) دمیتری یازوف میده، یکی از طراحان مثلا کودتای اگوست. یعنی بهانه ای بود به ویژه برای خارج کردن قوی ترین عناصر حزب و ارتش از صحنه. اینکه بخواهیم فرود یه هواپیمای تک نفره رو پایان شوروی ( اونهم با فونت هزار) بدونیم در بهترین حالت اغراق و زیاده رویه!
  4. برادر مصطفی جنگ ادامه سیاسته، اصلا جنگ همون سیاسته. اگر از دیدگاه صرفا نظامی به جنگ نگاه کنیم حق با شماست اما با دیدگاه صرفا نظامی کسی نمیجنگه. درست همونطور که کسی نمیتونه اکسیژن خالص رو تنفس کنه اگرچه بدون اکسیژن تنفسی هم درکار نیست. بنابر این من در این مورد خاص به تمام تصمیم گیرندگان و فرماندهان حق میدم. نمونه چنین تصمیماتی هم در جنگهای مختلف کم نیست. یک نمونه اش فتح برلین توسط ارتش سرخه که عجله شدید استالین برای هرچه زودتر رسیدن به برلین اصول نظامی رو تحت الشعاع خودش قرار داده بود
  5. http://www.mediafire.com/download.php?b37f0607d5pg1d2 این فیلم کوتاهی از همین رژه هست. اول اکتبر 1949 اعلام جمهوری سوسیالیستی خلق چین! صدای مائو هم جالبه! با تشکر از عکسهای خوبتون
  6. [size=5]ریاض حجاب نخست وزیر سوریه با جدا شدن از حکومت این کشور ، وارد اردن شد.[/size] به گزارش [url="http://www.asriran.com"]عصر ایران[/url]، شبکه تلویزیونی دولتی سوریه هم امروز دوشنبه اعلام کرد بشار اسد رئیس جمهور ، ریاض حجاب نخست وزیر سوریه را برکنار و "عمر غلاونجي"معاون نخست‌وزير را به عنوان سرپرست نخست وزیری معرفی کرد. ریاض حجاب متولد سال 1966 در نیمه خرداد گذشته با حکم بشار اسد به عنوان نخست وزیر منصوب شده بود. شبکه الجزیره اعلام کرد: یکی از دستیاران حجاب گفت که او به صف مخالفان پیوسته است و نظامیان جدا شده از ارتش سوریه (ارتش آزاد) در تامین امنیت و خروج نخست وزیر از سوریه و انتقال او به اردن نقش داشته است. محمد عطري سخنگوی حجاب هم در مصاحبه با الجزیره ضمن اعلام پیوستن نخست وزیر سوریه به مخالفان گفت که او به همراه 10 خانواده از برادران و خواهرانش به اردن منتقل شده است. به گفته این سخنگو، حجاب از دو روز پیش، ارتباط با دولت را قطع کرده بود و مقامات سوریه از محل حضور وی اطلاعی نداشتند. همچنین او از ماه ها پیش با ارتش آزاد در ارتباط بود تا امکان خروج وی از سوریه فراهم شود. یک منبع اگاه در اردن هم به رویترز گفت که ریاض حجاب به همراه خانواده اش هم اکنون در اردن به سر می برد. "ریاض حجاب" دارای مدرک دکتری کشاورزی است و قبل از این پست های ریاست حزب بعث در استان دیروالزور، استاندار قنیطره و وزیر کشاورزی را برعهده داشت. در همین ارتباط، "ریاض الاسعد" از فرماندهان ارشد ارتش آزاد خبرهای منتشر شده درباره جدا شدن وزیر دفاع سوریه از حکومت این کشور را تکذیب کرد. http://www.asriran.com/fa/news/226274
  7. این کلیپ دومت محشره. برادر مصطفی ما کمی آلمانی هم بلدیما ich habe gar nicht gewusst, dass Sie auch Deutsch können Brüder Mostafa
  8. gorod geroi عنوانیه که به این شهرها اعطا شده بود. یه هفت هشت تا شهر بودن که مدالهایی بهشون اعطا میشد و مشمول تشریفات خاصی میشدن: http://en.wikipedia.org/wiki/Hero_City اون اسمها مثل ولگاگراد سر جاشه. یا اسم دوره استالینش که همون استالینگراد باشه.
  9. مثلا میگن leningrad ولی تو شوروی چند تا شهر رو به پاس مقاومت تو جنگ جهانی لقب قهرمان بهشون داده بودن که به روسی میشه goroda geroy.
  10. شهر. اما این کلمه قدیمیه، تو زبون امروز گورود استفاده میشه.
  11. حالا که این تاپیک مجددا نبش قبر شد این رو هم اگه تکراری نیست بشنوید http://www.mediafire.com/download.php?u5h4oi4t5rond2o سرود برادران، به سوی خورشید، به سوی آزادی سرود بسیار مشهوری بین کارگران آلمانه که هنوز هم بین احزاب چپ طرفدار داره، حتی برای SPD یا همون حزب سوسیال دموکرات آلمان. ورژن اصلی این سرود روسیه و به نام رفقا به پیش شناخته میشه. سال 1897 اجرا شده و از سرودهای محبوب انقلابهای 1905 و 17 بوده. سال 1920 هم برای اولین بار ورژن آلمانیش اجرا شده
  12. کار خوبی میکنی. چنین مطالبی با ارزش هستن. من خودم اگه وقت کنم بخش هایی از تاریخ روسیه اش رو که با سایت مناسبت داره میذارم
  13. من میدونستم این کتاب هست اما نه چاپ فارسیش. الان که گفتی سرچ کردم دیدم ترجمه شده و تر وتمیز تو بازاره!ممنون که معرفی کردی. حالا چی شد یاد این کتاب کردی؟
  14. [quote name='worior' timestamp='1343239647' post='261915'] علی جان ، فکر نمیکنم در روسیه شخصیتی مرموز تر و عجیب و غریب تر و پر داستان تر از "راسپوتین" وجود داشته باشه ، داستانهای زیادی در موردش نقل شده که به نظر میرسه اکثرا افسانه پردازی هستند ، اگر مطلبی بکر در موردش دم دست داری بزرگی کن و ما رو بی نصیب نگذار ... [/quote] جواب شما رو البته برادر علی خواهد داد اما گزارشهای پلیس مخفی در مورد راسپوتین جالبه. نقل از تروتسکی: "امروز ساعت 5 صبح مست لایعقل مراجعت کرد"،" شب 25-26، هنرپیشه زن، خانم ... شب را با راسپوتین به سر آورد" " همرا با شاهزاده خانم ...(همسر یکی از نجیبزادگان دربار) به هتل آستوریا آمد" درست در کنار همین جمله "ساعت 11 شب از تزارسکوسلو به خانه برگشت" "راسپوتین به همراه شاهزاده خانم... به خانه برگشت. شخت مست بود و بعد با هم بیرون رفتند" یکبار چون جاسوس پلیس سوال میکند چرا زعیم در فکر فرو رفته پاسخ میدهد:" نمیتوانم تصمیم بگیرم دوما را تشکیل بدهم یا ندهم!" در جای دیگر:"ساعت 5 نیمه مست به خانه آمد" بدین ترتیب این نغمه کذایی ماهها و سالها در همین سه پرده نواخته میشد: "نیمه مست" "سخت مست" و "مست لایعقل". این گزارشات که اهمیت کشوری داشتند را گورباچف، ژنرال ژاندارمری امضا میکرد
  15. ممنون برادر مصطفی تروتسکی تجسم بلشویسم در معنای واقعی کلمه هست. بیخود نبود که لنین راجع بهش گفته بود بعد از پیوستن تروتسکی ما بلشویکی بهتر از تروتسکی نداریم. تروتسکی نشون داد توحش استالینی ربطی به مارکسیسم نداره. به هر حال من فکر میکنم لنین و تروتسکی یه جورایی مکمل هم بودن و کاستیهای هم دیگه رو پوشش میدن
  16. در ضمن نکته جالب اینه که اسم "تروتسکی" اسم زندانبان برونشتاین بوده. زمانی که از روسیه قصد فرار داشته هنگام جعل پاسپورت یک لحظه اسم زندانبانش به ذهنش رسیده و دیگه تا آخر عمر این اسم جعلی روش مونده
  17. آخ آخ برادر چه کردی!!! محشر بود. یار همیشگی لنین، که تا دم مرگ دست از مبارزه برنداشت. عکسهای بی نظیری بودن دستت درد نکنه
  18. سلام برادر علی بزرگوار کمر به قتلمون بستی؟ کمونیست چی هست اصلا؟
  19. تلویزیون دولتی سوریه مرگ حسن ترکمانی رو تأیید کرد: [url="http://www.reuters.com/article/2012/07/18/us-syria-crisis-turkmani-idUSBRE86H0UY20120718"]http://www.reuters.c...E86H0UY20120718[/url]
  20. [quote name='arminheidari' timestamp='1342617878' post='261210'] [quote]راجع به جنگ اول فکر میکنم این جنگ فرسایشی بود، جبهه ها در رکود بودن و به قدری ساکن بودن که تو جبهه ها مثلا بین ارتش های روس و آلمان مفارقت به وجود میومد و فرمانده ها ناچار بودن انرژی زیادی رو برای دور نگه داشتن سربازها از هم مصرف کنن. این چیزی بود که تو جبهه شرق اتفاق افتاده بود [/quote] منظورتون اینه که دوست می شدند ؟ بعد چه جوری سیم خاردار و تیربار و تک تیر انداز و ... چه جوری؟ [/quote] بذار منبعی که از روش خوندم رو پیدا کنم بعدا کاملتر راجع به وضعیت جبهه شرق مینویسم
  21. آصف شوکت شوهر خواهر بشار بوده
  22. راجع به جنگ اول فکر میکنم این جنگ فرسایشی بود، جبهه ها در رکود بودن و به قدری ساکن بودن که تو جبهه ها مثلا بین ارتش های روس و آلمان مفارقت به وجود میومد و فرمانده ها ناچار بودن انرژی زیادی رو برای دور نگه داشتن سربازها از هم مصرف کنن. این چیزی بود که تو جبهه شرق اتفاق افتاده بود
  23. komsomolets

    اخبار عمومی منطقه و جهان

    اون که اون گوشه عکس گذاشته پرچم سویسه نه نشان صلیب سرخ!! خبرها رو با منبعشون باید قرار داد تا جعلیاتی از این قبیل منتشر نشه
  24. [quote] يكي از دوستان من در تيپ انصارالمهدي زنجان كه مدتي مامور به مرزهاي كردستان بودن تعريف مي كرد يه شب... [/quote] [quote] ...پس اين تلفاتي كه بين سربازاي مناطق نا امن مرزي مي بينيم اكثرا به خاطر بي احتياطي خودشون و عدم توجه به دستورات مافوقه نه ضعف آموزش و تجهيزات. [/quote] واقعا فلسفه و تفکر با این روش استنتاج منفجر شد!
  25. komsomolets

    اولین تبلت ایرانی رونمایی شد / فیلم

    [quote]من مسئول تفکرات شما نیستم بهت نشون دادم چطور فقط برند مهمه شما هر طور عشقت می کشه فکر کن [/quote] ممنون که دروازه های علم رو رو ما باز کردین ولی واقعیت هونه که جناب مهدوی هم اشاره کرد. مسأله دیگه خیلی واضح و پیش پا افتاده است!