Recommended Posts

رویتر:اسرائيل از تلافي ايران مي ترسد
به گزارش مشرق ، کیهان در ستون ویژه های خود نوشت :
رويتر: اسرائيل از قدرت تلافي ايران مي ترسد
خبرگزاري رويتر در گزارشي نوشت: رژيم اسرائيل از قدرت تلافي ايران مي هراسد.
اين خبرگزاري با اشاره به لفاظي هاي گاه بگاه مقامات صهيونيستي عليه ايران نوشت: مقامات تل آويو براي حمله به ايران بايد بر اختلافات درون دولت ائتلافي كه از ترس مردم نسبت به وقوع جنگ موشكي بي سابقه ناشي و در رسانه ها منعكس مي شود، غلبه كنند. شماري از تحليلگران اين گمانه را مطرح مي كنند كه رژيم يهودي از عواقب جنگ با ايران به مثابه دشمني قوي و دور كه رزمندگاني در لبنان و غزه دارد و مي تواند هزاران موشك را به اسرائيل شليك كند، مي ترسد. جبهه داخلي اسرائيل بايد بتواند در صورت اقدام تلافي جويانه ايران، اين فشار سنگين را تحمل كند.
رويتر افزود: سپر دفاع موشكي اسرائيل بعضي از موشك ها را ردگيري مي كنند اما آنهايي كه از اين سپر عبور مي كنند مي توانند به همه شهرها برسند و نه تنها اقتصاد را فلج سازند بلكه به پناهگاه ها نيز نفوذ كنند. «متان ويلناي» وزير جنگ داخلي اسرائيل اخيرا گفت: ما داخل شهرها آماده نيستيم. دلايل ديگر كه اسرائيلي ها فعلا نمي خواهند وارد جنگ شوند بي علاقگي آمريكا است كه در شرايط كنوني ديپلماسي را ترجيح مي دهد.
از سوي ديگر روزنامه نيويورك تايمز با بي ثمر خواندن تهديد نظامي عليه ايران نوشت: اقدام نظامي يك راه حل سريع براي حل معضل فعاليت هاي هسته اي ايران نيست. حتي يك حمله هوايي گسترده و طولاني مدت در نهايت قادر خواهد بود فعاليت هاي هسته اي ايران را چند سالي به عقب بازگرداند. اما در مقابل چه در داخل ايران و چه در خارج از آن كشور همدلي و حمايت گسترده اي را از رژيم جمهوري اسلامي موجب خواهد شد.
اين روزنامه افزود: توافق و همكاري هاي بين المللي گسترده در زمينه تحريم ايران مسلما ضربه شديدي خواهد خورد و حتي ممكن است به طور كامل مختل شود. بسياري از فرماندهان سابق نيروهاي مسلح و نهادهاي امنيتي اسرائيل به شكل علني و با صراحت با يك چنين حمله اي مخالفت كرده اند. نظرسنجي هاي متعدد نيز نشان مي دهد كه بخش وسيعي از مردم اسرائيل با يك چنين اقدامي مخالف اند.
همچنين روزنامه لاريپوبليكا با اشاره به انتصاب آورام ديختر (رئيس سابق شين بث) به عنوان وزير دفاع غيرعامل نوشت: ايران تهديد نظامي اسرائيل را جدي نمي گيرد و آن را نشانه ضعف و ترس مي داند. ايراني ها مي گويند اسرائيل هيچ شانسي در جنگ ندارد.
همچنين داني ياتوم رئيس اسبق موساد به بي بي سي گفته است: ايران اتمي خطرناك تر از جنگ است اما هنوز شمشير به گلوي ما نرسيده كه بخواهيم اقدام نظامي كنيم. جنگ پديده خوشايندي نيست. ما بايد از آن پرهيز كنيم مگر اينكه شمشير به گلويمان رسيده باشد.
مارتين دمپسي رئيس ستاد مشترك ارتش آمريكا روز گذشته در كنفرانسي مطبوعاتي اعلام كرد: اسرائيل قادر به نابود كردن برنامه هسته اي ايران نيست.
خبرگزاري آلماني دپ آ نيز با اشاره به تظاهرات اعتراض آميز هزاران صهيونيست در مقابل محل اقامتگاه ايهود باراك نوشت: به خاطر اظهارات جنگ طلبانه وي هراسي عميق در ميان اتباع اسرائيل درگرفته است. تظاهركنندگان تصريح كردند كه باراك و نتانياهو لايق اداره اسرائيل نيستند و بايد استعفا دهند تا زندگي اسرائيلي ها با مخاطرات جدي روبرو نشود.
در همين حال ايهود اولمرت نخست وزير سابق رژيم صهيونيستي كه خود آغازگر جنگ شكست خورده 33روزه عليه حزب الله لبنان بود، گفته است: صحبت علني درباره ايران به اسرائيل آسيب مي زند.
ايهود افزود: از شنيدن برخي اظهارات دولتمردان براي ايجاد يك داستان اغراق آميز عميقا نگران شده ام. نتانياهو و باراك مردم ما را وحشت زده كرده اند.
ميزبان اپوزيسيون كودتاچي بود مزدور صدام هم از آب درآمد
جواد خادم از مهره هاي سازمان سيا هماهنگ كننده كودتاي نافرجام نوژه بود. وي در مصاحبه با سايت خودنويس (وابسته به نيك آهنگ كوثر) ابتدا مدعي شد «يكي از دلايل كودتاي نوژه اين بود كه متوجه شديم عراق ممكن است به ايران حمله كند و اين كودتا مي توانست مانع وقوع جنگ شود»(!) اما در ادامه درباره ديدار خود و شاپور بختيار با مقام هاي عراقي تصريح كرد: حتما داشتيم! حتما داشتيم! نه به خاطر كودتا، كه به خاطر مسائل ديگر. به هيچ عنوان به خاطر اينكه از آنها براي كودتا به معناي اجرايي كمك بگيريم نبوده است.
وي درباره اين سوال كه «آيا دولت عراق از كار شما و برنامه براي كودتا مطلع بود؟»، گفت: حتما مطلع بود! حتما مطلع بود كه آقاي بختيار مي خواهد يك كودتايي بكند. هر كسي بخواهد اين را كتمان بكند حتما يك شوخي است. خادم اضافه كرد: من تاسيس كننده راديو بغداد بودم. مثل همين امروز كه همه اپوزيسيون سعي مي كند صدايي داخل مملكت داشته باشد و مخالف دولت صحبت كند. قصد بر اين بود كه يك صدا باشد و صداي بسيار خوبي هم بود. البته به خوبي هم در ايران پخش نمي شد..
هماهنگ كننده كودتاي نوژه درباره جدايي از بختيار مي گويد: ببينيد، من شخصا بعد از كودتاي نوژه هيچ نقشي در نهضت مقاومت ملي نداشتم. من مبارزه بلندمدت را پيش بيني مي كردم و به هيچ عنوان بعد از كودتاي نوژه دليلي نمي ديدم كه در يك سازماني باشم كه «درازمدت» فكر نمي كند. و چون من فكر مي كردم كه بايد يك نسل بگذرد تا يك اتفاق بعدي در ايران بيافتد، هيچ دخالتي در نهضت مقاومت ملي، از سه، چهار ماه بعد از كودتاي نوژه نداشتم.
گفتني است نشست اخير بروكسل با توجه به جمع شدن شماري از تروريست ها (نظير رئيس كومله) و عناصر مدافع حمله نظامي بيگانگان به ايران، تبديل به يك افتضاح، بزرگ براي طيفي از شركت كنندگان شد كه مدعي مبارزه ملي براي دموكراسي بدون خشونت و دخالت بيگانگان بودند.
جواد خادم درباره وجود نيروهاي نفوذي در ميان اپوزيسيون خارج كشور مي گويد: اين افراد نفوذي وجود دارند و هر اتفاقي در خارج كشور بيفتد، رژيم مي داند، من شك و ترديدي ندارم. اگر من بگويم نفوذي وجود ندارد حتما اشتباه كرده ام. افراد نفوذي در تمام شئون اپوزيسيون رخنه كرده اند، مطمئن باشيد!
فيگارو: نگاه مردم تركيه به ماجراي سوريه در حال تغيير است
گزارشگر روزنامه فيگارو پس از سفر به تركيه نوشت نظر مردم اين كشور درباره ماجراي سوريه و دخالت دولت آنكارا در اين بحران در حال تغيير است.
فيگارو نوشت: نظر مردم تركيه درباره اپوزيسيون سوريه كم كم در حال تغيير است. در يك قهوه خانه نزديك به سيرينولر (يك محله متوسط استانبول) همه تحولات سوريه را دنبال مي كنند. سيف الدين صاحب قهوه خانه با اردوغان در مخالفت با دولت سوريه موافق است اما كساني كه با سيف الدين هم نظر هستند در اقليت مي باشند. براساس نظرسنجي هاي اخير حدود 60 درصد مردم تركيه مخالف حمايت آنكارا از اپوزيسيون سوريه هستند.
روزنامه فيگارو در ادامه به نقل از بركت كار متخصص روابط تركيه و سوريه نوشت: مردم تركيه در ابتدا احساس همدلي زيادي نسبت به اپوزيسيون سوريه داشتند چرا كه به آنها به عنوان اكثريتي نگاه مي كردند كه براي دموكراسي مبارزه مي كنند.اما اكنون و با انتشار اخباري مبني بر حضور اعضاي القاعده و اخوان المسلمين در ميان اين اپوزيسيون و همچنين سرازير شدن كمك هاي مالي عربستان سعودي و قطر مردم بيشتر منتقد شده و با ديد منفي به آنها نگاه مي كنند.
روزنامه فيگارو در ادامه به پناهندگان سوري در تركيه اشاره مي كند و مي نويسد: نزديك به 50هزار سوري در داخل كمپ هاي پناهندگان در نزديكي مرز پناه داده شده اند و از روز اول تحولات سوريه رسانه هاي تركيه شروع به مخابره اخبار و تصاويري كردند كه نشان مي داد «كشور تركيه در حال كمك و همياري به برادران سوري است» لحني كه ديگر عوض شده است. اكنون ترس از ايجاد يك منطقه خودمختار كرد در شمال سوريه وجود دارد و اين امر مي تواند بر امنيت و تماميت ارضي تركيه اثر بگذارد.
50 سال ندانم كاري كردي كه حالا در لندن خوش باشي؟!
يادداشت توام با شيدايي مهاجراني مبني بر اين كه لندن را دوست دارد و وطن خود مي داند، با واكنش عباس عبدي مواجه شد.
عبدي با اشاره به تغيير نگاه مهاجراني پس از خوش نشيني در لندن و ترسيم چهره اي مطلقا زيبا از لندن نوشت: اين تصويرپردازي از دو حيث ناقص مي نمايد. يكي اين كه تصويري كامل و همه جانبه نيست. خوب بود تصوير آن جوان دانشجو هم ارائه مي شد كه در نيوكاسل به دليل نداشتن پول مجبور بوده كه شب هنگام پياده به منزل برود ولي در ميان راه به دليل خارجي بودن مورد هجوم جوان هوليگان قرار گرفته و چشم او كور مي شود و اموالش به تاراج مي رود. ديگر اين كه اين تصويرپردازي از شرايط عادي لندن است، اجازه دهيد كه مشكلات اقتصادي يا ساير بحران هايي كه به طور طبيعي در جوامع رخ مي دهد، در آنجا هم ديده شود، تا معلوم گردد اين تصوير تا چه حد پايدار و ثابت خواهد ماند.
وي با اشاره به اين بخش از نوشته مهاجراني كه «با خودم فكر كردم همين روزها بود كه در آغاز پنجاه سالگي از ايران خارج شدم، پنجاه سال در ايران و شرق، بگذار نيمه دوم عمرت در غرب بگذرد» نوشت: كساني هستند كه ده ها سال در خارج از كشور اقامت كرده اند و اصلا هم قصد بازگشت به كشورشان را ندارند، ولي وطن خود را ايران مي دانند. در اين معنا وطن يعني جايي كه دلت آنجاست، خير و شر آن تو را خوشحال و ناراحت مي كند. پرچم آن را احترام مي گذاري، زير پرچم آن مي جنگي. اگر به خاك آن تجاوز شود از آن سر دنيا براي دفاع از آن راهي وطن مي شوي. بحث از ناسيوناليسم دروغ و بي محتوا نيست. موضوع اصلي سياست در دنياي امروز بر محور همين مفهوم از وطن و شهروندي و حقوق دولت و مردم مي چرخد. اين كه لندن وطن كسي باشد، به معناي محل اقامت نيست، همچنان كه مي دانيد بسياري از مردمان كشورهاي گوناگون از جمله ايرانيان در آنجا هستند كه هيچ تعهد ميهن پرستانه اي هم نسبت به بريتانيا ندارند و جلوي پرچم آن يا ملكه قسم وطن پرستي نمي خورند.
عبدي خاطرنشان كرد: آقاي مهاجراني يك دوره وكيل مجلس بوده اند. سال ها معاون نخست وزير و رئيس جمهور و سالها وزير اين كشور بوده اند، چه بخواهيم و چه نخواهيم آنچه كه از مال دنيا و حتي شهرت و آبرو نزد ايشان وجود دارد، از اين سرزمين و حتي همين حكومت است. اگر قرار باشد كه هركس به هر دليلي اين سرمايه را صرف آسايش و زندگي در ينگه دنيا كند، ديگر چه كسي مي ماند كه كشور را آباد كند؟ افراد نمي توانند 50 سال اول عمرشان كه پر از هيجانات و احتمالا ندانم كاري هاست را در كشورشان صرف كنند و سپس اندوخته خود را به كشور ديگري ببرند تا 50 سال بعدي را در راحتي و آسايش بگذرانند.
عبدي در پايان مهاجراني را به تئوريزه كردن آسايش طلبي متهم كرد.
http://www.mashreghnews.ir/fa/news/146954/رویتراسرائيل-از-تلافي-ايران-مي-ترسد

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
پایگاه های مخفی آمریکا در تیرس ایران
یک پایگاه خبری به نقل از منابعی از ایران اعلام کرد که 6 پایگاه مخفیانه آمریکا در فلسطین اشغالی در تیررس موشک‌های ایران قرار دارند.
به گزارش مشرق به نقل از فارس، پایگاه خبری "المحیط" اعلام کرد که یک منبع دیپلماتیک ایرانی گفته است که شش پایگاه نظامی مخفیانه آمریکا در فلسطین اشغالی در تیر رس موشک‌های ایرانی بوده و در صورتی که دشمن اسرائیلی به ایران حمله کند موشک‌ها به سوی این اهداف شلیک خواهد شد.
المحیط به نقل از این منبع که به نام وی اشاره نکرد، نوشت: پایگاه‌های مخفیانه آمریکا در مناطق مختلفی از فلسطین اشغالی قرار دارند و مملو از مهمات و بمب‌های هوشمند، موشک و تجهیزات دیگر است. همچنین یک بیمارستان نظامی 500 تخت خوابی نیز در این پایگاه‌ها قرار دارد و در صورتی که رژیم صهیونیستی قصد حمله به ایران را بکند، از این تسلیحات استفاده خواهد کرد.
این منبع دیپلماتیک افزود: یکی از این پایگاه‌های مخفیانه در غرب شهر «هرتصیلیا» قرار دارد و دیگری در فرودگاه «بن گوریون» بوده و پایگاه‌های دیگر در داخل پایگاه‌های هوایی اسرائیل در «عوفدا» و «نفاتیم» در جنوب فلسطین اشغالی قرار دارد. ارزش تسلیحاتی که در این پایگاه‌ها ذخیره شده بیش از یک میلیارد دلار ارزیابی شده است.
این منبع ادامه داد: پایگاه‌های آمریکا در سرزمین اشغالی، پایگاه‌های مخفیانه به شمار می‌آیند و بیشتر آنها زیر زمین قرار گرفته و با این رمزها شناخته می‌شوند: «پایگاه 51» که دارای مهمات و تجهیزات در زیر زمین است، «پایگاه 53» که در داخل یکی از پایگاه‌های هوایی رژیم صهیونیستی قرار دارد، «پایگاه 54» که بیمارستانی نظامی در نزدیکی تل‌آویو بوده که در مواضع اضطراری از آن استفاده می‌شود و پایگاه‌های «55 و 56» است که پایگاه‌های ذخیره تسلیحات هستند.
همچنین یک پایگاه نظامی دیگر در نزدیکی مرزهای کرانه باختری قرار دارد که شرکتی آلمانی آن را تاسیس کرده و تجهیزات نظامی آن توسط آمریکا تامین شده است.
بر اساس توافقنامه‌های موجود بین رژیم صهیونیستی و آمریکا، تل‌آویو مسئول تامین امنیت این پایگاه‌های نظامی بوده و نظامیان اسرائیلی و شرکت‌های اسرائیلی حمایت از این پایگاه‌ها را بر عهده داشته و نظامیان آمریکایی نیز بر این پایگاه‌ها نظارت دارند.
برخی منابع اعلام کرده‌اند که 150 آمریکایی در فلسطین اشغالی حضور دارند.
http://www.mashreghnews.ir/fa/news/147437/پایگاه-های-مخفی-آمریکا-در-تیرس-ایران

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
پاسخ‌ شریعتمداری به‌ وزیر اسرائیلی درباره حمله به ایران
مدیر مسئول کیهان عنوان کرد: اسرائيلي ها درباره تلفات خود، هم كم فروشي مي كنند و چندهزار نفري كه با شروع جنگ از وحشت سكته كرده و مي ميرند را فقط 500 نفر اعلام مي كنند و هم دست به تقلب مي زنند و ده ها هزار اسرائيلي كه در نخستين روزهاي بعد از شروع جنگ به هلاكت مي رسند را «زنده»! به حساب مي آورند.
به گزارش مشرق ، حسين شريعتمداري در سرمقاله امروز کیهان نوشت: «رقص مرگ»- MACABRE- ترجمه آزادي است كه يك روزنامه نگار معروف اسرائيلي براي تهديدهاي اخير نتانياهو درباره حمله نظامي به ايران، برگزيده است. «ناهوم پارنه آ» مي نويسد «آقاي نتانياهو با تهديد ايران به حمله نظامي، همه ما را به رقص مرگ دعوت مي كند» و روزنامه اسپانيايي كوريره دالاسرا با اشاره به نظر اين روزنامه نگار اسرائيلي مي نويسد «نخست وزير اسرائيل در حالي شهروندان[!] اسرائيلي را به رقص مرگ دعوت مي كند كه بسياري از ديگر مقامات اسرائيلي در توانايي اسرائيل براي حمله نظامي به ايران ترديدهاي جدي دارند و ايران را نه فقط قدرتمندترين كشور منطقه بلكه يك قدرت فرامنطقه اي مي دانند.»
اين روزنامه اسپانيايي در ادامه مي نويسد «روز جمعه صدها نفر از صلح طلبان اسرائيلي[!] در مقابل خانه مجلل ايهود باراك دست به تظاهرات زده و در حالي كه به شكل مخصوصي مي رقصيدند، سرودي با اين مضمون را مي خواندند كه؛ من نمي خواهم براي ايران بميرم».
تهديد جمهوري اسلامي ايران به حمله نظامي از سوي آمريكا و اسرائيل اگرچه سابقه اي درازمدت دارد ولي نگاهي گذرا به شرايط زماني و مختصات پيراموني اين تهديدها به وضوح نشان مي دهد هرگاه حريف موقعيت خود را در منطقه از دست رفته و ضعيف تر ارزيابي مي كند، تهديدها غليظ تر شده و اوج بيشتري مي گيرند تا آنجا كه مي توان گفت غلظت تهديدها با توان حريف، نسبت معكوس دارد.
اين روزها و مخصوصا در هفته پاياني ماه مبارك رمضان كه تظاهرات جهاني و پرشكوهتر از هميشه روز قدس، نماد ديگري از نفرت ملت هاي مسلمان و انزجار آنان نسبت به صهيونيست هاي كودك كش را به نمايش گذارده است، مقامات رژيم صهيونيستي بازي نه چندان تازه ديگري را به صحنه آورده اند. اين بازي را يك وبلاگر آمريكايي به نام «سيلورستاين» كليد زد.
او در وبلاگ خود مدعي شد سند و يادداشتي از يك سياستمدار اسرائيلي به دست آورده است كه از حمله قريب الوقوع اسرائيل به تاسيسات هسته اي ايران حكايت مي كند! ادعاي سيلورستاين بلافاصله از سوي رسانه هاي اسرائيلي و آمريكايي بازتاب يافت كه با توجه به گمنام بودن اين وبلاگر آمريكايي غيرطبيعي به نظر مي رسيد و از هماهنگي قبلي حكايت داشت.
ادعاي آمادگي اسرائيل براي حمله با توجه به شرايط بحراني و شكننده اي كه اين رژيم جعلي با آن روبروست به اندازه اي مضحك است كه راديو فردا -شايد براي حفظ پرستيژ خود- در تحليل سند ياد شده مي گويد «به اعتقاد بسياري از ناظران سياسي و كارشناسان نظامي سندي كه آقاي سيلورستاين در وبلاگ خود منتشر كرده است مي تواند بخشي از يك عمليات رواني اسرائيل باشد تا از يكسو نشانه اقتدار اسرائيل تلقي شود! و از ديگرسو كشورهاي مذاكره كننده را براي پيشگيري از جنگ، به افزايش تحريم ها عليه ايران ترغيب كند!»
گفتني است در حالي كه بخش فارسي زبان بي بي سي، روي اين به اصطلاح سند تمركز كرده و مانور مي داد، شبكه جهاني و انگليسي زبان بي بي سي با انتشار يادداشت ادعايي سيلورستاين، اعلام كرد «هيچ نشانه اي وجود ندارد كه بتوان تاييد كرد اين سند متعلق به دولت اسرائيل است»! همزمان با ترفند ياد شده «ماتان ويلناي» وزير دفاع غيرنظامي اسرائيل كه قرار است جاي خود را به «آوي ديچر» رئيس پيشين سازمان اطلاعات داخلي اسرائيل- شين بث- بدهد و به عنوان سفير رژيم صهيونيستي عازم چين شود، در اظهاراتي كه آشكارا به وحشت و دلهره يهوديان ساكن فلسطين اشاره داشت، گفت؛ «جايي براي دلهره وجود ندارد. جنگ ما با ايران 30 روز بيشتر به طول نمي انجامد و در آن فقط 500 تن از شهروندان اسرائيلي كشته خواهند شد»! اين اظهارنظر «ماتان ويلناي» نيز بلافاصله در رسانه هاي آمريكايي و اروپايي بازتاب گسترده اي مي يابد و علاوه بر آن كه يهوديان مهاجر و اشغالگر ساكن فلسطين را به وحشت فرو مي برد، افكار عمومي مردم آمريكا را نيز با نگراني شديد روبرو مي كند تا آنجا كه «لئون پانتا» وزير دفاع آمريكا به صحنه آمده و در مصاحبه با شبكه تلويزيوني «فاكس نيوز» به دلداري مردم آمريكا پرداخته و مي گويد «واشنگتن باور ندارد كه اسرائيل براي حمله نظامي به ايران آماده شده باشد» و در همان حال روزنامه صهيونيستي و انگليسي زبان «جروزالم پست» تخمين 500 كشته را به استهزاء گرفته و مي نويسد؛ «با حرافي نمي توان قدرت ايران را ناديده گرفته و دست به حماقت زد» و روزنامه آمريكايي نيويوركر تذكر اين نكته را ضروري مي بيند كه «اگر به قول آقاي ماتان ويلناي، اسرائيل از چنين توان و قدرت نظامي برخوردار است چرا در جنگ هاي 33 روزه و 22 روزه از اين قدرت و امكانات خبري نبوده است»؟! و «دويچه وله» خبرگزاري رسمي آلمان با اشاره به ماهيت «رواني- تبليغاتي» اظهارات ماتان ويلناي مي نويسد؛ «اگر اسرائيل در پي ترساندن ايران بوده است بايستي پاسخ خود را از رهبر ايران گرفته باشد كه در آستانه سالروز تظاهرات ضد اسرائيلي- روز قدس- گفت؛ زائده دروغين و جعلي اسرائيل بايد از جغرافياي جهان محو شود».
درباره ادعاي وزير دفاع غيرنظامي اسرائيل كه در صورت بروز جنگ، تلفات احتمالي اين رژيم را 500 نفر تخمين زده است بايد گفت؛ باز هم صهيونيست ها به روال هميشگي و به عادت اجداد خود دست به «كم فروشي»! زده اند، زيرا تعداد يهوديان اشغالگري كه در اولين ساعات درگيري از وحشت سكته مي كنند نيز بسيار بيشتر از رقم 500 نفر است و احتمالا از چند هزارنفر نيز فراتر خواهد رفت چرا كه به قول قرآن و به گواهي شواهدي كه به وضوح قابل استناد است؛ اين قوم از همه مردم نسبت به دنيا حريص ترند و به شدت از مرگ وحشت دارند.
و اما رقم كشته شدگان به قول سيدحسن نصرالله، دستكم ده ها هزار اسرائيلي در نخستين روزهاي بعد از شروع جنگ احتمالي خواهد بود و به گفته پروفسور عاموس ناطواع از مؤسسه «علوم و تكنولوژي تخنيون» در مصاحبه با معاريو، فقط حمله موشكي ايران به منطقه حيفا كه تاسيسات پتروشيمي، بيوشيمي، پالايشگاه هاي نفت و گاز و مخازن آمونياك و هيدروژن و اتيلن در آن قرار دارد، دستكم 70هزار كشته و مجروح برجاي خواهد گذاشت كه هيچ راهي براي مقابله با اين فاجعه نيز وجود ندارد.
بنابراين بايد گفت؛ اسرائيلي ها درباره تلفات خود، هم كم فروشي مي كنند و چندهزار نفري كه با شروع جنگ از وحشت سكته كرده و مي ميرند را فقط 500 نفر اعلام مي كنند و هم دست به تقلب مي زنند و ده ها هزار اسرائيلي كه در نخستين روزهاي بعد از شروع جنگ به هلاكت مي رسند را «زنده»! به حساب مي آورند. در همين زمينه به نكات زير توجه كنيد؛
الف: از نگاه جامعه شناختي ، جامعه اسرائيل يك «جامعه موزائيكي» است با اين توضيح كه بخش هاي مختلف آن اگرچه در انگيزه كسب درآمد- بخوانيد غارتگري- مشترك هستند ولي تنها با دو نياز «امنيت» و «سرپناه» به يكديگر پيوند خورده اند و چنانچه سردمداران رژيم صهيونيستي قادر به تامين اين دو نياز نباشند- كه اين روزها در تامين آن با مشكلات جدي روبرو هستند- جامعه جعلي اسرائيل به سمت فروپاشي ميل مي كند.
ب: در شرايط كنوني كه به گزارش 182 صفحه اي مركز مطالعات امنيتي اسرائيل- I.N.S.S رژيم صهيونيستي روي قوس نزولي قدرت قرار دارد، تفاوت هاي پنهان در قالب «اختلاف» فرصت بروز يافته اند، كه از آن جمله مي توان به اختلافات رو به رشد ميان «يهوديان غربي(اشكنازي ها) و يهوديان شرقي»، «يهوديان متدين به آئين يهود و يهوديان لائيك»، «يهودي ها و صهيونيست ها»، «يهوديان سفيدپوست و يهوديان سياه پوست آفريقايي تبار»، «يهوديان نسل قديم(وفاداران) و يهوديان نسل جديد(بي علاقه ها)»، «يهوديان دوتابعيتي و يهوديان تك تابعيتي»، «يهوديان ثروتمند و يهوديان فقير» اشاره كرد... و به قول خداي سبحان؛ «شما آنان را متحد مي بينيد و حال آن كه دلهاشان سخت متفرق است» (آيه 14 سوره مباركه حشر).
ج: به گزارش مستند و ميداني «اورشليم پست» كه در «هاآرتص» نيز بازنشر يافته است، طي سال هاي اخير و مخصوصا بعد از جنگ 33 روزه كه توان ارتش اسرائيل در تامين امنيت يهوديان مهاجر با ترديد جدي روبرو شده است، ميزان جذب يهوديان جديد به صفر نزديك شده و فلش مهاجرت به فلسطين اشغالي جهت معكوس پيدا كرده است. برپايه اين گزارش، خروج دوتابعيتي ها از اسرائيل شتاب چشمگيري يافته است.
توضيح آن كه نزديك به 1.5 ميليون نفر از يهوديان مهاجر را دومليتي ها يا دوتابعيتي ها تشكيل مي دهند. اين عده بيشترين ايام سال را در آمريكا و كشورهاي اروپايي كه موطن اصلي آنهاست سپري مي كنند و تنها يك تا دو ماه از سال را در فلسطين اشغالي ساكن هستند. دولت اسرائيل از دوتابعيتي شدن يهوديان آفريقايي و آسيايي تبار به شدت جلوگيري مي كند كه اگر اين مانع برداشته شود بيش از 2 ميليون يهودي آفريقايي و آسيايي تبار، فلسطين اشغالي را ترك مي كنند.
د: آمريكا دو شكست سخت در حمله نظامي به افغانستان و عراق را در كارنامه خود دارد و اسرائيل، دو شكست بزرگ در جنگ 33 روزه و 22 روزه را و هر 4 جنگ ياد شده قبل از تحولات اخير منطقه و بيداري اسلامي صورت پذيرفته است و به نوشته مشترك «مك گاورن» و «اليزابت مور» از مسئولان عالي رتبه سابق سازمان سيا، «آيا آقاي رئيس جمهور و مشاورانشان تحولات منطقه را نمي بينند و نمي دانند كه در صورت حمله نظامي به ايران، اسرائيل در مراحل اوليه از بين مي رود و آمريكا و اروپا با بحراني فاجعه آميز و مرگبار روبرو مي شوند» و دقيقا به همين علت است كه آمريكا و اسرائيل در ماجراي سوريه از حضور و درگيري مستقيم اجتناب مي ورزند و اين ماموريت را به گونه اي نيابتي- PROXY WAR- به تركيه، عربستان و قطر تحميل كرده اند.
و اما، اين چند نكته نيز اشاره كردني است كه؛
1- جنگ مشترك آمريكا و اسرائيل عليه ايران اسلامي در همه عرصه هاي نظامي و اقتصادي و... از نخستين روزهاي بعد از پيروزي انقلاب اسلامي آغاز شده و حتي يك روز هم متوقف نشده است ولي مسئله آن است كه به قول هفته نامه آمريكايي ويكلي استاندارد «استراتژيست هاي كاخ سفيد درباره نقش و جايگاه كنوني آمريكا در منطقه با [امام] خميني بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران اشتراك نظر دارند كه مي گفت؛ آمريكا هيچ غلطي نمي تواند بكند.»
2- تهديدهاي اسرائيل اگرچه عمليات رواني است ولي در صورتي كه واقعيت داشت، مي توانستيم با جرأت بگوييم كه رژيم صهيونيستي بي آن كه بخواهد خواسته و آرزوي ديرينه جمهوري اسلامي ايران و همه ملت هاي مسلمان را برآورده خواهد كرد، چرا كه به قول سيدحسن نصرالله، رهبر حزب الله لبنان در سخنان اخيرش به مناسبت روز جهاني قدس؛ «حمله نظامي صهيونيست ها عليه ايران، به انتظار 32 ساله جمهوري اسلامي ايران براي نابود كردن اسرائيل پايان مي دهد و اين يك فرصت طلايي است كه تل آويو بعد از 32 سال انتظار به ايران اعطاء خواهد كرد.»
http://www.mashreghnews.ir/fa/news/147436/پاسخ‌-شریعتمداری-به‌-وزیر-اسرائیلی-درباره-حمله-به-ایران

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
بی خوابی شیمون پرز از ترس ایران
شیمون پرز رییس رژیم صهیونیستی طی اظهاراتی گفت از فکر حمله ای یکجانبه به نیروگاههای هسته ای ایران شبها تا صبح بیدار می مانم.
به گزارش مشرق ، باشگاه خبرنگاران به نقل از روزنامه صهیونیستی یدیعوت آحارنوت نوشت : شیمون پرز رییس رژیم صهیونیستی طی اظهاراتی گفت از فکر حمله ای یکجانبه به نیروگاههای هسته ای ایران شبها تا صبح بیدار می مانم.
پرز در ادامه افزود :تصور عواقب و جنبه های حمله به ایران نمی گذارد شبها بخوابم و نگرانی ام از وقوع چنین حمله ای غیرقابل توصیف است .
وی ادامه داد : بدیهی است تل آویو بدون کمک واشنگتن قادر به اقدامی علیه ایران نیست و آمریکا اخلاقا موظف است به ما کمک کند !

پرز با متهم ساختن نتانیاهو و باراک به ایجاد وحشت میان شهرک نشینان صهیونیست در مورد پاسخ کوبنده ایران ، خاطرنشان کرد : منافع آمریکا و اسرائیل در گرو توقف برنامه هسته ای ایران است اما ظاهرا اوباما با نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده علاقه چندانی به اقدام جدی علیه ایران یا همکاری با تل آویو ندارد .
http://www.mashreghnews.ir/fa/news/147399/بی-خوابی-شیمون-پرز-از-ترس-ایران

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
واکنش وزیر دفاع به‌‌‌ادعای وزیر اسرائیلی
وزیر دفاع داخلی رژیم صهیونیستی که به تازگی از مقام خود برکنار شده، طی سخنانی مدعی شده در صورت حمله این رژیم به تأسیسات هسته ای ایران، جنگ درگرفته میان ایران و رژیم صهیونیستی تنها حدود یک ماه طول خواهد کشید و میزان تلفات آن 500 نفر خواهد بود.
به گزارش مشرق به نقل از مهر ، وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح با تاکید بر اینکه مقامات جنگ‌طلب رژیم غاصب صهیونیستی با اظهارات جنگ‌افروزانه خود در مسیر انهدام و فروپاشی ارتش و ماشین جنگی این رژیم قدم برمی‌دارند، گفت: نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران هم اکنون در بالاترین سطح آمادگی دفاعی و نظامی قرار دارند و به هر متجاوزی پاسخ کوبنده خواهند داد.
سردار احمد وحیدی، با اشاره به اظهارات وزیرسابق دفاع داخلی رژیم صهیونیستی مبنی بر اینکه اسراییل برای جنگ با ایران آماده می‌شود، گفت: مقامات رژیم صهیونیستی دچار اختلافات شدید سیاسی در میان خود هستند و اینگونه اظهارات هیچ ارزشی ندارد.
وی به اختلافات میان مسئولان نظامی و سیاسی رژیم صهیونیستی اشاره کرد و افزود: بیداری اسلامی این رژیم را در انزوا فرو برده است و آنها برای مطرح کردن دوباره خود و در راستای عملیات روانی بحث تلاش برای حمله به جمهوری اسلامی را مطرح می کنند.

وزیر دفاع و پشتیبانی نیروی های مسلح با تاکید بر اینکه مقامات جنگ‌طلب رژیم غاصب صهیونیستی با اظهارات جنگ‌افروزانه خود در مسیر انهدام و فروپاشی ارتش و ماشین جنگی این رژیم قدم برمی‌دارند، تاکید کرد: صهیونیستها امروز از سایه خود نیز هراس دارند لذا تلاش می‌کنند با هیاهو و جنگ‌ روانی این فضای ناامید کننده را مهار کنند اما باید بدانند با حرفهای تبلیغاتی مشکلاتشان پایان نخواهد یافت.

سردار وحیدی در در پایان این گفتگو با تاکید بر اینکه واکنش نیروهای مسلح به هرگونه تهدید و یا حمله رژیم صهیونیستی به جمهوری اسلامی ایران قاطع خواهد بود و گفت: نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران هم اکنون در بالاترین سطح آمادگی دفاعی و نظامی قرار دارند و به هر متجاوزی پاسخ کوبنده خواهند داد.

به گزارش مهر، وزیر دفاع داخلی رژیم صهیونیستی که به تازگی از مقام خود برکنار شده، طی سخنانی مدعی شده در صورت حمله این رژیم به تأسیسات هسته ای ایران، جنگ درگرفته میان ایران و رژیم صهیونیستی تنها حدود یک ماه طول خواهد کشید و میزان تلفات آن 500 نفر خواهد بود.

همچنین سفیر رژیم صهیونیستی در واشنگتن نیز در اظهار نظری عنوان کرده است اسرائیل خواهان حمله به ایران است، حتی اگر این حمله فعالیت هسته ای ایران را متوقف نکند.
http://www.mashreghnews.ir/fa/news/147322/واکنش-وزیر-دفاع-به‌‌‌ادعای-وزیر-اسرائیلی

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
پاسخ کوبنده ایران در صورت حمله اسرائیل
محسن رضایی؛در واکنش به اظهارت اخیر مقامات رژیم صهیونیستی در مورد حمله نظامی به جمهوری اسلامی ایران گفت: تهدیدات اخیر مقامات درمانده رژیم صهیونیسیتی در راستای تحت الشعاع قرار دادن روز قدس و کنفرانس بین المللی جنبش عدم تعهد است.
به گزارش مشرق به نقل از مهر ، دبیرمجمع تشخیص مصلحت نظام با تاکید بر اینکه نیروهای مسلح آمادگی کاملی برای پاسخ به تهدیدات دارند، گفت: اگر صهیونیستها دیوانگی کنند و به ایران حمله کنند پاسخی کوبنده از نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران دریافت خواهند کرد که منجر به سقوط آنها خواهد شد.
محسن رضایی؛در واکنش به اظهارت اخیر مقامات رژیم صهیونیستی در مورد حمله نظامی به جمهوری اسلامی ایران گفت: تهدیدات اخیر مقامات درمانده رژیم صهیونیسیتی در راستای تحت الشعاع قرار دادن روز قدس و کنفرانس بین المللی جنبش عدم تعهد است.
وی با بیان اینکه رژیم صهیونیستی در راستای کم اثر کردن تاثیرات بین المللی برگزاری اجلاس عدم تعهد در ایران تلاش می کند، گفت: تهدیدات اخیر مقامات رژیم صهیونیستی بیشتر جنبه روانی دارد و واقعی نیست.
دبیرمجمع تشخیص مصلحت نظام با تاکید بر اینکه نیروهای مسلح آمادگی کاملی برای پاسخ به تهدیدات دارند، افزود: اگر صهیونیستها دیوانگی را مرتکب شوند و به ایران حمله کنند پاسخی کوبنده از نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران دریافت خواهند کرد که منجر به سقوط آنها خواهد شد.
به گزارش مهر، وزیر دفاع داخلی رژیم صهیونیستی که به تازگی از مقام خود برکنار شده، طی سخنانی مدعی شده در صورت حمله این رژیم به تأسیسات هسته ای ایران، جنگ درگرفته میان ایران و رژیم صهیونیستی تنها حدود یک ماه طول خواهد کشید و میزان تلفات آن ۵۰۰ نفر خواهد بود.
همچنین سفیر رژیم صهیونیستی در واشنگتن نیز در اظهار نظری عنوان کرده است اسرائیل خواهان حمله به ایران است، حتی اگر این حمله فعالیت هسته ای ایران را متوقف نکند.
http://www.mashreghnews.ir/fa/news/147321/پاسخ-کوبنده-ایران-در-صورت-حمله-اسرائیل

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
ارسال پیامک حمله برای اسرائیلی‌ها
صحبت‌های به ظاهر بی‌پایان درباره حمله احتمالی به ایران و پیامدهای ناشی از آن، باعث متشنج و مضطرب شدن جامعه اسرائیل شده است.
به گزارش مشرق به نقل از فارس، دکتر "آیتزیک لوی" پزشک اسرائیلی در مقاله‌ای با عنوان "صحبت‌های بیهوده درباره حمله احتمالی به ایران"، نوشت؛ یکی از دوستان صمیمی‌ام روز یکشنبه 12 آگوست، از تعطیلات تابستانی خود در یونان بازگشت. به محض ورود، تلفن همراه خود را چک کرد و با چنین پیامکی مواجه شد "ستاد فرماندهی جبهه مردمی؛ آزمایش سیستم اعلام خطر تلفن همراه". (یک روش جدید برای اعلام حالت فوق العاده توسط "ستاد فرماندهی جبهه مردمی" مورد آزمایش قرار گرفت. یعنی مردم با دریافت پیامک از طریق تلفن همراه خود، از وقوع یک حمله موشکی به کشور آگاه خواهند شد). او در راه بازگشت به منزل در تاکسی، از طریق اخبار رادیو متوجه شد که اختیاراتی مبنی بر افزایش قدرت به نخست وزیر کشور اعطا شده‌است. این اختیارات، توسط اصلاح پیش نویس توافق نامه‌ای توسط اعضای کابینه به وی اعطا شد.
این کار دولت، راهی برای تحریک جامعه و ایجاد تشنج جمعی است. در اصطلاح پزشکی، تشنج جمعی این گونه تعریف می‌شود؛ ترسی که گروهی از مردم با ویژگی‌های مشترک را فرا می‌گیرد، مردمی که علائم ظاهری اضطراب شدید را نیز دارا می‌باشند. علائم اضطراب، علائمی فردی و ممکن است علائم فیزیکی جسمانی مانند طپش قلب، تنگی نفس و سوزش قفسه سینه را شامل شود. همچنین ممکن است علائم روانی رفتاری نیز داشته باشد، علائمی از قبیل ترس شدید، افسردگی، از دست دادن کنترل فردی و گوشه گیری.
تشنج جمعی ممکن است از یک رویداد واقعی (به عنوان مثال، هشدار نخست وزیر درباره حمله قریب الوقوع موشکی به اسرائیل) و یا از یک رویداد فرضی (مانند احتمال فرود اشیای ناشناخته پرنده در تل آویو) نشأت بگیرد.
در مورد اول، گروه کثیری از مردم ممکن است تحت تأثیر اضطرابی شدید قرار بگیرند و این اضطراب به سایر بخش‌های جامعه نیز سرایت کند. در مورد دوم، تنها گروه اندکی از مردم دچار ترس و وحشت می‌شوند، حتی ممکن است در بعضی موارد، فقط یک شخص دچار این ترس و اضطراب شود و سایرین تحت تأثیر اضطراب وی قرار گیرند.
مشهورترین مورد تشنج جمعی در سال 1938 اتفاق افتاد. در آن زمان، یک برنامه رادیویی به نام " جنگ جهانیان" به کارگردانی "اورسن ولز"، حمله مریخی‌ها به زمین را شبیه‌سازی می‌کرد. ترسی فراگیر، بیش از یک میلیون آمریکایی را در برگرفت.
حداقل 15 درصد از مردم اسرائیل از اضطراب رنج می‌برند و با این حال، ترکیبی از یک تهدید موجود با موضع محافظه کارانه سیاسی، می‌تواند باعث ایجاد اضطراب جمعی شود. باید به این موضوع توجه کنیم که درمان اضطراب فردی از درمان اضطراب جمعی متمایز است. قطعاً هر اضطرابی نیازمند درمان نیست و داشتن کمی اضطراب نشانه‌ای از سلامتی است، به عنوان مثال این اضطراب ما را به مطالعه برای امتحان یا ساختن پناهگاه برای حمله هوایی در زمان اضطراری وادار می‌کند.
برای درمان افرادی که از اضطراب رنج می‌برند، درمان با دارو به همراه درمان‌های شناختی-رفتاری، بهترین نتیجه را در پی خواهد داشت.
در درمان اضطراب در کودکان، به ویژه در مورد ترس و اضطراب از جنگ، بهترین روش آرام کردن والدین آن‌هاست. در شرایط اضطراب، یک پدر یا مادر خونسرد، می‌تواند باعث ایجاد آرامش و اطمینان شود. البته برعکس این موضوع نیز صدق می‌کند.
در مورد اضطراب جمعی، بهترین روش درمان، درمان پیشگیرانه است. یعنی نباید باعث برانگیخته شدن ترس در جامعه شد؛ زیرا می‌گویند "آبی که از جوی می‌رود، دیگر به جوی بر نمی‌گردد". ظاهراً کسی نمی‌تواند برای رهبران اسرائیل، "پروزاک" (نوعی داروی آرامبخش و ضدافسردگی) تجویز کند یا این دارو را به آب آشامیدنی مردم اضافه کند! بنابراین تمام کاری که ما پزشکان می توانیم انجام دهیم، این است که به نخست وزیر و همکارانش بگوییم؛ آقایان! خواهش می‌کنیم آرام باشید!
http://www.mashreghnews.ir/fa/news/147317/ارسال-پیامک-حمله-برای-اسرائیلی‌ها

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
ایران عامل کاهش مهاجرت به اسرائیل
رئیس آژانس یهود ضمن انتقاد از صحبت‌های علنی مقامات رژیم صهیونیستی درباره جنگ با ایران گفت: بحث‌های جنگ با ایران مهاجرت به اسرائیل را کاهش داده است.
به گزارش مشرق، فارس به نقل از روزنامه صهیونیستی جروزالم‌پست نوشت: رئیس آژانس یهود گفت صحبت‌های جنگ با ایران باعث شده است بسیاری از یهودیان مهاجرت به سرزمین‌های اشغالی (که در زبان عبری به آن «علیا» گفته می‌شود) را تا زمان از بین رفتن احتمال جنگ با ایران به تعویق بیندازند.
وی افزود صحبت‌های علنی درباره برنامه‌های جنگ، تمام خط قرمزها را رد کرده است.
«ناتان شارانسکی»، رئیس آژانس یهود درمصاحبه با رادیو اسرائیل با اشاره به فراگیرترین اصطلاح جنگ جهانی دوم گفت: «ظاهراً در قرن بیست و یکم دهن‌لقی کشتی‌ها را غرق نمی‌کند بلکه جنگ را به تعویق می‌اندازد.»
در زمان جنگ جهانی دوم یکی از رایج‌ترین شعارهای تبلیغاتی آمریکا این بود که «دهان‌لقی کشتی‌ها را غرق می‌کند»؛ منظور از این شعار این بود که صحبت‌های غیرمحتاطانه ممکن است باعث افشای اطلاعاتی مهم و باختن در عرصه نبرد شود.
رئیس آژانس یهود تصریح کرد دهها نفر از مهاجران مراحل ورود به سرزمین‌های اشغالی را نهایی کرده‌اند اما دهها نفر از آنها هم گفته‌اند سفرشان را به خاطر ترس از وقوع جنگ با ایران به تعویق انداخته‌اند.
وی همچنین افزود بحث‌های عمومی مقامات اسرائیل درباره جنگ تمام خط قرمزها را رد کرده و از توان بازدارندگی اسرائیل کاسته است.
http://www.mashreghnews.ir/fa/news/147289/ایران-عامل-کاهش-مهاجرت-به-اسرائیل

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
واکنش رامنی به اظهارات احمدی‌نژاد
نامزد جمهوری‌خواه آمریکا در انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۱۲ در واکنش به اظهارات رئیس‌جمهور ایران در روز جهانی قدس، اعلام کرد که آمریکا باید از هسته‌ای شدن ایران جلوگیری کند.
به گزارش مشرق، فارس به نقل از روزنامه صهیونیستی جروزالم پست نوشت: «میت رامنی» روز گذشته در واکنش به اظهارات «محمود احمدی‌نژاد» رئیس‌جمهور ایران در روز جهانی قدس در خصوص اینکه «اسرائیل یک غده سرطانی است که باید از صحنه روزگار محو شود» گفت که آمریکا باید جهان را به سمت متوقف کردن ایران از دستیابی به قابلیت هسته‌ای هدایت کند.
این نامزد جمهوری‌خواه آمریکایی در حالیکه اظهارات چند وقت اخیرش در حمایت از رژیم صهیونیستی و اینکه «قدس» باید پایتخت اسرائیل باشد، جنجال آفرینی کرد، اینبار نیز در حمایت از رژیم صهیونیستی مدعی شد: اظهارات ظالمانه اخیر احمدی‌نژاد، یادآور آن چیزی (اسرائیل) است که در خطر است.
«النا راس لتینن»، نماینده جمهوری‌خواه کنگره آمریکا و رئیس کمیته امور خارجی مجلس نمایندگان آمریکا نیز پس از سخنان احمدی‌نژاد، تأکید کرد که دولت «باراک اوباما» رئیس‌جمهوری آمریکا در مهار برنامه هسته‌ای ایران ناتوان بوده است.
لتینن اعلام کرد که اظهارات روز جمعه احمدی‌نژاد هشدار جدیدی است که یک جرقه دیگر در راه است.
«پل رایان» معاون رامنی نیز در واکنش به اظهارات احمدی‌نژاد گفت: در دولت رئیس‌جمهور رامنی، دشمنان ما مجبور می‌شوند در خصوص به چالش کشیدن ما و همپیمانان ما تجدید نظر کنند زیرا ما به لزوم برقراری صلح همراه با قدرت اعتقاد داریم.
رامنی از زمان آغاز رقابت‌های انتخاباتی خود، موضع کاملا جنگ‌طلبانه مقابل ایران اتخاذ کرده است و اخیراً به منظور جلب حمایت از مواضع صهیونیست‌ها، تأکید کرده که در صورت پیروزی در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا به ایران حمله می‌کند.
http://www.mashreghnews.ir/fa/news/147146/واکنش-رامنی-به-اظهارات-احمدی‌نژاد

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
هشدار موفاز درباره جنگ علیه ایران
رهبر حزب کادیما، حزب مخالف کابینه رژیم صهیونیستی، ضمن هشدار درباره جنگ علیه ایران آنرا برای اسرائیل فاجعه بار دانست.
به گزارش مشرق، مهر به نقل از پایگاه روسیا الیوم نوشت: "شائوول موفاز" به بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی درباره هرگونه حمله علیه ایران هشدار داد.
وی افزود: اسرائیل در راستای یک اقدام شتابزده و غیر عقلانی حرکت می کند اما تحرکات اسرائیل نمی تواند در برنامه هسته ای ایران تغییر استراتژیکی به وجود آورد.
موفاز بیان کرد: هر گونه اقدام نظامی علیه ایران ممکن است که برنامه هسته ای ایران را به مدت یکسال به تاخیر اندازد اما ما را به سوی یک جنگ فاجعه بار می کشاند.
ژنرال سابق ارتش رژیم صهیونیستی ضمن ابراز نگرانی از مواضع جنگ طلبانه بنیامین نتانیاهو نخست وزیر و ایهود باراک وزیر جنگ این رژیم افزود: امیدوارم که چنین جنگی رخ ندهد، زیرا عواقب آن فاجعه بار است.
http://www.mashreghnews.ir/fa/news/147024/هشدار-موفاز-درباره-جنگ-علیه-ایران
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[right]خبر ذیل ارتباط نزدیکی با این تاپیک ندارد؛ با این حال، بد ندیدم که دوستان از این موضوع مطلع باشند[/right]
[right][color=#808080][font=tahoma, arial, helvetica][size=4][center]تهدیدی جدید، زیر گوش اسرائیل[/center][/size][/font][/color][/right]

[right][url="http://www.tabnak.ir/fa/news/266779/%D8%A2%D9%82%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%87%D9%88-%D8%B4%D8%A8-%D8%A8%D8%AE%DB%8C%D8%B1-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF%D8%AA-%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DA%A9"]http://www.tabnak.ir/fa/news/266779/%D8%A2%D9%82%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%87%D9%88-%D8%B4%D8%A8-%D8%A8%D8%AE%DB%8C%D8%B1-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF%D8%AA-%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DA%A9[/url][/right]
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
خل و چل نيستيم كه به ايران حمله كنيم!
به گزارش مشرق ، کیهان در ستون ویژه های خود نوشت :

عربستان سعودي مي خواهد تركيه را به عاقبت شوم پاكستان دچار كند

همزمان با حمله القاعده به يك پايگاه هوايي در پاكستان يك روزنامه چاپ تركيه هشدار داد: سرنوشت پاكستان در انتظار تركيه است.
چند روز پيش شماري از نيروهاي القاعده به پايگاه هوايي مينهاس در استان پنجاب حمله كردند. اين پايگاه يكي از مراكز مهم پژوهش هاي توسعه نيروي هوايي پاكستان در زمينه توليد جنگنده «JF-17» به شمار مي رود.
همزمان روزنامه تودي زمان چاپ تركيه در مقاله اي به انتقاد از حمايت هاي دولت آنكارا نسبت به گروه هاي مسلح و تروريستي در سوريه پرداخت و نوشت: دقيقا 30 سال پيش بود كه سازمان سيا در مناطق مرزي پاكستان و افغانستان فعال شد و طالبان را براي مبارزه با شوروي مجهز كرد. سلاح هايي كه سازمان سيا تامين كرد، اغلب ساخت آمريكا بود و با پول پادشاهي هاي عرب نفتي خريداري و از راه پاكستان به افغانستان قاچاق مي شد. پاكستان تحت حكومت ژنرال ضياءالحق، مشتاقانه در اين سناريو بازي مي كرد، چون هم به خاطر اين كار از آمريكا و عربستان كمك مالي دريافت مي كرد و هم بخشي از سلاح ها سهم پاكستان شد. در همان زمان، گزارش هايي بود كه با رضايت آمريكا و عربستان سعودي، گروهي از شبه نظاميان بسيار تندرو از دورترين نقاط جهان اسلام به سوي مرز پاكستان و افغانستان جذب شده اند. حالا همان پول عربستان و ايدئولوژي افراطي سلفي جنگ طلب تاثيري بسيار منفي بر پاكستان گذاشته است.
اين روزنامه مي افزايد: فرايندي كه در دهه 1980 در پاكستان آغاز شد، اكنون اين كشور را به يك دولت تقريبا از هم پاشيده و پايگاه انواع تروريست ها تبديل كرده است؛ گروه هايي كه توسط پاكستاني ها ايجاد شد تا به افغانستان و بعدا هند حمله كنند، حال سلاح خود را به سوي دولت پاكستان گرفته اند. مناطق قبايلي اكنون به منشأ تروريسم در افغانستان نيز تبديل شده است. به همين دليل است كه آمريكا مجبور شده با هواپيماهاي بدون سرنشين به اين مناطق حمله كند. چنين حملاتي هم حاكميت پاكستان بر سرزمين خود را از بين برده و هم باعث از بين رفتن اعتبار اين دولت در داخل و خارج شده است. آنچه امروز در مرز سوريه و تركيه مي گذرد، به نحو ترسناكي شبيه چيزي است كه در مرز پاكستان و افغانستان اتفاق افتاد.
روزنامه مذكور خاطرنشان كرد: غيرممكن است، اگر گمان كنيد ايدئولوژي عربستان در پي پول آن به مرز تركيه و سوريه منتقل نمي شود، همان گونه كه در دهه 1980 در مرز پاكستان و افغانستان اتفاق افتاد.
روزنامه تودي زمان در ادامه به نقش خيانت آميز عربستان پرداخته و مي نويسد: حمايت فعالانه تركيه از درگيري هاي سوريه مي توان شكاف هاي قومي را در درون تركيه ميان سني ها، علوي ها و كردها فعال كند. براي عربستان بهتر است كه اين گروه هاي شيعه و سني مقابل هم قرار گيرند اما خطر در اين است كه تركيه مانند پاكستان شود. اردوغان و داود اوغلو انسان هاي باهوشي هستند و به طور خاص، دومي تاريخ را مي فهمد. آن ها پيش از اينكه بسيار دير شود، بايد بدانند كه آنچه در دهه 80 در پاكستان رخ داد، ممكن است بر سر آنها هم بيايد، مگر اينكه به سرعت بر دخالت خود در سوريه لگام بزنند و اجازه ندهند خصومت شخصي آنها با اسد اصلي ترين عامل تعيين كننده سياست تركيه در قبال سوريه شود.
اين روزنامه در پايان نوشت: سرانجام آمريكايي ها و سعودي ها منطقه را ترك مي كنند و تركيه بايد اوضاع را جمع كند. اما آنها به احتمال زياد پشت سر خود آشوب باقي خواهند گذاشت، همان گونه كه در افغانستان اين كار را كردند و تركيه خواهد بود كه هزينه آن را خواهد پرداخت.



كام چه كساني از خبر حضور محمد مرسي در تهران تلخ مي شود؟

تصميم رئيس جمهور مصر براي سفر به تهران و حضور در نشست سران جنبش عدم تعهد، نشانه تازه اي از تلاش مصر جديد براي خروج از سيطره واشنگتن و تل آويو است.
عبدالباري عطوان سردبير روزنامه القدس العربي با اعلام مطلب فوق نوشت: اين روزها سفر محمد مرسي به تهران براي حضور در نشست غيرمتعهدها ذهن اسرائيلي ها و آمريكايي ها را مشغول كرده است. بي گمان رئيس جمهور مصر با سفر به تهران پيام محكمي به اسرائيل و آمريكا مي دهد و درونمايه آن اين است كه مصر در حال خارج شدن از سيطره آمريكا و اسرائيل است و ديگر با برخي كشورهاي منطقه كه مخالف روابط قاهره با تهران بودند تعارفي ندارد.
عطوان در ادامه يادآور شده كه نسيم روابط سياسي بين دو كشور هنگامي وزيدن گرفت كه رئيس جمهور ايران و مصر در حاشيه نشست سازمان همكاري اسلامي در مكه يكديگر را در آغوش گرفتند. پيشنهاد محمد مرسي درباره تشكيل گروه تماس منطقه اي با حضور ايران، براي حل بحران سوريه اين تحليل را تقويت مي كند. خيلي ها در عربستان و در دولت هاي غربي از اين پيشنهاد غافلگير شدند زيرا آن ها مشاركت ايران را در اين بحران رد مي كنند.
عطوان تصريح كرد: بعيد نيست كه مرسي در تهران از سرگيري روابط ديپلماتيك دو كشور و بازگشايي سفارت دو كشور پس از 32 سال را اعلام كند و اين به دو دليل طبيعي است، اول؛ بزرگ ترين سفارتخانه ها در تهران سفارتخانه هاي كشورهاي حوزه خليج فارس است و هفته پيش نيز بحرين سفيرش را به تهران بازگرداند.
دوم اينكه غيرمنطقي است مصر در تل آويو سفارت داشته باشد، اما سفارت آن در تهران بسته باشد. حسني مبارك، ديكتاتور مصر، بنا به دستور اسرائيل و آمريكا و تعارفي كه با كشورهاي حوزه خليج فارس داشت، با از سرگيري روابط با ايران مخالفت مي كرد. اما اكنون مبارك و رژيم او و موانع پيش روي روابط با ايران وجود ندارد.
همزمان سايت صهيونيستي بالاترين ضمن حمله به رئيس جمهور مصر نوشت: شرم آور است، ما از كساني در مصر حمايت مي كرديم كه اسلامگرا از آب درآمدند و حالا رئيس جمهور آنها در نشستي كه حكومت اسلامي ميزبان آن است شركت مي كند.
بالاترين نوشت: خبر حضور محمد مرسي در نشست تهران خبري ناميمون است و تأسف بار است و نشان مي دهد مصر در دست اسلامگرايان قرار گرفته است.





ديوانه ايم اما خل و چل نيستيم كه به ايران حمله كنيم!

عضو سابق پارلمان رژيم صهيونيستي هياهوي هفته هاي اخير نخست وزير و وزير دفاع اين رژيم را هارت و پورت ارزيابي كرد و نوشت آنها شايد ديوانه باشند اما مشنگ نيستند كه با ايران درگير شوند.
به گزارش گويانيوز، اوري آونري كه از روزنامه نگاران باسابقه صهيونيست به شمار مي رود، در تحليل خود خاطرنشان كرده است: اوباما هارت و پورت مي كند. اين را پيش از اين هم گفته بودم و دوباره تكرار مي كنم، حتي پس از ياوه گوئي هاي بي پايان در اين باره در مورد هيچ جنگي پيش از آن كه رخ دهد، اين قدر صحبت نشده است. اگر به سبك فيلم هاي قديمي بگوئيم: «اگر مي خواهي شليك كني، شليك كن، حرف نزن».
وي در اين مقاله كه با عنوان ديوانه يا مشنگ؟ (Mad or Crazy?) منتشر شده مي افزايد: نتانياهو گمان مي برد چرچيل دوران است اما تا آنجا كه من به خاطر دارم چرچيل هرگز هنگام رسيدن به قدرت نگفته بود كه «من مسئوليت شكست آينده را به گردن مي گيرم.» حتي در لحظات نوميدكننده آن دوران، او به پيروزي ايمان داشت.
آونري تصريح كرد: اسرائيلي ها به ويژه و به طور قابل فهمي از باران ده هزار موشك به سوي اسرائيل هراس دارند و نه فقط از سوي ايران، بلكه همچنين از لبنان و غزه. وزير مسئول دفاع غيرنظامي در همين هفته مقامش را ترك كرد و فرد ديگري از حزب تيره بخت كاديما جاي او را گرفت. همه مي دانند كه بخش بزرگي از جمعيت اسرائيل (از جمله شخص خودم) بي دفاع اند.
ايهود باراك اظهار داشته كه موشك هاي دشمن بيش از 500 اسرائيلي ناقابل را نخواهد كشت. من دلم نمي خواهد كه چنين افتخاري نصيب من شود. اگر چه در نزديكي وزارت دفاع زندگي مي كنم.
وي معتقد است: رودرروئي نظامي بين ايران و اسرائيل فقط بخشي از ماجراست ولي بخش مهم آن نيست. همان طوري كه در گذشته گوشزد كرده ام، مسئله بسيار مهم تر، تاثير جنگ بر روي اقتصاد جهان است كه هم اكنون در بحران عميقي غرق شده است . ايران هر حمله اسرائيل را به منزله الهام از آمريكا تلقي كرده و واكنش آن نيز متناسب با آن خواهد بود، همان طوري كه مقامات ايراني در اين هفته بيان كردند. خليج فارس به مثابه يك بطري است كه دهانه تنگ آن تنگه هرمز، كاملا تحت كنترل ايران است. توصيه عاقلانه اين است كه ناوهاي هواپيمابر غول پيكر آمريكايي مستقر در خليج فارس تا دير نشده آن جا را ترك كنند. آن ها به كشتي هاي قديمي شباهت دارند كه كلكسيونرهاي كشتي هاي مدل كوچك در داخل بطري سرهم مي كنند. حتي سلاح هاي نيرومند آمريكا قادر به باز نگه داشتن تنگه نخواهند بود. روشن است كه هزينه بسته شدن آن موجب بالا رفتن نجومي بهاي نفت خواهد شد. درگيري نظامي واقعي، فروپاشي اقتصادي در پهنه جهان به بار آورده و صدها هزار - شايد هم ميليون ها - بيكار جديد ايجاد خواهد كرد.
عضو سابق پارلمان رژيم صهيونيستي مي افزايد: هر كدام از اين قربانيان اسرائيل را نفرين خواهند كرد. از آنجا كه بسيار روشن است كه اين يك جنگ اسرائيلي است خشم متوجه ما خواهد شد. اما، بدتر، بسيار بدتر، چون اسرائيل اصرار دارد كه «دولت خلق يهود» است، اين غضب ممكن است به شكل طغيان هاي بي سابقه ضد يهودي نيز ظاهر شود. اسلام ستيزان نوظهور به دوران گذشته نفرت از يهوديان باز خواهند گشت.
اوري آونري آنگاه واقعيت نهفته در پشت لفاظي هاي مقامات رژيم صهيونيستي را يادآور شد و نوشت: به رغم شست وشوي مغزي دايمي، نظرسنجي ها نشان مي دهد كه اكثريت اسرائيلي ها نسبت به حمله موضعي كاملا مخالف دارند. يكي از چشمگيرترين جنبه هاي شرايط كنوني اين است كه فرماندهان ارتش و مقامات امنيتي نظير روساي موساد و شين بت و نيز مسئولان پيشين اين نهادها، كاملا و آشكارا با حمله مخالفند. اين از موقعيت هاي نادري است كه فرماندهان نظامي از مسئولان سياسي، ميانه روترند و سوال اين است كه چگونه مقامات سياسي جنگ سرنوشت سازي را شروع مي كنند، در حالي كه عملا همه مشاوران نظامي آنان كه قابليت هاي نظامي و بخت پيروزي ما را مي دانند، مخالف آنند؟
گفتني است اين تحليلگر صهيونيست آبان سال گذشته نيز در پي ياوه گويي هاي مشابه مقامات صهيونيست، آنها را به باد تمسخر گرفته و نوشته بود: «همه اين صحنه مدرسه را به ياد دارند، پسر كوچكي با بزرگتر از خودش دعوا مي كرد. رو به سر رفيقش داد مي زد منو بگير، قبل از آن كه كاري دستش بدهم! از قرار معلوم دولت اسرائيل هم در چنين راهي افتاده است. يك ضرب المثل آلماني مي گويد انقلابي كه پيشاپيش خبرش را بدهند، سر نخواهد گرفت. در مورد جنگ هم چنين است. داگان رئيس پيشين موساد چنين ايده اي را ابلهانه ترين ايده ناميده است. همه شواهد ناظر بر اين است كه تمام اين جار و جنجال ها دوز و كلك است. اين يك شگرد كهنه است.»
اين تحليل آونري آن قدر تلخ بود كه باراك مجبور شد واكنش نشان داده و بگويد «هنگامي كه مي شنويم يك روزنامه نگار ارشد به ملت مي گويد اگر جنگي با ايران درگير شود احتمال دارد يك صد هزار نفر كشته شوند و يا يك روزنامه مهم و پرتيراژ ادعا مي كند احتمال دارد اسرائيل نابود شود و يا يك عضو مهم «كنست» مي گويد در صورت جنگ با ايران، آنقدر افراد كشته خواهند شد كه محلي براي دفن آنها وجود نخواهد داشت بايد بپرسيد اين ها درباره چه سخن مي گويند و چرا بذر وحشت را مي كارند. كسي كه مي انديشد من و نخست وزير اسرائيل نشسته ايم و برنامه حمله به ايران را مطرح كرده ايم، هذيان مي گويد.»
http://www.mashreghnews.ir/fa/news/147736/خل-و-چل-نيستيم-كه-به-ايران-حمله-كنيم
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
معاریو: هرگونه مقابله با ایران به نابودی اسرائیل ختم می‌شود
یک روزنامه صهیونیستی می‌نویسد؛ تل‌آویو نباید با گزینه حمله پیش‌دستانه و یا حمله تلافی‌جویانه با ایران وارد درگیری نظامی شود. اهالی کنونی اسرائیل تسلیم شده و دست از مقاومت می‌کشند.
به گزارش مشرق به نقل از فارس، روزنامه عبری زبان «معاریو» چاپ سرزمین‌های اشغالی در گزارشی به قلم «یهودا جود نعمان» فیلمبردار و استاد دانشگاه تل‌آویو درباره «پرهیز اسرائیل از هرگونه حماقت نظامی علیه ایران» می‌نویسد؛ هنگامی‌که به تأسیسات هسته‌ای ایران حمله می‌شود و بمب‌ها برای نابودی تاسیسات‌ آن‌ها فرود می‌آیند، از سوی دیگر این موشک‌های تلافی‌جویانه‌ ایران است که برای پاسخگویی شلیک می‌شوند و در نتیجه افراد زیادی کشته و مجروح می‌گردند.

حال در زمانی که هنوز درگیری رخ نداده است، زمان گفتگو برای بکارگیری گزینه دیگر وجود دارد. «گزینه ترس از وقوع جنگ هسته‌ای» که بین آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی سابق در طی جنگ سرد برقرار شد و وحشت از چشم انداز جنگ هسته‌ای و نابودی متقابل مانع از هرگونه رویارویی شد. کم و بیش از نبرد کره که از سال 1950 تا 1953 طول کشید تا فروپاشی دیوار برلین در سال 1989 که به نشانه خاتمه جنگ سرد بود، جهان نبردی را به‌خود ندید.



*ایران هسته‌ای، اسرائیل را بشدت مشوش کرده است

همانند بحران کنونی بابت برنامه‌های هسته‌ای ایران، در دوران جنگ سرد وضعیت به‌حدی رسیده بود که جهان هر آن در انتظار شعله‌ور شدن نبردی بسر می‌برد.

به‌عنوان مثال در سال 1962 به لطف «فیدل کاسترو»، موشک‌های شوروی برای حمله به سواحل آمریکا در کوبا استقرار یافتند ولی در آن زمان سران وقت دو کشور یعنی «جان.اف.کندی» آمریکایی و «خروشچف» روسی، راهی را برای جلوگیری از وقوع نبرد یافتند و سپس «تلفن قرمز» یا خط مستقیم تلفنی ویژه بین کاخ سفید و کرملین جهت تماس در موارد ضروری برپا شد.



* تلاش برای القای گزینه ترس از نبرد هسته‌ای

با وجود داستان فیلم‌هایی در زمینه «پایان جهان» و فیلم «دکتر استرنج لاو» یا با نام دیگر «چگونه یاد گرفتم دست از هراس بردارم و به بمب عشق بورزم» به کارگردانی استنلی کوبریک کارگردان یهودی آمریکایی، هیچ نبردی بین آمریکا و شوروی رخ نداد؛ زیرا ترس از درگیری هسته‌ای بین دو طرفی که هر یک مجهز به زرادخانه‌ جنگ افزار‌های هسته‌ای بودند، شبکه‌ امنیتی کنترل و توازنی را ایجاد کرد تا هر دو طرف از بکارگیری سلاح هسته‌ای خودداری کنند.

در تناقض با وضعیت موجود آن زمان، هرگز در دوران جنگ سرد بین بلوک شرق و غرب و در نبرد ویتنام جنگ افزار‌های هسته‌ای بکار نرفت. هم‌اینک ترس از وقوع نبرد هسته‌ای سال‌هاست که به همین شکل باقی مانده و هم اکنون نظایر آن‌را بین هند و پاکستان و هند و چین شاهد هستیم.



* از ترس حملات پیش دستانه، ایران نباید هسته‌ای شود

گزینه «ترس از درگیری هسته‌ای» بر اساس دکترین «حمله ثانویه تلافی‌جویانه» و نیز «حمله سوم» است. بر اساس گزارش‌های منابع خارجی، جنگ افزار‌های هسته‌ای و موشک‌های کنونی اسرائیل، قادر به انجام حمله تلافی‌جویانه در منطقه و علیه مقابله با بمباران هسته‌ای به هدف نابودی اسرائیل هستند.

ولی با توجه به این‌که اسرائیل کوچک است پس تل‌آویو نباید خود را در معرض خطر حمله پیش دستانه از سوی ایران قرار دهد بنابراین نباید اجازه دهد تا ایران به بمب هسته‌ای دست یابد.



* ترس اسرائیل بی‌دلیل نیست

هرچند که در ماجرای «متزادا»، محاصره منطقه توسط سربازان رومی منجر به خودکشی متعصبین یهودی که در صحرای «یهودا» سنگر گرفته بودند، شد، اما باید درنظر داشت ‌که اهالی کنونی اسرائیل بدین شکل نیستند و خودکشی نمی‌کنند بلکه تسلیم شده و دست از مقاومت می کشند.



* گزینه «بیم ترس از حمله هسته‌ای» مناسب‌تر است

با وجود حمله تلافی جویانه اسرائیل علیه ایران که سدی کامل و ایمن در برابر حمله هسته‌ای است بنابراین چرا باید بین تل‌آویو و تهران گزینه «ترس از حملات هسته‌ای» انتخاب نشود؟ چرا باید به بنیامین نتانیاهو نخست وزیر و «باراک» وزیر جنگ اجازه داد که به اسرائیلی‌ها قوت قلب بدهند که در صورت وقوع درگیری تنها صدنفر کشته خواهند شد؟ چرا باید به آن‌ها اجازه داد تا با صحبت از هولوکاست دوم، ما را بترسانند؟

البته ما در اسرائیل به این نوع ارعاب‌ها خو گرفته‌ایم. برای مثال، در زمان دولت «لوی اشکول» نخست وزیر وقت اسرائیل و قبل از وقوع جنگ‌های شش روزه در سال 1967 و فاصله سه هفته ای بین آن، چنین چیزی را شاهد بودیم. همین تاکتیک رعب و وحشت را بعدا از سوی «گلدا مایر» و «موشه دایان» در نبرد «یوم کیپور» در سال 1973 و ترس از تخریب «معبد مقدس سوم» و بکارگیری جنگ افزار‌های هسته‌‌ای نظاره‌گر بودیم.



* خیر، گزینه «ترس از حمله هسته‌ای» نیز بی‌فایده است

اما در کنار این‌ها باید گفت که موارد تاثیرگذار دیگری نیز دخیل هستند. اول از همه این است که بکارگیری «گزینه ترس ناشی از بمب هسته‌ای» از سوی ما، احتمالا سد راه آزادی اسرائیل خواهد شد. بطوری‌که دیگر تل‌آویو قادر نخواهد بود جنگ‌هایی همانند جنگ اول لبنان در سال 1982، جنگ دوم سال 2006 و یا عملیات «سرب گداخته» غزه را اجرا کند و دیگر عملیات سرب گداخته و یا سرب توخالی در کار نخواهد بود.



* اسرائیل در برابر ایران در موضع ضعف قرار دارد

آیا ما در حقیقت شاهد نمایش ترسناک مترسک آدم آهنی در فیلم «جادوگران شهر اُز» هستیم؟ آیا «جادوگر شهر اُز» خود را از دید تهران مخفی نگه داشته و همانند شیربزدل این فیلم که شجاعتش را از دست داده، است؟ در رابطه با سابقه ترس ما از مسئله هولوکاست، در صورت هرگونه تقابل با ایران باید همه بهای گزافی را بپردازند.



* هرگونه برخوردی با ایران مختوم به نابودی اسرائیل است

واقعیت این است که اسرائیل نمی‌تواند در اولین حمله پیش دستانه جان به‌سلامت ببرد. در همین راستا، اسرائیل حتی تاب حملات تلافی‌جویانه یا همان ضدحمله‌هایی را که با شلیک صد‌ها موشک از جانب حزب‌ الله و ایران صورت می‌گیرد، ندارد. در این زمینه باید بمباران هسته‌ای‌ هیروشیما بیاد آورده شود. در این میان، توکیو حتی با بمب غیرهسته‌ای نابود شد و تلفات به‌مراتب بیشتری را باقی گذاشت، پس عقل سلیم می‌گوید که نه با بکارگیری گزینه اول (حمله پیش دستانه) و نه با گزینه دوم (حمله تلافی جویانه) و درکل نباید به هیچ صورتی نبردی بین اسرائیل و ایران صورت گیرد.
http://www.mashreghnews.ir/fa/news/147780/معاریو-هرگونه-مقابله-با-ایران-به-نابودی-اسرائیل-ختم-می‌شود

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[right][b]دریابان شمخانی[/b][/right]
[right][b]ضربه متقابل ایران به تهاجم دشمن قطعا موقت نخواهد بود[/b][/right]

[right][url="http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13910601000328"]http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13910601000328[/url][/right]

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[color=#0000ff][b]برآورد جدید اسرائیل: حمله به ایران یعنی سقوط اقتصاد اسرائیل[/b][/color]

گروه اطلاعات تجارت (بی دی ای) به بررسی ضررهای اقتصادی «اسرائیل» در صورت حمله به ایران پرداخته است.

به گزارش سرویس بین الملل «انتخاب» ؛ این موسسه اقتصادی بر اساس نظر پایگاههای امنیتی اسرائیل در مورد قدرت نظامی ایران نظر داده است ، هر چند به نظر می رسد با توجه به نقص شدید بودن اطلاعات اسرائیل از قدرت نظامی ایران ، برآورد مذکور می تواند «اشتباهی بزرگ» باشد

"بی دی آی" پیش بینی کرده که «در صورت حمله‌ی اسرائیل به تاسیسات اتمی ایران، اقتصاد این کشور با آسیبی معادل ۴۲ میلیارد دلار مواجه خواهد شد.»

پیش از این ، رئیس بانک مرکزی اسرائیل هشدار داده که در صورت بروز جنگ، اسرائیل به ورطۀ بحران اقتصادی سقوط خواهد کرد.

در گزارش این موسسه‌ تاکید شده که این میزان خسارت تقریبا معادل ۴/ ۵ درصد از قیمت کل تولیدات داخلی اسرائیل در سال گذشته‌ی میلادی است.

این گزارش همچنین پیش‌بینی کرده که آسیب غیرمستقیم اقتصادی ناشی از حمله‌ی نظامی به ایران تا دست‌کم ۵ سال بر اقتصاد اسرائیل ضربه خواهد زد.

در این گزارش برآورد شده که این آسیب سالانه معادل ۲۴ میلیارد شکل اسرائیل خواهد بود. شکل واحد پول اسرائیل است.

"بی دی ای" تصریح می‌کند: «می‌توان پیش‌بینی کرد که حمله‌ی احتمالی به ایران، جنگ را به مناطق مراکز و شهرهای اصلی نیز که ۷۰ درصد ساختار و مراکز اقتصادی را شامل می‌شود، خواهد کشاند و آسیب‌های جنگ با ایران از جنگ ۳۳ روزه با لبنان، جدی‌تر خواهد بود.»

[b]خسارت جنگ 33 روزه[/b]
این موسسه‌ی تحقیقاتی اعلام کرد که خسارات ناشی از جنگ ۳۳ روزه اسرائیل با لبنان در سال ۲۰۰۶ میلادی رشد اقتصادی کشور را با نیم درصد کاهش روبرو کرد.

بنا به این گزارش، خسارت‌های مستقیم ناشی از جنگ با لبنان به زیرساخت‌‌های اقتصادی و فضاهای شهری معادل ۳/ ۱ درصد بود.

در بخشی از این گزارش آمده است: «اگر حمله‌ به ایران با ابعاد و زمانی مشابه جنگ با لبنان باشد، می‌توان تخمین زد که ساختارهای اقتصادی به طور مستقیم تا ۱۶ میلیارد شکل اسرائیل آسیب خواهند دید.»

لینک
[url="http://www.entekhab.ir/fa/news/73986"]http://www.entekhab.ir/fa/news/73986[/url]

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط amirarsalankhan
      بمب افكن تهاجمي نسل بعد، LRS-B
       
                                 
       
       
      بمب افكن نسل بعد ( NGB، قبلا به نام بمب افكن 2018 شناخته مي شد ) يك برنامه به منظور توسعه يك بمب افكن جديد براي نيروي هوايي ايالات متحده بود. NGB قرار بود تا در حدود سال 2018 و به عنوان يك بمب افكن پنهانكار، مادون صوت، برد متوسط و با قابليت متوسط حمل سلاح وارد خدمت شود و به تدريج جايگزين بمب افكن هاي پير و پا به سن گذاشته (  B-52 Stratofortress  و B-1 Lancer ) گردد. ولي برنامه توسعه NGB با ظهور طرح بمب افكن دور برد تهاجمي سنگين ايالات متحده به فراموشي سپرده شد.
       
         
       
      اين اتفاق زماني افتاد كه در ژوئن 2010 سپهبد Breedlove  در مصاحبه اي بيان كرد كه اصطلاح بمب افكن نسل بعد مرده و از اين به بعد نيروي هوايي بر روي طراحي بمب افكن هاي دور برد تهاجمي كار خواهد كرد كه در آن از سيستم هاي به كار رفته در جنگده هاي F-22 و F-35 استفاده خواهد شد تا بمب افكني مقرون به صرفه و با قابليت هاي استثنايي هر دو جنگنده فوق جهت انجام ماموريت ها طراحي و توليد گردد.
       
             
       
       
      بمب افكن دور برد تهاجمي (Long Range Strike Bomber)
      برنامه توسعه بمب افكن دور برد تهاجمي ( LRS-B ) به معناي واقعي كلمه پنهانكار است! و اطلاعات خيلي كمي از آن منتشر شده است ولي اهميت آن را به خوبي مي توان در رفتار پنتاگون و شركاي صنعتي بزرگ آن احساس كرد.بسياري از كارشناسان معتقدند كه برنامه توسعه اين بمب افكن ساختار نيروي هوايي ايلات متحده را در 20 سال آينده شكل خواهد داد و هر شركتي كه برنده مناقصه توليد اين بمب افكن شود پول پارو خواهد كرد و بازنده نيز مي تواند مطمئن باشد كه جايگاهي در آينده هوانوردي نظامي ايلات متحده نخواهد داشت مگر ان كه معجزه اي كند!
      هر چند امروزه لاكهيد ماريتن به لطف پروژه F-35 آينده خود را در صنعت هوانوردي نظامي ايالات متحده تضمين كرده است و بويينگ نيز به مدد توليدات هوانوردي غير نظامي خود مي تواند از اين بحران عبور كند و تنها نورث روپ است كه چاره اي ندارد و  بايد اين مناقصه را برنده شود تا بتواند با خيال راحت به آينده خود فكر كند
      شناخته ها و ناشناخته ها
      پيش بيني شده 80 تا 100 فروند از اين بمب افكن جديد جايگزين ناوگان فعلي بمب افكن هاي ايالات متحده شود.  
      پنهانكار بودن ،قابليت حمل سلاح هاي هسته ايو داراي بودن هر دو حالت پروازي سرنشين دار و بي سرنشين از الزامات طراحي LRS-B است.قيمت تعيين شده براي هر فروند بمب افكن جديد 550 ميليون دلار در سال 2010 پيش بيني شده و قرار است به جهت كم كردن هزينه ها از فناوري موجود در طراحي ان استفاده شود ولي ساختار طراحي آن بايد به شكلي باشد كه بتواند از تكنولوژي هاي آينده نيز استفاده كند.دو رقيب اصلي در طراحي اين بمب افكن يكي كمپاني  Northrop Grumman, با سابقه طراحي بمب افكن پنهانكار و گرانقيمت B-2 است و ديگري مشاركت كمپاني هاي بويينگ و لاكهيد مارتين با سابقه طراحي جنگنده هاي F-22 و F-35 .همچنين پيش بيني مي شود در اواسط دهه 2020 اولين پروازهاي اين بمب افكن انجام شود.طبق حدس هايي كه كارشناسان مي زنند نيروي هوايي آمريكا به دنبال يك بمب افكن در اندازه اي حدودا نصف B-2 است كه از دو موتور F-135 همانند F-35 سود ببرد.
       
                                              
                                         
                                          پيشران F-135 Pratt  & Whitney
       
      الان همه شما ميگوييد اين كه خيلي كوچيكه، خب مسلما بايد بزرگتر بشه ولي با صحبتي كه رابرت گيتس وزير سابق دفاع انجام داد و به اعضاي كنگره گفت كه قيمت هر فروند 550 ميليون دلار ميشود راه را بر روي بزرگتر شدن اين بمب افكن فعلا بست. و اين نگراني را در بين كارشناسان به وجود آورد كه هر شركتي كه بتواند با حداقل آيتم هاي اساسي يك بمب افكن توليد كند برنده اين مناقصه خواهد بود بدون توجه به نيازهاي اساسي نبردهاي آينده.بنابراين يكسري الزامات از سوي كارشناسان هوانوردي نظامي جهت توسعه LRS-B  پيشنهاد شده است :
      پنهانكاري
      امروزه ميدانيم كه 80 درصد قابليت پنهانكاري به شكل و طراحي هواپيما بستگي دارد و فقط 20 درصد به مواد و تكنولوزي پيشرفته به كار رفته در آن وابسته است. كه همين 20 درصد هم بيشترين هزينه را به خود اختصاص مي دهد. پس يايد تعادل خوبي را بين اين دو بخش برقرار كرد تا هزينه هاي طراحي و توسعه سرسام اور نباشد.
      تعمير و نگهداري
      استفاده از مواد جاذب امواج رادار ساخته شده مي تواند نگهداري اين بمب افكن را بسيار راحت تر كند تا استفاده از موادي كه در لبه تكنولوژي روز قرار دارند و بسيار گران قيمت خواهند بود و نگهداريشان نيز بسيار مشكل است.ولي پلت فرم طراحي نيز بايد به شكلي باشد كه اين پرنده بتواند در 50 سال آينده آسمان ها را همچنان تسخير كند و پذيراي مواد جديد و تكنولوژي هاي نوين نيز باشد.
      قابليت حمل بمب هاي هسته اي
      تصميم گيري در اين مورد بايد همين الان صورت بگيرد، هر چند نيروي هوايي علاقه دارد تا چند سال بعد از توليد بمب افكن ها مجوز حمل سلاح هاي هسته اي را براي آنها صادر كند ولي با توجه به پيشرفت هاي سريع در صنعت هوانوردي نظامي از الان اين پرنده بايد طوري طراحي شود كه حداقل نيمي از آنها از ابتدا قابليت حمل بمب هاي هسته اي و هيدروژني را داشته باشند. و توانايي بازدارندگي ايالات متحده را همچنان حفط كنند.
      كنار گذاشتن طرز فكر شواليه تنها!
      بسياري از مردم فكر مي كنند كه پنهانكاري يعني يك جنگنده پنهانكار به تنهايي و با شجاعت به مانند يك شواليه به مواضع دشمن حمله مي كند و تمامي آنها را نابود ميسازد!! از الان بايد اين تفكر را دور ريخت و يك برنامه جامع جهت حملات پر تعداد بمب افكن هاي نسل بعد در نظر گرفت و تمام سناريوهاي موجود و تهديدات لازم را در آنها پيش بيني كرد تا قدرت واقعي بمب افكن ها و تاثير آنها بر روي مواضع دشمن مشخص شود.
      ساخت يك بمب افكن، نه فقط يك پلت فرم صرف
      در سال هاي بعد LRS-B تنها بمب افكن سنگين ايالات متحده خواهد بود. پس بايد به شكلي طراحي شود كه قابليت باز طراحي بسياري از قسمت هاي آن وجود داشته باشد و بتواند از تكنولوژي هاي آينده نيز به خوبي بهره مند شود. همچنين LRS-B بايد بتواند ماموريت هاي دريايي را نيز به خوبي ماموريت هاي زميني انجام دهد.
      نگه داشتن خلبان در كابين
      با وجود داشتن فناوري پروازهاي بي سرنشين اما ما نبايد در دام اين صحبت ها بيافتيم كه LRS-B بايد تنها قابليت بي سرنشين داشته باشد!، نداشتن خلبان در ميدان نبرد يعني نداشتن حس مسئوليت پذيري و ابتكارات لحظه اي نمي توان از جذابيت هاي فراوان پرنده هاي بي سرنشين گذشت ولي يك بمب افكن سنگين بي سرنشي نياز به حمايت زميني بسيار بيشتري از بي سرنشين هاي فعلي دارد كه اين خود هزينه ها را بسيار بالاتر مي برد.مورد بعدي قابليت ضعيف بي سرنشين ها در سوخت گيري هاي هوايي است كه در حين ماموريت هاي يك بمب افكن دوربرد الزامي است و يك خلبان در هر شرايط آب و هوايي يا زماني به راحتي آن را انجام مي دهد.و در آخر فكر كنيد كه يك بي سرنشين بخواهد بمب هسته اي نيز با خود حمل كند، خيلي فكر خوبي نيست و حتي كابوس آور نيز هست. هر چند خيلي ها فكر ميكنند بهتر بمب هاي هسته اي را به دست بي سرنشين ها سپرد!
      فراموش نكردن چيزهاي كوچك
      بايد فضاي كافي براي خلبان در پروازهاي طولاني در نظر گرفت تا اعصابش راحت باشد و تحت فشارهاي جسمي قرار نگيرد. اين مورد حتما بايد لحاظ شود و سعي شود از تجربه B-2 در اين مورد درس گرفته شود.
      در ژانويه 2011 نيروي هوايي فهرستي كوتاه از اهداف مورد نظر خود را براي بمب افكن تهاجمي منتشر كرد
      اهداف طراحي در نظر گفته شده براي يروژه LRS-B در ژانويه 2011
      كل هزينه پروژه نبايد از 40 تا 50 ميليارد دلار بيشتر باشد سرعت مادون صوت حداكثر بردي پروازي بيشتر از 9250 كيلومتر مداومت پروازي 50 تا 100 ساعت براي پروارهاي بي سرنشين قابليت بقا در حملات روزانه به مواضع دشمن با وجو د قدرتمند ترين دفاع هوايي موجود  
      در پايان تصاويري از طرح هاي مفهومي اراده شده توسط سه كمپاني معظم شركت كننده در اين مناقصه
       
                       
                                                           
       طرح پيشنهادي كمپاني نورث روپ گرومن
       
       
       
       
                      
                                                                              
       طرح پيشنهادي كمپاني لاكهيد
       
       
       
       
       
                         
                                           
        طرح پيشنهادي كمپاني بويينگ
       
       
      حال بايد منتظر ماند و ديد كه در چند ماه آينده مقامات نيروي هوايي كدام يك از طرح هاي پيشنهادي را براي آينده توان هوايي ايالات متحده انتخاب خواهند كرد.
      نظر شما چيست؟
      كم و كاستي بود  دوستان به بزرگواري خودتون ببخشيد، تقديم به ارواح طيبه شهداي مرزباني ناجا در حادثه اخير نگور
      با تشكر فراوان از دوست و استاد گرامي جناب 7mmt به جهت پيشنهاد اين موضوع و كمك هاي بسيارشان
      تهيه شده توسط امير ارسلان رهسپار ، فقط براي ميليتاري
       
       
      منابع :
      http://en.wikipedia.org/wiki/Next-Generation_Bomber
       
      http://www.defensenews.com/story/defense/air-space/strike/2015/01/18/air-force-bomber-industry/21805275/
       
      http://defensetech.org/2014/09/15/air-force-plans-major-step-in-long-range-strike-bomber-program/
       
      http://breakingdefense.com/2014/09/b-2-pilots-lessons-for-lrsb-americas-new-bomber/
    • توسط Phantom3
      موشکDelilah یک موشک الکترو اپتیکال می باشد که در اسرائیل و توسط صنایع نظامی این رژیم (IMI) به منظور هدف قرار دادن اهداف متحرک و غیر متحرک ساخته شده است.موشک Delilah نام سری موشک های گوناگون اسرائیل می باشد که توسط IMI ساخته شده اند.این موشک در اصل به عنوان یک تله هوایی ساخته شده بود، اما در دهه 1990 نوع تهاجمی و ضربتی از این موشک عرضه شد که توسط F-16 ها و F-4E های آپگرید شده ، که نقش جنگنده های هجومی را ایفا می کردند ، استفاده می شد.نوع ضد رادار این موشک از نوع هواپرتاب می باشد. این گونه از نیمه دهه 60 میلادی وارد خدمت شد. وظیفه این نمونه یافتن سایت های راداری در هنگامی بود که این رادار ها در حال کار بودند و با این کار آنها را یافته و نابود می کرد.

      Delilah-1
      این گونه از نوع هواپرتاب می باشد و در رده موشک های کروز قرار می گیرد . این موشک دارای یک موتور توربو جت بود و این موتور توربوجت به آن این امکان را می داد تا با درنگ کردن درست به خوبی هدف قرار دادن اهداف متحرک ، اهداف با استتار بسیار خوب را نیز مورد هدف قرار دهد.که این ویژگی این موشک را به یک موشک ایده آل برای نابودی سایت های سام تبدیل کرده است.این موشک دارای بردی برابر 150 کیلومتر است و توانایی نابود اهداف ، چه دریایی و چه زمینی را دارد.هدایت خودکار به کار رفته درآن به خوبی سیستم های هدایتی INS/GPS می باشد که به موشک امکان انجام ماموریت های خود اتکا را می دهد.این موشک توانایی تطبیق با سرهای جنگی گوناگون را دارد و نیز می تواند توسط بسیاری از هواگرد ها حمل شود.این موشک توانایی شلیک از هواگردها ، بالگردها یا لانچر های زمینی را دارد. اندازه جمع و جور این موشک به آن این امکان را می دهد که توسط بالگردهای سیکورسکی UH-60A و SH-60B حمل شود.این موشک سر جنگی کوچک ولی موثر حمل می کند که به آن امکان هدف قرار دادن و نابودی اهداف با کمترین خطر را می دهد.این موشک نخستین بار توسط اسرائیل در جولای و آگوست 2006 ، یعنی درجنگ با لبنان، استفاده شد.این موشک در این جنگ توسط F-16D پرتاب می شد.



       
       
       
      Delilah-2
      این موشک با سرمایه گزاری چین درحال توسعه و ساخت توسط اسرائیل می باشد .این موشک از موتور Bet Shemesh Sorek 4 استفاده می کند که تراستی معادل 800 پوند ایجاد می کند. این ویژگی به موشک این امکان را می دهد که برد بیشتر و سر جنگی بزرگتری داشته باشد.




      Delilah-GL
      این موشک یک موشک زمین پرتاب می باشد که در اصل نوع تغییر یافته موشک کروز Delilah است و بردی معادل 250 کیلومتر دارد که ممکن است برد واقعی آن نباشد ، یعنی امکان دارد این موشک بردی بیش از 300 کیلومتر داشته باشد .
      این موشک با سر انفجاری متعارف 30 کیلوگرمی مسلح می شود اما توانایی حمل انواع دیگری را نیز دارد. این موشک توسط GPS هدایت می شود و توانایی گشت در منطقه جنگی را قبل از تایید هدف دارد.

      مترجم :Phantom3
      استفاده از این مطلب تنها با ذکر نام مترجم و لینک به سایت Military.ir مجاز می باشد.
    • توسط farmandekoll
      F-117 نایت هاوک (شاهین تاریکی) نخستین هواپیمای عملیاتی است که به منظور استفاده از فناوری پنهانکاری طراحی شد. طراحی منحصر بفرد این هواپیمای تک سرنشینه تواناییهای استثنایی را به این هواپیمای تهاجمی می افزاید. اندازه این هواپیما در حدود F-15 ایگل می باشد که دو موتور توربو فن F404 که هرکدام نیرویی معادل 48 کیلو نیوتون (10800 پوند) ایجاد می کنند دارد. هم چنین دارای کنترل با سیم می باشد. قابلیت سوختگیری هوایی برد نایت هاوک را افزوده و آن را به یک سلاح بازدارنده و ترساننده ی ایالات متحده تبدیل کرده است. توانایی حمل انواع سلاح ها با سیستمهای ناوبری و حمله یکپارچه و سیستمهای الکترونیک پروازی ( اویونیک) موثر بودن این هواپیما را در عملیات مختلف اثبات می کند و بار کاری خلبان را کم می کند. کشیدن نقشه های با جزییات ریز برای عملیات روی نقاط با پدافند سنگین و قوی با استفاده از سیستم طراحی نقشه خودکار به ارزشهای این هواپیمای منحصر بفرد می افزاید.اولین F-117 در سال 1982 تحویل داده شد و آخرین تحویل در سال 1990 بود. تصمیم تولید F-117 در سال 1978 گرفته شد. اولین پرواز آن در سال 1981 انجام شد.

      جزییات :


      وظیفه : هواپیمای تهاجمی پنهانکار

      سازنده : لاکهید

      استفاده کننده : نیروی هوایی ایالات متحده

      موتور : دو موتور توربو فن بدون پس سوز F404-GE-F1D2 با قدرت 48 کیلو نیوتن (10800پوند)

      ابعاد : طول 10.08 متر، ارتفاع 3.78 متر، دهنه بال 13.20 متر

      اوزان: وزن خالی آن 13.381 کیلوگرم برآورد شده است، حداکثر وزن برخاست 13.814 کیلوگرم

      اجرا : حداکثر سرعت 0.98 ماخ یا 1040 کیلومتر بر ساعت(656 مایل بر ساعت)، سقف پرواز 15.240 متر برآورد شده است ( 50000 پا)

      سلاحها : تا 2268 کیلوگرم (5000 پوند) انواع بمب های هدایت شونده، موشکهای هوا به زمین، موشکهای زد رادار یا موشکهای هوا به هوای AIM-9 که در یک جایگاه درونی حمل می شوند.




    • توسط onin
      در ۲۵ فوريه ۵(۱۹۲۵ اسفند ۱۳۰۴) اولين خلبان ايراني كه كلنل احمدخان نخجوان نام داشت يك هواپيماي برژت -۱۹ را با پرچم و نشان ايران از فرانسه به پايگاه قلعه مرغي تهران پرواز داد. كلنل نخجوان در فرانسه دوره ديده بود و فقط ۲۰۰ ساعت پرواز داشت. بدين ترتيب در اين تاريخ اولين هواپيماي نيروي هوايي ايران با خلباني يك ايراني مرزهاي بين المللي را درنورديد و به فضاي پروازي ايران رسيد. در اين زمان ديگر خلبانان ايراني تحت نظارت يك استاد خلبان آلماني به نام «شفر» در ايران دوره مي ديدند. خريد هواپيما قسمت آسان كار بود. آموزش خلبانان براي پرواز كردن با آنها، نفرات پشتيباني زميني براي نگهداري و تعمير آنها و ساختن فرودگاه ها قسمت سخت كار بود كه زمان هم مي برد. در همين دوره زماني نيروي هوايي ايران از قالب يك اداره كوچك در ستاد فرماندهي ارتش خارج شده و به يك نيروي جداگانه تبديل شده بود كه «نيروي هوايي ارتش شاهنشاهي ايران» نام گرفته بود؛ اولين فرمانده نيروي هوايي ايران هم كسي نبود به جز كلنل احمدخان نخجوان. در سال ۱۹۲۴ (۱۳۰۳) اولين گروه از دانشجويان دوره خلباني و تكنسين پرواز به روسيه و فرانسه فرستاده شدند. بعدها در سال ۱۹۲۹ (۱۳۰۸) ايران ۱۵ خلبان داشت كه شش نفر از آنها در مدرسه پرواز ايستر فرانسه و ۹ نفر ديگر در مدرسه پرواز سباستوپول روسيه آموزش خلباني ديده بودند. در اين سال IIAF مخفف Imperial Iranian Air Force داراي ۳۳ فروند هواپيما از ۹ مدل مختلف بود. طي ۱۵ سال به يعني تا آغاز جنگ جهاني دوم بيش از ۳۰۰ هواپيما از ۱۸ مدل مختلف در اختيارنيروي هوايي ايران بود. در همان زمان هشت پايگاه هوايي كه مدارس آموزش خلباني و يك مركز آموزش تعميرات و نگهداري را شامل مي شدند ساخته شده بود. يك كارخانه مونتاژ هواپيما به نام «شهباز» هم ساخته شده بود كه قادر بود سه مدل مختلف هواپيما را مونتاژ كند. در سال ۱۹۴۱ (سوم شهريور ۱۳۲۰) بي طرفي ايران در جنگ جهاني دوم نقض شد و نيروهاي هوايي و دريايي انگليس و روسيه از شمال و جنوب به ايران حمله كردند. نيروي هوايي جوان ايران كه به تازگي به ساختن ساختارهاي اساسي خود مشغول شده بود، تحت هيچ شرايطي توانايي رويارويي با اين نيروي عظيم و توانمند را نداشت. با اين وجود تعدادي از پرسنل جوان اين نيرو تصميم به مقابله با بيگانه گرفتند و با كنترل پادگان قلعه مرغي دو هواپيما از اين پادگان به خلباني سروان وثيق و استوار شوشتري كه با شليك ضدهوايي مواجه شده و به ناچار آسمان تهران را ترك كردند. نيروهاي ائتلاف انگليس و روسيه كنترل دو پايگاه هوايي ايران را در دست گرفتند. آنها به ترتيب در مهرآباد و قلعه مرغي مستقر شدند. از نيروي هوايي جوان ايران تقريباً هيچ چيز باقي نماند. پس از پايان جنگ ارتش بريتانيا ايران را ترك گفت اما ارتش روسيه از ترك ايران سر باز مي زد و كنترل شمال ايران را در اختيار داشت. سه ماه پس از اين اتفاق نيروهاي سرخ روسيه ايران را ترك گفتند. پس از اين نيروي هوايي ايران هميشه به عنوان نيروي برتر در خاورميانه شناخته مي شود. موقعيت استراتژيك ايران توسط آمريكا ناديده گرفته نشد و آمريكا از اوايل دهه ۱۹۶۰ شروع به فروش تعداد زيادي از هواپيماهاي پيشرفته خود به ايران كرد. در سال ۱۹۶۵ ميلادي ايران اولين هواپيماجت خود با نام اف - ۸۴ جي جت ثاندر دريافت كرد. در سال ۱۹۶۵ هواپيماهاي اف-۵ فريدم توسط ايران خريداري شدند و به دنبال آن در سال ۱۹۶۸ اف-۴ فانتوم هم به ايران فروخته شد. در سال ۱۹۷۰ ايران داراي قوي ترين نيروي نظامي در منطقه بود. قبول فروش هواپيماهاي فوق پيشرفته اف-۱۴ اي تام كت به همراه موشك هاي پيشرفته اي آي ام - ۵۴ فينيكس از سوي آمريكا به ايران نشان دهنده روابط بسيار گرم بين ايران و آمريكا بود. در پي وقوع انقلاب اسلامي در سال ۱۹۷۹ دكترين و استراتژي نظامي ايران تغيير يافت و ايران ديگر به خريد تسليحات پيشرفته و گرانقيمت علاقه نشان نداد و همين باعث ايجاد نوعي تغيير قدرت در منطقه شد. ايران ديگر نه تنها دوست صميمي آمريكا نبود، كه به خاطر سياست هاي امپرياليستي و ضد انساني آمريكايي به دشمن اصلي آن تبديل شد. آمريكا و ديگر كشورهاي غربي تحريمي نظامي عليه ايران اتخاذ كردند. كمك هاي آمريكا قطع شده بود و نيروي هوايي ايران از فرار و بركناري افسران زمان شاه رنج مي برد كه همين امر به پايين آمدن سطح سرويس دهي در نيروي هوايي منجر شده بود. به دليل تحريم تسليحاتي ايران و نرسيدن قطعات مورد نياز، آمار عملياتي نيروي هوايي ايران سريعاً رو به كاهش بود. پس از انقلاب نيروي هوايي به «نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران» كه خود ارتشيان به آن «نهاجا» مي گويند تغيير نام داد. نام انگليسي آن هم Islamic Republic of Iran Air Force است كه به اختصار IRIAF خوانده مي شود. در همين اوضاع و احوال عراق با مناسب يافتن فرصت درصدد برآمد تا با حمله به ايران قسمت هاي وسيعي از خاك ايران را ضميمه قلمرو خود كند؛ به همين خاطر در ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰ (۳۱ شهريور ۱۳۵۹) با يورشي عظيم به خاك ايران از طريق هوا، زمين و دريا جنگ تحميلي هشت ساله را عليه ايران آغاز كرد. جنگ با حمله هوايي نيروهاي عراقي به شش پايگاه نيروي هوايي ايران و چهار پادگان آغاز شد و همزمان چند لشكر و تيپ مستقل عراق در چهار محور از طول ۷۰۰ كيلومتر مرز مشترك با ايران به عمق خاك ايران يورش بردند. اولين حمله هوايي عراق چندان موفقيت آميز نبود. دلايل آن را مي توان به برنامه ريزي ناكافي و نادرست عمليات، نداشتن اطلاعات كافي از اهداف و استفاده نامناسب از بمب هاي جي پي(بمب هايي كه هدف خاصي ندارند و براي انهدام كلي به كار مي روند) برشمرد. در مهرآباد يك هواپيماي اف-۴ اي در هنگام جابه جايي براي در امان ماندن از حملات دشمن دچار سانحه شد و از همدان هم گزارش هايي در مورد خسارت يك فروند اف-۴ رسيد. اولين عمليات هوايي ايران در پاسخ اين حمله و بلافاصله پس از آن در خاك عراق موفقيت آميز بود. در اين عمليات چهار فروند هواپيماي اف-۴ به پايگاه دريايي الشعبيه در نزديكي بندر ام القصر حمله بردند. اين چهار فروند هواپيما كه ۴۵۰ كيلوگرم بمب بر سر اين پايگاه ريختند عمليات خود را از پايگاه بوشهر شروع كردند. در ميان اهداف چندباطري موشك ضد كشتي وجود داشت. اين عمليات تلافي جويانه نيروي هوايي ايران به قدري سريع بود كه خط پدافند عراق در طول مسير پرواز دچار غافلگيري شده بود. روز بعد در عملياتي غيرقابل باور ۱۴۰ فروند از جنگنده ها و جنگنده بمب افكن هاي ايران به ويژه اف-۴ و اف-۵هاي پايگاه هاي بوشهر، همدان و تبريز توانستند با نفوذ خود به خاك عراق تلفات سنگيني به پايگاه ها و تاسيسات نظامي عراق وارد كنند. در اولين روزهاي جنگ چندين حمله هوايي ديگر به تاسيسات نظامي عراق از قبيل ام القصر انجام شد. در يكي از اين حملات دو فروند اف-۴ كه هر كدام شش بمب جي پي ۳۴۰ كيلوگرمي حمل مي كردند به تاسيسات نظامي دريايي و كشتي هاي موشك انداز عراق حمله بردند. در حدود ۲۰ دقيقه بعد يك فروند هواپيماي آر اف-۴ اي عكس هاي شناسايي از منطقه گرفت كه نشان مي داد كشتي ها و تاسيسات بندري دچار صدمات و خسارات سنگيني شده اند. تاكتيك كلي در طول انجام چنين عمليات هايي رسيدن به هدف از راههاي مختلف، انجام يك پاپ -آپ بيش از رسيدن به هدف و شيرجه زدن روي هدف براي انهدام آن است. در هنگام بازگشت دو اف-۴ يكي از آنها توسط يك موشك سام مورد اصابت قرار گرفت كه باعث آسيب ديدن برخي از سيستم هاي آن شد اما همچنان مي توانست پرواز كند. اما آتش خاموش كن ها كار نكردند و بال راست - محل اصابت موشك - آتش گرفت. باند فرود نزديك ترين پايگاه هوايي هم به دليل هجوم اوليه ارتش عراق براي فرود مناسب نبود و به همين خاطر مجبور به فرود در يك باند ناآماده با سرعت بالا شد. چرخ ها تركيدند و هواپيما در حالي كه سرنشينان آن اجكت كرده بودند از انتهاي باند خارج شد. بعدها اين هواپيما با تعويض بال و ديگر تعميرات دوباره به جنگنده هاي مورد استفاده در جنگ پيوست. اين تعويض بال كه اولين بار در ايران انجام مي شد را مي توان نقطه آغاز انجام كارهاي غيرممكن در نيروي هوايي دانست. در اولين ماههاي جنگ «نهاجا» تلاش هاي خود را به جلوگيري پيشرفت نيروي زميني ارتش عراق معطوف كرده بود. جنگنده هاي ايراني براي اين كار با استفاده از راكت هاي ضد زره دانه به دانه تانك ها و زره پوش هاي عراق را شكار مي كردند و حتي گاهي اوقات تا ارتفاع سه تا چهار متر زمين هم پايين مي آمدند. در مقابل عراق هم از هواپيماهاي ميگ-۲۱ و ميگ-۲۳ براي پوشش نيروي زميني خود استفاده مي كرد كه اين پوشش به ناچار منجر به درگيري هوايي بين ايران و عراق مي شد كه مي توان پيروزي هاي ايران در اين زمينه را بيشتر از عراق دانست. مخصوصاً در اوايل جنگ كه آنها در مقابل هواپيماهاي اف-۱۴ ايران توانايي انجام هيچ عملي را نداشتند كه در اواخر جنگ با خريد ميراژ اف-۱ از فرانسه توانستند كمي جنگ هاي هوايي را متعادل كنند. جنگ تحميلي عليه ايران علاوه بر خسارات و تلفات جانبي بسيار، دستاوردهاي ارزنده اي براي نيروي هوايي ايران داشت. نيروي هوايي در اين هشت سال توانست به تكنولوژي ساخت بسياري از قطعات مورد نياز خود دست يابد و در برخي موارد به خودكفايي برسد.
    • توسط onin
      http://www.pinetreeline.org/planes/B-52-10.jpg هواپیمای بمب افکن B-52، بمب افکنی دور برد و در کلاس سنگین وزن است که می تواند گونه های مختلفی از ماموریت ها را به انجام برساند. این هواپیما قادر به پرواز در سرعت های بسیار بالا، البته زیر سرعت صوت و در ارتفاع بالغ بر 50,000 پا پرواز بوده و توانایی حمل بمب های هسته ای یا اتمی و همچنین بمب های معمولی را نیز دارد. http://www.saceliteguard.com/images/B-52 H dropping M-117 750 pound bombs.jpg هواپیمای بی 52 برای مدت بیش از 35 سال تنها بمب افکن دارای سرنشین سنگین وزن ایالات متحده بوده است. این بمب افکن، قادر به پرتاب و شلیک بیشتر سلاح های موجود است و حتی بدین صورت، بیم آن می رود که پس از به روز ساختن سیستم های اویانیکی و پیشرانه ها و دیگر قمست های آن، این هواپیما تا سال 2045 نیز در خدمت باشد. البته این بمب افکن آمریکایی را BUFF که مخفف عبارت Big Ugly Fat Fellow و به معنای مرد چاق گنده زشت است، نیز می نامند. اولین مدل هواپیمای بی 52 در سال 1954، اولین پرواز خود را انجام داده و مدل B آن نیز در سال 1955 وارد خدمت گشت. به طور کلی 744 بمب افکن بی 52 ساخته شده و آخرین گونه آن نیز که مدل H نامیده می شود، در سال 1962 تحویل شد. این بمب افکن استراتژیکی، دارای بردی برابر با 14,162 کیلومتر است که از این رو، هواپیمایی میان قاره ای یا کانتیننتال گفته می شود. البته این برد، در حالت بدون سوخت گیری هوا به هوا اندازه گیری شده است، و در غیر این صورت، برد این هواپیما، با سوخت گیری هوا به هوا می تواند نا محدود باشد. در این هواپیما، از مدل جی به بعد تغییراتی در شکل بدنه مانند کوتاه تر شدن سکان عمودی یا همان پایدار کننده عمودی آن داده شد. http://www.militarypictures.info/d/294-3/B-52.jpg این بمب افکن سنگین ساخت شرکت بوئینگ بوده و از هشت موتور توربوفن پرات اند ویتنی TF-33 هر یک با قدرت کشش بیش از 7000 کیلوگرم بهره می برد. بالاترین سرعتی که این هواپیما قادر به دستیابی به آن است، حدود 0/8 ماخ بوده که معادل 650 مایل بر ساعت نیز می باشد. هدایت این هواپیمای بمب افکن بر عهده 5 خدمه بوده که سیستم صندلی خدمه ها، از توانایی اجکت یا پرتاب کردن در مواقع خطر نیز برخودار است. لازم به ذکر است که قیمت تمام شده این هواپیمای غول پیکر، حدود هفتاد و چهار میلیون دلار می باشد.
  • مرور توسط کاربر    1 member