• مطالب مشابه

    • توسط hamedof
      سلام خدمت دوستان میلیتاری ! با توجه به اینکه سامانه باک توسط آقا سینا معرفی شده ولی من مطلبی در مورد محافظ رادارهای سیستم باک چیزی ندیدم تصمیم گرفتم که نحوه محافظت سیستم باک توسط روسیه رو برای دوستان شرح بدم . سعی می کنم خلاصه و مفید بنویسم .








      همیشه سامانه های راداری فعال در معرض هدف قرار گرفتن موشک های ضد راداری نظیر KH-58 و AGM-88 HARM قرار داشته اند ، بدین منظور شرکت Almaz-Antey روسیه به این فکر افتاد تا برای حفاظت از سیستم های راداری سامانه های پدافند هوایی خود نظیر BUK سامانه ای را طراحی کند تا قابلیت انهدام موشک های ضد رادار را درست در لحظه ی قبل از برخورد دارا باشد .


      بدین منظور این شرکت سامانه ی Gazetchik را طراحی کرد .

      این سیستم متشکل از 4 قسمت اصلی می باشد .





      قسمت اول یک آشکار ساز مستقل از رادار می باشد که وظیفه کشف موشک های ARM را دارد.
      قسمت دوم دیکوی های فرکانس رادیویی فعال هستند .
      قسمت سوم قسمت نیز بخش اقدامات پسیو سامانه به وسیله ی chaff ها و aerosols است .(معمولا 3-4 عدد پرتابگر وجود دارد که تا زاویه 90 درجه از جلو و با دید 360 درجه چف ها قابل پرتاب هستند)
      آخرین قسمت این سامانه هم قسمت ارتباطی با رادارهای محفاظت شده و یا مرکز فرماندهی می باشد .






      نحوه ی کار:

      زمانی که یک ARM به رادار نزدیک میشود ، آشکارساز سامانه شروع به هشدار دادن به مرکز کنترل می کند . سپس مرکز فرماندهی دیکوی های راداری را برای منحرف سازی موشک ایجاد می کند و درست چند ثانیه قبل از برخورد موشک به رادار chaff ها و aerosols از طریق محفظه های به سمت موشک شلیک میشوند و درست روبروی موشک منفجر میشوند و باعث انحراف موشک به پایین میشوند و اینگونه رادارها جان سالم به در می برند ، البته اگر حتی 1-2 ثانیه چف ها دیر شلیک شوند امکان نابودی خود سامانه ضد ARM نیز وجود دارد چون در فاصله بسیار نزدیک به سامانه قرار می گیرند .

      این هم چند عکس از نحوه ی نابودی ARM . (داخل کلیپ این موشک از یک عدد اف 22 شلیک میشود و بعد از اینکه موشک نابود می شود سامانه باک 8 عدد موشک به سمت اف 22 ها شلیک می کنند و هر 3 آن ها رو به درک واصل می کند )




      روی تصویر کلیک کنید تا با بزرنگمایی بیشتری نحوه مقابله رو ببینید...









      فقط برای میلیتاری


      ترجمه : hamedof


      استفاده از مطلب با ذکر نام مترجم و سایت میلیتاری بلامانع است


      منابع:
      http://militaryforce...n-6-98-669.html
      http://pvo.guns.ru/rtv/gazetchik.htm
      http://articles.jane...Federation.html

      *************************
      با تشکر از شما.منتقل شد.
      OPS
    • توسط MR9
      تلاش برای معرفی  گونه اولیه  نسلی جدید از خودروهای رزمی
       

      به گفته مدیر پروژه  مهندسی  مرکز تحقیقات خودروهای رزمی ارتش ایالات متحده این مرکز   در تلاش است تا قابلیتهای متفاوتی از گونه اولیه نسل  آینده  خودروهای رزمی که  هم  اکنون  طرح اولیه آن  در جریان یک تلاش مشترک میان  صنایع نظامی و بکارگیرندگان آن در حال شکل گیری است را به نمایش گذارد .
       
       

       
      ژنرال تد توماس
       
      ژنرال تد توماس ، میان شرکتهای تسلیحاتی و ارتش ایالات متحده ، تلاش مشترکی در جریان است که یک مسیر استاندارد برای نمونه سازی اولیه  خودروی رزمی آینده تعیین گردد . طبق برنامه های تدوین شده ، این نمونه پس از اصلاحات لازم در سال  2022  رونمایی شده و بدنبال ارزیابی های عملیاتی در سال 2023 به سازمان یگانهای عملیاتی اضافه خواهد شد . به گفته وی ، این تلاش مشترک ، مجموعه ای بهترین قابلیتها را برای آنچه که وی پروژه  NGCV می خواند ، فراهم خواهد آورد .
       
       

       
       
      به گفته این افسر ارشد ارتش ، مرکز تحقیق ، توسعه و مهندسی  زرهی ارتش (TARDEC )  پس از بررسی طرح های اولیه ، بهترین گزینه را در سپتامبر 2017 انتخاب و قرار داد را با شرکت برنده  منعقد خواهد نمود . پس از انعقاد قرار داد ، دو طرف (  TARDEC  و شرکت برنده  قرارداد )  ، با همکاری  هم  نمونه نخست را در یک بازه زمانی 7 ساله  تولید خواهند نمود . این قرارداد، گستره وسیعی از فناوری ها را پوشش خواهد داد و این نیاز  ارتش را در آینده تامین خواهد نمود . هر اندازه دو طرف  درگیر این پروژه  ، بیشتر همکاری نمایند ، خودروی رزمی آینده  ارتش ایالات متحده ،  با قابلیتها بیشتری  در خط تولید قرار خواهد گرفت .
       
       

      سرهنگ ویلیام  ناکولس  ، مدیر بخش تعیین نیازمندی های نیروی زمینی  مستقر در مرکز  ارزیابی های مانوری ارتش ( فورت بنینگ  / جورجیا) 
       
       
      سرهنگ ویلیام  ناکولس  ، مدیر بخش تعیین نیازمندی های نیروی زمینی  مستقر در مرکز  ارزیابی های مانوری ارتش ( فورت بنینگ  / جورجیا) ، در این زمینه می گوید :
       
      " در اواخر سال گذشته میلادی ، این مرکز نیازمندی های ارتش را مورد بررسی قرار داد و در نهایت این مساله مورد بررسی قرار گرفت که نسل بعدی خودروی رزمی ارتش صرفاً یک خودروی رزمی است یا می بایست بعنوان یک خودوری رزمی پیاده نظام  تعریف گردد که در یک بازه زمانی مشخص ، باید جایگزین  تانک اصلی میدان نبرد آبرامز ، نفربرهای برادلی و همچنین پلت فرم هایی نظیر نفربر استرایکر ( مجموعه ای از قدرت آتش و تحرک)  شود .

      ژنرال توماس در این زمینه معتقد است :
      " طراحی این خودرو در مرحله نخست براساس مفهوم سنتی  خودروی رزمی پیاده نظام (IFV) صورت پذیرفته  که می بایست حداقل دو خدمه و شش سرباز را با تمام تجهیزات محمول ، در پیچیده ترین شرایط رزمی حمل نماید "
       
       
      با تمام این تفاسیر ، هدف ارتش ، بکارگیری عملیاتی NCGV ، تا سال  مالی 2035 است و در این مسیر ، سال مالی 2022 یک نقطه عطف در این برنامه  بشمار می رود که آیا رکود فعلی دامنگیر  این پروژه خواهد شد یا اینکه سرمایه لازم برای ادامه آن جهت ارتقاء یا جایگزینی همه ناوگان فعلی ، فراهم خواهد گردید !!!!
       
      پی نوشت :
       
      این تاپیک از تجمیع اخبار مرتبط در تاریخ 20مهرماه سال 1399 خورشیدی ایجاد گردید
       
       
      صرفاً برای میلیتاری / مترجم : MR9
    • توسط MR9
      مقدمه :
       
      هانس گودریان ( 1954- 1888 ) ، ملقب به هانس سریع  (  Schneller Heinz ) یکی از مشهورترین ژنرال های ورماخت بشمار می آید که نامش در تاریخ نظامی عصر مدرن ، با استخوان بندی یگان های نیروی زمینی ( واحدهای زرهی ) به شکل عجیبی عجین شده تا جایی که یکی از  جوان ترین ، مشهورترین و در عین حال از اخرین فرماندهان واحدهای پانزر در جنگ دوم جهانی ، ژنرال ژنرال اتو فون مانتوفیل روایت جالبی از فرمانده ارشدش ، دارد:
       
      """"" او گودریان بود ، در آغاز یکّه و تنها ، اما او بود که تانک و کاربردش را بعنوان یک سلاح ارزشمند رزمی به ارتش شناساند . این کار ، مطمئناً از ستاد کل ارتش برنمی آمد ، باید گفت ، نام و مُهر شخصیت وی به مفهوم واقعی کلمه بر بدنه این سلاح  حک شده است و حقیقتاً ، این جنگ افزار ، موفقیت عملیاتی خود را به او مدیون است ."""""
       
         
       
      راست : اتو فون مانتوفل  چپ : هانس گودریان 
       
      شروع طوفان : 
      در میانه جنگ دوم جهانی ، کمیسیون تولید تانک به سرپرستی ژنرال هانس گودریان به منظور پر کردن  شکاف ایجاد شده  حاصل از روند طولانی طراحی ، تولید انبوه و تحویل سوپرتانک 1944 ((پانتر )) به ارتش توصیه کرد تا بر روی آنچه که درآن زمان ، توپهای تهاجمی ( assault guns ) نامیده می شد متمرکز شده و طرح های موجود را به نمونه های ارتقاء یافته ، تبدیل کند. برای نیل به این هدف ، چیزی در حدود 120 دستگاه پانزر-3 از گونه F با مسلح شدن به یک قبضه توپ 75 م.م  L/43 به سال 1942 وارد خدمت شد  ، به همین دلیل برخی مورخان براین عقیده اند  که ارتش در آن زمان ، تمایل بیشتری برای توسعه یک توپ تهاجمی در قالب  خودروی ویژه پشتیبانی از پیاده نظام  در مقایسه با یک زره کوب  نشان می داد  .
       
          
       
      زره کوب اشتوگ-3 سری جی 
      راست : نمای روبرو  چپ : بخش نگهداری مهمات 
       
      با توجه به این مساله ،براساس یک قاعده نانوشته ، هر اندازه  درازای لوله توپ بیشتر می بود ، تاثیر کاربرد مهمات شدید الانفجار کاهش می یافت ولی از دید افسران واحدهای پیاده ، این معامله به نسبت قابل قبول می آمد ، به همین دلیل گونه  Sturmgeschütz IIIG پس از مسلح شدن به یک قبضه توپ 75 م.م  L-48 بصورت غیر قابل باوری از سوی این واحدها مورد استقبال قرار گرفت . برد موثر توپ فوق الذکر ( PAK-43) به بیشتر از 7000 فوت می رسید که دراین فاصله قابلیت نفوذ به درون زرهی به ضخامت 100 م.م با شیب 30درجه را در اختیار کاربر می گذاشت .
       
       در واقع ، زره کوب اشتوگ-3 با نیم رخ بسیار کوتاه  و بهبود ضخامت زره های بخش جلویی با اضافه شدن زره هایی به ضخامت 80 م.م  و همچنین با قرار گرفتن در کلاس وزنی کمتر از 25 تن ، انقلابی اساسی را در واحدهای زرهی و پیاده ارتش آلمان در جنگ دوم ایجاد نمود . این طرح چنان برای ورماخت جذاب شد که بعدها با اضافه شدن یک قبضه توپ کالیبر 105 م.م  به شاسی فوق الذکر ،   یک توپ خودکششی  ابداع گردید که بنا بر برخی ملاحضات ، به هر گردان سه قبضه این توپها تعلق گرفت تا پوشش آتش کافی  برای پشتیبانی از پیاده نظام فراهم گردد .
       

       
      اشتوگ-3 جی  . ایتالیا - 1943 
       
      بدین سان ، فرزند ناتنی واحدهای زرهی ارتش ، اکنون  درست در پیشانی یگانهای رزمی قرار گرفته بود و تا ماه مه 1941 ، نزدیک به 19 گردان مستقل از این توپهای تهاجمی (زره کوب) تشکیل شد . دوسال بعد ، یعنی در سال 1943 این تعداد به دو برابر یعنی حدود  38 گردان مستقل رسید و برای پشتیبانی از عملیات پیاده نظام در قالب یگانهای کوچک  بطور مداوم جابه جا میشد .
       
       اهمیت این جنگ افزار به نسبت انقلابی در میان واحدهای نیروی زمینی چنان افزایش یافت که پس از کسب تجارت ذیقیمت در نبردهای گسترده  ، افسران پیاده نظام برای انهدام توان زرهی دشمن و همچنین اجرای ضد حملات ، به شکل خاص بر روی این واحدها حساب جداگانه ای باز می کردند . از سویی دیگر ، توپهای تهاجمی جدید ، در مقایسه با تانکهای متعارف ، از هزینه طراحی وتولید کمتری برخوردار بودند ، چرا که مکانیزم پیچیده وگران قیمت برجک گردان در آنها وجود نداشت ، تولید انبوه آن به نسبت ساده تر بود  واین  برای صنایع زمان جنگ آلمان  که نیروی انسانی با مهارت کمتر شامل  کارگران خارجی ، اسرای جنگی را در برمی گرفت ، یک گزینه جذاب بشمارمی رفت .
       

       
      پانزر-4 علیرغم معرفی طرح های گوناگون و متنوع زرهی ،  اسب کاری و استخوان بندی واحدهای زرهی ورماخت تا پایان جنگ دوم جهانی بشمار می رفت 
       
      همزمان با افزایش جذابیت توپهای تهاجمی برای ارتش  ،  روند تولید تانک بتدریج دچار رکود میشد . بعنوان مثال ، از رده خارج بودن تانکهای پانزر-3 آنقدر واضح شده بود که خط تولید آن بعنوان یک خودروی رزمی سرعت به  تکمیل یک شاسی برای نصب توپ تبدیل گردید . از سویی دیگر ، در اکتبر سال 1942 تولید پانزر-4 به 100 دستگاه در ماه کاهش پیدا کرد به همین دلیل در همان زمان ، ستاد کل ارتش پیشنهاد داد تا برنامه تولید انبوه پانزر-4 بعنون اسب کاری واحدهای زرهی متوقف و در عوض همه منابع برای تولید سریعتر پانترها و تایگر ها متمرکز گردد .  اما در کمال تعجب ، شرکتهای قدیمی تری نظیر پورشه  و پیمانکاران فرعی تولید تانک  از همان ابتدای امر با این تصمیم  به مشکل برخوردند . دلیل این امر را نیز می توان به محافظه کاری بیش  از حد صنعت خودروسازی آلمان  مرتبط نمود . 
       
       

       
      موقعیت قرارگیری مهمات پانزر-3 سری اف 
       
       
      از طرفی دیگر ، طراحان غیر نظامی خودروهای زرهی سنگین ،به شکل نامتناسبی ، شیفته یافتن راه حل برای چالشهای مربوط به  مدلهای جدید ارتش نظیر تایگر و پانتر شده بودند و از دید آنها ، حل مشکلات فنی این سخت افزارها  می بایست به گونه ای جلو می رفت که  حتی در شرایط سخت نیز امکان تعمیرات صحرایی  برای ارتش فراهم گردد .
       
        
       
      راست : نمای گرافیکی تانک پانزر3 سری اف  چپ : پانزر3 سری اف .. جمعی هنگ پانزدهم زرهی ، لشکر 11 پانزر .. روسیه 
       
       

      با توجه به این پیچیدگی بیش از حد روند طراحی و تولید تانک درآلمان ، تا سال 1942 یک هم افزایی با رویه منفی میان دوصنعت هم خانواده تولید خودرو  و تانک  ایجاد گردید و هر کدام ازاین دو در تلاش بود تا به شیوه مخصوص به خود که تصویرگر پیشگام بودن را در اختیار مشتری قرار میداد ، فرآیند تولید را به پیش ببرد .
       

       
      درواقع ، پیش از جریانات فوق الذکر ، دخالت سرفرماندهی ارتش در روند اعلام نیازمندی و طراحی خودروهای زرهی بسیار محدود بود و بیشتر بصورت  یکسری توصیه ها و پیشنهادات عمدتا" منطق صورت می پذیرفت . بعنوان مثال ، براساس درخواست شخص هیتلر ، یکی از شرکتهای پیمانکاری موفق شد تا از ترکیب شاسی تانک پانزر-3 با توپ L-71 کالیبر 88 م.م  که عمدتا" برای تانک تایگر توسعه یافته بود ، توپ خودکشی هامل را به نیروی زمینی تحویل دهد .
       

       
      راست : فوریه 1943 ... نمونه پروتوتایپ توپ خودکششی هامل در جریان یک بازدید به هیتلر نشان داده می شود .
       نمونه های اولیه این توپ به فشار شکن دهانه مجهز بودند ولی در نمونه های بعدی تصمیم گرفته شده تا این قطعه حذف گردد .
       
       در این زمینه ، گرچه شاسی مورد استفاده ، به گونه ای بود که  آسیب پذیری قابل توجهی را در برابر آتش تانکهای پیاده نظام یا توپهای تهاجمی دشمن نشان میداد ، اما توپ قدرتمند و دوربرد 88 م.م  با سرعت دهانه بالا پتانسیل بالایی به اندازه 50 درصد سازمان رزمی یک گردان ضد زره  را به کاربر ارائه می داد و با تصویب تولید حداقل 500 دستگاه از این توپ ، قدرت تهاجمی و تدافعی ورماخت تا حد قابل قبولی افزایش پیدا می نمود .
       
       توپ تهاجمی فردیناند که بعدها با لقب "فیل" ( الفانت )  وارد خدمت شد ، در واقع پاسخی ناخواسته / خواسته به  بدنه و سامانه رانشی پورشه  به منظور تولید یک زره کوب سنگین مسلح به توپ 88 م.م بود  و بدلیل شرایط جنگ ، بسرعت نزدیک به 90 دستگاه ازاین زره کوب تولید و در بهار سال 1943 در یک هنگ مستقل زرهی سازماندهی شدند .
       این خودروی زرهی ، بدون برجگ گردان ، در بهترین حالت ، یک تانک تایگر ناقص بشمارمی رفت که همان مشکلات فنی و بدون هیچ مزیت قابل توجه را ارائه میداد ، ضمن اینکه با وزنی در حدود 65 تن  ، بلحاظ ابعاد تفاوتی با تایگر نداشت . علاوه براین ، حذف غیرضروری تیربار که برای دفاع از خود درمیدان نبرد بسیار اهمیت داشت ، موجب گردید که روسها در جبهه شرقی ، با هرنوع سلاح ضد زرهی که درسازمان رزمی آنها وجود داشت ( بخصوص در عملیات کورسک ) به تهدید قابل توجهی برای این هیولاهای فلزی تبدیل شوند .
       
         
         
       
      راست : نمای گرافیکی زره کوب 65 تنی ورماخت  چپ : نمای درونی موقعیت قرار گیری مهمات زره کوب فردیناند 
       
      اگرچه براساس تحلیل فوق الذکر ، این  سخت افزارهای زرهی  بیلان قابل توجهی را از خود برجای نگذاشتند ، اما ترکیب  توپ88 م.م و شاسی تانک های متعارف ، تنها پیش مقدمه ای برای معرفی طرح های آینده بشمارمی رفت .
       
       
      ،به همین دلیل ، وی در ژوئن 1942 ، به فردیناند پورشه اجازه داد تا طراحی یک تانک فوق سنگین را کلید بزند که در نهایت با شناسه کنایه آمیز موش ( Mouse) در تاریخ خودروهای زرهی شناخته می شود .
       

       
      ماوس . فیل سفید هیتلر در جنگ ، 
      گرچه روی کاغذ به تقریب رقیبی نداشت ، اما بدلایل مختلف ، سرنوشت محتومی در انتظارش بود !!
       

       
      موقعیت نگهداری مهمات مورد استفاده در پانزر-8 ماوس 
       
      بر اساس اطلاعات موجود ، زره بخش جلویی این ابرتانک ، به 10 اینچ  ( 25 سانتی متر ) می رسید و در حالی به یک توپ 6 اینچی  (150 م.م ) مسلح شده بود که وزن هرپرتابه آن به 150 پاوند می رسید و در طرح نهایی ، وزن عملیاتی آن 188 تن ثبت شده بود که می بایست با  سرعت جاده ای 12.5 مایل در ساعت  وارد صحنه رزمی شود .صرف نظر از هزینه و پیچیدگی های طراحی ، تکمیل دو نمونه نخست این ابرتانک بیشتر از یکسال بطول انجامید .
       
       
      با این حال ، در عدم  تاثیر رزمی این ابرتانک آلمانی بعنوان یک جنگ افزار زرهی بر روی روند جنگ و همچنین اتلاف منابع مادی و مهارت مهندسی اختصاص داده شده به این پروژه به تقریب هیچ شکی وجود ندارد ، با این وجود ، ابرتانک ماوس ، نشانه ای فراموش ناشدنی از نیروی زرهی ورماخت در جنگ دوم جهانی بشمار میرفت . بدین معنی که صرف نظر از حمایت مستقیم هیتلر ، ماوس درواقع نشان دهنده مسابقه ای میان برتری فنی و نیازهای رزمی میدان نبرد بشمار می رفت .
       

       
      پانزر4-سری اچ 
      روسیه .. زمستان سال 1943 
       
       مضاف براین ، افزایش اندازه تانک  بصورت خودکار ، تاثیر قابل توجی را بر روی میزان تحرک و قابلیت اطمینان رزمی این خودرو برجای گذاشت که این خود نیز بخوبی نشاندهنده فلسفه طراحی خودروهای زرهی و سلاح در آن زمان بود . اما با ورود جنگ به سال 1943 و سخت تر شدن شرایط نبرد در جبهه شرقی ، تکنیسن های  آلمانی با تغییر رویکرد از حوزه مهندسی  به علم مواد درصدد بودند تا  راه حل مناسبی را برای غلبه بر مشکلات کاربرد واحدهای زرهی در جنگ پیدا نمایند .
       
       
      با تمامی این تفاسیر ، داستان طراحی وتولید ماوس ، در زمان خود ، روندی طولانی و نفس گیر محسوب میشد که در آن ترکیبی از تنش های میان نهادی ، پیچیدگی های فنی مربوط به ایجاد خط تولید و درنهایت کاهش توان رزمی ورماخت باعث گردید تا  برخی کارشناسان (نظامیان ) نزدیک به سرفرماندهی عالی ارتش خواستار تعیین یک داور ( نظیر هانس گودریان ) برای رفع مشکلات  پیش آمده شدند . در این خصوص ، گودریان ، ماوقع یک ملاقات خصوصی با هیتلر در 20 فوریه 1943 با محوریت برطرف کردن سوء تفاهامات متعدد در این خصوص را شرح می دهد که با تعیین یکسری شروط ، موجبات وسوسه سرفرماندهی عالی ارتش را فراهم نمود . براساس انچه که در تاریخ نظامی ورماخت به ثبت رسیده ،
       
       
       
      پی نوشت :
       
      1- ادامه دارد .................
      2- برای اینکه بدونید چرا ورماخت در طول جنگ دوم جهانی علیرغم ارائه طرح های فوق العاده زرهی ، همیشه دچار مشکل بود ، این تاپیک را دنبال کنید .................
      2- استفاده از مطالب برگردان شده به پارسی در انجمن میلیتاری ، براساس قاعده " رعایت اخلاق علمی " منوط به  ذکر دقیق  منبع است . امیدواریم مدعیان رعایت اخلاق ( بخصوص رسانه های مدعی ارزشمداری )  بدون احساس شرمندگی از رفرنس قرار گرفتن بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران ، از مطالب استفاده نمایند . 
       
      برگردان به پارسی ، اختصاصی برای بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران  ( MILITARY.IR) 
       
                           مترجم : MR9
       
       
    • توسط FLANKER
      بد نديدم حالا كه اينقدر جريان اين خودروي زرهي گرونقيمت داغه در موردش تاپيك بنويسم .پروژه جدید استریکر ارتش ایالات متحده تلاشی برای یافتن تعادلی کارامد بین قدرت و توانایی جابجبایی است و خودرویی است که به اندازه یک تانک مهلک و همانند یک هامر پر سرعت است و میتواند در کمتر از 96 ساعت در هر کجای دنیا اماده سرویس دهی باشد استریکر توسط کنسرسیومی از کمپانیهای جنرال داینامیک لند سیستمز و جنرال موتورز دیفنس رهبری میشد
      این خودرو یک طراحی دوباره از پروژه lan است این کنسرسیوم ترکیب و اشکال مذکور را برای استریکر در ساخته است و یادر دست ساخت دارد
      MGS سیستم تسلیحاتی متحرک


      ICV نفر بر استریکر

      MC مخصوص حمل خمپاره

      CV خودروی فرماندهی

      FSV پشتیبان اتش

      ESV خودروی دسته مهندسین
      MEV امبولانس نظامی
      ATGM خودروی موشک انداز موشکهای هدایت شونده ضد تانک

      NBCRV خودروی شناسایی

      ادامه دارد...
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.