naserr

SDB زمین پرتاب ; انقلابی در دکترین رزم زمینی

امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

                                                 بسم الله الرحمن الرحیم      

 

 

خوب در این قسمت میخوام از زوایای دیگری به این سلاح نگاه کنم با تاکید بر روی  فلسفه توانایی ها  و عملکرد ، مقایسه فنی و رقابتی با سیستم هایی با وظیفه مشابه ، تهدید شناسی و بررسی نوع و میزان تاثیر این سیستم بر افزایش توان آفندی دارنده این سلاح با ذکر مثال و مصداق و نهایتا روش های مقابله با این سلاح.

 

پس از پیشرفت های صورت گرفته در بخش های مختلف حوزه علوم راکتی ،دانش بالستیک و تکامل موشک ها ، به مرور این انواع تسلیحات ، نقش و جایگاه بسیار مهم و پر رنگی را در نیروهای زمینی به دست آوردند.

 

به طوری که از اوایل قرن گذشته میلادی ، واحدهای تخصصی و بزرگ توپخانه  ARTILLERY UNIT، بخش جدایی ناپذیر نیروی زمینی شده و از انواع تسلیحات منحنی زن ( بالستیک )، شامل توپ ها ، راکت ها و موشک های بالستیک تاکتیکی برد کوتاه ، بهره گرفتند.

 

یکی از آرزوهای دیرین و شیرین نیروهای زمینی ارتش ها در طول تاریخ معاصر ، همواره دستیابی به توانایی و قدرت درگیر شدن با اهداف زمینی در فواصل دور ، با دقت و اثربخشی بالا ، کاهش حداکثری خسارات جانبی و انعطاف عملیاتی بسیار بالا بوده. نوع و سطحی از توانمندی که به صورت سنتی ، فقط در اختیار نیروی هوایی ( زمین یا دریا پایه ) بوده و این نیرو را به تنها اهرم و بازوی مورد اعتماد برای به انجام رساندن چنین وظایفی تبدیل کرده .

 

در طی سالیان دراز ، پیشرفت های بسیاری در زمینه هر چه دقیق تر و هوشمند تر کردن تسلیحات واحدهای توپخانه انجام گرفت که نمونه هایی از آن هم اکنون در کشورهای مختلفی در حال خدمت میباشد. ولی همگی در یک غالب انجام گرفته و تغییری بنیادین و ریشه ای در ماهیت این تسلیحات خلق نکردند.

 

با ظهور سلاح مورد بحث این مقاله یعنی  " اس دی بی زمین پرتاب " ، شاهد آفرینش رده نوینی از تسلیحات هستیم که تاکنون در طبقه بندی های مرسوم گذشته ، اصلا اثری از آن به چشم نمیخورد.

 

 

این کلاس و رده جدید را میتوان GROUND BASED BOOSTED ( PROPELLED ) GLIDE BOMB نامگذاری کرد. هر چند که تا این لحظه چنین طبقه بندی از طرف مراجع نظامی به رسمیت پذیرفته نشده است.

 

همون طور که در قسمت های قبل مقاله ذکر شد ، در حال حاضر 2 سیستم MLRS و HIMARS توانایی پرتاب این سلاح رو دارند. برای درگیری با اهداف مختلف در فواصل متفاوت ، خودروی کشنده ام ال آر اس از سیستمی به نام IFCS یا سامانه کنترل آتش بهینه شده و  خودروی هیمارز از سامانه UFCS یا سامانه کنترل آتش عمومی ، بهره گیری میکنند که در واقع مغز متفکر مجموعه به حساب میاد و وظیفه محاسبات و پردازش داده های ورودی و انتقال اونها به سامانه جی پی اس راکت (در صورت پرتاب GMLRS ) و  بمب SDB رو بر عهده داره.

 

قرار است این سیستم ها توسط لاکهید مارتین تولید کننده آن ، برای کاربرد سلاح GLSDB انطباق و الگوریتم های خاصی که مختص نوع پرواز بمب SDB میباشد به آنها اضافه گردد. با این تغییرات ، میتوان زمان جدایش بمب از راکت ، زاویه پرتاب و آپوجی مورد نظر را با توجه به فاصله ، مکان و سطح دسترسی به هدف ، انتخاب کرد و نکته مهم ، سطح هوشمندسازی و آشنا سازی آن با پروفایل پروازی SDB میباشد .

 

http://www.lockheedmartin.com/us/products/MLRSM270A1.html

https://www.google.com/url?sa=t&rct=j&q=&esrc=s&source=web&cd=1&cad=rja&uact=8&ved=0CB0QFjAA&url=http%3A%2F%2Fwww.nmspacegrant.com%2Ffiles%2Ftiny_mce%2Ffile_manager%2Ffellowships_research%2FWalker04.pdf&ei=LTpYVZWZLIHwUtWvgPAP&usg=AFQjCNFweudNmt7PEqM9-rGbfSh3Gmwdmw&bvm=bv.93564037,d.d24

http://www.msl.army.mil/Pages/PFRMS/fal.html

http://www.armyrecognition.com/united_states_american_missile_system_vehicle_uk/m270_mlrs_mrls_multiple_launch_rocket_launcher_system_technical_data_sheet_specifications_pictures.html

http://www.army-technology.com/projects/mlrs/

 

اما حالا قصد دارم  این سلاح رو با سلاحی دیگر که توانایی به انجام  رساندن وظیفه ای "تقریبا مشابه" دارد، مقایسه کنم. سامانه لانچر متحرک و زمین پایه موشک کروز NSM.

 

در حال حاضر نیروی دریایی 2 کشور نروژ و لهستان به این سلاح مجهز هستند و به عنوان سیستم دفاع ساحلی از آن استفاده میکنند.( پس در اختیار نیروی زمینی این دو کشور نیست و به دلیل توانایی درگیری با اهداف زمینی برای این مثال انتخاب شده )

 

هر دوی این سیستم ها زمین پایه هستند و هر دو به منظور درگیری و نابود کردن اهداف زمینی به کار میروند. البته موشک NSM در اصل یک موشک کروز ضد کشتی است ولی مسئولان کمپانی نروژی کونگزبرگ ( سازنده NSM ) ، توانمندی این سلاح در درگیری با اهداف زمینی را هم تراز و برابر با توانایی ضد کشتی آن عنوان کرده اند.

 

http://www.kongsberg.com/~/media/KDS/Files/Products/Missiles/140304_nsm_screen.ashx?la=en

 

http://www.kongsberg.com/~/media/KDS/Files/Products/Air%20Defense%20Systems/Brochures/CDS%20Dataark_Januar%202013.ashx?la=en

 

هر دوی این سیستم ها از خودروهای لانچر با توانایی تحرک و سرعت بالا بهره میگیرند و میتوانند پس از پرتاب ، به سرعت منطقه و موضع خود را ترک کنند و از حملات بعدی در امان بمانند.

 

برد موشک NSM حدود 180 تا 200 کیلومتر هست و برد GLSDB در صورت استفاده از راکت M30 ،در حالت حمله به روبرو در حدود 190 کیلومتر  میشود.

 

سرعت موشک NSM ، های ساب سونیک اعلام شده و به گفته برخی منابع ، سرعتی در حدود 1000 تا 1100 کیلومتر بر ساعت دارد و در مقابل سرعت نهایی SDB در لحظه برخورد به هدف در حدود 800 تا 1000 کیلومتر بر ساعت تخمین زده میشود. و این سرعتی هست که بمب های هواسر تیپیکال به اون دست پیدا میکنند.

 

ترمینال ولاستی یا همون سرعت نهایی رو میشه با روابط مخصوص اون به دست آورد :

 

http://www.calctool.org/CALC/eng/aerospace/terminal

http://hyperphysics.phy-astr.gsu.edu/hbase/airfri2.html

 

این سرعت با تغییرات پروفایل پروازی بمب و مانورهایی که باید تا رسیدن به هدف اجرا شوند ، کاملا متغیر است. زیرا بسته به شدت و ضعف سطح توان دفاعی هدف، دو حالت انتخاب میشود . مانور کمتر و برخورد در مسیر مستقیم و با سرعت بالاتر و یا برعکس مسیر پروازی پیچیده تر و در نتیجه سرعت برخورد کمتر .

 

البته بدیهیست که موشکهای کروز به دلیل بهره مندی از نیروی پیشران موتور ، ذاتا توان مانور بیشتر و انعطاف عملیاتی بالاتری نسبت به بمب های  هواسر دارند و NSM هم از این قضیه مستثنی نیست.

 

در زمینه هدایت ، موشک NSM علاوه بر بهره گیری از سامانه هدایت درونی و GPS در مراحل میانی پرواز ، از سامانه تصویرسازی فروسرخ و انطباق تصویر هدف با تصویر ذخیره شده در دیتابیس ، در مرحله پایانی برخورد ، توانایی بسیار بالایی را به نمایش میگذارد 

http://www.naval-technology.com/projects/naval-strike-missile-nsm/

 

در مقابل بمب SDB از هدایت درونی ، GPS و در نوع بهینه شده از سیستم غیرفعال لیزری استفاده میکند. ولی امتیاز ویژه و غیر قابل رقابت GLSDB ، به گفته مقامات بوئینگ ، استفاده از سیستم جدید و پیشرفته GPS مقاوم سازی شده در برابر سامانه های دفاعی جنگ الکترونیک اخلالگر و گمراه کننده ، میباشد.

 

( لازم به ذکر است که ، در صورت استفاده از بمب SDB II که از سیستم هدایت 3 گانه شامل راداری موج میلیمتری ، تصویرساز فروسرخ و نیمه فعال لیزری ، بهره میگیرد ، برتری قابل ملاحظه ای نسبت به NSM پیدا میکند .)

 

 

از لحاظ قدرت کشندگی و اثر سرجنگی برتری با NSM میباشد به طوری که ، موشک NSM دارای سرجنگی با وزن 125 کیلوگرم و SDB دارای سرجنگی به وزن 93 کیلوگرم میباشد.

 

مزیت SDB این است که میتواند از 2 حالت سرجنگی استفاده کند. یعنی نوع پیش فرض که همان بانکرباستر هست و نوع دوم ، سرجنگی با بدنه کامپوزیتی و فیوز هوشمند قابل برنام ریزی و انفجار در ارتفاع بالای سر هدف که کمترین میزان ترکش را تولید کرده و خسارات جانبی را به طرز قابل توجهی کاهش میدهد.

 

در بحث سطح مقطع راداری ، موشک NSM ، همواره به عنوان یک سلاح پنهانکار معرفی شده و بمب SDB هم به  مدد جثه بسیار کوچک و به دلیل استفاده گسترده از مواد کامپوزیت در بدنه ، بال ها و دم ، سطح مقطع راداری بسیار کوچکی دارد که به گفته برخی منابع غیر رسمی ( به علت محرمانه بودن سطح مقطع راداری ادوات نظامی ) ، به اندازه پرندگان کوچک جثه میباشد.

 

و حالا میرسیم به نکته اساسی و بسیار مهم یعنی بها و هزینه در اختیار داشتن این دو سلاح.

 

هر موشک NSM  به گفته مقامات رسمی در کمپانی ریثیان ، در حدود یک میلیون و صد تا یک میلیون و دویست هزار دلار ( 1,200,000 ) قیمت دارد.

http://webcache.googleusercontent.com/search?q=cache:http://www.janes.com/article/51255/kongsberg-raytheon-nsm-teaming-targets-usn-s-future-frigate-programme

 

در مقابل هر واحد GLSDB در حدود صد هزار دلار ( 100,000 ) قیمت دارد. به این ترتیب که قیمت هر عدد بمب SDB برای فروش به نیروی زمینی آمریکا از حدود 23,000  تا 40,000 دلار ، آب میخورد و برای مشتریان خارجی تا این لحظه هر عدد 70,000 دلار.

http://www.armada.ch/pin-point-accurate-bolt-blue/

http://www.globalsecurity.org/military/systems/munitions/sdb.htm

http://www.af.mil/AboutUs/FactSheets/Display/tabid/224/Article/104573/gbu-39b-small-diameter-bomb-weapon-system.aspx

https://www.bga-aeroweb.com/Defense/Small-Diameter-Bomb.html

 

و در صورت استفاده از SDB با هدایت لیزری ، قیمت آن کمی بالاتر از گونه استاندارد تخمین زده میشود.

http://www.nationaldefensemagazine.org/blog/Lists/Posts/Post.aspx?List=7c996cd7-cbb4-4018-baf8-8825eada7aa2&ID=1770

 

و قیمت هر عدد موتور راکتی M26 یا M30 ، زیر 40,000 دلار تخمین زده میشود. به طوری که قیمت هر عدد راکت GMLRS در حال حاضر حدود 110,000 دلار میباشد.

https://www.bga-aeroweb.com/Defense/GMLRS.html

 

 

پس با این حساب میبینیم که قیمت هر واحد GLSDB ، چیزی در حدود 12 برابر ارزان تر از یک عدد موشک NSM میشود. تازه اگر هزینه های تحقیق و توسعه و طراحی مجدد و یکپارچه سازی GLSDB را ( که به گفته مسئولان بوئینگ بسیار ناچیز بوده و درواقع هیچ چیز جدیدی را از نو و پایه خلق نکرده اند و بر روی ارزان بودن این سامانه تاکید میکنند) هم به آن اضافه کنیم ، بعید است که قیمت آن از 200,000 هزار دلار بیشتر شود.

 

و این یعنی شما میتوانید به جای مصرف کردن یک عدد موشک کروز NSM ، تعداد 6 تا 12 عدد GLSDB را برای نابودی هدف خود خرج کنید. دستاوردی به واقع ارزشمند ، بی سابقه و غیر قابل رقابت توسط هر نوع سامانه ای دیگر.

 

 

همان طور که در بخش های قبلی اشاره شد ، کشورهایی که در همسایگی خود ، سیستم های قدرتمند دفاع هوایی وجود دارد و زیر چتر فضای غیر قابل دسترسی  قرار دارند، میتوانند از حداکثر توانایی های این سلاح استفاده کنند.

 

به عنوان مثال کشورهای فنلاند ، استونی ، لاتویا ، لیتوانی ، لهستان و اوکراین در شرق اروپا ، با در اختیار داشتن این سلاح  ، عمق مناسبی از اهداف داخل خاک روسیه را میتوانند پوشش دهند.

http://www.nationsonline.org/maps/central-eastern-europe-map.jpg

 

اسرائیل در برابر همسایگان .

http://milloz.com/image/countries-images/gmaps_il.jpg

http://www.mapsofworld.com/israel/maps/israel-map.gif

 

ترکیه ، آذربایجان و گرجستان در مقابل همسایگان.

http://www.lib.utexas.edu/maps/commonwealth/georgia.gif

http://www.lib.utexas.edu/maps/commonwealth/azerbaijan_trans-2004.jpg

http://www.thetotalcollapse.com/wp-content/uploads/Caucasus_Map.jpg

 

یا کشور تایوان همین ویژگی را نسبت به چین خواهد داشت.

http://www.map-of-china.co.uk/maps/taiwan.gif

http://blog.taiwan-guide.org/wp-content/uploads/google-earth-taiwan-china.jpg

 

و همین طور کره جنوبی در مقابل کره شمالی.

http://www.vidiani.com/maps/maps_of_asia/maps_of_north_korea/large_detailed_political_map_of_korea.jpg

http://www.yourchildlearns.com/online-atlas/south-korea-map.htm

 

و امارات متحده عربی .

http://theiranproject.com/wp-content/uploads/2012/04/Abu-Musa.jpg?06aceb

http://www.fredbellomy.com/middleeast/imagesk-p/Persian-Gulf-Regional-Map.jpg

http://www.eia.gov/countries/analysisbriefs/UAE/images/uae_map.png

 

با مشاهده این نقشه ها مساحت تحت پوشش سیستم GLSDB به صورت واضح و مشخص قابل اندازه گیریست. و چه بسا دارنگان این سلاح ( در نوع پیشرفته و مفروض با SDB II ) در برخی نقاط قادر به اجرای اهدافی چون NO DRIVE ZONE و NO SAIL ZONE باشند.

 

 

و اما روش های مقابله با آن. بمب SDB به دلیل نداشتن هیچ گونه موتور یا پیشرانه ای ، گرما تولید نمیکند و در نتیجه رهگیری آن با سیستم های کشف فروسرخ بسیار مشکل است. و موشک های با هدایت تصویرساز فروسرخ نیز قادر به رهگیری آن نیستند. مگر با سامانه هایی که از پرتوی فرو سرخ موج بلند یا طیف دور LWIR استفاده میکنند. این سامانه ها قادر به تشخیص جسم سرد در پس زمینه آسمان هستند.

 

استفاده از آتش بارهای متراکم توپ های ضد هوایی که به سیستم های جستجو و کشف این چنین مجهز هستند یکی از بهترین راهکارهای نابودسازی این بمب هاست.

چون اگر بال ها و یا سطوح کنترلی موجود در انتهای دم این بمب آسیب ببیند ، بدون شک کنترل خود را از دست داده و قادر به ادامه مسیر به صورت صحیح تا هدف نمیباشد.

 

همچنین به دلیل نداشتن زیر سامانه های ترنزمیشن راداری، هیچ گونه ارسال امواج الکترومغناطیس نداشته و درنتیجه به وسیله پدافند با گیرنده های پسیو ( به عنوان مثال حرز نهم ) هم قابل کشف و نابودی نیستند. این بمب فقط گیرنده امواج ماهواره های GPS است.

و اخلال در این سیستم هم با ارائه توضیحات بالا ، بسیار دشوار به نظر میرسد.

 

به دلیل داشتن RCS بسیار ناچیز هم ، کشف و رهگیری آن توسط سامانه هایی با موشکهای راداری نیمه فعال یا لینک رادیویی ( مثلا موشک های پنتسیر )  دشوار است. به طوری که رادارهای کنترل آتش چنین سیستم هایی فقط در چند ثانیه آخر مانده تا برخورد ، قادر به روشن سازی هدف و اجرای شلیک میباشند و در نتیجه زمان واکنش به آن بسیار کوتاه خواهد بود.

 

در نهایت بهترین روش انهدام این بمب ، استفاده از موشک هایی با هدایت راداری فعال میباشد. به این ترتیب که رادارهای جستجو و کشف میتوانند وجود آن را تشخیص داده و موشک های هدایت راداری فعال را به سمت محدوده آن روانه کنند و پس از آن خود موشک به کمک رادار داخلی خود ، بمب مهاجم را کشف و نابود سازد.

 

چنین راهکاری برای سیستم S-400 پیش بینی شده ولی باز هم در این سیستم باید موشک های گران قیمت ( با قیمت تخمینی یک میلیون دلار ) خانواده 9M96 را برای نابود سازی یک بمب با قیمت ناچیز ذکر شده در بالا ، مصرف کرد.

http://csis.org/blog/russia-announces-sale-s-400-china

 

با تشکر از دقت و توجه شما. من الله توفیق

ویرایش شده در توسط naserr
  • Upvote 12

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

درود

دوستان می پرسند که آیا الکترونیک موجود در یک مرمی هواپرتاب قادر به تحمل فشار جی ناشی از یک توپ هست یا خیر؟

نمی توان نظر قطعی قبل از تست داد. اینجا است که فیزیکدانها خیلی مفید هستند.

اصولا مدارهای هواپایه با استاندارد بسیار بالا طراحی می شوند و ممکن است که تحمل جی زیاد هم داشته باشند.

 

سالهای سال است که آمریکایی ها مرمی توپ های 180 خود را به GPS مجهز کرده اند و نقطه زنی می کنند.

 

خوب اول ببینیم مشکل ناشی از فشار جی زیاد روی مدارهای الکترونیکی چیست.

0. فشار جی زیاد باعث کنده شدن کابلهای ارتباطی می شود (که باید به حداقل برسند)

1. فشار جی باعث جدا شدن تراشه ها از برد می شود.

2. فشار جی باعث خرابی via ها در مدار چاپی می شود.

3. فشار جی باعث چرخیدن تراشه ها روی برد می شود!!!

4. فشار جی باعث قطع ارتباط برخی پایه ها می شود.

5. فشار جی باعث تخریب درونی تراشه ها می شود.(لایه سنگینتر متال در لایه های دیگر فرو می رود و تراشه از درون به هم می ریزد.)

 

در ایران نیز در پروژه هایی مثل ساخت جعبه سیاه، فشار هدف گذاری شده برای پروژه 6400 جی بود که فشار ناشی از برخورد شکاری با کوه است.

با توجه به این که این جعبه سیاه سالها پیش ساخته شده، پس چنین فشارهایی خیلی هم مانع نیستند!

راه حل:

اگر مدار قبلا ساخته شده، با استفاده از چسبهای هادی حرارت و عایق الکتریسیته و عدم استفاده از تراشه های بالگرید و استفاده از دمپرهای ویژه در محل جاپیچها می توان فشار روی قطعات را کاهش داد و با پر کردن همه فضاهای خالی، مانع هر گونه حرکت تراشه شد.

البته در کنار اقدامات بالا، استفاده از تراشه های مقاوم نسبت به جی زیاد هم توصیه می شود و معمولا نمونه این مدارها را با انفجار تست می کنند. البته آزمایشگاههای جی و ارتعاش هم در برخی نقاط وجود دارند.

برای مقاوم سازی مدارهای چاپی هم آنها را با ضخامت بیشتر فلز طراحی می کنند و معمولا via ها را دستور می دهند که سازنده با فلز هادی پر بکند.

دمپرهای روی جا پیچها هم خیلی در کاهش ضربه ناگهانی موثر هستند.

  • Upvote 13

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

دیروز که سایت آفلاین بود ، بنده یک ارسال داشتم که پاسخ به یکی از دوستان بود. ارسالم پاک شده و الان دوباره میفرستم. 

 

 

naserr, on 18 May 2015 - 8:53 PM, said:

دقیقا همین طوره که شما میفرمایید و من هم توی همون ارسالم که جواب برادر hosm بود ، سعی کرم غیر مستقیم به این مساله اشاره کنم.

 

اصلا یکی از مهمترین مواردی که باعث اهمیت فوق العاده سیستم GLSDB میشه ، همین نکته هست. یعنی تحول انقلابی در مفهوم کارکردی نیروی زمینی آن هم یگان توپخانه زمینی.  به طوری که با در اختیار داشتن این سلاح ، قسمتی از ماموریت های یگان توپخانه نیروی زمینی با نیروی هوایی تلاقی پیدا میکنه و فرماندهان و تصمیم گیرندگان ارشد در طول یک نبرد میتوانند ، انجام بعضی وظایف را به نیروی زمینی انتقال دهند.

 

ببینید ، این سیستم یه مفهوم به غایت تازه ، بی سابقه و بی بدیل رو خلق کرده که من اسمشو میذارم  " بمب افکن نیروی زمینی " ( ARMY BOMBER ) 

 

هیچ سامانه دیگری که در حال حاضر در اختیار نیروهای زمینی کشورهاست یا هر نیرویی که بتوان آن را در غالب تعاریف عمومی یک نیروی زمینی گنجاند ( مثالش سپاه تفنگداران دریایی آمریکاست که نبرد زمینی انجام میدن ) ، دارای چنین قابلیتی نیست و این سلاح حداقل تا چندین سال بعد از عملیاتی شدنش میتونه یه گیم چینجر واقعی توی نبردها باشه.

 

میخوام یه مثال دیگه بزنم . الان در نیروی زمینی آمریکا ، پهپاد پردتور مسئولیت اصلی و عمده حملات به اهداف زمینی رو بر عهده داره. البته پهپادهای آر کیو-7 شدو و آر کیو-5 هانتر هم توی سالهای گذشته ، ماموریت های تهاجمی کوچک و محدودی انجام داده اند.

 

خوب در حال حاضر ، هر فروند پردتور میتونه 2 عدد موشک هلفایر یا 6 تا موشک گریفین حمل کنه. در آینده هم احتمالا در همین تعداد ، بمب های وایپر استرایک ، اسکورپیون ، پایرس ،موشک جگم  و مهمات سبک دیگری که اینجا فرصت توضیحش نیست.

 

حالا هر لانچر MLRS میتونه 12 عدد و هر لانچر HIMARS میتونه 6 عدد GLSDB رو پرتاب کنه.

http://dma.wi.gov/dma/news/2013news/images/130506-Z-WG169-684.jpg

 

اندازه سرجنگی و قدرت تخریب در مهمات هر دو سیستم مورد مثال که کاملا مشخصه.

 

قیمت هر عدد هلفایر هم حدود 100,000 دلار براورد میشه . یعنی مشابه GLSDB .

 

یعنی با یه حساب سر انگشتی متوجه میشیم که ، یک عدد لانچر MLRS در عرض چند دقیقه (کمتر از 15 دقیقه ) و در محدوده برد 190 کیلومتری ، میتونه کاری رو انجام بده و اهدافی رو نابود کنه که ، 6 فروند پردتور به طور همزمان( با احتساب همان 2 عدد هلفایر ) آن هم مدت زمانی بسیار طولانی تر، فقط میتونن کاری مشابه از نظر آماری انجام بدن.

 

تازه قدرت تخریبی هر SDB چند برابر هلفایر هست و اصلا قابل قیاس با همدیگه نیستند. و اگر بخوایم قدرت تخریب و میزان اثربخشی حمله رو هم توی محاسبه خودمون وارد کنیم ، تعداد پردتورهای سناریوی ما سر به فلک میذاره.

 

قیمت پردتور ، هزینه هر ساعت پرواز ، شعاع عملیاتی ، ریسک نابودی توسط سیستم های دفاعی هم که کاملا مشخصه

 

این محاسبات رو میشه به لانچر HIMARS تعمیم داد و نتایج اون رو هم مقایسه کرد.

 

همین مثال در مورد اسرائیل و استفاده از انواع پهپادهای هرمس و هرون و ایتان هم ، صدق میکنه.

 

 پس میبینید که توانایی های GLSDB فراتر از اون چیزی هست که به نظر میرسه.

 

  • Upvote 5

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

با تشکر فراوان از توضیحات همیشه سازنده برادر EMP و دقت نظر و نگاه علمی ایشون به بحث و راه کارهای مفیدی که ارائه میکنند . ( شرمنده توی ارسال قبلیم ، فقط سریع نوشته رو فرستادم و  ارسال شما رو اصلا ندیدم .)

 

البته کشورهایی که صاحب علم و تجربه ساخت مدارات الکترونیک مقاوم در برابر چنین نیروهای عظیم جی هستند ، به تعداد انگشتان دست هست و در این مورد خاص یعنی ارتقای یک بمب کوچک هواسر به سطحی که بتونه چنین فشاری رو تحمل بکنه ، عملا بی سابقه بوده و  این خودش نشون میده که در داخل کشور ، کارای خیلی زیادی باید انجام بگیره.

 

یکی از دوستان در مورد هزینه های نگهداری این سلاح پرسید که در اینجا میخوام توضیحاتی بدم.

 

ببینید بمب های هواسر ،  به دلیل نداشتن پیشرانه حالا چه توربوجت یا توربوفن یا رمجت و یا موتور راکتی جامد یا مایع ، اصولا ساختار ساده ای دارند. یکی از مهمترین و چالش بر انگیز ترین موارد در تعمیرات و نگهداری و انبارداری موشک های کروز و انواع دیگر ، همین سامانه پیشرانه آنهاست.

 

بازرسی ها و تست های مرتب و بی وقفه ، نیاز بنیادین چنین تسلیحاتی هست و به دلیل پیچیدگی های سامانه های پیشران ، غالبا مجموع هزینه های تعمیر و نگهداری در سالهای دوره خدمت این انواع مهمات ، بیشتر از قیمت تمام شده آن سلاح در زمان خرید میشود.

 

از طرف دیگر کار با این انواع پیچیده نیازمند صرف زمان و بودجه بیشتری برای آموزش پرسنل و نیروی انسانی ، میباشد و بدون آموزش درست ، سلاح شما مانند ببر کاغذی خواهد بود.

 

نکته دیگر در بحث انبارداری ، تحمل مهمات نسبت به انفجار ناشی از گرم شدن و آتش سوزی میباشد که به آن در اصطلاح کوک آف ( COOK OFF TIME ) گفته میشود. بمب های هواسر از این بابت نیز ایمنی بسیار بالاتری نسبت به موشکهای دارای پیشرانه دارند و همچنین به دلیل ساختار سرجنگی آنها مدت زمان بیشتری را تحمل میکنند.

 

به عنوان مثال بمب هواسر جی سو JSOW که نزدیک به 20 سال از عمر اون میگذره ، به دلیل استفاده جنگنده های نیروی دریایی و نگهداریش داخل ناوهای هواپیمابر ، با استانداردهای ایمنی بسیار بالایی طراحی و تولید شده و زمان کوک آفی معادل 2 دقیقه و 11 ثانیه داره.

در مورد SDB هم گفته شده حتی از نمونه های قبل از خودش هم این زمان بهتر شده.

 

https://www.google.com/url?sa=t&rct=j&q=&esrc=s&source=web&cd=1&cad=rja&uact=8&ved=0CB0QFjAA&url=http%3A%2F%2Fwww.dtic.mil%2Fcgi-bin%2FGetTRDoc%3FAD%3DADA477006&ei=Et5hVZDvO9XbsAS4noLgAg&usg=AFQjCNFXcbiW6awH39JMhz5XTZ3gR1y1VQ&bvm=bv.93990622,d.cWc

 

و آزمایشات زیاد دیگری مانند اثر انفجار جانبی ، برخورد گلوله ، ترکش و غیره بر روی اون انجام گرفته.

https://www.google.com/url?sa=t&rct=j&q=&esrc=s&source=web&cd=1&cad=rja&uact=8&ved=0CB8QFjAA&url=http%3A%2F%2Fwww.dtic.mil%2Fndia%2F2006psa_apr%2Fjustice.pdf&ei=l-FhVc_eGcO6swH434CYCQ&usg=AFQjCNENblkhwXkLcAVEvTBZUGfN3wXnxA&bvm=bv.93990622,d.bGg

 

و آزمایشات پروازی در تونل باد که در ارسال های قبلی به اون اشاره کردم. به گفته مقامات بوئینگ ، بمب های هواسر به خاطر نداشتن نیروی پیشران ، برای رسیدن به حداکثر برد خود ، باید در ارتفاعات بالا پرتاب شوند ، و در بسیاری از نقاط کره زمین ، در این ارتفاعات احتمال وجود ابرهای سندانی و طوفان های تندر و توربولنس و جریانات مغشوش و آشفته با سرعت زیاد وجود دارد ،  ثابت و پایدار ماندن مسیر پرواز بمب کار بسیار دشواری خواهد بود. به همین دلیل تلاش زیادی بر روی نرم افزار هدایت و کنترل این بمب انجام گرفت تا در صورت بر هم خوردن تعادل در پرواز ، قادر به بازیابی خود به حالت نرمال و ادامه مسیر پرواز باشد.

 

اما نکته جالبی رو از لا به لای یکی از مصاحبه ها پیدا کردم. آقای " جان میلنر " سرپرست بخش توسعه تجاری برنامه GLSDB در شرکت بوئینگ ، اوایل سال گذشته میلادی ، در مصاحبه ای با نشریه INSIDE THE AIR FORCE ، گفته بود که از سال 2005 تاکنون ، شرکت بوئینگ بیش از 10,000 عدد بمب SDB را به نیروی هوایی آمریکا تحویل داده و همچنین اضافه کرد ، نیروی زمینی بیش از 400,000 عدد راکت M26 در انبارهاش , و در سطح جهان ذخیره کرده که در نهایت یا باید موتور راکت نگه داشته شود و فقط سرجنگی آنها تعویض بشه یا به کلی معدوم شوند.

 

همین طور گفته ، قیمت هر عدد راکت GLSDB در حدود 30 تا 40 درصد کمتر از قیمت روز یک واحد راکت GMLRS خواهد بود. یعنی بین 66 تا 77 هزار دلار. که با قیمت طراحی و ساخت قطعه تطبیق دهنده میان مرحله ای ( INTERSTAGE ADAPTER ) ، چیزی بیش از 100 هزار دلار نخواهد شد. همان قیمتی که در ارسال قبلی پیش بینی شده بود.

 

ایشان اظهار کرده که برنامه GLSDB در واقع جان تازه ای به کالبد دو سلاح مهم یعنی MLRS و SDB میدمد و باعث رونق اقتصادی و ایجاد اشتغال در صنایع خواهد شد.

 

درباره پروفایل پروازی هم گفته ، راکت حامل تا ارتفاع بهینه 12,000 متری اوج میگیرد و در آن ارتفاع ، مکانیزم جداسازی بخش تطبیق دهنده عمل کرده و بمب رها میشود. توجه داشته باشید که راکت M26 ، توانایی رسیدن به ارتفاعاتی بیش از این را هم دارد.

 

ایشان همچنین اشاره ای به طرحی داشته اند که فعلا تصمیمی درباره آن گرفته نشده . طرح جایگزینی موشک ATACMS با سرجنگی هوشمند 500 پوندی. چیزی مشابه GLSDB.

 

مصاحبه کامل:

http://www.secretprojects.co.uk/forum/index.php?topic=20024.15;wap

 

منبع اصلی مصاحبه:

http://jamesdrewjournalist.com/boeing-to-demonstrate-ground-launched-sdb-system-later-this-year/

 

 

در حال حاضر موتور راکت های GMLRS یا همان M30 ، توسط کمپانی " آئروجت راکت داین " ساخته میشود و کمپانی NAMMO نروژ که همکاری های گسترده و تنگاتنگی با کمپانی " اربیتال ای تی کی " دارد ، مسئول تولید و فروش این موتورها در خارج از آمریکاست.

http://www.rocket.com/article/aerojets-improved-rocket-motor-propels-lockheed-martin%E2%80%99s-gmlrs-demonstration

 

 

همچنین سلاح GLSDB با تمامی مفاد و شرایط  پیمان MTCR ( ساز و کار کنترل فناوری موشکی ) منطبق است و همه ویژگی ها برای صادرات و خرید و فروش آن فراهم هست.

http://www.mtcr.info/english/MTCR-TEM-Technical_Annex_2014-10-02_rev%20-%20Updated%20cover%20page.pdf

http://www.mtcr.info/english/MTCR_Annex_Handbook_ENG.pdf

 

 

 

 

  • Upvote 7

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

با تشکر از دوست گرامی، بعد از مدتی که نبودم اومدم توی سایت و یه مقاله خوب خوندم، از سایر دوستان هم که بر غنای مطالب می افزایند تشکر می کنم.

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

با تشکر از دوست گرامی، بعد از مدتی که نبودم اومدم توی سایت و یه مقاله خوب خوندم، از سایر دوستان هم که بر غنای مطالب می افزایند تشکر می کنم.

خواهش میکنم برادر عزیز. خوب ، نگاه و تفکر شماست . زکات دانسته هام رو میدم.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

مقدمه

 

در جنگ خلیج فارس حدود 7 درصد مواد منفجره به کار گرفته شده علیه عراق را انواع بمب‌ها و موشک‌های هدایت دقیق تشکیل می‌داد. آمار این جنگ نشان می‌دهد درصد موفقیت هواپیماهایی که از انواع PGM (که در ادامه مقاله با آن آشنا خواهیم شد) برای حمله به اهداف خود استفاده می‌کردند حدود 10 برابر هواپیماهایی بود که از بمب‌های غیر هدایت شونده علیه اهداف خود بهره می‌جستند.
در این جنگ در طول 6 هفته، نیروهای متحد حدود دو برابر بمب‌های لیزری را که در طول 9 ماه علیه ویتنام استفاده شده بود بر سر عراق ریختند. پس از جنگ خلیج فارس نیز در نبردهای بعدی استفاده از انواع PGM رشد فزاینده و چشمگیری به خود گرفت.
در شش درگیری نظامی از هفت درگیری نظامی اخیری که ایالات متحده در آن نقش داشته، انواع PGM دست کم 60 درصد مواد منفجره روانه شده به سوی اهداف را شامل می‌شده است. در جنگ یوگسلاوی سهم تسلیحات هدایت شونده مورد استفاده از کل تسلیحات حدود 30 درصد بود که رشد بیش از 4 برابری را نسبت به جنگ خلیج فارس نشان می‌دهد. در این جنگ نیمی از ساختمان‌های دولتی، پلیس، پدافند هوایی و تاسیسات شبکه برق که در طول جنگ مورد هدف قرار گرفت با استفاده از موشک‌های کروز تاماهاوک مورد تهاجم واقع شد.
در این نبرد همچنین از تاماهاوک برای هدف قرار دادن اهداف متحرک استفاده شد( 26 موشک تاماهاوک علیه 18 هدف متحرک) و از کل 218 موشک تاماهاوک پرتاب شده 181 فروند به اهداف از پیش تعیین شده اصابت نمود.
JDAM برای اولین بار در این عملیات مورد استفاده قرار گرفت و نشان داد قادر است ضعف های بمب های لیزری را در شرایط بد آب و هوایی پوشش دهد. دیگر مزیت JDAM در مقابل بمب‌های لیزری امکان رهاسازی آن از ارتفاعات بالاتر بود (20000 پایی). بین 60 تا 70 درصد بمب ها و مواد منفجره‌ای که در افغانستان استفاده شد، قابلیت استفاده در شرایط بد آب و هوایی و نیز عوامل محدودیت‌زایی نظیر دود، شن و گرد و غبار را داشت که نسبت به جنگ یوگسلاوی افزایش 5 برابری را نشان می‌دهد.
در یکی از حملات جنگ افغانستان، 100 JDAM در 20 دقیقه بر سر اهداف ریخته شد (هر دقیقه 5 بمب). در جنگ عراق در سال 2003 تمام موارد منفجره‌ای که در بغداد ریخته شد از نوع هدایت شونده بود.
متوسط انحراف 6500 JDAM که بر علیه اهداف عراقی به کار گرفته شد، حدود 10 تا 12 فوت بود. در این جنگ 750 موشک تاماهاوک پرتاب شد که به معنی پرتاب روزانه 35 موشک به طور متوسط در طول جنگ بوده است. این موشک‌ها از خلیج فارس، دریای سرخ و شرق دریای مدیترانه به سوی اهداف عراقی شلیک می‌شدند.
شدت حمله در عملیات OIF(عراق 2003) تقریبا دو برابر شدت حمله در جنگ خلیج فارس بود (دو برابر مواد منفجره در یک بازه زمانی مشابه). سه روز در این عملیات طوفان شدید شن به وقوع پیوست که استفاده از بمب‌های لیزری را ناممکن ساخت ولی نبرد با بمب‌های دیگر ادامه داشت.

0.027360001312298999_taknaz_ir.jpg
به نظر می‌رسد حرکت به سمت توسعه و به کارگیری مواد منفجره هدایت شونده و قابل استفاده در همه شرایط آب و هوایی با شتاب بیشتری در دهه آینده نیز از سوی ایالات متحده دنبال خواهد شد. نیروهای نظامی ایالات متحده هم اکنون در حال توسعه انواع جدیدی از این نوع تسلیحات هستند که برخی از آنها عبارتند از:
– انواع جدیدی از JDAM با برد بیشتر (40 کیلومتر) و با مقاومت افزون‌تر در برابر Jamming
– بمب‌های کوچک دقیق 250 پوندی (SDB) که بمب افکن‌ها، هواپیماهای جنگنده و نیز هواپیماهای بدون سرنشین را قادر می‌سازد در یک سورتی پرواز اهداف بیشتری را مورد تهاجم قرار دهند.
– موشک کروزهواپرتاب JASSM با بهبود برد تا 350 کیلومتر و دقت بیشتر تا حدود 3 متر با یک سر جنگی 1000 پوندی
– موشک کروز TacTom یا تاماهاوک تاکتیکال که قادر خواهد بود حدود 3 ساعت بر فراز منطقه هدف به گشت زنی بپردازد و بدین ترتیب موقعیت اهداف متحرک را در این مدت شناسایی کرده و به سوی آن حرکت کند.
PGM ها علاوه بر دقت، روز به روز قدرت تخریب و نیز هوشمندی بیشتری نیز پیدا می‌کنند. به عنوان مثال می‌توان به SFW اشاره کرد که 10 بمب کوچک را در بر می‌گیرد و با شکافته شدن پوسته آنها را رها می‌کند. هر کدام از این بمب ها چهار بمب ضدزره را با خود حمل می‌کند (skeet) که مجهز به سنسورهای لیزری و فروسرخ هستند.
هنگامی که این بمب از هواپیما رها می‌شود پوسته آن شکافته شده و 10 بمب داخل آن با استفاده از چتر درفضا پراکنده می‌شوند. در نزدیکی زمین چهار بمب کوچک متصل شده به آنها به صورت شعاعی پرتاب شده و نیروهای زرهی را هدف قرار می‌دهد. هرکدام از Skeet ها قادر است هدف خود را به طور مستقل شناسایی کرده و در مجاورت آن منفجر شود.
یک SFW می تواند فضایی به مساحت 30 هکتار را با استفاده از 40 Skeet که با خود حمل می‌کند پوشش دهد. یک بمب افکن با حمل 30 SFW قادر است در واقع 1200 بمب کوچک هوشمند ضد زره را در فضای وسیعی رها کرده ومیدان نبرد را تحت کنترل درآورد. خود SFW ها می‌توانند توسط یک WCMD حمل شوند و بدین ترتیب عملکرد بهتری در شرایط جوی بد همراه با بادهای شدید از خود نشان دهند.
در طول جنگ اشغال عراق (2003) حدود 90 SFW علیه ستون‌های زرهی عراقی مورد استفاده قرار گرفت.

نحوه عملکرد و اجزای یک SFW
همانگونه که ملاحظه می شود ابزار جنگ دقیق در طول دو دهه گذشته رشد زیادی کرده و همچنان در حال پیشرفت و برطرف کردن نقص ها و کاستی های موجود است. اگر در جنگ خلیج فارس در سال 1991، وقوع طوفان شن و یا دود ناشی از سوختن چاههای نفت مانع از موفقیت بمب های لیزری در نشانه روی و هدف گیری می شد، این نقص با بمبهای ارزان قیمت و بسیار دقیق JDAM تا حدود زیادی برطرف گردید.
در حال حاضر یکی از مهمترین چالش های پیش رو در طراحی ابزار جنگی، هدف قرار دادن اهداف متحرک است که به طور گسترده ای، تحقیقات در این زمینه ادامه دارد و نتایج قابل توجهی نیز در این زمینه حاصل شده است.

 

 

PGM چیست؟

 

PGM به موشک یا بمبی اطلاق می شود که مجهز به سیستم هدایت و ناوبری در فاز نهایی پرواز باشد. سیستم هدایت یک PGM در فاز ترمینال به گونه‌ای است که علائم منتشره از سوی هدف در قالب امواج الکترومغناطیس (EMR) را از فاصله مشخصی از هدف حس کرده و بمب یا موشک را به سمت آن هدایت کند.

در سال 1944، در زمان جنگ جهانی دوم برای تخریب و انهدام یک هدف نقطه‌ای بیش از 100 بمب افکن از زمین برخاسته و بالغ بر 600 بمب را روانه هدف می‌کردند. در جنگ ویتنام چنین هدفی با نزدیک به 170 بمب مورد تهاجم قرار می‌گرفت و در نبردهای دهه اخیر برای نابودی هدفی مشابه تنها چند PGM به کار گرفته می‌شده است.

سلاح‌های دقیق علاوه بر آنکه از حجم نیرو و انرژی گسیلی به سمت هدف کاسته‌اند، باعث چابکی نیروها نیز شده‌اند. به عنوان مثال تنها از طریق سه سورتی پرواز هواپیمای ترابری C-5 در روز کل مواد منفجره‌ای که نیروهای امریکایی در جنگ خلیج فارس (1991) نیاز داشتند به منطقه حمل می شد.

اینها از مزایای غیرقابل اغماضی است که با پیشرفت سیستم های هدایت و کنترل به دست آمده‌اند. البته با وجود این مزایای چشمگیر، اهمیت سلاح‌های دقیق به طور عملی در جنگ خلیج فارس خود را اثبات نمود. این نبرد شتاب حرکت به سمت استفاده از تسلیحات هدایت شونده و دقیق را چندین برابر ساخت به طوری که:

 – نیروی هوایی آمریکا پس از این نبرد تعداد پلات‌فرم‌های حمل تسلیحات هدایت شونده خود را 3 برابر نمود

– حجم و تعداد PGM در ماشین جنگی ایالات متحده از قبل تا بعد از جنگ 25% رشد داشت.

– نیروی هوایی ایالات متحده، توسعه انواع جدیدی از PGM با دقت افزون تر، قابلیت رهاسازی و پرتاب دورایستا و نیز قابلیت پرتاب در شرایط بد آب و هوایی را در دستور کار قرار داد.

 

 

انواع جدید PGM

 

برخی از انواع جدید PGM که پس از جنگ خلیج فارس روند طراحی و توسعه آنها آغاز شد، عبارتند از (تقریبا همه موارد زیر عملیاتی شده اند):

 JSOWیک سیستم رهاسازی بمب با برد کوتاه است که برای به کارگیری در شرایط بد آب و هوایی به صورت دورایستا طراحی شده است.

 AGM-154) JSOW) – یک سیستم تسلیحاتی کم­هزینه (حدود 200 تا 300 هزار دلار) با قابلیت گلاید و رهاسازی از فاصله دور می­باشد یعنی بیش از 20 کیلومتر مانده به هدف از ارتفاع پایین و حدود 70 کیلومتر مانده به هدف از ارتفاع بالا، قابل رهاسازی است و بدین ترتیب هواپیمای حامل آن از برد سایت­های پدافند اطراف نقطه هدف خارج است. این سیستم فاقد موتور و مجهز به سیستم هدایت GPS در طول مسیر و پردازش تصویر و Infrared در انتهای مسیر است. در 1998 علیه سایت‌های پدافند موشکی عراق با موفقیت به­کار گرفته شد که توسط هواپیمای F18 حمل می‌شدند. هر مجموعه JSOW 145 بمب کوچک BLU-97 را با خود حمل کرده و در محدوده­ای به وسعت یک زمین فوتبال رها می­کند .

 در سال 2001 در جنگ عراق حدود 40 درصد از این بمب­ها به­علت شرایط محیطی منطقه (باد شدید) از رسیدن به اهداف خود بازماندند که انجام تلاش­هایی برای رفع این نقیصه گزارش شده است.

 

 

JDAM چست؟

 

JDAMیک کیت ارزان قیمت هدایت با استفاده از GPS/INS است که با نصب در انتهای بمب‌های معمولی (غیر هدایت شونده) آنها را به PGM تبدیل می کند.

0.098789001312298999_taknaz_ir.jpg

 JDAM به طور رسمی از سال 1998 وارد خدمت ایالات متحده شد و در نبرد‌های بعدی به کار گرفته شد. با این حال تا جنگ اشغال عراق در سال 2003 همچنان بمب‌های لیزری به عنوان پرکاربردترین مواد منفجره مورد استفاده مطرح بودند. با این حال ضعف بمب‌های لیزری در مقابل شرایط بد آب و هوایی و عوامل جوی و محیطی باعث شد JDAM بهعنوان یک سیستم تسلیحاتی مناسب در تمام شرایط آب و هوایی جایگاه خود را پیدا کند به طوری که در نبرد مذکور حجم و تعداد JDAM های به کار گرفته شده به بمب های لیزری مورد استفاده نزدیک شد.

 دقت این سیستمهای تسلیحاتی در حدود 13 متر است. البته از جنگ یوگسلاوی (اولین مورد استفاده) تا جنگ شغال عراق دقت بمب‌های مجهز به این سیستم افزایش شایان توجهی داشت و به حدود یک تا 3 متر بیش از بمب‌های لیزری رسید.

 یکی از مزایای JDAM به بمب‌های لیزری آن است که همزمان هواپیمای رها کننده قادر است تعدادی از این بمب‌ها را به سمت اهداف مختلف روانه کند. در حالی که در بمب‌های لیزری به علت محدودیت مرتبط با نشانه گذار لیزری همه بمب‌های رها شده به سمت یک هدف روانه می‌شود و پس از برخورد می‌توان بمب‌های بعدی را به سمت هدفی دیگر روانه ساخت.

 WCMDاین سیستم توانمندی‌های مشابهی را برای سیستم‌های رهاساز بمب‌های خوشه‌ای فراهم می‌کند و آنها را از بمب‌های معمولی غیر هدایت شونده به بمب‌های دقیق (دقت حدود 30 فوت) تبدیل می‌کند.

 

 

موشک کروز JASSM

 

 JASSMنوعی موشک کروز هواپرتاب با توانمندی نفوذ در استحکامات و قابلیت رادارگریزی .

طبق برخی ارزیابی‌ها توانمندی ایالات متحده در جنگ دقیق (Precision Strike) از زمان جنگ خلیج فارس تا کنون 5 برابر شده است.

0.156148001312298999_taknaz_ir.jpg

 برخی از انواع PGM که در جنگ های اخیر مورد استفاده قرار گرفته اند عبارتند از:

 1- بمب‌های لیزری

 بمبهای لیزری پرتعدادترین PGM های در اختیار ارتش ایالات متحده هستند. در طول جنگ خلیج فارس، بمب‌های لیزری علیه اهداف استراتژیک عمدتا توسط هواپیماهای F-111F و F-117 و بعضا A6-B حمل می‌شدند. البته هر سه این هواپیماها هم اکنون از خدمت بازنشسته شده‌اند.

در جنگ خلیج فارس فقط 229 هواپیمای امریکایی قادر به حمل و پرتاب بمب‌های لیزری بودند، این تعداد تا سال 1996 به 500 فروند رسید و در حال حاضر بسیاری از هواپیماهای جنگی این کشور قادر به حمل و پرتاب انواع بمب‌های لیزری می‌باشند و البته بمب‌های لیزری با محدودیت هایی نیز مواجه هستند. مهمترین آنها کارایی بسیار پایین در شرایط بد جوی است (باران، ابر، غبار، دود و …)

با این وجود در حال حاضر دقیق‌ترین سیستم‌های تسلیحاتی ایالات متحده همین بمب‌های لیزری هستند که در شرایط آب و هوایی مناسب دقتی در حدود 8 تا 10 فوت (2.4 تا 3 متر ) دارند.

 از دیگر محدودیت‌های این بمب‌ها آن است که در یک هدف‌گیری بمب‌های رها شده فقط به سمت یک هدف قابل روانه‌سازی هستند. آن هم هدفی است که توسط نشانه‌گذار لیزری برای بمب‌های مورد نظر رنگ شده است.

 2- موشک‌های کروز

 استفاده از موشک­های کروز که نوعی PGM به شمار می­روند و استفاده از آنها در جنگ­های آمریکا به طور تصاعدی افزایش داشته است، در حال حاضر بسیار ارزان‌تر و سهل‌تر از گذشته شده است. هرچند همچنان این موشک‌های کروز جز گران قیمت‌ترین و پرهزینه‌ترین سیستم‌های تسلیحاتی هدایت شونده به شمار می‌روند.

در گذشته، به­کارگیری نسل­های پیشین این موشک­ها (که در جنگ اول خلیج فارس مورد استفاده قرار گرفت) مستلزم استفاده از نقشه­های دقیق پستی و بلندی­های مسیر بوده­ که برای یک عملیات خاص نقشه­ای با 100 میلیون Data Point را شامل می­شد. این نقشه برای استفاده در سیستم هدایت TERCOM این موشک­ها مورد استفاده قرار می­گرفت (شکل 7). این درحالی است که پس از تجربه جنگ خلیج فارس، با ارتقای تکنولوژی در دو دهه اخیر، سیستم­های هدایت بسیار ارزان­تری بر مبنایGPS طراحی شده و هم­اکنون موشک­های کروز بر پایه این سیستم­ها در اختیار ایالات متحده می­باشند. بنابراین دشمن احتمالی می­تواند به تعداد زیاد از این موشک­ها استفاده کند و محدودیتی به لحاظ نقطه پرتاب و مسیر پرتاب ندارد. بدین ترتیب می­تواند آن را در اختیار سایر کشورها یا گروه­ها قرار داده و از آنها برای پرتاب استفاده کند.

این موشک­ها بسیار چابک­تر (Agile) از مدل­های پیشین هستند چون نیاز به نقشه مسیر نداشته و به سرعت می­توانند برای پرتاب آماده شوند.

موشک­های کروز هواپرتاب تاکنون به علت بزرگی و حجیم بودن امکان حمل و پرتاب از هواپیماهای چابک و سریع را نداشته­اند و عموماً با استفاده از هواپیماهایی نظیر بمب افکن B52 پرتاب می‌شده‌اند.

 این موضوع در صورتی که هدف مورد نظر در عمق زیادی از خاک باشد می­تواند برای بمب­افکن­ها خطر­آفرین باشد و احتمال پرتاب این موشک­ها را کاهش دهد. همچنان که در جنگ­های پیشین در عراق نیز تعداد موشک­های CALCM پرتاب شده بسیار کمتر از موشک­های تاماهاوک بود.

عدم توازن در برابری ماشین جنگی ایالات متحده و شوروی سابق باعث توسعه ابزارها و تاکتیک­های نبرد نامتقارن توسط ایالات متحده گردید. یکی از مبانی و در عین حال ابزارهای این منظور، تکنولوژی پنهان‌کاری و استفاده از عامل غافلگیری در تسلیحات جدید بود.

این ایده پس از جنگ سرد نیز دنبال شد. به طوری که یکی از نمودهای آن موشک­های کروز با تکنولوژی پنهان‌کاری و سرعت بالا( High Subsonicیا Supersonic) است که در سالهای اخیر در دست تحقیق و توسعه بوده­اند و نسل بعدی موشک­های کروز به شمار می­روند. طبعاً بخشی از انگیزه توسعه این موشک‌ها پاسخ به تکامل سیستم‌های پدافندی شرقی بوده است (روسیه و چین).

  • Upvote 9

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لطفا وارد سیستم شوید برای ارسال نظر

شما قادر خواهید بود بعد از ورود به سیستم این نظر را ترک نمایید



ورود به سیستم

  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.