FBI

Members
  • تعداد محتوا

    120
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

اعتبار در انجمن

23

درباره FBI

  • رتبه حساب کاربری
    گروهبان سوم

Profile Information

  • Gender
    Not Telling
  1. چرا در منابع ایرانی هیچ مطلبی در این موضوع گفته نشده است؟
  2. حمله هوا به زمین؟؟!!! جنگنده های اسکرامبل که تنها مجهز به موشک های هوا به هوا برای دفاع هوایی بوده اند به طرف هلی کوپترها روسی موشک هوا به هوا شلیک کرده اند (البته موتور هلی کوپترهای روسی خاموش بوده است لذا موشک های گرمایاب هوا به هوا به خطا رفته اند) برای شوخی هم عرض کنم در فیلم سینمایی True Lies در پایان فیلم به دستور فرمانده (بازیگر نقش اول) خلبانان دو جنگنده به دلیل شرایط اضطراری پیش آمده که ظرف چند ثانیه مجرم فرار می کرد برای سد کردن راه فرار مجرم، چهار موشک هوا به هوا به طرف پل شلیک می کنند و پل را منفجر می کنند این صحنه همان فیلم است
  3. اگر کسی اکانت گالری دارد عکس ها را منتقل کند من اکانت ندارم http://rastan.parsiblog.com/Posts/950/جنگل+ِ+تانكها/
  4. ارتش شوروی پس از شهریور بیست هم یک بار دیگر به خاک ایران حمله کرده، آن هم همین سی و هفت سال پیش. اما بر خلاف شهریور بیست، این بار ارتش ایران درگیر شده وارتش اشغالگر سرخ را بیرون کرده است! داستان از این قرار بوده که خبر می رسد مجاهدین افغان شماری راکت انداز قابل حمل با نفر از نوع استرلا (به معنی پیکان، نسخه روسی استینگر امریکایی که برای شلیک به هلیکوپتر و هواپیما در ارتفاع پایین به کار می رود) در جایی در روستای متروکه رباط جلیل، نزدیک مثلث مرزی با ایران و پاکستان انبار کرده اند. ارتش شوروی عملیاتی به نام جنوب برای حمله به این انبار و ضبط استرلاها طراحی می کند. بامداد شانزدهم فروردین ۱۳۶۱ عملیات آغاز می شود. ابتدا جنگنده های سوخوی باید اطراف هدف را با بمبهای آتشزای نشانه گذار بمباران می کردند تا هلیکوپترهای حامل نیروهای کماندو بر اساس این نشانه ها، هدف را شناسایی و نیرو پیاده کنند. اما بعدا مشخص می شود که بمبها در جاهای پراکنده ای افتاده اند، نزدیکترینشان، صدها متر دورتر از هدف اصابت کرده و حتی باد شدید، بعضی از بمبها را بسیار دورتر و پشت مرز ایران برده است. هلیکوپترها حتی همین بمبهای به خطا رفته را پیدا نمی کنند و کمی بعد، ناوبر هلیکوپتر فرماندهی گزارش می دهد که مسیر را خطا رفته، وارد آسمان ایران شده و دوازده کیلومتر هم از مرز گذشته اند. اما سرهنگ فرمانده عملیات دستور می دهد به مسیر ادامه دهند. هلیکوپترها از بالای جاده آسفالته ای می گذرند که تیرهای برق کنار جاده بروشنی نشان می داده که به هیچ وجه نمی تواند در افغانستان باشد، بویژه تیرهای چوبی تلگراف چون در افغانستان همه این تیرهای چوبی را روستاییان کنده و فروخته بودند. حتی یک اتوبوس هم از جاده می گذرد که به هیلکوپترهای بالای سر هیچ واکنشی نشان نمی دهد و به مسیرش با آرامش ادامه می دهد. در این بین ناوبر متوجه محلی می شود که مشخصات آن کاملا با هدفی که شناسایی کرده بودند، همخوانی دارد و حتی یک برجک دیده بانی هم کنارش هست. سرهنگ فرمانده دستور آغاز عملیات را می دهد. کماندوها پیاده می شوند و محل را زیر آتش خمپاره می گیرند اما وقتی به هدف می رسند درمی یابند به یک کارخانه آسفالت حمله کرده اند. ژنرال فرمانده مافوق که سوار بر هواپیمای آنتونوف ۳۰ (دوموتوره ملخی) عملیات را از آسمان افغانستان هدایت می کرده پس از اینکه مدتی ارتباطش با یگان عملیاتی قطع بوده، موفق با تماس با سرهنگ فرمانده می شود و دستور می دهد بلافاصله محل را ترک کنند. اما ناگهان دو فانتوم ایرانی می رسند و یکی شان دو راکت بسوی هلیکوپترهایی شلیک می کند که روی زمین نشسته بودند. یکی از راکتها به خطا می رود و دیگری هم بدون اینکه عمل کند روی زمین می افتد (در عکس این راکت را در دست سرباز شوروی می بینید). اشتباه خلبان فانتوم این بوده که به هلیکوپترهایی که روی زمین نشسته و موتورشان خاموش بوده، راکت گرمایاب شلیک می کند. زمین داغ کویر هم راکت گرمایاب را به خطا می اندازد. (عکس اول فانتوم ایرانی را بر فراز هلیکوپترها نشان می دهد و زیر آن جای گلوله را روی یکی از هلیکوپترها). فانتومها دور می شوند اما بلافاصله دو فانتوم دیگر جایشان می آیند و این بار با مسلسل، هیلکوپترها و کماندوها را زیر رگبار می گیرند. کماندوها با هرچه در دستشان بوده، تفنگ و مسلسل و حتی خمپاره انداز به فانتومها شلیک می کنند. یکی از فانتومها صدمه می بیند و بر می گردد اما فانتومها موفق می شوند دو هلیکوپتر را منهدم کنند. شکاریهای میگ شوروی از ترکمنستان خودشان را می رسانند اما بدون اجازه مستقیم از مسکو حق شلیک نداشتند و چنین اجازه ای هم داده نمی شود. در این بین نیروی زمینی ارتش ایران از راه می رسد و محل را محاصره می کند اما به جای اینکه کماندوها را اسیر کند آنها را به خارج از خاک ایران اسکورت می کند. عملیات ساعت هفت صبح آغاز و درگیری سه ساعت طول می کشد. تا ساعت دوازده و نیم ظهر همه نیروهای شوروی خاک ایران را ترک می کنند. محل درگیری در نزدیکی روستای حرمک زاهدان بوده است. در این درگیری دو نگهبان کارخانه آسفالت کشته می شوند. هنوز ساعت کاری کارخانه آسفالت شروع نشده و کارگران نرسیده بودند و کارخانه تقریبا خالی بوده، اما چند نفری حضور داشتند که کماندوهای شوروی پس از ورود به کارخانه اسیرشان می کنند. دولت شوروی برای این رخداد از دولت ایران عذرخواهی رسمی می کند، خسارت کارخانه آسفالت و خونبهای دو نگهبان جانباخته را می پردازد. سرهنگ فرمانده عملیات هم به شوروی فراخوانده و محاکمه نظامی می شود. ماجرا کلا محرمانه می ماند و برای نخستین بار هشت سال پیش در رسانه های روسیه انتشار می یابد. در منابع ایرانی من هیچگاه حتی اشاره ای به این رخداد ندیده ام اما دیشب خیلی اتفاقی به ویدیویی به زبان روسی در یوتیوب برخوردم که روایتی از ماجرا را در بر داشت. با جستجو در سایتهای روسی اطلاعات بیشتری یافتم که چکیده اش همین است که خواندید. در این گزارشها درباره تلفات جانی شورویها اطلاعات درخور اعتمادی نیست. منبع فیسبوک مهرداد فرهمند من اکانت گالری ندارم کسی داره عکس ها را منتقل کند عکس های خارج از گالری فقط بصورت لینک لینک های... فقط درون کد https://youtu.be/OHdjuPPg3ss https://youtu.be/OHdjuPPg3ss
  5. بنده اکانت گالری ندارم از دوستان اگر کسی دارد عکس را به گالری منتقل کند گلزار شهدای مدافع حرم در قم، گلزار شهدای مدافعان حرم قم که قطعه مخصوص دفن شهدای افغانستانی به شهادت رسیده در سوریه می باشد برای سرگرم شدن کودکان زائر گلزار شهدا اقدام به قرار دادن نمونه های واقعی ضدهوایی ، نفربر زرهی ، تانک و توپخانه کرده است بطوریکه کودکان می توانند بطور کامل با سیستم های این تجهیزات جنگی کار و بازی کنند (تسلیحات فوق ماکت نیست و خود تجهیزات نظامی واقعی هستند) منبع وبلاگ فردی که به گلزار شهدای مدافعان حرم قم رفته و عکسها را در وبلاگش گذاشته اینجا را کلیک کنیداینجا
  6.  ترور یک جوان فلسطینی در غزه بدست گروه های وهابی، او مدتی پیش اعلام کرده بود شیعه شده است. گفته شده چند بار وی توسط حماس بازداشت شده بود. کاربران فلسطینی زیادی در صفحه های خود و زیر خبر ترور این جوان اهل غزه، به ایران و شیعه اهانت کردند و علنا اعلام کرده اند خون ما را خواهند نوشید منبع http://moodkerbes.info/1395/08/20/takfirists-terrorized-palestinian   ------   بند هفت    7- ارسال کپی مطالب خبری ، تحلیل های مرتبط با حوادث سوریه ، از خبرگزاری ها ، وبلاگ ها ، وبسایتها و.... داخلی و خارجی ، "بطور کامل ممنوع "خواهد بود و در صورت جالب بودن موضوع ، صرفاً لینک مطلب می بایست در تاپیک ارسال گردد .
  7.   فردای نابودی داعش چه اتفاقی خواهد افتاد؟ حجت الاسلام و المسلمین دکتر رسول جعفریان دانشیار دانشگاه تهران: در این شرایط کار دشواری است. اما اگر اتفاق افتاد و داعش از میان رفت، چه سرنوشتی در انتظار تفکر اسلامی که می خواهد راهبری مردم مسلمان را داشته باشد، خواهد بود؟ راستش این مساله را به یک جمله عامیانه اما واقع بینانه پاسخ گفت که پس از هر افراطی، تفریطی خواهد بود. این که این تفریط تا کجا پیش خواهد رفت، بستگی به شرایط زمانی و مکانی و جریانی که راهبری این ماجرا را به عهده خواهد داشت خواهد داشت بدون شک می توان ماجرا کمال آتاتورک را واکنشی نسبت به تندروی های سلطان عبدالحمید در تمسک به دین داری و به اصطلاح دین گرایی شدیدی دانست که در ضمن آسیب زیادی به اقوام غیر مسلمان زد و هنوز مسائلش باقی مانده است. آن وضعیت افراطی، ترکیه را به سمت و سوی چیزی برد که به راحتی آتاتورک را پذیرفت و او را در رسیدن به آمال و آرزوهایش موفق کرد. در ایران نیز قضیه تقریبا به همین شکل بود. رضا شاه محصول تندروی های مذهبی و دینی دوره قاجاریه بود که به خصوص پس از ناصرالدین شاه پدید آمد و اما اکنون و طی این دو دهه، القاعده و سپس داعش، با رفتارهای تند خود، نفرتی از مسلمانی و تدین در میان خود مسلمانان ایجاد کرده اند که نشان اولش در مصر ظاهر شد. عامه مردم با اظهار تنفر از این رفتارها از سیسی دفاع کرده و دوباره به سمت یک حکومت لائیک پیش رفتند. در آن کشور، حتی سلفی ها نیز برای بقای خود مجبور به کنار آمدن با این جریان شدند و تفسیری از دین ارائه کردند که بتوانند با جریان حاکم سازگار شوند. مصر بیشترین جریان روشنفکر را در جهان عرب را دارد و برای همین به سرعت از اخوان المسلمین که رویه افراطی را در پیش گرفته بود، برگشت. آدم کشی های داعش و رفتارهای بی رحمانه، و به اسم اسلام در حق همه اقوام جنایت کردن، آدمی را به یاد رفتارهای دولت عثمانی در اواخر این دولت با ارامنه و غیره می اندازد. این مساله به حدی عمیق شده است که مردم سوریه در بخش اصلی خود، همچنان سر موضع غیر مذهبی خود ایستادند و حاضر به پذیرش گروه های افراطی نشدند. همه ما می دانیم اگر واقعا مردم دمشق و نواحی آن، مایل به قبول داعش بودند، خاندان اسد نمی توانست کاری برای ماندن تا این حد انجام دهد. در حالی که بسیاری از مردم این کشور، به دلیل رفتارهای تند داعش، دیگر و به هیچ قیمت حاضر به دفاع از آن و یا پیوستن به آن نیستند. اکنون می توان باز این پرسش را مطرح کرد که فردای نابودی داعش، چه آینده ای در انتظار تفکر اسلامی و جهان اسلام است؟ بدون شک گریز از دین گرایی جای آن چه که روزگاری تصور می شد نامش بیداری اسلامی است خواهد گرفت و مهم اندیشه های الحادی است که در قالب های فلسفی و تاریخی ظاهر شده و با انتقاد از دنیای گذشته اسلامی، سعی می کند جهان اسلام را به سمت نظامی لائیک پیش ببرد. اکنون بسیاری از متدینین در جهان اسلام، کسانی مانند راشد الغنوشی که روزگاری نفر دوم اخوان المسلمین خوانده می شد، از اسلام سیاسی فاصله گرفته اند و تلاش می کنند روی نوعی تدین + حکومت لائیک تاکید کنند. منبع سایت خبری خبر آنلاین http://khabaronline.ir/detail/542604/weblog/jafarian       +++++++++++++++++++++     حجت الاسلام والمسلمین قرائتی: آمار مرگ و میر مردان بیشتر از زنان است عوامل متعددی از جمله شهید شدن در جبهه... دلیل این آمار است خراسان رضوی زمان : ۱۳۹۵/۳/۲۷ درس هایی از قرآن(۸) تعدد زوجات به شرط عدالت به صلاح مملکت است به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا در مشهد، حجت الاسلام والمسلمین محسن قرائتی، رییس ستاد اقامه نماز کشور همزمان با شب وفات حضرت خدیجه(س) در برنامه درس هایی از قرآن کریم در حرم مطهر رضوی اظهار کرد: پیامبر(ص) پس از وفات حضرت خدیجه(س) تعدد ازدواج داشتند سامان بخشیدن زنان سرپرست خانوار رییس ستاد اقامه نماز کشور بیان کرد: یکی از مشکلاتی که همه دولت های دنیا از جمله دولت خودمان چاره ای برای آن نیافته است، زندگی زنان سرپرست خانواده و بیوه است. حجت الاسلام والمسلمین قرائتی افزود: در تمام تاریخ و در اکثر کشورهای دنیا آمار مرگ و میر مردان بیشتر از زنان است البته عوامل متعددی از جمله شهید شدن در جبهه... دلیل این آمار است. وی با اشاره به زندگی زنان بیوه و سرپرست خانوار ابراز کرد: هیچ وجدان سالمی اجازه نمی دهد نسبت به زندگی بیوه زنان بی تفاوت بود، از طرفی هیچ پسری حاضر به ازدواج با بیوه زن ها نیست، فرض بر این که همه زنان بیوه همچون حضرت معصومه(س) و مریم(س) پاک دامان و طاهر بمانند در حالی که با شرایط امروز این امکان پذیر نیست، بنابراین تنها راه حل سروسامان بخشیدن زنان بیوه، تعدد ازدواج مردان مشروط به عدالت است. گفتنی است، برنامه درس هایی از قرآن از سوی حجت الاسلام والمسلمین محسن قرائتی ویژه ماه مبارک رمضان هر شب ساعت 22 در صحن جامع رضوی اجرا می شود./ منبع سایت خبری رسانیوز http://www.rasanews.ir/detail/News/432730/84
  8. فردای نابودی داعش چه اتفاقی خواهد افتاد؟  رسول جعفریان،  - در حال حاضر تفکر اسلامی، قفل شده و این به خاطر نزاعی است که در منطقه میان مسلمانان تندرو و کندرو وجود دارد. در واقع، جمع بندی که لازمه طرح یک سامانه فکری تازه است، در این شرایط کار دشواری است. اما اگر اتفاق افتاد و داعش از میان رفت، چه سرنوشتی در انتظار تفکر اسلامی که می خواهد راهبری مردم مسلمان را داشته باشد، خواهد بود؟ ماجرای داعش به کما خواهد رفت اما چه تاثیری بر سرنوشت جهان اسلام خواهد گذاشت؟ راستش این مساله را به یک جمله عامیانه اما واقع بینانه پاسخ گفت که پس از هر افراطی، تفریطی خواهد بود. این که این تفریط تا کجا پیش خواهد رفت، بستگی به شرایط زمانی و مکانی و جریانی که راهبری این ماجرا را به عهده خواهد داشت خواهد داشت. بدون شک می توان ماجرا کمال آتاتورک را واکنشی نسبت به تندروی های سلطان عبدالحمید در تمسک به دین داری و به اصطلاح دین گرایی شدیدی دانست که در ضمن آسیب زیادی به اقوام غیر مسلمان زد و هنوز مسائلش باقی مانده است. آن وضعیت افراطی، ترکیه را به سمت و سوی چیزی برد که به راحتی آتاتورک را پذیرفت و او را در رسیدن به آمال و آرزوهایش موفق کرد. در ایران نیز قضیه تقریبا به همین شکل بود. رضا شاه محصول تندروی های مذهبی و دینی دوره قاجاریه بود که به خصوص پس از ناصرالدین شاه پدید آمد و البته عاملش نابود کردن جریان های الحادی شناخته می شد. روشن است که این رویه همه مسائل را حل و فصل نکرد و نمی کند اما به هر روی، می تواند یک روند را توضیح دهد. اکنون داعش و پیش از آن القاعده، توانستند با استفاده از رویه ضد مذهبی یا غیر دینی که در جهان عرب بود و بیشتر نواحی آن در اختیار بعثی ها و تندروهای ضد دین قرار داشت، شمار فراوانی از توده های مردم را به خود جذب کنند. آن برخورد بد و تند با دینداری، چنان در شمال افریقا و شام و عراق عمیق بود که به راحتی مردم را به واکنش واداشت و حتی الان نیز اگر نبود که مرزهای کشورهای اسلامی بسته است، بدون شکل شمار زیادی از آنان به داعش می پیوستند. مقصودم در اینجا درستی و نادرستی و یا بحث حق و باطل بودن این جریانها نیست. آنچه محل بحث است واکنش ها نسبت به تندروی داعش است. کسانی که نسبت به توده های دیندار بی توجه کردند و برای چند دهه به اسم سوسیالیسم و کمونیسم و ملی گرایی و غرب گرایی کاری برای ملت های خود انجام ندادند، با جریانی رو به رو شدند که به اسم دین و مذهب توانست یک حرکتی را ایجاد کرده و ضمن سرنگون کردن آن دولتها، جهان اسلام را به نقطه ای که هست بکشاند. و اما اکنون و طی این دو دهه، القاعده و سپس داعش، با رفتارهای تند خود، نفرتی از مسلمانی و تدین در میان خود مسلمانان ایجاد کرده اند که نشان اولش در مصر ظاهر شد. عامه مردم با اظهار تنفر از این رفتارها از سیسی دفاع کرده و دوباره به سمت یک حکومت لائیک پیش رفتند. در آن کشور، حتی سلفی ها نیز برای بقای خود مجبور به کنار آمدن با این جریان شدند و تفسیری از دین ارائه کردند که بتوانند با جریان حاکم سازگار شوند. مصر بیشترین جریان روشنفکر را در جهان عرب را دارد و برای همین به سرعت از اخوان المسلمین که رویه افراطی را در پیش گرفته بود، برگشت. آدم کشی های داعش و رفتارهای بی رحمانه، و به اسم اسلام در حق همه اقوام جنایت کردن، آدمی را به یاد رفتارهای دولت عثمانی در اواخر این دولت با ارامنه و غیره می اندازد. این مساله به حدی عمیق شده است که مردم سوریه در بخش اصلی خود، همچنان سر موضع غیر مذهبی خود ایستادند و حاضر به پذیرش گروه های افراطی نشدند. همه ما می دانیم اگر واقعا مردم دمشق و نواحی آن، مایل به قبول داعش بودند، خاندان اسد نمی توانست کاری برای ماندن تا این حد انجام دهد. در حالی که بسیاری از مردم این کشور، به دلیل رفتارهای تند داعش، دیگر و به هیچ قیمت حاضر به دفاع از آن و یا پیوستن به آن نیستند. اما در صحنه اندیشه، تفکر داعش که نوعی تفکر عامیانه مذهبی بود و نتوانست جریان های فکری نخبگرا در اسلام را تحت تاثیر قرار دهد، با رفتارهای وحشیانه خود، نوعی نفرت از وضعیت موجود را دامن زد و اکنون می توان باز این پرسش را مطرح کرد که فردای نابودی داعش، چه آینده ای در انتظار تفکر اسلامی و جهان اسلام است؟ بدون شک گریز از دین گرایی جای آن چه که روزگاری تصور می شد نامش بیداری اسلامی است خواهد گرفت و مهم اندیشه های الحادی است که در قالب های فلسفی و تاریخی ظاهر شده و با انتقاد از دنیای گذشته اسلامی، سعی می کند جهان اسلام را به سمت نظامی لائیک پیش ببرد. اکنون بسیاری از متدینین در جهان اسلام، کسانی مانند راشد الغنوشی که روزگاری نفر دوم اخوان المسلمین خوانده می شد، از اسلام سیاسی فاصله گرفته اند و تلاش می کنند روی نوعی تدین + حکومت لائیک تاکید کنند. البته که این به معنای این نیست که جهان اسلام به یک راه حل خوب رسیده است. وقتی مشکل جای دیگری باشد، صد بار هم که جهان اسلام بین افراط و تفریح، رفت و برگشت داشته باشد، بار صد و یکم هم خواهد داشت. باید اشکال اصلی را شناخت و آن را بر طرف کرد.باید از الان برای آن در فکر بود منبع سایت خبرآنلاین   http://khabaronline.ir/detail/542604/weblog/jafarian
  9. [aparat]uRnjm?[/aparat]   سرود شقایق کی پرپرت کرده؟ که توسط بچه های آباده در زمان جنگ تحمیلی به مناسبت کشتار حاجیان ایرانی در مکه اجرا شده بود  در متن سرود اشاره ای به نام آل سعود یا دولت عربستان نشده لذا امروز هم از رسانه ملی قابل پخش است و عجیب است که به مناسبت کشتار زائران در منا این سرود را مجدداً پخش نمی کند   اینجا را کلیک کنید   به مناسبت کشتار حاجیان در منا در یمن تقدیم می گردد متن سرود بالا چنین است   صدای زنگ کارون میاد صدای پای عاشقون میاد پرستوی حرم با بال خونین چرا افسرده و دل خسته میاد؟ پرستو تو بگو که به حالت چه گذشته؟ همی حال پرستو گفتنی نیست همی می گه از دلش رفتنی نیست پرستو خاطری ناشاد داره چو می دونه که کعبه در امون نیست صدای زنگ کارون میاد صدای پای عاشقون میاد گمونم لاله ها را سر بریدند که شقایق غمین و پژمرده میاد شقایق شقایق شقایق شقایق کی پرپرت کرده؟ همی حال شقایق گفتنی نیست همی گه از دلش رفتنی نیست شقایق خاطری آزرده داره چو میدونه که کعبه در امون نیست پرستوی عاشق کی بالتو شِکسته؟ شقایق کی پرپرت کرده؟ آخی فلک کنون دشمن زده تیری به بالم شقایق همدمم آگه ز حالم همه آلاله ها را سر بریدند میون مکه جوی خون کشیدند کنار جوی خون صدها شقایق که رنج و درد بی اندازه دیدند     ++++++++++++++++++++++++     [aparat]a8RyI?[/aparat]      نوحه استودیویی در فیلم «بازرس ویژه» هم به همین مناسبت شهدا   دانلود کنید   http://hw4.asset.apa...240p__23754.mp4   سایت آپارات   http://s5.picofile.c...s_vije.wma.html   متن نوحه گروهی استودیویی فیلم «بازرس ویژه»که لینک دانلودش قرار داده شده به مناسبت شهدا ای تک سوار ذوالجناح تو فاتح محشر شدی با خیل یاران آمدی بی یار و بی یاور شدی شد نینوا غرق به خون شور و کتل ها واژگون زیر و زبر شد آسمون تا شاهد سرور شدی یاران تا یاری کنند حق را نگهداری کنند خون بر زمین جاری کنند تا از دم خنجر شدی سرها به تیغ نیزه ها نقشت به صرخ ماسماء لرزید تا عرش خدا وقتی که بی پیکر شدی   +++++++++++++++++++++     حضرت آیت الله وحید خراسانی از مراجع تقلید در پی وقوع فاجعه منا که منجر به کشته شدن هزاران نفر از حجاج شد پیام تسلیتی صادر کرد.   متن پیام:   بسم الله الرحمن الرحیم إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّـا إِلَیْهِ رَاجِعون قال الله تبارک وتعالی: " وَ مَنْ یَخْرُجْ مِنْ بَیْتِهِ مُهاجِراً إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ یُدْرِکْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّه" [کسی که از خانه خود بیرون بیاید در حالی که بسوی خدا و رسولش هجرت می کند پس مرگش فرا برسد تحقیقا اجر او با خداوند می باشد] خوشا به حال کسانی که در مهمانی خدا مصداق این آیه کریمه شدند؛ آنها کسانی هستند که امیرالمؤمنین علیه السلام درباره شان فرمود: " واختار من خلقه سماعا أجابوا إلیه دعوته ، وصدقوا کلمته ، ووقفوا مواقف أنبیائه ، وتشبهوا بملائکته المطیفین بعرشه [خداوند از خلق خود اختیار کرد و برگزید آنهایی را که نداى منادى او را شنیدند و دعوت او را اجابت کردند و سخن او را تصدیق نمودند. و ایستادند در جاهائى که انبیاء او در آنجا ایستادند و به ملائکه ای که گرد عرش خدا صف زده اند، تشبه کردند]؛ آنان در حالی جان دادند که در مواقف انبیا بودند و کاری شبیه ملائکه عرش خدا می کردند. و به مقامی رسیدند که اجر آن بر خدا واقع شد؛ و این جمله فوق ادراک و بیان است. و سعادتمند بازماندگانی که در این مصیبت صبر کنند و مشمول شفاعت درگذشتگان شان در درگاه خداوند باشند. http://hajj.ir/14/61291
  10.   چرا ما از دولت سوریه درخواست نمی کنیم که به این غیرایرانیانی که در سوریه می جنگند تابعیت سوری بدهد تا توجه به اینکه بسیاری از این غیرایرانیان شاید کمتر از دو هفته در ایران بوده اند؟ یعنی بعد از ورود از افغانستان و طی دوره آموزشی دو هفته ای ، مستقیم به سوریه اعزام شده اند، بنابراین مدت خیلی بیشتری را در سوریه گذرانده اند پس چرا از دولت سوریه درخواست نمی کنیم به آنها تابعیت سوری بدهد؟ در واقع چرا ما باید به غیرایرانیانی که در سوریه می جنگند تابعیت ایرانی بدهیم؟ منطقی تر نیست که به آنها تابعیت سوری داده شود؟
  11.     رفقا برای من این سؤال هست که اگر به ایرانیان داوطلب اجازه بدهیم به سوریه بروند، آنها با کیفیت بهتری مسأله سوریه را حل می کنند، چون به تجهیزات و آموزش و روحیه بهتری دسترسی دارند، اگر می خواهیم به کسانی به دلیل اینکه سوریه رفته اند تابعیت ایرانی بدهیم و به دلیل رفتن به سوریه، تابعیت آنها را ایرانی محسوب کنیم خوب چرا همین الآن به ایرانی های داوطلب اجازه نمی دهیم سوریه بروند تا با آموزش، تجهیزات و روحیه بهتر، راحت تر مسأله را حل کنند، ولی به جای آن می خواهیم به دیگرانی که سوریه می روند و بدلیل نداشتن تجهیزات و آموزش و روحیه تلفات زیادی می دهند، می خواهیم تابعیت ایرانی بدهیم چون حالا که بنابر دادن تابعیت ایرانی هست که دیگر در هر صورت هر دو گروه ایرانی هستند و فرقی دیگر بین این دو گروه نیست
  12. عربستان بزودی کانون فعالیت های داعش خواهد شد وبلاگ > جعفریان، رسول - به نظر می رسد که داعش تهدیدهای سال گذشته خود علیه عربستان را عملی کرده و تشکیلات خاص خود را که مردمی هم هست بشدت در این کشور فعال کرده است. چند روز پیش نوشتم که عربستان هیچ زمان تا این اندازه بی ثبات نبوده است. اخبار جدید برآمدن داعش در این منطقه، نشانگر آن است که اوضاع داخلی عربستان رو به وخامت است. مسلما امریکا هیچ کاری برای عربستان نمی تواند بکند. همین طور فرانسه و دیگر کشور های اروپایی. داعش مشکل درونی این کشوراست و امریکا و فرانسه و دیگران، نه از داخل این کشور خبر دارند که بتوانند فکری در باره آن بکنند و نه راه حلی متناسب با آن می شناسند که اگر می شناختند در سوریه و عراق بکار می گرفتند. اکنون عرض می کنم عربستان به زودی کانون فعالیت های داعش خواهد شد. دلیل آن هم واضح است. اعراب بدوی این ناحیه که یک باره مترقی شده اند و مدتهاست از فقر و فاقه دور بوده و زندگی راحتی داشته اند، به دلیل تماس نزدیک با وهابیت و اندیشه های افراطی، سخت با آن مانوسند و عاشق تحقق یک دولت مذهبی متعصب داعشی. آنها نگرانی بابت زندگی ندارند و تمام آمال و آرزوهای آنها در تحقق یک دولت داعش وار خلاصه می شود. برخی از گزارش ها حاکی است که بالای هشتاد درصد از مردم عربستان طرفدار القاعده و داعش هستند و این مطلب برای کسانی که تجربه این مردم را داشته باشند، کاملا روشن است. آن آموزه ها همین نتایج را دارد و باید بسرعت خود را نشان دهد. اساسا می دانیم القاعده در مدینه و قصیم شکل گرفت و نخستین و اصلی ترین رهبران القاعده سعودی بودند. کما این که واقعه 11 سپتامبر هم بچه های مدینه بودند. بنابرین چه تردیدی در این باره می توان کرد؟   اکنون به نظر می رسد که داعش تهدیدهای سال گذشته خود علیه عربستان را عملی کرده و تشکیلات خاص خود را که مردمی هم هست در این کشور فعال کرده است. با توجه به جلوگیری از انتشار اخبار، به صرف آنچه خبری می شود نمی توان فعالیت های جدی داعش را رصد کرد. مسلما اتفاقات زیادی می افتد که ما از آن آگاه نیستیم اما همین مقدار که امروز اعلام شد که چهارصد نفر دستگیر شده اند کافی است که بدانیم عربستان آبستن چه وقایعی است. جالب است بدانیم مصر که سالها در خط و مسیر تجدد و ترقی بوده با آن شدت تهدید می شود. عربستان که بخش مهمی از نیروهای نظامی و نظارتی آن خود علاقه مند به اسلام داعش هستند، چرا نباید در نقطه انفجار باشد. بدون شک مسوولان این کشور فعالیت خواهند کرد جلوی این فعالیت را بگیرند، چون بحث مرگ و زندگی است، اما این که موفق خواهند شد یا نه، مسأله ای است که باید در انتظار آن ماند. یکی از اقدامات اخیر عربستان برای کاهش از فشارهای مردمی ، دخالت در یمن است که قصد دارد با آن خود را مدافع تسنن نشان دهد، و در این زمینه حتی گزارش هایی در باره همکاری با القاعده هم در منطقه حضر موت انتشار یافته است. هدف عربستان این است که توده های سنی عربستانی حتی طرفدار داعش را متوجه این نکته کند اگر عربستان مداخله نکند شیعیان حوثی یمن را تصرف خواهند کرد. در صورتی که اصل این سیاست تبلیغاتی نادرست است و حوثی ها به جز منطقه خود امکان تسلط دایمی بر مناطق دیگر را ندارند و در پی آن هم نیستند. از سوی دیگر، داعش اساسا یک تشکیلات منطقه ای نیست که تحت تاثیر این حرفها قرار گیرد و دنبال یک حکومت وسیع و دولت بزرگ است که بدون حجاز و مکه و مدینه محقق نخواهد شد. آنها می دانند که دولت ممالیک و عثمانی بدون حرمین شریفین هیچ بودند و حالا هم باید آنجا را تصرف کنند تا رسمیت پیدا کنند. به هر روی عربستان در حال گذران دوران سختی است و دیر یا زود اگر نجنبد به کانون فعالیت های داعش تبدیل خواهد شد منبع:. http://khabaronline.ir/detail/437410/weblog/jafarian  
  13.   حجت‌الاسلام دکتر رسول جعفریان: نمونه ای از ضربه ای که برخی کتب شریعتی در چند سال اخیر به ایران وارد آورده است کتاب «تشیع علوی و تشیع صفوی» نوشته دکتر علی شریعتی در تبلیغات سعودی و داعش در مورد خطر «ایران معاصر» به عنوان «ایران شیعه صفوی» نقش محوری دارد   با حجت‌الاسلام دکتر رسول جعفریان، پژوهشگر تاریخ‌ و استاد تاریخ دانشگاه تهران به گفت‌وگو نشسته‌‌ایم     سؤال ـ نوع نگاه‌ چهره‌های سرشناس انقلاب به دکتر شریعتی گاهی تفاوت‌های 180 درجه‌ای با یکدیگر دارد. شاید کمتر موضوعی باشد که تفاوتی به این شکل را پیرامون آن در میان چهره‌های شاخص انقلاب شاهد بوده باشیم. شاید میزان و سطح اظهارنظرها درباره شریعتی درباره هیچ فرد دیگری به این شکل تکرار نشده باشد. شهید مطهری، امام موسی صدر، شهید مفتح، علامه طباطبایی، شهید بهشتی، آیت‌الله مصباح‌یزدی، آیت‌الله خامنه‌ای و ... نظر این چهره‌ها درباره شریعتی چگونه بود و اختلاف‌ها بر سر چه مواردی بود؟ پاسخ: آقای مصباح اصولا دیدگاه اصلاحی نداشت و سنت‌گرا با نگاه به حفظ فرهنگ و میراث گذشته و به نوعی سلفی ـ طبعا به معنای خاص خود ـ بود.     - سؤال: این اختلاف دیدگاه‌ها و قطب‌بندی چهره‌های متفکر انقلابی و حوزوی درباره شریعتی تا به امروز نیز کشیده شده و نسل‌های بعدی نیز همین بحث‌ها را البته به شکل دیگری ادامه دادند. اگر بخواهید یک دسته‌بندی در این زمینه داشته باشید، این دیدگاه‌ها را به چه گروه‌هایی تقسیم می‌کنید؟ و زمینه‌ها و دلایل هرکدام چه بوده است؟  پاسخ: بخشی از جریان راست انقلابی، پیش از انقلاب به خاطر انتقاد از شریعتی، انقلاب و روش انقلابی را هم کنار گذاشتند و رفتند. نمونه‌اش خود آیت‌الله میلانی و اطرافیان ایشان بودند. آقای مصباح هم جزو همین‌هاست، که اول خیلی‌خیلی انقلابی بودند و بعد تردید کردند. آقای میلانی در این زمینه، یک پدیده است. البته آقای مصباح بعد از انقلاب باز به تدریج به دامن انقلاب برگشت که این هم به خاطر سیاست امام(ره) بود که از کارهای ایشان برای آموزش طلاب حمایت کرد. ایشان اوائل با احتیاط وارد انقلاب شد و البته سال‌هاست که دیگر به صورت جدی در مجموعه کار می‌کند.. .   - سؤال: در میان چهره‌های شاخص انقلاب، یکی از کسانی که دفاع محکمی از شریعتی دارد، شهید بهشتی است که در این باره به آیت‌الله مصباح نیز اعتراض می‌کنند و حتی گویا ایشان با تصحیح آثار شریعتی مخالفت داشتند. این نگاه شهید بهشتی به شریعتی برچه مبنایی بوده است؟ پاسخ: آقای بهشتی فردی روشن، صبور و دبیر و مدیر است که می‌کوشد ضمن اصلاح امور، همه نیروها را داشته باشد. وی به‌خصوص تحصیلکرده دانشگاه است و برخلاف آقای مصباح که ذاتا نوعی بدبینی به دانشگاه دارد، ایشان ندارد. به علاوه، آقای مصباح به مسائل جاری، فلسفی نگاه می‌کند. فلسفه سینایی و صدرایی به علاوه میراث سنتی شیعه همه اینها برای آقای مصباح مهم است. یک جور سنت‌گرایی متمرکز روی آن افکار و این‌که خود را حافظ آنها می‌داند. اما آقای بهشتی تحول‌خواه است و آدم‌های تحول‌خواه را نیز دوست دارد، ضمن آن‌که به معنای تأیید همه مواضع آنها توسط وی نیست. اینها کسانی هستند که آقای مصباح به آنها بدبین است و همیشه آنها را در حال از بین بردنِ دین می‌بیند. آقای مصباح در برخی از مسائلی که توسط شریعتی طرح می‌شد سخت‌گیر بود و آنها را در راستای نابودی دین می‌دید. نثر ادبی دکتر را برای دین نمی‌پسندید و از آن ایراد می‌گرفت. حتی از مفاهیم و استعاره‌های ادبی ایراد درمی‌آورد که اینها طعنه به فلان باور است. زبان آقای مصباح و شریعتی دو زبان کاملا متفاوت بود و اینها قادر به درک همدیگر نبودند. زبان بهشتی میان اینها بود و به شریعتی نزدیک‌تر. مواضع آقای مصباح علیه شریعتی شبیه مواضعی است که در طول تاریخ برخی از علمای سنتی نسبت به کسانی که افکار متفاوت داشتند، به‌خصوص و در زمان‌هایی مانند صوفیه یا غیره داشتند. برخی اساسا وظیفه‌شان گویی حفظ سنت‌هاست و حفظ نگاه سنتی و سلفی در دین. البته آقای مصباح هم تغییراتی بر اساس روال انقلاب داشتند و در سال‌های اخیر اظهارنظرهای فکری و سیاسی تازه‌ای مطرح کرده‌اند. چون به هر حال در مسیر انقلاب قرار گرفتند، اما از نظر مقایسه، آن حس آزادی‌خواهی که امثال آقای بهشتی داشتند ایشان ندارند و داشتن آن را هم افتخاری نمی‌دانند بلکه به‌عکس تأکید روی مواضع سنتی خود را مهمتر می‌دانند و همان را تدین اصیل می‌شمرند.   - سؤال: امروزه در فضای دانشگاهی و فکری جامعه، جای فردی مانند شریعتی را با توجه به نیازهای روز چقدر خالی می‌دانید؟ چرا بعد از انقلاب، چهره‌هایی مانند شریعتی نداریم که در فضای دانشگاهی، بتواند ذهن و دل جوانان را متوجه مسائل دینی کند و پرسش‌ساز باشد و با چنین استقبالی مواجه شود؟ فضای فکری و دانشگاهی جامعه توان بازتولید چنین شخصیت‌هایی را ندارد؟ یا هستند ولی دانشگاهیان و جوانان، اقبالی نشان نمی‌دهند؟ یا اینکه حاکمیت چنین فضایی را برنمی‌تابد؟ پاسخ: الان برای مجموعه حاضر انقلاب، علما و تئوریسین‌هایی هستند. کاری به مراجع دینی اصلی ندارم، آنها که همان نظام سنتی دین را عرضه می‌کنند. مقصودم کسانی است که برای حل و فصل معضلات فکری راه حل می‌دهند؛ آقای طائب، صدیقی و بسیاری دیگر که نمونه برخی از جریان‌ها هستند.    یک عیب اصلی آن درآمیختگی سیاست با دینداری است که بسیاری آن را از نان شب واجب‌تر می‌دانند، و توجیهات وجیه و غیروجیه زیادی دارند، اما به هر حال به اعتراف بسیاری، جنبه‌هایی از آن تأثیر منفی جدی روی برداشت‌های دینی و تلقی جوانان از دین گذاشته که راهی هم برای اصلاح آن طرح نشده است.   سؤال: بسیاری ظهور شریعتی را دارای پیامدهای مثبت و منفی توأمان می‌دانند و البته منصف‌ها نقش او در پیروزی انقلاب را جدی ارزیابی می‌کنند. اکنون با گذشت 36 سال از انقلاب، در مجموع پدیده شریعتی برای کشور، مثبت بود یا نبودش بهتر بود؟.   پاسخ: برای مثال عرض می‌کنم یکی از آخرین نتایج منفی برخی از افکار دکتر علی شریعتی، طرح نظریه تشیع صفوی بود که این چند سال برای ایران بسیار بد بوده و با نگارش ده‌ها مقاله و چندین کتاب، ایران معاصر به عنوان ایران شیعه صفوی مورد طعن دشمنان ما از اعراب قرار گرفته است. کتاب‌هایی نظیر «عودت الصفویین» یا بازگشت صفوی‌ها که «کم لها من نظیر»، و در عربستان سعودی چاپ شده، به همین معناست. البته همه قضیه به کتاب «تشیع علوی و تشیع صفوی» برنمی‌گردد، اما این کتاب نقش محوری دارد. اما بهتر است عرض کنم اصلا نمی‌خواهم و دوست ندارم در این باره اظهارنظر و قضاوت ارزشی کنم. آدم‌هایی که مخاطب ما هستند مختلف‌اند و بر اساس خاستگاه فکری خود نسبت به نمونه‌ها و تحقیقات و بررسی‌ها واکنش نشان می‌دهند. کار قضاوت ارزشی، کار آنها از منظر خودشان است نه کار ما که تاریخی است   منبع:. اینجا http://khabaronline.ir/detail/427556/weblog/jafarian و یا http://www.ana.ir/news/33721
  14. یکشنبه   ۱۳۹۴/۰۶/۲۹   نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی با دوفوریت طرح اعطای تابعیت به فرزندان شهدای غیرایرانی موافقت کردند. به گزارش خبرنگار خبرگزاری خانه ملت، نمایندگان در نشست علنی امروز یکشنبه (29 شهریورماه) مجلس شورای اسلامی، با دوفوریت طرح اعطای تابعیت به فرزندان شهدای غیرایرانی با 140 رأی موافق و 36 رأی مخالف،  موافقت کردند. حسن کامران نماینده مردم اصفهان در مجلس شورای اسلامی به‌عنوان طراح این طرح گفت: بیداری جهان اسلام به برکت خون شهداست، باید به وضعیت فرزندان شهدایی که به‌عنوان داوطلب از حرم حضرت زینب (س) دفاع می‌کنند، رسیدگی شود، زیرا این شهدا براساس باور و اعتقاد خود با تروریست‌ها مقابله کرده‌اند. http://icana.ir/Fa/News/284677  
  15.       لطفا عکسهای حجت الاسلام و المسلمین دکتر رسول جعفریان به گالری منتقل شود چهارشنبه 6 خرداد 1394 وقتی امریکا در بزنگاه بر فرق عراق می کوبد   وبلاگ > حجت الاسلام و المسلمین دکتر رسول جعفریان - هیچ زمانی غرب و اسرائیل از این لحظه آرام تر و خشنودتر نبوده اند که مسلمانان مفت مفت، همدیگر را بکشند و در انظار عالمیان آبروی اسلام را ببرند. بنابرین چرا باید علاقه مند به پایان دادن به ماجرای داعش باشند؟ ماجرایی که اگر همه هماهنگ بودند در فاصله چند روز خاتمه می یافت. داستان ارتش عراق و حمله داعش، در کنار نقش امریکا به عنوان کسی که خود را متعهد به مبارزه با داعش می داند اما حاضر نیست قدمی بردارد، آشکارتر از آن است که کسی بخواهد برای آن استدلال بیاورد. درباره بی عملی امریکا بلکه خیانتش به عراق دو احتمال وجود دارد. یکی آن که از روی خوشبینی بگوییم سیاستمداران کاخ سفید مانند خر در گل مانده و گرفتار بی عملی و بی تصمیمی شده، از ترس یک مشت عرب وهابی و خشونت طلب که یک قرن است هم عالَم اسلامی را تهدید می کنند و هم غیر آن را، حاضر به پا پیش گذاشتن نیستند و نتیجه آن همین وضعیتی است که شاهدش هستیم. دوم این که تصور کنیم امریکا، دستش با وهابی های سعودیِ آدم کش و جاه طلب و داعشی ها در یک کاسه است و برای تامین امنیت یک مشت صهیونیستِ متجاوز و چاقوکش و آدم کش که نه از روی اتفاق، بلکه اصولا در این مساله هیچ فرقی بین مثلث اسرائیل و داعش و سعودی متجاوز به یمن نیست، حاضر به هر نوع دروغگویی و تزویر هستند و جانشان برای نفت مفت می رود.. بسیاری از عقلا، شق دوم را ترجیح می دهند. چه فرصتی برای امریکایی ها و اسرائیلی ها و صلیبی ها بهتر از این که مسلمانان را به جان هم بیندازد، و کم هزینه، بدون آن که دلاری خرج کنند، آنها را به دست یکدیگر قتل عام کنند. در این میان، هم آبروی اسلام رفته است و هم افراطی های عالم با یک مشت مظلوم اما مسلمان کشته شده اند؛ و در نتیجه خیال غرب راحت است. چند روز قبل وزیر دفاع امریکا، ارتش عراق را متهم کرد که درست و قوی عمل نمی کند. بسیار خوب، این همان ارتشی است که مدتی قبل رمادی را از داعش گرفت، اما خیانت شما با فشار آوردن بر عراق برای کوتاه کردن دست ایران، سبب شد دوباره رمادی به دست داعش افتاد تا یک بار دیگر مردم سنی و شیعه قتل عام و آواره شوند. حالا ارتش عراق بسیج شده است تا دوباره رمادی را باز پس گیرد. هنوز 24 ساعت از عملیات نگذشته که صدای امریکا و کانادای خائن و فرانسه خود فروشِ به پول سعودی بلند شده و اعتراض که چرا با صدای «لبیک یا حسین» اقدام کرده اید؟ اگر کسی خیانتکار نباشد، اجازه می دهد لااقل چهار روز از عملیات بگذرد، تلاشی برای بیرون راندن دشمن بشود آن وقت باب بحث و گفتگو را آن هم به صورت خصوصی و برای تلطیف ماجرا آغاز کرده و از نظر عملی هم با مشارکت دادن عشائر سنی زمینه را برای تثبت اوضاع آغاز می کند. و اما این گونه رفتار فقط مخصوص آدم های جنایتکاری است که خود در برافروختن آتش داعش نقش اولی و اصلی را داشته اند و حالا هم برای خوشحال کردن سعودی هایی که هرچه اینها بخواهند مفت در اختیارشان می گذارند، و حاضرند با اسرائیل برای مبارزه با ایران همراهی کنند، در همان آغاز عملیات، بر فرق عراق می کوبند . http://khabaronline.ir/detail/420167/weblog/jafarian     ++++++++++++++++++++++ ++++++++++++++++++++++   دوشنبه 18 خرداد 1394 بالا گرفتن تب تمدن اسلامی در میان ما   وبلاگ > حجت الاسلام و المسلمین دکتر رسول جعفریان - شعار تمدن اسلامی و رسیدن به آن به صورت یک شعار عمومی در آمده است. خاستگاه این شعار چیست و تا چه اندازه واقعی است؟ آن هم درست در وقتی که ضربتی دیگر از سوی داعش بر این تمدن نواخته می شود و جایگاه ما در دنیا باز هم دستخوش مشکلات می گردد نخستین بار غربی ها کلمه «تمدن اسلامی» را به کار بردند و آن را برای مجموعه ای از فرهنگ و علم و تمدن که در دنیای اسلام تولید شده اطلاق کردند. آنها با توجه به مخطوطات اسلامی، تصحیح و چاپ آنها، توجه خاص به نسخه های آثار مربوط به طب و نجوم و عجایب المخلوقات و غیره، به کشف چیزی پرداختند که نامش تمدن اسلامی گذاشتند. پس از آن بود که ما با خواندن آثار آنها از تمدن اسلامی و محتوای آن که تا آن زمان تنها یک پوسته نازکی از آن برایمان مانده بود آشنا شدیم. در ادامه البته خودمان هم به کشف خودمان پرداختیم که البته ادامه دارد و معمولا قوی هم نیست. در ضمن، پیش و پس از مشروطه، متوجه عقب ماندگی مان از غرب شدیم و در رساله های سیاسی بی شمار شروع به نقد وضع فعلی و همزمان با ستایش گذشته اعم از اسلام و ایران کردیم. در این باره هزاران صفحه مطلب در نشریات و رسالات دوره قاجاری منتشر شده است. آن آثار در تقویت فکر تجدد در دوره پس از مشروطه بسیار موثر واقع شد و عصر رضا شاه برای تحقق همان تجدد بود که ما را به غرب برساند. اما در میان نویسندگان ما، ستایش از گذشته به صورت یک اصل درآمد و برای همه مقبول واقع شد. این مسأله برخاسته از نوعی حس نستالژیک بود که دنبال مستندات می گشت و در این میان به نوشته های فرنگیان یا شبه فرنگیان استناد می جست. یک زمانی نویسندگان مذهبی، وقتی می خواستند از گذشته مسلمانان ستایش کنند، یک خط در میان می گفتند «گوستاولوبون می گوید...»، در این باره گاهی هم از جرجی زیدان، مسیحی مصری مطالبی نقل می شد که مسلمانان چنین و چنان بوده اند. در میان آثاری که در باره تمدن اسلامی نوشته شده، کار آدم متز که با عنوان تمدن اسلامی در قرن چهارم توسط مترجم برجسته کشورمان آقای علیرضا ذکاوتی عرضه شد، یکی از بهترین کارهاست که البته بیش از صد سال از زمان نگارش آن سپری شده است. در همین سالها، گهگاه کتابی هم در داخل نوشته شده که نمونه های فراوان و اغلب با ادبیات ستایشی و تمجیدی و کمتر انتقادی نوشته شده است. البته گاه در باره علل عقب ماندگی هم در این آثار بحث می شد و شاید در این سالها کتاب آقای زیبا کلام با عنوان ما چگونه ما شدیم، نوعی نگاه انتقادی به گذشته داشت که سعی کرده بود از آن بحث های صوری گذشته در باره علل عقب ماندگی یک گام جلوتر برود. همزمان با شروع دولتی که به نام سازندگی نامیده شد، شعارهایی برای ساختن ایران آن هم بعد از یک دهه خرابی های جنگ و مسائل دیگر، به تدریج برخی متوهم شده و فکر کردند که عصر جدیدی را در ایجاد تمدن اسلامی آغاز کرده اند. اینها درست و بدون آن که پایه های اساسی یک تمدن را بشناسند، بحث تقلید از مالزی و طرح ژاپن اسلامی را مطرح کردند، شعارهای که مشابه آن در آغاز دهه پنجاه برای رسیدن به دروازه های تمدن بزرگ داده شد. آن زمان شاه بدون آن که توجه کند فرانسه از چه انقلاب و چه دوران سخت و با چه ادبیات و دانشمندانی به این نقطه رسیده، می خواست در یک دهه ره سیصد چهارصد ساله غرب را طی کند. البته در این میان، روشن نبود و نیست که قرار است محور این تمدن ایران باشد، یا دنیای اسلام. گاهی از تمامی دنیای اسلامی و پیشرفت های گذشته آن صحبت می شود، گاهی از ایران سخن به میان می آید و برخی توهم آن دارند که یک قوم هفتاد میلیونی با یک زبان محدود که پشتوانه علمی جدی هم ندارد، می خواهند یک تمدن بزرگ ایجاد کنند. جالب است که اینان ادعای تحکم این تمدن بر تمامی تمدن اسلامی دارند و میراث آن را هم منحصر به خود می دانند. سادگی است کسی تصور کند این مطالب که اینجا نوشته می شود به معنای نفی سهم تمدن ایرانی در مجموعه تمدن اسلامی و حتی جهانی نیست، بحث از توهم این است که یک درصد یا دو درصد بخواهد مدعی صددرصد بشود. آن دوران گذشت تا آن که در دولت اصلاح طلبان غربی ها از جنگ تمدن ها گفتند و اینجا از گفتگوی تمدنها شد. این شعار مورد استقبال قرار گرفت و هزینه هایی هم برای آن شد اما یک توجه منطقی به واقعیت موجود تمدن اسلامی و ایرانی، کمتر صورت گرفت. در واقع ابزارش هم نبود و نیست که بخواهد چنین توجهی صورت گیرد. به علاوه که نزاع تمدنها که همیشه وجود داشته و دارد، و این که یکی بر بقیه غلبه کند یا رنگ عالم را به خود اختصاص دهد، نیاز به زمینه ها و پیش زمینه های فراوانی دارد که اصلا نمی تواند حتی در صد سال و یا با فشار و تزریق پول و یا توصیه و نصیحت ایجاد شود. یک تمدن نیاز به خرد شدن استخوان نسلهای زیادی دارد که با وقت گذاشتن، ذره ذره بر علم و دانش و تمدن افزوده اند و آن هم نه در یک شاخه بلکه در همه شاخه ها کوشیده اند و مهم تر از همه در سایه یک دانش حقوق که پاس حق همه فرهیختگان و افراد متفاوت اندیش را که می توانند راهی به آینده بگشایند و فعالیت مستمر داشته اند [را داشته باشد]. چیزی که حتی فهم آن برای برخی دشوار است، کسانی که سالهاست برای احیای تمدن اسلامی کتاب می نویسند و می خواهند یک تنه، یک صد و پنجاه کتاب در باره تعدادی متفکر و نویسنده با اندیشه های متفاوت و البته یک تنه بنویسند و یک شبه تمدن اسلامی را زنده کنند. حالا تب تمدن اسلامی چند سالی است بالا گرفته و شاید قریب ده سال است که در زیر مجموعه شورای عالی انقلاب فرهنگی تشکیلاتی برای تمدن اسلامی ایجاد شده است. به تدریج بسیاری از موسسات بازار یاب که دنبال جذب شهرت و پول هستند بحث ایجاد نشست ها و همایش های تمدن ساز را طرح کرده اند و هر روز هم بر تعداد آنها افزوده می شود. می توان گفت که اگر یک روزی روسای مملکت از پیش و پس از انقلاب از رسیدن به دروازه های تمدن سخن می گفتند حالا در هر گوشه و کناری و در ادبیات اغلب سخنرانان برای دهن گرمی هم که شده، یادی از تمدن اسلامی می شود. در حالی که به طور جدی حتی یک تلاش قابل ذکر برای شناخت بنیادهای همین تمدن از دست رفته هم نمی شود تا بشود درست به آن افتخار کرد. حالا این درس به مرز یک درس عمومی برای همه دانشجویان هم رسیده است که باید ولو به صورت انتخابی آن را بگیرند و با گذشته درخشان خود آشنا شوند. قریب به همین مضمون و با سابقه ای بیشتر از تب دایرة المعارفی نویسی هم می توان سخن گفت که دو سه دهه است مملکت را گرفته و تبدیل به برندی برای کلاس گذاشتن شده است. تشکیلاتی ایجاد می شود، عضو هئیت علمی استخدام می کند و هر صبح به او تکلیف می کند مدخلی بنویسد و اصلا متوجه نیست که کار مدخل نویسی در یک موضوع، مربوط به متخصصی است که سالها در باره آن موضوع تدریس و تحقیق کرده و کتاب و مقاله نوشته است . http://khabaronline.ir/detail/423995/weblog/jafarian