rasoolmr

Members
  • تعداد محتوا

    1,115
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

تمامی ارسال های rasoolmr

  1.     برسی مسائل مذکور بصورت علمی هیچ ارتباطی به سکولاریسم و تکنوکراسی و ترس در برابر دشمن نداره تا چه برسه به اینکه گفتین بصورت خودکار مرتبطه که البته ادعایی سراسرمضحکه !   مطالبی که گفتین فقط جهت اظهار فضل و کاملا بی ربط به مسئله و مبتنی بر ساده لوح دانستن مخاطب و ادعای ضمنی این بود که چیزهاییی میدونین اونم علمی که اگه بگین خدای ناکرده چه اتفاقات محیر العقولی رخ میده و کشف از چه مسائل مگویی رخ میده !!!     چرا درباره چیزهایی که نمیدونین اینقدر ابهام افکنی میکنین؟؟؟؟
  2.     حدیث نفس فرمودین استااااااااااااااد !   ظاهرا جنابعالی این جمله رو بخوبی فرا گرفته و با قدرت تمام بکار گرفتین امید که به جایگاه دلخواه برسین !   تبریک
  3.   یه نمونه نشون بدید بعد از محسن رضایی فرماندهی متوسط و نه حتی عالیرتبه در حد فرمانده لشگر که در موردی نظرش مخالف فرمانده سپاه باشه خلع درجه و مسئولیت بشه و بعنوان یه بسیجی عادی اعزام بشه بعنوان خط شکن !!!!
  4.   این سئوالات رو باید محسن رضایی پاسخ بدن ! *********************************************** ********************************************** این موارد درباره هر کسی اندکی مصداق داشته باشه میشه اونو محاکمه کرد و چهارمیخش کشید شهادت فرماندهان به این نحو اونم غریبانه و ناشناس فقط منحصر در شهید درویش نیست و کلا هر کسی از فرماندهان ارشد سپاه که تو مقاطعی مخالف نظرات حاج محسن بودن به این سرنوشت دچار شدن ! یعنی همه مسئولیت ها رو تحویل دادن و بعد غریبانه و بعنوان یه بسیجی عادی بعنوان خط شکن شهید شدن ! نکته جالب اینه که این عزیزان نه تنها جنجال راه ننداختن و قهر نکردن بلکه جنگ رو هم ترک نکردن و رفتن غریبانه بشهادت رسیدن   ------------------------------------------------------------------------- توهین به سلسله مراتب نظامی ( چه در گذشته یا حال ) تخطی از قوانین انجمن هست   2- هرگونه اهانت به کشور ، انقلاب و مسئولین چه مسئولان فعلی یا مسئولان سابق کاملا و اکیدا ممنوع است.   نقد درست را یاد بگیرید . / ویرایش شد . MR9
  5.   جناب مصطفی نه توان علمی داشتن و نه هیچگونه تاکید میکنم هیچگونه درکی از فلسفه داشتن . فلسفه خودش عالم دیگه ای داره و کار هر کسی نیست . اگر کسی کمترین ادعایی تو این سایت در این مورد داره  به بحث بزاریم ببینیم چند مرده حلاجه   بحث های روزنامه ای اینجا جدای از بحث علمی و فلسفی هست . اشتباه نشه   و اما اگه حرفای استاد عباسی رو در مباحث علوم انسانی و فلسفی هر کسی از بچه های سایت خواسته باشه از نظر علمی (تاکید میکنم از نظر علمی) روشون بحث کنه بسم الله ببینیم چه نقد علمی میتونه وارد کنه   ----------------------------     توهین به سایر کاربران ، خط قرمز محسوب می شود ، در این انجمن ، هرکاربری به فراخور محدوده دانش و در چهارچوب اخلاق و قوانین، حق اظهار نظر دارد . اینکه بارها تذکر داده می شود که از تخریب دیگران خودداری کنید ، به همین دلیل است . جنابعالی هم دقت بفرمایید که بدون اینکه قصد سنجش توانایی علمی دیگران داشته باشید ، صرفاً عقاید خودتان را ارسال کنید  /MR9   پی نوشت :   دوستانی هم که این شکل کامنتها را تایید می کنند ، صرفاً موجب تاسف هست و نکته عجیب این است که این دسته به طور مرتب بابت از میان رفتن ارزشها احساس نگرانی می کنند ، در حالی که :   امام صادق(ع) به نقل از رسول خدا فرمودند: "خداوند تبارک و تعالی فرموده است: هر کس دوستی از دوستان مرا خوار کند، در کمین جنگ با من نشسته است".   و در حدیثی دیگر امام صادق علیه السلام می‌فرمایند: المومن اعظم حرمة من الکعبه   حرمت مومن از حرمت کعبه بالاتر است   حداقل در این مواقع هست که میزان پایبندی افراد مشخص می شود
  6. خخخخخخخخخخخ   تکفیری ها با قرآن تکفیر میکنن بعدش حکم به قتل و سربریدن میدن    اونچه در اونها مشهوده اینه که چون هیچگونه توان علمی و عقلی ندارن بجای پاسخ قرآن میخونن   من حمل بر صحت و خیر کرده بودم !
  7. حالا خوبه از فحاشی و فتوای کفر و التقاط و انگ منافق زدن به سلام کردن رسیدین ! خودش پیشرفتیه     مخالف خوانی حضرات در اونچه که هیچگونه دانشی دربارش ندارن همه اونچه باعث ومخالفت کور با امثال دکتر عباسی شده بنظر من اینه که ایشون در جناح و باند سیاسی اونها نیست . و گرنه کدومیکی از این حضرات اومدن بطور روشن نقد علمی کنن ؟؟؟ مخالف خوانی که خیلی راحته و سهل و آسان و بدون هیچگونه تلاش فکری و زحمت اندیشه ورزی هست ، بنیاد استوار علمی نداره و از توجیه کافی برخوردار نیست و البته منشا هیچگونه اثر رشد دهنده و تضارب افکار و اندیشه هم نیست فقط و فقط حب و بغض و ابراز عقده های درونی هست . هیچ راهگشایی فکری نداره و منشا هیچگونه تحول فکری نیست .   بجای توجیه عقلانی و مدنظر قرار دادن سئوال و سپس تلاش برای حل مسئله و یا نقد نظریه ، بفکر باند قدرت هستند و عقده های سیاسی و اجتماعی و عقیدتی رو در مخالف خوانی بروز میدن . انگار هیچ مخالففی حق اظهار نظر هم نداره و میخوان خفه کنن .اما در عین حال از حضرات باید پرسید که ایشان و باند مورد تعلق ذهنیشون کدوم سئوال و مسئله مردم رو مطرح کردن و یا اصولا چه پاسخ هایی برای اونها دارن؟ اینکه حضرات بر اساس احساسات و عقده هاشون فقط مخالف خوانی میکنن و هر صدای مخالف اسلام و نظام رو ازش استقبال میکنن و اعتبار میدن و هرگونه صدای مدافع یا نظریه پردازی در این سمت رو کورکورانه فقط دروغ و دروغگو میشمرن چه مشکلی رو تونستن حل کنن . و اصولا چه حرفی برای زدن دارن؟   اینا که خودشونو منجی و حلال مشکلات میدونن و بقیه غیر خودشونو دروغگو و منافق و کافر و التقاطی مینامن بفرمایند کدوم نظریه و سخن و اندیشه ای خودشون یا همفکرانشون دارن که منجی و حلال مشکلات فعلی باشه و اصولا کدومشون اهل اندیشه ورزی و نظریه پردازی و پیشرفت و توسعه ذهنی و اندیشه ای کشورهستند ؟   مخالف محوری و خفه کردن هرصدار مخالف خودشون و عربده کشی و شورش و ضدملی عمل کردنا و دروغگو خطاب کردن نظام و حامیان نظام و ....چه نسبتی با دانش محوری و اندیشه ورزی داره ؟ بنده خدا عباسی داره نظریه پردازی میکنه حتی مخالفت علمی و اندیشه ورزی متقابل میتونه باعث توسعه و پیشرفت خردورزی ما باشه ولی این نوع برخوردهای عقده وار چه پیشرفتی حاصل میکنه برای ما؟   ایشون واقعا مشکلاتی در عصر و زمانه خودمون میگردن و پیدا میکنن و بعد دنبال ارائه راه حل هستند و نظریه پردازی میکنن و یا حداقل در حال اندیشه ورزی هستند و یا سعی میکنن توجیه و دلایل و شواهدی برای اونچه که بنظرشون ایجاد مشکل کرده یا راه حل هست ارائه بدن . این خودش حرکت فکریه و منشا تحول ذهنی هست حتی مخالفت علمی و نظری با ادله متقابل میتونه راهگشای پیشرفت ذهنی باشه و در نهایت ایجاد راهگشایی کنه .   منتهی مشکل مخالف خوان ها اینه که اصولا ایشون چرا فکر میکنن و چرا حرف میزنن و یا چرا دنبال سئوال و طرح مسئله هستند !!!!!
  8.   ایشون نخواستن چیزی به مقدسات شیعه اضافه کنن ولی بنظر میاد جنابعالی سعی دارید افرادی رو انگ منافقین بزنید  !!!  یا با بی ادبی بی پدر خطاب کنین !!!!!  یا فتوای کفر و التقاط بدین !!!!!   در ضمن تا اونجایی که نظرات شما رو تا حالا دنبال کردم بنظرم اصولا سواد دینی مناسبی هم ندارید که تعیین کنید چه کسی التقاطی حرف میزنه و یا خیر !!!!!!
  9.     استاد از شما توقع نمی رفت اینگونه صحبت کنین !!!!!!   جمله فوق شما یک جمله کاملا بی معنا ست   اصلا اینکه مبنای علوم انسانی انسانه چه معنایی داره؟ اصلا انسان چطور میتونه مبنای علمی قرار بگیره ؟ نمیدونم چطور این چنین خطای فاحشی در کلام شما رخ داده !!!!   مبانی علوم انسانی فلسفی هستند   این رو هر کسی که در علوم انسانی کار کرده باشه میدونه که با تغییر مبانی یک علم : موضوع ، روش و غایت اون علم و کارکردش هم تغییر میکنه
  10. جناب حیدری شما با بی انصافی تمام و با بغض غیر عقلانی (اونچه مدعی خواستنش هستید عقلانیت) نسبت به منتقدین مجلس میتازید و برچسب میزنید !   کدوم سخن منتقدین مجلس از این جنس ادعاهایی هست که شما هربار نسبت میدید و تکرار میکنید بعد با زرنگی مثلا اسم چند کاربر سایت رو میارید که یکی به میخ و یکی به نعل زده باشید   فحاشی به منتقدین مثل اینکه مسری هست که از بالا تا پائین ترین اجزا سرایت کرده و باکی نداره هر چیزی که دلش خواست نسبت بده !   لااقل به شعور مخاطب احترام بزاریم   اگر از آخرت خودتون در انتساب اینهمه کذب نمی ترسید لااقل برخی از اونچه که نسبت میدید نشون بدید تا ما هم مستفیض بشیم !   اونقدر این افتضاح حضرات ریشش دراومده که بقول خودتون دفاع بد نه تنها نمیتونه روش سرپوش بزاره بلکه فقط وضعیت رو بدتر میکنه   خیلی حضرات مذاکره کننده شایق بودن در سکوت کامل همه چیز برگزار بشه و هیچکس گند حضرات رو برخشون نکشه و منافع ملی رو دنبال نکنه ولی مگر غیر از همین منتقدین مجلس و .. بودن که این نقاط ضعف رو دیدن و به ملت نشون دادن ؟ چیزی که حضرات از دیدنش عاجز بودن و هنوز هم هستن   هر کسی هم که چیزی رو گفته در نقد این توافقنامه ضعیف میتونم بگم فقط پژواک دوباره صدای منتقدین بوده و چیز چندان جدیدی خودش اضافه نکرده   اگر همین منتقدین این نقاط ضعف رو نشون نمیدادن بدنبال اجرای این توافقنامه فاجعه آمیز چی بسر کشور می آمد ؟ غیر از اینه که یه ترکمانچای بدتر رخ میداد که فقط مایه شرمساری کشور و ملت ایران بود   خب اونچه از کلمات جنابعالی برمیاد اینه که شما فقط نگرانیتون  از اینه که این افتضاح  بر انتخابات و نظر مردم تاثیر بزاره  ولی بنظرتون بهتر نیست بجای این جناح بازی قدری بفکر منافع ملی باشیم ! فکر میکنم در اینصورت نیازی به فحاشی به منتقدین نباشه
  11. «با این حال محصول مذاکرات که در قالب برجام شکل گرفته است دچار نقاط ابهام و ضعف‌های ساختاری و موارد متعددی است که در صورت فقدان مراقبت دقیق و لحظه به لحظه،‌ می‌تواند به خسارت‌های بزرگی برای حال و آینده‌ کشور منتهی شود.»         کمترین نتیجه ای که این نامه داره اینه که بخوبی مشخص شد که دولت ، مجلس و شورای عالی امنیت ملی به وظیفه خودشون بخوبی و بنحو احسن عمل نکردن   یعنی برجام میتونست برای کشور فاجعه بار باشه . اما کار شورای عالی امنیت ملی و پیشنهاداتش هم ناقص بود و نمی تونست شکاف ها و خلا هایی که میتونست به کشور ضربه بزنه رو پوشش بده و پر کنه ، و هم اینکه در طرح مجلس هم که با حاشیه های زشتی همراه شد در پایانش ، نتونست این خلا ها پر بشه   تا اینکه  در نهایت خود حضرت آقا وارد شدن   بعلاوه اینکه سعی بر این بود که برجام رو محصول اجماع ملی معرفی کنن که با این نامه مشخص شد که هیچگونه اجماع ملی بر روی اون وجود نداره   اجماع تنها بر روی اصل مذاکرات بود که مذاکره کنندگان توان بالایی رو از خودشون نتونستن نشون بدن و حضرت آقا فرمودن این نهایت توان این تیم مذاکره کننده بود .   همونطوریکه قبلا هم گفته بودم برجام تنها مسئولش دولت فعلی و مسئولان و مذاکره کنندگان فعلی هستن نه مجموع نظام   و با نامه رهبری هم هر گونه کوتاهی و بروز حسارت متوجه شخص رئیس جمهور و تیم دولت و تیم فعلی حاکم بر هسته ای و شورای عالی امنیت ملی فعلی هست .   کما اینکه شخص ریاست جمهور و تیم مذاکره کننده و هسته ای به توصیه های گذشته رهبری در خصوص مذاکرات و خطوط قرمز نظام وقعی نزاشتن و از خطوط قرمز نظام رد شدن ، انتظار هست همون رویه از این افراد و نهادها دوباره تکرار بشه   ولذا هشیاری ملی خصوصا مطبوعات آزاد و نهادهای مسئول و مردمی رو در پیگیری اجرای دستورات صریح رهبری  و منافع نظام از سوی مسئولین میطلبه تا دوباره نتونن ملت و کشور رو به بازی بگیرن و از وظایف فرار کنن یا جا خالی بدن   هرگونه خسارت و نفوذ ملی متوجه کوتاهی این افراد و مسئولین و نهادهاست .   ........................................................................................................................................................... من موندم مجسمه ساختن دیگه چی بود برای چنین افتضاحی ؟
  12. اگه خواسته باشیم مسئله مذاکرات هسته ای رو و نحوه معامله گرانش رو در داخل تحلیل کنیم ، ناچاریم به نقش و شیوه عملکرد اونها هم بپردازیم .   شیوه مذاکرات با حریف   شیوه مذاکرات در داخل   متاسفانه این حضرات بجای دفاع منطقی از عملکردشون بنوعی فریب و در ناآگاهی نگاه داشتن مردم و مسئولان رو در پیش گرفتن   ابایی از بهره بردن از وجهه مذهبی برخی حضرات هم نداشتن و وجهه مذهبی برخی حضرات رو بنوعی تاکتیک موثر برای پذیرش و اعتماد مردمی و نمایندگان و مسئولان قرار دادند   این بنوعی باعث تاسفه که حتی مسئولین بجای برخورد عقلانی و بررسی همراه با سند و در فضایی شفاف و عاقلانه با مد نظر داشتن منافع ملی ، رو آوردن به گفته این و آن و جلسات مخفی فلان و بهمان و شایعاتی که پس از این محافل پخش میشه و گفته های مجهول و ...   این شایسته ایران و مردمش نیست که اینچنین سخیف مورد ریشخند و تمسخر عقلای عالم و آیندگان قرار بگیرن که بررسی طرحی که به آینده و سرنوشت کشور تا ده ها سال مرتبط هست اینگونه مضحک مورد بررسی قرار بگیره    اینکه مثلا اینکه حتی برخی حضرات مسئول بجای برخورد عقلانی و در منظر گزاشتن اسناد مکتوب و متقن و استناد به اونها روآوردن به قسم های دروغ خوردن و از آبروی مذهبی و تسبیح بدست گرفتن و نمازخوندنشون خرج کردن و بقول خودشون بازی های سیاسی و ... که بنوعی تحمیق مخاطب هست   نامه یک جوان کم سن و سال دانشجو حتی نشون میده که عمق فاجعه در دید مردمی که اکنون قاطبه اونها باسواد هستند این بازیها چگونه دیده میشه جایی که این دانشجو میگه :   من این شب‌ها برای هانی می‌گریم زیرا که اکنون به‌خوبی به نقش شریح قاضی آگاهی یافته‌ام ------------------------------------------------------------------------------------------   با سلام - در پست نخست تاپیک به صراحت گفته شد ، لینک خبری در این تاپیک جایی ندارد //MR9
  13. در هر صورت خسارات ما غیر قابل جبران هست بدون محاسبه خسارات ، زمان و هزینه اینکه فردی چنین استدلال کنه و بگه همه داشته های هسته ای و حاصل زحمات دانشمندان کشور رو میدیم و در مقابل اگر حریف بد عهدی کرد بهترش رو خواهیم ساخت   ده تن اورانیوم میدیم و اگر حریف بد عهدی کرد ما مثلا دو برابرش غنی سازی میکنیم یا رئاکتور و سانتریفیوژ و ... میدیم و اگه طرفمون بد عهدی کرد بهترش رو میسازیم   و از این قبیل توجیهات مضحک   این جور حرف زدن و مذاکره نیازی نیست این افراد برن مذاکره کنن . اینجور مذاکره کردن از هر کم توان ذهنی برمیاد و هر پیرزنی میتونه بره اینجور معاهده ای ببنده
  14.     هر کسی اگه مستنداتی داره میتونه مراجعه کنه به مراجع قانونیش نه صرف هیاهو تهمت و فلان .   یا حتی میتونه منتشر کنه برا افکار عمومی در هر زمانیکه مستنداتی رو بدست آورد و از مستنداتش هم دفاع کنه . نیازی به صبر هشت ساله یا هشتاد ساله نیست .   فاجعه وقتیه که بجای بررسی اسناد مکتوب ما معتقد بشیم چون فلانی گفته و من بهش اعتقاد دارم پس حتما درسته یا کافیه ! یا بجای اسناد ما دنبال فایل صوتی فلانی باشیم !
  15. مملکت حساب و کتاب داره   کشورخزانه داره ، خزانه دار داره ، سازمان حسابرسی داره مو رو از ماست بیرون میکشن درآمد و هزینه کردها هم مشخصه . حتی یک دلار هم مشخصه که کجا خرج شده   حتی درآمد زایی برای کشور و درآمد داشتن و قیمت نفط رو جلوی سقوطش رو گرفتن هم عرضه میخواد     اما تا کی بی عرضگیها و خیانت ها و بی برنامگی ها رو میشه پشت سر دیگران پنهان کرد .   داریم از گند حضرات میحرفیم از قراردادی که ترکمانچای پیشش سربلنده ، هر دفعه میزنن صحرای کربلا . چون هیچ پاسخی نیست   مگه میشه تا قیامت شما همش پشت سر این و اون مخفی شد و پاسخگو نبود !!!   خب این قرارداد بدتر از قجری رو چه اشخاصی به کشور تحمیل کردن و برخی دارن واسش میرقصن؟ اینم تقصیر قبلیاست ؟   اگه مریخ هم بپوکه تقصیر فلانیه ؟   یه بار دیگه این جمله خطاب به زیبا کلام رو بخون :   «تاریخ سرشار است از خسارات زیانبار و بعضا جبران ناپذیری که صاحبان افکاری چون تفکرات جنابعالی، به اندوخته و سرمایه و سرنوشت ملت خود وارد کرده‌اند و در میانه کف و سوت جماعتی فریب خورده از دروغ و نیرنگ، بر خاکستر آنچه سوخته‌اند،‌ رقصیده‌اند»
  16.     دقیقا   از این معجزه های ضد ملی اونقدر تو تاریخ جمهوری اسلامی نمونه های فراوانی داریم که هر چیزی دیگه قابل باور هست .   زمانی از فلان و بهمان بسیار بعید مینمود و مخالفت با اون شخص نعوذ بالله مخالفت با پیغمبر و .. دانسته میشد اما کم کم اونقدر گندها و فسادهای عجیب پی در پی رخ نمود در بزنگاه ها که شکی در ضد ملی بودنش برای اکثر آدما دیگه وجود نداره   حتی در نهایت در مواردی داشتیم که خود اون شخص هم اعتراف کرده ولی با این حال هنوز سینه چاکانی هستند که در پی تطهیرند   دریغ و درد از تاوان های سختی که کشور ما داده از این دست آدم ها و اونهایی که بقول جناب زارعی خطاب به فردی مثل زیبا کلام : «تاریخ سرشار است از خسارات زیانبار و بعضا جبران ناپذیری که صاحبان افکاری چون تفکرات جنابعالی، به اندوخته و سرمایه و سرنوشت ملت خود وارد کرده‌اند و در میانه کف و سوت جماعتی فریب خورده از دروغ و نیرنگ، بر خاکستر آنچه سوخته‌اند،‌ رقصیده‌اند»
  17. جناب آرمین به مباحث فرهنگی و فاصله طبقاتی اشاره کردن   من پاسخ یکی از این دو مسئله یعنی فاصله طبقاتی رو ارائه میکنم . و مسئله فرهنگی بمونه برای وقتی دیگه اگه عمری بود .   چرا ما در کشور شاهد این هستیم که افراد سیاسی و طبقات اجتماعی منافع ملی رو فراموش کردن و در موضوع به این مهمی (هسته ای) که سرنوشت کشور رو تا ده ها و حتی تا پایان قرن 21 رقم میزنه ، اینگونه جناحی و طیفی برخورد میکنن .   چرا طیف مذاکره کنندگان و نخبگان سیاسی براحتی خطوط قرمز نظام رو رد میکنن و توجهی نمیکنن ؟   چرا این نکته عجیب رو شاهدش هستیم که طیفی از نخبگان سیاسی و مردم حتی اگر این توافقات بر خلاف منافع ملی باشه حاضر به  چشم گشودن نیستن و هیچگونه استدلال عقلانی و ارائه شواهد و بیان نکات و خطرات آتی قادر نیست کوچکترین تاثیری در اونها بزاره و به هر وسیله ای برای پیشبرد کارشون تمسک میکنن بدون اینکه بتونن ازش دفاع منطقی و مستدل عقلانی کنن ؟   حتی برای این مسئله ضد ملی خوشحال میشن و به همدیگه مدال هم میدن و خودشون رو قهرمان خطاب میکنن و بخشی از مردم هم جشن میگیرن ؟   چرا منتقدین هر بار که استدلال رعایت منافع ملی میارن باز کسی گوش شنوا نداره ؟   نکته اش در یک مسئله کلیدی هست .   جناب واریور عزیز یک تاپیک زدن درباره فاشیسم . دوستان میتونن برن و بخونن . ولی نکات مهمی داره که کاملا با شرایط ما تطبیق میکنه .   منو بفکر جامعه خودمون و تطابق با وضع کنونیمون انداخت . نمونه فاشیسم در کشور خودمون ولی با تمایزاتی زیاد با نوع اروپاییش که به خاطر تمایزات تاریخی و ملی و فرهنگی و اجتماعی هست. ولی در برخی کلیات تطابق کامل دارن   مدت ها بود در فکر چرایی این مسئله بودم که بلحاظ آسیب شناختی جامعه شناسانه ما چرا در موضوعی مثل هسته ای و یا وقایعی مثل سال 88 شاهد طبقاتی اعم از سیاسی و مردمی بوده و هستیم که فارغ از هر گونه عقلگرایی و پیگیری منافع ملی هستند و هیچگونه مباحثه عقلانی و استدلال و ارائه شواهد هیچگونه تاثیری در اونها نداشت و هنوز هم نداره     جواب من در دو چیز بود که در مقاله فوق الذکر نهفته بود  :       دقیقا این که فاشیست ها افرادی از طیف متوسط جامعه بودند   همونطوریکه بدرستی اشاره کردن در تاپیک مربوطه ، ضدیت اینها با عقلگرایی به معنی پذیرش اصالت سود از جانب اونها بوده (سود و منفعت شخصی و گروهی در مقابل سود ملی و همگانی) . اینها خواستار تمایز طیف خودشون با طبقات فرودست هستن ولذا هرگز شما نمیتونید با شعار سود و منافع ملی و همگانی اونها رو به اقناع برسونید .   علت این بود که درجامعه ما و پدید اومدن طبقات اجتماعی بعد از جنگ تحمیلی ، این طبقات با روی کار آمدن دولت جدید نهم و دهم با شعار و رویکرد عدالت محور و نفی طبقات اجتماعی و کم کردن فاصله های طبقاتی ،  منافع و سود و درجات اجتماعیشون رو در خطر دیدند و خواستار بازگشت وضع سابق و احیای جایگاه متمایز قبلی و تمایز با قشر ضعیف بودند . بهمین خاطر هست که حتی حاضر نیستن یارانه نقدی که تاثیری در زندگیشون نداره رو هم از دست بدن . و بهمین خاطر هست که به هر وسیله خواهان بازگشت وضع سابق هستند هر چند با توافقی که با منافع ملی ضدیت داشته باشه لذا با شدت هر چه تمامتر به رئیس دولت سابق و به هر چیزی که نماد اون باشه بیرحمانه میتازن چون این فرد نماد حذف فاصله طبقاتی و سود بیجهت و امتیازات طیف متوسط به نفع عموم و منافع ملی هست . پس این شخص اینکه تا کنون سر در گم بوده و نتونسته از خودش دفاع کنه به این خاطره کنه نکته رو درنیافته که می باید وضعیت خودش رو با منافع و امتیازات اونها از یکطرف و منافع ملی و شعار عدالت مشخص کنه . اگر بتونه جامعه رو اقناع کنه که نفع طیف متوسط فقط و فقط از طریق عدالت و پیگیری منافع همگانی و ملی میسر هست میتونه از وضعیت و گارد بسته دفاعی خودش خارج بشه .   به همین جهت هست که این طیف نخبگان سیاسی و اقتصادی و قشر متوسط روستاییان و آراء روستایی رو مسخره میکنن و میکردند و مثال رای سیب زمینی میزدند . آراء طبقات فرودست رو تحمل نکردن و تاب نیاوردند . طبقات فرودست خواهان حفظ هسته ای هستن و بار اصلی تحریم هم روی دوش اونهاست   چون اصالت سود شخصی و گروهی و صنفی و جناحی براشون مهم بوده و هست . لذا هیچگونه استدلال عقلانی و ملی نمی تونسته و نمی تونه کوچکترین تاثیری در تغییر رای اونها داشته باشه .   پس معلوم شد استراتژی نظام و منتقدین در برخورد با اونها از طریق منافع ملی و ارائه شواهد مبنی بر عدم وجود تقلب و از دست دادن منافع ملی و استقلال سیاسی و اقتصادی و نظامی و .. کاملا اشتباه بوده   با اینها می باید بر اساس سود اجتماعیشون و طبقه اونها سخن گفته می شد و گفته بشه . همون کاری که شخص رئیس جمهور فعلی کرد چون خودش در همین طیف قرار داره و یا طیف گسترده ای از نمایندگان مجلس (ابتدا شعار هم چرخ سانتریفیوژ ها بچرخه و هم چرخ اقتصاد - و اکنون شعار کاسبان تحریم ). چون خودشون از جنس همونها هستن لذا خوب تونستن تشخیص بدن منظور و عقیده این قوم چی هست . لذا وعده مطلوبیت جایگاه و ارتقای جایگاه اقتصادی و اجتماعی بهشون داد و مخالفین رو طبقه ای معرفی کرد که خواهان حفظ وضع موجود و عدم بازگشت وضع سابق طیف متوسط هستن با این نیت که خودشون منفعت ببرن و به دیگران یعنی طیف متوسط چیزی نرسه.   به همین علت هست که در مجلس هم شاهد هستیم که طیف بزرگی از مجلس رای میدن بدون تامل عقلانی چون خودشون هم از طیف متوسط هستن و خواهان حفظ و بهبود جایگاه اجتماعی و اقتصادی و اینکه فکر میکنن اگر اینکار رو نکن مثلا طیف کاسبان تحریم بهرشو میبرن و عقب میمونن . براشون منافع شخصی مهمتر از منافع ملی هست چون عقلانیتشون به معنی اسالت سود شخصی هست .   اشتباه طیف رقیب هم در این بوده و هست که نکته رو درنیافته و فکر میکنه اینها با استدلال منافع ملی و خطوط قرمز نظام قانع میشن و همراهی میکنن !!!! در حالیکه اگر خو.اهان جلب نظر اینهاست می باید با زبان منافع شخصی و طبقات اجتماعی این گروه ها باهاشون صحبت کنه و اونها رو بتونه اقناع کنه و قانعشون کنه که سود اونها از مسیر فعلی تامین نمیشه بلکه از طریق منافع ملی و سود همگانی تامین میشه . ولی این نکته رو درنیافت و باز موند . اینهمه شعار میدن منافع ملی در خطر می افته ولی گوش شنوا نداره . دعوت به عقلانیت میکنن ولی خریدار نداره و ...   فاعتبروا یا اولی الابصار     با این حساب باید بدونیم که اختلاف طبقاتی و خواسته های اونها مبنی بر حفظ اختلاف و تمایز با قشر ضعیف و برخورداری بیشتر یکی از علل وضعیت موجود هسته ای هست . و با این حساب ، برجام  نه تنها کمکی به کم شدن فاصله طبقاتی نمیکنه بلکه اون رو تشدید هم میکنه و حامیانش نه تنها حامی حذف و یا کم شدن امتیازات و فاصله های طبقاتی نیستن بلکه ذاتا خواهان حفظ اون و بلکه خواهان تشدید اون و ایجاد تمایزات بیشتر برای قشر و طیف خاصی می باشند . و اصولا نمیتونن حامی حذف فاصله های طبقاتی و امتیازات بی جهت عده ای خاص باشن .   پس بنظر من اگر خواهان این هستیم که نظر نخبگان و قشر متوسط با منافع ملی همراهی کنه و بتونه عقلانیت منافع ملی و رعایت خطوط قرمز نظام رو بر خواسته های شخصی و گروهی ترجیح بده ، می باید ترتیبی اتخاذ کنیم که اونها رو اقناع کنه و به این نتیجه برسونه که پیگیری منافع ملی به نفع سود شخصی اونها تمام میشه و رسیدنشون بدون حفظ منافع ملی امکانپذیر نیست . می باید بلحاظ سود شخصی به این نتیجه برسن که بدون سود اجتماعی و رعایت خطوط قرمز نظام هیچگونه امکانی برای حفظ منافع و ازدیاد سود شخصیشون هم وجود نداره .   البته این میتونه راهبرد منتقدین در انتخابات آینده هم باشه البته اینی که عرض کردم در حوزه راهبرد قرار میگیره نه تاکتیک ولی میتونه تاکتیک ها متناسب راهبرد براش استخراج و تدوین بشه
  18. شورش اجتماعی و بخشی از نخبگان سیاسی  رو در سال 88 دیدیم . برخوردهاشون هم مشهود بوده و هست که دارای میزان بالای تنفر بوده . آتش زیر خاکستر از بین نرفته فقط در حالت کمون رفته مثل ویروسی خطرناک که حالت خفته گرفته
  19. یاس و تنفر میتونه چشمها رو کور کنه   امیدوارم اتفاق  در حد فاجعه منتهی نشه و و خدا عمر مقام معظم رهبری رو طولانی بفرماید و حداقل طیف متدین با خویشتن داری گوش بفرمان ولی فقیه باشن   ولی حتی اگه منتهی به فاجعه نشه باز تنفر اجتماعی تا حدی بازخورد داره که طیف شورشی رو به شورش وادار خواهد کرد .   منتهی یک نکته نگران کننده در این باره اینه که امام خامنه ای الان حدود 80 سال دارن و 15 سال دیگه میشن 95 ساله و اگر هم خدا حفظشون کنه انشاء الله ، ولی توان کنونی رو نخواهند داشت .   اگر هم خدای ناکرده دعوت حق رو لبیک بگن (خدا اون روز رو نیاره) اینها برای بعد از ایشون برنامه دارن و حتی میخوان افرادی نالایق از بیت امام رو جانشین کنن که طیف متدین هرگز زیر بار این نمیرن که گوش بفرمان نالایقان باشن . خب نقطه بالانس در اون روز چه کسی خواهد بود ؟ مراجع هم عمر اکثرشون بالاست
  20. فقدان عقلانیت و در مقابلش عصبیت کور و بی منطق منتهی به تنفر اجتماعی و رودر رو قرار گرفتن مردمی میشه که هیچگونه عقلانیتی نمیتونه اونها رو مجاب کنه   این تنفر منتهی تقابل و سپس درگیری میشه اونم از انوع خونین و بدون ترحم   نگاه کنید و ببینید که اگه رفتار کور و بی منطق و لجوجانه طیف فتنه گر و حامیانشون تا امروز متقابلا از سوی طیف مقابل بجهت تنفر و یاس از نخبگان و لجاجت کورطیف مقابل مردمیشون اتخاذ بشه نتیجه قطعی هست . چون هیچ منطقی اونها رو دیگه نمیتونه از خواستشون منصرف کنه و متوجه منافع ملی کنه
  21. اول از همه تاسف خودمو بابت این اتفاقات تاسف بار و عجیبی که در برهه تاریخی کشورم داره اتفاق می افته عرض کنم اینهمه فجایعی که داره توسط طیفی از نخبگان سیاسی و هوادارانشو رخ میده .‏ این عجیب هست که در تاریخ معاصر ما دوباره روبرو شدیم با طیفی از روشنفکران و اصحاب سیاستی که نگاهی درون زا به ‏قدرت اون رو از زد و بند با بیگانه و تمنای از بیگانه مطالبه میکنند . ‏ هنوز کاممون از یادآورد قراردادهای قجری و پهلوی خون و چرکین هست که مواجه میشیم با قراردادی در همون ردیف بلکه بدتر ‏از این جهت که با افتخار ازش یاد میکنن و بخودشون جایزه میدن و همدیگه رو قهرمان ملی هم خطاب میکنن !!!!!‏ اونم تو دولت جمهوری اسلامی اونم در دولتی که رئیسش یک شخص معمم قرار داره !‏ اینکه چرا یک طیف نخبگانی با سیر قهقرایی دوباره خاطرات روشنفکران غربزده قجری و پهلوی رو زنده کردن و روندش چگونه ‏بوده مجالی رو مجزا میطلبه .‏ اما قصد بنده بررسی آینده و اثرات مخربی هست که بلحاظ اجتماعی بر طیف بزرگی از مردم برجا خواهد گزاشت اینجور زدو بندها خصوصا اونی که در مجلس در نحوه مواجهه با بررسی برجام شاهدش بودیم آشکارا حاکی از زد و بند سیاسی ‏هست بجای بررسی بیطرفانه و منصفانه  . یعنی زمانیکه منطقی برای دفاع از عملکردی وجود نداره بجای استدلال منطقی و ‏بررسی در کمال آرامش و افتخار رو میارن به شانتاژ و هیاهو و زد و بند سیاسی و جناحی .‏ رویه بی منطق و کورو ضد ملی جناحی که بیش از یک دهه هست که طیفی از سیاسیون و حامیانشون اتخاذ کردن .‏ تبعاتی که در میان مردم بلحاظ اجتماعی برجا خواهد گزاشت اول از همه نوعی یاس و در نتیجه بی تفاوتی اجتماعی هست .‏ بی تفاوتی در علاقه مندی به کشور و سرنوشت اون ، بی تفاوتی در رفتار و کنش های سیاسی و اجتماعی و کناره گیری و بی ‏توجهی نسبت به اون (البته روندش تدریجی و کاهش تدریجی هست نه دفعی یعنی ممکنه در انتخابات آتی خودشو بروز نده ولی ‏بتدریج در طی ماه ها و سال های آتی خودشو بروز میده)‏   دلسردی نسبت به مسائل اجتماعی و سیاسی  و انزوا . دلیلش هم اینه که اونچه که اونها میبینن اینه که طیفی که می باید بدنبال ‏برآوردن خواسته های اونها باشن بجای کارکرد و عمل سیاسی و اجتماعی فرهنگی اقتصادی قابل دفاع رو به زدو بند آوردن .این ‏انگیزه از این جهت بوجود میاد که میبینن رایشون و افرادی که انتخاب میکنن واقعا خیانت میکنن به رایی که آوردن و ‏منافع ملی رو در نظر قرار نخواهند داد . حتی اگه واقعا هم عده ای دلخواه و مطلوب ذهنی رو سرکار بتونن بیارن طیف دیگه سیاسی با شورش و زد و بند ‏حتی با دشمن خارجی درصدد سرنگونی و اجرای خواسته های خودش و افزایش قدرتش به هر شیوه و وسیله هست ( نمونش ‏شورش 88 تا امروز) .‏ قطعا با برآورده نشدن خواسته های اقتصادی سیاسی طیف دیگه مردم که به برجام خوشبینن و انتظار معجزه ازش دارن اونها هم ‏از جهت دیگه ای و با انگیزه هایی متفاوت به خیل عظیم بی تفاوتان اضافه میشن .‏ اینها دقیقا عکس همون چیزی هست که مقام معظم رهبری خواستارش بودن یعنی نگاه به درون و افزایش قدرت ملی با ایجاد ‏اقتصاد مقاومتی و قدرت درونزا بجای اتکا و اعتماد به بیرون و دشمن و خوشبینی و اعتماد به دشمن و انتظار معجزه از دشمن ‏بنفع کشور .‏   این دلسردی و بی اعتنایی افراد باعث ایجاد شکنندگی در ساختار اجتماعی میشه و بدبینی و یاس نسبت به آینده و انزوای اجتماعی ‏و و دوری از ارتباطات اجتماعی ، احساس تنفر از دیگران و خود رو بدنبالش میاره .که نتیجه بی تفاوتی هست چون بجای اینکه ‏افراد جامعه و توان داخلی لحاظ بشه و اثرگزار و تاثیر گزار در قدرت و تصمیمات دورن زا بشه در چرخشی معکوس نگاه بیرونی و ‏اتکای به دشمن یافته و عوامل درونی عامدانه در چرخشی استراتژیک (و نه حتی تاکتیکی)  نادیده انگاشه شده .‏   بجای اینکه افرادی که صاحب کشور هستن بتونن حوادث آینده کشور رو تعیین و پیشبینی با برنامه کنن اونو بدست یه سری ‏عوامل سیاسی زدو بند باز  و وابسته فکری به دشمن بیگانه دادن و خودشون از این روند حذف شدن . یعنی اگر هم فعالیت سیاسی ‏‏ اقتصادی اجتماعی ... داشته باشن این حسو دارن که عملشون در نهایت بدون هیچگونه ارزش واقعی خواهد بود و هیچگونه انتفاعی ‏رو در بر نخواهد داشت بلکه توسط زدوبندهای سیاسی سیاست پیشگان و طیف همسو با اونها پوچ و بی معنا خواهد شد .‏   و این باعث ایجاد نوعی حس بی قدرتی و بی تاثیری قدرت درونی اجتماعی افراد میشه . عکس العمل این مسئله خودشو در حس ‏تنفر اجتماعی از عواملی که موجب این روند شدن خودشو نشون میده . یعنی نوعی انفصال و عدم پیوند اجتماعی عدم پیوند ذهنی ‏و عینی بین افراد جامعه و محیط کنش سیاسی اجتماعی اقتصادی فرهنگی و ....‏ اعتماد و خوشبینی تاریخی که توسط انقلاب اسلامی برای قدرت درون زا و استقلال سیاسی فرهنگی اقتصادی و .. پس از دویست سال ایجاد شده بود کم کم در حال از بین رفتن هست .   بلحاظ فرهنگی منجر به رفتارها و هنجارهای تندی میشه که تا کنون مقبول و مورد پذیرش نبود . علتش هم در بد بینی و بد گمانی ‏به رقیب و حس دشمنی ملی ( و نه حتی جناحی) هست چون احساس میکنن که این طیف برای بقای در قدرتش خودخواسته با ‏دشمن زد و بند بسته و طیف وطنی و مردمو حذف کرده .‏ البته بررسی جنبه های فرهنگی خودش مجالی کجزا میطلبه که اگه وقت کنم نظرات خودمو در اینباره هم عرض خواهم کرد .   حمایت کور و بی منطق افراد اجتماع از این روند موجب بد بینی و تنفر از هم میشه و اینکه دیگه این دو طیف در هیچ چیزی ‏همدیگه رو همعقیده و همسو نمیبینن . بجهت اینکه هیچگونه عقلانیتی در طرف مقابل نمیبینه بلکه تنها لجاجت بی منطق کور رو ‏میبینه .پس به هر چیزی که از سوی رقیبش معتبر و ارزشمند میبینه با دیده شک نگاه خواهد کرد .یعنی سازگاری در چیزهای ‏ارزشمند و ارزش ها و اهداف اجتماعی بین دو طیف فرو خواهد ریخت .و این اسمش تنفر فرهنگی هست .‏ تنفر فرهنگی میتونه موجب انشقاق اجتماعی و شورش ها و درگیری های خونین و حتی تجزیه یک کشور رو در فاز پایانی رقم ‏بزنه  .‏ بدون تردید در پایان 15 ساله برجام ما میتونیم مواجه بشیم با زمینه های درونی برای بروز یک جنگ داخلی خونین مثل نمونه ‏اوکراین .بخاطر انسدادی که ایجاد شده بدنبال تغییراتی در روش های خودش خواهد رفت و چون همه روش های مسالمت جویانه ‏رو مسدود میبینه رو بروش های دیگه میاره و تنفر اجتماعی خودشو در رفتارهای تند و خشن نشون میده .‏   همونطوریکه طیف رقیبش حالت بی منطقی کور و عمل خودخواهانه رو جایگزین منطق و کنش ملی کرده اونها هم همین رویه رو ‏درپیش گرفته و مقابله بمثل کنند . نتیجش میش درگیری خشن بدون ترحم و خالی از انگیزه های ملی و حتی انسانی .‏   ببینید که جامعه پس از شورش کور و زیاده خواهانه فتنه 88 چطور دچار یاس و بدبینی و خمود شد که حتی حامیان فتنه لبخند بر لبشون تا کنون خشکیده . این تنفر اجتماعی منجر شد که حتی نعمت لبخند از مردم گرفته بشه . ما رو بیاریم به برنامه هایی مثل خندوانه برای اینکه حتی اگر شده لبخندی مصنوعی رو لبها بزاریم . اکثر طرفداران این برنامه هم نشون داد از طیف شورشگر هستن . چون واقعا درگیری که حالت جنگ با خود و جنگ با وطن رو داشته و داره اونقدر اثرات وجدانی مخرب داره که حتی شده برای فرار از وجدان سرکوب شده ناچار بخنده مصنوعی هست ولی اون باز کمال و تمام نمی یابه . با تعطیلی برنامه بخاطر محرم اشک و آه و دلسردی جاشو گرفته .   این حالت تشدید خواهد شد و طیفش گسترده تر خواهد شد و انتظار من اینه که با اتخاذ رویه فتنه گران یعنی بی منطقی و رفتار فاقد عقلانیت و استدلال و ضد ملی از سوی طیف مقابل بجهت واکنش متقابل ، این حالت فوق عمومی بشه .   آیا عقلانیت و وطن دوستی و ملیت و ارجحیت منافع ملی در کشور ما مرده ؟  
  22. طرح یک فوریتی رو انگاری که داده باشن بچه دبیرستانی ها نوشته باشن !!!!!   اینقدر که مسخره و بی خاصیت هست   انگاری داره تو راهپیمایی شعار میده . نه جزئیاتی نه طرح عملیتای - نظارتی هیچ هیچ هیچ
  23. اونچه بنظر بنده اهمیت داره بررسی «آثار مخرب سیاسی ،اقتصادی ،حقوقی ،نظامی و فرهنگی فوق العاده توافقنامه وین» برای ایران و جامعه ایرانی در طول ده ها سال یعنی تمام قرن 21 هست .   این توافقنامه بدرستی میشه گفت شالوده ساختار سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی ،  نظامی ، اجتماعی و حتی علمی و صنعتی ایران رو در قرن 21 تعیین خواهد کرد .   میشه تصور کرد که با این توافقنامه در مدت 15 و 25 ساله اجرای توافقنامه وین از کشور پیشرو منطقه بطور خودخواسته تمامی ابزارهای قدرتمون نسبت به اقوام و کشورهای اطراف منطقه مون رو از دست خواهیم داد .   بررسی این تحولات تاریخی آینده کشور خودش مجالی میطلبه   اما ما مواجه هستیم با یک مهندسی ساختاری اساسی در کشور توسط طیف غربگرای وطنی و قدرت های غربی   همونطوریکه عهدنامه ترکمانچای باعث شد سرنوشت تاریخی کشور ایران و مردمش در قرن 19 و 20 رقم بخوره درهمه جهات فوق الذکر و ایران در نهایت بتدریج به کشور استعمار زده عقب مانده خودخواسته و حتی اشغال شده تبدیل بشه ، توافقنامه وین هم بتدریج همین اثرات رو بر مردم و سرنوشت کشور میتونه داشته باشه . یعنی اون توافقات باعث شد راه هر گونه پیشرفتی که دلسوزان کشور امیدش رو داشتن سد بشه و از بین بره چه از جهت علمی و جبران عقب افتادگی تاریخی کشور و هم از جهت اقتصادی و صنعتی و نظامی ، این توافقنامه هم خواهد داشت .   از نظر نظامی بشدت محصور و ممنوع از خیلی جهات میشیم و تقریبا همه ابزارهای برتریمون رو تحت اشراف اطلاعاتی و کنترل غرب و دشمنانمون درمیاریم . با اشراف دشمن بر مسائل استراتژیک نظامی ما ، عملا خلع سلاح میشیم و بدون قدرت موثر نظامی ما رو میتونن ناگزیر به پذیرش هر طرح تحمیلی کنن .   از نظر سیاسی اگر ایدئولوژی استقلال طلبانه و انقلابیمون رو بتدریج از دست بدیم و بدون اون بازگشت و ارتجاع تدریجی به پهلوی و قاجار رو میتونیم داشته باشیم . مزیت کشور و نظام ما در برخورداری از ایدئولوژی و ساختار فکری انقلابی و حکومتی مستقل شیعی هست . و گرنه غیر از این ما برتری نسبت بدشمنانمون نداریم . یک مقاله ای بود از یکی از استراتژیست و تئوریسین های طیف خاص با این مضمون که خواستار تعریف اعتدال شده بود . و اون رو به معنی نرمالیزاسیون تعریف کرده بود . بمعنی اینکه انقلاب رو مترادف با روش عمل افراطی و تند دونسته بود و لزوم اینکه می باید به انقلاب پایان داد و رویه ای نرمال (معتدل) رو در پیش گرفت . معنای این حرف اینه که ما از تمامی اصول انقلاب عدول کنیم (مرگ انقلاب) . در حالیکه انقلاب در نظر ما نه یک روش افراطی بلکه یک جریان پویا و مستمرو پیشرو همراه با اصول عملی هست . و تعدیل اصول بمعنی نابودی اصوله .   ما ممکنه باحتمال زیاد مثل قاجارها بتدریج با نفوذ غرب و خصوصا انگلستان و امریکا مواجه بشیم (حالا فقط در کمیت اون ممکنه اختلاف و تغییر باشه) . اینکه مکانیسم ماشه در توافقنامه وین گزاشته شده متاسفانه راه هر گونه مداخله سیاسی رو در کشور باز خواهد گزاشت . یعنی راه رو برای نفوذ در هر مسئله و خصوصا تاکید میکنم در ریزترین مسائل کشور باز میکنه با تهدید برگشت تحریم ها که رای خودشونو اعمال کنن و بکرسی بنشونن و سیاسیون و رهبران سیاسی ما از ترس بازگشت تحریم ها در هر مرحله با یک درخواست اونها موافقت کنن و مطمئنا این کار با ابزار رسانه ای و تحریک مردم به نارضایتی و خواست عمومی برای عقب نشینی مسئولان از ترس بازگشت تحریم ها میتونه صورت بگیره . و این تک درخواست ها در آخر میشه تحول بزرگ   در هر مرحله میتونه جای دخالت باز بشه حتی مسائل حقوق بشری و کشورها و گروه های همپیمان ما و در هر مرحله ما رو به یک عقب نشینی کوچک وادار کنن که خروجی نهایی این عقب نشینی های کوچک تبدیل به فاجعه و از دست دادن همه ابزارهای اقتدار میشه .   حتی میتونه مثلا در عزل و نصب فلان فرماندار یا سیاستمدار دیپلمات حتی در مراحل بعدی وزیر خارجه یا دفاع یا اقتصاد یا بانک مرکزی و ... کشیده بشه و ما در هر مرحله با تصور اینکه از وقوع بحران با غرب و اعمال مجدد تحریم ها جلوگیری کنیم بخواسته ها مجبوریم تن بدیم . همون استراتژی رئیس دولت ، استراتژی هم چرخ مردم بچرخه و هم چرخ .... میشه نمونش رو در راه ندادن سفیر ما در سازمان ملل و پذیرفتن این مسئله از جانب ما از ترس بر هم خوردن مناسبات و امید به توافق، عزل برخی سفرای کشورهای ما ، و یا برگرداندن کشتی ما از مسیر یمن با یک تلفن وزیر خارجه امریکا به وزیر خارجه ما و ... . اینها شاید کوچک در ابتدا بنظر برسه ولی مشخص میکنه که راه برای اعمال نظر و تغییر تا بی نهایت همواره . حتی میتونه تا تعیین وزیر خارجه و دیپلمات همسو ، وزیر اقتصاد یا دفاع همسو و ... کشیده بشه   این راه رو ایرانی ها باهاش بخوبی آشنا هستن . ما تاریخ قاجار و پهلوی جلو رومون هست .   بخشی از سیاسیون متاسفانه بقای در قدرت به هر قیمتی رو اتخاذ کردن و لذا حتی اتحاد با بیگانه با هدف پیروزی و ماندن در قدرت رو پذیرفتن .  وزیر خارجه فعلی وقتی به طرف مذاکره کننده میگه با ما تفاهم کنید تا طیف رقیب ما بقدرت نرسه به این معنی هست که این طیف حاضره در هر شرایطی که حضورش در قدرت بخطر بیوفته امتیازاتی رو به بیگانه واگزار کنه تا حمایت اونها رو بدست بیاره .   این دامی هست که کشوری در اندازه اتحاد جماهیر شوروی رو دچار شکاف در نخبگان سیاسی کرد در رده تصمیم گیران و امروز ما گرفتارش شدیم . یعنی یک چرخه باطل رو ترتیب میدن تا امتیاز بگیرن . وقتی حضور و تاثیر بیگانه رو بپذیرید دیگه رسما کشور باید گفت بفنا رفته . اونها یکبار از یلتسین حمایت میکردن و در مقابلش گورباچف حاضر میشد امتیاز بیشتری بده تا اونها از او حمایت کنن بعدش یلتسین دوباره حاضر به امتیاز دهی بیشتر میشد و غربی ها اینبار به یلتسین لبخند میزدن دوباره گورباچف و ... تا در نهایت همه چیز از دست رفت .   به این وسیله حتی سیاسیون ما بتدریج ممکنه استقلالشون رو از دست بدن و در استخدام اونها در بیان یعنی برای از میدان بدر کردن رقیب حاضر میشن امتیاز بدن و سیر نهاییش اینکه گوش بفرمان باشن همینطور رقیبشون . اینجوری مثلا سفارت انگلستان یا امریکا میتونه هر دو طیف رو بتدریج در مشت خودش بگیره و با آتو گرفتن از اونها دهان اونها رو برای همیشه ببنده هر دو طیف رو . بعد یک سفارتخونه ، سفیرش جای شخص اول کشور عزل و نصب میکنه و پادشاه و ملکه ناشناخته و غیر رسمی کشور میشه و نظرش همه چیزو تعیین میکنه .    طیف جدیدی از تصمیم سازانی که تحصیلات آکادمیک غربی (فارغ التحصیلان انگلستان ، کانادا ، امریکا ، فرانسه و ...) دارن رو داریم حتی فارغ التحصیلان دانشگاه های خودمون که بوضوح دارن بتدریج در نقش مشاوران و تصمیم سازان برای سیاسیون تصمیمگیر ظاهر میشن . اینها بتدریج مشغول غربی سازی و تئوری سازی سازش هستن و مسئولین رو در هر مرحله به عقب نشینی های کوچک و در نهایت به تصمیم بدون بازگشت تسلیم وا خواهند داشت . تصمیم سیاستمدار تابعی از شرایط سیاسی و اطلاعات هست . وقتی بتونی داده های اطلاعاتی اون شخص رو بدست بگیری و جهت دهی دلخواه کنی براحتی میتونی خروجی بیان و گفته و یا تصمیم عملی سیاسی رو از سیاستمدار داشته باشی . بعنوان نمونه شخص رئیس دولت قبلی به همین طریق واداشته میشد که تصمیماتی رو بگیره که خارج از منطق و عقل و گاهی دیوانه وار جلوه میکرد و باعث تعجب همگان میشد ولی برای خود اون شخص واقعی و درست مینمود .   نمونه کوچک این طیف رو میتونید در طیف انحرافی از یکطرف و سریع القلم هایی ، زیبا کلام هایی در نقش مشاوران ، از طرف دیگه جستجو کنید . در مرحله بعد این تصمیم سازان میتونن تبدیل به تصمیم گیر بشن همونطوریکه مثلا مشایی میخواست بجای رئیس قبلی بنشینه. اون پروژه براحتی شکست خورد ولی اگه پروژه ای با زیرکی و صبر و تهیه مقدمات اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی ، اقتصادی ، رسانه ای صورت بگیره و مقدمات ذهنی مردم هم بتدریج آماده بشه کاملا میتونه عملیاتی و موفق بشه   از نظر اجتماعی احتمال داره مواجه با آثار سرخوردگی و سرکوب فکری و یاس و ناامیدی دررابطه با آینده کشور در میان عموم نخبگان فکری کشور بیشیم . مشابه چیزی که در بعد از کودتای 28 مرداد سال 42 برای آزادیخواهان  و استقلال طلبان کشور رخ داد و منجر به سرخوردگی و یاس عمیق نخبگان و مردم شد .   این باعث شکل گیری انشقاق اجتماعی و از دست رفتن اتحاد جامعه و در ابتدا اعتراضات و بعد شورش های اجتماعی و تشکیل حتی گروه های مسلحانه در کشور متشکل از طیف های سرخورده میتونه بشه   از نظر فرهنگی دقیقا با پدیده ای که من مک دونالدیسم مینامم مواجهیم . تغییرات تدریجی فرهنگ و سبک زندگی اسلامی و باز کردن دروازه های فرهنگی کشور بر محصولات و سبک زندگی غیر بومی . همونطوریکه در حوزه سیاست ما ممکنه مجبور به قبول خواسته های تدریجی کوچک تا مرز تغییرات بزرگ بیشیم در حوزه فرهنگ و سبک زندگی همینطوره . یعنی از ابتدا با مسائل حقوق بشری شروع میشه ، بعد با پذیرش ما و عقب نشینی شروع به تشکیل نهادهای جدید ، بدست گیری طیف فرهنگیان موثر در کشور ، از میدان بدر کردن و منزوی کردن طیف ناسازگار ، تغییر قوانین و به تبعش تغییر سبک زندگی بومی و بالطبع در مرحله بعد جایگزینی مدیران فرهنگی متناسب با سبک زندگی جدید .   از نظر علمی ما خودمون پذیرفتیم که در حوزه های علمی که میتونه قدرت و بازدارندگی و اقتدار ایجاد کنه وارد نشیم . چه هسته ای ، چه فضایی ، چه موشکی ، چه مواردی با کابردهای دوگانه . اینکه بگیم تحقیقات مجازه ولی جلوی آزمایش و تجربه عملی و تثبیت علمی رو بگیریم فرقی نداره با نداشتن اون دانش . یا بگیم هر چند در توافقنامه یا قطعنامه اومده ولی اجرا نمیکنیم خنده دارتره چون ما بعد از پذیرش نمیتونیم زیرش بزنیم   از نظر اقتصادی و حتی صنعتی هم دقیقا مثل موارد فوق هست . یعنی مثلا میتونن کنترل رو بدست بگیرن و دیکته کنن چی اعمال بشه و چی حذف بشه وگرنه تحریم و بانک و پول و فلان و ... و یا مثلا در صنعت بعنوان مثال یکی از این شش کشور بفرض مثال فرانسه بیاد و بگه پژو باید تو ایران باشه و چی نباشه و گرنه .... تا الی بی نهایت در نسبت با هر یک از این شش کشور   این همون پیچ تاریخی هست که نسل ما ازش مردود شد . با این امید که هم چرخ زندگیش بچرخه و هم چرخ هسته ای ! ولی هر دو رو از دست داد و خیلی چیزهای دیگه رو چون بناش رو بر خوشبینی به دشمن گزاشت   بنظر من می باید فرصت بعدی رو با تلاش و برنامه ریزی دقیق و پیگیر برای 100 سال آینده یعنی در قرن 22 دنبالش بگردیم . این فرصت تاریخی ما سوخت .
  24. اونچه که این 5 نفر گفتن فقط کلی گویی و بدون هیچ استنادی هست .   اینها تعداد بالایی هم محسنات برای برجام ذکر کردن که فاقد هرگونه استناد هست و نمیشه ازش بهیچوجه دفاع منطقی کرد وصرفا چیزی بیش از یک بیانیه سیاسی تلقی نمیشه
  25. مسلما همونطوریکه گفته شده این توافقنامه در تاریخ ایران بی سابقه هست و هرگز هیچ دولت و حکومتی در ایران بمانند چنین توافقنامه ای رو تا بامروز امضا نکرده   باید صحت گرارش کمیسیون برجام بررسی بشه و دید آیا واقعا همونجوریکه ادعا شده بصورت علمی و بیطرف تهیه شده یا نه ؟   متاسفانه امضا کنندگان این توافقنامه هرگز و در طی هیچ مرحله از مذاکرات و نگارش توافقنامه هیچ اطلاعاتی رو به هیچکسی حتی مجلس که در راس امور هست ندادن و هرگز از هیچکسی مشورت نخواستن و از ظرفیت نقد و بررسی های دلسوزان و حتی دانشگاهیان کشور و کسانیکه میتونستن در مذاکره و نگارش متن توافقنامه اعضای تیم مذاکره کننده رو یاری بدن و حداکثر امتیازات ممکن رو بدست بیارن هیچگونه استفاده و بهره ای نبردن . این خیلی عجیب و دور از هر گونه منطق و تعقلی هست که مسئولین و مردم و نخبگان و اساتید خودمون رو نامحرم تلقی کردن و در مقابل دشمن رو محرم فرض کردن . یعنی دشمنان ما آگاهی کامل داشتن و در مقابل مردم و مسئولین و نخبگان کشور خودمون خیر . در هر صورت از ظرفیت طیف های با تجربه و آگاه و دلسوز کشور بهره برده نشد .   از طرف دیگه اعضای محترم مذاکره کننده و مدافعین و استراتژیست هایی که برجام ثمره اونها هست به هیچکدام از نقدهای منتقدین پاسخ مستدل ندادن و ما مواجه هستیم با نقدهای منتقدینی که با سند و مدارک و مستندات هست و در مقابل دفاع همه جانبه مدافعین ولی بدون هیچگونه استناد به مدارک و مستندات !   اگر واقعا خواسته باشیم با بیطرفی کامل موضع دو طرف رو قضاوت کنیم این تنها و فقط در صورتی میسر هست که موافقین برجام و تهیه کنندگانش انتقادات منتقدین رو با استناد به مدارک و بصورت کاملا علمی و بدور از هرگونه هیجانات احساسی پاسخ مستدل بدن . در اینصورت برای همه ناظرین از جمله هزاران استاد دانشگاه و کارشناس حقوقی و فنی و نظامی و اقتصادی و سیاسی واجتماعی این امکان بوجود میاد که بتونن بدون هیچگونه حب و بغض در مورد برجام نظر فنی و کارشناسانه بدن اگر این می شد میتونستیم با افتخار و با اجماع ملی در مورد توافقنامه ای حرف بزنیم که میشد در هر برهه ای از تاریخ از جمله فرزندان و آیندگان ازش کاملا دفاع کنیم و مفتخر باشیم به اینکه وظیفه تاریخی خودمون رو بعنوان فرزندان کشور و میهن بدرستی انجام دادیم ولی متاسفانه طیف امضا کننده و کارشناسانش حاضر به پاسخگویی شفاف و مستند و در منظر عموم مردم و کارشناسان نیستن و در عین حال خواهان امضای اون از طرف همه نظام و نوشته شدنش بپای همه نظام و همه مردم و بنام اجماع ملی هستند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟   بدون برسی چالشی و شفاف و بدون در دسترس بودن ادله و استنادات دوطرف امکان داوری بیطرفانه اصلا امکان نداره .   در مورد همین متن نهایی نظر کمیسیون بررسی برجام متاسفانه مواجه با این مطلب هستیم که مخالفینش از هرگونه توضیح مستند و با ادله روشن درباره مخالفتشون با این متن خودداری میکنن و متاسفانه رو به هیاهو و جنجال رسانه ای آوردن !!!! مثلا مخالفین بدون توضیح درباره مخالفتشون با متن نهایی کمیسیون برجام اومدن یک سری محاسنی رو برای برجام بدون ذکر هیچگونه استنادی و با صرف ادعا مطرح کردن بدون اینکه در نظر بگیرن که اینگونه حرف زدن در منظر ملتی باسواد و کارشناسان دانشگاهی و با تجربه از هیچگونه وجاهت علمی برخوردار نیست !   در هر صورت بدون چالش انتقادی علمی و مستند دوطرف امکان نظر دادن بیطرفانه به هیچوجه وجود نداره و طیف دولتی و حامیانشون از هرگونه توضیح مستند به انتقادات خودداری عامدانه میکنه و فقط اصرار داره که هیچ راهی بجز این وجود نداره و برجام و کار اونها می باید از طرف مجموعه نظام پذیرفته بشه !   و اما ما اگر مبنا رو بر خوشبینی و بیطرفی اعضای کمیسیون بررسی برجام بزاریم :   در اینصورت دیگه برجام هیچ نیازی به نظر دادن نداره   فقط و فقط یه چیز میشه در صورت صحت متن نهایی کمیسیون به دست گل وزارت خارجه داد : فاجعه ملی  . یک فاجعه تاریخی که تا ده ها سال دولت های بعدی و نسل های متعددی بعد از خودش روگرفتار تبعات خودش میکنه   یعنی اگه این گزارش درست و مستند تهیه شده باشه میتونیم بگیم مردم و حاکمان قاجار طرف قرارداد ترکمانچای بهتر از مردم زمان ما بودن چون اونها از اون قرارداد نگین شرمنده و ناراحت بودن ولی مردم ما برای نمونه بدتر از اون جشن گرفتن و بهم تبریک گفتن و امضا کنندگانش رو قهرمان ملی نامیدن و خیلی ها ازش دفاع هم میکنن   ....................................................................................................................................................................   در نهایت نظر من اینه که بنظر من می باید تنها و تنها اونهایی که درگیر این مذاکرات شدن تبعاتش رو بپذیرن . اگه واقعا افتخاری داره این توافقنامه می باید تنها و تنها مدال لیاقت و شجاعتش بر سینه شخص رئیس دولت و وزیر خارجه فعلی و مدافعین دولتی و تئوریسین های پشت پرده اون و طرفداران مردمیشون نوشته بشه و در تاریخ بعنوان یک نقطه درخشان تاریخ ایران ثبت بشه و در زمره افتخارات این طرز تفکر سیاسی قلمداد بشه   بعبارت دیگه همه افتخارات اون فقط و فقط متعلق به اونهاست و کسان دیگه حق شریک شدن در اون رو ندارن   و اگر تبعاتش طبق این گزارش تا این حد واقعی و فاجعه بار هست اونها حق ندارن این توافقنامه رو خواست و اجماع ملی بنامن و خواست همه معرفی کنن و می باید همه تبعات منفیش رو بتنهایی قبول کنن و در تاریخ فقط و فقط باسم اونها و نوع دیدگاه و استراتزیشون ثبت بشه . اگر این توافقنامه رو نسل های بعدی و فرزندانمون ننگین و در خور فحش و ملامت و مصداق خیانت تاریخی به کشور بدونن فقط می باید به اسم این طیف نوشته بشه و حق ندارن همه رو در اون شریک قلمداد کنن .    متاسفانه این طیف برجام روخواست و نظر مورد اجماع ملی معرفی میکنن و میخوان اون رو بپای همه نظام و اجماع نظام و مردم بنویسن . این امر کاملا غلط و ناشی از نوعی شیطنت و زرنگی ناشی از ترس عمیق هست .   بنظر من مخالفین برجام می باید رویه ای رو اتخاذ کنن که برای مردم و ثبت در تاریخ این توافقنامه به هیچ نوع و رقمی بپای اونها نوشته نشه و همه کاملا درک کنن و بدونن اونها هیچگونه مشارکت و همراهی در اون نداشتن و هرگز با اون موافقت نکردن .   اگر این توافقنامه ، واقعا توافقنامه قرن و نویسندگان و امضا کنندگانش همونجوری که میگن قهرمان ملی هستن می باید این افتخار فقط بنام اونها ثبت بشه و همه تبعات مثبتش رو بهره ببرن و مدال بگیرن   آیندگان قضاوت خواهند کرد و تاریخ خواهند نوشت : آیا مردم و حاکمان جمهوری اسلامی رو بمثل قهرمانان دفاع مقدس 8 ساله و جزو افتخارات تاریخی ایران که با افتخار و شادی ازشون یاد میشه تلقی خواهند کرد و یا بمثل مردم و حاکمان قاجار و سایر کسانیکه امتیازات ننگین رو به بیگانه دادن و وطن فروشی کردند   ...........................................................................................................................................   نکته ای که در این بین وجود داره اینه که در تاریخ ایران هرگز و هرگز امضای یک فرد با لباس ملبس به لباس روحانیت چنین قراردادی رو مثل این قرارداد امضا نکرده بود و برای اولین بار هست که چنین قراردادی امضای یک فرد ملبس به لباس روحانیت در پای اون گزاشته شده . از این حیث این مورد بعنوان یک نمونه در کارنامه روحانیت نوشته میشه   بنده بشدت مخالف اظهاراتی از قبیل اونچه که منتسب به آیت الله العظمی مکارم شیرازی نقل شد هستم . ظرفیت و آبروی روحانیت و مرجعیت شیعه نمی باید خرج سیاسیون و جناح و توافقنامه ای بشه که خودشون حاضر به دفاع مستدل ازش نیستن !   می باید خود اونهایی که امضاش کردن ازش دفاع کنن و باسم خود اونها نوشته بشه . بنده بشدت مخالف این هستم که چنین توافقنامه هایی در تاریخ باسم مرجعیت و روحانیت و بامضای اونها ثبت بشه !   تا پیش از این در مورد افتخارات روحانیت ایران چنین نوشته می شد که هرگز امضای یک فرد حوزوی پای چنین قراردادهایی که در مورد سرنوشت کشور و آینده ملی هست و ممکنه تبعات سهمگین ملی برای کشور و نسل ما و شیعه داشته باشه دیده نشده و هرگز هیچ روحانی حوزوی حاضر بامضا نشده بود . این اولین و مهمترین مورد هست