worior

بی‌بی مریم بختیاری

امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

[align=center]به نام خدا [/align]


بی بی مریم بختیاری دختر حسینقلی خان ایلخانی، خواهر علیقلی خان سردار اسعد و همسر ضرغام السلطنه بختیاری از زنان مبارز عصر مشروطیت است.


او از زنان تحصیلکرده و روشنفکر عصر بود که به طرفداری از آزادیخواهان برخاست و در این راه از هیچ چیز دریغ نورزید. وی به مثابه زندگی ایلیاتی در فنون تیراندازی و سوارکاری ماهر بود و چون همسر و جانشین خان بود عده‌ای سوار در اختیار داشت و در مواقع ضروری به یاری مشروطه خواهان می‌پرداخت. سردار بی بی مریم بختیاری، یکی از مشوقین اصلی سردار اسعد بختیاری جهت فتح تهران محسوب می‌شد. وی طی نامه‌ها و تلگراف‌های مختلف بین سران ایل و سخنرانی‌های مهیج و گیرا، افراد ایل را جهت مبارزه با استبداد صغیر (استبداد محمدعلی شاهی) آماده می‌کرد و به عنوان یکی از شخصیت‌های ضداستعماری و استبدادی عصر قاجار مطرح بوده‌است.


سردار مریم بختیاری قبل از فتح تهران مخفیانه با عده‌ای سوار وارد تهران شده و در خانه پدری حسین ثقفی منزل کرد و به مجرد حمله‌ای سردار اسعد به تهران، پشت بام خانه را که مشرف به میدان بهارستان بود سنگربندی نمود و با عده‌ای سوار بختیاری، از پشت سر با قزاق‌ها مشغول جنگ شد. او حتی خود شخصاً تفنگ به دست گرفت و با قزاقان جنگید. نقش او در فتح تهران، میزان محبوبیتش را در ایل افزایش داد و طرفداران بسیاری یافت به طوری که به لقب سرداری مفتخر شد.


سردار مریم بختیاری در جنگ جهانی اول با وجود آنکه ایل بختیاری از انگلیس‌ها حمایت می‌کرد به مخالفت با انگلیس‌ها پرداخت و با عده‌ای از تفنگچیان و سرداران خود جانب متحدین را گرفت. او پاره‌ای از خوانین جزء بختیاری چون خوانین پشتکوه را با خود یار ساخت و در یورش‌های مداوم خود به انگلیس‌ها صدماتی وارد ساخت به طوری که پلیس جنوب مبارزات دائمی و پیگیری را با او شروع کرد. او از سربازان و افسران آلمانی و سرکوب و قلع و قمع راهزنان کهگیلویه و کنترل خوانین کوچک استفاده نمود.

قدرت سردار مریم در منطقه به حدی بود که روس‌ها به هنگام فتح اصفهان خصمانه به منزل او تاختند و اثاثیه او را به یغما بردند و کلیه اموال و املاک او را در اصفهان مصادره کردند.

رشادت و دلاوری این زن بختیاری به حدی بود که آوازه شهرت و آزادگیش در سرتاسر میهن پیچید و منزل او مأمن و پناهگاه بسیاری از آزادیخواهان عصر مشروطه شد به طوری که هنگام فتح اصفهان توسط روس‌ها (در جنگ جهانی اول)؛ فن کاردف، شارژ دافر سابق آلمان به خانه سردار مریم بختیاری پناه برد و مدت سه ماه و نیم در پناه او بود تا اینکه پس از شکست بختیاری‌ها از روس‌ها و کشته شدن ۵۸ نفر راهی کرمانشاه شد و از آنجا به برلن رفت. به پاس حمایت‌های سرسختانه بی بی مریم از فن کاردف، امپراطور آلمان، کمان تمثال میناکاری و الماس نشان و همچنین صلیب آهنین خود را که مهمترین نشان دولت آلمان بود، برای او فرستاد و او تنها زنی بود که در دنیا توانست به دریافت این نشان نائل آید .

جریان مبارزات سردار مریم بختیاری با انگلیس‌ها در طی قرارداد ۱۹۱۹ و کودتای ۱۲۹۹ همچنان ادامه یافت به طوری که دکتر محمد مصدق حاکم فارس در زمان کودتای ۱۲۹۹ پس از مخالفت و عزل از اصفهان راهی بختیاری شد و مدتها مهمان سردار مریم بود .


سردار مریم بختیاری در سال ۱۳۱۶هـ. ش سه سال پس از کشته شدن فرزندش علی مردان خان در اصفهان، در گذشت. او در تخت فولاد اصفهان دفن است.

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D8%A8%DB%8C_%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%85_%D8%A8%D8%AE%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%B1%DB%8C


منابع وبكي :

ابوالفتح اوژن بختیاری، تاریخ بختیاری (تهران، بی نا، ۱۳۴۵) ص ۲۱۹
رالف گارثویث، بختیاری در آئینه تاریخ ترجمه مهراب امیری (تهران، سهند، ۱۳۴۵) ص ۲۲۸-۲۲۷
نورالله دانشور علوی، جنبش وطن پرستان اصفهان و بختیاری (تهران، آنزان، ۱۳۷۷) ص ۱۷۹
سپهر. عبدالحسین: ایران در جنگ بزرگ (تهران، بانک ملی، ۱۳۳۶) ص۳۰۸-۳۰۴
بختیاری، مریم: خاطرات سردار مریم بختیاری از کودکی تا آغاز انقلاب مشروطه (تهران، آنزان، ۱۳۸۲) ص۲

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
جالب بود ممنون ,در مورد ايشان شنيده بودم . جالبه بدونيد بخاطر مسلح بودن بختياري ها و نزديکي آنها به منابع نفتي ايران مسجد سليمان, که اصلا قلمرو بختياري ها بود آلمان ها ازقديم
علاقه زيادي به نفوذ در اون مناطق داشتند در جنگ اول هم عوامل آلماني بشدت در اين ناحيه فعال بودند .مامورين آلماني با رسوم چادر نشينان خو گرفته بودند و با آنها زندگي ميکردند. براي جلب بيشتر مردم ساده حتي شايعه کرده بودند که قيصر ويلهلم خود مسلمان است ولي از ترس کفار اروپا تقيه ميکند ! البته در جنگ اول بخاطر نفوذ زياد و سنتي انگليس در اون ناحيه
آلماني ها بيشتر به سمت جنوب تر و گچساران و به پيش قشقايي ها رفتند و نفوذ بيشتري اونجا داشتند با روي کار آمدن هيتلر باز دوباره کار آلماني ها در قلمرو بختياري ها بالا گرفت و جاسوسان آلماني زيادي به ناحيه آمدند .آشنايي رو ميشناسم که پدربزرگش در زمان حمله متفقين به ايران تا مدتها از دو آلماني در "هفتگل" نگهداري ميکرده , البته بختياري ها ميتونستند واقعا تاسيسات نفتي رو که نفت بريتانيا رو تامين ميکرد رو به راحتي تصرف و يا حتي نابود کنند که متاسفانه قبلا به لطف
رضاشاه, ايلات تخته قاپو و خلع سلاح شده بودند و بزرگان ايل که فرمانده و مورد احترام مردم بودند همه يا کشته يا تبعيد شده بودند و ديگر آن قدرت سابق رو نداشتند .

بيشترين مقاومت در برابر رضا شاه و البته بيشترين جنايات ارتش ظفر نمون ايشان که فقط زورش به عشاير ميرسيد در لرستان و بختياري انجام شد .

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
رضاخان با فرستادن سرهنگ امير احمدي به لرستان تمامي خاك لرستان رو به توبره كشيد و يك نسل كشي تاريخ معاصر رو رقم زد ...بعد باقي مونده لر ها رو به شمال خراسان تبعيد كرد
هنوز ميشه از پيرمرد و پيرزنان لر داستان هاي اون زمان رو شنيد :mrgreen:
الان بعضي ها ميگن كه مقاومت اصلي در مقابل رضاخان تو لرستان رو لك ها به عهده داشتن و يه عده ميگن خود لر ها بودن..........البته لر و لك تو لرستان با هم عجين شدن و تفكيك اونا از همدگيه آسان نيست ..همونطور كه تو ايلام و كرمانشاه با كرد ها عجين شدن

جالبه كه اشعاري هم در حمايت از اقدامات رضاخان در لرستان سروده شده :mrgreen:

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
آفرین به این شیر زن و تشکر از مطلب خوب
شايد ربطي به این موضوع نداشته باشه، اما توجه کردین منشا بیشتر جوکها و برچسبهایی که به قومیتهای مختلف ایران ساخته شده، زمان رضا خان و توسط انگلیسها بوده؟؟

ببخشید میشه درباره این قسمت توضیح بیشتری بدین؟
[quote]به پاس حمایت‌های سرسختانه بی بی مریم از فن کاردف، امپراطور آلمان، کمان تمثال میناکاری و الماس نشان و همچنین صلیب آهنین خود را که مهمترین نشان دولت آلمان بود، برای او فرستاد و او تنها زنی بود که در دنیا توانست به دریافت این نشان نائل آید[/quote]

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
خیلی خوشحال تو کشوری زندگی می کنم که انسانهایی اینچنین شجاع و دلیر تا حد توان در برابر استبداد داخلی و استعمار خارجی مقاومت کردند.
این مطلب رو قبلا خونده بودم اما یادآوریش شیرین بود
واقعا جا دارد اصحاب رسانه به این موضوع دقت کنند که به جای این همه برنامه هایی که بعضا ضررشون بیش از نفعشون هست تلاش کنند تا چنین شخصیت هایی رو بیشتر به مردم معرفی کنند

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]رضاخان با فرستادن سرهنگ امير احمدي به لرستان تمامي خاك لرستان رو به توبره كشيد و يك نسل كشي تاريخ معاصر رو رقم زد ...بعد باقي مونده لر ها رو به شمال خراسان تبعيد كرد
هنوز ميشه از پيرمرد و پيرزنان لر داستان هاي اون زمان رو شنيد :mrgreen:
الان بعضي ها ميگن كه مقاومت اصلي در مقابل رضاخان تو لرستان رو لك ها به عهده داشتن و يه عده ميگن خود لر ها بودن..........البته لر و لك تو لرستان با هم عجين شدن و تفكيك اونا از همدگيه آسان نيست ..همونطور كه تو ايلام و كرمانشاه با كرد ها عجين شدن

جالبه كه اشعاري هم در حمايت از اقدامات رضاخان در لرستان سروده شده :?[/quote]
سلام بر شما
اين موضوع شما صحت ندارد.من اصليت خودم به لرستان باز مي گردد.لرستان و شهرهاي
آن توسط سارقان و راهزنان غارت مي شد.شخصا از پدر بزرگ مرحوم خود شنيده بودم كه
راهزنان بعد از دو يا سه ماه از غارت قبلي مي آمدند تا باز غارت كنند.وضع
آنگونه بد بوده كه لرستان كلا به روي عبور مردم بسته بود و براي رفتن مثلا به
خوزستان مي بايستي از ايلام وارد خاك عراق آنزمان مي شدند و بعد دوباره وارد
ايران و استان خوزستان مي شدند.مردمان زحمت كش و كشاورزان بناچار فردي را بر
بلندي به نگهباني مي گمارده اند تا زماني كه نزديك شدن غارتيان را به قول مردم
مي ديده فقط پرچمي قرمز رنگ را بر روي زمين مي انداخته و مردم كه گاه گاهي ضمن
كار بر روي زمين نيم نگاهي هم به پرچم داشته اند متوجه نزديك شدن غارتگران مي
شدند و اسب و استر و زن! و فرزند را به داخل مكانهاي امن مي بردند.اين بي
انصافي است كه ما اقدامات مثبت ارتش را در هر جايي چه لرستان و چه نابودي شيخ
خزعل كه ملكه بريتانيا به او لقب سر داده بود و ارتش تلاش وافري كرد تا خطه زر
خيز خوزستان از ايران عزيز جدا نشود را صرفا بدليل دوره رضاشاهي بكوبيم.الان ما
ناچاريم و به حق و به حول و قوه الهي سپاه پژاك را درهم مي كوبد.آيا صحيح است
ما اين اقدام درست و صحيح دلاورمردان سپاه را تخطپه كنيم؟؟كار سپاه صحيح است و
كار ارتش در انزمان هم صحيح بوده است

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
ممنون ابراهیم جان!

یه سوال فقط از دوستان ! منطقه پشتکوه که توی متن بهش اشاره شده یعنی کجا؟!دقیق

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]رضاخان با فرستادن سرهنگ امير احمدي به لرستان تمامي خاك لرستان رو به توبره كشيد و يك نسل كشي تاريخ معاصر رو رقم زد ...بعد باقي مونده لر ها رو به شمال خراسان تبعيد كرد
هنوز ميشه از پيرمرد و پيرزنان لر داستان هاي اون زمان رو شنيد :mrgreen:
الان بعضي ها ميگن كه مقاومت اصلي در مقابل رضاخان تو لرستان رو لك ها به عهده داشتن و يه عده ميگن خود لر ها بودن..........البته لر و لك تو لرستان با هم عجين شدن و تفكيك اونا از همدگيه آسان نيست ..همونطور كه تو ايلام و كرمانشاه با كرد ها عجين شدن

جالبه كه اشعاري هم در حمايت از اقدامات رضاخان در لرستان سروده شده :?[/quote]

سلام
تو کهگیلویه هم علیه رضاخان اقداماتی شد که رضاخان و افرادش رو به دردسر انداختن ولی در آخر با استفاده از مزدور های لر اون سرکوب شدیدی انجام شد ...

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]رضاخان با فرستادن سرهنگ امير احمدي به لرستان تمامي خاك لرستان رو به توبره كشيد و يك نسل كشي تاريخ معاصر رو رقم زد ...بعد باقي مونده لر ها رو به شمال خراسان تبعيد كرد
هنوز ميشه از پيرمرد و پيرزنان لر داستان هاي اون زمان رو شنيد :thinking:
icon_wink[/quote]
فکر می کردم رضاخان فقط کردها رو به شمال خراسان تبعید کرده، چون در شمال خراسان قوم کرد کرمانج وجود داره، از لرها چیزی نشنیده بودم

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]فکر می کردم رضاخان فقط کردها رو به شمال خراسان تبعید کرده، چون در شمال خراسان قوم کرد کرمانج وجود داره، از لرها چیزی نشنیده بودم[/quote]

کردهاي کرمانج و چند ايل آذربايجاني توسط شاه عباس به اون ناحيه براي مقابله با هجوم ازبکان فرستاده شدند.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]رضاخان با فرستادن سرهنگ امير احمدي به لرستان تمامي خاك لرستان رو به توبره كشيد و يك نسل كشي تاريخ معاصر رو رقم زد ...بعد باقي مونده لر ها رو به شمال خراسان تبعيد كرد
هنوز ميشه از پيرمرد و پيرزنان لر داستان هاي اون زمان رو شنيد :thinking:
الان بعضي ها ميگن كه مقاومت اصلي در مقابل رضاخان تو لرستان رو لك ها به عهده داشتن و يه عده ميگن خود لر ها بودن..........البته لر و لك تو لرستان با هم عجين شدن و تفكيك اونا از همدگيه آسان نيست ..همونطور كه تو ايلام و كرمانشاه با كرد ها عجين شدن

جالبه كه اشعاري هم در حمايت از اقدامات رضاخان در لرستان سروده شده icon_wink[/quote]برادر طوایف لک بودن لر کوچک با رضا شاه در گیر نشدن ایلهای بیرانوند حسنوند دلفان ایلهای بزرگ لک که ایل بیرانوند به عراق و خراسان و 17 شهر دیگر تبعید شدن در ضمن برادر چنان با افتخار میگه خاک لرستان رو به توبره کشیدن که چی شده اینجورها که شما میگی نیست سردار بلوچ در جنگ با ایلهای لک در کبیر کوه ابدانان استان ایلام 13000 سرباز داشت که موقع ای از منطقه جون سالم به در برد با خودش جمعا امار دقیق 238 نفر بودند واین طوریها هم نبوده در ضمن یکی از برادران موقعی که شما میگید اونها هم مثل پژاک ......بودن همین و خوبشون کردند من احتمال میدم اجداد شما ز بروجرد >اراک یا شهرهای استان همدان باشه که همیشه با بغض از این مسائل یاد میکنید برادر پس موقعی که در جنگ جهانی اول ارتش عثمانی تا بروجرد میاد و قصد انها گرفتن خ.زستان بود و یکی از سرداران ترک مینویسد که ما هیچوقت از گردنه {ریبن}بزبان لکی یعنی راه بند عبور نکردیم و چشمان به خرم اباد وایلام نیافتاد این غشایر اونموقع دلیر ولی بعدن دزد شدن یا موقعه ایکه ما درگردنه زاهد شیر راه بر ارتش روسیه بستیم و به دلیل تجاوز روسها به اهالی چند شهر ان حومه که اسم نمیارم جلوگیری کردیم و سر 500سرباز روس را بر سر نیزه تفنگ کردیم انموقع دلیر بودیم ولی بعدا دزد شدیم یا موقعی اتابک خان بیرانوند پای تیمور لنگ را فلج کرد و پسوند لنگ را بر تیمور خان گذاشتند چی باز هم بگم منطقه رومشکان که اجداد امروزی لک بر ارتش روم بستن چی{رومشکان به زبان لکی یعنی شکست روم} اگه خواستی باز واست تاریخ بگم

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لطفا وارد سیستم شوید برای ارسال نظر

شما قادر خواهید بود بعد از ورود به سیستم این نظر را ترک نمایید



ورود به سیستم