Recommended Posts

دوست عزیز تصرف ایران به وسیله یونانیان یک جعل تاریخی است نه یک واقعیت.
در مورد برتری تاکتیکی یونانی ها هم باید به شما بگویم که هرگز چنین برتری وجود نداشته, من حداقل سیر تحول سلاح ها و تاکتیکهای نظامی را از هفت هزار سال قبل از میلاد یعنی زمان شکل گیری تمدن های خاورمیانه بررسی کردم.تاکتیک فالانژ با استفاده از صفوف هوپلیتهای یونانی مشابه تاکتیکهای جنگی سارگن اکدی و حمورابی فاتحان بزرگ خاورمیانه باستان میباشد که از نیمه هزاره سوم قبل از میلاد تا اوایل هزاره دوم قبل از میلاد با استفاده از همین تاکتیک توانستند سومر,اکد,بابل,آشور,عیلاموقسمتی از هیتی را تصرف کنند.اما استفاده از این تاکتیک یعنی صفوف به هم فشرد نیزه داران در مقابل ضد تاکتیک آشوریها یعنی استفاده از جفت کمانگیرها خنثی شد.حال آنکه ایرانیان(مادها و پارسها)از تاکتیکهای شگفت انگیزتری در مقابل دشمنان خود(آشوری,بابلی,مصری,یونانی,اسکیت و...)استفاده کردند که شامل پیاده نظامدر پوشش سواره نظام سنگین اسلحه و سواره نظام تیر انداز بود که تاکتیکهای قدیمیه تاریخ مصرف گذشته ای مانند تاکتیک احمقانه فالانژ در مقابلش بیشتر شبیه بازیهای کودکانه بود
به عنوان گواه تاریخی هرودوت تاریخ نگار یونانی به سادگی و وضوح بر قابلیت این گروه از ارتش ایران(سواره نظام تیراندار)میگوید:ایرانیان به فرزندان پسر خود از 5سالگی تا سن 20 سالگی فقط سه چیز یاد میدادند 1-راستگویی 2-سوارکاری 3-تیراندازی
حال به خوبی مشخص است که در مقابل فالانژهای یونانی که بسیار کند بودند ما به عنوان ضد تاکتیک از بهترین گزینه برخوردار بودیم.پس برتری تاکتیکی یونانی ها زاییده ذهن غربیهاست که می خواهند به ما بقبولانند که با وجود ارتشی به استعداد بیش از یک میلیون نفر و کشوری به وسعت هند تا مصر از دولت شهرهای پراکنده و در حال ستیز یونانی شکست خوردیم.
دوستان به جای پافشاری بر حرفهای بی اساس غربی های مانند ویل دورانت ,پلوتارک ,هرودوت ,جانگونتر ,اگنس ساویل و....به دنبال حقیقت بگردیم

کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ
کار ما شاید این است
که میان گل نیلوفر و قرن پی آواز حقیقت بدویم

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
آقایون الان دلایلی وجود داره که تایید می کنه حمله اسکندر به ایران جز یک دروغ چیزی نبوده به قول یونانی ها ایشون از 323 تا 365 قبل از میلاد زندگی کرده و اینطور که می گن در 42 سالگی گور به گور شدند و از سن 20 سالگی به سلطنت رسید! دو سال اخر عمرشم که می گن بیمار بود این 22 سال! به نظر شما این عقلانی می رسه که یک ادم بتونه از اونور دریای مدیترانه با اون همه لشکر 20 ساله به هند برسه؟ و اون همه جنگ هایی که در گرفت جنگ ها که مقدمه ریزیشون 1 2 ساعت یا 1 2 روز نبوده و مدت درگیری همچنین تاسیس اسکندریه حداقل به 5 سال زمان نیاز داشته که یونانیا می گن اسکندر با دستای خودش رفت درستش کرد!! این 27 سال طول مدت های جنگی که درگیر بوده رو هم فقط با ایران حداقل 8 سال تخمین می زنیم قیام اریو برزن و مقاومت شوش که بماند همچنین ادعا می کنند که ایشون مصر رو هم فتح کرده و اونجا رو هم اباد کرده می گیم با مصر هم 3 سال جنگ با بابل هم 3 سال جنگ ایشون استراحت نمی کرده؟ لشکرش مدام در حال جنگ بوده؟ همچنین می گن که توی هند مقاومت های زیادی شد که بعضی ها می گن 12 سال با ای همه اوصاف ایا اسکندر یا اقای هرودوت با بهروز خالی بند نسبتی نداشته؟! شنیدیم که گفتن تخت جمشید هم اتیش زده! بعد از 2500 و اندی سال باید جای سوختی رو مشاهده کنیم هر ادم عاقلی می دونه تخت جمشید بر اثر زلزله و گذشت زمان تخریب شده! و اما در باره اتش زدن تخت جمشید اقا مگه یونانیا نمی گن ما زدیم تو ترموپیله ایرانو به ... دادیم و این حرفا! پس جریان تلافی کردن شهرشون که مثلا ایرانیا اتیش زدن چی بوده؟! اولا ایران هرجا رو می گرفت اتیش نمی زد و ابادش می کرد نمونه اشو می تونید در بابل ببینید که یهودی ها رو ازاد کرد هزارتا دلیل دیگه هم هست حال ندارم بنویسم! لطفا کسی خواست جواب بده با دلیل و مدرک حرف بزنه و از روی اسناد یونانی ها حرف نزنه خواهشا!

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
اينكه تخت جمشيد آتش گرفته درسته چون كتيبه هايي كه در زير زمين قصر پيدا شده بر اثر آتش سوزي پخته و تبديل به سفال شده و در طول زمان سالم مانده و حاوي اطلاعات ارزشمندي از ايران باستان است البته اين كتيبه ها فعلا در يكي از دانشگاههاي آمريكاست و دارند روشون تحقيق ميكنند. البته اين در تناقض با صحبت lich عزيز نيست چون ممكنه به علت ديگه آتش گرفته باشه. در مورد فيلم 300 من هم با mamadgator موافقم اين فيلم يك فيلم درجه 1 هاليوودي نيست و داراي صحنه هاي اكشن تكراريست كه اگر دولت آمريكا نقشي داشت اين فيلم رو بهتر ميساختند و اين فيلم تنها براي پر كردن گيشه هاي خالي سينماي آمريكا در فصل زمستان پخش شد و گرنه با فيلم هايي كه در تابستان به فروش ميرسند نميتواند رقابت كند. البته ممكن است نويسنده يا كارگردان خواسته باشند براي فروش بيشتر از وضعيت سياسي امروز سوع استفاده كنند.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
با تشکر از دوستان عزیز که به این تاپیک توجه کردند همان طور که lich گفت اینهمه فتوحات و شهر سازی در این مدت کوتاه امکان پذیر نیست و به نقل از منابع غربی الکساندر در سال 356 قبل از میلاد به دنیا امد و در سال 323قیل از میلاد از دنیا رفت پس عمرش میشه 33 سال و مدت حکومتش هم 12 سال بوده که این درصد خالی بندیت هرودوت را افزایش میده و بهروز خالی بند باید بره جلو بوق به زنه در مورد تخت جمشید هم باید بگم که دچار آتش سوزی نشده و کتیبه هایی که دوستان اشاره کردند در کتاب سوزان معروف اسکندر ایرانی پخته شده و علت این کتاب سوزی هم در اختلاف دینی مهرپرستان و مزدا پرستان است و در این مراسم اسکندر ایرانی اوستایی که به با خط طلا نوشته شده بود را آتش زد

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

دوست عزیز تصرف ایران به وسیله یونانیان یک جعل تاریخی است نه یک واقعیت.
در مورد برتری تاکتیکی یونانی ها هم باید به شما بگویم که هرگز چنین برتری وجود نداشته, من حداقل سیر تحول سلاح ها و تاکتیکهای نظامی را از هفت هزار سال قبل از میلاد یعنی زمان شکل گیری تمدن های خاورمیانه بررسی کردم.تاکتیک فالانژ با استفاده از صفوف هوپلیتهای یونانی مشابه تاکتیکهای جنگی سارگن اکدی و حمورابی فاتحان بزرگ خاورمیانه باستان میباشد که از نیمه هزاره سوم قبل از میلاد تا اوایل هزاره دوم قبل از میلاد با استفاده از همین تاکتیک توانستند سومر,اکد,بابل,آشور,عیلاموقسمتی از هیتی را تصرف کنند.اما استفاده از این تاکتیک یعنی صفوف به هم فشرد نیزه داران در مقابل ضد تاکتیک آشوریها یعنی استفاده از جفت کمانگیرها خنثی شد.حال آنکه ایرانیان(مادها و پارسها)از تاکتیکهای شگفت انگیزتری در مقابل دشمنان خود(آشوری,بابلی,مصری,یونانی,اسکیت و...)استفاده کردند که شامل پیاده نظامدر پوشش سواره نظام سنگین اسلحه و سواره نظام تیر انداز بود که تاکتیکهای قدیمیه تاریخ مصرف گذشته ای مانند تاکتیک احمقانه فالانژ در مقابلش بیشتر شبیه بازیهای کودکانه بود
به عنوان گواه تاریخی هرودوت تاریخ نگار یونانی به سادگی و وضوح بر قابلیت این گروه از ارتش ایران(سواره نظام تیراندار)میگوید:ایرانیان به فرزندان پسر خود از 5سالگی تا سن 20 سالگی فقط سه چیز یاد میدادند 1-راستگویی 2-سوارکاری 3-تیراندازی
حال به خوبی مشخص است که در مقابل فالانژهای یونانی که بسیار کند بودند ما به عنوان ضد تاکتیک از بهترین گزینه برخوردار بودیم.پس برتری تاکتیکی یونانی ها زاییده ذهن غربیهاست که می خواهند به ما بقبولانند که با وجود ارتشی به استعداد بیش از یک میلیون نفر و کشوری به وسعت هند تا مصر از دولت شهرهای پراکنده و در حال ستیز یونانی شکست خوردیم.
دوستان به جای پافشاری بر حرفهای بی اساس غربی های مانند ویل دورانت ,پلوتارک ,هرودوت ,جانگونتر ,اگنس ساویل و....به دنبال حقیقت بگردیم

کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ
کار ما شاید این است
که میان گل نیلوفر و قرن پی آواز حقیقت بدویم


دست شما درد نکنه.تحلیل جالبی بود البته در مورد عدم کارایی تاکتیک فالانژ میتوان به در گیری های رمی ها و یونانی ها اشاره کرد که در سال 168 قبل از میلاد در جنگ پودنا یونانی ها با تاکتیک سنتی خود به جنگ رمی ها رفتند که نتیجه این جنگ پیروزی یک طرفه رمی ها بود پس از این جنگ یونانی ها در حدود 2000 سال استقلال خود را از دست دادند
در منابع رمی-لاتین ضعف نظامی یونانی ها به خوبی مشخص است پس نه تنها تاکتیک فالانژ برگ برنده نبود یلکه بسیار هم پیش پا افتاده بود.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
بدان سان که در کتاب خط فارسی اثر استاد حامی و کتاب خورشیدی که در تاریکی درخشید اثر اثر استاد آذری آمده تخت جمشید بر روی سنگ آهک بنا شده و اگر تخت جمشید در آتش سوخته بود باید سنگهای فرازین آن در شعله های آتش و سنگهای کف آن در زیر توده ها ی سوزان فرو ریخته پخته شده باشد
در حالی که سنگهایی که از زیر خاک بیرون آورده شده و مخصوصا سنکهای کف همه سالم هستند و لبه تیز و کنده کاری ها آنها همگی مانند روز اول سالم مانده
این را ما میگوییم که تازه داریم از خواب اعصار و قرون بیدار میشویم و رفته رفته چشم به حقیقت باز می گشاییم

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
در مورد نبرد تاكتيك فالانكس بايد بگويم فقط در مناطق مسطح و تنگ كاربرد داشته و در برابر كمانداران و حمله سواره نظام از پشت يا طرفين بسيار آسيب پذير بوده. لژيونرهاي رومي در نبرد پودنا به راحتي ارتش يونانيان را با همين تاكتيك ها مضمحل كردند. ولي در مورد مساله اسكندر بدجوري متعصبانه برخورد ميكنيد. من يك شوال از شما دارم: اعرابي كه از نظر تاكتيكي و نظامي بسيار نادان تر از يونانيان بودند چطور تمام ايران و بخش اعظم جهان باستان را فتح كردند و نه سواره نظام ايران و نه لژيونرهاي رومي حريف آنها نشدند؟ تنها لشكر فرانك ها به فرماندهي شارل مارتل در مقابل آنان پيروز شد. حتما ميخواهيد بگوييد مساله فتح ايران توسط اعراب مسلمان هم دروغ است. :) :D :D اگر اعراب قادر به انجام چنين كاري بوده اند حتما مقدونيان هم مي توانستند. فراموش نكنيد كه تيسفون پايتخت ايران بارها توسط روميان غارت يا محاصره شده است.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
دوست عزیز من که نگفتم اسکندر به ایران حماه نکرد و هخامنشیان خود به خود منقرض شد بلکه اسکندری که به ایران حمله کرد یک ایرانی بود وبه با 45000 نفر بلکه با تعداد بی شماری از پارتها و اسکیتهای شمال ایران این کا را انجام داد همان طور که در تاریخ طبری و دیگر منابع ایرانی از اسکندر به عنوان نجات بخش یاد میشود نه یک تازشگر بیگانه درضمن نبردهای ایسوس و گوگامل را که به دروغ به الکساندر مقدونی نسبت میدهند در دشت باز و فضای مسطح اتفاق افتاد و نبرد گرانیکوس هم در شرایطی بود که یونانیها در حال خارج شدن از آب بودند پس تاکتیک فالانژ.......

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
در مورد فتح اران به وسیله اعراب هم که شما خیلی به آن پافشاری دارید باید یادآور شوم که در شرایطی اتفاق افتاد که ایران و بیزانس هر دو به خاطر سالها نبرد با هم بسیار ضعیف شده بودند و به آماجهای ساده برای اعراب تبدیل شدند که البته بیزانس به خاطر موقعیت مناسب قسطنطنیه در نهایت جان سالم بدربرد رمیها در جنگ پودنا دارای سواره نظام قرتمند نبودند و این امر اتفاق نیفتاد تا صده دوم بعد میلاد برای دفع حملات ژرمنها رمیها حتی در جنگهای پونیک هم از سواره نظام مناسب بی بهر بودند واین دلیل شکستهای اولیه از کارتاژیها به رهبری هانیبال بود درضمن شما هم فراموش نکنید که کراسوس سردار بزرگ رمی که توانسته بود شورش بزرگ اسپرتاکوس را سرکوب کند در شرایطی که بدنه اصلی ارتش ایران در شرق مشغول نبرد با اقوام وحشی بود با 13 لژیون به ایران حمله کرد و سورنا سردار ایرانی با همان واحدهای سواره نظام کماندار وبا تاکتیک جنگ و گریز رمیها را تار و مار کرد :D و امپراتور بیزانس والریانوس که در جنگ با شاپور ساسانی شکست خورده بود مجبور بود هرگاه شاپور می خواست سوار اسب شود خم گردد تا شاپور قدم بر پشت او بگذارد :D .

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
آقا حسين شما اگر به شاهنامه فردوسي يا اسكندرنامه نظامي گنجوي توجه كرده باشيد مي بينيد كه او يك يوناني است و فردوسي با عناويني مثل جان تاريك و بدگمان او را تحقير كرده ولي نظامي به دليل تعصب مذهبي و اين كه او را ذوالقرنين مي داند او را مي ستايد. من نگفتم روميان در پودنا با سواره نظام مقدونيان را شكست دادند. آنها با استفاده از تاكتيك هاي جديد و كماندارانشان اين كار را كردند. ضعف سواره نظام روم را قبول دارم. همين ضعف آنها موجب شد كه هونها آن ها را بارها شكست دهند. يا در نبرد آدريانوپوليس كه قبيله ژرمن گوت يكي از سخت ترين شكست هاي تاريخ روم را رقم زد و حتي والنس امپراتور بيزانس در اين جنگ كشته شد ضعف سواره نظام روم كاملا مشهود بود. يك بار ديگر هم مي گويم از دلايل شكست هاي ايرانيان در نبرد استبداد شاهان و بي عرضگي آنان بود. همين سورناي رشيد و دلاور چند روز پس از پيروزي درخشان در حران مورد حسادت ارد اشكاني قرار گرفت و ناجوانمردانه به قتل رسيد. بعد هم ارد با لشكر كشي احمقانه اش به سوريه شكست خورد و لكه ننگ ديگري بر تاريخ اشكانيان نهاد.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
دوست عزیز؛ ما که نمی گیم حمله اسکندر به ایران از تهاجمات فرهنگ غربی است و جدیدا اختراع شده!! یونان بدلیل مورخان زیاد هر جا که کم می آورده یا شکست می خورده بهانه تراشی می کنه! بله ما 300 نفر بر علیه 5 میلیون و بعضا 10 میلیون جنگیدیم!! اون موقع که وسائل ارتباط جمعی نبوده که آدم آگاه بگه اینا دارن شروور به مردم تحویل می دن! :D

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
در شاهنامه اسکندر را رومی میخوانند نه یونانی (روم=رومیه=ارومیه)
نکنه که شما میخواهید بگید که مولانا جلاالدین رومی هم اهل میلان یا فلورانس بوده
روم به شمال غرب ایران گفته میشده که هم اینک قسمتی از روم یعنی ارومیه فعلی جزئی از ایرانه


در مورد عناوینی هم که به اسکندر میدهند با درنظر گرفتن اختلافات دینی و همین طور رفتار اسکندر با مزدا پرستان خیلی هم عجیب نیست

شما هنوز در مورد معنای اسکندر که در این تاپیک مطرح شد صحبتی نکردید؟
چرا شما ایرانی بودن اسکندر را با این همه دلیل که عنوان کردم حتی در حد یک نظریه کم رنگ هم قبول نمیکند؟


شما اطلاعات تاریخی خوبی دارید و حیف است شخصی مثل شما بدون خواندن منابعی که معرفی کردم (مخصوصا کارنامه به دروغ نوشته پوران فرخ زاد)یک طرفه به قاضی برود

چشمها را باید شست جور دیگر باید دید

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

تصویر

نانسي پلوسي رييس مجلس نمايندگان‌ آمريكا كه به تازگي از سفر بحث برانگيز خود به خاورميانه باز گشته است گفت شايد براي آغاز مذاكره با ايران سفري ديپلماتيك به اين كشور داشته باشد.

به گزارش عصر ايران (asriran.com) و به نقل از روزنامه سانفرانسيسكو كرونيكل، وي روز گذشته در كنفرانس خبري به همراه تام لانتوس، نماينده جمهوري خواه سن ماتئو و رييس كميته روابط خارجي مجلس نمايندگان در سان فرانسيسكو شركت كرد.

لانتوس در پاسخ به اين سوال كه آيا مايل است ديپلماسي خود را با سفر به "كشور دردسر ساز ايران" ادامه دهد، گفت: من از طرف خودم حاضرم همين فردا به ايران بروم، اگر چه با بسياري از اظهارات محمود احمدي نژاد رييس جمهور ايران مخالف هستيم اما اهميت دارد كه با او گفت و گو كنيم. فكر مي كنم نانسي پلوسي هم با اين سفر موافق باشد.

پلوسي با اين اظهارات مخالفتي نكرد و خاطرنشان كرد لانتوس_كه يك مجاري تبار نجات يافته از هولوكاست است_ تجربه، دانش و ديد بسيار خوبي از سفر اخير هيات كنگره به اسراييل، فلسطين، عربستان سعودي و ايران به دست آورده است.

وي با اشاره به اظهارات احمدي نژاد مبني بر پاك شدن اسراييل از روي نقشه و نفي وجود هولوكاست گفت: فكر مي كنم اين اظهارات زننده نشان مي دهد كه ايراني ها از چرخه رفتار انسان هاي متمدن خارج هستند! اما با اين وجود من نيز مانند لانتوس معتقدم هنوز براي مذاكره زمان داريم و صرف نظر از اظهارات گستاخانه رييس جمهور ايران بايد با او گفت و گو كنيم.

پلوسي به خاطر سفر به سوريه و ديدار با بشار اسد رييس جمهور اين كشور كه از نظر بوش و همراهانش در سياستهاي آمريكا مداخله مي كند و به خشونت در عراق و لبنان دامن مي زند مورد انتقاد رييس جمهور آمريكا، ديك چني معاونش و ساير اعضاي دولت قرار گرفته است.

اما علاوه بر اين برخي اعضاي جمهوري خواه كنگره نيز به سوريه سفر كرده اند كه از آن ميان مي توان به "دارل ايسا" نماينده سان ديه‌گو اشاره كرد. وي يك روز پس از سفر پلوسي، به سوريه رفت و گفت كه دولت بوش بايد براي يافتن راهي براي بازگرداندن صلح به منطقه با اسد مذاكره كند.

بوش با اين ادعا كه دولت ايران از شبه نظاميان در عراق حمايت مي كند و براي ساخت تسليحات هسته اي تلاش مي كند خواستار انزواي اين كشور شده است.

لانتوس مي گويد بيش از يك دهه است كه با كمك كوفي عنان دبير كل سابق سازمان ملل متحد تلاش كرده ويزاي سفر به تهران را به دست آورد اما نه او و نه ساير اعضاي كنگره موفق نبوده اند.

پلوسي در اين كنفرانس خبري گفت: در طول سفر اخير اعضاي كنگره به خاور ميانه، هر جايي كه مي رفتيم يك پيام مشترك،" تامين امنيت اسراييل و مبارزه با تروريسم" بود.
البته صحبتهايي هم از حمايت ايران از تروريسم مي شد و اين چيزي است كه بايد متوقف شود. ضمنا تلاش ايران براي دستيابي به سلاح هسته اي نبايد به ثمر برسد و ما بايد با استفاده از قويترين ابزار ديپلماتيك آنان را از اين كار باز داريم.

لانتوس خاطرنشان كرد با حمايت رييس مجلس، وي يكي از كساني بوده كه از قانون مجلس براي تسهيل دستيابي تمام كشورها از جمله ايران به سوخت هسته اي براي اهداف صلح آميز و تحت نظارت سازمان هاي بين المللي و همچنين ايجاد بانك سوخت هسته اي حمايت كرده است.

وي با اشاره به اين كه اين قانون در ماه مي به تصويب مي رسد، گفت: خب اگر رييس جمهور ايران مي گويد براي دستيابي به سوخت هسته اي با اهداف صلح آميز تلاش مي كند ما هم او را در اين فرايند كمك مي كنيم.

منبع :
تصویر

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
تصویر

روسیه از دستیابی ایران به توانایی فنی غنی سازی در مقیاس صنعتی ابراز بی اطلاعی کرد.

به گزارش عصرايران(asriran.com) به نقل از BBC وزیر خارجه روسیه گفت:گرچه از اظهارات رییس جمهوری ایران در مورد آغاز غنی سازی اورانیوم در مقیاس صنعتی در این کشور آگاه شده ايم و تحولات در برنامه های هسته ای ایران را جدی می گیريم اما در باره توانایی فنی این کشور در این زمینه اطلاعی نداريم.

وي افزود:نمی توانم تایید کنم که غنی سازی اورانیوم توسط زنجیره جدیدی از سانتریفوژها در نطنز آغاز شده باشد.

لاوروف گفت:نباید تحت تاثیر "ژست های عاطفی سیاسی" قرار گرفت بلکه لازم است با استفاده از کارشناسان آژانس بین المللی انرژی اتمی، به واقعیات امر پرداخت.

محمود احمدی نژاد، رییس جمهوری ایران، در روز 20 فروردين اعلام کرد که غنی سازی اورانیوم در مقیاس صنعتی در نطنز آغاز شده است.

خودداری رییس جمهوری و سایر مقامات ایرانی، از جمله آقای آقازاده، از اعلام تعداد سانتریفوژهای نصب یا راه اندازی شده به حدس و گمان هایی در مورد تعداد سانتریفوژهای فعال در نطنز و توان تولیدی ایران در این زمینه منجر شده است.

آقازاده،رييس سازمان انرژي اتمي ايران ، در توجیه خودداری از اعلام رقم سانتریفوژها در سخنرانی خود در نطنز گفته است: "من نگران بودم که با مطرح شدن تعداد سانتریفوژها ابهامی به وجود بیاید از این نظر که برنامه ما (فقط) تعداد سه هزار سانتریفوژ است ."

به گفته وی، در صورتی که رقم سه هزار سانتریفوژ به طور مشخص اعلام می شد، امکان داشت که رسانه های غربی چنین استنباط کنند که برنامه ایران در زمینه غنی سازی اورانیوم به همین تعداد محدود می شود.

آقازاده افزوده است که ورود به مرحله تولید صنعتی به این معنی است که این مرحله سقفی ندارد و این مرحله تا نصب و راه اندازی پنجاه هزار سانتریفوژ ادامه خواهد داشت.

منبع :
تصویر

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
تصویر

سيدجلال شرفي ديپلمات آزاد شده ايراني و دبير دوم سفارت ايران در بغداد، عصر امروز ، به همراه 2 تن از پزشكان معالج با صندلي‌ چرخ‌دار در محل تالار آئينه وزارت امور خارجه جزئيات ربوده شدن و شكنجه‌هاي 57 روزه خود در بغداد و در طول اسارت را تشريح كرد.

جلال شرفي در حالي در مقابل خبرنگاران حاضر شد كه آثار سوراخ‌هاي وارده از طريق مته‌هاي شكنجه‌گران در پايش مشهود بود؛ همچنين آثار شكستگي بيني،گردن،آسيب‌هاي عميق بر پشت، خونريزي دستگاه گوارش و پارگي گوش وي بوضوح قابل رويت بود.

وي در تشريح چگونگي ربوده شدنش در بغداد گفت:‌15 بهمن ماه،در يكي از خيابانهاي بغداد و در حالي توسط افراد ملبس به يونيفرم نظامي ربوده شدم كه اين افراد در ابتداي برخورد كارت‌هاي شناسايي خود را نشان دادند كه نشانگر اين بود كه آنان كاركنان وزارت دفاع عراق هستد،آنان اظهار داشتند كه براي پاره‌اي سؤالات من سوار اتومبيل آنان شوم اما من به آنان گفتم كه ديپلمات بوده و داراي مصونيت هستم كه بدون توجه به صحبتهاي من، مرا با ضرب و شتم به داخل خودرو منتقل و به مكان نامعلومي بردند.

شرفي گفت:‌ربايندگان به زبان انگليسي و عربي صحبت مي‌كردند و از طريق بي‌سيم با مسئولان خود در ارتباط بودند؛ مكاني كه ابتدا منتقل شدم چهار تا پنج روز در آنجا انواع شكنجه‌ها بر من تحميل شد و تعداد هشت نفر در شيفت شبانه‌روز با انواع ضربات مشت و لگد بر سر و صورتم از من بازجويي مي‌كردند كه بدنبال ضربات، پرده گوشم پاره شد و خونريزي كرد و آنجا بود كه شكنجه را قطع كردند.

وي در توصيف مراحل ديگر شكنجه‌اش گفت:در چنين وضعيتي بود كه مهره‌هاي كمر، گردن و مفاصلم بر اثر ضربات شديد و هولناك دچار آسيب جدي شد.

تصویر
دبير دوم سفارت ايران در بغداد در توصيف چگونگي شكنجه‌هاي وارده بيان داشت:در حين بازجويي پاهايم را مي‌بستند و با صدها ضربه كابل به زير كف پايم، سؤالات واهي مطرح مي‌كردند و اتهامات واهي وارد مي‌ساختند؛آنان اين سؤالات را با هدف تخريب رابطه ايران با دولت عراق مطرح مي‌كردند اما به محض اينكه پاسخ مورد نظر را از من دريافت نمي‌كردند شكنجه‌ها را شدت مي‌بخشيدند.

به گفته شرفي تعدادي از اين ربايندگان اول تلاش مي‌كردند خود را گروهي تروريستي معرفي كنند كه نهايتاً مشخص شد آنان تروريست نيستند.
وي متذكر شد:در آنجا بود كه دست‌وپا بسته صحنه‌سازي اعدام مرا اجرا كردند و مجدداً با همان وضعيت من را به مكان ديگري منتقل نمودند.

شرفي با اشاره به اينكه در مكان جديد علاوه بر اينكه دست‌وپايم بسته بود داخل دهان نيز پنبه گذاشتند و با نوارچسب دور سرم را پوشاندند گفت: در اين مرحله بود كه به خاطر تنگي نفس و فشار بيش از حد شكنجه،مورد آزار و اذيت بيشتر قرار گرفتم و شكنجه‌گران با قنداق سلاح و با مشت در مسير انتقال مرا بي‌هوش كردند كه صبح روز بعد به هوش آمدم و متوجه شدم كه دست‌وپايم باز شده اما بلافاصله دست‌وپايم را بستند.

ديپلمات ربوده شده ايراني با اظهار اين مطلب كه در همان روز آمپولي تزريق كردند كه تعادل جسمي و روحي‌ام به هم ريخت و بعد از به‌هوش آمدن متوجه شدم كه به زيرزميني تاريك و نمناك منتقل شده‌ام تصريح كرد:پس از 2 روز ماندن در اين مكان بود كه يك نفر خود را آمريكايي معرفي كرد و با مراجعه به من و به زبان انگليسي و با استفاده از مترجم عربي از من بازجويي كرد.

وي افزود:‌ اين بازجو اول تلاش كرد با استفاده از روش مسالمت‌آميز مرا وادار به پاسخگويي موردنظرش كند اما وقتي به نتيجه‌اي نرسيد شديدترين شكنجه‌ها را با ضربات كابل بر اندامم وارد ساخت.

به گفته شرفي در اين حين فرد عراقي نيز با مشت ضرباتي را بر سر وي وارد مي‌ساخته است.
وي ادامه داد:بازجوي آمريكايي وقتي پاسخ موردنظر را از من دريافت نكرد مرا تهديد نمود كه چنانچه با وي همكاري نكنم از چندين قلاده سگ براي دريدن من استفاده مي‌كند و در اين هنگام كه درخواست‌هاي او را تمكين نمي‌كردم تحت شكنجه‌هاي مرگبار قرار مي‌گرفتم.

جلالي شرفي با بيان اينكه براي بازجويي و اخذ پاسخ‌هاي موردنظر، متن عربي شامل سؤال و جواب در اختيارم گذاشته بودند افزود: در اين مرحله بود كه پاهاي مرا بستند و با دستگاهي شبيه دريل پاهايم را سوراخ كردند و گفتند آنچه كه نوشته شده را بر زبان بياورم.

بنا به‌ گفته دبير دوم سفارت ايران در بغداد، محور سؤالات مطرح شده در خصوص چرايي كمك ايران به گروه‌هاي اسلامي،چگونگي كمك جمهوري اسلامي ايران به دولت نوري مالكي و نيز روابط پنهاني با اين دولت، نحوه ارتباط ايران با علما و احزاب سني عراقي، ارتباط مسئولان كشورمان با طالباني و بارزاني و نام كشورهايي كه جمهوري اسلامي ايران از آنان اورانيوم خريداري مي‌كند بود.

شرفي با اظهار اين مطلب كه بيش از 40 روز در زيرزمين ساختماني در نزديكي فرودگاه بغداد كه 24 ساعته برق آن روشن و زير شكنجه‌هاي مرگبار بودم بيان داشت:روشنايي 24 ساعته در زيرزمين و در حالي كه خيلي از وزارتخانه‌ها و ساختمان‌هاي دولتي عراق شبانه‌روز كمتر از سه ساعت از روشنايي برق بهره‌مند بودند نشانگر اين بود كه اين گروه تروريستي نبودند.

دبير دوم سفارت ايران در بغداد با بيان اين كه سيزدهم فروردين‌ماه 86 و پس از فشارهاي سنگين وي را در نزديكي بغداد و در يكي از جاده‌هاي عبوري رها كردند خاطرنشان كرد:همان ساعت بود كه خودم را به نمايندگي جمهوري اسلامي ايران در بغداد رساندم و با كمك دولت عراق و شخص نوري مالكي نخست‌وزير عراق به داخل ايران منتقل شدم.

شرفي افزود: بعد از انتقالم به ايران متوجه شدم كه شخص آقاي طالباني، مالكي و هوشيار زيباري بنا به درخواست مسئولان ايراني تلاش‌هاي زيادي براي آزادي من داشته‌اند.

وي تصريح كرد:‌ بعد از انتقال به ايران متوجه شدم چهار نفر از عوامل ربايش توسط پليس عراق دستگير و هم‌اكنون در اختيار مقامات قضايي عراق هستند.
به گفته شرفي مسئولان عراقي در ديدارهايي با مسئولان ايران به صراحت گفته‌اند كه ربايندگان،عناصر وزارت مخابرات عراق بوده‌اند.

دبير دوم سفارت ايران در بغداد از مقامات عراقي خواست با محاكمه عاملان ربايش و شكنجه‌گران اجازه ندهند چنين حوادث هولناكي براي ديگر ديپلماتهاي مقيم عراق تكرار شود.

در ادامه اين گفت‌وگو شرفي در پاسخ به اين سؤال كه انگيزه افراد سؤال‌كننده از طرح سؤالات از شما چه بوده است گفت: آنان بيشتر به دنبال تخريب روابط ايران با عراق بودند و در بازجويي‌ها از من مي‌خواستند اعتراف كنم كه ايران در امور داخلي عراق دخالت مي‌كند و تهديدي براي كشورهاي عربي است.

خبرنگار بي‌بي‌سي هم در سؤالي از شرفي پرسيد شما در چه مرحله‌اي متوجه شديد كه مأمور بازجو كننده آمريكايي است كه دبير دوم سفارت ايران در بغداد در پاسخ بيان داشت:در آخرين مكاني كه هوش آمدم به صراحت شنيدم كه آن فرد به انگليسي تكلم مي‌كند و خود را آمريكايي معرفي مي كند،او در مراحل مختلف بازجويي اظهار مي داشت كه با سفارت آمريكا در ارتباط بوده و مسئول مستقيم پرونده من مي‌باشد.

خبرنگاري از شرفي پرسيد آيا اميدواريد كه وزارت دفاع عراق ربايندگان و شكنجه‌گران شما را محاكمه كند، كه وي در پاسخ ابراز اميدواري كرد كه مسئولان عراقي عاملان ربايش و شكنجه را مجازات كنند.
دبير دوم سفارت ايران در بغداد در پاسخ به سؤال خبرنگاري درباره دليل اين كه شما ابتداي آزادي و ورود به ايران زواياي شكنجه را بازگو نكرديد اما چند روز اخير چنين مسائلي را مطرح مي‌كنيد گفت:از زمان ورود به ايران تاكنون به دنبال معاينات پزشكي بودم.

به گزارش خبرگزاري فارس ،پيش از گفت‌وگوي شرفي با خبرنگاران، حسيني و شريفي پزشكان متخصص پوست و روانپزشك معالج دبير دوم سفارت ايران در بغداد به تشريح وضعيت جسمي و روحي بيمار پرداختند.

حسيني،پزشك معالج و متخصص پوست تصريح كرد:معاينات پزشكي نشانگر آثار ضربه‌هايي نافذ و غير نافذ در همه اعضاي بدن وي است كه در برخي نواحي فشار و ضربات بيشتر واضح تر مي‌باشد.
وي با اشاره به شكستگي سر، گردن، بيني، پارگي پرده گوش و كبوديهاي به‌جاي مانده از ضربات هولناك بر كمر شرفي گفت:زخم‌هاي برجاي مانده، نشانگر فشارهاي ممتد است كه در برخي موارد به خاطر شرايط بد منجر به عفونت شده است.

شريفي روان‌پزشك معالج شرفي نيز وضعيت روحي دبير دوم سفارت ايران در بغداد را مطلوب ندانست و گفت:با توجه به اين كه آقاي شرفي هنگام ربوده شدن نمي‌دانست كه به چه سرنوشتي دچار مي‌شود شديداً با تألمات روحي مواجه بوده و حبس‌هاي انفرادي و محروميت‌ از نور و صدا تبعات بدي را بر روي مغز وي به جاي گذاشته است.

به گفته اين روانپزشك، بازسازي كردن اعدام، تهديد به مرگ فجيع، محروم كردن از خواب و شكنجه‌هاي پي‌درپي ديگر باعث شده است كه شرفي همچنان نسبت به هر نوع صدايي حساس باشد.
شريفي تصريح كرد: آقاي شرفي هم‌اكنون هم در حال بيداري و نه در رؤيا احساس مي‌كند كه همچنان همان شكنجه‌ها بر وي تكرار مي‌شود.

روانپزشك معالج خاطرنشان كرد: شرفي هم‌اكنون با اينكه دچار استرس‌هاي حاد است تحت درمان روانپزشكي قرار گرفته اما به نظر مي‌رسد براي بهبودي ايشان ماهها يا شايد سال‌ها وقت نياز باشد كه تحت مراقبت‌هاي ويژه قرار گيرد.

در پايان اين گفتگو،تصويربرداران خارجي و داخلي از نزديك آثار شكنجه هاي برجاي مانده بر بدن شرفي را به تصوير كشيدند.

منبع :

تصویر

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لطفا وارد سیستم شوید برای ارسال نظر

شما قادر خواهید بود بعد از ورود به سیستم این نظر را ترک نمایید



ورود به سیستم