senaps

نیوی سیل کریس کایل، بهترین اسنایپر تاریخ امریکا....

امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

[center][url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/A_Tribute_to_Chris_Kyle1.JPG"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/thumb_A_Tribute_to_Chris_Kyle1.JPG[/img][/url]

[url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/A_Tribute_to_Chris_Kyle2.JPG"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/thumb_A_Tribute_to_Chris_Kyle2.JPG[/img][/url]

[url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/A_Tribute_to_Chris_Kyle3.JPG"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/thumb_A_Tribute_to_Chris_Kyle3.JPG[/img][/url]

[url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/A_Tribute_to_Chris_Kyle4.JPG"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/thumb_A_Tribute_to_Chris_Kyle4.JPG[/img][/url]

[url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/A_Tribute_to_Chris_Kyle5.JPG"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/thumb_A_Tribute_to_Chris_Kyle5.JPG[/img][/url]

[url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/A_Tribute_to_Chris_Kyle6.JPG"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/thumb_A_Tribute_to_Chris_Kyle6.JPG[/img][/url]

[url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/A_Tribute_to_Chris_Kyle7.JPG"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/thumb_A_Tribute_to_Chris_Kyle7.JPG[/img][/url]

[url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/A_Tribute_to_Chris_Kyle8.JPG"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/thumb_A_Tribute_to_Chris_Kyle8.JPG[/img][/url]

[url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/A_Tribute_to_Chris_Kyle9.JPG"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/thumb_A_Tribute_to_Chris_Kyle9.JPG[/img][/url]


[url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/A_Tribute_to_Chris_Kyle10.JPG"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/thumb_A_Tribute_to_Chris_Kyle10.JPG[/img][/url]

[url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/A_Tribute_to_Chris_Kyle11.JPG"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/thumb_A_Tribute_to_Chris_Kyle11.JPG[/img][/url]

[url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/A_Tribute_to_Chris_Kyle12.JPG"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/thumb_A_Tribute_to_Chris_Kyle12.JPG[/img][/url][/center] ویرایش شده در توسط senaps
  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[b]عاشق شدن:[/b]

بهار اون سال(2001) تازه دوره‌ی ازمایشی رو رد کرده بودم و خواسته‌ام در خصوص یگانم که همون نیوی سیل تیم ۳ بودش رسیدم...
اما چیز دیگه‌ای که بهار اون سال بهش رسیدم، عشق بود...
نمی‌دونم شما چقدر به عشق در نگاه اول اعتقاد دارید، منم اعتقاد نداشتم تا اینکه تایا رو دیدم...توی یه بار توی سن دیگو وایساده بود و داشت با یکی از رفقام صحبت میکرد. از اون دخترایی بود که شلوار مشکی تو تنش خیلی خوشکل می‌افتاد...حداقل من از تیپش خوشم می‌اومد...

من به نیوی سیل تیم 3 پیوسته بودم ولی هنوز کارم اونجا شروع نشده بود و یه هفته مرخصی داشتم قبل از اینکه دوباره برم اونجا و تو تمرین ها...... پاره بشه!(این قسمت سانسور شد که مدیران لازم نباشه اخطار بدن!)...
اون توی یه شرکت پخش دارو کار میکرد و تو وینسکانزین درس خونده بود. چند سالی بود که اومده بود اینجا و خوب، خیلی خوشکل بود. بعد از صحبت کردن باهاش فهمیدم که باهوش هم هست و با خودم فک کردم که این دختریه که میتونی با من بمونه...
البته به نظرم اتفاقات اون شب از نظر تایا جالب تر باشن! پس ازش خواستم این قسمت رو اون تکمیل بکنه براتون:

[b]تایا:[/b]
شبی که هم رو دیدیم رو یادمه، حداقل یه چیزایی ازش یادمه. چند وقتی بود اومده بودم به این شهر و از کارم هم اصلا راضی نبودم و حوصله‌اش رو نداشتم. دنبال یه دختر یا پسر برای دوست شدن باهاش بودم و البته با چند پسری قرار گذاشته بودم و هم رو دیده بودیم ولی هیچکدومشون ادم حسابی نبودن (جل‌الخالق!)
یکی از رفقای دخترم اومد گفت بریم بیرون و منم باهاشون رفتم... چند کیلومتری رفته بودیم که رسیدیم به این باره که اسمش مانکوری بودش.. رفیقم گفت ما پول همرامون نیست تو پول ورودی رو بده... منم گفت برو بابا من که واسه یه همچین بار مزخرفی پول نمیدم! اونم گفت تو غلط کردی و پولم رو گرفت و داد به نگهبان و ما رفتیم تو بار!( عجب دوستایی!)...
اره خلاصه اونجا نشسته بودیم که این پسره‌ی قد بلند خوشکل اومد جلو و شروع کرد به حرف زدن با من. من همین چند لحظه‌ی پیش داشتم با یکی از رفقاش حرف میزدم و اون یارو عوضی بود!
من اعصابم خراب بود و اونم یه جورایی جو گیر بود. اون اسمش رو به من گفت...
کریس...
منم اسمم رو بهش گفتم...
ازش پرسیدم چیکار میکنی؟
+ من یه کامیون بستنی فروشی میرونم...
- غلط کردی! معلومه که نظامی هستی...
اونم گفت نه نه اینجوری نیست و شروع کرد یه سری خزئبلات دیگه تحویلم دادن. سیل ها معمولا هیچوقت اعتراف نمی‌کنن که چیکار میکنن...
کریس یه داستان عالی در مورد اینکه چطوری کارشناسی ارشد گرفته از دانشگاه رو برام گفت. همچنین یه داستان در مورد اینکه دولفین واکس میزنه. ظاهرا دلفین ها وقتی توی استخر هستن و نه تو دریا، باید بدنشون رو واکس بزنی وگرنه پوستشون خراب میشه...
البته همه‌ی این داستانا اگر من یه دختر جوون احمق و عشق پسر بودم میتونستن قابل باور باشن.
خدا رو شکر واسه من یکی داستان های مزخرفی که به باقی دخترا گفته بود رو به من نگفت! اخه یکی از دخترا بعد از اون شب بهم گفت که اون پسره توی یه دستگاه ATM‌ کار میکنه و وقتی ما کارت رو میندازیم تو دستگاه، اون بهمون پول میده! :))))))))
خوب شاید دلیلش این بوده که من نه مست بودم و نه شبیه به احمق ها که بخواد چنین چیزایی رو به من بگه؟

یه نیگا که بهش مینداختی تابلو بود که طرف نظامیه. با اون هیکل تراشیده و سر کچلش و لهجه‌اش که داد میزد مال این دور و برا نیست.
اخرش اعتراف کرد که نظامیه...
+خوب، حالا تو نظام چیکار میکنی؟
اون دوباره یه سری مزخرف دیگه تحویل داد و وقتی دید تو کتم نمیره گفتش که تازه دو سه روزه که تست ورزش ورودی نیوی سیل رو قبول شده!
+ من همه چی رو راجع‌به شماها میدونم...

رفیقم اومد و منم حواسم پرت دوستم شد که شنیدم یه چیزی مثله من دیگه باید برم داره میگه...
نیگاش کردم و گفتم همینجوری میری؟
اونم گفت از قرار معلوم تو به یکی مثل من شماره نمیدی و دوست نمیشی؟
منم گفتم که کی گفته؟ من گفتم که با یه نظامی ازدواج نمی‌کنم ولی اینجوری نیست که بیرون نرم.... بعدشم هیکل عضلانیش رو بغل کردم و چون پسر خوبی بود و بوی خوبی هم میداد گردنش رو هم بوسیدم و اومدم بیرون....
اونم همراهمون اومد و من تا رسیدم بیرون محوطه‌ی بار کنار ماشین، هرچی مشروب خورده بودم رو به زور بالا اوردم! :))))))))


------------
ترجمه‌ی ازادی از قسمتی از کتاب نیوی سیل کریس کایل، دی امریکن اسنایپر...
  • Upvote 6
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
سناپس جون با وجود اینکه مخلص تاپیکهای خوبت و صدق و صفای خودتم ...

اینا چیه میذاری اینجا آخه عزیز!
این کریس هر ... ای کرد که نباید بذاریم اینجا.

اگر پرداختن به همچین آدمی اهمیتی داره، به خاطر مسائل نظامی گری و تمرین و تلاشیه که کرده. نه کارهای اشتباه فرهنگی و روابطی که توی کشورشون فرهنگ شده. نباید الگوی فرهنگیمون بشه که!

این قسمتش هم منو یاد شهید شهرام زلفی انداخت که با وجود اینکه نیروهای خودی گرفته بودنش و شکنجه دادنش لو نداد که کیه و چیکار میکنه.
اما این بابا تا یه دختره بش گیر داده کل قضیه رو گفته که کیه و چیکار میکنه.
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote name='Lord-Soldier' timestamp='1378956423' post='338251']
سناپس جون با وجود اینکه مخلص تاپیکهای خوبت و صدق و صفای خودتم ...

اینا چیه میذاری اینجا آخه عزیز!
این کریس هر ... ای کرد که نباید بذاریم اینجا.

اگر پرداختن به همچین آدمی اهمیتی داره، به خاطر مسائل نظامی گری و تمرین و تلاشیه که کرده. نه کارهای اشتباه فرهنگی و روابطی که توی کشورشون فرهنگ شده. نباید الگوی فرهنگیمون بشه که!

این قسمتش هم منو یاد شهید شهرام زلفی انداخت که با وجود اینکه نیروهای خودی گرفته بودنش و شکنجه دادنش لو نداد که کیه و چیکار میکنه.
اما این بابا تا یه دختره بش گیر داده کل قضیه رو گفته که کیه و چیکار میکنه.
[/quote]شما هم اگه عاشق بشی اگه مشاور امنت ملی رهبری هم باشی ظرف 10ثانیه میتونه بفهمه!!!!بقول برادر عدد عشق پدرو مادر نداره!!! :mrgreen: ویرایش شده در توسط lordashrafi

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]
این قسمتش هم منو یاد شهید شهرام زلفی انداخت که با وجود اینکه نیروهای خودی گرفته بودنش و شکنجه دادنش لو نداد که کیه و چیکار میکنه.
[/quote]

اتفاقا چون همون مسئله برام مهم بود این رو گذاشتم!!!! بخش اشنایی و عاشق شدنش و اینا هزار صفحس!! من این قسمت رو گذاشتم که چقدر راحت به یه دختر توی بار که 5 مین پیش دیده بودش، میگه نیوی سیل هستش! :)))

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
افراد موفق رو باید در چند وجه بررسی کرد قطعا ادمی که ارامش روحی نداشته باشه نمیتونه یک اسنایپر خوب باشه

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
شما تو کتابت، بارها و بارها از خدا گفتی.... ایا تا حالا شده که وسط عملیاتی، کمک های خدا رو با خودت ببینی؟؟
کریس: قطعا! بارها و بارها شده که متوجه شدم که خدا فرشته‌ی نجاتم بوده...

کریس کایل و اعتقادش به خدا!

[url="http://www.youtube.com/watch?v=VFj-FEcnHtg"]مصاحبه‌ی کامل[/url]
  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
نکته‌اش اینه که حتی این بابا هم به خدا و امداد غیبی خدا اعتقاد داره و تو ویدیو هم داستان منفجر نشدن و بعد شدن! یه بمب و رد شدن یه گلوله از بیخ گوشش رو تعریف میکنه میگه جفتش خدا بهم کمک کرد! :)

اونوقت ماها امداد غیبی رو که برامون تعریف میکنن، میگیم برو باو! اینا داستانه کی باور میکنه.... :(...
  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

کلینت ایستوود فیلم امریکن اسنایپر رو بر اساس زندگی کریس کایل ساخته و نام فیلم American Sniper هست و نقش کریس کایل رو بردلی کوپر بازی میکنه تبلیغات این فیلم منتشر شده

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لطفا وارد سیستم شوید برای ارسال نظر

شما قادر خواهید بود بعد از ورود به سیستم این نظر را ترک نمایید



ورود به سیستم