lordashrafi

Editorial Board
  • تعداد محتوا

    781
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

اعتبار در انجمن

683 نشان لیاقت

درباره lordashrafi

Profile Information

  • Gender
    Male
  • Location
    ?????? ??? ????!
  • Interests
    ...

آخرین بازدید کنندگان پروفایل

3,706 نمایش های پروفایل
  1. من گفتم پاسخ لزوما حمله مستقیم به خاک کشور های مد نظر هست؟؟ ___ جمهوری اسلامی از سال 1364 با نفی آرمانگرایی و صدور سخت افزار انقلاب وارد پارادایم «تنش زدایی» شد. این دکترین در سالهای پس از دوم خرداد از دکترین «ام القرای اسلامی» به دکترین «اعتمادسازی» تغییر موضع داد. دکترینی که معتقد بود سیاستهای جمهوری اسلامی باعث تنش بین المللی است و جمهوری اسلامی با تعریف خود بعنوان یک دولت-ملت مدرن میتواند ضمن تنش زدایی برای خود توسعه اقتصادی ببار بیاورد، «گفتگوی تمدنها» یکی از زمینه های تنش زدایی بود ولی پاسخ جامعه جهانی به این اعتماد سازی، قرار دادن ایران در لیست کشورهای حامی تروریسم و محور شرارت و قرار گرفتن کشور در آستانه جنگ با امریکای جرج بوش بود. متأسفانه اعتمادسازی از سال 92 مجدداً بر دیپلماسی ایران حاکم شد. نتیجه دکترین بزدلانه و جبونانه «اعتمادسازی» و «بهانه ندادن به غرب» بعد از یک دهه چنین نتایجی داشته است: همکاری همه جانبه با غرب، اختصاص 88% کل بازرسیهای آژانس به ایران و در عوض بی سابقه ترین تحریم، شهادت سلیمانی و هدف قرار گرفتن تأسیسات اتمی و... . اجرای دکترین اعتمادسازی در سال 92 مصداق بلاهت مسئولین بود ولی دنبال کردن آن در سال 99 خیانت است.
  2. همه چیز نم نم. غورباقه رو اگر بندازی تو اب جوش میپره بیرون . اما تو اب ولرم نم نم گرمش کنی اینقدر گرم میشه که بدنش برای جهش شل میشه چون نم نم عادت میکنن با مصلحت اندیشی که اگر بزنیم فلان میشه و ما توان جنگ نداریم و... نم نم کشور فلج میشه . همونطور که حنله به نیرو های ما خارج از مرز به ترور سردارمون انجامید ... گاماس گاماس...
  3. مشخص است که مسیر کنونی ایران یک مسیر گذار است و وضع آشفته کنونی در امور امنیتی، سیاسی و اقتصادی نمیتواند ادامه یابد و آنچه پیداست ایران با یک مدل گذار روبروست، زیرا جمهوری دوم آخرین تیر ترکش خود «پسااسلامگرایی معتدل» یا مدل《جمهوری دموکراتیک اسلامی》 بعد از مدل اول که 《جمهوری انقلاب اسلامی》 بود را هم آزموده است. حال در گذار به جمهوری سوم، ایران دو گزینه پیش رو دارد، یا تن به برجام جدید بدهد و با خلع سلاح موشکی و نیروهای نیابتی اندک گشایش اقتصادی ایجاد کند که پس از چند سال مانند لیبی مورد حمله قرار بگیرد و یا مانند پاکستان به سمت ارتقای تسلیحاتی و اتمی خود پیش رود تا به موازنه منطقه ای برابر با اسراییل دست یابد. مسیری که برجام پیش روی ایران گذاشت باعث شده که کشور بین دو گزنه مخیّر باشد و راه سومی ممکن نباشد. از دست رفتن نیروهای نیابتی برای ایران شکست بزرگی است زیرا در حال حاضر اندک مسیر تنفس اقتصادی ایران از راه همین نیروهای نیابتی میگذرد. کنار گذاشتن موشک و نیروهای نیابتی یعنی اندک پشتوانه امنیتی و اندک راه تنفس اقتصادی که بوسیله نیروهای نیابتی انجام میشود هم بالکل بدست امریکا بیفتد و هر وقت خواست، ایران را وادار به امتیازدهی کند.
  4. ببینید عزیزان با توجه به اینکه دوستان در سطوح بالای امنیتی فورا اعلام کردند که علت مساله رو متوجه شدند اما به دلایل امنیتی اعلام نمیکنتد ۲ حالت داره خیلی خلاصه برم سر اصل مطلب : ۱: حمله نظامی به نطنز صورت نگرفته: در این صورت مسئولین به صورت طبیعی باید همون روز حادثه احتمال حمله نظامی رو منتفی میدونستند و تاکید میکردند که عامل حمله بمباران هوایی نبوده و اینها شایعس ۲: حمله صورت گرفته که باز اینجا ۲ حالت داریم : الف: ایران قصد پاسخگویی ندارد: در این حالت باز باید اصل حمله تکذیب بشود تا از رفتن حیثیت کشور جلوگیری بشود. در این حالت باید با قدرت بیشتری تکذیب ارائه بشود چون مساله حیاتی تر میشود گرچه اگر بعدا دشمن اسناد حمله رو رو کنه ابرو ریزی میشه و شاید علت سکوت همین بوده ب: ایران قصد پاسخگویی دارد: در زمان و مکان مقتضی بدون یک کلمه تایید و تکذیب از جانب فرماندهان ایران برنامه مناسب برای پاسخگویی رو تدارک خواهد دید . با توحه به سکوت عجیب سرداران من این فرضیه رو محتملتر میدونم در کل: امکان نداره عامل اتفاق حمله نظامی نباشه و شاهد سکوت باشیم احتمالا این آرامش قبل طوفان هست . امیدوارم بتونیم بخوبی خطوط قرمزمون رو به دشمن تفهیم کنیم. اینکه فورا متوجه علت حادثه شدند در مدت زمانی که امکان جمعاوری کامل و برسی صحنه رو نداشتند میتونه حاصل بازبینی اثرات راداری یا هشدار های راداری صادر شده باشه .
  5. مامورین با هویت نامعلوم اژانس دویست بار اونجا رژه رفتن بعد اینا از صدا و سیما فهمیدن داستان چیه؟ :)))
  6. در مورد من: هرکسی ممکنه اشتباه نظر بده مهم اینه حضور یا عدم حضور بنده نتیجه ای در روند طی شده نداشته مسئولیت من از شرایط بوجود اونده در حد اپسیلون بوده مثل باقی دوستان. برعکس شما من امید دارم شرایط تغییر کنه و بنظرم ما توان ایحاد توازن و تعریف مجدد خطوط قرمزمون برای دشمنان رو داریم فقط باید هوشمندانه و آهسته قدم برداریم. منتهی باید از یه جایی شروع کنیم قبلش... پ.ن: بد نیست اشاره کنم چیزی که موضع من رو عوض کرد شوک حاصل از ترور سردار سلیمانی بود.
  7. آیت الله سیستانی وقتی امریکا عراق را اشغال کند، فلوجه را بمباران اورانیمی کند،فجایع ابوغریب به بار بیاید یا مراکز حشدالشعبی بمباران شود، مقتدی صدر با امریکا دست به گریبان شود و یا در مسائل تاریخی انتفاضه مهدویه رخ دهد یادش میفتد که مرجعیت نباید وارد سیاست شود. ولی اگر بحث منافع ایران مطرح باشد موضع انتقادی میگیرد حتی عادل عبد المهدی را به استعفا ترغیب میکند کار تا جایی پیش رفته که طرفدارانش، حشدالشعبی را «دُم ایران» نام می نهند مساله به گونه ای هست که رامسفلد ادعا کرد که برای همراهی مرجعیت با حمله امریکا به عراق، رشوه 200 میلیونی به آ.سیستانی داده است. پ.ن: به بیانیه آیت الله سیستانی در دسامبر مراجعه کنید... نامی از امریکا نمیبینید.
  8. مفهوم رئالیستی «نزنی میخوری» در دنیایی که پر از ترامپها و اردوغانها و بن سلمانها و پوتین هاست اینقدر برای سیاستمداران ایرانی ثقیل است؟ از دوسال پیش حملات گاه و بیگاه اسراییل علیه نیروهای تحت حمایت ایران در سوریه انجام میشد، حملاتی که ابتدا با تکذیب و لاپوشانی طرف ایرانی و تأیید حتی رسانه های منطقه ای نزدیک به ایران انجام میشد بتدریج با قدرت بیشتری ادامه یافت و حالا به حملات هفتگی، روزانه و حتی ساعتی تبدیل شده است. البته اصل این حملات از سال 93 و ترور سردار «الله دادی» انجام شد که از طرح پاسخ ایران علیه اسراییل بدلیل مذاکرات برجام صرف نظر شد. حال بدلیل لاپوشانی خبری ایران و عدم پاسخ و هشدار مناسب، خط آتش امروز به داخل ایران رسیده است که مصداق آن آتش سوزیها و خرابکاریهای پیاپی در کشور است. مطمئناً اگر پاسخ مناسب به اسراییل داده نشود، هزینه حفظ حریم امنیتی ایران بیشتر خواهد شد و شاید در هفته های اخیر به حملات رسمی تر و مخرب تر تبدیل شود. در پایان از برجامی یاد کنیم که سالهاست همچون زنجیر به پای ایران بسته شده است، برجامی که باعث عقب نشینی از خطوط تمدنی ایران شد و دشمن را تا این حد گستاخ کرد.
  9. همه معضلات ایران سیاسیه اصولا در کشوری که عادل فردوسی پور و فوتبال دخلی نمیتونه از سیاست مجزا باشه جدایی باقی مشکلات از سیاست شوخیه . چه اون بخشش که در داخل ایجاد شده، و چه اون بخش که منشا خارجی داره، مثل تحریم‌ها و محاصره‌ها و محدودیت‌ها. از بخش داخلیش که خبر دارید، و دوستان با نظریه «گله گاو» من آشنایی دارند. اما در مورد فشار خارجی هم یک توطئه واقعی در جریانه، چون نظم جهانی (چه قائل باشید به اینکه آمریکا هدایتش می‌کنه، چه قائل باشید به اینکه دیگه فقط آمریکا هدایتش نمی‌کنه) گله گاو رو برنمیتابه ما همونقدر که در استراتژی مدیریت داخلی مثل گله گاو عمل کردیم در سیاست خارجه بد بودیم بطور کل از دید اونها ؛ ایران ناگهان وارد معدکه شد و زد زیر میز بازی از سال ۵۷ خیلی اقدامات کرد که حقیقتا حق دارند با ما دشمنی کنند ما دردسر بزرگی هستیم مثال سادش قصد نابودی یک کشور پر نفوذ به نام اسزائیل رو علنا بیان کرد . به بلایی که سر بقیه طغیانگر اومده نگاه کنید . یه زمانی سوریه می‌پرسید «اسراییل چیست؟». امروز همه دارند می‌پرسند «سوریه چیست؟». یه زمانی یمن می‌پرسید «آمریکا تا کی می‌تواند در منطقه دوام بیاورد؟». الان همه دارند می‌پرسند «یمن، کشور است؟». من از استراتژی آمریکا و متحدانش خبر ندارم. فقط تحولاتی که رخ داده نشون میده وقتی یک دردسرساز رو نمیشده متوقف کرد، کل موجودیتش به فنا رفته. آیا حس نمی‌کنید که دنیا بر سر سقوط ایران به عنوان یک کشور به توافق رسیده؟ خلاصه :شتر سواری دولا دولا نمیشه! وقتی علنا هدفتون رو نابودی یک رژیم اتمی اعلام میکنید نمیتونید به کلاهک های ۵۰۰ کیلویی تکیه کنید‌
  10. سناتور جمهوریخواه ، مارکو روبیو در توئیتر : رئیس جمهور آمریکا، تجاوز اخیر ایران را خیلی خوب مدیریت کرد. آمریکا برای این گونه حملات به خوبی آماده بود و نیازی نیست برای نشان دادن واکنشِ مناسب عجله کند. گزینه های بسیاری در دسترس ما است و گزینه مناسب را با حوصله و مشورت انتخاب خواهیم کرد. ____ نیکلاس برنز دیپلمات سابق آمریکا در توئیتر : آنچه ترامپ باید صبح امروز بگوید: 1-حملات دیشب ایران علیه آمریکا را محکوم کند 2- علیه تجاوزهای آتی هشدار دهد 3 - بگوید که آمریکا فعلا برنامه ای برای حمله ندارد، اما در آینده اگر ضروری باشد، واکنش نشان خواهد داد4 - ایران را مقصرِ خشونت در منطقه معرفی کند 5 - بگوید آمریکا برای گفت و گوهای دیپلماتیک آماده است.
  11. دقیقا ژاپن به این علت انتخاب شد که تقریبا همه گندم مورد نیازش رو دارد وارد میکنه ! البته این به معنای توانایی بقیه کشور ها برای فشار نیست! تنها کشوری که تحت تحریم هاست و مجبور به واردات انحصاری محصولات از یک شرکت یا کشور تولیدی هست باید برای تداوم واردات به کشور مد نظر باج بده ولی ژاپن و همچنین کشور های دیگر وقتی محصولات استراتژیک مد نظرشون اعم از نفت و برنج و گندم و... رو از منابع تولیدی مختلف دریافت میکنند اولا به راحتی قابلیت جایگزین کردن اون رو با تولید کنندگان دیگر دارند دوما درصورت فشار قطع صادرات یک کشور زیان چندانی متوجهشون نیست! کشور صادر‌کننده هم وقتی که میبینه سبد خرید ژاپن متنوع هست به فکر افمال فشار برای دریافت باج نمی افته ! بر عکس این قضیه در زمانی هست که شما برای واردات یک محصول نظامی یا خوراکی یا تکنولوژیک تحت تحریم هستید و برای تهیه اون باید به کشور ها و واسطه های بی شماری باج بدهید!(از جیب چه کسی؟) _بجز مساله گندم در ژاپن ما بحث واردات شدید در محصول استراتژیک برنج زو هم داریم که بخاطر همون بحث مزیت مطلق در کشور های پر آب ما که یک کشور کم اب هستیم مجبور به واردات هستیم! اینکه ما در شرایط معمول اقتصادی یک کشور فشل جدا از بقیه کشور ها مثل کره و ژاپن هستیم و با تحریم ها قراره رشد کنیم، به بالندگی برسیم و تغییری حاصل کنیم در روند و شرایطمون(از نظر اقتصادی): نه تجریبیات ما این رو نشون داده(نگاهی به تولید ناخالص داخلی ما در مقایسه با دیگر کشور های دنیا طی ۶ دهه گذشته در لینک زیر) http://uupload.ir/files/dtuq_slide4_1_.jpg نه تجربیات دیده شده در سایر کشور های دنیا این رو نشون داده(امیدوارم اگر جایی تحریم و محدودیت اقتصادی باعث بالندگی شده بفرمایید و اشاره کنید )
  12. از تحریم دفاع نکنید شرایط و تحریم های فعلی به ما تحمیل شده و هیچ چاره ای جز پیمودن مسیری که شما گفتید نداریم! اما عمیقا با اینکه تحریم توفیق اجباری هست یا یک فرصت عالی اقتصادی هست مخالفم : بگذارید ۲ مساله رو تعریف کنم با مثال(از دنیای اقتصاد قرار میدم) ؛ مزیت نسبی و مزیت مطلق؛ به مفهوم ساده مزیت مطلق داشتن در تولید کالا و خدمات، یعنی اینکه هیچ فرد یا کشوری نمی‏تواند آن کالای به‏ خصوص را با صرف هزینه کمتر نسبت به شما تولید کند. مثلا اگر تولید هر تن گندم در پاکستان نیازمند به‌کارگیری ۲ واحد از منابع این کشور است درحالی‌که تولید همین میزان محصول در ژاپن نیازمند ۶ واحد منبع است می‌‏توان گفت پاکستان در تولید گندم نسبت به ژاپن مزیت مطلق دارد. حال ببینیم بر مبنای این اصل چگونه دو کشور با هم وارد معامله شده و هردو سود می‏برند. دو کشور پاکستان و ژاپن را در نظر بگیرید. هر دو کشور توانایی تولید کامپیوتر و گندم را دارند. هر کشور ۵۰۰ واحد منبع برای تولید دارد. ژاپن برای تولید هر کامپیوتر ۲ واحد از منابع خود را مصرف می‏کند و برای تولید هر تن گندم نیازمند ۱۰ واحد از منابع است. در طرف مقابل پاکستان برای تولید هر کامپیوتر ۸ واحد از منابع کشورش را باید مصرف کند ولی تولید هر تن گندم در این کشور نیازمند استفاده از ۲ واحد از منابع است. خب، حال فرض کنید هر کشور نیمی از منابع خود را صرف تولید هرکدام از این محصولات کند. بنابراین ژاپن می‏تواند سالانه ۱۲۵ واحد کامپیوتر و ۲۵ تن گندم تولید کند. پاکستان نیز می‏تواند تقریبا ۳۲ واحد کامپیوتر و ۱۲۵ تن گندم تولید کند. مشخص است تولید گندم در ژاپن در مقایسه با پاکستان هزینه بیشتری می‏برد و در مورد کامپیوتر نیز وضع برعکس است. اصل منفعت طلبی بیان می‏کند این ۲ کشور با هم وارد مذاکره شوند. ژاپن تعهد کند کامپیوتر مورد نیاز پاکستان را تامین کند و پاکستان نیز گندم مورد نیاز ژاپن را کشت کند. اجرای این قرارداد یعنی ژاپن کل منابع خود را صرف تولید کامپیوتر کند و پاکستان نیز تمام توان خود را برای تولید گندم به‌کار گیرد. ژاپن می‏تواند سالانه ۲۵۰ واحد کامپیوتر، و پاکستان نیز ۲۵۰ تن گندم تولید کند که نیمی از این محصولات به کشور دیگر صادر می‏شود. تحت این شرایط پس از انجام مبادله ژاپن ۱۲۵ واحد کامپیوتر و ۱۲۵تن گندم خواهد داشت و پاکستان نیز ۱۲۵ واحد کامپیوتر و ۱۲۵ تن گندم به‌دست می‏آورد. می‏بینید وضع دو کشور نسبت به قبل بهبود یافت و اکنون آنها توانستند از این مبادله نسبت به قبل نفع بیشتری ببرند.اما اگر کشوری هر ۲ کالا را ارزان‏تر تولید کند آیا باز هم تجارت صورت می‏گیرد؟ شاید در نگاه اول این‏طور به نظر برسد که وقتی بتوان همه کالاها را ارزان‏تر تولید کرد دیگر چه نیازی به سایر کشورها و مبادله با آن‏هاست؟ مزیت نسبی یک مفهوم عالی اقتصادی است که اثبات می‏کند حتی تحت این شرایط باز هم مبادله سودآور خواهد بود. بیایید از مثال قبل استفاده کنیم. شرایط را به ‏گونه‏ای در نظر بگیرید که ژاپن در تولید هر دو کالا نسبت به پاکستان برتری مطلق دارد. ژاپن با ۲ واحد منابع طبیعی می‏تواند ۱ کامپیوتر، و با ۶ واحد منبع می‏تواند ۱ تن گندم تولید کند. اما در پاکستان تولید هر کامپیوتر نیازمند ۸ واحد منبع و هر تن گندم ۹ واحد منبع است. خب، همه شرایط به نفع ژاپن است و در ظاهر نیازی به انجام مبادله نیست. اما بیایید با دید اقتصادی و به‌طور دقیق به مساله نگاه کنیم. اگر هزینه ‏های کالاهای مشابه را در دو کشور بر هم تقسیم کنیم، مزیت ژاپن در تولید کامپیوتر ۴ برابر و در تولید گندم ۵/ ۱ برابر پاکستان است. خب این یعنی چه؟ ژاپن می‏تواند کامپیوتر را ۴ برابر ارزان‏تر نسبت به پاکستان تولید کند درحالی‌که این مقیاس در تولید گندم ۵/ ۱ برابر است. هزینه کمتر یعنی سود بیشتر. پس چرا ژاپن کل منابع خود را صرف تولید کامپیوتر نکند تا منافع بیشتری نصیبش شود؟ تحت این شرایط اگر پاکستان هم کل منابع خود را صرف تولید گندم کند یک معامله جدید شکل می‏گیرد که هر دو کشور متنفع می‏شوند. در این مثال تولید کامپیوتر نسبت به گندم در ژاپن، از مزیت بیشتری برخوردار است یا تولید کامپیوتر نسبت به گندم مزیت نسبی دارد.مزیت نسبی به زبان ساده بیان می‏کند وقتی گروهی از افراد، فعالان اقتصادی یا کشورها در استفاده از منابع خود این نکته را مدنظر قرار دهند که استفاده از منابع تولید در یک زمینه، فرصت استفاده بهتر در جای دیگر را سلب می‏کند و منابع را به‌گونه‏ای اختصاص دهند که بیشترین سود عاید آنها شود، تحت این شرایط منابع کلی در جهان به بهترین شکل ممکن مورد استفاده قرار می‏گیرد و همیشه دلیلی برای دادوستد بین کشوری وجود خواهد داشت __ حتی اگر یکشبه با امداد الهی به جایگاهی برسیم که تمامی محصولات رو با کمترین منابع نسبت به دنیا بتونیم تولید کنید طبق اصل مزیت نسبی تحریم تنها زیان است حتی اگر یاد بگیرید همه چیز را تولید کنید، تولید همه چیز در یک واحد اقتصادی (از ۲۰۰ واحد اقتصادی دنیا)تنها زیان است! چرا؟؟ اصل اول اقتصاد: منابع محدود است!!! ____ این بحث فقط در صورتی هست که ما در تولید تک تک لوازم و کالا های دنیا موفق بشیم با منابع کمتری تولید بکنیم حالا تصور اینکه ما همه چیز رو بخوایم تولید بکنیم در حالی که بازار فروش و بازار نیاز در داخل کشور قابل مقایسه با بازار فروش یک شرکت معروف و مهم جهانی نیست قطعا هم از نظر کیفیت هم از نظر قیمت قابلیت رقابت رو نداریم! فرضا از نظر علمی هیچ چیزی کم نداریم ولی تولید پردازنده برای سالانه ۱۰۰ هزار لپ تاپ تولیدی در داخل از نظر قیمت و کیفیت با بازار ۱۰۰ ملیونی اینتل قابل رقابت نیست!
  13. #فوری:بیانیه رئیس سرویس اطلاعات مخفی ونزوئلا پس از پیوستن به اپوزیسیون مانوئل ریکاردو کریستوفر فیگوئرا، رئیس سازمان اطلاعات مخفی ونزوئلا به نیروهای اپوزیسیون پیوسته است. او رهبری عملیات آزادسازی لئوپولدو لوپز از رهبران اپوزیسیون ونزوئلا از حبس خانگی را برعهده داشت. از "سرویس اطلاعات ملی بولیوار" (SEBIN) همواره به عنوان یک سازمان مخفی مخوف یاد می‌شود. سازمانی است از ترکیب وظایف سازمان‌های مشابه آمریکایی اف‌بی‌آی، سیا، سرویس مخفی و عملیات ضدتروریسم. فیگوئرا در بیانیه‌ خود می‌نویسد: «من همواره نیکلاس مادورو را به عنوان فرمانده کل به رسمیت شناختم. اما این دیگر راز سربسته‌ای نیست که وضعیت کشور در تمام عرصه‌ها رو به وخامت گذارده و این غیرمسئولانه است اگر من بگویم که امپراتوری آمریکا مقصر همه نابسامانی‌هاست.» او در بیانیه خود به نیروهایی که می‌گویند حامی مادورو هستند اشاره می‌کند و می‌گوید هدف آنها حفظ منافع خودشان است و نه منافع ملی ونزوئلا. او تأکید می‌کند که باید به فکر کشور بود و آن را با نظم جدید حکومتی از نو ساخت. رئیس پلیس مخفی ونزوئلا هم‌اکنون مخفی است. _سایت خبری دویچه وله آلمان _ https://p.dw.com/p/3Hkfg
  14. گروه «لیما» روز ۳ مِی/ ۱۳ اردیبهشت جلسه‌ای تشکیل خواهد داد. احتمال دارد یک ائتلاف بین المللی برای حضور نظامی احتمالی در ونزوئلا تشکیل و معرفی شود. «لیما» متشکل از کشورهای کانادا، آرژانتین، برزیل، شیلی، کلمبیا، کاستاریکا، گواتمالا، هندوراس، مکزیک، پاناما، پاراگوئه، پرو، گویان و سنت لوسیا است.
  15. پومپئو: مادورو آماده ترک ونزوئلا شده بود اما روسیه نگذاشت "ما تمام تحولات امروز را به دقت زیر نظر داشتیم. مادورو خیلی وقت است که در انظار عمومی دیده نشده... هواپیمای او امروز صبح روی باند فرودگاه آماده پرواز بود اما آن طور که ما متوجه شدیم روسیه او را متقاعد کرده که باید در کشور بماند."