senaps

Members
  • تعداد محتوا

    3,935
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

  • Days Won

    25

senaps آخرین امتیاز شما در روز 22 تیر

senaps شما بیشتری مطالب مورد علاقه کاربران را دارید!

اعتبار در انجمن

11,974 Excellent

درباره senaps

  • رتبه حساب کاربری
    Master Sergeant

Contact Methods

  • Website URL
    http://senaps.blog.ir
  • Yahoo
    gerdakan_sa
  • Skype
    maysam_senaps

Profile Information

  • Gender
    Male
  • Location
    ??????
  • Interests
    ?????? ?????? ???????? ????? ???????!

آخرین بازدید کنندگان پروفایل

8,740 نمایش های پروفایل
  1. خیلی وقته که مطلبی ننوشتم... توی این مطلب، میخوام به بررسی چند مورد از البسه و تجهیزات کوه‌نوردی بپردازم که توی بازار گمرک تهران و با قیمت میشه گفت "مناسب" اونها رو تهیه کرد. توجه کنید که این لباس‌ها برای برنامه‌های بسیار سنگین یا برف نوردی و امثالهم نیستن و برای برنامه های معمولی و کوتاه مدت(حداکثر یکی دو روزه) استفاده بشن... پوتین برای کوه‌نوردی، مهم‌ترین چیز میتونم بگم داشتن کفش مناسب هستش... من با دوستانم چندین بار برای خرید کفش مناسب برای کوه‌نوردی بازار گمرک رو سر زدیم و خوب، مشخصا بنا به دلایل مختلفی دنبال بوت یا پوتین بودیم... پوتینی که به صورت دسته جمعی بهش رسیدیم و انتخاب کردیم، پوتین‌های پاراشوت هستن. این پوتین‌ها، قیمت بسیار مناسب ۸۰ تومنی(۷۰ تا ۹۰ تومن) توی بازار گمرک و احتمالا سایر بازارهای کشور، برای فصول بهار و تابستان و پاییز و شاید بنا به شرایطی حتی زمستان مناسب هستن و میشه ازشون حسابی استفاده کرد. این کفش‌ها و تصاویر گرفته شده مربوط به وضعیت این کفش‌ها بعد از ۸ جلسه پیاده روی هستش که میشه گفت همچنان مشابه نو هستن! پاراشوت قطعا بهترین نیست! ولی خوب، میشه گفت برای شروع کوه‌نوردی و پیدا کردن گزینه‌های مناسب تر، احتمالا یه گزینهٔ خوب هستش... این کفش‌ها، به خاطر داشتن یه زیپ در کنارشون کاملا راحت شناخته میشن و صد البته، به همون نسبت هم راحت از پار در میان یا پوشیده میشن...توی پا محکم هستن و میشه باهاشون از یه پیاده روی طولانی لذت برد. با این حال، نکته‌ای که وجود داره این هستش که در انتهای زیپ این کفش، در بخش داخلی یه تیکه پارچه حفاظ وجود داره که باعث میشه پاتون در اون بخش با زیپ ارتباط و برخوردی نداشته باشه. اون زیپ برای پاهایی که کفش تو پاشون کیپ باشه و به قولی پاهای درشتی داشته باشن، ممکنه باعث زخم شدن پاها بشه. همینجوری که می‌بینید، کفش من فاقد این حفاظ هستش! با این حال پاهای من باریک هستن و این مسئله باعث مشکل برای من نشده. ضمن اینکه پیشنهاد میکنم که با این کفش‌ها، حتما جوراب زخیم بپوشید که کمک کنه پاهاتون اسیب نبینن. به صورت کلی، من شخصا از این پوتین‌ها راضی هستم و اگر بخوام دوباره کفش بخرم، در وضعیت کنونی که امکان رفتن به سمت کفش‌های خیلی خیلی بهتر رو ندارم، همین‌ها رو می‌خرم!! کفش‌ها اج‌های خوبی در زیر دارن و میشه گفت چه توی جوی اب قدم بزنین، چه روی مسیر خاکی برید یا روی مسیر سنگی، نگران سر خوردن نخواهید بود و صدالبته، پاتون هم اذیت نمیشه(زیاد اذیت نمیشه! بسته به سایز پاتون و اینها!) در کل، من به این کفش‌ها از ۵ نمرهٔ ۳ میدم. قطعا اگر میتونید بالای ۳۰۰ تومن هزینه کنید، گزینه های بهتری هست ولی توی رنج زیر ۱۵۰ تومن، قطعا پاراشوت بردارید! کیف بحث کوله‌ها رو هنوز نمی‌خوام وارد بشم. با این حال، یه تجربه شخصی رو میخوام باهاتون در میون بذارم راجع‌به یکی از تجهیزاتی که داشتنش خیلی کمک میکنه، ولی نداشتنش زیاد تاثیری نداره! توی کوه‌نوردی‌ها، من معمولا ابزاری رو توی جیب‌هام قرار میدم. عینک، چاقو، یه سری قرص و دارو، پول، کارت‌های شناسایی و امثالهم. نکته در مورد این ابزار این هستش که قرار گرفتنشون در جیب، باعث خراب‌شدن و اسیبشون میشه و یا در بهترین‌حالت که اسیبی نبینن، کلی شما رو اذیت میکنن. راه‌حل جایگزین قطعا قرار دادن اونها داخل کوله هستش. من هم این کار رو میکردم و این دست ابزار رو داخل کوله میذاشتم. با این حال دسترسی به اونها قدری سخت بود. طی یک برنامه کوتاه نیم‌روزی یکی از دوستان(یزدان- برای کسانی که میشناسنش!) یه کیف کمری داشت که کلی وسیله رو داخلش جا داده بود. ما کوله‌ای همراه نداشتیم. کاملا دیدم که توی یه برنامه سبک چقدر میتونه کمک کنه این کیف کوچیک. برنامهٔ بعدیی که با یزدان همراه بودم، کلی طول می‌کشید که بین وسایل مختلفم بخوام مثلا پول یا موبایل یا باطری برای هدلایت پیدا کنم. پر واضح هستش که تصمیمم برای خرید این کیف‌های کمری از اونجا شروع شد. این کیف‌های کوچیک که قیمت نسبتا مناسبی هم دارن، برای کسانی که یه سری ابزار باید دم دستشون باشه خیلی خوب هستش و حسابی کمک میکنه. من کاملا از خرید این کیف راضی هستم. نکته جالب در مورد این کوله‌ها این هستش که به سادگی میتونید روی دوش ببندیدش! و به قولی به عنوان یه مینی کوله ازش استفاده بکنید. یه دستگیره کوچیک برای مواقعی که میخواید به عنوان کیف‌دستی حملش کنید هم داره که البته من هنوز شرایطی که بخوان به اون صورت بگیرمش رو نتونستم متصور بشم! طی دو برنامه‌ای که من با این کیف‌کمری طی کردم، میتونم بگم که کاملا از خریدم راضی بودم. گوشی همراه خودم و همسرم، پول‌ها، کارت‌های شناسایی و دارو‌ها، یه چاقو و عینک خودم داخل این کیف بودن و کاملا بابتشون خیالم راحت بود. ضمن اینکه داخل کیف پارتیش‌بندی داره و جیب‌های خوبی داره که همه چیز رو از هم جدا میکنه. بر خلاف انتظارم خیلی هم خوب همه چیز درش جا میشه. نکتهٔ جالب برای من، داشتن یه لایهٔ میشه گفت با عرض مناسب!! یا زخیم در پشت کیف و محل قرارگرفتنش روی بدن شما داره که باعث میشه برجستگی‌های وسایلی که داخلش هست، به بدن شما منتقل نشه. کیف بر خلاف ظاهرش خیلی خوب و جادار هستش و من کاملا از خریدم راضی هستم. این کیف کوچیک، به قیمت ۳۵ تومن خریده شد، و مدل کله‌گاوی هستش!!(این برند در بازار به کله گاوی معروف هستش و اگر به گمرک مسیرتون خورد، همون کله‌گاوی بگید) اگر بخوام از ۵ بهش امتیاز بدم، امتیاز ۴ رو میدم. چون کاملا ازش راضی هستم... ضمن اینکه از همین کیف، مدل‌های ارزون تر۲۵ تومنی و امثالهم هم هستش توی بازار که اگر اهل چونه زدن باشید، ممکنه بتونید همون ۲۰ تومن هم تهیه کنید مدل‌های ارزون تر رو. کیف تا دلتون بخواد جیب داره و از هر لحاظ میتونم بگم حس لذت بخشی میده بهتون استفاده ازشش. کلاه البته خوب، الان فصل کلاه تابستونی نیست! با این حال خواستم که این کلاه رو در این بخش معرفی کنم و بذارمش... راستش من تا حالا کلاه زیاد نداشتم، با این حال، فکر میکنم این، چهار یا پنجمین کلاهی هستش که خریدم. یه کلاه از جنس بسیار عالی. رنگ عالی، کاملا ماژولار و دارای یه سری پارچه و تور اضافی که روش نصب میشه تا جلوی افتاب و گرد و خاک رو بگیره. دارای چند محفظه مختلف برای تنفس کشیدن سر و جلوگیری از عرق کردن موها وسر. مهم‌ترین چیزی که من راجع‌به این کلاه دوست دارم اما، این هستش که این کلاه در قسمت جلو یک تکه نیست. از سه تکهٔ مجزا تشکیل شده که بهتون اجازه میده خیلی راحت کلاه رو لوله کنید و توی دست بگیرید. کاری که من با اکثر کلاه‌های قبلیم می‌کردم و خوب! قائدتا اون قسمت سابه‌بان جلویی همشون می‌شکست و باید میریختمشون دور. توی چند خط کوتاه، تمام نکات خوب در مورد کلاه رو گفتم. راستش من از این کلاه خیلی راضی هستم. و کاملا خوشحالم که اون رو خریدم. کلاه ظاهر کاملا شیکی هم داره که میتونید داخل شهر هم استفاده کنید و لذتش رو ببرید. با این حال،‌همونطور که گفتم، این کلاه ماژولاره و میشه یه سری چیزا رو بهش اضافه کرد. نکته این هستش که این اتصال به صورتی که می‌بینید با دگمه‌های پرسی؟ یا هرچیزی که اسمشون هست صورت میگیره. توی عکس‌هم می‌بینید. هر بار که میخوام پارچه‌ها رو باز کنم، کاملا ته دلم می‌لرزه که نکته دکمه‌ها کنده بشه یا اسیب ببینه! با وجود اینکه طی این مدت اسیبی ندیده، ولی خوب همیشه این حس ترس رو به ادم میده که زیاد جالب نیست! مسئله بعدی در مورد این ماژولهای اضافی، نصب اونها هستش که من تقریبا باید ۳-۴ بار اون‌رو نصب کنم و بردارم تا بتونم بالاخره درست نصبش کنم!عجیبه ولی ای‌کاش در طراحی‌اش این قضیه رعایت میشد که بشه راحت‌تر و سر راست تر کلاه رو سر هم کرد... با این حال، این کلاه کاملا ارزش ۲۵ هزار تومن پولی که بابتش دادم رو داشته و من هم کاملا ازش راضی بودم. نکته اینکه قطعا برای همسرم هم یه دونه‌اش رو میخرم در اولین فرصت که لازم بشه(یعنی سال اینده! :)) ) در این کلاه، لایه توری جلوی صورت و لایه پارچه‌ای پشت گردن و گوش‌ها رو می‌پوشونه. جلوی افتاب برای نسوختن بدن کاملا عالی هستش و جواب میده واقعا... من بخوام به این جنس نمره بدم، قطعا از ۵ بهش ۴ میدم که تنها دلیل این قضیه هم، اون ترسی هستش که موقع اتصال‌ها دارم وگرنه هیچ ایرادی نداره ونداشته. این کلاه پلار و زمستونی هستش. با اینکه تا حالا ازش استفاده نکردم، ولی توی تست‌ها اصلا باهاش حال نکردم! باید ببرمش بیرون ببینم چطوری کار میکنه. امیدوارم که پشیمون نشم فقط! این کلا هم قیمت ۲۵ تومنی داشت و همون مدل کلاه قبلی(کلمبیا) هستش. چیزی که من باهاش حال نکردم، این هستش که کلاه اندازهٔ سرم نیست! بنابراین به خود کلاه ایرادی وارد نیست و فقط احساس شخصی من هستش که به نظرم برام کوچیکه... حالا باید ببینیم چطوری در میاد در نهایت این کلاه. من فعلا بهش نمره‌ای نمی‌دم... هدلایت قطعا اگر برنامه های زیادی رفتید، بعضی از این برنامه‌ها به شب خورده. پس میدونید که چقدر جذابه که زیر نور اسمون قدم بزنید و حالش رو ببرید، هیچ نوری هم مزاحم نباشه!(وات؟ چه ضد تبلیغی!! فک کنم همینه که شرکتای تبلیغاتی بعد از دو سه روز منو اخراج میکنن!) به هر صورت، علارغم تمام لذتی که پیاده روی توی تاریکی بدون هدلایت و نور و اینها داره، با این حال، شخصا دوست دارم یه هدلایت همراهم باشه بتونم در صورت نیاز ازش استفاده کنم. یه مینی خاطره هم بگم!: یه شب حدود ۸.۳۰-۹ که داشتیم از درکه بر‌می‌گشتیم، سه تا خانوم که به شب خورده بودن مجبور شدن به ما که ۳ تا پسر بودیم اعتماد کنن و دنبالمون بیان چون روشنایی همراهشون نبود! قطعا این مورد بسیار مهم و خطرناک و حادثه افرین‌ هستش. حالا، تجربهٔ هدلایتی من از گمرک نمی‌گذره، با این حال، برای شما نقلش میکنم... سکانس اول- خوب: با این قیافه و سایز، همون لحظه اول که دیدمش ازش بدم اومد! این رنگ مزخرف! قیافه گنده و همه چیز! به هر صورت دیجی‌کالا تخفیف زده بود و به قیمت ۹ هزار تومن نمی‌شد ازش گذشت! برگردیم به همون شبی که گفتم سه تا خانوم همراه‌ ما شدن. نور سفید و طبیعی، بسیار پخش و کاملا روشن، جلوی پای خودم، ۳ تا خانومی که جلوم می‌رفتن و کمی تا قسمتی دو دوستم که جلوتر از همه قدم می‌زدن روشن بود. بازم میگم، یه نور سفید بسیار عالی. کاملا حس می‌کنی که یه نور‌افکن بالای سرته! نور در دو حالت پخش و متمرکز میتونه استفاده بشه. با این حال، حالت نور متمرکز نور رو به فاصله نسبتا خوبی پرتاب میکنه که میتونید مثل چراغ‌قوه ازش استفاده کنید! بر خلاف قیافه‌اش، فقط خوب و خوبی!! میتونم بگم که از این هدلایت کاملا راضی هستم و بودم. درسته که قیافه نداره، ولی ادم خوبیه!:) ۳ تا باطری تمام قلم میخوره و میتونه ساعت‌ها بهتون نور بده! حالا توضیح میدم که چرا ساعت‌ها استفاده شده و تعداد ساعت‌های دقیق نداریم!‌:) قبل از اینکه خیلی خوشحال بشید، یه عکس از پشت! همینجوری که می‌ینید هیچ پد یا صفحه‌ای یا چیزی برای قرار گرفتن روی پیشانی تعبیه نشده! یه تیکه پلاستیک خشک از ۳ طرف توسط کشهای پهن به صورتتون چسپونده میشه و میشه گفت بعد از یه مدت نسبتا طولانی، گرما + خشکی اذیتتون میکنه این قضیه رو کاملا حس میکنین اولین بارهایی که دارید ازش استفاده میکنید. با این حال، میتونم بگم که کاملا ازش راضی هستم. حتی اگر ۱۹ تومن پولش رو داده‌ بودم(قیمت اصلی جنس)، بازم از ۵ بهش ۵ میدادم!! میتونم به جرات بگم تنها جنسی هستش که طی مدتهای! اخیر خریدم و ازش راضی هستم و خوبه و باهاش حال میکنم! سکانس دوم- بد! طی یه برنامه ۲ روزه، من هدلایت رو توی چادر یکی از دوستان(یزدان- برای کسانی که میشناسنش!) جا گذاشتم.(بیچاره الان داره فحش میده!!)! خوب تقریبا یه هفته طول کشید تا دنبالش بگردم و بفهمم که نیست! دو سه روز طول کشید تا یادم بیاد توی چادر جا گذاشتم و دو سه روز بعد به دوستم گفتم و چند روز هم طول کشید تا انکارهای دوستان در خصوص اینکه با اونها نیست، یزدان رو مجبور کنه بگرده و پیداش کنه! بعد از این همه مدت طولانی، با اینکه به یزدان گفتم که میخوامش، ولی کاملا شوخی کرده بودم و رفتم یه هدلایت دیگه خریدم! هدلایت دوم به قیمت تقریبا ۲۰ هزار تومن، کاملا زیبا و قشنگ و خوش‌تیپ و جمع‌و جور و ثکثی هستش!‌:) این هدلایت هم داستان داره!
  2. خیلی وقته که مطلبی ننوشتم... توی این مطلب، میخوام به بررسی چند مورد از البسه و تجهیزات کوه‌نوردی بپردازم که توی بازار گمرک تهران و با قیمت میشه گفت "مناسب" اونها رو تهیه کرد. توجه کنید که این لباس‌ها برای برنامه‌های بسیار سنگین یا برف نوردی و امثالهم نیستن و برای برنامه های معمولی و کوتاه مدت(حداکثر یکی دو روزه) استفاده بشن... پوتین برای کوه‌نوردی، مهم‌ترین چیز میتونم بگم داشتن کفش مناسب هستش... من با دوستانم چندین بار برای خرید کفش مناسب برای کوه‌نوردی بازار گمرک رو سر زدیم و خوب، مشخصا بنا به دلایل مختلفی دنبال بوت یا پوتین بودیم... پوتینی که به صورت دسته جمعی بهش رسیدیم و انتخاب کردیم، پوتین‌های پاراشوت هستن. این پوتین‌ها، قیمت بسیار مناسب ۸۰ تومنی(۷۰ تا ۹۰ تومن) توی بازار گمرک و احتمالا سایر بازارهای کشور، برای فصول بهار و تابستان و پاییز و شاید بنا به شرایطی حتی زمستان مناسب هستن و میشه ازشون حسابی استفاده کرد. این کفش‌ها و تصاویر گرفته شده مربوط به وضعیت این کفش‌ها بعد از ۸ جلسه پیاده روی هستش که میشه گفت همچنان مشابه نو هستن! پاراشوت قطعا بهترین نیست! ولی خوب، میشه گفت برای شروع کوه‌نوردی و پیدا کردن گزینه‌های مناسب تر، احتمالا یه گزینهٔ خوب هستش... این کفش‌ها، به خاطر داشتن یه زیپ در کنارشون کاملا راحت شناخته میشن و صد البته، به همون نسبت هم راحت از پار در میان یا پوشیده میشن...توی پا محکم هستن و میشه باهاشون از یه پیاده روی طولانی لذت برد. با این حال، نکته‌ای که وجود داره این هستش که در انتهای زیپ این کفش، در بخش داخلی یه تیکه پارچه حفاظ وجود داره که باعث میشه پاتون در اون بخش با زیپ ارتباط و برخوردی نداشته باشه. اون زیپ برای پاهایی که کفش تو پاشون کیپ باشه و به قولی پاهای درشتی داشته باشن، ممکنه باعث زخم شدن پاها بشه. همینجوری که می‌بینید، کفش من فاقد این حفاظ هستش! با این حال پاهای من باریک هستن و این مسئله باعث مشکل برای من نشده. ضمن اینکه پیشنهاد میکنم که با این کفش‌ها، حتما جوراب زخیم بپوشید که کمک کنه پاهاتون اسیب نبینن. به صورت کلی، من شخصا از این پوتین‌ها راضی هستم و اگر بخوام دوباره کفش بخرم، در وضعیت کنونی که امکان رفتن به سمت کفش‌های خیلی خیلی بهتر رو ندارم، همین‌ها رو می‌خرم!! کفش‌ها اج‌های خوبی در زیر دارن و میشه گفت چه توی جوی اب قدم بزنین، چه روی مسیر خاکی برید یا روی مسیر سنگی، نگران سر خوردن نخواهید بود و صدالبته، پاتون هم اذیت نمیشه(زیاد اذیت نمیشه! بسته به سایز پاتون و اینها!) در کل، من به این کفش‌ها از ۵ نمرهٔ ۳ میدم. قطعا اگر میتونید بالای ۳۰۰ تومن هزینه کنید، گزینه های بهتری هست ولی توی رنج زیر ۱۵۰ تومن، قطعا پاراشوت بردارید! کیف بحث کوله‌ها رو هنوز نمی‌خوام وارد بشم. با این حال، یه تجربه شخصی رو میخوام باهاتون در میون بذارم راجع‌به یکی از تجهیزاتی که داشتنش خیلی کمک میکنه، ولی نداشتنش زیاد تاثیری نداره! توی کوه‌نوردی‌ها، من معمولا ابزاری رو توی جیب‌هام قرار میدم. عینک، چاقو، یه سری قرص و دارو، پول، کارت‌های شناسایی و امثالهم. نکته در مورد این ابزار این هستش که قرار گرفتنشون در جیب، باعث خراب‌شدن و اسیبشون میشه و یا در بهترین‌حالت که اسیبی نبینن، کلی شما رو اذیت میکنن. راه‌حل جایگزین قطعا قرار دادن اونها داخل کوله هستش. من هم این کار رو میکردم و این دست ابزار رو داخل کوله میذاشتم. با این حال دسترسی به اونها قدری سخت بود. طی یک برنامه کوتاه نیم‌روزی یکی از دوستان(یزدان- برای کسانی که میشناسنش!) یه کیف کمری داشت که کلی وسیله رو داخلش جا داده بود. ما کوله‌ای همراه نداشتیم. کاملا دیدم که توی یه برنامه سبک چقدر میتونه کمک کنه این کیف کوچیک. برنامهٔ بعدیی که با یزدان همراه بودم، کلی طول می‌کشید که بین وسایل مختلفم بخوام مثلا پول یا موبایل یا باطری برای هدلایت پیدا کنم. پر واضح هستش که تصمیمم برای خرید این کیف‌های کمری از اونجا شروع شد. این کیف‌های کوچیک که قیمت نسبتا مناسبی هم دارن، برای کسانی که یه سری ابزار باید دم دستشون باشه خیلی خوب هستش و حسابی کمک میکنه. من کاملا از خرید این کیف راضی هستم. نکته جالب در مورد این کوله‌ها این هستش که به سادگی میتونید روی دوش ببندیدش! و به قولی به عنوان یه مینی کوله ازش استفاده بکنید. یه دستگیره کوچیک برای مواقعی که میخواید به عنوان کیف‌دستی حملش کنید هم داره که البته من هنوز شرایطی که بخوان به اون صورت بگیرمش رو نتونستم متصور بشم! طی دو برنامه‌ای که من با این کیف‌کمری طی کردم، میتونم بگم که کاملا از خریدم راضی بودم. گوشی همراه خودم و همسرم، پول‌ها، کارت‌های شناسایی و دارو‌ها، یه چاقو و عینک خودم داخل این کیف بودن و کاملا بابتشون خیالم راحت بود. ضمن اینکه داخل کیف پارتیش‌بندی داره و جیب‌های خوبی داره که همه چیز رو از هم جدا میکنه. بر خلاف انتظارم خیلی هم خوب همه چیز درش جا میشه. نکتهٔ جالب برای من، داشتن یه لایهٔ میشه گفت با عرض مناسب!! یا زخیم در پشت کیف و محل قرارگرفتنش روی بدن شما داره که باعث میشه برجستگی‌های وسایلی که داخلش هست، به بدن شما منتقل نشه. کیف بر خلاف ظاهرش خیلی خوب و جادار هستش و من کاملا از خریدم راضی هستم. این کیف کوچیک، به قیمت ۳۵ تومن خریده شد، و مدل کله‌گاوی هستش!!(این برند در بازار به کله گاوی معروف هستش و اگر به گمرک مسیرتون خورد، همون کله‌گاوی بگید) اگر بخوام از ۵ بهش امتیاز بدم، امتیاز ۴ رو میدم. چون کاملا ازش راضی هستم... ضمن اینکه از همین کیف، مدل‌های ارزون تر۲۵ تومنی و امثالهم هم هستش توی بازار که اگر اهل چونه زدن باشید، ممکنه بتونید همون ۲۰ تومن هم تهیه کنید مدل‌های ارزون تر رو. کیف تا دلتون بخواد جیب داره و از هر لحاظ میتونم بگم حس لذت بخشی میده بهتون استفاده ازشش. کلاه البته خوب، الان فصل کلاه تابستونی نیست! با این حال خواستم که این کلاه رو در این بخش معرفی کنم و بذارمش... راستش من تا حالا کلاه زیاد نداشتم، با این حال، فکر میکنم این، چهار یا پنجمین کلاهی هستش که خریدم. یه کلاه از جنس بسیار عالی. رنگ عالی، کاملا ماژولار و دارای یه سری پارچه و تور اضافی که روش نصب میشه تا جلوی افتاب و گرد و خاک رو بگیره. دارای چند محفظه مختلف برای تنفس کشیدن سر و جلوگیری از عرق کردن موها وسر. مهم‌ترین چیزی که من راجع‌به این کلاه دوست دارم اما، این هستش که این کلاه در قسمت جلو یک تکه نیست. از سه تکهٔ مجزا تشکیل شده که بهتون اجازه میده خیلی راحت کلاه رو لوله کنید و توی دست بگیرید. کاری که من با اکثر کلاه‌های قبلیم می‌کردم و خوب! قائدتا اون قسمت سابه‌بان جلویی همشون می‌شکست و باید میریختمشون دور. توی چند خط کوتاه، تمام نکات خوب در مورد کلاه رو گفتم. راستش من از این کلاه خیلی راضی هستم. و کاملا خوشحالم که اون رو خریدم. کلاه ظاهر کاملا شیکی هم داره که میتونید داخل شهر هم استفاده کنید و لذتش رو ببرید. با این حال،‌همونطور که گفتم، این کلاه ماژولاره و میشه یه سری چیزا رو بهش اضافه کرد. نکته این هستش که این اتصال به صورتی که می‌بینید با دگمه‌های پرسی؟ یا هرچیزی که اسمشون هست صورت میگیره. توی عکس‌هم می‌بینید. هر بار که میخوام پارچه‌ها رو باز کنم، کاملا ته دلم می‌لرزه که نکته دکمه‌ها کنده بشه یا اسیب ببینه! با وجود اینکه طی این مدت اسیبی ندیده، ولی خوب همیشه این حس ترس رو به ادم میده که زیاد جالب نیست! مسئله بعدی در مورد این ماژولهای اضافی، نصب اونها هستش که من تقریبا باید ۳-۴ بار اون‌رو نصب کنم و بردارم تا بتونم بالاخره درست نصبش کنم!عجیبه ولی ای‌کاش در طراحی‌اش این قضیه رعایت میشد که بشه راحت‌تر و سر راست تر کلاه رو سر هم کرد... با این حال، این کلاه کاملا ارزش ۲۵ هزار تومن پولی که بابتش دادم رو داشته و من هم کاملا ازش راضی بودم. نکته اینکه قطعا برای همسرم هم یه دونه‌اش رو میخرم در اولین فرصت که لازم بشه(یعنی سال اینده! :)) ) در این کلاه، لایه توری جلوی صورت و لایه پارچه‌ای پشت گردن و گوش‌ها رو می‌پوشونه. جلوی افتاب برای نسوختن بدن کاملا عالی هستش و جواب میده واقعا... من بخوام به این جنس نمره بدم، قطعا از ۵ بهش ۴ میدم که تنها دلیل این قضیه هم، اون ترسی هستش که موقع اتصال‌ها دارم وگرنه هیچ ایرادی نداره ونداشته. این کلاه پلار و زمستونی هستش. با اینکه تا حالا ازش استفاده نکردم، ولی توی تست‌ها اصلا باهاش حال نکردم! باید ببرمش بیرون ببینم چطوری کار میکنه. امیدوارم که پشیمون نشم فقط! این کلا هم قیمت ۲۵ تومنی داشت و همون مدل کلاه قبلی(کلمبیا) هستش. چیزی که من باهاش حال نکردم، این هستش که کلاه اندازهٔ سرم نیست! بنابراین به خود کلاه ایرادی وارد نیست و فقط احساس شخصی من هستش که به نظرم برام کوچیکه... حالا باید ببینیم چطوری در میاد در نهایت این کلاه. من فعلا بهش نمره‌ای نمی‌دم... هدلایت قطعا اگر برنامه های زیادی رفتید، بعضی از این برنامه‌ها به شب خورده. پس میدونید که چقدر جذابه که زیر نور اسمون قدم بزنید و حالش رو ببرید، هیچ نوری هم مزاحم نباشه!(وات؟ چه ضد تبلیغی!! فک کنم همینه که شرکتای تبلیغاتی بعد از دو سه روز منو اخراج میکنن!) به هر صورت، علارغم تمام لذتی که پیاده روی توی تاریکی بدون هدلایت و نور و اینها داره، با این حال، شخصا دوست دارم یه هدلایت همراهم باشه بتونم در صورت نیاز ازش استفاده کنم. یه مینی خاطره هم بگم!: یه شب حدود ۸.۳۰-۹ که داشتیم از درکه بر‌می‌گشتیم، سه تا خانوم که به شب خورده بودن مجبور شدن به ما که ۳ تا پسر بودیم اعتماد کنن و دنبالمون بیان چون روشنایی همراهشون نبود! قطعا این مورد بسیار مهم و خطرناک و حادثه افرین‌ هستش. حالا، تجربهٔ هدلایتی من از گمرک نمی‌گذره، با این حال، برای شما نقلش میکنم... سکانس اول- خوب: با این قیافه و سایز، همون لحظه اول که دیدمش ازش بدم اومد! این رنگ مزخرف! قیافه گنده و همه چیز! به هر صورت دیجی‌کالا تخفیف زده بود و به قیمت ۹ هزار تومن نمی‌شد ازش گذشت! برگردیم به همون شبی که گفتم سه تا خانوم همراه‌ ما شدن. نور سفید و طبیعی، بسیار پخش و کاملا روشن، جلوی پای خودم، ۳ تا خانومی که جلوم می‌رفتن و کمی تا قسمتی دو دوستم که جلوتر از همه قدم می‌زدن روشن بود. بازم میگم، یه نور سفید بسیار عالی. کاملا حس می‌کنی که یه نور‌افکن بالای سرته! نور در دو حالت پخش و متمرکز میتونه استفاده بشه. با این حال، حالت نور متمرکز نور رو به فاصله نسبتا خوبی پرتاب میکنه که میتونید مثل چراغ‌قوه ازش استفاده کنید! بر خلاف قیافه‌اش، فقط خوب و خوبی!! میتونم بگم که از این هدلایت کاملا راضی هستم و بودم. درسته که قیافه نداره، ولی ادم خوبیه!:) ۳ تا باطری تمام قلم میخوره و میتونه ساعت‌ها بهتون نور بده! حالا توضیح میدم که چرا ساعت‌ها استفاده شده و تعداد ساعت‌های دقیق نداریم!‌:) قبل از اینکه خیلی خوشحال بشید، یه عکس از پشت! همینجوری که می‌ینید هیچ پد یا صفحه‌ای یا چیزی برای قرار گرفتن روی پیشانی تعبیه نشده! یه تیکه پلاستیک خشک از ۳ طرف توسط کشهای پهن به صورتتون چسپونده میشه و میشه گفت بعد از یه مدت نسبتا طولانی، گرما + خشکی اذیتتون میکنه این قضیه رو کاملا حس میکنین اولین بارهایی که دارید ازش استفاده میکنید. با این حال، میتونم بگم که کاملا ازش راضی هستم. حتی اگر ۱۹ تومن پولش رو داده‌ بودم(قیمت اصلی جنس)، بازم از ۵ بهش ۵ میدادم!! میتونم به جرات بگم تنها جنسی هستش که طی مدتهای! اخیر خریدم و ازش راضی هستم و خوبه و باهاش حال میکنم! سکانس دوم- بد! طی یه برنامه ۲ روزه، من هدلایت رو توی چادر یکی از دوستان(یزدان- برای کسانی که میشناسنش!) جا گذاشتم.(بیچاره الان داره فحش میده!!)! خوب تقریبا یه هفته طول کشید تا دنبالش بگردم و بفهمم که نیست! دو سه روز طول کشید تا یادم بیاد توی چادر جا گذاشتم و دو سه روز بعد به دوستم گفتم و چند روز هم طول کشید تا انکارهای دوستان در خصوص اینکه با اونها نیست، یزدان رو مجبور کنه بگرده و پیداش کنه! بعد از این همه مدت طولانی، با اینکه به یزدان گفتم که میخوامش، ولی کاملا شوخی کرده بودم و رفتم یه هدلایت دیگه خریدم! هدلایت دوم به قیمت تقریبا ۲۰ هزار تومن، کاملا زیبا و قشنگ و خوش‌تیپ و جمع‌و جور و ثکثی هستش!‌:) این هدلایت هم داستان داره! من این هدلایت رو خریدم، ولی هرگز فرصت نشده بود استفاده بکنم و خبر هم نداشتم خرابه یا سالمه. تا چند روز پیش و بعد از نمایشگاه ایپاس که گروهی با دوستان گمرک رفتیم برای یه سری خریدای خورده ریز. یکی از دوستان این هدلایت رو برداشت. یزدان بنده خدا هم هدلایتم رو اورده بود! سرمون شلوغ بود که بهش بگم نمی‌خوامش و البته خودش هدلایت داره بنابراین گذاشتم تو کیفم و اوردمش! به هر صورت، نور هدلایت دست رفیق دیگه که تستش میکرد، نسبت به هدلایت من که روشن مونده بود و باطری‌هاش نیمه عمر بودن، زیاد بهتر نبود. برای همین‌هم تا رسیدم خونه سریعا باطری نیم‌قلم(۳ تا) گرفتم و این هدلایت رو تست کردم و ۳ تا باطری قلمی هم برای هدلایت قدیمی خریدم و جفتشون رو تست کردم! قطعا گفتنی نیست که این هدلایت خوشکل و زیبا هیچ حرفی برای گفتن در مقابل هدلایت بزرگ‌تر نداشت! با این حال، به تنها هم حرفی برای گفتن نداشت... به شدت حال‌گیری بودش... کمی باهاش ور رفتم و لنزی که روش بود رو زیر و رو کردم و کمی تصویر بهتر شد! این هدلایت، حداکثر بتونه جلوی پای شما رو روشن کنه و کاربرد دیگری ندارد! با این حال، این هدلایت یه پد خوشکل داره که روی صورت قرار بگیره، سبک‌تره، کوچیک‌تره و البته فقط جلوی پای خودتون و کمتر از فاصلهٔ ۱۰ متری رو روشن میکنه. کاری که من کردم، این بودش که این هدلایت زیبا رو به عنوان هدیه به ابزارهای کوه‌نوردی همسرم اضافه کردم! و زرد بزرگ‌رو برای خودم برداشتم! :))) اینجوری بهتره و ترکیب مناسبی از نوردهی و ....راستش نمی‌دونم این یکی به چه دردی میخوره! ایجاد میشه... من به این هدلایت بر خلاف مدل قبلی، از ۵ میدم ۲! کیفیت بدی داره و واقعا ازش ناراضی هستم. تنها کاری که باید بکنه رو نمی‌کنه... اگر میخواید بخرید، این مدل رو نخرید.... نکته: دوستان من، این هدلایت رو از فروشگاه پرواز خریدن. من هنوز ازشون امار نگرفتم که نظرشون در مورد هدلایت چی بود و اینکه نمی‌دونم مال من خرابه یا نه! ولی به هر صورت، من از این مدل راضی نیستم. فکر میکنم رنج قیمتی ۱۵ تا ۲۰ تومن میتونید بخریدش، ولی اصلا نخریدش... تصاویر بیشتر از این دو هدلایت: زرد: یک| دو مشکی: یک| دو| سه یه نکتهٔ دیگه که در مورد این دو هدلایت باید بگم این هستش که هر دو کاملا صاف رو به جلو هستن و شما باید کمی لنز رو به سمت پایین بچرخونید و این کار خیلی ساده صورت میگیره و میتونید زاویه پخش نور رو تعیین کنید. به نظرم می‌رسید که هدلایت‌های دیگه که رنج قیمتی ۷۰-۸۰ تومن به بالا رو پوشش میدادن، به صورت پیشفرض به سمت پایین نور میزنن! این هم نکته‌ای که باید مد نظر قرار بدید ممکنه جایی موثر باشه. در دیجی‌کالا: زرد| مشکی پایان بخش اول! بخش اول از این مطلب تموم شد! خیلی سریع و سر‌سری رد شدیم.... مرحله بعدی معرفی یه کلاه دیگه، معرفی عینک افتابی، معرفی شلوار و پیرهن مناسب کوه و صد البته کوله پشتی و کاپشن هستش... اتفاقا از هر کدوم دوتا هم میخوام معرفی کنم براتون!‌چون یکی برای خودم و یکی برای همسرم خریدم... امیدوارم از این مطلب خوشتون اومده باشه.
  3. دقیقا تحلیل من هم این هستش که به طور قطع برگذار میشه و رای میاره و نهایتا از نتیجه‌اش برای گرفتن امتیاز تپل استفاده میشه... حالا باید دید این امتیازها به چه صورتی هستن! احزاب کرد در عراق با توجه به نفوذ پارلمانی میتونستن خیلی قوی‌تر هم باشن از وضعیت فعلی
  4. به کوری چشم بساری، این رفراندومه برگذار میشه و کسی هم جرات حمله نظامی نداره مگر ترکیه! با این حال، این به معنی جدایی کردستان از عراق نیست. این فقط یه سیستم برای گرفتن امتیاز های بیشتر خواهد بود... ۱۶ میلیون کرد در ترکیه، ۱ میلیون کرد در ایران و در سوریه حواسشون به برادرانشون در کردستان هست که کسی نتونه به همین سادگی منطقه "پرواز ممنوع" برقرار بکنه! این کارا از دست کشورهای درب و داغونی مثل ایران و سوریه و عراق بر نمیاد، ترکیه هم اگر بخواد، فقط در یک بخش انجام میده و در صورت لابی مناسب کردها و اسرائيل، عراق و ایران هم نمی‌تونن کاری بکنن! به هر صورت، نفت عراق باید به فروش بره از یه طریقی، مردم کرد در همسایگی کردستان باید رفت و امدشون رو حفظ کنن!! صدها نفر از کولبرها در سمت ایران زندگیشون از این طریق داره میگذره... بستن کامل و مطلق مرز، نه عقلانی و نه قابل انجام هستش! اونور ترکیه به یه چیزی شبیه به جنگ یا هدف مقدس نیاز داره، که براش باید ریسک درگیری جدی با کردهای خودش رو بکنه! و البته این سوال که در صورت عمل نظامی علیه کردستان عراق، ایا میتونه نگه داره یا نه! ایران و خود عراق هم که با تیوتاهای هایلوکس و کلاش‌ها و سربازهایی که جلوی داعش هزار هزار تلفات میدن‌، از اساس رقیب جدیی برای کردستان عراق نیستن!!! که چی؟ مثلا ایران میخواد این وسط بره بمباران بکنه؟ اونم با این شرایط تحریم و این صحبتا؟ تحلیل شخصی من این هستش که این انتخابات برگذار میشه، رای میاره، امتیازات تپل گرفته میشه و اب هم از اب تکون نمیخوره مگر چند حرکت کوچیک از طرف ترکیه... (عراق و ایران اگر کاری بکنن پاسخ میگیرن!) مخصوصا گروه‌های کردی که علیه ایران اموزش و تجهیز گسترده شدن! ضمن اینکه یه بازار تسلیحاتی جدید باز خواهد شد چون کشور جدید نیاز به تجهیزات داره! سوریه روی اسمان خودش کنترلی نداره پس از اسرائيل میشه راحت جنس اورد!! ضمن اینکه جنگنده‌های اسرائيلی حین پروازشون، ممکنه یه چند تا جی‌دم‌هم برای سبک‌کردن جنگنده‌هاشون ول بکنن بخوره تو سر سوریه‌ بترکونتش و ما هم در زمان مقتضی انشاالله پاسخ خواهیم داد
  5. حرف شما کاملا صحیح هستش. حضرت استاد درامدشون و بودجه‌اش از فروش مجله و سی‌دی‌های سخنرانی‌هاشون و فروش بلیط جلسات سخنرانیشون هستش... اصلا هم پول بیت‌المال مردم برای برگذاری جلسه و چاپ بنر و محل سالن و هزینه ساندیس پذیرایی نمیشه!! ایشون هم سی‌ان‌سی چهار محوره رو در راه خدا و بدون هزینه ساختن!!
  6. تا جایی که یادم میاد، این قضیه ابرو ریزی برای روسها شد چون اعلام کردن ۲۳ تا موشک بوده و بعدش مشخص شد ۵۰ تا موشک از بالای سر پایگاهشون در طرطوس رد شده و حضرات نصفش رو حتی ندیدن!!!! بازم میگم! من داستانهای موشکی رو زیاد دنبال نمی‌کنم و برام هم اهمیت چندانی نداره و صرفا به عنوان یه ادمی دارم صحبت میکنم که یه چیزایی شنیده و میخواد دقیق تر بشنوه!
  7. من به تازگی عینکی شدم متاسفانه. با این حال، با عینک و بدون عینک، به نظر می‌رسه که اون پیچ‌های الن بیرون هستن و در حقیقت بسته نشدن؟ پیچ‌های بالای خشاب رو عرض میکنم که ظاهرا لوله رو نگه داشتن در این عکس، بالای خشاب جایی که گلوله‌ها قرار میگیره، جایی که زائده U شکل رو داریم، به نظرم می‌رسه که تراشکاری کثیف هست و درست صورت نگرفته یا اشتباه دید من هست؟
  8. دقیقا احترامی که برای شما قائل هستم و جاهای مختلف از شخص شما و عملکرد شما دفاع کردم، همین مسئله وقتی که گذاشتید هست... ولی اش زیادی شور شده! نمونه‌اش، حواشی ایجاد شده سر یک بسم‌الله ساده در ابتدای مطلب اخر من بود که تایید نشد مطلب تا اینکه بسم‌الله بهش اضافه شد. با اینکه این مسئله جزو قوانین سایت نبود، ولی نظر شخصی شما اعمال شد..... قطعا فعالیت شما به صورت کلی خوب بوده، ولی استاتوس و تعطیلی سایت و همچنین شیوهٔ برخورد با خیلی از مطالب بسیار اشتباه بودش و منجر به دلزده شدن کاربران شد...
  9. این بحث در تاپیک بیهوده و اسپم هستش و ارزشی هم نداره و نهایتا موجبات بن شدن من رو فراهم میکنه.... با این حال، لطفا توی دهن من حرف نذارید! کسی از بزرگ‌تر بودن از میلیتاری حرف نزد.... حرف بنده این هست که این انجمن، یک عده کاربر داشت که تاپیک میزدن، که استفاده از ابزار مدیریتی بدون هیچی قانون یا دلیلی از دوران چکا و شهاب ثاقب شروع و به دوره شما هم رسید... این اعمال باعث شد که کاربران برن از سایت. ارزش سایت به مجموع کاربران تولید کننده محتوا هست! میشه بپرسم چند نفر از اون اعضا در حال حاضر هستن؟ برگردیم مثلا به ۲ سال پیش... چیزی به اسم هیئت تحریریه که جناب ابراهیم واریور راه انداخته بود... اوایل اون طرح. ما صف تاپیک داشتیم و مشخص میکردیم تاپیک هر شخص، در کدام روز از هفته ارسال بشه تا با بقیه تاپیک ها تداخل نداشته باشه... کدوم یک از اون کاربرها هستن الان؟ سطح مطالب سایت از کجا به کجا رسیده؟ به نظر شما اینجا جایی بود که پروپگاندای مشرق درش صفحه اول باشه یا جایی بود که ما کفری میشدیم و دنبال راه‌حل میگشتیم که کپی های مشرق و امثالهم رو از سایت پیگیری کنیم؟ وقتی که برای حفظ ازادی، ازادی رو محدود بکنیم، ازادی رو از بین بردیم و این خورد خورد میره جلو و کاملا نابود میکنه... به بهانه افزایش بار علمی، صورت مسئله عدم همکاری و فعالیت کاربران فعال سابق حذف شد و به صورت کلی اخرین دلایل حضور اون افراد در سایت نیز از بین رفت... بنابراین سایت اعضای اصلیش که تولید کننده محتوای علمی بودن رو از دست داد! کافیه به اسکرول سایت نگاهی بندازید تا ببینید از کجا به کجا رسیده میلیتاری...
  10. من معمولا کارهای شما رو پشتیبانی کردم، ولی برداشتن استاتوس، همون یه ذره دلیل برای اومدن به میلیتاری رو برد و باقی ماندهٔ دلایل، از نظر من با این قضیه "تایید شدن تاپیک" دیگه کاملا از بین رفت!‌:) دلیلی نداره که به میلیتاری بیایم تا تاپیک بزنیم! شاید فقط در حد دیدن پست‌ها و زنده شدن خاطره ها... واقعا با سایت چه کردید؟ (از چکا و شهاب ثاقب شروع شد خراب شدنش و شما میخ اخر رو به تابوتش زدی) اگر میخواید انجمن رو بکشید و تبدیل به سایتش بکنید، بحثش فرق داره و روش انجام کار به کلی اشتباه هستش... کار دیگه‌ای هم دارید میکنید، روش انجامش به این صورت هستش که تمام کاربران مشتاق و صاحب‌نظر رو دور می‌کنید، که مشخصا منجر به کشته شدن انجمن میشه فقط پشیمونم که تا وقتی تاپیک‌هام همه بودن با عکسها و فرمت‌ها، ازشون بکاپ نگرفتم... چون ظاهرا کل زحمات و تلاش‌ها به هدر رفته و سایت بعد از مدت‌ها کش و قوس، بدون هیچ تغییری در افراد مسئول و صاحبش، به دست "نا اهلان" افتاده...
  11. من داستان موشکی رو دنبال نکردم زیاد، میشه بفرمایید این "بسیار قابل اعتمادند" از کجا اومده؟ یعنی کدوم عملیات‌های نظامی اینها رو دیدیم تا حالا که موفق بوده و بر اساس اون داریم میگیم "بسیار قابل اعتمادند" ؟ فعلا که تمام چیزی که دیده میشه، برخورد به زمین خالی هستش! و فقط حدس میزنیم که موشکه خورده یه جای مهم زیر زمین و خسارت به بار اورده! من شخصا دستورالعملم Show Pictures or it never happened هستش!
  12. انجمن دیگه ازاد نیست عزیزم!! پست‌ها اول باید تایید بشه و بعد نشون داده بشه!! میلیتاری دیگه میلیتاری سابق نیست! دوران مدیر بودنت دیگه گذشته!! شما یه نسخه از کارت ملی و شناسنامه و اجازه امنیتی مطلبت که با خود استاد و فرماندهی سپاه و دیگران هماهنگ شده رو می‌فرستی،‌انشاالله بعد از عبور از واحد اباژور سپاه و دولت و ادامنه سایت، شاید نشون داده شد به همه! همون از طریق این ۴ ماه بذار همه بخونیم بیخیالش!!! به شخصه یاد انجمن وزین ایران‌امریکا افتادم که پست‌ها درش اول تایید میشه، بعد نشون داده میشه حتی برای کاربران ارشد!! البته میدونم این ایده از کجا داره میاد که این کار در این سایت هم صورت بگیره! و خوب، ایدهٔ خوبی هم هست!! همونجوری که ایران امریکا فراموش شده، میلیتاری هم فراموش میشه که دقیقا همون چیزی هستش که اقایون میخواستن
  13. شخصا مشتاقم این اسلحه رو از نزدیک ببینم.... مصاف رو وقتی دسم گرفتم، کاملا تعجب کردم... همه چیزش به همه چیزش میخورد و ادم از همون دست گرفتنش هم لذت می‌برد... کیفیت و دقت ساخت و سواد سازنده کاملا مشخص بود. اون روز ۴ نفر حضور داشتن که اصلا نمیدونستن چی اوردن رونمایی کردن! شخص شخیص طراح ولی ریز و بم رو می‌دونست... دلیل وجود هر برامدگی یا تو رفتگی در کل سیستم رو می‌دونست! میدونست چون خودش طراحی کرده بود.ما کلی از اطلاعاتش استفاده کردیم و کلی چیز یاد گرفتیم!! امیدواریم به قول سید، حضرت استاد رو هم بشه دید و اسلحه رو هم بدست گرفت و از نزدیک بررسیش کرد! هرچند شخصا فکر میکنم یه طرح مرده هستش که اوردن بگن ما‌هم آره... با این حال، در خصوص جانگل استایل، بیشتر برای داشتن حجم بیشتر مهمات و همچنین سریعتر ریلود کردن هستش... من در هر دو مورد برعکس و کنار هم دیدم که چقدر سرعت کار رو بالا میبره (کنار هم در خانواده AR و زیر و رو در خانواده کلاش...) با این حال، این مسئله در هر دو حالت نیاز به تمرین زیاد داره، چون من شخصا بارها و بارها سعی کردم مدل های کنار هم و زیر و رو رو تست کنم (با کلاش البته) ولی در اکثریت مطلق موارد، منجر به افتادن خشاب شده... خلاصه یه چیز اضافی هستش... بحث شلیک از کنار هم، نیاز به اموزش داره. برای نیرویی که همونجوری که قبلا به اطلاع سید هم رسوندیم! در طی ۴ ماه دوره آموزشی سپاه، روی هم رفته ۳۰ گلوله هم شلیک نکرده، واقعا این چیزها بیشتر دست و پا گیر و اضافی( dead weight) هستش تا قابلیت! مثلا فک کن طرف با قنداقی که درست رو شونه جا گرفته و نشسته راحت و هیچ شرایط سختی هم نداره، چند ثانیه باید تمرکز بکنه تا بتونه تیر بزنه، اونوقت بیاد از این رد‌دات‌های کناری استفاده کنه؟ من نمی‌دونم سی‌ان‌سی چیه، نمی‌دونم سی‌ان‌سی ۴ محوره چیه! ولی ارزوم این هستش که یکیش رو ببینم و صد البته، با توجه به تصاویری که در تاپیک قبلی خودم گذاشتم و فیلم‌هایی که دیدم ( رایفل داینامیک، کلاش‌هایی برای همیشه!)‌برای اسمبل کردن یه اسلحه مثل کلاش، که درست کار بکنه، نیاز به تجهیزات و فضای بزرگ و ابزار الات مناسب داریم که من فکر نمی‌کنم کلا در ایران همچین خط تولید و تجهیزاتی باشه که حالا، استاد در موسسه فرهنگیشون داشته باشن... شخصا واقعا دوست دارم این اسلحه رو از نزدیک ببینم و بتونم دست بگیرمش
  14. از نظر من، این همه پیچ الن توی همه جای بدنه و سفت شدن بچه‌قنداق (زیر چونه البته ) و هولوگرافیک با اون پیچ گنده و مسخره، کمی عجیب به نظر میاد....
  15.   تا حالا فکر کردید که آن عده از دوستان وقتی حضور پیدا میکنند که مطالب تاپیک‌ها به سطح مسخره شدن در شبکه‌های اجتماعی می‌رسد، جهت دیدن جریانات سر میزنند تا پاسخ بدن یا لااقل قدری، قدری سطح بحث رو بالا ببرند؟ اگر تصاویر و اسناد و مدارک رو نمی‌شد، دوستان از زدن ناو امریکا و عربستان و شخم زدن اسرائيل، رسیده بودن به تسخیر کاخ سفید و این تحلیل ها اولین بار هم نیست که داره میاد توی میلیتاری... ولی اولین باره که هیچ کسی نیست که پاسخی بهشون بده...   در خصوص توبره کشیده نشدن خاک کشور، دلایلش همون‌هایی هستن که ما میتونیم در ۲۰ دقیقه اسرائيل رو محو کنیم، ولی هنوز نکردیم