Antiwar

War
  • تعداد محتوا

    1,504
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

  • Days Won

    2

Antiwar آخرین امتیاز شما در روز 8 مهر 1392

Antiwar شما بیشتری مطالب مورد علاقه کاربران را دارید!

اعتبار در انجمن

3,217 نشان شجاعت

درباره Antiwar

  • رتبه حساب کاربری
    ???? ??? ???

Profile Information

  • Gender
    Male
  • Location
    Earth

آخرین بازدید کنندگان پروفایل

بلوک آخرین بازدید کننده ها غیر فعال شده است و به دیگر کاربران نشان داده نمیشود.

  1. با سلام خدمت دوستان عزیز، ضمن تسلیت خدمت همه جانباختگان حوادث اخیر، از وقایع اخیر چه باید آموخت: 1. حقیقت شماره 1: فرماندهان کلیدی ما همواره در معرض ترور و حذف فیزیکی خواهند بود و این حقیقت آشکار است! پیشنهاد: الف) عدم چهره سازی از فرماندهان و حتی المقدور ناشناخته ماندن ایشان: بهتر است به جای آنکه از یک فرمانده چهره بسازیم از یک شبکه یا سیستم یا نهاد چهره سازی کنیم. درست مثل CIA یا MI6 به عبارتی نباید هویت یک سازمان را به یک فرد گره زد که با ترور آن چنین موجی ایجاد شود و اصلا آن فرد تبدیل به یک قهرمان حذف شده باشد. دقت کنید ما هیچ شخص معادل حاج قاسم در ارتش آمریکا نداشتیم! این نقطه ضعف نبود بلکه نقطه قوت یک سیستم است. ب) توجه به حفاظت و رصد اخبار: با یک رصد ساده در اخبار می توانستیم شرایط را سنجیده و از روش های دیگر برای حفاظت و پیشگیری حادثه استفاده کنیم. ج) عدم واکنش احساسی و ورود به تله انتقام جویی سریع: این بار دوم است که محور مقاومت وارد یک تله احساسی می شود. بار پیشین حزب الله وارد این تله شد! بلافاصله پس از ترور دو تن از اعضای حزب الله در سوریه و ورود پهپاد انتحاری به داخل فضای لبنان، موجی از تهدید مبنی بر انتقام در حزب الله شکل گرفت و تبدیل به یک مطالبه عمومی در کل محور مقاومت شد، در حالی که به سرعت میانجیان راهی میشدند، حزب الله ابتدا از نظر سیاسی تحت فشار قرار گرفت و سپس به علت جوی که خود ایجاد کرده بود از داخل نیز تحت فشار برای انتقام بود به نحوی که در حالتی که اسرائیل آمادگی کامل داشت پاسخی داد که چندان تناسب نداشت. در مساله سردار سلیمانی این تله مجددا تست شد و محور مقاومت در آن گرفتار آمد، فشار فزاینده افکار عمومی منجر به واکنش نسنجیده و ضایعات جدی شد و از سوی دیگر روابط دیپلماتیک ایران تحت تاثیر قرار گرفت. راه حل این موضوع چیزی نیست جز پاد زهر امام راحل! ایشان می فرمودند بکشید ما را ما قوی تر میشویم! در هر شهادت شعار ما این بوده پیروزی خون بر شمشیر! به عبارتی شهادت پیروزی قلمداد میشد نه شکست و نهال انقلاب را آبیاری میکرد! کاری که ترامپ به شکل دیگر انجام داد! پس از حمله ایران گفت چیزی نشده بایستی ذهن های جامعه آماده تر باشد! البته اینجانب قویا معتقدم سر حوصله و با برنامه ریزی بایستی تک تک ضربات پاسخ مناسب و به موقع دریافت نماید درست مانند استراتژی اسرائیل در پاسخ دهی به ترورها یا حتی همین واکنش های فعلی اما با برنامه ریزی دقیق و در زمان مناسب زمانی که دشمن اصلا انتظار آن را نداشته باشد! مانند کاری که بارها از محور مقاومت در زمان مناسب سر زده است. گاهی نیز عدم پاسخ خود پیروزی خواهد بود. 2. حقیقت شماره 2: مدیریت کل پدافند ما نیازمند بازسازی است به ویژه سیستم های تور این بخش را دوستان بهتر از بنده می توانند مورد بررسی قراردهند. چیزی که برای من واضح است این که سامانه تور برای بار دوم است که تلفات خودی میگیرد و حتما لازم است از هر دو اپراتور هر دو سانحه دقیقا مصاحبه انجام گیرد تا علت خطای انسانی مشخص شود. چه بسا غیر از عامل انسانی در سامانه ایراد ساختاری ای وجود دارد که منجر به افزایش خطای انسانی میشود و لازم است حتما مورد اصلاح قرارگیرد و یا فرضیه بدتر آنکه این سیستم دارای باگ یا محلی برای اخلال است. بگذریم از اینکه مشخصا مدیریت ما در میدان نبرد با سوالات جدی همراه است و هنوز هیچ کس دقیقا نمی داند چرا پروازها لغو نشده و چرا ارتباط به درستی میان فرماندهان و نیروهای تحت امر برقرار نبوده است و اطلاعات مخدوش از کجا مخابره شده. و بسیاری سوال جدی دیگر که از سواد اینجانب خارج است. 3. حقیقت شماره 3: ما فاقد قدرت رسانه ای هستیم! راهکار: کشور نیازمند تشکیل سه نهاد جهت مدیریت بحران در رسانه هاست. نخست: نهادیَ که به صورت تاکتیکال و خرد از فرصت های رسانه های خارجی استفاده می کند، دوم: نهادی که استراتژی میان مدت برای حادثه طراحی کند سوم: نهادی که استراتژی بلند مدت طراحی نماید. البته بنده هم می دانم که کما بیش چنین نهادهایی وجود دارد لیکن مشخصا در وقایع اخیر ما بازی رسانه را از دست دادیم. متاسفانه رسانه های داخلی ما و اشخاصی که کارکرد رسانه دارند مانند مقامات رسمی، در وقایع اخیر وارد جهت گیری و رقابت های سیاسی ای شدند که یک فرصت را به یک تهدید جدی تبدیل کرد. (برای جلوگیری از ورود به بحث سیاسی به همین مقدار اکتفا می شود.) در بعد تاکتیکال کشور در مقاطعی می توانست از فضای ایجاد شده در رسانه های خارجی و اختلافات داخلی آمریکا استفاده کند که آن را به شکل بدی از دست داد. و در میان مدت نیز نخست با رسانه های خود مطالبه را تا حدی بالا بردیم که از کنترل خارج شد و سپس نتوانستیم در بعد رسانه واکنش خود را به خوبی تبیین نماییم، به وضوح اعلام انتقام سپاه بدون پشتوانه رسانه ای لازم بوده و صرفا به خواندن یک پیام احساسی و زیرنویس محدود شد، نهایتا فاجعه رخ داد و در واکنش خود را به نحوی پوشش دادیم که از خود فاجعه، فاجعه بارتر بود و آثار آن هویداست. یک کنترل دقیق بر رسانه و تزریق صحیح اخبار، نرم خبر و تحلیل می توانست نتیجه را کاملا معکوس نماید. (خوش بینانه نگاه می کنیم و فرض نمی کنیم و به سراغ دو تئوری اصلی توطئه نمی رویم که ابتدائا سپاه قصد بر لاپوشانی داشته است و یا آنکه گروهی برای حذف محبوبیت سپاه آگاهانه خود را به ناآگاهی زده و با طراحی خاص و پوشش اشتباه رسانه اعتبار آنان را مخدوش ساختند) در بعد استراتژی بلند مدت، واضح است که خط مشخص مدت ها از دست رسانه های داخلی خارج شده است. به صورت واضح می توان ناتوانی رسانه ها در ایجاد موج مردمی و اتحاد عمومی را مشاهده کرد. به هر عنوان تا حد زیادی از رسانه های داخلی سلب اعتماد شده که مستلزم اصلاح سیاست هاست. ما نتوانسته ایم به درستی عملکرد نظامی خود را برای بخش عمده ای از جامعه به ویژه در امور فرامرزی تبیین نماییم که همین نقیصه منجر به ایجاد انشقاق عمده در جامعه شده است. (از سیاسیون کوته بین و خود فروخته ی همه جناح های داخلی البته نمی توان صرف نظر کرد.) 4.اهمیت اصلاح مدیریت های خرد! این بخش مفصل است ولی خلاصه آنکه برخی مدیریت های خرد فاجعه بار است. مانند آنچه در کرمان حادث شد و جای بسی تامل باقی است... این مجموع نکاتی بود که تا این مرحله به ذهن بنده رسید و می تواند هم از سوی دوستان دیگر تکمیل و هم تصحیح شود. با تشکر
  2. سلام به همگی، به نظرم اس 300 ها بیش از هر چیز مقدمه جنگ در ادلب یا اقلا وزنه بر روی میز مذاکره ادلب محسوب میشوند. بگذریم از حواشی دیگری که در ماجرا هست.
  3. فکر میکنم بوی انچه در جنوب لبنان و غزه اتفاق افتاد به مشام میرسد و مسیر بازگشت جولان اشغالی به سوریه باز خواهد شد. همین درد هست که اسراییل را به پنجه نشان دادن انداخته. انها دو بار از این موضوع کشیده اند... خیلی هم برای ما مهم نیست و اصلا مفید هم نیست که فیزیکی در سوریه باشیم. شبح ایران خواهد ماند و برای همه کافی است. ------- اگر موشک چند تنی بر تلاویو میخورد آنقدر درد نداشت که به اسرائیل بگویی من با چند راکت هر وقت بخواهم با کمترین هزینه داغت خواهم کرد!
  4. بالاخره به نظر پای این عربای خلیج فارس به معرکه باز میشه و یک سیلی میخورن نه؟ دارم به بازار نفت فکر میکنم و تسلیحات که نیاز به خون تازه دارند.
  5. کاش همان زمان رصد میکردید نحوه پوشش مقاله آقای ظریف را و به پازل به صورت کلان نگاه میکردید. به قول فاضل نظری: اب طلب نکرده همیشه مراد نیست.... شاید بهانه ایست که قربانیت کنند. یک مرد عربی هست تو برنامه های صدای امریکا از ایران دفاع میکنه با نیت خوبی انشالله. به زبان فارسی با لهجه عربی و فارسی الکن. خیلی دلم میخواد یک بار ازش بپرسم هیچ وقت فکر کردی چرا تو را در میز گردها دعوت میکنن، چندتا فارس و تو یک عرب؟ هنر این نیست که هر بازی ای دادن بپری توش. هنر اینه که نقاط ضعف و قوت خودتو بشناسی و زمین بازی را مطابق اون تغییر بدی
  6. اتفاقا نظر جناب واریور نظر قابل تاملی است و شواهد زیادی برش میشه پیدا کرد. یکی از سناریوهایی که در ذهن از ابتدا میومد همین هست. اسرائیلی ها تا به حال اینقدر مستقیم ایران و اتباعش را مورد حمله قرار نداده بودند. سفر فرستاده روسیه ولایتی طولانی شدن فرآیند تهدید به جنگ تماس پوتین با نتانیاهو و... از نظر غرب این جماعت باید خیلی کارها بکنند. ترکیه سپر اونهاست در برابر روس ها و ایرانی ها. حداقل ما سناریو سودان و کره را خواهیم داشت و حداکثر لیبی مگر انکه طرحی نو در اندازیم. ---- علم؟ من؟ آش کی کشک کی! نیومده میخوای زکات هم بگیری از ما! از دست این علما.
  7. دقیقا میخواستم به این بعد از ماجرا اشاره کنم. بعد دیگه ای هم هست که دیر یا زود ممکنه به چشم بیاد. این همه تروریست و مخالف تو ادلب برای خوشگذرونی قاعدتا دپو نشدند. راستی دوستان سوریه یاخونت داره زیاد به امثال خلیج فارس فکر نکنم محتاج باشه. لازم بشه همونا کافین ---- اومدم عید دیدنی خدمتتون
  8. به نظرتون الان کسی دیگه به رابطه پوتین و ترامپ در انتخابات فکر می کنه؟
  9. ضربه اول را ایران به اسرائیل زد، اون هم در خاک خودشون، به اخبار روزهای اخیر مراجعه کنید. این موشک پرانی پاسخ اون بود. اهمیتی هم ندارد. مهم این هست که جبهه فلسطین مجددا یکپارچه شد. من اگر میخواستم پاسخی بدهم در یمن و سعودی میدادم! چنان که بسوزد. ترامپ هم دنبال حق الحساب خود از سوریه است. از طرف عربی گرفته، از طرف روسی و ایرانی و ترکی نه! تیر و ترقه ای هم اگر هوا کرد برای ان است که بگوید پولی که گرفته ما به ازا دارد. حالا یا حق حسابش را نقدی میگیرد یا از روی زمین درو میکند. به قول بابا پنجعلی الفاتحه!
  10. به نظر میرسه تجهیز و اموزش نیروهای مورد نظر امریکایی ها به اخر رسیده و وقت خروجشون از حالت انفعال نسبی هست.
  11. مشکل در ارزیابی از راهبر روسیه در سوریه هست، روس ها دقیقا دو هدف را در سوریه دنبال می کنند: 1. عدم خروج سوریه و خصوصا پایگاه نظامی آنها از حوزه استحفاظیشان 2. نگه داشتن برگ سوریه به عنوان یک استخوان لای زخم برای مذاکره با طرف غربی. سوریه حکم وجه مصالحه دارد. همان طور که می بینید روس ها هیچ تمایلی ندارند که مساله سوریه حل بشود! زیرا که اگر حل بشود اولین مشکل آن خواهد بود که به جای مساله سوریه باید راجع به اکراین و کریمه مذاکره کنند. سوای از این موضوع به بهانه های مختلف الان حضور نظامی کسترده در دروازه های اروپا پیدا کردند که این را می توانید با حرکت ناتو به مرزهای روسیه تعبیر کنید!   روس ها اگر واقعا قصد داشتند مساله سوریه را حل کنند تا به حال حل شده بود. سوریه باید بماند تا حتی بعد از انتخابات آمریکا تا وجه مصالحه باشد بین غرب و شرق! علت این آتش بست ها و مذاکرات پی در پی هم همین است.
  12. اشتباه نکنید. من اگر جای ایران باشم هیچ کار خاصی نمی کنم. فقط انگولک و تحریک روسها و اگر خیلی زرنگ باشم چینی ها.... هر چقدر امریکایی ها روس ها رو تحقیر و تحریک کنن نفعش توی جیب ماست.
  13. من اگر جای روس ها بودم از نوژه همدان یک پرواز انجام میدادم و در منطقه دیرالزور بر سر داعش و قنیطره بر سر وحوش النصره و رفقا دوتا تاکتیکال کوچک هسته ای یا نوترونی مینداختم. نقطه سر خط. بعلاوه پشتیبانی کامل هوایی از عملیات در این دونقطه تا پاکسازی مرز با اسراییل و رفع حصر از دیرالزور. اتش بس هم به جای خود باقی باشد فعلا...
  14. در این عملیات آمریکا به در گفت که دیوار بشنوه! یعنی عصام جان با زبون خوش برگرد همونجا که بودی و الا دو تا اف ۱۶ و دوتا تاندر بولت لازمه برای ۸۰ تا کشته! معنی دار نیست؟