Arash

نبرد تکاوران در خرمشهر

امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

عالی بود :rose:

منتظر قسمت بعد هستیم شدییییییییییییییید icon_cheesygrin icon_cheesygrin icon_cheesygrin
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
دستتون درد نکنه ایشون هنوزم اون ابهت یک تکاور رو دارن ماشالا هیکل رو ببین
http://gallery.military.ir/albums/userpics/10266/07~0.jpg
  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
بنابر وظیفه، لینک تاپیک های مشابه رو اینجا میذارم و تاپیک رو منتقل می کنم. دوستان مطلع، انبار مهمات واحد نیروی دریایی خرمشهر چه شرایطی داشته که اینقدر از کمبود مهمات می رنجیدن؟ این برام سؤاله، حداقل واحدهای نزدیک به مرز یا سایر مراکز حساس همیشه باید انبارش پر و سایر موارد لجستیکی پادگان/پایگاه، کاملاً تأمین باشه قاعدتاً!
[center][url="http://www.military.ir/forums/topic/23879-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%AA%D8%AD%D9%85%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%86/page__hl__%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%B4%D9%87%D8%B1"]روایت آغازین روزهای جنگ تحمیلی از زبان تکاوران نیروی دریایی[/url][/center]
[center][url="http://www.military.ir/forums/topic/24100-%da%af%d8%a7%d9%84%d8%b1%db%8c-%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d9%88%db%8c%d8%b1-%d9%82%d8%af%db%8c%d9%85%db%8c-%d8%aa%da%a9%d8%a7%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a7%d8%b1%d8%aa%d8%b4/page__st__15#entry300053"]تصاویر تکاوران در حال دفاع از خرمشهر[/url][/center]
[center][url="http://www.military.ir/forums/topic/22679-%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%86%DA%AF/"]مروری بر نخستین روزهای جنگ[/url][/center]
[center][url="http://www.military.ir/forums/topic/14998-%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%86%DB%8C%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%B4-%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF/"]نقش تکاوران [/url][url="http://www.military.ir/forums/topic/14998-%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%86%DB%8C%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%B4-%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF/"]نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی در دفاع از[/url][url="http://www.military.ir/forums/topic/14998-%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%86%DB%8C%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%B4-%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF/"] خرمشهر[/url][/center]
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
خرمشهر فروردین 1359...

فضای عمومی شهر کمی آرام تر شده است اقدام تکاوران نیرو دریایی در فرو نشاندن غائله خلق عرب باعث گردیده تا مردم حضور تکاوران نیرو دریایی ( کلاه سبز ها ) را در شهر عامل برقراری امنیت بدانند در این بین جوانان خرمشهری علاقه بسیار زیادی به گردان تکاوران از خود نشان میدهند.

یکی از جوانان خرمشهری در این باره میگوید :

(تکاوران لباس ها و علائمی دارند که برای ما بسیار جذاب است ما در خرمشهر نیروی نظامی داریم اما لباس تکاورا با همشون فرق داره ، تجهیزات و سلاح های اونها بسیار بسیار کامل و زیاده، انتهای ژ-3 های تکاوران قنداق نداره ( اشاره به ژ-3 نوع کماندویی آن دارند ) همه بچه های تکاور بدن های ورزیده دارند و بسیار مقراراتی هستند وقتی فرمانده خودشون رو میبینن خیلی محکم احترام میزارن و ما واقعا لذت میبریم .)


[center][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10266/01~2.jpg[/img][/center]
[center]ستون های عظیم یگان های عراقی اعزامی به منطقه مرزی شلمچه را درتصویر مشاهده میفرمایید[/center]


نیرو های عراقی دست به تحرکاتی در مرز های خود زده اند و آن طرف مرز هیاهویی بر پا است . نیروی های اطلاعاتی نیروی دریایی ارتش مدارک بسیار مهمی از نیروی دریایی عراق در دست دارند که گویا نیروی مذکور قصد انجام یک مانور وسیع در شمال خلج فارس را دارد .
مراتب به فرماندهی وقت نیروی دریایی اعلام و ایشان دستور به رصد ثانیه به ثانیه مانور مذکور را صادر کرده اند. پایگاه نیروی دریایی در بوشهر مسئولیت این عملیات مهم را بر عهده گرفته است و به تمامی فرماندهان واحدها دستور مذکور ابلاغ گردیده است .
فرماندهی گردان یکم تکاوران نیرو دریایی ( کلاه سبز ها ) ناخدا یکم تکاور هوشنگ صمدی دستور مذکور را با معاونین خود در میان می گذارد و تصمیم گرفته میشود تا تکاوران، به ویژه واحد عملیات ویژه مصوم به SBS مانور نیروی دریایی عراق را لحظه به لحظه رصد و مراتب را به فرماندهی گردان ابلاغ کند .


[center][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10266/02~3.jpg[/img][/center]


[color=#ff0000]SBS ؟[/color]
مختصر شده کلمه SPECIAL- BOAT- SECTION میباشد مردان این واحد با طی دوره هایی چون انهدام ناو ، ناوچه و زیر دریایی ، غواصی ها عمق کم ، متوسط ، زیاد و تاکتیکی مخصوص رزم ، دوره هایی ارضی چون رنجر ، نبرد در کوهستان وجنگل ، شناسایی ساحل و سرپل گیری و هزاران دوره دیگر تشکیل دهنده یک واحد نخبه و ورزیده عملیاتی در دل گردان یکم تکاورا ن میباشند .
لازم به ذکر است واحد مذکور هزاران عملیات مهم و بسیار حساس را در کارنامه عملیاتی خود در جنگ دارا میباشد که در این ویژه نامه سعی میشود تا به یکی از هزاران عملیات انجام شده توسط این دلاوران مردان اشاره شود .
با بررسی گزارش های ارسالی از نیرو های شناسایی مستقر در پایگاه دریایی بوشهر، فرماندهان به این نتیجه رسیده اند مانور مذکور مانوریست برای آمادگی یگان های عراقی قبل از آغاز یک جنگ ، در گزارشات استفاده از تیر های جنگی به تایید گروه های شناسایی رسیده و همین امر خود گواه این ادعاست که جنگی در پیش است .
فرماندهی نیرو دریایی اعلام میدارد نیروی دریایی ارتش در فروردین ماه 59 در منطقه شمال خیج فارس قصد برگزاری یک مانور تمام عیار را دارد .
نیرو هایی از یگان های شناور ، هوادریا ، تکاوران نیرو دریایی و نیرو های ویژه هوابرد در مانور مذکور شرکت دارند و با بررسی وضعیت کلی مانور فرماندهان به این نتیجه رسیده اند نیرو ها در آمادگی خوبی به سر میبرند و نقص های موجود با کمی هماهنگی بیشتر قابل رفع است .




[center][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10266/03~3.jpg[/img][/center]

گزارش های ارسالی از پاسگاه های مرزی ژاندارمری چون شلمچه ، حدود، مومنی، خین و دوربند نشان دهنده آن است که نیروی زمینی عراق به صورت گسترده اقدام به جابه جایی نیرو های خود کرده است، آرایش نیرو های مذکور کاملا تهاجمی و جنگی است و حضور چندین تیپ ، گردان و لشگر زرهی در پشت مرزها کمی غیر عادی گزارش شده است با توجه به وقایع اخیر وضعیت بسیار خطرناک است .
اقداماتی چون استقرار واحد هایی از لشگر طلایی 5 زرهی مکانیزه ، استقرار حدود 300 خودرو، تانک و نفربر در یک کیلومتری پاسگاه شلمچه ، فعالیت مهندسی برای ترمیم جاده شلمچه – کوشک ، استقرار چندین تانک در نزدیکی پاسگاه بوراین ، استقرار هفت آتش بار توپخانه در منطقه ای مقابل خرمشهر و احداث 12 سنگر حلالی شکل به طول 2 متر در نوار مرزی خین که حاصل شناسایی های واحد اعزامی تکاوران به منطقه درگیری است، موجب نگرانی فرماندهان جنگ شده است همه بر این باورند عراق تدارک جنگی عظیم را دیده است .
نیرو های ژاندارم در بعضی مناطق با یگان های عراقی درگیر شده اند و توپخانه ارتش عراق که کمی آن طرف تر در مرز خودی در یک منطقه امن و با استتاری فوق العاده موضع گرفته است و بر روی پاسگاه های مرزی ژاندارمری اعمال آتش میکنند .
دستور اکید است نیرو های نظامی از درگیری بپرهیزند و خویشتن داری کنند ...
پیش تر طی یک نامه محرمانه دستوری به فرماندهی گردان یکم تکاوران ابلاغ شده است که به موجب آن ناخدا یکم تکاور هوشنگ صمدی می باسیت در کمترین زمان ممکن یک واحد از گردان را برای پشتیبانی از یگان های ژاندارمری به منطقه شلمچه اعزام کند .
لازم به ذکر است وضعیت منطقه مذکور بسیار حساس گزارش شده است .


[center][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10266/normal_04~3.jpg[/img][/center]
[center]شهید دریابان تکاور محمد علی صفا ...[/center]

یک واحد از گردان تکاوران به فرماندهی ناوبان دوم تکاور محمد علی صفا با کلیه ساز و برگ نظامی در کمترین زمان ممکن در میدان صبحگاه سایت تکاوران آماده اعزام به منطقه میگردد.


[center][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10266/05~3.jpg[/img][/center]
[center]گروه رزمی تکاوران گردان یکم ...[/center]

ناخدا یکم تکاور هوشنگ صمدی پس از توجیه فرمانده واحد از او درخواست میکند ضمن رعایت مسائل امنیتی هر چه سریعتر خود را به منطقه شلمچه برساند زیرا یگان های مرزبان ژاندارم به شدت زیر فشار بوده و برای کاستن از این فشار حضور به موقع تکاوران و گروه های رزمی توپ 106 الزامی است.
لازم به ذکر است فرمانده واحد، ناوبان دوم تکاور محمد علی صفا یکی از جسور ترین و ورزیده ترین افسران گردان است که در نبرد سنگین خرمشهر در روز های آتی خوش میدرخشد .

پایان قسمت دوم
ادامه دارد ویرایش شده در توسط arash666
  • Upvote 10

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
خرمشهر مرداد و شهریور 1359...

با ورود واحد تکاوران نیروی دریایی به مناطق مرزی چون پاسگاه شلمچه و نیز مطلع شدن دشمن از ورود واحد مذکور به منطقه از طریق ستون پنجم کمی اوضاع در مرز آرام تر شده است اما هنوز ارتش عراق مواضع نیروی های ژاجا و بعضا تکاوران را زیر آتش خود دارد ناوبان صفا و تکاوران و نیرو های ژاجا در بعضی نقاط واکنش نشان داده و با نیرو های عراقی درگیر شده اند .

از سوی فرماندهی گردان یکم تکاور یک واحد دیگر به فرماندهی ناخدا یکم تکاور سلیمان محبوبی به منطقه اعزام میشود و واحد ناوبان محمد صفا برای حفاظت از تاسیسات و نیز کالا های بسیار ارزشمند موجود در بندر امام راهی این بندر مهم میگردد .

پایگاه نیروی دریایی برای هرچه مستحکم تر کردن مواضع خود طی یک نامه فوق محرمانه از فرماندهی گردان یکم میخواهد تا یک واحد از کلاه سبز ها را برای تقویت نیرو های موجود در پایگاه دریایی خرمشهر اعزام کند . ناخدا یکم تکاور هوشنگ صمدی بدون هیچ درنگی یک واحد دیگر را به سوی خرمشهر و پایگاه استراتژیک دریایی آن اعزام میکند.

واحد مذکور به مانند دیگر واحد ها مجهز به خمپاره 80 ،120 و تفنگ 106 است .

طی گزارش های موجود تا کنون 4 واحد از تکاوران نیرو دریایی به منطقه خرمشهر اعزام شده اند
یک واحد برای امنیت شهر به فراندهی ناوبان عیسی حسینی بای
یک واحد برای تقویت نیرو های ژاجا در محور شلمچه به فرماندهی ناخدا یکم تکاور سلیمان محبوبی
یک واحد برای حفاظت از بندر بسیار مهم امام به فرماندهی ناوبان صفا
یک واحد برای تقویت نیرو های پایگاه دریایی خرمشهر ، مجهز به خمپاره 80 و 120 و همچنین تفنگ 106

نیروی دریایی ارتش با زیر نظر گرفتن اوضاع و نیز گزراش های نیرو های اطلاعاتی به یقین رسیده است جنگی عظیم در راه است و بر این مبنا در مرداد 1359 به تمامی نیرو های خود آماده باش کامل داده است .

ناخدایکم محمود ابریشمی ( ایشان مدتی است فوت شده اند ) فرمانده لایق ناو تیپ هشتم مستقر در پایگاه دریایی خرمشهر در یک جلسه محرمانه در پایگاه خواستار انتقال ناوتیپ هشتم به محلی در شمال خلیج فارس شده است زیرا درگیری های اخیر نشان دهنده جنگی عظیم بوده و باید برای حفظ تجهیزات ناو تیپ هشتم نداجا تدبیری اتخاذ شود . پیشنهاد مذکور به تایید تمامی فرماندهان شرکت کننده در جلسه میرسد و قرار بر این میشود ناوتیپ هشتم نداجا به فرماندهی ناخدا یکم ابریشمی منتقل شود .

ناو تیپ هشتم نیرو دریایی با کلیه پرسنل و تجهیزات پشتیبانی خود در منطقه ای امن در شمال خلیج فارس مستقر شده است (این تصمیم به موقع و به جای ناخدا یکم ابریشمی موجب حفظ تجهیزات مدرن ناو تیپ مذکور در هجوم اولیه عراق میشود .)
آرایش ناو تیپ هشتم نیرو دریایی کاملا جنگی گزارش شده است .

[center]
[url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10266/01~6.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10266/normal_01~6.jpg[/img][/url][/center]

درگیری های مرزی بالا گرفته است در2 شهریور ماه 1359 ناو نقدی در شمال خلیج فارس با دو فروند سوخو نیروی هوایی عراق درگیر و هر دو فروند شکاری متجاوز را به قعر خلیج فرستاده است .
یک ناوچه توپ دار ژاندارمری در درگیری های روز های اخیر توسط نیرو هوایی عراق غرق و در اقدامی مشابه یک فروند ناوچه توپ دار نیرو دریایی عراق توسط نداجا منهدم شده است .


[center][url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10266/02~7.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10266/normal_02~7.jpg[/img][/url][/center]


خرمشهر وضعیتی کاملا جنگی به خود گرفته است و گروه های شناسایی تکاوران خبر های نگران کننده ای چون عزیمت یک کامیون حامل تیر بار های ضد هوایی به مرز، عزیمت یک کشتی حامل سلاح از بصره به منطقه درگیری ، استقرار یک دسته خمپاره انداز در منطقه مرزی خین ، استقرار 6 قبضه توپ در منطقه کوت الزین و تقویت نیرو و احداث سنگر های کمین در منطقه مرزی شلمچه را به فرماندهان خود اطلاع داده اند .

وضعیت مرزها به شدت نا آرام است و درگیری های ما بین نیرو های مرزی ایرانی و عراقی کمی بیش از یک درگیری مرزی گزارش شده است .
جانشین فرماندهی وقت نیرو دریایی نا خدا یکم مدنی نژاد 23 شهریور ماه 1359 به منظور تشکیل ستاد گروه رزمی 421 عازم منطقه شده است . ناخدا مدنی نژاد تمامی نیرو ها را برای برپایی قرار گاه مقدم جنگ بسیج کرده است از جمله یگان های مهندسی رزمی ، مخابرات و... نیروی های یگان هان های مذکور در زیر ساختمان 15 طبقه اقدام به مقاوم سازی و کشیدن خطوط بیسیم و رادار کرده اند تا اولین ستاد جنگی ایران در مقابل ارتش عراق متولد شود.

نیروری رزمی 421 ( عدد 4 نشان دهنده چهار منطقه دریایی عدد 2 نشان دهنده منطقه دوم دریایی بوشهر و عدد 1 نشان دهنده اولین قرارگاه مقدم است ) با صدور بخشنامه هایی متعدد به کلیه واحد های نیروی دریایی ، ابلاغ می کند که از تاریخ 23 شهرویر ماه کلیه نیرو ها تحت فرمان نیروی رزمی مذکور میباشند و از این قرار گاه پیرامون جنگ دستورات لازم صادر میگردد.

[center][url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10266/03~6.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10266/normal_03~6.jpg[/img][/url][/center]

نیروی دریایی ارتش کاملا درحالت آماده باش است و وضعیتی جنگی به خود گرفته است .
همه آماده اند تا پا در میدان نبرد بگذارند ...

پایان قسمت سوم ...
ادامه دارد ...
  • Upvote 4

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
این دو شلیک ناو ها، فیلمش موجود نیست؟ خیلی زیبا میشد....
واقعا اون ارتش و اون اقتدار که دو جنگنده رو فرستاد به قعر خلیج فارس کجا و امروزمون که امارات! میاد ادعای مالکیت جزایرمون و خلیج فارسمون رو میکنه کجا... :(
  • Upvote 1
  • Downvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
من همیشه از این تعجب میکنم که این همه این ها آماده با بودن ، این همه ژاندارمی اعلام هشدار میکنه
ولی کل دولت و مملکت خواب یه نیرو درست نمیفرسته که اگه عراق یه چک زد دوتا جواب بگیره
بعد که عراق رسما اعلام جنگ میکنه باز هم انگار نه انگار نیروی درست و حسابی نمیاد کمک

بابام تعریف میکرد میگفت مسیر خرمشر تا اهواز یا آبادان تا اهواز آزاد آزاد بود هیچ نیروی دفاعی توش نبود ، عراق اگه سر تانکاش رو کج میکرد میومد سمت اهواز خیلی راحت تا پشت شهر میرسد بعد یکی از فرمانده های عراقی که اسیر میشه و داشت اند ازش بازجویی میکرداند میگن چرا به سمت اهواز حرکت نکردین جواب اش خیلی جالبه
میگه ما فکر میکردیم ارتش ایران منتظر ما یه همچین حرکتی بکنیم بزنه همه رو نابود کنه ( فک میکرداند از قصد ما این محور رو خال گذاشتیم ) ونیومده بودن گفته بودن اول اون جا رو محکم کنیم بعد بریم سمت اهواز

واقعا درگیری اول ایران و عراق کجا این جنگ کجا ، اون ارتش کجا این ارتش کجا
  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
این جنگ، شاید اگر در همون روزهای اول که تحرکات دیده شد، پاسخ دمحکمی ارائه میکردیم شاید جور دیگه‌ای میشد؟؟؟

من هرچی میگردم، تاپیکی که قشنگ و بیطرفانه صحبت کرده باشه در خصوص جنگ اول نداریم...
یا اینوری ها میگن هیچی نبود، یا اونوری ها یه جوری میگن انگار اعلی‌حضرت رفت تا اونور بغداد رو هم گرفت بعد نشست سر میز و قرارداد امضا کرد... ؟

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote name='senaps' timestamp='1388939987' post='357591']
این جنگ، شاید اگر در همون روزهای اول که تحرکات دیده شد، پاسخ دمحکمی ارائه میکردیم شاید جور دیگه‌ای میشد؟؟؟

من هرچی میگردم، تاپیکی که قشنگ و بیطرفانه صحبت کرده باشه در خصوص جنگ اول نداریم...
یا اینوری ها میگن هیچی نبود، یا اونوری ها یه جوری میگن انگار اعلی‌حضرت رفت تا اونور بغداد رو هم گرفت بعد نشست سر میز و قرارداد امضا کرد... ؟
[/quote]

مهم ترین درگیری در سال 1352 1974 اتفاق افتاد که ایران بخش هایی از عراق رو هم گرفت که من مطلبی در این رابطه در اینترنت پیدا نکرده
مطلب تقریبا بدردبخور این بود که البه از درگیری چیزی نگفته

[quote]
تا مرز جنگ

پس از این درگیری های دیپلماتیک ، تجاوز های مکرر ارتش عراق که سابقه دار نیز بود ، شدت یافت.به قول معروف عراقی ها شمشیر را از رو بسته بودند!.در این اوضاع حساس ، چشم همه مردم به ارتش دوخته شده بود.ارتشی که سال ها برای تشکیل و تجهیز آن برای چنین روزی هزینه شده بود.بلافاصله به دستور محمد رضا پهلوی (فرمانده وقت کل قوا) و فریدون جم (فرمانده ارتش) سه نیروی هوایی ، زمینی و دریایی به حالت آماده باش صد در صد در آمدند.به همه لشگرهای پیاده و زرهی مستقر در نزدیکی مرز عراق دستور آماده کردن تجهیزات و نیروها ، طراحی عملیات و گرفتن آرایش برای پاسخ داده شد.همانطور که میدانید مهمترین نیروی واکنش سریع در همه ارتش های جهان نیروی هواییست.به نیروی هوایی که وظیفه پشتیبانی از نیروهای زمینی و دریایی را داشت ، دستور آمادگی برای حمله به عمق خاک عراق و همینطور پشتیبانی از نیروهای زمینی داده شد.در نیروی دریایی نیز همینطور بود و ناوها آماده انجام ماموریت های ابلاغی بودند.


روز موعود


ساعت ۵ صبح ، در تمامی پایگاه های نیروی هوایی ایران ، جنگنده بمب افکن های این نیرو مسلح به انواع بمب های سبک و سنگین به همراه خلبانان خود بر روی باند آماده ابلاغ دستور حمله بودند.سرتیپ خلبان احمد دانشمندی در این مورد میگوید :”در آن روز ما تعداد ۲۴ نفر از خلبانان فانتوم را توجیه کامل عملیاتی کردیم.من آن روز لیدر (رهبر) یک دسته دوازده فروندی F-4 بودم که از ساعت ۵ صبح در ابتدای باند آرایش گرفته ، درون کابین نشسته بودیم تا در صورت ابلاغ دستور ، بلافاصله به پرواز در آییم.هدف ما در آن پرواز ، پایگاه هوایی الرشید بغداد بود که اگر درگیری آغاز می شد ، افتخار این را پیدا می کردیم تا با ۱۲ فروند F-4 مسلح به بمب های سنگین خاک الرشید را به توبره بشیم و در کنار دیگر همرزمان ، درسی تاریخی به ارتش متجاوز عراق بدهیم”. تانک و نیروهای پیاده نیروی زمینی و به خصوص لشگر قدرتمند ۹۲ زرهی خوزستان ، در کنار مرز به آرایش در آمده بودند.ناوهای نیروی دریایی نیز آماده انجام ماموریت بودند.در این بین همه چشم ها به شناور ” ابن سینا ” دوخته شده بود.این شناور با اسکورت جنگنده های فانتوم نیروی هوایی و ناوهای نیروی دریایی از دهانه شمالی خلیج فارس وارد اروند رود شد.بر روی دکل این شناور پرچم بزرگ ایران به همراه سه افسر از سه نیروی هوایی ، زمینی و دریایی ارتش در حال ادای احترام نظامی بودند.همه چشم ها منتظر شلیک یک گلوله از سوی عراقی ها بود تا ارتش ایران همانند سیلی مرگبار وارد سرزمین عراق شود و درس سختی به ادعاهای آنان بدهد.اما کشتی ابن سینا بدون آن که کوچکترین آسیبی ببیند و حتی گلوله ۷٫۶۲ میلیمتری از کلاشنیکف های عراقی بیرون بیاید! از اروند رود عبور کرد و در ساعت ۱۲ ظهر نیز دولت عراق با اعلام عقب نشینی از ادعای خود شکست خفت باری را متحمل شد.

دست آورد ها

سر انجام مشکلات مرزی با عقد قرارداد ۱۹۷۵ مابین ایران و عراق که تا هنوز هم پا برجاست حل شد.با این چنگ و دندان نشان دادن ارتش ایران بود که عراقی هایی تا زمانی که در سال ۱۳۵۹ نیروهای مسلح ضعیف و نا منظم بودند ، به خود جرات نگاه چپ به کشورمان را نداد.البته این همسایه جنایتکار دست از تجاوز برنداشت و بارها و بارها به درگیری با نیروهای مسلح کشورمان (در پیش از انقلاب) پرداخت تا بلکه اغده شکست ۱۳۴۸ از ارتش ایران را جبران کند!

[/quote]

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]همانطور که میدانید مهمترین نیروی واکنش سریع در همه ارتش های جهان نیروی هواییست.به نیروی هوایی که وظیفه پشتیبانی از نیروهای زمینی و دریایی را داشت[/quote]
لامصب این جمله جیگرم و آتیش میزنه. اون اقتدار و صلابت کجا...اینم از حال روز امروزمون :-(

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
هر چی میکشیم از این قاجار خاک بر سر پهلوی نوکر غرب میکشیم
هرچند به یاری خدا داریم قوت میگیریم

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote name='aZ0zA9' timestamp='1389001506' post='357698']
هر چی میکشیم از این قاجار خاک بر سر پهلوی نوکر غرب میکشیم
هرچند به یاری خدا داریم قوت میگیریم
[/quote]

حالا چه ربطی داشت
کی اینجا از قاجار و پهلوی حرف زد
یه بحث کوچکی درباره مقایسه ارتش قبل از انقلاب با ارتش حالا بود ( که به اعتقاد خودم ارتش الان حتی سایه ارتش اون موقه هم نیست )
هر چند ترجیه میدم این بحث در تایپیک دنبال نشود چون ربطی به موزوع تایپیک ندارد
  • Upvote 1
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote name='arash666' timestamp='1389044725' post='357782']
حالا چه ربطی داشت
کی اینجا از قاجار و پهلوی حرف زد
یه بحث کوچکی درباره مقایسه ارتش قبل از انقلاب با ارتش حالا بود ( که به اعتقاد خودم ارتش الان حتی سایه ارتش اون موقه هم نیست )
هر چند ترجیه میدم این بحث در تایپیک دنبال نشود چون ربطی به موزوع تایپیک ندارد
[/quote]
نه ربطی به تاپیک نداره این قجار و پهلوی
آره خب ارتش اون موقع چون پشتیبانی غرب رو به همرا خودش داشت خیلی از الانمون بهتر بود
ولی منظور از قاجار و پهلوی اینکه اگر این پادشهان قاجار اونجوری کشور به ذلت نمیکشوندند و پهلوی هم وابسته نمیکرد مارو الان وضعیت خیلی متفاوت بود

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
تقدیم به مردان مرد گردان یکم تکاوران بوشهر و دلاور مردی غیور به نام ناخدا یکم تکاور هوشنگ صمدی


- سنگلجی نرو-

هنوز صدای تو در
کوچه های خرمشهر می پیچد
نه نرو –
سنگلجی بمان!
این خاک به تو نیاز دارد
یارانت همه رفتند
ناخدا
اما
جای پایشان در خرمشهر به یادگار مانده
یادت هست ناخدا؟
خرمشهر در چنگ یاغیان
بی تابی می کرد
فریاد می کشید
خون در رگهای تکاورنت بجوش آمد
آه ناخدا !
خرمشهر هنوز بوی خون می دهد !
طنین گامهای استوار کلاه سبزها
دژخیم را به لرزه درآورد
هنوز به یاد داری ناخدا؟
محمد رضا مرادی چگونه در پلیس راه آرام گرفت ؟
بی قراری های محمد مختاری را چه ؟
ناخدا
از پرکشیدن فرزندانت برایم بگو
یک به یک
بگو بهای آزادی خرمشهر
جان دادن و سوختن بود
ناخدا شهر آزاد شده
اما
صدای تو هنوز در کوچه های خرمشهر
می پیچد
نه نرو
سنگلجی
بمان !
می شنوی ناخدا ؟؟!!



[color=#ff0000]ورود به خرمشهر ...[/color]


خرمشهر حال با تمامی وجود جنگ را حس میکند برخی از مردان خرمشهری خانواده های خود را به هر طریق ممکن راهی شهر های دیگر کرده اند آنان که میتوانند دفاع کنند مانده اند و زنان ، کودکان و افراد سالمند به توصیه نیرو های نظامی در حال تخلیه شهر هستند .


[center][url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10266/01~8.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10266/normal_01~8.jpg[/img][/url][/center]

توپخانه ارتش عراق حتی برای لحظه ای هم دست از سر پاسگاه های مرزی ، منطقه شلمچه ، خرمشهر و اطراف آن بر نمیدارد دیگر دیدن دود بر روی شهر برای اهالی خرمشهر عادی شده است . گردان 151 پیاده دژ به حالت آماده باش درآمده و در دژ های مرزی مستقر شده است . شهربانی خرمشهر برای حفظ امنیت شهر با تمام وجود وارد معرکه شده است و واحد های اعزامی کلاه سبز ها در محل های ماموریتی خود حاضرند و نیم نگاهی نیز به اوضاع شهر دارند .

[center][url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10266/02~9.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10266/normal_02~9.jpg[/img][/url][/center]

توپخانه ارتش عراق مردم خرمشهر را به خاک و خون کشیده است و لحظه ای صدای آمبولانس های بیمارستان شهر قطع نمیشود . نیرو های آتش نشانی خرمشهر لحظه ای آرام و قرار ندارند و مردم بی گناه را از زیر آوار بیرون می آورند .

نیرو های ژاندارمری ، گردان 151 پیاده دژ خرمشهر ، واحد های تکاوران نیروی دریایی و نیرو های داوطلب همه آرایش جنگی به خود گرفته اند تا در صورت آغاز تجاوز از وجب به وجب خاک ایران دفاع کنند .

دیگر چاره ای نیست باید به کارزار رفت .

با توجه به وضعیت نا به سامان نیروهای نظامی با کمی بررسی ، فرماندهان متوجه میشوند تنها نیروی ورزیده برای اعزام به خرمشهر گردان یکم تکاوران بوشهر میباشد با توجه به وضع به وجود آمده در مرز نیاز است یک نیروی ورزیده و آماده به منطقه خرمشهر اعزام شود . نیرویی که با تدبیر فرمانده اش تمامی برنامه های اموزش خود را تا به امروز مو به مو انجام داده و استعداد رزمی اش به بهترین وجه ممکن حفظ شده است .

[center][url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10266/03~8.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10266/normal_03~8.jpg[/img][/url][/center]

ناخدا یکم تکاور هوشنگ صمدی ( فرمانده مقتدر گردان یکم تکاوران ) از آغاز حماسه میگوید :

در دفتر فرماندهی گردان مشغول رسیدگی به امور گردان بودم با صدای در به خودم آمدم و گفتم :
بفرمایید ...
افسر آجودان من وارد شد و پس از ادای احترام شمرده شمرده و جدی گفت :
قربان از دفتر ناخدا یکم رزمجو تماس گرفته اند وصل کنم ؟
گفتم : بله
تلفن را برداشتم و گفتم : در خدمتم جناب ناخدا ...
ناخدا رزمجو : سلام جناب ناخدا امر مهمی پیش آمده احتیاج است حضورا ببینمت سریعا خودت رو به ستاد برسون...
گفتم : بله در اسرع وقت ...
کلاه سبزم را برداشتم و به سرباز گفتم روشن کن بریم پسر ، ستاد سبزآباد ...
سرباز محکم ادای احترام کرد و بلند گفت : بله قربان ...
وقتی به ستاد رسیدیم من در مقابل پارکینگ از جیپ فرماندهی پیاده شدم کمی لباسم رو مرتب کردم و کلاه سبزم رو میزون کردم، سرباز هم ماشین رو به پارکینگ منتقل کرد . ساعتم رو نگاه کردم ساعت حدود 3 بود ...
ناگهان صدای مهیبی آمد غرش میگ های عراقی فضای ستاد را مال خود کرد میگ های عراقی مانوری دادند و درست از بالای سر من محوطه پارکینگ رو به رگبار بستند و رفتند ...
خودم رو به ساختمان ستاد و سپس به دفتر ناخدا یکم رزمجو رساندم .
مدام با خود فکر میکردم که آنچه انتظارش رو میکشیدیم به تحقق پیوست با صدای ادای احترام آجودان به خودم آمدم وارد دفتر شدم ناخدا رزمجو با دیدن من از پشت میز برخاست و گفت صمد جان بیا بنشین خبر های بدی برایت دارم...
گفتم : ناخدا بیرون دیدم میدونم چی شده ...
چند روزی بود که درخواست بازنشستگی کرده بودم درخواستم به ستاد تهران رفته و اونجا نیز موافقت کرده بودند ناخدا رزمجو بلند شد و رفت پشت میزش از کشوی میز نامه مهر و موم شده ای رو درآورد و گفت :ناخدا یکم تکاور هوشنگ صمدی با درخواست بازنشستگی شما موافقت شده ...
کمی به نامه نگاه کردم ...
ناخدا رزمجو گفت : صمد جان جنگ شده بالاخره عراق جنگ رو دقایقی پیش رسما آغاز کرد نیروی رزمی 421 دستور داده تا گردان یکم تکاوران سریعا به خرمشهر اعزام بشود چی کار می کنی؟
میری دنبال تسویه حساب یا می مونی ؟
کلاه سبزم توی دستم بود و سرم پایین، مشتم رو گره کردم کلاه سبز تکاوری رو به سر گذاشتم و گفتم : میرم اما با گردانم، کلاه سبز ها برای همچین روز هایی آموزش دیده اند حالا که وقت وفای به عهد به همه آرمان های کلاه سبزی است بروم دنبال تسویه حساب نه...
بلند گفتم : ناخدا منتظر دستورم
ناخدا رزمجو در مقابلم ایستاد و گفت : دفاع از خرمشهر ...
بلند گفتم: بله ناخدا، گردان یکم تکاوران برای انجام وظیفه آماده آماده است
ناخدا رزمجو درحالی که اشک در چشمانش حلقه بسته بود گفت موفق باشی تکاور ...
از اتاق خارج شدم و سریعا خود را به گردان رساندم از جیپ پیاده شدم کمی به میدان صبحگاه نگاه کردم چشمم به پرچم افتاد مشتم رو گره کردم و رفتم به سوی دفتر فرماندهی گردان به آجودان گفتم سریعا افسران گردان را احضار کن به دفتر فرماندهی ...
وارد دفتر شدم و از مقابل پنجره به میدان صبحگاه گردان، نگاهی به جایگاه فرماندهی به پرچم و به میدانی که تا دقایقی دیگر شاهد حضور گردان است انداختم .
افسران گردان به دفتر فرماندهی آمده و هرکدام یکی یکی پس از ادای احترام وارد دفتر شدند همه با نظمی مثال زدنی در آراستگی ظاهری دور تا دور میز نشستند .
کمی به چهره های مصمم دلاوران گردانم نگاه کردم و گفتم :آقایان وضعیت جنگی است همانطور که میدانید از ساعتی پیش جنگ رسما آغاز شد از ستاد فرماندهی منطقه دستور دارم که در اسرع وقت با کلیه ساز و برگ نظامی عازم منظقه نبرد ، خرمشهر شویم .

خرمشهر منتظر ماست زمان، زمان وفای به عهد است ...
افراد تحت امر خود و در نهایت گردان تا 45 دقیقه دیگر با آرایش کامل نظامی در میدان صبحگاه به صف شود ابتدا میخواهم کمی برای فرزندانم سخنرانی کنم و سپس به امید پروردگار راهی منطقه خواهیم شد .
همه از جای خود بلند شده و هماهنگ و با نظمی مثال زدنی پس از ادای احترام یک به یک عقب گرد کرده و از اتاق خارج شدند ...


[center][url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10266/04~7.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10266/normal_04~7.jpg[/img][/url][/center]

از پنجره اتاق فرماندهی به میدان صبحگاه دوباره نگاهی انداختم دلاوران صف شکن خودم را برانداز کردم همگی آماده بودند آنقدر در کنار هم به دوره هایی سخت در جنگل،کوهستان،بیابان و دریا اعزام شده بودیم که تک تک آنها را از روی اندام حتی از پشت سر هم به نام و نام خانوداگی صدا میزدم ...


[center][url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10266/05~6.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10266/normal_05~6.jpg[/img][/url][/center]

وقتی در پشت جایگاه قرار گرفتم افسر میدان با صدای بلند گفت :
خبر دار ...
آزاد ،راحت باشید عزیزان من...

به نام پرودگار بخشنده مهربان
عزیزان من امروز روز وفای به عهده است امروز وطن ما رو با صدای بلند فرا می خواند درنگ جایز نیست باید به میدان جنگ رفت ما در کنار یکدیگر ساعات و روز های سختی را سپری کرده ایم حالا وقتشه وقتشه تا تمامی آن دوره های سخت را به مرحله عمل درآوریم من از شما عزیزان انتظار دارم هرکدام شما معادل 50 سرباز عراقی است من به شما اطمینان دارم و افتخار میکنم که در کنار شما خواهم جنگید ما نمیرویم کشته شویم بلکه میرویم تا بکشیم ...

ما سالم خواهیم رفت و سالم به خانه اصلی خود، مقر گردان یکم تکاوران نیروی دریایی باز خواهیم گشت ...
درود بر شما کلاه سبز ها ...
اشتیاق به جنگ رفتن را در چشم یکایک شان میدیدم با کلیه ساز و برگ نظامی سوار بر جیپ ها از درب مقر بیرون آمدیم و اینجا بود که مردان آهنین کلاه سبز در مقابل عظمت و مهربانی ملتشان اشک شوق ریختند درب ها که باز شد دژبان احترامی زیبا را نثار گردان نمود و درمقابل خود مردم و نظامیان بوشهر را دیدیم که حال به بدرقه گردان آمده بودند گل های بسیاری نثار گردان گردید و فرزندان من در آغوش مردم جای گرفتند ...
چند کیلومتری تا آبادان نمانده بود به تمامی جیپ های فرماندهی دستور دادم تا با بیسیم با یکدیگر در ارتباط باشند و با رعایت کلیه مسائل امنیتی به حرکت خود ادامه دهند ...خود را به نزدیکی آبادان رساندیم در تاریکی مطلق و چراغ خاموش... ستون گردان تکاوران درنزدیکی آبادان موضع گرفت ، ساعت : 5:30 دقیقه بامداد بود به اطلاع همه فرماندهان رساندم شاید هم اکنون ستون پنجم به اطلاع دشمن ورود ما را رسانده باشد از اینجا به بعد حواستان خیلی باید جمع باشد همه فرماندهان از روی نقشه توجیه و محل استقرار گروهان ها و ستاد گردان در شهر مشخص شد ...

پایان قسمت چهارم
ادامه دارد
  • Upvote 5

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لطفا وارد سیستم شوید برای ارسال نظر

شما قادر خواهید بود بعد از ورود به سیستم این نظر را ترک نمایید



ورود به سیستم