inge

نیروی هوایی اسراییل (پیشینه ، روندها ، گزارش، تحلیل وخبر )

امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

هِل آویر, یکی از بخش‌های ارتش اسرائیل میباشد. نیروی هوایی ارتش اسرائیل بیش از یک هزار جنگنده در اختیار دارد. نیروی هوایی ارتش اسرائیل زیر نظر ستاد کل نیروهای دفاعی اسرائیل فعالیت می‌کند. همینک فرمانده کنونی نیروی زمینی ارتش اسرائیل برعهده آلوف الایزر اشکدی است.

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/fa/b/b9/Tnbs-021.jpg، در سال ۱۹۶۷ میلادی ارتش اسرائیل طی ۶ روز صحرای سینا، کرانه باختری رود اردن، نوار غزه، ارتفاعات جولان و شهر قنیطره را به اشغال در آورد و تمام بیت المقدس را که طبق مصوبات سازمان ملل متحد یک شهر بین المللی محسوب می‌شود را به اشغال درآورد و وسعت سرزمینهای اشغالی را به بیش از ۳ برابر افزایش داد.

نیروهای ارتش اسرائیل با دریافت اطلاعاتی حیاتی به وسیله عوامل اطلاعاتی خود در مصر پی بردند که ارتش مصر بیش از چهارصد هواپیمای جنگنده خود را در نقطه‌ای جمع کرده است تا صبح روز بعد صفوف ارتش اسرائیل را شدیدا در هم بکوبد. ژنرالهای اسرائیلی که کار کشور تازه تأسیس اسرائیل را با بلند شدن هواپیماهای مصری تقریباً تمام شده میدیدند تصمیم به زدن شبانه تمام جنگنده های مصری قبل از بلند شدن یکباره آنها بر روی اسرائیل کردند و با فرستادن تمام ۲۰۰ هواپیمای جنگنده‌ٔ فعال خود بیش از ۳۰۰ هواپیمای مصری را در عرض ۳ ساعت از بین بردند و نیروی هوایی مصر را برروی زمین درهم کوبیدند.

با پایان همان روز، جنگنده‌های نیروی هوایی اسرائیل، نیروی هوایی اردن و نیروی هوایی عراق را درهم کوبیدند و در پایان جنگ شش روزه مجموع ۴۵۱ هواپیمای جنگی متعلق به اعراب را نابود کردند.
بمباران مرکز هسته ای عراق

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/5/58/OsirakLocation.gif ، در 1980 آغاز جنگ ایران و عراق، نیروی هوایی اسرائیل طی یک عملیات محرمانه نظامی با نام عملیات اپرا به اوسیراک، نیروگاه اتمی عراق، که مراحل ساختمان آن تمام شده بود و آماده رسیدن سوخت هسته‌ای از کشور روسیه جهت آغاز فعالیت اتمی بود حمله کرد و آن را به طور کامل منهدم نمود.

این عملیات اندکی پیش از تحویل سوخت هسته‌ای روسیه به این نیروگاه انجام گرفت، زیرا اسرائیل حساب کرده بود که در صورت حمله بعد از رسیدن سوخت هسته‌ای خطر تشعشعات اتمی گسترده در منطقه وجود دارد، و بر این اساس با حمله‌ای پیشدستانه در سال ۱۹۸۰ به نیروگاه اتمی عراق آن را کاملاً ویران ساخت تا خطر یادشده امکان وقوع پیدا نکند. در این عملیات یک اسکادران شامل ۸ فروند جنگنده‌ اف-۱۶ به همراه ۶ فروند جنگنده‌ اف-۱۵ برای تحقق هدف که نابودی این تأسیسات بود، شرکت داشتند. عملیات اپرا با موفقیت کامل برای نیروهای اسرائیلی به همراه بود، چرا که در این عملیات هیچگونه خسارتی به جنگنده ها و خلبانان نیروی هوایی اسرائیل وارد نیامد و هدف عملیات نیز به طور کامل منهدم گردید.
جنگنده ها
* اف-۱۶ فایتینگ فالکن (شاهین رزمنده) (محصول ایالات متحده آمریکا)
* اف-۴ فانتوم (شبح سیاه) (محصول ایالات متحده آمریکا)
* اف-۲۲ (محصول ایالات متحده آمریکا)
* اف-۱۵ ایگل (عقاب) (محصول ایالات متحده آمریکا)
* میراژ (سراب) (محصول فرانسه)
* اسپیت‌فایر (محصول انگلیس)
* کفیر (بچه شیر) (محصول صنایع دفاعی اسرائیل)
* نشیر (عقاب) (محصول صنایع دفاعی اسرائیل)
* لاوی (شیر جوان) (محصول صنایع دفاعی اسرائیل)
بالگرد‌ها
* بالگردهای آپاچی (محصول ایالات متحده آمریکا)
* بالگردهای کبرا (محصول ایالات متحده آمریکا)
* بالگردهای سی هاوک
* بالگردهای بلک هاوک
* بالگردهای پردیتور
* بالگردهای سیکورسکی

پایگاه‌ها
* فرودگاه بین‌المللی بن گوریون
* پایگاه هوایی هاتزریم
* پایگاه هوایی هاتزور
* فرودگاه مگیدو
* پایگاه هوایی نواتیم
* فرودگاه بین‌المللی اودآ
* پایگاه هوایی پلمخیم
* پایگاه هوایی رامات داوید
* فرودگاه بین‌المللی حیفا
* پایگاه هوایی رامون
* فرودگاه ساداو
* پایگاه هوایی سدوت میخا
* پایگاه هوایی تل نوف
بالگردهای سیکورسکی، اف ۱۵ ،۱۶ در یک تصویر، جنگنده کفیر و اف ۱۵
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/0/06/IAI-Kfir-hatzerim-1.jpg/250px-IAI-Kfir-hatzerim-1.jpg
http://hashmonean.com/images/f15_gbu28.jpg
http://www.waronline.org/IDF/Articles/AirForce/f16-f15.jpg
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/b/b3/MH-53J_Pave_Low_III.jpg/250px-MH-53J_Pave_Low_III.jpg
منبع ویکیپیدیا



قرار دادن عکس از سایتی دیگر مجاز نیست.
SAEID

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
هواپیمای کفیر، جنگنده بال دلتایی اسرائیلی
در حدود سال های 1970، نیروی هوایی اسرائیل، تعداد 50 فروند هواپیمای موفق میراژ 5 را به شرکت داسو برگه فرانسوی سفارش داد. اما به دلیل فشارهایی که از سوی افکار عمومی برای عدم فروش آن ها به فرانسه وارد آمد، رژیم اشغالگر صهیونیستی این جنگنده ها را تحویل نگرفت.

پس از آن، اسرائیلی ها در ابعاد وسیعی به تحقیق در مورد طراحی انواع هواپیماهای جنگنده دست زدند که ابتدا به تولید هواپیمای اسرائیلی نشر و سپس کفیر انجامید. پس از مدتی، بر روی بدنه هواپیمای کفیر که شباهت قابل توجهی به میراژ 5 دارد، موتورهای J-79 جنرال الکتریک، یعنی همان موتورهای نصب شده بر روی هواپیمای فانتوم نیز بر روی جنگنده کفیر آزمایش گردید. بدنه این هواپیما برای ایجاد قابلیت نصب موتورهای J-79، ابتدا کوتاهتر و سپس دارای قطر بیشتری شده است و همچنین برای تامین هوای مورد نیاز برای پس سوز موتور، این هواپیما دارای چهار دریچه هوا روی بدنه و یک دریچه روی قسمت عقب بدنه است. همچنین ورودی های موتور این هواپیما به صورت کانال های هوایی با نیم مخروط هایی در وسط آن ها برای مهار امواج ضربه ای و کنترل میزان هوای ورودی به موتور می باشد. این هواپیما، برای کنترل پایداری عرضی خود و همچنین امکان انجام عملیات در ارتفاع پایین، یعنی همان نقطه ضعف هواپیماهای بال دلتایی، دارای یک جفت بالچه مشهور به کانارد در قسمت جلوی هواپیما و در طرفین ورودی های موتور آن است که امکانات بیشتری برای کنترل هواپیما در سرعت های پایین تر به آن می دهند.
این جنگنده، که بسیاری آن را یک کپی ناقص از هواپیمای میراژ 5 می پندارند، مجهز به تجهیزات الکترونیکی یا همان اویونیک اسرائیلی و تانک های سوخت بهبود یافته می باشد. این هواپیما، برای دفاع هوایی و مخصوصاً برای حملات زمینی طراحی و تولید شده است و حتی از تسلیحات، یعنی موشک ها و بمب های به کار رفته در هواپیمای میراژ 5 بهره می جوید. این هواپیما دارای طول بدنه ای به میزان 15 متر و دهانه بالی به میزان 8 متر است. این هواپیما، قادر است به کمک موتور J-79 با سرعت هایی بالغ بر 3/2 ماخ نیز دست پیدا کرده و به ارتفاع تا 18 کیلومتر نیز برسد. این هواپیما، با بیشترین وزن برخاست معادل 16 تن، هواپیمایی در کلاس سبک به شمار می آید.
همچنین، جنگنده کفیر دارای برد نسبتاً کوتاهی به میزان 770 کیلومتر است که دلیل عمده آن، می تواند استفاده از موتورهای توربوجت پر مصرف J-79 بیان شود، چنانکه این موضوع، در خود هواپیمای فانتوم نیز وجود دارد. البته برای اسرائیل، با مساحت اندک کشورش، این ضعف چندان آشکار نمی نماید. کفیر قادر به حمل انواع موشک های سایدوایندر، پایتون، شفریر، ماوریک و شرایک، در کلاً 9 مقر در زیر بال ها و بدنه می باشد که وزن کل تسلیحات، یعنی مجموع بمب ها و موشک های محوله، می تواند تا 5 تن نیز برسد. ناگفته نماند جنگنده کفیر محصول صنایع هواپیما سازی اسرائیل یا IAI است که در نیروی هوایی آمریکا، اف-21 ای نام گذاری شده است.
[align=center]تصویر
تصویر
تصویر[/align

نشر
هنگامي که به تاريخ جنگهاي اعراب و اسرائيل مي نگريد، به اسم جنگندهء ناآشنايي چون «نشر» بر مي خوريد. توليد اين جنگنده در سالهايي که اسرائيل با دولتهاي عربي، دست و پنجه نرم مي کرد و دچار مشکلات فراواني براي تهيهء ادوات و هواپيماهاي نظامي مورد نياز خود بود، بسيار قابل توجه است. اين راهي است که کشور ما نيز بايد آن را بپيمايد تا قسمتي از هواپيماهاي نظامي مورد نياز خود را بتواند در داخل توليد نمايد.
«نشر» اولين جنگنده اي بود که در اسرائيل توليد شد و با توليد بسيار موفق اين جنگنده،‌ راه براي ساخت جنگنده هاي پيشرفته تر «کفير» و «لاوي» هموار گشت.
در آن زمان، نيروي هوايي اسرائيل (IAF) ملاحظه کرد که اين جنگنده، به طور موقت، توان نيروي هوايي را به ميزان قابل ملاحظه اي بالا مي برد. در واقع توليد و ورود به خدمت اين جنگنده، يک دورهء مياني قبل از در سرويس قرار گرفتن جنگنده هاي پيشرفته نظير «لاوي» بود. تجربيات حاصل از توليد و استفادهء «نشر» راهگشاي خوبي براي پيشرفت صنايع هواپيماسازي اسرائيل گشت.
در آن زمان، قرار بود با ورود به خدمت جنگنده هاي بهتر، هواپيماهاي نشر بازنشست شوند. نشر 10 سال در نيروي هوايي اسرائيل با موفقيت تمام، انجام وظيفه نمود تا به نقطهء اوج خود – يعني نبرد يام کيپور (1973) – رسيد و در آن جنگ بود که پيروزي هاي فراواني در نبردهاي هوايي و حمله به اهداف زميني اعراب، کسب نمود.
سابقهء عمليات واقعي
اولين جنگندهء‌ نشر که رسمن به اولين اسکادران عملياتي نيروي هوايي تحويل شد به تاريخ مي 1971 (ارديبهشت 1350) در پايگاه هوايي Hatzor فرود آمد و توسط خلبان باسابقهء نيروي هوايي – دني شاپيرا – مورد آزمايش قرار گرفت. در طول ماههاي بعد و با موفق بودن طراحي اين جنگنده، تعداد ديگري از اين جنگنده به اسکادرانهاي ناقص ميراژ3 (به دليل جنگ، دولت فرانسه از تحويل مابقي ميراژ3 هاي خريداري شده خودداري نمود. بسیار به دلیل شباهت بسیار زیاد این جنگنده با میراژ۳، بر این عقیده هستند که این جنگنده، کپی ای از میراژ۳ فرانسوی است) اضافه شدند تا اسکادرانهاي ميراژ3، توان عملياتي خود را بازيابند.
هنگامي که تعداد قابل ملاحظه اي از نشرها در IAI (کارخانجات هواپيماسازي اسرائيل) توليد گشتند، دو اسکادران، منحصرن (بدون ميراژ3) از نشرها، تشکيل يافت. اولين اسکادران در پايگاه هوايي Etzion به تاريخ سپتامبر 1972 و ديگري به تاريخ مارس 1973 در پايگاه هوايي Hatzor استقرار يافتند.
با شروع جنگ يام کيپور به تاريخ اکتبر 1973، نيروي هوايي اسرائيل، 40 فروند نشر در سه اسکادران (يک اسکادران اوليه و دو اسکادران جديد) در خدمت داشت.
اگرچه نشر در اصل براي حملات عليه اهداف زميني طراحي شده بود، ولي در ضمن جنگ، براي نبردهاي هوايي نيز استفاده شدند. در آن زمان فرمانده نيروي هوايي، تصميم گرفت تا از جنگنده هاي F-4D (فانتوم)، «اسکاي هاوک» و «سار» بر عليه اهداف زميني استفاده کند و از جنگنده هاي ميراژ3 و نشر براي نبرد با هواپيماهاي دشمن و ايجاد برتري هوايي در مناطق درگيري، بهره ببرد.
نبرد يام کيپور (1973)
در طول نبرد یام کیپور، نشرها به خوبي از عهدهء وظايف خود برآمدند،‌ تعدادي زيادي از ميگها و سوخوهاي اعراب را به راحتي ساقط کردند و نشان دادند که جنگندهء بسيار خوب و مانورپذيرتري نسبت به ميگهاي21 هستند، ضمن اينکه از نظر کيفيت قطعات توليدي نيز در سطح بسيار مناسب و خوبي بودند.
مطابق آماري که بلافاصله پس از اتمام جنگ انتشار يافتند، نشرها در 117 نبرد هوايي (جنگ يام کيپور) شرکت جسته بودند. (65 نبرد هوايي در سوريه و 52 نبرد در مصر) 227 هواپيماي دشمن در اين نبردهاي هوايي ساقط شده بودند که در مقابل تنها 6 فروند جنگندهء ‌نشر، ساقط شده بود که اين 6 جنگندهء نشر نيز در ماموريت شناسايي بودند و توسط پدافند زميني مورد هدف قرار گرفته بودند.
در اين ميان، اسکادران نشر متعلق به پايگاه هوايي Etzion سرآمد بقيه بود و 42 هواپيماي اعراب را ساقط کرده بود و تنها يک فروند هواپيماي نشر از دست داده بود.
نشرها در عمليات شناسايي – ضربتي چندان موفق نبودند. آنها فقط در چند ماموريت زميني شرکت داشتند]تصویر
تصویر[/align]
Dagger
برخي مشخصات فني
ماموريت اوليه: جنگندهء تک سرنشينه چندماموريته
سازنده: اسرائيل
ابعاد
طول: 15.55 متر
فاصلهء دو سر بالها: 8.22 متر
ارتفاع: 4.25 متر

مقدورات
حداکثر سرعت: 2.1 ماخ = 2400 کيلومتر بر ساعت
سقف پرواز خدمتي: 17000 متر
برد: 1300 کيلومتر
وزن
وزن خالي: 6600 کيلوگرم
حداکثر وزن قابل بار گذاري شده: 13500 کيلوگرم
پيشرانه
موتور Atar 09 ساخت اسنکما (فرانسه) با کشش 4280 کيلوگرم
Lavi
پس از موفقيت در ساخت جنگنده هاي نسل سوم «نشر» و «کفير»، جنگندهء نسل چهارم اسرائيل يعني «لاوي» ساخته شد. لاوي يک جنگندهء بسيار پيشرفته و در حد جنگنده هايي نظير اف16 و اف18 مي باشد. از اين جنگنده کمتر گفته شده است، زيرا هيچگاه به طور رسمي به كار گرفته نشد ولي IAI جهت جبران زحمات فراواني كه براي طراحي اين جنگنده و سيستم‏هاي پيشرفته‏اش كشيد، بسياري از طراح‏هايش را عينن به جنگنده‌ء J-10 چيني منتقل كرده است. امروز، لاوي در قالبي نو به نام J-10 در اختيار نيروي هوايي چين و به زودي پاكستان، قرار خواهد گرفت. چيني‏ها، علاقمندي مقامات ايران را نيز براي دريافت اين جنگنده اعلام كرده‏اند هرچند به سختي مي‏توان باور كه دولت اسرائيل، اجازهء‌ فروش J-10 را به ايران صادر نمايد.
لاوي يک جنگنده چند کاره است که هرگز وارد خدمت نشد اما با اين وجود، مرحلهء مهمي را در زمينهء توسعهء هواپيما در صنايع IAI شکل داد و شايد بالاتر از توان IAI قرار داشت
براي اولين بار در تاريخ تکنولوژي اسرائيل، طراحي مستقل يک هواپيماي پيشرفته، محقق شده بود. پيشتر از اين، صنايع IAI، جنگنده هاي Nesher، Kfir و Tzukit را با موفقيت توليد کرده بود، اما در واقع اين هواپيماها، مدلهايي کپي شده يا ارتقاء يافته از جنگنده هاي ساخت کشورهاي ديگر بودند. لاوي در واقع اولين هواپيمايي بود که مطابق با استانداردهاي مورد نياز نيروي هوايي ساخته شد و يکي از پيشرفته ترين جنگنده هايي شد که در آستانهء ورود به هزارهء سوم توليد شده بود. قرار بود بين سالهاي 1993 تا 2003، تعداد 300 فروند لاوي ساخته شده و جايگزين هواپيماهاي قديمي A-4 (اسكاي‏هاوك) و كفير شوند. كل اين پروژه، مبلغي در حدود 3 ميليارد دلار را بالغ مي‏شد.
برنامهء توليد لاوي به فوريه 1980 باز مي گردد. در آن زمان دولت به نيروي هوايي اجازه داد تا جنگندهء آينده بر اساس تکنولوژي هاي فني پيشرفته، طراحي شود. 18 ماه بعد، پروسهء توليد هواپيماي جديد در IAI شکل گرفت و قرار شدن براي موتور هواپيما که ساخت آن نياز به تکنولوژي فني بالايي دارد از بين موتورهاي ساخت شرکت پرات اند ويتني،‌ يک مدل انتخاب شود.
جنگندهء تک سرنشينهء لاوي قرار بود جايگزين هواپيماهاي اسکاي هاوک (SkyHawk) شده و ماموريتهاي گوناگوني مانند حمله به اهداف زميني در فواصل نزديک و متوسط و دفاع هوايي را به انجام برساند.
نوع دو سرنشينه نيز قرار بود براي مراحل پيشرفته‏تر آموزش خلباني به کار گرفته شود ضمن آنکه بتواند ماموريتهاي رزمي را نيز به خوبي انجام دهد.
لاوي، جنگنده‏اي در ابعاد کوچک، باهوش و داراي سيستم‏هايي بود که امکان خطا را کم مي‏کرد و راه حل مناسب نيروي هوايي براي نبردهاي آينده به شمار مي رفت. سيستم‏هاي نرم افزاري بسيار هوشمندي براي كنترل و نشانه‏روي تسليحات در داخل جثهء كوچك اين جنگنده تعبيه شده است. وجود اين سيستم‏هاي كامل، به معني كاهش هزينه‏هاي تعمير و نگهداري مي‏شد، زيرا با ورود به خدمت اين جنگندهء‌ چندماموريته، تعدادي جنگندهء قديمي از رده خارج مي‏شدند.
مطابق اصول فني، لاوي يك جنگندهء بسيار پيشرفته به شمار مي‏رفت:
- با بدنه‏اي كاملن آيروديناميك؛
- قابليت مانور عالي؛
- پساي كم در هنگام حمل تسليحات كامل؛
- قابليت پرواز با حداكثر مهمات در حداكثر سرعت و فواصل طولاني؛
- قابليت استفاده از انواع تسليحات پيشرفته.
جزئيات عمليات هواپيما – به خصوص كابين آن – به وسيله خلبان برنامه‏ريزي مي‏شود. بدين معني كه جنگنده به خلبانش اجازه مي‏دهد وارد اجراي تاكتيكهاي نبرد شود بدون آنكه نياز به دقت و كنترل مدوام سيستم‏هاي مختلف جنگنده باشد. سيستم‏هاي الكترونيكي لاوي (آويونيك) به شكل كاملن نو و ابداعي طراحي شده‏اند و داراي عيب‏ياب خودكار هستند تا تعمير آنها، ساده‏تر شود.
به تاريخ 31 دسامبر 1986، نمونهء ابتدايي لاوي، اولين پرواز از سري پروازهاي آزمايشي لاوي را انجام داد. سرخلبان آزمايشگر – مناخيم شيمول – كه از ژنرال‏هاي ارشد نيروي هوايي است ساعت 13:21 به وقت محلي، از باند پايگاه هوايي بن‏گورين به هوا خاست و در مدت 26 دقيقه پرواز، سيستم‏هاي كنترلي و موتور اين جنگنده را مورد سنجش قرار داد.
سه ماه بعد، دومين نمونهء اوليه نيز به هوا خاست. در آن پرواز نيز سيستم‏هايي چون: سيستم كنترل پرواز، موتور، برق هواپيما، هيدروليك و سيستم خنك كنندهء كابين (ايركانديشن) مورد آزمايش قرار گرفت. دومين نمونه، دچار برخي بهسازي‏ها نسبت به مدل اول شده بود كه شامل حمل مخزن سوخت سوارشده در وسط بدنهء هواپيما، غلاف سوختگيري هوايي و برخي سيستم‏هاي الكترونيك (آويونيك) كه در نمونهء اول، گنجانده نشده بودند.
در كل تعداد 3 فروند نمونهء اوليه از لاوي در IAI توليد شد كه به غير از 5 فروند نمونهء اصلي بود كه بعدن ساخته شد.
به تاريخ 30 آگوست 1987، دولت تحت فشار آمريكا، تصميم گرفت تا ادامهء پروژه لاوي را ملغي كند. دليل آن نيز مشكلات تامين بودجه و همچنين فشارهاي اقتصادي و سياسي وارده از طرف احزاب بود. (برخي احزاب مانند حزب ليكود بر خلاف حزب كارگر، از هزينهء تمام شدهء‌ نسبتن بالاي اين جنگنده رضايت نداشتند و ترجيح مي‏دادند كه جنگنده‏هاي ارزان‏قيمت‏تري مانند F-16C/D از ايالات متحده خريداري شود) همچنين ايالات متحده، نگران از دست رفتن بازار جنگنده‏هاي صادراتي اف16 و اف18 خود بود. اين تصميم، باعث تظاهرات كارگران خشمگين صنايع IAI شد هرچند كه نتيجه اي دربر نداشت. IAI انتخاب ديگري نداشت و بدين گونه 5000 نفر از كاركنانش،‌ بيكار شدند.
دولت مبلغ 450 ميليون دلار بابت هزينهء لغو پروژهء لاوي از ايالات متحده طلب كرد.
سومين نمونهء لاوي كه به نام B-3 يا Technology Demonstrator (اثبات كنندهء‌ تكنولوژي) ناميده شد، دو سال بعد از ملغي شدن پروژه، ساخته شد. اين جنگنده، امروزه در IAI براي تست و ارزيابي سيستم‏هاي الكترونيك به منظور صادرات به ديگر كشورها، مورد استفاده قرار مي‏گيرد.
برخي مشخصات فني
ماموريت اوليه: جنگندهء چندكاره (Multi-Task)
سازنده: اسرائيل
ابعاد
طول: 14.57 متر
فاصلهء دو سر بالها: 8.78 متر
ارتفاع: 4.78 متر
مساحت بالها: 33.05 متر مربع
مقدورات
حداكثر سرعت: 1.85 ماخ
حداكثر وزن قابل بارگذاري: 7200 كيلوگرم
برد عملياتي: 2100 كيلومتر
وزن خالص: 9990 كيلوگرم
پيشرانه
يك موتور توربوفن ساخت پرات اند ويتني (PW1120) با كشش 9344 كيلوگرم
برخي سيستم‏ها
سيستم كامپيوتري پرواز با سيم = Fly By Wire يا FBW
گيرندة اخطار راداري = Radar Warning Receiving يا RWR
سيستم پيشرفتهء تشخيص دوست از دشمن: IFF
نمايشگر سربالا = Headup Display يا HUD ساخت Albit Systems
و . . .
دلائل لغو پروژهء لاوي
در 30 اوت 1987، كابينهء اسراييل با اكثريت نسبي آرا (12 به 11) در مورد لغو برنامهء توليد هواپيماي جنگنده لاوي (در عبري به معناي شير) به توافق رسيد. دولت رونالد ريگان كه در آغاز حامي اين برنامه بود، با تغيير موضع خود مشكلات مالي و سياسي زيادي را براي دولت تل آويو به وجود آورد كه در نهايت چاره‌اي جز لغو آن نداشت. قرار شد به جاي توليد لاوي، هواپيماي جنگنده اف ـ 16 بيشتري از آمريكا خريداري شود.
يكي از علل اوليه جذابيت برنامهء توليد لاوي، اين بود كه به اسرائيل امكان مي‌داد تا از تحريمهاي تسليحاتي آمريكايي مصون بماند. هر زمان كه ايالات متحده با سياستهاي خارجي اسراييل مخالف بود، ناخشنودي خود را با قطع انتقال تسليحات به تل آويو نمايان مي‌ساخت. كما اينكه در اوايل 1980 براي اعتراض به اشغال نظامي جنوب لبنان توسط اسرائيلي‌ها، دولت واشنگتن ارسال هواپيماي اف ـ 16 را براي مدتي متوقف ساخت. در ابتدا، كنگرهء امريكا بدون بررسي دقيق، ميلياردها دلار را براي مدتي متوقف ساخت. در ابتدا، كنگرهء امريكا بدون بررسي دقيق، ميلياردها دلار را براي اين پروژه تصويب كرد، و اعتراض شركتهاي هواپيماسازي امريكايي ناديده گرفته شدند. امريكايي‌ها با صادرات لاوي از سوي اسرائيل مخالف بودند. در ژوئيه 1983، واينبرگر (وزير دفاع وقت) ادعا كرد كه براي تأمين هزينه‌هاي توسعه و توليد، اسراييلي‌ها ناگزيرند كه به جاي 300 فروند، 700 فروند لاوي توليد كرده و 400 فروند ديگر را به كشورهاي ثالث بفروشند. بين سالهاي 1977 و 1981، حدود يك سوم از بودجهء دفاعي اسراييل توسط آمريكا تأمين مالي مي‌شد، و سهم كمكهاي امريكايي در بودجهء نظامي اين كشور در 83 ـ 1982 به 37 درصد افزايش يافت. در 1987، كمك نظامي آمريكا به اسراييل 8/1 ميليارد دلار، و كمك اقتصادي بالغ بر 2/1 ميلياد دلار بود. امريكايي‌ها تمايلي نداشتند كه پول بيشتري به برنامه‌هاي توليد نظامي (از جمله لاوي) اختصاص دهند، و رقيب بالقوه‌اي براي خود در صنعت هواپيماسازي جنگي ايجاد كنند. هزينهء توسعه لاوي، سالانه حدود نيم ميليارد دلار از كمكهاي امريكا را به خود اختصاص داد.
[align=center]تصویر
تصویر
تصویر[/align]
منبع centralclubs.com
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
با سپاس از شما آقا فلانكر عزيز بابت مقاله خوبت اسراييل هيچ چيز از خودش ندارد. فقط با حمايت و پشتيباني آمريكا ميتواند به حبات جعلي خود ادامه بدهد. هواپيماهاي معرفي شده يا سيستم رادارشان آمريكايي است با موتورشان فرانسوي است. اگر حمايت آمريكا نباشد اسراييل نميتواند به فكر طراحي و ساخت جنگنده باشد و فقط بايد در فكر تامين امنيت خود باشد. اسراييل يك غده سرطاني است و بايد از بين برود.
  • Upvote 3
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
جناب فلانکر این را فراموش نکن که اسراییلی ها در شرک های بزرگی مثل لاکهید و بویینگ و... نفوز بسایری درند و خیلی از تکنولوژی این هواپیما را با کمک این شرکتها به آن رسیدند. ولی مرگ بر اسرائیل . Mr.Fox
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
اي كاش ما هم نصف اونا نفوذ داشتيم ولي تو افغانستان هم نفوذ نداريم icon_cheesygrin
  • Downvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
تنها نفوذ داشتن کافی نیست. اسرائیل نیروی متخصص کافی در اختیار ندارد و هرگاه قصد ساخت سلاحی مدرن داشته دست به دامان آمریکا شده است! همین جنگنده لاوی و پدافند آرو و تانک مرکاوا و ... همگی با کمکهای فنی و مالی آمریکا ساخته شده اند. این روش خوبه و بد نیست اما در یک جنگ تمام عیار مانند سال 1973 میبینیم که اسرائیل قادر به مقاومت نیست.
  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
اسراييل با نفوذي كه در شركتهاي صاحب تكنولوژي هستند تونست امكانات ساخت اين تجهيزات رو فراهم كنه. icon_cheesygrin

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
ببينيد دوستان . انقدر هم كه مي گيد اسراپيل بي عرضه نيست كه هيچي از خودش نداشته باشه . براي مثال همين ايران قدرت ساختن جنگنده هاي پيشرفته رو داره . مثل اف-18 يا ميگ 35 يا سوخو . كه بعد ميگيد اسراپيل هيچي از خودش نداره . همين تانك مركاوا رو اسراپيل خودش بدون كمك از هيچ كشوري ساخته . شما مي بينيد كه جزو بهترين تانك هاي جهان به حساب مي ياد . ولي اسراپيل نياز هاي خودش رو با نفوذ تامين مي كنه ولي متاسفانه ايران با اينكه نياز شديد به جنگنده هاي بهتر و نو تر داره به هيچ عنوان حاضر نيست چند تا جنگنده از اين روسيه و چين بخره . ناراحت نشيد اگر اين رو مي گفتم ولي به هر حال بودجه نظامي اسراييل و همچنين ميزان نفوذش در جوامع بين المللي بسيار بالا است و اين امر باعث شده كه ........ شما مطمين باشيد كه آمريكا هيچ وقت زير اسراييل رو خالي نخواهد كرد چراكه با از دست دادن اسراپيل ديگه آمريكا جاپي در خاور ميانه نخواهد داشت . icon_cheesygrin

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ببينيد دوستان .

انقدر هم كه مي گيد اسراپيل بي عرضه نيست كه هيچي از خودش نداشته باشه .

براي مثال همين ايران قدرت ساختن جنگنده هاي پيشرفته رو داره . مثل اف-18 يا ميگ 35 يا سوخو . كه بعد ميگيد اسراپيل هيچي از خودش نداره .

همين تانك مركاوا رو اسراپيل خودش بدون كمك از هيچ كشوري ساخته . شما مي بينيد كه جزو بهترين تانك هاي جهان به حساب مي ياد .

ولي اسراپيل نياز هاي خودش رو با نفوذ تامين مي كنه ولي متاسفانه ايران با اينكه نياز شديد به جنگنده هاي بهتر و نو تر داره به هيچ عنوان حاضر نيست چند تا جنگنده از اين روسيه و چين بخره .

ناراحت نشيد اگر اين رو مي گفتم ولي به هر حال بودجه نظامي اسراييل و همچنين ميزان نفوذش در جوامع بين المللي بسيار بالا است و اين امر باعث شده كه ........

شما مطمين باشيد كه آمريكا هيچ وقت زير اسراييل رو خالي نخواهد كرد چراكه با از دست دادن اسراپيل ديگه آمريكا جاپي در خاور ميانه نخواهد داشت . :neutral:


کرکس عزیز،
وقتی سالانه 3 میلیارد دلار کمک بلاعوض مالی از جانب آمریکا به اسرائیل داده شود اگر این موفق به ساختن تانک و هواپیما نمیشد که!

ولی هر چه باشد نباید اسرائیل را دست کم گرفت.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
خوب اقا سعید اینطوری که شما می گید و درست هم هست ولی باید گفت که خاک بر سر اسرائیل . کشوری که این همه کمک مالی بهش شده و می شه چرا باید بر سر جنگ با یک گروه انقدر آسیب جدی ببینه . ولی آقا سعید هزینه و یا همون وبدجه نظامی اسرائیل در سال چقدر هست ؟ فکر کنم اگر تا الان این همه بودجه و امکانات در اختیار ایران گذاشته بودند الان می تونستیم شاتل فضایی یا هواپیما ا-380 بسازیم .

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
اي كاش اين عراب به جاي حرف زدن در مورد خليج پارس اينقدر متحد بودن كه تو يه صف مي رفتن بالاي ارتفاعات جولان رو به اسراييل مي ايستادان و نفري يه سطل آب مي ريختن زمين ( اون يكي راهشو نگفتم ترسيدم آقا سعيد اخراجم كنه icon_biggrin ) همين قدر كافي بود پشتيباني آمريكا بدون شك موثر هست ولي تضمين كننده نيست دشمناي اسراييل خيلي شل تشريف دارن ( به جز خودمون البته كه كاش ما يه كم شل تر بوديم عربا سفت تر در مورد اسراييل) icon_cheesygrin fi_lone_ranger شايد از ترس همين اسراييل اونجارو گرفت :oops: :lol: ولي ترسش بيجاست !!! :lol: :lol:

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
مسئله حمله نیروی هوایی اسراییل به تاسیسات هسته ای ایران بحث زمان است. البته اگر ایران از غنی سازی اورانیوم امتناع کند. این نتیجه گیری در مقاله روزنامه نیویورک تایمز در خصوص مانور اخیر نیروی هوایی اسراییل در منطقه دریای مدیترانه آمده است. این مانور هیاهوی زیادی به پا کرده و با ارزیابی های کارشناسان در خصوص امکان حمله هوایی به تاسیسات هسته ای ایران مواجه شد. اما این بار اسراییل قرار است نقش مجری را بازی کند. برخی از جزئیات این رزمایش اخیر بسیار مهم است. بیش از 100 جنگنده F-16 و F-15، هلی کوپترها و هواپیماهای تانکر حدود هزار و پانصد کیلومتر مسافت را طی کرده که به اندازه مسیر میان اسراییل و مجموعه غنی سازی اورانیوم نطنز است. جالب توجه است که ایهود اولمرت نخست وزیر اسراییل با طراح اصلی حمله هوایی اسراییل به راکتور "اوسیراک" عراق در سال 1981 دیدار کرد. و یا اینکه بنا به آخرین پیشبینی های "جان بولتون" نماینده اسبق آمریکا در سازمان ملل متحد، اسراییل طی سال جاری به ایران حمله خواهد کرد اما بعد از انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا تا خللی در محاسبات جمهوریخواهان در انتخابات وارد نکند. به اعتقاد منابعی که نامشان فاش نشده هدف این رزمایش آن بود که به آمریکا و دیگر کشورها نشان داده شود که اگر تدابیر دیپلماسی تهران را متقاعد نسازد که از غنی سازی اورانیوم امتناع ورزد، اسراییل آماده است که از نیروی نظامی استفاده کند. اسراییل در اصل بار دیگر به ایران و دیگر کشورها نشان داد که این کشور آماده است که از هر گونه ابزاری برای جلوگیری از غنی سازی اورانیوم توسط تهران استفاده کند. چه چیز بیش از هر چیز دیگر در مقابله میان اسراییل و ایران اخیرا به نظر می رسد؟ مهمترین چیز تغییر لحن ایهود اولمرت علیه ایران بعد از دیدار اخیرش از آمریکاست. در جریان این سفر هیلاری کلینتون و باراک اوباما اعلام کردند که از متفق اصلی خود در خاور نزدیک یعنی اسراییل در صورت مناقشه نظامی با ایران حمایت خواهندکرد. بعید به نظر میرسد که این اعلامیه های فقط به خاطر تبلیغات انتخاباتی کنونی باشد. نیکلا سارکوزی رییس جمهور فرانسه و گوردون براون نخست وزیر انگلستان نیز به همین صورت از اسراییل اعلام حمایت نمودند. مسئله "بمباران کردن و یا نکردن" تاسیسات هسته ای ایران همیشه یکی از مسائل مهم بوده است. کارشناسان اسراییلی هیچوقت پنهان نکرده اند که تا چه اندازه دورنمای روبرو شدن با ایران هسته ای برای آنها دشوار است. این مسئله کاملا روشن است. بمب اتمی ایران برای اسراییل تقریبا حکم اعدام است. به همین خاطر مسئله چه کسی باید ایران را بمباران کند، آمریکا و یا اسراییل همیشه در دستور کار روابط تل آویو و واشنگتن بوده است. از مقامله مذکور چنین بر می آید که توافق بعمل آمده است. مشکل اصولا حل شده است: خود این مقاله تا اندازه ای هشدار به ایران و جامعه جهانی است. بعلاوه که در این رزمایش و چاپ این مقاله تقریبا با متقاعد نمودن اخیر ایران برای انصراف از غنی سازی همزمان شده است. حال واکنش آنها چه خواهد بود؟ اما تهران به خود اطمینان دارد. ایران معتقد است که هرگونه درخواست در خصوص توقف امور غنی سازی اورانیوم غیر قابل قبول است. پاسخ نهایی تهران آنست : توقف غنی سازی آنسوی خط قرمز برای ایران است. ما باید از چنین فناوری برخوردار باشیم. جالب اینجاست که دستیابی ایران به سطح معینی از فناوری های غنی سازی اورانیوم نیز برای اسراییل خط قرمز است. چرا که از نظر تل آویو این مسئله برای اسراییل خودکشی محسوب می شود. به همین خاطر امکان بمباران وجود دارد. نووستي

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
شلیک ضدهوایی ها در غرب تهران شاهدان عینی ، همزمان با این شلیک ها،‌یک شیء پرنده را در فضای منطقه دیده اند که برای دقایقی ثابت بود ولی پس از پرحجم شدن شلیک ها،‌ از آسمان غرب تهران دور شده است . عصرایران - دقایقی پیش ،‌صدای شلیک های هوایی در بخشی از غرب تهران و اطراف استادیوم آزادی ،‌ مردم این منطقه را مضطرب کرد. به گزارش خبرنگار عصرایران ، ساکنان دهکده المپیک منبع این شلیک ها را توپ های ضد هوایی مستقر در منطقه دانستند که تا کیلومترها آن سوتر ، صدایشان شنیده می شد. شاهدان عینی ماجرا همچنین گفتند که همزمان با این شلیک ها،‌یک شیء پرنده را در فضای منطقه دیده اند که برای دقایقی ثابت بود ولی پس از پرحجم شدن شلیک ها،‌ از آسمان غرب تهران دور شده است .

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
اینها همه جواب تمرینشونه http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8704050526

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.