امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

شرکت بوئینک در 23 ژوئن 2010 موشکی را با نام jagm را تست کرد ، این موشک هوا به سطح است و جزو برنامه نظامی آمریکا برای توسعه و جایگزینی موشک های BGM-71 TOW ، AGM-114 Hellfire و AGM-65 Maverick میباشد ارتش آمریکا ونیروی دریایی هردو خریداران هزاران فروند از این موشک هستند.

ویدئو :
http://www.aparat.com/public/public/user_data/flv_video/59/80f574901087b9588ad46e4e4b0aa832174897.flv

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

آزمایش توان رهگیری موشک هوا به زمین نسل جدید آمریکا

آزمایش سر جستجوگر دوحالته موشک هوا به زمین JAGM توسط شرکت لاکهید مارتین، میزان توانایی این موشک را برای رهگیری اهداف زمینی در هنگام پرواز با سرعت تاکتیکی نشان داد.
هیتنا: شرکت لاکهید مارتین، سازنده موشک هوا به زمین مشترک (JAGM) با استفاده از داده‌های این آزمایش حداکثر برد واقعی حسگرهای بخش هدایت و رهگیری موشک را که شامل دو حسگر موج میلیمتری و لیزر نیمه فعال می‌باشد، مشخص خواهد کرد. برای این موشک که قرار است جایگزین موشک‌های مشهوری چون HELLFIRE, MAVERIK, TOW و BGM-114 گردد، بردی معادل ۱۶ تا ۲۸ کیلومتر در نظر گرفته شده است. به گفته شرکت لاکهید مارتین طراحی سر جستجوگر دوحالته جدید، با استفاده از تجربه موشک‌های‌ مشهور HELLFIRE که مجهز به سامانه لیزر نیمه فعال می‌باشد و موشک LONGBOW که از حسگر موج میلیمتری جهت رهگیری استفاده می‌کند، صورت گرفته است.
ارتش آمریکا از هم‌اکنون بودجه‌ای ۶۵ میلیون دلاری را برای سه حالته کردن سر جستجوگر موشک به شرکت لاکهید مارتین اختصاص داده است. به گفته این شرکت، طراحی مدولار و معماری باز موشک JAGM به راحتی امکان توسعه این موشک را فراهم می‌آورد.
وزارت دفاع آمریکا پروژه ساخت موشک هوا به زمین مشترک را از سال ۲۰۰۷ با هدف ساخت یک موشک نسل جدید با قابلیت نصب بر روی تعداد زیادی از پلتفرم‌ها آغاز کرد. انعطاف پذیری و هزینه پایین عملیاتی از ویژگیهای دیگری است که به عنوان ویژگی‌های این موشک در نظر گرفته شده است. طبق پیش‌بینی‌ها موشک هوا به زمین جدید تا سال ۲۰۱۶ عملیاتی شده و بر روی بالگردهای تهاجمی آپاچی و پهپادهای MQ-1C نصب خواهد شد.

۲۸ آذر ۱۳۹۱
منبع: هيتنا

ببخشيد كه ارسال متوالي دادم. تاپيك بالا بيايد.

  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لبه تیغ تیزتر برای نیروی هوایی

اعطای قرارداد 49 میلیون دلاری نیروی هوایی ارتش ایالات متحده  برای  توسعه مهمات هوا به  زمین مشترک به لاکهید- مارتین

1~147.jpg

واشنگتن : وزارت دفاع ایالات متحده  در سالگرد حملات 11 سپتامبر  به شکل رسمی از امضاء قراردادی به ارزش 49618289 میلیون دلار به منظور خرید مهمات هوا به زمین مشترک از شرکت لاکهید – مارتین رونمایی نمود .

براساس بیانه رسمی وزارت دفاع  ، لاکهید – مارتین در چهارچوب قرارداد بازنگری شده   W31P4Q-15-C-0102 می بایست تامین نیازمندی  اردنانس نیروی هوایی در حوزه مهمات هوا به زمین مشترک Joint Air-to-Ground Missiles را برعهده گیرد . به اعتقاد تحلیلگران نظامی ، انتظار میرود که این قرارداد در فوریه 2021 بطور کامل در تاسیسات لاکهید در اورلاندو (فلوریدا) نهایی شود .

Joint-Air-to-Ground-Missile-JAGM.jpg

به گفته این تحلیلگران ، بخش سخت افزاری این سامانه تسلیحاتی (JAGM) در تست های صورت گرفته ، نزدیک به 95 درصد اطمینان پذیری رزمی را به ثبت رسانده  و بدلیل تشابه خطوط تولید این محصول جدید با مهمات ضد زره هلفایر ، می توان نزدیک به 75000 تیر موشک با قابلیت اطمینان پذیری رزمی نزدیک به 97 درصد را تحویل کاربران داد .

56e6516cc461881f318b460a.jpg

به گفته سخنگوی لاکهید – مارتین ، مهمات هوا به زمین مشترک ترکیبی از توانایی های مهمات HELLFIRE II و سیستم هدفگیری  Longbow را به شکل ارتقاء یافته  خواهد داشت . پیمانکار JAGM براین اعتقاد قرار دارد که ترکیب دو فناوری  لیزر نیمه فعال  (SAL) و رادار موج میلیمتری (MMW) در یک جستجوکر تکی و اتصال آن به یک  کلاهک بهبود یافته از گونه هلفایر در کنار تغییر پیشرانه و سامانه های پایش پرواز میتواند مسحور کننده به نظر برسد .

JAGM.JPG

این جستجوگر دوگانه  ، علاوه بر کارکرد مستقل ، می تواند بصورت  ترکیبی نیز عمل نموده  تا عملکردی بهینه را در محیط های بشدت آلوده به جنگ الکترونیک  به نمایش گذارد .

معماری ماژولار و باز این سخت افزار موجب خواهد شد تا قیمت گذاری نهایی آن ، با ثبات بیشتری همراه گردد و این گزینه مطلوبی  برای ارتش بشمار می آید . این روند ، همچنین باعث خواهد شد تا وزارت دفاع  از دامنه مانور بیشتری برای ارائه سفارشهای بیشتر برخوردار شده و مضاف بر آن ، مسیرهای جدیدی برای کاهش هزینه های طراحی و تولید کشف گردد .

صرفاً برای میلیتاری / مترجم MR9

 

  • Upvote 9

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

بسم ا...

 

مهمات هوا به زمین مشترک ترکیبی از توانایی های مهمات HELLFIRE II و سیستم هدفگیری Longbow را به شکل ارتقاء یافته خواهد داشت . پیمانکار JAGM براین اعتقاد قرار دارد که ترکیب دو فناوری لیزر نیمه فعال (SAL) و رادار موج میلیمتری (MMW) در یک جستجوکر تکی و اتصال آن به یک کلاهک بهبود یافته از گونه هلفایر در کنار تغییر پیشرانه و سامانه های پایش پرواز میتواند مسحور کننده به نظر برسد .
 
ادغام پستهای مرتبط با مهمات هوا به زمین مشترک (جاگم) - 26 دی سال 1399 خورشیدی

 

https://www.aparat.com/v/TVLu9

  • Like 2
  • Upvote 7

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط ali_64
      با سلام. بنده اين مطلب رو با انگليسي ضعيفم ترجمه كردم پس اگر از لحاظ ساختار جمله مشكلي داشت معذرت مي خوام.
      ..........................................

      سلاح پانزرفاست یک سلاح ضد تانک ارزان ساخت آلمان نازی می باشد. این سلاح با سلاح Faustpatrone جايگزين شد و تا پایان
      جنگ جهانی در مدل های مختلف خدمت کرد. پانزرفاست 150 منشاء پیدایش سلاح ضد تانکRPG 2 بود که خود 2 RPG نیز موجب ساخت راکت انداز معروف RPG7 شد. پس به نوعی می توان به راکت انداز مشهور 7 RPG منشاء آلمان نازی داد.
      طراحی و توسعه این سلاح در سال 1942 بر روی یک مدل بزرگتر با نام فاست پاترون آغاز شد که بعد از مدتی نتیجه ساخت این سلاح ، تولید پانزرفاست شد.

      یک سلاح ساده با وزنی حدود 10-5 کیلوگرم (تمام مدل ها) ، که بدنه این سلاح یک لوله فولادی به طول 1 متر و قطر 6-4 سانتیمتر (تمام مدل ها) می باشد.
      همچنین برای تامین نیروی محرکه از مقداری باروت سیاه در درون لوله استفاده می شود.
      سر جنگي اين سلاح داراي قطر 15 سانتيمتر و وزنی حدود 3 کیلوگرم است که شامل 800 گرم مواد منفجره می باشد.
      در آخرین مراحل جنگ بسیاری از سربازان تنها پانزرفاست را به عنوان سلاح دریافت می کردند و هیچ سلاح دیگری به آن ها داده نمی شد که این امر موجب شد تا تعدادی از ژنرال های آلمان به طور کنایه از سربازان بخواهند که پس از استفاده از سلاحشان از بدنه آن به عنوان چماق به جای سلاح جنگی استفاده کنند.
      بسیاری از سلاح های پانزرفاست در جریان جنگ به فنلاند فروخته شد که آن ها توانستند استفاده تقریبا مناسبی را از پانزرفاست داشته باشند چون نیروهای فنلاندی به خوبی نبود سلاح ضد تانکی را که بتواند به راحتی تانک های شوروی مانند T-34و IS_2را از بین ببرد، احساس می کردند.
      این سلاح همچنین توسط نیروهای شوروی نیز به غنیمت گرفته و استفاده شد.
      تولید مداوم پانزرفاست سبب شد که اصلاحات زیادی بر روی این سلاح صورت گیرد و در نتیجه این سلاح در مدل های مختلفی ارائه گردید.

      مدل های مختلف
      1- پانزرفاست 30 klein
      پانزرفاست 30 klein (کلین به معنای کوچک) اولین بار در تابستان 1943 تحویل داده شد. عدد 30 نشانگر برد ماکسیمم این سلاح ( 30متر) می باشد. قطر لوله این مدل 4/4 سانتیمتر می باشد.
      95 گرم باروت سیاه به منظور تامین نیروی محرکه در لوله است که می تواند پرتابه ای به وزن 9/2 کیلوگرم که شامل 800 گرم مواد منفجره است را پرتاب کند.
      این سلاح می تواند 150 میلیمتردر زره نفوذ کند. وزن کلی این سلاح 25/3 کیلوگرم است.

      2- پانزرفاست 30
      یک مدل ارتقاء یافته پانزرفاست کلین می باشد که در اواخر سال 1943 ظاهر شد. این مدل دارای سر جنگی بزرگتری با قدرت نفوذ بهبود داده شده (200 میلیمتر در زره ) می باشد و مانند پانزرفاست کلین دارای بردی معادل 30 متر می باشد.
      3- پانزرفاست 60
      این مدل رایج ترین مدل پانزرفاست می باشد که تولید آن در آگوست 1944 آغاز شد.
      این مدل دارای برد کاربردی 60 متر و سرعتی معادل 45 متر بر ثانیه می باشد. (که در این صورت برای مورد اصابت قرار دادن هدفی در ماکسیمم برد خود 3/1 ثانیه زمان لازم دارد) برای رسیدن به این سرعت بالاتر نسبت به مدل های قبلی قطر لوله به 5 سانتیمتر و باروت سیاه مورد نیاز برای نیروی محرکه به 134 گرم افزایش یافت همچنین سیستم مکانیزم شلیک و دید بهبود داده شده است. این مدل 1/6 کیلوگرم وزن دارد و می تواند مانند مدل قبلی 200 میلیمتر در زره نفوذ کند.
      4- پانزرفاست 100
      این مدل را می توان از نظر کمی و تعداد سلاح تولید شده آخرین مدل پانزرفاست دانست که در نوامبر 1944 وارد صحنه شد. قطر لوله پانزرفاست 100 ، 6 سانتیمتر است و برد این مدل 100 متر می باشد و دارای 190 گرم باروت سیاه جهت تامین نیروی محرکه می باشد که این افزایش موجب شد سرعت آن به 60 متر بر ثانیه برسد.
      این مدل دارای 6 کیلوگرم وزن است و می تواند 220 میلیمتر در زره نفوذ کند.
      5- پانزرفاست 150 و 250
      پانزرفاست 150 در تعداد بسیار محدود در اواخر جنگ تولید شد. این مدل دارای طراحی اصلاح شده فوق العاده ای و دارای سرعتی معادل 85 متر بر ثانیه و همچنین بر قدرت نفوذ در زره این مدل نیز افزوده شد.
      این مدل به زمینه ای برای ساخت آر پی جی 2 تبدیل شد.اما پانزرفاست 250 در سپتامبر 1945 وارد خط تولید شد اما قبل از توسعه کامل این سلاح جنگ تمام شد واین طرح نیمه تمام ماند.
      ................................................
      پانزر فاست 3:
      این سلاح ، سلاحی متفاوت از سایر مدلهای قبلی خود می باشد و با مکانیزم کاری جداگانه ای کار می کند که با فاصله زمانی طولانی بعد از مدل های قبلی خود ( توسعه بین سالهای 1978 تا 1985 و ورود به خدمت در سال 1992) وارد خدمت شد و به طور کلی این سلاح به عنوان سلاح متفاوتی از دیگر مدل های پانزرفاست تلقی می شود و ویژگی های کاملا متفاوتی دارد.
      مشخصات کلی:
      کشور سازنده: آلمان نازی
      سابقه شرکت در جنگ: جنگ جهانی دوم
      تولید: 1945 تا1943
      تعداد تولید شده: بالای 6 میلیون ( در تمام مدل ها)
      طول: 1متر
      کالیبر:149 م.م ( پانزرفاست 30)
      برد: 30 متر (پانزرفاست 30 )
      ................................................
      اطلاعات بيشتر: http://en.wikipedia.org/wiki/Panzerfaust
      استفاده از اين مطلب با ذكر نام وب سايت ميليتاري و نام نويسنده مجاز است.
    • توسط hosseingmn
      در دوازدهم تیرماه 1367 شمسی برابر با سوم ژوئیه 1988 میلادی، هواپیمای مسافری ایرباس ایران که از بندرعباس عازم دوبی بود، بر فراز آب های خلیج فارس و در نزدیکی جزیره "هنگام" مورد هجوم یگان های دریایی متجاوز آمریکایی مستقر در آب های خلیج فارس قرار گرفت و سقوط کرد. این هواپیما که با موشک ناو جنگی وینسنس مورد حمله عمدی نیروهای تجاوزگر و جنایت پیشه شیطان بزرگ قرار گرفت، حامل ۲90 مسافر و خدمه بود که تمامی آنها اعم از مرد و زن و کودک و نوجوان و کهنسال با وقوع این جنایت فجیع به شهادت رسیدند. در میان سرنشینان هواپیما، 66 کودک زیر 13 سال، 53 زن و 46 تن تبعه کشورهای خارجی نیز بودند که کشته شدند. ساقط کردن هواپیمای مسافربری ایران از سوی جنایتکاران آمریکایی، در حقیقت یکی دیگر از مراحل رویارویی استکبار جهانی با جمهوری اسلامی ایران برای تقویت متجاوزان عراقی در جبهه های جنگ و به زانو در آوردن مسئولان نظام جمهوری اسلامی ایران بود. پس از سقوط این هواپیما، مقامات آمریکایی برای توجیه این جنایت نابخشودنی، دلایل ضد و نقیضی عنوان کردند و کوشیدند این اقدام خصمانه را یک اشتباه قلمداد کنند. اما با توجه به مجهز بودن کشتی جنگی وینسنس به پیشرفته ترین سیستم های راداری و رایانه ای و هم چنین مشخص بودن نوع هواپیمای درحال پرواز، مسلم شد که احتمال اشتباه وجود نداشته و این اقدام، کاملاً خصمانه بوده است. با این حال مقام های آمریکایی پس از چندی، در توهینی آشکار به ملت ایران، مدال شجاعت بر گردن ناخدای این ناو انداختند و بدین سان حمایت رسمی خود را از این جنایت اعلام نمودند. به هر تقدیر، این جنایت نیز در کنار جنایات بی شمار دولت آمریکا، در پرونده سیاه استکبار جهانی ثبت شد و لکه ننگ دیگری بر تارک آن جنایت پیشگان نقش بست. شرح حادثه: یک سال پس از تجاوز رژیم عراق علیه ایران در سال 1360 حمله به کشتی های تجاری در خلیج فارس شروع شد و با اعلام مین گذاری سواحل بندر امام خمینی (ره) و حمله به دو کشتی تجاری در تاریخ 31 دی ماه 1360 امنیت خلیج فارس به وسیله عراق مختل شد و پس از آن که فرانسه هواپیماهای "سوپر اتاندارد" و موشک های "اگزوسه" را به عراق تحویل داد، ابعاد این حملات افزایش یافت. در برابر این حملات که عراق به صراحت مسئولیت آن را برعهده می گرفت، شورای امنیت عکس العمل مناسبی نشان نداد ولی در قبال انتساب به دور از واقعیت چند حمله به ایران و شکایت شورای همکاری خلیج فارس، شورای امنیت در 11 خرداد 1363 مطابق با اول ژوئن 1984 میلادی مبادرت به صدور قطعنامه 533 کرد و در آن خواستار توقف این حملات شد. از آغاز جنگ تا 10 ژوئیه 1984 میلادی، 113 کشتی در خلیج فارس مورد حمله موشکی قرار گرفت. جمهوری اسلامی ایران در ژانویه 1985 میلادی به دبیر کل وقت سازمان ملل اعلام کرد که از هر گونه اقدامی برای تامین آزادی و امنیت کشتیرانی در خلیج فارس حمایت و استقبال خواهد کرد، اما حملات به کشتی ها ادامه یافت. تا تیرماه 1366 حدود 5/8 میلیون تن کالا از محموله های کشتی ها در خلیج فارس به زیر آب رفت. 41 کشتی کاملا نابود شدند و به 34 تن محموله کالا آسیب وارد شد و بیش از 300 تن از ملوانان کشورهای گوناگون به قتل رسیدند و به همین تعداد نیز مجروج شدند. بدین ترتیب عراق در هدف خود مبنی بر بین المللی کردن جنگ خلیج فارس تا اندازه زیادی موفق شد و قدرت های غربی و در راس آنها آمریکا حضور گسترده و تهدیدآمیزی در خلیج فارس یافتند و سرانجام کشتی های نفت کش کویتی با پرچم آمریکا در خلیج فارس حرکت کردند و اسکورت نظامی نفتکش ها و کشتی های تجاری مورد نظر آمریکا در خلیج فارس آغاز شد. در 31 سپتامبر کشتی ایرانی مورد حمله نیروهای نظامی آمریکا قرار گرفت. همچنین حملات نظامی آمریکا به سکوهای نفتی ایران دخالت آشکار آن دولت در منطقه به نفع عراق و علیه جمهوری اسلامی ایران را به وضوح نشان داد. یکی از نتایج شوم تشنج آفرینی وسیع رژیم عراق و دامن زدن ایالات متحده به ناامنی درخلیج فارس حمله به هواپیما مسافربری جمهوری اسلامی ایران بود. در مورخه 1۲ تیر 1367 مطابق با 3 ژوئیه 1988 میلادی هواپیمای مسافربری که بر فراز آب های سرزمین ایران و در آب های حوالی جزیره "هنگام" حرکت می کرد به وسیله دو موشک از ناو آمریکایی وینسنس که خود به آب های سرزمینی ایران تجاوز کرده و در آن مستقر بود مورد اصابت قرار گرفت. همه مسافران و خدمه هواپیما با وضع اسفناکی به شهادت رسیدند. متعاقب این تجاوز آشکار، جمهوری اسلامی ایران در روز 14 تیر 1367 طی نامه ای به رئیس شورای امنیت خواستار تشکیل جلسه فوری شورا برای رسیدگی به موضوع شد. 25 تیر 1367 مطابق با 16 ژوئیه 1988 میلادی، شورا تشکیل جلسه داد. از سوی جمهوری اسلامی ایران دکتر ولایتی وزیر امور خارجه وقت ایران و از جانب آمریکا "جرج بوش" معاون وقت رئیس جمهوری در جلسه حضور داشتند. وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران در فرازی از سخنان خود عنوان کرد: "حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس تنها منادی مرگ و بی قانونی و شرارت بوده و جز ناامنی چیزی به ارمغان نیاورده است. عمل جنایتکارانه آمریکا در حمله به هواپیمای کشوری به هیچ وجه در قالب دفاع مشروع قابل توجیه نیست." قطعنامه 616 شورای امنیت (1988) شورای امنیت پس ازاستماع سخنان دکتر ولایتی و جرج بوش درجلسه شماره 3831 خود در تاریخ 30 ژوئیه 1988 طرح قطعنامه ای پیشنهادی را تصویب کرد. متن قطعنامه به شرح زیر است: "شورای امنیت، با بررسی نامه مورخه 5 ژوئیه 1988 جانشین نماینده دائم جمهوری اسلامی ایران خطاب به رئیس شورای امنیت و با استماع بیانات نماینده جمهوری اسلامی ایران، ( وزیر امور خارجه وقت علی اکبر ولایتی ) و سخنان نماینده ایالات متحده آمریکا (معاون رئیس جمهوری جرج بوش )، با ابراز تاسف عمیق از این که یک هواپیمای غیرنظامی "ایران ایر" در پرواز برنامه ریزی شده بین المللی 655، در پرواز بر فراز تنگه هرمز به وسیله موشک شلیک شده از ناو جنگی ایالات متحده آمریکا (وینسنس) منهدم گردیده است بر ضرورت تبیین حقایق سانحه توسط بازرسی بی طرفانه درمنطقه خلیج [فارس] تاکید داشته و اظهارات خود را به شرح زیر اعلام نمود: 1- تأسف عمیق خود را از ساقط ساختن هواپیمای غیرنظامی ایران به وسیله موشکی که از یک ناو جنگی آمریکا شلیک شده و تسلیت عمیق خود را به خاطر از دست رفتن غم انگیز جان انسان های بی گناه ابراز می دارد. 2- همدردی صمیمانه خود را به خانواده های قربانیان سانحه غم انگیز و دولت ها و کشورهای آنان اعلام می دارد. 3- از تصمیم سازمان بین المللی هواپیمایی کشوری در پاسخ به درخواست جمهوری اسلامی ایران مبنی بر ایجاد گروه تحقیق برای بررسی تمام حقایق موجود همچنین از اعلام ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران مبنی بر تصمیم شان برای همکاری با بررسی سازمان هواپیمایی کشوری استقبال می کند. 4- از تمامی اعضای کنوانسیون 1944 شیکاگو، درخواست می کند که در همه شرایط، مقررات و رویه های سلامت هوانوردی کشوری به ویژه ضمائم آن کنوانسیون به منظور جلوگیری از چنین پیش آمدهایی را دقیقاً مراعات نمایند. 5- لزوم اجرای فوری و کامل قطعنامه 598(1987)، شورا را به عنوان تنها مبنای حل جامع، عادلانه، شرافتمندانه و پایدار، منازعه میان ایران و عراق ابراز و پشتیبانی خود را از دبیر کل برای اجرای این قطعنامه اعلام و خود را ملتزم به همکاری با دبیر کل برای تسریع در اجرای طرح اجرایی او می نماید." جمهوری اسلامی ایران علاوه بر شورای امنیت و شورای ایکائو، شکایت خود را در دیوان بین المللی دادگستری لاهه نیز مطرح کرد. عنصر تخصصی سازمان ملل متحد یعنی ایکائو (سازمان هواپیمایی کشوری بین المللی) نیز از مسائل سیاسی به دور نمانده و به جای بررسی فنی و ارائه طریق به شورای امنیت به ابراز تاسف و تسلیت به بازماندگان سانحه پرداخت. رضا رحمانی www.iran-airforce.blogfa.com
    • توسط farzin
      دوستان خوبم من اين مطلب رو تو ويكي پديا پيدا كردم مي دونم كه مطالب اين سايت معتبر نيست ولي برام جالب بود كه واقعيت رو از زبان افراد مطلعي كه احتمالا اينجا هستن بدونم با اين هدف كه مطالب زير رو تو سايت ويكي پديا ويرايش كنم چون به عقيده من خيلي يك طرفه است به هر حال داره در مورد سه تا ناو مهم ايران حرف مي زنه نه سه تا لنج ماهيگري خواهش مي كنم در اين مورد نظر تون رو بگيد

      عملیات آخوندک (به انگلیسی: Operation Praying Mantis) حمله نیروی دریایی آمریکا به دو سکوی نفتی ایران در اواخر جنگ ایران و عراق است که به تلافی برخورد ناوچه آمریکایی ساموئل بی. رابرتز (به انگلیسی: USS Samuel B. Roberts) به یک مین دریایی رها شده از کشتی مین گذار ایران ارج انجام گرفت.به دنبال این حمله نیروی دریایی دو کشور با یکدیگر درگیر شدند که خسارات فراوانی به طرف ایرانی وارد آمد.
      در ۱۸ آوریل ۱۹۸۸ (میلادی) نیروهای آمریکایی با چندین گروه سطحی جنگ را آغاز کردند ٫ بعلاوه نیروی هوایی از ناو هواپیمابر انترپرایز (به انگلیسی: USS Enterprize) ٫ عملیات با هماهنگی دو گروه سطحی آغاز شد ٫ یک گروه به همراه دو ناوشکن و یک واحد تدارکاتی آبی خاکی به سکوی نفتی ساسان حمله کردند ٫ گروه دیگر که در برگیرنده یک ناو موشک انداز و دو ناوچه بود به سکوی نفتی سیری حمله کردند ٫ تفنگداران نیروی دریایی از شاخه واکنش سریع به سکوی نفتی ساسان حمله کردند و به جمع آوری مدارک و کارگزاری مواد منفجره جهت از کار انداختن آن پرداختند .
      نیروی دریایی آمریکا در حال بازرسی ادوات جنگی دریایی ایران بر روی سکوی نفتی ساسان
      ایران با اعزام قایق های تندروی بوقمار (به انگلیسی: Boghammar) و حمله به چندین هدف متفاوت در خلیج فارس به این حمله پاسخ گفت ٫ شامل کشتی تدارکاتی با پرچم آمریکا و یک کشتی با پرچم پاناما ٫ بعد از این حمله هواپیماهایA-6E با راهنمایی ناوچه های آمریکایی به سمت قایقهای تندرو هدایت شدند ٫ هواپیما ها با رها کردند بمبهای راکی کلاستر (به انگلیسی: Rockeye Cluster ) بر روی قایقهای تندرو باعث غرق شدن یکی و آسیب دیدن چندی دیگر شدند که بعد از خسارت دیدن به جزیره ابوموسی پناه بردند.
      برخورد با وارد شدن جوشن ٫ قایق توپ دار کلاس کمان ٫ ادامه پیدا کرد ٫ جوشن اقدام به پرتاپ موشکهای هارپون (به انگلیسی: Harpoon missle) خود به سوی وین رایت (به انگلیسی: USS Wainwright) کرد که این عمل با پرتاب چهار موشک استاندارد (به انگلیسی: Standard missle) از سوی سیمپسون (به انگلیسی: USS Simpson) پاسخ داده شد و در همین حین وین رایت هم با پرتاپ دو موشک استاندارد این حمله را ادامه داد ٫ این حمله سازه اصلی کشتی ایرانی را منهدم کرد ولی باعث غرق شدن فوری آن نشد٫ ‌بیگلی (به انگلیسی: USS Bagley) هم یک فروند از هارپون های خود را به سمت آن شلیک که البته به هدف نخورد٬ سه کشتی با نزدیک شدن به جوشن اقدام به غرق کردن آن با استفاده از آتشبار توپخانه کردند.
      در این حین دو عدد اف-۴ (به انگلیسی: F4) نیروی هوایی به وین رایت نزدیک شدند ٫ که با پرتاپ چند فروند موشک استاندارد از منطقه فراری شدند.
      نبرد ادامه پیدا کرد هنگامی که ناوچه سهند که از بندر عباس حرکت کرده بود وارد کش مکش با چندین واحد سطحی نیروهای دریایی آمریکا شد ٫ ناوچه به‌وسیله هواپیماهای اینترودر(به انگلیسی: Intruder A-6es) که مشغول گشت زنی مراقبتی برای جوزف استراس (به انگلیسی: Uss joseph struss) بودند ردیابی شد.
      ناوچه سهند چندین موشک به سمت هواپیماهای اینترودر شلیک کرد که هواپیماها با دو موشک هارپون و چهار بمب هدایت شونده لیزری اسکیپر (به انگلیسی: Laser-guided skipper bombs) پاسخ دادند ٫ جوزف استراس هم یک موشک هارپون به آن اضافه کرد ٫ اغلب ٫ اگرنه تمام سلاحهای شلیک شده با کشتی ایرانی برخورد کرد٫شعله های آتش از روی عرشه سهند به آسمان سر کشید و به تدریج به باطری کشتی (به انگلیسی: Magazine) رسید که باعث انفجاری شد که این انفجار به غرق شدن کشتی کمک کرد.
      ناوچه سهند در حال سوختن بعد از حمله در تاریخ ۱۸ آوریل سال ۱۹۸۸ میلادیبا وجود غرق شدن سهند یکی از پیشرفته ترین کشتیهای ناوگان ایران ٫ایرانیها همچنان به نبرد ادامه دادند ٫ کمی بعدتر در همان روز ٫ خواهر خوانده سهند ٫ ناوچه سبلان وارد معرکه شد و با آتش چند فروند موشک زمین به هوا به اینترودر ها آنها را مورد حمله قرار داد .خلبان اینترودر با پرتاپ یک بمب هدایت شونده لیزری بر روی سبلان کشتی را به طور کامل از کار انداخت به طوری که حتی قادر به حرکت هم نبود ٫ که البته بعدا به‌وسیله یدک کشهای ایرانی به بندرعباس بازگردانده شد ٫ در این حین مقامات ارشد در واشنگتن که در جریان امور بودند به واحدهای آمریکائی دستور دادند که نبرد را ترک کنند.
      با اتمام عملیات واحدهای ناوگان آمریکا خسارات فراوانی به نیروی دریایی ایران و تجهزات استراق سمع بر روی دو سکوی نفتی ایرانی وارد کردند ٫ سبلان البته در ۱۹۸۹ تعمیر شد و از آن زمان تا کنون به روز شده است و کماکان در خدمت نیروی دریای جمهوری اسلامی ایران قرار دارد ٫ آسیب رسیده به سکوهای نفتی هم همچنین تعمیر شد و کماکان در خدمت هستند.
      آمریکائی‌ها در این عملیات دو تن از خلبانان بالگرد کبری توپدار خود را از دست دادند . کبری ٫ از متعلقات ترینتون (به انگلیسی: USS Trenton) بود که در هنگام پرواز در اطراف وین رایت در ۱۵ مایلی جنوب غربی جزیره ابوموسی کمی بعد از تاریکی سقوط کرد ٫ جسد دو خلبان آن به‌وسیله غواصان نیروی دریایی در ماه می پیدا شد ٫ بدنه بالگرد هم کمی بعد تر در آن ماه از آب بیرون کشیده شد ٫ منبع رسمی نیروی دریایی گفته اند که هیچ نشانه ای از برخورد بر روی بدنه بالگرد به چشم نخورده است و احتمالاً بالگرد در حال مانور برای فرار از آتش نیروهای ایرانی سقوط کرده است
      ساموئل بی. رابرتز در حال جابجایی بعد از مورد اصابت قرارگرفتنیک ماه بعد ناو موشک انداز وینسنز(به انگلیسی: USS Vincennes) برای مراقبت برای خروج ساموئل بی رابرتز و افزایش توان نظامی آمریکا بعد از درگیریهای متناوب با ایران به منطقه احضار شد. تنش فوق العاده باعث شد تا خدمه وینسنز به سمت هواپیمای پرواز شماره ۶۵۵ ایران ایر در یک پرواز تجاری عادی شلیک کنند ٫ که باعث کشته شدن ۲۹۵ نفر سرنشینان غیرنظامی و خدمه این هواپیما در ۳ ژوئیه شد ٫ کمتر از دو ماه از رسیدن وینسنز به منطقه. بر اساس گفته های دولت آمریکا، ایرباس ایرانی به یک هواپیمای اف-۱۴ در حال حمله اشتباه گرفته شد٫ دولت ایران هرچند ٫ بر این مدعا تاکید دارد که وینسنز با علم بر اینکه هواپیمای غیر نظامی است آن را مورد هدف قرار داده است.
      در ۶ نوامبر ۲۰۰۳ (میلادی) دیوان دادگستری بین‌المللی ادعای ایران برای دریافت خسارت تحت این عنوان که ایالات متحده پیمان دوستی دو کشور در سال ۱۹۵۵ (میلادی) را زیر پا گذاشته را رد کرد . این دادگاه همچنین ادعای بر عکس ایالات متحده مبنی بر خیانت ایران به پیمان فوق را رد کرد
    • توسط salar_jetline
      آمريكا: بمب جديد 14 تني ما بسيار قويتر از بمب جديد روسها است
       

      »/ برای حمله به مراکز هسته ای ایران آمریکا بمبی بسیار قوی به وزن 14 تن آماده کرده که می تواند اهدافی که در اعماق زمین قرار دارند را منهدم سازد و از این نظر بر بمب خلایی که اخیرا در روسیه آزمایش شده ارجحیت دارد.

      "توماس مک هنری" سرتیپ بازنشسته و معاون اسبق رییس ستاد نیروی هوایی آمریکا روز چهارشنبه این سخنان را در شبکه تلویزیونی "فوکس" ایراد کرد. وی رییس شورای کارشناساسی کمیته غیر دولتی سیاست ایران (Iran Policy Committee) است.

      ژنرال آمریکایی اعلام کرد: " ما بمب بسیار سنگینی در اختیار داریم که وزن آن 30 هزار پوند (14 تن) است و توان نفوذ و تخریب واقعی دارد".

      وی گفت: " بر خلاف بمبی که ما در اختیار داریم سلاح روس ها بمبی نیست که قدرت نفوذ بالایی داشته باشد. من نمی توانم عمق نفوذ پذیری آن را بازگو کنم .
      مک هنری ضمن تفسیر خبر دیروز شبکه تلویزیونی "فوکس" اعلام کرد که بعد از تصمیم آلمان برای انصراف از تحریمات آتی علیه ایران، آمریکا "چاره دیگری ندارد".

      وی گفت: " آنها (آلمانی ها) ما را مجبور ساختند که راه نظامی را انتخاب کنیم".

      وی ضمن تفسیر راه های احتمالی عملیات نظامی علیه ایران اطلاع داد که به اعتقاد وی بهترین راه بمباران گسترده و سنگین به اهداف ایران است.

      به گفته مک هنری از 65 تا 70 فروند هواپیمای "استلس" (نامرئی) و 400 فروند جنگنده معمولی در این بمباران شرکت خواهند نود.

      وی اعلام کرد: "این حملات هوایی به مدت 48 ساعت طول خواهد کشید و در حدود 2,5 هزار هدف شامل مراکز هسته ای، مراکز دفاع ضد هوایی، نیروی هوایی، نیروی دریایی، توان موشکی مرتبط به "شهاب-3" و بالاخره مراکز فرماندهی ایران را در بر خواهد داشت .

      منبع:
      مركز انجمن هاي تخصصي
    • توسط hamed_713
      ایالات متحده از یک هواپیمای بدون سرنشین استیلث در افغانستان استفاده می کند.این واقعیت نشان می دهد که این کشور در حال تقویت سیستم نظارتی در افغانستان و جنوب آسیا و نیز ، تداوم توسعه و ساخت سیستم های جدید استیلث به عنوان حلقه ارتباطی با نسل بعدی بمب افکن این کشور است.

      این هواپیمای مرموز که زمانی با عنوان «جانور قندهار» شناخته می شد و اکنون از سوی نیروی هوایی ایالات متحده (RQ-170 Sentinel) نامیده می شود، ساخت شعبه اسکناک ورکس (Skunk Works) شرکت لاکهید مارتین است.این هواپیما حداقل از سال 2007 در پایگاه هوایی قندهار مستقر بوده و دستکم دو بار در آن سال از آن عکس برداری شد.Sentinel از آشیانه هواپیماهای بدون سرنشین Predator و Reaper استفاده می کند.همانند این دو هواپیما ، Sentinel یک هواپیمای هدایت شونده از دور است که به اسکادران 30 اکتشافی وابسته است.ستاد این اسکادران در مرکز آزمایشات پروازی تونوپاه (Tonopah) در شمال غربی ایالات نودا قرار دارد.

      RQ-170 Sentinel یک هواپیمای بال پرنده بدون دم است . همانطور که اشاره شد توسط شعبه توسعه برنامه های پیشرفته (اسکانک ورکس) شرکت لاکهید مارتین طراحی شده.این هواپیما دارای یک موتور و بالی با لبه حمله مستقیم است.تخمین اندازه اندازه هواپیما از تصاویر منتشره دشوار است؛ ولی بر طبق یک گزارش ، پهنای بال آن – همانند هواپیمای ریپر- در حدود 66 فوت (20 متر) است.با توجه به ضخامت زیاد بال – بدنه ، می توان حدس زد که وزن و نیروی موتور این هواپیما بیش از هواپیمای پیشین اکتشافی بدون سرنشین ساخت لاکهید مارتین با نام RQ-3 دارک استار (RQ-3 dark star) است.دارک استار دارای یک موتور توربوفن «اف جی -44» ، (FJ-44) ساخت شرکت ویلیامز با نیروی رانش 1900 پوند (861 کیلوگرم معادل 8.44 کیلونیوتن) و حداکثر وزن 8500 پوند (3855 کیلوگرم) بود.

      با توجه به برخی ویژگیهای RQ-170 Sentinel می توان حدس زد که این هواپیما یک طرح نسبتاً استیلث است ؛ بدون تأکید فوق العاده هواپیمای دارک استار و ایکس- 47 بی به سطح مقطع راداری (RCS) بسیار کم.به نظر می رسد که لبه های حمله این هواپیما تیز نیستند-که معمولاً برای اجتناب از بازتاب های راداری ضروری تلقی می شود-و نیز دریچه های ارابه های فرود بجای اینکه با خطوط لبه حمله منطبق باشند، چهارگوش هستند و دارای لبه های زیگزاگ نیز نمی باشند.



      Sentinel در حال شروع عملیات در افغانستان
       
       
      به علاوه،اگزوز موتور بجای اینکه همانند طرح های کلاسیک استیلث در بالای بال قرار داشته باشد، در انتهای بدنه است و توسط بال، از امواج راداری محافظت نمی شود..نوک بالها نیز ظاهراً بجای استفاده از خطوط مستقیم، دارای انحنا هستند در نتیجه می توان حدس زد که سنتینل با هدف اجتناب از استفاده های بسیار سری ، طراحی و ساخته شده است.سقوط RQ-170 به عنوان یک هواپیمای بدون سرنشین یک موتوره از لحاظ آماری بسیار محتمل است.هواپیمای بدون سرنشین فوق العاده استیلث – نظیر هواپیمای کوارتز(Quartz) ، طرح مشترک لاکهید و بوئینگ که هرگز ساخته نشد و هواپیمای دارک استار که در ابتدا اثباتگر تکنولوژی آن بود – همواره به این دلیل که نمی توان به دلیل خطر افشای تکنولوژی بسیار سری ، آنها را در عملیات مورد استفاده قرارداد ،همیشه مورد انتقاد بوده اند.
      رنگ خاکستری متوسط این هواپیما نیز اشاراتی به مقدورات پروازی آن دارد.در ارتفاع بسیار زیاد(بیش از 60 هزار فوت معادل 18 کیلومتر) ، رنگ بسیار تیره بهترین پوشش بصری را حتی در روشنایی روز فراهم می کند.زیرا نور بسیار کمی در پس زمینه وجود که آنهم به دلیل رطوبت و ذرات غبار در ارتفاعات پایین تر پراکنده می شود.در نتیجه RQ-170 ، یک هواپیمای ارتفاع متوسط است که احتمال نمی رود در ارتفاع بیش از 50 هزار فوت(15 کیلومتر) پرواز کند.این ارتفاع پروازی ، در ضمن امکان استفاده از موتور های جت تجاری تولیدی را ساده تر می کند.پیش از این گزارش شده بود که شرکت جنرال الکتریک سرگرم فعالیت بر روی نمونه طبقه بندی شده ای از موتور TF-34 است که ظاهراً با نیازهای RQ-170 منطبق است .
       
       
       
       

      تصویری از موتور TF-34 مورد استفاده در هواپیمای A-10

      محفظه های بسیار بزرگ با شکل غیرعادی بر روی بال ، در دوطرف این هواپیما به چشم می خورد.درحالی برخی از منابع ادعا می کنند که آنها جایگاه آنتن ارتباط ماهواره ای و یا محفظه حسگرهای ویژه هستند ؛ ولی با بررسی دقیق تر آنها ، این احتمال وجود دارد که آنها فقط محفظه چرخ های هواپیما باشند که به سادگی مستقیماً به سمت بالا و درون بال جمع می شوند.
      به موجب یادداشتی که توسط نیروی هوایی ایالات متحده تهیه شده، به خدمت گیری RQ-170 در راستای خواسته وزیر دفاع این کشور برای افزایش پشتیبانی اکتشافی،نظارتی ،جاسوسی یگانهای رزمی در افغانستان و نیز به گفته رئیس ستاد نیروی هوایی این کشور برای افزایش اتکای نیروی هوایی ایالات متحده به هواپیماهای بدون سرنشین است.

      شماره گذاری RQ-170 از لحاظ حروف صحیح ولی از لحاظ عددی ، خارج از ترتیب است که نشان دهنده تلاش برای جلوگیری از حدس زدن در مورد وجود برنامه است.از لحاظ فنی ، حروف (RQ) اشاره به هواپیمای بدون سرنشین غیرمسلح دارد؛در حالی که حروف (MQ) به معنای هواپیمای بدون سرنشین مسلح است.اشاره یادداشت فوق الذکر نیروی هوایی مبنی بر پشتیبانی از نیروهای رزمی خط مقدم زمانی با ویژگی های قابل مشاهده طراحی این هواپیما ترکیب شود که شامل استیلث محدود (شامل لبه حمله ضخیم و طرح ساده اگزوز موتور) نشان می دهد که سنتینل یک هواپیمای تاکتیکی در جنبه های عملیاتی و نه یک طرح برای جاسوسی استراتژیک است.
      در هر حال، با طرح کم پیدایی محدود ، این هواپیما می تواند برای پرواز در طول مرز با کشورهای همسایه افغانستان و نگاهی به درون این کشورها برای جمع آوی اطلاعات مفید در مورد آزمایشات موشکی،هسته ای،دورسنجی و جاسوسی الکترونیک قابل استفاده باشد.

      ساير تصاوير :







      لينكهاي مرتبط :

      RQ-3/ DarkStar پهبادي در قلب تاريكي
      " چهار پای قندهار" ، پرنده جاسوسی آمریکا از ایران!!

      منبع : دوماهنامه هواپیما شماره 6
      تهيه شده توسط hamed_713
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.