RezaKiani

نبرد میگاتا گاهارا:استراتژی دژخالی

امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

三方ヶ原の戦い
دژی را خالی کن تا دشمن فکر کند که در آن پر از تله است. (کتاب 36 استراتژی)
تاریخ: ششم ژانویه 1573میلادی(دوره سنگوکو)
محل: میکاتا گا هارا، شمال هاماماتسو
نتیجه: عقب نشینی موفق توکوگاوا ایائسو، پیروزی تاکداشینگن

متخاصمین
تاکدا شینگن در برابر توکوگاوا ایائسو

فرماندهان
تاکدا شینگن،تاکدا کاتسویوری در برابر توکوگاوا ایائسو،ماتسودایرا ایتادا،ساکایی تاداسوگو

استعداد رزمی
28000-30000نفر دربرابر 8000-11000 نفر سرباز به علاوه 3000 نیروی کمکی از اُدا نوبوناگا

تلفات
ناچیز در برابر بسیار سنگین

پس زمینه:
هنگامی که تاکدا شینگن به سن 50 سالگی رسید تنها دایمیو در خاک ژاپن بود که توان لازم برای جلوگیری از فتح تمام خاک ژاپن توسط ادا نوبوناگا را داشت. در آن زمان ژاپن توسط چندین ارباب فئودال -که دایمیو نام داشتند- اداره می شد و پادشاه ژاپن در حقیقت هیچگونه قدرت سیاسی و نظامی برای اداره کشور در اختیار نداشت. شینگن تصمیم گرفت که به جنگ نوبوناگا و متحدش ایائسو توکوگاوا برود و مانع نفوذ آنان در ژاپن شود. شینگن از سن 21 سالگی بر ایالت کیا فرمانروایی کرده و پس از چندی ایالت شینانو را نیز به حوزه نفوذش اضافه کرده بود. شینگن تجربه و مهارت جنگی بسیاری داشت و ژنرالهای خوبی را به خدمت خود گرفته بود. سیستم قانون گذاری، مالیات گیری و مدیریتی شینگن تاثیری عمیق بر دیگر دایمیوهای ژاپن داشت. مهمترین هدف زندگی تاکدا شینگن یکپارچه کردن خاک ژاپن بود. این هدف، سالها بعد -سال 1605 میلادی- توسط هماورد و رقیب او ایائسو توکوگاوا برآورده شد.
نبرد:
همانطور که شینگن از شینانو به سمت جنوب حرکت می کرد به دنبال نیروهای توکوگاوا ایائسو می گشت. شینگن در ابتدا فوتاماتا را تصرف کرد. چند ماه بعد او دوباره به فوتاماتا بازگشت تا آنجا را به عنوان یک پایگاه برای حمله به هاماماتسو بکارگیرد. نیروهای شینگن در جلگه مرتفعی به نام میکاتا در شمال دژ هاماماتسو -که متعلق به ایائسو بود- با نیروهای ایائسو روبرو شدند. بر طبق گزارشهای تاریخی، نفرات شینگن سه برابر نفرات ایائسو بودند. شینگن سربازانش را در آرایش ماهی قرارداد تا دشمن را به حمله ترغیب کند. سربازان ایائسو در یک ردیف ایستاده بودند. در این آرایش، آنها می توانستند بهترین استفاده را از تفنگهای سرپر خود بکنند.
نقشه نبرد:
تصویر

در حدود ساعت 4 بعد از ظهر، بارش برف آغاز شد و تفنگچی های ایائسو به سمت دشمن آتش گشودند. تعدادی از رعایای کشاورز نیز با پرتاب سنگ به آنها یاری می رساندند. سلاح آتشین برای ژاپنی های آن زمان تازگی داشت و احتمالا تعادل طرفین را برهم می زد. ایائسو انتظار داشت تا با برتری سلاح آتشینی که در اختیار دارد بتواند تاکتیکهای شینگن را خنثی کند.

سپس شینگن سواره نظام خود را به سمت دشمن گسیل داشت. سواره نظام شینگن به سمت تفنگچی ها هجوم بردند و بر سر آنها تاختند. تعدادی از سربازان ایائسو ایستادگی کردند اما تعدادی عقب نشینی کرده و یا کشته شدند.

پس از آن، شینگن سوارانش را عقب کشید تا استراحت کنند و سواران تازه نفس را برای یک حمله دیگر اعزام کرد. این سواران تحت فرمان کاتسویوری -پسر شینگن- و اُباتا ماساموری بودند. آنها به زودی به بدنه اصلی نیروهای شینگن پیوستند. این حمله باعث عقب نشینی کامل دشمنانشان شد.
ایائسو یکی از فرماندهانش -اُکوبو تادایو- را فرستاد تا با مردانش در سایگاداکا صف آرایی کند. در این نقطه، فلات مرتفع اندک اندک کم ارتفاع می شد. او به دنبال فرصتی بود تا دوباره با شینگن درگیر شود تا ژنرالهای به دام افتاده اش را نجات دهد اما توسط ناتسومه یوشینوبو ترغیب به عقب نشینی شد. از نظر یوشینوبو زندگی ایائسو مهمتر از زندگی ژنرالهایش بود. یوشینوبو، خود به صفوف شینگن زد و کشته شد.

پس از آن، ایائسو به دژ هاماماتسو بازگشت. گزارش شده است که تنها 5 سرباز به همراه او مانده بودند. نبرد به سرنوشتی مصیبت آمیز دچارشده بود. با این حال، او دستور داد که دروازه های دژ را باز بگذارند و دستور داد تا با روشن کردن آتش، سپاهیان در حال عقب نشینی را به سمت دژ هدایت کنند. ساکایی تاداسوگو بر یک طبل بزرگ جنگی می کوبید تا افراد بازمانده را دلگرم کند. این تاکتیک "استراتژی دژ خالی空城計" نام دارد. هنگامی که طلایه داران شینگن به فرماندهی بابا نوبوهارو و یاماگاتا ماساکاگه صدای طبل را شنیدند و دروازه های باز دژ و شعله های آتش را دیدند بدگمان شدند که شاید ایائسو برایشان تله گذاشته باشد. آنها توقف کردند و برای شب اردوگاهی برپاکردند در صورتی که اگر به پیشروی خود ادامه می دادند احتمالا دژ را فتح کرده بودند.

شب هنگام یک گروهان از جنگجویان ایائسو به اردوگاه شینگن حمله کردند و آنها را به یک دره -جایی که امکان کمک گرفتن نداشتند- عقب راندند. شینگن فردای آن روز عقب نشینی کرد. زمستان سخت فرامی رسید و شینگن ترجیح می داد که ادامه عملیات نظامی را به بهار موکول کند ولی اجل به وی مهلت نداد و شینگن در 13 می همان سال -در سن 52 سالگی- درگذشت. می گویند که -بزرگترین رقیب او- کنشین پس از مرگ او گریه کرد چرا که یکی از قوی ترین همآوردهای خود را از دست داده بود. کنشین عمیقا به شینگن احترام می گذاشت. خود ایائسو پس از اینکه در زمان تویوتومی هیده یوشی فرماندار ایالت کیا شد از سبک نظامی شینگن و نوآوری های مدیریتی او بهره گیری کرد و شجاعت او را می ستود. بر روی پرچم شینگن عبارت زیر نقش بسته بود که استراتژی نظامی و سیاسی وی را نمایش می داد:
風林火山
سریع چون باد، خاموش چون جنگل، خشمگین چون آتش و استوار چون کوه.
نبرد میکاتاگاهارا یکی از معروفترین نبردهایی است که تاکدا شینگن انجام داد و یکی از بهترین نمونه ها برای معرفی تاکتیکهای سواره نظام وی می باشد.

پس از نبرد:
در حدود 3ماه پس از نبرد میکاتا گا هارا شینگن مرد و امارت ایالت کیا به پسر 26 ساله اش کاتسویوری رسید. کاتسویوری می خواست که سخصی بزرگ در حد پدر خود باشد، راه او را ادامه دهد و کارهای ناتمام او را کامل کند. 2 سال پس از نبرد میکاتا گا هارا، کاتسویوری ایالت کیا را به قصد حمله به اوکازاکای -پایتخت ایائسو- ترک کرد. او در صفوف ایائسو خائنی یافت که به او قول داد دروازه های شهر را بر روی او بگشاید اما هنگامی که به حومه شهر رسید خبردار شد که افراد ایائسو فرد خائن را شناسایی و اعدام کرده اند.
بدون این کمک، سپاه کاتسویوری توان فتح شهر را نداشت و کاتسویوری از این امر ناراحت بود چرا که فکر می کرد نام خاندان تاکدا را لکه دار کرده و حاضر نبود که بدون رسیدن به یک فتح آشکار آنجا را ترک کند. پس، به دو دژ کوچکتر حمله کرد و راه خود را به سوی دژ یوشیدا -که ایائسو در آن پناه گرفته بود- گشود. ایائسو مقاومت کرد و کاتسویوری تصمیم گرفت که دژ ناگاشینو را فتح کند. نیروهای ادا نبوناگا و ایائسو به یاری دژ محاصره شده آمدند. در شورای جنگی که کاتسویوری تشکیل داد ژنرالهای قدیمی پدرش رای به بازگشت دادند ولی ژنرالهای جوانتر مشتاق ماندن و جنگیدن بودند. در نهایت تصمیم گرفتند که بمانند به به مصاف سپاه ایائسو-نوبوناگا بروند. سپاه 12000نفری کاتسویوری توسط سپاه 38000نفری مشترک ایائسو و نوبوناگا در هم کوبیده شد. کاتسویوری تعداد 10000نفر سرباز و تعداد زیادی از ژنرالهایش را از دست داد و پس از آن ایالت کیا در سراشیبی سقوط قرارگرفت. مردان وی از دور او پراکنده شدند و هنگامی که در سال1582 ارتش مشترک ایائسو-نوبوناگا به ایالت کیا حمله کرد کاتسویوری و خانواده اش پس از شکست در جنگ هاراگیری کردند.


"وقتی که دشمن در تعداد دست بالا را دارد و وضعیت تو بگونه ای است که انتظار داری هر لحظه مورد حمله قرار بگیری، تمام بهانه های آمادگی رزمی کنار بگذار و اتفاقی عمل کن. مگر اینکه دشمن توصیف دقیقی از وضعیت این رفتار غیرمعمول تو داشته باشد که بدگمانی اش را بیدار کند. اگر شانس بیاوری، ممکن است که از حمله منصرف شود." کتاب 36 استراتژی کهن چینی
تصویر
تصویر

ویرایش شده در توسط ghermez
  • Upvote 4

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
رضا جان من در مورد نابوناگا اودا این قدر میدونم. Oda Nobunaga born 1534, Owari province, Japan died June 21, 1582, Kyōto With Toyotomi Hideyoshi and Tokugawa Ieyasu, one of the three unifiers of premodern Japan. He brought the domain of his birth, Owari, under his control and followed that success by defeating the huge forces of a neighbouring daimyo. In 1562 he formed an alliance with Ieyasu, and together they captured Kyōto, which Nobunaga controlled from 1573, thereby ending the Ashikaga shogunate (see Muromachi period). He then turned his attention to crushing the militant Tendai Buddhist monks of Enryaku temple, destroying their headquarters in 1571. He spent the next decade fighting the fanatically religious Ikkō sect, defeating their fortress-monastery in Ōsaka in 1580. His efforts to weaken the strength of the Buddhist temples extended to permitting Jesuit missionaries to build a church in Kyōto; his own interest in Christianity was purely political. In 1582 he had conquered central Japan and was attempting to extend his control over western Japan when he was wounded by a discontented general and committed suicide. بعد یادمه یک بازی بود به نام Onimusha که در اون شخصی به نام میتسوهید آکچی سامانوسوکه که پسر یادم نیست کی بود(یکی از دشمنان اودا) اون رو میکشه (نابانوگا اودا کشته میشه) بازی بدی نبود. داستان راست است یا نه. ببین اصلاً میتسوهید آکچی سامانوسکه ای وجود داره یا نه.تا نابوناگا تو این بازی یک فرد شیطانی بود. البته من از خوندن مطالبت حال کردم. استراتژی جالبی بود.خوب دشمن رو گول میزدن. از اینا بیشتر بزار.لطفاً Mr.Fox

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
کسی به نام میتسوهیده وجود داشته و ظاهرا 11 روز پس از اینکه به حساب نوبوناگا می رسه خودش هم کشته می شه. ولی درباره این موضوع ها باید بیشتر مطالعه کنم. سرفرصت یه تاپیک درباره شون راه می ندازم. در ضمن اون دوران دوران طلای نینجاها بوده و خوندن تاریخ قرن 15-16 ژاپن بدون در نظر گرفتن نقش نینجاها اصلالطفی نداره. مواظب خودت باش. در ضمن منبع این مطلب یادم رفت: منبع مجله جنگ افزار نویسنده رضاکیانی موحد

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
اق رضا عکسی در مورد وضعیت نبرد نیست من که هرچی گشتم نتونستم چیزی پیدا کنم
三方ヶ原の戦い اینم معنیش چی میشه ظاهرا چینه و ربطی هم نداره

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[right]این تاپیک تا اونجا که یادمه قبلا عکس داشت. ولی خوب چه می شه کرد؟ اون نوشته چینی یه هم ترجمه ش همون زیر نوشته شده دیگه[/right]
[right][IMG]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10087/mikatagahara.jpg[/IMG][/right]

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لطفا وارد سیستم شوید برای ارسال نظر

شما قادر خواهید بود بعد از ورود به سیستم این نظر را ترک نمایید



ورود به سیستم

  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.