AMIRTOMCAT

Members
  • تعداد محتوا

    192
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

اعتبار در انجمن

1

درباره AMIRTOMCAT

  • رتبه حساب کاربری
    03- ?????? ???

آخرین بازدید کنندگان پروفایل

بلوک آخرین بازدید کننده ها غیر فعال شده است و به دیگر کاربران نشان داده نمیشود.

  1. من فكر مي كنم يكي از بزرگترين موفقيت هاي اونها منهدم كردن دو فروند تامكت نيروي هوايي بر فراز خليج فارس بود كه ميراژ هاشون اين كارو كردن نامردا يه سيستم جنگ الكترونيك روي ميراژ نصب كرده بودن كه مانع قفل شدن رادار تامكت روي اونها مي شد. ولي خوشبختانه هر 4 خلبان تامكت ها زنده موندند ولي از دست دادن دو تا تامكت تو يه عمليات خيلي سخته بمباران جزيره خارك از نظر اقتصادي و بمباران شهرهاي مركزي ايران از نظر اجتماعي و ايجاد وحشت از موفقيت هاي ديگه اونا بوده ولي توجه داشته باشيم كه نيروي هوايي عراق در طول جنگ سه بار بازسازي شد ولي نيروي هوايي ما متاسفانه به دليل تحريم ......
  2. AMIRTOMCAT

    جنگ شش روزه 1967 اعراب و اسراييل

    من قبل از ارسال سرچ كردم ولي در مورد جنگ سال 1967 چيزي نبود icon_cheesygrin بهرحال فكر كنم ارزش ايجاد يه تايپيك رو داشت نه؟ icon_cheesygrin
  3. AMIRTOMCAT

    اخبار عمومی منطقه و جهان

    مساله دشمني اعراب و ايرانيها ريشه در تاريخ داره و برخلاف ساير دشمني ها كه معمولا دشمني دولت ها با هم است(مثل دشمني ايران با آمريكا يا امريكا با شوروي سابق يا آرژانتين و انگلستان و......) دشمني ايرانيان با اعراب دشمني ملتهاست و هيچ دولتي چه در بين اعراب و يا در ايران نميتونه اين مساله رو حل كنه يادمون نره كه امام خميني در مورد خليج فارس گفت نه خليج فارس و نه خليج عربي بگيم خليج اسلامي ولي الان مي بينيم كه جانشينان ايشان چه مواضع تندي در اين مورد دارند يعني دشمني ملت ايران با اعراب حتي بر سياست هاي جمهوري اسلامي هم اثر دارد اين شعار هايي هم كه دوستان در زمينه برادري و..... ميدن اثري نداره و من هم با حرف ممد كه ميگه 80 درصد مردم تفكرات ضد عربي دارند موافقم و اين قضيه رو در اطراف خودم حس ميكنم دشمني مردم ايران با اعراب ريشه در تاريخ داره و چه خوب چه بد يك واقعيته ولي خوب تو اين سايت راجبش بحث نكنيم مگه چي ميشه؟ icon_cheesygrin اصلا اين اعراب ارزش بحث كردن دارن؟ icon_cheesygrin
  4. AMIRTOMCAT

    جنگ شش روزه 1967 اعراب و اسراييل

    من كه هرچي سرچ كردم نديدم شما لطف كن لينكشو بذار كه من هم مطلب قبلي رو ببينم icon_cheesygrin
  5. AMIRTOMCAT

    جنگ شش روزه 1967 اعراب و اسراييل

    خواهش مي كنم راجب جنگ 1973 جنگ يام كيپور يا رمضان هم يه تايپيك ايجاد كرده بودم كه در صورتي كه مايلي مي توني مطالعه كني http://www.military.ir/modules.php?name=Forums&file=viewtopic&t=3633 واقا پرواز اون همه هواپيما يكجا تو سال 1967 واقعا كار بزرگي بوده 346 تا icon_cheesygrin :oops: اسراييل بدون بمب اتمي هم واقعا دشمن بزرگيه icon_cheesygrin
  6. جنگ شش روزهء ۱۹۶۷ از جمله جنگهاى بسيار معروف دنيا، جنگ ۶ روزه است. اگرچه مبدع نبردهاى برق آسا ارتش آلمان نازی در جنگ دوم جهانى بود و آلمانها توانسته بودند ظرف كمتر از يك ماه لهستان را با اين شيوه از پاى درآورند و اين روش را در قبال ارتشهاى قدرتمند فرانسه، هلند، بلژيك، نروژ، يونان و. . . ادامه دهند اما اينكه بتوان همزمان ۴ كشور را مورد حمله قرارداد و در كمتر از يك هفته آنها را وادار به قبول صلح كرد اتفاقى بود كه در تاريخ جنگهاى مهم تنها يكبار رخ داد. زمينه جنگ ۶ روزه پيروزى بزرگ سياسى ناصر پس ازعقب نشينى بى قيد و شرط فرانسه، انگليس و اسرائيل در ۱۹۵۶سبب شد تا اسرائيل به دنبال «زمان» مناسب براى تلافى باشد و فرانسوى ها نيز با تقويت ارتش اين كشور بويژه نيروى هوايى آن مى خواستند تا ضربه ناصر را تلافى كنند. اما از آن طرف مصر، سوريه و اردن در طول سالهاى ۱۹۵۶ تا ۱۹۶۶ ميلادى بطور دائم در حال تقويت توان نظامى خود بويژه نيروى هوايى بودند چرا كه براى آنها شكى باقى نمانده بود كه اسرائيل به مرزهاى ۱۹۴۸ قناعت نمى كند. در سال ۱۹۶۶ در جبهه اعراب اردن و مصر طرفدار جنگ نبودند اما سوريه و فلسطينيان قصد جنگ را داشتند از آن طرف در اسرائيل نيز جبهه ژنرالها نظير اسحاق رابين، موشه دايان و بنگوريون طرفدار آغاز جنگ «قبل از آنكه اعراب دست به حمله بزنند» بودند حال آنكه لوى اشكول نخست وزير اسرائيل با استناد به برترى هوايى و زمينى اعراب خواستار مشى اعتدال بود. مرگ ۳ اسرائيلى در ۱۳ نوامبر ۱۹۶۶ و به دنبال آن حمله اسرائيليها به يك روستا و كشتن ۱۸ عرب اوضاع را به شدت تيره كرد، اما به دليل بى علاقگى ناصر و نخست وزير اسرائيل باز هم درگيرى رخ نداد تا آنكه در يك نبرد هوايى در ۶ آوريل ۱۹۶۷ هواپيماهاى اسرائيلى بدون آنكه تلفاتى بدهند ۶ ميگ سورى را ساقط كردند. روزنامه هاى اردن و سوريه ناصر را به باد حمله گرفتند كه از اسرائيل مى ترسد و قادر به اتخاذ تصميم نيست اما ناصر به خوبى مى دانست كه نبايد در شرايطى كه اسرائيل دست بالا را در جنگهاى هوايى دارد وارد عمل شد. از آن طرف ژنرالهاى اسرائيلى مرتباً سوريه را تهديد مى كردند و اين اصلاً خوشايند اعراب نبود. جرقه در انبار آتش سرانجام فشارهاى نظامى اسرائيل به سوريه و فشار روزنامه هاى عرب به جمال عبدالناصر او را مجبور به واكنش نظامى محدودى كرد غافل از آنكه اين اقدام همان چيزى است كه اسرائيليها مى خواهند. صهيونيستها از همان ابتدا از بابت اردن و سوريه نگرانى نداشتند چرا كه اين دو كشور نه جمعيت و نه وسعت و نه قدرت نظامى قابل ملاحظه اى نبودند هراس اسرائيل ارتش بزرگ مصر بود كه دو برابر اسرائيل هواپيما و معادل آن تانك و سرباز داشت. عبدالناصر در آخرين حركت خود كه بيشتر با هدف ترساندن اسرائيل بود تا آغاز جنگ از نيروهاى سازمان ملل خواست تا از صحراى سينا عقب بروند تا چند واحد نظامى مصرى را به صحرا بفرستد. سی ام ماه می ۱۹۶۷، موافقتنامهء دفاعی بین شاه حسین اردنی و عبدالناصر مصری به امضاء رسید روز اول جنگ برخلاف آنچه همه مى پندارند جنگ ژوئن، جنگى ۶ روزه نبود بلكه جنگى ۱۲ ساعته بود. ژنرال موشه دايان وزير دفاع اسرائيل پس از آنكه فرماندهى عمليات را برعهده گرفت مشاهده كرد كه بر روى كاغذ احتمال پيروزى او بر اعراب چيزى در «حد صفر» است مگر آنكه ابتكار عمل را ظرف «نصف روز» از طرف مقابل بگيرد. در اين زمان در برابر ۱۰۰۰ تانك و ۳۵۰ هواپيماى اسرائيلى اعراب از ۲ هزار تانك، ۸۰۰ هواپيما و شبكه هاى پرقدرت پدافند سام ۲ برخوردار بودند. (در ويتنام پدافند سام مبدل به كابوسى بى پايان براى نيروى هوايى آمريكا شده بود). هواپيماهاى دايان را در اين زمان جتهاى ميراژ ۳ و ميستر فرانسوى تشكيل مى داد. وى براى آنكه بتواند نيروهاى هوايى اعراب را در اردن، مصر، سوريه و حتى عراق از كار بيندازد فرصت زيادى نداشت. بنابراين تصميم گرفت تا مى تواند هواپيماهاى اعراب را بر روى زمين نابود كند و با تخريب باند فرودگاهها مانع برخاستن باقيمانده آنها عليه اسرائيل شود ژوئن ۱۹۶۷: جنگنده های اسرائیلی در پروازی هماهنگ در ساعت 8 و 45 دقيقه صبح پنجم روز پنجم ژوئن، دايان در حركتى كم نظير ۳۴۶ هواپيماى اسرائيلى را به صورت همزمان از فرودگاههاى اسرائيلى به پرواز درآورد. (تنها ۴ ميراژ ۳ براى دفاع از تل آويو باقى ماندند) . هواپيماهاى مذكور با قطع كليه ارتباطات رادارى و راديويى خودسعى كردند در اختفاى كامل عمل كرده و با كج كردن راه خود (براى گمراه كردن رادارها) از مديترانه چرخ زده و مستقيم از شمال مصر وارد خاك اين كشورشدند. در اين مرحله آنها ارتفاع خود را به كمتر از ۲۰ تا ۳۰ مترى زمين رساندند چرا كه در اين سطح ديگر از موشكهاى ضدهوایی مهيب سام، كارى ساخته نبود و رادارهای مصری نيز آنها را نمى گرفتند. هواپيماهاى تحت فرمان دايان با ورود به دره نيل در ابتداى اين رود عظيم فرودگاههاى مهم مصرى را به شدت بمباران كرده و صدها هواپيماى پارك شده بر روى باند را از بين بردند. بسيارى از ميگهاى ۲۱ ، ۱۹ وتوپولوفهاى ۱۶ و ايليوشين قبل از آنكه خلبانان مصرى بتوانند بر كابين پرواز مستقر شوند بر روى زمين از بين رفتند». موج حملات اسرائيل حتى به فرودگاه جنوبى اين كشور در «اقصر» نيز رسيد مدافعان اين فرودگاه كه در ۶۰۰ كيلومترى جنوب سوئز قراردارد اصلاً گمان نمى بردند مورد حمله قرار گيرند (۱۵ سال بعد نيروى هوايى ايران درحمله به پايگاه اچ۳ در غرب عراق دشمن را كاملن غافلگير كرد و بسيارى فكر مى كردند كه نقشه مذكور طراحى فرماندهان اسرائیلی است) موشه دايان در ظرف چند ساعت۳۰۰ هواپيماى مصرى، ۱۹ پايگاه ضد هوايى و دهها فرودگاه مصرى را نابود كرد و سپس امواج هواپيماهاى اسرائيلى با خيال راحت به سراغ ساير فرودگاههاى منطقه رفتند. ظرف ۹۰ دقيقه مصر ديگر نيروى هوايى دیگر وجود خارجی نداشت. (ناصر براى ايجاد اين نيرو ۱۰ سال زحمت كشيده بود) در اردن و سوريه نيز ظرف ۶ ساعت فرودگاهى سالم باقى نماند و حتى اسرائيليها فرودگاه هاى متروك را محض احتياط نابود كردند. فرمانده نيروى هوايى اسرائيل از صبح روز پنجم ژوئن پيامى بدين شرح به ستاد ارتش اسرائیل مخابره كرد: «عمليات با موفقيت انجام شد. دستور مراجعت به هواپيماها را دادم.» وى در برابر از دست دادن تنها ۱۶ هواپيما، ۳۴۰ هواپيما را ازبين برده و به صدها هواپيماى عرب صدمات جبران ناپذیر زده بود. اكنون نوبت ژنرال اسحاق رابين بود تا با فرمان او نيروى زمينى به حركت در آيند. اگرچه مصريها انتظار حمله نيروى زمينى اسرائيل را داشتند اما گمان نمى كردند اين حمله از شمال صحراى سينا انجام شود. ژنرال تال اسرائيلى، در ششم ژوئن حمله را با لشكرهاى زرهى خود آغازكرد و دركمتر از ۲۴ ساعت قواى مصرى مجبور به عقب نشينى شدند چرا كه پشتيبانى هوايى اسرائيليها از نيروهاى زمينى در دشت باز منطقه راهى را جز عقب نشينى براى مدافعان مصرى نمى گذاشت. شرم الشيخ نيز بدون دفاع قابل ملاحظه اى سقوط كرد و در ۸ ژوئن كل شبه جزيره سينا به اشغال ارتش اسرائیل درآمد. از آن طرف قواى اسرائيل به سرعت ارتفاعات جولان را تصرف كرده و نيروهاى سورى را تحت فشار شديد گذاشتند. سوريها ابتدا سعى كردند جلوى پيشروى اسرائيل را بگيرند اما مقاومت آنها بى نتيجه بود و آنها با واگذارى شهر قنيطره در ۹ ژوئن، عملن دمشق را كه در ۱۰۰ كيلومترى منطقه جنگى واقع بود بدون حفاظ گذاشتند. هزاران سرباز مصری که توسط ارتش اسرائیل به اسارت درآمده اند اسرائيل در جبهه اردن نيز با درهم كوبيدن مقاومت ناچيز آنها، ساحل غربى رود اردن و بيت المقدس شرقی را تصرف كرد. اسرائيل همزمان شهر امان (پايتخت اردن) را بمباران می كرد. پايان مقاومت اعراب در عريش و نوار غزه نيز اسرائيليها با نيروهاى ارتش آزاديبخش فلسطين درگير شده و با كمك تانك و آتشبارى سنگين در جنگ شهرى عليه مبارزان فلسطينى پيروز شدند. مصريها كه هنوز به صورت متفرق در صحراى سينا و نوار شمالى آن مقاومت مى كردند در آخرين تلاش خود با تدارك يك ضدحمله شهر العريش را براى مدتى ازدست اسرائيليها خارج كردند. اما ورود تانكهای ام60 و هواپيماهاى كمكى، واحدهاى پراكنده مصرى را به عقب راند. با گذشت ۵ روز از جنگ، اسرائيل نيروهاى اردنى را در جبهه مركزى به كلى منهدم كرده و نيروهاى مصرى را متفرق و صحراى سينا را اشغال كرده و در ۲۰ كيلومترى كانال سوئز درانتظار دستور براى عبور از كانال بود. اما بدترين وضعيت را سوريه داشت. واحدهاى زرهى اسرائيلى درجاده دمشق مستقيم به سمت پايتخت سوريه مى رفتند و اگر فشار شوروى براى توقف جنگ نبود سقوط دمشق دور از دسترس نبود. اكنون زمان قبول آتش بس ازسوى اعراب فرارسيده بود. تسليم اعراب و قبول نظرات سازمان ملل سبب شد تا در نوامبر ۱۹۶۷ شوراى امنيت از اسرائيل بخواهد سرزمينهاى اشغالى در جنگ اخير را به اعراب بازگرداند و درمقابل استقلال و تماميت ارضى تمام كشورهاى منطقه پذيرفته شود (اين امر متضمن به رسميت شناختن اسرائيل نيز بود.) نتيجه نبرد جنگ ۶ روزه چند اثر فورى داشت. ابتدا استعفاى جمال عبدالناصر بود كه خود را مقصر اصلى شكست ارتش مصر مى دانست اگرچه اين استعفا توسط ميليونها تظاهركننده مصرى و عرب ساير كشورها پذيرفته نشد. اثر دوم اين مسأله توجه جهان به سرعت عمل واحدهاى اسرائيلى در هماهنگى بين نيروى هوايى و نيروهاى موتوريزه و زرهى بود. اين جنگ مفهوم جنگ برق آسا را جانى دوباره بخشيد. نكته سوم تصرف تمام مناطق استراتژيك غرب خاورميانه توسط اسرائيل بود. ارتفاعات جولان، قنيطره، غرب رود اردن، بيت المقدس، صحراى سينا، تسلط بر خليج عقبه و كانال سوئز و غزه همه نتيجه جنگ ۶ روزه بود. روحيه اعراب از اين شكست به شدت صدمه خورد و از اين زمان به بعد بود كه شوروى با قدرت بيشترى پاى به صحنه شطرنج خاورميانه گذاشت چرا كه سوريه، عراق، مصر، عربستان، يمن و حتى كويت طى سالهاى ۶۷ تا ۷۳ تنها به يك نكته مى انديشيدند و آن آزادى بيت المقدس و خروج اسرائيل از سرزمينهاى اشغالى بود. نقشهء مناطق اشغالی در پایان جنگ شش روزهء ۱۹۶۷ منبع : روزنامه ایران منبع و لینک تصاویر اصلاح شد. هانس
  7. AMIRTOMCAT

    اخبار عمومی منطقه و جهان

    الله اكبر الله اكبر مرگ بر ضد ولايت فقيه ........
  8. AMIRTOMCAT

    میگ 35یا یوروفایتر تایفون

    مثل اينه كه يگي ميگ31 بهتره يا فانتوم تامكت بهتره يا ميگ 21 ميگم يه تايپيك هم ايجاد كن ببين ژ3 بهتره يا كلاش اگه همين جوري پيش بري يه هفته ديگه اينقدر درجه ميگيري كه :mrgreen: :| مثل سعيد ميشي ارتشبد! icon_biggrin
  9. حالا اين بحث تموم شد يكي بگه فايدش چي بود و كي چي ياد گرفت اگه خوب بود بريم ببينيم ايران قويتره يا بوركينافاسو :mrgreen: يه مقايسه اي هم بين نيروي هوايي اندونزي با نروژ انجام بديم ببينيم كي قويتره
  10. Tu-22B يا بمب افكن هاي توپولوف قادر به نفوذ به فضاي تهران نبودند به دليل جثه بزرگ و قدرت مانوور و سرعت كم حتما شكار جنگنده هاي ايراني يا پدافند هاك مي شدند عراق فكر نمي كنم زياد از اين بمب افكن تو جنگ استفاده كرده باشه ولي در آمار درگيري هاي هوايي در كتاب Martin-Baker چهار فروند Tu-22B شكار تامكت هاي نيروي هوايي ايران شدند
  11. در سالهاي اول جنگ اصلا حمله هوايي به شهر هاي مركزي ايران نمي شد به خاطر اينكه تامكت ها اكثرا عملياتي بودند و عراق هم اصولا جنگنده اي با برد بالا نداشت وقتي عراق جنگنده Mirage F.1EQ رو در سال 1981 از فرانسه دريافت كرد توازن هوايي تا حدي برابر شد با اين حال تامكت ها همچنان پادشاه آسمان ايران بودند كماينكه به عنوان مثال در روز 22 اكتبر 1981 چهار چنگنده Mirage F.1EQ عراقي شكار تامكت ها شدند كه سه تاي اون رو كاپتان شهرام رستمي با موشك فونيكس شكار كرد و يكي ديگه رو كاپيتان هداوند باز با فونيكس شكار كرد در روزهاي بين 3 تا 11 دسامبر 1981 شش فروند ديگه از اين جنگنده ها شكار تامكت ها و موشك هاي فونيكس شدند ولي مشكلات تحريم كم كم نمود پيدا كرد تعداد زيادي از تامكت ها از حالت عملياتي خارج شدند و نبود يه نوع فيوز در موشك فونيكس تعداد زيادي از اين موشك هاي مرگبار رو از حالت عملياتي خارج كرد تعداد تامكت هاي عملياتي با موشك آماده فونيكس كم شد و اون ها هم مجبور بودند فقط از شاهرگ حيات كشور يعني صدور نفت و جزيره خارك و سيري و نفتكش ها مراقبت كنند تامكت هاي عملياتي بدون موشك فونيكس مثل فانتوم ها و تايگر ها در برابر ميراژها و ميگ هاي25 كاري از دستشون بر نمي اومد البته بعد از توافقات پنهاني نخست وزير وقت با فرستاده آمريكا يعني مك فارلن ايران موفق شد مقاديري از تامكت ها و به خصوص فونيكس ها رو با تجهيزاتي كه آمريكا از طريق اسراييل به ايران مي فرستاد دوباره عملياتي كند و باز ضربات سهمگيني به نيروي هوايي عراق بزند تامكت ها موفق شدند در سالهاي 1985 و 1986 سيزده جنگنده Mirage F.1EQ رو كه عمدتا در حمله به پايگاه هوايي اصفهان و تهران بودند رو منهدم كنند مك فارلن و اميرام نير (افسر اسراييلي) و سرهنگ اوليور نورث بعد از پرواز از تهران به تل اويو دو تن از خلبانان Mirage F.1EQ عراقي كه هواپيماهايشان توسط تامكت ها منهدم و مجبور به ايجكت شدند و به اسارت ارنش در امدند ولي با برملا شدن رسوايي ايران گيت اوضاع تا پايان جنگ مثل سابق شد در حملاتي كه عراق به تهران انجام مي داد از جنگنده هاي Mirage F.1EQ و ميگ 25 استفاده مي كرد كه در نبود تامكت و فونيكس جولان مي دادند دفاع هوايي ايران تو اون زمان بسيار وابسته به تامكت ها بود ولي پدافند زميني ايران هم چندين بار موفق شد ضرباتي رو به نيروي هوايي بزنه كه در يك مورد يك جنگنده Mirage F.1EQ عراقي توسط سيستم دفاع موشكي هاك در نزديكي اصفهان منهدم شد ولي در كل در برابر اين جنگنده ها و به خصوص جنگنده پر سرعت ميگ 25 ناتوان بود سيستم دفاع موشكي هاك در كل ميشه اين جور نتيجه گرفت كه چون نيروي هوايي ايران در تحريم آمريكا بود نه رهگير هاي نيروي هوايي و نه پدافند زميني ايران نوسازي نشد ولي در طرف ديگه اين جنگ نابرابر شوروي و فرانسه جديد ترين فناوري جنگ الكترونيك رو به كمك جنگنده هاي پيشرفته به عراق ميدادند و اين باعث شده بود در انتهاي جنگ عراق بارها به حريم هوايي تهران نفوذ كنه فرانسوي هاي پدر سوخته :mrgreen: حتي نوعي فناوري جنگ الكترونيك رو روي ميراژ ها به كار گرفته بودند كه مانع از قفل شدن رادار تامكت روي ميراژ ميشد و متاسفانه با همين فناوري دو فروند از تامكت هاي زيباي ارتش رو بر فراز خليج فارس سرنگون كردند icon_cheesygrin فكر كنم خيلي دري بري گفتم در هر صورت دوستان ببخشند
  12. البته اين جنگنده چندين بار تونست به نفتكش هاي ايران ضربات بدي بزنه در بسياري از موارد هم موشك هاي اگزوست شليك شده توسط اين هواپيما توسط تامكت هاي نيروي هوايي رهگيري و با فونيكس منهدم شده بود ولي چون موشك فونيكس از اگزوست بمراتب گرون تر بود باز هم برد با عراق بود icon_cheesygrin جالب اينجاست كه هيچ اطلاعاتي از خلبانان اون 4 سوپراتانداردي كه منهدم شده در دست نيست معلوم نيست اصلا عراقي بودند يا فرانسوي :mrgreen:
  13. در طول جنگ 4 هواپيماي سوپراتاندارد عراقي توسط نيروي هوايي ايران منهدم شد در تاريخ 2 اوريل 1984 اولين سوپر اتاندارد توسط يك فروند F-4E به خلباني كاپتان عباس امير اصلاني توسط موشكAIM-7E منهدم شد در تاريخ هاي 26 و 7 جولاي 1984 دو فروند سوپراتاندارد ديگه اينبار توسط تامكت هاي نيروي هوايي رهگيري و با موشك فونيكس منهدم شدند در 14 ژانويه 1985 آخرين شكار سوپراتاندارد بر فراز خليج فارس توسط تامكت نيروي هوايي و باز توسط موشك فونيكس شكار شد منبع سايت: Chronological Listing of Iraqi Losses & Ejections
  14. من هم با اقا مصطفي كاملا موافقم خارج از مسايل ايدولوژيكي و مذهبي ما فعلا مجبوريم حزب الله رو تجهيز كنيم لا اقل تا زماني كه تغيير اساسي در سياست خارجي نديم مجبوريم ادامه بديم محمد رضا شاه پهلوي هم مدعي حمايت از شيعيان لبنان بود فكر نمي كنم كسي از حمايت ايران از حزب الله ناراضي باشه بهرحال اين هزينه اي هست براي تامين امنيت مردم ايران
  15. mostafa_by خيلي جالب بود ادامه بده تازه داشت به جاهاي قشنگش مي رسيد