Ramtin

Members
  • تعداد محتوا

    51
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

پست ها ارسال شده توسط Ramtin


  1. پس از آنكه در دسامبر ۱۹۴۱ ارتش سرخ پيشروى آلمانها را در ۳۵ كيلومترى مسكو متوقف كرد استالين بلافاصله از انگليس و آمريكا (كه تازه وارد جنگ با آلمان شده بود) درخواست گشودن جبهه دوم را كرد. اما در اوت ۱۹۴۲ چرچيل و روزولت با شكست عمليات «ديپ» دريافتند توان دفاعى آلمان بالاتر از آن است كه به آنها اجازه ورود به غرب اروپا را بدهد.
    در اين عمليات، ۶۰ درصد از ۷ هزار چترباز و نيروى كماندو كه در ساحل اين شهر فرانسوى پياده شدند جان خود را از دست دادند، آنها حتى نتوانستند چند ساعت هم بندر مذكور را تحت اشغال خود نگاه دارند.
    در سرتاسر سال ۱۹۴۳ و نيمه اول سال ۱۹۴۴ على رغم درخواستهاى استالين، متفقين از ورود به غرب اروپا خوددارى كردند چرا كه اين كار را اقدامى پرتلفات مى دانستند. اما سرانجام هنگامى كه پى بردند آلمان ديگر توان مقاومت در برابر ارتش سرخ را ندارند و ممكن است ارتش سرخ اروپاى غربى را در نبود «متفقين انگلوساكسون» ببلعد تصميم گرفتند تا در غرب فرانسه نيرو پياده كنند. حال آنكه در اين مدت آلمانها با به كارگيرى ۱۳ ميليون متر مكعب بتون، ۱‎/۲ ميليون تن فولاد و ۱۷۵ هزار كارگر عظيم ترين دژ اروپا بعد از ماژينو را در سواحل مانش (جنوب انگليس و شمال غرب فرانسه) ايجاد كرده اند.
    همه چيز به ۲۴ ساعت اول بستگى دارد
    در اصول اوليه نظامى براى گذر از رود يا فرود در ساحل يك چيز بيشترين اهميت را دارد يا مى توان گفت در واقع تنها يك چيز اهميت دارد، «سرپل».
    اگر «سرپل» در ساحل و يا ساحل مقابل رودخانه تسخير شود و مهاجمان بتوانند در برابر پاتكهاى دشمن آن را نگاه دارند، نيروى تقويتى قادر به پياده شدن در ساحل خواهند بود در غير اين صورت امكان ندارد بتوان از رود يا ساحلى گذشت.
    در ۶ ژوئن ۱۹۴۴ آيزنهاور فرمانده كل قواى متفقين در اروپا احتياج به ۱۰۰ تا ۱۵۰ هزار سرباز از جان گذشته داشت، اين مردان بايد با حمله به دژهاى آلمانها در ساحل آنها را تسخير كرده و در برابر حملات متعدد آنها مقاومت مى كردند.
    آغاز بزرگ ترين عمليات آبى - خاكى جهان
    در ۶ ژوئن ساعت ۶‎/۵ صبح ۵۷ هزار تفنگدار و چترباز آمريكايى متعلق به لشكرهاى معروف يكم، ۸۲ ، ۱۰۱ و ۷۵ هزار انگليسى متعلق به سپاه مونتگومرى و لشكر ششم در حالى كه بزرگ ترين «پشتيبانى دريايى و هوايى» تاريخ را در اختيار داشتند با گلايدر، كشتى هاى نفربر و قايق در نرماندى پياده شدند در حالى كه ۱۴ هزار و ۶۰۰ هواپيما و ۶۷۰۰ كشتى آنها را همراهى مى كرد در برابر اين نيروى جهنمى آلمان تنها ۴۰ كشتى، ۳۴ زير دريايى و ۳۵۰ هواپيما در اختيار داشت.
    نبرد، بسيار بى رحمانه آغاز شد، كشتى ها و هواپيماهاى متفقين ساحل را زير آتش شديد گرفتند و بسيارى از واحدهاى آلمانها را در جا منهدم كردند، حال آنكه از مدافعان كارى ساخته نبود. هيچ كس تاكنون اين تعداد ابزار جنگى را به صورت تجمعى نديده بود اما آلمانها ضربه خود را هنگام پياده شدن نيروهاى آبى - خاكى فرود آوردند. بسيارى از سربازان آمريكايى حتى فرصت رسيدن به ساحل را نيافتند چرا كه مسلسلهاى آلمانى و تك تيراندازان نيروهاى آمريكايى و انگليسى را درون قايقهاى آبى - خاكى به هلاكت مى رساندند.
    هنگامى كه پلها گشوده شد و سربازان پا بر روى ساحل «اوماها» (در شمال غرب فرانسه) گذاشتند تازه پى بردند سرسخت ترين مردان ارتش آلمان كه به تازگى از جبهه روسيه به غرب اعزام شده بودند چه اندازه در مقاومت جدى هستند. در همان ابتداى كار قواى آمريكايى در نوار ساحلى زمين گير شد اما قواى كانادايى - انگليسى با سرسختى توانست زمين تصرف شده را نگاه دارد و عقب نرود. در اين عمليات كه با نام روز دى يا (D-Day) معروف شد، آلمانها عقب نشينى نمى كردند يا كشته مى شدند و يا اينكه سد راه متفقين مى شدند. هر جا كه مقاومت آنها شديد بود متفقين با دستگاه «پرتاب شعله» آنها را در سنگرها مى سوزاندند. متفقين فرصتى نداشتند، اگر آنها ظرف ۲۴ ساعت به سر پلى مهم دست نمى يافتند و ترتيب ورود ۸۶ لشكرى را كه در دريا منتظر نتيجه عمليات آنها بودند را نمى دادند، لشكرهاى زرهى ژنرال رومل (كه اكنون فرمانده دفاع شمال غرب فرانسه بود) آنها را به دريا ريخته و زير دريايى هاى آلمانها نيز كه اكنون مشغول گرفتن قربانى از بين كشتى هاى عظيم نفربر و تانك بر بودند ضربات خود را افزايش مى دادند. سرسختى طرفين به دليل اهمال هيتلر در اعزام نيرو به سوى واحدهاى مدافع در نهايت به زيان آلمانها تمام شد و آنها با تحمل حدود ۹ هزار كشته عقب نشستند در حالى كه آمريكايى ها، كانادايى ها و انگليسى ها نيز متحمل ۱۵ هزار كشته شده بودند.
    در پايان روز اول حمله متفقين نوار ساحلى به طول ۳۰ كيلومتر و عمق ۱۰ كيلومتر را تصرف كرده بودند. در واقع آلمانها هنوز خيال مى كردند كه حمله اصلى متفقين در چند كيلومتر جنوبى تر خواهد بود. همين اشتباه آنها باعث شد تا كمكهاى ضرورى به مدافعان هرگز نرسد و لشكرهاى زرهى آلمان زمانى وارد نبرد شوند كه متفقين ظرف ۱۰ روز ۹۵ هزار تانك و زرهپوش (ارقام صحيح است!) را در ساحل پياده كنند. رهبران انگليس و فرانسه اكنون ۶۱۹ هزار سرباز را به فرمان آيزنهاور و مونتگومرى درآورده بودند و از آنها تنها يك چيز را مى خواستند؛ آزادسازى فرانسه.
    اگرچه آلمانها به صورت پراكنده مقاومتهاى دلاورانه اى از خود نشان مى دادند اما بمبارانهاى عظيم هوايى در كنار حملات جبهه مقاومت فرانسه سبب شد تا كمك به آنها با تأخير ۳ هفته اى برسد.
    نتيجه نبرد
    نبرد نرماندى در نهايت براى آمريكا و انگليس بيش از ۵۰ هزار كشته دربرداشت اما مقدمه اى شد براى ورود ۲ ميليون سرباز، ۵۰۰ هزار تانك و زرهپوش و نفربر و ۳ ميليون تن ساز و برگ نظامى. اكنون ديگر مسلم بود كه آلمان هرگز قادر به پيروزى در جنگ نيست چرا كه در جبهه شرق نيز ۱۰ ميليون سرباز روس با سرعت در حال عقب راندن آلمانها بودند.
    در عمليات نرماندى باز هم دخالت هاى بى مورد هيتلر موجب شد تا آلمانها چند روز حياتى را از دست بدهند و نتوانند مانع رخنه متفقين شوند. كمتر از يك ماه بعد يعنى در اوت ۱۹۴۴ پاريس سقوط كرد و ۹ ماه بعد آلمان تسليم شد.
    جنگ ۸۶: نبرد آردن
    متفقين پس از آنكه در اوت ۱۹۴۴ پاريس را آزاد كردند با سرعت در شمال اروپا وغرب پخش شده و با آزاد كردن بلژيك و فرانسه از راين گذشته و خاك اصلى آلمان را مورد تهديد قرار دادند. در اين زمان پس از شكست متفقين در عمليات هوابرد ماه قبل، هيتلر طرح ضد حمله بزرگى را تدارك ديد كه طى آن آلمانها با عبور از راين قواى متفقين را در هلند دچار مشكل كرده و به دو نيم مى كردند. هدف ديگر اين طرح اشغال منطقه باستونى و دستيابى به مخازن سوخت آمريكايى ها بود. براساس اين طرح ۲ لشكر زرهپوش اس اس با گرفتن اين مخازن همزمان هم مشكل سوخت تانكهاى آلمانى را (كه اكنون به دليل نبود سوخت بدون استفاده بودند) حل مى كرد و هم تانكها و نفربرهاى آمريكايى را تا ماهها به دليل نداشتن سوخت زمين گير مى كرد.
    مخالفت ستاد ارتش آلمان
    فون روندشتت فرمانده كل قواى آلمان در غرب با اين حمله از همان ابتدا مخالف بود چرا كه معتقد بود از اين نيروهاى مهاجم بايد براى اقدامات مهم ترى استفاده كرد. ستاد ارتش آلمان نيز اين حمله را نوعى خودكشى مى دانست چرا كه معتقد بود آمريكا و انگليس در حال حاضر آن قدر تانك، سرباز و توپ در اختيار دارند كه هر حمله اى به اين واحدها در نطفه خفه خواهد شد.
    اما هيتلر اين نكات را قبول نكرد و بر اين استراتژى تأكيد داشت كه «بهترين دفاع حمله است». هيتلر على رغم مخالفان خود در نهايت در ۱۶ دسامبر حمله به خط دفاعى آمريكا در آردن و رن عليا را آغاز كرد.
    بازوان ارتش آلمان در اين نبرد سرنوشت ساز را ارتش ششم زرهى آلمان و واحدهاى ورزيده اس اس تشكيل مى دادند. اس اس ها در حقيقت قواى ذخيره استراتژيك هيتلر محسوب مى شدند و وى از آنها تنها براى نبردهاى سرنوشت ساز استفاده مى كرد.
    پيشروى اوليه
    در اين نبرد هيتلر مانند قمار باز بزرگى تمام هستى خود را بر صفحه بازى ريخت. هزاران تانك آلمانى در پناه آتش ۲۰۰۰ هواپيماى بمب افكن حمله را آغاز كردند. آمريكايى ها كه اصلاً انتظار چنين ضدحمله اى را از ارتش شكست خورده آلمان نداشتند كاملاً غافلگير شده و خطوط دفاعى آنها شكافته شد، آلمانها از آردن گذشته و به شهر باستونى در ۱۵۰ كيلومترى بروكسل (پايتخت بلژيك) رسيدند.
    سقوط باستونى به معناى در خطر افتادن بلژيك «تازه رها شده» نيز بود. بنابراين لشكر ۱۰۱ هوابرد آمريكا با ۱۵ هزار چترباز براى دفاع از شهر محاصره شده توسط قواى آلمانها انتخاب شد.
    ورود ژنرال پاتون
    آيزنهاور فرمانده قواى آمريكا بلافاصله به مارشال زرهى پاتون دستور دارد به هر قيمت مانع ورود قواى زرهى آلمان به باستونى شود. اين در حالى بود كه لشكرهاى زرهى آمريكا حداقل يك هفته با شهر مذكور فاصله داشتند.
    بنابراين اس اس ها مدت كمى وقت داشتند تا چتربازان معروف لشكر ۱۰۱ را شكست دهند (لشكر ۱۰۱ هوابرد آمريكا هنوز هم واحد پيشرو آمريكا در نبردهاى قرن ۲۱ است). اس اس ها در پناه تانكهاى خود با قدرت تمام خانه به خانه در باستونى پيش رفتند اما از بخت بد سر و كار آنها با مشتى سرباز معمولى نبود بلكه با رنجرهاى آمريكايى طرف بودند كه راه ماندن و مردن را انتخاب كرده بودند.
    در نبردهاى مذكور كار به جنگ سرنيزه و استفاده از كارد و ساير سلاحهاى سبك نيز رسيد اما على رغم كشته شدن ۴ هزار تفنگدار آمريكايى آنها اسلحه را زمين نگذاشتند. اين در حالى بود كه به فرماندهان لشكرهاى اس اس خبر رسيد قواى پاتون در راه است.
    نمايش ستون هاى فولادين
    آمريكا در نبرد با دشمنانش چندان نياز به «شجاعت سربازان» نداشت چرا كه هر كجا حريف را مقاوم مى ديد با بسيج انبوهى تانك، هواپيما و كشتى آنها را در هم مى كوبيد.
    ژنرال پاتون نيز در ۲۶ دسامبر با استفاده از دهها هزار تانك و زرهپوش (برخى منابع واحدهاى موتوريزه وى و تانكهايش را تا ۱۳۰ هزار دستگاه نيز ذكر كردند) اكنون به پاى بلندى هاى آردن رسيده بود و تانكهاى شرمن در مصاف با تانكهاى پانزر آلمانى با برخوردارى از برترى وحشتناك عددى آنها را از سر راه كنار مى راندند. فرمانده واحدهاى اس اس كه نيروهاى وى در حال نبرد تن به تن در شهر بودند متوجه شد كه ارتش ششم زرهى آلمان قادر به مقابله با ستونهاى فولادين پاتون نيست و عقب نشسته است و براى آنها تنها راه جنگيدن و يا تسليم مانده است. اس اس ها «جنگيدن و مردن» را انتخاب كردند و تقريباً از واحدهاى مذكور كسى زنده نماند، باقى مانده زرهپوشها و تانكهاى آلمانى نيز به شرق راين و داخل خاك آلمان عقب نشينى كردند.
    نتيجه نبرد
    نبرد آردن را مى توان آخرين تحرك آلمان براى عقب انداختن «سرنوشت محتوم شكست» دانست. اما شكست آردن سبب شد تا آلمان بهترين سربازانش را براى حمله بيهوده از دست بدهد و نه تنها موفق به دسترسى به منابع سوخت متفقين نشود بلكه باقيمانده سوخت تانكهايش را نيز بر سر اين حمله بگذارد تا آنجا كه ژنرال «مانتوفل» جانشين فرمانده قواى آلمان در جبهه غرب، علل فروپاشى ارتش آلمان در ماههاى آخر جنگ را انجام همين عمليات غير منطقى مى داند.
    اين شكست سبب شد تا آمريكايى ها در ۷ مارس ۱۹۴۵ (۳ ماه بعد) از رود رن گذشته و ۵۰ روز بعد در برلن باشند. آرنهايم يا آردن آخرين ميخها بر تابوت جاه طلبى هاى هيتلر بودند.
    البته نبايد از ياد برد كه سربازان آلمانى نيز در اين نبرد بسيار دليرانه جنگيدند و آنگونه كه به آنها اطلاع داده شده بود قرار بود آنها تنها «پيشقراول» باشند اما بعد حتى به آنها گلوله هم نرسيد.

    تصویر

  2. جنگ نفتكش ها چشم انداز جديدى را به وجود آورد كه بيانگر تشديد درگيرى و مقدمه جنگ دريايى بود. بعد از آغاز جنگ در سال ۱۳۵۹ جنگ نفتكش ها با ساختار كلى جنگ در خليج فارس چنان در آميخته بود كه تفكيك جنگ دريايى از روند كلى جنگ غير ممكن بود.
    براى نخستين بار عراق به ترمينال نفتى ايران در جزيره خارك در ۲۴ سپتامبر ۱۹۸۰ ميلادى (۲ مهر ۱۳۵۹) حمله كرد و بيست روز بعد تعدادى از مخازن سوخت را در تهران مورد حمله قرار داد و قبل از آن نيز ۱۵۰ مخزن ذخيره نفت را در آبادان به آتش كشيد. حمله به ميدان نفتى نوروز كه يكى از ۳ ميدان نفتى مهرگان و نزديكترين حوزه نفتى فلات قاره ايران به جبهه جنگ بود؛ نيز مورد اصابت موشك هاى دشمن واقع شد كه بر اثر تخريب لوله اصلى و نابودى كامل سكو باعث نشت روزانه ۲ تا ۲ هزار و پانصد بشكه نفت به آبهاى خليج فارس شد. تهاجمات عراق به سكوهاى نفتى، توليد پالايشگاه هاى آبادان، تهران، شيراز و كرمانشاه را به كمتراز نصف تقليل داد. در عين حال، آنچه «جنگ نفتكش ها» ناميده شد تأثير ويژه اى بر آغاز جنگ در خليج فارس داشت.
    تمايل عراق به گسترش جنگ با حمله به اهداف استراتژيك ايران در جزيره خارك و كشتى هاى در حال بارگيرى يا تردد به اين جزيره، نمايان شد.
    جنگ نفتكش ها با عمليات رمضان و حمله عراق به جزيره خارك شروع و در تعيين نتيجه نهايى جنگ ايران و عراق به عاملى تحريك كننده تبديل شد. بدين صورت كه پس از ناكامى نخست عراق در حمله به خارك در سال هاى ۱۳۶۱ و ۱۳۶۲ دور جديدى از حملات عراق از سال ۱۳۶۳ آغاز شد و آنچه مورد نظر عراق بود در واقع در سال ۱۳۶۵ تحقق يافت و پيامدهاى آن با اسكورت نفتكش ها در سال ۱۳۶۶ آشكار گرديد و جنگ براثر گسترش و تشديد آن با مداخله قدرت هاى بزرگ در سال ۱۳۶۷ به پايان رسيد. تا پايان سال ۶۲ همه تلاش هاى عراق بر اين موضوع متمركز بود كه كارايى جزيره خارك را براى صدور نفت ايران مختل كند، ولى تعد د نقاط بارگيرى كه براى ۶‎/۵ ميليون بشكه در روز طراحى شده بود - و تأسيسات محافظت شده، به ايران اجازه مى داد از هدر رفتن نفت جلوگيرى كند و بلافاصله از يك نقطه بارگيرى به نقطه ديگر روى آورد. نقاط بارگيرى مورد اصابت قرار گرفته نيز نسبتاً به راحتى تعمير مى شدند و اين امر تلاش عراق را براى وارد آوردن آسيب بعدى براى اخلال يا توقف كامل صادرات نفت ايران با شكست همراه كرد. اما از سال ۱۳۶۳ به بعد تحولى در وضعيت منطقه ايجاد شد؛ زيرا عراقى ها براى قطع صادرات نفت ايران حوزه عملياتى را تا منطقه شمال قطر گسترش دادند و به صورت آشكار از دولت فرانسه هواپيماى «سوپر اتاندارد» و موشك هاى « اگزوست» دريافت كردند تا توان دريايى خود را افزايش دهند. پيش از اين، عراقى ها با موشك هاى ساحل به دريا يا با هواپيما و هلى كوپتر هاى معمولى به اهداف دريايى حمله مى كردند، اگر چه اين حملات دقيق نبود، اما عراقى ها با گرفتن موشك هاى ضد كشتى اگزوست، كه قيمت هر يك از آنها بيش از يك ميليون دلار بود، فعاليت گسترده اى را آغاز كردند و در مجموع تا پايان جنگ از يكهزار و ۲۰۰ فروند موشك اگزوست استفاده كردند.
    عراق براى تحقق اهداف خود در حمله به تأسيسات نفتى و نفتكش هاى ايران، به سلاح هاى جديد و گسترش عمليات هوايى نياز داشت. به اين منظور، طارق عزيز در پايان سال ۱۳۶۲ تقاضاى خريد پنج فروند هواپيماى «سوپر اتاندارد»، مجهز به موشك هاى «اگزوست» را تسليم پاريس كرد. فرانسه اجازه داد خلبانان عراقى به طور محرمانه در يك پايگاه هوايى فرانسه در حوالى شهر «برست» آموزش ببينند. هواپيماى سوپر اتاندارد كه على رغم اعتراض هاى ايران به عراق تحويل داده شد، نيروى هوايى عراق را متحول كرد. به نوشته يكى از نشريه هاى آمريكايى، به نقل از منبع خود در وزارت دفاع فرانسه، حتى خلبانان فرانسوى نيروهاى عراقى را در جنگ نفتكش ها يارى دادند.
    مرحله جديد حملات عراق در سال هاى ۱۳۶۴ و ۱۳۶۵ متعاقب روابط جديد عراق با آمريكا آغاز شد و در نتيجه عراق سطح استراتژى حمله به اهداف مهم خود را ارتقا داد. در اين مرحله، تجهيزات ارسالى به عراق از نظر حجم و كيفيت تغييرات اساسى كرد. فرانسه به درخواست هاى جديد عراق براى دريافت ۲۴ فروند ميراژ پاسخ مثبت داد. تحويل هواپيماهاى ميراژ اف-۱ توانايى نيروى هوايى عراق را براى هدف قرار دادن خطوط حمل و نقل دريايى و بويژه خطوط نفتى ايران افزايش داد و همين امر باعث شد تا براى نخستين بار اين هواپيماها به پالايشگاه اصفهان حمله و آن را بمباران كردند.
    عراقى ها همچنين پالايشگاه نفت تبريز را در مرداد ۱۳۶۵ بمباران كردند. حملات عراق به جزيره لارك و سيرى در تابستان سال ۱۳۶۵ بيان كننده تحول اساسى در حملات هوايى عراق و استفاده از روش سوختگيرى در آسمان براى حمله به اهداف در عمق خاك ايران بود.
    در جنگ نفتكش ها در حالى كه در ۳ سال اول جنگ فقط به ۴۸ كشتى بازرگانى حمله شده بود، در سال ۱۳۶۳ به ۷۱ كشتى بازرگانى حمله شد و در سال هاى ۶۴ و ۶۵ در مجموع بيش از ۱۲۰ هدف مورد حمله قرار گرفت.همچنين تلفات انسانى ناشى از اين حملات در سال هاى ۶۳ تا ۶۵ به ۱۷۸ نفر رسيد.
    عراق با حمله به نفتكش ها و تأسيسات نفتى، موجب كاهش صادرات ايران شد.
    ايران در سال ۱۳۶۳ به ميزان ۱‎/۳۶ ميليون بشكه، سال ۶۴ به ميزان ۱‎/۸ ميليون بشكه و در سال ۶۵ به ميزان ۱‎/۵ ميليون بشكه نفت در روز صادر كرد. در آمد نفتى ايران ۱۰‎/۹ ميليارد دلار در سال ۱۳۶۳ و ۱۲‎/۵۹ ميليارد دلار در سال ۶۴ و ۶‎/۸۱ ميليارد دلار در سال ۶۵ بود.
    در سال ۱۳۶۵ علاوه بر كاهش صدور نفت ايران، به دليل كاهش قيمت نفت عملاً درآمد نفتى ايران، به كمترين ميزان در سال هاى جنگ رسيد. در نتيجه، ايران علاوه بر تحمل هزينه هاى بسيار، مجبور شد در قيمت نفت تخفيف هاى زيادى بدهد تا با امكان ادامه فروش ، همچنان از درآمدهاى نفتى برخوردار شود.
    مقابله به مثل در جنگ نفتكش ها
    سياست ايران درباره مردم عراق و تفكيك مردم از حكومت بعث و همچنين نقش تاريخى ثبات بخشى ايران در خليج فارس و نياز به امنيت در منطقه براى صدور نفت، موجب شد تا ابتدا در برابر حملات عراق به نفتكش ها و شهرها هيچ واكنشى نشان ندهد، ولى ضرورت جلوگيرى از افزايش فشار عراق به ايران و بازداشتن آن كشور موجب شد تا سياست مقابله به مثل را اتخاذ كند.
    سياست مقابله به مثل در خليج فارس از سال ۱۳۶۳ آغاز شد. چنانكه در سال هاى ۶۱ و ۶۲ باوجود حملات عراق به خارك و نفتكش ها (دركل ۳۸ مورد) ايران هيچ واكنشى از خود نشان نداد، تا اين كه از نيمه دوم سال ۱۳۶۲ با انتشار گزارش تحويل هواپيماى «سوپر اتاندارد» به عراق، نگرانى ايران افزايش يافت. در آن زمان نخست وزير وقت مهندس موسوى گفته بود: «اگر خليج فارس براى ايران نا امن شود، براى همه كشورها نا امن خواهد شد.» از اين رو ايران با هدف بازدارندگى، موضوع مسدود كردن تنگه هرمز را مطرح كرد.» امام راحل نيز خطاب به كشورهاى منطقه و كشورهايى كه از نفت استفاده مى كنند هشدار داد دولت ايران با قدرت تنگه هرمز را مسدود مى كند، اما نظر به اين كه ماهيت سياست هاى آشوب طلبانه حزب بعث- به دليل نگرانى از شكست در جنگ- منشأ بحران آفرينى در خليج فارس ارزيابى مى شد لذا از قرار گرفتن در مسير سياست هاى عراق اجتناب شد و به همين دليل ايران در تحليلى كه از اهداف و ماهيت سياست هاى عراق داشت به جاى مسدود كردن تنگه هرمز سياست جديدى را اتخاذ كرد و در ارديبهشت ۶۳ نخستين مقابله به مثل ايران، حمله به نفتكش دشمنى بود. در اين مرحله از اقدام هاى دريايى و هوايى ارتش استفاده مى شد و طبق آمارهاى موجود در مجموع در سال۶۳ عراق به ۵۳ نفتكش ايرانى حمله كرد در حالى كه واكنش ايران حمله به ۱۸ نفتكش عراقى بود.
    در تابستان سال۱۳۶۴ عراق موج جديدى از حملات گسترده را به خارك از سر گرفت؛ چنانكه شصت بار حمله هوايى در اين دوره شش ماهه به ثبت رسيد. با اين حملات، نگرانى هاى ايران تشديد شد؛ زيرا علاوه بر خساراتى كه متحمل شده بود سياست مقابله به مثل تأثير چندانى نداشت. در اين مرحله عراق ۳۳ نفتكش و ايران ۱۴ نفتكش را مورد هدف قرار دادند. در نتيجه ايران بازرسى از كشتى ها را در تنگه هرمز آغاز كرد.
    ايران براى بار ديگر سياست هاى خود را براى دشمنان اعلام كرد: «روزى كه ما نتوانيم از خليج فارس نفت صادر كنيم، خليج فارس براى هيچ كس نبايد آماده صدور نفت باشد. اگر يك كشتى از ما زده شود، كشتى هاى ديگرى هم زده مى شود، حالا از هر كس مى خواهد باشد.»
    در شهريور۱۳۶۴ فرمان امام (ره) براى تشكيل سه نيرو در سپاه نقطه عطفى در گسترش فعاليت هاى سپاه در منطقه خليج فارس بود تا با امكانات كم و با روش هاى جديد و كم هزينه سياست هاى مقابله به مثل را دنبال كند.
    در سال۱۳۶۵ سپاه مقابله به مثل را آغاز كرد. در حالى كه عراق به ۶۶ نفتكش حمله كرد. ايران ۴۱ نفتكش را مورد حمله قرار داد. در واقع تعداد حملات در سال۶۴ فقط ۴۷ مورد بود ولى در سال بعد به يكصد و هفت مورد افزايش يافت. علاوه بر اين، سپاه در سال،۶۵با عمليات كربلاى،۳ اسكله العميه را تصرف و عراق را براى مدتى از اين پايگاه دريايى محروم كرد.
    در همان سال به موازات حمله به نفتكش ها در مقايسه با سال قبل، قيمت نفت نيز به طور بى سابقه اى كاهش يافت، چنان كه از ۲۶دلار به ۶دلار رسيد. درآمد ارزى ايران در اين سال فقط شش ميليارد دلار بود كه بخش اعظم آن براى ادامه جنگ استفاده مى شد.
    حضور آمريكا در خليج فارس
    موقعيت نظامى ايران پس از تصرف منطقه فاو، كويت را نگران كرد كه ايران نسبت به حمايت هاى آن كشور از عراق واكنش نشان دهد و در وضعيتى كه ايران پيروزى جديدى در منطقه شرق بصره به دست آورد و عراق مرحله سوم جنگ نفتكش ها را شروع كرده بود دولت كويت در تاريخ سيزده ژانويه۱۹۸۷م (۲۳ دى۱۳۶۵) از سفارت آمريكا خواست تا نفتكش هاى كويت با نصب پرچم آمريكا از حمايت دريايى اين كشور برخوردار شوند. كويت به شوروى نيز درخواست مشابهى داد. ابتدا ايالات متحده واكنش خاصى نسبت به اين خواست نشان نداد، اما وقتى واشنگتن دانست شوروى حاضر شده است پرچم خود را روى يازده كشتى كويتى نصب كند، بلافاصله پذيرفت آن يازده كشتى را زير پرچم خود محافظت كند. از اين رو در تاريخ ۲۱جولاى ۱۹۸۷ (۳۰ تير۱۳۶۶) نخستين پرچم آمريكا بر نفتكش هاى كويتى برافراشته شد و نخستين كاروان (تحت اسكورت) براساس برنامه ريزى زمان بندى شده در ۲۲جولاى (۳۱تير ۶۶) وارد خليج فارس شد. برخورد نفتكش «بريجتون» با مين، پيش درآمد برخوردهاى ميان نيروهاى ايران و آمريكا بود، چنانكه در هشتم اكتبر (شانزده مهر۶۶) بالگردهاى آمريكايى به قايق هاى ايرانى تيراندازى كردند و متقابلاً ايران نيز اعلام كرد در تاريخ ۲۲نوامبر (اول آذر) به چهار فروند بالگرد آمريكا تيراندازى كرده است. آمريكا همچنين سكوهاى نفتى ايران را مورد تهاجم قرار داد.برخى از تحليلگران معتقدند حادثه كشتى «بريجتون» از لحاظ سياسى به ضرر آمريكا تمام شد و اگر ايران اقدام تلافى جويانه انجام مى داد اين ضرر بيشتر مى شد. در هر صورت درگيرى ايران و آمريكا با حملات متقابل ادامه يافت. در اين مرحله، گرچه آمريكا هدفش اسكورت نفتكش ها و تأمين امنيت آمد و شد كشتى ها در خليج فارس بود، ولى آمارها نشان مى دهد دامنه درگيرى ها با گذشت زمان رو به افزايش گذاشت.در حالى كه در سال ۱۹۸۶م (۱۳۶۵) در مجموع به يكصد و يازده هدف دريايى حمله شد، ولى در سال۱۹۸۷م (۱۳۶۶) اين آمار به ۱۷۹ هدف افزايش يافت، كه از اين تعداد ۸۸هدف را عراق و ۹۱ هدف را ايران مورد حمله قرار داد در حالى كه اين آمار در سال قبل، ۶۶هدف از سوى عراق و ۴۵ هدف از سوى ايران بود. علاوه بر اين، انفجار دفتر هواپيمايى «پان امريكن» در كويت و اصابت موشك به بندر الاحمدى كويت نشان داد، حضور آمريكا به دليل اهداف و ماهيت آن، ناامنى بيشترى را به دنبال دارد. بسيارى از ناظران و تحليلگران، رويارويى ايران و آمريكا را نشان دهنده فشار آمريكا و متحدانش براى واداشتن ايران به پذيرش قطعنامه ۵۹۸ و ترك عمليات نظامى و ورود به مرحله سياسى و ديپلماسى عنوان كردند.
    سرانجام با تصويب قطعنامه۵۹۸ در تاريخ ۳۰تير ۱۳۶۶ در شوراى امنيت سازمان ملل، روند درگيرى در منطقه خليج فارس در زمستان ۱۳۶۶ روبه كاهش گذاشت. يكى از عوامل مهم در پذيرش قطعنامه ۵۹۸ از سوى ايران، تغيير استراتژى حمايت مستقيم از صدام، تحت پوشش حفظ صلح و امنيت بين المللى در خليج فارس و جلوگيرى از تبليغات جهانى برضد ايران وجنگ طلب دانستن اين كشور بود.


    منابع:
    منصورى لاريجانى، اسماعيل، تاريخ دفاع مقدس
    دروديان، محمد، نقد و بررسى روند پايان جنگ
    اسكندرى، محمد، جنگ تحميلى از ديدگاه حقوق بين الملل

    تصویر

  3. من از شما عذر مي‌خوام رامتين جان.
    تقصير من بود كه تاپيك رو به بيراهه كشيدم. گويي كه سعي من در مورد اول٬ ذكر نمونه‌ي تاريخي و در موارد بعدي٬ بيشتر پاسخ بود.
    با وجود اين٬ ازت عذر مي‌خوام. اميدوارم كه آقا سعيد٬ تاپيك شما رو از وجود پست‌هاي اضافه و بي‌خود٬ خالي كنه!
    باز هم از شما عذر مي‌خوام.


    نه بابا اين چه حرفيه ... شما يك سري اطلاعات تاريخي مفيد رو بازگو مي كنيد كه خيلي هاش براي من هم جالبه و تازگي داره... :?

    منظور من شما نبوديد...

    من در عجم كه 124000 پيغمبر از سوي خداوند فرستاده شدند تا به انسان بفهمانند كه همه انسان ها برابرند و هيچ كس حق نژاد پرستي ندارد... اما گويا اگر خداوند 124 ميليون پيامبر هم مي فرستاد اين قضيه تو گوش خيلي ها فرو نمي رفت... :D

  4. مصطفي جان صلاح الدين ايوبي يك كرد بود و اصالتا ايراني بود ... او در محلي در كردستان عراق امروزي به دنيا آمد و در آن زمان كردستان عراق هم جزو ايران بود. اما كلا اون زمان عربي مد بوده و همه عربي صحبت مي كردند حتي همين ابو علي سينا هم اكثر كتاب هاش به عربي نوشته شده... در جنگ هاي صليبي همه مسلمانان شامل تركان سلجوقي، اعراب و ايرانيان حضور داشتند و به هيچ وجه پيروزي هاي به دست آمده متعلق به اعراب نيست. بلكه متعلق به همه مسلمانان است.
    • Upvote 1

  5. بله اريخ هارتمان بهترين خلبان جنگنده جهان از نظر تعداد پيروزي هاي هوايي بود... هارتمان و باكهورن دو دوست صميمي بودند. اگر به بنده فرصت دهيد به زودي مطالبي جامع در مورد هارتمان و ساير خلبانان برتر لوفت وافه خواهم نوشت. :?

  6. این یک بیوگرافی از شخصی است که تو این مدت اویتور بنده بوده و هست...

    گرهارد باکهورن:

    او در 19 مارس 1919 در کونیسبرگ به دنیا آمد. علاوه بر اینکه به دو زبان تسلط داشت بسیار سخت کوش هم بود و همین باعث موفقیتش در دوره های آموزشی رزم هوایی شد. یک سال پیش از شروع جنگ دوم به لوفت وافه (نیروی هوایی آلمان نازی) پیوست. در ابتدای جنگ به واحد شکاری منتقل شد. و تا پایان جنگ به رکورد اعجاب انگیز 301 پیروزی در رزم های هوایی دست یافت.

    شروع او بسیار نا امید کننده بود. او جنگنده های مسراشمیت 109 را برای پرواز ترجیح می داد و به گفته خودش با این جنگنده هرکاری می توانست بکند. اولین نبردهای او در جبهه غرب و مقابل هواپیماهای انگلیسی بود. اما موفقیت چندانی کسب نکرد. اولین پیروزی او در 120 مین ماموریت او بود.

    در سال 1940 به هنگ 52 در جبهه شرق منتقل شد و تا پایان جنگ در آن هنگ بود. دراین واحد یک خلبان فوق العاده دیگر نیز بود: هانس یواخیم مارسیل.

    سرانجام اولین پیروزی او در سال 1941 به دست آمد و توانست یک جنگنده روسی را در جبهه شرق منهدم کند. و این مقدمه ای بود برای فتوحات دیگر. در سال 1942 موفق به دریافت مدال صلیب شوالیه شد. که این امر به دلیل کسب 59 پیروزی در درگیری های هوایی بود. در سال 1943 این رقم به 120 پیروزی رسید و در سال 1944 هم به 250 پیروزی افزایش پیدا کرد.

    او در یک روز رویایی موفق شد به تنهایی 7 فروند جنگنده شوروی را در آسمان منهدم کند.

    در طی انجام ماموریت هایش 9 بار هدف قرار گرفت و دو بار هم زخمی شد. در ماه می 1944 در پی مراجعت به پایگاه یک شکاری روس قرار گرفت و مجبور به ترک هواپیمایش شد. خودش در این باره می گوید:

    قبلا در مورد وجود شکاری های شوروی به ما اخطار داده شد اما من در آن روز بسیار خسته بودم و پشت سرم را ندیدم. و این باعث شد که برای جنگنده روس یک پیروزی شدم. بهای این اشتباه هم 4 ماه اقامت در بیمارستان بود.

    او در لوفت وافه بسیار محبوب و مورد احترام بود. و فرماندهانش او را بهترین یا یکی از بهترین های آلمان می دانستند. اریخ هارتمان یکی دیگر از اعجوبه های آلمان در مورد او می گوید:
    گرهارد واقعا از موفقیت دیگران لذت می برد که این خاصیت را مردان کمی دارند. وقتی از لحاظ تعداد پیروزی بر او پیشی گرفتم با تمام عشقش به من تبریک گفت. او یک مرد بود و فرماندهی که می توانست همه مردانش را با خود به جهنم ببرد. افتخار هرکسی بود که برای چنین فرماندهی خود را به کشتن بدهد. دانشتن این گونه فرماندهان آرزوی هر خلبانیست. او یک دوست یک رفیق و یک پدر مهربان بود و بهترین کسی که ملاقات کردم. او از آن دسته کسانیست که زیر دستانش پس از گذشت 30 یا 40 سال از او به نیکی یاد می کنند. به راستی که یک مرد فراموش نشدنی بود.

    پس از بهبود از آسیب دیدگی در سال 1944 او دوباره به عنوان فرمانده به جبهه غرب منتقل شد. سرانجام او وارد اسکادران 44 شد که مجموعه ای از نخبگان آلمانی را در خود جا داده بود.
    در دومین ماموریتش در این اسکادران، پس از یک درگیری مرگبار و نابرابر با یک فروند موستانگ آمریکایی مورد اصابت قرار گرفت ولی مهارت بالای او باعث شد از مرگ حتمی نجات پیدا کند. در لحظه فرود به شدت با زمین برخورد کرد و ضربه سختی به گردنش وارد شد. این مسئله باعث شد او تا پایان جنگ در بیمارستان بستری شود.
    پس از جنگ او از معدود خلبانان جبهه شرق بود که به اسارت روس ها در نیامد. این امر به دلیل دستیابی آمریکایی ها به او بود. چندین ماه در اسارت نیروهای انگلیسی و امریکایی بود و سرانجام هم آزاد شد.

    در سال 1956 هم به نیروی هوایی جدید آلمان پیوست و در سال 1976 هم بازنشسته شد. در سال 1983 هم این خلبان شجاع و با اخلاق آلمانی به دلیل یک تصادف در اتوبان کلن به شدت مصدوم و سپس جان سپرد.

    خاطره ای از یک نبرد:

    امروز 5 اکتبر 1943 بود و روزی خسته کننده، صبح امروز ماموریت خود را برای اسکورت چند هواپیما آغاز کردم. در حین پرواز حدس زدم که امروز روز آرامی خواهد بود. اما پس از نیم ساعت فهمیدم اشتباه کرده ام. صدای مسلسل یکی از جنگنده های خودی مرا متوجه حمله روس ها کرد. یکی از هواپیماهای دشمن را دیدم و به سمتش حمله کردم. در لحظه ای که قصد شلیک داشتم یکی از هواپیماهای خودی از مقابلم رد شد... لعنتی ... شانس آورد. اما من شانس نیاوردم رگبار سنگین شکاری روس قسمت بالای کابین مرا در هم شکست.
    بلافاصله با تمام قدرت هواپیما را به پهلوی راست انداخته و حلقه ای افقی ایجاد کردم. خلبان روس دیر فهمید که در تیررس من قرار گرفته است. پس از پایان شلیک مسلسل هایم، جنگنده روسی در آسمان منفجر شده بود...

    در نهایت او 301 هواپیمای دشمن را در آسمان منهدم کرد و از لحاظ تعداد پیروزی دومین خلبان جهان است ( پس از اریخ هارتمان با 352 پیروزی).

    اما چیزی که او را به راستی از سایرین متمایز می کرد اخلاق انسانی او بود...

    تصویر

    http://www.acesofww2.com/germany/aces/Hartmann/Barkhorn_hartmanns_wedding.jpg

  7. کار احداث ناوچه هاي گارد برای نیروی دریایی هند در کارخانه کشتی سازی "یانتار" کالنینگراد آغاز شد. اگر چه مراسم رسمی آغاز احداث ناوچه هاي طرح 1135.6 امروز برگزار می شود اما امور مربوط به انجام این سفارش خارجی بسیار مهم برای کارخانه مذکور با جدیت تمام ادامه دارد. قررداد احداث سه فروند ناوچه گارد برای نیروی دریایی هند روز 14 جولای سال گذشته در دهلی منعقد شد. احداث ناوچه های طرح 1135.6 از لحاظ سازه ای و اجرای فنی آن بسیار دشوار است و بر اساس استانداردهای بین المللی و با در نظر گرفتن تمامی خواسته های سفارش دهنده انجام می شود. ناوچه های مذکور باید تا سال 2012 به نیروی دریایی هند تحویل داده شوند. ناوچه های گارد از مدرن ترین کشتی های نظامی قرن 21-م محسوب می شود. این ناوچه های چند منظوره برای انجام عملیات نظامی در مقابل کشتی ها و زیردریایی ها در اقیانوس و دریا و همچنین برای دفع و طرد حملات هوایی در نظر گرفته شده اند. خبرگزاري نووستي

  8. البته من فكر نمي كنم خيلي هم به درد نخور باشه. به هر حال چه قديمي و چه جديد يك ناو هواپيمابر است كه قدرت تهاجمي و نظامي هند رو بالا ميبره.

    عكس زير مانور مشترك هند و امريكا است كه ناو هواپيمابر هند در كنار ناو هواپيمابر امريكايي ديده مي شود.

    تصویر

  9. نيروي دريايي هند از نظر كميت پنجمين قدرت دريايي جهان است. بسياري از كشتي هاي اين كشور داراي طراحي بومي هستند و در كارخانجات كشتي سازي هند توليد مي شوند. به طور كلي ناوگان دريايي هند پير است و جايگزيني شناورها و هواپيما به خوبي صورت نگرفته است.

    نيروي دريايي هند شامل كشتي هايي مانند ناو هواپيمابر، گشت زني، ناوشكن، مين روب، زير دريايي و... و تاسيسات ساحلي مانند موسسات آموزشي و انبارهاي ذخيره سازي و ديگر تاسيسات است.

    اين نيرو همچنين داراي يك يكان هوايي مجزا و يك واحد ناوگان مورد نياز است. تاسيسات آموزشي اين نيرو نيز مسئولیت آموزش دريانوردان با تخصص هاي گوناگون مانند مخابرات، مكانيك، الكترونيك، پرواز دريايي و... را بر عهده دارد.

    در سال 2003 نيروي دريايي هند وارد مرحله تغيير راهبرد (حضور در آب هاي آبي) شد. آب هاي آبي يك عبارت دريايي است كه اشاره به درياهاي عميق يا دور از ساحل خودي دارد. اين تغيير نگرش و مديريت در نيروي دريايي هند نمايانگر ضرورت هاي وجود نيروي دريايي به عنوان يك نيروي قدرتمند منطقه اي است.

    پايگاه هاي نيروي دريايي هند در شهرهاي دهلي نو، كرالا، بمبئی، گوا، كارانجا، لاكاديو، اوناوالا، گوجارات، تاميل نادو، چناي، اوريسا، كوچين، نيكوبار و مومباي قرار دارد.

    گارد ساحلي هند هم با اينكه كوچك است اما با وجود خطوط ساحلي طولاني و منطقه اقتصادي وسيع، مسئولیت سنگيني در گشت زني در آب هاي منطقه بر عهده دارد.

    در سال 1965 كه دومين جنگ بين هند و پاكستان رخ داد، نيروي دريايي دو كشور هم در مرزهاي ساحلي براي اولين بار با يكديگر درگير شدند. در اين زمان نيروي درياي ارتش پاكستان با استفاده از تنها زير دريايي خود كه از امريكا خريداري كرده بود (غازي) جلوي رفت و آمد هند به بمبئی را گرفت. و شهرهاي ساحلي هند را گلوله باران كرد.

    در جنگ سوم كه درسال 1971 شروع شد، نيروي دريايي هند تلفات و خسارات زيادي را به پاكستاني ها وارد كرد. تلفاتي كه به نيروي دريايي پاكستان وارد شد شامل يك زير دريايي، 6 قايق اژدر افكن، يك كشتي مين روب، يك ناوشكن، سه كشتي گشت ساحلي و همچنين سه كشتي تجاري بزرگ و 10 فروند كشتي تجاري كوچك بود. در عوض هند فقط يك ناوچه موشك انداز و يك هواپيماي گشت را از دست داد.

    درگيري بعدي نيروي دريايي هند با پاكستان مربوط به سال 1999 است كه هواپيماي ضدزيردريايي پاكستاني توسط جنگنده نيروي دريايي هند هدف قرار گرفته و منهدم شد.


    تجهيزات كمي نيروي دريايي هند:

    16 زير دريايي
    يك ناو هواپيمابر
    11 ناوشكن
    11 فريگيت
    17 كروت
    13 شناور گشتي
    20 قايق گشت زني
    15 شناور آبي خاكي
    23 شناور پشتيباني
    12 شناور ‌ MCM
    20 هواپيماي هجومي
    91 هواپيماي ديگر از نوع گشت دريايي، ضدزير دريايي، پيش اخطار و...

    -------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

    تصویر

  10. نه دوست عزيز ... من خودم به جد طرفدار هواپيماهاي آلماني و خلبانان آن ها هستم... اين قضيه از اويتورم هم پيداست. از آمريكايي ها هم اصلا خوشم نمياد. اما چون شنيده بودم موستانگ خيلي هواپيماي قدرتمندي بوده يا به نوعي مرز بين شكاري هاي ملخي و جت بوده است، اين مطلب به نظرم اومد. جاي Me 262 هم خالي !!! :?

  11. اول اينكه اين دو تانك قبلا هم با هم روبرو شدند و اون هم جنگ اول عراق بود... مشاهده شد كه تانك هاي عراقي هيچ آسيب قابل توجهي به تانك هاي آمريكايي وارد نكردند. البته قبول دارم كه تي 72 هاي ايران از نوع جديدتر و بهينه شده هستند. اما مهمترين نكته رو فراموش نكنيد ... نيروهاي ما در جنگ احتمالي هيچ وقت تنها با ام1 مواجه نمي شوند... همه نيروهاي زرهي امريكا تحت پوشش آ10 و آپاچي حمله مي كنند. هيچ گاه تانك هاي امريكايي بدون پوشش اين دو شكارچي عمليات انجام نمي دهند. به نظرم اول بايد يه فكري به حال اين شكارچيان بكنيم بعد بريم سراغ مقايسه دو تانك... چون اگر خطر آن ها دست كم گرفته بشه قبل از رسيدن تانك هاي ام1 همه تانك هاي ما نابود شدند.

  12. در اين مقاله قصد داريم به طور مختصر نيروي دريايي امريكا را معرفي كنيم.

    به طور كلي ماموريت نيروي دريايي شناسايي دريايي، رزم سطحي هوايي و ضد زيردريايي و حفاظت از كشتيراني است. نيروي هاي ضربتي دريايي امريكا در قالب پنج ناوگان سازماندهي شده اند.
    نيروي دريايي امريكا متشكل از دو نيروي مستقل، ناوگان دريايي و تفنگداران دريايي (USMC) است. استعداد كاركنان اين نيرو تا سال 2004 به شرح زير است:

    نيروي دريايي:

    افسر: 54579 ــــــــــــــــــ درجه دار و كارمند: 324756 ــــــــــــــ جمع: 379335

    تفنگداران:

    افسر: 18284 ــــــــــــــــــ درجه دار و كارمند: 155658 ـــــــــــــــ جمع: 173394


    مجموع كل نيروها: 552729


    ساختار عملياتي اين نيروها مشتمل بر فرماندهي ذيل است:

    1- فرمانهدهي ناوگان اقيانوس اطلس
    2- فرماندهي ناوگان اقيانوس آرام
    3- فرماندهي نيروي دريايي در اروپا
    4- فرماندهي نيوي دريايي در منطقه مركزي (اقيانوس هند و خليج فارس)
    5- فرماندهي نيروهاي ذخيره (درياي مديترانه)
    6- فرماندهي ترابري و حمل و نقل دريايي (غرب اقيانوس آرام)

    نيروي دريايي امريكا گسترده ترين و مجهزترين نيروي دريايي جهان است و از آنجايي كه اين نيرو از دو طرف ب دو اقيانوس جهان متصل است، در طول تاريخ مقامات اين كشور توجه خاصي به نيروي دريايي داشته اند.

    بسياري بر اين باورند كه با فروپاشي شوروي موازنه جهاني به هم خورد و امريكا با داشتن 12 ناو هواپيمابر و 50 زير دريايي اتمي با توانايي پرتاب موشك بالستيك به قدرت برتر درياها تبديل شد.

    به طور كلي ساختار نوين نيروي دريايي امريكا را بر اساس تجارب به دست آمده از جنگ دوم جهاني چيده اند. اما از دهه 90 به بعد راهبرد امريكا از جنگ در اقيانوس به جنگ در آب هاي كم عمق (مانند خليج فارس) تبديل شد. وبه همين خاطر ماموريت هاي زيادي در طول اين مدت به تفنگداران دريايي محول شد.

    در اواخر دهه 90 راهبرد جديد نيروي دريايي منتشر گرديد. منظور از اين راهبرد حمله به كشور متخاصم از طريق دريا بود. مواردي مانند توفان صحرا و جنگ كوزوو از نمونه هاي اجرايي اين راهبرد بودند.

    تحول ديگر در اين راهبرد جديد، اهميت عمليات هوايي در عمليات هاي مشترك بود. به طوريكه در همه موارد، تاثير استفاده از هواپيماهاي مستقر در ناو، بالگردهاي يگان هاي شناور و موشك هاي كروز يگان هاي شناور و زير دريايي ها بسيار مهم ارزيابي شده است.

    در گزارش پروژه تحقيقاتي نيروي دريايي امريكا در سال 1988 ، يكي از كليدهاي پيروزي در جنگ، استفاده از تجهيزات مستقر در فضا مانند ماهواره هاي جاسوسي و مخابراتي است.

    همچنين در اين گزارش آمده كه نيروي دريايي در حال تكميل طرح هاي ناوهاي رادار گريز است. استفاده از شناورهاي بدون سرنشين هم اين امكان را مي دهد كه به جاي 600 فروند كشتي، 1200 فروند كشتي در اختيار داشته باشيم.

    يكي از مهم ترين نتيجه گيري هاي اين تحقيقات استفاده از كشتي هاي نوين در كنار توجه به فضا بود.

    البته تفنگداران دريايي در آينده تحولات كمتري خواهند داشت. اما راهبرد آبي خاكي مورد نظر ايشان، جهت اجرا نيازمند هواناوها و هواپيماهاي عمود پرواز و صد البته اطلاعات دقيق از ميدان نبرد است.

    تصویر

  13. آقاي عزيز كه مياي ميگي 1 تاريخ فاتحان مينويسند دقيقا مثل فاتحاني مانند چنگيز و تيمور و خشايار شاه و اسكندر كه با اسمشون چيزي جز ننگ جنايت ياد آدم نمياد 2 اينكه مگه آلمان جنگ اول راه ننداخت و يك جنگ استعماري بود هم جنگ اول هم جنگ دوم جهاني در مورد انگليس و فرانسه اونهام گناهشون كمتر از هيتلر نيست ولي حيووني مثل هيتلر كه فقط ده ميليون معلول و ديوانه تو اروپارو كشتند بعد تو ميگي هيتلر عشق يا اون آقا ميگهدرود بر هيتلر كه انگار يه آدم معصومه لابد به اين خاطر ازش حمايت ميكنين كه گفته نژاد آريايي برتره و ما ايرانيا آريايي هستيم كه اين شعارش هم براي فريب مردم آلمان بود اون فقط جنون قدرت داشت يه ذره عاقل باش كودكان ايتاليايي يا ................. چه گناهي داشتند اميدوارم روز قيامت با عشقت محشور بشي


    تاريخ رو فاتحان مي نويسند ... هنوز هم سر حرفم هستم.

    منظورم اين نيست كه نازي ها جنايت نكردند يا آدم نكشتند. همه ما مي دونيم اين اتفاقات افتاده و غير قابل انكاره ...

    اما مثلا شما به جنايت آمريكايي ها در درسدن آلمان توجه كنيد؟؟؟ چرا امريكا هزاران شهروند بيگناه آلمان را در اين شهر به خاك و خون كشيد؟؟؟ مگر برلين در شرف فتح شدن

    نبود؟؟؟ مگر كمر ماشين جنگي آلمان نشكسته بود؟؟؟ چه نيازي به اين كار بود؟؟؟

    چرا ما امروزه چپ و راست اسم هلوكاست رو مي شنويم اما از كشتار شهر بزرگ درسدن چيزي نمي شنويم؟؟؟

    چون امريكا فاتح جنگ بود و رسانه هاي تبليغاتي هم دست امريكاست... بنابراين تاريخ رو هم امريكا مي نويسه. هرجا رو بخواد نمك و فلفل مي زنه و گنده اش مي كنه و هر

    قسمتي هم كه به نفعش نباشه حذف مي كنه ...

    بنابراين تاريخ رو فاتحان مي نويسند

  14. نمونه اوليه زيردريايي كيلو در اوايل دهه 80 ميلادي ساخته شد و نمونه هايي كه به ايران صادر شدند مربوط به اواسط دهه 90 بودند... بنابراين فكر نمي كنم كيلوهاي ايراني خيلي قديمي باشند!!!

  15. سلام
    قدرت اسرايل خيلي زياد است در ضمن به فيلم بازي كردن خيلي علاقه دارند حمله موشكي كه افتخار ندارد
    ضمنا خيلي از افراد ارتش اسرايل آماده كشته شدن در راه هدف هستند


    چرا حملات موشكي افتخار ندارد؟؟؟ حمله موشكي هم يك تاكتيكه. درست مثل حملات هوايي، پارتيزاني و...

    فكر مي كنم در مورد شجاعت هم بارها در عمل ثابت كرديم كه چيزي كم نداريم...

  16. زير دريايي روسي كلاس"كيلو" به وسيله دفتر طراحي‌هاي دريايي روبين واقع در "سن پترزبورگ" طراحي و نخستين بار در اوايل دهه 1980 ميلادي وارد خدمت شد.

    پس از توليد اوليه، در مراحل بعدي انواع زيادي از اين نوع زير دريايي توسط روس ها توليد شد و آخرين نوع توليد شده اين زيردريايي، 877EKM و نوع 636 است كه در كارخانه كشتي‌سازي "آدميرالتي‌" در سن پترزبورگ ساخته شدند.

    تاكنون تعدادي از زير دريايي هاي كلاس "كيلو" به به ايران، چين، هند، لهستان، روماني و الجزاير فروخته شده به طوري كه در حال حاضر 3 كشور چين، ايران و هند هركدام داراي 2،3 و 10 فروند زير دريايي 877EKMهستند‌.

    طراحي زير دريايي كلاس "كيلو"

    اين زير دريايي داراي سيستم جديد آزاد سازي گاز است و بدنه خارجي آن با نوعي كاشي‌ لاستيكي ضد امواج سونار پوشانده شده تا خطر رديابي آن كاهش پيدا كند.

    زير دريايي "كيلو" داراي قدرت جابجايي 2300 تن آب به هنگام حركت در سطح و قدرت جابجايي 3950 تن آب به هنگام غوطه‌وري است‌.

    سرعت اين زير دريايي به هنگام حركت در سطح آب 5/18 كيلومتر، هنگام غوطه‌وري 5/31 كيلومتر در ساعت و حداكثر عمق غوطه‌وري اين زير دريايي 300 متر ‌است‌.

    برد زيردريايي مذكور 9 هزارو 654 كيلومتر در سطح آب (با سرعت 13 كيلومتر) و 5/643 كيلومتر در حالت غوطه‌وري( با سرعت 5/5 كيلومتر) است‌.

    اژدرها

    زير دريايي كلاس كيلو داراي 6 لوله پرتاب اژدر 533 ميليمتري و 18 اژدر سنگين است ‌كه معمولاً 6 اژدر در لوله‌هاي پرتاب و 12 اژدر در جايگاه هاي ويژه نگهداري مي‌شوند.

    يك دستگاه خودكار سريع، اژدرها را در درون لوله‌هاي پرتاب جاي مي‌دهد و زير دريايي قادر است اژدرها را بطور همزمان عليه دو هدف بكار گيرد.

    اين لوله‌ها قادرند اژدرهاي هدف يابي را كه داراي سيستم سونار فعال و هدايتگر تلويزيوني هستند را شليك كنند. اين سيستم به كاربران زير دريايي امكان مي‌دهد كه به طور مستقيم، مسير اژدر را به سوي يك هدف تعيين كنند. وزن اين اژدر 1820 كيلوگرم و وزن سر جنگي آن 205 كيلوگرم است‌.

    زير دريايي مذكور همچنين قادر به پرتاب اژدرهاي هدف ياب " "UGSTبا برد 40 كيلومتر و عمق جستجوي 500 متر است‌ اين در حاليست كه از لوله‌هاي پرتاب اژدر زير دريايي "كيلو" مي‌توان براي رها كردن 24 مين دريايي نيز استفاده كرد.

    موشك ها

    زير دريايي "كيلو" داراي پرتاب كننده‌اي براي 8 فروند موشك سطح به هواي كوچك از نوع " استرلاـ3" يا "ايگلا" است‌.

    اين موشك بوسيله دفتر طراحي‌"فاكل‌" واقع در "كالينينگراد" روسيه توليد مي‌شوند.



    استرلاـ3 (با نام نات SN-N-8گيملت‌) موشكي با هدايت مادون قرمز اما سنگين‌تر است كه بردي معادل 5 كيلومتر و سرعتي معادل 65/1 برابر سرعت صوت دارد.

    شناورهاي "كيلو" هندي همچنين مجهز به موشك‌هاي ضد كشتي "نوواتور" (4) 3M-54E1هستند كه از سيستم موشك روسي "كلاب اس" (Club-S) الگو برداري شده است. برد اين موشك 220 كيلومتر با سر جنگي به وزن 450 كيلوگرم است‌.

    برخي گزارش هاي تائيد نشده كه توسط منابع غربي منتشر شده حاكي از مجهز بودن زير دريايي هاي "كيلو" ايران به موشك هاي Club-Sاست‌.

    سونارها

    اين زيردريايي ها به يك سونار از نوع MGK-400كه امواج منعكس شده از شناورهاي دشمن را دريافت مي‌كند مجهز هستند. به اين ترتيب كه سيگنال‌هاي سونارهاي فعال دشمن را رديابي كرده و امواج ارتباطي زير دريايي را شناسايي مي‌كند.

    اين سونار داراي يك سيستم كانالي دوگانه است كه باعث كاهش اشتباه در عملكرد و بهبود رديابي امواج مي شود. اين سيستم داراي يك نشانگر بسامد (فركانس‌) جهت آسان كردن شناسايي هدف و همچنين يك رادار فعال با سيستم جداسازي اهداف است‌.

    پيشرانه‌

    زير دريايي "كيلو" از نوع 877EKM به يك موتور ديزل الكترونيك با دو ژنراتور ديزل 1000كيلوواتي و يك موتور پيشرانه با قدرت 5 هزار و 500 اسب بخار مجهز است‌.

    اين موتورها به وسيله كارخانه "الكتروسيلا" و "كلومنسكي زاوود" روسيه ساخته شده‌اند. اين شناور همچنين يك موتور كم مصرف با قدرت 190 اسب بخار و دو سيستم پيشرانه رزرو (هميشه آماده‌) با قدرت 120 اسب بخار دارد‌.


    http://www.fas.org/man/dod-101/sys/ship/row/rus/kilo-DNSC8703781.JPG

  17. اولا شليك 1000 موشك در روز كمر اقتصاد هر كشوري ميشكنه و امريكا هم قدرت شليك اين حجم بالاي موشك در يك روز را ندارد... فرض كنيم كه اين كار شدني است... با برخورد 1000 موشك به ايران باور كنيد هيچ اتفاقي نميفته اما برخورد 1000 موشك به يك كشور كوچك و متراكم 5 ميليون نفري، براي آن ها يك فاجعه است... اسراييل به هيچ وجه توانايي درگيري نظامي با ايران رو نداره ... من اصلا نمي فهمم اينا كه اين قدر به گفته خودشون قوي هستند چرا همين سيد حسن نصرالله كه بيخ گوششون هست رو نمي كشن ؟؟؟ چرا حزب الله رو از بين نمي برن ؟؟؟ زورشون به اونا هم نميرسه بعد واسه ما شاخ و شونه ميكشن :D :? :D

  18. 102 سال پيش در روز 27 ژوئن سال 1905 ميلادي در كشتي پوتمكين ، رزمناو اصلي ناوگان جنگي روسيه تزاري ملوانان ناراضي دست به شورش زدند. اين شورش مصادف با نارضايتي عمومي در روسيه به ويژه پس از قيام خونين «يكشنبه سرخ» در 22 ژانويه سال 1905 ميلادي در سن پترزبورگ بود. تعداد اعتصاب ها و شورش هاي مردمي سراسر روسيه را فراگرفته بود. از هنگام شكست ناوگان جنگي روسيه در نبرد تسوشيما از ناوگان ژاپن در يك ماه قبل از اين تاريخ ، نيروي دريايي تزار نيكلاي دوم دستخوش ناآرامي شده بود و افسران به دشواري مي توانستند مردان خود را ناگزير به فرمانبرداري كنند. رزمناو پوتمكين 2 سال قبل از اين تاريخ وارد خدمت نيروي دريايي روسيه شده بود و با 113 متر طول و 12600 تن وزن حدود 700 نفر ملوان داشت. اغلب ملوانان آن دهقان هاي آموزش نديده بودند كه به زور به خدمت فراخوانده شده بودند تا جاي خالي تلفات نيروي دريايي روسيه در جنگ با ژاپن را پر كنند. در آن هنگام ، رزمناو پوتمكين در درياي سياه و در سواحل بندر اودسا مشغول مانورهاي نظامي بود. صبح روز 27 ژوئن ، مطابق معمول تداركات و نيازهاي ملوانان به رزمناو حمل شدند. ملوانان به لاشه هايي كه در عرشه آويزان شده تا به انبار كشتي منتقل شوند نزديك شدند. اين لاشه ها كه گوشت مصرفي ملوانان بود ، گنديده با رايحه اي مشمئز كننده و مملو از كرم بود. پزشك كشتي در مقابل اعتراض ملوانان گوشت ها را معاينه كرده و مي گويد اگر با سركه شسته شوند قابل مصرف هستند.ملوانان موقتا آرام شده و دور مي شوند. هنگام نهار وقتي آشپزها ديگ هاي برش با گوشت پخته را مي آورند ، ملوانان از خشم منفجر شده و آشپزها را مضروب مي كنند. فرمانده رزمناو و افسران ارشد روي عرشه آمده و دستور مي دهند ملوانان روي عرشه جمع شوند. در اين هنگام فرمانده بي سياستي كرده و مي گويد ملوانان بايد همين گوشت را مصرف كنند و چاره ديگري ندارند. در ميان ملوانان تعدادي از طرفداران انقلابي حزب سوسيال دموكرات وجود داشتند كه رياست آنها با شخصي به نام آفاتازي ماتيوشنكو بود. آنها از طرف حزب دستور داشتند ملوانان ناوگان درياي سياه را براي يك قيام عمومي آماده كنند. ماتيوشنكو موقعيت را مناسب تشخيص داد و ملوانان را به شورش تحريك كرد. ملوانان پوتمكين دست به شورش مي زنند و 8 نفر از افسران نيز به آنها مي پيوندند. شورشيان فرمانده ، ناخدا و ساير افسران را به قتل رسانده و اجساد آنها را به دريا مي اندازند. يك افسر به نام الكسيف تحت نظارت شديد ماتيوشنكو فرماندهي رزمناو را به عهده مي گيرد. شورشيان پوتمكين پرچم سرخ انقلاب را برفراز كشتي به اهتزاز در آورده و همراه كشتي تداركاتي رزمناو به سوي بندر اودسا حركت مي كنند. رزمناو پوتمكين اواخر بعدازظهر آن روز وارد بندر اودسا مي شود ، ملوانان شورشي اطلاع نداشتند كه در پي اعتصاب هاي كارگري ژنرال كوخانف فرمانده نظامي اودسا از صبح دستور برقراري حكومت نظامي را داده است. در روز 26 ژوئن پليس و سوارنظام قزاق يك تظاهرات كارگري را بي رحمانه سركوب كرده بودند كه در جريان آن صدها نفر به قتل رسيده بودند. مردم و اعتصابيون كه با ديدن پرچم سرخ برفراز پوتمكين جان تازه اي گرفته بودند روي پل ريشوليو كه بندر اودسا را به شهر متصل مي كرد تجمع مي كنند. ژنرال كوخانف به 2 واحد سوارنظام قزاق دستور سركوب مردم را مي دهد و سواركاران قزاق دست به قتل عام مردم غيرمسلح مي زنند و صدها مرد و زن و كودك را به قتل مي رسانند. ملوانان پوتمكين تصميم مي گيرند مقر ارتش كه در تئاتر شهر مستقر شده بود را بمباران كنند. ماتيوشنكو دستور آتش مي دهد اما گلوله هاي توپ آنها فقط منازل مردم بي گناه را درهم مي كوبد و ناگزير بمباران متوقف مي شود. رزمناو پوتمكين بندر اودسا را ترك مي كند در حاليكه يك ناوگان نيروي دريايي روسيه به آن نزديك مي شد. رزمناو پوتمكين بي آنكه تبادل آتشي صورت گيرد از ميان كشتي هاي اين ناوگان عبور مي كند. پس از مدتي دريانوردي در درياي سياه سرانجام رزمناو پوتمكين به سوي بندر كنستانزا روماني رفته و در اين بندر پهلو مي گيرد. كشور روماني به ملوانان شورشي پناهندگي سياسي مي دهد و شورش پوتمكين خاتمه مي پذيرد. به اين ترتيب ، در روز 27 ژوئن سال 1905 ميلادي در رزمناو پوتمكين ملوانان ناراضي دست به شورش مي زنند. آنها در اين شورش موفق نمي شوند ساير ملوانان ناوگان درياي سياه روسيه تزاري را با خود همراه كنند و سرانجام پس از مدتي به روماني پناهنده مي شوند. دو سال بعد از اين تاريخ ، نيكلاي دوم تزار روسيه قول عفو عمومي به انقلابيون سال 1905 ميلادي مي دهد. شورشيان پوتمكين ترجيح مي دهند در روماني بمانند اما 5 نفر از آنها از جمله ماتيوشنكو قول تزار را باور كرده و به روسيه بازمي گردند. به محض بازگشت به روسيه هر 5 نفر دستگير مي شوند. ماتيوشنكو به دار آويخته شده و 4 نفر همراهش به سيبري تبعيد مي شوند. سال ها بعد ، در سال 1925 ميلادي سرگئي آيزنشتاين كارگردان بزرگ شوروي براساس شورش پوتمكين فيلم «رزمناو پوتمكين» را تهيه مي كند كه برخي اين فيلم را بزرگترين فيلم سينماي قرن بيستم تلقي مي كنند.

  19. داشتن موشك ضد كشتي دليل بر عدم توجه به يگان هاي شناور نيست... ما نياز به ناوشكن ها و رزمناو هاي پيشرفته مدرن داريم. با موشك ضد كشتي فقط مي شود دفاع كرد... اگر لازم شد براي منافع ايران به يك منطقه يا جزيره خاص حمله كنيم تكليف چيست ؟؟؟؟ با موشك هاي ضد كشتي كه نمي شود عمليات انجام داد. اگر مي خواهيم قدرت اول منطقه باشيم بايد خود را در همه ابعاد تجهيز كنيم...

  20. با تجهيزشدن ايران به موشك هاي3M54، متوقف ساختن جريان صدور نفت از خليج فارس براي ايران آسان‌ترخواهد شد. اين در حاليست كه عمده انرژى دنيا و بالغ بر 40 درصد صادرات نفت جهان از منطقه خليج فارس و تنگه هرمز مي‌گذرد همچنين براساس آمار، سالانه 13 هزار فروند شناور از طريق تنگه هرمز وارد خليج‌فارس مي‌شوند.

    ايران طي مانور دريايي اخير خود (ضربت ذوالفقار) يك موشك ضد كشتي قابل شليك از زير دريايي را آزمايش كرده كه به نظر مي‌رسد از نوع Klub ساخت روسيه است‌.

    بر اساس اين گزارش، وزن اين موشك دو تن و با سر جنگي 220 كيلوگرمي خود از لوله‌هاي 533 ميليمتري (21 اينچي‌) ويژه پرتاب "اژدر" در زير دريايي‌هاي كلاس "كيلو" شليك مي‌شود.

    سرعت نوع ضد كشتي اين موشك به 3 هزاركيلومتر در ساعت مي‌رسد و برد آن بالغ بر 220 كيلومتراست.

    نوع ضد اهداف زميني اين موشك داراي بردي برابر 300 كيلومتر و سر جنگي به وزن 440 كيلوگرم است‌.

    اين نشريه ادعا كرد؛ ايران داراي 3 فروند زير دريايي "كلاس كيلو" است كه آنها را طي سال هاي دهه 1990 از روسيه خريداري كرده است‌.

    چين نيز سفارش 12 فروند زير دريايي "كلاس كيلو" را به روسيه داده كه چند فروند از آنها را به همراه موشك‌هاي 3M54 تحويل گرفته است‌.

    بر اين اساس امكان دارد ايران نيز موشك هاي 3M54خود را از روسيه يا چين تهيه كرده باشد.

    نشريه استراتژي در ادامه گزارش خود همچنين مدعي شد، بعيد است ايران خود دست به ساخت چنين موشك هايي زده باشد، حتي چين با وجود منابع و تجربيات بيشتر، تاكنون در اين زمينه دست به اقدامي بارزي نزده است.

    براي به دست آوردن چنين موشكي‌، آسانترين راه عقد يك قرارداد خريد از روسيه‌، چين يا حتي هند است‌.

    هند نيز موشك هاي‌ 3M54 را در اختيار دارد اما موشك‌هاي هندي از نوع فروخته شده به ايران نيستند‌.

    همچنين اين امكان وجود دارد كه ايران به شليك يك موشك "كروز" ابتدايي ساخت روسيه از نوع "گرانات‌" از لوله‌هاي پرتاب اژدر زير دريايي‌هاي خود اقدام كرده باشد.

    اين موشك طي كه در سال هاي دهه 1980 توليد شده براي حمله عليه هدف هاي ثابت زميني با كلاهك هسته‌اي طراحي شده است‌.

    با تجهيز شدن ايران به موشك هاي3M54، متوقف ساختن جريان صدور نفت از خليج فارس‌، حداقل براي مدت زماني‌، براي ايران آسان‌ترخواهد شد.

    بر اساس اين گزارش به گفته يكى از اعضاى مجلس نمايندگان آمريكا با توجه به آنكه 40 درصد از نفت دنيا از اين شاهراه حياتى مى گذرد، اگر اين تنگه براى مدت طولانى بسته شود اقتصاد جهانى سقوط خواهد كرد.

    همچنين به گفته سفيرعربستان، از آنجا كه تمامى توليدكنندگان نفت در خاورميانه براى رساندن نفت خود به بازارهاى جهانى به تنگه هرمز وابسته هستند، اقدام نظامى عليه ايران كل جريان نفت در منطقه را متوقف خواهد كرد.

    به گفته وي، دو پنجم كل جريان جهانى نفت، معادل 17 ميليون بشكه در روز از تنگه هرمز عبور مي‌كند و در صورت اقدام نظامى عليه ايران كشتي‌هاى نفتكش تمامى كشورهاى خليج فارس در معرض خطر قرار خواهند گرفت.



    تصویر

  21. در ژانويه 2004، وزارت دفاع امارات متحده عربي در ابوظبي‌، قراردادي را به ارزش 500 ميليون دلار با كارخانه كشتي‌سازي ابوظبي براي ساخت يك نوع ناوچه موشك انداز جديد چند منظوره به نام "بينونا" (Baynunah) به امضاء رساند.

    اين قرارداد كه ساخت 4 فروند ناوچه را شامل مي‌شد، قابليت رسيدن تا 6 فروند‌ را نيز داراست.

    "بينونا"، جانشيني براي "ليوا 1" (LEWA1) به منظور جايگزيني 6 فروند شناور بزرگ گشتي از كلاس "آردهانا" به شمار مي‌آيد.

    شناور "آردهانا" داراي قدرت جابجايي 175تن بوده و طول آن 5/33 متر است‌. ناوچه موشك‌انداز "بينونا" به منطقه‌اي به همين اسم در ابوظبي نامگذاري شده است‌.

    ساخت نخستين فروند اين نوع شناور در ماه مه 2005 با هدف به آب اندازي در سال 2006 و تحويل آن در سال 2008 آغاز شد.

    در ژوئيه 2005، امارات متحده عربي قرارداد ساخت شناورهاي "بينونا" را به منظور افزايش تعداد اين ناوچه‌ها از 4 فروند به 6 فروند، توسعه داد.

    كارخانه كشتي‌سازي ابوظبي به عنوان پيمانكار اوليه اين پروژه تلقي مي‌شود.

    شركت فرانسوي "سازه‌هاي مكانيك فرماندي‌" (CMN) واقع در بندر "شربورگ" نيز بعنوان پيمانكار اصلي اين قرارداد، فعاليت مي‌كند.

    ساخت اولين فروند از اين ناوچه ها كه قرار است در سال 2006 به آب انداخته شود، در كارخانه كشتي‌سازي"CMN"در بندر" شربورگ" در حال انجام است‌.

    اين برنامه شامل انتقال فن‌آوري‌هاي مربوطه از شركت "CMN" كه وظيفه تكميل سامانه‌هاي جنگي اين شناور را در فرانسه بر عهده دارد خواهد بود‌.

    باقي ناوچه‌ها در كارخانه كشتي‌سازي ابوظبي (ADSB) واقع در "موفنما" در اين شيخ‌نشين خليج‌فارس ساخته خواهند شد.

    كارخانه كشتي‌سازي مذكور به مساحت 175000 متر مربع داراي دو سالن ساخت به مساحت 2720متر مربع مجهز به جرثقيل‌هاي سقفي است‌. تاسيسات اين كارخانه كشتي‌سازي همچنين در بر گيرنده دو اسكله متحرك به منظور پهلوگرفتن و قابليت تعمير شناورهايي با طول بيش از 85 متر و نيز سه حوض خشك به مساحت 1700 مترمربع‌، يك ديوار بتوني 70 متري و يك لنگرگاه 320 متري است‌.

    وظيفه اصلي ناوچه‌هاي موشك انداز "بينونا" گشت زني‌، شناسايي‌، پخش كردن مين‌هاي دريايي‌، رهگيري شناورها و ساير عمليات ضد سطحي در آبهاي امارات متحده عربي و مناطق اقتصادي ويژه خواهد بود.

    طراحي ناوچه بينونا:

    طراحي اين ناوچه بطور مشترك توسط CMN و كارخانه كشتي‌سازي ابوظبي ABSB صورت پذيرفته و برگرفته شده از طرح ناوچه‌هاي 70 متري BR70 ساخت CMN بوده است‌.

    ناوچه "بينونا" قابليت تردد در آبهاي كم عمق با حركت آرام به جلو را داراست و طراحي آن برپايه حراست از دريا و مانورپذيري مي‌باشد‌.

    اين ناوچه سبك اصولاً بزرگتر از نسل جديد شناور گشتي كامباتانت 1 (Combattante1) يا كلاس "ام‌الماراديم" است كه بين سالهاي 1998 تا 2000 تحويل كويت شد.

    ناوچه "بينونا" داراي ويژگيهاي رادار گريزي (استيلت‌) در شكل بدنه‌، سكوي فرود هليكوپتر و يك آشيانه براي نگهداري از آن است‌.

    سامانه‌هاي تسليحاتي بينونا:

    عمليات نصب سيستم فرماندهي و كنترل IPN-S و سيستم كنترل آتش NA-25XM براي توپ اصلي ناوچه "بينونا" توسط دو كمپاني "آلنيا ماركوني سيستم‌" و "سلكز سيستمي انتگراتي‌" انجام مي‌شود.

    "سلكز" همچنين مسئوليت تكميل تسليحات و حسگرهايي در سامانه تسليحاتي اين ناوچه را بر عهده گرفته‌است.

    ناوچه "بينونا" علاوه بر اين با سامانه فروسرخ جستجوگر و رديابي كننده و هدايت‌گر تسليحات‌، ساژم ويژه EOMS مجهز شده است‌.

    سيستم موشكي ضد كشتي ناوچه مذكور مشتمل بر 8 موشك اگزوسه MM40 و بلوك "3"MBDA است.

    نحوه عملكرد اين سيستم ضد موشكي بصورتي است كه در ابتدا، كمي بالاتر از سطح آب و با كمك سامانه "آشيانه‌يابي فعال راداري" فعال مي‌شود.

    اگزوسه در نزديكي سطح آب و با كمك سامانه ناوبري "اينرسيائي" بسوي هدف حركت مي‌كند و سپس در نزديكي هدف‌، سامانه "آشيانه يابي فعال راداري" آن بكار مي‌افتد.

    موشك اگزوسه در نزديكي سطح آب و با سرعت زير صوت "9/0 ماخ" به همراه سرجنگي 165 كيلوگرمي خود بسوي هدف حركت مي‌كند.

    اگزوسه همچنين براي ناوچه‌هاي كلاس "موراي جيب‌" ، كلاس "بن ياس‌" و قايق‌هاي تهاجمي سريع موشك انداز كلاس "موبارز" به كشور امارات متحده عربي فروخته شده است‌.

    سامانه موشكي سطح به هواي تكامل يافته "سي اسپارو" MK56 ساخت شركت آمريكايي "ريتون" كه از پرتاب كننده‌هاي عمودي شليك مي‌شود، از ديگر سلاح‌هاي استقرار يافته در ناوچه"بينونا" است‌.

    اين موشك "سطح به هوا" توانايي حفاظت در مقابل تهاجم هواپيماها و هليكوپترها به اين ناوچه را مي‌بخشد.

    توپ اصلي ناوچه "بينونا" از نوع "اتوملارا" 63/76 ميليمتري با دور شليك بالا است‌. اين توپ مي‌تواند گلوله‌هاي 6 كيلوگرمي را با نواخت 120 گلوله در هر دقيقه تا برد حداكثر 16 كيلومتر شليك كند.

    ناوچه "بينونا" همچنين مجهز به دو قبضه توپ 30 ميليمتري ساخت "اتوملارا" است‌.

    سامانه مين گذاري‌، رديابي و جمع‌آوري مين‌:

    در طراحي ناوچه موشك انداز "بينونا"، قابليت‌هاي نصب سيستم‌هاي مربوط به مين‌هاي دريايي در نظر گرفته شده است‌.

    اين ناوچه مي‌تواند بنا به درخواست نيروي دريايي امارات متحده عربي انواع مين‌هاي دريايي را پخش، رديابي و از برخورد با آنها اجتناب و يا به جمع‌آوري بپردازد.

    شكل سكوي فرود هليكوپتر اين ناوچه به آن اجازه نصب ريلهاي ويژه پخش كردن مين را مي‌دهد همچنين سامانه اداره جنگ اين ناوچه شامل نرم‌افزار طرح ريزي ميدان مين دريايي نيز مي‌شود.

    سونار ويژه رديابي و اجتناب از مين كه بر روي بدنه ناوچه مذكور نصب شده است مي‌تواند براي رديابي محل و جمع‌آوري مين‌ها بر روي يك وسيله خودكار كنترل از راه دور نيز نصب شود.

    سكوي فرود هليكوپتر:

    ناوچه "بينونا" داراي يك سكوي برخاست و فرود براي يك هليكوپتر متوسط مانند AS-565 به همراه يك آشيانه كاملاً مجهز براي نگهداري اين هليكوپتر است.

    نيروي دريايي امارات متحده عربي داراي 7 فروند بالگرد ايروكوپتر AS-565 پانتر براي عمليات ضد سطحي است‌.

    سامانه شناسايي‌رادار، ناوبري و كنترل آتش:

    ناوچه موشك‌انداز "بينونا" مجهز به يك سامانه رادار سه بعدي شناسايي‌، ساخت "اريكسون مايكروويوسيستمز" به نام "سي جيراف‌" است‌.

    اين ناوچه همچنين داراي يك رادار ناوبري TermaI-Band و يك رادار كنترل آتش براي NA-25 بنام سلكس اوريون "Band ـ "RTN-25X است‌.

    سامانه ضد عمل دريايي:

    مجموعه جنگ افزارهاي الكترونيك اين ناوچه شامل يك سامانه هشدار دهنده ليزري "NLWS310" ساخت شركت "ساب آويترونيكز" آفريقاي جنوبي‌، يك رادار پشتيباني كننده تدابير عمل الكترونيك ESM)) بنام الكترونيكا ""SLR-736E مي‌باشد.

    همچنين يك گمراه‌كننده الكترونيكي"MASS" ، ساخت شركت "رين متال وافه موني‌شن‌" نيز در اين شناور نصب خواهد شد.

    بخشي از اين سامانه در سمت چپ ناوچه و بخش ديگر آن در سمت راست آن نصب مي‌شود.

    سامانه ‌گمراه كننده"MASS" مي‌تواند بيش از 32 پرتابه ايجاد كننده طيف‌هاي مجازي را براي گيج كردن وضعيت موشك ضد كشتي و يا پرتابه‌هاي هدايت شونده‌، شليك كند.

    سامانه ‌گمراه كننده"MASS" قادر به پوشش رادار، سيستمهاي فروسرخ‌، الكترواوپتيك‌، ليزر و سيستم‌هاي امواج الكترومگنتيك فرابنفش است‌.

    سامانه ارتباطي ايمن دريايي‌:

    ناوچه موشك انداز "بينونا" داراي خطوط ارتباطي صدا و داده ايمن شامل سيستم "Lnik11" و "Link12" با مراكز فرماندهي و كنترل مستقر در دريا و يا در پايگاه‌هاي واقع در خشكي و نيز با هواپيماهاي گشت ساحلي "CN-235" است‌.

    سامانه رانش :

    ناوچه 70 متري "بينونا" داراي چهار موتور ديزل از نوع TE90"ـ "12V595ساخت " "MTU هركدام با قدرت 2/4مگاوات است.

    اين ناوچه مجهز به يك سامانه رانش واترجت كه به شناور مانور پذيري بالايي مي‌دهد كه سرعت گشت‌زني دريايي "بينونا" را به 7/27 كيلومتر در ساعت (15 نات‌) و حداكثر سرعت آن را بيش از 60 كيلومتر (32 نات‌) مي‌رساند‌.

    برد عملياتي اين ناوچه بيش از 4445 كيلومتر (2400 ناتيكال مايل‌) بوده و مي‌تواند با ذخيره آب‌، مايحتاج و سوخت خود، براي 14 روز مداوم عملياتي داشته باشد.

    تصویر
    • Upvote 1

  22. ستون فقرات موشك هاي ضد كشتي ايران را سي 802 تشكيل مي دهد... و تقريبا روي همه تجهيزات از جمله سوخو24 ، رزمناوها، هواناوها، يگان هاي ساحل به دريا و هليكوپرها هم نصب شده اند و بار ها هم اعلام شده و هم در رزمايش ها ديده شده اند... بنابراين هسته اصلي موشك هاي ضد كشتي ما سي 802 (نور) و پس از آن سي701 (كوثر) و كرم ابريشم (رعد) قرار دارند... اگر هم موشك هايي مانند اگزوسه يا سانبرن و هارپون هم در ايران باشند به صورت كاملا محدود هستند و چندان جنبه عملياتي ندارند... من فكر نمي كنم فرانسه در سال 2003 به ايران موشك فروخته باشه... فروش سانبرن هم هيچ وقت رسما اعلام نشده و من فقط در اينترنت اين مطلب رو ديدم. در هيچ رزمايشي هم ما سانبرن شليك نكرديم... لا اقل اعلام نكردند. در مورد اشكوال هم كه توسط سپاه آزمايش شد، من فكر نمي كنم تعداد اين موشك در ايران زياد باشه يا اينكه ما اين موشك رو توليد كنيم... به هر حال بايد كمي منطقي فكرد ... اين تسليحات پس از بمب اتم جزو سلاح هاي استراتژيك روس ها هستند. اما به نظر من سي 802 يك انتخاب درست براي ما بوده و با توجه به اينكه در ايران به صورت انبوه توليد مي شوند هيچ محدوديتي در استفاده از اين موشك نداريم.