Ehsan_animator

در چشم باد

امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

[quote]اين سريال بيشتر به عشق و عاشقي بيژن خان ميپردازه تا مسايل تاريخي! اسم سريال رو

ميشد LOVE STORY گذاشت.به نظر من نه مشاوران تاريخي فيلم،تاريخ ميدونستن نه مشاوران

نظامي.همگي به هم كمك كردن تا يك افتضاح پر خرج شكل بگيره.كارگردان اين سريال بيش از

هر چيزي سعي داشت كپي فيلم پرل هاربر رو بسازه كه موفق نبود و خودتون ديديد اين همه

سرمايه‌ي مملكتمون چطوري به باد رفت!از اون گذشته مثل اينكه جناب كارگردان علاقه‌ي

شديدي به رضا خان مخلوع داره.تو سريال لاو استوري آه ببخشيد در چشم باد،رضا قلدر يك

قهرمان ملي ترسيم شده ولي افراد انقلابي همگي يك مشكل شخصيتي و رفتاري دارن.فكر

ميكنم ما تنها قوم دنيا هستيم كه با دست خودمون و با پول ملتمون براي دشمنمون فيلم

تبليغاتي ميسازيم.

مثل مدار صفر درجه،ملك سليمان،فرمانروايان مقدس و يوسف پيامبر(ع) .

در مورد مسايل نظامي اشتباهات آقايان مشاور واقعا خنده داره!هواپيماهاي ايران كه حدود 30

سال از اون دوران جلوتر هستن از تهران بلند ميشن و خودشون رو به شمال كشور كه در اختيار

روسها بوده ميرسونن و با انگليسيها! درگير ميشن.در اين درگيري موفق به سرنگوني

هواپيماهاي دشمن هم ميشن!خدمه‌ي پدافند هوايي ايران از مسلسل دوشكا استفاده ميكنن!

ماشين نيروي هوايي و شهرباني جيپ ويليس هست كه تا زمان اشغالايران اصلا وارد ايران

نشده بود.در مورد نوع هواپيماها هيچ دقتي نشده و از هواپيماهاي آموزشي نسبتا جديد

استفاده شده.هواپيماهاي دشمن هم همگي همين وضع رو دارن يا اصلا با اون رنگ نارنجيشون

به صورت اسپشيال افكت هستن.ماموران آلماني شبيه هر ملتي هستن غير از آلمانيها!

ميرسيم به دوران جديد.بيژن خان هنوز خلباني با هواپيماي جنگنده رو فراموش نكرده.مثل اكثر

فيلمهاي امروز سينما و تلويزيون عقده‌ي نشون دادن زنهاي سرلخت خودشون نشون ميده ولي

حتي به حذف صحنه‌هايي كه دو زن آمريكايي با مايو در ساحل قرار داشتن اقدام نشده!

تو سفارت ايران در آمريكا (بلافاصله بعد از انقلاب) قاب عكسهاي مذهبي نصب شده!

همه‌ي انقلابيون بد برخورد و تند هستند!

و اما دفاع مقدس.

بلافاصله بعد از اومدن بيژن خان دو تا ميگ-21 عراقي در ارتفاع كمتر از 200 متري زمين به تهران

ميرسن و شهر رو بمباران ميكنن و اين عمل در روزهاي بعد هم تكرار ميشه!

هيچ خبري از نيروي هوايي ايران نيست.همينطور هيچ خبري از ماجراي سفارت آمريكا نيست.

بلافاصله همون شب حمله تلويزيون تصاويري مربوط به اواسط جنگ تحميلي پخش ميكنه كه

مردم دسته دسته دارن براي رفتن به جبه آماده‌ي خداحافظي ميشن!

اينهم آمار نبرد براي اشغال ايران كه تلفات حقيقي رو عنوان كرده.

جالبه بدونيد هيچ كدوم از جنگنده‌هاي ايراني مسلسلشون رو از انگليس تحويل نگرفته بودن![/quote]


باسلام
به همه ی موارد بالا این صحنه از سریال رو که هفته ی پیش نشان داد اضافه کنید
صحنه ای که پیژن داشت از تلویزیون راز بقا میدید و یاد فرار رضاشاه و حمله ی متفقین افتاد. این صحنه به این صورت بود که:
شیر به میان بیشه زار رفت و رضاخان از کشور خارج شد، کفتارها جسد یک آهو را تیکه تیکه میکردند و کشور تحت حملات متفقین بود.
تشبیه شیر به رضا شاه آنهم داخل تلوزیون جمهوری اسلامی از عجایب هشت گانه است! :mrgreen:

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote][quote]اين سريال بيشتر به عشق و عاشقي بيژن خان ميپردازه تا مسايل تاريخي! اسم سريال رو

ميشد LOVE STORY گذاشت.به نظر من نه مشاوران تاريخي فيلم،تاريخ ميدونستن نه مشاوران

نظامي.همگي به هم كمك كردن تا يك افتضاح پر خرج شكل بگيره.كارگردان اين سريال بيش از

هر چيزي سعي داشت كپي فيلم پرل هاربر رو بسازه كه موفق نبود و خودتون ديديد اين همه

سرمايه‌ي مملكتمون چطوري به باد رفت!از اون گذشته مثل اينكه جناب كارگردان علاقه‌ي

شديدي به رضا خان مخلوع داره.تو سريال لاو استوري آه ببخشيد در چشم باد،رضا قلدر يك

قهرمان ملي ترسيم شده ولي افراد انقلابي همگي يك مشكل شخصيتي و رفتاري دارن.فكر

ميكنم ما تنها قوم دنيا هستيم كه با دست خودمون و با پول ملتمون براي دشمنمون فيلم

تبليغاتي ميسازيم.

مثل مدار صفر درجه،ملك سليمان،فرمانروايان مقدس و يوسف پيامبر(ع) .

در مورد مسايل نظامي اشتباهات آقايان مشاور واقعا خنده داره!هواپيماهاي ايران كه حدود 30

سال از اون دوران جلوتر هستن از تهران بلند ميشن و خودشون رو به شمال كشور كه در اختيار

روسها بوده ميرسونن و با انگليسيها! درگير ميشن.در اين درگيري موفق به سرنگوني

هواپيماهاي دشمن هم ميشن!خدمه‌ي پدافند هوايي ايران از مسلسل دوشكا استفاده ميكنن!

ماشين نيروي هوايي و شهرباني جيپ ويليس هست كه تا زمان اشغالايران اصلا وارد ايران

نشده بود.در مورد نوع هواپيماها هيچ دقتي نشده و از هواپيماهاي آموزشي نسبتا جديد

استفاده شده.هواپيماهاي دشمن هم همگي همين وضع رو دارن يا اصلا با اون رنگ نارنجيشون

به صورت اسپشيال افكت هستن.ماموران آلماني شبيه هر ملتي هستن غير از آلمانيها!

ميرسيم به دوران جديد.بيژن خان هنوز خلباني با هواپيماي جنگنده رو فراموش نكرده.مثل اكثر

فيلمهاي امروز سينما و تلويزيون عقده‌ي نشون دادن زنهاي سرلخت خودشون نشون ميده ولي

حتي به حذف صحنه‌هايي كه دو زن آمريكايي با مايو در ساحل قرار داشتن اقدام نشده!

تو سفارت ايران در آمريكا (بلافاصله بعد از انقلاب) قاب عكسهاي مذهبي نصب شده!

همه‌ي انقلابيون بد برخورد و تند هستند!

و اما دفاع مقدس.

بلافاصله بعد از اومدن بيژن خان دو تا ميگ-21 عراقي در ارتفاع كمتر از 200 متري زمين به تهران

ميرسن و شهر رو بمباران ميكنن و اين عمل در روزهاي بعد هم تكرار ميشه!

هيچ خبري از نيروي هوايي ايران نيست.همينطور هيچ خبري از ماجراي سفارت آمريكا نيست.

بلافاصله همون شب حمله تلويزيون تصاويري مربوط به اواسط جنگ تحميلي پخش ميكنه كه

مردم دسته دسته دارن براي رفتن به جبه آماده‌ي خداحافظي ميشن!

اينهم آمار نبرد براي اشغال ايران كه تلفات حقيقي رو عنوان كرده.

جالبه بدونيد هيچ كدوم از جنگنده‌هاي ايراني مسلسلشون رو از انگليس تحويل نگرفته بودن![/quote]


باسلام
به همه ی موارد بالا این صحنه از سریال رو که هفته ی پیش نشان داد اضافه کنید
صحنه ای که پیژن داشت از تلویزیون راز بقا میدید و یاد فرار رضاشاه و حمله ی متفقین افتاد. این صحنه به این صورت بود که:
شیر به میان بیشه زار رفت و رضاخان از کشور خارج شد، کفتارها جسد یک آهو را تیکه تیکه میکردند و کشور تحت حملات متفقین بود.
تشبیه شیر به رضا شاه آنهم داخل تلوزیون جمهوری اسلامی از عجایب هشت گانه است! :mrgreen:[/quote]

داستان از دید بیژن اینطوری بوده
نباید این داستان رو سلیقه ای کرد بهرحال بیژن ارتشی رضا شاه بوده و از دیدش اون شیر پیر بوده حالا بعدا چی میشه رو کار ندارم

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
به نظر من هم بيژن به عنوان يه سرباز نسبت به فرمانده خود ( رضاخان) احترام زيادي قايل بوده

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]ببينيد
مسئله تاريخ نيست
مسئله مقايسه رويداد هاي تاريخيه . مقايسه رهبرانه . مقايسه مردمه . مقايسه آگاه شدن مردم و بيدار شدن از خواب خرگوشيه
مقايسه فرار اعلا حضرت ها و استقامت طلبه ها
مقايسه اربده كشي هاي مستانه و توكلهاي عاشقانه
مقايسه فرار از خاك و دفاع از خاك و جان ناموس مردم و به خطر انداختن آبروي خود براي بقاء اسلام
مقايسه آن اربده كش مست و [size=18][b]حضرت روح الله[/b]
[/size][/quote]

بحث احساسي شد :mrgreen:

اين سريال افتضاح تحريف تاريخ بود.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]داستان از دید بیژن اینطوری بوده
نباید این داستان رو سلیقه ای کرد بهرحال بیژن ارتشی رضا شاه بوده و از دیدش اون شیر پیر بوده حالا بعدا چی میشه رو کار ندارم[/quote]

پس باید برای همچین آدمی متاسف بود که با اینهمه اتفاقاتی که جلو چشمش افتاد و با این تحصیلات،هنوز رضاخان رو شیر بدونه. در ضمن شیره پیر نبود . لطفا تحریف تاریخ نکنید :mrgreen:

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
ايراد گرفتن چه آسان ... اتهام زدن چه آسان‌تر ...!!
گويي ناف ما ايراني‌ها رو با مخالفت بريدن!!

خداوند نظير اين ملت، به امريكا و اروپا عطا بفرمايد تا شاهد نابودي كشورهاي امپرياليست و ليبراليست، در يك چشم به هم زدن باشيم!
ان شاءالله!

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]ايراد گرفتن چه آسان ... اتهام زدن چه آسان‌تر ...!!
گويي ناف ما ايراني‌ها رو با مخالفت بريدن!!

خداوند نظير اين ملت، به امريكا و اروپا عطا بفرمايد تا شاهد نابودي كشورهاي امپرياليست و ليبراليست، در يك چشم به هم زدن باشيم!
ان شاءالله![/quote]
منظور؟ یعنی میفرمایید کسی نظر نده دیگه؟ نقد و بررسی منتفی؟ پس چرا این تاپیک راه افتاده؟
آقای جعفری جوزانی انقدر شرف و مردونی داره که با این چیزا خراب نشه. ایشون بزرگترین مستند ساز جنگ هستند و در خارج ایشون رو با مستندهای جنگ ایران و عراق میشناسند. بازم بگم یا کافیه؟
در ضمن بنده اهل مشاجره نیستم اما این جمله ای که نوشتید: ناف ایرانی ها.....، مگر شما کجایی هستید؟ حداقل بنده بیگانه پرست نیستم و الگوی بنده مبارزان جهان اسلام هست نه جوجه چریکهای کمونیستی.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
بسم الله فی الاول والاخر

بابا شیر پیر خود بیژنه icon_razz

ولی گاف سینمایی داره این سریال، نمونه اش سرعت گیر توی خیابان که ماشین حامل بیژن از روش رد شد!!!

یاداوری: نقد با عیب جویی توفیر داره!!! نقد یعنی سبک سنگین کردن نه با داس به جون گونی اثر افتادن icon_razz :| :(

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]منظور؟ یعنی میفرمایید کسی نظر نده دیگه؟ نقد و بررسی منتفی؟ پس چرا این تاپیک راه افتاده؟
آقای جعفری جوزانی انقدر شرف و مردونی داره که با این چیزا خراب نشه. ایشون بزرگترین مستند ساز جنگ هستند و در خارج ایشون رو با مستندهای جنگ ایران و عراق میشناسند. بازم بگم یا کافیه؟
در ضمن بنده اهل مشاجره نیستم اما این جمله ای که نوشتید: ناف ایرانی ها.....، مگر شما کجایی هستید؟ حداقل بنده بیگانه پرست نیستم و الگوی بنده مبارزان جهان اسلام هست نه جوجه چریکهای کمونیستی.[/quote]

اولا یه کم خونسرد باشید که با عصبانیت هیچ مشکلی حل نمی شود

دوما این چریکی که می گین جوجه نیست و خیلی هم مرد بود

گل سرخی هم مرد بود

ما هم مسلمون داریم هم آزاده

یادت که نرفته امام حسین در صحرای کربلا گفت : حداقل آزاد مرد باشید

کمونیست ها انسان های با ایمانی بودن فقط به چیز درستی ایمان نداشتن

خیلی هم جنگیدند ولی از ضعف فکری برخوردار بودند

این جمله ی معروف که می گه : جهان اسلام به دنبال یک چریک می گردد رو فراموش نکنید

توی این آشفته بازار که انسان های مخلص زیاد نیستند یک چریک غنیمت است البته اصلا قصد دفاع از کمونیست رو ندارم فقط نظرم اینه که بین هم زمانه های خودم در حق کمونیست ظلم صورت گرفته و بدون اینکه از مبانی نظری آن اطلاع داشته باشن زود به قاضی می رن

در کفر آمیز بودن این مکتب هیچ شکی نیست ولی روحیه پیروان این مکتب ستودنیست

تفاهم یعنی : تحمل کردن تفاوتها

یه کم تفاهم بد نیست

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]کمونیست ها انسان های با ایمانی بودن فقط به چیز درستی ایمان نداشتن[/quote]

رفیق همین چریکی که گفتید ( کاسترو)، همین چند روز پیش گفته بود انقلاب بولیواری هوگو چاوز انقلابی است که فراتر از اون رو به یاد ندارم. ( یعنی انقلاب اسلامی ایران در حمایت از طبقه ی محروم و ستمدیده و به قول کمونیستها، توده ی زجرکشیده ی خاورمیانه مساوی است با کشک!)
کی اونا مارو قبول داشتند؟ ساده به قضیه نگاه نکنیم. کمونیست یه جبهه از تقسیمات جهانی امپریالیست بود و نه مقابل ان.
همین ها که سنگ توده ها رو به سینه میزنند چه بر سر ما اوردند؟
شهید چمران رو چه کسی کشت؟ خمپاره ی 60 همون دیدگاهی که خود رو مدافع طبقه ی محروم و کارگر میدونست. ( به نقل از سعید قاسمی ، با کمی ویرایش خودمونی)
برادرجان! کمونیستها انسانهای بی ایمانی بودند. آزاده هم نبودند. اگر آزاده بودند، در جنگ هشت ساله ی ما فقط یه گردان میفرستادند ایران برای مقابله با صدام. فقط یه گردان اونم برای استفاده ی تبلیغاتی و نه از روی صداقت. چرا نکردند؟ چون صدام حسین در جبه ی همین قطب امپریالیستی بود.
چقدر برای چگوارا خوب شد که زودتر از اون زمانی که چهره اش افشا بشه کشته شد.( حالا تازه نمیگم به همکاری همین بلوک شرق و توسط بلوک غرب کشته شد)

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
آیا این درسته که ما بن لادن و عبد الحسین وهاب رو با مسلمان واقعی مقایسه کنیم ؟

آیا درسته کرده های متحجرین را به حساب مسلمانان بگذاریم ؟؟

قصد من به هیچ وجه دفاع از کمونیست نبود

قصد من دیدن همه ی واقعیت ها بود

شما دادگاه گل سرخی را دیده اید؟؟

دیدید چگونه برای دفاع از عقیده ای که داشت بر طناب دار بوسه زد؟

این دادگاه را با دادگاه سران فتنه از جناح مثلا اصلاح طلب مسلمان مقایسه کنید

از نظر من انسان های کمونیستی که در گذشته وجود داشتند و از اشخاص معروف این مکتب بودند ، افراد حق طلبی بودند ولی به علت نداشتن مکتبی کامل تمامی تلاشهایشان نقش بر آب شد و کاملا به بیراهه رفتند و اگر فردی مثل چگوارا با آن سابقه ی درخشان در زمینه ی آزادی خواهی در بدو شکل گیری شخصیت مبارزاتیش با یک مسلمان همجوار بود قطعا از مسلمانان واقعی می شد

البته این نظر شخصی منه

حساب گروه منافقین و مجاهدین خلق از کمونیست ها جداست همان گونه که ملا عمر و بن لادن از مسلمانان نیستند

باز هم تاکید می کنم که به هیچ وجه قصد دفاع از کمونیست ها را ندارم زیرا که به نارسائی تفکرشان ازعان دارم ولی ظلم به این مکتب را به هیچ وجه قبول ندارم و معتقد هستم اول باید تمامی زوایای تفکر ایشان مشخص شود و بعد بر کرسی نقادی آنها بنشینیم

همانند استاد مطهری
لفظ جوجه چریک لفظ درستی نیست

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
سلام.

من تو این قسمت آخریه، پولسار هم دیدم. وقتی که رفت تو اون کوچه قدیمیه

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
جناب حسن آقا

به نظر من، اون جا که شیر پیر رو نشون داد که کفتارها بهش حمله کردند، منظورش ایران بود، نه رضاخان.

به نظر من که اینطور بود.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
با تشكر از تمامي دوستان عزيزي كه چه حمايت و چه فحش، نثار بنده فرمودن. بالاخره از دوست هرچه رسد نكوست!

حقيقتاً اولش نمي‌خواستم پاسخي در اين تاپيك ارسال كنم. چون حداقل تجربه‌ي حداقلي اين طرفدار جوجه چريك‌هاي كمونيست بي‌دين ملحد خدانشناس چنين و چنان، اين امر رو بهم اثبات كرده كه در اين موارد سخن گفتن، آب در هاون كوبيدن است و لاغير! ولي به احترام دوستان عزيزي كه در تاپيك نظر دادن؛ بخصوص محمد عزيز كه خيلي سعي كردم تا بفهمم ادبياتش رو كجا خوندم و دوزاري مباركم تازه افتاد كه همون amir1357 هست (البته به لطف پستش در تاپيك سفر كاشان آقاي رئيس‌جمهور!!) كه تغيير چهره (اسم) داده icon_razz ، عرايضي چند رو تقديم دوستان بزرگتر و كوچكترم ارائه مي‌كنم. باشد كه مقبول افتد (البته توهين نشنويم؛ مقبوليت پيشكش‌!! :evil: icon_razz ).

ابتداي امر، يه سخن كلي دارم و اميدوارم دوستان، بدون هيچ‌گونه موضع‌گيري نسبت به تصوير انتخابي بنده، سوابق حقير و مليت و عقايدم، اون رو گوش بدن.

متأسفانه مفهوم نقد در ادبيات ما ايراني‌ها (مجدداً عرض مي‌كنم كه «ما» ايراني‌ها! گويي كه كم توسط دوستان ايراني‌ام، به ميهن‌فروشي و وطن‌فروشي و خيانت متهم نشدم!!!)، بسيار بد جا افتاده. اگه بگن يه نفر يا يه موضوع رو نقد كن، اولين و آخرين چيزي كه به ذهنمون مي‌رسه، انتقاد هست!! انتقاد هم در فرهنگ ما ايراني‌ها، كاملاً مخربه! چون از انتقاد هم فقط انتقاد منفي رو بلد هستيم! يعني نه عيب و هنر و بدي و خوبي رو با هم مي‌بينيم و نه براي انتقاد حتي سياهي هم كه داريم، راهكاري ارائه مي‌ديم!! به عبارت ديگه، هنرمون فقط ديدن يك لكه‌ي سياه در پيراهن يك دست سفيد هست!!

منتقد در مفهوم حقيقي، به معني نقدكننده هست، ولي در ادبيات ما مي‌شه انتقادگر!! اين امر، حتي در (مثلاً) روشنفكران ما هم كاملاً‌ صدق مي‌كنه. بطور مثال، كسي مثل استاد طوسي در سينما كه سال‌هاي سال، سابقه‌ي نقادي سينمايي رو داره، اگه از مارتين اسكورسيزي خوشش مياد، ضعيف‌ترين فيلم‌هاش رو هم مورد تمجيد قرار مي‌ده و اگه از فلان كارگردان تازه‌كار بدش مياد، هنري‌ترين اثرش رو هم به باد انتقاد منفي مي‌گيره و به ريز و درشت قضيه‌اش گير مي‌ده!! در سياست هم به همين ترتيب! در اقتصاد نيز! در مقولات فرهنگي و اجتماعي هم همچنين! در مسئله‌ي ورزش هم كه دوستان عزيز بهتر از بنده در جريان هستن! در تاريخ هم كه ديگه خدا نكنه بخوايم وارد شيم؛ چرا كه يا بايد منتقد سياه‌انديش باشيم؛ يا پرستشگر تاريخ باستاني و هرگونه خطايي جز اين، به سان ارتداد فرهنگي و تاريخي خواهد بود!!

با اين مقدمه، مي‌پردازم به فرمايش دوستان عزيز؛ باز هم بصورت كلي.

از اين دوستمون ([b]Ehsan_animator[/b]) بايد حقيقتاً تشكر كرد كه با شناختي كه از جو سايت داشت (نمونه‌ي ساده‌اش، موضوع S-300‌ يا سامانه‌ي مشابهي بود كه در رژه‌ي امسال به نمايش گذاشته شد و دوستان كوه كلاف رو ول كرده و به گلوله‌ي نخ دست بچه‌گربه‌ي بازيگوش چسبيدن!!)، اقدام به ايجاد اين تاپيك كرد تا با گناهان كرده و نكرده‌ي كارگردان اين سريال، همراه بشه!! طوري دوستان به اين فيلم و سخنان اين دوستمون حمله كردن كه در ابتدا، آقا احسان رو با جناب جعفري جوزاني اشتباه گرفتم!!
كاش دوستان، براي يكبار هم كه شده، حافظه‌شون رو پاك مي‌كردن (طوري كه گويي تا به امروز، حتي يك قسمت اين مجموعه رو نديده‌ان) و بعد پست ابتدايي اين تاپيك كه متعلق به آقا احسان بود رو بي‌طرفانه مطالعه مي‌فرمودن! به نظرم، مختصر و مفيدترين توضيحي بود كه مي‌شد درخصوص اين فيلم ارائه كرد!

من تعجب مي‌كنم از روحيه‌ و اعتماد به نفس بالاي ما ايراني‌ها!! تا ديروز، به شاهي مي‌باليديم كه نخست وزيرش علناً مي‌گفت «ملتی که نمی تواند لولهنگ (آفتابه) بسازد، چرا باید به فکر ملی شدن صنعت نفت بیفتد؟». همواره هم اعتقاد داريم كه در علم و هنر و صنعت و فرهنگ و ادب و چنين و چنان، كيلومترها از غرب عقب‌تريم؛ طوري كه ساخت موشك SAM-7 رو براي كشورمون ننگ مي‌دونيم و مي‌گيم شوروي اون رو 30، 40 سال پيش ساخته بود و ما تازه داريم مي‌سازيم و به عبارت بهتر، هميشه تو سر كشورمون مي‌زنيم؛ حتي پيشرفت‌هاشو! حال همين كشور به ظاهر عقب‌افتاده از همه‌چيز، موقع مقايسه‌اش كه مي‌شه، يا با ايالات متحده مقايسه مي‌شه، يا با فرانسه، آلمان و انگلستان!! مثلاً ميايم اقتصادمون رو با ايالات متحده مي‌سنجيم و مي‌گيم هويجي بيش نيستيم! ميايم ميليتاري‌مون رو با اونا مي‌سنجيم! ميايم صنعت فيلم‌سازي‌مون رو با اون‌ها قياس مي‌كنيم. ميايم حتي ساخت بازي‌مون رو با اون‌ها مقايسه مي‌كنيم!! خنده‌دار اينكه در اين قياس جوانمردانه، حتي به روي مباركمون هم نمياريم كه قياس، بايد بين دو هم‌جنس هم‌وزن باشه!! در غير اينصورت، قياس مع‌الفارق مي‌شه!!
خلاصه اينكه ملت باهالي هستيم ديگه!! هميشه برامون مرغ همسايه، غازه! اگه يه كارگردان بياد به لطف جلوه‌هاي ويژه، كابالا رو به تصوير بكشه، هزار و يك به‌به و چه‌چه مي‌كنيم و اگه يه كارگردان بخت برگشته‌ي اين سرزمين بخواد گوشه‌اي از جنايات متفقين شرقي و غربي در حق كشورمون رو به تصوير بكشه، به حتي مسلسل در دستان سربازاش هم گير مي‌ديم! ميايم به جلوه‌هاي ويژه‌اي گير مي‌ديم كه در طول تاريخ طويل سينمايي‌مون، بي‌سابقه بوده! عوض تشكر از كارگردان بابت فتح اين باب (كه قطعاً در آينده، كارهاي تميزتر و قوي‌تري رو به پرده‌ي سينما و تلويزيون مي‌كشونه)، ميايم مسخره‌اش مي‌كنيم و مي‌گيم با فلان شبيه‌ساز ساخته شده و چقدر ضايع و جلف و لوس و چنين و چنانه يا اينكه اصلاً ما درگيري هوايي نداشتيم و چنين و چنان!! طوري حرف مي‌زنيم، انگار شهدايي كه براي دفاع از تماميت ارضي كشورمون داديم (كه عموي مادر حقير، يك شهيد بي‌ارزش همين آب و خاك در اون زمان بود)، اصلاً وجود خارجي نداشتن و كوتاهي‌ها و خيانت‌هاي پهلوي‌هاي قلدر و خائن و افسران و ژنرال‌هاي بي‌مصرفشون رو به پاي ساير مدافعان خودجوش اين آب و خاك مي‌نويسم!! اصلاً گيريم كه درگيري هوايي رخ نداده!! غرب، بزرگترين دروغ‌ها رو اونقدر تكرار كرده و از هيچي، هزاران فيلم سينمايي ساخته كه امروز، كسي جرأت نمي‌كنه انكارش كنه و وقتي كه رئيس جمهور كشورمون، مياد اين بدعت جديد رو در تاريخ جنگ جهاني دوم باز مي‌كنه و به اين شبهه اشاره مي‌كنه، حتي ما ايراني‌ها هم در مقابلش موضع مي‌گيريم! اين امر خيلي ساده برامون پذيرفته شده است؛ چون اونا غربي‌ان و صاحب سبك!! ولي كافيه مثلاً تو فلان عمليات، كارگردان كمي از تخيلش هم استفاده كنه كه به سرعت ايشون رو به چهارميخ بكشيم!!
يا مثلاً ميايم به سرعت‌گير خيابونش گير مي‌ديم!! انگار دوستان حتي اين موضوع بسيار ساده رو هم نمي‌دونن كه «ما شهرك سينمايي تهران 1357 رو نداريم!»! انگار نمي‌دونيم همون شهرك سينمايي تهران قديم‌مون هم به لطف همت عالي استاد فقيد، «علي حاتمي» بود كه البته همون زمان، از لطف بي‌كران دوستاني كه امروز هم ادبيات يكساني دارن، بي‌بهره نبود و اين كارش، ولخرجي و اسراف و حروم كردن پول و به قول يكي از دوستانمون «برباد دادن و هدر دادن پول مملكت» بود!! ولي حداقل يه شهرك سينمايي ساخت كه بقيه‌ي فيلم‌هاي زمان قاجار و رضا خاني، بدون ايرادات بني‌اسرائيلي درش فيلم‌برداري بشه!!
حالا تو اين گير و دار كه آقاي كارگردان، دست به دامان جنوب شهر تهران (كه كمتر بافت سنتي‌اش تخريب شده) شده، عزيزان به پولسار و سرعت‌گير و مغازه‌ و تير چراغ برق و علمك گاز خانگي و برق CDI و تاير و پرايد و گربه و موش و امثالهم گير مي‌دن! اگه كارگردان اينقدر فرصت مي‌كرد كه مكاني عاري از اين مسائل هم گير بياره، قطعاً دوستان به نحوه‌ي آسفالت خيابون‌ها يا جوي آب و مدل آينه‌ي ماشين گير مي‌دادن!! چون اگه دوستان به اين مسائل گير ندن كه ديگه به قول دوستمون «نقد و بررسی منتفی» مي‌شد!!

من تعجب مي‌كنم! دوستان تا به حال، يه فيلم ساده‌ي خانوادگي تهيه كردن كه ببينن فيلم‌سازي چه امر عظيمي هست؟ در دوراني كه «به روح پدرم» و امثالهم، ما ايراني‌ها رو وادار ساخته تا «به روح اعتقاد داشته باشيم»، وقتي يه فيلم ارزشي توليد مي‌شه، به جاي حمايت و دفاع و حتي پوشوندن نقاط ضعفش (كه هيچ‌كس مدعي نداشتنش نيست)، فقط تيغ و سرنيزه هست كه نثار مجموعه‌اش مي‌كنيم!! حالا مي‌خواد اين فيلم، در چشم باد باشه، يا امام علي، يا تنهاترين سردار و ولايت عشق، يا خواب و بيدار و حتي فيلم‌هاي پايين‌تر!!! مهم نيست عنوانش! كارگردانش! بازيگرش!! ساختار فيلمش! مهم اينه كه چون داره يه حرف درست و حسابي مي‌زنه و كار جديدي مي‌كنه، بايد بزنيم تو پوزش و ضايعش كنيم! چون موقع تماشاش، هزاران فيلم هاليوودي به ذهنمون مياد كه اين فيلم در مقايسه باهاش، مثل لاكپشت مي‌مونه در مسابقه با خرگوش!! پس حق داريم كه ورداريم از فرق سر تا نوك انگشت پاش رو مورد هجمه‌ي كلمات قلنبه و سلنبه‌اي كه گاهاً حتي خودمون هم معني‌اش رو نمي‌دونيم قرار بديم!

بگذريم! همون‌طور كه گفتم، «ناف ما رو با مخالفت بريدن»! پس خودكرده را تدبير نيست!
فقط دلم براي جوانان و پيران اين مرز و بوم مي‌سوزه كه همت شبانه‌روزي‌شون، به همين سادگي با چند جمله‌ي ناجوانمردانه، تباه مي‌شه!! فقط به اين خاطر كه سلاحي مي‌سازيم كه غرب، سي سال پيش ساخته! حالا مي‌خواد تانك باشه، يا كشتي، يا زيردريايي؛ يا حتي يه كلت ساده!!

ان شاءالله كه نسل بعد از ما، با ما مهربون‌تر باشه و پيشرفت‌هايي كه حاصل تلاش ما خواهد بود رو به باد تمسخر و استهزاء نگيره (با اين ادعا كه از سر دلسوزيه!! مثل قضيه‌ي همون همشهري ما كه رفيقش تو جبهه تير مي‌خوره و تو آغوشش بوده، رفيقش مي‌گه «حلالم كن» و اون هم سرش رو مي‌بره!! :| :(

يه ايراد بزرگ هم به برادر عزيزم محمد (رايش مارشال) دارم كه يه انحراف بزرگ در عقايدش مي‌بينم. چون باهاش سواي سايت هم در ارتباط هستم، اگه دوست داشته باشه از طريق pm يا ساير طرقي كه در ارتباط هستيم، ديده‌هام رو بهش انتقال مي‌دم. ان شاءالله كه اشتباه از حقير باشه.

در آخر هم از تمامي دوستان، بابت طولاني شدن اين متن بي‌ارزش، عذرخواهي مي‌كنم.
زياده عرضي نيست.

----------------------------------------------------

[size=7]راستي محمد (امير1357) جان. اون قضيه‌اي كه بهم اطلاع داده بودي رو فراموش كردي؟ يا دلسرد شدي؟ يا آغاز كردي و بهم خبري ندادي؟![/size]

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لطفا وارد سیستم شوید برای ارسال نظر

شما قادر خواهید بود بعد از ورود به سیستم این نظر را ترک نمایید



ورود به سیستم