worior

كربلا گپ (بررسی يكي از وقايع مهم فتح بغداد در جنگ 2003) .

امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

به نام خدا



با سلام خدمت عزيزان گرامي ...


نبرد كربلا گپ (گپ=فاصله) واقعه اي بود كه در جنگ 2003 عراق اتفاق افتاد . كربلا گپ يك نوار پهن به وسعت 20 الي 25 مايل (هر مايل 1.6 كيلومتر) است كه در كنار رودخانه فرات به سمت شرق پيش ميرود تا غرب درياچه رزازه .


اين نوار توسط فرماندهان عراقي به عنوان سرزميني شناخته ميشد كه دستيبابي به آن براي دشمن كليد فتح بغداد محسوب ميشد ~ و به همين علت توسط بهترين واحدهاي گارد رياست جمهوري عراق محافظت ميشد .

در طي جنگ 2003 عراق نيروهاي آمريكايي حملات سنگين و متمركزي با استفاده از نيروي هوايي و حمله زميني در اين ناحيه بر عليه مواضع عراقي ها انجام دادند كه منجر به نابودي و فتح اين منطقه توسط نيروهاي اعتلاف گرديد .


تحركات اوليه .

فرماندهي نظامي عراق براي بستن كربلا گپ ابتدا دو واحد گارد رياست جمهوري عراق را در اين منطقه مستقر كرد . كه اين نيروها با حجم سنگين حملات هوايي مواجه شدند . در حالي كه نيرو هاي اعتلاف از ابتداي ماه مارچ براي يك عمليات فريب استراتژيك برنامه ريزي كرده بودند نيروهاي عراقي را متقاعد كنند كه لشكر چهارم نيروي زميني آمريكا قصد انجام يك حمله گسترده از شمال عراق از سمت تركيه را دارد . اين نقشه فريب جواب ميدهد !
در ماه اپريل فرزند صدام قصي حسين اعلام ميكنند كه حمله آمريكا از جنوب نمايشي ظاهري براي فريب ارتش عراق است و به فرماندهي نظامي دستور ميدهند تا نيروهاي مستقر در منطقه كربلا را به شمال بغداد منتقل كنند .
ژنرال رعد الحمداني كسي كه فرماندهي منطقه كربلا را بر عهده داشت با اين امر مخالفت كرد و هشدار داد كه كمبود پشتيباني و امكانات نظامي در كربلا گپ باعث خواهد شد تا ارتش آمريكا بتواند ظرف 48 ساعت بغداد را بدست گيرد . اما اين پيشنهاد وي در گوش كر فرو نرفت ! (طبق مصاحبه رعد الحمداني در پي بي اس)

در همين اثنا نيرو هاي آمريكايي وارد گپ شدند و با دستيابي به شهر مصيب به رودخانه فرات رسيدند . در حالي كه به نظر ميرفت نيرو هاي عراقي برنامه اي براي حملات شيمايي به شهر اماده نباشند . در مصيب نيروهاي امريكايي وارد رود فرات شدند و با استفاده از قايق پل حياتي القاعد را بعد از آنكه تيم تخريب عاقي نتوانست آنرا به موقع منهدم كند بدست گيرند .و در نتيجه براي پاسخ به اين اقدام ژنرال حمداني فرمان حمله متقابل ضروري را صادر ميكند .
حمداني بعدها گفت كه واحد تحت امر وي در شرايطي نبودند كه بتوانند چنين فرماني را صورت بدهند و به همين خاطر به وي پيشنهاد ميشود كه با استقرار واحدهايش در طول رودخانه يوسفيه بتواند از پيشروي نيروهاي آمريكايي جلوگيري كند . با اين وجود نيروهاي تحت امر حمداني در شب 3 آپريل دست به اين حمله ميزنند ..

ضد حمله عراقي ها دوم و سوم آپريل .

تيپ 10 زرهي از لشكر مدينه و تيپ 22 زرهي از لشكر (نابوچادنظار) Nebuchadnezzar در زبان بابلي به معناي حافظان مرزي هست با پشتيباني توپخانه به عقبه نيرهاي در مصيب حمله ور ميشوند . اين حمله به طرز وحشيانه اي با استفاده از آتش تانك و حجم بسيار وسيعي از حملات توپخانه موشكي دفع شد ! بگونه اي كه تمام تانكهاي عراقي شركت كننده در اين حمله يا منهدم شدند يا از كار افتادند ..
صبح روز بعد هليكوپتر ها و هواپيماهاي اعتلاف باران مرگ را بر سر گارد رياست جمهوري عراق باريدند . كمر گارد رياست جمهوري عراق تحت اين حمله شكسته و بواسطه اين حجمه سنگين تمام توان ~ فرماندهي و انسجام خودش رو از دست داد . تا پايان روز تمام تانكهاي 3 تيپ زرهي كه تحت امر ژنرال حمداني قرار داشتند و خود حمداني عقب نشيني كرده و يا پا به فرار گذاشتند ..
درحالي كه نيروهاي آمريكايي بدون از دست دادن حتي يك نفر در اين عمليات در حدود 230 الي 300 كشته به نيروهاي عراقي تحميل كردند .

انهدام لشكر مدينه .

3 آپريل ~ در حالي كه امواج جنگ در اطراف مصيب شدت گرفته بود قطعات ديگري از لشكر 3 نيروي زميني فرودگاه بين المللي بغداد را به تصرف دراورده بودند ! فرماندها ارتش آمريكا تصميم ميگيرند تا قبل وارد شدن به عمق بغداد بقاياي لشكر مدينه از گارد رياست جمهوري عراق كه هنوز در جنوب بغداد مستقر هستند را پاكسازي كنند.هدف : انهدام لشكر مدينه با حمله از پشت در حالي كه اين لشكر اقدام به تعقيب و مقابله با گروه ديگري در مقابل خود ميكند .
تيپ 2 از لشكر 3 نيروي زمين ارتش امريكا تحت فرماندهي سرهنگ دوم ديويد پركيننز به سمت جنوب غرب آخرين هدف با اسم رمزي براي قطع كردن بزگراه 1 و 8 فرستاده ميشود . اين جابجاي بواسطه نيروي پياده نظام عراقي دفاع ميشود و در حين آخرين ماموريت يك سرباز آمريكايي زخمي و يك تانك آبرامز توسط گلوله ارپيجي از كار مي افتد(كه بعدا مرمت ميشود) .

بعد از دستيابي به اين هدف لشكر سوم و تيپ 2 نيروي زميني وارد جنوب شده و با گردانهاي دهم و تيپ دو لشكر مدينه مواجه ميشوند . با وجود اينكه گزارشي مبني بر نابودي 80 درصد واحد ها و تجهيزات خودرويي ميرسد عراقي ها باقي وسايل خود را از مواضع دفاعي خود دور ميكنند و در كنار تاسيسات و درون نخلستانهاي اطراف مخفي نموده و مقدار زيادي از اين وسايل بجا مانده از حملات هوايي در امان ميمانند .بدين ترتيب صدها تانك و خودروي زرهي عراقي توپدار عراقي باقي ميمانند .

تانكهاي آمريكايي با پخش كردن و جدا سازي اين تجهيزات و هدايت انها مقدار زيادي از تجهيزات بجا مانده رو از بين ميبرند در حالي كه خيلي از اين تجهيزات بدون حمايت و يا خالي منهدم ميشوند . با اين حال برخي از اين تجهيزات جان سالم بدر ميبرند و نيروهاي بجا مانده عراقي در حالت دفاع نا هماهنگ قرار ميگيرن. همين امر سبب ميشه تا خيلي از سرباز ها با دراوردن يونيفرم نظامي و پوشيدن لباس افراد عادي در حين جنگ پا به فرار بگذارند . بدين ترتيب لشكر مدينه از وجود يك نيروي تاثير گذار نظامي خارج شد ... !

پيامدها .

نبرد كربلا گپ در نهايت با كمترين خسارت ممكن منجر به نابودي لشكر 3 زميني بهترين واحد گارد رياست جمهوري عراق شد . نابودي اين واحدها باعث شد كه دربهاي بغداد كاملا باز در مقابل لشكر 3 نيروي زميني آمريكا قرار بگيرد و در روز بعد سرهنگ پركينز فرماندهي حمله رعد آسا به جنوب بغداد را بر عهده گرفت . و بدين ترتيب بغداد در چند روز سقوط كرد ...!


CentralIraqApr2003.png

-

گروه شناسايي نيرومخصوص آمريكا تيم ODA 551 که ده روز قبل از حمله در کربلا گپ مستقر شدند ..

oda551hidesiteoif01.jpg


---


ذكر مطلب تنها با استفاده از لينك ميليتاري مجاز است ..
WWW.MILITARY.IR WORIOR
ــــــــــــــــــــــــــ
اين تفاسير و ماجرا ها رو آمريكايي ها نوشتند بنابر اين نميشه گفت همه چيز انگونه بوده كه اينها گفتن(چون اكثر منابع به نحوي صهيونيست هستند) و من متن ويكي رو ترجمه كردم و خود ويكي منابع رو در انتها ذكر كرده ....
http://en.wikipedia....rbala_Gap_(2003)#cite_note-pbs.org-0
مصاحبه ژنرال حمداني در pbs
http://www.pbs.org/w...views/raad.html

  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
برادر ابراهیم ممنون.

نمیدونم چرا انقدر تحلیل های بدرد بخور در مورد اشغال عراق نادر هست. این هم خوب بود. اما چندان چنگی به دل نمیزد.

البته بیشتر از این هم انتظاری نبوده.

نه نیروها انگیزه ی چندانی داشتند. نه صدامی در کار بود و نه ماهر عبدالرشیدی. اکثر لشگر ها از هم پاچیده بودند.

و این لفظ ارتش چندم و چندم تنها برای دلخوشی امریکایی ها خوبه که بگن بله ما با عراق جنگیدیم. که یه سری احمق داخلی هم بگن، امریکا همون عراقی رو که ما 8 سال باهاش جنگیدیم، چند هفته ای اشغال کرد.

به نظر من اصلا یه جنگ تمام عیار نبود.
================================

من خیلی وقته دنبال یه مطلب در مورد درگیریهای اطراف نجف هستم. آخر هم نفهمیدیم، امریکا تونست نجف رو اشغال کنه یا نه؟

اگر تونستی در این مورد صحبت کنیم.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
قشنگ بود در زمينه خودش فوق لاده بود مخصوصا از گزاشتن نقشه ممنونم

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]نه نیروها انگیزه ی چندانی داشتند. نه صدامی در کار بود و نه ماهر عبدالرشیدی. اکثر لشگر ها از هم پاچیده بودند.

و این لفظ ارتش چندم و چندم تنها برای دلخوشی امریکایی ها خوبه که بگن بله ما با عراق جنگیدیم. که یه سری احمق داخلی هم بگن، امریکا همون عراقی رو که ما 8 سال باهاش جنگیدیم، چند هفته ای اشغال کرد.
[/quote] ماجرا خيلي ساده است .
عراق نيروي هوايي مناسبي نداشت واحدهاي توپخانه كاملا غير دقيق و بدرد نخور بودند ! وقتي منطقه پشت رودخانه فرات به تصرف اعتلاف دراومد هيچ امكان پشتيباني ديگري براي نيروهاي عراقي وجود نداشت و نيروي كه به طرز حماقت آميزي به شمال بغداد رفته بود تا با نيرومخصوص و پيشمرگهاي كرد در پهنه دشت بجنگه توسط جاولين و نيروي هوايي تحليل و اين حمله اينقدر سريع بود كه به عراقي ها فرصت تصميم گيري نداد و از طرفي ديگر چيزي براي مقابله هم نداشتند جز مقاومت پراكنده كه بيشتر توسط گارد رياست جمهوري صورت گرفت !

باورتون بشه يا نشه اچ 3با استفاده از چتربازان نيروي هوابرد براحتي تصرف شد ! و نكته خيلي عجيب اصابت آرپيجي به تانك هست ! در حالي كه هيچ گزارشي در اين عمليات كربلا گپ مبني بر اصابت يك موشك ضد تانك گزارش نشده كه واقعا عجيب هست ! ...

چطور ميشه يك ارتش با اون گستردگي و تجهيزات يك موشك ضد تانك شليك نكنه ولي يك گروه كوچك شبه نظامي بيش از 100 تا از پيشرفته ترين تانكهاي دنيا رو منهدم كنه ؟! حالا اگر ما در تكنيك دفاع موزاييكي و زمين مسلح در هر قسمت همانند حزب الله عمل كنيم چه اتفاقي ميفته ؟!

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote][quote]نه نیروها انگیزه ی چندانی داشتند. نه صدامی در کار بود و نه ماهر عبدالرشیدی. اکثر لشگر ها از هم پاچیده بودند.

و این لفظ ارتش چندم و چندم تنها برای دلخوشی امریکایی ها خوبه که بگن بله ما با عراق جنگیدیم. که یه سری احمق داخلی هم بگن، امریکا همون عراقی رو که ما 8 سال باهاش جنگیدیم، چند هفته ای اشغال کرد.
[/quote] ماجرا خيلي ساده است .
عراق نيروي هوايي مناسبي نداشت واحدهاي توپخانه كاملا غير دقيق و بدرد نخور بودند ! وقتي منطقه پشت رودخانه فرات به تصرف اعتلاف دراومد هيچ امكان پشتيباني ديگري براي نيروهاي عراقي وجود نداشت و نيروي كه به طرز حماقت آميزي به شمال بغداد رفته بود تا با نيرومخصوص و پيشمرگهاي كرد در پهنه دشت بجنگه توسط جاولين و نيروي هوايي تحليل و اين حمله اينقدر سريع بود كه به عراقي ها فرصت تصميم گيري نداد و از طرفي ديگر چيزي براي مقابله هم نداشتند جز مقاومت پراكنده كه بيشتر توسط گارد رياست جمهوري صورت گرفت !

باورتون بشه يا نشه اچ 3با استفاده از چتربازان نيروي هوابرد براحتي تصرف شد ! و نكته خيلي عجيب اصابت آرپيجي به تانك هست ! در حالي كه هيچ گزارشي در اين عمليات كربلا گپ مبني بر اصابت يك موشك ضد تانك گزارش نشده كه واقعا عجيب هست ! ...

چطور ميشه يك ارتش با اون گستردگي و تجهيزات يك موشك ضد تانك شليك نكنه ولي يك گروه كوچك شبه نظامي بيش از 100 تا از پيشرفته ترين تانكهاي دنيا رو منهدم كنه ؟! حالا اگر ما در تكنيك دفاع موزاييكي و زمين مسلح در هر قسمت همانند حزب الله عمل كنيم چه اتفاقي ميفته ؟![/quote]

خوب شما خودتون دلیل عمده رو چی میدونید؟

نبود فرمانده ی استراتژیک عقلانی و با تجربه؟

نبود انگیزه؟
نبود تجهیزات؟


البته باید یادمون بیاریم که عراق 1981 با عراق 2003 زمین تا آسمون فرق میکرد.

عراق قبل از حمله چند سال در تحریم بود. دیگه تجهیزات روز دنیا بهش نمیرسید. دیگه..... !!

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
با تشكر از برادر واريور عزيز بابت ارائه‌ي اين مطلب.
به لطف پوشش خبري جنگ نفت توسط شبكه‌ي خبر؛ اونهم در عيد، من لحظه به لحظه‌ي اخبار جنگ رو، چه از طريق تلويزيون خودمون و چه اينترنت و منابع ديگر دنبال مي‌كردم.

يادم هست كه سر نبرد كربلا، قرار بود سدها تخريب بشه و آب فرات به دشت هدايت بشه تا بيابون تبديل به گل بشه تا جلوي پيشروي تانك‌ها و نيروهاي زميني امريكايي گرفته بشه.
صد البته اين كار انجام نگرفت.

ولي زماني كه صدام، گارد رياست جمهوري رو به كربلا فرستاد، در تحليلي نوشتم كه تنها دليل اين امر، خلاص شدن از شر گارد رياست جمهوري بود.
عمده وظيفه‌ي گارد رياست جمهوري، حفاظت از بغداد بود. كما اينكه پس از فتح خرمشهر توسط ايران؛ گارد رياست جمهوري كنترل بغداد رو بدست گرفت.
با حضور گارد رياست جمهوري در بغداد و پرهيز از جنگ مستقيم، بغداد مي‌تونست كابوسي براي نيروهاي امريكايي باشه. چرا كه گارد رياست جمهوري، از ميان وفادارترين نيروها به صدام حسين تشكيل شده بود و قطعاً تا پاي جان، مقاومت مي‌كردند؛ مقاومتي كه نمونه‌ي كوچكي از آن را در فلوجه ديديم!

گسيل گارد رياست جمهوري به نبرد مستقيم با امريكا (كه همگان مي‌دانستند كه به هيچ وجه حريف نبرد مستقيم با امريكا نيستند؛ حتي در جنگ خليج 1 كه عراق بسيار قدرتمندتر بود)، تنها يك دليل داشت و آن، فتح ساده‌ي بغداد بود. كما اينكه ديديم بغداد سريعتر از هر شهر ديگري به تصرف نيروهاي نظامي امريكايي درآمد و براي رسيدن به بغداد، تانك‌هاي امريكايي مسابقه گذاشتند!!

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
مسلما امريكا با1 لشكر نجنگيد. بهتره بگيم رزمايش نظامي برگزار كرد.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
پیروزی آمریکا در اکثر جنگ‌هایی که پیروز شده، قبل از هر چیز مدیون تضعیف روانی دشمن هست. به عبارت دیگه قبل از شروع جنگ اگر روحیه‌ی سربازان و فرماندهان ارتش حریف ضعیف باشه، هر چقدر هم از نظر فیزیکی قوی باشند، قبل از شروع جنگ جنگ رو باختند. این تضعیف روحیه از طریق عملیات روانی و رسانه‌ای و همچنین بمباران و موشک‌باران گسترده قبل از ورود نیروی زمینی به کشور هدف است. اینقدر پایگاه‌های نظامی و زیرساخت‌های اقتصادی کشور هدف رو بمباران می‌کنند تا ارتش حریف احساس ضعف و ناامیدی بکنه. خود آمریکا به این دکترین می‌گه Shock & Awe. اولین هدف در این جور حملات، در هم شکستن اراده مقاومت در فرماندهان، سربازان و مردم کشور هدف هست.
http://en.wikipedia.org/wiki/Shock_and_awe (چند پاراگراف اولش رو حتماً بخونید)

نکته‌ی مهم در این طور حملات، سرعت حمله است. یعنی باید در سه چهار روز اول روحیه‌ی مردم کشور هدف در هم شکسته بشه.
یک نکته‌ی دیگه که در زمان صلح هم پیگیری می‌شه، بزرگ جلوه دادن قدرت ارتش آمریکاست. با نشان دادن سلاح‌های ظاهراً بسیار پیشرفته ولی غیرعملی در جنگ‌های واقعی در آینده‌ی نزدیک، و با تبلیغ غیرمستقیم راجع به قدرت ارتش آمریکا در رسانه‌ها، مردم کشورها احساس می‌کنند که ارتش آمریکا خیلی قویه و نمی‌شه در برابرش مقاومت کرد. (جاهای مختلف به خصوص توی سایت‌های غیرتخصصی می‌بینیم که متأسفانه بعضی از هم‌وطن‌ها هم گول این تبلیغات رو می‌خورند. مثلاً یکی می‌گفت آمریکا به محض این که اراده کنه می‌تونه تمام شبکه‌های ارتباطی ما رو قطع کنه! بعد یکی اومد بهش جواب داد که اگر اینطوریه چرا پخش شبکه‌های تلویزیونی المنار و شبکه‌ی حماس رو نتونستند قطع کنند؟! :mrgreen: ) بنابراین اگر آمریکا بخواد به یکی از این کشورها حمله بکنه، تا حدودی کارش راحت‌تر می‌شه چون مردم آمادگی ذهنی و روانی مقاومت ندارند.
اسرائیل هم از این شیوه در جنگ‌هایی که اعراب را برده خیلی استفاده کرده.

حالا از توی همین توضیحات، می‌شه ضد این روش رو هم در آورد: مقابله‌ی روانی و تقویت و ترویج روحیه‌ی مقاومت در بین فرماندهان، سربازان و مردم. اگر چند هفته‌ی اول بمباران رو کشور هدف دووم بیاره، و روحیه‌ش از بین نره، و جنگ کم‌کم فرسایشی بشه، این استراتژی شکست می‌خوره. مثال: جنگ ویتنام، شوروی در افغانستان و جنگ‌های جزب‌الله و حماس با اسرائیل. حتی اگر یک گروه خیلی کوچیک باشید، تا وقتی که روحیه‌ی مقاومت رو از دست ندادید می‌تونید مهاجم رو بیچاره کنید. مثلاً سید حسن با اعلام غرق کردن ناوچه‌ی ساعر قبل از غرق شدنش با اون شیوه‌ی تحقیرآمیز در روزهای اول جنگ، این استراتژی اسرائیلی‌ها رو تا حد زیادی خنثی کرد و روحیه رو به مردم لبنان برگردوند.

این رو آمریکایی‌ها توی تکست‌هاشون هم نوشتند (یک سری از این کتاب‌ها رو که توسط ژنرال‌های آمریکایی نوشته شده انتشارات دانشگاه امام حسین ترجمه کرده، مثلاً «جنگ آینده»). یعنی نوشتند که نباید بذاریم جنگ فرسایشی بشه و مردم کشور هدف روحیه‌ی مقاومت پیدا کنند.

به نظر من توی دفاع ما هم این مهم‌ترین عامله. یعنی تا وقتی که روحیه‌ی مقاومت و شهادت داریم، آمریکا به ما حمله‌ی زمینی نمی‌کنه. حالا این که چقدر اسلحه داریم و از نظر تکنولوژی پیشرفته هستیم مهم هست، ولی در رده‌ی بعدی اهمیت قرار داره.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
با تشكر از واريور عزيز
اگه واقعا اينطور باشه كه بايد بهشون بگيم خاك تو سرتون (دريغ از يه ذره غيرت)
يعني واقعا آمريكاييا تو اين درگيري يك دونه كشته هم ندادن !!!! :mrgreen: icon_arrowd
اينكه تانكاشون ضعيف بود و در مقابل پوشش هوايي حرفي واسه گفتن نداشت درست ولي نميتونستن حداقل چندتا كمين درست و حسابي بزنن بهشون
مگه اين همون گارد رياست جمهوري نبود كه تو چندتا عمليات با نيروهاي خودمونم جنگيد ؟
والا هروقت بابام از خاطرات جنگ و گارد رياست جمهوري تعريف ميكرد مو به تنم سيخ ميشد كه اين بيچاره ها چطور با دست خالي جلوشون وايسادن و حتي شكستشون دادن

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]با تشكر از واريور عزيز
اگه واقعا اينطور باشه كه بايد بهشون بگيم خاك تو سرتون (دريغ از يه ذره غيرت)
يعني واقعا آمريكاييا تو اين درگيري يك دونه كشته هم ندادن !!!! :mrgreen: icon_arrowd
اينكه تانكاشون ضعيف بود و در مقابل پوشش هوايي حرفي واسه گفتن نداشت درست ولي نميتونستن حداقل چندتا كمين درست و حسابي بزنن بهشون
مگه اين همون گارد رياست جمهوري نبود كه تو چندتا عمليات با نيروهاي خودمونم جنگيد ؟
والا هروقت بابام از خاطرات جنگ و گارد رياست جمهوري تعريف ميكرد مو به تنم سيخ ميشد كه اين بيچاره ها چطور با دست خالي جلوشون وايسادن و حتي شكستشون دادن[/quote]

نه این همون گارد نبود.چون:

1- بخشی از فرماندهاش خیانت کرده بودند و خریده شده بودند.
2- در جایی درست به کار گرفته نشده بودند.
3- اصولا و به طور کلی کل ماشین جنگی عراق هم همون ماشین جنگی نبود که ما باهاش جنگیدیم.چون:
الف) عراق نزدیک به 6 سال قبل جنگ 2003 تحریم شده بود.
ب) از بعد پایان جنگ ما با عراق، روند فروش تسلیحات روز به عراق متوقف شده بود.
ج) در جریان جنگ دوم خلیج فارس ضربات مهلکی به ارتش عراق وارد شده بود.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
آقا rezat1980 حرف شما كاملا متين
ولي توي اين لشكر بي صاحاب كه ادعاي صدام پرستي داشتن چندتا آدم با عرضه پيدا نميشد كه خودشون يه كاري براي دفاع از كشورشون انجام بدن
اصلا گور باباي فرمانده چرا وقتي كه كارشون به دفاع ناهماهنگ و پراكنده كشيد چهارتاشون بلند نشدن حداقل واسه شادي دل بچه هاي ميليتاري يه هاموي رو بزنن
ببخشيد دوستان يخورده تند رفتم :mrgreen:

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]آقا rezat1980 حرف شما كاملا متين
ولي توي اين لشكر بي صاحاب كه ادعاي صدام پرستي داشتن چندتا آدم با عرضه پيدا نميشد كه خودشون يه كاري براي دفاع از كشورشون انجام بدن
اصلا گور باباي فرمانده چرا وقتي كه كارشون به دفاع ناهماهنگ و پراكنده كشيد چهارتاشون بلند نشدن حداقل واسه شادي دل بچه هاي ميليتاري يه هاموي رو بزنن
ببخشيد دوستان يخورده تند رفتم :mrgreen:[/quote]

اینکه چرا این اتفاق نیفتاده خوب جالب که هست. اما چندان هم دور از انتظار نباید باشه.

بعد از عملیات طوفان صحرا، ارتش عراق رو ارتشی پر تعداد و کم تجهیزات میدونستند.

اما در مقابل امریکا میدونست که در تقدم نیروهای زرهی اش، آپاچی و جنگنده بفرسته و حسابی سلاخی کنند عراقی ها رو. پس تو یه دشت وسیع از چنین گاردی هم کاری برنمیاد.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]با تشكر از واريور عزيز
اگه واقعا اينطور باشه كه بايد بهشون بگيم خاك تو سرتون (دريغ از يه ذره غيرت)
يعني واقعا آمريكاييا تو اين درگيري يك دونه كشته هم ندادن !!!! :mrgreen: icon_arrowd
اينكه تانكاشون ضعيف بود و در مقابل پوشش هوايي حرفي واسه گفتن نداشت درست ولي نميتونستن حداقل چندتا كمين درست و حسابي بزنن بهشون
مگه اين همون گارد رياست جمهوري نبود كه تو چندتا عمليات با نيروهاي خودمونم جنگيد ؟
والا هروقت بابام از خاطرات جنگ و گارد رياست جمهوري تعريف ميكرد مو به تنم سيخ ميشد كه اين بيچاره ها چطور با دست خالي جلوشون وايسادن و حتي شكستشون دادن[/quote]

ببينيد تمام تقصير بر گردن عراقي ها هست ...

شما بايد يه مطالعه اي بر عمليات روباه صحرا (Desert FOX ) داشته باشيد ../
سال 1998 4 روز تمام عراق بمباران هوایی شد و عراقی ها عددی در حدود 2000 کشته دادند ! اما هیچ تدبیری برای مقابله با آمریکا اتخاذ نکردند ! (و بعد از این ماجرا کلی جاسوسی و نظارت سازمان ملل صورت گرفت بطوری که غرب تمامی چاله های بین کوههای عراق رو هم گشت )

میشه گفت یک عده عراق رو به آمریکا تقدیم کردند ولی چون مقاومت داخلی و مردمی وجود داشت نمیشد مستقیما و با اطلاع همه این خیانت رو مرتکب شد ! به هر حال یک عده باید یک جنگ نمایشی هم که شده برگذار میکردند .....

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لطفا وارد سیستم شوید برای ارسال نظر

شما قادر خواهید بود بعد از ورود به سیستم این نظر را ترک نمایید



ورود به سیستم