worior

كربلا گپ (بررسی يكي از وقايع مهم فتح بغداد در جنگ 2003) .

امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

به نام خدا



با سلام خدمت عزيزان گرامي ...


نبرد كربلا گپ (گپ=فاصله) واقعه اي بود كه در جنگ 2003 عراق اتفاق افتاد . كربلا گپ يك نوار پهن به وسعت 20 الي 25 مايل (هر مايل 1.6 كيلومتر) است كه در كنار رودخانه فرات به سمت شرق پيش ميرود تا غرب درياچه رزازه .


اين نوار توسط فرماندهان عراقي به عنوان سرزميني شناخته ميشد كه دستيبابي به آن براي دشمن كليد فتح بغداد محسوب ميشد ~ و به همين علت توسط بهترين واحدهاي گارد رياست جمهوري عراق محافظت ميشد .

در طي جنگ 2003 عراق نيروهاي آمريكايي حملات سنگين و متمركزي با استفاده از نيروي هوايي و حمله زميني در اين ناحيه بر عليه مواضع عراقي ها انجام دادند كه منجر به نابودي و فتح اين منطقه توسط نيروهاي اعتلاف گرديد .


تحركات اوليه .

فرماندهي نظامي عراق براي بستن كربلا گپ ابتدا دو واحد گارد رياست جمهوري عراق را در اين منطقه مستقر كرد . كه اين نيروها با حجم سنگين حملات هوايي مواجه شدند . در حالي كه نيرو هاي اعتلاف از ابتداي ماه مارچ براي يك عمليات فريب استراتژيك برنامه ريزي كرده بودند نيروهاي عراقي را متقاعد كنند كه لشكر چهارم نيروي زميني آمريكا قصد انجام يك حمله گسترده از شمال عراق از سمت تركيه را دارد . اين نقشه فريب جواب ميدهد !
در ماه اپريل فرزند صدام قصي حسين اعلام ميكنند كه حمله آمريكا از جنوب نمايشي ظاهري براي فريب ارتش عراق است و به فرماندهي نظامي دستور ميدهند تا نيروهاي مستقر در منطقه كربلا را به شمال بغداد منتقل كنند .
ژنرال رعد الحمداني كسي كه فرماندهي منطقه كربلا را بر عهده داشت با اين امر مخالفت كرد و هشدار داد كه كمبود پشتيباني و امكانات نظامي در كربلا گپ باعث خواهد شد تا ارتش آمريكا بتواند ظرف 48 ساعت بغداد را بدست گيرد . اما اين پيشنهاد وي در گوش كر فرو نرفت ! (طبق مصاحبه رعد الحمداني در پي بي اس)

در همين اثنا نيرو هاي آمريكايي وارد گپ شدند و با دستيابي به شهر مصيب به رودخانه فرات رسيدند . در حالي كه به نظر ميرفت نيرو هاي عراقي برنامه اي براي حملات شيمايي به شهر اماده نباشند . در مصيب نيروهاي امريكايي وارد رود فرات شدند و با استفاده از قايق پل حياتي القاعد را بعد از آنكه تيم تخريب عاقي نتوانست آنرا به موقع منهدم كند بدست گيرند .و در نتيجه براي پاسخ به اين اقدام ژنرال حمداني فرمان حمله متقابل ضروري را صادر ميكند .
حمداني بعدها گفت كه واحد تحت امر وي در شرايطي نبودند كه بتوانند چنين فرماني را صورت بدهند و به همين خاطر به وي پيشنهاد ميشود كه با استقرار واحدهايش در طول رودخانه يوسفيه بتواند از پيشروي نيروهاي آمريكايي جلوگيري كند . با اين وجود نيروهاي تحت امر حمداني در شب 3 آپريل دست به اين حمله ميزنند ..

ضد حمله عراقي ها دوم و سوم آپريل .

تيپ 10 زرهي از لشكر مدينه و تيپ 22 زرهي از لشكر (نابوچادنظار) Nebuchadnezzar در زبان بابلي به معناي حافظان مرزي هست با پشتيباني توپخانه به عقبه نيرهاي در مصيب حمله ور ميشوند . اين حمله به طرز وحشيانه اي با استفاده از آتش تانك و حجم بسيار وسيعي از حملات توپخانه موشكي دفع شد ! بگونه اي كه تمام تانكهاي عراقي شركت كننده در اين حمله يا منهدم شدند يا از كار افتادند ..
صبح روز بعد هليكوپتر ها و هواپيماهاي اعتلاف باران مرگ را بر سر گارد رياست جمهوري عراق باريدند . كمر گارد رياست جمهوري عراق تحت اين حمله شكسته و بواسطه اين حجمه سنگين تمام توان ~ فرماندهي و انسجام خودش رو از دست داد . تا پايان روز تمام تانكهاي 3 تيپ زرهي كه تحت امر ژنرال حمداني قرار داشتند و خود حمداني عقب نشيني كرده و يا پا به فرار گذاشتند ..
درحالي كه نيروهاي آمريكايي بدون از دست دادن حتي يك نفر در اين عمليات در حدود 230 الي 300 كشته به نيروهاي عراقي تحميل كردند .

انهدام لشكر مدينه .

3 آپريل ~ در حالي كه امواج جنگ در اطراف مصيب شدت گرفته بود قطعات ديگري از لشكر 3 نيروي زميني فرودگاه بين المللي بغداد را به تصرف دراورده بودند ! فرماندها ارتش آمريكا تصميم ميگيرند تا قبل وارد شدن به عمق بغداد بقاياي لشكر مدينه از گارد رياست جمهوري عراق كه هنوز در جنوب بغداد مستقر هستند را پاكسازي كنند.هدف : انهدام لشكر مدينه با حمله از پشت در حالي كه اين لشكر اقدام به تعقيب و مقابله با گروه ديگري در مقابل خود ميكند .
تيپ 2 از لشكر 3 نيروي زمين ارتش امريكا تحت فرماندهي سرهنگ دوم ديويد پركيننز به سمت جنوب غرب آخرين هدف با اسم رمزي براي قطع كردن بزگراه 1 و 8 فرستاده ميشود . اين جابجاي بواسطه نيروي پياده نظام عراقي دفاع ميشود و در حين آخرين ماموريت يك سرباز آمريكايي زخمي و يك تانك آبرامز توسط گلوله ارپيجي از كار مي افتد(كه بعدا مرمت ميشود) .

بعد از دستيابي به اين هدف لشكر سوم و تيپ 2 نيروي زميني وارد جنوب شده و با گردانهاي دهم و تيپ دو لشكر مدينه مواجه ميشوند . با وجود اينكه گزارشي مبني بر نابودي 80 درصد واحد ها و تجهيزات خودرويي ميرسد عراقي ها باقي وسايل خود را از مواضع دفاعي خود دور ميكنند و در كنار تاسيسات و درون نخلستانهاي اطراف مخفي نموده و مقدار زيادي از اين وسايل بجا مانده از حملات هوايي در امان ميمانند .بدين ترتيب صدها تانك و خودروي زرهي عراقي توپدار عراقي باقي ميمانند .

تانكهاي آمريكايي با پخش كردن و جدا سازي اين تجهيزات و هدايت انها مقدار زيادي از تجهيزات بجا مانده رو از بين ميبرند در حالي كه خيلي از اين تجهيزات بدون حمايت و يا خالي منهدم ميشوند . با اين حال برخي از اين تجهيزات جان سالم بدر ميبرند و نيروهاي بجا مانده عراقي در حالت دفاع نا هماهنگ قرار ميگيرن. همين امر سبب ميشه تا خيلي از سرباز ها با دراوردن يونيفرم نظامي و پوشيدن لباس افراد عادي در حين جنگ پا به فرار بگذارند . بدين ترتيب لشكر مدينه از وجود يك نيروي تاثير گذار نظامي خارج شد ... !

پيامدها .

نبرد كربلا گپ در نهايت با كمترين خسارت ممكن منجر به نابودي لشكر 3 زميني بهترين واحد گارد رياست جمهوري عراق شد . نابودي اين واحدها باعث شد كه دربهاي بغداد كاملا باز در مقابل لشكر 3 نيروي زميني آمريكا قرار بگيرد و در روز بعد سرهنگ پركينز فرماندهي حمله رعد آسا به جنوب بغداد را بر عهده گرفت . و بدين ترتيب بغداد در چند روز سقوط كرد ...!


CentralIraqApr2003.png

-

گروه شناسايي نيرومخصوص آمريكا تيم ODA 551 که ده روز قبل از حمله در کربلا گپ مستقر شدند ..

oda551hidesiteoif01.jpg


---


ذكر مطلب تنها با استفاده از لينك ميليتاري مجاز است ..
WWW.MILITARY.IR WORIOR
ــــــــــــــــــــــــــ
اين تفاسير و ماجرا ها رو آمريكايي ها نوشتند بنابر اين نميشه گفت همه چيز انگونه بوده كه اينها گفتن(چون اكثر منابع به نحوي صهيونيست هستند) و من متن ويكي رو ترجمه كردم و خود ويكي منابع رو در انتها ذكر كرده ....
http://en.wikipedia....rbala_Gap_(2003)#cite_note-pbs.org-0
مصاحبه ژنرال حمداني در pbs
http://www.pbs.org/w...views/raad.html

  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
برادر ابراهیم ممنون.

نمیدونم چرا انقدر تحلیل های بدرد بخور در مورد اشغال عراق نادر هست. این هم خوب بود. اما چندان چنگی به دل نمیزد.

البته بیشتر از این هم انتظاری نبوده.

نه نیروها انگیزه ی چندانی داشتند. نه صدامی در کار بود و نه ماهر عبدالرشیدی. اکثر لشگر ها از هم پاچیده بودند.

و این لفظ ارتش چندم و چندم تنها برای دلخوشی امریکایی ها خوبه که بگن بله ما با عراق جنگیدیم. که یه سری احمق داخلی هم بگن، امریکا همون عراقی رو که ما 8 سال باهاش جنگیدیم، چند هفته ای اشغال کرد.

به نظر من اصلا یه جنگ تمام عیار نبود.
================================

من خیلی وقته دنبال یه مطلب در مورد درگیریهای اطراف نجف هستم. آخر هم نفهمیدیم، امریکا تونست نجف رو اشغال کنه یا نه؟

اگر تونستی در این مورد صحبت کنیم.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
قشنگ بود در زمينه خودش فوق لاده بود مخصوصا از گزاشتن نقشه ممنونم

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]نه نیروها انگیزه ی چندانی داشتند. نه صدامی در کار بود و نه ماهر عبدالرشیدی. اکثر لشگر ها از هم پاچیده بودند.

و این لفظ ارتش چندم و چندم تنها برای دلخوشی امریکایی ها خوبه که بگن بله ما با عراق جنگیدیم. که یه سری احمق داخلی هم بگن، امریکا همون عراقی رو که ما 8 سال باهاش جنگیدیم، چند هفته ای اشغال کرد.
[/quote] ماجرا خيلي ساده است .
عراق نيروي هوايي مناسبي نداشت واحدهاي توپخانه كاملا غير دقيق و بدرد نخور بودند ! وقتي منطقه پشت رودخانه فرات به تصرف اعتلاف دراومد هيچ امكان پشتيباني ديگري براي نيروهاي عراقي وجود نداشت و نيروي كه به طرز حماقت آميزي به شمال بغداد رفته بود تا با نيرومخصوص و پيشمرگهاي كرد در پهنه دشت بجنگه توسط جاولين و نيروي هوايي تحليل و اين حمله اينقدر سريع بود كه به عراقي ها فرصت تصميم گيري نداد و از طرفي ديگر چيزي براي مقابله هم نداشتند جز مقاومت پراكنده كه بيشتر توسط گارد رياست جمهوري صورت گرفت !

باورتون بشه يا نشه اچ 3با استفاده از چتربازان نيروي هوابرد براحتي تصرف شد ! و نكته خيلي عجيب اصابت آرپيجي به تانك هست ! در حالي كه هيچ گزارشي در اين عمليات كربلا گپ مبني بر اصابت يك موشك ضد تانك گزارش نشده كه واقعا عجيب هست ! ...

چطور ميشه يك ارتش با اون گستردگي و تجهيزات يك موشك ضد تانك شليك نكنه ولي يك گروه كوچك شبه نظامي بيش از 100 تا از پيشرفته ترين تانكهاي دنيا رو منهدم كنه ؟! حالا اگر ما در تكنيك دفاع موزاييكي و زمين مسلح در هر قسمت همانند حزب الله عمل كنيم چه اتفاقي ميفته ؟!

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote][quote]نه نیروها انگیزه ی چندانی داشتند. نه صدامی در کار بود و نه ماهر عبدالرشیدی. اکثر لشگر ها از هم پاچیده بودند.

و این لفظ ارتش چندم و چندم تنها برای دلخوشی امریکایی ها خوبه که بگن بله ما با عراق جنگیدیم. که یه سری احمق داخلی هم بگن، امریکا همون عراقی رو که ما 8 سال باهاش جنگیدیم، چند هفته ای اشغال کرد.
[/quote] ماجرا خيلي ساده است .
عراق نيروي هوايي مناسبي نداشت واحدهاي توپخانه كاملا غير دقيق و بدرد نخور بودند ! وقتي منطقه پشت رودخانه فرات به تصرف اعتلاف دراومد هيچ امكان پشتيباني ديگري براي نيروهاي عراقي وجود نداشت و نيروي كه به طرز حماقت آميزي به شمال بغداد رفته بود تا با نيرومخصوص و پيشمرگهاي كرد در پهنه دشت بجنگه توسط جاولين و نيروي هوايي تحليل و اين حمله اينقدر سريع بود كه به عراقي ها فرصت تصميم گيري نداد و از طرفي ديگر چيزي براي مقابله هم نداشتند جز مقاومت پراكنده كه بيشتر توسط گارد رياست جمهوري صورت گرفت !

باورتون بشه يا نشه اچ 3با استفاده از چتربازان نيروي هوابرد براحتي تصرف شد ! و نكته خيلي عجيب اصابت آرپيجي به تانك هست ! در حالي كه هيچ گزارشي در اين عمليات كربلا گپ مبني بر اصابت يك موشك ضد تانك گزارش نشده كه واقعا عجيب هست ! ...

چطور ميشه يك ارتش با اون گستردگي و تجهيزات يك موشك ضد تانك شليك نكنه ولي يك گروه كوچك شبه نظامي بيش از 100 تا از پيشرفته ترين تانكهاي دنيا رو منهدم كنه ؟! حالا اگر ما در تكنيك دفاع موزاييكي و زمين مسلح در هر قسمت همانند حزب الله عمل كنيم چه اتفاقي ميفته ؟![/quote]

خوب شما خودتون دلیل عمده رو چی میدونید؟

نبود فرمانده ی استراتژیک عقلانی و با تجربه؟

نبود انگیزه؟
نبود تجهیزات؟


البته باید یادمون بیاریم که عراق 1981 با عراق 2003 زمین تا آسمون فرق میکرد.

عراق قبل از حمله چند سال در تحریم بود. دیگه تجهیزات روز دنیا بهش نمیرسید. دیگه..... !!

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
با تشكر از برادر واريور عزيز بابت ارائه‌ي اين مطلب.
به لطف پوشش خبري جنگ نفت توسط شبكه‌ي خبر؛ اونهم در عيد، من لحظه به لحظه‌ي اخبار جنگ رو، چه از طريق تلويزيون خودمون و چه اينترنت و منابع ديگر دنبال مي‌كردم.

يادم هست كه سر نبرد كربلا، قرار بود سدها تخريب بشه و آب فرات به دشت هدايت بشه تا بيابون تبديل به گل بشه تا جلوي پيشروي تانك‌ها و نيروهاي زميني امريكايي گرفته بشه.
صد البته اين كار انجام نگرفت.

ولي زماني كه صدام، گارد رياست جمهوري رو به كربلا فرستاد، در تحليلي نوشتم كه تنها دليل اين امر، خلاص شدن از شر گارد رياست جمهوري بود.
عمده وظيفه‌ي گارد رياست جمهوري، حفاظت از بغداد بود. كما اينكه پس از فتح خرمشهر توسط ايران؛ گارد رياست جمهوري كنترل بغداد رو بدست گرفت.
با حضور گارد رياست جمهوري در بغداد و پرهيز از جنگ مستقيم، بغداد مي‌تونست كابوسي براي نيروهاي امريكايي باشه. چرا كه گارد رياست جمهوري، از ميان وفادارترين نيروها به صدام حسين تشكيل شده بود و قطعاً تا پاي جان، مقاومت مي‌كردند؛ مقاومتي كه نمونه‌ي كوچكي از آن را در فلوجه ديديم!

گسيل گارد رياست جمهوري به نبرد مستقيم با امريكا (كه همگان مي‌دانستند كه به هيچ وجه حريف نبرد مستقيم با امريكا نيستند؛ حتي در جنگ خليج 1 كه عراق بسيار قدرتمندتر بود)، تنها يك دليل داشت و آن، فتح ساده‌ي بغداد بود. كما اينكه ديديم بغداد سريعتر از هر شهر ديگري به تصرف نيروهاي نظامي امريكايي درآمد و براي رسيدن به بغداد، تانك‌هاي امريكايي مسابقه گذاشتند!!

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
مسلما امريكا با1 لشكر نجنگيد. بهتره بگيم رزمايش نظامي برگزار كرد.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
پیروزی آمریکا در اکثر جنگ‌هایی که پیروز شده، قبل از هر چیز مدیون تضعیف روانی دشمن هست. به عبارت دیگه قبل از شروع جنگ اگر روحیه‌ی سربازان و فرماندهان ارتش حریف ضعیف باشه، هر چقدر هم از نظر فیزیکی قوی باشند، قبل از شروع جنگ جنگ رو باختند. این تضعیف روحیه از طریق عملیات روانی و رسانه‌ای و همچنین بمباران و موشک‌باران گسترده قبل از ورود نیروی زمینی به کشور هدف است. اینقدر پایگاه‌های نظامی و زیرساخت‌های اقتصادی کشور هدف رو بمباران می‌کنند تا ارتش حریف احساس ضعف و ناامیدی بکنه. خود آمریکا به این دکترین می‌گه Shock & Awe. اولین هدف در این جور حملات، در هم شکستن اراده مقاومت در فرماندهان، سربازان و مردم کشور هدف هست.
http://en.wikipedia.org/wiki/Shock_and_awe (چند پاراگراف اولش رو حتماً بخونید)

نکته‌ی مهم در این طور حملات، سرعت حمله است. یعنی باید در سه چهار روز اول روحیه‌ی مردم کشور هدف در هم شکسته بشه.
یک نکته‌ی دیگه که در زمان صلح هم پیگیری می‌شه، بزرگ جلوه دادن قدرت ارتش آمریکاست. با نشان دادن سلاح‌های ظاهراً بسیار پیشرفته ولی غیرعملی در جنگ‌های واقعی در آینده‌ی نزدیک، و با تبلیغ غیرمستقیم راجع به قدرت ارتش آمریکا در رسانه‌ها، مردم کشورها احساس می‌کنند که ارتش آمریکا خیلی قویه و نمی‌شه در برابرش مقاومت کرد. (جاهای مختلف به خصوص توی سایت‌های غیرتخصصی می‌بینیم که متأسفانه بعضی از هم‌وطن‌ها هم گول این تبلیغات رو می‌خورند. مثلاً یکی می‌گفت آمریکا به محض این که اراده کنه می‌تونه تمام شبکه‌های ارتباطی ما رو قطع کنه! بعد یکی اومد بهش جواب داد که اگر اینطوریه چرا پخش شبکه‌های تلویزیونی المنار و شبکه‌ی حماس رو نتونستند قطع کنند؟! :mrgreen: ) بنابراین اگر آمریکا بخواد به یکی از این کشورها حمله بکنه، تا حدودی کارش راحت‌تر می‌شه چون مردم آمادگی ذهنی و روانی مقاومت ندارند.
اسرائیل هم از این شیوه در جنگ‌هایی که اعراب را برده خیلی استفاده کرده.

حالا از توی همین توضیحات، می‌شه ضد این روش رو هم در آورد: مقابله‌ی روانی و تقویت و ترویج روحیه‌ی مقاومت در بین فرماندهان، سربازان و مردم. اگر چند هفته‌ی اول بمباران رو کشور هدف دووم بیاره، و روحیه‌ش از بین نره، و جنگ کم‌کم فرسایشی بشه، این استراتژی شکست می‌خوره. مثال: جنگ ویتنام، شوروی در افغانستان و جنگ‌های جزب‌الله و حماس با اسرائیل. حتی اگر یک گروه خیلی کوچیک باشید، تا وقتی که روحیه‌ی مقاومت رو از دست ندادید می‌تونید مهاجم رو بیچاره کنید. مثلاً سید حسن با اعلام غرق کردن ناوچه‌ی ساعر قبل از غرق شدنش با اون شیوه‌ی تحقیرآمیز در روزهای اول جنگ، این استراتژی اسرائیلی‌ها رو تا حد زیادی خنثی کرد و روحیه رو به مردم لبنان برگردوند.

این رو آمریکایی‌ها توی تکست‌هاشون هم نوشتند (یک سری از این کتاب‌ها رو که توسط ژنرال‌های آمریکایی نوشته شده انتشارات دانشگاه امام حسین ترجمه کرده، مثلاً «جنگ آینده»). یعنی نوشتند که نباید بذاریم جنگ فرسایشی بشه و مردم کشور هدف روحیه‌ی مقاومت پیدا کنند.

به نظر من توی دفاع ما هم این مهم‌ترین عامله. یعنی تا وقتی که روحیه‌ی مقاومت و شهادت داریم، آمریکا به ما حمله‌ی زمینی نمی‌کنه. حالا این که چقدر اسلحه داریم و از نظر تکنولوژی پیشرفته هستیم مهم هست، ولی در رده‌ی بعدی اهمیت قرار داره.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
با تشكر از واريور عزيز
اگه واقعا اينطور باشه كه بايد بهشون بگيم خاك تو سرتون (دريغ از يه ذره غيرت)
يعني واقعا آمريكاييا تو اين درگيري يك دونه كشته هم ندادن !!!! :mrgreen: icon_arrowd
اينكه تانكاشون ضعيف بود و در مقابل پوشش هوايي حرفي واسه گفتن نداشت درست ولي نميتونستن حداقل چندتا كمين درست و حسابي بزنن بهشون
مگه اين همون گارد رياست جمهوري نبود كه تو چندتا عمليات با نيروهاي خودمونم جنگيد ؟
والا هروقت بابام از خاطرات جنگ و گارد رياست جمهوري تعريف ميكرد مو به تنم سيخ ميشد كه اين بيچاره ها چطور با دست خالي جلوشون وايسادن و حتي شكستشون دادن

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]با تشكر از واريور عزيز
اگه واقعا اينطور باشه كه بايد بهشون بگيم خاك تو سرتون (دريغ از يه ذره غيرت)
يعني واقعا آمريكاييا تو اين درگيري يك دونه كشته هم ندادن !!!! :mrgreen: icon_arrowd
اينكه تانكاشون ضعيف بود و در مقابل پوشش هوايي حرفي واسه گفتن نداشت درست ولي نميتونستن حداقل چندتا كمين درست و حسابي بزنن بهشون
مگه اين همون گارد رياست جمهوري نبود كه تو چندتا عمليات با نيروهاي خودمونم جنگيد ؟
والا هروقت بابام از خاطرات جنگ و گارد رياست جمهوري تعريف ميكرد مو به تنم سيخ ميشد كه اين بيچاره ها چطور با دست خالي جلوشون وايسادن و حتي شكستشون دادن[/quote]

نه این همون گارد نبود.چون:

1- بخشی از فرماندهاش خیانت کرده بودند و خریده شده بودند.
2- در جایی درست به کار گرفته نشده بودند.
3- اصولا و به طور کلی کل ماشین جنگی عراق هم همون ماشین جنگی نبود که ما باهاش جنگیدیم.چون:
الف) عراق نزدیک به 6 سال قبل جنگ 2003 تحریم شده بود.
ب) از بعد پایان جنگ ما با عراق، روند فروش تسلیحات روز به عراق متوقف شده بود.
ج) در جریان جنگ دوم خلیج فارس ضربات مهلکی به ارتش عراق وارد شده بود.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
آقا rezat1980 حرف شما كاملا متين
ولي توي اين لشكر بي صاحاب كه ادعاي صدام پرستي داشتن چندتا آدم با عرضه پيدا نميشد كه خودشون يه كاري براي دفاع از كشورشون انجام بدن
اصلا گور باباي فرمانده چرا وقتي كه كارشون به دفاع ناهماهنگ و پراكنده كشيد چهارتاشون بلند نشدن حداقل واسه شادي دل بچه هاي ميليتاري يه هاموي رو بزنن
ببخشيد دوستان يخورده تند رفتم :mrgreen:

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]آقا rezat1980 حرف شما كاملا متين
ولي توي اين لشكر بي صاحاب كه ادعاي صدام پرستي داشتن چندتا آدم با عرضه پيدا نميشد كه خودشون يه كاري براي دفاع از كشورشون انجام بدن
اصلا گور باباي فرمانده چرا وقتي كه كارشون به دفاع ناهماهنگ و پراكنده كشيد چهارتاشون بلند نشدن حداقل واسه شادي دل بچه هاي ميليتاري يه هاموي رو بزنن
ببخشيد دوستان يخورده تند رفتم :mrgreen:[/quote]

اینکه چرا این اتفاق نیفتاده خوب جالب که هست. اما چندان هم دور از انتظار نباید باشه.

بعد از عملیات طوفان صحرا، ارتش عراق رو ارتشی پر تعداد و کم تجهیزات میدونستند.

اما در مقابل امریکا میدونست که در تقدم نیروهای زرهی اش، آپاچی و جنگنده بفرسته و حسابی سلاخی کنند عراقی ها رو. پس تو یه دشت وسیع از چنین گاردی هم کاری برنمیاد.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]با تشكر از واريور عزيز
اگه واقعا اينطور باشه كه بايد بهشون بگيم خاك تو سرتون (دريغ از يه ذره غيرت)
يعني واقعا آمريكاييا تو اين درگيري يك دونه كشته هم ندادن !!!! :mrgreen: icon_arrowd
اينكه تانكاشون ضعيف بود و در مقابل پوشش هوايي حرفي واسه گفتن نداشت درست ولي نميتونستن حداقل چندتا كمين درست و حسابي بزنن بهشون
مگه اين همون گارد رياست جمهوري نبود كه تو چندتا عمليات با نيروهاي خودمونم جنگيد ؟
والا هروقت بابام از خاطرات جنگ و گارد رياست جمهوري تعريف ميكرد مو به تنم سيخ ميشد كه اين بيچاره ها چطور با دست خالي جلوشون وايسادن و حتي شكستشون دادن[/quote]

ببينيد تمام تقصير بر گردن عراقي ها هست ...

شما بايد يه مطالعه اي بر عمليات روباه صحرا (Desert FOX ) داشته باشيد ../
سال 1998 4 روز تمام عراق بمباران هوایی شد و عراقی ها عددی در حدود 2000 کشته دادند ! اما هیچ تدبیری برای مقابله با آمریکا اتخاذ نکردند ! (و بعد از این ماجرا کلی جاسوسی و نظارت سازمان ملل صورت گرفت بطوری که غرب تمامی چاله های بین کوههای عراق رو هم گشت )

میشه گفت یک عده عراق رو به آمریکا تقدیم کردند ولی چون مقاومت داخلی و مردمی وجود داشت نمیشد مستقیما و با اطلاع همه این خیانت رو مرتکب شد ! به هر حال یک عده باید یک جنگ نمایشی هم که شده برگذار میکردند .....

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط hamedof
      سلام خدمت دوستان میلیتاری ! با توجه به اینکه سامانه باک توسط آقا سینا معرفی شده ولی من مطلبی در مورد محافظ رادارهای سیستم باک چیزی ندیدم تصمیم گرفتم که نحوه محافظت سیستم باک توسط روسیه رو برای دوستان شرح بدم . سعی می کنم خلاصه و مفید بنویسم .








      همیشه سامانه های راداری فعال در معرض هدف قرار گرفتن موشک های ضد راداری نظیر KH-58 و AGM-88 HARM قرار داشته اند ، بدین منظور شرکت Almaz-Antey روسیه به این فکر افتاد تا برای حفاظت از سیستم های راداری سامانه های پدافند هوایی خود نظیر BUK سامانه ای را طراحی کند تا قابلیت انهدام موشک های ضد رادار را درست در لحظه ی قبل از برخورد دارا باشد .


      بدین منظور این شرکت سامانه ی Gazetchik را طراحی کرد .

      این سیستم متشکل از 4 قسمت اصلی می باشد .





      قسمت اول یک آشکار ساز مستقل از رادار می باشد که وظیفه کشف موشک های ARM را دارد.
      قسمت دوم دیکوی های فرکانس رادیویی فعال هستند .
      قسمت سوم قسمت نیز بخش اقدامات پسیو سامانه به وسیله ی chaff ها و aerosols است .(معمولا 3-4 عدد پرتابگر وجود دارد که تا زاویه 90 درجه از جلو و با دید 360 درجه چف ها قابل پرتاب هستند)
      آخرین قسمت این سامانه هم قسمت ارتباطی با رادارهای محفاظت شده و یا مرکز فرماندهی می باشد .






      نحوه ی کار:

      زمانی که یک ARM به رادار نزدیک میشود ، آشکارساز سامانه شروع به هشدار دادن به مرکز کنترل می کند . سپس مرکز فرماندهی دیکوی های راداری را برای منحرف سازی موشک ایجاد می کند و درست چند ثانیه قبل از برخورد موشک به رادار chaff ها و aerosols از طریق محفظه های به سمت موشک شلیک میشوند و درست روبروی موشک منفجر میشوند و باعث انحراف موشک به پایین میشوند و اینگونه رادارها جان سالم به در می برند ، البته اگر حتی 1-2 ثانیه چف ها دیر شلیک شوند امکان نابودی خود سامانه ضد ARM نیز وجود دارد چون در فاصله بسیار نزدیک به سامانه قرار می گیرند .

      این هم چند عکس از نحوه ی نابودی ARM . (داخل کلیپ این موشک از یک عدد اف 22 شلیک میشود و بعد از اینکه موشک نابود می شود سامانه باک 8 عدد موشک به سمت اف 22 ها شلیک می کنند و هر 3 آن ها رو به درک واصل می کند )




      روی تصویر کلیک کنید تا با بزرنگمایی بیشتری نحوه مقابله رو ببینید...









      فقط برای میلیتاری


      ترجمه : hamedof


      استفاده از مطلب با ذکر نام مترجم و سایت میلیتاری بلامانع است


      منابع:
      http://militaryforce...n-6-98-669.html
      http://pvo.guns.ru/rtv/gazetchik.htm
      http://articles.jane...Federation.html

      *************************
      با تشکر از شما.منتقل شد.
      OPS
    • توسط karmania20152015
      بسم الله الرحمن الرحیم 
      بر فراز کوزوو
       
      عملیات ناتو بر فراز اسمان کوزوو درس هایی تاریخی برای هر علاقه مند به مباحث پدافند دارد ذکر این نکته لازم است بررسی این بخش از تاریخ باعث بروز سوتفاهم هایی نیز شده است ریشه این سوتفاهم ها در تعداد بسیار کم پرنده منهدم شده سرنشین دار از جمله جنگنده ها توسط پدافند هوایی صربها( در مقایسه با تعداد پروازهای انجام گرفته طرف مقابل) و از جهت دیگر نادیده گرفتن همزمان این نکته یعنی قدیمی بودن بخش بزرگی از دارایی پدافندی هوایی صربها میباشد. البته نکاتی مانند مجهز بودن بخشی از این دارایی به سیستم های اپتیکی وحراراتی IR و ناچار شدن تمامی پرنده های ائتلاف به پرواز  در ارتفاع بالای 10,000 ft و یا تلفات نسبتا بالای پهبادهای شناسایی ائتلاف ( بالای 47 فروند) از جمله مواردی هستند که بررسی این بخش از تاریخ نظامی را هیجان انگیزتر میسازد.
      سازمان پدافند هوایی صربستان متشکل از تجهیزات معمول شوروی در دهه 70 الی 80 میلادی بود بخش رو به کاهشی از این تجهیزات شامل سامانه سام-2 بود و تعداد کمی سامانه سام-3 Pechora که به تازگی مدرنیزه نیز شده بودند از دارایی های با ارزش این ارتش به حساب می امد.پیش از شروع جنگ داخلی یوگسلاوی فرماندهی پدافند این کشور دارای 6 باتری سام-2 بود که شامل 40 لانچر تک ریل بود جالب است بدانید تا اوایل سال 1999 تنها 3 باتری از این سامانه عملیاتی و اماده جنگ بود.همچنین 14 باتری سام-3 با 60 لانچر چهار فروندی نیز از  تجهیزات دیگر  یوگسلاوی بود که حدود 50 لانچر عملیاتی تا سال 1999 موجود بود. 
      دفاع هوایی میدانی این نیرو نیز شامل چهار باتری از سامانه سام-6 بود که دوتای انها توسط صربها در منطقه کوزوو مستقر شده بودند تا قبل از شروع جنگ داخلی 70 درصد از این سامانه اماده عملیات بود که این رقم به 25 درصد در طول جنگ داخلی در سال 1999 رسیده بود.این دارایی شامل شش رادار مستقل 1S91 نیز بود که هر رادار چهار لانچر را تغذیه می کرد.که همین امر انعطاف پذیری این سامانه را تا حد زیادی  کم کرده بود.
      در بخش پدافندی کوتاه برد تجهیزات  شامل سامانه های سام-9و سام-10 و سام-13 بود که البته بخش بزرگی از ان سام-9 بود شامل 113 لانچر ان در دهه 70 میلادی تحویل یوگسلاوی شده بود.وحتی موشک نیز تحت لیسانس در داخل کشور تولید شده بود.علاوه بران 17 سامانه سام-13 نیز که نسبتا مدرن تر نیز بودند در دهه80 تحویل این کشور شده بود که برخلاف  سام-9 از قابلیت تفکیک هدف از فریب دهنده های حرارتی نیز برخوردار بود.در کنار این سامانه ها صربها در تلاشی داخلی موشکهای هوا- هوا حرارتی ساخت شوروی از جمله موشکهای ار73 و ار 60  را نیز در قالب سامانه های زمین به هوا  برروی ارتفاعات مهم تحت عنوان Pracka  (تیرکمان)استفاده میکردند و حتی بعدها ادعای موفقیت موشک ار73 در انهدام هدف نیز اعلام شد که البته اسناد قابل دفاعی برای ان منتشر نشد.
      پایان بخش-1

      نصب موشکهای ار73( تصویر بالا) و ار 60 (تصویر پائین) روی خوردو زرهی Praga M53/59  توسط مرکز تحقیقات دفاعی و مرکز تست نیروی هوایی یوگسلاوی 

      منابع http://pvo.guns.ru/russia/index5.htm
    • توسط MR9
      مجموعه استحکامات واگنر یا آتشبار واگنر ، بخشی از زنجیره یا محور دفاعی بندر چارلستون واقع در جزیره موریس ( کالیفرنیای جنوبی )  بشمارمی رفت که در جریان جنگ  داخلی ایالات متحده ، بخصوص نبردهای سال 1863 به ناگهان در محور توجهات قرار گرفت و براساس آنچه که در تاریخ نظامی این کشور به ثبت رسیده ، مستحکم ترین موضع دفاعی ارتش جنوب ( اتحادیه )  در برابر حملات متعدد ارتش کنفدراسیون ( شمال )  بشمار می آمد .
       

       
      دژ واگنر - نمای بازسازی شده هوایی
       
      این دژ ، به یاد  سرهنگ دوم  کشته شده ارتش اتحادیه  ، توماس. ام . واگنر نامگذاری شده بود ، با  ابعاد  250 متر در 91 متر ساخته شده و در منطقه ای میان ساحل اقیانوس آتلانتیک در شرق و یک زمین باتلاقی صعب العبور در غرب  قرار داشت . دیواره اصلی این دژ از جنس شن ، ماسه و خاک در ارتفاعی به اندازه 91 متر (30فوت )  از سطح دریا ساخته شده بود و با قرار گرفتن تنه درختان نخل و کیسه های شن  تقویت می گردید .
       

       
      سرهنگ توماس . ام .واگنر
       
      این دژ در دوران اوج فعالیت خود ، 14 قبضه توپ  که بزرگترین آن ، یک قبضه توپ 10 اینچی ( 250 م.م )  با قابلیت شلیک پرتابه هایی به وزن 128 پاوند ، در اختیار داشت . این دژ به گونه طراحی شد که می توانست چیزی در حدود 1700 سرباز را در خود جای دهد ، در حالی که برای 1000 نفر از این افراد ، مواضع دفاعی مستحکم شده ( پناهگاه ) دربرابر گلوله باران توپخانه زمین پایه یا شلیک ازسوی دریا را فراهم می آورد . این دژ در محیط اطراف خود ، یک خندق پر از آب ، به عرض 10 فوت ( 3 متر) و عمق 5 فوت ( 1.5 متر) بخود میدید که  درون آن به میخ های تیز چوبی و همچنین مین مجهز شده بود . عقبه این دژ نیز در جزیره موریس قرار داشت که توسط آن پشتیبانی می گردید .
       
       
       
      راست : پرچم ارتش کنفدرال ( شمال )   چپ : پرچم ارتش اتحادیه (جنوب)
       
      نخستین نبردی که برای تصرف این دژ صورت گرفت ، در 11 ژوئیه 1863 رخ داد که درجریان آن 12 سرباز کنفدراسیون و 339 سرباز اتحادیه کشته شدند . نبرد دوم برای در اختیار گرفتن این استحکامات ، که نزدیک به 7 روز بعد  در 18 ژوئیه 1863 درگرفت ، درتاریخ نظامی معاصر بیشتر شناخته شده بشمارمی رود ، که درآن یگان پنجاه و چهارم ماساچوست که یکی از نخستین یگانهای بزرگ ارتش کنفدراسیون ، متشکل از سربازان رنگین پوست محسوب می شد ، شرکت داشت . فرمانده این یگان ، در زمان وقوع این رویداد ، سرهنگ  رابرت گولد شاو بود که درجریان حمله این دژ کشته شد.

       
      نقشه محل استقرار دژ واگنر در جزیره موریس
       
      این نبرد  گرچه یک شکست تاکتیکی برای ارتش کنفدراسیون بود ، اما تبلیغات گسترده ای که برروی مشارکت رنگین پوستان ( بخصوص سیاه پوستان ) در جنگ داخلی آمریکا انجام شد ، موجب گردید تا در بازه انتهای این نبرد تا پایان جنگ ، ارتش شمال ، همواره برتری عددی را در اختیار داشته باشد .
      پس از حمله نخست در 11 ژوئیه ، یگانهای ارتش جنوب دست به تقویت این دژ زدند ، اما شدت حملات ارتش شمال در روزهای پس ازآن به اندازه ای بود که  تا 25 اوت ، یگانهای های سبک اسلحه  این ارتش تا 250 یاردی این استحکامات پیشروی نمودند ،اما این تلاش براثر آتشباری سنگین مدافعان شکست خورد . تلاش دوم یگان 54 ماساچوست ، در 26 اوت 1863 موفقیت آمیز تر بود و پس از گلوله باران شدید 60 روزه ای که توسط توپخانه ارتش شمال صورت پذیرفت ، سرانجام در شب ششم و هفتم سپتامبر 1863 این دژ تخلیه و تمامی تسلیحات قابل استفاده آن نیز به عقب برده شد .

      سرهنگ لاورنس .ام. کیت
       
      به اعتقاد مورخین نظامی  ، علت اصلی واگذار کردن این دژ به ارتش شمال ، نگرانی فرمانده این قلعه از تشدید آتش توپخانه و حمله سراسری قریب الوقوعی که میتوانست کل سازمان رزم ارتش جنوب  در این محور را برهم بزند ، بشمارمیرفت ، چنانکه در 6سپتامبر 1863 ، فرمانده وقت پادگان ، سرهنگ کیت ، به مافوق خود چنین نوشت :
       
      " پادگان باید بلافاصله پس از تاریک شدن هوا ، تخلیه شود ، در غیر اینصورت ، همه نیروها کشته یا اسیر خواهند شد . قابل انکار نیست که  پرتابه های سنگین توپخانه دشمن ، بتدریج در حال مضمحل کردن دیواره دژ بوده  ، برای همین باید قایقهایی برای تخلیه همه نیروها اعزام شود . همین الان ، تمامی مجروحین و نیروهای از کار افتاده ، به عقب اعزام شدند "
       
      با توجه به مندرجات این نامه و اذعان فرمانده پادگان واگنر که تنها 400 نیروی آماده رزم برای دفاع در اختیار دارد ، شورای جنگی چارلستون در تاریخ 4 سپتامبر به همین نتیجه رسید وتخلیه دژ براساس برنامه قبلی صورت پذیرفت .
       
      پس از پایان جنگ ، داستانی جدید در خصوص علت اصلی تخلیه دژ واگنر مطرح شد که براساس آن ، ادعا گردید که ارتش شمال ، بصورت عمدی ، تعدادی از اجساد یگان 54 ماساچوست را در نزدیکی دژ دفن کردند و تجزیه اجساد باعث شد تا در منابع آب شیرین مورد استفاده این موضع دفاعی ، مشکل ایجاد شود . بدین ترتیب ، آتشباری مستمر ارتش شمال ، در کنار مسدود شدن نسبی مسیر حمل مواد غذایی و آب تازه از عقبه ( چارلستون ) موجبات تخلیه آن را فراهم نمود . با این حال ، بررسی  مکاتبات رسمی ارتش کنفدارسیون با این داستان ، تضادهایی را نشان میدهد .
      بااین وصف ، بیست سال پس از پایان جنگ داخلی ، گروهی متشکل از سه سرباز سابق درماه مه سال 1885 به این منطقه رفتند تا گزارش دقیقی را تهیه نمایند ، اما در طی این 20سال ، تمامی این موقعیت بر اثر پیشروی آب اقیانوس ، شسته و از میان رفته بود .
       
       
       
      راست : سرهنگ شاو    چپ : گروهبان ویلیام کارنی
       
      اما سقوط استحکامات واگنر درزمان خود ، از اهمیت راهبردی فراوانی برخوردار می بود . با تصرف این موقعیت و اشغال دژ فورت گرگ ،جزیره موریس به طور کامل در اختیار ارتش کنفدراسیون قرار گرفت  . گرچه بندر چارلستون همچنان در دست ارتش جنوب باقی ماند ، اما مسیر پشتیبانی آن قطع گردید و براساس گزارش رسمی ووزیر وقت نیروی دریایی ، تجارت این بندر بسرعت به صفر رسید و متوقف شد .
       

       
       
      هنگ پنجاه و چهارم ماساچوست ، اسطوره یا تبلیغات نظامی ؟؟
      درواقع ، شهرت نبرد بر سر تصرف دژ واگنر ، بدلیل حضور نخستین یگان رنگین پوست ارتش کنفدرال در جنگ داخلی آمریکا بود . این مساله یکی از بحث برانگیز ترین اقدامات دولت شمال بشمار میرفت ، چرا که در عین اینکه برده داری بطور کامل در ایالات شمالی ملغی شده بود ، اما  همچنان آفریقایی تباران با رفتار متفاوتی از سوی سفید پوستان مهاجر روبرو بودند ، چرا که درآن زمان ، این ایده که ارزش جنگی سیاه پوستان ، کمتر از واحدهای سفید پوست است بشدت رواج داشت .
      با این حال ، گروهبان ارتش کنفدرال ، ویلیام کارنی ، به دلیل شجاعت خود در بازگرداندن پرچم ارتش شمال به اولین رنگین پوست دریافت کننده نشان افتخار تبدیل شد . پس از پایان نبرد ، کالبد سرهنگ شاو ، در یک گور  بی نام و نشان همراه با رنگین پوستان  یگان تحت فرمانش به خاک سپرده شد که گرچه از سوی برخی یک اهانت بشمارمی آمد ولی خانواده وی این امر را بشدت رد می نمودند .
       

       
      فیلم سینمایی GLORY که درسال 1989 ، بر اساس همین واقعه تاریخی ساخته شد
       
      جزیره موریس ، بعنوان محل وقوع این جنگ ، کمتر از 1000 هکتار وسعت دارد که بدلیل همجواری با اقیانوس آتلانتیک ، تحت فرسایش شدید قرار می گیرد . اجساد تمامی کشته شدگان ، از جمله بقایای احتمالی جسد سرهنگ شاو ، به قبرستان ملی بوفورت منتقل و مجددا دفن گردید .
       
      پی نوشت :
      1-بن پایه
      2-بن پایه
      3-استفاده از مطالب برگردان شده به پارسی در انجمن میلیتاری ، براساس قاعده " رعایت اخلاق علمی " منوط به  ذکر دقیق  منبع است . امیدواریم مدعیان رعایت اخلاق ( بخصوص رسانه های مدعی ارزشمداری )  بدون احساس شرمندگی از رفرنس قرار گرفتن بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران ، از مطالب استفاده نمایند . 
       
      برگردان به پارسی ، اختصاصی برای بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران  ( MILITARY.IR) 
       
                           مترجم : MR9
       
    • توسط seyedmohammad
      بسمه تعالی
       
      182
       
      به بهانه ی چهل سالگی دفاع مقدس ؛
       
       
      دفاع مقدس به مثابه یک میراث بشری 
       
       
      1:  به اعتقاد نظریه پردازان روابط بین الملل ،  تا زمان جنگ جهانی دوم ،  مهم ترین دلیل در شعله ور شدن آتش جنگ ها ، عدم واکنش مناسب جهانی به تهاجمات مرزی، عبور از مرز های نظامی، اشغال و تجزیه کشور های دیگر بود. در بحران چکسلواکی وپیش از جنگ دوم ، موسولینی پیش‌نهاد کردکه کنفرانسی متشکل از قدرت‌های اروپایی بریتانیا، فرانسه، ایتالیا و آلمان نازی برای رسیدگی به آن تشکیل شود. در ۱۹۳۸ این کنفرانس  بدون حضور نماینده‌ای از شوروی یا چکسلواکی در مونیخ تشکیل شد و این قدرت ها بدون درنظر گرفتن تمامیت ارضی چکسلواکی ، در پایان جلسه سودت را به آلمان بخشیدند .
       نویل چمبرلین پس از امضای توافق‌نامه مونیخ گفت: «امروز ماصلح را برای زمانه‌مان را تحقق بخشیدیم.» ولی خبر نداشت که بی توجهی به حق حاکمیت ملی و حفظ تمامیت ارضی کشور های دیگر چه عواقبی در بر خواهد داشت !
      هیتلر پس از اتریش و چکسلواکی به سراغ لهستان رفت و  آتش جنگی را روشن کرد که اروپا و برخی نقاط دیگردنیا را به مدت بیش از ۶ سال در خود فرو برد.
      کشور های قدرتمند دنیا در سایه عدم واکنش و نادیده گرفتن اشغال خاک دیگر کشور ها، که به ظاهر مستقیما آسیبی به منافع آنان نمی زد، به دنبال به دست آوردن صلح سعادتمندانه ای بودند که هرگز آن را به دست نیاوردند. به دنبال این جنگ خانمان سوز بود که به منظور برقراری صلح و امنیت در جهان و محترم شمردن تمامیت ارضی کشور ها، منشور ملل متحد در تاريخ 26 ژوئن 1945 در سانفرانسيسكو در پايان كنفرانس ملل متحد درباره تشكيل يك سازمان بين‌المللي به امضاء رسيد و در 24 اكتبر همان سال لازم‌الاجرا گرديد. در ماده 1 از فصل 1 منشور این سازمان آمده است:
      "حفظ صلح و امنيت بين‌المللي و بدين منظور به عمل آوردن اقدامات دسته جمعي موثر براي جلوگيري و برطرف كردن تهديدات عليه صلح و متوقف ساختن هرگونه عمل تجاوز يا ساير كارهاي ناقض صلح و فراهم آوردن موجبات تعديل و حل و فصل اختلافات بين‌المللي يا وضعيت‌هايي كه ممكن است منجر به نقض صلح گردد با شيوه‌هاي مسالمت‌آميز و برطبق اصول عدالت و حقوق بين‌الملل... "
       
       
      2 :  پس از جنگ جهانی دوم، از یک سو به دنبال رقابت ها و توسعه طلبی های شدت گرفته در پی جنگ سرد، از سوی دیگر به دلیل اوج گرفتن مساله امنیت انرژی، مجددا مناقشات ارضی و به راه انداختن جنگ ها و کودتا ها توسط ابر قدرت ها شدت گرفت. در ادامه تسلط چنین جوی،  جنگ 8 ساله ایران و عراق که یکی از طولانی ترین، خسارت بار ترین و پرتلفات ترین جنگ های قرن 20 ام بود به راه افتاد.
      این جنگ در شرایط عدم ثبات داخلی ایران در پی وقوع انقلاب اسلامی در سال 1979 و در کمتر از یک سال پس از انقلاب در حاکی که تمامی نهاد های حاکمیتی دچار تنش و تحولات بوده و ارتش نیز پس از پیوستن به انقلاب وضع آشفته و نابسامانی داشت شروع شد.  صدام وعده پیروزی قریب الوقوع را می داد و خود اولین گلوله توپ را به سمت ایران شلیک کرد .  همچنین ارتش عراق به شدت از سوی کشور های غربی و شرقی تجهیز شده بود تحت حمایت سنگین مستشاری و اطلاعاتی آنان بود . در سوی دیگر ارتش و سازمان نظامی ایران در ضعف و آشفتگی و تحریم تسلیحاتی به سر می برد به نحوی که بسیاری منتظر سقوط قریب الوقوع حکومت نوپای ایران و یا دست کم اشغال بخش های وسیعی از خاک ایران از جمله مناطق نفت خیز ایران بودند. این مقاومت با چنگ و دندان نظامیان ارتشی و سپاهی و به ویژه نیرو های داوطلب مردمی بود که خاک ایران را از دهان صدام بیرون کشید و تمامیت ارضی آن را حفظ کرد. این جنگ که با تحریک و دسیسه ابر قدرت ها توسط صدام علیه ایران تحمیل شد می توانست مثال دیگری باشد از جنگ های صورت گرفته بر سر منابع انرژی خصوصا منطقه بسیار نفت خیر جنوب شرق ایران، اما نکته ی مهم آن  مباح شمردن کشور گشایی هایی بود که از سوی قدرت های جهانی و حتی دیگر کشور های منطقه قرار بود صلح سعادت مندانه دیگری را در پی داشته باشد. اما دوباره گندم  صلح به دندان هیچ کدام از آن کشور ها نرسید، پس از خاتمه جنگ ایران و عراق، صدام در حالی کویت را اشغال کرد که چشم به سرزمین های شبه جزیره عربستان دوخته بود. همان دو کشوری که در سال های جنگ ایران و عراق بیشترین حمایت مالی را از صدام کرده بودند. پس از آن تنها ورود آمریکا و دیگر کشور های غربی عضو ائتلاف بود که عربستان را از خطر اشغال شدن رهانید و خاک کویت را آزاد کرد. ورودی که با به راه انداختن جنگ اول خلیج فارس همراه بود و تاسیس پایگاه های نظامی و استقرار گسترده نظامیان آمریکایی و سلطه دولت مطبوعشان بر گلوگاه های تولید انرژی جهان را به دنبال داشت.
      همچنین، در اتفاقی کم نظیر هر دو بلوک شرق و غرب که در جای جای جهان از هیچ فرصتی برای رقابت و تخاصم با یکدیگر دریغ نمی ورزیدند، برای یاری رژیم بعث به رهبری صدام علیه ایران متحد شده بودند. تانک های مدرن تی 72، موشک های بالستیک اسکاد، هواپیما های بسیار پیشرفته میگ 25 و 29 که در آن زمان آخرین دستاورد های بلوک شرق بود  و بسیاری تسلیحات دیگر، از شوروی سابق، هواپیما های سوپر اتاندارد، میراژ اف-1 ، موشک های ضد کشتی اگزوست، سامانه پدافندی رولند و حتی تاسیسات اتمی از سوی فرانسه، بسیاری تجهیزات و حتی سلاح های شیمیایی از آلمان، و در نهایت اطلاعات ماهواره ای و تصاویر هوایی، کمک های مستشاری و در نهایت حتی دخالت مستقیم از سوی ایالات متحده، در کنار دلار های نفتی شیخ های حاشیه خلیج فارس صدام را در برابر ایران یاری می رساند. چرا که نفت و امنیت انرژی مگا ترند جدیدی بود که پس از کشور گشایی های جنگ جهانی دوم محبوب شده بود، و هر دو بلوک شرق و غرب بر سر آن تفاهم و اتفاق نظر داشتند.
      این در حالی ست که مبنای شکل گیری سازمان ملل به عنوان یگانه سازمانی که تمامی دولت ها و ملت های جهان را با یکدیگر مرتبط می سازد و به دور یک میز می نشاند آن بود که حقوق و تمامیت ارضی کشور ها محترم و خدشه ناپذیر دانسته شود. 
       
       3:  جنگ ایران و عراق یکی از طولانی ترین جنگ های قرن 20 ام بود و با فاصله کوتاهی جنگ اول خیلج فارس را در پی داشت . این جنگ همزمان با انقلاب رسانه ای در دنیا و فراگیر شدن رسانه های دیداری اتفاق افتاد و  موجب شد تا افکار جهانی در مورد این جنگ و منازعات بعدی در خاور میانه حساس شود، زیرا در بسیاری از کشور های جهان، خصوصا کشور های غربی روزانه اخبار متعددی از جنگ ایران و عراق منتشر می شد. اگر جنگ ویتنام وجدان های مردم جهان را در مورد جنگ افروزی مستقیم ابرقدرت ها حساس نمود؛  جنگ ایران و عراق مردم جهان را متوجه بعد جدیدی ازین آتش افروزی ها نمود . طولانی شدن جنگ در مناطق نفت خیز، آن هم در شرایطی که هر دو بلوک شرق و غرب در آن همکاری و مشارکت دارند، افکار عمومی را در مورد اهداف پنهان و اصلی به راه افتادن این جنگ حساس کرد. به ویژه انکه پس از پایان جنگ ایران و عراق، پس از آنکه صدام با چراغ سبز آمریکا دست به اشغال کویت زد، همان آمریکا، خود به ناگاه مدعی پرچم داری مبارزه با صدام و آزادی سازی کویت شد.
      این رسوایی ها و آگاهی عمومی از حقایق جنگ های نفتی بود که کار را برای دست اندازی های نظامی قدرت های بزرگ به خاک دیگر کشور ها به میزان کم نظیری دشوار ساخت؛ مقاومت طولانی ایرانیان، که در شرایطی که در جنگی نابرابر و تحت تحریم های شدید، با چنگ و دندان مقاومت کردن و گوشت تن را سپر گلوله قرار دادن مانع از نابودی کشور و به تاراج رفتن سرزمین های نفت خیز در دسیسه چیده شده توسط ابر قدرت ها، و آگاه شدن افکار عمومی جهان در مورد اهداف پنهان این جنگ شد، موجب شد تا دولت آمریکا حتی در ژست مبارز آزادی نیز کار دشواری در اقناع افکار عمومی در توجیه مداخله نظامی خود داشته باشد و مجبور به اجرای تبلیغات و پروپاگاندای گسترده از جمله داستان معروف رسوایی شهادت دروغین دختر سفیر کویت شود. [1]
       نهایتا نتیجه آن شد که افکار عمومی به هیچ وجه جنگ افروزی را تحت هر عنوانی برنمی تابید و تنها واقعه ای چون 11 سپتامبر می توانست از پس توجیه افکار عمومی برای اشغال افغانستان و افزایش حضور و مداخله نظامی آن کشور در خاور میانه بر آید. برای اشغال عراق نیاز به افسانه سرایی ها در مورد انبار های تسلیحات کشتار جمعی عراقی بود که دستمایه اشغال آن کشور قرار گرفت. همان دست مایه ای که با رسوا شدن دروغ ها و دسیسه های آن یکی از بزرگترین بی آبرویی های دولت آمریکا در 100 سال گذشته را به بار آورد و دولت بوش پسر را به یکی از منفور ترین دولت های آمریکا در داخل آمریکا و سطح بین المللی بدل کرد. و در ادامه کار به آنجا کشید که در برابر فشار افکار عمومی راهی جز خاتمه اشغالگری و خروج نظامیان از عراق باقی نماند. حتی برای دولت ترامپ شعار خارج کردن نظامیان از افغانستان و خاتمه جنگ به بزرگ ترین دستاورد بدل شد .
       
      4 : حساسیت افکار عمومی  مردم جهان نسبت به حق حاکمیت ملی کشورها ، حاصل بی خانمان شدن ، کشته شدن و نقص عضو انسانهای بسیاری بوده واین بهایی بسیار گزاف به شمار می آید . این آگاهی از اهداف واقعی تجارت جنگ در بین قدرت های بزرگ بود که راه را برای دست اندازی های بیشتر به خاک دیگر کشور ها بست و مقاومت 8 ساله و خون صد ها هزار ایرانی  در برابر اشغال گری ، نقش کم نظیری در شکل گیری آن ایفا کرد. ازین رو میتوان گفت که دفاع مقدس ایران نه تنها یک موضوع ملی بلکه یک میراث بشری و متعلق به تمام انسان های آزاده است : میراث تثبیت حق حاکمیت ملی و تمامیت ارضی .
       
        [1] https://en.wikipedia.org/wiki/Nayirah_testimony
       
       
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.